خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين انقلاب و دفاع مقدس :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/holy_defense_revolution Tue, 18 Sep 2018 16:49:28 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Tue, 18 Sep 2018 16:49:28 GMT انقلاب و دفاع مقدس 60 سه کتاب از مجموعه تقویم تاریخ دفاع مقدس رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265474/سه-کتاب-مجموعه-تقویم-تاریخ-دفاع-مقدس-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری مركز اسناد انقلاب اسلامی، سه عنوان كتاب از مجموعه تقویم تاریخ دفاع مقدس با عناوین «دروغ بزرگ»، «امتحان بزرگ» و «میمک عاشورایی دیگر» ساعت 10 صبح دوشنبه 2 مهرماه همزمان با هفته دفاع مقدس در فرهنگسرای اندیشه رونمایی می‌شود.   امیر دریادار حبیب‌الله سیاری، معاون هماهنگ‌کننده ارتش جمهوری اسلامی ایران، امیر سرتیپ کیومرث حیدری، فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی و جمعی از مقامات لشكری و كشوری حاضران در این آئین خواهند بود.   جلد 48 از مجموعه تقویم تاریخ دفاع مقدس با عنوان «دروغ بزرگ»، به بررسی وقایع مردادماه 1363 می‌پردازد و نمونه‌های بی‌شمار نقض قوانین بین‌المللی، عهدشکنی و دروغ‌گویی رژیم بعث عراق و متحدان غربی و عربی‌اش را در دوران جنگ تحمیلی روایت می‌کند.   وقایع شهریورماه 1363 در جلد 49 مجموعه تقویم تاریخ دفاع مقدس با عنوان «امتحان بزرگ» مورد واکاوی قرار می‌گیرد و جلد 50 از این مجموعه نیز با عنوان «میمک، عاشورایی دیگر»، با استفاده از اسناد، گزارش‌های روزانه جنگ، مصاحبه‌ها و ... به بررسی وقایع و رخدادهای مهر سال 63 می‌پردازد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 18 Sep 2018 07:10:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265474/سه-کتاب-مجموعه-تقویم-تاریخ-دفاع-مقدس-رونمایی-می-شود رمان جدید کرمیار در هفته دفاع مقدس رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265452/رمان-جدید-کرمیار-هفته-دفاع-مقدس-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، صادق کرمیار در تازه‌ترین رمان خود، مسائل روز جامعه را با پس‌زمینه دوران دفاع مقدس، روایت می‌کند.«مستوری» روایتگر سرگشتگی پسر جوان و متمولی است که درباره گذشته خود شک کرده و دنبال پیدا کردن هویت واقعیش می‌گردد. در میانه این سرگشتگی است که آشنایی با خانواده شهید مهدی زین‌الدین، مسیر تحقیقات او را عوض کرده و «سیامک» متوجه واقعیت‌هایی می‌شود.   صادق کرمیار در رمان جدیدش، از میانه عشق و سرگشتگی به عالم شهادت پل زده و خواننده را با زندگی شهید مهدی زین‌الدین از سرداران هشت سال دفاع مقدس آشنا می‌کند.   انتشارات کتاب جمکران، رمان «مستوری» را در 403 صفحه، همزمان با هفته دفاع مقدس روانه بازار نشر خواهد کرد.  ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 18 Sep 2018 06:04:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265452/رمان-جدید-کرمیار-هفته-دفاع-مقدس-رونمایی-می-شود محرم در اسارت به روایت کتاب «پایی که جا ماند» http://www.ibna.ir/fa/doc/report/228825/محرم-اسارت-روایت-کتاب-پایی-جا-ماند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) «پایی که جا ماند» در 15 فصل، با ارائه اسناد و تصاویر روایتگر خاطرات 808 روز اسارت حسینی‌پور در زندان‌های مخفی عراق است. او از سوم تیرماه 1367 تا بیست و دوم شهریور 1369 زندانی عراقی‌ها بود. در صفحه‌های 294 تا 297 «پایی که جا ماند» می‌خوانیم: « دوشنبه 24 مرداد 1367 ـ بغداد ـ بیمارستان الرشید: «دومین روز ماه محرم بود. دکتر عزیز ناصر به اتفاق فرد میان‌سالی لباس شخصی که تا حالا او را ندیده بودم، وارد آسایشگاه شد. عراقی لباس شخصی کت و شلوار شیک اتو کشیده‌ای پوشیده‌ بود. دکتر از من، قاسم فقیه و احمد شریفی که کم سن و سال‌ترین افراد آسایشگاه بودیم، خواست جواب سؤالات دانشجوی دکترای عراقی را بدهیم. گویا می‌خواست تِز دکترایش را بنویسد. فکر می‌کنم موضوعش جنگ و اسرای کم سن و سال ایرانی بود.   او گفت: چون ارتش به تنهایی نمی‌توانست از مرزهای ایران دفاع کند، به همین خاطر، رژیم ایران افراد کم سن و سال را از مدرسه‌ها به زور به جبهه کشانده! سؤالات مختلفی پرسید و ذهنیات خاصی داشت. می‌خواست بداند چگونه نیروهای مردمی که در عراق تعبیر جبیش‌الشعبی را برای آن‌ها به کار می‌بردند، توانست قوی‌تر از یک ارتش رسمی عمل کند. هرچه بود وزارت دفاع و استخباراتی‌ها به او اجازه داده بودند، با اسرای کم‌سن و سال مصاحبه کند و پایان‌نامه‌اش را تمام کند. از صحبت‌هایمان یادداشت برمی‌داشت. نمی‌دانم در نوشته‌هایش چقدر انصاف را رعایت کرد. از انگیزه‌های‌مان، فرمانبری بی‌چون و چرای بسیجیان از امام خمینی و ... سؤال می‌پرسید. قاسم فقیه با همان زبان ساده و لهجه‌ی دوست داشتنی‌اش بهش گفت: من انگیزه منگیزه حالیم نیست، اومدیم از وطن‌مون دفاع کنیم! وقتی حقیقت‌ دل‌مان را برایش گفتیم، برایش تعجب‌آور بود. به من گفت: این سؤال من اصلاً به این پایان‌نامه ارتباط نداره، بهم بگو ببینم شما که تو این سن کم یه پاتو از دست دادی و این جا اسیر ما هستی ناراحت نیستی؟ ـ چرا باید ناراحت باشم! ـ درکش برای من سخته! ـ ما که خودمون با پای خودمون اومدیم جبهه، فکر این روزا رو هم کرده بودیم! دانشجوی دکترا رفت. اما احساس کردم با خودش درگیر بود؛ مجروحین کم سن و سال را که با روحیه‌ی عالی می‌دید تعجب می‌کرد. شب قبل برای بچه‌ها نوحه‌ی، هنوز از کربلایت/ به گوش آید صدایت/ حسین جان‌ها فدایت را خوانده بودم. این نوحه را حاج‌صادق آهنگران در جمع رزمندگان خوانده بود.   عبدالجبار مرا بیرون برد و سیلی محکمی خواباند توی گوشم. تهدیدم کرد اگر تکرار شود، بدجوری اذیتم خواهد کرد. تصمیم داشتم شب‌های بعد هم نوحه بخوانم. محرم بود و خط نشان کشیدن عبدالجبار برایم مهم نبود. از توفیق احمد شنیده بودم شیعیان در ماه محرم برای عزاداری محدودیت دارند. نمی‌توانستم ایام محرم برای بچه‌ها نوحه نخوانم. شب قبل عبدالجبار پشت پنجره حاضر شد و بعد از این که چند بار سرم را به میله‌های آهنی پنجره کوبید، با بچه‌ها بحث کرد. در مورد عاشورا، امام حسین (ع) و ما ایرانی‌ها. عبدالجبار گفت: امام حسین عرب است و از ماست، به شما ایرانی‌ها چه ربطی داره؟   از او دل پری داشتم. سعی کردم جوری حرف بزنم، کتکم نزند، لذا گفتم: امام حسین (ع) مال همه است! باقر درخشان گفت: می‌گن ما علاقه‌مون به آقا امام حسین رو چه کار کنیم؟! هادی گنجی به عبدالجبار گفت: من بچه‌ی ایلامم. تابلویی هست که تو مرز خسرویه، نشانگر علاقه‌ی ما به آقاست؛ روی اون تابلو نوشته، کربلا 505 کیلومتر.     سه‌شنبه 25 مرداد 1367 ـ بغداد ـ بیمارستان الرشید روز سوم ماه محرم بود. برای بچه‌ها نوحه خواندم. می‌دانستم عبدالجبار عصبانی می‌شود. کوچک که بودم، ده شب ماه محرم را در مسجد امام سجاد (ع) محله‌مان نوحه می‌خواندم. بعدها که به جبهه آمدم، هر ده شب محرم   سال 1365 را در مناطق جنگی جنوب و سال 1366 را در کردستان مداح بچه‌های تخریب بودم. وقتی این شعر حاج صادق را خواندم. بچه‌ها به یاد روزهای جنگ اشک‌شان در‌آمد. هنوز از کربلایت/ به گوش آید صدایت/ حسین جان‌ها فدایت. آن روزها با مناسبت و بدون مناسبت برای بچه‌ها شعرهای حاج صادق را می‌خواندم. قبل از این که عازم جبهه شوم، بیشتر شعرهایش حفظم بود. معمولاً قبل از هر عملیاتی برای بچه‌ها می‌خواندم. با وجود کلکسیون نوارهایی که برادر شهیدم از حاج صادق جمع کرده بود، کمتر شعری بود که حفظ نباشد.» صدام در محرم سال 1369 کویت را استان نوزدهم عراق معرفی کرد. در روایت یاحسنی از این واقعه در صفحه 612 کتاب «پایی که جا ماند» می‌خوانیم: «پنج‌شنبه 11 مرداد 1369 ـ تکریت ـ کمپ ملحق: امروز عاشوراست. صدای هلهله و شادی عراقی‌ها بلند شد. نمی‌دانم چه خبر بود. دلم می‌خواست بدانم چرا عراقی‌ها در روز عاشورا این همه خوشحالند، از خوشحالی عراقی‌ها استفاده کردیم و برنامه‌ی سینه‌زنی روز عاشورا را در بازداشتگاه اجرا کردیم. با این که تهدیدم کرده بودند نوحه‌ نخوانم، اهمیتی ندادم. عراقی‌ها از بس خوشحال بودند کاری به کارمان نداشتند. حدس می‌زدم باید اتفاق مهمی افتاده باشد که برای عراقی‌ها عزاداری عاشورا اهمیتی نداشت. سراغ سامی رفتم ببینم چه خبر است. سامی گفت: امروز ارتش عراق، کویت را اشغال کرد! خبر عجیبی بود. باورش سخت بود. خبر که پیچید همه تعجب‌زده شدیم. برای‌مان سؤال بود که چرا کویت؟ چرا در روز عاشورا. کویت در خوش‌خدمتی برای عراق کم نگذاشته بود؛ این دیگر چه بلایی بود که به روزش می‌آمد. ظاهراً این حق امیر کویت نبود. خدمات امیر کویت به صدام در جنگ هشت‌ساله ارزش این را داشت که صدام کاری به کویت نداشته باشد. بچه‌ها گفتند، صدام چه‌کار به این مینی کشور داشت! به قول رامین حضرت‌زاد با یک مینی کاتیوشا هم می‌شد این مینی کشور رو تصرف کرد. غروب صدام در تلویزیون ظاهر شد و برای مردم عراق سخنرانی کرد. صدام گفت: ارتش عراق با یک یورش دوساعته کویت را اشغال کرد. این جمله‌ی صدام در تیتر اول روزنامه‌ی القادسیه در ذهنم نقش بسته است. کویت جزء من العراق فی عهد العثمانی... کویت در عهد عثمانی جزئی از عراق بوده و باید به عراق ملحق می‌شد...» (ص 612)   ]]> دین‌ Sat, 15 Sep 2018 12:27:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/228825/محرم-اسارت-روایت-کتاب-پایی-جا-ماند «افسران جنگ نرم» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264823/افسران-جنگ-نرم-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «افسران جنگ نرم»، عبارتی است که رهبر انقلاب نخستین‌بار در سال 88 در دیدار دانشجویان و نخبگان علمی از آن استفاده کرده و دانشجویان را با این عنوان نام بردند. در این کتاب امیدها، انتظارات، نگرانی‌ها و ویژگی‌های موردنظر و مطالبات رهبری از دانشگاه‌ها و دانشجویان بررسی شده است.   کتاب «افسران جنگ نرم»در 15 فصل و چهار پیوست تهیه و تنظیم شده و شهاب‌الدین رحمانی آن‌را ویرایش کرده است. در این کتاب زیر‌نویس‌های متعددی برای توضیحات لازم در زمینه اصطلاحات، حوادث و اشخاصی که رهبری از آن‌ها نام برده‌اند، آمده است. ازجمله ویژگی‌های کتاب، به‌روزبودن و کامل‌بودن مسائل و مطالب مطرح‌شده و اهمیت آن برای دانشگاه‌ها و نظام اسلامی در حال حاضر است.   پیشینه دانشگاه و بنیان‌گذاری آن بر بی‌دینی، لوازم و شاخصه‌های ایفای نقش مثبت دانشگاه‌ها در سرنوشت کشور، ضرورت داشتن قدرت تحلیل سیاسی و بصیرت، ویژگی‌های مثبت و منفی دانشجویان و دانشگاه‌ها، جنبش دانشجویی و نقاط مثبت و منفی آن، تولید علم و تحقیق و پژوهش در دانشگاه‌ها و سرعت تولید علم و شاخص‌های آن، نقشه جامع علمی کشور و بایدها و نبایدهای آن، تهاجم فرهنگی به دانشجویان و دانشگاه‌ها، دانشگاه و وحدت با حوزه و اسلامی‌شدن دانشگاه‌ها، ارتباط صنعت و دانشگاه و شرکت‌های دانش بنیان، دانشگاه مورد انتظار انقلاب، عنوان فصل‌های چهارده‌گانه کتاب است. کتاب «افسران جنگ نرم»، مجموعه رهنمودها و بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در موضوع دانشگاه‌ها، دانشجویان، استادان و تشکل‌های دانشجویی، به‌تازگی از سوی انتشارات قدر ولایت منتشر شده است.   ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 12 Sep 2018 04:49:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264823/افسران-جنگ-نرم-منتشر تورقی در خاطرات نزدیکان دومین شهید محراب/ سیدی که زندگی‌اش در تبعیدگاه‌ها سپری شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/207118/تورقی-خاطرات-نزدیکان-دومین-شهید-محراب-سیدی-زندگی-اش-تبعیدگاه-ها-سپری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در میان چهره‌های مذهبی- سیاسی انقلاب اسلامی، شهید آیت‌الله حاج سید اسدالله مدنی، دومین شهید محراب  بسیار درخشان و برجسته است. وی به عنوان یکی از یاران امام (ره) چه قبل و چه پس از انقلاب اسلامی و حتی در میادین جنگ تحمیلی، عظمت و رشادتی ستودنی از خود نشان داد. به مناسبت سالروز رحلت آیت الله مدنی (20 شهریور)، در این گزارش با استفاده از خاطرات افراد مختلف و شخصیت‌های سیاسی، مروری بر زندگی و مبارزات شهید اسدالله مدنی و همراهی‌اش با امام در نهضت ذاشته‌ایم.     ارادت شهید مدنی به امام خمینی (ره) حجت الاسلام بروجردی (داماد شهید محراب) درباره ارادت شهید مدنی به امام خمینی (ره) چنین می‌گوید: «شهید مدنی با این جلالت علمی و کفایت و لیاقت شخصی، در مقابل امام راحل، کاملا مطیع و دربست در اختیار ایشان بود. می‌توان گفت فانی در امام عزیز بود و بی نهایت به او عشق می‌ورزید، یکی از اقوام نقل می‌کرد، یک روز نشسته بودیم، شهید مدنی تلویزیون را روشن کردند؛ به محض اینکه تصویر حضرت امام(ره) در صفحه تلویزیون ظاهر شد، بی اختیار خم شدند و تصویر مبارک امام را بوسیدند. (خاطراتی از حجة الاسلام بروجردی، یادواره شهید محراب، ص 182 و 183.) در نقل قولی از شهید مدنی درباره جریانات نهضت امام خمینی(ره) در سال 42 و دستگیری امام و واکنش مدنی چنین می‌خوانیم: «من علما را در مسجد هندی جمع کردم. صحبت کردم که به داد اسلام برسید. از آقایان علما تقاضا کردم، من در آنجا گریه کردم و علما هم گریه کردند. همچنین گفتم: شنیدیم امام را گرفته‌اند، سپس با یک عدّه از طلاب برای دیدن مرحوم آیت اللّه حکیم رضوان اللّه علیه رفتم، ایشان، در نجف نبودند، رفتم کربلا خدمت ایشان دستشان را بوسیدم و گفتم آقا، امروز آقای خمینی، مظهر اسلام است. گفتند: باشد هرچه بگویی می‌کنم. گفتم: اقدام کنید. ایشان بلافاصله تلگراف زدند به شاه. (مصاحبه با آقای بهاءالدینی، داماد شهید مدنی، تاریخ 27/6/61) حکم انتصاب آقاى مدنى به سمت امامت جمعه همدان مدنی با اجرای نخستین فرمان امام که به شرح زیر می‌آید گام بزرگی برای کمک به اهداف انقلاب اسلامی برداشت: حکم انتصاب آقاى سید اسدالله مدنى به سمت امامت جمعه همدان از سوی امام: «... به قرار گزارش‌هایى که از شهرستان همدان می‌رسد، آشفتگی‌هایى در سطح شهر موجود، و بیم آن می‌رود که گروههاى منحرف اسلامى اختلافات و انحرافاتى نمایند که با نهضت اسلامى و انقلاب اسلامى مخالف باشد. لهذا جنابعالى، با آنکه در مجلس خبرگان نماینده هستید، عجالتاً به مدت 10 روز یا دو هفته به همدان تشریف ببرید، و اوضاع منطقه را بررسى نمایید، و احوال و فعالیت‌هاى منحرفین را از نزدیک سخت مورد مراقبت قرار دهید. و ان شاء اللَّه تعالى، پس از برگزارى مجلس خبرگان، مدتى طولانى براى بررسى اوضاع و سامان دادن به اوضاع آشفته به همدان تشریف برده، و به مسائل مربوط و امور شرعیه و گرفتارى شهر و منطقه مربوط به آن رسیدگى و اصلاح فرمایید. جنابعالى، که به شایستگى علمى و عملى موصوف هستید، منصوب به امامت جمعه در شهر همدان می‌باشید. و چون امامت جمعه از مناصب مربوط به ولى امر است، کسى بدون نصب نمی‌تواند تصدى کند. و نیز جنابعالى مجازید در تعیین قاضى شرع براى دادگاههاى شهر و حومه. اهالى محترم و مؤمن به انقلاب موظفند از معظمٌ له پشتیبانى قاطع کرده، و وجود محترم ایشان را غنیمت شمارند. جناب ایشان وکیل این جانب در اخذ وجوه شرعیه، و صرف در موارد مقرره هستند. اهالى محترم وجوه شرعیه خود را به ایشان بدهند که مورد قبول است.»‏ (صحیفه امام ، ج‏10 ، 280و281) پس از رفتن امام خمینی از ترکیه به عراق و اقامت در نجف، آیت‌الله شهید مدنی از جمله کسانی بود که به موجب عشق و ارادت بسیار به امام در سخت‌ترین روزها در کنار ایشان بود. آیت‌الله مدنی چه در نجف و چه در روزهایی که برای امر تبلیغ به ایران سفر می‌کرد از امام نیز سخن می‌گفت و رسالت و وظایف مؤمنین را در مقابل رژیم پهلوی برایشان گوشزد می‌کرد. و این بود که در سال‌های 51-50 از جانب سازمان امنیت وقت کشور (ساواک) تحت مراقبت قرار گرفت و به جرم اختلال در امنیت تبعید گردید. مدتی در نورآباد ممسنی (22 ماه)، زمانی در گنبد کاووس (11 ماه) و سرانجام به بنادر گرم جنوب و کردستان تبعید شد. این سید بزرگوار زندگی‌اش در تبعیدگاه‌ها سپری گشت. (روزنامه جمهوری اسلامی، 18/6/61 ، خاطرات آقای بروجردی).    آیت‌الله مدنی و توجه به جوانان همچنین در بخش دیگری از خاطرات بهاءالدینی (داماد مدنی) نوشته شده است: «آیت اللّه مدنی به جوانان عشق می‌ورزیدند و توجه خاصی به این قشر پرجنب و جوش جامعه داشت. وقت معینی از روز را به جوانان اختصاص می‌داد و ساعت‌ها سوالات گوناگون آنها را پاسخ می‌گفت. در پاسخ به سؤال یکی از نزدیکانش که پرسیده بود، حاج آقا! چرا این قدر وقت خود را به این بچه‌ها اختصاص می‌دهید، در حالی که از وضعیت جسمانی خوبی برخوردار نیستند؟ گفته بودند «اگر من آغوشم را برای بچه‌ها و جوانان باز نکنم، آغوش‌های باز شده نگران‌کننده‌ای هست که اینها را در می‌یابد.» (روزنامه جمهوری اسلامی، 18/6/61؛ به نقل از خاطرات آقای بهاءالدینی (داماد ایشان). شهید مدنی و عبادت‌هایش آیت اللّه راستی کاشانی درباره عبادت‌های شهید آیت‌اللّه مدنی می‌گوید: «ایشان در عبادت‌هایشان یک حالت خاصی داشتند، کسانی که حالت عبادت ایشان را می‌دیدند، لذت می‌بردند. در خصوص تشویق دیگران به نماز اول وقت آمده: به شهید مدنی اطلاع دادند، طلبه‌ای صبح‌ها دیر از خواب برمی‌خیزد! او چهل روز، صبح‌ها به دیدار او می‌رود! او را از خواب بیدار می‌کند، با او نماز می‌خواند، قرآن می‌خواند، صبحانه میل می‌فرماید، تا آن عادت ناپسند را، از او بگیرد و موفق هم می‌شود.( یاد ایام، به نقل از داستانهایی از زندگی علما، محمد تقی صرفی) دختر آن شهید در مورد دعاهای نیمه شب پدرش چنین می‌گوید: «معمولا انسان هر وقت بخواهد فردی را بیازماید که از نظر معرفتی و سیر و سلوک چگونه است، بهتر است او را از روی انجام فرایض دینی و عبادی بشناسد. اینکه چه دعاهایی را بعد از نماز یا در نیمه شب انتخاب می‌کند یا به آنها عمل می‌کند یا خیر؟ پدرم در انتخاب دعا بسیار دقیق بود. دعاهایی را انتخاب می‌کرد که در آن ذکر دنیا کمتر بود، ذکر بهشت کمتر بود. دعایی را می‌خواند که در آنها قرب به حق و رضایت حق بود و بدان‌ها سخت پایبند بود و عمل می‌کرد. همین‌ها او را به جایی رسانده بودند که دیگر نه بخل، نه کینه و نه حسد در او وجود نداشت. (مصاحبه فرزند شهید آیت‌الله مدنی با مجله زن روز). ارتباط مدنی با آیت‌اللّه کاشانی مرحوم آیت اللّه مدنی از دوران جوانی وارد مبارزات سیاسی و اجتماعی شد و در زمان آیت اللّه کاشانی با ایشان ارتباط داشت، این رابطه به حدی بود که وقتی آیت اللّه مدنی خواست به تبریز مسافرت کند، مرحوم آیت اللّه کاشانی طی تلگرافی به آیت اللّه سید مهدی انگجی دستور می‌دهد که هنگام ورود ایشان به تبریز، از وی تجلیل به عمل آید.(یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب چهارم، زندگینامه، ص 12) آیت‌الله شهید مدنی در یک نگاه مدني در سال 1292 ش (1323ق) در روستايي در آذرشهر آذربايجان شرقي چشم به جهان گشود و در سنين جواني براي تحصيل علوم ديني به قم عزيمت کرد. وي پس از گذراندن دروس مقدماتي و سطح، در حدود چهار سال به تحصيل دروس فقه و اصول در محضر حضرت امام خميني (ره) مشغول شد. سپس راهي نجف اشرف شد و در جلسات درس حضرات آيات: سيدابوالحسن اصفهاني، سيد عبدالهادي شيرازي، سيد محسن حکيم و سيد ابوالقاسم خويي شرکت کرد. وی، سال‏‌ها پيش از ورود به عرصه مبارزات سياسي، در مقابل افکار ضدديني کسروي مقابله کرده بود و با شهيد نواب صفوي همکاري داشت. با آغاز قيام مردمي ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره) و تبعيد آن حضرت به نجف اشرف، مدني در کنار امام قرار گرفت و در ايام سفر به ايران، ضمن نام بردن از حضرت امام، رسالت و وظايف مردم مسلمان را در برابر رژيم پهلوي بيان مي‌‏کرد.  آيت‌اللَّه مدني در سال 1350 به فرمان امام برای تدريس علوم ديني به خرم آباد رفت و در آنجا حوزه علميه تاسيس کرد. چندي بعد بر اثر فعاليت‏‌هايي که عليه رژيم ستم‏شاهي داشت به مدت بيش از سه سال به شهرهاي مختلف تبعيد شد و با اوج‏گيري انقلاب اسلامي، از تبعيد به قم بازگشت. اين روحاني مبارز، پس از پيروزي انقلاب راهي همدان شد و از طرف مردم اين استان به مجلس خبرگان قانون اساسي راه يافت. آيت‌اللَّه مدني پس از شهادت آيت‌‏اللَّه قاضي طباطبايي، نخستين امام جمعه تبريز، از سوي امام خميني(ره) به عنوان نماينده ولي فقيه و امام جمعه تبريز انتخاب شد. وی سرانجام در بيستم شهريور 1360 شمسی پس از اقامه نماز در محراب نماز جمعه تبريز از سوی منافقين به شهادت رسيد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 11 Sep 2018 12:33:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/207118/تورقی-خاطرات-نزدیکان-دومین-شهید-محراب-سیدی-زندگی-اش-تبعیدگاه-ها-سپری شاکری: جریان نقد ادبی متعهد، جزو مطالبات مغفول مانده حوزه ادبیات است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265240/شاکری-جریان-نقد-ادبی-متعهد-جزو-مطالبات-مغفول-مانده-حوزه-ادبیات به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آئین رونمایی و معرفی «درباره مانایی و میرایی» اثر احمد شاکری، پیش از ظهر امروز (سه‌شنبه 20 شهریورماه) به همت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در کتابفروشی اندیشه برگزار شد. محمدرضا سنگری و راضیه تجار به‌عنوان سخنران در این آئین حاضر بودند.   سنگری در این نشست با اشاره به اینکه شاکری با زبان فلسفه و کلام سخن می‌گوید، بیان کرد: این نویسنده در آثار خود از یک ذهن نظام‌مند با هندسه مشخص فکری و یک قلم ویژه بهره می‌گیرد. این کتاب مجموعه نقد ادبیات داستانی انقلاب و دفاع‌مقدس در هفت بخش است که در آن هفت اثر داستانی و یک نمونه غیرداستانی مورد بررسی قرار گرفته است. «ارمیا» اثر رضا امیرخانی، «گام‌به‌گام» نوشته حسین فتاحی، «هفت بند» به قلم راضیه تجار، «سه کاهن» اثر مجید قیصری، «فال خون» نوشته داوود غفارزادگان، «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» به قلم مرتضی کربلایی‌لو و «نامیرا» اثر صادق کرمیار داستان‌هایی است که در کتاب حاضر مورد بررسی قرار گرفته‌اند.   وی ادامه داد: شاکری به شیوه متداول و مرسومی که معمولا در نقد آثار داستانی صورت می‌گیرد عمل نکرده است. این‌طور نیست که داستان را مطرح و درباره عناصر و ساختار آن نقد و بررسی انجام دهد. بر پیشانی هرکدام از این نقدها یک بحث بسیار موثر و موفق انجام می‌دهد که بسیاری از ابعاد ادبیات داستانی ما را مشخص می‌کند.   نویسنده کتاب «بررسی ادبیات منظوم دفاع مقدس» گفت: در بررسی این اثر به 11 محور اساسی رسیدم که به این شرح است: فلسفه ایده اولیه داستان، تقصیر، تحقیق در اصطلاحات کلیدی، هندسه معرفی ادبیات داستانی دفاع‌مقدس، مساله‌شناسی آموزش داستان به بهانه پرداختن به کتاب حسین ‌فتاحی، بحث ادبیات زنانه و ویژگی‌های ادبیات زنانه و مردانه به بهانه بررسی و تبیین و تحلیل کتاب «هفت بند» راضیه تجار، رویکردهای سه‌گانه ادبیات داستانی معاصر ایران به بهانه تحلیل کتاب «سه‌ کاهن» مجید قیصری، دشمن‌شناسی و دشمن‌نمایی به بهانه تحلیل و نقد کتاب «فال خون» اثر داود غفارزادگان، روایت امر غیبی در داستان امروز در فضای نمایشی به‌خصوص در فیلمنامه‌ها بسیار جدی است و چیستی امر غیبی و سلوک معنا در داستان و حوزه ادبیات عاشورایی به اعتبار کتاب «نامیرا» اثر صادق کرمیار.   سنگری در ادامه اظهار کرد: آثاری را که شاکری در این کتاب بررسی کرده و نویسندگان آن‌ها، همگی از یک سنخ نیستند و نکاتی را هم در ضمن کار مطرح کرده که بسیار مهم بوده و هرکدام می‌توانند مورد بحث و بررسی مفصل‌تر قرار گیرند که از آنجمله مساله جریان نقد ادبی است. اگر بخواهیم مجموعه موارد و محورهای مستخرج از این کتاب را بررسی کنیم، شاید نیاز به 40 سال زمان باشد. فقط ای‌ کاش نویسنده برای هریک از آثار یک شناسنامه زمانی نیز ارائه می‌کرد.   باید در نظر داشت در نقد ادبی با یک انسان طرفیم   راضیه تجار نویسنده حوزه دفاع‌مقدس نیز در این آئین گفت: در زمینه نقد متعهد ادبی در کشور خیلی کم کار شده است. از ابتدای انقلاب نویسندگان زیادی در این ساحت کار کرده‌اند که گرایش‌های دینی و مذهبی هم داشتند. لذا برگزاری چنین محافلی که به‌ندرت اتفاق می‌افتد، غنیمت است حتی اگر جاهایی با هم تضاد و اختلاف‌نظر هم داشته باشیم، باید در چنین جلساتی حضور پیدا کنیم.   وی افزود: کسانی که در این زمینه کار کرده‌اند باید در زمینه نقد مکتوب هم به‌گونه‌ای عمل کنند که هم وجوه مثبت و هم وجوه منفی را ببینند. اگر ضعف‌های یک اثر را نگاه می‌کنیم، باید جنبه‌های مثبت آن را نیز درنظر بگیریم، چراکه نویسنده‌ای که با مشقت و صرف زمان و انرژی بسیار اثری را خلق کرده، اگر نقد غیرمنصفانه‌ای درباره اثرش صورت گیرد، دلسرد می‌شود. باید توجه کرد که با یک انسان طرفیم؛ در کنار ضعف‌ها باید خوبی‌ها را هم دید.   این نویسنده بیان کرد: به نظر من این اثر مقداری ثقیل است. ما نیاز داریم برای برخی کلمات پانویس ارائه دهیم. این اثر در سطح پژوهشی و دانشگاهی است، ولی اگر می‌خواهیم برای قشر کمی عادی‌تر نیز قابل درک باشد، باید کمی‌ راحت‌تر با مخاطب صحبت کرد. البته انجام این پژوهش سال‌ها زمان برده و کار سختی بوده و از این جهت جای تقدیر دارد. امیدوارم نویسنده این کار را ادامه دهد. اما اگر می‌خواهیم در این ساحت نتیجه خوبی بگیریم، باید به این نکات توجه داشته باشیم.   تجار درباره یکی از نقدهای مطرح شده در کتاب، گفت: به‌عنوان نمونه به داستان «هفت بند» خودم که در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته، اشاره می‌کنم. من نویسنده‌ای که از کودکی گرایش‌های دینی و مذهبی داشتم، وقتی می‌گویم جلد سبز قرآن مرا به یاد تو می‌اندازد، احمد شاکری در این کتاب نقد کرده که چرا نگفتی خود قرآن! در حالیکه مقصود من چیز دیگری است.   وی در پایان افزود: نباید کسانی را هم که امروز داریم از دست بدهیم و بعد برویم دنبال افرادی بگردیم که سال‌ها پیش آن‌ها را از دست داده‌ایم. باید حاضران را حفظ کرد و فراموش‌شدگان را هم بازگرداند.   غلبه نقد شفاهی بر نقد مکتوب   احمد شاکری، نویسنده کتاب «درباره مانایی و میرایی» نیز در این نشست با اشاره به تقارن موضوع جلسه و کتاب با آغاز دهه اول ماه محرم، اظهار کرد: مجموعه‌هایی که به ادبیات داستانی به‌ویژه ادبیات متعهد بپردازند در کشور کم هستند، به‌ویژه موسساتی که با رویکرد مباحث دینی به این مساله می‌پردازند؛ لذا پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی سهم عمده‌ای در تولید این کتاب دارد.   وی ادامه داد: چندسالی است در پژوهشگاه محفلی راه‌اندازی شده که در آن با سبک و شیوه غیرمتداول دانشگاهی، درباره بحث‌های نظری صحبت می‌کنیم؛ بخشی از بحث این کتاب نتیجه همان مباحث بوده است. فرایند تولید و چاپ این کار به دلایلی زمان‌بر بود. تقریبا نسخه ابتدایی اثر سال 92 آماده شد، در این پنج5 سال، یک بازنگری کلی روی کتاب صورت گرفت و برخی از نقدها کنار گذاشته شدند. نسخه اولیه شامل 12 نقد بود که به هفت نقد تقلیل پیدا کرد.   این نویسنده و پژوهشگر با بیان اینکه اگر بخواهیم تقریبی بین ایام عاشورا، فرهنگ عاشورا و حوزه فکر، عمل و زندگیمان داشته باشیم، این مورد باید در حوزه نقد ادبی نیز صدق پیدا کند، گفت: نقد ادبی صدای بلند ادبیات متعهد است از منظری که قرار است مبانی، آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب و دفاع‌مقدس را به گوش ادبیات برساند. در طول 40 سال از عمر انقلاب اسلامی، جبهه ادبیات داستانی متعهد فراز و فرودهای بسیاری داشته و نقطه عطف آن تولید داستان بوده است.   شاکری افزود: جریان نقد ادبی متعهد، جزو مطالبات مغفول مانده حوزه ادبیات و جزو مهمترین مسائلی است که اکنونِ ادبیات و آینده آن را رقم خواهد زد. افراد بسیاری همچون عبدالعلی دستغیب، محمدرضا سرشار، مرحوم فیروز زنوزی جلالی، کامران پارسی‌نژاد و محمد حنیف در این حوزه قلم زده‌اند، اما نکته‌ای که در کلیت این نقدها و کلیت ادبیات داستانی وجود دارد این است که نقدهای شفاهی بسیار بیشتر از نقدهای مکتوب است و شاکله نظام‌مند قابل ارائه به‌صورت مکتوب شکل نمی‌گیرد. بین نقد شفاهی و نقد مکتوب فاصله زیادی است که ادبیات باید به فکر پرکردن آن باشد.   نویسنده مجموعه داستان «باران نیمروز»، تصریح کرد: طیفی که در فکر نقد بوده و بیشتر تمرکز آن‌ها نقد ادبی باشد، کم هستند. دلایلی باعث شده این شخصیت‌های متعهد کارشان استمرار و تکثیر و تکثر نداشته باشند. جامعه ادبی هیچگاه در مواجهه با آثار داستانی ساکت نمی‌ماند. این نیاز معقولی است که جامعه ادبی همیشه به دنبال این باشد که وزن یک اثر ادبی را بشناسد، ولی اینکه چه کسانی این کار را انجام می‌دهند، مهم است. با فقدان جریان نقد ادبی متعهد، جای این رکن تاثیرگذار را افراد یا مجموعه‌هایی پر کرده‌اند که در این زمینه صلاحیت لازم را ندارند و رویکرد آن‌ها بیش از آنکه فنی باشد، نوعی توصیف و مرور ادبیات است.   وی گفت: در ضعف و عدم وجود جریان نقد متعهد ادبی، مطالبات اصیل انقلاب به فراموشی سپرده می‌شود، نوعا افرادی که به نقد ادبیات می‌پردازند، نویسنده هستند. وزن حوزه نقد ادبی به دوش افرادی افتاده که به‌طور تخصصی نمی‌توانند در این زمینه عمل کنند. تک چهره‌هایی در ادبیات انقلاب وجود داشتند که در این حوزه درخشیده‌اند، ولی تبدیل به جریان نشده است.   شاکری ادامه داد: یکی از معضلات ما در نقد ادبی، نقد سلیقگی است که معیارها محک اصالت داشتن و نداشتن نخورده‌اند. معضل دیگر در این حوزه، نقد جانبدارانه یا به تعبیری انتقام‌جویانه است. برخی منتقدان با پیش‌فرض‌ها یا پیش قضاوت‌هایی وارد نقد اثر ادبی می‌شوند. نیازمند یک جریان نقد ادبی به معنای درست هستیم و بدون آن نقد نمی‌تواند موثر باشد. در طول این سال‌ها شاهد اتفاقات متعددی بودیم که ناشی از ضعف نقد ادبی است؛ در این حالت ادبیات یا نخبگان خود را فراموش یا طرد می‌کند. ادبیات جریانی زایا و پویا است که از جامعه، سیاست، علوم انسانی و ... تاثیر می‌گیرد. لذا اگر خطا و انحرافی صورت گیرد ،عمده دلیل آن این است که نقد ادبی حاکم، پخته و آزموده نیست.   نویسنده مجموعه داستان «نفس»، اظهار کرد: نقد ادبی از طرفی امور اندیشیده شده و پژوهش‌های نظری را به میدان و عمل نویسندگی می‌آورد، چون نوعا نویسندگان با محافل پژوهشی مرتبط نیستند و از طرف دیگر نقد ادبی به حوزه ادبیات خدمت می‌کند. منتقد کارش استکشاف مساله است و اولین کسی است که با اثر مواجه می‌شود.   وی افزود: در این کتاب چند نکته مورد توجه بوده است؛ نخست اینکه نقدها رویکردمحور باشند. در فضای امروز نه تنها یک شکاف ارتباطی بین محافل دانشگاهی و حوزه ادبیات وجود دارد، بلکه یک شکاف بین حوزه نظری و عملی نیز دیده می‌شود. بسیاری از مبانی دانشگاهی دغدغه جامعه ادبی نیست و نوعا محافلی که باید فکر تولید کنند، مترجم فکر هستند. نقد رویکردمحور در جهت مطالبات انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس و مبانی فکری، فلسفی و کلامی انقلاب و دفاع‌مقدس است.   این نویسنده و پژوهشگر، گفت: در کنار رشد نقد، رشد هاضمه نقد هم مهم است. در ادبیات متهد انقلاب این تلقی غلط وجود دارد که اگر نقد یک اثر مثبت باشد آن اثر موفق است و اگر به انحرافات و ضعف‌ها اشاره شود، مطلوب نیست. بیشترین خسارت‌ها از این نگاه این بوده که بهترین منتقدان ما از سوی کسانی طرد شده‌اند که جزو نویسندگان انقلاب بوده‌اند. سعه‌صدر در این زمینه خیلی اهمیت دارد.   شاکری در بخش پایانی سخنانش بیان کرد: دغدغه اصلی من نقد نبوده، چون هر نقدی معلول از مبانی فکری است و تا معیاری برای ورود به یک اثر ادبی نباشد، نمی‌توان نقد کرد. دغدغه ما این است که اساسا در فلسفه ادبیات معیار چیست؛ لذا دغدغه اصلی من پژوهش بوده است. اما نکته‌ای وجود داشت که باعث شد وارد حوزه نقد شوم؛ نخست اینکه کارهای پژوهشی نوعا مخاطب عام ندارند و دومین نکته این است که آثار پژوهشی نیازمند مصداقی کاربردی است. چیزی که در کتاب «درباره مانایی و میرایی» ملاحظه می‌شود، نتیجه حداقل سه کتاب است که در آینده به‌صورت جداگانه چاپ خواهند شد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 11 Sep 2018 10:20:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265240/شاکری-جریان-نقد-ادبی-متعهد-جزو-مطالبات-مغفول-مانده-حوزه-ادبیات حال و هوای محرم در بحبوحه انقلاب 57 http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265169/حال-هوای-محرم-بحبوحه-انقلاب-57 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شب و روز اول محرم 1357  در کتاب «الف لام خمینی» اینگونه روایت شده است: «روز دهم آذر، شب‌ اول ماه محرم، مردم در محله‌های گوناگون تهران راه‌پیمایی و تظاهرات کردند. گردهم‌آیی مردم در سرچشمه تهران و حرکت به سوی میدان شهدا، مهم‌ترین تظاهرات شب اول ماه محرم بود. منابع امنیتی نوشتند که حدود ده هزار کفن‌پوش، الله‌اکبر گویان در این اجتماع شرکت داشتند. آن شب صدای آمبولانس‌ها برای جابه‌جایی صدها مجروح بلند بود.   منابع حکومتی تعداد کشته‌شدگان را هفت‌تن نوشتند. در این شب جنبش تازه‌ای رخ نمود و آن فریاد الله‌اکبر از فراز بام‌های پایتخت بود. شکل تازه‌ای از اعتراض‌ به حکومت شاه و نفی آغاز گردید. با شروع ساعات منع رفت‌وآمد، مردم به پشت‌بام خانه‌های‌شان رفته و در کنار فریادهای الله‌اکبر، ندای لااله‌الاالله و مرگ بر شاه هم سر دادند. این موج پرصدا از تهران شروع شد و خیلی زود با استقبال شهرهای دیگر روبرو گردید. دستگاه امنیتی، غافلگیر از این پدیده، پیشنهاد کرد چند خانه پرصدا شناسایی، اشغال، و فریادگران آن سرکوب شوند؛ چاره‌ساز نشد.   تظاهرات مردم تهران در یازدهم آذر نیز گسترده‌ بود. آن روز صبح بار دیگر رخدادهای منطقه سرچشمه خونین و متن‌ساز بود. زبان اسناد می‌گوید که با فرارسیدن ماه محرم به همان اندازه‌ای که بر تندی تظاهرات افزوده شد، رویارویی مأموران مسلح نیز تشدید گردید. شاید پیش از ظهر روز اول محرم، بیست تن در حوالی سرچشمه تهران به شهادت رسیده، حدود شصت تن زخمی شده باشند. ناصر مقدم، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور، آگاه از فزونی شور مخالفت‌ها به حاکمان نظامی تهران توصیه کرد مردم را با تفنگ ساچمه‌زنی نشانه‌ بگیرند؛ شمار زخمی‌ها بالا می‌رود، تعداد کشته‌ها پایین می‌آید، وحشت و نگرانی را بین مردم افزایش می‌دهد، زودتر پراکنده می‌شوند؛ فرسودگی روحی نیروهای اسلحه به دست نیز کاهش می‌یابد.   تزریق اطلاعات دروغ   تلفن‌های نوفل‌لوشاتو پیاپی به صدا درمی‌آمد و خبرهای ایران را می‌رساند. خبر کشتار مردم تهران و برخی از شهرهای دیگر چون بوشهر، مهاباد، ارومیه و زنجان به آیت‌الله رسیده بود. در این بین شمار کشته‌ها بسیار اغراق‌آمیز گزارش شد، تا جایی که گمان می‌رود رسیدن خبر بیست هزار کشته، آن هم از دو منبع جداگانه، ترفند ساواک بوده باشد. برای دستگاه اطلاعاتی که خطوط ارتباطی تهران، قم، مشهد، یزد، اصفهان و ... را با پاریس شنود می‌کرد، تزریق خبرهای نادرست، سخت نبود. سازمان اطلاعات و امنیت کشور می‌کوشید با هزار برابر نشان دادن کشته‌ها، آیت‌الله را به گرفتن تصمیم‌های تازه‌ای وادارد؛ تصمیمی که از کوتاه آمدن و پس نشستن او در براندازی حکومت شاه بگوید.   اما آقای خمینی با تردید در درستی این رقم، امروز یازدهم آذر به دیدارکنندگانش گفت که امام امت، امام حسین علیه‌السلام، سر به فرمان الهی سپرد، ما نیز سرسپرده امر خداوند هستیم. همچنان که او با ساز و برگ اندک به رویارویی خلیفه ستمگر زمان خود رفت، ما نیز باید در برابر شاه کشور فروش قیام کنیم؛ و بدانید که قیام برای خدا شکست ندارد. «ایرانی‌ها اگر ان‌شاءالله برای خدا قیام کردند، شکست در آن نیست؛ یعنی اگر چنانچه این مرد ادامه ظلم خودش هم تا آخر بدهد ما موفق نشویم به این‌که او را خلع‌اش کنیم... باز هم ما غم نداریم، برای این که ما اطاعت خدا کردیم... پیغمبر در بعضی جنگ‌ها شکست خورد... حضرت امیر در جنگ با معاویه شکست خورد؛ حضرت سیدالشهدا را کشتند، اما اطاعت خدا بود... از این جهت هیچ شکستی در کار نبود.» او در توضیح شکست‌ناپذیری قیام در راه خدا گفت که در این‌جا از دست دادن جان و مال، یعنی به دست‌اوردن زندگی والاتر در جهان ماندگار.   گفتنی است که ساواک به دواندن اطلاعات دروغ در بین اخبار فرستاده شده از ایران به فرانسه بسنده نکرد و اعلامیه‌ای به امضاء «روح‌الله الموسوی الخمینی» جعل کرد که رد آن به مردم توصیه شده بود در عزاداری‌های ماه محرم از روبروشدن با مأموران حکومت نظامی خودداری کنند، چراکه «اخبار قطعی و متقن به ما رسیده است که افراد حزب توده کمونیستی می‌خواهند از مبارزات ملت مسلمان  به نفع مقاصد خود بهره‌برداری نمایند... [و نیز] مزدوران بیگانه، مخصوصاً کمونیست‌ها سوءاستفاده کرده و نهضت حسینی و اسلامی ما را مبدل به کشت و کشتار جمعی بی‌گناه و اطفال معصوم بنمایند.» نویسنده دستگاه اطلاعاتی کوشیده بود ادبیات آیت‌الله را تدوین اعلامیه رعایت کند. تاریخ نگارش اعلامیه 26 ذی‌حجه/ 5 آذر و ناشر آن «نشریه قم» بود. نشریه قم پیش از این برخی از اطلاعیه‌های امام خمینی را چاپ و پخش کرده بود.   کار اصلی امام خمینی در این روز نوشتن پیامی برای مردم ایران بود. او از شنیدن خبرهای تلخ‌کام و آزرده بود، از این رو یادآوری کرد که از این راه دور به شما درود می‌فرستم، در غم و شادی شما شریک هستم؛ اما فراز نوشته او مربوط به تمرد سربازان و فرار آنان از پادگان‌ها بود. آیت‌الله این کار را یک وظیفه شرعی خواند، چرا که نباید در خدمت ستمار بود. و نیز به خانواده همه صاحب منصبان توصیه کرد، از شوهران و فرزندان شاغل به کار خود در نیروهای مسلح بخواهند که زیر امر فرماندهان وابسته به شاه نباشند؛ به ملت بپیوندند. اطلاعیه امروز امام در اختیار رسانة‌های گروهی اروپا نیز گذاشته شد. برای نمونه خبرگزاری فرانسه آن را با تفصیل به سراسر جهان مخابره کرد.   یکی از پاسخ‌های امروز امام خمینی به خبرنگار تلویزیونی سراسری ایتالیا درباره ارتش بود. خبرنگار پرسید که ارتش ایران تغییر موضع داده؟ امکان بی‌طرف ماندنش می‌رود؟ ممکن است دست به کودتا بزند؟ «در تحلیل نهایی ارتش از هیمن مردم است؛ و از هم‌اکنون نیز مشکلاتی در داخل آن ایجاد شده است. امید ما آن است که ارتشیان به خود آمده و به صفوف مردم بپیوندند. به هر صورت ایجاد یک کودتای نظامی چیری را تغییر نمی‌دهد و تا روزی که یک جمهوری اسلامی واقعی ایجاد نگردد، مبارزات مردم ادامه خواهد داشت.» خبرنگار ایتالیایی از امکان وقوع جنگ داخلی هم پرسید و شنید که جنگ داخلی هنگامی در می‌گیرد که مردم به دو دسته تقسیم شده، رودروی هم قرار گیرند. مردم ایران یکپارچه و متحد هستند؛ اتحاد مردم ایران علیه شده و برای برپایی جمهوری اسلامی است.   دومین مصاحبه امام با خبرنگار رادیو کانادا بود. یکی از سوال‌های مخبر کانادایی این بود که چندنفر باید برای رفتن شاه قربانی شوند؟ آقای خمینی هم گفت: «تا شاه چه تعدادی را بکشد.»   ترس مکرر   با فرارسیدن ماه محرم، همان ترسی که از آغاز اوج‌گیری انقلاب دامنگیر مقامات امنیتی ایران شده بود، دوباره به سراغشان آمد؛‌ بازگشت ناگهانی آیت‌الله خمینی به ایران، ناصر مقدم رئیس این سازمان در نامه‌ای به «رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران» با اشاره به احتمال ورود خمینی در ماه‌های محرم و صفر، درخواست کرد هشدار لازم به فرماندهان مرزهای زمینی، دریایی و هوایی کشور داده شود تا به محض ورود یادشده هرگونه ارتباط او را بدوا با افراد غیرمسئول قطع نموده و با همکاری سازمان اطلاعات و امنیت محل وی را در اولین فرصت با هواپیما یا هلی‌کوپتر نظامی به تهران اعزام دارند.» ]]> دین‌ Mon, 10 Sep 2018 11:59:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265169/حال-هوای-محرم-بحبوحه-انقلاب-57 «درباره مانایی و میرایی» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265196/درباره-مانایی-میرایی-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آئین رونمایی و معرفی و نقد کتاب «درباره مانایی و میرایی» که مجموعه نقد ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به قلم احمد شاکری است، صبح فردا (سه‌شنبه 20 شهریورماه) به همت گروه ادبیات اندیشه پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار خواهد شد.  محمدرضا سنگری، نویسنده و پژوهشگر حوزه‌های دین و انقلاب اسلامی و راضیه تجار،‌ داستان‌نویس حوزه انقلاب و دفاع مقدس، به‌عنوان منتقد در این آئین حضور خواهند داشت.  علاقه‌مندان به حضور در این برنامه می‌توانند از ساعت 10 و 30 دقیقه سه‌شنبه 20 شهریورماه به فروشگاه کتاب اندیشه واقع در تهران، خیابان انقلاب اسلامی، روبه‌روی درب اصلی دانشگاه تهران، پلاک 1248 مراجعه کنند.  ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 10 Sep 2018 09:01:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265196/درباره-مانایی-میرایی-رونمایی-می-شود هنوز عده‌یی با نظرات پدرم گارد دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265155/هنوز-عده-یی-نظرات-پدرم-گارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نوزدهمین روز شهریورماه،‌ سی‌ونهمین سالگرد درگذشت آیت‌الله سید محمودعلایی طالقانی، نخستین امام جمعه تهران بعد از انقلاب اسلامی است. ایشان علاوه بر مجاهدت‌های سیاسی، در زمینه‌های دیگری همچون اخلاق، تولید علم نیز سرآمد بود. یکی از آثار ماندگار ایشان نیز تفسیر «پرتوی از قرآن» است.   