صبح امروز در نشست پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات «آينده هژموني فرهنگي غرب» تشريح شد
نشست بررسي «آينده هژموني فرهنگي غرب» با حضور استاد دانشگاه تهران و صاحب تاليف در حوزه روابط بينالملل در حالي برگزار شد كه وي معتقد به خيزش ملتها عليه نظام سلطه و شكلگيري دو اردوگاه سلطهگران و سلطهستيزان در آينده فرهنگي جهان است.\ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) منوچهر محمدي، استاد دانشگاه تهران در حوزه روابط بينالملل، شكلگيري نظام جديد بينالمللي را متعلق به دوران عهدنامه وستفاليا، پس از جنگهاي 30 ساله دانست و گفت: از تاريخ 1348 در جهان نظام دولت ـ ملتها شكل گرفت و غربيها تلاش كردند تا بازيگران متعهد بينالمللي و سيستم فئوداليته را محدوده كنند.
اين معاون پيشين آموزشي، پژوهشي وزارت امور خارجه با اشاره به عناصر اساسي نظام جديد جهاني، عنوان كرد: نخستين عنصر اين نظام، بياعتمادي و ترس و وحشت از يكديگر، سپس بدبيني، حفظ منافع، استعمار و استثمار جوامع بود. به لحاظ فرهنگي سكولاريسم، جدايي دين از سياست و غيرايدئولوژيك بودن حاكم بر نظام جهاني شد.
نويسنده كتاب «آينده جهان بينالملل» اصل موازنه قوا را برپايه بدبيني حاكم بر حفظ صلح و موازنه رقابتي دولتها دانست و افزود: «جنگ» يكي از قواعد موازنه قوا در ميان دولت ـ ملتها بود. با توجه به جنگهاي زياد و خسارات عظيم صاحبان قدرت، آنها به فكر ايجاد نظام جديد افتادند. نويسنده اثر برگزيده «بازتاب جهاني انقلاب اسلامي» در جشنواره فارابي با تاكيد بر كنفرانس ورساي و طرح مساله دولت جهاني توضيح داد: با شكست نظريه دولت جهاني، منشور آتلانتيك ميان دولتهاي متفق منعقد شد و روزولت، نظريه برادران جهاني را مطرح كرد. بر مبناي اين نظريه، جامعه جهاني يك خانواده معرفي شد كه پدر و مادر آن (آدم و حوا) فوت كردند و برادران بزرگتر بايد اداره خانواده را برعهده بگيرند.
وي توضيح داد: پس از جنگ جهاني اول، اخراج چين از شوراي امنيت و كنارهگيري كشورهاي اروپايي، نظريه برادران بزرگتر جاي خود را به نظامي دو قطبي مبتني بر موازنه قواي ميان دو ابرقدرت (آمريكا و شوروي) داد. بنابراين تمام تحولات صحنه بينالملل از سويي به آمريكا و از سمتي ديگر به شوروي بازميگشت تا دورهاي كه شوروي سابق فرو پاشيد.
نويسنده كتاب «استراتژي نظامي آمريكا پس از 11 سپتامبر» اين انقلاب را يكي از چالشهاي پيش روي حركت نظام جهاني برشمرد و گفت: انقلاب اسلامي عنصر قدرت را بازتعريف و تودههاي مردم را ارزشمند تلقي كرد.
سخنران نشست با اشاره به نظريه هنتينگتون درباره برخورد تمدنها توضيح داد: هنتينگتون، جامعه جهاني را به هشت تمدن تقسيم كرد و ادعاي اتمام تمدن دولت ـ ملت را داشت. با استنباط از نظريات او چنين برميآيد كه نظام جديدي در حال شكلگيري است كه با نظام وستفاليا متفاوت بوده و ميان دولتهاي سلطهگر نمايانگر ميشود.
نويسنده كتاب «پردهنشين» درباره آينده فرهنگي جهان توضيح داد: اردوگاه سلطهگران بر محور تاثيرگذاري و توان بازيگران و اردوگاه سلطهستيزان بر مبناي تاثيرگذاري و ارزشهاي غنيتر استوار است. حلقه اول اردوگاه سلطهگران را آمريكا و در ميان سلطهستيزان، ايران اسلامي تشكيل ميدهد.
محمدي، انقلاب اسلامي را نقطه عطفي در تحولات جهاني و بينالمللي برشمرد و توضيح داد: اين نقطه عطف در سطوح شش گانه ملي، جهان تشيع، جهان اسلام، ملل و كشورهاي در حال رشد چون آفريقا، آسيا و آمريكاي لاتين و مستضعفان بررسي ميشود. روند حركت در اردوگاه سلطهستيزان شامل رشد روزافزون، ضعف و انحطاط نظام سلطه از درون و بيرون، گسترش رقابت و تضاد در اردوگاه سلطه، درك، پذيرش و آمادهسازي دولتمردان نظام اسلامي براي اداي مسووليت، برقراري و توسعه ارتباطات با تمام حلقههاي اردوگاه و تامين و تقويت قدرت دفاعي و بازدارندگي است.
نشست بررسي «آينده هژموني فرهنگي غرب» صبح امروز، دوشنبه در سالن جلسات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد. کد مطلب : 74578 |