خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبیات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Tue, 21 Nov 2017 22:56:36 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Tue, 21 Nov 2017 22:56:36 GMT ادبیات 60 معرفی و بررسی کتاب «دستنامه نسخه شناسی نسخه های به خط عربی» در سرای اهل قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254518/معرفی-بررسی-کتاب-دستنامه-نسخه-شناسی-های-خط-عربی-سرای-اهل-قلم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،کتاب «دستنامه نسخه‌شناسی نسخه‌های  به‌خط عربی» نوشته فرانسوا دروش، در سرای اهل قلم خانه کتاب معرفی و بررسی می‌شود. فرانسوا دروش، نسخه‌شناس متون عربی، در سال 1951 در فرانسه به‌دنیا آمده و در حوزه نسخه‌شناسی عربی به‌کار مشغول شده است.  وی از سال 1990 در کتابخانه ملی فرانسه به فهرست‌نویسی قرآنی پرداخته و کتاب «سبک عباسی» را فهرست‌نویسی کرده‌است. نشست بررسی و معرفی کتاب «دستنامه نسخه شناسی نسخه‌های  به‌خط عربی» ترجمه سید محمد‌حسین مرعشی امروز  سه شنبه ۳۰ آبان ماه با حضور مترجم اثر، بهروز‌ایمانی و احسان‌الله شکراللهی  از ساعت ۱۶ تا ۱۸ در سرای اهل قلم  واقع در خیابان انقلاب، خيابان برادران مظفر جنوبي، كوچه خواجه نصير شماره دو برگزار می‌شود.   ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 14:04:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254518/معرفی-بررسی-کتاب-دستنامه-نسخه-شناسی-های-خط-عربی-سرای-اهل-قلم شعر یک هنر لوس است و اگر به او توجه نکنی با تو قهر می‌کند! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254542/شعر-یک-هنر-لوس-اگر-او-توجه-نکنی-قهر-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، علیرضا بدیع، مجری کارشناس بخش ترانه برنامه تلویزیونی «چشم شب روشن» در برنامه شب گذشته (دوشنبه 29 آبان‌ماه) میزبان سجاد عزیزی آرام، شاعر بود. عزیزی شاعر کرمانشاهی کشورمان در ابتدای صحبت‌هایش گفت: کانون ادبی زمستان از سال 84 با هدف آموزش و تربیت شاعران جوان و بااستعداد راه‌اندازی شد. ما در این 12 سال از بهترین منتقدان استفاده کردیم و خوشبختانه این روند به صورت هفتگی ادامه داشته است. مدیر کانون ادبی زمستان افزود: شاید بسیاری از شاعران جوان، خوب و نمونه کشور کسانی هستند که اولین قلم خود را در کانون بر صفحه نگارش شعر چرخانده‌اند و نقد کتاب، نقدهای موضوعی جریان‌ها و نحله‌های شعری کلاسیک، سپید و آزاد به آنها کمک کرده است. تمرکز ما نیز در این سال‌ها روی شعر معاصر بوده است. وی در خصوص کمبود بار ادبی در جلسات شعر ادامه داد: یکی از دلایلی که از کسانی که گرچه ممکن است شاعر خوبی باشند، اما به لحاظ علمی جایگاهی در حوزه شعر ندارند و نمی‌شود از آنها به عنوان کارشناس و منتقد استفاده کرد، بحث کثرت انجمن‌های ادبی و کاهش بودجه برای دعوت از چهره‌های علمی است. عزیزی تأکید کرد: استفاده ما از چهره‌های علمی این حوزه، به‌خاطر عرقی است که خود این بزرگواران از ابتدا به کانون داشته‌اند. مثلا یوسفعلی میرشکاک از روزهای نخستین کانون با ما بود. همچنین هرمز علی‌پور، محمدعلی بهمنی، بهروز یاسمی، سعید بیابانکی، عبدالجبار کاکایی و دیگر چهره‌های ادبی بعد از 12 سال کانون زمستان را خانه خود می‌دانند و دیگر دغدغه نگاه مالی به کانون در بین آنها مطرح نیست. وی خطاب به بدیع گفت: همانطور که اشاره کردید شاعران صنفی ندارند و شاید نگاه این عزیزان به کانون مثل صنف‌شان است. جایی که می‌توانند علم و هنرشان را عرضه کنند و گرچه مقرون به صرفه نیست اما رایگان در کانون حضور پیدا می‌کنند؛ چراکه موفقیت‌هایی را در این کانون احساس کردند. شاعر مجموعه «ننه علی» درباره دوری از فضای شعر و شاعری تصریح کرد: من از سال 89 توان سرایش را از دست دادم؛ چراکه شعر یک هنر لوس است و اگر به او توجه نکنی با تو قهر می‌کند. این موضوع به دنیای شاعران برمی‌گردد که از بیرون از نظر مردم آشفته است اما اتفاقا آن شاعر از درون منظم است. در واقع اگر یک شاعر را کارمند کنید، یعنی همان نظمی که در جامعه قبولش دارند به او بدهید، او کم کم شعر را از دست می‌دهد؛ درست مثل من! وی ادامه داد: من مجبور شدم به خاطر کانون ادبی زمستان زندگی عقلانی‌تری داشته باشم. من از جنون فاصله گرفتم و زندگی منطقی‌تری را انتخاب کردم تا بتوانم کانون را به نقطه مطلوب برسانم. ما بعضی هفته‌ها 11 جلسه ادبی داشتیم که باعث شد من از شعر فاصله بگیرم. عزیزی در پاسخ به این سوال بدیع که چرا با وجود ارتباطی که با برخی از خواننده‌ها در کانون ادبی زمستان دارد، هیچ‌وقت به فکر همکاری با آنها و سرودن ترانه نیفتاده است، توضیح داد: سرایش ترانه جهان‌بینی متفاوتی از سرایش شعر دارد. ترانه‌سرایی نوعی صنعت و فن است که باید آنها را در تلفیق با موسیقی بیاموزیم. من دنبال این موضوع نرفتم و شعر را به ترانه‌سرایی که دنیایی متفاوت است و من به آن وارد نیستم، ترجیح می‌دهم. مدیر کانون ادبی زمستان با بیان اینکه به نظرم کمتر کسی است که هم شاعر و هنرمند و هم مدیر خوبی در همان حوزه باشد، یادآور شد: در روزگار ما، مدیریت فرهنگی معضلات زیادی دارد. متولیان زیادی هم دارد. برخی از مدیران فعلی، دوستان قبلی ما بودند که شاعران خوبی هم بودند، شعارهای خوبی هم می‌دادند اما با قبول مسئولیت، اولین چیزی که فراموش می‌شود همین شعارهاست. اینگونه فقط گروه‌های کوچک شعری در ارگان‌های مختلف دور این افراد جمع و در برای حضور دیگران بسته می‌شود. شاعر «شکوفه و لبخند» در پاسخ به اینکه اگر مدیران این حوزه از بین شعرا انتخاب نمی‌شدند آیا این گلایه بین شاعران پیش نمی‌آمد که چرا کسی که حرف ما را می‌فهمد، انتخاب نشده است، بیان کرد: جشنواره بین‌المللی شعر فجر شورای تصمیم گیرنده‌ای دارد که من و شما آنها را می‌شناسیم اما چرا هیچ‌وقت این جشنواره پیشرفت چشمگیری نمی‌کند؟ شاید باید نگرش فرهنگی بین آن جمع تغییر پیدا کند و متفاوت‌تر از نگاه شاعران باشد. برای همین است که وقتی مدیریت به دست خود شاعران می‌افتد با زمانی که مدیریت توسط کسی انجام می‌شود که تحصیلات و تخصصش در حوزه مدیریت است، قابل مقایسه نیست.   وی تصریح کرد: مدیران فرهنگی بهتر می‌توانند فضای امروز شعر را اداره کنند. همین کانون ادبی زمستان را کدام مدیر می‌شناسد؟ من یک کانون مستقل هستم که تنها سالن و پذیرایی ساده‌ای را از شهرداری تهران می‌گیرم و با اسپانسرهای فرهنگی کار خود را جلو می‌برم. تمام شاعران هم ما را می‌شناسند اما یک بار نشده وزارت ارشاد به عنوان متولی فرهنگی ما را ببیند، ما را پیدا کند و با ما همکاری داشته باشد. ولی بیشتر شاعرانی که به دلیل همان نظمی که در زندگی‌شان آمده دیگر شاعران خوبی نیستند، در چشم ارگان‌ها و نهادها هستند و اتفاقا این افراد مدیران خوبی هم نیستند. عزیزی آرام در پایان گفت: کانون زمستان از سال 93 به تاسیس یک سازمان مردم نهاد با فعالیت‌های اجتماعی بشردوستانه اقدام کرده است و ما به صورت رسمی فعالیت می‌کنیم. با زلزله کرمانشاه هم حرکتی انجام داده‌ایم و امیدواریم با همکاری کسانی که موازی ما فعالیت می‌کنند، بتوانیم گام‌های موثرتری برداریم.  «چشم شب روشن» به تهیه‌کنندگی امیر قمیشی و با اجرای محمد صالح علا، شنبه تا چهارشنبه هر شب ساعت ۲۳ از شبکه چهار سیما روی آنتن می‌رود. ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 13:29:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254542/شعر-یک-هنر-لوس-اگر-او-توجه-نکنی-قهر-می-کند تندیس سرو جشنواره فجر سه میلیون تومان به فروش رفت http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/254556/تندیس-سرو-جشنواره-فجر-سه-میلیون-تومان-فروش-رفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، حامد عسکری شاعر کشورمان که در حادثه تلخ زلزله بم جمعی از خانواده خود را از دست داده بود، جایزه سرو جشنواره فجر خود را به مزایده گذاشت تا مبلغ حاصل از فروش آن به زلزله‌زدگان سرپل‌ذهاب اختصاص یابد. عسکری در گفت‌وگو با ایبنا درباره فروش سرو جشنواره شعر فجر اظهار کرد: من طعم تلخ زلزله را در حادثه بم چشیده بودم به همین دلیل با وقوع زلزله کرمانشاه نتوانستم دوام بیاورم و به سرعت همراه با یک گروه امدادی راهی مناطق زلزله‌زده شدم. شاعر مجموعه شهر «سرمه‌ای» افزود: قبل از رفتن به مناطق زلزله‌زده با خودم فکر کردم که باید کاری کنم تا این حضور موثرتر باشد به همین دلیل تصمیم گرفتم تا نشان سرو جایزه شعر فجر را برای فروش به مزایده بگذارم تا بتوانم حداقل کاری برای مردم رنج دیده کرمانشاه کرده باشم. از این رو مزایده فروش سرو جشنواره فجر را با قیمت پایه 2 میلیون تومان در تمام شبکه‌های مجازی خود مانند اینستاگرام، تلگرام و توئیتر منتشر کردم.   برگزیده هفتمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر درباره قیمت پایانی تندیس گفت:‌ در این مزایده خیلی‌ها با من تماس گرفتند و به من گفتند که توان خرید این نشان را ندارند اما دوست دارند در این حرکت انسان‌دوستانه حضور داشته باشند، به همین دلیل از من شماره کارت خواستند تا کمک‌های کوچک‌شان جمع شود؛ به همین دلیل من نیز این مبالغ را جمع‌آوری کردم که در نهایت 34 میلیون و 800 هزار تومان پول جمع شد. همچنین نشان سرو نیز به قیمت سه میلیون تومان به‌فروش رفت اما فرد خریدار، تنها برای حضور در این کار خیر، تندیس را خریداری کرد، به همین جهت از من خواست تا تندیس را نزد خودم نگه دارم.     شاعر مجموعه شعر «خانمی که شما باشید» ادامه داد:‌ من زجرکشیده‌ی زلزله هستم و خیلی خوب می‌دانم که فاجعه تازه از چند وقت دیگر آغاز می‌شود به همین دلیل از تمام پول‌های جمع‌آوری شده را در اختیار یک موسسه خیریه قرار دادم تا در روزهای آینده برای زلزله‌زدگان کانکس، حمام و سرویس بهداشتی خریداری کند.   عسکری در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت: از مردم دلسوز کشورم خواهش می‌کنم که کرمانشاه را فراموش نکنند. فعلا همه مردم در صحنه حضور دارند و مردم زلزله‌زده متوجه عمق فاجعه نیستند اما شما شک نکنید که تا چند وقت دیگر همه این بحث‌ها و دلسوزی‌ها تمام می‌شود و کرمانشاه می‌ماند و هزار مشکل مختلف. بنابراین در چنین شرایطی بهتر است که مردم همانند امروز در ماه‌های آینده نیز کنار زلزله‌زدگان کُرد باشند تا هموطنان‌مان این غم عظیم را کمتر احساس کنند. ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 13:22:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/254556/تندیس-سرو-جشنواره-فجر-سه-میلیون-تومان-فروش-رفت شاهنامه‌پژوهی در موزه ملی ملک با سخنرانی محمود جعفری‌دهقی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254545/شاهنامه-پژوهی-موزه-ملی-ملک-سخنرانی-محمود-جعفری-دهقی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست شاهنامه‌پژوهی براساس نسخه‌های گنجینه ملک در موزه ملی ملک برگزار می‌شود. این سلسله نشست‌ها به مباحث تخصصی فرهنگ و هنر ایرانی- اسلامی اختصاص دارد و با همکاری بخش پژوهش و آموزش کتابخانه و موزه ملی ملک برگزار می‌شود. شاهنامه‌پژوهی به معنای پژوهش در زمینه‌های گوناگون شاهنامه است. پیداست که به دلیل قدمت، شهرت و همچنین جایگاه بسیار نمایان فردوسی و شاهنامه در طول هزار و چند سال، این رشته یا دانش تخصصّی، گسترهٔ بسیار وسیعی را دربرمی‌گیرد. این رشته به بررسی و پژوهش در شاهنامه‌ی فردوسی در زمینه‌های گوناگون ادبی، تاریخی، جغرافیایی و زمینه‌های دیگری همچون واژه‌شناسی، ریشه‌شناسی، اسطوره‌شناسی، نمادشناسی، سبک‌شناسی و زیبایی‌شناسی می‌پردازد.  خوانش نشست شاهنامه‌پژوهی بر عهده محمود جعفری‌دهقی، مدیر گروه فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران است. "بازشناسی منابع تاريخ ايران باستان"، "مقدمه بر درسنامه اوستا" و "آرمانشهر حکيم طوسی در شاهنامه"  از آثار اوست. این نشست چهارشنبه اول آذر 1396 از ساعت 14 الی 16 در کتابخانه و موزه ملک واقع در خیابان امام خمینی، سر در باغ ملی، خیابان ملل متحد برگزار می‌شود.         ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 13:02:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254545/شاهنامه-پژوهی-موزه-ملی-ملک-سخنرانی-محمود-جعفری-دهقی حق انتخاب از نسل مهاجرت گرفته شده‌ است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/254226/حق-انتخاب-نسل-مهاجرت-گرفته-شده عالیه عطایی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره اثر جدید خود گفت: به تازگی مجموعه داستانی جمع‌آوری کرده‌ام که به احتمال زیاد آن را در افغانستان منتشر خواهم کرد. همچنین کار نگارش رمانی را به تازگی به اتمام رسانده‌ام. نگارش این رمان کمی زمان‌بر بود و نزدیک به سه سال طول کشید. نویسنده "کافورپوش" درباره مضمون این رمان گفت: این رمان "سال مرزی" نام دارد و آغاز آن از روزی است که "محمد نجیب الله" در افغانستان اعدام می‌شود. دغدغه اصلی من در نگارش این رمان مساله مهاجرت بوده‌ است. من خودم نسل دوم مهاجرت محسوب می‌شوم. به نظر من نسل مهاجرت نسل مهمی است چون حق انتخاب از او گرفته شده‌ است و به نوعی قربانی انتخاب نسل اول است. حتی نسل سوم مهاجرت هم آزادی عمل بیشتری نسبت به نسل دوم دارد. در "سال مرزی"  عامدانه به این مساله پرداخته‌ام و فضای این رمان بین ایران و افغانستان می‌گذرد. عطایی افزود: این اثر با "کافورپوش" هم از نظر درون‌مایه شباهت دارد. مهاجرت اجباری، مرز، تفاوت‌های فرهنگی و اقلیمی همواره دغدغه من در نوشتن بوده‌ است. در "سال مرزی" سیم خاردارهای روی مرزها را به تصویر کشیده‌ام و به تبعاتی که مهاجرت اجباری می‌تواند داشته باشد، توجه ویژه‌ای داشته‌ام. به نظر من تاریخ بشریت پر از توحش است و نویسنده نقش مهمی در انگاشتن این وحشی‌گری‌ها می‌تواند داشته باشد. چیزی که به وفور در آثار نویسندگان مختلف دنیا هم می‌بینیم، همین است. برگزیده جایزه مهرگان ادب همچنین از علاقه خود به آثار جومپا لاهیری صحبت کرد و گفت: دلیل علاقه‌ام به لاهیری توجه ویژه او به مساله مهاجرت است. در اغلب داستان‌های لاهیری با نسل دوم مهاجرت و مسائلی که به دلیل این کوچ، گریبان‌گیرشان می‌شود، روبه‌رو هستیم. این نویسنده در انتها درباره تجربه خود در برگزاری کارگاه داستان برای کودکان گفت: چهار سال در شاهرود کارگاهی برای کودکان برگزار کردم و در مکتب تهران درواقع دوره دوم این کارگاه را ارائه داده‌ام. از سال 1389 در زمینه آموزش داستان برای کودکان اشتغال داشتم. از ابتدای سال 1396 در مکتب تهران دوره داستان‌خوانی برای کودکان برگزار شد که ترجیحم این بود که اولویت با کودکان هشت تا نه ساله باشد. در این سن پذیرش کودکان بهتر و بازده آموزش بیشتر است. البته من خودم را مدرس داستان نمی‌بینم و درباره کودکان به نظرم آن‌ها از داستان به شیوه زندگی می‌رسند. ذهن یک کودک آنقدر باز و خلاق است که می‌توان زندگی را از دریچه نگاه آن‌ها طور دیگری دید.   ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 12:15:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/254226/حق-انتخاب-نسل-مهاجرت-گرفته-شده ​نشست اعضای هیات علمی جایزه جلال با معاون فرهنگی ارشاد برگزار شد/ رونمایی از پوستر دهمین دوره جایزه جلال http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254541/نشست-اعضای-هیات-علمی-جایزه-جلال-معاون-فرهنگی-ارشاد-برگزار-رونمایی-پوستر-دهمین-دوره به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، در این نشست احمد دهقان، داوود غفارزادگان، ابراهیم حسن‌بیگی، مریم حسینی، ابراهیم زاهدی‌مطلق، حمیدرضا شعیری، مسعود کوثری و حجت‌الاسلام محمدعلی مهدوی‌راد، اعضای هیأت علمی و شهریار عباسی، دبیر علمی دهمین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد، احکام خود را که پیش از این به امضای سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی رسیده بود از معاون فرهنگی وزیر و دبیر هیات امنای این رویداد ادبی دریافت کردند. محسن جوادی، در این نشست که آن را با نام خدا و گرامی‌داشت یاد شادروان جلال آل‌احمد، آغاز کرد، شروع به کار دهمین دوره جایزه ادبی جلال در تهران را اعلام نمود. وی در متنی با عنوان” سرآغاز ” گفت: به آقای مهدی قزلی، مدیرعامل محترم بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان مأموریت می‌دهم که جایزه ادبی جلال در دوره دهم را به بهترین شکل اجرا نموده و تدبیری اتخاذ کند که این دوره، سرآمد و چکیده‌ای از همه دوره‌های پیشین باشد. جوادی تأکید کرد: حضور پرشور نویسندگان جوان و اعتباربخشی به آنان، پیوند با جهان تمدنی زبان فارسی و توسعه ادبیات در فضاهای اجتماعی و اقتصادی، از جمله مواردی است که می‌بایست به شکلی قوی در این دوره از جایزه جلال پیگیری و اجرا شود.   معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دبیر هیأت امنای جایزه ادبی جلال همچنین گفت: امید است که با همراهی هیأت علمی جایزه در دوره دهم و دبیرخانه اجرایی در بنیاد، جایزه ادبی جلال در سال جاری زبانزد خاص و عام شود. جوادی در بخش دیگری از سخنان خود «ادبیات برای همه فارسی‌زبانان» و «ادبیات مماس با زندگی» را دو راهبرد اساسی جایزه ادبی جلال دانست و ابراز امیدواری کرد که با همکاری هیأت علمی جایزه جلال و بنیاد شعر و ادبیات داستانی، تحقق این دو راهبرد، محقق شود. وی در بخش دیگری از سخنان خود با قدردانی از برگزاری موفقیت‌آمیز جایزه ادبی جلال در دوره‌های قبلی به ویژه در چند سال اخیر، ضمن تأکید بر اهمیت و ارزش بالای جایزه جلال در میان نویسندگان، خواستار ایجاد زمینه‌های لازم برای بین‌المللی شدن این جایزه شد. الگو دادن به نویسندگان جوان و تربیت نسل نویسنده پیشروتر از نسل کنونی، دیگر درخواست معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این نشست بود. رونمایی از پوستر دهمین دوره جایزه ادبی جلال در حاشیه برگزاری این نشست، از پوستر دهمین دوره جایزه جلال آل‌احمد نیز رونمایی شد. این پوستر توسط سلمان رییس‌عبداللهی، گرافیست و طراح کشورمان طراحی و در آن به نمادهایی همچون تصویر در سایه سردیس جلال آل‌احمد (که بر سر ادبیات معاصر افکنده شده) و از آن کتاب و داستان تولید می‌شود، تأکید شده است.   استفاده از امضای جلال آل‌احمد به عنوان امضای دهمین دوره جایزه ادبی جلال، از دیگر نشانه‌های پوستر این دوره از جایزه است که آیین پایانی آن، زمستان امسال، با همکاری معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان به عنوان دبیرخانه جایزه، برگزار خواهد شد. شهریار عباسی، دبیر علمی دهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد نیز در این نشست ضمن سپاس از  اعتماد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون امور فرهنگی این وزارتخانه گفت: خدا را سپاسگزارم که این فرصت به من داده شد تا به عنوان جوان ترین دبیر علمی  جایزه جلال خدمتگزار فرهنگ و ادبیات کشور عزیزم باشم. برگزیده هشتمین دوره جایزه ادبی جلال  افزود: به باور من همه اعضای هیات علمی که در این دوره در محضر آنان هستم حکم و شان استادی نسبت به من دارند. بنابراین امیدوارم بتوانم در سایه الطاف خداوند منان و کمک همه این بزرگواران، پاسدار مرتبت و جایگاهی باشم که این جایزه در این چند سال اخیر کسب کرده است.   در پایان این نشست، اعضای هیأت علمی دهمین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد پس از امضای پوستر این رخداد ادبی به بیان نظرات خود در خصوص چگونگی برگزاری پربارتر و موفقیت‌آمیز این جایزه پرداختند. ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 10:47:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254541/نشست-اعضای-هیات-علمی-جایزه-جلال-معاون-فرهنگی-ارشاد-برگزار-رونمایی-پوستر-دهمین-دوره ​برگزاری مراسم چهارصدمین سال روابط فرهنگی ایران و جهان اسپانیایی در تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254538/برگزاری-مراسم-چهارصدمین-سال-روابط-فرهنگی-ایران-جهان-اسپانیایی-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با توجه به گذشت چهار صد سال از روابط فرهنگی و تاریخی ایران و اسپانیا، مراسم گرامیداشت این اتفاق با پیشنهاد طرف اسپانیایی و با همکاری دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه آتونوما مادرید در تاریخ 18 تا 19 آذر ماه در تهران برگزار می‌شود.   در این نشست غلامرضا ذکیانی، جیران مقدم،  فرشاد زاهدی، نجمه شبیری، مهناز افضلی، محسن آزرم از ایران و  رافایل مایوریللو،  فرناندو کاماچو پادیا، فرناندو اسکریبانو مارتین، آلوارو سوتو کارمونا،  رافایل ماوریللو، فرناندو کاماچو پادیا، بئاتریس سالاس و خاویر ارناندث از اسپانیا سخنرانی خواهند کرد.   در این پنل‌ها درباه مسائل مختلف ادبی از جمله ادبیات فارسی، ادبیات اسپانیا، ترجمه و سینما صحبت خواهد شد.   برنامه این نشست‌ها به شرح زیر است:   برنامه روز نخست (شنبه 18 آذرماه) مکان دانشگاه علامه طباطبایی:  9:15  افتتاحیه سخنرانی غلامرضا ذکیانی   9:30 الی 11 پنل اول: سیاست و روابط خارجی مدیر پنل:  رافایل مایوریللو     عنوان سخنرانی:  سیاست خارجی اسپانیا درمورد ایران از نخستین دیدار رسمی محمد رضا پهلوی در اسپانیا در سال 1957 تا مرگ آیت الله خمینی( قدس سره) در  1989 ارایه دهنده:  فرناندو کاماچو پادیا دانشگاه اوتونومای مادرید،   عنوان سخنرانی:  قرارداد دوستی و تجارت بین اسپانیا و ایران در 1842، آغاز روابط دیپلماتیک معاصر ارایه دهنده:  فرناندو اسکریبانو مارتین دانشگاه اوتونومای مادرید   عنوان سخنرانی: دیکتاتورهای خوب؟ ارایه دهنده:  آلوارو سوتو کارمونا دانشگاه اوتونومای مادرید   11الی 11:30 استراحت و پذیرایی   11:30 الی 12:30 پنل دوم: مدیر پنل: جیران مقدم   عنوان سخنرانی: سینمای ایران در اسپانیا، سینمای اسپانیا در ایران بررسی ویدیو-مکاتبات عباس کیارستمی و ویکتور اریسه ارایه دهنده:  فرشاد زاهدی  دانشگاه کارلوس سوم   عنوان سخنرانی: جنگ تصویرها، مورالیسم در مکزیک و ایران: فرهنگ ملی، مقاومت و عدالت ارایه دهنده: رافایل ماوریللو دانشگاه علامه طباطبایی   12:30 الی 14 ناهار   14 الی 15:30  میزگرد با سفرای کشورهای نیکاراگوئه، ونزوئلا، اکوادور، مکزیک، اروگوئه. مدیر میز:  نجمه شبیری    برنامه روز دوم  (یکشنبه 19 آذرماه) مکان دانشگاه علامه طباطبایی:  9:30 الی 11:15 پنل سوم: ادبیات و ترجمه مدیر پنل: فرناندو کاماچو پادیا (دانشگاه اوتونوما مادرید)   عنوان سخنرانی: ورود ادبیات نسل 27 به ایران ارائه دهنده:  نجمه شبیری دانشگاه علامه طباطبائی   عنوان سخنرانی: فردوسی و بالتازار گراسیان، استادان خلاقیت و اعتدال. نگاهی مقایسه ای ارائه دهنده: بئاتریس سالاس دانشگاه آزاد اسلامی   عنوان سخنرانی: ترجمه ی شعرگونه و شعر ترجمه شده: ترجمه ی اشعار فارسی معاصر به اسپانیایی ارائه دهنده: خاویر ارناندث دانشگاه علامه طباطبائی   عنوان سخنرانی: حضور اسپانیا در ایران به واسطه ترجمه ی ادبی آثارش ارائه دهنده: جیران مقدم دانشگاه علامه طباطبائی   ساعت 13:30 الی 15:30 میز گردی با عنوان "سینمای معاصر در اسپانیا و ایران"  گرداننده میز:  نجمه شبیری (دانشگاه علامه طباطبایی) سخنرانان: فرشاد زاهدی از دانشگاه کارلوس سوم، مهناز افضلی کارگردان و مستندساز، محسن آزرم منتقد و روزنامه نگار ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 10:42:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254538/برگزاری-مراسم-چهارصدمین-سال-روابط-فرهنگی-ایران-جهان-اسپانیایی-تهران انتخاب من انزوا است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/254461/انتخاب-انزوا خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) حمید بابایی_ علی حیدری را بسیاری با مجموعه اولش «بوی قیر داغ» می شناسند. انتشار این مجموعه با واکنش‌های مثبتی از سوی منتقدین و مخاطبین همراه شد که باعث کاندیدا شدن این اثر در جایزه هفت اقلیم شد. رمان «تپه خرگوش» دومین اثر منتشر شده از این نویسنده است. رمانی با رویکردهای سیاسی و تاریخی که باعث شد با این نویسنده به گفت‌ و گو در مورد این رمان بپردازیم. قبل از پرداختن کمی در باره مجموعه اولتان حرف بزنیم، بوی قیر داغ، مجموعه‌ای که از شما منتشر شد و قبل از آن شما چند کار داشتید که مجوز نگرفته بودند، بی‌تعارف با چه اعتماد به نفسی مجموعه را برای چاپ فرستادید؟ مدت‌ زمان زیادی خیلی جدی داستان می‌نوشتم. داستان ایرانی را دنبال می‌کردم و به نظرم داستان‌هام به سطحی رسیده بودند که امکان چاپ شدن داشته باشند و البته همانطور که گفتی «بوی قیر داغ» سومین مجموعه‌ای بود که به ارشاد می‌فرستادم و بیشتر از دو سال از اولین مجموعه‌ای که می‌خواستم چاپ کنم گذشته بود. و اگر بخواهم اعتراف کنم اعتماد به نفس چندانی هم نداشتم. فقط می‌دانستم برای بهتر شدن داستان‌هام احتیاج دارم که خوانندگان بیشتری داشتم و نظرهای متفاوت بیشتری بشنوم.  مجموعه خوب دیده شد و اتفاقن همان وقت فینالیست جایزه هفت اقلیم هم شد، فضای داستان های شهری بود و تا حدودی در مورد تنهایی انسان‌ها و رابطه آن‌ها با گذشته، این تم مورد علاقه شماست؟ تم تنهایی انسان که تم رایج آن روزها و این روزهاست و همه به نوعی آن را درک می‌کنند و بیشتر درباره‌اش صحبت می‌شود و به نظرم یکی از ریشه‌های اصلی آن‌ هم گذشته است. من به ترکیب آن‌ها فکر می‌کردم و در نتیجه در داستان‌هام بیشتر به‌آن پرداخته‌ام. فیلم ارغوان هم اقتباس از یکی از همین داستان ها بود، چطور با شما تماس گرفتند و کار به سمت نوشتن فیلمنامه رفت؟ فیلم ارغوان اقتباسی از داستان «ممکن است خیلی برای مردنش گریه کرده باشند» است. البته با توجه به کوتاه بودن داستان برای تبدیل شدن به فیلم سینمایی آن‌را گسترش دادیم و می‌توانم بگویم داستان کوتاه «ممکن...» تقریبا یک سوم حجم فیلمنامه را تشکیل می‌دهد. اما درباره شکل‌گیری ارغوان باید بگویم که من با امید بنکدار در جلسات امیر‌حسن چهلتن آشنا و دوست شدم. وقتی مجوعه داستانم چاپ شد، امید داستان مورد بحث را خیلی دوست داشت و بعدا شنیدم که کتاب را به کیوان علیمحمدی داده بود تا بخواند. بعد از آن با من تماس گرفتند و اظهار علاقه کردند که بر اساس داستانم فیلمی بسازند. حالا امید و کیوان از بهترین دوستانم هستند و بعد از ارغوان چند فیلمنامۀ دیگر با هم نوشته‌ایم که حاصل یکی از آن‌ها با نام «گیلدا» به‌زودی اکران می‌شود.  برویم سراغ تپه خرگوش، رمان به دوران ملتهب تاریخ معاصر می پردازد، چرا سراغ چنین تمی رفتید؟ علاقۀ بسیار زیاد به تاریخ، مخصوصا تاریخ معاصر. من در طول سال‌ها با دقت جریانات تاریخی سیاسی را دنبال کردم. درباره ریشه‌های هر اتفاقی خواندم که معمولا به‌خیلی گذشته برمی‌گشت. کتاب‌های تاریخی خواندم. فقط هم تاریخ کشورمان نه، تاریخ سایر ملل و شاید بیشتر از همه جنگ‌های جهانی. پس وقتی می‌خواستم اولین رمانم را بنویسم از قبل می‌دانستم که رمانم ربطی به تاریخ خواهد داشت و البته چه بستری مناسب‌تر از تاریخ برای نشان دادن آدم‌ها. جایی که آدم‌هایی که هیچ وقت اسم‌شان در تاریخ دیده نمی‌شود، آن‌را می‌سازند و یا در میان چرخ‌دنده‌های خُردکننده‌اش گیر می‌افتند. انتخاب آدم‌ها برای قرار گرفتن در سمتی از تاریخ که به نظرشان درست است و دیدن نتیجه این انتخاب‌ها از جذاب‌ترین لحظه‌ایی است که دوست دارم بنویسم. نتایجی که خیلی از اوقات تلخ است و این تلخی گریبان حال شخصیت‌ها را هم می‌گیرد.  ایده‌ی بیمارهای روانی یا کسانی که در گذشته چنان می مانند که زمان اکنون را گم می کنند هم در مجموعه تان بود و هم در رمان، علاقه شخصی شماست کار روی بیماران روانی؟ شاید بیماری روانی منتهی الیه آن ضربه‌ای باشد که یک نفر از روزگار و گذشته می‌خورد. شاید کار کردن روی این وجه غلو شده به نظرم بهتر و بیشتر می‌تواند بعضی شخصیت‌ها را نشان بدهد که البته درآوردن چنین شخصیتی سخت‌تر است و احتیاج به تحقیق  و کار بیشتری دارد. و شاید اگر بخواهم جور دیگری جواب بدهم علاقه‌ام به شخصیت‌های نامتعارف و غیرعادی است که نوشتن‌شان نوعی مبارزه‌طلبی است و قدرت شخصیت‌پردازی نویسنده را به چالش می‌کشد.   شما آدم گوشه گیری هستید و می دانم جلسات متعددی دعوت شده اید و اکثر اوقات جواب منفی می دهید و جاهای مختلف نمی روید. این روحیه شما برای من جالب است، چون بر عکس کسانی که برای یک نمای کوچک حاضرند میلیونی هزینه کنند شما انزوا را انتخاب کرده اید، این انزوای خود خواسته چه تاثیری بر روی نوشتن دارد؟ شاید جواب زیرکانه‌اش این باشد که این فوت کوزه‌گری کارم است و علاقه‌ای به افشای آن ندارم اما جواب درستش این است که واقعا تاثیرش را نمی‌دانم. از آن روی سکه آگاه نیستم و علاقه‌ای هم به آگاه شدن از آن ندارم. دوست دارم کار خودم را بکنم. داستانم را بنویسم و از آن لذت ببرم. شما هم در کارگاه خاصی شرکت کرده اید؟ در کارگاه داستان شرکت کرده‌ام که بیشتر از همه در جلسات امیرحسن چهلتن و فرهاد فیروزی بوده. کمی در مورد نوع کارگاه صحبت می کنید؟ در کارگاه‌ها عناصر داستان و چگونگی استفاده از آن‌ها را آموخته‌ام. شور و شوق نوشتن را کنار بقیه تجربه کرده‌ام تا به مرور بتوانم به یک موتور محرکۀ درونی نوشتن برسم. داستان خوانده‌ام و داستان دوستانم را شنیده‌ام و شاید بزرگترین چیزی که یاد گرفته‌ام رُک بودن و صادقانه درباره داستان بقیه نظر دادن باشد. شما هم فضای ادبی را تجربه کرده اید و هم فضای سینمایی را به نظر شما کدام فضا بهتر است، و آیا رقابت عجیبی که در مورد دیده نشدن کار بین دوستان نویسنده هست در سینمایی ها هم دیده می شود؟ من سال‌ها قبل از این که بصورت جدی داستان بنویسم، فیلمنامه می‌نوشتم. آن زمان فکر کردم فضای سینما مال من نیست. ترجیح دادم داستان بنویسم تا از فضای سینما دور باشم. حالا هم در برگشت دوباره به سینما دوستان فوق العاده اما محدودی دارم. همانطور که در فضای ادبی هم زیاد فعال نیستم. دوستان بسیار خوب نویسنده و منتقد دارم اما وارد فضای ادبی به آن معنایی که تو نوشتی نشده‌ام. من به شدت از فضای نامتعادل و جنگ و دعواهای ادبی گریزانم. فکر می‌کنم باید کار خودم را بکنم و راه خودم را بروم. پس آدم مناسبی برای قضاوت میان فضای ادبی و سینمایی نیستم. کار بعدی شما در مورد جنگ است، چطور سراغ جنگ رفتید؟ رمان دومم را مدتی است به ناشر تحویل داده‌ام که قسمت نه چندان زیادی از آن مربوط به جنگ است اما قسمت مهمی از رمانی که حالا روی آن کار می‌کنم و بیشتر از یک سال است مشغول تحقیقات آن هستم در فضای جنگ و بعد از آن می‌گذرد و مگر می‌شود سراغ جنگ نرفت. اتفاق مهمی که فکر نمی‌کنم هیچوقت از ذهن و خاطر نسل من برود. بمباران تهران، کیسه‌های شن و خانه‌هایی که با موشک ویران می‌شدند. رادیو و تلویزیون که صبح تا شب از جنگ می‌گفت و پناهگاه تاریک و سیاه مدرسه و من که هنوز کابوس خاکریزهایی را می‌بینم که در روایت فتح نشان می‌داد و خانواده‌های بی‌شوهر و فرزند. باید از جنگ نوشت به این امید که دیگرهیچ‌وقت این کشور دچار چنان روزهایی نشود. ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 09:29:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/254461/انتخاب-انزوا خانه لهستانی‌ها، خانه فراموش‌شدگان http://www.ibna.ir/fa/doc/note/250386/خانه-لهستانی-ها-فراموش-شدگان خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،بهاره ارشد ریاحی- رمان «خانه لهستانی‌ها» درباره اهالی یک خانه بازمانده از جنگ جهانی دوم در ایران است که داستان عشق‌ها، امیدها، شکست‌ها و پیروزی‌های اهالی آن از زبان پسری نوجوان روایت می‌شود. به نظر می‌رسد مرجان شیرمحمدی بعد از تجربه ساخته شدن فیلم با اقتباس از داستان‌هایش («دیشب باباتو دیدم آیدا» به کارگردانی رسول صدرعاملی با اقتباس از یکی از داستان‌های کوتاهش با نام «بابای نورا» و فیلم «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» با اقتباس از رمان او با همین نام به کارگردانی همسرش (بهروز افخمی) تجسم تصویری فضاها و پتانسیل تبدیل داستان به فیلم را هنگام نوشتن «خانه لهستانی‌ها» در ذهن داشته، در نتیجه این رمان اثری تصویری، عینی و قصه‌گو است. ریتم روایت با وجود داشتن اوج و فرودهایی متناسب با بحران‌های کوچک و بزرگ، در حد قابل قبولی حفظ شده و نویسنده سعی کرده با ایجاد گره‌هایی مانند زنده بودن یا مرگ جلال و راز فریدون تعلیق را تا پایان داستان حفظ کرده و مخاطب را همراه خود نگه دارد. رمان «خانه لهستانی‌ها» از نظرگاه پسری نوجوان از طبقه متوسط رو به پایین جامعه روایت می‌شود که در بعضی قسمت‌ها از مرزهای منطقی ذهن و زبان خودش عبور کرده و روایت را دچار لکنت می‌کند. لزوم انتخاب راوی نوجوان برای روایت رمان نامشخص است. مشاهده حوادث و شخصیت‌ها از دیدگاه یک نوجوان در صورتی توجیه دارد که نویسنده بخواهد همذات‌پنداری مخاطب همسن و سال با راوی را جلب کند و نگاه راوی را با گروه مخاطبین رمانش در یک سطح قرار دهد یا از حالات و رفتارهای مرحله بلوغ در شخصیت راوی در پیشبرد روایت استفاده کند؛ در صورتی که راوی نوجوان این رمان فقط نظاره‌گر و روایت‌گر است و تاثیر پررنگی در ایجاد تغییر، گره‌افکنی یا گره‌گشایی ندارد. او در بیشتر موقعیت‌ها خنثی و بدون عمل می‌ماند و تصمیمات او در مسیر اصلی روایت به چشم نمی‌آیند. تاثیر او در داستان در حد ماجراجویی‌های نوجوانی است؛ به عنوان مثال پیشنهاد به خواهر فریدون برای تظاهر به جنون برای فرار از ازدواج زودهنگامش. از طرف دیگر تغییر بزرگی در شخصیت راوی نمی‌بینیم؛ به عنوان نوجوانی در پرتلاطم‌ترین دوره گذار از کودکی به بزرگسالی که زندگی خانواده‌اش در معرض تغییرات بزرگی قرار گرفته است. شیرمحمدی همچنین در انتخاب پلاتی با چند شخصیت اصلی چالشی خودخواسته را برای معرفی و شناخت این کاراکترها در حجم محدود  209 صفحه‌ای آغاز می‌کند که با نامشخص ماندن نقش و اهمیت اکثر این شخصیت‌ها ناقص می‌ماند. منطق درجه‌بندی اهمیت شخصیت‌های این رمان برای ما مجهول می‌ماند. به عنوان مثال تا پایان رمان منتظریم حضور پررنگ‌تری از شخصیت‌هایی مانند مادر راوی، مادام و پدر فریدون داشته باشیم که با شناخت عمیق‌تر آنها بتوانیم سرنوشت آنها و شخصیت‌های دیگر را در ذهنمان پیش‌بینی کنیم. از آن‌جایی‌ که «خانه لهستانی‌ها» قصه خانه‌ای پرجمعیت با خانواده‌های مختلف و روابط بین آن‌هاست، می‌توانیم پررنگ‌ترین شخصیت این رمان را همین خانه قدیمی با پیشینه تاریخی و بازمانده‌اش مادام در نظر بگیریم که در این صورت تمام شخصیت‌ها در سایه‌ این خانه اهمیت پیدا می‌کنند. به همین خاطر انتظار ما به عنوان مخاطب، داستان‌های کوتاه به هم پیوسته‌ای در قالب فصول رمان درباره وقایع غیرمنتظره و واکاوی روابط این همسایه‌ها با محوریت این خانه است. نام این رمان «خانه لهستانی‌ها» است و همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد این خانه نقشی فراتر از بستر وقوع حوادث دارد و به مثابه شخصیت اصلی است. در این صورت سفر راوی، مادرش، خاله و مادام به بندر پهلوی توجیه روایی پیدا نمی‌کند. شاید نویسنده برای ایجاد تنوع در فضای داستان این سفر را در جریان روایت اصلی قرار داده است ولی در طول این سفر بحران جدیدی ایجاد نمی‌شود و گره‌افکنی قابل توجهی هم دیده نمی‌شود. حوادث کوچکی که در طی سفر رخ می‌دهند (مثل استراق سمع راوی زمانی که مادرش با دوستش راحله درباره امکان ازدواج مجدد خود صحبت می‌کند) وابسته به مکان وقوعشان نیستند و به راحتی در خانه لهستانی‌ها نیز می‌توانند اتفاق بیفتند. به همین علت خانه از مرکز توجه و قدرت نمادینی که می‌توانست به عنوان یک مکان با پیشینه تاریخی ارزشمند داشته باشد خارج ‌می‌شود.   ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 08:50:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/250386/خانه-لهستانی-ها-فراموش-شدگان تاثیرات کتابگردی در سنین پایین بیشتر است/ حضور کتاب از حضور نویسنده مهم‌تر است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/254502/تاثیرات-کتابگردی-سنین-پایین-بیشتر-حضور-کتاب-نویسنده-مهم-تر ابوتراب خسروی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران‌ (ایبنا)، درباره تاثیر پاتوق‌های ادبی بر افزایش آمار مطالعه و تشویق مردم به خرید بیشتر کتاب گفت: این مراکز به نوعی باعث نشر کتاب و درواقع یک نوع بسترسازی برای ایجاد جریان فرهنگ کتاب‌خوانی در کشور محسوب می‌شود. برای اینکه جامعه فرهیخته‌ای داشته باشیم، نیاز است تا جامعه با ماهیت هنر آشنا شود. این پاتوق‌ها جایی است که گفت‌وگو شکل می‌گیرد، بحث می‌شود و در نهایت فرهنگ‌سازی می‌شود. این محفل‌ها باعث رونق تمام زمینه‌های هنر مانند شعر، موسیقی، تئاتر، عکس و ادبیات می‌شود. در کافه کتاب‌ها و به اصطلاح پاتوق‌های ادبی، ادبیات به جریان تبدیل می‌شود و این مراکز به تداوم این جریان کمک شایانی می‌کنند و باعث می‌شوند تا ادبیات دچار رکود نشود. این مراکز باعث بسط و گسترش فرهنگ می‌شوند و در حقیقت به مثابه ابزاری فرهنگی برای توسعه هنر عمل می‌کنند. به عنوان مثال وقتی یک نقاش آثار خود را در یک گالری به نمایش عموم می‌گذارد، به نوعی مخاطب را تربیت می‌کند به چگونه دیدن و این بده بستان‌های فرهنگی باعث بالا بردن سطح فکر جامعه می‌شود. نویسنده باید تمام هنرش را در اثر پیاده کند نویسنده "ملکان عذاب" درباره ارتباط مستقیم نویسندگان با مخاطب و تاثیر آن بر افزایش کتاب‌خوانی عنوان کرد: حضور کتاب از حضور نویسنده مهم‌تر است. کتاب باید به راحتی در دسترس خواننده قرار بگیرد. نویسنده قبل از نویسنده بودن یک انسان عادی با خصوصیات معمول هر بشری است و معرف اصلی هر نویسنده، آثارش است. نویسنده مثل ماه است و از دور می درخشد و به نظر من باید تمام هنرش را در اثرش پیاده کند. به نظرم حضور نویسنده در برقراری ارتباط هر چه بیشتر مخاطب با اثر می‌تواند تاثیرگذار باشد. مخاطب می‌تواند در دیدار با نویسنده به پاسخ بخشی از پرسش‌های خود درباره اثر دست پیدا کند. نویسنده "اسفار کاتبان" درباره فواید دیگر دیدار نویسندگان با مخاطب اظهار کرد: نویسندگان مبدع اندیشه و تفکر هستند و بایستی در جامعه مورد احترام واقع شوند. این برنامه‌ها به نوعی ارزش‌گذاری بر هویت نویسنده است و نویسنده به عنوان فردی که می‌تواند یک الگوی فرهنگی برای جامعه به خصوص جوانان باشد، معرفی می‌شود. برای داشتن یک جامعه فرهیخته باید افراد فرهیخته و صاحب اندیشه را الگو قرار داد. پاتوق‌های ادبی از ضروریات یک جامعه فرهیخته است برگزیده هفتمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد درباره وضعیت فرهنگی شهر شیراز و پاتوق‌های ادبی این شهر گفت: شیراز پاتوق‌های فرهنگی فراوانی دارد. من به شخصه بارها به موسسه "پیرسوک" رفته‌ام و در برخی از این نشست‌ها شرکت داشته‌ام. این موسسه و موسسه‌های مشابه نشست‌های شعرخوانی، داستان‌خوانی، کلاس‌های فلسفه و مباحث شاهنامه‌خوانی و نظیر آن برگزار می‌کنند و به نظر من می‌توانند نقش عمده‌ای در اشاعه فرهنگ داشته باشند. وجود چنین محافلی که تمرکز آن ادبیات است، از ضروریات یک جامعه فرهیخته است و با توسعه این مراکز در شهرهای مختلف می‌توان سطح فرهنگ را به نحو شایسته‌ای بالا برد. نقص سیستم آموزشی باعث تیراژ پایین کتاب شده است ابوتراب خسروی اختصاص یک روز خاص را به کتاب‌گردی در کنار فعالیت‌های زیرساختی دیگری تاثیرگذار دانست و گفت: به اعتقاد من تاثیر این فعالیت‌ها در سنین پایین‌تر بیشتر است. این گونه فعالیت‌ها باید سنین دبستان و حداکثر دبیرستان را مورد هدف قرار دهد تا به هدف اصلی خود که افزایش میزان مطالعه در کشور است، برسد. سوء‌مدیریت در مراکز فرهنگی و نهادهای آموزشی کشور در پایین بودن میزان مطالعه در کشور بی‌تاثیر نیست. نقص سیستم آموزشی است که باعث تیراژ پایین کتاب شده است و صرفا تخصیص یک روز خاص به کتاب‌ و کتاب‌خوانی نمی‌تواند تاثیر ویژه‌ای بر این روند نزولی بگذارد. تربیت یک کتاب‌خوان باید هم‌زمان با تربیت دانش‌آموز صورت بگیرد. وقتی بتوانیم خواننده و مخاطب فرهنگ تربیت کنیم، آن موقع می‌توانیم ادعا کنیم که گامی در جهت ارتقای فرهنگ کتاب‌خوانی برداشته‌ایم.   ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 08:07:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/254502/تاثیرات-کتابگردی-سنین-پایین-بیشتر-حضور-کتاب-نویسنده-مهم-تر سهیلا صلاحی‌مقدم از تاثیر سنایی بر اقبال لاهوری می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254524/سهیلا-صلاحی-مقدم-تاثیر-سنایی-اقبال-لاهوری-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ششمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهای سنایی با موضوع تاثیر سنایی بر اقبال لاهوری در شهر کتاب بهشتی برگزار می‌شود. سنایی بدون ‌شک یکی از پیشگامان غزل فارسی است. او در غزل، ابداعات و نوآوری‌هایی داشته است که در شعر شاعران پس از او به کمال و بالندگی رسیده است. اقبال لاهوری، متفکر، سیاستمدار، ادیب و شاعر فارسی‌گوی شبه قاره در اشعار فارسی و اردوی‌اش متاثر از شاعرانی چون سنایی، سعدی، حافظ و مولانا بوده و در برخی اشعارش ابیاتی از آنان را تضمین و اقتفا کرده است. وی در سرودن "جاویدنامه" از سنایی تاثیر پذیرفته است. ششمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ی سنایی در روز چهارشنبه اول آذر ساعت ۱۶:۳۰ به بررسی «تاثیر سنایی بر اقبال لاهوری» اختصاص دارد که با سخنرانی دکتر سهیلا صلاحی‌مقدم، عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا، در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود.   ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 07:25:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254524/سهیلا-صلاحی-مقدم-تاثیر-سنایی-اقبال-لاهوری-می-گوید منیژه آرمین دبیرعلمی دهمین جشنواره داستان انقلاب شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254517/منیژه-آرمین-دبیرعلمی-دهمین-جشنواره-داستان-انقلاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی سپهر سوره هنر؛ در متن این حکم آمده است: " نظر به شایستگی های ممتاز ادبی و تجربه های ارزشمند هنری و فرهنگی سرکار عالی، به موجب این حکم به عنوان دبیر علمی دهمین جشنواره داستان انقلاب منصوب می شوید. انقلاب اسلامی ایران تنها یک اتفاق اجتماعی و یک پدیده سیاسی یا تاریخی نیست. این حماسه عظیم، شجره طیبه ای است که به فضل خدای متعال و به برکت ایثار و جان فشانی شهیدان و در سایه رشادت و پایمردی دلیرمردان این سرزمین خلق و حفظ شده است. دستاوردی باشکوه که با خود موجی از آرمان های بلند و ارزش های معنوی را به همراه داشته و دارد. آرمان هایی که هنرمندان این سرزمین با اعتقاد به آن ها به روایت و آینه داری آن پرداخته اند. در این میان بسیاری از آفاق ادبیات داستانی امروز هم سرشار از جلوه‌های همان آرمانخواهی و حق طلبی اس؛ آثار ارزشمندی که به نوعی تبیین هنری گفتمان انقلاب اسلامی کوشیده اند. جشنواره داستان انقلاب با نگاه خلاق نویسندگان متعهد، روایتی باورمندانه از دیروز تا فردای ملتی است که پرچم استقلال و آزادی خود را علی رغم دسیسه های پیدا و پنهان دشمنان بر بام دنیا برافراشته است. ان شاء الله این جشنواره که با اهدای جایزه مرحوم امیرحسین فردی همراه است، در دهمین منزل نیز با داوری دقیق مبتنی بر اهداف و سیاست های تعیین شده، بتواند در عرصه ادبیات انقلاب گامی موثر بردارد. " گفتنی است منیژه آرمین  متولد سال ۱۳۲۴ در تهران و  داستان‌نویس و روان‌شناس ایرانی است که به پیکره‌سازی و سفال‌گری نیز اشتغال دارد.  او کارشناس ارشد مشاوره تحصیلی از دانشگاه تربیت معلم، کارشناس روانشناسی از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، کارشناس رشته مجسمه‌سازی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. کتاب های «کیمیاگران نقش»، «ای کاش گل سرخ نبود»، «بوی خاک»، «شب و قلندر»، «شباویز»، «سرود اروند رود» و «سال ۱۶» از مجموعه تالیفات این نویسنده است. دهمین جشنواره داستان انقلاب همزمان با هفته هنر انقلاب فروردین ۹۷ در حوزه‌هنری برگزار می شود.   ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 06:51:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254517/منیژه-آرمین-دبیرعلمی-دهمین-جشنواره-داستان-انقلاب خاطرات منتشر نشده محمدعلی فروغی در شماره جدید مجله بخارا http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254514/خاطرات-منتشر-نشده-محمدعلی-فروغی-شماره-جدید-مجله-بخارا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)شماره جدید مجله بخارا (با 640 صفحه) با تصویر محمدعلی فروغی روی جلد، حاوی بخش ویژه محمدعلی فروغی به همراه بخشی از خاطرات منتشر نشده وی است. این شماره مجله بخارا شامل بخش‌های زیر است: از ادب پارسی سعدی، شاعری اندیشه‌ور  با اظهارنظرهایی از: دکتر محمدرضا شفیعی‌کدکنی، احمد بهمنیار، دکتر اسماعیل حاکمی، بهاءالدین خرمشاهی، دکتر عبدالحسین زرین‌کوب، دکتر ذبیح‌الله صفا، محمدعلی فروغی، هانری ماسه و دکتر غلامحسین یوسفی از دست جورِ زبان‌ها/ سعدی  شعری منتشرنشده از ه‍ . ا. سایه آخرین دیدار از خانه/ ه‍ . ا. سایه  فلسفه ابن سینا و تفاسیر قرآنی/ سیدمصطفی محققداماد  نقد ادبی شاعر و حضور او در شعر خود/ محمدعلی موحد  زبان شناسی جامعه‌شناسی زبان (بخش نخست)/ محمدرضا باطنی  ادبیات فارسی تغییر جایگاه شاعران در تاریخ ادبیات (بخش سوم)/ مسعود جعفری جزی  اندیشه «آسیا در برابر غرب»، پس از چهل سال/ دریا اورس     نشر و تمدن نشر و تمدن (7) ـ تحوّلات در نشر/ عبدالحسین آذرنگ  یادنامه محمدعلی فروغی سالشمار زندگی و فهرست تألیفات محمدعلی‌فروغی/ محمد افشین‌وفایی و پژمان فیروزبخش  درباره خاطرات منتشرنشدة «جامع حکمت و ادب مشرق و مغرب» محمدعلی فروغی/ محمد افشین‌وفایی و پژمان فیروزبخش  فروغی و سیدجمال‌الدین اسدآبادی/ محمد افشین‌وفایی و پژمان فیروزبخش  محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)/ مجتبی مینوی  طرز کار فروغی در ادارة امور دولت/ عیسی صدیق  محمدعلی فروغی/ قاسم غنی  میرزا محمدعلی خان ذکاءالملک/ ابراهیم خواجه‌نوری  آنچه من از مرحوم فروغی به یاد دارم/ علی هاشمی حائری  محمدعلی فروغی، یک مرد بزرگ/ سعید نفیسی  داستان دوستان/ حبیب یغمایی  «جمله معترضه» در سخنان فروغی/ ابراهیم صفایی  فروغی، تقی‌زاده، علی‌اصغر حکمت/ غلامعلی رعدی آذرخشی  آغاز کار محمدرضا پهلوی/ علی دشتی  محمدعلی فروغی، فصلی تازه در ترجمه/ عبدالحسین آذرنگ  فروغی و بیات تهران/ مهدی فیروزیان  خطابة دفاعیة سقراط/ محمدعلی فروغی    قلم‌رنجه  (40) - تمرین بدخطی/ بهاءالدین خرمشاهی  یادداشت‌های فیس‌بوکی (8)/ نصرالله پورجوادی    آویزه‌ها  (41)/ میلاد عظیمی  سایه‌سار (1)/ سایه اقتصادی‌نیا  تاریخ معاصر خلیج فارس/ بهرام گرامی  ایران و چین وضعیت و ضرورت تبادل فرهنگی چین و ایران/ یو گویلی  خاطرهای از جنس ابریشم/ یو گویلی   در حواشی کتاب در ایران (11)/ محمود آموزگار  از چشمه خورشید (45)/ هاشم رجب‌زاده  یادنامه بزرگ نادرزاد گزارش شب بزرگ نادرزاد/ ترانه مسکوب  سوگنامه‌ای برای نادرزاد/ داریوش شایگان  بزرگی در ذاتش بود/ ژاله آموزگار  از نسل فروغی و مهدوی/ جواد طباطبایی  ساختارشناسی بدن مستعار/ آرزو مختاریان  یادداشت‌ها (7)/ محمد ترکمان  خِردنامه (2)/ مهدی سالاری‌نسب  یادداشت‌های یک کتابدار (17)/ یزدان منصوریان  دیدار و گفت‌وگو با نیکو ندیم گزارش جلسه دیدار و گفت‌وگو با نیکو ندیم/ پریسا احدیان  راه درازی را پیموده/ سیمین ندیم  توانا کردن طبیعت برای همدلی با انسان/ حورا یاوری  فغان بسیار ملایم/ فریدون مجلسی  برای نیکو ندیم و شعرهایش/ ناهید کبیری  بررسی داستان امروز بررسی داستان امروز (2): منیرالدین بیروتی  یادنامه علیقلی ضیایی گزارش شب علیقلی ضیایی/ فرناز تبریزی  با اخلاق، مهربان، مؤدب و فوق‌العاده فروتن/ ایرج کلانتری  مثل یک دریا گسترده و آرام/ امیرهوشنگ اردلان  تا وقتی که زنده‌ایم در ذهن و خاطرمان هست/ فرامرز پارسی  خوشوقتم که او در کشور ما می‌زیسته/ مهرداد اسکویی  با ادعا بی‌گانه بود/ رضا قوی‌فکر  با هنر میتوان باقی ماند/ افشین شاهرودی  پیوند صادقانه خلق و خوی نیک با دستاوردهای هنری/ حمید کرامتی  پرتره‌های او انتقال احساس ناب است/ ژیلا نوروزی  گزارش شب نخستین سالگرد خاموشی علیقلی ضیایی/ آیدین پورخامنه    آلبوم بخشی از آثار عکاسی علیقلی ضیایی پرتره‌ها  خرمشهر  گزارش گزارش تلگرامی سفر به فرانکفورت و دیدار از نمایشگاه جهانی کتاب/ علی دهباشی  معرفی کتاب زمزمه‌ای دلنشین در حاشیه کویر/ عبدالله کوثری  ترجمة فارسی «پنج اقلیم حضور»/ ترانه مسکوب  بازخوانی یک کتاب/ علیرضا شمالی  یکصد و ده نامه از دو سیمین/ مریم اسدزاده  افسوس برای نرگس‌های افغان/ امیر هاشمی مقدم  خطاهای نویسندگی و تجربیات نویسندگی/ شهاب دهباشی ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 06:46:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254514/خاطرات-منتشر-نشده-محمدعلی-فروغی-شماره-جدید-مجله-بخارا نقدوبررسی "سه‌گانه گذرگاه" در شهرکتاب بهشتی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254512/نقدوبررسی-سه-گانه-گذرگاه-شهرکتاب-بهشتی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هم‌زمان با روز کتابگردی، جلسه‌ی نقد و بررسی "سه‌گانه‌ی گذرگاه" اثر جاستین کرونین را با حضور محمدحسن شهسواری و محمد جوادی برگزار می‌شود. «گذرگاه» داستان 10 سال آینده را روایت می‌كند كه در آن زمان، ارتش ایالات متحده‌ی آمریكا با تزریق نوعی ویروس ناشناخته به محكومان به مرگ در زندان‌ها، آن‌ها را موش آزمایشگاهی خود قرار می‌دهد. این ویروس‌ یک قدرت بالقوه برای درمان سربازان صدمه‌دیده در جنگ است و پس از ورود به بدن افراد، آن‌ها را به موجوداتی فوق بشری و خون‌آشام تبدیل می‌كند كه این موجودات پس از آن، آمریكا را به كشوری فاجعه‌زده و مصیبت‌بار تبدیل می‌كنند. سه‌گانه‌ گذرگاه (با نام‌های گذرگاه، دوازده و شهر آینه‌ها)،  نوشته جاستین کرونین است. این مجموعه مانند بیشتر رمان‌هایی از این دست از تأثیرات ژانرهای وحشت، علمی‌تخیلی و فانتزی بهره برده است. علاقه‌مندان به حضور در این جلسه می‌توانند در روز پنج‌شنبه، دوم آذر از ساعت ۱۶:۳۰ به فروشگاه شهر کتاب بهشتی واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم مراجعه کنند و برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره‌های ۸۸۵۵۳۹۸۹ تماس بگیرند.       ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 06:29:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254512/نقدوبررسی-سه-گانه-گذرگاه-شهرکتاب-بهشتی جایزه جلال نمونه‌ای از کاهش تصدیگری دولت است/ ارسال بیش از 1500 اثر به دبیرخانه جایزه http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/254505/جایزه-جلال-نمونه-ای-کاهش-تصدیگری-دولت-ارسال-بیش-1500-اثر-دبیرخانه شهریار عباسی، دبیر علمی دهمین دوره جایزه جلال آل‌احمد در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: جایزه جلال را جایزه‌ای صرفا دولتی نمی‌دانم مخصوصا در دوره‌های اخیر که در دولت تدبیر و امید برگزار شده است. با نگاهی به داوران و هیأت علمی جایزه در دوره‌های اخیر می‌بینیم افرادی در آن حضور دارند که دارای شناسنامه کاری شناخته شده و مستقلی بوده و تحت نفوذ دولت نیستند و در دوره‌های اخیر جایزه جلال فقط از حمایت مالی دولت برخوردار بوده است مانند برخی جوایز مهم ادبی که در کشورهای دیگر برگزار می‌شود.   این نویسنده ادامه داد: امسال نیز در این دوره از جایزه جلال تلاش می‌کنیم کار سالمی را انجام دهیم و بهترین‌ آثار انتخاب شوند به طوری که به غیر از سوگیری‌های فنی مسایل دیگری در انتخاب‌ها دخیل نباشند.   وی درباره نظرش نسبت به جوایز دولتی نیز گفت: متاسفانه گاهی در صحبت با رسانه‌ها مطالبی منتشر می‌شود که کاملا دقیق نیست و با منظور شخص متفاوت است. باید در نظر داشت که همیشه خود دولت به ویژه دولت تدبیر و امید نظرش این بوده که تصدی‌گری‌اش در امور را کاهش دهد و آنها را به بخش خصوصی واگذار کند. همچنین رئیس‌جمهور نیز همیشه تاکید کرده دولت مسایل فرهنگی را کم‌کم به بخش خصوصی بسپارد. خود ما هم به عنوان نویسنده و فعال فرهنگی همیشه ایده‌آلمان همین بوده است که تصدی‌گری دولت کاهش یافته و اداره امور به بخش خصوصی واگذار شود. به نظر من جایزه جلال مخصوصا در چند دوره اخیر را نمی‌توان جایزه‌ای دولتی دانست و نمونه‌ای از کاهش تصدیگری دولت و تلاش برای واگذاری آن به بخش خصوصی است و این مساله با نگاهی به هیات علمی و هیات داوران دوره‌های اخیر کاملا مشخص است.   عباسی درباره تعداد آثار ارسالی به دبیرخانه جایزه جلال نیز توضیح داد: تلاش شده است از طریق فراخوان، لیست خانه‌کتاب و ارسال نامه به ناشران ادبیات داستانی همه آثاری که در این زمینه منتشر شده است شناسایی و لحاظ شوند. بر این اساس طی فراخوان تعدادی از آثار از سوی اشخاص و تعدادی از سوی ناشران ارسال شد. همچنین آثاری هم از طریق لیست خانه‌کتاب شناسایی و خریداری شدند. طی نامه‌ای به ناشران ادبیات داستانی هم خواسته شد آثارشان را به دبیرخانه ارسال کنند.   وی افزود: بر این اساس بیش از هزار و 500 اثر در قالب 4 رشته به دبیرخانه رسیده است که شامل حدود 500 رمان، حدود 400 مجموعه داستان کوتاه، حدود 300 اثر در حوزه مستند و بیش از 330 نقد ادبی هستند و فکر می‌کنم با توجه به تعداد آثار رسیده، اثری از قلم نیفتاده باشد.   دبیر علمی جایزه جلال گفت: این آثار تقسیم‌بندی شده و در قفسه‌های مختلف جای داده شده‌اند و به زودی برای هر بخش سه داور از سوی هیات علمی جایزه مشخص خواهد شد.   ]]> ادبیات Tue, 21 Nov 2017 05:42:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/254505/جایزه-جلال-نمونه-ای-کاهش-تصدیگری-دولت-ارسال-بیش-1500-اثر-دبیرخانه رونمایی از «عصب‌کشی» و «بارون‌ساز» دوکتاب جدید نشر چشمه http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254503/رونمایی-عصب-کشی-بارون-ساز-دوکتاب-جدید-نشر-چشمه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مراسم رونمایی از دو کتاب جدید نشر چشمه روز چهارشنبه برگزار می‌شود. در این مراسم قرار است «عصب‌کشی» نوشته محمدهاشم اکبریانی و «بارون‌ساز» نوشته علی‌رضا محمودی ایرانمهر رونمایی شود. محمدهاشم اکبریانی نویسنده و روزنامه‌نگار است که تاکنون کتاب‌های «کاش به کوچه نمی‌رسیدم»، «هذیان» و «باید بروم» با قلم او منتشر شده است. همچنین علی‌رضا محمودی‌ایرانمهر نیز منتقد، داستان‌نویس و فیلمنامه‌نویس است که داستان‌های «ابر صورتی»، «سفر با گردباد» و... پیش از این از این نویسنده منتشر شده است.  این مراسم روز چهارشنبه 1آذر ساعت 18تا20 در نشر چشمه کورش واقع در مجتمع کورش برگزار می‌شود. ]]> ادبیات Mon, 20 Nov 2017 13:36:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254503/رونمایی-عصب-کشی-بارون-ساز-دوکتاب-جدید-نشر-چشمه مدیر عامل انتشارات مدرسه ضایعه زلزله غرب کشور را تسلیت گفت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/254501/مدیر-عامل-انتشارات-مدرسه-ضایعه-زلزله-غرب-کشور-تسلیت-گفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی انتشارات مدرسه؛ مدیر عامل انتشارات مدرسه ضایعه زلزله غرب کشور را به مدیر کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه تسلیت گفت. شاه آبادی نوشت:  برادر ارجمند جناب آقای سلیمان محبی  مدیرکل محترم آموزش و پرورش استان کرمانشاه سلام عليكم با احترام، ضایعه جان باختن هموطنان عزیزمان در استان کرمانشاه در حادثه زلزله اخیر، روح و روان را، جریحه دار نموده و به درد آورده است. اینجانب، این ضایعه دردناک را به هموطنان استان کرمانشاه و فرهنگیان عزیزی که دچار مصیبت شده‌اند، صمیمانه تسلیت و تعزیت عرض نموده و از خداوند متعال می‌خواهم که این محنت و رنج را مایه‌ جلب رحمت و فضل خود قرار دهد و بر صبر و پایداری این عزیزان بیفزاید. بی تردید مردم قهرمان استان کرمانشاه که تجربه ارزشمند  دوران دفاع مقدس را در کارنامه خود دارند، دوشادوش یکدیگر و با همدلی و همبستگی، این روزهای دشوار را با سربلندی پشت سر خواهند گذاشت. مؤسسه فرهنگی مدرسه برهان (انتشارات مدرسه) یاری‌رسانی به دانش‌آموزان و فرهنگیان عزیز حادثه‌دیده در استان را بر خود فرض می‌داند و به این وسیله مراتب آمادگی خود را جهت  ارائه خدمات فرهنگی به ویژه در حوزه تأمین کتاب و... برای این عزیزان اعلام می‌دارد.  خواهشمند است دستور فرمایید در این خصوص اولویت‌های استان اعلام گردد تا در خصوص پاسخگویی‌ به بخشی از این نیازها، مساعی لازم توسط این مؤسسه به‌کار گرفته شود.  توفيقات روز افزونتان را از درگاه ايزد منان خواهانم.  حمیدرضا شاه‌آبادی، مدیرعامل انتشارات مدرسه   ]]> ادبیات Mon, 20 Nov 2017 13:11:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/254501/مدیر-عامل-انتشارات-مدرسه-ضایعه-زلزله-غرب-کشور-تسلیت-گفت فراخوان اولین دوره جشنواره نقد داستان حیرت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/254320/فراخوان-اولین-دوره-جشنواره-نقد-داستان-حیرت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بر اساس خبر دریافتی انجمن داستان "حیرت" با همکاری نشریه‌ی "داستان شیراز"  جشنواره نقد داستان برگزار می‌کند. این جشنواره ویژه نقد داستان کوتاه است و در دو بخش آزاد و ویژه برگزار خواهد شد. شرایط شرکت در جشنواره بدین شرح است: جشنواره، ویژه‌ی نقد داستان کوتاه است و نقد رمان یا مجموعه داستان، پذیرفته نخواهد شد. داستان کوتاه نقد شده، باید اثر نویسندگان فارسی زبان باشد. نقد داستان‌‌های منتشر نشده، بلامانع است. در این صورت، متن کامل داستان پیوست شود. شرکت در جشنواره محدودیت سنّی ندارد. محدودیت حجم برای آثار ارسالی وجود ندارد. هر منتقد حداکثر با 2 اثر می­­‌تواند در جشنواره شرکت کند. جشنواره در دو بخش آزاد و ویژه برگزار می‌شود. در بخش ویژه، منتقد باید یکی از داستان‌های برگزیده سه دوره قبل “جشنواره داستان کوتاه خلاقانه سال(حیرت)” را نقد کند. (داستان­‌های برگزیده در مجلات سالانه رسمی حیرت منتشر شده و لینک دسترسی به آن‌ها در انتهای فراخوان درج شده است). هدف اصلی جشنواره، شناسایی و معرفی منتقدین خلاق است و در سیاست‌گذاری، تصمیم‌گیری و اجرا، کاملاً مستقل بوده و صرفاً از کمک‌های دلسوزان فرهنگی، نهادهای دولتی و غیر دولتی، به عنوان حامیِ مالی استفاده می‌کند. (دبیرخانه جشنواره از هرگونه مشارکت دلسوزان فرهنگی استقبال می‌کند). مهلت ارسال آثار از ابتدای آذرماه 1396 تا پایان فروردین ماه 1397 و اعلام نتایج مرحله‌ی نخست داوری و معرفی آثار راه‌یافته به مرحله‌ی نیمه‌نهایی نیمه‌ دوم تیر ماه 1397 است. اعلام نتایج نهایی و معرفی 10 نقد برتر نیمه دوم شهریور ماه 1397 خواهد بود و 5 نقد برتر در هر دو بخش آزاد و ویژه معرفی و تقدیر خواهند شد. هر اثر باید در فایلی جداگانه و در قالب ورد ارسال گردد. هیچ محدودیتی در فونت آثار و شکل صفحات و نوشتار وجود ندارد. در انتهای هر اثر و در صفحه‌ای مجزّا عنوان نقد، مشخصات داستانی که نقد شده (شامل نام داستان، نام نویسنده و در صورت انتشار، عنوان کتاب، ناشر و سال نشر)، نام و نام خانوادگی، سال تولد،  آدرس دقیق پستی محل سکونت به همراه کدپستی، شماره تماس وآدرس پست الکترونیکی درج شود. شرکت‌کنندگان باید آثار خود را به آدرس پست الکترونیکی heyratfestival@gmail.com ارسال کنند. پس از دریافت آثار، حداکثر طی 48 ساعت، به آدرس الکترونیکی فرستنده، تأیدیه‌­ی دریافت اثر ارسال خواهد شد. به برترین نقد، تندیس جشنواره و لوح تقدیر و به نقدهای برتر لوح تقدیر اهدا خواهد شد. ده نقد برتر (در بخش آزاد و ویژه)، در دو نسخه کاغذی و الکترونیکی کتاب رسمی سالانه جشنواره حیرت، منتشر خواهند شد. همچنین، تمامی آثار برگزیده مرحله نیمه‌نهایی درمجله سراسری تخصصی "داستان شیراز" و در سایت جشنواره منتشر خواهند شد. علاقه‌مندان می‌توانند برای اطلاعات بیشتر با شماره‌های 09357682442 - 09177091970  تماس بگیرند.   ]]> ادبیات Mon, 20 Nov 2017 11:55:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/254320/فراخوان-اولین-دوره-جشنواره-نقد-داستان-حیرت مجموعه داستان فارسی - انگلیسی فرخنده حاجی‌زاده منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/254492/مجموعه-داستان-فارسی-انگلیسی-فرخنده-حاجی-زاده-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس خبر رسیده «آن یکی» مجموعه داستانی فارسی - انگلیسی از فرخنده حاجی‌زاده است که ترجمه انگلیسی داستان‌های آن را پریا لطیفی‌خواه زیر نظر محمدمهدی خرمی انجام داده و از سوی انتشارات ویستار با طرح جلدی از پیمان سلطانی به چاپ رسیده است. در معرفی این مجموعه داستان آمده است: «حاجی‌زاده در این اثر تجربه‌های تازه‌ای از مضمون، نحوه ارائه بیان و بهره‌مندی دقیق از زبان نشانه‌ها را با چندوجهی کردن داستان‌هایش شکل می‌دهد. او ارتباط رقت‌بار میان انسان‌ها را از طریق بیان عاطفه‌های لطمه‌خورده آن‌ها در جهان مکانیکی، با حذف نام، چهره و گاه جنسیت‌شان چنان رقم می‌زند که گویی نویسنده به کناری رفته تا متن در ذهن مخاطب، مفاهیم متعدد و متفاوتی را برانگیزاند. او که زیرکانه از طنزی نهفته در داستان‌های این مجموعه بهره می‌برد، با برجسته کردن اشیاء و قرینه‌های داستانی، با دایره‌ای بسته از عواطف بی‌سرانجام انسان‌هایی که سهمی در جهان آزاد ندارند، می‌خواهد بگوید عاشقان بی‌هویت می‌شوند تا با هویت عشق معنای تازه‌ای بسازند.» ]]> ادبیات Mon, 20 Nov 2017 11:43:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/254492/مجموعه-داستان-فارسی-انگلیسی-فرخنده-حاجی-زاده-منتشر نکوداشت سیروس پرهام در کتابخانه ملی فارس http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254480/نکوداشت-سیروس-پرهام-کتابخانه-ملی-فارس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم نکوداشت سیروس پرهام نویسنده و مترجم پیشکسوت کشورمان با همکاری دانشگاه حافظ شیراز و موسسه دانش‌نامه فارس در شیراز برگزار می‌شود. پرهام در زمرهٔ کسانی است که برای نخستین بار در ایران به شیوهٔ نقد ادبیِ غربی به این کار پرداخت. پرهام در ۱۳۳۳ کتاب «رئالیسم و ضدرئالیسم» را نوشت که پس از دو ماه نایاب شد. این کتاب به همراه «مکاتب ادبی»، نوشتهٔ رضا سید حسینی از نخستین آثار در نوع خود و مدت‌ها مرجع نویسندگان ایرانی بود. پرهام از نخستین ویراستاران ایرانی و اولین ویراستار موسسه انتشارات فرانکلین (علمی و فرهنگی امروز) است. وی در هنرشناسی نیز دستی دارد و مجموعهٔ ۱۵ جلدی «سیری در هنر ایران» نوشتهٔ آرتور آپهم پوپ و همسرش فیلیس اکرمن را مؤسسهٔ علمی و فرهنگی، به سرویراستاری او ترجمه و تهیه کرده است. در زمینهٔ ترجمه، جدای از مقالاتی که پرهام در مجلات گوناگون به چاپ رسانده، گزیده‌ای از اشعار والت ویتمن، شاعر ملی آمریکا، تحت عنوان «گزیدهٔ اشعار والت ویتمن» و «ای آن‌که مرا اکنون در دست داری» از او منتشر شده است. مهم‌ترین خدمت پرهام سازمان اسناد است. وی از بنیان‌گذاران این رشته در ایران و از ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۹ نیز رئیس سازمان اسناد ملی ایران بود. به منظور نکوداشت سیروس پرهام برنامه‌ای تحت عنوان "تاروپود عمر"  روز دوم آذر 1396 در ساعت 17:30 در مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس برگزار می‌شود.   ]]> ادبیات Mon, 20 Nov 2017 10:23:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254480/نکوداشت-سیروس-پرهام-کتابخانه-ملی-فارس "تو به اصفهان باز خواهی گشت" در ویژه‌برنامه اصفهان-لهستان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254470/اصفهان-باز-خواهی-گشت-ویژه-برنامه-لهستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در جریان جنگ جهانی دوم ایران یکی از مقاصد پناه‌جویان آواره لهستانی بود که برای عبور از ایران و اسکان در اردوگاه‌های آوارگان در فلسطین و افریقا وارد ایران می‌شدند و بعضا در همین جا اقامت می‌کردند. در سوم شهریور 1320  همراه با نیروهای کمکی لهستانی بیش از 150 هزار زن و کودک و سالمند آواره  وارد خاک کشور شدند. از ابتدای ورود به ایران، تعداد زیادی از مردان لهستانی به ارتش آزادی‌بخش لهستان پیوسته و ایران را ترک کردند اما جمع زیادی از غیرنظامیان نیز در اردوگاه‌هایی اقامت گزیدند که از سوی وزارت کشور در شهرهایی مثل تهران، اصفهان، و مشهد دایر شده بود. برخی از زنان لهستانی در ایران ماندگار شدند و زندگی جدیدی را آغاز کردند.   هم‌زمان با هفتادوپنجمین سالگرد ورود لهستانی‌ها به ایران، ویژه‌برنامه‌ای تحت عنوان "اصفهان-لهستان" برگزار می‌شود که بخشی از این همایش به برنامه "عصری با داستان" اختصاص دارد. در این نشست از کتاب "تو به اصفهان بازخواهی گشت" نوشته مصطفی انصافی رونمایی می‌شود. این رمان به ماجرای زندگی چند نسل از لهستانی‌ها و ایرانیانی که با آن‌ها در ارتباط بودند، می‌پردازد. رمان «تو به اصفهان بازخواهی گشت» به زندگی و گذشته بعضی از این آدم‌ها نظر دارد. برنامه عصری با داستان در روز چهارشنبه اول آذر 1396، ساعت 16 در موزه عصارخانه شاهی نقش جهان در اصفهان برگزار می‌شود و نویسندگانی چون علی خدایی در آن حضور خواهند داشت.       ]]> ادبیات Mon, 20 Nov 2017 08:52:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254470/اصفهان-باز-خواهی-گشت-ویژه-برنامه-لهستان داستان کوتاه هرگز از دور خارج نمی‌شود/ نو بودن باید از دغدغه‌های ما بیرون بزند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/254430/داستان-کوتاه-هرگز-دور-خارج-نمی-شود-نو-بودن-باید-دغدغه-های-بیرون-بزند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مائده مرتضوی: داستان کوتاه در سال‌های اخیر در ادبیات ما جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است و  شاهد آثار درخور توجه و شایسته‌ای هم از سوی برخی نویسندگان معاصر بوده‌‌ایم. با این حال به نظر می‌رسد با وجود اقبال نویسندگان جوان به داستان کوتاه، که نتیجه آن انتشار تعداد زیادی مجموعه داستان در سال است، این قالب آن‌طور که انتظار می‌رود در ایران به کمال نرسیده و همواره نسبت به رمان با ریزش قابل توجه مخاطب روبه‌رو بوده است. نویسندگان جوان معاصر بیشتر تمایل به فرم و تجربه‌گرایی دارند و قصه‌گویی کم‌رنگ تر شده است. این موضوع شاید به دلیل عوامل مختلفی مانند تاثیر ادبیات معاصرغرب و الگوبرداری مستقیم نویسندگان جوان از آن‌ها پیش آمده است. به همین منظور برای آسیب‌شناسی داستان کوتاه در ادبیات معاصر ایران با احمد آرام داستان‌‌نویسان معاصر است گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.    رسانه‌ی ملی ما هیچ ارزشی برای ادبیات معاصر قائل نیست با توجه به اینکه اقبال مردم به کتاب به خصوص کتاب‌های تالیفی بسیار پایین است و خواندن کتاب‌های حجیم هم در حوصله مخاطب امروز نمی‌گنجد، وضعیت داستان کوتاه و اقبال مخاطب را نسبت به این حوزه چگونه می‌بینید و به نظرتان داستان کوتاه در مقایسه با رمان چه جایگاهی دارد؟ ما در جامعه‌ای بسیار پیچیده به سر می‌بریم که این پیچیدگی وارد دنیای ادبیات و هنر نیز شده است؛ چه دنیای درونی و چه دنیای بیرونی. درواقع اقبال مردم به کتاب کم نشده، همین‌طور که شاهدیم رمان و داستان‌های کوتاه خارجی همچنان خواننده دارد، یک زمان این مسئله برعکس بود، اما در حال حاضر وزنه به نفع آثار ترجمه است. اگر بخواهیم ریشه‌یابی کنیم درواقع به نتیجه‌ی مطلوبی نخواهیم رسید چرا که با بازاری آشفته و اقتصادی پیچیده روبه‌رو می‌شویم. در این میان هیچ هماهنگی اصولی وجود ندارد تا بنشینیم ارزیابی کنیم که چرا به این بلا گرفتار آمده ایم، چرا خواندن داستان ایرانی کم‌رنگ شده است ؟ به نظر من می‌توان چند عامل را در این میان مقصر دانست؛ اول این که در رسانه‌ی ملی ما یعنی همین صدا و سیما ( البته وضعیت رادیو بهتر است) هیچ ارزشی برای ادبیات معاصر قائل نیستند، یعنی شما نمی‌توانید شاهد یک برنامه‌سازی دقیق و فارغ از رویکرد سیاسی باشید که به جدیدترین آثار ایرانی روی خوش نشان بدهند. در پیشرفته‌ترین کشورهای دنیا، پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیونی، برنامه نقدوبررسی کتاب‌های مطرح جهان است؛ چه در حیطه‌ی ادبیات و چه موضوعات دیگر . منتقدان صاحب‌نام  و زبردست، بدون حب، بغض و فارغ از فرهنگ‌ها و ایدئولوژی‌ها ،هرکتابی را به درستی  نقد می‌کنند و پیرامون آن بررسی‌های اصولی انجام می‌دهند ؛ آنها کاری ندارند که آن آدم نویسنده بنگلادشی یا افغانی یا آفریقایی است، می‌خواهند بدانند یک نویسنده، جهان اکنون را چگونه دیده است. هدف برنامه‌سازی آن‌ها  کشف استعدادهای تازه در جهان ادبیات است. همانطور که دیدیم فرانسوی ها جایزه کنکورد را به یک افغانی می‌دهند تا بگویند در آن جا دموکراسی ادبی پا برجاست و این مسئله هیچ ضربه‌ای به سیاست کلان آن کشور وارد نمی‌کند. متاسفانه صدا و سیمای ما با این مسئله غریبه است ، حال آن که می‌تواند در این راه قدم های مثمر ثمر بردارد ؛ آثار را معرفی کند تا باب گفت‌وگو با نویسندگان گشوده شود. معلوم است که عامه‌ی مردم می‌بینند و می‌شنوند و حتماً این رویکرد تأثیرگذار خواهد بود و یکی از مصائب دیگر در حوزه ادبیات معاصر جشنواره‌های ادبی و جایزه‌هایی است که کمتر در آن ها عدالت رعایت می‌شود، به این جهت که چیدمان داورها یک چیدمان اصولی نیست که سرانجام منتهی می‌گردد به سلیقه‌های آبکی . بعضی از این داورها خودشان را محق می‌دانند تا آثار نویسندگان گرانسنگ این مملکت را داوری کنند ، معلوم است در این میان به قلع و قمع آثار خوب می‌پردازند ،چون بینش داوری ندارند . ببینید امروز چه کسانی داوران مادام العمر چنین جشنواره‌هایی هستند ، اغلب آنها (به جز چند نفر) به این کار اشراف ندارند، زدوبندهای پشت پرده این جورجوایز ادبی را لوس کرده‌اند . خود من وقتی کتاب‌هایم کاندید می‌شدند تعجب می‌کردم و وقتی خوشبختانه در مرحله‌ی نهایی انتخاب نمی‌شدند از خوشحالی در پوست خودم نمی‌گنجیدم . واقعاً بعضی از داوری‌ها در شأن نویسندگان شناخته شده نیست . جوایز ادبی کم‌وبیش از دهه‌ی هفتاد آن‌چنان ضد ادبیات رفتار کرده‌اند که اغلب کتاب‌های ارزشمند را به سایه فرستاده‌اند و متوسط‌ها را بالا کشیده‌اند. مردم وقتی اعتماد خودشان را از دست بدهند ،در میان این هیاهوی پوچ، سردر گم می‌مانند که کدام کتاب خوب است و کدام ارزش خواندن ندارد، آن وقت چه اتفاقی می‌افتد ؛ این که ما زنجموره بزنیم که ادبیات ازدست رفت. آن‌ها فکر می‌کنند می‌توانند تاریخ را فریب بدهند . فردا همین تاریخ که زبان بگشاید به درستی درباره‌ی این اتفاقات ناخوشایند  قضاوت خواهد کرد.                            نوشتن یک داستان کوتاه سخت‌تر از ساختن یک فیلم بلند است  مسئله سوم ناشران کم‌تجربه ای هستند که می‌خواهند یک‌شبه باروبندیل‌شان را ببندند. استراتژی این آدم‌ها چیست ؟ : هیاهو به راه می‌اندازند که در حال حاضر داستان کوتاه بازار دارد و رمان‌ها را می‌زنند کنار . بعضی از نویسندگان ساده‌اندیش شروع می‌کنند در ژانر داستان کوتاه قلم زدن، هنوز ممیزی کتاب‌هایشان تمام نشده که این آقایان اعلام می‌کنند مردم خواهان رمان هستند . نویسنده بیچاره کسی است که به حرف این ناشران خُرده پای نوکیسه  توجه می‌کند ، آن وقت شما می‌خواهید که مردم در سبد خانواده یک چیزی را برای خرید کتاب کنار بگذارند؟ محال است. درسال 1337 شمارگان کتاب سه هزار جلد بود و امروز در سال 1396رسیده است به پانصد یا سیصد جلد. معلوم است دانایی تحلیل رفته است و مردم رغبتی به خواندن داستان ایرانی ندارند. اگر ملت ما این واقعیت را به گفته‌ی "ریچارد کرنی" درک کنند که غذا ما را زنده نگه می‌دارد ، اما داستان به زندگی‌مان ارزش می‌بخشد و به شرایط ما صبغه‌ای انسانی می‌دهد ، آن وقت میزان دانایی را می‌توان باورداشت که البته این یک خوش‌بینی ناگزیر است. اما در مقایسه‌ی داستان کوتاه و رمان ، داستان کوتاه یک ژانر مدرن است و به مراتب از نظر تکنیک و محدودیت  سهل الوصول نیست و بسیار دشوار و دور از دسترس است،  رمان هم سختی‌های خود را دارد . شما رمان را بدون محدودیت پیش می‌برید، اما داستان کوتاه در یک بن‌بست زاده می‌شود. معلوم است که محدودیت دارد و در این محدودیت چیزی خلق می‌شود که زیبایی‌شناسی خودش را حفظ کرده است. به گفته‌ی یکی از فیلمسازان وطنی نوشتن یک داستان کوتاه سخت‌تر از ساختن یک فیلم بلند است .   با توجه به گذشتن چند دهه از ورود داستان کوتاه به حوزه ادبیات ایران و روی‌آوردن برخی از نویسندگان به این حوزه و خلق آثاری به نسبت قابل تامل، وضعیت داستان کوتاه معاصر ایران نسبت به دهه‌های گذشته چگونه است ؟ شکوفایی داستان کوتاه ایران را در کدام دهه می‌دانید؟ بدون تردید هر زمانه‌ای می‌تواند تأثیر خودش را در زمینه ی ادبیات به جا بگذارد، اما بحث ما این است که در چه دوره‌ای داستان‌نویسان ما، خصوصاً در ژانر داستان کوتاه، درست‌تر نوشته‌اند. با این که در این دهه‌ی  اخیر نویسندگان خوبی داریم که آثار درخشانی خلق کرده‌اند، اما بگذارید به شما بگویم اوج داستان کوتاه در اواخر دهه‌ی سی و چهل بوده است. در آن دوره ترجمه‌های خوبی از آثار فاکنر، همینگوی، جان اشتین بک، ارسکین کالدول و ...  آغاز شده بود و خوشبختانه نتیجه داد. یعنی می‌توانم بگویم در ژانر داستان کوتاه چهره‌های خوبی درخشیدن گرفتند از جمله  احمد محمود، نسیم خاکسار، عدنان غریفی، مسجدی، پرویز مسجدی، ناصر تقوایی و... در این دوره رشد خوبی داشتند . بی تردید این نویسنده‌ها از آثار صادق هدایت، صادق چوبک، جمالزاده، بزرگ علوی و... شناخت خوبی به دست آورده بودند که توانستند درست تر از امروزی‌ها بنویسند و این نشان می‌دهد که آن‌ها به چند چیز توجه خاصی نشان دادند یکی تعهد اجتماعی و دیگر اشراف به ادبیات کهن . شما وقتی به آثار آن نویسندگان توجه می کنید درمی یابید که چقدر زبان در آثارشان مستحکم و با دوام است ، و این نتیجه‌ی درک بالا از زمانه‌ی خود داشتن است . دهه‌ی چهل به حق دهه‌ای بود که برای ما حکم یک رنسانسِ داستان کوتاه را داشت؛ چون همه چیز در این راستا به درستی شکل گرفت.   خمیرمایه ادبیات غرب از دل جامعه و جنگ‌هایشان بیرون آمده است داستان کوتاه در غرب به طور معمول وجه اشتراک زیادی از لحاظ درون‌مایه با موضوعاتی که در رمان پرداخت می‌شود، دارد. مضمون غالب داستان‌ها و رمان‌های ادبیات غرب دغدغه‌های انسان مدرن است. داستان کوتاه معاصر در ایران نسبت به غرب چه جایگاهی دارد و تا چه حد به لحاظ درون‌مایه با هم اشتراک دارند؟ بله، درست است . نویسندگان غربی همیشه دغدغه‌ی زمانه‌ی خود را داشته و دارند . رویدادها و رخدادهای سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی ، بعد از دو جنگ جهانی، شیوه‌هایی از تفکر نو را دامن زد . سبک‌هایی که پس از جنگ غالب شدند، برفضای فرهنگی و هنری اروپا و غرب ، بعدها  سبب جنبش‌های دیگری شدند. شما به دهه‌ی شصت میلادی توجه کنید ، چقدر جهان زشت و پلشت شده بود، از بمباران اتمی هیروشیما گرفته تا جنگ ویتنام و سقوط ارزش‌های انسانی و اختلافات طبقاتی ، همه و همه باعث جنبش‌هایی مثل هیپی‌گری،  تولد دوباره موسیقی جازسیاهان، استقرار سینمای موج نو و خاصه ظهور (رمان نو) و خیلی چیزهای دیگر شد. معلوم است عصیان در حوزه ادبیات و هنر به اوج خود رسیده بود . اگر دقت کنید در غرب چیزی به نام ادبیات ملی معنایی ندارد؛ نگرش‌ها جهانی شده است همانطور که ادبیات امریکای جنوبی و لاتین توانست با زبان بوم ، پهنای وسیعی از ادبیات غرب و اروپا را تسخیر کند . حتا گمانه‌زنی مارکس و انگلس هم بی‌جا نبود که اعلام کردند : یک جانبه‌گیِ ملی و تعصب ملی به طور روز افزون به امری محال تبدیل می‌شود ، و از دل ادبیات‌ گوناگون ملی و بومی ادبیاتی جهانی پدید می‌آید و امروز نتیجه داده است. اگر ریموند کارور، براتیگان، جان چیور، دن دلیلو و دیگران پرچم‌دار دردها و نابسامانی زندگی ماشینی شده‌اند، به این دلیل است که آن‌ها به عینه خطرهایی را که تهدیدشان کرده، دیده و حس کرده‌اند. به همین دلیل به ادبیاتی دست می‌یابند که خمیرمایه آن از دل جامعه و جنگ‌ها به دست آورده‌اند، همان‌طورکه تروریسم باعث خلق‌گونه‌ای از داستان‌ها و فیلم‌نامه‌‌های دهشتناک گردیده است. نسل جدید از نویسندگان غربی و اروپایی برای داستان کوتاه بسیار ارزش قائلند. از سویی ارزش‌های رمان را هم دست کم نمی‌گیرند. در آنجا همه چیز به درستی سرجای خود قرار دارد و هر ژانری کوشش دارد درون‌مایه آثار خود را مطابق با رخدادهای جهان تعریف کند . البته وضعیت داستان کوتاه در ایران به دلیل ذائقه ی بازار نمی‌تواند درون‌مایه‌های جهانی داشته باشد، به این دلیل که اغلب نویسندگان جوان وقتی می‌خواهند مدرن بنویسند فکر می‌کنند آن چیزی که در نظریه‌های ادبی جهان مطرح هست می‌تواند برایشان آموزه‌های خوبی باشد، حال آن که مدرن‌نویسی ربطی به نظریه‌های ادبی و گرته‌برداری از نویسندگان مدرن و پست مدرن نیست ، نو بودن باید از درون دغدغه‌های ما بیرون بزند ، نویسنده می‌تواند مدام جامعه‌اش را، درمیان داستان‌هایش، قابل‌قبول و سرشار از تکنیک‌های برآمده از فرهنگ نشان دهد . اما متأسفانه در ادبیات معاصر خصوصاً در داستان کوتاه این را مشاهده نمی‌کنیم . شاید هم یکی از دلایل آن کارگاه‌های داستان‌نویسی است،که این روزها مانند مغازه‌های دونبش همه جا دیده می‌شود بی این که  خروجی خوبی از خود داشته باشد. البته نمی‌شود انکار کرد که بعضی از مدرسان شناخته شده در این کارگاه‌ها کارشان را خوب پیش می‌برند اما این کافی نیست. تجربه در این زمینه دخیل است.     حیات داستان به فهم نویسنده مربوط است   با توجه به اینکه نوع غالب آثار ادبیات داستانی، رمان است و خوانندگان نیز به رمان توجه ویژه‌ای دارند، حیات داستان کوتاه تا چه حد تحت تاثیر این موضوع قرار می‌گیرد و تا چه حد می‌توان به ادامه روند داستان کوتاه معاصر در ایران امیدوار بود؟ ببینید همه چیز مربوط است به نویسنده بودن آن آدمی که می‌خواهد قلم به دست بگیرد . نون به نرخ روز خوردن یک خودکشی تدریجی است، بدون این که خود طرف آن حس کند . نویسنده‌ای که چشمش به دهان ناشر و خواسته‌ی بازار باشد ، نویسنده نیست . گاهی می‌شود که من ماه‌ها داستان کوتاه می‌نویسم و لذتش را می‌برم ، اما اگر گاهی موضوعی به من وحی شود که مطلوب رمان است ، حتماً رمان را سرلوحه‌ی کارم قرار می‌دهم . حیات داستان کوتاه به فهم هرنویسنده مربوط می‌شود . کسانی که سلیقه‌ی نوشتاری خود را مطابق سلیقه مردم قرار دهند، به ادبیات عامه‌پسند نزدیک می‌شوند ، گرچه این ژانر هم در ادبیات جهان بخش مهمی از بازار کتاب را به خودش اختصاص داده است، اما داستان کوتاه هرگز از دور خارج نخواهد شد همین طور که خورخه لوییس بورخس و ادگار آلن پو تا ابد زنده‌اند و روز به روز نوتر می‌شوند. در گذشته جنبش‌های ادبی مانند سوررئالیسم و... بر داستان‌های کوتاه همان دوره در ایران تاثیر گذاشت. اما با قطع ارتباط روابط فرهنگی با غرب و کم‌رنگ‌شدن این روابط ، ادبیات ایران چه در حوزه رمان چه در حوزه داستان کوتاه از موضوعات متداول جهانی فاصله گرفته است. به نظر شما داستان کوتاه معاصر امروز تحت تاثیر چه جریانی است و آیا با لزوم الگوبرداری ادبیات معاصر ایران به خصوص در حوزه داستان کوتاه موافقید؟ البته امروز در دنیای مجازی، قطع ارتباط با هر کشوری ،خصوصاً غرب ، محلی از اعراب ندارد . دنیای مدرن می‌تواند به وسیله‌ی همین دنیای مجازی، به سرعت نور اطلاع‌رسانی کند. مشکل ما چیز دیگری است، مشکل از اینجا شروع می‌شود که ما به ارزش‌های فرهنگی خود واقف نیستیم.  شما وقتی تاریخ بیهقی را می‌خوانید متوجه می‌شوید که در زبان جادو آنقدر پیش رفته که حتا جریان سیال ذهن هم از میان ماجراهایش و نقل داستان، خودش را نشان می‌دهد. زمان و مکان مدام شکسته می‌شود و سرانجام روایت ها به هم گره می‌خورد . امروز به این می‌گویند رئالیسم جادویی و جغرافیای تکثیرش را هم مشخص می‌کنند که در کجای دنیا و توسط چه کسی کشف شده است . در دهه‌ی چهل غلامحسین ساعدی داستان‌هایی می‌نوشت که برآمده از همین جادو بود، بروید و "ترس و لرز" را بخوانید ، آن روزها هیچ‌ کس نیامد بگوید در آن دهه ما نخستین بار رئالیسم جادویی را با ساعدی شناختیم ، اما همین که صدسال تنهایی مطرح می‌شود این سبک جهانی می‌گردد. برای این که آن‌ها در خودباوری اثر خود را خلق می‌کنند ، چرا که با زبان جغرافیا و اسطوره‌هایشان غریبه نیستند  . من می خواهم بگویم اشراف ساعدی به فرهنگ این مملکت و آگاهی‌اش به ادبیات بوم او را ورزیده کرد، وگرنه دلیلی ندارد یکی از تبریز بلند شود بیاید جنوب و ترس و لرز را بنویسد. مگر غیر این است که او جغرافیای این مرزو بوم را از حفظ بود و آداب و سنن را می‌شناخت . اگر نویسنده هوشیار باشد و از ادبیات کهن گذر کرده باشد واقعاً گرفتار چنین وضعیتی نمی‌شود . ادبیات نمی‌تواند جهانی شود مگر آن که موضوعات اگزیستانسیال از درون فرهنگ بوم بیرون بزند و ما آن را درک کنیم.  مانند آن چیزی که امروز در ادبیات بوم آمریکای لاتین رخ می‌دهد. آن‌ها استقلال نسبی قلمرو ادبی خود را به جهان اعلام کردند و این حاصل سال‌ها تلاش و مبارزه با دیکتاتوری‌های گوناگون بود. نویسندگان لاتین هیچ راهی نداشتند جز این که با زبانی متکی بر بوم ، صدای‌شان را به جهانیان برسانند . به همین دلیل پس از سال‌ها مبارزه توانستند دوران طلایی ادبیات جهان را رقم بزنند .  بعضی  ازنویسندگان ما فقط می‌توانند سبک‌ها را مصادره کنند بی آن که  بتوان نقشی از فرهنگ بوم  را در آن مشاهده کرد. متاسفانه اغلب داستان‌های کوتاه تحت تأثیر گرته‌برداری‌های بی‌ثمر است . یک روز به سمت کارور و براتیگان می‌روند، یک روز دیگر از نویسندگان ترک پیروی می‌کنند و یک روز دیگر پل استر می‌شود پیش قراول . در واقع هر نویسنده‌ای که تکلیف خودش را نداند در این میان مدتی سرگردان می‌ماند، و اندک اندک از گردونه ادبیات معاصر بیرون می‌افتد .البته تحت تأثیر نویسندگان بزرگ بودن کاری عبث و بیهوده نیست ، اما به این شرط که بتوانی یک روز خودت تأثیر گذار باشی.     از باورها و افسانه‌های بومی باید زبان تازه‌ای خلق کرد   داستان‌های کوتاه امروز به نوعی با فقدان فضاهای خاص مواجه‌اند. در اکثر داستان‌های کوتاه امروز با فضاهای کلیشه‌ای کافه، کوچه‌ و خیابان‌های بدون جغرافیا مواجه هستیم. شما به عنوان نویسنده‌ای که در خلق فضاهای بکر تبحر ویژه‌ای دارید، علت این کمبود جغرافیا را در ادبیات امروز چه می‌دانید و  به نظرتان تجربیات زیستی یک نویسنده چه نقشی در این میان ایفا می کند؟ البته که تجربه زیست محیطی می تواند به اثر قوام ببخشد ، اما همه چیز به این آسانی به دست نمی‌آید . همان‌طور که گفتید گاهی فضای داستان‌های امروزی بسیار کسل‌کننده و یکنواخت شده است و گاهی رمانی می‌خوانید که در واقع  قابلیت یک داستان کوتاه را دارد، گاهی  داستان کوتاهی را مطالعه می‌کنید که از مؤلفه‌های رمان استفاده نموده و فشردگی آن داستان کوتاه شما را به جایی نمی‌رساند . این‌ها نشان از آن دارد که بعضی از نویسندگان جوان با ساختار داستان کوتاه و بلند آشنا نیستند . ببیند توی این یکی دوسال چقدر رمان نوشته شده که از میان آن‌ها به سختی می توان10 رمان خوب را بیرون کشید . آخر کُتره‌ای نوشتن یا زور زدن که نمی‌تواند ما را به یک رمان خوب برساند. یک زمان داستان‌های آپارتمانی مد نظر قرار می‌گیرد و زمانی موضوعات کافه‌نشینی، و اخیراً رفتن به سمت و سوی ادغام داستان و تاریخ، پیش روی‌مان هم جز 28 مرداد و انقلاب مشروطه هیچ چیز دیگری نیست. یعنی همان تاریخی که تو از آن اطلاعات موثق داری این بار درمیان دیالوگ‌ها تکه تکه می‌شود تا به اصطلاح به نوآوری برسد. بیایید "پاییز پدر سالار" از مارکز ، یا "سور بُز" از یوسا را بخوانید، همین‌طور اغلب آثار فوئنتس که پشتش تاریخ خوابیده است. هر سه‌ی آن‌ها با هوشمندی داستان را فدای تاریخ نکرده‌اند. یعنی از تاریخ اطاعت نکرده‌اند و حتا با شهامت بهش خیانت هم کرده‌اند تا از درون‌اش یک زیبایی‌شناسی حیرت‌انگیز بیرون بکشند. تاریخی که همه از آن مطلع هستند که نباید دوباره تعریف شود.                                         بعضی نویسندگان جوان با تخیل دیگران می‌نویسند من نمی‌گویم فضاهای معاصر مثل کافه‌ها یا آپارتمان‌ها مضراند. نه، اما ما می‌توانیم همین مکان‌ها را معنادار کنیم، همین‌طور می‌توانیم تاریخ را واداریم تا به زبان روایی نزدیک شود بی این که برگرده‌ی داستان سوار شود. ما باید در هر ژانری انسان معاصر، با تمام دردهایش را به تصویر بکشیم. این که بعضی نویسندگان جوان حین خلق اثر خود دست‌پاچه می‌شوند  به این  خاطر است که با تخیل دیگران می‌نویسند تا  یک شبه ره صدساله بپیمایند . بعضی از آن‌ها سوادشان از ادعای‌شان کمتر است . شناخت از بوم  و شناخت از زبانی که قرار است کنار بوم بنشیند و یک باور بومی را روایت کند، کار سختی است و گرنه شما می‌توانید مانند بعضی از نویسندگان  ادبیات اقلیمی فقط عین باورها را به همان شکلی که مردم عادی تعریف می‌کنند، در داستان‌ها بچسبانید. ممکن است مردم را حیرت زده بکنید، اما مطمئن باشید که این حیرت دیری نمی‌پاید و داستان از کیفیت می‌افتد. چرا که مردم، بیرون از فضای داستان، اینگونه روایت‌ها را بهتر از هر نویسنده‌ای تعریف می‌کنند . بحث ما در باره‌ی بازسازی روایت‌های بومی است. یعنی تو از باورها و افسانه ها و اساطیر بومی بتوانی زبان تازه‌ای خلق کنی که روایت را نو بکند. همان کار که با تاریخ می‌شود انجام داد. باورها، مَتَل‌ها، افسانه‌ها و رویکردهای فولکلوریک بهانه‌ای بیش نیست، مثل خود تاریخ.                                                     ]]> ادبیات Mon, 20 Nov 2017 08:22:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/254430/داستان-کوتاه-هرگز-دور-خارج-نمی-شود-نو-بودن-باید-دغدغه-های-بیرون-بزند 28 آباد تولد نویسنده«غریبه و اقاقیا»/بوکسوری که نویسنده شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254448/28-آباد-تولد-نویسنده-غریبه-اقاقیا-بوکسوری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، علی‌اصغر شیرزادی، داستان‌نویس نام‌آشنای کشورمان در سالروز تولدش، به ایبنا گفت: من در دوران کودکی و نوجوانی هیچ گاه گمان نمی‌کردم روزی نویسنده شوم. معلم ادبیاتی به نام آقای ستایش داشتیم که مشوق من در این راه بود. وی درباره فضای زندگی خود در دوره نوجوانی گفت: کودکی‌ام تا نوجوانی در محله دروازه سعدی شیراز گذشت. من همواره با افتخار می‌گویم که فرزند آن محله فقیرنشین هستم و دوستانم معمولا بچه‌هایی بودند که دیگران آنها را آن زمان شاهد بیماری کودکی یک ساله بودم که شاید با ساده‌ترین داروها بهبود پیدا می‌کرد. ولی به دلیل جهل و فقر، آن کودک معصوم از دنیا رفت. این اتفاق موجب شد تصمیم بگیرم در آینده پزشک اطفال شوم و کودکان را از چنین مرگ‌های مفتی نجات دهم. علاوه بر این، ورزش مورد علاقه من بوکس بود و حتی یک بار مقام سوم کشوری را کسب کردم. با این نکات خواستم تاکید کنم که روحیه من در ظاهر اصلا با نویسندگی تناسبی نداشت. گرچه از همان زمان نیز اهل خواندن بودم، خصوصا کتاب‌های وسترن و ماجراجویانهشرور به حساب می‌آورند و معمولا از روی فقر و جهل ترک تحصیل می‌کردند. در چنین فضایی یکی از معدود نوجوانانی بودم که درس خواندم و مدرسه را رها نکردم. خالق رمان «طبل آتش» درباره شغل رویایی دوران نوجوانی‌اش گفت: آن زمان دوست داشتم در بزرگسالی دریانورد شوم. ولی اتفاقی در زندگی‌ام رخ داد که مرا از رویای دریانوردی دور کرد. آن زمان شاهد بیماری کودکی یک ساله بودم که شاید با ساده‌ترین داروها بهبود پیدا می‌کرد. ولی به دلیل جهل و فقر، آن کودک معصوم از دنیا رفت. این اتفاق موجب شد تصمیم بگیرم، در آینده پزشک اطفال شوم و کودکان را از چنین مرگ‌های مفتی نجات دهم. علاوه بر این، ورزش مورد علاقه‌ام بوکس بود و حتی یک بار مقام سوم کشوری را کسب کردم. با این نکات خواستم تاکید کنم که روحیه من در ظاهر اصلا با نویسندگی تناسبی نداشت. گرچه از همان زمان اهل خواندن بودم، خصوصا کتاب‌های وسترن و ماجراجویانه. شیرزادی با اشاره به تحصیل در هنرستان گفت: من در هنرستان (صنعتی نمازی) شیراز درس می‌خواندم. خلق و خو و رفتار هنرجویان هنرستان کاملا با دبیرستانی‌ها متفاوت بود. ضمن این که بچه‌های دبیرستان معمولا از هنرستانی‌ها به خاطر برخوردهای فیزیکی آنان می‌ترسیدند. بچه‌های هنرستان «نخاله»‌ به حساب می‌آمدند. هنرستانی‌ها علاوه بر خواندن دروس رشته ریاضی، فعالیت‌های حرفه ای- صنعتی را هم می‌آموختند. در این میان درس ادبیات معمولا جدی گرفته نمی‌شد، گرچه کتاب درسی اصلی ما «گلستان» سعدی بود. در کل همه دانش‌آموزان به دنبال کسب نمره حداقلی بودند. وی ادامه داد: آن زمان کلاس‌های ما زنگ تفریح نداشت. یعنی یک دوره سه ساعته برگزار می شد. بعد به مدت یک ساعت، دانش‌آموزان وقت خالی داشتند که حتی می‌توانستند از مدرسه خارج شوند و بعد دوباره سه ساعت دوم  فعالیت در کارگاه برگزار می‌شد. کلاس پنجم هنرستان که بودیم، معلم ادبیات جدیدی در کلاس درس ما حاضر شد. آقای «ستایش» معلمی بود که هیچ گاه فکر نمی‌کردیم برای ادبیات ارزش بالایی قائل باشد. نویسنده «يك سكه در دو جیب» ادامه داد: تعداد دانش آموزان کلاس ما 20 نفر بود. معلم ادبیات روز اول برایمان توضیح داد که درس انشا را جدی بگیرید و اگر کسی انشاء ننویسد، صفر می‌گیرد. ولی این را هم بدانید که من به هیچ کس نمره 20 نمی‌دهم، چون  20 نمره تمام است و حداکثر نمره‌ای که به شما خواهم داد، 17 یا 18 است. برگزیده جایزه بیست سال ادبیات داستانی ادامه داد: جلسه بعد آقای ستایش در کلاس حاضر شد و از قضا نام من را صدا کرد تا انشایم را بخوانم. انشاء را به خیال آن که او هم مانند دیگران، معلمی جدی نیست، ننوشته بودم و صفر گرفتم. برای من که معمولا  معلم ادبیات روز اول برایمان توضیح داد که درس انشا را جدی بگیرید و اگر کسی انشا ننویسد، صفر می‌گیرد. گفت این را هم بدانید که من به هیچ کس نمره 20 نمی‌دهم. حداکثر نمره‌ای که به شما خواهم داد 17 یا 18 است   شاگرد خوبی در سخت‌ترین درس‌های آن زمان بودم، این صفر گران آمد. ولی اتفاقاتی در هفته بعد ماجرا را تغییر داد. نویسنده «هلال پنهان» گفت: دوشنبه هفته بعد در فاصله یک ساعتی که در اختیار داشتیم، اتفاق عجیبی رخ داد. در حال عبور از خیابان زند شیراز بودم که دیدم پیرمردی روی پله‌های بانک ملی شیراز نشسته و بلند داد می‌زند: «دزد»! اتفاقا آژانی هم آنجا بود که به جای دنبال کردن دزد، روی پله‌ها ایستاده بود و می‌گفت: دزد! من در میان جمعیت دزد را دیدم در حالی که پاهای لاغری داشت با یک گالش. معلوم بود دزد محله را نمی‌شناسد. من برای نجات او بلند فریاد زدم: بپیچ به سمت کوچه بازار! ولی گویا صدای من در هیاهو گم شد. مردم دزد را گرفتند و حسابی او را زدند. دزد درب و داغان شده بود و پیرمرد به پولش رسیده بود و همچنان زیر لب به دزد بد و بیراه می‌گفت. وی ادامه داد: این اتفاق در ذهنم ثبت شد. فردای آن روز انشاء داشتیم. شب تمام آنچه را در شهر دیده بودم، نوشتم. البته با اندکی تغییر. مثلا زمان ظهر را به غروب تغییر دادم و دزد را در داستانم کشتم. فردای آن روز آقای ستایش اسم من را برای خواندن انشایم صدا نکرد. خودم به او گفتم: آقا ما این هفته انشاء نوشتیم. می‌شه بخونیم؟ معلم جوانمردانه قبول کرد. من انشایم را خواندم. در پاراگراف آخر نوشته بودم: خون با رنگ تند قرمز بر سنگفرش کوچه راه می‌کشید و در نور خورشید غمزده غروب پاییز برق می‌زد. باد  معلم گفت: از خودت نوشتی؟ گفتم:‌ بله. فقط کمی تغییر دادم در ماجرای اصلی. پرسید:‌ می‌گویند تو بوکسوری. پس چرا به دزد کمک نکردی؟ گفتم: من با لباس‌هایم نهایت 65 کیلو هستم. چه طور می‌توانستم بر آن جمعیت غلبه کنم؟   سرد بر جسد خونین مرد جوان می‌وزید و لبه کت کهنه سیاهش را در هوا تکان می‌داد. معلم گفت: از خودت نوشتی؟ گفتم:‌ بله، شاهد اتفاق  بودم، فقط کمی تغییر دادم. پرسید:‌ می‌گویند تو بوکسوری. پس چرا به دزد کمک نکردی؟ گفتم: من با لباس‌هایم نهایت 65 کیلو هستم. چه طور می‌توانستم بر آن جمعیت غلبه کنم؟  آقای ستایش گفت: روز اول گفتم که بالاترین نمره انشای کلاس من 17 است. ولی به داستان شما 20 می‌دهم. نویسنده«غریبه و اقاقیا» در ادامه گفت: از همان روز معلم ادبیات من کتاب‌های مختلفی مثل «خوشه‌های خشم» را برایم می‌آورد. حتی به من پیشنهاد کرد تا داستان‌های رادیویی را بشنوم. در حالی که ما رادیو نداشتیم و من از رادیو همسایه استفاده می‌کردم. زمان گذشت و داستان‌نویسی‌های من ادامه یافت تا این که روزی معلممان به من گفت در مسابقه مجله «پست تهران» شرکت کن. داستانی را برای این مجله فرستادم و در کمال ناباوری دیدم بعد از چند هفته داستان و عکس من را چاپ کرده‌اند. من برنده آن مسابقه شدم و برایم تعداد زیادی کتاب و یک چک 100تومانی فرستادند. آن زمان، این مبلغ برای من زیاد بود و خیلی خوشحال شده بودم.   ]]> ادبیات Sun, 19 Nov 2017 10:33:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254448/28-آباد-تولد-نویسنده-غریبه-اقاقیا-بوکسوری طرح تخفیف 35 درصدی کتابفروشی‌های عضو «طرح پاییزه کتاب» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254445/طرح-تخفیف-35-درصدی-کتابفروشی-های-عضو-پاییزه-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) تخفیف ویژه 30 تا 35 درصدی کتابفروشی‌های عضو «طرح پاییزه کتاب» همزمان با آئین کتابگردی آغاز می‌شود.    طرح «پاييزه كتاب» با شعار «هر ورقش دفتريست...» بعد از طرح‌های «كتابفروشی به وسعت ايران»، «عيدانه كتاب»، «تابستانه كتاب» و «پاييزه كتاب» هفتمين  گام برای توجه به اعطای يارانه كتاب از طريق كتابفروشی‌هاست. طرح پاييزه كتاب از دوم آذر ماه همزمان با روز كتابگردی در كتابفروشی‌های عضو طرح آغاز و تا ۲۲ آذرماه در مراكز استان‌ها و دوم دی در شهرستان‌ها اجرا می‌شود. کتابگردی، که از سه سال پیش به همت احمد مسجد جامعی، عضو شورای شهر تهران پا‌گرفته امسال با توجه به همزمانی ایام پایانی ماه صفر به بعد از هفته کتاب موکول شده است. کتابگردی 96 با شعار «ما هم می‌آییم» پنجشنبه (دوم آذر‌ماه) با حضور چهره‌های فرهنگی، هنری و سیاسی در بیشتر نقاط کشور برگزار می‌‌شود ]]> مدیریت‌کتاب Sun, 19 Nov 2017 09:43:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254445/طرح-تخفیف-35-درصدی-کتابفروشی-های-عضو-پاییزه-کتاب باید زلزله را حس کرد تا بتوان درباره‌ی آن نوشت/ زلزله یک تراژدی تاریخی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/254428/باید-زلزله-حس-بتوان-درباره-ی-نوشت-یک-تراژدی-تاریخی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مائده مرتضوی: هر نویسنده در قلمرو ادبیات داستانی همواره در نوشتن به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه تحت تاثیر پدیده‌های طبیعی قرار می‌گیرد. همان رابطه‌ای که بین فرهنگ و زبان شکل می‌گیرد، بین انسان و طبیعت هم شکل گرفته و در نهایت تاثیر پدیده‌های طبیعی بر اندیشه انسان‌ها بر قلم نویسنده جاری می‌شود. نویسندگان ملل مختلف همواره تجربه‌های مستقیم و شخصی خود را از این پدیده‌های طبیعی به نحوی در آثارشان بازتاب می‌دهند. در سی سال اخیر چند زلزله ويرانگر داشته‌ايم؛ زلزله منجيل، زلزله بم و زلزله اخير کرمانشاه و هربار شاهد فجایع دردناکی بوده‌ایم. به منظور واکاوی این موضوع در آثار ادبی و بحث درباره تصویر زلزله در ادبیات داستانی ایران، به سراغ محمدعلی علومی نویسنده، پژوهشگر و طنزپرداز معاصر رفتیم. علومی از معدود نویسندگان ایرانی است که به مساله زلزله در آثارش به طور مستقیم پرداخته است. در ادامه گفت‌وگوی ایبنا با او را می‌خوانید.   