خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Sun, 16 Jun 2019 16:31:37 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sun, 16 Jun 2019 16:31:37 GMT ادبيات 60 «نگارگری در شاهنامه» در نشستی با حضور جواد مجابی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276940/نگارگری-شاهنامه-نشستی-حضور-جواد-مجابی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «نگارگری در شاهنامه»، با سخنرانی جواد مجابی و با حضور محمود جعفری‌دهقی، مدیر انجمن ایرانشناسی به عنوان دبیر نشست، روز سه‌شنبه 28خردادماه، ساعت 10 صبح در تالار کمال دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار می‌شود.   لازم به ذکر است سلسله ‌نشست‌های «گفتگوی ماه» به صورت ماهانه در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و هر برنامه با محوریت یکی از دانش‌های مرتبط با ادبیات، علوم انسانی و فرهنگ برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Sun, 16 Jun 2019 11:58:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276940/نگارگری-شاهنامه-نشستی-حضور-جواد-مجابی جنبش ادبی آمریکا، مبتنی بر ساده‌نویسی بود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276931/جنبش-ادبی-آمریکا-مبتنی-ساده-نویسی  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست این هفته یک فنجان چای کافه کتاب چهل‌کلاغ، دیروز 25خرداد، با حضور صفدر تقی‌‎زاده برگزار شد. این جلسه با حضور جمعی از اهالی ادبیات، علاقمندان و با اجرای جواد ماهزاده برگزار شد. این نویسنده در ابتدا به شروع آشنایی‌اش با ادبیات روز ایران و جهان اشاره کرد و گفت: بعد از ورود به دانشکده نفت آبادان، ما بهتر توانستیم راه را تشخیص دهیم. من در پانزده، شانزده سالگی با جواد فاضل مکاتبه داشتم و او هم جواب نامه من را داد. اما در آن زمان، صادق چوبک اهمیت ویژه‌ای داشت. به این دلیل که کتابی به نام «خیمه‌شب بازی» نوشته بود و کاملا معلوم بود که او با ادبیات آمریکایی آشناست. ما در دانشکده نفت آبادان، با زبان انگلیسی بیشتر کار داشتیم. من در همان زمان، مطلبی درباره داستانی از چوبک به نام «عدل» نوشته بودم. یکی دیگر از افرادی که در دبیرستان با ما هم‌دوره بود، آقای نجف دریابندری بود. او از درس زبان انگلیسی تجدید شد و شروع به مطالعه زبان انگلیسی کرد و در پایان گفت: من که دیگر انگلیسی یاد گرفته‌ام، دیگر چه نیازی هست به دبیرستان برگردم. می‌خواهم بگویم دبیرستان رازی نقش عمده‌ای در زندگی ما داشت و آقای دریابندری هم با قریحه‌ای که داشت، کتاب‌های «انبارسوزی» و ... را ترجمه کرد و از این طریق ما با ادبیات آمریکای آن زمان آشنا شدیم.   تقی‌زاده در ادامه، در مورد تاثیرپذیری از ادبیات آمریکا گفت: این یک جریان جهانی بود و جنبشی که در امریکا راه افتاده بود و اصلش بر ساده‌نویسی بود. یکی از استادان ما، آقای فریمن بود که تئاتر تدریس می‌کرد و او برای رونق جشن فارغ‌التحصیلی نمایشی را کار کرد و من و دو نفر دیگر را برای اجرای نمایش به زبان انگلیسی انتخاب کرد.                 این مترجم و نویسنده در ادامه افزود: اولین مطلبی که از من منتشر شد، ترجمه مصاحبه‌ای از فاکنر بود که در مجله سخن با سردبیری دکتر خانلری منتشر شد. و خیلی هم گرفت. مثلا از فاکنر پرسیده بودند بهترین جا برای نوشتن کجاست و بهترین زمان، چه زمانی است؟ فاکنر جواب داده بود: «بهترین جا برای نوشتن، روسپی‌خانه‌هاست. چون این‌ها شب‌ها کار می‌کنند و روزها می‌خوابند.» بعد از آن، من و آقای صفریان شروع به ترجمه داستان‌های کوتاه کردیم. تقی‌زاده در پاسخ به این سوال جواد ماه‌زاده که آیا کاری بوده که تقی‌زاده به ترجمه‌اش تمایل داشته باشد و دریابندری پیش از او اقدام به ترجمه‌اش کرده باشد، گفت: دریابندری پیشکسوت بود. او داستان کوتاه هم می‌نوشت و از جمله آن‌ها می‌توان به «مرغ پا کوتاه» اشاره کرد که هنوز که هنوز است با خواندن آن به این نتیجه می‌رسم که جوهر داستان‌نویسی در آن نهفته است.  ولی کسی به صرافت جمع‌آوری داستان‌های نجف نیفتاد. ما هرگز نخواستیم با آقای دریابندری رقابت کنیم. اما بعدها در مجله‌ای به نام صدف که  زیر نظر آقای به‌آذین منتشر می‌شد داستانی با ترجمه ما منتشر شد که خیلی مورد توجه قرار گرفت.   وی درباره حضور در عرصه سیاست در سال‌های دهه سی گفت: من در آن سال‌ها، به خاطر گرایش به اندیشه‌های چپ، دو سال در زندان بودم. دادگاه ما در اهواز بود و از آبادان به اهواز رفتیم و رای به برائت ما دادند. البته بعد از دو سال زندان. در آن زمان، مجله‌ای به نام عبرت منتشر می‌شد که ترجمه‌ها و مطالبی از ما در آن منتشر می‌شد. تقی‌زاده در مورد کارهای چاپ نشده‌اش گفت: ما صندوقچه‌ای در خانه داریم که پر از پرونده است و این مطالب آن قدر زیاد است که وحشتش به ما اجازه نداده که این مطالب را بیرون بیاوریم و نگاه کنیم. گاهی که دوستان از مجلات مختلف از من داستانی می‌خواهند، من می‌گویم باید این‌ها را نگاه کنم. شاید 10، 20 داستان کوتاه ترجمه شده در آنها باشد که هنوز هم جذابیت داشته باشد. مترجم «زائران غریب» مارکز گفت: در آن زمان همینگوی و فاکنر شهرت جهانی داشتند. ابراهیم گلستان، اولین بار کتابی منتشر کرد که هم از همینگوی و هم از فاکنر در آن بود. و او برای اولین بار، این نویسندگان را معرفی کرد. اما نحوه ترجمه گلستان با دریابندری فرق داشت. «وداع با اسلحه» همینگوی بارها منتشر شده است. اما نثری که دریابندری در ترجمه آن به کار برده، آن را ماندگار کرد. کارهایی که دریابندری ترجمه کرده، درجه یک است. من توصیه می‌کنم تمام دوستان، کتاب هکلبری‌فین را با ترجمه دریابندری بخوانند.   تقی‌زاده در ادامه در پاسخ به سوال جواد ماه‌زاده در مورد نویسندگان ایران گفت: ابراهیم گلستان در ادبیات و سینمای ایران تاثیرگذار بود. صادق چوبک؛ قریحه فوق‌العاده‌ای داشت و هنوز که هنوز است «خیمه‌شب‌بازی»اش درجه یک است. او نخستین کسی بود که «پیش از ناشتایی» یوجین اونیل را ترجمه کرد و به صورت کتاب درآمد. و شکسته‌نویسی را در آن کار آزمایش کرد. تردیدی نیست که محمود دولت‌آبادی نویسنده بزرگی است. او چندین بار تلاش کرده نو‌آوری‌هایی در داستان‌نویسی داشته باشد، اما هنوز موفق نشده است. ولی به جای خودش شخصیت بزرگی است. کسی که کتابی به نام کلیدر با این همه قهرمان نوشته باشد، جای سپاسگزاری و ارج‌گزاری دارد. احمد محمود اما از جمله نویسندگانی است که قدرش را نشناختند. او نویسنده درجه یکی بود که ابتکاراتی در داستان‌نویسی به کار برد.             او در ادامه در مورد تاثیر جغرافیا در ادبیات جنوب گفت: آقای ناصر تقوایی داستانی نوشته بود که از طریق خواهرزاده‌ام به من رساند و خیلی برای من جذاب بود. از او خواستم که چند داستان دیگر هم به من بدهد و دیدم که قریحه فوق‌العاده‌ای دارد. و داستان‌ها را به تهران فرستادم و سیروس طاهباز در مجله آرش، آنها را منتشر کرد. و میم. آزاد هم درباره آنها مطلبی نوشت. بعدها هم آقای تقوایی همان داستان‌ها را به صورت کتاب منتشر کرد.  اما بیشتر به سوی سینما رفت.   تقی زاده در مورد عدم تجدید چاپ برخی از آثارش گفت: من در این زمینه از یکی از ناشران معروف گله دارم که خودش هم دیگر اینجا زندگی نمی‌کند. او با من منصفانه برخورد نکرد. اما خوشبختانه یکی، دو تا ناشر کتاب‌های دیگر مرا تجدید چاپ کردند. ]]> ادبيات Sun, 16 Jun 2019 11:10:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276931/جنبش-ادبی-آمریکا-مبتنی-ساده-نویسی دیدار با «احمد پوری» در شهر کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276928/دیدار-احمد-پوری-شهر-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در این نشست، علاوه بر پوری، علی عبداللهی (مترجم، شاعر و منتقد)، عباس رضوانی (شاعر و از مؤلفان کتاب ناممکن ممکن)، کامبیز منوچهریان (مترجم و دیگر مؤلف کتاب ناممکن ممکن) به‌همراه علی‌‌اصغر محمدخانی (معاون فرهنگی و بین‌الملل شهر کتاب) سخنرانی می‌کنند. کتاب «ناممکنِ ممکن» حاصل مدت‌ها گفت‌وگوهای مفصل کامبیز منوچهریان و عباس رضوانی با احمد پوری در باب ترجمه‌ شعر و نمونه‌های کارگاهی، به همت انتشارات آرادمان انتشار یافته است. احمد پوری، مترجم و نویسنده متولد فروردین 1332 در تبریز است که ترجمه‌هایش از آثار شاعرانی چون پابلو نرودا، ناظم حکمت، نزار قبانی، گابریل گارسیا مارکز، شل سیلور استاین، یانیس ریتسوس، فدریکو گارسیا لورکا و آنا آخماتوآ در ایران مشهور و پرمخاطبند. مراسم دیدار با این مترجم و نقد و بررسی کتاب ناممکن ممکن، از ساعت 16:30 روز سه‌شنبه 28 خردادماه جاری در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Sun, 16 Jun 2019 09:13:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276928/دیدار-احمد-پوری-شهر-کتاب نویسنده‌ای که ظرفیت نقد ندارد دچار دلزدگی در نوشتن می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276892/نویسنده-ای-ظرفیت-نقد-ندارد-دچار-دلزدگی-نوشتن-می-شود به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، جلسه رونمایی کتاب «داستان‌نویسی مقدماتی» اثر حسین ورجانی با حضور جمعی از شاگردان و علاقه‌مندان در موسسه «اقالیم احساس» در قم برگزار شد.   حسین ورجانی ضمن قدردانی از مرتضی حسینی‌شاهترابی که در چاپ و تنظیم کتاب «داستان‌نویسی مقدماتی» به او کمک کرده است، گفت: در این کتاب در واقع سابقه 23 ساله تدریس خودم را در حوزه داستان عرضه کرده‌ام و ان‌شاءالله تلاش می‌کنم تألیف این کتاب را در چهار جلد تکمیل کنم. ورجانی به سابقه یازده ساله فعالیت خود در موسسه «اقالیم احساس» اشاره کرد و افزود: این موسسه در آموزش شاخه‌های مختلف زبان فارسی و اصول داستان‌نویسی در استان قم، دارای فعالیت چشمگیر است. آموزش تئوری نویسندگی به تنهایی کافی نیست و هنرجو باید در امر داستان‌نویسی فعال باشد. وی ادامه داد: هنرجو با دانستن چند مطلب درباره زبان فارسی و چند قصه ساده نمی‌تواند یک کتاب داستان جامع بنویسد که رضایت خوانندگان را جلب کند. این نویسنده و منتقد ادبی خودسانسوری را دلیل دلزدگی برخی نویسندگان بیان کرد و یادآور شد: خودسانسوری و نداشتن سواد کافی در نقد، علت دلزدگی نویسندگان است؛ زیرا نویسنده اگر ظرفیت نقد را نداشته باشد، دیگر قادر نیست به راحتی افکار خود را روی کاغذ بیاورد. ورجانی در پایان از دست اندر‌کاران حوزه داستان خواست تا با یکدیگر همکاری داشته و با نقد صحیح و به‌جا باعث رونق فضای داستان‌نویسی شوند. در ادامه این نشست سعیده شفیعی دبیر انجمن «داستان اقالیم» در خصوص شروع به کار انجمن، برگزاری جلسات، نشست‌های انجمن و همچنین جشنواره‌های فصلی داستان توضیحاتی ارائه کرد. ]]> استان‌ها Sun, 16 Jun 2019 07:58:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276892/نویسنده-ای-ظرفیت-نقد-ندارد-دچار-دلزدگی-نوشتن-می-شود جشن رونمایی از دو کتاب شعر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276922/جشن-رونمایی-دو-کتاب-شعر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس اعلام هنر رسانه اردی‌بهشت در جشن اول، کتاب‌های «عبداللّه» تازه‌ترین کتاب «راضیه بابایی» و «گرگی در گلوی پیراهن آبی» تازه‌ترین کتاب «زهره قربانی» با حضور شاعران و منتقدان در دو بخش برگزار خواهد شد. مجموعه شعر «عبدالله» از نگاه محمود معتقدی و  غزال مرادی، بازخوانی خواهد شد و مجموعه شعر «گرگی در گلوی پیراهن آبی» از نگاه کریم رجب‌زاده و سید ضیاءالدین شفیعی خواهد گذشت. علاقه‌مندان برای شرکت در این نشست روز سه‌شنبه، 28خرداد ساعت پنج عصر به نشانی تهران، خیابان طالقانی، نرسیده به میدان فلسطین، پلاک 514، خانه‌ وارطان مراجعه کنند. ]]> ادبيات Sun, 16 Jun 2019 07:51:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276922/جشن-رونمایی-دو-کتاب-شعر آمدی دکتر شفیعی! مادرم را شاد کردی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276891/آمدی-دکتر-شفیعی-مادرم-شاد-کردی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مرتضی امیری‌اسفندقه شاعر مطرح کشورمان برای سپاسگزاری از حضور محمدرضا شفیعی‌کدکنی در مراسم ختم مادرش، شعری را به این استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی تقدیم کرده و آن را برای انتشار به ایبنا سپرده است که در ادامه می‌خوانید: قصیده‌واره ختم رفتگان را یاد کردی؟یا خدا را یاد کردی؟  آمدی دکتر شفیعی مادرم را شاد کردی کفش‌هایت را به کُرنِش جفت کردم پیش پایت راه‌های رفته و نارَفته ام را یاد کردی  مَجلس ِ خَتم ِ  رُباب این ساز ِ  مَحزون و کُهَن بود ختم ِشعری، آمدی روح هنر را شاد کردی آبیانه، آسمانی، آمدی دیدار با، دِی سبز در گرمای ِ سُرخِ نیمه ی خرداد کردی عین آتش بودم از هُرم ِ یتیمی گیج غرقاب  گفتگو با خاک برسر، رند در کف باد کردی عینِ آتش؟ سردی ِ دی؟ آه آری آه آری  یک نفس دیدار با این جامع ِ اَضداد کردی  باختم آنچه نباید را و می‌بازم از این پس آمدی دیدار با این باخته نَرّاد کردی آمدی شیرین تر از تلخِ شرابِ تُند ِکشمَر خُسروانه، لطف کردی یاد از فرهاد کردی تا نَیندازَد غَم ِ بی مادری ازپا مرا، آه! از نفس افتاده ای را آمدی اِمداد کردی زلزله زاری به زیرِ ِ وحشت آوار بودَم  هستی ِ  ویرانه ای را یک نَظَر آباد کردی طوطی ِ بازارگان ِ   چار سوق بیکسی را  یک نفس کوتاه، امّا از قفس آزاد کردی  در دم ِ آخر گُمان می کُن نَظارِه، بَرّه ای را تشنه زیر تیغ ِ تیزِ ِ جانی ِ جَلاّد کردی  آمدی و ناگهان چون حال من مسجد به هم ریخت  بی جهت، طرحِ فضای تازه ای ایجاد کردی مجلس تَکریم مِی بالا و پایین نه ! ندارد  شاعرانه،باز کاری خارج از ابعاد کردی تا نَپنداری نفهمیدم چه کردی با حُضورت  خوب دیدم، خامُشانِه، خُطبِه ای ایراد کردی فاتِحه خوان سر زدی از مَشرقِ سَبع المَثانی مَغربِ توحید را سُرخ ِ گُل اوراد کردی کوه ساکِن نیست حرکت می کند چون ابر، آری حرکتی ساکن چنانکه می کنند اَوتاد کردی ساده، سِر مَخفی رسیدی، اِنَّ رَبّک دان ِ اشراق  سرزده تفسیر پاکی، از لباالمرصاد کردی من مِه آلودِ  عزا بودم،ولی مُبهَم نبودم  یا نه!بودم، آمدی ایهام را اِرصاد کردی تلخ و تک پَر  کُهنِه اوقون کَفتری بی کلّه بودم  صحبتی با آنکه سورم، در سفر سَرداد کردی  خَطّ ِ بیداد بَلا را خواندی از پیشانی من  قَدر ِ یک آیه تِلاوت، همدلی را داد کردی  رستم و یوسف نَبودم، چاه امّا قِسمتم بود  در حَراجِ حُسن نقد پورِ ِ فرّخزاد کردی مادرم، فریادی ِ آوازهای ِ بی  ِنشان بود  کولیان غربتی را، بیصدا فریاد کردی اَطلسِ گویای شعر پارسی بر دوش می برد  آمدی دیدار با سر کرده ی  سَرواد کردی  هفت خَطّ طنز و تیکّه ،آخَر ضَرب المثل، ها! از خَطِ آخر گذشتی هفت را هفتاد کردی جّد مادر، نوحه بود و َجدّه ی ِ  مادرترانه   پارسایانه رسیدی یاد از اجداد کردی  از ازل اَصل و نَسَب می برد از عشق و حماسه  یاد از اَحفاد آری یاد  از احفاد کردی پِچ ِپچه کردم به گوشَت؛مادرم زنده نمرد و ... قطع شد صُوتَم،به حکمت، راز را بنیاد کردی  ((خُب بیامرزد خدا))طِفل ِ رُبابِ مُحتضِر را  نازیانه گوشمالی دادی و ارشاد کردی  چارمین سیمِ رُباب زخمی ام من، سیم ِ آخر  زخمه بر زخمم زدی،در زاریم استاد کردی  آمدی زخمه به سیمِ آخر زخمی زدی ،داغ شور اشکم را درآوردی مگر بیداد کردی  لال باید می شدم،انگار کن امّا تو ،آری  گفتگو با گُنگ،با یک گنگ مادر زاد کردی  تا بدانم شیر پاک و شعرناب از یک شرابند  هفتِ ختم ِمادرم را،موعدِ میعاد کردی آن زن گُردِ نشابوری که گفتی مادرم بود یاد آن زن، یاد از بُتخانه ی نوشاد کردی  یاد از آن مَجدِ بی فَخرِ ِ  سَریر ِ خاکساری یاد از آن فَخر،آه آن فَخر ِ  بی امجاد کردی  زنده رودی از ترانه خوش نفس،خوش نقش،خوش... آه اصفهانی از هُنَر را آمدی و یاد کردی  آمدی در مجلس ِ خَتم فروغِ شعر ِ  اُمّی  خانه ات آباد یادی از خراب آباد کردی یا نه ! گویا مَجلس ِ تعظیم پروین بود برپا نَقد ِ طِفل و گوژپُشت و تاج و ِاستبداد کردی نقش داغی جاوِدان را تازه و تَر، جادُوانه کنده کاری در دلم با تیشه فَرهاد کردی کنده کاری؟ یا نه ! نقاشی به طَرز وطُور ِ  تازه  ساکت و بی سَر  ِصدا،با خامِه ی بِهزاد کردی مادرم،اَلبَت عَروس خوشه ی سبز اقاقی است  آمدی غیبی سئوال از مَحضَر داماد کردی  پُرسه ی مادر مگر یک آن عوَض شد با تولّد از مَماتِ محض، راهی در دل میلاد کردی  ریز داد و پَرپَری وَحشت، ولی، نه! آمدی،ها! فرصتم دادی و رُخصَت ،صِید را صَیّاد کردی عاقبت اُفتاد آری،آمدی آخِر ملاقات  با هجوم اِتفاقی که نمی افتاد کردی  ختم مادر مشهد و تهران به باران خَتم شد پاک ای زمین!آیا چه با آن خوشه ی شِمشاد کردی؟ آسمان هم گریه می کرد از غم ِ مَرگ رُبابی   آسمان هم گریه می کرد اِی زمین ! بیداد کردی  آمدی در خَتم ِ مادر آن دِرَختِ  روشنایی  میوه اش را دیده بودی یاد از بُنلاد کردی  آمدی در ختم مادر؟ آه مادر! آه مادر ! مادری در ختم خود هم در حق اولاد کردی  من عَزا بودم یَقین، صاحِب عَزا بودی تو بی شک آمدی دکتر شفیعی! مادرم را شاد کردی مرتضی امیری اسفندقه خرداد آه 1398 ]]> ادبيات Sun, 16 Jun 2019 04:54:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276891/آمدی-دکتر-شفیعی-مادرم-شاد-کردی وقتی 400 دانش‌آموز دبستانی یکصدا اشعار حافظ را می‌خوانند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/276736/وقتی-400-دانش-آموز-دبستانی-یکصدا-اشعار-حافظ-می-خوانند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) چندی پیش ویدیویی کوتاه از حافظ‌خوانی جمعی از دانش‌آموزان دبستانی در یکی از مدارس کشور در صف صبحگاه منتشر شد، که در فضای مجازی هم به میزان زیادی دیده شد. ویدیویی که در آن جمع 400 نفره از دانش‌آموزان ابتدایی با زبان اشاره و با کمک حرکات دست و اشاره، در حال خواندن هماهنگ این ابیات حافظ هستند که: «ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک/ حق نگه‌دار که من می‌روم الله معک تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس/ ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک»   کار خلاقانه و بکری که صفحات مجازی ویدیو آن را با عنوان حافظ‌خوانی دانش‌آموزان مدرسه‌ای در رشت منتشر کرده بودند. همین اطلاعات سرنخی شد که موضوع را از اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان پیگیری کنیم. در تماس با آن‌ها متوجه شدیم که ویدیو متعلق به صف صبحگاه مدرسه ابتدایی کوثر، زیر نظر آموزش و پرورش ناحیه دو رشت است. چگونگی هماهنگ کردن این تعداد از دانش‌آموزان، چرایی پرداختن به اشعار حافظ و این قبیل سوالات ما را مصمم کرد تا با مدیر دبستان کوثر رشت و مسئول آموزش این اشعار به دانش‌آموزان گفت‌وگویی داشته باشیم تا از انگیزه و رویکرد این مسئولان آموزشی در آموزش اشعار کهن ادبیات آگاه شویم:   مریم محمد‌اسماعیلی، مدیر دبستان کوثر در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا گفت: کلاس‌های مدرسه ما هیات‌امنایی است و با توجه به مصوبات هیات امنا، کلاس‌های فوق برنامه برگزار می‌کنیم که امسال در یکی از کلاس‌های فوق‌برنامه به ادبیات کهن پرداختیم. بخشی از این ادبیات کهن به شاهنامه‌خوانی و حافظ‌خوانی و بخشی از آن هم به گیلان‌شناسی که استان ماست، اختصاص یافت. بنابراین یکی از کلاس‌های ما شاهنامه‌خوانی و حافظ‌خوانی شد، که این خوانش هم با استفاده از حرکات دست و پا بود، تا بچه‌ها بتوانند راحت‌تر شعرهای این کتاب‌ها را حفظ کنند. چون همان‌طور که اطلاع دارید، شعرها کمی مشکل است و بچه‌ها قبلا چنان رغبتی به خواندن یا حفظ این اشعار نداشتند. ولی خوشبختانه با این روش‌های جدیدی که به کار گرفتیم، بچه‌ها رغبت بیشتری برای یادگیری اشعار دارند. بعد این‌ها را در سطح مدرسه سر صف صبحگاه به صورت هماهنگ اجرا می‌کنیم. البته آن‌قدر مصر نیستیم که حرکت دست یا پاهای آن‌ها همه با هم هماهنگ باشد؛ چون هدف اصلی ما یادگیری شعر به وسیله این حرکات است.   محمداسماعیلی ضمن بیان اینکه این طرح برای اولین بار در مدرسه ما اجرا شده و بعید می‌دانم که در مدارس دیگر چنین طرحی اجرا شده باشد؛ اضافه کرد: مدرسه ما یک مدرسه دولتی است که در مقطع ابتدایی و در سه دوره چهارم، پنجم و ششم فعال است و دانش‌آموز می‌پذیرد، ما این طرح را برای بچه‌های کلاس چهارم و پنجم اجرا کردیم؛ به این صورت که یک ساعت در هفته به صورت فوق‌برنامه اشعار حافظ و شاهنامه با آن‌ها تمرین می‌شد.   وی اضافه کرد: طرح حافظ‌خوانی و شاهنامه‌خوانی با هدف آشنایی بیشتر دانش‌آموزان مقطع ابتدایی با ادبیات کهن فارسی و شاعران بزرگ ایران با همفکری اعضای شورای مدرسه، مدیر، معاونان و معلمان برای سال تحصیلی جاری تصمیم‌گیری و اجرا شد؛ که برای سال‌های آینده تصمیم داریم این طرح را گسترده‌تر اجرا کنیم. یعنی امیدواریم که بتوانیم موسیقی سنتی را هم در آن بگنجانیم و سعی داریم سنت‌ها را حفظ کنیم. در مورد گیلان‌شناسی هم برنامه‌های خاص‌تری خواهیم داشت و روی شعر شاعران گیلانی هم کار خواهیم کرد.   مدیر مدرسه کوثر رشت در پایان گفت: برای تدریس این کلاس هم استادی از خارج از مدرسه دعوت کردیم. یعنی پرس‌وجو و تحقیق فراوانی کردیم و در نهایت یکی از استادان ادبیات  را که دکترای این رشته هم دارد و در آموزشگاه‌های خصوصی تدریس داشت،انتخاب کردیم و با هماهنگی آموزش و پرورش از او برای تدریس این ساعت فوق‌برنامه دعوت کردیم.   گفت‌وگو با مدیر مدرسه، بیشتر اطلاعات کمی و آماری درباره این برنامه را به ما می‌دهد و اطلاع از کیفیت طرح، چرایی و چگونگی اجرای آن، می‌طلبد که با حدیث رفیعی، مدرس طرح هم گفت‌وگویی داشته باشیم و ماجرای اصلی این ویدیو و کاری را که در دبستان کوثر رشت اتفاق افتاده پیگیری کنیم.   حدیث رفیعی، مدیر موسسه فرهنگی سیبستان ادب و هنر رشت و مجری طرح «ادبیات برای کودکان در مدارس و مهد‌کودک‌های رشت» که فارغ‌التحصیل دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران هم هست؛ در گفت‌وگو با ایبنا عنوان کرد: کاری که ما در دبستان کوثر انجام دادیم، برای نخستين بار نبود. یعنی من این طرح را حدود دو سال هست که در سطح مدارس رشت اجرا می‌کنم. صفر تا صد ایده کار هم از خودم است. من در راستای اجرای این طرح در مدارس و مهدکودک‌ها، یک پروپوزال کامل تنظیم و در شورای پژوهش دانشگاه پیام‌نور مطرح کردم؛ که از آنجا به عنوان مدرس دانشگاه، به من معرفی‌نامه دادند، که این طرح را در بهزیستی و آموزش و پرورش ارائه کنم. عنوان طرح هم «ادبیات برای کودکان» است، که سرفصل‌ مشخصی دارد و معمولا در طول هفته یک بار و هر دفعه بین 20 دقیقه تا یک ساعت آموزش است. یعنی اگر قرار بر آموزش خود ادبیات باشد، همان 20 دقیقه است، ولی اگر این کلاس را در موسسه تشکیل دهیم، مدت آن یک ساعت است و همراه یک سری بازی‌های ریتمیک و هدفمند با بچه‌هاست که آموزش برای آن‌ها جنبه خلاقانه و لذت‌بخشی داشته باشد.   حدیث رفیعی رفیعی درباره همکاری خود با مدرسه کوثر اظهار کرد: سال گذشته من برای اجرای این طرح معرفی و دعوت شدم؛ یعنی چون آن مدرسه هیات امنایی بود؛ می‌توانستند از نیروهای آزاد و غیراستخدامی استفاده کنند. بنابراین طبق درخواست آن‌ها، هفته‌ای یک بار، یک روز به مدرسه آن‌ها می‌رفتم و در هر کلاس 20 دقیقه با بچه‌ها تمرین داشتم و اشعار و غزلیات سعدی، حافظ و مولانا را با بچه‌ها کار می‌کردیم، که خوشبختانه بازخوردهای مثبت و خوبی هم گرفتیم.   مدیر موسسه فرهنگی سیبستان ادب و هنر رشت در ادامه درباره روشی که برای آموزش اشعار کهن فارسی در دبستان کوثر استفاده کرده بود، عنوان کرد: روشی که من در آموزش این دوره از آن بهره گرفتم، یک روش ابداعی است؛ یعنی درواقع یک روش استاندارد به نام total physical response است، که برای آموزش زبان دوم از آن استفاده می‌شود و به نوعی مبتنی بر هماهنگی دقیق بین گفتار و حرکات بدن است. این روش برای گروه سنی سه تا 12 سال، بهترین روش آموزشی است؛ یعنی روشی است که کاملا اثبات شده و در سطح جهانی از آن استفاده می‌شود.   وی اضافه کرد: یک سری مفاهیم هست که جنبه انتزاعی دارد و ما نمی‌توانیم آن‌ها را دقیقا با زبان بدن نشان دهیم. یعنی یک سری کلمات مثل صبح، روز، طلوع و این قبیل کلمات را نمی‌توان با حرکات بدن مثل ایستادن، نشستن و خوابیدن نشان داد. به همین دلیل ما به خاطر این کلمه‌ها یک زبان جدید با کمک خود بچه‌ها ابداع کردیم؛ که ترکیبی از زبان اشاره و حرکات بدن است و در خلاقیت خود بچه‌ها ریشه دارد. البته این شرایط استانداردی برای بهره‌برداری طرح نیست. بلکه من شیوه‌ای را استفاده و معرفی کرده‌ام که از طریق آن می‌توانیم بچه‌ها را به ادبیات جذب کنیم.   رفیعی در ادامه به هدف ارائه و اجرای «ادبیات برای کودکان» اشاره کرد و گفت: با توجه به اینکه پرهیز از این روش‌های سنتی آموزش، که در آموزش و پرورش ما مطرح شده، کار آسانی نیست. در واقع ما می‌خواهیم بگوییم تمام روش‌های موجود در بازار، کتاب، دفتر و این‌ها همه کنار بروند و یک مسیر جدید طی شود؛ که این روش‌ها باید توسط آموزگار و مدرس کشف شود. مدرسی که در این ساختار فعالیت می‌کند، باید توانایی شکل دادن به این ساخت‌مایه‌های کلامی-حرکتی را داشته باشد، بدون اینکه به برگه، کتاب و این جور چیزها نیاز داشته باشد. من نهایتا بتوانم روش کارم را در قالب یک کتاب ارائه کنم- که در حال تدوین آن در قالب یک کتاب هستم - ولی در نهایت این خود آموزگار است که بایستی مقصود هر کلمه را با آن حرکات -که در عین اینکه ابتدایی و اساسی هستند- به بهترین شکل ممکن برسانند. بنابراین طرح باید به گونه‌ای باشد که  علاوه بر اینکه برای کودکان جذابیت داشته باشد، قابلیت اجرا هم داشته باشد و روشی است که از نظر علمی پیشینه کامل و دقیقی می‌طلبد.   او اضافه کرد: طرح «ادبیات برای کودکان» شاید ظاهرا ساده به نظر برسد، ولی هر کدگذاری باید دقیقا با اشراف کامل به معنا و فضای شعر اتفاق بیفتد و این مستلزم این است که کسانی که وارد این حوزه می‌شوند، علاوه بر اینکه علاقه‌مند باشند، حوزه کار کودک را به صورت تخصصی بفهمند، روانشناسی و بازی‌ها را بدانند و دانش ادبیات را هم حتما داشته باشند.   مجری و مدرس طرح حافظ‌خوانی در مدرسه کوثر رشت درباره شیوه گزینش اشعار کار شده در این دوره عنوان کرد: ساختار و فضای شعر و ادبیات ما، خواه یا ناخواه مقداری تم و درون‌مایه غم‌انگیز و ناراحت‌کنند دارد و در آن از فراق و هجران بسیار صحبت شده است. بنابراین من سعی کردم بیشتر اشعار و ابیاتی را برای آموزش به بچه‌ها انتخاب کنم که خیلی خوب بتواند جنبه شادی و نشاط را برای بچه‌ها تقویت کند؛ یعنی برای من خیلی مهم بود که از نظر معنا و مفهوم شعرهایی را انتخاب کنم که برای بچه‌ها جذابیت داشته باشد. البته هرچند که خیلی از وقت‌ها هم با آزمون و خطا همراه بوده؛ اما نهایتا پیشینه دوازده ساله تدریس من در دانشگاه و تحقیق در ادبیات فارسی در انتخاب راحت‌تر و بهتر اشعاری که جذابیت بیشتری داشت، به من کمک فراوانی کرد.   رفیعی درباره بازخورد این طرح در میان بچه‌ها و در پاسخ به این سوال که آیا طرح با استقبال بچه‌ها روبه‌رو شده یا خیر؛ اظهار کرد: من در شروع این کار اصلا به بچه‌هایی با استعداد یا شرایط خاصی فکر نمی‌کردم و این طرح را برای استفاده عموم ارائه کردم. به‌گونه‌ای هم با بچه‌ها کار کردم که همان‌طور که در فیلم هم مشهود است، همه بچه‌ها جذب این داستان شوند؛ یعنی به جرات می‌توانم بگویم که من تا به حال شاید با بیش از هزار بچه این طرح را کار کرده‌ام و این ادعا نیست اگر بگویم بچه‌ای نبوده که نتوانسته‌ام از این طریق با او ارتباط برقرار کرده باشم.   وی اضافه کرد: چیزی که برای من خیلی اهمیت دارد، این است که همیشه از والدین می‌خواهم بچه‌ها را در معرض نمایش، تمرین و این قبیل مسائل قرار ندهند و اجازه بدهند این فضا برای خود بچه‌ها به همین شکل که ارائه شده، اتفاق بیفتد. چون در آن دریچه‌ای که با این طرح جلوی چشم بچه‌ها باز کرده‌ام، در واقع آن‌ها را با یک سری مفاهیم، داستان‌ها و لذت‌هایی که می‌توانند از ادبیات ببرند، مواجه می‌کنم. اصلا این درست نیست که ما بچه‌ها را در معرض نمایش و اجرا قرار دهیم؛ ولی معمولا خود بچه‌ها دوست دارند. بچه‌هایی بودند که مشکلات تلفظی داشتند و ساختار کلامی‌شان مشکل داشته، ولی اصلاح شده‌ است. حتی بچه‌هایی بوده‌اند که از نظر شنوایی دچار مشکل بوده‌اند، مثلا یک شاگرد داشتم که قسمت حلزونی گوشش را جراحی کرده بود و تازه شنوایی را تجربه می‌کرد، ولی  با این حال خیلی راحت با این روش ارتباط برقرار کرد. تمام تلاش من این بوده و با احتمال قریب به یقین می‌توانم بگویم که در این کار موفق بوده‌ام و توانسته‌ام همه بچه‌ها را جذب کنم؛ که این از نحوه خوانش و شکل اجرای بچه‌ها کاملا مشخص است.   مدیر موسسه فرهنگی سیبستان ادب و هنر رشت ضمن اشاره به عدم ادامه همکاری خود با دبستان کوثر در سال‌های آینده و توقف اجرای طرح «ادبیات برای کودکان» در این مدرسه، گفت: من یک موسسه فرهنگی در راستای انجام این طرح به ثبت رساندم و اصلا هدف دیگری نداشتم؛ چون آموزش و پرورش اعلام کرد که با شخصیت حقیقی قرارداد نمی‌بندد و این موسسه هم یک شخصیت حقوقی زیر نظر وزارت ارشاد است که مجاز به برگزاری کارگاه‌های شعر و ادبیات است. وقتی که من از نگاه موسسه وارد می‌شوم و می‌گویم این کار را موسسه من انجام داده است؛ هدفی جز معرفی این طرح ندارم؛ ولی متاسفانه ممکن است یکسری حواشی هم پیش بیاید. مثلا معمولا یک جریانی اتفاق می‌افتد و بعد از اینکه نتیجه تلاش‌ها و سختی‌هایی که در مواجه‌شدن در سختی‌ها برای من نوعی پیش می‌آید، دیده نمی‌شود. البته ممکن است تایید و تشویقی هم از طرف وزارتخانه و جاهای دیگر داشته باشند، اما در مقابل به شخص من یا هر فرد دیگری که آن طرح را شروع کرده و ایده اصلی را ارائه کرده است، بگویند که بیشتر از این به اجرای این کار و معرفی آن ادامه ندهید. متاسفانه این برخورد را از طرف مدیر آن مدرسه دیدم، دیگر تمایل به ادامه آن کار ندارم.   