خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين جهان‌کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/world_book Tue, 21 Nov 2017 18:03:42 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Tue, 21 Nov 2017 18:03:42 GMT جهان‌کتاب 60 توصیه‌های سوزان سانتاگ به نویسندگان جوان / عاشق کلمات باشید http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254376/توصیه-های-سوزان-سانتاگ-نویسندگان-جوان-عاشق-کلمات-باشید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب، سوزان سانتاگ نویسنده، منتقد ادبی و فعال سیاسی آمریکایی است که در سال 2004 درگذشت. وی در طول عمرِ 71 ساله خود 17 کتاب نوشت، اما هیچ‌کدام از آن‌ها شهرت و اهمیت «عاشق آتشفشان» را به دست نیاورد. «نظر به درد دیگران» و «درباره عکاسی» از دیگر آثار نویسنده آمریکایی است که مورد استقبال خوانندگان و صاحب‌نظران قرار گرفت.   از سوزان سانتاگ آثار زیادی به زبان فارسی ترجمه شده است. «آلیس در بستر»، «اصوله اولیه نویسنده‌ شدن»، «انحطاط سینما»، «بانوی دریایی»، «در آمریکا»، «دراره عکاسی»، «نظر به درد دیگران»، «عاشق آتشفشان» و بسیاری دیگر از کتاب‌های نویسنده آمریکایی رخت واژگان فارسی را به تن خود دیده است.   سانتاگ برنده جوایزی چون «جایزه کتاب ملی آمریکا»، «جایزه حلقه منتقدین ملی»، «جایزه کتاب تاریخی»، «جایزه صلح تجارت کتاب آلمان» و «جایزه مالاپارتِ ایتالیا» شده بود. بی‌شک بسیاری از نویسندگان در پی رسیدن به چنین شهرتی در دنیای ادبیات هستند. شاید توصیه‌های او به دیگر نویسندگان بتوانند به آنان برای قدم گذاشتن در این راه کمک کند.   - اخلاق‌مدار باشید: نویسنده خوب باید هوش اخلاقی بالایی داشته باشید. اخلاقیات شما را تبدیل به نویسنده‌ای معتبر و خاص می‌کند. من فکر می‌کنم نویسندگان داستان کوتاه و رمان نقش مأمور ترویج اخلاق را در جامعه دارند. نویسندگان داستان‌های جدی می‌توانند موضوعات اخلاقی را در داستان خود بیان کنند. داستانی روایت کنند که بعد آموزش داشته باشد و خواننده با قصه همذات‌پنداری کند. ممکن است داستان در کتاب با زندگی شخصی خواننده متفاوت باشد، اما دیدگاه و جهان‌بینی فرد را بی‌شک گسترش می‌دهد و ظرفیت‌مان را برای قضاوتی اخلاقی افزایش می‌دهد.   - توجه کنید: توجه کنید. نویسندگی توجه زیادی می‌طلبد. اتفاقات پیرامون خود را درک کنید و اجازه ندهید محدودیت‌های اجتماعی زندگی شما را کوچک و حقیر کند. توجه کردن سبب می‌شود با دیگران ارتباط برقرار کنید و مشتاقتان می‌کند. همیشه مشتاق باقی بمانید.   - کتاب‌های تأثیرگزار بخوانید: من دوست دارم آثاری بخوانم که تحت تأثیرم قرار دهند؛ کتابی که چیزی به معرفت من از دنیا بیفزاید. برای شاعران ارزش بیشتری قائل هستم. بسیاری از نویسندگانی که دوست دارم، در آغاز شاعر بوده‌اند.   - احساستان را بروز دهید: نوشتن کاری عجیب است. نویسنده باید احساسات مختلفی را همزمان تجربه و به خواننده منتقل کند. البته احساسات بخشی از همه آثار هنری است، اما به نظر من برای نویسندگان بیشتر صدق می‌کند، زیرا نویسنده بر خلاف نقاش یا آهنگساز در ساختاری کار می‌کند که در همه حال کاربرد دارد. نویسنده خوب باید بتواند احساسات مختلف را بروز دهد و البته معتقدم نویسنده نباید احساسات شخصی‌اش را بروز دهد که در این صورت همه باید از زندگی شخصی خود بنویسند! نوشتن کلاً کار پیچیده‌ای است.   - عاشق کلمات باشید: عاشق کلمات باشید، برای نوشتن جملات سختی بکشید و به دنیا توجه کنید. کمی هم جدی باشید؛ منظور من این است که دورو نباشید، نه اینکه شوخ‌طبع نباشید. نکته دیگری هم هست که دوست دارم بگویم: لطفاً عجله نکنید. اگر نویسنده خوش‌شانسی باشید می‌توانید از خواندن آثار نویسندگانی چون تولستوی، داستایوسکی و تورگنیف لذت زیادی ببرید. مردم زیادی از من می‌پرسند اگر بخواهیم نویسنده شویم باید چه‌کار کنیم و من همیشه می‌گویم نویسندگی چیزی نیست که تصمیم بگیرید انجام دهید. نویسندگی حسی است که اگر انجامش ندهید، نمی‌توانید به زندگی خود با آرامش ادامه دهید. البته اشکالی ندارد کارهایی چون نقاشی و یادگیری موسیقی را با تصمیم شخصی‌مان آغاز کنیم و بیاموزیم. افراد زیادی می‌نویسند و اشکالی هم ندارد، اما اگر بخواهید نویسنده‌ای حرفه‌ای شوید نیاز به حسی ورای تصمیمی شخصی است.   - دستور زبان را یاد بگیرید: نویسنده خوب باید از علائم نگارشی و نقش کلمات مختلف در جمله آگاه باشد.   - منبع الهام خود را در اتفاقات روزمره بیابید: کنجکاو باشید و به سراغ موضوعات مختلف در زندگی‌تان بروید. منتظر نباشید تا ناخودآگاه به شما الهام شود. برای نویسنده شدن باید ماجراجو باشید و به دل جامعه بروید و از موضوعات و اتفاقات مختلف آگاه شوید.       ]]> جهان‌کتاب Mon, 20 Nov 2017 07:14:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254376/توصیه-های-سوزان-سانتاگ-نویسندگان-جوان-عاشق-کلمات-باشید نویسنده ایرانی با کتاب جدیدش خشم جامعه یهودیان را برانگیخت http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254486/نویسنده-ایرانی-کتاب-جدیدش-خشم-جامعه-یهودیان-برانگیخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از نیویورک‌پست، انتشار کتابی با عنوان «P is for Palestine» برای کودکان فلسطینی خشم جامعه یهودیان آمریکا را برانگیخته است. بسیاری از یهودیانی که در نیویورک زندگی می‌کنند، از طریق پست‌های فیس‌بوکی اعتراض خود را به انتشار این کتاب اعلام کرده‌اند.یهودیان اعتقاد دارند این کتاب با اهداف سیاسی نوشته شده است و نباید چنین کتابی در کشوری مانند آمریکا منتشر شود. گلبرگ باشی، استاد تاریخ دانشگاه پیس و عضو موسسه مطالعات ایران این اتهامات را رد کرده و می‌گوید: «به نظرم اشاره کردن به ظلم‌های رژیم صهیونیستی در این کتاب نمی‌تواند دلیل سیاسی بودنش باشد.» وی گفت: «این کتاب آموزش الفبای انگلیسی برای کودکان فلسطین است و مشابه این کتاب در بسیاری از کشورهای دنیا پیدا می‌شود.» گلبرگ ایرانی در سال 1974 میلادی در شهر اهواز به دنیا آمده و در کودکی به سوئد مهاجرت کرده است. او در حال حاضر ساکن آمریکا بوده و در دانشگاه‌های چون راتگرز و پیس در کرسی ایران‌شناسی تدریس می‌کند. او می‌گوید قصد دارد کتابی مشابه به زبان فارسی منتشر کند. بسیاری از یهودیانی که در مراسم رونمایی کتاب شرکت کرده بودند، گفتند که  هیچ محتوای ضد یهودی در کتاب پیدا نکردند. اما یکی از اعتراض کنندگان به انتشار کتاب می گوید: «نویسنده بارها در وبلاگ خود مطالب مختلفی در حمایت از مردم فلسطین منتشر کرده است.» در این کتاب که تصویرگری آن بر عهده گلرخ نفیسی، دیگر ایرانی ساکن آمریکا بوده، تصاویری از خانواده‌های فلسطینی به چشم می‌خورد که در سرزمین‌های اشغالی زندگی می‌کنند. معترضان می‌گوید در کتاب تصاویر و مطالبی درباره انتفاضه فلسطین آورده شده که خلاف واقع است.  ]]> جهان‌کتاب Mon, 20 Nov 2017 11:43:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254486/نویسنده-ایرانی-کتاب-جدیدش-خشم-جامعه-یهودیان-برانگیخت ویدیوی کریسمس، دو نویسنده بریتانیایی را به جان هم انداخت http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254456/ویدیوی-کریسمس-دو-نویسنده-بریتانیایی-جان-هم-انداخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از تایم، جان لوئیس، نویسنده و تصویرگر کتاب کودک اخیراً تبلیغی برای کریسمس ساخته که در فضای مجازی طرفداران بسیاری پیدا کرده و بارها به اشتراک گذاشته شده است. چند روز پس از پخش این ویدیو کریس ریدال،دیگر نویسنده شناخته‌شده کتاب کودک ادعا کرد ایده این ویدیو از کتابی که او در سال 1986 میلادی تحت عنوان «آقای زیر تخت» برای کودکان نوشته، به سرقت رفته است.   