مديرمسوول انتشارات تيمورزاده در نامهاي خطاب به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، طرح ملي 30 دقيقه مطالعه در ابتداي ساعت كاري را ارائه كرد.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، در نامه دكتر فرهاد تيمورزاده خطاب به محمدحسين صفارهرندي آمده است: آمار مطالعه در كشور ما كه بيش از هشتاد درصد جمعيت آن باسوادند، با پيشينه عظيم تاريخي، فرهنگي و ديني ما همخواني ندارد و با وجود تمام فعاليتهايي كه در حوزه فرهنگ صورت ميگيرد، همچنان با كاستيهاي فراواني در اين زمينه روبهرو هستيم. آمار پايين مطالعه در كشور، علاوه بر اينكه باعث كندي حركت به سوي جامعهاي مترقي و متعالي ميشود، آنان را كه در عرصه توليدات فرهنگي فعاليت دارند نيز به شدت دچار مشكل ساخته است، زيرا كالاي فرهنگيشان كه با هزار خون دل و با مشكل مادي و... توليد ميكنند، عملا كم خريدار ميماند.
اين مشكلات

يادداشتي با اين مضمون در سالن ورودي انتشارات تيمورزاده قرار گرفته است: «تمامي كاركنان اين انتشارات از ساعت 8 تا 8:30 در حال مطالعه كتاب هستند و امكان پاسخگويي به شما را ندارند شما نيز ميتوانيد با انتخاب كتابي از كتابخانه در اين ساعت، تا اتمام مطالعه كاركنان، به مطالعه بپردازيد»
و مقايسه ميزان مطالعه كشور ما با كشورهاي ديگر و رابطه مستقيم آن با پيشرفت و توسعه ملتها، علاوه بر اينكه تاسف آنان را كه دغدغه فرهنگي دارند بر ميانگيزد، هر انسان مسوول و متعهدي را واميدارد براي يافتن علت اين مشكل، تكاپوي جدي را آغاز كند.
تيمورزاده در ادامه اين نامه نوشته است: آنچه تجربه چندين ساله در نشر به ما آموخته، اين است كه همواره تشويق و ترغيب افراد به مطالعه كتاب، كارسازتر از تشويق به خريد آن بوده است، هرچند اين دو نميتوانند مقولههايي جدا از هم باشند؛ زيرا مطالعه نيازمند ابزاري به نام كتاب است و لاجرم ميل به مطالعه مستلزم خريد كتاب نيز خواهد بود و خواننده را براي خريد بيشتر اين ابزار فرهنگي ترغيب خواهد كرد.
پيشنهاد شخص من و همكارانم در مجموعه انتشارات تيمورزاده، طرح ملي 30 دقيقه مطالعه در ابتداي ساعت كاري است. شايد مشاهده كارمندان و كارگراني كه در حال مطالعه كتاب هستند، جايگزين رفتار نازيباي بردن انواع نان براي صرف صحبانه در محل كار شود و در عين حال به طور مشخص، ميزان مطالعه 30 دقيقهاي به آمار فعلي افزوده شود و ذهنيت آبرومندانهتري در مورد مملكت ما ايجاد كند.
در بخش ديگري از اين نامه آمده است: ما اصلاح را از خودمان شروع كردهايم. انتشارات تيمورزاده ارتقاي فرهنگ كتابخواني را در سرلوحه كار خود قرار داده است. يكي از اقدامهايي كه بيش از يك سال