رفیعی در پایان گفت: طرح «ادبیات برای کودکان»، یک طرح آزمایشی است که با توجه به بازخوردهای مثبتی که داشته، بعضی از مدارس تمایل داشته و دارند، که من این کار را در مدرسه آن‌ها انجام دهم. امیدوارم در مدارس و مراکز دیگر با ما همکاری کنند و اجازه و بستر این را فراهم کنند که ما در قالب موسسه بتوانیم طرح‌مان را معرفی کنیم و این کار را گسترش دهیم. بعد از پخش ویدیوی حافظ‌خوانی بچه‌های دبستان کوثر، در فضای مجازی پیام‌های زیادی از ایلام، شیراز، تهران و بسیاری شهرهای دیگر پیام دریافت کردم، که درخواست و تمایل داشتند این طرح در شهرهای آنان هم اجرا شود. به هر حال طرحی است که خیلی مورد استقبال قرار گرفته و خیلی خوب می‌تواند ادبیات ما را معرفی کند و بازخوردهای مثبتی را نشان دهد. بنابراین برای من خیلی مهم است که با مراکز و فضاهایی کار کنم که ارزش این کار را متوجه شوند و به ما این آزادی عمل بدهند که کار را آن‌طور که می‌خواهیم، ارائه دهیم. ]]> ادبيات Sun, 16 Jun 2019 04:34:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/276736/وقتی-400-دانش-آموز-دبستانی-یکصدا-اشعار-حافظ-می-خوانند کتاب برنده عرب جایزه من‌بوکر به فارسی ترجمه شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/276893/کتاب-برنده-عرب-جایزه-من-بوکر-فارسی-ترجمه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ این کتاب با ترجمه انگلیسی خانم مریلین بوث در سال ۲۰۱۹ برنده جایزه جهانی مَن بوکر (Manbooker)، معتبرترین شد. جوخه الحارثی نویسنده ۴۰ ساله عمانی دانش‌آموخته ادبیات کلاسیک عربی از دانشگاه ادینبورگ است و در دانشگاه سلطان قابوس عمان مشغول تدریس است. الحارثی، با بردن این جایزه، اولین نویسنده عرب است که موفق به کسب جایزه بین‌المللی من بوکر می‌شود. کتاب با نام عربی «سیدات القمر» که از زمان انتشار مورد تحسین قرار گرفته، درباره زندگی سه خواهر و خانواده‌هایشان و تغییرات اجتماعی در عمان است. ماجراهای کتاب در روستای العوافی عمان می‌گذرد. سه خواهر به نام‌های مایا، اسماء و خوله شخصیت‌های اصلی کتاب هستند. این کتاب با ظرافت و زیبایی خاصی به بیان اوضاع اجتماعی کشور عمان، از زمانی که برده‌داری در آن رایج بوده تا زمانی که به لطف درآمدهای نفتی وارد دوران به‌اصطلاح مدرن می‌شود، می‌پردازد.   ترجمه انگلیسی این کتاب را خانم مریلین بوث انجام داده است که در مؤسسه اورینتال و دانشکده مگدالنِ دانشگاه آکسفورد، کرسی خالد بن عبدالله السعود برای مطالعات دنیای معاصر عرب را در اختیار دارد. او علاوه بر تألیفات دانشگاهی، رمان‌های بسیاری را از عربی ترجمه کرده است که آخرین آن‌ها «آوای پنگوئن» و «راهی به بهشت نیست»، بوده است که هردو از آثار رمان‌نویس لبنانی، حسن داوود هستند. ترجمه این اثر به انگلیسی مورد تأیید کامل نویسنده که خود به این زبان نیز تسلط دارد، قرار گرفته و از سوی بسیاری از کارشناسان مورد تحسین قرار گرفته است. انتشارات مهراندیش کتاب «اجرام آسمانی» را که دارای نثری زیبا و زبانی قدرتمند است، با ترجمه اکبر بتوئی به‌زودی منتشر می‌کند. بتوئی فارغ‌التحصیل زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه شهید بهشتی و کارشناسی ارشد زبان‌شناسی همگانی از دانشگاه تهران است و ترجمه کتاب‌هایی چون «لیبرالیسم و امپراتوری»، «دیپلماسیِ صلح عادلانه در سیرهٔ پیامبر»، «عملیات پرش بلند» و «آخرین دختر»  ـ نوشته نادیا مراد، برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۱۸  ـ را در کارنامه کاری خود دارد. ]]> ادبيات Sun, 16 Jun 2019 03:56:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/276893/کتاب-برنده-عرب-جایزه-من-بوکر-فارسی-ترجمه رولینز: ادیان شکلی از علم هستند/ خود دن براون نظریاتش را قبول ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/276635/رولینز-ادیان-شکلی-علم-هستند-خود-دن-براون-نظریاتش-قبول-ندارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) جیمز رولینز، متولد ۲۰ اوت ۱۹۶۳ در شیکاگو است؛ او دامپزشکی است که فعالیت‌­های پزشکی خود را در کالیفرنیا رها کرد تا به‌­عنوان نویسنده‌­ای تمام وقت رمان‌های اکشن-ماجراجویی بنویسد. تجربیات و مهارت‌های رولینز به عنوان یک غارنورد آماتور و غواصی معتبر، محتوای برخی از رمان‌­هایش را شکل داده­‌اند و داستان کتاب‌­هایش عموماً در زیرزمین یا زیر آب اتفاق می‌افتد. وی همچنین نویسنده کتاب ایندیانا جونز و امپراتوری جمجمه‌های بلورین است که اقتباس سینمایی آن به کارگردانی اسپیلبرگ روی پرده سینما رفت. تاکنون بیست و چهار جلد از کتاب‌های وی به فارسی ترجمه شده­‌اند که از جمله آن‌­ها می‌­توان به نابودگر، شاهین جنگی و مجموعه کتاب‌­های نیروی سیگما اشاره کرد. گفتنی است که اکثر کتاب‌­های وی از سوی کتابسرای تندیس وارد بازار کتاب ایران شده‌اند. در ادامه گفت‌وگوی اختصاصی ایبنا با این نویسنده آمریکایی را می‌خوانید. آیا شما واقعا به متافیزیک باور دارید یا عناصر متافیزیکی داستان‌­های‌تان استعاره از چیز­های دیگری هستند؟ چیز­های زیادی در زندگی مدرن و امروزی ما باقی‌مانده­ است که علم نمی­‌تواند آن­‌ها را توضیح دهد. من اسم این چیز­ها را متافیزیک نمی­‌گذارم، بلکه آن­‌ها را نوری میان افسانه و علم می‌­دانم که ما را به حقیقت‌­های والا می‌­رسانند. من دوست دارم که پاسخ چیزهایی که علم جواب آن­‌ها را نمی‌­دهد و دین درباره آن‌­ها مبهم سخن می­‌گوید پیدا کنم، تا از این راه نگرشی جدید به گذشته و آینده پیدا کنم. آیا شما از آخرالزمان می‌­نویسید یا از گذشته دور انسان­‌ها؟ من شدیدا به این ضرب­‌المثل قدیمی که می­‌گوید: «آنان که تاریخ نمی­‌دانند، محکوم به تکرار آن هستند»، باور دارم و همواره در هنگام نوشتن آن را در ذهنم نگه می­‌دارم. شخصا در رمان‌­هایم از اتفاقات تاریخی استفاده می‌­کنم تا بحران­‌های امروزی را به تصویر بکشم. وقتی که از گذشته می‌­نویسی، می­‌توانی حال و آینده را تفسیر کنی. تفاوت بین ادبیات سورئال و ادبیات فانتزی در چیست؟ اساسا در ادبیات فانتزی نویسنده دنیایی موازی خلق می­‌کند که قوانین و تاریخچه منحصر به خود را دارد، هر نویسنده­‌ای که بتواند این کار را بهتر انجام دهد و مخاطب را بیشتر با دنیای فانتزی درگیر کند رمان بهتری خواهد ­­نوشت. در ادبیات سوررئال، ما شاهد داستانی هستیم که در این دنیا اتفاق می­‌افتد اما از پس پرده مرتعشی از خیال روایت می­‌شود. چنین سبکی از روایت مخاطب را وادار می­‌کند تا روزمرگی‌­هایش را زیر سوال ببرد و نسبت به دنیا کنجکاوتر شود. نظر شما راجع‌به دن براون چیست؟ مدت‌ها پیش کتاب راز داوینچی را خواندم. همواره توانایی‌­های او را در ارائه شکل متفاوتی از تاریخ ستایش می‌­کنم، کتاب‌­های وی مخاطب را به یک سواری مهیج می‌برد. شخصا برخی از احساساتی که کتاب­‌هایش به مخاطب منتقل می­‌کنند را دوست ندارم اما قطعا عاشق مهارتش هستم. با این حال نمی‌­توان انکار کرد که هر افسانه‌­ای ریشه در واقعیت دارد، تئوری‌های بروان تا چه حد به واقعیت نزدیک­‌اند؟ به‌­نظرم دن براون حتی خودش نظریاتی را که در کتاب‌­هایی مثل راز داوینچی مطرح می‌کند، قبول ندارد. دن براون صرفا از این­که مخاطبانش را وادار به باز­نگری وقایع تاریخی اثبات شده کند لذت می­‌برد، وی می­‌خواست مردم با سو­ءظن به تاریخ نگاه کنند تا به تفسیر خود از تاریخ و آن­چه که واقعی انگاشته می­‌شود برسند. داستان­‌های شما تا چه حد به واقعیت نزدیک­‌اند؟ در پایان همه کتاب­‌هایم، بخشی آورده شده که به مخاطب می­‌گوید کدام بخش از داستان واقعی بوده و کدام بخش تخیلی و در کنار آن منابع مورد نیاز برای مطالعه وقایع تاریخی را به مخاطب معرفی می­‌کنم تا مخاطب برود و راجع‌به وقایع تاریخی مذکور مطالعه کند. اساس تمام داستان­‌های من در دنیای واقعی اتفاق می­‌افتد و بعد طی روایت داستان، قدم به قدم مخاطب را منطقه­‌ای جدید و کشف نشده می­‌برم تا مخاطبم در دنیای امروزی به افق‌­های بالا­تری بیندیشد، بلکه بتواند به درک درست­‌تری از آینده برسد. ادبیات فانتزی چگونه از ادیان تاثیر می­‌پذیرد؟ در دیدگاه من، ادیان شکلی از علم هستند. علمی که به ما می‌­آموزد چطور دنیا و جایگاه خودمان در آن را بفهمیم. برای سال‌­ها مرزی بین دین و علم رسم شده­ بود و ادعا می‌­شد که این دو هیچ اشتراکی با هم ندارند. سوالت نشان می­‌دهد که از سبک نوشتن من آگاهی، مضمون اصلی کتاب­‌های من مخاطب را درباره اشتراکات علم و دین به تفکر وا­می‌دارد. واقعیت این است که علم و دین همواره کنار هم بودند، از قرون سیاه کاتولیک که طی آن تارک دنیا­های کاتولیک به مفاهیم مهم علمی دست می­‌یافتند تا دوره طلایی اسلام که طی آن دانشمندان اسلامی پایه­‌های انقلاب ریاضی و مهندسی را بنیان نهادند. علم و دین هر دو باعث می­‌شوند ما جایگاه خودمان را در دنیا بشناسیم. هرگز پیشرفت نمی­‌کنیم مگر اینکه علمای دینی و دانشمندان بیاموزند به هم احترام بگذارند. این درس بزرگی است که مخاطب باید از کتاب­‌های من بگیرد. از اتفاقات برجسته زندگی خودتان بگویید. خب من پانزده سال از عمرم را صرف مطالعه علوم دامپزشکی کردم. همین است که نقش حیوانات در کتاب­‌هایم اینقدر برجسته است. هنوز هم گاهی داوطلبانه خدمات دامپزشکی انجام می‌­دهم. سخن آخرتان را به مخاطبان ایرانی بگویید. ایران همواره من را شگفت‌­زده می‌­کند و واقعا دوست دارم یک روز به ایران بیایم. کتاب بعدی‌ام راجع‌به ایران است و در آن به برخی از دانشمندان ایرانی عصر طلایی اسلام خواهم­ پرداخت. امیدوارم ایرانیان این هدیه را از طرف من بپذیرند. ]]> جهان‌کتاب Sun, 16 Jun 2019 03:48:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/276635/رولینز-ادیان-شکلی-علم-هستند-خود-دن-براون-نظریاتش-قبول-ندارد معرفی و بررسی «باغ‌شفتالو» در سرای اهل قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276886/معرفی-بررسی-باغ-شفتالو-سرای-اهل-قلم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «باغ‌شفتالو» نوشته شاه‌منصور شاه‌میرزا که توسط نشر ثالث منتشر شده است، با حضور ابراهیم خدایار، الهام فلاح خود نویسنده در نشستی در سرای اهل قلم معرفی و بررسی می‌شود.   این نشست عصر چهارشنبه (29 خرداد)، از ساعت 16 تا 18 در سرای اهل قلم، واقع در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه‌نصیر پلاک 2 برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Sat, 15 Jun 2019 11:43:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276886/معرفی-بررسی-باغ-شفتالو-سرای-اهل-قلم جدیدترین رمان الیف شافاک به زودی در کتابفروشی‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276889/جدیدترین-رمان-الیف-شافاک-زودی-کتابفروشی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این رمان که در 6 ژوئن (16 خرداد) به زبان انگلیسی در سراسر جهان منتشر شد، ساختاری متفاوت و بی‌نظیر دارد. لیلا، قهرمان داستان، مرده است، ولی ذهن او به مدت ۱۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه به حیاتش ادامه می‌دهد و تمام زندگیِ لیلا با همهٔ فراز و نشیب‌هایش در همین دقایق، به خاطرش می‌آید. سؤال فلسفی و علمی‌ای که این رمان پیش رویِ‌ خوانندگان می‌گذارد، این است: چه خواهد شد اگر ذهن انسان، پس از لحظهٔ مرگ، برای چند دقیقهٔ گران‌بها، به فعالیتش ادامه دهد؟ دقیقاً ۱۰ دقیقه و 38 ثانیه؟                              الیف شافاک پُرفروش‌ترین نویسندهٔ ترکیه و یکی از پرفروش‌ترین نویسندگان جهان است. او به زبان ترکی و انگلیسی می‌نویسد و تاکنون بیش از ده رمان از او منتشرشده است که در میان آن‌ها «ملت عشق»، «مریدِ معمار ـ که پیش‌ازاین توسط انتشارات مهراندیش منتشر شده است» و «حرام‌زادهٔ استانبول» از همه پرفروش‌ترند. شافاک در دانشگاه‌های مختلف ترکیه، آمریکا و انگلستان تدریس کرده است. فلسفهٔ مولانا جلال‌الدین به‌نوعی در تمام آثارش کاملاً مشهود است. شافاک، در سال 2010، نشان شوالیه‌ ادبیاتِ هنر و ادبیاتِ فرانسه را دریافت کرد. آثار شافاک به بیش از چهل زبان ترجمه شده است. وی هم‌اکنون در لندن زندگی می‌کند. «۱۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه در این دنیای عجیب»، رمانی متفاوت و تأمل‌بر‌انگیز، همراه با انتشار جهانی، با ترجمهٔ دکتر علی سلامی، توسط انتشارات مهراندیش منتشر می‌شود. ]]> ادبيات Sat, 15 Jun 2019 11:34:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276889/جدیدترین-رمان-الیف-شافاک-زودی-کتابفروشی-ها «ظلمت در نیمروز» با ترجمه‌ اسدلله امرایی منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/276874/ظلمت-نیمروز-ترجمه-اسدلله-امرایی-منتشر به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی نشر نیماژ، رمان «ظلمت در نیمروز» نوشته‌ آرتور کِستلِر با ترجمه‌ اسدالله امرایی منتشر و توسط نشر نیماژ در دسترس مخاطبان قرار گرفت.  «ظلمت در نیمروز» معرو‌ف‌ترین و تاثیرگذارترین رمان آرتور کستلر محسوب می‌شود که در اواسط قرن بیستم آن را درباره‌ نظام شوروی و دادگاه‌های فرمایشی آن نوشت هرچند مستقیماً نامی از اتحاد شوروی به‌میان نیامده و بیشتر به‌شکل استعاری به کشوری بی‌نام با شباهت‌های ناگزیر اشاره شده که نام آن را «ظلمت در نیمروز» گذاشت که مثل بسیاری از آثار ادبی مغرب‌زمین نام خود را از کتاب مقدس گرفت. شاید بتوان این استعاره را به تمام قرن بیستم تعمیم داد. «ظلمت در نیمروز» در لغت اصطلاحی سیاسی است به معنی «به‌گناه ناکرده دم تیغ رفتن».  این کتاب هشتمین رمان بزرگ قرن بیستم از مجموعه‌ صد رمان منتخب قرن است و به بیش از 30 زبان زنده‌ دنیا ترجمه شده است و داستان بلشویک کهنه‌کاری را روایت می‌کند که در تصفیه‌های استالینی دهه‌ سی میلادی گرفتار شد و با خودزنی به گناه نکرده اعتراف کرد. مخصوصاً اقرار او به براندازی نظامی که برای برپا کردن آن خون دل خورده بود از مضحک‌ترین جنبه‌های سناریو بود.  آرتور کستلر سال 1905 در بوداپست مجارستان به‌دنیا آمد و مرگ او سال 1983 در لندن اتفاق افتاد. کستلر برای ادامه‌ تحصیل به دانشگاه وین رفت. مدتی خبرنگار جنگینیوزکرونیکل انگلستان در جنگ داخلی اسپانیا بود. کستلر که خود از اعضای حزب کمونیست بود، مدتی بعد به آن دکترین پشت کرد و در صف منتقدان آن جا گرفت. کستلر سال‌های آخر عمر به سرطان خون مبتلا شد و بیماری پارکینسون او را زمین‌گیر کرده بود و داوطلبانه همراه همسرش خودکشی کرد.  در بخشی از رمان «ظلمت در نیمروز» می‌خوانیم:  «مقامات بالا زیردستان خود را ضایع می‌کنند و از بین می‌برند، زیرا می‌دانند که برای کوچک‌ترین لغزش و خطایی، خود از بین خواهند رفت، شاعران از طریق پلیس‌مخفی اختلافات درباره‌ی سبک را حل و فصل می‌کنند زیرا اکسپرسیونیست‌ها، ناتورالیست‌ها را ضدانقلاب می‌دانند. برای حفظ منافع نسل‌های آینده، چنان محرومیت وحشتناکی به‌وجود آورده‌ایم که متوسط طول عمر افراد یک‌چهارم کم شده است.» تیراژ این کتاب 230 صفحه‌ای 1100 نسخه و قیمت پشت جلد آن 25000 تومان تعیین شده و با جلد شومیز روانه‌ بازار کتاب شده است.   ]]> ادبيات Sat, 15 Jun 2019 10:15:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/276874/ظلمت-نیمروز-ترجمه-اسدلله-امرایی-منتشر اگر تاریخ ما تحریف شده نبود به امروزمان افتخار می­‌کردیم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/276853/اگر-تاریخ-تحریف-شده-نبود-امروزمان-افتخار-می-کردیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایرن(ایبنا) گلبرگ باشی، که دوران کودکی خود را در اروپا سپری کرده و اکنون استاد رشته شناخت ایران و آسیای غربی در کشور آمریکا است، با فعالیت‌­های خویش در حیطه ترویج ادبیات فارسی و ارتقای آن به زبان انگلیسی، فارسی، سوئدی و ... با انتشار اولین کتاب‌های پیش‌دبستانی درباره فلسطین به زبان انگلیسی، نشان می­‌دهد که روشنفکری نه به معنای شیفته شوونیسم ملی­‌گرایی، تبعیض‌نژادی و نژادپرستی بودن، بلکه به معنای شناخت درست حق از نادرست بدون تعصبات قومی است. گلبرگ باشی، کسی است که با نوشتن کتاب‌­های کودک، سعی بر این دارد کودکانی که در رسانه و ادبیات جهان جایگاهی ندارند و خودکم‌بینی در آن‌ها ایجاد شده را به خودشان و سایر مردم دنیا، که اکثرا تحت تاثیر رسانه‌­ها به اسلام­ و ایران‌ستیزی روی آورده­‌اند، نشان بدهد. وی تاکنون فعالیت‌­های فرهنگی زیادی در این راستا انجام داده، که انتشار کتاب‌­های «نجات ماهی: یک قصه نوروزی به زبان فارسی»، «ف مثل فلسطین- کتاب الفبا» و کتاب «از درخت زیتون بالا برویم: قصه اعداد» از جمله این فعالیت­‌هاست، علاوه بر این او به­‌مدت­ بیش از چهار سال هر هفته برنامه‌ای رایگان به نام ساعت قصه فارسی در دانشگاه کلمبیا برگزار می‌کرد و به‌مناسبت نوروز در مدارس دبستان نیویورک بچه­‌ها را به سفره هفت‌سین و داستان‌­های ایرانی، مانند داستان عمو نوروز- کانون پرورش فکری- و «نجات ماهی: یک قصه نوروزی به زبان فارسی»، آشنا می‌­کردند.   کمی از زندگی خودتان برایمان بگویید. من کودکی خوزستانی هستم که در حمله صدام حسین به ایران خانه‌ام را از دست دادم و خوشبختانه چنین موقعیتی تبدیل به فرصتی برای من شد تا به شهر مادرم مهاجرت کنم. زندگی من از وقتی که به سوئد رفتم تغییر کرد، من در ایران تعداد زیادی هم­بازی داشتم  اما در سوئد بین من و دیگران به­‌خاطر ایرانی بودنم و رنگ پوستم تبعیض قائل می‌شدند تا حدی که چندباری کتکم زدند. سوئد معروف به کشور دریاچه‌­هاست، من عاشق گل نیلوفر آبی هستم، دریاچه­‌های سوئد پر بودند از نیلوفر آبی. در مدرسه من چند بچه هندی نیز بودند، اما آن­‌ها توسط سوئدی­‌ها به سرپرستی گرفته شده­ بودند و اطراف من نمی‌­آمدند چون من یک­ مهاجر بودم. با اینکه بچه بودم اما متوجه اوضاع بودم، مثلا یادم می­‌آید تبدیل شدن ناگهانی صدام حسین از قهرمان به شیطان چقدر برایم جالب بود. برای گذراندن دوران دانشگاه با کمک بورسیه دانشگاه به انگلستان و سپس به آمریکا رفتم، اصلا از سیاست‌­های آمریکا خوشم نمی‌­آمد، از اختلاف طبقاتی موجود در جامعه ناراضی بودم و نمی‌توانستم آنجا را خانه خود ببینم. تصمیم داشتم بعد از اتمام دوران تحصیلم به سوئد برگردم. اوایل دوران تحصیل من مصادف بود با جنگ غیرقانونی با افغانستان و فضای دانشگاه­‌های ملتهب بود، دلیل اینکه نیویورک را برای زندگی انتخاب کردم این است که از دانشگاه کلمبیا فارغ‌­التحصیل شدم و در آن گرایشات شبه سوسیالیستی دیده می‌­شود. الان هم به‌عنوان استاد نیمه‌وقت در دانشگاه بدون ترس کتاب‌های معتبر علمی را درس می‌دهم، کتاب‌هایی که نه تنها مورد تایید صهیونیست‌­ها و راست‌گرایان نیست بلکه اگر بتوانند آن کتاب‌­ها را آتش هم می‌­زنند، همین باعث می‌­شود که دانشجویان صهیونیستم،راجع‌به من بد­گویی کنند یا بعضی از دانشجویان نظامیم از اینکه عضو ارتش شده­‌ا‌‌ند پشیمان باشند.   شما در سوئد بزرگ شده‌­اید و در آمریکا زندگی کرده‌­اید، در این شرایط شاید کمی جای تعجب دارد که تحت‌تاثیر جو کشور­های غربی قرار نگرفته­ باشید و کتابی در حمایت از فلسطین بنویسید. چطور شد که تصمیم گرفتید کتاب «ف مثل فلسطین- کتاب الفبا» را بنویسید؟ ایرانی متاثر از میراث پهلوی و شوونیسم تهران مرکزی قرار دارد و متاسفانه در بنیاد ضدعرب است، برخی دلیل حمایت من از فلسطینیان را خوزستانی بودن من می‌­دانند اما نکته این­جاست که من در عین خوزستانی بودن، فارس زبان هستم. حمایت من از فلسطینیان به موضوع مهاجر و جنگ‌­زده بودن خود من بر­می‌­گردد، من خودم از کودکان جنگ بودم. خانه ما به‌­علت اصابت بمب صدام حسین از بین رفت. وقتی که همراه با خانواده­‌ام به سوئد مهاجرت کردم، متوجه شدم که ما در ایران چه جنایتی در حق خواهران و برادران افغان خود مرتکب می­‌شویم، آن­‌ها هم مانند فلسطینیان جنگ‌­زده و مهاجراند، مهاجر بودن به خودی خود راحت نیست، چه برسد به اینکه جنگ‌­زده هم باشی. اگر عدالت را مانند یک میدان در نظر بگیریم که خیابان‌های متعددی به آن منتهی می­‌شوند، باید بدانید که یکی از این خیابان­‌ها مقابله با نژاد­­پرستی است، اگر ایرانیان می‌­خواهند به عدالت برسند باید روحیه نژادپرستی را در خود از بین ببرند، البته این بدان معنا نیست که ما نباید به ایرانی بودنمان افتخار کنیم، اما این حس افتخار نباید برمبنای افسانه‌­هایی دروغین که راجع‌به کوروش توسط سلسله استعماری پهلوی برای اثبات یک شاهنشاهی دروغین به نقل شده یا تاریخ تحریف شده ایران باستان و ایران بعد از اسلام، شکل بگیرد این افسانه‌ها از نظر علمی و تاریخی و غلط هستند. ما ایرانیان باید قبول کنیم که نفوذ زبان عربی در ادبیات ما، کمک زیادی به ما کرده است. می­‌گوییم که حکیم ابوالقاسم فردوسی حتی یک کلمه عربی هم در شاهنامه وارد نکرده اما از خودمان نمی‌­پرسیم که آیا حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر ملی و بزرگ مملکت ما، شاهنامه را به خط میخی نوشته؟  نا­برابری جنسیتی در قوانین همه کشور ها وجود دارد و من به­‌عنوان یک فمینیست، تز دکترایم را به موضوع قوانین ضدزن در سراسر جهان اختصاص دادم. من عاشق ایرانم و هدفم جهانی کردن قصه‌های ایرانی است اما در عین حال خودم را شهروند جهان می­‌بینم و معتقدم که باید توانم را خرج حمایت از ضعیف‌­ترین مردم جهان کنم. از من می‌­پرسند که چرا راجع‌به اهواز نمی­‌نویسی، باید بگویم که موضوع تحقیقات علمی من، کشور خودم است، من کتابی نوشتم به نام «نجات ماهی: یک قصه نوروزی به زبان فارسی»، حقیقت این است که هیچ ناشر معتبری حاضر نشد که این کتاب را منتشر کند، چون این کتاب راجع‌به فرهنگ ایران بود. در آمریکا و بریتانیا هیچ ناشر معتبری حاضر نیست چهره زیبا و توانمند جامعه ایران و سایر جوامع جنگ­‌زده جهان را نشان بدهد چراکه چنین تصویری منافع سیاسی‌شان را زیر سوال می‌برد، اوضاع این‌طور است که نمی­‌توانیم اسم ایرانی را با اعتماد به‌‌نفس و با دید ضداستعماری بیاوریم، تبلیغات ضدایرانی بسیار شدید است و آموزش و پرورش آمریکایی ضعیف، دانشجو­های ایرانی و فلسطینی من شرمشان می‌شود که بگویند اهل کجا هستند و در بعضی قسمت‌های امریکا ایرانیان نه تنها اسم و رنگ پوستشان را عوض می‌کنند بلکه به‌­جای نام ایران می‌گویند که اهل پرشیا هستند در حالی که پرشیا اسم زبان ماست، به قول پروفسور حمید دباشی پرشیا را در جهان با گربه، قالی و پسته می­‌شناسند. در این شرایط من کتاب «نجات ماهی: یک قصه نوروزی به زبان فارسی»، را منتشر کردم و از ایران گفتم. توجه داشته باشید به این نکته که ایران پایتخت عمل جراحی زیبایی در جهان است، این فاجعه‌ای است برای مملکت ما چراکه بچه‌های ما از خودشان متنفرند. خودم شخصا یک انتشارات تاسیس کردم به نام انتشارات dr.bashi و به ­هر قیمتی که بود کتاب‌هایم را منتشر کردم، هزینه انتشار کتاب نجات ماهی یک قصه نوروزی از درآمد پیش‌­فروش کتاب «ف مثل فلسطین- کتاب الفبا» تامین شد. تعدادی از مترقیان ضد جنگ حاضر شدند کتاب را پیش‌خرید کنند اما هم­وطنان خودم در کمال تظاهر به عاشق ایران بودن، اکثرا به خاطر ثروت­‌اندوزی به آمریکا آمده‌اند و در تجربه من به‌­عنوان نویسنده کودک اکثر ایرانیان مقیم اینجا هرگز حاضر نیستند کمترین مبلغ را برای ترویج الفبا فارسی یا چاپ کتابی غیر ایدئولوژیک بپردازند. البته جمع نمی­‌بندم اما اکثرشان همینطوراند. شما می­‌گویید که داستان کورش ساختگی است، اما باید به خودمان افتخار کنیم. اگر قرار نیست که به کورش افتخار کنیم، چه چیزی برایمان باقی می‌ماند؟ در عصر تاریک اروپا، جهان اسلام، جهان تمدن بود. وقتی که مسیحیت از راس امور کنار می‌­رود، اروپاییان شروع به دزدیدن کار­های علمی مسلمانان می‌­کنند. ما بخشی از امپراطوری اسلامی بودیم، بیایید فارغ از دینمان این را بپذیریم که اگر امپراطوری اسلامی و ثبات این امپراطوری‌ها نبود، این پیشرفت‌­ها صورت نمی­‌گرفت. حتی علم پرواز، علم طب، علم نجوم و ... را هم دانشمندان اسلامی ابداع کردند. البته همه این دانشمندان مسلمان نبودند اما زبان علمی‌شان عربی بود و از امپراطور­های اسلامی حقوق می‌گرفتند. اروپایی‌ها نمی­‌خواهند کسی این­‌ها را بداند، من در سوئد درس خواندم و در کتاب‌­های تاریخ ما یک کلمه از ایران صحبت نشده­ بود، جز اینکه اسکندر حمله کرد به ایران و ایران شکست خورد. وقتی من می‌­دیدم که این­ها راجع به رم و یونان حرف می­‌زنند اما از ایران چیزی نمی­‌گویند به عرق ملی‌ام بر­می‌­خورد. هنوز هم که هنوز است ما به­‌خاطر کشف­‌های علمی دانشمندان ایرانی به خودمان افتخار نمی‌‌کنیم. امپراطوری‌­های ایران باستان هم کار­های مثبت انجام دادند و هم کارهای منفی. در اینکه کورش اولین امپراطور جهان است هیچ تردیدی نیست، در منشوری که امروز آن را به اسم منشور حقوق بشر می­‌شناسیم، کورش گفته من تسخیرت می‌­کنم، نابودت می‌‌کنم و به تو تجاوز می­‌کنم اما تو حق داری هر گرایش مذهبی و فکری داشته باشی. این­‌ها را از روی هوا نمی­‌گویم، تز دکترای من درباره حقوق بشر بود. حقوق بشر یک واژه لیبرال است و شرق­‌شناسان به­‌خاطر دشمنی‌شان با اسلام- که از مسیحیت کاتولیک ریشه می­‌گیرد- این واژه را بنا کرده‌­اند. شرق­‌شناسان نه فقط با اسلام بلکه با یهودیت نیز مشکل دارند. دشمنی کلیسای کاتولیک با اسلام از آن­جا می‌­آید که حضرت محمد تنها پیامبری که سندیت تاریخی دارد، لذا اسلام رقیبی قوی علیه سلطه کلیساست. دلیل بت‌سازی از کوروش همین اسلام‌ستیزی و مشروعیت بخشیدن به خاندان بی‌ربط پهلوی است که توسط حکومت بریتانیا سرکار آمده بود اگر تاریخ ما تحریف شده نبود به­‌جای گذشته به امروزمان افتخار می­‌کردیم. با احترام به تمام زرتشتی­‌ها باید بگویم که دین زرتشت که ایرانیان امروز فقط همان سه شعار معروف آن را بلدند، طبق قانون ارتودوکس خود یکی از زن­‌ستیز­ترین ادیان جهان است. من برای تحقیقی با پارسیان هند که خود را ایرانیان زرتشتی مهاجر می­‌دانند صحبت کردم، اگرچه عقاید امروزی آن‌­ها از استعمار زشت بریتانیا و فرهنگ طبقاتی هند تاثیر پذیرفته است اما دین‌شان به آن دین زرتشتی اصیل بسیار نزدیک است و پیشوایان این مردم یکی از کثیف‌ترین عقاید و قوانین ممکن را راجع‌به بدن زن دارند. دلیل قبول شدن اسلام توسط مردم آن دوره هم در بعضی موارد همین بود اگرچه نمی­‌توان زور و تجاوز­های اعمال شده را نادیده گرفت، اما تاریخ را شرق‌­شناسان نوشته‌اند و این چیز­ها را حذف کرده‌­­اند. شرق‌شناسان اعراب صدر اسلام را که در واقع قبیله­‌های عربستان سعودی امروزی را در چشم ما به‌عنوان همه­ عرب زبان‌ها و مردمانی وحشی جلوه دادند، و کشف‌های علمی ما که باعث شد انقلاب صنعتی اروپا به‌وجود بیاید پنهان کردند و دوران تاریکی اروپا را نادیده گرفتند، ایران را به دلایل مختلف پاریس آسیا حساب کرده اما در نهایت سرمان را با پنبه بریدند، نفتمان را بردند و استقلالمان را گرفتند. یکی از ارمغان‌های اسلام، الفبای عربی و علم ریاضی است. ما همه افتخارات علمی، فرهنگی، هنری و... ایران را نادیده می‌­گیریم و فقط بر تاریخ هخامنش تمرکز می­‌کنیم.  در کتاب «نجات ماهی: یک قصه نوروزی به زبان فارسی»،  به چه چیزی پرداخته شده؟ کتاب «نجات ماهی: یک قصه نوروزی به زبان فارسی»، درباره حیوا‌‌‌ن­‌آزاری نوشته­‌شده­است. در این کتاب از رفتار با ماهی قرمز، به­‌عنوان حیوانات خانگی، مانند یک وسیله‌­ای بار مصرف از دید یک کودک صحبت  شده. در بخش سخنی با والدین در انتهای این کتاب، بیان می­‌کنم که رفتار ما با ماهی قرمز با مفهوم نوروز، که تشکر از طبیعت است، در تضاد است. ایرانیان از قدیم گفته­‌اند، میازار موری که دانه­‌کش است. این کتاب درباره توانمندسازی کودکان و جلوگیری از حیوان از آزاری است.   چطور شد که تصمیم گرفتید از حیوان آزاری بنویسید؟ طبق تاریخ، مردم سومر که در جایی بین ایران و عراق زندگی ­می‌­کردند، اولین انسان­های متمدن تاریخ بودند. تمدن در علوم انسانی یعنی تجمع انسان­‌ها پس از خروج از غار و ایجاد مزرعه­‌داری و دامپروری. دامپروری یکی از اصول اولیه تمدن است. ایران و عراق یکی از  اولین جاهایی در دنیا هستند که در آن­‌ها تمدن ایجاد شده و ایرانیان از نظر فرهنگی با حیوانات بزرگ شدند. بچه‌های روستایی در طویله و کنار بچه گوسفند­ها می­‌خوابیدند و تا همین امروز می‌­توان گفت که رابطه بین چوپان و سگ­ گله رابطه‌ای احساسی است. فکر نمی­‌کنید که داشتن حیوان خانگی نمونه‌­ای از تفکر غربی باشد؟ من با اصل غرب و شرق مشکل دارم. مطالعات پسا­استعماری غرب و شرق را چیزی نسبی می‌­داند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم استعمار وجود دارد، آمریکا و انگلیس عاشق ما نیستند، آن­‌ها صرفا می­‌خواهند از بازار ما استفاده کنند. ما نباید از اصطلاح خاورمیانه استفاده کنیم، منطقه ما خاور کشور بریتانیاست، همین است که این اصطلاح رایج شده. شاید خیلی از مردم حرف من را دوست نداشته باشند و بگویند که این حرف‌ها، حرف­‌هایی است که دولتمردان می­‌زنند اما موضوع این­جاست که انقلاب جمهوری اسلامی برپایه ایده­‌های پسا­استعماری صورت­ گرفته ­است. این ایده­‌ها از زمان ماجرای تحریم تنباکو میان مردم شکل­ گرفت. البته که مدل سگ داشتن در شمال تهران و حمل کردن سگ‌ها در کیف‌های گوچی مثال بارزی از تفکر سرمایه‌داری ­است. زمانی در اروپا اگر کسی برنزه بود می­‌گفتند که او کارگر است، وقتی که طبقه کارگر مجبور شدند برای کار به درون ساختمان­‌ها بروند، رفتن به سفر­های خارجی و برنزه شدن، تبدیل به نماد قشر مرفه شد. البته که اروپا بر­خلاف آمریکا هنوز اندکی سوسیالیستی است. چطور می­‌توانیم با تفکر سرمایه‌داری مبارزه کنیم؟ با پایبند بودن به اصول انسان‌دوستی و بشر دوستی. بنی آدم اعضای یک پیکراند .... برای انتشار کتاب «نجات ماهی: یک قصه نوروزی به زبان فارسی»، مجبور به تاسیس انتشارات خودتان شدید. کمی از این قضیه برایمان بگویید. کتاب «نجات ماهی: یک قصه نوروزی به زبان فارسی»، با اینکه راجع‌به محیط زیست بود اما توسط ناشران آمریکایی قبول نشد. وقتی که علتش را جویا شدم فهمیدم داستان­هایی که راجع به کشورهای اسلامی نوشته می­‌شوند یا باید اسلام‌ستیزانه باشند، یا چیزی باشند در سبک داستان آذر نفیسی. همین شد که تصمیم گرفتم، با درآمدی که از پیش‌فروش کتاب «ف مثل فلسطین- کتاب الفبا» به دستم رسیده بود، کتاب نجات ماهی: یک داستان نوروزی را توسط انتشارات dr.bashi که برای خودم است عرضه کنم. چاپ این کتاب در ایران به کجا رسیده است؟ من به ایران  آمدم و کتابم را برای بچه­‌ها خواندم، و در حال حاضر در حال مذاکره با کودکان پرورش فکری هستم تا کتا­ب­‌هایم را در اینجا چاپ و کتاب‌­های کانون را در آمریکا منتشر کنم. ظاهرا پس از انتشار کتاب‌­هایتان، گروه­‌های صهیونیستی حملاتی به شما کرده‌اند. این حملات از چه طریقی صورت می­‌گیرد؟ از طرق مختلف. اولا که رسانه شما چندبار گفته­ است که یهودی­‌ها به من حمله کردند، اتفاقا یهودی خیلی هم از من حمایت کردند. کسانی که به من حمله کردند صهیونیست بودند. پس از چاپ کتاب «ف مثل فلسطین- کتاب الفبا»، من را به حماس و حزب‌الله نسبت دادند، خواستند که من را توسط FBI مورد پیگرد قرار دهند. صهیونیست­‌ها کتابفروشی‌­هایی که این کتاب را عرضه می‌­کردند تهدید شدید و خشونت‌آمیز می­‌کردند و آن­‌ها را مجبور به توقف فروش کتاب می­‌کردند. کار به جایی رسید که در اولین رونمایی از کتاب من در یک کتابفروشی مستقل نیویورکی، پلیس نیویورک مجبور به آماده‌باش اطراف کتابفروشی شد و من از ترس بچه‌های خودم را نبردم. آخرین اتفاقی که برایم افتاد این بود که پس از دعوت شدنم از طرف گروه آزادیخواه یهودیان ضدصهیونیست به یک کتابخانه دولتی نیوجرسی، کتابخانه را تهدید کردند و مراسم لغو شد. در یکی از مراسم­‌، پس از شروع مراسم، محوطه‌­ای که مراسم در آن اجرا می­‌شد توسط گروه­ صهیونیستی jewish defense league که در فهرست گروه­‌های تروریستی است، تهدید شد و برنامه بهم ریخت و این ضد قانون اساسی و آزادی بیان در امریکاست. چطور می­‌توانیم مردم مجامع اروپایی و آمریکایی را از واقعیت­‌های جامعه خود آگاه کنیم؟ باید بگوییم مجامع جهان چون تاریخ‌نویسان شرق‌­شناس قدرتی دارند، که یک ژاپنی همان تفکرات ضداسلامی و ضد ایرانی را دارد و مغزش استعمار زده است. راه اول تشکیل رسانه­‌های بی­‌طرفی مانند الجزیره است، الجزیره رقیب سرسخت رسانه­‌های آمریکا است .بی‌­طرف به این معنا که، الجزیره حتی از خاندان سلطنتی قطر انتقاد می­‌کند اما bbc، فقط از خاندان سلطنتی بریتانیا تمجید می‌­کند. بریتانیایی­‌های مترقی امروزی اکثرا از اینکه در رسانه‌­ها راجع‌به مسائلی پیش پا افتاده‌­ای مانند مسائل خانواده سلطنتی صحبت می‌شود خجالت می­‌کشند. راه دوم همان راهی است که من سراغ آن رفته­‌ام، آن هم اینکه با داستان­‌هایم کاری کنم که به بچه­‌های مناطق محروم توجه شود و آن‌ها خودشان را در رسانه­‌ها ببینند تا از خودشان متنفر نباشند. ما باید از کودکی فرهنگ بچه­‌ها را شکل بدهیم و به آن­‌ها بگوییم که مسلمان­‌ها این آدم‌­هایی نیستند که رسانه نشان می‌­دهد. راه بعدی این است که ما قصه­‌های خودمان را مانند قصه­‌ها و افسانه­‌های یونان جهانی کنیم. هدف زندگی من این است که بچه ایرانی دیگر از خودش متنفر نباشد. حمایت از فلسطین کاری است که خیلی از بزرگان ما، از سهراب سپهری  تا مشیری، آن را انجام داده­‌اند. در دانشگاه شهید بهشتی به من گفتند که نوشتن از بچه فلسطینی به­‌جای بچه ایرانی نشان‌دهنده وسعت قلب من است، اما من وسعت قلب ندارم، این وظیفه من است که از مظلوم دفاع کنم و امن می‌خواهم در ادبیات تنوع به‌وجود بیاورم.     ]]> ادبيات Sat, 15 Jun 2019 09:26:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/276853/اگر-تاریخ-تحریف-شده-نبود-امروزمان-افتخار-می-کردیم جایزه ادبی مازندان به مجموعه داستان می‌پردازد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276873/جایزه-ادبی-مازندان-مجموعه-داستان-می-پردازد انوشه منادی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: اگر بررسی ساده‌ای روی جوایز ادبی داشته باشیم، متوجه می‌شویم که جوایز متعددی در حوزه رمان و تک داستان برگزار می‌شود؛ اما شاید جایزه‌ای نباشد که صرفا روی مجموعه داستا‌ن‌های چاپ شده تمرکز داشته باشد؛ از این رو این جایزه را طراحی کردیم تا توجه ویژه‌ای به حوزه مجموعه داستان‌ شود.   وی ادامه داد: ما در عرصه داستان‌کوتاه نویسندگان خوبی داریم که حرف‌های زیادی برای گفتن دارند. به نظر من به دلیل آنکه هنوز داستان کوتاه خیلی تجاری نشده و ناشران زیادی از آن استقبال نمی‌کنند، اصالت و سلامت این گونه‌ ادبی حفظ شده است.   دبیر جایزه ادبی مازندران در توضیح برگزارکنندگان این جایزه گفت: جایزه ادبی مازندران از سوی انجمن ادبی ماریم، که انجمن ثبت شده در شهر بابل است، شکل گرفته و قرار است که در نخستین دوره آن مجموعه‌ داستان‌هایی که در سال 97 منتشر شده است بررسی شود.   وی افزود: طی روزهای گذشته فراخوان جشنواره منتشر شده است و متقاضیانی که شرایط شرکت در این جایزه را دارند باید سه نسخه از کتاب خود را تا دهم تیرماه به دبیرخانه جایزه ارسال کنند و اگر مشکل خاصی پیش نیاید، بعد از بررسی‌های اولیه و داوری مرحله نهایی، مراسم اختتامیه در روز مازندران (‌14 آبان‌ماه) برگزار خواهد شد.     این نویسنده در توضیح داوری آثار رسیده به این دوره از جشنواره گفت: غربال‌گری و پالایش اولیه کتاب‌ها از سوی دوستان نویسنده و منتقدی که در استان حضور دارند، انجام خواهد شد و در مرحله نهایی از سه یا چهار نویسنده مطرح کشوری دعوت می‌کنیم تا آثار غربال شده را بررسی و گزینه‌های نهایی را معرفی کنند.   وی ادامه داد: در حال حاضر با تعدادی از نویسندگان صاحب‌نام برای داوری مرحله نهایی رایزنی کرده‌ایم؛ اما باتوجه به مشخص نشدن حجم کار و استقبال مخاطبان هنوز نمی‌دانیم که به چه تعداد داور نیاز داریم؛ از این رو به طور قطعی با هیچ کدام صحبت نکرده‌ایم.   منادی در تشریح حامی جایزه و میزان جوایز اظهار کرد: جایزه مازندران یک جایزه خصوصی است که با پول بچه‌های داستان‌نویس در حال شکل‌گیری است. این جایزه کاملا مستقل بوده و از سوی هیچ نهاد یا سازمانی حمایت نمی‌شود. از این رو، با توجه به مشخص نشدن حامی جایزه، هنوز جوایز برگزیدگان مشخص نشده است، اما در کل شخصا مخالف پرداخت جایزه نقدی به نویسنده هستم.   وی افزود: به نظرم مطرح شدن یک کتاب به عنوان برگزیده افراد صاحب‌نظر به تنهایی می‌تواند یک جایزه ارزشمند باشد. متاسفانه یا خوشبختانه در کشور ما قواعدی رایج شده که تغییر آن هم بسیار سخت است. به هر حال، ما با جیب شخصی این جایزه را برگزار می‌کنیم و امیدوارم که در نهایت یک کار ابرومندانه انجام دهیم.   دبیر نخستین دوره جایزه ادبی مازندران با اشاره به وضعیت داستان کوتاه ایرانی گفت: من معتقدم که داستان‌کوتاه‌نویسان ما حداقل در حوزه تکنیک داستان‌نویسی در سطح جهانی قرار دارند؛ اما رمان ما با سطح جهانی فاصله زیادی دارد و نمی‌توانیم در این حوزه چنین ادعایی داشته باشیم.   وی در پایان گفت: جایزه مازندران تلاشی است تا یک نوع از ادبیات را که در کشور ما به شکل جدی دنبال می‌شود، به جامعه معرفی کند. ما می‌خواهیم نظر افکار عمومی را به این حوزه جلب کنیم و بگوییم که ما در حوزه داستان کوتاه در چهل سال اخیر قدم‌های محکم و بزرگی برداشته‌ایم و نسل نویسندگان بزرگ دهه 40 و 50 داستان کوتاه همچنان ادامه پیدا کرده است. ]]> ادبيات Sat, 15 Jun 2019 07:52:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276873/جایزه-ادبی-مازندان-مجموعه-داستان-می-پردازد برگزیدگان دومین جایزه ادبی ارغوان معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/276544/برگزیدگان-دومین-جایزه-ادبی-ارغوان-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ مراسم اختتامیه دومین جایزه ادبی ارغوان شامگاه پنج‌شنبه ۲۳ خرداد ۹۸ در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. اجرای این مراسم برعهده پژمان بازغی بود. در آغاز مجید رجبی‌معمار مدیر عامل خانه هنرمندان فراخوانده شد و چنین گفت: خانه هنرمندان ایران مفتخر است که پایگاه حمایت از اقدامات فرهنگی و هنری است. ضمن عرض خیرمقدم از سوی خانه هنرمندان، اینکه اقدامی فرهنگی شروع شود و ادامه یابد جای خوشبختی است. امیدوارم در دوره‌های بعدی جایزه ارغوان نیز میزبان شما بزرگواران باشیم. پس از صحبت‌های رجبی‌معمار کلیپی از سال گذشته پخش شد. سپس اوژن حقیقی دبیر دومین جایزه ادبی ارغوان پشت تریبون رفت و گزارش دبیرخانه دومین جایزه ادبی ارغوان را قرائت کرد: مفتخريم كه مراسم اهداي جوايز دومین دوره جايزه ارغوان با موضوع «شب» در بخش داستان كوتاه را در كنار شما جشن می‌گيريم. جايزه‌اي كه با هدف ترويج فرهنگ كتاب و كتابخواني و کشف و حمايت از نويسندگان جوان و با استعداد از شهريور ۱۳۹۶ توسط انتشارات هفت رنگ آغاز به كار كرد و هدف اصلي آن حمايت از جوانان در حوزه داستان کوتاه است.           شوراي سياستگذاري جایزه ارغوان در مهر۱۳۹۷ بعد از جلسات متعدد، موضوع، قوانين، مقررات، آيين نامه و فراخوان دومین دوره جايزه ارغوان را آماده و در مرحله بعدی چينش هيات انتخاب و داوري را آغاز نمود. با نظر اين شورا، «شب» به عنوان موضوع دوره دوم جايزه ارغوان انتخاب و شرایط سنی شرکت در مسابقه همانند دوره گذشته حداکثر ۳۰ سال مقرر شد.   هيات انتخاب دوره اول (بر اساس حروف الفبا) فرشته احمدی، فرهاد توحيدي‌، محمد چرمشير، سپیده شاملو، مهسا محبعلي   هيات داوران (بر اساس حروف الفبا ) احمد پوري حسین سناپور لیلی گلستان ما را در اين مهم ياري كردند كه از تمامي آنها بسيار سپاسگزاريم.   دوره دوم جايزه ارغوان از دي ماه ۱۳۹۷ آغاز و تا ۲۰ فروردين ۱۳۹۸ بیش از ۴۰۰ داستان به دبیرخانه جایزه ارسال شد که از این تعداد ۳۷۶ داستان كوتاه واجد شرایط شرکت در مسابقه بودند، كه از اين تعداد ۱۵۲ نفر مرد و ۲۲۴ نفر از آنها زن هستند. هيات انتخاب كار بازخواني آثار را در تاريخ ۲۰ اردیبهشت ماه به پايان رساندند و ۳۰ داستان نهایی را در اختیار هيات داوران قراردادند. که از این تعداد ۱۵ نفر زن و ۱۵ نفر مرد هستند. هيات داوران در ۱۱ خرداد ماه،۱۰ اثر نهايي را در اختيار دبيرخانه جايزه ارغوان قرار دادند.   امروز جايزه ارغوان به عنوان جايزه اي خصوصي كه داستان هاي چاپ نشده را داوري مي‌كند با  كسب تجربيات ارزشمند از هيئات انتخاب و داوران با افتخار اعلام مي‌دارد كه به هدف خود كه معرفي جوانان مستعد بوده است رسيده و از حاميان اين جايزه جناب آقای غلامعلی سلیمانی مدیر محترم کارخانجات کاله، جناب آقای علیرضا رمضانی مدیر محترم نشر مرکز ،جناب آقاي نويد رجايي پور مديرمحترم پرشين بلاگ ،جناب آقای محمود رضا بهمن پور مدیر محترم چاپ ونشر نظر ، آقاي عميد ناييني و گروه روزنامه‌هاي همشهري و خانه هنرمندان ایران تشكر ويژه اي داشته و از حمايت آنها از جايزه ارغوان سپاسگزاريم. در آخر از تمام افرادي كه ما را در اين يكسال همراهي كرده و پشتيبان ما بوده‌اند به خصوص شوراي سياستگذاري دوره دوم متشكل از آقايان ابراهيم حقيقي، امير اثباتي، آرش صادقی، بهرنگ تنکابنی و انتشارات هفت رنگ كه از هيچ كمكي دريغ نكرده و بدون حضور آنها اين اتفاق ميسر نبود كمال تشكر را داريم.             پس از او، نوبت فرهاد توحیدی از اعضای هیئت انتخاب جایزه بود که سخن بگوید: کار در هیئت انتخاب کار سختی است، کار گل است. مخصوصا وقتی جایزه‌ای با استقبال مواجه می‌شود این کار سخت‌تر می‌شود. امسال تعداد داستان‌ها رشد قابل توجهی کرده بود. شاید موضوع جای خیال‌ورزی بیش‌تری داشت. من از حضور در هیئت انتخاب استقبال می‌کنم چون فرصتی برای آشنایی با ذهن و خلوت جوانان است. امسال در مجموع کیفیت آثار بهتر بود هرچند از ضعف‌های عمومی‌ای که در همه حوزه‌های ادبی به چشم می‌خورد بری نبود اما شاید حدود ۵۰ داستان قابل تأمل وجود داشت. امیدوارم در قدم‌های بعدی این جایزه، داستان‌های کوتاه پخته‌تری با فارسی سره و بدون غلط به دست ما برسد. پس از صحبت‌های فرهاد توحیدی، با همراهی ابراهیم حقیقی و امیر اثباتی نفرات دهم تا چهارم اعلام شدند: لوح تقدير، چاپ اثر در كتاب و شرکت در یک دوره کلاس داستان نویسی درموسسه فرهنگی هنری این/جا                                        جایگاه دهم خانم زینب قربانی (تهران ) جایگاه نهم خانم آرمیتا زراسی (کرج) جایگاه هشتم آقای محمدرضا عزیزی (شیراز) جایگاه هفتم آقای محمدصادق افشاری (کرج ) جایگاه ششم خانم فیرروزه زارع (شیراز) جایگاه پنجم-آقای منوچهر زارع پور (تهران ) جایگاه چهارم-آقای کاظم حاجی آقایی (مشهد ) سپس یادبودی از داریوش شایگان نویسنده و  فیلسوف صورت گرفت و آیدین آغداشلو پشت تریبون رفت و درباره او گفت: به رسم ادب به خودم اجازه می‌دهم این چند کلمه را درباره داریوش شایگان بگویم. شایگان یکی از عمده‌ترین نمونه‌هایی بود که فرهنگ ما در یکصد سال اخیر حاصل داده بود. جای خالی‌اش و جایگاه خالی‌اش معلوم شده. شایگان علامه عصر ما بود. او علامه‌ای متعلق به زمانه خودش بود. درباره زندگی‌اش خیلی گفته و نوشته شده و خیلی مهم است که بدانیم چه کسی دیگر بین ما نیست و احساس فقر کنیم. چیزهایی هستند که وقتی از دست می‌روند به‌راحتی قابل جایگزینی نیستند و داریوش شایگان نیز همین‌طور بود. آغداشلو ادامه داد: او بی‌جایگزین ماند، و ماند. با اینکه بیش از نیمی از عمرش را خارج از ایران گذراند اما همچنان تصمیم گرفت بین ما بماند. اهمیت خاص داریوش شایگان در میزان معرفتش نبود، بلکه در این بود که این معرفت را مصروف پیونددادن جهان‌های پاره‌پاره کرد. شاگرد علامه طباطبایی و هانری کربن بود و همیشه از آنها به نیکی یاد می‌کرد. تا آخر عمرم وامدار داریوش شایگان خواهم بود. پس از آغداشلو حسین سناپور از اعضای هیئت داوران پشت تریبون رفت و گفت: امیدوارم دوستان داستان‌نویس متوجه باشند که انگیزه ما از حضور در هیئت‌داوران چنین جایزه‌ای پرداختن به داستان‌نویسی جوان‌هاست. امسال مجموعا داستان‌ها خیلی بهتر شده بودند و کیفیت آثار نزدیک به هم بود و تقریبا همه خوب بودند و این خوشحال‌کننده است. این جایزه به نوبه خودش سعی کرده تلاش جوانان را ببیند که این قابل تقدیر است. سپس از احمد پوری و لیلی گلستان دیگر اعضای هیئت‌داوران دعوت شد تا در کنار سناپور برای اعلام نام نفرات اول تا سوم روی صحنه بیایند:  جايگاه اول تنديس جايزه ارغوان،۲۰میلیون‌ریال جايزه نقدي، لوح تقدير، چاپ اثر در كتاب و شرکت در یک دوره کلاس داستان نویسی درموسسه فرهنگی هنری این/جا به زهرا گودرزی اهدا شد.   جايگاه دوم  لوح تقدير، چاپ اثر در كتاب و شرکت در یک دوره کلاس داستان‌نویسی در موسسه فرهنگی هنری این/جا به عظیمه کنعانی اهدا شد.   جايگاه سوم  لوح تقدير، چاپ اثر در كتاب و شرکت در یک دوره کلاس داستان نویسی در موسسه فرهنگی هنری این/جا به سیده فاطمه حجازیان اهدا شد. از دیگر حاضران در این مراسم می‌توان به عزیز ساعتی، میترا محاسنی، محمدرضا غفاری، همایون ارشادی، ستاره پسیانی، امید نعمتی، لیلی فرهادپور، سروش صحت، سمیرا علیخانزاده، بهرام دهقانی، خسرو دهقان،آتوسا قلمفرسایی،نیلوفر رجایی فر و... اشاره کرد. ]]> ادبيات Sat, 15 Jun 2019 07:08:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/276544/برگزیدگان-دومین-جایزه-ادبی-ارغوان-معرفی-شدند عمل به آموزه‌ها و معارف قرآن، کتاب آسمانی را از مهجوریت خارج می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275952/عمل-آموزه-ها-معارف-قرآن-کتاب-آسمانی-مهجوریت-خارج-می-کند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در خوزستان - فریبا حیدرپور: از کودکی با لالایی‌های مادر و همچنین نصیحت‌ها و سجایای پدر، در مسیر قرآن هدایت شد و با وصیت برادر شهیدش در این مسیر ثابت قدم ماند. حوزه مطالعاتی او از نوجوانی معارف اسلامی و علوم قرآنی بود. پس از این دوره، به صورت غیرحضوری و فراگیر به تحصیل علوم حوزوی پرداخت. در کلاس‌های قرآن‌شناسی تفسیری مفسرین و علمای بزرگی چون آیات معرفت، جوادی آملی، مصباح یزدی و مظاهری شرکت کرد. زمانی هم که توفیق کلاس حضوری را پیدا نمی‌کرد، با تهیه فایل صوتی کلاس‌های تفسیری را با غور و مطالعه در آثار بزرگان ادامه می‌داد. از سال ۷۸ به دنبال این بود که در کنار آثار متنوع تفسیری از جمله تفاسیر موضوعی، کتابی را که راهنمای جویندگان مفاهیم از نگاه قرآن کریم باشد، به مردم عرضه کرده تا بتواند قرآن کریم، آموزه‌ها و معارف آن را از حاشیه، مهجوریت و غربت نجات داده و وارد متن زندگی مردم در عرصه‌های مختلف کند. سیدمختار موسوی متولد 1343 بهبهان است. کارشناسی مبانی فقه حقوق و سطح 2 حوزوی را دارد. تاکنون موفق شده آثاری همچون: نظام حقوقی خانواده در اسلام سال (78)، انسان و مسئولیت و علل رافع مسئولیت کیفری (شرحی بر حدیث رفع) (سال 98)، فرهنگ نماز و بررسی پدیده طلاق و اختلافات زوجین (هر دو در سال 90)، نظام حقوقی قرآن (96)، نظام سیاسی قرآن (97) و درآمدی بر فلسفه قضاوت در اسلام (97) را در کارنامه کاری خود ثبت کند. موسوی هم اکنون در زمینه پژوهشی در حوزه علوم قرآنی، فقه، حقوق، علوم اجتماعی و تحلیل مسائل سیاسی فعالیت می‌کند. بیش از ۲۰۰۰ مقاله در موضوعات مختلف در مطبوعات سراسری، استانی، فضای مجازی و پایگاه‌های اینترنتی معتبر چاپ کره است. کتاب «فهرست موضوعی آیات قرآن کریم» دهمین اثر از تالیفات اوست که توسط انتشارات دارالکتب الاسلامیه به مدیریت حاج مرتضی آخوندی چاپ و منتشر شده است. این کتاب در بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی علوم قرآنی در ماه جاری در تهران از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی رونمایی شد. به بهانه این اتفاق، گفت‌وگویی با سیدمختار موسوی انجام دادیم که در ادامه از نظر مخاطبان می‌گذرد. از روند خلق کتاب «تفسیر موضوعی» برایمان بگوئید. جرقه‌اش کی در ذهنتان زده شد؟ علاقه‌مندی به مفاهیم و معارف قرآنی، تاثیرات شگفت‌انگیز جامعیت و کمال قرآن کریم و همچنین خلاء بزرگ در قفسه کتابخانه تخصصی معارف و مفاهیم قرآنی موجب شد که به دنبال نوشتن کتابی موضوعی تفسیر قرآن باشم. از سال ۱۳۷۷ با هدف تبلیغ، تبیین، دفاع از جامعیت قرآن کریم و ارتقای نقش قرآن در زندگی مسلمانان با یک نگاه علمی و کاربردی به آیات قرآن کریم، کار تحقیق و تالیف کتاب فهرست موضوعی آیات قرآن کریم را آغاز کردم. کار تحقیق و تالیف این کتاب ۱۵ سال زمان برد و در سال ۹۳ در یک ‌مجموعه ۱۷ جلدی آماده چاپ شد. علت این وقفه چند ساله برای چاپ کتاب چه بود؟ نداشتن تمکّن مالی، حمایت نشدن از سوی سازمان و یا نهادی و بی‌میلی خیرین به اینگونه کارها از جمله عواملی بود که دست به دست هم داد تا این کتاب پس از 5 سال منتشر شود. به اعتقاد من، این خود دلیل بر مظلومیت و غربت قرآن است. سرانجام در این برهه زمانی با توجه به قیمت بالای کاغذ مجبور شدم کتاب ۱۷ جلدی را در دو مجلد تلخیص کرده و به چاپ برسانم. این بخش اول بود اما باید گریزی بزنم به سال‌هایی که به دنبال انتشار این کتاب بودم. آشنایی با انتشارات دارالکتب الاسلامیه در سال ۸۶  از نقاط عطف در این مسیر بود. سرانجام با تلاش های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیر انتشارات دارالکتب الاسلامیه با همه فراز و نشیب‌ها، کتاب به مرحله چاپ رسید.   ظاهراً به پایان رساندن و چاپ کتاب «فهرست موضوعی قرآن کریم» مسیر زندگی شما را تغییر داد؟ بله درست است. موانع متعددی در مسیر تحقیق و تالیف چاپ و نشر این کتاب بود؛ بنا به سروده علامه حسن‌زاده آملی: دولتم آمد به کف با خون دل آمد به کف حبذا خون دلی دل را دهد عز و شرف برای تالیف این کتاب شغلم را از دست دادم. کتاب «فهرست موضوعی آیات قرآن کریم» را تحت اشراف و نظارت استاد فقه و اصول مرحوم حجت الاسلام و المسلمین موسوی که نماینده مدیریت حوزه علمیه قم، رئیس مدرسه امام صادق (ع) تالیف کردم و دروس مقدماتی حوزه و بخشی از سطح را در محضر این بزرگوار تلمذ کردم. در شهریور ۷۸ به پیشنهاد استاد مرحوم موسوی شش ماهی کلاس‌های تفسیر موضوعی را زیر نظر علامه جوادی آملی گذراندم. و مرا تشویق و ترغیب برای حضور در کلاس تفسیر موضوعی روانه  استان قم کرد. تلاش‌هایم برای برگشت به کار نتیجه نداد و با 18 سال سابقه کار و داشتن 4 فرزند بیکار شدم. اما با لطف خداوند و روحیه مضاعف، با عزیمت به قم و سه سال سکونت، با خوشه‌چینی از خرمن استادان فرزانه، کار تالیف کتاب را پیش برده و برای تامین معیشت به عریضه نویسی روی آوردم. با حکم اخراجی که روی پیشانی و پیشینه خدمتی‌ام خورده بود، مثل جزامی‌ها ادارات و نهادها از من فراری بودند. به خاطر نبود کتابخانه تخصصی در بهبهان و دسترسی نداشتن به دانشمندان علوم قرآنی برای دریافت پاسخ به سوالات پیش آمده، مجبور بودم هفته‌ها خارج از بهبهان در قم، مشهد و اصفهان در انتظار ملاقات با استادان باشم و خانواده‌ام را با مستاجری بدون ریالی پس‌انداز رها کنم. در نهایت خانواده سختی‌های زیادی کشیدند، تا این کار آماده چاپ شد. باز هم شاکر و سپاسگزار خداوند متعال هستم که این فرصت را در اختیار من قرار داد. به نظر شما در زمینه کتاب‌های موضوعی چه اندازه کار شده و سطح این کارها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ علامه جوادی آملی، آیت‌الله مکارم شیرازی و آیت‌الله معرفت (ره) و علامه مصباح در امر تفسیر موضوعی تمام قد قیام کرده و آثار بسیار ارزشمندی خلق کرده‌اند. همچنین دانشمندان جوان دیگری چون حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر رضایی اصفهانی آثار متنوعی در امر تفسیر موضوعی و اعجاز علمی و جامعیت قرآن تالیف و منتشر کرده‌اند. با توجه به فضای شبکه‌های مجازی و فاصله گرفتن جوانان از مفاهیم قرآنی برای تشویق جوانان به این سمت، چه راه کارهایی را پیشنهاد می‌دهید؟ برای آشنا کردن جوانان با مفاهیم و معارف قرآنی در مقابل فعالیت گسترده و شبانه‌روزی دشمنان که قصد دارند آنان را از فرهنگ و زندگی قرآنی دور کنند، کار قابل توجهی نشده و متاسفانه قرآن کریم امروز پس از گذشت بیش از ۴۰ سال از استقرار حکومت جمهوری اسلامی خیلی غریب، مهجور و ناشناخته مانده است.‌ قرآن با تلاوت و تفسیر از مهجوریت خارج نمی‌شود و یا به تعبیری با حفظ، تلاوت و تفسیر حق آن ادا‌ نمی‌شود، بلکه با عمل به معارف، مفاهیم، آموزه‌ها، اوامر و نواهی قرآن، احیاء می‌شود. باید درباره جامعیت قرآن توسط قرآن‌شناسان واقعی به صورت علمی و کاربردی برای جوانان سخن گفته و آموزش داده شود. در پایان از فعالیت‌های جدیدتان و اینکه با چه محوریتی هستند، بگویید؟ من عاشق قرآن هستم.تا  قدرت چرخاندن قلم بر صفحه کاغذ دارم برخلاف همه بی  مهری ها در مسیر ترویج فرهنگ ومعارف قرآنی کار می کنم. تازه این دوست مهربان و باوفا را پیدا کردم. در حال حاضر ۵ کتاب در حوزه علوم قرآنی آماده چاپ و نیز چند کار دیگر در دست تالیف دارم. ]]> استان‌ها Sat, 15 Jun 2019 04:49:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/275952/عمل-آموزه-ها-معارف-قرآن-کتاب-آسمانی-مهجوریت-خارج-می-کند داستان‌های فرهاد پیربال نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276855/داستان-های-فرهاد-پیربال-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این مراسم روز یکشنبه (۲۶ خردادماه) از ساعت ۱۸ در کتابفروشی نشر ثالث با حضور مریوان حلبچه‌ای، مترجم کتاب، مجتبی گلستانی، محمدرضا اصلانی و روزگار محمدی بر پا می‌شود. مجموعه داستان «حاشیه‌نشین‌های اروپا» نوشته فرهاد پیربال است که بعد از چند سال مجوز گرفته و راهی بازار نشر شده است. این کتاب از 15 داستان کوتاه تشکیل شده است و فرهاد پیربال حق انحصاری ترجمه و چاپ این کتاب را به نشر ثالث داده است. این کتاب متشکل از داستان‌هایی است که پیربال در اواخر دهه 70 میلادی نوشته است و حتی بعضی از آنها در فضای جنگ ایران و عراق اتفاق می‌افتد. اصلی‌ترین تم داستان‌های این مجموعه غربت انسان شرقی در غرب است.   علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند در زمان مشخص شده به کتابفروشی نشر ثالث واقع در خیابان کریمخان زند، بین ایرانشهر و ماهشهر شماره ۱۴۸ مراجعه کنند. ]]> ادبيات Sat, 15 Jun 2019 04:30:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276855/داستان-های-فرهاد-پیربال-نقد-بررسی-می-شود روزنوشت‌های سفر تبلیغی یک روحانی تجدید چاپ شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/276821/روزنوشت-های-سفر-تبلیغی-یک-روحانی-تجدید-چاپ به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، «سی و ده» چهل روایت داستانی از یک روحانی در محیط تبلیغی خودش است؛ سی روایت در شهر انار استان کرمان در ماه رمضان و ده روایت از روستایی ییلاقی در ورامین در دهه اول محرم. نویسنده؛ راوی تمام داستان‌هاست و به عبارتی داستان حول محور چالش‌های ذهنی و عینی او با خود، مردم و محیط پیرامونش است. سیداحمد بطحایی طلبه شاغل به تحصیل در مقطع درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم و دانشجوی دکتری رشته حکمت هنر است. پیش‌تر از او رمان «هر صبح می‌میریم» در نشر افق و مجموعه داستان گروهی «مینوی نگاه تو» منتشر شده است. در بخشی از کتاب آمده است: «توی دلم می‌گویم مادربزرگ کمکم کن و می‌زنم توی مصیبت. تا می‌گویم «السلام علیک یا خدیجة الکبری» پیرمرد با دست محکم می‌زند به پیشانیِ آفتاب سوخته‌اش و اشک از چشم‌هایش نم نم می‌آید و لای ریش‌های چند روز نتراشیده‌اش گم می‌شود. سوزِ ناله‌اش حتی روی من هم تأثیر می‌گذارد و جان سوزتر می‌خوانم». مجموعه چهل روایت تبلیغی سیداحمد بطحایی در کتاب «سی و ده» در 150 صفحه با قیمت 12 هزار تومان از سوی نشر معارف به چاپ دوم رسید. ]]> استان‌ها Sat, 15 Jun 2019 04:11:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/276821/روزنوشت-های-سفر-تبلیغی-یک-روحانی-تجدید-چاپ به استادان ایرانی‌ام بدهکارم، اما بدهی‌ام راپس نمی‌دهم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276849/استادان-ایرانی-ام-بدهکارم-اما-بدهی-ام-راپس-نمی-دهم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): «نزدیک پنجاه سال است که با ایران رابطه دارم و در این مدت دوستان و استادان زیادی از نظر علمی و مالی به من کمک کرده‌اند، که به آن‌ها بسیار بدهکارم؛ از صمیم قلب از ایشان سپاس‌گزارم، ولی بدهی خود را به آنها پس نمی‌دهم. دوست دارم بگویند «سکی» به ایران آمد، خورد، خوابید،به ما بسیار زحمت داد و رفت. اما بسیار مفتخرم که من چنین سرمایه‌ای دارم». این جمله‌ها بخشی از سخنان«یوشیفوسا سکی»، ایرانشناس ژاپنی، پس از دریافت بیست‌وششمین جایزه ادبی و تاریخی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشاریزدی است. جایزه‌ای که در مراسمی تحت همین عنوان عصر جمعه (۲۴ خردادماه) در کانون زبان فارسی واقع در باغ موقوفات محمود افشار به وی اهدا شد.   برنامه بر خلاف تمام برنامه‌های این‌چنینی که در تالار یا سالن‌های رسمی برگزار می‌شود، در باغ واقع در حیاط مجموعه ترتیب داده شده بود و صندلی‌هایی که دور تا دور حوض بزرگ وسط باغ چیده شده بود، پر بود از شخصیت‌های بزرگ ادبی، تاریخی و مقامات دولتی.      در راس مجلس و در کنار یوشیفوسا سکی، سیدمصطفی محقق‌داماد، ژاله آموزگار، علی دهباشی و حسن انوری حضور داشتند. ایرج پارسی‌نژاد، هوشنگ کامکار، کاوه بیات، محمود آموزگار، رسول جعفریان، سیروس پرهام، شهرام ناظری هم از دیگر چهره‌های ادبی و فرهنگی بودند که در گوشه‌های مختلف مجلس دیده می‌شدند. این جمع از مسئولین و مقامات رسمی هم خالی نبود و محسن جوادی، معاونت فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیکنام حسینی‌پور، مدیر عامل موسسه خانه کتاب، محمود صادقی، نماینده مجلس و الهام فخاری عضو شورای شهر تهران از مسئولان حاضر در این مراسم مهم فرهنگی بودند.   البته محمدرضا شفیعی‌کدکنی مهمان ویژه دیگر این مراسم بود، که طبق عادت همیشگی، جایی در ورودی باغ را برای ایستادن انتخاب کرده و از همان جا شاهد اجرای برنامه بود.   کشوری که از در و دیوار آن فرهنگ می‌بارد سیدمصطفی محقق‌داماد، رئیس شورای تولیت بنیاد موقوفات محمود افشاربا قرائت قطعه‌ای از سعدی شیرازی آغازگر رسمی این برنامه بود و ضمن معرفی بنیاد موقوفات افشار به عنوان محل فرهنگ ایران، گفت: واقف این بنیاد آنچه داشته در کف نهاده، در کفه اخلاص خود فقط ایران، ادبیات و فرهنگ ایران را دیده و دو دستی همه مایملک خود را به فرهنگ ایران تقدیم کرده است.   وی ضمن بیان اینکه ملتی که تاریخ ندارد، هویت ندارد، عنوان کرد: ملتی هم که تاریخ دارد، ولی به  آن آگاهی ندارد، مطمئناً در پیچ و خم مشکلات زندگی و حوادثی که برای آن‌ها روی می‌دهد، تجربه‌ای نخواهد داشت. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که از در و دیوار آن فرهنگ می‌بارد. تاریخ فرهنگ ما درخشان‌ترین تاریخ‌های ملت‌های جهان است. فرهنگ یعنی ادبیات، زبان و هنر؛ این‌ها چیزی است که فرهنگ را می‌سازد و هویت یک ملت را تشکیل می‌دهد.   محقق‌داماد در ادامه ضمن بیان اینکه فرهنگ ایرانی روز‌به‌روز ارتقاء پیدا کرده، ادامه داد: تاریخ فرهنگ ایران حرکت تکاملی داشته و علی‌الدوام رو به تکامل و ترقی بوده است. امروز به مناسبت جلسه تجلیل از یک شخصیت ژاپنی که سال‌ها عمرش را برای بخش هنر ایرانی گذرانده و کارهای بسیار مهم و بزرگی انجام داده؛ در موسسه‌ای گرد هم آمده‌ایم،که واقف آن محمود افشاریزدی است. بزرگواری که تمام آنچه که داشته را وقف ایران کرده و هیچ چیز برای خود و فرزندانش جدا نکرده است. افشار معتقد بود که فرزندانش را به علم و دانش موفق کرده و چیزی غیر از این برای آن‌ها لازم نیست؛ پس آنچه داشته برای ایران نهاده، که باید صرف تاریخ و ادبیات ایران شود.     بعد از آن ملیحه سعیدی، از استادان برجسته ساز قانون و هم دوره یوشیفوسا سکی در دوره لیسانس رشته موسیقی، به جایگاه دعوت شد که ضمن اشاره به سختی کار موسیقی در زمانی که با سکی همکلاس بوده، گفت: سکی سال ۱۳۴۹ به دانشگاه تهران و دانشکده ادبیات آمد، اما از سال ۱۳۵۰ در رشته موسیقی با هم هم‌کلاس شدیم. آن زمان ما موسیقی را سینه به سینه کار می‌کردیم. کار بسیار سختی که برای سکی خیلی سخت‌تر بود، اما استادان به او به‌طور ویژه کمک می‌کردند.   او درباره چرایی آمدن سکی به ایران هم گفت: سکی سال ۱۳۴۷ در دانشگاه توکائی ژاپن بوده، که در آنجا یکی از استادان به او توصیه می‌کند به ایران بیاید و یک رشته از موسیقی خاور زمین را انتخاب کند. سکی هم چون صدای ساز سه‌تار استاد عابدی را شنیده بوده؛ خیلی تمایل داشته که برای این کار به ایران بیاید و به این ترتیب در سال ۱۳۴۹ به ایران آمد و سال ۱۳۵۰ وارد دانشکده موسیقی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد.     پس از آن به دعوت علی دهباشی، مسعود راستی‌پور، پیام فرانسیس ریشار، استاد فرانسوی، رشته نسخه‌شناسی و میناکو میزونو، استاد رشته هنر اسلامی دانشکده هنر دانشگاه ریو کوکو کیوتو برای یوشیفوسا سکی را قرائت کرد.   «سکی» نمونه بارز متخصص ژاپنی در کشوری دیگر است رسول جعفریان، مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران که سابقه آشنایی ۱۰ ساله با سکی دارد، هم در این مراسم ایراد سخنرانی کرد و ضمن بیان اینکه این‌بار جایزه ادبی و تاریخی بنیاد موقوفات زنده‌یاد محمود افشار به یک دانشمند ژاپنی تعلق گرفته است، به سابقه نگاه جامعه علمی ایران به شرق اشاره کرد و آن را ناکافی دانست.   جعفریان گفت: از حدود ۴۰۰ پارسال و در دوره نخست تمدن اسلامی هم نگاه ما به غرب بوده و تنها در یک فرصت کوتاه به سمت شرق نظر کرده‌ایم و برای نخستین بار بخشی از میراث و فرهنگ آن ناحیه را کسب کرده‌ایم؛ که این نگاه مدیون تلاش رشیدالدین فضل‌الله است.   