خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Fri, 25 May 2018 20:27:25 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 25 May 2018 20:27:25 GMT ادبيات 60 «شب قرآن مجید و حافظ» با حضور بهاءالدین خرمشاهی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261508/شب-قرآن-مجید-حافظ-حضور-بهاءالدین-خرمشاهی  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به مناسبت ماه مبارک رمضان، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با همکاری مجله بخارا سلسله شب‌هایی را برگزار می‌کند که نخستین جلسه آنها اختصاص دارد به «قرآن مجید و حافظ» که در استاد بهاالدین خرمشاهی در این موضوع، سخنرانی می‌کند. دو کتاب فارسی بیشترین اثر را از قرآن برده‌اند: مثنوی مولوی و دیوان حافظ. در این زمینه به‌ویژه در اثر جدید پژوهش‌های بسیاری صورت گرفته است. خرمشاهی یکی از همین پژوهشگران است که چندین دهه از عمر خود را به مطالعات قرآن پژوهی و حافظ پژوهی اختصاص داده و حاصل این مطالعات به صورت چندین مجلد کتاب و ده‌ها مقاله از جمله کتاب‌های «قرآن و مثنوی» و «قرآن و حافظ» منتشر شده است. در حاشیه مراسم  «شب قران مجید و حافظ» نمایشگاه نسخ خطی قرآن مجید در موزه کتاب و میراث مستند ایران برگزار می‌شود. شب «قرآن مجید و حافظ» در ساعت پنج بعد از ظهر شنبه پنجم خرداد در بزرگراه شهید حقانی (از غرب به شرق) بعد از ایستگاه مترو، بلوار کتابخانه ملی، تالار فرهنگ سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران  برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Fri, 25 May 2018 13:47:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261508/شب-قرآن-مجید-حافظ-حضور-بهاءالدین-خرمشاهی مراسم ختم سیدعلی صدر در مسجد جامع شهرک غرب http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261506/مراسم-ختم-سیدعلی-صدر-مسجد-جامع-شهرک-غرب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سیدعلی صدر، برادر امام موسی در شامگاه ششم ماه مبارک رمضان در سن ۹۲ سالگی به دیار باقی شتافت. بر اساس این گزارش که به تایید پایگاه اطلاع‌رسانی امام موسی صدر رسیده است، سید علی صدر، فرزند آیت‌الله سیدصدرالدین صدر و برادر امام موسی صدر در ۹۳ سالگی به دلیل بیماری درگذشت. سید‌علی صدر متولد ۱۳۰۴ شمسی و برادر بزرگ‌تر امام موسی صدر بود. مراسم تشییع سیدعلی صدر روز پنجشنبه (سوم خردادماه) در شهر قم و در قبرستان علی‌بن‌جعفر برگزار شد و پیکر این شخصیت برجسته با حضور شخصیت‌های فرهنگی و سیاسی به خاک سپرده شد. همچنین مراسم ترحیم و بزرگداشت وی امروز (جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷) ساعت ۱۸تا ۱۹/۳۰ در مسجد جامع شهرک غرب تهران برگزار خواهد شد.     ]]> ادبيات Fri, 25 May 2018 10:20:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261506/مراسم-ختم-سیدعلی-صدر-مسجد-جامع-شهرک-غرب کودکان کپرنشین را با عیدی‌های کتابی خوشحال کنید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261505/کودکان-کپرنشین-عیدی-های-کتابی-خوشحال-کنید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشریه «قلک» قصد دارد در اقدامی داوطلبانه با مشارکت مردم سراسر کشور، به مناسبت عید سعید فطر بیش از 2500 نسخه کتاب برای کودکان و نوجوانان مناطق کپرنشین سیستان و بلوچستان ارسال کند. گلاره جباری، فعال اجتماعی و مدیر روابط‌عمومی نشریه «قلک» در این باره می‌‌گوید: چند سالی است که از طریق انجمن حامی (انجمن حمایت و توسعه  فضاهای آموزشی در مناطق محروم ایران) ماهنامه قلک را برای کودکان سه تا هفت ساله در سیستان و بلوچستان ارسال می‌کنیم. استقبال کودکان این منطقه از این نشریه بی‌نظیر بوده است. با سفر اعضای تحریریه‌ ماهنامه قلک به مناطق مختلف محروم استان سیستان و بلوچستان متوجه شدیم کودکان این مناطق شوق فراوانی به مطالعه و آموختن دارند. جباری با تاکید بر انجام تحقیقات میدانی در منطقه برای اجرای این کمپین افزود: تصمیم گرفتیم تا با مشارکت مردم مصادف با عید سعید فطر به کودکان این مناطق کتاب عیدی بدهیم. به همین علت بهترین و با‌کیفیت‌ترین کتب کودک و نوجوان از نشرهای مختلف را انتخاب و متناسب با گروه سنی خردسال، کودک و نوجوان دسته‌بندی کرده‌ایم.   مدیر روابط عمومی ماهنامه قلک گفت: در این راستا با بیش از 20 ناشر کودک و نوجوان مذاکره کرده‌ایم تا این کتاب‌ها با بیش‌ترین تخفیف ممکن خریداری شوند. مبلغ نهایی خرید این مجموعه کتاب‌ها حدود 18میلیون تومان است که با استفاده از ظرفیت ناشران برای تخفیف در خرید آن‌ها، بیش از 2500 عنوان کتاب فقط با مبلغ 10میلیون تومان خریداری خواهد شد. این فعال اجتماعی با دعوت از مردم سراسر ایران برای پیوستن به این کمپین اشاره کرد: این کمپین از اول خرداد آغاز خواهد شد و مردم می‌توانند برای واریز کمک‌های نقدی‌شان به وب‌سایت دونیت مراجعه کنند. جباری در پایان گفت: من چنیدن بار در این مناطق حاضر شده‌ام و باید بگویم که میزان علاقه این بچه به کتاب و کتابخوانی بی‌نظیر است؛ به همین دلیل امیدوارم که با مشارکت خوب علاقه‌مندان به فرهنگ بتوانیم این کمپین را اجرایی کنیم. هدف این کمپین توسعه‌ عدالت فرهنگی و آموزشی با اهدای کتاب به کودکان مناطق محروم کشور به ویژه کپرنشینان استان سیستان و بلوچستان عنوان شده است. این هدف جز با یاری مردم سراسر ایران، هر چند با داشتن سهمی کوچک در این کار داوطلبانه میسر نخواهد شد. ]]> ادبيات Fri, 25 May 2018 09:54:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261505/کودکان-کپرنشین-عیدی-های-کتابی-خوشحال-کنید برگزاری چهارمین سوگواره شعر ام‌المؤمنین خدیجه کبری (س) http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261503/برگزاری-چهارمین-سوگواره-شعر-ام-المؤمنین-خدیجه-کبری-س به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این سوگواره شاعرانی چون؛ غلامرضا سازگار، مرتضی امیری اسفندقه، افشین علا، محمود حبیبی کسبی، حسن لطفی، مجید تال، نفیسه سادات موسوی، محمدمهدی خانمحمدی، وحیده احمدی و... حضور دارند. در این مراسم که از ساعت 18 در مرکز همایش‌های بین‌المللی برج میلاد و سالن سعدی برگزار خواهد شد، حاج سعید حدادیان به مرثیه‌سرایی می‌پردازد و اجرای برنامه نیز برعهده سعید بیابانکی است. چهارمین سوگواره شعر ام المومنین خدیجه کبری(س) روز شنبه 5 خردادماه 1397برگزار خواهد شد. ]]> ادبيات Fri, 25 May 2018 09:17:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261503/برگزاری-چهارمین-سوگواره-شعر-ام-المؤمنین-خدیجه-کبری-س رمان ایرانی در اوج است/٥٠ نویسنده داریم که داستان‌های خوب می‌نویسند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261504/رمان-ایرانی-اوج-٥٠-نویسنده-داریم-داستان-های-خوب-می-نویسند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی موسسه هفت اقلیم، چهارمین شب از سلسه نشست‌های نویسندگان پیشکسوت با حضور حسین سناپور، نویسنده و میزبانی فرشته احمدی، نویسنده عصر چهارشنبه ۳ خرداد در موسسه هفت اقلیم برگزار شد. در ابتدای برنامه فرشته احمدی، حسین سناپور را این‌گونه معرفی کرد: نیاز به معرفی ویکی‌پدیایی نمی‌بینم برای این‌که در پشت جلد همه کتاب‌های ایشان نوشته شده است. به نظرم آقای سناپور از محدود نویسندگان حرفه‌ای معاصر ما هستند. حرفه‌ای به این معنا که نویسنده‌ای هستند که تمام وقت نویسندگی می‌کنند، با وجود این‌که بیشتر ما نویسندگان مجبوریم چند شغل برای گذران زندگی داشته باشیم و کمتر نویسنده‌ای پیدا می‌شود که چنین جسارتی داشته باشد.  او افزود: دومین نکته حرفه‌ای بودن ایشان حساسیت داشتن به مسائل روز جامعه و اجتماع است. برخلاف خیلی از نویسندگان که به گوشه دنجی رفته‌اند که با خیال راحت و در امنیت بنویسند و کاری به سایر مسائل ندارند. همچنین «انجمن صنفی نویسندگان» که بعد از تلاش‌های بسیار تشکیل شد، با وجود این‌که صنف برای نویسندگان جوان‌تر است و قرار است مشکلات آن‌ها را حل کند، آقای سناپور تلاش بسیاری در این راستا انجام داده است. کسانی که در این کار جا افتاده‌اند چندان نیازی به حمایت صنفی ندارند.با تمام این‌ها ایشان پا به پای ما و همه جوان‌ترها بودند؛ که حضورشان خیلی موثر بود. همچنین  او جز محدود کسانی است که کار جوان‌ترها را می‌خواند و نظر می‌دهد.  این نویسنده با اشاره به ازدواج نکردن حسین سناپور از او سوال کرد، واقعا تصمیم شما این بوده که زندگی خانوادگی مزاحم کار حرفه‌ای‌تان می‌شود؟ حسین سناپور در پاسخ به او گفت:نه! اما مسلما ازدواج نکردن به نویسندگی‌ام کمک کرده، ولی تصمیمی از قبل در این مورد نگرفته بودم! بدشانسی‌ای که داشتم این بود پدر و مادرم در کارهایم دخالت نمی‌کردند، پدرم حتی نمی‌دانست درکدام مدرسه درس می‌خوانم. شاید اگر کاری‌ به کارم داشتند من هم مجبور می‌شدم کارهایی را انجام بدهم که بقیه انجام می‌دهند و  فرصت نمی‌کردم برای‌ داستان‌نویسی‌ وقت بگذارم.  او با بیان این‌که کمی لجباز  است، خاطر نشان کرد:   اگر تصمیم به کاری بگیرم  و فکر کنم باید انجام بدهم،  حتما انجام می‌دهم. از یک سنی تصمیم گرفتم نویسندگی کارم باشد، قبل از آن به سینما علاقه داشتم ولی‌ متوجه شدم با روحیاتم سازگار نیست و دائما  به سمت داستان کشیده می‌شدم.  برایم مسلم شده بود می‌خواهم نویسنده شوم. زمانی‌ مشغول روزنامه‌نگاری بودم ولی بعدتر آن راهم کنار گذاشتم.  این نویسنده  در پاسخ به سوال فرشته احمدی درباره این‌که  کارگاه‌های گلشیری در سبک نوشتن او چقدر تأثیرگذار بوده  و حالا کارگاه‌های  خود او چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با آن کارگاه‌ها دارد، اظهار کرد: از دوران دانشجویی به داستان‌نویسی علاقمند بودم و همان سال‌ها در کتابخانه دانشگاه دنبال کتاب‌های نویسندگی بودم.  اما زمانی که به کلاس‌های گلشیری  رفتم، متوجه شدم نحوه برخوردش با داستان به کلی فرق می‌کند. ما در این کارگاه‌ها داستان را می‌خواندیم  و جز به جز بررسی می‌کردیم. من اولین بار در کارگاه آقای گلشیری دیدم که این‌کار انجام می‌شود. همه چیز برایم  عوض شد و انگار درِ یک فضای جدیدی را برای من باز کرد. در کارگاه‌های آقای گلشیری فقط داستان کوتاه خوانده می‌شد و به خاطر ندارم که رمانی خوانده و بررسی شده باشد. اما من در کارگاه های خودم حس کردم باید شیوه‌ای باشد که روی رمان هم بشود کار کرد.   او درباره این‌که شیوه‌ای می‌نویسد همانی است که در کتاب «یک شیوه برای رمان‌نویسی»  آمده یا این‌که  بخشی از آن شخصی‌ست که قابل آموزش نیست، گفت: تا جایی که می‌توانستم همان روش خودم است. یک الگوی کلی دارد این‌که در ابتدا با یک طرح شروع کنیم؛ طرح را پرورش بدهیم، پرونده‌سازی کنیم و در آخر که تمام این کارهارا کردیم، سراغ نوشتن رمان برویم.  حسین سناپور درباره این‌که با توجه به دغدغه‌های مشترکی‌ که در رمان‌هایش دارد، کارهایش دچار تکرار نمی‌شود توضیح داد:  خودم خیلی سعی می‌کنم که هرکاری  که انجام می‌دهم با کار قبلی‌ام  تفاوت داشته باشد. با این حال یک سری مضامین و موضوعات هستند که به ناچار در تمام آثارم خود به خود می‌آیند؛ نمی‌شود کاریش کرد.  او در پاسخ به این سوال که  بعضی فکر می‌کنند با شرکت در کارگاه‌های نویسندگی‌، نویسنده می‌شوند در صورتی که نویسنده طرز تفکر خاص و دغدغه‌های خاصی دارد که هرکسی ندارد، خاطر گفت: به‌نظرم  هر کسی حرفی برای گفتن دارد و کسی نیست که حرفی برای گفتن نداشته باشد. مسئله این است که آن حرف چه‌طور بیان شود. آنجاست که تفاوت آدم‌ها با یکدیگر مشخص می‌شود. تفاوت نویسنده و غیر نویسنده این است که حرف‌های خود را چگونه با تکنیک عمیق کنند و از زوایای مختلف به آن بپردازند.  این‌ نویسنده درباره نحو جمع‌آوری اطلاعات لازم برای داستان‌هایش، بیان کرد:۷،٨ سالی که روزنامه‌نگاری کردم با خیلی اتفاقات متفاوت روبه‌رو شدم، هرچند هیچ وقت از آنها ننوشتم. هیچ‌وقت از اتفاقات شخصی ننوشتم جز یکی دوباره که چاپ نکردم. انگار نوشتن هرچیزی که به خودم نزدیک‌تر باشد سخت‌تر است. آدم‌هایی که دورتر بودند همیشه برایم جذابیت بیشتری داشت. روزنامه زیاد می‌خوانم ولی تحقیق نمی‌کنم. گاهی در اینترنت جست‌وجو می‌کنم و گاهی از دوستانم کمک می‌گیرم اما برای رمان «شمایل تاریک کاخ‌ها»  نزدیک به ١٠ کتاب خواندم ولی بعضی رمان‌ها مثل خاکستر تحقیقی نکردم. او تأکید کرد: همه ما، همه شخصیت‌ها و آدم‌ها را درون خودمان داریم، این‌که می‌گویند هر آدمی همه جهان است و همه آدم‌هاست، درست است. ما همه شخصیت‌ها را در وجودمان داریم حتما در مظفر یک گوشه‌ای از من هست. سناپور راجع‌ به نویسندگان جوان و آثار آن‌ها نیز  اظهار کرد: این‌که می‌گویند داستان‌نویسی امروز خوب نیست، به نظرم اشتباه است. داستان‌نویسی امروز خیلی قوی‌تر از چند دهه گذشته است. ممکن‌ است که دیگر کتاب‌هایی مثل «بوف کور» یا نویسنده‌ای مثل گلشیری، ساعدی و هدایت که به‌نظرم نبوغ داشتند، نداشته باشیم؛ اما اگر استثناها را کنار بگذاریم داستان‌های خوب برای خواندن یا اصلا وجود نداشت یا بسیار کم بود، به همین دلیل نویسندگان درجه سه هم معروف و کتاب‌های‌شان خوانده می‌شد. فکر می‌کنم الان حدود ٥٠ نویسنده داریم که داستان‌های خوب می‌نویسند. این نویسنده در ادامه افزود: به‌ نظرم  ما در دوره  اوج رمان‌نویسی هستیم همان‌طور که دوره  اوج داستان کوتاه دهه ٨٠ بود و تا ٩٠ هم ادامه پیدا کرد. به‌نظرم الان داستان کوتاه به نفع رمان‌نویسی افول کرده که  مشکلی ندارد، نسل‌های بعدی می‌آیند و جبران می‌کنند. در ادامه  سلسله نشست‌های «یک شب یک نویسنده »چهارشنبه (٩ خرداد ماه) نشست با حضور علی خدایی با میزبانی سینا دادخواه برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Fri, 25 May 2018 09:15:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261504/رمان-ایرانی-اوج-٥٠-نویسنده-داریم-داستان-های-خوب-می-نویسند تقریبا در همه کارهایم مستقیم یا غیر مستقیم بحث مهاجرت را دارم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261438/تقریبا-همه-کارهایم-مستقیم-یا-غیر-بحث-مهاجرت-دارم کیوان ارزاقی، رمان‌نویس جوان و نویسنده کتاب‌های «سرزمین نوچ» و «زندگی منفی یک» در گفت‌‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از انتشار تازه‌ترین اثر خود خبر داد و گفت: کار جدید من رمان «شورآب» است که نشر افق آن را  به چاپ رسانده است. «شوراب» چند محور داستانی دارد، که یکی از این محورها بحث مهاجرت است، چون مهاجرت از آن موارد و مسائلی است که به نحوی دغدغه من است و تقریبا در هر داستانی که نوشته‌ام به طور مستقیم یا غیر مستقیم یک فضای مهاجرت را دارم، آن هم واقعیتی است که وجود دارد و می‌بینیم که خیلی از دوستان و دیگران دارند این راه را می‌روند. مهاجرت فی نفسه نمی‌تواند خوب باشد، منتهی اینکه هدف و انگیزه و اینکه آدم بداند کجا می‌رود، دغدغه است.    ارزاقی در ادامه درباره دیگر موضوعاتی که در این کتاب به آن‌ها پرداخته، اظهار کرد: محور و موضوع دیگری که در «شوراب» نسبت به دیگر موضوعات، مقداری جدی‌تر بوده است، بحث «اُتانازی »و همان خودکشی‌هایی است که سال‌ها در رابطه با آن صحبت شده و الان هم چند کشور اروپایی هستند که این اتفاق به طور رسمی در آن‌ها اتفاق می‌افتد.   آتانازی از محورهای جدی رمان «شوراب» او ادامه داد: من فکر می‌کنم با توجه به اینکه اعتقادات مذهبی در حال کم رنگ شدن است  و با توجه به اینکه نوع زندگی‌ها و سبک زندگی دارد تغییر می‌کند، ازدواج کمتر صورت می‌گیرد و اگر ازدواجی هم انجام شود، کم‌تر بچه دار می‌شوند و آدم‌ها به خصوص در زندگی غربی به سمت و سویی می‌روند، که تنهایی‌هایشان پر رنگ‌تر می‌شود و در نتیجه به سمت خودکشی و اُتانازی می‌روند. چنین چیزی دغدغه من بود و شاید حدود هشت ماه مطالعه و تحقیق کردم ودرباره آن نوشتم. طی این تحقیقات متوجه شدم که در اروپا موسساتی در همین زمینه هستند که یک هفته زندگی مرفه و لاکچری برای فرد تامین می‌کنند و پس از آن فرد را به سمت خودکشی سوق می‌دهند.   نویسنده کتاب‌ «سرزمین نوچ» درباره اینکه جشن امضای کتاب‌ها و حضور نویسنده در محل فروشگاه‌های کتاب یا جایی مثل نمایشگاه کتاب چه تاثیراتی می‌تواند داشته باشد، بیان کرد: ارتباط با نویسنده و مترجم خیلی می‌تواند کار خوبی باشد. چون آن سال‌هایی که ما کوچک‌تر و نوجوان بودیم، وقتی کتابی از یک نویسنده را می‌خواندیم، برای ما خیلی چیز عجیب و غریبی بود که بتوانیم یک نویسنده را از نزدیک ببینیم و این ارتباط را داشته باشیم. حالا هم فضای مجازی این امکان را می‌دهد و هم اینکه اگر در دنیای واقعی آدم بتواند آن نویسنده و مترجمی را که دوست دارد، از نزدیک ببیند، می‌تواند خیلی جالب باشد.   دیدار و ارتباط با نویسنده به پرورش نویسندگان جدید کمک می‌کند او ادامه داد: در نمایشگاه کتاب امسال، روزی که من برای دیدار با مخاطبان به نمایشگاه آمدم، خیلی ازدوستان و مخاطبان آمده بودند، که فارغ از گرفتن امضا و اینکه خیلی‌ها هم دوست دارند نویسنده‌ای که این اثر را نوشته از نزدیک ببینند، چیزی  که برای خود من مهم بود، این بود که خیلی‌ها به این دلیل می‌آمدند که دوست داشتند داستان نویس شوند، داستان بنویسند، یک چیزی مدت‌ها ذهن‌شان را درگیر کرده بود و دنبال یک سرنخ می‌گشتند که از کجا باید شروع کنند. به نظر من این خیلی می‌تواند خوب باشد و مسیر را کوتاه کند که آدم‌ها به بیراهه نروند و چیزی را با سعی و خطا شروع نکنند و چیزی را بنویسند که قطع شود.   وی افزود: به هر حال داستان نویسی یک علم و هنر است و فرد باید ابتدا در یک محیط درست آموزشی، آموزش ببیند و از آنجا کار خود را شروع کند. این است که به صرف اینکه یک فرد خوب انشا یا یامه می‌نویسد، نمی‌تواند داستان نویس بشود. قاعدتا ابتدا باید مسیر و اصول را یاد بگیرد و بعد به سراغ داستان نویسی برود. در نتیجه فکر می‌کنم این قرارها، این دید و بازدیدها و دیدار با نویسندگان می‌تواند رابطه‌های بین بچه‌هایی که نویسنده هستند و بین نویسنده و مخاطب را بهتر و بیشتر برقرار کند.   ارزاقی درباره تجربه حضور خود در نمایشگاه کتاب تهران و اینکه حضور نویسندگان در این رویداد بزرگ فرهنگی چه نتایجی می‌تواند داسشته باشد، اظهار کرد: نمایشگاه کتاب کمی این مسیر و راه را تسهیل کرده، چون به هر حال یک زمان‌بندی مشخص است و از قبل معلوم است که یک نویسنده یا مترجم یک ساعت‌های مشخصی در فلان غرفه حضور دارد و کسی که علاقه‌مند باشد، می‌تواند او را ببیند. برای خود من اتفاق افتاده که دوستانی از شهرستان آمده‌اند یا اگر تهران کاری داشته‌اند، سعی کرده‌اند روزی به نمایشگاه بیایند که بتوانی با هم گپ و گفتی داشته باشیم. از دل همین  گفت‌وگو‌ها، ایمیل  و شماره رد و بدل کردن‌ها، فرد اگر داستانی داشته، برای من فرستاده است و من تا آنجایی که خودم مسیر را می‌شناختم، مسیر را برای او مشخص کردم که به نظر من این حرکت خیلی خوب مثبتی می‌تواند باشد.یا مثلا داستانی از یک نویسنده را خوانده و دغدغه داشته که نویسنده را ببیند و سوالاتش درباره متن و منظور نویسنده از بعضی قسمت‌های متن را بپرسد. در نتیجه برایند این مسئله را مثبت می‌بینم. ]]> ادبيات Fri, 25 May 2018 07:25:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261438/تقریبا-همه-کارهایم-مستقیم-یا-غیر-بحث-مهاجرت-دارم فصلنامه «بهین‌نامه» رویکردی تازه به ادبیات دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261495/فصلنامه-بهین-نامه-رویکردی-تازه-ادبیات  فرح نیازکار مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز فصلنامه تخصصی زبان و ادبیات فارسی «بهین‌نامه» شیراز در گفتگو با خبرنگار خبرگزرای کتاب ایران (ایبنا)، پیرامون چگونگی شکل‌گیری نشریه بهین‌نامه و سیاست‌گذاری تدوین آن گفت: فصلنامه‌ ادبی«بهین‌نامه» در راستای اهداف بلند توسعه فرهنگی و ادبی در ایران و شهر شیراز و با باور به‌ این امر که چشم‌انداز ادبیات ریشه‌های فرهنگی یک ملت مدنی را رو به سوی آیندگان و نسل‌های فردا، به فضای روزهایی تازه از قضاوت و هم‌اندیشی می‌کشاند و بازتاب ناگفته‌های فرصت‌های انسانی‌ می‌شود که از قلمرو ذهن به حوزه زبان و شکل‌بندی‌های تازه و بدیع، به سمت مخاطب هدایت می‌شوند، شکل گرفته است. وی در ادامه افزود که: در ادامه چاپ و انتشار نشریه ادبی« قلمکده» که در آن به گونه‌ای اختصاصی به نشر ادبیات کلاسیک ایران می‌پرداختیم، فصلنامه«بهین‌نامه» با رویکردی تازه به ادبیات، در عرصه‌ کلاسیک و معاصر شروع به کار کرده‌است. در این نشریه برآنیم تا با عبور از گردآوری مطالب گوناگون و مختلف در یک مجموعه که بسامد آن هم‌اینک در میان نشریات و مجلات ما بسیار است، به چاپ ویژه‌نامه‌های تخصصی پیرامون اشخاص، آثار و موضوعات بپردازیم تا از یک سو ذوق ادبی و هنری خود را تامین کرده باشیم و از سویی دیگر با نگارش مطالب تخصصی، علمی و ادبی مجموعه‌ای قابل استناد را فراهم کرده باشیم که به‌گونه کاربردی نیز راهگشا باشد؛ سنتی که اگرچه مهم می‌نماید اما معمولا در عرصه ادبی ما کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز فصلنامه ادبی در ادامه گفت: بنابراین فصلنامه ادبی «بهین‌نامه»با تکیه بر سیاست کاربردی تدوین ویژه‌نامه ادبی، آغاز به کار کرده و با همراهی متخصصان و علاقه‌مندان ادبی در این عرصه، اهداف خود را دنبال خواهد کرد. چنانکه شماره نخست آن به ویژنامه "بیژن الهی" اختصاص یافت و با همدلی پژوهشگران، نویسندگان و صاحب‌ذوقان ادبی به انجام رسید و خوشبختانه مورد استقبال مخاطبان خود در داخل و خارج از ایران نیز قرارگرفت. وی در پایان گفت: امید است که هرکجا که نهالی نو می‌روید؛ بر و بارش، برگی بر فرهنگ سترگ ایران زمین بیفزاید. «بهین‌نامه» نیز آرزومند است با همراهی یاران همدل، بتواند سهم رسالت خویش را در جهان معنایی خود ادا کند.       ]]> ادبيات Thu, 24 May 2018 11:17:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261495/فصلنامه-بهین-نامه-رویکردی-تازه-ادبیات «رئیس جمهور ما» نوشته فیلیپ راث با ترجمه رضاپور منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261494/رئیس-جمهور-نوشته-فیلیپ-راث-ترجمه-رضاپور-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «رئیس جمهور ما» نوشته فیلیپ راث با ترجمه افشین رضاپور منتشر شد. فیلیپ راث در این کتاب یک مینی رمان کامل و در طرح اصلی منسجم خلق کرده که پر از شخصیت‌های آشنایی است که اخلاق و رفتارشان در سخنرانی‌ها، ماهرانه تقلید شده است. او که در این اثر اورول و سوییفت را سر لوحه قرار داده است موضوع داستان را با به‌کارگیری استادانه کلمات ایجاد می‌کند. بیلی کاپ کیک و اعضای کابینه دیکسون، مخصوصا کلماتی هستند که نویسنده با استفاده از آن ماندگاری و محبوبیت کار خود را دوچندان کرده. هر قطعه از این پازل، با دقت و ظرافت در ساختار روایتی مبتکرانه و پایدار کنار هم قرار گرفته‌اند. در کتاب «رئیس جمهور ما» میل به کشتن دشمن با ضربات شدید، تلاش برای اهانت به او با هجو و لحنی طنز آلود تبدیل شده است. در «رئیس جمهور ما» سعی شده تا با استفاده از هجو، حمله طنز آمیزی به مردان و مؤسساتی  که هدف اصلاحات را در سر دارند صورت گیرد. اما برای فیلیپ راث هجو نویسی نه یک کار ادبی و نه کاری سیاسی است، با این حال اصلاح‌طلبان آتشین شور و شوق انقلابی نویسنده را تحریک می‌کند. رئیس جمهور ما، طنزی خشن که بر اساس شخصیت و گفته‌های ریچارد نیکسون شکل گرفته. در واقع کتاب «رئیس جمهور ما» الهام گرفته از سخنرانی زیر است که توسط ریچارد نیکسون انجام شده. «چه از دیدگاه شخصی و یا مذهبی، سقط جنین و همینطور سیاست‌های آزادانه در رابطه با سقط جنین و دادن اجزاه به سقط به هر متقاضی روش به کلی غیرقابل قبولی برای کنترل جمعیت است. و نمی‌توانم این موضوع را قبول نمایم چون بر اساس آموخته‌هایم به مقدس بودن زندگانی انسان‌ها زنده و انسان‌هایی که هنوز به دنیا نیامده‌اند اعتقاد دارم. مسلم است که انسان‌هایی که هنوز به دنیا نیامده‌اند نیز صاحب حقوق هستند و این موضوع در قانون کشور مورد اشاره قرار گرفته و حتی بیانیه سازمان ملل نیز به این موضوع صحه گذاشته.» کتاب «رئیس جمهور ما» نوشته فیلیپ راث با ترجمه افشین رضاپور به تازگی از سوی انتشارات ققنوس در شمارگان 990 نسخه به قیمت 12000 راهی بازار کتاب شده است.   ]]> ادبيات Thu, 24 May 2018 09:44:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261494/رئیس-جمهور-نوشته-فیلیپ-راث-ترجمه-رضاپور-منتشر تمثیل در شعر عرفانی با سنایی شروع می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261492/تمثیل-شعر-عرفانی-سنایی-شروع-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیست‌و چهارمین نشست از سلسله درس‌گفتارهایی درباره سنایی با موضوع «سیری در سیرالعباد» و با حضور علی‌اصغر محمدخانی؛ معاون فرهنگی و بین الملل شهر کتاب و با سخنرانی حسن بلخاری؛ پژوهشگر، نویسنده، رئیس انجمن آثار و مفاخر ملی و مدیر گروه مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران، عصر روز چهارشنبه (دوم خردادماه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب شهید بهشتی برگزار شد.   