به مناسبت سالگرد عروج آسمانی این روحانی مبارز و مفسر قرآن، سید مهدی طالقانی، فرزند ایشان در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا، به تبیین اندیشه، ویژگی‌های شخصیتی و معرفی برخی از مهم‌ترین آثار آیت‌الله طالقانی پرداخت.   وی با اشاره به تفسیر «پرتوی از قرآن» اثر شاخص آیت‌الله طالقانی، بیان کرد: مرحوم طالقانی از سال 1320 تفسیر قرآن را آغاز کرد. ایشان در مراسمی که در حسینیه ارشاد به مناسبت شهادت استاد مطهری برگزار شده بود، بیان کرد که از سال 1320 که تفسیر قرآن را شروع کردم از دو جهت مورد هجمه قرار می گرفتم؛ یکی از طرف متدینین که می‌گفتند قرآن را که اصلا نباید تفسیر کرد، بلکه مثلا قرآن را باید رفت سر قبر یکی خواند و ... . ایشان در ادامه مثال می‌زنند که سر قبر انسانی که یک عمر بدی کرده، فاتحه می‌خوانند و جنت‌مکان و خُلدآشیان هم می‌گویند. گروه دیگر هم گروه‌های چپی بودند که قرآن را قبول نداشتند. هر دو گروه فشار می‌آوردند که تفسیر را کنار بگذارم. آیت‌الله می‌گفت ولی من زیر بار این حرف‌ها نرفتم.   فرزند آیت‌الله طالقانی،‌ ادامه داد: ادامه روند تدوین تفسیر نیز اینگونه بود که ایشان از سال 1327 به مسجد هدایت رفت. سخنرانی‌هایی که در شب‌های جمعه داشت، بجای ایراد صحبت‌های تکراری، با آیه‌ای از قرآن شروع می‌کرد و کم‌کم که بحث جلو می‌رفت، به مسائل روز می‌رسید و مسائلی از جمله ظلم حکومت به تفسیر آیه مرتبط می‌شد و مصداق پیدا می‌کرد. این روال همیشه ادامه داشت. پدرم می‌گفت روزی‌ یک مامور در این جلسات حضور داشت که می‌گفت قرآن آیه‌های شاهنشاهی ندارد؟ شما همیشه آیه‌های کمونیستی را می‌خوانید. آیت‌الله طالقانی پاسخ داد اگر چنین آیه‌ای بود حتما برای شما می‌گفتم.   وی افزود: ایشان به تفسیر قرآن علاقه داشت و حتی وقتی در سال 1342 در زندان بود، بهترین موقعیت بود تا در فراغت زندان، به تفسیر قرآن بپردازد. استاد محمدمهدی جعفری از اساتید دانشگاه شیراز هم آن زمان در جریان نهضت آزادی در زندان بود. استاد محمدمهدی جعفری تفاسیر آقا را جمع‌آوری و به بیرون منتقل می‌کرد. کم کم آن‌ها را جمع‌آوری کردیم تا در نهایت به تفسیر «پرتوی از قرآن» تبدیل شد.   سید مهدی طالقانی درباره «پرتوی از قرآن» تصریح کرد: این اثر، تفسیر کاملی از قرآن نیست. ایشان درنظر داشت در چهار یا پنج جلد این کار را انجام دهد. این تفسیر شامل سوره‌هایی خاص از قرآن ازجمله نازعات و ... است. حدود 10 سال پیش با همکاری شهرداری تهران و نشر شهر، کتاب را که مقداری غلط‌های املایی و نگارشی داشت، برای تصحیح به قم فرستادیم و پس از تصحیح، کتاب از سوی نشر شهر در سه جلد به چاپ رسید. به مناسبت یکصدمین سال تولد آیت‌الله طالقانی مراسمی گرفتیم که این چاپ جدید رونمایی شد. علاوه بر این سه جلد تفسیر، دو جلد مجموعه مقالات ایشان را نیز با همکاری نشر شهر و موسسه تاریخ معاصر چاپ کردیم.     فرزند مرحوم آیت‌الله طالقانی، درباره مهم‌ترین ویژگی شخصیتی پدرش گفت: ایشان یک جاذبه داشت و به قول دوستان دافعه بسیار کم و جاذبه بسیار زیادی داشت. در تمام مدتی که در این مملکت زندگی می‌کرد، فکر می‌کرد باید با همه مردم ایران ارتباط برقرار کند و حرف بزند و با هیچ‌کس گارد صحبت کردن نداشت. یعنی کمونیست، چپ، راست و یا هرکس دیگر می‌توانست با ایشان بحث داشته باشد. منتها اگر احساس می‌کرد در این بحث کردن، مساله خاصی نهفته است و یا طرف صحبت مثلا از خارج خط می‌گیرد، با آن برخورد می‌کرد. وی مورد علاقه همه گروه‌ها و احزاب بود به‌طوری‌که به ایشان لقب «پدر طالقانی» داده بودند. آیت‌الله طالقانی واقعا وابسته به یک گروه و دسته نبود. بعد از فوت، مردم به ایشان پدر می‌گفتند، ولی برخی گروه‌ها این را به نفع خودشان مصادره کردند. جاذبه ایشان همواره برای من مهم بوده است.   وی ادامه داد: یکی دیگر از ویژگی‌های پدرم این بود که در عین مهربانی ذاتی، اگر جایی ظلمی می‌دید، در مقابل آن می‌ایستاد و بسیار ظلم‌ستیز بود. فکر می‌کنم این دو مورد مهمترین شاخصه‌های شخصیتی ایشان بود. در طول سال‌هایی که در کنار پدر زندگی کردم، هیچ‌وقت احساس نکردم در خانه یک روحانی زندگی می‌کنم. مثلا اگر قرار بود من نماز بخوانم، به زور اینکار انجام نمی‌شد. یادم می‌آید که مادرمان هر روز صبح ما را صدا می‌کرد که نماز بخوانیم. ما هم وقتی بلند می‌شدیم، کلی سر مادر غُر می‌زدیم. یک روز مرحوم پدر بلند شد و به مادر گفت، نمازی که این می‌خواند نه به‌درد خدا می‌خورد و نه به‌درد بنده خدا. بگذار خودش به جایی برسد که بفهمد این نماز برایش درست است و با یقین بخواند. یعنی آن سخت‌گیری‌های خانه برخی از روحانیون را ما نداشتیم. امروز اگر بتوانیم مقداری افکار ایشان را در خودمان نهادینه و آن‌ها را عملی کنیم، در اینصورت نمی‌توانیم با کسی به تندی و خشونت رفتار کنیم، مگر اینکه کسی واقعا ظلمی انجام دهد.   سید مهدی طالقانی در پایان اظهار کرد: متاسفانه در طول این سال‌ها، گروهی یا دسته‌ای با نام طالقانی گارد دارند و نمی‌دانم چرا و مشکلشان با طالقانی چیست؟ شاید این دوستان، فکر می‌کنند با وجود طالقانی هیچوقت نمی‌توانستند از جایگاه و مقامی که دارند، سوء‌استفاده کنند، چون طالقانی مخالف برخی موارد بود. حتی می‌گفت یک روحانی اگر بتواند در یک مسجد چهار جوان را جذب کند، بهترین کار را کرده و شاید این روحیه آیت‌الله طالقانی خوشایند برخی نیست.   ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 10 Sep 2018 05:35:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265155/هنوز-عده-یی-نظرات-پدرم-گارد جمعه سیاه به روایت کتاب «الف لام خمینی» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265081/جمعه-سیاه-روایت-کتاب-الف-لام-خمینی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، هفده شهریور ماه 1357 معروف به جمعه سیاه در کتاب الف لام خمینی چنین روایت شده است: «مطبوعاتی که به تازگی آزادی یافته بودند، جمعیت تظاهرکننده در روز سیزدهم شهریور تهران را سه میلیون نفر برآورد کردند، شاید این رقم با اغراق همراه بوده باشد، اما خیابان‌های پایتخت، پیش از آن، چنان شماری از مردم را برای خواستی یکسان، سرنگونی نظام پادشاهی و برپایی حکومتی تازه بر بنیان آموزه‌های اسلام، به خود ندیده بود. این پدیده دیدنی در شهرهای دیگر نیز خودنمایی کرد، و در شانزدهم شهریور تکرار شد. در 16 شهریور مردم ایران به خواست روحانیون پیشرو دست به اعتصاب و تعطیلی همگانی زدند، راه‌پیمایی‌های بزرگ عید فطر را بازآفریدند و با گل و گلاب و نقل از نظامیان استقبال کردند. این شیوه از مخالفت عمومی که با دفع حاکمیت و جذب ارتش همراه بود، نمی‌توانست ادامه یابد؛ آن هم با فریادهای شش دانگ مردم که مشروعیتی برای هیأت حاکمه نگذاشته بود. تردیدی در نامیدن این راه‌پیمایی‌ها به‌عنوان همه‌پرسی همگانی نماند. تنها چاره به جا مانده، برقراری حکومت نظامی در شهرهای بزرگ و رودررو قراردادن مردم و نظامیان بود. مقامات بلندپایه نظامی و امنیتی، بیش از دولتمردان به برپایی حکومت نظامی اصرار داشتند. در واپسین ساعات روز شانزدهم شهریور اعلامیه برقراری حکومت نظامی در تهران و یازده شهر دیگر نوشته شد. با این که روحانیان تهران برای هفدهم شهریور، تظاهرات و راهپیمایی پیش‌بینی نکرده بودند، اما در قراری خودجوش، گروه‌هایی به میدان ژاله آمدن. طعم تلخ و خونین حکومت نظامی، صبح آن جمعه سیاه، به مردم حاضر در میدان چشانده شد و با گشودن رگبار مسلسل، صدها نفر از تهرانی‌ها به شهادت رسیدند. همان روز این شایعه در کشور پراکنده شد که سربازان اسرائیلی دست به این کشتار وحشیانه زده‌اند. مردم نمی‌خواستند باور کنند که هم‌وطنان نظامی‌شان این چنین به روی آنان آتش بگشایند حادثه هفدهم شهریور میدان ژاله فاصله میان مردم و حاکمان را با خون پر کرد. می‌توان باور کرد که پس از آن کشتار، امکان ساخت هر پلی بین فرمانروایان شاهنشاهی و مردم خروشیده آنان، از بین رفت. با سه اعلامیه پی‌در‌پی‌ای که آیت‌الله خمینی درباره جمعه خونین تهران نوشت، شهریور 1357 به ماهی پر پیام بدل شد. روز هجدهم به مردم گفت که «ای کاش خمینی در میان شما بود و در کنار شما در جبهه دفاع برای خدای تعالی کشته می‌شد.» و در تحلیل برقراری حکومت نظامی در دوازده شهر ایران نوشت: «اظهار مخالفت با مجرمی که تمام هستی ملت را به باد داده است، از طرف کسانی بود که در حد عالی شعور سیاسی و دینی بودند، به طوری که حاضر شدند ارتش را گلباران کنند، ولی دولت آشتی ملی آن را به عنوان شعار برخلاف قانون اساسی محکوم نمود، و حال آن که شعار آنان بر ضد قانون اساسی‌شکن، یعنی شاه، بود.» او بار دیگر خطاب به ارتشیان یادآور شد که ابزار دست شاه نباشند؛ «شما را آلت قتل برادران خود قرار داده‌اند. به دیگر برادران ارتشی خود که شاه را رها کرده‌اند... بپیوندید و به‌پا خیزید و نگذارید ملت شما نابود و برادران و خواهران شما به خاک و خون کشیده شوند.» روز بیست و یکم همدردی خود را به بازماندگان کشته‌شده‌ها آشکارتر کرد و گفت که به نیابت از حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام این مصیبت را به همه مسلمانان جهان، ویژه خانواده‌های داغدار تسلیت و تبریک می‌گویم. «و خدا شاهد است که مصطفای من تنها آن نبود که سال‌اش نزدیک است، بلکه همه به خاک و خون کشیده‌های حادثه شوال [شهریور] مصطفای من بوده‌اند.» او سقوط حکومت ستمگر پهلوی را نزدیک دانست و مردم را به اعتصاب فراگیر خواند. «از این پس جا دارد که همه کارهای خود را تعطیل کنیم؛ نه برای همیشه، که به همین زودی ظالم جبار سرنگون می‌شود. در بازکردن مغازه‌ها و کارخانه‌ها عجله نکنید. در تقویت روحیه و ایمان کسانی که ضعیف‌اند بکوشید، که روزی دست خداست. چند روز تعطیل کسب و کار برای رضای خدا، کسی را از گرسنگی نمی‌کشد. عزت و ثروت دست خداست. از مرگ نترسید که حیات و ممات به دست خدست. تعطیل را ادامه دهید که فرج نزدیک است.» همان روز، 21 شهریور، خطاب به مردم ایران نوشت که پنج‌شنبه یازدهم شوال/ 23 شهریور، روز عزا و اعتصاب است. آیت‌الله این‌جا نیز مژده پیروزی داد و به مردم گفت که به زودی شاهد استقلال و آزادی خواهید بود. گفتنی است اعتصاب‌ها و تعطیل همگانی از فردای کشتار میدان ژاله آغز گردید و تقریباً تا دو هفته بعد ادامه یافت. آنچه که چهره اعتصابات را دیگرگون نمود، پیوستن کارکنان برخی از کارخانه‌ها و پالایشگاه‌ها به جریان اعتصاب‌ها بود. به جز بازارها، مغازه‌ها و مراکز آموزشی، 1600 کارگر کارخانه تراکتورسازی تبریز، 260 کارگر کارخانه نخ‌تاب فروزان آذربایجان شرقی، 400 کارگر شرکت کشت و صنعت بین‌المللی هاوایی و 500 کارگر پالایشگاه تهران در روزهای هجدهم و نوزدهم شهریور اعتصاب کرده، کار نکردند. این پیام‌ها نیز همچون اطلاعیه‌های پیشین یک روز پس از نوشته شدن در ایران توزیع گردید. مبادی چاپ و پخش پیام‌ها نیز متنوع شده بود و غیر از سازمان فجر اسلام، عناوینی چون ندای اسلام یا مجمع اخوان‌المؤمنین در پای اعلامیه‌ها، به‌عنوان تکثیر کنند، دیده می‌شد. رویارویی‌های اخیر حکومت با مردم، دستگاه امنیتی را به این نتیجه رساند که با کشتن مردم نمی‌توان نظر آنها را در مخالفت با اساس نظام سیاسی ایران تغییر داد. هر اندازه برخوردها تندتر می‌شد، انگیزه ملی برای به زیرکشیدن پادشاه و پادشاهی بیشتر می‌شد. فردای جمعه خونین، ساواک با طراحی و صحنه‌سازی، کوشید با چند واسطه نظر آیت‌الله خمینی را به نوشتن اطلاعیه تازه‌ای با این مضمون جلب کند؛ رگبار مسلسلها به کار افتاده و لازم است مردم به تظاهرات خود پایان داده، اعتراض‌های‌شان را با ماندن در خانه ادامه دهند. درخواست‌ یادشده با زمینه‌چینی لازم، تلفنی از کویت به خانه آقای خمینی، چنین رسانده شد: «آیات عظام از قم و مشهد خواسته‌اند به اطلاع آقا... برسانیم که مردم توصیه آنان را نمی‌پذیرند و دست از تظاهرات نمی‌کشند؛ چون مسأله رگبار مسلسل‌ در کار است، ایشان اعلامیه‌‌ای صادر تا مردم به تظاهرات خود خاتمه دهند و حداقل اماکن کسب را تعطیل و در خانه‌های خود بمانند تا خون عده‌ای بی‌گناه به‌هدر نرود.» پیام‌های بعدی او نشان می‌دهد که اعتنایی به آن نکرده است.» كتاب «الف لام خمينی» از سوی موسسه مطالعات و پژوهش‌های سياسی منتشر شده است. این اثر با معرفی خاندان امام خمينی (ره) آغاز و در ادامه برش‌هایی از سير زندگی بنیانگذار انقلاب اسلامی از تولد، تحصيل در زادگاه، ادامه درس‌آموزی در اراک و مهاجرت به حوزه علميه قم و تبعید و بازگشت به ایران، آمده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 08 Sep 2018 07:27:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265081/جمعه-سیاه-روایت-کتاب-الف-لام-خمینی حنیف: اقبال ناشران غیردولتی به آثار دفاع مقدس بیشتر شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265030/حنیف-اقبال-ناشران-غیردولتی-آثار-دفاع-مقدس-بیشتر-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «فرآیند تبدیل گونه پیشین ادبیات داستانی دفاع مقدس به گونه پسین»، عصر امروز (چهارشنبه 14 شهریورماه)، با سخنرانی محمد حنیف و احمد شاکری در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.   احمد شاکری در بخش ابتدایی این نشست در تبیین موضوع بحث، گفت: ادبیات داستانی دفاع مقدس به لحاظ تقدم رتبی و زمانی، گونه شاخص برآمده از جریان متعهد به ارزش‌ها، مبانی و آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران است. تبدیل؛ تحویل و تغییر این گونه به گونه‌های دیگر نه تنها واقعیت تاریخی که ضرورتی اجتماعی، فرهنگی و ادبی است. بررسی امکان، چگونگی، چرایی و مراتب این فرایند مقوله راهبردی در حوزه جریان‌شناسی ادبیات داستانی معاصر و آینده پژوهی ادبیات داستانی در دهه‌های آتی است.   وی تبیین مسائل مورد بحث را به مواردی از جمله اینکه آیا تبدیل گونه ادبیات داستانی دفاع مقدس به گونه‌های پسین امری امکان‌پذیر است و یا ماهیت قواعد، مراتب، آیات، ضرورت‌ها و ارزش‌های حاکم بر این فرایندها چیست، مورد بررسی قرار داد و افزود: ‌ادبیات داستانی دفاع مقدس متاثر از ظرفیت‌ها، موقعیت‌ها، موضوعات، مضامین و زمانه دفاع مقدس و محدود به آن شکل گرفته است، اما ظرفیت‌ها و موقعیت‌های نوپدید و موضوعاتی که ادبیات داستانی انقلاب اسلامی آن را نمایندگی و نمایشی می‌کند- چه بالقوه و چه بالفعل- بسیار پرتعداد و متنوع‌تر از دفاع مقدس است.    وی اظهار کرد: این پرسش به‌وجود خواهد آمد که نسبت گونه‌های نوپدید با گونه‌های دفاع مقدس چیست؟ و باید دانست گونه‌های نوپدید نسبت به گونه دفاع مقدس تاخر زمانی و رتبی دارد و نمی‌توانند و نمی‌بایست در انفکاک و تباین کامل با گونه دفاع مقدس به‌وجود آید. در این‌صورت طبق چه اسلوب و قواعدی ادبیات داستانی دفاع مقدس می‌تواند مؤلفه‌های گونه‌ای خود را جدا ساخته و با حفظ ارزش‌ها و مبانی به استقبال گونه‌های دیگر بیاید؟   شاکری با تاکید بر اینکه در صورت عدم تئوری‌پردازی احتمالاتی وجود دارد، ادامه داد: در این صورت احتمال وجود دارد که اولا تجربه ادبیات داستانی دفاع مقدس در گستره ادبیات پس از انقلاب تجربه ابتر باشد. دوم اینکه گونه‌های جدید مسیر آزمون و خطای گونه‌های دفاع مقدس را دوباره تجربه کند. سوما، جریان ادبیات متعهد پس از انقلاب در گسست به تجربه ادبیات داستانی دفاع مقدس دچار ارتجاع به دوره پیش از انقلاب شود. چهارم اینکه، شبه‌گونه‌های غیراصیل مرجع تجربی گونه‌های پسینی بشود. پنجم، فرایند صیرویت ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی به سوی نوع و قالب مطلوب داستانی دچار انحراف و رکود شود.   این پژوهشگر حوزه ادبیات با بیان اینکه ادبیات داستانی دفاع مقدس گونه‌ای تثبیت شده و قاعده‌مند است، گفت: ‌ادبیات داستانی دفاع مقدس واجد مؤلفه‌ها و مقولات اصیل ادبیات داستانی دفاع مقدس است. گونه‌های ادبی قابل تبدیل و تبدیل به یکدیگر هستند. همچنین ادبیات داستانی انقلاب اسلامی برای نیل به ادبیات داستانی مطلوب ضرورتا در دوران گذار از ادبیات داستانی دفاع مقدس عبور خواهند کرد.   وی تصریح کرد: ادبیات داستانی دفاع مقدس به دلیل محدودیت‌های موضوعی، مضمونی، تجربی و اجتماعی قادر نخواد بود، کلیت نیازها و ضرورت‌های ادبیات داستانی انقلاب اسلامی را نمایندگی کند.   شاکری درباره این بحث مبدا فرایند تبدیل ادبیات داستانی دفاع مقدس است، افزود: در این مبحث چند موضوع باید مورد توجه قرار گیرد. اول اینکه وقوع دفاع مقدس تنها پس از 19 ماه از پیروزی انقلاب اسلامی رخ داد، ظهور جریان داستان‌نویسان متعهد با آثاری در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس مشهود بود و کثرت عناوین و شمارگان آثار داستانی دفاع مقدس، بقا و تثبیت تولید آثار داستانی دفاع مقدس با گذشت بیش از سه دهه از قبول قطعنامه تاسیس رشته ادبیات پایداری و جایگاه ادبیات داستانی دفاع مقدس در پژوهش‌های دانشگاهی در میان گونه‌های ادبی چهار دهه اخیر در ادبیات معاصر فارسی نیز ازجمله موارد هستند.   این نویسنده همچنین مقاصد موجود و مفروض برای فرایند تبدیل گونه ادبیات داستانی را اینطور برشمرد و ادامه داد: در بخش موجود ادبیات داستانی انقلاب اسلامی به معنی الاخص و در بخش مفروض بالامعنی الاعلم است. وی گفت:‌ فرایند مقوله‌ای جهت‌مند قابل بررسی، زومراتب و واجد آغاز و پایان ، برجسته‌سازی یک فرایند در حوزه ادبیات داستانی با تقسیمات متعددی از انواع قالب‌ها، گونه‌ها، مکتب‌‌ها و رویکردها در آن به معنای مسئله‌مندسازی حرکت مشخص و دقیق است.   شاکری درباره تاثیر ضرورت درونی گونه‌ها بر صیرویت بیناگونه‌ای، اظهار کرد: پدید آمدن ادبیات داستانی دفاع مقدس در صیرویت ادبیات داستانی دفاع مقدس، زایش ادبیات انقلاب اسلامی را به چالش خواهد کشید.   وی در منظور از فرایند در این پژوهش را تکثر دانست به نحوی که موضوع نخست باقی مانده و موضوع دوم تحت تاثیر موضوع اول و در نتیجه حفظ امور مقوم آن ایجاد شود. در این زمینه توضیح داد: داستان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس براساس معیارهای درون‌متنی و ترکیب وصفی نسبت مساوی دارند، زیرا هر داستانی که از ارزش‌ها دفاع می‌کند و به امر قدسی توجه دارد، انقلابی است و بالعکس. تجربه ادبیات داستانی دفاع مقدس فی‌الجمله مستعد برای پدید آوردن گونه انقلاب اسلامی است. ادبیات داستانی سیاه دفاع مقدس به‌عنوان زیرگونه ادبیات دفاع مقدس، پدید آمدن ادبیات انقلاب اسلامی را با مخاطراتی مواجه می‌سازد.   توجه ناشران غیردولتی به کتاب‌های حوزه دفاع مقدس   محمد حنیف دیگر سخنران این نشست نیز با طرح این سوال که «داستان دفاع مقدس چیست و چه مبانی و ساختاری دارد؟»، بیان کرد: در بحث ادبیات ما با سه مفهوم مکتب ادبی، گونه یا ژانر ادبی و سبک ادبی روبه‌رو هستیم کخ این اصطلاحات گاه از سوی برخی به‌صورت آمیخته و التقاطی به‌کار می‌رود. در بحث موردنظر ما، استفاده از گونه صحیح نیست و باید از مکتب ادبی صحبت کرد. چراکه چند نفر یک سری مبانی فکری و ساختاری را در یک حوزه به‌عنوان مکتب ادبی معرفی می‌کنند که در این مکتب گونه‌های مختلفی همچون جادویی، رئالیسم و وحشت جای می‌گیرد.   وی افزود: تاکنون درجهت شکل‌گیری مکتب ادبی انقلاب اسلامی تلاش‌هایی از سوی افرادی همچون محمدرضا سرشار، احمد شاکری و محمدرضا سنگری انجام شده ولی هنوز مشخصه‌ها و شاکله‌های مکتب ادبی انقلاب اسلامی سروشکل مشخصی به‌خود نگرفته است.   این نویسنده و پژوهشگر حوزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، گفت: سخن من این است که مثلا در 10 سال اول جنگ چه آثاری با چه ویژگی‌هایی داشتیم و امروز در دهه اخیر چه آثاری داریم. با مطالعه گسترده‌ای که روی طیف گسترده‌ای از آثار این حوزه داشتم و همچنان هم ادامه دارد. اگر بخواهیم بگوییم آثار امروز چه تغییراتی کرده، باید به نمونه‌هایی اشاره کنیم. با بررسی‌ها مشخص شد که ازنظر آماری تعداد داستان‌هایی که با موضوع دفاع مقدس و جنگ نوشته شده، نسبت به سال‌های گذشته افت کمی داشته است.   حنیف ادامه داد: در سال‌های اخیر گرایش به خاطره‌نویسی زیاد شده، ولی از تعداد رمان‌ها و داستان‌های دفاع مقدس، کاسته شده است. البته این دلیل نمی‌شود بگوییم کارها ازنظر کیفی هم ضعیف شده‌اند. اتفاقا آثار تاثیرگذار در حوزه ادبیات داستانی به‌ویژه در حوزه دفاع مقدس در چند سال اخیر بیشتر بوده است. از مطالعه آثار به این نتیجه می‌رسیم برخلاف سال‌های دهه اول دفاع مقدس، امروز به هر دلیلی،‌ اعتنای ناشران به کارهای جنگی و دفاع مقدس بیشتر شده است. از نکات قابل‌توجه در این زمینه، اقبال بیشتر ناشران غیردولتی به کارهای جنگی و دفاع مقدس است. ناشرانی همچون نیستان، نیماژ، مروارید و چشمه اهتمام چشمگیری به آثار دفاع مقدس داشته‌اند.   وی با بیان اینکه موارد ذکر شده نشان از جایگاه تاثیرگذار دفاع مقدس در زندگی جامعه و مردم ایران دارد، اظهار کرد: ازجمله کارهای تاثیرگذار و شاخص این حوزه تاکنون می‌توان به رمان «هرس» نوشته نسیم مرعشی، «بُز نقره‌ای» اثر مرسده کسروی، «سیاسنبو» به قلم محمدرضا صفدری، «چلچله‌ها» نوشته مرحوم گلاب‌دره‌ای، «عشق و چیزهای دیگر» اثر مصطفی مستور و مجموعه داستان‌های «عروسی در باران» رحمت حقی‌پور و «خط مرزی» از سید حسین موسوی‌نیا اشاره کرد.   این منتقد ادبی، گفت: یکی دیگر از شاخصه‌های این دوره، حضور پررنگ‌تر و تاثیرگذارتر نویسندگان زن است. سال 1310 ایراندخت تیمورتاش، اولین زنی بود که رمان نوشت و 1312 نیز زهرا خانلری که دکترای ادبیات داشت، رمانی نوشت. امروز حضور بانوان نویسنده بسیار تاثیرگذار و مهم است. ازجمه همین رمان «هرس» اثر نویسنده جوان نسیم مرعشی که کار تاثیرگذار و قابل‌اعتنایی است. در سال‌های 1310 تا 1332 تعداد داستان‌نویسان زن به مرد نسبت 1 به 17 بوده و در سال 85 این نسبت 1 به 10 شده است. حنیف با اشاره به مواردی از بحث مضمون در ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نیز توضیح داد: در 10 سال اولیه جنگ و دو سه سال پس از پایان جنگ، نه اینکه اثری از مصائب جنگ در کتاب‌ها نبود ولی تعداد آثار در این زمینه نسبت به آثاری که به حماسه‌ها می‌پرداختند، انگشت‌شمار بوده است.   وی درمعرفی برخی از مضامین قالب در داستان‌های امروز افزود: تصاویر انسانی از سربازان دشمن، نشان دادن غربت جانبازان، فراموشی ارزش‌های دفاع مقدس، جدایی انسان‌ها از هم و رفتن به جنگ، تصاویر هولناک جنگ، شرایطی که به عزلت‌گزینی و بدبینی جامعه منجر می‌شود، احساس گناه به‌خاطر دوست و دشمن، ایستادگی در مواضع، بوم‌گرایی و اقلیمی‌نویسی، گرایش به تک‌صدایی در مقابل چندصدایی و چندلایگی و نوشتن جنگ از سرزمین دیگران، برخی از مضامین قالب در آثار داستانی دفاع مقدس در سال‌های اخیر است.   این پژوهشگر درباره مقایسه فنون داستان‌نویسی در این حوزه در گذشته و امروز، بیان کرد: واقع‌گرایی در مقابل رئالیسم جادویی و فانتزی‌نویسی یکی از این موارد است. همچنین زمان و مکان وقوع حوادث در دوره جنگ بیشتر مناطق جنگی بود، ولی امروز نویسندگان جوان‌تر مانند قیصری و بایرامی، اغلب از سال‌های بعد از جنگ و عوارض جنگ می نویسند. در کارهای آن دوره، شخصیت‌ها بیشتر از طبقات پایین جامعه بوده که امروز تغییر در این زمینه را شاهد هستیم. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 05 Sep 2018 15:02:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265030/حنیف-اقبال-ناشران-غیردولتی-آثار-دفاع-مقدس-بیشتر-شده عرصه را در زمینه روایت جهانی جنگ باخته‌ایم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264977/عرصه-زمینه-روایت-جهانی-جنگ-باخته-ایم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست رونمایی و نقد کتاب «کاربرد سلاح‌های شیمیایی و جنگ ایران ـ عراق» نوشته راندی هونشمار اوی گاردن با ترجمه مجید کریمی پیش از ظهر امروز (سه‌شنبه 13 شهریور) در قالب سلسله نشست‌های سه‌شنبه‌های کتاب در موزه انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس برگزار شد.   مجید کریمی در جایگاه مترجم در بخش ابتدایی این نشست، بیان کرد: حدود دوسال پیش که مشغول نوشتن مقاله‌ای درباره کاربرد سلاح‌های شیمیایی در جنگ بودم، در سفر ارمنستان منابع جدید درباره موضوع سلاح‌های شیمیایی را در اینترنت جستجو می‌کردم که آنجا به کتابی با عنوان «کاربرد سلاح‌های شیمیایی و جنگ ایران ـ عراق» برخوردم که موضوع آن مربوط به بررسی واکنش شورای امنیت سازمان ملل در قبال استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی در جنگ برعلیه ایران بود. این کار تِز کارشناسی ارشد دانشجویی نوروژی از دانشگاه برگن این کشور بوده که در سال 2014 منتشر شده بود. ایمیل نویسنده را به‌دست آوردم و از او پی‌دی‌اف کتاب را درخواست کردم.   وی ادامه داد: با مطالعه این کتاب و مباحثی که در آن مطرح شده بود، تکان خوردم. این همان حرف ما بود که در هشت سال دفاع مقدس به دنبال آن بودیم تا یک سیاست عادلانه و مدون و یک پیام روشن از سوی شورای امنیت سازمان ملل منتشر شود. این پژوهش به‌طور مستند و مبتنی بر اسناد مبین و معتبر صورت گرفته بود. این محقق جوان از اسناد شورای امنیت به خوبی در اثرش استفاده کرده و حتی برخی مذاکرات منتشر نشده این شورا را از مراکز مطالعاتی در اتحادیه اروپا به‌دست آورده بود.   این مترجم گفت: قاطعانه می‌گویم این کتاب نخستین بررسی آکادمیک و علمی درباره واکنش شورای امنیت به موضوع سلاح‌های شیمیایی است، متاسفانه در ایران کار چندان جدی‌ در این زمینه انجام نشده است. آنچه می‌خواستیم در این‌باره از زبان غرب بشنویم در این کتاب آمده است. یکی از فرضیه‌های اصلی این کتاب این بود که شورای امنیت نمی‌خواست اقدام جدی‌ای در این زمینه صورت دهد، چراکه از جنگ عراق علیه ایران سود می‌بُرد. همچنین از دیگر فرضیه‌های کتاب این بوده که مناقشه بین ایران و عراق و استفاده از سلاح شیمیایی در جنگ، مشکلی کم‌اهمیت از سوی سازمان ملل تلقی می‌شد. ایران از سال 1980 شورای امنیت را به دلیل یک‌جانبه‌نگری و محکوم‌نکردن عراق بایکوت کرده بود، بنابراین این فرضیه در کتاب مطرح شده بود که شورای امنیت شاید به این دلیل که نمی‌خواسته عراق را هم از خود ناراحت کند، بیانیه‌ای مبنی بر محکومیت این کشور صادر نکرده است.   کریمی افزود: این اثر یک کتاب مرجع و مستند برای کسانی است که می‌خواهند در این زمینه پژوهش انجام دهند و تا حد زیادی توانسته نقیصه فقدان کار علمی درباره کاربرد سلاح‌های شیمیایی در جنگ را پر کند. البته باید توجه داشت این کتاب با نگاهی غربی و حدوداً سه دهه پس از جنگ نوشته شده است که به این دلیل در توضیح برخی مسائل در پاورقی مواردی را شرح داده‌ام. ما دوست داریم این نگاه‌های متفاوت را هم ببینیم و بشنویم تا محققین ما علمی‌تر و درست‌تر به این مقوله نگاه کنند.   وی در پاسخ به نقدی درباره نوع نگاه نویسنده، گفت: نگاه نویسنده در این کتاب، نگاهی متفاوت و نگاه یک نویسنده جوان آکادمیک در غرب بوده، بنابراین طبیعی است که تضادهایی نیز وجود داشته باشد. اگر می‌خواستیم به‌طور کامل وارد نقد نوع نگاه نویسنده هم بشویم، باید پاورقی‌های بسیاری می‌زدم که از حوصله کتاب خارج بود. اگر می‌خواستم در هر موردی برای توضیح اظهارات نویسنده پاورقی بنویسم باید به اندازه یک مقاله پاورقی می‌نوشتم. بنابراین صلاح دانستم در برخی جاها احتیاط را رعایت کنم و برخی جاها نیز که لازم بود ورود کردم. البته این نویسنده چهره‌ای جوان بوده و همه منابع را نیز از جنگ در اختیار نداشته و یا در برخی زمینه‌ها اطلاعات کافی و درست در اختیارش نبوده، بنابراین طبیعی است نقص‌هایی نیز در اثرش وجود داشته باشد.   مترجم کتاب «کاربرد سلاح‌های شیمیایی و جنگ ایران ـ عراق» ادامه داد: هدف نویسنده از انجام این پژوهش این بوده که به این نتیجه برسد آیا شورای امنیت به وظایف خود در زمینه جلوگیری از استفاده سلاح‌های شیمیایی در جنگ عمل کرده یا نه که پس از انجام پژوهش به این نتیجه رسید شورای امنیت به وظیفه خود عمل نکرده است. این کتاب برای مخاطب ایرانی این نتیجه را داشت که ما هنر دیپلماسی جنگ را در هشت سال دفاع مقدس نداشتیم؛ خوب جنگیدیم، رشادت‌ها و فداکاری‌های بسیاری صورت گرفت، ولی فرماندهان دیپلماسی ما یا به کار خود وارد نبودند یا ابزار کافی نداشتند یا به نتیجه نرسیدند. در این راستا توصیه می‌کنم کتاب «دیپلمات‌ها چه گفتند» نوشته رجایی خراسانی را بخوانید. کریمی در پاسخ به نقدی دیگر بر این کتاب تصریح کرد: در نوشتن مقدمه، سبک‌های مختلفی وجود دارد و مترجم می‌تواند در مقدمه قضاوت کند یا نکند. من قضاوت و داوری را به عهده مخاطب و پژوهشگران آینده گذاشتم که خودشان در این زمینه بررسی کنند. سبک کار من این است که داوری نکنم. یک کتاب را به‌صورت خام ترجمه کردم، جاهایی که تشخیص دادم باید ورود پیدا کنم، این کار انجام شد و در دیگر موارد بررسی بیشتر را به‌عهده مخاطب گذاشتم. برخی مقوله‌ها باید در جایگاه خود و در یک مطلب علمی مجزا مورد بررسی قرار گیرد.   وی گفت: به‌عنوان شخصی که سال ها در این زمینه پژوهش کرده‌ام به رسانه‌ها و پژوهشگران توصیه می‌کنم که برای یافتن حقایق بیشتر و انتشار اطلاعات درباره این فجایع در سطح بین‌الملل و اثبات حقانیت و مظلومیت ایران در جنگ تحمیلی، بیشتر پژوهش و بررسی کنند. برای یافتن اطلاعات بیشتر و تازه‌تر می‌توانند به سراغ پرستاران و پزشکانی که از مجروحان شیمیایی مراقبت می‌کردند یا بازرسان گروه حقیقت‌یاب که امروزه بازنشسته هستند و حتی خود جانبازان شیمیایی بروند. یکی از راه‌های مطرح کردن این موضوع در سطح بین‌الملل، برگزاری کنفرانس‌ است که باید با سرمایه‌گذاری لازم، کارشناسان بزرگ بین‌المللی را به این کنفرانس‌ها دعوت کرده و امثال این پژوهشگر جوان نروژی را که در راستای حقانیت ایران در این زمینه پژوهش کرده‌اند، پیدا کرده و دعوت کرد. سوال اینجاست که چرا در 30 سال گذشته این کنفرانس انجام نشده است؟   سلاح شیمیایی، مشکل فرعی جنگ از نگاه شورای امنیت   سعید ملک‌زاده که به‌عنوان منتقد در این نشست حاضر بود با اشاره به تاریخچه‌ای از این موضوع، اظهار کرد: تلاش‌ها و مساعی جامعه بین‌الملل به‌خصوص در قرن 18 و 19 و کنوانسیون‌های مهم در اوایل قرن بیستم برای اجتناب از جنگ ناکافی بود و نتوانست در سال 1914 از بروز جنگ جهانی اول جلوگیری کند. در ادامه نیز در 28 آوریل 1919 در کنفرانس صلح ورسای معاهده‌ای به اتفاق آراء به تصویب رسید اما این معاهده و معاهده‌های بعدی نیز نتوانست مانع از جنگ جهانی دوم شود. منشور ملل متحد و عهدنامه‌های بعدی هم نتوانستند از جنگ‌هایی همچون هند و پاکستان، و اعراب واسرائیل، ویتنام، ایران و عراق، حمله عراق به کویت و حمله آمریکا به افغانستان جلوگیری کند. سوال پیش می‌آید پس چگونه باید از حقوق اساسی انسان‌ها دفاع کرد؟   وی افزود: یکی از اصول اساسی حقوق بشردوستانه، ممنوعیت استفاده از سلاح‌هایی است که آسیب‌هایی غیرضروری و یا جراحت‌های بیش از حد وارد می‌کنند؛ نمونه بارز آن سلاح‌های کشتار جمعی مانند سلاح‌های اتمی، بیولوژیک و شیمیایی است. این کتاب به یکی از این سه مورد در قالب یک پایان‌نامه کارشناسی ارشد پرداخته است. خروجی کتاب حاصل کوشش علمی و آکادمیک یک پژوهشگر جوان نروژی است که با نگاهی منصفانه، بی‌طرفانه، مستند و علمی به واکنش شورای امنیت در به‌کارگیری سلاح شیمیایی توسط عراق در جنگ با ایران پرداخته است.   این پژوهشگر بیان کرد: نویسنده در این پژوهش علمی و مستند با استفاده از اسناد معتبر ثابت کرده، عراق معاهده 1925 ژنو را مبنی بر ممنوعیت کاربرد سلاح شیمیایی زیرپا گذاشته و از سال 1983 تا 1988 به‌طور مکرر از سلاح شیمیایی استفاده کرده و در برآوردی که اعلام کرده‌اند، 30 هزار ایرانی در پی کاربرد این سلاح‌ها جان خود را از دست داده‌اند و بسیار بیشتر نیز مجروح شده‌اند. نکته دوم اینکه شورای امنیت و دبیرکل سازمان ملل، هرگز به‌طور جدی و قاطعانه با این موضوع برخورد نکرده‌اند. همچنین پس از اینکه ثابت شد عراق در جنگ با ایران از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده و این موضوع در بیانیه‌های شورای امنیت نیز تایید شد که شهروندان ایرانی قربانی سلاح‌های شیمیایی شده‌اند، هیچ اقدام بازدارنده و جدی علیه عراق اِعمال نشد. همچنین اعضای شورای امنیت به سمت عراق تغییر موضع داده و از آن‌ها در برابر ایران حمایت کرده‌اند. کاربرد سلاح شیمیایی در این جنگ به‌عنوان یک مشکل فرعی تلقی شده و جنگ نفتکش‌ها و موضوع نفت برای آن‌ها بسیار مهم‌تر بود. اینها برخی از مواردی بود که در این زمینه در کتاب بیان شده است.   ملک‌زاده ادامه داد: این کتاب علاوه بر موضوع اصلی، از زوایا و دیدگاه‌های دیگری نیز درخور تحسین بوده و می‌تواند برای علاقه‌مندان و مسئولین در رده‌های مختلف قابل استفاده باشد، ازجمله اینکه محقق در این کتاب نقش شورای امنیت و دبیرکل آن را به خوبی متجلی کرده است. در این پژوهش نتیجه گرفته می‌شود که هریک از پنج عضو شورای امنیت به فکر خود هستند. براساس اسناد و مدارک ثابت شده که آمریکا و فرانسه دو حامی مهم تسلیحاتی عراق بودند و اتحاد جماهیر شوروی و چین نیز هر دو مخالفت خود را با اجرای تحریم تسلیحاتی علیه عراق اعلام کرده بودند. قدرت‌های شورای امنیت از پیروزی برق‌آسا و قریب‌الوقوع ایران به وحشت افتاده بودند. همچنین این پژوهش نقش دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها را در تعامل با بازیگران منطقی و تعامل با نهادهای بین‌المللی تحت نفوذ قدرت‌های جهانی و به ویژه رویه منفعت‌طلبانه شورای امنیت به‌خوبی نمایان و نکات مهمی را در دانش دیپلماسی برای احقاق حقوق ملی بیان می‌کند.   وی گفت: البته برخی اشتباهات نه‌چندان کلی هم در کتاب دیده می‌شود که ناشی از اسناد و مدارک موجود در دست مولف بوده و در موارد لزوم توسط مترجم در پاورقی‌ها تصحیح شده است. این کتاب از نظر روش تحقیق نیز درخور بررسی است. محقق ابتدا سوالات خود را مطرح کرده و در ادامه براساس آن‌ها فرضیه‌ها بیان شده است. البته براساس برخی موارد موجود ازجمله در مقایسه صفحات 19، 20 و 21 کتاب با صفحات 127 تا 129 کتاب اینطور به‌نظر می‌رسد که شاید پژوهشگر پس از اتمام پژوهش، فرضیه‌های خود را بازنگری کرده باشد که اگر این فرض صحیح باشد، کار غیراصولی صورت گرفته است.   این منتقد و پژوهشگر، با اشاره به ترجمه کتاب نیز بیان کرد: مترجم این کتاب وقتی تصمیم به ترجمه گرفته که به بی‌طرفی، انصاف و کوشش علمی و آکادمیک پژوهشگر پی برده و با کسب اجازه و دریافت کپی‌رایت از نویسنده و دانشگاه کار را به انجام رسانده است. مترجم با احساس مسئولیت تحسین‌برانگیز، در پاورقی‌ها آنچه را لازم دانسته توضیح داده و رفع ابهام کرده است. متن کتاب نیز دارای کمترین ایرادات ادبی و فنی است.   ملک‌زاده افزود: به‌عنوان کسی که حدود 20 سال درباره موضوع حقوق بشر‌دوستانه تحقیق کرده و ده‌ها مقاله چاپ و تدوین کرده، پیشنهاد می‌کنم با توجه به اینکه کنوانسیون‌های چهارگانه به‌عنوان منابع اصلی بشردوستانه به تصویب قوه مقننه کشور رسیده و با تاکید بر آموزش مفاهیم بشردوستانه به ویژه در بین نیروهای مسلح این رشته در دانشکده‌های نظامی برای‌ آگاهی بیشتر دست‌اندرکاران و پژوهشگران تدریس شود. با دستورات قرآن، پیامبر(ص) و امیرالمومنین (ع) مبنی بر پرهیز از ستمکاری، غارت، چگونگی رفتار با دشمن و اسرا، ممنوعیت آزار رساندن به کودکان و زنان، محیط‌زیست و ... می‌توانیم در جوامع بین‌المللی به‌صورت گسترده حضور پیدا کنیم و با رفتار درست ثابت کنیم ما همان ملتی هستیم که 6 قرن قبل از میلاد مسیح بیانیه‌ای صادر کرد که به‌عنوان تنها سند باستانی حقوق بشردوستانه باقی مانده است. یک سند معتبر از دید یک محقق خارجی مبنی بر حقانیت ایران   خدایار روزبهانی دیگر منتقد حاضر در این نشست، نیز گفت: قطعا این کتاب، یک سند معتبر و دست اول آن‌هم نه از دید یک ایرانی که مظلوم واقع شده و قربانی سلاح شیمیایی است، بلکه از دید یک محقق خارجی که بعد از 30 سال اسناد را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده،‌ است.   وی ادامه داد: نویسنده در جایی از کتابش از شورای امنیت انتقاد می‌کند که رویه برابری در مقابل ایران و عراق در پیش گرفته، در حالی‌که عراق آغازگر جنگ بود. اعتراف به اینکه کشورهای غربی و به‌ویژه اروپایی در تجهیز عراق به سلاح‌های شیمیایی نقش عمده‌ای داشتند، چیزی است که ما سال‌ها آن را فریاد زدیم، ولی کسی آن‌را نشنید و توجهی نشد. همچنین نویسنده در فرضیه‌های خود بیان کرده که تداوم جنگ، منافع ابرقدرت‌ها را تامین می‌کرد.   این منتقد تصریح کرد: نویسنده در صفحه 23 اشاره کرده که کارهای کمی در زمینه سلاح‌های شیمیایی صورت گرفته که به‌نظر نمی‌تواند اتفاقی باشد. کاربرد سلاح شیمیایی علیه ایران آنقدر غیر انسانی بود که کشورهای غربی از گشودن این پرونده وحشت داشتند. محقق در صفحات 49 تا 51 اشاره می‌کند که از ابتدا گزارشاتی در دست بوده که عراق به‌صورت پراکنده از سلاح‌های شیمیایی استفاده می‌کرده و بازرسان هم در بازرسی به این نتیجه می‌رسند که از سلاح شیمیایی استفاده شده، ولی عراق محکوم نمی‌شود و اقدامی صورت نمی‌گیرد. بعد از سال‌ها که اسناد منتشر می‌شود نشان می‌دهد که آن زمان چقدر ما محق بودیم. بی‌تحرکی و بی‌توجهی شورای امنیت قطعا باعث جری‌تر شدن عراق و استفاده گسترده‌تر این کشور از سلاح‌های شیمیایی شد.   روزبهانی در بخش دیگری از صحبت‌هایش افزود: ما واقعا درباره این موضوع در سطح بین‌الملل مستندسازی نکرده‌ایم. به‌عنوان مثال در سازمان منع سلاح‌های شیمیایی، تنها کتاب ایرانی موجود، کتاب دکتر فروتن است. در سطح بین‌المللی کم‌کاری کرده‌ایم. یکی از پیامدهای جنگ عراق علیه ایران، کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیایی است که ما از پایه‌گذاران و فعالان این کنوانسیون و عضو شورای دائمی اجرایی آن هستیم. حتی درباره فاجعه سردشت که متاسفانه در سطح بین‌المللی به آن پرداخته نشده، یک مصوبه از این سازمان گرفته‌ایم که مدیرکل موظف است هرساله در سالروز این فاجعه، پیامی صادر کند.   وی در پایان گفت: بین‌المللی کردن این موضوع فقط ازعهده وزارت خارجه ساخته نیست و یک عزم ملی و همه‌جانبه می‌طلبد. اسناد مربوط به سلاح‌های شیمیایی در وزارت خارج دسته‌بندی شده که می‌توانیم برای پیگیری شکایت ایران از دست‌اندرکاران فجایع شیمیایی، در اختیار مسئولان قرار دهیم.   در سطح بین‌المللی و روایت جهانی جنگ، عرصه را باخته‌ایم   مجید تفرشی، دیگر سخنران این نشست نیز در سخنانی بیان کرد: مراجعه به سایت‌های بین‌المللی عرضه آثار جنگ و یا کتابخانه‌های جهان، نشان می‌دهد ما در میدان بین‌المللی و روایت جهانی جنگ، عرصه را باخته‌ایم و بخش عمده‌ای از آثاری که در سطح بین‌الملل در این زمینه منتشر شده، برعلیه ماست و از آن‌طرف یک‌صدم آثار ما در این حوزه در سطح بین‌المللی معرفی نشده است.   این نویسنده و سندپژوه، ادامه داد: کسانی که با پول‌های هنگفت در سطح بین‌المللی در این زمینه فعالیت می‌کنند، دسته‌ای رقبای منطقه‌ای ما با هدف جعل تاریخ جنگ علیه ایران هستند. دسته دوم تاریخ‌نگاری اسرائیلی در زمینه دروغ‌نمایی جنگ علیه ایران و تاریخ‌‌سازی علیه کل موجودیت ایران هستند. همچنین تاریخ‌نگاری آمریکایی نیز علیه ایران و واقعیت‌های جنگ می‌نویسد. گروه‌های فعال سیاسی ضد جمهوری اسلامی نیز با دروغ‌پردازی و جعل تاریخ، افکار عمومی بین‌الملل را تغذیه می‌کنند.   وی گفت: ما در سطح داخلی آثار ارزشمندی داریم که بروز بین‌المللی ندارد. آنقدر موضوع جنگ و مظلومیت و حقانیت ایران در جنگ جدی است که در اسناد بین‌المللی هم شواهد بسیاری درباره آن می‌بینیم. تاکنون حدود 100 هزار برگ سند درباره جنگ ایران و عراق جمع کرده‌ام که فقط تعدادی محدود از سوی مرکز اسناد وزارت خارجه طلب شده است. به‌طور کلی تمایل، احساس نیاز و استفاده بجا و درست از اسناد در کشور دیده نمی‌شود. وقتی این اسناد را استفاده و منتشر نکنیم، حق ایران بازهم در جهان تضییع می‌شود. توقع ما بیجاست که دنیا بدون تلاش ما، حق را در این عرصه‌ها به ما بدهد. کم‌کاری ما جدی است.   تفرشی افزود: جامعه بین‌الملل توجه خود را در این زمینه بر فاجعه حلبچه متمرکز کرده و چیزی که باعث تعجب می‌شود، بی‌توجهی جامعه جهانی به فاجعه مشابه در سردشت است. باید توجه بین‌المللی را به این فاجعه جلب کنیم و وظیفه قانونی، ملی و دینی ماست که به آن بپردازیم. ازجمله اقداماتی که می‌تواند در این زمینه موثر باشد، اطلاع رسانی با سازمان‌ها و مجامع بین‌المللی، استفاده از محققان آکادمیک و دانشگاهی و نخبگان غیردانشگاهی و حضور بیشتر و فعال‌تر در اتاق‌های فکر جهانی و انعکاس واقعیت‌ها در رسانه‌ها و در نهایت اطلاع‌رسانی به افکار عمومی است.   