نرگس آبيار: «مهماني با كلاغها» نثري ساختارشكن و باورپذير دارد
نشست نقد و بررسي مجموعه داستان «مهماني با كلاغها»، عصر روز گذشته (دوشنبه ۲۵ مرداد) با حضور «زهرا پورقربان» نويسنده كتاب، «نرگس آبيار» و «عليالله سليمي» در سراي اهلقلم برگزار شد.\ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، در ابتداي اين نشست، نرگس آبيار با اشاره به نثر ساده و باورپذير داستانهاي اين مجموعه گفت: نويسنده در نثر دست به ساختارشكني زده، مثلاً در داستان «قصه ناتمام»، نويسنده خود وارد داستان ميشود كه نظير آن را در داستانهاي نويسندگان داخلي و خارجي شاهد بوديم كه وارد فضايي خاص ميشويم و اين قبيل داستانها غالباً باورپذير نيستند و جنبه انتزاعي به خود ميگيرند اما در اين اثر خواننده شخصيت نويسنده را باور ميكند، حتي لحن نويسنده نيز با ديگر شخصيتهاي داستان هماهنگي دارد.
وي در ادامه افزود: در برخي داستانها نويسنده دچار نوعي تشتت شده و زاويه ديدها گنگ و مبهم است، به طوريكه خواننده براي درك زاويه ديد بايد اثر را چند بار بخواند تا با شخصيتها آشنا شود.
آبيار با اشاره به انتخاب فرم سوالي از سوي نويسنده اضافه كرد: نگارش برخي داستانها سوالي است اما در همه جاي اثر اين تكنيك ديده نميشود. اين نوع نگارش براي روايت داستان كوتاه خوب است اما بايد كاركرد خاص داشته باشد و در داستانهاي بسيار كوتاه به كار گرفته شود، ما در برخي داستانهاي اين اثر به ويژه در داستان «سه رنگ» با نفي اثباتي روبرو هستيم و فضاي داستان را باور نميكنيم.
اين منتقد ادبي با تاكيد بر وجود فضاي رئال در «چيزي نمانده تا غروب» يكي ديگر از داستانهاي اين مجموعه گفت: در اين داستان فرم و مضمون خيلي با هم هماهنگ نيستند و ما با شناختي كه از داستانهاي رئال داريم ميدانيم كه هماهنگي فرم و مضمون لازمه اين سبك داستاننويسي است.
نرگس آبيار ويژگي بارز اغلب داستانهاي اين مجموعه را استفاده از من راوي دانست و اظهاركرد: در بيشتر داستانها من راوي با دوم شخص صحبت ميكند كه بعضاً نقش دوم شخص بسيار مهمتر است، مثلاً در داستان «كنار خاك خيس» شخصيت دوم از من راوي پررنگتر است.
در ادامه «عليالله سليمي» ديگر منتقد حاضر ضمن تاييد وجود ابهام بيش از حد در داستانها اين مجموعه گفت: شخصيتهاي داستانها غالباً انسانهاي مشكل داري هستند كه وجود همين اشكالها باعث شكلگيري داستان شده است. راوي بيشتر به گذشته نگاه ميكند و به اين ترتيب خود راوي از اين مشكلات مبراست و داستانهايي از اين دست نميتوانند خواننده را درگير كنند.
سليمي با اشاره به شخصيتهاي خلق شده در اين مجموعه ادامه داد: شخصيتها اغلب زندگي را به چالش ميكشند، با آن كلنجار ميروند و در نهايت مشكلات رفع ميشود و داستان به پايان ميرسد. خواننده هرچه دقيقتر داستان را بخواند به تسلط نويسنده بر عناصر داستاني بيشتر پي خواهد برد.
در پايان نشست، «زهرا پورقربان» ضمن روخواني داستان «شاه دزد» از اشاره منتقدان به زير و بم داستانها تشكر كرد و گفت: همه تلاشم در اين كتاب بر اين بوده است كه شخصيتها را به خوبي به نمايش درآورم و داستانها از يك برش زماني برخوردار هستند.
مجموعه داستان«مهماني با كلاغها» نوشته «زهرا پورقربان» سال گذشته (88) توسط انتشارات افراز منتشر شد و دو داستان از اين مجموعه به نامهاي «چيزي نداريم تا غروب» و «بيقرار» به ترتيب آثار برگزيده جشنواره ادبي اصفهان و جشنواره ادبي دفاعمقدس هستند. کد مطلب : 78637 |