خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Wed, 18 Jul 2018 11:28:12 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 18 Jul 2018 11:28:12 GMT ادبيات 60 شعر متعهد کمرنگ نشده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263312/شعر-متعهد-کمرنگ-نشده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، علی باباچاهی به تازگی دست به انتشار یک گزیده اشعار با عنوان «ژوزف تو مرخصی!» زده که در زیر عنوان کتاب عبارت «کنش امر اجتماعی» آماده است و با توجه به انتشار مقاله‌ای 33 صفحه‌ای در ابتدای کتاب آن طور برداشت می‌شود که این کتاب گزیده‌ای از شعرهای متعهد و اجتماعی باباچاهی است. در این راستا گفت‌وگوی مفصلی را در با وی ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   کتاب «ژوزف تو مرخصی!»‌ گزیده‌ای از شعرهای شما از سال 1346 تا 1395 است. البته در ابتدای آن هم مقاله‌ای از شما درباره شعر متعهد آمده است. با توجه به اینکه در گذشته گزیده اشعار شما منتشر شده است، دلیل پرداختن به چنین کتابی و انتشار آن چیست؟ چند وقت پیش مازیار نیستانی از نشر مانیاهنر با من تماس گرفت و درخواست کتابی جدید داشت که به او گفتم کتاب جدیدی برای انتشار ندارم و هر چه بوده به دست دوستان ناشر سپرده‌ام. او در جواب به من گفت که ایده‌ای دارد و آن ایده انتشار این کتاب بود که خود من نیز مدتی به آن فکر کرده بود و به نوعی این ایده در ذهنم آماده بود؛ چراکه مدتی به این فکر می‌کردم که به مرور زمان از دهه 30 تا به امروز شعر ناب و شعر متعهد دوگانه‌ای را تشکیل داده که به غلط در زمان‌های گذشته روبه‌روی هم قرار گرفته‌اند و در تقابل با هم بودند. بنابراین این دو نوع شعر دوگانه‌ای را تشکیل می‌دادند که با تفکر ایدئولوژیک آن سال‌ها حضور خصومت‌آمیز با هم داشتند. حال آنکه این تصور غلط بود؛ چراکه می‌توان گفت که شعر ناب و متعهد کششی را در جامعه به وجود آورده بودند که خودش خبر از حیات و سرزندگی شعر می‌داد. من با الهام از شنیده‌ها از حاشیه شعر امروز که چرا شاعران امروز در دو، سه دهه اخیر هیچ توجهی به این همه شرارت که در سطح جهان بر مردم وارد می‌شود ندارند، دوست داشتم تا به این موضوع بپردازم. در این زمان حرف دوستان این است که چرا شعر بر این همه جنگ و کشتار سایه نینداخته است. من آمدم تا به این مساله اشاره کنم و بگویم که غیر از این است و بسیار هم وجود دارد. به همین دلیل گشتم و از میان کتاب‌هایم با نوع رویکردی که خودم به شعر متعهد داشتم، اشعاری را بیرون کشیدم و دیدم که شاید شعر ما ربطی به تعهد ندارد اما پر از اشاره است به آنچه در خیابان‌ها رخ می‌دهد و به نوعی نشان‌دهنده خشونت است. یعنی ما از قدرت‌ها استفاده و آنها را اعمال می‌کنیم، بی آنکه متوجه باشیم. بنابراین گشتم و این نوع تجلی ظلم و ستم و دانشی که در خدمت قدرت می‌رود را پیدا کردم که در نهایت حاصل این کتاب شد. همچنین همان طور که شما به آن اشاره کردید در ابتدای کتاب بر اساس کارهای گلچین شده یک مقاله 33 صفحه‌ای آورده‌ام که خواندن آن خالی از لطف نیست؛ چراکه روی نوشتن آن تامل بسیار زیادی کردم تا تفکیک بین شعر متعهد امروز با شعر متعهد دهه 40 که در آن ایدئولوژی حزبی مطرح بود را نشان دهم.   در ابتدای صحبت‌های خود به شعر «ناب» اشاره کردید. شاید مخاطبان با مفهوم شعر ناب آشنا نباشند؛ آیا منظور شما از شعر ناب، شعر غیر متعهد است؟ بله. شعر ناب شعری است که کاری به مسائل اجتماعی و سیاسی در عمق و در سطح ندارد.   با توجه به توضیحات داده شده ما می‌توانیم بگوییم که در این مجموعه شاهد مقایسه شعر متعهد دهه 40 با شعر متعهد امروز هستیم؟ دقیقا همین طور است اما با این تفاوت که ما در شعرهای این دهه تعریف دیگری از تعهد داریم.   اسم کتاب «ژوزف تو مرخصی!» است. این اسم روی جلد چنین کتابی چه کار می‌کند؟  به نظر من در اینجا بدون آنکه بخواهیم به این مساله پاسخ بدهیم باید به عنوان با ذره‌بین نگاه کنیم؛ چراکه این ژوزف اشاره به استالین دارد. شاید همین الان این سوال پیش بیاید که چرا استالین و چرا دیگران نه؟ و من در پاسخ به شما می‌گویم که این کتاب، یک اثر تاریخی نیست؛ بنابراین در آن یک اشاره‌ به این موضوع کرده‌ایم و از طرفی وقتی کتاب را باز می‌کنید در دیواره یکی از صفحات کتاب نیز مطلبی از دل کتاب درباره این موضوع آمده است.     بحث درباره شعر متعهد است. بد نیست به این موضوع بپردازیم که شعر متعهد در دنیای امروز چه تعریفی دارد و چه میزان تغییر کرده است؟ اینکه در کتاب به شعر دهه 40 و 50 اشاره می‌شود، نگاه سلبی نیست بلکه واقعیتی اجتماعی است که از جانب شاعران مورد نکوهش، سرزنش و نفی قرار گرفته است. شعر متعهد دهه 40 نیز در یک نوع خاص و با هدفی خاص در اینجا ارائه نمی‌شود؛ چراکه شعرهایی داریم که شاعرگونه و کارگری هستند و کارکردهای خاص خودشان را دارند اما در دل آن از جامعه‌ای می‌گوید که در حال انقلاب و تحقق آن است. در همان زمان‌ها ما شعرهایی داریم که همین نگاه در آن وجود دارد اما عجولانه نیست و حتی کمی هنری است مانند شعرهای شاملو، فروغ و اخوان که زبان و دیگر معیارهای شعر با آنها پیوند خورده‌اند و در آن لحاظ شده است. شعرهایی از این دست کارکردهای اجتماعی داشتند و حول مسائل اعتراض روشنفکری می‌چرخیدند و به تعبیر شاملو شعر در آن زمان حربه خلق بود و بعد هم دیدیم که در سال 57 و 56 ده شب شعر کانون نویسندگان ایران برپا شد و باقی قضایا؛ اما در شعری که الان درباره آن صحبت می‌کنیم من به‌عنوان کنش امر اجتماعی از آن یاد کرده‌ام؛ یعنی نوشتم «ژوزف تو مرخصی» اما خواستم یک کلید هم به مخاطب داده باشم؛ چراکه این مقاله طرح مبحثی جدید است. یعنی ما در این اثر زیر عنوان کتاب، عبارت «کنش امر اجتماعی» را آورده‌ایم و حرفی از شعر متعهد فلان نزده‌ایم. به اعتقاد من امر اجتماعی و سیاسی که در مجموع می‌شود کنش اجتماعی در ساحت روانشناسی فرد یا مولف اتفاق افتاده است. بنابراین شعر متعهد شعری است که به نوعی در تضاد روانی با وضعیتی است که بر جهان پیرامون می‌گذرد. این وضعیت گاه مثل یک جنگ تن به تن می‌ماند. برای درک این موضوع کافی است که به صفحه‌های روزنامه‌ نگاه کنید و ببینید که چه وضعیت وحشتناکی وجود دارد که حتی مخاطب هم نمی‌داند در برابر آن چه واکنشی باید نشان دهد. این مطالب نشان می‌دهد که از بس این موارد تکراری شده که ما دیگر به آن واکنشی نشان نمی‌دهیم.   یعنی تعهد کمرنگ شده است؟ نه کمرنگ نشده است؛ من این حرف‌ها را در حاشیه گفتم. به اعتقاد من کنش امر اجتماعی معطوف به شقاوت‌هایی است که حتی از وفور بیان این شقاوت‌ها مصونیت ایجاد شده است. حال این شعرهایی که من پیدا کرده‌ام شعرهایی است که حاصل کنش و واکنش‌هایی است که ما در مقابل مسائل داریم. در کل نوع و شیوه بیان عوض شده است. برای مثال برای بیان شیوه عشق اگر شاعری بیاید و بر اساس همان شیوه بیان دهه 40 و 50 شعر بگوید شاید مورد پسند نباشد. در چنین شرایطی شاعر امروز مجبور است که به شیوه دیگری به بیان مفهوم عشق بپردازد. بنابراین شعر متعهد کمرنگ نشده است. به نظر من این کنش امر اجتماعی در کنار تعهد آن زمان قرار می‌گیرد و این‌ها خویشاوند از آب درآمده‌اند و خیلی هم خویشاوند هستند اما خویشاوندی که امکان دارد یکی از آنها ابرو قاجاری باشد و یکی نوع دیگری. در کل این دو نوع شعر دوگانه‌ای است که می‌توانند در کنار هم باشند. یعنی می‌توانند گفتمان یکسانی داشته باشند؛ اما هر کدام با زبان و لهجه خودشان حرف می‌زنند.   اگر بخواهیم به شعر متعهد نگاهی بیندازیم باید از خودمان بپرسیم که چرا از همان دهه 40، شعر متعهد را به جریان چپ نسبت می‌دادند. نظر شما چیست؟ در گذشته چنین نگاهی بیشتر بود و امروز هم شاعران دچار آن اعتیاد شده‌اند؛ اعتیادی که میراث گذشتگان است. البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که همه شاعران کم‌وبیش چپ هستند اما نه چپ صرفا ایدئولوژیک. یعنی شاعران مانند مردم عادی جامعه از سمت راست خیابان عبور نمی‌کنند و همیشه از سمت چپ راه می‌روند؛ چراکه ذات شعر چه متعهد باشد و چه غیرمتعهد اعتراض به پلشتی‌هاست؛ یعنی شعر همین که متولد می‌شود، مخالف سرکوب‌ها و ناعدالتی است؛ بنابراین اینکه عده‌ای می‌گویند شاعران متعهد حزبی هستند از یک طرف درست است و ما می‌بینیم که تعداد بسیار زیادی از شاعران و نویسندگان قبل از انقلاب آشکارا عضو حزب توده بوده‌اند؛ البته برخی عمیق‌تر و برخی سطحی‌تر. از طرفی خیلی از شاعران در جهان هستند که هیچ حزب و تعهد ایدئولوژیکی ندارند؛ اما فراچپ هستند؛ چراکه با ستمگری در تضادند و با آن مخالفند؛ البته معمولا هر آدم روشنفکری چنین دیدگاهی دارد.   با همه این تفکرات هنوز هم در عوام چپ بودن نشانه روشنفکری است؟ ما باید در ابتدا به این فکر کنیم که روشنفکر چه تعریفی دارد؛ چراکه در هر دوره‌ای چندین تلقی از روشنفکری می‌شود. مثلا ما یک تفکر جلال احمدی از روشنفکری داریم، یک تفکر ادوارد سعیدی و یک تفکر فوکویی؛ بنابراین در چنین شرایطی ممکن است در پاره‌ای از نگاه‌ها یا در بخشی از ذهنیت اذهان این تفکر ایجاد شود که همه این افراد چپ حزبی هستند اما این درست نیست. امروز وقتی یک رسانه میکروفونی در خیابان انقلاب جلوی یک جوان 15-16 ساله می‌گذارد، بسیاری از مسائل اقتصادی و اجتماعی از زبان او بیان می‌شود و اعتراضش از شاعران و کسانی که داعیه روشنفکری دارند، به کررات بیشتر است یا اگر نگوییم بیشتر است کمتر هم نیست. امروز اگر شما اخبار روز گذشته را از رادیو، تلویزیون، روزنامه و خبرگزاری‌ها نشنیده باشید کافی است که به صف نانوایی بروید یا تاکسی سوار شوید؛ آنجاست که خواهید دید چیزی را از دست نداده‌اید. بنابراین این تفکر که روشنفکران ملتزم هستند که به توده‌ها اطلاعات دهند دیگر وجود ندارد. باید قبول کنیم که در ابتدا ما آنقدر کامل به مسائل نگاه نمی‌کردیم و همین شده است که ما امروز روشنفکر درباری، روشنفکر مزدور،‌ روشنفکر وطن‌فروش، روشنفکر حقوق‌بگیر، روشنفکر آزاد و روشنفکر تسلیم شده داریم اما نمی‌توانیم جلوی بقایای تفکر روشنفکری چپ را بگیریم.   عده‌ای معتقدند که مسائل سیاسی شعر را به حاشیه می‌برد و با توجه به گسترش رسانه‌ها و شیوه‌های بیان مشکلات، شعر ظرف مناسبی برای پرداختن به مسائل سیاسی نیست. شما با این دیدگاه موافق هستید یا مخالف؟ من با آگاهی خودم این طور به این مساله نگاه می‌کنم که به چه میزان جزمیت در این مساله وجود دارد. در این جمله یک باید است. یعنی روشنفکر و شاعر نباید درگیر مسائل سیاسی شود. یعنی مطلق کردن نباید و نباید هم چیزی در حد باید است و همین جا متوجه می‌شویم که صدور چنین رای و تصمیمی غلط و اشتباه است. ما در هنر و ادبیات هیچ باید و نبایدی نداریم. البته این نظر من است و شاید عده‌ای نظر دیگری داشته باشند؛ اما باید قبول کرد که ما در ادبیات و هنر تابلو ورود ممنوع‌ را برداشته‌ایم. به ویژه در جوامعی که شما اسم «آب» را هم بیاورید خود به خود رنگ سیاسی می‌گیرد. حال سوال این است که آیا ممکن است در جامعه‌ای که فضای فکر در این حد است که وقتی کلمه «آب» را می‌آوریم رنگ سیاسی به خود می‌گیرد ما درباره مسائل سیاسی شعر نگوییم. البته شعر در نهایت باید شعر باشد و دارای تفکر. این چه منطقی است که در آن تفکر عاشقانه و غنایی مشکل ندارد اما اگر در همان ظرف تفکر سیاسی بریزیم به مشکل خواهیم خورد. بنابراین شعر سیاسی از آنجایی منع می‌شود که دیگر از شعر بودن خارج می‌شود و دیگر شعر نیست. البته به نظر من وضعیت شعر عاشقانه و تغزلی و عارفانه هم به همین شکل است و اگر از ظرف شعر خارج شود قواعد بهم می‌ریزد و دیگر تغزل هم به داد آن نمی‌رسد؛ چراکه دیگر شعر نیست. شعر یک کلیت است مانند دنیا و هیچ چیز را نمی‌توان از آن جدا کرد. در مجموع صحبت‌های منتشر شده ما می‌توانیم این کتاب را گزیده‌ای از شعرهای متعهد علی باباچاهی بنامیم؟ این فرض شماست که به نگاه من هم تا حدودی نزدیک است؛ چراکه من این کتاب را با چنین نگاهی جمع‌آوری کرده‌ام. البته من در گذشته نیز چنین کتابی با عنوان «به شیوه خودشان عاشق می‌شوند»‌ داشتم که آن هم یک گزیده عاشقانه بود؛ اما این کتاب پیش از آنکه من و شما و منتقدان نمره‌ای به آن بدهیم، به‌عنوان طرح یک مبحث منتشر شده است و به این می‌پردازد که آیا امروز دیگر شاعران ایران به دلیل آنکه از ایدئولوژی‌ها ناامید شده‌اند و وعده‌های رهایی بخش دروغی بیش نبوده‌اند، شعر را پوچی یا یک نیهیلیسم افراطی می‌دانند؟ شاید همین می‌شود که اوژن یونسکو  می‌گوید «وقتی من می‌بینم که فردی از بشریت صحبت می‌کند، پا به فرار می‌گذارم چراکه دروغ می‌گوید.» به نظر من این اثر کار جدیدی است اما آیا شعرها از پس این عنوان‌گذاری و ادعا برآمده‌اند نمی‌دانم و دیگران باید نظر بدهند.   از کتاب که فاصله بگیریم این روزها علی باباچاهی شعر هم می‌نویسد؟ واقعیت این است که قرار بود این اتفاق رخ دهد و من شعر بنویسم اما امروز که با شما صحبت می‌کنم حدود یک سال و سه ماه است که تنها یک کار نوشته‌ام و آن هم دوستان مطبوعاتی گرفته‌اند و در چندین رسانه منتشر شده است.   به عنوان آخرین سوال؛ دلیل این کم کاری چیست؟ این کم کاری یک دلیل داشت و آن یک ضربه روحی بود که خوردم و فکر می‌کنم که آدم ضعیفی بودم که نتوانستم از پس آن بربیایم. بنابراین دکتر یک سری دارو تجویز کرد که همین مساله باعث توقف نوشتن و خلاقیتم شده است؛ اما خوشحالم که این روزها طوری مطالعه می‌کنم و کتاب می‌خوانم که گویی فردا با کامو و سارتر مسابقه دارم. کتاب خواندن تنها دلخوشی این روزهایم است. ]]> ادبيات Wed, 18 Jul 2018 05:16:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263312/شعر-متعهد-کمرنگ-نشده ​نیشابور میزبان شب شعر «ملکوت هشتم» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263353/نیشابور-میزبان-شب-شعر-ملکوت-هشتم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی نیشابور، رمضانعلی بیات با اشاره به این شب شعر، اظهارکرد: شب شعر «ملکوت هشتم»، رویداد بزرگ ملی است که به عرض ارادت شاعران به پیشگاه حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) اختصاص دارد. این برنامه از سوی موسسه آفرینش‌های فرهنگی هنری آستان قدس رضوی طراحی و با همکاری نیروی مقاومت بسیج، اداره اوقاف و امور خیریه، بخشداری زبرخان و  شورای شهر نيشابور امسال در دهه  فرخنده کرامت به میزبانی نیشابور برگزار می‌شود.   مسئول فرهنگی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیشابور، افزود: حضرت امام رضا (ع) در سال ۲۰۰ هجری وارد ایران شدند. رگه‌هایی از تشیع در برخی شهرهای ایران وجود داشت، اما امروز با قدوم مبارک ایشان نیشابور باب‌الرضا (ع) است و با بیان حدیث شریف «سلسله الذهب» در این شهر ایران پایگاه اصلی شیعه در عالم است.   وی گفت: در ويژه‌برنامه شب شعر ملی «ملکوت هشتم» شاعران مطرح  کشور از استان خراسان رضوی  و نیشابور همچون محمود اکرامی، مصطفی جلیلیان مصلحی، جلیل میرفخرایی، ابوالفضل عصمت‌پرست، خدابخش صفادل، سیدکمال سید موسوی، الهام دروگر، جعفر خوش‌بیان، ایمان کرخی، معصومه سادات شاکری، لیلا خاکان و حامد باغیشنی  به شعرخوانی خواهند پرداخت.   بیات بیان کرد: شاعران در این شب شعر، تازه‌ترين اشعار خود درباره میلاد باسعادت حضرت امام رضا (ع) وحضرت معصومه (س)،  سفر تاريخی امام رضا (ع) از مدينه به مرو، اقامت ايشان در نيشاور، وقايع اتفاقيه حضور ايشان، سيره علمی وعملی امام رضا (ع) و جايگاه نيشابور در گستره علوم اسلامی را می‌خوانند.   مسئول فرهنگی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیشابور، ادامه داد: شب شعر ملی «ملکوت هشتم» در مسیر عبور امام رضا (ع) از نیشابور به مرو در بقعه متبرک امامزاده یحیی (ع) روستای باغشن بخش زبرخان  نیشابور، روز شنبه   30تیر 97 بعد از نماز مغرب وعشاء، با حضور عموم علاقه‌مندان  برگزار می‌شود.   ]]> دین‌ Wed, 18 Jul 2018 04:37:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263353/نیشابور-میزبان-شب-شعر-ملکوت-هشتم نقدوبررسی مجموعه داستان «شاید مرا دیده باشید» در کافه چنار http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263330/نقدوبررسی-مجموعه-داستان-شاید-مرا-دیده-باشید-کافه-چنار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه داستان کوتاه « شاید مرا دیده باشید» نوشته عباس باباعلی نقدوبررسی می‌شود. در این نشست رضا فکری،‌ داستان‌نویس و روزنامه‌نگار و رکسانا حمیدی،‌ داستان‌نویس به عنوان منتقد حضور دارند و به نقدو بررسی اثر خواهند پرداخت. این نشست چهارشنبه 27 تیرماه 1397 ازساعت 17:30 در کافه چنار واقع در ضلع شمال شرقی چهارراه کالج برگزار می‌شود. حضور کلیه علاقه‌مندان داستانی در این نشست آزاد است. ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 11:30:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263330/نقدوبررسی-مجموعه-داستان-شاید-مرا-دیده-باشید-کافه-چنار نمونه‌ای موفق از بسط دغدغه‌های تراژیک زندگی امروز http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263323/نمونه-ای-موفق-بسط-دغدغه-های-تراژیک-زندگی-امروز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) عصر دوشنبه بیست و پنجم تیرماه، در موسسه پیرسوک شیراز جلسه نقد و بررسی مجموعه داستان سایه‌های مخروطی نوشته زهره طحامی برگزار شد. در این جلسه کیوان اصلاح‌پذیر و احسان نعمت‌اللهی و سندی مومنی به نقد و بررسی مجموعه داستان سایه‌های مخروطی پرداختند. در ابتدای جلسه، نویسنده داستان «روی خط زلزله» را قرائت کرد. بعد از آن اولین منتقد جلسه سندی مومنی صحبت‌های خود را آغاز کرد. این نویسنده و منتقد ادبیات داستانی عنوان کرد: مجموعه داستان، شامل یازده داستان کوتاه است. این داستان‌ها سه ویژگی مشخص دارند: نخست تلاش شده است روایت داستان ها متنوع باشد، دوم داستان‌ها بعد از بحران روایت می‌شوند  و سوم خانه و روابط خانوادگی دست مایه اصلی داستان‌هاست. او در ادامه عنوان کرد: داستان‌های مجموعه سایه‌های مخروطی داستان‌های بی‌رحمی هستند. درواقع داستان‌ها با پرداختن به خشونت و مرگ، حس ناامنی را به مخاطب القاء می‌کنند. خانه و خانواده و روابط دوستانه در داستان‌ها آماج حملاتی قرار دارند که زندگی اشخاص درگیر با رویدادها را دستخوش تغییری اساسی می‌کنند. نویسنده کولی با شکلات تلخ در ادامه سه ویژگی عنوان شده را با توجه به داستان‌های مجموعه توضیح داد و گفت: دو مفهوم خشونت و مرگ در داستان‌ها حضوری پررنگ دارند. در جای امن به وضوح خشونت شوهر علیه زن و برعکس را شاهد هستیم. در این داستان خشونت از نوع فیزیکی و روانی است. در داستان ورق بزن خشونت جنسی علیه زن و خشونت فیزیکی و به دنبال آن خشونت روانی به خوبی دیده می‌شود. در داستان به نام خودم رشید و ما رهگذر نبودیم خشونت روانی به وضوح دیده می‌شود. در یک جمع‌بندی نهایی خشونت روانی که عمیق‌ترین و تاثیرگذارترین نوع خشونت محسوب می‌شود در داستان‌ها بسامد بیشتری دارند. مومنی در ادامه به مفهوم مرگ در داستان اشاره کرد: در داستان یک مکالمه ساده با سه مرگ روبه‌رو هستیم. در داستان روی خط زلزله با مرگی دسته جمعی روبه‌رو هستیم. در داستان ما رهگذر نبودیم خیانت مهین باعث مرگ پدر و مادر مهری می‌شود. در داستان به نام خودم رشید مینا در غربت و با درد و بیماری از دنیا می‌رود. در داستان سایه‌های مخروطی دو راوی (زن شوهر ساکن خیابان هشتم ممیز هفده و ساختمان الهه) مرده‌اند. اساسا مرگ دستمایه داستان‌های یک مکالمه ساده و روی خط زلزله و هشت ممیز هفده است. حتی در داستان این کفش‌ها می گویند برو، بعد از مرگ مردی که در استخر خفه می شود (آقای زرنجانی) پروانه شهامت رفتن پیدا می کند. حتی نام مجموعه داستان نیز از صحنه ای که راوی مرده‌ای صحبت می کند استخراج شده است. در واقع مرگ نمایش پرقدرتی در داستان ها اجرا می‌کند.   مومنی در قسمت پایانی نقد خود به هویت بخشی اشیاء در داستان‌ها اشاره کرد و گفت: توجهی که به اشیاء شده است را نباید از نظر دور داشت. در داستان ها اشیایی هستند که هدفمند به منظور انجام کاری حضور دارند. حتی غیاب یک شیء می‌تواند حرکت داستانی را آغاز کند. زن در داستان میدان گل در غیاب ساعتش که آن را در خانه خواهرش جا گذاشته است سر صحبت را با راننده باز می کند. این آغازی‌ست برای گفت‌وگوی دو شخصیت در داستان. در داستان این کفش‌ها می‌گویند برو کفش شخصیتی دارد که می‌تواند کاری انجام بدهد و گذشته و حال داستان را به هم گره بزند. در داستان ما رهگذر نبودیم مانتویی با طرح چهارخانه و هدبندی با رج های شکافته از بیست و پنج سال پیش نشانه ای است برای انتشار درد  و رنج. در داستان هشت ممیز هفده نام خیابان و ساختمانی به نام الهه و طبقه چهارم واحد هفت، اشیاء داستانی و موثر هستند. داستان درباره آپارتمانی ست که قرار بوده زن و مردی در آن سکنی گزینند و حالا هر دو مرده‌اند. منتقد دوم جلسه احسان نعمت‌اللهی نقد خود را این طور آغاز کرد: از ویژگی های برجسته  این مجموعه داستان، می‌توان به موارد زیر ، اشاره کرد: تکثر زوایای دید داستان‌ها و تنوع در فرم و اجرا  و نزدیکی دغدغه‌های نویسنده و تم داستان‌ها به زندگی روزمره ما  مثل آسیب های روانی؛ تنهایی عمیق ناشی از آسیب‌ها؛ بحران روابط ؛ بحران جایگاه؛ و رهنمون‌سازی مخاطب به بازخوانیِ داستان‌ها، نه به واسطه گنگی و ابهام ؛ بلکه به لحاظ : کاربست صحیحِ آشنایی زدایی در روایت، شگردهای ساختاری ، ساختمندبودن روایت‌ها و ذهنی‌بودن روایت. همچنین اجتناب نویسنده از دغدغه‌نگاریِ طبقاتی پذیرشِ ماهیت وجودی به شکلی که هست، و گذار از بازتعریف هویت ؛ آگاهی از فراتر بودن مسائل زنان از فمینیسم طبقاتی؛ غیبت عنصر جنسی در اعتراض به نگاهِ کالاواره و گذار از مدل‌هایِ تحلیلِ شخصیت و تعیین هویت ؛ در افق جوامعِ پسااستعماری و یا نظرگاه ماتریالیسم فرهنگی. در نتیجه : عدم نگاهِ عقلایی در روایت و یا عدم آگاهی و شناخت از پدیده ها، محور داستان قرار می‌گیرد . نعمت اللهی منتقد و پژوهشگر ادبیات داستانی عنوان کرد: در تحلیلِ اجمالی داستان‌ها، می‌توان به نکاتی اشاره کرد ، از جمله در داستانِ  «جایِ  امن» ، راوی در ذهن خود ( به ظاهر روی کاغذ ) ، مدام می نویسد و می‌گوید ؛ تا این که از طریقِ فزونیِ رخدادها ، همپوشانی های روایی و تکثیرِ حضور (به زعمِ آلن وایس) ؛ به نسیان و فراموشی برسد. از آن جا که از سویی با فازِ پیشازبانی و تداعی ها و سرکار داریم و از دیگر سو راوی ما در تلاش برای فراموشی بحران های لاینحل است ، بایستی تنها با اعوجاج و تشویش ایجاد شده تا سرحد جنون ، به نسیان رسید. پرسش این جاست که آیا تحت یک چنین شرایطی؛ می‌توان به چنین گره‌گشایی‌های روایی در یک چنین زاویه دیدی ، رسید یا خیر ؟ داستانِ» به نام خودم رشید «هم به نوعی؛ از همین قاعده تبعیت می‌کند. در داستان ورق بزن، نمونه بسیار موفقی از بسطِ دغدغه‌های تراژیکِ زندگی امروز ، به شگردها و تکنیک‌های ذهنی، ارائه می دهد که از دلایل توفیق آن ، می‌توان به گذار از دغدغه های تعیین هویت (که پیش تر به آن اشاره شد ) ، نام برد که سبب شده بتوان به یکی از فجایعِ خاموشِ زندگی شهری ( قتل های ناموسی ) ، به شکل ریشه‌ای ، پرداخت. مشابهِ این اتفاق ، در داستانِ «این کفش ها می گویند برو» نیز ؛ رخ داده است. داستان های «شما  مالِ اینطرف‌هایید ؟»  و «میدانِ گل» ، از دو زاویه دیدِ کمتر استفاده شده در سال‌های اخیر ، بهره می‌برند. به ترتیب : مونولوگِ نمایشیِ استفهامی ؛ و دیالوگ در زاویه دید ظاهری یا بیرون  . داستانِ «رویِ خط زلزله» ، می‌توانست واجدِ تفکیک بیشتری میانِ دانای کل نامحدود و سوم شخصِ معطوف به ذهنِ بیمارگونه شخصیتِ زنِ داستان باشد، تا شکافِ میانِ ذهنِ بیمار و توهمی شخصیتِ زن ، با ذهنِ سالم اما همراهِ شوهر و فرزندش با آسیب های ذهنی وی و در نتیجه ایجادِ منطقِ فضای جادویی حاکم بر داستان ، پررنگ ترگردد. در داستانِ «هیچ‌وقت حرف شنوی نداشتی»، با راوی فریبکاری مواجه هستیم که بایستی مکانیسمِ کشفِ دروغ‌های وی، بر پایه‌ استدلال های ذهنِ مخاطب از تناقضاتِ رفتاری و گفتاری وی باشد، و نه اشارات و ارجاعِ مستقیم. می‌توان به آن بخش از گفته‌های وی که معطوف به لو دادنِ رفتارِ نابهنجار خویش بوده ( در برخورد با منشیِ دکتر ) ، نقد وارد کرد و نقطه مقابلِ اشاره به ارجاعات و تداعی های غیرمستقیم وی با همسایه ها، دانست. منتقد سوم کیوان اصلاح‌پذیر نقد خود را متمرکز بر تکنیک و در‌هم آمیزی سورئالیسم و رئالیسم در داستان‌ها کرد. این منتقد و پژوهشگر ادبیات داستانی تک‌تک داستان ها را مورد نقد و بررسی قرار داد و از جریان سیال ذهن راوی روان‌پریش در داستان جای امن صحبت کرد. کیوان اصلاح پذیر عنوان کرد: در داستان جای امن راوی اول شخص است و در قالب نامه اطلاعاتی را به مخاطب می‌دهد. جالب اینجاست که در این داستان وقتی اطلاعات زمان گذشته روایت می‌شود روایت رئالیستی‌ست و وقتی راوی زمان حال را اطلاع می‌دهد روایت سوررئالیستی است. درواقع حضور واقعیت‌ها سوررئال را نشان می‌دهد و از قدرت می‌اندازد. در داستان ورق بزن روایت سوررئال پذیرفتنی است. با زنی روبه‌رو هستیم که روان‌پریش است. جالب این جاست که در پایان داستان حالت پریشان دختر به مادر منتقل می‌شود. در داستان شما مال این طرف‌هایید مکالمه یک طرفه راوی با افرادی که در واقعیت موجودند اما در داستان ناموجودند. در واقع کل داستان از نظر تکنیک، نوعی تنهایی راوی را به صورت سوررئال روایت می‌کند. داستان میدان گل، مکالمه‌ها به زمان حال و فلاش‌بک‌هایی عنوان می‌شود. درواقع زن مسافر و راننده آدم‌های معقولی هستند اما مخاطب، داستان واقعی را از زبان خواهر متوهم زنِ مسافر می‌فهمد. در داستان هشت ممیز هفده، با مکالمات و راه رفتن و رسیدن زن و مردی روبه رو هستیم که مردهاند. در این داستان به کمک خاطرات رئال و سوررئال معنا پیدا می‌کند. در داستان یک مکالمه ساده، اتفاقات رئال به سوررئال زبانی منجر می‌شود. در داستان به نام خودم رشید که به نظرم داستان ضعیفی است، واقعیات موجود، سوررئال رشید را شکست می‌دهند. در داستان هیچ وقت حرف‌شنوی نداشتی، راوی با گلی خشک شده صحبت می‌کند و این گفت‌وگوی سوررئال با گل بهانه‌ای است برای افشای وقایع رئال. داستان این کفش‌ها می‌گویند برو، ماجرای تعرض جنسی مردی به دختر جوانی است که می‌خواهد واقعیت را در ذهنش تغییر بدهد و برای همین دختر تلاش می کند با توهمات سورئالیستی، واقعیت تجاوز را محو کند. در ادامه جلسه، حاضران سئوالات خود را عنوان کردند. در این جلسه خانم‌ها طیبه گوهری، لیلا برزگر، شهربانو بهجت، فرحناز عباسی، پروین پورجوادی، شهین ده‌بزرگی و آقایان راحمی، رحیمی، اسدی، فیلی و... حضور داشتند.         ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 10:32:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263323/نمونه-ای-موفق-بسط-دغدغه-های-تراژیک-زندگی-امروز شخصیت هولدن به سلینجر خیلی نزدیک است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263316/شخصیت-هولدن-سلینجر-خیلی-نزدیک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی موسسه بهاران شنبه خوانی بهاران در موسسۀ بهاران به سالینجرخوانی اختصاص داشت، این نشست شنبه بیست و سوم تیرماه در موسسه بهاران برگزار شد. میهمانان این نشست شرمین نادری و رامبد خانلری بودند که برای نوجوانان و دیگر علاقه‌مندان حاضر در جلسه پیرامون آثار سالینجر، جهانِ داستان‌هایش و به خصوص کاراکتر هولدن کالفیلد صحبت کردند. شرمین نادری، نویسنده و مدرس کارگاه داستان با گفتن از وجوه خوب و بدِ کاراکتر هولدن صحبتش را شروع کرد. با پیش بردن گفت‌وگویش با بچه‌ها به این نتیجه رسیدند که هولدن کاراکتر خاکستری‌ای دارد . تفکیک کردن خوب و بدهای این شخصیت کار سختی است. او گفت یک نکته  جالب نزدیکی شخصیت هولدن به خود سالینجر است که گفته می‌شود او نیز تنهایی زیادی داشته است . حتی خیلی از داستان‌هایش را هیچ وقت ارائه نکرده تا کسی از درونش باخبر نشود. یکی از نوجوان‌های این نشست درباره شخصیت هولدن گفت که این شخصیت مثل همه ما هست. با همه غر زدن‌ها و نامیدی‌ها و دلسوزی‌ها. اما ته نگاهش خیلی وقت‌ها امید هست. رامبد خانلری، نویسنده و میهمان دیگر این نشست گفت مسئله برخورد با شهر بعد از ناتوردشت باب شد . در هولدن یک نگاه از بالا به پایین به جامعه و اتفاقات هست که نگاه خیلی مدرنی هست که همیشه توی شخصیت‌های سالینجر وجود دارد . نگاه جالب دیگر نگاه به مذهب هست که آن هم خیلی نگاه مدرنی است که هولدن این‌ها را نقد می‌کند. رامبد خانلری  وی افزود: اما با وجود هنجارگریزی و ادعای مذهب نداشتن اما اطلاعاتی که درباره حواریون میدهد اطلاعات مذهبی صادقانه و درستی هستند . دیگر اینکه اصلی‌ترین چیزی که درباره او هست اینکه او هیچ چیزی را به عنوان حقیقت همیشه صادق قبول نمی‌کند . اما همان حقیقت‌های همیشه صادقی که از خودش بروز می‌دهد خیلی شبیه به همان حقیقت‌هایی که خودش دارد نقض می‌کند . واقعیت این هست که هولدن کالفیلد زمانی که آدمهایی شبیه به ما وجود نداشتند شبیه به ما بود. درباره نگاه به مذهب در هولدن شرمین نادری گفت که با وجود غیرمذهبی بودن ِ این کارکتر که اتفاقا به مذهبی ها احترام می گذارد و مشخصه دیگر هولدن این هست که با وجود همۀ غر زدنها اما او امیدی دارد برای اینکه آیندۀ بهتری وجود داشته باشد. در حالیکه همۀ هولدن های امروزی دنیای مجازی فقط تلخی می بینند. و چیزی که کتاب‌های سالینجر را خیلی با ارزش می‌کند این امیدی هست که سالینجر برای آینده قائل است که مدل مشابهش هم در داستان‌های دیگرش مثل خانوادۀ گلس می بینیم که فرنی و زویی مدام با هم بحث‌های فلسفی دارند. یکی از نوجوانان حاضر در نشست گفت که هولدن پر از تضاد است و چون خودش را برتر از بقیه می‌بیند دچار سرخوردگی شده و دنبال آدم‌های شبیه خودش می گردد.  