در ابتدای این نشست علی اصغر محمدخانی ضمن توضیح درباره چرایی انتخاب موضوع بحث، گفت: مثنوی «سیرالعباد» یک مثنوی رمزی، عرفانی و تمثیلی از سنایی است که بسیار در ادب فارسی و ایران و حتی در جهان شناخته شده است. این اثر درباره مراحل آفرینش آدمی است و سیر نفس و سفر روحانی برای رسیدن به کمال انسانی است؛ یعنی جزو سفرنامه‌های روحانی است که ماهم در غرب و هم در ایران داریم.   مثنوی «سیرالعباد» جزو سفرنامه‌های روحانی است محمدخانی ادامه داد: سنایی مثنوی را در دوران پختگی خود، یعنی پس از «کارنامه بلخ» و پیش از «حدیقه‌الحقیقه» و در طول اقامتش در سرخس سروده است و معمولا یک مثنوی مدحی به نظر می‌آید. مجموعا حدود 800 بیت است که سیر نفسانی و روحانی در حوزه کمال انسانی را شرح می‌دهد و مانند سایر مثنوی‌ها با ستایش خداوند و نعت پیامبر شروع می‌شود، در ادامه از آفرینش می‌گوید و به مراحل تکامل روح اشاره می‌کند. زبان این داستان پیچیده است اما در عین پیچیدگی بخش تصویر بر روایت خیلی غلبه دارد.   معاون فرهنگی شهر کتاب به شهرت جهانی «سیرالعباد» اشاره کرد و افزود: سیر العباد را در شهرت جهانی خود با چند اثر مقایسه کرده‌اند. بخشی از آن در ادبیات مسیحی است، مثل «کمدی الهی» دانته، «بهشت گمشده» میلتون و «سلوک زائر» جانوانیین که خوشبختانه این سه کتاب به فارسی ترجمه شده است. یعنی اگر کسی بخواهد «سیرالعباد»را با کتاب دیگری در حوزه ادبیات مسیحی مقایسه کند، با این سه کتاب قابل مقایسه است که ما سعی می‌کنیم در آینده در این سه حوزه هم به آن بپردازیم.   وی همچنین به افراد غیر ایرانی که روی «سیرالعباد» کار کرده‌اند، اشاره کرد و گفت: نیلکسون خیلی راجع به «سیرالعباد» و «کمدی الهی» دانته بحث کرده است. همچنین یکی از ایران‌شناس‌هایی که ما در آغاز درس‌گفتارهایی درباره سنایی در دانشگاه لایدن هلند از او تجلیل کردیم، پیتر دوبروین است که مدخل بسیار خوبی هم برای «سیرالعباد» نوشته که به فارسی هم ترجمه شده و در دانشنامه فارسی فرهنگستان موجود است. ایشان یکی بهترین کسانی است که در سطح جهان سنایی را خوب می‌شناسد. اما سیرالعباد را غیر از تطبیق با آثار جهانی، با خیلی از آثار ایرانی- اسلامی هم مقایسه می‌شود که مقالاتی هم در این حوزه است. محمدخانی در پایان سخنان خود از مصححان «سیرالعباد» هم یاد کرد و افزود: اولین تصحیح «سیرالعباد» در زبان فارسی، توسط سعید نفیسی انجام شد. بعد مرحوم مدرس‌رضوی و آخرین کار هم مریم‌السادات رنجبر تصحیح کردند که متاسفانه این کتاب خوب توزیع نشده است.      حسن بلخاری صحبت‌های خود را با بیان دلیل انتخاب «سیرالعباد» برای موضوع بحث خود شروع کرد و گفت: خیلی مایل بودم روی «عشق‌نامه» سنایی بحث کنم که مسأله تردید در این که این کتاب مال سنایی هست یا خیر من را به «سیرالعباد» که مسلم از آن سنایی است، رساند. عنوان بحث من در باب آشنایی با سیرالعباد، مسأله تمثیل‌گرایی در مقابل تاویل‌گرایی است.  درباب تمثیل و تاویل در فرهنگ اسلامی – ایرانی می‌شود این نکته بنیادین را گفت که از دیدگاه متفکران و محققان مسلمان ما یک حضرت معنا مکنون، مستور محجوب داریم که حقیقت اصلی است و از سوی دیگر انسانی که اشرف مخلوقات و مخلوق اکبر این حضرت معنا است و باید سیری به سوی این حضرت داشته باشد.   «سیرالعباد» داستان حضرت روح است او ادامه داد: یکی از مهم‌ترین نکاتی که انسان در سپیده‌دم هستی خود ادراک کرد، اصل انفصال و جدایی از حضرت معنا بود. بنابراین تاریخ اندیشه در همه تمدن‌ها و به ویژه در حوزه عرفان و حکمت بازیابی مسیر و طریقی است که این پرنده به آشیانه خود برگردد. «سیرالعباد» هم همین است. «سیرالعباد» داستان حضرت روح است، از یک سو در بیان مراحل تنزیه و از سوی دیگر در بیان مراحل تسویه، یعنی بازگشتن به اصل خود است. حال در حوزه حکمت رسیدن به این حضرت معنا و بازگشت به اصل، گروهی طریق تاویل و گروهی طریق تمثیل برگزیده‌اند. که طریق تمثیل در زبان ما، طریق تنزیل است و طریق تاویل، طریق تصعید است. در طریق تمثیل از معقول به سمت محسوس و در جریان تاویل از محسوس به عمق معقول حرکت می‌کنیم. یعنی تمثیل سیر نزول در قلمرو معنا است و غایت آن هم درک است، اما تاویل سیر صعود است و غایت آن هم وصل است.   بلخاری در ادامه و در مقایسه تمثیل و تاویل بیان کرد: ما در مسأله تمثیل به درکی از معنا می‌رسیم، اما در تاویل چون بازگشت به اول است، با حقیقت معنا انس پیدا می‌کنیم و غایت، انس با  معنا است ، نه درک معنا. در تمثیل ما از امر محسوس برای ادراک  امر معقول استفاده می‌کنیم و چون انسان‌ها اول و به ذات، بنده حس هستند، لاجرم آنچه در قلمرو محسوس برای آن‌ها بیان و ارائه شود را ادراک می‌کنند. حتی یکی از شئون قران هم همین تمثیل است.یعنی حق چون بخواهد نازل شود، تمثیل یکی از زبان‌های برگزیده او است. ذهن سنایی در سیرالعباد ذهن سینوی است و ذهن مولوی و حتی عطار نیست. ما در مسأله تصویر یا هنر می‌خواهیم از ماهیت مکنون روحانی یک مراد، تصویری ارائه دهیم که حتی یک روستایی هم با دیدن این تصویر به این ماهیت  مکنون روحانی پی برد. می‌بینیم که خورشید عالی‌ترین نماد هویت نوری است، همین را تبدیل به هلال می‌کنیم و پشت سر کسی قرار می‌دهیم که می‌خواهیم او را قدیس جلوه دهیم که این تمثیل است.   تمثیل یک شمشیر دو دم رئیس انجمن آثار و مفاخر ملی به استفاده از تمثیل در سیرالعباد اشاره کرد و افزود: اگر در سیر العباد با قصه و داستان روبه‌رو هستیم، استفاده از همین رمز تمثیل است. کارکرد تمثیل گاهی فوق‌العاده عالی است، اما بیان این نکته هم ضروری است که هم تمثیل و هم تاویل می‌تواند خطرناک باشند. خطرناکی تمثیل در این است که به همان اندازه که راهنما و فروزنده راه است، می‌تواند فریب هم بدهد و شخص را به جایی برساند که محسوس را حقیقت انگارد و آن را نردبان حقیقت نداند، بنابراین تمثیل یک شمشیر دو دم است، که هم می‌تواند شخص را به مقام ادراک نزدیک و هم از آن دور کند. در تاویل خطر در این است که بسیاری یافته‌های نفسانی خود را به جای تاویل تاویل به خورد مردم دهند که در طوا تاریخ این اتفاق زیاد افتاده است.   ورود تمثیل عرفانی در شعر فارسی با حضرت سنایی است وی برای آشنایی مخاطبان با مبانی درک سیرالعباد، ضمن تعریف قصه نارادای هندی برای ملموس‌تر شدن داستان تمثیل، گفت: یکی از عالی‌ترین مثال‌های قدرت تمثیل در ارائه امر معقول در جمال محسوس، همین داستان نارادای هندی است. تمثیل در شعر عرفانی با سنایی شروع می‌شود.  یعنی خود تمثیل در حکمت و اندیشه اسلامی با سنایی شروع نمی‌شود ولی ورود تمثیل عرفانی در شعر فارسی، مال حضرت سنایی است و عطار و مولانایی که از پس سنایی می‌آیند تمثیل‌گرا می‌شوند و گستره تمثیل را بسیار فراخ می‌کنند، به قسمی که بعد از مولانا هیچ کس نتوانست به اندازه مولانا گستره تمثیل را وسعت دهد. سنایی تمثیلگرایی را وارد شعر عرفانی فارسی کرد و در این قلمرو جایگاه مهمی دارد.   مدیر گروه مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران به تاویل و به جایگاه محمود و عیاض در عرفان و شعر عرفانی اشاراتی داشت و اضافه کرد: قهرمان اکبر در تاویل «ابن عربی» است. در قلمرو «فصوص الحکم» و «فتوحات» کار ابن عربی تاویل است، یعنی می‌خواهد شما را از محسوس به معقول ببر د و اصلا هم کاری ندارد که شما در این قلمرو می‌توانید هم‌پای او از این نردبان آسمان بالا بروید و به پشت بام معنا برسید. می‌گوید اینکه متوجه نشدی، مشکل تو است، ولی در تمثیل این‌طور نیست. تمثیل فرش جان خودش را در پیش پای مخاطب پهن می‌کند که قرآن هم یکی از این نمونه‌ها است. در تاویل ما با یک سری مرید روبه رو هستیم که از بند تمثیل رسته‌اند و منتظر دستی هستند که دست آن‌ها را بگیرد و بالا ببرد.   بلخاری با بیان اینکه گاهی مقدمات یک بحث از خود آن بحث مهم‌تر است، داستان عاصف‌ابن برخیا که در چشم بر هم زدنی تخت ملکه صبا را جابه‌جا کرد را به عنوان مثالی از تاویل تعریف کرد و گفت: بنابراین تمثیل قصه‌گویی و استفاده از امر محسوس و تاویل بریدن و جدا شدن از محسوس است. شما به واسطه تمثیل کودک را به مدرسه می‌کشانید و به واسطه تاویل او را بالا می‌برید. تمثیل دامی است که ما می‌گسترانیم، تا مرغان را به این دامگه عرفانی بخوانیم. به همین دلیل زبان مولانا، زبان تمثیل است و به همین دلیل در دنیا گل کرد.   رد پای ابن سینا در سیرالعباد دیده می‌شود رئیس انجمن آثار و مفاخر ملی، اشاره مختصری به سیر تمثیل در تمدن اسلامی کرد و افزود:  به نظر بنده تمثیل در تمدن اسلامی با «اخوان‌الصفا» شروع شده است. هم زمان با اخوان‌الصفا فارابی را داریم که حتی یک مورد تمثیل هم در آثار او نیست. فارابی حضرت اول در فلسفه اسلامی و فرد بزرگی است، اما رویکرد فارابی تمثیلی نیست. بعد از آن ابن سینا است که سه رساله تمثیلی در حوزه مجموعه مسائل فلسفی خود دارد که من به آن سه، «معراج‌نامه» را هم اضافه می‌کنم. روح جناب سنایی که جهان والا را سیر می‌کند، یک جا یک همنشینی بین قوه خیال رهزن و صفت بخل پیدا می‌کند و اینجاست که رد پای ابن سینا در سیرالعباد به قدری قوی می‌شود، چون در رساله‌های دیگر این مسأله را ندارید.   او ادامه داد: در ابن سینا هم مسأله تمثیل، مسأله عروج روح است. دغدغه فیلسوف این است که چگونه می‌توان از فلسفه، نردبانی برای رسیدن به پشت بام آسمان ساخت؟ و برای اینکه مخاطب را جذب کند همین را به صورت قصه و داستان درمی‌آورد. یعنی تا قبل از سنایی و خود سنایی، موضوع تمثیل، عروج حضرت روح است. ولی گستره تمثیل نزد عطار و مولانا خیلی چیزهای دیگر را دربرمی‌گیرد و وسیع می‌شود. تفاوت‌هایی میان تمثیل‌های سنایی و مولانا و عطار وجود دارد. داستان «سیرالعباد»، داستان عروج روح است و به حوزه‌های دیگر تمثیل ورود پیدا نمی‌کند ولی بعد از سنایی، عطار و مولانا حوزه تمثیل را گسترش می‌دهند. در واقع داستان‌های تمثیلی عروج روح را قبل از «سیرالعباد» و سنایی هم داشته‌ایم.   بلخاری در پایان با خواندن ابیاتی از «سیرالعباد» سنایی به بیان صفات سالکان طریق پرداخت و گفت: آنچه که در این جلسه گفته شد، مقدمه بحثی است که هفته آینده در همین درس‌گفتار ادامه خواهد یافت.  ]]> ادبيات Thu, 24 May 2018 09:38:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261492/تمثیل-شعر-عرفانی-سنایی-شروع-می-شود دلایل گل کردن «ممد نبودی» فرامتنی بود/ شعر خرمشهر دست‌نخورده باقی مانده است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261483/دلایل-گل-کردن-ممد-نبودی-فرامتنی-شعر-خرمشهر-دست-نخورده-باقی-مانده حمیدرضا شکارسری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ اظهار کرد: در سال‌های گذشته و در دل جشنواره دفاع مقدس، یک دوره به موضوع خرمشهر اختصاص پیدا کرد و اتفاقا مجموعه شعرش نیز منتشر شد؛ اما انتظارها را برآورده نکرد. یعنی اینکه آثار ادبیات و شعریت خودشان را  که به مصداق یک اثر هنری باید، داشته باشند، نداشتند و در عین حال از شعر دور و به شعار نزدیک بودند. وی ادامه داد: همیشه شعرهایی که در این رابطه منتشر می‌شود، شعارگونه بوده است اما در این بین شعری مانند «خرمشهر شهر تابوت‌های بی‌در پیکر»، اثر بهزاد زرین‌پور از بازی‌های زبانی خالی نشده است و علاوه بر ارزش فرامتنی، ارزش متنی نیز دارد. شاید ایراد کار این باشد که تا به امروز جمع‌‌آوری اثر انجام نشده است و اگر ما آثار شاعران را بگردیم، یک مجموعه درخوری شود. البته من قبول می‌کنم که در این سال‌ها بجز کار بهزاد زرین‌پور و یکی دو اثر دیگر، کار شایسته‌ای انجام نشده است و این موضوع از آن موضوعاتی است که شاعران به خوبی می‌توانند به آن بپردازند؛ چراکه دست نخورده باقی مانده است.   این شاعر با اشاره به اثر ماندگار «ممد نبودی ببینی» گفت: ماندگاری اثر از دو منظر متنی و فرامتنی قابل بررسی است. در واقع اثر «ممد نبودی ببینی» بیشتر ارزش فرامتنی دارد؛ یعنی عواملی بیشتر از اصل اثر در فراگیری کار تاثیرگذار بوده‌اند. برای مثال ملودی خاص این اثر، پخش همگانی آن و همچنین گفتمانی که در اثر استفاده شده است (در دوران اوج جنگ که همه روحیات عاطفی داشتند) در گل کردن این اثر بسیار تاثیرگذار بوده است. بنابراین طبیعی است که فرامتن این اثر از متن آن بسیار تاثیرگذارتر باشد. وی ادامه داد: شعر زرین‌پور یا «شعری برای جنگ» قیصر امین‌پور که در برخی از جاها به شعر بهزاد زرین‌پور پهلو می‌زند را می‌توان شعر متنی و دقیقا مقابل شعرهایی مانند «ممد نبودی» قرار داد.   شکارسری در پایان با اشاره به نبود اثری جامع درباره شهرهای خرمشهر گفت: من گمان می‌کنم که در ابتدا باید فراخوان بدهیم و شعرهایی را از شاعران جدی جمع‌آوری کنیم. اسم شاعران جدی را آوردم؛ چراکه در کنگره‌ها و جشنواره‌ها بیشتر شاعران جوان شرکت می‌کنند؛ اما این موضوع پتانسیل آن را دارد تا به شکل قابل قبولی با حضور شاعران مطرح برگزار شود. این کنگره نسبت به سایر کنگره‌ها متفاوت است و بدون شک باید ساز و کار مشخصی داشته باشد.  از طرفی می‌توانیم یک تیم جست‌وجو نیز داشته باشیم تا در میان آثار، شعرهایی را که متعلق به خرمشهر است را شناسایی کنند تا حتی اگر شده یک مجموعه لاغر اما با کیفیت را منتشر کنند. ]]> ادبيات Thu, 24 May 2018 05:46:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261483/دلایل-گل-کردن-ممد-نبودی-فرامتنی-شعر-خرمشهر-دست-نخورده-باقی-مانده جایگاه‌ راث از برندگان نوبل برتر بود http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261479/جایگاه-راث-برندگان-نوبل-برتر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-فریدون مجلسی: با خواندن کتاب «زنگار بشر»، و درواقع خیلی دیر، یعنی فقط 16 سال پیش، با فیلیپ راث آشنا شدم. بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم. تعجب کردم که چگونه چنین نویسنده بزرگی تا آن زمان به دایره کتاب ایران راه نیافته بود. «زنگار بشر» را به فارسی ترجمه کردم. راث در این کتاب  فقط به شرح داستانی نمی‌پردازد که در آن جوان سیاهپوستی با رنگ روشن‌تر از دیگران پس از آنکه ضربه تبعیض نژادی را می‌چشد، به هویت خود پشت می‌کند و با توجه با نام یهودی وارش خود را یهودی و سفید پوست سبزه رو جا می‌زند، و در زندگی با هویت دروغین به‌ اتهام واهی تبعیض نژادی علیه سیاهان از کارش اخراج می‌شود، بلکه به تحلیل روان انسان‌ها و تحولات اجتماعی و روابط حاکم بر این روابط در آن دوران در نیوجرسی و نیویورک و در آمریکا می‌پردازد. در واشینگتن دانشگاهی به نام‌ «هاروارد» وجود دارد که شهرتی هم، البته نه به اندازه «هاروارد» دارد و اصولاً ویژه سیاهپوستان است. انسان انتظار دارد دانشجویانی که‌اغلب رنج تبعیض نژادی را درک کرده‌اند، نسبت به یکدیگر همدردی بیشتری داشته باشند، در حالی که در لابه لای سطور فیلیپ راث درمی‌یابیم که حتی در آن دانشگاه نیز رنگین‌پوستانی که رخسار روشن‌تری دارند به آنهایی که سیاه‌ترند فخر می‌فروشند و تبعیض روا می‌دارند! راث در کتاب خشم درواقع از زبان سربازی که نمی‌خواست به سربازی برود ولی بُرده می‌شود و در جنگ کره می‌میرد، زندگی نامه پس از مرگ می‌نویسد، و ضمن آن نحوه بارآمدن و زندگی همنوعان یهودی خود را در نیوجرسی شرح می‌دهد. محیطی را تشریح می‌کند که خودش در آن پرورش یافته و به زیر و بم آن آگاه ‌است. نویسنده زندگینامه پس از مرگ فرزند یک قصاب کاشر است که همه موازین شرعی را برای عرضه گوشت حلال رعایت می‌کند، او که فقط به درس پیشرفت برای دستیابی به زندگی آبرومندتری می‌اندیشد، از هرگونه درگیری سیاسی و هرگونه برخوردی محتاطانه می‌گریزد وسراغ آن‌گونه ماجراجویی‌های سیاسی نمی‌رود، اما سیاست بهانه‌های بسیار دارد تا به سراغ او رود و او را رها نمی‌سازد. مشکلی که در ترجمه‌ آثار راث به آن برخورد کرده‌ام، بی پروایی او در شرح روابطی است که گاه با خط قرمزهای موجود برخورد پیدا می‌کند و مترجم ناچار است عبارات را با لحن ملایم‌تر یا گنگ‌تری منتقل کند، با این حال و با وجود رعایت این نکته در ترجمه کتاب «افول» که از آخرین آثار فیلیپ راث است، شاید به دلیل اینکه در آن قهرمان داستان اشاره به گرایش به نوع روابطی دارد که در جامعه ما پذیرفته نیست و گاه ‌انکار می‌شود، با وجود اینکه همین گرایش موجب افول و شکست و مرگ او می‌شود، سرانجام پنج سال است منتظر جواز چاپ مانده است. کتاب «شوهر کمونیست من» فیلیپ راث، که‌ آخرین اثر ترجمه من محسوب می‌شود، داستان سیاسی و اجتماعی مفصلی است که‌ از توسعه ‌افکار چپ در میان سربازان و دانشجویان و طبقات فرودست آمریکا در نیمه قرن بیستم حکایت دارد. داستان از بارانداز بندر «بوشهر» خودمان آغاز می‌شود که در آن نیروهای آمریکایی تسلیحات مورد نیاز شوروی را تخلیه می‌کنند، و اشاراتی به شدت فقر و واماندگی محلی در ایران دارد. داستان سپس به بررسی اوضاع هولناک و بازجویی‌های «کمیته مبارزه با فعالیت‌های ضد آمریکایی» می‌پردازد که آگاهی و درک خوبی درباره دوران «مک کارتیسم» به خواننده می‌دهد. داستانی است با پرداختن به زوایای روح انسانی و مسائل طبقاتی جامعه‌ آمریکا در آن دوران ترس. اکنون راث در ایران به خوبی شناخته شده‌ و شاید بیش از ده ‌اثر از او به فارسی ترجمه شده ‌است. به نظر من او برجسته‌ترین نویسنده‌ آمریکا در نیمه دوم قرن بیستم بود، بیشترین تعداد جوایز ادبی آمریکایی و بین‌المللی را دریافت کرد، فقط جایزه نوبل ادبی را از او دریغ داشتند، در حالی که جایگاه‌ او، به نظر بسیاری از کارشناسان ادبی، از بیشتر برندگان آن جایزه برتر بود. راث از پنج سال پیش قلم را بوسید و خود را از نویسندگی بازنشسته کرد و اکنون در 85 سالگی درگذشته است. ]]> ادبيات Wed, 23 May 2018 11:07:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261479/جایگاه-راث-برندگان-نوبل-برتر محمدعلی موحد، شمس تبریزی حی‌و‌حاضر است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261471/محمدعلی-موحد-شمس-تبریزی-حی-و-حاضر توفیق سبحانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در توضیح ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری محمدعلی موحد اظهار کرد: موحد بسیار انسان مومن و متدینی است و ویژگی‌های یک مسلمان واقعی را دارد. او درون پاک و پاکیزه‌ای دارد و اگر نماز می‌خواند برای خودش و خدای خودش است و با این کارها اهل نقش بازی کردن نیست. موحد اخلاق خاص خود را دارد. خیلی‌ها در مراسم به‌زور قصد دارند تا در ردیف اول بشینند که عکس‌شان بزرگتر منتشر شود اما او اهل این جور کارها نیست.     وی ادامه داد: موحد اخلاق ویژه‌ای دارد که در کمتر کسی می‌توان پیدا کرد. او پشت سرکسی حرف نمی‌زند و اگر بداند که می‌تواند کمک به فردی کند، از آن دریغ نمی‌کند. او بسیار خوش اخلاق است اما اگر عصبانی شود، بدجور عصبانی می‌شود. موحد مثل افراد امروزی نیست، اگر اطلاعاتی نداشته باشد، می‌‌گوید نمی‌دانم و اگر بداند مفصل برای‌تان توضیح خواهد داد.   برگزیده جایزه کتاب سال با اشاره به جایگاه علمی موحد گفت: از نظر من محمدعلی موحد، شمس تبریزی حی‌و‌حاضر است. من همین الان نیز در حال خواندن تصحیح جدید مثنوی هستم و از اثر جدید موحد لذت می‌برم. وی یکی از محققان بی‌ادعا، پرکار و دقیق است که با کارهایشان مولویه را کاملا احیا کرده است.   وی افزود: من از کارهای قبلی او مانند «باغ‌ سبز» و «قصه قصه‌ها» بسیار لذت بردم. همچنین از مقالات شمس که دو بار (یک بار نصف و یک بار کامل) تصحیح کردند، استفاده کردم. من در ابتدا از خودم سوال می‌کردم که چرا شمس این قدر جمله‌های بی‌حساب و کتاب بکار برده است اما بعدها که مقالات به تصحیح موحد را خواندم، متوجه شدم که احتمالا نفرات قبلی نسخه‌های دقیقی را در دست نداشتند. توفیق سبحانی انتشار تصحیح موحد را کار بسیار ارزشمندی دانست و در این باره گفت:‌ موحد انسان بسیار دقیقی است و من خوشحالم که سال 97 با انتشار تصحیح مثنوی وی شروع شد و خدا را شکر که استقبال خوبی از این اثر شد و این کتاب در حال حاضر به چاپ سوم رسیده است. موحد برای کارهایش بی‌نهایت تلاش می‌کند و از هر کجایی که بتواند، اطلاعات کسب می‌کند تا تحقیقی جامع و کامل ارائه کند. به نظر من مقالات موحد کتاب پرمایه‌ای است و در مقدمه آن اطلاعات بسیار زیادی آمده است که می‌تواند گره از کار محققان باز کند. این استاد ادبیات فارسی با اشاره به ویژگی‌های این تصحیح گفت: موحد در تصحیح جدیدش دست رانندگانی که تازه پشت فرمان نشسته‌اند را گرفته است. او در مثنوی بین اشعار، فاصله گذاتشته است و در مقدمه توضیح داده است که در این قسمت مولانا وارد موضوع جدیدی شده است؛ بنابراین شما با پس‌زمینه قبلی اشعار را دنبال نکنید. همچنین او کلملت را اعراب‌گذاری کرده است؛ چراکه اگر برخی کلمات به درستی خوانده نشوند، معنی مثنوی را مخاطب درست متوجه نمی‌شود. از آن طرف ناشر نیز از فونت و کاغذ بسیار خوبی برای چاپ این اثر استفاده کرده است که چشم را اذیت نمی‌کند.   این مولاناپژوه ادامه داد: من به کسانی که تصحیح‌های قبلی مثنوی را دارند، پیشنهاد می‌کنم که حتما این نسخه را نیز تهیه کنند؛ چراکه این کتاب با توجه به مقایسه با 11 کتاب منتشر شده است. یعنی اگر کسی این کتاب را بگیرد، نسخه نیکلسون و 10 نسخه دیگر را نیز در اختیار دارد. پانوشت‌های بسیار خوبی در این کار آمده است که می‌تواند اطلاعات بسیار خوبی به مخاطب بدهد و درک او را از این حوزه ارتقاء بخشد. این کتاب 160 صفحه مقدمه طلایی و درخشان دارد که من تا به امروز سه بار آن را خوانده‌ام و قصد دارم تا در روزهای آینده برای چهارمین بار نیز این کار را انجام دهم. سبحانی در پایان گفت: مولوی وقتی حرف می‌زد، ناگهان یاد مطلب دیگری می‌افتاد، بعد از آن به موضوع دیگری می‌پرداخت و  همه این‌ها را جدا از هم می‌کرد و به همین دلیل عبدالباقی گولپینارلی می‌گفت مثنوی مانند باران مداوم است که اگر یک ماه ببارد، حوصله آدم سرمی‌رود. موحد با این تصحیح کاری کرد که هر کس می‌تواند زیر این باران مداوم لذت ببرد. ]]> ادبيات Wed, 23 May 2018 09:50:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261471/محمدعلی-موحد-شمس-تبریزی-حی-و-حاضر جاوید بیت‌بیت اشعار حافظ را زیسته بود http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261470/جاوید-بیت-بیت-اشعار-حافظ-زیسته خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-کاوه بهبهانی: نوجوان که بودم هر کتابی درباره حافظ بیرون آمده بود یا بیرون می‌آمد را با وَلَع می‌خواندم. از «لطیفۀ غیبیِ» محمد دارابی کتابی که در قرن یازدهم درباره حافظ بیرون آمده بود بگیرید تا مقدمه هم‌کلاسی حافظ، محمد گل‌اندام بر دیوان شعر او (اگر در صحت این مقدمه تردید نکنید). از مطهری و شاملو گرفته تا خرمشاهی و سروش. از آنکه از «سیر اختران در دیوان حافظ می‌گفت» و حافظ را هم‌ردیف منجمان بزرگ جهان مدرن می‌نشاند تا آنکه از حافظِ طبیب و حافظِ حقوق‌دان و حافظ فیلسوف حرف می‌زد. گیرم فراوان‌اند اصطلاحات نجومی و طبی و فلسفی در دیوان حافظ، همشهری من، شمس‌الدین محمد اما هرچه نبود شاعر شورشی و خط‌شکن گستاخی بود که می‌خواست روز واپسين يا یوم‌الجزا پیاله باده را كنار کفنش ببندند تا نَم‌نمک لبی تر کند و «هول روز رستاخیز» را با کلّۀ داغ پاسخگوی خدایی باشد که هاتفش در گوشه ميخانه می‌گفت «ببخشند گنه مِی بنوش!» و آنجا با زبان سنگین و الکن مثل یک بستانکار تمام‌عیار بهشت را طلب کند «که مستحق کرامت گناه‌کارانند». ​ در همان سال‌های نوجوانی در بزم‌های پدری در میان اطباء و حقوق‌دانان و علما مرد پا به سن گذاشته فرزانه‌ای که به شوق دیدارش قلم‌به‌دست می‌رفتم و زانوی تلمّذ می‌زدم پژوهشگر بی‌سروصدا و عزلت‌نشینی بود به اسم هاشم جاوید. می‌گفت همین‌ که اول هر مراسم و سخنرانی باید مزورانه از فلان مدیر و ... تشکر کنی کافی است که صم‌بکم گوشه کتابخانه خود را با گنج‌خانه سیاه‌کاران عوض نکنی! از مُرادش حافظ نیک آموخته بود که «دست زهدفروشان خطاست بوسیدن». آنچه در آن سال‌ها از جاوید آموختم ورای حد تقریر است. کاوه بهبهانی بازیگوشی‌های زبانی حافظ را جوری می‌شناخت که گویی بیت‌بیت اشعار او را نه خوانده که زیسته بود. از قرآن و حافظ که می‌گفت تازه می‌فهمیدی که شمس‌الدین چه رندِ پدرسوخته‌ای است و چطور صراحی در جیب پنهان کرده و دارد به ریش ما که گمان می‌کنیم دفتر است می‌خندد. قدیمی‌ترهای حافظ‌پژوه یادِشان هست که از بهترین نسخه‌های تصحیح‌شده دیوان اشعار حافظ تصحیح مشترک جاوید - خرمشاهی بود که بعدها به دلیل اختلاف‌نظر با بهاءالدین خان خرمشاهی اسم خود را از روی این تصحیح برداشت. کتاب مهم او در حافظ‌پژوهی به نام «حافظ جاوید» در دهه هفتاد بیرون آمد. کتابی که بیشتر مقاله‌های آن دهه‌ها قبل تألیف و در نشریات ادبی مهم زمان خود چاپ‌شده بودند و همراه با پژوهش‌های تازه‌تر حاصلش شده بود یک دوره سه‌جلدی به همین نام «حافظ جاوید» که تازه در روزگار تازه زعامت سیدمحمد خاتمی فقط یک جلد آن مجوز گرفت و با یک‌عالمه اشتباه تایپی در نشر فرزان روز بیرون آمد. دو جلد دیگر کتاب هم هرگز مجوز نگرفت! جاوید حقوق‌دان بود، وکیل برجسته دادگستری که سال‌های جوانی‌اش در رژیم قبل دوره‌ای نماینده مجلس شورای ملّی بود. روزگاری هم‌پیاله پرویز خانلری و فروزان‌فر بود و دانشش در ادبیات قدمایی و مدرن  ایران و غرب حیرت‌آور بود. آن‌وقت‌ها سعی می‌کردم اگر شده بیش از یک‌بار در هفته در بزم‌ها شرکت کنم که هرلحظۀ مصاحبتش برای من سرشار بود از آموختن و اندوختن. مدت‌ها حافظ و سعدی و نظامی می‌خواندم و دشواری‌های متن را از او می‌پرسیدم و «مثل شیرِ تازه» حرف‌هايش را حريصانه سَر می‌کشیدم. یکی دو اشارۀ گره‌گشای او می‌ارزید به خروارها پایان‌نامه و مقالۀ آکادمیسین‌های ادبیات. یادداشت‌های مهم و ارزشمندی درباره دشواری‌های نظامی و حافظ و سعدی داشت که تا زنده بود حاضر نشد چاپشان کند. تجربه خوبی از چاپ کتاب اولش نداشت و عاقل‌تر و کار افتاده‌تر از این‌ها بود که آزموده را باز بیازماید... پدرم که رفت چند روز بعدش خبردار شدم هاشم جاوید هم رفت. شبیه خودش زندگی کرد. سرشار و خردمندانه. تردید ندارم که فرشتۀ مرگ برای بوسیدن گونه‌اش بسيار شرمسار شد. دوست حقوق‌دان و شاعر دوران جوانی‌اش سیمین‌بانوی بهبهانی که پیش از او چمدانش را بست و ما را تنها گذاشت برای روزهای عزلت جاوید غزلِ تَری دارد که آنجا بشکن‌بشکن‌‌زنان از او می‌خواهد «آرام عرش خدا» را در هم بریزد. امروز صبح دیگر هاشم جاوید لابه‌لای اوراق کهن سلوک نخواهد کرد ولی حافظ جاوید گوشه کتابخانه خزینه‌داران میراث‌خوارگان را تَسخَر می‌زند. ]]> ادبيات Wed, 23 May 2018 09:38:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261470/جاوید-بیت-بیت-اشعار-حافظ-زیسته فراخوان هشتمین جايزه ادبي پروين­ اعتصامي http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261463/فراخوان-هشتمین-جايزه-ادبي-پروين-اعتصامي به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) هشتمین دوره جايزه ادبي پروين اعتصامي با هدف بزرگداشت مقام و شخصيت شاعر نامدار ايران پروين اعتصامي، رشد و اعتلاي خلاقيت‌ها و آفرينش­هاي ادبي بانوان، معرفي چهره‌هاي شاخص زنان اديب و پژوهنده و تقدير از زنان درعرصه زبان و ادب فارسي از سوی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تابستان سال جاری برگزار خواهد شد؛ از این رو از تمامی زنان اهل قلم، شاعران، نويسندگان، مترجمان، منتقدان و پژوهشگراني که آثارشان برای نخستين بار در سال­‌های 1395 و 1396 منتشر شده دعوت می­شود تا دو نسخه از آثار خود را به دبيرخانه­ جايزه ارسال نمايند. حوزه مورد ارزيابي هيئت داوران كتاب­‌هاي تأليفي و ترجمه‌­ای زنان است كه به زبان فارسی منتشرشده و موضوعات آن عبارتند از: 1. شعر 2. ادبيات داستاني (داستان بلند، داستان كوتاه)   3. ادبيات نمايشي (نمايشنامه) 4. پژوهش‌هاي ادبي (نقد و پژوهش و مجموعه مقالات ادبي که به صورت یک کتاب منتشر شده باشد.) 5. ادبيات كودكان (داستان و شعر كودك و نوجوان ) 6. ترجمه (آثاری که در حوزه‌­های پنج­گانه فوق از زبان دیگری به فارسی ترجمه شده باشد.)   