خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين جهان‌کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/world_book Wed, 18 Jul 2018 10:51:08 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 18 Jul 2018 10:51:08 GMT جهان‌کتاب 60 راه‌های جدید برای بها دادن بیشتر به شعر http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263301/راه-های-جدید-بها-دادن-بیشتر-شعر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از لیت‌هاب - از سال ۲۰۰۹ بیش از ۵۰۰ پروژه مربوط به شعر به مدد سایت سرمایه‌گذاری جمعی «کیک استارتر» از طرح به واقعیت تبدیل شد. این تابستان مارگو آتوِل، رئیس کیک‌استارتر امیدوار است که این رقم به طور چشمگیری افزایش داشته باشد. در یک ژوئن آتول اولین «تابستانِ شعر» سایت را راه‌اندازی کرد. یک دوره سه ماهه برای برجسته ساختن پروژه‌های بسیار زیاد با زمینه شعر که به دنبال تامین‌کننده مالی هستند. آتول به عنوان یک دوستدار شعر می‌خواهد تقاضای شعر را به آن‌هایی که خارج از فضای آکادمیک هستند برگرداند. او می‌گوید: «در طول زمان، شعر کمی مورد انتقاد قرار گرفت. مردم به آن به چشم یک معما نگاه می‌کنند که نیاز به تجزیه و تحلیل دارد، و برای باز کردن قفلش به یک‌جور کلید نیاز است. من فکر می‌کنم گاهی اوقات افرادی که شعر را در مقاطع ابتدایی به ما یاد می‌دهند اگر خیلی خبره نباشند نمی‌توانند دانش آموزان را با این بینش آشنا کنند که شعر چیزی است که می‌توان مثل یک دسر از آن لذت برد، یا چیزی است که می‌توان از آن تغذیه کرد و روح را زنده نگه داشت.» پیش از آغاز کار در کیک‌استار، یعنی چهار سال پیش، آتول هفت سال را در یک نشریه کوچک مستقل «کتاب بوفورت» سپری کرد. در آنجا او چالش تامین هزینه پروژه‌های ادبی را تجربه کرد. او می‌گوید: «من چالش‌های بسیاری را پیرامون پول و نشر و مخاطب‌سازی برای یک پروژه یا عنوان خاص دیده‌ام. کارم در کیک‌استارتر به من کمک کرد که ناشران، نویسندگان و باقی افراد در جامعه ادبی را با مخاطب مرتبط کنم و برای کاری که دارند انجام می‌دهند هزینه تامین کنم.» آتول تمامی پروژه‌های کیک‌استارتر مربوط به نشر، کمیک و روزنامه‌نگاری را تحت نظارت دارد. «هر چیزی در سایت که به کلمات مربوط می‌شود، احتمالا در حوزه من است.» کار عمده او آموزش نویسنده‌ها و ناشران درباره پتانسیل سرمایه‌گذاری جمعی است. «ناشران مستقل خیلی کارهای خوب و هیجان‌انگیزی انجام می‌دهند اما چالش‌های تامین مالی بسیار زیادی وجود دارد. اگر کیک‌استارتر می‌تواند در این کار کمک کند، پس فکر می‌کنم جای فوق‌العاده‌ای برای گذران وقت برایم باشد.» آتول که از به جنب و جوش انداختن مخاطبان جدید برای شعر از طریق اینترنت و رسانه‌های جمعی دلگرم شده، فکر می‌کند که کیک‌استارتر هم پتانسیل انجام این کار را دارد. او می‌گوید: «به نظر می‌رسد که کیک‌استارتر می‌تواند یک مکان