ریدال در این باره به گاردین گفت: «ایده هیولایی زیر تخت اصلاً تازه نیست، اما موجودی که در تبلیغات لوئیس حضور دارد، شباهت زیادی به شخصیتی دارد که من خلق کرده‌ام! دوست دارم لوئیس نظر خود را در این باره بگوید! پس از دیدن ویدیو از شباهت داستان آن به کتاب خودم شوکه شدم. خیلی‌ها به من ایمیل زدند و به این شباهت اشاره کردند. در نتیجه، تصمیم گرفتم به این سرقت ادبی واکنش نشان دهم. کتاب «آقای زیر تخت» اولین داستان تصویری بود که من برای کودکان نوشته و در سال 1986 میلادی منتشر کردم. بنا بر درخواست ناشر در سال 2009 تصویرهای کتاب را از نو کشیدم و در بیشتر روزهایی که لوریِت کودکان بودم از این کتاب به عنوان اولین نوشته‌ام یاد می‌کردند.» (لوریِت عنوانی است که در بریتانیا هر دو سال به یک نویسنده برای بزرگداشت از دستاوردهای ادبی‌شان اهدا می‌شود.)   سخنگوی جان لوئیس در پاسخ به ادعای کریس ریدال گفت: «ایده پنگوئن در زمان کریسمس تازه نیست و داستان ما در این ویدیو بسیار خاص است. داستان هیولای پشمالویی که خواب را از چشم کودکی می‌گیرد، در طول سال‌ها و بارها روایت شده است. اما رابطه کودک ویدیوی ما با این هیولا که «مُز» نام دارد، بسیار دوستانه است و قطعا فضای قصه این ویدیو با داستان ریدال تفاوت دارد.»   برای دیدن این ویدیوی کریسمس به لینک زیر مراجعه کنید: https://www.youtube.com/watch?v=Jw1Y-zhQURU ]]> جهان‌کتاب Mon, 20 Nov 2017 06:19:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254456/ویدیوی-کریسمس-دو-نویسنده-بریتانیایی-جان-هم-انداخت 10 ترفند برای فروش بیشتر کتاب‌های الکترونیکی http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254387/10-ترفند-فروش-بیشتر-کتاب-های-الکترونیکی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پابلیشرزویکلی، بازاریابی یکی از اساسی‌ترین نکات در موفقیت فروش یک کتاب است و آنقدر که مسئله بازاریابی اهمیت دارد، زمان گذاشتن برای نوشتن کتاب اهمیت ندارد. مارک کروکر نویسنده کتاب «اسرار موفقیت نشر کتاب الکترونیک» به طور مفصل درباره این نکات با محوریت کتاب‌های الکترونیک بحث کرده است که سایت پابلیشرزویکلی با اقتباس از این کتاب 10 نکته برای موفقیت فروش یک کتاب الکترونیک اعلام کرده است. به نوشته این سایت برای اینکه فروش و بازاریابی کتاب‌های دیجیتال به صورت اتوماتیک درآید و به اصطلاح بتوانیم آن را در حالت اتوپایلوت (خلبان خودکار) بگذاریم باید به این نکات توجه کرد: 1. در کتاب اطلاعات نوسنده را ذکر کنید: در دو-سه جمله نویسنده را برای مخاطب شرح دهید؛ اطلاعات تماس با نویسنده مثل آدرس شبکه اجتماعی‌اش را برای خواننده درج کنید؛ کتاب‌های دیگر نویسنده را نیز حتما به خواننده معرفی کنید. 2. گروه ایجاد کنید: با راه‌اندازی گروه‌های اجتماعی در شبکه‌های مجازی یا در دنیای واقعی و اضافه کردن نشانی آنها می‌توانید خوانندگان را به اشتراک کتاب و ایجاد انگیزه برای خواندن کارهای بعدی ترغیب کنید. وقتی یک مشتری کتاب شما را خریداری کند در صورت وجود گروه به طور حتم تعداد کتاب‌های فروخته شده افزایش خواهد یافت. 3. یک فصل از کتاب‌های دیگر را اضافه کنید: وقتی خواننده کتاب شما را بخواند و آن را دوست داشته باشد، می‌خواهد کتاب‌های بیشتری از شما داشته باشد. با آوردن یک فصل از کتاب‌های دیگر می‌توانید میزان علاقمندی برای خریدن کتاب جدید را بیشتر کنید. 4. فصل منتخب را با یک نویسنده دیگر معامله کنید: بسیاری از نویسنده‌ها معمولاً دوستانی دارند که آن‌ها هم نویسنده هستند که اغلب اوقات در همان ژانر فعالیت دارند. با ایجاد ارتباط بین این نویسنده‌ها به طور حتم در شغل خود برای بازاریابی کتاب‌های بیشتر محیط قابل رشد ایجاد خواهید کرد. 5. به کتاب‌های الکترونیک قطب‌نمای پیشرفته وصل کنید: در حقیقت لینک‌ها و هایپرلینک‌ها در دنیای مجازی همان قطب‌نماهای دنیای شیشه‌ای محسوب می‌شوند که نویسنده‌ها و ناشران می‌توانند با استفاده از این لینک‌ها مخاطب خود را راهنمایی کنند. به عبارت دیگر مثلاً ناشر می‌تواند برای عناوین هر کدام از فصول لینکی ایجاد کند تا خواننده برای پیدا کردن فصل مورد نظر دچار سردرگمی نشود. 6. یک کتاب رایگان پیشنهاد کنید: در فروش کتاب‌های الکترونیک سعی کنید در سایت یا فروشگاه آنلاین خود یک سری کتاب‌های رایگان نیز برای مشتری‌ها در نظر بگیرید. هرچند ممکن است این کتاب‌ها از نظر قیمت ارزشی نداشته باشند، ولی همین کار کوچک در نظر مشتری بزرگ جلوه خواهد کرد. این کتاب‌های رایگان نقش همان طعمه برای ماهیگیری را بازی می‌کند. 7. از ویراستاران با تجربه استفاده کنید: همیشه موفقیت یک کتاب چه الکترونیکی باشد، چه چاپی، به نوشتن کلمات بر اساس فرهنگ و زبان عامیانه مردم بستگی دارد. وقتی شما نتوانید کلمات ساده و صحیح را استفاده کنید، به طور حتم نخواهید توانست مخاطب را جذب کنید. سعی کنید از ویراستارانی استفاده کنید که تجربه کتاب‌هایی با همان ژانر مورد نظر را داشته باشند. 8. با خوانندگان بتا کار کنید: «خواننده بتا» همان کس یا کسانی هستند که قبل از رسیدن کتاب به دست مشتری، کتاب نوشته شده را می‌‌خواند و درباره آن نظر می‌دهد. در اکثر انتشاراتی‌ها این پیش‌خوان‌های کتاب همیشه وظیفه مهمی دارند. یعنی کتاب را قبل از انتشار می‌خوانند و بازخورد آنها در حقیقت بازخورد عموم مردم محسوب می‌شود. 9. در قیمت‌گذاری حساسیت ویژه داشته باشید: همیشه قیمت‌گذاری در کتاب‌ها یکی از مهم‌ترین نکاتی است که خیلی‌ها به آن توجه ندارند. یعنی کتاب‌ها بر اساس حجم قیمت‌گذاری می‌شوند. بعضی مشتری‌های کتاب همیشه قیمت پایین کتاب را به نویسنده ترجیح می‌دهند و بعضی هم از خریدن کتابه‌ای با قیمت پایین می‌ترسند، چون فکر می‌کنند قیمت پایین به خاطر کیفیت پایین محتوای آن است. شما باید با تنوع قیمت‌گذاری بتوانید اعتماد مشتری را جلب کنید و وقتی مشتری با نویسنده آشنا شود در آن صورت دیگر قیمت‌گذاری چندان حساسیت نخواهد داشت. 10. کتاب‌ها را قبل از انتشار پیش فروش کنید: قبل از اینکه کتاب را منتشر کنید، همیشه یک سری سفارش‌های پیش فروش اعلام کنید. پیش فروش برای کتاب‌های جدید به مشتری القا می‌کند که کتاب کیفیت و محتوای غنی دارد. ناشران موفق وقتی می‌خواهند کتابهای جدید را منتشر کنند، یک لیستی از کتاب‌های در دست انتشار برای مشتری اعلام می‌کنند.  ]]> جهان‌کتاب Mon, 20 Nov 2017 09:41:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254387/10-ترفند-فروش-بیشتر-کتاب-های-الکترونیکی نوشتن داستان کودک در فضای تاریک و تلخ دنیای امروز بسیار سخت است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254455/نوشتن-داستان-کودک-فضای-تاریک-تلخ-دنیای-امروز-بسیار-سخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، جاناتان کو، نوشته خود را اینگونه آغاز می‌کند: امسال سیصد و پنجاهمین سال درگذشت جاناتان سوئیفت، نویسنده «سفرهای گالیور» است. همین موضوع من را بر آن داشت تا نگاهی به تضادهای موجود در هنر این نویسنده بیندازم. در زمانه‌ای که همه معتقدند سیاست‌مداران با اعمالشان جایی برای هزل و نقد نمی‌گذارند، بد نیست به مهم‌ترین و بزرگ‌ترین هجو تاریخ یعنی «سفرهای گالیور» بپردازیم. کتابی که پس از سه قرن همچنان در میان خوانندگان محبوب است و از آن به عنوان کتابی در انتقاد از سیاست، جامعه و ذات بشر یاد می‌شود و فانتزی محبوب بسیاری از کودکان است. چند سال پیش از من درخواست شد نسخه کوتاه‌شده‌ «سفرهای گالیور» را برای کودکان بنویسم. هفته‌ها تلاش کردم تا بتوانم روح نوشته‌های سوئیفت را در کلمات خودم حفظ کنم تا هم طنز و هجو داستان حفظ شود و هم فانتزی جذابیت سفر چندین نفر با هم برای کودکان لذت‌بخش باشد. پس از انجام این پروژه با خود فکر کردم بهتر است به نوشتن کتابی مشابه، اما آسان و با سطح دانش عمومی کمتر مشغول شوم. اما از کجا باید شروع می‌کردم؟ ذهن من به سمت کتاب‌هایی رفت که در سال 1983 می‌نوشتم. بله، من هم مانند بسیاری دیگر از نویسندگان چندین و چند اثر منتشرنشده دارم. پس از خواندن چند داستان از رمان‌های قدیمی به قصه‌ای برخوردم که به نظرم ارزش انتشار را داشت. قصه چهار کودک که تلاش می‌کنند تکه‌ای از یک آینه شکسته را بیایند که قادر است دنیایی به جز دنیای فعلی را به آن‌ها نشان دهد. با خود فکر کردم می‌توانم از این ایده استفاده کنم و داستانی جدید بنویسم؟ سادگی یکی از ویژگی‌های نثر جاناتان سوئیفت است و می‌تواند منبع الهام بسیاری از نویسندگان کودک شود. منظور من سادگی کنایه‌های نوشته‌های سوئیفت نیست، زیرا آن‌ها هر کدام چندین لایه دارند و سبب شده تا صاحب‌نظران چندین قرن درباره آن بحث کنند و کتاب بنویسند! منظور من استفاده سوئیفت از کلمات بسیار ساده است؛ یکی از دلایلی که «سفرهای گالیور» در تمام این سال‌ها جایگاه ویژه خود را در میان خوانندگان نسل‌های مختلف حفظ کرده است. با خود فکر کردم داستان چهار کودک که به دنبال آینه‌ای شکسته هستمد را به زبان ایتالیایی و با کلمات بسیار ساده بنویسم. کتابی برای کودکان و حتی بزرگسالان و تلاش کردم موضوعی سیاسی را به صورت ساده و نمادین در داستانم وارد کنم. چنین داستانی قطعاً در زمانه‌ای که نوشتن داستان کودک بسیار سخت است در جامعه محبوب خواهد شد. کتاب به زبان ایتالیایی و با عنوان «آینه شکسته» منتشر شد و چهار سال بعد وقتی می‌خواستم کتاب را برای ناشر بریتانیایی و به زبان انگلیسی آماده کنم، دنیا دچار تغییرات بسیاری شده بود و احساس من نسبت به کتاب تغییر کرده بود. پوپولیسم اوج گرفت، بریتانیا از اتحادیه اروپا خارج شد و ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا شد! به نظر دنیا جای تاریک‌تر و ترسناک‌تری شده است. در نتیجه، تصمیم گرفتم داستان را بازنویسی کنم و تقریباً پنج فصل از داستان را بازنویسی کردم. نسخه انگلیسی داستان من نسبت به نسخه ایتالیایی تاریک‌تر است و با اینکه پایان داستان همانند نسخه ایتالیایی پر از خوش‌بینی است اما خبری از فضای شاد و لذت‌بخش نیست. نوشتن داستان برای کودکان در فضای سرد و تاریک کنونی جامعه و سیاست کار سختی است. زیرا شما به عنوان نویسنده نمی‌توانید برای کودکان از موضوعات لذت‌بخش و امیدوارکننده سخن بگویید و آن‌ها در جامعه با تصویری متفاوت روبه‌رو شوند.   جاناتان کو، نویسنده‌ هجونویس انگلیسی به نوشتن آثار سیاسی معروف است و تاکنون چندین کتاب کودک از جمله «آینه شکسته»، «میراث وینشاو»، و «باران قبل از اینکه ببارد» نوشته است. وی برنده جوایز معروفی چون «مدیسی» و «بیلی جیفورد» نیز شده است.     ]]> جهان‌کتاب Mon, 20 Nov 2017 13:48:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254455/نوشتن-داستان-کودک-فضای-تاریک-تلخ-دنیای-امروز-بسیار-سخت می‌خواستم ژاپنی شوم http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254451/می-خواستم-ژاپنی-شوم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - ترجمه، مجتبا پورمحسن: املی نوتومب، با نام اصلی فابین-کلر نوتومبکه نهم جولای 1966 میلادی (18 تیر 1345) در اتربیک بلژیک به دنیا آمد. نخستین رمان این نویسنده چیره‌دست با نام «بهداشت و قاتل» در سال 1992 میلادی زمانی که او 26 ساله بود، منتشر شد. وی که آثاراش را به زبان فرانسه می‌نویسد، سالی یک کتاب منتشر می‌کند. رمان‌های او در میان پرفروش‌ترین آثار ادبی قرار دارد و به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. یکی از رمان‌های او با نام «ترس و لرز» در سال 1999 میلادی جایزه بزرگ رمان را از آکادمی فرانسوی برای او به ارمغان آورد و در سال 2005 میلادی او به عضویت آکادمی سلطنتی زبان و ادبیات فرانسه انتخاب شد. پنج رمان املی نوتومب در ایران منتشر شده و با استقبال خوبی نیز مواجه شده که در بین آن‌ها «خرابکاری عاشقانه» و «ترس و لرز» اقبال بلندتری داشته‌اند. خانم نوتومب در مصاحبه با لوموند از زندگی‌ و دیدگاه‌هایش گفته که شما را در دو بخش به خواندن آن دعوت می‌کنیم.  - به اینجا نمی‌رسیدم اگر... اگر از بدو تولد بی‌خواب نبودم. این نتیجه‌ای که پس از فکر کردن به شروع  جمله به آن رسیدم. بله، این بی‌خوابی سازنده بوده و مطمئنا بیشترین اهمیت را در زندگی من داشته است. او همیشه وجود داشت، حتا وقتی که بچه بودم؛ ولو این‌که زمان زیادی برد تا والدینم متوجه شوند. - اما بچه‌ای که نمی‌خوابد، جیغ می‌کشد، گریه می‌کند، بی‌‌قراری می‌کند... نه، دو سال اول عمرم، من تقریبا بی‌جان بودم، در سکوت محض. دقیقا نمی‌دانم چه بودم، کاملا یک راز است. والدینم که در ژاپن زندگی می‌کردند و تجسم کیه‌تیسم (فلسفه بی‌اعتنایی به امور دنیایی و اجتماعی) بودند، این ویژگی را چشمگیر یافتند. آن‌ها نگران نبودند. فکر می‌کنم آن‌ها فکر می‌کردند که من با چشمان باز می‌خوابم. اشتباه می‌کردند. من نمی‌خوابیدم، خوب یادم می‌آید. بعد دو سال و نیم، دوره‌های کوتاه خواب تسخیرم کرد. پدر و مادرم تا وقتی که پنج سالم بود و متوجه شدند که شب در خانه قدم می‌زنم، اصلا متوجه بیخوابی‌ام نشده بودند. مادرم فورا یک راه حل پیش پا گذاشت: شب‌ها باید در تخت بمانیم. تا ساعت ۶ صبح حق نداشتیم تخت را ترک کنیم. -  خب چه کار می‌کردید؟ خودم را مشغول می‌کردم! اول اینکه خواهرم را که خواب بود تماشا می‌کردم. ما اتاقی مشترک داشتیم و با هم می‌خوابیدیم! وقتی که شب‌کور شدم – این حداقل بلایی هست که وقتی بی‌خواب هستید سرتان می‌آید- فکر کردم که مشغولیت جالبی است. بعد به صداهایی که می‌شنیدم جواب می‌دادم. صدها صدا در سرم بود و با آن‌ها حرف می‌زدم. سرانجام برای خودم داستان می‌گفتم. «داستان» نه، «تاریخ». در سنین ۵ تا ۱۲ سالگی این مشغولیت بزرگی برایم بود. این‌که برای خودم «تاریخ» بگویم: «نوعی تاریخ حماسی که در هر سو آغاز می‌شود و پر است از شخصیت‌های بی‌ثبات. این ایده وادارم کرد که قوی‌ترین احساسات ممکن را بشناسم. موضوع می‌توانست ماجرای دو بچه گستاخ باشد که کیهان‌نور می‌شدند، یا پرنس بدجنس که پرنسس محبوب را عذاب می‌دهد... - آیا شما خودتان در مرکز تاریخ بودید؟ من همزمان همه شخصیت‌ها بودم؛ بچه‌های گستاخ، پرنس بدجنس، پرنسس زیبا... برای خودم داستان می‌گفتم – هم قصه‌گو بودم هم مخاطب- و خیلی هم خوب جواب می‌داد. بی‌صبرانه منتظر شب می‌ماندم. و پدر و مادرم که به خودشان بابت داشتن بچه‌ای باهوش می‌بالیدند، نمی‌دانستند دلیل اصرار من به زود رختخواب رفتن، تاریکی و پاکت ورق‌ها مساعد برای «تاریخ» بود. متاسفانه در دوازده سالگی، سیستم من مختل شد و داستان‌ها متوقف شدند. فکر می‌کنم اگر نویسنده شدم، بیش از هر چیزی به خاطر این بود که نمی‌توانستم داستان‌های توی سرم را برای خودم بگویم. حالا به یک واسطه نیاز داشتم –کاغذ می‌شد- تا این مشکل را حل کنم. این‌گونه بود که «تاریخ» به «داستان» تبدیل شد. - چه اتفاقی در دوازده سالگی رخ داد که توازن‌تان را بهم ریخت؟ این اتفاق کلیدی را در کتاب «زندگینامه شکارچی» به طور مختصر توضیح داده‌ام. در دریایی در بنگلادش که خانواده‌ام آنجا زندگی می‌کردند، شنا می‌کردم که چهار مرد اذیتم کردند. نمی‌خواهم روی این اتفاق که باید بر آن فائق می‌آمدم، توقف کنم. این‌طور بگوییم که دوازده سالگی برای من یک نقطه تحول بود. ناگهان من بلوغ، خشونت، خودبیزاری، نفرت، فرسودگی و سردی را کشف کردم. حس‌های بسیار زیادی که کاملا برای من ناشناخته بودند. تا آن موقع زندگی من لزوما شاد نبود، اما با این وجود، جالب بود و بی‌خوابی‌ام لحظاتی از شادی و کشف واقعیت از خلال «تاریخ» را به وجود آورد. بعد از این اتفاق، بی‌خوابی، مشکل‌زا شد و صداهایی که در سر من حرف می‌زدند، دیگر خوشایند نبودند. من ناگهان احساس کردم که با دشمنی درونی زندگی می‌کنم. یک‌جور هیولا که اضطراب تولید می‌کرد. زندگی من تماما تکان خورده بود. - و بی‌اشتهایی اتفاق افتاد. یک سال بعد. سیزده سال و نیم داشتم. اختلالات متعدد خوراکی هم در پی‌اش اتفاق افتاد که سال‌ها هم باقی ماند. چون ما به راحتی از این نوع اختلال محض و سخت در خوردن دست نمی‌کشیم، وقتی می‌خواهیم دوباره شروع به خوردن کنیم، وحشتناک است. ما می‌فهمیم که اصلا نمی‌دانیم چطور باید غذا بخوریم، بدن به هیچ وجه همراهی نمی‌کند، تمام وقت بیماریم، با این حس که در تسخیر شیاطین قرار گرفته‌ایم. بالاتر از همه، ما کلا جامعه‌پذیری را از دست داده‌ایم. ما از جامعه طرد می‌شویم چون به هیچ وجه نمی‌توانیم با دیگران غذا بخوریم. این درست نیست و همه می‌فهمند که درست نیست. کابوس. بنابراین این اختلال در زندگی من مهم بود و کمک کرده که نویسنده شوم، برای همین من قدردان بی‌اشتهایی هستم. بسیاری از افراد فکر می‌کنند که جذابیتی در یافتن این مشکل وجود دارد. اشتباه می‌کنند! مشکلی ویرانگر است. شاید اگر دچار اختلال خوراک نبودم آدم بسیار بهتری می‌شدم. - نوشتن چاره‌ای عاجل نساخت؟ نه. من تا قبل از ۱۷ سالگی یک خط هم ننوشتم. بجز نامه‌ها. از سن شش سالگی پدر و مادرم به من و برادر و خواهرم هم سفارش کرده بودند که هفته‌ای یکبار به پدربزرگ‌مان که در بروکسل زندگی می‌کرد، نامه بنویسیم. به هر کدام‌مان کاغذهای A4 می‌دادند که باید پرش می‌کردیم و یک معضل واقعی بود، اگرچه من سعی می‌کردم با خط درشت بنویسم. مادرم تشویقم می‌کرد: «درباره زندگی‌ات برایش بنویس!» اما با خودم می‌گفتم چطور زندگی بچه کوچکی مثل من که در آسیاست برای نجیب‌زاده‌ای پیر که حتا او را ندیده‌ام جذابیت دارد. می‌دانید که من همیشه دغدغه مخاطب را داشتم! فکر می‌کنم که اگر مفهومی را که مقصود دیگران است بسط داده‌ام، بخشی از آن به خاطر این تمرین مخاطره‌آمیز است. آن نامه‌ها دیالوگی با فردی ناشناس بود که بسیار متفاوت از داستان‌هایی بود که شب‌ها برای خودم می‌گفتم. - اما چرا نخواستید جدای از این نامه‌هایی که به پدربزرگ‌تان می‌نوشتید، چیز دیگری بنویسید؟ چون وقتی ما بچه بودیم، خواهرم بود که می‌نوشت. داستان، شعر، نمایشنامه. او عالی بود و همه ما تحسینش می‌کردیم. همه با احترام نوشته‌هایش را می‌خواندند و آن را نعمتی خدادادی محسوب می‌کردند. پدر و مادرم و معلم‌ها هم از او تمجید می‌کردند، چون نمایش‌نامه‌هایش توسط دانش آموزان دختر در مدرسه اجرا می‌شد. وقتی او در سن ۱۶ سالگی از نوشتن دست کشید، مدتی منتظر ماندم، چون فکر می‌کردم دوباره شروع به نوشتن می‌کند. و بعد ریلکه را پیدا کردم و نامه‌هایش به شاعری جوان را. هفده ساله بودم و این کتاب برایک یک نور بود. عمل نوشتن ناگهان برایم هم دست‌یافتنی و هم قدرتمند رسید. حتا می‌شد بگویم حیاتی بود. و یک اعجاز: آن روایت‌های قدیمی در شکل نوشتن از سر گرفته شد و من نخستین نوشته‌هایم را آغاز کردم. - ایده نویسنده شدن از همانجا شکل گرفت؟ اوه، نه! حس نمی‌کردم که می‌توانم. مثل یک آدم دیوانه می‌نوشتم، اما باید 10 کتاب می‌نوشتم تا جرات کنم یازدهمی - «بهداشت قاتل»- را به ناشر ارائه کنم، با پیامدهایی که می‌دانیم. در اولین سال‌های نوشتن، خواهر محبوبم تنها خواننده من بود. - وقتی خانواده‌تان بالاخره به بلژیک آمدند، رویای بلندپروازانه شما به عنوان دختری جوان چه بود؟ خیلی ساده، ژاپنی بودن. چون به این نتیجه رسیده بودم که دلیل همه مشکلاتی که از سن پنج سالگی با آن روبه‌رو شدم، رفتن از ژاپن بود و بیرون کشیده شدن از آغوش مادر ژاپنی‌ام. این موضوع در شکل دادن شخصیت من نقش مهمی داشت. تا آن موقع، من زندگی دوگانه‌ای داشتم با دو مادرم؛ مادر ژاپنی و مادر بلژیکی‌ام که هر دو را به یک اندازه دوست داشتم و کاملا با این مساله کنار آمده بودند. اما رفتن ما از ژاپن، برای این تعامل کامل حکم عزا را داشت. اساسا آزاردهنده بود. و در ذهن من، ژاپن و آن زن فروتن، بسیار دوست‌داشتنی و دارای احساسات مادرانه در هم تنیده شده بود. آرزویم این بود که به ژاپن برگردم. - در این اثنا، مثل میلیون‌ها دانشجو، شما وارد دانشگاه شدید. بله، اما خیلی بد وارد شدم. تنها بودم. به طرز بی‌رحمانه‌ای تنها بود. نه معشوقی داشتم نه دوستی. به خاطر آوارگی‌ام، به دلیل غرابت عمیق، به دلیل ناامیدی از همه منافذ نگاه می‌کردم...نمی‌دانستم چطور لباس بپوشم، چطور حرف بزنم، چه موسیقی گوش دهم. در مدرسه مثل جانوری کنجکاو به من نگاه می‌کردند. و نام خانوادگی من نیز اصلا کمک نکرد؛ نوتومب! متوجه شدم که در بلژیک این نام متضمن تفکر راست کاتولیک است در حالی که من دانشگاه چپ‌ها را انتخاب کرده بودم. اساتید و دانشجویان به یک اندازه متحیر بودند؛ با چنین اسمی اینجا چه کار می‌کنی؟ همه چیز علیه من بود. و با شامه‌ای عالی تصمیم گرفتم رساله‌ام را به ژرژ برناسوس، نویسنده فرانسوی تقدیم کنم. قسمت دوم مصاحبه به زودی منتشر خواهد شد. ]]> جهان‌کتاب Mon, 20 Nov 2017 08:25:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254451/می-خواستم-ژاپنی-شوم مهم‌‌ترین جایزه ادبی اسپانیا به نویسنده نیکاراگوئه‌ای رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254478/مهم-ترین-جایزه-ادبی-اسپانیا-نویسنده-نیکاراگوئه-ای-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از واشنگتن پست، سرخیو رامیرز، نویسنده و سیاستمدار اهل کشور نیکاراگوئه‌ توانست جایزه امسال سروانتس اسپانیا را نصیب خود کند. جایزه «سروانتس» در ادبیات اسپانیایی‌زبان به لحاظ ارزش فرهنگی و حتی مادی با جایزه نوبل ادبیات برابری می‌کند. رامیرز در کارنامه ادبی خود 20 رمان دارد که از معروف‌ترین آن‌ها می‌توان به «مارگاریتا دریا چقدر زیباست» اشاره کرد. این کتاب در سال 1998 میلادی توانست «جایزه آلفاگوارا» را برای وی به ارمغان بیاورد. وی پیش از این در بین سال‌های 1985 تا 1990 میلادی به عنوان معاون رئیس جمهور نیکاراگوئه نیز فعالیت کرده است. وزارت فرهنگ اسپانیا این نویسنده و سیاستمدار نیکاراگوئه‌ای را در حالی به عنوان برنده سال 2017 جایزه سروانتس معرفی کرده که وی قرار است طی مراسمی در تاریخ 23 آوریل (3 اردیبهشت‌ماه) جایزه 125 هزار یورویی خود را دریافت کند.    «ادواردو مندوزا»، رمان‌نویس اسپانیایی برنده پارسال این جایزه مهم ادبی بود. ۲۳ آوریل روز درگذشت میگوئل دو سروانتس خالق «دن کیشوت» است. ملاک اصلی جایزه سروانتس زبان مبدا برای رقابت است، به این دلیل می‌توان گفت به جایزه من بوکر شباهت دارد. تنها شرط شرکت در رقابت نویسندگان، نوشتن به زبان اسپانیایی یا ترجمه اسپانیایی کتاب است. به همین دلیل در طول دوران اهدای این جایزه، تقریباً همه برندگان آن، به جز اسپانیایی‌ها از آمریکای جنوبی بوده‌اند. از برندگان پیشین این جایزه می‌توان به خورخه لوئیس بورخس از آرژانتین، ماریو بارگاس یوسا از پرو، کارلوس فوئنتس از مکزیک، مارگارت آتوود از کانادا و خوزه امیلیو پاچکو اشاره کرد.    ]]> جهان‌کتاب Mon, 20 Nov 2017 09:21:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254478/مهم-ترین-جایزه-ادبی-اسپانیا-نویسنده-نیکاراگوئه-ای-رسید برگزیده مهم‌ترین و گران‌ترین جایزه ادبی کانادا اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254521/برگزیده-مهم-ترین-گران-ترین-جایزه-ادبی-کانادا-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گلوبال میل، جایزه ادبی «گیلر» به مایکل رِدهیل برای کتاب «میدان بلوو» رسید. هیئت داوران داستان جدید رِدهیل را «پر از شگفتی و کشف مفهوم خانواده، اجتماع، سلامت روانی و زندگی ادبی» خواندند و این داستان را جدا از عناصر ماورالطبیعه‌ای که در آن موجود است، «بسیار صمیمی و سرگرم‌کننده» دانستند.   مایکل رِدهیل، که در آمریکا به دنیا آمده اما در تورنتو بزرگ شده است، شب گذشته (29 آبان‌ماه) جایزه‌ای را به خانه برد که گفته می‌شود مهم‌ترین جایزه ادبی کشور کانادا است. گیلر با اهدای جایزه 100 هزار دلاری به برگزیدگانش، گران‌ترین جایزه ادبی کشور کانادا نیز به حساب می‌آید.   رِدهیل پس از دریافت جایزه گفت: «اخیراً به یکی از دوستان گفتم با این اتفاقاتی که در زندگی من رخ داده، انگار در کما به سر می‌برم. اما اگر من در کما باشم، پس شما نیز با من در کما هستید. بیایید همگی از این خواب بلند بیدار نشویم.»   جک روبینوویچ، مؤسس جایزه «گیلر» سال گذشته از دنیا رفت و  جایزه «گیلر» امسال پس از 23 سال مراسم خود را بدون روبینوویچ برگزار کرد. آقای روبینوویچ جایزه «گیلر» را در سال 1994 برای بزرگداشت یاد و خاطره همسر روزنامه‌نگارش «دوریس گیلر» که یک سال قبل از آن از دنیا رفته بود، ایجاد کرد.    اِلنا روبینوویچ، مدیر اجرایی جایزه «گیلر» در این‌باره به روزنامه‌نگاران گفت: « حس بسیار عجیب است که پدرم در کنار ما نیست.» مادلین تین، نویسنده کتاب «نگو چیزی نداریم» که پارسال این جایزه را به خانه برده بود نیز گفت: «سال گذشته آقای روبینوویچ من را در آغوش گرفت، چِک جایزه را به دست من داد و اعتماد به نفسی بی‌نظیر به من بخشید.»  برَد مارتین، رئیس انتشارات «پنگوئن» کانادا نیز گفت: «مراسم امسال بدون او لذت‌بخش نیست. اما در نهایت برنده مشخص می‌شود، کتابش پرفروش شده و کل کشور این اتفاقی ادبی را جشن می‌گیرد. و این همان چیزی است که جک با ایجاد این جایزه دوست داشت رخ دهد.»   در مراسم امسال جایزه «گیلر»،تصاویر و آهنگ‌هایی از لئوناردو کوهن، خواننده و ترانه‌سرای مطرح کانادایی که پارسال از دنیا رفت نیز پخش شد. کوهن هفتم نوامبر سال گذشته از دنیا رفت.   مایکل رِدهیلِ 51 ساله، تاکنون چهار رمان از جمله داستان «تسلی» را منتشر کرده است. وی پیش از این در فهرست اولیه جایزه «بوکر» نیز قرار گرفته است. او یک رمان برای جوانان، چهار مجموعه شعر و دو نمایشنامه نیز به نگارش در آورده است. «میدان بلوو» نخستین کتاب از سه‌گانه‌ای است که «ارواح مدرن» نام دارد.   هیئت داوران از بین 112 کتاب، پنج اثر را به عنوان نامزدهای فهرست نهایی معرفی کردند. دیگر نامزدهای جایزه «گیلر» 2017 ریچل کاسک با داستان «ترانزیت»، اِد اولئگلین با «اذهان زمستان»، اِدِن رابینسون با «پسر یک حقه‌باز» و میچل وینترز با داستان «من یک کامیون هستم» بودند که رِدهیل توانست با پشت سر گذاشتن آن‌ها جایزه 100 هزار دلاری را از آن خود کند. هر کدام از نویسندگان حاضر در فهرست نهایی 10 هزار دلار به عنوان جایزه دریافت می‌کنند. ]]> جهان‌کتاب Tue, 21 Nov 2017 07:11:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254521/برگزیده-مهم-ترین-گران-ترین-جایزه-ادبی-کانادا-اعلام برگزیده جایزه جاناتان سوئیفت 2017 اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254507/برگزیده-جایزه-جاناتان-سوئیفت-2017-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از سوئیس اینفو، مراسم جایزه هجو «جاناتان سوئیف» دیروز (30 آبان‌ماه) در زوریخ برگزار شد و تی.سی.بویل، نویسنده آمریکایی که در حال حاضر برای انجام تحقیقاتی برای کتاب بعدی خود در سوئیس به سر می‌برد، به عنوان برگزیده انتخاب و جایزه 20 هزار دلاری را از آن خود کرد.   تی.سی.بویل نویسنده‌ای است که به چیره‌دستی در به کار بردن کلمات شهره است و در 15 داستان بلندی که تاکنون منتشر کرده، خواننده را به مکان‌ها و زمان‌هایی بُرده که بسیار متفاوت و خاص هستند. مجری مراسم جایزه سوئیفت نیز در توصیف بویل گفت: «داستان‌های وی درست مانند اتفاقات زندگی انسان ترکیبی از تراژدی و کمدی است.»   بویل تاکنون داستان‌هایی چون «دوست زمین» و «پس از طاعون» را نوشته که بیشترشان به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. وی در حال حاضر در حال نوشتن داستانی درباره آلبرت هافمن است که داروی توهم‌زای «ال‌اس‌دی» را کشف کرد.   جایزه بین‌المللی هجو و هزل توسط مؤسسه «وِرنر دسورِ» سوئیس برگزار می‌شود. جاناتان سوئیفت، هجونویس ایرلندی است و با کتاب «سفرهای گالیور» در دنیا شناخته می‌شود؛ کتابی که با تبدیل به اقتباسی کارتونی برای بسیاری از ایرانیان نیز شناخته‌شده است. «سفرهای گالیور» به زبان فارسی نیز ترجمه شده است. ]]> جهان‌کتاب Tue, 21 Nov 2017 06:20:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254507/برگزیده-جایزه-جاناتان-سوئیفت-2017-اعلام در نمایشگاه کتاب کودک شانگهای چه گذشت؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254528/نمایشگاه-کتاب-کودک-شانگهای-گذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پابلیشرز ویکلی، نمایشگاه کتاب کودک شانگهای (CCBF) بزرگترین اتفاق فرهنگی مربوط به کودکان محسوب می‌شود که در تاریخ 19 نوامبر (28آبان) به کار خود پایان داد.  پنجمین نمایشگاه کتاب کودک شانگهای در طول سه روز برگزاری خود حدود 350 ناشر از سراسر جهان را در مساحتی بالغ بر 25 هزار مترمربع میزبانی کرد. برای نخستین بار ناشران کتابهای کودکی از کشور کانادا، سوئد، ژاپن و آمریکا در این نمایشگاه حضور داشتند. انتشارات لیورز از کانادا، بونیر از سوئد، انتشارات پنگوئن از آمریکا و توهان از ژاپن انتشاراتی‌های مهمی بودند که در این نمایشگاه حضور یافتند. حضور نویسندگان و تصویرگران کتاب‌های کودکان در این نمایشگاه سه روزه یکی دیگر از اتفاقات مهم رخ داده در این رویداد فرهنگی بود. کائو ونکسووان (اولین نویسنده چینی دریافت کننده جایزه هانس کریستین اندرسن)، تارو گومی، الکساندرا میزیلینسکا و دانیل میزیلینسکی از جمله چهره‌های ادبی بودند که در این نمایشگاه حاضر شده و برای بازدیدکننده‌ها سخنرانی کردند. بر اساس اعلام مسئولان نمایشگاه حدود 25 کارگاه آموزشی و 100 مراسم مختلف فرهنگی در نمایشگاه برگزار شد. مسئولان نمایشگاه کتاب کودک شانگهای گفتند امسال بازدیدکنندگان نسبت به سال گذشته 50درصد افزایش داشته است. طبق اعلام موسسه اوپن بوک پکن که به طور اختصاصی آمارهای مربوط به انتشارات را در کشور چین اعلام می‌کند، فروش کتاب‌های کودکان در سال 2016 در بازار کتاب چین