مهلت ارسال آثار: بیستم خرداد 1397 نشانی ­دبيرخانه: تهران، خیابان کریمخان، خیابان سنایی، کوچه اعرابی (5)، پلاک 6، بنیاد شعر و ادبیات داستانی تلفن: 88322399 داخلی 103 ]]> ادبيات Wed, 23 May 2018 08:23:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261463/فراخوان-هشتمین-جايزه-ادبي-پروين-اعتصامي انحصاری به نام ترانه http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261444/انحصاری-نام-ترانه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ترانه این روزها به منبعی ارزشمند تبدیل شده است که بدون شک اگر آن را از صافی عبور دهیم، حاوی اطلاعات تاریخی بسیار ارزشمندی است؛ شاید به همین دلیل و دلایل مشابه است که ما امروز شاهد انتشار ادبیات شفاهی در قالب کتاب هستیم و همین اتفاقات باعث شده تا ترانه از گوشه‌گیری خارج شود و این روزها شاهد اتفاقات خوبی در این حوزه باشیم.   با همه این تفاسیر بدون شک یکی از فستیوال‌های بزرگ ترانه، ماه مبارک رمضان است که به دلیل تعدد سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی شاهد پخش انواع متنوعی از آن در صداوسیما هستیم. از طرفی با یک حساب سرانگشتی می‌توان متوجه شد که این روزها تعداد ترانه‌سرایان از تعداد سوپرمارکت‌های کل کشور بیشتر است و شما کمتر کوچه‌ای را می‌توانید پیدا کنید که حداقل یک ترانه‌سرا در آن ساکن نباشد. البته بدون شک همه این افراد، تولیدکننده ترانه باکیفیت نیستند اما بی‌تردید در میان این انبوه هنرمند، حداقل 100 ترانه‌سرای قابل قبول وجود دارند که بتوانند تنوع محصولی مناسب را برای مخاطب ایجاد کنند؛ با این همه سوالی که وجود دارد این است که چرا بازار ترانه هر سال در اختیار عده‌ای است و قرار نیست که شرایط تغییر کند. برای مثال چرا چندین سال است که ترانه تیتراژ یکی از برنامه‌های افطار را یک ترانه‌سرا می‌نویسد. یقینا در چنین شرایطی هنرمند باید خودش را از باتلاقی که برایش ساخته‌اند، بیرون بکشد اما وقتی خودش خطر را احساس نمی‌کند، سوال این است که تهیه کننده محترم آیا به این باور نرسیده است که زبان، نگاه و حتی طرح مساله تکراری شده است و صرفا تغییر خواننده کار نمی‌تواند دلیل قانع کننده‌ای برای این تکرار شعری باشد. در این راستا به‌سراغ دو تن از ترانه‌سرایان خوب و باسابقه رفتیم تا نظر این افراد را درباره وضعیت موجود ادبیات شفاهی جویا شویم.   مردم را فریب ندهید! نیلوفر لاری‌پور از ترانه‌سرایان کشور، در این باره می‌گوید: من از سال 68 با صداوسیما کار کردم و با تجربه‌ای که دارم می‌توانم بگویم که استفاده از روابط بد نیست اما به شرطی که این روابط درست باشند. برای مثال اگر قرار باشد که من برنامه‌ای را بسازم، بدون شک در ابتدا به سراغ کسانی می‌روم که آنها را می‌شناسم و با آنها کار کرده‌ام؛ بنابراین به این شیوه عمل کردن، کار اشتباهی نیست. وی ادامه داد:‌ طبیعتا وقتی از یک آهنگساز یک تیتراژ می‌خواهند، او با شاعری کار می‌کند که راحت‌تر است اما بعضی وقت‌ها که الان به بیشتر وقت‌ها تبدیل شده است، دوستان روی بعضی اسم‌ها زوم می‌کنند و تلاش دارند تا تنها این اسم‌ها سرزبان‌ها باشند. قسمت بد ماجرا آنجایی رقم می‌خورد که ما به‌عنوان شاعر قصد فیلم بازی‌کردن و فریب مخاطب را داریم. شما نگاه کنید عده بسیار زیادی هستند که شرایط صداو‌سیما را پذیرفته‌اند و کار می‌کنند. به نظر من این افراد آدم‌های شریفی هستند؛ چراکه دقیقا همانی هستند که می‌گویند. برای مثال وقتی ابراهیم حاتمی‌کیا در اختتامیه فیلم فجر فریاد می‌زند که من فیلم‌ساز نظام و انقلاب هستم، این یعنی صداقت.   این شاعر با اشاره به رفتار برخی شاعران و ترانه‌سرایان گفت:‌ مشکل من درست با کسانی است که از یک طرف ادعای روشنفکری و اپوزیسیون دارند و در صحبت‌ها می‌گویند که فلان جا به این شکل است و من مخالفم، از طرفی هر جا که می‌رویم حضور دارند و طبیعتا این اتفاق برای همه رخ نمی‌دهد؛ خیلی از دوستان ما را از در سازمان هم نمی‌گذارند، عبور کنند، چه برسد که به آنها تریبون بدهند.   وی افزود: برای مثال من چند سال پیش سرپرست نویسندگان برنامه «رادیو هفت» بودم و با اسم کوچک و پسوند نام‌خانوادگی یعنی نیلوفر تهرانفر فعالیت می‌کردم. بعد از مدتی گفتند که کلا اسمم حذف شود و بعد از مدتی برنامه تذکر گرفت که هیچ گونه همکاری‌ای با من، حتی به‌عنوان کسی که فایل‌ها را می‌خواند و ادیت می‌کند، نداشته باشد. یعنی خیلی نامحترمانه گفتند در برنامه نباش و من هم پذیرفتم؛ چراکه می‌دانم نظر من به نظر دوستان شبیه نیست. داستان دقیقا آنجایی عجیب می‌شود که برخی دوستان این اختلاف نظر را فریاد می‌زنند و ادای یک مخالف اجتماعی را درمی‌آورند اما بعد از آن می‌روند و با همان افراد و سازمان‌ها همکاری می‌کنند.   لاری‌پور در توضیح شیوه این اتفاق گفت: این دوستان شیوه خیلی جالبی را هم در پیش گرفته‌اند. فرد چندین سال در همه برنامه‌ها حضور دارد، اسمش را نمی‌آورند اما در همه جا فریاد می‌زند که این کار اثر من است و تقریبا همه می‌دانند که این آثار را او نوشته است. دو سال می‌گذرد و بعد از آن می‌بینیم که از هفت ترانه تیتراژ، بیش از نیمی از آن متعلق به همان ترانه‌سراست. البته من با تعداد ترانه‌ها و فعالیت‌های گسترده کاری ندارم؛ چراکه اعتقاد دارم ترانه‌سرای خوبی است. سریال‌ها و برنامه‌های ماه رمضان، محل درخشیدن بهترین‌هاست عبدالجبار کاکایی، ترانه‌سرایی است که در اوایل دهه نود همکاری گسترده‌ای با صداوسیما داشته است و بی‌تردید می‌تواند، گزینه مناسبی برای پاسخ به این انتخاب‌ها باشد.  او در صحبت‌هایش اظهار کرد: انتخاب ترانه‌سرا برای تیتراژهای صداوسیما به عوامل مختلفی برمی‌گردد. نخست، سیاست‌های سازمان صداوسیماست و دیگری نیز به سلیقه تهیه‌کنندگان برمی‌گردد. بنابراین هیچ قضاوتی نمی‌توان کرد که دقیقا چه کسی در این انتخاب‌ها سهم دارد و مقصر این انتخاب‌ها کیست. به نظر من موسیقی یک اتفاق هنری است و معمولا تهیه‌کنندگان ریسک می‌کنند و با یک تیم وارد همکاری می‌شوند و امکان دارد که  موفق بشوند یا شکست بخورند؛ اما اگر موفق شوند قطعا با آن تیم ادامه خواهند داد.   وی ادامه داد: این یک زنجیره به هم پیوسته است. معمولا تهیه‌کننده، کارگردان و آهنگساز سریال بر اساس سلیقه خود و سلیقه جامعه دست به انتخاب خواننده می‌زنند و خواننده نیز معمولا به سراغ آهنگساز، تنظیم‌کننده و ترانه‌سرای مورد اعتماد می‌رود. بنابراین کاری که منتشر می‌شود، سلیقه چند نفر است. در چنین شرایطی بهترین کار این است که ما به جامعه نگاه کنیم و ببینیم صدای اعتراض‌ها از کجا به گوش می‌رسد. باید ببینیم که واقعا این اعتراض مردم است یا صدای عده‌ای است که منتظر نشسته‌اند تا اتفاقی رخ دهد و از آن ایراد بگیرند.   این شاعر و ترانه‌سرا با اشاره به موضوع تکرار در تیتراژهای صدا و سیما گفت: البته معمولا بعد از موفقیت یک گروه ما شاهد کاهش ریسک‌پذیری افراد هستیم و به قدری از این افراد کار می‌کشند که به تکرار می‌رسند. از این رو، بسیاری از کارهای ماه رمضان تیم مخصوص خود را دارند و بالاخره این هم یک روش است و نمی‌توان از آن ایراد گرفت و بگوییم که چرا فلانی هست و فلانی نیست.   وی افزود: ما نمی‌توانیم بگوییم که تهیه‌کننده سلیقه خودش را در نظر نگیرد و بر اساس آنچه عده‌ای می‌گویند، تصمیم بگیرد. به هر حال او در حال سرمایه‌گذاری است و حق طبیعی اوست که ترانه‌سرا و خواننده اثر را خودش انتخاب کند. برای مثال من در برنامه‌های امسال ماه رمضان خواننده‌های جدیدی را دیدم که در گذشته صدای آنها از رسانه ملی منتشر نشده بود. خواننده‌هایی مانند حمید هیراد و بهنام بانی از آن دست خواننده‌هایی هستند که خودشان را ثابت کرده‌اند و حال به تلویزیون آمده‌اند. به نظر من راه مبارزه با سلایق این است که خودت را ثابت کنی. بنابراین ترانه‌سراها باید دست به اثبات خود بزنند و بعد منتظر اتفاقات خوب باشند.   کاکایی در توضیح نگاه تهیه‌کنندگان به موضوع انتخاب ترانه گفت: به نظر من یک تهیه‌کننده باید ابله باشد که بخواهد از ترانه‌سرایی که به جامعه اثبات شده است، استفاده نکند. در کل با نظام انتخاب نمی‌شود با جبر برخورد کرد؛ کمااینکه برای سرود تیم ملی هم چنین اتفاقی رقم خورد و عده‌ای با سلیقه خود موزیکی را آماده کردند که قطعا موافقان و مخالفان خاص خودش را دارد. ما یا باید به نظام سلیقه و انتخاب احترام بگذاریم یا باید سازمانی را تعریف کنیم که تیتراژ‌ها را بین خواننده‌ها و ترانه‌سراها تقسیم کند و به کیفیت کاری نداشته باشد. البته سوال من این است که اگر هم چنین اتفاقی رخ دهد، چه کسی پاسخگوی انتشار آثار ضعیف خواهد بود.   ترانه‌سرای کتاب «حال من دست‌ خودم نیست» با اشاره به سال‌های فعالیتش اظهار کرد: من تلاش می‌کنم تا در صحبت‌ها به برخی مسائل ورود نکنم؛ اما باید بگویم که من در چند سال گذشته از تیتراژها سهمی نداشتم، اما آن موقع هم که داشتم در مظان این اتهام بودم؛ اما واقعیت این است که تهیه‌کنندگان به سراغ من می‌آمدند و من هم کار می‌نوشتم. بسیاری از آثاری که من در آن سال‌ها نوشتم و خواننده‌های خوب کشورمان خواندند، بسیار گل کرد و شنیده شد اما همان زمان هم عده‌ای در گوشه ایستاده بودند و می‌گفتند آنها باند هستند، در حالی که کاملا سلیقه بود.   کاکایی در پایان گفت: شما انتخاب عوامل یک موزیک را با انتخاب بازیکنان تیم ملی مقایسه کنید، متوجه خواهید شد که این دو موضوع بسیار به هم نزدیک است. یعنی همانطور که یک مربی تیم ملی بازیکن مورد علاقه‌اش را جذب می‌کند، تهیه‌کننده نیز به دنبال شاعر، خواننده و آهنگساز مورد علاقه‌اش می‌گردد. برای مثال روزبه بمانی این روزها یکی از پرکارترین ترانه‌سرایان است که امتحانش را پس داده است و به ندرت می‌توان کاری ضعیف از او معرفی کرد. او برای نوشتن آثارش زحمت می‌کشد، از زاویه‌های مختلف و جدید نگاه می‌کند و به همین دلیل آثارش با استقبال مخاطب همراه است. یا شما به جایگاه زنده‌یاد افشین یداللهی نگاه کنید، به نظر من کار نکردن با چنین ترانه‌سرایی سخت‌ترین کار برای یک تهیه‌کننده است. با همه این تفاسیر من این موضوع را نیز می‌پذیرم که باید به جوان‌ترها میدان داد اما نه در فستیوال ماه رمضان که محل درخشیدن بهترین‌هاست. ]]> ادبيات Wed, 23 May 2018 06:52:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261444/انحصاری-نام-ترانه جهان به اعتراف نیاز دارد/نقدی بر مجموعه شعر «روابط واژگون» http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261384/جهان-اعتراف-نیاز-نقدی-مجموعه-شعر-روابط-واژگون خبرگزاری کتاب ایران - آنژیلا عطایی: «روابط واژگون» پنجمین مجموعه شعر محمدعلی حسنلو است که انتشارات نصیرا در بهار 1397 منتشر کرده است. این کتاب که در دو دفتر «گردش بیضوی با اعمال شاقه» و «روابط واژگون» تنظیم شده است مجموعه‌ای است از شعرهای غالبا بلند و گاهی روایت‌محور. با این که شاعر در تعدادی از شعرها  فضای مجموعه قبلی خود -مجموعه شعر سوال‌ها!- را تکرار کرده است اما نگاه ویژه او به ساختارهای اجتماعی سرنگون در عصر حاضر -که قطعا در تولید آثار ادبی موثر است- و نیز جسارت او در تجربه‌گرایی، مجموعه قابل تاملی را پیش روی مخاطب می‌گذارد.   می‌دانیم که جامعه‌شناسی ادبیات آنتی‌تز فرمالیسم در نقد ادبی است. از آن جا که ادبیات ریشه در عادات، رسوم، هنجارها و وضعیت اجتماعی دارد، بنابراین هر اثر ادبی بر حسب ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی زمانه خود قابل تحلیل است. این مجموعه، شعر پیرامون شاعر است و همان قدر اجتماعی است که یک آفرینش فردی است.   از منظر جورج لوکاچ، ادبیات جهان کوچکی است که واقعیت جهان بزرگ‌تری را بازتاب می‌دهد و در نتیجه این محتواست که شکل را پدید می‌آورد. انتقاد از عدم عدالت اجتماعی، اقتصاد و سیاست نابسامان، روابط فردی و اجتماعی واژگون و انسان سردرگم امروز، فرم و ساختار شعرها را شکل داده‌اند. راوی در این مجموعه، فرزند آدم، هابیل است که در عصر حاضر هبوط کرده است و با سردرگمی میان آنچه در اطرافش می‌بیند، می‌سراید و حرف می‌زند: به دوستان اهلی جانورم چه بگویم/ به دهان‌های ریز آبزیان صلح‌طلب/ و ردیف تشنه اسب‌ها/ در جایی که طبیعت نایاب است و دوربین‌هایتان پنهان ( چشم‌های جانوری راوی، صفحه 40)   البته نقد صرفا اجتماعی اثر هنری و بدون توجه به جنبه‌های زیباشناختی آن، می‌تواند مورد انتقاد قرار بگیرد اما آنچه در «روابط واژگون» می‌خوانیم و می‌بینیم، ارتباط ساخت درونی اثر با جهان‌بینی جامعه امروز است. از دیدگاه لوسین گلدمن که نظریات لوکاچ را تکمیل کرد، اثر هنری در مرحله اول، ساخت ذهن نویسنده نیست بلکه ساخت ذهن کلی اجتماع است. مجموعه حاضر نیز، رابطه ساختاری بین شعرها، جهان‌بینی شاعر و جامعه امروز را نشان می‌دهد، در واقع وضعیت اجتماعی و تاریخی از طریق جهان‌بینی شاعر به ساختی ادبی تبدیل شده است.   گلایه‌های فراوان انسان فهیم و تنهای امروز، به سرودن شعرهای بلند منجر شده است که هرچند اغلب روایت‌ها جذاب هستند اما در بعضی شعرها به دام تکرار می‌افتند. به نظر می‌رسد آنچه شاعر می‌خواهد بگوید گاهی برایش مهم‌تر از خود شعرهاست و متاسفانه همین موضوع بعضی شعرها را به نثر تبدیل کرده است.   اگر بپذیریم که بین انواع ساختار ادبی و تفکر اجتماعی مرتبط با آن، هماهنگی و تناسب وجود دارد، درهم گسیختگی پیکر پاره‌ا‌ی از شعرها و رفت و آمد میان شعر و نثر در مجموعه را می‌توانیم با انزوای فردی، تخریب روابط انسانی و ناامیدی اجتماعی مرتبط بدانیم، در واقع با آنکه شعرها را شاعر سروده است اما قوانین موجود در محتوا، فرم و ساختار شعرها در قالب زبانی است که دیگر فقط منحصر به شاعر نیست بلکه به اجتماع او تعلق دارد. به عبارت دیگر این مجموعه علاوه بر این‌که بازتاب آگاهی جمعی است، به مخاطب این امکان را می‌دهد که اندیشه‌ها، عملکرد و وضعیت موجود در جهان اطرافش را در اثر حاضر ببیند زیرا محتوا و زبان به افکار، آرمان‌ها و ذهنیات او نزدیک شده است. این کتاب به مخاطب امروز تعلق دارد که در معرض از دست دادن توان اندیشیدن و آزادی و در نتیجه محکوم به زوال است: آن‌ها و چشم‌هایشان/ آن‌ها و دست‌هایشان/ در انتظاری طولانی/ با طاقت‌هایی بریده از رمق ( دیدن، صفحه 51)   منابع: 1-حسنلو محمدعلی، روابط واژگون، انتشارات نصیرا، 1397 2- حسنلو محمدعلی، سوال‌ها!، انتشارات نصیرا، 1395 3- حسنلو محمدعلی، تعمیر با جراحت‌های اضافه، انتشارات نصیرا، 1393 4- پوینده محمدجعفر، درآمدی بر جامعه‌شناسی ادبیات، انتشارات نگاه، 1377 5- لوونتال لئو، رویکردی انتقادی در جامعه‌شناسی ادبیات، ترجمه محمدرضا شادرو، نشرنی، 1386 6- تسلیمی علی، نقد ادبی، نظریه‌های ادبی و کاربرد آنها در ادبیات فارسی، کتاب آمه، 1388           ]]> نقد و معرفی Wed, 23 May 2018 04:59:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261384/جهان-اعتراف-نیاز-نقدی-مجموعه-شعر-روابط-واژگون همه عوامل بستگی به تداوم جوایز ادبی دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261239/همه-عوامل-بستگی-تداوم-جوایز-ادبی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهام شهیدان: سیاوش گلشیری، نویسنده و داور جایزه ادبی مهرگان و دانشجوی دکتری رشته پژوهش هنر است و تاکنون داستان بلند «تمام بندها را بریده‌ام» و مجموعه داستان «مثل کسی که از یادم می‌رود» و مقالات و داستان‌های پراکنده‌ای از او در مجلات مختلف منتشر شده است. به بهانه داوری این جایزه ادبی درباره وضعیت داوری و جوایز ادبی گفت‌وگویی با او داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید. در این دوره جایزه مهرگان از یک سو تعداد رمان‌ها به نسبت دوره‌های قبل افزایش قابل ملاحظه‌ای داشت و از سوی دیگر ۵۱ رمان با امتیازاتی نزدیک به هم به مراحل بالاتر راه یافتند. خواندن این تعداد رمان چطور تجربهای بود؟ بگذارید در ابتدا به این مسئله اشاره کنم که چگونگی  فعالیت دبیرخانه جوایز، اعم از تهیه آثار، خوانش‌های اولیه و چینش‌های متعدد تا به غربال نهایی  برسد همواره اهمیت زیادی دارد و می‌دانم که چنین چرخه‌ای در برخی از جوایز شفاف نیست. مثلاً در بعضی جوایز فهرستی از کلیه آثار چاپ شده در اختیار تعداد معینی منتقد- نویسنده قرار می‌گیرد و آن‌ها صرفاً به کتاب‌هایی که پیشتر مطالعه کرده‌اند، امتیاز می‌دهند. خب، سئوال اینجاست تکلیف فلان کتابی که به دلیل ناشناس بودن نویسنده یا ناشر یا هر دو و همینطور توزیع نامناسب پخش آن کتاب، توسط داوران ابتدایی خوانده نشده و از گردونه حذف شده چیست!؟ اینجاست که می‌گویم شکل گیری شفاف مراحل خواندنِ هر اثر توسط داوران ابتدایی و نهایی، برنامه مدونی را در دبیرخانه آن جایزه می‌طلبد؛ دبیرخانه‌ای که منظم و شبانه‌روزی مشغول به کار باشد. یا در فلان جایزه بدون ذکر توضیحاتی چند کتاب در اختیار داوران نهایی قرار می‌گیرد، بدون آنکه مشخص شود روند کار چگونه بوده که به چنین انتخاب‌هایی منجر شده و اصلاً چه کسانی در کار غربال آثار بوده‌اند! می‌بینید این عدم شفافیت فقط مختص به اهل سیاست نیست که انگار در سیاست‌های فرهنگی ما هم ریشه دوانده است. درباره جایزه مهرگان ادب تا جایی که از روند دبیرخانه با خبر بودم، اثری نبود که لااقل توسط یک یا دو داور یا بررس خوانده نشده باشد. در قسمت پایانی خوانش‌ها هم در جایزه مهرگان جلسه‌ای اقناعی برگزار شد و ساعت‌ها درباره فهرست نهایی بحث و جدل شد تا در نهایت به انتخاب‌های اعلام شده منجر شد. درباره تجربه خواندن چنین حجمی باید عرض کنم در برخی موارد به شدت خسته‌کننده و وقتگیر بود؛ علت را هم باید در کیفیت آثار جست‌وجو کرد. روندی از سطحی‌انگاری، ساده‌نویسی و تکرار هزار باره موضوعاتی که فاقد پرداختی هنرمندانه بودند در اکثر آثار دیده می‌شد که به گمانم زنگ خطر است. این سویه دست کم‌گرفتن مخاطب آفتی است که به سبب سیاست‌های اقتصادی بنگاه‌های نشر صورت گرفته و باعث شده شکل برخورد با یک اثر فرهنگی به سمت کالایی شدن سوق بیشتری پیدا کند. اینجاست که شاهد انواع کارهای عجیب و غریب هم از طرف ناشران و نویسندگان در جلسات رونمایی و نقد و غیره خواهیم بود. چنین رویکردهایی خطرناک است. اینجاست که مصرف‌گرایی در ساحت اندیشه ورود پیدا می‌کند و همه چیز با شوآف و نمایش همراه می‌شود. می‌دانم چیزهایی که می‌گویم ربط زیادی به پرسش شما ندارد ولی چطور می‌شود چنین برخوردهایی که حالا مبدل به نوعی سنت هم شده در خلق یک اثر تأثیری نگذارد. چطور می‌شود فلان نویسنده در استوری اینستاگرامش نقل قول یکی از مخاطبانش را به اشتراک بگذارد که کتاب هیچگاه از دستش رها نشده، حتی موقع توالت رفتن...!؟ مجموعه چنین رفتارهایی ساحت نویسنده بودن را در حد و اندازه بازیگرهای سینما و تلویزیون و ادا و اطوارهایشان تنزل داده است و همین خود مشت نمونه خروار است. مجموعه چنین رفتارهایی آدم را آزرده خاطر می‌کند و البته  در کارش جدی‌تر. اما در کار داوری‌ها تمامیت اثر بوده که اهمیت داشته، بی‌هیچ حب و بغضی کتاب‌ها داوری شدند و اعلام کاندیدهای نهایی هم خود موید چنین ادعایی است.   چرا عمر جوایز ادبی در ایران انقدر کوتاه است؟ به هر حال جوایز ادبی هم دستشان گردن دیگر عرصه‌های فرهنگی است. کما اینکه معضلات و دردسرهایش هم بیشتر است. من فکر می‌کنم استمرار امور فرهنگی است که ارزش و اعتبار می‌آفرینند و اگر به این حقیقت معتقد باشیم که پویایی در این عرصه در درازمدت به ثمر می‌نشیند، برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری را در سایر امور فرهنگی از مهمترین عوامل می‌دانیم.  چیزی که درباره جوایز ادبی اهمیت دارد، فارغ از دولتی یا خصوصی بودن نیت گردانندگان و اهداف کوتاه‌مدت و درازمدتی است که تعیین شده است. می‌توان با این سئوال به این مسئله اینگونه پرداخت که مثلاً در روزگاری که تیراژ کتاب‌ها به زحمت از هزار نسخه فراتر می‌رود، در ایامی که کتاب به عنوان کالایی فرهنگی جای خودش را در سبد خرید مردم به احتیاجات لازم و ضروری زندگی داده است، این جوایز رنگ به رنگ چه نقشی را بازی می‌کنند و آیا اصلاً تأثیری دارند!؟ به تعداد جوایز ادبی سالی که گذشت نگاه کنیم، مهمترین‌هایشان را می‌گویم و مقصودم جوایز کوچک و محلی نیست: جایزه مهرگان ادب، جلال آل احمد، جایزه شیراز، واو، هفت اقلیم و این آخری احمد محمود که تازگی شروع به کار کرده، به نامزدها و برگزیدگانشان هم توجه کنیم و حتی نام داوران هر جایزه. فارغ از چگونگی برنامه‌ریزی هر جایزه برای خواندن کتاب‌های منتشر شده، چگونگی امتیازبندی و انتخاب برگزیدگان و رویکردی که جوایز به سبب دولتی یا خصوصی بودنشان نسبت به انتخاب آثار دارند؛ همین طور چگونگی فهرست‌بندی آثار و تهیه شان در دبیرخانه، مسائل دیگری بنا بر همان باید و نبایدها و خط مشی‌ها از اهمیت تعیین‌کننده‌ای برخوردارند که البته در تداوم جوایز اهمیت دارد. جایزه مهرگان از معدود جوایزی است که به‌رغم نشیب‌وفرازهای بسیار توانسته است استقلال خود را در هر زمینه‌ای حفظ کند. قصدم البته دفاع از این و محکوم‌کردن و سبک جلوه دادن کار دیگری نیست. من هم با بقیه هم نظرم که هرچقدر تعداد جوایز بیشتر باشند، در صورتی که شیوه‌های انتخاب آثار متأثر از خط مشی‌های سیاسی و حتی مطالبات شخصی برخی از گردانندگان آنها نباشد، مسلماً بر پویایی فضای ادبی اثرگذار است. تقدیر و حمایت از نویسنده‌ای که بی‌چشمداشت و خالی از هیاهو در گوشه‌ای به کار خود ادامه داده است یا نویسنده جوانی که با حمایت به جا و صحیح دیده می‌شود به مانند روشن شدن چراغی دیگر است در مسیر تیره و تار پیش رو.  اما چه می‌شود که عمر یک جایزه کوتاه می‌شود یا اصلاً در نطفه خفه می‌شود، انواع سنگ‌اندازی‌ها، مانع تراشی‌ها، عدم حمایت مالی و معنوی قطعاً هر فعالیت فرهنگی را از حرکت می‌ایستاند. غرض ورزی‌ها و سوءگیری‌های متفاوت هم دیدیم با برخی از جوایز معتبر چه کرد!  در بخش رمان، کتاب «این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد» از قاسم کشکولی برگزیده شد. این رمان چه تمایزی با 285 رمان دیگر داشت که مورد توجه داوران قرار گرفت؟ اول بگویم که این کتاب شاید به دلیل مشکلی که داشت در داوری جوایز دیگر دیده نشد. خب به هر حال رمان توسط نشر بوتیمار و با تأیید مجوز از وزارت ارشاد منتشر شده بود و دلیلی نداشت که از گردونه به هر علتی حذف شود. درباره این کتاب بعدها خواهم نوشت اما چنانچه در بیانیه هیأت داوران لحاظ شده، باید به این نکته اشاره کنم که «این سگ ...» تقریباً مورد نظر تمامی داوران برای انتخاب اثر نهایی بود. کاربرد چگونگی وهم و واقعیت، ورود عناصری ناهمگون و غیرواقع در بستری متفاوت تمامی وجوه رئالیستی حوادث و رویدادها را به سمت نوعی عدم قطعیت پیش می‌برد. اگرچه معتقدم با وجود عناصر بینامتنی قابلیت تطابق با بوف کور را داراست اما فراتر از آن نمی‌رود. به هرحال چه این اثر و چه «کوچه ابرهای گمشده» از کتاب‌هایی بودند که به لحاظ ساختار، زبان و چگونگی فرم قابل تأمل هستند. زمانی بود که اگر اثری در جایزه ادبی گلشیری یا یلدا یا مهرگان و صادق هدایت برگزیده می‌شد، آن کتاب نایاب می‌شد. فکر میکنید هنوز هم مخاطبان توجهی به کتاب‌های برگزیده جوایز ادبی دارند یا تبلیغات فضای مجازی تعیین کنندهتر است؟ قبل از آنکه سئوال شما را با بله یا خیر پاسخ دهم، می‌خواهم بگویم امروز تعریف‌مان به مفهوم اعتماد در تمامی عرصه‌ها تغییر کرده است. بله، پیشتر با جامعه‌ای روبه‌رو بودیم که با همه تناقضاتش، اعتماد در آن تقریباً آسان‌تر صورت می‌گرفت اما امروز چنانچه گفتم در همه عرصه‌ها با نوعی ناباوری و بی‌اعتمادی مواجه شده‌ایم. نمی‌خواهم بگویم دیگر اعتمادی وجود ندارد و کلاً همه چیز را حاشا کنم اما با روندی که به لحاظ جامعه‌شناسی به خصوص در هفت- هشت ساله اخیر به وقوع پیوسته رویکرد آدم‌ها نسبت به مقوله اعتماد تغییرات زیادی کرده و این در مسائل شخصی‌شان ریشه دوانده است. در مورد برخی از جوایز معتبر هم چنین اتفاقی افتاد، آن هم  هنگامی که از مسیر قبلی منحرف شدند و نمی‌گویم مردم و قشر کتابخوان تقریباً اعتمادشان را به جوایز از دست داد اما همانطور که گفتم نمی‌شود حکم صادر کرد. به لیست برگزیدگان جوایز مختلف (سال 96) اگر نگاه کنیم آثاری را می‌بینیم که مشترک‌اند. مثلاً کتاب «کوچه ابرهای گمشده» اثر کورش اسدی یا «خانه کوچک ما» از داریوش احمدی که تقریبا در تمامی جوایز حرفی برای گفتن داشتند و قشر کتابخوان هم به این انتخاب راحت‌تر و با اعتماد بیشتر تن می‌دهد. شما زمان زیادی را برای تدریس داستان‌نویسی صرف می کنید. می توان به نسل جدید داستاننویسان امیدوار بود؟ نیما یوشیج، صادق هدایت، غلامحسین ساعدی، هوشنگ گلشیری، بهرام صادقی و کسانی که بر قله شعر و ادبیات داستانی این سرزمین ایستاده‌اند هیچگاه تکرار نخواهند شد و قرار هم نیست تکرار شوند. آن‌ها فرزند زمانه خودشان بوده‌اند؛ روح زمانه را دریافتند و بر قله ایستادند. ما هم مقتضیات زمانه خود را داریم و امید که نسل جدید به همان پویایی و هوشیاری و باسوادی پیشینیان باشد.     کتاب جدید سیاوش گلشیری چه زمانی منتشر شود؟ هنوز نمی‌دانم. درگیری‌های مربوط به کارها و درس در نوشتن من تأثیر گذاشته است. با همه اینها امیدوارم مجموعه داستانی شامل چند داستان به زودی آماده شود. چندتایی آماده است و در نشریات هم چاپ شده و مشغول نوشتن و بازنویسی یکی دو داستان دیگر هستم. اما به لحاظ فرمی و مضمونی از مجموعه «مثل کسی که ...» فاصله زیادی گرفته‌ام که صحبت در این باره را می‌گذارم به وقت‌اش.     ]]> ادبيات Wed, 23 May 2018 04:33:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261239/همه-عوامل-بستگی-تداوم-جوایز-ادبی دندانپزشکان خاطره-داستان‌های خود را منتشر کردند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261436/دندانپزشکان-خاطره-داستان-های-خود-منتشر-کردند سیامک شایان دندانپزشک و نویسنده در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، از انتشار مجموعه خاطره-داستان‌های دندانپزشکان خبر داد و گفت: در نوروز 1396 فراخوانی با عنوان « دندان‌نگار» منتشر و از همکاران دندانپزشک خود دعوت کردیم تا اتفاقات جالبی را که از دوران تحصیل، طرح و طبابت خود دارند، در قالب خاطره و داستان برای ما ارسال کنند. شایان درباره استقبال از این طرح توضیح داد: در مدت ده روز حدود 550 خاطره-داستان به دست ما رسید که توانستیم آن‌ها را در فضای مجازی منتشر کنیم. این کار به نوعی باعث فراغت و تفریح دندانپزشکان شد و هم به نوعی تجدید‌خاطره‌ای برای همگی ما بود چرا که بسیاری از این اتفاقات بامزه، خرابکاری‌ها و خاطرات برای همه ما مشترک بودند. این دندانپزشک درباره چگونگی کتاب شدن این خاطرات تصریح کرد: بعد از این استقبال گسترده بود که به صرافت افتادیم تا گزیده این خاطرات را در کتابی منتشر کنیم. 300 خاطره را انتخاب  و در دو جلد به نام‌های «شما که دیروز مرد بودید» و « آقای کامل، خانم پارسیل» منتشر کردیم. همانطور که در مقدمه این کتاب هم آورده‌ایم، متن کتاب برای حفظ سبک و سیاق نویسندگان با کمترین ویرایش محتوایی به چاپ رسیده است. سیامک شایان درباره هدف و انگیزه از انتشار چنین کتابی توضیح داد: بیماران و مراجعان ما همیشه از زاویه دید خودشان یک دندانپزشک را می‌نگرند و این کتاب به مخاطب این امکان را می‌دهد که از زاویه دید دندانپزشکان نیز به مسائل نگاه کند. هدف ما این بود که به مخاطب زاویه دید جدیدی هدیه بدهیم. این اوراق با تمام کاستی‌ها هر چه هست حاصل تلاش ماست برای افزودن برگ‌های دیگری به کتاب تاریخ  دندان‌پزشکی کشور با این اعتقاد و اندیشه که نگاه،‌ رفتار و واکنش‌های درمانگران و دردمندان و در یک کلام تعاملات ایشان با یکدیگر بخشی از فرهنگ این ملت است که نیاز به حفظ و انتقال به آیندگان دارد.   گفتنی است؛ در جلد اول مجموعه دو جلدی «دندان‌نگاری‌ها» با عنوان «آقای کامل، خانم پارسیل» خاطره داستان‌هایی با عناوین «قالب گیری ناکام»، «میزبان سمج»، «بزرگ مرد کوچک»، «خواستگاری با وساطت آبسه دندان» و «شیفت نوروزی» وجود دارد و نویسنده یکی از این خاطره‌داستان‌ها به نام «مقایسه درآمد» حامد اسماعیلیون نویسنده و داستان‌نویس ایرانی و از نسل نوی نویسندگان ادبیات فارسی است که برای کتاب‌های «آویشن قشنگ نیست» برنده جایزه بهترین مجموعه داستان اول در بنیاد گلشیری و همچنین برای رمان «دکتر داتیس» برنده جایزه بهترین رمان اول در بنیاد گلشیری شود. در  جلد دوم این مجموعه به نام «شما که دیروز مرد بودید» خاطراتی با عناوین «امپراتوری خانم ویلسون»، «شباهت با استیون هاوکینگ»، «اولین دستمزد»، «فانتوم در آتش»، «بخار روی گچ» و « آمپول اضافی» آمده است. در یکی از این خاطره-داستان‌ها می‌خوانیم: «روزی یک پسربچه کوچولو حدودا پنج ساله و خوش‌صورت و خوش سر و زبان مریضم بود. با لباس ساده روستایی که صداقت خاصی به چهره کودک می‌داد، مردانه روی یونیت نشست و تزریق و کشیدن دندان شیری‌ای که به شدت پوسیده بود را با همه اشکی که از گوشه چشمش می‌ریخت و سعی در پنهان کردن‌ آن داشت،‌ تحمل می‌کرد. کارم تمام شده بود و از مادر بچه سوال کردم که چه بیمه‌‌ای داره؟ پسربچه مجال صحبت به مادر نداد و گفت: عمو دکتر من دفترچه تعمیر اشتباهی دارم.» مجموعه دو جلدی «دندان‌نگاری‌ها» به تازگی از سوی انتشارات دندانه در 168صفحه به قیمت 25000تومان و در شمارگان 1000 نسخه منتشر شده است.   ]]> ادبيات Wed, 23 May 2018 04:29:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261436/دندانپزشکان-خاطره-داستان-های-خود-منتشر-کردند ​«مومیا و عسل» مندنی‌پور بعد از 17 سال مجددا منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261443/مومیا-عسل-مندنی-پور-بعد-17-سال-مجددا-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ مجموعه داستان «مومیا و عسل»، اثر شهریار مندنی‌پور بعد از گذشت 17 سال مجددا زیر خط چاپ رفت و چاپ سوم آن طی روزهای گذشته از سوی انتشارات نیلوفر راهی بازار نشر شد. چاپ اول این کتاب در سال 75 و چاپ دوم این اثر در سال 80 منتشر شده است. همچنین به گفته مسئولان انتشارات نیلوفر چاپ سوم این اثر بدون اصلاحیه زیر خط چاپ رفته است. حسن میرعابدینی، در مقاله‌ای درباره این اثر مندنی‌پور نوشته است: «در «مومیا و عسل» نثر نه تنها مضمون و محتوای داستان را نمایان می‌کند، خود نیز به نمایش درمی‌آید و گاه به «موضوع» داستان تبدیل می‌شود: نثر داستانی برخلاف توهم بعضی، عنصری از عناصر داستان و بلکه اصلا گوهر داستان است... مندنی‌پور در داستان‌هایی که فضای تاریخی دارند، به نثر حس‌وحالی کهن‌گرایانه می‌بخشد که بخشی از آن در جهت سازگاری با مضمون است.»    چاپ سوم مجموعه داستان «مومیا و عسل»، اثر شهریار مندنی‌پور در 264 صفحه، شمارگان 770 نسخه و به‌ بهای 24هزار تومان از سوی انتشارات نیلوفر راهی بازار نشر شده است. ]]> ادبيات Tue, 22 May 2018 11:16:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261443/مومیا-عسل-مندنی-پور-بعد-17-سال-مجددا-منتشر فکر می‌کردم یک مادر خانه‌دار آپارتمانی این رمان را نوشته است! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261437/فکر-می-کردم-یک-مادر-خانه-دار-آپارتمانی-این-رمان-نوشته خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در ادامه جلسات نقد و بررسی گروه ادبی داستان جمعه، روز جمعه 28 اردیبهشت ماه، رمان نوجوان «شاخ دماغی‌ها» با حضور نویسنده و نیز معصومه میرابوطالبی و زهرا عبدی به عنوان منتقد در مجتمع ناشران قم، مورد نقد قرار گرفت. در ابتدای جلسه، سیده عذرا موسوی قسمتی از رمانش را برای حاضرین خواند و سپس میرابوطالبی سخنان خود را اینگونه شروع کرد: شاخ دماغی‌ها اثری است که صرفا برای رده سنی نوجوان نوشته شده است. در ایران ادبیات نوجوان یک پدیده نوظهور و کم‌سابقه است؛ چون در گذشته، نوجوانان به متون بزرگسال مثل سعدی، شاهنامه و از این دست کتاب‌ها رجوع می‌کردند و به عبارتی هویت نوجوان اصلا معنایی نداشت که ادبیات خاص خودش را داشته باشد! نویسنده «اژدهای دماوند» در ادامه گفت: این رمان یک اثر رئال و مدرن است. از نظر من ایده کلی رمان قابل قبول بود. داستان در مورد دو نوجوان هم سن است که یکی دختر و دیگری پسر هستند. هر دو نیز من راوی روایت می‌شوند؛ یک فصل را پسر و فصل دیگر را دختر روایت می‌کند. این دو، روایت مشترکی را پیش می‌برند و هرکدام نسبت به اتفاقات مشترک، واکنشِ خود را نشان می‌دهند. این رمان، علاوه بر شخصیت نوجوان به سمت دغدغه نوجوان نیز رفته و بلوغ را برای دو جنس متفاوت از هم، به صورت موازی روایت می‌کند. نویسنده «از باغها به بعد» در ادامه به نقد اثر پرداخت و گفت: با اینکه طرحواره‌های جنسیتی مرد و زن در این اثر، بسیار زیاد است اما به خوبی پرداخت شده‌اند. هر چند که در بعضی از قسمت‌ها نویسنده، مادر داستان می شد و خیلی محتاطانه مساله را به خوبی و خوشی حل می کرد. در صورتیکه امکان ایجاد یک فاجعه یا یک اتفاق داستانی تر وجود داشت. وی افزود: کلیشه‌های جنسیتی مثل فداکاری مادرانه نیز در اثر زیاد بود؛ انگار که نویسنده متعهد است که از نوع مادر محافظت کند. بعضی از خرده‌رفتارهای سهیل(شخصیت پسر) نیز با شخصیت اصلی‌اش تناقض داشت. اما در کلیت شخصیت پسر و دختر، خوب بودند. لحن‌ها نیز مطابق با شخصیت‌ها بود. همچنین نویسنده به خوبی غلیان احساسات در هر دو نوجوان را به وجود آورده است. اما از لحاظ ساختار فلاش بک‌ها بسیار زیاد و بی توجیه بودند و حتی از هیجان اتفاقات نیز کاسته‌اند. گاهی حتی حادثه‌های اصلی هم در فلش بک اتفاق می‌افتاد! از نظر من، اگر این حوادث به صورت مستقیم روایت می‌شد، خواننده بیشتر سر ذوق می آمد. همچنین، بعضی از فصل‌ها ماجرایی نداشتند و امکان تلفیق آنها بود.    در ادامه جلسه، عبدی نقد خود را اینگونه شروع کرد: در طول مطالعه رمان، فکر می کردم که یک مادر خانه‌دار آپارتمانی این رمان را نوشته است! چون تمامی اتفاقات در حول و پیرامون یک مجتمع و آپارتمان رخ می دهد. به نظر من، یک نوجوان دوست دارد سفر و خطر کند و هر لحظه موقعیت های هیجان انگیز را تجربه کند. او در ادامه گفت: با اینکه نویسنده جملات خوب و کِشنده ای بکار برده اما روال داستان کند بود. ریتم داستان تا صفحه هفتاد، خسته کننده و بی اثر در روال داستان بود. جزئیات نیز کمی کسل کننده بود. در این رده سنی، اگر محتوا به پیشبرد داستان کمک نکند بهتر است که حذف شود. از طرفی ترس‌ها و چالش‌های رمان کمی تاریخ گذشته و کهنه بود؛ مثل ترس از ماشین بین راهی. اکنون کسی به این چالش‌ها کوچکترین اعتنایی نمی‌کند. دیالوگ‌هایی هم که به کار می‌رفت، سعی شده بود به نوعی امروزی و خفن باشد اما در عمل شاهد چیزی نیستیم. و همان نوجوان قانون مدار گذشته مشهود است. تنها قسمتی از رمان، این روال شکسته شد که پسر سوار موتور شد اما باز هم به اتفاقی منجر نشد. بهتر بود نویسنده، دنبال سوژه های نو و جدید می رفت. گستره ریسک و هیجان نوجوان امروزی چندین برابر بیشتر و همینطور متفاوت تر از گذشته شده است. او در جمع‌بندی صحبتش گفت: با این همه حال، تقابل دختر و پسر در این سن خیلی هوشمندانه و خوب بود. ساختار کلی رمان نیز بجا بود؛ شروع، پایان، فصل‌بندی همه به حد کافی بسته شده بود. در مورد طرح روی جلد نیز، اول تصور کردم که موضوع رمان فانتزی است ولی وقتی وارد داستان شدم، متوجه شدم سبک رمان، رئال است! اما چه اشکالی دارد که طرح کتاب بی ارتباط ولی موجب جذب نوجوان شود؟! گزارش از سعید علینقی‌پور   ]]> ادبيات Tue, 22 May 2018 11:09:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261437/فکر-می-کردم-یک-مادر-خانه-دار-آپارتمانی-این-رمان-نوشته «مومن قناعت» در ذهن ایرانیان جاودان است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261433/مومن-قناعت-ذهن-ایرانیان-جاودان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پیام سیدعباس صالحی آمده است:   «خبر درگذشت شاعر شهیر پارسی‌‌گوی تاجیک و اندیشمند فقید، استاد «مؤمن قناعت» موجب تأسف گردید.   او که عنوان شاعر خلق تاجیکستان را کسب کرده بود، در آثار ماندگار خویش در قالب شعر و داستان حماسی، همواره دغدغه‌های سیاسی و اجتماعی مردم روزگار خویش را با زبانی نغز و گویا  بیان می‌‌کرد.‌   تعلق خاطر این شاعر پرآوازه به میراث عظیم معنوی و هویت این منطقه و سرزمین ایران در شهر بداهه او با مطلع «از خلیج‌فارس می‌آید نسیم  فارسی» نام  او را در ذهن و خاطره ایرانیان جاودان کرده است.   اینجانب درگذشت این شاعر و مصلح اجتماعی را به ملت کشور دوست و همسایه تاجیکستان  و همه علاقه‌مندان او تسلیت گفته و از خداوند متعال غفران و رحمت واسعه برای  آن مرحوم خواستارم.» ]]> مدیریت‌کتاب Tue, 22 May 2018 10:01:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261433/مومن-قناعت-ذهن-ایرانیان-جاودان نظریه‌ای در باب اقتباس با سخنرانی امیرعلی نجومیان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261428/نظریه-ای-باب-اقتباس-سخنرانی-امیرعلی-نجومیان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به تازگی کتاب «نظریه‌ای در باب اقتباس» نوشته‌ لیندا هاچن و ترجمه‌ مهسا خداکرمی به همت نشر مرکز منتشر شده است. نویسنده در این اثر، فراگیر بودن اقتباس را در تمامی اشکال مختلف رسانه‌ای بررسی می‌کند. هاچن استدلال می‌کند که اگر تصور می‌کنید اقتباس صرفا در مورد رمان‌ها و فیلم‌ها قابل ادراک است، سخت در اشتباهید. اقتباس همواره سبک اصلی قصه‌گویی بوده و این شایستگی را دارد که در تمامی انواع خود مطالعه و طیف وسیعی را شامل می‌شود. به عنوان فرایند آفرینش و دریافت یا فقط به عنوان خود محصول. کتاب «نظریه‌ای در باب اقتباس» بازاندیشی متهورانه‌ای است درباره‌ این که اقتباس چگونه در انواع رسانه‌ها و ژانرها عمل می‌کند. هر سینمادوست، طرفدار اپرا و خواننده‌ خلاق نیاز دارد که این کتاب را بخواند. نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه هشتم خرداد ساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی کتاب «نظریه‌ای در باب اقتباس» اختصاص دارد که با حضور امیرعلی نجومیان، محمدجعفر یوسفیان‌کناری و مهسا خداکرمی در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 22 May 2018 08:00:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261428/نظریه-ای-باب-اقتباس-سخنرانی-امیرعلی-نجومیان ​دیدار و گفت‌وگو با پیروز سیار با حضور اعوانی و خرمشاهی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261423/دیدار-گفت-وگو-پیروز-سیار-حضور-اعوانی-خرمشاهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) پیروز سیار پژوهشگر و مترجم آثار متعدد در زمین هنرهای تجسمی، ادبیات و ادیان، در 1339 در تهران زاده شده است. او که فارغ التحصیل رشتۀ کارگردانی سینما از کشور فرانسه است، کتاب‌های آموزشی متعددی در رشته‌های مختلف هنرهای تجسمی به فارسی برگردانده است. وی نخستین مترجم آثار کریستیان بوبن نویسنده سرشناس فرانسوی به زبان فارسی است و با ترجمه کتاب رفیق‌اعلی او که درباره زندگی و سلوک روحی فرانچسکوی قدیس است، این نویسنده را برای نخستین‌بار به خوانندگان فارسی زبان معرفی کرد و پس از آن کتاب‌های فرسودگی، نور جهان و کتاب بیهوده او را نیز به فارسی برگرداند. سیار جدیدترین ترجمه عهد جدید را به فارسی انجام داده‌ است. کتاب‌هایی از عهد عتیق که مجموعه «کتب قانونی ثانی» عهد عتیق است از دیگر ترجمه‌های او است. وی ترجمه دو کتاب حکمت سلیمان و حکمت بن سیرا را نیز که از کتب عهد عتیق هستند، به صورت مجزا منتشر کرده‌ است. و اکنون وی در ادامه طرح ترجمه کتاب مقدس، برگردان جلد دوم عهد عتیق را با عنوان فرعی «کتاب‌های تاریخ» منتشر کرده است. این جلد که ادامه کتاب‌های شریعت یا تورات است، مشتمل بر کتاب‌های یوشع، داوران، روت، اول و دوم سموئیل، اول و دوم پادشاهان، اول و دوم تواریخ، عزرا، نحمیا، طوبیا، یهودیت، استر، اول و دوم مکابیان است. در این دیدار که با حضور غلامرضا اعوانی ،کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی برگزار می‎شود به بحث و گفت‌وگو درباره ترجمه‎های پیروز سیار و به ویژه تازه‎ترین کتاب وی پرداخته خواهد شد.  این نشست روز پنجشنبه سوم خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۹ صبح به نشانی میدان فلسطین، طالقانی غربی، ضلع جنوبی خیابان طالقانی، پلاک ۵۱۴، خانه وارطان برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 22 May 2018 07:10:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261423/دیدار-گفت-وگو-پیروز-سیار-حضور-اعوانی-خرمشاهی اشعار شاعران آیینی در فرهنگ­سرای اندیشه طنین­‌انداز می­‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261418/اشعار-شاعران-آیینی-فرهنگ-سرای-اندیشه-طنین-انداز-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) محمدمیثم میثمی مدیر فرهنگی هنری منطقه 7 و رییس فرهنگسرای اندیشه از نخستین برنامه «سبوی عاشقان» در ماه مبارک رمضان خبر داد و افزود: این برنامه که پیشکش شاعران آیینی به ساحت مقدس حضرت خدیجه کبری(س) ام­‌المومنین می­‌باشد، روز چهارشنبه هفته جاری در  فرهنگ­سرای اندیشه برگزار خواهد شد. وی افزود: در این مراسم که با اجرای فضه سادات حسینی همراه است، سیدحمیدرضا برقعی، نغمه مستشارنظامی، نفیسه سادات موسوی، ساجده جبارپور، مینا شیرخان، سیده تکتم حسینی، فاطمه نانی زاد، فاطمه افشاریان و محمدعلی بیابانی به شعرخوانی خواهند پرداخت. میثمی اظهار داشت: این برنامه که در ذیل ویژه برنامه های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به مناسبت ماه مبارک رمضان با عنوان ضیافت باران طراحی گردیده در تاریخ 11 و 12 خرداد ماه نیز به مناسبت رحلت امام خمینی(ره) و شهادت حضرت علی(ع) ادامه خواهد یافت. گفتنی است نخستین برنامه سبوی عاشقان روز چهارشنبه 2 خردادماه 1397 ساعت 18 در فرهنگسرای اندیشه واقع در خیابان شریعتی نرسیده به پل سیدخندان بوستان شهید منفرد نیاکی(اندیشه)برگزار می‌شود و حضور برای عموم علاقمندان در این برنامه آزاد است. ]]> ادبيات Tue, 22 May 2018 06:25:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261418/اشعار-شاعران-آیینی-فرهنگ-سرای-اندیشه-طنین-انداز-می-شود ترجمه دقیق‌ترین شکل خواندن است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261393/ترجمه-دقیق-ترین-شکل-خواندن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) اینکه نویسنده، مترجم هم باشد دارای محسنات فراوانی است و البته آسیب‌هایی نیز مانند تاثیرپذیری از ادبیات غرب می‌تواند در کنار آن مطرح شود. اما چیزی که تمام این‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد دست‌یابی این پدیدآورندگانِ مترجم به علم روز و سبک و سیاقی است که جهان ادبیات از آن تاثیر می‌پذیرد و همین به‌روز بودن نقشی کلیدی در موفقیت یک پدیدآورنده ایفا می‌کند. اصغر نوری،‌ یکی از همین پدیدآورندگانِ مترجم است. کتاب جدیدی به نام «هنر مردن» از پل موران با ترجمه او به تازگی وارد بازار کتاب شده است و تئاتر «دو روایت از شکسپیر» به نویسندگی و کارگردانی او این روزها در تئاتر سنگلج در حال اجراست. با اصغر نوری درباره این دو اثر و همچنین تاثیر ترجمه بر نمایش‌نامه‌هایی که می‌نویسد،  گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.  درباره سرفصل‌های کتاب «هنر مردن» و همچنین سبک و سیاق نوشته‌های پل موران به اختصار توضیح دهید. «هنر مردن» از دو جُستار تشکیل شده که شامل دو سخنرانی می‌شود از پل موران که به مناسبت صدسالگی رمانتیسم انجام داده است. در جستار اول که نام آن هنر مردن است درباره برخورد انسان با مسئله مرگ صحبت می‌شود و برخورد انسان باستان را با انسان مدرن در مواجه با مرگ مقایسه می‌کند و همچنین اذعان می‌کند که انسان باستان با مرگ برخورد راحت‌تر و بزرگوارانه‌تری داشته است. همچنین سخنان آدم‌های کلاسیک در هنگام مرگ را می‌آورد و آن را با حرف‌های آدم‌های مدرن درباره مرگ مقایسه می‌کند. آن آدم‌های مدرن هم که نویسنده و هنرمندند با نویسنده‌های کلاسیک و امپراطورهای کلاسیک مقایسه می‌شوند و این بستری می‌شود برای جستار دوم که همان «خودکشی در ادبیات» است. پل موران در این جا به مسئله رمانتیسم به‌طور مستقیم می‌پردازد و از رواج یک نوع خودکشی بعد از رمانتیسم سخن می‌گوید و آن را خودکشی روشنفکرانه می‌‌نامد. یعنی خودکشی‌ای که یک جور خودکشی فلسفی است و دلیل ذهنی دارد. پل موران با این نوع خودکشی همدل نیست و آن را یکی از آسیب‌های رمانتیسم معرفی می‌کند.   نویسندگان رمانتیسم مرگ‌اندیش بودند نویسندگان رمانتیسم مرگ‌اندیش بودند با وجود اینکه ادبیات خوبی تولید کردند و به لحاظ ادبی، رمانتیسم یکی از مکاتب مهم ادبی است اما آسیب‌هایی هم به دنبال داشته که یکی از آن‌ها رواج یک نوع خودکشی است که بین جوان‌های قرن 19 و اوایل قرن بیستم رواج پیدا کرد. پل موران حتی برخی از آثار این مکتب را بررسی کرده است؛ به عنوان مثال در برخی رمان‌های این مکتب شخصیت‌هایی که خودکشی کردند را بررسی کرده و همچنین از رمان‌هایی که تم آن‌ها مرگ و خودکشی بوده سخن به میان آورده است و به نوعی به جامعه ادبی آن دوره هشدار می‌دهد. وی همچنین به ذات خودکشی هم می‌پردازد. پل موران، رمان‌نویس و دیپلمات فرانسوی بود. بابک احمدی در مقدمه این کتاب به خوبی پل موران را توصیف می‌کند. موران کارهای ارزشمند ادبی زیادی داشته است ولی زندگی خود او یک زندگی نژادپرستانه و راست‌گرایی بوده است. وی زندگی عادی جذابی برای روشنفکرها نداشت. اما از نویسندگان مهم فرانسه به شمار می‌آید و از رمان تا سفرنامه آثار ارزشمندی خلق کرده است. توصیه من به تمام مخاطبان این کتاب این است که مقدمه خوب بابک احمدی را در وصف پل موران حتما بخوانند.    این اولین کتابی است که از پل موران ترجمه کرده‌اید؟ در واقع این اولین کتابی است که از این نویسنده به فارسی برگردانده می‌شود.   مایلید از او باز هم کتابی ترجمه کنید؟ من یکی، دو مجموعه داستان و رمان هم از او خوانده‌ام و شاید یک روزی آن‌ها را ترجمه‌شان کنم.   چه نکته ویژه‌ای در کتاب «هنر مردن» نوشته پل موران توجه شما را به خود جلب کرد که ترجمه آن راغب شدید؟ نکته ویژه این کتاب نگاه منصفانه پل موران است به آثار رمانتیسم. از یک طرف آن را به لحاظ ارزش ادبی تحسین می‌کند و از سویی دیگر برخورد آن‌ها را با مرگ مورد انتقاد قرار می‌دهد. جذابیت این کتاب برای خود من این بود که مرگ دغدغه مهم همه ماست و این کتاب به نظرم خیلی خوب به مسئله مرگ و خودکشی پرداخته است. وقتی از مرگ حرف می‌زنیم مسئله خودکشی هم مطرح می‌شود. یک جور میل به زندگی در نگاه پل موران است که من آن را خیلی دوست دارم و اینکه زندگی هرچقدر هم که تلخ باشد بازهم بودن بهتر از نبودن است و پل موران روی این اصل پافشاری می‌کند. من فکر می‌کردم با ترجمه این اثر به یک سری از دغدغه‌های انسان معاصر ایرانی درباره مرگ پاسخ داده می‌شود. این کتاب یک کتاب کوچک فلسفی است که برای اهل تحقیق می‌تواند مفید واقع شود و در ضمن پل موران هم با این کتاب معرفی می‌شود.   به نظرتان مخاطبان این کتاب چه کسانی هستند و آیا طبقه عام مردم هم می‌توانند با این کتاب ارتباط برقرار کنند؟ من فکر می‌کنم مخاطب این کتاب کسانی هستند که به خواندن مسائل تئوری علاقه‌مندند. اما کتاب زبان نسبتا ساده‌ای دارد و مخاطب عادی هم می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. در هنگام ترجمه فکر می‌کردم که این کتاب بیشتر برای مخاطبان اهل نظریه‌های ادبی و فلسفی مناسب است.    