وی ضمن اشاره به مقدمه‌ای که رشیدالدین فضل‌الله بر یک کتاب طب چینی نوشته، عنوان کرد: در این مقدمه ضمن ستایش کسانی که میراث یونان را در اختیار ما گذاشته‌اند، اینکه ما از شرق بهره نگرفته‌ایم را، به‌عنوان یک اشکال مطرح می‌کند و می‌گوید هر منطقه‌ای برای خودش محصول، دانش و صنعتی دارد و اگر کسی می‌خواهد فرهنگی پویا و موفق در تمدن داشته باشد، بایستی همه این عناصر را بگیرد. اشکال ایران و تمدن اسلامی این است که از فرهنگ شرق استفاده نکرده است.   رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنان خود گفت: سیاستی که امروز ژاپنی‌ها دارند، این است که برای هر کشوری متخصص خودشان را می‌فرستند و سکی در این جهت، یکی از نمونه‌های بارز است. این سیاستی است که ما هم باید داشته باشیم و با یک نگاه باز به مجموعه تمدن بشری نظر کنیم.   جعفریان در پایان سخنانش به سابقه آشنایی خود با سکی اشاره کرد و گفت: امسال دهمین سال آشنایی من با یوشیفوسا سکی است. نخستين بار در کتابخانه مجلس با او دیدار داشتم و از آن سال تا به حال، تقریبا هر سال ایشان به کتابخانه مجلس دعوت شده و در کنار فهرست‌نویس‌های خوب ما، بدون حاشیه و با دقت تمام مشغول بوده است. خروجی آن هم مقالاتی است که در مجله «نامه بهارستان» منتشر شده است. از پارسال هم در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران از سکی دعوت کردیم و الان حدود 11 ماه است که در آنجا خدمت او هستیم و تمام امکانات برای دیدن مرقعات در اختیار او است.   در ادامه ضمن حضور سید مصطفی محقق داماد، ژاله آموزگار، حسن انوری، محمد افشین‌‌ وفایی، بیست و ششمین جایزه ادبی و تاریخی بنیاد موقوفات محمود افشار، به همراه لوح و فرش ابریشمی دستبافت منقش به نام یوشیفوسا سکی به وی اهدا شد.   طبق  اعلام دهباشی هدایایی از طرف سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، موسسه خانه کتاب، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و چند موسسه دیگر، به یوشیفوسا سکی اهدا شده بود که هدیه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط محسن جوادی، معاونت فرهنگی وزیر ارشاد، به این ایرانشناس ژاپنی تقدیم شد.   هنوز یک دانشجویم، نه محقق! پس از انجام تمام برنامه‌ها، نوبت به صحبت‌های یوشیفوسا سکی رسید. صحبت‌هایی که با عنوان «به یاد استاد فقیدم؛ ایرج افشار» شروع کرد و گفت: وقتی شنیدم که برای دریافت جایزه بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار برگزیده شده‌ام، در عین خوشحالی، بسیار خجلت‌زده و ناراحت شدم، که مگر من چنین سعادتی دارم؟! زیرا دریافت‌کنندگان پیشین این جایزه، همه نمایندگان و پیشکسوتان ایرانشناسی بودند و تحقیقات عالی ایشان، در همه جا شناخته شده و سر مشق روش پژوهش امروز بود؛ اما نتایج تحقیقات من هیچ وقت به پای آن استادان بزرگوار نرسیده است و خودم می‌دانم در مقابل ایشان ذره‌ای بیش نیستم. در واقع هنوز خود را نه یک محقق، بلکه یک دانشجو می‌دانم.   ایرج افشار مشوق من در فنون موسیقیایی بود وی در ادامه صحبت‌های خود درباره رابطه‌اش با ایرج افشار اظهار کرد: از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۱ که در ایران اقامت داشتم، مشغول آموختن موسیقی بودم. پس از بازگشت به ژاپن، فنون مختلف موسیقیایی موضوع جدید مطالعات من شد و می‌کوشیدم به توضیحات مطالب در این زمینه عمل کنم و ببینم چه نتیجه‌ای به دست می‌آید. اینگونه آزمایش‌ها شیرین‌ترین اوقات را برای من فراهم می‌آورد. هرگاه هم به ایران مراجعت می کردم، نتایج کارم را به ایرج افشار نشان می‌دادم. آن استاد در نسخه‌شناسی تبحر بسیار داشت و علاوه بر این، به جزئیات فنون موسیقیایی علاقه سرشار نشان می‌داد، در در آن کار مرا تشویق می‌کرد و برای دنبال کردن مطالعات، راهنمایی‌های ارزنده‌ای انجام می‌داد، حتی کارهایم را در مجلات معرفی می‌کرد.     سکی ضمن اشاره به احساس مسئولیت عجیب خود در قبال تحقیقاتش، عنوان کرد: وقتی چیزی می‌فهمم که می‌دانم کسی پیش از من متوجه آن نشده است، احساس مسئولیت می کنم که آن را بنویسم تا دیگران نیز بدانند و نمی‌خواهم پیش از نوشتن آن بمیرم. شاید این طرز فکر من از نظر دیگران خنده‌آور یا نوعی غرور یا خودخواهی تلقی شود؛ اما اعتراف می‌کنم که هرچه تابه‌حال نوشته‌ام، با همین انگیزه بوده است.   این ایرانشناس ژاپنی که مقالات فراوانی به زبان فارسی نوشته، در دلیل نوشتن این مقالات اظهار کرد: علت نوشتن مقاله به زبان فارسی نیز این بود که ایرانی‌ها را بهترین خواننده و منتقد در هنر ایرانی می‌دانم. همیشه از اینکه چیزی بنویسم که از نظر ایرانی‌ها که با فرهنگ خود آشنایی بیشتری دارندنادرست باشد، می‌ترسم.   سکی در پایان گفت: نزدیک ۵۰ سال است که با ایران رابطه دارم و در این مدت دوستان و استادان زیادی از نظر علمی و مالی به من کمک کرده‌اند، که به آن‌ها بسیار بدهکارم؛ از صمیم قلب از ایشان سپاس‌گزارم، ولی بدهی خود را به آن‌ها پس نمی‌دهم. دوست دارم بگویند «سکی» به ایران آمد، خورد، خوابید،به ما بسیار زحمت داد و رفت. اما بسیار مفتخرم که من چنین سرمایه‌ای دارم.   این نشست با پذیرایی مختصری در ضلع دیگر باغ و شروع گپ‌وگفت‌های صمیمانه حاضران در برنامه، پایان یافت.   ]]> ادبيات Fri, 14 Jun 2019 21:32:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276849/استادان-ایرانی-ام-بدهکارم-اما-بدهی-ام-راپس-نمی-دهم قول می‌دهیم که هیچ منفعت شخصی یا گروهی در پس این مجله نباشد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276845/قول-می-دهیم-هیچ-منفعت-شخصی-یا-گروهی-این-مجله-نباشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم رونمایی از مجله ادبی «وزن دنیا»، رسانه شعر ایران عصر پنج‌شنبه (23 خردادماه) در خانه وارطان با حضور شاعران، هنرمندان و علاقه‌مندان به ادبیات برگزار شد. علی مسعودی‌نیا، عضو شورای سردبیری «وزن دنیا»، به‌عنوان اولین سخنران، از اوضاع شعر ایران و رسالت این مجله گفت: «وزن دنیا» به دنبال این است که آن حیثیتی شایسته‌ شعر ایران است احیاء کند. ما به دنبال آن هستیم که شأن شاعری را به عنوان یک حرفه و یک هنر دوباره ابتدا به خود شاعران و سپس به مردم و مخاطبان یادآوری کنیم. باید مردم را مجاب کنیم که ارزش دیده‌شدن و خواندن داریم و از فاصله‌مان با مخاطب بکاهیم. شعر ایران به اندازه‌ کافی دشمن بیرونی دارد و استراتژی بدی خواهد بود اگر خودمان هم بخواهیم همدیگر را دوست نداشته باشیم. تمنا می‌کنم که ما را دوست داشته باشید، همراهمان باشید و کمک‌مان کنید و من به شخصه قول می‌دهم که هیچ منفعت شخصی یا گروهی در پس این مجله نباشد و تمام تلاشش در خدمت شعر ایران باشد. پوریا سوری مدیرمسئول مجله «وزن دنیا» ضمن بیان مشکلاتی همچون گرانی کاغذ که این روزها نشریات با آن مواجه هستند گفت: انتظار چنین استقبال گرمی را برای این مراسم نداشتم و از همه بزرگان شعر و دوستداران ادبیات بخاطر حضورشان در این برنامه سپاسگزارم. ایده انتشار چنین نشریه‌ای را از 10 سال پیش داشتیم. زمانی که در روزنامه فرهیختگان صفحه شعری را منتشر می‌کردم و در آن ستونی با نام «وزن دنیا» مینوشتم که به اتفاقات شعری و تاریخی هفته می‌پرداخت. این شاعر و روزنامه‌نگار در ادامه افزود: استقبالی که از نشریه شده ما را امیدوار کرده است که بدون داشتن چشم‌داشت برای سود مالی، هزینه‌های مربوط به انتشار مجله تامین شود. پوریا سوری گفت: امیدواریم جلسات رونمایی که در شهرهای دیگر نیز برگزار خواهد شد بتواند کمک کند که مردم دوباره شوق پیدا کنند و به سمت شعر بیایند. شعر در این روزها به حاشیه رفته و از آن «هنر ملی بودن ایران» دور شده است. امیدواریم با مجلاتی مانند «وزن دنیا» و رسانه‌هایی که می‌توانند رسانه شعر باشند، بتوانیم حرکتی را آغاز کنیم که دوباره شعر خوانده شود. جواد مجابی از شاعران نامدار و پیشکسوت درباره انتشار شماره نخست مجله «وزن دنیا» گفت: دو خصیصه این نشریه را تحسین می‌کنم، یکی دموکراتیک بودن آن است که از تمام ایران به تساوی و با آزادمنشی چهره‌هایی را به ما معرفی می‌کند و دیگر آن که روی شعر ایران تاکید دارد که روزهای دشواری را می‌گذراند. این شاعرادامه داد: تولید کتاب و مجله در این شرایط دشوار و اسف بار نوعی معجزه است. معجزه را اغلب با تعبیر مثبتش می‌آورند، اما معجزه در اصل تعبیری منفی دارد. وقتی به اوج ناتوانی و به ستوه امدن می‌رسی به معجزه روی می‌آوری. جواد مجابی با بیان اهمیت صفحات فرهنگی روزنامه‌ها و نشریات در اشاعه فکر و هنر نو در تاریخ معاصر گفت: دوست ندارم برای ستایش از کار جوانان شاعر و نویسنده‌ای که «وزن دنیا» را به ما هدیه کرده‌اند کلمه معجزه را به زبان بیاورم که در این وضعیت مغشوش و ناپایدار کلمه «انتحار فرهنگی» مناسب‌تر است و از شرایط فرهنگی چیزی نمی‌گویم که خود در میانه دوزخیم اما هیچ دوزخی امید را کاملا نمی‌سوزاند. ما به ته مانده امید عصر خود چنگ می‌زنیم و از قعر نا امیدی امیدی تازه می‌آفرینیم. در ادامه مراسم حافظ موسوی شاعر و منتقد ادبی گفت: خلا مطبوعات حرفه‌ای در زمینه ادبیات کاملا احساس می‌شود و به ویژه در هفت هشت سال اخیر این خلا کاملا خود را نشان داده است. موسوی در ادامه بیان کرد: اگر تاریخ صد ساله فرهنگ خودمان را نگاه کنیم هر گاه که مطبوعات حرفه‌ای در زمینه ادبیات وجود داشتند، به اعتلای ادبیات و فرهنگ ما کمک کرده‌اند. این شاعر با اشاره به سخنان جواد مجابی افزود: روح مدرنیسم تعقل خواهی و تجدد بیش از آن که از رسانه‌های دیگر به جامعه ما منتقل شده باشد از طریق نشریات فرهنگی به جامعه منتقل شده است. زیرا اهل فرهنگ و ادبیات زبان مردم را بهتر می‌دانستند و می‌توانستند راحت‌تر مفاهیم را منتقل کنند. حافظ موسوی همچنین تاکید کرد: هر بار که ادبیات ما سیر اعتلایی داشته و شکوفا بوده می‌بینیم در کنارش مجلات معتبر و تخصصی در زمینه شعر و ادبیات داشته‌ایم. وی با اشاره به تاثیر مجلات ادبی بر فضای سیاسی و اجتماعی دوران خود گفت: آدم‌های بزرگ ادبیات ما از دل همین مجلات ادبی بیرون آمدند و توانسته اند از این طریق صدایشان را به دیگران برسانند. این شاعر پیشکسوت در پایان صحبت‌های خود گفت: خیلی خوشحالم کار نشر مجله «وزن دنیا» را کسانی دارند انجام می‌دهند که با فکر و ایده‌های نو دارند رسانه‌های جدید را در این راه به یاری می‌طلبند. این دوستان را من از قدیم می‌شناسم و به حسن نیت شان اعتماد کامل دارم و مطمئنم که مجله خوبی خواهد شد. سوای از سخنرانی اعضای تحریریه و میهمانان برنامه، شاعرانی نظیر فریاد شیری، آیدا عمیدی، مریم جعفری آذرمانی، علی ثباتی و شاهین شیرزادی برای حضار شعر خواندند. در این مراسم چهره‌های آشنای ادبیات، هنر و روزنامه‌نگار از جمله جواد مجابی، سیدعلی صالحی، حافظ موسوی، عنایت سمیعی، علی حکمت، شهاب مقربین، سروش صحت، رضا بهبودی، اردشیر رستمی، پگاه آهنگرانی، بهزاد زرین‌پور، بکتاش آبتین، بزرگمهر حسین‌پور، سروش قهرمانلو، محمود معتقدی، گروس عبدالملکیان، عبدالعلی عظیمی، سارا محمدی اردهالی، مریم جعفری آذرمانی، فریاد شیری، ناستین مجابی، مریم حسین‌زاده، علیرضا رئیس‌دانا، بابک چمن‌آرا، رزا جمالی، سینا دادخواه، بهاره رضایی، شوکا حسینی، آیدا عمیدی، روزبه سوهانی، محمد تقوی، آذردخت بهرامی، وحید پاک طینت، سجاد گودرزی، علی ثباتی، رسول رخشا، بهاره فریس‌آبادی، کبوتر ارشدی، شهرام شهیدی، شهریار خسروی، سمیرا یحیایی، شاهین شیرزادی، مرتضی بخشایش، حسین غیاثی، بنفشه فریس‌آبادی، مرتضی پورحاجی، مریم فتحی، نوید پورمحمدرضا، کاوه کیائیان، مسعود باستانی، مجید توکلی، حمید ابک، مریم شبانی، کاظم رهبر، آرش تنهایی، حسن علیشیری، مجید کوچکی، هوشنگ فراهانی، علی اسدالهی، یاشار سلطانی، محمد طلوعی، سینا بهمنش، میثم غفوریان، محسن خیمه‌دوز، فیروزه مظفری، پیمان سلیمانی و... حضور داشتند. ]]> ادبيات Fri, 14 Jun 2019 16:54:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276845/قول-می-دهیم-هیچ-منفعت-شخصی-یا-گروهی-این-مجله-نباشد کتاب «خوزستانی‌ها در شهرآورد سرخابی» رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270758/کتاب-خوزستانی-ها-شهرآورد-سرخابی-رونمایی به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در خوزستان، رضا کیانی مشاور فرهنگی و هنری استانداری خوزستان در آیین رونمایی از این کتاب که شامگاه گذشته در تالار آفتاب اهواز و با حضو سیدعلیرضا شریفی نویسنده این اثر، رضا مصطفایی مدیر کانون پیشکسوتان و جمعی از پیشکسوتان دنیای ورزش فوتبال برگزار شد، با بیان اینکه رونمایی هر کتابی نوید دهنده تولید یک اندیشه نه تفکر است، گفت: وقتی صحبت از اندیشه می‌کنیم، فکری در برابر افکاری دیگر قرار گرفته و توانسته با کنکاش، کنشگری و با تعامل و پژوهش حرفی را به منصه ظهور برساند. وی با اشاره به موضوع کتاب که درباره تاریخ فوتبال خوزستان است، اضافه کرد: فوتبال از ورزش به صنعت و ابر صنعت پیش می‌رود و ارتباط تگاتنگی با اقتصاد، فرهنگ و جامعه شناسی دارد و یک سرمایه اجتماعی و عامل اعتماد، اتحاد و همبستگی در جامعه است. کیانی ادامه داد: فوتبال کار جمعی کردن را در ذهن و ضمیر ما  ما نهادینه کند وباید بتوانیم  تعامل بین نسل‌ها در جامعه را به جای تقابل تداوم داده و این تجارب به عنوان  یک ارزش در جامعه به نسل‌های بعد انتقال دهیم. مشاور فرهنگی و هنری استانداری خوزستان گفت: ما به فرهنگ شفاهی عادت کردیم باید اندوخته‌های خود را بنویسیم و از فرهنگ شفاهی فاصله گرفته و به سمت فرهنگ مکتوب برویم. وی اضافه کرد: امروز مراسم رونمایی کتاب  اجرا می‌شود، اما باید سعی کنیم فرآیند تاثیرگذار نقد و بررسی را ادمه دهیم چون در رونمایی‌ها نقاط قوت و ضعف اثر دیده نمی‌شود و تا این فرصت در اختیار رسانه‌ها  قرار نگیرد که با نقد و کنشگری کتاب را معرفی کرده؛ هیچ اثری به درستی به بوته ی نقد نمی‌رسد  اگر این مسیر به درستی طی شود به تولید اندیشه امیدوارتر می‌شویم  و هر اثری زمانی تکیمیل می‌شود که مورد نقد و بررسی قرار گیرد. یادآور می‌شود، کتاب «خوزستاتی‌ها در شهرآورد سرخابی» نگاهی به تاریخ فوتبال خوزستان دارد و نویسنده با بهره‌گیری از سوژه شهرآورد پایتخت یا همان رویارویی دو تیم استقلال و پرسپولیس به بررسی نیم قرن نقش‌آفرینی اهالی فوتبال خوزستان (از سال 1347 تا 1397) اعم از داور، بازیکن، مربی و... بررسی کرده و ضمن بررسی آماری، به گفتگو و ثبت زندگینامه و نظرات آن‌ها پرداخته است. ]]> استان‌ها Fri, 14 Jun 2019 11:20:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270758/کتاب-خوزستانی-ها-شهرآورد-سرخابی-رونمایی ​اعلام برگزیدگان سومین دوسالانه ملی جایزه ادبی بوشهر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276882/اعلام-برگزیدگان-سومین-دوسالانه-ملی-جایزه-ادبی-بوشهر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) رئیس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری بندر بوشهر در این آیین که با حضور حسن میرعابدینی نویسنده و منتقد ادبی، طاهره شمشیری رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و بانوان شورای اسلامی شهر بوشهر و هیات داورات دو بخش شعر و داستان این جایزه و نویسندگان و شاعران ملی و استانی پنجشنبه‌شب ۲۳ خردادماه در مجتمع فرهنگی بوشهر برگزار شد، گفت: بندر بوشهر یکی از پایه‌های داستان‌نویسی و لنگرگاه مدرنیته در ادبیات ایران است. بندر بوشهر، شهر اولین‌هاست. مظاهر مدرنیته اول بار از این بندر وارد کشورمان شده‌اند. از جمله این مظاهر ادبیات مدرن است؛ ادبیات به دلایل مختلف در ایران پوست‌اندازی کرد، از جمله به‌دلیل نحوه زیست مدرن و تبادلات فرهنگی. محمدصادق سعیدی در ادامه با بیان اینکه بوشهر، از دیرباز پل ارتباطات فرهنگی بوده است، افزود: حضور در کنسول‌گری‌های کشورهای مختلف، تاسیس دومین دبیرستان ایران، راه‌اندازی سالن سینما، چاپخانه و ده‌ها مورد دیگر، همه دلایلی بر این مدعاست. در ادبیات هم همزمان با تغیراتی که در کل کشور مشاهده می‌شد، بوشهر چهره‌های به یادماندنی در عرصه داستان و شعر به سرزمین مادری‌مان معرفی کرد. وی با تاکید بر اینکه جایزه ادبی بوشهر، دغدغه ادبیات مستقل دارد، تصریح کرد: این دغدغه‌مندی در تمام وجوه آن متبلور شده و اصرار سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی بر مستقل ماندن این جایزه است. هرچند که تلاش داشته و داریم که با پیشنهاد موضوعاتی در ارتباط با بندر بوشهر، شاعران و‌ نویسندگان را تشویق به تامل در جایگاه این بندر قدیمی کند. رئیس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری بندر بوشهر با تاکید بر اینکه در سومین دوره این رویداد بزرگ ادبی  حدود ۱۵۰۰ اثر به دبیرخانه این رویداد ارسال شد، گفت: به تفکیک بخش‌ها، ۵۳۹ اثر در بخش داستان کوتاه منتشرشده، ۵۷۱ شعر منتشرنشده، ۵۸ رمان منتشرنشده، ۶۷ رمان چاپ‌شده، ۷۰ مجموعه‌شعر منتشرشده و ۱۴۵ مجموعه‌شعر چاپ‌شده به دبیرخانه سومین دوسالانه ملی جایزه ادبی بوشهر ارسال شد. سعیدی در ادامه با تاکید بر اینکه زحمت داوری این دوره در بخش داستان به عهده فرشته احمدی، صمد طاهری، محمد کشاورز، حسن محمودی و محمدرضا صفدری بوده است، افزود: در بخش شعر نیز آتفه چهارمحالیان، شمس آقاجانی، محمد آزرم، شهریار وقفی‌پور و خلیل درمنکی اشعار ارسالی به دبیرخانه را داوری کردند. وی در پایان با بیان اینکه در دوره‌های قبل حضور ارزشمند اساتید بی‌بدیل ادبیات ایران و بوشهر، علی باباچاهی و محسن شریف را پاس داشتیم، خاطرنشان کرد: در این دوره نیز بر خود لازم دیدیم که حضور اساتید مجرب ادبیات بوشهر احمد آرام و علی قنبری را مغتنم دانسته و از حضورشان در ادبیات ایران تجلیل به عمل آوریم. امیدوارم این جایزه ادامه پیدا کند و طرح‌ها و ایده‌های جذاب‌تری در چهارمین رویداد ادبی بوشهر به بار نشیند. شعرخوانی امید غضنفر، سخنرانی محمد آزرم شاعر نام‌آشنای کشور و حسن میرعابدینی نویسنده و منتقد شاخص ادبیات داستانی، نمایش دو نماهنگ با موضوع بوشهر و چهره‌های شاخص ادبی این بندر کهن، همچنین نمایش دو فیلم کوتاه در معرفی علی قنبری و احمد آرام و تجلیل از این دو چهره درخشان ادبیات ایران و بوشهر، اجرای گروه موسیقی «هم‌نوازان برگ‌ریز» به سرپرستی حسین علیشاپور، قرائت بیانیه هیات داوران دو بخش شعر و داستان و تجلیل از حسن میرعابدینی به‌عنوان مهمان ویژه این نشست و هیات دوارات هر دو بخش این رویداد دیگر برنامه‌های آیین پایانی سومین دوسالانه ملی جایزه ادبی بوشهر را تشکیل می‌داد. در بخش پایانی این آیین برگزیدگان هر بخش به تفکیک به این شرح معرفی شدند. بخش ویژه:  الف) بخش شعر: شایسته تقدر: حسین باقری، سیامک برازجانی ب) بخش داستان: شایسته تقدیر: منوچهر بایندری، محمود علی‌پور و سید حسن رضوی. بخش شعر: الف) شعر منتشرنشده: شایسته تقدیر: محمد عسگری‌ساج مقام سوم: مجتبی مظفری‌راد مقام دوم: مصطفی توفیقی مقام اول: فرشاد سنبل‌دل ب) مجموعه شعر منتشرشده: شایسته تقدیر: «دری به دایره گچ» از مظاهر شهامت مقام سوم: «چرخ کاترین» سروده زهرا زمان مقام دوم: به طور مشترک «پروردگارا ایران را به‌خاطر بسپار» از کورش کرم‌پور و «حق تیر به سگ‌های خانگی» از آناهیتا رضایی مقام اول: «آن حیوان» سروده مازیار نیستانی  بخش داستان: الف) داستان کوتاه منتشر نشده: شایسته تقدیر: مسلم کبیری مقام سوم: بابک شکری مقام دوم: ذبیح‌الله یزدان‌پرست مقام اول: آرش محمودی ب) مجموعه داستان منتشرشده: شایسته تقدیر: به‌صورت مشترک «افتاده بودیم در گردنه حیران» از حسین لعل‌بذری و «شکارچیان در برف» از نسیبه فضل‌اللهی مقام سوم: به‌صورت مشترک «باران بمبئی» از پیام یزدانجو و «متغیر منصور» از یعقوب یادعلی مقام دوم: «دوازده نت برای سکوت» از کیوان صادقی مقام اول: «هفت گنبد» از  محمد طلوعی ب) رمان منتشرشده و منتشرنشده: شایسته تقدیر: «گزارش‌های یک شکاربان» از حسن بهرامی و «دوردست» از میثم نبی مقام سوم: به‌صورت مشترک «بند محکومین» از کیهان خانجانی و «خاموش‌خانه» از  ساناز زمانی مقام دوم: «غروبدار» از سمیه مکیان مقام اول: «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» از عطیه عطارزاده شایان ذکر است به نفرات برتر هر بخش افزون بر اهدای لوح تقدیر، جوایز نقدی، تندیس سومین دوسالانه ملی جایزه ادبی نیز اهدا شد. یادآوری می‌شود، سومین دوسالانه جایزه ادبی بوشهر از ۱۹ تا ۲۳ خردادماه با اجرای ویژه‌برنامه‌های متنوعی با حضور چهره‌های شاخص ادبی کشور به همت سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری بندر بوشهر در بوشهر برگزار شد. ]]> ادبيات Fri, 14 Jun 2019 06:39:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276882/اعلام-برگزیدگان-سومین-دوسالانه-ملی-جایزه-ادبی-بوشهر «گفتار در هذیان‌نامه پریان» در انتشارات آمه- سبزان منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276732/گفتار-هذیان-نامه-پریان-انتشارات-آمه-سبزان-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ رمان «گفتار در هذیان‌نامه پریان» نوشته یغما کیهان در انتشارات آمه- سبزان منتشر شده است. این کتاب در پنجاه و سه فصل و 200 صفحه منتشر شده است. نمونه‌ای از نثر کتاب این قرار است: « بگو که او مرا مهربانانه ببخشاید و برکت دهد. خبر را به حقیقت هستی برسان و آنچه را جانم با من می‌کند، بدان گوشزد کن. و بگو که در تبم. که خستگی‌ام، گواه آرزوهایم است. بگو که دلم درون یک گاو صندوق فوق‌العاده کوچک و فوق‌العاده سنگین که در آن را به زور بسته‌اند، مانده است! و در چنین وضعی نمی‌تواند چرک‌های منقبض خود را بیرون بریزد و راحت و نرم شود. اگر او پدربزرگ توست و تو دختری کوچک و نوه‌اش، دو تایی با اب‌پاشتان روی بنفشه‌ای گل‌آلود آب بریزید تا شسته شود. بعد افتاب بخورد و کم‌کم سر خود را بالا بگیرد. و شما را که دوست‌تان می‌دارد نگاه کند.» این کتاب برای نخستین بار در سال 1398، در 300 نسخه و با قیمت 24 هزار تومان منتشر شده است. ]]> ادبيات Fri, 14 Jun 2019 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276732/گفتار-هذیان-نامه-پریان-انتشارات-آمه-سبزان-منتشر رونمایی از «زیبایی» در فرهنگسرای ابن‌سینا http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276834/رونمایی-زیبایی-فرهنگسرای-ابن-سینا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیین رونمایی و جشن امضای چهارمین مجموعه شعر هدی احمدی با حضور این شاعر و با سخنرانی گروس عبدالملکیان برگزار می‌شود. در این برنامه پس از شعرخوانی هدی احمدی و سخنرانی گروس عبدالملکیان، سایر شاعران برجسته که مهمان این مراسم هستند به شعرخوانی خواهند پرداخت. شرکت در این جلسه برای عموم علاقه‌مندان آزاد است. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت ۱۸ الی ۲۰ روز شنبه (۲۵ خردادماه) به فرهنگسرای ابن‌سینا واقع در شهرک غرب، خیابان ایران‌زمین، جنب شهرکتاب ابن‌سینا مراجعه کنند. ]]> ادبيات Thu, 13 Jun 2019 15:36:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276834/رونمایی-زیبایی-فرهنگسرای-ابن-سینا هر چیز غیرواقعی از بوم را در ذهنتان نگه‌ دارید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276828/چیز-غیرواقعی-بوم-ذهنتان-نگه-دارید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) کارگاه «بوم و پسابوم در ادبیات داستانی» از سری برنامه‌های سومین دوسالانه ملی جایزه ادبی بوشهر چهارشنبه‌ (22 خردادماه) با حضور احمد آرام، داستان‌نویس و منتقد ادبی(به‌عنوان مدرس) در مرکز رفاهی فرهنگیان بوشهر برگزار شد. احمد آرام، داستان‌نویس پیشکسوت بوشهری و صاحب بیش از 14 اثر منتشرشده در حوزه ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی است. وی از آن دست نویسندگانی است که فعالیت هنری‌اش تنها محدود به نوشتن نمی‌شود و تجربه‌های فراوانی در چند رشته هنری مختلف دارد. روزگاری دغدغه سینما و تئاتر داشته و دارد، زمانی به نقاشی و گرافیک پرداخته و سپس به نمایشنامه‌نویسی و داستان‌نویسی رو آورده است. تجربه سال‌ها کار مداوم و انتشار چندین عنوان رمان و مجموعه داستان و نمایشنامه است که برخی آثار وی شامل رمان‌های «باغ استخوان‌های نمور»، «مرده‌ای که حالش خوب نیست»، «کسی ما را به شام دعوت نمی کند»، «تربیت کننده سگ‌ماهی»، «همین حالا داشتم چیزی می‌گفتم»، «کافی شاپ لوک» و مجموعه داستان «به چشم‌های هم خیره شده بودیم» نمایشنامه «صداهای نزدیک و در عین حال بسیار دور از صفدر و صفورا»، «دوچرخه و سینما» «خانه تلخ» و... می‌شود. شگرد مخصوص آرام در داستان‌نویسی، مدرنیزه کردن فرهنگ بومی است؛ به‌طوری‌که در آثار وی هیچ‌وقت شکل خام و دست‌نخورده بوم وجود ندارد؛ بلکه با دست‌کاری و خیانت، از این فرهنگ، نوع تازه‌ای از فرهنگ را می‌سازد که هم غریب است و هم آشناست. این برنامه در آستانه اختتامیه جایزه ادبی بوشهر با حضور داوران بخش داستان این دوره حسن محمودی، صمد طاهری، محمد کشاورز، فرشته احمدی و همچنین برخی برگزیدگان مرحله نهایی جایزه همچون کیهان خانجانی نیز حضور داشتند. مهدی انصاری، داستان‌نویس برنامه پیش رو را معرفی کرد. آرام نویسنده درباره معنای بوم و اهمیت آن در ادبیات گفت: هر چیز عجیب‌وغریب و غیرواقعی از بوم به شما می‌رسد آن‌را در ذهنتان نگه‌ دارید؛ در آینده تبدیل به بومرنگ‌هایی خواهد شد و به شما برمی‌گردد. وی با اشاره به زیبایی نهفته در جان همه‌ چیز ادامه داد: در پس دردآورترین مسائل جغرافیای ما یک زیبایی وجود داشته است و این زیبایی بیشتر اشاره به زیبایی‌شناسی دارد، از‌جمله در موسیقی، تئاتر و رقص زیبایی در همه‌چیز هست. این نویسنده با گریزی به خاطرات کودکی و نوجوانی خود در بوشهر به مرز محو خیال و واقعیت در ذهن مردمان بومی این منطقه اشاره کرد و از شگفت‌انگیزترین قصه‌های خیالی گفت که جاشوهای بندر با اطمینان برای اهالی مردم تعریف می‌کردند و روایت‌هایی که خرافه، توهم و سنت تار و پودش را در هم پیچانده بود. وجود باورهای موازی در بنادر جهان از کرانه خلیج‌فارس تا عمان، بنادر ایتالیا و تمریکای جنوبی، موضوع دیگری بود که آرام به آن پرداخت. رمز و رازهایی که در نگاه به پدیده‌های هستی به طرز غریبی در نگاه مردمان بندرنشین شباهت دارد و گویی موج‌های دریا آن‌را به هر ساحلی رسانده است. از اعتقاد به وجود موجودات ماورایی تا شخصیت بخشی به پدیده‌های غیر جاندار. آنچه آرام بر آن دست گذاشته بود خصلت ویژه مردمان جنوب بود. نوعی روایت سیال ذهن در کلام مردم بندر. اینکه مردم بندر میل غریبی به روایت‌های تو در تو، پرش موضوعی با تداخل وهم و خیال دارند. وی همچنین در تشریح «پاشنه آشیل بومی‌گرایی» در آثار جوانان گفت: اغلب نویسندگان جوان، اطلاعات کمی از بوم‌گرایی در داستان دارند که موجب توقف کار آن‌ها می‌شود. آن‌ها این‌گونه تصور می‌کنند که برای نوشتن داستان‌های بومی باید از واژه‌های بومی استفاده کنند؛ در حالی‌که الزامی به این کار نیست. در آثار «صادق چوبک» که جایگاه مهمی در ادبیات بوشهر و ادبیات داستانی فارسی دارد، می‌بینیم که او وقتی سوژه خود را انتخاب کرده، واژه‌های بومی مخصوص آن‌را پیدا کرده و داستانش را خلق کرده است.واژه‌هایی که فقط درباره آن داستان، کارایی داشتند. آرام افزود: بنابراین الزامی نیست که برای بومی‌نویسی حتماً از واژه‌های بومی استفاده شود؛ چراکه گاهی واژه‌های غیربومی به تکامل معنایی سوژه بیشتر کمک می‌کند اما باید در نظر داشته باشیم که واژه‌هایی انتخاب کنیم که دارای ضرباهنگ باشند و به جذابیت متن بیفزایند. نویسنده به باور‌های بومی خیانت کند نکته‌ای که این نویسنده بر آن اصرار داشت، اینکه باورهای بومی را نباید به همان شکل که هست نوشت؛ بلکه باید به این باورها خیانت کرد تا در نوشته‌های یک نویسنده برای همیشه جریان داشته باشند و به پایان نرسند. نمونه‌ای که برای شاهد مثال آن آرام به آن اشاره داشت. اثر منیرو روانی‌پور بود. وی معتقد بود که روانی‌پور در داستان‌هایش باورهای بومی و افسانه‌ها را به همان صورت موجود رد کرده است؛ بنابراین منبعش در آثار اولیه به پایان رسیده است. منیرو روانی‌پور داستان‌نویس بوشهری است که با الهام از افسانه‌ها و باروهای خرافی مردم (جفره) بوشهر رمان «اهل غرق» را در اواخر دهه شصت منتشر کرده بود. آرام ادامه داد: ما از اطرافمان غافل می‌شویم، دوروبر ما سختی هست، درد و رنج هست و می‌گوییم چقدر ما داریم رنج می‌کشیم، چقدر ما بدبختیم؛ این‌ها درست اما باید ببینیم همین حس را چطور می‌توانیم به داستان ربط بدهیم؟ نویسنده بعضی مواقع به ممیزی ایراد می‌گیرد که ممیزی جان ما را گرفته و نمی‌گذارد ما حرف بزنیم. این‌که دارد می‌گوید «نمی‌گذارد» ما را وارد مقوله جدیدی می‌کند و به ما واژه‌هایی می‌دهد که ما وقتی داستان را می‌نویسیم می‌بینیم که این داستان چقدر خفقان‌آور است. پس آن آدم درد و رنج را در زیبایی‌شناسی دیده که برای از مبدا رساندن به مقصد رساندن آن مساله مطلوب بوده است. ‌ ویژه برنامه‌های سومین دوسالانه جایزه ادبی بوشهر روز 23 خرداد با برگزاری پنل اختصاصی داستان و شعر با حضور برگزیدگان نهایی و داوران ادامه خواهد داشت. ]]> ادبيات Thu, 13 Jun 2019 12:17:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276828/چیز-غیرواقعی-بوم-ذهنتان-نگه-دارید انسان آرمانی عبید زاکانی «رند» است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276827/انسان-آرمانی-عبید-زاکانی-رند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، غزل‌های عبید زاکانی از ارزشمندترین آثار او هستند که گذشته از بحث هنری، می‌توان از خلال آن‌ها کلیدهای مطمئنی برای ورود به دنیای ذهن و روان عبید به دست آورد. با توجه به این موضوع، چهار درس‌گفتار در موسسه شهر کتاب با عنوان «تحلیل شخصیت عبید زاکانی، بر اساس غزلیات او» تنظیم شده، که دو جلسه‌ این درس‌گفتارها در سال ۱۳۹۷ برگزار شد و به تفصیل درباره‌ سبک غزل‌سرایی عبید و ساختار غزلیات او و نیز در باب باورهای عبید راجع به خدا، دین، زندگی پس از مرگ، تقدیر، بخت و نظایر آن سخن گفته شد. در ادامه همین موضوع و در هجدهمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره عبید زاکانی، روز چهارشنبه (۲۲ خردادماه) با سخنرانی ایرج شهبازی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، به تحلیل و بررسی احساسات و خواسته‌های عبید زاکانی در غزلیاتش پرداخته شد.   در ابتدای این نشست ایرج شهبازی ضمن یادآوری مباحث مطرح شده در جلسات پیشین، «رندی» را یکی از مباحث مهم مطرح شده در غزلیات عبید زاکانی معرفی کرد و گفت: در زبان فارسی تعداد زیادی کلمه مثبت داریم، که در طول تاریخ معنای آن‌ها منفی شده و برعکس بسیاری کلمه منفی داریم، که در طول تاریخ دگرگونی معنایی پیدا کرده و معنای مثبت گرفته‌اند. یکی از این کلمه‌ها «رند» است، که از یک کلمه کاملا منفی به کلمه‌ای بسیار مثبت تبدیل می‌شود؛ به‌گونه‌ای که تقریباً یک انسان آرمانی را در نظر بعضی از بزرگان آینه‌گی می‌کند.   