حدود 10 میلیارد دلار بوده که رشد 28درصدی را نشان می‌دهد. به گفته این موسسه نمایشگاه کتاب کودک شانگهای تاثیر خوبی در افزایش این آمارها داشته است. دیوید مک میلان مدیر فروش موسسه انتشاراتی واکر بوکس چین می‌گوید: «بیشتر کتاب‌های وارداتی به چین کتاب‌های انگلیسی زبان هستند. چون والدین در این کشور دوست دارند فرزندانشان زبان انگلیسی را یاد بگیرند. همچنین بیشتر کتابهای وارداتی مربوط به کتابهای علوم و ریاضی می‌شود. » ]]> جهان‌کتاب Tue, 21 Nov 2017 08:31:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254528/نمایشگاه-کتاب-کودک-شانگهای-گذشت نویسنده اهل سریلانکا، برنده جایزه ادبی جنوب آسیا شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254494/نویسنده-اهل-سریلانکا-برنده-جایزه-ادبی-جنوب-آسیا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از بوک‌سلر، جایزه ادبی جنوب آسیا با عنوان DSC به رمان «داستان یک ازدواج مختصر» نوشته آنوک آرودپراگاسام، نویسنده سریلانکایی رسید. در مراسمی که 18 نوامبر (27 آبان‌ماه) برگزار شد، جایزه 25 هزاری دلاری توسط عبدالمال عبدالمحیط وزیر اقتصاد بنگلادش به این نویسنده جوان اعطاء شد. آنوک آرودپراگاسام، در شهر تامیل در جنوب سریلانکا به دنیا آمده و بزرگ شده است. وی کتابش را داستانی از جزیره‌ای جنگ زده معرفی می‌کند که انسان هیچ راه فراری از آن ندارد. وی در گفتگو با خبرنگار گاردین می‌گوید: «این کتاب به نوعی سرگذشت خود من را به تصویر می‌کشد، چون من نیز در شهر تامیل متولد و بزرگ شده‌ام. من در این شهر هرچند در خانواده‌ای مرفه و به دور از جنگ زندگی کردم  ولی منطقه ما پر از جنگ بود و هیچ‌یک از شهروندان سریلانکا نباید خود را از دیگران جدا بداند. من شرایط مردم کشورم را درک کرده و سعی کردم در این کتاب تاریخچه‌ای کوتاه از آنچه مردم سریلانکا تجربه کردند را بنویسم.»  جایزه DSC هر سال به کتاب‌های نوشته شده توسط نویسنده‌های کشورهای جنوب آسیا داده می‌شود و جایگاه ویژه‌ای در ادبیات این کشور برخوردار است. پیش از این پنج کتاب به مرحله نهایی این جایزه راه یافته بودند، که عبارتند از: - زندگی / نوشته آنجالی جوزف / انتشارات هارپرکالینز - داستان یک ازدواج مختصر / نوشته آنوک آرودپراگاسام / انتشارات گراناتا - روز انتخاب / نوشته آراویند آدیجا / انتشارات هارپرکالینز - انجمن بمب‌های کوچک / نوشته کاران ماهاجان / انتشارات چاتو اند ویندوس - در جنگل‌های شب/ نوشته استفن آلتر / انتشارات آلف بوک    ]]> جهان‌کتاب Tue, 21 Nov 2017 07:52:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254494/نویسنده-اهل-سریلانکا-برنده-جایزه-ادبی-جنوب-آسیا چکش حراج بر کتابخانه شخصی ریچارد آدامز http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254511/چکش-حراج-کتابخانه-شخصی-ریچارد-آدامز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، کتابخانه عظیم به‌جای‌مانده از ریچارد آدامز، نویسنده رمان کودکانه «تپه واترشیپ» که پارسال از دنیا رفت، ماه آینده در لندن به حراج گذاشته می‌شود. کتاب‌های موجود در این کتابخانه بسیار ارزشمند است؛ آثاری چون «لیسداس» نوشته جان میلتون، «اِما» نوشته جین آستن، نسخه کمیاب نمایشنامه‌های ویلیام شکسپیر، «زندگینامه جانسون» نوشته جیمز بوزول و انجیلی که گفته می‌شود قبلاً متعلق به چارلز دوم بوده است.   آدامز پارسال در سن 96 سالگی از دنیا رفت. مؤسسه حراج «دومینیک»، که قرار است این کتابخانه را در چهاردهم دسامبر (23 آذرماه) به حراج بگذارد، تخمین زده که فقط آثار مربوط به جین آستن، بین 60 تا 80 هزار پوند ارزش داشته باشد. «اِما» رمان موردعلاقه ریچارد بوده و یکی از آخرین رمان‌هایی بود که وی پیش از مرگش دوباره خوانده بود.  وی آن را نخستین‌بار در 22 سالگی و زمانی که  در ارتش خدمت می‌کرده و در حال نگارش زندگینامه خود بوده، خوانده بود. آدامز در این باره گفته بود: «پس از خواندن این رمان دچار کشف و شهود شدم و ساعت‌ها به خواندن آن ادامه دادم. در آن دوره مرا برای خدمت سربازی به اورشلیم فرستادند که بسیار دور بود اما برای من اهمیتی نداشت، زیرا هر جا که باشم می‌توان «اِما» را بخوانم.»    موسسه حراج دومینیک، قیمت «لیسیداس» را 50 تا 70 هزار پوند و نمایشنامه‌های شکسپیر را 40 تا 60 هزار پوند، تخمین زده است. «ارباب پروانه‌ها» نوشته ویلیام گولدینگ نیز، که با امضای نویسنده به آدامز تقدیم شده از دیگر آثار موجود در کتابخانه‌ است و تخمین زده می‌شود که یکی از محبوب‌ترین آثار حراجی ماه آینده باشد.   جولیت جانسون، دختر ریچارد آدامز درباره کتابخانه پدرش گفت: «شعرهای توماس هاردی، داستان «جزیره گنج»، بیشتر آثار چارلز دیکنز و «کلبه عمو تُم» از نخستین آثاری بود که پدرم خوانده بود. شرایط جنگ سبب شد، تحصیل او در دوره کارشناسی دچار وقفه شود. در همین دوره بود که او با آثار جین آستن، به ویژه «اِما» آشنا شد و تأثیر شگرفی بر زندگی او گذاشت. کتاب نقش مهمی در زندگی او داشت و معتقد بود کتابخوانی افق‌های دید انسان را وسعت می‌بخشد، حقایقی را با شما در میان می‌گذارد که ممکن است بسیاری از افراد از آن اطلاعی نداشته باشند یا از شما پنهان کنند و در مواقع سختی به شما آرامش می‌دهد. وقتی من و خواهرم کودک بودیم، پدرم برایمان کتاب‌های زیادی چون «هملت» یا «بهشت گمشده» می‌خواند. موفقیت پدرم در سن 52 سالگی و با نوشتن کتاب «تپه واترشیپ» شکل گرفت. با این کتاب برنده مدال «کارنگی» شد و بالاخره توانایی مالی کامل کردن کلکسیون کتاب‌هایش را یافت. پس از مرگ او فهمیدیم چه کلکسیون عظیمی دارد. تمام لذت و دلخوشی پدر من جمع کردن و خواندن این آثار بود.»   «تپه واترشیپ» قصه کودکانه فرار چند بچه خرگوش از لانه و ماجراهای مختلف آن‌ها است. این کتابِ کودک در سال 1987 به انیمیشن تبدیل شد. این اثر به فارسی ترجمه نشده است. ]]> جهان‌کتاب Tue, 21 Nov 2017 06:58:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254511/چکش-حراج-کتابخانه-شخصی-ریچارد-آدامز نامزدهای جایزه ویکتور روسل معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254539/نامزدهای-جایزه-ویکتور-روسل-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از لیور ابدو، برنده جایزه ویکتور روسل که به عنوان جایزه گنکور بلژیک نیز شناخته می‌شود، پنج نامزد نهایی خود را معرفی کرد. آثار راه یافته به مرحله نهایی عبارتند از: 1: «مقدار درد لازم» نوشته ویکتوار چانگی از انتشارات اترومان 2: «رابینسون» نوشته لوران دمولان از انتشارات گالیمار 3: «طعم حلزون» نوشته زوئه درلیان از انتشارات کوادراتور 4: «روزا» نوشته مارسل سل از انتشارات آونلی 5: «یک دنیای موزون» نوشته ناتالی اسکورونک از انتشارات گراسه هیئت داوران این جایزه را اعضای ثابتی چون میشل لامبرت، ژان لوک اوترس، توماس گانزیک، ایزابل اسپاک و ژان کلود ونتروین تشکیل می‌دهند. جایزه ادبی ویکتور روسل که به عنوان مهم‌ترین و با‌ارزش‌ترین جایزه ادبی فرانسوی‌زبانان بلژیک شناخته می‌شود، توسط روزنامه لوسواق سال 1938 میلادی و به منظور معرفی بهترین رمان یا مجموعه داستان کوتاه بلژیکی راه‌اندازی شد. برنده این جایزه مبلغی 5 هزار یورویی را با خود به خانه می‌برد. سال 2001 جایزه ویکتور روسل جوانان نیز به این جایزه اضافه شد.  جایزه ویکتور روسل پارسال به رمان «رقص در زندگی مختصر» نوشته اوبرت آنتوان، نویسنده و شاعر بلژیکی رسید.