این پژوهشگر اظهار کرد: درباره منافع ملی ایران به‌ویژه این موضوع خاص و تاریخ‌نگاری جنگ کم‌کاری شده است. در این زمینه هرچه کار کنیم بازهم کم است. اسناد بین‌المللی جنگ در دسترس است و نیاز به یک کار حرفه‌ای و عزم ملی برای نتقال تصاویر دیجیتالی موجود در سازمان‌های بین‌المللی به ایران هستیم. اسناد و شرکت‌های مرتبط با این موضوع موجود هستند و اسناد رسمی آرشیوی نیز وجود دارد که یک پروژه تاریخ شفاهی را می‌طلبد. این مهم، نیازمند یک پژوهش جدی با سرمایه‌گذاری و عزم ملی است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 04 Sep 2018 12:49:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264977/عرصه-زمینه-روایت-جهانی-جنگ-باخته-ایم امیرفجر نشان داد با تکیه بر فرهنگ، تمدن و سنت می‌توان ادبیات پویا تولید کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264935/امیرفجر-نشان-تکیه-فرهنگ-تمدن-سنت-می-توان-ادبیات-پویا-تولید خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - زهرا حقانی: میثاق امیرفجر از آن دست نویسندگانی است که از همان دوران نوجوانی در کنار آموختن ادبیات و علوم انسانی و حضور فعال در حوزه‌های هنر و شعر و معارف، به‌گونه جدی به تحصیل موسیقی و آموزش سازهای مختلف در محضر اساتیدی بزرگ و صاحب‌نام روی آورد. در نوازندگی سازهای تار، سه‌تار، عود، کمانچه و ویلن چیرگی دارد و مدتی را به‌طور حرفه‌ای به تعلیم و تدریس موسیقی و تدوین ردیفی برگزیده پرداخته است. تحصیلات آکادمیک خود را در دانشگاه تهران تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته‌های ادبیات انگلیسی و فلسفه ادامه داد و سپس برای تحقیق و تکمیل ادبیات تطبیقی جهان و ادبیات غرب به کشورهای اروپائی و عربی سفر کرد. سال‌ها  در دانشگاه تهران و سایر مراکز علمی و پژوهشی به تدریس و تحقیق در شاخه‌های پرداخت.   تاکنون بیش از 60 کتاب تالیفی، نمایشنامه، فیلمنامه و ده‌ها مقاله در زمینه‌های مختلف از او منتشر شده که 20 جلدی «پیامبر اعظم (ص)»، سه جلدی «اشراق»، دو جلدی «داستان پیامبران»، «ورقاء»، «دره جذامیان»، «نغمه در زنجیر»، «دو قدم تا قاف»، «امیرکبیر»، «پنج گنج معنا»، «سپیدارهای صبح»، «انجیر و زیتون» و «ققنوس» برخی از آن‌هاست.   قاسم تبریزی، نویسنده و پژوهشگر و کارشناس مسائل تاریخی و سیاسی که ریاست بخش تخصصی مطالعات انقلاب اسلامی كتابخانه‌ی مجلس شورای اسلامی را برعهده دارد، در گفت‌وگویی مفصل و خواندنی با ایبنا، ضمن اشاره به سیر تاریخی ادبیات معاصر ایران، ویژگی‌های قلم و شخصیت نویسندگی میثاق امیرفجر را معرفی و چند اثر شاخص وی را از زوایای مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار داد. برای شناخت بهتر فضای اجتماعی و ادبی که میثاق امیرفجر در آن رشد و سال‌ها فعالیت کرده، بد نیست مروری بر سیر تاریخی شکل‌گیری ادبیات معاصر ایران داشته باشیم.   برای شناخت ادبیات معاصر ایران به‌ویژه اندکی قبل از مشروطه، باید موضوعی به‌‌عنوان جریان‌شناسی ادبیات ایران را تعریف کرد. از مشروطه به بعد، جریانات ادبی ما از آن حالت کلاسیک و سنتی خارج می‌شود و تحت‌‌تاثیر ادبیات غرب قرار می‌گیرد. اگر بخواهیم از شکل ایدئولوژی و مبانی فکری آن بگوییم، اولین جریان، جریان اومانیسم غربی است که بیشتر تحت‌تاثیر ادبیات فرانسه بود، به‌ویژه تحصیل‌کرده‌های ما قبل از مشروطه یا اندکی بعد از مشروطه بیشتر آثار نویسندگان فرانسوی را می‌خواندند. مرحله دوم در همین گرایش به ادبیات غرب، می‌توان ادبیات آمریکایی را مطرح کرد. در حقیقت اگر ادبیات فرانسه یک نوع محتوای ادبی و هنری داشت، متاسفانه ادبیات آمریکایی نه ایدئولوژی داشت و نه چارچوب، بلکه نوعی سرگشتگی و حیرانی بوجود می‌آورد و نوعی نیهلیسم را ترویج می‌کرد و می‌کند.   مرحله بعد باید به ادبیات چپ اشاره کرد که بخش اندکی از آن تحت‌تاثیر حرکت سوسیالیسم غربی و عمدتا تحت‌‌تاثیر ادبیات مارکسیستی خصوصا بعد از جنگ جهانی دوم و حضور حزب توده و ترجمه آثار گورکی، چخوف و امثال اینها بود که در حقیقت این هم یک بخش عمده‌ای از ادبیات ما در این چارچوب بود. مرحله دیگر، ادبیات ناسیونالیستی با مبانی ایدئولوژی غربی بود که از یک طرف نوعی ماتریالیسم و الحاد در آن بود و از طرف دیگر تکیه بر افتخارات ایران قبل از اسلام و نادیده گرفتن فرهنگ و تمدن و سنت 14 قرن ما بود. البته این منحصر به ایران نبود و در مصر هم این موضوع به‌صورت تکیه بر فرهنگ فراعنه دیده می‌شد. در سوریه و عراق و ... نیز این مساله صورت گرفت که عمدتا از آموزه‌های مراکز شرق‌شناسی در غرب (انگلیس و فرانسه و بعدها آمریکا) و مراکز ایران‌شناسی، عرب‌شناسی، ترک‌شناسی، کُردشناسی، هندشناسی و از این قبیل نشأت می‌گرفت.   در این دوره، ادبیات ما تحت‌تاثیر سیاست حاکم بر جامعه هم بود. اکثر رجال و فعالان مشروطه غرب‌گرای ما که به نوعی اهل ادبیات چه داستان و چه نثر بودند، با الهام از غرب، فعالیت خود را در نوشته‌ها و در مطبوعات شروع کردند؛ افرادی همچون محمدعلی جمال‌زاده، محمد حجازی و مطیع‌الدوله. آنچه کمتر مورد توجه بوده، ادبیات سنتی و بومی بود، اگرچه ما الگوهای خوبی در قصه‌های گذشته داشتیم که محتوای فلسفی، عرفانی، معنوی و تربیتی داشت، مانند «مثنوی مولوی» و آثار شیخ عطار، «شاهنامه» و حتی در بُعد فلسفی آن آثار سهروردی که هرکدام از اینها با تکیه با فرهنگ و سنت بود. بخش عمده «شاهنامه» آموزه‌های قرآنی است، باتوجه به اینکه حکیم فردوسی یک شخصیت شیعه مدافع حضرت علی (ع) بوده و یکی از آثار میثاق امیرفجر هم درباره فردوسی است که این کتاب برای نسل جوان خواندنی می‌باشد در این زمینه مرحوم حجت‌السلام علی ابوالحسنی هم قلم زده و مسئله شاهنامه و فردوسی را بخوبی مورد بررسی قرار داده است.   این عوامل چه تاثیری بر ادبیات ایران گذاشت؟   اگر ما مارکسیسم و سوسیالیسم را هم غربی تلقی کنیم، این انقطاع از فرهنگ گذشته، ادبیات ما را از یک طرف به سمت غرب سوق داد. روشنفکران ما خواسته و ناخواسته به همان طرف گرایش داشته و الگو می‌گرفتند. در ابتذال آن امثال عباس پهلوان و قاضی سعید، در بُعد سیاسی عملا نسل حزب توده که بعدها به کانون نویسندگان غلامحسین ساعدی ... آمدند و در بُعد غربی هم امثال محمد حجازی و جمال‌زاده بودند. این یک روش شد، بدون توجه به اینکه ما یک میراث قوی داریم که می‌توانیم باتوجه به نیاز زمان، با بهره‌گیری از تکنیک غربی، محتوا را از فرهنگ و تمدن و سنت خودمان برداشت کنیم، اما تقلید و حاکمیت جریان روشنفکری غرب‌گرا تا دوره رضا شاه و حتی دوره محمدرضا شاه بر ادبیات ما تاثیرگذار بود. علاوه بر غرب‌گرایی روشنفکران، محیط دانشگاهی و حاکمیت هم، مستقیم و غیرمستقیم تحت‌تاثیر فرهنگ غرب بود. شاید یک دلیل ابتر ماندن ادبیات فارسی در دانشگاه‌های ما بین سال‌های 1314 تا 1357، همین باشد که هیچگونه نتوانستند نهضت ادبی بوجود آورند و آن‌هایی هم که کارهای ادبی کردند، امثال جلال آل‌احمد، جریان‌سازی کردند، بیرون از دانشگاه بودند. رشته ادبیات و برخی رشته‌های دیگر دانشگاهی مانند تاریخ هم به همین بیماری غرب‌زدگی، غرب شیدایی و غرب‌گرایی دچار شدند.   در دوره پهلوی دوم، یک بخشی از نویسندگان ما، با نهضت امام خمینی (ره)، بیشتر به سمت سیاست رفتند و تمام دغدغه آن‌ها مبارزه بود، لذا به ادبیات نپرداختند؛ یا فرصت نبود و یا اگر چیزی هم تهیه می‌کردند، عموما توقیف می‌شد. حدود 700 کتاب در این دوره توقیف شد که برخی هم داستان بودند. اما با انقلاب اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی، فرصتی پیدا شد که مانند رشته‌های تاریخ، فلسفه و عرفان ... رشته ادبیات هم یک رشد و بالندگی پیدا کرد. اگرچه ادبیات چپ همچنان فعال بود و ادبیات غرب‌گرایی حتی نسل‌های دوم و سوم بعد از انقلاب را هم تحت‌تاثیر قرار می‌داد و الگوهایشان را از آن گرفتند، ولی ما شاهد حضور و بروز نسل جدیدی شدیم که محتوای ادبیات آن‌ها ملهم از اسلام، انقلاب و دین بود و در یک کلام تحت‌تاثیر فلسفه متعالیه ملاصدرا قرار گرفتند. در این زمینه حتی تقابل با غرب به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم آغاز شد. آثار محمد مددپور، شمس‌الدین رحمانی، دکتر رضاد داوری، شمس‌ آل‌احمد، طاهره صفارزاده، ابراهیم حسن‌بیگی، رضا سرشار، رضا شیرازی و ... نوعی بازگشت به خویشتن در درون خود را نشان می‌داد. در این ادبیات، باتوجه به اینکه ما در قرآن قصصی مانند قصه حضرت یوسف، موسی و ... داریم از آن‌ها به احسن‌القصص تعبیر می‌شود و درس عبرت و الگویی برای جامعه هستند. در مرحله بعد، زندگی پیامبران (ع) و در ادامه زندگی ائمه اطهار (ع) و صحابه خاندان رسالت و ولایت و پس از آن زندگی علما، مورد توجه است. استاد دکتر سیدعلی موسوی گرمارودی که هم شاعر و هم ادیب است و کار پیامبران (ع) او، یک کار نو بود. برادرش سیدمصطفی موسوی گرمارودی هم با همین مضمون، مجموعه 7 جلدی برای کودکان با نقاشی و طراحی‌های زیبا کار کرده است. لذا یک تحولی در قصه‌نویسی بوجود آمد. اگرچه در مورد پیامبران و قصه‌های ادبی با محتوای معنوی را مهدی آذریزدی، حجت‌الاسلام مصطفی زمانی، حجت‌السلام علی دوانی و ... انجام داده بودند.   شاید هم بدون اغراق بتوانیم بگوییم که اولین نقطه حرکت در این زمینه را شهید آیت‌الله مرتضی مطهری بوجود آورد. با اینکه او یک فیلسوف، فقیه، متفکر و نظریه‌پرداز اسلامی است، کتاب «داستان راستان» را نوشت که هم جنبه تربیتی و هم جنبه ادبی داشت و هم حاوی الگوها و نمونه‌های بسیار بود. در عین‌حال که در ادبیات و هنر از تخیل می‌توانیم استفاده کنیم، لازم نیست اسطوره‌هایی بسازیم که با فطرت و روحیه انسانی همسویی نداشته باشد. «داستان راستان» استاد مطهری که در سال 1338 آن‌را شروع کرد، کاری بود که حجت‌الاسلام علی دوانی، حجت‌الاسلام علی حجتی کرمانی، استاد سیدغلامرضا سعیدی و تا حدودی استاد محمود حکیمی به تقلید و در ادامه راه شهید استاد مطهری انجام دادند که البته بسیاری از این آثار مانند مجموعه 14 داستان حجت‌الاسلام علی حجتی کرمانی و یا داستان‌های سیدغلامرضا سعیدی و یا محمود حکیمی توقیف شد.   روند حرکت به‌ویژه بعد از انقلاب اسلامی چگونه بود و به بیانی نسل نویسندگان انقلاب اسلامی چگونه شکل گرفت؟   روند حرکت داستان‌‌نویسی اسلامی با تکیه بر متون اسلامی از زندگی ابوذر، سلمان، سمیه، یاسر، عمار، حجر بن عدی و ... آغاز شد که الحق سازنده و تاثیرگذار بود. اما بعد از انقلاب، حرکت در کار داستان‌نویسی، جامع‌تر و گسترده‌تر بود. در حقیقت در پرتو انقلاب اسلامی به‌ویژه رهبر انقلاب که یک فقیه، عارف، فیلسوف و مفسر قرآن است، آن مبانی در ادبیات ما وارد شد. در این دوره حتی سرگذشت‌نامه‌ها و خاطرات ما هم این ویژگی‌ها را به خود گرفت. اگر به دوره چهل ساله بعد از انقلاب دقت کنیم، نسل اول ادبیات ما از زمان پیروزی انقلاب را عموما بچه‌های حوزه هنری سازمان تبلیغات در سال 1358 به‌صورت تشکل شروع کردند. افرادی همچون رضا سرشار (رهگذر)، ابراهیم حسن‌بیگی و سیدحسن حسینی، وقتی وارد این عرصه شدند، محتوای داستانشان سرشار از معنویت و عرفان و دارای مبانی دینی و فلسفی بود، برخلاف آثار ترجمه شده از غرب که عمدتا یک تعارض بنیادین یا با روح و فطرت انسان‌ها داشت و یا احیانا تقلید و برخی ابتذال بود.   در این دوره شاهد ورود چهره‌های خوبی مثل سیدمهدی شجاعی بودیم. در بین بانوان نویسنده نیز چهره‌هایی داشتیم. حضور این نسل، یک حرکت نوینی در ادبیات بود که شاید باعث شد تا دهه 80 و اوایل دهه 90، ادبیات جدید نسلی را که حتی نسل انقلاب اسلامی نبودند و هیچ‌گونه همسویی و همدلی با انقلاب نداشتند، تحت‌تاثیرقرار دهد. دیگر آن ابتذال گذشته را به آن شدت در میان نویسندگان جدید غیرانقلابی هم نداشتیم. حتی در میان بچه‌های چپ نیز تاثیرگذار بود، مانند ناصر ایرانی که اثر بسیار خوب «راز جنگل» را نوشت و نادر ابراهیمی نویسنده کتاب «مردی در تبعید ابدی» درباره ملاصدرا که این کتاب هم ریشه تاریخی، هم محتوای عرفانی و فلسفی هم جذابیت ادبی دارد. حتی اینها پا را فراتر نهاده و در عرصه تاریخ و سیاست هم آثاری فاخر با این خصیصه‌ها خلق کردند. سه کتاب از ابراهیم حسن‌بیگی درباره رژیم پهلوی و کارنامه ساواک دیدم که دو جلد آن کارنامه ساواک با محتوای مستند است.   یکی از این چهره‌ها نیز میثاق امیرفجر است که ویژگی‌هایی مختص خودش دارد. او متولد 1328 در محله سیدنصر‌‌الدین (پاچنار) تهران است. شمس آل احمد و جلال آل احمد هم بچه همان محل بودند. آیت‌الله سید احمد طالقانی، پدر جلال آل احمد، عالم بزرگ آن منطقه بوده است. آن منطقه، منطقه مذهبی بوده و نشریات دینی ما «ندای حق»، «مکتب اسلام» و «حکمت» هم در همان محل پخش می‌شد. لذا میثاق امیرفجر در یک محیط مذهبی رشد کرد. از همان کودکی هم بچه مسجد و هیأت بود و با آن محیط تربیت و رشد پیدا کرد. روح معنویت، دیانت، حریّت و خاصه بینش و نگرش اجتماعی - سیاسی در آثارش موج می‌زند.   کدام شاخصه‌ها اعم از ویژگی‌های شخصیتی و ویژگی‌های قلمی و فکری در آثار میثاق امیرفجر، نمود بارز و تاثیرگذارتری داشت؟   از ویژگی‌های مطالعات و آثار میثاق، درک و فهم مبانی فلسفی اسلامی است، اگرچه بیشتر تحت‌تاثیر شیخ اشراق است که سه جلد کتاب هم در این زمینه نوشته است. خویشاوندی ذهنش با فلسفه متعالیه ملاصدرا نزدیک است. دومین ویژگی این است که او عرفان و معنویت اسلامی را نه تنها می‌شناسد، بلکه در درون خود دارد. در آثارش معنویت موج می‌زند. از نظر مبانی عرفانی هم به همین‌گونه است. ازنظر مبانی اسلامی نیز روی قرآن و کشف‌الاسرار که یک تفسیر عرفانی از خواجه عبدالله انصاری است که میبُدی بر آن حاشیه نوشته، ازجمله کارهای اوست. نوشته‌های میثاق بین سال‌های اول انقلاب تا امروز در مسیر و اهداف معنوی، فلسفی، دینی و انقلاب اسلامی است.   درباره پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) نیز کارهای بسیاری انجام داده است. سال‌ها پیش در صحبتی که با او داشتم، پرسیدم که چه در دست تحقیق و تدوین داری و او پاسخ داد آنچه در ذهن دارم این است که بعد از مجموعه 20 جلدی درباره پیامبر (ص)، 20 جلد درباره امام علی (ع)، 20 جلد درباره حضرت فاطمه (س)، 20 جلد درباره امام حسین (ع)، 20 جلد درباره امام رضا (ع) و ان‌شاء‌الله 20 جلد درباره امام زمان (عج) بنویسم. او دارای برنامه، نظم، تلاش و مجاهدت است، اگرچه تا حدی وسواس کار دارد؛ محتملاً در کارهای تحقیقاتی درباره خاندان نبوت و امامت، این وسواس لازمه کار است.   او همچنین درک و فهمی در زمینه تاریخ اسلام دارد. فصل‌هایی از مجموعه «پیامبر (ص)» پژوهش‌های بسیار خوبی در حوزه تاریخ اسلام است. به‌عنوان مثال فقط 70 صفحه درباره سلمان فارسی نوشته که وقتی خواننده آن‌را مطالعه می‌‌کند، طوری است که انگار با سلمان از «جِی» حرکت می‌کند به کلیسا می‌رود و مدتی در آنجا بیتوته می‌کند و بعد در اطراف مدینه به بردگی یهودیان درمی‌آید و پس از تحمل مدتی زجر، بالاخره به پیامبر (ص) می‌رسد و به آئین اسلام درمی‌آید و مسلمان می‌شود. قدرت قلم و تخیل و تبیین و تدوین و تصویرسازی به‌گونه‌ای است که انگار مخاطب در تمام مدت با سلمان حرکت می‌کند؛ تخیلی که اساطیر ذهنی او نیست، در حقیقت مانند آینه شفافی است که گذشته را نشان می‌دهد. زین‌العابدین رهنما یک کتاب درباره پیامبر (ص) داشت که البته با ویژگی‌های ادبی سال‌های 1315 یا 1316 به نگارش درآمده و خطا در آن زیاد بود. قلم رهنما ادبی است، ولی آنچه نوشته با تاریخ و حقیقت مطابقت ندارد. در کتابی که درباره امام حسین (ع) نیز نوشته به‌نظر به عمد خطاهایی دارد و به قول جمال‌زاده شاید زندگی امام حسین (ع) را هم بهانه قرار داده تا حرف‌های خودش را بزند. حتی نویسندگان عصر پهلوی، آن‌ها که با دربار و حاکمیت مرتبط بودند، نوشته‌هایشان یا خلاف اخلاق و معنویت بود امثال علی دشتی یا ضداسلام بود همچون شجاع‌الدین شقاقی یا حداقل در خدمت استبداد و استعمار بودند همچون رسول پرویزی و پرویز ناتل خانلری.   در کار میثاق امیرفجر، واقعیت‌ها و حقایق تاریخی وجود دارد، اما او با قلم ادبی و هنر خود توانسته آن‌‌را امروزی و به زبانی قابل‌فهم برای این نسل تبدیل کند. علاوه بر کتاب 20 جلدی «پیامبر (ص)»، خواننده وقتی متن دیگر آثار او را هم می‌خواند، مبانی اعتقادی او انسان را به سوی خدا بالا می‌رود و به دلیل وجود مبانی فلسفی،‌ درک و فهم او از ایدئولوژی گسترده‌تر می‌شود. فصل‌هایی که درباره حضرت امیر (ع)، خود پیامبر (ص) و دیگر یاران ایشان در همین کتاب «پیامبر (ص)» ارائه می‌دهد، جنبه الگویی و اسوه‌ای پیدا می‌کند. در حقیقت نوعی کنکاش برای پی بردن انسان به حقیقت درونی خود است. عرفانی که او مطرح می‌کند، نه تصوف و صوفی‌گری است و نه عرفان مادی و درویشگری که از آن لاابالی‌گری به مشام می‌رسد نه به قول امروزی‌ها لقلقه زبان، بلکه چیزی است که خودش به آن رسیده است.   دایره شناخت، دید، جهان‌بینی و چندجانبه‌نگری در نوشته‌های میثاق امیرفجر چقدر بود؟   او در عین‌حال در آثارش آرمان‌گرایی و عدالت‌خواهی دارد. انسان در آثار او تحجر نمی‌بیند و در همان چارچوب و ایدئولوژی اسلامی، نوعی حریت و آزادی‌خواهی دارد که نمونه آن در کتاب «امیرکبیر» دیده می‌شود. در این کتاب یک مدیر و سیاستمداری می‌بینیم که علیه استعمار و عوامل استعمار مانند وهابیت،‌ بابیت و امثال اینها می‌ایستد. یک انسان عاقل را می‌بینیم که عقلائی می‌اندیشد و عقلائی مشکلات را حل می‌کند، اما از استعمار نمی‌هراسد. در یک نقل‌قول قصه گویی در همان زمانه امیرکبیر نمی‌ماند، بلکه حرف روز را هم همانجا می‌زند. امیرفجر همچنین از وقایع روز غافل نیست. داستان «انجیر و زیتون» او در حقیقت سرنوشت غمبار فلسطینی‌هاست. در سفری که به اردن رفته، وضعیت آوارگان فلسطینی‌ها و اینکه بر آن‌ها چه می‌گذرد را دیده و درد آن‌ها را در متن و از نزدیک درک کرده و ظلم و ستم صهیونیسم بین‌المللی و جنایات عوامل استعمار و نهایت پشتیبانی قدرت‌های شیطانی آمریکا و انگلیس در پدید‌آوردن حکومت پوشالی اسرائیل.   او با وجود آشنایی با مکاتب و ایدئولوژی‌هایی همچون اومانیسم، ماتریالیسم، نهیلیسم، لیبرالیسم، پراگماتیسم و ... تحت‌تاثیر آن‌ها قرار نگرفته و دلیل آن‌ هم مطالعات اعتقادی و هم مبانی دینی اوست. او کافکا و چخوف را می‌شناسد و حتی یکی از کتاب‌هایش منتخبی از قصه‌های آن‌هاست، اما مثل فلان داستان‌نویس ما که گرایش چپ دارد و از امثال گورکی و غیره الهام می‌گیرد، نیست. میثاق امیرفجر آثار این نویسندگان را می‌شناسد و حتی غیرمستقیم سعی می‌کند به نوعی نارسائی‌ها و بیراهه‌های آن‌ها را به مخاطب برساند.   در بین آثار او، حکیم ابوالقاسم فردوسی را به‌عنوان یک شاعر و ادیب و کسی که بر پایه فرهنگ و سنت این مملکت حرکت می‌کند را هم می‌بینیم. ملاصدرا را می‌بینیم؛ یک فیلسوف متعالیه که عرفان دارد ولی به سمت صوفی‌گری و درویشی‌گری نمی‌رود، فلسفه را دارد ولی به فلسفه یونان تکیه نمی‌کند، اوضاع زمانه را می‌شناسد ولی اسیر زمانه نمی‌شود. در آثار میثاق امیرفجر، موج فلسفه متعالیه را می‌بینیم. او حکما و عرفا را می‌شناسد. وقتی در برخی آثارش ازجمله «اشراق» درباره سهروردی صحبت می‌کند، در حکم یک شاگرد مکتب سهروردی است، اگرچه در همینجا نمی‌ماند و فلسفه اسلامی را در جایگاه ملاصدرا و برخی عرفای دیگر همچون شیخ عطار، مولانا و سنائی می‌بیند. در مصاحبه‌های دهه (1360 ـ 1380) مباحث ادبی، موسیقی و ... را مورد توجه قرار می‌داد و به‌عنوان یک صاحب‌نظر و متخصص، پیرامونش یا سخن می‌گفت یا می‌نوشت.   مجموعه 20 جلدی «پیامبر اعظم (ص)» را شاید بتوان شاخص‌ترین اثر این نویسنده برشمرد که به‌صورت مستند و پژوهشی و در عین‌حال با قلمی گیرا و قابل فهم برای مخاطب امروزی، تدوین شده است.   کتاب «پیامبر اعظم (ص)» او در حقیقت یک دور مرور در حوزه فلسفه، تاریخ، عرفان و اعتقادات دینی است. فرض کنیم به جوانی توصیه کنیم که فرصتی بگذارد و به‌صورت منظم و مستمر این 20 جلد را بخواند، اگر درست خوانده باشد، در نهایت و پایان 20 جلد، یک انسان معتقدِ متعادل است. هم مبانی اعتقادی و هم تعهد اجتماعی‌اش را دارد. با کسانی مثل سلمان فارسی مواجه می‌شود که برای رسیدن به حقیقت، سختی‌ها و دردهای بسیاری را متحمل شده و برای رسیدن به معنویت، بسیاری داشته‌های مادی را رها کرده است. سلمان وقتی هم به قدرت رسید و والی مدائن شد، باز همان انسان ساده و صالح است که نه اسیر قدرت می‌شود، نه اسیر حکومت، ثروت، تکبر و ... مثلا در جلد یک این کتاب، میثاق امیرفجر وقتی مسائلی مانند جنگ را مطرح می‌کند، تعابیر او جنگی با هدف برقراری صلح در جامعه است. موج برادری و برابری و عدالت‌خواهی و آزادی‌خواهی در این بحث‌ها دیده می‌شود. چه او در حقیقت درس اسلام‌شناسی، دین‌شناسی، دینداری می‌دهد.   همچنین تجلی چهره تابناک حضرت امیر (ع) را  در این کتاب می‌بینیم. این حضرت علی (ع) که نهج‌البلاغه و این حضرت علی (ع) که دعای کمیل است. هم عرفان، هم سیاست و هم جهاد و شهادت دارد. جالب اینجاست که او در این نوشته چیزی برخلاف متون تاریخی و اعتقادی نیاورده است. اگر کتاب‌های شیخ صدوق، کلینی، علامه مجلسی و ... را بررسی کنیم، می‌بینیم که احادیث و روایات تاریخی در این اثر موج می‌زند. مانند بسیاری آثار پژوهشی در خیلی جاهای کتابش از کتاب و منبعی خاص اسم نمی‌برد، ولی کسی که با سیره و معارف الهی آشنا باشد، مضامین را در متن درک می‌کند. به خاطر دارم که سال‌ها پیش در زمان ریاست حجت‌الاسلام والمسلمین رسول جعفریان در کتابخانه مجلس به آنجا مراجعه و درخواست مشاهده کتابی چاپ سنگی داد که از صفحه موردنظرش دو سطر یادداشت کرد و کتاب را بازگرداند. یک ابهام در ذهنش بود که نخواست از آن بگذرد یا به نوعی آن را توجیه کند. مطالعات زیادی در این‌گونه موارد داشت و دارد.   میثاق امیرفجر در کتابش به تفاسیر خوب رجوع کرده و در بعضی موارد تفسیر به رأی نکرده و حرف خود را به کرسی ننشانده است. ادبیات و قلم و هنر متعلق به اوست، ولی در شرح آن آیه قرآن، یک نقل تفسیر دارد. یا به‌عنوان نمونه در جلد 9 کتاب، وقتی حضرت امیر (ع) را تعریف می‌کند در حقیقت پیامبر (ص) را تعریف می‌کند. او در کلام و استنادات این مفهوم را که پیامبر (ص) و ائمه و اهل‌بیت (ع) از یک نور واحد هستند، به خواننده منتقل می‌کند. یا وقتی درباره حضرت موسی (ع) صحبت می‌کند، خصوصیات آن قوم در جامعه زمان آن حضرت و یا مواجهه با فرعون را بیان می‌کند. خواننده، هم آیه قرآن در ذهنش می‌آید و هم درس و عبرت تاریخی می‌گیرد.   در بخشی دیگر از این کتاب، موقعیت حضرت علی (ع) در مدینه و توطئه‌هایی که قوم یهود ساکن در شمال مدینه می‌کردند، نشان داده شده که چگونه حضرت صبوری کرد و اینکه چگونه عهدنامه نوشته شد و چطور عهدنامه را شکستند و پیامبر (ص) چگونه با آن‌ها برخورد کرد. امیرفجر در اینجا، جامعه‌شناسی مدینه و روان‌شناسی یهود را ارائه می‌دهد. یا وقتی در زمینه ورود پیامبر (ص) به مدینه و تاسیس مسجد و اولین نمازجمعه‌ای که آن حضرت برگزار کرده می‌نویسد، خود را مقید کرده که متن خطبه را بیاورد که در آن روز پیام حضرت محمد (ص) چه بود. وقتی آن خطبه را می‌خوانیم، خسته‌کننده نیست، یعنی خودِ خطبه روشنگر بخش دیگری از مسائل آن دوره است. چهره منافقین را که چگونه شایعه‌پراکنی و جریان‌سازی و ترور شخصیت می‌کردند و به پیامبر (ص) و یاران و اطرافیان ایشان زخم‌زبان می‌زدند و آن حضرت در برابر آن‌ها به جامعه دستور صبر و آرامش می‌داد، اگرچه در برخی موارد تحمل برای برخی مشکل بود. پیامبر (ص) با عِلم به این رفتارهای منافقانه، طوری برخورد کرد که به آن‌ها زمینه حرکت نداد. منافقین آن دوره، فقط منافق فکری بودند و دست به جنگ، ترور و تخریب فیزیکی نزدند، اگرچه رهبر منافقین مدینه خیلی در ذهن مردم نجوا می‌کرد و گاهی با پیامبر (ص) به جنگ می‌رفت که مردم را از جنگ بازدارد. تا اینجا که حرکت، فکری و سیاسی بود. امیرفجر در ادامه نشان می‌دهد در مقایسه بین کفار و منافقین، منافقین خطرناک‌تر هستند. این جریانات با هنر قلم این نویسنده به نحوی ارائه و تصویرسازی شده که گویی مخاطب در آن زمان و در مدینه با وقایع در حرکت است و این نشانگر آن است که نویسنده هنرمند ما خود بدان چه می‌نویسد معتقد و مؤمن است. ادبایت ابزار رساندن پیام و رشد و تعالی انسان است.   سه جلدی «اشراق»، اثر شاخص میثاق امیرفجر در حوزه فلسفه است. اساس تفکر او در این کتاب به چه گونه بوده و در این کتاب چه اصولی را می‌خواهد برای مخاطب بیان کند؟   از دیگر کتاب‌های میثاق امیرفجر، سه جلدی «اشراق» بوده که هرجلد آن حدود 280 تا 300 صفحه است. او در حقیقت در اینجا یک دوره فلسفه اشراق را در برابر اندیشه‌ها و جریاناتی که با معنویت و فطرت و درون انسان تقابل دارد، مطرح می‌کند؛ تفکر در این کتاب موج می‌زند. در صوفی‌گری، نوعی تعطیلی تعقل و تفکر وجود دارد. در درویشی‌گری نه تنها تعقل و تفکر نیست، بلکه تعبد و شناخت هم اندک است. در تصوف چهره‌های برجسته علمی، فکری و فلسفی و زهد داریم که رهبانیت را در پیش و از جامعه فاصله گرفته‌اند که البته جای تامل دارد، ولی در بین متصوفه انسان‌های بزرگی داریم. متصوفه از دوران امام سجاد (ع) پیدا شدند. آن‌ها قرآن و حدیث و سیره را می‌شناسند، آدم‌های زاهد و عابد و اهل سلوک بدون پیرایه و ریا هستند. موضوع مهم در این زمنیه رهبانیت آن‌هاست که پیامبر (ص) فرمود در دین من رهبانیت وجود ندارد و رهبانیت در اسلام در جهاد فی سبیل‌الله است. ولی در دراویش که از اواخر صفویه خصوصا دوره قاجار پیدا شدند و عمدتا هم زادگاه آن‌ها هند است، متاسفانه آگاهی و شناخت از قرآن و سیره را ندارند و حتی رهبری و رهبران انجمن اخوت به سمت نوعی فراماسونری رفتند و عمدتا نه عقلی بود نه تعهد و تقیدی. اما در آثار امیرفجر تعادل اسلامی وجود دارد و انسان در این آثار افراط و تفریط و یک‌سویه‌نگری نمی‌بیند.   «نغمه در زنجیر» را می‌توان کتابی با ویژگی‌های ادبیات داستانی انقلاب اسلامی برشمرد.    کتاب «نغمه در زنجیر» با حدود 700 صفحه، یکی از داستان‌های خاص اوست که در آن می‌توان سیاست، اجتماع،‌ نوعی سرگردانی برخی از نسل دهه 60 را دید. در این کتاب فرزندی که به آمریکا رفته، مادرش در نامه‌ای بیش از 40 صفحه‌ای، اوضاع ایران و عیوب آمریکا را مطرح می‌کند. یا مثلا در نامه‌‌هایی که از آنجا می‌رسد، وضعیت سرگشتگی و سرگردانی نسلی که از وطن خود جدا شده و در مکانی که مناسب آن‌ها نیست به‌سر می‌برند، بیان می‌کند. او در این کتاب، تجسم بدی و خوبی را نشان داده است. یک بخش از این کتاب به دوران پهلوی بازمی‌گردد که یک نسل با توان و اعتقاد به اسلام در مقابل ظلم و ستم رژیم می‌ایستد. در این کتاب، در عین‌حال که معنویت و دیانت هست، عدالت‌خواهی، آزادی‌خواهی، عرفان و ... هم هست و حرکت این نسل برای احیای فرهنگ و سنت و معنویت خودشان است. می‌توان گفت حرکت میثاق در اینجا، نوعی حرکت به سوی ادبیات متعالیه است، اگرچه اجتماعات و سیاسیات آن به نسبت کتاب «اشراق» خیلی قوی‌تر است. چاپ دوم این کتاب نیز حدود 9 سال قبل منتشر شد.   آنچه مرا گاهی در هاله‌ای از تأسف و تأثر وامی‌دار،د کوتاه بودن عمر جلال‌ آل‌احمد بود. جلال تازه به اسلام رسیده بود که کمتر از هشت سال نماند. «خسی در میقات» جلال آل‌ احمد،  دین، سیاست، معنویت و ... بود. غرب‌زدگی ادعانامه‌ای علیه غرب و عوامل مخرب غرب در این مرز و بوم در خدمت و خیانت روشنفکران دادگاه عادلانه‌ای بود برای بررسی پرونده و کارنامه جریان روشنفکری شمایل یا شیدایی غرب. حرکت نسل بعد از جلال همچون میثاق این راه را در حد توان و امکان ادامه داده و می‌دهند و این است که اگر آن روان‌شاد امروز می‌بود، مسلما راهنما و گنجینه تجربه و آموزش بود. در بین آثار میثاق امیرفجر، کتاب‌هایی همچون «ققنوس» و «شاعر افلاکی» را نیز می‌توان دید. این کتاب‌ها در چه زمینه‌ای به نگارش درآمده‌اند؟   «ققنوس» دیگر کتاب میثاق امیرفجر است که البته منتخبی از آثار چخوف و کافکا و ... بوده که به‌طور مثال داستان «مهمان» کافکا، محتوای سیاسی‌تری دارد. کتاب «شاعر افلاکی» را میثاق سال 1365 نوشته و مناسب جوانان بیشتر به آن توجه کنند. این کتاب درباره حکیم ابوالقاسم فردوسی است. در حقیقت چون فردوسی هم مانند حافظ اسیر جریاناتی می‌شود، هرکس از ظن خود به این شاعر حماسه‌سرای ایرانی پرداخته‌ است. برخی او را در برابر اسلام و دین قرار داده‌اند، در صورتی‌که او یک حکیم و یک عالم بزرگ دینی است. برخی حتی تا آنجا پیش رفتند که چون آن منطقه سنی‌نشین بوده او را به قبرستان راه نمی‌دادند و می‌گفتند او «رافضی است»، درحالی‌که حکیم شیعه است. حتی امام محمد غزالی هم در نزدیکی فردوسی دفن است، ولی متاسفانه به او به‌عنوان یکی از شخصیت‌های بزرگ جهان اسلام، نپرداخته‌اند.   «شاعر افلاکی» کتاب بسیار خوبی است که مروری بر اندیشه‌های حکیم بوده و شاید بتواند برای نسل جوان یک الگو باشد که در شناخت فردوسی آن تعادل و همه‌جانبه نگریستن را داشته باشند و فردوسی را نه از قلم مدافعان شاهانی چون رضاخان و محمدرضا، بلکه باید از اندیشه پویای امثال سیدعلی موسوی گرمارودی، میثاق امیرجعفر، علی ابوالحسنی و ... شناخت. این نویسنده کتاب‌های بسیار دیگری نیز دارد که چون برخی را نخوانده‌ام و یا مدتها از زمانی که خوانده‌ام می‌گذرد، دراین مجال به آن‌ها نمی‌پردازم.   یکی از تخصص‌های او نیز موسیقی است. اگرچه اثر مکتوبی در این زمینه ندارد، ولی در این زمینه چند مصاحبه در دهه 60 با روزنامه کیهان هوایی و غیره داشت. بیشتر وقت خود را در حوزه داستان و قصه می‌گذاشت. مسلماً روزگاری نه چندان دور باید مجموعه مقالات و مصاحبه‌های او تدوین و منتشر شود که دستمایه مناسبی برای این نسل و نسل‌های آینده است.   در یک جمع‌بندی از بحث درباره ویژگی‌های شخصیتی، قلم و آثار میثاق امیرفجر، به چه نکاتی می‌توان رسید؟   نکاتی می‌توان به‌عنوان جمع‌بندی بحث درباره این نویسنده بیان کرد که برای جامعه و به‌ویژه نسل جوان آموزنده باشد. نکته اول اینکه، میثاق امیرفجر، اولین نسل ادبیات انقلاب اسلامی است. اگرچه کار «فجر اسلام» یا کتاب «انجیر و زیتون» او به سال‌های 55 و 56 بازمی‌گردد، ولی او جزو اولین نسل ادبیات انقلاب اسلامی است. امیرفجر دستاوردها و رهاوردهایی دارد که نشان داده با تکیه بر فرهنگ، تمدن و سنت این جامعه می‌توان، ادبیات پویا و قابل‌ ارائه در موضوعات مختلف، تولید کرد. کار او فقط منحصر به زندگی پیامبر (ص) نیست، از فردوسی و شیخ اشراق تا امیرکبیر و کتاب «نغمه در زنجیر» دست به قلم برده است. این ظرفیت در فرهنگ و تمدن ما وجود دارد. نکته دوم اینکه، روش او می‌تواند به‌عنوان یک الگو مورد استفاده قرار گیرد، یعنی کسانی که وارد ادبیات می‌شوند ابتدا به دنبال یک محتوای غنی باشند، انشانویسی نکنند، صرفا از تخیل‌شان استفاده نکرده یا صرفا از آثار خارجی‌‌ها کپی‌برداری نکنند، بلکه خودشان از لحاظ فلسفی، عرفانی، اخلاقی و تربیتی، انسان‌های خودساخته‌ای باشند. آنچه در درون ذهن و فکر و عملشان هست، ارائه دهند.   مساله سوم این است که یک انسان برای رشد جامعه خود می‌تواند از خیلی چیزهای خود گذشت کند. میثاق امیرفجر از خیلی چیزها گذشت کرد؛ اگر وارد عرصه سیاسی می‌شد بالاخره یک سیاستمدار و دولتمرد بود، اگر صرفا وارد به دانشگاه رو می‌آورد، یک استاد دانشگاه در حوزه ادبیات یا هنر و موسیقی می‌شد، او به دنبال مادیات صرف هم نبود. میثاق امیرفجر با ایثار و گذشت، در راه تحول فرهنگ اجتماعش حرکت کرد و نشان داده در هر زمینه‌ای هم وارد شده، موفق بوده و کار قابل ارائه‌ای خلق کرده است. این می‌تواند برای یک جوان امروزی سرمشق باشد که حداقل بتواند در مسیر درست برای رسیدن به موفقیت قدم بردارد.   به فرض یک فرد علاقه‌مند به این عرصه می‌تواند با الگوگیری از امثال میثاق امیرفجر وارد حوزه‌های مختلفی همچون تاریخ ایران، تاریخ اسلام، اوضاع اجتماعی و مشاهیر جامعه مانند امیرکبیر و مولانا شود و فرهنگ اجتماعی را به سامان برساند. همانطور که بعد از اسلام شعرا، حکما، علما، فقها و ادبای بزرگی داشتیم که در ابعاد مختلف توانستند تمدن اسلامی را شکوفا کنند و حتی زبان فارسی به زبان دوم جهان اسلام تبدیل شد و هندوستان تحت‌تاثیر زبان فارسی بود که استعمار انگلیس آن زبان را تغییر داد. مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی می‌گوید در هندوستان بیش از 20 هزار دیوان شعر فارسی وجود دارد. زبان فارسی تا مرز چین هم رفت. علامه محمد اقبال لاهوری در شعرش می‌گوید که گویا کشمیر ما همان شیراز است. خود اقبال تحت‌تاثیر مولانا بود. ما امروز نیاز به چنین شخصیت‌هایی داریم. باید پیوند میان ادبیات انقلاب اسلامی در ایران با جهان اسلام خاصه هند، پاکستانی، افغانستان، تاجیکستان که زبان فارسی نوعی رسمیت دارد یا جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ... که فارسی‌زبان بسیارند، پدید آید تا ارتباط معنوی، دینی، علمی، ادبی در منطقه شکوفا شود. مسلما حرکت ترجمه از زبان عربی به فارسی و از فارسی به عربی خود ارتباط متقابل در این عرصه خواهد بود.   میثاق امیرفجر می‌تواند یک الگو برای نسل امروز باشد. ای کاش کسانی داشتیم که تسلط و توان نقد و بررسی آثار او را داشتند تا او را به‌عنوان الگو به نسل جوان معرفی می‌کردند. کسانی که دغدغه نوشتن و خواندن دارند که این آثار را مطالعه می‌کنند، ولی معتقدم برخی آثار او می‌تواند در دانشکده‌های ادبیات هم تدریس و در بخشی از کتاب‌های آموزش و پرورش منعکس شود و یا به‌عنوان یک شخصیت موفق معرفی شود که متاسفانه در این زمینه‌ها کوتاهی شده است. عده‌ای در این زمینه غفلت دارند، ولی عده‌ای هم به عمد نمی‌خواهند او مطرح شود.   اگر بخواهید در بین آثار میثاق امیرفجر، یک اثر را که اوج هنر قلم اوست معرفی کنید، کدام را نام می‌برید؟   در زمینه فلسفه کتاب «اشراق»، در حوزه سیاست و جامعه «نغمه در زنجیر»، در حوزه دین مجموعه 20 جلدی «پیامبر (ص)». این آثار در عین‌حال که همه همپوشانی دارند، از یک انسجام برخوردار هستند. سه کتاب یادشده علاوه بر جذابیت، به دلیل تفصیل، سرشار از محتوا هستند. به‌عنوان مثال در کتاب «نغمه در زنجیر» در نامه مفصل حدود 50 صفحه‌ای به روشنی دلایل فرار از مملکت را نشان می‌دهد. البته آثار دیگر او ازجمله داستان‌ها و رمان‌های کوتاه نیز می‌تواند برای کسانی که تازه وارد این عرصه شده‌اند، مفید باشد. امیدواریم ناشر کتاب پیامبر (ص) همت کرده و آثار جدید و گذشته میثاق را به‌صورت «مجموعه» در دسترس نسل جوان قرار دهد. خصوصاً‌ کتابخانه‌های جدید محروم از این‌دست آثار نباشند. به‌ویژه دیگر آثاری که پیرامون خاندان رسالت و امامت نگاشته، آن بخشی که آماده است در دست چاپ قرار گیرد. دعای خیر، بدرقه راه معنویت و اسلامیت برادر میثاق امیرفجر باشد. در این پرونده بخوانید نویسنده‌ای توانا و متعهد به ارزش‌های انقلاب و دفاع مقدس شیرزادی فراجناحی و کاملا وفادار به ادبیات است علی موذنی سیر متعهدانه حوزه روشنفکری را طی کرده است نقش جنگ و کوهپایه‌های سبلان در شکل‌گیری شخصیت نویسندگی بایرامی فراست می‌توانست رمان پرفروش بنویسد، ولی در حوزه باورهایش نوشت ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 04 Sep 2018 12:02:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264935/امیرفجر-نشان-تکیه-فرهنگ-تمدن-سنت-می-توان-ادبیات-پویا-تولید شهید و شهادت در کلام رهبر معظم انقلاب اسلامی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264915/شهید-شهادت-کلام-رهبر-معظم-انقلاب-اسلامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مقام معظم رهبری که از سال 1342 در مسیر جهاد و مبارزه برای تحقق حاکمیت اسلام گام نهاده و خود نیز تا مرز شهادت پیش رفته است، در بیانات متعددی به موضوع شهید و شهادت پرداخته‌اند. ایشان بارها در تشییع پیکر مطهر شهدا شرکت کرده و به زیارت قبور مقدس شهدا رفته و برپاکنندگان یادواره‌های شهدا را تکریم کرده‌اند. همچنین آیت‌الله خامنه‌ای، با اهمیت ویژه‌ای که برای خانواده معظم شهدا قائل هستند از ابتدای انقلاب تاکنون دیدارهای متعددی را با این اُسوه‌‌های صبر و استقامت داشته‌اند. یکی از دیدارهای همیشگی ایشان در سفرهای استانی، دیدار با جمع زیادی از خانواده‌های شهدا و حضور در منزل چند شهید از شهدای آن دیار است. باب شهادت با وجود جهاد در دفاع از حرم اهل‌بیت (ع)، هنوز باز است و رهبر معظم انقلاب باتوجه به اهمیت دفاع از حرم و انقلاب اسلامی در بیرون از مرزها، دیدارهای متعددی را نیز با خانواده‌های شهدای مدافع حرم داشته‌اند. تکریم شهدا و خانواده‌های آن‌ها محدود به شهدای ایرانی نبوده و رهبری مجاهدان لبنانی، افغانستانی، پاکستانی، عراقی و یمنی را نیز مورد تفقد و توجه قرار داده‌اند.   کتاب «مرگ تاجرانه؛ شهید و شهادت در کلام رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظلله‌العالی)» از مجموعه «حیات طیبه»، شامل بیانات آیت‌الله خامنه‌ای در موضوع شهید و شهادت، همچنین رهنمودهای ایشان به مسئولان، خانواده‌های معظم شهدا و اقشار مختلف در این زمینه بوده که به همت محمدرضا طاهری، گردآوری شده است.   محتوای کتاب در 6 فصل با عنوان‌های «چیستی شهادت»، «ویژگی‌های شهیدان»، «آثار شهادت»،‌ «وظایف ما نسبت به شهیدان»، «خانواده‌های معظم شهدا» و «شهدای خاص و برجسته» دسته‌بندی و تنظیم شده است.   شهادت با گذشت زمان کهنه نمی‌شود «کهنه نشدن شهادت با گذشت زمان» یکی از سرفصل‌های کتاب است که در ذیل آن به بیان مقام معظم رهبری آمده است: «هر چیزی با گذشت زمان کم‌رنگ و بی‌اثر می‌شود و اینان، همچون همه شهیدان راه خدا، روزبه‌روز در چشم اهل دل و در متن تاریخ ما، برجسته‌تر و درخشان‌تر می‌گردند. سنت لایتغیر الهی نگذاشت که زهرای مرضیه در پشت حجاب غلیظ اوهام پنهان بماند و آن ستاره درخشان خونین، در گذشت زمان به خورشیدی تابان بدل شد و امروز نام او و یاد مظلومیت او، از همه حصارهای کتمان، عبور کرده است و به اعتماد دلها و جانها رسیده است. و این درخشندگی و فزایندگی ادامه خواهد داشت: «انا اعطیناک‌الکوثر...» نام و یاد شهیدان عزیز ما نیز، همانند سیده عالمیان، با گذشت زمان نورانی‌تر و نافذتر خواهد شد.»   ایشان همچنین در مرداد 1368، در دیدار با فرزندان ممتاز شهدا، مسئولان امور فرهنگی بنیاد شهید و گروهی از دانشجویان امامیه پاکستان، ایراد کرده‌اند: «اگر کسی در راه هدف‌های والا و الهی، مجاهدت کرد و زحمت کشید و بعد کشته شد،‌ آن هدف زنده می‌شود و وجود این شخص هم همان هدف است و شخصیت و هویت واقعی او قائم به آن هدف می‌باشد. عکس قضیه این است که هدف، قائم به او نیست، بلکه او قائم به هدف است؛ لذا زنده می‌ماند و از بین نمی‌رود. به همین جهت، انبیا و منادیان خق امروز زنده‌اند؛ زیرا فضایل و تکامل و هدف‌هایی که در بشر دنبال می‌کردند،‌ با رفتن آن‌ها نمرد و به تدریج هدفهایشان در واقعیت عالم و جریان تاریخ، تحقق یافت. اگرچه همه آن اهداف هنوز برآورده نشده است، اما امروز می‌بینید که در دنیا، ندای عدالت و آزادی هست و روشنفکران عالم هدف‌هایی را به‌عنوان هدف‌های عالی اسم می‌آورند که این همان هدف‌های انبیا است؛ گرچه خود ندانند که از کیست.»     نخستین چاپ کتاب «مرگ تاجرانه؛ شهید و شهادت در کلام رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظلله‌العالی)» در 269 صفحه با شمارگان سه هزار نسخه به بهای 19 هزار تومان از سوی انتشارات انقلاب اسلامی، به بازار نشر عرضه شد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 03 Sep 2018 12:56:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264915/شهید-شهادت-کلام-رهبر-معظم-انقلاب-اسلامی بررسی فرآیند تبدیل‌ گونه پیشین ادبیات داستانی دفاع مقدس به گونه پسین http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264944/بررسی-فرآیند-تبدیل-گونه-پیشین-ادبیات-داستانی-دفاع-مقدس-پسین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، نشست «فرآیند تبدیل‌گونه پیشین ادبیات داستانی دفاع مقدس به گونه پسین» عصر چهارشنبه 14 شهریور، به همت گروه ادبیات و اندیشه پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با مشارکت دبیرخانه هجدهمین دوره انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس، برگزار خواهد شد.   محمدرضا سنگری، محمد حنیف و احمد شاکری به‌عنوان سخنران در این نشست حضور خواهند داشت.   علاقه‌مندان به حضور در این نشست می‌توانند از ساعت ۱۴ تا ۱۶ روز چهارشنبه ۱۴ شهریور به پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی واقع در خیابان احمد قصیر، خیابان پژوهشگاه (۲)، پلاک ۲ مراجعه کنند.     ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 03 Sep 2018 12:54:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264944/بررسی-فرآیند-تبدیل-گونه-پیشین-ادبیات-داستانی-دفاع-مقدس-پسین کامور بخشایش: در کتاب‌های دفاع مقدس به دنبال انسان تراز انقلاب و دفاع مقدس هستیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264929/کامور-بخشایش-کتاب-های-دفاع-مقدس-دنبال-انسان-تراز-انقلاب-هستیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی اداره‌کل امورایثارگران وزارت جهاد کشاورزی، نخستین نشست از سلسله نشست‌های «نقد و ارزیابی آثار فرهنگی پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد» با محوریت نقد و بررسی کتاب «سنگرساز بی سنگر» زندگی‌نامه داستانی شهید محمدتقی رضوی، نوشته نصرت‌الله محمودزاده با حضور حجت ترشیزی؛ مدیرکل امور ایثارگران وزارت جهاد کشاورزی، سید محمد میرکاظمی؛ رئیس سابق تالیف و انتشار کتاب نشر شاهد، داود قاسم پور؛ پژوهشگر واحد تحقیق و پژوهش سازمان تبلیغات اسلامی؛ جواد کامور بخشایش؛ نویسنده دفاع مقدس و استاد دانشگاه، حبیب یوسف‌زاده؛ نویسنده و پژوهشگر، مهدی فراهانی؛ نویسنده و عضو کمیته داوری جلسات خاطرات حوزه هنری و نصرت‌الله محمودزاده؛ نویسنده کتاب، عصر یکشنبه یازدهم شهریورماه، در ساختمان شهید طرحچی اداره‌کل امورایثارگران وزارت جهاد کشاورزی برگزار شد.   گردآوری سه میلیون سند از مهندسی جنگ جهاد   حجت تُرشیزی، مدیرکل امور ایثارگران وزارت جهاد کشاورزی در ابتدای این نشست، بیان کرد: جهاد سازندگی به فرمان امام خمینی (ره) در سال 1358 تاسیس شد و جهاد در عملیات مهمی کنار سپاه بود. مرکز حفظ آثار و ارزش‌های جهاد، از همان ابتدا با وجود فرماندهانی که خود قلم به دست گرفتند و فرهنگ مدیریت جهادی را به رشته تحریر درآوردند، شکل گرفت که نصرت‌الله محمودزاده ازجمله آن افراد است.   