تئاتر «دو روایت از شکسپیر» به نویسندگی و کارگردانی شما این روزها در حال اجراست چه وجه اشتراکی میان ترجمه و نمایشنامه‌نویسی وجود دارد و اینکه کدام یک برای شما در اولویت است؟ من از سال 76 که برای تحصیل در رشته فرانسه وارد دانشگاه شدم، تئاتر و ترجمه را همزمان شروع کردم، تئاتر را هم به صورت تجربی آغاز کردم. اول بازیگری بود بعد هم نوشتن و کارگردانی. در طول این سال‌ها این دو را کنار هم و با هم جلو برده‌ام. همواره بخشی از زمانم صرف ترجمه می‌شده و بخشی از زمانم صرف تئاتر و نمایشنامه‌نوشتن و کارگردانی. این دو برای من مکمل هم بوده‌اند و به هم کمک کرده‌اند. گاهی اوقات یک نمایشنامه یا یک رمان می‌خوانم و آنقدر مرا درگیر خود می‌کند که ترجیح می‌دهم زمان خود را صرف ترجمه‌اش کنم و گاهی ایده‌ای برای یک نمایشنامه دارم که ترجیح می‌دهم زمانم را برای نوشتن کارگردانی آن صرف کنم. از نظر من این دو به هم کمک می‌کنند. وقتی ما مترجم هستیم می‌توانیم نویسنده خوبی هم باشیم چون ترجمه دقیق‌ترین شکل خواندن است و ما برای نوشتن هرچیزی احتیاج به مطالعه داریم و یک مترجم این مطالعات را برای کارش دارد و این‌ها به نوشتنش کمک می‌کند.   درباره اثر ترجمه روی نوشتن و نمایشنامه‌نویسی‌تان بیشتر توضیح بدهید و بگویید که اشراف به ادبیات روز چه تاثیری بر نوشته‌هایتان دارد؟ وقتی یک نفر مترجم است از اثری که ترجمه می‌کند هم می‌تواند تکنیک یاد بگیرد و در کارش استفاده کند همچنین وسواسی که مترجم در انتخاب کلمه دارد تا سبک و لحن نویسنده را منتقل کند باعث می‌شود همین وسواس را در نوشتن و در زیباشناسی و حس و حال کلمات در کارش لحاظ کند. وقتی این وسواس‌ها را نداریم فکر می‌کنیم که زبان فقط می‌خواهد معنا را انتقال بدهد در حالی که انتقال معنا بخشی از کارهای زبان است. زبان حس و حال و زیبایی‌شناسی درست می‌کند و وقتی یک مترجم کار ترجمه را بلد باشد و این نکات را رعایت کند تمام این وسواس‌ها را هنگام ترجمه دارد و باعث می‌شود که خودش هم ورزیده شود و هنگام نوشتن سعی می‌کند که زیبایی‌شناسی و توجه به ارزش کلمه را جدا از معنا در کار خودش هم لحاظ کند.    آسیبی که اینجا مطرح می‌شود تاثیرپذیری پدیدآورنده از غرب و گرفتار نوعی نگاه غربی‌شدن است؟ این ایراد تابه‌حال به شما وارد شده است؟ برای من قضیه برعکس بوده است. کسانی که برای تماشای «دو روایت از شکسپیر» و کارهای قبلی‌ام آمده‌اند از نگاه ایرانی‌‌ام تعریف کرده‌اند. من «دو روایت از شکسپیر» را کاملا با سیستم تئاتر ایران یعنی نقالی و پرده‌خوانی اجرا می‌کنم و تکنیک روایی‌ای که از تئاتر سنتی ما می‌آید. همیشه اعتقاد دارم که ما در شرق و ایران خیلی چیزها را داریم که غرب باید آن‌ها را از ما یاد بگیرد. از سال 1390 تا اسفند سال قبل 6 اقتباس از شکسپیر را در آلمان و فرانسه اجرا کرده‌ام و این اجراها با موسیقی سنتی ایرانی، ساز ایرانی و شیوه تئاتر ایرانی همراه بوده است. من ورک‌شاپی در آلمان و فرانسه برگزار کردم تا تئاتر روایی ایرانی را در آنجا آموزش بدهم. ما با دانستن زبان و ترجمه خیلی چیزها از غرب یاد می‌گیریم اما همیشه باید حواسمان باشد که ما هم چیزهایی داریم که به غرب یاد بدهیم. من به شخصه وقتی خودم کار می‌کنم در کارهایم هم مطالعاتم روی آثار غربی است و هم تجربه و مطالعاتم روی کارهای خودمان و سعی می‌کنم تلفیقی از این دو را ارائه بدهم.   به کسی جزء شکسپیر برای اقتباس فکر نکرده‌اید؟ نه فقط روی شکسپیر بوده است. البته بخشی از کارهای اجرایی‌ام نمایشنامه‌های خودم هست که اقتباس نیستند. از سال 1387 که دانشجوی کارشناسی ارشد تئاتر بودم این ایده در من شکل گرفت چون من با کارهای شکسپیر به تئاتر علاقه‌مند شدم و چون آن زمان روی نمایش ایرانی هم تحقیق می‌کردم این ایده به نظرم رسید که ببینم شکسپیر را می‌شود روایی اجرا کرد یا نه. من پتانسیل روایت را در کارهای شکسپیر می‌دیدم . قرار بود آن را گسترش بدهم و رویش مکث بیشتری داشته باشم. خوشبختانه این 6 کار را انجام دادم و در جشنواره شکسپیر فرانسه و همچنین جشنواره‌ای در آلمان مورد استقبال قرار گرفتم و هربار تشویق می‌شدم تا روی متن دیگری از شکسپیر کار کنم. شاید یکبار دیگر روی کار کلاسیک دیگری کار کنم و تلفیق یک شیوه اجرایی ایرانی روی یک متن کلاسیک غربی را اجرا کنم. اما فعلا چنین برنامه‌ای ندارم.   در حال حاضر نمایشنامه‌نویسی ایران  تحت تاثیر هیچ سبکی نیست   زمانی کارهای ایبسن و چخوف روی نمایشنامه‌نویسان ایرانی تاثیر زیادی داشت امروز نمایشنامه‌نویسی ایران تحت تاثیر کدام نمایشنامه‌نویسان جهان‌ است و به چه سبک و سیاقی نزدیک‌تر است؟ متاسفانه در حال حاضر نمایشنامه‌نویسی ایران تحت تاثیر هیچ سبکی نیست. ارتباط تئاتر ایران با تئاتر روز و ارزشمند دنیا قطع شده و جای خود را به ارتباط تئاتر ایران با کارهای تا حدی عامه‌پسند جهان داده است و این ذهنیت رابه وجود آورده که این کارهای عامه‌پسند تئاتر پیش روی جهان است. مثالی بزنیم: سه نمایشنامه‌نویس فرانسوی که خیلی ترجمه و اجرا شده‌اند و خیلی از نمایشنامه‌نویسان ایرانی هم تحت تأثیر آن‌ها می‌نویسند شامل یاسمینا رضا، اریک امانوئل اشمیت و فلوریان زلر هستند. این سه نفر در فرانسه نمایشنامه‌نویسان تئاتر بولوار هستند. یعنی تئاتر عامه‌پسند خوش ساختی که رگه‌ای از ادبیات و فلسفه درش به چشم می‌خورد. ولی در ایران این ذهنیت وجود دارد که این‌ها نمایشنامه‌نویسان بزرگ فرانسه‌اند در حالی که اصلا به این صورت نیست. تئاتر ایران از امثال آن‌ها تاثیر می‌پذیرد. نمایشنامه‌نویسان آمریکایی مانند سم شپارد و دیوید ممت و از جدیدتر‌ها مک‌دونای فرانسوی نمایشنامه‌نویسان خوب دنیا هستند. اینها تئاترهای اکشنی هستند که قرار است در آن‌ها اکت ببینیم اتفاقا الان تئاتر روز دنیا، تئاتری است که به روایت برگشته است. یعنی تئاتری که جنبه قصه‌گویی آن از نوع روایت در آنجا بیشتر است. تئاتر دنیا بعد از گذر از تجربه‌هایی که متن را گذاشتند کنار و به پرفورمنس روی آورده‌اند، دوباره بازگشت عجیبی به متن کرده است. من مسئول بخش ترجمه نشر نیماژ نیز هستم و در آن بخش تئاتر هم راه انداخته‌ایم. از نمایشنامه‌نویسانی چون ژان لوک لگرس، زویه دورنژه و فیلیپ مینیا‌نا کتاب‌هایی منتشر کرده‌ایم. این‌ها  از نمایشنامه‌نویسان بزرگ فرانسه‌اند. انگیزه من از چاپ و انگیزه مترجم آن‌ها خانم زیبا خادم‌حقیقت از ترجمه‌شان معرفی این شکل تئاتر در ایران است تا نشان بدهیم که تئاتر اروپا به چه سمت و سویی می‌رود. نوعی از نمایشنامه‌نویسی که تئاتر را تبدیل به تجربه‌ای خاص می‌کند. تجربه‌ای که می‌توان فقط آن را در صحنه حس کرد، نه در سینما و نه در تلویزیون. از یک سمت دیگر ما نمایشنامه‌نویسان خوبی داریم که راه خودشان را می‌روند و تئاتر خود را پیدا می‌کنند. الان مثل قدیم نیست که همه مانند چخوف و ایبسن باشند و تحت تاثیر آن‌ها. اما تاثیری که امروز در تئاتر ایران می‌بینیم تاثیری است که از تئاتر نوی آمریکایی گرفته‌ایم. تئاتری که بیشتر کنش‌مند است و اکت برایش مهم است تا روایتی که در دنیا مرسوم است و هنوز به ایران نرسیده است. ازکارهایی که نام بردم تنها نمایش «دیگری» از انزو کرمن اجرا شد. حتا در اجرا هم کارگردان آن را درک نکرده بود و می‌‌خواست آن را با تغییراتی که در متن داده از نمایشنامه‌ای که سبک روایی خاصی دارد به صورت نمایشنامه‌ای کنش‌مند و دیالوگی دونفره درآورد که نتیجه آن شد یک اجرای ناموفق. اما به نظرم این کارهای شاخص باز هم باید ترجمه شوند و روش‌های درست اجرایی‌شان پیدا شود تا بعدها تاثیرش را ببینیم.   ]]> ادبيات Tue, 22 May 2018 05:49:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261393/ترجمه-دقیق-ترین-شکل-خواندن جشنواره‌ «ایران ساخت» فراخوان داد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261405/جشنواره-ایران-ساخت-فراخوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از ستاد خبری جشنواره، فراخوان دومین جشنواره ملی، فرهنگی و هنری «ایران ساخت»، همزمان با سال «حمایت از کالای ایرانی» و همچنین با توجه به استقبال هنرمندان و کارآفرینان از برگزاری نخستین دوره این رویداد فرهنگی و فناورانه، منتشر شد. براساس این گزارش، دومین دوره جشنواره «ایران ساخت» با حمایت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، به همت ستاد توسعه فرهنگ علم، فناوری و اقتصاد دانش بنیان و شعار «فناوری ایرانی در خدمت کسب و کار ایرانی» و در 6 بخش برگزار خواهد شد. اهداف جشنواره 6 هدف برای برگزاری جشنواره «ایران ساخت» در نظر گرفته شده است که عبارتند از: 1. جریان سازی فرهنگی اقتصاد دانش بنیان برای کمک به تحقق شعار حمایت از کالای ایرانی، 2. فرهنگ سازی در جهت حمایت از تولیدات ایرانی و اشتغال افزایی برای سرمایه های انسانی کشور، 3. نفی واردات بی رویه و اجناسی که مشابه آن در داخل کشور با کیفیت مناسب تولید می شود، 4. زمینه سازی در جهت شکوفایی زیست بوم کار آفرینی و نوآوری با رویکرد اشتغال زایی، 5. فرهنگ سازی، ترویج و انتشار آثار تولید شده در فضای مجازی، رسانه ها و صدا و سیما، با کمک عناصر و فعالان فرهنگی و هنری کشور، 6. کمک به برند سازی و تجاری سازی کالاهای با کیفیت و دانش بنیان ایرانی. بخش های جشنواره دومین جشنواره «ایران ساخت» در حوزه‌های «ادبیات»، هنرهای تجسمی، رسانه های دیداری و شنیداری، رسانه‌های دیجیتال، ایده بازار و دانش آموزی برگزار می‌شود. حوزه ادبیات، در سه بخش شعر، داستان کوتاه و مستندنگاری برگزار خواهد شد. در حوزه هنرهای تجسمی نیز آثاری در بخش‌های عکس، پوستر، تصویرسازی، اینفوگرافی و کاریکاتور ارائه می‌شود. با توجه به اینکه رشته عکس دومین جشنواره «ایران ساخت» با مشارکت پانزدهمین جشن تصویر سال برگزارمی‌شود، در این بخش، هیچ اثری توسط دبیرخانه «ایران ساخت» دریافت نخواهد شد. در حوزه رسانه‌های دیداری و شنیداری نیز، آثاری در بخش‌های فیلم مستند، فیلم کوتاه، برنامه های تلویزیونی، برنامه‌های رادیویی (پادکست، psa و...)، پویانمایی( موشن گرافی، اینفوگرافی و...) و کلیپ و تیزر تبلیغاتی توسط دبیرخانه جشنواره «ایران ساخت» دریافت خواهد شد. همچنین در حوزه رسانه‌های دیجیتال نیز آثاری در بخش‌های وب سایت، شبکه‌های اجتماعی، نرم افزارهای چند رسانه‌ای و کاربردی، نرم افزارهای تلفن همراه، سامانه هوشمند و IOT و بازی‌های رایانه‌ای دریافت می‌شود. حوزه ایده بازار دومین جشنواره «ایران ساخت» نیز به ایده‌های خلاق با موضوعات روش‌های معرفی، تبلیغ و ترویج کالا و کسب و کار ایرانی، کارآفرینان نوآور، الگوها و روش‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر، صندوق‌های جسورانه و شتاب‌دهنده‌های برتر و پایان نامه‌های کاربردی بهره برداری شده اختصاص یافته است. اما در دومین دوره جشنواره «ایران ساخت» با توجه به اهمیت حضور و نقش دانش آموزان در جامعه، بخش جدیدی با عنوان «دانش آموزی» اضافه شده است که در حوزه‌های نقاشی و کاریکاتور، ب: فیلم و عکس موبایلی، موضوع انشاء و داستان کوتاه، نشریه دیواری، کارگروهی (فعالیت‌های گروهی از قبیل نمایش کاردستی و غیره در رابطه با ترویج فرهنگ مصرف کالای ایرانی و حمایت از کالای ایران ساخت) و مدرسه فرهنگ ساز (حوزه ترویج کالای ایرانی و حمایت کالای ایران ساخت) برگزار خواهد شد. شرایط عمومی جشنواره جشنواره «ایران ساخت» نیز همچون سایر جشنواره‌ها، برای شرکت‌کنندگان خود شرایط عمومی در نظر گرفته است که براساس آن، شرکت‌کنندگان می‌توانند علاوه بر تولیدات جدید، آثار آرشیوی خود را که از بهمن سال 1392 (مصادف با ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی توسط مقام معظم رهبری) تولید کرده‌اند به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند. ضمن آن که این جشنواره به شکل تخصصی و رقابتی، بدون محدودیت سنی برگزار می‌شود و آحاد مختلف جامعه می‌توانند برای حضور در این رویداد فرهنگی و فناورانه، اعلام حضور کنند. براساس این گزارش، دومین جشنواره ملی، فرهنگی و هنری «ایران ساخت» با هدف جریان‌سازی فرهنگی اقتصاد دانش بنیان برای کمک به تحقق شعار حمایت از کالای ایرانی، با حمایت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و به دبیرکلی پرویز کرمی، در سال جاری برگزار و نمایشگاه و اختتامیه از 4 تا 8 دی ماه 1397 در تهران برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای کسب اطلاع از جزئیات، آرشیو دوره قبل، اخبار، گزارش‌ها، میزان جوایز، ثبت نام و ارسال آثار به دومین جشنواره «ایران ساخت» به وب سایت www.iransakht.ir  یا به اپلیکیشن https://goo.gl/77qegS مراجعه کنند. ]]> ادبيات Tue, 22 May 2018 05:12:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261405/جشنواره-ایران-ساخت-فراخوان «پرنده من» فریبا وفی در آرژانتین منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261406/پرنده-فریبا-وفی-آرژانتین-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فریبا وفی در صفحه اجتماعی خود از  انتشار ترجمه اسپانیایی رمان «پرنده من» خبر داد.  این رمان به تازگی در کشور آرژانتین و به زبان اسپانیایی منتشر شده است. «پرنده من» نخستین رمان فریبا وفی بود و در سال ۱۳۸۱ منتشر شد. این کتاب برنده جایزه بهترین رمان سال ۱۳۸۱، سومین دوره جایزه هوشنگ گلشیری و دومین دوره جایزه ادبی یلدا شده است و از سوی بنیاد جایزه ادبی مهرگان و جایزه ادبی اصفهان مورد تقدیر واقع شده است. ترجمه آلمانی این کتاب با عنوان Kellervogel (پرنده زیر زمین) در آلمان منتشر شده است.   در رمان «پرنده من» داستان از زبان یک زن متاهل حکایت می‌شود. زنی که درگیر روزمرگی و سختی‌های زندگی زناشویی و بچه‌داری است. شوهر او امیر جوانی بلند پرواز است و در درجه اول به رویاهای خود می‌پردازد. راوی از خودش می‌گوید، از احساسات زنانه خود، خواهرانش، مادرش و ... .  در این رمان داستان به صورت خط موازی نیست و رفت و برگشت‌های متعددی دارد. گفتنی است رمان « پرنده من» به تازگی در کشور گرجستان نیز منتشر شده است. ]]> ادبيات Tue, 22 May 2018 05:08:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261406/پرنده-فریبا-وفی-آرژانتین-منتشر بين ادبیات ایران و جهان عرب انقطاع صورت گرفته است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261407/بين-ادبیات-ایران-جهان-عرب-انقطاع-صورت-گرفته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومي موسسه خانه كتاب، نشست معرفي و بررسي كتاب «أخضر أحمر» سروده  صادق رحمانيان روز گذشته (۳۱ ارديبهشت ماه) در سراي اهل قلم با حضور نيكنام حسيني‌پور، مديرعامل موسسه خانه كتاب، علي اصغر محمدخاني، نويسنده و معاون فرهنگي مؤسسه شهر كتاب، موسي بيدج، مترجم، صادق رحمانيان، شاعر كتاب و شهرام ميرشكاك، شاعر برگزار شد.   رحمانيان در ابتداي اين نشست به سابقه ورود به حوزه ترجمه اشاره كرد و گفت: زماني كه در سال ۱۳۵۷ در استان قم زندگي مي‌كردم سال‌هاي پررونق فعاليت من و سال‌هاي پررونق ادبيات ايران بود. در آن دوران، موسسه «محراب انديشه» در قم وجود داشت كه محفل رفت و آمد شاعران زيادي بود و اشعار خوبي را منتشر مي‌كرد. صادق رحمانیان وي ادامه داد: به مرور به سمت اشعار كوتاه سوق پيدا كردم چرا كه به شعرهاي بلند علاقه‌اي نداشتم و شايد هم انديشه اشعار بلند در من وجود نداشت. بنابراين به سمت اشعار دو بيتي رفتم. به مرور متوجه شدم در اشعار كوتاه صاحب ديدگاه خاص هستم. مدير راديو فرهنگ به سابقه دوستي با محمدالامين الكرخي اشاره كرد و گفت: با محمدالامين الكرخي در قم آشنا شدم و فعاليت‌هايي با هم انجام مي‌داديم و چون در جهان عرب دوستان زيادي داشت آثار من را به آن‌ها معرفي مي‌كرد. او اشعار را به صورت ملموس ترجمه مي‌كرد و به علت آشنايي كه با هم داشتيم افكار هم را مي‌شناختيم. رحمانيان ادامه داد: منتقدان معتقدند ترجمه‌هاي محمدالامين الكرخي از خود اشعار ملموس‌تر هستند. حواشي بر اشعار كوتاه مي‌نوشتم كه منتقدان آن‌ها را جزو شعر مي‌دانند و حذف آن‌ها را آسيب زدن به شعر تلقي مي‌كنند. در ادامه اين نشست، موسي بيدج اظهار كرد: بسيار جاي خرسندي است كه كتابي از ادبيات ايران در جهان عرب منتشر شده است چرا كه در روزگاري به سر مي‌بريم كه بين اين دو انقطاع صورت گرفته است و متأسفانه سياست و اقتصاد باعث شده‌اند فرهنگ عقب‌نشيني كند. وي ادامه داد: همچنين بسيار خوشحالم كه فردي چيره‌دست و مسلط به كار، اين اثر را ترجمه كرده است؛ محمدالامين الكرخي اين اثر را به شايستگي انجام داده ضمن اين كه خودِ اثر نيز شايسته است. اين مترجم افزود: شعرهاي صادق رحمانيان تأثيرگذار هستند اما متأسفانه هنوز در جامعه فرهنگي ما جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده‌اند. بيدج بيان كرد: زبان عربي و فارسي مكمل يكديگر هستند. به طور مثال دانشمندان، اديبان، عالمان و نويسندگان ايراني كه در جهان شهره هستند به صدها شخصيت برخورده‌اند كه هر كدام يك گوشه از فرهنگ اسلام را آباد كرده‌اند و باعث غناي فكري، فرهنگ و زبان عربي شده‌اند. يا اين كه در قرن‌هاي پنجم و ششم كتاب‌هايي نوشته شده‌ كه صدها اسم از شاعران ايراني كه به عربي شعر سروده‌اند، را دربردارند. اكنون اين آثار وجود دارند اما متأسفانه مورد غفلت واقع شده‌اند به اين علت كه عرب‌ها شاعران ايراني را نمي‌شناختند و از طرف ديگر عربي نوشته شدن آن‌ها باعث شده است كه ايراني‌ها اين شعرها را نشناسند. وي ضمن ابراز تأسف از ايجاد گسست بين عرب‌ها و ايراني‌ها، گفت: اين گسست باعث ايجاد سوء‌تفاهم بيشتر و فاصله گرفتن بيشتر عرب‌ها و ايراني‌ها شده است. شايد اين سوءتفاهم باعث نوعي تلخي شود كه ما به وسيله ادبيات مي‌خواهيم اين تلخي‌ها را از بين ببريم. ترجمه، اين سوءتفاهم‌ها و تلخي‌ها را اندكي كم مي‌كند و اميدواريم بتواند از بين ببرد. بيدج با بيان اين كه ۳۰۰ كتاب از ادبيات عرب به فارسي ترجمه شده است، گفت: متأسفانه چون فرايند ترجمه كتاب‌ها از فارسي به عربي به صورت كارشناسي صورت نمي‌گيرد، برخي از اين ترجمه‌ها اصلاً ارزش ترجمه نداشتند. در ادامه؛ ميرشكاك، موسي بيدج را يكي از چهره‌هاي شاخص روزگار در حوزه ترجمه دانست و گفت: بيدج استاندارد خود را دارد و وقتي بر كتابي مهر تاييد بزند كتاب مورد تاييد قرار مي‌گيرد و وقتي نقدي بر كتاب بنويسد از چشم ناشران و مخاطبان مي‌افتد. وي با بيان اينكه ترجمه كتاب اخضر احمر، ترجمه خوبي نيست، گفت: ترجمه محمدالامين الكرخي، ترجمه‌اي منطقي و عقلاني از يك مجموعه شعر احساسي و عاطفه است. مقاله‌اي در انتهاي اين كتاب نوشتم كه با خواندن آن ديدگاه من در مورد كتاب مشخص مي‌شود. حدود چهل درصد خون من عرب است و در عرب‌ها بزرگ شدم و عربي را حس و لمس مي‌كنم و به راحتي حرف مي‌زنم. اين منتقد ادامه داد: زبان فارسي، قدسي است اما زبان عربي، كالبدي، جسمي و شفاهي است و با طبيعت انس و الفت دارد. بنابراين اين دو زبان با هم برابر نيستند و اين امر باعث مي‌شود در انتقال اين زبان‌ها دشواري‌های زيادي ايجاد شود. بار عاطفي زبان فارسي بسيار زياد است. ادبيات ما مستقل از جريان‌هاي سياسي است، وقتي اشعار رحمانيان به عربي ترجمه مي‌شود آبروي ايران است. ادبيات او شرف روزگار ماست چرا كه اين ترجمه صورت و تصوير ديگري از ادبيات ما را منتقل مي‌كند. وي ادامه داد: رحمانيان شاعر كوتاه‌نويس است و بخشي از كوتاه‌نويسي‌هاي او به زبان بومي منتقل شده بدون اينكه بدانند رحمانيان كيست. شعر او ريشه، هويت و بافت دارد و نام‌ها و اصطلاحات محلي در آن يافت مي‌شود. شعر او كوته نوشته است. اين منتقد ادامه داد: حاشيه و پاورقي در اشعار او شاعرانه‌تر از متن هستند و گاهي فراتر از متن عمل مي‌كنند و اين امتيازي است كه من تنها در اشعار رحمانيان ديدم. در اشعار او عقلانيت تزريق نشده بلكه پاورقي‌ها بسيار عاطفي ثبت شده‌اند كه جزوي از متن هستند. بخشي از شعر او كاملا شخصي است و به درد مخاطب نمي‌خورد و يك واگويه است. شعرهاي رحمانيان ساختاري به شدت ادبي دارد و در استفاده از كلمات وسواس دارد. وي در پايان گفت: بخشي از ادبيات اين سرزمين مستقل و بخشي غيرمستقل است و از آقاي بيدج درخواست مي‌كنم نظارتي بر ادبيات ترجمه روزگار كنوني داشته باشند و با انتشار هر كتاب ترجمه شده‌اي، جلسه نقدي برگزار كنند تا ناشران در جريان ترجمه كتاب‌ها قرار بگيرند. ]]> ادبيات Tue, 22 May 2018 04:48:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261407/بين-ادبیات-ایران-جهان-عرب-انقطاع-صورت-گرفته بنی‌آدم اعضای یکدیگرند یا یک پیکرند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261385/بنی-آدم-اعضای-یکدیگرند-یا-یک-پیکرند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در روزهای گذشته بهاره افشاری، بازیگر سینما با انتشار تصویری از اسکناس ۱۰هزار تومانی در صفحه اینستاگرام خود به چاپ شعر معروف سعدی پشت اسکناس واکنش نشان داد و نوشت: «بنی آدم اعضای یکدیگرند!!!!!!! پول رایج کشور که لااقل از ۱۰ فیلتر گرافیکی و محتوایی و طراحی و غیره رد شده، همه کسانی هم که تایید کردند باید متوجه می‌شدند که بنی آدم اعضای یک پیکرند هرچند مشهورتر نیست اما به همون اندازه به اصالت شعر سعدی نزدیک‌تر و صحیح‌تر است.....خواستم در جریان این فقر فرهنگی، تفکری، علمی قرار بگیرید..... والا این دیگه ربطی به سیاست نداره ارزش پولمون رو مورد عنایت قرار دادیم دیگه به طراحی و محتواش دقت کنیم دیگه......ببخشید مزاحمتون شدیم!تاحالا متوجه شده بودید آیا؟؟؟؟» همین اظهار نظر غیرتخصصی خانم بازیگر کافی بود تا این زخم کهنه دهن باز کند و باعث بیان اظهار نظرهای گوناگون شود.     خانم بازیگر در مسند بزرگان ننشینید! بهزاد زرین‌پور، شاعر نخستین کسی بود که به این اظهارنظر واکنش داد و در صفحه شخصی خود نوشت: «همان طور كه می‌بينيد‌، خانم بهاره افشاری بازيگر در هيأت يک كارشناس ادبيات و عالم به تصحيح نسخ‌، همه بزرگان علم تصحيح را كه به اتفاق اين مصرع معروف سعدی را «بنی آدم اعضای يكديگرند» ثبت و ضبط كرده‌اند، متهم به بی‌سوادي كرده‌اند! پيداست كه ايشان بدون داشتن اطلاعات درباره علم تصحيح و نسخه‌خوانی كتاب‌هاي ادبی و بدون اندكی تحقيق در اين باره اين سخن را گفته‌اند. اگرچه برخی بر اساس دريافت شخصی خود تصور می‌كنند «اعضای يک پيكرند» بر «اعضای يكديگرند» رجحان معنی شناختی دارد اما اولا در هيچ يک از نسخ خطی «يک پيكرند» ضبط نشده است و بدون استثنا «يكديگرند» ضبط شده است؛ ثانيا اعضای يكديگرند معنی استعاري و مجازی دارد كه غنی‌تر از يک پيكرند است؛ ثالثا با آوردن يک پيكرند مصرع دوم حشو تلقی می‌شود. ايشان را به مطالعه توضيحات عالمانه استاد استادانم شادروان دكتر غلامحسين يوسفی در تصحيح بوستان توصيه می‌كنم تا ديگر چنين در مسند بزرگان ننشيند و حكم باطل نراند.»   اعضای یکدیگرند باتوجه به این اشاره زرین‌پور به سراغ اظهارنظر استاد فقيد مرحوم دکتر غلامحسين يوسفی رفتیم که در توضيحات گلستان (ص ‌٢٦٤) در تائيد و تاکيد صحت اين مطلب نوشته‌اند: «اعضای يکديگرند؛ چنين است در همه نسخه‌ها.» البته افراد دیگری مانند مجتبی مینوی،‌ حبیب یغمایی و محمدعلی فروغی نیز نظر یوسفی را تایید کرده‌اند.   نظر ما نظر فرهنگستان است بدون شک هر فردی نظری می‌تواند داشته باشد که قابل احترام است اما این حرف خانم بازیگر بدون اطلاعات کافی است؛ درست چند روز بعد از انتشار اسکانس 10 هزار تومانی، در همان سال انتشار، صحبت‌های بسیار زیادی مطرح شد که روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران در جواب به اعتراضات پاسخ داد: «با توجه به وجود دو نگارش متفاوت اما صحيح براي اين مصرع، از نظر بانک مرکزی چاپ هر دو نگارش بر پشت اسکناس ‌١٠٠هزار ريالی بيان‌کننده پيامی عميق و انسانی نهفته در شعر مشهور اين شاعربزرگ در تاريخ ادبيات فارسی است. با اين تفکر برای استفاده از اين بيت در طراحي اسكناس جديد صلاح کار را در فصل‌الخطاب قرار دادن نظر کارشناسان نهادی رسمي قرار داديم و از همان ابتدا با فرهنگستان زبان و ادب فارسی مکاتبات لازم انجام شد که در پاسخ، فرهنگستان قرائت بيت «بنی آدم اعضای يکديگرند / که در آفرينش زيک گوهرند» را از نظر مرحوم دکتر غلامحسين يوسفی ارجح اعلام كرد.»   نظر من با نظر فرهنگستان یکی است در همین راستا گفت‌وگوی کوتاهی با محمدجعفر یاحقی، پژوهشگر، استاد دانشگاه فردوسی مشهد و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی داشتیم. او در پاسخ به ایبنا می‌گوید: «بدون شک نظر من با نظر فرهنگستان یکی است و من نیز معتقدم که «یکدیگر» درست است. حرف درباره این موضوع زیاد است و من نیز مفصل درباره این مصرع صحبت کرده‌ام که این اظهارنظر در روزهای آینده در یکی از روزنامه‌های سراسری منتشر خواهد شد. اما در کل باید بگویم که اگر ما به نسخه‌های خطی مراجعه کنیم، متوجه می‌شویم که در همه نسخه‌ها «یکدیگر»‌ آمده است.»    سعدی گستاخی کرده است در این بین قدمعلی سرامی در گفت‌وگو با ایبنا کلمه «پیکر» را درست دانست و گفت: «پیامبر اسلام (ص) می‌فرمایند: «المومنون کجسد واحد». به نظر من سعدی گستاخی کرده و کلام پیغمبر را غلط تشخیص داده و به درستی، غلط تشخیص داده است؛ چراکه بنی آدم اعضای یک پیکر هستند و نه مومنین. در این کره زمین امکان دارد که یک میلیارد مومن باشد؛ با این تفاسیر شش میلیارد باقی مانده حقی ندارند و انسان نیستند؟ سعدی تشخیص داده است که اشتباه برداشت شده است و کل فرزندان حضرت آدم، یک پیکر هستند. سعدی می‌گوید «بنی آدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند» تاکید مصرع دوم در هم گوهری انسان‌ها باهم، نمی‌تواند باعث شود که یکی جز و یکی کل باشد. بنابراین اگر بگوییم که «بنی آدم اعضای یکدیگرند» یعنی یک بار شما کل هستید و من جز هستم و دفعه بعد برعکس؛ در حالی که چنین نیست و ما همه اعضای یک پیکر انسانی هستیم. شما یک سلول، من یک سلول و سایر افراد جامعه سلول‌های دیگر این پیکر را تشکیل می‌دهند. البته نکته اصلی در بیت سوم این شعر است که کمتر شنیده شده است. آنجایی که سعدی می‌گوید: «‌تو‌ کز محنت دیگران بی غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی». شما به این بیت دقت کنید، یعنی شرط آدم بودن این است که غم آدم‌های دیگر را بخوریم. یعنی همبستگی بیرونی و عاطفی هم شرط انسانیت، شمرده شده است و این همبستگی با آنکه بگوییم، یکدیگرند تطابق پیدا نمی‌کند. نظر من عکس فرهنگستان ادب است و به اعتقاد من ما هم باید همان گستاخی سعدی را داشته باشیم و حرف درست را که خلاف نظر دوستان و بزرگان است، بیان کنیم. بر اساس حدیث «المومنون کجسد واحد» اگر یکی از عضوهای این جسد درد بگیرد، سایر اعضا نیز درد می‌گیرد. بنابراین نگاه پیغمبر هم روی وحدت جسدی بشریت است و همه افراد می‌شوند اعضای آن جسد واحد.»   نسخ به ما می‌گویند که «یکدیگر» درست است سعید حمیدیان، استاد دانشگاه نیز در گفت‌وگو با ایبنا گفت: «بدون شک کلمه «یکدیگر» درست است؛ چراکه از نظر معنایی هم «یکدیگر» بهتر است. با این حال اختلاف درباره این بیت بسیار زیاد است و در طول سال‌های گذشته اظهار نظرهای متفاوتی بیان شده است. برای مثال شما به آن بیت حافظ که می‌گوید:‌‌‌ «کشتی‌نشستگانیم (شکستگانیم) ای باد شرطه برخیز» نگاه کنید که هنوز عده‌ای می‌گویند «شکستگان» و عده‌ای نظر روی کلمه «نشستگان» دارند. من واقعا متوجه این جاروجنجال‌ها نمی‌شوم و نمی‌دانم که چرا سال‌هاست دوستان درباره این موضوع سخن می‌گویند. من فکر می‌کنم در پرداختن به این موضوع باید قائل به تساهل بود و بر اساس آنچه که صحیح می‌پنداریم عمل کنیم. در کل اکثریت نسخ و جنبه نقلی قضیه به ما می‌گوید که کلمه «یکدیگر» درست است.»   اگر به کمی عقب‌تر برگردیم در کتاب «ریاضی دلاویز در ادب گهرریز»، اثر احمد شرف‌الدین آمده است که زنده‌یاد سعید نفیسی معتقد بود صحیح این بیت به شکل زیر است: «بنی آدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند». وی دو دلیل برای نظر خود دارد؛ «نخست اینکه در زمان سعدی یک نوع خط رواج داشته که همه مردم با آن می‌نوشتند و به آن «خط تعلیق» می‌گفتند. در خط تعلیق معمول بوده است که برای تند نوشتن گاهی بعضی حروف را که باید جدا بنویسند، به هم می چسباندند. مثل خط شکسته امروز. از آن جمله در کلمه «یکدیگر»، حرف «دال»را به «یا» می‌چسباندند و «پیکر» و «دیگر» را مثل هم می نوشتند. همین بلا به مرور زمان بر سر شعر سعدی هم آمده و کم کم «یک پیکرند»به «یکدیگرند» تبدیل شده است. دوم دلیل این است که حال از نظر معنا هم که نگاه کنیم. شاعر بزرگی چون سعدی نمی‌گوید: «بنی آدم اعضای یکدیگرند.» مخصوصا جایی که پس از آن می‌گوید «چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار.» شک نیست که عضو یعنی اجزای یک پیکر و یک بدن. وانگهی تصور کنید که اگر «اعضای یکدیگرند» بخوانیم، چه‌قدر مضحک می‌شود. نتیجه این می‌شود که «من سر شما هستم و شما مثلا دست من هستید.» مرد بزرگی مثل سعدی هرگز این طور حرف نمی‌زند.»   به هر حال نظرات متفاوت است و به نظر می‌رسد در این شرایط بهترین کار مرجع قرار دادن نظر فرهنگستان زبان و ادب فارسی باشد که کلمه «یکدیگر» را درست معرفی کرده است. ]]> ادبيات Mon, 21 May 2018 10:54:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261385/بنی-آدم-اعضای-یکدیگرند-یا-یک-پیکرند سومین دوره پیشرفته آموزش داستان کوتاه برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261386/سومین-دوره-پیشرفته-آموزش-داستان-کوتاه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، علاقه‌مندان برای ثبت‌نام در این دوره می‌توانند یک داستان کوتاه بین 500 تا 2000 کلمه ارسال کنند.   متقاضیان باید فایل داستان خود را در قالب فایل Word ارسال نموده و مشخصات فردی و شماره تماس خود را در پایان داستان درج کنند. علاقه‌مندان برای ثبت‌نام تا دوازدهم خرداد فرصت دارند تا با مراجعه به درگاه اینترنتی dastan.adabiatirani.com اطلاعات خواسته شده را تکمیل کنند. بر اساس اعلام بنیاد شعر و ادبیات داستانی، پذیرش نهایی همه داوطلبان از طریق مصاحبه حضوری انجام خواهد شد. ثبت‌نام فقط از طریق درگاه اینترنتی صورت می‌گیرد، اما برای دریافت اطلاعات و جزییات ثبت‌نام در این دوره، شماره تلفن 88322399 داخلی 201 در ساعت اداری پاسخگو خواهد بود. یادآور می‌شود، سومین دوره‌ پیشرفته‌ داستان‌نویسی با هدایت آقایان «داوود غفارزادگان» و «خسرو باباخانی» برگزار خواهد شد.    ]]> ادبيات Mon, 21 May 2018 09:14:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261386/سومین-دوره-پیشرفته-آموزش-داستان-کوتاه-برگزار-می-شود «کافه خیابان گوته» به بوته نقد می‌رود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261376/کافه-خیابان-گوته-بوته-نقد-می-رود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در شصت و دومین ویژه برنامه «ترنم قلم» کتاب «کافه خیابان گوته» با حضور حمیدرضا شاه‌آبادی (نویسنده اثر)، فهیمه جعفری و محمدرضا گودرزی (منتقدین) عصر روز سه شنبه 1 خرداد ماه ساعت 17 در فرهنگسرای گلستان نقد و بررسی می‌شود. رمان «کافه خیابان گوته» داستانی خواندنی با چاشنی تاریخ است که از دل‌مشغولی نویسنده به این حوزه حکایت دارد و گویا برای حمیدرضا شاه آبادی، معنای داستان با تاریخ قرابت بسیاری دارد. در «کافه خیابان گوته» قهرمان داستان کیانوش مستوفی، نوه میرزا یوسف، شخصیت اول رمان «دیلماج» است، بنابراین این کتاب به ادامه رمان «دیلماج» می‌پردازد. در رمان «کافه خیابان گوته» سه دانشجو یک گروه مبارزه چپ را تشکیل می‌دهند که در ابتدا دیدی انقلابی ندارند اما در آینده شرایط عوض می‌شود و با این تغییر دید، یکی از اعضا به گروه خیانت می‌کند، گروه از هم می‌پاشد و به همین دلیل کیانوش به زندان می‌افتد.  انتشارات افق کتاب «کافه خیابان گوته» را در 256 صفحه با ویراستاری احمد پورامینی در سال 1394 منتشر کرده است. براساس خبر روابط عمومی مراکز فرهنگی- هنری منطقه 8 و فرهنگسرای گلستان، علاقه‌مندان می‌توانند ساعت 17 سه‌شنبه 1 خرداد ماه به نشانی تهران، نارمک، میدان هلال احمر، خیابان گلستان، کتابخانه فرهنگسرای گلستان مراجعه کنند. ]]> ادبيات Mon, 21 May 2018 06:39:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261376/کافه-خیابان-گوته-بوته-نقد-می-رود ​آسمان زیر پوستم راه افتاده! http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261358/آسمان-زیر-پوستم-راه-افتاده خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- سارا اسماعیلی: مجموعه شعر «‌پیانو برای گوش ونگوگ‌» اولین مجموعه شعر سپید از محمد گنابادی‌ است. او شاعر جوانی‌ است که در جریان سیال پس ذهن‌اش زندگی می‌کند و زیست‌اش را وارد زبان شعر می‌کند و آنچه از زندگی ادبی و تجربی‌اش دریافت می‌کند در ساختار زبانی شعرش نمود پیدا می‌کند. ضربان واژه‌ها را در گره‌خوردگی ترکیب‌سازی‌هایش می‌گیرد! و نبض تپنده ذهن مشوش‌اش را به فرم نوشتاری مختص خودش تبدیل می‌کند. او فرمالیستی‌ است که بیشتر باید در‌باره‌ فرم شعر خودش تجربه و دانش کسب کند و به چیزهای بیشتری برسد.   «صبح به کش‌دارترین جمعه‌ی خارج از معمولِ انتظار صدایت را جایی در سرم پیچاند»   جهان‌بینی شاعر استعاری و فلسفی‌ است، و این پیچیدگی‌های جهان‌بینی و زیست شاعر به شاعرانه‌هایی با مضامین متعدد و تصاویر متعدد ختم می‌شود. ‌به گونه‌ای که در هر سطر از شعرش یک تصویر و مضمون منفک می‌توان دید. شاعر با استفاده از استعاره و ترکیب‌سازی و ساختار، آشنایی‌زدایی خلق می‌کند و سطرهایش با آشنازدایی حرکت می‌کنند. هر چند آشنازدایی هدف شعر نیست و صرفا یک شگرد محسوب می‌شود.   یاکوبسن، از آشنایی‌زدایی به‌عنوان «بیگانه‌سازی» یاد می‌کند. فرمالیست بزرگ روسی «ویکتور شکلوفسکی» از آن در شعرهایش بهره می‌برد و سهراب سپهری از همان شیوه استفاده می‌کند و همچنین از سبک هندی بهره می‌گیرد.   محمد گنابادی در آشنایی‌زدایی‌هایش، بیش از آنکه به سمت ایهام برود، به سمت خارج کردن و تغییر کاربرد واژه‌های معمول و تغییر فرم و ساختار نحوی جملات خبری معمول و تبدیل آن به جملات ادبی و شاعرانه می‌رود. ذهن گنابادی و دریافت شعری‌اش به سبک هندی نزدیک است! می‌توان گفت او مدرن می‌سراید اما چندان با جریان شعری دهه‌ معاصرش همگام نمی‌شود.   «وضعیتم خطرناک است و تلفاتم سنگین به اندازه‌ی بمب‌گذاری در سینما آزادی/ وقتی جدایی/ در حال اکران است خطرناک است/شکل صندلی‌های سینما/ مثل توطئه‌ی فامیلی در چشمهایی که از پشت قاشق‌ها در حال پاییدنت هستند از دور میزی که روی من پهن می‌شود!»   سطرها در محور افقی دارای روایت هستند و هر کدام تصویری در خود دارند. در بسیاری از این سطرها، تصاویر ذهنی شاعر به عینیت و اجرا رسیده‌اند اما در بسیاری دیگر برای لمس تصویر ذهنی شاعر، توسط مخاطب، به رمزگشایی بیشتری نیاز است. هرچند کلید واژه‌ها در سطر وجود داشته باشند.   «وقتی سایه‌ای در پادرمیانی مرگ/ جای گلوله را پنهان کرده بود بی آنکه اسلحه‌ای شلیک شود/ شهر مردد ترس بود و انکار و کوچه‌ای که نامش را از یاد برده بود»   در شعر بالا تشخص با ظرافت به مرگ و شهر و کوچه بخشیده شده‌ است. جملات توصیفی و توضیحی کنار هم قرار گرفته‌اند و شعری چند لایه با ارجاعات برون متنی سروده شده است. در شعر اتفاقی افتاده که هر مخاطب با دریافت و ارجاعات به داده‌های ذهنی خود، می‌تواند آن را لمس کند. اما یک فضای انتزاعی‌تر و قوی‌تر ساخته نشده تا مخاطب در آن گام بنهد و آن فضا را تجربه کند.   شاید شاعر به عمد فضاسازی‌های ملموسی در شعرش ایجاد نمی‌کند و ذهن مخاطب را در فضاسازی باز می‌گذارد. که البته این کار ریسک بالایی دارد که می‌تواند مخاطب کم حوصله را کلافه کند و از فضاسازی منصرف شود.   در سطرهای بعدی این شعر، شاعر رندانه از فضای مرگ و هراس‌هایش فاصله می‌گیرد و با معشوقه‌ای صحبت می‌کند که‌ فارغ‌اش می‌کند از آنچه که دارد اتفاق می‌افتد.   «قسم به چشمهایت/ قسم به قرار از وقت خنده‌ای که بر لبت گذشت اما چشم‌هایت/ گیر تمام راه‌های نرفته‌ام بود! هست ...»   و در پایان بندی‌این شعر به زیبایی می‌گوید: «پنجره را باز می‌کنم به هوای مرگ/ نام تو شرارت پنجره را / به تاخیر می‌اندازد»   شعرهای محمد گنابادی باید چندبار خوانی شود. برای دریافت ذهیت‌هایش و کدهایی که آگاهانه و ناآگاهانه از ذهنش وارد شعر شده، با هر بار خوانش می‌توان چیزهای تازه تری کشف کرد. وقتی از یک فضا، به فضای دیگری می‌رود، آگاهانه است. ارجاعات درون متنی و برون متنی گواه این امر است. تغییر فضایش یک روایت در لایه‌ زیرین دارد و پیش برنده‌ شعر است.   گاه سطرها در محور عمودی، انسجام خود را از دست می‌دهند و با فقدان روایت مواجه می‌شوند. شاعر در این موارد، برای پوشش این فقدان از تصویر دادن‌های متعدد در لابه‌لای سطرها استفاده می‌کند و ما گاه با تزاحم تصویری مواجه می‌شویم.   اغلب تقطیع سطرها، در این مجموعه شعر، در سکته‌ها یا ایجاد مکث درخوانش، صورت نگرفته است. بلکه تقطیع موضوعی و معنایی است. هر سطر یک موضوع و طرح را به طور واحد در خود نگه داشته است.   «همیشه یک بالشت در تخت‌خواب دونفره بدون استفاده می‌ماند وقتی که قرار است تمام فشنگ‌ها را در جیب سمت راست بگذاری و خنده‌هایت را / ماهیگیران در طوفانی‌ترین وضعیت تورهایشان صید کنند»   در سه سطر بالا اما، در نظر اول، مراعات نظیر وجود ندارد. اما تغییرات فضا و تصویر در این سه سطر، یک جریان قوی را روایت می‌کنند و فضاها کهکشان‌وار، جهانی را خلق می‌کنند. سطرها درد انسان امروزی و مدرن را نشان می‌دهند و فراتر از آن، انتزاعی می‌شوند و حس همذات‌پنداری به‌وجود می‌آورند. در سطر سوم، آشنایی‌زدایی به خوبی اجرا شده است و انسانی که براثر خودکشی در دریا افتاده، و بیرون کشیده شدنش با تور ماهیگیران، در ذهن متبادر می‌شود.   «جزیره‌ای از شیب بال هواپیما تنهاتر می‌کند مردی را پشت میز کارش روی کش داری حوصله‌ی کاناپه/ در بیدارمرگی شبانه وقتی ساق‌های تو/ شن‌های متمایل‌تر به جنوب را می‌سوزاند در جیغ منقار مرغ‌های شکارچی»   دو سطر ابتدایی شعر فوق، درخشان هستند. شعر با یک کشف خوب شروع شده، به خوبی اجرا شده و به عینیت رسیده است. در سطرهای بعدی، می‌توان کاناپه و شب‌بیداری پرمخاطره‌‌ مرد را دید. تصاویر سطرهای پایینی از لحاظ فرم با دو سطر ابتدایی متفاوت‌اند. صفت و موصوف تصویر را تحت الشعاع قرار داده است. بیدارمرگی البته ترکیب هوشمندانه و ظریفی‌ است که حال مرد را به خوبی توصیف می‌کند‌ و دو سطر آخر، در اینکه در ذهن مرد اتفاق افتاده و یا در واقعیت سفر زن به آن جزیره، مبهم گذاشته شده‌ است و خیال‌انگیزی بیشتر به شعر بخشیده است. شعر بالا، دارای فرم یکسان، در محور عمودی نیست. شعر می‌توانست یک دست دارای فرم زبانی باشد یا فرم تصویری. ساختار یا ذهنی پیش برود یا عینی. شاعر اگر به جای استفاده از ترکیب‌سازی در دو سطر میانی، از تصویر سازی ( مانند دو سطر آغازین) و کشف بهره می‌برد، شعر تا انتها می‌توانست به همان میزان سطرهای ابتدایی، درخشان اجرا شود.   ‌اینکه اشعار مجموعه شعر «‌پیانو برای گوش ونگوگ» از محمد گنابادی چقدر پتانسیل ‌مانایی و ماندگار شدن در اذهان را داشته باشند، با توجه به اینکه کشف‌ها گاه در بین ترکیب‌ها و سطرهای حرفی محو می‌شوند، به ذهن ‌و ذهنیت مخاطبین گنابادی بستگی دارد. مخاطبینی که اغلب به خواندن اشعار کوتاه و هر آنچه که تصویر و معنا را سهل‌تر انتقال دهند، تمایل دارند. مخاطبی که دغدغه‌ها و فضای ذهنی‌اش با ما متفاوت است و هر آنچه را که آماده‌تر است بیشتر دوست دارد.    گنابادی زبان را خوب می‌شناسد و زبان شعرش نرم است. اما ترجیح داده از کارکردهای دیگر زبان استفاده نکند و به جای بهره بردن از ایهام و فرم روایی، همان را که مد نظرش بوده گفته است و البته باید متذکر شد که با این وجود سطرها تک لایه و سطحی نیستند. فرم شعر در این مجموعه، فرم زبانی است. ساختار شعر، تحت تاثیر همین فرم زبانی شعر است. تا جایی که گاه مخاطب دلش می‌خواهد، نیمی از واژه‌های سطر را کنار بگذارد، و بتواند تصویر را واضح‌تر ببیند و لمس کند. چرا که ترکیب‌سازی‌ها و فرم زبانی، دیگر المان‌های شعر را کمرنگ می‌کند «‌شقیقه‌ام همیشه تو را درد می‌کند!‌»   زبان شعر، زبان به روز و یک دستی است. مگر در یکی دو شعر از اشعار که گنابادی آگاهانه در فضا و واژه‌های صوفی مآبانه، از چند واژه کهن مانند طره و طفره و سماع استفاده کرده است.   مرگ! بیش از هر واژه‌‌ دیگری در شعرهای این مجموعه استفاده شده است. شخصیت‌پردازی، در بسیاری از شعرها به چشم می‌خورد. روایت در فضایی با شخصیت‌های واقعی اتفاق می‌افتد و مخاطب را با خود همراه می‌کند.   «مابقی را تاریخ سرگرم بزرگ کردن موشک‌های کاغذی کلاس بود موشک‌های دیپلمه/ کنکوری شدند/ شهاب 3 شدند آرش! برای قربانی چله می‌کشی؟»   در سه سطر بالا، سال‌ها زندگی نهفته شده است‌ و زندگی شخص یا اشخاصی که تحت‌تاثیر و در شرایط جنگ زندگی می‌کنند، و سرنوشت احتمالی‌شان، گنجانده شده است. در بعضی از سطرهای اشعار مجموعه، افعال می‌توانند به قرینه حذف شوند. برای آهنگ درونی که مد نظر شاعرش بوده، در بسیاری از شعرها، پشت سرهم، از افعال شبیه به هم، استفاده شده که غیر ضروری است.   «رنگ‌های نامتعارف شهر در تنم درد می‌کند/ گریه‌های کودکانه‌ای در تنم درد می‌کند/ در تنم درد می‌کند در تنم درد می‌کشد و/ جغرافیای ناجور پنجشنبه‌ی تهران/ در تنم درد می‌کند ...» ​ در نهایت اما، همین افعال در شکل گرفتن ساختار شعرهایش نقش دارند، و حس همذات‌پنداری را در مخاطب، بیشتر می‌کنند. در پایان، باید منتظر ماند و روند حرکت محمد گنابادی را در شعر دید و بیشتر از او خواند و شنید. ]]> ادبيات Mon, 21 May 2018 06:02:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261358/آسمان-زیر-پوستم-راه-افتاده درآمد نویسندگی با مترجمی متفاوت است/ درآمد خوبی دارم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261312/درآمد-نویسندگی-مترجمی-متفاوت-خوبی-دارم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مریم مفتاحی سال‌هاست که در حال ترجمه آثار مختلف ادبی به زبان فارسی است و تا به حال آثار زیادی را به فارسی ترجمه کرده است اما بدون شک موفق‌ترین ترجمه‌های او به دو اثر «من پیش از تو» و «پس از تو» برمی‌گردد. دو اثری که باعث آشنایی مخاطب ایرانی با جوجو مویز، نویسنده انگلیسی شد و بازار بسیار خوبی را برای آثار این نویسنده در ایران ایجاد کرد. این دو اثر در سه سال گذشته بیش از 150 هزار نسخه فروش‌ داشته و بدون شک استقبال از این دو اثر درآمد بسیار خوبی را برای مترجم داشته است. از این رو در دومین مصاحبه از پرونده «نویسندگی و مترجمی شغل محسوب می‌شود» به سراغ او رفته‌ایم.   مریم مفتاحی در گفت‌وگو با ایبنا در توضیح میزان درآمد اهل قلم اظهار کرد: کلا باید از دو جنبه به نشر نگاه کرد. نشر یک کار فرهنگی است که در کنار آن کار اقتصادی نیز انجام می‌شود. به نظر من اگر شما نویسنده، مترجم و شاعر را کنار بگذارید، 90 درصد کار نشر بنگاه اقتصادی است و شاید 10 درصد رسالت فرهنگی باشد. بنابراین ناشر باید زندگی کند و به دلیل آنکه نشر شغل او محسوب می‌شود، باید از این کار درآمد داشته باشد.   وی ادامه داد: از طرفی برای نویسنده و مترجم نیز شرایط به همین شکل است؛ اما در ایران نویسندگی و ترجمه شغل دوم محسوب می‌شود. به نظر من نویسنده وقتی یک اثر را شروع به نوشتن می‌کند، با یک دغدغه فرهنگی دست به قلم می‌برد؛ یعنی اگر نویسنده‌ای با این هدف کتاب بنویسد که از آن پول دربیاورد، آن کتاب بازاری و تجاری خواهد بود و ارزش ادبی ندارد. در حال حاضر ما نویسندگانی داریم که با دغدغه مالی شروع به نوشتن نکرده‌اند اما بعدها درآمد خوبی داشتند و نویسندگی برای آن‌ها تبدیل به شغل شده است و هنوز که هنوز است کتاب‌هایشان فروش قابل قبولی دارند. برای مثال می‌توان در این بین به  هوشنگ مرادی‌کرمانی اشاره کرد.   این مترجم با اشاره به دغدغه‌های نویسنده و مترجم متعهد گفت:‌ وقتی نویسنده‌ای مانند هوشنگ مرادی‌کرمانی شروع به نوشتن یک اثر می‌کند، دغدغه‌های او مالی نیست. به نظر من وقتی کار خوب باشد، پرفروش خواهد شد. مهم‌ترین عاملی که ما از آن ضربه می‌خوریم، دیده‌نشدن اثر است. ما در حال حاضر کتاب‌های بسیار خوبی داریم که متاسفانه دیده نشده‌اند. وی افزود: من به این موضوع اعتقاد ویژه‌ای دارم که کتاب باید تبلیغ شود، کتاب باید دیده شود و این وظیفه ناشر است. مردم ما متاسفانه کتابخوان نیستند و در سال‌های اخیر دغدغه‌های مردم عوض شده است؛ بنابراین ما باید به روش‌های مختلف تبلیغاتی مردم را به کتابفروشی‌ها بکشانیم. مترجم رمان پرفروش «من پیش از تو» با اشاره به سیستم‌های تبلیغاتی در نشر‌های بزرگ دنیا گفت:‌ اگر ما ایده‌ای تازه برای تبلیغات در حوزه کتاب نداریم، می‌توانیم از شیوه‌هایی که ناشران خارجی انجام می‌دهند، الگو‌برداری کنیم. برای مثال قرار است که در 28 ژانویه 2019 کتابی از جوجو مویز منتشر شود؛ در چنین شرایطی شما می‌بینید که از چند ماه قبل تبلیغات گسترده‌ای را آغاز می‌کنند و حتی در خیابان‌ها بیلبوردهای بزرگی را به کتاب اختصاص می‌دهند تا همه از این اتفاق مهم فرهنگی آگاه باشند.   وی افزود:‌ همچنین گاهی دیده می‌شود که یک کتابفروش تمام ویترین مغازه را به یک اثر اختصاص می‌دهد و به این شکل مردم متوجه می‌شوند که اتفاق بسیار مهمی در پیش است. برای مثال مراسم جشن امضا و صف امضا مراسمی است که از فرهنگ خارجی به فرهنگ ما راه پیدا کرده است و امروز می‌بینید که این اتفاق چقدر باشکوه در کشورمان برگزار می‌شود.   مفتاحی با اشاره به موضوع اصلی گفت‌وگو که آیا نویسندگی و مترجمی شغل محسوب می‌شود یا خیر، گفت:‌ اگر همه چیز اصولی و درست انجام شود، بدون شک نویسندگی شغل محسوب می‌شود. البته من همیشه بین مترجمی و نویسندگی فرق می‌گذارم و به نظرم همیشه این دو خیلی با هم متفاوت هستند؛ چراکه مترجمی می‌تواند از همان ابتدای کار شغل محسوب شود اما نویسنده باید کمی صبر کند. از نظر من اگر شما به مترجمی به‌عنوان یک شغل فکر کنید و تمام وقت به آن بپردازید و دغدغه آن را داشته باشید، می‌توانید از آن پول دربیاورید.   وی ادامه داد: ‌به دلیل آنکه مردم ما کتابخوان نیستند،‌همه ما وظیفه داریم تا بیشتر بر کتاب‌های پرمخاطب کار کنیم تا بتوانیم مردم را به سمت کتاب بکشیم و بعد از آن به فکر تغییر سلیقه آن‌ها باشیم. شما توجه کنید که من مترجم می‌توانم باب سلیقه مخاطب عمل کنم و این دقیقا تفاوت مترجم و نویسنده است.   این مترجم با اشاره به دلایل استقبال از دو اثر جوجو مویز گفت: به نظر من برای موفقیت یک اثر در بازار کتاب باید مثلث ترجمه خوب، ناشر و مخاطب تشکیل شود و حتی اگر یک ضلع تشکیل نشود، احتمالا برای کتاب اتفاقی رخ نخواهد داد. از طرفی دوستان توجه داشته باشند که نخستین کتاب من در سال 75  و کتاب دوم سال 76 منتشر شده است؛ بعد از این اتفاق من 10 سالی کار نکردم اما از سال 86 به شکل جدی وارد کار شدم. این صحبت به این معناست که 20 سال از شروع فعالیت من می‌گذرد و من در یک شب به جایگاه امروز نرسیده‌ام.   این مترجم افزود: من قبل از رمان «من پیش از تو» حدود 15 کتاب داشتم که دیده نشده بودند. همه این‌ها بیانگر این است که من برای مسائل مالی به سراغ ترجمه نیامده بودم. ترجمه عشق من بود و با نیت کسب درآمد به دنبالش نیامدم؛ اما به هر حال «من پیش از تو» ترجمه و منتشر شد و گل کرد. البته اگر این کتاب دست هر ناشری غیر از آموت بود، دیده نمی‌شد.   مفتاحی در توصیه‌ای به مترجمان جوان اظهار کرد: تجربه من می‌گوید که هر کاری که با عشق آغاز شود، نتیجه خواهد داد، من سال‌ها به ترجمه عشق ورزیدم و توانستم درآمد قابل قبولی داشته باشم، بنابراین توصیه من به مترجمان جوان این است که اگر به این حوزه عشق می‌ورزند، وارد ترجمه شوند.   این مترجم با گلایه از قاچاق کتاب‌هایش گفت: به جرائت می‌توانم بگویم که همان قدر که آموت کتاب‌های «من پیش از تو» و «پس از تو» را فروخته، همان‌قدر نیز قاچاقچیان فروخته‌اند. شما توجه کنید که این افراد پول مترجم، پول پخش و کتابفروشی‌ نمی‌دهند و طبیعتا هزینه تمام شده برای آنها بسیار کمتر می‌شود و می‌توانند کتاب‌ها را با نصف قیمت بفروشند و در این شرایط اقتصادی برای مخاطب هم مهم است که بتواند کتاب را با بهای کمتری تهیه کند.   وی ادامه داد: ‌متاسفانه قضیه قاچاق را که کنار بگذاریم، کپی‌های بسیاری از این دو کتاب در بازار موجود است که حتی یک «و» در آنها جابه‌جا نشده است و من واقعا نمی‌دانم که مترجم آن واقعی است یا یک اسم خیالی. با کمال تاسف باید بگویم که این کتاب‌ها در بازار موجود است و فروش قابل قبولی هم دارند.   مفتاحی در پایان گفت: اگر در حوزه ترجمه فردی دانش زبانی داشته باشد و زبان مبدا و مقصد را به خوبی بشناسد و مانند یک کارمندی که هشت ساعت در روز کار می‌کند، وقت بگذارد، موفق خواهد شد. در پایان باید بگویم که من همین شیوه را انجام می‌دهم و حداقل روزی هشت ساعت برای ترجمه وقت می‌گذارم و درآمد خوبی هم دارم. ]]> ادبيات Mon, 21 May 2018 05:45:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261312/درآمد-نویسندگی-مترجمی-متفاوت-خوبی-دارم فیلم‌نامه «شب انگل» یک ملودارم اجتماعی است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261337/فیلم-نامه-شب-انگل-یک-ملودارم-اجتماعی مرتضی‌ کربلایی‌لو، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از فیلمنامه جدیدی که به رشته تحریر درآورده، خبر داد و گفت: «شب انگل» کاری اقتباسی است هرچند که از داستان‌های خودم آن را اقتباس نکرده‌ام و در واقع این کار یک ملودرام اجتماعی است.   نویسنده «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» درباره ماجرای  فیلمنامه «شب انگل» توضیح داد: ماجرا از این قرار است که یک مسئله حاد برای سه نفر پیش می‌آید؛ دو برادر و همسر یکی از آن‌ها. همه اتفاق‌ها در یک آپارتمان می‌افتد و موقعیت حادی این سه نفر را درگیر می‌کند. مواجهه این افراد با این موقعیت حاد باعث می‌شود برخوردشان با یکدیگر صریح‌تر شود و ملاحظات قبلی خود را به کناری بگذارند، گذشته یکدیگر را بیرون بریزند و  به نوعی در گذشته یکدیگر کنکاش کنند. در نتیجه تصمیمی که یکی از این سه نفر می‌گیرد باعث می‌شود خساراتی به همه آن‌ها وارد شود. بعد از این بحران ما به یک فضای آرام و آرامشی در فضای کار  می‌رسیم.   