پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی يادداشت روز ادبيات

يادداشت شاكري درباره جايزه كتاب سال و ادبيات داستاني

  برخي استادان ادبيات دانشگاه‌ها از هدايت و چوبك جلوتر نيامده‌اند

17 اسفند 1388 ساعت 11:05
احمد شاكري، از داوران گروه ادبيات جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي ايران، در گردهم‌آیی داوران اين جايزه با وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، يكي از سخنرانان اين نشست بود. وي متن كامل سخنانش را در قالب يك يادداشت در اختيار ايبنا گذاشته است.\

خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، احمد شاكري، داور گروه ادبيات جايزه كتاب سال: بيست و هفت دوره از جايزه کتاب سال جمهوري اسلامي مي‌گذرد و در اين سال‌ها جمع حاضر، بخشي و نماينده‌اي از زبان‌هايي هستند که براي ده‌ها کتاب به نام اين جايزه خطبه خوانده‌اند تا کتاب برگزيده، قرين جشن و سروري پايدار باشد. تا عروس کتاب به کابين شادماني ابدي جايزه‌اي ملي برود و بارور شود و مثل کلمه طيبه کشجره طيبه اصلها ثابت و فرعها في السماء. 

و اکنون فرصت مغتنمي است تا بينديشيم کدام کتاب را با چنين جشن فرخنده‌اي بخت گشوده‌ايم. کدام آن‌ها درختي تناور شده‌اند. کدام‌شان از اين وصلت خيري نديده‌اند و دل کدامين کتاب‌هاي دم بخت از اين وصلت خرسند و به نتايج آن اميدوار است؟ 

وزير محترم ارشاد، مديران و فرهيختگان محترم، ترديدي در اهميت هيچ يک از شاخه‌هاي جايزه کتاب سال نيست و ترديدي در تلاش مجدانه‌اي که در رونق بخشيدن به اين جشنواره ملي صورت گرفته، روا نيست. اما بنا دارم از شاخه‌اي از کتاب سال سخن بگويم که حساسيت برانگيزترين، آسيب‌پذيرترين و بحث بر انگيزترين شاخه‌هاي کتاب سال است.
 
شاخه‌اي که نه تنها يک موضوع يا قالب، که فرهنگ را رهبري مي‌کند تا جايي که بارها دبيران جشنواره و معاونان وزارت ارشاد خود آستين بالا زده‌اند و در صدد رفع شبهه و سوال از ساحت آن برآمده‌اند. 

گروهي که حواشي آن گاهي بر متن سنگيني مي‌کند و مقوله‌هاي سياسي را وارد حوزه فرهنگ مي‌سازد. آنچه از آن ياد مي‌کنم گروه ادبيات معاصر يا داستان است. 

1- ماهيت جشنواره
گرچه جمع حاضر دست‌اندرکاران جشنواره کتاب سال محسوب مي‌شوند، با اين وجود پرداختن به موضوع جشنواره بدون در نظر گرفتن جايگاه آن در چرخه تطور توليد فکر، عرضه آن به مخاطب، تبديل آن به ملکات ، در نهايت به عمل در آمدن آن، کاري ابتر است. جشنواره‌ها نقش مرحله‌اي واسط را در اين چرخه بازي مي‌کنند.
 
جشنواره‌ها نه آغاز اين چرخه و نه پايان آن‌اند. بنابراين هدف غايي دولت که کمک به حرکت کامل و مستمر در اين چرخه است، تنها به جشنواره خلاصه نشده و نه در آن پايان مي‌يابد. 

چنين ترسيمي از روند توليد فکر و هنر در کشور نگاه کلاني را مي‌طلبد که هر جزء را در کنار اجزاء ديگر تفسير كند.

آقاي وزير ارشاد، قضاوت درباره توفيق يا عدم توفيق جشنواره اي چون کتاب سال که نظام جمهوري اسلامي ايران متولي آن است راه به جايي نخواهد برد، مگر آن‌که سياست‌هاي پسين و پيشين آن در عرصه فرهنگ، کتاب، نشر و تعليم و تربيت مورد نظر قرار گيرد. 

سوال‌هايي چون چرا جشنواره کتاب سال در بخش داستان برگزيده ندارد؟ چرا استقبال سراسري و عمومي از نتايج آن نمي‌شود؟ چرا چنين جايزه‌اي نمي‌تواند ميزان شمارگان کتاب را به نحو چشمگير و فزاينده‌اي افزايش دهد؟ و چرا با وجود تلاش‌هاي فراوان، فاصله چنداني با برخي از جشنواره‌هاي غير رسمي و محفلي ندارد؟ پاسخ داده نخواهد شد مگر سوال‌هايي از جنس ادبيات و نويسندگي مطرح شود. 

