خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/ Sat, 19 Oct 2019 12:27:08 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sat, 19 Oct 2019 12:27:08 GMT 60 خروج زبان فارسی از هند توطئه بزرگ انگلیسی‌ها بود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281869/خروج-زبان-فارسی-هند-توطئه-بزرگ-انگلیسی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) تا حدود دویست سال قبل و پیش از آنکه هندوستان مستعمره انگلستان شود، زبان فارسی دومین زبان رسمی و زبان فرهنگی و علمی این کشور به‌شمار می‌رفت. زبان فارسی که در دوره غزنویان به هند راه یافت؛ با تاسیس امپراطوری مغول در هندوستان به اوج پیشرفت خود رسید و زبان رسمی هند شد؛ شاعران بزرگی هم‌چون بیدل دهلوی، امیرخسرو دهلوی و دستگاه شعری سبک هندی را در خود پروراند و بخش‌های زیادی از تاریخ و ادبیات هند به این زبان نگاشته شده است؛ اما پس از استعمار، انگلیسی‌ها در سال ۱۸۳۲ میلادی، با اجبار زبان انگلیسی را جایگزین زبان فارسی کردند.    با این حال و پس از گذشت بیش از دویست سال از خروج اجباری زبان فارسی از محافل رسمی و علمی هندوستان، هنوز هم زبان فارسی در میان مردم و محیط آکادمیک هند خواهان دارد و بیش از 40 کرسی رسمی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه‌های هند دایر است. عددی که از هیچ، کمی بهتر است، اما با توجه به پیشینه زبان فارسی در هند و نقش و سهمی که در تاریخ و ادبیات و نسخه‌های خطی هند دارد، عدد ناچیزی است. هرچند که اهل فن بر این نظرند که همین مقدار هم رو به زوال است و سال به سال از توجه به زبان و ادبیات فارسی در هند، کاسته می‌شود. این مسئله نه تنها برای زبان فارسی به عنوان یک زبان کلاسیک، بلکه برای حفظ فرهنگ و تاریخ هند هم مهم و قابل بحث و پیگیری است. همین مسائل باعث شد که با اخلاق احمد ‌انصاری (آهن) ، شاعر زبان فارسی و اردو و استاد بخش مطالعات زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جواهرلعل‌نهرو که تالیفات، تصحیح و ترجمه‌هایی هم به زبان فارسی دارد، گفت‌وگویی داشته باشیم و وضعیت زبان و ادبیات فارسی را در هند امروز جویا شویم. اگر اجازه دهید، گفت‌وگو را با معرفی مختصری از شما شروع کنیم و اینکه از چه زمانی و در کدام دانشگاه تدریس زبان فارسی را آغاز کردید؟ اسم بنده اخلاق احمد و تخلصم «آهن» است. تقریبا 22 سال است که در دانشگاه جواهرلعل‌نهرو تدریس می‌کنم. البته ابتدا حدود 4 سال در دانشگاه جامع ملیه اسلامیه دهلی، تدریس داشتم. همراه با تدریس، حدود 23 کتاب هم چاپ کرده‌ام، که شامل کتاب‌های انتقادی و تحقیقی و چندین تصحیحی است که انجام داده‌ام. علاوه بر این  چند مجموعه شعر و چندین ترجمه هم دارم. بنده به چهار زبان کار علمی و تحقیقی انجام می‌دهم، که به شمول فارسی، اردو، هندی و انگلیسی است. در همایش‌ها و سمینارهای زیادی در کشورهای فارسی‌زبان، به خصوص ایران و کشورهای آسیای مرکزی و بعضی از کشورهای غربی  شرکت کرده‌ام. مدتی هم در دانشگاه تاشکند به عنوان استاد اعزامی در بخش مطالعات فارسی و دری بوده‌ام.   در جلسه‌ای که با عنوان «وضعیت حال و آینده زبان فارسی در شبه قاره» برگزار شده بود؛ شما عنوان کردید که زبان فارسی در هند رو به زوال است.  دلیل شما برای این ادعا چیست؟ و منظور شما کرسی‌های زبان فارسی در دانشگاه و محیط آکادمیک است، یا به طور کلی زبان فارسی به عنوان زبانی که سال‌ها زبان رسمی هند بوده‌است؟ اینکه زبان فارسی در هند رو به زوال است، دلایل مختلف تاریخی و سیاسی دارد؛ البته دلایل اجتماعی و اقتصادی هم تا حدی هست. همان‌طور که مستحضرید، در هند زبان فارسی تقریبا هزار سال، زبان علمی، ادبی و زبان رسمی بوده و تقریبا 200 سال پیش، یعنی در سال 1835 میلادی، توسط انگلیس‌ها که به عنوان حکمرانان استعماری در هند حضور داشتند، از رسمیت خارج شد. در واقع انگلیسی‌ها متوجه شدند که زبان فارسی، قرن‌ها در هند بوده و مباحث علمی و فرهنگ و تاریخ به زبان فارسی و در ادبیات فارسی حفظ شده بود. آن‌ها می‌خواستند که این ارتباط با نسل‌های بعد قطع شود و مردم و تمدن هند، از این میراث دور بشود. این یک توطئه بزرگ بود که در آن زمان مردم، یا خیلی متوجه نشدند، یا اینکه مجبور بودند به آن تن دهند. بعدا هم این‌ها زبان‌ها را با شناخت‌های مختلف، یعنی با گروه‌های مردم مختلف وابسته کردند و از طریق این سیاست، بعدا مردم فکر کردند که زبان فارسی به عنوان یک زبان خارجی است؛ یا اینکه زبان یک گروه خاص است و به این دلایل زبان فارسی را نادیده گرفتند. باز هم چون تقریبا تمام زبان‌های جدید هند، تحت تاثیر زبان فارسی بوده و شعر، ادب، وزن‌ها و اصطلاحات فراوان فارسی، در تمام این زبان‌ها در سراسر هند حضور دارد؛ بنابراین زبان فارسی در هند ادامه پیدا کرده و خیلی از کتاب‌های مذهبی از هزاران نویسنده از ادیان و گروه‌های مختلف در هند، به زبان فارسی است. همچنین مثلا خیلی از انواع شعری و ادبی و دستورهای زبان مختلف به اردو، تحت تاثیر زبان فارسی بوده است. اما الان کم کم نه تنها زبان فارسی در هند رو به زوال است، بلکه  متاسفانه شاهد هستیم که خود زبان‌های هندی، اردو و خیلی زبان‌های اصلی دیگر هم، میان جوان‌ها و نسل‌های جدید زیاد متداول و رایج نیست؛ به‌خصوص به عنوان زبان علمی و به نظرم این یک مسئله بزرگ تمدنی است؛ به‌خصوص در این منطقه و شبه‌قاره که مردم در حال دور شدن از میراث فرهنگی خود هستند. به این دلایل است که بی‌توجهی به زبان فارسی روز‌افزون است و با وجود اینکه بزرگترین مخزن مخطوطات و نسخه‌های خطی فارسی در هند هست، اما متاسفانه مردم متوجه ارزش آن نیستند.   در همین نشست به اساتید زبان فارسی در دانشگاه‌های هندوستان اشاره داشته‌اید. به نظر شما نقش اساتید زبان فارسی در حفظ این زبان در هند چیست و این نقش از گذشته تا به حال چقدر فرق کرده است؟ نقش استاد بیشتر محدود به دانشگاه و محیط آموزشی و نقش دیگر او در کارهای علمی است و من بیشتر از این نقش استادها را در نشر و اشاعه زبان نمی‌بینم. چون اگر شما زبان را در نظر دارید، زبان چیزی است که اگر به عنوان وسیله ترسیل استفاده شود، زنده می‌ماند، وگرنه می‌میرد. مثلا زبان سانسکریت در هند یک زبان نیم‌مرده است. یعنی زبان علمی هست، اما محدود به یک گروه و دانشگاه‌ها است. زبان فارسی هم در هند چنین وضعیتی دارد؛ که الان زبان علمی هم نیست و فقط محدود به بخش‌های زبان فارسی در دانشگاه شده است. از حدود بیست سال قبل به این‌طرف، اول کسانی که خیلی علاقه‌مند به خدمت به زبان فارسی بوده‌اند و دوم اینکه استعداد کار تحقیقی و علمی داشته‌اند، کمتر شده‌اند و در گزینش استادها هم کمی بی‌توجهی و تا حدی خیانت شده است. یعنی استادهای بزرگ می‌توانستند به جای اینکه یک استاد جوان خوب و علاقه‌مند به زبان و ادبیات فارسی و کار علمی و تحقیقی را انتخاب کنند؛ یک نفر دیگر را می‌پذیرند، که خیلی به این حوزه علاقه‌ ندارد، یا صلاحیت استعداد ندارد؛ که این هم به ضرر زبان فارسی می‌شود. از طرفی توجه دولت و سازمان‌ها هم به زبان فارسی نیست. به همین دلیل هم مردمی کمی افسرده و ناامید می‌شوند. دیگر اینکه باید خود کشورهای فارسی‌زبان هم توجه کنند. چون معمولا استادهایی که در مناطق دوردست هستند، نادیده گرفته می‌شوند و توفیق مسافرت و شرکت در همایش‌های ایران و جاهای دیگر را ندارند؛ که همین باعث می‌شود آن‌ها از کارهای علمی و خیلی مسائل دیگر در این حوزه دور شوند.   در گفت‌وگویی که با شیخ اشتیاق احمد، از استادان همکار شما در دانشگاه جواهر لعل نهرو داشتیم، بیان کردند که بسیاری از اسناد و کتاب‌های هندی، از دوره‌ای که زبان فارسی به عنوان زبان رسمی هند بوده، به زبان فارسی است و لزوم اطلاع از این بخش از تاریخ، آشنایی و احاطه به زبان فارسی است. با این تفسیر کم‌رنگ شدن زبان فارسی در هند، چقدر به ضرر تاریخ و فرهنگ هند است؟  تقریبا خیلی چیزها، چه در تمدن و فرهنگ و تاریخ هند و چه در رشته‌های مختلف علمی و اسناد و حتی اسناد زمین و املاک به زبان فارسی است. اصطلاحات و تقریبا تمام کتاب‌های ادیان هند در زبان فارسی ترجمه شده و از طریق این ترجمه ادیان و فلسفه هند، نه تنها در غرب، بلکه در کل دنیا معرفی شده است. اما چیزی که هست، این است که افراد خیلی با سواد هند، با زبان فارسی آشنایی دارند، اما در حال حاضر خیلی‌ها هم در دانشگاه‌های مختلف هستند، که با وجود آشنایی با ارزش این زبان، اما با خود زبان و بخش‌های تاریخ آشنا نیستند؛ به‌خصوص تاریخ میانه هند که تقریبا اسناد و منابع و ماخذ آن، به طور کامل به زبان فارسی است. چون فارسی زبان متداول رسمی و علمی هند در آن زمان بوده است. به همین دلیل خود تاریخ‌نویسی هم رو به زوال است؛ چون مردم با این منابع اصلی و اساسی آشنایی ندارند. دوم سیاست شناخت فعلی و افراطی است، که زبان فارسی و حتی زبان اردو که در هند متولد شده را وابسته به مسلمان‌ها کرده‌اند و به این دلیل آن را نادیده می‌گیرند. این یک حقیقت تلخ است، اما وجود دارد. علاوه بر این، شاهدیم که خود زبان‌های دیگر هندی معاصر هم نادیده گرفته شده و زبان انگلیسی به عنوان زبان علمی هند جای گرفته، که این یک معضل بزرگ است.   آیا شما از چاپ و نشر پژوهش‌ها و تحقیق‌هایی که درباره زبان فارسی در هند انجام می‌شود، هم حمایت می‌کنید؟ چقدر برای تحقیق در این زمینه پژوهشگران را تشویق می‌کنید؟ اطلاع  دارید که جدیدا در این حوزه آثار جدیدی منتشر شده یا نه؟ بله. خوشبختانه شوق، علاقه و عشق بنده همین کار علمی و ادبیات و زبان فارسی است. بنده در این زمینه، ‌کارهای علمی، تحقیقی و انتقادی انجام داده‌ام و کتاب‌های زیادی چاپ کرده‌ام. هم شعر می‌سرایم و هم به دوستان و جوانانی که در این زمینه کار می‌کنند، کمک می‌کنم. تا به حال تحت راهنمایی بنده، حدود 50 پایان‌نامه دکتری و پیش‌دکتری در حوزه زبان و ادبیات فارسی نوشته شده و خیلی از این دانشجویان را هم تشویق کرده و هم کمک کرده‌ام که کتاب چاپ کنند. ضمن این روی یک نسخه خطی با عنوان «مکتوبات محب‌الله الله‌آبادی» -که یکی از مشایخ بزرگ عهد شاه‌جهانی بوده و هم یکی از استادان داراشکوه بوده است،- که خیلی نایاب بوده، کار کردم و آن را به چاپ رساندم. همچنین دیوان و کلیات «اظهر علی آزاد کاکوروی» که آخرین شاعر زبان فارسی در هند است که  صاهب دیوان بوده را هم تصحیح کرده و به چاپ رسانده‌ام.  علاوه بر این کتابی با عنوان «خیام‌شناسی» کار کرده‌ام؛ که تمام کارهای تحقیقی که ظرف 140 سال گذشته در هند و در زبان اردو انجام شده را جمع‌آوری کردم و از بین آن‌ها، کارهایی که خیلی پر ارزش بود را انتخاب کردم و با حواشی و تعلیقات و مقدمه‌ای به قلم خودم، آن را به چاپ رساندم. از دیگر کتاب‌های بنده مربوط به زبان فارسی، کتابی با عنوان «تاریخ روزنامه‌نویسی فارسی در هند» است، که اولین اثر درمورد این موضوع در شبه‌قاره است. به تازگی هم کتابی با عنوان «شعر نو و سهراب سپهری از تهران» به چاپ رسانده‌ام.  علاوه بر این‌ها یک کتاب به نام «هند امیرخسرو» به زبان انگلیسی نوشته‌ام؛ که در پاریس به چاپ رسیده و پس از آن در نیویورک، هنگ‌کنک و هند هم انتشار یافته است. همچنین دو تا مجموعه شعر، یکی به زبان اردو و دیگری به خط هندی هم از بنده به چاپ رسیده، که مردم هم استقبال کرده‌اند. علاوه بر این تصحیح نسخه‌های خطی و کارهای دیگری هم در دست دارم و آرزومند توفیقات بیشتری هستم. آرزو دارم که با وجود ضعف علمی که دارم، بتوانم کارهای بیشتری در زمینه زبان زیبا و شیرین فارسی به انجام برسانم.     ارتباط شما با ایران چگونه است؟ با کدام نهاد یا سازمان‌ها در ایران ارتباط دارید؟ آیا با دانشگاه‌های ایران هم همکاری و برنامه مشترکی داشته یا دارید؟ ایران کشوری است که من زیاد دوست دارم و همیشه آن را به عنوان وطن دوم خود حساب می‌کنم. واقعیت این است که من به کشورهایی زیادی در دنیا مسافرت رفته‌ام، اما همیشه وقتی که به ایران می‌روم، خوشحال‌تر می‌شوم. چون وقتی که به ایران می‌روم، انگار به خانه خودم رفته‌ام، دوستان زیادی در آنجا دارم و با مردم هم راحت هستم. شاید به دلیل حضور فرهنگ بزرگ فارسی در ایران، شاید هم به خاطر هم‌زبانی است که ایران را خیلی دوست دارم. یک بار خودم مدتی برای دوره دانش‌افزایی میهمان دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین بودم. در همان زمان به شب‌های شعر و برنامه‌های مختلف و حرم در مشهد رفتم. همچنین توفیق به شرکت در بعضی از برنامه‌های فرهنگستان هم داشتم؛ به خصوص با حدادعادل، نصیری، توفیق سبحانی، مهدی محقق، سروش سپهری، عبدالجبار کاکایی، محمدعلی بهمنی و هادی سعیدی‌کیاسری در بنیاد بیدل ملاقات‌هایی داشتم و از حضور ایشان مستفیض شدم. همچنین به دعوت حوزه هنری که علیرضا قزوه آنجا حضور داشت، به برنامه‌های مختلف رفتم. یک بار توفیق دیدار با رهبر ایران، آیت‌الله خامنه‌ای هم داشتم و آنجا شعر خواندم. در ایران سفرهای زیادی به شیراز، اصفهان، شمال، تهران، مشهد و...داشته‌ام. خیلی خوشحال می‌شوم و همیشه آرزومندم که دوستان و آنجا را ببینم و از حضورشان ایشان استفاده کنم.   اطلاع دارید که در هند چند کرسی زبان فارسی فعال است؟ آیا این کرسی‌ها مختص دانشگاه‌ها است یا در مدارس هم آموزش زبان فارسی را دارید؟ در هند تقریبا 40 کرسی زبان فارسی در دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها دایر است. علاوه بر این مثلا موسسات طب سنتی، همچنین آرشیوها و موزه‌ها را داریم، که آنجا هم اسناد و آثار فارسی است و مردمی که آشنایی با فارسی دارند، حضور دارند. بنده در انجمن استادان فارسی، به عنوان معاون مدیر هم هستم. در آنجا ما تمام اشخاص یا اساتید و محققان و گزارشگرانی که وابسته به زبان و ادبیات فارسی هستند را دعوت می‌کنیم و با هم ارتباط داریم. همچنین در رادیو هم دو بخش زبان فارسی و زبان دری داریم؛ که آنجا هم کارمندانی هستند، که با زبان فارسی آشنایی دارند و به زبان فارسی و دری برنامه اجرا می‌کنند. خیلی از استادان هم در این برنامه حاضر می‌شوند و درباره زبان و ادبیات فارسی و در مورد موضوعات مختلف سخنرانی می‌کنند.   در دانشگاه شما چند سال است که کرسی زبان فارسی دایر است و آیا از استاد ایرانی هم برای تدریس زبان فارسی در دانشگاه جواهرلعل نهرو استفاده می‌کنید؟ بنده در دانشگاه جواهر لعل‌نهرو که در شهر دهلی است، در بخش مطالعات زبان و ادبیات فارسی و آسیای میانه هستم. این دانشگاه در سال 1969 تاسیس شده و بخش مطالعات  فارسی، یکی از اولین بخش‌های این دانشگاه است. از اولین استادان ما، مرحوم «اظهر دهلوی» و خانم «صبر هووالا»  و «دکتر فتانه» بودند. علاوه بر این استادان دیگری هم داشتیم. در طی این سال‌ها، استادهای اعزامی مثل «توفیق سبحانی» از ایران و «عبدالخالق رشید» از دانشگاه کابل را داشتیم. همچنین بعضی از استادهای دیگر هم بودند، که در دانشگاه جواهر لعل‌نهرو دانشجو بودند و به عنوان استاد اعزامی کار تدریس زبان فارسی را انجام می‌دادند. اما نیاز است که با دانشگاه‌های ایران همکاری داشته باشیم و استادانی از ایران در اینجا حضور یابند و استادانی هم از هند به ایران بروند. این همکاری به سود دو کشور است و به‌خصوص به توسعه این بخش کمک می‌کند.   در گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جواهرلعل‌نهرو در چه مقاطعی (لیسانس، فوق‌لیسانس و دکتری) دانشجو می‌پذیرد؟ چند استاد زبان فارسی دارید؟ در دانشگاه ما، زبان فارسی در سه دوره لیسانس، فوق‌لیسانس و دکتری تدریس می‌شود و تقریبا بالغ بر 250 دانشجو داریم. در مورداستادان این بخش، 4 نفر استاد تمام، همچنین دو دانشیار و سه استادیار داریم، که به همراه دو استاد اعزامی، در مجموع حدود 13 استاد می‌شود. علاوه بر این استادان میهمان هم داریم، که کار تدریس هم انجام می‌دهند و با این حساب تقریبا 15 استاد و معلم در بخش زبان فارسی دانشگاه جواهر لعل نهرو داریم. البته در بخش زبان و ادبیات فارسی، یک بخش مطالعات پشتو هم هست، که آن هم وابسته و زیر نظر بخش ما اداره می‌شود.   استقبال از زبان فارسی در هندوستان چگونه است؟ آیا جوانان و نسل امروز هند هم به زبان فارسی علاقه دارند؟ در هند و در دانشگاه ما از زبان فارسی استقبال می‌شود. چرا که زبان فارسی به عنوان زبان خیام، سعدی، مولانا و حافظ شناخته می‌شود و مردم نسبت به آن علاقه‌مند هستند. ما هر سال دانشجویان زیادی داریم که خودمان، بر اساس توانمان انتخاب می‌کنیم، چند نفر بپذیریم و بیشتر دانشجویان علاقه‌مند پذیرش هستند. اما اگر بیشتر همکاری می‌شد، بچه‌ها تشویق می‌شدند و استقبال بیشتر می‌شد.   وضعیت ادبیات فارسی  را در هند چگونه می‌بینید؟ کدام شاعر یا نویسنده ایرانی در هند بیش از دیگران شناخته شده است؟  در هند معمولا مردم باسواد با شاعران بزرگ ایران، مثلا مولانا، حافظ، سعدی و خیام و خود شاعران هندی مثل امیرخسرو و بیدل و اقبال آشنایی دارند؛ اما متاسفانه درباره شاعران جدید خیلی آشنایی ندارند. فقط به واسطه ترجمه، کمی با شعر فروغ آشنا هستند. به نظر من باید کارهای ترجمه بیشتر توجه شود، تا مردم بیشتر با ادبیات ایران آشنا شوند. قبلا شاهد بودیم که خیلی از شاعران زبان اردو، هندی و بنگالی و زبان‌های دیگر، تحت تاثیر این شاعران بزرگ فارسی، شعرها سروده بودند. مثلا پدر«تاگور» که همه ما او را می‌شناسیم، حافظِ حافظ بود. خود شعر تاگور هم تاثیری از امیرخسرو و حافظ دارد. همچنین خیام بسیار مورد توجه شاعران زبان‌های مختلف هند بوده؛ ترجمه‌های فراوان شده و شرح‌ها بر او نوشته شده است؛ که یکی از دلایل این توجه، ترجمه «فیتزجرالد» از رباعیات خیام است. به این دلیل به نظرم ترجمه هم بسیار ضروری و لازم است؛ به‌خصوص ترجمه شاعران جدید که ظرف 200 سال گذشته و امروز شعر سروده و می‌سرایند؛ که مردم معمولا با کارهایشان آشنا نیستند.   در پایان بفرمایید که به نظر شما برای بهبود وضعیت زبان فارسی در هند باید چه کار کرد؟ نقش ایران در این زمینه چیست و چه باید بکند؟ به نظرم یکی از مسائل امروز، چه در ایران و چه در هند و چه جاهای دیگر این است -که شاید قبلا هم همین‌طور بود- مردم به خاطر معاش، یک چیز را می‌خوانند یا یاد می‌گیرند. زبان فارسی  در هند از لحاظ معاش و کار محدود شده است؛ یعنی محدود به کار در بخش‌های فارسی و در برخی کتابخانه‌ها است؛ اما جدیدا بعضی از کشورهای بین‌المللی که نیروی زبان فارسی نیاز دارند، تعدادی از دانش‌آموخته‌های زبان فارسی را استخدام می‌کنند. که حدود 40 نفر از دانشجویان ما از دو سال قبل در این شرکت‌ها کار می‌کنند. علاوه بر این باید همکاری با ایران بیشتر باشد، یعنی مثلا مردم توفیق داشته باشند، که به ایران بروند و مثلا روش‌های تدریس تازه، یا روش‌های تحقیقاتی که تازه رواج یافته را یاد بگیرند. همچنین استادان فارسی ایران، به هند تشریف بیاورند و با بخش‌های مختلف زبان فارسی در هند ارتباط داشته باشند، تا مردم هم شوق بیشتری پیدا کنند. این چیزها بسیار نیاز است. باید همایش‌ها و سمینارهای بیشتری برگزار شود، آمد و رفت بیشتر شود. چون همین‌ها است که باعث علاقه‌مندی بیشتر مردم به زبان و ادبیات فارسی می‌شود.   در پایان هم یکی از سروده‌هایم درباره حضرت علی(ع) را به شما تقدیم می‌کنم.  بہ عرش گوش نھادم شبی بحمداللہ ز قدسیان بشنیدم، علی ولی اللہ خوشم که مهر ولی خدا نصیبم شد روم به شوق زیارت به دیدن آن ماه جھان کفر بیاد جلال وی لرزد بیا به بازوی خیبرکنش بریم پناه به روز جنگ احد آسمانیان دیدند که کوه کفر زبون گشت پیش او چون کاه نبی مدینه علم است و باب آن علی است ز راز هر دو جهان کیست چون علی آگاه؟ منم فقیر در بارگاہ آن مولیٰ کہ ھست رازگشای رموزِ سر اللہ ]]> ادبيات Fri, 18 Oct 2019 05:00:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281869/خروج-زبان-فارسی-هند-توطئه-بزرگ-انگلیسی-ها باارزش‌ترین جایزه ادبی اسپانیا به خاویر سرکاس رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282205/باارزش-ترین-جایزه-ادبی-اسپانیا-خاویر-سرکاس-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از اکتوالیته- خاویر سرکاس، نویسنده سرشناس اسپانیایی موفق شد 67امین دوره جایزه ادبی پلنتا را که معتبرترین و باارزش‌ترین جایزه ادبی اسپانیایی ‌زبان است به خود اختصاص دهد.  او برای رمان پلیسی با عنوان «ترا آلتا» که روایتی درباره تحقیق یک پلیس در کاتولونیا بعد از حملات مرگ‌بار ماه آگوست سال 2017 شهر بارسلون و کمبریلز اسپانیا است، شایسته دریافت این جایزه شناخته شد. خاویر سرکاس در مراسم اهدای این جایزه که روز 15 اکتبر در بارسلون برگزار شد گفت «من اکنون 57 ساله هستم و در این سن وسال خطرناک‌ترین چیز برای یک نویسنده این است که به تکرار خود روی بیاورد و من تلاش کرده‌ام از طریق یک اثر کاملا متفاوت از این خطر خود را دور نگه دارم؛ اما در عین حال به آثار قبلی‌ام وفادار باشم. پس‌زمینه آثار قبلی من همانند این رمان پلیسی است اما با این تفاوت که در آثار پیشین از همان اول پیدا بود چه کسی باید مورد سرزنش قرار بگیرد. این رمان در واقع بازتاب موضوعات و پرسش‌های خاصی باشد که مورد علاقه من است. پرسش‌هایی که متاسفانه در دوران اخیر خیلی مد شده‌اند: ارزش قانون، امکان عدالت و مشروعیت انتقام.» هیئت داوران این جایزه نیز درباره اثر برگزیده بیان داشت:«کرکاس در این اثر نیز همانند دیگر آثارش مرزهای واقعیت و خیال را در هم آمیخته است. این رمان وضعیت سیاسی کاتولونیا معاصر را روایت می‌کند.» سال گذشته جایزه ادبی پلنتا به شانتیاگو پستگیلو، نویسنده اسپانیایی برای رمان «یو، جولیا»  که بر اساس زندگی جولیا دومنا، امپراطور رومانی نوشته شده بود تعلق گرفت. خاویر سرکاس، نویسنده 57 اسپانیایی، نویسنده و استاد دانشگاه خیرونا اسپانیا است. رمان «سربازان سالامیس» مهم‌ترین اثر نویسنده اسپانیایی است که در سال 2001 منتشر شد و تاکنون به 20 زبان در دنیا از جمله فارسی ترجمه شده است. این جایزه با ارزش 601 هزار یورو که بالاترین جایزه نقدی دنیا بعد از نوبل به شمار می‌رود سال 1952 توسط «پلنتا» یکی از برترین ناشران اسپانیا تاسیس شد و تنها به نویسندگان اسپانیایی و آمریکای لاتین می‌رسد.  ماریو بارگاس یوسا و کاملو خوزه سلا، برندگان نوبل ادبیات از جمله برندگان دوره‌های پیشین این جایزه بوده‌اند. ]]> جهان‌کتاب Fri, 18 Oct 2019 12:51:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282205/باارزش-ترین-جایزه-ادبی-اسپانیا-خاویر-سرکاس-رسید شهر تاکنون پیروز میدان مبارزه برای آزادی نبوده است/ نقد دبور به مارکس چه بود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282152/شهر-تاکنون-پیروز-میدان-مبارزه-آزادی-نبوده-نقد-دبور-مارکس خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- بهاران سواری: کتاب «جامعه نمایش» نوشته گی دبور با وجود متن کم‌حجم آن، جایگاه اثری کلاسیک را به دست آورده است. گی دبور به شیوه‌ای فشرده و آنچنان که در غرب رایج است، به شیوه‌ای گزین‌گویه کتاب را به رشته تحریر درآورده است. این اثر رساله‌ای است به سبک رساله‌های فلسفی و ادبی قرن هجدهم و نوزدهم که در آن خبری از ارجاع به متون دیگر به صورت مشخص نیست؛ اما به روشنی می‌توان ردپای بسیاری از متون یا متفکران را در آن دید. دبور استعمار را نه سلطه اقتصادی صرف، بلکه سلطه جامعه نمایش/تماشا می‌داند و تاکید دارد که سرمایه‌داری به جهان نشانه‌هایش را می‌فروشد تا خود کالاها را. این فراتر رفتن نشانه از خود کالا و مصرف تظاهری که ویلن و بودریار و دیگر نظریه‌پردازان نیز به آن پرداخته‌اند؛ از دیدگاه دبور چیزی جز گسترش نوعی ابتذال در جامعه معاصر نیست. گودرز میرانی (مترجم اثر) در گفت‌وگو با ایبنا، از تفاوت تاثیر اندیشه فوئرباخ بر دبور و بودریار گفته و اینکه با خوانش دبور نسبت به شیء‌شدگی چقدر می‌توان جنبش‌های اجتماعی نمایشی و کالاشده را نیز تحلیل کرد؟ اصلا نگاه دبور در این اثر وارد حوزه کنش‌ها و اکت‌های اجتماعی نیز می‌شود؟ او همچنین پیوند دگرگونی‌های تخریبی محیط‌زیستی و شیوه تولید و برنامه‌ریزی شهری سرمایه‌دارانه و مفهومی مثل خصوصی‌سازی را تشریح کرده و به این پرسش پاسخ داده که اساسا آیا می‌توان پیوندی میان جامعه تماشا و مالکیت خصوصی متصور بود؟ دبور این کتاب را با نوشته‌ای از فوئرباخ آغاز کرده و ظاهراً اندیشه فوئرباخ، بودریار و گی دبور هر دو را متأثر کرده است؛ تاثیرپذیری او از فوئرباخ با آنچه بودریار در نظریه «وانموده» از فوئرباخ مدنظر داشته چه تفاوت‌هایی دارد؟ ابتدا می‌خواهم درباره خود گی دبور به اختصار مواردی را توضیح دهم چون ممکن است به فهم موضوع کمک کند. می‌دانیم که دبور را علاوه بر این کتاب به خاطر بنیانگذاری یک جنبش پیشگام به نام «بین‌الملل موقعیت‌گرا» و فعالیت سیاسی و فرهنگی برجسته‌اش می‌شناسند. دبور شخصیتی دیرفهم و معماگونه داشت و با وجود تأثیرگذاری سیاسی و اجتماعی‌ای که در جنبش دانشجویی می ۱۹۶۸ داشت، سال‌های آخر عمرش را در یک خانه روستایی و دور از دیگران گذراند.  برخی معتقدند که اندیشه موقعیت‌گرا حتی پیش از مرگ دبور پایان یافت اما برخی دیگر بر این باورند که این اندیشه به موزه نقد فرهنگی سپرده نشده است بلکه همچنان در شکل دادن به سیاست رادیکال نقش دارد. به اعتقاد آنان در فرانسه، این دیدگاه همچنان بر مجله فلسفی تیکون (Tiqqun) و گروه‌های کمیته نامرئی (Invisible Committee) تاثیر مهمی دارد. ریشه موقعیت‌گرایان از نظر ادبیات و هنر در سوررئالیسم، دادائیسم و لتریسم و از نظر سیاسی در مارکسیسم، آنارشیسم و سوسیالیسم آرمانشهری قرار دارد. کن ناب، مترجم انگلیسی آثار موقعیت‌گرایان، این کتاب دبور را «مهم‌ترین کتاب رادیکال قرن بیستم» می‌خواند. حتی برخی غلو کرده و این اثر دبور را با وجود حجم اندک «سرمایه قرن بیستم» توصیف کرده‌اند. منظور اثر چندجلدی و بسیار مشهور مارکس یعنی «سرمایه» است.   با این مقدمه به پرسش شما بازمی‌گردم. دبورفصل اول جامعه نمایش را با نقل قولی از فوئرباخ آغاز می‌کند. فوئرباخ در کتاب جوهر مسیحیت در بحث مسیحیت و دین معتقد است که خدا تجسم آرزوها و امیال برآورده نشده انسان است، به این معنا که خدا نوعی تصویر و تصور است که زاییده ذهن آدمیان است. آنچه بودریار تحت عنوان «وانموده» مطرح می¬کند نیز به نحوی نوعی تصور است که با حقیقت هیچ سنخیت و رابطه¬ای ندارد. این مفهوم را دبور در «نمایش» مطرح می‌کند. نمایش نیز یک واقعیت تخیلی است و با حقیقت فاصله زیادی دارد. تأثیرپذیری دبور و بودریار از فوئرباخ، پناه بردن انسان به واقعیت تخیلی و جدا شدن او از حقیقت جهان است. اینکه ما این تأثیرپذیری را یکسان بدانیم، درست نیست اما وجه اشتراک تأثیرپذیری بسیار قوی است. شما اگر جامعه مصرفی بودریار را پیش از جامعه نمایش بخوانید، متن جامعه نمایش برای شما بسیار آشنا به نظر می‌رسد و برعکس، اگر جامعه نمایش را اول بخوانید، شاید جامعه مصرفی را تقلیدی از این اثر دبور بدانید! هر دو اثر نقد فرهنگ مصرف هستند و جامعه امروز را تحت سیطره تصویر توصیف می‌کنند. البته نباید فراموش کنیم که جامعه نمایش و جامعه مصرفی به خاطر نقد اندیشمندانه سرمایه‌داری همچنان آثار مورد توجهی هستند.    فصل دوم کتاب به نوعی به مفهوم کلیدی «شئ‌شدگی» لوکاچ پرداخته است؛ شئ‌شدگی به مفهوم خارج شدن کالا از وحدت و یکپارچگی، هنگامی که نشانه به جای آن می‌نشیند است. این فصل درواقع در تلاش اساسی برای پیوند نظریه شئ‌شدگی لوکاچ و تحلیل او از نشانه‌هاست. به عبارت دیگر وفور کالا در جامعه سرمایه‌داری جدایی انسان از کالا را تشدید کرده به گونه‌ای که انسان با نشانه کالا بیش از خود کالا آشناست. با خوانش دبور نسبت به شیء‌شدگی چقدر می‌توان جنبش‌های اجتماعی نمایشی و کالاشده را نیز تحلیل کرد؟ اصلا نگاه دبور در این اثر وارد حوزه کنش‌ها و اکت‌های اجتماعی نیز می‌شود؟  اگر مارکس را استثنا کنیم، دبور بیش از هر اندیشمندی تحت تأثیر گئورگ لوکاچ مجارستانی بوده است. البته همین ابتدا یادآوری کنم که او از جمله منتقدان لوکاچ هم بوده است و در بخش‌هایی از همین کتاب به نقد او می‌پردازد. اما همان‌طور که شما اشاره کردید و در فصل دوم جامعه نمایش شاهدیم، تأثیر مفهوم «شیءشدگی» (Reification) لوکاچ بر دبور کاملاً مشهود است. نظریه شیءشدگی بسط اندیشه‌های مارکس در نظریه ازخودبیگانگی است. مارکس ازخودبیگانگی را در حد طبقه کارگر و روابط تولید مطرح کرد ولی لوکاچ به این مفهوم عمومیت داد و دامنه آن را به روابط اجتماعی کشاند. لوکاچ اوائل قرن بیستم را در تاریخ سرمایه‌داری عصر عقلانیت بی‌سابقه تولید (که تیلوریسم و تخصی‌شدن کار نمونه مهمی از آن است) و پیامد آن می‌داند که در آن نوعی شیءشدگی گسترده و درواقع «کامل» جامعه اتفاق افتاده است.  مارکس شیءشدگی را در روابط تولید نظریه‌پردازی کرده بود اما اکنون شیءشدگی از حوزه تولید به حوزه مصرف آمده است. به عبارتی بهتر، شیءشدگی در زمان ما به دنیای اشیاء مصرفی و آگاهی کاذب و سطحی تبدیل شده است. نقش رسانه‌ها در این فرایند بسیار چشمگیر است. به قول یکی از منتقدین، رسانه‌ها تولید و صنعت را فروبلعیده‌اند و ما به‌عنوان مصرف‌کننده باید منتظر بیرون آمدن لقمه فرآوری شده آن‌ها از دل رسانه باشیم.  و اما در مورد تأثیرپذیری دبور از این مفهوم، اکسل هونت در کتاب «شیءشدگی: نگاهی جدید به یک ایده قدیمی» معتقد است که یادآوری شیءشدگی توسط دبور نشانی بود از تمایل به تعلق به یک دوره فرهنگی که مدت‌ها در سایه دوران بعد از جنگ حقانیت خود را از دست داده بود. البته به این تمایل، باید گسترش رسانه‌ها به‌ویژه تلویزیون را نیز اضافه کرد. همین رسانه‌ها از طرق مختلف که یکی از بارزترین آن‌ها تبلیغات تجاری است، کالا را از وضعیت واقعی آن در آورده‌اند و آن را به نشانه‌ای برای مصرف تبدیل کرده‌اند. داگلاس کلنر، نویسنده آمریکایی، در کتابی به نام «نمایش رسانه‌ای» که اتفاقاً خود بنده آن را ترجمه کرده‌ام و احتمالاً به‌زودی انتشارات علمی و فرهنگی آن را منتشر می‌کند، به مصرف همین نشانه‌های مد نظر این نظریه‌پردازان می‌پردازد. بنابراین، یکی از کارکردهای این نظریه تحلیل روابط اجتماعی است خواه این روابط در حوزه مصرف باشد و خواه در حوزه جنبش‌های سیاسی و اجتماعی. همان‌طور که اشاره کردم، بسیاری از مفسران نقش این اثر دبور را در جنبش اجتماعی متعاقب انتشار کتاب که حدود یک سال بعد اتفاق افتاد، بسیار برجسته تحلیل کرده‌اند.    کتاب، گسترش سرمایه‌داری به فراسوی مرزهای خود و گشودن بازارهای جهانی را استعمار نوین می‌خواند. وقتی دبور می‌گوید استعمار نه سلطه اقتصادی صرف، بلکه سلطه جامعه نمایش/تماشا است و سرمایه‌داری به جهان نشانه‌هایش را می‌فروشد تا خود کالاها را. نقش این نشانه‌ها و سمبول‌ها در برندسازی و بولد کردن طبقات اجتماعی از نگاه دبور چگونه تفسیر می‌شود؟ ببینید، تفاوت نظریه‌پردازان این نحله فکری با خود مارکس شاید در همین باشد. مارکس بیش از هر چیز درگیر روابط تولید بود و به‌نسبت سایر کارهایش کمتر وارد عرصه نظریه‌پردازی رسانه شده است. در حالی که در آثاری چون جامعه نمایش دبور، جامعه مصرفی بودریار و سایر نظریه‌پردازان بعد از جنگ، رسانه و پرداختن به نقش آن در ترویج اندیشه‌های سرمایه‌داری نقش محوری دارند. ما در دنیای جدید با پدیده‌ای به نام تکه‌تکه‌شدن (fragmentation) مواجهیم که ناشی از تخصصی‌شدن است. اما نمایش این پدیده را به‌گونه‌ای یکپارچه نشان می‌دهد. نمایش هر بار یک کالا را به‌عنوان آفرینشی ممتاز و یگانه به مصرف‌کننده معرفی می‌کند. دبور در تز ۶۹ کتاب جامعه نمایش این ویژگی تولید و مصرف را به زیبایی تشریح می‌کند. او کالای تولیدشده با صفات پیش‌گفته را نیازمند نام‌گذاری توصیف می‌کند و این نام‌گذاری را با اسامی اشرافی مقایسه می‌کند که معمولاً اسامی منحصر به فردی هستند اما بعد از مدتی توده مردم هم آن نام یگانه اشرافی را روی فرزندان خود می‌گذارند و آن نام خاص به یک نام عام تبدیل می‌شود. دبور تولید کالا را هم به همین شکل ترسیم می‌کند. شیئی که در نمایش نامی اشرافی‌گونه دارد به محض اینکه مصرف‌کننده آن را به خانه ببرد، به چیزی معمولی و پیش پا افتاده تبدیل می‌شود. درواقع نمایش، ابتذال کالا را تا فرارسیدن کالای جدید به تعویق می‌اندازد. اما با ورود کالای جدید، آن را به امر معمول تقلیل می‌دهد و به ابتذال می‌کشاند.  اکنون با گسترش امکانات ارتباطی که جریان اصلی و غالب آن در اختیار نظام سرمایه‌داری است، کالا به‌شکل نماد به فروش می‌رسد و مصرف‌کننده این نشانه‌ها مردم سراسر جهان با فرهنگ‌های مختلف‌اند. اجازه بدهید یک مثال مشهور را ذکر کنم. مک‌دونالد در حقیقت یک رستوران است که غذای آماده تولید می‌کند اما نام و نشان مک‌دونالد بسیار فراتر از غذایی که تولید می‌کند، مصرف دارد. هنگامی که یک پدر چینی تصمیم می‌گیرد جشن تولد فرزندش را در یک رستوران مک‌دونالد برگزار کند، دلالت این نشانه سرمایه‌داری در یک فرهنگ با آن پیشینه تمدنی و نظام سیاسی چه می‌تواند باشد؟ آیا در این رستوران، فقط ساندویج‌های مک به فروش و مصرف می‌رسد؟ یا زمانی که یک نوجوان ایرانی پدر و مادرش را با وجود وضعیت مالی پایین‌شان مجبور به خرید کفش نایک می‌کند، تلاش او برای پوشیدن کفش نایک چه چیزی را می‌خواهد نشان دهد؟ آیا کفش در اینجا صرفاً یک کالاست؟ آیا کفش نایک مورد علاقه این نوجوان صرفاً یک پاافزار است؟ احساس فخر این نوجوان در پوشیدن کفش نایک از کجا می‌آید؟ و موارد چنین فراوان و پرسش‌های فراوان دیگر. البته نباید فراموش کنیم که این نام‌ونشان‌ها دائماً در حال گسترش دامنه تأثیرگذاری خود به شیوه‌های جدید هستند. سیستم دائماً کالاهایش را تغییر می‌دهد و ذائقه جدید تولید و محصولات پیشین را تقبیح می‌کند اما خودش پایدار می‌ماند.   جایگاه طبقه کارگر در این معرکه‌ای که دبور روایت می‌کند کجاست؟ وقتی او نظریه بازنگری‌شده انقلاب خود را به مفهوم جدایی و نمایش پیوند می‌زند؛ چقدر می‌توان با این خوانش اکت‌های اجتماعی و مدنی قلابی و کالاشده که از کانال‌های مختلف سرمایه‌داری جامعه تماشا را تحت تاثیر قرار می‌دهد مورد واکاوی قرار داد؟ بحث طبقه کارگر و انقلاب موضوع اصلی فصل چهارم کتاب است. دبور ابتدا به نقد تفکر دگرگونی یا به عبارتی انقلاب از نگاه هگل می‌پردازد و فلسفه هگل را نوعی فلسفه انقلاب بورژوایی توصیف می‌کند که نه کل فرایند این انقلاب بلکه فقط مرحله نتیجه‌گیری را نشان می‌دهد. لذا با ارجاع به کتاب «تزهایی درباره هگل و انقلاب» از  کارل کورش، معتقد است که فلسفه هگل فلسفه انقلاب نیست، بلکه نوعی بازگشت است. او سپس به نقد دیدگاه سوسیالیست‌های آرمان‌گرا می‌پردازد و آنان را گرفتار زندان «شیوه علمی تبیین حقیقت» به روشی غیرتاریخی توصیف و به نیوتن فیزیکدان تشبیه می‌کند. دبور در این بخش حتی به نقد ضعف‌های نظریه مارکس از نظر برخورداری از جنبه جزم‌گرایی علمی می‌پردازد و اندیشه او را در مقابل «ایدئولوژیک‌سازی» آسیب‌پذیر می‌داند.  دبور هم مانند مارکس درباره انقلاب دیدی تاریخی دارد و معتقد است که مارکس در طول زندگی‌اش دیدگاه واحدش درباره تاریخ را حفظ کرده بود، اما نمود و ظهور نظریه او در میدان تفکر غالب صورت گرفت و همین باعث شد که نظریه‌اش شکل نقد اقتصاد سیاسی بگیرد که علم بنیادین جامعه بورژواست. او ضعف نظریه مارکس را با ضعف مبارزه انقلابی پرولتاریای زمان او مرتبط می‌داند و نمونه‌هایی چون ناکامی انقلاب ۱۸۴۸ آلمان و شکست کمون پاریس را ذکر می‌کند و این ناکامی و شکست را ناشی از فقدان شناخت کافی نظریه انقلاب می‌داند.  دبور معتقد است که بورژوازی تنها طبقه انقلابی‌ای است که تاکنون برنده شده و تنها طبقه‌ای است که از طریق توسعه اقتصادی کنترل جامعه را به دست گرفته است. به نظر او تنها دو طبقه‌ای که واقعاً با نظریه مارکس انطباق دارند، بورژوازی و پرولتاریا هستند. دبور بر این باور است که انقلاب بورژوایی صورت گرفته اما انقلاب کارگری (پرولتاریایی) هنوز یک پروژه ناشناخته است. به باور او طبقه کارگر در فرایند سازمان‌دهی مبارزات انقلابی و در سازمان‌دهی مجدد جامعه در برهه انقلاب به‌شکل یک فاعل در می‌آید و با پدیدار شدن شرایط آگاهی عملی، این اتفاق می‌افتد اما در مقطعی که این امکان برای اولین بار به وجود آمد، مشکل سازمان‌دهی باعث شد که خود این فرایند در تاکتیک‌های سلسله‌مراتبی و آماری انقلاب بورژوا گرفتار شود. این غفلت نظری، نظریه واحد مبتنی بر اندیشه تاریخی را به رشته‌های مختلف تخصصی و تکه‌تکه تبدیل کرد. بنابراین از نظر دبور باید اندیشه تاریخی در جنبش کارگری فهم و به عرصه عمل در آید. در این صورت انقلاب پرولتاریا از کیدهای پیش‌گفته انقلاب بورژوا رها شده، مقهور و منکوب مشکل سازمان‌دهی نمی‌شود.    دبور در بخش دیگری از تحلیل خود درباره انقلاب کارگری به پیدایش بلشویسم روسی اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که چگونه بلشویک‌ها از فرصت طلایی سال‌هال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ به نفع تحکیم توسعه بلشویکی استفاده و خود را نماینده طبقه کارگر معرفی کردند. دبور معتقد است که این نمایندگی با ایجاد نوعی انحصار دولتی به‌عنوان تنها نماینده و مدافع قدرت طبقه کارگر، خودش به دشمن طبقه کارگر تبدیل شد و درحقیقت به چیزی تبدیل شد که ازقبل بوده است. او آنان را حزب مالکان پرولتاریا می‌نامد که تنها تفاوت‌شان با مالکان سابق از بین بردن اشکال پیشین مالکیت و قبضه آن در دست دولتی است که خود گرداننده آنند. دبور سیستم بلشویک حاکم را «نوعی دیوان‌سالاری انقلابی» توصیف می‌کند که خود را در رأس پرولتاریا قرار داده و قدرت دولتی را در دست گرفته که نتیجه آن تحمیل شکل نوینی از سلطه طبقاتی است. این نقد هوشمندانه دبور نسبت به انقلاب به‌اصطلاح سوسیالیستی و کارگری روسیه در زمانی بود که شوروی اوج زمامداری خود را طی می‌کرد.  دبور دیوان‌سالاری تمامیت‌خواه (مدل استالینی حکومت) را فاقد عقلانیت لازم برای اداره یک جامعه صنعتی-شده می‌داند. او این دیوان‌سالاری را گرفتار در نوعی تناقض می‌بیند. سیستمی که برای مدیریت خود به عقلانیت نیاز دارد اما به دلیل ناسازگاری‌اش با ایدئولوژی نظام می‌خواهد آن را سرکوب کند. همین یکی از ضعف‌های اصلی این سیستم بود که نمی‌گذاشت پا به پای سرمایه‌داری که رقیب اصلی و سرسخت آن است، پیشرفت کند. این عدم موفقیت در پیشرفت مناسب ناشی از برنامه‌ریزی خودکامه و غیرواقع‌گرایانه این نوع دیوان‌سالاری است چراکه مبتنی بر تحریف و کذب فراگیر است.    دبور در بخشی دیگر از این فصل گریزی هم به فاشیسم می‌زند زیرا به اعتقاد او جنبش طبقه کارگری انقلابی در فاصله بین دو جنگ جهانی با اقدام مشترک دیوان‌سالاری استالینیستی و تمامیت‌خواهی فاشیستی نابود شد. او فاشیسم را عامل مهمی در شکل‌گیری نمایش مدرن می‌داند.  