وی با بیان این‌که جاذبه مهندسی رزمی در جنگ آنقدر زیاد است که می‌توانیم کتاب‌های زیادی در این زمینه بنویسیم، گفت: در حال حاضر بیش از سه میلیون سند ذخیره شده از مهندسی جنگ جهاد وجود دارد که این عدد رو به افزایش است. از سال 1380 با کمک فرماندهان، تمامی اسناد جهاد در استان‌های کشور جمع‌آوری و ذخیره‌سازی شد و اکنون در قالب نرم‌افزار جنگ جهاد در دسترس قرار دارد.   تُرشیزی افزود: درحال حاضر بیش از 150 عنوان کتاب در حوزه جنگ جهاد به چاپ رسیده است. کتابخانه شهید کسایی که از شهدای شاخص سال 1397 در حوزه جهاد انتخاب شد، امروز تخصصی‌ترین کتابخانه جنگ جهاد است.   مدیرکل امور ایثارگران وزارت جهاد کشاورزی با بیان اهمیت حضور جدی‌تر در نشر دیجیتال، اظهار کرد: در سال جاری، بیش از 40 عنوان کتاب در دست چاپ داریم. در هفته دفاع مقدس از کتاب «اطلس جنگ جهاد» رونمایی می‌کنیم که فاز اول آن شامل نقشه‌هایی از منطقه «فاو» و «والفجر 8» است.   «سنگرساز بی‌سنگر»؛ نقطه عطف ورود جدی به زندگی‌نامه داستانی دفاع مقدس   نصرت‌الله محمودزاده، نویسنده کتاب «سنگرساز بی‌سنگر» نیز در این نشست، گفت: از اوایل سال 1360 در جهاد بودم، بنابراین در همه کتاب‌هایم، رد پای جهاد هست و این سومین زندگی‌نامه داستانی است که نوشته ام. زمانی که تحقیق درباره شهید رضوی را آغاز کردم، با لایه‌های پنهانی از شخصیت شهید آشنا شدم.   وی ادامه داد: زندگینامه داستانی، بارسنگینی به دوش نویسنده می‌گذارد، زیرا نویسنده نمی‌تواند تخیل و خود را وارد داستان کند، بنابراین باید به چرایی‌های بسیاری پاسخ دهد. در زندگی‌نامه داستانی موظف به رعایت تمام تکنیک‌های داستانی هستیم و باید آنچه را بنویسیم که منطبق با شخصیت اصلی شهید باشد.   این نویسنده و پژوهشگر با اشاره به این‌که ویژگی‌های شهید رضوی به من این اجازه را می‌داد که ردپای جهاد در جنگ را ببینم و درباره ابعاد مختلف جنگ بنویسم، بیان کرد: زندگی‌نامه داستانی نخبگان جنگ اعم از شهدا و فرماندهان نشان از عظمت جنگ، مکتب انسان‌سازی امام و انقلاب اسلامی است و خوشحالم این کتاب در سالروز شهادت بنیانگذار فرماندهی پشتیبانی- مهندسی جنگ شهید محمد طرحچی، دوست و همسنگر شهید رضوی به نقد و بررسی گذاشته می‌شود و در حال حاضر هم مشغول نوشتن کتابی درباره شهید محمد طرحچی هستم.   محمودزاده در ادامه به تاریخچه‌ای از زندگی‌نامه‌نویسی پس از جنگ پرداخت و افزود: قائل به تقلید نعل به نعل از ادبیات غرب نیستم. این کتاب را در نیمه دهه 70 در حالی به پایان بردم که زندگی‌نامه داستانی در حوزه جنگ، مراحل بلوغش را تازه آغاز کرده بود و معتقدم این کتاب از جهتی قربانی ورود به زندگی‌نامه داستانی جنگ و از منظر دیگر «نقطه عطف» ورود جدی به زندگی‌نامه داستانی دفاع مقدس است.   این نویسنده پیشکسوت ادبیات دفاع مقدس، تاکید کرد: تعهد در نویسندگی برای من در درجه اول اهمیت قرار دارد. رضایت خانواده شهید و راوی و رعایت امانت و اخلاق برایم مهم است.   جای خالی اسناد و روایان در کتاب   داود قاسم‌پور، پژوهشگر واحد تحقیق و پژوهش سازمان تبلیغات اسلامی در بخش دیگری از این نشست، گفت: قالب این کتاب زندگی‌نامه داستانی است که با رمان تفاوت‌هایی دارد. در رمان با زمان مواجه نیستیم، اما در زندگی‌نامه داستانی از آنجایی که گزارش زندگی است باید به عنصر زمان و مکان ملتزم باشیم.   وی با اشاره به این‌که نوشتن کتاب درباره اقدامات مهندسی دشوار است و در این کتاب این بُعد پررنگ شده است، افزود: در کتاب ادبیات احساسی دیده می‌شود، اما در عین‌حال نویسنده به روایت و واقعیت ملتزم شده است. نویسنده مانند دانای کل داستان را گزارش می‌کند، اما متاسفانه در هیچ‌جای کتاب به اسناد و روایان اشاره نشده است.   قاسم‌پور اظهار کرد: در زندگی‌نامه داستانی باید مشخص باشد که اطلاعات از کجا آمده است. علاوه بر آن از آنجایی که نویسنده با بسیاری از اصطلاحات و عملیات‌ها آشنایی دارد، نیازی به توضیح ندیده است، در حالی‌که مخاطب اثر بسیاری از واژه‌ها را نمی‌داند. البته این انتقاد به بسیاری از آثار دفاع مقدس وارد است. برای مثال نویسنده باید توضیح دهد که محمود حجتی کیست؟! البته این موضوع نشان می‌دهد که نویسنده احاطه کاملی به موضوع دارد.   زندگی‌نامه داستانی دفاع مقدس حرکت رو به قله را طی می‌کند   جواد کامور بخشایش، نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه نیز در این نشست با اشاره به هنر نویسنده در نگارش اثری در قالب زندگی‌نامه داستانی، گفت: این کتاب در ژانر زندگی‌نامه داستانی است. این ژانر یکی از ابداع‌های ادبیات دفاع مقدس محسوب می‌شود که اکنون حرکت رو به قله را طی می‌کند. تلفیق زندگی‌نامه با داستان بسیار دشوار است و نیاز به هنری خاص دارد که محمودزاده به خوبی از عهده آن برآمده است.   وی ادامه داد: زندگی‌نامه امری واقع است که هم مبنای درونی دارد و هم مبنای بیرونی، به‌گونه‌ای که تلفیق این مبناها با زندگی‌نامه داستانی کار بسیار دشواری است. در زندگی‌نامه داستانی نویسنده سعی می‌کند با افزودن عناصر داستانی به گیرایی اثرش بیفزاید. در زندگی‌نامه‌نویسی، نویسنده اجازه ندارد از تخیل خود استفاده کند با این‌حال محمودزاده با استفاده از عناصر داستانی کتاب را در قالب داستان به‌گونه‌ای واقعی روایت کرده که خواننده علاقه دارد آن را پیگیری کند.   این نویسنده با بیان این‌که زندگی‌نامه داستانی یک گام جلوتر از تاریخ شفاهی و خاطره‌نویسی است، افزود: در نگارش کتاب‌های دفاع مقدس به دنبال انسانی که تراز و معیار انقلاب و دفاع مقدس باشد، هستیم و براساس یک تراز آن انسان‌ها را می‌سنجیم. در این کتاب شاخصه‌های از شهید رضوی از جمله نبوغ، توجه به معنویات و همچنین توجه به خانواده معرفی می‌شود.   کامور بخشایش بیان کرد: شهید رضوی یکی از نوابغ جنگ است و برای معرفی ایشان نباید به نگارش یک کتاب اکتفا کرد. این کتاب زندگی شهید از زمان ورود به جبهه تا شهادت را روایت می‌کند، این در حالی است که خواننده دوست دارد از زوایای فرهنگی و جغرافیایی شهید بیشتر بداند. در این اثر مستند، پرداخت‌ها و تکنیک‌های داستانی به خوبی و ماهرانه لحاظ شده است. علاوه بر آن کتاب فوق بیانگر تلاش‌های پنهان جنگ است؛ تلاش‌هایی که خواننده از آن مطلع نیست.   وی گفت: نویسنده در این کتاب از عناصر داستانی بهره برده و در سطح زبانی موسیقی ملموسی در فراز و فرود جمله‌ها پیداست. البته برخی از جمله‌های کتاب بلند است که باید کوتاه شود. از نظر لغوی در کتاب از واژه‌های عربی استفاده شده که معادل فارسی آن وجود دارد، بنابراین بهتر بود که از لغات فارسی جایگزین استفاده شود. ورود شخصیت‌ها به داستان مشخص اما خروج آن‌ها مشخص نیست و تصویرسازی و فضاسازی در کتاب رعایت شده است.   این استاد دانشگاه ادامه داد: با بیان این‌که نویسنده گمان می‌کند خواننده نیز مانند او جنگ را می‌شناسد، بنابراین جای برخی از توضیحات در کتاب خالی است. بسیاری از نام‌های خانوادگی نیز بدون ذکر نام کوچک شخصیت داستان ذکر شده است. باید به کتاب‌های زندگی‌نامه داستانی به‌عنوان سند فرهنگی نگاه کرده و داستان جنگ تحمیلی را به زبان نسل امروز روایت کنیم.   رمزگشایی اصلاحات مهندسی در پاورقی   حبیب یوسف‌زاده، نویسنده و پژوهشگر نیز در ادامه این نشست، اظهار کرد: محمودزاده یک مرد بزرگ را سوژه کار خود قرار داده است. آشنایی با شخصیت‌ها، قصه‌وار اتفاق می‌افتد؛ گویی این شخصیت‌ها هیچ عقبه‌ای ندارند و ناگهانی وارد داستان می‌شوند. سهم روایت نسبت به دیگر جنبه‌ها بیشتر و توصیف و صحنه‌پردازی کمتر است. گاهی به‌نظر می‌رسد کتاب به‌جای چشم‌ها برای گوش‌ها نوشته شده است.   وی با بیان این‌که روایت داستان خطی است و بهتر بود به زندگی پیش از جنگ شهید هم اشاره می‌شد، افزود: این کتاب به اندازه کافی پاورقی ندارد و باید برخی از اصطلاحات مهندسی در پاورقی رمزگشایی می‌شد. نویسنده می‌توانست از رگه‌های عاشقانه و رمانتیک همچون دلشوره‌های همسر و مادر استفاده کند. فصل‌های کتاب اپیزودیک و قطعه قطعه است. فصل‌بندی‌ها به نویسنده حس ریاضی‌وار می‌دهد و بهتر بود مطالب به جای فصل با «میان تیتر» از هم جدا می‌شد.   یوسف‌زاده با انتقاد از طرح روی جلد کتاب گفت: در طرح روی جلد، عکس جالبی از شهید «سید محمدتقی رضوی» است که تنها خلاقیت به‌کار رفته در آن، انتخاب رنگ خاکی است. امروزه با فوت و عکس می‌توان کارهای زیبایی انجام داد و با طرح روی جلد، مفهوم‌سازی کرد.   آثار محمودزاده سیر صعودی دارند   مهدی فراهانی، نویسنده و عضوی کمیته داوری جلسات خاطرات حوزه هنری در این نشست در سخنانی بیان کرد: این اثر قلم محمود‌زاده قریب به 22 سال پیش است و آثار او در این سال‌ها سیر صعودی داشته‌اند، پس قضاوت کاملی نمی‌توان کرد. همچنین این توقع وجود داشت که ناشر و نگارنده در مقدمه اثر به ذکر تاریخ نشر و چاپ مجدد آن اشاره می کردند.   وی ادامه داد: نگاه آینده‌نگر و توجه به مخاطب فردای آثار مکتوب دفاع مقدس باعث افزایش تاریخ مصرف کتاب‌ها می‌شود. فضاسازی‌هایی که می‌بایست جدی‌تر گرفته شود، حق مطلب درباره فداکاری و رشادت‌های رزمندگان جهاد و سنگرسازان بی‌سنگر و انتقال حس به مخاطب از اهمیت بالایی برخوردار است.   فراهانی با طرح این سوال که آیا خواننده کتاب به نحوی با شخصیت شهید آشنا می شود که پس از شهادت او متاثر شود؟، گفت: توصیف و فضاسازی و شخصیت‌پردازی در زندگی‌نامه داستانی، نقش اساسی دارد که درباره کتاب «سنگرساز بی‌سنگر» باید بگویم سیادت شهید رضوی، غیبت همسرشان در کتاب باید ضمن ضمن اهتمام به ثبت تاریخی رویدادها، با دقت نظر بیشتری مورد توجه قرار می‌گرفت.   کتاب «سنگرساز بی سنگر» زندگینامه شهید «محمد تقی رضوی» فرمانده مهندسی رزمی جنگ جهاد سازندگی و قائم مقام قرارگاه مهندسی خاتم‌الانبیاء است که به تازگی در 254 صفحه از سوی نشر شهید کاظمی و با حمایت اداره‌کل امور ایثارگران وزارت جهاد کشاورزی منتشر شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 03 Sep 2018 12:40:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264929/کامور-بخشایش-کتاب-های-دفاع-مقدس-دنبال-انسان-تراز-انقلاب-هستیم کاموس: ویژگی برجسته کتاب «ر» نگاه به جنبه‌های زیستی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264761/کاموس-ویژگی-برجسته-کتاب-ر-نگاه-جنبه-های-زیستی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از سلسله نشست‌های چهل سالگی انقلاب اسلامی، نشست نقد و بررسی کتاب «ر» نوشته مریم برادران، عصر سه‌شنبه 6 شهریورماه به‌طور مشترک از موسسه خانه کتاب و موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، در سرای اهل قلم برگزار شد. محمدعلی آقامیرزایی، نویسنده، پژوهشگر و عضو شورای مرکزی انجمن روزنامه‌نگاران دفاع مقدس و مهدی کاموس، نویسنده و پژوهشگر به‌عنوان منتقد در این نشست حضور داشتند.   مهدی کاموس، یکی از منتقدان حاضر در این نشست، سخن خود را با ذکر مقدمه‌ای از تعریف زندگینامه‌نویسی آغاز کرد و گفت: وقتی از زندگینامه صحبت می‌کنیم، آیا منظور ما زندگی زیسته یک انسان است یا سبک زندگی او؟ آیا می‌خواهیم با یک انسان که منتسب به یک عنوان شده روبه‌رو شویم یا حقیقت یک انسان؟ در حوزه ادبیات دفاع مقدس به‌ویژه زندگی‌‌نامه‌ها، یک بحث تجربه زیسته مطرح است و گاهی می‌خواهیم درباره یک انسان بنویسیم. یکی از آسیب‌ها در زمینه زندگینامه‌نویسی دفاع مقدس این است که با حوزه‌های تجربه زیسته انسان روبه‌رو نیستیم، بلکه با انسان دفاع مقدس مواجه می‌شویم. این باعث می‌شود همه افراد شبیه هم درآیند و همه زندگینامه ها شبیه هم شوند.   وی افزود: برای نوشتن در این حوزه نیاز به پژوهش و مستندنگاری است که با این ویژگی‌ها، کمتر زندگینامه موفق داریم که توانسته باشد تجربه‌های زیسته یک شهید را بیان کند. ویژگی برجسته کتاب «ر»، نگاه به جنبه‌های زیستی است. در زندگینامه‌نویسی به‌طور کلی چهار بحث زندگی روزمره، سبک زندگی، کیفیت زندگی و زندگی خانوادگی مطرح است. به نظر من مریم برادران توانسته زندگی درون خانوادگی یک انسان را خوب بیان و تبیین کند. این از نقاط قوت اثر است. نویسنده بیشتر به دنبال تجربه‌های زیسته یک انسان بوده تا اینکه بخواهد جنگ را مطرح کند. انسان زیسته در دوران انقلاب و دفاع مقدس، با این جریان درگیر است، ولی الزاما این مسیر را طی نکرده است.   این نویسنده و پژوهشگر، تصریح کرد: نگاه انسان‌شناختی به رسول حیدری که یک انسان زیسته در دوران دفاع مقدس بوده، از نقاط مثبت کتاب محسوب می‌شود. اما در حوزه سبک زندگی، ا/ین کتاب دارای تناقضاتی است که آن‌را از حوزه دفاع مقدس دور می‌کند. در سبک زندگی شهید که سبک زندگی دینی انقلابی است، دو مساله مطرح است؛ 1- چگونه تبدیل به یک انسان دین‌مدار شده است؟ 2- چگونه یک انسان دینیِ انقلابی شده است؟ در این زمینه یک سری سوالات برای خواننده ایجاد می‌شود.   کاموس گفت: مورد دیگر مربوط به جنبه‌های امر قدسی در شخصیت رسول است. غیر از چند مورد، امر قدسی را در زندگی او نمی‌بینیم. در حالی‌که امر قدسی باید بیش از اینها در زندگی شهید وجود می‌داشت. بحث دیگر درباره کیفیت زندگی است که به‌نظر می‌آید این شهید کیفیت زندگی بالایی داشته و این راه را انتخاب کرده است. به طور کلی چون روایت این داستان غیرخطی و فصل‌ها کوتاه است، خوشخوان بوده و مخاطب را خسته نمی‌کند. اما در مواردی دوست داریم بیشتر بدانیم و بیشتر بخوانیم؛ ازجمله درباره عملیات مرصاد یا بعد از واقعه 7 تیر. به‌نظر من روابط میان فردی نیز در این داستان چندان قوی نیست.   این منتقد ادبی، ادامه داد: نگاه انسان‌شناسی و مردم‌شناسی به رسول حیدری، در عین نقطه قوت بودن، گاهی آسیب‌زا نیز هست به این دلیل که توقع خواننده را نسبت به اثر بالا می‌برد. خواننده امروز به علت کثرت اطلاعاتی که در اختیار اوست، یک ذهن اطلاعات‌زده و داستان‌زده دارد و روایت داستان برای چنین مخاطبی بسیار دشوار است. نکته دیگر اینکه، وقتی نگاه مردم‌شناسانه به یک اثر پیدا می‌کنیم، تاریخ اجتماعی ملت اهمیت پیدا می‌کند. این مساله در کتاب «ر» بیان شده و خوب تبیین نشده است.   وی بیان کرد: آنچه به‌عنوان سند فرهنگی در کشور می‌ماند، رمان‌ها، کتاب‌های داستانی، زندگینامه‌ها و خاطرات است و این اسناد فرهنگی، تاریخ فرهنگی ملت ما هستند. کتاب «ر» از این لحاظ، اهمیت بالایی دارد. یکی دیگر از حُسن‌های کتاب نیز بیان شرح تالیف است که جای آن در بسیاری آثار اینچنینی خالی است.   کاموس همچنین با اشاره به مقدمه کتاب نیز گفت: مقدمه‌ای که بر این اثر نوشته شده، لازم و بجاست، اما دچار آسیب‌هایی است. در کنار نقاط حُسنی که دارد، اشکالاتی دیده می‌شود که شاید بتوان در چاپ‌های بعدی اصلاح کرد. اینکه نویسنده در مقدمه رسول را با القابی معرفی کرده، نوعی پیشداوری در ذهن مخاطب ایجاد می‌‌کند. برخی موارد دیگر نیز در این مقدمه دچار تناقض است ازجمله وجود اسناد بوسنی در کتابخانه جنگ. وقتی با یک اثر مستند روبه‌رو هستیم، اگر مخاطب با چند اشکال روبه‌رو شود، از کار روی برمی‌گرداند. در کل کتاب نیز برخی موارد نیاز به پانوشت داشت و برخی نقص‌ها را می‌توان از این طریق اصلاح کرد. نویسنده رسول را از عرش به زمین آورده است محمدعلی آقامیرزایی دیگر منتقد حاضر در این نشست با اشاره به اینکه، نوشتن به درستی عرق‌ریزان روح و کار بسیار سختی است، افزود: اینکه یک نویسنده سال‌ها با عشق روی یک اثر کار می‌کند، جای تقدیر دارد و ارزشمند است، بخصوص اینکه اثر مستند و در ارتباط با جنگ و دفاع مقدس هم باشد. امروز به این سوژه‌ها و اطلاعات دسترسی داریم و باید دِینمان را نسبت به جانفشانی این افراد ادا کنیم. وقتی نویسنده‌ای با تمام فشارها و محدودیت‌ها به سراغ موضوعی مشابه موضوع این کتاب می‌رود، جای قدردانی است.   این نویسنده و پژوهشگر حوزه دفاع مقدس با تاکید بر اینکه این کار ازنظر کلی، خوشخوان و خوب است، اظهار کرد: برخی گمان می‌کنند از جنگ زیاد گفته و نوشته شده است ولی واقعیت این است که خوب گفته نشده است. یک سری کارهای تکراری و سطحی، جای کارهای جدی را گرفت و باعث مخاطب‌گریزی شد. یکی از ویژگی‌های کتاب «ر» این است که نویسنده رسول را از عرش به زمین آورده و سوژه را انسانی کرده است. مریم برادران دچار خودسانسوری نشده و حتی سیگار کشیدن شهید را بیان کرده است.   عضو شورای مرکزی انجمن روزنامه‌نگاران دفاع مقدس، در بیان برخی نقدهای خود از این کتاب گفت: مریم برادران از جایی داستان را شروع کرده که رسول از سفر اول بوسنی بازگشته است. البته اینکه داستان از کجا و چگونه شروع شود، به سلیقه نویسنده مربوط است، ولی این موضوع باید منطق داشته باشد. من نفهمیدم چرا باید داستان از اینجا شروع شود. همچنین پرش های زمانی باید قاعده داشته باشد و سیر زمانی نیز حفظ نشده است.   وی ادامه داد: ما با یک کار مستند روبه‌رو هستیم و اینگونه کارها بعدها در تاریخ مورد ارجاع قرار می‌گیرند. در کل داستان از یک راوی دانای کل بهره می‌گیرد، اما در برخی موارد که از راوی‌های مستقیم استفاده شده، این راوی‌ها معرفی نشده‌اند. نویسنده می‌توانست این راوی‌ها را در پانوشت معرفی کند. نمی‌توان شخصیتی را بدون معرفی وارد روایت کرد. همچنین در ویراستاری کار هم مشکلاتی دیده می‌شود و از برخی فعل‌های همسان و تکراری زیاد استفاده شده و یا زمان برخی فعل‌ها نادرست است. اگر این نکات در چاپ‌های بعدی اصلاح شوند، کار بسیار خوب است. همچنین ذکر این نکته لازم است که پانوشت یکی از ابزارهای دست نویسنده بوده و گاهی لازم است اطلاعات اضافه در پانوشت ارائه شود.    آقامیرزایی با طرح این پرسش که «چگونه می‌توان زندگی یک انسان زیسته در جنگ را نوشت، ولی از جنگ او ننوشت؟»، بیان کرد: ما می‌خواهیم در این کتاب، رسول حیدری را بشناسیم و زندگی جبهه هم بخشی از زندگی اوست. نویسنده کتاب «ر»، شخصیت رسول را خیلی خوب درآورده، ولی به‌نظر برخی جاخالی‌ها مانند زندگی جنگی رسول احساس می شود. نویسنده توانسته خیلی زیبا ویژگی‌های درونی رسول را بیان کند ساسان والی زاده، معاون فرهنگی هنری موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نیز در سخنانی کوتاه، گفت: این نهمین نشست از سه‌شنبه‌های کتاب موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در چهل سالگی انقلاب اسلامی بود که امروز با همکاری موسسه خانه کتاب برگزار شد. برگزاری نشست‌های کتابی آن‌هم در روزگاری که کتاب‌نخوانی مُد شده، امر مبارکی است. به‌ویژه نقد و بررسی کتاب‌هایی که به تاریخ معاصر ایران می‌پردازند، شایسته تقدیر است چراکه کار در این حوزه، دشواری‌های زیادی دارد.   وی افزود: حُسن کار مریم برادران این بوده که سراغ ناشر خصوصی رفت. در اینصورت، ارتباط سالم‌تری با مخاطب برقرار می‌شود. این کتاب از گرافیک مناسبی برخوردار است که البته استفاده از تصاویر در لابه‌لای متن، در برخی موارد پاشنه آشیل کتاب شده و تا حدی بر متن غلبه کرده و ارتباط با متن را مشکل کرده است.   والی زاده، اظهار کرد: نویسنده خیلی زیبا توانسته ویژگی‌های درونی رسول را بیان کند. حتی سرکشی های او نیز زیبا روایت شده است. البته مشخص است که نویسنده تا نیمه‌های کتاب با حوصله وقت گذاشته و حضورش قوی است، ولی از جایی روایت در سطح بوده و انگار نویسنده خسته شده یا حوصله نداشته است. برخی اشکالات نگارشی و ویرایشی نیز در اثر دیده می‌شود.   معاون فرهنگی هنری موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در پایان افزود: امیدوارم این حرکتی که برای نقد رمان و تاریخ شفاهی شروع شده، در ادامه مسیر بتواند گام‌های بلندتری نیز بردارد. برایم مهم بود رسول به‌عنوان یک انسان فارغ از جنگ دیده شود مریم برادران، نویسنده کتاب «ر» نیز در این برنامه در معرفی این کتاب که پیش از این به‌عنوان اثر برگزیده جایزه جلال آل احمد انتخاب شده، بیان کرد: کتاب «ر» زندگی شهید رسول حیدری که نوشتن آن در سال 89 از سوی پسرش مهدی حیدری به من پیشنهاد شد. سال 1388 اتفاقاتی در کشور رخ داد که یک سری مسائل برای مردم حساس شد، ویژگی‌‌های آن دوره باعث شد حساسیت من هم در این زمینه بیشتر شود. در آن زمان قصد داشتم کاری درباره شهدای اطلاعات انجام دهم که این پیشنهاد ارائه شد.   وی ادامه داد: من معمولا از خود جنگ نمی‌نویسم، بلکه از آدم‌های جنگ می‌نویسم. همیشه دوست داشتم، آدم‌هایی را که با جنگ سروکار داشته‌اند بشناسم و درباره آن‌ها پژوهش کنم. شهید رسول حیدری، بیشتر در ماموریت‌های خارجی بسر می‌برد و کمتر در کنار خانواده بود ولی نامه‌هایش نشان می‌داد که این مرد با عاطفه و احساس چگونه توانسته زندگی‌اش را حفظ کند. با بررسی‌هایی که انجام دادم، متوجه شدم که در این زمینه‌ها کار زیادی انجام نشده است. بسیاری به من توصیه می‌کردند که کار کردن در این حیطه دشوار است و شاید نتیجه کار هم در نهایت به چاپ نرسد. ولی جذابیتی که موضوع برایم پیدا کرده بود، باعث شد آن‌را بپذیریم. البته بار زیادی از کار روی دوش مهدی، پسر شهید حیدری بود.   این نویسنده حوزه دفاع مقدس، گفت: کار را از مصاحبه با همسر شهید حیدری شروع کردم. در مسیر پژوهش، برادر همسر شهید حیدری نیز کمک‌های زیادی به من کرد و سرنخ‌های زیادی در اختیارم قرار داد. یک سفر نیز به ملایر داشتم و در آن سفر، با جنبه‌های پنهان شخصیت و زندگی رسول آشنا شدم. در این کار، تعهد شخصی خودم بود که برای افرادی از ماجرا که هنوز در قید حیات بوده و مشغول فعالیت هستند، به لحاظ امنیتی نام مستعار انتخاب کنم و برای اطمینان از مهره‌های کلیدی، تاییدیه می گرفتم. همچنین در چند جلسه، خط‌ قرمزها مطرح و نکاتی ذکر شد. در نهایت کتاب پس از پیچ‌و‌خم‌هایی که طی کرد، به مرحله چاپ رسید. چند ناشر برای چاپ کتاب اظهار تمایل کردند، ولی ترجیح من این بود که کار را یک ناشر خصوصی چاپ کند.   برادران افزود: برای من مهم بود که رسول حیدری به‌عنوان یک انسان فارغ از جنگ دیده شود. همچنین خیلی برای من مهم بود که از عکس‌ها و اسناد در کنار متن کتاب استفاده شود و انتشارات آرما نیز در چاپ کتاب، این موضوع را رعایت کرد. در این کار، بچه‌های این حوزه و رسول را بهتر شناختم و لحظات نابی را که حس کردم تا جایی که امکان داشت در کتاب منعکس کردم.   وی در ادامه اظهار کرد: رسول حیدری اهل ملایر، یک جوان شیطان و اهل فوتبال بود که در جریانات انقلاب، سوار بر موج آن می‌شود و وقتی سپاه ملایر تشکیل می‌شود، وارد سپاه شده و پس از راه‌اندازی اطلاعات سپاه، وارد این سازمان شد. او هرجا که شرایط سختی وجود داشته ازجمله کردستان، حضور داشت. بعد از جنگ تحمیلی، ادامه تحصیل می دهد و آنجا با موضوع نسل‌کشی در بوسنی آشنا می‌شود. رسول، دو سفر برای ماموریت به بوسنی می‌رود و در سفر دوم دیگر برنمی‌گردد. یکی از ویژگی‌های مهم او این بود که آدم‌شناس خوبی بود و با همه می‌جوشید و خیلی زود ارتباط می‌گرفت و به همین دلیل در بوسنی موفق بوده و خیلی خوب با مردم آنجا اُخت شد.   نویسنده کتاب «ر»، گفت: من در این کتاب قصد روایت جنگ را نداشتم و رسول را در جنگ روایت نکردم، بلکه مردی را در یک زندگی و زمینه‌هایی که در آن رشد کرده، زندگی مشترک و تازه نگه‌داشتن عشق و زندگی‌اش روایت کردم. از کنار جنگ گذشتم و سعی کردم رسول را با تمام ویژگی‌‌هایش روایت کنم. برایم مهم بود که معمولی بودن این انسان را در کنار تمام ویژگی‌های مهم شغلی‌اش به تصویر بکشم.       برادران همچنین بیان کرد: یکی از خوشحالی‌های من این است که این کتاب تاکنون چندبار نقد شده و نکات مغفول مانده می‌تواند در کارهای بعدی کمک‌کننده باشد. درباره این نقد که برخی راوی‌های کتاب معرفی نشده‌اند نیز باید بگویم، بخشی از این معرفی در فصل دانشگاه اتفاق می‌افتد. همچنین درباره شروع کتاب نیز ذکر این نکته لازم است که برایم مهم بود داستان با بازگشت رسول از سفر اول به بوسنی شروع شود. به‌نظر من بوسنی چکیده رسول است و همه تجربه‌های خود را در آنجا نمایان و شکوفا می‌کند. کاملا هدفمند شروع داستان را نوشتم. وی در پاسخ به برخی دیگر از نقدهای مطرح شده به این کتاب نیز افزود: برایم مهم بود خواننده مانند روزنامه کار را نخواند و داستان پیچیدگی‌هایی داشته باشد. پرش‌های زمانی نیز به همین دلیل بود. در منطق خودم، استفاده از فلاش‌بک معنی‌دار بود. همچنین در زمینه نقد وارد شده درباره اشاره اندک به جنبه‌های قدسی در شخصیت رسول باید بگویم، رسول یک انسان کاملا عادی بود و قصد نداشتم او را قدسی نشان دهم. سعی کردم امانت‌دارانه او را عادی جلوه دهم، چراکه همه از شوخ‌طبعی او می‌گفتند و هیچ‌کس از قدسی بودن رسول چیزی نگفت.   این نویسنده و پژوهشگر، گفت: من در این اثر نویسندگی نکردم، بلکه روایت صِرف کردم و به همین دلیل مقدمه مفصل نوشتم. در طول کار سعی کردم خودم غایب باشم و به استناد حرف دیگران کار را پیش ببرم. البته در برخی جاها یا فراموش کردم یا مساله من نبوده که برخی موارد را تبیین و روشن کنم. شاید آنقدر مجذوب شخصیت رسول شده بودم و یا از قصد روی او زوم کرده بودم که از خیلی مسائل دیگر گذاشتم. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 29 Aug 2018 07:44:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264761/کاموس-ویژگی-برجسته-کتاب-ر-نگاه-جنبه-های-زیستی «سنگرساز بی سنگر» نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264779/سنگرساز-بی-سنگر-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی اداره‌کل امور ایثارگران جهاد کشاورزی، کتاب «سنگرساز بی‌سنگر» نوشته نصرت‌الله محمودزاده، یکشنبه ۱۱ شهریورماه با حضور منتقدان و نویسنده کتاب، نقد و بررسی خواهد شد. «سنگرساز بی‌سنگر» روایتی مستند از زندگی شهید سیدمحمدتقی رضوی، فرمانده مهندسی جنگ جهادسازندگی است. این زندگی‌نامه در 11 فصل به نگارش درآمده و نویسنده این کتاب در هر فصل بخش‌های مختلفی از زندگی این شهید را روایت کرده است. از نصرت‌الله محمودزاده پیش از این آثاری همچون «مسیح کردستان»، «رقص مرگ» و «بام کردستان» منتشر شده است. علاقه‌مندان به حضور در این نشست می‌توانند از ساعت 14 روز یکشنبه 11 شهریورماه به اداره‌کل امور ایثارگران جهاد کشاورزی واقع در خیابان طالقانی، نرسیده به سه‌راه طالقانی، نبش کوچه طباطبائی، ساختمان طرح‌چی، طبقه 1-، سالن جلسات شهید کسائی مراجعه کنند.  ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 29 Aug 2018 06:00:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264779/سنگرساز-بی-سنگر-نقد-می-شود برندگان کتاب سال دفاع مقدس هم باید نخبه محسوب شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264738/برندگان-کتاب-سال-دفاع-مقدس-هم-باید-نخبه-محسوب-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، براساس آئین‌نامه‌های موجود در بنیاد ملی نخبگان، برگزیدگان ادبی کشور در برخی حوزه‌ها چون شعر، داستان و تخصص‌های زبانی و ادبی (ترجمه، زبان‌شناسی، ویرایش) در دو رده «سرآمد ادبی» و «مستعد برتر ادبی» به عنوان نخبه شناخته می‌شوند و می‌توانند در ردیف اعضای بنیاد ملی نخبگان قرار گیرند. اما برخی از نویسندگانی که در دیگر شاخه‌ها همچون مجموعه علوم انسانی (علوم اجتماعی، علوم سیاسی، روانشناسی، کودک و نوجوان، فلسفه، دین و  ...)، علوم محض، علوم کاربردی و پزشکی در جشنواره‌ها و جوایز بین‌المللی، برگزیده یا تجلیل می‌شوند، مشمول این قانون نشده‌اند و نمی‌توانند براساس آئین‌نامه و تحت شرایطی در زمره نخبگان قرار گیرند.   محمدقاسم فروغی، دبیر جایزه کتاب سال دفاع مقدس با اشاره به اینکه در بین نویسندگان حوزه‌های دفاع مقدس و ادبیات پایداری و مقاومت پتانسیل‌‌های زیادی برای معرفی به عنوان چهره‌های نخبه وجود دارد، گفت: متاسفانه در این زمینه کارهایی که باید، صورت نگرفته است. مانند بسیاری برنامه‌ها و جشنواره‌های دیگر، یک کتاب انتخاب، ولی در ادامه آن را رها می‌کنیم. به‌نظر من این بزرگترین آسیبی است که به نویسنده و ناشر وارد می‌شود. مثل این است که شما بروید در یک کویر خانه بسازید و آن‌را رها کنید. این خانه نیاز به رسیدگی دارد تا سرپا بماند. اینکه چیزی را بسازیم و آن‌را رها کنیم، مسلما در طول زمان از بین خواهد رفت. درباره نوشتن و خلق اثر نیز وضعیت به همین گونه است. برخی نویسندگان سرخورده شده‌اند. وظیفه ما این است که ضمن تجلیل، آن نیرو و نویسنده خوب را حفظ کنیم. یکی از این راهکارها فراهم کردن بستری است که راویان برگزیده و مستندنگاران و خاطره‌نگاران برگزیده کتاب سال هم بتوانند مشمول شرایط عضویت عضویت در بنیاد ملی نخبگان شوند.   وی ادامه داد: فکر می‌کنم که سیاستگزاران فرهنگی کشور باید در سطح کلان در این زمینه برنامه‌ریزی کنند. با مسئولان بنیاد ملی نخبگان پیش از این صحبت‌هایی صورت گرفته و حاضرند در برخی زمینه‌ها همکاری کنند، ولی باید یک دستورالعمل یا اساسنامه و سازوکار تعیین کنیم که نویسندگان برگزیده در حوزه‌های دیگر مانند مستندنگاری و خاطره نگاری نیز مشمول حمایت بنیاد ملی نخبگان قرار گیرند.   فروغی با تاکید بر آمادگی بنیاد برای همکاری و همفکری با نهادهای مرتبط از جمله موسسه خانه کتاب، در پیشبُرد این طرح، بیان کرد: در صورت اعلام آمادگی خانه کتاب، ما تمایل داریم با همکاری و همفکری مشترک، یک کار کارشناسی بهتر و ویژه‌تر در این زمینه انجام دهیم. انتخاب نویسندگان نخبه نباید فقط با نظر بنیاد نخبگان صورت گیرد، بلکه باید نظر جمعی از نهادها و مسئولان مرتبط با این موضوع مدنظر قرار گیرد و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم به‌عنوان یکی از ستون‌ها در کنار کار باشد.   دبیر جایزه کتاب سال دفاع مقدس، افزود: یک کار کارشناسی صورت گیرد که با یک امضای محکمتری آثار به بنیاد نخبگان معرفی شوند. در جلسات بررسی هم باید نمایندگانی از بنیاد نخبگان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بنیاد حفظ آثار و ... حضور داشته باشند و به نتیجه‌ای برسند. اگر این کار صورت گیرد، بسیار بسیار امیدبخش است و مسلما افراد بیشتری برای تولید آثار خوب و فاخر ترغیب می‌شوند.   وی در ادامه با اشاره به یک تجربه موفق در حمایت از نویسندگان برای خلق آثار شاخص، گفت: ما سال‌ها پیش یک کار خوب در نشر صریر انجام دادیم. یک گروه داستان داشتیم که از آن‌ها خواستیم کار شاخص و عالی تولید کنند. خواستیم با سیاستگزاری خوب، به افراد پول خوب هم بدهیم و شرایط مناسب فراهم کنیم تا کار خوب بنویسند. اگر این امکانات فراهم شود، نویسنده تمام هم و غم خود را روی این کتاب می‌گذارد. حاصل این کار، 14 اثر شاخص بود که به قضاوت دیگران بهترین کارهایی بوده که در این زمینه به چاپ رسیدند. حتی خود نویسندگانی که خالق آن آثار بودند نیز دیگر نتوانستند کارهای شاخص دیگری انجام دهند.   فروغی با تایید این مسئله که جامعه ما هنوز نویسندگان را در شمار افراد نخبه نپذیرفته اظهار کرد: موسسه خانه کتاب به‌عنوان مطرح کننده طرح جامعه حمایت از کلیه برندگان کتاب سال در حوزه‌های مختلف می‌تواند آن را پیگیری کند و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس هم در کنار این موسسه خواهد بود. این پژوهشگر عرصه دفاع مقدس افزود: با همراهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارشاد و دیگر نهادها می‌توان شاخص سازی در این حوزه و حمایت از نخبگان علوم انسانی را عملی کرد. ما باید نمونه‌هایی داشته باشیم که به‌عنوان الگو به جامعه معرفی کنیم. در این راستا به حتم برندگان کتاب سال از استعدادها و ظرفیت‌ها و سرمایه‌های ملی‌اند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 29 Aug 2018 05:38:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264738/برندگان-کتاب-سال-دفاع-مقدس-هم-باید-نخبه-محسوب-شوند «مهتاب کردستان» را از دریچه کتاب بشناسیم/ کتابشناسی شهید «ناصر کاظمی» http://www.ibna.ir/fa/doc/report/205982/مهتاب-کردستان-دریچه-کتاب-بشناسیم-کتابشناسی-شهید-ناصر-کاظمی  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ناصر کاظمی 12 خرداد 1335 در تهران متولد شد. وی با پایان دوره متوسطه و دریافت مدرک دیپلم در کنکور شرکت كرد و در دو رشته‌ پیراپزشکی و تربیت بدنی، همزمان پذیرفته شد. وی سال 1356 فعالیت سیاسی خود را آغاز كرد که منجر به دستگیري و زندان رفتن شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت سپاه درآمد و مدتي به زابل و سپس به خرمشهر رفت. ناصر كاظمي دی‌ماه سال 1358 به پیشنهاد محمد بروجردی، فرمانده وقت سپاه کردستان به پاوه رفت و فرماندار و فرمانده سپاه پاوه شد. در بهار 1359 با همکاری مردم، مناطق اطراف پاوه را از وجود ضدانقلاب پاکسازی كرد. وي پس از یک سال و نیم فعالیت در پاوه به سنندج رفت و مسئول سپاه پاسداران کردستان شد. ناصر کاظمی ششم شهریور 1361 در حین پاکسازی محور پیرانشهر ـ سردشت‌ به شهادت رسيد.   به اين مناسبت ايبنا مروري دارد بر مهم‌ترین کتاب‌هایی که تاکنون درباره اين شهيد منتشر شده اند. کردستان، مردم و پاسدار شهید کاظمی/پرویز بهرامی / سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (کردستان)/ 1362 این کتاب به حماسه آفرینی و ویژگی‌های اخلاقی شهید کاظمی پرداخته است. در خلال صفحات کتاب نقشه‌هایی از کردستان به چشم می خورد و تصویری از شهید چشم را نوازش می‌دهد. کتاب حاضر در سه بخش با عناوین خاطرات، سفرنامه و ضمایم و تصاویر ارایه شده است. ابتدای هریک از خاطرات یا سفرنامه‎ها را، جملاتی از سرداران جنگ همچون شهید همت، بروجردی، چمران و دیگران تشکیل می‎دهد. در بخش دوم، سه سفرنامه از خود مولف ارائه شده است. وی در تمامی موارد، عکس‎هایی از راویان خاطرات و در بخش انتهایی تصاویری از پیش‎مرگان کرد، فرماندهان و سربازان جنگ در کردستان را آورده است. «مهتاب کردستان»؛ منظومه‌ای در رثای سردار سرتیپ پاسدارشهید ناصر کاظمی/ منیژه درتومیان/ كنگره بزرگداشت سرداران شهید سپاه و 36هزار شهید استان تهران/ 1376 در بخشی از مقدمه منیژه درتومیان سراینده اثر، چنین آمده است: «... زبان شعر و زبان كلام، هرگز نمي‌تواند اين داغ‌هاي ديرپا، اين گريه‌هاي بي‌امان در قفاي سرداران شهيد را مرثيت توانمندي باشد كه بتواند شهادت و حماسه را با تمام جلوه‌هاي آن ابراز نمايد و يا حتي گوشه‌اي از آن همه بزرگي و عظمت را و اقتدار مردان شهادت گزين را منعكس سازد، اما آن قدر هست كه فريادهاي مجروح جان را بر ديوارهاي ترك‌خورده قبيله استوار، طرحي از عشق ببندد و در كنار قلب‌ها به تعبد بنشاند و شعر من جز اين نيست، سلامي است از سر اخلاص كه اين چنين انعكاس يافته است...» «پ‍ي‍ش‍ان‍ي‌ و ع‍ش‍ق»؛ خ‍اطرات‍ي‌ از س‍ردار سرت‍يپ‌ پ‍اسدار، شه‍يد ن‍اصر كاظمي‌/ م‍ح‍م‍دع‍ل‍ي‌ ق‍رب‍ان‍ي‌/ وزارت‌ ف‍ره‍ن‍گ‌ و ارش‍اد اس‍لام‍ي‌ و ك‍ن‍گ‍ره‌ بزرگ‍داشت‌ سرداران‌ ش‍ه‍ي‍د س‍پ‍اه‌ و س‍ي‌ و ش‍ش‌ه‍زار ش‍ه‍ي‍د اس‍ت‍ان‌ ت‍ه‍ران‌/ ۱۳۷۶. «پیشانی و عشق» هشتمین مجموعه از کتاب‌های خاطرات سرداران است که در سال 1376 توسط معاونت مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و کنگره سرداران به چاپ رسیده است. این اثر 198 صفحه‌ای به خاطراتی از ناصر کاظمی، از زبان دوستان و آشنایان شهید ، همرزمان و خود شهید اختصاص یافته است. در ابتدا سخنان ناشر و آنگاه مقدمه شورای تدوین کتاب آمده است. نگاهی گذرا به زندگینامه شهید ناصر کاظمی در صفحات بعد کتاب به چشم می‌خورد . بعد از زندگینامه شهید که از کودکی و فعالیت‌های شهید در عرصه‌های مختلف انقلاب و جنگ گفته می‌شود، به اولین خاطره از این کتاب با نام «سال‌های بعد» می‌رسیم. در مجموع حدود 97 خاطره در کتاب آمده که بیشتر آنها مربوط به فعالیت‌های شهید در جنگ تحمیلی است. «قطره اشک» آخرین خاطره کتاب است و پس از آن در چند صفحه دست‌نوشته‌هایی از شهید و 3 تصویر رنگی او پایان‌بخش این اثر است. «مثل شمشیر، مثل ابر»؛ خاطراتی از سرداران سرتیپ شهید ناصر کاظمی/ محمدتقی عرب/ کنگره بزرگداشت سرداران سپاه و 36000 شهید استان تهران/ 1377 کتاب «مثل شمشیر، مثل ابر» به قلم محمد تقی عرب هشتمین کتاب از مجموعه کتاب‌های خاطرات سرداران است که به گروه سنی د (دوره راهنمایی) اختصاص یافته است. در این کتاب خاطراتی از شهید ناصر کاظمی وجود دارد که توسط کنگره بزرگداشت سرداران شهید و 36000 شهید استان تهران به چاپ رسیده است. این اثر 132 صفحه‌ای به پنج فصل تقسیم‌بندی شده که با خاطره‌ای با نام «پس از سالی» شروع می‌شود و سپس نگاهی کوتاه به زندگی شهید ناصر کاظمی به روایت خودش است. فصل‌های کتاب از این قرارند: فصل اول: نوجوانی و جوانی، شامل 11 خاطره کوتاه. فصل دوم: فرمانده پاوه، شامل 22 خاطره از دوران حضور ناصر کاظمی در پاوه. فصل سوم: فرمانده سپاه کردستان، شامل 20 خاطره از شهید ناصر کاظمی که در آن برخی از شهدا مانند شهید بروجردی و تعدادی دیگر هم به چشم می‌خورد. فصل چهارم: 4 خاطره زیبا از زندگی خصوصی شهید کاظمی. فصل پنجم: 23 متن کوتاه در بیان صفات و ویژگی‌های شهید کاظمی. در پایان این اثر که به شهادت او پرداخته است، اسامی راویان خاطره‌ها دیده می‌شود. «فوتبال و جنگ»؛ براساس زندگي شهيد ناصر كاظمی/ محمود جوانبخت/ سوره مهر و نشر شاهد/ 1382. در اين كتاب 9خاطره و سرگذشت كوتاه از زندگي شهيد ناصر كاظمي از دوران جواني و دفاع مقدس به چاپ رسيده است. او متولد 1335بود. قبل از انقلاب به جرم مبارزه با رژيم شاه مدتي در زندان به سر برد. پس از انقلاب به عضويت سپاه در آمد و در مناطق زابل، خوزستان و كردستان انجام وظيفه کرد. مدتي فرماندار و فرمانده سپاه پاسداران پاوه بود و مناطق زيادي از غرب كشور را از وجود ضد انقلاب پاكسازي كرد. در همين زمان مجروح شد، اما پس از بهبودي به فرماندهي سپاه سنندج منصوب شد. سرانجام در شهريور 1361، در حين عمليات پاكسازي محور "پيرانشهر ـ سردشت "به شهادت رسيد. گفتني است اين كتاب هشتمين جلد از مجموعه "قصه فرماندهان "است. یادگاران14؛ کتاب کاظمی/ عباس رمضانی/ روایت فتح/ 1383. در جلد چهاردهم از مجموعه كتاب‌های «یادگاران» در روایتی داستانی، صد خاطره از دوران زندگی شهید «ناصر كاظمی» بازنویسی شده است. در بخشی از این اثر به روایت همسر شهید می‌خوانیم: «...همیشه وقتی خواب را توی چشم‌هایش می‌دید، می‌گفت: «تو دوست داری انگار از خواب طلبکار باشی» خیلی دلش می‌خواست یک بار هم که شده، سرش داد بزند و بگوید: «شد یک بار عین بچه آدم یک گوشه‌ای، یک دل سیر بخوابی؟ شد چند ساعتی بیشتر کنار من و این بچه‌ها، حسین و سمّیه بمانی؟» هیچ وقت نتوانست بگوید. با خواب عیاق نبود، بین راه و نیمه‌راه می‌خوابید. پتویی اگر گیرش می‌آمد، زیر سرش مچاله می‌کرد و می‌خوابید...»   فرمانده موفق‏(زندگی‌نامه شهید ناصر کاظمی)/ مصطفی محمدی/ سازمان نهضت سوادآموزی/ 1383. اين نوشتار، روايتي از زندگي شهيد "ناصر كاظمي"، مبارزه‌ او عليه رژيم شاه، عضويت در سپاه پاسداران، مسئوليت‌ها و فرماندهي و نيز چگونگي شهادت وي است كه افزون بر آن، خاطرات و ديدگاه تني چند از اشخاص درباره‌ي شهيد كاظمي آورده شده است. کاک ناصر(روایت مردانگی شهید ناصر کاظمی به همراه بخشی درباره شهید عباس کریمی)/ به ‏اهتمام محمدعلی صمدی/ پیام فاطمیون (مشهد) و موسسه فرهنگی شهید آوینی/ 1384. کتاب «کاک ناصر» دومین کتاب از مجموعه کتب مردستان است که توسط موسسه شهید آوینی منتشر شده است. محمد علی صمدی نگارنده این کتاب در بخش اول با عنوان «کاک ناصر» و در بخش دوم با عنوان «عباس پسر کربلایی احمد» به روایتگری شهید ناصر کاظمی و شهید عباس کاظمی پرداخته است. بر اساس روایت کتاب، او در چندین ماموریت عازم زابل، خرمشهر و ... می‌شود، ولی همگان او را با نام کردستان می‌شناسند. با مواجهه کاظمی با شهید محمد بروجردی فرمانده سپاه غرب کشور ارتباط تنگاتنگی میان این دو شهید بزرگوار برقرار می‌شود و بروجردی مسئولیت‌های فرمانداری پاوه، فرماندهی سپاه پاوه و فرماندهی سپاه کردستان را در چند نوبت به او واگذار می‌کند. شهید کاظمی با تغییر چهره و ظاهرسازی در هنگام معرفی و اعزام به پاوه به عنوان فرماندار، به ضد انقلاب نزدیک می‌شود و از این طریق ضربات مهلکی به آنها وارد می‌کند. از ویژگی‌های بارز او می‌توان به ارتباط نزدیکش با مردم کُرد و باورکردن ایشان اشاره کرد که بخش مهمی از خاطرات این کتاب، حکایت از این ارتباط نزدیک دارد؛ به طوری که در کردستان از او با نام «کاک ناصر» یاد می‌کنند. در انتهای این بخش نیز دو وصیت‌نامه از کاک ناصر درج شده است. کاظمی به روایت همسر شهید(نیمه پنهان ماه؛ 7)/ نفیسه ثبات‏/ روایت فتح‏/ 1384. خاطراتی از روزهای پاوه و کردستان. از شش ماهی که کل زندگیشان طول کشید و ناصر دیگر برنگشت. از شش ماهی که فرصت نیافت تا از خودش بیشتر برای ناصر بگوید. فرصت نکرد دل سیر او را ببیند و نگاهش کند و حالا چه قدر دلش برای او تنگ است، به خصوص که با چشمانی باز شهید شد. این کتاب به بررسی خاطرات و شخصیت شهید کاظمی از زبان همسر وی می‌پردازد. تصاویری هم از این شهید در پایان كتاب به چاپ رسیده است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «... فقط یک روز پاوه بود. یک روزی که شاید سال‌ها او را به ناصر نزدیک کرده بود. فهمید که در این شش ماه زندگی چه‌قدر ناصر را کم دیده است. از پشت شیشه ماشین همه جا را خوب نگاه می‌کرد. شیشه را پایین کشید، سرش رابیرون برد، چشمانش را بست و یک نفس عمیق کشید. آنجا بوی ناصر را می‌داد. با خودش گفت: ناصر اگر امروز بیایی خواستگاریم و فردا بخواهی به کردستان بروی باز هم زنت می‌شوم...» «حماسه‌سازان عصر امام خميني(ره)»/ پژوهشکده علوم انسانی دانشگاه امام حسین(ع)/ موسسه حفظ و نشر آثار سرداران شهید استان تهران/ 1386. كتاب «حماسه سازان عصر امام خميني(ره)» (جلد سوم) مجموعه مقالات كنگره سرداران شهيد سپاه و 36000 شهيد استان تهران است كه به خصوصيات عقلاني، معنوي، عاطفي، فردي و اجتماعي 10 سردار پرداخته و 80 سردار شهيد فرمانده تيپ به بالا نيز همراه 36000 شهيد استان تهران نيز ياد شده است. اين اثر در 280 صفحه نگاشته شده و در 10 فصل تقسيم بندي شده است و در بخش مربوط به شهید کاظمی، خاطراتی از زبان برادر، همسر، خواهر و فرزند شهید آمده است.  