فوق‌العاده برای مردم باشد تا با شعر ارتباط برقرار کنند. هم کسانی که شعر می‌خوانند و هم افرادی که هنوز نمی‌دانند که می‌توانند از شعر لذت ببرند.» «تابستان شعر» چندین مولفه دارد که اولین آن جلب توجهات به پروژه‌های شعری است که به صورت زنده روی سایت قرار دارند. مثل «ترجمه فمینیسم» از انتشارات تیلتد اکسیس که مجموعه‌ای از کتاب‌های شاعران زن ویتنام، نپال و هند را منتشر کرده است. استر کیم، مدیر بازاریابی و تبلیغات تیلتد اکسیس می‌گوید از اینکه بخشی از برنامه تابستانه کیک‌استارتر است خوشحال است. «تریبون‌هایی مثل کیک‌استارتر به ناشران کوچک مستقل مثل ما اجازه می‌دهد که اَشکال نشر متکی بر مردم را تجربه کنیم و برای پروژه‌ها منابع مالی دست و پا کنیم.» دومین مولفه، کمک به شاعران برای ارتباط با مخاطبین است. برای این کار آتول مجموعه‌هایی برای خوانش زنده در کیک‌استارتر فراهم کرده است. فرن وایلد، نویسنده و شاعر، این مجموعه را روز جمعه ۱۵ ژوئن آغاز کرد. او می‌گوید: «خیلی خوب بود. نگران بودم، برای اینکه عادت دارم برای مردم بخوانم و چهره‌شان را ببینم. اما نظرات و سوالاتی که هنگام خواندن دریافت می‌کردم و صحبت‌هایی که بعد از آن از مردم شنیدم که چقدر از شعرهای متفاوت لذت بردند، برایم بسیار ارزش داشت.» هدف آتول برای تابستان دوگانه است. اول اینکه می‌خواهد به ناشران نشان دهد که چیزی که دانش سنتی می‌گوید نخواهد فروخت، لزوما در کیک‌استارتر درست نخواهد بود. او می‌گوید: «با به‌کارگیری ابزارهای متفاوت و خلاقیت و ابتکار و پذیرفتن ریسک‌ها مردم می‌توانند کارهایی را که به نظر غیرممکن می‌رسند انجام دهند.» بیش از هر چیزی آتول می‌خواهد مردم قدرت کیک‌استارتر در حمایت از افراد خلاق و علایق‌شان را بشناسند. او می‌گوید: «در زمانه‌ای که شرکت‌ها تصمیم‌هایشان را به نفع هنر، فرهنگ و به نفع هنرمندان نمی‌گیرند، کیک‌استارتر در جایگاه مقابل ایستاده. ما تلاش می‌کنیم دنیایی بسازیم که مردم در آن بتوانند بنویسند و هنر خلق کنند و برایش دستمزد بگیرند.» شما می‌توانید پروژه تابستان شعر کیک‌استارتر را اینجا دنبال کنید. ]]> جهان‌کتاب Tue, 17 Jul 2018 03:59:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263301/راه-های-جدید-بها-دادن-بیشتر-شعر ​هندی‌ها غزل‌های مولانا را می‌خوانند http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263343/هندی-ها-غزل-های-مولانا-می-خوانند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از دی‌ان‌ای‌ایندیا- بلرام شکلا، استاد دانشگاه دهلی هندوستان، به تازگی 100 غزل از غزل‌های کم‌تر شناخته‌شده مولانا را از زبان فارسی به هندی ترجمه کرده است. این اولین بار است که این حجم از آثار مولانا به طور مستقیم از زبان فارسی به زبان هندی ترجمه می‌شوند. ترجمه‌های دیگری که تاکنون از مولانا در هند وجود داشته از زبان انگلیسی به هندی برگردانده شده