اما در مورد انقلاب کارگری، دبور معتقد است که زمانی این اتفاق می‌افتد که توده‌ها نظریه را به عنوان راهی برای درک عمل تشخیص دهند و با آن زندگی کنند که تحقق آن کارگران استدلال‌گری را در پی دارد که اندیشه خود را به نوعی تجربه تبدیل می‌کنند. او در پایان این فصل به این باور می‌رسد که «نظریه انقلاب اکنون دشمن کل ایدئولوژی انقلابی است». دبور همچنین تاکید دارد که مفهوم اشتباهی از زمان در جامعه سرمایه‌داری معاصر جا افتاده است؛ زمان مرتبط با تولید، زمانی «چرخشی»، زمانی ۲۴ ساعته که صرفا نماینده زندگی برای کار و کار برای زندگی است و ابدا حرکتی رو به جلو در راستای تحقق انقلاب یا انسانیت در مفهوم کلی خود ندارد. این زمانی که مصرفی، قابل خرید و فروش و قابل پس‌انداز است چقدر با مفهومی که مارکس از آزادی ارائه می‌دهد و آزادی واقعی را رهایی از قلمروی ضروریاتی می‌داند که به نوعی از سوی همین کارکردهای نمایشی و مصرفی برای ما برساخته می‌شود. جایگاه مفهومی مثل اوقات فراغت در این تعریف از زمان کجاست؟ زمان چرخشی یعنی زمان رفت و برگشتی که در آن برهه‌هایی از زمان تکرار می‌شود. زمان چرخشی در میان مردمان قبیله‌ای غلبه دارد چون در هر مرحله از سفرشان شرایط یکسان تکرار می‌شود. زمان در چنین جوامعی مانند فضای محصور، بی‌حرکت باقی می‌ماند. این جوامع از زمان آگاهی ندارند. اما جامعه که پیچیده می‌شود از زمان آگاهی می‌یابد و به انکار آن روی می‌آورد. برای این جوامع زمان نمی‌گذرد بلکه بازمی‌گردد. بنابراین، در جوامع ایستا زمان چرخشی است و مطابق با تجربه مستقیم از طبیعت تنظیم می‌شود.  دبور معتقد است که با ظهور قدرت سیاسی پیوندهای خویشاوندی رو به اضمحلال گذاشتند. توالی خطی قدرت تسلسل نسل‌ها را در یک زمان طبیعی و کاملاً چرخشی به هم می‌ریزد. این زمان برگشت‌ناپذیر، زمان کسانی است که حکمرانی می‌کنند. اقتصاد بورژوازی مبتنی بر زمان برگشت‌ناپذیر است. بورژوازی به دلیل ارتباطش با زمان کار از زمان چرخشی رها می‌شود. بورژوازی نخستین طبقه حاکم است که کار برایش یک ارزش است. بورژوازی مبتنی بر زمان عمیقاً تاریخی است. بنابراین زمان تاریخی برگشت‌ناپذیر را شناسانده و آن را بر جامعه تحمیل کرده است. با پیدایش و توسعه سرمایه‌داری، زمان برگشت‌ناپذیر در سراسر جهان یکپارچه شد. دبور زمان تولید را زمان کالایی‌شده می‌داند. این زمان قابلیت تبادل دارد. این زمان قابل مصرف است زیرا هرچیزی که قابلیت تولید و مبادله داشته باشد مانند یک کالا قابلیت مصرف هم دارد. او این زمان را زمان شبه‌چرخشی می‌داند که همان زمان کالایی‌شده نظامِ تولید است که برای قابل مصرف شدن به لباس جدیدی در آمده است. این زمان قابل مصرف شکل روز و شب، زمان کار و تعطیلی آخر هفته و تعطیلات هرچندوقت یک‌بار به خود می‌گیرد. سرمایه‌داری این زمان را به شکل بسته‌های قابل مصرف می‌فروشد. این زمان شبه‌چرخشی قابل مصرف، زمان نمایشی است. این زمان را حتی می‌توان پس‌انداز کرد. مثلاً زمانی برای رسیدن از محل کار تا منزل، یک کارگر مجبور بود مسافت زیادی را پیاده یا با دوچرخه طی کند اما نظام‌ سرمایه‌داری با استفاده از پیشرفت‌های صنعتی خود وسایل رفت و آمد تندرو را در اختیار او قرار داد تا زمان پس‌انداز و آن را پای تلویزیون خرج تماشای تصاویر کند. غذاهای آماده نیز با هدف پس‌انداز زمان پا به زندگی انسان‌ها گذاشته‌اند.  البته در جوامع پیشاصنعتی هم روش‌هایی برای پس‌انداز زمان وجود داشت اما در آن زمان چون زمانِ چرخشی واقعی بود، زمان‌پس‌اندازشده صرف انجام بهتر همان کار یا کار دیگری می‌شد. اما در زمان شبه‌چرخشی، مصرف زمان پس‌انداز شده تحت سلطه اوقات فراغت و تعطیلاتی است که مصرف‌کننده پس از اتمام آن چشم به راه بازگشت چرخشی آن‌هاست. البته نمایش بسته‌های بعدی را در سطح بالاتری از شور و هیجان بازتولید می‌کند و تحت تبلیغات اغواکننده، اشتیاق به مصرف زمان پس‌اندازشده را بیشتر می‌کند.  دبور در کتاب اشاره می‌کند که سلطه سرزمینی ناشی از شیوه تولید سرمایه‌داری با یکپارچه‌سازی فضاها مرز بین جامعه‌ها را فروریخته و مرز بین روستا و شهر را از بین برده و حتی مفاهیمی مثل محیط‌زیست، شهر و برنامه‌ریزی شهری و گردشگری را دگرگون کرده است. او این دگرگونی‌های تخریبی و شیوه تولید سرمایه‌داری را چقدر در پیوند با مفهومی مثل خصوصی‌سازی می‌داند؟ به عبارت دیگر آیا می‌توان پیوندی میان جامعه تماشا و مالکیت خصوصی متصور بود؟ دبور «برنامه‌ریزی شهری» (City planning) را روش سرمایه‌داری برای غلبه بر محیط طبیعی و انسانی می‌داند که از این طریق و با آرایش مطلوب خود شهر را به‌گونه‌ای توسعه دهد که بتواند بر آن سلطه کامل بیابد. به نظر او شهرنشینی تکنولوژی جدایی است. شرایط تولید شهری معمولاً کارگران را گرد هم می‌آورد اما برنامه‌ریزی شهری روشی است برای حفاظت از قدرت طبقاتی با بخش‌بخش کردن کارگران. برنامه‌ریزی شهری در نظام سرمایه‌داری متناسب با نیازهای تولید و مصرف است. در گذشته معمولاً شاغلین در یک حرفه جماعت‌هایی را تشکیل می‌دادند که زندگی آن‌ها را به هم وابسته می‌کرد. اما برنامه‌ریزی شهری مطلوب سرمایه‌داری در پی ایجاد شبه‌جماعت‌ها یا جماعت‌های دروغین برای جمع‌کردن افراد کاملاً جداافتاده در کنار هم است که می‌توان آن را انزوای جمعی یا جمعیت تنها نامید.  یکی از نمونه‌های این تنهاسازی جمعی، انبوه‌سازی مسکن برای فقراست که به تعبیر دبور برای اولین بار در تاریخ، معماری را به خدمت فقرا درآورد چون پیش از آن معماری در خدمت اغنیا بود. پدیده معماری یکسان برای ساخت انبوه مسکن محصول صنعتی‌شدن است. این معماری به‌عنوان نوعی بنیان ضروری برای نوع جدیدی از حیات اجتماعی وارد عرصه شد. اکنون شهر قدیمی با سه عامل تولید سرمایه‌داری یعنی، خودرو، بزرگراه و مراکز خرید بسیار بزرگ در حال به اصطلاح برون‌پاشی است. این برون‌پاشی در کشورهای صنعتی با توسعه حومه شهر خود را نشان می‌دهد. اکنون مراکز خرید بزرگ مانند معابدی هستند که گرداگرد آنها را خودروهای پارک‌شده احاطه کرده است. دسترسی به این مراکز عظیم نیز یکی از دغدغه‌های برنامه‌ریزی شهری است که نمود آن ساخت بزرگراه در دل شهر است.   مارکس یکی از مزیت‌های بورژوازی را این می‌دانست که روستا را تحت سلطه شهر درآورده است. به نظر او روستا محل انزوا و جدایی است. علت جانبداری او از مزیت شهر، این بود که فضای شهر را رهایی‌بخش و میدانی برای مبارزه می‌دانست. اما دبور این دیدگاه را نقد می‌کند با این باور که اگر شهر تاریخ آزادی است، تاریخ خودکامگی هم هست و تاکنون پیروز میدان مبارزه برای آزادی نبوده است.  دبور معتقد است که برنامه‌ریزی شهری، شهر را ویران و به جای آن نوعی «شبه‌روستا» به وجود می‌آورد که عاری از روابط طبیعی روستای سنتی و روابط اجتماعی شهر تاریخی است. بنابراین افراد ساکن در این شهرِ شبه‌روستا، شبه‌دهقانان تکنولوژیک هستند که برخلاف دهقانان قدیم، بی‌احساس‌اند. محیط آرمانی دبور، محیط سازگار با نیازهای شوراهای کارگری، مطابق با دیکتاتوری ضددولتِ پرولتاریا و گفتگوی الزام‌آور است. وقتی شرایط محیطی مطابق با این نیازها دگرگون شود، شوراهای کارگری می‌توانند مؤثر باشند.  در مورد پرسش شما درباره رابطه برنامه‌ریزی شهری و خصوصی‌سازی باید به این نکته توجه کرد که مالکیت خصوصی یکی از ارکان اصلی نظام سرمایه‌داری است و برنامه‌ریزی شهری و هرگونه برنامه‌ریزی دیگری در این نظام قطعاً با هدف تقویت این بنیان صورت می‌گیرد. در اینجا دبور، شاید به دلیل بدیهی بودن رابطه، به آن نپرداخته است.  جدایی فرهنگ از زندگی اقتصادی یا انضمامی که مدنظر دبور است و  انتقاد او از هنر مدرن را به دنبال دارد؛ صرفا ناشی از جدایی نشانه‌های هنر و زندگی انضمامی یا زندگی مردم است؟ مثلاً دبور تاکید دارد جامعه سرمایه‌داری هنری می‌خواهد که طبقه کارگرد نتواند زبان آن را بفهمد ولی خب اتفاقا به نظر می‌رسد با دخیل کردن بعد سرگرمی در هرمنوتیک هر تولید هنری، حتی این مقوله مورد نظر او نیز به ابتذال کشیده شده است. در بحث فرهنگ نیز، دبور معتقد است که سرمایه‌داری این بخش را نیز مانند اقتصاد تکه‌تکه و منقسم کرده است. او فرهنگ را عرصه عمومی دانش و بازنمایاندن تجربیات زیسته جامعه طبقاتی و میدان جستجو برای یافتن یکپارچگی گم‌شده می‌داند. سرمایه‌داری می‌کوشد به جای فرهنگ واقعی که امری تاریخی است، از طریق نمایش، «شبه‌فرهنگ» را جایگزین کند، فرهنگی که مانند کالا قابلیت مبادله دارد. سرمایه‌داری فرهنگ را هم به کالا تبدیل کرده است و این کالا را بدون محدودیت به همه مردم جهان می‌فروشد. پیش از شکل‌گیری جامعه نمایش، کالای فرهنگی به‌شدت وابسته و مقید به محل بود اما نمایش با ایجاد آگاهی کاذب و فریب‌های راست‌نمایانه، فرهنگ تولیدی خود را به گونه‌ای عرضه می‌کرد که از قید محل خارج شود. یک مثال ساده از این محصولات در مقطع کنونی تولیدات هالیوود و شاید مهم‌تر از آن بازی‌های رایانه‌ای باشد. امروز بازی رایانه‌ای در آمریکا، چین، عربستان، ایران و ژاپن یکسان است و همه این فرهنگ‌ها با اشتیاق از یک تولید واحد استفاده می‌کنند بدون اینکه حساسیتی برانگیزد. یک علت آن به خود فناوری بازمی‌گردد.  ساخت و توزیع فناوری بازی زمینه را برای این همگن‌سازی فراهم می‌کند. فناوری موبایل یکی از تاثیرگذارترین نمونه‌هایی است که باعث از بین رفتن تفاوت‌ها در موضوع کاربرد شده است. جامعه امروز همچنان بسیاری از ساختارهای گذشته را دارد اما کارکرد این ساختارها کاملاً متفاوت شده است. جامعه‌ای که مرکب از جماعت‌ها بود اکنون، به تعبیر دبور، به جامعه بدون جماعت تبدیل شده است که دیوید رایزمن آمریکایی آن را «انبوه تنها» نظریه‌پردازی کرده است. دبور معتقد است که نمایش در استفاده از فرهنگ به جای ایجاد حافظه تاریخی، سعی در مدفون‌سازی کل حافظه تاریخی دارد. به تعبیر او رویدادهای جامعه امروز رویداد واقعی نیستند بلکه برساخته نمایش و شبه‌رویداد هستند، اینجاست که ما دوباره به یاد مفهوم «وانموده» ژان بودریار می‌افتیم.  از نظر او از سرگیریِ مبارزه طبقاتیِ انقلابی، می‌تواند از طریق به راه انداختن نقدِ نمایش این وضعیت را دگرگون کند. به اعتقاد او هنر مدرن با پوشش نمایشی و دادن آگاهی کاذب در خدمت اهداف سرمایه‌داری است و برای رهایی از این وضعیت باید به انکار روی آورد و درباره خودش آگاهی ببخشد. از این طریق است که این هنر می‌تواند توان بالقوه پنهان و نهفته خود را آشکار سازد.  من در اینجا لازم می‌دانم به یک نکته درباره نظریه نمایش دبور اشاره کنم و آن استمرار قابلیت تحلیل رویدادهای جدید با استفاده از این نظریه است. این قابلیت در حوزه فرهنگ بسیار چشمگیرتر از سایر حوزه‌هاست. یکی از اندیشمندانی که نظریه گی دبور را برای تحلیل مطالعات موردی خود که بیشتر بر حوزه فرهنگ متمرکز است، به کار برده داگلاس کلنر است. او با استفاده از این نظریه نمایش‌هایی چون مک‌دونالد، نایک و مایکل جردن، محاکمه اُ. جی. سیمسون، نمایش تلویزیونی پرونده‌های مجهول و ... را تحلیل کرده است. استفاده او از اصطلاح «موقعیت سایبر» (Cybersituation) برای اشاره به ورود نمایش به عرصه مجازی در یک مقاله دیگر دلالتی است بر تداوم اندیشه دبور برای تحلیل رویدادهای امروز جامعه. ابزارهایی مانند اینترنت و شبکه‌های اجتماعی گرچه در زمان حیات دبور وجود یا پیشرفت چندانی نداشتند، امروز به بهترین بستر برای نمایش مجازی از یک سو و نقد سرمایه‌داری با طیفی گسترده تبدیل شده است. این نشان می‌دهد که دیدگاه‌های دبور درباره فرهنگ و دستگاه‌های به اصطلاح ایدئولوژیک فرهنگ‌ساز به پایان نرسیده و وارد حوزه‌های جدید زندگی اجتماعی مردم شده است.  دبور می‌گوید ایدئولوژی هنگامی می‌تواند چاره‌ساز باشد که از شکل آگاهی صرف بیرون آید و به یکپارچگی زندگی انضمامی توجه کند و نام «ایدئولوژی مادی‌شده» را روی آن می‌گذارد. این ایدئولوژی که در نگاه او گرفتار توهمی که جامعه نمایش در پی گسترش آن است؛ نمی‌شود چه ملاک‌ها و معیارهایی دارد و چگونه شکل می‌گیرد؟ ببینید، دبور در سرتاسر کتاب بر این نکته تأکید دارد که آگاهی دادن به طبقه کارگر و تبدیل نظریه به عمل تنها راه مبارزه با نمایش است زیرا آنچه فضای نمایش را برساخته و حفظ کرده است، آگاهی کاذب و ماندن در سطح نظریه است. سرکوب عمل و آگاهی کاذبِ ضددیالکتیکیِ حاصل از این سرکوب که ابزار بقای نمایش است، مدام تکرار و تحمیل می‌شود. در فصل پایانی جامعه نمایش، دبور بیانات ایدئولوژیک را آگاهی تحریف‌شده درباره واقعیت‌ها می‌داند و بر این باور است که ایدئولوژی کل واقعیت را به شکل خودش درآورده است. به باور دبور، ایدئولوژی به‌عنوان یک تمامیت (Totality)، در نمایش بی‌تحرک می‌شود و در ناتاریخ (آنچه فاقد ریشه در تاریخ است) به اوج خود می‌رسد. به عبارت دیگر، ایدئولوژی نمی‌خواهد تاریخ داشته باشد و زمانی که به اوج می‌رسد، انحلالش آغاز می‌شود، زیرا به اوج رسیدن آن به معنای انحلال جامعه است و این انحلال شامل ایدئولوژی به‌عنوان آخرین بی‌عقلانیت آن نیز می‌شود. دبور نمایش را اوج ایدئولوژی می‌داند زیرا فقیرسازی، برده‌سازی و انکار زندگی واقعی را که جوهر نظام‌های ایدئولوژیک است، عیان می‌سازد.  دبور در این بخش نیز مانند سایر بخش‌ها ارجاعات بی‌نشانی به متون سایر اندیشمندان دارد. مثلاً همان‌طور که اشاره شد، با طرح ایدئولوژی تام (عام) در مقابل ایدئولوژی خاص از کارل مانهایم، بر نوع تمامیت‌خواه دوگانه ایدئولوژیک مانهایم تمرکز می‌کند و آن را ایدئولوژی جا خوش کرده در نمایش توصیف می‌کند. او در بحث ایدئولوژی به مفاهیم اسلاف خود بازمی‌گردد و نمایش را حاوی ویژگی‌های ایدئولوژیک ماتریالیسم و ایده‌آلیسم می‌داند. بر این اساس، نمایش، تحقق بازنمایی و مادی بودن جهان ماتریالیستی و فعالیت رؤیایی دنیای ایده‌آلیستی است. یكی بر اصالت روح و ذهن و دیگری بر اصالت ماده و عین تأکید دارد. در واقع مواردی که ذکر شد ویژگی‌های ایدئولوژی نهفته در نمایش است که ترویج آگاهی کاذب و سرکوب عمل را دستورجلسه همیشگی خود دارد و راه مقابله با آن رسیدن به آگاهی و عمل است که انقلاب کارگری را محقق می‌سازد.  ]]> علوم انسانی Fri, 18 Oct 2019 04:36:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282152/شهر-تاکنون-پیروز-میدان-مبارزه-آزادی-نبوده-نقد-دبور-مارکس شاهکارهای مهندسی دوران دفاع مقدس کدامند؟/نقش شهید صفوی و قرارگاه مهندسی صراط‌المستقیم در جنگ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282194/شاهکارهای-مهندسی-دوران-دفاع-مقدس-کدامند-نقش-شهید-صفوی-قرارگاه-صراط-المستقیم-جنگ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سال‌های دفاع مقدس، یکی از درخشانترین دوران‌های در تاریخ تمدن ایران زمین است. بجز ثبت اوراق زرینی از وجوه انسانی این سال‌ها از نظر کار تکنولوژیک و دستاوردهای مهندسی نیز خاص و یکه است. چه آنکه ایرانیان تازه از بند جاهلیت رژیم شاهنشاهی رسته، به ناگاه با هجوم یکپارچه رژیم بعث عراق مواجه شده‌اند و ناچار بودند در مقابل ارتش تا دندان مسلح و خوانخوار صدام هرچه را که در فکر و توان دارند، به مرحله عمل درآورند. به همین منظور بسیاری از کارخانه‌جات ایران و همچنین شرکت‌های مهندسی و عمرانی نیز وارد در جنگ شدند. نیروهای نظامی ایران برای عملیات‌های خود بسیار به نیروهای مهندسی برای زدن پل، جاده، سنگر و... نیاز داشتند و متخصصان ایرانی با تعهدی مثال زدنی ایده‌های مهندسی خود را در این راستا به کار گرفتند. انتشارات ستارگان درخشان اصفهان در مجموعه «شاهکارهای مهندسی دفاع مقدس» در سه مجلد به ثبت این دستاوردها که تحسین جهانیان را برانگیخته بود، پرداخته است. قطعا دستاوردهای آن دوران برای مهندسان امروز می‌تواند بسیار آموزنده باشد. جلد نخست نخستین جلد از این مجموعه «شاهکارهای مهندسی دفاع مقدس: سردار شهید مهندس سیدمحسن صفوی و قرارگاه مهندسی صراط‌ المستقیم» نام داشت که با گردآوری طیبه کیانی برای نخستین بار سال گذشته (۱۳۹۷) منتشر شد، اما چاپ دوم این کتاب در بهار امسال با شمارگان هزار نسخه، ۱۰۴ صفحه و بهای ۳۰ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت. این مجلد شامل چهار فصل است: «سردار شهید سید محسن صفوی و تشکیل قرارگاه مهندسی صراط المستقیم»، «بخشی از فعالیت‌های انجام شده قرارگاه مهندسی صراط المستقیم»، «ویژگی‌های بارز شهید سید محسن صفوی» و «پی‌نوشت‌ها و تصاویر». شهید سیدمحسن صفوی متولد ۱۳۳۳ در یکی از روستاهای اطراف اصفهان است. او پس از گذراندن دوران تحصیلات دبستانی و دبیرستانی، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته راه و ساختمان در اصفهان به پایان رساند. او پس از آغاز جنگ مدتی را با سمت مسئول مهندسی وزارت سپاه در استان اصفهان به خدمت پرداخت. پس از جنگ، با توجه به لزوم شرکت گسترده‌تر دولت در جنگ، هیات دولت به منظور پشتیبانی فعال‌تر از جنگ، طبق مصوبه‌ای، وزارت سپاه را مامور تأسیس قرارگاهی بنام صراط الستقیم کرد، تا از توان وزارتخانه‌ها درامر جنگ به نحو مطلوب‌تری استفاده کند. مسئولیت این قرارگاه با حکم وزیر وقت سپاه (محسن رفیق دوست) به شهید صفوی محول شد. قرارگاه صراط الستقیم تمام پروژه‌های مهندسی وزارتخانه‌های مختلف را زیر پوشش خود قرار داد و علاوه بر پشتیبانی آنها نسبت به حسن اجرای پروژه‌ها نیز نظارت فنی می‌کرد. شهید صفوی پس از عملیات کربلای ۵ او جهت انجام ماموریتی از جبهه به تهران آمد و در هنگام بازگشت در یک سانحه هوایی در مسیر تهران-اهواز در تاریخ ۱۸ اسفند ماه ۱۳۶۵ به شهادت رسید. جلد دوم دومین مجلد از این مجموعه «شاهکارهای مهندسی دفاع مقدس: پل خیبر (پل افتخار)» نام دارد که به قلم حسین سالمی است. این کتاب امسال با شمارگان هزار نسخه، ۷۴ صفحه و بهای ۳۰ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. در این کتاب جزييات و نحوه ساخت و اجرای پل خيبر همراه با نقشه‌های اين پل بررسی و شرح مفصل شده است. در سال ۶۳ یگان مهندسی رزمی سپاه با مشارکت جهاد سازندگی و وزارت صنایع سنگین وقت در طرحی ابتکاری برای وصل کردن ساحل شرقی هورالهویزه به جزایر مجنون در مدت ۷۵ روز پل شناوری به طول ۱۳ کیلومتر ساختند که ساخت چنین پلی در تاریخ جنگ‌ها بی سابقه بود. این پل طولانی‌ترین پل شناور نظامی جهان با مواد جدید و پایدار در مقابل بمباران بود. خبرگزاری فرانسه در سوم فروردین ۱۳۶۳ اعلام کرد: «به گفته مسئولان دولتی امریکا، دست یافتن به پل قایقی با چنین طولی در تاریخ نظامی مدرن بی سابقه است.»  از این خبر معلوم می‌شود آنها هنوز نفهمیده بودند کیفیت ساخت پل قایقی چیست.   