این گونه پدیده‌های طبیعی در تمام دنیا دست‌مایه اصلی آثار هنری گوناگونی اعم از کتاب، فیلم، مستند و... می‌شوند. به عنوان مثال در ژاپن، سونامی، هسته مرکزی آثار ادبی درخشانی است که در آثار نویسندگان زیادی نمود دارد.  به نظر شما تصویر زلزله به عنوان پدیده‌ای نام‌‌ آشنا برای مردم ایران، در ادبیات داستانی از دیرباز تا امروز به چه صورت  بوده است؟ به نظر من پدیده زلزله هیچ‌گاه چندان مورد توجه داستان‌نویسان و فیلم‌سازان جهان نبوده‌ است. چون به زعم من برای از زلزله نوشتن باید آن را لمس کرده باشی و تمام لحظه‌های آن را حداقل یک‌بار حس کنی. هیچ انسانی تا زلزله را به طور مستقیم تجربه نکند، نمی‌تواند در مورد آن به حق بنویسد. زلزله چیزی ‌است که باید برای فرد ملموس باشد تا  بتواند چیزی از آن خلق کند. در مورد فیلم‌ها و آثاری که همه جای دنیا از زلزله می‌گویند و نگاه‌شان به شکل ویژه روی این مساله بوده است، چون صرفا یک نگاه احساسی و سرشار از ملاطفت است، نمی‌توان ارزش هنری خاصی برای آن درنظر گرفت. این آثار نگاهی از دور و انسان‌دوستانه دارند و نمی‌توان به آن‌ها اثر ادبی اطلاق کرد. خشم طبیعت را باید حس کرد تا بتوان درباره‌ی آن نوشت. درباره چگونگی تبدیل این حوادث به اثر هنری می‌توانم از گروه‌های هنری فعال که به این مناطق به صورت خودجوش اعزام می‌شوند نام ببرم. این گروه‌ها با عملی که تحت عنوان "هنردرمانی" خوانده می‌شود، هم خود به تجارب زیستی ارزشمندی که بعدها می‌تواند دست‌مایه خلق اثر ادبی-هنری شود، دست می‌یابند، هم از لحاظ روحانی برای بازماندگان مثمرثمر هستند. زلزله پدیده ای است که تخریب به دنبال دارد و اولین تصویری که از زلزله در ذهن شکل می‌گیرد، ویرانه‌هایی برجای مانده و افراد بی خانمان است. به عنوان مثال در ساختن بناهای جدید بر روی ویرانه‌ها می‌توان به مفاهیمی مانند تقابل نوستالژیای مدرنیته با جهان سنتی و درهم پاشیده رسید. با توجه به معانی و مفاهیم مستقیم زلزله، این پدیده طبیعی چه کارکردهای تمثیلی می‌تواند در داستان ایفا کند؟  هر هنرمندی از زاویه دید خودش به موضوع نگاه می‌کند. حتا در یک موضوع واحد هم هر کس نگاه خاص خود را دارد و به ادراک متفاوتی می‌رسد. یک نفر به موضوع به شکل تراژدی نگاه می‌کند و هنرمند دیگری به شکل طنز و دیگری به شکل سوررئال. هنر ظرفیت‌های مختلف دارد. شر در تاریخ به دو نوع شر طبیعی مانند زلزله، سیل و بلایای طبیعی و شر اجتماعی مانند جنگ تقسیم می‌شود و می‌توان به هر دو نوع شر از لحاظ اجتماعی نگاه کرد. در مورد پدیده‌های طبیعی مانند زلزله به چندین شکل می‌توان به موضوع نگاه کرد. نگاه اجتماعی روی این مسائل خوب جواب می‌دهد. می‌توان از منظر رئالیسم اجتماعی به اینطور پدیده‌ها نگاه کرد. مانند نگاهی که احمد محمود در رمان "زمین سوخته" به مساله جنگ ایران و عراق داشته است. این رمان به نظر من اولین رمان جنگی تاریخ ادبیات ایران است و رئالیسم اجتماعی را می‌توان به وضوح در آن مشاهده کرد. شما به عنوان نویسنده‌ای که به طور آشکاری به موضوع زلزله در آثار خود پرداخته‌اید، بیشتر از کدام منظر به  این مساله نگاه کرده‌اید؟ من از نزدیک زلزله را لمس کرده‌ام. شاهد ویرانی شهر تاریخی ارگ بم بوده‌ام. زلزله بم فاجعه دلخراشی بود که نزدیک به پنجاه هزار نفر قربانی داشت. همانطور که قبل هم در صحبت‌هایم اشاره کردم، تا کسی این تجربه‌های تلخ را از نزدیک لمس نکند نمی‌تواند درباره آن‌ها به درستی بنویسد و می‌توانم این را به جرات بگویم که تنها نویسنده‌ای هستم که به زلزله در کتابم به طور مستقیم اشاره کرده‌ام. در رمان "سوگ مغان" هسته مرکزی داستان، زلزله بم است. هنگامی که شاهد تخریب این شهر تاریخی بودم، این جرقه در ذهن من زده شد که داستانی بنویسم که آغاز آن به نحوی از ارگ بم باشد. به نظرم زلزله یک نوع تراژدی تاریخی  است. به همین دلیل داستانی روایت کردم از حمله اردشیر بابکان به ارگ بم و این داستان تاریخی را تا تاریخ معاصر و حمله آغامحمدخان قاجار به کرمان ادامه دادم. در این رمان تنها به جنبه تاریخی نپرداخته‌ام و به نظر بسیاری از منتقدان، رمان، گاه در فضاهایی جنبه سوررئال هم به خود می‌گیرد. به طوری که در رمان "سوگ مغان" به نحوی نگاه تاریخی را به سوررئال پیوند زده‌ام. در مورد عنوانی که برای این رمان برگزیده‌ام لازم است نکته‌ای را به لحاظ تاریخی یادآوری کنم. در تاریخ باستان، عزاداری را امری قبیح می‌دانستند و بی‌حاصل. چرا که اگر فرد نیکو کردار بود، با مرگ وارد بهشت می‌شد و اگر بدکردار بود به جهنم می‌رفت و در هر دو حال عزاداری امری بی‌فایده بود. تنها مساله ای که عزاداری برای آن مجاز شمرده  می‌شده، در مورد فجایع و امور بزرگ بوده است. به عنوان مثال سوگ سیاوش، یک سوگ مجاز است و بالطبع سوگواری برای ویران شدن یک ارگ باستانی هم مجاز شمرده می‌شود. نبرد اردشیر بابکان با شاه محلی اشکانی  هم در این محل صورت گرفته است. به گفته ارنست همینگوی؛ باید در مورد نوشتن از یک پدیده از آن فاصله گرفت. این مساله را خود همینگوی هم در نوشتن از پاریس و تجربیات زندگی خودش در این شهر رعایت کرده و سالها پس از ترک پاریس و اقامت در آمریکا، رمان "پاریس جشن بیکران" را نوشت. نظر شما در این باره چیست و بهترین زمان برای نوشتن از یک رویداد خاص که به نوعی بر روحیه انسان تاثیر شگرفی می‌گذارد، چیست؟ سوال بسیارخوبی است. به شخصه به این موضوع سخت معتقدم و پایبند. این مساله تنها در مورد نوشتن صدق نمی‌کند و شامل تمام امور هستی می‌شود.  به نظرم در تمام مسائل زندگی مانند موضوعات روزمره، مسائل اجتماعی و... این امر بایستی اعمال شود.  با فاصله گرفتن از یک رویداد، خوددرگیری عاطفی انسان با آن کم‌رنگ‌تر شده و نیروی عقلانی به کمک قوه تصمیم‌گیری انسان می‌آید. در مورد رمان و آثار ادبی هم با فاصله گرفتن از یک پدیده‌ی خاص درگیری احساسی انسان با آن موضوع به حد متعارفی می‌رسد و در یک موازنه عاطفی- عقلی اثری ارزشمند خلق می‌شود. آمیختگی عاطفه و عقل باید حد مشخصی داشته باشد. اگر صرفا عقل محض بر اثر حاکم شود، اثر به سمت فلسفه و اگر رنگ احساس بیش از حد باشد، اثر به سمت سانتی‌مانتالیسم و گاهی ادبیات زرد می‌رود. در نهایت نقش تاریخ همواره در نگاشتن از این پدیده‌ها پررنگ‌تر است و می‌توان تاریخ را با پدیده‌های طبیعی و اجتماعی در خلق آثار ادبی پیوند زد و از یاد نبریم که تاریخ امروز ما را ساخته است.       ]]> ادبیات Sun, 19 Nov 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/254428/باید-زلزله-حس-بتوان-درباره-ی-نوشت-یک-تراژدی-تاریخی کارگاهی برای نوشتن رمان فانتزی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254381/کارگاهی-نوشتن-رمان-فانتزی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کارگاه نوشتن رمان فانتزی با تدریس آرمان سلاح ورزی برگزار می‌شود. این کارگاه در دو بخش عملی و نظری تعریف شده و طی آن مفاهیم و الگوهای رمان فانتزی مورد بررسی و واکاوی قرار می گیرد. این کارگاه در 10 جلسه برگزار‌ می‌شود. شرکت‌کنندگان در این کارگاه بعد از پایان دوره‌ی مقدماتی، دانشی کلی از چگونگی ساختِ یک رمان در ژانر فانتزی و ژانر‌های زیرشاخه آن به دست خواهند آورد. این کارگاه به مثابه مقدمه‌ای برای کارگاه پیشرفته کارگاه رمان فانتزی است و از هنرجویان و آثار برتر نوشته شده در این دوره‌ جهت چاپ کتاب حمایت می‌شود. علاقه‌مندان جهت ثبت‌نام می‌توانند تا تاریخ 5 آذر 1396 به موسسه هفت اقلیم واقع در خیابان شریعتی، بالاتر از خیابان ملک، بعد از کشواد، پلاک 569 مراجعه کنند و یا با شماره تلفن 88457825 تماس بگیرند.       ]]> ادبیات Sat, 18 Nov 2017 13:06:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254381/کارگاهی-نوشتن-رمان-فانتزی صفارزاده به دنبال دغدغه‌های انسانی بود/​اهالی قلم به فکر راه‌اندازی بنیاد طاهره صفارزاده باشند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/254414/صفارزاده-دنبال-دغدغه-های-انسانی-اهالی-قلم-فکر-راه-اندازی-بنیاد-طاهره-باشند خبرگزاری کتاب (ایبنا)، طاهره صفارزاده یکی از چهره‌های تاثیرگذار ادبیات انقلاب است، او مترجم قرآن و پژوهشگر این حوزه هم بود. به همین دلیل در زادروز این شاعر معاصر به سراغ فاطمه راکعی مشاور شهردار تهران در امور بانوان، شاعر و مدیر عامل انجمن شاعران ایران رفتیم تا درباره ویژگی‌های صفارزاده با او صحبت کنیم.     طاهره صفارزاده فعالیت‌های بسیار زیادی در حوزه‌های مختلف داشته است. به اعتقاد شما او در حوزه ادبیات به دنبال چه بود و چه دغدغه‌هایی را دنبال می‌کرد؟ طاهره صفارزاده در طول عمر خود دوره‌های مختلفی را سپری کرد. او در دوره نخست زندگی (سال‌های جوانی) درگیر مسائل شخصی و عاطفی بود. البته در آثار همین دوره نیز دغدغه‌های اجتماعی بسیار ملموس است. تحقیقات انجام شده روی زندگی وی نشان می‌دهد که او و خانواده‌اش در دوره‌ای تحت ظلم مامورین حکومتی بوده‌اند به همین دلیل او از همان ابتدا روی مسائل اجتماعی بسیار حساس و دقیق بود. این حساسیت‌ها ادامه داشت تا اینکه در دوره بعدی برای تحصیلات علمی به خارج از کشور رفت و در آنجا با نهضت‌های اجتماعی و جهانی آشنا شد. بعد از این آشنایی بیشتر آثار صفارزاده تم اجتماعی به خود می‌گیرد. بعد از این اتفاقات به ایران بازگشت و در دانشگاه مشغول به تدریس شد. در دوره تدریس او به انتقاد از شرایط اجتماعی می‌پردازد و مورد سرزنش سیستم قرار می‌گیرد و طی چند مرحله کار خود را از دست می‌دهد. بعد از انقلاب او صادقانه در کنار انقلاب بود و ارتباط معنوی با شخصیت حضرت امام (ره) داشت. در این برهه اگر به شعرهای صفارزاده توجه کنید، متوجه می‌شوید که اشعار او متمرکز روی موضوع نظام، انقلاب، شهدا و جنگ است. بنابراین می‌توان گفت که او از دیرباز به دنبال دغدغه‌های انسانی بود. او با پیروزی انقلاب، جذب ایده‌های انقلاب اسلامی و امام شد و تا پایان عمر دغدغه‌ای به‌جز مسائل انقلابی و اجتماعی نداشت.   طاهره صفارزاده شخصیت پیچیده‌ای داشت، عاشق ادبیات بود، به عرفان گرایش داشت و در عین حال بسیار متدین و مذهبی بود. این تناسب در پایان عمر کمی تغییر کرد. به نظر شما چه اتفاقاتی رخ داد که طاهره صفارزاده در اواخر عمر بیشتر به سمت عرفان گرایش پیدا کرد؟ گرایش‌های عرفانی در برخی اشعار که مربوط به قبل از انقلاب است نیز مشاهده می‌شود که شاید معروف‌ترین اثر آن دوران «صدای ناب اذان می‌آید ...» باشد. در همین شعر شاعر اشاره می‌کند که لاک ناخن من مانعی بین من و نماز نیست و این از اولین شعرهایی است که ما می‌‌توانیم رگه‌های عرفانی را در آن ببینیم. او در اواخر عمر خود فعالیت‌های قرآن‌پژوهی را آغاز می‌کند.. صفارزاده خیلی با ایمان صحبت‌ می‌کرد. وقتی قیصر امین‌پور تصادف کرد و دوباره به زندگی برگشت او بسیار خوشحال بود و فکر می‌کرد که این به دلیل توسل او بوده است، او به حرف‌هایی که می‌زد اعتقاد داشت و با ایمانی بود. به اعتقاد من گرایش‌های عرفانی- دینی در کلمه به کلمه کتاب او وجود دارد و با خواندن اشعار او می‌توان این موارد را حس کرد. چرا برخلاف اتفاقات معمول عرفان خدشه‌ای در اعتقادات دینی او وارد نکرد و چطور او بر خلاف جامعه توانست این دو موضوع را از هم تفکیک کند. حضرت امام خمینی (ره)، بنیان‌گذار انقلاب ‌از شخصیت‌های بزرگ عرفانی-اسلامی بودند. شعر‌های عرفانی ایشان که بعد از رحلت به دست ما رسید، حاکی از وجود نگاه کاملا عرفانی در شخصیت وی است. در اسلام رحمانی فضا برای تفکر مهیاست و حالت عرفانی در آن وجود دارد. اگر به آثار حافظ، سعدی، مولانا و دیگر شاعران بزرگ نگاه‌ کنید، متوجه خواهید شد که عرفان همیشه در ادبیات ما وجود داشته است. عرفان طاهره صفارزاده برخلاف آنچه امروز در جامعه مطرح می‌شود، مغایرتی با دین نداشته است؛ بنابراین دلیلی وجود ندارد که او این دو مورد را از هم تفکیک کند. در مصاحبه ای مطرح کردید، صفارزاده شاعر واقعی انقلاب بود. چه کارهایی انجام داده بود که چنین لقبی را به او دادید؟ من طاهره صفارزاده را یکی از واقعی‌ترین شاعران انقلاب می‌دانم، به این دلیل که او دغدغه‌های مشخصی داشت و به بیان این دغدغه در ایران و جهان می‌پرداخت. او تمام وجه علمی، فرهنگی و مدنی خود را صرف انقلاب کرد. او این کار را عاشقانه و بدون منت انجام داد. او از توان علمی و اندیشه‌ای خود استفاده کرد و در دانشگاه، در تدوین کتب درسی، در شعر و در ترجمه، حضور داشت و این به دلیل وجود شخصیت چند بعدی وی بود. او با عشق و بدون هیچ منفعتی انقلاب را پذیرفت. مساله‌ای که درباره مزار صفارزاده رخ داد، فاجعه بود که متاسفانه هیچکس هم پیگیر آن نشد. من فکر می‌کنم که حداقل حق وی است که ما بنیادی به نامش داشته باشیم و حتی حق صفارزاده است که در شهرهای مختلف المان‌های شهری به نام وی باشد. حرف من این است که شعر صفارزاده درخشش را در طول زمان نشان خواهد داد اما باید انتظارداشته باشیم که در شان وی به  شخصیت و جایگاه او پرداخته شود.   درباره ویژگی‌های غیرشعری خانم صفارزاده برای ما بگویید. تلاش شبانه‌روزی برای ترجمه قرآن دغدغه علمی وی بود. فکر می‌کنم اولین کتاب کارگاهی ترجمه نیز اثر او بود که با نام «اصول و مبانی ترجمه» در سال 58 منتشر شد. او با همه توان برای ترجمه تلاش کرد. همچنین در سازمان سمت برای تدوین کتاب‌های درسی تلاش‌های بسیار زیادی داشت. او مجله‌ای را نیز به تنهایی راه‌اندازی کرد اما به دلیل هزینه یکی دو شماره بیشتر بیرون نیامد. من آن موقع مسئولیتی در دانشگاه الزهرا داشتم و به خاطر دارم که وی این مجله‌ها را می‌آورد تا بچه‌های مترجم این‌ها را بگیرند و بخوانند. خاطره جذابی با خانم صفارزاده دارید که تا به حال مطرح نکرده باشید. ما یک سفری را برای بزرگداشت دهه فجر در انگلستان داشتیم و من از طرف وزارت ارشاد مسئول گروه خانم‌های هنری بودم. در این سفر متوجه شدم دکتر صفارزاده نیز برای معالجه همسرشان در لندن هستند به همین دلیل به دیدن وی رفتم و دیدم روی میز‌شان کاغذهای بسیار زیادی است. با اشاره به کاغذها گفتند که این کارهای موسسه «سمت» است و این‌ها را به اینجا آوردن تا روی آنها کار کنند. وی به من گفت که اگر زحمتی نیست در بازگشت به ایران این مطالب را تحویل دکتر احمدی در سازمان سمت بدهم. در آنجا هم نگران کار بودند و تعهد کاری در صحبت‌هایش نمایان بود. او برای بهبود همسرش رفته بود اما دغدغه‌های علمی را نیز با خود برده بود. ]]> ادبیات Sat, 18 Nov 2017 11:14:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/254414/صفارزاده-دنبال-دغدغه-های-انسانی-اهالی-قلم-فکر-راه-اندازی-بنیاد-طاهره-باشند «فانوس جادویی زمان» داریوش شایگان مجوز انتشار گرفت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254398/فانوس-جادویی-زمان-داریوش-شایگان-مجوز-انتشار-گرفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) «فانوس جادویی زمان» نام جدیدترین اثر داریوش شایگان پژوهشگر و فیلسوف کشورمان است که به بررسی زندگی و آثار مارسل پروست با تاکید بر «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» پرداخته است. این کتاب همزمان با 18نوامبر،  95امین سالروز درگذشت این نویسنده بزرگ قرن بیستم مجوز انتشار گرفت و به زیر خط چاپ رفت. شایگان در این کتاب به تشریح و تفسیر تاملات پروست پرداخته و در این راستا ارجاعات زیادی هم به شاهکار پروست دارد. مبنای کار شایگان در این بررسی، ترجمه هفت جلدی این رمان به دست مهدی سحابی است. شایگان در این کتاب اشاره می‌کند که علاقه او به پروست به دوران تحصیلش در ژنو بازمی‌گردد. او در کلاس‌های  ژان روسه که به بررسی و تحلیل آثار پروست اختصاص داشته شرکت می‌کرده و از آن پس درصدد مطالعه آثار او برآمده است.     او درباره پروست یادآور می‌شود که با گذر زمان و فروکش کردن تب رمان نو و سرافراز درآمدن رمان جستجو از نقد تاریخی هرگونه تردید در جاودانگی نام پروست و اثر او منتفی است.  شایگان در این کتاب در مقدمه‌ای 40صفحه‌ای به طور کلی به افکار پروست و منابع الهام او می‌پردازد و به نظریات نویسندگان و فیلسوفانی چون ژاک ریویر، والتر بنیامین، ژیل دلوز، رولان بارت و... درباره مارسل پروست اشاره می‌کند. در ادامه در شش فصل آتی این کتاب که به ترتیب «مارسل پروست پیش از آفرینش رمان در جستجوی زمان از دست رفته»، «خواب-خاطره»، «روانشناسی در فضا حلقه-زمان-مکان»، «جستجو: حکایت یک سیروسلوک»، «هنر و جوهر»،«زمان بازیافته» نام دارند، نویسنده به صورت مفصل با ارجاع به جای جای رمان ، اثر را از دیدگاه‌های روانشناسی، اجتماعی، فلسفی و ادبی بررسی می‌کند. کتاب «فانوس جادویی زمان؛ نگاهی به رمان در جستجوی زمان از دست رفته اثر مارسل پروست» نوشته داریوش شایگان در 478 صفحه از سوی انتشارات فرهنگ معاصر به زودی منتشر می‌شود.     ]]> ادبیات Sat, 18 Nov 2017 09:48:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254398/فانوس-جادویی-زمان-داریوش-شایگان-مجوز-انتشار-گرفت قصه آدم‌های بلاتکلیف و سرگردان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254357/قصه-آدم-های-بلاتکلیف-سرگردان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه داستان "لطفا خیالت راحت نباشه" نوشته نرگس نظیف از سوی نشر روزنه منتشر شد. نرگس نظیف درباره تازه‌ترین اثر خود به ایبنا گفت: تمام 11 داستان این مجموعه، داستان‌هایی هستند که در طول چهارسال نوشته‌ام. در سال 95 تعدادی از همان داستان‌ها را بازبینی و بازنویسی کردم و حاصلش کتابی شد که هم‌اکنون از نشر روزنه منتشر شده است.   وی درباره فضای داستان‌های این مجموعه عنوان کرد: مجموعه داستان "لطفا خیالت راحت نباشه"، قصه‌هایی از تغییر رفتار و احساس و خلق و خوی طبقه‌ی متوسط شهری در گذر زمان و در برخورد با اتفاق‌های روزمره یا عجیب و غیرقابل پیش‌بینی است؛ قصه آدم‌های بلاتکلیف و سرگردانی که با هر سن و جنس و موقعیت اجتماعی‌، در گرفتن تصمیم‌های کوچک و بزرگ درمی‌مانند، در عشق‌ورزیدن بی‌ثبات و ناپایدارند و صداقت را فراموش کرده‌اند. البته در داستان‌ها فقط انسان‌ها نقش ندارند و در بیشتر آن‌ها، حیوانات هم کاراکترهای فرعی قصه‌ها هستند. ضمن اینکه به‌دلیل دغدغه‌های همیشگی خودم درباره‌ی محیط زیست، ایده‌ی چند داستانم را از این‌دست موضوعات وام گرفته‌ام. مجموعه داستان " لطفا خیالت راحت نباشه"  نوشته نرگس نظیف در 154 صفحه و به قیمت 9500 تومان به تازگی از سوی نشر روزنه منتشر شده است.   ]]> ادبیات Sat, 18 Nov 2017 08:15:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254357/قصه-آدم-های-بلاتکلیف-سرگردان مسائل روز و عرفان عملی در شعر طاهره صفارزاده http://www.ibna.ir/fa/doc/note/254386/مسائل-روز-عرفان-عملی-شعر-طاهره-صفارزاده خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، منیژه آرمین، نویسنده: «سفر عاشقانه» چشم‌اندازی است عاشقانه نسبت به کلیت زندگی و هستی. در این شعر محتوا و ساختار، با وجود تنوع مضمون، به طرز شگفت‌انگیزی در هم تنیده شده است. شاعر ضمن طرح نوستالژی زندگی خود، زندگی روزمره، تنهایی یک زن و مفاهیم سیاسی اجتماعی در فراسوی زمان و مکان، ذهن مخاطب را وارد فضایی متفاوت می‌کند. مانند به کار بردن کلمات دوگانه مثل مالک به معنای صاحبخانه و مالک اشتر یا مبحث بودن در کنار خبری که سپور می‌دهد، یعنی زباله. در کل طاهر صفارزاده را می‌توان در مضمون و ساختار، شاعری امروزی و معاصر دانست و «سفر عاشقانه» مدخلی است برای ورود به دنیای شاعرانه او. در بخشی از این شعر می‌خوانیم:  «گوشی را بردند گوشواره را بردند اما جدّ جدّ مرا عشق را نبردند...» به یاد مادرش می‌افتد: «به روح ناظر او شب به خیر گفت به او به مادر من زنی که پیرهنش رنگ‌های خرم داشت من از سپید و صورتی و آبی آمیختن را دوست می‌دارم رنگ ہی‌رنگی رنگ کامل برگ.» و باز برمی‌گردد به تاریخ معاصر: «کنار تپه افغان من و تو یک میلیون افغان هفشت هزار من و تو را بردند کشتند و ما دوباره آمده‌ایم و می‌خواهیم عکس یادگاری بگیریم بر روی تپه‌ای که بر آن مردیم» شاعر خود را از مذهب پرسش‌کاران می‌داند و لب به شکایت باز می‌کند: «اسکندر گرفت یا تو تسلیم شدی؟ خریدار خرید یا تو فروختی؟ ای بانوان شهره گلوینان هرگز از عشق بارور نشده است وگرنه سرخاب را به اشک می‌آلودید و سین ساکت سر را سلام می‌گفتید سلام بر همه الا بر سلام فروش» شاعر در اینجا با نفی سلام فروش، یک طبقه اجتماعی و فکری را نفی می‌کند و در همین جاست که از موقعیت شاعر و شعر یاد می‌کند و اینکه می‌بایست پدیده‌های واقعی را بدل به شعر زمان خود کند و به عنصر صداقت و آگاهی تأکید دارد. «شاعر باید شاعر به واقعه هستی باشد و نبض واقعه هستی باشد» از کمبود‌ها نام می‌برد: «کمبود شوق کمبود سربلندب را رایج کردند کمبود گوشت کمبود کاغذ کمبود آدم» در قسمتی دیگر از این شعر مبحث «بودن» را،‌که از مباحث روز فلسفه اگزیستانسیالیزم است، مطرح می‌کند: «آیا انسان قبیله‌ای است که در تصور خوردن می‌کوچد آیا حدیت معدهٔ لبریز لب‌های دوخته و حنجرهٔ خاموش ربط و اشاره‌ای به مبحث «بودن» دارد سپور را گفتم خبر چه داری؟ گفت: زباله. بودن از انحصار خبر بیرون است.» بعد از کوتوله‌ها یاد می‌کند که به استعاره نشانه کوته‌اندیشان‌اند: «چه کار دارم کوتوله‌ها چه شدند چه کاره شدند و یا چرا نمی‌شوند صدای پای کسی را که از افق می‌آید. و برمی‌گردد به افق»   و بعد از مردم بی‌تفاوت یاد می‌کند: «من اهل مذهب بیدارانم و خانه‌ام دو سوی خیابانی است که مردم عایق در آن گذر دارند»   مردم عایق، باز یک تیپ اجتماعی است. آدم‌هایی که به زندگی حقیرانه دل خوش کرده‌اند و بی‌خبرند از حوادثی که زیر گوش آنها می‌گذرد. و بازمی‌گردد به آیه‌ای از قرآن که گویی جوابی است به ستم‌پیشگان: تبت یدا ابی لهب و تب تبت یدا ابی لهب و تب تبت یدا ابی لهب و تب... و بعد، از امید می‌گوید، از رهایی: «شاید ابراهیمی در آستانه بیداری باشد روز دوشنبه بیداران بود روزی که کتف‌های روشن او را دیدم آن مهر را دیدم...» در واقع، به روشنی از تاریخ اسلام و نشانه‌های پیامبری یاد می‌کند که پیام او بعد از هزار و اندی سال، الهام‌بخش انقلابی عظیم بود. در همین سال‌ها، شاعر، انقلاب را پیش‌بینی می‌کند: «دستی که پیکره را بالا برد دستی که پیکره را پایین خواهد آورد...» هنرمندان زمانه را که با شاه و دربار ساخته بودند و در خدمت جشن‌های دو هزارساله و جشن هنر شیراز بودند مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید: «ماندانه شاهد بود که مرد بزم و بطالت بودید مرد جشن و جشنواره بودید و زخم‌های جان من از جشن‌های آتیلاست به نامه گفتم ای والا برخیز! پرواز کن! پرهیزت از آنان باد نیمه‌روشن فکران که نیم دیگرشان جین است نیاز است آنان تو را به عمد غلط می‌خوانند... ای بنده خمیده از آوار بار قسط اقساط ماهیانه سالیانه جاودانه»   و در فراز بعدی از مبارزه به‌عنوان شخصی یاد می‌کند که قائم به ذات است. انسان دل‌شکسته‌ای که بی‌اعتقاد به چپ و راست و سیاست‌های جهانی است: «انسان دل‌شکسته که نیک می‌داند در سنگسارهای جهانی الطاف این و آن سنگرهای شیشه‌ای و چترهای کاغذی فانی هستند» در این شعر به مسائل فلسفی و روحی و عرفانی و انسانی شاعر پرداخته است. عرفان نظری و مسائل فلسفی را به مسائل روز و عرفان عملی بدل می‌کند. در حقیقت، به نوعی اشراق شاعرانه می‌رسد: «کدام روح من اینک در راه است روح جنگلی روح عارف این هر دو از هم‌اند این هر دو از هم‌اند آن‌سان که اختیار در جیر و جبر در اختیار وقتی که جان عاشق چون پای حق از همه گلیم‌ها فراتر می‌رود جبر مکان با پای اختیار می‌آمیزد» در همین شعر دوباره به تاریخ می‌رود و مسائل روز را به تاریخ پیوند می‌‌دهد، حتی از معنای عام مالک به شخصیت خاص مالک اشتر می‌رسد: «به رهگذر دوباره رسیدم گفتم نشانی تو غلط بود کدام مالک را گفتی مالک اشتر را گفتم مقصد اشاره بود که عشق جمله اشارات است»   به لحاظ همین تمامیت شخصیت شاعر ویژگی منحصر به فردی دارد که با هیچ یک از شعرای معاصر قابل قیاس نیست. در «سفر عاشقانه» زنی است که تنهایی خود را در ابعادی بسیار وسیع و در عناصری که در اطرافش می‌گذرد منعکس می‌سازد: «سپور صبح مرا دید که نامه را به مالک می‌بردم سلام گفتم گفت سلام سلام بر هوای گرفته سلام بر سپیده نا پیدا سلام بر حوادث نالمعلوم سلام بر همه الا بر سلام فروش... به کوچه‌های ثابت دلتنگی برخوردم خاک ستاره دامنگیر صدای یورتمه می‌آمد صدای زمزمه میراب...» در پایان می‌توان گفت که در اینجا، شاعر از سه صدا یاد می‌کند که به تاریخ و زندگی و مذهب او مربوط می‌شود، ولی مهمترین این صداها همان تبت یداست، زیرا به ستم‌های موجود می‌پردازد: «صدای تیت یدا درخت را بردند باغ را بردند» ]]> ادبیات Sat, 18 Nov 2017 07:32:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/254386/مسائل-روز-عرفان-عملی-شعر-طاهره-صفارزاده ابوترب‌ خسروی: نویسنده لحظه را زیبا می‌سازد و به فرم مسلط است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254382/ابوترب-خسروی-نویسنده-لحظه-زیبا-می-سازد-فرم-مسلط خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: انجمن داستان شیراز، عصر جمعه 26 آبان ماه میزبان غلامرضا رضایی بود تا مجموعه داستان این نویسنده اهوازی با نام «سایه تاریک کاج ها» در نشستی سه ساعته، نقد و بررسی شد. معرفی نویسنده و آثارش: غلامرضا رضایی پیش از «سایه تاریک کاج‌ها»، سه مجموعه داستان به نام‌های «نیمدری» و «دختری با طعم آدامس خروس نشان» و «عاشقانه مارها» و رمان «وقتی فاخته می خواند»در کارنامه خود دارد. معرفی مجموعه داستان: «سایه تاریک کاج‌ها» در سال 1395 در نشر نیماژ به چاپ رسیده است. این مجموعه شامل هفت داستان کوتاه است که در شیوه روایی و فرم و همچنین درونمایه، با یکدیگر همپوشانی بالایی دارند. ویژگی اصلی داستان‌ها، فضاسازی‌های دقیق و تازه و بکری ست که پیش از این کمتر به آن پرداخته شده است. زبان مجموعه روان و خوانش داستان‌ها ترس و ابهام خاصی را القا می کند. گزارش جمع خوانی اعضای انجمن داستان شیراز: در ابتدای نشست، نویسنده «داستان آوازهای آب» را قرائت کرد. که داستانی منتشرنشده از نویسنده بود که در مجموعه بعدی آورده خواهد شد. بعد از داستان خوانی نویسنده، اعضا به بررسی مجموعه داستان پرداختند. در ابتدا امین فقیری که نقد مکتوب خود را روز قبلش در موسسه پیرسوک ارائه کرده بود، گفت: به نظرم نویسنده قصد دارد معمایی طرح کند و وهم و ترسی را در جان خواننده بیاندازد. حسین رحیمی، داستان نویس و منتقد هم درباره داستان های غلامرضایی گفت: غلامرضا رضایی نویسنده ای است که می‌داند می‌خواهد چکار کند. او فضاسازی‌های تاثیرگذاری را ارائه می کند که شدت تاثیر فراوانی دارند. مشخصه اصلی کار ایجاز است. همه چیز در خدمت داستان است. طیبه گوهری نویسنده رمان تحسین شده «بزگراه» نیز گفت: مجموعه قبلی نویسنده را مطالعه کرده ام و این مجموعه را یک سر و گردن بالاتر از مجموعه قبلی می دانم. ویژگی‌هایی که در داستان ها مرا جذب کرد، استفاده از طبیعت بود. در واقع طبیعت به مثابه شخصیتی در داستان ها حضور دارد و به پیشبرد داستان ها کمک می کند. فضایی که در داستان‌ها به آن پرداخته می‌شود، تازه و نو است. از فضاهای دیگر داستان‌ها کپی برداری نشده است. داستان ها اجرای ساده‌ای دارند که در زیر بنا طرح پیچیده‌ای داشتند. شاید تنها نکته منفی داستان‌ها این بود که شخصیت‌های داستان‌ها به طور مثال در مقابل قهر طبیعت منفعل‌اند و این مسئله در چند داستان تکرار می‌شود. فتاح رنجبر دیگر منتقد جلسه گفت: جالب است که داستان‌ها از زاویه دید اول شخص روایت می‌شود و همان‌طور که همه می‌دانیم این زاویه دید محدودیت هایی دارد،اما به طور مثال در داستان اول، راوی با استفاده از افعال گذشته و گذشته استمراری، کاری کرده که محدودیت‌های این نوع روایت را کم کند. در داستان‌ها، شخصیت‌ها توسط عوامل طبیعی محاصره شده‌اند و کاری از پیش نمی‌برند. در واقع آدم‌ها مورد هجوم طبیعت هستند. از آسمان کلاغ، از زمین، مار در خانه اجنه ها و در محل کار اشباح به آدمها هجوم می‌آورند. انسان‌ها در داستان‌ها در حال از دست دادن هستند. نه تنها هویت فردی و اجتماعی‌شان از دست می‌رود، بلکه هویت ملی‌شان نیز در خطر است. نگاه کنید به داستان دو هیچ که آنتن تلویزیون رو به عراق است! تقابل شادکامی‌ها و تلخ کامی‌ها در داستان زیباست. زبان داستان‌ها ساده و واقعی ست اما وهم می آفریند. از دل یک وضعیت واقع گرایانه وهم را به وجود آوردن، کار هر کسی نیست.   غلامحسین‌دهقان نویسنده مجموعه داستان «عکس سلفی با مرده» در نقد «سایه‌ تاریک کاج‌ها» گفت: فضاسازی‌ها فوق العاده است. یکی از ویژگی‌های داستان‌ها فضای وهم و ترس است. شخصیت‌ها در تک تک داستان‌ها نسبت به منبع ترس منفعل هستند. به نظرم می‌آید ای کاش شخصیت‌ها بیشتر درگیر ماجرا می‌شدند. مثلا در داستان ضیافت شبانه، حتی در گفت و گوی زن و شوهر داستان، حرفی رد و بدل نمی شود که ما بدانیم دلیل این همه انفعال چیست. به نظر می‌رسد داستان‌ها از خودشان عبور نکرده اند. البته برای عنوان این مطلب خودم نیز در لبه تردید قرار دارم. به جهت اینکه شاید این انفعال خودساخته باشد. مسئله دیگر اینکه نویسنده از فضا، شخصیت ساخته است و این مطلب مهم و ارزشمندی ست.  مجید‌خادم نیز به مسئله ابهام در داستان‌ها اشاره کرد و گفت: از خواندن داستان‌ها لذت بردم. مسئله ابهام که به آن اشاره شد، در داستان‌ها به گونه‌ای است که ابهام در پایان داستان، شفاف‌تر می شود. اما این ابهام در مثلا داستان صخره‌های مرجانی، آن‌قدر زیاد می شود که گویا این داستان ناتمام می ماند. جنس ابهام در داستان‌ها از حوادثی  است که اتفاق می افتد. فرم روایی داستان‌ها از یک الگو پیروی می‌کند و تکرار شده است. این مسئله برای من که توقع دارم در یک مجموعه (شاید توقع بی جایی باشد) داستان‌های متنوعی بخوانم مهم است. ابوتراب‌خسروی داستان‌نویس پیشکسوت شیرازی هم گفت: مجموعه داستان سایه تاریک کاج‌ها را نخواندم اما با توجه به اینکه پیشینه نویسنده را می‌شناسم، می‌توانم بگویم نویسنده می داند چطور به داستان بسط و گسترش بدهد. او به فرم مسلط است. زیبایی‌شناسی داستان‌های این نویسنده، خاص خودش است. لحظه را زیبا می‌سازد. در داستان‌ها به فضا و مکان و حس، شئیت می‌بخشد. ابهامی که در داستان ها است محصول ابهامی است که نویسنده وقتی در مقابل شرایطی قرار می‌گیرد، احساس می‌کند. در واقع ابهام، ذاتی داستان‌هاست. مصنوعی و ساختگی نیست. احسان نعمت اللهی یکی دیگر از اعضای انجمن نیز به دو داستان خارج از مجموعه نویسنده اشاره کرد. ایشان به موقعیت و ویژگی های زنان در دو داستان پرداخت. در پایان جلسه، نویسنده با تاکید به این موضوع که اعتقاد دارد نویسنده نباید به اثرش تکیه بزند و در مقام دفاع برآید، عنوان کرد: در ارتباط با مسئله انفعال در شخصیت‌ها، باید بگویم به نظرم در داستان ضیافت شبانه شخصیت‌ها منفعل نیستند. چرا که از خانه فرار می‌کنند و یا در داستان سایه تاریک کاج‌ها، پیرمردی که قبلا در سلاخ خانه کار می‌کرده، منفعل نیست، دزدی می کند. در بقیه موارد که در صحبت‌ها به آن اشاره شد،‌تامل خواهم کرد. ]]> ادبیات Sat, 18 Nov 2017 06:29:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254382/ابوترب-خسروی-نویسنده-لحظه-زیبا-می-سازد-فرم-مسلط «…و زمین آرام شد»، داستان زلزله‌ای که روستایی را ویران کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254378/و-زمین-آرام-داستان-زلزله-ای-روستایی-ویران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  فیلم‌نامه « ...و زمین آرام شد» اثر محمدرضا بایرامی از سوی انتشارات کتاب نیستان روانه بازار کتاب شد. فیلم‌نامه «…و زمین آرام شد» بر مبنای یکی از داستان‌های بلند بایرامی با عنوان «گرگ‌ها از برف نمی‌ترسند» تالیف و منتشر شده است. «…و زمین آرام شد» داستان زندگی و ماجراجویی دو نوجوان در منطقه سبلان است. دو نوجوان که به دنبال کشف نادیده‌هایی از طبیعت زیستی خود در یک روز سرد زمستانی به قصد دیدن آبشاری یخ‌زده از روستا خارج می‌شوند و درست در همین لحظات نبودن‌شان است که زلزله، تمامی روستا را با خاک یکسان می‌کند و حالا این دو نوجوان در مسیر برگشت، خود را مأمور محافظت از روستا در برابر هجوم طبیعت می‌بینند. سرما، گرگ‌ و ترس به آنها هجوم می‌آورد و حالا آنها هستند که باید به ناگاه بزرگ شده و در مقابل تجربه‌ تازه پیش روی‌شان تاب بیاورند.   بایرامی در این فیلم‌نامه سعی کرده است پیوند میان ادبیات داستانی معاصر ایران و سینمایی ایجاد کند. زبان روایی این اثر ساده، روان و نزدیک به گویش مردمان سبلان است. رعایت گویش‌ها، ظرافت‌های زیستی و ترسیم کلامی زیست بوم زندگی روستایی از مهم‌ترین ویژگی‌های این اثر به شمار می‌رود.   کتاب نیستان سال گذشته نیز از این نویسنده رمان «لم یزرع» را منتشر کرده بود که برنده جایزه ادبی جلال آل‌احمد شد.   فیلم‌نامه «...و زمین آرام شد» را نشر نیستان در ۲۸۴ صفحه و با قیمت ۲۰۰۰۰ تومان منتشر کرده است.   ]]> ادبیات Sat, 18 Nov 2017 06:03:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254378/و-زمین-آرام-داستان-زلزله-ای-روستایی-ویران نگاهی به آثار محمدعلی جمالزاده در بیستمین سالگرد درگذشت‌ او http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254356/نگاهی-آثار-محمدعلی-جمالزاده-بیستمین-سالگرد-درگذشت-او به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بزرگداشت محمدعلی جمالزاده در دانشگاه تهران برگزار می‌شود. محمدعلی جمالزاده را همراه با صادق هدایت و بزرگ علوی سه بنیان‌گذار اصلی ادبیات داستانی معاصر فارسی می‌‌دانند. داستان کوتاه "فارسی شکر است" را که در کتاب "یکی بود یکی نبود" او چاپ شده‌ ، عموماً به عنوان نخستین داستان کوتاه فارسی به شیوه غربی می‌شمارند. همزمان با بیستمین سالگرد خاموشی جمالزاده، مراسمی با همکاری هیات امنای آثار محمدعلی جمالزاده در دانشگاه تهران برگزار می‌شود. در این مراسم محمد شکرچی‌زاده، رسول جعفریان، میلاد عظیمی، حسن میرعابدینی، سوسن اصیلی و علی دهباشی سخنرانی خواهند کرد و همچنین فیلمی درباره جمالزاده به نمایش درخواهد آمد. این مراسم شنبه چهارم آذر 1396 از ساعت 15 تا 17 بعدازظهر در دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، تالار عباس اقبال آشتیانی برگزار خواهد شد.   ]]> ادبیات Sat, 18 Nov 2017 05:44:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254356/نگاهی-آثار-محمدعلی-جمالزاده-بیستمین-سالگرد-درگذشت-او کتاب «باجی» با حضور فرحناز علیزاده و جلیل شاملو نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254366/کتاب-باجی-حضور-فرحناز-علیزاده-جلیل-شاملو-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه داستان «باجی»، چندی پیش به قلم نعمت مرادی از سوی نشر هشت به چاپ رسید. «باجی»، شخصیت یک جن و نماد پلیدی است که در اکثر داستان‌ها حضوری پررنگ دارد.   این مجموعه ۱۲ داستان کوتاه پیوسته دارد که هرکدام با سوژه‌ مجزا می‌تواند تجربه جدیدی از خوانش داستان‌های بومی را به مخاطب القا کند. مفهوم اکثر داستان‌ها به باورها، سنت‌ها و اعتقادات مردم بومی می‌پردازد. شخصیت‌ها و تیپ‌ها در کنار فضاها به‌جز آن رنگ و منش بومی، فضایی از رئالیسم جادویی و بعضی داستان‌ها فضایی سوررئالیستی را ترسیم می‌کند. در این داستان‌ها مرز خیال و واقعیت درهم تنیده شده و مخاطب همچنان بار اسطوره‌ای نمادین داستان‌ها را درمی‌یابد.   این مجموعه داستان، چهارمین کتاب نعمت مرادی بوده و پیش از این نیز سه مجموعه شعر از وی راهی بازار کتاب است.   نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «باجی» از ساعت 16 روز سه‌شنبه 30 آبان‌ماه با حضور و سخنرانی فرحناز علیزاده و جلیل شاملو به‌عنوان منتقد و نویسنده اثر برگزار خواهد شد.   علاقه‌مندان به شرکت در این نشست می‌توانند در زمان یادشده به فرهنگسرای رسانه واقع در خیابان پاسداران، خیابان گل نبی، خیابان شهید ناطق نوری، میدان قبا مراجعه کنند.   ]]> مدیریت‌کتاب Fri, 17 Nov 2017 10:37:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254366/کتاب-باجی-حضور-فرحناز-علیزاده-جلیل-شاملو-نقد-می-شود شمس لنگرودی 67 ساله شد؛ از «رفتار تشنگی» تا «حکایت دریاست زندگی» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254365/شمس-لنگرودی-67-ساله-رفتار-تشنگی-حکایت-دریاست-زندگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شمس لنگرودی در سال ۱۳۲۹ در محله آسید عبدالله لنگرود متولد شد. پدرش جعفر شمس لنگرودی، به مدت ۲۵ سال امام جمعه شهر لنگرود بود. وی در دبستان کورش و دبیرستان‌های امیرکبیر، ملی محمدیه و خیام شهر لنگرود تحصیل کرد و در سال ۱۳۴۸ دیپلم ریاضی گرفت. علاقه پدر به شعر و کتابخوان بودن مادر سبب شد که به شعر و ادبیات علاقه‌مند شود و در سال ۱۳۴۶، اولین شعرش در هفته‌نامه امید ایران چاپ شد. نخستین دفتر شعر خود با عنوان «رفتار تشنگی»  را با هزینه شخصی در سال ۱۳۵۵ منتشر کرد.   محمد شمس لنگرودی در ابتدای راه شاعری، تحت‌تأثیر زبان و نگاه فریدون توللی، فریدون مشیری و به‌ویژه نادر نادرپور بود. با وارد شدن به جریانات سیاسی و تحت‌تأثیر شرایط زمانه به شعر سیاوش کسرایی و در نهایت احمد شاملو متمایل می‌شود و می‌توان بخش بزرگی از اشعار او را متأثر از زبان شاملو دانست. زبان‌ساده، کوتاه نویسی، طنز، پرداختن به زندگی روزمره و پررنگ بودن عشق از ویژگی‌های اصلی شعرهای اخیر شمس لنگرودی است.   نام شمس لنگرودی پس از انتشار مجموعه‌های «خاکستر و بانو» و «جشن ناپیدا» در اواسط دهه ۱۳۶۰ مطرح شد و پس از چاپ «قصیده لبخند چاک‌چاک» به شهرت رسید. سپس ده‌سالی را با سکوت در شعر ‌گذراند و در سال ۱۳۷۹، مجموعه شعر «نت‌هایی برای بلبل چوبی» را منتشر کرد. این شاعر در دهه ۱۳۸۰ سال‌های سکوت و کم‌کاری را جبران کرد و در این سال‌ها هشت مجموعه شعر از او منتشر شده که از آن‌جمله می‌توان به «پنجاه‌وسه ترانه عاشقانه»، «رسم‌کردن دست‌های تو» و «شب، نقاب عمومی است» اشاره کرد.   از این شاعر، نویسنده و پژوهشگر ایرانی، در مدت بیش از 40 سال، ده‌ها عنوان کتاب در قالب‌های شعر، رمان، پژوهش و داستان کودک تالیف کرده که از آن‌جمله می‌توان از شعرهای «طوفانی پنهان شده در نسیم»، «مرا ببخش خیابان بلندم» و «تعادل روز بر انگشتانم» و همچنین رمان‌های «رژه بر خاک پوک» و «آنها که به خانه من آمدند» نام برد.   در ادامه قطعه‌ای از اشعار شمس لنگرودی به علاقه‌مندان شعر و ادب فارسی تقدیم می‌شود.   تو نیامدی ...   صبح سوار بر قطار ستارگان سحرگاهی از راه رسید تونیامدی   گنجشک های منتظر دور خانه‌ی من نشستند و به هر سایه به خود لرزیدند تو نیامدی   شعر از دلم به دهانم از لب‌هایم به دلم پر کشید تو نیامدی   آفتاب از سر سروها به انتهای خیابان سر کشید تو نیامدی.   مه میداند که باید برخیزد و به خانه ی خود بیاید در سینه ی من ]]> ادبیات Fri, 17 Nov 2017 10:10:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254365/شمس-لنگرودی-67-ساله-رفتار-تشنگی-حکایت-دریاست-زندگی «لیوناردِ شهیار» از لیوناردِ کوهن می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254196/لیونارد-شهیار-کوهن-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهیار قنبری، شاعر و ترانه‌سرای مطرح کشورمان به تازگی به کتابی با عنوان «لیوناردِ شهیار» را توسط موسسه انتشارات نگاه راهی بازار نشر کرده است. این کتاب روایت شهیار قنبری از لیوناردِ کوهن است. قنبری در این کتاب به ترجمه اشعار کوهن پرداخته است و برداشت خود درباره هر کدام از این آثار را مطرح کرده است. لیوناردِ کوهن  یکی از تاثیرگذار‌ترین خوانندگان و ترانه‌سرایان جهان است که  در ایران نیز طرفداران زیادی دارد اما درباره او حرف زیادی گفته نشده است. این کتاب پلی ارتباطی برای شناخت این اعجوبه‌ی دنیای هنر و موسیقی است و  می‌تواند دریچه‌های جدیدی از این چهره‌ی هنری را به روی مخاطب ایرانی باز کنند. کوهن علاوه بر تاثیرگذار‌ی‌هایش در موزیک و ترانه در اخلاق حرفه‌ای نیز زبانزد بود. او در سال 1968 مهم‌ترین جایزه ادبی کانادا را کسب کرد اما در مراسم شرکت نکرد و در پیامی گفت: «اگرچه همه‌ام می‌گوید: جایزه را بگیر! اما شعرهایم می‌گویند: جایزه را نگیر!»   شهیار قنبری در مقدمه این اثر آورده است: «‌لندن. پاییز سال1979. به دیدار این شاعر – آوازخوان بزرگ رفتم. با گروه “Passenger”  مسافر آمده بود و یک آلبوم به‌‏نام: «ترانه‏‌های تازه». من از پانزده‏‌سالگی او را دوست داشته‏‌ام. با او بود که طعم خوشِ ترانه را چشیدم. که دلم هوای نوشتن کرد. با او بود. با لورکا بود. که «لنی» هم بسیار دوستش می‏‌دارد! بعدها فهمیدم. و این نخستین بار بود که او را از نزدیک می‏‌دیدم. به فاصله‏‌ی چند ردیف دختر و پسری که سر بر شانه‌‏ی هم داشتند و از ترانه‌‏های جادویی‏‌اش مستِ مست بودند. در میانه‏‌ی شب، کسی انگار خندید.  لیونارد بزرگ خطاب به مردم گفت:  – فقط احمق‏‌ها به شاعران می‌‏خندند! باری و هنوز دفترچه‌‏ی تور اروپایی 1979 او را در میان کتاب‏‌هایم، «عزیز» نگاه داشته‌‏ام. ورق می‏‌زنم. به صفحه‏‌ی آخر می‏‌رسم: نوشته‌‏ام: شاعری شکسته به زیارت شکسته‏‌یی دیگر می‌‏رود. آخرین شب ترانه‌‏خوانی لیونارد در لندن. ضیافت عشق و ترانه. جای چند آدم نازنین خالی‏‌ست. کاش همه شاعر بودند. لندن 79. بعد، به ایران که برگشتم در شمال، شعری نوشتم به نام: اگر همه شاعر بودند، که در آلبوم «اگر همه شاعر بودند» یا پیشمرگانه‌‏ها: جنبش مقاومت علیه انهدام عشق؛ منتشر شد. باری، از لیونارد بگوییم. به سال 1968 کمپانی CBS آلبومی منتشر کرد به نام «ترانه‏‌های لیونارد کوهن» که شاعری سی‏‌وسه‏‌ساله را به دنیای «راک» معرفی می‏‌کرد. مردی که پیش از آن در سرزمین‏‌اش کانادا به‌عنوان شاعر و قصه‏‌نویس، صاحب نام و اعتبار بود. از آن روز تا به آخر، در جهانِ بیداران و هوشیاران، راه درازی آمده است. گاهی، سالی دو آلبوم و گاه سال‏‌ها بی‏‌هیچ کلامی و نغمه‏‌یی. نه مصاحبه‏ و گفت‌‏‏وگو، نه خبری و جنجالی. یا بگوییم، کم‏تر از همه! تا بخواهید کم‏تر! امّا، از سال 68 تا به امروز تا، هزاره‏‌ی سوم، با ترانه‏‌هایی چون: Suzanne ● So long Marianne ● hey, that’s no way to say goodbye ● Dance me to the end of love ● the future ● Bird on a wire و you want it darker، عاشقان‌‏اش زندگی کرده‌‏اند و تازه شده‌‏اند و پوست انداخته‌‏اند و قد کشیده‌‏اند.(باید می‏‌نوشتم زندگی کرده‌‏ایم و تازه شده‌‏ایم و… قد کشیده‏‌ایم!) در جان‏‌پناه شاعری زیبا که بیست‏‌ویکم سپتامبر 1934 در مونترال به دنیا می‏‌آید. رشته‏‌ی ادبیات را در دانشگاه Mcgill و بعد در Columbia  به پایان می‏‌رساند. نخستین دفتر شعرش به نام «بیا اسطوره‌‏ها را با هم مقایسه کنیم» را به سال 1966 منتشر می‏‌کند و پس از آن دفترهای دیگری به چاپ می‏‌رساند. دو رمان می‏‌نویسد The favorite game به سال 1963 و beautiful losers سال1966. سال 1978 کتاب شعری به نام «مرگ یک زن شیدا» از او به بازار می‏‌آید و در شب کنسرت‏‌اش هم به دست من می‏‌رسد و مرا به بلندای جادو می‌‏برد. مگر می‌‏شود او را خواند، او را شنید، او را فهمید و عاشق‌‏اش نشد؟ درگیرش نشد؟ خراب و آبادش نشد؟! مگر می‌‏شود؟! »  در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: «تو می‌گویی که سکوت به آرامش نزدیک‌تر است تا به شعر. اما اگر سکوت را چونان هدیه‌یی به تو پیشکش کنم (چراکه سکوت را می‌شناسم) تو خواهی گفت: این سکوت نیست. شعر دیگری‌ست. و هدیه‌ام را پس می‌فرستی.»   لیوناردِ کوهن، شاعر بیست‌ویکم سپتامبر 1934 در «وست مانت» «مونترال» کانادا به دنیا می‌آید و هفتم نوامبر 2016 در «لس‌آنجلس» بی‌نفس می‌شود. کتاب «لیوناردِ شهیار»، اثر شهیار قنبری در 128 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 12 هزار و 500 تومان توسط موسسه انتشارات نگاه راهی بازار نشر شده است. ]]> ادبیات Fri, 17 Nov 2017 07:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254196/لیونارد-شهیار-کوهن-می-گوید نقد ادبی در روسیه http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254363/نقد-ادبی-روسیه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،  نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۳۰ آبان ساعت ۱۶:۳۰ به بررسی کتاب «نقد ادبی در روسیه» اختصاص دارد. این نشست با حضور  زهرا محمدی، آبتین گلکار و سیدحسین‌ طباطبایی در مرکز فرهنگی شهر کتاب  برگزار می‌شود. ادبیات روسی، حیات پربار خود را وامدار نقد ادبی است. جایگاه نقد در روسیه به اندازه‌ای اهمیت داشته که در بسیاری موارد، خود نویسندگان و شاعران دست به کار نوشتن مقالات انتقادی شده‌اند و آثار این‌چنینی آن‌ها از ماندگارترین صفحات تاریخ ادبیات روسیه شده است. به تازگی کتاب «نقد ادبی در روسیه» به قلم دکتر زهرا محمدی و به همت انتشارات سمت منتشر شده است. مولف در این کتاب تلاش می‌کند سیر نقد ادبی در روسیه را از قرن هجدهم تاکنون برای خواننده تحلیل و تبیین نماید.  نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۳۰ آبان ساعت ۱۶:۳۰ در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> ادبیات Fri, 17 Nov 2017 07:08:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254363/نقد-ادبی-روسیه نقد آثار برنده جایزه هفت اقلیم در نمایشگاه کتاب کرمانشاه http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254360/نقد-آثار-برنده-جایزه-هفت-اقلیم-نمایشگاه-کتاب-کرمانشاه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) آثار احمد حسن زاده، برنده جایزه ادبی هفت اقلیم، امروز حمعه 26 آبان، ساعت 13 الی 15 با حضور منتقدان و داستان نویسان کرمانشاهی در سالن همایش‌ها نمایشگاه کرمانشاه برگزار می‌شود. موسسه ادبی دال برگزار کننده این نشست است. احمد حسن زاده با مجموعه داستان «مستر جیکاک» برنده بخش داستان کوتاه جایزه ادبی هفت اقلیم شد. این مجموعه داستان در به زودی چاپ دوم می‌شود. مجموعه داستان «آه ای مامان» نیز از این نویسنده در نشر نون به تازگی چاپ دوم شده است. حسن زاده در حال بازنویسی نخستین رمان خود است. محمد خالوندی و آرش محمودی منتقدان جلسه نقد و بررسی آثار احمد حسن زاده هستند. ]]> ادبیات Fri, 17 Nov 2017 06:45:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254360/نقد-آثار-برنده-جایزه-هفت-اقلیم-نمایشگاه-کتاب-کرمانشاه وجه غالب داستان‌نویسی ما به فرم ‌های وارداتی و تقلید گرایش دارد/ به آینده داستان بسیار خوشبینم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/254354/وجه-غالب-داستان-نویسی-فرم-های-وارداتی-تقلید-گرایش-آینده-داستان-بسیار-خوشبینم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) سوررئالیسم در ادبیات داستانی ما وجود دارد اما شیوه غالب آن نیست. حسین پاینده منتقد ادبی معتقد است در ادبیات معاصر ما، سوررئالیسم یک جریان جدی نیست. تنها آثار شاخصی که می‌توان به عنوان پرچم‌داران این جریان در ادبیات معاصر فارسی نام برد، مجموعه داستان «ماهی در باد» از حسین آتش‌پرور و یک مجموعه داستان از فرخنده حاجی زاده است. به منظور واکاوی این موضوع و بحث درباره دیگر ویژگی های وضعیت ادبیات داستانی به سراغ حسین آتش پرور نویسنده و منتقد رفتیم. در ادامه گفت و گوی ایبنا با او را می خوانید. آیا شیوه‌های مدرن داستان‌نویسی ، آن‌گونه که در غرب وجود دارد، در ادبیات معاصر ما خلق و به کار گرفته شده یا تنها تقلید صرف بوده است؟ داستان نویسی مدرن پدیده‌ای غربی و حاصل تجربه جامعه مدرن و صنعتی است که وارد ادبیات ما شده است. اما این که در داستان نویسی معاصر ما به چه شکل کاربرد پیدا کرده و می کند جای بحث دقیق دارد که در این باره هر چند ممکن است به سمت اغراق برود اما ناگزیر به مثال می شوم؛ ماشین چاپ در سال 1452 اختراع شد و در سال 1813 یعنی پس از 361 سال به ایران رسید. یک فاصله زمانی،  بومی - مکانی، و تفاوت کاربردی در این صنعتِ مشترک داریم که اغلب نادیده گرفته می شود. و درست در این نقطه ممکن است در علم وتکنولوزی مدرن شویم اما در رفتار مدرن نشده ایم  یا در نمونه ملموس تری: «اولیس» (1922 میلادی =  1301 خورشیدی) در زمانی منتشر شد که محمدعلی جمال‌زاده «یکی بود، یکی نبود» (1921 میلادی=1300خورشیدی) را چاپ کرد. اگرچه این دو اثر به هیچ ‌شکل به هم شباهت یا تناسب ندارند و قابل مقایسه نیستند، اما واقعیتی را نشان می دهد تا ببینیم که ما در کجا قرار گرفته ایم. از آن جا که داستان‌نویسی غرب حاصل تجربیات دوران مدرن است و ما آن را  به جز هدایت و چند استثنا، تجربه نکرده ایم، به تقلید پرداخته و همچنان به آن ادامه می دهیم. آیا سورئالیسم  در ادبیات معاصر ایران  وجود دارد؟ اگر بله، چه جایگاهی دارد؟ و  بعد از صادق هدایت چه آثار شاخصی در این زمینه خلق شده‌اند؟ بیشترین حجم داستان معاصر ما را آثار رئالیستی شکل می‌دهد. آنچه در واقعیت پیرامون دیده می‌شوند و اتفاق می‌افتند که این سطح و ابتدای داستان می‌تواند باشد که بیشتر به شرح رخداد. مضمون. محتوا. اندروای و... می‌پردازد. در سوررئالیسم نویسنده اگر چه از واقعیت استفاده می‌کند، اما از واقعیت عبور می‌کند. اگر فرد را به عنوان پردازش‌گری خلاق بپذیریم، برآیند دیداری، درک، جهان‌بینی و تخیل او خود را در زبان دیگری که فراتر از واقعیت است، نشان می دهد. او با زبان تازه‌ای که  به اشیاء و پدیده‌ها و اجسام و روابط می دهد در ساخت جدیدی که تا قبل از آن وجود نداشته است به خلق دیگری می‌پردازد. البته این رفتار ضمن آن که نوآوری خود را خواهد داشت می‌بایست که منطق درستی هم برای خواننده داشته باشد. فراواقعیت مانند واقعیت دامنه اش گسترده است و از مسیرهای متفاوتی می‌شود به آن رسید که استعاره یک وجه آن می‌تواند باشد. تجربه خودم برای اولین بار در داستان "چشم زنگاری" و به طورکلی در کتاب "ماهی در باد" اتفاق افتاد و آن را  در "خیابان بهار آبی بود"، ادامه دادم. یک شیوه آن به این شکل است که از دو واقعیت به یک فراواقعیت رسیده ام. از آن جایی که در ابتدای این راه هستیم نخواسته ام خواننده را در موقعیت انتزاعی معلق بگذارم. درمورد به کارگیری شیوه‌های مختلف زبانی اعم از زبان شاعرانه و... در داستان کوتاه توضیح بفرمایید. زبان، حوزه‌های گسترده و مختلفی در داستان به خصوص داستان کوتاه دارد که به فرصت‌های بیشتر و بحث تخصصی‌تری نیاز دارد. نظر من این است که زبان چه در دیالوگ‌ها، یا به عنوان یک نشانه و یا شیوه روایت بستگی و متناسب به موضوع، شرایط فردیت ها،سایر سازه های داستانی، کنش و واکنش‌ها ، حرکت و به طور کلی موقعیت‌های داستانی دارد. به طور مثال در بحث زبان شاعرانه یک داستان به چنین ویژگی‌های برمی‌خوریم که خودش به چند شاخه تقسیم می‌شود: نثرِ شاعران، زبان شاعرانه و به کارگیری صنعت های شعر در ساختمان زبانی داستان: ساخت ِشاعرانه شما در حوزه داستان کوتاه کار کرده و تخصص دارید، لطفا کمی درباره ساختار پازل مانند داستان کوتاه شرح دهید، این شیوه چگونه در کارهای شما نمود پیدامی‌کند؟ داده‌های داستانی بیشتر از خرده رویدادها، تصویرها، دیالوگ و هرکدام به شکلی و در زمانی که با موقعیت و مکانی آن دیگری کاملا متضاد یا نا متضاد قرار می‌گیرند، نگاهِ منِ نویسنده را  به عنوان مواد اولیه می‌گیرند. آن ها را مدت‌ها در ذهن نگاه می‌دارم و مدام با کار فکری آن ها را ورز می‌دهم. در این هنگام تمام آن ها به شکل پازل کنار هم نشسته‌اند. و من این آگاهی را دارم که از ستون فقرات داستانم یعنی روایت، غافل نشوم. دوستان بسیاری داستان‌های بسیار خوبی می‌نویسند اما می‌بینی که هر قسمت آن مثل یک جزیره کوچک معصومانه اما پر نور به تنهایی سوسو می‌زنند و هیچ ارتباطی با هم ندارند. این همان چیزی است که نادیده گرفته‌اند و داستان امروز از این بیماری هم رنج می‌برد.     شکل‌گیری و روند تکامل داستان کوتاه از دیرباز تا به امروز در ادبیات معاصر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ جایگاه امروز داستان کوتاه در ادبیات معاصر چگونه است؟ به عبارت دیگر، آیا داستان کوتاه در جایگاه خود قرار دارد یا خیر؟ از پیش از داستان‌های جمال‌زاده تا امروز در داستان کوتاه راه زیادی را به سمت کمال رفته‌ایم و کارهای درخشانی داریم که می‌تواند در داستان نویسی جهان حرفی برای گفتن داشته باشد اما چیزی که هست در این سال‌ها بخصوص از اواخر دهه هفتاد تا کنون آن قدر شبه داستان، آثار سطحی و زباله های داستانی تولید و در فضای ادبی ریخته شده که آثار خلاق در میان آن ها خفه می‌شود. وقتی که به راحتی و بدون هیچ فیلتر فنی و تخصصی داستان و یا مجموعه داستان من و شما چاپ می‌شود،چنین شرایطی پیش می‌آید. کلاس‌های داستان‌نویسی،نشر، جوایز، اگر چه هرکدام کار خود را می‌کنند و دیگری را مقصر می‌دانند، اما بیشتر تبدیل به محفل‌های آیین دوست‌یابی شده و به داستان‌نویسی خنثا کمک کرده اند. به طوری که نه تنها امروز شما هر کتابی را نمی‌خوانید که اگر به شما پول هم بدهند حاضر نیستید بسیاری از این کارها را بخوانید؛ چرا که نه تنها از آن لذت نبرده یا نیاموخته اید،که وقت شما را هم گرفته است. بسیاری بر این باورند که در دوره معاصر مردم دنیا استقبال کمتری از رمان می‌کنند و گرایش‌ها به سمت داستان کوتاه رفته است، نظر شما در این باره چیست؟ بنا بر شرایط جهان که هر لحظه و با سرعت از هر جهت به طرف دگرگونی می رود، به خصوص دوران بعد از مدرن که کمپانی‌های بزگ صنعتی حاکمیت خود را از دست داده و به جای آن امپراطوری‌های بزرگ فن آوری اطلاعات.آی تی.دیجیتال. بنگاه‌های خبری و زندگی مصرفی و رواج دلالی حاکم شده است،این امکان وجود دارد که رمان مرکز ثقل خود را جابه‌جا کند. اما نمی‌توان آن را انکار کرد. البته آنچه در ترجمه به ما می‌رسد،می‌بینیم که رمان هنوز جایگاه خود را دارد و هر روز نویسندگان پیشرو تری می‌درخشند و قله‌های تازه ای را در آن کشف می‌کنند. شما به عنوان داور جوایز ادبی همیشه با آثار نسل جدید از نزدیک در ارتباط بوده‌اید، آثار نسل جدید را چطور می‌بینید؟ چه شیوه‌های داستان نویسی بیشتر مورد استقبال واقع شده است و برایند شما از آینده داستان ایران چیست؟ وجه غالب بر داستان‌نویسی گرایش به زبان و فرم ‌های وارداتی و تقلید محض است که هیچ ریشه‌ای در ما ندارد و زمان و مکان و انسان معاصر در آن گُم شده است.به این شکل می خواهند با خلاء تجربه و جهان‌بینی و تنها با شامه داستان را پرکنند. در چنین مواقعی هوشمندی خواننده است که آن را پس می‌زند. داستان‌هایی که فکر می‌کنی تمام آن‌ها را یک نفر با یک انشاء و یک ماشین در مایکروفر پخته است. آن وقت چنین آثاری با جسارت و مارکِ داستان پیشرو مرتب تبلیغ می‌شود. البته فراموش نکنیم که آثار نسل جدید از میان همین‌ها جوانه می‌زند و خود را نشان می‌دهد. آثاری که ویژگی‌ها و تجربه‌های خاص خودش را دارد. گاه کارهای با ارزش و درخشانی در میان آن‌ها مرا به شوق می‌آورد. داستان‌نویسانی که خوب خوانده و خوب تربیت شده و جهان‌بینی فرهیخته و بزرگ منشانه‌ای دارند. به دور از هیاهو  با استقلال کار خودشان را می‌کنند. در بسیاری مواقع از این دوستان داستان نویسِ جوان و شاعرم می‌آموزم و مشاوره می‌گیرم. با این دیدگاه به آینده داستان بسیار خوشبینم و می دانم که عزیزانی سلامت استقلال جغرافیای داستانِ ما را نگهبان خواهند بود؛ همچنان که هدایت بود. چوبک بود . گلستان بود. گلشیری بود و شما خواهید بود که این بوم و این فردیت را داستان خواهید کرد.   ]]> ادبیات Fri, 17 Nov 2017 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/254354/وجه-غالب-داستان-نویسی-فرم-های-وارداتی-تقلید-گرایش-آینده-داستان-بسیار-خوشبینم مولف بین شاعرها کم داریم/تنها راه نوشتن شعرهای متفاوت، اعتراف جهان شخصی خودمان است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/253837/مولف-بین-شاعرها-کم-داریم-تنها-راه-نوشتن-شعرهای-متفاوت-اعتراف-جهان-شخصی-خودمان پوریا پلیکان در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، عنوان کرد: این مجموعه شعر حاصل دو سال از شعرهای من است که به تازگی انتشارات شانی آن را چاپ کرده است. همیشه در نوشتنِ شعر چند موضوع برای من مهم بوده است: اول این که شعر باید شعر باشد و مطالعه یک شعر باید با شعر مواجه شویم. شعر نه فلسفه است، نه تاریخ، نه تئوری جامعه‌شناسی، بلکه شعر، شعر است اما همه‌ی اینها را دربر می‌گیرد. این شاعر جوان ادامه داد: دوم، مضمون یک شعر است. اندیشه در شعر برای من جایگاه ویژه‌ای دارد اما اندیشه‌ای که بعد از برداشتن لایه‌های تخیل به آن برسیم. یاد فروغ افتادم که شعر را به «در» تشبیه می‌کند و می‌گوید بعضی از شعرها مثل درهای بسته می‌مانند، وقتی آنها را باز می‌کنی، می‌بینی که پشت آنها هیچ نبوده و فریب خورده‌ای اما پشت بعضی از این درها اتفاق‌های بزرگی در انتظار ماست. شاعر مجموعه شعر «آن سر این جنازه را بگیر» در توضیح دلایل چاپ مجموعه شعرش گفت:‌ قبل از چاپ شدن شعرهایم همیشه ذوق چاپ شدنشان را داشتم اما این ذوق توام با یک سوال بود که چرا باید در کنار این همه مجموعه شعر، کتاب من هم چاپ شود؟ اگر کتاب من همان حرف‌هایی را بگوید که دیگران گفته‌اند، پس چه دلیلی دارد که مردم بیایند و کتاب مرا تهیه کنند؟ به قول نیما شعر باید شعر باشد نه یک استفراغ. او ادامه داد: اینکه مدام شعر بخوانیم و همان شعرهایی که درون مغزمان ریخته‌ایم را با یک ویرایش جدید به بیرون بریزیم، کار خاصی نکرده‌ایم. واژه‌ی استفراغ را نیما برای کلاسیک‌سراهای هم نسل خودش می‌نویسد و من برای سپیدسراهای هم نسل خودم. پلیکان با اشاره به ضعف‌تالیف در کارهای منتشر شده عنوان کرد: چیزی که همیشه بین شاعرها کم داشته‌ایم مولف بوده است. نگاه کنید به نسل‌های پیش، هزاران نفر می‌نوشتند اما فقط چند نفر بودند که جهان خاص خودشان را داشتند. شاید در این بین بتوان به اسم‌هایی مانند شاملو، فروغ، سهراب، اخوان و نصرت اشاره کرد و اگر دقت کنید، متوجه می‌شوید که فقط همین‌ها هستند که در دل مردم جا دارند و هنوز شعرهایشان برای ما دارای اهمیت است. این شاعر جوان با گلایه از نبود خلاقیت و نوآوری در شعر گفت: من فکر می‌کنم که تنها راه نوشتن شعرهای متفاوت، اعتراف جهان شخصی خودمان است. اگر از دیگران تقلید کنیم، همان چیزهایی را خواهیم نوشت که دیگران نوشته‌اند. باید با شعر صادق و صمیمی بود. در جهانِ شعرِ من، هیچکس به جز من وجود ندارد. من با خودم صادق هستم و صادقانه زندگی‌ام را می‌نویسم. طبیعی است که در این دو سال اتفاق‌های زیادی برای من افتاده است. یک روز بی‌پول بوده‌ام و مجبور شده‌ام که در مغازه‌های انقلاب کتاب بخوانم. یک روز پول خوبی توی جیبم بوده و توانسته‌ام خوب بگردم و خوشحال زندگی کنم. یک روز عاشق شده‌ام، یک روز شکست خورده‌ام. یک روز جهان پر از زیبایی بوده و روزِ بعد زشتی‌هایش را به رخم کشیده است. یک ماه در سفر بوده‌ام و ماه دیگر از اتاقم خارج نشده‌ام.   پلیکان در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: طبیعی است که هر لحظه‌ی این زندگی به شکل شعری نوشته شده و در این کتاب ثبت شده باشد. زیرا شعر آیینه‌ی زندگی است. البته در ابتدا این کتاب چند برابر این بود و این گزیده‌ای از دو سال زندگی من است.   در یکی از آثار این کتاب می‌خوانیم: آنقدر به نقطه‌ای سفید خیره شده‌ام که سیاهی چشم‌هایم خاکستری شده‌اند.   دراز کشیده‌ام و تو روی تنم نقاشی می‌کنی. تنم به نقشه‌ای بدل شده وَ مثل کتاب اطلس سنگینی جهان روی دوش من است.   اگر غَلت بزنم کوه هایی که روی شانه‌ام کشیده‌ای به زمین می‌خورند وُ لبپَر می‌شوند تو برای کوه‌هایت بغض می‌کنی.   دست روی سینه‌ام بکِشَم جنگلی به خطر می افتد تو برای درختانت بغض می کنی.   بغض در گلوی تو مثل اسفنج است در ظرفی که به آن آب اضافه می‌کنند آب می خورد و بزرگ می‌شود مثل کره‌ی زمین که اگر آب نخورده بود کوچک‌تر بود.   بغض‌های تو به جای کوه‌ها و جنگل‌ها روی اندام من بزرگ می‌شوند وَ من کتاب اطلسم سنگینی بغض‌های تو روی دوش من است.» مجموعه شعر «آن سر این جنازه را بگیر»، اثر پوریا ملکیان در 97 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 8 هزار و 300 تومان از سوی انتشارات شانی عرضه شده است. ]]> ادبیات Thu, 16 Nov 2017 08:44:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/253837/مولف-بین-شاعرها-کم-داریم-تنها-راه-نوشتن-شعرهای-متفاوت-اعتراف-جهان-شخصی-خودمان پیشنهاد عباس پژمان برای مطالعه آخر هفته http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/254329/پیشنهاد-عباس-پژمان-مطالعه-آخر-هفته عباس پژمان نویسنده و مترجم، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،گفت: یکی از نویسندگان جدیدی که در یک سال گذشته او را شناختم، نسترن مکارمی است. هنوز هم شناختنِ هر نویسندۀ خوبی اتفاق خوبی است که برایم می افتد و احساسی را برایم زنده می‌کند که بیش از چهل سال پیش با خواندنِ اولین داستان­‌ها و رمان‌ها با آن آشنا شدم.  نویسنده رمان "تالار فرهاد" عنوان کرد: "شب­‌نشینی بعد از مراسم تدفین" آن نیست که در ظاهر نشان می‌دهد. من زیبایی آن را وقتی احساس کردم که فهمیدم برای یکی از شخصیت‌های آن، که اسمش منصور است، واقعاً چه اتفاقی می­ افتد. اما نویسنده نمی‌­خواهد این را چندان واضح بگوید. برای همین است که شاید بعضی خوانندگان و منتقدان این رمان را بخوانند، اما ندانند بالاخره منصور چه شد. شاید با خود بگویند گم شد. مترجم "کاناپه‌ی قرمز" درباره این رمان گفت: نویسنده نشانه­‌های نسبتاً زیادی از سرنوشت منصور در داستان باقی گذاشته است. فقط خواننده باید بتواند آنها را بشناسد. وقتی آنها را شناخت، خواهد دید آنچه در ظاهر این داستان می­‌گذرد یک چیز است و آنچه با این نشانه‌ها نوشته می­‌شود چیز دیگری است. آنچه با این نشانه­‌ها نوشته می­‌شود، داستان عاشقانه­‌ای است که کمتر نویسنده­‌ای موفق به نوشتن آن می­‌شود. پژمان درباره نوع روایت این رمان اینگونه توضیح داد: این رمان داستانی است که تقریباً بدون گفتن، گفته می­‌شود. آنچه در ظاهر شب‌نشینی روایت می­‌شود بیشتر برای این است تا آن اتفاق اصلی را برای خواننده باورپذیر کند.کلاً توصیف جزئیاتی که به هر نحوی می­‌توانند به یک اتفاق مربوط شوند، مخصوصاً توصیف دقیق آن­ها، خیلی به واقع نمایی آن كمك می‌كند. حتی اگر این اتفاقی که نویسنده می­‌خواهد آن را باورپذیر کند اتفاق شگفت‌انگیزی باشد و آن جزئیاتی که توصیف می­‌شود فقط ارتباط­‌های حاشیه‌ای با آن داشته باشند و به خود آن اتفاق چندان مربوط نباشند. برای همین است كه بسیاری از اتفاقات شگفت انگیز دنیای رمان با توصیف دقیق جزئیاتی همراه می­‌شود که به هر نحوی می‌توانند به آن مربوط باشند.   ]]> ادبیات Thu, 16 Nov 2017 07:50:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/254329/پیشنهاد-عباس-پژمان-مطالعه-آخر-هفته ​کمپین اهل قلم برای حمایت از زلزله‌زدگان کرمانشاه http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254337/کمپین-اهل-قلم-حمایت-زلزله-زدگان-کرمانشاه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بدون شک زلزله کرمانشاه در روزهای سرد پاییز، جامعه فرهنگی کشور را مانند تمام اقشار جامعه دچار بهت و تاسف کرد از این رو جامعه اهل قلم کشور قصد دارد تا مانند فعالیت سایر قشرهای جامعه در طرحی به جمع‌آوری کمک‌های اهالی قلم بپردازد و کمک‌های خود را عصر روز جمعه (26 آبان‌ماه) راهی مناطق زلزله‌زده کند. در همین راستا نویسندگان، شاعران، مترجمان، ناشران، کتابفروشان، اصحاب رسانه و علاقه‌مندان فرهنگ می‌توانند کمک‌های خود از ساعت 16 روز پنجشنبه (25 آبان‌ماه) تا ساعت 16 روز جمعه (26 آبان‌ماه) به دفتر نشر نیماژ واقع در خیابان انقلاب، خیابان فخررازی، خیابان شهدای ژاندارمری غربی، پلاک 88 ارسال کنند. لیست اقلام مورد نیاز برای کمک به زلزله‌زدگان کرمانشاه شامل فهرست زیر است: پوشاک: لباس گرم، پتو و بالش، کیسه خواب، کفش، چکمه، کلاه بافتنی، دستکش و جوراب. وسایل اولیه: گاز پیک‌نیکی، قابلمه، کتری، قاشق، بشقاب، ماهیتابه، چراغ‌قوه، کبریت، فندک. وسایل مورد نیاز برای زنان و کودکان شامل: پوشک، پماد بچه، شیر خشک، شیشه شیر، نوار بهداشتی، اسباب بازی. آذوقه شامل: انواع کنسرو، برنج، ماکرونی و نودل، سویا، حبوبات، سیب زمینی، آب، خرما، پنیر، نان لواش بسته‌ای، چای، شربت، قند وشکر، روغن، شکلات، سوپ آماده، تخم مرغ، بیسکویت. در طی سال‌های گذشته اهالی قلم در تمام صحنه‌های مهم کشور عزیزمان ایران، حضوری فعال داشته‌اند و بدون شک در این حرکت فرهنگی نیز حضوری فعال خواهند داشت تا کاروان مهربانی اهل قلم نیز در میان سیل کمک‌های گروه‌های مختلف مردمی راهی مناطق زلزله‌زده کرمنشاه و سرپل ذهاب شود. علاقه‌مندان برای سوال درباره این حرکت مردمی می‌توانند با شماره تلفن ۰۹۱۲۴۶۸۹۶۸۳ تماس حاصل نمایند. ]]> ادبیات Thu, 16 Nov 2017 07:14:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254337/کمپین-اهل-قلم-حمایت-زلزله-زدگان-کرمانشاه لیلی گلستان چه کتاب هایی را پیشنهاد می‌دهد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/254233/لیلی-گلستان-کتاب-هایی-پیشنهاد-می-دهد لیلی گلستان، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) برای مطالعه آخر هفته به مخاطبان پیشنهاد داد که حتما کتاب «جای خالی سلوچ» را بخوانند و گفت: این کتاب رمانی رئالیستی از محمود دولت‌آبادی است و از نظر ادبی، نثر و داستان، شاهکار است و ارزش چندین بار خواندن را دارد.   به گفته این نویسنده و مترجم، «جای خالی سلوچ» داستان یک زندگی است توام با فقر و تنگدستی؛ این رمان را محمود دولت آبادی در سال ۱۳۵۷ نوشته است، داستان آن، درباره پدری است که به یکباره خانواده را ترک کرده و می‌رود. رفتن او مساوی است با فقر بیشتر برای خانواده‌اش، مشکلات بزرگتر.   وی در ادامه بیان کرد: من این کتاب را تا به حال سه بار خوانده‌ام و هربار برایم جذابیت داشته است و مطالعه آن را به دیگران هم پیشنهاد می‌کنم.   گلستان همچنین مطالعه کتاب «زندگی در پیش رو» را به مخاطبان پیشنهاد داد و گفت: «زندگی در پیش رو» کتابی است از رومن گاری، نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان، خلبان جنگ جهانی دوم و دیپلمات فرانسوی، که من آن را پیش از انقلاب ترجمه کردم و منتشر شد. این کتاب واقعیات و رنج‌های اجتماعی را به تصویر می‌کشد و جایزه ادبی گنکور 1977 را دریافت کرده است. از این رمان، فیلمی نیز در سال ۱۹۷۷ ساخته شده ‌است.     ]]> ادبیات Thu, 16 Nov 2017 04:59:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/254233/لیلی-گلستان-کتاب-هایی-پیشنهاد-می-دهد پیکر شاعر گیلانی به خاک سپرده شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254323/پیکر-شاعر-گیلانی-خاک-سپرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم تشییع پیکر سیامک یحیی زاده که روز گذشته درگذشته بود، صبح امروز از باغ رضوان رشت تشییع و در آرامستان تازه آباد رشت به خاک سپرده شد. سیامک یحیی زاده، شاعر گیلکی‌سرای گیلانی نخست شعرهایش را با امضای سین-سیامک در مجلات منتشر می‌کرد. از او که عضو انجمن «یاران دوشنبه رشت» و انجمن مهرورزان گیلان بود، سه مجموعه شعر گیلکی با نام‌های «‌من دانم تو‌»، «‌یاسه‌»، «جان!» و «واورسن تراژدی» منتشر شده است. محمدتقی پوراحمد جکتاجی، شاعر و مدیرمسوول ماهنامه گیله وا درباره مرحوم یحیی زاده به ایبنا گفت: آقای یحیی زاده، شاعری را دیر شروع کرد، اما با این حال شعرهای بسیار پرمایه‌ای می‌نوشت و ما شعرهای زیادی از ایشان در مجله گیله وا منتشر کردیم. البته بعدها سه مجموعه شعر هم از یحیی زاده منتشر شد. جکتاجی ادامه داد: سیامک یحیی زاده قصه هم می‌نوشت به زبان گیلکی و سعی می‌کرد از کلمات قدیمی زبان گیلکی البته در جای درستش در داستان‌هایش استفاده کند. داستان‌های او رگه‌ای دلنشین از طنز هم داشت. مدیرمسوول ماهنامه جکتاجی درباره ویژگی شعرهای یحیی زاده گفت: شعرهای او سوال‌هایی جدی مطرح می‌کردم که مخاطب را به فکر وامی‌داشت و پرسش‌گری را مهم‌ترین ویژگی شعر یحیی زاده برشمرد. پرویز فکر آزاد، شاعر گیلکی سرا نیز درباره زنده‌یاد یحیی زاده گفت: آشنایی من با سیامک یحیی زاده به سال 62 بازمی‌گردد که در آتلیه نقاشی نقش قلم برادر نقاش‌اش، سیاوش یحیی زاده، درباره هنر و شعر و ادبیات گپ و گفت داشتیم. معلمی وارسته و سختکوش بود. سال ۱۳۷۵ با سی سال خدمت بازنشسته شد. سالی که در آخرین روز بازنشستگی‌اش، پسرم سینا هم آخرین روز کلاس پنجم ابتدایی را سپری می‌کرد. و این بهانه‌ای شد تا دوربین فیلمبرداری را بردارم و برای این معلم و شاگرد در آخرین روز بخشی مهم از زندگی شان، فیلمی کوتاه و مستند بسازم. با همکارانش و مدیر و ناظم دبستان و با شاگردانش مصاحبه و گپ و گفت داشتم. کسی جز نیکی و مهربانی از او نگفت. یحیی زاده مردی وارسته که به راستی نمونه ی اخلاق بود. هنرمندی بی‌حاشیه. فکر آزاد گفت: دوشنبه ۲۲ آبان ۹۶ برای اولین بار به جلسه‌ی قصه‌خوانی خانه فرهنگ گیلان نیامد. به احترام او جلسه را به تاخیر انداختیم. نیامد. وقتی سه شنبه با برادرش، سیاوش یحیی زاده صحبت می کردم، می‌خواستم بشنوم که خبر دروغ است که او را باز در دورهمی دوستان هنرمند خواهم دید. اما گویا دوست نازنین ما بی خبر و آرام پرواز کرده بود. فکر آزاد شعر یحیی زاده را واجد اصالت و ارزش‌های عمیق شعری دانست.   ]]> ادبیات Wed, 15 Nov 2017 18:15:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254323/پیکر-شاعر-گیلانی-خاک-سپرده رونمایی از داستان‌های برگزیده مسابقه ادبی صادق هدایت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254309/رونمایی-داستان-های-برگزیده-مسابقه-ادبی-صادق-هدایت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از کتاب " 40 داستان برای صادق هدایت" رونمایی می‌شود. این کتاب شامل داستان‌های برگزیده مسابقه ادبی صادق هدایت در فاصله بین سال‌های 1390 تا 1394 است و به کوشش جهانگیر هدایت گردآوری شده است. جایزهٔ ادبی صادق هدایت، جایزه‌ای است ادبی که سالانه به داستان های کوتاه منتشر نشده در زمینه ادبیات داستانی به زبان فارسی در ایران توسط بنیاد صادق هدایت اهدا می‌شود. لازم به ذکر است، این مسابقه ادبی تا سال ۱۳۸۵ توسط بنیاد صادق هدایت و وبگاه سخن مشترک برگزار می‌شد، ولی از سال ۱۳۸۵ به بعد به تنهایی توسط بنیاد صادق هدایت برگزار می‌شود. تا کنون شانزده دوره از این مسابقه برگزار شده‌ است. مراسم رونمایی از کتاب "40 داستان برای صادق هدایت" پنج‌شنبه 2 آذر1396 در کتاب‌فروشی هنوز واقع در خیابان کریم‌خان زند، بین ایرانشهر و ماهشهر، شماره 134 طبقه دوم برگزار می‌شود.     ]]> ادبیات Wed, 15 Nov 2017 11:08:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254309/رونمایی-داستان-های-برگزیده-مسابقه-ادبی-صادق-هدایت ​جشن امضای ترجمه جدید ارسلان فصیحی از الیف شافاک http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254296/جشن-امضای-ترجمه-جدید-ارسلان-فصیحی-الیف-شافاک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیين جشن امضا و رونمايی از «بعد از عشق» الیف شافاک با ترجمه‌‌ی ارسلان فصيحی برگزار می‌شود. کتاب «بعد از عشق» یک رمان مدرن است. شافاک در این رمان به مشکلات زنان در جامعه مردسالار می‌پردازد و دغدغه‌های زنانگی دارد. در این داستان به انتخاب سخت زنان بین مادر شدن و هنرمند شدن پرداخته شده است و نشان می‌دهد که یک زن در شرایط سخت چطور یکی از این دو عشق را انتخاب می‌کند. آیين جشن امضا و رونمايی كتاب «بعد از عشق»، با حضور ارسلان فصيحی، روز سه‌شنبه (30 آبان‌ماه) از ساعت 16 و 30 دقیقه الی 17 و 30 دقیقه در محل كتابفروشی چتر برگزار می‌شود.   علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم، می‌توانند در زمان ذکر شده به کتابفروشی چتر واقع در خيابان انقلاب، بين خيابان 12 فروردين و فخر رازی، شماره 1286 حضور پيدا كنند. ]]> ادبیات Wed, 15 Nov 2017 10:26:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254296/جشن-امضای-ترجمه-جدید-ارسلان-فصیحی-الیف-شافاک بررسی ایلیاد و اودیسه در خانه اندیشمندان علوم انسانی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254286/بررسی-ایلیاد-اودیسه-خانه-اندیشمندان-علوم-انسانی  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دومین نشست از سری جلسات نقد و بررسی اشعار ملل در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود. این برنامه به همت نشریه "پوتری سابلایم " و با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی، با نگاهی به آثار هومر، ایلیاد و ادیسه برگزار می‌شود. در این برنامه علیرضا وحیدزاده و ابراهیم پاک به عنوان منتقد حضور دارند.  هدف این نشست‌ها بررسی آثار کلاسیک غرب است و دومین نشست از سلسله نشست‌های شعر ملل به بررسی منظومه‌های "ایلیاد" و "اودیسه" از هومر، شاعر یونان باستان اختصاص دارد.  هومر منظومه "ایلیاد" را  در ۲۴ سروده به نظم کشیده است. آنچه امروزه به هومر منسوب است دو کتاب ایلیاد و اودیسه است که هر دو از شاهکارهاى ادبیات جهان محسوب شده، هر دو مکمل یکدیگرند و تضادى در میانشان نیست. هومر در ایلیاد و اودیسه به توصیف قهرمانان و جنگجویان پرداخته و این منظومه علاوه بر ارزش و جایگاه وصف‌ناپذیر خود در ادبیات جهان درواقع منعکس‌کننده نوع زندگی و عقاید یونان باستان طی چندین قرن است. این نشست روز پنج‌شنبه 2 آذر 1396 از ساعت 15 تا 17 در خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان نجات‌اللهی، نبش ورشو سالن حافظ برگزار می‌شود.     ]]> ادبیات Wed, 15 Nov 2017 09:49:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254286/بررسی-ایلیاد-اودیسه-خانه-اندیشمندان-علوم-انسانی انتشار مجموعه داستان‌های مصطفی مستور که طی 25سال نوشته است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/254236/انتشار-مجموعه-داستان-های-مصطفی-مستور-طی-25سال-نوشته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)  "زیر نورکم" عنوان جدیدترین مجموعه داستان مصطفی مستور نویسنده موفق کشورمان است. این مجموعه شامل 44 داستان کوتاه است که در بازه زمانی سال‌های 1371 تا 1395 نوشته‌ شده است. این مجموعه دارای چهار بخش اصلی به نام‌های "کودکی"، "زندگی"، "عشق" و "مرگ" است. هر بخش از این مجموعه به یک سری از داستان‌ها تعلق دارد. در بخش "کودکی" کاراکترهای کودک داستان را پیش می‌برند و نویسنده از برخی تجربه‌های زیستی خود در دوران کودکی در نگارش این داستان‌ها بهره‌ برده‌ است. یا به عنوان مثال در بخش"زندگی" داستانی از یک استاد دانشگاه آورده‌ شده که در دو بازه زمانی هشت ساله به روایت زندگی او پرداخته شده است. بخش "عشق" شامل تمامی داستان‌های عاشقانه‌‌ای است که نویسنده تاکنون نوشته‌ است. در بخش "مرگ" داستان‌های کوتاهی آمده که درون‌مایه آنها مرگ و نیستی است. در عین حال، در این 44 داستان به نوعی پیوستگی وجود دارد. بسیاری از شخصیت‌ها در داستان‌های مختلف و بخش‌های چهارگانه مجموعه تکرار می‌شوند و خواننده در هر بخش با قسمتی از زندگی کاراکتر آشنایی پیدا می‌کند. ما در این مجموعه با ورود و خروج مکرر شخصیت‌ها مواجه هستیم و این کاراکترها را طی سالیان زندگانی خود می‌بینیم و پازل‌های شخصیتی آن‌ها به تدریج در ذهن خواننده کامل می‌شود. مصطفی مستور پیش از این گفته بود که به هر مساله رنگی را نسبت می‌دهد، مثلا زندگی برایش یک رنگ است و مرگ به رنگ دیگری که لزوما سیاه نیست، در این مجموعه هم به نحوی به این مساله اشاره کرده‌ است و نگاه خود را به رنگ‌های هستی در آن وارد کرده‌ است. او همان نگاه ماوراءلطبیعه را در برخی از داستان‌های این کتاب حفظ کرده‌ است و در بخش‌های "زندگی" و "عشق" داستان‌هایی که کاراکتر اصلی آن‌ها زن هستند، دیده می‌شوند. مجموعه داستان "زیر نورکم" نوشته مصطفی مستور آخرین اثر این نویسنده است که هفته آینده منتشر می‌شود. مراسم رونمایی از این اثر سوم آذر ماه در کتاب‌فروشی نشرچشمه پریس برگزار می‌شود.    ]]> ادبیات Wed, 15 Nov 2017 08:59:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/254236/انتشار-مجموعه-داستان-های-مصطفی-مستور-طی-25سال-نوشته ساختاری شاعرانه در فضای معلق شعر و داستان/بیژن نجدی گنجینه‌ دست نخورده ادبیات http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254258/ساختاری-شاعرانه-فضای-معلق-شعر-داستان-بیژن-نجدی-گنجینه-دست-نخورده-ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهاب دارابیان: خیلی سخت است که فردی بین شاعر بودن یا نویسنده بودن بیژن نجدی یکی را انتخاب کند؛ چراکه اگر تعداد کتاب‌های نجدی در حوزه داستان را ملاک قرار بدهیم و بخواهیم او را داستا‌ن‌نویس بهتری مطرح کنیم؛ یاد متن‌های شاعرانه او می‌افتیم و می‌توانیم بگوییم که سطر به سطر داستان‌هایش از بخش‌عمده‌ای از سه هزار عنوان کتاب شعری که در سال منتشر می‌شود، شعرتر است. بیژن نجدی شاعر است اما بدون شک او تاثیر زیادی در داستان‌نویسی پست مدرن داشته است و با نگاه متفاوت به داستان امروز تغییرات قابل لمسی را ایجاد کرده است. داستان‌های او به معنای واقعی کلمه قصه است و وقتی با یکی از این قصه‌ها ارتباط برقرار می‌کنیم، خودمان را جای شخصیت‌های داستان می‌بینیم و مشکلات، سختی‌ها و دردهای کارکترها را با پوست و گوشت‌مان لمس می‌کنیم.   نجدی تا پیش از مرگ تنها کتاب «یوزپلنگانی که با من دویده‌اند»، را منتشر کرده بود که این کتاب این روزها به چاپ 31‌ام رسیده است. تمامی آثار نجدی به‌غیر از اثر نامبرده بعد از فوت او و توسط همسرش، پروانه محسنی آزاد و در نشر مرکز منتشر شده است. همسر زنده‌یاد نجدی داشتیم در گفت‌وگو با ایبنا به تفاوت‌های دیدگاه نجدی با نویسندگان و شاعران جوان پرداخت.   نجدی اصراری برای کتاب چاپ کردن نداشت پروانه محسنی آزاد با اشاره به دیدگاه خاص نجدی درباره چاپ آثارش گفت: بعد از فوت بیژن نجدی آثار زیادی از او به‌جای مانده بود به همین دلیل وظیفه داشتم تا همه‌‌ی آنها را جمع‌آوری، ویرایش و منتشر کنم. آثار را به نشر مرکز سپردم تا تمامی آثار در یک نشر منتشر شود. بیژن برخلاف جوانان امروزی، علاقه چندانی به کتاب چاپ کردن نداشت و باید تقدیر کنم از شمس لنگرودی که در آن روزگار دست نجدی را گرفت و او را وادار کرد تا کتابی منتشر کند.   همسر بیژن نجدی ادامه داد:‌ زندگی نجدی با ادبیات گره خورده بود و همیشه صحبت‌های ما به شعر و داستان ختم می‌شد و گاهی این بحث‌ها به قدری بالا می‌گرفت که ساعت‌ها درباره آن بحث می‌کردیم. هنوز هم داستان و شعر چاپ نشده از او دارم که شاید در آینده دست به انتشار آنها بزنم. همچنین کار جمع‌آوری و ویرایش نامه‌های بیژن تمام شده است اما به‌دلیل آنکه این نامه‌ها را برای من نوشته است و نامه‌های شخصی است، فعلا تصمیمی برای انتشار آن ندارم.   گردآورنده آثار بیژن نجدی درباره دلایل عدم انتشار نامه‌های بیژن نجدی گفت: البته این موضوع به این معنا نیست که نجدی در این نامه‌های به مسائل عشق و عاشقی و قربان‌صدقه رفتن پرداخته است، بلکه به دلیل حفظ حریم شخصی است. نجدی در این نامه‌ها بیشتر به مسایل ادبی و فلسفی پرداخته و بیشتر پیرنگ‌های داستان‌‌هایش در این نامه‌ها بیان شده است.   محسنی‌آزاد معتقد است که نویسندگی و شاعری در زندگی نجدی جریان داشت و در این‌باره گفت: خیلی از دوستان بیژن نجدی از من سوال می‌کنند که به اعتقاد تو بیژن شاعر بود یا نویسنده؟ و من در جواب به آنها می‌گویم که او یک معلم ریاضی بود و هنر برای او شغل محسوب نمی‌شد؛ چراکه شعر و داستان در متن زندگی او قرار داشت و شاید به‌همین دلیل است که عده‌ای معتقدند که داستان‌های او نیز شعرگونه است.   همسر بیژن نجدی ادامه داد: شاید عده‌ای معتقد باشند که بیژن نجدی در این سال‌ها به حق خود نرسیده است اما من از آنها سوال می‌کنم که چه نوع حقی؟ او برای دل خودش می‌نوشت و علاقه‌ای به دیده‌شدن و مطرح‌کردن خود در جامعه نداشت. با این حال به عقیده من و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان حوزه ادبیات، بیژن نجدی 50 سال از زمانه خودش جلوتر بود و نگاه کاملی به جامعه داشت.   گردآورنده آثار بیژن نجدی در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت: با توجه به اینکه برخی انتقاد می کنند که چیزی درباره بیژن نجدی نمی‌دانند بنا دارم خاطراتم را از زندگی با وی منتشر کنم.» صحبت‌های همسر بیژن نجدی زنگ خطری برای جامعه‌ای است که کتاب چاپ کردن برایش حکم کارت ویزیت را دارد و این روزها همه در تلاش هستند تا آثار درجه پنج و شش خود را در قالب کتاب منتشر کنند. اگر به صحبت‌های مطرح شده شک دارید به قسمتی از داستان «سه‌شنبه خیس» توجه داشته باشید که به چه شکل برخی شاعرنماهای این روزها را به سخره می‌گیرد. «سه‌شنبه خیس بود. ملیحه زیر چتر آبی و در چادری که روی سرتاسر لاغریش ریخته شده بود، از کوچه ­ای می­‌گذشت که همان پیچ ­وخمِ خواب­‌ها و کابوس او را داشت. باران با صدای ناودان و چتر و آسفالت، می­‌بارید. پشت پنجره­‌های دو طرفِ کوچه، پرده­‌ای از گرمای بخاری­‌ها آویزان بود و هوا بوی هیزم و نفت سوخته می­‌داد. ملیحه سرش را تا چشم­‌های آرایش نکرده­‌اش در چادر فرو برده بود و کنار نفس­ نفس کشیدن و صدای پاشنه‌ی کفش­‌هایش تقریباً می­‌دوید. پاییز خودش را به آبیِ چتر می­‌زد، چادر را از تن ملیحه دور می­‌کرد و چتر را از دست­‌های او می­‌کشید. پیراهن نفتالین­‌زده و اتو نشده­‌ی ملیحه از چادر بیرون زده، پر از برگ نارنج بود و باران و بوی نفتالین بر پوست بیست­‌وچهار ساله‌ی او می‌­رسید، پوستی که کف دست هیچ مردی، هرگز روی آن راه نرفته بود.» نجدی نويسنده‌ای است كه هميشه در جستجوی بهترين‌هاست دکتر لیلا کردبچه، شاعر معاصر که در همایش ملی «ادبیات معاصر» مقاله‌ای درباره بیژن نجدی منتشر کرده بود،  با اشاره به همین مقاله در گفت‌وگو با ایبنا گفت: نجدی از جمله نويسندگانی است که بر اين گفته گوستاو فلوبر مبنی‌بر اينكه برای بيان هرچيزی، تنها يک جمله يا عبارت است كه بهترين است، صحه می‌گذارد و حقيقت اين امر را می‌توان با بررسی ويرايش‌های مختلف داستان‌های او كه در كتاب «داستان‌های ناتمام» گردآمده‌اند، دريافت. نجدی نويسنده‌ای است كه هميشه در جستجوی بهترين‌هاست؛ بهترين نحو، بهترين ساختار، بهترين جمله‌بندی و بهترين تصاوير براي ادای مقصود. به همين دليل است كه تصاوير او اغلب بكرند و تشبيهات او نيز شامل تشبيهات پيش‌پاافتاده و دم‌دستی نمی‌شوند. این شاعر ادامه داد: نجدی با کاربرد ساختاری شاعرانه، فضایی معلق میان شعر و داستان ایجاد کرده و زیربنای ساختاری اغلب تصویر را در داستان‌هایش، برپایه شگردی ادبی و صنعتی بدیعی قرار داده که حاکی از اشراف نویسنده بر آرایه‌های ادبی، و توانایی او در استفادۀ مؤثر از این آرایه‌هاست؛ آرایه‌هایی که چه‌بسا در اشعار زیادی عقیم مانده، و چنانکه بایسته و شایسته است به ایفای نقش نپرداخته‌اند. بررسی تصاویر شاعرانه در داستان‌های بیژن نجدی، کارایی و توانمندی آرایه‌ها و صنایع و فنون ادبی را که تا به امروز در حوزه شعر فعال و کارا بوده‌اند، در حوزه نثر نیز به اثبات می‌رسد و نشان می‌دهد که برای ساخت تصاویر و فضایی شاعرانه، لزوماً نباید در پی راه‌های تازه و بدیع بود، بلکه از مسیرهای پیش پیموده قدما نیز می‌شود به مقاصدی نو رسید و نتایجی مطلوب حاصل کرد. شاعر «آواز کرگدن» با اشاره به دید بیژن نجدی گفت: ديد تازه بيژن نجدی به طبيعت، انسان‌ها و اشياء اطرافش به‌نحو برجسته‌ای با تجربه‌های شخصي او همراه بوده و منجر به ايجاد تصاويری شده كه از ذهنيت متجدد او خبر می‌دهند. او نويسنده‌ای جست‌وجوگر است كه در ورای نگاهی كه به پيرامونش دارد، به كشف ارتباط‌هايی ميان عناصر می‌پردازد كه از نظرها پنهان مانده‌اند. درواقع در داستان‌های نجدی، ميان تصاوير واقعی و تصاويری كه در ذهن مؤلف ايجاد شده‌اند، نمی‌توان فاصله‌ی چندانی يافت و ذهن مؤلف برای ساخت تصاوير، دخل‌وتصرّفی در واقعیت و حقيقت امور نكرده، بلكه در پررنگ‌تر نشان دادن زوايای مختلف تصاويری كوشيده كه می‌توان گفت مقابل چشم همه حضور دارند، اما كمتر به آنها توجه می‌شود. او ادامه داد: تصاوير شاعرانه داستان‌های بيژن نجدی، اساساً در چند گروه ساختاری خاص جای می‌گیرند؛ یا تصاويري هستند که زيرساخت تشبيهی دارند، مانند تصاويری كه برمبنای تشبيه، استعاره، تشخيص، و حساميزی ساخته شده‌اند، یا تصاويری هستند با زيرساخت توصيفی، و یا تصاويری كه با تغييرات نحوی در ساختار تركيبات اضافی ايجاد شده‌اند، و درکنار این‌ها، تعدادی از تصاویر شاعرانه هم هستند که برمبنای ضاد و اغراق شکل گرفته‌اند. کردبچه در بخش پایانی صحبت‌هایش با اشاره به قسمت‌هایی از داستان‌های نجدی عنوان کرد: با همه این تفاسیر زيباترين تصاوير داستان‌های بيژن نجدی تصاويري هستند كه برمبنای تغيير مقياس سنجش شكل گرفته‌اند، آنجاکه می‌گوید: «با هر تنفس ما، صفحه‌ای از تقويم ديواری می‌افتاد»، «به‌اندازه خاک شدن يک سيگار نگاهش كردم»، «یكی از بالش‌ها به‌اندازه ساعت‌ها خوابيدن گود بود»، «روز به لحظه‌ای رسيده بود كه همه ترديد دارند چراغ اتاقشان را روشن كنند يا نكنند»، «شقيقه چپش تا زير چشم، به‌اندازه خاطره سياه‌شده يك مشت، خونمرده بود). از داستان و شعر که بگذریم در سال‌های اخیر چندین فیلم بر اساس داستان‌های بیژن نجدی ساخته شده است که «مانیکور» ساخته آرمان فیاض مجتهدی، جدیدترین اثر تولیدی است. فیاض مجتهدی معتقد است که طی چندین بار بازنویسی، فیلم کمی از داستان بیژن نجدی دور شده است و شاید به همین دلیل نتوان آن را اقتباس کاملی از داستان «مانیکور»‌ نجدی دانست. او در همین باره در گفت‌وگو با ایبنا گفت: متاسفانه فیلم نهایی از داستان خیلی دور شده است؛ چراکه برای ساخت این فیلم وسواس زیادی به خرج دادم و بیش از 40 بار آن را بازنویسی کردم و هر بار فیلم از داستان فاصله گرفت. اگر از هم‌نام بودن فیلم و داستان فاکتور بگیریم شاید تنها ابتدای داستان شبیه به هم باشد.   این فیلمساز جوان ادامه داد:‌ در داستان نجدی مردی قصد خاکسپاری همسرش را دارد که اهالی روستا به دلیل داشتن لاک اجازه خاکسپاری نمی‌دهند اما در فیلم مردم روستا به دلایل دیگری اجازه خاکسپاری را از مرد می‌گیرند و داستان جور دیگری رقم می‌خورد.   برگزیده سی‌وچهارمین دوره جشنواره فیلم کوتاه تهران در توضیح دلایل اقتباس از اثر بیژن نجدی گفت: به اعتقاد من بیژن نجدی قصه‌های بکر و جذابی دارد و بیشتر داستان‌هایش در یک دنیای عجیب و غریب رخ می‌دهد اما با همه این نکات اقتباس از آثار او کار بسیار سخت و دشواری است؛ چراکه ویژگی‌ آثار او به شکلی است که تنها در فضای داستان جذاب است و به تصویر کشیدن آن از لذت کار می‌کاهد.   فیاض‌مجتهدی با اشاره به خاص بودن آثار نجدی عنوان کرد: اسم «مانیکور» به موفقیت فیلم من کمک شایانی کرد و من این نام را مدیون بیژن نجدی هستم. نجدی چندین سال پیش چنین نام مدرن و خوبی را برای داستانش انتخاب کرده و توانستم از این نام استفاده کنم. برخلاف معنی امروزی کلمه «مانیکور» در گذشته مانیکور کردن به معنی لاک زدن بوده و او به این دلیل نام را انتخاب کرده است. در پایان باید بگویم که به اعتقاد من بیژن نجدی گنجینه‌ی دست نخورده ادبیات است.   ]]> ادبیات Wed, 15 Nov 2017 08:28:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254258/ساختاری-شاعرانه-فضای-معلق-شعر-داستان-بیژن-نجدی-گنجینه-دست-نخورده-ادبیات هندرسون دن‌کیشوت مدرن است/ترجمه خوب تلفیقی از بومی‌سازی و خارجی‌سازی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254260/هندرسون-دن-کیشوت-مدرن-ترجمه-خوب-تلفیقی-بومی-سازی-خارجی-سازی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  نشست هفتگی شهرکتاب شب گذشته 23آبان به نقدوبررسی کتاب "هندرسون، شاه باران" نوشته سال بلو اختصاص داشت. در این نشست، علی‌اصغر محمدخانی، مجتبی عبدالله‌نژاد، عباس مخبر و بلقیس سلیمانی حضور داشتند. در ابتدای جلسه علی‌اصغر محمدخانی، معاون فرهنگی شهرکتاب خلاصه‌ای از آثار سال بلو ارائه کرد و گفت: اولین اثر سال بلو با عنوان "مرد معلق" در سال 1944 منتشر شد که مکان حوادث داستان‌های طبیعت‌گرایانه‌ی او در شیکاگو قرار دارد و شخصیت اصلی آثارش، روشنفکران یهودی-آمریکایی بوده‌اند. "هندرسون شاه باران" در سال 1959 و "هرتزوگ" در سال 1964 منتشر شد. مهارت بلو در ترسیم فضای پرآشوب و بی‌احساس شهر در آثار بعدی‌اش بیش از پیش جلوه‌گر می‌شود. بلو به دلیل ظرافت سبک و تبحرش در شخصیت‌پردازی، برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1976 شد. وی درباره رمان "هندرسون شاه باران" گفت: این رمان در آثار بلو از جایگاهی خاص برخوردار است. ماجرا در آفریقایی اسطوره‌ای و رویایی می‌گذرد و فضای طنزآمیزی دارد. این رمان سفر پرماجرای یک آمریکایی میلیاردر است که سراسر آفریقا را می‌پیماید. سپس بلقیس سلیمانی، نویسنده و منتقد، توضیحاتی درباره مضمون اصلی این کتاب ارائه داد و گفت: کل آثار سال بلو متاثر از این جمله‌ است که؛ انسان بودن بدبختی بزرگی است. انسان طبیعت را به چالش می‌گیرد و این کتاب کیفرخواستی است علیه معنا و حقیقت. هر انسانی در بدو حیات اولین پرسشی که مطرح می‌سازد، درباره علت چیستی و هستی است. یعنی دقیقا همان چیزی که هایدگر مطرح می‌کند. تراژدی وضعیت آدمی این است که با وجود مطرح کردن پرسش بنیادین چیستی، در پاسخ به این پرسش محدودیت دریافت و ادراک دارد. معنا یافتن برای زندگی امر ساده‌ای نیست و در بیشتر حالات خودفریبی است. انسان با جست‌وجو در اقالیم مختلف، طبیعت، تاریخ و... در جست‌وجوی معنای هستی است. دلیل اصلی پیشرفت بشر این است که جهان مدرن را به عمل آفریده‌ است و مصداق این عبارت را در کلیه سطوح زندگی مشاهده می‌کنیم. سال بلو معنای زندگی را در حیات پیشامدرن جست‌وجو می‌کند. در این کتاب، انسان سفیدپوست در سرزمین سیاه به دنبال معنای هستی است و با سیروسلوک در آفریقا به دنبال غایت هستی است. به طرق مختلف حقیقت را می‌آزماید و در نهایت در این سرزمین حقیقتی نمی‌یابد و به پوچی می‌رسد. نویسنده رمان "مارون"، درباره سبک رمان گفت: این یک رمان پیکارسک است و کاراکتر اصلی به مثابه یک پیکارو مدرن است. حماسه این کتاب به ابزورد ختم می‌شود. سال بلو در همه آثارش به این نکته اشاره می‌کند که دانش از پس زندگی امروز برنمی‌آید و آدم‌هایی که به دنبال فرزانگی هستند، پاسخی برای پرسش‌های اساسی زندگی پیدا نمی‌کنند. والتر بنیامین در این زمینه می‌گوید؛ رستگاری نه در گریختن که در ماندن است. هندرسون نزدیک‌ترین اثر به مکتب صوفیه است و هندرسون در این کتاب به نوعی سیرالنفس می‌کند. وی انسانی بی‌قرار به معنای "در تکاپوی شدن به بودن" است. سلیمانی درباره شخصیت‌های آثار بلو عنوان کرد: سال بلو در داستان‌هایش به دنبال آدم‌های ویژه‌ای است. شخصیت‌هایش خصوصیات خاصی دارند و کمتر شاهد خلق آن‌ها در دیگر آثار بوده‌ایم. هندرسون در این رمان یک نوع دن کیشوت مدرن است و می‌توان نیای شخصیت پیکارو را دن‌کیشوت دانست. سال بلو متعلق به جریان ادبیات و داستان‌نویسی آمریکا از نوع "ماجراهای هاکل‌بری‌فین" نوشته مارک تواین است و نگاه ساده نویسندگان آمریکایی را با ساختار ساده نویسندگان اروپایی دنبال می‌کند. نویسنده رمان "شب طاهره"، نظریه‌های به کارگرفته شده در کتاب را بررسی کرد و گفت: در گفتمان پسااستعماری می‌توان این کتاب را مورد بررسی قرار داد. یک شخصیت سفید متمدن وارد یک قبیله سیاه بدوی می‌شود. در اینجا هم با این سه موضوع روبه‌رو هستیم، چه کسی حرف می‌زند؟، برای چه حرف می‌زند؟ و برای که حرف می‌زند؟ قوم سیاه، ابژه نگاه هندرسون است. عباس مخبر، مترجم و منتقد، در ادامه جلسه درباره سبک رمان عنوان کرد: این رمان نمونه کلاسیک یک سفر-قهرمان است که سه مدل تعریف شده دارد و هندرسون به مدل کَمبِل نزدیک‌تر است. در این سبک با سه مرحله مواجه هستیم، مرحله عزیمت، مرحله تشرف و مرحله بازگشت. در سفر- قهرمان با دو نوع کردار قهرمان روبه‌رو می‌شویم، نبرد با دیوها و اژدها و ... و کردار معنوی قهرمان که طی سفر دچار تحول می‌شود. در مرحله عزیمت پنج زیرمجموعه، دعوت به ماجرا، رد کردن دعوت، کمک ماوراطبیعی به قهرمان، گذر از نخستین آستانه، رفتن قهرمان به سمت مرگ وجود دارند. در مرحله تشرف، که پرکشش‌ترین بخش قصه را تشکیل می‌دهد، قهرمان با سایه‌ها، پلیدی‌ها و نقطه‌ضعف‌هایش روبه‌رو می‌شود و بر آن‌ها غلبه می‌کند. مرحله بعدی تشرف، آشتی با پدر است که در این رمان شخصیت "ایتالو" جایگزین پدر می‌شود. پس از تشرف، خداوندگاری قهرمان است که در اینجا هندرسون، شاه باران می‌شود. این مرحله به عنوان دستاورد تشرف تلقی می‌شود. در مرحله بازگشت، قهرمان از بازگشت سرباز می‌زند. در نهایت آدمی که بازگشته، انسان قبلی نیست. از نظر معنوی ولادتی دوباره یافته و قصد دارد درد دیگران را دوا کند. آدمی است که از وسوسه‌های نفس رها شده و در نهایت پایان این رمان با عشق رقم می‌خورد.  مترجم کتاب "قدرت اسطوره" درباره سبک ترجمه این کتاب گفت: در ترجمه با دو سبک، بومی‌سازی و خارجی‌سازی مواجه هستیم. باید ابتدا این موضوع را روشن کنیم که قرار است خواننده ایرانی را بر سر سفره نویسنده خارجی ببریم یا نویسنده خارجی را بر سر سفره خواننده ایرانی بیاوریم. این دو سبک، مخالفان و موافقان زیادی دارد. به نظر من ترجمه روان بر هر چیزی ارجحیت دارد به طوری‌که مترجم نامرئی می‌شود و خواننده گمان می‌برد که کتاب به فارسی نگاشته شده‌‌ است. ترجمه خوب تلفیقی از بومی‌سازی و خارجی‌سازی است و این کتاب هم دقیقا به همین شکل ترجمه شده‌ است. مترجم"عاشقانه های ژاپنی" در انتها انتقادات خود را به ترجمه اثر وارد کرد و گفت: گاهی بومی‌سازی بیش از حد می‌شود و با ترجمه اشعار به کار رفته در کتاب با اشعاری از حافظ مواجه می‌شویم. همچنین اصطلاحات نامانوسی که مترجم در بعضی جاها به کار برده، رمان را کمی سخت‌خوان کرده‌ است. مجتبی عبدالله‌نژاد، مترجم اثر از منتقدان حاضر در جلسه تشکر کرد و درباره رمان گفت: رمان یک نوع پیکارسک مدرن و روانشناختی است و از جهات مختلفی می‌توان به آن نگاه کرد. اهمیت کار بلو همین است که آثارش ترکیبی از ژانرهای مختلف است. میل بازگشت به بدویت در بیشتر آثار او به چشم می‌خورد. مساله تلقی از واقعیت، بحث اصلی رمان است و سیروسلوک شخصیت برای رسیدن به حقیقت است. این مترجم درباره نحوه ترجمه این کتاب گفت: نثر کتاب شاعرانه، پر از استعارات، تشبیهات و تلمیحات فراوان به کتاب مقدس و تاریخ ادبیات اروپاست. به دلیل تعابیر فلسفی که در کتاب به وفور وجود دارد، باید واژگانی را انتخاب و جایگزین می‌کردم که به ساختار متن اصلی خدشه‌ای وارد نشود. به شخصه استفاده از برخی واژگان به تعبیر عده‌ای نامانوس را گامی به جلو در جهت غنی کردن خزانه لغات فارسی می‌دانم.   ]]> ادبیات Wed, 15 Nov 2017 06:20:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254260/هندرسون-دن-کیشوت-مدرن-ترجمه-خوب-تلفیقی-بومی-سازی-خارجی-سازی