کردستان، حماسه همیشه جاوید / پرویز بهرامی/انتشارت نجم‌الهدیِ قم/1388. در مقدمه این کتاب آمده است: «...آنچه در این مجموعه به رشته تحریر در آمده، روایتی است واقعی از خاطرات و سرگذشت پُر ماجرای تنی چند از حماسه سازان و شاهدان عینی نبرد چندین ساله کردستان که اکنون با عنوان «کردستان، حماسه همیشه جاوید» به شما خوانندگان محترم و علاقه‌مندان به فرهنگ دفاع مقدّس تقدیم می‌شود. با امید به اینکه گامی هر چند کوچک در ثبت و حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس برداشته باشیم.  شاید مرور همین خاطرات، تنها وسیله و مرکبی باشد که بتواند دوباره ما را با آن حماسه‌ها و نقش آفرینانش پیوند دهد. همانان که خلوص، رنگ جهادشان بود و ایثار، نشان ایمانشان...» ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 28 Aug 2018 03:57:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/205982/مهتاب-کردستان-دریچه-کتاب-بشناسیم-کتابشناسی-شهید-ناصر-کاظمی گفت‌وگو با راوی «نقاش پاوه» در سالروز شهادت سردار ناصر کاظمی http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264681/گفت-وگو-راوی-نقاش-پاوه-سالروز-شهادت-سردار-ناصر-کاظمی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ششم شهریورماه، سی‌ششمین سالگرد عروج آسمانی شهید ناصر کاظمی است. ناصر، علاقه زيادی به ورزش خصوصا فوتبال داشت و جزو فوتباليست‌های خوب تهران بوده و در تيم ايرانا به مربيگری مرحوم پرويز دهداری عضويت داشت. او از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرماندار پاوه بود که با گلوله تک‌تیراندازان در محور پیرانشهر- سردشت به شهادت رسید.   مصطفی خُرامان، نویسنده کتاب «نقاش پاوه»، همزمان با سالروز شهادت ناصر کاظمی، فرمانده سپاه پاوه، درباره علت پرداختن به این موضوع در قالب رمان، گفت: حدود 10 تا 12 سال پیش در روزنامه «آفتابگردان» بودم که بیش از 700 صفحه مصاحبه پیاده شده و اطلاعات مختلف درباره شهید کاظمی در اختیار من قرار دادند تا براساس آن‌ها کتابی کوچک و مختصر بنویسم. پس از پایان تالیف این کتاب، فراز و فرودهای زندگی ایشان برایم جذاب شد و تصمیم گرفتم، رمانی براساس زندگی این شهید بنویسم.   وی ادامه داد: برای شروع نوشتن، به سراغ برخی دوستان در سپاه رفتم و با آن‌ها مشورت کرده و راهنمایی گرفتم. با هماهنگی‌های انجام شده، یک هفته به کردستان و محل شهادت ناصر کاظمی رفتم و برای تکمیل اطلاعات با همسر و برخی دوستان و نزدیکان شهید نیز گفت‌وگوهایی انجام دادم. سرانجام این رمان با عنوان «همیشه رفیق» از سوی انتشارات سپاه پاسداران به چاپ رسید و در جشنواره نیم‌قرن دفاع مقدس هم جایزه گرفت.   این نویسنده بیان کرد: در ادامه از سوی انتشارات فاتحان پیشنهاد شد از زاویه‌ای دیگر، رمانی درباره زندگی شهید ناصر کاظمی بنویسم که حاصل آن کتاب «نقاش پاوه» بود. در کتاب «همیشه رفیق» به دوره جوانی و نوجوانی این شهید نیز پرداخته شده، ولی کتاب «نقاش پاوه» تنها به دوره حضور ناصر کاظمی در پاوه می‌پردازد.   خُرامان درباره ساختار این رمان نیز افزود: موضوع، محورها و رخدادهای کتاب کاملا براساس واقعیات است که البته از داستان‌پردازی و عناصر داستانی برای درک بهتر و جذاب‌تر شدن ماجراها، استفاده شد. برای نوشتن این کتاب، همه آثاری را که درباره ایشان نوشته شده بود را خواندم.   وی در بیان انگیزه اصلی خود از نوشتن درباره شهید ناصر کاظمی، گفت: معتقدم انسان‌ها یا بامعرفت هستند یا بی‌معرفت؛ شهید کاظمی بامعرفت بود. باید رمان «نقاش پاوه» را بخوانید تا این موضوع را به عینه باور و درک کنید. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 28 Aug 2018 03:56:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264681/گفت-وگو-راوی-نقاش-پاوه-سالروز-شهادت-سردار-ناصر-کاظمی کتاب «ر» در سرای اهل قلم نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264715/کتاب-ر-سرای-اهل-قلم-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در راستای برنامه‌های ویژه چهل‌سالگی انقلاب اسلامی، نشست نقد و بررسی کتاب «ر» اثر مریم برادران، سه‌شنبه 6 شهریور در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار می‌شود. محمدعلی آقا میرزایی و مهدی کاموس به‌عنوان منتقد در این نشست حضور خواهند داشت.  کتاب «ر» در سه فصل، زندگی شهید رسول حیدری (مجید منتظری) را به تصویر می‌کشد؛ زندگی مردی که در کنار مردمی از جنس خودش، اما با زبان و آداب و رسوم متفاوت در کشوری غریب (بوسنی) به شهادت رسید. علاقه‌مندان به حضور در این نشست می‌توانند از ساعت 17 تا 19 عصر سه‌شنبه 6 شهریورماه به سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب، واقع در خیابان انقلاب، خیابان برادران مظفر جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 مراجعه کنند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 27 Aug 2018 13:09:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264715/کتاب-ر-سرای-اهل-قلم-نقد-می-شود اي دليرانِ وطن، با «زنده‌باد ايران» به پيش/یادداشتی در سالروز خاموشی اخوان ثالث http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/205909/دليران-وطن-زنده-باد-ايران-پيش-یادداشتی-سالروز-خاموشی-اخوان-ثالث خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محمدباقر شمسی‌پور: سخن گفتن از مهدی اخوان ثالث(م.امید) از سویی بسیار دشوار و از جهتی خیلی راحت است. دشوار از آن روی که برای دیدن رویش و کاویدن چشم و ابرویش و آگاهی از حد و مرزش بالایی بلند باید داشت و قامتی نه در قواره او که حتی ده چندان کوچک‌تر.  راحت بودن سخن از اخوان بدان جهت آورده شد که با هزاران افسوس و ای‌کاش، در روزگارمان شاهدیم که چه سان هر نیم‌بند دست‌به‌قلمی، به خود جسارت اظهارنظر درباره استوانه‌های ادبی و پرچم‌های فرهنگی و نمادهای ملی‌مان می‌دهد، رج می‌کشد، دسته‌بندی می‌کند، حصار می‌بندد و حصیر و گلیم خود می‌بافد.  درباره اخوان ثالث بسیار گفته‌اند و نوشته‌اند. برای من اما که «زمستان» نخستین شعری بود که در 8-9 سالگی از بر بودم و در مدرسه و محافل به تحریض اطرافیان دکلمه می‌کردم، اخوان نوستالوژی وجودی‌ام است، چنان که سیاوش کسرایی با «آرش کمانگیر» و خانلری با «عقاب» و ... این روزها که به مرور سروده‌های اخوان می‌نشینم، با خود می‌اندیشم چگونه است شاعری با دست و دل لرزان که با وسواس از تیغ می‌خواهد صورتش را نخراشد و به دست نهیب می‌زند که مبادا زلفش را بپریشد، سراینده‌ای که سرخوش و بی‌آلایش چنین می‌آفریند: «...ما کاروان ساغر و چنگیم/ لولیانِ چنگمان افسانه‌گوی زندگیمان، زندگیمان شعر و افسانه/ ساقیان مستِ مستانه/...»، چنین استوار و با عظمت، بی اما و اگر، می‌سراید: «ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم/ تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم».  به باور من، اخوان رندی است خیام‌کیش، با جوش و خروش حافظ. جهان‌بینی شعری او، جها‌ن‌شمول است و آسان‌گیر، عاطفی و اسطوره‌ای. سوز و گداز است و حسرت، شور و شعور است و حرکت و خروش. آرمان‌گرایی است و پویایی. عشق است و رجز و خطابه....  اخوان بارها و بارها از عشقش به ایران‌‌شهر گفته و سروده و در واقعه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، ارادت و علاقه‌اش به مدافعان این گستره اهورایی را با صدایی رسا فریاد کرده است: « اي دليرانِ وطن، با «زنده باد ايران» به پيش!/ شورِ ايمانْتان فزونتر باد و زور از شيرها».  او اگر چه در همین سروده از مَزُدشتی‌بودنش می‌گوید: « گرچه من مَزْدُشتِيمَ، امّا به زندان نيز هم/ مي‌گرفتم وجد و حال از شورِ اين تكبيرها» که به گمان من گونه‌ای طنز و طعن و شاید باستانی‌گرایی شعری و یا نوعی ملامتی‌گری است و اگر هم اینها نباشد، ما را با آن کاری نیست، برای پیروزی رزمندگان چنین می‌سراید: « تيرهاشان باد يارب، كاري و دشمن‌فكن/ سينه‌هاشان ايمن از آسيبِ تيغ و تيرها».  اخوان در توصیف شهیدان در همین سروده آورده است: « چهره‌شان پيش از شهادت ديده‌ام، هم بعد از آن/ بود خشم‌آلود و آنگه راحت آن تصويرها/ اين شهيدان نامشان تا جاودان پاينده است/ زيرها بس گر زِبَر گردد، زِبَرها زيرها» همو در جای دیگری چنین با شهیدان نجوا کرده است: « بیا یادِ شهیدان زنده داریم/که خونشان رازِ سرخِ سرنوشت است ... بنازم من شهیدانِ وطن را / که نامِ سرخشان تاج بهشت است ».  او در جایی و وقتی دیگر، آنگاه که خوزستان را در دوران جنگ می‌بیند، چنین توصیفی از آن می‌کند: « کنون بنگر به خوزستان که بینی چونش و چندش/ به خون آلوده کارونش، به بهمنشیر و اروندش» و در معرفی صدام هیچ تردید و شکی به دل راه نمی‌دهد: «بر او تازان یکی تازی، به خونریزی و لجبازی/ددی، مزدور غرب و شرق، با صد مکر و ترفندش/ ز خون‌ریزی خوش و خندان، مسلح تا بن دندان/ عراق از او چنا زندان، گرفته عالمی گندش/ درختی فاسد و شوم است و بارش بدتر از زقوم/ به همت هم توان ، هم باید از اعماق برکندش» آیا به راستی مگر صدام در تعریفی دیگری جز اینها می‌گنجید؟ وی در ادامه همین سروده هم چنین آرزویی برای رزمندگان می‌کند: « همین رزمنده نوراللهیان، الله اکبر گوی/ به لطف حق توانند از بن و بنیان برآرندش».  اخوان همچون اکثر ملت ایران از ادامه دفاع چنین می‌گوید: « به چنگ آریم با جنگ و به دست داد بسپاریم/ و خواهد دید او از داد فرجام خوشایندش!/ شهود دادگاه ما شهیدان و یتیمانش/ دگر آواره جنگی و جانباز و همانندش/ ددک صدام بی‌دین را، نه دد، بل عنترک صدام/ به روی دار رقصانیم، با زنجیر یکچندش/ عرب را می‌کشد نامرد و می‌گوید عرب‌خواهم/ عجم بگذار و با نسل عرب سی نسل پیوندش/ اگر رحمی نکرد او با زن و فرزند ما مردم/ به راه خوی و خونش رفت و حزب لعنت‌آوندش/ تو ای آزاده ایرانی، شرفمند، از بنی‌احرار/ به راه "لاتزر" رو با زن و با اهل و فرزندش/ خوشا ملک عراق ما که دارد اشتیاق ما/ خوشا دیرین میانرودان ما  اروند و مروندش/ "امید" این لخته‌خون قلب تو خواهد بگوید باز/ خوشا اقلیم خوزستان و چند و چون دلبندش...» این حس و حال و وجد و قال منحصر به روزها و سال‌های نخست یورش دشمن نیستد. اخوان در جای‌جای آن دوران، محکم و بی‌لرزش، جایگاه والای شهیدان مدافع کشور را چنین ستوده است: « آنچه راجع به امروز گفته می‌شود و این شهیدانِ والاقدری که جامعه‌ ما دارد، این هم باز در دفاع از هرچه می‌خواهد باشد، چون یک امرِ معنوی است و امری است که به اصطلاح مُجاز و محترم و حتی شریف و عالی هست، یعنی یک مرغ به قولِ قائلش از آشیانه‌یِ خودش دفاع می‌کند، چطور یک انسانی از حریمِ زندگیِ خودش و آبا و اجدادِ خودش و مردمِ هم‌زبان و هم‌زمان و هم‌سرنوشتِ خودش دفاع نکند، بنابراین مقام این شهدا واقعاً والا هست و زمانه‌یِ ما زمانه‌ای است که هرچه درباره‌یِ این نوبزرگواران گفته بشود کم دارد، یعنی شعر قادر نیست این مراتبِ عالی را در خودش منعکس کند و آنچه گفته می‌شود کم دارد همیشه پله‌ی شهدا وزین‌تر و عالی‌تر هست. شعر خیلی هنر کند یک اشاره‌ی گذرایی می‌کند، مگر آنهایی که از دل و جان برخاسته باشد که واقعاً به دل و جان‌ها می‌نشیند و ... با وجود اینها کوتاه هست دسترسی به آن مقامِ والا و رساندنِ آن معانیِ بلند. ( برگرفته از جُنگِ شنیداریِ درختِ معرفت، ساربانگ، 1365)  کوتاه سخن آن‌که «م. امید»، شاعری دادجو و آزاده و جوانمردی نیکونهاد و شیدای ایران و ایرانی بود. فرجام نیکوی این یادداشت‌واره، سروده‌ای دلنشین و پرشور از مهدی اخوان ثالث درباره حماسه پرافتخار دفاع مقدس برگزیده شده است: گرچه مي‌بافند بهرِ شيرها زنجيرها بگسلند آخر همه زنجيرها را شيرها اين دليرانِ نكو با بد چه جنگي مي‌كنند همچو جنگِ شيرها با تير و با شمشيرها تيرهاشان باد يارب، كاري و دشمن‌فكن سينه‌هاشان ايمن از آسيبِ تيغ و تيرها چهره‌شان پيش از شهادت ديده‌ام، هم بعد از آن بود خشم‌آلود و آن‌گه راحت آن تصويرها اين شهيدان نامشان تا جاودان پاينده است زيرها بس گر زِبَر گردد، زِبَرها زيرها نامشان چون تاجِ فخري بر سرِ اين كشور است خامه‌ زرّين نويسد اين به خطّ ميرها خيره سازد چشم گردون را فروغ فخرشان مي‌گذارد بر زمينِ زنده هم تأثيرها اي دليرانِ وطن، با «زنده باد ايران» به پيش! شورِ ايمانْتان فزون‌تر باد و زور از شيرها گرچه من مَزْدُشتِيمَ، امّا به زندان نيز هم مي‌گرفتم وجد و حال از شورِ اين تكبيرها عنترك صدّام را با دار و دسته‌ بُزدلش بر فرازِ دار رقصانيم، با زنجيرها روستا و شهر و باغ و خانه ويران مي‌كنند روبهان، وانگه گريزند از نبردِ شيرها سنگدل شيرند و تضعيفِ جوانان كارشان ريشه‌شان از خاك بركن، يا رب از آن زيرها خاكِ خود را پس بگيريد، اي دليرانِ وطن از جهانخوارانِ غرب و شرق و اين اكبيرها اين دغل دونانِ دشمن را برانيد از وطن با قوي‌تر رزم‌ها و برترين‌ها تدبيرها ملكِ خوزستان و ديگر جاي‌ها گر شد خراب باز آبادان شود، با بهترين تعميرها اي جوانان، فتحِ فرجامين بود آنِ شما مي‌خورم سوگند بر پيغمبران و پيرها اين شهيدان، زخميان را بيند آيا آسمان؟ كر شود گوشِ زمين از صيحه‌ي آژيرها غم مخور «امّيد» بي‌شك بِگُسلد آخر ز هم گرچه مي‌بافند بهرِ شيرها زنجيرها                                                                                                                           روانش شاد ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 26 Aug 2018 08:19:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/205909/دليران-وطن-زنده-باد-ايران-پيش-یادداشتی-سالروز-خاموشی-اخوان-ثالث حمایت از کتاب‌های کودک و نوجوان با محوریت انقلاب اسلامی و دفاع مقدس http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264627/حمایت-کتاب-های-کودک-نوجوان-محوریت-انقلاب-اسلامی-دفاع-مقدس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با توجه به نقش بی‌بدیل ادبیات در باروری اندیشه کودک و نوجوان، موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بر آن است با دعوت و حمایت از نویسندگان کتاب داستان کودک و رمان نوجوان با موضوعات مرتبط با انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، فضای جدید و متفاوتی را پدید آورد.  شرایط فراخوان داستان‌های ارسالی ترجیحا بیش از 6 هزار کلمه نباشند. داستان‌های ارسالی نباید تاکنون در هیچ کتاب و رسانه‌ای منتشر شده باشد. حق‌التالیف مناسب به آثار برگزیده تعلق می‌گیرد. زمان ارسال آثار تا پایان مهرماه سال جاری است. نشانی و شماره تماس تهران، میدان ونک، بزرگراه شهید حقانی، خیابان سرو، موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تلفن هماهنگی: 88657020   ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 25 Aug 2018 12:54:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264627/حمایت-کتاب-های-کودک-نوجوان-محوریت-انقلاب-اسلامی-دفاع-مقدس روایت ایثار و آزادگی از لرستان تا اردوگاه اسارت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264599/روایت-ایثار-آزادگی-لرستان-اردوگاه-اسارت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «دانه‌های انار» نمونه‌ای از خاطرات اسارت و روایتی از خیزش نسل نوخاسته انقلاب اسلامی برای بسیج و مقاومت و پیوستن به بدنه مردمی دفاع مقدس است. دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری لرستان، نخستین چاپ کتاب را در سال 96 در 12 فصل (خاطرات سال‌های 59 تا 69) منتشر کرد.   داستان این کتاب از غروب 5 مهرماه 1359 شروع شد؛ یک هفته پس از آغاز جنگ تحمیلی جایی که حسین (راوی کتاب) در روستای چالان چولان از توابع لرستان با برادر و دوستانش درباره حمله عراقی‌ها که هفته پیش صورت گرفته بود، صحبت می‌کردند.   اولین کسی که از خانواده حسین به جبهه رفت، برادر بزرگش عباس بود. عباس پاسدار و کمیته‌ای نبود. پس چرا به جبهه رفته بود؟ این سوال ذهن حسین را به خود مشغول کرده بود، چون آن زمان مرسون نبود نیروی بسیجی و مردمی به جبهه‌ها بروند. حسین در خاطرات خود می‌گوید، مادرم رعنا آن شب تا صبح نخوابید. البته من نگرانی و دلهره‌اش را درک نمی‌کردم چراکه مادرم 12 فرزند داشت. اولین فرزند مادر به جبهه رفت، ولی او نمی‌دانست جنگ به درازا خواهد کشید و باید شاهد ناملایمات بسیار باشد. به گفته حسین، برادرش عباس و همراهانش پس از مدتی بلاتکلیفی به ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران ملحق شدند.   شور نوجوانی در دل و هوای جبهه در سر   حسین کریمی در ادامه خاطرات خود نوشته است: «یک سال از جنگ گذشته بود. عباس که قبلا چند ماهی به جبهه‌های غرب کشور رفته بود، به کارخانه هپکوی اراک برگشته و مشغول کار بود، اما همچنان می‌خواست به جبهه برود. فکر نمی‌کردیم ما را برای اعزام به جبهه قبول کنند. شنیده بودیم نوجوانان هم به جبهه می‌روند؛ مانند شهید فهمیده. اما تصور می‌کردیم آن‌ها استثنا هستند. عباس، آبان‌ماه سال 1360 دوباره به جبهه اعزام شد. این‌بار به جبهه‌های غرب کشور، منطقه شیاکوه، اعزام شد. من و حسن دیگر طاقت نیاوردیم. یک روز با هم رفتیم بروجرد. پایگاه سپاه پاسداران بروجرد در خیابان راهنمایی مستقر بود. از همان اوایل انقلاب خیلی دوست داشتم مثل بچه‌های کمیته و سپاه باشم. برایم شده بود یک رویا. رفتم جلوی در پایگاه سپاه. به یک نفر که لباس پاسداری داشت گفتم: «ما می‌خوایم بریم جبهه.چکار کنیم؟» او خیلی محترمانه گفت: «باید برید خیابون رودکی، مقابل جهان‌آباد (گلزار شهدا). مرکز بسیج اونجاست. برید پیش حمید خداشناس، مسئول بسیجه. او اسمتون رو برای اعزام می‌نویسه.»... شب منتظر فرصت بودیم و در موقعیت مناسب ماجرا را به مادر گفتیم. گفت: «اصلا حرفش رو نزنید. عباس رفته بسه. حریف اون نشدم، ولی حریف شما که می‌شم»... خلاصه از هر دری وارد شدیم... آنقدر گفتیم و اصرار کردیم تا علیرغم میل باطنی‌اش رضایت داد؛‌ ولی نگران و مضطرب بود. فقط یک امید داشت و می‌گفت: «ان‌شاء‌الله شما رو به خاطر سن کم قبول نکنن.» پدرمان حرفی نداشت و رضایت داد.»   دوران کار در خرم‌آباد، قبل از جنگ اولین قدم‌ها برای رزمندگی   حسن برادر دوقلوی حسین، 15 آذر 1359 به جبهه اعزام شد و حسین نیز 20 یا 21 آذرماه در یک گروه 15 نفره، برای آموزش راهی پادگان امام حسین خرم‌آباد شدند. پس از پایان دوره آموزش برای خداحافظی به خانه برگشتند و صبح روز 7 دی‌ماه با بدرقه مادر، با مینی‌بوس به خرم‌آباد و از آنجا با صلوات و دود اسفند و بدرقه مردم، با اتوبوس راهی اهواز شدند.   حسین می‌‌گوید: «چند کیلومتر از آبادان دور شدیم. اطراف خیابان درختان زیادی بود. با اینکه زمستان بود، درختان سبز بودند. هوای آنجا مثل بهار بود. اصلا باورم نمی‌شد که هوای آنجا آن‌قدر با شهر ما تفاوت داشته باشد. در آن روزها شاید بروجرد پر از برف بود، اما آنجا سرسبز و خرم. واقعا حقش بوده که اسمش را خرمشهر بگذارند... اتوبوس به طرف چپ پیچید و وارد محوطه عمارتی چند طبقه و بزرگ شد. آنجا همان هتل پرشن بود... سوالات زیادی در ذهنم بود. برخی سوالات را با فتح‌الله در میان می‌گذاشتم. پاسخ برخی را او هم نمی‌دانست، مثل همین هتل پرشن... یکی از بچه‌های سپاه خرمشهر آمد داخل سالن و برای ما صحبت کرد. اول درباره وضعیت کلی جنگ مقدمه‌ای گفت. بعد رفت سر اصل مطلب و گفت: «شما به کوت شیخ یا منصورون می‌رید.» این دو نام برایم خیلی آشنا بود. هرچه فکر می‌‌کردم، یادم نمی‌آمد این نام‌ها را کجا شنیده‌ام. بعد که توضیح داد فهمیدم در اخبار اسمشان را شنیده‌ام. برادر سپاهی توضیح داد که کوت شیخ کجا واقع شده و وضعیت جبهه کوت شیخ چطور است و ما چطور مستقر می‌شویم و کلی توضیحات که هیچ‌یک را متوجه نشدم. فقط فهمیدم که مأموریتمان سه ماه است. با خودم فکر می‌کردم سه ماه یعنی نود روز. سرم سوت می‌کشید. خیلی بود. تا آن موقع آن‌قدر از خانواده دور نشده بودم...». خاطره اولین عملیات   «فکر می‌کنم روز 12 اردیبهشت‌ماه بود که محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه در جمع نیروهای تیپ حاضر شد. علی فضلی هم که فرمانده تیپ بود، کنار آقای رضایی ایستاد. فرمانده سپاه درباره عملیاتی که قرار بود به‌زودی انجام شود، توضیحاتی داد. می‌گفت مأموریت ما بسیار اهمیت دارد، زیرا اگر عملیات با موفقیت انجام شود، زمینه ای است برای آزادی خرمشهر. من متوجه نشدم آن عملیات چه ربطی به خرمشهر که دویست کیلومتر از آن منطقه دورتر بود، دارد. اما بسیار خوشحال شدم که بالاخره من هم در عملیاتی شرکت خواهم کرد.»   کوت شیخ، سنگر 3،‌از سمت راست: فتح‌اله، حسین کرمی، راننده وانت غذا (1360) خداحافظی آخر «روز 7 دی‌ 1361 فرارسید. باید اول صبح حرکت می‌کردم تا قبل از تاریکی هوا خودم را به تیپ می‌رساندم و صبح 8 دی در صبحگاه حاضر می‌شدم. صبح زود وسایلم را جمع کردم و آماده حرکت شدم. نمی‌دانم چرا حالم جور دیگری بود. یاد دی 1360 افتادم که بعد از پایان دو هفته آموزشی برای مرخصی به منزل برگشتم و 7 دی برای اولین‌بار به جبهه رفتم. همان صحنه تکرار می‌شد. بعد از مرخصی دوباره 7 دی بود. پدرم نبود. مادرم تا جلوی در بدرقه‌ام کرد. نمی‌دانم چرا همه‌چیز با دفعه‌های قبل فرق می‌کرد. گویی نگاه مادرم هم عوض شده بود. نگرانی به وضوح در چهره‌اش دیده می‌شد.. من هم احساس کردم این‌بار شهید می‌شوم. اما به زبان نیاوردم. چون نگرانی‌اش دوچندان می‌شد. دوست داشتم چند دقیقه نگاهش کنم. احساس می‌کردم دیگر او را نمی‌بینم و این بار، بارِ آخر است. به سوی جاده حرکت کردم. چند متر رفتم و دوباره برگشتم و نگاهش کردم. او هم از من چشم برنمی‌داشت. گویا او هم حس می‌کرد این دفعه، دفعه آخر است. چند بار این برگشتن و نگاه کردن تکرار شد تا اینکه به پیچی که سرراهم بود رسیدم. دیوارها دیگر مانع دیدن او شدند و من رفتم.»   عُمری که به دنیا بود   «‌کم کم زردی قبل از طلوع آفتاب پیدا شد. تقریبا جهات شرق و غرب مشخص شد. حدس زدم برای عملیات مشکلی پیش آمده است. ناگهان یک گلوله توپ منفجر شد. صدای انفجار زیاد بود. بلافاصله ترکش بزرگی به سویم آمد. حتی صدای چرخش ترکش را شنیدم. ترکش بزرگی به اندازه یک تخم‌مرغ بود که دقیقا روی جراحتم اصابت کرد. درد زیادی داشت... ناگهان یک دستگاه جیپ که دو نفر در آن سوار بودند، به طرفم آمد. جیپ توقف کرد. یکی از دو سرنشین جیپ کاملا سیاه‌پوست بود. فکر کردم از بچه‌های خودمان‌اند و آن سرنشین ساهپوست اهل جنوب است. اما با خودم گفتم: «بعید است اهل جنوب باشد؛ آن‌ها این‌قدر سیاه نیستند.»... در همین لحظه مرد سیاه‌پوست گلنگدن اسلحه‌اش را که یک قبضه کلاشینکف بود، کشید و لوله تفنگ را به طرفم گرفت. دست روی ماشه برد و آماده تیراندازی شد. عجیب بود که آن لحظه اصلا نترسیدم. آماده اعدام شدم. شاید هم به علت درهم بودن افکارم بود که نمی‌ترسیدم. در هر صورت، خیلی عادی آماده رفتن شدم. اما سربازی که عراقی بود اسلحه او را کنار کشید و نگذاشت اعدامم کند.» آهن‌پاره بازمانده از ماشین پس از اصابت تیر و ترکش (دی‌ماه 1360) اسارت و روزه‌داری «یک هفته به تابستان مانده بود. هوا خیلی گرم بود... ما مبارک رمضان در راه بود. با محب‌الله چند روزی روزه گرفته بودم. اما در ماه مبارک رمضان باید یک ماه پشت سرهم روزه می‌گرفتم. فقط نگران گرما بودم وگرنه گرسنگی که همیشه بود و ما داشتیم به آن عادت می‌کردیم. بیشتر جمعیت آسایشگاه روزی را که احتمال می‌دادند آخرین روز شعبان باشد، به استقبال از ماه رمضان، روزه گرفتند. به علت اینکه تعدادمان زیاد بود، آش صبح را با سطلش کنار گذاشتیم و پتویی دور آن پیچیدیم تا شاید ولرم بماند و فاسد نشود. ظهر نیز پلو را را در سطل دیگری ریختیم و زیر پتو گذاشتیم. غروب بعد از داخل‌باش، وقتی همه به صف نشسته بودیم و منتظر آمدن بعثی‌ها جهت سرشماری بودیم، ضعف و سستی در چهره بچه‌ها هویدا بود. از اذان صبح تا اذان مغرب بیش از هفده ساعت طول می‌کشید و روزه گرفتن در آن هوای گرم بدون هیچ امکاناتی سخت بود...همان دقایق اولیه افطار آب خنک هبانه تمام می‌شد و یک سطل از دو سطل پنجاه لیتری آب را دوباره داخل هبانه می‌ریختیم تا شاید برای آخر شب کمی خنک شود. سطل دوم برای مصرف سحر داخل هبانه ریخته می‌شد...».    محرم در اردوگاه...   محرم سال 1364 اوایل مهرماه شروع شد. این ماه از جهات بسیاری برای ما، نسبت به زمانی که در ایران بودیم، متفاوت بود. وقتی در روضه‌ها می‌گفتندقوم ظالم به اهل‌بیت ظلم‌ها کردند برایمان قابل‌فهم بود. وقتی از کاروا اسرا می‌شنیدیم به خوبی درک می‌کردیم چه سختی‌هایی را تحمل کرده‌اند. وقتی از غل و زنجیر امام سجاد صحبت می‌شد، وقتی از کتک خوردن اسرا در عصر عاشورا صحبت می‌شد، وقتی از تشنگی می‌شنیدیم، بخش کوچکی از سختی‌ اهل بیت را متوجه می‌شدیم. در ایران، در ایام محرم، جز عزاداری و سوگواری و گوش کردن به سخنرانی‌های مختلف درباره قیام عاشورا، مراسم نذری دادن هم هست؛ به‌خصوص شربت و حلیم. محرم سال 1364 برای اولین بار مقداری بلغور (گندم خرد شده) به آشپزخانه آوردند و صبح عاشورا به هر آسایشگاه یک غصعه حلیم دادند. حلیم را آشپزهای خودمان درست کرده بودند که به دلیل وقت کم و نبود گوشت کافی، کیفیت خوبی نداشت. ولی هرچه بود، برای ما عالی بود. باورنکردنی بود. یاد حلیم‌های محل خودمان افتادم؛ به‌خصوص حلیم کُلَنگانِه.» خرمشهر، کوت‌شیخ، نمای بیرونی سنگر 3 (دی‌ماه 1360) آزادی در نبود مادر نیم ساعت از تماس تلفنی‌ام با خانواده گذشته بود. خراسانی از پشت سر دستش را بر شانه‌ام گذاشت و گفت: «حاج آقا اومد.» به در ورودی نگاه کردم. پدرم با محمود و حسن در حال ورود به مقر سپاه بودند. با چشم دنبال من می‌گشتند. میخکوب شده بودم. پدرم پیر شده بود. همه محاسنشش سفید و چهره‌اش شکسته شده بود. محمود و حسن کمتر تغییر کرده بودند. به طرف آن‌ها رفتم. پدرم تا چشمش به من افتاد بر زمین افتاد. فکر کردم بیهوش شده است. اما نه، به سجده رفته بود. بعد از سجده شکر بلند شد و دست در گردنم انداخت. هرسه دورم را گرفته بودند و مرا در آغوش می‌فشردند. همگی گریه می‌کردیم. پدرم گفت: «پسرم اومدی؟ خدایا شکر... مادرت خیلی چشم انتظارت بود.» مرتب نگاهم می‌کرد و مرا می‌بوسید. من هم فقط گریه می‌کردم.»  ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 25 Aug 2018 11:03:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264599/روایت-ایثار-آزادگی-لرستان-اردوگاه-اسارت رونمایی و جشن امضای «نقاب‌ها» در پاتوق کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264604/رونمایی-جشن-امضای-نقاب-ها-پاتوق-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آئین رونمایی از کتاب «نقاب‌ها (جریان‌شناسی نفوذ در تاریخ انقلاب اسلامی)» با حضور محمدعلی الفت‌پور نویسنده ناشر این اثر، عصر چهارشنبه 7 شهریور در پاتوق کتاب تهران، توزیع‌کننده اصلی کتاب برگزار می‌شود. از این نویسنده پیش از این کتاب‌های «بازگشت از نیمه راه» و «چهل تدبیر» پرتیراژترین کتابهای تاریخی درباره انقلاب اسلامی، به چاپ رسیده است. این آیین همزمان با آغاز جشنواره قرعه‌کشی یک میلیارد و پانصد میلیون ریالی پاتوق کتاب، از ساعت 16 تا 18 چهارشنبه 7 شهریور در فروشگاه پاتوق کتاب تهران، واقع در خیابان انقلاب، ضلع شمال شرقی، چهارراه کالج برگزار خواهد شد. پیش فروش این کتاب از یکم شهریور 1397 در پاتوق کتاب تهران با تخفیف ویژه 20 درصد آغاز شده است. این کتاب در وبسایت ketabroom.ir و ketabkhon.ir پیش‌فروش می‌شود. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 25 Aug 2018 10:38:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264604/رونمایی-جشن-امضای-نقاب-ها-پاتوق-کتاب ما هرگز در پذیرش اعضا تنگ‌نظری و سخت‌گیری بی‌دلیل نداشتیم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264538/هرگز-پذیرش-اعضا-تنگ-نظری-سخت-گیری-بی-دلیل-نداشتیم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): نشست‌های نقد داستان روزهای سه‌شنبه حوزه هنری قدیمی‌ترین نشست‌های ادبی در کشور است. این نشست‌ها از سال 1363 به بعد به صورت عمومی و با حضور افرادی خارج از حوزه ادامه یافت و تا به امروز هم برگزار می‌شود. چند سال پیش گزیده‌ای از داستان‌های برخی از اعضای این جلسات با عنوان «سه‌شنبه‌های دوست‌داشتنی» به همت محمدرضا سرشار گزینش و منتشر شد. اخیرا دومین گزیده آثار این اعضا به نام «مثل روزهای زندگی» از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است. با محمدرضا سرشار درباره سابقه این نشست‌ها و دستاوردهای آن گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:  نشست‌های داستان‌خوانی روزهای سه‌شنبه در ابتدا مختص اعضای حوزه هنری بود. درباره سابقه این نشست‌ها و همچنین روال اولیه آن که تنها مخصوص اعضای حوزه هنری بود کمی توضیح دهید و بگویید چه شد که ورود به این نشست‌ها برای همه آزاد شد؟ جلسات نقدوبررسی داستان به طور جدی و پی‌گیر در بعد از انقلاب اسلامی آغاز شد. قبل از آن  نشست‌هایی وجود داشت که محدود به جمع‌هایی چهارپنج نفره در میان نویسندگان شناخته‌شده  بود و به طور نامنظم برگزار می‌شد. شاید بشود گفت اولین جلسات  به طور موثر و به صورت جریان فراگیر و منظم ازحدود سال 1359 در حوزه اندیشه و هنر اسلامی که در حال حاضر به نام حوزه هنری شناخته می‌شود برگزار می‌شود. این جلسات تا چند سال کاملا داخلی و مخصوص اعضا ادبیات حوزه هنر بود. بنده در سال 1363 در مهر ماه وارد حوزه هنری شدم و از همان ماه‌های ابتدایی به مسئولیت بخش داستان حوزه ادبیات گمارده شدم و این جلسات را عمومی کردم.  من موجبات شرکت اهل قلمی که به انقلاب و اسلام متعهد بودند را در این جلسات فراهم کردم.  هر جلسه با ده‌ها نفر تشکیل می‌شد و همچنین اعضا ثابت بخش ادبیات هم وظیفه خود می‌دانستند که در این جلسات شرکت کنند و تجربیات خود را در اختیار نویسندگان جوان‌تر قرار دهند. اتفاقا سوال بعدی ام درباره شرکت‌کنندگان این جلسات است. چه نویسندگانی در این جلسات حضور داشتند؟ اعضای گروه مانند آقای عموزاده خلیلی،‌محسن سلیمانی، حسن احمدی و از جوان‌ترها مهرداد غفارزاده و همچنین اعضای شعر مانند مرحوم سید حسن حسینی و مرحوم قیصر امین پور  هم در جلسات شرکت و در بحث ها حضور فعال داشتند. سعی بر این بود تا هر کسی را که در راه آرمان‌های اسلامی و انقلابی قلم می‌زند کمک کنیم. در آن زمان که هنوز محسن مخملباف راهش را از انقلاب جدا نکرده بود،‌  گاهی داستان‌های خود را قبل از انتشار در آن جلسات در بوته نقد می‌گذاشت. مخملباف دو تا از داستان‌های خود را در این جلسات خواند و داستانی به نام « جراحی روح» از او در این جلسات خوانده و نقد شد. جلسات روزهای سه‌شنبه همیشه در این روز حفظ شد و حتا ساعت برگزاری آن تغییر نکرد. جالب این بود که کسانی هم که بعدها در خارج از حوزه هنری جلساتی برگزار کردند، در روزهای سه‌شنبه بود. این جلسات طی این سال‌ها از سال 63 به بعد همیشه بدون وقفه ادامه داشت. البته مسئولان واحد داستان تغییر کردند. یک دوره که مسئول مستقیم نداشت. یک دوره من بودم و دوره‌ای هم محمد آوینی برادر مرتضی آوینی مدیریت را به عهده داشت. در دهه 70 حوزه هنری مسیرش را از آن مسیر اولیه تغییر داد و به مسیری کمتر انقلابی و ارزشی سوق پیدا کرد. دست افرادی افتاد که خودشان آن وزن لازم را نداشتند که محور این جلسات قرار بگیرند. این شرایط سه تا چهار سالی به طول انجامید و من با تلاش‌هایم جلسات را به مسیر درستش برگرداندم و خانم راضیه تجار را  برای  اداره جلسات به عنوان مسئول انتخاب کردیم. از سال 1381 به بعد بنده تا به امروز به مدت 16 سال است که این جلسات را بی وقفه اداره می‌کنم.  در این نشست‌ها اهل قلمی که از نظر قلمی جوان هستند مدام تغییر می‌کنند و هر دوره با گروه هایی جدید روبه‌رو می‌شویم. در این جلسات صرفا داستان‌خوانی انجام می‌گیرد یا تکنیک‌های داستان‌نویسی هم آموزش داده می‌شود؟ حوزه هنری هم کلاس‌های آموزش داستان دارد هم این جلسات را. این جلسات معمولا برای کسانی برگزار می‌شود که کلاس‌های مبانی داستان را چه در حوزه و چه زیرنظر استادانی که مورد تایید حوزه باشند،‌گذرانده باشند. شرط ورود به نشست‌های سه‌شنبه برای کسانی که دوره‌ای نگذرانده‌اند، ارائه سه داستان کوتاه قابل قبول است. می‌شود گفت این جلسات کارگاهی است. مهم‌ترین محور اتفاقات این نشست‌ها،‌خوانش و نقد داستان‌های اعضا است. البته گاهی در هر فصل یک رمان هم نقد می‌شود. درون‌مایه این رمان‌ها هم مذهبی و انقلابی است؟ همیشه اینطور نیست. رمان‌هایی مطرح می‌شود که ارزش نقد داشته باشند یا اینکه رمان‌هایی که بی‌دلیل مطرح شده‌اند، دلایل پرفروش‌شدن‌شان و شهرت اثر مورد بحث قرار می‌گیرد. البته در یکی دوسال اخیر رمان‌های حوزه انقلاب را نقد کرده‌ایم. بنا در این جلسات بر این است که از تحت‌تاثیر قرارگرفتن در جوهای کاذب نجات پیدا کنند. یک بخشی از این جلسات به نقد آثار شاخص اختصاص دارد. حتا داستان‌هایی که به لحاظ محتوایی مجوز انتشار نداشته شامل این نقد می‌شود چون استدلال‌مان این است که شرایط داستان‌نویس با فرد عادی که مصرف‌کننده داستان است فرق می‌کند. ما آثار بسیاری از صادق هدایت،‌ بزرگ علوی و نویسندگان خارجی مانند مارکز را نقد کرده‌ایم. چه نویسندگان شاخصی محصول این نشست‌ها بوده‌اند و بعد از شرکت در این نشست‌ها صاحب اثر شده باشد؟ هنگامی که مسئولیت بخش داستان واحد ادبیات را پذیرفتم، برای اولین بار یک کلاس رسمی آموزش داستان‌نویسی در سال 1365 برگزار کردم. در آن زمان کسی که بتواند تمام عناصر داستان را به تنهایی درس بدهد نداشتیم و به همین جهت عناصر شش گانه داستان را تقسیم و هر مبحث را به یک  نفر واگذار کردیم. از دکتر گلزاری برای بخش شخصیت پردازی استفاده کردیم و مرحوم سید حسن حسینی بخش دیگری از این مباحث را درس داد. در آن دوره فقط هشت نفر از توابین گروه‌های سیاسی از سازمان منافقین، چریک‌های فدایی خلق و با حبس‌های پنج سال به بالا  پذیرفته شدند و برخی از آن‌ها صاحب کتاب شدند و حتا تعدادی از آن‌ها در راه آرمان‌های انقلاب قلم زدند و تبدیل به چهره‌های شاخصی شدند. شما اسامی آن‌ها ار می‌دانید اما از پیشینه آن‌ها اطلاعی ندارید. ما هرگز در پذیرش اعضا تنگ‌نظری و سخت‌گیری بی‌دلیل نداشتیم. در همان دوره اول برگزاری، عده بسیاری شرکت کردند. این کلاس‌ها به صورت تفکیکی آقا و خانم با تعداد بیش از 40 نفر در هر کلاس تشکیل شد که از این دوره بیش از 17 نفر نویسنده درآمد که امروز همگی شناخته‌شده و برنده جوایز مختلف هستند. مانند چه کسانی؟ می‌توانید نام ببرید؟ بله. از  آقای محسن مومنی رییس فعلی حوزه هنری بگیرید تا تا راضیه تجار و محمدعلی گودینی،‌ علی‌اکبر والایی،‌ زهرا زواریان،‌ جواد جزینی،‌ سمیرا اصلان‌پور فروزنده خداجو و... این نویسندگان هنوز هم در حوزه هنری فعالند؟ اغلب ماندند و برخی از این افراد هنوز هم هستند. مانند خانم اصلان‌پور و خانم تجار و این افراد حوزه هنری را خانه اول خود می‌دانند. فعالیت این نشست‌ها تنها به نقدو خوانش ختم می‌شد؟ غیر از آموزش‌های کلاسی، آموزش‌های غیرحضوری هم داشتیم. برای کسانی که امکان حضور نداشتند. داستان‌های این افراد به صورت مکاتبه‌ای نقد می‌شد. به آن‌ها اموزش داده می‌شد و از آن جمله افراد می‌توانم از مرحوم فیروز زنوزی جلالی نام ببرم که اولین داستان‌شان را در گاهنامه داستان خودم چاپ کردم تا محمدرضا بایرامی و داود غفارزادگان، ابراهیم حسن‌بیگی،‌ جلال توکلی،‌ مجیددرخشانی،‌مریم ضمانتی‌یار و امثال آن‌ها که الان صاحب آثار متعدداند. آثار ایشان از طریق مکاتبه نقد و ارسال می‌شد. آن‌ها هم دوباره کارهایشان را اصلاح کرده و می‌فرستادند. شاید برایتان جالب باشد که بگویم برخی از این داستان‌ها بعد از چند بار فرستادن و اصلاح و نقد هم باز نیاز به اصلاح داشت. آن شخص مسئول پاسخگویی مجبور می‌شد که در نهایت خودش آن داستان‌ها را دوباره بازنویسی کند و برخی از این آثار ویراستاری غلیظی لازم داشت. ولی این چیزها هرگز قید نمی‌شد. مجموعه کتاب‌های «گاهنامه داستان» که به بیش از سی عنوان رسید و در سوی حوزه هنری چاپ می‌شد، حاصل هنرجویان مکاتبه‌ای و راه دور حوزه هنری بود.  یک دوره مسول اولیه آن مرحوم محسن سلیمانی بود و بعد هم من و یک دوره هم داریوش عابدی و این کار ادامه داشت. در واقع این دو کتابی که تحت عناوین «سه‌شنبه‌های دوست‌داشتنی» و « مثل روزهای زندگی» منتشر شده‌اند ادامه همان راه است. البته این آثار محصول مخاطبان حضوری این نشست‌ها بوده است. «مثل روزهای زندگی» یک اسم فراگیر کلی است که مضمون کلی داستان‌های این کتاب را دربرمی‌گیرد و به علت اعمال تمایز با کتاب قبلی این نام را در نظر گرفتیم. به طور کلی هدف اصلی این نشست‌ها  چه بوده است؛ پرورش نویسنده  یا نقد داستان؟ اصولا در کلاس‌های آموزش داستان مانند مبانی داستان هم  هنرجویان در پایان دوره یکی از این چند حالت را پیدا می‌کنند،؛‌در بهترین حالت این‌ها نویسنده می‌شوند. در رده بعدی منتقد می شوند و در رده سوم اگر نویسنده و منتقد نشوند می‌توانند این مباحث را تدریس کنند و در پایین‌ترین رده، آن‌ها داستان‌شناس می‌شوند و بعد از آن هر داستانی را نمی خوانند و ارتقا ذوق ادبی پیدا می‌کنند. در این کلاس‌ها هیچ‌کس بی‌بهره نمی‌ماند و حتا برخی از این افراد مدیر هنری برخی سازمان‌ها و رسانه‌ها می‌شوند. این جلسات هم این نقش را داشته است. برخی از کسانی که این جا می‌آمده‌‌اند بعد از مدتی توانایی نقدشان بیشتر از داستان نویسی می‌شد که البته به نظرم نیاز امروز به منتقدان هم زیاد است. بحث دیگر هم فضای اخلاقی و معنوی این جلسات است. حوزه هنری سالم ترین فضا را برای جوانها و خانم‌ها فراهم کرده و روابط افراد از حد شرعی و عرفی تجاوز نمی‌کند و از این نظر اعتماد بسیاری از خانواده‌ها را به خود جلب کرده و افتخار این بخش هم کمتر از بخش علمی آن نیست.     ]]> دین‌ Wed, 22 Aug 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264538/هرگز-پذیرش-اعضا-تنگ-نظری-سخت-گیری-بی-دلیل-نداشتیم فخرزاده: متن کتاب تا حد زیادی تسلیم خاطره‌گو است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264549/فخرزاده-متن-کتاب-حد-زیادی-تسلیم-خاطره-گو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از سلسله نشست‌های سه‌شنبه‌های کتاب در موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، امروز (30 مردادماه) نشست نقد و بررسی کتاب «حاج حسن» که به خاطرات سردار حسنعلی سواریان اختصاص دارد، در موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد.   سردار حسنعلی سواریان، راوی، فرامرز نوروزی تبریزی‌نژاد، تدوین‌گر کتاب، حجت‌الاسلام والمسلمین سعید فخرزاده، مسئول واحد تاریخ شفاهی حوزه هنری و محمد محمدی‌نیا به‌عنوان منتقد در این نشست حضور داشتند.   حجت‌الاسلام فخرزاده که به‌عنوان منتقد در این نشست حضور داشت، با بیان اینکه امیدوارم با نقل این خاطرات، فرهنگ ایثار و مقاومت به نسل امروز منتقل شود، گفت: هر خاطره یا حادثه‌ای لزوما تاریخ نیست. شاید بتوان به حرف‌هایی که در ذهن یک فرد باشد هم خاطره گفت که یک مساله فردی است. موضوع تاریخ، موضوعی است که توانسته باشد جریانی را در بیرون و سطح عمومی شکل داده باشد.   وی افزود: مصاحبه گر در مصاحبه اطلاعات موردنیاز را جمع‌آوری و تدوین می‌کند. به‌طور طبیعی هر سه صفحه مصاحبه یک صفحه کتاب می‌شود و با توجه به اینکه در این زمینه 30 ساعت مصاحبه انجام شده، باید خروجی آن بعد از پیاده‌سازی حدود 700 صفحه باشد که با احتساب مقدمه و منابع و فهرست و ضمائم، تعداد صفحات کتاب به حدود 350 کلمه می‌رسد. این کتاب 446 صفحه است. با این احتساب، احساس می‌کنم نویسنده حذف و اضافه زیادی روی متن مصاحبه انجام نداده و متن تا حدود زیادی تسلیم خاطره‌گو است و تدوین‌گر بیشتر در نقش تنظیم‌کننده بوده است.   مسئول واحد تاریخ شفاهی حوزه هنری، ‌تصریح کرد: روند بیان خاطرات در این کتاب نشانگر این است که مصاحبه‌شوند بیشتر شوق بیان خاطرات داشته تا اینکه در جریان مصاحبه صحبت کند. در حالی‌که مصاحبه، گفت‌وگوی چالشی بین دو طرف است.   حجت‌الاسلام فخرزاده، ادامه داد: راستی‌آزمایی متن به قوت کتاب اعتبار می‌بخشد. تدوین‌گر در جهت  اعتمادسازی برای مخاطب باید به این موضوع اشاره می‌کرد. اینکه چرا یک اثر راستی‌آزمایی می‌شود به این دلیل است که مخاطبان آینده که سردار را نمی‌شناسند و دفاع مقدس را ندیده و لمس نکرده‌اند، می‌خواهند بدانند این داستان و خاطرات چقدر واقعیت دارد. این نوع تحقیقات و پژوهش‌ها، نیاز به راستی‌آزمایی دارد.   وی همچنین گفت: یکی از نقاط قوت این کتاب، پاورقی‌های آن است که نویسنده سعی کرده پاورقی‌ها با موضوع کتاب تطبیق داشته باشد. البته در برخی موارد توضیح واضحات ارائه شده و برخی موارد نیز نیاز به توضیحات بیشتر و کامل‌تر دارد. همچنین فصل‌بندی و قطعه‌بندی موضوعات به تنفس در خواندن به‌ویژه برای نسل جوان کمک می‌کند که از نقاط قوت کتاب است.   