برنده این دوره نیز روز 14 دسامبر سال جاری (23 آذرماه) معرفی خواهد شد. ]]> جهان‌کتاب Tue, 21 Nov 2017 10:45:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/254539/نامزدهای-جایزه-ویکتور-روسل-معرفی-شدند تونی موریسون در کنفرانس «تبعیض نژادی و برده‌داری» سخنرانی کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254508/تونی-موریسون-کنفرانس-تبعیض-نژادی-برده-داری-سخنرانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از وبسایت دانشگاه پرینستون، تونی موریسون، برنده جایزه نوبل سال 1993 میلادی روز جمعه (26 آبان‌ماه) برای سخنرانی به دانشگاه پریسنتون بازگشت؛ دانشگاهی که در سال 2013 مدرک دکترای افتخاری ادبیات را به این نویسنده، مقاله‌نویس و ویراستار تقدیم کرده بود.   در طول سال گذشته تحقیقی درباره تاریخچه برده‌داری در کشورهای مختلف انجام شد و در مراسمی که از تاریخ 16 تا 19 نوامبر (25-28 آبان‌ماه) در دانشگاه پرینستون آمریکا برگزار شد درباره فصل‌های مختلف این پروژه عظیم سخنرانی‌هایی انجام گرفت. محققین دریافتند 9 رئیس نخست دانشگاه پرینستون در خانه شخصی خود صاحب برده بودند و حتی پس از مرگ ساموئل فاینلی، پنجمین رئیس دانشگاه فروش برده در حیاط دانشگاه انجام می‌شد.   مارتا سندویس، رئیس دانشگاه پریسنتون درباره این پروژه گفت: «ما در این بررسی نشان می‌دهیم چگونه تاریخ دانشگاه پریسنتون تاریخ ملت آمریکا را نشان می‌دهد. آزادی و برده‌داری از آغاز در این دانشگاه دوشادوش یکدیگر حرکت کرده‌اند.»   پس از سخنرانی سندویس درباره نتایج تحقیق در باب برده‌داری، تریسی اسمیت، استاد نویسندگی خلاق دانشگاه پرینستون، تونی موریسون را به حضار معرفی کرد و گفت: «نمی‌دانم بدون وجود تونی موریسون در عرصه ادبیات این کشور، کلمه‌ مناسبی برای بیان تأثیر برده‌داری در فرهنگ و انسانیت این کشور به وجود می‌آمد یا نه!»   موریسون پس از حضور بر صحنه از همه برای یادآوری خاطرات و تمجیدهایشان تشکر کرد و یافته‌های پروژه را بسیار پیچیده خواند. او گفت: «کشورهای کمی در دنیا هستند که قربانی فرهنگ برده‌داری نشده باشند. برده‌داری در برهه‌ای از تاریخ پدیده‌ای رایج و غیرقابل‌اجتناب بود. کشورهای مختلفی که انسان‌هایشان به عنوان برده استفاده می‌شدند، تمدن دنیا را ساختند و به آن تعادل بخشیدند.» موریسون سپس از زمان حضور و تدریس خود در دانشگاه پریسنتون صحبت کرد و از کسانی که به او در این راه یاری رساندند تا بتواند هنرمندانی چون یو-یو ما را به دانشگاه آورده و هنر را به عنوان بخش مهمی از تجربه به دانشجویان نشان دهد، تشکر کرد. در ادامه مراسم موریسون به چند سوال حاضرینِ در مراسم پاسخ داد.   تونی موریسون نویسنده سیاه‌پوست آمریکایی با کتاب «دلبند» در دنیا شناخته می‌شود. او برای این کتاب توانست جایزه‌های مهمی چون «پولیتزر» و جایزه «کتاب آمریکا» را از آن خود کرد. موریسون در سال 1993 برنده جایزه نوبل ادبیات نیز شد. از دیگر آثار مهم او می‌توان به «بهشت»، «خانه»، «یک بخشش»، «عشق»، «بچه قیر»، «آواز سلیمان»، و «آبی‌ترین چشم» اشاره کرد. موریسون در زمینه ادبیات کودک و نمایشنامه نیز آثاری ارائه کرده است. در زمینه آثار کودکان کتاب‌هایی چون «کتاب آدم‌های بدجنس» و «جعبه بزرگ» و در حوزه نمایشنامه «امت خیالباف» را نوشته است.   موریسون از نویسندگانی است که فقط در زمینه ادبیات داستانی فعالیت نکرده و آثار مهمی در حوزه آثار غیرداستانی نیز دارد. «کتاب سیاه»، «تولد یک ملیت»، «بازی در تاریکی»، و «به خاطر بسپار» چهار کتاب غیرداستانی این نویسنده مطرح آمریکایی است.    «دلبند» با ترجمه شیرین‌دخت دقیقیان از سوی نشر چشمه، «خانه» با ترجمه میچکا سرمدی از سوی نشر «زاوش» و «یک بخشش» با ترجمه علی قادری از سوی انتشارات «مروارید» در ایران منتشر شده است. ]]> جهان‌کتاب Tue, 21 Nov 2017 08:50:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254508/تونی-موریسون-کنفرانس-تبعیض-نژادی-برده-داری-سخنرانی عشق اجباری وجود ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254500/عشق-اجباری-وجود-ندارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ترجمه: مجتبا پورمحسن_املی نوتومب، نویسنده بلژیکی در قسمت نخست گفت‌وگوی خود با لوموند از خاطرات تلخ دوران کودکی‌اش گفت. شما را به خواندن بخش دوم و پایانی گفت‌و‌گو دعوت می‌کنیم. - چرا تصمیم گرفتید در رشته زبان‌شناسی تحصیل کنید؟ پدر و مادرم دیپلمات بودند. به همین دلیل فهمیدم که زبان و ادبیات تنها تکیه‌گاه من است. در ۱۶ سالگی من به زبان لاتین حرف می‌زدم. انتخابی شخصی و عجیب که ربطی به خانواده‌ام نداشت. من فقط چیزهایی را دوست داشتم که خیلی قدیمی بود یا به گذشته تعلق داشت. من طعم مدرنیته را تنها زمانی حس کردم که در ۲۱ سالگی به ژاپن برگشتم. حداقل توانستید در تحصیلات‌تان بدرخشید! تلاش بسیاری می‌کردم. اما زندگی اجتماعی من به رغم تلاش‌های بسیارم، فاجعه بود. یادم می‌آید که چندین بار که چیزی پرسیدم از هر طرف با صدای بلند خندیدند و فریاد زدند: «چه غلطا!». مصیبت بود. - غیرقابل درک است. شما زیبا، مهربان و فرهیخته بودید... زیبا! نمی‌دانم امروز از نظر ظاهری چگونه به نظر می‌رسم، اما مطمئن هستم که در ۵۰ سالگی بهتر از ۱۸ سالگی‌ام هستم. در جوانی پوستم خیلی حساس بود! به همین دلیل سعی می‌کردم زندگی شبانه داشته باشم و خاطراتی از عصرهای دانشگاه دارم که تکرار نشدنی است، خاطراتی از جشنواره‌هایی که در گاراژها برگزار می‌شد، با آدم‌های مشکوک. مانند هر جوانی کارهایی نیز کرده‌ام که زیاد باعث افتخارم نیست، اما با خودم می‌گفتم: از زندگی نکردن بهتر است. من آنجا بودم! ترکیب میوه کودکی شادمانه و نوجوانی به یغما برده شده باعث شد تا مدت‌ها با این عقیده زندگی کنم که زندگی من به فنا رفته است. آینده‌ای در کار نیست. تمام شده! در ۱۵ سالگی مطمئن نبودم که دارم زندگی می‌کنم. بی‌اشتهایی توجه مرا منحرف کرده بود. اصلا با این ایده درگیر نبودم که: «به خاطر آنچه برای من اتفاق افتاد، دمار از روزگارم درآمده» بلکه فکرم این بود که: «پدرم درآمده چون نمی‌دانم چطور باید غذا بخورم». - اغلب این جمله از نیچه را نقل می‌کنید: «چیزی که مرا نکشد، قوی‌ترم می‌کند.» درست است. ایده جنگیدن، جالب است. و زندگی به من یاد داد که از آن‌چه فکر می‌کردم، قوی‌تر هستم. اما ما نباید امتحان‌های دشوار را با تباهی اشتباه بگیریم. بی‌اشتهایی، مصیبتی بود که باید با آن می‌جنگیدم. چیزی که در ۱۲ سالگی برایم رخ داد، تباهی بود. تباهی همیشه باقی می‌ماند. تباهی، آسیب‌ بزرگی است که هر صبح باید بر آن غلبه کنم و نیاز حیاتی به نوشتن، نتیجه آن است. هر صبح باید بجنگم. هر صبح باید دوباره اتفاق بیفتد. چون نیروهای ظلمت همیشه در من وجود دارد. - آیا این «رازی مگو»است که اغلب بدون این‌که نامش را ببرید به آن اشاره دارید؟ بله، البته. - تعرض به شما در دوازده سالگی؟ آن زخم در من باقی مانده است. این یک تروما است؟ بی‌شک. اما من دوست دارم به آن تباهی بگویم؛ من در قبال کسی که تازیانه‌اش را بیرون آورد، سربازی کوچک بودم. - چرا از نیروهای ظلمت حرف می‌زنید؟ چون در جریان یک تجربه تکرار نشدنی، در اقامتی بسیار طولانی در جنگل‌های آمازون، توانستم این نیروها را تجسم کنم: این شیاطینی که هنوز آنجا بودند و من هر کاری می‌کردم تا آن‌ها را از کالبدم خارج کنم. یک نوع جنگیری از خشونتی باورنکردنی. اما بیهوده بود. بنابراین با خود گفتم: املی، باید سال‌ها با وجود این نیروها در درونت زندگی کنی. - بسیاری از زنان راز تعرض را در خود دفن کرده‌اند.  