بودند. دکتر بلرام شوکلا درباره روند ترجمه غزل‌های مولانا که قریب شش سال را صرف آن کرده اظهار کرد: «رومی فقط یک شاعر نیست؛ او یک اعجوبه است. من زمانی که مشغول تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی بودم با آثار او آشنا و از همان اول مجذوب و شیفته زیبایی نوشتار او شدم و برای این‌که این زیبایی برای خواننده هندی ملموس‌تر شود تصمیم گرفتم برخی از بهترین غزل‌های ناب او را به زبان هندی ترجمه کنم. ترجمه اشعار او برای من مانند یک سفر شگفت‌انگیز و خیالی بود.» این کتاب در سه بخش با عناوین 1) باب طلب، 2) باب طرب و 3) باب وصال تقسیم‌بندی شده و قرار است در ماه آگوست سال جاری میلادی روانه بازار کتاب هند شود. مترجم غزل‌های مولانا به زبان فارسی در ادامه گفت: «اگر چه تمام تلاش خود را کردم تا جایی که ممکن است این ترجمه با اشعار مولانا برابری کند اما می‌دانم که هنوز در انتقال زیبایی‌های زبان فارسی نارسایی‌هایی زیادی دارد. در واقع ترجمه این غزل‌ها کار بسیار دشواری بود. در طی این سال‌ها با چندین استاد دانشگاه در ایران در ارتباط بودم و هر زمان در فرآیند ترجمه با مشکلی بر می‌خوردم با آن‌ها تماس می‌گرفتم و تمام هدفم هم این بود تا زیبایی‌های بکر این اشعار را بتوانم حفظ کنم.» انتشار این کتاب تحت حمایت طرح تاپ بوده که به منظور تشویق ترجمه و نشر آثار فارسی به زبان‌های دیگر در ایران راه‌اندازی شده و بخشی از هزینه‌های ترجمه آن از سوی دولت ایران تقبل شده است.  علی دهقانی، مشاور فرهنگی خانه فرهنگ ایران، در این خصوص گفت:«دولت ایران مشتاق است تا از طریق ترجمه ادبیات فارسی به زبان‌های خارجی تبادلات فرهنگی خوبی بین ایران و دیگر کشورها صورت بگیرد و این اثر چون مستقیما از زبان فارسی ترجمه شده ارزش منحصر به فردی دارد.» دکتر علیم اشرف خان، رئیس بخش ادبیات فارسی در دانشگاه دهلی نیز اشاره کرد که انتشار این اثر در هند باعث می‌شود که رومی در میان مردم هند ملموس‌ و قابل دسترس‌تر شود؛ چرا که بخش زیادی از جمعیت هند را خوانندگان هندی تشکیل می‌دهند که الزاما با زبان انگلیسی ندارند و از خواندن آثار مولانا محروم بوده‌اند. بنابراین این ترجمه کمک می‌کند تا مردم بیشتری از هند با این شاعر جاودانه ایرانی آشنا شوند و آثارش را بخوانند. بلرام شکلا، استاد دانشگاه دهلی هندوستان، پیش از این اقدام به ترجمه آثار دیگری از زبان و ادبیات فارسی در حوزه کلاسیک و معاصر کرده بود و با استقبال خوبی نیز از سوی هندوها مواجه شده بود که از آن میان می‌‌توان به ترجمه غزلیات صائب تبریزی و ترجمه ترکیب‌بند محتشم کاشانی درباره امام حسین(ع) اشاره کرد. ]]> جهان‌کتاب Wed, 18 Jul 2018 04:08:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263343/هندی-ها-غزل-های-مولانا-می-خوانند هنوز از نويسنده شدنم متعجب هستم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263346/هنوز-نويسنده-شدنم-متعجب-هستم خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_چارلز مک گرث، ترجمه بهار سرلک:آن تايلر، نويسنده جامع‌الاطرافي است كه همواره آثار مرغوبي را به خواننده عرضه كرده و همين مرغوبيت دليلي براي خو گرفتن به سبك متمايز او شده است. منزوي‌ها، ناجورها، بي‌عرضه‌ها، خانواده‌هاي سودازده و از هم پاشيده‌شده شخصيت‌هاي داستان‌هاي او را تشكيل مي‌دهند. با انتشار تازه‌ترين اثر اين رمان‌نويس-«رقص ساعت»- احتمالا نخستين حدس‌مان اين است كه شخصيت‌هاي اين داستان‌ او را نيز مي‌شناسيم. اما اين نويسنده امريكايي معمولا براي معرفي كتاب‌هايش تلاشي نمي‌كند. جشن رونمايي برگزار نمي‌كند و به ندرت حاضر است مصاحبه كند. نيازي هم ندارد. يك جايزه پوليتزر، يك جايزه حلقه منتقدان كتاب ملي و طرفداران بي‌شماري دارد كه نويسندگاني مانند جودي پيكو، اما داناهيو و نيك هورنبي آنها را تشكيل مي‌دهند. جان آپدايك، نويسنده و منتقد ادبي، از ديگر ستايشگران تايلر است و زماني گفته بود اين نويسنده خوب نيست بلكه «عالي» است. اما تايلر منزوي - يا همان طور كه منتقدي يك بار او را گرتا گاربوي جهان ادبيات خوانده بود- نيست و فقط خلق‌وخوي خاصي دارد؛ او ٥١ سال گذشته را در بالتيمور گذرانده و به ندرت از خانه‌اش بيرون مي‌آيد. مصاحبه نمي‌كند چون از حسي كه روزنامه‌نگار روز بعد از مصاحبه به او مي‌دهد، خوشش نمي‌آيد. اخيرا گفته بود: «به اتاق نويسندگي در طبقه بالاي خانه‌ام مي‌روم تا كار منظم روزانه‌ام را شروع كنم. و همين موقع است كه صدايم را مي‌شنوم كه از نوشتن مي‌گويم و حرف‌هاي بي‌معني مي‌زنم، در نتيجه آن روز نمي‌توانم كار كنم. هميشه گفته‌ام وقتي شروع به نوشتن رمان مي‌كنيد ابتدا ٨٣ پيش‌نويسي را مي‌نويسي كه ترجيح مي‌دهي هيچ‌كس، هيچ‌كس آن‌ها را نخواند. » پس حالا چه شده كه او مقابل دستگاه ضبط صدا نشسته است؟ مي‌خندد و مي‌گويد: «نمي‌دانم. شايد چون پير شده‌ام و سلطه‌گري برايم راحت‌تر شده است.» تايلر كه حالا ٧٥ ساله است ١٠ سال گذشته را، در واقع از زماني كه همسرش از دنيا رفت و فرزندانش خانه را ترك كردند، در محله «رولاند پارك» پر‌دار و درخت زندگي كرده است. تميزي خانه‌اش، مهمان را نگران مي‌كند. اتاق نويسندگي‌اش آنقدر منظم و پاكيزه است كه مي‌توان با خيال راحت آنجا را اتاق جراحي كرد و البته پيچيدگي آنچه پشت ميز او روي مي‌دهد، تفاوت چنداني با عمل جراحي ندارد. نوشته‌هايش را پيش‌نويس پشت پيش‌نويس با قلم مي‌نويسد و وقتي متني او را راضي مي‌كند آن را تايپ مي‌كند. وقتي پيش‌نويسش را كامل مي‌كند، متن را چاپ و سپس با قلم بازنويسي مي‌كند و اين نسخه را با صداي بلند مي‌خواند و ضبط مي‌كند. نتيجه سبكي مي‌شود كه او متواضعانه آن را سبك نمي‌نامد اما بايد گفت بي‌ترديد اين سبك متعلق به اوست: شفاف و آگاه به ريزه‌كاري‌هاي ظاهرا پيش‌پاافتاده. تايلر كه همانند شخصيت‌هاي داستان‌هايش انساني متواضع و بي‌تكلف