نویسنده «سوگواری برای شوالیه‌ها» درباره انگیزه خود از نوشتن این فیلمنامه توضیح داد: انگیزه من این بود که فیلمنامه‌ای بنویسم که از لحاظ پروداکشن، کارگردانی، امکانات و بازی ما را به یاد فیلم «خدای کشتار» ساخته پولانسکی بیندازد. در آن فیلم هم تقریبا همه اتفاقات به استثنای چند سکانس خارجی بین دو زوج در یک آپارتمان می‌گذرد.   کربلایی‌لو درباره منبع اقتباس این اثر گفت: این فیلمنامه یک اقتباس آزاد حساب می‌شود اما اجازه بدهید منبع آن را ذکر نکنم و به همین اکتفا کنم که  از اثر یک نویسنده فرانسوی اقتباس شده است.   نویسنده «مفیدآقا» درباره تولید فیلمنامه خود گفت: فعلا برای تولید با کسی صحبت نکرده‌ام در واقع کسی که باعث شد انگیزه چنین کاری در من به وجود بیاید به من گفت؛ به فیلمنامه‌ای فکر کن که با بودجه کم و حداقل پروداکشن بشود تولیدش کرد. طبیعتا برای اینکه همچین فیلمنامه‌ای را بخواهی بنویسی باید موقعیتی تنش‌زا در آن به وجود بیاوری. به‌طوری که بیشتر بار فیلمنامه روی بازی و دیالوگ‌ها بچرخد و این اتفاقات بنا به نظراتی که از چند نفری که این فیلمنامه را خوانده‌اند گرفته‌ام، به نظر می‌رسد که رخ داده است.   مرتضی کربلایی‌لو در انتها درباره سوابق فیلمنامه‌نویسی خود و همچنین ادامه فعالیت‌های فیلم‌نامه‌نویسی خود گفت: من از سال 90 به بعد در تلاش بوده‌ام که فیلمنامه‌هایی بنویسم و  این کار راهم کرده‌ام. فیلمنامه، طرح فیلمنامه و همچنین طرح سریال نوشته‌ام و همه را هم ثبت کرده‌ام. اما فعلا تمرکزم روی داستان کوتاه و رمان است و این مساله باعث شده که مسیر و فضا برایم در کار فیلمنامه‌نویسی باز نشود تا به این سمت بروم و جدی‌تر با تهیه‌کنندگان و کسانی که در کار ساخت فیلم هستند آشنا بشوم و صحبت بکنم. بیشتر به دلیل تمرکزم به ادبیات بوده که این اتفاق تا به حال نیفتاده است اما قطعا علاقه‌مندم که این اتفاق بیفتد.   ]]> ادبيات Mon, 21 May 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261337/فیلم-نامه-شب-انگل-یک-ملودارم-اجتماعی برگ برنده من در «شغل پدر» کشش قصه بود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261357/برگ-برنده-شغل-پدر-کشش-قصه مهستی بحرینی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره رمان «شغل پدر» نوشته سرژ شالاندون که به تازگی با ترجمه وی منتشر شده است گفت: درباره شالاندون،‌ نویسنده این اثر بسیار جست‌وجو کردم تا بتوانم مقدمه‌ای برای کتاب بنویسم اما نتوانستم مطالب مناسبی پیدا کنم. این کتاب را کسی از فرانسه برای من آورده بود و می‌گفت که شالاندون نویسنده مشهوری در فرانسه است.   مترجم «تاریخچه رمان پلیسی» درباره سرژ شالاندون، نویسنده رمان «شغل پدر» و دلیل ترجمه این رمان توضیح داد: شالاندون نویسنده خوبی است. کتاب دیگری هم از او خوانده بودم اما این کتاب برای من خیلی تازگی داشت. یک جور درگیری ویژه بین نسل قدیم و جدید. البته این رابطه پدر و پسری یک رابطه عادی نبود. چون این پدر یک پدر معمولی نبود و شخصیت ویژه‌ای داشت نمی‌توان آن را  تنها رابطه بین دو نسل تعریف کرد. چیزی که برای من در این رمان جالب بود این است که در نسل ما و نسل‌های قبل‌تر از آن درگیری‌هایی برای چه پسر و چه دختر با والدین خود وجود داشته است به‌خصوص در زمینه انتخاب شغل که در این رمان هم همانطور که می‌بینیم، پدر مرتب در رابطه با شغل به پسر خود سرکوفت می‌زند. افکار ملی‌گرایی افراطی پدر این شرایط را به‌وجود می‌آورد و این مسئله در رابطه‌ با فرزند خود بیشتر غلبه دارد و همین است که این رابطه را خاص‌تر می‌کند. نسبت به رمان‌های دیگری که رابطه دو نسل را محور موضوعی خود قرار می‌دهند، این رمان به طور ویژه‌ای روی  این مسئله متمرکز شده است.   این مترجم و شاعر درباره عناوین سازمان‌های اطلاعاتی که به کرات در این رمان از آن‌ها اسم برده شده است گفت: این‌ها سازمان‌های مشهوری در فرانسه هستند، قضیه این قرار است که وقتی الجزایری‌ها علیه استعمار فرانسه قیام کردند و خواستار خروج فرانسوی‌‌ها از کشور خود شدند، عده‌ای فرانسوی که استعمارگر هم نبودند، در الجزیره سکونت داشتند که به آن‌هابه اصطلاح پاسیاه می‌گفتند این پاسیاه‌ها با اشک چشم الجزیره را ترک گفتند. به‌هرحال چون الجزایری‌های ضد استعمار فرانسه می‌جنگیدند آن فرانسوی‌های نگون‌بخت را از سرزمین خود راندند. وی افزود: در همین اثنا سازمانی شکل گرفت که هدف آن شکست الجزایر بود. آن زمان من در پاریس بودم و مبارزات آن‌ها را می‌دیدم و شاهد شعارهایی بودم که روی دیوارها می‌نوشتند با این مضمون که پیروز ما هستیم. دوگل که مخالف جنگ با الجزیره بود با آن‌ها صلح و تمام فرانسوی‌ها را از آنجا خارج کرد. هنوز هم افراد زیادی در فرانسه وجود دارند که نسبت به این عمل دوگل جبهه دارند و آن را اشتباه می‌دانند. آن‌ها معتقدند دوگل در مقابل الجزیره زود کوتاه آمده است اما به نظر من دوگل چاره دیگری نداشت چون آن شورشیان بسیار تندرو بودند و همان‌طور که در رمان نیز تا حدی اشاره شده است از کشتن تا آتش‌زدن و بستن مغازه‌ها کاری نبود که انجام ندهند. ضمن ترجمه مدام با خودم می‌گفتم شاید به دلیل ناشناخته بودن این سازمان‌ها خواننده گیج شود و گاهی دچار تردید می‌شدم اما برگ برنده من کشش قصه بود و خواننده را تا انتهای رمان با خود همراه می‌‌کرد. من خودم تابه‌حال به رمانی با فضای اینچنینی برنخورده بودم و شخصیت و کاراکتری مانند پدر  این رمان ندیده بودم. در نهایت شغل پدر را خود من هم به عنوان مترجم نفهمیدم و حدس‌هایی درباره آن زدم؛‌ شغل‌هایی مانند بازنشستگی و مانند آن‌ها.   این مترجم درباره به‌کارگیری لغات فارسی به جای برخی معادل‌های غربی گفت: به‌عنوان مثال من از واژه افشانه به‌جای اسپری استفاده کرده‌ام و همیشه تا آنجا که می‌توانم سعی می‌کنم از واژگان فارسی برای برگردان متن استفاده کنم. این کار به غنی‌شدن زبان‌مان نیز کمک می‌کند. مثلا همین واژه افشانه در جامعه هم کاربرد دارد و در داروخانه‌های طب گیاهی و سنتی به کرات از آن استفاده می‌شود.   شاعر «در کسوت ابر» درباره آثار دیگر سرژ شالاندون و ترجمه آن‌ها گفت: کتابی به نام «بازگشت به کیلی بگز» با ترجمه مرتضی کلانتریان نیز از این نویسنده به فارسی برگردانده شده است. این نویسنده در فرانسه نیز نویسنده مشهوری است و دوستی که این کتاب را برای ترجمه به من  داد به این موضوع اذعان کرد. من این رمان را از بین کتاب‌هایی که برایم آورده بودند برای ترجمه انتخاب کردم و در آینده نیز دوست دارم از این نویسنده ترجمه کنم.    گفتنی است رمان «شغل پدر» نوشته سرژ شالاندون با ترجمه مهستی بحرینی در 1100 نسخه  در بهار 1397 از سوی انتشارات نیلوفر به قیمت 25هزار تومان راهی بازار نشر شده است.   ]]> ادبيات Mon, 21 May 2018 04:26:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261357/برگ-برنده-شغل-پدر-کشش-قصه امضای تفاهم‌نامه بنیاد سعدی با یک موسسه آموزشی در سوئیس http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261356/امضای-تفاهم-نامه-بنیاد-سعدی-یک-موسسه-آموزشی-سوئیس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، طی نشستی تفاهم‌نامه همکاری این بنیاد با مؤسسه آموزشی- فرهنگی  پروانه در سوئیس توسط فرهاد پالیزدار معاون امور بین‌الملل بنیاد سعدی و منصور امینی‌زاده ‌نماینده موسسه پروانه به امضا رسید.  این تفاهم‌نامه، در راستای برگزاری دوره‌های آموزش زبان فارسی در کشور سوئیس، بر اساس استاندارد چارچوب مرجع بنیاد سعدی تنظیم و به امضا رسیده است. همچنین بر اساس این تفاهم‌نامه، مؤسسه پروانه متعهد شده است تا منابع آموزشی بنیاد سعدی را به کار گیرد، مدرسان آموزش زبان فارسی خود را بر اساس استاندارد این بنیاد انتخاب کند و یا در صورت نیاز، این مدرسان، در دوره‌های تربیت مدرس بنیاد سعدی شرکت کنند. از دیگر مفاد مهم این تفاهم‌نامه مجوز برگزاری آزمون­‌های تعیین­ سطح، پیشرفته و آمفای بنیاد سعدی در کشور سوئیس از سوی مؤسسه پروانه است. بر اساس این گزارش، ارائه تسهیلات لازم برای تقویت و گسترش آموزش زبان فارسی در سوئیس، حمایت و پشتیبانی از فارسی آموزان مستعد با برگزاری دوره‌های دانش افزایی، اعزام استاد ایرانی، برگزاری کارگاه‌های آموزش زبان فارسی در محل موسسه، برگزاری دوره‌های ویژه تربیت مدرس آموزش زبان فارسی، حمایت از تألیف و چاپ کتاب­‌های آموزشی و کمک­‌آموزشی مرتبط با زبان فارسی با مشارکت مؤسسه پروانه در قالب پروژه­‌های مشترک نیز از جمله تعهدات بنیاد سعدی است. شایان یادآوری است که از جمله اهداف اصلی مؤسسه فرهنگی پروانه، آموزش زبان فارسی به بی‌سوادان و کم سوادان افغانستانی و نیز ایرانیان نسل دوم، سوم و چهارم مقیم است. در کنار کلاس‌های فارسی‌آموزی، فعالیت‌های فرهنگی دیگری از جمله کلاس‌های آشپزی، عکاسی و آیین‌های سنتی مانند نوروز و یلدا و ... با هدف شناساندن فرهنگ و حفظ هویت ایرانی نیز در این مؤسسه برگزار می‌شود. این مؤسسه در سال 2016 برنده جایزه ارزشمند «سلام بر بیگانه» در کشور سوییس شد. ]]> ادبيات Sun, 20 May 2018 11:14:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261356/امضای-تفاهم-نامه-بنیاد-سعدی-یک-موسسه-آموزشی-سوئیس هاشم جاوید در بهشت زهرای تهران آرام گرفت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261355/هاشم-جاوید-بهشت-زهرای-تهران-آرام-گرفت  لادن چالاک نقاش و خواهرزاده هاشم جاوید در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: دایی من صبح روز جمعه 28اردیبهشت درگذشته است و امروز هم به خاک سپرده شد. وی افزود: از آنجایی که استاد جاوید اصلا علاقه‌ای به مطرح‌شدن خبرهایش نداشت، درگذشت و خاکسپاری او در سکوت کامل خبری برگزار شد. چالاک ادامه داد: هاشم جاوید صبح امروز در تهران در مقبره خانوادگی‌اشان در کنار همسر و دخترش به خاک سپرده شد. همچنین مراسم بزرگداشتی برای ایشان روز پنجشنبه 3خرداد در هتل چمران شیراز برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Sun, 20 May 2018 11:04:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261355/هاشم-جاوید-بهشت-زهرای-تهران-آرام-گرفت فراخوان ثبت‌نام در دومین دوره پیشرفته رمان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261349/فراخوان-ثبت-نام-دومین-دوره-پیشرفته-رمان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، علاقه‌مندان به دو شیوه ارائه رزومه ادبی و چکیده رمان در 8۰۰ کلمه یا معرفی و تایید حداقل یک نویسنده معتبر و سرشناس، می‌توانند به جمع فراگیران راه یابند. متقاضیانی که گزینه معرفی و تایید حداقل یک نویسنده را انتخاب می‌کنند، باید تصویر معرفی‌نامه را در فرم الصاق کرده و اصل آن را روز مصاحبه حضوری تحویل دهند. متقاضیان برای ثبت‌نام باید به درگاه اینترنتی reg.adabiatirani.com مراجعه و اطلاعات خواسته شده را تکمیل کنند و پذیرش نهایی همه داوطلبان از طریق مصاحبه حضوری انجام خواهد شد. بر اساس اعلام بنیاد شعر و ادبیات داستانی، علاقمندان فقط تا چهاردهم خردادماه فرصت دارند برای حضور در دوره پیشرفته رمان نام‌نویسی کنند. گفتنی است دومین دوره پیشرفته‌ رمان با تدریس و هدایت «محمدرضا بایرامی» برگزار خواهد شد. ثبت‌نام فقط از طریق درگاه اینترنتی صورت می‌گیرد، اما برای دریافت اطلاعات و جزییات ثبت‌نام در این دوره، شماره تلفن 88322399 داخلی 201 در ساعت اداری پاسخگو خواهد بود. یادآور می‌شود، پیش از این، نخستین دوره پیشرفته رمان با حضور ادب‌جویان علاقه‌مند از سراسر کشور و با تدریس و هدایت «احمد دهقان» برگزار شد.   ]]> ادبيات Sun, 20 May 2018 10:02:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261349/فراخوان-ثبت-نام-دومین-دوره-پیشرفته-رمان تسلیت مرکز حافظ‌شناسی برای درگذشت هاشم جاوید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261350/تسلیت-مرکز-حافظ-شناسی-درگذشت-هاشم-جاوید ‌به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) متن پیام مرکز حافظ‌شناسی برای درگذشت هاشم جاوید به این شرح است:   از شمارِ دو چشم یک تن کم وز شـمارِ خرد هـزاران بیش      خبر درگذشت استاد هاشم جاوید، شاعر و نویسنده‌ بزرگ شیرازی و حافظ‌پژوه نامدار معاصر، جامعه‌ ادبی و فرهنگی ایران و دوستاران حافظ را سوگوار کرد. آثار قلمی و پژوهش‌های ارزشمند شادروان جاوید، به‌لحاظ صحّت و نکته‌سنجی علمی و باریک‌اندیشی و نثر ممتاز، بسیار سودبخش و راهگشاست و همواره مانند چراغ روشنی پیش پای جویندگان حقیقت و به‌منزله‌ الگوی استواری از تحقیق ادبی نزد پژوهشگران، ماندگار خواهد بود. از آثار مهم زنده‌یاد هاشم جاوید در زمینه‌ حافظ‌پژوهی نیز علاوه بر تصحیح دیوان حافظ (قرائت‌گزینی انتقادی بر اساس تصحیحات چاپی دیوان حافظ) که با همکاری استاد بهاءالدین خرّمشاهی در سال 1378 انجام گرفته، می‌توان به کتاب گرانقدر حافظ جاوید اشاره کرد که در 110 مقاله به‌تبیین دشواری‌های شعری حافظ به‌وجهی سنجیده و خاطرپسند و با ارائه‌ شواهد و دلایل متقن پرداخته است. همچنین از تراوش طبع لطیف و زبان نکته‌پرداز او اشعاری است که از دهه‌ چهل شمسی در مجلات آن روزگار مانند یغما و وحید به‌چاپ رسیده و اکنون بخشی از آن‌ها در دسترس است . مرکز حافظ‌شناسی و کرسی‌پژوهشی حافظ، با اندوه فراوان فقدان این عالم کم‌نظیر و حافظ‌پژوه فرزانه را به خانواده‌ محترم، دوستان و ارادتمندان وی و دوستاران فرهنگ و ادب ایران تسلیت می‌گوید و برای زنده‌یاد استاد جاوید، شادی روان و آمرزش الهی مسألت می‌کند. سرت سبز و دلت خوش باد جاوید که خوش نقشی نمودی از خط یار مرکز حافظ‌شناسی/ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷ ]]> ادبيات Sun, 20 May 2018 09:59:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261350/تسلیت-مرکز-حافظ-شناسی-درگذشت-هاشم-جاوید صابر حسینی ترجمه جدیدی از شافاک را راهی کتابفروشی‌ها کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261348/صابر-حسینی-ترجمه-جدیدی-شافاک-راهی-کتابفروشی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «شمسپاره»، نوشته‌ الیف شافاک با ترجمه‌ صابر حسینی از سوی نشر مروارید منتشر و راهی بازار نشر شد.    این کتاب شامل 65 مقاله است که الیف شافاک در فاصله‌ سال‌های 2010 تا 2012 در روزنامه‌ خبر ترک منتشر کرده بود. این نوشته‌ها موضوعات متنوعی همچون ادبیات، هویت زن، تفاوت‌ها و تبعیض‌های جنسیتی، قومی و نژادی و غیره را در بر می‌گیرد.   همچنین شافاک در این کتاب بخشی از زندگی خصوصی خود را با خوانندگان در میان گذاشته و به‌عنوان یک زن نویسنده چالش‌های زندگی خانوادگی خود را به رشته‌ تحریر در آورده است.   در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «نوشتن رمان تمام شد. سرم را از لاکم بیرون می‌آورم. به دنیای بیرون نگاه می‌کنم. فضای متشنج پیش از انتخابات است. روزنامه‌نگاران روزنامه‌های کاغذی و مجازی و سیاست‌مدارانی که باهم جرو‌بحث می‌کنند. بحث‌های سیاسی‌ای که در میدان‌ها جاری است... باز هم همه جا به هم خورده است. در هر کشوری پیش از انتخابات اختلافات فکری و عقیدتی بروز می‌کند اما بیش از این موارد دنیای‌مان فرق می‌‌کند. ما باهم مثل موجودات فضایی برخورد می‌کنیم. به زبان موجوداتی حرف می‌زنیم که زیادی خشن و مردانه‌اند. صدایی درونم می‌گوید: «فرار کن. توی این جامعه انجام دادن کار هنری و ادبیات دشوار است.» دوست دارم به دنیای خیال برگردم. راستش دنیای خیال زیباتر و واقعی‌تر به نظر می‌رسد.»   کتاب «شمسپاره»، اثر الیف شافاک به تازگی با ترجمه سیدصابر حسینی در 261 صفحه با تیراژ 770 جلد و با قیمت 27 هزارتومان از سوی نشر مروارید به بازار کتاب عرضه شده است.       ]]> ادبيات Sun, 20 May 2018 09:41:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261348/صابر-حسینی-ترجمه-جدیدی-شافاک-راهی-کتابفروشی-ها من و آیدین و کیمیایی بیکار شویم، می‌میریم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261342/آیدین-کیمیایی-بیکار-شویم-می-میریم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، احمدرضا احمدی، شاعر شمعدونی‌ها امروز (30 اردیبهشت‌ماه 1397) 78 ساله شد. هنرمندی که هیچ وقت هنر برایش در یک قاب قرار نگرفت و نتوانست محدودش کند. او خودش را در دنیای هنر رها کرده است، روزگاری شعر می‌نویسد، گاهی سری به حوزه کودک و نوجوان می‌زند و در هفتمین دهه از زندگی خودش را جای یک کودک پنج، شش ساله می‌گذارد و جای او شعر و داستان می‌نویسد. او از جنس کلمه است و کلمه در قاب و چهارچوب نمی‌گنجد. یک روز به سراغ داستان می‌رود و در داستان‌هایش گریزی به شعر می‌زند؛ البته این جاده کاملا دو طرفه است و او در برخی مواقع در شعرهایش داستان می‌گوید. او اهل شیله‌پیله نیست و ادبیاتش در لحظه اول مخاطب را سنکوب می‌کند. برای مثال مگر می‌شود باران بیاید و ذهن مخاطبان شعر به سمت شعر ماندگار «باران یعنی قرارهای خیس/ باران یعنی تو برمی‌گردی/ شعر بر می‌گردد/ پاییز به معنی رسیدن دست های تابستانی توست» نرود. امروز تولدش بود، تلفن را برداشتم و با ترس‌و‌لرز شماره منزل را گرفتم؛ خداخدا می‌کردم خواب نباشد. تلفن را مثل همیشه خودش برداشت. همیشه وقتی دکلمه‌های احمدرضا احمدی را گوش می‌دهم دلهره عجیبی وجودم را فرامی‌گیرد. هر صدایی رنگ و بویی دارد و صدای او رنگ و بوی دلهره می‌دهد. تولدش را تبریک می‌گویم و در جواب می‌گوید: «خوشحالم که به یاد من بودی. کاش می‌شد، پولامون رو جمع می‌کردیم و یک تقویم چاپ می‌کردیم تا تو اون تقویم تولدامون تعطیل بودن.»   از کمردرد این روزهایش می‌گوید که مدتی است دست از سرش برنمی‌دارد. کمردرد امانش را بریده است: این روزها کمردرد، بسیار اذیتم می‌کند و به سختی می‌توانم یک گوشه‌ای بنشینم؛ اما با این حال در روز چند ساعت نقاشی می‌کنم؛ شاید روزی چهار پنج ساعت و همین چند روز پیش نیز نمایشگاهی را برگزار کردم که بسیار موفقیت آمیز بود و در آن تمام 40 تابلوی نقاشی‌ام را که در نمایشگاه به معرض دید عموم قرار گرفته بود، به فروش رفت.   خستگی برای او معنا ندارد و در آستانه 80 سالگی از فعالیت‌هایش می‌گوید: نمایشگاه نقاشی و استقبال خوب مخاطبان از نمایشگاه انگیزه‌ای ویژه به من داد و باعث شد تا این روزها به شدت به نقاشی بپردازم. یک رمان نیمه‌تمام نیز دارم که مشغول نگارش آن هستم و امیدوارم که به‌زودی بتوانم آن را تمام کنم. البته همه این کارها زمانی قابل انجام است که بتوانم از کمردرد فرار کنم. متاسفانه هیچ درمانی وجود ندارد و تنها باید تحمل کرد. با همه این تفاسیر احمدرضا احمدی این روزها با دردهایش کنار آمده و در این رابطه گفت: برتولوچی، کارگردان مطرح ایتالیایی هفت سال پیش همین درد را داشت و خودش را به دست پزشکان آمریکایی سپرد و در حال حاضر هفت سال است که فلج شده و از روی صندلی‌چرخدار زندگی را دنبال می‌کند. دکتر به من هم همین را گفت؛ بنابراین باید تحمل کنم؛ چراکه اگر عمل کنم به احتمال زیاد فلج خواهم شد. او از سختی‌های هفتمین دهه از عمرش می‌گوید:‌ عمل که نمی‌توانم بکنم به کنار، به دلیل مشکلات قلبم مسکن هم نمی‌توانم بخورم و این دو در کنار هم کمی کار را سخت کرده است.     از کتاب جدیدش که در نمایشگاه امسال منتشر شده، سخن می‌گوید که یادگار یک سال سخت برایش بوده است. احمدی درباره کتاب جدیدش می‌گوید:‌ مجموعه شعر «تابستان و غم» که حجم زیادی هم دارد و فکر می‌کنم حدود 400 صفحه است، در نمایشگاه کتاب امسال از سوی نشر چشمه عرضه شد. همه آثار این کتاب متعلق به تابستان گذشته است. درست زمانی که یک سال و نیم دچار افسردگی شده بودم و دکتر روانپزشک گفته بود، تنها راه فرار از این افسردگی، کار کردن است. حال و روز خوبی نداشتم اما برای فرار از افسردگی نوشتم و ماحصل آن کتاب «تابستان و غم» شد. همان زمان بود که پای همسرم نیز شکست و اگر بخواهم راحت‌تر صحبت کنم باید بگویم که زندگی عجیبی را سال گذشته تجربه کردم.   شاعر شمعدانی‌ها در 78 سالگی از تجربه‌های جدیدش می‌گوید: من در این سن و سال در حال کشف اتفاقات جدید هستم و هر لحظه که جلو می‌روم؛ چیزهای جدیدی را در شعر، داستان و نقاشی کشف می‌کنم که برای خودم خیلی عجیب است. البته نظر دیگران از تجربه‌های جدیدم برایم بسیار جذاب است. برای مثال مصاحبه آیدین آغداشلو با روزنامه شرق را خیلی دوست داشتم، مصاحبه‌ای که در آن آیدین از نقاشی‌هایم تعریف کرده بود. در سری آخری که با احمدرضا احمدی صحبت کرده بودیم، از علاقه‌اش به سینمای ایتالیا گفته بود. از او می‌پرسم که هنوز هم سینمای ایتالیا را دنبال می‌کند که در پاسخ می‌گوید: هر شب یک فیلم می‌بینم و اگر فیلم نبینم نمی‌خوابم؛ چراکه فیلم دیدن به یکی از برنامه‌های ثابت زندگی‌ام تبدیل شده است.  به نظر من خدا یک شانسی به ما داده که می‌توانیم سر خودمان را گرم کنیم. من و آیدین و کیمیایی نمی‌توانیم، بیکار باشیم؛ ما بیکار باشیم می‌میریم. تلفن را قطع می‌کنم و شعری از او را زمزمه می‌کنم: «از دور حركت می‌كنیم/ تا به نزدیک تو برسیم/ تو اگر مانده باشی/ تو اگر در خانه باشی/ من فقط به خانه تو آمدم/ تا بگویم/ آواز را شنیدم/ تمام راه/ از تو می‌خواستم/ مرا باور كنی/ كه ساده هستم/ تو رفته بودی/ اكنون گفتم/ كه تو هستی/ تو اگر نبودی/ نمی‌دانستم/ كه می‌توانم/ باران را در غیبت تو/ دوست بدارم.» ]]> ادبيات Sun, 20 May 2018 08:16:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261342/آیدین-کیمیایی-بیکار-شویم-می-میریم هاشم جاوید درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261339/هاشم-جاوید-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نیما تقوی مدیر مجموعه فرهنگی «پیرسوک» از درگذشت هاشم جاوید نویسنده و پژوهشگر کشورمان خبر داد. معروف‌ترین اثر هاشم جاوید «حافظ جاوید» شرح دشواری ابیات غزلیات حافظ است که در نشر فرزان روز منتشر شده است. هاشم جاوید علاوه بر پژوهش‌های ادبی بر اشعار حافظ و سعدی کار ترجمه نیز انجام داده بود. او همچنین  تصحیحی از دیوان حافظ به همراه بهاءالدین خرمشاهی منتشر کرده بود.   ]]> ادبيات Sun, 20 May 2018 07:31:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261339/هاشم-جاوید-درگذشت یک شب یک نویسنده با حضور حسین سناپور http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261334/یک-شب-نویسنده-حضور-حسین-سناپور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس خبر رسیده، در راستای برگزاری سلسله نشست­‌های دیدار با نویسندگان پیشکسوت، موسسه فرهنگی هنری هفت اقلیم روز چهارشنبه ۲ خردادماه سال جاری، ساعت ۱۸ عصر، میزبان چهارمین مهمان این برنامه حسین سناپور خواهد بود. این نشست که به صورت سخنرانی مهمان و گفت‌وگوی آزاد طراحی شده است، با حضور و میزبانی فرشته احمدی (نویسنده و منتقد ادبی) همراه خواهد بود. در این جلسه حسین سناپور درباره تجربه‌های نوشتن و زیستن در فضای ادبیات داستانی صحبت خواهد کرد و در ادامه فرصتی برای نویسندگان و علاقه‌مندان به ادبیات خواهد بود که ضمن آشنایی با جهان‌بینی این نویسنده درباره داستان و نوشتن، سوالات و ابهامات ذهنی‌شان در مورد نویسندگی و چگونگی مواجهه با موانع نوشتن را مطرح کنند. حضور در این نشست برای عموم علاقه‌مندان آزاد است. موسسه هفت اقلیم در خیابان شریعتی، بالاتر از خیابان ملک، بعد از کشواد، پلاک ۵۶۹ واقع است. ]]> ادبيات Sun, 20 May 2018 06:54:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261334/یک-شب-نویسنده-حضور-حسین-سناپور تاملی در تمثیل‌گرایی سنایی در سیرالعباد با سخنرانی حسن بلخاری http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261332/تاملی-تمثیل-گرایی-سنایی-سیرالعباد-سخنرانی-حسن-بلخاری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در این دو جلسه به چگونگی ورود تمثیل عرفانی در شعر سنایی و مبنا قرار گرفتن او برای تمثیل‌گرایانی چون عطار و مولانا پرداخته می‌شود. مکتب تمثیل‌گرایی در برابر جریان تاویل‌گرایی قرار می‌گیرد و بزرگ‌ترین نماینده‌ آن ابن‌عربی است. این نشست روزهای چهارشنبه ۲ و ۹ خرداد ساعت ۱۶:۳۰ با سخنرانی حسن بلخاری در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Sun, 20 May 2018 06:13:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261332/تاملی-تمثیل-گرایی-سنایی-سیرالعباد-سخنرانی-حسن-بلخاری یک رمان مستند در دوره تاریخی ایران باستان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260395/یک-رمان-مستند-دوره-تاریخی-ایران-باستان مجتبی طیاری‌آشتیانی در گفت‌وگو با خبر گزاری کتاب ایران(ایبنا)، درخصوص کتاب تازه چاپ شده‌اش به نام «رخشانک طبیب» گفت: برای نوشتن این کتاب حدود شش ماه بی‌­وقفه مطالعه کردم و بعد از آن نوشتن را با حساسیت زیاد شروع کردم. تمام مطالب آن از جمله مکان‌ها و نام شهرها و اتفاق‌های تاریخی سندیت دارند و از کتاب‌های  هرودوت، ویل دورانت و کتاب اقبال آشتیانی به عنوان منبع استفاده کرده­‌ام. وی افزود: این کتب به­ طور دقیق مطالعه شدند که به خواننده اشتباه آدرس نداده باشم، اسامی زاده تخیل هستند و به گونه‌­ای عشق را حربه‌­ای قرار دادم تا مخاطب خواندن کتاب را ادامه دهد، من حتی اطلاعات تاریخی را به خواننده تزریق می‌کنم. نویسنده «عاشقی درکما» درباره این موضوع که دلیل پرداختن به تاریخ ایران باستان در رمان او چه بوده است، بیان کرد: مردم ایران و به ویژه جوانان مطالعات چندانی ندارند، بخش عمده مطالعات آن‌ها در زمینه غیر تاریخی است و اطلاعات دقیقی درزمینه تاریخ ندارند؛ اینکه تمدن ایران چه بوده، چه پادشاه‌هایی داشتیم و این مایه شرم است که از اجداد خود، از عقاید و کارهای آن­ها شناختی نداشته باشیم. وی همچنین افزود: هدف از نوشتن این رمان تاریخی، آشنایی جوانان با تاریخ است تا بلکه محرکی باشد برای تحقیق کردن از سوی جوانان دررابطه با زمان رویدادهای این کتاب و صحت مطالب آن. در اصل زمان این کتاب به دورانی برمی‌گردد که خلاء تاریخی وجود دارد. بعد از کوروش، کمبوجیه به پادشاهی می‌رسد و اسناد آن وجود دارد. بعد از کمبوجیه حدود هشت ماه تا یک سال ایران بدون پادشاه می­ماند و این جریان می‌تواند منبع الهام بسیاری از نویسندگان باشد.   