سوال‌هايي چون: چرا نويسندگان ما از تجربه‌هاي غني‌اي برخوردار نيستند؟ چرا نويسندگان ما با بن مايه‌هاي عالي فلسفي عرفاني برخاسته از اسلام غريبه‌اند؟ چرا نويسندگان ما از روي دست داستان‌نويسان فرنگي مي‌نويسند؟ چرا نويسندگان ما در دنبال کردن نظريه‌اي ادبي برخاسته از هويت فکري فرهنگي مان حيران‌اند؟ چرا نويسندگان ما در چاپ آثارشان شتابزده عمل مي کنند؟ 

فکر و انديشه کالبد هنر است. تا در توليد فکر به ويژه در علوم انساني به زايش و باروري نرسيم، هنر ناکام خواهد بود. بنابراين بايد کرسي‌هاي علوم انساني به خصوص کرسي‌هاي نظريه‌پردازي ادبي تقويت شود.

مروري کلي بر فرايند داستان نشان مي‌دهد: 
1- نويسنده‌اي که شناخت عميقي از جامعه، اعتقادات و معارف اسلامي نداشته باشد، خود را تکرار مي‌کند. او به دنبال فهم و تجربه جديد نيست. بنابراين بايد براي شناخت و باور او فکري کرد. 

2- نويسنده‌اي که تجربه جديدي نداشته باشد، كالايي براي عرضه ندارد. که گفته‌اند (فاقد شی‌ئی نمي‌تواند معطي آن باشد). بنابراين بايد براي نويسنده فرصت تجربه‌اندوزي فراهم کرد. 

3- نويسنده‌اي که با وجود تجربيات غني، گرفتار چنبره‌هاي نظري برخاسته از ديدگاه‌هاي غربي درباره داستان است، مايه ديني‌اش را در قالب اومانيستي مي‌ريزد. بنابر اين بايد برايش فرصت آموزش فراهم کرد. 

4- نويسنده‌اي که از مخاطبش به دور افتد و تنها دغدغه‌هاي ذهني خود را به جامعه ارائه کند، دچار نخوت خواهد شد و اندک اندک تباه مي‌شود. بنابراين بايد برايش فرصت نقد شدن در محيط علمي و با اصول صحيح نقد فراهم کرد. 

5- نويسنده‌اي که ذهن و دلش با داستان و دستش به کار گل است. به شغل و بيمه و مسکن مشغول است. جز کار گل نخواهد کرد. بنابراين بايد برايش فراغت فراهم کرد. 

6- نويسنده‌اي که در حوادث و شرايط اجتماعي بي چراغ حرکت مي‌کند، يا از دغدغه‌هاي مردمش نمي‌نويسد يا واقعيت را دگرگون مي‌کند. بنابراين بايد برايش قدرت تحليل تدارک ديد. 

7- نويسنده‌اي که کتابش به مخاطب عرضه نشود، انگيزه‌اي براي توليد هنري پيدا نخواهد کرد. بنابر‌اين بايد براي کتابش فرصت تبليغ، توزيع و معرفي درست فراهم کرد. 

8- نويسنده‌اي که کتابش فهميده نشود و لذت درون متن به جان مخاطب منتقل نشود، منزوي خواهد شد. بنابراين بايد فرهنگ مطالعاتي ارتقا يابد و در نهايت، نويسنده‌اي که تنها نويسنده عالم باشد به فکر نو‌آوري و خلاقيت نخواهد بود. بنابراين بايد برايش امکان رقابتي سالم فراهم شود. و اين آخري از هشت مرحله پيشين را جشنواره انجام مي‌دهد. 


2- انتقادهاي مطرح درباره جشنواره در بخش ادبيات معاصر( داستان) 

1-  تغيير سياست‌ها يا رويکردها در هر دوره با تغيير دولت. اين تغيير موجب مي‌شود ملاک‌ها و معيارهاي چند گانه‌اي در دوره‌هاي هشت ساله و يا کمتر از آن لحاظ شوند. نياز است در بازنگري اساسنامه کتاب سال و متقن ساختن آن از اين امر جلوگيري شود. 

2- مخفي بودن نام داوران و يا عدم پاسخگو بودن آنان درباره نتايج داوري. در چند دوره اخير نام داوران اين بخش اعلام شده است و رسانه‌ها در روندي غير منسجم نظر داوران را منعكس ساخته‌اند؛ اما رويه منسجمي که به دفاع مشروح و اقناعي از اساسنامه و ملاک‌هاي داوري بپردازد، متداول نبوده است. 

3- جوايز جشنواره در دوره‌هايي که کتاب سال برگزيده داشته است، نتوانسته است به ميزان اعتبار و نام کتاب سال در شمارگان کتاب تاثير بسزايي داشته باشد. 

4- جشنواره کتاب سال در بخش ادبيات معاصر، با وجود سياست‌هاي کلي در تاسيس آن از جايگاه لازم در بين اهالي داستان، نقد و مخاطبان عام برخوردار نيست. اين جشنواره نتوانسته است در بخش ادبيات به عنوان حرکتي ملي، اجماع يا حمايتي فراگير را به خود جلب کند. 