اگر گسترش اين فضاها را در افزايش نرخ مطالعه موثر بدانيم، به هيچ وجه نميتوان انتظار داشت كه با اين هزينه سنگين سرقفليها و خريد اماكن و فروشگاههاي تجاري، آنها را تبديل به كتابفروشي كنند و راهي جز اين كه با وامهاي كم بهره و حذف ماليات علاقهمندان را به سرمايهگذاري در اين بخش ترغيب كرد، پيش روي خود نداريم
است در اين زمينه انجام شده، طرح 30 دقيقه مطالعه در ابتداي ساعت كاري است كه به وضوح اشتياق كارمندان را به مطالعه برانگيخته و حتي مراجعهكنندگاني كه در اين زمان در دفتر حضور دارند، با مشاهده مطالعه كارمندان به وجد آمده خواستار كتابي براي مطالعه ميشوند. يادداشتي با اين مضمون در سالن ورودي مراجعان قرار گرفته است: «تمامي كاركنان اين انتشارات از ساعت 8 تا 8:30 در حال مطالعه كتاب هستند و امكان پاسخگويي به شما را ندارند. شما نيز ميتوانيد با انتخاب كتابي از كتابخانه در اين ساعت، تا اتمام مطالعه كاركنان، به مطالعه بپردازيد.»
مدير مسوول نشر تيمورزاده همچنين در بخشي ديگر از نامه خود خطاب به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نوشته است: كاركنان ما در اين ساعت مجاز به خواندن جزوه درسي و انجام كار اداري نيستند و فقط بايد به مطالعه كتاب بپردازند. كتابها در موضوعات مختلف اجتماعي، مذهبي، مديريتي، رايانه، رمان، شعر و... گردآوري شدهاند و كارمندان مجازند از كتابخانه شخصي منزل خود، كتابي براي مطالعه به همراه بياورند. اين روند مثبت علاوه بر آشتي دادن كارمندان با مطالعه، به عادتي نيكو مبدل شده است. بنابراين راهكاري مناسب به نظر ميرسد و اجراي آن به موسسهها، ارگانها و نهادهاي دولتي و غيردولتي پيشنهاد ميشود.
در اين حالت از يارانه كاغذ براي خريد كتاب و ايجاد كتابخانههاي كوچك ادارهها و سازمانهاي دولتي ميتوان بهره برد كه همانا حمايت اصلي

بهتر است كتابفروشيها به عنوان يك مكان فرهنگي در اذهان عمومي مطرح شود، نه صرفا جايي كه كالايي در آن به فروش ميرسد. اگر اين ديدگاه ترويج يابد، مردم نيز به كتاب و كتابفروشي به چشم يك مكان كاملا فرهنگي مينگرند
از مصرفكننده را ايجاد خواهد كرد و به تبع آن توليدكنندگان كتاب يعني ناشران نيز مورد حمايت قرار خواهند گرفت.
در پايان، طرح گسترش كتابفروشيها در مكانهايي با كاربري مسكوني و با بررسي و تاييد كارشناسي مبني بر اين كه مزاحمتي براي همسايگان نداشته باشد را به عنوان افزايش فضاهاي فرهنگي پيشنهاد ميكنيم.
بهتر است كتابفروشيها به عنوان يك مكان فرهنگي در اذهان عمومي مطرح شود، نه صرفا جايي كه كالايي در آن به فروش ميرسد. اگر اين ديدگاه ترويج يابد، مردم نيز به كتاب و كتابفروشي به چشم يك مكان كاملا فرهنگي مينگرند و اين اشتياق و ميل در آنان با احساس افتخار در مراجعه به كتاب فروشي شكل ميگيرد و آنان كه بخشي از وقت خود را در اين فضاها و لابهلاي قفسههاي كتاب ميگذارنند، احساسي لبريز از افتخار يك ايراني فرهنگ دوست را مييابند.
اگر گسترش اين فضاها را در افزايش نرخ مطالعه موثر بدانيم، به هيچ وجه نميتوان انتظار داشت كه با اين هزينه سنگين سرقفليها و خريد اماكن و فروشگاههاي تجاري، آنها را تبديل به كتابفروشي كنند و راهي جز اين كه با وامهاي كم بهره و حذف ماليات علاقهمندان را به سرمايهگذاري در اين بخش ترغيب كرد، پيش روي خود نداريم.