است، مي‌گويد هرگز قصد نداشته نويسنده شود و هنوز هم از نويسنده شدنش كمي متعجب است. والدينش جزو فرقه كوئيكرها و از مخالفان سربازي بودند و آن تايلر تا ١١ سالگي را در كاروليناي شمالي زندگي كرد. درباره اين دوره مي‌گويد: «كودكي‌ام را به خوبي به خاطر مي‌آورم نه چيز ديگري را. ٧ سالگي‌ام را به خاطر مي‌آورم كه تصميم‌هاي مهمي در مورد اينكه قرار است چه آدمي باشم، گرفتم. در اين سن بود كه تصور كردم، آه، قرار است يك روز بميرم و در همين سن بود كه فهميدم نمي‌توانم به خدا اعتقاد داشته باشم.» لبخند مي‌زند: «هيچگاه به اندازه ٧ سالگي‌ام باهوش نبوده‌ام. هرگز ‌اينقدر انديشمند و باطن‌بين نبوده‌ام. » در كودكي كتاب را از خود جدا نمي‌كرد؛ كتاب‌هايي مثل «زنان كوچك» را بارها و بارها خوانده بود اما حتي در دبيرستان هم به فكرش خطور نكرد كه روزي نويسنده شود چراكه تكاليف‌شان از كتاب‌هايي مانند «سايلس مارنر: بافنده راولو» و «جوليوس سزار» بود و تايلر مي‌دانست هرگز نمي‌تواند مثل آنها بنويسد. وقتي ١٤ ساله شد و ديگر در رالي كاروليناي شمالي زندگي نمي‌كرد، كتاب «پرده سبز و داستان‌هاي ديگر» نوشته يودورا ولتي را خواند. با خواندن اين كتاب گويي چيزي بر او افشا شد. آن روزها را به خاطر مي‌آورد: «آن زمان تابستان‌ها تنباكو مي‌چيدم. » مي‌گويد شغلش دادن برگ‌هاي تنباكو به فردي بود كه براي درمان آنها را روي چوب مي‌بست. «سازنده اين چوب‌ها معمولا زنان سياهپوست بودند و دلال‌ها زنان مزرعه‌داران و چند دختر نوجوان. مدام حرف مي‌زدند. يك تجربه تمام و كمال بود. هر شب كه به خانه مي‌رفتم تا آرنج‌هايم را شيره‌هاي تنباكو پوشانده بود. همان زمان بود كه متوجه شدم آدم‌هايي كه ولتي درباره‌شان مي‌نوشت آدم‌هاي روستايي شبيه به آدم‌هايي بودند كه من با آنها تنباكو مي‌چيدم. مات و مبهوت مانده بودم. گفتم ولتي دارد زندگي من را مي‌نويسد، آدم‌هايي كه من مي‌شناسم و متنش انگليسي شكسپيري نيست. او آن چيزي را كه در دنياي واقعيت مي‌گذرد و مي‌بيند، مي‌نويسد. بعدها حتي موقعيتي پيش آمد كه با او آشنا شوم. شبيه به داستان‌هايش بود. وقتي صحبت مي‌كرد يك جور حيرتي در نگاهش بود گويي هر چيزي كه نگاه مي‌كرد او را به شگفتي وامي‌داشت. » برخلاف ولتي كه در دانشگاه ادبيات انگليسي خواند، تايلر به دانشگاه دوك رفت و از رشته زبان روسي فارغ‌التحصيل شد. اما او علاقه‌اي خاص به زبان يا ادبيات اين كشور نداشت و فقط قصد داشت كاري متفاوت از پدر و مادرش انجام بدهد. او مي‌گويد: «اگر مي‌توانستم در رشته فضا تحصيل كنم حتما اين كار را مي‌كردم. » اين اتفاق‌ها در اوج جنگ سرد روي داد و اتفاق ديگري كه براي تايلر جذاب بود، اين بود كه رييس دانشكده زبان روسي مامور شخصي اف‌بي‌آي داشت كه همه جا او را دنبال مي‌كرد. تايلر به خاطر مي‌آورد: «هنوز هم خيال نداشتم نويسنده شوم. معلم‌هاي انگليسي دبيرستانم عالي بودند، بعد هم در دانشگاه دوك استاد