برای شناورسازی آن از مواد پلیمری استفاده شد تا در صورت حمله هوایی دشمن به سرعت قابل تعمیر و تعویض باشد و در فواصل معینی از طول پل پارکینگ و محل توپ ضد هوایی تعبیه شد و قطعات یدکی نیز در طول مسیر به پل اصلی متصل شد تا در صورت نیاز به سرعت عوض شود. طراحی پل، حاصل مطالعات و کار شبانه روزی شهید مهندس بهروز پورشریفی و جهادگران جهاد سازندگی خراسان و همکاری مؤثر وزارت سپاه و قرارگاه صراط المستقیم بود. جلد سوم این مجلد «شاهکارهای مهندسی دفاع مقدس: جاده سیدالشهدا» نام دارد که به قلم حسین سالمی است و امسال با شمارگان هزار نسخه، ۸۲ صفحه و بهای ۳۰ هزار تومان منتشر شده است. در این کتاب جزئيات و نحوه ساخت و اجرای جاده يا به عبارت بهتر بزرگراه سيدالشهدا (ع) شرح شده است و نقشه‌های این بزرگراه نیز به مخاطبان ارائه می‌شود. جاده ۱۴ کیلومتری سیدالشهداء(ع) به عرض ۱۷متر در شرق هورالهویزه و از منطقه جفیر آغاز شده و پس از طی مسافت در داخل آب‌های منطقه، وارد جزیره مجنون‌شمالی می‌شود. با توجه به اهمیت عملیات خیبر و تصرف جزایر‌مجنون توسط رزمندگان و نیز تأکید امام‌خمینی(ره) نسبت به حفظ جزایر‌مجنون، طرح احداث جاده سیدالشهداء(ع) در دستورکار قرارگاه حمزه(ع) و جهادسازندگی قرارگرفت. چرا که پل خیبر مرتباً زیر آتش سنگین دشمن قرار داشت و تعمیر صدمات ناشی از انفجار و ترکش این پل در بلند‌مدت، مقرون‌به‌صرفه نبود و از طرفی به عنوان مکمل پل خیبر، با تسهیل تردد دو طرفه خودروهای سنگین و زرهی، می‌توانست نقش مهمی را در حفظ جزایر‌مجنون ایفا کند. بنابراین ۱۰ روز پس از نصب پل خیبر عملیات احداث جاده زیر نظر شهید مهندس بهروز ‏پورشریفی آغاز شد و بیش از هزار کامیون کمپرسی به مدت دو ماه ونیم حمل خاک را بر عهده گرفتند. علیرغم حرکت آب در هور و وجود باتلاق متعدد در طول مسیر و همچنین قرارداشتن در زیرگلوله باران توپخانه و بالگردهای دشمن، جاده از دو سو به هم نزدیک شد و در روز سوم شعبان و هم‌زمان با میلاد امام‌حسین(ع) ساخت جاده به اتمام رسید و از آن تاریخ به بعد این جاده نام سید‌الشهداء(ع) را به خود گرفت. ارتفاع این جاده از سطح زمین و سنگرهای حاشیه شمالی آن که برای حفظ جان افراد احداث شده بود، عملاً جاده را به یک مانع پدافندی در منطقه تبدیل کرده بود. پس از پایان جنگ و برگشت نیروهای دوطرف به مرزهای بین المللی بخشی از جاده که در خاک دشمن قرار داشت تخلیه و حدفاصل نیروهای دشمن و خودی توسط مهندسی رزمی مسدود شد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Fri, 18 Oct 2019 05:52:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282194/شاهکارهای-مهندسی-دوران-دفاع-مقدس-کدامند-نقش-شهید-صفوی-قرارگاه-صراط-المستقیم-جنگ در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282063/ره-عشق-نشد-کس-یقین-محرم-راز خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - آن‌هایی که پیاده‌روی اربعین را تجربه کرده‌اند می‌دانند که عشق سبب می‌شود سختی راه را هرگز حس نکنی. برخی میان نجف و کربلا یا بعضی از شهرهای دورتر از نجف تا کربلا است؛ بعضی از بصره، بعضی از مرز، بعضی از شهرهای دیگر، پیاده راه می‌اُفتند و حرکت می‌کنند. در میانه راه بیگانه و آشنا وجود هم ندارد؛ همه یک‌دل هستند و یک‌رنگ. بسیاری در این راه به ثبت حرکت‌های عاشقانه خود می‌پردازند و پیاده‌روی اربعین را وسیله معرفی جهانی امام حسین (ع) می‌دانند.   در سال‌های اخیر کتاب‌های بسیاری درباره این حرکت عظیم نگارش شده است ـ کتاب‌هایی که شاید بیشتر جنبه کمی دارد نه کیفی ـ اما به هرحال توجه نویسندگان و زائران را به این حرکت بزرگ نشان می‌دهد. در ادامه به کتاب‌هایی اشاره می‌شود که در یک سال اخیر درباره پیاده‌روی اربعین توسط نویسندگان و زائران نگارش شده است. اسرار پیاده‌روی اربعین مهدی دهبان‌لنگرودی - تولی - 216 صفحه - جیبی (شومیز) - چاپ 1 سال 1396 - 1000 نسخه - 80000 ریال پياده‌روی اربعين عبارت است از حرکت شمار زيادی از مسلمانان شيعه به سمت شهر کربلا، در جنوب بغداد، به منظور جمع شدن همه آن‌ها در چهلمين روز پس از سالگرد شهادت امام حسین (ع). نويسنده در اين اثر به اسرار پياده‌روی اين روز با عظمت می‌پردازد. اربعین، حماسه ظهور محمد شجاعی ؛ مترجم: سیدمبین‌حیدر رضوی - محیی - 133 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1397 - 5000 نسخه - 90000 ریال اثر حاضر درباره اربعین و آثار معنوی، اجتماعی و سیاسی راهپیمایی این روز مقدس تهیه و تدوین شده است. مؤلف در این کتاب، راهپیمایی اربعین و زیارت سیدالشهداء (ع) را در محدوده جهان اسلام و سایر نقاط جهان مورد بررسی قرار می‌دهد. این تحقیق، تشویق مردم برای حضور در راهپیمایی اربعین را با ایجاد دو شرط اصلی ظهور یعنی «وفاداری و همدلی» معرفی می‌نماید. نویسنده ابتدا مبحث سبقت وجودی اهل‌بیت (ع) بر سایر انبیاء را ذکر و زمینه‌های عزاداری امام حسین (ع) را یادآوری و تلاش اهل‌بیت (ع) را در معرفی امام حسین (ع) بی‌نظیر جلوه می‌دهد. نوشتار پیش رو در ادامه زیارت اربعین را علامت مؤمن معرفی کرده و در پایان راهپیمایی اربعین را مقدمه‌ساز ظهور منجی عالم بشریت قلمداد می‌کند. آثار معنوی، اجتماعی و سیاسی راهپیمایی اربعین از موضوعات قابل توجه این اثر محسوب می‌شود.  پیاده تا بهشت: سفرنامه اربعین حسینی جواد محمدزمانی ؛ تهيه و تنظيم: کمیته فرهنگی و آموزشی ستاد مرکزی اربعین حسینی - مشعر - 228 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1397 - 1000 نسخه - 180000 ریال به گفته نویسنده این کتاب حقایقی از اربعین حسینی است. در لابلای خاطرات اربعین قطعه‌های ادبی و دل‌نوشته‌های بسیاری وجود دارد که پاره‌ای از آن‌ها حاصل سفر نویسنده و برخی نیز به قلم دیگران آمده و منتشر شده است.    پیاده‌روی اربعین: تاملات جامعه‌شناختی (مجموعه مقالات) گردآورنده: محسن‌حسام مظاهری - آرما - 248 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1397 - 500 نسخه - 300000 ریال به گفته نویسنده در این کتاب اربعين، پديده‌ای است كه در ميدان مذهب ظهور يافته است اما اثرات و پيامدهای آن منحصر به ميدان مذهب نمی‌شود. اين پديده، پيامدهای جدی دينی، مذهبی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی داشته است و خواهد داشت. فهم اربعين و تحليل آن به عنوان پديده‌ای صرفا مذهبی نوعی تقليل‌گرایی جدی است كه فهم آن را به صورت جدی تحت تأثير قرار خواهد داد. اين كتاب مشتمل بر مجموعه مقالاتی در حوزه شناخت پديده اربعين است. در اين مقالات «اهميت و ضرورت شناخت اربعين»، «اربعين و بازنمایی هويت شيعی»، «ويژگی‌ها و ساختار نهادی شده اربعين» و... بررسی می‌شود.       پیاده‌روی اربعین، مغناطیس حسینی نويسنده: محمودرضا ذکاوت - میراث ماندگار -  104 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1395 - 1000 نسخه - 80000 ریال. کتاب حاضر، براساس تجربيات يک طلبه در عتبات عاليات و پياده‌روی اربعين نگاشته شده است. نگارنده با توجه به مشکلاتی که بعضا زائرين اربعين در خصوص آن‌ها آگاهی نداشته‌اند بر آن شده تا براساس اطلاعات موجود و عنوان شده در اربعين سال 1394 از سوی مراکز ذیربط کشورمان مجموعه حاضر را گردآوری کند. توصيه‌های مهم امنيتی، ليست اشيای ممنوعه، نکات بهداشتی، موکب‌های ايرانی و ... از جمله مباحث مطرح شده در اين اثر است. قدم‌های عاشقی: مجموعه خاطرات برگزیده اولین فراخوان خاطرات مکتوب پیاده‌روی اربعین تدوين: موسسه فرهنگی هنری سیب سرخ نیکان - موسسه فرهنگی هنری سیب سرخ نیکان - 192 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1397 - 200 نسخه - 220000 ریال در این کتاب خاطرات افراد مختلف از زیارت امام حسین (ع) در پیاده‌روی اربعین مکتوب شده است و زائرانی که اهل سفر هستند در این کتاب اثری نوشته‌اند.   موکب آمستردام بهزاد دانشگر - عهد مانا - 136 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1397 - 1000 نسخه - 100000 ریال «موکب آمستردام»، خرده‌روایت‌هایی است از زائران دوردست سیدالشهدا(ع)؛ زائرانی که از اروپا به مقصد زیارت پیاده امام حسین(ع) رهسپار شده‌اند. زائرانی که امام حسین(ع) را نه در کربلا و نجف و قم و مشهد و... بلکه در قلب اروپا یافته و دریافته‌اند که عشق حسین(ع) زمین و زمان و مکان نمی‌شناسد و چه بخواهی و چه نخواهی، عالم‌گیر خواهد شد. فقط باید خود را به این دریای عظیم سپرد تا به ساحل آرامش رسید. موکب آمستردام، دومین گام و تلاش پس از کتاب موفق پادشاهان پیاده است که در کمتر از یک سال به چاپ پنجم رسید. بهزاد دانشگر، در این کتاب در تلاش است با به تصویر کشیدن عشق زائران امام حسین(ع)، روایتی از تلاش آنان برای فدا شدن در مسیر سیدالشهدا(ع) را برای مخاطبان تصویر کند.   به صحرا شدم، عشق باریده بود...: گزارشی از راه‌پیمایی اربعین غلامعلی حدادعادل - فرهنگ اسلامی 104 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 2 سال 1398 - 500 نسخه - 130000 ریال این کتاب ره‌آورد سفر کربلاست. سفری که در آبان‌ماه نود و شش نویسنده توفیق همراهی با راهپیمایی اربعین حسینی را داشته است. به عقیده نویسنده راهپیمایی اربعین برای عموم ایرانیان پدیده تازه‌ای است که با ظرفیت بسیار و ابعاد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی گوناگون و فرصت مغتنمی است برای مردمی که به انقلاب اسلامی دل بسته‌اند.       پیاده‌روی اربعین (فرصتها،‌ آسیبها و توصیه‌ها) حافظ نجفی‌زنجانی - مشعر - 248 صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ 1 سال 1398 - 500 نسخه - 215000 ریال يكي از بی سابقه‌ترين اجتماعات و راهپيمايی‌های چندين ميليونی كه هر ساله در ايام اربعين شهادت امام حسين (ع) انجام می‌شود «پياده‌روي اربعين» در سرزمين عراق است. اين راهپيمایی فرصت خودسازی و تربيت نفس، تقويت پيوند عشق و محبت و تجديد عهد با امام خود و ... را در اختيار زائران قرار می‌دهد. در اين كتاب كوشش بر آن است به اين سؤال پاسخ داده شود كه اربعين و پياده‌روی آن چه موقعيت‌ها و فرصت‌هايي را در اختيار علاقه‌مندان به امام حسين (ع) قرار می‌دهد و چه كاستی‌ها و آسيب‌هایی متوجه اين راهپيمایی جهای است؟ تحفه‌ی اربعین  رسول عربان - 162 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1398 - 1000 نسخه - 200000 ریال   کتاب حاضر شامل مجموعه مقالاتی به قلم مؤلف است که با موضوع معرفی سفرهای اربعین، جایگاه امام حسین (ع) و همچنین مفاهیم عاشورایی تألیف شده است. هر مقاله، شامل تاریخ و معرفی مکان نوشتن آن می‌باشد که نویسنده در تلاش بوده آنچه که در آن زمان و مکان مشاهده می‌کند را به رشته قلم در آورد. همچنین تعدادی شعر عاشورایی نیز به تشخیص مؤلف در این کتاب ذکر شده است. جوادی کجایی؟: پیاده‌روی اربعین به روایت یک طنزچی فاطمه تقی‌زاده - شهید کاظمی صفحه - جیبی (شومیز) - چاپ 1 سال 1398 - 1000 نسخه - 90000 ریال در این کتاب با اتفاقات طنز و شیرینی همراه خواهیم بود که در مسیر پیاده روی نجف تا کربلا برای راوی اتفاق افتاده است. طراحی جدید و خلاقانه این کتاب از دیگر ویژگی‌های کتاب جوادی کجایی؟ به شمار می‌رود. تمام روایت این کتاب در قالبی مشابه پست های اینستاگرام طراحی و چاپ شده است.     چهل منزل: کتاب همراه زائر اربعین حسینی  محمدمهدی نجاتی - ابومسلم کتابدار توس - 136 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1398 - 1000 نسخه - 70000 ریال    این کتاب، ویژه مسافرین و زائرین اربعین حسینی تألیف شده است تا آن را ضمن پیاده‌روی همراه خود داشته و مطالعه کنند. کتاب حاضر تلاشی است برای ایده پردازی، طراحی و الگودهی انجام برنامه‌های فرهنگی در جریان پیاده‌روی اربعین حسینی از مبداء تا مقصد و برعکس. مخاطب این کتاب، طلاب، دانشجویان، تشکل‌های فرهنگی دینی، هیئت‌های مذهبی و نیز زائران پیاده‌ای هستند که گرایش فرهنگی دارند و می‌خواهند در طول مسیر کاری محتوایی و نرم‌افزاری متفاوتی انجام بدهند. این کتاب برای چهل منزل در طول سفر برنامه‌ریزی و ایده پردازی دارد. که شامل روضه‌خوانی‌ها، تدبر و بصیرت در واقعه عاشورا، عملیات فرهنگی، کارگاه‌های زبان‌آموزی، نقالی و پرده‌خوانی و غیره است.   روایتی از پیاده‌روی اربعین (روایت مردم‌شناسانه و جامعه‌شناختی از پیاده‌روی اربعین) محمدرضا جوادی یگانه - محمد روزخوش - پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با همکاری مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهری، 971 صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ 1 سال 1398 - 3000 نسخه - 1000000 ریال. به استناد مقدمه این کتاب، نمونه یا پیشینه‌ای از تدوین گزارش‌های توصیفیِ محققانه و مبتنی بر جزئیات از چنین واقعه‌ای در ایران نمی‌توان یافت. آنچه در این کتاب منتشر شده است، گزارش محققانی است که با حضور در راهپیمایی اربعین، تلاش کرده‌اند توصیف دقیق و روایت محققانه از آنچه مشاهده کرده‌اند، ارائه دهند. محققان این طرح در تدوین گزارش نهایی عمدتاً فرم گزارش روایی و گزارش‌ توصیفی متعارف و درمواردی فرم یا ژانر سفرنامه را برگزیده‌اند. ]]> دین‌ Fri, 18 Oct 2019 04:53:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282063/ره-عشق-نشد-کس-یقین-محرم-راز اعمال قدرت در عصر نظام‌های پساتوتالیتر از نگاه واتسلاف هاول http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282185/اعمال-قدرت-عصر-نظام-های-پساتوتالیتر-نگاه-واتسلاف-هاول به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «قدرت بی‌قدرتان» نوشته واتسلاف هاول در اکتبر ۱۹۷۸ در اصل طرح بحثی است از هاول (که بعدا گفت «سریع» دست‌به‌کار نوشتنش شده) برای مجموعه جستارهایی درباره موضوع قدرت و آزادی که قرار بود از نویسندگان لهستانی و چکسلواک در یک مجلد چاپ بشود. از قرار هر نویسنده می‌بایست جستار اول هاول را می‌خواند و در جوابش مطلبی می‌نوشت. با اینکه ابتدا از هر کشور بیست نویسنده انتخاب شده بودند، فقط نوشته‌های نویسندگان چکسلواک سروسامان کاملی پیدا کرد. در همین حال بعضی از نویسندگان چکسلواک این مجموعه، از جمله خود هاول، که در کمیته دفاع از متهمان ستمدیده عضویت داشتند، در ماه مه ۱۹۷۹ بازداشت شدند و تصمیم بر آن شد که کار متوقف نشود و جستارهای چکسلواک این مجموعه جداگانه منتشر شوند. «قدرت بی‌قدرتان» با ترجمه پل ویلسون چندین بار در دنیای انگلیسی‌زبان به چاپ رسیده که مهمترین آن‌ها در کتاب «قدرت بی‌قدرتان: شهروندان در برابر دولت در کشورهای شرق اروپا» به ویراستاری جان کین و همراه مقدمه‌ای از استیون لوکس بوده است. البته این کتاب 9 جستار دیگر از مجموعه اصلی نوشته‌های چک و اسلواک هم بود.  هاول در این جستار برای بررسی نیروی بالقوه «بی‌قدرتان» قبل از هر چیز ماهیت قدرت و شرایطی که این آدم‌های بی‌قدرت در آن عمل می‌کنند و دست به کنش می‌زنند را تشریح می‌کند. از نظر او لفظ «دیکتاتوری» صرف‌نظر از اینکه چقدر در موقعیت‌های دیگر می‌تواند مفهوم و قابل درک باشد، به جای اینکه ماهیت واقعی قدرت را در نظام حاکم روشن‌تر کند، به ابهام و نامفهومی‌اش دامن می‌زند. چراکه با این واژه معمولا گروه کوچکی از افراد در ذهنمان تداعی می‌شود که حکومت و زمام‌داری یک کشور را با توسل به زور قبضه کرده‌اند، و کاملا علنی و با استفاده از ابزارهای بلاواسطه‌ای که در اختیارشان است اعمال قدرت می‌کنند و به لحاظ اجتماعی از اکثریت مردم تحت حکمرانی‌شان به راحتی قابل تشخیص هستند.  او نتیجه چنین رهیافت و برداشت سنتی و کلاسیک از دیکتاتوری را این می‌داند که دیکتاتوری امری موقتی و گذار و فاقد ریشه‌های تاریخی تعبیر می‌شود که وجودش تنها به حیات بنیان‌گذارانش وابسته است و گستره و اهمیتش هم به یک محل مشخص منحصر می‌شود. فارغ از ایدئولوژی‌ خاصی که برای مشروعیت‌دادن به خودش به کار می‌گیرد و قدرتش تنها در تعداد و توان تسلیحاتی سربازان و نیروی پلیس محدود می‌شود. اصل اساسی قدرت در نگاه هاول این است که صاحب قدرت، صاحب حقیقت هم می‌شود. نویسنده نهایتا با اشاره به آنچه در روسیه دوران شوروی گذشته نتیجه می‌گیرد که ترکیب ذهنیت رعیتی و احترام کورکورانه و تقدیرباورانه به ارباب و احساسات میهن‌پرستانه در یک نظام توتالیتر باعث می‌شود منافع امپراتوری قدرت به منافع انسان‌ها ترجیح داده شود. البته هاول به شیوه‌ اعمال قدرت در دیکتاتوری‌های کلاسیک و سنتی و نظام‌های پساتوتالیتر هم گریزی می‌زند و می‌نویسد: «در دیکتاتوری‌های سنتی سازوکارهای قبضه قدرت معمولا درست و اصولی برقرار نشده‌اند و درنتیجه شرایط برای اتفاق‌های آنی و اعمال قدرت دلبخواهی بی‌قاعده بسیار مهیاست و از آن‌طرف به لحاظ اجتماعی و روانی و فیزیکی، میدان برای شیوه‌هایی از ابراز مخالفت هنوز باز است. یعنی پوسته بیرونی درزهای زیادی دارد که چه‌بسا تا پیش از تحکیم و تثبیت کل ساختار قدرت شکافته شوند.» هرچند در نگاه او خصوصیت ساختاری ریشه‌دار به ارث‌برده‌شده از سابقه تاریخی استبداد سازوکاری بی‌عیب و نقص و پیچیده‌ای را برای اعمال مستقیم و غیرمستقیم قدرت بر کل مردم می‌آفریند که دیگر قدرت را به عینیتی کاملا تازه بدل می‌کند. به‌کارگیری تمام ابزارهای تولید نیز به ساختار قدرت این توانایی و مهارت بی‌سابقه و مهارنشدنی را می‌دهد که هم هرچه می‌خواهد خرج خودش کند (در حوزه‌های تشکیلات اداری و امنیتی) و هم در مقام کارفرمای انحصاری بتواند به ‌آسانی بر هستی و معاش و رومزه همه شهروندان مسلط شود. به عبارت در نگاه هاول دیگر شور انقلابی و رشادت و ازجان‌گذشتگی و محصور و جداافتادن از دنیا دیگر مشخصه دیکتاتوری و قدرت نیستند. به عکس نظام‌های نظام پساتوتالیتر بخشی جدایی‌ناپذیر از دنیا بزرگتری شده‌اند و در سرنوشت آن دنیا سهیم هستند و نقش دارند. صریح‌تر اینکه سلسله‌مراتب ارزشی کشورهای پیشرفته غربی و هم‌زیستی با دنیای پیشرفته حالا دیگر عملا در نظم قدرت نوین هم دیده می‌شود.  البته منظور نویسنده از به کار بردن پسوند «پسا» این نیست که در نظام قدرتی که او شرح می‌دهد دیگر توتالیتریته جریان ندارد، بلکه می‌خواهد بگوید ما با نظام توتالیتری روبرو هستیم که از پایه و اساس با دیکتاتوری کلاسیک و تعارف معمول از توتالیتاریسم تفاوت دارد. مثلا در جایی از کتاب سازوکار اعمال قدرت در نظام پساتوتالیتر را اینگونه توضیح می‌دهد: «نظام پساتوتالیتر همیشه و در هر قدم مردم را لمس می‌کند، اما همیشه با دستانی پوشیده در دستکش‌های ایدئولوژیک. برای همین است که زندگی در این نظام چنین آکنده از دورویی و ریا و دروغ است. لازم نیست مردم همه دروغ‌ها و مغلطه‌های این نظام را باور کنند، اما باید چنان رفتار کنند که گویی باورشان دارند، یا دست‌کم در سکوت از کنارشان بگذرند. لزومی ندارد این دروغ‌ها را بپذیرند، کافی‌ست بپذیرند که با این دروغ‌ها و در بطن آن‌ها زندگی کنند، زیرا بدین‌ترتیب بر نظام صحه می‌گذارند، اطلاعاتشان را از نظام نشان می‌دهند، نظام را می‌سازند و اصلا خود نظام می‌شوند.»   کتاب «قدرت بی‌قدرتان» نوشته واتسلاف هاول با ترجمه احسان کیانی‌خواه از مجموعه دوم «تجربه و هنر زندگی» در ۱۶۴ صفحه، شمارگان۲۲۰ نسخه و به قیمت ۲۱۰۰۰ تومان از سوی فرهنگ نشر نو: آسیم منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Fri, 18 Oct 2019 07:11:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282185/اعمال-قدرت-عصر-نظام-های-پساتوتالیتر-نگاه-واتسلاف-هاول کارنامه تلاشی 27 ساله که به بادیه ختم نشد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282164/کارنامه-تلاشی-27-ساله-بادیه-ختم-نشد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «به راه بادیه رفتن؛ نقد علوم اجتماعی و بن‌لادهای آن در ایران» بخشی از فعالیت‌های علمی مرتضی فرهادی، یکی از اساتید به نام مردم‌شناسی در ایران را در خود منعکس ساخته است. او خود در این زمینه گفته است: «به راه بادیه رفتن، یادداشت‌ها و برداشت‌های مولف است در خداحافظی با مجله‌ای که با صبوری دهقانی 26 سال به شکل‌های گوناگون با آن درگیر بوده است.»   نشریه‌ای که فرهادی از آن سخن گفته است، فصل‌نامه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی است.   اولین فصل اثر که هم‌نام با کتاب است را فرهادی به بهانه 50 سال کار مطبوعاتی و 27 سال انتشار فصلنامه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی نوشته است. به بهانه چاپ هفتادمین شماره از این فصل‌نامه. ایده مرکزی نقدی که فرهادی به علوم اجتماعی در ایران دارد را می‌توان چنین بیان کرد: اگر علم وارداتی و سفارشی از بیرون و یا پژوهش قراردادی و حق‌الزحمه‌ای مونتاژی و سر هم بندی از درون، می‌توانست مشکلات جوامعی نظیر ما را حل کند، در این دهه‌ها و با این همه طرح‌های پژوهشی درون و برون دانشکده‌ای و دانشگاهی و وزارت خانه‌ای و در سطح ملی و غیره، می‌توانست کاری بکند.   