و در پایان رامبد خانلری گفت: تا قبل از ناتور دشت نمودار داستان‌ها شبیه یک سینوس بود و گره ها در اکسترمم بودند اما بعدتر داستان‌هایی شبیه ناتور دشت نوشتن به یک سنت تبدیل میشه مثل باد ما را خواهد برد.   ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 08:20:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263316/شخصیت-هولدن-سلینجر-خیلی-نزدیک نخستین فیلم­‌های بلند سینمایی، اقتباس ادبی بودند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263272/نخستین-فیلم-های-بلند-سینمایی-اقتباس-ادبی-بودند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) پیچیدگی تولید فیلم عاملی است که گاهی تفسیر آن را ضروری می‌­کند. ما نیاز داریم که با دقت به قاب تصویر نگاه و درباره ساخت داستان فرضیه­‌سازی کنیم و درباره معانی ممکن آن حدس بزنیم. فیلم‌­ها در یک بافت اجتماعی و فرهنگی­ تولید و دیده می‌­شوند که شامل مواردی بیش از متون سایر فیلم­‌ها می‌­شود؛ فیلم از طریق روایت‌­هایش است که از کارکردی فرهنگی برخوردار می‌شود که فراتر از لذت داستان می‌­رود. گودرز میرانی، مترجم، به‌تازگی  کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» نوشته گریم ترنر را ترجمه و انتشارات علمی و فرهنگی آن را منتشر کرده است کتابی که به همین موضوعات می‌پردازد، به همین جهت گفت‌وگویی با گودرز میرانی درباره این کتاب انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانیم:   در کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» از چه نظریه‌هایی استفاده شده است؟ این نظریه‌ها چگونه در این فیلم‌ها مطرح می‌شود؟ از طیف گسترده‌ای از نظریه­‌ها استفاده شده است. اما این استفاده به معنای آن نیست که از همه نظریه‌­هایی که در کتاب آمده است برای تحلیل فیلم‌­ها استفاده شده است، بلکه به این معناست که نوعی کاربرد و کارکرد نظریه در تحلیل فیلم را توضیح داده است. اصولا وقتی ما از نظریه نام می‌­بریم، مراد ما بیشتر نوعی چارچوب نظری برای تحلیل فیلم است نه الزما استفاده از نظریه در خود فیلم. البته تردیدی نیست که فیلمساز هم برای ساخت فیلم خود نوعی چارچوب نظری و به عبارت بهتر نظریه دارد، اما زمانی که صحبت از مطالعه فیلم به عنوان یک امر اجتماعی است، بیشتر تحلیل فیلم بر مبانی مختلف نظری، مد نظر است. شاید بهتر است بگوییم چگونه از نظریه برای تحلیل فیلم‌­ها استفاده شده است؟ در این صورت، کتاب برای نظم بخشیدن به شیوه ارائه نظریه‌ها، نوعی دسته‌­بندی انجام داده است که به طور طبیعی در قالب فصل­‌های شش­گانه نشان داده شده است. شاید بگویید که کتاب هفت فصل دارد، چرا شش­گانه؟ در جواب باید بگویم که در فصل هفتم کاربرد عملی نظریه را در تحلیل فیلم شاهدیم و کتاب از مسیر شش فصل توضیحی خارج و وارد مرحله عملی کاربرد نظریه در تحلیل دو فیلم خاص شده است. البته فصول مختلف کتاب، بخشی تحت عنوان «پیشنهادهایی برای کار بیشتر» دارد که درواقع، نویسنده مایل است دانشجو یا خواننده علاقه­‌مند فیلم‌­هایی را بر اساس نظریه یا نظریه‌­هایی که در آن فصل توضیح داده شده است، تحلیل کند. نمونه خوب این نوع کاربرد در فصل هفتم کتاب در مورد فیلم­‌های «بوچ کسیدی و ساندنس کید» و «دربه‌­در به دنبال سوزان» آمده است. آیا این کتاب براساس نظریات جامعه­‌شناسی یا جامعه‌­شناسان خاصی است؟ اینجا باید ببینیم منظور از «خاص» چیست. اگر منظور شما، گلچینی از نظریه‌­های جامعه­‌شناسی است که برای تحلیل فیلم می­‌توان از آنها استفاده کرد، پاسخ مثبت است. به هر حال این کتاب درباره نظری‌ه­های زیادی صحبت کرده است و همه نظریه­های جامعه­شناسی را در خود ندارد، اما طیفی از نظریه­ها را که از سوی جامعه­شناسان مختلف در دوره­های گوناگون مطرح و ارائه شده است، در خود دارد. مثلا نظریه­های ساختارگرایی دامنه وسیعی دارند، اما در اینجا چند نمونه از این نوع نظریه­های جامعه­شناسان مختلف و کاربرد آنها در تحلیل فیلم توضیح داده شده است.   به نظر شما آیا این کتاب برای کسانی که می‌خواهند فیلم اجتماعی بسازند مناسب است؟ می‌توانند به این منظور از این کتاب استفاده کنند؟ این کتاب برای همه کسانی که به فیلم و سینما علاقه دارند، مفید است چه نویسنده فیلم­نامه باشد، چه کارگردان و سایر عوامل حتی عوامل صرفا فنی در سوی تولید، همچنین منتقدان و تماشاگران فیلم در سوی مصرف. نوع استفاده و بهره­گیری از مطالب کتاب در افراد مختلف، متفاوت است. طبیعتا سازندگان فیلم، برای تولید یک اثر خوب و تاثیرگذار، نیازمند آگاهی از مخاطب و شرایط جامعه هستند و هر میزان این آگاهی بیشتر باشد، در صورت رعایت کیفیت تولید فنی، اثری تاثیرگذارتر خلق خواهد شد. در عنوان کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» دو واژه و ترکیب واژگانی وجود دارد، «فیلم» و «کردار اجتماعی» که درواقع اتصال و ربط دو بخش را ترسیم می­‌کند. بنابراین، استفاده از مطالب این کتاب برای سوی تولید هم مفید خواهد بود. شاید بتوان گفت، تولیدکننده­‌ای که این کتاب را می­‌خواند، همواره نوعی منتقد را در کنار خود احساس می­‌کند که در مراحل مختلف تولید، درباره فیلم اظهار نظر می­‌کند.   با توجه به اینکه این کتاب به فیلم‌های خارجی پرداخته است، می‌توان از این نظریات درباره فیلم‌های ایرانی استفاده کرد؟ تولید فیلم در کل تابع اصول و قواعدی است که در همه جا برای ساخت فیلم باید در نظر گرفته شود، خواه هالیوود باشد، خواه بالیوود و خواه نالیوود (فیلم­هایی که در نیجریه تولید می‌­شوند). فیلمساز ایرانی هم بدون توجه به این اصول و قواعد فیلم نمی­‌سازد. در تحلیل فیلم هم طبیعتا استفاده از این کتاب و نظریه­‌های مطرح شده در آن برای تحلیل­گر حرف‌ه­ای کاربردی  دارد و برای خواننده علاقه­‌مند به فیلم، در تغییر نوع نگاه به فیلم و فیلم­‌دیدن مفید خواهد بود.    آیا فیلم‌هایی که در این کتاب بررسی شده است، فیلم‌های رئالیستی است یا شامل فیلم‌های غیر رئالیستی و فانتزی هم می‌شود؟ در این کتاب به طیف وسیعی از فیلم­ها اشاره شده و بر مبنایی تاریخی به بررسی ژانر، روایت و... در فیلم‌­های گوناگون در دوره­‌های مختلف پرداخته شده است. بنابراین، نمی‌­توان محدودیتی برای فیلم‌­های مورد بحث قائل شد. انتخاب فیلم برای تحلیل، بر اساس بحث نظری متناسب با آن صورت گرفته است. ژانر علمی-تخیلی که با جلوه‌­های ویژه رایانه‌­ای در سینمای معاصر جایگاه ویژه‌­ای پیدا کرده است، یکی از ژانرهای مورد اشاره در این کتاب است.   آیا بر اساس یافته‌های نویسنده، گریم ترنر، می‌توان یک قانون کلی درباره فیلم‌هایی که به منزله کردار اجتماعی هستند پیدا کرد؟ ترنر بر این باور نیست که برخی فیلم­‌ها به منزله کردار اجتماعی‌­اند و برخی دیگر نه، بلکه او فیلم را به عنوان یک کل، واجد این ویژگی می­‌داند. بنابراین، اینکه ترنر فیلم­‌ها را مثلا در دو دسته قرار داده باشد که یکی واجد انطباق‌­پذیری با عمل اجتماعی، هم از نظر کاربرد و هم از نظر ویژگی باشد و دیگری فاقد آن، مورد بحث این کتاب نیست. این کتاب خود فیلم را با همه خصوصیات و کارکردهایش، نوعی عمل اجتماعی می­‌داند و برای روشن ساختن ابعاد این مسئله به فیلم­‌های متعددی اشاره می‌­کند که الزاما در یک طیف مثلا به نام فیلم­‌های دارای خصیصه «کردار اجتماعی» نمی‌­گنجند.   به نظر شما آیا نویسنده در این کتاب به فلسفه و ادبیات نیز پرداخته است؟ چه مقدار در این کتاب به فلسفه تأکید دارد؟ اگر منظور پرداختن مستقیم به فلسفه و ادبیات و بحث درباره این موضوعات است، در این کتاب چندان جایی برای این مباحث وجود ندارد. اما اگر منظور داشتن مبانی فلسفی و ادبی است، سراسر این کتاب فلسفه است و ادبیات هم در لابه‌لای آن موج می‌­زند. مگر می­‌شود از نظریه صحبت کرد اما فلسفه غایب باشد؟ به نظر من هر جا صحبت ازنظریه باشد، فلسفه از قبل در آنجا حضور دارد. نخستین فیلم­‌های بلند تاریخ سینما، اقتباس از رمان‌­ها و داستان­‌های ادبی بودند و همچنان این روند ادامه دارد و متوقف نشده است. بسیاری از فیلم­‌هایی که در این کتاب مورد مطالعه قرار گرفته‌­اند، برداشت­‌ها و اقتباس‌­هایی از آثار ادبی هستند. با این توصیف، آیا امکان غیبت ادبیات در این کتاب وجود دارد؟   در ایران ژانری به نام ژانر اجتماعی مطرح شده است، اما بسیاری کارشناسان معتقدند این ژانر وجود خارجی دارد، آیا در این کتاب از ژانر اجتماعی صحبت می‌شود؟ من درست معنای ژانر اجتماعی را نمی­‌فهمم. اگر منظور شما فیلم اجتماعی یا ساختن فیلم درباره مسائل اجتماعی است که در حقیقت کشاندن مسائل بزرگ اجتماعی به رابطه میان شخصیت­‌هاست، طبیعتا در این کتاب هم فیلم‌­هایی با این مضمون وجود دارند.   انتشارات علمی و فرهنگی کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» اثر گریم ترنر، ترجمه گودرز میرانی را با شمارگان1000 نسخه و با قیمت18000تومان در311 صفحه منتشر کرده است. ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 08:05:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263272/نخستین-فیلم-های-بلند-سینمایی-اقتباس-ادبی-بودند بازخوانی اثری از کنوت هامسون در خانه اندیشمندان علوم انسانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263331/بازخوانی-اثری-کنوت-هامسون-خانه-اندیشمندان-علوم-انسانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست بازخوانی و بررسی رمان «گرسنه» نوشته کنوت هامسون برگزار می‌شود.  در این نشست رضا فکری و رامین رامبد به عنوان منتقد و کارشناس حضور دارند و به بررسی اثر خواهند پرداخت. علاقه‌مندان به شرکت در این نشست می‌توانند پنجشنبه 28 تیرماه 1397 از ساعت 15 به خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان نجات‌الهی نبش خیابان ورشو مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 07:39:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263331/بازخوانی-اثری-کنوت-هامسون-خانه-اندیشمندان-علوم-انسانی «عصری با داستان» در فرهنگسرای ارسباران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263315/عصری-داستان-فرهنگسرای-ارسباران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای ارسباران، نشست «عصری با داستان» با حضور محمدرضا گودرزی، نویسنده و مدرس ادبیات داستانی امروز عصر برگزار می‌شود. دراین نشست چند داستان کوتاه از بین داستان‌های ارائه شده توسط شرکت‌کنندگان انتخاب می‌شود و پس از خوانش توسط صاحب اثر با حضور محمدرضا گودرزی مدرس داستان‌نویسی، منتقد ونویسنده نقد و بررسی می‌شود. این نشست با رویکرد حمایت از نویسندگان جوان و نوقلمان هرماه در این فرهنگسرا برگزار می‌شود . علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند به فرهنگسرای ارسباران به نشانی خیابان جلفا مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 07:36:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263315/عصری-داستان-فرهنگسرای-ارسباران محمود حسینی‌زاد سراغ برشت رفت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263284/محمود-حسینی-زاد-سراغ-برشت-رفت محمود حسینی‌زاد در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره آثار جدیدی که در دست ترجمه و انتشار دارد گفت: این روزها مشغول ترجمه یک رمان اتریشی هستم و همچنین نمایشنامه‌ای از برشت نیز با ترجمه من در حال انتشار است. مترجم «لتی پارک» درباره نمایشنامه‌ای که قرار است با ترجمه وی منتشر شود توضیح داد: این نمایشنامه «توران‌دخت» نام دارد و جزو آخرین کارهای برشت به حساب می‌آید. این نمایشنامه بر اساس یک قصه چینی نوشته شده و درون‌مایه آن روابط سرمایه‌داری و استثمارگونه است. این اثر آماده انتشار است و به زودی از سوی انتشارات بان راهی بازار کتاب می‌شود.  نویسنده «بیست زخم کاری» از اثر دیگری که در دست ترجمه دارد خبر داد و گفت: همچنین مشغول ترجمه رمانی اتریشی هستم. این رمان «اتاق لودویگ» نام دارد و نام نویسنده آن آلویس کوچنیک است. تا به حال اثری از این نویسنده به فارسی برگردانده نشده است. وی افزود: امیدوارم ترجمه رمان «اتاق لودویگ» تا پاییز به اتمام برسد. احتمالا نویسنده این کتاب در اوایل مهرماه به ایران سفر خواهد کرد. نثر و موضوع این کتاب به حدی برایم جذاب بود که دوست دارم باز هم از آثار این نویسنده ترجمه کنم. حسینی‌زاد درباره موضوع این رمان توضیح داد: این کتاب داستان بسیار جالبی دارد. موضوع آن به روابط انسانی و احساسات مابین آدم‌ها برمی‌گردد و همچنین موضوع و ماجرای آن به تاریخ و دوران فاشیست‌ها  نقب می‌زند و در کل کتاب بسیار جالبی است.     ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 05:39:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263284/محمود-حسینی-زاد-سراغ-برشت-رفت ادبیات زنان به شکل حیرت‌انگیزی رشد داشته است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263229/ادبیات-زنان-شکل-حیرت-انگیزی-رشد-داشته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) هر ساله تعداد زیادی رمان به قلم نویسندگان زن در کشورمان منتشر می‌شود.  با توجه به تفاوت فضاها و درون‌مایه این آثار به نظر می‌رسد که  اولویت موضوعی زنان برای نوشتن بیشتر از جنس و مسائل خودشان است. شخصیت‌های اصلی آثار داستانی زنان نویسنده را بیشتر زنان تشکیل می‌دهند و مسائل و دغدغه‌هایی که در این آثار به آن‌ها پرداخته می‌شود تاکید ویژه‌ای بر مسائلی است که زنان به طور معمول با آن‌ها سروکار دارند. اخیرا رمانی به نام «بگذار تروا بسوزد» به قلم آناهیتا آروان منتشر شده که توجه ویژه‌ای به زنان و مسائل‌شان دارد. این رمان همچنین توانسته در هشتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی در بخش ادبیات داستانی شایسته تقدیر شود.  با این نویسنده درباره رویکرد خود در این اثر،‌ پیش‌نیازهای نویسنده برای نوشتن و همچنین اولویت‌های موضوعی برای نوشتن گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   به عنوان نویسنده کتاب درون‌مایه و خط فکری اصلی رمان «بگذار تروا بسوزد» را چه چیزی می‌دانید و این رمان را در چه دسته و طبقه‌ای به لحاظ موضوعی قرار می‌دهید؟ رمان «بگذار تروا بسوزد» ترکیبی از عواطف انسانی، وفاداری، خیانت‌ها، اعتماد و عدم اعتماد است و بیشتر فصل‌های آن در سفر می‌گذرد. در حقیقت این رمان یک رمان سفر است. به نظرم این رمان یک اثر اجتماعی- عاشقانه به حساب می‌آید و اولین رمان من هم هست. قبل از آن مجموعه داستانی به نام «پسرم قدش بلند است» داشتم که از لحاظ درون‌مایه و موضوعی تجربه‌ای کاملا متفاوت با این رمان به شمار می‌آید.  تحقیق و مطالعه درباره چیزی که نویسنده قصد نوشتن‌اش را دارد یک ضرورت است. به عنوان مثال بسیاری از نویسندگان برای نوشتن یک رمان تاریخی، سراغ کتب تاریخ می‌روند و در این باره تحقیق می‌کنند. شما برای نوشتن این رمان در چه زمینه‌ای مطالعه و تحقیق انجام داده‌اید و رویکردتان به عنوان نویسنده درباره تحقیق قبل از نوشتن چیست؟ گاهی ارجاعاتی در اثر وجود دارد که می‌تواند ظاهری یا پنهان باشد به طور مثال حتا می‌توان در اثری ارجاعات را با نقل‌قول‌های بدون گیومه داشته باشیم. اما طبیعی است که هر آنچه نویسنده در زندگی‌اش آموخته و هر آنچه مطالعه کرده و می‌دانسته ناخودآگاه در اثرش نشت می‌کند. حال ممکن است این اشارات و ارجاعات اصلا آشکار هم نباشند اما تمام دانسته‌های نویسنده در اثر دیده شود. منظورم این نیست که برای نشان دادن اینکه من فلان چیز را خوانده‌ام،‌ نویسنده مطلبی را مطالعه کند و در اثر بگذارد. در چنین صورتی کار به شدت باسمه‌ای می‌شود. مثلا اینکه آثار هنری را مطالعه کند تا بتواند نشانه‌ای در رمان بگذارد،‌ کار درنمی‌آید و با ساختار اثر جفت وجور نمی‌شود. هر مطالعه‌ای اگر جزو تجربیات زندگی نویسنده شده و درونی باشد و همچنین نویسنده سال‌ها در آن زمینه کار کرده باشد،‌ می‌تواند روی کار نویسنده اثرگذار باشد. در رمان «بگذار تروا بسوزد» هم ارجاعات پنهان می‌بینیم هم ارجاعات آشکار و هم چیزهایی که سال‌ها قبل تجربه و کشف شده. پیش‌نیاز اینکه یک نویسنده بتواند به طور ملموس‌تری از این ارجاعات در آثارش بهره ببرد،‌ چیست؟ صرفا مطالعه کفایت می‌کند یا چیزهای دیگری هم مورد نیاز است؟ اول این را بگویم که در رمان من هم ارجاعات خیلی پنهان نیستند و ارجاعات آشکاری نیز وجود دارد. اما مساله این است که گاهی برخی چیزها در تاروپود اثر نمی‌رود و نشان می‌دهد که آنچه نویسنده در اثرش آورده تجربه زیسته‌اش نبوده و کاری درباره آن انجام نداده است. مهم این است که چیزهایی که نویسنده قصد آوردنش در اثر خود را دارد در رمان و داستان به خوبی بنشیند و نشان از سال‌ها فعالیت نگارنده در آن زمینه داشته باشد. مساله دیگر اینکه بریده شدن آثار داستانی از سایر آثار هنری ضعف بزرگی است نه اینکه به طور مشخصی آثار داستانی مدام از آثار دیگر حرف بزنند. منظورم این است که داستان‌نویس موظف است آثار هنری را مطالعه کند و بشناسد،‌ نقاشی ببیند، تئاتر را بشناسد،‌ موسیقی بشنود و در کل هر آنچه که نویسنده بداند به او در نوشتن کمک خواهد کرد. همه این هنرها در ریشه هایشان به هم وابسته هستند. مثال در برخی از  آثار سینمایی ارجاع به یک اثر ادبی و یک تابلوی نقاشی وجود دارد و بنابراین داستان‌نویس هم نباید خودش را از دیگر آثار هنری ببرد. یک نویسنده همیشه باید به عنوان یک تجربه زیستی طولانی‌مدت و درونی‌شده با آثار هنری در ارتباط باشد. مجموعه اتفاقات مهم در نقاشی، موسیقی و تئاتر را به طور سالیان دنبال کند و خود را از آن جریانات جدا نکند. طبیعی است که در این صورت هر آنچه که بداند اثر را ژرف‌تر و عمیق تر خواهد کرد. تمرکز جایزه ادبی پروین اعتصامی بر ادبیات زنان است. به نظر شما  به عنوان نویسنده اثر در رمان « بگذار تروا بسوزد» چه ویژگی خاصی وجود دارد که توانسته در این جایزه شایسته تقدیر شود و مورد توجه قرار بگیرد؟ به نظر خودم در نثر داستان و همچنین در شخصیت‌پردازی. خلق شخصیت‌های زنی که در رمان بسیار پررنگ بوده‌اند هم می‌تواند یکی از دلایلش باشد. برای خلق این شخصیت‌‌ها بیشتر از تخیل خود کمک گرفته‌اید یا وام‌دار جامعه و شرایط اجتماع هستید؟ معمولا در تمام آثار هنری و داستانی یک راست کوچولو وجود دارد و یک کوه دروغ. شخصیت‌ها ممکن است ما‌به‌ازای بیرونی داشته باشند اما این کاراکترها معمولا ترکیبی هستند از تمام آدم‌هایی که نویسنده در زندگی خود هر چند کوتاه با آن‌ها مواجه شده و البته که بخش عظیمی از آن‌ها تخیل است. تاکید شما به عنوان نویسنده رمان روی کدام بخش از هویت یک زن است و کدام بخش از شخصیت یک زن را در خلق کاراکترها به خصوص کاراکتر اصلی در رمان «بگذار تروا بسوزد» پررنگ کرده‌اید؟ تمرکز من روی بخش انسانی یک زن است. به عنوان یک انسان به زن نگاه کرده‌ام و به ویژه هدفم نشان‌دادن زنی است که می‌تواند زن متفکری باشد؛ زنی که در عین حال به نظر خیلی عادی هم می‌رسد و درونش سرشار ار احساسات عمیق انسانی است. هدفم نشان دادن زنی بوده که جسارت نشان دادن این احساسات عمیق انسانی و به‌ویژه زنانه را نیز داشته باشد. شما تجربه داوری در مسابقات و جشنواره‌های داستانی را نیز داشته‌اید. این تجربیات روی داستان‌نویسی شما تا چه اندازه موثر بوده و چه کمکی به نوشتن شما کرده است؟ مطلقا تاثیری نداشته. تجربه داوری در داستان‌نویسی نمی‌تواند تاثیرگذار باشد چون داستان‌نویس داستان خود را با توجه به معیارهای داوری که در ذهن دارد نمی‌نویسد. اگر بنا باشد این کار را کند،‌ برای جشنواره و جایزه می‌نویسد. هیچ داستان‌نویس حرفه‌ای این کار را نمی‌کند. او می‌نویسد چون باید و نیاز دارد که بنویسد. طبیعی است که اگر اثر قابلیت دیده‌شدن داشته باشد،‌ در داوری‌ها هم دیده می‌شود. هر جشنواره و جایزه‌ای معیارهایی دارد و برجستگی‌هایی که در یک اثر وجود دارد ممکن است با برخی از این معیارها هماهنگی و سازگاری داشته باشد و بتواند در آن جشنواره برگزیده شود که جای بسی خوشحالی است.   به عنوان نویسنده‌ای که به لحاظ تجربه داوری بسیاری از آثارادبی روز را مطالعه کرده‌اید،‌ سطح ادبی زنان داستان‌نویس و رمان‌نویس معاصر را در چه حدی می‌بینید؟ در سال‌های اخیر آثار خوبی به قلم نویسندگان زن داشته‌ایم. آثار خواندنی و آثاری که نشان دادند مخاطب را نیز با خودشان همراه می‌کنند و حتا در بازار نیز موفق‌اند. ادبیات زنان به شکل حیرت‌انگیزی رشد داشته است. حتا در زمینه‌هایی که قبلا نویسندگان زن به آن‌ها نزدیک نمی‌شدند نیز پیشرفت‌هایی صورت گرفته است. مثلا جنگ که به نظر می‌رسیده قلمرو مردانه‌ای است و بیشتر داستان‌نویسان مرد به این مساله می‌پرداختند اما امروز حتا نویسندگان زن جوان هم آثار بسیار قدرتمندی می‌نویسند و جنگ را از دیدگاه دیگر و تازه‌تری تقدیم مخاطب کرده‌اند. در سال‌های اخیر نویسندگان زن بسیار خوب عمل کرده‌اند داستان‌نویسان خانم موفق در سال‌های اخیر را دنبال کرده و آثارشان را دوست داشته‌ام.   با این نظر موافقید که اولویت موضوعی زنان نویسنده از جنس و مسائل خودشان باشد یا خیر؟ معمولا توصیه می‌شود که بهتر است نویسندگان زن تجربیات جنس خود را بنویسند اما لزومی ندارد هر آنچه که می‌نویسند،‌ تجربه شده باشد. بهتر است یک نویسنده از حس‌های تجربه شده خود برای خلق آثاری که اصلا فضاهایش را تجربه نکرده‌،‌ استفاده کند.   چه اثر تازه‌ای در دست نوشتن دارید؟ مشغول نگارش یک رمان اجتماعی هستم که باز هم زن در آن حضور پررنگ دارد. در اینجا هم روی یک زن اندیشمند متفکر مانور داده‌ام ولی با این حال قصه‌ای کاملا متفاوت با «بگذار تروا بسوزد» روایت کرده‌ام.   ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 05:16:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263229/ادبیات-زنان-شکل-حیرت-انگیزی-رشد-داشته همه ديوانه پروست نيستند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263302/همه-ديوانه-پروست-نيستند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_اميلي تمپل/ ترجمه : بهار سرلك_بسياري عاشق مارسل پروست هستند و اغلب نويسندگان او را مي‌ستايند. بارها و بارها شنيده‌ايم كه او بزرگ‌ترين نويسنده تاريخ بوده است اما همه با اين گفته موافق نيستند. نويسندگانِ منتقد پروست از بنام‌هاي دنياي ادبيات به شمار مي‌روند كه از آنها با اين عنوان‌ها ياد مي‌كنيم: برنده جايزه نوبل، رمان‌نويس سبك گوتيك، دو استاد زبردست مدرنيست و نويسنده فمينيست درخور توجه. در ادامه نظرات كوبنده اين منتقدان را درباره نويسنده فرانسوي و رمان پرشور تمام‌نشدني و مشهورش مي‌خوانيد. كازوئو ايشي‌گورو، نويسنده انگليسي برنده جايزه نوبل، در مصاحبه با «هافينگتون پست‌» گفته: «رك‌وراست بگويم، به غير از جلد نخست رمان «روزهاي از دست رفته» پروست، از نظرم كسل‌كنندگي‌اش غيرقابل تحمل است. مشكل پروست اين است كه گاهي متن مبهوت‌كننده‌اي از او مي‌خواني اما بعد بايد ٢٠٠ صفحه فضل‌فروشي‌هاي تندوتيز فرانسوي، رزمايش‌هاي قشر مرفه و خودپسندي‌هاي محرز را بخواني. و اين روند ادامه خواهد يافت. اما گه‌گاه وقتي به ايده‌هاي او از حافظه و خاطره فكر مي‌كنم، مي‌بينم او مي‌تواند زيبا بنويسد.»   اِوِلين وو، رمان‌نويس انگليسي در نامه‌اي كه سال ١٩٤٨ براي نانسي ميتفورد نوشت، آورده: «نخستين‌باري است كه پروست مي‌خوانم-البته به زبان انگليسي- و وقتي احساس كردم او ساختار ذهني معيوبي دارد، غافلگير شدم. هيچ‌كس چنين چيزي را به من متذكر نشده بود. قطعا او هيچ دركي از زمان ندارد. سن هيچ‌كس را به خاطر نمي‌آورد.» جرمن گرير، نويسنده استراليايي سال ٢٠٠٩ در مقاله‌اي در «گاردين» نوشت: « اگر تا به حال پروست نخوانده‌ايد، نگران نباشيد. نيازي نيست جاي خالي‌اش را در سير تكاملي فرهنگي‌تان پر كنيد. به عبارت ديگر، اگر تمامي مجلدات «در جست‌وجوي زمان از دست رفته» را خوانده‌ايد، بايد نگران خودتان شويد. چراكه خود پروست به خوبي مي‌دانست خواندن كتابش سبب مي‌شود «زماني از دست برود»، زماني حرام شود، زماني كه بهتر است صرف بازديد قوم‌وخويشي مجنون شود، صرف مراقبه، پياده‌روي كردن با سگ‌تان يا يادگيري زبان يونان باستان.» سوزان هيل، نويسنده انگليسي سال ٢٠١٢ در نشريه «اسپكتيتور» نوشت: «از زماني كه ١٨ ساله بودم افرادي كه هفت جلد «در جست‌وجوي زمان از دست رفته» را از حفظ بودند و خطوط آن را مي‌پرستيدند، به من توصيه مي‌كردند اين كتاب را بخوانم. گويي كه نمي‌توان به خواندن پروست اشتياقي نداشت. مي‌دانستم عشق به او بسان نشان افتخار و نشانه ذهن ادبي هماهنگ و مشتاق است و چندين و چندبار تلاش كردم از جلد اول اين كتاب فراتر بروم. در نهايت به اينجا ختم شد كه جلد نخست را بيشتر از «آرزوهاي بزرگ» كه محتوايي داشت، خواندم. حتي پيش آمده مجلدهاي سوم يا هفتم را از قفسه كتابخانه بردارم و از همين جا ادامه داستان را شروع كنم، بنابراين قضاوتم نكنيد يا نگوييد شانسي به اين كتاب نداده‌ام. اصلا خوب نيست. جملات طولاني و تمام‌نشدني باعث مي‌شود با عمق داستان فاصله بگيريد و شخصيت‌هاي كتاب نيز جذاب نيستند. من به آدم‌هاي قشر مرفه فرانسه قرن نوزدهم اهميتي نمي‌دهم. البته تقصير به گردن خودم مي‌افتد و ضررش را خودم مي‌بينم. اما اگر نتوانم كليد كتاب را تا ٧٠ سالگي بيابم، فكر نمي‌كنم هرگز از عهده‌اش بربيايم. من لذت خواندن مشهورترين كتاب پروست را انكار كرده‌ام. كوشيدم يك كلمه براي خلاصه كردن معناي اين كتاب پيدا كنم: رنگ‌پريده.» كنداس بوشنل، نويسنده و روزنامه‌نگار امريكايي در مصاحبه با «نيويورك‌تايمز» گفته: آنقدر سنم بالا است كه نمي‌شود براي نخواندن برخي كتاب‌ها شرمنده باشم. در هر حال، تنها نويسنده‌اي كه هرگز نتوانستم تحملش كنم پروست است. جيمز جويس در نامه‌اي كه سال ١٩٢٠ براي فرانك باجن، دوست نقاشش نوشت در اين باره آورده است: «چند صفحه از كتابش را خواندم. استعداد خاصي در آن نديدم اما بايد اضافه كنم كه من منتقد خوبي نيستم.» آناتول فرانس، رمان‌نويس فرانسوي كه يكي از شخصيت‌هاي «جست‌وجوي زمان...» است اما هرگز اين كتاب را نخواند، گفته بود: «زندگي كوتاه است و پروست خواندن وقت‌گير.» Literary Hub منبع: روزنامه اعتماد ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 04:28:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263302/همه-ديوانه-پروست-نيستند حال هوشنگ ابتهاج خوب است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263293/حال-هوشنگ-ابتهاج-خوب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در چند روز گذشته خبر حال نامساعد امیرهوشنگ ابتهاج در فضای مجازی منتشر شده است.   در یکی از این صفحات روز گذشته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه امیرهوشنگ شعر ایران به کشور بازگشته و حال مساعدی ندارد که در همین راستا گفت‌وگوی کوتاهی را با یلدا ابتهاج داشتیم. یلدا ابتهاج در گفت‌وگو با ایبنا اعلام کرد که سایه در حال حاضر در کشور آلمان است و طی روزهای گذشته سفری به ایران نداشته است. وی همچنین از حال مساعد هوشنگ ابتهاج خبر داد و گفت که خبر بیماری پدرش را تکذیب می‌کند.   