انگليسي خوبي داشتم، بعد رينولدز پرايس به ما درس مي‌داد كه در اين دانشگاه نوشتن تدريس مي‌كرد. تك تك اين استادها مي‌گفتند تو خيلي خوب مي‌نويسي بايد نويسنده شوي و من هم مي‌گفتم خب، مي‌خواهم هنرمند شوم اگرچه اصلا چنين قصدي نداشتم. صادقانه بگويم حتي اين روزها هم گاهي فكر مي‌كنم قرار است چه كاره شوم؟» مهاجرت به بالتيمور برنامه‌ريزي‌شده نبود. سال ١٩٦٧ تايلر از مونترال به اين شهر نقل‌مكان كرد چون بيمارستاني در اين شهر به همسرش، تقي مدرسي، نويسنده و روانشناس ايراني، پيشنهاد كار داده بود. تايلر ابتدا از اين مهاجرت نفرت داشت. «حالا نمي‌دانم اگر مهاجرت نمي‌كرديم كجا زندگي كرده بودم. اهالي اين شهر خوش‌قلب، صميمي و مهربان هستند. شايد گفته‌ام طعنه‌آميز به نظر بيايد اما واقعيت همين است. » تقربيا داستان تمامي رمان‌هايش در اين شهر روي مي‌دهند و تا به امروز بالتيمور تايلر به نسخه شهري يوكناپاتافا تبديل شده است. اغلب اوقات بالتيموري كه او روايت مي‌كند-شهري نيمه‌واقعي و نيمه‌خيالي- شباهت آنچناني با محله‌اي كه در آن زندگي مي‌كند، ندارد. اهالي بالتيموري كه در رمان‌هاي تايلر اقامت دارند اغلب از طبقه متوسط يا حتي طبقه كارگر هستند؛ شهري با خيابان‌هاي شلوغ و خانه‌هاي كوچك كه در نخستين داستان‌هاي آن دفاتر اداره‌ها هم به عنوان مطب دكتر و هم بيمه كاركرد دارند و جايي كه مردمش كمي مهربان‌تر از مردم شهرهاي ديگر هستند. مي‌گويد: «هرگز عامدانه تصميم نگرفته‌ام كه از اين پس فقط درباره بالتيمور بنويسم. بخشي از دليل نوشتن درباره بالتيمور به تنبلي برمي‌گردد چون قرار دادن مكان داستان در جايي كه خودت زندگي مي‌كني، راحت‌تر است. بخشي از آن به تحسين من از اين شهر برمي‌گردد. از ثبات و ماهيتش خوشم مي‌آيد. اگر در سوپرماركت باشم و صداي مكالمه دو زن را بشنوم، يك جورهايي حرف‌هاي‌شان را در ذهنم يادداشت مي‌كنم. اين نوع روش حرف زدن به يادماندني است؛ گويش بالتيموري. » (در واپسين رمان او، شخصيتي كه هنوز به لهجه اين مردم عادت نكرده است فكر مي‌كند نام شخصيتي «سر جو» است تا اينكه مشخص مي‌شود اسم او «سرجيو» است.) تايلر در «رقص ساعت» از مسير هميشگي‌اش منحرف نشده است. اين رمان گلچيني از استعاره‌ها و موقعيت‌هايي است كه تايلر باب آشنايي با آنها را براي خواننده باز كرده است. اكثر رويدادهاي داستان در بالتيمور روي مي‌دهد اگرچه شخصيتِ محوري آن، اهل اين شهر نيست. مادري سختگير و خواهر و برادراني بيگانه با يكديگر درست مانند شخصيت‌هاي رمان «شام در رستوران دلتنگي»؛ ازدواجي كه ناشي از سوءتفاهم است درست مانند «آداب نفس‌ كشيدن» و از همه مهم‌تر، واكاوي كنجكاوانه معناي عضوي از يك خانواده بودن. برخي از شخصيت‌ها، سريالي تلويزيوني به نام «Space Junk» را تماشا مي‌كنند كه به نوعي داستانش نماد خود رمان است؛ داستان فيلم درباره چند آدم فضايي است كه با اين فرض كه برخي زميني‌ها با آنها مرتبط