مسئول واحد تاریخ شفاهی حوزه هنری، افزود: یک نوع ضعف گفتار در متن کتاب وجود دارد که مربوط به راوی نیست و به تدوین‌گر برمی‌گردد. نویسنده باید رفت و برگشت‌های زمانی و پراکندگی‌ها را تنظیم کند. در برخی رفت و برگشت‌های متنف هیچ استدلال منطقی وجود ندارد. نکته دیگر اینکه به دلیل طولانی بودن خاطرات سردار، قطعا اسامی زیادی ذکر می‌شود که تا اندازه‌ای برای مخاطب ثقیل است. حال در کنار آن به موضوعاتی هم که چندان به اصل روایت مربوط نیست، مطرح و به نام‌ها و موضوعاتی دیگر هم اشاره می‌شود که گرهی تازه در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. در برخی موارد نیز موضوعات نیمه‌کاره و مبهم رها شده‌اند که نیاز به توضیحات بیشتر دارند.   حجت‌الاسلام فخرزاده در پایان اظهار کرد: این کتاب قابلیت این را داشت که قطورتر باشد. حتی خاطرات مربوط به خود جریان مقاومت که از سوی سردار بیان شده، قابلیت مطرح شدن در یک کتاب به‌طور جداگانه دارد. باید به این نقطه قوت نیز اشاره کنم که انتخاب موضوع کتاب بسیار بجا و هوشمندانه صورت گرفته است. میزان دخالت مصاحبه‌گر در سند نهایی مشخص نیست محمد محمدی‌نیا، دیگر منتقد حاضر در این نشست، نقد خود را از عنوان کتاب آغاز کرد و گفت: در عنوان کتاب، نام سردار برجستگی خاصی دارد که او را محور قرار می‌دهد. از آنجا که ادوات و تجهیزات موضوع محوری خاطرات کتاب است، شاید می‌شد نام کتاب برگرفته از این مورد باشد. همچنین در زیرتیتر عنوان کتاب «تاریخ شفاهی سردار حسنعلی سواریان» درج شده که به‌نظر من ترکیب درستی نیست. تاریخ شفاهی به‌عنوان یک شیوه مطرح است که چسباندن آن به نام سردار به‌نظر درست نیست. اگر به‌جای تاریخ شفاهی، واژه خاطرات نوشته می‌شد، بهتر بود.   وی ادامه داد: طرح سیاه و سفید جلد کتاب نیز برای یک موضوع جنگی چندان مناسب نیست. این کتاب 446 صفحه دارد ولی در فهرست 332 صفحه قید شده است! همچنین برای 9 فصل کتاب هیچ عنوانی انتخاب نشده که می‌شد براساس موضوع محوری هر فصل، عنوانی برای آن برگزید. اما به‌نظر من بزرگترین ایراد این کتاب، عدم درج پرسش‌ها است. این مساله باعث می‌شود مخاطب یا منتقد نتواند ارزیابی درستی از مصاحبه داشته باشد. این مساله می‌تواند ناشی از زیرکی تدوین‌گر یا سلیقه او باشد.   این منتقد بیان کرد: در بخشی از مقدمه کتاب آمده که برخی از مطالب و اطلاعات از متن مصاحبه‌ها حذف شده که علت آن درج نشده است. همچنین اشکالاتی نیز در برخی کلیدواژه‌ها و پانوشت‌ها از لحاظ تاریخی و نگارشی دیده می‌شود. توالی تاریخی خاطرات نیز در بخش‌هایی دچار بهم ریختگی است.   محمدی‌نیا در بیان برخی از نقاط قوت کتاب نیز گفت: در جای جای کتاب به ابتکارات جنگی اشاره شده که جالب و جذاب است. این ابتکارات جنگی می‌تواند در یک مجموعه مستقل و جذاب ارائه شود. برخی از خاطرات و دیالوگ‌های اثر بسیار زیبا هستند که از نقاط قوت اثر محسوب می‌شوند. ترویج ارزش‌هایی که در کتاب بیان شده، می‌تواند منشأ بزرگی از فرهنگی باشد که داریم که در بخش‌های زیادی از این فرهنگ غفلت شده است. بسیاری از واقعیت‌های جنگ و اسناد از طریق امثال سردار سواریان می‌تواند به درستی به نسل‌های آینده منتقل شود. همچنین ارائه فهرست اعلام نیز یکی از ویژگی‌های مثبت کتاب است.   وی در بخش پایانی نقد خود افزود: به برخی از ماجراهای کتاب تنها اشاره کوتاه شده و توضیحات تکمیلی ارائه نشده است. همچنین مشخص نیست میزان دخالت مصاحبه‌گر در سند نهایی چقدر بوده است. در برخی موارد ایرادات نگارشی هم وجود دارد. حتی یک مورد قلاب در متن کتاب ندیدم که احساس کردم در صداقت یا مهارت ویراستار اشکال وارد است. احساس می‌کنم رعایت موارد نگارشی و استفاده از علامت‌های نگارشی، لازمه یک کار تاریخ شفاهی است. برخی عکس‌ها نیز بدون زیرنویس و تاریخ هستند. در مواردی نیز توالی تاریخی رعایت نشده است.   همه مردم نظامی نیستند سردار حسنعلی سواریان، راوی کتاب نیز در این نشست با اشاره به کلیاتی از موضوع کتاب و بیان برخی خاطرات، اظهار کرد: با نظر منتقد درباره انتخاب نام کتاب موافقم و من هم با این عنوان موافق نبودم. نکته دیگر اینکه برخی موارد دچار ابهام است و برخی موضوعات نیز نیاز به توضیحات بیشتر دارد. مردم می‌خواهند کتاب را بخوانند و همه مردم هم که نظامی نیستند. باید ابهامات توضیح داده شوند.   داستان‌سرایی و غلو در این اثر وجود ندارد فرامرز نوروزی، تدوین‌گر کتاب «حاج حسن» درباره روند تولید این کتاب، گفت: از سال 1390 کار انجام مصاحبه‌ها آغاز شد. حدود 30 ساعت مصاحبه که بخشی در تهران و بخشی در اهواز بود، صورت گرفت. هر قسمت از مصاحبه‌ها نیز پس از پیاده‌سازی به تایید و امضای سردار سواریان می‌رسید.   وی با اشاره به علت انتخاب سردار سواریان برای انجام مصاحبه و تدوین کتابی در این موضوع، بیان کرد: دفاع مقدس پر از فراز و نشیب و نقاط مبهم است که بعد از گذشت چند دهه هنوز هم وجود دارند. یکی از مواردی که از دوران دفاع مقدس مغفول مانده، پرداختن به بحث ادوات و توپخانه است. حتی به نیروهای رزمنده خرمشهر نیز کمتر پرداخته شده و تنها کتاب «دا» در این زمینه تدوین شده است. البته خاطرات پراکنده از فرماندهان و رزمندگان وجود دارد، ولی کامل و تدوین شده نیست و کتاب «حاج حسن» تقریبا نخستین کتاب کامل به‌ویژه در زمینه ادوات و توپخانه است. وقتی جنگ شروع شد، نیروهای ما حسرت سلاح‌هایی مانند خمپاره را داشتند. سردار سواریان، نمادی از ادوات و توپخانه در آن روزهاست و این انگیزه‌ای شد که به این موضوع بپردازیم.   نوروزی در پاسخ به برخی نقدهایی که از سوی منتقدان به این اثر وارد شد، افزود: اینطور نبوده که در این مصاحبه، مصاحبه‌گر تسلیم مصاحبه‌شونده بوده باشد. من خودم به شخصه شاهد بسیاری از ماجراهایی که از زبان سردار سواریان نقل شد، بودم و به این علت در جاهایی سکوت می‌کردم و اجازه می‌دادم سردار راحت‌تر خاطرات را مطرح کند. این نویسنده تصریح کرد: درباره این موضوع که آیا کتاب راستی‌آزمایی شده یا نه، به جرأت می‌گویم هرچه در کتاب آمده، از سوی سردار تایید و امضا شده است. هیچ موردی از داستان‌سرایی و غلو در این اثر وجود ندارد. درباره عنوان کتاب نیز باید بگویم که نماد ادوات و تجهیزات در سپاه و خرمشهر بوده و بحث ما هم در این کتاب، ایجاد این امکانات در سپاه است. نیروهای ارتش در این زمینه کاملا آموزش دیده بودند، ولی سپاه بدون هیچ آموزشی از صفر شروع کرد و در مدت دو هفته به همت نیروهای ارتش آموزش‌های لازم داده شد و توپخانه در سپاه راه افتاد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 22 Aug 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264549/فخرزاده-متن-کتاب-حد-زیادی-تسلیم-خاطره-گو نگاه ما در چهلمین سال انقلاب اسلامی باید معطوف به ترکیب‌سازی ظرفیت‌ها باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264526/نگاه-چهلمین-سال-انقلاب-اسلامی-باید-معطوف-ترکیب-سازی-ظرفیت-ها-باشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دومین نشست کارگروه ستاد چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صبح امروز سه‌شنبه (30 مرداد) با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، روسای کارگروه‌ها و نمایندگان نهادهای مختلف در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.   سیدعباس صالحی در این نشست بیان کرد: مساله چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی را می‌توان با دو نگاه دید که هریک برنامه‌ها و تعریف‌های خود را دارند. نگاه نخست این است که مانند هر حوزه‌ای که به عددهای خاص می‌رسد نوعی نگاه مناسبتی، تکریمی، شعائری و مناسکی وجود دارد که نگاه خوبی است. شعائر بخشی از نگاهداشت ارزش‌ها، باورها و نگرش‌ها است. این نگاه نه تنها غلط نیست بلکه مطلوب بوده چون گامی به پیش است.   وی در تبیین نگاه دوم ادامه داد: در عین حفظ نگاه اول نگاهی در سطح بالاتر نیز وجود دارد. به چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی می‌توان به‌عنوان یک ایستگاه تجدیدقوا و توانمندسازی انقلاب نگاه کرد این ایستگاه به ما فرصت می‌دهد به دهه‌های پنجم و ششم توانمندتر، کارآمدتر و قدرتمندتر نگاه کنیم. ما به این نگاه بسیار نیازمندیم. دشمنان انقلاب و نظام اسلامی در یک خیال خامی هستند و این مقطع را به‌عنوان ضربه کاری و یا به زعم خود ضربه نهایی تلقی می‌کنند. ما می‌توانیم این مقطع را به مقطع فرصت‌سازی مجدد برای رهاسازی انرژی‌های جدید برای انقلاب تبدیل کنیم. باید دید چگونه می‌توان این مقطع را به مقطعی برای تجدید قوای نظام، انقلاب، اسلام و تشیع تبدیل کنیم. این نگاه اقتضائات خود را دارد و نیاز به برنامه‌ریزی و هماهنگی است. با این نگاه مسئولیت‌هایی داریم که طبعا بخشی از برنامه‌ها باید معطوف به آن‌ها باشد.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اظهار کرد: باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم که در برنامه‌ها این رویکردها را تبیین کنیم باید بتوانیم چهلمین سال انقلاب اسلامی را فرصتی برای انسجام داخلی و وحدت اسلامی بدانیم. انقلاب از شروعش و در ادامه در دوران دفاع‌مقدس و تا امروز جوهره آن با وحدت اسلامی همراه بوده است. بحث وحدت کلمه چیزی است که کانون پیام و کلام امام بود. اینکه چگونه می‌توانیم انسجام داخلی خود را در فضای سیاسی، حقوقی و دیگر فضاها افزایش و ارتقا دهیم. این یکی از رویکردهایی است که اگر در چهل‌سالگی نسبت به آن قوی‌تر عمل کنیم به یک بیمه‌سازی مجدد برای دهه پنجم انقلاب کمک کرده‌ایم.   سیدعباس صالحی افزود: هراندازه بتوانیم زمزمه‌های اختلافات را کاهش دهیم دهه پنجم انقلاب را بیمه‌سازی کرده‌ایم. باید بتوانیم برای ورود به دهه پنجم انقلاب فضای اجتماعی را آرام‌تر کنیم.   وی در ادامه با اشاره به اصل مهم ارتقای اعتماد بین مسئولان و مردم تصریح کرد: آنچه انقلاب را پدید آورد اعتماد بین مردم و مسئولان سیاسی انقلاب بود. رمز استمرار و بقا در این حوزه نهفته است. اینکه ما در چهل‌سالگی انقلاب به این اندیشه برسیم که چگونه می‌توان گسل‌های کم‌اعتمادی را کاهش داد و یا خطوط اتصال اجتماعی مردم و مسئولان را محکم‌تر کرد. این نگاه به حد توانمندترکردن انقلاب اسلامی بسیار موثرتر است. نکته دیگر مربوط به کاهش و مقابله با فساد چه در عرصه اداری و چه در عرصه اقتصادی است چه به شکل فردی، خوشه‌ای یا شبکه‌ای. رهبری در صحبت‌های اخیر خود بارها اذعان کرده‌اند که فساد موخوره نظام‌های مردمی است. در نظام‌های مردمی بیش از هر چیز فساد می‌تواند اختلال ایجاد کند و مثل یک موخره نظام را در هم بریزد یا دچار اختلال کند. البته گاهی بین فساد و احساس فساد فاصله معناداری وجود دارد. در میان مسئولان نظام هم افراد پاک‌دست کم نیستند ولی مسئله مقابله با فساد بسیار جدی است. اگر بتوانیم در چهلمین سال انقلاب اسلامی پاک‌زیستی اقتصادی و اداری را تقویت کنیم می‌توانیم جدیت نظام را در این امر نشان دهیم. این امر و اعتمادسازی در این حوزه می‌تواند در دهه پنجم انقلاب به کار آید.   مقام عالی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: مساله مهم دیگر مقابله با جنگ روانی دشمنان است امروز تصور عقیم دشمنان انقلاب این است که می‌توانند چهلمین سالگرد را به‌عنوان فرصتی برای زدن ضربه کاری به جمهوری اسلامی قرار دهند اگر بتوانیم به امداد رهنمون‌های رهبری و با عنایات الهی فضای اجتماعی را سامان ببخشیم این فرصتی است برای مقابله با جنگ روانی دشمنان است. دشمن در یک جنگ روانی همه‌جانبه به‌زعم خود در این خیال است که می‌تواند ما را زمین‌گیر کند. رویکرد دیگر این است که می‌توانیم یک تجربه جدید برای مواجهه با توطئه‌های دشمنان برای دهه پنجم پیدا کنیم که این امر با وحدت و همدلی و هم‌افزایی ممکن است. تدبیر و بصیرت مردم و نظام در مقابله با این جنگ روانی بیمه‌ای برای دهه پنجم انقلاب است. این امر را می‌توانیم به‌عنوان فرصتی برای ارتقای سطح آگاهی اجتماعی از زمان پیدایش و روند انقلاب در چهل سال اخیر قرار داد.   سیدعباس صالحی ادامه داد: حدود 80درصد جامعه، انقلاب را از نزدیک ندیده‌اند و فقط از طریق صحبت‌های پدر و مادر و یا کتاب‌هایی که در این حوزه منتشر شده درباره انقلاب شنیده‌اند. چهل سالگی انقلاب فرصتی است که برای جامعه 80 درصدی که انقلاب را ندیده و لمس نکرده آگاهی‌بخشی را ارتقا دهیم. اگر در کنار نگاه شعائری یک نگاه به‌عنوان ایستگاه تجدیدقوا هم داشته باشیم با این نگاه‌ها باید بکوشیم ظرفیت‌ها را در کنار هم تجمیع کنیم. بیش از گذشته باید تلاش کنیم که ظرفیت‌ها را به هم وصل کنیم. از آرم‌های نهادی فاصله بگیریم و همه در یک اقیانوس و در یک مسیر حرکت کنیم در این صورت است که می‌توانیم زنده و سرزنده باشیم. همه حرکت‌هایی که در چهل‌سالگی انقلاب اسلامی انجام می‌دهیم باید با نگاه ترکیب‌سازی ظرفیت‌ها باشد. با این نگاه و رویکرد می‌توانیم رو به جلو حرکت کنیم.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان کرد: نکته دیگر دولتی‌زدایی از این حرکت‌هاست. هرچقدر این مناسبت‌ها را دولتی برگزار کنیم این تصور ایجاد می‌شود که نظام می‌خواهد از خود دفاع کند باید بسترها را فراهم و آرم‌ها را دور و برچسب‌های‌ حاکمیتی را کم‌رنگتر کنیم تا یک احساس واقعی از حضور و مشارکت مردم ایجاد شود. چرا که مردم پایگاه‌های اصلی انقلاب بودند که همچنان باید دیده شوند. همچنین تنوع قالب‌ها و ابزارهای کاری به‌ویژه قالب‌های جدید و موثر و چندرسانه‌ای کردن این قالب و استفاده از ظرفیت فضای مجازی می‌تواند بسیار تاثیرگذار باشد.   وی در پایان تاکید کرد: کودکان و نوجوانان و جوانان را در این فضا باید جدی بگیریم اینها نسلی هستند که فضای ناآگاهی‌های فراوانی را تجربه کرده‌اند مخاطبان اصلی این حرکت‌ها در چهلمین سال انقلاب اسلامی باید آن‌ها باشند. لذا باید به زبان، ادبیات و ساحت‌های وجودی این جامعه هدف توجه بیشتر داشته باشیم در غیر اینصورت مانند این است که انقلاب را در یک دور تسلسل دوباره برای خودمان تعریف کرده‌ایم. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 21 Aug 2018 07:04:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264526/نگاه-چهلمین-سال-انقلاب-اسلامی-باید-معطوف-ترکیب-سازی-ظرفیت-ها-باشد فراست می‌توانست رمان پرفروش بنویسد، ولی در حوزه باورهایش نوشت http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264471/فراست-می-توانست-رمان-پرفروش-بنویسد-ولی-حوزه-باورهایش-نوشت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- زهرا حقانی: قاسمعلی فراست از نویسندگانی است که نوشتن را اول با شعر و بعد با داستان تمرین کرد. او فارغ‌التحصیل رشته ادبیات دراماتیک از دانشگاه تهران بوده و نویسندگی را از سال ۱۳۵۷ آغاز کرده و از نویسندگان نسل انقلاب به شمار می‌رود. در کارنامه ادبی  او رمان، مجموعه داستان، نمایشنامه و خاطره‌نگاری دیده می‌شود که ازجمله این کتاب‌ها می‌توان به  «نخل‌های بی‌سر»، «گلاب خانم»، «نیاز»، «روزهای برفی»، «آوازهای ممنوع»، «خانه جدید»، «آن روز‌ها»، «عشق منعی ندارد»، «هر زندگی یه قصه است» و «فقط عاشق زبان عاشق را می‌فهمد» اشاره کرد.   هادی خورشاهیان، شاعر و نویسنده حوزه کودک و نوجوان و بزرگسال است که تاکنون بیش از 80 جلد کتاب در زمینه‌های مختلف ادبیات از وی منتشر شده و آثاری نیز در حوزه دفاع مقدس دارد. این نویسنده در گفت‌وگویی صمیمی با خبرنگار ایبنا، ضمن بیان ویژگی‌های قلم و شخصیت نویسندگی قاسمعلی فراست، به معرفی چند مورد از آثار شاخص او و دلایل موفقیت و خواندنی بودن آن‌ها پرداخت.  قاسمعلی فراست از نویسندگانی است که تقریبا همه کتاب‌هایش در حوزه‌ انقلاب و دفاع مقدس است که البته بُن‌مایه‌های دینی و اجتماعی در همه این آثار وجود دارد. او کار نویسندگی خود را با یک رمان دفاع مقدسی شروع کرد.   قاسمعلی فراست، متولد 1338 در روستای فیلاخص از توابع گلپایگان، جزو اولین نسل نویسندگان انقلاب است. سال 1357 او 19 سال داشت و پاییز سال 1361 که رمان «نخل‌های بی‌سر» را نوشت، 23 سال سن داشت. یک سال قبل از «نخل‌های بی‌سر» قاسمعلی فراست، احمد محمود آذرماه 1360 «زمین سوخته» را منتشر کرده بود. احمد محمود نویسنده چیره‌دستی بود که پیش از آن با رمان «همسایه‌ها» و «داستان یک شهر» که به نوعی ادامه رمان همسایه‌ها بوده، مطرح شده بود. با توجه به اینکه احمد محمود متولد 1310 است، در زمان نوشتن رمان «زمین سوخته» قاعدتا 50 ساله بوده است. آن‌زمان همانقدر که این رمان احمد محمود بین اهالی ادبیات مطرح شد، در بُعد دیگری از انقلاب که به جمهوری اسلامی نزدیک‌تر بود، کار قاسمعلی فراست دیده شد.   «زمین سوخته» کار تاثیرگذاری بود که یک نویسنده چیره‌دست خوزستانی از فضای پیرامونش نوشته بود. تصور من این است که این رمان ضد جنگ نبود، البته هیچیک از ما با جنگ میانه‌ای نداریم. او نخواسته بود در این کتاب، حماسه خلق کند و اصلا فضایی که در این رمان به‌وجود آمده بود و اساسا جامعه شهری و ارتباط انسان‌ها، فضای خلق حماسه نبود. او در این کتاب، چیزهایی را هم از زندگی عادی نشان داده بود. احمد محمود یک نویسنده حرفه‌ای جنوبی بوده که درباره جنگ نوشته، ولی فراست یک جوان 23 ساله اهل گلپایگان بوده که درباره جنگ خوب نوشته است.   قاسمعلی فراست، در سن 23 سالگی با روحیه جوانی، با یک برادر شهید و دیدن خرمشهر از نزدیک، «نخل‌های بی‌سر» را چند بار بازنویسی کرد تا به مرحله چاپ رسید. ابتدا یک داستان کوتاه نوشت، در ادامه آن‌را تبدیل به داستان بلند کرد و در نهایت پس از جریان آزادسازی خرمشهر و دیدن شهر از نزدیک، رمان «نخل‌های بی‌سر» را خلق کرد. نکته قابل ذکر اینکه، همه شخصیت‌های این کتاب واقعی بوده و همه شخصیت‌ها در رمان یا با نام واقعی خودشان از آن‌ها اسم برده شده یا با یک تغییر کوچک. این رمان گل سرسبد کارهای قاسمعلی فراست است. به‌طور کلی آثار فراست را چطور می‌توان دسته‌بندی کرد و ویژگی‌های اصلی قلم این نویسنده که در آثارش نمود دارد، چیست؟     فراست با یک رمان دفاع مقدسی، وارد جرگه نویسندگان انقلاب شد. در نهادهای انقلابی و جشنواره‌های مختلف مرتبط با این حوزه به‌عنوان نویسنده و داور حضور داشته است. آثار او را به دو دسته ادبیات داستانی بزرگسال و ادبیات داستانی نوجوان می‌توان تقسیم کرد. ادبیات داستانی بزرگسال فراست را هم می‌توان در دو بخش رمان‌ها و مجموعه داستان‌هایش دسته‌بندی کرد. همچنین یک بخش از مجموعه داستان‌های او دفاع مقدسی و ادبیات دینی و بخشی دیگر ادبیات اجتماعی است. قاسمعلی فراست در «روزهای برفی» که یک رمان حوزه نوجوان است، به روزهای انقلاب می‌پردازد. او کتاب «فصل جوانی» را با تحقیق نوشت. فراست نویسنده‌ای است حرفه‌‌ای به این معنا که وقتی که وقتی مشغول نوشتن است، حتی تلفن خود را پاسخ نمی‌دهد و تمام وقت خود را به خواندن کتاب و نوشتن صرف می‌کند. «فصل جوانی» یک رمان برای نوجوانان و درباره بچه‌های گروه جنگ‌های نامنظم شهید چمران است. فراست با شخصیت‌های جوان و نوجوانی که در آن دوره با شهید چمران همکاری داشتند، صحبت کرده و آثار مکتوب آن‌ها را خوانده بود و با تحقیق کتاب را نوشت. این افراد در رونمایی کتابش هم حضور داشتند. فراست جدا از خلاقیت نویسندگی که می‌تواند حتی از چیزی که اصلا وجود ندارد، یک حماسه خلق کند و از این خلاقیت در این کتاب هم بهره برده، برای مستند بودن محتوای کتابش، تحقیق کرده است. فراست، یک رمان دیگر با عنوان «عشق مانعی ندارد» نوشته است. او در این کتاب، انسانی شیفته امام است. فراست، چیزی را از چیزی جدا نکرده، به این معنا که یک بخش از کتاب‌هایش مربوط به قبل از انقلاب است که به آن برهه اعتقاد دارد و درباره آن می‌نویسد، مانند «روزهای برفی». بخش دیگر اعتقادات او مربوط به دفاع مقدس است که درباره آن رمان «نخل‌های بی‌سر» را می‌نویسد. بخشی دیگر شامل انقلاب و دفاع مقدس و عنصر کاریزمای امام خمینی (ره) است و اِبایی ندارد که بنویسد من حضرت امام را خیلی دوست داشتم و رمان «عشق مانعی ندارد» را خلق می‌کند. همزمان او دلبستگی دینی دارد.   قاسمعلی فراست همچنین رمان دیگری با عنوان «گلاب خانم» نوشته که خیلی تکان‌دهنده است و به شخصه موقع خواندن آن حداقل دو یا سه بار گریه کردم. این کتاب قصه جانبازی است که به جبهه رفته و با صورتی که تقریبا از بین رفته، برگشته است. مواجهه این جانباز با آدم‌های اطرافش و مواجهه جامعه با او،‌ کنایه‌ها و ستایش‌ها، تاثیرگذار است. فراست در آثارش، آدم‌ها را فقط به جبهه نبرده بلکه خودش نیز با آن‌ها همراه بوده است. همه آن‌ها را شهید نکرده و برخی از آن‌ها را بازگردانده که شخصیت رمان «گلاب خانم» یکی از آن‌هاست.   فراست علاوه بر رمان، چند مجموعه داستان نیز نوشته که هریک از داستان‌های آن‌ها حاوی پیام‌های اجتماعی و انسانی است.  او یک مجموعه داستان با عنوان «هر زندگی یه قصه است» دارد که داستان نخست این مجموعه با حجم 80 صفحه‌ای خودش می‌تواند یک داستان بلند باشد. او در این داستان یک بحث دینی را در سال‌های قبل از انقلاب مطرح کرده است. شخصیت نخست داستان انسان جالبی است که اعتقادات دینی دارد. حرف این کتاب این است که انسان نباید در بروز جنبه ظاهری دین و زهد آمیخته به ریا غرق شود و اگر حواسمان نباشد دین هم می‌تواند یک تله باشد. داستان دوم این مجموعه با عنوان «عروسی» نیز بسیار زیبا و تاثیرگذار است. پسربچه‌ای به نمایندگی از خانواده‌اش می‌خواهد در یک عروسی شرکت کند که خانواده یک 10 تومانی که گوشه ندارد و آن زمان مبلغ زیادی بوده به او می‌دهد. چون بچه است کسی او را تحویل نمی‌گیرد و حتی جلوی اونمی‌گذارند. بغض می‌کند و هی می‌خواهد بگوید من دعوتی هستم. آخر داستان که 10 تومانی مچاله شده را می‌‌دهد تازه متوجه می‌شوند او مهمان دعوتی بوده است. فراست خیلی خوب این داستان را درآورده است.   دیگر مجموعه داستان قاسمعلی فراست «فقط عاشق زبان عاشق را می‌فهمد» دارد. همچنین او رمانی دیگر در موضوع دفاع مقدس با عنوان «نیاز» نوشته است.   از مجموع آثار فراست در حوزه‌های مختلف دین، انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و اجتماعی به این نتیجه می‌رسیم که او یک نویسنده صرفا دلی نیست، بلکه یک نویسنده اندیشمند است. نویسنده‌ای که علاوه بر حرف دل، واقعا درصدد گفتن چیزی است که پشت آن تصور و تفکر وجود دارد که سالهاست با او همراه بوده و در همه نوشته‌هایش به این آرمان‌ها معتقد است. یکی دیگر از ویژگی‌های آثار فراست این است که روستاهای گلپایگان در آثارش بروز خوبی دارد.   به روستاهای گلپایگان و تاثیر اقلیم آن منطقه در آثار فراست اشاره کردید. این مساله به نوعی درباره محمدرضا بایرامی هم صدق می‌کند. به بیان شهریار عباسی، جنگ و کوهپایه‌های سبلان دو عنصر بسیار تاثیرگذار در قلم و آثار خلق شده از سوی بایرامی است. شما در اینباره چه نظری دارید؟   حضور این دو عنصر در آثار بایرامی تکان‌دهنده است. بایرامی خیلی از محیطی که در آنجا به دنیا آمده و بزرگ شده، استفاده کرده است. او با حوصله، خواننده را وارد داستان می‌کند و همه چیز را برای او شرح می‌دهد و توصیف می‌کند. طوری شخصیت‌‌ها را معرفی و مخاطب را در فضا قرار می‌دهد که اگر در یک رمان 250 صفحه‌ای در صفحه 100 برای یکی از شخصیت‌ها اتفاقی افتاد، خواننده نگران شود. حتی روستایی را که توصیف می‌کند، اگر در روستا زلزله بیاید، مخاطب نگران روستاها و تک تک دیوارهاو خانه‌های آن می‌شود. بایرامی از نویسندگان بسیار حرفه‌ای است که خیلی خوب می‌نویسد، زیاد و حرفه‌ای می‌نویسد. او در آثارش فضاهای مختلف را از فضای روستایی تا سربازی در «پُل» و یا حتی فراتر از مرزهای ایران را تجربه می‌کند. این گوناگونی در کارهای بایرامی، خیلی خوب است.   نویسندگان حوزه انقلاب و دفاع مقدس چه جایگاهی در ادبیات و در میان دیگر حوزه‌ها دارند؟ و اینکه چه عواملی باعث می‌شود که مردم به سراغ آثار نویسندگانی همچون فراست، بایرامی و امیرخانی بروند؟   بچه‌های انقلاب، انصافا نویسنده‌های خوبی هستند و از دیگر نویسنده‌ها چیزی کم ندارند. مثلا 23 سالگی قاسمعلی فراست با 23 سالگی احمد محمود، چه تفاوتی دارد؟ اینطور نیست که فکر کنیم منطقه جغرافیایی، پایگاه فکری یا ایدئولوژی آد‌م‌ها باعث می‌شود یک نفر نویسنده‌تر شود. یا مثلا اگر یک نفر چپ بنویسد خوب است و دیگری ایدئولوژیک بنویسد، بد است. اینطور نیست، چون خودِ آن چپ هم نوعی ایدئولوژی است.   همین لحظه که اینجا نشسته‌ام و درباره قاسمعلی فراست حرف می‌زنم، به این نتیجه می‌رسم نویسندگانی موفق‌تر هستند که درباره باورهای عموم آدم‌ها بنویسند. مثلا چرا رضا امیرخانی این اندازه مخاطب دارد؟   در اینجا بد نیست در مقام مقایسه اشاره‌ای داشته باشم به دو فیلم «جدایی نادر از سیمین» از اصغر فرهادی و «جُرم» اثر مسعود کیمیایی که در یک سال اکران شدند. «جُرم» در یک فضای قبل از انقلاب اتفاق می‌افتاد که رقابت انسان‌ها در فضای خاص خودشان را نشان می‌داد. «جدایی نادر از سیمین» متعلق به دوره ما بود. «جُرم» چندان دیده نشد، ولی در مقابل «جدایی نادر از سیمین» خیلی دیده شد. اما به اعتقاد من «جُرم» بسیار بهتر از «جدایی نادر از سیمین» است. فیلم فرهادی از خودمان و همین چیزی که هستیم می‌گوید، ولی «جُرم» از چیزی می‌گوید که باید می‌بودیم و نیستیم، مانند مردانگی‌ها و جوانمردی‌ها. انگار ما یک چیز ازدست رفته داریم که باید به آن بپردازیم.   مخاطبانی که مثلا سراغ کارهای سید مهدی شجاعی، رضا امیرخانی یا قاسمعلی فراست و محمدرضا بایرامی می‌روند، یک بخش گمشده دارند که می‌خواهند در این کتاب‌ها آن‌را پیدا کنند. قاسمعلی فراست این را خوب فهمیده و از زاویه دید اجتماعی، از زاویه دید روانی و فردی و خانوادگی هوشمندانه عمل کرده و توانسته به چیزهایی که مورد علاقه عموم مردم است، بپردازد. البته او هم مانند همه ما در کارهایش بحث‌های انتقادی هم دارد. حتی این روزها بیشترین انتقاد به مسائل روز از سوی خود مسئولان عالی‌رتبه نظام مطرح می‌شود. انتقاد خط قرمز نیست، ولی قاسمعلی حواسش به این مساله بوده که به باورهای مردم خدشه‌ای وارد نشود. او معتقد است که در این چهل سال که از انقلاب گذشته، اتفاقات زیادی افتاده، ولی آرمان‌ها عوض نشده است. اینگه اگر چهل سال پیش عدالت می‌خواستیم هنوز هم عدالت و رفاه می‌خواهیم. باید ببینیم کجا سیاست‌مداران، کجا مردم، کجا نویسندگان، کجا رسانه‌ها کم گذاشته‌اند تا آن‌ها را اصلاح و تقویت کنیم.   ادبیات داستانی چقدر در این زمینه تاثیرگذار و نقش‌آفرین است؟ به‌نظر من ادبیات بهترین و تاثیرگذارترین جا برای اصلاح است. هیچ حوزه‌ای مانند ادبیات و به‌ویژه رمان، این تاثیرگذاری مدام و مستمر را ندارد. وقتی یک نویسنده در آثارش انتقادی هم می‌کند، به معنای مخالفت نیست، بلکه دلش می‌سوزد. اگر کسی چیزی می‌گوید به این دلیل است که این انقلابی را که با خون شهدا به ثمر رسیده، برای نسل‌های بعدی هم حفظ کنیم. نویسندگان دفاع مقدس می‌توانند مدعی باشند که در این زمینه تلاش کرده‌اند و کسی نمی‌تواند به شاعر و نویسنده انقلاب و دفاع مقدس بگوید که برای انقلاب چه کرده‌اند. قاسمعلی فراست می‌تواند بگوید من 10 کتاب نوشته‌ام که همه آن‌ها درباره انقلاب است. او هم می‌توانست رمان پرفروش در زمینه‌های دیگر بنویسد، ولی اینکار را نکرد و در حوزه باورهایش نوشت.   بازهم می‌گویم ادبیات تاثیرگذارترین حوزه است و نویسندگان و شاعران دفاع مقدس، هنوز قابل اعتمادترین آدم‌ها هستند. به خودشان و آثارشان اعتماد کنیم و به انتقاداتشان حداقل گوش کنیم. خود نویسندگان بتوانند یکدیگر را تحمل کنند. مثلا اگر یک نویسنده دفاع مقدس، به یک موردی انتقاد کرد، سریع با یک برچسب او را حذف نکنیم و کنار نگذاریم. افرادی همچون فراست و نویسندگان و شاعران سرمایه‌های انقلاب هستند و همانند رزمندگان انقلاب را حفظ کرده‌اند. با نویسندگان کمی مهربان‌تر باشیم و همه اعم از نویسندگان و منتقدان باید آستانه تحمل‌مان را کمی بالا ببریم.       به شخصه در حوزه ادبیات انقلاب و دفاع مقدس، کارهای قاسمعلی فراست را از خیلی‌های دیگر بیشتر می‌پسندم و خوشحالم این قرعه به نام من افتاد که در این مجال درباره دوست خوب و از نویسندگان ماندگار صحبت کنم. زن به‌عنوان یک شخصیت محوری در کتاب‌ها و رمان‌ها در دوره معاصر کمرنگ بوده و به استثنای آثاری محدود مانند «سووشون» سیمین دانشور و تعدادی دیگر، بیشتر زن در حاشیه قرار داشته است. البته نویسندگانی همچون موذنی در دهه‌های اخیر به زنان و کودکان در آثارشان بهای بیشتری داده‌اند. در آثار قاسمعلی فراست جایگاه زن کجاست؟   اولین کاری که از قاسمعلی فراست خواندم، «نخل‌های بی‌سر» بود. زن‌ها در این رمان دفاع مقدسی که در فضای جنگ نه پشت جبهه اتفاق می‌افتد، حضور پررنگ و تاثیرگذاری دارد. در این کتاب، بچه‌ها یک خواهر دارند که نقشی پررنگ دارد. همچنین مادر بچه‌ها زن عجیبی است. در آخر رمان که آن‌ها در هتلی در تهران اسکان دارند، یکی از همرزمان بچه‌هایش با او تماس می‌گیرد و به او خبر آزادی خرمشهر را می‌دهد. این مادر آنقدر خوشحال می‌شود که می‌گوید الان اگر بگویی پسر دیگرم هم شهید شده، ناراحت نمی‌شود که آن رزمنده می‌گوید آن پسرت هم شهید شد.   زن‌ها در کارهای دیگر او مانند «روزهای برفی»، «نیاز» و «عشق مانعی ندارد» همه جا هستند و در جایگاه‌های مختلف پررنگ هم هستند. بچه‌ها هم به همین گونه‌اند، ازجمله در داستان «عروسی» از مجموعه «هر زندگی یه قصه است» یا «فصل جوانی». در کارهای فراست، زن‌ها و کودکان، پررنگ و خوب دیده شده‌اند.   اشاره کردید که کارهای فراست، بُن‌مایه‌های دینی دارد. در این زمینه بیشتر توضیح دهید.   قاسمعلی فراست، دغدغه دین دارد و بخاطر همین دغدغه دینی است که درباره امام نوشته، بخاطر دغدغه دینی است که «هر زندگی یه قصه است» را می‌نویسد. بخاطر دغدغه دینی است که درباره انقلاب و دفاع مقدس نوشته است. به بیان دیگر، هرچه قاسمعلی فراست نوشته پایه، دینی دارد. وقتی درباره دفاع مقدس می‌نویسد به تعبیر «دفاع مقدس» باور دارد و چون به این تعبیر باور دارد که دفاع ما در مقابل دشمن، مقدس بوده است. شاید عده‌ای هم به این تعبیر باور ندارند و واژه جنگ را بکار می‌برندو توقع هم نداریم همه ایرانی جنگ و این دوره هشت ساله را ستایش کنند. گمان نکنم مسئولان هم توقع داشته باشند همه در ستایش جنگ بنویسند. خیلی‌ها هم ایرادات آن‌را نوشته‌اند و برخی حتی ضدجنگ نوشته‌اند. به‌عنوان مثال احمد دهقان در کتاب «من قاتل پسرتان هستم» زوایایی را از جنگ نشان داده بود که قابل ستایش نبودند و واقعیت‌های تلخ جنگ بودند. در داستان «من قاتل پسرتان هستم»، شخصیت داستان مجبور شده بود بخاطر شرایط موجود و لو نرفتن عملیات، هم‌رزم مجروح خود را به شهادت برساند، از زوایای تلخ جنگ است. نه اینکه ضدجنگ باشد، چراکه او برای یک هدف والاتر و لو نرفتن عملیات مجبور به اینکار شده است. در مجموعه روایت فتح، این ماجرای واقعی را از زبان راوی آن شنیدم که می‌گفت که گلوله به گلوی هم‌رزم من خورده بود و خِرخِر می‌کرد و من مجبور شدم بخاطر لو نرفتن عملیات، دستم را روی سرش بگذارم و سرش را در آب فرو کنم.   این چیزها در جنگ وجود داشته و قرار نیست همه از جنگ جز زیبایی چیزی ننویسند. اما در واقعه عاشورا که جنگ نابرابر بود و سپاه امام حسین (ع) بود که به شهادت رسید، در آن شرایط وقتی از حضرت زینب (س) درباره عاشورا پرسیدند، گفت: «و ما رأیت الا جمیلا» یعنی به جز زیبایی ندیدیم. وقتی در رمان «من قاتل پسرتان هستم» شخصیت داستان سر هم‌رزم غواص خود را زیر آب می‌کند، جزو زیبایی‌هاست که برای یک هدف والاتر رخ می‌دهد.   همه بچه‌هایی که به جبهه رفتند و همه آن 220 هزار شهید، یک باور دینی داشتند. هر زمان که امام می‌گفت جبهه‌ها را خالی نگذارید، فوج فوج مردم به سوی جبهه‌ها می‌رفتند، آنهم در شرایطی که خیلی از سربازان فرار می‌کردند. اینکه یک فرد پدر و مادر و همسر باردار و کودک خود را رها کند و به جبهه برود، یک باور درونی دینی است. اینکه چرا امام خمینی (ره) این کاریزما را داشت، بخاطر یک باور دینی پشت آن بود. در خیلی دیگر از نقاط دنیا، مردم برای رهبرشان چنین کارهایی نمی‌کنند. حضرت امام یک فرد نبود، بلکه عصاره‌ای بود از باورهای دینی که سال 57 توانسته بود ما را نجات دهد.   دوست دارم به‌عنوان یک نویسنده و کسی که تقریبا تمامی آثار قاسمعلی فراست را خوانده و با آن‌ها آشنایی دارد، به طور شاخص چند کتاب او را بیشتر معرفی کنید و از حال و هوای این رمان‌ها بیشتر بگویید. یکی از این کتاب‌ها «نخل‌های بی‌سر» است که به نوعی شروع رسمی کار نویسندگی اوست و شاید با شنیدن نام فراست، ناخودآگاه نام این کتاب به ذهن خیلی از افراد بیاید.   به بهانه این سوال این نکته را بگویم که قاسمعلی فراست، نویسنده خوبی است و آثار خوبی نوشته، اما این یک واقعیت است که مردم محمدرضا بایرامی یا رضا امیرخانی را بیشتر می‌شناسند. فراست جزو آن دسته از نویسندگانی نیست که فکر کنیم هر کتابش چاپ شود، گل می‌کند و دیده می‌شود. هرچند کتاب‌هایش ازجمله «نخل‌های بی‌سر» جایزه برده است. مشهورترین کار قاسمعلی فراست، همچنان همان «نخل‌های بی‌سر» است که اولین کارش بوده است. نه به این معنا که کارهای بعدیش ازنظر تکنیکی چیزی کم داشتند، بلکه از این لحاظ کارهایش روزبه‌روز بهتر شدند. اما روحی در «نخل‌های بی‌سر» وجود دارد که مربوط به خود رمان نیست، بلکه این روح مربوط به خودِ خرمشهر است. به‌نظر من، اهمیت خرمشهر باعث شد نخل‌های بی‌سر خوب نوشته شود. خودِ فراست در یک جلسه نقد درباره این کتاب گفت که من یک داستان کوتاه نوشته بودم، وقتی منطقه را دیدم یک چیز دیگر نوشتم و برادرم که شهید شد، شکل نهایی داستان شکل گرفت. یعنی «نخل‌های بی‌سر» یک پروسه را طی کرده، پستی و بلندی داشته تا به تکامل رسیده است. زمانی که این کتاب شکل نهایی خود را پیدا می‌کند، دیگر خرمشهر آزاد شده بود.   درباره دلایل موفقیت این کتاب در میان آثار فراست، یکی به پتانسیل خودِ خرمشهر بازمی‌گردد. ما از آذربایجان تا خوزستان در مرزهایمان در حال جنگ با عراق بودیم. شهرهای دیگری همچون مهران هم اِشغال شده بود و حتی هیچوقت همه خرمشهر در اِشغال نبود و هرگز سقوط نکرد. اما خرمشهر نماد ایران و همه چیزهای ما اعم از ناموس، مذهب و خاک بود و همه حواس‌ها معطوف به این شهر شد. وقتی هم این شهر آزاد شد، امام خمینی (ره) فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد». یک معنویت 36 میلیونی در این شهر نهفته بود. فراست به سراغ این شهر که نماد مذهبی و وطنی ما بود، رفت.   دیگر دلیل موفقیت این رمان است که فراست به سراغ نماد خرمشر که نخل‌ها هستند، رفته است. درخت نخل از درختانی است که اگر سر آن بریده شود، می‌میرد. «نخل‌های بی‌سر» هم نماد خرمشهر است و هم به نوعی نماد عاشوراست و مخاطب را در چند فضای نمادین قرار می‌دهد. آدم‌های این داستان همه واقعی هستند و اتفاقاتی هم رخ می‌دهد واقعی است. هم به جنگ پرداخته، درباره نیروهای ایرانی و عراقی گفته،  درباره فرماندهان جنگ و بنی‌صدر نوشته است. از یک جهت، یک رمان کاملا اجتماعی است که بنیاد فردی، خانوادگی و قبیله‌ای و ملی دارد.   از دیگر ویژگی‌های این رمان، راحت‌خوان بودن آن است. رمان را به دلایل مختلف خوانده‌ام، ولی باز هم با علاقه می‌توانم این رمان را در چند ساعت بخوانم و همان جذابیت را بازهم برایم دارد. آدم‌ها، حرف‌ها و وقایع همه واقعی بودند و به دل نشسته‌اند. بیشتر کارهای ما «اتفاق‌محور» است، رمان قاسمعلی فراست این ویژگی را دارد، ولی در کنارش دیالوگ‌های خیلی تکان‌دهنده‌ای هم دارد و حتی اگر بارها این کتاب را خوانده باشید، بدون تردید با اشک آن‌را کنار می‌گذارید.   در میان صحبت، گریزی می‌زنم به حسن بنی‌عامری که از آن دسته نویسندگانی است که من با کتاب‌هایش گریه کرد. چند سال قبل در جلسه نقد مجموعه داستان «لالایی لیلی» و داستان «دلقک به دلقک نمی‌خندد» در سرای اهل قلم بود که یکی از جوانان حاضر در نشست، داستان‌های دفاع مقدسی حسن بنی‌عامری را با داستان‌های نویسندگان حزبی روسیه مقایسه کرد. مرحوم رضا سید حسینی، مترجم فرزانه کشور رو به آن جوان گفت: «این بی‌انصافی است که شما این آثار را با آن آثار حزبی و سفارشی مقایسه می‌کنید. منِ پیرمردِ بسیار کتاب‌خوانده، زمانی که «لالایی لیلی» را خواندم، گریه کردم.» این کتاب یک داستان کوتاه چند صفحه‌ای است که در کردستان در زمان جنگ اتفاق می‌افتد. به‌نظر من اگر «نخل‌های بی‌سر» شاخص‌ترین، مشهورترین و مطرح‌ترین رمان دفاع مقدس باشد، شاخص‌ترین رمان نوجوان دفاع مقدس، بدون هیچ تردیدی «بابای آهوی من باش» از حسن بنی‌عامری است که بسیار تکان‌دهنده است.   نویسندگان دفاع مقدس ما ازنظر تکنیکی خیلی خوب هستند و ازنظر دلی خیلی بهتر از تکنیکی هستند و خیلی خوب می‌نویسند. مثلا محمدرضا کاتب، احمد غلامی، حسن محمودی نویسندگان خیلی خوبی هستند و باید قدر آن‌ها را بدانیم.   اگر موافق باشید پس از «نخل‌های بی‌سر» که یک رمان بزرگسال فراست است، به رمان‌های نوجوان او بپردازیم.   رمان‌های نوجوان فراست نسبت به آثار بزرگسال او کمتر است. «روزهای برفی» رمانی است که همانطور که از اسم آن پیداست، به روزهای انقلاب و بهمن 57 در روستاهای گلپایگان بازمی‌گردد که محور آن نوجوانان هستند. در این کتاب همچنین نقش روحانیت در اتفاقات انقلاب و فضای اجتماعی را نشان می‌دهد.   فضاسازی و شخصیت‌پردازی نوجوانان در «روزهای برفی» و «فصل جوانی» خیلی خوب است. اتفاقات داستان‌ها خیلی طبیعی است.   شخصیت اصلی رمان «گلاب خانم» همانطور که از نامش پیداست، یک زن است. از این کتاب بگویید.   یادم می‌آید درباره این کتاب، یک روز از قاسمعلی فراست پرسیدم که درنظر داشتی با توجه به صورت درهم ریخته این جانباز، روی بدِ جنگ را نشان دهی که پاسخ داد اصلا به این موضوع فکر نکردم و فقط می‌خواستم، جانبازی این آدم جایی خود را نشان دهد که همه می‌بینند. شاید قطع دست یا پا برای مردم چندان عجیب نباشد و اکراهی از نگاه کردن به او نداشته باشند، ولی وقتی صورت یک فرد بهم می‌ریزد چه بسا حتی خانواده و اطرافیانش هم عکس‌العمل‌هایی داشته باشند. البته مادر و پدر استثناء هستند و این چهره هم تاثیری در رابطه با فرزندشان ندارد. در کنار آدم‌هایی که به این جانباز کنایه می زدند، چند نفری هم آمدند بخاطر این فداکاری از او تشکر و قدردانی کردند.   در این رمان هم به‌نظر من گلاب خانم، نماد پذیرندگی وطن است، چون یک زن چه در نقش مادر چه در نقش همسر، پذیرنده است. وقتی درباره مادر سخن به میان می‌آید، نخستین ترکیبی که به ذهن متبادر می‌شود، آغوش مادر است. آغوش مادر محبت، باور، فداکاری و همه‌چیز را در خود دارد. زن در مقابل مرد، نماد پذیرندگی است. حتی دختر هم نسبت به پسر درباره پدر و مادر به‌ویژه پدر، پذیرنده‌تر است. آنکه در موارد مختلف بیشتر فداکاری می‌کند، دختر است. در این داستان یک جانباز داریم که برای وطن به جبهه رفته، جنگیده و برگشته است و اصل وطن ناموس است. ما روی ناموس خیلی حساسیم و اینجا وطن نماد ناموس است. امروز شاید خیلی باورپذیر نباشد، ولی فراوان اتفاق افتاد که دختران مجرد با موقعیت‌های خوب برای ازدواج، داوطلبانه خواستار ازدواج با یک جانباز 70 درصد می‌شدند که فقط نگهداری می‌خواهد یا پسران مجردی که بخاطر اعتقادات و همین ناموس، حاضر به ازدواج با همسران شهدا با یک یا دو فرزند می‌شدند. اینها چیزهایی است که به‌نظر من قاسمعلی فراست به اندازه کافی و در حدی که جامعه پذیرش داشته باشد، در آثارش دیده است.   «گلاب خانم» از آن دسته کارهایی بود که دوستش داشتم به این جهت که یک بخش دیگر از زندگی جانبازان پس از جنگ و دور از جنگ را به خوبی نشان می‌داد و به‌نظر من انتخاب جانبازی که از ناحیه صورت مجروح شده نیز بسیار خوب بود. موقعی که رمان را خواندم، به نظرم همه‌چیز کاملا طبیعی بود و نمی‌خواست فداکاری محض را نشان دهد. در این پرونده بخوانید نویسنده‌ای توانا و متعهد به ارزش‌های انقلاب و دفاع مقدس شیرزادی فراجناحی و کاملا وفادار به ادبیات است مهدی کاموس:علی موذنی سیر متعهدانه حوزه روشنفکری را طی کرده است نقش جنگ و کوهپایه‌های سبلان در شکل‌گیری شخصیت نویسندگی بایرامی ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 20 Aug 2018 13:09:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264471/فراست-می-توانست-رمان-پرفروش-بنویسد-ولی-حوزه-باورهایش-نوشت حادثه‌ای که هرگز فراموش نشد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264404/حادثه-ای-هرگز-فراموش-نشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیست و هفتمین روز از مردادماه در تقویم تاریخ، سالروز وقوع حماسه خونين پاوه در سال 1358 است. پس از آن‌كه هزاران نفر از عناصر حزب بعث عراق و گروهک‌‏های ضدانقلاب، مرداد 1358 به شهر پاوه در منطقه كُردنشين استان كرمانشاه هجوم آوردند، اين شهر را تصرف كرده و دست به جنايت‌‏های شنيعی زدند. اين فاجعه خونين با عكس‌‏العمل شديد امام خمينی (ره) مواجه شد و با فرمان ایشان در بيست و هفتم مرداد 1358، نيروهای سپاه، ارتش و بسيج به فرماندهی شهيد دكتر چمران به منطقه اعزام شدند. فرمان تاريخی امام برای آزادسازی پاوه چنان روحيه‏‌ای به نیروها داد كه بدون توجه به زخم‌‏های خود تمامی سنگرهای ضدانقلاب را از اِشغال خارج کردند. در اين ميان شهيد چمران پس از يک نبرد سخت و درگيری خونين، همه شهرها، راه‏‌ها و مواضع استراتژيک منطقه را آزاد كرد و كردستان از اين مرحله گذر کرد.   درباره این موضوع کتاب‌هایی نیز در قالب مستندنگاری و خاطرات به رشته تحریر درآمده که یکی از آن‌ها کتاب «ایستاده در حصار» است که روایتی از نبرد رزمندگان اسلام در پاوه را به تصویر می‌کشد. این کتاب به قلم آیت معروفی تدوین و نشر فاتحان آن‌را در 288 صفحه در سال 1395 منتشر کرده است.   