هوشنگ ابتهاج متخلص به ه. الف سایه متولد 6 اسفند سال 1306 در شهر رشت است. خانواده سایه از اهالی متملک رشت بودند. وی هم اکنون ۹۰ ساله است و در کشور آلمان زندگی می‌کند. از میان آثار او می‌توان به کتاب‌های «سیاه مشق»، «بانگ نی»، «تصحیح دیوان حافظ»، «سراب»، «شبگیر» و‌ «زمین» اشاره کرد. «بانگ نی» جدیدترین اثر این شاعر است که در آبان ماه سال 95 از سوی انتشارات کارنامه راهی بازار نشر شد. ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 11:45:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263293/حال-هوشنگ-ابتهاج-خوب بررسی چند فیلم با موضوع نویسندگان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263292/بررسی-چند-فیلم-موضوع-نویسندگان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) موسسه فرهنگی هنری خوانش کارگاه 4 جلسه‌ای «اتاق‌های دیگر (صحنه‌هایی از زندگی دوگانه و نویسندگی) با آیدا مرادی‌آهنی» را در روزهای یکشنبه از ساعت پنج‌ونیم عصر برگزار می‌کند. اولین جلسه  این کارگاه در روز یکشنبه 24تیر برگزار شد. آیدا مرادی آهنی در شرح این کارگاه نوشته است: نویسنده چه‌طور میان دنیاهای موازی قدم می‌زند؟ در آن اتاق دیگر، اتاقی از آن خودش چه می‌کند که با دنیا کنار بیاید؟ آداب روزانه‌اش چیست برای اینکه نوشتن او را زمین نزند؟ برای اینکه آن دنیاهای موازی را تاب بیاورد، و برای سر کردن با چیزی که از آن رهایی ندارد. در این چهار جلسه می‌خواهیم کمی به آن اتاق‌ها سرک بکشیم. قرار است ابتدای هر جلسه با هم فیلمی ببینیم؛ داستان زندگی یک نویسنده، بعد با نگاهی به زندگی او، از آن زندگی دوگانه باهم حرف می‌زنیم. فیلم‌های مورد بررسی در این جلسات به شرح زیر است: از بیماری‌های یک سودایی تا هنر مدرن- فیلم: ساعت‌ها، استیون دالدری، 2002 (نگاهی به زندگی ویرجینیا وولف) انزوا یا سایه گریزان- فیلم: سلینجر، شِین سالرنو، 2013 (نگاهی به زندگی جی.دی سلینجر) اعتیادها و عادت‌ها- فیلم: کاپوتی، بنت میلر، 2005،‌(نگاهی به زندگی ترومن کاپوتی) نویسنده، رابطه‌ها و عشق‌هایش- فیلم: درباره سوزان سانتاگ، نانسی گیتس، 2014(نگاهی به زندگی سوزان سانتاگ) ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 11:28:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263292/بررسی-چند-فیلم-موضوع-نویسندگان ورود «خواب‌هایم» به بازار کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263237/ورود-خواب-هایم-بازار-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی انتشارات کتاب نیستان رمان « خواب‌هایم» نوشته مریم راهی منتشر شد. تغییرات وسیع و پردامنه در زیست اجتماعی ایران معاصر و جابجایی پرشتاب میان ارزش‌های اجتماعی و به طبع آن رنگ و لعاب پیدا کردن برخی از ارزش‌های غیر بومی و در کنار آن در غبار و حاشیه ماندن برخی از اصول و باورهای سنتی و اصیل زیست شرقی و ایرانی، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های فرهنگی نویسندگان ایرانی در سال‌های اخیر بوده که به شکل‌های مختلفی در آثار داستانی آن‌ها ظهور و بروز پیدا کرده است؛ از بیان داستان‌های اجتماعی رئالیستی درباره اثرات این تحول تا نگاهی توام با تأثر و حسرت به باورهای از دست رفته. در این میان برخی نویسندگان سعی کرده‌اند با رهیافتی تازه و خلق زاویه دیدی بدیع و جذاب، نگاهی تازه به این موضوعات انداخته و آنها را از منظر باورهای مختلف نهادینه شده در مخاطب خود در قالب داستان بیان کنند. مریم راهی نیز با چنین رویکردی تازه‌ترین اثر داستانی خود را در قالب رمانی با عنوان «در خواب‌هایم» منتشر کرده است. اثری که میتوان از آن به عنوان رهیافتی تازه در رمان اجتماعی اعتقادی با درون‌مایه معناگرا یاد کرد، درون‌مایه‌ای که نه الزاماً تاریخی و دینی که نشأت گرفته از باور عمیق به نیروها و اراده‌های ماورا طبیعی و ازلی و صدالبته آورده داده شده در متون تاریخی مذهبی است. راهی که در دو اثر قبلی خود با عنوان «یوما» و «فردا مسافرم» نشان داده بود که توانایی بالایی در پرداخت داستانی سوژه‌هایی دارد که اطلاعات تاریخی چندانی پیرامون آنها نیست؛ در این مجموعه نیز بر مبنای چنین رویکردی، به خلق موقعیت‌هایی بر مبنای برخی باورهای دینی در رمان دست زده است. داستان این چنین آغاز می‌شود: ترمه، زن قالیباف یزدی که همسرش قمارباز است و پسری نوجوان دارد، برای حفظ خانه‌اش از خراب شدن توسط خیری به نام حاج‌الیاس که می‌خواسته در یزد هم تکیه عزاداری امام حسین بسازد، نذر می‌کند یک قالی زرع‌نیم ببافد و تقدیم حرم امام رضا کند… و چنین ادامه می‌یابد: هانی، پسر آقاسید هاشم معبر عاشق نبات، نوۀ یحیی می‌شود. یحیی یک قالیچه داشته که دو سال است دنبال جفتش می‌گردد. یحیی شرط می‌کند اگر جفت این قالیچه پیدا شود با ازدواج نبات و هانی موافقت می‌کند. رمان «خواب‌هایم» نوشته مریم راهی در سال 1397 در 236 صفحه به قیمت 22000 تومان از سوی انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است. ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 10:37:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263237/ورود-خواب-هایم-بازار-کتاب ​آغاز فعالیت سومین جشنواره سراسری نقالی http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263274/آغاز-فعالیت-سومین-جشنواره-سراسری-نقالی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سومین دوره جشنواره سراسری نقالی و پرده خوانی «غدیر» با عنوان «نقالان علوی» در حالی شروع می‌شود که دو دوره قبل را با موفقیت پشت سر گذاشته است.   محمد صائبی مدیر روابط عمومی سومین جشنواره «نقالان علوی» در این باره گفت: شاید در ابتدا تصور نمی‌شد که این جشنواره بتواند در بین هنرمندان جایگاه خاصی داشته باشد اما خوشبختانه با همت اساتید همراه جشنواره هم از بار علمی و هم اجرائی بسیار مناسبی برخودار شد و در اصل اولین جشنواره تخصصی نقالی و پرده‌خوانی کشور محسوب می‌شود، در سومین دوره پس از اعلام فراخوان حضور گسترده‌تری از هنرمندان جهت شرکت در جشنواره را شاهد هستیم. وی ادامه داد: در دوره سوم جشنواره طومارهایی توسط دبیرخانه با موضوع جشنواره منتشر شده است که شرکت کنندگان باید یکی از دو نقل خود را الزاما از این طومارها حکایت کنند. این حکایت ها به تعداد 20 طومار است که به کوشش داود فتحعلی بیگی و مرشد مهدی دریایی تهیه شده و در اختتامیه جشنواره در قالب یک کتاب رونمایی خواهد شد. البته در فراخوان فقط ده طومار را منتشر کرده‌ایم. صائبی اظهار داشت: سومین دوره جشنواره به‌صورت رقابتی بین هنرمندان متقاضی در دو بخش بزرگسالان و کودک و نوجوان برگزار خواهد شد و پس از دریافت آثار هنرمندان شهرستانی از سوی هیئت بازبین، بازبینی خواهد شد و هنرمندان تهرانی هم به صورت حضوری در تاریخ مشخص شده بازبینی خواهند داد تا از یکم تا ششم شهریور ماه هنرمندان راه بافته به جشنواره به رقابت بپردازند و هیئت داوران در اجرای عموم و محل برگزاری جشنواره به اجرای وی امتیاز داده تا نقالان برتر مشخص شوند. مدیر روابط عمومی سومین جشنواره «نقالان علوی»  افزود: یکی از نکات جالب و آموزنده این جشنواره حضور پیشکسوتان دوره‌های مختلف بوده که با اجرای نقل و پرده‌خوانی به غیر از اجرا، باعث آموزش هنرمندان جوان از نزدیک و آشنائی با اصول کاربردی این هنر سنتی می‌شوند که امسال نیز از وجود با برکت تعدادی از آنها بهره خواهیم برد. صائبی در ادامه با اشاره به این دوره گفت: امسال هم امیدواریم با بهره‌مندی از این هنر کهن پارسی در انتشار معارف وجودی و ابعاد مختلف ولایت و امامت و غدیر خم و مقام شامخ حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و آشنائی با سبک زندگی ایشان موفق باشیم.   ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 10:00:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263274/آغاز-فعالیت-سومین-جشنواره-سراسری-نقالی فرزند فروغ فرخزاد درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263282/فرزند-فروغ-فرخزاد-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کامیار مدتی فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور که مدتی به خاطر بیماری‌های ریوی در بیمارستان بستری بود صبح امروز (دوشنبه، ۲۵ تیرماه) به دلیل ایست قلبی از دنیا رفت. کامیار شاپور متولد ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ بود؛ پسری که هم فروغ در شعرهایش به او اشاره کرده و هم شاپور از نامش، «کامی»، به عنوان نام مستعار خود استفاده کرده است. او نقاشی می‌کشید و مدتی هم در موسیقی خیابانی فعالیت داشت. مجموعه شعر «عشق یک مجسمه‌ فلزی‌ست و نورهای معطر طلایی»، «خودنویسم را از آفتاب پر می‌کنم» (نامه‌های پرویز شاپور به فرزندش کامیار) با گردآوری و تنظیم فرناز تبریزی و کامیار شاپور و «اولین تپش‌های عاشقانه قلبم» (نامه‌های فروغ فرخزاد به همسرش)، به کوشش عمران صلاحی و کامیار شاپور کتاب‌های به‌جامانده از او هستند. ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 09:50:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263282/فرزند-فروغ-فرخزاد-درگذشت ریشه‌ عمیق زبان فارسی در فرهنگ و ادبیات بوسنی و هرزگوین http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263270/ریشه-عمیق-زبان-فارسی-فرهنگ-ادبیات-بوسنی-هرزگوین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی موسسه فرهنگی شهرکتاب، منطقه‌ بالکان و ایران دارای میراث مشترک فراوانی هستند و این منطقه از جمله مهم‌ترین سرزمین‌های غیرایرانی حامی فرهنگ و زبان و ادب فارسی در قلب اروپاست و شایسته است که همکاری‌های نوینی در شناخت تحولات فرهنگی و ادبی دو کشور ایران و بوسنی طراحی و اجرا شود. علی‌اصغر محمدخانی، معاون فرهنگی و بین‌الملل شهر کتاب که در هفته‌ گذشته به دعوت جشنواره‌ ادبی ملی سارایوو و انتشارات بای بوک به سارایوو سفر کرده بود در باب دستاوردهای این سفر گفت: بوکستان در سال ۲۰۱۶ به همت موسسه‌ انتشاراتی بای بوک سارایوو و با همکاری الکساندر همون، نویسنده‌ بوسنیایی در بوسنی و هرزگوین تاسیس شد و در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ شاهد برگزاری دو جشنواره بود و در این دو جشنواره نزدیک به صد نویسنده، منتقد و شاعر از جمله ربع الامدین، راوی هیچ، کامیلا شمسی، مونا التاهاوی، جان فریمن، امیلا بوکوروویچ، اجه تملکورن، ایلیا تروجانف، حنیف قریشی، فاروق شهیج، ولادیمیر پیستالو، دامیر کارکاش، نلیا ورمچ حضور داشتند. محمدخانی افزود: در جشنواره‌ امسال که از روز چهارشنبه چهارم جولای تا یکشنبه هفتم جولای (۱۳ تا ۱۷ تیر) در شهر سارایوو برگزار شد، حدود ۷۰ نویسنده، منتقد و شاعر از بوسنی و کشورهایی چون آمریکا، هلند، آلمان، اتریش، کروواسی، صربستان، سومالی، سوئد، مونته‌نگرو، فرانسه شرکت کردند و از ایران نیز مصطفی مستور حضور داشت که ترجمه‌ بوسنیایی رمان «استخوان خوک و دست‌های جذامی» او در این جشنواره رونمایی شد. معاون فرهنگی و بین‌الملل شهر کتاب گفت: موسسه‌ بای بوک مشابه موسسه‌ شهر کتاب است هم ناشر است هم فروشگاه‌های کتاب دارد و در طول سال نیز نشست‌ها و سمینارهای مختلف برگزار می‌کند. در همایش امسال بوکستان، درباره‌ افرادی که در سیاست‌های شرق و غرب گرفتار شده‌اند و تاریخ و دوره‌‌ای که در آن صدای آن‌ها شنیده نمی‌شد، گفت‌وگو شد. امسال درباره‌ آزادی و تشخص بشر به عنوان ارزشی مهم که سازنده‌ نقطه‌نظر ماست گفت‌وگو شد و بر این نکته تاکید شد که مسائلی همچون اخلاق در رفتار انسان، شناختن جوانب ثابت و متغیر هویت و مساله‌ خود و دیگری از موضوعاتی است که باید نویسندگان بیشتر به آن توجه کنند و باید آن‌ها را در جریان دنیای نئولیبرال وارد کرد. همایش امسال به مناسبت سالگرد اتمام جنگ جهانی اول بود که از سال ۱۹۱۴ در سارایوو آغاز شد و تا سال ۱۹۱۸ ادامه داشت و امسال نشان‌دهنده‌ پایان یک قرن جنگ در بوسنی و اروپا بود. اگرچه در دهه‌های گذشته این اختلافات و کشمکش‌ها در منطقه‌ بالکان جریان داشته است و فاجعه‌ بشری در دهه‌ ۹۰ میان صربستان و بوسنی و کشتار جمعی مردم بوسنی از سهمگین‌ترین فجایع بشری در قرن بیستم بوده است. این مساله مطرح شد که ادبیات چگونه می‌تواند صلح و دوستی در میان انسان‌ها ایجاد کند و در بهبود آلام بشری موثر شود. محمدخانی گفت: امسال نویسنده‌ هلندی، گرت ماک، مهمان ویژه‌ جشنواره بود و در طول چهار روز جشنواره هر روزه شاهد گفت‌وگوی نویسندگان با یکدیگر و با مخاطبان بودیم که در این‌ گفت‌وگوها نقش مرزها در سیاست و ادبیات، هویت و اخلاق در دنیای جدید، پناهندگان و تلاش نویسندگان برای نوشتن ورای مرزهای سیاسی و فرهنگی مطرح شد.   محمدخانی به برنامه‌هایی که هیات ایرانی در این جشنواره داشت اشاره کرد و گفت: در روز اول جشنواره با حضور مصطفی مستور، معمر کودریچ و علی‌اصغر محمدخانی پل ادبی ایران و بوسنی تشکیل شد و در روز آخر جشنواره نیز میزگردی با مدیریت دامیر اوزونوویچ، مدیر بوکستان و میلنکا بولویچ از کروواسی، ویلمن لپ از هلند، اولریخ شریبر از آلمان و علی‌اصغر محمدخانی از ایران برگزار شد که درباره‌ نقش و تاثیر جشنواره‌ها و جایزه‌های ادبی در معرفی ادبیات کشورها و تعاملات ادبی میان ملت‌ها بحث و گفت‌وگو شد. وی به برنامه‌ جانبی دیگری که هیات ایرانی در کنار جشنواره داشت اشاره کرد و گفت: ظهر سه‌شنبه ۳ جولای با حاجم حیدروویچ رئیس انجمن نویسندگان بوسنی و هرزگوین و نناد تانوویچ، رئیس شورای این انجمن در محل ساختمان رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سارایوو دیدار و گفت‌وگو کردیم. حاجم حیدروویچ ضمن ابراز خرسندی از فرصت به وجود آمده برای شرکت در این نشست، تصریح کرد که بوسنی و هرزگوین علیرغم آنکه به ظاهر و از لحاظ وسعت کشور کوچکی به نظر می‌رسد، اما پیچیدگی‌هایی دارد که حتی قابل قیاس با کشورهای بزرگ جهان نیست. وی قطعنامه صلح دیتون را دلیل اصلی جدایی اقوام و گروه‌های مختلف جامعه بوسنی و هرزگوین از یکدیگر دانست و افزود: این تقسیم‌بندی‌ها خسارت‌های فراوانی به کشور بوسنی و هرزگوین در بخش‌های مختلف ازجمله حوزه فرهنگ و ادبیات وارد کرده است. با این حال نویسندگان و شعرای بوسنیایی علی‌رغم وجود مشکلات فراوان، راه خود را ادامه می‌دهند و تلاش می‌کنند تا با خلق آثار جدید و پرمعنا، بر این مشکلات فائق آیند. حیدروویچ در ادامه بر لزوم همکاری نزدیک‌تر نویسندگان و شعرای بوسنیایی و ایرانی تأکید کرد و گفت: ما هرساله یک همایش ادبی تحت عنوان روزهای شعر بوسنی و هرزگوین برگزار می‌کنیم و امیدوار هستیم امسال شاهد حضور حداقل یک شاعر ایرانی در این مراسم باشیم. دکتر تانوویچ سپس در خصوص آثار فارسی که به دست مترجمان و ایران‌شناسان بوسنیایی رسیده است گفت: بسیاری از این آثار ابتدا به زبان خارجی دیگر ازجمله عربی، انگلیسی و ترکی ترجمه شده و بعد در اختیار ما قرار گرفته است و بر همین اساس بعضی از کلمات، عبارات و معانی ممکن است به‌طور کامل و صحیح منتقل نشده باشد. به همین دلیل امیدوار هستیم بتوانیم آثار داستانی و یا اشعار فارسی را بدون واسطه در اختیار داشته باشیم تا بتوان نزدیک‌ترین ترجمه را برای آن‌ها انجام داد. دکتر تانوویچ در ادامه با اشاره به تعدد زبان در دوره عثمانی‌ها گفت: زبان عربی مخصوص عبادت و راز نیاز با پروردگار بود، زبان ترکی عثمانی برای امور دولتی و اداری استفاده می‌شد و زبان فارسی، زبان ادبیات و شعر بود که مورد استفاده نویسندگان و شعرا قرار می‌گرفت. از این رو زبان فارسی ریشه عمیقی در فرهنگ و ادبیات بوسنی و هرزگوین دارد. معاون فرهنگی و بین‌الملل شهر کتاب در ادامه سه اقدام را برای برقراری پل ادبی میان ایران و بوسنی و هرزگوین لازم دانست و گفت: برگزاری سمینارهای مشترک، ترجمه آثار به زبان‌های یکدیگر و دعوت از نویسندگان، شعرا و محققان برای سفر به کشورهای یکدیگر از اقداماتی است که برای برقراری پل ادبی میان دو کشور لازم و ضروری است. وی سپس توضیحاتی را در خصوص میزان حضور ادبیات بوسنی و هرزگوین در ایران و شناخت نویسندگان و شعرای ایرانی با آثار بوسنیایی بیان داشت و در ادامه پیشنهادهای خود را برای تقویت همکاری‌ها و روابط فرهنگی و ادبی اظهار داشت. وی معرفی یک کتاب از سوی انجمن نویسندگان بوسنی و هرزگوین در خصوص ادبیات کلاسیک و ادبیات معاصر این کشور و همچنین ارائه یک کتاب در معرفی آثار کلاسیک و معاصر ادبیات فارسی را اولین گام برای برقراری پل ادبی میان دو کشور دانست. ارائه یک مجموعه گزیده اشعار از شاعران مختلف بوسنیایی به همراه شرح کوتاهی از زندگی آنان و همچنین یک گزیده از مجموعه داستان‌های کوتاه بوسنیایی برای ترجمه به زبان فارسی از دیگر پیشنهادهایی بود که برای گسترش همکاری‌های ادبی  مطرح شد و با استقبال طرف مقابل قرار گرفت. محمدخانی در پایان به تلاش‌ها و برنامه‌های رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بوسنی اشاره کرد و گفت: علی‌اصغر عامری، رایزن فرهنگی ایران در بوسنی تلاش‌های خالصانه و فراوانی برای معرفی فرهنگ و ادب ایران اسلامی کرده است و باید این تلاش‌ها تداوم یابد.  رایزن فرهنگی ایران ساختمان بسیار مناسبی در مرکز شهر موستار دارد که به علت کمبود بودجه فعالیت چندانی در آن دیده نمی‌شود و بایسته است که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، بنیاد ایران‌شناسی، بنیاد سعدی و نهادهای مسئول حمایت لازم و شایسته را از فعالیت‌های فرهنگی در بوسنی انجام دهند و مرکز فرهنگی و بین‌الملل شهر کتاب به عنوان یک موسسه‌ی خصوصی و با کمترین امکانات، تلاش می‌کند که در پنج سال آینده، برنامه‌های جدیدی را برای معرفی ادبیات معاصر دو کشور در ایران و بوسنی انجام دهد. ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 08:19:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263270/ریشه-عمیق-زبان-فارسی-فرهنگ-ادبیات-بوسنی-هرزگوین کتاب "... ودوباره خورشید" در فرهنگ سرای اندیشه معرفی و بررسی می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263271/کتاب-ودوباره-خورشید-فرهنگ-سرای-اندیشه-معرفی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی فرهنگ سرای اندیشه، چهارمین نشست از ویژه برنامه ی کتاب های بالدار معرفی و نقد و بررسی کتاب های تازه منتشر شده به معرفی کتاب «... و دوباره خورشید» شامل سروده های آزادگان درباره رحلت امام خمینی(ره) و رهبری آیت الله خامنه‌ای اختصاص پیدا کرده است. در این کتاب که به کوشش بیژن کیانی گردآوری شده است، بخشی از خاطرات و نامه‌های آزادگان در کنار سروده ها به چشم می‌خورد. لازم به ذکر است در این مراسم حجت الاسلام والمسلمین سید محمدحسین ابوترابی امام جمعه موقت تهران، دکتر محمدرضا سنگری، دکتر امیر محمد عباس نژاد و مرتضی سرهنگی از کارشناسان و پژوهشگران ادبیات دفاع مقدس حضور و به بحث و بررسی کتاب «...و دوباره خورشید» خواهند پرداخت. در بخشی از این کتاب می خوانیم: «... و دوباره خورشید» برگرفته از نامه‌ها، اشعار و خاطرات شماری از آزادگان سرافراز است که در مصیبت بزرگ چهارده خرداد، پس از اندوهی جان سوز و بی‌قراری و تلاطم روحی شدید به آرامش رسیدند و بذر امید در سرزمین سوخته ی دل هایشان جوانه زد و قامت برافراشت. این کتاب روایتی صادقانه از حزن و اندوه و اشک در رثای رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و آرامشی عمیق ناشی از انتخاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای به عنوان رهبر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را در غربت اسارت نقل می کند. گفتنی است این برنامه از سوی فرهنگ سرای اندیشه و با مشارکت موسسه فرهنگی پیام آزادگان روز سه‌شنبه 26 تیرماه ساعت 30/18 در سالن اجتماعات فرهنگ سرای اندیشه برگزار می‌شود. علاقمندان جهت شرکت در این برنامه می توانند به فرهنگ سرای اندیشه واقع در خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، بوستان شهید منفرد نیاکی(اندیشه) مراجعه نمایند و یا برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره 88765509 تماس بگیرند. ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 08:13:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263271/کتاب-ودوباره-خورشید-فرهنگ-سرای-اندیشه-معرفی-بررسی-می-شود سیاه‌چاله‌ایست پشت چشمانم http://www.ibna.ir/fa/doc/note/263084/سیاه-چاله-ایست-پشت-چشمانم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_سارا اسماعیلی: هاله زارع با چاپ دو مجموعه شعر «‌با پاییز نسبتی داری؟» سال 95 و «‌دیوارها شاعرند‌» سال 96، بیش از یک دهه از زیست شاعری‌اش را با مخاطب خود به اشتراک گذاشته است. در این دو مجموعه بیش از صد قطعه شعر وجود دارد که نود درصد آن‌ها شعر کوتاه هستند. اما هاله زارع نمی‌خواهد در زمره‌ کوتاه‌سرایان قرار بگیرد و در سرودن اشعار نیمه بلند و بلند نیز کوشش می‌کند. هرچند هاله زارع شاعر شعرهای کوتاه است و می‌داند چگونه موجز و با تعداد واژگان کم جهان بزرگی خلق کند و حرف خود را در سطرهای نانوشته بزند.  موهای پریشانم را  جمع می‌کنم روی سرم شکل دست‌هات می‌شوند ( دیوارها شاعرند) تخیل در اشعار هاله زارع به خوبی پر و بال می‌گیرد و ذهن مخاطب را به پرواز وا می‌دارند. جهان بینی شاعر، جهان‌بینی گسترده‌ای است که مضامین و فضاهای گوناگونی را در برمی‌گیرد. زبان در اشعار هاله زارع یک‌دست است و دچار دوپاره‌گی و گسست نمی‌شود. هاله زارع به خوبی از زبان شعرش مراقبت می‌کند. اجرای سورئال شعر، تصویر جادویی خلق کرده است‌ و شیدایی و پریشان‌حالی شاعر را نمایانگر است. زنی که زندگی‌اش شکل عاشق‌اش را به خود گرفته.  چمدان بسته آدم قبلی نیست این دو سطر کوتاه، از آن دسته سطرهایی هستند که در عین سادگی در اذهان ماندگار می‌شوند. قدرت مانایی در این سطرها وجود دارد. در عین حال، در این شعر کوتاه هاله زارع توانسته دنیایی را خلق کند که در سطرهای حذف شده و ناگفته اتفاق می‌افتند. در واقع ما با یک ضد روایت رو‌به‌رو هستیم. خط روایی‌ای که گفته نشده و مخاطب با خوانش این شعر کوتاه، آن رادر ذهنش متصور می‌شود. محدود نکردن مخاطب به سطرهایی که روایتی را واو به واو بازگو می‌کنند، یکی از ویژگی‌های خوب این شعر و بسیاری از اشعار مجموعه شعر «‌دیوارها شاعرند!‌» است. بدین ترتیب مخاطب، تصاویر آشناتری که خود تجربه کرده، تجسم می‌کند و احساس همذات پنداری بیشتری به مخاطب می‌دهد.  هر شاعری دریافت‌های خودش را از زندگی مدرن و مدرنیته دارد. اما بسیاری از موضوعات واحد هستند. دغدغه‌های یکسانی بین انسان‌هایی که با چالش‌های زندگی مدرن دست و پنجه نرم می‌کنند، وجود دارد. این بین شاعران و نویسندگان باید از کشف‌های تکراری و مثل همه سُرایی، پرهیز کنند و تعابیر خودشان را داشته باشند. کشف و شهود هاله زارع‌ از‌ جهان‌ پیرامون، ‌کشف مختص خودش است. شاعر جهان‌بینی مختص خودش را دارد که وام گرفته از دیگری نیست. هاله زارع شعرهای خودش را می‌سراید. از کنسرو/ صدای گریه می‌آید/ ماهی/ باله‌هایش را جا گذاشته شعر بالا مخاطب را وارد فضای خودش می‌کند. ماهی‌ای که در یک کنسرو به باله‌های از دست داده‌اش فکر می‌کند. شمه‌ای از زندگی مدرن که انسان را در یک فضای خاص قرار می‌دهد و کم از قفس و کنسرو نیست و هر چه بیشتر پیش می‌رود بیشتر بال پرواز را از آدم‌ها می‌گیرد. اجرا و تکنیک اجرا مختص دیدگاه و حس هاله زارع است. و یک جور حس خفقان در زندگی مدرن، در سطرهای بالا، منتقل می‌شود. شاید زندگی زنی‌ست که مدرنیته بیش از پیش او را در انزوای خانه‌اش حبس کرده است و چیزهای تازه‌تری به او نداده است و یا زندگی مردی که هرجا قرار می‌گیرد، در تنگناست.  کشف‌ها در بسیاری از شعرهای این مجموعه به سمت استعاره می‌روند و بیشتر استعاری هستند تا ضربه زننده! هرچند در برخی از اشعار تعلیق وجود دارد اما چندان قوی نیست. در شعر سپید، سطرها با قدرت ضربه زدن به مخاطب و به شگفتی وا داشتن، ماندگار شده و دهان به دهان می‌گردند. فضاسازی و تصویر، التزام شعر مدرن است اما کافی نیست!   پدرم مرد  برایم گل آوردند (‌با پاییز نسبتی داری‌) در شعر فوق، امکان عدم توانایی مخاطب در ارتباط برقرار کردن با شعر وجود دارد. هر چند شاعر تشخیص دهد حذف و تعلیق در این شعر جواب می‌دهد! و یا به همین میزان گفتن، بخواهد بسنده کند که از اختیارات شاعری است. استفاده از تعداد واژگان کمتر در شکل دادن ساختار، یکی از ویژگی‌های شعر کوتاه است که باعث ایجازمندی شعر می‌شود. حذف یک تکنیک است برای ایجاد ایجازمندی، هر چند شاعرانی چون مایا کوفسکی و یا سندبرگ توانسته‌اند سه صفحه شعر را با سطرهایی ایجازمند بسرایند.   دریا را اشاره می‌گیرد/ و نمی‌داند/ به آسمان هم سنگ می‌زند تخیل شاعرانه و تصویرپردازی در کنار هم به خوبی نشسته‌اند. فضا برای مخاطب ملموس است و همچنین اتفاقی که در زیرگفتار بیان می‌شود. این سطرها را در یک تابلوی نقاشی، می‌توان متصور شد. تصویر به نوعی یک رئال جادویی است.  فکر کن  به حوضی که در باد موج برمی‌دارد و  برای ماهی‌ها ادای دریا را در می‌آورد هاله زارع در دو مجموعه‌ شعرش، چندین بار از واژه‌‌ «دریا» استفاده کرده و از مفاهیم و کارکردهای استعاری دریا بهره برده است. دریای بیکرانی که از زندگی مدرن حذف شده است! و بشر امروزی تنها می‌تواند تصور اندکی از آن داشته باشد. ایده‌ها در اشعار هاله زارع، گوناگون هستند. شاعر به تنهایی، انزوای زندگی مدرن، صلح، جنگ، فقر و مسایل اجتماعی نیز می‌پردازد؛ اما دایره واژگانی این اشعار مدرن، چندان گسترده نیستند. شاعر در به کاربردن واژگان متفاوت، کمتر جسارت به خرج داده است. هرچند تصاویر مدرن و بدیع هستند.   دست نمی‌دهد برای صلح آن را روی تفنگ جا گذاشته  جهانبینی شاعر و شاعرانگی مخیله‌اش بزرگ است. در هر شعر دنیای بزرگی خلق می‌شود. مخاطب به وسعت دنیایش می‌تواند در اشعار این مجموعه قرار بگیرد و سفر کند به جهانی دیگر. دنیاها و فضاهایی که در سطرهای نوشته نشده خلق شده‌اند، گسترده‌اند. مخاطب می‌تواند با شیدایی شاعر همراه شود و با بیدی مجنون موهایش را به باد بسپارد و یا در مهلکه‌‌ جنگ انگشت‌هایش را روی ماشه جا بگذارد.  عاشقانه‌هایش از جنس زبان و شعر خودش هستند. حقیقت تلخ و شیرینی را مانند دیگر اشعارش در بطن شعر می گذارد. عاشقانه نگران می‌شود و عشق درونی‌اش را نشان می‌دهد با زنانگی‌اش. هاله زارع ساده می‌گوید‌: لبانت را بر دهان کوزه می‌گذاری/ می‌ترسم/ از خاک زنی باشد ... زنانگی در شعرهایی ازین دست مشهود هستند. زنانگی که مانند شعر‌های فروغ، ضد‌فمنیست به نظر می‌رسند. هرچند ضدفمنیست سرودن فروغ، تابو‌شکنی در خود داشت و در پس پرده‌‌ ضد فمنیستی‌اش به فمنیست کمک می‌کرد. در اشعار هاله زارع لطافت زنانگی و گاه رگه‌هایی مادرانه دیده می‌شود.   ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 08:08:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/263084/سیاه-چاله-ایست-پشت-چشمانم ​«کارآگاهان خونسرد» نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263265/کارآگاهان-خونسرد-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست گفت‌وگو و نقد کتاب «کارآگاهان خونسرد» نوشته دانیال حقیقی با حضور نویسنده و نوید فرخی، نویسنده و منتقد ادبی، چهارشنبه 27 تیرماه 1397 در خانه فرهنگ گل‌ها برگزار می‌شود.   «کارآگاهان خونسرد» سومین عنوان از مجموعه «کتاب‌های قفسه سیاه» است که در ژانر پلیسی، جنایی و نوآر در قطع جیبی از سوی نشر چشمه منتشر شده است. این رمان چهارمین رمان دانیال حقیقی است که البته اولین رمان پلیسی او محسوب می‌شود.   «کارآگاهان خونسرد» شرح تلاش یک مرد برای اثبات خودش به سیستم است که منجر به قانون شکنی و تقابل با کارآگاهانی را دارد که درست مانند خود او فکر می‌کنند و قدم‌های او را پیش‌بینی می‌کنند.   دانیال حقیقی پیش از این کتاب، سه گانه «اقیانوس نهایی» را منتشر کرده و تحصیل کرده رشته معماری است. به همین دلیل علاوه بر داستان‌هایش، نوشته‌هایی درباره «شهر» در کارنامه دارد.     علاقه‌مندان برای حضور در این برنامه می‌توانند ساعت 16 چهارشنبه 27 تیرماه 1397 به خانه فرهنگ گل‌ها واقع در خیابان کارگر شمالی بالاتر از خیابان فاطمی کوچه دیدگاه پلاک 28 مراجعه کنند. ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 07:14:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263265/کارآگاهان-خونسرد-نقد-می-شود خجسته کیهان با «فرزند جهان» به کتابفروشی‌ها می‌آید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263252/خجسته-کیهان-فرزند-جهان-کتابفروشی-ها-می-آید خجسته کیهان در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از آثار جدیدی که در دست انتشار و ترجمه دارد خبر داد و گفت: رمانی به نام «فرزند جهان» از یک نویسنده انگلیسی به نام آیریش مرداک  در دست ترجمه دارم. از این نویسنده انگلیسی تا کنون اثری به فارسی برگردانده نشده و در واقع می‌توانم بگویم که معرف او من هستم. وی افزود: این رمان را به پیشنهاد انتشارات جاوید ترجمه کردم و به نظرم رمان جالبی است. این اثر بیشتر حالت روانشناسی دارد و روایت آن طوری است انگار که با شخصیت اصلی رمان زندگی می‌کنید. شخصیت اصلی این رمان کودکی سختی داشته و در پرورشگاه بزرگ شده است. مترجم  رمان « خانم دالاوی» در ادامه عنوان کرد: نثر این رمان به حدی برایم جالب و جذاب است که دوست دارم باز هم از این نویسنده ترجمه کنم. نثر مرداک شبیه نویسندگان قرن 19 است. نویسندگان جدید سبک متفاوتی دارند و اغلب خیلی موجز می‌نویسند اما خواندن رمان خانم مرداک مانند دیدن یک فیلم سینمایی است چون همه چیز را جزبه‌جز در رمان توضیح داده است. این مترجم درباره اثری که در دست انتشار دارد، گفت: کتابی درباره زندگی همینگوی ترجمه کرده‌ام و حدود دو ماهی است که تحویل ناشر داده‌ام. این کتاب به مثابه یک اثر تحقیقی است و برای کسانی که دوست دارند راجع به همینگوی بیشتر بدانند بسیار مفید خواهد بود. مترجم «به سوی فانوس دریایی» درباره این کتاب توضیح داد: این کتاب «ارنست همینگوی یک زندگی تازه » نام دارد و مشتمل بر خاطرات خواهر و همسر همینگوی نیز هست و منبع خوبی برای تحقیق درباره این نویسنده شهیر و قدرتمند است. این کتاب قرار است به زودی از سوی نشر نفیر منتشر شود.   ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 06:39:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263252/خجسته-کیهان-فرزند-جهان-کتابفروشی-ها-می-آید برگزاری دوره اختصاصی تربیت مدرس زبان فارسی ضروری است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263253/برگزاری-دوره-اختصاصی-تربیت-مدرس-زبان-فارسی-ضروری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، نشست خبری هشتاد و پنجمین دوره دانش‌افزایی زبان فارسی بنیاد سعدی با حضور حداد عادل، رئیس‌، فرهاد پالیزدار، معاون امور بین‌الملل و سیدباقر سخایی دبیر بنیاد سعدی و رضامراد صحرایی، معاون آموزش وپژوهش و تنی چند از مدرسان غیر ایرانی حاضر در دوره برگزار شد. حدادعادل با بیان اینکه بنیاد سعدی با حدود 6 سال سابقه فعالیت، تلاش کرده است تا آموزش زبان فارسی را در جهان ساماندهی کند، اظهار کرد: در این سال‌ها اقداماتی همچون تالیف انواع کتاب‌‌های درسی بر پایه روش‌های تخصصی آموزش زبان فارسی به خارجیان انجام داده‌ایم. به غیر از تالیف کتاب، ‌بنیاد سعدی فعالیت‌های گسترده‌تری همچون برگزاری انواع دوره‌های آموزشی برای فارسی آموزان و معلمان زبان فارسی انجام داده است. 55 دوره دانش افزایی تربیت مدرس کوتاه مدت طی 3 سال حداد‌عادل با اشاره به آنکه بنیاد سعدی در 3 سال گذشته، 55 دوره دانش‌افزایی کوتاه مدت تربیت مدرس برگزار کرده است، افزود: بنیاد سعدی هر ساله یک دوره بلندمدت تابستانه برگزار می‌کند و طی سال‌های قبل در  این دوره بلندمدت، هم فارسی آموزان و هم معلمان زبان فارسی شرکت می‌کردند، اما امسال به این نتیجه رسیدیم که یک دوره اختصاصی تربیت مدرس ضروری است و دوره فارسی آموزی را در دی ماه برگزار کنیم. به گفته رئیس بنیاد سعدی، دوره دانش‌افزایی تربیت مدرس امسال 93 شرکت‌کننده دارد که از این تعداد 67 نفر غیر ایرانی هستند و سایر شرکت‌کنندگان را نیز معلمان ایرانی خارج از کشور و یا علاقه‌مند به تدریس در خارج از کشور تشکیل می‌دهند. وی با اشاره به آمار شرکت‌کنندگان این دوره توضیح داد: از 16 کشور شرکت کرده، بالاترین تعداد متعلق به کشور ارمنستان با تعداد 19 نفر، کشور ترکیه با تعداد 14نفر و ازبکستان با تعداد 10 نفر هستند. سایر معلمان شرکت‌کننده نیز از کشورهای ‌دانمارک، آلبانی، تونس، صربستان، گرجستان، سوریه، لبنان، هند، بنگلادش، اوگاندا، کنیا و عراق پذیرفته شده‌اند. حداد عادل افزود: این افراد در این دوره روش تدریس مهارت‌های خواندن، صحبت کردن، نوشتن و شنیدن را می‌آموزند و با فنون آموزش ادبیات فارسی آشنا می‌شوند. «‌آشنایی با استاندارد آموزش زبان فارسی»،«‌اصول کلاس داری و مدیریت کلاس‌» و «روش تدریس کتاب‌های بنیاد سعدی مانند گام اول» از دیگر برنامه‌های آموزشی است که در این دوره تعریف شده است. رئیس بنیاد سعدی همچنین به برنامه‌های فرهنگی در نظر گرفته شده برای شرکت‌کنندگان این دوره آموزشی در ساعت بعداز ظهر و سفر به دو استان سمنان و اصفهان اشاره کرد تا این استادان زبان فارسی با فرهنگ ایران بیشتر آشنا شوند. بر اساس این گزارش، بخش دوم نشست خبری هشتاد و پنجمین دوره دانش افزایی زبان فارسی به سوالات خبرنگاران اختصاص یافت. ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 06:37:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263253/برگزاری-دوره-اختصاصی-تربیت-مدرس-زبان-فارسی-ضروری کارگاه‌های تابستانی نشر افق برای نویسندگان، تصویرگران و مترجمان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263258/کارگاه-های-تابستانی-نشر-افق-نویسندگان-تصویرگران-مترجمان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ نشر افق قصد دارد تا از فرصت تابستان استفاده کند و در این روزها دست به برگزاری پنج کارگاه در حوزه نویسندگی، ترجمه و تصویرگری بزند. در این دوره‌های آموزشی، حمیدرضا شاه‌آبادی (نویسنده و پژوهشگر) کارگاه داستان‌پردازی در دل تاریخ، محمد طلوعی (نویسنده) کارگاه کشف ایده‌های داستانی در زندگی واقعی، مژگان کلهر (نویسنده و مترجم) و هدی حدادی (نویسنده و تصویرگر) کارگاه کتاب تصویری، از ایده تا اجرا، شکوه حاجی‌نصرالله (نویسنده و پژوهشگر) کارگاه اصول و شیوه‌های قصه‌گویی و کتاب‌خوانی و آتوسا صالحی (نویسنده و مترجم) کارگاه ترجمه برای کودکان را برگزار خواهند کرد. کارگاه‌های تابستانی نشر افق روزهای پنج‌شنبه از ساعت ۹ تا ۱۶ در دفتر این انتشارات واقع در میدان انقلاب تشکیل خواهد شد و به شرکت‌کنندگان گواهی‌نامه گذراندن دوره ارائه می‌شود.   ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 06:13:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263258/کارگاه-های-تابستانی-نشر-افق-نویسندگان-تصویرگران-مترجمان ذبیح‌الله صفا و محمد معین هیچ آدم باسوادی را به دانشکده ادبیات راه ندادند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263054/ذبیح-الله-صفا-محمد-معین-هیچ-آدم-باسوادی-دانشکده-ادبیات-راه-ندادند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سیدعلی‌سینا رخشنده‌مند: کامل احمدنژاد، استاد بازنشسته دانشگاه، مترجم و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی، دارای تالیفات و مقالات متعددی است. پژوهش‌های او به خصوص درباره نظامی از مراجع این حوزه محسوب می‌شود. ساعتی با ایشان همکلام شدیم، تجربیات زیاد و خاطرات شیرینی دارد که در ادامه باهم می‌خوانیم. سوالات ما  معمولا با معرفی اجمالی شروع می‌شود، اینکه متولد چه سالی و کجا هستید، کی ازدواج کردید چند فرزند دارید؛ چه آثاری دارید و از چه وقتی وارد دانشگاه شدید؟ تحصیلات شما کجا بوده و...  من در سال 1323 در ماکو متولد شدم، دقیق‌تر باغچه چوغ ماکوف روستایی که در پنچ- شش کیلومتری ماکو واقع شده، جایی بسیار خوش منظره و خوش آب و هواست که الان با شهر یکی شده، یک کاخ موزه مشهور دارد که شهرت جهانی دارد. دبستان را در همین روستای باغچه جوغ، دبیرستان را در شهر ماکو، دانشسرای مقدماتی را در ارومیه گذراندم، در سال 1341 استخدام آموزش و پرورش شدم، حدود هفت- هشت سالی معلم بودم و در شهرستان چالدران ماکو مشغول تدریس شدم، از آنجایی که روحیه‌ای مدیریتی داشتم در 24 سالگی رئیس آموزش و پرورش بخش شدم. آن زمان به رئیس آموزش و پرورش بخش، نماینده آموزش و پرورش می‌گفتند، زمانی که مسئولیت آنجا را برعهده گرفتم مشکلات بسیار زیادی داشت، که همه را حل کردم، در دوران خدمتم، سعی کردم معلمی صمیمی باشم و چیزی را سانسور نکنم. تا اینکه تصمیم گرفتم درس را ادامه دهم. اول تصمیم گرفتم حقوق بخوانم ولی دیدم این رشته با روحیه من سازگاری ندارد، چون به رشته زبان و ادبیات فارسی علاقه‌مند بودم تصمیم گرفتم این رشته را ادامه دهم. سال 50 هم در دانشگاه تبریز و هم دانشگاه تهران رشته زبان و ادبیات فارسی قبول شدم، به تهران آمدم و لیسانس را با رتبه اول به اتمام رساندم. در سال  54 با رتبه اول وارد دوره فوق‌لیسانس و سال 56 نیز با رتبه اولی وارد دوره دکتری شدم، زمانی که فقط دانشگاه تهران این رشته‌ها را داشت و همه دانشجویان ممتاز از سراسر کشور به دانشگاه تهران می‌آمدند. در دوره فوق لیسانس در سه رشته در دانشگاه تهران پذیرفته شدم، یکی ادبیات تطبیقی، دیگری زبانشناسی همگانی، ادبیات تطبیقی خیلی وسوسه کننده هم بود، چرا که هم ادبیات ایران و هم ادبیات جهان را باهم داشت، اما در نهایت تصمیم گرفتم همین ادبیات فارسی را ادامه بدهم. در سال 1358 که درس دوره دکتری من تمام شد، آزمونی گرفتند برای استخدام در دانشگاه تهران، در سال 1357 که انقلاب پیروز شد، مردم ایران، روحیه‌ای بسیار درست و اخلاق شگفت‌انگیزی داشتند، ای کاش آن روحیه باقی می‌ماند، چون آن روحیه را داشتند هیچ‌گونه تقلبی در آزمون صورت نگرفت، متقاضیان زیادی از همه نقاط کشور آمده بودند، از بین همه اینها فقط من و دکتر پورنامداریان قبول شدیم و بلافاصله هم به ما درس دادند که تدریس کنیم. من تدریس در دانشگاه را در دانشگاه تهران شروع کردم. در حال تغییر و انتقال از آموزش و پرورش به دانشگاه تهران بودم که دانشگاه تعطیل شد، و من هم چون در سال 1356 ازدواج کرده بودم و مسئولیت خانواده و پدر و مادرم را هم برعهده داشتم دیگر پیگیر نشدم و همان آموزش و پرورش را ادامه دادم. به نظر می‌رسد استادان و پژوهشگران نسل شما بسیار با استادان این نسل متفاوت بودند و چهره‌هایی که در آن زمان بودند گویی دیگر یافت نمی‌شوند، از آن دوران بگویید... اما از خاطرات دوران دانشگاهی‌ام، بسیار متاسف شدم اینکه دیدم اکثر استادان چقدر بی‌سواد هستند. یعنی من در دوران لیسانسم از بسیاری از استادانم بیشتر کتاب خوانده بودم، چون همیشه اهل مطالعه بودم، حتی قبل از اینکه به دانشگاه بیایم نیز اهل مطالعه بودم، و قبل از اینکه به دانشگاه بیایم، اکثر آثار برجسته دنیا را مطالعه کرده بودم، از قبیل آثار بالزاک و تولستوی و داستایفسکی و... استادان دانشکده ادبیات دانشگاه تهران از نظر علمی بسیار ضعیف بودند، ولی دو استاد برجسته داشتم که خیلی از دانش آن دو بهره بردم، بهترین معلم و استاد تمامی دوران تحصیل من از اول ابتدایی تا دوره دکتری، استاد دکتر سیدجعفر شهیدی بودند، یعنی از هیچ‌کس به اندازه دکتر شهیدی نیاموختم، استاد دیگر استاد دکتر زرین‌کوب بودند که پایان‌نامه فوق‌لیسانس و دکتری‌ام را با ایشان گذراندم، در نتیجه یک ارتباط فکری بین من و زرین‌کوب به‌وجود آمد، یعنی ایشان من را قبول کردند، من را تایید کردند، در نتیجه خیلی با همدیگر راحت بودیم، خلاصه من از این دو استاد بسیار بسیار آموختم و استفاده کردم و در حقیقت مدیون این دو بروجردی هستم، دکتر زرین‌کوب معلم خوبی نشد، چون ایشان را اذیت و عصبی کردند. شما قبلا در جایی فرموده‌اید که دکتر زرین‌کوب و دکتر حمیدی‌شیرازی را به دانشکده ادبیات راه نمی‌دادند، چرا؟ من این را از قول استاد دکتر زرین‌کوب نقل‌قول می‌کنم، استاد زرین‌کوب به من گفتند تاکید می‌کنم چندین بار دو نفری به خود من گفت که دکتر ذبیح‌الله صفا و دکتر محمد معین، برای اینکه استاد علامه باشند، هیچ آدم باسوادی را به دانشکده ادبیات راه ندادند، و این را درست هم می‌گفت. و خط او تا آخر ادامه پیدا کرد. آن زمان، تقی‌زاده و فروزانفر در دانشکده الهیات بودند، از همین روی، وقتی که زرین‌کوب و حمیدی و دکتر یزدگردی که می‌توانستند به دانشجویان ادبیات کمک کنند را به دانشکده ادبیات راه ندادند، این‌ها را در دانشکده الهیات جذب کردند. از جمله کسانی که به دانشکده ادبیات راه نداند، محیط طباطبایی بود. همین‌هایی که می‌خواستند علامه باقی بمانند، حتی کسی مثل مینوی را هم به دانشگاه راه ندادند. و خطیب رهبر را به‌جای ایشان آوردند. یک استاد نثر می‌خواستند، حق بود که استاد مینوی را می‌آوردند، چون محققی زبده، عربی‌دان و متن‌شناس بود، گفتند برای اینکه وارد دانشگاه بشود باید امتحان بدهد(در آزمون شرکت کنند)؛ می‌دانستند استاد مینوی مغرور است و قبول نمی‌کند؛ استاد مینوی وقتی این قضیه امتحان را شنیدند؛ گفتند: کجای دنیا فاضل به مفضول امتحان می‌دهد! در نوع تحقیق دکتر خانلری و دکتر صفا در مقابل مینوی و محقق مثل یک آماتور می‌مانند. رابطه شما با آنها چگونه بود؟ دکتر محقق در دوره لیسانس و فوق لیسانس استاد من بود؛ سیر آرا و عقاید را به ما درس می‌داد شرح باب حادی عشر که از علامه حلی و درباره کلام است. استاد مینوی را فقط مدتی به‌صورت حق‌التدریس در دانشکده الهیات دعوت کردند و آنجا تدریس می‌کرد. از آن تهرانی‌هایی بود که پاشنه کفشش را می‌خواباند و از آن بچه‌های پامنار بود، صادق هدایت در نامه‌هایش به هیچ‌کس جز استاد مینوی باج نداده، اصلا مینوی اعجوبه‌ای بود، آنجا به بعضی‌ها نمره «صفر» می‌داد، طرف مثلا غلط املایی داشت، به آنها می‌گفت اول برو این غلط املایی را در دبیرستان درست کن بعد پیش من بیا. من از تو توقع دارم تحلیل کنی و... تو هنوز غلط املایی داری؟ دانشگاه از دانشجو می‌ترسید،  آشوب به پا می‌کردند، از همین روی استاد مینوی را اخراج کردند، ما همین الان هم بین دانشجویان دوره دکتری یک وقت‌هایی می‌بینیم غلط املایی دارند. من واقعا این را هم از روی شوخی و هم جدی می‌گویم، دلم می‌خواهد که 3پاراگراف املاء از استادان دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بگیرم ببینم چند می‌گیرند. از همین متن‌های معمولی، نه از نفثه المصدور و مرزبان‌نامه و ...  استادش غلط املایی دارد، تا چه برسد به دانشجو.     بعدها استاد زرین‌کوب مدیر گروه دانشکده ادبیات شد، کارهای اداری گروه را آقای دکتر بهزادی اندوهجردی انجام می‌داد، استاد زرین‌کوب برنامه ادبیات تمامی دنیا را جمع کرد و یک برنامه نوشت که دانشجویان فوق لیسانس و دکتری باید آزمون جامع بدهند و بعد پایان نامه بگیرند، (تا آن زمان امتحان جامع نبود) البته در مقررات دانشگاه بود ولی اجرا نمی‌شد، بنابراین استاد زرین‌کوب در آن سال که مدیر گروه بود از دانشجویان فوق‌لیسانس و دکتری آزمون دکتری گرفتند، تنها کسی که در آزمون جامع قبول شد، من بودم، از دانشجویان دکتری و فوق‌لیسانس هیچ کس قبول نشد، و همین هم سبب شد که من از ایشان خواهش کنم که پایان‌نامه‌ام را با ایشان بردارم و ایشان قبول کردند، همین باعث یک رابطه عاطفی و دوستی در بین ما شد. موضوع پایان‌نامه چی بود؟ موضوع پایان‌نامه‌ام، نقد اشعار ملک‌الشعرای بهار بود. همکلاسی‌هایتان چه کسانی بودند؟ همکلاسی‌های دوره لیسانس یادم نمی‌آید ولی همکلاسی‌های دوره فوق‌لیسانس من، آقای دکتر نجف دری، آقای دکتر مقدس، آقای دکتر محمود عابدی و نرگس محمدی بودند، یکی از این از استادان سره گوی حال حاضر نیز همکلاسی دوره فوق‌لیسانس من بود، نشان به آن نشان که من در سال 56 وارد دوره دکتری شدم ولی ایشان 20سال امتحان داد تا دکتری قبول شد. همکلاسی‌های دوره دکتری من، دوتا خانم بودند به نام خانم‌های محتشم و خانم کاشانی، خانم محتشم دیوان عراقی را کار کرده‌اند، خانم کاشانی هم با همکاری من، دیوان جهان ملک خاتون را برای بار اول چاپ کردند، دکتر شکری بود که مرحوم شد، آقای دکتر ترابی و آقای دکترحجازی نیز همکلاسی من بودند. عنوان پایان‌نامه دکتری شما چی بود؟ نظامی در اسکندرنامه باز هم با راهنمایی استاد زرین‌کوب و مشاورت استادان سادات ناصری و دکتر حاکمی. بعدها تحت عنوان تحلیل آثار نظامی به چاپ رساندم که بهترین کار و اثر من هم همین است. هنگام دفاع از رساله دکتری در مقدمه پایان نامه، یک پاراگراف را به استاد زرین‌کوب اختصاص داده بودم و  نوشته بودم که از استاد فرزانه جناب دکتر زرین‌کوب و  آقای دکتر سادات ناصری و دکتر حاکمی هم ممنونم، چون کلمه استاد را برای سادات ناصری بکار نبرده بودم، می‌خواست کله من را همان جا بکند، یعنی با اینکه دستم زیر سنگشان بود، ولی چون قبولشان نداشتم، کلمه استاد را در موردشان به کار نبردم. اتفاقا اولین ماخذ من در پایان‌نامه هم از دکتر سادات ناصری بود،(آتشکده آذر). یک خاطره از دکتر زرین‌کوب بگویید. من آن موقع یک پیکان داشتم، بعد از دفاع گفتم استاد زرین‌کوب را برسانم، دکتر سادات ناصری هم بود، ولی گفت مگر به‌خاطر استاد زرین‌کوب من را برسانید و الا خودتان این کار را انجام نمی‌دهید، استاد زرین‌کوب گفتند اول دکتر سادات ناصری را برسان، خانه دکتر سادات در خیابان شیراز طرفای امیرآباد، کارگر شمالی و آن طرفا بود، ایشان را رساندیم، خانه استاد زرین‌کوب بهجت‌آباد بود، آنجا طرح ترافیک بود، البته تازه هم داشتند این طرح را اجرا می‌کردند، دکتر زرین‌کوب گفتند من خودم را شل و بدحال می‌گیرم (خودم را به بیماری می‌زنم) تو برو بگو ایشان مریض است؛ تا بگذارند برویم؛ اتفاقا همین کار را هم انجام دادم یک فیلمی بازی کردیم، و از پلیس گذشتیم. (استاد زرین‌کوب وقتی صمیمی می‌شد اصلا یک چیز دیگری بودند)بعدها خود استاد زرین کوب سرشوق آمد و پیر گنجه در جست‌جوی ناکجا آباد را نوشت و پایان‌نامه من هم یکی از منابع این کتاب است و نود درصد منابع این کتاب را هم من دیده و مطالعه کرده بودم. در ایران خیلی خیلی کم پیش می‌آید و مشکل است که یک استاد از کتاب دانشجویش به عنوان مآخذ استفاده کند ولی استاد زرین کوب چنین کاری را کرد و از کتاب من استفاده کردند، چون متوجه بودند که من چه کار مهمی انجام داده‌ام. دکتر شفیعی کدکنی گفته‌اند که کتاب پیر گنجه در جست‌وجوی ناکجا آباد استاد زرین‌کوب چیز تازه‌ای خیلی ندارد، ولی من چنین اعتقادی ندارم، به نظر من مطلب تازه دارد ولی منابعش همانی بود که من دیده بودم.  دکتر شفیعی کدکنی، آن موقع استاد دانشگاه تهران بودند؟   بله ایشان استاد بودند، ولی لیسانس تدریس می‌کردند، من با ایشان کلاس نداشتم، چون جوان بودند فوق‌لیسانس تدریس نداشتند، استادانی مثل خانلری و ذبیح ‌لله صفا و ... فوق لیسانس تدریس می‌کردند. استاد شفیعی را خیلی خوب می‌شناسم، هم ادبیات قدیم را خوب می‌داند و هم ادبیات جدید را خوب می‌داند، هم شاعر است و هم محقق بسیار خوبی است و با بقیه فرق دارند. استادان مظاهر مصفا و خلیل خطیب‌رهبر در دوره فوق‌لیسانس استاد ما بودند، ولی از مظاهر مصفا هیچ چیزی یاد نگرفتم و از دیدن من هم زیاد خوشحال نمی‌شد. استاد خطیب رهبر انسان بسیار شریف، نجیب زحمتکش و باسوادی بودند ولی در آثارشان اشتباهات زیادی دارند. ولی با استادان حاکمی و تجلیل و مصفا و.... خیلی فرق داشت و خیلی باسوادتر بود.   شما آن زمان چه کاری انجام می‌دادید؟ آقای صابری(گل آقا) مجله‌ای را برای آموزش و پرورش منتشر می‌کرد با عنوان رشد آموزش ادب فارسی، در یازده شماره نخست این مجله اسم من به عنوان مدیر داخلی آمده است ولی در هیات تحریریه باهم بودیم، این گل آقا، با مرحوم شهیدرجایی دوست بود، وقتی او رئیس‌جمهور شد، گل‌آقا را به‌عنوان مشاور فرهنگی انتخاب کردند، وقتی مرحوم رجایی شهید شد، مقام معظم رهبری، رئیس‌جمهور شدند، مدتی همین گل آقا نیز مشاور فرهنگی ایشان بودند. بعد از آن هم همیشه پیش حضرت آقا رفت‌و‌آمد داشتند و می‌گفتند هر زمان پیش آقا می‌رفتم، سراغ شفیعی را می‌گرفتند و می‌گفتند شفیعی چه‌کار می‌کند. چون مقام معظم رهبری و دکتر شفیعی در یک مدرسه علمیه درس می‌خواندند ولی نمی‌دانم همکلاس هم بوده‌اند یا نه؟ می‌گفت شفیعی اهل هیچ فرقه‌ای نیست، همین است که هست....       نظرتان درباره ادبیات معاصر چیست؟ دنیای سرمایه‌داری شعر را طرد کرده، از قرن 18 به بعد دیگه شعر حامی نداشته، شعر طرد شده است، همه جای دنیا هم همینطور بوده است؛ شاعران آن مجموعه شعرشان را زیر بغل گرفته‌اند، به ناشرهای مختلف مراجعه می‌کنند، کسی هم چاپ نمی‌کند، اغلب هم با پول خودشان در حد 50 یا 100 نسخه چاپ می‌کنند، اما داستان‌نویسی و رمان، حماسه سرمایه‌داری است و بسیار رشد کرده، و شکوفا شده است. یعنی داستان‌نویس‌ها ثروتمند و میلییونر شده‌اند، ولی شاعران فقیر هستند. من خودم مقدار زیادی از  فهم و تحلیل و استدلالم را از داستان‌های اروپایی گرفتم، حالا ده‌ها داستان هست ولی سه داستان از بقیه به‌نظر من خیلی مهم‌تر است و اگر شما خواستید می‌توانید مطالعه کنید؛ مادام بوواری از فلوبر، سرخ و سیاه از استاندال و دیگری آرزوی‌های بربار رفته از بالزاک. شعر امروز دچار لکنت‌زبان است، نمی‌تواند از عشق و... درست حرف بزند. بهترین شاعر و داستان‌نویس معاصر ما را  چه کسانی می‌دانید؟ بهترین شاعر زنده ما هوشنگ ابتهاج( سایه) است که هم شعر سنتی را خوب گفته و هم شعر معاصر(شعرنو) را خوب سروده. رمان در ایران پانگرفت، بیشتر داستان کوتاه نوشتند. که یکی جمال‌زاده باعنوان یکی بود یکی نبود نوشت، و شاهکارش هم همون فارسی شکر است که خیلی تاثیرگذار شده است. به نظرم بهترین رمانی که نوشته شده کلیدر آقای دولت‌آبادی است. چون رمان، داستان چندجلدی مفصل را می‌گویند، در ایران بیشتر داستان کوتاه نوشتند. که آثار صادق هدایت را با هر معیار و ملاکی که بسنجند، شاهکار است. زنده به گور و بوف‌کور برجسته‌ترین هستند. بوف‌کور یک نوستالژی برای ایران باستان است. جلال آل‌احمد و صادق هدایت فاقد نیروی مردی بودند و این مردها را اغلب عصبی می‌کند، ببینید آن‌طور که نقل می‌کنند نه با آل‌احمد می‌شد حرف زد و نه با صادق هدایت. می‌گویند هنر گاهی جبران نقص است، یعنی نوعی جبران یک نقصی در انسان است؛ با اینکه تیپ ظاهری آل‌احمد خیلی مردانه است، خیلی هم شجاع بوده، اما این نقص را هم داشته است.  به نظر شما مهم‌ترین نقصی که در مدارس و دانشگاه‌های ما وجود دارد چیست؟  بزرگ‌ترین نقص «ضعف طالب و المطلوب» است، یعنی هم دانشجو بی‌سواد است و هم استاد بی‌سواد است. باز اگر دانشجو بی‌سواد بود و استاد باسواد بود جای یک امیدواری بود که یک اتفاقی بیفتد. از بین آن همه استاد بی‌سواد و کم‌سواد که وجود داشت، یک خانمی بود که شوهرشان در رژیم گذشته حبس ابد خورده بود، یک روز بدون اینکه به ایشان بگویم که من از این قضیه اطلاع دارم، گفتم اگر یک زمانی سوالی چیزی داشتید از من بپرسید، آقای دکتر جوینی به این‌ها داستان فرید و سیاوش را درس داده بود، یک روزآمد چند تا سوال پرسید وقتی من جواب دادم، گفت شما این‌ها را می‌گویید درحالی‌که استاد جوینی چیز دیگری گفته است. استاد زرین‌کوب چون با من خیلی صمیمی بودند، وقتی که پیششان می‌رفتم از من سوال می‌کردند چه خبرا و از این حرف‌ها و... . یک روز رفتم نزدشان از من سوال کردند که چه خبر؟ گفتم ولله آقای دکترجوینی یک فرهنگی از قرن هشتم، باعنوان صحاح العجم چاپ کرده‌اند، که به قیاس صحاح الفرس نوشته شده بوده و گفتم در مقدمه‌اش نوشته‌اند که از مزایای این فرهنگ این است که لغات دساتیری در آن وارد نشده است. لغات دساتیری مربوط به قرن یازده است. چون دکتر معین در آن مقدمه برهان قاطع گفته‌اند که این از لغات دساتیری کم دارد و از این حرف‌ها؛ این هم به تقلید از آن آمده بود این را نوشته بود، این فرهنگ مال قرن هشتم بود و لغات دساتیری مال قرن یازده است، یعنی سه قرن بعد. نمی‌دانم توانستم مطلب را برسانم یا نه؛ دقیقا مثل اینکه شما بگویید از مزایای شعر حافظ این است که از صائب هیچ اقتباسی نکرده‌ است. مرحوم زرین‌کوب خیلی خندیدند و گفتند که من به یک دانشجویی در مورد عثمان مختاری تکلیف داده بودم؛ بعد چندین صفحه هم مطلب نوشته بود و ثابت کرده بود که این عثمان مختاری مسلمان است، وقتی به او گفتم که این را برای چه نوشته‌اید؟ گفتند که این اسمشان عثمان است و من فکر کردم مسلمان نیست، این هنوز فرق بین مسلمانی و شیعه‌بودن را نمی‌دانست.   چرا از فارغ‌التحصیلان رشته ادبیات فارسی در سطوح مدیریتی نداریم یا به نوعی خیلی کم داریم؟  آن زمان هرکس ادیب‌تر بود مقامش بالاتر بود، فروزانفر سناتور شد، دکتر خانلری وزیر فرهنگ شد، بعد تکنوکرات‌ها سر کار آمدند، الان هم تکنوکرات‌ها در دنیا شکست خوردند، الان کسانی که ریاضی و فیزیک خوانده‌اند در دنیا رئیس‌جمهور نمی‌شوند، بیشتر آنان که حقوق یا روان‌شناسی یا جامعه‌شناسی خوانده‌اند، رئیس‌جمهور می‌شوند. اشکال کار از ماست، در حال حاضر ما در رشته ادبیات فارسی دچار یک بحران هستیم، یعنی سطح ادبیات پایین آمده است، حقیقت امر این است که ما باید اصول سیاسی اجتماعی‌مان را از آثار خودمان یعنی از متون ادبی خودمان مثل گلستان سعدی، مثل سیاست نامه و... بگیریم، ولی وقتی سطح سواد و شخصیت و ضریب هوشی پایین باشد، دیگه آدم لایق و قوی آنچنانی نیست که بخواهد یک پست مهمی را به او بسپارند. از طرف دیگر اگر یک آدم قابلی هم پیدا شود و پست اجرایی بگیرد، چنان مشغول و درگیر کارهای اجرایی می‌شود که جنبه علمی‌اش کم می‌شود و عملا فرصت مطالعه از آن گرفته می‌شود. وقتی استاد فروزانفر سناتور شد، خیلی به او انتقاد کردند.   در حال حاضر متقاضیان کنکور و خانواده‌های آنان، اقبال چندانی به رشته ادبیات فارسی نشان نمی‌دهند، به نظرتان علت چیست؟ برای اینکه الان ماجرای عرضه و تقاضاست ؛ الان می‌گویند در دبیرستان‌ها کسانی که استعدادشان به ریاضی نمی‌رسد، به تجربی نمی‌رسد، بروند علوم انسانی و ادبیات بخوانند. الان ملاک پول درآوردن شدن است و ادبیات پولساز نیست. چرا کتابخوانی و میزان مطالعه اینقدر پایین است؟ به خاطر مشغولیاتی از قبیل، ماهواره، کامپیوتر، فضای مجازی و...   از بین شروح مختلف حافظ کدام را می‌پسندید؟ در جست‌وجوی حافظ از رحیم ذالنور بد نیست. بقیه هرکسی از یک دیدگاهی نظر کرده‌اند. شرح حسنعلی هروی را هم نگاه کرده‌ام، آن هم نتوانسته ظرایف را بفهمد، چرا که آن الهیاتی است، می‌گویند یک روز استاد فروزانفر در دانشگاه به هروی گفته بود که هروی امروز اصلا حالم خوب، او هم گفته بود استاد خدا بد نده، باز گفته بود هروی امروز نمی‌دانم چرا اینجور شدم، اصلا حالم خوب نیست، تو بیا جای من سر کلاس برو درس بده، من نمی‌خواهم سر کلاس بروم، (فروزانفر خیلی بلا بوده، زمینه را کاملا آماده کرده بود)  هروی گفته بود که استاد بنده که نمی‌توانم درس شما را تدریس کنم، فروزانفر بهش گفت مگه درس خودت را می‌توانی؟ یعنی استاد فروزانفر این را می‌خواسته به او بگوید.     نظرتان در مورد شاهنامه چیست؟ عده‌ای می‌گویند بهترین چاپ شاهنامه، چاپ خالقی مطلق است ولی من بهترین چاپ شاهنامه را، شاهنامه چاپ مسکو می‌دانم.  نظرتان در مورد عرفان و نظامی چیست؟ هم نظامی و هم خاقانی عرفان متعادلی دارند و بیشتر جنبه عملی عرفان را مدنظر دارند. شمس تبریزی که خیلی هم سختگیر بوده، نظامی و خاقانی را خیلی تحسین کرده، خود مولوی خیلی از نظامی تاثیر پذیرفته است. و درباره عشق؟ عشق باعث دوام و قوام هستی است. نظامی می‌گوید: طبایع جز کشش کاری ندانند      حکیمان این کشش را عشق خوانند حافظ هم می‌گوید: فاش می‌گویم از گفته خود دلشادم       بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم تعبیر فلسفی عشق آن است که عشق انسان را از خودبینی نجات می‌دهد.  اگر یک روزی به جایی تبعید بشوید که مجبور باشید فقط یک کتاب با خودتان ببرید چه کتابی را انتخاب می‌کنید؟ مثنوی را انتخاب می‌کنم. چه توصیه‌ای به دانشجویان و اهل قلم دارید؟ توصیه من این است که اگر مثلا مدرسه خوب باشد، دانشگاه هم خوب باشد، تا دکتری را که هم بخوانی به آدم فقط یک الفبایی را یاد می‌دهند، این جست‌وجوگری و تحقیق و آموختن عمیق مال خود فرد است به خود فرد بستگی دارد، میزان سواد و بستگی به خود فرد دارد، باید خود فرد تلاش و کوشش کند.     ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 06:08:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263054/ذبیح-الله-صفا-محمد-معین-هیچ-آدم-باسوادی-دانشکده-ادبیات-راه-ندادند ترجمه شعر شرایط خاص خودش را دارد/ موسیقی در نوشته‌های نسل بیت حرف اول را می‌زند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263160/ترجمه-شعر-شرایط-خاص-خودش-موسیقی-نوشته-های-نسل-بیت-حرف-اول-می-زند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «سوترای آفتابگردان» نام مجموعه‌ای‌ است از اشعار آلن گینزبرگ، شاعر نامدار نسل بیت، که اخیرا با ترجمه‌ای از محمد رزازیان از سوی انتشارات سرزمین اهورایی منتشر شده است. محمد رزازیان ترجمه‌های دیگری از سایر نویسندگان نسل بیت را نیز در دست چاپ دارد که از جمله سه رمان از جک کرواک، «در جاده، تریستسا» و «زیرزمینی‌ها» است. در این راستا گفت‌وگویی را با او انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   چطور شد به سراغ آلن گینزبرگ رفتید؟ اولین چیزی که باعث می‌شود هر مخاطبی به سمت کاری کشیده ‌شود، یک روایت مشترک بین مولف و خواننده کار است. این یک بحث شخصی است که نمی‌شود خیلی بازش کرد. اما به هر حال گینزبرگ شاعر بزرگی است، به‌نوعی می‌شود او را پدر معنوی شعر پست‌مدرن آمریکا نامید و البته یک چهره جریان‌ساز است، کسی که در اوج جنگ سرد تقریبا با تمام اصول حاکم بر روایت هر دو طرف جنگ مخالف بود و کلی سروصدا راه انداخت؛ کسی که پای ثابت سروصداهای ضدجنگ هیپی‌ها بود و برای آنها سخنرانی می‌کرد و شعر می‌خواند. وقتی سر از جایی مثل چکسلواکی یا کشورهای دیگری در بلوک شرق درمی‌آورد، آنها را هم بی‌جواب نمی‌گذاشت، تا جایی که از آنجا هم بیرونش می‌کنند. همه اینها از این آدم، چهره‌ای فراتر از یک شاعر ساخته، که اتفاقا باز شاعر بودنش به وجوه دیگر شخصیتش غلبه می‌کند.   یعنی به نظر شما بخشی از اهمیتی که گینزبرگ در ادبیات غرب داشته به خاطر حوادثی است که خارج از بحث شعر در آنها دخیل بوده است؟ مثل همین حرکت‌های اعتراضی؟ خیلی با این تعبیر موافق نیستم. اصولا شعر را نمی‌شود از وجوه متعدد زندگی یک شاعر جدا کرد. حتی اگر این آدم گرایشات خاص سیاسی و غیره هم داشته باشد. به هر حال هر شاعری در برهه منحصربه‌فردی در تاریخ سیاسی جامعه‌اش زندگی می‌کند، اما چیزی که به یکی مثل گینزبرگ اعتبار داده، همین حالت بینابینی و به نوعی بی‌طرفی اوست. یک ظرافت یا رندی خاصی اینجا وجود دارد که در کار گینزبرگ هم محسوس است، مثلا وقتی می‌گوید: «من یک استالینیستم؟ یک بوگندوی بورژوا؟ نه من یک پری‌ام با بال‌های بنفش...» اینجا ما فقط با شعر مواجه‌ایم نه بیانیه سیاسی. این چیزی است که وجه غالب حتی رادیکال‌ترین کارهای گینزبرگ یا خیلی از هم‌نسلان او را تشکیل می‌دهد و ما از این نمونه‌ها در ادبیات خودمان کم داریم. به قول مختاری تا قبل از انقلاب، خیلی از شاعران معاصر ما پاش که می‌افتاد تبدیل به چریک می‌شدند. البته تقصیرش را نمی‌شود گردن آنها انداخت. وقتی فضای کافی وجود نداشته باشد که دیگران حرف سیاسی بزنند، شاعرها سیاسی و همه‌ سریع به دو گروه موافق و مخالف تقسیم‌ می‌شوند. لااقل قبلا که اینطوری بوده. الان هم تا حدی.   منظورتان این است که این چارچوب‌های حاکم بوده که تعیین کرده شاعرها چطور شعر بگویند؟ درستش این است که گاهی شاعرها در چنین دامی می‌افتند. هنوز این نگاه سنتی بین شعرای ما وجود دارد که هنرمند باید از پشت یک هاله مقدس و فاخر جامعه را نقد یا حتی نفی کند یا در خوشبینانه‌ترین حالت سر سیاسی‌ها را با پنبه ببرد. این در مورد جریانی مثل نسل بیت و گینزبرگ برعکس است. آنها کنار بقیه راه می‌روند، بدون این ادا و اطوارها. در واقع تعریفی که از روشنفکری اینجا مطرح می‌شود فرق کرده است. اینجا دیگر از آن هاله قدسی خبری نیست. شاعر آوانگارد کسی است که در تمام دخمه‌ها سرک می‌کشد، نصف دنیا را زیر پا می‌گذارد، از آوازهای سرخپوستی و نیایش‌های مذهبی تا زبان مردم کوچه و بازار در کارش راه پیدا می‌کند و این را تبدیل به زیست شخصی خودش می‌کند، نه این که از کتابخانه شخصی‌ و آپارتمانش از بالا به پایین برای بقیه خط و نشان بکشد.   به تازگی مترجم‌های دیگری هم به سراغ گینزبرگ و این گروه از نویسنده‌ها رفتند، این وضعیت کار را برای شما سخت‌تر نمی‌کند؟ تا جایی که یادم است، کارهایی که تا الان از گینزبرگ منتشر شده یا در غالب مجموعه اشعاری از گینزبرگ و شاعران هم‌نسلش بودند یا به شکلی خیلی مینیمال، آن هم تنها چند کار شنیده ‌شده گینزبرگ را شامل می‌شده و تا امروز کاری به این شکل که تقریبا تمام کارهای گینزبرگ را پوشش دهد منتشر نشده است. حتی اگه این مساله هم وجود نداشت، این موضوع نمی‌تواند مانع از این بشود که مترجم دیگری سراغ کاری نرود. اتفاقا همین توجهی که اخیرا به شاعرهای معاصر آمریکایی شده، نشان می‌دهد برای این دست کارها چقدر مخاطب جدی وجود دارد و جا برای کار زیاد است.   معیار گزینش شما در انتخاب اشعار چطور بود؟ گزینش خاصی به آن معنا وجود نداشت. من کارهای گینزبرگ را هرازگاهی برای خودم می‌خواندم. آن هم نه با این دید که حتما باید ترجمه‌شان کنم. از جایی به بعد، بحث ترجمه این کارها برایم پررنگتر شد. یکی از رفقای شاعرم هم در ایده اولیه‌اش همراهم بود، علی قنبری. علی یکی‌دوسال قبل کتابی به اسم «آنتولوژی شعر پست مدرن» را درآورده بود که آنجا به گینزبرگ هم پرداخته بود. شعر زوزه را هم آنجا کار کرده بود که انصافا ترجمه‌‌ بی‌نظیری است. به همین دلیل من اینجا زوزه را نیاوردم و بجایش شعر بلند کدیش را وارد کردم. البته چند کار دیگر هم بود که نتوانستم به آنها بپردازم، آن هم بخاطر مساله مجوز و بحث ممیزی؛ چراکه از اول برایم مهم بود کارها سالم چاپ بشوند.   چقدر برای مخاطب فارسی‌زبان ترجمه کارهای شاعری مثل گینزبرگ که شاید از یک فضای کاملا متفاوتی کنده شده، می‌تواند تاثیربرانگیز باشد؟ این مساله همیشه بخشی از سود و زیان ترجمه است. گینزبرگ از دهه پنجاه تا اواسط دهه نود کار چاپ کرده است. قطعا چارچوب‌ها و ایده‌هایی که در آمریکای آن زمان مطرح بوده، حتی با چیزی که در آمریکای فعلی در جریان است متفاوت است، اما این باعث نمی‌شود که این کارها تازگی خودشان را از دست بدهند. گینزبرگ کارهایی دارد که انگار همین امروز گفته شده و درست دم گوش ماست. آن نیاز و مساله‌ای که در این دست کارها مطرح می‌شود، همان چیزی است که بشر امروزی در هر جای دیگری از دنیا هم با آن روبه‌رو است. درواقع ارجاعات بومی به هیچ عنوان یک اثر هنری را از تاثیرفراگیرش محروم نمی‌کند، برعکس به زبان تازه‌ای دست روی همان دغدغه‌های مشترک می‌گذارد، همان چیزی که یک شعر را می‌تواند سال‌ها و حتی قرن‌ها زنده نگه دارد.   این کتاب اولین کار منتشرشده‌ شماست، به‌عنوان اولین کار به سراغ ترجمه شعر رفتید، حس نکردید ممکن است کمی خطرناک باشد؟ چون به هر حال بحث ترجمه شعر از ترجمه سایر ژانرهای ادبی تا حدودی جداست. شعر برای من اتفاق غریبه‌ای نیست. شاید یک کم عجیب باشد ولی در واقع مسیر من از شعر به ترجمه شعر و بعد به طور کلی به ترجمه رسید. این چیزی نبود که از قبل نقشه‌ای برای آن داشته باشم. البته قبول دارم ترجمه شعر شرایط خاص خودش را دارد. شما اینجا با واحدی به اسم کلمه یا حتی جمله هم روبه‌رو نیستید. یک جمله کلیشه‌ای وجود دارد که شعر را نمی‌شود ترجمه کرد و تنها می‌شود بازسرایی‌ا‌ش کرد، که من هم با آن موافقم؛ چراکه با زنجیره‌ای از زبان و حس و معنا سروکار داریم و لازم است که جدا از بحث زبان، اول از همه به حال و هوای کلی خود شاعر نزدیک بشویم.   و در مورد گینزبرگ قضیه چطور بود؟ اینجا چیزی که برای من مهم بود، جدا از وفاداری به متن، انتقال ناخودآگاه شاعر و موسیقی بود. موسیقی در نوشته‌های شاعراهای نسل بیت حرف اول را می‌زند و حتی بحث معنی هم فرعی محسوب می‌شود. این که ما می‌گوییم گینزبرگ چه در زمان خودش، یا با معیارهای امروزی آوانگارد است به خاطر همین وابسته نبودن کارهایش به وجوه معنایی و علت‌ومعلولی است. خیلی از شعرهای گینزبرگ در زبان اتفاق می‌افتد، که کار را برای ترجمه همزمان سخت و لذت‌بخش می‌کند و مترجم باید تلاش کند در زبان دوم هم این تداعی را با معیارهای آن زبان بازسازی کند. بحث بازسرایی کارهای شاعری مثل گینزبرگ هم که شعرش درگیر بازی‌های زبانی است، از همین جنس است. ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 06:00:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263160/ترجمه-شعر-شرایط-خاص-خودش-موسیقی-نوشته-های-نسل-بیت-حرف-اول-می-زند نقد و بررسی کتاب «فرشته‌ها هم عاشق می‌شوند» در فرهنگسرای تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263267/نقد-بررسی-کتاب-فرشته-ها-هم-عاشق-می-شوند-فرهنگسرای-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی مدیریت فرهنگی هنری منطقه 22  کتاب «فرشته‌ها عاشق می‌شوند» عنوان کتابی ست که در ویژه برنامه کتاب ماه  نقد و بررسی می‌شود . «فرشته‌ها عاشق می‌شوند» رمانی است که به مقایسه دغدغه‌های زن امروز و زن دیروز می‌پردازد. در این مجموعه ضمن ورود به فضای رمان و تخیل بخش‌هایی از کتاب به صورت مستند روایت شده است. مستندسازی این رمان کمک شایانی به واقعی‌ترشدن داستان می کند . نام شخصیت اصلی کتاب فرشته است که در طول داستان به کمال نزدیک می‌شود و باپاکدامنی و تقوایی که به خرج می‌دهد عشق پاک و سالم را به تصویر می‌کشد. در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم : امیر الیاس بعد از شنیدن حرف‌های من سکوت کرد شاید حدود 30تا40 ثانیه و بعد در حالیکه احساس کردم دارد گریه می‌کند گفت: خانم حق‌جو شما می‌دونید عشق یعنی چی ؟... در این برنامه نویسنده کتاب نعیمه اسلاملو ، سارا عرفانی نویسنده کتاب پنج شنبه فیروزه‌ای، حمید باباوند و حجت الاسلام و المسلمین دورانی حضور خواهند داشت. علاقه‌مندان به حوزه کتاب و کتابخوانی می‌توانند به فرهنگسرای تهران به نشانی انتهای بزرگراه حکیم غرب سه‌راه دهکده المپیک خیابان ساحل، بوستان باغ مراجعه کنند. ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 05:16:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263267/نقد-بررسی-کتاب-فرشته-ها-هم-عاشق-می-شوند-فرهنگسرای-تهران شب شعر طنز «گلستانه» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263266/شب-شعر-طنز-گلستانه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) شب شعر طنز «گلستانه» با هدف ایجاد روحیه نشاط و سرزندگی در شهروندان، فراهم کردن فضا و شرایط مناسب برای شعر طنز در جامعه، پاسداشت آداب و رسوم، سنت‌ها و فرهنگ ایرانی به منظور بیان موضوعات اجتماعی روز جامعه است که همه ساله به میزبانی فرهنگسرای گلستان برگزار می‌شود. براساس خبر روابط عمومی مراکز فرهنگی هنری منطقه 8 و فرهنگسرای گلستان، در این شب شعر، ناصر فیض و صابر قدیمی از شاعران طنزپرداز برجسته کشور، به عنوان کارشناس مجری حضور دارند و شاعران طنز‌پرداز مهمان، مصطفی مشایخی، شروین سلیمانی، مهدی فرج‌الهی و نسیم عرب امیری شعرهای طنز خود را با موضوعات روز جامعه می‌خوانند. هم‌چنین اجرای موسیقی زنده توسط مهدی فرج‌الهی انجام خواهد شد. در بخش دیگری از این شب شعر طنز، مجری برنامه چند کلمه را برای مخاطبین بیان خواهد کرد و از آنان می‌خواهد که با این کلمات، شعر طنز بسرایند و در انتها به 5 نفر از برندگان این بخش، جوایزی طنز‌گونه اهداخواهد شد. شب شعر طنز «گلستانه» با حضور جمعی از شاعران و طنزپردازان کشور عصر چهارشنبه 27 تیرماه ساعت 17:30 در فرهنگسرای گلستان برگزار می‌شود. علاقه‌مندان جهت شرکت در این شب شعر می‌توانند به فرهنگسراي گلستان واقع در نارمك، ميدان هلال احمر، خيابان گلستان مراجعه كنند. ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 04:59:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263266/شب-شعر-طنز-گلستانه-برگزار-می-شود داستان‌ها تاریخ را می‌سازند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263242/داستان-ها-تاریخ-می-سازند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-مُنا خان‌نژاد: آرش آذر‌پناه (متولد ۱۳۵۹، اهواز)، از داستان‌نویس‌های امروز جنوب است؛ جنوبی که از دیرباز در ادبیات، هنر و فرهنگ ایران‌زمین یکی از قطب‌های مهم و تاثیرگذار بوده و هست. جنوب آرش آذرپناه، پهنه استان خوزستان را دربرمی‌گیرد، که نویسنده‌های بزرگی از آن خطه سربرآورده‌اند: ناصر تقوایی، احمد محمود، کوروش اسدی، محمد ایوبی، عدنان غریفی، قاضی ربیحاوی، احمد بیگدلی، فرهاد کشوری، قباد آذرآیین، غلامرضا رضایی و نام‌های دیگر.. هرچند آذرپناه خود را بیشتر وامدار هوشنگ گلشیری می‌داند. آذرپناه از ابتدای دهه هشتاد با کتاب «خانه جای ماندن نیست» کارش را شروع کرد اما با انتشار رمان «کسی گلدان‌ها را آب نمی‌دهد» در سال ۱۳۸۴ خود را به‌عنوان نویسنده‌ای آتیه‌دار تثبیت کرد و با دو کتاب دیگرش که در سال ۹۵ منتشر شد، گام‌های محکم‌تری در ادبیات داستانی معاصر برداشت: «جرم زمانه‌ساز» (نشر چشمه)، و «شماره‌ ناشناس» نشر نیماژ. آرش آذرپناه دکترای زبان و ادبیات فارسی دارد و در کنار تدریس در دانشگاه، به کارهای پژوهشی، نقدنویسی و تدریس داستان نیز مشغول است، که این امر در کتاب تازه‌اش «داستان‌های پشت‌پرده» (تمثیل در داستان کوتاه معاصر) نمود دارد. آنچه می‌خوانید گفت‌وگویی است با او به‌مناسبت انتشار کتاب تازه‌اش با گریزی به کتاب‌های داستانی‌اش.   دغدغه‌مندی شما در بهره‌بردن از میراث داستان فارسی بر کسی که حتی یک داستان کوتاه از شما خوانده باشد، پوشیده نیست. در مجموعه‌ «شماره‌ ناشناس» با نگاهی به این میراث ارزشمند گنج تازه‌ای برای ارائه پرداخته‌اید. بارها در کارگاه‌های داستانتان اشاره کرده‌اید به اینکه داستان را از جایی روایت کنید که دیده نمی‌شود. مثال واضح شما هم از این موقعیت تصویر خرسی است که در کودکی رسم می‌کردید؛ خرسی که تنه‌ درختی را در آغوش گرفته و جز سرپنجه‌هایش، حلقه‌شده بر تنه‌ درخت، چیزی از روبه‌رو نشان داده نمی‌شود. این دقیقا تکنیک شما در روایت مساله‌ اصلی داستان‌های «شماره ناشناس» است. همچنین با خلق یک زبان خارق‌العاده، تلاش کرده‌اید روایتی ماکسیمالیستی بیافرینید که مساله‌ داستان را سر حوصله و به شکلی قطره‌چکانی و در لایه‌هایی از تردید و حتی گاهی وهم شخصیت‌های اصلی به مخاطب منتقل کند. با این‌حال این خصیصه در رمان «جرم زمانه‌ساز» کمتر به چشم می‌خورد. در این رمان شخصیت‌ها در انفعال زجرآوری گرفتارند و چاره‌ای جز پذیرش سرنوشت محتوم خود ندارند و بیش از آن، زمانه بارها و بارها به کمک تصادف و حادثه آنها را روبه‌روی هم قرار می‌دهد تا همه‌چیز به‌رغم گذشتن در هول و اضطرار، ابتر بماند. در حقیقت عنصر هول کارکرد موثری را که در داستان‌های «شماره ناشناس» ایفا می‌کند در «جرم زمانه‌ساز» به سرانجام نمی‌رساند. «جرم زمانه‌ساز» برای من یک رمان تجربی بوده و من تمام‌قامت از آن دفاع نمی‌کنم اما باید یادمان باشد که داشتن شخصیت‌های خنثی با داشتن یک داستان خنثی فرق می‌کنند. ما همیشه باید سعی کنیم که شخصیت‌های خنثی داستان خنثی نیافرینند. در داستان من شخصیت‌ها منفعل مانده‌اند میان کوران حوادث عجیبی که سرعتشان از کنش آنها بیشتر است و این وضعیت آنها را خلع سلاح کرده. شما بپرسید از آدم‌های آن دو، سه سالی که در تقویم رمان من آمده ببینید چه انفعال عجیبی در آن سال‌ها دامنگیر طبقه متوسط و روشنفکران بوده. سرعت حوادث قدرت تفکر و تصمیم‌گیری را ازشان سلب کرده بود. امروز وقتی به آن روزها برمی‌گردند تازه به انفعال و اشتباه‌های عجیب و غریبشان پی می‌برند. اگر اشتباه نکنم کی‌یرکگور است که می‌گوید زندگی رو به جلو انجام می‌شود ولی رو به عقب درک می‌شود. رمان «جرم زمانه‌ساز» درحقیقت درکی است که طبقه متوسط از عقب سر خودش دارد؛ یعنی دارد انفعال عجیب گذشته‌اش را مرور می‌کند و من آن آدم‌ها را در رمانم نشان داده‌ام. بااین‌حال رمان من از شکست یک نسل حرف می‌زند. از انقلاب فرهنگی و جنگ می‌گوید؛ پس شخصیت‌های خنثی یک رمان خنثی نیافریده‌اند. راستی چرا کسی این سوال را از زویا پیرزاد یا فریبا وفی نمی‌پرسد؟ آیا کلاریس در «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» منفعل و خنثی نیست؟ یا کاراکتر زن در رمان «پرنده‌ من»؟ در این موارد اتفاقا شخصیت خنثی دقیقا یک داستان خنثی آفریده و مثلا زن قهرمان رمان خانم پیرزاد بی‌عملی و انفعال خود را حتی ذیل عنوان مثلا «نجابت» یا مانند آن به‌عنوان نسخه‌ای برای زن ایرانی تجویز می‌کند. برای همین کتاب پسندیده می‌شود و حمایت می‌شود. شخصیت خنثی وقتی در داستان مذموم است که به داستان خنثی منجر شود ولی نمایش آن را نمی‌شود فی‌الذاته منفی دانست. این جامعه تا دلتان بخواهد پر است از آدم خنثی. اما وقتی بخواهی خنثی‌‌بودن را به‌عنوان نسخه‌ای نجات‌بخش تجویز کنی و کنش را از خود داستانت بگیری آن وقت است که کار ضدروشنفکری کرده‌ای. این درست همان کاری است که رمان عامه‌پسند انجام می‌دهد یا مثلا رمان «من چراغ‌ها را خاموش می‌کنم» در روایتش انجام داده. کلاریس در آخر به این نتیجه می‌رسد که بی‌کنشی بهترین و درست‌ترین انتخاب است و آن را برای زن ایرانی به عنوان نسخه‌ای آرام‌بخش تجویز کرده اما رمان من می‌گوید حاصل این انفعال عمر رفته و عشق‌های نافرجام است؛ پس دارد با نمایش انفعال آن را نقد می‌کند. دغدغه‌مندی‌های اجتماعی شما در داستان‌هایتان مشهود است. آیا این به این معناست که شما عقیده دارید یک داستان باید تعهد اجتماعی و سیاسی و فرهنگی داشته باشد؟ با توجه به رویدادهای منطقه و جغرافیای ما در دوران معاصر، به نظرتان این دغدغه‌مندی اجتماعی-نظیر آنچه در داستان «آشغالدونی» ساعدی می‌بینیم-می‌تواند اقبال و طول اثر داستانی را طولانی‌تر کند؟ قطعا همین‌طور است. براهنی تعبیری دارد ذیل عنوان «فراروی تاریخی» و آن را حتی متر و معیاری برای تشخیص داستان خوب از متوسط قرار می‌دهد. داستان قطعا باید جلوتر از زمانه‌ خودش را ببیند و پیش‌گویانه باشد و حتی آینده‌ تاریخی را حدس بزند. این پیشگویانه‌بودن هم بدون داشتن تعهد اجتماعی میسر نمی‌شود. بهترین داستان‌های ما داستان‌هایی هستند که در برهه‌های مختلف به شکل‌های دیگر تکرار شده‌اند. «فتح‌نامه‌ مغان» را نگاه کنید یا «معصوم دوم» را. این دومی سال 1354 چاپ شده اما مثلا می‌شود کلی از اتفاقات تاریخی ایران پس از آن تاریخ را در ناصیه‌اش مشاهده کرد. یا مثلا در همان «فتح‌نامه مغان» انگار گلشیری امروز را دیده، پنج سال آینده را حتی دیده. من می‌خواهم پا را فراتر بگذارم و بگویم این فراروی تاریخی را باید حتی از مرزهای یک کشور هم به بیرون گسترش داد، داستان می‌تواند ایده‌ای را بپرورد که در سال‌های بعد در یک کشور دیگر با یک واقعه‌ اجتماعی از یک فرهنگ دیگر هم تطبیق پیدا کند. مثالش داستان «سلمانی» رینگ لاردنر است که در آن قلدر محله به دست یک فرد عقب‌افتاده کشته می‌شود و نویسنده اینگونه می‌خواهد پایان عصر لمپنیسم و پهلوان‌پنبه‌ها در آمریکا را نشان بدهد. بدون قصد مقایسه یا تشبیه باید بگویم این داستانی که شصت، هفتاد سال پیش در ینگه‌ دنیا نوشته شده در ده سال اخیر آیا بارها در روزنامه‌ها خبرهای مشابه‌اش را نخوانده‌ایم یا در خیابان ندیده‌ایم؟ همین چند سال پیش قوی‌ترین مرد ایران را یک نوجوان احتمالا نه‌چندان قوی از پا درآورد. یک داستان اینگونه خودش را بر تاریخ و بر آینده منطبق می‌کند. اصلا خودش را بر تاریخ تحمیل می‌کند. درواقع این تاریخ نیست که داستان می‌سازد بلکه داستان‌ها تاریخ را می‌سازند. یک داستان خوب که تعهد اجتماعی دارد روشنگری می‌کند و راه آینده را نور می‌اندازد و حتی می‌سازد. داستان‌ها می‌توانند تاریخ را عوض کنند. همین داستان ساعدی را که مثال زدید باعث پدیدآمدن سازمان انتقال خون شد که یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی و حیاتی است. مقایسه‌ش کنید با داستان‌های به‌اصطلاح شهری امروز که پسر و دختری باهم می‌روند پاساژگردی. تازه اگر داستانی با آن تعهد اجتماعی بنویسی تو را هم به دهه‌ چهلی‌بودن متهم می‌کنند. نمی‌شود از تاریخ داستان و اجتماع پرید و یکباره بر موج اتمسفر امروز فقط سوار شد. ما بر شانه‌های گذشتگان ایستاده‌ایم. بارِ تعهد آنها بر تعهد ما هم افزوده شده است. اینهاست که من را مصمم می‌کند که نه‌تنها در داستانم تعهد اجتماعی داشته باشم بلکه داستان بی‌تعهد را داستان خنثی و میرا و هرز تلقی کنم. در داستان‌های «شماره ناشناس» آرام‌آرام روایت‌کردن مساله‌ داستان در لایه‌هایی از روایت مردد، دست آخر خواننده را به لذت مکاشفه سوق می‌دهد. همچنین توجه به مایه‌های اجتماعی ملموس و پررنگ‌شدن عنصر «حادثه» در داستان‌هایی مثل «به هیچ‌ باختن» یا داستان‌های مورد علاقه‌ من، «شماره ناشناس»، «گمشده در گرما» و «قدم‌زدن در تمام شهرهای جهان» مشهود است. در «شماره‌ ناشناس» یک حادثه‌ واقعی اجتماعی از زوایه‌ای که کمتر به ذهن کسی می‌رسد روایت می‌شود و در«قدم‌زدن در تمام شهرهای جهان» تقابل مفاهیمی مثل میهن، عاطفه و مهاجرت به صبورانه‌ترین شکل ممکن نوشته می‌شود. آیا این چیدمان و داشتن ساختمان دقیق برای داستان‌ها و داشتن زبان ویژه برای هر داستان را می‌شود به دانش آکادمیک شما و تحصیل در رشته‌ ادبیات مرتبط دانست؟ همین ارتباط نیست که سبب می‌شود کتابی مثل «داستان‌های پشت پرده» نوشته شود؟ یا اینکه باید بیشتر آن را حاصل اشراف به داستان فارسی و سال‌ها تدریس و مطالعه‌ کار گذشتگان معاصر دانست؟ به نظرم گمانه دوم به واقعیت نزدیک‌تر باشد. راستش درباره‌ ساختمان داستان باید فروتنانه و به ضرس قاطع بگویم من ساختمان داستان را از گلشیری یاد گرفته‌ام. فراتر از آن، اصلا این را که هر داستان با توجه به ماهیت و مضمونش باید ساختمان روایی مختص به خودش را داشته باشد، هم از گلشیری آموخته‌ام. روایت هر داستانی مثل یک ساختمان است که هم باید مستحکم باشد و هم زیبا. این صبر در روایت را من از گلشیری فراگرفته‌ام. منصفانه نیست اگر بگویم تحصیل در رشته‌ ادبیات چیزی در داستان به من نداده است. خواندن تئوری و متون کهن را خب قطعا در دانشگاه با بهانه‌های بیشتری می‌خواندیم اما راه یادگرفتن روایت درست‌ودرمان داستان بی‌گمان از خواندن داستان‌های بی‌شمار می‌گذرد. بااین‌حال از میان داستان‌هایی که اسم بردید داستان‌های «شماره ناشناس» و «گمشده در گرما» نماینده‌ سبک و اندیشه من در داستان کوتاه‌اند اما «قدم‌زدن در تمام شهرهای جهان» داستان متفاوتی است. به این جنس داستان‌ها می‌گویم داستان کوتاهِ بلندِ خاطره‌وار که یک وقتی از روی دست داستان‌های کانادایی در ایران خیلی نوشته شد و خیلی هم تین‌ایجری بودند نسخه‌های ایرانی‌اش. خب شاید مثلا می‌خواستم بگویم می‌شود اینطور نوشت و مضمونی عمیق‌تر از عشق‌های دانشجویی و گردش‌های دختروپسری داشت. در این داستان به گمانم تاریخ معاصر منطقه‌ خاورمیانه با دغدغه‌های فردی آدم‌ها گره می‌خورد و این برای من ایده‌ مهمی بود. شما همیشه گلشیری را به‌تبع گفته‌ خودش، نهنگ آب خرد داستان فارسی دانسته‌اید. حتی به گمان من رد قلم نسل اول داستان‌نویسان کلاس‌های گلشیری یا جلسات معروف پنجشنبه‌ها را می‌شود در داستان‌های شما دید. هنوز هم در اکثر جلسات کارگاه شما خواندن و بحث پیرامون داستان‌های گلشیری در جریان است. پس با توجه به گفته‌ خودتان باید این تاثیرپذیری آگاهانه بوده باشد. آیا این تاثیر را از شاگردان او یا نویسندگان نسل دوم یا سومی که در جلسات او شرکت می‌کردند هم پذیرفته‌اید؟ درباره‌ خود گلشیری همیشه گفته‌ام و می‌گویم که از هیچ نویسنده‌ای نمی‌شود بیش از او یاد گرفت. بی‌گمان غول داستان فارسی خودِ اوست. متاسفانه من خودش را هرگز ندیده بودم و داستانی هم از خودم برایش نخواندم. وقتی از دنیا رفت من خیلی جوان بودم و هنوز کتاب اولم چاپ نشده بود. داستانم در مجله‌ کارنامه هم پس از درگذشت او منتشر شد. اما از نویسندگان حلقه‌ گلشیری با خیلی‌هاشان مراوده داشته‌ام و حتی دوست بود‌ه‌ام. اما مطمئنا تاثیری نگرفته‌ام، حتی اگر مثلا بابت داستان «شاعرانه‌ شیرها» متهم از تاثیرپذیری از مندنی‌پور شده باشم. می‌خواهم بگویم این صداها از گوشه‌وکنارها به گوشم می‌رسد. ولی واقعا فکر نمی‌کنم اینطور بوده باشد؛ اما خب واقعا از آنها درس‌های زیادی آموخته‌ام. مثلا نمی‌شود کاری را که ابوتراب خسروی در «اسفار کاتبان» کرد نادیده گرفت یا اعجاز کوروش اسدی در رمان «کوچه ابرهای گمشده» را ندید. از میان اطرافیان گلشیری با هیچ‌کس به اندازه کوروش اسدی دوست نبودم. داستان‌هایم را قبل از چاپ برایش می‌خواندم. دقیق بود و نکته‌های غریبی را می‌دید. به نظر رمانش در لبه‌ شاهکار ایستاده است و اینها را هیچ‌کدام نباید جدا از میراث گلشیری درنظرگرفت. بااین‌حال اگر می‌خواهید از شروع تلمذ من در داستان بپرسید باید بگویم شروع حرفه‌ای داستان‌نویسی من در دفتر مجله‌ کارنامه کلید خورد. چاپ داستانم در مجله سبب شد که در کلاس‌های محمد محمدعلی و بعد در کارگاه‌های امیرحسن چهلتن شرکت کنم. بعد که از تهران برگشتم اهواز داستان‌هایم را برای غلامرضا رضایی می‌خواندم. بعد هربار که می‌رفتم تهران داستان‌ها را برای کوروش اسدی می‌خواندم و چهلتن. حتی رفتم شیراز و داستان‌هایم را برای ابوتراب خسروی و شهریار مندنی‌پور خواندم. هنوز هم این آدم‌ها را نخستین استادهای خودم می‌دانم هرچند وقتی وارد کلاس‌های کارنامه شدم که نخستین داستانم در خود مجله‌ کارنامه چاپ شده بود. و اما کتاب تازه‌تان: «داستان‌های پشت پرده». شما در این کتاب به بررسی دقیق تمثیل و تمثیل‌پردازی در داستان کوتاه معاصر ایران پرداخته‌اید و گویا این ایده حاصل پژوهش شما در دوران تحصیل در مقطع دکتری بوده و همچنین اولین اثر تئوری چاپ‌شده از شما بعد از دو رمان و دو مجموعه‌داستان. به نظر می‌رسد این کتاب بتواند علاوه بر دانشجویان و اساتید رشته‌ ادبیات، علاقه‌مندان حوزه‌ داستان را نیز جذب کند. بازخورد این آثار صرفا تئوریک به نظر شما در جامعه‌ ادبی امروز که به سرعّت به سمت نوعی عوام‌پسندی و ژورنالیسم می‌رود چگونه خواهد بود؟ آیا ترغیب شده‌اید که در همین زمینه ادامه دهید و کارهای تئوریک دیگری را با توجه به فقری که ما در ادبیاتمان در این زمینه داریم، در آینده ارائه بدهید؟ اول باید بگویم من قطعا نوشتن کار تئوریک را ادامه خواهم داد. شاید تعجب کنید اگر بگویم کار تئوریک بعدی را نوشته‌ام و به پایان رسیده و الان زیر چاپ است؛ هرچند به‌خاطر ملاحظات ناشر نمی‌توانم موضوعش را افشا کنم. با‌این‌حال اگر بخواهم واقع‌بینانه نگاه کنم باید بگویم خیلی امیدوار نیستم به بازتاب آثار تئوریک در جامعه‌ ادبی‌مان. اساسا ما در هیچ‌کاری جامعه‌ جدی‌ای نیستیم. داستانمان هم مثل باقی قضایا. برای همین کار جدی خیلی طرفدار ندارد؛ درست مثل داستان جدی که چندان خوانده نمی‌شود. اما تا دلتان بخواهد کتاب‌های عامه‌پسند خوانده می‌شود. مثل پائولو کوئلیو یا کتاب‌های عرفان شرق. راستش را بخواهید من حتی موراکامی را هم متمایل به عامه‌پسند می‌دانم. درحقیقت این بازار مخاطب حتی ناشران و مترجمان زبده‌ ما را می‌برد به سمت ترجمه و تبلیغ این دست کارها. رمان جزء از کل را مثال بزنم که ناشر حرفه‌ای آن را چاپ کرده و مترجمی دقیق و خوش‌ذوق هم ترجمه‌اش کرده اما ته‌اش یک رمان عامه‌پسند است بدون طرح درست و درمان؛ که مثلا وقتی قیاسش کنی با فاکنر عیارش محک می‌خورد. تازه بعضی از همین رمان‌ها هم خوانده نمی‌شوند، فقط خریده می‌شوند برای عکس‌گذاشتن در اینستاگرام و پز روشنفکری و نمایش امروزی‌بودن. حتی منتقدان ما هم بعضا از کارهای ساده و نه‌چندان جدی گاهی در مطبوعات تعریف می‌کنند. در چنین جامعه‌ای انتظار ندارم کارهای جدی خیلی دیده شوند. یک جامعه‌ غیرجدی اساسا کارهای دشوار را چون برنمی‌تابد و تحمل نمی‌کند یا اصلا نمی‌فهمدشان پس سعی می‌کند نادیده‌شان بگیرد و یا وانمود می‌کند که آن را جدی نگرفته است. منبع: روزنامه آرمان ]]> ادبيات Sun, 15 Jul 2018 11:09:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263242/داستان-ها-تاریخ-می-سازند رونمایی از «کرکس دوم» در فرهنگسرای سرو http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263234/رونمایی-کرکس-دوم-فرهنگسرای-سرو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی فرهنگسرای سرو با هدف ترویج مفاهیم ادبی و ایجاد زمینه‌های علاقه‌مندی جوانان به ادبیات و شعر فارسی، رونمایی از کتاب «کرکس دوم» را روز سه‌شنبه، 26 تیرماه با حضور مرجان حصیرچی نویسنده کتاب از ساعت 17 در سالن فرهنگسرای سرو به همراه جلسه نقد و بررسی برگزار می‌کند. «کرکس دوم» شامل 22 داستان کوتاه در ژانرهای مختلف اجتماعی، روانشناسانه، دفاع مقدس است که در 114 صفحه تألیف و توسط انتشارات «حدیث قلم» و با حمایت صندوق قرض الحسنه گروه مرکزی هنرمندان داستان نویس به چاپ رسیده است. این اثر الهام‌گرفته از داستان واقعی یک دختر بچه سودانی در حال مرگ است که در برابر دیدگان یک عکاس اروپایی، با یک کرکس مقابله می‌کند و سرانجام تسلیم او می‌شود. «زنی در خیمه»، «مادر مردم»، «کفش‌های کتانی» ، «همبازی»، «مهمونی فلسفی»، «دوچشم قهوه‌ای» ، «گزارش» و.. از جمله اسامی داستان‌ها در این مجموعه داستان است. در آیین رونمایی این کتاب، کارشناس و  مجری «افسانه زندی» نویسنده و خالق آثار «راز اثیر» و «مادران چشم به راه» بوده و منتقدین جوانی از جمله  منیژه قاسمی، ناهید خوش صورت، افسانه طباطبایی مدنی، شکوفه عمویی تبریزی، آتوسا زندی، افسانه طباطبایی، دنیا تفرشی، ستاره کاشف، محبوبه غفاری، اشرف چیره دست،  مهدی تعمیرجو و هادی زاهدی نیز حضور دارند که محتوا و ادبیات کتاب را با حضور علاقه‌مندان به چالش خواهند کشید. این برنامه با مشارکت کانون ادبیات داستانی سرو برگزار شده و حضور عموم علاقه‌مندان در برنامه آزاد  است. علاقه‌مندان جهت شرکت در این برنامه می‌توانند به فرهنگسرای سرو واقع در خیابان ولی عصر(عج)، ضلع شمالی پارک ساعی، کوچه ساعی دوم مراجعه و یا جهت کسب اطلاعات بیشتر با تلفن گویای 88881879  تماس حاصل نمایند. ]]> ادبيات Sun, 15 Jul 2018 10:49:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263234/رونمایی-کرکس-دوم-فرهنگسرای-سرو شاید دیگر احتیاجی به برگزاری جایزه پروین نباشد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263238/شاید-دیگر-احتیاجی-برگزاری-جایزه-پروین-نباشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ اختتامیه هشتمین جایزه دوسالانه پروین صبح روز گذشته (23 تیرماه)‌ در حسینه جماران برگزار شد که با برخی حواشی روبه‌رو بود. از این رو گفت‌وگویی را با مهدی قزلی، دبیر اجرایی این جایزه و مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   این روزها سوالی در میان اهل قلم مطرح است و آن اینکه چرا در جایزه‌ای که برای جامعه اهل قلم خانم برگزار می‌شود، دبیر علمی و اجرایی جایزه مرد هستند. از طرفی حتی در مراسم اختتامیه نیز نماینده‌ای از جامعه خانم‌ها وجود نداشت. دلیل این اتفاق چیست؟ بر اساس آئین‌نامه دبیر علمی جایزه پروین همان دبیر جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران است و این انتخاب به جنسیت ربطی ندارد. یعنی اگر دبیر جایزه کتاب سال آقا باشد، همان آقا دبیر جایزه پروین می‌شود و نمی‌توان دبیر خانم برای آن انتخاب کرد. از طرفی برگزارکننده جایزه پروین مانند دو جایزه شعر فجر و جایزه ادبی جلال آل‌احمد، بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان است؛ بنابراین مدیرعامل بنیاد نیز دبیر اجرایی جایزه است. با همه این تفاسیر قصدی برای انتخاب خانم یا آقا بودن دبیران جایزه وجود ندارد.   آیا امکان تغییر این قانون وجود ندارد؛ چراکه این موضوع مطالبه‌ای منطقی از سوی جامعه زنان است و بهتر است که این جایزه به دبیری یک خانم برگزار شود؟ تغییر این قانون به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی نیاز دارد و با توجه به آنکه این موضوع از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده است به منزله یک قانون در حال اجراست و کاری از دست ما برنمی‌آید.   چرا این قانون در جایزه جلال وجود ندارد؟ این قانون درباره جایزه جلال نیز وجود داشت و ما حدود یک سال و نیم تلاش کردیم تا توانستیم این قانون را تغییر دهیم. در کل این تغییر قابل انجام است. البته باید این را به شما بگویم که ما برای حل این موضوع، تمام اعضای هیات علمی را از بانوان اهل قلم انتخاب کردیم و برعکس دوره‌های قبل که بین اعضا هیات علمی آقایان نیز حضور داشتند، در این دوره چنین اتفاقی تکرار نشد. در داوری‌ها نیز غیر از یک بخش در سایر بخش‌ها خانم‌ها حضور فعالی داشتند و در انتخاب نهایی به دلیل آنکه یک نفر از هیات علمی نیز به داوران اضافه شده‌اند، بنابراین تعداد داوران خانم بیشتر شده است. همه این موارد بیانگر آن است که ما تا جایی که امکان داشته است و دست‌مان باز بوده اقدام کرده‌ایم.   ترتیب سخنرانان چرا به این شکل بود؟ برگزاری جایزه پروین اعتصامی بر عهده معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است؛ قاعده برنامه نیز به این شکل است که معمولا باید دبیرعلمی هر جایزه پشت تریبون برود و گزارشی از فعالیت‌های اجرا شده ارائه دهد. بنابراین محسن جوادی و آیت‌الله محمدعلی مهدوی‌راد سخنرانان اصلی این مراسم بودند. از طرفی خانم ابتکار هم به‌عنوان دولتی‌ترین مسئول جامعه زنان به این برنامه دعوت شده و قرار بر سخنرانی وی بود که او در شرف آمدن به برنامه، ماموریتی از سوی، رئیس‌جمهور دریافت کردند که نتوانستند به مراسم بیایند اما پیام وی در مراسم خوانده شد. به نظر می‌رسد که هدف از برگزاری جایزه پروین توجه ویژه به ادبیات زنان است اما چرا در برنامه اختتامیه از این دید به جایزه نگاه نشد و سخنرانان تنها درباره پروین اعتصامی صحبت کردند؟ ما جایزه ادبی پروین اعتصامی را برگزار کردیم و طبیعی است که باید درباره او صحبت شود. در آئین‌نامه نیز آمده است که یکی از اهداف این جایزه بزرگداشت و توجه به پروین اعتصامی است و از همین بابت بخشی از صحبت‌ها به پروین اعتصامی اختصاص پیدا کرد. من نیز در این مراسم چندان صحبتی نکردم و تنها به مهمانان حاضر در مراسم خیرمقدم گفتم. آیا بهتر نبود که یکی از اعضای هیات علمی که از خانم‌های اهل قلم تشکیل شده بود در این مراسم سخنرانی می‌کرد. برای مثال جای ژاله آموزگار به‌عنوان مهمان جلسه و سخنران خالی نبود؟  ما از همه بزرگواران برای حضور در مراسم اختتامیه دعوت کردیم و چند نفر از هیات علمی هم در اختتامیه بودند اما واقعیت این است بزرگی مانند ژاله آموزگار همین که منت بر سر ما گذاشتند و قبول کردند که در هیات علمی باشند، برای ما افتخار بزرگی است. باید توجه داشته باشیم که  وی در برنامه‌هایی به این شکل کمتر شرکت می‌کند و ترجیح می‌دهد که در برنامه‌های علمی و دانشگاهی باشد. واقعیت این است که این مراسم، جلسه هیات علمی نبود که وی را تحت فشار گذاریم که حتما در جلسه حضور داشته باشد.   بخش ویژه این دوره از جایزه پروین آن طور که مد نظر شما بود برگزار شد؟ ما امسال بخشی با عنوان «40 سال ادبیات انقلاب، امام خمینی (ره)) داشتیم که در آن از خانم‌ها فاطمه راکعی و سیمین‌دخت وحیدی تقدیر و تجلیل شدند. همچنین از دو پایان‌نامه‌ای که با موضوع انقلاب اسلامی و امام (ره) بود، تقدیر کردیم. در کنار این بخش‌ها، یک برنامه جنبی دیگر نیز داشتیم که در آن از حکیمه دبیران، به‌عنوان یک پروین‌پژوه تقدیر و تجلیل شد.   در این دوره از جایزه اتفاق بسیار جالبی رخ داد. رویا شاه‌حسین‌زاده که در جشنواره شعر فجر در رقابت با تمام شاعران توانسته بود برگزیده شود، حتی در میان کاندیدای این جایزه که همه خانم بودند، حضور نداشت. به نظر شما دلیل این اتفاق چیست؟  ما در هر رویدادی هیات علمی و داورانی مجزا داریم که این موضوع نشان دهنده استقلال جوایزی است که در بنیاد برگزار می‌شود. برای مثال علاوه بر کتاب رویا شاه‌حسین‌زاده، کتاب «کلید کلید دسته کلید» که تقدیری جایزه شعر فجر بود در این جایزه کاندید شد و آن هم برگزیده نشد. البته باید بگویم که کتاب خانم شاه‌حسین‌زاده تا مراحل نهایی آمد و جزو آخرین کتاب‌هایی بود که حذف شد اما ما در هر صورت به داوران نمی‌گوییم که این کتاب برنده جایزه فجر شده و حتما باید در جایزه پروین نیز اتفاقی برای آن رخ دهد. این موضوع نشان دهنده استقلال داوران از یکدیگر و بیانگر استقلال داوران از بدنه اجرایی است. شاید عده‌ای در حال حاضر بگویند که چطور ممکن است که بنیاد دو جایزه شعر برگزار کند و برندگان آن متفاوت باشند و من در جواب باید بگویم که دلیل این تفاوت تنها به این مربوط می‌شود که داوران دو جایزه با یکدیگر متفاوت هستند. من مسئول اجرایی جایزه هستم و هر کاری که لازم باشد انجام می‌دهم تا جایزه به بهترین شکل ممکن اجرا شود. از آن طرف هیات علمی و داوران هم کار خود را می‌کنند. البته این بین ممکن است این نظر وجود داشته باشد که عده‌ای بگویند داوران فلان سال از داوران سال فلان بهتر عمل کرده‌اند که ما این نظرات را می‌پذیرم اما انصاف حکم می‌کند که وقتی ما به عده‌ای اعتماد کرده‌ایم و داوری‌ها را به آنها سپرده‌ایم، اجازه دهیم تا این افراد کار خودشان را انجام دهند و در کار آنها دخالت نکنیم.   چرا جایزه برگزیده نداشت و همه شایسته تقدیر بودند؟ ما در یک بخش برگزیده مشترک و در چهار بخش شایسته تقدیر داشتیم که این هم نظر داوران بوده است و ما در آن دخالتی نداشته‌ایم. واقعیت این است که من در روزهای آخر اصرار داشتم که اگر اثری صلاحیت لازم را دارد حتما به‌عنوان برگزیده انتخاب شود اما با همه این توصیفات امر و نهی نداشتیم و نتیجه نهایی نظر داوران بود.   جوایز این دوره چقدر بوده است؟ در این دوره مانند سایر دوره‌ها به آثار برگزیده 12 سکته تقدیم شد و با توجه به اینکه برگزیده مشترک بود به هر کدام از عزیزان 6 سکه اهدا شد. در بخش شایسته تقدیر نیز چهار سکه به آثار منتخب تعلق گرفت.   به نظر شما میزان جایزه کم نیست و بهتر نبود که میزان جایزه با جوایزی مانند جایزه شعر فجر و جلال برابری می‌کرد؟ واقعیت این است که در سه دوره گذشته، میزان جایزه نقدی به همین مقدار بوده است و باتوجه به اینکه در این جایزه بیش از نیمی از اهل قلم حضور ندارد، بهتر است که میزان جایزه آن با جوایزی مانند جشنواره شعر فجر و جایزه جلال متفاوت باشد. به هر حال این تصمیمی است که هیات امنا می‌گیرد و تصمیم امسال این بود که مانند سال‌های گذشته برگزار شود و شاید در آینده تغییر کرد یا ثابت ماند.   با توجه به اینکه جایزه دوسالانه پروین به نویسندگان و شاعران خانم می‌پردازد، وضعیت ادبیات زنان را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آن چیزی که من در این دوره از جایزه متوجه شدم و می‌شود به آن اذعان داشت، این است که امروز از نظر کمی و کیفی تفاوت محسوسی بین نویسندگان و شاعران خانم‌ با آقا وجود ندارد و واقعیت این است که 10 سال پیش وضعیت به این شکل نبود و 20 سال پیش خیلی بدتر بود و به یک معنا در اوایل انقلاب این نسبت یک به چهل بود اما امروز در کمیت و کیفیت یک به یک است و خانم‌ها و آقایان رقابت نزدیکی با یکدیگر دارند و شاید از این دیدگاه دیگر احتیاجی به جایزه پروین نباشد؛ چراکه به نظر می‌رسد جایزه پروین به وجود آمد تا دست نویسندگان و شاعران خانم گرفته شود تا بتوانند خودشان را نشان بدهند.   پس به نظر شما این احتمال وجود دارد که در سال‌های آینده شاهد برگزاری این جایزه نباشیم؟ این جایزه مصوبه شورای انقلاب فرهنگی دارد و یک قانون است اما اگر از ما سوال کنند، ما تجربیاتی داریم که بر اساس بررسی این چند دوره می‌توانیم در اختیار دوستان قرار دهیم تا آنها درباره برگزاری یا عدم برگزاری آن تصمیم بگیرند.   سخن پایانی... من به عنوان دبیر اجرایی جایزه پروین بسیار خوشحال هستم که مراسم اختتامیه این جایزه در حسینه جماران برگزار شد. واقعیت این است که من بسیار نگران بودم که مراسم به شکل قابل قبولی برگزار می‌شود یا خیر اما امروز دیگر نگران نیستم و با افتخار می‌گویم که ما یک دوره، اختتامیه جایزه پروین را به نیت حضرت امام خمینی (ره) به حسینه جماران بردیم و خوشحالم که حال همه کسانی که به این مراسم آمده بودند، بسیار خوب بود. ]]> ادبيات Sun, 15 Jul 2018 07:49:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263238/شاید-دیگر-احتیاجی-برگزاری-جایزه-پروین-نباشد مهدوی‌راد: شعر پروین جهانشمول و زمانشمول است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263201/مهدوی-راد-شعر-پروین-جهانشمول-زمانشمول به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم اختتامیه هشتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی صبح امروز در حسینیه جماران برگزار شد. در این مراسم محسن جوادی،‌ معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مهدی قزلی مدیرعامل بنیاد شعرو ادبیات داستانی ایرانیان،‌ جواد محقق، نویسنده، فاطمه راکعی،‌ شاعر و جمعی از نویسندگان، شاعران و اهل فرهنگ حضور داشتند. اجرای این مراسم برعهده گیتی خامنه‌ مجری صداوسیما بود. در ابتدای مراسم گیتی خامنه شعری از پروین اعتصامی خواند و سپس ویدئویی با عنوان «امام و زنان» پخش شد. در این کلیپ زنان موفق بعد از انقلاب اسلامی در رشته‌های مختلف به اختصار معرفی شدند. زهره صفاتی در حوزه دین، کیمیا علیزاده در حوزه ورزش، مرضیه دباغ در حوزه سیاست، لیلا عراقی در رشته مهندسی، فاطمه راکعی در حوزه فرهنگ و مریم میرزاخانی در حوزه علم از چهره‌هایی بودند که در این کلیپ معرفی شدند. سپس گیتی خامنه‌ پیام معصومه ابتکار،‌ معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و امور خانواده را خواند. ابتکار در این پیام به نقش پدر پروین در بالندگی و زندگی فرهنگی او اشاره ویژه‌ای داشت و همچنین به مضامین عمیق مناظرات پروین در اشعار خود نیز پرداخته بود. سخنران بعدی مراسم حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی مهدوی‌راد بود. مهدوی‌راد بانوان حاضر در مراسم را به خواندن کتاب «فاطمه، فاطمه است» نوشته  علی شریعتی دعوت کرد و اذعان داشت که حضرت فاطمه در تمام زمان‌ها برای زنان الگوی کاملی است. وی سپس درباره پروین و ویژگی‌های اشعارش توضیح داد: پروین شاعر بی‌نظیری است. برایم همیشه این مساله جای پرسش بوده که پروین چگونه به سرچشمه مضامین عرفانی دست پیدا کرده است و سرچشمه این مضامین انسانی از کجاست. شعر پروین این شایستگی را دارد که جهانی شود و در کشورهای عربی مطلعم که خوشبختانه این اتفاق رخ داده است. مهدوی‌راد درباره علت نامگذاری این جایزه عنوان کرد: شعرهای پروین جاودانه است و ارزش‌های انسانی در شعر او موج می‌زند. شعر پروین جهانشمول و زمانشمول است. در اشعار او مضامین نابی مانند ستم‌ستیزی، مظلوم‌گرایی،‌ خدانگری و انسان‌دوستی بسیار به چشم می‌آید. همه باید به اشعار پروین مراجع کنند تا نگاه هوشمندانه وی را به هستی درک کنند. خداشناسی، هوشمندی از هستی، پیوند هستی با خدای هستی به شکل روشنی در اشعار هستی موج می‌زند. این مساله به‌خصوص در شعر گفتگوی مادر موسی با خدا به شدت نمایان است. پروین خداجوی و خداپوی بود و بهترین نام برای چنین جشنواره‌ای همانا نام پروین است. در ادامه محسن جوادی معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پیام خود خود را درباره جایزه ادبی پروین و رسالت این جایزه برای حاضرین خواند و گفت: پروین در شعر خود چشم ناظران را مسحور زیبایی مضامین شعری خود کرده است. معاون فرهنگی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه عنوان کرد: شعر پروین شعر اوج گرفتن آدمی و محدودنشدن او به خواسته‌های تن است. سپس به ترتیب برگزیدگان بخش پژوهش‌های ادبی، ادبیات نمایشی، ادبیات کودک و نوجوان، شعر و ادبیات داستانی معرفی شدند و از آن‌ها تقدیر به عمل آمد. در انتهای مراسم مهدی قزلی از تمامی دست‌اندرکاران این جایزه تشکر و عنوان کرد: تغییر مکان برگزاری اختتامیه جایزه برای من یک افتخار است.  اختتامیه هشتمین جایزه پروین اعتصامی شنبه 23 تیرماه در حسینیه جماران برگزار شد.   ]]> ادبيات Sat, 14 Jul 2018 09:29:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263201/مهدوی-راد-شعر-پروین-جهانشمول-زمانشمول دیدار و گفت‌وگو با شیوا ارسطویی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263191/دیدار-گفت-وگو-شیوا-ارسطویی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در راستای برگزاری سلسله نشست­‌های دیدار با نویسندگان پیشکسوت، موسسه فرهنگی هنری هفت اقلیم روز چهارشنبه ۲۷ تیرماه سال جاری ساعت ۱۸ عصر، میزبان دهمین مهمان این برنامه شیوا ارسطویی خواهد بود. این نشست به صورت سخنرانی مهمان و گفت‌وگوی آزاد و با حضور و میزبانی آیت دولتشاه (نویسنده و منتقد ادبی) برگزار خواهد شد. مخاطبان ادبیات داستانی و نویسندگان طی این جلسه از تجربه‌های نویسندگی شیوا ارسطویی آگاه خواهند شد و فرصتی خواهند داشت که ضمن آشنایی با جهان‌بینی این نویسنده، سوالات و ابهامات احتمالی درباره شرایط لازم برای نوشتن داستان، چگونگی مواجهه با موانع نوشتن و رویکرد به فضای نویسندگی را مطرح کنند. حضور در این نشست برای عموم علاقه‌مندان آزاد است. موسسه هفت اقلیم در خیابان شریعتی، بالاتر از خیابان ملک، بعد از کشواد، پلاک ۵۶۹ واقع است. ]]> ادبيات Sat, 14 Jul 2018 09:03:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263191/دیدار-گفت-وگو-شیوا-ارسطویی توضیحات خانه کتاب درباره حمایت از نجیب مایل‌هروی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263193/توضیحات-خانه-کتاب-درباره-حمایت-نجیب-مایل-هروی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیکنام حسین‌پور؛ مدیرعامل موسسه خانه کتاب با اشاره به حمایت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از  نجیب‌ مایل‌هروی در سال‌های اخیر و ضمن آرزوی سلامتی و بهبود سریع این نویسنده و پژوهشگر افغان گفت: هماهنگی با صندوق حمایت اعتباری هنر برای حل مسائل بیمه‌ای ایشان انجام شده و پرداخت هزینه‌های درمان و بیمارستان این نویسنده و پژوهشگر هم به روال گذشته پرداخت خواهد شد. وی افزود: شهریور‌ماه سال گذشته در جریان بستری شدن آقای نجیب مایل هروی در بیمارستان، با دستور دکتر صالحی؛ وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی مامور رسیدگی به وضعیت سلامت وی شدم و تمامی هزینه‌های درمانی با صدور بیمه تکمیلی پرداخت شد. مدیرعامل موسسه خانه کتاب رفع مشکل سکونت این نویسنده را دومین اقدام برای حمایت از وی دانست و افزود: همچنین با هماهنگی‌های انجام شده موضوع سکونت وی در مشهد نیز در حال انجام است و نگرانی از این بابت وجود ندارد. حسین‌پور همچنین از رایزنی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با وزارت خارجه برای رفع مشکل اقامت وی خبر داد و بیان کرد: یکی دیگر از نگرانی‌های آقای مایل هروی تمدید گذرنامه برای امکان حضور در ایران است که هر چند وقت یکبار و در فاصله زمانی کوتاه باید نسبت به آن اقدام کند. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برای رفع این موضوع نیز در حال رایزنی با وزارت خارجه هستند تا مراجعات مکرر وی به افغانستان و تهران کاهش یابد و تمدید گذرنامه وی در  فاصله زمانی طولانی‌تر انجام شود. وی در پایان با انتقاد از فضاسازی‌ها درباره وضعیت این نویسنده گفت: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به‌عنوان یکی از وظایف تعریف شده خود همواره تلاش کرده است تا به حمایت از هنرمندان و نویسندگان بپردازد که این حمایت‌ها رسانه‌ای و خبری نمی‌شود و در این مسیر تفاوتی برای هنرمندان قایل نشده است. درباره مشکلات استاد نجیب مایل هروی هم همانطور که فرزند ایشان اعلام کرده معاونت فرهنگی وزارتخانه همواره پیگیر و فعال بوده است. حسین‌پور تاکید کرد: خانه کتاب به نمایندگی از معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همواره با خانواده استاد نجیب مایل هروی در ارتباط بوده و به‌طور هماهنگ با آن‌ها عمل کرده است. ]]> مدیریت‌کتاب Sat, 14 Jul 2018 08:36:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263193/توضیحات-خانه-کتاب-درباره-حمایت-نجیب-مایل-هروی پروین روشنای راه بسیاری از هنردوستان و ادیبان کشورهای دیگر است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263194/پروین-روشنای-راه-بسیاری-هنردوستان-ادیبان-کشورهای-دیگر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) محسن جوادی معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که صبح امروز در اختتامیه هشتمین جایزه پروین شرکت کرده بود ضمن قرائت پیامی اظهار امیدواری کرد جایزه پروین سهمی در توجه دادن نسل جوان هنرمند و شاعر ایرانی به غنای مضمون و سبک و سیاق شعری پروین ایفا کند. متن پیام محسن جوادی  به این شرح است:  پیش از آغاز سخن لازم می‌دانم سلام و مراتب تقدیر و تشکر وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی جناب آقای دکتر صالحی را به خدمت حضار محترم ابلاغ کنم.   ایران خاستگاه شعر و هنر است و کم ملتی را می‌توان یافت که شعر و شاعری این چنین در میان آنان ارج و قرب داشته باشد. اینکه مثلا دیوان حافظ در کنار قرآن زینت‌بخش هر خانه‌ای باشد یا شعر مولوی تفسیر قرآن به حساب آید نشان می‌دهد شعر چه جایگاه رفیعی در میان ایرانیان دارد. پروین از جمله شاعران جوان و نوپرداز و مستقل است که در اوج و بلندی شعر فارسی چشم‌های ناظران را مجذوب زیبائی و مضامین عمیق شعر خود کرده است. او که عمری کوتاه اما پربار داشت گاهی همچون پیری دانا و عارفی سالک از بی‌اعتنائی به غم دنیا و ناپایداری آن و عبرت گرفتن از بی‌مهری زمانه و لزوم داشتن شمعی برای گذر از یلدای زندگی این جانی به سوی سحرگاهان روشن می‌گوید.  اما او این نگاه عرفانی را که برخلاف موارد مشابه آن در فلسفه‌های رواقی، هرگز بهانه بی‌توجهی به جامعه و به ویژه مردمان مستمند و رنجور نمی‌کند. وی سعادت را در برآوردن حاجت نیازمندان می‌داند و می‌گوید: ای دوست، تا که دسترسی داری حاجت برار اهل تمنا را زیراک جستن دل مسکینان شایان سعادتی است توانا را   وی هرگز با ظلم و ستم که منشا رنج و درد مردم است کنار نیامد و ثروت‌های انباشته را که در گوهرهای درخشان جلوه‌گری می‌کند حاصل اشک یتیمان دانست و شعر خود را به مدح و صله ارباب زر و قدرت نفروخت.   بر قطره سرشک یتیمان نظاره کن تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست   شعر پروین شعر اوج گرفتن آدمی و محدود نشدن او به خواسته‌های تن است. یکی پرسید از سقراط کز مردن چه خواندستی بگفت ای بیخبر، مرگ از چه نامی زندگانی را اگر زین خاکدان پست روزی بر پری بینی که گردون‌ها و گیتی‌هاست ملک آن جهانی را و البته این تعالی و نجات را نوعی بازرگانی و تجارت می‌داند که در قرآن کریم از آن به نام تجارت نجات‌بخش یاد شده است.   « یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکمْ عَلی تِجارَةٍ تُنْجِیکمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکمْ وَ أَنْفُسِکمْ ذلِکمْ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ » و به گفته پروین این تجارت و بازرگانی جز با متاع راستی و نیکوکاری ممکن نیست. متاع راستی پیش آر و کالای نکوکاری من از هر کار بهتر دیدم این بازارگانی را وی با اشاره به افق‌های شکوهمند پیش روی ایرانی و با نگرانی از پرتگاه‌های خطرناک در مسیر تعالی ایرانیان می‌گوید: ایرانی باید ضعف و ملالت را از خود دور کرده، تند و چالاک این پرتگاه‌ها را عبور نماید. شعر فارسی با این درون‌مایه‌های عمیق معنوی و اجتماعی و بازیبائی سحر‌کننده خود چرا نباید بنیاد اخلاق اجتماعی و هنر معاصر ما باشد. پروین نه فقط ستاره‌ای در آسمان ادب ایران بلکه روشنای راه بسیاری از هنر دوستان و ادیبان کشورهای دیگر نیز می‌باشد. امیدوارم این برنامه سهمی در توجه دادن نسل جوان هنرمند و شاعر ایرانی به غنای مضمون و سبک و سیاق شعری پروین ایفا کند.     ]]> ادبيات Sat, 14 Jul 2018 08:23:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263194/پروین-روشنای-راه-بسیاری-هنردوستان-ادیبان-کشورهای-دیگر آثار برگزیده و شایسته تقدیر جایزه پروین اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263189/آثار-برگزیده-شایسته-تقدیر-جایزه-پروین-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) صبح امروز شنبه 23تیرماه، در مراسم اختتامیه هشتمین دوره جایزه پروین، برگزیدگان و آثار شایسته تقدیر این جایزه اعلام شدند. در بخش پژوهش‌های ادبی برگزیدگان به شرح زیر است «مکتب های ادبی جهان» به قلم مریم حسینی از انتشارات فاطمی «ادبیات بینافرهنگی نویسندگان برون تبار در آلمان» به قلم نرجس خدایی از انتشارات علمی و فرهنگی در بخش ادبیات نمایشی یک اثر شایسته تقدیر انتخاب شد دور از دسترس اطفال نگهداری شود/ فرشته فرشاد/نشر آواژ در  بخش شعر دو اثر شایسته تقدیر شد اگر تو بودی امروز شنبه بود/ فریبا شادلو/ نشر چشمه لیلی آذر/ اعظم سعادتمند/ انتشارات شهرستان ادب در بخش ادبیات داستانی یک اثر شایسته تقدیر اعلام شد  بگذار تروا بسوزد/آناهیتا آروان/ انتشارات علمی و فرهنگی  در بخش  ادبیات کودک دو اثر شایسته تقدیر اعلام شد خداحافظی در خیابان پاییز / شاعر: مریم اسلامی/ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان   شاخ دماغی‌ها /  نویسنده: سیده عذرا موسوی / شهرستان ادب ]]> ادبيات Sat, 14 Jul 2018 07:34:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263189/آثار-برگزیده-شایسته-تقدیر-جایزه-پروین-اعلام پیام «ابتکار» به جایزه پروین اعتصامی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263187/پیام-ابتکار-جایزه-پروین-اعتصامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، معصومه ابتکار، در این پیام با پرداختن به ابعاد مختلف زندگی و شخصیت پروین اعتصامی، مقام این بزرگ بانوی ادبیات معاصر را ستود.   متن کامل پیام معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده  که توسط گیتی خامنه مجری برنامه قرائت شد به شرح زیر است: «ستاره پروین در آسمان ادبیات پارسی همچنان می درخشد. پروین اعتصامی از بانوان صاحب نام در سپهر ادبیات ایران زمین، دختری با هوش خدادادی از خانواده ای فرهنگی بود که دوران کودکی اش در یکی از طوفانی ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران سپری شد. نقش پدر در تربیت پروین بارز بود؛ پدری که همه تلاشش را برای سرآمدی دخترش در علم و هنر و حتی آشنایی با زبان های گوناگون به کار برد. ذوق و استعداد و همت پروین در کنار تلاش چنین پدری از او انسانی فرهیخته، مسلط به فرهنگ و هنر دوران خویش و آشنا به وضعیت سیاسی و اجتماعی کشورش ساخت. نبوغ خاصش در دوران نوجوانی و درک اجتماعی بالایش در جوانی پدیدار شد؛ چنانچه در مراسم فارغ التحصیلی اش طی سخنانی نسبت به بی سوادی و بی خبری زنان ایرانی هشدار داد و و جامعه را به دوری از ضعف و ملالت برای گذر از پرتگاه‌ها فرا خواند. شعر پروین روان و زیبا بود و تسلطش بر زبان فارسی سبب می شد مفاهیم سنگین اخلاقی و فلسفی و سیاسی را به راحتی به عوام منتقل نماید. به طوری که توانست درکنار ستاره های زمانش که از مردان بودند مانند ملک الشعرای بهار به خوبی بدرخشد. او با ساده ترین روش ها و سیاق ادبی پیچیده ترین مباحث معاصر سیاسی و اجتماعی را مطرح کرد و روی سخنش با عموم مردم بود. ویژگی مهم اشعار پروین که او را از سایر شعرا متمایز می کرد توجه به گفت و گو و تبادل نظر بین صاحبان تفکر متفاوت بود؛ مانند گفت و گو میان نخ و سوزن، گوهر و سنگ، سیر و پیاز، موسی و شبان، مست و محتسب، مادر موسی و خدا، شمع و پروانه و گرگ و سگ. بسیاری از این گفت و گوها دارای مضامین بلند اخلاقی و معرفتی و در برگیرنده فرهنگ درک متقابل، شنیدن، تساهل، همدردی و همگرایی است. مفاهیمی که امروز نیاز مبرم جامعه ما به شمار می رود. در عین حال اشعار پروین امید بخش و دارای استحکام و قوام معنوی با پشتوانه ای قوی از اعتقاد بود. او مسایل و مشکلات زمانه اش را با مصادیق روشن روزمره مشخص می کرد، اما مخاطبش را در ناکجا آباد نا امیدی و بی انگیزگی رها نمی‌ساخت. پروین تلاش می‌کرد وجدان ها را بیدار سازد، مسئولیت را شاخصه انسان بودن معرفی کند و جامعه را از جهل و نادانی برهاند؛ که گفت: از غبار فکر باطل پاک باید داشت دل تا بداند دیو کاین آینه جای گَرد نیست مرد پندارند پروین را چو برخی ز اهل فضل این معما گفته نیکوتر که پروین مرد نیست برای همه دست اندرکاران جایزه ادبی پروین اعتصامی آرزوی موفقیت دارم و از اینکه نتوانستم به رغم علاقه ام به دلیل تداخل کاری در این جمع با ارزش حضور یابم، متاسفم. معصومه ابتکار» اختتامیه هشتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی از صبح امروز 23 تیر در حال برگزاری است. ]]> ادبيات Sat, 14 Jul 2018 07:15:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263187/پیام-ابتکار-جایزه-پروین-اعتصامی شب اتیسم و رونمایی از «به من نگاه کن» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263053/شب-اتیسم-رونمایی-نگاه-کن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به مناسبت انتشار رمان «به من نگاه کن»  اثر الهام فلاح از سوی انتشارات ققنوس و پرداختن نویسنده در این رمان به گوشه‌ای از مشکلات اتیسم و روایت متفاوت معضل اتیسم و تاثیرات آن را بر مناسبات خانواده، مجله بخارا و انتشارات ققنوس، انجمن اتیسم ایران و خانه اندیشمندان علوم انسانی شبی را به این مناسبت برگزار می‌کند. در این مراسم سعیده صالح غفاری(مدیر عامل انجمن اتیسم ایران)، سید محمدعلی میری (از کارشناسان انجمن)، الهام فلاح و زهره حسین‌زادگان سخنرانی خواهند کرد. سپس رمان «به من نگاه کن» با حضور نویسنده رونمایی می‌شود و سرانجام گروه مهرنوا به سرپرستی نازلی بخشایش قطعاتی را اجرا خواهند کرد. علاقه‌مندان می‌توانند ساعت پنج بعد از ظهر دوشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۷ به خانه اندیشمندان علوم انسانی به نشانی خیابان نجات اللهی، چهارراه ورشو سالن فردوسی مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Sat, 14 Jul 2018 05:53:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263053/شب-اتیسم-رونمایی-نگاه-کن «کیمیای پارس» در بازار کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263182/کیمیای-پارس-بازار-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) کتاب «کیمیای پارس» با نگاهی به جوایز ادبی ملی ایران، موضوع جایگاه جهانی سه دهه ادبیات کشورمان را هدف قرار داده است. نگارنده برگزیدگان همه ادوار دو جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و جلال آل احمد به اختصار معرفی کرده است. «کیمیای پارس» شرح حال، معرفی اثر برگزیده و یا شایسته تقدیر 38 نویسنده کشورمان است.    