هستند، آنها را مي‌دزدند و بعد فكر مي‌كنند چرا اين‌طور رفتار كرده‌اند. تايلر مي‌گويد: «هر زمان كه كتابي را شروع مي‌كنم، فكر مي‌كنم اين رمان ديگر فرق خواهد داشت و بعد مي‌بينم نه. دوست دارم چيزي جديد و متفاوت بنويسم اما هرگز جاه‌طلبي آن را ندارم كه كاملا خودم را تغيير دهم. اگر سعي كنم به تاروپودهاي مشترك فكر كنم، به گمانم عميقا به تاب‌آوردن علاقه‌مند هستم. به نظرم زندگي كردن راحت نيست حتي براي آن دسته از ما كه صرفه‌جويي نمي‌كنيم. سخت مي‌توان روزها را يكي پس از ديگري از سر گذراند و بگوييم دليل مناسبي براي بيدار شدن در روز بعد داريم. وقتي مردم اين كار را با زنده‌دلي مي‌كنند، شوكه مي‌شوم. مشخص‌ترين راهي كه مي‌تواني تاب آوردن را نشان دهي اين است كه در كنار خانواده‌ات باشي. راحت مي‌تواني دوستت را ترك كني اما ترك كردن برادر سخت است. چقدر خواهر و برادرها با هم وقت مي‌گذرانند و در اين اوقات چه مي‌گذرد؟ همه اينها من را از خود بيخود مي‌كند. » تايلر در فكر بازنشستگي نيست. مي‌گويد: «تنها اتفاقي كه مي‌افتد اين است كه بعد از تمام كردن كتاب، شش ماه استراحت كنم و كم‌كم ديوانه مي‌شوم. من تفريحي ندارم، باغباني نمي‌كنم، از مسافرت هم بدم مي‌آيد. عزم و اراده مثل الهام گرفتن نيست، احساسي است كه مي‌گويد بهتر است اين كار را انجام دهي. هدايت زندگي ديگري ضمن اينكه زندگي خودت را مي‌كني، اعتيادآور است. » مكث مي‌كند و در ادامه مي‌گويد: «اگر به اين موضوع فكر كرده باشي حتما مي‌داني امرار معاش از اين راه خيلي عجيب است. » The New York Times منبع: روزنامه اعتماد ]]> جهان‌کتاب Wed, 18 Jul 2018 03:36:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263346/هنوز-نويسنده-شدنم-متعجب-هستم رمان جاسوسی جدید برد ثور در میان پرفروش‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263210/رمان-جاسوسی-جدید-برد-ثور-میان-پرفروش-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، این مجله هر هفته فهرستی از آثار پرفروش خود در بخش‌های داستانی، غیرداستانی، و کودک و نوجوان را منتشر می‌کند. در این مطلب نگاهی به پرفروش‌ترین آثار داستانی هفته دوم جولای خواهیم داشت.   «رئیس‌جمهور گم شده است» نوشته بیل کلینتون و جیمز پترسون پس از گذشت پنج هفته از حضور در بازار کتاب در صدر پرفروش‌های «نیویورک‌تایمز» قرار دارد و استقبال مردم از این کتاب همچنان ادامه دارد. «رئیس‌جمهور گم شده است» داستان تهدیدی است که نه تنها کاخ سفید بلکه کل آمریکا را تحت تأثیر قرار می‌دهد. زمزمه‌هایی از حمله سایبری به گوش می‌رسد و همه خبر از وجود جاسوسی در کابینه دولت می‌دهند. حتی خود رئیس‌جمهور هم از مظنونین به شمار می‌رود اما کمی بعد خود رئیس‌جمهور ناپدید می‌شود. این کتاب به زودی توسط شبکه تلویزیونی «شو تایم» به سریالی تلویزیونی تبدیل می‌شود.   «استاد جاسوسان» نوشته برد ثور هجدهمین داستان از مجموعه جاسوسی اسکات هارواث است. مجموعه که همه کتاب‌هایش در میان پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفته است. بنیادی خصوصی در حال حمله به دیپلمات‌های سراسر اروپا است. متعهدا آمریکا از این کشور می‌خواهند پرده از جاسوسان مخفی خود بردارند تا شاید هویت قاتلین دیپلمات‌های اروپایی مشخص شود.   «زوج بی‌نقص» نوشته الین هیلدربَند هفته گذشته در جایگاه چهارم قرار داشت و این هفته با یک رده ارتقا در جایگاه سوم قرار دارد و پس از سه هفته از حضورش در بازار کتاب همچنان جایگاه خود را در میان پرفروش‌ها حفظ کرده است. مراسم عروسی زیبایی قرار است در شهر «ناتاکت» برگزار شود اما درست چند روز پیش از برگزاری مراسم جسدی در رودخانه شهر پیدا می‌شود و پلیس به همه افراد دعوت‌شده به عروسی مشکوک می‌شود.   «بیگانه» نوشته استفن کینگ پس از گذشت هفته هفته از انتشار همچنان در این فهرست قرار دارد و این هفته نیز در رده چهارم جای گرفته است. جسد پسرکی در وسط شهر پیدا می‌شود. آثار انگشت و همچنین شواهد حکایت از گناهکاری شهروندی محبوب به نام تری میتلند دارد. تری پدر دو دختر و مربی است. کارگاه آندرسون که روزی پسرش را برای آموزش به کلاس تری می‌برد، دستور دستگیری‌اش را صادر می‌کند. تحقیقات ادامه می‌یابد و پرسش‌های زیادی مطرح می‌شود. کینگ در کتاب جدیدش تنش زیاد و تعلیقی غیرقابل‌تحمل خلق می‌کند. به نظر می‌رسد تری میتلند انسان خوبی است، اما آیا شخصیت جدید کینگ دارای دو چهره مختلف است؟ جواب این سؤال خواننده را شوکه خواهد کرد، زیرا استفن کینگ تنها انسان روی زمین است که خوب می‌داند چطور مخاطبانش را پای کتابش میخکوب کند.   «تمام آنچه می‌خواستیم» نوشته امیلی گیفین در هفته نخست انتشار در جایگاه دوم پرفروش‌های «نیویورک‌تایمز» قرار گرفته است اما این هفته در جایگاه پنجم قرار دارد. شخصیت اصلی داستان به نام نینا برونینگ زندگی خوبی دارد، با همسرش، که به تازگی ثروت زیادی به دست آورده است، زندگی می‌کند و پسرشان در دانشگاه پرینستون پذیرفته شده است اما نینا احساس می‌کند زندگی‌ کنونی‌اش با آنچه در دوره جوانی‌اش در ذهن می‌پروراند تفاوت زیادی دارد. «شریک زندگی‌ات را دوست بدار» و «عشق اول می‌آید»، از دیگر آثار محبوب این نویسنده آمریکایی در ایران نیز ترجمه شده است.   برای دیدن فهرست کامل پرفروش‌های هفته دوم جولای به لینک زیر مراجعه کنید:    https://www.nytimes.com/books/best-sellers/hardcover-fiction/?action=click&contentCollection=Books&referrer=https%3A%2F%2Fwww.nytimes.com%2Finteractive%2F2018%2F03%2F23%2Fbooks%2Freview%2Fbest-sellers-promo-for-front-copy2.html®ion=Body&module=CompleteListLink&version=Fiction&pgtype=Reference     ]]> جهان‌کتاب Wed, 18 Jul 2018 05:46:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263210/رمان-جاسوسی-جدید-برد-ثور-میان-پرفروش-ها