وحشتناک است. من در مورد این بخش از زندگی‌ام کم حرف زده‌ام، اما واکنش آدم‌‌های سالخورده بسیار بی‌رحمانه بود. همیشه این ایده وجود دارد که قربانی در واقع گناهکار است. الکی نیست که این بخش از زندگی‌ام تا این حد به من بد گذشته است. یک گناه که به من برمی‌گشت و در نهایت با من یکی می‌شد. - هدف از سفرتان به آمازون که اشاره کردید چه بود؟ کورین سومبرن، نویسنده فرانسوی از طریق کتاب‌هایش این میل را در من ایجاد کرد. او یک شمن‌باور است (شمن نام یک رشته باورهای قدیمی است که ریشه در دوران پیش از تاریخ دارد) که البته من نیستم، اما «پذیرنده‌ای خوب» هستم و می‌خواستم در همان تجربه‌ای که او داشت - مواجهه با «ارواح»- در عمق جنگل‌های آمازون، بین سرخپوستان باشم. اوضاع سخت است، رژیم غذایی و قوانین بسیار سختگیرانه است. به هیچ‌وجه تجربه‌ای مفرح نیست، و می‌تواند حتا خطرناک هم باشد. اما برای من، خیلی تجربه بزرگی بود. ارتباط با ذهن؛ کسی می‌بیند، کسی می‌شنود، کسی احساس می‌کند؛ پیوستن دوباره به آدم‌های از دست رفته، دستیابی به جهان‌ موازی فراموش شده‌ای که در بقیه زمان‌ها نامرئی است. این دری به جهانی دیگر است. - درباره این تجربه نوشته‌اید؟ بله، اگرچه خیلی خیلی دشوار بود. اما ناشرم رد کرد و گفت: «گوش کن، اگر بخواهی این‌ها را بنویسی و ارائه کنی، مردم فکر می‌کنند دیوانه‌ای...» - اما آزادی نویسنده برای نوشتن درباره تجربیاتش چه می‌شود؟ بی‌خیال، از چی گله کنیم؟ از بین ۲۸ کتابی که به ناشر داده‌ام، ۲۶ تایشان را پذیرفته است. اعتراف می‌کنم که نسبت به این بحث حساس شدم: آیاهواسکا (معجونی از چند گیاه مختلف اطلاق می‌شود که سالهاست در بین ساکنین آمازون به عنوان معجونی شفابخش در درمان بیماری‌ها یا برای ارتباط با ارواح استفاده می‌شود) در پرو قانونی است، اما در فرانسه قانونی نیست، کشوری که در آن نوشیدنی‌های به دست آمده از گیاه لیانا، مواد مخدر محسوب می‌شود. من آدم‌هایی را دیدم که برای آن‌ها این تجربه خیلی بد پیش رفت، نمی‌خواهم عذاب وجدان پیدا کنم. نه، مصرف آیاهواسکا خوب نیست و نمی‌خواهم ترویجش کنم. پس کتابی هم در کار نخواهد بود. از جنبه مثبت اگر نگاه کنیم، من هرآنچه در زندگی لازم بود، داشتم، اما تجربه سفر به آمازون چیزی ورای لذت بود و از هر چیزی جالب‌تر بود.    - عشق مادری در بطن آخرین کتاب‌تان قرار دارد. به‌ویژه رابطه مادر-دختری. این عشق شما را مسحور کرد؟ من که به انتخاب خودم فرزندی ندارم، البته اگر کتاب‌هایم را فرزندانم ندانم می‌توانم بگویم که عشق مادرانه‌ای در کار نبوده است. البته من به عنوان یک دختربچه، دیوانه عشق مادرم نبودم. پدرم را دوست داشتم، اما من در شکم مادرم بودم. به او می‌گفتم: «مامان، عاشقتم، مامان دوستم داشته باش!» او جواب می‌داد: «ولی من عاشقتم، عاشقتم!» پافشاری می‌کردم: «آره، اما بیشتر عاشقم باش!» وقتی ۹ سالم بود می‌گفت: «اگر می‌خواهی بیشتر عاشقت باشم، خب اغوایم کن.» من داد زدم: «اما تو مادر منی، این وظیفه توست که عاشقم باشی.» او خیلی مهربان بود. می‌گفت: «عشق اجباری وجود ندارد!» من با او موافقم. او با آن جواب مصلحم کرد. او می‌گفت: «تو از ما می‌خواهی که عاشقت باشیم دخترم، هیچ چیز خودبخودی نیست! حتا عشق مادرانه.» من شانس آوردم که مادرم عاشقم بود. اما من دوستان زیادی دارم که مادرشان دوست‌شان ندارد. این بی‌عشقی، زخم بی‌مرحمی است که ضربه شدیدی به آدم وارد می‌کند. - به پنجاه سالگی رسیدید. نگران گذر عمر نیستید؟ این ماشین فرسوده می‌شود، باید بپذیرم. دردهای کوچکی حس می‌کنم. باید نزد متخصص فیزیوتراپی بروم چون شانه‌ام بر اثر هشت ساعت نوشتن روزانه درد می‌کند. اما این درد طبیعی است. چیزی که نگرانم می‌کند دورنمای از دست دادن پدر و مادرم است. آن‌ها هنوز در این جهان هستند و من دوباره به آن‌ها ملحق می‌شوم. من دیگر جوان نیستم و خواهم مرد. - گفته‌اید که همه کتاب‌های شما از نوعی لُغَز تشکیل شده‌اند که تنها زمانی که یک روز همه را بخوانید رمزگشایی خواهد شد... من مخاطبانم را انکار نمی‌کنم. برای خودم هم لُغَز است! - اما شمایید که سازماندهی‌اش می‌کنید، چون شما تصمیم می‌گیرید کدام یکی از سه - چهار کتابی که در سال می‌نویسید، چاپ شود. من کتابی را انتخاب می‌کنم که به نظرم خوب باشد و در واقع آن کتاب در «تصویر بزرگ» معنادار می‌شود. - پس یک نقشه جهانی است! من یک ژئوگلیف می‌کشم. - ببخشید؟ همه حقایق من قطعا در ژئوگلیف آمریکای جنوبی است! ژئوگلیف‌ها کارهای بزرگ هنری هستند که در زمین ردیابی می‌شوند و تنها برای پرندگان... یا خدایان قابل رویت هستند. سرخپوستان مایا، ژئوگلیف بزرگی ساختند و هیچ انسانی در زمان آن‌ها این نگاه را نداشت، نقشه‌ای وجود نداشت. خب، فکر می‌کنم من در سطح خودم، یک ژئوگلیف می‌سازم. نمی‌دانم چه کسی آن را یک روز خواهد دید. اما من رویش کار می‌کنم. لبخند می‌زنی؟ خواهش می‌کنم بگذار در دیوانگی عظیمم بمانم! بگذار باور کنم که ژئوگلیف خودم را می‌سازم! دوستش دارم. ]]> جهان‌کتاب Tue, 21 Nov 2017 12:23:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/254500/عشق-اجباری-وجود-ندارد ​نامزدهای جایزه شیخ زاید در بخش نویسندگان جوان معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254555/نامزدهای-جایزه-شیخ-زاید-بخش-نویسندگان-جوان-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه الشرق الاوسط، هیئت داوران جایزه شیخ زاید در دوازدهمین دوره برگزاری این جایزه، دوازده نامزد را از بین 307 شرکت‌کننده، به عنوان نامزد نهایی خود در بخش نویسنده جوان معرفی کردند. اسامی 12 نامزد برگزیده به شرح زیر هستند: 1- «پاندا» نوشته راهیم حساوی، نویسنده سوری از انتشارات هاشیت انطوان نوفل لبنان 2- «باران‌های تابستانی» نوشته احمد القرملاوی، نویسنده مصری از انتشارات دارالعربی قاهره 3- «باد شرک‌آلود» نوشته محسن الوکیلی، نویسنده مغربی از انتشارات دارالساقی 4- «در حاشیه رهایی» سروده لینه عطفه، شاعر سوری از انتشارات موسسه عربی مطالعات ونشر 5- «کوزه‌ها» نوشته امین الربیع، نویسنده اردنی از انتشارات دارالمجد 6- «دیگر هیچ چیز اندوهگینم نمی‌کند» نوشته حمزه قناوی، نویسنده مصری از انتشارات فرهنگ و اطلاعات شارجه 7- «آیا متلاشی می‌شوم... مثل سایه پدرم» سروده شاکر الغزی، شاعر عراقی از انتشارات ضفاف این فهرست همچنین شامل کتاب‌هایی چون «فلسفه صرف عربی» نوشته خالد سعدکمونی از لبنان، « درس بلاغت عربی» نوشته خذاری سعد از الجزایر، «تاملات در اشعار مهمل» نوشته نصر لیث از امارات، «پرسش‌ها پیرامون منشا داستان مدرن عربی» نوشته احمر الجرطی از مغرب، «زمانی که جسم تبدیل به کلمه می‌شود؛ پیوند باله و اوپرا» نوشته بهاء بن نوار نیز می‌شود. جایزه شیخ زاید از مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی جهان عرب به شمار می‌آید. این جایزه به منظور تشویق خلاقیت ادبی و هنری در خاورمیانه در سال 2007 میلادی راه‌اندازی شده است که بخش‌های مختلفی دارد که جایزه مشارکت در توسعه ملی، جایزه نویسنده جوان، جایزه ترجمه، نقد ادبی و هنری و تلاش برای معرفی فرهنگ عربی در زبان غیرعربی، بخش ادبیات و ادبیات کودک و شخصیت فرهنگی سال از جمله آن‌ها هستند. ]]> جهان‌کتاب Tue, 21 Nov 2017 13:04:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254555/نامزدهای-جایزه-شیخ-زاید-بخش-نویسندگان-جوان-معرفی-شدند