هوشنگ مرادی‌کرمانی،‌ شکوه قاسم‌نیا،‌ فریبا کلهر،‌ محمد‌رضا بایرامی، حسین‌‌‌سنا‌پور، زویا پیرزاد، مصطفی رحماندوست،‌فیروز زنوزی جلالی، یوسف علیخانی، منصور انوری، صادق کرمیار، ابوتراب خسروی،‌ اکبر صحرایی،‌ محمد‌رضا شرفی خبوشان و مریم جهانی از‌جمله نویسندگانی هستند که در این کتاب به شرح حال و معرفی اثر و یا آثار آن‌ها توجه شده است.         ‌    امیر‌مسعود شهرام‌نیا؛ مدیرعامل موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی، در مقدمه با تاکید بر اهمیت و جایگاه دو جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و جایزه ادبی جلال آل احمد و اشاره به تاریخچه این دو رویداد فرهنگی، یکی از وظایف موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران را معرفی آثار برگزیده این دو جایزه در سطح بین‌الملل اعلام می‌کند. در بخشی از این مقدمه می‌خوانیم: «موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران به‌عنوان نماینده ایران در نمایشگاه‌های بین‌المللی کتاب ضمن فعالیت در حوزه فرهنگ و کتابخوانی در داخل کشور،‌ تلاش می‌کند تا در شناساندن آثار برگزیده و نویسندگان برتر داخلی به مخاطبان سایر کشور‌ها نیز اقدامات عملی انجام دهد.» در مقدمه نیز با اشاره به فرازو‌فرود‌های ادبی ایران آمده است: «نویسندگان معاصر ایرانی با وجود وضعیت خاص نشر کتاب، همواره آثاری را پدیده آورده‌اند که از نظر داستانی، قوت ساختاری زیان و تکنیک نویسندگی یا بسیاری از آثار مهم ادبیات جهان در دوران معاصر هم‌تراز بوده است.» در بخش دیگری از مقدمه درباره کتاب می‌خوانیم: «این کتاب در برگیرنده پیشنهاد‌هایی از آثار داستانی ایرانی است که در سه دهه گذشته در دو جایزه ادبی معتبر ایران با عنوان جایزه کتاب سال و جایزه «جلال آل احمد» عنوان آثار برگزیده و شایسته تقدیر معرفی شده‌اند.»   «کیمیای پارس» به کوشش حمید نور‌شمسی و با حمایت موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی در 218 صفحه، به بهای 30 هزار تومان و با شمارگان هزار نسخه منتشر شده است. ]]> مدیریت‌کتاب Sat, 14 Jul 2018 05:35:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263182/کیمیای-پارس-بازار-کتاب شعر شاملو ضربه بزرگی به مهدی حمیدی‌ زد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263124/شعر-شاملو-ضربه-بزرگی-مهدی-حمیدی-زد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مطهره میرشکاری: امروز سالمرگ شاعر «مرگ قو» است. مهدی حمیدی‌شیرازی که کمتر کسی از نسل جوان امروز او و شعرهایش را می‌شناسد، یا مثلا اگر همین شعر زیبای او یعنی «مرگ قو» هر از چند گاهی خوانده می‌شود، کمتر کسی نام شاعر آن را می‌داند. امروز 23 تیرماه سالروز درگذشت او است و این موضوع بهانه‌ای شد تا به این شاعر بپردازیم. معروف که مهدی حمیدی‌شیرازی یکی از مخالفان سرسخت شعر نیمایی بود و در این راه سرزنش‌های بسیاری را از طرفداران آن شعر شنید.   سیروس نوذری شاعر و منتقد ادبی که همشهری حمیدی هم هست، در این باره به ایبنا گفت: «درمورد مهدی حمیدی باید منصفانه‌تر صحبت شود، چون در مورد او خیلی جفا شده و شاید مستحق این نبود که با او اینگونه برخورد شود. البته شاید یک مقدار هم شاملو با سرودن آن شعر که «یک بار هم حمیدی‌ شاعر را در چند سال پیش بر دار شعر خویشتن آونگ کرده‌ام» در این قضیه نقش داشت. این کار ضربه بزرگی به حمیدی زد که البته این مختص او نبود و در ادبیات ما از این اتفاقات زیاد افتاده است. مثلا درمورد عارف قزوینی؛ او از دو مطلب بسیار رنج می‌کشید، یکی کشته‌شدن کلنل محمدخان پسیان در خراسان و یکی هم عارف‌نامه که ایرج‌میرزا علیه عارف نوشته بود و او را سکه یک پول کرده و عارف تا آخر عمر از این ماجرا بسیار رنج می‌برد. شاید چنین اتفاقی هم درباره مهدی حمیدی افتاده باشد.»   در اینکه حمیدی با شعر نو و نیما عناد روشن و شدیدی داشت، شکی نیست وی می‌گوید: «در اینکه مهدی حمیدی با شعر نو و  شعر نیما عناد روشن و شدیدی داشت، شکی نیست ولی در اینکه کسی با یک جریان هنری باشد، حق او بود. از طرفی حمیدی هم بسیار تند می‌رفت و خیلی بی‌ادبانه و بی‌رحمانه درباره نیما قضاوت می‌کرد و هر جا که می‌نشست انگار تنها مسئله او همین بود که نیما را محکوم کند، این است که با ضوابط شعر نیما بی‌طرف و با هوشمندی برخورد نمی‌کرد، به همین دلیل هم مورد توجه قرار نگرفت و شعر او به آن صورت که باید، خوانده نشد.»   حمیدی اولین مجموعه شعرش را در سال 1321 با عنوان «از یاد رفته» منتشر کرد که تماماً در قالب غزل بود. او شاعرى بود که در جبهه مخالف نیما یوشیج و نوگرایان ایستاد و در پایان سال 1321 دومین دفتر شعرش را به نام «عصیان» به دست چاپ سپرد. سال 1324 قصیده «مصاحبه با نیما پیشواى نوپردازان» را منتشر کرد که در جبهه  شاعران کلاسیک و مخالفان نیما او را در صف اول قرار داد. بعد از شهریور 20 با قصاید حماسى‌‏وار پیرامون شرایط نابسامان سیاسى و اجتماعى ایران و در حمله به اشغالگران بیگانه و جدایى خواهان آذربایجان، مورد توجه خاص و عام واقع شد و به او لقب «شاعر ملى» داده بودند. در همین سال مجموعه اشعاری به نام «شکوفه‌ها» را انتشار داد و عده‌ای از شعر شناسان با انتشار این دیوان ظهور شاعری بزرگ را مژده دادند. پس از آن «شاعر در آسمان» و «فرشتگان زمین» و «عصیان» که در حقیقت متمم دیوان «اشک معشوق» است از این شاعر انتشار یافت. سیروس نوذری خود حمیدی در ادبیات خودش هم چهره درخشانی نبود  نوذری می‌گوید: «واقعیت این است که حمیدی در عرصه نوع ادبیات خودش هم چهره درخشانی نبود. یعنی اگر در قالب غزل و دیگر قالب‌های کلاسیک شعر معاصر ایران هم نگاه کنیم، شاعرانی بوده و هستند که از این منظر از حمیدی‌شیرازی خیلی بالاتر هستند. مثلا شهریار، هوشنگ ابتهاج و ... هم‌دوره‌ای‌های حمیدی هستند که حمیدی نتوانست در حد آن‌ها بشود. حتی «مرگ قو» که معروف‌ترین شعر حمیدی است و حمیدی به آن مشهور شد، به این دلیل معروف شد که «نرسیا» خواننده نسل‌های گذشته در دهه چهل آن را خواند، بنابراین مرگ قو هم به واسطه آن خواننده مشهور شد، نه به واسطه خود شعر. البته این اتفاق مختص حمیدی‌شیرازی نیست و در شعر ایران این اتفاق چندین بار اتفاق افتاده که شعر یا شاعرانی نه به واسطه خود شعر که به واسطه موسیقی متنی که به آن‌ها کمک کرده، مشهور شدند.  مثلا شعر «آمی جان به قربانت ولی حالا چرا» از شهریار که به واسطه آهنگی که مرحوم مرتضی محجوبی بر آن ساخت و محمود بیان آن را خواند مشهور شد. یعنی شعر آن یک غزل پیش‌پا افتاده و معمولی بود که به واسطه آن موسیقی به شدت مشهور شد.» گفته می‌شود که حمیدی‌شیرازی از میان شاعران کهن بیشتر به سبک ناصرخسرو متمایل است؛ با این فرق که شعر حمیدی از مشکلات و پیچیدگی های آن شاعر بزرگ دور است. زبان شعر این شاعر، بسیار ساده‌تر و لطیف‌تر و نیز مضمون شعر او با شعر ناصر خسرو تفاوت دارد. حمیدی از شعرای سبک موسوم به «سبک عراقی» از جمله نظامی‌گنجه‌ای نیز تاثیر بسیار پذیرفته است اما در کل باید او را بیشتر شاعری غنایی و بعد از آن موضوعات شعر او را بیشتر سیاسی، اجتماعی و وطنی دانست.   سیروس نوذری معتقد است : «اینکه حمیدی‌شیرازی نزدیک به سبک ناصرخسرو و ادبیات کلاسیک شعر می‌گفته، پدیده عجیبی نیست، چرا که همیشه در هنر این‌طور بوده و این بازتاب نوع نگاه جامعه است. در یک جامعه هم همیشه همین‌طور است که گروهی به گذشته و سنت‌ها گرایش دارند و واپس‌نگر هستند. مخصوصا در جامعه سنتی این پدیده بیشتر است، آدم‌هایی در این جوامع هستند که معتدل‌ترند و تعداد اندکی هم هستند که به قول امروزی‌ها آوانگارد و پیشرو هستند. این مسئله یک چیز طبیعی است و این مکانیزم در هنر هم اتفاق می‌افتد بین شاعران عصر مشروطیت هم این مسئله قابل مشاهده است. مثلا بهار خیلی سنتی‌تر از ایرج‌میرزا، عارف قزوینی و میرزاده عشقی است و کاملا به سنت قصیده‌سرایی سبک خراسانی قدیم نظر دارد ولی ایرج‌میرزا و میرزاده عشقی نگاه جدیدتر و فرم مدرن‌تری دارند.»   مرحوم مهدی حمیدی‌شیرازی نگاه حمیدی شیرازی واپس‌گرا و سنتی است  این شاعر و منتقد بر این باور است که: «نگاه حمیدی شیرازی واپس‌گرا و سنتی است. شاید چون مطالعات او در زمینه ادبیات کلاسیک بوده، دکترای ادبیات داشته و در دانشگاه شیراز هم تدریس می‌کرده، این دیدگاه را داشته است. چون از قدیم تا به حال شاهد این مسئله هستیم که در دانشگا‌ه‌های ما و بخش‌های آکادمیک ایران، هنوز هم نگاه اساتید معطوف به گذشته و کلاسیک است و ادبیات معاصر خیلی به کندی وارد دانشگاه‌های ما شده و هنوز هم همین‌طور است. یعنی به آن شکل که در غرب نگاه به ادبیات پیشرو و در دانشگاه‌ها جدی است، در اینجا هنوز هم چنین نیست و با اینکه آدم‌های مهمی مثل شفیعی کدکنی و سیروس شمیسا که با ادبیات جدید آشنایی کافی دارند، در این عرصه هستند، ولی متاسفانه هنوز این مسئله وجود دارد. بنابراین شاید بتوان مهدی حمیدی را از این منظر نگاه کرد که چرا به ادبیات کلاسیک نظر داشته است.» نسل جدید نه تنها شعر مهدی حمیدی که شعر هیچ‌ شاعری را نمی‌خواند نوذری می‌گوید: «واقعیت این است که شعر حمیدی شیرازی شعر مهمی نیست. در هنر یک جریان جبری وجود دارد و شاید بی‌رحم‌ترین نوع فعالیت فکری بشر در هنر متجلی می‌شود و آن هم این است که هنر آنقدر بی‌رحم است که فقط غول‌ها در حافظه جمعی باقی می‌مانند. بنابراین جایی برای مهدی حمیدی نیست. حتی شاعران بزرگ‌تر از او مانند شهریار هم همین وضعیت را دارند و غزل زیادی از او در حافظه جمعی باقی‌ نمانده است. البته این نکته را هم نباید فراموش کرد که نسل جدید اصلا تمایلی به خواندن هنر و ادبیات و به صورت کلی به امر خواندن ندارد. البته باز هم انتقادی به این نسل نیست، چرا که باید دید چه چیزی نسل جدید را به اینجا رسانده است. در مجموع می‌توان گفت واقعیت این است که نسل جدید نه تنها شعر مهدی حمیدی که شعر هیچ‌کس را نمی‌خوانند.»   ]]> ادبيات Sat, 14 Jul 2018 04:54:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263124/شعر-شاملو-ضربه-بزرگی-مهدی-حمیدی-زد پيشتازی نويسندگان ايرانی در فهرست پرفروش‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263162/پيشتازی-نويسندگان-ايرانی-فهرست-پرفروش-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در پنجمین گزارش از پرفروش‌های کتاب‌ سری به کل کتاب‌های موجود در کتابفروشی‌ها زدیم که در این گزارش کتاب‌های ادبیات بیشترین سهم را به خود اختصاص دادند. در آمار کلی این هفته محمود دولت‌آبادی با رمان «طریق بسمل شدن» همچنان پیشتاز بازار کتاب است و حتی باید به این نکته اشاره کرد که آخرین اثر خالق داستان‌های ماندگار با اختلاف از کتاب‌های ترجمه شده، پرفروش‌ترین کتاب بازار نشر در تمامی حوزه را به خود اختصاص داد. نسیم مرعشی نویسنده جان کشورمان نیز با دو کتابش یعنی «هرس» و «پاییز فصل آخر سال است» جدی‌ترین تعقیب‌کننده خالق «طریق بسمل شدن» است. در هفته‌های گذشته نسیم مرعشی تنها مولفی است که تمام آثار برای چندمین بار در فهرست پرفروش‌ها قرار گرفته است. در بخش داستان ایرانی بعد از «طریق بسمل شدن»، اثر محمود دولت‌آبادی، «پاییز فصل آخر سال است» و «هرس» اثر نسیم مرعشی، «رهش»، اثر رضا امیرخانی و «سمفونی مردگان»، اثر عباس معروفی در رتبه‌‌ دوم قرار دارند.   کتاب‌های پرفروش ایرانی رتبه نام اثر نویسنده ناشر 1 طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه 2 هرس نسیم مرعشی چشمه 2 پاییز فصل آخر سال است نسیم مرعشی چشمه 2 رهش رضا امیرخانی افق 2 سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس در بخش کتاب‌های خارجی نیز دو کتاب «جزء از کل»، اثر استیو تولتز با ترجمه پیمان خاکسار و «ملت عشق» اثر الیف شافاک با ترجمه ارسلان فصیحی در رتبه نخست قرار دارند و پنج رمان «مغازه خودکشی»، «هنر خوب زندگی کردن»، «تصرف عدوانی»، «مردی به نام اوه» و «سیر عشق» در رتبه‌ دوم قرار دارند.   کتاب‌های پرفروش خارجی رتبه نام اثر نویسنده مترجم ناشر 1 جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه 1 ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس 2 مغازه خودکشی ژان تولی احسان کرم‌ویسی چشمه 2 هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی عادل فدوسی‌پور چشمه 2 تصرف عدوانی لنا آندرشون سعید مقدم مرکز 2 مردی به نام اوه فردیک بکمن فرناز تیمورازف نون 2 سیر عشق آلن دوباتن زهرا باختری چترنگ در ادامه فهرست کتاب‌های پرفروش در 10 کتابفروشی مهم کشور آمده است:   کتابفروشی محام اهواز: نام کتاب فارسی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر موش و گربه بزرگمهر حسین‌پور چشمه سیاست‌های خیابانی آصف بیات سید اسدالله نبوی چاشمی شیرازه اعترافات حامد ابراهیم‌پور نیماژ مغازه‌ی خودکشی ژان تولی احسان کرم‌ویسی چشمه روزهای ترانه و اندوه فرامرز اصلانی کتاب کوله‌پشتی امید علیه امید نادژدا ماندلشتام بیژن اشتری ثالث مومیا و عسل شهریار مندنی‌پور نیلوفر حرمسرای قذافی انیک کوژان بیژن اشتری ثالث بعد از ابر بابک زمانی ایجاز زمرد و حمله  ت س الیوت بیژن اللهی بیدگل   کتابفروشی هاشمی: نام کتاب فارسی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه از شن و خاکستر ايمي هارمون بهاره هاشميان هاشمی هرس نسیم مرعشی چشمه هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی عادل فردوس‌پور چشمه از سرد و گرم روزگار احمد زید‌آبادی نی انسان خردمند یووال نوح هراری نیم گرگین نشر نو فانوس جادویی داریوش شایگان فرهنگ معاصر سیر عشق آلن دوباتن زهرا باختری چترنگ زیر نور کم مصطفی مستور چشمه عشق طنز، متن طنز فیروزه جزایری دوما جبرئیل نعمت‌زاده هاشمی   کتابفروشی نشر مرکز: نام کتاب فارسی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر ترلان فریبا وفی مرکز ساما آنتونیو دی بندتو میلاد زکریا مرکز پرنده‌ی من فریبا وفی مرکز شغل پدر سرژ شالاندون مهستی بحرینی نیلوفر چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم زویا پیرزاد مرکز تصرف عدوانی لنا آندرشون سعید مقدم مرکز خانه‌ی دو طبقه‌ی خیابان سنایی روبرت صافاریان مرکز گفت‌وگوی دوراس/گدار سیریل بگن قاسم روبین مرکز طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه تاریخ عشق نیکول کراوس ترانه علیدوستی مرکز   کتابفروشی شهرکتاب پاسداران: نام کتاب فارسی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه مردی به نام اوه فردیک بکمن فرناز تیمورازف نون سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه پاییز فصل آخر سال است نسیم مرعشی چشمه تصرف عدوانی لنا آندرشون سعید مقدم مرکز یک عاشقانه آرام نادر ابراهیم روزبهان بار هستی میلان کوندرا پرویز همایون‌پور قطره دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد شهرام رحیمیان نیلوفر ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس   کتابفروشی بیدگل: نام کتاب فارسی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر جلجتا امین علی‌اکبری کتاب پاگرد جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه داد از غم تنهایی عباس کیارستمی نظر  ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه مغازه خودکشی ژان تولی احسان کرم‌ویسی چشمه پاییز فصل آخر سال است نسیم مرعشی چشمه اتو پرتره ادوارد لو احسان لطفی حرفه هنرمند خاکستر حسین سناپور چشمه مزایای منزوی بودن استیون چباسکی کاوان بشیری میلکان   کتابفروشی روزبهان: نام کتاب فارسی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه آتش‌سوزی‌ها وجدی معود محمدرضا خاکی روزبهان شازده احتجاب هوشنگ گلشیری نیلوفر پرتره نیکلای واسیلیویچ گوگول پرویز همتیان بروجنی چشمه جبه خانه هوشنگ گلشیری نیلوفر کوه جادو توماس مان حسن نکو روح نگاه هرس  نسیم مرعشی چشمه کیفر آتش الیاس کانتی سروش حبیبی نیلوفر اتفاق گلی ترقی نیلوفر سقوط پاریس ایلیا ارنبورگ محمد قاضی نیلوفر   کتابفروشی پردیس مشهد: نام کتاب فارسی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر طریق بسمل شدن محمود دولت‌آبادی چشمه ملت عشق الیف شافاک ارسلان فصیحی ققنوس قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین نیماژ هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی عادل فردوسی‌پور چشمه سمفونی مردگان عباس معروفی ققنوس جزء از کل استیو تولتز پیمان خاکسار چشمه  چشمهایش بزرگ علوی نگاه مردی به نام اوه فردیک بکمن فرناز تیمورازف نون رهش  رضا امیرخانی افق داستان خوب برای دختران بلندپرواز النا فاویلی و فرانچسکا کاوالو امید سهرابی و آرزو گودرزی نشر نو   کتابفروشی بدرقه جاویدان: نام کتاب فارسی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر گلپونه‌ها هما میرافشار جاویدان تفسیر خواب  فروید احسان لامع و زهره روزبهانی نامک بازیگران عصر طلایی ابراهیم خواجه‌نوری بدرقه جاویدان میشل عزیز ناتالیا گینزبورگ بهمن فرزانه بدرقه جاویدان حقوق بگیران انگلیس در ایران اسماعیل رائین جاویدان گوسفند قربانی روآلد دال بهمن فرزانه بدرقه جاویدان مجموعه آثار صادق چوبک صادق چوبک بدرقه جاویدان بازجویی از صدام جان نیکسون هوشنگ جیرانی پارسه مرد همه چیز دان فرهاد جم جاویدان پیچک گراتزیا دلدا بهمن فرزانه بدرقه جاویدان   کتابفروشی شهر کاغذی شیراز: نام کتاب فارسی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر خرس‌های پاندا هانیه رحیمی شمشاد شش اثر کریستیان بوبن مهتاب بلوکی نی چند روایت معتبر مصطفی مستور چشمه شازده کوچولو آنتوان دو سنت اگزوپری احمد شاملو نگاه همه باهوشند اگر مهدی محسنی کتاب آیینه برفک دان دلیلو پیمان خاکسار چشمه آخرین رویای فروغ سیامک گلشیری چشمه مرد صد ساله‌ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد یوناس یوناسن فرزانه طاهری نیلوفر مارک دو پلو منصور ضابطیان مثلث معنای زندگی تری ایگلتون عباس مخبر قطره   کتابفروشی دنیای کتاب قم: نام کتاب فارسی نام نویسنده ناشر نام کتاب ترجمه نام نویسنده نام مترجم ناشر ما چگونه ما شدیم صادق زیباکلام روزنه سیر عشق آلن دوباتن زهرا باختری چترنگ خاطرات سفیر نیلوفر شادمهری سوره مهر تاریخ هنر ارنست گامبریج علی رامین نی رهش  رضا امیرخانی افق تئوری انتخاب  ویلیام گسلر علی صاحبی سایه سخن دو قرن سکوت عبدالحسین زرین‌کوب سخن راز  راندا برن مهدی قراچه‌داغی پیکان چای نعناء منصور ضابطیان مثلث دنیای سوفی  یوستین گردر حسن کامشاد نیلوفر   این گزارش از 10 کتابفروشی پرمخاطب در سطح کشور تهیه شده است که اسامی این کتابفروشی‌ها در گزارش‌های آینده تغییر خواهد کرد.  ]]> ادبيات Fri, 13 Jul 2018 12:38:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263162/پيشتازی-نويسندگان-ايرانی-فهرست-پرفروش-ها عصرانه داستان‌نویسان رضوی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263164/عصرانه-داستان-نویسان-رضوی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، همزمان با دهه کرامت، موسسه انتشارات به نشر وابسته به آستان قدس رضوی سلسله نشست‌های عصرانه داستان‌نویسان رضوی را در هشت مرکز استان برگزار می‌کند. در این نشست‌ها که با دبیری علمی سعید تشکری از داستان‌نویسان برجسته ایران و خراسان رضوی برگزار می‌شود به خوانش و بررسی داستان‌هایی با موضوع امام رضا(ع)، زائر و زیارت پرداخته خواهد شد. این سلسله نشست به ترتیب از ۲۵ تا دوم مرداد ماه سال جاری در شهرهای قم، بجنورد، یزد، اصفهان، کرج، سمنان و مشهد و نیز تهران برگزار خواهد شد و در آن‌ها آثاری از نویسندگانی چون امید ملامحمدی، ثریا صدقی، مطفر سالاری، اسماعیل حاجی‌علیان، خسرو عباسی، مهدی زارغ و علیرضا مهرداد مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین در مراسمی که روز سه شنبه ۲۶ تیرماه در تهران و در قالب این برنامه برگزار می‌شود، از مقام ادبی صادق کرمیار نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان تجلیل خواهد شد. این برنامه روز سه‌شنبه ۲۶ تیرماه در کتابفروشی انتشارات به نشر واقع در خیابان انقلاب تهران روبروی در اصلی دانشگاه تهران و از ساعت ۱۷ برپا می‌شود. ]]> ادبيات Fri, 13 Jul 2018 08:24:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263164/عصرانه-داستان-نویسان-رضوی نکوداشت شاعر افغان در تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263165/نکوداشت-شاعر-افغان-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این مراسم  روز دوشنبه (۲۵ تیرماه) ساعت ۱۷ در نخلستان سازمان هنری رسانه‌ای اوج برگزار می‌شود. سید ابوطالب مظفری (زاده سال ۱۳۴۴ خورشیدی)، شاعر  افغانستانی است. او  در شهر مشهد زندگی می‌کند و یکی از بنیان‌گذاران مرکز فرهنگی «دُر دری» در ایران است. از آثار این شاعر می‌توان به مجموعه‌ شعرهای «دور پرویز و فرهادهای عاشق»، «آخرین نسل» (مجموعه‌ خاطرات دوران جهاد)، «تصحیح دیوان سعید بلخ» و دفتری از گزیده‌ ادبیات معاصر (نیستان) اشاره کرد. ]]> ادبيات Fri, 13 Jul 2018 08:22:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263165/نکوداشت-شاعر-افغان-تهران حتی نوشتن راجع به مذهب هم در کشور ما، خودی و غیرخودی دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263161/حتی-نوشتن-راجع-مذهب-هم-کشور-خودی-غیرخودی به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری هفت اقلیم، نشست دیدار و گفتگو با فرخنده آقایی در قالب یکی از سلسله‌نشست‌های دیدار با نویسندگان پیشکوست، عصر دیروز چهارشنبه ۲۰ تیر در موسسه فرهنگی هنری هفت اقلیم برگزار شد. آقایی در ابتدای این نشست در پاسخ به سوالی درباره لزوم پرداختن به مسائل زنان در ادبیات، گفت: در شروع راه داستان نویسی، قصد نداشتم راجع به زنان بنویسم، اما مسئله‌ای که به آن مسلط بودم و برایم جالب بود همین موضوع بود. در دهه ٦٠ که ما شروع به نوشتن کردیم ادبیات زنان، بسیار محدود بود. شروع نوشتن من با ادبیات جنگ بود بااینکه ما در جنگ نبودیم ولی به همه طریقی درگیر مسائل جنگ بودیم. بنابراین شروع کردم به نوشتن راجع به زن‌هایی که میشناختم. الان که به گذشته نگاه می‌کنم قصد و قرض و عمد خاصی نداشتم ولی خود به خود به این سو کشیده شدم که صدای زن در نوشته ها من باشد؛ به ویژه زن‌هایی که به‌نظر خودم خیلی قدر و پیشرو و موفق بودند و مظلوم و کتک خور نبودند و می‌توانستند روی پای خودشان بایستند،کار و درآمد داشته باشند و زندگی خودشان را بچرخانند. و الان متوجه می‌شوم که دغدغه من زن بوده و صدای زنان هنوز در داستان‌های من شنیده می‌شود. وی در ادامه درباره شهودی بودن یا نبودن امر نوشتن برایش گفت: نمی‌دانم اگر جایی به غیر از ایران بودم چه می‌کردم ولی، حرکت و شکل گرفتن داستان‌های من از حقیقت شروع می‌شود. این داستان‌نویس همچنین در پاسخ به سوال دیگری درباره داشتن نگاه فمینیستی در ادبیات گفت:‌ فکر می‌کنم چه بخواهیم چه نخواهیم در جامعه مدرن ما این تفکر فمنیستی وجود دارد. اگر چه که این اواخر برای خود من مسلم شده است که یک وجه سنتی نیز در من وجود دارد. یک وجه سنت را که در زن ایرانی است در وجودم دارم،که شاید با گذر زمان و بالارفتن سنم این مسئله دارد در من نمود بیشتری پیدا می‌کند. آقایی در پاسخ به سوال دیگر الهام فلاح مجری این نشست، درباره علت حضور پررنگ دین در داستان‌هایش گفت: متاسفانه طی سال‌های گذشته و به خاطر اشکالاتی که از کتاب‌هایم گرفتند، به این نتیجه رسیده‌ام که حتی نوشتن راجع به مذهب هم در کشور ما، خودی و غیرخودی دارد. موضوع دین همیشه برایم جالب بوده و به نظرم بشر در کنار مفهومی به نام دین، هویت پیدا می‌کند. نویسنده رمان «از شیطان آموخت و سوزاند» در پایان درباره تجربه چند دهه گذشته‌اش گفت: طی دهه‌هایی گذشته، تغییر و تحولات زیادی بوده که امروز هم وجود دارند و سرعت‌شان بیشتر شده است. اما این‌که تحولات در من ته‌نشین شوند و سپس به‌صورت داستان بیرون بیایند، خیر! من داستان‌هایم را در زمان‌های مختلف نوشتم و آن زمان‌ها هم در داستان‌ها نمود دارند. گزارش از پریسا الله وردی ]]> ادبيات Fri, 13 Jul 2018 07:29:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263161/حتی-نوشتن-راجع-مذهب-هم-کشور-خودی-غیرخودی روشنفكران شكست خورده، نصرت رحماني را بايكوت كردند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263159/روشنفكران-شكست-خورده-نصرت-رحماني-بايكوت-كردند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی انجمن اندیشه و قلم، فیض شریفی در این نشست با بیان این‌که نصرت رحمانی را باید با اشعارش شناخت و اشعار او وصف همه چیزها از مسجد تا سیاهی و پلیدی است، افزود: نصرت شاعر کوچه‌ها بود و تفاوت او با شعرای دیگر، این بود که او از قسمت پایین جامعه حرف می‌زد‌، کاری که کسی قادر به انجام آن نبود. این پژوهشگر و منتقد ادبی در ادامه به بیان چند خاطره از دوران همراهی با زنده‌یاد نصرت رحمانی پرداخت و گفت: نصرت هم مانند سهراب سپهری و فروغ فرخزاد نقاش بوده است و حتی در دوره جوانی به ورزش هم بسیار می‌پرداخت و از این رو به قول شاملو، نصرت رحمانی بلوری چند وجهی است. از هر طرف به او نگاه کنیم، نیکی و زیبایی می‌بینیم و مجموع این علل باعث شد نصرت چهره‌ای شناخته شده در بین تمامی اقشار جامعه باشد. وی در ادامه به هم عصر بودن فروغ فرخزاد هم اشاره‌ای کرد و در مقایسه آن دو گفت: شهرت فروغ چند دلیل مهم داشت و مهمترین آنها این بود که او زن بود و حضورش اتفاقی جدید در ادبیات بود. او زود از دنیا رفت و شهرت او باعث در حاشیه قرار گرفتن شعرای دیگر مانند نصرت رحمانی شد. در این نشست کاظم هاشمی، پژوهشگر ادبی با بیان این که شعر فارسی تا قبل از مشروطه بیشتر در خدمت حکومت‌ها بود، اظهار کرد: شعر نیمایی نه تنها برای حکومت‌ها نیست، بلکه علیه آنهاست و نصرت رحمانی هم اگر علیه حکومت نبود، هرگز با آنها هم نبود.  