علوم اجتماعی باید بیش از بیرون، با آتش درون پژوهشگر یا پژوهشگران هم دامنه و همدل تشدید شود، پخته شود و قوام یابد. هنگامی که پول با علم و بدون هیچ تمهیدی و به شکل عریان و بی‌واسطه معاوضه می‌شود، معنی آن در فرهنگ و از آن جمله در فرهنگ ایرانی این است که یا علم تجاری و بازاری شده است و یا پول مقدس و سماواتی که هر دوی این‌ها از نظر اخلاقی ناپسند و ناشایست و از نظر زیباشناسی زشت است. حتی اگر از نظر منطق دکاندارانه نظام سوداگری درست باشد. دغدغه پول هرگز نمی‌تواند جای شور و آگاهی رسالت‌آمیز و ریشه‌دار و درونی پژوهشگر را اشغال کند و در مرکز دل‌مشغولی وی قرار گیرد. اگر چه پول در شرایط اکنونی جهان، برای امرار معاش پژوهشگر ممکن است ناگزیر باشد، اما این لازم برای کار دانشمند علوم اجتماعی هرگز کافی نیست. چرا که به قول بوبن محال است فرشته‌ای به مدرسه بازرگانی رفته و دلبسته پول نشود.   او در این مقاله به ذکر کژ و کاستی‌های کلی علوم اجتماعی با خاستگاه غربی، نگاه تقلیل‌گرایانه به علوم اجتماعی از مسیر زیست‌شناسی گزینشی و مقوله سیطره علوم اجتماعی اروپایی پرداخته است.   رویکرد خاص فرهادی به علوم اجتماعی و مقوله فرهنگ که به ویژه در کتاب «صنعت بر فراز سنت یا در برابر آن؟» که به‌تقریب همزمان با کتاب حاضر منتشر شد قابل مشاهده است را در این مقاله به خوبی می‌توانیم مشاهده کنیم. نگاهی که در پی ساخت اندیشه‌ای درون‌زا و مخالف واردات مفاهیم اندیشه‌ای از غرب است. فرهادی توانسته است در نقد مفصل خود، به تفصیل و واضح، نوع نگرش خود نسبت به مسئله فرهنگ را تبیین کند. نقد مفصل فرهادی در عمل به یک رساله کوچک تبدیل شده و حدود صد صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده است.   نقد دوم فرهادی که دومین فصل از کتاب را شامل شده است، بر مردم‌شناسی که رشته تخصصی او است متمرکز است. این مقاله «مردم‌نگاری دانش‌ها و فناوری‌های سنتی: «نان شب» مردم‌نگاران ایران» نام دارد. فرهادی چنان که خود در پیشگفتار کتاب نیز گفته است، از سال 1347 و در دوران دانشجویی درگیر با مقوله مردم‌شناسی و مردم‌نگاری بوده است و همین ویژگی، اهلیت قابل قبولی برای نقد روند مردم‌شناسی در ایران به او می‌دهد. فرهادی ایران را «گنجینه ناشناخته دانش‌ها و فناوری‌های مردمی» (ص 122) می‌داند و معتقد است هم مسئولین و مدیران و هم مردم‌شناسان و مردم‌نگاران در بازشناسی و معرفی این گنجینه کاهل و ناکام بوده‌اند. او به نادیده گرفتن اهمیت قنوات تا مدتی پیش اشاره می‌کند و می‌نویسد: «در کتاب "کتاب‌شناسی فرهنگ عامه و مردم‌شناسی ایران" (این کتاب در سال 1350 منتشر شده است) حتی یک مقاله درباره قنوات و فناوری‌های مرتبط با آن وجود ندارد.» (ص 132)   به اعتقاد فرهادی اگر چه در حال حاضر قنات بیش از پیش مورد توجه قرار می‌گیرد اما هنوز هم هستند فناوری‌هایی که ناشناخته و کم‌شناخته باقی مانده‌اند. از جمله فناوری «کبوترخانه‌ها» که «نمونه بارز درهم‌آمیزی زیبایی و کارایی در معماری ایرانی» (ص: 136) هستند و اهمیت اقتصادی آنها به حدی بوده است که غازان خان مغول در اصلاحات کشاورزی خود فرمان‌هایی برای حفظ کبوتران صادر کرده و در زمان صفویه امتیاز ساخت کبوترخانه به ایرانیان غیر شیعه داده نمی‌شد.   پس از این مقاله روشنگر و جذاب، فرهادی دو یادداشت در کتاب منتشر کرده است. «نوبر نارس گیاه‌مردم‌شناسی» یادداشت اوست عنوان سردبیر بر اولین ویژه‌نامه گیاه‌مردم‌شناسی در فصل‌نامه علوم اجتماعی و «راه تنهای مرا بنگر» یادداشت دیگری در حوزه گیاه‌مردم‌شناسی است که فرهادی آن را در دومین ویژه‌نامه فصل‌نامه علوم اجتماعی مرتبط با این حوزه تخصصی منتشر کرده است. چنان‌که فرهادی در پیشگفتار کتاب مکتوب کرده است: «گیاه‌مردم‌شناسی سرشاخه‌ای از دانش‌ها و فناوری‌های سنتی است که دانش ترکیبی از مردم‌نگاری و مردم‌شناسی گیاهان آن‌گونه که در چشم مردم محلی دانسته می‌شود و اطلاعات گیاه‌شناسی و جغرافیای طبیعی و زبان‌شناسی و ادبیات شفاهی و داروپزشکی و پزشکی عامیانه است که در جهات مختلف زندگی مردم راه یافته است؛ در رنگریزی، صیادی، بافت و ساخت وسایل چوبی و حصیری و غیره.» (ص: 10)   مرتضی فرهادی   این دو یادداشت نیز در آشنا کردن مخاطب با سرفصلی کمتر مورد توجه قرار گرفته در حوزه مردم‌شناسی مفید هستند. در مجموع مطالبی که فرهادی در این کتاب گردآوری و منتشر کرده است، علاوه بر اینکه کارنامه تلاش طولانی‎مدت او در حوزه تحقیق و تدریس مردم‌شناسی و علوم اجتماعی محسوب می‌شود، در ارائه چشم‌انداز مطلوب و مدنظر فرهادی برای آینده این علوم نیز می‌تواند مفید واقع شود. غیر از این، جذابیت و صمیمیت نوشته‌های فرهادی، اثر او را فراتر از یک اثر علمی، به اثری دلنشین برای مخاطب نیز تبدیل می‌سازد.   نقطه تاریک پنجاه صفحه‌ای اما نقطه تاریک کتاب «به راه بادیه رفتن»، فصل آخر آن است. این فصل که «بیست‌وهفت سال با کاروان حله نام دارد» به مقاله‌شناسی 77 شماره فصل‌نامه علوم اجتماعی در ذیل عنوان اختصاص دارد. فهرستی که با کوشش مرتضی سالمی قمصری احصا و منتشر شده است.   در این‌که ساختار مناسب برای انتشار چنین فهرستی، چنین کتابی است، شک و تردید فراوان وجود دارد. به‌ویژه که خواننده در صورت مراجعه به این فهرست هم بهره قابل قبولی از آن نخواهد برد، چرا که امکان جست‌وجوی ساده در این فهرست وجود ندارد و از سوی دیگر در صورت جست‌وجوی مقالات نیز امکان دسترسی به اصل مقاله از مسیر این کتاب فراهم نیست.   بهتر این بود که چنین فهرستی (اگر که واقعا لزومی برای انتشار آن وجود داشته باشد) در فضای مجازی منتشر می‌شد، چرا که همه مقالات فصل‌نامه علوم اجتماعی به صورت فایل‌های پی‌دی‌اف در سایت اینترنتی این نشریه موجود است و پژوهشگران می‌توانند پس از مراجعه به چنین فهرستی بلافاصله اصل مقاله‌ای که به آن نیازمند هستند را نیز پیدا کنند. این بخش کتاب بیش از 50 صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده است؛ در این شرایط کمبود کاغذ و ازدیاد فزاینده قیمت کتاب، به نظر نمی‌رسد انتشار چنین فهرست‌هایی آن هم در قالب کتاب توجیه اقتصادی چندانی نیز داشته باشد.   به راستی خواننده علاقه‌مند به مباحث حوزه مردم‌شناسی که مایل است مجموعه‌ای از سعی سالیان دکتر مرتضی فرهادی را در کتابخانه‌اش داشته باشد چرا باید پنجاه صفحه فهرست نشریه علوم اجتماعی را هم بخرد؟ کتاب حاضر حدود 300 صفحه حجم و 48 هزار تومان قیمت دارد. به‌عبارتی، مبلغی در حدود 8000 هزار تومان از قیمت این کتاب برای فهرست نشریه علوم اجتماعی از خواننده اخذ می‌شود. به نظر نمی‌رسد این کار منطقی و قابل قبول باشد. ]]> علوم انسانی Fri, 18 Oct 2019 08:03:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282164/کارنامه-تلاشی-27-ساله-بادیه-ختم-نشد برپایی ایستگاه صلواتی کتاب در بوشهر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282214/برپایی-ایستگاه-صلواتی-کتاب-بوشهر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در بوشهر، به نقل از روابط عمومی و اطلاع رسانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر، در این ایستگاه صلواتی به شهروندان بوشهری کتاب اهدا شد. مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر در این خصوص گفت: در این ایستگاه، کتاب‌هایی که به‎منظور حمایت از ناشران و نویسندگان بوشهری خریداری شده بود، توزیع شد. فاطمه کرمپور در ادامه با بیان اینکه اهدای کتاب یکی از برنامه‌های اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در راستای اشاعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی در جامعه است که در مناسبت‌های گوناگون از سوی این اداره‌کل اجرائی می‎شود، افزود: بی‌شک گامی موثر در راستای ترویج فرهنگ کتابخوانی به شمار می‎رود. مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان در پایان یادآور شد: کتاب مهم‌ترین مولفه در جوامع بشری است که علاوه بر افزودن دانایی فرد موجب پیشرفت اجتماعی و فرهنگی نیز می‌شود. یادآوری می‎شود، در این ایستگاه صلواتی ۳۵۰ جلد کتاب به شهروندان بوشهری اهدا شد. ]]> استان‌ها Fri, 18 Oct 2019 06:29:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282214/برپایی-ایستگاه-صلواتی-کتاب-بوشهر اسلام‌آباد غرب در رویای پایتختی کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282213/اسلام-آباد-غرب-رویای-پایتختی-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از کمیته اطلاع رسانی اسلام آبادغرب نامزد پایتخت کتاب ایران، روز پنجشنبه 25 مهرماه مراسمی تحت عنوان روستای قباد شیان روستای دوستدار کتاب ایران، با حضور محمدی‌زاد بخشدار مرکزی اسلام آبادغرب، خسرو تمری رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهرستان، عزتی معاون حوزه هنری استان کرمانشاه، امین شیرزادی شاعر و جمع از دانش‌آموزان و مردم این روستا که از توابع بخش مرکزی شهرستان اسلام آباد غرب است، برگزار شد. در این مراسم دهیار روستای قباد شیان با اشاره به جایگاه ادبی روستا گفت: بنا داریم برنامه‌ریزی مناسب برای جهت‌گیری فعالیت‌های فرهنگی به ویژه روستاهای دوستدار کتاب داشته باشیم و از ظرفیت همه نخبگان در این زمینه استفاده کنیم. در ادامه محمدی‌زاد بخشدار مرکزی اسلام آبادغرب با بیان اینکه بدون توجه به موضوع فرهنگ تمام فعالیت‌های ما ناقص باقی خواهند ماند و راه به جایی نخواهیم برد، گفت: امروز در سطح ۴ دهستان تابع بخش مرکزی اقدامات ارزشمندی در حوزه فرهنگ و هنر در حال تحقق است و یکی از این برنامه‌ها روستاهای دوستدار کتاب است که بسیار چشمگیر و قابل توجه است. وی افزود: امروز نگاه ما در کنار عمران و فعالیت‌های عمرانی، به موضوع فرهنگ منعطف شده است و باور داریم تنها راهی که می‌تواند به روستاها پویایی و نشاط ببخشد فعالیت فرهنگی از جمله کتاب و کتابخوانی است. بخشدار مرکزی شهرستان اسلام‌آباد غرب با تاکید بر لزوم انجام کارهای فرهنگی به‌ویژه موضوع کتاب از حمایت این بخشداری در راستای کارهای فرهنگی با محوریت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اشاره سخن گفت و افزود: بستر پیشرفت و توسعه روستایی با نگاه فرهنگی فراهم است. در ادامه مراسم خسرو تمری رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اسلام آبادغرب به نقش بخشدار و دهیاری روستای قباد شیان در برگزاری این کار فرهنگی اشاره کرد و خواستار مشارکت تمام نخبگان و فعالان فرهنگی این روستا به مقوله کتاب و روستای دوستدار کتاب شد. تمری افزود: اولویت اصلی ما طرح پایتخت کتاب ایران و از آن مهمتر گسترش فرهنگ مطالعه در سطح جامعه است و باور داریم که کتاب با خودش دانایی به ارمغان خواهد آورد و حاصل دانای رشد و پیشرفت و تربیت نخبگان است. وی با اشاره به فعالیت‌های صورت گرفته در این رابطه افزود: هم اکنون اقدامات خوبی در سطح روستاهای بخش مرکزی اسلام آبادغرب در حال تحقق است و این مساله به همت بخشدار مرکزی و مجموعه دهیاران عزیز است که به دنبال آن هستند تا با کتاب روستایی فرهیخته و اهل دانش داشته باشند. امین شیرزادی از شاعران و نویسندگان استان و کشور که برای شرکت در برنامه‌های روستای دوستدار کتاب به زادگاه خود آمده بود، با اشاره به اهمیت موضوع کتاب و کتابخوانی، به نقل خاطراتی از دوران دبستان خود در این روستا پرداخت و گفت: انتظار دارم دانش آموزان از همین دوران ابتدایی با کتاب آشنا شوند که در آینده بتوانند جامعه‌ساز باشند و اگر فرهنگ کتاب و کتابخوانی اشاعه پیدا کند، روند پیشرفت و آبادانی با محوریت دانایی شکل خواهد گرفت. محسن عزتی معاون حوزه هنری انقلاب اسلامی استان کرمانشاه نیز در این مراسم با اشاره به اهمیت جایگاه نخبگان در توسعه کتابخوانی در جامعه، گفت: باید به معرفی نخبگان همت بگماریم و در این راستا بیش از هر کس مردم نقش دارند. بر اساس این گزارش، در خاتمه به دانش آموزان شرکت کننده در مسابقه نقاشی با موضوع کتاب هدایایی تقدیم شد. یادآوری می‌شود، جشنواره روستاها و عشایر دوستدار کتاب برنامه‌ای است که هر سال با محوریت معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با همکاری مجموعه‌ای از دستگاه‌های دولتی و غیردولتی اجرا و هر ساله 10 روستا یا آبادی عشایری به عنوان روستاها و عشایر دوستدار کتاب کشور معرفی می‌شوند. ]]> استان‌ها Fri, 18 Oct 2019 06:26:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282213/اسلام-آباد-غرب-رویای-پایتختی-کتاب سیزدهمین نمایشگاه کتاب لرستان به کار خود پایان داد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282215/سیزدهمین-نمایشگاه-کتاب-لرستان-کار-خود-پایان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان، شامگاه پنجشنبه ۲۵ مهرماه در آخرین روز فعالیت سیزدهمین نمایشگاه کتاب این استان، استاندار لرستان در بازدید از این رویداد فرهنگی، گفت: ریشه توسعه نه جاده است و نه سیمان و سنگ، بلکه اصلی‌ترین عامل توسعه، فرهنگ است. سیدموسی خادمی در جریان این بازدید ضمن ابراز رضایت از برگزاری این رویداد فرهنگی در استان متبوعش، گفت: نمایشگاه کتاب بزرگترین رویداد فرهنگی هر استان است که امسال نیز برای چندمین مرتبه متوالی به‌خوبی و در سطح قابل قبولی در استان برگزار شد.  استاندار لرستان با تاکید بر سابقه فرهنگی طولانی و علاقه‎مندی مردم لرستان به دانش و دانستن، تصریح کرد: آنگونه که اعلام شده، علی‌رغم افزایش قیمت کتاب که بنا به گفته ناشران بین دو تا دو نیم درصد افزایش داشته، تمامی ۴۵۰ میلیون تومان بن اختصاص یافته به نمایشگاه به فروش رسید و تقریبا به همین میزان هم خرید نقدی صورت گرفته است که این موضوع بیانگر استقبال بسیار خوب مردمی از این نمایشگاه بوده است. همچنین آیت‌الله سیداحمد میرعمادی، نماینده ولی فقیه در استان لرستان و امام جمعه خرم‌آباد در جریان بازدید از سیزدهمین نمایشگاه کتاب استا، ضمن ابراز رضایت از کیفیت برپایی این رویداد فرهنگی و تقدیر از دست‌اندرکاران آن، گفت: کتاب یک رسانه ماندگار است و امروز گرچه رسانه‌های بسیاری برای دستیابی به اطلاعات و آگاهی در اختیار افراد قرار دارد ولی جایگاه کتاب هیچگاه از بین نمی‌رود. وی افزود: نمایشگاه کتاب موثرترین و مهمترین رویداد فرهنگی استان در طول یک سال است و خوشبختانه نمایشگاه امسال نسبت به سال‌های گذشته از یک ویژگی مهم برخوردار است و آن اینکه، نیازمندی‌های استان به‌خوبی دیده شد و موضوعاتی که در این نمایشگاه ارائه گردیده متناسب با شرایط امروز استان بود. نماینده ولی فقیه در استان ادامه داد: نقش کتاب در سالم نگه داشتن فضای جامعه بر هیچکس پوشیده نیست و والدین باید کودکان خود را از همان آغاز با کتاب انس دهند تا سلامت جامعه تضمین شود. توسعه فرهنگی استان، پیش‌نیاز توسعه همه‌جانبه است و ما اگر می‌خواهیم به توسعه دست یابیم، باید فعالیت‌های فرهنگی را گسترش داده و در تمام رویداد‌ها پیوست فرهنگی را لحاظ کنیم. تجلیل از مروجان کتاب و حامیان فرهنگ استان همچنین بر اساس این گزارش، همزمان با برگزاری سیزدهمین نمایشگاه کتاب استان لرستان و در مراسمی با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، از چهار تن از مروجان کتاب و حامیان فرهنگ استان تجلیل شد. در این مراسم از حبیب جمشیدی، رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی الیگودرز و عرت جعفری، رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کوهدشت به عنوان مروجان کتاب، قاسم ولی‌زاده، مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری لرستان، به پاس سال‌ها حمایت از فعالیت‌های فرهنگی و هنری و نیز داریوش جعفری، نویسنده حوزه کودک و نوجوان به عنوان فعال فرهنگی این حوزه تجلیل شد. رونمایی از ۱۳ عنوان کتاب در آخرین روزهای نمایشگاه همچنین در جریان برگزاری سیزدهمین نمایشگاه کتاب استان لرستان و در مراسمی با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و معاون فرهنگی این اداره‌کل از ۱۳ عنوان کتاب انتشارات هاویر و انجمن داستان نویسی رونمایی شد. کاج‌های سوزنی، چشمکی از سر اجبار، آریتمی‌های فوق بطنی، شایع‌ترین مسمومیت‌های دارویی، بیماری‌های نفرولوژی و ارولوژی کودکان، جراحی thorax، ایران به سوی توسعه و آن سوی فردا، تعدادی از کتب رونمایی شده در این مراسم بود. این سرزمین، نگاهی به فرهنگ و باور‌های مردم، آسیب شناسی نظام آموزشی در ایران، شهروند گفتمان نظریه‌ها و دیدگاه‌های فرا ملی و اصحاب حسین عنوان دیگر کتاب‌های رونمایی شده بود. ]]> استان‌ها Fri, 18 Oct 2019 07:52:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282215/سیزدهمین-نمایشگاه-کتاب-لرستان-کار-خود-پایان پیتر هاندکه: دیگر با هیچ خبرنگاری مصاحبه نمی‌کنم http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/282218/پیتر-هاندکه-دیگر-هیچ-خبرنگاری-مصاحبه-نمی-کنم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، پیتر هاندکه، نویسنده اتریشی برای اولین بار به شبهات درباره اهدای نوبل ادبیات به او عکس‌العمل نشان داد و پس از اینکه از او درباره جنگ یوگسلاوی پرسیدند گفت دیگر هیچ‌وقت با رسانه‌ها صحبت نمی‌کند.   پیتر هاندکه، نویسنده اتریشی که در جلسه مدیران شهرداری در شهر گریفین در جنوب اتریش حضور پیدا کرده بود از خبرنگاران گلایه کرد که دائم از او سؤال‌هایی درباره دیدگاه‌های سیاسی‌اش می‌پرسند و سوالی درباره نوشته‌هایش نمی‌کنند.   هاندکه گفت: «جلوی در خانه بودم و 50 خبرنگار آنجا حضور داشتند و همه سؤال‌هایی درباره سیاست پرسیدند و حتی یک نفر آثارم را نخوانده بودند و نمی‌دانستند چه کتاب‌هایی نوشته‌ام. همه از من درباره عکس‌العمل دیگران می‌پرسند. من نویسنده و از نسل تولستوی، هومر، و سروانتس هستم. من را رها کنید و این سؤال‌ها را از من نپرسید.»   بنابر گفته مدیران شهرداری هاندکه در جلسه گفت دیگر با هیچ خبرنگاری صحبت نمی‌کند. گویا یکی از خبرنگاران از هاندکه پرسیده بود آیا از انتقادات ساشا استانیشیچ، نویسنده بوسنیایی-آلمانی برنده جایزه کتاب آلمان خبردارد یا نه!   استانیشیچ در مراسم دریافت جایزه کتاب آلمان به انتقاد از اهدای جایزه نوبل ادبیات به پتر هاندکه پرداخت و گفته بود: «من خیلی خوش‌شانس بودم که از آنچه پتر هاندکه از توصیف آن در نوشته‌هایش عاجز بود، فرار کرده‌ام. خیلی عجیب است که واقعیت را طوری نشان دهیم که تنها شامل دروغ‌ها شود.»   البته نویسندگان دیگری چون سلمان رشدی و هاری کونزرو نیز از کمیته نوبل برای اهدای جایزه به پیتر هاندکه انتقاد کرده بودند. الکساندر هِمون، نویسنده بوسنیایی-آمریکایی هم در نیویورک‌تایمز هاندکه را «باب دیلنِ نادمین نسل‌کشی» خواند!   با کمیته نوبل تماس‌های زیادی گرفته شد تا به انتقادات مربوط به جایزه نوبل ادبیات هاندکه پاسخ دهد اما هنوز به این موضوع عکس‌العملی نشان نداده‌اند.   در شناسنامه هاندکه رمان، مقاله، و نمایشنامه‌‌هایی چون «کاسپار» و «دشنام به تماشاچی» دیده‌ می‌شود. از سال 1990 تاکنون ساکن پاریس است و بیشتر از همه با کتاب «بر فراز دهکده‌ها» و البته رمان «تکرار» شناخته می‌شود.   هاندکه که از سمت مادر اسلوونیایی است و در سال 2006 در مجلس ختم مجرم جنگی صربستان، اسلوبودان میلوشویچ سخنرانی کرد. سخنرانی که سبب شد انتقادات شدیدی به نویسنده اتریشی بشود و حتی جایزه هاینریش هینه به دلیل مواضع سیاسی هاندکه را از نامزدی جایزه خط بزند. در سال 2014 هم برنده جایزه ایبسن شد که با اعتراضاتی در اسلو روبه‌رو شد.       ]]> جهان‌کتاب Fri, 18 Oct 2019 18:45:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/282218/پیتر-هاندکه-دیگر-هیچ-خبرنگاری-مصاحبه-نمی-کنم نوستالژی بازگشت امپراطوری عثمانی نمادی از سلطه است/ چرا به کردهای سوریه پرداخته نمی‌شود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282189/نوستالژی-بازگشت-امپراطوری-عثمانی-نمادی-سلطه-چرا-کردهای-سوریه-پرداخته-نمی-شود خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- بهاران سواری: جلیل کریمی در کتاب «نظریه پسااستعماری و کردشناسی»، آثار نویسندگان غربی از جمله دوارد سعید را درباره مردم کرد و سرزمین آن‌ها در حوزه‌های تاریخ، مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی در این کتاب به نقد کشیده است. در سیر تاریخی مطالعات پسااستعماری و توصیف فضای فکری و موضوعی مورد نظر کرمی حوزه‌های تاریخی، مردم‌شناختی و جامعه ‏شناختی کردها و چگونگی بازنمایی جامعه آن‌ها در پژوهش‌هایی تحت عنوان کردشناسی از سوی غربی‌ها مورد بررسی قرار گرفته است.   از دید او بیشتر مطالعات کردشناسی منشعب از گفتمان حاکم بر شرق‌شناسی است و در بسیاری از آن‌ها لایه‌های شرق‌شناسانه هست. اما آیا این نوع تفکیک و تمایز بین غرب و غیرغرب؛ خود بیانگرد نوعی استعمار نوین و تقلیل یک نژاد به سوژه‌ای پژوهشی نخواهد بود؟   به بهانه وقایع اخیر در کردستان سوریه و حمله نظامی ترکیه به این منطقه، این موضوع را با کرمی درمیان گذاشتیم که چرا در تمامی این پژوهش‌های کردشناسی؛ کردهای سوریه کمتر از کردهای ایران و عراق و ترکیه مورد توجه بوده‌اند؟ و آیا تبانی آمریکا و ترکیه و ناتو برای حمله به کردهای سوریه که این روزها شاهدش هستیم را هم می‌توان در چارچوب تلاش‌های استعماری برای سلطه دانست؟   چرا در اغلب کتاب‌ها و پژوهش‌هایی که به نوعی در دایره کردپژوهی و قوم‌نگاری کردها تعریف می‌شوند؛ کردهای سوریه کمتر از کردهای ایران و عراق و ترکیه مورد توجه مولف و پژوهشگر بوده‌اند؟  بخش عمده‌ای از مطالعات اصلی کوردی قبل از تقسیمات جغرافیایی و سیاسی کنونی انجام گرفته و نویسندگان مربوط نیز توجه چندانی به مرزها نداشته‌اند. اما مثلاً در مورد کردستان ایران، از آنجا که ایران‌شناسی از جمله دیسپلین‌های مورد علاقه شرق‌شناسان بوده، و نیز به این دلیل تاریخی که کردها بیشترین نسبت را با فرهنگ و سرزمین ایران داشته‌اند، به تناسب، به کردهای ایران هم پرداخته شده است. ملیت شرق‌شناسان هم احتمالاً تأثیر داشته است. مثل اینکه، نویسندگان روس بیشتر به مطالعه درباره ایران و عراق علاقمند بودند. اگر هم منظور مطالعات تحلیلیِ انجام شده از سوی نویسندگان کورد در باب مطالعات کوردشناسی باشد، دلیل آن را می‌توان در سطح و ویژگی‌های تحصیلی پایین‌تر در کردستان سوریه جست. از آنجا که مطالعاتی ازین دست نیازمند سطح بالاتری از تحلیل علمی است، به نظر می‌رسد این شرایط در سه بخش دیگر کردستان بیشتر از سوریه فراهم بوده است. با این حال، در این اواخر مطالعات مرتبط با کردستان سوریه هم افزایش یافته است.   در این نظریه پسااستعماری که شما در کتاب مد نظر داشته‌اید، آیا پیش‌فرض یک کردستان واحد است یا چهار اقلیم مرزی متفاوت که کردها در آن ساکن هستند؟  در تحلیل گفتمان، به ویژه در آن رویکردی که چندان به جهان بیرون از گفتمان تمرکز نمی‌شود، مرزهای واقعی دیگر معنا ندارد. با اینکه رهیافت کتاب من بیشتر انتقادی بوده، اما با توجه به متون مورد بررسی اصولاً مرزهای جغرافیایی مورد نظر نبوده است. هدف محوری، تحلیل متن‌ها بوده است.   تضادهای ناسیونالیستی کرد و ترک، کرد و عرب و ... در این نظریه پسااستعماری چگونه قابل تبیین و تعریف است؟  ایده بنیادی نظریه‌ها (و نه نظریه) پسااستعماری، واسازی ساختارهای فکری موجود در جهان اندیشه است. (با این تذکر که این نظریه‌ها، در یک جایی، که به پست‌کلونیالیسم معروف است، می‌تواند به یک مکتب سیاسی دوفاکتو بدل شود). اما، در مقام تنوری، نظری‌های پسااستعماری، نگاهی نقادانه به سلسله مراتب موجود در تفکر و در نهایت در عالم واقع دارد. یکی از ایده‌ها یا سلسله‌مراتب اجتماعی ـ سیاسی مورد نقد، ایده و برنامه ناسیونالیسم است. ناسیونالیسم، نوعی گزافه‌گویی است؛ زیرا آن چیزی نیست که ادعا می‌کند. از منظر کارکردی نیز به دلیل تمرکزگرایی ذاتی، نمی‌تواند عدالت را در پی داشته باشد. زیرا همواره در پی کاستن تفاوتها به نفع یکسانی و به عبارتی قربانی‌کردن امر جزیی در آستانه امر کلی است. ناسییونالیسم از این منظر شکل ظاهرفریبی از سلطه است.     جایگاه کردها در ساخت‌های سیاسی دولت‌ ـ ملتی منطقه و روند تاریخی شکل‌گیری ساخت‌های سیاسی کردی پیش از تشکیل دولت‌ ـ ملت‌ها در منطقه و بعد از مرزبندی‌های مشخص امروزی دستخوش چه تغیراتی بوده که به امروز و ماجرایی مثل ترکیه و سوریه رسیده است؟  این پرسش، موضوع کتاب نبوده است. اما به هر حال، ادراک اجتماعی و سیاسی تا قبل از دوره روشنگری بر ایده ملی‌گرایی استوار نبوده است. ناسیونالیسم عمدتاً بعد از انقلاب فرانسه به تدریج رایج شد. به همین ترتیب در جوامع مورد نظر شما هم ایده‌های ناسیونالیستی وجود نداشت. در وجه انضمامی هم، در بیشتر این سرزمین‌هایی که کردها در آن زندگی می‌کردند، صورت اصلی حکمرانی، خودگرانی بوده است. برای مثال تا قبل سلطنت قاجار، در کردستان و کرمانشاه، حکمرانی در دست خاندان‌های کرد بوده است. در سایر کشورها هم به همین ترتیب. این نظام به نوعی فدراتیو، با ظهور نظام تمرکزگرای آتاتورکی و رضاشاهی و بعدها نظام‌های بعثی در عراق و سوریه، جای خود را به نظام متمرکز حکمرانی داد و تراژدی آغاز شد. از نظر تاریخی هم مرزهای مناقشه‌برانگیز فعلی، برآمده از هیچ نوع گفتگو یا در نظرگرفتن خواست دیگری‌های فرودست نبوده و اصولاً با مبنای خواست‌ها و منافع دولت‌های غربی به وجود آمده‌اند.   آیا همبن تبانی آمریکا و ترکیه و ناتو برای حمله به کردهای سوریه که این روزها شاهدش هستیم را هم می‌توان در چارچوب تلاش‌های استعماری برای سلطه دانست؟  استعمار، طبق ایده‌های نظریه پسااستعماری، به پایان نرسیده است. میل به سلطه به شیوه‌ها و حیله‌های مکارانه‌تر و خوش‌آب و رنگ‌تر متوسل شده است. این میل را در امریکا، ایده‌های نئولیبرال کسانی مثل ترامپ و بیشتر حکمرانان آن کشور پیش می‌برد. در ترکیه، این نیروی پیشران، وجوه دینی و ناسیونالیستی بیشتری دارد. نوستالژی بازگشت امپراطوری عثمانی و آرمان ترکیه‌ای واحد در مقام کلیتی بدون هر گونه ترک‌خوردگی و عنصر مزاحم، از جمله این خواست‌هاست.   اساسا همین مفهوم کردپژوهی خودش نمودی از جریان پسااستعماری و تقلیل کرد بودن و پیشنیه تاریخی که پشت سر دارد به یک سوژه پژوهشی و زیبایی‌شناسی نیست؟  مفاهیم عمومی و آکادمیکِ موجود به نحوی از انحا اجزا یا اشکالی از سلطه با خود دارند. از سوی دیگر هیچ تحلیل نمی‌تواند تمامی مفاهیم و واژگان خود را از نو بیافریند. راه حل این مشکل استفاده خودآگاهانه از مفاهیم، آشنایی‌زدایی از آنها و در نهایت خلق مفاهیم و اصطلاحات جدیدی است که دست کم در زمان خلق‌شدن، به نظر بری از سلطه هستند. مفهوم «کردشناسی» در عنوان کتاب، به این دلیل آمده است که شرقشناسان آن را به کاربرده بودند. به عبارتی معنای عنوان کتاب این است که نظریه استعماری چگونه پژوهش‌هایی تحت عنوان «کردشناسی» را تحلیل خواهد کرد. محتوای تحلیل‌های کتاب بیانگر رویکرد انتقادی به مفاهیم و مطالب ازین دست است. اما خارج از بحث کتاب، عنوان کردشناسی می‌تواند شکلی از نگاه پوژیتیویستی به ابژه به خود بگیرد که مضموم و مورد انتقاد است. همچنانکه مثلا در حوزه جامعه‌شناسی اصلاحات کلاسیک جامعه‌شناسی فرهنگی، جامعه شناسی دین و علم، جای خود را به مطالعات فرهنگی، مطالعات دین و مطالعات علم داده است. این بازاندیشی در حوزه مطالعات کوردی هم باید صورت بگیرد. اما اگر این تغییر در مفاهیم و واژگان خودآگاه صورت نگیرد، همچنان خطاهای تحلیلی مانند زیبایی‌شناسانه‌کردن امور پیش خواهد آمد. زیبایی‌شناسانه کردن موضوعات مرتبط با کردها در پژوهش‌های شرقشناسان بسیار جدی بوده و در فیلم‌ها و سریال و تحلیلهای فرهنگی فعلی نیز، ویژگی غالب بازنمایی کردها بوده است. از قضا، طرح جلد کتاب، به نحوی به این عیب مبتلاست.   ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 04:49:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282189/نوستالژی-بازگشت-امپراطوری-عثمانی-نمادی-سلطه-چرا-کردهای-سوریه-پرداخته-نمی-شود داور جایزه بوکر: افتخار می‌کنم که دو برنده انتخاب کردیم http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/282219/داور-جایزه-بوکر-افتخار-می-کنم-دو-برنده-انتخاب-کردیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، هفته گذشته مارگارت آتوود و برناردین اِواریستو به عنوان برندگان بوکر 2019 اعلام شدند و جایزه 50 هزار پوندی من‌بوکر را به طور مساوی بین خود تقسیم کردند.   البته طبق قوانین بوکر جایزه نباید بین دو نفر تقسیم شود اما هیئت داوران اعلام کردند که نمی‌توانستند یکی از این دو اثر را به عنوان برنده اعلام کنند.   گَبی وود، مدیر ادبی بنیاد بوکر با تصمیم هیئت داوران چندین بار مخالفت کرد و هر بار هیئت داوران تلاش کردند یک نفر را به عنوان برنده انتخاب کنند اما به نتیجه نرسیدند و در نتیجه وود تصمیم گرفت به رأی هیئت داوران احتران بگذارد. فلورانس، رئیس هیئت داروان گفته بود: «هر دو کتاب پیام‌های مهمی دارند. علاوه بر این داستان‌های معمایی جذابی هستند که خواننده را پای کتاب میخکوب می‌کند. امیدواریم برندگان ارزشمندی برای جایزه بوکر انتخاب کرده باشیم. از نظر من اهمیت بوکر فقط به جایزه مالی نیست که حالا نگران تقسیم کردنش باشیم.»   آفوآ هیرش، یکی از اعضای هیئت داوران بوکر امسال نیز در این باره رای گاردین نوشت: «نمی‌دانم چرا این کتاب‌ها برای داوری انتخاب شدند. ساعت‌ها درباره اینکه چه کتابی شایستگی بیشتری برای عنوان بوکر دارد بحث کردیم. درباره جزئیات اجاره ندارم صحبت کنم اما باید بگویم موضوعات زیادی برای ما اهمیت داشت. از تصمیم نهایی خودمان هم شوکه بودیم اما انتخاب برنده برای جایزه‌ای چون بوکر سخت است. کتاب می‌خوانید، می‌خوانید، و باز می‌خوانید. هر ماه با همکاران دور هم جمع می‌شوید و درباره آثار مختلف صحبت می‌کنید و در نهایت مجبور به انتخاب فقط یک کتاب هستید. کار خیلی سختی است. همه 13 کتاب حاضر در فهرست اولیه شایستگی خوانده شدن و دیده شدن را دارند. هنوز برای حذف بعضی از کتاب‌ها سوگواری می‌کنم. به نظر من هر شش اثر حاضر در فهرست نهایی توانایی برنده شدن در جایزه بوکر را داشتند. چگونه می‌توان زیبایی استانبول را در داستان شافاک نادیده گرفت و لوسی اِلمان را ندید؟ چگونه می‌توان راوی اودیسه‌وار اوبیاما را نادیده گرفت؟ در پایان کوتاه نیامدیم. دو برنده انتخاب کردیم. نتیجه کار ایده‌ال نیست زیرا انتخاب بین این نویسندگان خوب واقعاً سخت بود اما به تصمیم‌مان افتخار می‌کنم. از اینکه جرئت شکستن قوانین را داشتیم افتخار می‌کنم. خیلی‌ها می‌گویند چطور توانستید آتوود و اِواریستو را با هم مقایسه کنید. در جواب باید بگویم ما تصمیم نگرفتیم مقایسه کنیم اما تصمیم گرفتیم هر دو را خوب ببینیم و به آن‌ها اهمیت دهیم و خوشحالم چنین کردیم.»   جایزه «من بوکر» به بهترین اثر تازه انگلیسی‌زبان که نوشته شهروندان همسود بریتانیا است اهدا می‌شود. پیش از این نویسندگانی چون هیلاری منتل، آیریس مرداک، و ایِن مک‌ایوان برنده این جایزه معتبر شده‌اند. به برنده جایزه من‌بوکر 50 هزار پوند و به هر کدام از نامزدها 2500 پوند به عنوان هدیه مالی اهدا می‌شود.   ]]> جهان‌کتاب Fri, 18 Oct 2019 19:36:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/282219/داور-جایزه-بوکر-افتخار-می-کنم-دو-برنده-انتخاب-کردیم استقبال بچه‌ها از کتاب‌های مربوط به شخصیت‌های کربلا زیاد است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282115/استقبال-بچه-ها-کتاب-های-مربوط-شخصیت-های-کربلا-زیاد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امروز بیست و هفتم مهرماه مصادف با اربعین حسینی است. کودکان و نوجوانان می‌توانند در این روز با مطالعه آثاری که درباره امام‌حسین (ع)، فرزندان و یاران ایشان منتشر شده، با ابعاد مختلف شخصیتی و زندگی این بزرگواران آشنا شده و از آن‌ها الگوبرداری کنند. «دوست خوب امام» از جمله این آثار است که در قالب مجموعه 14 معصوم به تازگی از سوی انتشارات کتاب تارا روانه کتابفروشی‌ها شده است.   این کتاب که به قلم عباس رمضانی به رشته تحریر درآمده، دربردارنده 10 قصه‌ از زندگی امام‌ حسین‌(ع) با نام‌های «خواب عجیب، چراغ هدایت، دوست خوب امام، باران رحمت الهی، هم سفره با فقرا، نگاه مهربان امام، بیعت هرگز، حکومت ری، غلام فداکار و پیراهن کهنه» است که با تصویرگری فروغ بیژن منتشر شده است.   عباس رمضانی که آثار زیادی را برای کودکان و نوجوانان در کارنامه‌اش دارد، درباره این اثر به ایبنا گفت: کتاب «دوست خوب امام» یک جلد از مجموعه 20 جلدی است شامل قصه‌هایی از زندگی 14 معصوم علیهما سلام و شش جلد بقیه شامل قصه‌هایی از زندگی حضرت زینب (س)، حضرت فاطمه معصومه (س)، حضرت ابوالفضل (ع)، حضرت علی اصغر (ع)، حضرت علی اکبر (ع) و حضرت قاسم (ع) است.   وی درباره انتخاب عنوان کتاب «دوست خوب امام» توضیح داد: انتخاب نام این کتاب براساس روایتی است که از زندگی حضرت پیامبر (ص) نقل شده است؛ وقتی که حضرت با اصحابشان درحال عبور از کوچه‌های مدینه بودند تعدادی بچه را می‌بینند که در حال بازی هستند، پیامبر می‌ایستند و به سمت بچه‌ها می‌روند و دست نوازش برسر یکی از بچه‌ها می‌کشند، وقتی که پیامبر برمی‌گردند، اصحابشان می‌پرسند این بچه‌ چه کسی بود؟ و پیامبر پاسخ می‌دهند جبرئیل به من پیغام داده این بچه دوست حسین من است. و من نام این کتاب را از روی این روایت برداشتم.     رمضانی با بیان اینکه همه کتاب‌های این مجموعه نثر ساده و روانی دارند، افزود: این مساله مطالعه کتاب‌ها را برای بچه‌ها جذاب کرده است. همچنین سعی کرده‌ام از روایت‌های مورد علاقه بچه‌ها انتخاب کنم. این روایت‌ها کاملا مستند است و از اسناد قابل اعتماد استخراج شده است.   نویسنده «مردان مبارز» با اشاره به اینکه کتاب «دوست خوب امام» امسال منتشر شده و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه شده است، میزان بازخورد آن را خوب ارزیابی کرد و گفت: این مجموعه مورد استقبال بچه‌ها قرارگرفته است، مخصوصا کتاب‌های «دو دست چون دو بال» شامل قصه‌هایی از زندگی حضرت ابوالفضل العباس (ع)، «دوست خوب امام» و «قصه‌هایی از زندگی حضرت علی اصغر (ع)». در حال حاضر هم برخی از جلدها به پایان رسیده و امیدواریم بتوانیم چاپ دوم این مجموعه را منتشر کنیم. به گفته این نویسنده، به‌طورکلی استقبال بچه‌ها از کتاب‌های مربوط به شخصیت‌های کربلا خیلی زیاد است و این محدود به ماه محرم و صفر نمی‌شود. بچه‌ها کلا علاقه خاصی به شخصیت‌های کربلا دارند. و این علاقه نشأت گرفته از محیط خانواده، اجتماع و تا حدی کتاب‌های درسی است. هرچند که در کتاب‌های درسی اطلاعات خیلی مختصر است و بچه‌ها برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب‌های داستانی روی می‌آورند. رمضانی در ادامه به آثار دینی در حوزه کودک و نوجوان اشاره کرد و گفت: در این حوزه کتاب‌های زیادی منتشر شده، هر کدام از این کتاب‌ها ویژگی‌های خاص خودشان را دارند. از جمله قلم نویسنده، محتوای اثر، کتابسازی و ... و هرکسی از زاویه‌ای خاص به کار نگاه می‌کند.   این نویسنده و معلم آموزش و پرورش، افزود: نمی‌توانیم بگوییم تعداد کتاب‌های این حوزه زیاد است زیرا هرچه در این حوزه کار شود بازهم جای کار وجود دارد. بچه‌ها با این کتاب‌ها با سیره امامان و معصومین آشنا می‌شوند که تاثیرات مثبتی در شناخت راه و روش زندگی‌شان و اخلاق و رفتار آن‌ها دارد.   وی درباره کیفیت آثار دینی نیز توضیح داد: کیفیت کتاب‌هایی که در این حوزه منتشر می‌شود چه از نظر فیزیکی و چه از نظر محتوایی افت و خیزهایی وجود دارد اما آنچه مورد توجه مخاطبان است، محتوای آثار است. بیش از 70 درصد آثاری که در حوزه دین منتشر شده، برای بچه‌ها جاذبه دارند، و 30 درصد بقیه هم به دلایل مختلف مانند کتابسازی ضعیف یا محتوای غیرمستند برای بچه‌ها جذابیتی ندارد. یکی از چالش‌های اصلی کتاب‌های مذهبی این است که برخی مستند نیستند و براساس اسناد معتبر نوشته نمی‌شوند.   رمضانی گفت: آنچه که من به عنوان معلم آموزش و پرورش در برخورد با بچه‌ها متوجه شدم این است که آن‌ها از هر کتابی که محتوای خوب داشته باشد استقبال می‌کنند و این مساله مختص به حوزه دین یا تاریخ نیست درمورد همه حوزه‌ها همین‌گونه است.     ]]> کودک و نوجوان Sat, 19 Oct 2019 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282115/استقبال-بچه-ها-کتاب-های-مربوط-شخصیت-های-کربلا-زیاد کافه هنر نمایشگاه بولونیا به نام هنرمندان ایرانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282221/کافه-هنر-نمایشگاه-بولونیا-نام-هنرمندان-ایرانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران، النا پازولی در دیدار با قادرآشنا مدیر عامل موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران به موضوع نمایشگاه کتاب بولونیا که یکی ازمعتبرترین نمایشگاه های کتاب کودک است پرداخت. وی ضمن تاکید بر همکاری های بین نمایشگاهی قول داد که در نمایشگاه کتاب تهران حضور پیدا کند. النا پازولی و قادر آشنا همچنین در خصوص حضور تصویرگران و هنرمندان ایرانی در کافه هنر بولونیا توافق کردند و قول همکاری مساعد دادند. کافه هنر نمایشگاه بولونیا قرار است اعتبار فرهنگ و هنر ایران و دستاوردهای تصویرگری کتاب کودک را به نمایش بگذارد. نمایشگا کتاب بولونیا برای اولین بار۵۶ سال قبل برگزار شد و بزرگترین رویداد جهان در زمینه کتاب و محصولات چند رسانه ای کودکان است. این نمایشگاه به خاطر تأکید بر تصویرگری کتاب کودک شهرت دارد. ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 06:32:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282221/کافه-هنر-نمایشگاه-بولونیا-نام-هنرمندان-ایرانی ورود اندیشه لوفور به ایران به دلیل تقاضای نهاد قدرت است http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282186/ورود-اندیشه-لوفور-ایران-دلیل-تقاضای-نهاد-قدرت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «آنری لوفور» اولین کتاب از مجموعه فلسفه، سیاست و شهر که با همکاری موسسه فضا و دیالکتیک منتشر می‌شود، به بازخوانی آراء و اندیشه‌های لوفور در حوزه شهری و برنامه‌ریزی شهری پرداخته است. از آغاز دهه ۹۰ شمسی آرا و آثار لوفور جسته‌وگریخته به فارسی برگردانده شده و مخاطب ایرانی به انبان نظری او ناخنکی زده است. اینجا و آنجا جلساتی با عنوان «حق بر شهر» برگزار می‌شود و نشریات از تولید فضا می‌نویسند. حقیقت آنکه این اقبال عمومی به لوفور متناظر است با تب لوفورشناسی در جامعه دانشگاهی غرب، البته با کمی تاخیر زمانی. اگرچه لوفور در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی جایگاهی رفیع در مرزهای فرانسه یافته بود اما آثار او چندین دهه از چشمان مخاطبان آنگولاساکسون پنهان مانده بود. این غفلت سه‌دهه‌‌ای اما دو دلیل داشت. نخست آنکه شاگرد قدرناشناسش مانوئل کاستلز نه تنها به آموزه‌های استاد وفادار نماند که در رساله‌اش ردی بلندبالا بر او نگاشت. کاستلز در جایی لوفور را متهم می‌کند که با ایستادن ورای جهان واقع، چیزی از آنچه در عمل بر روی زمین در حال وقوع است نمی‌داند. آثار کاستلز تا مدت‌ها قلب تپنده رویکردهای جدید در مطالعات شهری بود و از این رو نظریه لوفور با همان چوب نقد به حاشیه رانده شد. البته ایمان واقفی در جستار «آنری لوفور: میل؛ مقاومت، میدان» دلیل دیگری را هم درباره چرایی این تاخیر مطرح می‌کند: آنکه لوفور نه‌تنها زبانی به‌غایت مغلق به‌کار می‌گرفت بلکه منطق اندیشه‌اش عمیقا با خطوط رسمی و غالب سر عناد داشت. بی‌جهت نیست که او را مارکسیست دیگرگون می‌خوانند. او نه فقط در زندگی سیاسی و اجتماعی‌اش که در جهان نظری‌اش نیز تن به هیچ سازمان و ساختاری نمی‌داد. حتی کسانی که او را پساساختارگرا می‌خواندند به چوب عتاب می‌نواخت. همین تن ندادن به جریان‌های غالب و نامتعارف بودن اندیشه‌هایش او را چندین دهه و تا آغاز دهه ۹۰ که مکتوبات او یکی پس از دیگری به انگلیسی ترجمه شد، از تیررس مخاطبان عمومی دور نگاه داشت. اما به زعم واقفی آنچه ورود اندیشه لوفور به ایران را باعث شده و سرعت بخشیده، به‌نوعی تقاضای نهاد قدرت بوده است. میل فزاینده دم‌ودستگاه حکمرانی شهری به تولید و کنترل فضای شهری خود عاملی برای معرفی و ادغام همزمان لوفور بوده است. بی‌جهت نیست که بخش چشمگیری از تالیفات و ترجمه‌های لوفوری به نحوی از انحاء با حمایت و همکاری شهرداری به بازار آمده است.  خود لوفور هم معتقد است دیگر نمی‌توان صرفا با اتکا به آموزه‌های مارکس وضعیت امروز را تبیین کرد. چراکه اگر در دوره صنعتی‌شدن استیلای سرمایه‌داران از خلال مدیریت کارخانه و به نظم درآوردن کارگران محقق می‌شد، در دوره شهری‌شدن کنترل و سامان‌بخشیدن به کلیت شهر است که می‌تواند قدرت را تحکیم بخشد. درواقع دیگر کلیت شهر به موضوعی برای تنظیم و اداره تبدیل شده است و نه تنها کارخانه!» آن‌طور که واقفی می‌نویسد، در دوره شهری شدن سرمایه حکمرانان شهری هم‌وغم خود را صرف تولید شهر می‌کنند تا از این رهگذر بتوانند فضای کالبدی و نظام باوری خود را در آن ساری و جاری کنند. دیگر نه فقط کارگران که ساکنان شهر باید تحت انقیاد درآیند و این محقق نمی‌شد مگر به اتکای ساخت شکلی از زندگی.  از آنجایی هم که تولید شهر همانند تولید صنعت نیازمند آموختن علوم جدیده است، نهادهای قدرت نخستین گروه‌اند که به فراگیری این دانش مدرن اقدام می‌کنند. رونق گرفتن علوم شهری هم یعنی معماری، طراحی شهری، شهرسازی و برنامه‌ریزی شهری به استخدام حاکمان درمی‌آیند تا پدیده‌ای به نام شهر را برسازند و به نظم درآورند.  به عبارت دیگر احتمالا این گفته‌های لوفور برای امروز ما بیش از هر زمان دیگری معنادار است که «فضا صرفا یک موضوع علمی نیست که عاری از طنین ایدئولوژیک و سیاسی باشد؛ فضا همیشه و همواره موضوعی سیاسی و استراتژیک بوده است. اگر می‌بیند امروزه عقلانیت انتزاعی چنان وانمود می‌کند که فضا تماما فرمی/ تهی‌ست که گویی نسبت به هرآنچه درونش رخ می‌دهد خنثی و بی‌تفاوت است، از آن روست که فضا پیشاپیش اشغال شده است... تولید فضا ابزاری‌ست در دست اشخاص و گروه‌هایی که فضا را از آن خود می‌کنند تا مدیریت و استفاده از آن را در ید قدرت خود نگه دارند.» هرچند که علوم شهری از همان بدو تولد سودای «حل» مسائل شهری را در شهر می‌پروراند. بر این سیاق مطالعات شهری در مراحل نخستین رشد خود به‌عنوان ابزاری در خدمت حاکمان شهری درآمد تا به‌خیال خود با آن مسائل و مشکلات شهری را حل و فصل کند.  در واقعیت هم می‌بینیم که هرچه فضاهای جمعی شهرمان کوچک‌وکوچک‌تر می‌شوند، برج‌ها سر به فلک می‌کشند و مال‌های بی‌انتها پرشمارتر می‌شوند، طبیعت دست‌نخورده اطرافمان عرصه جولان بساز و بفروش‌ها می‌شود.  سرفصل‌های کتاب عبارتند از: لوفور و ماتریالیسم دیالکتیکی، دوازده تز درباره دیالکتیک و منطق، تاملی روش‌شناختی در آراء لوفور، آیا طبقه کارگر انقلابی است؟، بسوی فرافلسفه امر شهری، تاملی در نظریات متقدم لوفور، تبدیل شدن شهر به جهان: نانسی، لوفور و تصور جهانی ـ شهری.   کتاب «آنری لوفور» با تالیف و ترجمه ایمان واقفی، همن حاجی‌میرزایی، آیدین ترکمه و نریمان جهانزاد در ۱۲۸ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و به قیمت ۲۵۰۰۰ تومان از سوی انتشارات کتابکده کسری منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 06:19:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282186/ورود-اندیشه-لوفور-ایران-دلیل-تقاضای-نهاد-قدرت کتاب «روزنامه‌ها و مجله‌های کمیاب دانشگاه تهران» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282222/کتاب-روزنامه-ها-مجله-های-کمیاب-دانشگاه-تهران-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به تازگی کتابی از سیدفرید قاسمی پژوهشگر حوزه تاریخ مطبوعات با عنوان  اصلی «روزنامه ها و مجله های کمیاب دانشگاه تهران» و عنوان فرعی «موجودی کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تأمین منابع علمی» منتشر شده است که جدیدترین کار پژوهشی این کارشناس حوزه مطبوعات است.  بر روی جلد این کتاب عنوان نشریاتی همچون «طلیعه صبح»، «سعادت ایران»، «بهار»، «ایرآن»، «جریده غیرمعمولی»، «سروش ایران»، «صحّت»، «تکامل»، «بی سیم مسکو»، «گل اتشی»، «گلشن»، «روزنامه اطلاعات»، «خنده» و «طلیعه سعادت» به چشم می خورد. این اثر به مناسبت افتتاح تالار نشریات کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران با شمارگان 200 نسخه در 127 صفحه به چاپ رسیده است. ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 06:36:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282222/کتاب-روزنامه-ها-مجله-های-کمیاب-دانشگاه-تهران-منتشر با آسیب‌ها و فرصت‌های پیاده‌روی اربعین آشنا شوید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282198/آسیب-ها-فرصت-های-پیاده-روی-اربعین-آشنا-شوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در این پژوهش، کوشش شده است به این سؤال پاسخ داده شود که اربعین و پیاده‌روی آن، چه موقعیت‌ها و فرصت‌های ذی‌قیمتی را در اختیار علاقه‌مندان اباعبدالله (ع) قرار می‌دهد و چه کاستی‌ها و آسیب‌هایی متوجه این راهپیمایی جهانی است؟ این کتاب در سه فصل سامان یافته است: فصل نخست عهده‌دار بیان جایگاه، ارزش و فضیلت، تاریخچه زیارت و راهپیمایی اربعین و دیدگاه اندیشمندان درباره آن است؛ در فصل دوم فرصت‌های باز آمده از اربعین و لزوم بهره‌برداری از آن مورد تأکید قرار گرفته است؛ در فصل سوم، کاستی‌ها و آسیب‌هایی که روند رو به رشد اربعین را تهدید می‌کند، بررسی می‌شود و راه حل‌هایی ارائه می‌گردد. مولف در کتاب به این موضوع می‌پردازد که عنوان اربعین، عنوانی عام است که تاکنون مقالات و کتاب‌های مختلفی درباره آن نگارش شده است. هرچند در نگرش صحیح دینی، اعداد به لحاظ عدد بودن، نقش خاصی در القای معنا و منظوری مشخص ندارند. اما از برخی آیات و روایات استفاده می‌شود که در عدد چهل، خصوصیتی وجود دارد که در اعداد دیگر نیست. این امر موجب شده است که عنوان اربعین، در اصطلاح و کاربردهای دینی، از قداست و اهمیت زیادی برخوردار باشد. بنا بر مفاد برخی آیات، اربعین سند کمال و نشانه رشد عقلی انسان است. انسان در چهل سالگی به درک نعمت و مقام شکر دست می‌یابد و به حقیقت عبودیت واقف می‌شود. از این رو غالب انبیای الهی، به ویژه حضرت ختمی مرتبت (ص) در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند. در بخشی دیگر از کتاب به فضیلت پیاده‌روی برای امور عبادی و معنوی اشاره شده و آمده است: «پیاده‌روی برای انجام اعمال عبادی و امور خیر و مستحبی، به ویژه زیارت ائمه معصوم (ع) در روایات و سخنان اهل بیت (ع) بسیار تأکید شده است. امام صادق (ع) فرمود: هرکس پیاده به مسجدها رود، قدم‌هایش را هر شی‌تر و خشک بگذارد، زمین برای او تسبیح می‌گوید. بر این اساس، روایات بسیاری درباره ارزش و منزلت پیاده‌روی به سوی بیت‌الله الحرام و انجام اعمال و مناسک حج وجود دارد. هیچ امری محبوب‌تر از پیاده‌روی به سوی بیت‌الله الحرام نیست و انسان را به ساحت مقدس ربوبی نزدیک نمی‌کند. اهمیت پیاده‌روی اربعین در زمان کنونی چیست؟ فصل دوم کتاب به فرصت‌های پیاده‌روی زیارت اربعین اختصاص دارد. آنچه در این کتاب درباره فرصت‌های اربعین بدان پرداخته شد، شمهایی از عظمت اربعین، آثار و دستاوردهای بزرگ آن است که فرصتی با ارزش را در اختیار برنامه‌ریزان و دلسوزان فرهنگ شیعی قرار دهد. به اعتقاد نویسنده، راهپیمایی اربعین، نوعی رویارویی فرهنگ دینی، معنویت و خدامحوری در برابر فرهنگ مبتذل غربی است. برگزاری راهپیمایی حسب نظر علما و مراجع، در صورتی که برای اقامه عزا برای زیارت قبر سید‌الشهدا (ع) باشد ثواب زیاد داشته و امری پسندیده برای اعتلای کلمه توحید و بیانگر زنده بودن ماجرای عاشورا و کربلاست. همانگونه که امام خمینی (ره) محرم و صفر را عامل زنده ماندن اسلام بیان داشت. نویسنده در بخشی دیگر معتقد است: «باید به زائران آموزش داده شود که در طول مسیر، وقتی به صورت گروهی حرکت می‌کنند یا در جایی توقف نمایند، بهتر است برنامه‌ای برای آن محل در نظر بگیرند و از نظر معنوی، آن جمع را تغذیه کنند. مثلاً با بیان ویژگی‌های شخصیتی حضرت اباعبدالله و یاران باوفاویش و ارائه طرح‌های قرآنی و برگزاری مجلس سخنرانی و ... می‌توان بدان هدف جامه عمل پوشاند. فصل سوم کتاب به آسیب‌ها و توصیه‌ها درباره راهپیمایی اربعین اختصاص دارد و به مواردی مانند بی‌نظمی، کم حوصلگی و کم ظرفیتی، مزاحمت و آزار دیگران، انحصارطلبی و خودخواهی، دوری از اهداف معنوی، تبلیغ خارج از حد راهپیمایی اربعین، آلودگی محیط زیست و نداشتن وسائل سفر را از جمله آسیب‌های این راهپیمایی عنوان می‌کند.  به اعتقاد مولف ضعف بنیه بدنی، عدم آمادگی جسمانی و نداشتن تجربه پیاده‌روی طولانی، می‌تواند بسیاری از شرکت‌کنندگان در راهپیمایی اربعین را با مشکل مواجه سازد. بنابراین کسانی که بدنی ورزیده و آماده برای پیاده‌روی و نیز تجربه کافی برای آن ندارند، نباید در این راه قدم بگذارند. زیرا چنین افرادی در همان کیلومترهای اولیه از ادامه مسیر باز می‌مانند. این کتاب با این نتیجه به پایان می‌رسد که اربعین، آثار و دستاوردهای بزرگ آن است که فرصتی با ارزش را در اختیار برنامه‌ریزان و دلسوزان فرهنگ شیعی قرار می‌دهد.   کتاب «پیاده‌روی اربعین، فرصت‌ها، آسیب‌ها و توصیه‌ها» تألیف حافظ نجفی در 248 صفحه از سوی موسسه فرهنگی هنری نشر مشعر به بهای 215000 ریال منتشر شده است.  ]]> دین‌ Sat, 19 Oct 2019 06:10:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282198/آسیب-ها-فرصت-های-پیاده-روی-اربعین-آشنا-شوید جلوه‌های بصری و محتوایی غرفه ملی ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت چشمگیر است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282220/جلوه-های-بصری-محتوایی-غرفه-ملی-ایران-نمایشگاه-کتاب-فرانکفورت-چشمگیر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه های فرهنگی حمید محمدی با بیان این مطلب افزود : نمایشگاه کتاب فرانکفورت مهم ترین رویداد فرهنگی در حوزه نشر است که ناشران زیادی به صورت بین المللی در آن شرکت می کنند. وی گفت : ناشران حاضر در غرفه ملی ایران کارهای قابل تاملی انجام داده اند. البته چون نمایشگاه بین المللی است ما باید به سمت آثاری برویم که فرهنگ و هنر ایران اسلامی را به زبان های دیگر معرفی کنیم. رایزن فرهنگی ایران در برلین ضمن قدر دانی از حضور ناشران در غرفه ملی ایران گفت : بعضی از ناشران این ویژگی را دارند که آثارشان را به زبان انگلیسی ارائه می کنند و در مجموع برایند حضور ناشران در این غرفه بسیار خوب بوده است. وی افزود: قطعا حضور ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت اثر گذار است .چون مردم با کتاب و نشر و آن چه با قلم نویسندگان روی کاغذ می آید می توانند با فرهنگ یکدیگر آشنا شوند. محمدی گفت : آشنایی با فرهنگ های دیگر مجال خوبی هم هست که سوتفاهم میان ملت ها از بین برود و امیدوارم حضور ناشران ایرانی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت پررنگ تر باشد. امسال در غرفه ملی ایران بیش از بیست ناشر ایرانی حاضر شدند. در روزهای گذشته، ویژه برنامه های رونمایی کتاب و معرفی طرح گرنت و نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در غرفه ملی ایران برگزار شد . نمایشگاه کتاب فرانکفورت تا 28 مهر برپاست. ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 06:25:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282220/جلوه-های-بصری-محتوایی-غرفه-ملی-ایران-نمایشگاه-کتاب-فرانکفورت-چشمگیر روایت‌های پیاده‌روی اربعین را در چه کتاب‌هایی جست‌وجو کنیم؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282151/روایت-های-پیاده-روی-اربعین-کتاب-هایی-جست-وجو-کنیم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، ادیان الهی و آئین‌های مختلف با هدف هویت‌بخشی به جریان اجتماعی خود، روزهایی را مشخص می‌کنند و پیروانشان را به شرکت در این اجتماعات فرا می‌خوانند. یکی از دستاوردهای اینگونه تجمعات، تبلیغ جریان اجتماعی مورد نظر است. در اسلام، به‌ویژه مذهب تشیع نمادها و جریان‌های مختلفی این نقش را بازی می‌کنند؛ کربلا اما از چنان ظرفیتی برخوردار است که می‌تواند به‌عنوان نمادی مقدس نمودی جهانی داشته باشد.   در میان آئین‌ها و فرهنگ‌ها پیرامون نهضت کربلا، پیاده‌روی عظیم اربعین نقش پررنگ‌تری دارد. در سال‌های اخیر این حرکت آن‌قدر شکوه و عظمت پیدا کرده که به عنوان بزرگ‌ترین اجتماع بشری در دنیا شناخته می‌شود؛ اجتماعی که با صرف‌نظر از نژاد، ملیت، رنگ و زبان، انسان‌هایی را گرد هم جمع می‌کند که انگیزه‌شان چیزی جز حب‌الحسین (ع) نیست.   هنرمندان، پژوهشگران، استادان حوزه و دانشگاه هر کدام از منظر خود به زوایای این رویداد بزرگ می‌پردازند. ادبیات داستانی اما از آن دسته قالب‌هایی است که ظرفیت‌های مناسبی برای بازنمایی پیاده‌روی اربعین در خود نهفته دارد؛ گرچه هنوز در ابتدای راه و آغاز یک حرکت ادبی هستم، اما تلاش‌هایی در این زمینه انجام شده و تالیفاتی ببه چاپ رسیده است. در گزارش زیر چند عنوان از این آثار ادبی را مرور کرده‌ایم.   اربعین طوبی: داستان این رمان درباره طوبی دختری نوجوان است که در روزگار یتیمی به ازدواج تاجری عراقی درمی‌آید و به بصره می‌آید. طوبی داستان زندگی خود را در مسیر پیاده‌روی اربعین از بصره تا کربلا برای نوه‌هایش تعریف می‌کند. متن داستان این کتاب ۴۰ گام دارد و در هر گام با دستمایه قرار دادن داستان زمان حال طوبا و پیاده‌روی او به سمت کربلا با رجوع به گذشته، نوجوانی، جوانی و میان‌سالی او روایت می‌شود.   برشی از کتاب: خانه عبدالله، خانه بزرگی بود اما همان روز اول دلم برای همه کودکی‌ام تنگ شد. خوب شد مامانی همراهم آمده بود و الّا دق‌مرگ می‌شدم. مامانی حال و روزش از من بدتر بود و یک هوس زیارت سرپا نگهش می‌داشت. روز سوم شد و هوویم پا به خانه‌اش نگذاشت. مامانی حالش دست خودش نبود. هر وقت اینطوری می‌شد، می‌نشست پای چرخ خیاطی‌اش و هی می‌دوخت و هی می‌دوخت تا خستگی جای فکر و خیالش را بگیرد.   چاپ چهارم «اربعین طوبی» از سوی انتشارات جمکران با تعداد 328 صفحه در سال 98 به چاپ رسیده است.   جوادی کجایی؟: «مقصدمان شارع العباس بود، اما به لطف شانس همایونی‌مان این‌بار نیز مسیر اصلی مسدود شد و آواره و سرگردان مسیر فرعی شدیم. در نگاه خسته‌ی همه‌مان، یک «به جان مادرم دیگه نمی‌تونم راه برم» خاصی بود و هرچه پیش‌تر می‌رفتیم، آثار گم شدنمان مشهودتر می‌نمود ...»   این پاراگراف برشی از کتاب «جوادی کجایی؟» است؛ اولین سفرنامه طنز اربعین که به‌قلم فاطمه تقی‌زاده به نگارش درآمده است.   در این کتاب با اتفاقات طنز و شیرینی همراه خواهیم بود که در مسیر پیاده‌روی نجف تا کربلا برای راوی اتفاق افتاده است. طراحی جدید این کتاب از دیگر ویژگی‌های آن به شمار می‌رود. تمام روایت این کتاب در قالبی مشابه پست‌های اینستاگرام طراحی و چاپ شده است.   «جوادی کجایی؟» از سوی نشر شهید کاظمی با 114 صفحه و قیمت 9 هزار تومان منتشر شده است.   موکب رنگی پنگی: «موکب رنگی پنگی» سومین کتاب از مجموعه پادشاهان پیاده است. یک موکب کوچک پر از مداد رنگی، پارچه‌ها و کاغذ‌های رنگی؛ پر از عروسک‌های دست ساز و کاموا و یونولیت. یک موکب پر از بازی و شوق و ذوق و سروصدای بچه‌ها. زنان و دختران هنرمندی که چندسالی است بدون هیچ پشتیبان و در یک حرکت خودجوش و مردمی خودشان را می‌رسانند به زیارت اربعین تا زائران کوچک این اجتماع باشکوه را دریابند. موکب رنگی پنگی شامل خرده روایت‌هایی است که از این هنرمندان روایت شده است.   در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: می‌گویم کلاً توی زندگی عشق خیلی شیرین است. وقتی آدم می‌خواهد ازدواج کند تا فرد جدیدی توی زندگی‌اش می‌آید، زندگی‌اش شیرین می‌شود. من از وقتی امام حسین (ع) را پیدا کردم، زندگی‌ام شیرین شد. شاید همان روز عاشورایی بود که یک مجلس مقتل‌خوانی رفتم. سِنی نداشم. توی آن مجلس خیلی خیلی دلم شکست. خیلی گریه کردم. شاید چند ساعت آن مقتل‌خوانی طول کشید و من هم داشتم گوش می‌کردم. بعد حس کردم که نظرم در مورد عالم عوض شد؛ یعنی حس کردم بجز امام حسین (ع) واقعاً هیچ چیزی برایم ارزش ندارد.   «موکب رنگی پنگی» را انتشارات عهدمانا در ۱۴۴ صفحه و با قیمت 18 هزار تومان تومان عرضه کرده است.   ستون ۱۴۵۳: مسلم ناصری نویسنده رمان «ستون ۱۴۵۳»، سفر اربعین را سفر عشق می‌داند و هدف از نگارش کتاب را قدم گذاشتن دل در مسیر این سفر معنوی دانست. این نویسنده در رمان «ستون ۱۴۵۳» ضمن نقل وقایع تاریخی و بیان حال و هوای راهپیمایی اربعین سفری به زمان گذشته و شرایط امروز داشته که در ادامه داستان، این دو سفر مکانی و زمانی با هم تلاقی پیدا کرده و نهایتاً در عشق پاگیر خواهند شد.   برشی از کتاب: در نجف سرگذشت اثیب و پسرانش را خوانده بودم؛ یعنی سه شب در زیرزمین مهمان پدر این دو جوان بوده‌ام. زهی عالم بی‌خبری! وقتی رفته بودم به زیارت پدرش، سرنوشت او را بر تابلویی خوانده بودم و حالا در عالم واقع با پسرانش روبه‌رو شده‌ام.   «ستون ۱۴۵۳» با ۱۶۳ صفحه و قیمت ۹ هزار تومان از سوی کتاب جمکران به چاپ رسیده است.   موکب آمستردام: «موکب آمستردام» خرده‌روایت‌هایی است از زائران دوردست سیدالشهدا؛ زائرانی که از اروپا به مقصد زیارت پیاده امام حسین رهسپار می‌شوند.   این زائران امام حسین (ع) را نه در کربلا و نجف و قم و مشهد، بلکه در قلب اروپا یافته‌اند، و متوجه شده اند که عشق حسین (ع) زمین و زمان و مکان نمی‌شناسد و چه بخواهی و چه نخواهی عالم‌گیر خواهد شد. فقط باید خود را به این دریای عظیم سپرد تا به ساحل آرامش رسید.   بهزاد دانشگر، در این کتاب در تلاش است با به تصویر کشیدن عشق زائران امام حسین (ع)، روایتی از تلاش آنان برای فدا شدن در مسیر سیدالشهدا را برای مخاطبان تصویر کند.   «موکب آمستردام» در 136 صفحه و به قیمت 16 هزار تومان به همت انتشارات عهدمانا در راهی بازار کتاب شده است. ]]> استان‌ها Sat, 19 Oct 2019 07:27:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282151/روایت-های-پیاده-روی-اربعین-کتاب-هایی-جست-وجو-کنیم اعلام جزئیات جشنواره شعر یادمان قیصر امین‌پور http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/282204/اعلام-جزئیات-جشنواره-شعر-یادمان-قیصر-امین-پور حمید بهداروندی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در خوزستان، با بیان این مطلب گفت: جشنواره شعر در کوچه آفتاب که تا دوره دهم به صورت همایش برگزار می‌شد، امسال برای دومین سال متوالی در سطح ملی و جشنواره‌ای در سه بخش بخش آئینی، دفاع مقدس و پژوهشی زندگی و آثار شاعر انقلاب و دفاع مقدس در نهم آبان ماه در گتوند برگزار می‌شود. وی این جشنواره را یکی از مهمترین برنامه‌های فرهنگی و هنری در سطح استان خوزستان و کشور برشمرد و تصریح کرد: جشنواره ملی شعر «در کوچه آفتاب» بزرگداشت زنده‌یاد قیصر امین‌پور که به نام شاعر انقلاب و دفاع مقدس نامگذاری شده است، به عنوان برنامه فرهنگی، هنری مهم و شاخص در سطح استان و کشور باید در شان و جایگاه واقعی قیصر شعر ایران برگزار شود است. بهداروندی ادامه داد: با توجه به استقبال زیاد علاقه‌مندان مهلت ارسال آثار از 20 مهرماه تا 25 مهر تمدید شد و پس از آن کار داوری آثار آغاز می‌شود. دبیر جشنواره شعر «در کوچه آفتاب» گفت: تاکنون آثار زیادی از تهران، اصفهان، قم، مشهد، رشت، نیشابور، یاسوج و بیشتر شهرستان‌های استان به دبیرخانه رسیده است و با توجه به اینکه سال گذشته بیش از ۶۰۰ اثر به جشنواره ارسال و داوری شد، انتظار می‌رود امسال نیز با توجه به ملی شدن جشنواره تعداد شرکت‌کنندگان افزایش یابد. رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان گتوند اضافه کرد: در راستای برگزاری باکیفیت جشنواره ستادی در فرمانداری به ریاست فرماندار تشکیل شد و اکثر ادارات شهرستان برای هرچه با شکوه برگزار کردن این رویداد مهم اعلام آمادگی کردند. بهداروندی با تاکید بر سخنان مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان مبنی بر برگزاری هرچه باشکوه‌تر این جشنواره، بیان کرد: از تمام ظرفیت‌های موجود در شهرستان از جمله شاعران، هنرمندان، انجمن‌های فرهنگی و هنری، خبرنگاران، چاپخانه‌ها و صاحب نظران برای برگززاری هر چه باشکوه‌تر این رویداد این زمینه استفاده می‌کنیم. وی با اشاره به بخش‌های دیگر این جشنواره گفت: در جشنواره دوازدهم مانند سال‌های گذشته در کنار جشنواره، نمایشگاه خوشنویسی با عنوان «در مسیر باد» آثار اساتید برجسته خوشنویسان استان خوزستان در گالری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به نمایش گذاشته می‌شود. رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان گتوند در پایان یادآور شد: به منظور ترویج فرهنگ کتابخوانی و شناخت بیشتر آثار زنده‌یاد «قیصر امین‌پور» مسابقه کتابخوانی از آثار این شاعر فرزانه طراحی شده که با مشارکت اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان گتوند قبل از جشنواره برگزار و از نفرات برتر این مسابقه فرهنگی در روز برگزاری جشنواره تجلیل می‌شود. ]]> استان‌ها Sat, 19 Oct 2019 07:41:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/282204/اعلام-جزئیات-جشنواره-شعر-یادمان-قیصر-امین-پور به تعداد آدم‌های که در مراسم اربعین شرکت می‌کنند داستان وجود دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282216/تعداد-آدم-های-مراسم-اربعین-شرکت-می-کنند-داستان-وجود خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم - یونس عزیزی: کنگره اربعین علاوه بر ایجاد زمینه حضور خیل عظیم عاشقان و دلدادگان سیدالشهداء (ع) زمینه‌های ویژه‌ای برای هنرمندان ایجاد کرده است، تا با خلق آثار هنری زوایای مختلف این رویداد و تجمع بزرگ بشری را آشکار کنند. از این میان نویسندگان می‌توانند با تولید آثار مکتوب نقش موثرتری در این رخداد داشته باشند. محسن امامیان از آن دسته نویسندگان حوزه ادبیات داستانی است که با نوشتن رمان «ارمعان طوبی» در این مسیر گام نهاده است. درباره همین موضوع با او به گفتگو نشستیم که در ادامه از نظر می‌گذرد. ابتدا از خودتان و سابقه نویسندگی بگویید؟ ظاهراً قبلا فیلمنامه‌نویس بوده‌اید؟ بله. من کارم را با فیلمنامه‌نویسی مدرسه اسلامی هنر آغاز کردم. سال‌ها در حوزه فیلمنامه‌ی انیمیشن فعالیت داشتم و چند کار انیمیشن تولید کردم. در بعضی از سریال‌ها نویسنده کمکی یا مشاور بودم. طرح‌ها و فیلمنامه‌هایی را به بعضی مراکز عرضه کردم که به دلایلی تولید نشد‌. در این مسیر اساتیدی داشتم که پایه کارشان خیلی به داستان مربوط می‌شد. تمرین‌هایی که می‌نوشتم داستانی بود. همراه دوستان علاوه بر فعالیت در رشته فیلمنامه داستان‌های کوتاه می‌نوشتم یا طرح‌هایی که می‌نوشتم داستان واره بود. مجبور بودم رمان، حکایت و روایت‌ها را بخوانم و همین ارتباط باعث شد که با فضای داستان‌نویسی مانوس شوم. از طرفی چون عرصه داستان را راه مناسب‌تر و سریع‌تری به مخاطب تشخیص دادم، پا در ساحت داستان نویسی گذاشتم.   نوشتن در زمینه موضوعات مذهبی چقدر برایتان دغدغه است؟ بالاخره این مساله برمی‌گردد به زیست، کسوت و محیطی که ما در آن زندگی می‌کنیم. فردی که زیست مذهبی دارد، باورهایش در آثارش مشهود می‌شود. به‌شخصه چون در این زمینه احساس خلأ می‌کنم، برای خودم تکلیف می‌دانم که کارم تم مذهبی داشته باشد. ممکن است روزی برسد و کارهایی هم داشته باشم که رگه‌های مذهبی در آنها پررنگ نباشد، اما گریزی نیست چراکه هر کسی بنا به زیستی که دارد، لاجرم باورها، اعتقادات و تفکرش بین خطوط، کلمات و جمله‌هایش بروز می‌کند.   از میان وقایع متعدد مذهبی چرا مسئله پیاده‌روی اربعین را انتخاب کردید؟ داغ بودن سوژه باعث این تصمیم نشد؟ یا از جایی سفارش گرفتید؟ واقعاً ربطی به داغ بودن بازار ندارد چون اصولاً در این زمینه، بازاری داغ نیست. اگر هم داغی وجود دارد، بیشتر در زمینه مستندسازی است. این کار را برای طرح یک سریال نوشته بودم، اما به خاطر شرایطی تولید نشد و دوستان، مستندی از شخصیت واقعی آن تهیه کردند. زمانی که بر اساس آن شخصیت رمان نگارش شد، دیدم که جانِ مطلب بیان نشده و زندگی و منش شخصیت رمان ابعاد دیگری دارد که لازم است به آن پرداخته شود.   کار سفارشی نبود. بنده به عنوان کارشناس ادبی در نشر جمکران مشغول بودم. زمانی که آنجا بودم طرح را بیان نکردم، از آنجا که آمدم بیرون، طرح را ارائه کردم و مورد استقبال قرار گرفت. از آنجا که سال‌ها به این موضوع فکر کرده بودم و یادداشت‌برداری‌ها انجام شده بود، در مدت کوتاهی آن را نوشتم و رمان به چاپ رسید.   به نظر شما پیاده‌روی اربعین چقدر ظرفیت برای خلق ادبی دارد؟ من فکر می‌کنم به تعداد آدم‌های که در مراسم اربعین شرکت می‌کنند داستان وجود دارد چون همه برای شرکت در این راهپیمایی اهداف و نیت‌های متفاوتی دارند. هر کدام از این آدم‌ها موانعی بر سر راهشان قرا می‌گیرد. فراز و فرود‌هایی را طی می‌کنند که همه این‌ها باعث شکل‌گیری داستان می‌شود.   سرزمین عراق داستان‌آفرین است. برخورد فرهنگ‌های متفاوت در این سرزمین و رنگ‌های مختلف داستان ایجاد می‌کند. اگر تاریخ ادیان را بررسی کنیم، می‌بینیم سرزمین بین النهرین جایگاه ویژه‌ای دارد، بسیاری از پیامبران ظهور و بروز کرده‌اند؛ و از طرفی حکام جور از نمرود تا صدام باعث تلاطم‌هایی در این سرزمین شده‌اند. همه خفقان‌ها و محدودیت‌ها داستان ایجاد می‌کند. اربعین هم فرصتی است برای کشف این داستان‌ها.   ایده «اربعین طوبی» چگونه در ذهن شما شکل گرفت؟ ما میهمان خانواده‌ای ایرانی-عراقی بودیم که صاحب خانه خانمی متولد تهران بود. از دوران نوجوانی ازدواج می‌کنند و در عراق ساکن می‌شوند. در مورد این خانم تحقیقاتی کردم و ابعاد مختلفی از زندگی این خانم کشف شد. دیدم الگوی مناسبی برای روایت تاریخ مشترک این دو ملت می‌تواند باشد.    بخش وسیعی از رمان به واقعیت تاریخی و جغرافیایی ما برمی‌گردد. چقدر تخیل در اثر دخالت دارد؟ ساختار کلی اثر برگرفته از واقعیت است اما جزئیات تماماً تخیل شده است. همه حالات و روحیات و خرده‌داستان‌ها را تخیل کرده‌ام. مسیر بصره تا نجف را خود بنده نرفته‌ام، آن‌ها را هم تخیل کردم، شاید این مسیر به این شکلی که من نوشته‌ام نباشد و مسیر دشوارتر از فضای ساخته شده من باشد. فکر می‌کنم 60 درصد از کل کار زائیده تخیل است.   با وجود پیشینه تاریکی که از سوی حزب بعث عراق در جنگ تحمیلی برای حافظه تاریخی ملت ایران به وجود آمد، در «اربعین طوبی» پیوندی بین دو ملت ایران و عراق نشان داده می‌شود که حکایت از روابط تاریخی بین دو ملت دارد. چقدر این موضوع برایتان اهمیت داشت؟ جنگ تحمیلی و حزب بعث خیلی خاطره تلخ و تاریکی روی ذهن ایرانی‌ها گذاشته است. به همان اندازه روی ذهن عراقی‌ها خصوصاً شیعیان هم تاثیرگذار بوده است.‌ با این وجود روابط بین دو ملت هیچ‌وقت قطع نشده است. شاید مثالش تلاش‌های مردمی برای عدم کمک به صدام بود. شواهدی وجود دارد که افرادی مثل سریال «ارتش سری» تشکیلاتی داشته‌اند و به نیروهای ایرانی کمک می‌کردند. این پیوند گسستنی نیست. این دو ملت زمانی یک سرزمین واحد بودند. خیلی ازدواج‌ها و وصلت‌ها شکل گرفته است. این اعتباریات مرز و جنگ باعثِ فاصله‌ی کوتاه مدت شد. بنابراین موضوع برای من خیلی مهم و اهمیت داشت.   شما در این رمان تاریخ را از کودتای 28 مرداد 1332 تا امروز روایت کرده‌اید. وقتی اربعین محور رمان شماست، چه نیازی به استفاده از این بستر زمانی بود؟ اینکه رمان از کودتای 28 مرداد شروع می‌شود برمی‌گردد به بحث اقتباس از واقعیت. زندگی قهرمان اثر از همان موقع شروع می‌شود. پدر او در کودتای 28 مرداد به تیر غیب گرفتار شد. در داستان هم آمده است که همیشه تیر غیب به آدم‌های بد نمی‌خورد. از همان موقع زندگی آنها دچار نوسان شد و داستان شکل گرفت.   اینکه چه لزومی داشت این بستر و طول تاریخی مورد توجه قرار گیرد، فکر می‌کنم کنگره عظیم اربعین به همین راحتی‌ها شکل نگرفته است. از زمان جابر ابن عبدالله انصاری که اولین زائر اربعین محسوب می‌شود تا به امروز مسائل متعدد و افراد بسیاری تاثیر گذار بوده‌اند تا زمینه حضور این خیل عظیم شکل گیرد. من اتفاق‌های تاریخی بین دو کشور ایران و عراق را در این موضوع موثر می‌دانم.   یکی از مشخصه‌های کتاب نثر روان و عدم پیچیدگی‌های فرمی آن است. این استراتژی به علاقه ی خودتان بر می‌گردد یا رعایت حال خواننده را کرده اید؟ انتخاب بود. خود بنده خیلی به تاریخ‌نویسی، و یا حتی ادبی‌نویسی علاقه دارم و بعضی از نوشته‌هام این فرمی است. در این اثر خیلی دقت کردم کار ساده باشد، چون مخاطب نوجوان را هم هدف قرار دادم تا برای آنها و عامه مفید باشد.   در زمینه ادبیات داستانی با رخدادهایی از قبیل اربعین در ابتدای راه قرار داریم. دورنمای این مسیر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ همین طور است که می‌گویید. شانس بنده بود که اولین رمان را با این موضوع نوشتم و از بعضی تصویرهای ناب یا غیر ناب مثل چایی غلیظ و فلافل عراقی استفاده کنم. از این به بعد دوستان باید به ابعاد دیگری نگاه کنند. خیلی موضوعات زمین مانده است. مثلا زائرانی که از مناطق دور می‌آیند، مثل زائران پاکستانی، این‌ها باید تبدیل به داستان شود. در مورد ادبیات اربعین حرکت کُند است. نیاز به آثار مکتوب بیشتری هستیم. همان طور که عرض کردم‌ سرزمین عراق ظرفیت‌های زیادی برای مکتوب شدن دارد.   این روزها مشغول کار جدیدی هستید؟ بعد از رمان «اربعین طوبی»، رمان دیگری نوشتم که آماده چاپ است، ولی هنوز نشرش را متوقف کرده‌ام تا در موعد مناسب منتشر کنم. یک کار نصفه و نیمه دارم که آن هم یک مقدار احتیاج به تحقیق و پژوهش دارد، به همین دلیل یک جورهایی متوقف است. ]]> استان‌ها Sat, 19 Oct 2019 08:00:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282216/تعداد-آدم-های-مراسم-اربعین-شرکت-می-کنند-داستان-وجود معرفی پایتخت کتاب ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/282217/معرفی-پایتخت-کتاب-ایران-نمایشگاه-فرانکفورت مجید جوادیان‌زاده، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در یزد، با اشاره به برگزاری بزرگترین رویداد کتاب دنیا گفت: امسال شهر جهانی یزد به عنوان پایتخت کتاب ایران در نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت حضور پیدا کرده و به ارائه دستاوردهای خود در زمینه فرهنگی و کتابخوانی می‌پردازد. وی افزود: با توجه به انتخاب یزد به عنوان پایتخت کتاب ایران و همچنین چشم‌انداز این استان به جهت ورود به عرصه پایتختی کتاب جهان، مقرر شد که بخشی از غرفه کتاب ایران در نمایشگاه فرانکفورت به این استان اختصاص داده شود که با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای اسلامی شهر یزد این امر محقق شد. مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد افزود: زمان برگزاری این نمایشگاه بزرگ کتاب از 24 تا 28 مهرماه است که غرفه جمهوری اسلامی ایران با طراحی بر اساس نمادها و سمبل‌های فرهنگ و معماری یزد، توانسته حال و هوای فرهنگ این شهر جهانی را به خود بگیرد. وی بیان کرد: روز 25 مهرماه نیز به عنوان «روز پایتخت کتاب ایران» بود که در این روز برنامه‌های فرهنگی و رونمایی از کتاب‌های معرفی یزد به زبان‌های آلمانی، مجاری و انگلیسی با حضور شهردار یزد و مسئولان ملی و بین المللی حاضر در نمایشگاه صورت گرفت. جوادیان زاده ادامه داد: هر ساله بیش از هفت هزار و ۵۰۰ شرکت کننده از بیش از ۱۰۰ کشور در این رویداد حاضر می‌شوند و آمار بازیدکنندگان این نمایشگاه در دوره قبل ۲۸۵ هزار نفر اعلام شده و بیش از ۴ هزار برنامه در این نمایشگاه اجرا می‌شود و حدود ۱۰ هزار خبرنگار و بلاگر رویدادهای این نمایشگاه را پوشش می‌دهند. وی گفت: غرفه ملی جمهوری اسلامی ایران همانند سال‌های گذشته از طریق موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران و با مشارکت تشکل‌های صنفی نشر و ناشران در غرفه‌های به متراژ ۱۹۰ مترمربع برپا شده است. رایزنی فرهنگی ایران در برلین، سفارت جمهوری اسلامی ایران در بوداپست، اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد، شورای شهر یزد و دبیرخانه طرح گرنت در غرفه ملی ایران فعالیت دارند. ]]> استان‌ها Sat, 19 Oct 2019 07:46:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/282217/معرفی-پایتخت-کتاب-ایران-نمایشگاه-فرانکفورت قول مساعد وزارت خارجه آلمان برای حل مشکل روادید ناشران ایرانی در فرانکفورت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282223/قول-مساعد-وزارت-خارجه-آلمان-حل-مشکل-روادید-ناشران-ایرانی-فرانکفورت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران، توبیاس ووس(معاون نمایشگاه کتاب فرانکفورت) و ینس شورینگ(مسئول سیاست رسانه ای و فرهنگی وزارت خارجه آلمان) به اتفاق درغرفه ملی ایران حضور پیدا کردند و برای حل مشکل صدور روادید ناشران در سال های بعد قول همکاری جدی دادند. قادر آشنا ضمن تاکید بر این که موضوع روادید ناشران باید حل شود گفت : نمایشگاه کتاب فرانکفورت و نمایشگاه کتاب تهران از نمایشگاه‌های معتبر جهان هستند. ما باید فرصت استفاده از این ظرفیت‌‌ها را برای ناشران دو کشور فراهم کنیم. وی در پاسخ به نماینده وزارت امور خارجه آلمان که در این خصوص عنوان کرده بود این کار ، مشکل است گفت : ما این اراده را از مسئولان نمایشگاه کتاب فرانکفورت می خواهیم و اگرشما و وزارت خارجه آلمان عزم جدی داشته باشید این مشکل حل شدنی است. به دنبال این ملاقات هم نماینده وزارت امور خارجه آلمان قول مساعد داد و از حضور ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت ابراز رضایت کرد. وی همچنین ابراز امیدواری کرد که با هماهنگی هایی که انجام می شود ناشران برای سال آینده مشکلی نداشته باشند. ابن روزها هفتاد و یکمین دوره برگزاری نمایشگاه کتاب در حال برگزاری است. ناشران ایرانی در قالب غرفه ای به نام غرفه ملی حضور دارند و بیش از هزار عنوان کتاب عرضه کرده اند. ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 08:06:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282223/قول-مساعد-وزارت-خارجه-آلمان-حل-مشکل-روادید-ناشران-ایرانی-فرانکفورت تبلیغ برنامه‌های ترویج کتابخوانی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282224/تبلیغ-برنامه-های-ترویج-کتابخوانی-نمایشگاه-کتاب-فرانکفورت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی, ابراهیم حیدری از تبلیغ برنامه‌های ترویج کتابخوانی در هفتاد و یکمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت خبر داد و گفت: همزمان با برپایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت در کشور آلمان، گزارشی از برنامه‌های ترویج کتاب‌خوانی در ایران به این نمایشگاه ارسال شده است.    وی ادامه داد: این گزارش‌ها درقالب چند فیلم مستند با زیرنویس انگلیسی، بروشور و کتاب و لوح فشرده هستند که به زبان انگلیسی ترجمه و در راستای دیپلماسی فرهنگی در نمایشگاه عرضه می‌‌شوند.    مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه‌‎ریزی‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به معرفی ۹ نویسنده ایرانی و آثار آن‌ها در نمایشگاه کتاب فرانکفورت عنوان کرد:‌ همچنین پرونده ۹ نفر از نویسندگان ایرانی که شامل معرفی و آثار آن‌هاست در قالب کتاب و لوح فشرده به این نمایشگاه ارسال شده است. این نویسندگان عبارتند از سوسن طاقدیس، احمد اکبرپور، محمدرضا شمس، آتوسا صالحی، سید نوید سید علی اکبر، مهدی رجبی، حمیدرضا شاه آبادی، آرمان آرین و عباس جهانگیریان.    بر اساس این گزارش، برنامه‌های ترویج کتابخوانی شامل جشنواره‌های روستاها و عشایر دوستدار کتاب، جشنواره تقدیر از مروجان کتابخوانی، برنامه انتخاب و معرفی پایتخت کتاب ایران و جام باشگاه‌های کتابخوانی کودک و نوجوان است که زیر نظر دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی‌های فرهنگی و با همکاری نهادهای دولتی و عمومی برگزار می‌شوند.     نمایشگاه کتاب فرانکفورت از ۲۴ تا ۲۸ مهرماه در شهر فرانکفورت آلمان دایر است و شهر یزد به عنوان پنجمین پایتخت کتاب ایران نیز در این نمایشگاه به معرفی برنامه‌های کتابخوانی خود می‌پردازد.   ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 08:11:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282224/تبلیغ-برنامه-های-ترویج-کتابخوانی-نمایشگاه-کتاب-فرانکفورت ترجمه آلمانی حافظ نوشته بهاالدین خرمشاهی رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282225/ترجمه-آلمانی-حافظ-نوشته-بهاالدین-خرمشاهی-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران در این مراسم توماس اوگر (استاد اسبق ایران شناسی دانشگاه برلین) در سخنانی با اشاره به تاثیر عمیق حافظ بر آثار گوته به بیان اشعاری از دیوان این شاعر نامی آلمانی پرداخت. وی به ترجمه بخشی از آثار حافظ شیرازی به قلم مرحومه "پرفسور گیزلا کرافت" اسلام شناس آلمانی اشاره کرد و ابیاتی از این اشعار را خواند. توماس اوگر در سخنرانی خود با اشاره به تاثیر فرهنگی شعرای بزرگ ایران بر جوامع بین المللی از شعر سعدی بر سر در سازمان ملل یاد کرد. دیوان حافظ را مجتبی حسینی ترجمه و انتشارات شمع و مه چاپ کرده است. این کتاب با حمایت دبیرخانه طرح گرنت(طرح حمایت از ترجمه و انتشار آثار ایرانی در بازارهای جهانی)منتشر شده است . نسخه فارسی این کتاب را انتشارات ناهید منتشر کرده بود . نمایشگاه کتاب فرانکفورت تا 28 مهر ادامه دارد  ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 08:34:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282225/ترجمه-آلمانی-حافظ-نوشته-بهاالدین-خرمشاهی-رونمایی