5- اين جشنواره در بخش ادبيات نتوانسته است در طول دوره‌هاي متعدد خود از بنيان نظري منسجم ادبي که برخاسته از نظريه ادبي بومي اسلامي است، دفاع کرده يا آن را مطرح سازد. تشابه فرم‌هاي داوري در اين جشنواره، روش‌هاي داوري و نوع داوران با اغلب جشنواره هاي ديگر نشان از اين امر دارد. 

6- اين جشنواره نتوانسته است جامعه پژوهشي دانشگاهي را به ادبيات داستاني معاصر منعطف کند. از اين منظر تنها دقتي در پايان نامه‌هاي دانشگاهي حاکي از آن است که اغلب پايان نامه‌ها و بسياري از اساتيد دانشگاه عملا از شخصيت‌هايي چون چوبک و هدايت که نماينده تفکر اسلامي و انقلابي قلمداد نمي‌شوند، جلوتر نيامده‌اند و در ادبيات دهه چهل و پنجاه مانده‌اند. 

7‌- اين جشنواره در بخش ادبيات داستاني با سکوت خود نتوانسته است جريان مشخص و با هويتي از ادبيات را پايه گذاري کرده، آن را جايگزين گونه‌هاي وارداتي از ادبيات كند. 

8-كتاب سال بايد به صداي خاص خود در ميان اركستري از صداهاي مختلف نايل شود.صداي كتاب سال بيانگر هويت آن و وجه مشخصه آن در ميان جشنواره هاست.
3- پيشنهادها: 
1- براي تجربه نويسندگان فکري کنيم. در هر سال صدها سفر داخلي و خارجي توسط مديران دولتي و ديگر نهادهاي قانون گذاري و قضايي انجام مي شود. تدارک امکان حضور نويسندگان داستان در اين سفرها جان دوباره‌اي به ادبيات ما خواهد بخشيد. اين امر مسائل روز جامعه را وارد ادبيات خواهد کرد. نويسندگان را به کارشان اميدوار مي‌کند. حسن نيت مسوولان را به ادبيات اثبات خواهد کرد. انتقادهاي سازنده و هنري‌اي را متوجه مسوولان نظام خواهد کرد و مهم‌تر از همه اين‌که بلندترين منبر براي بيان زحمات دولت و مجموعه نظام خواهد بود. 

براي نويسندگان چيزي مهم‌تر از مورد توجه قرار گرفتن آثارشان نيست. کافي است در هر سفر تنها يک نفر از نويسندگان با مجموعه هاي پيش گفته همراه شود. اين روند سالانه به بيش از نويسنده تجربه نو براي نوشتن خواهد داد. 

2- براي ارج ديدن نويسنده فکري شود. نويسندگان براي پيش‌برد آفرينش داستاني‌شان نيازمند حمايت‌اند. انجمن‌هاي صنفي در اين زمينه بايد مورد حمايت راهبردي دولت قرار گرفته خدمات خود را به نويسندگان تنوع بخشيده، گسترده كنند. در اين زمينه مرکز شناخته شده‌اي نياز است که با امکان ارتباط با نهادهاي دولتي و كشوري بتواند واسطه خدمات آن نهادها به نويسندگان باشد. 

3- ادبيات نيازمند اتاق فکري دائمي است. انتخاب آقاي سرشار به عنوان دبير علمي کتاب سال جمهوري اسلامي ايران اتفاق فرخنده‌ای است. اما کافي نيست. اتاق فكر در طول هر سال جريان‌ةاي ادبي كشور را زير نظر دارد و راهبردهاي جديدي پيشنهاد مي‌كند.

4- ادبيات معاصر با ظرفيت کنوني بايد وارد مجامع دانشگاهي شود تا نهادينه شود و رشد کند و بتواند زايش علمي و نظريه پردازي را بنيان نهد. 

5- ادبيات داستاني بدون حوزه نقد ادبي عمري کوتاه خواهد داشت. نقد يک اثر در جامعه ادبي توسط منتقدان سرشناس به مراتب اهميت بيشتري از برگزيده شدن در جشنواره ها دارد. 

6- آموزش ادبيات داستاني اکنون وادي‌اي است که کنترل و نظارتي بر ان نيست. آموزش دهندگان، آموزش دهندگان، منابع آموزشي و شرايط و نتايج آن در کثيري از دوره‌هاي آموزشي مشخص نيست. 

7- معيار داوري جشنواره کتاب سال بايد به جاي اوراق از پيش تعيين شده داوري بر محور فکر و انديشه افرادي باشد که آخرين نتايج توليد علم در عرصه نظريه ادبي را دنبال مي کنند. 

و در نهايت اينکه براي ادبيات داستاني و اهميت آن اين بس که مقام معظم رهبري خواننده حرفه‌اي داستان و آشناي به اين عرصه‌اند که بارها دغدغه و انتظارشان را در توليد رمان فاخر اعلام کرده‌اند. 

فرمانده ما فرمانش را سال‌هاست داده است. بايد کاري بکنيم.

کد مطلب : 63697
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
احمد شاكری
احمد شاكری
خبرنگار : مهدی محبعلی
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل