خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين جهان‌کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/world_book Sat, 26 May 2018 00:21:21 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sat, 26 May 2018 00:21:21 GMT جهان‌کتاب 60 فرد وارگا برنده جایزه پرنس آستوریاس شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/261507/فرد-وارگا-برنده-جایزه-پرنس-آستوریاس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پرنسا لاتینا، هیات داوران این جایزه از بین 30 کاندیدا از 21 کشور، فردریک اُدن روز با نام مستعار فرد وارگا را به دلیل برجستگی آثارش در احیای ژانر رمان جنایی به عنوان برنده جایزه پرنس آستوریاس در سال 2018 انتخاب کردند. داریو ویلانوئوا، رییس آکادمی سلطنتی اسپانیا بیانیه هیات داوران را خواند که در آن از کیفیت آثار وارگا و اصالت اثر روایی او ستایش شده بود. ویلانوئوا گفت: او توانیی ویژه‌ای در ترکیب دسیسه، عمل و عکس العمل با ضرباهنگی دارد که یادآور مشخصه موسیقیایی نثر برجسته فرانسوی است. فردریک اُدن روز، نویسنده 60 ساله فرانسوی در نوشتن رمان های جنایی تبحر دارد. او که در عرصه فعالیت های باستان شناسی نیز به دلیل نجات آثار متعلق به قرون وسطی شهرت دارد همچون خواهر دوقلویش جو به احترام ماریا وارگا، شخصیتی که آوا گاردنر در فیلم «کنتس پابرهنه» نقشش را ایفا می‌کرد نام مستعار فرد وارگا را برای خود برگزید. از آثار برجسته این نویسنده فرانسوی می‌توان به «بازی‌های عشق و مرگ» (1986) و «روح سواران اردُبک» (2011) اشاره کرد. او را بیشتر به خاطر رمان‌هایی می‌شناسند که براساس شخصیت کمیسر آدامزبرگ نوشته شده‌اند. تاکنون پنج فیلم تلویزیونی براساس این آثار او ساخته شده است. جایزه پرنس آستوریاس که از سال 1981 در رشته های مختلف اهدا می‌شود شامل نجاه هزار یورو وجه نقد، یک تندیس ویژه به عنوان نماد این جایزه و یک دیپلم افتخار است. ماریو بارگاس یوسا، مارگارت آتوود، آرتور میلر، دوریس لسینگ، جان بنویل، فیلیپ راث و کامیلو خوزه سلا از جمله نویسندگانی هستند که جایزه پرنس آستوریاس را دریافت کرده‌اند. ]]> جهان‌کتاب Fri, 25 May 2018 07:58:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/261507/فرد-وارگا-برنده-جایزه-پرنس-آستوریاس فیلیپ راث به روایت نویسندگان و دوستان http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/261511/فیلیپ-راث-روایت-نویسندگان-دوستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - فیلیپ راث معتبرترین رمان‌نویس امریکایی دوران بعد از جنگ بود. راث در ۱۹۳۳ در نیوجرسی از مادری خانه‌دار و پدری که نماینده فروش بیمه بود به دنیا آمد و بارها و بارها به آن دوران بازگشت، از اولین رمان برنده کتاب ملی‌اش «خدانگهدار کولمبوس» در سال ۱۹۵۹ تا «ارث پدری»، خاطرات پدرش در سال ۱۹۹۱ و «نغمه امریکایی» در سال ۱۹۹۷ که برنده جایزه پولیتزر شد. جاناتان سفرن فور، نویسنده راث به اندازه تمام نویسنده‌هایی که امریکا همراه با ملویل و دیکنسون ساخت، بی‌نظیر و فوق‌العاده است. اگر نوه‌دار شوم امیدوارم آن‌ها هم او را بخوانند و زندگی‌شان با کلمات او شکل گیرد، همانطور که زندگی من شکل گرفت. او قهرمان من بود. جویس کرول اوتس، نویسنده فیلیپ راث معاصری قدیمی‌تر از من بود. ما از دوران سرکوبگری مشابهی در دهه ۵۰ امریکا آمدیم. در دوران دست کم گرفتن و بیراهه رفتن ادبیات. جسورانه، درخشان، در عین حال خشمگین، و با یک احساس ناخوشایند مضحک‌، فیلیپ راث همه این صفت‌ها را انکار می‌کرد. او برای کافکا احترام قائل بود، اما به لنی بروس، طنزنویس و هنرمند استندآپ کمدی هم احترام می‌گذاشت. (در واقع راث ذاتا خلاف قاعده است: لنی بروس تفسیری شجاعانه از کافکا داشت.) اما این برای فیلیپ، بسیار بیشتر از یک شورش خشمگینانه بود. چون او قلبا یک فرد اخلاق‌گرای حقیقی بود، تحریک می‌شد که دورویی و دروغ را در زندگی عمومی هم مثل زندگی خصوصی ریشه‌کن کند. معدود افرادی، رمان «نقشه‌ای علیه آمریکا» را یک پیشگویی واقعی محسوب کردند، اما حالا این‌جاییم. او پایدار باقی خواهد ماند. ناتان انگلندر، نویسنده هر دو­باری که فیلیپ راث را ملاقات کردم به یاد می­‌آورم. روزی، حدود سال ۲۰۰۴ بود، که دوستم هرمیون لی در کتابخانه عمومی نیویورک روی شانه­‌ام زد و پرسید آیا می­‌خواهم با او به دیدار دوست قدیمی­‌ا‌ش بروم. آن ملاقات منجر به رابطه­ دوستی­‌ای شد که تا چند روز پیش، زمانی که فیلیپ درگذشت، ادامه یافت. به همین زودی دلم برایش تنگ شده. دیگربار که برای اولین مرتبه فیلیپ را دیدم، در نوجوانی­‌ام بود – نوجوانی­‌ای بسیار خام و مذهبی با سوالات زیادی در مورد دنیای غریب و منزوی­‌ای که در آن زندگی می‌کردم و فرهنگی که جنبه­‌های آن نوع زندگی در خود داشت. این گپ­‌وگفت در اتاق خواب پدر و مادر من اتفاق افتاد، جایی که من خلاصه‌ای از«شکایت پورتنوی» − نوشته شده توسط راث در سال ۱۹۶۹− را پنهان­‌شده پشت چند رمان دیگر یافتم. خواندمش و آن صدای قدرتمند و البته به شیوه‌­ای آشنا و شخصی، یهودی شگفت زده‌­ام کرد. به خواندن آثارش ادامه دادم و عاشق «خداحافط کلمبوس»، «نویسنده­‌ی شبح» و «عملیات شایلاک» شدم. و این همان ارتباط است، که با کتاب­‌ها به وجود می­‌آید، که طی سال­‌ها تکامل یافته و رشد کرده است. و امروز، این دوستی، آنی است که هرگز به پایان نمی‌رسد. جی پارینی، رمان­‌نویس، شاعر و مدرس عجیب است که اینجا در تعطیلات در جنوب ایتالیا نشسته و در حال خواندن - برای حداقل دهمین بار- «نویسنده­‌ی شبح» اثر فیلیپ راث‌­ام. این کتابی است که نمی‌توانم خواندنش را متوقف کنم. در نقش یک نویسنده برای انرژی و الهام­پذیری در طول سال­ها بارها به رمان­های راث بازگشته­‌ا‌م. صدای تند و تیز و قابل لمسش در طول پنجاه سال گذشته تاثیر به سزایی در داستان­‌های تخیلی آمریکایی داشته. هر چه را که لمس می‌­کرد به شعر تبدیل می­‌شد حتی در رکیک­‌ترین لحظاتش مرا با غنای زبانش محضوظ کرده. راث نترس بود و همه چیز را همانطور می‌نوشت که می‌خواست. او جهان را مصرف کرد، کل جهان را بلعید. فکر می­‌کنم این درست نیست که بر جنبه یهودی آن یهودی- امریکایی متمرکز شویم. او در تمام جهات یک آمریکایی بود و نسل من - نسلی که بعد از او بود - الان و همیشه، با تحسین و ناامیدی به او نگاه می­‌کرد. آن مارگارت دانیل، نویسنده فیلیپ راث در رستوران پرتغالی محبوب خود نشسته بود، زمانی که من وارد شدم؛ پشت تنها میز اشغال­‌شده آنجا. او ایستاد و لبخند زد و صندلی را برای من کشید و به مردی در سایه گفت: «هی، جئو، برای خانم یک منو بیار.» به مدت دو ساعت بعد از آن او و من و یک دوست مشترک از تیم بیس­بال یانکی­‌ها از دهه بیست تا کنون، خوبی‌­های رزولت، دورانی که او در دانشگاه من مدرس نویسندگی بود، و وخامت زمان حال صحبت کردیم. چشمانش عمیق و گرم و پر از افکار تیزبینانه بود و دستان بلندش را موقع صحبت تکان می‌داد. تا آپارتمان او قدیم زدیم. دم در سه کارگر سیمان تازه را روی پیاده‌­رو صاف می­‌کردند. دوست مشترک گفت: «بیایید اسممان را بنویسیم» و راث مشتاقانه موافقت کرد. کلیدهای‌مان را مقایسه کردیم تا ببینیم که کدام یک به ظاهر جان‌سخت‌­تر است و راث به یکی از کارگران گفت: «ببخشید، ما می­‌خواهیم اسم‌مان را بنویسیم.» و در انتظار پاسخ مکث کرد و پسر سرش را تکان داد که: «نه»، «هنوز نه». سپس به راث سری تکان داد، اما انگشت اشاره­‌اش را بالا گرفت و گفت: «وقتی کارم تمام شد.» راث فریاد زد. «این باید عنوان زندگینامه‌­ام باشد.» اسم­‌هایمان را نوشتیم و خداحافظی کردیم. در حقیقت، او آن زندگینامه را در داستان­‌ها، مقاله­‌ها و نقدهایش نوشت. هیچ نویسنده آمریکایی دانشی بالاتر از او از کشورش نداشت و در گفتن آن صادق‌تر از او نبود. او شدیدا بی‌رحم، بامزه و خوب بود. هیچ‌کس حتا نزدیک به او نبود و یا نخواهد بود.     ]]> جهان‌کتاب Fri, 25 May 2018 10:26:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/261511/فیلیپ-راث-روایت-نویسندگان-دوستان کتاب‌های کودک و نوجوان چگونه می‌توانند به کمک محیط زیست بیایند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/261129/کتاب-های-کودک-نوجوان-چگونه-می-توانند-کمک-محیط-زیست-بیایند  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از دژورنال، کتاب‌های چاپ شده برای کودکان با آن عکس‌های جذاب تنها برای سرگرمی منتشر نمی‌شوند و تجربه نشان داده در بسیاری از اوقات مسائلی مثل ارتباط، عشق، دوستی و حتی مرگ را به کودکان آموزش می‌دهند. شاید این کتاب‌ها بتوانند چیزهای بیشتری هم توضیح دهند که به گفته «لیام هنگان» محیط زیست و تغییر آب و هوا یکی از آن‌هاست. لیام هنگان ایرلندی الاصل و استاد دانشگاه دیپال شهر شیگاکو در رشته علوم طبیعی، تحقیقات خود را درباره کتاب‌های کودک در قالب کتابی منتشر کرده است که نشان می‌دهد کتاب‌های کودک می‌توانند مطالب آموزنده بسیاری داشته باشند. او اعتقاد دارد تغییر و تحولات محیط زیست مهمترین مسئله این روزگار است و باید در کتاب‌های کودک به آن پرداخته شود. این استاد دانشگاه ایرلندی به تازگی کتابی با عنوان «هیالوها در رختخواب» منتشر کرده است که بیشتر موضوع آن بررسی چگونگی کمک ادبیات کودک به یادگیری این قشر درباره مسائل محیط زیست است. او در این کتاب می‌نویسد که بر اساس سال‌ها تجربه در حوزه کتاب‌های کودک به این نتیجه رسیده است که خیلی از داستان‌های کودک در اصل به محیط زیست برمی‌گردد و درباره طبیعت اطراف صحبت می‌کنند. در داستان پیتر خرگوشه تمام صفحات کتاب در طبیعت اتفاق می‌افتد و بسیاری از داستان‌های دیگر نیز چنین شرایطی دارد. هنگان در کتاب خود نوشته است: «من فکر می‌کنم امروز مشکل اصلی بشر محیط زیست و تخریب تدریجی آن است و باید نسل جدید از آن آگاهی یابد. و به خاطر همین باید از داستان‌های کلاسیک ادبیات کودک برای آموزش به کودکان استفاده کرد. بسیاری از داستان‌های کودک به طور غیر مستقیم عشق به طبیعت و جهان را بازگو می‌کند و باید این داستان‌ها برای کودکان بازنویسی و آموزش داده شود.» او می‌گوید: بسیاری از کتاب‌های ادبیات کودک به طور غیر مستقیم به کودکان آموزش می‌دهد از محیط زیست خود محافظت کنند. یکی از بهترین کتاب‌های کودک که به مسئله محیط زیست پرداخته است داستان «وینی پو» است که در بسیاری از جملات و کلماتش درباره نگهداری و حفاظت از محیط زیست صحبت می‌کند. در خیلی از جاهای این قصه رابطه بین خرس و جنگل و وابستگی زندگی حیوانات به وجود جنگل اشاره دارد. به گفته این استاد دانشگاه حتی در داستان‌ ارباب حلقه‌ها یا هابیت نوشته تالکین نیز به زندگی درختان در کنار انسان‌ اشاره می‌شود. او پیشنهاد می‌کند والدین یا معلمان از علاقه کودکان به داستان‌ استفاده کرده و مطالب آموزشی آن‌ها را استخراج کنند و به کودکان آموزش دهند. لیام هنگان امیدوار است کتابش بتواند این انگیزه را برای حفظ محیط زیست ایجاد کند. ]]> جهان‌کتاب Fri, 25 May 2018 10:26:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/261129/کتاب-های-کودک-نوجوان-چگونه-می-توانند-کمک-محیط-زیست-بیایند حمله به فیلیپ راث برای نگاه ضد زن در آثارش http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/260130/حمله-فیلیپ-راث-نگاه-ضد-زن-آثارش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بوک ریوت، «کریستین پرو» نویسنده و خبرنگار مجلات ادبی و عضو موسسه بین‌المللی توسعه و پیشرفت اتحادیه اروپا در یادداشتی برای سایت بوک ریوت اعتقاد دارد بعضی از رمان نویسان مرد در آثارشان کمتر به شخصیت‌های زن ارزش می‌نهند. در یادداشتی که مجله ادبی بوک ریوت منتشر شده است نقد آثار نویسندگان مطرح آمریکایی مثل «فیلیپ راث» رمان نویس مشهور آمریکایی دیده می‌شود که به تازگي از دنيا رفته است. به نظر کریستین پرو در داستان‌های راث شخصیت مردان قوی و محکم روایت شده است ولی از زنان به عنوان نقش‌های کوتاه استفاده شده است. کریستین اعتقاد دارد در بسیاری از آثار راث زمانی از زنان یاد می‌شود که برای خدمت رسانی به مردان باشد. آن‌ها تنها برای زیبایی و جسم خود در نوشته‌های راث به کار برده می‌شوند. وی در جمله‌ای خودمانی خطاب به راث می‌نویسد: «در داستان‌های شما زنان یا برهنه هستند یا اینکه برای امیال شخصی مردان به کار گرفته می‌شوند. شخصیت‌ آن‌ها در داستان کوتاه است و اگر هم از زنی خوب تعریف می‌کنید حتماً همراه با زیبایی است و در غیراین صورت زنان دارای شخصیت بدی هستند.» بنا بر نظر کریستین پرو منتشر شده در مجله بوک ریوت در نوشته ها و داستان‌های فیلیپ راث اگر قرار است زنی کاری انجام دهد، آن کار به خصوص یک کار معمولی خواهد بود ولی تنها مردان می‌توانند کارهای شگفت‌انگیز انجام دهند. فیلیپ راث در سال ۱۹۹۰ با «کلر بلوم» بازیگر انگلیسی ازدواج کرد که این رابطه در سال ۱۹۹۴ به جدایی انجامید. بعدها بلوم روایت زندگی خود با راث را در کتاب ترک خانه یک عروسک نوشت و در سال ۱۹۹۶ منتشر کرد. بلوم در این رمان فیلیپ راث را زن‌ستیز توصیف کرده که دختر هجده ساله خود را به طرز وحشتناکی از خانه بیرون انداخته‌ است. راث هم در انتقام به این ماجرا سال‌ها بعد رمانی نوشت به نام «با یک کمونیست ازدواج کردم» و در آن کلر بلوم را همسری توصیف کرد که زندگی شوهرش را با نوشتن کتاب خاطرات خود از بین برد.   ]]> جهان‌کتاب Fri, 25 May 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/260130/حمله-فیلیپ-راث-نگاه-ضد-زن-آثارش حرف‌های مشترک ادبیات و اقتصاد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/261318/حرف-های-مشترک-ادبیات-اقتصاد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران، به نقل از کوارترز- بین ادبیات و اقتصاد ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد. می‌توانید جهانی را تصور کنید که در آن اقتصاد‌دان‌ها در سازمان‌هایی چون صندوق پول بین‌المللی و بانک جهانی، قبل از ارائه تئوری‌های اقتصادی خود ادبیات آن کشور مطالعه کنند؟!  گرچه  با خواندن آثار چینوا آچه‌به، نویسنده معروف نیجریه‌ای نمی‌توان به دریافتی عمیق از کاهش ارزش پول در افریقا دست یافت و یا با مطالعه آثاری از هاروکی موراکامی مشکل بتوان از مشکلات پس‌انداز خانوار‌ها در ژاپن سردرآورد. با این‌همه ادبیات می‌تواند چشم‌انداز مناسب و تازه‌ای برای پرسش‌های اقتصاددانان و متعاقبا پاسخ‌هایشان با برجسته کردن اوضاع و شرایط فرهنگی و اقتصادی فراهم آورد. این رویکرد بسیار شبیه است به آنچه رابرت شیلر، اقتصاد‌دان امریکایی آن را اقتصاد روایتی نامیده است. به این ترتیب سیاست‌های اقتصادی به جای تکیه بر موضع‌های تئوری‌های خشک با تجربیات مردمی که قصد خدمت به آن‌ها را دارند پیوند می‌خورد. اقتصاد رفتاری نیز این نتیجه رسیده که رفتارهای بشری غیرعقلانی و در تغییر مستمر است و فاکتورهای مربوط به احساسات و عواطف را در تحلیل و فهم بازارها و عوامل اقتصادی به کار می‌گیرد. تئوری ماتریالیسم فرهنگی هم رویکردی به ادبیات دارد و به مطالعه ادبیات در چارچوب اقتصادی- اجتماعی و سیاسی در زمینه وسیع‌تری می‌پردازد و به کشف واقعیت‌هایی اشاره می‌کند که نویسنده‌ها برای شکل دادن شخصیت‌های و طرح‌های داستانی‌شان به کار می‌برند. در روح این دو نظریه ارتباط بین ادبیات و اقتصاد بیش از پیش آشکار می‌شود. نویسنده این مقاله، رابطه بین ادبیات و اقتصاد را مانند یک هرم سه‌بخشی با عنوان پلات :نردبان تجاری انسان‌محور توصیف کرده که در ادامه شرح آن آمده است. لایه زیرین «اعتقادات فرهنگی و فردی» از نگرش‌های مردم که شامل آداب و رسوم مذهبی می‌شود تشکیل می‌شود که بخشی از ادبیات و اقتصاد را شکل می‌دهد. آدام اسمیت در کتاب خود با عنوان «ثروت ملت» ایده‌های را مطرح می‌کند که به موجب آن انسان جانوری است که معامله می‌کند و این از مصلحت طلبی ذاتی‌اش سرچشمه می‌گیرد؛ یعنی از خیرخواهی یک نانوا یا یک قصاب نیست که مایحتاج انسان تامین می‌شود بلکه آن‌ها برای مصلحت خودشان است که به این کارها اشتغال دارند. این همان مفهوم مصلحت ذاتی است که نطفه شخصیت‌های داستان را شکل می‌دهند. به عنوان مثال رمان‌های جین آستین، ما را به دنیای زنان جوانی دعوت می‌کند که نه تنها دارای شخصیت‌های پیچیده و عجیب هستند بلکه شرایط اقتصادی خاصشان آن‌ها را در وضعیت نامطلوب ازدواج معامله‌ای قرار می‌دهد و آ‌ن‌ها را وادار می‌کند تا بین پذیرش در جامعه و خواسته‌های درونی‌شان، یکی را انتخاب کنند. بهترین نمونه آن شخصیت شارلوت لوکاس در رمان «غرور و تعصب»  است که به ازدواج آقای کالینز که یک احمق تمام عیار است درمی‌آید تا از کلفتی در منزل برادرش خلاص شود و خودش صاحب خانه و زندگی شود. همانند جین آستین در انگلستان دوران جنگ‌های ناپلئونی، نویسندگان دیگری همانند شکسپپیر در عصر الیزابت، تولستوی در روسیه پیش از انقلاب و ماهاسویتا دوی در دوران پرآشوب هند بعد از استقلال، نوشته‌های خود را بر اساس نظریه‌های اقتصادی قدرتمند بنا می‌نهادند. کافی است تنها نگاهی به این کتاب‌ها بیاندازیم تا به برخورد بین مصلحت‌های فردی و شرایط اقتصادی بزرگ‌تر پی ببریم. لایه میانی «سیستم‌های اجتماعی» به تئوری‌های اقتصادی و ادبیات از طریق نهادهای اجتماعی می‌نگرند. تلویحا یا آشکارا، تعامل پیچیده نهاد سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی، مفهوم ضمنی بسیاری از روایت‌های ادبی را شکل می‌دهند. برای مثال نگاهی به شهرسازی در 200 سال گذشته بیاندازیم. شهرها به طور فزاینده‌ای موتور رشد و توسعه بوده‌اند و امروزه بیش از 80 درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهند. اما رابطه بین شهر و ساکنین آن همواره منشا نگرانی بوده است. همانطور که در اشعار بلیک در اواخر قرن 18، بودلر، شاعر سمبولیت فرانسوی در قرن 19 و مدرنیست‌های چون الیوت و این اواخر در کتاب‌های خاطراتی مثل «استانبول»، نوشته اورهان پاموک و «بالاترین شهر» نوشته سوکتو مهتا (Suketu Mehta) نمونه‌هایی از آن دیده می‌شود. آن‌ها در کتاب‌هایشان به ارائه دیدگاه‌های خود از فعالیت‌های اقتصادی در شهرها می‌پردازند. پاموک زمانی که خیابان‌های شلوغ منتهی به بوسفوروس و کشتی‌هایی را که از شلوغ‌ترین خطوط دریایی جهان می‌گذرند توصیف می‌کند در واقع دارد به طور غیرمستقیم درباره اشکال بهتر زیرساخت‌ها و خیابان‌های جدید برای استفاده حرف می‌زند و در «بالاترین شهر» نوشته سوکتو مهتا بعد دیگری از رشد شهرنشینی از قبیل آلودگی‌های گسترده در بومبای، جنایتکاران پنهان و نابرابری بین ثروتمند و فقیر برجسته می‌شود. این تجربه‌های زنده ناهمگون که از کمبود منابع در شهرها نشات می‌گیرد در شعر زیر از جواد اختر، شاعر هندی به خوبی بیان شده است: هرکس فقط یک قدم از خوشبختی فاصله دارد هرخانه‌ای فقط به یک اتاق اضافه نیاز دارد لایه بالایی «تجارت و بازرگانی» به جنبه‌های مادی زندگی از قبیل اینکه چطور پول‌هایمان را خرج می‌کنیم می‌پردازد. فرضیه درآمد دائمی میلتون فریدمن، برنده نوبل اقتصاد در سال  1957 بیانگر این است که مصرف‌کنندگان مصارف خود را طبق انتظارات خود از درآمد در دوره زمانی طولانی‌تر تنظیم می‌کنند. اما با نگاهی به اقتصاد هند، جایی که کارگرهای هندی در بخش‌های غیردولتی مشغول به کار هستند بدون هیج درآمد ثابت، این نظریه چطور می‌تواند رفتار صرفی آن‌ها را تفسیر کند؟ نمونه آن در ادبیات در داستان کوتاهی از مونشی پرمشاندبا عنوان «کفن» خودش را نشان می‌دهد که هزینه‌های قهرمان داستان نه بازتابی از اعتمادش به آینده بلکه تحت تاثیر نیازهای ضروری‌اش شکل می‌گیرد. این نوشته‌ها به روشنی نشان می‌دهند که چطور فعالیت‌های تجاری می‌توانند بازنمودهای ادبی و هم اقتصادی داشته باشند. مثال دیگر مربوط به حماسه مهاباراتا می‌شود که در مدارس هند جزو کتب آموزشی محسوب می‌شود و بسیاری از مدارس کسب‌و کار در این کشور از این کتاب به عنوان منبعی برای توضیح مدل‌ اقتصادی بازی‌های تجاری و ابعاد درگیری و همکاری در تصمیم‌گیری استفاده می‌کنند. ادبیات و اقتصاد هر دو رشته‌های پیچیده‌ای هستند که می‌توانند از خلال یادگیری از یکدیگر سودمندتر شوند. در مثال‌های یاد شده نویسندگان و اقتصاد‌دانان هردو در پی کشف موضوع‌های یکسان اما به زبان‌های مختلف هستند. زمانی که اقتصاد یک نظریه و تحلیل را می‌پذیرد ادبیات به داده‌هایی که از فعالیت‌های انسانی سرچشمه‌ می‌گیرد جان می‌بخشند. درک ابعاد مادی متون ادبی و تقارن شاعرانه اقتصاد می‌تواند سیاست‌های توسعه را با درک بهتر و دقیق‌تری همراه کند. ]]> جهان‌کتاب Fri, 25 May 2018 08:48:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/261318/حرف-های-مشترک-ادبیات-اقتصاد ۱۰ حقیقت درباره شارلوت برونته http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/260587/۱۰-حقیقت-درباره-شارلوت-برونته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از منتال فلاس - شارلوت برونته در ۲۱ آوریل ۱۸۱۶ از پدری ایرلندی و مادری کورنیایی در انگلستان زاده شد. او به رغم اینکه زندگی‌اش سرشار از تراژدی بود، رمان و شعرهایی نوشت که در طول زندگی‌اش و حتا تا به امروز که بیش از ۲۰۰ سال می‌گذرد، همچنان معروف است. اما خیلی چیزهای بیشتری درباره نویسنده «جین ایر» وجود دارد که دانستن آن‌ها خالی از لطف نیست و شاید شما ندانید. ۱.وقتی مادرش را از دست داد، تنها ۵ سال داشت ماریا برنول برونته وقتی در ۱۸۲۱ از سرطان تخمدان مرد  ۳۸ ساله بود و همسرش پاتریک برونته و شش فرزند کوچکشان را تنها گذاشت. در سال‌های پس از مرگ ماریا، پاتریک چهارتا از دخترانش ازجمله شارلوت را به مدرسه شبانه‌روزی فرستاد. برونته بعدها تجربه‌های بد خود در این مدرسه را به عنوان منبع الهام موسسه لووود در جین ایر استفاده کرد. در بزرگسالی برونته در نامه‌ای از مادر خود نام می‌برد و می‌نویسد: «آرزو می‌کردم که زنده بود و می‌توانستم بشناسمش.» ۲.برونته از کودکی داستان و شعر می‌نوشت با اینکه روی یکی از کارت‌های گزارش مدرسه برونته نوشته شده: «به طور کل به نسبت سنش باهوش است، اما هیچ چیز را روشمند نمی‌داند.»، او در دوران و کودکی و نوجوانی خوره کتاب بود، داستان می‌نوشت و با برادر و خواهرانش نمایش اجرا می‌کرد. علی‌الخصوص با برادرش، برنول، نمایش‌نامه و داستان می‌نوشت. آن‌ها برای سرگرمی مجله درست می‌کردند که همه چیزِ یک مجله واقعی را داشت، از مقاله، نامه و شعر گرفته تا تبلیغات و یادداشت سردبیر. ۳.او به عنوان آموزگار و معلم سر خانه کار می‌کرد اما این کار را دوست نداشت برونته در نوجوانی و اوایل دهه دوم زندگی‌اش به عنوان معلم مشغول به کار بود. در میان نوشتن در مدرسه درس می‌داد، اما ساعت‌های طولانی کار را دوست نداشت. همچنین از کار به عنوان معلم سر خانه هم خوشش نمی‌آمد. او خیلی زود فهمید که مناسب این کارها نیست، اما بعدها از این تجربیاتش برای نوشتن پاراگراف‌هایی در جین ایر الهام گرفت. ۴.برونته بارها در زمینه ادبیات رد شد برونته وقتی ۲۰ ساله بود بعضی از بهترین شعرهایش را برای رابرت سوسی، شاعر انگلیسی فرستاد. او در سال ۱۸۳۷ در جواب به برونته گفت که مشخص است که از هوش بالایی برخوردار است و استعدادی خدادادی دارد، اما باید نوشتن را کنار بگذارد. نخستین رمان برونته، پروفسور، نُه بار رد شد تا در نهایت پس از مرگش به چاپ رسید. ۵.برونته از نام مستعار مردانه کارر بل استفاده می‌کرد در ۱۸۴۶ برونته به یک ناشر پول داد تا شعرهای خود و خواهرانش، امیلی و آنه را منتشر کند. سه خواهر از نام مستعار مردانه استفاده کردند، شارلوت، کارر بل بود، امیلی، الیس بل و آنه، اکتون بل. دو نسخه از این کتاب به فروش رسید. برونته همچنین برای انتشار جین ایر از نام مستعار خود استفاده کرد. ناشر این کتاب تا سال ۱۸۴۸ یعنی یک سال پس از انتشار کتاب نمی‌دانست که بل در حقیقت یک زن است. ۶.جین ایر یک موفقیت آنی بود در ۱۸۴۷ شرکت چاپ و نشر بریتانیایی اسمیت، الدر و شرکا «جین ایر: یک اتوبیوگرافی» را منتشر کرد. کتاب از ابتدا با موفقیت همراه بود. یک منتقد آن را بهترین رمان فصل نامید و مردم به این فکر فرو رفتند که کارر بل کیست. اما برخی منتقدین کمتر تحت تاثیر قرار گرفتند، آن را به داشتن محتوای زننده متهم کردند و آن را ضدمسیحی خواندند. ۷.برونته خوش‌شانس بود که از بیماری سل گریخت در سال ۱۸۲۵، سل جان چهارتا خواهرهای برونته را گرفت که دوتا از آنها هنوز نوجوان هم نبودند. در ۱۸۴۸ برنول، تنها برادر برونته از برونشیت مزمن درگذشت. خواهرش امیلی در جریان تشییع جنازه برنول دچار مریضی سختی شد و سه ماه بعد از سل مرد. پنج ماه بعد در ماه می ۱۸۴۹ آخرین خواهر بازمانده‌ی شارلوت، آنه، پس از نبردی سخت با سل درگذشت. ۸.اما در ۳۸ سالگی و وقتی باردار بود از دنیا رفت در ژوئن ۱۸۵۴ برونته با یک مرد روحانی به نام آرتور بل نیکلاس ازدواج کرد و بلافاصله باردار شد. هرچند که بارداری او بی‌دردسر نبود و دچار تهوع و استفراغ شدید و در نتیجه به کم‌آبی و سوءتغذیه منجر شد. برونته و فرزند به دنیا نیامده‌اش در ۳۱ مارس ۱۸۵۵ از دنیا رفتند. هرچند دلیل واقعی مرگ او هنوز مشخص نیست. ۹.طرفداران دو آتشه برونته به خانه‌اش در انگلستان می‌روند امیلی و آنه برونته نیز کتاب‌های معروفی نوشته‌اند. نوشته‌های خواهران برونته باعث شده هواداران علاقمند از سرتاسر دنیا برای دیدن خانه آنها به هاورث، یورکشایر غربی در انگلستان بروند. بنیاد برونته در هاورث مجموعه‌ای از اولین نسخه‌های خطی و نامه‌های آنها را در موزه برونته جمع‌آوری کرده و از خوره کتاب‌ها دعوت می‌کند که جایی را که خانواده برونته در آن زندگی می‌کرده و می‌نوشته‌اند ببینند و در دشت‌های یورکشایر که الهام‌بخش این خواهران بوده‌اند، قدم بزنند. ۱۰.برونته کاری کرد که نام «شرلی» برای دختران بیشتر استفاده شود به خاطر برونته نام شرلی امروز بیشتر برای دختران انتخاب می‌شود تا پسران. در ۱۸۴۹ رمان دوم برونته، «شرلی» منتشر شد. پیش از آن نام شرلی عجیب و غریب بود و بیشتر برای پسران استفاده می‌شد. در داستان این رمان، شخصیت اصلی به این دلیل شرلی نام داشت که پدر و مادرش پسر می‌خواستند. پس از ۱۸۴۹ نام شرلی بیشتر روی دختران گذاشته شد. ]]> جهان‌کتاب Fri, 25 May 2018 07:37:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/260587/۱۰-حقیقت-درباره-شارلوت-برونته