در ادامه بخش‌هایی از این کتاب انتخاب و پیش‌روی علاقه‌مندان قرار گرفته است.   نبرد در جاده کرمانشاه «دی و بهمن 58 ضدانقلاب تقریبا به پاوه مسلط شده بود. آن‌ها حدود یک گردان سیصد نفری نیروی مسلح در جاده کرمانشاه - پاوه داشتند و از گردنه بدرآباد تا روستای شمشیر را در اختیار گرفته بودند. بابایی می‌گوید: «همان روزها بود که سازمان پیش‌مرگان مسلمان کرد را در کرمانشاه تشکیل دادیم.» سازمان پیش‌مرگان مسلمان کرد را در ساختمان کدیورِ محله فردوسی کرمانشاه تشکیل دادند. بروجردی و لطیفیان، مسئول اطلاعات کرمانشاه، آنجا مستقر شدند. تشکیلات را سازماندهی کردند. در شمال کردستان، شمال آذربایجان و سقز نمی‌شد سازمان تشکیل داد،‌چون دست حزب بود... 13 دی، محمد بروجردی، فرمانده سپاه منطقه 7 کشوری، به احمد متوسلیان ماموریت داد جاده پاوه - کرمانشاه را آزاد کند تا پاوه را از محاصره در بیاورد. به جرات می‌توان گفت از جمله عوامل اصلی موفقیت احمد در انهدام برق‌آسای مواضع ضدانقلاب پیرامون شهر پاوه، حضور ناصر کاظمی به‌عنوان فرماندار بود. هاشم فراهانی هم در آزادسازی پاوه بوده است. می‌گوید: مدتی طولانی بود که در کرمانشاه مانده بودیم. احمد گفت این‌طوری نمی‌شود. باید هرطور هست، خودمان را به پاوه برسانیم. چند بار سوار هلی‌کوپتر شدیم، اما هربار به‌خاطر ابری بودن هوا و نداشتن رادار، پروازمان نیمه‌کار می‌ماند. احمد با اصرار دو تا جیپ از ارتش گرفت و با آن‌که جاده ناامن بود، راه افتادیم سمت پاوه. من در ماشین عقبی بودم. بی‌سیم دست من بود. یک تیربار ژ3 هم در کابین جلوی خودرو کار گذاشته بودیم. تا جوانرود را یک‌ساعته رفتیم. هیچ‌کس تصور نمی‌کرد که ما تا آ‌نجا را زنده رفته باشیم. روز رأی‌گیری دوره اول ریاست‌جمهوری، 5 بهمن، وارد جوانرود شدیم. پای چند تا صندوق رأی درگیری شده بود. چند نفر شهید شده بودند. ما هم رفتیم امنیت صندوق‌های رأی را تامین کنیم. در پاوه هم رأی‌گیری انجام شد؛ 7714 نفر رأی دادند.»   ردپای همت در پاوه   همت اردیبهشت وارد پاوه شد. چند روزی از 25 سالگیش می‌ ‌گذشت. معلم بود. برای همین شد مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران پاوه. نشریه پیام پاوه را هم او راه انداخت. برادرش می‌گوید: من فروردین رفته بودم پاوه. وقتی برگشتم، ابراهیم را در صحن سپاه شهرضا دیدم که هنوز مشغول فیلم نشان دادن به مردم است. صداش کردم گفتم کجا؟ گفت می‌رود فلان روستا فیلم نشان مردم بدهد. گفت جمعیتش خیلی زیاد است. درِ ماشین باز بود. گفتم الان دو سال است کارت همین است. مردم هرچی می‌خواستند از انقلاب بفهمند، فهمیدند. اگر راست می‌گویی و می‌خواهی مفید باشی، بیا برو پاوه. آن‌جا خیلی بیشتر به تو احتیاج دارند. گفت باشد. می‌روم. همان لحظه هم گفت می‌روم. بدون اینکه بخواهد معطل کند یا بهانه بیاورد یا چیزی را بر چیز دیگری ترجیح دهد. گفت امروز را که منتظرم هستند، البته می‌روم. فرداش رفت جهاد دانشگاهی اصفهان، چندتایی از بچه‌های جهاد همراهش شدند. یک‌سری فیلم از آنجا گرفت با نوار و کتاب و چیزهای دیگر رفت پیش آقای طاهری، امام جمعه اصفهان، صحبت کرد، آمد پاوه.»   حادثه‌ای که هرگز فراموش نشد   «در تمام این سال‌ها، هر مرداد بزرگداشت حادثه پاوه برای پاوه‌ای‌ها ترک نشد. 22 بهمن 66،‌ صیاد به پاوه آمد و گفت: مدت‌هاست نیت کرده بودم خدمت شما برسم و با شما صحبت کنم. می‌دانید آمدن ما به اینجا نیت داشته است. فقط این نبود که بیاییم در مراسم شرکت کنیم و دعوتی قبول کنیم. به احترام شما مردمی که خاطرات بسیار شیرینی از شما دارم. به‌عنوان یک سربازی که هم‌رزم شما بودم در این منطقه. به احترام خانواده معظم شهدایی به اینجا آمده‌ام که واقعا بر گردن من و امثال من حق دارند. چه شهدای همین منطقه چه شهدای سربازان اسلام که آمدند اینجا و کتار هم‌رزمان بومی خودشان جنگیدند. شهدای عظیم‌الشأنی چون شهید چمران‌ها که پیش‌تاز تمام حرکاتمان بودند. ما با این نیت آمدیم که یک یادآوری کوچکی بکنیم، هرچند زبان ما برای بیان این یادآوری کوتاه است و بگویم عزیزان، امت شهیدپرور و قهرمان پاوه در تاریخ انقلاب اسلامی مملکت ما، نام شما باشکوه و درخشان خواهد بود.»   یاد ایام ... سال 1375 همزمان با سالروز حماسه پاوه، صیاد شیرازی به پاوه رفت و در کنار بیمارستان پاوه یادمانی برای مقاومت پاوه افتتاح کرد. مهرماه سال 1390 آیت‌الله خامنه‌ای به کرمانشاه سفر کرد. 25 مهر، یعنی روز ششم سفر، به پاوه رفت و در اجتماع پرشور مردم سخنرانی کرد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sat, 18 Aug 2018 06:21:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264404/حادثه-ای-هرگز-فراموش-نشد زمزمه تبادل اسرا نگاهمان را به آن‌سوی سیم‌خاردارها برد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264378/زمزمه-تبادل-اسرا-نگاهمان-آن-سوی-سیم-خاردارها-برد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- زهرا حقانی: 26 مرداد سال 1369، پس از سال‌ها تحمل رنج غربت و شکنجه و آزار، کبوتران عاشق از قفس اسارت آزاد و با بال‌های زخمی به سوی وطن بال گشودند و در آغوش ملت آرام گرفتند. آزادگانی که برخی از آن‌ها شیرین‌ترین روزهای جوانی را در چارچوبی تهی از انسانیت زیر بار شکنجه‌های روحی و جسمی دشمن گذراندند، ولی قامتشان در هجوم تندبادها خم نشد.  این قهرمانان هنوز پس از گذشت سال‌ها از آن روزگاران، روح و جسمشان زخمی است. مبادا که در گردش چرخ روزگار، فداکاری و ایثارشان برای حفظ این آب و خاک را از یاد ببریم.   ابوالقاسم پیربداقی، یکی از جانبازان و آزادگان دوران دفاع مقدس است که در سن 19 سالگی و در ماه‌های پایانی جنگ به اسارت دشمن درآمد. او امروز کارمند رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و به این سبب بخشی از خاطرات او در دفتر اول از مجموعه «شکوه ایثار» در کتابی با عنوان «ایستاده چون سرو» که شامل خاطرات جمعی از آزادگان شاغل در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به رشته تحریر درآمد.     همزمان با سالروز بازگشت آزادگان به میهن، با ابوالقاسم پیربداقی که امروز در مرز پنجاه سالگی است، گفت‌وگویی صمیمانه داشتم که خواندن آن خالی از لطف نیست.   بخشی از خاطرات شما از دوران اسارت در کتاب «ایستاده چون سرو» ثبت شده است. این کار چگونه شکل گرفت؟ حدود سال 93 از سوی دفتر امور ایثارگران جزو نخستین افرادی بودم که برای بیان و ثبت خاطراتم دعوت شدم. این برای من اتفاق خوبی بودم و خوشحال شدم که قرار است خاطرات ایثارگران و خانواده آن‌ها در قالب مجموعه‌ای ثبت و برای آگاهی عموم و نسل‌های بعد از ما منتشر شود. این کار به نوعی پیام‌رسانی برای فرهنگ ایثار و شهادت است.   خاطرات ایثارگران از دوران دفاع مقدس و حتی قبل و بعد از آن و خارج از میدان جنگ، بسیار گسترده است و به‌ویژه با توجه به شرایط امروز جامعه، تهاجم فرهنگی و دغدغه‌های مختلف، در قالب چند ساعت مصاحبه یا چند جلد کتاب گنجانده نمی‌شود.   کجا و چگونه به اسارت دشمن درآمدید؟ 25 ما در اسارت بودم. به‌عنوان سرباز لشکر 21 حمزه ارتش به جبهه اعزام شدم. 20 تیر سالروز تولد من است و در تاریخ 21 تیرماه 67 در منطقه زبیدات عراق در تَکِ دشمن اسیر شدم. حدود ساعت پنج صبح که برای نماز صبح برخواسته بودم، عراقی‌ها حمله کرده و خط را شکستند. یک ترکش به دستم و یکی هم به پایم خورد و موج خفیفی هم گرفته بودم و حدود 11 صبح اسیر شدم.   پس از اسارات، من و 9 تن از دوستانم را با دسته بسته با خودرو شاسی‌بلند جنگی «آیفا» به خط خودشان منتقل کردند. با وجود اینکه زخمی بودم، با ضربه لگدی هم بینی‌ام شکست. تا حدود 2 بعدازظهر در اوج گرما و خرماپزان جنوب، تشنه و گرسنه همانجا بودیم. حوالی غروب ما را به شهر «العماره» بودند. برای جنگ روانی و تبلیغاتی و اینکه تعداد اسرا را بیشتر نشان دهند، هر چهار یا پنج اسیر را سوار یکی از ماشین‌های نظامی کردند تا ستون نظامی طولانی‌تر به‌نظر برسد و بُرد خبری بیشتر داشته باشد. در «العماره» به مدت سه روز در یک سوله بودیم و از آنجا به پادگان و زندان «الرشید» بغداد منتقل شدیم. در پادگان «الرشید» به‌صورت سرسری زخم‌ها را بانداژی سطحی کردند. یک هفته بعد برای مداوا ما را به بیمارستان بردند و دوباره به پادگان برگرداندند. حدود سه ماه و نیم در این پادگان بودم.   وقتی با آزادگانی که خاطراتشان منتشر شده صحبت می‌کنیم، اذعان می‌کنند با وجود شرایط بسیار سخت اردوگاه‌ها و فشار بسیار، همواره فضای معنوی خاصی به‌ویژه در ایامی مانند ماه مبارک رمضان بین بچه‌ها موج می‌زد که تحمل آن روزها را آسان‌تر می‌کرد. حس و حال شما در آن دوران و روزهای دشوار اسارت چگونه بود؟ ما برای دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی و آرمان‌ها و ارزش‌های اسلام به جبهه رفته بودیم. خود این هدف، عرفانیت خاصی داشت و قطعا ما را در این فضا قرار می‌داد. در ایام مناسبتی به‌ویژه عزاداری محرم، همه بدور از چشم عراقی‌ها فعالیت می‌کردند. در طول سال، روزهای دوشنبه و پنجشنبه را بیشتر بچه‌های اردوگاه روزه می‌گرفتند. در ماه مبارک رمضان با وجود فشارهای عراقی‌ها، روزه می‌گرفتیم. چند نفر از خود عراقی‌ها هم روزه می‌گرفتند، ولی در کل رعایت ما را نمی‌کردند و برایمان ناهار می‌آوردند که ناهار را برای افطارمان و شام را برای سحر نگه می‌داشتیم. اگر غذا فاسدشدنی بود و امکان‌ نگهداری آن تا شب وجود نداشت، غذا را به افرادی که نمی‌توانستند روزه بگیرند می‌دادیم که به‌عنوان ناهار بخورند و نان آن‌ها را می‌گرفتیم برای افطار خودمان. نوعی مدیریت خودگردان داشتیم. البته با توجه به شرایط بد نگهداری غذا و گرمای هوا، در مواردی مسموم هم می‌شدیم.   برای مناجات یا برگزاری آئین‌های مذهبی، کتاب دعا یا قرآن در اختیار داشتید؟ خیر، هیچ کتاب دعا یا قرآنی نداشتیم. مواقعی که صلیب سرخ برای بازدید می‌آمد، یک سری کتاب که بیشتر رمان‌های خارجی بود برایمان می‌آورند. ولی به‌ هرحال ما بچه مسلمان و همه دعای توسل و آیت‌الکرسی را حفظ بودیم. افرادی که در نگارش دعا کمتر غلط داشتند یا خط خوبی داشتند، آن مقدار از ادعیه را که می‌توانستند، می‌نوشتند. من هم خطم بد نبود و گاهی می‌نوشتم. کاغذ و قلم به‌طور معمول و آزادانه در اختیار نداشتیم. کنترل روی ما زیاد بود و مراسم دعا و نیایش‌های ما هم مخفیانه انجام می‌شد. اگر چیزی پیدا می‌کردند، بدون استثناء همه را می‌زدند. آن اواخر که صلیب سرخ به اردوگاه می‌آمد، برای نوشتن به ما کاغذ و قلم می‌دادند. یادم می‌آید که در همان روزها با یکی از دوستان تقریبا توانستیم دعای توسل و دعای کمیل را جمع‌بندی کنیم و بنویسیم. البته بیشتر بچه‌ها تقریبا دعاها را حفظ کرده بودند و هرکس در دلش مناجات می‌کرد.   خبر رحلت امام را شما در اسارت شنیدید. آیا توانستید عزاداری کنید؟ وقتی خبر رحلت امام خمینی (ره) را شنیدیم، نمی‌دانستیم چگونه عزاداری کنیم. هفتم امام دقیقا با بازدید صلیب سرخ همزمان شده بود. در بین ما بچه‌های ارامنه هم بودند که به اعتقادات ما احترام می‌گذاشتند و با ما همسو می‌شدند، چون جدا از دین و مذهب، پای ملیت ایرانی ما در میان بود. یکی از بچه‌های ارامنه گفت من به نیروهای صلیب سرخ می‌گویم پدرم فوت کرده و برای پدرم می‌خواهم عزاداری کنم. بعدا عراقی‌ها متوجه حقیقت ماجرا شدند و یکی از کسانی هم که مورد عنایت ویژه آن‌ها قرار گرفت، من بودم.   چه مدت در اسارت بودید؟ 21 تیر 67 اسیر و 14 شهریور 69 هم آزاد شدم. البته پیش از اسارت هم در سال 1364 دبیرستان و درس را رها کردم و به‌عنوان بسیجی به جبهه رفتم و در عملیات «فاو» هم شرکت داشتم. 17 فروردین 1365 که به مرخصی آمدم، به اصرار مادرم دفترچه اعزام گرفتم و با وجود اینکه تاریخ اعزامم بهمن 1365 بود، ولی من در خردادماه همان سال به‌عنوان نیروی داوطلب وظیفه خودم را معرفی کردم و به جبهه رفتم.   وقتی شنیدید که قرار است به ایران برگردید، چه حس و حالی داشتید؟ رادیویی در اردوگاه گذاشته بودند. اواسط مردادماه (17 یا 18 مرداد) حدود ساعت 10 صبح بود که از رادیو به زبان عربی اعلام شد که به دستور صدام حسین تبادل صورت خواهد گرفت و قرار است اسرا آزاد شوند. حس خوبی به ما دست داد، ولی گفتیم نکند این اتفاق نیافتد و در این‌صورت شوکی که به ما وارد می‌شد، روحیه ما را از بین می‌برد و عراقی‌ها هم خیلی دوست داشتند به هر صورتی شکست ما را ببینند. به هرحال سعی کرده بودیم به محیط اردوگاه عادت کنیم و به خودمان بقبولانیم که قرار است اینجا از دنیا برویم. حتی بعد از اعلام آتش‌بس هم تقریبا هر روز به هر دلیلی کتک می‌خوردیم. زمانی‌که زمزمه‌هایی مبنی بر تبادل اسرا شنیدیم، نیم‌نگاهی به آن‌سوی نرده‌ها و سیم‌خاردارها داشتیم. وقتی این موضوع به‌طور قطعی از سوی عراقی‌ها اعلام شد، دیگر در پوست خودمان نمی‌گنجیدیم و دقیقا یک هفته آخر تا زمان تبادل، از خوشحالی هیچکداممان نخوابیدیم. حس اولین لحظه ورود به کشور پس از اسارت برای شما چطور بود؟ 12 یا 13 مرداد وارد خاک ایران شدیم و یک شب در کرمانشاه خوابیدیم. البته از هیجان هیچکدام از بچه‌ها تا صبح نخوابیدند و ستاره‌ها را می‌شمردیم تا روز شد. فردای آن روز با هواپیما وارد فرودگاه مهرآباد تهران شدیم و مورد استقبال قرار گرفتیم. از فرودگاه به لویزان رفتیم و سه روز آنجا قرنطینه بودیم و پس از آن به سوی خانه‌هایمان رفتیم. امروز هم که به آن لحظات فکر می‌کنم، مو بر تنم سیخ می‌شود. به خودم می‌بالیدم که سالم برگشتم و به نوبه خودم هیچ نقطه ضعفی به‌دست عراقی‌ها ندادم. چیزی که بیش از هر چیز خودنمایی می‌کرد، استقبال خوب مردم بود. از هر سنی و طیفی و حتی اهالی بومی به مرز خسروی آمده بودند. هرکس به نوبه خود به آزادگان محبت و خدمت می‌کرد. در همان دقایق اولیه ورود، پیرزنی یک قاچ خربزه به من داد که شیرینی آن هنوز زیر زبانم است. انتظار چنین استقبالی را نداشتیم و این شکوه حضور مردم، غرور خاصی به ما بخشیده بود. به‌نظر شما امروز وظیفه جامعه و به‌ویژه نهادهای فرهنگی برای زنده نگه داشتن این ارزش‌ها، چیست؟ زنده نگه داشتن ارزش‌ها و پاسداشت این ایثار و فداکاری‌ها نباید در حد شعار باشد. سال گذشته در جشن ایثار، عده‌ای از ما تجلیل شدند و رفت تا امسال. این مفهوم نباید در اندازه چند آئین و چند ساعت مصاحبه و تدوین چند کتاب محدود شود. فرهنگ ایثار باید طوری در جامعه نهادینه شود که فرزند من و نسل‌ امروز و آینده که آن روزها را ندیده و حس نکرده، بفهمد وقتی من می‌گویم جانباز و آزاده هستم، یعنی چه؟ باید به خانواده شهدا، ایثارگران، رزمندگان و جانبازان بیشتر بها داد. البته بها دادن نه به معنای مادی، بلکه به این معنی که جامعه و نسل امروز کاری که ما کردیم را درک کند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Fri, 17 Aug 2018 05:59:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264378/زمزمه-تبادل-اسرا-نگاهمان-آن-سوی-سیم-خاردارها-برد یک جریان فردگرایی افراطی و تندروانه‌ درحال نهادینه شدن در ما است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264358/یک-جریان-فردگرایی-افراطی-تندروانه-درحال-نهادینه-شدن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ششمین جشن «ایثار» و آئین رونمایی از کتاب‌های «تلخِ شیرین» و «ایستاده چون سرو»، پیش از ظهر امروز (چهارشنبه 24 مردادماه) با حضور سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، امیر دریادار حبیب‌الله سیاری، رئیس ستاد و معاون هماهنگ‌کننده آجا، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی انصاری، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور ایثارگران، علی‌اصغر کاراندیش، معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، قادر آشنا، رئیس موسسه آموزش عالی علمی، کاربردی فرهنگ و هنر و آزاده دوران دفاع مقدس در سالن سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،‌ برگزار شد.   سید عباس صالحی در حاشیه این آئین در پاسخ به خبرنگار ایبنا درباره فعالیت‌های مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به‌ویژه دفتر امور ایثارگران در حوزه حفظ، نشر و ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت، گفت: دفتر امور ایثارگران به‌عنوان تصدی‌گری در این حوزه مطرح نیست، چراکه دفاتر بیشتر جنبه ستادی دارند. همه مجموعه و نهادهای وزارتخانه باید بیش از گذشته به این موضوع توجه کنند.   وی ادامه داد: همواره بر این تاکید دارم که فرهنگ ایثار نه تنها به‌عنوان پل ارتباطی ما با گذشته تاریخی‌مان، بلکه به‌عنوان رمز بقای هویتی و رمز توسعه اجتماعی ما می‌تواند مطرح باشد. اینکه ما کمتر همه چیز را برای خود بخواهیم و دیگران را در آنچه که می‌خواهیم درگیر کنیم، هم می‌تواند در حفظ هویت ایرانی و هم در ارتباط با توسعه اجتماعی ما دخیل باشد.   مقام عالی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بیان کرد: اگر از یک طرف شاهد یک سری اتفاقات در اجزای مختلف بهم‌ریختگی‌های هویتی و از طرف دیگر شاهد کاهش روند توسعه اجتماعی هستیم، بخشی از آن برمی‌‌گردد به اینکه یک جریان فردگرایی افراطی و تندروانه‌ای درحال نهادینه شدن در ما است. فرهنگ ایثار که می‌تواند پشتوانه آن جریان دفاع مقدس و بحث‌هایی از این‌دست باشد، به‌عنوان پشتوانه‌های تاریخی ما و همچنین قبل‌تر از آن، فرهنگ تاریخی ایثار و کمک به دیگران و خدمت به مردم در فضای اجتماعی و فرهنگ دینی ما می‌تواند به کمک این بیاید که ما هم راحت‌تر بر بحث‌های هویتی‌مان بتوانیم تکیه کنیم، هم در راستای حفظ و تقویت هویت ملی، هویت دینی و هویت جمعی مانند بحث‌های خانواده و مواردی از این‌دست، هم در ارتباط با فضای توسعه اجتماعی بتوانیم جدی‌تر حرکت کنیم.   صالحی در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا، افزود: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با این دیدگاه باید همه مجموعه‌های خود را با یک نگاه فعالانه‌تر بسیج کند. دفتر امور ایثارگران هم طبعا به‌عنوان یک نقطه ستادی با این نگاه می‌تواند سوژه‌ها، مواد خام و اطلاعات و ایده‌ها را به معاونت‌ها و سازمان‌های مختلف این مجموعه ارائه دهد. این تعامل طرفینی دفتر ایثارگران با معاونت‌ها، ان‌شاء‌الله به کمک این نگاه خواهد آمد.   ایثارگران، خط اتصال ما با گذشته پرافتخار هستند   وی همچنین در بخشی از ششمین جشن ایثار نیز گفت: ایثارگران کشور ما در طول تاریخ و در دوره دفاع مقدس، فرصتی را برای هویت و بقای ایران داشته و دارند. ایثارگران، خط اتصال ما با گذشته پرافتخار هستند. اگر تاریخ چندهزارساله، تاریخ 1400 ساله پس از اسلام، تاریخ 150 ساله پر فراز و نشیب معاصر و تاریخ 40 ساله انقلاب اسلامی را داریم، به پاس رادمردانی بوده که تا پای جان به پای این خاک ایستادند که یک وجب از آن کم نشود و عزتی از آن فرو نریزد.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ادامه داد: ایران پرافتخار و انقلاب پرافتخار به سادگی در اختیار ما قرار نگرفته است. مسیری که می‌توانیم برای آبادانی کشور بپیماییم در گرو خود را ندیدن و منافع انقلاب و ایران را اصل دیدن است. ایثارگران، پیشتازان مسیر آبادانی و توسعه ایران و بقای انقلاب اسلامی هستند.   دشمن به دنبال برهم زدن ثبات ما است   امیر دریادار حبیب‌الله سیاری نیز در این آئین با اشاره به خاطراتی از دوران هشت سال دلاوری و دفاع از خاک وطن، درباره نقش ایثار در پیروزی‌های دفاع مقدس، پیروزی و سرافرازی آزادگان و وضعیت کنونی، اظهار کرد: دشمن همچون دوران دفاع مقدس، با انواع حربه‌ها و تجهیزات درصدد ضربه زدن به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است. همچون دوران دفاع مقدس، در این روزگار نیز وحدت، همدلی، انسجام، ولایت‌مداری، اجرایی شدن تدابیر بنیانگذار انقلاب اسلامی و ایثار و ازخودگذشتگی رمز پیروزی است.   وی با یادآوری و گرامیداشت 26 مرداد سالروز بازگشت آزادگان سرفراز به کشور، افزود: دشمن در دوران اسارات با بکارگیری انواع خشونت و فشار نتوانست قد این سروقامتان را بشکند و خط فکری ما را عوض کند.   معاون هماهنگ‌کننده آجا، گفت: هرگونه پیشرفت، نیاز به ثبات در کشور دارد. باید در حوزه‌هایی همچون سیاسی، اجتماعی، ‌اقتصادی و فرهنگی ثبات داشته باشیم تا پیشرفت حاصل شود. دشمن از طرق مختلف به دنبال این است که این ثبات را برهم بزند تا به‌دنبال آن بتواند امنیت ما را در ابعاد مختلف خدشه‌دار کند و به خواسته‌هایش برسد. به بیان مقام معظم رهبری، اگر ما بیدار، هوشیار و با بصیرت باشیم، می‌توانیم مطمئن باشیم دشمن در کارش موفق نخواهد شد. همه اینها در گرو ایثار و ازخودگذشتگی برای اهداف مهم و بزرگ کشور است.   حجت‌الاسلام والمسلمین انصاری، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور ایثارگران نیز در سخنانی کوتاه، بیان کرد: آنچه از تاریخ ایران باشکوه آموختیم این است که یکی از اصلی‌ترین راه‌های عبور از گردنه‌های سخت، ترویج فرهنگ ایثار و فداکاری است. اگر دیروز فداکاری و ایثار در سنگرهای جبهه معنا می‌شد، امروز سنگر دفاع از کشور در برابر هجمه‌های دشمنان، میدان ایثارگری است. گسترش روحیه و فرهنگ ایثار در همه گردنه‌ها به مدد ما خواهد رسید.   وی در ادامه به معرفی فعالیت‌های و ماموریت‌های دفتر امور ایثارگران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمینه ترویج و نشر فرهنگ ایثار و مقاومت و حمایت از خانواده بزرگ ایثارگران این وزارتخانه پرداخت.   رونمایی از مجموعه خاطرات رزمندگان و آزادگان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی   در بخش پایانی این آئین ضمن تجلیل از برخی ایثارگران موفق این وزارتخانه‌ها، از کتاب‌های «ایستاده چون سرو» و «تلخِ شیرین» رونمایی شد.   کتاب «ایستاده چون سرو» دفتر نخست از مجموعه شکوه ایثار است که در آن خاطرات جمعی از آزادگان شاغل در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گنجانده شده است. همچنین کتاب «تلخِ شیرین» دفتر دوم از مجموعه شکوه ایثار و شامل خاطرات جمعی از رزمندگان شاغل در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. مجموعه «شکوه ایثار» به همت خانه فرهنگ ایثار و مقاومت تهیه و منتشر شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 15 Aug 2018 11:10:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264358/یک-جریان-فردگرایی-افراطی-تندروانه-درحال-نهادینه-شدن رونمایی از کتاب‌های خاطرات آزادگان همزمان با 26 مرداد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264362/رونمایی-کتاب-های-خاطرات-آزادگان-همزمان-26-مرداد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شهید و امور ایثارگران، اسکندر یار نسب، مدیرکل فرهنگی و تبلیغات بنیاد با بیان اینکه در سال جاری، همایش سراسری تجلیل از آزادگان در همه استان‌های کشور برگزار می‌شود، گفت: جمعیت حدود 40‌ هزار نفری آزادگان و  خانواده‌های آن‌ها، به این مناسبت در همایش‌ها و برنامه‌های گوناگون حضور پیدا کرده و از آن‌ها تجلیل خواهد شد.   وی افزود: آزادگان در میان جامعه ایثارگری به علت خاطره‌نگاری از دوران اسارت به‌صورت مکتوب می‌توانند برای همه الگو باشند و تاکنون رهبر معظم انقلاب بر چهار کتاب در حوزه خاطرات آزادگان با عنوان‌های «پایی که جا ماند»، «من زنده‌ام»، «آن 23 نفر» و «سرباز کوچک امام» تقریظ نوشته‌اند که در شمارگان بالا تجدید چاپ ‌شده‌اند. در سال جاری نیز به مناسبت سالروز ورود آزادگان به کشور، در استان‌های مختلف کتاب‌های مختلفی از خاطرات دوران اسارت چاپ شده که به این مناسبت رونمایی خواهد شد و همچنین در محافل و مراسم‌ها، آزادگان تحت عنوان پیام‌آوران ایثار برای مردم روایتگری خواهند داشت.   یار نسب با اعلام اینکه در 6 فرهنگسرای تهران، به همت موسسه پیام آزادگان با مشارکت شهرداری، همایش تجلیل از آزادگان برگزار می‌شود، بیان کرد: موسسه پیام آزادگان یکی از تشکل‌هایی است که در حوزه برگزاری مراسم برای جامعه ایثارگری در تهران و استان‌ها نقش عمده و محوری ایفا می‌کند و در سال جاری نیز با همکاری شهرداری تهران در 6 فرهنگسرا همایش تجلیل از آزادگان را برگزار خواهد کرد.   مدیرکل فرهنگی و تبلیغات بنیاد، ادامه داد: برگزاری مسابقات ورزشی برای آزادگان و خانواده‌های آن‌ها، حضور آزادگان در شبکه‌های سیمای استانی و بیان خاطرات آن‌ها، تبلیغات محیطی و گرافیکی با موضوع آزادگان، سخنرانی آزادگان در خطبه‌های پیش از نماز جمعه و رونمایی از «سمفونی پیروزی» از دیگر برنامه‌های سالروز ورود آزادگان به کشور خواهد بود. «سمفونی پیروزی» در ادامه سمفونی ایثار و مقاومت رونمایی و در این مراسم از تعدادی از آزادگان نیز تجلیل می‌شود.   وی با اشاره به اینکه 26 مردادماه سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی، از نقاط عطف تاریخ 40 ساله جمهوری اسلامی ایران است، گفت: بازگشت غرورآفرین اُسوه‌های صبر، مقاومت و پایداری یکی از روزهای درخشانی است که مردم در اذهانشان باقی می‌ماند، در دوران هشت سال دفاع مقدس حدود 40 هزار آزاده سرافرازی که به اسارت رژیم بعثی درآمده بودند، تحت شدیدترین شکنجه‌ها قرارگرفته و برخی از آن‌ها نامشان در صلیب سرخ هم ثبت ‌نشده بود و بدترین شکنجه‌ها را در طول دوران اسارت تحمل کردند.   یار نسب اظهار کرد: آزادگان در دوران اسارت و پس‌ از آن در زمینه‌های مختلف، الگوهایی برای جامعه هستند، امید به زندگی در اوج سیاه‌ نمایی‌های رژیم بعثی، تعلیم و آموزش‌های فنی، مهارتی، آموزشی و ...، تسلط به زبان‌های خارجی، حفظ قرآن و نهج‌البلاغه و ...، صبر، پایداری و بردباری و ایستادگی و مقاومت برای حفظ ارزش‌ها و مبانی انقلاب و نظام از نکات قابل‌توجه زندگی آزادگان در طول دوران اسارت بود.    وی با تأکید بر اینکه ایثارگران به‌عنوان پیشگامان انقلاب و نظام اسلامی در عرصه‌های مختلف باید الگوی جامعه باشند، افزود: مناسبت‌هایی مانند روز بازگشت آزادگان، روز بزرگداشت شهدا، روز جانباز، هفته دفاع مقدس و دهه مبارک فجر بهترین ظرفیت برای اتحاد مردم و جریان‌ها است و می‌توانیم به این واسطه ارزش‌های اصیل انقلاب را به روش‌های نوین و با زبان تأثیرگذار هنر به نسل‌های بعد منتقل کنیم بنابراین نباید گرامیداشت این مناسبت‌ها کمرنگ  شود و باید توجه شود که فرهنگ عنصر اصلی تشکیل‌دهنده پیروزی در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بود. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 15 Aug 2018 06:08:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264362/رونمایی-کتاب-های-خاطرات-آزادگان-همزمان-26-مرداد ​خاطرات اسارت یک محافظ رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264322/خاطرات-اسارت-یک-محافظ-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی مدیریت فرهنگی هنری منطقه دو، آئین رونمایی از کتاب «جُندی مُکَّلف؛ خاطرات اسارت یک محافظ»، پنجشنبه 25 مردادماه در فرهنگسرای ابن‌سینا برگزار می‌شود.   سردار حسین اصغری، راوی کتاب، حجت‌الاسلام والمسلمین ابوترابی‌فرد، امام جمعه موقت تهران، مهندس عزت‌الله ضرغامی، عضو شورای عالی فضای مجازی و رئیس پیشین سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزاده سرافراز مهندس سعید اوحدی، رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، محسن صالحی‌خواه، نویسنده کتاب و جمعی از آزادگان و خانواده شهدا در این آئین حضور خواهند داشت.   «جُندی مُکَّلف» خاطرات چهار سال اسارات سردار حسین اصغری است. این کتاب به قلم محسن صالحی‌خواه و به همت انتشارات کتابستان در 267 صفحه تدوین، چاپ و منتشر شده است. «جُندی مُکَّلف» از طرف راوی و نویسنده به سردار پاسدار، حاج قاسم سلیمانی تقدیم شده است.   گفتنی است، «جُندی مُکَّلف» به معنای «سرباز وظیفه» هویتی است که سردار اصغری خود را با این عنوان در اردوگاه‌های عراقی معرفی کرده بود، زیرا به واسطه فعالیت او به‌عنوان محافظ سران نظام، برملا شدن هویت واقعی او می‌توانست تبعات خطرناکی برای او و نظام داشته باشد. با اشاره به همین موضوع در بخشی از کتاب آمده است:   «نیمه جان ته گودال افتاده بود. حرف های فرمانده اش در گوشش زنگ می خورد؛ اگر اسیر شدی چه ؟ جلسات دولت و مجلس، ملاقات های نخست وزیر و دیدارهای امام در خانه کوچک جماران روی دور تند از جلوی چشمش گذشت . آنقدر اطلاعات داشت که استخبارات عراق برای به دست آوردنش، شیره جانش را هم بکشند.   فقط دعا می کرد که خونریزی دست ها و پاهای مجروهش، کارش را تمام کند. اگر کسی او را بالای گودال می دید، با آن لباس های پاره پوره و خون آلود، شبیه یک جنازه بی نام و نشان بود. نه یکی از آن پاسدارهایی که محافظ مسئولین رده بالای جمهوری اسلامی بودند.»   علاقه‌مندان به حضور در این آئین می‌توانند از ساعت 17 عصر پنجشنبه 25 مردادماه به فرهنگسرای ابن‌سینا واقع در شهرک قدس، خیابان ایران زمین مراجعه کنند.  ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 14 Aug 2018 10:08:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264322/خاطرات-اسارت-یک-محافظ-رونمایی-می-شود تاریخ‌نگاری انقلاب را جدی بگیریم http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264303/تاریخ-نگاری-انقلاب-جدی-بگیریم مصطفی پور‌محمدی؛ رئیس هیات امنای مرکز اسناد انقلاب اسلامی در حاشیه آیین رونمایی از کتاب «الف‌لام ‌خمینی» در گفت‌و‌‌گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) درباره وضعیت تاریخ‌نگاری انقلاب بیان کرد: فکر می‌کنم هنوز در حوزه تاریخ‌نگاری در وضعیت آماتور هستیم و تاریخ‌‌نگاری معاصر را به‌ شکل علمی دنبال نمی‌‌کنیم.   وی افزود: بعضا شاهد انتشار کتاب‌های خاطرات، زندگی‌نامه‌ها، شرح  تحولات و تاریخ معاصر در قالب‌های فوق‌العاده،‌ دقیق، علمی، خواندنی و جذاب و غیرجانبدارانه و در عین حال تاثیر‌گذار هستیم اما در حوزه تاریخ‌نگاری انقلاب، ما با این وضعیت فاصله داریم و نیاز است که این فاصله پُر شود. البته آثار فوق‌العاده ارزشمند، قابل توجه، خواندنی و ماندگاری هم مانند کتاب «الف‌لام خمینی» منتشر شده است.   دبیرکل جامعه روحانیت مبارز گفت: همچنین در حوزه خاطرات جنگ کتاب‌های خوبی منتشر شده است، بنابراین به نظر می‌رسد که از نظر کمی و کیفی آغاز  ارزشمند و قابل تقدیری داشته‌ایم. وی اظهار کرد: باید تاریخ‌نگاری انقلاب را جدی بگیریم و با جدیت دنبال کنیم؛ به‌عبارت دیگر نباید سقف و مرزی را در این حوزه تعیین کرد.     پور‌محمدی با تاکید بر اهمیت تاریخ‌نگاری انقلاب بیان کرد: امروز تاریخ‌نگاری انقلاب نقش مهمی در تعمیق تفکرات در جوامع دارد. انقلاب ما به‌عنوان یک حرکت عظیم فکری‌ـ‌فرهنگی نیازمند به‌کار‌گیری و استفاده از همه ظرفیت‌های انتقال مفاهیم به‌صورت جذاب است. حوزه تاریخ یکی از رشته‌‌های کاربردی برای تحقق این هدف است.  ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 14 Aug 2018 06:30:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/264303/تاریخ-نگاری-انقلاب-جدی-بگیریم زندگینامه‌نویسی درباره کسی که شبیه هیچ‌کس نیست، سخت است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264293/زندگینامه-نویسی-درباره-کسی-شبیه-هیچ-کس-نیست-سخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، علیرضا کمری، نویسنده و پژوهشگر حوزه انقلاب اسلامی در آئین رونمایی از کتاب «الف لام خمینی» که عصر امروز (دوشنبه 22 مردادماه) برگزار شد، با اشاره به اینکه «الف لام» در نام این کتاب شاید تلمیحی به حروف مقطعه قرآن داشته باشد، بیان کرد: حروف مقطعه از زمره متشبهات قرآنی است. شاید بتوان این حروف را دلیل بر رمزوارگی موضوعی دانست و یا شاید موضوع برتر از کلمه و کلام باشد. البته الف لام، کاربرد دیگری نیز دارد که به اسم استعلام می‌بخشد و تشخص می‌دهد. الف لام در ابتدای نام کتاب، هم بر الهام‌بودگی و هم بر پیدایی دلالت می‌کند.   وی افزود: این کتاب بیشتر به جهان کثرت توجه داشته و آنچنان وارد مقولات عرفانی نشده است. این کتاب به عالم عینیات و زندگی و زمانه امام برمی‌گردد. هیچ زندگینامه‌ای ولو شرح آرا، بدون زمینه تاریخی نوشته شدنی نیست. این کتاب را می‌توان در زمره زندگینامه‌ها جا داد، اگرچه زندگینامه‌نویسی به‌ویژه در حوزه اسلامی با حال و هوای تذکره‌نویسی همراه بوده است. البته این نوع زندگینامه‌نویسی به ویژه درباره کسی که شبیه هیچ‌کس نیست، سخت است. زندگینامه‌ها در سیالیت بین دنیای تاریخ و ادبیات نوشته می‌شوند به‌هرحال آنچه در این کتاب قابل اعتناست اینکه ادبیات در این کتاب نقش خلاق معناآفرین ندارد و نگرش تاریخی بر محدوده اسناد و تاریخ اسناد است.   این نویسنده و پژوهشگر گفت: ساخت کتاب «الف لام خمینی» یک زندگینامه تاریخی است نه ادبی. البته چیزهایی در این کتاب وجود دارد که در کتاب‌های ماقبل آن نبوده است و برخی ابهاماتی که در دیگر کتاب‌های این حوزه وجود داشته را برطرف می‌کند. «الف لام خمینی» کتابی وفادارانه و مومنانه نسبت به امام است، به این سبب به‌نظر من طرز نگارش و زبان متن افزون بر جنبه‌های تاریخ‌شناختی، اهمیت خود را نشان می‌دهد.   کمری همچنین با اشاره با پیکره و مهندسی متن کتاب نیز بیان کرد: عنوان‌گذاری‌ها، فصل‌بندی‌ها و مواردی از این‌دست در کتاب به قدر و قاعده خود منظم و مدون است و پریشانی در این کتاب ندیدم. البته شیوه‌ای که در نوشتن کتاب به‌کار رفته موجز است و از بسیاری حوادث و رخدادها به‌صورت مروری عبور شده که شاید لازم باشد در ویرایش‌های بعدی شرح بیشتری از وقایع و موارد داده شود. حتی شاید لازم باشد در کتابی جدا نوشته مختصری برای نسل جوان امروز فراهم شود. همچنین به هدایت‌الله بهبودی پیشنهاد می‌کنم در جلد دوم کتاب از پیروزی انقلاب تا ماجرای رحلت امام را بیان کند.   وی در پایان سخنانش افزود: به‌نظر من این اثر کار ممتازی است و جاذبه و کشش لازم را دارد. همچنین لعاب و اسانس ادبی متن را خواندنی کرده است. در قیاس با کارهای دیگری که در این حوزه صورت گرفته، این کتاب حائز اهمیت است و نشان می‌دهد رفته رفته به بلوغ تاریخ‌نگاری نزدیک می‌شویم.   در بخش پایانی این آئین ضمن رونمایی از کتاب «الف لام خمینی» از هدایت‌الله بهبودی نویسنده این اثر نیز تجلیل شد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 13 Aug 2018 16:49:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264293/زندگینامه-نویسی-درباره-کسی-شبیه-هیچ-کس-نیست-سخت «الف لام خمینی» تاریخ انقلاب بر محور امام است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264292/الف-لام-خمینی-تاریخ-انقلاب-محور-امام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، حجت‌الاسلام والمسلمین رسول جعفریان در آئین رونمایی از کتاب «الف لام خمینی»، گفت: بعد از انقلاب تاریخ انقلاب را در برهه‌های مختلف مورد توجه قرار دادیم و صرفنظر از یکسری کارهای شخصی، چندین موسسه برای تدوین تاریخ انقلاب تاسیس شد که هر یک با یک دیدگاه ویژه کار را شروع کردند. برخی به مرور تحلیل رفته و برخی نیز همچنان فعال هستند. در بین این موسسات مرکزی همچون مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صدها عنوان کتاب در این حوزه منتشر کرده است. موسسه مطالعات تاریخی وابسته به بنیاد مستضعفان نیز سال‌هاست با در اختیار داشتن اسناد و کتاب‌های بسیار، مشغول نوشتن در این حوزه است. مرکز مطالعات و پژوهش‌های سیاسی نیز سالها در این حوزه فعالیت می‌کند. مراکز دیگری همچون حوزه هنری نیز در این زمینه سهمی دارد.   وی افزود: دانشگاه‌ها و اساسا گروه‌های تاریخ دانشگاه‌ها به دلایل مختلف در این حوزه چندان فعال نیستند، البته برخی دانشگاه‌ها رشته انقلاب اسلامی یا تاریخ جنگ را ایجاد کرده‌اند. در خارج از کشور حجم زیادی از نوشته‌ها در سطوح مختلف در دانشگاه‌ها و یا از سوی افراد تولید شده و رقابتی در این زمینه بین داخل و خارج ایجاد شده است. از قدیم استادان ما بیان می‌کردند که تا حدود 70 یا 80 سال از ماجرایی نگذرد، تاریخی نمی‌شود، اما همان‌ موقع هم ما به این حرف اعتقاد چندانی نداشتیم. امروز موسسات غربی نیز به این موضوع اعتقادی ندارند و حتی گاهی دوره‌های نزدیک را هم تاریخ به حساب می‌آورند.   رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران بیان کرد: در قالب و تعریف مفاهیم قدیم، امروز ما بیشتر در حال نوشتن سیاسی هستیم تا تاریخ. هدایت‌الله بهبودی در ابتدای کتاب خود نوشته که از بچگی دلداده انقلاب بوده است؛ کسی که این حس را ندارد، اصلا این حال و هوا را نمی‌فهمد. البته وقتی دلدادگی هست، شفافیت تا حدی دچار مشکل می‌شود و شاید آن‌طور که باید و شاید به یکسری مسائل پرداخته نشود. البته در این 40 سال اخیر، تحمل جامعه ما درباره کتاب‌های تاریخی وضعیت بهتری پیدا کرده است.   وی ادامه داد: توجه به این نکته ضروری است که وقتی تاریخ را سیاسی می‌نویسیم و یا مثلا برخی مراکز مانند مرکز اسناد که در این زمینه شیب تندتری نیز دارند، پذیرش آن از سوی نسل جدید کمتر است. برای ارتباط بهتر با نسل جدید باید کمی راحت‌تر برخورد کنیم و بنویسیم. همچنین باید به تاریخی‌شدن وفادارتر باشیم تا به سیاسی‌شدن.   حجت‌الاسلام والمسلمین جعفریان گفت: سطح کار پژوهشی ما سطح دانشی است که از تاریخ داریم. در دوره صفوی چندین کار تاریخ‌نگاری بسیار خوب داشتیم، در دوره قاجار نیز چندکار تاریخ‌نگاری درجه یک انجام شد، اما در دوره پهلوی با افت شدیدی در این حوزه مواجه بودیم. وقتی حکومت زیادی در این کار دخالت کند، کار ضعیف می‌شود. معتقدم کتاب بهبودی ادامه همان سنت تاریخ‌نگاری ما در دوره‌های موفق آن است که با ارجاعات و اسناد بهتر همراه شده است. البته این کتاب زندگینامه امام نیست، بلکه تاریخ انقلاب بر محور امام است.   این استاد دانشگاه، اظهار کرد: سطح تاریخ ما آموزش لازم را ندارد و تاریخ‌نویسی ما بین‌المللی نیست. زمانی افرادی مانند عباس اقبال و زرین‌کوب این حوزه را به سمت حرفه‌ای شدن پیش برده‌اند، ولی امروز دانشگاه‌های ما در این زمینه چندان موفق نیستند. سبک زندگی‌نامه‌نویسی ما سبک کتاب‌های تراجم قدیم است، در حالی‌که کارهایی که امروز در دنیا می‌شود، به لحاظ زندگینامه‌نویسی از جنس دیگری است.   وی در ادامه با اشاره به کتاب «الف لام خمینی» گفت: شخصیت فکری امام در این کتاب محو است. دوست داشتم ضمن توجه به انقلاب، مباحث فکری امام بیشتر نمایان می‌شد. امیدوارم هدایت‌الله بهبودی بتواند از این مجموعه یک زندگینامه به‌دست آورد. در سالی که به نام امام علی (ع) نامگذاری شده بود، شاید بیش از هزار کتاب به چاپ رسید، ولی هنوز هم معتقدم در بین این همه کتاب، یک کتاب به‌درد بخور که دیدگاه‌ها، تفکرات و مناسبات امام را به‌درستی بیان کند، نداریم. کتاب «الف لام خمینی» به اعتقاد من نقص‌هایی دارد و به نظرم نویسنده گیر اسناد است و به مواردی کمتر در این کتاب پرداخته می‌شود. همچنین در بسیاری موارد بستر تاریخی یا مطرح نشده یا به‌صورت جسته و گریخته آمده است. باید ریشه‌های فکری امام را استخراج کنیم، بشناسیم تا بفهمیم این مبانی از کجا شکل گرفته است.   حجت‌الاسلام والمسلمین جعفریان، بیان کرد: هدایت‌الله بهبودی زحمت زیادی برای تالیف این کتاب کشیده، ولی هنوز در آغاز راه هستیم و باید مجموعه‌های زیادی در این زمینه بنویسیم. باید برای 200 شخصیت انقلاب حداقل 200 کتاب یک‌جلدی خوب، متناسب با سبک زندگی آن‌ها داشته باشیم. البته امیدوارم در تاریخ‌نویسی‌مان با سبکی مطابق ذائقه نسل امروز پیش برویم و سطح دانش، معلومات و آموزش‌هایمان را بالا ببریم. هرچه مراکز علمی روی آموزش بیشتر تکیه کنند مسلماً کارهای بعدی بهتر و کاملتر خواهد بود. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 13 Aug 2018 16:37:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264292/الف-لام-خمینی-تاریخ-انقلاب-محور-امام امام خمینی (ره) با خودش، خدایش و با مردمش صادق بود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264291/امام-خمینی-ره-خودش-خدایش-مردمش-صادق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، حجت‌الاسلام والمسلمین پورمحمدی، دبیرکل مجمع روحانیون مبارز، عصر امروز (دوشنبه 22 مرداد) در آئین رونمایی از کتاب «الف لام خمینی» گفت: در حضور فرهیختگان و در محفلی به نام نامی بزرگِ تاریخ معاصرمان، تاریخ‌ساز، دوران‌ساز و تمدن‌ساز الهی‌مان حضرت‌ امام (ره) دور هم جمع شدیم تا از آن بزرگ یاد کنیم و مروری بر تاریخ و زندگی او داشته باشیم. فرصت خوبی است که پس از 40 سال از امام صحبت کنیم. هرچند در این فرصت‌های کوتاه حتی به اندازه نَمی هم نصیب نمی‌شود، ولی باید فرصت را غنیمت دانست.   وی افزود: شخصیت امام به حق کلمة‌الله و روح‌الله بود. خداوند در قرآن کلمه طیبه را مثل یک درخت پاک‌نهاد با ریشه‌های عمیق و محکم و شاخ و برگ‌هایی که در آسمان گسترده شده، بیان کرده که به هرکس در هرجهت و در هر زمان ثمره می‌دهد. خداوند اذن داده که کلمه طیبه برای همیشه به همگان خیر برساند. شخصیت امام مصداقی از این کلمه است.   حجت‌الاسلام والمسلمین پورمحمدی، تصریح کرد: امام شخصیت نظری فوق‌العاده‌ای داشت. یک فیلسوف تمام عیار با قامت فیلسوفانه بسیار عمیق، بلند و صاحب‌نظر و شخصیتی صاحب‌مسلک در حوزه عرفان بود. در شرایط خاص و ویژه زمان خود که فلسفه جزو علوم حاشیه‌ای محسوب می‌شد، امام در قله فلسفی و عرفانی با مشرب اصولی عمیق نزدیک به بزرگان اصولی تاریخ معاصر قرار داشت. از اواسط قرن دوازده تا اواسط قرن سیزده نقطه اوج اصولی‌ها بوده که امام در این میان سری بلند کرده است. همچنین ایشان در بحث‌های دیگری مانند فقه نیز سرآمد بودند. در موضوعات مختلف در هر عرصه‌ای جایگاه عالی را احراز کرده و نظریه‌پرداز و نقاد بود.   