وی ضمن معرفی سنایی به عنوان اولین کسی که رند را در معنای مثبت به کار گرفته، بیان کرد: از شعر سنایی که جلوتر می‌آییم، خیام و بعد از او عطار و سعدی هم از رند معنای مثبتی ارائه می‌دهند. در قرن هشتم هم امثال سلمان ساوجی و خواجوی‌کرمانی از رند به همین معنا استفاده می‌کنند. بنابراین حرکتی از سنایی شروع می‌شود و تا قرن هشتم که حافظ و عبید هستند، ادامه پیدا می‌کند.   تاثیر عبید زاکانی بر مکتب رندی حافظ او ادامه داد: عبید زاکانی که معاصر حافظ و چند سالی از او بزرگتر است، هم معمولاً رند را به معنای مثبت به کار می‌برد. حجم اشعار عبید درباره رند، هم از نظر کمیت و هم از نظر کیفیت قابل توجه است و می‌توان آن را یکی از کوشندگان جدی در تاسیس مکتب رندی به شمار آورد. مقایسه سخنان عبید با حافظ، کاملا نشان می‌دهد که اگر او نبود، شاید این کاخ رفیعی که به نام حافظ رقم خورده و مکتب رندی نام دارد، به این شکل در نمی‌آمد.   عضو هیات علمی دانشگاه تهران ضمن اشاره به شاعران بزرگی که از رند معنای مثبتی ارائه می‌دهند، اظهار کرد: به گمان بنده علت این که بزرگانی چون عطار، حافظ، عبید و ... یک کلمه منفی را به عنوان قهرمان شعر خود می‌آورند، دلایل بسیار اساسی دارد و شاید مهم‌ترین دلیل آن، این است که می‌خواهند از طریق کلمه رند به وارونگی نظام ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها در جامعه اشاره کنند. یعنی وقتی که در یک جامعه انسان‌های مقدس و محترم به ریاکاری، تظاهر و کارهای ناروا آلوده شوند و از فضیلت‌های دینی در جهت منافع مادی استفاده کنند؛ کسانی مثل حافظ برای مقابله با این روش، طبیعتا مکتب رندی را بنا می‌گذارند.   او ادامه داد: به گمان بنده علت اینکه همیشه رند مقابل زاهد یا صوفی قرار می‌گیرد، این است که می‌خواهند بگویند فضیلت‌هایی در این دنیا وجود دارد که ارزشمند هستند، ولی نمایندگان مشهور و معروف این امور در جامعه، عاری از آن فضیلت‌ها هستند؛ در نتیجه ما باید یک آدم و عالم نو درست کنیم، که حافظ و امثال او در اشعار خود طرح این جهان و انسان نو را ریخته‌اند و به نظر می‌رسد آن انسان نویی که به دنبال آن می‌گردند، همان رند است.   رندی، مستی و عشق؛ سه ضلع مثلث انسان آرمانی در نگاه حافظ و عبید شهبازی ضمن اشاره به مفهوم رند در اشعار عبید، به طرح شش گزاره درباره رند در غزلیات عبید زاکانی پرداخت و گفت: در تحلیل نهایی، همه سخنان عبید درباره رند، به یکی از این شش گزاره برمی‌گردد. اولین نکته بحث رندی، عشق و مستی است. از نظر عبید رندی که یک فضیلت بزرگ است، همواره همنشین ۲ فضیلت دیگر، یعنی عشق و مستی است. در واقع مستی و رندی و عشق سه فضیلت همنشین‌اند، که سه ضلع یک مثلث را تشکیل می‌دهند و دقیقا همین مثلث انسان آرمانی کسانی مثل عبید، حافظ و امثال آن‌ها را به ما نشان می‌دهد.   او ادامه داد: در ادبیات فارسی روی مستی بسیار تاکید می‌شود و خمریه‌های  بسیار داریم. اگر از کسانی مثل منوچهری‌دامغانی بگذریم و به کسانی مثل حافظ، عبید و امثال آن‌ها توجه کنیم، به نظر می‌رسد تنها دلیل تاکید زیاد روی مستی، فقط لذت بردن و مست شدن به معنای متعارف آن نیست؛ بلکه فلسفه بسیار عمیق‌تری دارد که باید به آن توجه شود. یعنی وقتی که امثال حافظ و عبید از مستی صحبت می‌کنند، بیشتر به رهایی از کنجکاوی و فضولی‌ها در کار هستی اشاره دارند و وقتی که از مستی صحبت می‌کنند، منظور فرصتی برای رهایی از تفکر، تامل و موشکافی در کار هستی و مجالی برای آرمیدن و رها شدن در جریان سیال هستی است.   شهبازی ضمن اشاره به وجه شادی‌بخش مستی در شعر فارسی و همچنین کاربرد آن در مداوای انشقاق فرهنگی  اضافه کرد: درباره مستی در شعر عبید، به نظر می‌رسد که عبید اهل مسائل فلسفی نیست و مثل حافظ در این موضوع به بنیادهای عمیق فلسفی توجه ندارد؛ اما از حیث اجتماعی سخنان عبید دارای اهمیت فراوان است؛ یعنی آنگاه که عبید از تجربه شراب و مستی صحبت می‌کند، بسیار زیاد ناظر به اوضاع اجتماعی است و بیشترین چیزی که مورد توجه اوست، بحث ریاکاری است و مستی را مقابل ریاکاری قرار می‌دهد.   عضو هیات علمی موسسه لغت‌نامه دهخدا در بخش دیگری از سخنان خود ضمن بیان اینکه رند همسایه عاشق و مست است و در نقطه مقابل زاهد و صوفی قرار دارد، عنوان کرد: دو نقطه مقابل رندی، تصوف و زهد است که در همه ادبیات فارسی، از قرن ششم به بعد قابل ملاحظه است. البته در بین این دو زاهد مهم‌تر است و نقطه واقعی مقابل رند، زهد قرار دارد. از نظر کسانی مثل عبید زاکانی، فضیلت‌هایی که رندها دوست دارند، در زاهدها وجود ندارد و رذیلت‌هایی که رندان نمی‌پسندند، در زاهد‌ها می‌یابیم.   وی ضمن اشاره به معنای زاهد، اضافه کرد: زاهد هم از کلماتی است که به مرور در ادبیات فارسی بار معنایی منفی پیدا می‌کند و مطلقا یکی از کلمات منفور و منفی در ادبیات فارسی، از جمله در دیوان حافظ است. به گمان بنده در مرکز شخصیت زاهد سه کلمه مهم تَرک، تجارت و ترس وجود دارد و کلید شخصیتی زاهد بر این سه اصل استوار است. وقتی این سه در کنار هم قرار می‌گیرند، خود‌به‌خود یک نوع ترش‌رویی و عبوس بودن به زاهدان می‌بخشند و از این جهت است که در ادبیات فارسی همواره زاهد‌ها آدم‌های عبوس و اخمو هستند. نکته دیگر اینکه زاهد‌ها به شدت اهل عیب‌جویی بودند. یعنی به نام امر به معروف و نهی از منکر، دائم به دیگران ایراد می‌گرفتند، که این عیب‌جویی زاهد‌ها هم در ادبیات فارسی فراوان دیده می‌شود.   عبید زاکانی با صوفی کاملا مخالف است شهبازی در ادامه به نقش صوفی در مقابل رند اشاره کرد و گفت: صوفی معنویت را به نهاد اجتماعی تبدیل می‌کند. مطالعات تاریخی و اجتماعی نشان می‌دهد، تصوف یعنی وجه نهادی‌شده عرفان و هرگاه عرفان به یک نهاد اجتماعی تبدیل شود، کارکرد یک صنف پیدا کند، منافع یک سری افراد به آن گره بخورد و سلسله و سند پیدا کند، آن وقت دیگر با عرفان سروکار نداریم، بلکه با تصوف مواجهیم؛ درست به همین جهت هم هست که مثلاً در دیوان حافظ همواره کلمه عارف مثبت و کلمه صوفی منفی است. عبید زاکانی هم اگرچه گوشه چشمی به عرفان دارد، اما با صوفی کاملا مخالف است و همه جا از صوفی‌ها انتقاد می‌کند. بنابراین رند مقابل زاهد و صوفی قرار دارد و ما برای اینکه بتوانیم رند عبید زاکانی را بشناسیم، لازم است که حتما زاهد و صوفی را هم بشناسیم.   عضو هیات علمی دانشگاه تهران ضمن اشاره به ریاکاری در شعر فارسی، گفت: اگر حافظ یک مصلح اجتماعی است و مهم‌ترین جنبه اصلاحگری او مبارزه با ریاکاری است، عبید هم در جبهه دیگر و به شکل دیگری تمام هنر خود را صرف مبارزه با ریاکاری کرده است. عبید زاکانی همواره بر این نکته انگشت می‌گذارد که رند هر رذیلتی هم داشته باشد، اما ریا کار نیست؛ چرا که از نظر کسانی مثل عبید، ریاکاری رذیلتی است که تمام فضیلت‌ها را نابود می‌کند. بنابراین وقتی کسی مثل عبید زاکانی به این شدت از رند حمایت و دفاع می‌کند، در واقع از اخلاص و صداقت دفاع و از ریاکاری، تزویر و دورویی انتقاد می‌کند. بر همین اساس مهم‌ترین مسئله در ایده رندی، مسئله اخلاص و صداقت و مبارزه با ریا و تزویر است. شهبازی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: روح و طبیعت ویژگی‌ای دارد که افراط را با افراط پاسخ می‌دهد؛ یعنی هر امری که به شکل افراطی بر انسان تحمیل شود، انسان به شکل افراطی به نقطه مقابل آن پناه خواهد برد و بدیل آن را انتخاب خواهد کرد. طبق این اصل وقتی که در جامعه ما یک عده افراطی ریاکار شدند، نقطه مقابل ریاکاری یعنی ملامتگری افراطی رشد خواهد کرد.   عبید به معنای واقعی کلمه اهل ملامت است وی در ادامه ضمن اشاره به اصول ملامتگری، گفت: شخص ملامتی برخلاف فرد ریاکار، بیشتر به دنبال تخریب تصویر نیکویی است که دیگران از او در ذهن دارند و تظاهر به فسق را سرلوحه برنامه‌های تربیتی خود قرار می‌دهد. جریان ملامت در فرهنگ ما هم وجود داشته و در حافظ به اوج خود می‌رسد. با اطمینان می‌توان گفت که در عبید هم حتماً ملامت وجود دارد و به معنای واقعی کلمه اهل ملامت است.   سخنران این نشست ضمن اشاره به تفکر قلندری در برابر ریاکاری و ملامتی، عنوان کرد:  انسان قلندر از هرچه رنگ تعلق پذیرد، آزاد است و در نگاه او حتی امور خوب، اگر به هدف نهایی تبدیل شوند و ما را در خودشان متوقف کنند، ناپسند هستند. قلندر کسی است که در فراسوی تمام وابستگی‌های انسانی به سر می‌برد و به معنای واقعی کلمه آزادی را تجربه می‌کند. به گمان بنده وقتی عبید از رند سخن می‌گوید، آرام آرام تلاش می‌کند تا به مقام قلندری برسد.   این مولاناپژوه در بخش دیگری از سخنان خود گفت: چالاکی از دیگر مسائلی است که عبید درباره رند مطرح کرده است. متاسفانه کلمه چالاکی یک بار در غزلیات عبید به کار رفته، که نمی‌توان با اطمینان خاطر درباره آن اظهار نظر کرد و منظور دقیق عبید را دریافت؛ اما آن‌طور که از معنی بیت برمی‌آید، شیوه عاشقان و رندان چالاکی است و مدعیان اهل چالاکی نیستند.   شهبازی در پایان و در جمع‌بندی سخنان خود گفت: به نظر می‌رسد که انسان آرمانی عبید زاکانی رند است و رند دارای هفت ویژگی عشق، مستی، بی‌اعتنایی به داوری‌های دیگران، وارستگی و آزادی، صداقت، اخلاص و چالاکی است. ]]> ادبيات Thu, 13 Jun 2019 12:13:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276827/انسان-آرمانی-عبید-زاکانی-رند در دهه70 و 80 آثار بهتری درباره جنگ داشتیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276814/دهه70-80-آثار-بهتری-درباره-جنگ-داشتیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) چهارمین نشست از سلسله نشست‌های صلح و ادبیات با همکاری موسسه خانه کتاب و انجمن علمی مطالعات صلح ادیان با موضوع «دوگانه جنگ و صلح در ادبیات فارسی» عصر دیروز چهارشنبه بیست‌ودوم ‌خرداد ماه، با حضور محمدهاشم اکبریانی، حمید عبداللهیان و جواد رنجبر درخشی‌لر در سرای اهل قلم برگزار شد.    نگاه ویترینی و هیجانی به صلح نداریم در ابتدای این نشست جواد رنجبر درخشی‌لر درباره هدف کمیته صلح و ادبیات بیان کرد: هدف این کمیته تبیین رابطه صلح و ادبیات است و این که این دو چه رابطه‌ای می‌توانند با یکدیگر داشته باشند. گام دوم نیز تشویق به آفرینش آثار صلح‌آمیز در حوزه ادبیات فارسی است. وی با امیدواری از این که با ادامه این جلسات بتوانند در ادبیات صلح تاثیر بگذارند گفت: زمانی که دوگانه جنگ و صلح مطرح می‌شود در ابتدا باید تکلیفمان را با این دو واژه روشن کنیم؛ اکثر افرادی که در این انجمن حضور دارند علوم سیاسی خوانده اند، یعنی نگاه علمی-تجربی به مسئله وجود دارد، به این معنا که صلح و جنگ از یکدیگر تفکیک نشده‌اند. ما یک نگاه ویترینی و هیجانی به صلح نداریم که صلح پدیده‌ای بسیار پاک و منزه است و باید به آن برسیم. بنابراین جهت‌گیری صلح‌آمیز است نه این که ما فقط یک روایت صلح‌آمیز داشته باشیم. او درباره موضوع جلسه «دوگانه جنگ و صلح در ادبیات فارسی» اظهار کرد: ‌با توجه به موضوع جلسه این سوال مطرح می‌شود که آیا ادبیات فارسی صلح‌آمیز است یا خیر؟ آیا صلح را توصیف می‌کند یا تجویز می‌کند؟ اگر به ابتدای ادبیات فارسی با قدمت پنج هزار ساله‌ای که دارد نگاهی بیاندازیم و از گاهان اوستا شروع ‌کنیم که مبنای زرتشتی دارد و بخش دیگر ادبیات ما متکی است به ادبیات میترائیسم، بعد از آن وارد دوره اسلامی می‌شویم و مفاهیم اسلامی وارد ادبیات می‌شود. وی افزود: از زمان رودکی ادبیات به شکل امروزی که ما از فارسی دری می‌شناسیم شکل می‌گیرد. وجه غالب در همه این‌ها توحیدی، معاد باور و تقدیر باور است و شاعر و نویسنده ما در همه این دوره‌ها میلی به ستیز و دگرگونی جهان ندارد.   جواد رنجبر درخشی‌لر هیچکدام از شاعران میل به جنگ و میل به ستیز را تجویز نمی‌کنند درخشی‌‍لر همچنین بیان کرد: عموما یک روایت سازگاری با جهان وجود دارد، به همین دلیل است که یک سوم ادبیات ما ادبیات عرفانی است و در راس آن مثنوی مولانا است که به طور کامل یک سازگاری با هستی و انسان را در جایگاهی از هستی قرار می‌دهد گویی که هیچ مسئله‌ای دیگری برایش باقی نمی‌ماند؛ خودش می‌شود بخشی از هستی و در عین سازگاری می‌تواند حیاتش را ادامه دهد. خیام وجه دیگری از این سازگاری را نمایندگی می‌کند و حافظ هم با آن بیان خود نوع دیگری از سازگاری را نمایندگی می‌کند. صدها شاعر دیگر می‌توان یافت که در قالب این مفاهیم کار کرده‌اند و هیچکدام از شاعران میل به جنگ و میل به ستیز را تجویز نمی‌کنند بلکه همه نوعی سازگاری و صلح با جهان را تجویز می‌کنند. وی افزود: سعدی آداب زندگی، معیشت و سیاست را در این حوزه نمایندگی می‌کند و حتی شاهنامه فردوسی که به غلط به کتاب جنگ معروف است و مهمترین اثر حماسی ماست؛ این کتاب جنگی به این معنا که جنگ را تجویز کند نیست. در شاهنامه چیزی ندیدم که توصیه‌ای به جنگ کند؛ هرچه که هست از نگاه صلح و پرهیز از جنگ است و هر جنگی هم که وجود دارد برای از بین بردن بدی مطلق است. این مدرس با بیان این که دوگانه جنگ از زمانی ساخته شد که تفکر چپ وارد ادبیات، فرهنگ و اندیشه ایران شد گفت: وجه قالب صلح پنج هزار سال قدمت دارد و ادبیات جنگ چیزی حدود 40 یا 50 سال سابقه دارد. برای نمونه ستیز طبقاتی که در ادبیات چپ به وجود آمد در هیچ دوره تاریخی وجود ندارد. یعنی نه قشر مرفه نسبت به قشر فقیر نگاه تحقیر آمیزی دارند و نه فقرا نسبت به ثروتمندان حس بدی دارند و همواره یک سازگاری بین طبقات وجود داشته است. اما زمانی که چپ‌ها وارد ایران می‌شوند این ستیز طبقاتی را شعله‌ور می‌کنند و به طور مصنوعی این ستیز طبقاتی را ایجاد می‌کنند نه این که از قبل وجود داشته باشد. شاید در اروپا از لحاظ جامعه شناختی این ستیز طبقاتی معنی داشته باشد اما در ایران به نظر می رسد که این امر را ایجاد می کنند. کارگر را در مقابل کار فرما قرار می‌دهند و مسئله زمین‌داری مطرح شده و ادبیات ستیز از این دوران شروع می‌شود.   ادبیات عرفانی ما مملو از گزاره‌هایی است که فرد و جامعه را به جنگ سوق می‌دهد در ادامه نشست «دوگانه جنگ و صلح در ادبیات فارسی» محمد اکبریانی با ابراز مخالفت خود نسبت به اظهارات درخشانی‌لر بیان کرد: اگر از صلح و جنگ صحبت می‌کنیم باید به دنبال این باشیم که چه عواملی باعث جنگ شده و چه عواملی باعث صلح می‌شود. دلایل متفاوت است اما آنچه به ادبیات برمی‌گردد نوعی جزم اندیشی است. جزم اندیشی همیشه در طول تاریخ و حتی تاریخ معاصر سبب جنگ شده است. این که ما نژاد برتریم و بر این امر تعصب داشته باشیم و این که مرام، مکتب و مذهب ما برتر از مذاهب دیگر است و دیگران باید تابع آن جامعه، مذهب و مرام باشند حاصل جزم اندیشی است. یعنی اگر دیگران با ما باشند به تعالی می‌رسند و اگر با ما نباشند ما باید آن‌ها را با خود همراه کنیم. اگر آن‌ها را با خود همراه نکنیم افراد را به سمت ضلالت و تاریکی سوق دادیم. وی در ادامه اظهار کرد: در برابر جزم اندیشی نسبی گرایی قرار دارد. نسبی گرایی یعنی من که بخشی از حقیقت را می‌فهمم دیگران هم به همان اندازه درک از حقیقت را داشته باشند. بنابراین من جزم اندیش نیستم و دیگران را به راحتی قبول می‌کنم، می‌توانم بپذیرم که در برابر کسانی قرار بگیرم که آن‌ها من را قبول نداشته و حقیقت بخشی از آن‌ها باشد. حال وقتی به ادبیات نگاه می‎کنیم، گرچه در ظاهر امر، تجویز به صلح می‌کند اما مبانی جنگ را دارد چون جزم‌اندیشی در آن وجود دارد. این نویسنده بیان کرد: ادبیات عرفانی ما حقیقتی را در خود دارد و آن حقیقت مطلق است که همه خیرها در آن جاری و ساری است؛ به جز آن حقیقت چیزی وجود ندارد که بگوییم خیر است، خیر مطلق در آن حقیقت وجود دارد. بنابراین دیگرانی که می‌گویند ما خیر مطلق هستیم گمراه‌اند چون آن چیزی که برتر است حقیقتی است که در اختیار ماست؛ از همین‌جاست که قطب بندی‌ها شروع می‌شود. در عرفان ما آن حقیقت یک حقیقت مطلق است و بنابراین دیگران حقیقت مطلق را در نمی یابند. نکته مهمتر این است که برای رسیدن به آن حقیقت مسیری وجود دارد که آن مسیر را باید شخصی به نام پیر مغان، پیر طریقت یا استاد و مراد طی کند و افراد را هدایت کند زیرا افراد به طور مستقل نمی توانند به آن حقیقت برسند. او در ادامه گفت: ادبیات عرفانی ما مملو از گزاره‌هایی است که فرد و جامعه را به جنگ سوق می‌دهد. به عنوان مثال مولوی می‌گوید اگر کسی نسبت به شمس سجده کند عین ایمان است و در جایی می‌گوید اگر کسی با شمس مخالفت کند شایستگی سنگسار را دارد. شاید بگوییم این چیزها در شعر غلو است اما نوعی اندیشه است که در ادبیات ما وجود دارد. در مقابل نسبی‌گرایی را داریم که در ادبیات هم شاهدش هستیم که از درون آن صلح بیرون می‌آید.   حضور محمدهاشم اکبریانی   نویسنده «زندگی همین است» اظهار کرد: خیام به هیچ حقیقت مطلقی اعتقاد ندارد و در این صورت دیگران می‌گویند که این‌ها افسانه‌اند ولی من حقیقت مطلق را در اختیار ندارم، همچنان که دیگران ندارند ولی به راحتی می‌توانم در کنار دیگران زندگی کنم؛ به همین دلیل شما هیچ جریانی زاده تفکر خیام ندارید که به جنگ منجر شود. ما در ادبیات عرفانی و تجربه تاریخیمان شاهد این هستیم که جریانات مختلفی از عرفان زاده شدند که صفویه یکی از آن‌ها است. حیدری و نعمتی دو نحله عرفانی بودند که از اواخر صفویه تا قاجاریه بایکدیگر در نزاع بودند ولی شما در اندیشه خیام چنین چیزی را نمی‌بینید. ممکن است ما از حافظ و مولوی شعرهایی را بیاوریم و بگوییم اندیشه‌های مخالف این‌ها هستند. وی افزود: من معتقدم اندیشه یا ادبیات عرفانی ریاکارترین و فریب‌کارترین ادبیاتی هستند که وجود دارند. حافظ هم تمامی افراد جامعه را در دو گروه تقسیم‌بندی می‌کند، طیفی که به آنها رند و قلندر می‌گوید؛ هیچ نقطه منفی در شعرهای حافظ در رند نمی‌بینید ولی در مقابل تمام بدی‌ها در زاهد، صوفی، واعظ و فقیه وجود دارد. به نظر من این قطب بندی در ادبیات عرفانی ما وجود داشت. شما یک شعر را نشان دهید که زاهد به عنوان کسی باشد که عقیده‌اش درست باشد و بخشی از حقیقت را داشته باشد. اکبریانی درباره ادبیات ایدئولوژیک ایران اظهار کرد: ادبیات ایدئولوژیک ما که از ادبیات چپ الهام گرفته است به همین صورت است. در ادبیات ایدئولوژیک ما که در آثار شاملو در یک دوره‌ای متجلی می‌شود در آنجا هم یک حقیقت مطلقی وجود دارد که همان مسلک یا ایدئولوژیک است، حال مارکسیسیم باشد یا  جامعه بی‌طبقه توحیدی، بنابراین آن حقیقت را فقط صاحبان آن ایدئولوژیک متوجه می شوند. فاشیسم، مارکسیسم یا طالبان و داعش حقیقت را از آن خود می‌دانند و می‌گویند ما فقط حقیقت را درک می‌کنیم. وی در ادامه بیان کرد: بنابراین زمانی که ایدئولوژی مدرن می‌گوید حقیقت در اختیار ماست افرادی را به عنوان قهرمان خودش معرفی می‌کند که راه رفتن به آن جامعه را ببینند. به عنوان مثال در شاملو شعرهای همیشه مفاهیمی مانند آزادی را مطرح می‌کند که درحد همان شعار باقی می‌ماند و می‌گوید این‌ها حقیقت‌هایی هستند که ما به آن‎ها اعتقاد داریم. اگر در اندیشه عرفانی پیر فردی جدا از سالک است، در اندیشه شاملو پیر خود اوست و بازنمایی آن در شعرهای شاملو مانند «لوح» و در «با چشم‌ها» مشهود است. فکر می‌کنم در مقابل ایدئولوژی‌های مدرن تفکری مانند فروغ را داریم؛ فروغ در ادامه خیام قرار می‌گیرد، او شاعری است که هیچ حقیقتی را باور ندارد. این روزنامه نگار همچنین گفت: فروغ بیشتر منتقد جامعه است. یعنی نقش انسان مدرنی را دارد که بیشتر نقاد است و عشق، انسانیت، گروه‌های سیاسی، جنگ‌های چریکی را زیر سوال می‌برد. من فکر می‌کنم ادبیات ما دو شاخه در خود داشته یکی ادبیات عرفانی که در درون خودش مبانی جنگ طلبی را توجیه می‌کند و دیگری ادبیات نسبی‌گرایانه‌ای داریم که به حقیقت مطلق اعتقاد ندارد و در شعرهای خیام متجلی می‌شود. ادامه ادبیات عرفانی به ادبیات ایدئولوژیک می‌رسد و ادامه ادبیات خیام که مبانی صلح در آن وجود دارد به شاعرانی مانند فروغ می‌رسد.   حافظ کسی است که از دیگاه خود دفاع می‌کند حمید عبداللهیان از دیگر سخنرانان این برنامه با بیان مخالفت خود نسبت به صحبت‌های اکبریانی گفت: مطلبی که درباره عرفان مطرح شد، این که نوعی نگاه جزمی وجود دارد، از نظر من نگاه کلی به عرفان نیست زیرا عرفان بسیار گسترده‌تر است و مکتب‌های عرفانی زیادی داریم. تنوع دیدگاه در عرفان زیاد است و فرقه‌های عرفانی متعددی داریم. وی در ادامه بیان کرد: شما از مولانا مثال زدید این که گفتید کسی که شمس را قبول ندارد باید سنگسار شود، همین مولوی در کتاب‌هایش چیزهای دیگری هم دارد که از نگاه‌های متعدد هم تعریف کرده و چرا ما آن‌ها را مثال نزنیم. این مصرع «عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست» دقیقا نافی همه نگاه‌های جزم اندیشی دیگر است. نظر من این است که در زیربنای عرفانی قابلیت نگاه باز و چیزی که شما به آن نسبی‌گرایی می‌گویید در عرفان خیلی بیشتر است. به این دلیل که راه‌های رسیدن به خدا را به تعداد آدم‌های روی زمین در نظر می‌گرد. نوع نگاه عرفانی را نمی‌توان با چند مثال گزینشی از متونی بررسی کرد کما این که نمی توان با دعوای دو فرقه عرفانی متفاوت بررسی کرد. نویسنده کتاب «دین و رسانه» اظهار کرد: شما نگاه حافظ را نگاه جبری تلقی کردید. از دید من اینطور نیست بلکه حافظ کسی است که از دیگاه خود دفاع می‌کند. تاریخ پنج هزار ساله ما نشان می‌دهد که ما ایرانی‌ها به طور کلی انسان‌های جنگ طلبی نبودیم و کمتر شروع کنند جنگ بودیم زیرا از نظر جغرافیایی سر چهارراه بودیم  و از همه قوم‌ها به ما حمله شده است و ما ناچار به دفاع کردن از خود شده‌ایم. او افزود: حافظ هم دقیقا در همین مقوله قرار می‌گیرد او در زمان‌هایی زندگی می‌کرد که زاهدها، صوفی‌ها و محتسب‌ها ارکان قدرت را به دست گرفته و با تمام قوا در حال از بین بردن عرفان بودند. عارف‌هایی که کشته شدن بسیار بیشتر از عارفانی هستند که غیر از عرفا را کشتند؛ بیشتر شهیدان بزرگ ادبیات ما مانند عین‌‌القضات، سنایی، حلاج و غزالی از جمله کسانی هستند که زاهدان نتوانستند مشرب و باور آن‌ها را تحمل و به آن‌ها حمله کردند، عرفا کسی را تکفیر نکردند؛ جزم اندیشی نگاه زاهدانه خیلی بیشتر از نگاه عارفانه است. این نویسنده همچنین بیان کرد: درباره صلح طلبی خیام هم که اظهار نظر کردید باید بگویم، زمانی که خیام بحث‌های فردی را مطرح می‌کند صلح طلب ست؟ آیا اگر می‌خواست بحث اجتماعی مطرح کند واقعا صلح طلب می‌بود؟ باید بتوان به این سوالات پاسخ داد.   حمید عبداللهیان عبداللهیان درباره چپ و ادبیات معاصر گفت: با بحث‌هایی که هردو درباره ادبیات معاصر مطرح کردید موافق هستم ادبیات معاصر ما تحت تاثیر نگاه چپ است. احمد شاملو و گلسرخی چپ هستند و جلال آل‌احمد هم یکی از کسانی است که جنگ طلب است. بعد از انقلاب شرایط دیگری در ادبیات ما ایجاد شد، ما درگیر جنگ ایران و عراق بودیم که به ما تحمیل شده بود و تا سال 1361 همه موافق جنگ بودند و از آن پس بین دو گروه که خواستار ادامه جنگ بودند یا کسانی که صلح را ترجیح می‌دادند تفکیک ایجاد شد. وی افزود:  بیشتر از کسانی که سال‌های بعد از انقلاب ادبیات تولید کردند جزء این دو دسته بودند. عده‌ای روشنفکر در آن زمان بودند که آن‌ها گرایش‌های چپ داشتند؛ مانند احمد محمود، سیروس طاهباز و حتی گلشیری و کسانی که با این دید به ادبیات نگاه می‌کردند و جنگ را چیز بدی می‌دانستند. آثار ادبی که این‌ها تولید کردند آثاریست که از دور، دستی بر آتش دارد ولی خودشان مستقیما وارد نشدند. این‌ها در آثار خود سعی می‌کردند هم از مظلوم بودن ایران دفاع کنند و هم بگویند که دیگر جنگ کافی است و مردم از این اوضاع خسته شدند. این نویسنده بیان کرد: نویسندگان این آثار مانند احمد محمود و سیروس طاهباز جزو اولین کسانی هستند که ادبیات جنگ را تولید می‌کنند. درمقابل جوانانی هستند که داوطلبانه به جنگ رفته و جنگ را از نزدیک دیده‌اند و آثاری تولید می‌کنند؛ مانند محمدرضا بایرامی، رضا امیرخوانی، احمد دهقان، رضا رهگذر و باقی کسانی که در حوزه ادبیات جنگ کار می‌کنند، نگاه این‌ها به جنگ نوعی نگاه جزمی است و در فضای ایزوله شده به جنگ می‌نگرند و پیرو این شعار هم هستند که اگر این جنگ تا ابد هم ادامه پیدا کند ما هستیم، نگاه این افراد چنین است و ادبیاتی که تولید می‌کنند ادبیات ضعیفی است؛ چون تکنیک داستان‌نویسی خیلی قوی ندارند و آثارشان هم تاریخ مصرف دارد و دیگر مخاطب ندارد، آثارشان شعار زده است. او همچنین اظهار کرد: در دهه هفتاد و هشتاد آثار بهتری درباره جنگ داشتیم. دهه هشتاد گروهی پیدا شدند که من نام آن‌ها را «ضد جنگ‌نویس‌ها» می‌گذارم. این گروه در تقسیم‌بندی‌های جنگ و صلح بیشتر متمایل به هستند صلح هستند. کسانی که به عنوان یک سرباز به صورت اجباری در جنگ حضور داشتند؛ در مدتی که در جنگ حضور داشتند به عنوان کسی بودند که با میل خود به جنگ نرفته بوند، بنابراین  اعتراض‌ها و انتقادهایی دارند. حمید عبداللهین در پایان گفت: این افراد در دهه هشتاد آثار خود را منتشر کردند، یکی از آن‌ها پیمان هوشمندزاده با کتاب «شاه» است و دیگری حسین مرتضائیان آبکنار با کتاب «عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیمشک» هردوی این کتاب چاپ و بعد از چاپ توقیف شدند. این کتاب‌ها چهره دیگری از جنگ را ارائه کردند چهره‌ای که جنگ طلب نبود. این دو کتاب کتاب‌های ضد جنگ ما هستند و از این جهت اهمیت دارند که با نگاه دیگری به جنگ می‌نگرند. به نظر من آثار جنگی ما پس از این هم نوشته خواهند شد.   ]]> ادبيات Thu, 13 Jun 2019 06:50:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276814/دهه70-80-آثار-بهتری-درباره-جنگ-داشتیم احمد پوری از کتاب مرتضی نجاتی رونمایی می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276796/احمد-پوری-کتاب-مرتضی-نجاتی-رونمایی-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جلسه رونمایی از جدیدترین اثر مرتضی نجاتی با سخنرانی احمد پوری و حضور علاقه‌مندان ادبیات در کافه کتاب نیماژ برگزار می‌شود.   کتاب «در خواب‌هایمان مُردیم» جدیدترین مجموعه شعر مرتضی نجاتی است که طی روزهای گذشته از سوی انتشارات نیماژ منتشر شده است. مرتضی نجاتی پیش‌تر مجموعه شعرهایی چون «رادیو لندن» «به وقت غروب»، «آوازهای زنی که از گرامافون می‌آمد»، «با تو در جشن عروسی فیگارو» و همچنین نمایش‌نامه «من زاپاتا بودم» و رُمان ««نُت بی گذرنامه» را در کارنامه ادبی‌اش داشته است.   در کتاب «درخواب‌هایمان مُردیم» سوژه‌هایی است که اغلب جنگ،‌ عشق و ناکامی انسان معاصر را در بر‌می‌گیرند؛ اما هنوز روحیه مبارزه در تک تک شعرها به چشم می‌خورد و این انسان معاصر است که  در پاسخ به تسلیم شدن، نه می‌گوید.   علاقه‌مندان برای حضور در این نشست، می‌توانند از ساعت 17 الی 19 روز جمعه (24 خردادماه)‌ به کافه کتاب نیماژ به نشانی خیابان کریمخان، خیابان خردمند جنوبی، نبش کوچه یگانه مراجعه کنند. ]]> ادبيات Wed, 12 Jun 2019 11:56:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276796/احمد-پوری-کتاب-مرتضی-نجاتی-رونمایی-می-کند رونمایی از «تاریخ خصوصی» با حضور گروس عبدالملکیان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276795/رونمایی-تاریخ-خصوصی-حضور-گروس-عبدالملکیان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ رونمایی از مجموعه شعر «تاریخ خصوصی»، ششمین دفتر کاظم واعظ‌زاده با حضور چهره‌های مختلف هنری و ادبی در تالار استاد امیرخانی، خانه هنرمندان برگزار می‌شود.  در این نشست که با اجرای کیانوش خانمحمدی برگزار می‌شود، گروس عبدالملکیان، مهرنوش قربانعلی، علیرضا حسنی و لادن نیکنام سخنرانی خواهند کرد. همچنین در این نشست شمس لنگرودی، عبدالجبار کاکایی و مجید تیموری حضور دارند. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند از ساعت 18 الی 20 روز جمعه (24 خردادماه) به تالار استاد امیرخانی خانه هنرمندان به نشانی خیابان آیت‌الله طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، باغ هنر مراجعه کنند. ]]> ادبيات Wed, 12 Jun 2019 11:41:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276795/رونمایی-تاریخ-خصوصی-حضور-گروس-عبدالملکیان برگزاری کارگاه «نیما؛ آغازگر شعر متفکر بومی» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276793/برگزاری-کارگاه-نیما-آغازگر-شعر-متفکر-بومی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران؛ نمایشگاه تاریخ محلی مازندران از سلسله نمایشگاه‌هایی که به همت سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار می‌شود با حضور رییس این سازمان و استاندار تهران و نیز جمعی از شخصیت‌های شاخص علمی، فرهنگی و سیاسی این خطه‌ کهن افتتاح شد. در این نمایشگاه که به مدت 10 روز از بیستم الی سی‌ام خردادماه در موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران درحال برگزاری است بیش از ۱۰۰ برگ سند تاریخی، ۴۰ تابلوی نفیس از آثار خوشنویسی و نقاشی، ۲۵ کتاب تاریخی شامل نسخ خطی، سنگی و سربی،‌ 11 نشریه تاریخی وهمچنین ۱۴۰ قطعه عکس از وقایع و رویدادهای مختلف دو قرن اخیر در استان مازندران به نمایش گذاشته شده است. از جمله برنامه‌هایی که در حاشیه این نمایشگاه پیش‌بینی شده است می‌توان به برپایی کارگاه آموزشی «آسیب‌شناسی موسیقی مازندران» و «نیما؛ آغازگر شعر متفکر بومی» اشاره کرد. کیوان پهلوان به‌عنوان سخنران و مدرس در کارگاه آموزشی «آسیب شناسی موسیقی مازندران» حضور خواهد یافت. این کارگاه شنبه 25 خردادماه از ساعت 14 تا 16 برپا می‌شود. محمدعظیمی نیزمسئولیت تدریس کارگاه «نیما؛ آغازگر شعر متفکر بومی» را که چهارشنبه 22 خردادماه از ساعت 14 الی 16برگزار می‌شود برعهده دارد. گفتنی است؛ حضور و شرکت در این دوره‌های آموزشی برای عموم آزاد بوده و در پایان این دوره‌ها برای شرکت‎کنندگان گواهی آموزشی صادر می‌شود. بازدید از این نمایشگاه همه روزه غیر از ایام تعطیل از ساعت ۸ الی ۱۶ برای عموم علاقه‌مندان آزاد است. ]]> ادبيات Wed, 12 Jun 2019 11:17:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276793/برگزاری-کارگاه-نیما-آغازگر-شعر-متفکر-بومی هیات مدیره جدید انجمن صنفی داستان‌نویسان تهران مشخص شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276786/هیات-مدیره-جدید-انجمن-صنفی-داستان-نویسان-تهران-مشخص-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ مجمع عمومی فوق‌العاده و عادی انجمن داستان‌نویسان تهران صبح روز سه‌شنبه (۲۱ خرداد ۹۸) در سالن همایش مؤسسه مهر طاها با حضور ۴۲ عضو انجمن و نماینده‌ وزارت کار برگزار شد. ۱۶ نفر از اعضای انجمن با اعطای وکالت به سایر اعضا (غیر حضوری) در مجمع شرکت کردند و مجمع عمومی فوق‌العاده و عادی در مجموع با حضور ۵۸ عضو انجمن، رسمیت یافت. پیش از آغاز رسمی جلسه، انجمن با اهدای لوح تقدیر به فرزانه ملک که وکالت ثبت شرکت‌ انجمن را به عهده داشت و  مینا حسنی، رئیس مؤسسه خوانش برای حمایت از انجمن قدردانی کرد. در ابتدای جلسه، احمد پوری، محمدحسن شهسواری و کاوه فولادی‌نسب با رأی حضار برای هدایت بخش اول جلسه به عنوان هیئت رئیسه‌ مجمع فوق‌العاده انتخاب شدند. در مجمع فوق‌العاده افزودن بندی به اساسنامه در خصوص عضوگیری از اعضای وابسته با داشتن یک کتاب، عدم امکان در مجمع عمومی و عدم امکان انتخاب شدن به عنوان هیئت مدیره مورد بررسی قرار گرفت. اعضای موافق و مخالف در این خصوص نقطه نظرات‌شان را مطرح کردند. افزودن این بند به اساسنامه با رأی مجمع به تصویب نرسید. پس از آن فرزام شیرزادی و آلاله سلیمانی به عنوان ناظر با رأی مجمع به هیئت رئیسه افزوده شدند و جلسه مجمع عادی آغاز شد. محمدحسن شهسواری، نایب رئیس انجمن، گزارش هیئت مدیره را به مجمع ارائه داد. در این گزارش که مورد تأیید مجمع قرار گرفت به اهم فعالیت‌های هیئت مدیره از جمله  پیگیری‌های گرفتن مکان برای انجمن، برنامه‌ کتابگردی، شرکت نماینده انجمن در جلسات تدوین نظام‌نامه شغلی هنرمندان در وزارت ارشاد، فعالیت کمیته‌ها، کارگاه‌های شهر و رمان که در حال برنامه‌ریزی است، گزارش منتشر شده‌ انجمن از وضعیت داستان‌نویسی در سال ۹۷ و قرارداد بیمه و صندوق رفاهی اشاره کرد. بعد از آن مهدی افروزمنش، عضو هیئت مدیره و خزانه‌دار و مهدی اسدزاده بازرس انجمن گزارش‌های خود را ارائه دادند و به تأیید مجمع عمومی انجمن رساندند. سپس تغییر روزنامه کثیرالانتشار از اطلاعات به ابرار اقتصادی به رأی‌ گذاشته شد و به تصویب رسید.  