مجتبی طیاری‌آشتیانی از سال­‌ها پیش به نویسندگی علاقه داشته و بیش از25سال در حوزه فرهنگی کارکرده و کارگرافیست و صفحه‌آرایی انجام می‌هد.  این گرافیست و نویسنده درباره کتاب­‌های قبلی خود نیز بیان کرد: رمان دیگرم «باخورشید طلوع کن» به سبک واقعی و رئال است و داستان آن از سال 1340 شروع می­شود تا به امروز و به مهاجرت­های بی­رویه ایرانی‌ها به استرالیا می‌پردازد. همچنین کتاب دیگرم به نام «عاشقی درکما» تخیلی است. رخشانک طبیب نوشته مجتبا طیاری‌آشتیانی از سوی نشر اوستای پارسیان در تیراژ 500جلد و قیمت 27هزارتومان به تازگی منتشر شده است. ]]> ادبيات Sun, 20 May 2018 05:44:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260395/یک-رمان-مستند-دوره-تاریخی-ایران-باستان رمان مصور نویسندگان بزرگ جهان در بازار کتاب ایران/آثار کلاسیک را ساده‌تر بخوانید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261303/رمان-مصور-نویسندگان-بزرگ-جهان-بازار-کتاب-ایران-آثار-کلاسیک-ساده-تر-بخوانید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب‌های «هملت» نوشته ویلیام شکسپیر، «یولیسس و عربی» نوشته جیمز جویس و چاپ دوم «غرور و تعصب» نوشته جین آستن به تازگی از مجموعه «رمان مصور» نشر چترنگ منتشر شده است. رمان مصور همان‌طور که از نامش پیداست گونه‌ای از ادبیات است که از ترکیب متن و تصویر پدید می‌آید. هر چند واژه رمان به آثار بلند داستانی اطلاق می‌شود،‌ اصطلاح رمان مصور اصطلاحی است وسیع که می‌تواند آثار ادبی و غیر ادبی مختلف را در برگیرد. در ایران به این گونه از ادبیات کمتر پرداخته شده است و  جدای از ادبیات کودک شاید گونه طنز آن در قالب کمیک استریپ برای مخاطب آشناتر باشد. نشر چترنگ برای اولین بار در ایران آثار کلاسیک جهان را به صورت رمان مصور منتشر کرده است و کتاب‌های این مجموعه تلاشی است برای رواج این گونه ادبی تا مطالعه آثار کلاسیک را برای مخاطبان مطبوع‌تر کند.   «یولیسس و عربی» نوشته جیمز جویس از مهم‌ترین آثار انگاشته شده با  تکنیک جریان سیال ذهن، با چنان دقت و ظرافتی نوشته شده است که گفته می‌شود اگر روزی شهر دابلین نابود شود با استفاده از این اثر می‌توان شهر را آجر به آجر از نو ساخت.  رمان مصور«یولیسس و عربی» در سه بخش است که بخش اول آن به «یولیسس» اختصاص دارد. راب بری نقاشی با تعلیمات کلاسیک است که بر آن بوده با یکی از دشوارترین رمان‌ها دست و پنجه نرم کند. وی با شریک تولیدش، جاش لویتاس تصمیم گرفتند که کل کتاب را اقتباس کنند و بخش‌هایی را به صورت آنلاین و سریالی منتشر سازند. آن‌ها تخمین زده‌اند که اقتباس کل کتاب ده سال طول بکشد. بخش اول این کتاب انتشار بخشی از این پروژه است. پانزده صفحه از اپیزود «کالیپسو» که نشانگر صبح لئوپولد و مالی است و در این کتاب «پالدی» دنبال می‌شود که غذای گربه‌اش را داده و تصمیم دارد به قصابی نزدیکی برود و برای صبحانه قلوه خوک بخرد.  بخش اول این کتاب همانطوری که به آن اشاره شد برگرفته از اقتباس و تصویرسازی رابرت بری و جاش لویتاس است. در بخش دوم این کتاب اقتباسی دیگر از یولیسس وجود دارد. دیوید لاسکی در دهه 1993 کمیکی از «یولیسس» در سی و شش قاب تولید کرد. وی به شدت موجز کار کرده و در عین حال به طرزی خیره کننده به کتاب وفادار مانده بود آن هم نه صرفا به روایت بلکه همچنین به طنزی که بر کل کتاب حاکم است. اثر لاسکی شرح ستون اصلی قصه است. در بخش دوم این کتاب این اقتباس آورده شده و هر جفت قاب تصویر نماینده یکی از هجده بخش کتاب‌اند. در آخرین بخش این کتاب اقتباسی از داستان «عربی» از مجموعه دابلینی‌ها وجود دارد که توسط آنی ماک صورت گرفته است. «عربی» اولین داستان از مجموعه دابلینی‌هاست که اقتباس و تصویرگری می‌شود.  مترجم هر سه بخش کتاب شهریار وقفی‌پور است. رمان مصور« یولیسس و عربی» نوشته جیمز جویس با اقتباس رابرت بری، جاش لویتاس،‌ دیوید لاسکی و آنی ماک با ترجمه شهریار وقفی‌پور در 52 صفحه و شمارگان 1000 به قیمت 17000 تومان به تازگی از سوی نشر چترنگ منتشر شده است. شکسپیر محبوب‌ترین نمایش‌نامه‌نویس جهان است و آثار او پایه و سنت تئاتر انگلیسی به شمار می‌رود. «هملت» یکی از نمایش‌نامه‌هایی است که در مرحله دوم زندگی هنری شکسپیر انگاشته شده و از ارزشمندترین آثار وی محسوب می‌شود.  رمان مصور «هملت» به همت تام مندریک و استیون گرانت اقتباس شده است. تام مندریک تحصیل‌کرده مدرسه کارتون و گرافیک جوکوبرت نیوجرسی است و از دیگر کارهای او می‌توان به بتمن، جهش‌یافته، کاپیتان مارول، سوامپ تینگ، طوفان آتش و گریمجک اشاره کرد. استیون گرانت فارغ التحصیل رشته اسطوره‌شناسی تطبیقی و ارتباط تصویری از دانشگاه ویسکونسون است. کتاب‌های مصوری که گرانت کار کرده است شامل مردان شفق، زمزمه، تنبیه‌گر و زندگی پاپ ژان پل دوم می‌شوند. رمان مصور«هملت» با اقتباس استیون گرانت و تام مندریک با تصویرگری گری فیلدز و ترجمه مینا جعفری‌ثابت در 52 صفحه و شمارگان 1000 نسخه به قیمت 19000 تومان از سوی نشر چترنگ به تازگی وارد بازار کتاب شده است.   «غرور و تعصب» نوشته جین آستین و به زعم بسیاری از منتقدان بهترین اثر وی است. از این رمان بارها فیلم‌سازی شده‌ است، که یکی از معروف‌ترین نسخه‌های آن در سال ۲۰۰۵ با بازی نایتلی (در نقش «الیزابت») و مَتیو مَک‌فادین (در نقش «آقای دارسی») بوده‌ است. رمان «غرور و تعصب» برای اولین بار در سال ۱۸۱۳ میلادی به چاپ رسید. شخصیت اصلی این داستان الیزابت بنت است که با مسائل مربوط به رفتار، تربیت، اخلاق، آموزش و پرورش، و ازدواج در طبقه ثروتمند بریتانیا دسته و پنجه نرم می‌کند. الیزابت دومین دختر از میان پنج دختر یک نجیب‌زاده به نام آقای بنت است و در شهر لانگربرن زندگی می‌کند. رمان «غرور و تعصب» داستان زندگی آقای بنت و پنج دختر مجرد وی در قرن نوزدهم است که بعد از اسکان دو نجیب‌زاده در همسایگی آن‌ها متحول می‌شود. مرد ثروتمند و موجهی به نام بینگلی و دوست ثروتمندتر وی آقای دارسی. در حالی که بینگلی در همان ابتدا به دختر بزرگتر آقای بنت، جین، علاقمند می‌شود، دارسی مدام با الیزابت، دختر دوم آقای بنت که دختری پرانرژی و پر جنب و جوش است به مشاجره و درگیری می‌پردازد. چاپ دوم رمان مصور «غرور و تعصب» با اقتباس لارنس سیچ و تصویرگری راجیش ناگولاکوندا با ترجمه سبا هاشمی‌نسب  به تازگی از سوی نشر چترنگ در 107 صفحه و شمارگان 1000 نسخه به قیمت 23000 تومان راهی بازار کتاب شده است.   ]]> ادبيات Sun, 20 May 2018 04:32:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261303/رمان-مصور-نویسندگان-بزرگ-جهان-بازار-کتاب-ایران-آثار-کلاسیک-ساده-تر-بخوانید نثر محمود دولت‌آبادی را خیلی دوست دارم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261258/نثر-محمود-دولت-آبادی-خیلی-دوست-دارم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بدون شک یکی از مشکلات بزرگ ادبیات فارسی در حال حاضر، عدم حضور در بازارهای جهانی است، مساله مهمی که دست و پا شکسته اقداماتی برای حل آن، انجام شده اما به دلیل جدی نبودن، چندان به چشم نیامده است. نکته بسیار مهم در کار ترجمه آثار فارسی انتخاب مترجم است؛ چراکه به عقیده بسیاری از کارشناسان کتاب‌های فارسی باید توسط مترجمان غیرایرانی (مترجمانی که زبان فارسی زبان مادری آنها نیست) ترجمه شوند. دُرتا سوآپا یکی از این مترجمان تواناست که چند سالی است مشغول ترجمه آثار فارسی به لهستانی است و تا به حال رمان "خواب زمستانی" گلی ترقی و چندین کتاب داستان از نویسندگان معاصر ایران را به زبان مادری ترجمه کرده است. سوآپا به تازگی دست به انتشار مجموعه شعرهایش به زبان فارسی زده است که این کتاب با استقبال خوب مخاطبان همراه شده است. انتشار مجموعه شعر «رقص مارهای سبز» که به همت "نشر داستان" انتشار یافت بهانه‌ای شد تا به سراغ این شاعر، نویسنده و مترجم لهستانی برویم و گفت‌وگویی را با او انجام بدهيم که در ادامه می‌خوانید. دُرتا سوآپا یکی از مترجمان خوب آثار فارسی به زبان لهستانی است که کارهای ارزشمندی را از فارسی به لهستانی ترجمه کرده است. چه اتفاقی رخ داد که به فکر شعر نوشتن آن هم به زبان فارسی افتاد؟  من هیچ تصمیمی برای شعر نوشتن نگرفتم در مرحله نخست شعر خودش سراغ شاعر می‌آید و شاعر در آن نقشی ندارد، فقط می تواند تسلیم شعر بشود یا نشود. مرحله دوم، بازنویسی و کار کردن روی متن شعر است. با نخستین جرقه‌ها شروع به نوشتن کردم و رفته‌رفته تعداد این شعرها زیاد شد و با خودم فکر کردم شاید بد نباشد که این اشعار را در قالب یک کتاب منتشر کنم تا در معرض دید دیگران قرار بگیرد و افراد متخصص درباره آن نظر دهند. آدم حرفی برای گفتن داشته باشد، باید آن حرف را بگوید. این شعرها متعلق به چه سال‌هایی است و آیا گزیده‌ای از شعرهای شماست یا تمام اشعار را دربرمی‌گیرد؟   شعرها را من در دو، سه سال گذشته نوشته‌ام و من حدود هفت، هشت سال است که شعر می‌نویسم و درواقع مشق می کنم، ابتدا لهستانی شعر می‌گفتم؛ اما بعد از مدتی به دلیل علاقه زیاد به زبان فارسی، ذهنم به این سمت آمد و ترجیح دادم که به فارسی شعر بگویم؛ البته این تصمیم به هیچ عنوان ارادی نبود. این کار سخت نبود؟ نه. حداقل برای من به این شکل نبود؛ چراکه من در ذهنم هم فارسی فکر می‌کنم و به این شکل نیست که ابتدا به لهستانی فکر کنم و بعد آن را تبدیل کنم. باتوجه به اینکه زبان مادری شما فارسی نیست و پیش از این هم تجربه انتشار مجموعه شعر به زبان فارسی نداشتید، بهتر نبود شعرها را به یک شاعر فارسی می‌سپردید تا برای شما کار ویرایش انجام دهد یا حداقل نظارتی روی آثار داشته باشد؟ در ویرایش این خطر وجود دارد که شخص ویراستار با نظر دادن خود می تواند به طور ناخودآگاه بخواهد شعر های شخص شاعر را در قالبی که طبق نظر خودش درست، قرار دهد. اگر شما به شعرهای این مجموعه نگاه کنید، متوجه می‌شوید که در تمام این شعرها خودم هستم و تلاش نکردم تا شکل کسی بنویسم یا از کسی الگو‌برداری کنم. به نظر من اگر همه خودشان باشند، شاهد ایجاد تنوع در فرهنگ، هنر و ادبیات هستیم؛ بنابراین به هیچ عنوان دوست ندارم نسخه شماره دو کسی باشم. باید به این موضوع با دیدی منطقی نگاه کرد؛ در حال حاضر شعرهای فلان شاعر معروف موجود است و به نظر شما چه دلیلی دارد تا من هم شکل او بنویسم. خب اگر من شکل او بنویسم شعرهای آن شاعر موجود است و مخاطب ترجیح می‌دهد تا شعرهای همان شاعر را بخواند تا اینکه به سراغ نسخه شماره دو بیایید. شاید شما در شعر نوشتن الگوبرداری نکنید اما شما به‌عنوان یک خارجی که تازه با زبان فارسی آشنا شده‌اید و زبان فارسی زبان مادری شما نیست، باید مطالعات زیادی داشته باشید. این روزها بیشتر چه کتاب‌هایی می‌خوانید؟ قبلا اشاره کردم که مطالعات من کم نیست، و اشاره هم کردم که ترجیح می‌دهم اسم نبرم. برای مثال: شاملو و اخوان و سپهری اما من این را بدین شکل الان بگویم، شما و خوانندگان می‌گویید که سواپا شاعران مورد علاقه‌اش شاملو و اخوان و سپهری‌اند، که کلی گویی می‌شود آن وقت. تا حدی که ممکن است سعی می‌کنم در جریان تحولات ادبی ایران باشم، که باز هم اگر از مکان مترجم بخواهم کتاب انتخاب کنم، یک سری کتاب انتخاب می‌کنم، و اگر از زاویه دید خواننده، یک سری کتاب‌های دیگر. با توجه به علاقه بسیار زیاد شما به اشعار فارسی، آیا تا به حال اشعار فارسی را به لهستانی ترجمه کردید یا قصد این کار را دارید؟ شعر می‌نویسم، علاقه به شعر دارم، ولی زمینه اصلی کارم به عنوان دانشجو و پژوهشگر و مترجم، بیشتر ادبیات داستانی است.  دو سال پیش در یک پروژه دست شرکت کرده بودم که فرصتی بود برای برگردان یک سری شعر و بارش‌هایی از داستان و زمان معاصر لهستان است (پروژه "چاپ لهستان" که با همکاری موزه هنرهای معاصر اصفهان صورت گرفت، و افتتاحیه نمایشگاهش در تیرماه 1395 برگزار شده بود) اما کتاب ترجمه مستقل از شعر فارسی هنوز در لهستان ارایه نداده‌ام (آثار ادبی فارسی را با همکاری  افشین شحنه تبار و انتشارات "شمع و مه" و انتشارات لهستانی Książkowe Klimaty  منتشر می‌کنیم). البته اولویت اولمان در حوزه ادبیات، معرفی بخش داستان است. با توجه به استقبال از شعر سپید ایران در چند کشور اروپایی و ترجمه آثار شاعران معاصر، بهتر نیست که نگاهی هم به حوزه شعر داشته باشید و تنها در حوزه داستان متمرکز نشوید؟ شاید حق با شما باشد؛ واقعیت این است که من برای کار در حوزه شعر برنامه دارم اما به نظرم کارها باید پله به پله انجام شوند. ادبیات معاصر ایران ناشناخته مانده وبهتر است که در ابتدا چند کتاب به لهستانی ترجمه شود تا مردم لهستان با ادبیات فارسی و شرایط تاریخی و اجتماعی این سرزمین آشنایی پیدا کنند، بعد از آن می‌شود به سراغ شعر هم رفت. این موارد را مطرح کردم؛ چراکه خواننده معمولا می‌رود سراغ ادبیات داستانی یک کشور و بعد از آن که با آن ادبیات ارتباط برقرار کردند به سراغ شعر و سایر حوزه‌های ادبیات می‌آید؛ به همین دلیل ابتدا باید به سراغ داستان بروم. در کشور ما بسیاری از آثار «شیمبورسکا»، شاعر بزرگ لهستانی به فارسی ترجمه شده است و این شاعر در ایران طرفداران بسیار زیادی دارد. آیا تا به حال کاری از شاعران ایرانی نیز به لهستانی ترجمه شده است؟ خانم پروفسور آنا کراسنوولسکا، از دانشگاه یاگلانی کراکف لهستان پیش از این چند جلد از شاهنامه فردوسی را به لهستانی ترجمه کرده بودند؛ همانطور آقای دکتر مارک اسموژینسکی اشعار سهرب سپهری را ترجمه کرده بود، اما متاسفانه به دلیل اطلاع‌رسانی ضعیف، و به خصوص اینکه ایران تا حدودی در لهستان ناشناخته مانده است، آن‌طور که باید و شاید از کتاب استقبال نشد. شما به این موضوع توجه کنید، به همین دلیل است که می‌گویم بهتر است معرفی ادبیات ایران را از داستان و رمان آغاز کنیم. نخستین اثری را که به زبان فارسی خواندید، به خاطر دارید و آیا دست به ترجمه آن اثر زده‌اید؟ بله. سال دوم مقطع کارشاسی در دانشگاه یاگلانی داستان فارسی خواندن را با کاری از گلی ترقی آغاز کردم. البته سر کلاس از داستان های هدایت و چوبک و روانی پور و دانشور خوانده بودیم، اما گویا منظورتون این بود خودم سراغ چه نویسندگانی رفتم، درسته؟  بعد از آن به سراغ دیگر نویسندگان معاصررفتم، که انتخاب هایم به دلیل کمبود دسترسی به عرصه ادبیات معاصر محدود مانده بود. بعدا داستان های یک سری از نویسندگان را ترجمه کردم (از جمله: از شیوا مقانلو، بروژ اکریه ای، آتوسا افشین نوید، علی اشرف درویشیان، فریاد شیری، پیمان اسماعیلی و...) که اکثرشان در نشریات مختلف مجازی لهستان انتشار یافت. سال گذشته هم گلی ترقی و محود حسینی زاد برای جشنواره ادبی بین المللی "کنراد" دعوت شدند که همراه آقای شحنه تبار، ناشر دو تا اثر، برای رونمایی به کراکف لهستان رفتیم. شاید این روزها با توجه به حجم زیاد کار و زندگی در دنیای مدرن، زمان برای مطالعه آزاد کم شده باشد؛ با این حال شما بین ادبیات لهستان و ادبیات فارسی کدام را برای مطالعه انتخاب می‌کنید؟ از آن سوال‌هایی سخت پرسیدید که معمولا بی‌جواب است. اگر من به شما بگویم که ادبیات فارسی را ترجیح می‌دهم شاید فکر کنید که اغراق می‌کنم یا نسبت به ادبیات کشورم بی‌توجه هستم اما واقعیت این است؛ چراکه در حال حاضر درک کردن بیشتر ایران برایم جذابیت بیشتری دارد و با این وضعیت طبیعتا گرایش بیشتری نسبت به ادبیات فارسی دارم؛ با این حال آثار لهستانی را نیز می‌خوانم اما اولویتم نیست. به چند نویسنده خانم اشاره کردید. از میان اهل قلم ایرانی، آثار چه نویسندگانی را دنبال می‌کنید؟ سعی می کنم زیاد و به همین اندازه از خانم های نویسنده و آقایان نویسنده داستان و رمان بخوانم، چون در اصل ادبیات و تحولاتش اهمیت دارد. برای مثال در گذشته روی کارنامه سپنج کار کردم و موضوع پایان‌نامه کارشناسی ارشدم بود. چرا روی آثار دولت‌آبادی تمرکز کردید؟ این پروژه به ظاهر کار دشواری در ابتدای راه بوده است. به نظرم در ایران به آثار ابتدایی (همان "کارنامه سپنج") محمود دولت‌آبادی کمتر توجه شده است و بد نیست بیشتر به این آثار پرداخته شود، چون آثار اول هر نویسنده آغاز راه‌اند و همیشه چیزی را نشان می‌دهند. بحث درباره ارزش آقای دولت آبادی از این گفت‌وگو خارج است، اما آن آثار اولیه از جمله انعکاس تحولات مهمی بودند در برهه‌ای از تاریخ (پیامدهای انقلاب سفید، مهاجرت روستایان به شهر‌ها و) نثر محمود دولت‌آبادی را هم خیلی دوست دارم. شما چندین اثر از فارسی به لهستانی ترجمه کردید. کتاب‌های ترجمه شده با انتخاب خودتان بوده یا انتشارات پیشنهاد داده است؟ بدون شک سلیقه خودم بوده است. یعنی انتشارات چند کتاب را پیشنهاد داده است و من از بین آن‌ها کتاب‌هایی را که دوست داشتم، انتخاب کردم. به نظر من هیچ مترجمی نباید به سراغ کتابی برود که به آن علاقه ندارد؛ چراکه اگر مترجم نتواند با کتاب ارتباط برقرار کند، نمی‌تواند ترجمه قابل قبولی ارائه بدهد. در حال حاضر چه کتابی در دست انتشار دارید؟ این روزها گلچینی از چهار مجموعه محمود حسینی‌زاد را در دست انتشار دارم. داستان‌های این مجموعه را خودم انتخاب کردم؛ البته با هماهنگی با نویسنده.  شما به نوعی شیفته ادبیات فارسی شده‌اید و توانستید با آن ارتباط برقرار کنید. به نظر شما ادبیات فارسی پتانسیل آن را دارد که در دنیا مطرح شود؟ در نمایشگاه کتاب کراکف لهستان، پاییز سال گذشته فرصتی داشتم تا با آدم‌هایی که در آنجا هستند، در باره ایران حرف بزنم. اتفاقا خیلی‌ها سراغ کتاب‌های ایرانی را می‌گرفتند و این نشان می‌دهد که ادبیات فارسی ظرفیت‌های بسیار زیادی دارد و اگر به خوبی ترجمه شود، می‌تواند مخاطبان بسیار زیادی در دنیا داشته باشد. این روزها خیلی‌ها درباره جهانی شدن ادبیات فارسی صحبت می‌کنند و می‌گویند که ما هنوز جهانی نشده‌ایم. سوال من از این افراد این است که آیا ایران جایی خارج از جهان است که باید جهانی شود؟ ‌به نظر من ما در ایران کمی شتاب‌زده هستیم. شک ندارم که ادبیات ایران به زودی در جهان مطرح خواهد شد اما باید صبر کرد. شما به تاریخچه رمان در غرب نگاه کنید و به تاریخچه ادبیات مدرن ایران هم نگاه کنید، فاصله این دو بسیار زیاد است. عجله نباید کرد، دیر نشده است و به اعتقاد من هر چیزی در زمان خودش نتیجه می‌دهد. با توجه به مطالعات زیاد روی زبان فارسی تصمیم نگرفته‌اید که مانند پرونده کارنامه سپنج کار تحقیقاتی انجام دهید؟ چرا. موقعی که وقتش شد حتما اعلام می کنم. چند وقتی است که علاقه دارم همزمان روی آنتولوژی از زنان نویسنده ایرانی و مردان نویسنده ایرانی کار کنم. چه موضوعی باعث شده که چنین تصمیمی بگیرید؟ ارایه همزمان این دو آنتولوژی در کشور لهستان ضروری است، چرا که با بدون همزمان شنیدن حرف های زنان و مردان یک جامعه نمی توانیم تصویر کاملی از آن جامعه را منعکس کنیم، درسته؟ ادبیات جای تلافی های شخصی نیست، نه برای مرد نویسنده و نه برای زن نویسنده. نویسندگان زن که در دهه 70 مثلا فعالیت خود را آغاز کردند – مقلا فریبا وفی یا زویا پیرزاد – از دنیا و جامعه می نوشتند  – ولی ادعا، چه رسد به بی احترامی – درحرف آنها دیده نمی‌شد. در حالی که در برخی از کتاب‌هایی که به تازگی منتشر شده‌اند، چیزی دیگر قابل مشاهده است.  ادبیات نیز مسولیت دارد، چون جامعه در برهه‌ای از تاریخ را نشان می‌دهد. اینکه فلان نویسنده زن مثلا در زندگی شخصی یا خانوادگی شکست خورده باشد، نباید به این منجر شود که بیاد و توی داستان به همه مردان فلان سرزمین بد و بی‌راه بگوید، درسته؟ مرد هم همینطور البته. اما خودم بیشتر در نوشته‌های خانم‌ها با موضوع "نادیده گرفتن مرد" رو به رو شدم؛ تا در نوشته‌های مرد (که اینم ریشه در فرهنگ و عرف دارد که مرد از این جور چیز ها حرف نمی‌زند). تا سو تفاهم پیش نیاد اضافه کنم که وقتی از "نادیده گرفتم مرد" می‌گویم، "نادیده گرفتن" زن را انکار نمی‌کنم، حق و حقوق زن را نفی نمی‌کنم، ولی حق و حقوق با توقع و ادعاد تفاوت دارد، و در همه جوامع دنیا، هر جایی که مشکل وجود داشته باشد، هر دو طرف مقصرند، نه یک طرف.     ]]> ادبيات Sat, 19 May 2018 08:29:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261258/نثر-محمود-دولت-آبادی-خیلی-دوست-دارم نیشابور می‌تواند به قطب ادبیات عرفانی جهان تبدیل شود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261309/نیشابور-می-تواند-قطب-ادبیات-عرفانی-جهان-تبدیل-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، قزلی در این مراسم با یادآوری آوازه شهر نیشابور گفت: ما ایرانیان در دنیا به فرهنگ و هنر و ادبیات شهره هستیم و هرکدام از شهرهایمان به نامی معروف است. در این بین، شهر زیبای نیشابور را به عطار و خیام می‎‌شناسند؛ یعنی نیشابور هم مثل شیراز با هویت ادبی شناخته می‌شود. شهری که جنگ و ویرانی‌های بسیاری را به خود دیده است که نمونه بارز آن لشگرکشی‌های مغولان بوده، ولی هربار ققنوس‌وار سرزنده‌ و سرفرازتر از قبل، ساخته شده است. وی با تاکید بر اینکه تا به حال آنچنان که شایسته است به بزرگان این شهر پرداخته نشده است گفت: نام نیشابور، عطار، خیام در جهان نامی آشناست. در این بین، خیام را بیشتر به رباعی‌هایش می‌شناسند تا موفقیت‌های بی‌نظیرش در کشف و حل مسائل ریاضی و ستاره‌شناسی. از طرفی خیام و رباعیاتش در آثار بزرگ کلاسیک جهان جایگاه ویژه‌ای دارد و شخصیت‌های بزرگ ادبیات جهان در وصف خیام، سخن گفته‌اند. چیزی که ما ایرانیان کمتر به آن پرداخته‌ایم. مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی در ادامه صحبت‌هایش دو پیشنهاد مطرح کرد و گفت: امروز شایسته است نیشابور به جوهره هویتی خودش یعنی ادبیات بازگردد و چون ظرفیت آن را دارد که تبدیل به قطب ادبیات عرفانی و حکمی ایران و جهان شود، با تاسیس دانشکده بین‌المللی ادبیات و کتابخانه‌های مجهز زبان فارسی، میزبان فارسی‌پژوهان جهان در این شهر باشیم. وی ادامه داد: خانه امین‌الاسلامی‌های نیشابور ظرفیت آن را دارد تا تبدیل به موزه استاد شفیعی کدکنی شود تا هر چه بیشتر شخصیت علمی این مرد بزرگ را بشناسیم. یادآور می‌شود، روز 28 اردیبهشت به نام حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به خیام، فیلسوف، ریاضیدان، منجم و شاعر، روز بزرگداشت «خیام» نامگذاری شده است.   ]]> ادبيات Sat, 19 May 2018 08:26:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261309/نیشابور-می-تواند-قطب-ادبیات-عرفانی-جهان-تبدیل-شود آموزش شاهنامه‌خوانی در فرهنگسرای اندیشه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261307/آموزش-شاهنامه-خوانی-فرهنگسرای-اندیشه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای اندیشه، سلسله نشست‌های شاهنامه‌خوانی در قالب اجرای حرکات فرم و نمایشی برای کودکان- نوجوانان و آموزش روش‌های صحیح شاهنامه‌خوانی برگزار می‌شود. گفتنی است این کارگاه توسط بهناز حقیقی استاد حافظ خوانی و شاهنامه‌خوانی ویژه مقاطع سنی کودک، نوجوان و بزرگسال برگزار می‌شود. علاقه‌مندان جهت ثبت نام در این کارگاه می‌توانند به فرهنگسرای اندیشه واقع در خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، بوستان شهید منفرد نیاکی(اندیشه) مراجعه و برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن88767820- 88760161تماس حاصل کنند. ]]> ادبيات Sat, 19 May 2018 08:13:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261307/آموزش-شاهنامه-خوانی-فرهنگسرای-اندیشه ترجمه عربی اشعار صادق رحمانی بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261306/ترجمه-عربی-اشعار-صادق-رحمانی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست بررسی و معرفی کتاب اخضر احمر برگزار می‌شود. کتاب اخضر احمر ترجمه عربی اشعار صادق رحمانی است که محمدالامین الکرخی آن‌ها را ترجمه کرده است. این جلسه با حضور موسی بیدج،‌ محمدرضا ترکی، صادق رحمانیان و شهرام میرشکاک برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای شرکت در این نشت می‌توانند روز دوشنبه 31اردیبهشت ساعت 16تا18 به نشانی خیابان فلسطین جنوبی،‌ کوچه خواجه نصیر، پلاک 2، سرای اهل قلم مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Sat, 19 May 2018 08:07:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261306/ترجمه-عربی-اشعار-صادق-رحمانی-بررسی-می-شود