دبیرکل مجمع روحانیون مبارز ادامه داد: امام مستجمع یک حوزه گسترده نظری است و تجمیع این ابعاد نظری خود حکایت از عُلُو جایگاه نظری، علمی و فکری امام دارد. اما روی دیگر سکه درباره امام نیز به اوج طعنه می‌زند. ایشان اعلی‌علیین در حوزه شخصیت عملی است؛ با خودش، خدایش، دانش و معارفش و با مردمش صادق بود. امام اینچنین در ابعاد مختلف نظری و عملی در قله قرار داشت و امروز هم شاهد این درخشش در عرصه‌های مختلف هستیم. اما هنوز هم سایه برخی از وجوه شخصیتی امام اجازه فهم درست ایشان را نمی‌دهد. زمان باید اجازه دهد حجاب معاصرت و حواشی زندگی کثرتی ایشان کنار رفته تا بتوان شخصیت امام را شفاف‌تر دید. امام را باید تازه شناخت. امام را باید در سیر امام‌شناسی شیعه، سیری که در حکمت و مکتب نبوی تعریف می‌شود، شناخت.   وی گفت: هدایت‌الله بهبودی با قلم خود شخصیت علمی، عملی و پیرامونی امام (ره) را با اسناد متقن با یک زبان روان و پرکشش روایت کرده است. وقتی کتاب را در دست گرفتم، برایم فوق‌العاده جذاب بود و چند روز تمام درگیر آن بودم که البته جذابیت این کتاب نشأت‌گرفته از جذابیت شخصیت خود امام است. کار نویسنده «الف لام خمینی» کار بزرگی است، ولی این تازه شروع راه ما برای امام‌شناسی است، چراکه امام یک مبدأ تاریخ‌شناسی بزرگ است.   حجت‌الاسلام والمسلمین پورمحمدی، بیان کرد: امام (ره) یک انسان تمدن‌ساز بوده که عامل تحولات بزرگی در همه عرصه‌ها بود تا بتواند سوار بر موج این تحولات آینده دیگری را برای بشریت رقم بزند. اگر انقلاب خمینی بزرگ را بشناسیم و آن را به نسل امروز بشناسانیم، آینده تحولات جهان در گرو فرازمانی و فراتاریخی فهم امام است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 13 Aug 2018 16:23:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/264291/امام-خمینی-ره-خودش-خدایش-مردمش-صادق امام خمینی(ره) شخصیتی جامع و سرّ تاریخی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264290/امام-خمینی-ره-شخصیتی-جامع-سر-تاریخی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر ناطق نوری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در آئین رونمایی از کتاب «الف لام خمینی» که عصر امروز دوشنبه (22 مردادماه) در پژوهشگاه فرهنگ و هنر و معماری برگزار شد، گفت: کتاب‌های زیادی درباره امام، نهضت و تاریخ انقلاب را خوانده‌ام و خودم هم در متن حوادث آن روزگار بوده‌ام و به‌عنوان طلبه کوچکی نقش مختصری نیز داشتم، از این‌رو خوب می‌توانم حوادث واقعی را با آنچه در کتاب‌ها بیان می‌شود، تطبیق دهم و درباره آن‌ها قضاوت کنم.   وی ادامه داد: واقعا معرفی و شناخت شخصیتی مثل امام بسیار سخت است. جامعیت ایشان جمع اضداد است. حضرت امیر‌المومنین (ع) در موقع قضاوت بسیار قاطع برخورد می‌کرد، در هنگامی که مورد قضاوت قرار می‌گرفت عادل بود، موقع جنگ همچون شیر غرش می‌کرد و در مواجهه با کودکان یتیم بسیار مهربانانه با آن‌ها بازی می‌کرد تا صدای خنده آن‌ها را بشنود. آن حضرت هنگامی که لازم بود با‌عاطفه برخورد می‌کرد، موقعی که لازم بود با شجاعت و در مواقع قضاوت با قاطعیت برخورد می‌کرد. امام نیز دارای چنین شخصیتی بود.   حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق نوری بیان کرد: کتاب هدایت‌الله بهبودی را تا حد زیادی مطالعه کردم. در بین کتاب‌هایی که در این زمینه خوانده‌ام، این کتاب دارای قلمی زیبا و روان است که انسان را برای خواندن و ادامه‌دادن متن ترغیب می‌کند. او متن تاریخ را به‌صورت مستند و با ذکر منابع ارائه کرده و همچنین به ابعاد مختلف زندگی امام نیز اشاره کرده است. البته ایراداتی که در دیگر کتاب‌های تاریخ نیز وجود دارد در این اثر هم دیده می‌شود. نویسنده همچنین ابعاد وجودی، فقهی، عرفانی و اخلاقی امام را بسیار زیبا، خوب، مستند و پرجاذبه بیان کرده است.   این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به عنوان کتاب نیز گفت: اسم کتاب بسیار جالب است. «الف لام خمینی» مانند حروف مقطعه قرآن اسرار بسیاری در آن نهفته است و نشان‌دهنده این است که امام خمینی (ره) شخصیتی جامع و سرّ تاریخی است که به آسانی همه ابعاد وجودی‌اش قابل شناخت نیست و شناخت تمامی این ابعاد، نیازمند گذر زمان است. انسان اگر جز برای خدا کار کند، اینطور بار نمی‌آید.   وی اظهار کرد: امام بسیار هوشمند و عقلانی رفتار می‌کرد. یکی از شعارهای مجاهدین خلق انحلال ارتش بود. امام پس از پیروزی انقلاب وقتی به کشور آمد، بسیار هوشمندانه از ارتش خواست که لباس‌هایشان را بپوشند و درجه‌هایشان را بزنند و به سرکار خود بازگردند. امام همچنین با مواردی مانند خرافات، موهومات، سحر و جادو سخت مخالف بود و در این زمینه بسیار روشنفکر عمل می‌کردند.   حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق نوری ادامه داد: اینکه در شرایط جنگ که مردم با کوپن ارزاق و مایحتاج خود را دریافت می‌کردند، بمباران صورت می‌گرفت، بسیاری از جوانان مردم شهید شدند، ولی با این حال به امام عشق می‌ورزیدند، یک نکته درس‌آموز و ارزشمند است ولی متاسفانه امروز به خاطر عملکرد ما اعتماد مردم کم شده است. امروز مشکل اصلی ما مشکلات داخلی است چراکه تا حدی توانسته‌ایم بر مشکلات خارجی خود فائق آئیم. امام با اتکا به خدا آنگونه عمل کرد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 13 Aug 2018 16:14:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264290/امام-خمینی-ره-شخصیتی-جامع-سر-تاریخی امام خمینی (ره) حکیمی جامع و عالمی با آگاهی گسترده به همه علوم بود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264277/امام-خمینی-ره-حکیمی-جامع-عالمی-آگاهی-گسترده-همه-علوم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آئین رونمایی از کتاب «الف لام خمینی»، عصر امروز (دوشنبه 22 مردادماه) با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر ناطق نوری، حجت‌الاسلام والمسلمین مصطفی پورمحمدی، حجت‌الاسلام والمسلمین رسول جعفریان، نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل موسسه خانه کتاب، علیرضا کمری و هدایت‌الله بهبودی، نویسنده کتاب در پژوهشکده فرهنگ و هنر و معماری برگزار شد.   حسینی‌پور در بخش ابتدایی این آئین، بیان کرد: چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره)، فرصت مناسبی است که زندگانی آن بزرگوار بر پایه منابع و اسناد متقن، منتشر شود. در کتاب «الف لام خمینی» هم سیمای مردی فیلسوف و عارف را می بینیم  و هم مبارزی را که در راه اعتقاد خود از هیچ‌یک از قدرت‌های کوچک و بزرگ عصر خود چه در شرق عالم و چه در غرب عالم نمی‌هراسید. فقط به خدا توکل داشت و در پرتو نگاه عارفانه به هستی، نیروی معجزه‌آسای مردم را به معنی واقعی کلمه قبول داشت. اگر چه شخصیت سیاسی امام (ره) بر وجوه مختلف شخصیتی‌اش سایه افکنده، ولی امام راحل فقیهی بزرگ، فیلسوفی نو‌آور، عارفی وارسته و معلمی سترگ بود.   وی افزود: اما نباید به امام (ره) نگاه یک‌سویه داشته باشیم و یک وجه شخصیت آن عزیز را بزرگ جلوه دهیم و سایر وجوه شخصیتی این مرد بزرگ را نادیده بگیریم. امام خمینی (ره) به همان نسبت که رهبری سیاسی بود، در علم سیاست و اندیشه شیعی، در باب حکومت و از زمانه جلوتر در فقه هم نوآور بود. ایشان در فلسفه، عرفان، شعر عاشقانه و عارفانه و در یک کلام، حکیمی بود جامع و عالمی بود با آگاهی گسترده به همه علوم که در این اقیانوس بیکران، هرکس به اندازه ظرفیتش باید بهره گیرد.   مدیرعامل موسسه خانه کتاب در ادامه با معرفی نویسنده کتاب نیز گفت: هدایت‌الله بهبودی هم شخصیتی فرهنگی و خوشنام در عرصه تاریخ و ادبیات است. پیشتر اثر مهم «شرح اسم» را تدوین و منتشر کرده که با استقبال چشمگیر علاقه‌مندان روبه‌رو شد. نگاه وی به موضوع تحقیق هرچند همدلانه است، ولی تماماً بر منابع اصیل و روایت‌های صحیح استوار است. هرگز در کار تحقیق احساساتی نمی‌شود و به هیچ وجه به نگرش مخالف به دیده کین و خشم نمی‌نگرند و همین است که کار وی را ارجمند و قابل‌ اعتماد قرار می‌دهد. مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی نیز با نشر چنین آثاری نشان داده که اهمیت و قدر چنین محققانی را می‌داند و انتشار این آثار در جهت آگاهی‌بخشی و انتشار آثار ماندگار است.   حسینی‌پور همچنین اظهار کرد: مؤسسه خانه کتاب همواره بر این مهم التفات داشته که توجه ویژه‌ای به آثار اصیل و مرتبط به باورها و اعتقادات قاطبه مردم داشته باشد. نشست‌های نقد و بررسی و رونمایی همواره و به‌طور مرتب در خانه کتاب (سرای اهل قلم) برگزار می‌شود. در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی نیز خانه کتاب برنامه‌های ویژه‌ای تدارک دیده است که بعضی از این برنامه‌ها با همکاری نهادهای مرتبط با این امر صورت می‌گیرد یا اینکه خانه کتاب خود متولی برگزاری چنین برنامه‌هایی است. تاکنون چند نشست و آئین بزرگداشت برگزار شده و تا پایان سال این روند ادامه خواهد داشت. ما از برنامه‌ها و نشست‌هایی که آثار اصیل و تحقیقی را به‌ویژه به جوانان معرفی می‌کنند، استقبال می‌کنیم. به امید تداوم راه و منش و بینش آن امام راحل توسط جوانان این مرز و بوم. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 13 Aug 2018 12:49:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264277/امام-خمینی-ره-حکیمی-جامع-عالمی-آگاهی-گسترده-همه-علوم ​نقد «کت ولیعهدی» در سه‌شنبه‌های کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264271/نقد-کت-ولیعهدی-سه-شنبه-های-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، کتاب «کت ولیعهدی» تازه‌ترین اثر رفیع افتخار با حضور این نویسنده و محسن هجری به‌عنوان منتقد، سه‌شنبه 23 مرداد در موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.   این کتاب مجموعه شش داستان برای گروه سنی نوجوان با رگه‌های طنز و با موضوعیت انقلاب اسلامی است که به وقایع و داستان‌های دوره پیش و بعد از سال 1357 می‌پردازد. دو داستان از مجموعه داستان‌های این کتاب درجشنواره داستان انقلاب برگزیده شده‌اند.   رفیع افتخار، نویسنده حوزه کودک و نوجوان، تالیف کتاب برای این گروه سنی را از سال ۱۳۶۹ آغاز کرده و تاکنون بیش از ۵۰ اثر برای کودکان و نوجوانان نوشته است. از آثار این نویسنده می‌توان به «طلسم خانه عنکبوت‌ها»، «بی‌نام »، «مسیر زرد» ، «برسد به دست دوست»، «دنیای آرزوها» و مجموعه داستان‌ کوتاه «از خودت بنویس» اشاره کرد.   جلسه نقد و بررسی کتاب «کت ولیعهدی» از ساعت 16 تا 18 سه‌شنبه بیست و سوم مردادماه ساعت در سالن قصرشیرین موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به نشانی میدان ونک، بزرگراه شهید حقانی، خیابان سرو، موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار خواهد شد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 13 Aug 2018 10:55:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264271/نقد-کت-ولیعهدی-سه-شنبه-های-کتاب نقش جنگ و کوهپایه‌های سبلان در شکل‌گیری شخصیت نویسندگی بایرامی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264129/نقش-جنگ-کوهپایه-های-سبلان-شکل-گیری-شخصیت-نویسندگی-بایرامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، محمدرضا بایرامی متولد ۱۳۴۰ در اردبیل، نویسنده‌ای که تالیف ده‌ها عنوان مجموعه داستان و رمان در حوزه‌های کودک و نوجوان و بزرگسال را در کارنامه ادبی خود دارد. وی با کتاب «کوه مرا صدا زد» از مجموعه «قصه‌های سبلان» توانست جایزه خرس طلایی و جایزه کبرای آبی سوییس و همچنین جایزه کتاب سال سوییس را از آن خود کند. بایرامی برای کتاب «لم یزرع» نیز توانسته جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، جایزه جلال و جایزه شهید حبیب غنی‌پور را از آن خود کند. «عقاب‌های دره شصت»، «هفت‌روز آخر»، «بعد از کشتار»،‌ «مردگان باغ سبز»، «سایه ملخ»، «صدای بال نسیم»، «پل معلق»، «عبور از کویر»، «همسفران»، «آتش به‌اختیار» و «غروب خورشید در سامرا» نیز ازجمله آثار این نویسنده است.   به بیان شهریار عباسی، داستان‌نویس، محمدرضا بایرامی نویسنده‌ای است که بعد از انقلاب کار خود را شروع کرده و از نویسندگان نسل پس از انقلاب است. به بهانه چهل سالگی انقلاب اسلامی، در نوشتاری که پیش‌روی شماست، سعی شده به زوایای مختلف قلم و شخصیت نویسندگی محمدرضا بایرامی از نگاه شهریار عباسی پرداخته شود. به‌نظر شما شکل‌گیری شخصیت نویسندگی بایرامی از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ او کودکی خود را در کوهپایه‌های سبلان گذرانده و تا جایی که اطلاع دارم، دوره سربازی‌اش در زمان جنگ بوده است. جغرافیا و فرهنگ منطقه‌ای که در آن بزرگ شده و تجربه حضور در جنگ، برای بایرامی بسیار شخصیت‌ساز بوده و می‌توان گفت حضور در جنگ و دوره کودکی در روستای کوهپایه‌ای سبلان، در شکل‌گیری شخصیت داستان‌نویس محمدرضا بایرامی تاثیرگذار بوده است.   به گمانم در ذهن هر نویسنده‌ای چند مساله و مقطع مهم و خاص زمانی برجسته می‌شود و او را رها نمی‌کنند و شخصیت داستان‌نویسی‌اش تا حد زیادی بر آن اساس شکل می‌گیرد. یک جریان نویسندگی متمایل به نگاه چپ مارکسیستی، ادبیات دهه 20 تا 60 کشور را تحت‌تاثیر قرار داد. داستان‌نویسی ما خیلی با این نگاه که از نمودهای آن عدالت‌طلبی و ادبیات روستایی بوده، آمیخته است. ادبیات شهری حاوی نگاه‌های لیبرالیستی، ولی ادبیات روستایی خیلی تحت‌تاثیر نگاه چپ مارکسیستی است. خیلی از داستان‌های بایرامی در روستا می‌گذرد و او اولین نویسنده برجسته‌ای است که داستان روستایی می‌نویسد، ولی تحت‌تاثیر نگاه چپ مارکسیستی نبوده است. این یک شاخصه مهم در کارهای بایرامی است و او با کتاب‌هایش داستان روستایی را از چنبره نگاه چپ خارج کرده است. بیش از آنکه نگاه‌ سیاسی داشته باشد، تسلط خوبی بر توصیف جغرافیا، فرهنگ و نوع زیست خاص روستایی به‌ویژه در دامنه‌های سبلان دارد.   نکته برجسته دیگر درباره او این است که بدون تحصیلات آکادمیک، تسلط خاصی به زبان، توصیف و ساختار داستان دارد. از معدود نویسندگانی است که ذاتا داستان‌نویس است. داستان‌هایش مبتنی بر شکل‌های مختلف زبانی و توصیف است. بیشتر کارهایش موفق بوده و خوانندگان زیادی دارد. چون زیست این داستان‌نویس در دوره نوجوانی و جوانی، حول محور انقلاب و به‌ویژه جنگ بوده، این عناصر در نوشته‌هایش نمود ویژه‌ای دارد.   بایرامی در هر دو حوزه کودک و نوجوان و بزرگسال آثار متعددی دارد. با این احوال او را بیشتر می‌توان به کدام حوزه نسبت داد؟ بله، بایرامی در دو سطح کودک و بزرگسال داستان نوشته است. اثر برجسته او در حوزه نوجوان با عنوان «قصه‌های سبلان» با چاپ‌های متعدد، یکی از نمونه‌های شاخص داستان‌نویسی این حوزه پس از انقلاب است. کتاب‌های زیادی در حوزه کودک و نوجوان نوشته، اما با این حال، بایرامی را بیشتر به‌عنوان نویسنده حوزه بزرگسال می‌شناسیم. جزو معدود نویسندگانی است که در هر دو حوزه موفق عمل کرده و کارهایش خواننده داشته و به زبان‌های مختلف ترجمه و جایزه گرفته است.   «مردگان باغ سبز» رمانی با مضمون اجتماعی و سیاسی است که ماجرای آن با انقلاب اسلامی ایران پیوند می‌خورد. این رمان را چگونه می‌بینید؟  شاید برجسته‌ترین اثر او رمان «مردگان باغ سبز» باشد. این داستان در محدوده جغرافیایی و زیست دوران کودکی‌اش شکل می‌گیرد. البته زمان وقوع رمان به قائله دموکرات آذربایجان در حدود دهه 20 شمسی برمی‌گردد. این رمان از نظر زبان‌شناسی، روایت، شخصیت‌پردازی و پرداختن به اتفاق‌های یک مقطع مهم تاریخی بسیار فوق‌العاده است. بایرامی خیلی عریان و رئالیستی به آن مقطع پرداخته است. ماجرای این کتاب پیش از انقلاب است، ولی با توجه به اینکه زمینه‌های انقلاب اسلامی به دهه‌ها قبل بازمی‌گردد، می‌توان آن‌را جزو آثار انقلاب برشمرد، زیرا مساله آذربایجان امروز هم تاثیرات آن باقی است. این داستان تا زمان نزدیک انقلاب ادامه پیدا می‌کند. در این کتاب با یک کمپوزیسیون از شخصیت، اتفاق، تاریخ و جغرافیا مواجه هستیم. این رمان از جمله آثار شاخص برای شناخت تاریخ معاصر ایران است.     کتاب «پل معلق» دیگر اثر بایرامی است که تِم دفاع مقدسی دارد و از نگاه منتقدان او در این اثر در خلق موقعيت و نشان دادن زمان و مكان، موفق بوده است. نظر شما در اینباره چیست؟ یکی دیگر از کارهای برجسته بایرامی، رمان «پل معلق» است که از نظر زبانی، تمرینی برای رمان «مردگان باغ سبز» محسوب می‌شود، ولی ازنظر فضا، کار مستقل و قابل اعتنایی است. «پل معلق» نگاه متفاوتی به موضوع جنگ دارد و شخصیت اصلی داستان، خودش معلق بین مرگ و زندگی با نگاهی مأیوسانه به زندگی است. چنین نگاهی در کارهای دیگر بایرامی تکرار نشده، ولی به اندازه کافی نشان می‌دهد او نیز چنین دوره‌ای از اندیشه و جهان‌بینی را تجربه کرده است.   خیلی از کارهای بایرامی در جشنواره‌های مختلف جایزه گرفته‌اند، مانند «آتش به اختیار» و «هفت روز آخر» که هر دو رمان به زمان سال‌های پایانی جنگ برمی‌گردد و خیلی مرتبط و نزدیک با تجربه‌های شخصی بایرامی است. رمان «آتش به اختیار» دارای زبان فنی و پیچیده بوده و کتاب «هفت روز آخر» روایتی رئالیستی نزدیک به بیان خاطره‌گونه است. بایرامی در منطقه‌ای نزدیک به مهران در سال‌های پایان جنگ ماجرایی را به دو شکل مختلف در دو کتاب مذکور نوشته است.   «لم یزرع» کتابی است که نگاه‌های مثبتی از منتقدان دریافت کرده و جوایز متعددی را نیز به خود اختصاص داده است. این رمان حال و هوای قومی- مذهبی و جنگی دارد که خارج از مرزهای ایران و در روستای دجیل در کشور عراق رُخ می‌دهد. با این وصف آیا می‌توان این اثر را جزو آثار دفاع مقدس بایرامی به حساب آورد؟   کتاب «لم‌یزرع» تازه‌ترین اثر شاخص بایرامی است که موفق به دریافت جایزه جلال، جایزه کتاب ‌سال جمهوری اسلامی ایران و جایزه شهید حبیب غنی‌پور در سال 95 شده است. این رمان برخلاف بیشتر کارهای او که یا در دامنه‌های سبلان یا در زمان جنگ در جنوب و جنوب غرب کشور می‌گذرد، زمینه آن در کشور عراق اتفاق می‌افتد؛ منطقه‌ای ظاهرا نفرین‌شده و بدون رویش گیاهی که شکل‌دهنده نام کتاب نیز هست. داستان این کتاب درباره پسری شیعه است که به دنبال سرچشمه آب برای مزرعه خود، متوجه دختری و خانواده‌ او می‌شود که جلوی آب را بسته و در حال آبتنی هستند. با همان نگاه عاشق دختر می‌شود، ولی مشکل اینجاست که دختر سنی است. تقابل بین دو فرهنگ شیعه و سنی در عراق آن هم در زمان جنگ، موجب مخالفت دو خانواده با این عاشقی می‌شود.   این کتاب با دیگر آثار بایرامی متفاوت است. بسیاری این کتاب را در زمره آثار دفاع ‌مقدس قرار می‌دهند در حالی‌که بیشتر داستان درباره مسائل قومی و مذهبی در عراق بوده و تا جایی که می‌دانم ماحصل سفر بایرامی به عراق است. «لم‌یزرع» از نظر فضا و شکل داستان، متفاوت از دیگر آثار اوست. به‌نظر من بایرامی شاید برجسته‌ترین نویسنده متعلق به داستان‌نویسی بعد از انقلاب باشد. در این شلوغ‌بازاری که برخی نویسندگان که ذاتا داستان‌نویس نیستند و آثارشان پشت سر هم وارد بازار نشر می‌شود، بایرامی و کارهایش باید بیشتر دیده و معرفی شوند. در این پرونده بخوانید نویسنده‌ای توانا و متعهد به ارزش‌های انقلاب و دفاع مقدس شیرزادی فراجناحی و کاملا وفادار به ادبیات است مهدی کاموس:علی موذنی سیر متعهدانه حوزه روشنفکری را طی کرده است ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 13 Aug 2018 04:14:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264129/نقش-جنگ-کوهپایه-های-سبلان-شکل-گیری-شخصیت-نویسندگی-بایرامی بازخوانی کتاب «اردوگاه اطفال» با حضور احمد یوسف‌زاده http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264236/بازخوانی-کتاب-اردوگاه-اطفال-حضور-احمد-یوسف-زاده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای مهر، در آستانه سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی، کتاب «اردوگاه اطفال» که در ادامه کتاب «آن بیست و سه نفر» به قلم احمد یوسف‌زاده به رشته تحریر درآمده و تقریظ مقام معظم رهبری را نیز به همراه داشته، با حضور نویسنده اثر، سعید اوحدی؛ رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، مرتضی سرهنگی؛ مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری، عبدالحمید قره‌داغی؛ مدیر عامل انتشارات سوره مهر، حامد عسگری؛ شاعر، مهدی طحانیان؛ راوی کتاب «سرباز کوچک امام» و علیرضا رحیمی که روایت اسارت آن‌ها در کتاب آمده، معرفی و بازخوانی می‌شود. «اردوگاه اطفال» روایت دو سال خاطره از اتفاقات تلخ و شیرین و حماسه‌های باورناپذیر است که آفرینندگان آن نه ارتشی‌های سرد و گرم چشیده بودند و نه پاسدارهای جان بر کف، بلکه اسیران نوخاسته‌ای بودند که حزب بعث از اردوگاه‌های اسرا انتخاب و به آن بیست و سه نفر ملحق کرد تا برنامه تبلیغ علیه ایران را با حربه «کودکان جنگ» ادامه دهد. این برنامه با مشارکت انتشارات سوره مهر، از ساعت 18 دوشنبه 22 مردادماه در فرهنگسرای مهر به نشانی اتوبان شهید تندگویان، خیابان شهید لطیفی، کوچه تگرگ، بوستان بعثت، برگزار خواهد شد.     ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 12 Aug 2018 12:40:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264236/بازخوانی-کتاب-اردوگاه-اطفال-حضور-احمد-یوسف-زاده پنج جلد دیگر از تاریخ شفاهی محسن رضایی منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264224/پنج-جلد-دیگر-تاریخ-شفاهی-محسن-رضایی-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، یدالله ایزدی، مدیر تاریخ شفاهی نظامی این مرکز با اشاره به اهداف مستندسازی تاریخ شفاهی، عنوان کرد: هدف از مستندسازی تاریخ شفاهی، تکمیل منابع موجود در مرکز و همچنین ورود به لایحه‌های زیرین واقعه جنگ به‌عنوان یک رخداد بسیار بزرگ و دارای ابعاد متنوع و دامنه وسیع است. در اسناد همه این مسائل بیان‌نشده و روش شفاهی قابلیتی دارد که این قابلیت امکان ورود به جزئیات و بخش‌های ناگفته جنگ را راحت‌تر فراهم می‌کند.   وی با بیان اینکه در طراحی اولیه‌ مرکز، گفت‌وگو با حدود 50 نفر از فرماندهان پیش‌بینی‌شده بود، افزود: وقتی مرکز عملاً وارد این حوزه شد، دامنه موضوع را وسیع‌تر یافت، چون تنوع موضوع در مورد جنگ زیاد بود و برای احصاء مسائل اجتماعی، فرهنگی، معرفتی، معنوی، دینی، نظامی، اقتصادی، سیاسی و حتی بین‌الملل جنگ باید با افراد بیشتری گفت‌وگو شود.   مدیر تاریخ شفاهی نظامی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس با اشاره به مذاکره با فرمانده هان دوران دفاع مقدس برای ثبت تاریخ شفاهی آن‌ها، گفت: در مدیریت جدید مرکز، جامعه آماری فرماندهان توسعه پیدا کرده که حدود 200 نفر فرمانده را شامل می‌شود. تقریبا با حدود 50 فرمانده مذاکره کرده‌ایم و مذاکره با 25 فرمانده نهایی شده و در حال ثبت تاریخ شفاهی آن‌ها هستیم.   ایزدی ادامه داد: حدود 10 سال است که مرکز اسناد در حوزه تاریخ شفاهی فرماندهان فعالیت می‌کند. طی این مدت، حدود 750 جلسه و نزدیک به یک‌هزار و 100 ساعت در سطوح مختلف با فرماندهان گفت‌وگو انجام شده است.   وی با بیان اینکه تاکنون سه جلد کتاب در زمینه تاریخ شفاهی نظامی منتشرشده، عنوان کرد: خاطرات سردار صفوی از سنندج تا خرمشهر، خاطرات سردار اسحاقی و خاطرات سردار شیران‌نژاد که شامل تمام دوران جنگ است در قالب دیجیتال منتشر شده‌اند. درنظر داریم در هفته دفاع مقدس، پنج تا شش جلد دیگر که بخش اصلی آن مربوط به تاریخ شفاهی سرلشکر دکتر محسن رضایی است، به‌علاوه سه اثر دیگر را منتشر کنیم.   مدیر تاریخ شفاهی نظامی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس با اشاره به اینکه پژوهش و مصاحبه، اصلی‌ترین بخش در تاریخ شفاهی است، گفت: آثار مرکز، تاریخی و مستند هستند و به همین دلیل، پژوهش از امتیازات این کار می‌باشد که مقدمه تاریخ شفاهی مرکز و از اصلی‌ترین بخش‌های آن است.   ایزدی افزود: مجریان پروژه‌ها، نوعا بر تاریخ و موضوعات دوره جنگ ایران و عراق مسلط هستند، به این معنی که یا خودشان از راویان دوران جنگ هستند و یا در این حوزه پژوهش کردند. همچنین ضروری است که مجریان اهل ‌قلم باشند. این آثار قبل از انتشار به‌طور متعدد و مکرر بازخوانی  و به تعدادی از فرماندهان یا افراد پژوهشگر مسلط سپرده می‌شوند تا از نقد و نظر آن‌ها در اصلاح و تقویت متن استفاده کنیم.   وی درباره مستند بودن کتاب‌های تاریخ شفاهی، اظهار کرد: برای هر جلسه، چندین ساعت کار کارشناسی صورت می‌گیرد و اسناد مربوطه خوانده و غربالگری شده و موضوعات کلی احصا می‌شود. مثلا در یکی از جلساتی که در مورد عملیات والفجر مقدماتی می‌خواستیم با سرلشکر رضایی گفت‌وگو انجام دهیم، حدود 2 هزار سند خوانده شد تا موضوعات و سؤالات یک جلسه احصا شود.   مدیر تاریخ شفاهی نظامی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس با اشاره به محتوای کلی کتاب‌های تاریخ شفاهی فرماندهان، ادامه داد: در تاریخ شفاهی مرکز، روایت فرماندهان درباره جنگ ایران و عراق است اما دوره وقوع انقلاب تا جنگ را هم مرور کلی می‌کنیم، چون این دوره از این منظر بسیار اهمیت دارد که هویت، شخصیت و توانمندی‌های بسیاری از فرماندهان در دوره قبل از جنگ و در بحران‌هایی که پس از انقلاب تا جنگ در مناطق مختلف کشور با آن مواجه بودیم، شکل‌ گرفته است.   ایزدی گفت: در گفت‌وگو با فرماندهان به‌طور محدود، مکث کوتاهی بر زندگی شخصی آن فرمانده می‌شود. هدف این است تا بفهمیم این فردی که در زمان جنگ در کسوت یک فرمانده ظهور و بروز کرده، خاستگاهِ اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی این فرد چیست و بعد از آن در دوره انقلاب تا جنگ در کدام نقاط بحرانی کشور حضور دارد، ولی متن اصلی گفت‌وگوها مربوط به دوران جنگ است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 12 Aug 2018 10:22:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264224/پنج-جلد-دیگر-تاریخ-شفاهی-محسن-رضایی-منتشر-می-شود ایثار فقط در دفاع و میدان جنگ خلاصه نمی‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264222/ایثار-فقط-دفاع-میدان-جنگ-خلاصه-نمی-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی انصاری، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور ایثارگران، در نشستی صمیمی که امروز (یکشنبه 21 مرداد) به مناسبت تجلیل از خبرنگاران حوزه ایثار در رسانه‌های مختلف در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد، به خبرنگار ایبنا گفت: به مناسبت گرامیداشت 26 مرداد (سالروز ورود آزادگان به کشور)، در آئین ویژه‌ای با عنوان «جشن ایثار» از ایثارگران با حضور سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تجلیل می‌شود. در این آئین که ساعت 10 صبح چهارشنبه 21 مرداد در سالن همایش‌های معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار خواهد شد، از دو جلد کتاب مجموعه خاطرات رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس، نیز رونمایی می‌شود.   حجت‌الاسلام انصاری در پاسخ به پرسش دیگری از خبرنگار ایبنا درباره فعالیت این دفتر در خوزه تولید محتوا و انعکاس فعالیت‌ها در قالب کتاب، بیان کرد: هنوز برای رسیدن به نقطه اوج در تولید محتوای فاخر برای این حوزه،‌ راه زیادی در پیش داریم. با وجود خلأهای قانونی، مشکلات مالی و تجهیزاتی و شرح مسئولیت‌ها، تاکنون کارهایی انجام شده، ولی مطمئنا کافی نیست. البته این کار به تنهائی وظیفه مرکز امور ایثارگران نیست و مراکز بزرگتر اجرایی و فرهنگی نیز در این زمینه مسئولیت‌هایی دارند. برنامه‌ریزی‌هایی صورت گرفته تا در این زمینه جدی‌تر فعالیت کنیم.   وی در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه، گفتمان ایثار و فداکاری در کشور ما از نظر مردم، گفتمان مقبولی است، افزود: در هر جامعه‌ای مفهوم فداکاری و ایثار نهادینه شود، آن جامعه رو به رشد حرکت می‌کند. در کشور ما به‌عنوان یک کشور با ریشه و اصالت تاریخی، به‌ویژه پس از ورود اسلام، فداکاری و ایثار جایگاه مهمی داشته و دارد. این مفهوم در هر دوره‌ای یک سری مصادیق داشته است. شاید نخستین موردی که در زمینه ایثار به ذهن متبادر می‌شود، موضوع دفاع مقدس باشد که البته اوج ایثار بود، ولی ایثار فقط در دفاع مقدس و میدان جنگ خلاصه نمی‌شود و در همه زمینه‌ها و به تناسب زندگی بشر مصداق دارد؛ حتی در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی و سیاسی. در همه این حوزه‌ها اگر از حق خود به نفع مردم بگذرند بسیار ارزشمند است.   مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور ایثارگران، ادامه داد: همه مسئولان و به‌ویژه رسانه‌ها، یکی از تکالیف اصلی خود را باید گسترش فرهنگ ایثار در بین مردم و جامعه بدانند. سرمنشأ همه اقتدار و عزت ما چه در گذشته و چه اکنون، همین روح ایثارگری است که نقطه اوج آن هشت سال دفاع مقدس بود.   حجت‌الاسلام انصاری همچنین با اشاره به دو مسئولیت عمده مرکز امور ایثارگران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: ماموریت و نگاه اصلی ما، بیشتر بر سیاستگذاری،‌ برنامه‌ریزی و هدایت و همچنین خدمت‌رسانی معنوی، فرهنگی و در حد توان مالی به مجموعه ایثارگران وزارتخانه و سازمان‌های تابعه است. دومین مسئولیت ما که بسیار هم مهم بوده، فرهنگ‌سازی در حوزه ایثار و فداکاری در کشور است که معتقدیم در این حوزه باید بیشتر کار شود. در این راستا، خانه فرهنگ ایثار و مقاومت به‌عنوان پل ارتباطی میان نهادهای فرهنگی فعال این حوزه تشکیل شد. البته ذکر این نکته ضروری است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دفتر امور ایثارگران به تنهایی نمی‌تواند این مسئولیت سنگین را به‌طور مطلوب به انجام برساند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 12 Aug 2018 09:44:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264222/ایثار-فقط-دفاع-میدان-جنگ-خلاصه-نمی-شود معرفی و بازخوانی کتاب «اردوگاه اطفال» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264145/معرفی-بازخوانی-کتاب-اردوگاه-اطفال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) و به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای مهر، همزمان با سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی کتاب" اردوگاه اطفال" که در ادامه کتاب "آن بیست و سه نفر " توسط احمد یوسف زاده به رشته تحریر درآمده و تقریظ مقام معظم رهبری را نیز به همراه داشته، معر فی و بازخوانی می شود. «اردوگاه اطفال» روایت دو سال خاطره از اتفاقات تلخ وشیرین و حماسه های باور ناپذیر است که آفرینندگان آن نه ارتشی های سرد و گرم چشیده بودند و نه پاسدارهای جان بر کف ، بلکه اسیران نوخاسته ای بودند که حزب بعث از اردوگاه های اسرا انتخاب و به آن بیست و سه نفر ملحق کرد تا برنامه تبلیغ علیه ایران را با حربه "کودکان جنگ" ادامه بدهد. بازخوانی این اثر با مشارکت انتشارات سوره مهر؛ روز دوشنبه 22 مردادماه  ساعت 18 با حضور سعید اوحدی رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری، عبدالحمید قره داغی مدیر عامل انتشارات سوره مهر، حامد عسگری شاعر، مهدی طحانیان و علیرضا رحیمی که روایت اسارت آنها در کتاب آمده است  برگزار می شود. علاقه‌مندان برای شرکت در مراسم می توانند به نشانی اتوبان شهید تندگویان، خیابان شهید لطیفی، کوچه تگرگ، بوستان بعثت، فرهنگسرای مهر مراجعه فرمایند.        ]]> انقلاب و دفاع مقدس Fri, 10 Aug 2018 08:30:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264145/معرفی-بازخوانی-کتاب-اردوگاه-اطفال جزییات ترور سپهبد قرنی به روایت اسناد تاریخی http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263821/جزییات-ترور-سپهبد-قرنی-روایت-اسناد-تاریخی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «مرزبان؛ زندگی‌نامه شهید قرنی» نوشته مشترک آناهیتا حسین‌زاده، حسن چراغلو از مجموعه دانستنی‌های انقلاب اسلامی برای جوانان در سال جاری از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.   حسن چراغلو یکی از نویسندگان کتاب در گفت‌وگو با ایبنا درباره این اثر، بیان کرد: نوشتن این کتاب از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی به من پیشنهاد شد. به دنبال این پیشنهاد، در مراکز و مجموعه‌های پژوهشی مرتبط با حوزه انقلاب،‌ به پژوهش درباره زندگی و فعالیت‌های سپهبد قرنی در زمان پیش از انقلاب و بعد از آن پرداختم. همچنین برای انجام این پژوهش از منابع موجود در مرکز اسناد انقلاب اسلامی و کتاب‌هایی که پیش از این درباره سپهبد قرنی نوشته شده بود، استفاده کردم.   وی ادامه داد: کتاب «مرزبان» با زبان ساده اما نه چندان عامیانه، در سه فصل با عنوان‌های «آمال و آرزوها»، «بررسی فراز و نشیب‌های سپهبد قرنی پس از کودتای 28 مرداد» و «43 روز پُر تنش» زندگی، شخصیت و فعالیت‌های سپهبد قرنی را به تصویر می‌کشد. فصل نخست کتاب، ضمن بررسی دوران کودکی، نوجوانی و جوانی سید محمدولی قرنی، نخستین تکاپوهای سیاسی شهید را بازگو می‌کند.   این نویسنده افزود: در فصل دوم، تثبیت دیکتاتوری محمدرضا پهلوی و ستیز او با نظامیان میهن‌پرست تشریح شده و نخستین مبارزات سپهبد قرنی با خودکامگی‌های محمدرضا پهلوی، بازداشت و نحوه لو رفتن تشکیلات روایت می‌شود. فصل سوم نیز به توصیف روزهای پُر تنش بعد از انقلاب از 23 بهمن تا 7 فروردین 57 می‌پردازد. در این فصل به دسیسه‌های ضد انقلاب در تخریب چهره سپهبد قرنی که منجر به استعفای وی شد نیز اشاره می‌شود.   نویسنده کتاب «مرزبان؛ زندگی‌نامه شهید قرنی» گفت: نحوه شهادت سپهبد قرنی توسط گروهک فرقان، همچنین ناگفته‌های شخصیتی و اخلاقی وی، از دیگر مواردی است که در این کتاب ارائه شده است. در بخش انتهایی کتاب نیز گفت‌وگوهای آرشیوی که پیش از این با برخی دوستان و نزدیکان شهید قرنی انجام شده بود، آمده است.   چراغلو با اشاره به اهمیت بیان تاریخ برای نسل‌های سوم و چهارم انقلاب، اظهار کرد: این کتاب در قالب دانستنی‌های انقلاب برای این نسل تدوین شده تا این قشر با فعالیت‌ها و اقدامات افرادی همچون شهید قرنی ارتباط بیشتری برقرار کنند. متن این کتاب به‌گونه‌ای که ضمن ارائه مستندات تاریخی، زبان آن برای نسل جوان مناسب باشد.   وی در ادامه درباره نحوه شهادت سپهبد قرنی، توضیح داد: گروهک فرقان در سال‌های نخست انقلاب، افراد بسیاری را به شهادت رساند که یکی از این افراد نیز سید محمدولی قرنی بود. بیان جزئیات ترور از زبان محسن شجاعی، راننده و محافظ سپهبد قرنی که تنها شاهد ماجرا بوده، جنایت و ددمنشی این گروهک را بیشتر آشکار می‌کند.   روایت محسن شجاعی از نحوه شهادت سپهبد قرنی به ضرب گلوله حمید نیکنام در کتاب «مرزبان؛ زندگی‌نامه شهید قرنی» اینطور آمده است: «یک روز متوجه شدم یک گروه نقاش به خانه ایشان آمده تا جاهایی از منزل را رنگ کند. به نقاش گفتم: شما که دارید اینجا کار می‌کنید، مواظب باشید که یک وقت در حیاط را باز نکنید. کُلتم کنارم بود و لب حوض نشسته بودم. یکی از نقاش‌ها روی نردبان بود و دیگری هم داشت نقاشی می‌کرد. یک پسربچه هم همراهشان بود که سطل‌ها را تمیز می‌کرد. تیمسار یک سینی چای آورد. گفتم: اینها که بالا نشسته‌اند، مدام دارند ما را کنترل می‌کنند؛ منظورم کسانی بودند که از بالکن یکی از اتاق‌های هتل واقع در روبه‌روی خانه مشرف بودند. شهید قرنی گفت: تو چقدر به اینها گیر می‌دهی... حدود 8:30 و 9 صبح بود، همینطور که داشتیم چای می‌خوردیم در خانه را زدند، تا من بلند شوم که در را باز کنم، پسربچه‌‌ای که کمک نقاش‌ها بود، بی‌اختیار دوید و در را باز کرد. تا من بیرون برسم، یکی از فرقانی‌ها، اسلحه کلاشینکف را زیر گلویم گذاشت. کُلتم که کالیبر 45 داشت را از من گرفت و با ضربه‌ای خشابش را بیرون پراند و خشاب را گوشه باغچه انداخت و کُلتم را پرتاب کرد طرف دیگر حیاط... مهاجمین مرا هُل دادند و به‌رویم رگبار بستند، من هم اشهدم را خواندم و به دیوار چسبیدم. فقط مدام می‌گفتم: تو را به خدا به تیمسار کاری نداشته باشید، آدم خوب و خیرخواهی است. گفتند: ساکت شو حرف نزن و بعد داخل خانه دویدند. دو تیر شلیک کردند و سوار موتور شدند و به سرعت از محل رفتند...».   نخستین چاپ کتاب «مرزبان؛ زندگی‌نامه شهید قرنی» در 144 صفحه با شمارگان دو هزار و 500 نسخه به بهای هشت هزار تومان در سال 97 از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.   چند سطر درباره شهید سپهبد قرنی   سید محمدولی قرنی، نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش بوده که پس از کودتای 28 مرداد به‌عنوان رئیس رکن دوم ارتش منصوب شد. وی در سال 37 در پی کشف کودتا علیه رژیم، محاکمه و به سه سال زندان محکوم و از ارتش اخراج شد. قرنی حدود دو دهه بعد در اوج انقلاب بار دیگر وارد کارزار شده و پس از انقلاب به فرماندهی ارتش رسید، ولی به سرعت از کار برکنار شد.   محمدولی قرنی چند ماه پس از انقلاب، روز سوم اردیبهشت 58 به ضرب گلوله اعضای گروهک فرقان در خانه‌اش ترور شد. از حمید نیکنام و همفکرانش، به‌عنوان ضارب و عامل ترور نام برده می‌شود. شهید سپهبد قرنی در قم و در حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شده است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 09 Aug 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263821/جزییات-ترور-سپهبد-قرنی-روایت-اسناد-تاریخی توصیه‌های رهبر معظم انقلاب به خبرنگاران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264109/توصیه-های-رهبر-معظم-انقلاب-خبرنگاران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشارات انقلاب اسلامی وابسته به دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، به مناسبت هفدهم مرداد روز خبرنگار، برش‌هایی از کتاب «امین زبان و ادب پارسی» که دربردارنده راهکارهای علمی و عملی آیت‌الله‌العظمی‌ خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره‌ پویش و گسترش زبان و ادبیات فارسی را که در آن رهبر معظم انقلاب اسلامی توصیه‌هایی برای تنظیم و پوشش اخبار به خبرنگاران ارائه داده‌اند، را منتشر کرد.   توصيه به تنظيم خبرآسان نوشتن، یک عمل هنرى است. هرچه میتوانید، ظرافتها و زیبایی‌هاى ادبى و نگارشى را در نوشته‌ي خبر به کار ببرید. یک متن زیبا و درعین‌حال آسان درست کنید. متن معضل و معوج و پیچ‌وخمدار و مخصوص خواص فایده‌اى ندارد. زیبایى و گستردگى خبر  خبر بایستى در نهایت زیبایى و گستردگى باشد؛ یعنى همه بفهمند. پیرزن بیسوادى هم که در خانه نشسته، وقتى رادیو یا تلویزیون خود را باز کرد، بفهمد شما به او چه میگویید؛ این کارِ هنرى است و تمرین لازم دارد. اصلاً عدّه‌اي بنشینند این کار را تمرین کنند. عدّه‌اى باشند که وقتى خبرى تنظیم میشود، آن را ممیّزى کنند. همه‌ي خبرها اینطور نیست که آناً به دستتان برسد. البتّه من بخش سردبیرى خبر را که آقایان دور میز می‌نشینند و خبر را تنظیم میکنند، دیده‌ام. تنظیم خبر نباید با عجله انجام شود؛ باید فرصتى باشد و کسانى بنشینند این را_ بخصوص در تفسیرها_ دقّت کنند.   اهمیت کار خبرنگار ملّتها کار شما را تعقیب میکنند، ملّتها به دنبال خبر اجتماعات شما، خبر نماز جمعه‏‌ى شما، خبر انتخابات شما و خبر مسائل داخلى شما هستند.  ]]> انقلاب و دفاع مقدس Wed, 08 Aug 2018 09:21:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264109/توصیه-های-رهبر-معظم-انقلاب-خبرنگاران «الف لام خمينی» با حضور ناطق نوری رونمايی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264084/الف-لام-خمينی-حضور-ناطق-نوری-رونمايی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی موسسه خانه كتاب، آئين رونمايی از كتاب «الف لام خميني» دوشنبه ۲۲مردادماه با سخنرانی حجت‌الاسلام  والمسلمین علی‌اكبر ناطق‌نوری، حجت‌الاسلام والمسلمین مصطفی پورمحمدی و هدايت‌الله بهبودی و با حضور جمعی از اهالي قلم و مسئولان فرهنگی در پژوهشكده فرهنگ، هنر و معماری برگزار می‌شود. كتاب «الف لام خمينی» از سوی موسسه مطالعات و پژوهش‌های سياسی منتشر شده است. این اثر با معرفی خاندان امام خمينی (ره) آغاز و در ادامه برش‌هایی از سير زندگی بنیانگذار انقلاب اسلامی از تولد، تحصيل در زادگاه، ادامه درس‌آموزی در اراک و مهاجرت به حوزه علميه قم و تبعید و بازگشت به ایران، آمده است. می‌توان اين زندگينامه را به دو بخش كلی تقسيم كرد؛ بخش نخست، زندگی علمی روح‌الله خمينی در قم كه بيش از 40 سال از عمر ایشان را دربر گرفت. امام خمينی (ره) در اين چهار دهه درس گرفت، درس داد، نوشت و ماترک چشمگيری از منشورات و شاگردان به‌جا گذاشت. بخش دوم، زندگی سياسی ایشان است كه از اواسط سال ۱۳۴۱ شمسی آغاز و با فراز و نشيب‌های فراوان، 16 سال بعد، به پيروزی نهضت انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ می‌رسد. علاقه‌مندان به حضور در آئين رونمايی از كتاب «الف لام خمينی» می‌توانند از ساعت 17 دوشنبه ۲۲ مردادماه به سالن همایش‌های پژوهشكده فرهنگ، هنر و معماری واقع در خيابان انقلاب اسلامی، خيابان برادران مظفرجنوبی مراجعه كنند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 07 Aug 2018 10:16:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264084/الف-لام-خمينی-حضور-ناطق-نوری-رونمايی-می-شود