در ادامه‌ جلسه، رأی‌گیری برای هیئت مدیره و بازرسان انجمن انجام شد. نتایج آرا به شرح زیر است: اعضای اصلی هیئت مدیره به ترتیب حروف الفبا: شهلا آبنوس مهدی اسدزاده مهدی افروزمنش محمدهاشم اکبریانی تکتم توسلی آتوسا زرنگارزاده شیرازی ضحی کاظمی اعضای علی‌البدل هیئت مدیره: محمود قلی‌پور (علی‌البدل اول) محسن حکیم‌معانی (علی‌البدل دوم) هادی قادری (علی البدل سوم) بازرسان: امیر خداوردی  الهام فلاح علی‌البدل بازرس: حمید بابایی همچنین در انتهای جلسه از خانم زرنگارزاده شیرازی بابت پیگیری قرارداد بیمه تأمین آتیه‌ انجمن و از آقای سینا دادخواه بابت برگزاری همایش کپی‌رایت با اهدای لوح، تقدیر شد. ]]> ادبيات Wed, 12 Jun 2019 11:01:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276786/هیات-مدیره-جدید-انجمن-صنفی-داستان-نویسان-تهران-مشخص-شدند ​برگزاری کارگاه «هنر و ادبیات پست مدرن» با حضور علی قنبری http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276787/برگزاری-کارگاه-هنر-ادبیات-پست-مدرن-حضور-علی-قنبری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، حسین باقری در آغاز این نشست گفت: بدون‌شک وقتی از پست‌مدرن صحبت می‌کنیم، سوالات متناقضی در ذهنمان جای می‌گیرد. عمدتا جامعه نسبت به آثار پست مدرن دچار کج‌فهمی است و نتوانسته آن‌گونه که باید این ژانر را درک کند. این شاعر در ادامه با بیان اینکه پست مدرن مبحثی است که عقلانیت را زیرسوال می‌برد، افزود: این در حالی است که عقلانیت برای جامعه ما مهم است. بنابراین در این کارگاه با حضور علی قنبری که کارنامه پرباری را در هنر و ادبیات کشور دارد و نسبت به مقوله پست مدرن سرشته و تسلط کافی دارد، مبحث هنر و ادبیات پست‌مدرن و مولفه‌های آن مورد واکاوی قرار می‌گیرد. باقری در ادامه با تشریح کارنامه ادبی علی قنبری از وی برای شروع مباحث تخصصی کارگاه دعوت به سخنرانی کرد. علی قنبری در بخش نخست این کارگاه در خصوص پست مدرن گفت: نوشتار و هنر پست‌مدرن به زندگی ما ایرانی‌ها به‌ویژه بوشهری‌ها بسیار نزدیک است. حاشیه‌پردازی یکی از مشخصه‌های پست مدرن است که بوشهری‌ها نیز در حرف‌هایشان به حاشیه می‌پردازند. همچنین موسیقی ما نمونه بارز پست مدرن است چون ریتم در آن اهمیت دارد و کلام‌محور نیست. از این‌رو در این هنر با اصوات بی‌شماری چون «جمبیسا» یا «هله مالی» و ... روبه‌رو هستیم که نمی‌دانیم معنای دقیق آنها چیست! وی در ادامه با بیان اینکه قریب به ۲۰ سال است که در حوزه پست‌مدرن کار می‌کنم، افزود: اما وقتی از پست‌مدرنیسم حرف می‌زنیم با انبوهی از طرز تلقی و گفتمان‌های بنیادی روبه‌رو هستیم که حتی بعضی متناقضند و این ایده را به ذهن متبادر می‌کند که پست‌مدرنیسم یک «نظام دلالت بسیار نامتعارف» است. بنابراین در این سال‌ها پی برده‌ام که چند موضوع مشخص در پست‌مدرن مطرح است که عبارتند از: جامعه و فرهنگ و سبک زندگی امروز با ۱۵۰ سال پیش خیلی فرق کرده است. به امور ملموس از قبیل توسعه رسانه‌های همگانی، جامعه مصرفی و فناوری اطلاعات می‌پردازد. به این اشاره دارد که انواع پیشرفت‌های فوق بر درک ما از امور انتزاعی‌تر مانند معنا، هویت و... متکی است. تاکید بر این دارد که روش‌های تحلیل جوابگو نیست بلکه باید رویکرد جدیدی در پیش گرفت.  قنبری در ادامه با تاکید بر اینکه خاستگاه پست‌مدرن امریکاست، تصریح کرد: وقتی از شروع جریان‌های هنری پست‌مدرن سخن به میان می‌آید، نگاه‌ها متوجه امریکا به‌خصوص نیویورک می‌شود. در دهه چهل میلادی شرایط بد اقتصادی در انگلیس و شرایط بد سیاسی در فرانسه، ایتالیا و آلمان باعث شد اغلب هنرمندان به امریکا مهاجرت کنند، در نتیجه هنر پست‌مدرن با توجه به بستری که در امریکا وجود داشت از سوی این هنرمندان پایه‌ریزی شد که چهره‌های چون چارلز اولسون (پدر شعر پست مدرن)، آلن گینز برگ (پدر معنوی شعر پست مدرن امریکا) و... ظهور کردند. وی در پایان بخش نخست این برنامه، به تشریح شعر پست مدرن پرداخت و در خصوص مهم‌ترین مولفه‌های شعر پست‌مدرن گفت: مهم‌ترین مولفه‌های شعر پست‌مدرن عبارتند از: داشتن یک ماهیت مبهم و متناقض و عدم قطعیت، تاکید بر سوژه چندپاره، حذف مرز بین هنر و زندگی روزمره، داشتن فرم‌های فصلی و نه عطفی، نوعی موزاییک‌وارگی، پروسه‌های اتفاقی و شانسی، بی‌توجهی به مهارت‌های کلامی و تصحیح و ویراست، فراروی از مرزهای ژانریک، تفسیرزدایی و غلط‌خوانی، پرداختن به وجوه شیزوفرنیک نظیر حاشیه‌پردازی و بی‌ربط‌گویی، ارزیابی شعر به مثابه یک پروسه و نه محصول و تولید، کثرت‌گرایی، وجود یک چشم‌چرخان و چشم‌انداز چندوجهی، از آن خود‌سازی (ناشی از مرگ مولف)، ارجاعی‌بودن معنا، رد مدلول یکه و استعلایی، رد تک‌محوری، رد بیانگری، رد من بورژوازی، رد من تغزلی و... شاعر مجموعه‌هایی مانند «یک ساعت با مارک وستندواچ» در آغاز بخش دوم و پایانی این کارگاه را به داستان پست مدرن اختصاص داد و در این باره بیان کرد: به‌طور کلی داستان‌های پست‌مدرن چه در ساخت و چه در زبان، مولفه‌های ویژه‌ای دارد. نخست این که عنصر هجو (Parody) در آن‌ها زیاد است و گویی به کمک این ویژگی می‌کوشد تا چیزی را که پیش از آن در دوران کلاسیک و مدرن شکل گرفته، هجو و سپس نقض ‌کند. عنصر زبانی دیگر آثار پست مدرن طنز (Satire) است. طنز هم ابزار موثری است در دست پست‌مدرن‌ها برای به سخره گرفتن روابط و پیوندهای شکل‌گرفته در جهان واقعی و داستانی دوران کلاسیک و مدرن. همچنین است عنصر طعنه (Irony) که کارکردی مشابه با طنز و هجو دارد. این سه ویژگی به ویژه در آثار براتیگان به‌عنوان نویسنده شاخص پست‌مدرن دیده می‌شود. ویژگی دیگر آثار پست مدرن در نوع روایت آن‌ها است. در واقع در داستان‌های پست‌مدرنیستی نوعی گسست وجود دارد و روایت آن‌ها تکه تکه و پاره پاره است. رمان‌ها با تکه تکه کردن روایت در پی نفی نظم و انسجامی هستند که داستان‌های کلاسیک و مدرن داشتند، نظمی که کاشف وحدت زمان و مکان بود. از سوی دیگر داستان‌های پست‌مدرنیستی همواره در لایه‌ای از ابهام روایت می‌شوند تا به خواننده اجازه دهند برداشت‌های چندی از جهان داستان داشته باشد. عدم وضوحی که در این نوع آثار دیده می‌شود نوعی تاویل پذیری مفرط و نسبی‌انگاری را بازتاب می‌دهند. داستان عمدتا از وسط آغاز می‌شود. اتفاقات همدیگر را دنبال نمی‌کنند. حداقل کلمه و جمله به کار می‌رود. در این گونه داستان‌ها بدوی گرایی اهمیت دارد. پایان‌بخش این کارگاه نمایش آثار پست مدرن در عرصه هنر و خوانش بخشی از آثار ادبی پست‌مدرن جهان از سوی علی قنبری بود. یادآوری می‌شود، مجموعه شعرهای «یک ساعت سعد با مارک وستندواچ»، «نقطه پشت فعل خراب یا فرانتس کافکای پشت جلد» و «نامه (به/از) رویا و ضمائم پاره وقت» از جمله آثار منتشر شده علی قنبری است و مجموعه شعر «گفت‌وگو با یک داور فوتبال»، رمان «تم‌ها و واریاسیون‌های موش کور»، ترجمه «آنتولوژی شعر پست مدرن آمریکا» نوشته پل هوور و ترجمه «زوزه و اشعار دیگر» سروده آلن گینزبرگ از دیگر آثار این شاعر و مترجم بوشهری است. ]]> ادبيات Wed, 12 Jun 2019 10:59:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276787/برگزاری-کارگاه-هنر-ادبیات-پست-مدرن-حضور-علی-قنبری تصاویر چوبک، دشتی و پرویزی از سطح شهر بوشهر جمع شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276790/تصاویر-چوبک-دشتی-پرویزی-سطح-شهر-بوشهر-جمع به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) همزمان با برگزاری اختتامیه سومین دوسالانه ملی جایزه ادبی بوشهر دیوارهای شهر بوشهر به تصاویر نویسندگان و شعرای این شهر مزین شده است. بر اساس اطلاعات خبرنگار ایبنا، از زمان نصب این بنرها اعتراضاتی نسبت به تصاویر چندتن از آن نویسندگان صورت گرفته و در نهایت بر اساس فشارهای رسانه‌‌ای اصولگرا، بنر تصاویر صادق چوبک، علی دشتی و رسول پرویزی از سطح شهر جمع شد. گفتنی است صادق چوبک، علی دشتی و رسول پرویزی هر سه از نویسندگان مطرح و از اهالی بوشهر بودند.   ]]> ادبيات Wed, 12 Jun 2019 10:58:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276790/تصاویر-چوبک-دشتی-پرویزی-سطح-شهر-بوشهر-جمع نگاهی به اثر نویسنده‌‌ای حرفه‌ای که خودش را حرفه‌ای نمی‌دانست http://www.ibna.ir/fa/doc/note/276752/نگاهی-اثر-نویسنده-ای-حرفه-ای-خودش-نمی-دانست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-مهدی کریمی: «کلاریسی لیسپکتور»، نویسنده‌ای اوکراینی الاصل است که در تصفیه‌نژادی یهودیان اوکراین، مجبور به کوچ اجباری به‌برزیل شد و در آنجا رشد کرد و به‌عنوان نویسنده‌ای برزیلی به دنیای ادبیات معرفی شد، نویسنده‌ای که هم در میان نویسندگان آمریکای لاتین و هم به‌عنوان نویسنده‌ای یهودی، بسیار شناخته شده است و بسیاری از کارشناسان، او را مهم‌ترین نویسنده یهودی پس از «فرانتس کافکا» می‌دانند؛ با این حال این نویسنده در ایران ناشناخته‌بوده و پس از سال‌ها در ایران معرفی‌شده‌، نویسنده‌ای که باوجودی که حرفه‌ای می‌نوشت و در کارش، صاحب سبک بوده اما خود را حرفه‌ای نمی‌دانست (او بر اثر سرطان درگذشت):  «من حرفه‌ای نیستم فقط هرموقع دلم می‌خواهد می‌نویسم. من آماتورم و اصرار دارم که همین‌طور بمانم. نویسنده حرفه‌ای تعهد شخصی به نوشتن دارد یا به دیگری تعهد دارد که بنویسد. من اصرار دارم تا حرفه‌ای نباشم تا آزادی‌ام را حفظ کنم.»   هنر او در، درست تعریف کردن داستانش است آن هم در موضوعی که نوشتنش، کار هرکسی نیست و روی لبه تیغ حرکت کردن است به‌طوری‌که اگر اثرش درست خلق نشود به‌آسانی یک فرصت ناب خلاقه از دست ‌رفته و اثری که می‌توانست سرمشقی، در خلق اثری، هم‌تکنیکی و هم‌داستان‌پردازانه باشد نابود می‌شد؛ در این میان باید به نقش ترجمه نیز اشاره شود که اگر از پس انتقال هنر نویسنده بر نمی‌آمد که البته برآمده، این افسوس نیز وجود داشت و یک معرفی بد از یک‌اثر خلاق را سبب‌ می‌شد.  او سه اثر داستانی نوشته که با همین سه اثر بر بلندای ادبیات داستانی جای گرفته است. «وقت سعد» درباره نویسنده‌ای است که می‌‌خواهد رمانی درباره‌ دختری که فقط یک‌بار او را دیده بنویسد و در این‌راه حقایقی پیرامون خود و زندگی‌اش، کشف می‌کند.   ویژگی اصلی کتاب، داستان‌ در داستان بودنش است. این ویژگی پیشتر هم در ادبیات داستانی تجربه‌شده‌ بود اما موضوعی که کار نویسنده را بدیع می‌کند این نکته است که داستان برپایه سه ضلع شخصیت، نویسنده و مخاطب است که شکل می‌گیرد.  کتاب ظاهرا دو شخصیت دارد؛ «راوی» که یک نویسنده است در حال نوشتن داستانی درباره «دختری» است که همه مشخصات مفلوک‌بودن در این جامعه امروزی را دارد، دختری که فقیر است، یتیم است، بی‌کس و کار است، زشت است و مهارت‌های لازم برای زندگی امروزی را مطلقا بلد نیست و نکته جالب درباره او این است که او اصلا احساس بدبختی از وضعیتش را ندارد و از زندگی خود راضی است؛ به‌این‌خاطر که فکر می‌کند زندگی‌اش درست‌است و ایرادی و نقصانی ندارد و همین‌طور است که هست.  نویسنده راوی، حین نوشتن داستان اذعان دارد که داستانش سنتی است اما به واقع اینطور نیست و داستان او ویژگی یک داستان مدرن دارد و شخصیت به معنی سنتی‌اش ندارد و در برش‌های زندگی است که شخصیت‌های را می‌سازد داستان با وجودی که نویسنده درون داستان نمی‌خواهد خلاقانه باشد، حاصل کارش خلاقه است و نویسنده شخصیت داستان، به دریافت‌ها و برداشت‌هایی در ارتباط با زندگی خودش می‌رسد و زندگی خودش را واکاوی می‌کند و خودش را همچون یک شخصیت و در قیاس‌ با سرگذشت قهرمان داستانش تحلیل می‌کند و متوجه می‌شود که چقدر زندگی خودش‌هم نزدیک است به‌زندگی این‌دختر و در عین حال هم  او به‌دریافت‌ها و برداشت‌هایی هم در ارتباط با کاری که دارد می‌کند.- عمل نوشتن و زندگی در معنی عامش - می‌رسد.   حال او نیز به شخصیت داستان تبدیل می‌شود و جایش را به مرور با قهرمان داستانش عوض می‌کند؛ کتاب، روایت تاثیر است، روایت چگونگی خلق‌شدن شخصیتی در داستان نویسنده و ناتوانی نویسنده از تغییر دادن سرنوشت قهرمانش.   شاید این جمله نویسنده کلید داستان باشد:  «پس برخلاف روش معمولم باید داستانی بنویسم که یک آغاز و «یک پایان باشکوه» داشته باشد. داستانی که وقتی تمام شد سکوت برقرار شود و باران ببارد.»  این نکته خبر از پایان تاثیر‌برانگیز داستان می‌دهد اما نویسنده با مهارت تمام تا پایان با هنرش مخاطب را غافلگیر می‌کند و نمی‌گوید که چه هدفی دارد. این نویسنده که از آن صحبت شد نویسنده واقعی اثر است. نویسنده شخصیت هرچه جلوتر می‌رود مثل خیاطی است که قرار است خودش در کوزه بیفتد: «من درباره چیزها می‌دانم؛ چون زنده‌ام. هر زنده‌ای می‌داند، حتی اگر نداند که می‌داند. پس خواننده عزیز؛ شما خیلی بیش از آنچه تصور می‌کنی می‌دانی، فقط خودت را به ندانستن زده‌ای.» و در این جاست که نویسنده، آگاهانه پای «مخاطب» را نیز به عنوان یک شخصیت به داستان باز و او را هم به عنوان ضلع سوم وارد و در ماجرا دخیل می‌کند و با او هم به عنوان مخاطب حرف می‌زند:  «به هر حال واقعیت این است که من هم نسبت به شخصیت اصلی ام یعنی دختری از شمال شرق، احساس دلسوزی ندارم چون می‌خواهم این داستان سرد و بی روح باشد. این حق من است که به شکل غمگنانه‌ای سرد باشم اما شما چنین حقی ندارید. پس به شما اجازه سرد و بی‌روح بودن را نمی‌دهم.»  کتاب در لایه‌ای دیگر رمانی‌ست درباره نوشتن و می‌شود این دریافت را فراتر از داستان‌بودن از آن داشت با این‌نگاه که جدا از وجود نویسنده به‌عنوان یک شخصیت و کنش و واکنشی که این عمل برای او دارد می‌تواند به‌مثابه تجربه‌ای آموختنی، برای فراگیری و درک درست شخصیت‌پردازی و خلق موقعیت آن‌هم در بستری‌که به‌ظاهر پوسته‌ مضمونی بسیار ساده‌ای دارد باشد در داستانی که انگار، درباره‌ یک زندگی و مرگ است اما در اصل درباره‌ دو زندگی و مرگ است؛ مرگ شخصیت و مرگ مولف:  «من می‌نویسم چون در این جهان کار دیگری برای انجام دادن ندارم؛ من موجودی زائدم و در دنیای آدم‌ها جایی برای من نیست.»  ویژگی جالب‌توجه دیگر کتاب، در این‌است که کتاب، مولفه‌های داستان بلند را دارد اما رمانی‌ست با کمترین‌شخصیت ممکن؛ رمانی که موضوعی انسانی و با محوریت کلمه و درونمایه خود را در حداقل کلمه‌ها به‌تصویر می‌کشد و درباره هرآنچه که می‌تواند از زیستِ‌انسانی فردی دریغ‌شود، سخن‌می‌گوید.  و قابل ذکر است که یک فیلم اقتباسی به کارگردانی «سوازانا آمارال» نیز، براساس این‌کتاب ساخته‌ شده‌ است. ]]> ادبيات Wed, 12 Jun 2019 09:15:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/276752/نگاهی-اثر-نویسنده-ای-حرفه-ای-خودش-نمی-دانست «آمبولانس پنج ضلعی» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/276667/آمبولانس-پنج-ضلعی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب«آمبولانس پنج ضلعی» نوشته قدسیه پایینی، روایتی از خاطرات داستانی حمید بوربور از امدادرسانی در کربلای 5 است که در انتشارات روایت فتح منتشر شده است. خاطرات سرهنگ حمید بوربور، از ابتدا تا انتهای دوران دفاع مقدس به دو حوزه متفاوت اختصاص دارد؛ رانندگی آمبولانس و پدافند هوایی. در نگارش این خاطرات تلاش شده است به گوشه‌ای از این دو وجه مغفول پرداخته شود تا نگاه جدیدی را برای خواننده به تصویر بکشد. این کتاب در ده فصل تدوین شده و در انتهای آن، عکس‌های مستندی هم منتشر شده است.   حمید بوربور متولد 1345 در خانواده‌ای پرجمعیت در شهرستان ورامین است.  بعد از اخذ دیپلم در سال 1364 به استخدام نیروی هوایی ارتش درآمد و در طول دوران دفاع مقدس و تا یک سال پس از پایان جنگ، در مناطق عملیاتی حضور داشته است. سه سال در قرارگاه شهید کشواد در بازسازی بالابرهای کلارک و بوشکار (یدک‌کش هواپیما در فرودگاه‌ها و پایگاه‌های هوایی) مشارکت داشته و در سال 1371 مامور به تحصیل در دانشگاه علامه طباطبایی شده و در رشته علوم ارتباطات اجتماعی فارغ‌التحصیل شد. در سال 1375 در مدیریت انتشارات نیروی هوایی مشغول پژوهش و تحقیق، برای نگارش و تدوین کتاب‌های «اعجوبه قرن» زندگی‌نامه سرلشکر خلبان شهید مصطفی اردستانی، «انتخابی دیگر» زندگی‌نامه سرلشکر خلبان شهید یاسینی، «فروغ پرواز» زندگی‌نامه سرتیپ خلبان شهید محمود خضرایی مشارکت داشته است. علاوه بر این در کنار چاپ سلسله مقالاتی در نشریات چهارگانه ارتش به بازنویسی و ویرایش ده‌ها عنوان کتاب در حوزه دفاع مقدس، علوم نظامی، فرهنگی و اجتماعی، مذهبی و روان‌شناسی پرداخته و به مدت 4 سال تا 1390، مدیریت انتشارات سازمان عقیدتی سیاسی ارتش و سردبیر مجله صف، ارگان مطبوعاتی ارتش جمهوری اسلامی را به عهده داشت. نمونه‌ای از نثر کتاب از این قرار است: «از شیار کنار کاپوت، جرقه‌های آتش بیرون می‌زد، سیم‌های نیم‌سوز شده موتور اتصالی کرده بود، اما حمید بدون توجه به هیچ یک، پدال گاز را بیشتر فشار می‌داد، کمی جلوتر یک لحظه توانست چشمانش را ببندد و سرش را به شدت تکان بدهد تا خرده شیشه‌ها از بین موهایش بیرون بریزد. شعاع دید جلویش به دوری و نزدیکی انفجارها بستگی داشت. فقط سیاهی آمبولانس جلویی را می‌دید و می‌رفت. با خودش فکر کرد محال است دیگر دوستانش را ببیند، امشب یا خودش می‌رود یا آنها. به خم جاده که رسیدند، آمبولانس جلویی مکثی کرد، بعد از یک طرف گاز داد و رفت. حمید شک کرد که راه را اشتباه رفته، برای همین از سمت دیگر رفت. مسیر را تا به انتهایش رفت که متوجه شد بن‌بست است و به ورودی یک قرارگاه رسیده. پیاده شد که نگهبانش را ببیند، اما گلوله‌ها از دور و برش می‌گذشت. وارد قرارگاه شد که متوجه شد اطرافش پر از ماشین‌های عراقی است.»   « آمبولانس پنج ضلعی» در 2200 نسخه و با قیمت 18500 تومان در انتشارات روایت فتح منتشر شده است. ]]> ادبيات Wed, 12 Jun 2019 09:10:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/276667/آمبولانس-پنج-ضلعی-منتشر «فیل در تاریکی» در ادبیات ما شکست‌خورده و برای نویسنده پیروزی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276771/فیل-تاریکی-ادبیات-شکست-خورده-نویسنده-پیروزی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «فیل در تاریکی» عنوان رمانی از قاسم هاشمی‌نژاد است که برخلاف ادعای خود نویسنده، آن را در زمره ادبیات جنایی و پلیسی قرار می‌دهند. این رمان برای اولین بار در سال 1358 منتشر شد و امسال پس از گذشت حدود چهل سال از اولین انتشار آن و سه سال پس از مرگ نویسنده اثر، برای بار دوم منتشر شده، که با استقبال خوبی هم مواجه شده است. در همین راستا موسسه شهر کتاب روز سه‌شنبه (21 خردادماه) نشستی برای نقد و بررسی این اثر برگزار کرد.   «فیل در تاریکی»تاکیدی بر واقعیت برهنه‌ علی‌اصغر محمدخانی، معاون فرهنگی شهر کتاب، در ابتدای این نشست گفت: قاسم هاشمی‌نژاد، نویسنده کتاب «فیل در تاریکی» را بسیاری از منتقدان و نویسندگان می‌شناسند، اما چنان که شایسته است، هنوز شناخته نشده است. هاشمی‌نژاد شخصیتی چند وجهی داشت و هنرمند بود. او هم منتقد، هم نویسنده و هم محقق حوزه عرفان و تصوف بود.   او ادامه داد: آثار هاشمی‌نژاد را در چند حوزه می‌توان تحلیل و بررسی کرد. یکی مجموعه نقدهایی که می‌نوشت. نکته دومی که درباره او قابل بررسی است، آثار داستانی او چون «فیل در تاریکی» و «خیرالنساء» است، که به زودی منتشر می‌شود. بخش سوم کار هاشمی‌نژاد هم آثار عرفانی او است. یک بخش هم نگاه هاشمی‌نژاد به بحث ادبیات کلاسیک است که در دو کتاب «کارنامه اردشیر بابکان» و «کتاب ایوب» قابل بررسی است. علاوه بر این از او سه مجموعه شعر هم به یادگار مانده است.   محمدخانی ضمن بیان اینکه تقریباً سه سال از درگذشت هاشمی هاشمی‌نژاد می‌گذرد، اما آثار او همچنان باقی است و باید بازخوانده شود، اضافه کرد: ویژگی‌های آثار قلمی، اخلاقی و شخصیت او را می‌توان هم در گفت‌وگوهایی که داشته، هم در نقدهایی که نوشته و هم در بقیه آثار او جست‌وجو کرد و دید.   وی ضمن بیان اینکه نثر فارسی هاشمی‌نژاد بسیار شاخص، روان و جذاب است، افزود: بزرگان ادب ما در گذشته و امروز بر دانش و توان او تاکید داشتند. شخصیت‌هایی مثل ابراهیم گلستان، احمدرضا احمدی، بیژن الهی و بسیاری از افراد دیگر هم از دوستان هاشمی‌نژاد بودند و هم شخصیت او برای آن‌ها قابل احترام بود. هاشمی نژاد در زمان نوشتن «فیل در تاریکی» معتقد بود که ادبیات آن دوره، یعنی دهه ۴۰ رو به انحطاط است و راه ضد ادبیات را انتخاب کرد. زبان او در «فیل در تاریکی» بسیار پالوده، روان، پرتحرک و ساده و شاید بتوان گفت شبیه زبان سعدی، سهل و ممتنع است.    ژانر «فیل در تاریکی» ضد ادبیات است معاون فرهنگی شهر کتاب با اشاره به قصه «فیل در تاریکی» گفت: هاشمی‌نژاد در این کتاب می‌خواهد تصویر موحشی از جامعه آن دوره بدهد، که واقعا ترسناک است و داستان کتاب تاکیدی است بر واقعیت برهنه‌ای که آن دوره منعکس می‌کند. هاشمی‌نژاد اعتقاد داشت که در «فیل در تاریکی» همه آن کمبودهایی که در داستان‌نویسی ایرانی وجود داشت را برجسته می‌کند و به مخاطب می‌دهد. در عین حال ژانری انتخاب کرده که ضد ادبیات، یعنی ضد آن چیزی است که در آن دوره ادبیات تلقی می‌شد. برای هاشمی‌نژاد تحول زبان داستان فارسی و صد سال گذشته بسیار مهم بود و دیدگاه‌های خود درباره تحول زبان را خیلی صریح بیان می‌کرد.   محمدخانی در پایان سخنان خود اظهار کرد: کتاب «فیل در تاریکی» شاید یکی از نادر داستان‌های فارسی معاصر است، که  هر صحنه آن با فکر داستانی همراه است. این کتاب یکی از کتاب‌هایی است که می‌تواند یک دوره از حیات جامعه پیش از انقلاب را برای مخاطب روشن کند؛ چراکه فضای آن زمان را بدون پیچیدگی در اختیار مخاطب می‌گذارد. خیلی‌ها این کتاب را اولین داستان پلیسی ایران می‌دانند، اما خود هاشمی‌نژاد آن را پلیسی و جنایی نمی‌دانست. به هر حال به نام ادبیات پلیسی فارسی شهرت پیدا کرده است.   «فیل در تاریکی» در ادبیات ما کاملاً شکست خورده است محمدحسن شهسواری، داستان‌نویس و از مدرسان داستان‌نویسی، دیگر سخنران نشست بود که درباره زبان و زمینه نگارش کتاب «فیل در تاریکی» گفت: این کتاب جدا از اینکه یک رمان مانند هر رمان دیگری است، چون پیشنهاد نویسنده به جامعه و ادبیات ما است و ادعا پشت آن وجود دارد، از این جنبه هم اهمیت دارد.     شهسواری ضمن بیان اینکه هاشمی‌نژاد منتقد بود و از خود آثار نقدی زیادی به جا گذاشته، اضافه کرد: او زمانی که به طور متوسط یک جوان ۳۰ ساله بود، این نقدها را درباره مهم‌ترین آدم‌های زمانه خودش نوشته است، که در اینجا ضمن غبطه‌برانگیزی سواد او به عنوان یک آدم نهایت ۳۲ ساله، بخش دیگری که خیلی مهم است، شجاعت اوست. کاری که هاشمی‌نژاد در این نقدها می‌کند، ریشه در هرمنوتیک دارد و در همه نقدها هم بحث او این است که آیا فرم توانسته هر آنچه که محتوا داشته را به دست آورد یا خیر؟   نویسنده رمان «شب ممکن» ضمن اشاره به مقوله فرم و محتوا در بررسی تاریخ هنر زیبایی‌شناسی، بیان کرد: هاشمی‌نژاد معتقد است که فرم مهم‌تر از ایده یا محتوا نیست؛ یعنی به عنوان یک نویسنده عقب‌نشینی نمی‌کند و می‌گوید اندام‌واری فرم و محتواست که مهم است و بر همین اساس نویسندگان هم عصر خود، یا کمی قبل‌تر را دسته‌بندی می‌کند.   او  ادامه داد: هاشمی‌نژاد بر اساس همین ایده اندام‌واری فرم و محتوا، یک عده را کاملاً قبول دارد، یک عده را تخطئه می‌کند و به یک عده هم امیدوار است و وقتی هم که این امید ناامید می‌شود، پیشنهاد فیل در تاریکی را می‌دهد. سست‌ترین نقدهای هاشمی‌نژاد برای کسانی است که آن‌ها را تأیید می‌کند، افرادی مثل ابراهیم گلستان، سیمین دانشور و گلی ترقی به طور مشخص کسانی هستند که هاشمی‌نژاد آن‌ها را تایید می‌کند. پاورقی‌نویسان عامه‌پسند را تخطئه کامل می‌کند. از جمله این افراد، حجازی است که می‌گوید حجازی با این که در دل غرب است، ولی انتقاد که ایده اصلی رمان است را از رمان حذف کرده و وارد رمانتیسمی می‌شود که اساس آن می‌خواهد خودش را با زمان و مکان خودش درگیر کند. میرصادقی را به خاطر سانتی‌مانتالیسمی ای که دارد تخطئه می‌کند و همین نظر او را تلطیف‌شده‌تر در نقد اسماعیل فصیح دارد. وی همچنین ساعدی را تخطئه می‌کند و می‌گوید ساعدی نویسنده حرفه‌ای نیست، فقط چیزهایی که تجربه کرده و خوانده را مصور می‌کند. البته داستان‌های متاخرتر او را هم به خاطر سمبولیسم تخطئه می‌کند.   ناامیدی هاشمی‌نژاد از گلشیری موجب نوشتن «فیل در تاریکی» می‌شود نویسنده رمان «شهربانو» ضمن اشاره به نقد هاشمی‌نژاد بر «شازده احتجاب» هوشنگ گلشیری، گفت: اینجا ریشه نوشتن «فیل در تاریکی» شکل می‌گیرد. یعنی هاشمی‌نژاد با یک امیدواری، گلشیری و اصحاب اصفهان را می‌خواند و می‌گوید، گویا قرار است برای اولین بار نویسنده یا نویسندگانی به‌وجود بیایند که متوجه‌اند برای محتوای موجود باید یک فرم بایسته انتخاب کرد. او در مجموعه داستان اول گلشیری خیلی امیدوار است. در «شازده احتجاب» انتظار او برآورده می‌شود، ولی در مجموعه داستان‌های بعدی گلشیری ناامیدی کامل هاشمی‌نژاد را می بینیم. اینجاست که می‌گوید مسئله داستان فارسی، این است که داستان‌نویس‌های ما بلد نیستند داستان بگویند، چون پلات را نمی‌شناسند.   شهسواری در ادامه ضمن اشاره به صراحت هاشمی‌نژاد در نقد، عنوان کرد: «فیل در تاریکی» به عنوان یک پیشنهاد به ادبیات ما، اثری کاملاً شکست خورده است. چرا که بعد از انقلاب و در ۴۰ سال گذشته، جریان فرمالیستی اصفهان پیروز شد؛ یعنی غلبه کامل فرم بر محتوا. بنابراین «فیل در تاریکی» ادامه نداشت و از نظر من ادامه نداشتن آن، ایراد جریان ادبی است، نه ایراد این رمان و هاشمی‌نژاد.   وی ضمن تاکید بر این که فیل در تاریکی از نظر یک پیشنهاد به ادبیات داستانی ما کاملاً شکست است و دلیل آن هم همان عقل‌گریزی است، ادامه داد: دلیل دیگر شکست آن هم برمی‌گردد به روحیه خود هاشمی‌نژاد؛ چون هیچ ژانری با یک اثر جاودانه نمی‌شود. اگر او پنج یا شش اثر دیگر در همین ژانر می‌نوشت، حتما تاثیرگذار می‌شد.   «فیل در تاریکی» برای هاشمی‌نژاد یک پیروزی بزرگ بود این مدرس داستان نویسی در ادامه گفت: «فیل در تاریکی» به عنوان یک اثر هنری، برای خود هاشمی‌نژاد یک پیروزی خیلی بزرگ بود؛ چرا که عامه مردم او را با همین کتاب می‌شناسند؛ اما خود رمان ضعف‌های مشهودی دارد و این برای ادبیات فارسی خیلی بد است، که رمانی با این ضعف‌ها بعد از ۴۰ سال هنوز بهترین رمان جنایی ما گفته می‌شود.   شهسواری ضمن اشاره به زبان فوق‌العاده هاشمی‌نژاد در رمان «فیل در تاریکی» آن را از نقاط قوت کتاب دانست و افزود: از ضعف‌های بزرگ این کتاب، این است که بد‌ من‌های آن، پس‌زمینه اجتماعی ندارد، که این برای یک کار در زمینه جنایی یک نقطه ضعف بزرگ است. به هر حال ما نمی‌توانیم بیش از آنچه که «فیل در تاریکی» اهمیت دارد، به آن بها بدهیم. این ظلمی به خود هاشمی‌نژاد است.   «فیل در تاریکی» رمان‌نویسی ایران را یک گام جلو برده است علی‌اکبر شیروانی که گفت‌وگوی مفصلی با قاسم هاشمی‌نژاد دارد و در کتابی با عنوان «راه ننوشته» منتشر شده، از دیگر سخنرانان این نشست بود که اهمیت هاشمی‌نژاد برای او را در ادامه به اهمیت رمان برای خود دانست و ضمن اشاره به تاریخ رمان گفت: اگر در منابع مختلف جست‌وجو کنیم، درباره اولین رمان اختلاف وجود دارد. برخی «دن کیشوت»، برخی «رابینسون کروزوئه» و برخی «پاملا» از ریچاردسون را اولین رمان می‌دانند. یعنی بین آثاری که به عنوان اولین رمان اشاره شده‌اند، حدود ۱۴۰ سال اختلاف نظر وجود دارد. این نشان می‌دهد هر تعریفی که نسبت به رمان داشته باشیم، یک سیر تطور و تحولی داشته و کم کم رشد کرده است.   علی‌اکبر شیروانی وی در ادامه ضمن اشاره به چیستی رمان فارسی، اضافه کرد: وقتی در مورد چیستی رمان و اولین رمان فارسی تحقیق می‌کنیم، یک نقطه مغفولی در آن وسط پیدا می‌کنیم که دقیقاً اولین مواجهه ما با هاشمی‌نژاد در اینجا به‌وجود می‌آید؛ آن هم اینکه هاشمی‌نژاد منتقد بود و یکی از مهم‌ترین کتاب‌هایی که می‌توان درباره چیستی رمان پیدا کرد، در همین نقدهای کوچکی است که او نوشته است.   شیروانی ضمن بیان اینکه اولین چیزی که برای فهم درست «فیل در تاریکی» کمک می‌کند، نقدهای خود هاشمی است؛ اضافه کرد: او به لحاظ روشی هم کار ویژه‌ای کرده، که هر اثری را بر اساس ویژگی‌های ذاتی و فردی آن اثر نقد کرده و قائل به این است که رمان در ذات خود، خودش را می‌سازد. هاشمی‌نژاد در گفت‌وگوی خود درباره کتاب «فیل در تاریکی»، مهم‌ترین عنصر رمان را، عنصر زمان و مکان، موقعیت‌پردازی و صحنه‌سازی می‌داند. اگر به رمان‌های اولیه دنیا مثل دن کیشوت، رابینسون کروزوئه و ...هم توجه کنیم، می‌بینیم که اتفاقاً در تحلیل رمان در مهد خود و جایی که متولد شده هم همین بحث‌ها وجود دارد؛ که در فیل در تاریکی اتفاقاً این عناصر درست در جای خود قرار گرفته است.    