وی افزود: اگر احمد شاملو با چراغی به جنگ با سیاهی می‌رود، نصرت خلاف او عمل می‌کند و به تابوشکنی می‌پردازد و جامعه نیز او را به خاطر همین تابوشکنی‌ها و به سوال کشیدن اخلاقیات سنتی طرد کرد. ولی از این اتفاق بدتر برای نصرت، بایکوت شدن توسط جامعه هنری و سردمداران ادبیات در آن زمان بود. هاشمی در ادامه خاطرنشان کرد: نصرت رحمانی تنها تا کتاب سوم خود شاعر کوچه‌هاست و پس از آن پا را فراتر می‌گذارد و به مردم و حتی روشنفکران شکست خورده در کودتای ۳۲ می‌پردازد. نصرت چیزهایی را می‌دید و ماهیت شعری به آنها می‌داد که کسی نمی‌خواست آنها را ببیند. او در پایان پرداختن به اروتیک، اعتیاد، یاس و مرگ را از مهم‌ترین شاخصه‌های شعر نصرت رحمانی دانست و مدعی شد علت تناقض در آثار رحمانی، تناقض جامعه در آن زمان بوده است. فیض شریفی در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: نصرت تمام اتفاقاتی که پیرامونش و در جامعه می‌افتاد را می‌دید، ولی این زبان نصرت بود که از آنها با استعاره استفاده می‌کرد. نصرت رحمانی از لحاظ ابعاد سیاسی شعر قوی‌ای دارد، اما گاهی تصنعات او را درگیر می‌کند. او اوایل اشعار خام و مقلدانه‌ای داشت. به نظر من جریان‌ها حرکت می‌کنند، ولی موج ها پایدارترند و همین موضوع در زمان نصرت هم وجود داشت و تاریخ به وجود آن گواهی می‌دهد. ]]> ادبيات Fri, 13 Jul 2018 07:16:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263159/روشنفكران-شكست-خورده-نصرت-رحماني-بايكوت-كردند وضعیت زبان فارسی در هند بررسي می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263163/وضعیت-زبان-فارسی-هند-بررسي-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، این نشست با حضور غلامعلی حداد عادل، رئیس بنیاد سعدی، احسان اله شکراللهی، رئیس مرکز تحقیقات زبان فارسی در هند، آذرمیدخت صفوی، استاد و مدیر بخش زبان فارسی دانشگاه علیگر هند و همچنین فرهاد پالیزدار معاون امور بین الملل، سیدباقر سخایی دبیر و الهام حدادی و زینب کوشکی کارشناسان منطقه شبه قاره بنیاد سعدی برگزار می‌شود. بنا بر این گزارش، پرفسور آذرمیدخت صفوی بنیانگذار مرکز تحقیقات زبان فارسی در هند و موسس انجمن مطالعات صادق صفوی  و مدیر بخش زبان فارسی در دانشگاه علیگر هند، یکی از مطرح‌ترین دانشگاه‌های این کشور، است که با حضور وی در این دانشگاه، بخش زبان فارسی پیشرفت قابل ملاحظه‌ای داشته است. همچنین با گذشت 6 ماه از انتصاب احسان‌اله شکراللهی به‌ ریاست مرکز تحقیقات زبان فارسی در هند، فعالیت بسیاری از انجمن‌های ادبی زبان فارسی در دهلی نو از سر گرفته شده است. در این نشست، آخرین تجربیات این دو استاد در زمینه وضعیت زبان فارسی در هند، در اختیار علاقه‌مندان قرار داده خواهد شد. شرکت در این نشست برای عموم علاقه‌مندان و پژوهشگران زبان و ادبیات فارسی آزاد است. بنا بر اعلام این خبر، سرزمین هند بزرگ‌ترین عرصه کشور غیر فارسی زبانی است که در طول تاریخ با زبان فارسی مواجه بوده است. در این منطقه هنوز هم فرصت‌های بسیاری برای گسترش این زبان وجود دارد. ]]> ادبيات Fri, 13 Jul 2018 05:20:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263163/وضعیت-زبان-فارسی-هند-بررسي-می-شود سنايي جريان‌ساز است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263142/سنايي-جريان-ساز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سی‌امین نشست از سلسله‌ درس‌گفتارهایی درباره سنایی با موضوع «ملک سنایی؛ رویکردی تازه در حل و تحلی شخصیت سنایی» و با سخنرانی مهدی محبتی، نویسنده، پژوهشگر ادبیات و دانشیار دانشگاه زنجان عصر روز چهارشنبه (20 تیرماه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب شهید بهشتی برگزار شد.   مهدی محبتی ضمن اشاره به موضوع نشست و خلاصه مباحثی که در جلسه قبل ارائه داده بود، بحث خود را با تعارض در سنایی با مسئله کفر و ایمان در نگاه سنایی ادامه داد و گفت: این مسئله که می‌گوییم سنایی متعارض است، چیزی نیست که الان مطرح شده باشد، بلکه از همان عصر ظهور سنایی وجود داشته است، چنان که همان زمان درباره کفر و ایمان سنایی برخی می‌گویند کلام او عین کلام خدا است و برخی معتقدند که سنایی اصلا مسلمان نیست؛ یعنی تعارض تا این حد وجود دارد. تعارضات سنایی از همان قدیم مورد بحث بوده است محبتی در ادمه برای آشنایی با درگیری‌های که از همان زمان قدیم با سنایی وجود داشته، چند نمونه ذکر کرد و افزود: در مناقب‌العارفین حکایاتی از قانعی که ملک‌اشعرای زمان خودش است، نقل شده که در آنجا از مسلمان بودن سنایی سوال می‌کند که هربار پاسخ مولانا به و تاکید بر مسلمان بودن سنایی است. ای حکایات نمونه‌هایی از عهدی است که هنوز مولانا زنده است، سایه عطار بر سر او و سنایی نور چشم آن‌ها است و شک در این است که سنایی مسلمان است یا خیر؟ که مولانا پاسخ می‌دهد سنایی نه تنها مسلمان که نور چشم اسلام است.   او ادامه داد: در همان زمان شاهد هستیم که شمس تبریزی در چندین جا از مقالات خود متوجه سنایی است. در جایی کلام سنایی را کلام خداوند می‌داند و می‌گوید اینقدر این کلام متعالی است که قطعا کلام بشر نیست و کلام الهی است، ولی همین شمس حدود چهارده بار سنایی را می‌کوبد و به جایی می‌رسد که می‌گوید سنایی تا مرز کفر برگشته است. شمس که در قضاو‌هایش بسیار دقیق است از یک طرف می‌گوید کلام سنایی کلام خداوند است و از یک طرف او را کافر می‌انگارد. این مورد از نمونه تعارضاتی است که در گذشته نسبت به سنایی وجود داشته است.   دانشیار دانشگاه زنجان با بیان اینکه خاقانی هم به سنایی توجهاتی داشته و درباره او سخن گفته، اظهار کرد: در همان عهدی که مولانا از سنایی تعریف می‌کند، سعدی که هیچ کسی را به بدی یاد نمی‌کند، سنایی را مدعی می‌خواند که مدعی بودن تهمت سنگینی است، یعنی اگر بافت فرهنگی اشعار سعدی بررسی شود و واژه مدعی از نظر معنی و نشانه‌شناختی تشریح شود، متوجه می‌شویم که مدعی یکی از کلمات بسیار سنگینی است که سعدی به کسی نسبت می‌دهد. البته کلام سعدی و سنایی هر دو درست است اما نقد سعدی بر سنایی درست نیست، چرا که در دو فضای متفاوت است.     سنایی عارف نیست محبتی در ادامه گفت: اگر سیری در تاریخ ادبیات داشته باشیم، می‌بینیم که بحث‌ها درباره سنایی زیاد است. بنابراین این شخصیت که از بدو ظهور و برون‌داد شعرهایش دچار مشکلات است را نمی‌توان نادیده گرفت. نمی‌توانیم چشمان خود را ببندیم و اینکه سنایی تعارض دارد را وهم بدانیم. در واقع وهم این است که ما سنایی را خفه کرده‌ و او را به شاعری که خودمان می‌خواهیم، تبدیل کرده‌ایم. به او قالبی داده و می‌گوییم سنایی عارفی بزرگوار است، درصورتی که سنایی عارف نیست. سنایی فقط نقل کننده تجربه‌های عرفانی است و نقل تجربه‌های عرفانی هم عرفان محسوب نمی‌شود. سنایی حتی اگر عارف هم باشد، آن عارفی که مولانا است، نیست.   وی افزود: یکی از غلط‌ترین چیزهایی که در فرهنگ ما جا افتاده، این است که یک مثلث از سنایی، عطار و مولانا درست کرده‌ایم، در صورتی که این‌ها در واقع سه خط جدا در سه جهت مخالف هستند. یعنی تحت هیچ ملاک، شرایط و منطقی نمی‌توان عطار را ادامه سنایی و مولانا را ادامه عطار قلمداد کرد. چرا که جهانی که عطار دارد، بسیار نزدیک به دنیای پوچ‌گرایانه جهان معاصر است اما دنیایی که مولانا دارد، یک دنیای کاملا عارفانه و والا است. در دنیای عطار اگر کسی به دنبال نظام احسن بگردد، خودش را مسخره کرده، اما در دنیای مولانا همه چیز زیبا و قشنگ است.   سنایی را نمی‌توان حکیم خواند سخنران نشست در ادامه ضمن تاکید بر اینکه سنایی با این شخصیت، بزرگی و فراصت نمی‌تواند در قالب عرفان بگنجد، اضافه کرد: اگر بخواهیم سنایی را عارف بنامیم، مانند این است که شتری را در سوراخ موش جای دهیم، بنابراین به همین خاطر به او حکیم می‌گویند. از طرفی چون شرط اول حکمت این است که حکیم کسی است که کار لغو نمی‌کند و سنایی قصاید و اشعار زیادی دارد که لغو هستند و حرف‌هایی دارد که در هیچ جای ادبیات نیست، در نتیجه سنایی را حکیم هم نمی‌توان خواند.   محبتی به کارنامه آماری سنایی اشاره کرد و گفت: سنایی تقریبا 27 هزار و 768 بیت شعر گفته که براساس دیوان چاپ مدرس رضوی او که هنوز معتبرترین چاپ این دیوان است، 13 هزار و 780 بیت از کل اشعار او متعلق به دیوان او است که شامل 317 قصیده، 405 غزل، 179 قطعه، 357 رباعی و 8 ترکیب‌بند و ترجیع‌بند است. حدیقه‌الحقیقه او بیش از 10 هزار بیت دارد و سیرالعباد 779 بیت، کارنامه بلخ 491 بیت، عقل‌نامه 242 بیت و عشق‌نامه 576 بیت را شامل می‌شوند. هم چنین سه کتاب «طریق‌التحقیق»، «سنایی آباد» و «تجربه‌العلم» هم داریم که نه می‌دانیم قطعا از سنایی است و نه می‌دانیم که قطعا از سنایی نیست ولی منسوب به سنایی است.   او ادامه داد: در مجموع اگر همه آثار سنایی، با احتساب آن سه اثر منسوب به او را کنار هم بگذاریم، حدود 30 هزار بیت می‌شود که با توجه به سن سنایی که حدود 60 سال عمر کرده، متوجه می‌شویم که در این عمر کوتاه چه تاثیر بزرگی گذاشته است. هیچ یک از متفکران اسلام در سن 55 سالگی به اندازه محمد غزالی، ابن‌سینا و سنایی تاثیر نگذاشته است، یعنی غزالی، ابن‌سینا و سنایی سه نفری در جهان اسلام هستند که جریان‌سازند و هر کدام در جهتی تاثیر گذاشته‌اند. نقش سنایی در حیطه ادبیات فارسی، تقریبا معادل نقشی است که محمد غزالی در حیطه تفکر و ابن‌سینا در حیطه جهان‌شناسی فلسفی داشت.    این پژوهشگر ادبیات در ادامه به برخی تعارضات دیگر در سنایی اشاره کرد و گفت: یک چهارم قصاید سنایی مدح کامل است. برای نمونه حدود دو سوم قصاید سنایی مدح خواجگانی است که در بسیاری از قصاید عرفانی خود بر آن‌ها می‌تازد. یا اینکه یک سیزدهم حدیقه او هم از مدح تشکیل شده است. درباره اینکه چرا سنایی به این اندازه به مدح پرداخته است، می‌توان گفت که بزرگ‌ترین دانشمند زمان و علامه روزگار هم اگر به قدرتی وصل نباشد که حرف خود را مطرح کند، هرگز شناخته نخواهد شد، در نتیجه این قدرت است که حقیقت را می‌سازد نه برعکس آن. سنایی یکی از قدرتمندترین روح‌های جهان اسلام است ولی بد مطرح شده محبتی ضمن خواندن ابیات متعارض سنایی در مدح، اظهار کرد: نمونه دیگر تعارض در سنایی سنی یا شیعه بودن مذهب او است که خیلی هم مورد بحث قرار گرفته است. اینجا این سوال پیش می‌آید که آیا واقعا سنایی عارفی است که ادیان و مذاهب در او می‌گنجند یا باید سنایی را در آن‌ها گنجاند؟ این مسئله یکی از تعارضات بزرگ سنایی است که از همان زمان سرایش حدیقه این بحث وجود داشته که سنایی پیرو چه مذهبی است و این تعارض تا به حال هم باقی مانده است.   سخنران نشست در پایان از تعارض سنایی درباره شعر سخن به میان آورد، آن را یکی از بزرگ‌ترین تعارضات سنایی خواند و افزود: تعارضات گفته شده درباره سنایی، تعارضات ظاهری است و ضعف سنایی محسوب نمی‌شود. چرا که سنایی یکی از قدرتمندترین روح‌های جهان اسلام است، منتهی بد مطرح شده است. ]]> ادبيات Thu, 12 Jul 2018 09:57:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263142/سنايي-جريان-ساز رونمایی از مجموعه داستان‌های برگزیده جایزه داستان کوتاه سیمرغ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263146/رونمایی-مجموعه-داستان-های-برگزیده-جایزه-داستان-کوتاه-سیمرغ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین رونمایی از مجموعه داستان «در خانه ی ما کسی یانگ را دوست نداشت»، عصر سه شنبه، 19 تیر ماه با حضور رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیشابور، منتخبان جایزه داستان کوتاه سیمرغ، داستان‌نویسان و علاقه‌مندان به داستان در سالن همایش جهاد دانشگاهی شهرستان نیشابور برگزار شد.   مجموعه داستان «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت»، شامل 17 داستان کوتاه از 14 داستان‌نویس منتخب سه دوره جایزه داستان کوتاه سیمرغ در سال های 1394 الی 1396 است که تابستان امسال توسط نشر داستان منتشر شده است. مصطفی بیان، داستان‌نویس و مدیر جایزه داستان کوتاه سیمرغ، سخنانش را با وضعیت نشر و ممیزی آغاز کرد و گفت: متاسفانه نوشتن کتاب در ایران خیلی سخت شده است؛ منظورم نوشتنِ کتاب خوب! این روزها خبرهای خوشی نمی‌شنویم. ناشرانمان درگیر گرانی کاغذند. هر روز خبر تعطیلی کتابفروشی‌ها را در نقاط مختلف کشور می‌شنویم. آمار کتابخوانی پایین است؛ و دردسر بعدی كه برای همه ما نويسندگان وجود دارد، بحث سانسور و مميزی است. اميدواريم قانون درستی وضع شود، چرا كه سانسور، باعث می‌شود كتاب‌‌ها و داستان‌های خوبی منتشر نشود. دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور با اشاره به این سخن هوشنگ گلشیری که تنها راه داستان‌نویس موفق بودن این است که باید خوب ببینی، خوب تجزیه و تحلیل کنی و جامعه را بشناسی، ادامه داد: معتقدم، بزرگترین لذت یک نویسنده، انتقال تجربه، اندیشه و آگاهی است. لذتی که در داستان و ادبیات هست در هیچ جای دیگری نمی‌شود پیدا کرد. منظور من نسخه پیچیدن و دادن راهکار به جامعه نیست. داستان‌نویس اگر می‌خواهد داستانش ماندگار شود، باید با نگارش داستان خوب (رعایت فرم و محتوی) و دادن آگاهی، تلنگری به ذهنِ خواننده و جامعه بزند. این داستان‌نویس با اشاره به انتشار مجموعه داستان «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت»، گفت: انجمن داستان سیمرغ نیشابور به‌ عنوان انجمنی ادبی و مستقل، تمام تلاشش در این سه دوره این بوده، آثاری را به جامعه ادبی و عموم مردم معرفی کند که هم در تکنیک و هم در محتوی، آثار شاخص و قابل دفاعی باشند. این مجموعه داستان شامل داستان‌های منتخب سه دوره جایزه ادبی سیمرغ است که توسط داوران کشوری، که همگی داستان‌نویس، منتقد، مدرس داستان و داور چندین جایزه معتبر ملی بوده‌اند؛ به صوت مستقل و آزادانه داوری شده‌اند. من به همه داستان نویسانِ منتخب که داستان‌شان در این مجموعه منتشر شده است تبریک می‌گویم. عباس کرخی، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نیشابور در ادامه این نشست به اهمیت حضور جوانان در عرصه‌های فرهنگ و هنر شهرستان اشاره کرد و گفت: ایمان دارم؛ جوانان اگر قرار باشه اتفاقی را رقم برنند در زیر سایه خردمندانه باتجربه‌ها کاری خواهند کرد کارستان. در قسمتی از این برنامه نیز معصومه دهنوی و زهره احمدیان بخشی از داستان های خود را برای حاضران در نشست خواندند. گفتنی است این مجموعه داستان، با آثاری از امیرمحمد سلیمانی، سولماز اسعدی، هستی بشروتنی، معصومه دهنوی، نجمه باغیشنی، زهره احمدیان، کیان درجزی، پوریا دارابیان، هدی امینیان مقدم، جواد دهنوخلجی، علی بوتیمار، محمد اسعدی، سلیمان آهی و فریده ترقی منتشر شده است. مجموعه داستان «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت»، با گردآوری مصطفی بیان و ویرایش رضا روزبهانی با شمارگان 500 نسخه، 133 صفحه و بهای شانزده هزار تومان از سوی نشر داستان منتشر شده است.   ]]> ادبيات Thu, 12 Jul 2018 09:53:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263146/رونمایی-مجموعه-داستان-های-برگزیده-جایزه-داستان-کوتاه-سیمرغ «لذت متن» در زمین سنگ‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/note/263101/لذت-متن-زمین-سنگ-ها  خبرگزاری کتاب ایران_آنژیلا عطایی: «سرزمین سنگ‌پشت‌ها» اولین مجموعه شعر ساجد فضل‌زاده است که نشر نیماژ در سال1397 منتشر کرده است. این مجموعه حاوی بیست و سه شعر برگزیده از فعالیت شاعر طی سال‌های 95-89 است. شعرهای مجموعه به دقت گزینش شده و مخاطب را با متنی روبه‌رو می‌کنند که برایش لذت‌بخش است. روایت‌مداری، پرهیز از معناگریزی، عاطفه‌محوری و تخیل مختصاتی هستند که «سرزمین سنگ‌پشت‌ها» را به مجموعه شعر قابل تاملی تبدیل کرده‌اند. به عقیده سارتر «هنر وجود ندارد مگر برای دیگری و از طریق دیگری»، پس این خواننده است که پس از خلق شعرها توسط شاعر، قدرت خلق و بازآفرینی مجدد دارد. شعری که خواننده را دعوت می‌کند تا کنشی را که شاعر آغاز کرده است ادامه دهد، همان حس سرخوشی را در مخاطب ایجاد می‌کند که رولان بارت در «لذت متن» آورده است. «سرزمین سنگ‌پشت‌ها» مخاطب را با روالی هماهنگ، لغزان، جاری و لذت‌بخش درگیرمی‌کند. می‌دانیم متنی که در خواننده لذت ایجاد می‌کند قطعا موجب تکثر معناها در مخاطب است، بنابراین خواننده فقط نمی‌خواند بلکه در مواجهه با متن به خوانش می‌رسد و با لذت بردن از آن، نشانه‌ها را به بازی می‌گیرد زیرا با نظام‌های رمزگانی متفاوتی روبه‌رو شده است که آنها را می‌شناسد.خوانش مجموعه حاضر مخاطب را با خودش مواجه می‌کند و به یاد می‌آورد که متن نمی‌تواند از خاستگاه واقعی‌اش یعنی زندگی جدا باشد. خوانش متن، لذت را به سرخوشی تبدیل می‌کند (البته اگر به دیدگاه بارت، بین مفاهیم لذت و سرخوشی تفاوت قائل شویم)، زیرا سرخوشی برخلاف لذت گفتنی نیست و در فاصله بین سطرها خوانده می‌شود. وجود فضای سیال و استفاده از نشانه‌های آشنای مخاطب با ارجاعات متفاوت، فرصت سپیدخوانی و آفرینش دوباره را به خواننده این کتاب داده است. اینکه تمام گلوله‌ها به خطا برود/ خنده‌دار است/ لب که کمی باز می‌شود/ حرف می‌ریزد بیرون:/ زنده باد.../ زنده باد.../ زنده باد.../ همین باد/ پرچمی را از جا کند/ انداخت روی جنازه‌ای از متن کتاب، صفحه24 کالریج، زیبایی شعر را محصول زیبایی قسمت‌های مختلف آن می‌داند. در «سرزمین سنگ‌پشت‌ها»  شعرها در ساختار، زبان و فرم هماهنگ و یکپارچه‌اند و هیچ سطر یا بندی بدون دلیل نوشته نشده و زائد به نظر نمی‌رسد.همچنین آشنایی زدایی از روایت‌هایی که بارها شنیده‌ایم (حتی قصه کودکانه خرگوش و لاک‌پشت یا ماجرای آشنای خرگوش و کلاه شعبده) و خلق روایت‌های جذاب در طول شعرهای غالبا بلند این مجموعه، ما را تا پایان با شعرها همراه می‌کند. «سرزمین سنگ‌پشت‌ها» جنون‌زده و معناگریز نیست و دقیقا به‌خاطر دلایلی که ذکر شد، ما را با متنی نوشتنی روبه‌رو می‌کند. بارها دیده‌ایم وقتی خواننده در فراروی‌های زبانی که بدون دلیل روی داده‌اند محبوس می‌شود قادر به خوانش فعال و خلاق شعرها نخواهد بود. ساجد فضل‌زاده تلاشی برای نوشتن شعر آوانگارد و مد روز نداشته و زبان را تخریب نمی‌کند. به جز چند مورد استفاده غیرضروری از حروف ربط،  «سرزمین سنگ‌پشت‌ها» مجموعه شعر موفقی به شمار می‌آید که قطعا ناشی از اجتناب شاعر در انتشار عجولانه شعرهایش در سال‌های گذشته است. تا ظهر/ سایه سپیدار/ بر حیاط زندان می‌افتد/ بر نوک سایه می‌نشیند زندانی/ فکر می‌کند پرنده است/ فکر می‌کند تا ظهر  از متن کتاب، صفحه 59 منابع: فضل‌زاده ساجد، سرزمین سنگ‌پشت‌ها، نشر نیماژ، 1397 بارت رولان، لذت متن، ترجمه پیام یزدانجو، نشر مرکز، 1394 گراهام گوردون، فلسفه هنرها: درآمدی بر زیبایی‌شناسی، ترجمه مسعود علیا، انتشارات ققنوس، 1383       ]]> نقد و معرفی Thu, 12 Jul 2018 07:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/263101/لذت-متن-زمین-سنگ-ها زبان دومی که بلدیم ما را مترجم نمی‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262334/زبان-دومی-بلدیم-مترجم-نمی-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) علی اصغر حداد مترجمی است که آثار ادبی کلاسیک زیادی از زبان آلمانی به فارسی برگردانده . وی از نویسندگان آلمانی زیادی مانند گونترگراس، کافکا، ماکس فریش،‌دورنمارت و ... ترجمه کرده و یکی از مترجمان فعال و برجسته زبان آلمانی است. به بهانه تقدیر از ترجمه مجموعه داستان «دیگری» با علی‌اصغر حداد درباره ویژگی‌های این اثر و همچنین سبک نویسندگی آرتور شنیتسلر گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   مجموعه داستان «دیگری» در بخش بهترین ترجمه کتاب سال 1395 برگزیده شد. به عنوان مترجم این اثر کمی درباره فضای روایت این اثر و سبک نوشته‌های آرتور شنیستلر توضیح دهید. «دیگری» مجموعه داستانی است که حدود 20 داستان کوتاه دارد. نویسنده این اثر شنیتسلر اتریشی و متولد سال 1862 است و بیشتر آثارش را در فاصله سال‌های 1910 تا 1920 نگاشته. شنیتسلر سه رمان دارد که هر سه آن‌ها ناتمام است اما داستان‌های کوتاه زیادی دارد که تعداد آن‌ها به 50 تا 60 داستان می‌رسد. این نویسنده اتریشی نمایشنامه‌های زیادی هم نوشته و قبل از اینکه من آثار داستانی او را ترجمه کنم در ایران بیشتر او را به عنوان نمایشنامه‌نویس می‌شناختند. شنیتسلر نویسنده‌ای است که آثارش بیشتر جنبه روانکاوانه دارد. او در آثارش بیشتر به روانکاوی اهمیت می‌دهد. شنیتسلر هم‌دوره زیگموند فروید بوده  و نظریات مشابه او را در عرصه ادبی پیاده می‌کند.   شما مترجمی هستید که از نویسندگان آلمانی‌زبان زیادی ترجمه کرده‌اید. نویسندگانی مانند دورنمات،‌ ریکله، گونترگراس،‌ فریش و ... سبک نگارش شنیتسلر را به کدام‌یک از نویسندگانی که تا به حال از او آثاری ترجمه کرده‌اید،‌ شبیه می‌دانید؟ درباره سبک شنیتسلر نمی‌توان نکته ویژه‌ای را گفت. بیشتر تفاوتی که او با باقی نویسندگان دارد در موضوعاتی است که برای نگارش انتخاب می‌کند. در دوره او بیشتر نویسندگان به موضوعاتی نظیر فقر و مسائل مختلف اجتماعی می‌پرداختند اما شنیتسلر به مسائل روانی و درونیات کاراکترهایش توجه می‌کرد.   بین تمام نویسندگان آلمانی‌زبانی که آثارشان را به فارسی برگردانده‌اید، به سبک و نگارش کدام‌یک علاقه بیشتری داشته‌اید و اولویت شما برای ترجمه کدام‌یک از آن‌ها بوده است؟ بیشترین ترجمه‌هایی که از یک نویسنده انجام داده‌ام مربوط به فرانتس کافکا بوده است. تا به حال هم از هیچ نویسنده‌ای به اندازه کافکا ترجمه نکرده‌ام و کافکا تنها نویسنده‌ای بوده که تمام آثار او را به صورت مجموعه ترجمه و به فارسی برگردانده‌ام. با توجه به کارنامه ترجمه شما به نظر می‌رسد که اولویت شما ترجمه آثار کلاسیک از نویسندگان شاخص و به نوعی پیشکسوت است. درباره ترجمه آثار نویسندگان امروز ادبیات  آلمان چه رویکردی دارید و آیا در برنامه‌ کاری و حرفه‌ای‌تان برای ترجمه جایی برای ترجمه آثار نویسندگان معاصر نیز هست؟ بله همان‌طور که گفتنید اولویت من ترجمه آثار معاصر نیست و تمرکزم روی ترجمه آثار کلاسیک است. اما اگر به اثر خوبی برخورد کنم و پیش بیاید حتما  این کار را انجام می‌دهم. اتفاقا در حال حاضر مشغول ترجمه رمانی هستم که نویسنده آن در قید حیات است. البته من قبل از این هم از نویسندگان در قید حیات ترجمه کرده‌ام. «اهانت به تماشاگر» از هانکه یکی از آن‌هاست. به طور کلی اگر نویسنده‌ای باشد که کارش را بپسندم و اثر باارزشی باشد حتما از او ترجمه خواهم کرد. بسیاری از مترجمان بیشتر سراغ کتاب و نویسنده‌ای می‌روند که کاری از او به فارسی منتشر نشده باشد. رویه شما چیست و اینکه اگر به رمان و نویسنده‌ای بسیار علاقه‌مند باشید و ترجمه‌ای از آن در بازار کتاب موجود باشد،‌ باز هم سراغ آن اثر برای ترجمه می‌روید یا خیر؟ بله این کار را می‌کنم.برخی از کارهای کافکا قبل از من هم ترجمه شده بود و من بعدها به سراغ ترجمه آن‌ها رفتم. اگر ترجمه‌ای از اثری موجود باشد و آن ترجمه از کیفیت مناسبی برخوردار باشد طوری که من نتوانم آن را بهتر از آنی که هست ،‌ترجمه کنم،‌ به سراغ آن برای ترجمه نخواهم رفت. اما اگر کاری باشد که آن را دوست داشته باشم و ترجمه خوبی هم از آن در بازار کتاب موجود نباشد،‌ حتما آن را ترجمه می‌کنم به خصوص اگر نویسنده و آن کتاب مورد علاقه‌ام باشند. در شرایط فعلی با ورود سیل زیادی از مترجمان جوان و کم‌تجربه به بازار کتاب روبه‌رو هستیم و بسیاری از کتاب‌هایی که امروز در بازار موجودند حاصل کار این مترجمان هستند. به عنوان مترجمی که سال‌ها فعالیت کرده‌اید،‌ کیفیت کار این مترجمان تازه‌وارد را در چه حدی می‌دانید؟ متاسفانه کیفیت خیلی خوب نیست. مترجمانی که کار خوب ارائه می‌دهند تعدادشان زیاد نیست. عدم بازار کار باعث شده که بسیاری از جوان‌ها به ترجمه روی بیاورند و فکر می‌کنم اگر امکانات اقتصادی مملکت بهتر شود،‌ دنبال کار دیگری می‌روند و از کارشان هم پیداست که آنچنان ذوق و شوق ادبی هم ندارند. اما اینکه کیفیت بازار ترجمه خوب نیست به این معنا نیست که میان مترجمان جوان و تازه‌وارد، مترجم خوبی وجود ندارد. همان‌طور که خودتان هم اشاره کردید بسیاری از مترجمان به دلیل کمبود اشتغال و تنها به دلیل آشنایی با زبان دوم به ترجمه روی آورده‌اند. شما به عنوان مترجم چه توانایی دیگری را به جز تسلط بر زبان دوم برای این کار لازم می‌دانید؟ تسلط به زبان مادری. زبان دومی که بلدیم ما را مترجم نمی‌کند. مترجم بودن فن است و آموزش خود را می‌خواهد. اول اینکه آن شخص باید در زبان فارسی تبحر داشته باشد. وقتی زبان دوم را می‌خوانیم منفعل هستیم اما برای برگرداندن به فارسی ما زبان تولید می‌کنیم و باید به زبان فارسی تسلط کامل داشته باشیم تا جملات قابل قبولی تولید کنیم. برای مترجم بودن دانستن زبان دوم شرط لازم است اما کافی نیست. البته عشق و علاقه هم این میان مهم است.  از بین مترجمان قدیمی‌تر که در قید حیات نیستند به کارهای کدام‌یک بیشتر علاقه‌مندید؟ من در دوران نوجوانی و هنگامی که حدودا 16 یا 17 ساله بودم، کتاب ژان کریستف را با ترجمه به‌.آذین خواندم و بسیار لذت بردم. اگر بخواهم از مترجمان مورد علاقه‌ام نام ببرم قطعا یکی از آن‌ها به‌.آذین خواهد بود وهمچنین ترجمه‌های محمد قاضی. برخی از مترجمین قدیمی مانند ذبیح‌الله منصوری هستند که به دلیل بازآفرینی متن و به گفته برخی عدم وفاداری کامل به متن اصلی مورد انتقاد دیگر مترجمان قرار گرفته‌اند. نظر شما در این باره چیست و رویه خودتان در ترجمه کدام است،‌ وفاداری محض یا بازآفرینی آن؟ من به متن خیلی وفادارم. قدمت ترجمه ادبی را در ایران اگر حدود 70 تا 80 سال بدانیم، می‌بینیم که کیفیت ترجمه این اواخر خیلی بهتر شده است. مترجمان امروز بیشتر از قبل به متن وفادارند و به نظرم مترجمان نه تنها به متن بلکه به سبک و لحن هم باید وفادار باشند و خوشبختانه این مساله امروز به خوبی جا افتاده و کمتر مترجمی در متن اصلی دست می‌برد. چه اثر تازه‌ای در دست ترجمه دارید؟ رمانی است از یک نویسنده اتریشی که زنده است و با هم برای ترجمه اثرش تعاملاتی هم داریم. این رمان را در دست ترجمه دارم و کارش هنوز به پایان نرسیده است.           ]]> ادبيات Thu, 12 Jul 2018 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262334/زبان-دومی-بلدیم-مترجم-نمی-کند ​انتشار کتابی درباره هایکو و هایکونویسی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263106/انتشار-کتابی-درباره-هایکو-هایکونویسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ چاپ دوم کتاب «80 هایکوی حوا»، اثر لیلا رضایی طی روزهای گذشته از سوی انتشارات فصل پنجم راهی بازار نشر شد و در دسترس علاقه‌مندان به هایکو که حالا دیگر سبکی جهانی است قرار گرفته است. مجموعه‌ دوزبانه‌ای که در ایران برای اولین بار در سال 96 به چاپ رسید و با استقبال اهل هنر و هایکو روبه‌رو شد. کتاب «80 هایکوی حوا»، اولین مجموعه دو زبانه فارسی – کردی در خصوص معرفی و آشنایی با هایکو (هایکو فارسی و هایکو کردی) به‌عنوان یک نوع سبک جدید در زبان و ادبیات فارسی و همچنین زبان و ادبیات کردی است که به چاپ رسیده است و در آن مباحث مهمی پیرامون هایکو پرداخته شده است. این مجموعه با بررسی پیشینه شعر کوتاه در زبان و ادبیات فارسی و سیر تاریخی آن آغاز می‌شود و سپس تاریخچه ورود هایکو به زبان و ادبیات فارسی به عنوان سبک جدید که امروزه چهره‌ای جهانی به خود گرفته است، می‌پردازد. همچنین در این اثر به تکنیک‌ها و تئوری‌هایی که برای اولین بار پژوهشگران حوزه هایکو مطرح کردند و می‌توان این تکنیک‌ها را یکی از تمایزهای هایکو با دیگر نوشته‌ها مثل شعر کوتاه، پریسکه یا طرح دانست، اشاره شده است. در ادامه و از ویژگی‌های خوب این کتاب می‌توان به بررسی پذیرش هایکو در زبان فاخر کردی به‌عنوان یک اتفاق نو و شاعرانه در میان اهل شعر سخن گفت. در فصل آخر کتاب 80 هایکوی حوا‌ (40 هایکو از زبان فارسی و چهل هایکو از زبان کردی) نیز آورده شده است. این کتاب 136 صفحه‌ای به دو بخش 68 صفحه‌ای تقسیم می‌شود که بخش اول کتاب فارسی و بخش دوم آن کردی نوشته شده است.   در چند هایکو فارسی می‌خوانیم: «شب یلدا... بردار قالی مادرم گل‌های بهاری»   «برگ‌های افرا همراه قاصدک‌ها... هر دو بر باد»   «تنها نیستم صدای دارکوب از دور خش‌ خش درختان» چاپ دوم کتاب «80 هایکوی حوا»، اثر لیلا رضایی در 136 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 14 هزار تومان از سوی انتشارات فصل پنجم راهی بازار نشر شده است.   لیلا رضایی، شاعر و نویسنده زاده‌ شهرستان قروه واقع در استان کردستان است که در سال 91 برگزیده شعر مخاطبین احمد شاملو شد. او علاوه بر این کتاب، دو کتاب «شعری برای زنانگی‌های زمین» و «هایکو به زبان ساده» را به رشته تحریر درآورده است. او سال‌هاست که در شعر هایکو فارسی فعال است و می‌توان گفت که نخستین زن هایکونویس کرد است. ]]> ادبيات Thu, 12 Jul 2018 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263106/انتشار-کتابی-درباره-هایکو-هایکونویسی