او ادامه داد: نکته دیگری که برای فهم «فیل در تاریکی» خیلی مهم است، مقدمه‌ای است که هاشمی‌نژاد بعد از حدود ۳۰ یا ۴۰ سال بر چاپ دوم این اثر می‌نویسد. در این مقدمه که حدود سه صفحه بیشتر نیست هم در دو یا سه جمله متفاوت، بر اهمیت مکان و زمان داستان تاکید دارد، که باعث فهم بهتر قصه می‌شود.   شیروانی در پایان صحبت‌های خود گفت: اهمیت «فیل در تاریکی» برای من، نه به خاطر گفت‌وگو با نویسنده آن، بلکه به این خاطر است که رمان‌نویسی را یک گام جلو برده است. گامی که رمان‌نویسی ما بعد از فیل در تاریکی را متوجه خیلی موضوع‌ها کرده است. به همین خاطر است که باید به «فیل در تاریکی» پرداخت.   «فیل در تاریکی» یک رمان جنایی است علیرضا محمودی آخرین سخنران این نشست، در شروع سخنان خود گفت: ما در خاورمیانه در زمینه تولید ادبیات جنایی در کنار ترکیه و مصر، از مهم‌ترین کشورها هستیم و نویسندگان بزرگی در این کشور داستان‌های جنایی نوشته‌اند، که یکی از آنها با یک تک اثر، قاسم هاشمی‌نژاد است. متاسفانه به خاطر فقر شدید تئوریک در محافل آکادمیک و نبود کرسی‌های دانشگاهی درباره ادبیات مدرن، باید طرف سرافکنده و شرمگین باشیم، که نه یک متن قابل قبول درباره «فیل در تاریکی» داریم و نه درباره نویسنده ای که ۱۲۰ اثر جنایی دارد.   محمودی در ادامه ضمن بیان اینکه وقتی ما با یک اثر روبه‌رو می‌شویم، اولین سوال درباره ژانر اثر است، عنوان کرد: سه راه وجود دارد که بفهمیم یک اثر در چه ژانری نوشته شده. اولین نکته روایت آن است که روایت «فیل در تاریکی» در باره توطئه است؛ پس رمان جنایی است. نکته دیگر در تشخیص ژانر جنایی، شمایل‌های مثل پلیس، اسلحه، خلافکاری و... است. سومین نکته هم  تاثیرات ژانری است. یعنی مثلاً وقتی رمان «فیل در تاریکی» را می‌خوانیم، سوالات شکل گرفته در ذهن ما، مربوط به جنایت و خلافکاری است؛ پس با ضرص قاطع می‌توان گفت، رمان «فیل در تاریکی» یک رمان جنایی است.     وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: مهم‌ترین نکته بعد از فهمیدن ژانر اثر، این است که اثر در چه زیرژانری نوشته شده است. مهم‌ترین زیرژانرهای جنایی، معمایی کاراگاهی، پلیسی، تریلر جنایی و کاراگاه خشم است؛ که «فیل در تاریکی» در زیرژانر تریلر جنایی قرار می‌گیرد. با این تئوری و اطلاعات، می‌توان گفت که «فیل در تاریکی» یک پلات بسیار نامنظم و شلخته دارد؛ چون برای یک رمان ۱۴۵ صفحه‌ای ضعف بسیار بزرگی است که در ۵۰ صفحه اول آن، هیچ اتفاق جنایی نمی‌افتد. تمام اتفاقات در راستای فضاسازی هستند که در نهایت در ۱۰۰ صفحه دیگر هم از آن استفاده نمی‌شود؛ بنابراین یک ضعف بزرگ پلات این است که در ژانری که نویسنده می‌نویسد، از امکاناتی که پلات به او می‌دهد، استفاده نمی‌کند. پلات مورد علاقه هاشمی‌نژاد، پلات «شاهین مالت» است  نويسنده مجموعه داستان «بارون ساز» ضمن اشاره به تلفیق به عنوان یکی دیگر از نکات مهم در پلات گفت: تلفیق در رمان فیل در تاریکی هم یک ضعف بزرگ دارد و اساسا ضعف اصلی پلات آن از تلفیق می‌آید. پلات مورد علاقه هاشمی‌نژاد، پلات «شاهین مالت» است و فیل در تاریکی از آن‌جا ضربه می‌خورد که ادامه تجربه جنایی‌نویسی در ایران نیست؛ که اگر بود پلات انقدر سرد و سنگین نبود و اینقدر دیر شروع نمی‌شد.   محمودی در پایان ضمن اشاره به سبک نگارش «فیل در تاریکی»، اظهار کرد: در دهه ۵۰ پاورقی‌نویس‌های ایران از فضای رمانتیک دهه پنجاه فاصله می‌گیرند و سعی می‌کنند توصیف‌های واقعی‌تر، پایان‌بندی‌های از پیش فکر شده و این قبیل موارد را در روایت‌های خود جای دهند، که این‌ها همه تحت تاثیر رقبای جدی مثل تلویزیون و ترجمه است. هاشمی‌نژاد بخشی از این فضا است که اتفاقاً بخش کم کار آن هم هست؛ چون تازه اهمیت کار جنایی را دریافته بود. آن چیزی که باعث می‌شود که ما امروز، بعد از چهل سال درباره «فیل در تاریکی»صحبت کنیم، آن چیزی نیست که به اشتباه می‌گویند در ادبیات جنایی با یک شاهکار روبه‌رو هستیم؛ بلکه با تجربه‌ای روبه‌رو هستیم که در جریان داستان‌نویسی جنایی ایران، به خاطر ویژگی‌هایی مثل سبک نویسنده و... اهمیت پیدا می‌کند. ]]> ادبيات Wed, 12 Jun 2019 08:44:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276771/فیل-تاریکی-ادبیات-شکست-خورده-نویسنده-پیروزی «دوگانه جنگ و صلح در ادبیات فارسی» بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276766/دوگانه-جنگ-صلح-ادبیات-فارسی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی موسسه خانه کتاب، چهارمین نشست از سلسله نشست‌های صلح و ادبیات با عنوان «دوگانه جنگ و صلح در ادبیات فارسی»چ هارشنبه (۲۲ خرداد ماه) در سرای اهل قلم برگزار می‌شود.   در این نشست محمدهاشم اکبریانی، حمید عبداللهیان و جواد رنجبر درخشی لر درباره «دوگانه جنگ و صلح در ادبیات فارسی» سخنرانی می‌کنند. علاقه‌مندان برای حضور در نشست «دوگانه جنگ و صلح در ادبیات فارسی» می‌توانند چهارشنبه (۲۲ خرداد ماه) ساعت ۱۶ به سرای اهل قلم به نشانی خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک ۲ مراجعه کنند. ]]> ادبيات Wed, 12 Jun 2019 07:49:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276766/دوگانه-جنگ-صلح-ادبیات-فارسی-بررسی-می-شود سعی کردم اغفال کنم و راوی مدام شکست بخورد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/276658/سعی-کردم-اغفال-کنم-راوی-مدام-شکست-بخورد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ «از خیرم بگذر!» آخرین رمان ساناز سیداصفهانی است که در نشر اختران منتشر شده است. سیداصفهانی فضای ذهنی عجیبی دارد که منجر به ویژگی‌های متفاوتی در کار او شده است. او خودش را وامدار جنس فانتزی موجود در ادبیات کهن شرق می‌داند و شاید از همین رو، تخیلی متفاوت در کارش دیده می‌شود. با او گفت‌وگویی درباره این رمان داشته‌ایم که در پی می‌آید. در ابتدا بفرمایید که این رمان را با چه نگاهی نوشتید. آیا گامی در راستای ادبیات است یا تلاشی در حوزه ژانر؟ هنگامی که داشتم این داستان را می‌نوشتم، هرگز فکر نکردم که ژانری را ابداع می‌کنم یا می‌خواهم نگاه جدیدی را کشف کنم. اما آنچه که در طول نوشتن این رمان برایم قطعی شد که می‌خواهم رویش کار کنم، روایتگر و زاویه دید بود. کاری که من در این رمان انجام دادم، این بود که با  تغییر زاویه دید و تغییر روایتگر غالب داستان، ساختار را پیش بردم. واقعیت این است که خیلی برایم سخت بود. نمی‌دانم چقدر موفق شدم ولی می‌خواستم اضمحلال راوی را نشان دهم که تغییر و گسست‌های آن می‌تواند ساختار را پیش ببرد. پس به این ترتیب ما با یک کار تجربی در زمینه داستان مواجه هستیم. به نظر من، هر نوشته، هر داستان و حتی همین گفت‌و گو برای شما و من، یک جور تجربه است. به نظر من، هر کس قاطعانه بخواهد در مورد خودش حرف بزند،خودش را نقض می‌کند. از نظر من، مولف هرگز منتقد نیست. من به مرور که رمان را می‌نوشتم، فکر می‌کردم دارم دست به یک کار تجربی تازه می‌زنم. به مرور فهمیدم که این کار، چقدر ضد واقع‌گرایانه و اکسپرسیونیستی است و احساس می‌کردم کتاب‌هایی که قبل از این رمان خواندم خیلی روی من تاثیر گذاشته است. به عنوان مثال؛ «سمک عیار» یک روایت ساختارمند اپیزودیک پیکارسک است. شما که کتاب را خوانده‌اید می‌توانید تاثیرات آن را در این کتاب ببینید. در صورتی که من در هنگام نگارش اصلا بهش فکر نمی‌کردم. در این دوره مطالعاتی، بیشتر چه کتاب‌هایی خواندید؟ متاسفانه من خیلی به ادبیات کهن علاقه دارم. چرا متاسفانه؟... به خاطر این که با توجه به دنیای پرسرعت و پرشتاب اینترنت و فضای مجازی که همه چیز را در خودش می‌بلعد، نه تنها ادبیات کهن ما فراموش می‌شود و از بین می‌رود و مخاطب خودش را از دست داده است، بلکه اگر صادقانه بخواهم اعتراف کنم، من هم مخاطب خیلی زیادی ندارم. نثر کهن و نثری که من به‌ش علاقه دارم، نثری نیست که نسل ما بتواند با آن ارتباط برقرار کند. عده معدودی به آن علاقه دارند. بورخس در یکی از مصاحبه‌هایش گفته؛ «نویسنده‌ها باید رسالتی در زمینه ادبیات اپیک و حماسی داشته باشند.» هر چند که من خیلی با این سبک موافق نیستم، اما «سمک عیار» را خیلی دوست دارم. یا «تذکره‌الاولیاء» و «هزار و یک شب» را دوست دارم و مطالعاتم پیرامون، این قسم از ادبیات است. ضمن اینکه قبل از «سمک عیار»، «کوایدان» کوبایاشی را دیده بودم. داستان‌های پلیسی خوانده بودم. کاواباتا و ادبیات شرق را خیلی دوست دارم که پر از رمز و راز و جادو شدن است. خیلی ادبیات فانتزی‌ای دارند. من پیش از نوشتن این رمان در حال خواندن و دیدن این آثار بودم. من هم نشانه‌هایی از «هزار و یک شب» را در این کار دیدم. ولی بیشتر به «آلیس در سرزمین عجایب» نزدیک بود؛ اسب‌ها که می‌آیند آسمان سیاه می‌شود. مارمولک‌ها آنقدر بزرگ می‌شوند که آدم‌ها می‌توانند روی آن بنشینند و بروند. در چنین جهانی، دوربین و اینترنت هم وجود دارد. به نظر من، تخیل خیلی مرزشناس نیست. افسانه‌های کهن، نویسندگان ناشناخته‌ای دارند. ما هیچ وقت نمی‌دانیم که چه کسی اولین بار داستان «عروسک سخن‌گو» را نوشته است. این داستان در میان سرخ‌پوستان، بومیان آفریقا و ایران و در روسیه هم هست. این تخیل‌ها برآمده از ضمیر ناخودآگاه  است. اما چیزی که برای من جالب بود، این بود که این نگاه می‌خواهد قضاوت کند و نمی‌تواند قضاوت درستی داشته باشد. به همین دلیل سعی کردم این ظن و گمان راوی را به شیوه فیلم «راشومون» پیش ببرم. در بحث راوی، ما یک راوی به نام راوی دخیل داریم. راوی اغفالگر. راوی‌ای که تعابیر متفاوتی ارائه می‌دهد و عقاید نویسنده را نمی‌گوید. من سعی کردم اغفال کنم و راوی مدام شکست بخورد. ما از زاویه دید راشومونی می‌بینیم که تامارا به یوناتان خیانت نکرده و اشتباه خوانده شده است. شوشا و گیسا که خواهرهای دوقلو هستند، ماسک می‌زنند. ما اول فکر می‌کنیم که یکی از آنها آدم منفی قصه است. اما بعد به این نتیجه می‌رسیم که تمام آدم‌ها حق دارند و همه از قضاوت اشتباه خودشان، ناراحت هستند.   با وجود این، فکر نمی‌کنید که قصه کمی دیر شروع می‌شود و تمام این قضاوت‌ها و توصیف‌ها باعث شود که ریتم داستان کند پیش رود؟ نه. من فکر می‌کنم از همان ابتدا، جذابیت‌هایی دارد که مخاطب بتواند آن را دنبال کند. اگر هم برای مخاطب، چنین حسی ایجاد شده، من در جریان نیستم.   ما معمولا با این ویژگی مواجه نیستیم که نویسنده، اسامی کاراکترهای داستان را قبل از شروع در یک صفحه بیاورد و راجع به آنها توضیح دهد. معمولا این اتفاق در نمایشنامه می‌افتد. چرا در رمان این کار را کردید و به مرور و در طول داستان، این اطلاعات را به مخاطب ندادید؟ من از جهان تئاتر و نمایشنامه آمده‌ام. فارغ‌التحصیل رشته ادبیات نمایشی هستم. استفاده از زاویه دید نمایشی در همه کارهای من وجود دارد و بهرام بیضایی را خیلی دوست دارم. تمام اسامی که در پیش‌خوان کتاب توضیح داده شده، اصیل و ایرانی هستند. در بندهش و اوستا، تمام این اسامی آمده است. چرا به شیوه نمایشنامه، این اسامی را قبل از شروع داستان آورده‌اید؟ می‌خواستم پیش‌خوان داشته باشم. من دوران دانشکده، کتاب «جنایت و مکافات» داستایوفسکی را از کتابخانه دانشگاه گرفتم. در دو جلد. الان نام مترجم کتاب را به خاطر نمی‌آورم. اگر آن کتاب، پیش‌خوان نداشت و کاراکترها را معرفی نمی‌کرد یا روابط‌شان را با هم نمی‌گفت، من آنها را با هم اشتباه می‌گرفتم. حتی کروکی مسیر خانه راسکولنیکف و معشوقه‌اش را کشیده بود. من اگر با این شکل بصری روبه‌رو نمی‌شدم، نمی‌توانستم آن رمان را تمام کنم. آن رمان خیلی گسترده است و کاراکترهای متعددی دارد. این اتفاق در «نام گل سرخ» اومبرتو اکو هم می‌افتد. در کار من، استفاده از پیش‌خوان، صرفا به خاطر ناآشنا بودن نام کارکترهای رمان است. معمولا دیالوگ‌ها را با زبان شکسته و محاوره می‌نویسند. اما در اینجا، اتفاق عکس افتاده است؛ روایت به زبان شکسته است و دیالوگ‌ها به زبان مکتوب. خیلی سال پیش، وقتی که من کتاب «خیال‌بافی» را نوشتم، آقای دولت آبادی در یک فصلنامه درباره نثر خوب کتاب توضیح دادند و گفتند؛ این نویسنده از فطرت عبور کرده است. من بعدها به ایشان توضیح دادم که این نثر سجایع دار ایرانی را من دوست دارم، اما مخاطب با آن ارتباط برقرار نمی‌کند. نثر محاوره هم به نظر می‌رسد که آسان است؛ استادی می‌خواهد. من در این شکل نوشتن، کمی تنبل و خام هستم. اما این هول دادن اساتید که به من می‌گفتند؛ تو خوب می‌توانی به این زبان روایت کنی، باعث شد که ترس من بریزد و اصلا کل کتاب را با این زبان بنویسم و روایت، محاوره‌ای هم باشد. نثر که خیلی جاندار است و جمله شروع؛ جذاب بود. اما قصه با همان ریتم که شروع شد، پیش نرفت. ریتم داستان برای من خیلی مهم است و بعد از نوشتن هر اثری، مولف مرده و در ذهن مخاطب ادامه پیدا می‌کند. در بین مخاطبان هم، کسانی بودند که کار را تمام کردند و هیچ مشکلی هم در این زمینه نداشتند. هر چند که من، در هنگام بازنویسی، گاهی فکر می‌کردم که کار کند پیش می‌رود.   و سخن آخر؟ من قبل از این کتاب، کتاب دیگری داشتم به نام « اسم این کتاب، دتول نیست» که قرار بود در انتشارات حوض نقره منتشر شود. اگر آن کتاب به موقع منتشر می‌شد، این، کتاب بعدی من بود. ولی هنوز منتشر نشده است. من فکر می‌کنم که نویسندگان، منتقد نیستند و من بر خلاف دوستان دانشمند عزیز، تمام کارهایم را مستقل انجام دادم و خیلی اذیتم می‌کنند. دوستان نویسنده و اهل ادب، سعی می‌کنند که خیلی در مورد من حرف نزنند. من تمام مخاطبینم را که خیلی هم کم هستند، از دل مردم و با نوشته‌های خودم، از وبلاگ قدیمی خودم- جزیره در کهکشان- پیدا کردم. که خیلی وبلاگ پرمخاطبی بود و خیلی کاربرد داشت در معرفی کتاب و تئاتر. و ناراحتی  من از این است که جامعه ادبی، بعد از هفت کتاب من، هنوز به سراغ این نویسنده نمی‌آید. من یک رونمایی جدی برای هیچ یک از کتاب‌هایم نداشته‌ام. و یا روزنامه‌نگارانی که فقط به سراغ دوستان و آشنایان خودشان می‌روند. رابطه بازی در جامعه هنری ما موثر است. واقعا آدم به استیصال می‌رسد. ]]> ادبيات Wed, 12 Jun 2019 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/276658/سعی-کردم-اغفال-کنم-راوی-مدام-شکست-بخورد سبزواری شیخ‌الطائفه شاعران انقلاب بود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276739/سبزواری-شیخ-الطائفه-شاعران-انقلاب علی موسوی گرمارودی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ اظهار کرد: حمید سبزواری مسلما شیخ الطائفه شاعران انقلاب است. خداوند وی را رحمت کند که هم زبان بسیار فاخری داشت و هم در اندیشه‌های او عشق به انقلاب موج می‌زد. از طرفی وی برخاسته از سرزمین کلام منظوم، یعنی خراسان بزرگ بود. بنابراین آنچه که وی در حوزه نظم و شعر ارائه کرد، همه فاخر و دلچسب است.   این شاعر انقلابی ادامه داد: وی در عرصه ترانه نیز حضور بسیار درخشانی داشت. همه می‌دانیم که ترانه مشهور «خمینی ای امام» از وی است. سوگ ترانه‌هایی که او در وصف شهید مطهری و دیگر بزرگان انقلاب نیز نوشته بسیار ارزشمند و گران‌بهاست؛ بنابراین همان‌طور که در ابتدا گفتم، بجاست که  وی را شیخ‌الطائفه شعر انقلاب بدانیم.   شاعر مجموعه شعر «در سایه‌سار نخل ولایت»‌ با اشاره به تاثیر اشعار سبزواری روی جوانان انقلابی گفت: پخش این تصنیف‌ها در آن دوران بسیار مهم و تاثیرگذار بود و جان دوباره‌ای به انقلاب می‌داد. من خودم در آن دوران جزو گروهی بودم که قرار بود خدمت امام (ره) این تصنیف و ترانه را بخوانیم و در اولین اجرا حضور داشتم و به نظرم بسیار تاثیرگذار بود.   موسوی گرمارودی در پایان گفت: سبزواری در مجامع ادبی انقلاب حضوری فعال داشت و از افراد فعال در جلسات شعرخوانی بیت رهبری بود؛ حتی به خاطر دارم که تا یک سال قبل از فوت‌ نیز در جلسه حضور پیدا کرد و شعر جدیدی هم خواند که بسیار خوب و شنیدنی بود.     ]]> ادبيات Wed, 12 Jun 2019 04:42:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276739/سبزواری-شیخ-الطائفه-شاعران-انقلاب مفتون امینی خالق تصاویر بکر و تازه است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276714/مفتون-امینی-خالق-تصاویر-بکر-تازه علیرضا طبایی، شاعر و منتقد ادبی به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: یدالله امینی که با نام مستعار «مفتون» آثارش را منتشر می‌‌کند در دوره‌های مختلف شاعری چند زمینه و سطح مختلف را طی کرده‌ و در این راه از چند مسیر گذشته‌ است. او در این بین در برخی مسیرها موفق بوده و در برخی مسیرها طبع‌آزمایی کرده است. یکی از مسیرهایی که او در آن بسیار موفق بوده است، جنبه حماسه‌سرایی در زمینه مسائل اجتماعی با عنایت به نگاه تاریخی است. وی ادامه داد: یکی دیگر از زمینه‌هایی که مفتون در آن ماهرانه عمل می‌کند، طبیعت‌گرایی و خلق تصاویر بکر و تازه است و مخاطب با خواندن اشعار او با تصاویر تامل برانگیزی روبه روی می‌شود. من فکر می‌کنم برای آنکه بتوانیم به کارنامه یدالله امینی توجه کنیم، باید از چند منظر یعنی دیدگاه شعر سنتی (کلاسیک)، دیدگاه شعر نیمایی و بعد از آن هم از دیدگاه شعر سپید و آزاد به آثار او نگاه کنیم.     این شاعر با اشاره به فعالیت‌های شعری مفتون امینی گفت: من توفیق مفتون را بیشتر در قلمرو سرودن آثار اشعار نیمایی و گاه کلاسیک می‌بینم. به دلیل آنکه خودم اعتقادی به شعر سپید ندارم و این گونه آثار را چندان در قیاس با آثار بزرگان ادب فارسی، مانا و زیبا نمی‌بینم (نه درباره وی بلکه درباره کل کسانی که سپید می‌نویسند)، توجه ویژه‌ای به آثار موزون او دارم.   وی افزود: به نظر من شعر مجموعه‌ای از خیال، عاطفه و اندیشه آمیخته با کلمات موزون است. یعنی شعر، وزن باید داشته باشد و وزن در متن شعر جاری و ساری باشد. زنده‌یاد فروغ جمله زیبایی داشت و می‌گفت که وزن مانند ریسمانی است که دانه‌های یک گردنبند را بدون آنکه دیده شود، در کنار هم نگه داشته است و اگر وزن (آن نخ نامرئی) را بکشیم، تمام دانه‌ها پخش و پلا می‌شوند.   این منتقد ادبی با اشاره به تفاوت شعر موزون با شعر غیرموزون گفت: در یک شعر کلاسیک محکم و استوار، حتی یک کلمه را نمی‌توان جابه‌جا کرد؛ در حالی که در شعر سپید حتی به راحتی می‌توان جای سطرها را نیز تغییر داد و این موضوع لطمه‌ای هم به شعر نمی‌زند. در کل من بیشتر مفتون را در زمینه شعر نیمایی و شعر کلاسیک موفق می‌دانم.   طبایی با اشاره به ارتباط نزدیک مفتون با شهریار و حسین منزوی گفت: شاعران از هم تاثیر می‌پذیرند. هم از طریق خواندن آثار یکدیگر و هم از نظر معاشرت‌هایی که با هم دارند. مفتون به دلیل آنکه با استاد شهریار هم‌زبان، ‌همشهری و در رفت‌و‌آمد بود از وی تاثیر پذیرفت؛ با این حال فکر نمی‌کنم که منزوی روی او چندان تاثیرگزار بوده باشد؛ چراکه وقتی شخصیت مفتون شکل گرفت تازه منزوی در حال مطرح شدن بود. منزوی نمی‌توانست مفتون را تحت تاثیر قرار دهد اما با توجه به زیرکی و دانایی مفتون می‌دانم که او از هر شاعر خوبی چیزی فرا می‌گیرد.   این روزنامه‌نگار در تشریح فعالیت‌های متنوع مفتون امینی اظهار کرد: شاخه‌شاخه پریدن فرصت‌ها را از آدم می‌گیرد. اگر امروز اشعار منزوی با اقبال عمومی روبه به‌رو شده است، به دلیل تداوم کار منزوی روی غزل است. او در قالب‌های دیگر نیز تجربه‌های خوب و قابل قبولی داشته اما همه می‌دانیم که تمرکزش روی غزل بوده است.   وی ادامه داد: مفتون زمانی شعر کلاسیک کار می‌کرد. آن هم کار کلاسیک با نگاه از دریچه‌های شعر کهن؛ اگر بخواهم کمی با شهامت صحبت کنم، می‌توان گفت که او به مضمون‌های کهنه می‌پرداخت. بعدها کلام نوتر می‌شود و به اصطلاح پوست می‌اندازد. در کار منزوی یک نوع شوریدگی و دیوانگی خاصی وجود دارد؛ اما مفتون عاقلانه‌تر رفتار می‌کند، درست مانند کاری که خیلی از شاعران انجام می‌دهند. بنابراین آن شیفتگی و دیوانگی که در شعر منزوی جریان دارد در شعر مفتون نیست.   طبایی در پایان گفت: موضوع عدم شناخت کسانی که در روزگار ما تلاش کرده‌اند، اما متاسفانه آنچنان که باید و شاید از سوی مخاطبان دیده نشده‌اند، موضوع مهمی است که باید به آن توجه ویژه‌ای داشت.  به نظرم همه در این داستان مقصر هستیم؛ اما شاید غفلتی از سوی رسانه‌ها انجام شده است؛ چراکه بیشتر از این باید به این افراد بپردازند. البته منظور من مفتون نیست؛ شوربختانه افراد زیادی هستند که ما نسبت به آنها غفلت کرده‌ایم؛ ‌‌افرادی که نقش آنها در فرهنگ و هنر معاصر غیرقابل انکار است. ]]> ادبيات Tue, 11 Jun 2019 08:20:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276714/مفتون-امینی-خالق-تصاویر-بکر-تازه دلیل اقبال کم به شعر، غیبت عنصر عاطفه است/ انسان باید مرتکبِ شعر شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/276339/دلیل-اقبال-کم-شعر-غیبت-عنصر-عاطفه-انسان-باید-مرتکب-شود خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در فارس- احسان اکبرپور: اتفاقی خجسته است که در روزگار عسرت شعر، «شکوفه‌های خوش‌پوش»، رباعیاتِ شاعر نوگرا و نوپرداز معاصر، ایرج صف‌شکن؛ در مدتی کوتاه به چاپ هشتم می‌رسد. شاعری که پیش‌ از این، بیش از 10 دفتر شعر در قالب سپید سروده و حالا با مجموعه رباعیاتش، دل دوستداران این قالب کهن را هم ربوده است. آنچه در این کتاب بیش از همه مشهود و مشحون است، اندیشه و عاطفه آشنای صف‌شکن است و نگاه و تلقی او از جهان، انسان، مرگ، پدیده‌های هستی و اکنون که در ادامه‌ همان نگاه نوگرای همدلانه و آگاهی‌دهنده پیشین است. صف‌شکن در این گفت‌وگو از عدم اعتقادش به فرم می‌گوید، چون معتقد است فرم و محتوا با هم «موجود زنده‌ای به نام شعر خلق می‌کند.» صادقانه می‌گوید شاعرانی را که شعر می‌سازند یا تمرین شعر گفتن می‌کنند، نمی‌فهمد؛ چون «انسان باید مرتکب شعر شود و شعر در او واقع شود». می‌گوید «شعر است که تصمیم می‌گیرد و فرم، وزن، نظم و بی‌نظمیِ خود را انتخاب می‌کند؛ و شاعر به‌عنوان یک کاتب و نویسنده شعر، آن را می‌نویسد». از همین روست که کارگاه‌های شعر را «توهین صریح به مقام و حیثیت شعر» می‌داند. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.   پیش‌تر هم درباره این موضوع حرف زده‌ایم، اما می‌خواهم به‌عنوان آغاز بحث درباره «شکوفه‌های خوش‌پوش»، بار دیگر بپرسم که چه شد ایرج صف‌شکن که شاعری است نوپرداز و پیش‌ازاین نیز در قالب سپید شعر گفته؛ مجموعه رباعیات منتشر می‌کند؟ در ادامه این پرسش می‌خواهم بپرسم آیا شما به فرم اعتقاد دارید؟ من بیش و پیش از آنکه بخواهم ذهنم را درگیر فرم کنم، معتقدم که انسان باید مرتکب شعر شود و شعر در او واقع شود. عنصر شعر نیز میزانی است که مخاطب تعیین می‌کند و اقبالی است که مکتوبی به نام شعر پیدا می‌کند؛ بنابراین برای من قابل‌درک نیست که ما چیزی را به نام فرم مطرح کنیم، یا به‌صورت جداگانه درباره‌اش بحث کنیم. چون می‌دانیم که فرم و محتوا موجودی زنده‌ به نام شعر خلق می‌کند، مثل کالبد یک انسان. ما مجاز هستیم که جداگانه درباره کالبد او صحبت کنیم، اما می‌دانیم که این پازل در کنار هم است که یک جسم را تشکیل می‌دهد و آن جسم نیز بر اساس نظمی پایدار است که می‌تواند جانداری متفکر باشد. من چنین نگاهی به شعر و حضور انسان در شعر دارم و معتقدم شعر حرمتِ آدمی است. شعر به هر شکل و فرمی که به سراغ شاعر بیاید، باید شاعر (اگر شاعر باشد) آن را ارائه دهد؛ مگر آنکه خودش تشخیص دهد که شعرش درجه خوبی ندارد.   حال با این توصیف، پرسشی که مطرح می‌شود آن است که فرایند خلق شعر چگونه رخ می‌دهد؟ مثلاً برای خود شما، این رباعیات چگونه واقع شدند؟ به‌هرحال در رباعی محدودیت‌هایی مثل وزن و تعداد واژه نیز وجود دارد. محدودیت‌ها، سنگلاخ‌ها و جاده‌های شُسته، همه پشت سرِ شاعر واقع می‌شود. درواقع این حوادث، آنجا تکلیف خود را معلوم می‌کنند و سپس از پالایه وجود شاعر می‌گذرند. این سؤال را بهتر است از خودِ شعر بپرسیم. چون شعر است که تصمیم می‌گیرد و فرم، وزن، نظم و بی‌نظمیِ خود را انتخاب می‌کند؛ و شاعر به‌عنوان یک کاتب و نویسنده شعر، آن را می‌نویسد. این نظر و اعتباری است که در نزد بعضی‌هاست. برخی هم هستند که معتقدند می‌شود شعر را ساخت و روی آن تمرین کرد. من دوست شاعری داشتم که می‌گفت هر کس که تمرین کند، می‌تواند شعر بگوید؛ و من هرگز نفهمیدم این سخن یعنی چه؛ اما در مورد خودِ من، لحظاتی است که بی‌اختیار حس می‌کنم باید چیزی بنویسم، چه بنویسم نه؛ چیزی بنویسم. لحظاتی که به نوشتن نیاز پیدا می‌کنم، قلم روی کاغذ می‌رود و چیزی نوشته می‌شود که بعضی‌هایش را برخی شعر می‌نامند. مثلاً شبی از شب‌ها، در داروخانه حوالی ساعت 6 بعدازظهر، ضمن آنکه مشغول کار بودم؛ احساس کردم باید در دفترم چیزی بنویسم. شعری نوشتم. باآنکه عادت ندارم زیر شعرهایم، تاریخ و ساعت بنویسم، اما آن روز احساسی متفاوت داشتم و نوشتم 9 تیر، ساعت 6 بعدازظهر، داروخانه، شیراز. نیم‌ساعتی گذشت، دوباره احساس کردم باید شعری بنویسم و نوشتم. این حادثه تا ساعت 9 شب، چندین بار دیگر اتفاق افتاد. سپس به خانه رفتم. 12 شب تلفن خانه زنگ خورد و به من خبر دادند عزیزی که فکر نمی‌کردم، از بعدازظهر در کما بوده و ساعت 10 شب فوت کرده است. اگر من آن شعرها را برای شما بخوانم، شگفت‌زده می‌شوید. مثلاً در آن شعرها، واژه‌های «مرگ» و «لَحَد» به‌دفعات تکرار شده است. این مثال را زدم که بگویم این‌ها هیچ‌کدام در اختیار شاعر، یا دست‌کم در اختیار من نیست؛ یعنی فرایند پیدایش و نوشتنِ شعر در من، یک فرایند خودبه‌خودی و خودجوش است و از مکانیسمش خبری ندارم.   به مرگ اشاره کردید که مؤلفه‌ای آشنا در شعرهای شماست. مؤلفه‌هایی دیگر هم در شعر شماست، مثل انسان و آزادی. شکوفه‌های خوش‌پوش را که می‌خواندم، متوجه شدم که همه این مؤلفه‌های آشنا در این رباعی‌ها نیز هست. به نظرم این موضوع درواقع بیانگر همان نگرش شماست که معتقدید فرم، تعیین‌کننده نیست. حال پرسشم اینجاست که آیا نوشتن این رباعی‌ها، به لحاظ زمانی منظم بوده، یا آنکه در مواقعی لابه‌لای آن‌ها شعر سپید نیز خلق کرده‌اید؟ خیر، منظم نبوده است. لحظاتی بوده که شعر سپید آمده و لحظاتی هم شعر وزن‌دار بیش‌تر هجوم می‌آورد. بستگی به آن دارد که سطر نخست که شکل می‌گیرد و می‌آید نوک زبان یا قلمِ انسان، چگونه خود را ظاهر می‌کند و در چه هیئتی ظهور پیدا می‌کند. گاهی اوقات هم می‌شود که شما در وزن حرکت می‌کنید و به وزن شکسته می‌رسید؛ شبیه کاری که فروغ می‌کرد و به بی‌وزنی می‌رسید. شاملو هم، چنین شعرهایی دارد. مثلاً اگر به شعر «وارتان» (نازلی) نگاه کنید، می‌بینید که یک رباعی است؛ بنابراین چنین حوادثی هم می‌تواند رخ دهد که خارج از اختیار شاعر است.   متوجه هستم که شاید روی این موضوع خیلی تأکید دارم، اما به رباعی‌ها که توجه می‌کردم، وجود آرایه را در آن‌ها بسیار زیاد دیدم (که البته نقطه قوت آن‌هاست). مثلاً این رباعی که ایماژی غریب دارد: «بر بالِ تو و بال یکی پروانه/ موری است روان و این جهان یک دانه/ گر شبنمِ طاقتش جهان آب شود/ نه مور بمانَد و نه آن پروانه.» این یک ایماژ کامل است. حالا پرسشم را این‌گونه می‌پرسم: آیا شما به بازنویسی یا ویرایش شعر اعتقاد دارید؟ باز هم باید این پرسش را صریح جواب دهم. باور کنید این شعری را که خواندید، نمی‌دانم از کیست و بار اول است که آن را می‌شنوم. شما می‌گویید این شعرِ ایرج صف‌شکن است، من اما در لحظه نوشتن، آن‌چنان بی‌هوشم که حتی یادم می‌رود شعر من است. درباره آرایه‌ها هم که اشاره کردید، این پاسخ پرسش خودتان است که فرم تعیین‌کننده نیست. چون سراپای شعر سپید من (آن‌گونه که منتقدین می‌گویند)، آرایه‌ها و رنگ‌های تند و پیچیدن در لابیرنت‌های تندوتیز است که در رباعی‌هایم نیز هست. در شعری هم که خواندید دقیقاً دیده می‌شود؛ بنابراین من به قالب شعر معتقد نیستم. همه شاعران بزرگ ما، درجایی که اصرار داریم اسم فرم را بیاوریم، از هم تفریق می‌شوند، اما جایی هست که کاملاً مشتبه می‌شوند. وقتی به این نکته توجه کنیم که این‌ها همه مرتکب شعر شده‌اند، اما اینکه چگونه شعر گفته‌اند و شعرشان چه شکلی اختیار کرده؛ مهم نیست. چون تنها عنصر شعریتِ شعر است که تعیین‌کننده است.   مدت‌هاست بحثی مطرح است در خصوص ارتباط شعر و مردم. آیا اقبال عمومیِ کم به شعر (غیر از برخی دفترهای پر اقبال مانند همین شکوفه‌های خوش‌پوش)، ناشی از آن است که اندیشه شعرها در راستای اندیشه، خواست و آمال مردم نیست؟ من بیش از اندیشه، عنصر عاطفه را غایب می‌دانم. غیبت عاطفه در شعر نیز احتمالاً به سبب غیبت عاطفه در خود شاعر است. عنصر عاطفه در شعر ضعیف شده و شعر دیگر جان ندارد، لَخت است، جنازه است. گویی شعر، جنازه بزک‌کرده زیبایی است که در تابوتی نهاده شده، اما جان ندارد. خود ما که شعرهایمان را می‌خوانیم، می‌بینیم در بسیاری موارد با شعرهایی روبه‌روییم که جان ندارند. مطمئناً شما هم با این قضیه روبه‌رو شده‌اید و می‌دانید بسیاری از صفحات روزنامه‌هایی که با آن‌ها سروکار دارید؛ جان ندارد؛ بنابراین فکر می‌کنم غیبت عنصر عاطفه، بیش از غیبت اندیشه و معرفت؛ سبب اقبالِ کم مخاطبان به شعر بوده است.   پس باید در اینجا این پرسش را هم بپرسم: نظرتان درباره کارگاه‌های شعر چیست؟ به نظر من تشکیل کارگاه شعر، توهین صریح به مقام و حیثیت شعر است. تشکیل کارگاه شعر و تعلیم دادنِ شعر معنایی ندارد. هرچند که ما در طول تاریخ دو دسته شاعر داشته‌ایم: شاعرانی مثل مولوی که راه می‌رفته‌اند و بدون آنکه متوجه شوند، شعر از آن‌ها سرریز می‌شده؛ دسته دوم هم شاعرانی بوده‌اند که روی شعر کار می‌کرده‌اند؛ بنابراین شاید شاعرانی باشند که بتوانند نگین‌های زیبا را در یک ویترین بچینند و حتی تبدیل به شاعرانی بزرگ شوند؛ اما من آن شاعر را نمی‌فهمم.   بعدِ انتشار غزل‌های منزوی، یک تحول در نگاه به غزل فارسی (به‌لحاظ محتوایی) اتفاق افتاد. به نظر من «شکوفه‌های خوش‌پوش» نیز به همراه برخی رباعی‌های ایرج زبردست، ممکن است سرآغازی باشد برای شکسته شدن نگاهی که معتقد به کهنه یا نو بودن برخی قالب‌های شعری است. آیا شما هم با این دیدگاه موافقید؟ من می‌توانم سؤال شما را این‌گونه اصلاح کنم که آیا زمان آن نرسیده است که ما در بخش‌هایی از پیشنهادهای 70 سال پیش درباره شعر، تجدیدنظر و بازخوانی کنیم؟ به نظر من فصلش رسیده است؛ یعنی برخی از پیشنهادهایی که معتقد است فلان سبک یا قالب دوره‌اش تمام یا آغاز شده، با ذات هیچ هنری هم‌خوان نیست. «بایدونباید» عرصه جامعه‌شناسی است، نه عرصه هنر. کسانی که برای شعر بایدونباید قائل می‌شوند، مرتکب این اشتباه بزرگ شده‌اند که به هنر دستور داده‌اند. به نظر من ماجرای شعر، شبیه داستان گالیله است؛ و «گردش زمین به دورِ خورشید»، خودِ شعر است. یادم است سال‌ها پیش محمد حقوقی جمله‌ای با این مضمون نوشت که شاعری پیدا شده که تمام نظریه‌ها و تئوری‌های مرا در نقد شکسته، اما شعر گفته است. وقتی ما مجله را خواندیم، با این شعر از نسرین جافِری مواجه شدیم: «ویزایت را از سفارت سوسن‌ها می‌گیری.» سفارت و ویزا، دو کلمه امروزی و بسیار دشوار و دشخوار است، اما این بانو شاعرانه و فروغ‌وار، چنین شعری می‌گویند که انسان حیرت می‌کند. از همین منظر باید بگویم شعرهای نسرین جافری مؤید این است که «بله آقای حقوقی! شاعرانی پیدا می‌شوند که نظریات شما را درهم می‌شکنند، چون شما سخندان‌ها و اهل کتابت از درون شعرها چیزی را بیرون می‌آورید؛ نه اینکه چیزی را به شعر الصاق می‌کنید.» پس باز هم اعلام می‌کنم که زمانش رسیده که در بخشی از پیشنهادهای 70 سال پیش تجدیدنظر کنیم.   نمونه‌هایی از رباعیات دفتر «شکوفه‌های خوش‌پوش»: «از برج بلند تا سخی‌دستی خود/ در عربده‌های هر شب و مستی خود/ هر سوی نظر کنی فقط می‌بینی/ یک طوطی و مرجان و همه هستی خود» «بر سایه من، سایه دیوار چرا/ در شکل خودم، شکل گرفتار چرا/ من دفتر غایبم که هنگام حضور/ می‌خواند چرا؟ این‌همه رفتار چرا؟» «گفتم که چرا، چرا عطش‌بارانم؟/ گفتا که نگو، نگو که من هم آنم/ برخیز و نگاه کن بر آن قله پیر/ توری است سپید بر دل یارانم» «می‌گفت: صدا، صدا، صدا، می‌آید/ این چهچهه از گلوی ما می‌آید/ یک لحظه شنیدیم که مرغ دم بخت/ می‌گفت ری‌را، ری‌را، ری‌را می‌آید» «باران! دل من هوای رفتن دارد/ باران! سر من میل شکفتن دارد/ باران! تو بگو که عاقبت وقت قرار/ این گفته، چرا میل نگفتن دارد» ]]> استان‌ها Tue, 11 Jun 2019 04:49:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/276339/دلیل-اقبال-کم-شعر-غیبت-عنصر-عاطفه-انسان-باید-مرتکب-شود فضای اجتماعی به دنبال عدالت‌طلبی بود که شاملو به سراغ هیوز رفت/در آرمان‌شهر هیوز تبعیض وجود ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/276444/فضای-اجتماعی-دنبال-عدالت-طلبی-شاملو-سراغ-هیوز-رفت-آرمان-شهر-تبعیض-وجود-ندارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ لنگستون هیوز یکی از معروف‌ترین شعرای سیاه‌پوست آمریکایی است که مخاطبان ایرانی با ترجمه احمد شاملو با او آشنا شده‌اند؛ مجموعه کتابی که بعدها شاملو آن را دکلمه کرد و به صورت صوتی منتشر شد. البته ترجمه هیوز تنها به شاملو ختم نشد و بعد از او نیز چند نفری آمدند و شعرهایی از او را ترجمه کردند؛ با این حال و با گذشت پنج دهه از مرگ این شاعر آمریکایی تا پایان سال 97 هیچ‌کس به سمت ترجمه همه اشعار این شاعر سیاه‌پوست نرفته بود و دنیای هیوز برای مخاطب ایران آنچنان روشن و شفاف نبود تا این که به تازگی تمام اشعار این شاعر با ترجمه حسن علیشری که خود شاعر و ترانه‌سراست، با عنوان «شکسپیر در هارلم» منتشر و از سوی موسسه انتشارات نگاه روانه بازار نشر شده است. در این راستا با حسن علیشیری هم کلام شدیم تا بیشتر با تفکرات و اندیشه این شاعر مبارز آشنا شویم؛ گفت‌وگویی که در ادامه می‌خوانید.   بدون شک وقتی به تاریخ ادبیات آمریکا نگاه می‌کنیم، لنگستون هیوز، نقش غیرقابل انکاری در ادبیات این کشور دارد؛ با این حال شاید مخاطب فارسی زبان آشنایی چندانی با این شاعر، نویسنده و نمایشنامه‌نویس نداشته باشند. از این رو کمی درباره این شخصیت ادبی توضیح دهید. لنگستون هیوز یکی از سرشناس‌ترین شاعران معاصر آمریکاست. شاعری سیاهپوست که از سردمداران جنبش مبارزه با تبعیض نژادی بوده است و به واسطه استمراری که در فعالیت‌های ضد تبعیض‌نژادی داشته در جامعه غرب شناخته شده است. هیوز با 16 کتاب شعر، 12 رمان و مجموعه‌‌داستان کوتاه، 7 اثر غیرداستانی، 8 کتاب کودک و 11 نمایشنامه، یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های‌ ادبیات سیاهان در قرن بیستم است. هیوز از آغاز رنسانس هارلم در‌ 1920 تا جنبش هنر سیاهان در‌ 1960 حضوری فعال و الهام‌بخش داشت؛ از این رو او را «شکسپیرِهارلم» و «ملک‌الشعرای سیاهان» نامیده‌اند و آثارش هم‌چنان در مدارس و دانشگاه‌های آمریکا تدریس می‌شود. تمرکز آثار هیوز از ابتدا بر بازگشت به ریشه‌های تاریخی، زندگی سیاهان در آمریکای ابتدای قرن بیستم و تلاش در جهت احقاق حقوق مدنی آنان است. ما ایرانی‌ها از طریق ترجمه‌های احمد شاملو با لنگستون هیوز آشنا شدیم. شاملو در کتاب «همچون کوچه بی‌انتها» تعدادی از شعرهای لنگستون هیوز را ترجمه و علاوه بر آن در یک آلبوم به نام «سیاه همچون اعماق آفریقای خودم» تعدادی از شعرهای ترجمه شده را دکلمه کرده است.   با توجه به اینکه پیش از شما چند نفر دیگر هم کارهای لنگستون هیوز را ترجمه کرده‌اند، اثر شما با کتاب‌های قبلی مانند ترجمه شاملو چه تفاوتی دارد؟ تفاوت کار من با شاملو و سایر مترجمان آثار لنگستون هیوز این است که من به سراغ ترجمه مجموعه اشعار این شاعر رفته‌ام که شامل همه‌ کتاب‌های اوست، البته شعرهایی نیز وجود دارد که من به دلایل مختلف آن را در کتاب نیاورده‌ام که تعداد آنها بسیار اندک است؛ با این حال این کتاب که نزدیک به 700 صفحه است، کامل‌ترین مجموعه‌ای است که تا به امروز از لنگستون هیوز منتشر شده است.   به چه دلیل به سراغ ترجمه کامل اشعار لنگستون هیوز رفته‌اید؟ داستان اینکه چرا به سراغ ترجمه اشعار لنگستون هیوز رفتم کمی طولانی است. من از طریق یغما گلرویی با این کتاب آشنا شدم. زنده‌یاد شاملو نیز قصد ترجمه این کتاب را داشت. حدود 10 سال پیش یغما گلرویی به من پیشنهاد داد که این مجموعه را با هم کار کنیم؛ چراکه در گذشته من و یغما در کتاب «جهان در بوسه‌های ما زاده می‌شود» تعدادی از اشعار لنگستون هیوز را به صورت مشترک ترجمه کرده بودیم.   به صورت مشترک؟ بله. در کارهای گذشته من ترجمه‌ تحت‌اللفظی شعرها از انگلیسی به فارسی را انجام می‌دادم و یغما آنها را بازسرایی می‌کرد. قرار بود که درباره این کتاب نیز به همین شکل عمل کنیم و در هفت، هشت سال اخیر نیز دائما موضوع ترجمه کتاب مطرح بود؛ اما متاسفانه بعد از اینکه یغما ممنوع‌الکار شد و امکان انتشار آثارش نبود، از طرف انتشارات نگاه به من پیشنهاد شد که این کار را خودم انجام دهم. از این رو دو سال پیش با نگاه قرارداد بستم و کار را شروع کردم. در اینجا از موسسه انتشارات نگاه بسیار سپاسگزارم؛ چراکه به دلیل حجیم بودن و زمان‌بر بودن ترجمه‌ این کتاب، بدون حمایت مستمر ناشر این کار شدنی نبود.     اگر بخواهیم به مهم‌ترین ویژگی آثار ادبی هیوز اشاره کنیم، به چه ویژگی می‌توان پرداخت یا به عبارتی مهم‌ترین دغدغه هیوز در آن دوران آمریکا چه بوده است؟ بدون تردید مهم‌ترین شاخصه‌ آثار لنگستون هیوز موضوع مبارزه با تبعیض‌نژادی و عدالت‌طلبی اوست. بیشینه‌ کارهای هیوز آثار اجتماعی هستند و مهم‌ترین شاخصه این اشعار اجتماعی، مبارزه با تبعیض‌نژادی و عدالت‌طلبی است؛ ما در آثار عاشقانه او نیز با یک زبان بسیار ساده و نگاه متفاوت روبه‌رو هستیم؛ ویژگی‌هایی که مجموع آنها لنگستون هیوز را به یک شاعر ماندگار تبدیل کرده است. شاید این شاعر در میان مردم کشور ما چندان شناخته شده نباشد اما در میان انگلیسی‌زبان‌ها بسیار شناخته شده و تاثیرگذار است. هیوز و چند شاعر و نویسنده دیگری که در هارلم نیویورک فعالیت می‌کردند، رنسانس هارلم را به وجود آوردند و تاثیر زیادی روی نسل‌ها ادبی بعد از خودشان، حتی نسل بیت گذاشتند؛ به همین دلیل نیاز بود که مجموعه کامل آثار او به فارسی نیز ترجمه و منتشر شود تا امکان بررسی بیشتر به پژوهشگران این حوزه داده شود.   با توجه به اینکه شاملو در این حوزه ورود کرده و از طرفی با دکلمه شعرها از قدرت بیان نیز بهره برده‌ بود، کار را برای مترجمان بعد از خودش سخت کرد و شاید به همین دلیل خیلی از مترجمان از ترجمه آثار این شاعر منصرف شدند؛ کار برای شما چگونه بود؟‌ کاری که شادروان شاملو انجام  داد از حیث تعداد اشعار بسیار محدود بود و او تنها بخشی از آثار لنگستون هیوز را ترجمه کرد و کار او بسیار متفاوت از کتابی است که به تازگی منتشر شده است. ما در این کتاب با کارنامه شعری هیوز روبه‌رو هستیم و این کتاب آثار هیوز از آغاز تا زمان مرگ را شامل می‌شود و امکان بررسی سیر تطور فکری و زبانی او فراهم شده است. برای مثال با خواندن این کتاب متوجه می‌شویم که در دوره‌ای لنگستون هیوز تفکرات چپ داشته است و این گرایشات چپ را به خوبی در این مجموعه می توانید ببینید. مهم‌ترین ویژگی ترجمه‌های شاملو شاعرانگی آنهاست که من در این بخش هیچ داعیه‌ای ندارم و شاید تنها بتوانم بگویم، سعی کرده‌ام ترجمه‌هایم از صحت و دقت بالایی برخوردار باشد.   در ترجمه آثار به متن اصلی وفادار بوده‌اید؟ دوست عزیزم آرش افشار مسئولیت ویرایش و تطابق این مجموعه با متن اصلی را بر عهده داشت و سعی‌ کرده‌ایم تا جایی که ممکن است به متن اصلی وفادار باشیم. من تلاش کردم که متن بیشترین انطباق را با اشعار هیوز داشته باشد.   به نظر شما چه ویژگی در شعرهای لنگستون هیوز وجود دارد که توانست نظر شاملو را به این شاعر جلب کند؟ شاملو در دوره‌ای به سراغ لنگستون هیوز می‌رود که فضای اجتماعی کشور ما نیز (قبل از انقلاب) به دنبال عدالت‌طلبی بوده است. برای درک بهتر این موضوع اجازه دهید، مثالی برای شما بزنم. لنگستون هیوز شعری دارد که در متن اصلی می‌گوید: «بگذارید آمریکا دوباره آمریکا شود» او این شعر را با ارجاع به امریکا سروده است و مختص همان سرزمین است؛ اما شاملو در ترجمه کلمه «آمریکا» را به «وطن» تغییر می‌دهد و می‌گوید «بگذارید این وطن دوباره وطن شود». این نوع ترجمه، تمایل شاملو برای برداشتی فرامرزی و فراسرزمینی از شعر نشان می‌دهد. یعنی شاملو دل‌نگرانی‌های هیوز را دیده و علاقه‌مند بوده تا آنها را به زبان مادری برگرداند. در ترجمه شاملو مثل تمام ترجمه‌هایی که شاملوی بزرگ انجام داده با رویکرد شاعرانگی بیشتر و بازآفرینی شعر در زبان مقصد روبه‌رو هستیم؛ یعنی ما همچنان شاملو را بیشتر از شاعر اصلی پشت ترجمه‌ها می‌بینیم.   وقتی شعرهای هیوز را مطالعه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که موسیقی نقش غیرقابل انکاری در شعرهای این شاعر دارد. به نظر شما علاقه او به موزیک جاز و بلوز باعث این ویژگی شعری شده است یا دلیل دیگری دارد؟ اگر ما لنگستون هیوز را یک ترانه‌سرا نیز بنامیم، حرف نامربوطی نزده‌ایم؛ چراکه او تعداد زیادی از آثارش را برای اجرای موسیقی نوشته است و بسیاری از شعرهایی که در این کتاب وجود دارد به معنی واقعی کلمه ترانه هستند. اگر آثار هیوز را بخوانید متوجه می‌شوید که شعرها وزن دارند، آهنگ دارند و حتی در مواقعی قافیه در آنها دیده می‌شود. به نظر من تکلیف این آثار کاملا مشخص است و برای موسیقی نوشته شده‌اند. باید توجه داشته باشیم که فرهنگ سیاهان آمریکا را نمی‌توان از موسیقی جدا کرد. موسیقی جاز و بلوز ریشه در فرهنگ آفریقایی-امریکایی دارد و هیوز هم جزو افرادی است که به تکامل این جریان خیلی کمک کرده است. البته این نکته را نیز باید بگویم که در بررسی آثار هیوز کارهای غیرترانه او نیز موسیقی درونی دارند. در کل در این کتاب هم کارهای موزون و هم کارهای غیرموزون وجود دارد و من تلاش کردم در ترجمه‌ها حسی از آهنگ درونی وجود داشته باشد؛ البته به دلیل آنکه نمی‌خواستم از درصد وفاداری به متن اصلی کم شود، در بازسرایی وزن عروضی به اشعار نداده‌ام. در بعضی از ترانه‌ها می‌شد از وزن استفاده کرد و حتی قافیه به آنها داد که این کار مستلزم تغییر در متن بود که من این میزان از تغییر را انجام ندادم.   چه اتفاقی در دوره فعالیت‌‌های هیوز رخ می‌دهد که به او لقب «ملک‌الشعرای سیاهان» می‌دهند؟ در بسیاری از آثار هیوز پرخاشگری نسبت به جامعه‌ مشاهده می‌شود؛ جامعه‌ای که نه تنها حس تبعیض به سیاهان، بلکه نسبت به همه رنگین پوستان دارد. دقت داشته باشید که ما درباره دورانی صحبت می‌کنیم که ورود رنگین پوستان به بعضی از رستوران‌ها ممنوع بوده است و در اتوبوس و قطار واگن جداگانه برای آنها در نظر گرفته می‌شده و اجازه ورود آنها را به واگن‌های عمومی را نمی‌داند. از طرفی مدرسه و حتی بیمارستان‌ آنها با سفیدپوستان فرق می‌کرده. هیوز در دورانی زندگی می‌کرد که این فرهنگ با تلاش رنگین‌پوستان در حال تغییر بود و آنها در حال مبارزه بودند. در حالی که پدر هیوز که وکالت خوانده بود به دلیل رنگین‌پوست بودن شغلی پیدا نمی‌کرد، هیوز بعدها موفق شد درس بخواند، به دانشگاه برود و به تدریس بپردازد. نکته دیگری که درباره  لنگستون هیوز وجود دارد بازگشت به ریشه‌های فرهنگی خودش است. توجه داشته باشیم که در اولین شعری که در این مجموعه حضور دارد، «سیاه از رودخانه‌ها می‌گوید» (شعری که هیوز در 18 سالگی سروده و به احتمال زیاد اولین شعر او نیزاست) ارجاعی عمیق و شاعرانه به فرهنگ و تاریخ سیاهان وجود دارد. همه این تلاش‌ها باعث شده تا چنین لقب‌هایی به او بدهند.   هیوز مخالف بزرگ نشان دادن فرهنگ و تمدن آمریکایی است؟ نه به آن معنی که مد نظر شماست؛ اما او به تاریخ آمریکا نیز نگاهی کاملا نقادانه دارد؛ یعنی در عین حال که عده‌ای تلاش می‌کنند تا تاریخ آمریکا را یک تاریخ سراسر بزرگ و باشکوه نشان دهند، او نگاه انتقاد‌آمیزی به موضوع برده‌داری و سابقه برداری در آمریکا دارد. اما در نهایت به دنبال شکوه و افتخار آمریکاست اما آمریکایی که همه در آن برابر باشند و فرصت‌های یکسانی برای زیست و پیشرفت داشته باشند. گمان می‌کنم اگر هیوز در دوران معاصر نیز می‌زیست هم‌چنان منتقد جدی سیاست‌های سلطه‌گرایانه‌ آمریکا بود. همه این‌ها لنگستون هیوز را به یک شاعر یگانه به‌ویژه در فرهنگ رنگین‌پوستان و سیاه‌پوستان آمریکا تبدیل می‌کند. او در داستان‌ها، نمایشنامه‌ها و شعرهای کودکش نیز همین دغدغه را داشته است. یعنی به دنبال عدالت‌طلبی و مبارزه با تبعیض‌نژادی است. حتی در برخی آثار عاشقانه او می‌بینیم که این نگاه وجود دارد. به هر حال به نظر من لنگستون هیوز به اندازه کافی برای ما ایرانی‌ها شناخته شده نیست و تمام شناخت ما از این شاعر به آن چیزی که شاملو برای ما ترجمه کرده خلاصه می‌شود که تاکید می‌کنم کار بسیار ارزشمندی بوده است.     در این مجموعه از شعرهای کودک او هم ترجمه کرده‌اید؟ من در این مجموعه فقط اشعار بزرگسال هیوز را ترجمه کرده‌ام و فکر می‌کنم که فقط یک شعر کودک به این مجموعه وارد شده و آن هم به این دلیل است که در ترجمه شاملو آن شعر وجود داشت و من نیز قصد داشتم که همه شعرهایی که مخاطب ایرانی از هیوز خوانده را پوشش دهم؛ در نتیجه آن شعر کودک نیز در مجموعه آمده است. امیدوارم بتوانم در آینده بقیه‌ شعرهای کودک هیوز را در شکل و شمایلی که مناسب این اشعار و مخاطب کودک است منتشر کنم.   با این که شما همه شعرهای هیوز را ترجمه کرده‌اید؛ اما به نظرم هنوز کار تمام نشده است، این موضوع را قبول دارید؟ اگر چه شاخص‌ترین آثار کارنامه ادبی لنگستون هیوز شعرهای اوست؛ اما او شعرهای کودک، نمایشنامه‌ها و داستان‌های بسیاری دارد که جای ترجمه دارند و فقط نیاز است که مترجمان و اهالی ادبیات به سمت آن بروند.   با توجه شرایط زمانی آن دوران آمریکا، به نظر می‌رسد که لنگستون هیوز راه مناسبی را برای بیان دغدغه‌های خود پیدا کرده است؛ چراکه در آن زمان بیشترین حوزه‌ای که سیاه‌پوستان می‌توانستند در آن ورود کنند، هنر بوده است. شما این موضوع را تایید می‌کنید؟ البته کار در این حوزه نیز سخت بوده است و حتی بد نیست که بدانید انتشار کتاب برای لنگستون هیوز کار ساده‌ای نبوده است. گفته می‌شود که او در رستورانی گارسن بوده و روزی واچل لیندزی، یکی از شاعران بزرگ روزگار خودش را می‌بیند و چند شعرش را به دستش می‌رساند و بعد از آن لیندزی، هیوز را به انتشارات ناف معرفی می‌کند؛ انتشاراتی که تا هیوز تا آخر عمرش هم با آن کار کرد. کتابی که من ترجمه کردم پیش از آنکه یک مجموعه شعر باشد، سندی از آن دوران تاریخی آمریکاست. در همان دوران خوانندگان محبوب بسیاری بودند که به دلیل رنگین‌پوست بودن اجازه کنسرت دادن و خواندن نداشتند و این طور هم نبوده که فضا خیلی باز باشد؛ اما می‌شود گفت که از بخش‌های دیگر جامعه آزادتر بوده است. این را گفتم تا بگویم که آنها در هنر هم آزاد نبودند و آن‌قدر مبارزه کردند تا موفق شدند آزادی‌های اجتماعی مورد نظر خود را به دست آورند. اگر زندگی لنگستون هیوز را بررسی کنیم می‌بینیم که او در دورانی به عنوان خبرنگار در جنگ‌های داخلی اسپانیا شرکت می‌کند و در آنجا با همینگوی آشنا می‌شود، یعنی سیاه‌پوستان در آن دوران از هر دریچه‌ای وارد شدند تا حرف‌شان را بزنند و موفق هم شدند. لنگستون هیوز جزو کسانی است که شعر او همچنان در دبیرستان‌های آمریکا درس داده می‌شود و این یعنی موفقیت.   اگر به ادبیات جهان نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که ادبیات چند صد سال اخیر شاعر قدرتمند و خوب کم نداشته است؛ اما صاحب‌نظران معتقدند که تعداد شاعرانی که توانسته‌اند دیدگاه‌ یک ملت را تغییر دهند و به جامعه ناامید، امید تزریق کنند، بسیار کم است. آیا واقعا یک شاعر می‌تواند دیدگاه یک ملت را تغییر دهد؟ اگر بخواهم صادقانه با شما حرف بزنم، واقعیت این است که من باور ندارم که یک مولف به تنهایی بتواند یک جامعه را تغییر دهد. هیوز بخشی از یک جنبش بزرگ اجتماعی و فرهنگی بوده است. در این مجموعه‌ از افراد زیادی نامبرده می‌شود. شخصیت‌هایی که در دسته شاعران، خوانندگان، نوازندگان، ‌نویسندگان، سیاستمداران و حتی ورزشکاران قرار می‌گیرند؛ افرادی که در راستای اهداف رنگین‌پوستان تلاش کرده‌اند و هیوز کسی بوده که بخشی از جریان شعر این جنبش را برعهده داشته است. ما معمولا در ادبیات شاهد تلاش‌هایی برای حرکت‌های اجتماعی هستیم؛ اما این کارها به یک حرکت فراگیر فرهنگی و هنری تبدیل نمی‌شود. دست کم در دهه‌های اخیر به خاطر نمی‌آورم که فیلمسازان، کارگردان‌های تئاتر، آهنگسازان، خواننده‌های موسیقی و ورزشکاران همه در راستای یک موضوع فعالیت کنند و فعالیت مستمر و پیگیر داشته باشند پس توقع ایجاد جریانی امیدبخش از یک هنرمند، به تنهایی، چندان منطقی و شدنی نیست.   مجموعه‌ای که شما ترجمه کرده‌اید این روند را نشان می‌دهد؟ مجموعه شعری که انتشارات نگاه منتشر کرده، نزدیک به 50 سال شاعری هیوز را پوشش می‌دهد و خوشبختانه ترتیب زمانی دارد و شما می‌توانید متوجه نگاه او در دوره‌های مختلف زمانی شوید و تغییرات را حس کنید.   در صحبت‌های خود به امیدبخشی اشاره کردید؛ کمی درباره این ویژگی شعری هیوز توضیح دهید. یکی دیگر از ویژگی‌های شعری هیوز، امیدبخش بودن فضای شعری اوست. یعنی در عین این که هیوز از شرایط سخت و مشکلات اقتصادی و اجتماعی می‌گوید، همیشه روزنه‌ امیدی در آثار او وجود دارد. همیشه دعوتی به وحدت و همگرایی برای برطرف کردن مشکلات هست. او سفیدپوستان را برادران خود خطاب می‌کند و می‌گوید که اگر ما (سفید پوستان و رنگین‌پوستان) دست در دست هم دهیم، می‌توانیم یک جامعه‌ آزاد و برابر داشته باشیم. این‌ها تفاوت‌هایی است که می‌تواند برای ما اهالی ادبیات آموزنده باشد.   در صحبت‌های خود چند بار به رنسانس هارلم اشاره کردید. با شخص لنگستون هیوز کاری ندارم؛ به نظر شما ادبیات تا چه میزان توانسته به این اتفاق مهم کمک کند؟  تاثیر ادبیات بسیار چشم‌گیر است؛ چراکه موتور فکری این جریان بوده است. یعنی موسیقی وجود داشته است اما در کنارش ادبیات بوده؛ تئاتر وجود داشته اما موتور حرکت‌دهنده‌ آن ادبیات بوده، حتی کسانی که در دهه‌های بعدی آمدند، همه خودشان را وام‌دار کسانی مثل لنگستون هیوز می‌دانند.   آرمان‌شهر هیوز کجاست؟ به نظر من یک جامعه‌ بدون تبعیض، آرمان‌شهر رویایی هیوز است. یعنی مساله‌ او فقط تبعیض نژادی نبوده؛ بلکه او در پی ایجاد جامعه‌ای بوده که در آن تبعیض اقتصادی و فرهنگی‌ نیز نباشد و همه فرصتی برابر برای پیشرفت داشته باشند. او مخالف طبقه‌بندی جامعه بر اساس نژاد، لهجه، زبان، رنگ‌ پوست و ... است.   هیوز در جوانی به شدت طرفدار جریان چپ بود؛ اما رفته رفته تغییر کرد. به نظر شما گرایش هیوز چرا رفته رفته به کمونسیم کم شد؟ می‌دانیم که در آمریکا دورانی به نام دوران مک کارتیزم وجود داشته است و هیوز هم به دلیل گرایشات چپ جزو افرادی بوده که در این دوره احضار می‌شود و مورد بازجویی قرار می‌گیرد. اگر مخاطبان کتاب را بخوانند متوجه می‌شوند که لنگستون هیوز چندین شعر درباره جنگ‌های داخلی اسپانیا و چندین شعر درباره‌ جنبش‌های مختلف چپ در نقاط مختلف جهان دارد. با این حال پیش از دوران مک کارتیزم گرایشات چپ او کمرنگ می‌شود.   ترجمه این کتاب چقدر طول کشید؟ روند ترجمه‌ این اثر یک سال و نیم طول کشید و من حدود شش ماه نیز برای ویرایش و بازنگری اثر زمان گذاشتم که در این بین دوست ارجمندم، آرش افشار کمک زیادی به من کرد. به اعتقاد من هیچ ترجمه‌ای نمی‌تواند ادعا کند که خالی از اشکال و ایراد است؛ اما من تلاش کردم تا جایی که ممکن است این مجموعه خالی از ایرادهای اولیه‌ی ترجمه باشد.     این روزها بازار کتاب‌های شعر فارسی چندان مناسب نیست. آیا کتاب‌های شعر ترجمه نیز وضعیت مشابهی دارند؟ وضعیت شعر ترجمه چندان تعریفی ندارد و شاید از حوزه‌ شعر تالیفی بدتر هم باشد. در حوزه‌ شعر افراد مطرحی هستند که خوشبختانه هنوز از آثارشان استقبال می‌شود اما در بخش ترجمه چنین اتفاقی نیز رخ نمی‌دهد و آنهایی که بارها اسم‌شان مطرح شده و ترجمه‌های متعدد از آثارشان ارائه شده تا حدودی فروش دارند. واقعیت این است که من این کتاب را با نیت فروشِ بالا ترجمه نکردم و علاقه‌مند بودم تا این کتاب که به عنوان یک سند تاریخی، دوران مهمی از آمریکا را روایت می‌کند، مورد توجه مخاطب جدی قرار گیرد. من بیشر از آنکه روی مخاطب عام حساب کرده باشم روی پژوهشگران ادبی که علاقه‌مند هستند آن دوره آمریکا را بخوانند، حساب باز کرده‌ام. واقعا در روزگار ما ترجمه و انتشار کتاب شعر 700 صفحه‌ای، کار چندان منطقی‌ای نیست.   به‌عنوان آخرین سوال؛ به نظر شما شعرهای بلند این کتاب مورد توجه مخاطب امروز که به دنبال شعرهای کوتاه می‌گردد، قرار می‌گیرد؟ واقعیت این است که بازار کتاب خیلی تحت تاثیر فضای مجازی است و در فضای مجازی نیز بیشتر شاعرانی مورد استقبال قرار می‌گیرند که شعر عاشقانه و کوتاه دارند. ما از شاعران بزرگ جهان نیز آنهایی را بیشتر می‌شناسیم که شعرهایشان به درد توئیت کردن و کپشن نوشتن برای عکس در اینستاگرام می‌خورد. از لنگستون هیوز هم شعرهای کوتاه و عاشقانه‌اش بیشتر منتشر می‌شود. به نظر من این یک آسیب بزرگ محسوب می‌شود و در چنین شرایطی، مخاطب جدی شعر باید به این کتاب و کتاب‌های شبیه به آن نگاه جدی‌تری داشته باشد. ما باید هر  طور شده از این آسیب کم کنیم و مخاطبان را ترغیب کنیم تا سرشان را از گوشی بیرون بیاورند. من خودم عاشق مینیمالیزم هستم و در شعرهای سپیدم نیز به این سبک گرایش دارم؛ اما این نگاه نباید باعث شود تا ما بخش مهمی از تاریخ ادبیات جهان را از دست بدهیم. ]]> ادبيات Tue, 11 Jun 2019 04:32:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/276444/فضای-اجتماعی-دنبال-عدالت-طلبی-شاملو-سراغ-هیوز-رفت-آرمان-شهر-تبعیض-وجود-ندارد کمتر از 2 درصد جمعیت ماهشهر عضو کتابخانه‌های عمومی هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270922/کمتر-2-درصد-جمعیت-ماهشهر-عضو-کتابخانه-های-عمومی-هستند به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در خوزستان، محمد فروغی‌نژاد در اولین جلسه انجمن کتابخانه‌‌های عمومی ماهشهر در سال جدید که با حضور اعضای این انجمن در سالن اجتماعات فرمانداری شهرستان بندر ماهشهر برگزار شد، با بیان اینکه عملکرد کتابخانه‌‌های عمومی در سه شاخص عضو، زیربنا و منابع قابل بررسی است، به وضعیت زیربنای کتابخانه‌‌های عمومی این شهرستان اشاره کرد و گفت: در شهرستان ماهشهر مناطق بسیاری از جمله شهرک مدنی، قدس و منازل مسکن مهر وجود دارد که با توجه به جمعیت قابل توجه این مناطق نیازمند توجه ویژه و جدی مسئولین در اختصاص فضاهای کتابخانه ای است. وی ادامه داد: با وجود بخش‌‌های متعدد روستایی در اطراف شهرستان و هزینه‌‌های بالای ساخت کتابخانه در مناطق مختلف روستایی، وجود یک کتابخانه سیار ضروری است که باید با همت مسئولان تحقق یابد تا در جهت گسترش و ترویج فرهنگ مطالعه در مناطق کم برخوردار شاهد ارائه خدمات این کتابخانه‌‌ها باشیم. فروغی‌نژاد پایین بودن سرانه فضای مطالعه در کتابخانه‌‌های عمومی بندر ماهشهر را یکی از مشکلات جدی این کتابخانه‌‌ها برشمرد و بیان کرد: برای رفع این مشکل باید کارهای اساسی در حوزه کتابخانه‌‌های این شهرستان صورت گیرد و انتظار ما این است با پیگیری مصوبات قبلی شاهد رشد و توسعه کتاب و کتابخوانی در شهرستان باشیم. همچنین به گفته رئیس کتابخانه‌های عمومی ماهشهر، هم اکنون سرانه عضویت در کتابخانه‌های عمومی این شهرستان به نسبت جمعیت، 1.92 درصد است و لذا باید تلاش شود با برنامه‌های مختلف میزان جذب اعضا بیشتر شود. در این جلسه ابراهیم آریازنگنه معاون برنامه ریزی و عمران فرمانداری ماهشهر گفت: سرانه کتابخوانی در کشور در مقایسه با سایر کشورها در سطح پایینی قرار دارد و امروزه با گسترش فضای مجازی و اوقات فراغت کاذب کمتر به مقوله کتاب و کتابخوانی توجه می‌شود. آریا زنگنه افزود: انقلاب ما انقلابی نبود که به زور اسلحه پیش برود بلکه اندیشه و کلام رمز پیروزی بود. یکی از ابزار روحانیون کتاب بود که مردم از این طریق با با فرهنگ اسلامی و انقلاب آشنا شدند و رسانه تاثیرگذار کتاب توانست جنبش انقلاب و یک حکومت رسمی را بنیان نهد. وی اضافه کرد: متولیان فرهنگ، ائمه جمعه و جماعات و سایر نهادها و ارگان‌‌ها باید به جای پرداختن به مسائل جناحی و سیاسی نگاه ویژه‌ای به کتاب و ترویج فرهنگ کتابخوانی داشته باشند، تا بتوانند گامی موثر در جهت نهادینه کردن فرهنگ کتاب و کتابخوانی در جامعه بردارند. ]]> استان‌ها Tue, 11 Jun 2019 04:27:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/270922/کمتر-2-درصد-جمعیت-ماهشهر-عضو-کتابخانه-های-عمومی-هستند ​نشست «غزل پیشرو ایران» در بوشهر برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276677/نشست-غزل-پیشرو-ایران-بوشهر-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ حسن صادقی‌پناه در آغاز این ویژه‌برنامه با طرح این سوال که «آیا شعر در قالب غزل مساوی با شعر کلاسیک است» گفت: من شخصا با این نظر مخالف هستم، همان‌گونه که مرحوم جلالپور نیز با این نظر مخالف بود. خالق مجموعه‌شعر «و چای دغدغه عاشقانه خوبی است» در ادامه با بیان اینکه شعر کلاسیک از نگاه سیستم آکادمیک ایران عبارت است از: «شعری که در یکی از قالب‌های کهن سروده شود»، افزود: ما لفظ کلاسیک را از غرب گرفته‌ایم، از این‌رو متون بسیاری را مطالعه کردم تا مطمئن شوم که آیا فرم بیرونی جزء مشخصه‌های کلاسیسم است که چیزی در این باره یافت نشد. بنابراین می‌توان گفت قالب شعری نمی‌تواند ملاکی برای شعر کلاسیک باشد. به گفته وی، شعر کلاسیک در غرب چهار مشخصه دارد که عبارتند از: تلفیق کردن احساس با اندیشه، تمرکزگرایی در شعر کلاسیک، کنایه و وابستگی شدید به تشبیه و استعاره. صادقی‌پناه با تاکید بر اینکه با این اوصاف ما باید تلقی خود را از شعر کلاسیک تغییر دهیم و باید بپذیریم که غزل ظرفیتی مستعد برای پذیرش معانی جدید است، گفت: از این رو غزل قالبی نامیراست. قالبی برای شعر کلاسیک و نئوکلاسیک است. قالبی برای شعر مدرن است. قالبی برای شعر پست‌مدرن هست و خواهد بود. بنابراین قالب مناسبی برای جنبش‌های هنری است. چون غزل به‌دلیل موسیقی منحصربه‌فردی که دارد در ذهن مردم جامعه به‌خوبی رسوخ کرده و قالب موفق و محبوبی است. این شاعر، مترجم و منتقد ادبی در بخش دیگری از سخنان خود نیز به تعریف آوانگاردیسم پرداخت و افزود: آوانگاردیسم یک مکتب ادبی نیست، بلکه رفتارهای هنجارشکن علیه نرم‌های دیگر است. از این رو، در ادبیات فارسی شاعران آوانگارد بزرگی داشتیم که از جمله‌ آنها می‌توان به سعدی و مولوی اشاره کرد.  صادقی‌پناه با تاکید بر اینکه در ادبیات معاصر نیما و شاملو از جمله شاعران نوگرا و آوانگارد بودند، افزود: البته من معتقدم که سنگ بنای غزل نئوکلاسیک را فروغ در ادبیات معاصر ایران گذاشت؛ اما حرکت آونگاردی غزل از دهه هفتاد شکل گرفت که برخی از شاعران داعیه‌دار آن شدند. این شاعر در پایان با تاکید بر اینکه مرحوم جلال‌پور یکی از آوانگاردهای غزل مدرن بود که امروز جای خالی‌اش به‌شدت احساس می‌شود، یادآور شد: شاخصه‌هایی که آوانگارد بودن غزلیات جلال‌پور را تائید می‌کنند، عبارتند از: تمایز در استفاده از آرایه تشخیص (شاخصه منخصربه‌فرد شعر حسین جلال‌پور بود)، ساختارشکنی‌ها در فرم بیرونی، ساختارشکنی‌های زبانی، بداعت در آشنایی‌زدایی‌ها (آمیخته به لحن و نحو بدیع) و سیالیت در فضا و زمان.  یادآوری می‌شود، پخش دو نماهنگ از زندگی حسین جلال‌پور، شاعر، نویسنده، مصحح، منتقد و پژوهشگر گناوه‌ای که فروردین امسال در اثر صانحه رانندگی جان خود را از دست داد، اجرای موسیقی ایرانی با هنرنمایی بهرنگ حکیمی‌پور و عبدالواهب زنگویی، شعرخوانی تعدادی از شاعران هم‌استانی شامل فاطمه نوایی‌لقب، رضا معتمد، محبوبه بصری، الهام مردانی، صاحبه نادرپور، خلیل شیخیانی، عزت خلیفه‌زاده، عابد اسماعیلی، مهدی بیاتی‌نسب، سیما نوذری، غلامرضا ابراهیمی، علیرضا احمدی‌فرد، کمیل ایزدجو از دیگر بخش‌های این نشست تخصصی بود که در نخستین روز سومین دوسالانه ملی جایزه ادبی بوشهر برگزار شد. ]]> ادبيات Mon, 10 Jun 2019 11:52:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276677/نشست-غزل-پیشرو-ایران-بوشهر-برگزار با چاپ نکردن «نام من سرخ» حسن نیت‌مان را نشان دادیم/اگر پاموک بخواهد کتابش را چاپ نمی‌کنیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276674/چاپ-نکردن-نام-سرخ-حسن-نیت-مان-نشان-دادیم-اگر-پاموک-بخواهد-کتابش-نمی-کنیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سال گذشته و در سفر اورهان پاموک به ایران او در صحبت‌هایش اعلام کرد که علاقه‌مند است آثارش در ایران با ترجمه ارسلان فصیحی و از سوی نشر ققنوس منتشر شود؛ اما چند روز پیش نشر چشمه با انتشار خبری خودش را به‌عنوان ناشر تخصصی این نویسنده ترک معرفی کرد و همین موضوع باعث حرف‌ و حدیث‌های فراوان شد.   در روزهای گذشته مهدی حسین‌زادگان، مدیر داخلی نشر ققنوس اعلام کرده بود که از طریق ارسلان فصیحی این موضوع را پیگیری خواهد کرد؛ اما به تازگی و با گذشت چند روز از این اتفاق گویا موضع نشر ققنوس تغییر کرده است.   مهدی حسین‌زادگان، مدیر داخلی نشر ققنوس در گفت‌وگو با ایبنا اظهار کرد: هنوز وقت نکرده‌ایم که پیگیر موضوع پاموک باشیم؛ اما به نظرم این موضوع اصلا مهم نیست و اتفاق خاصی رخ نداده است. پاموک سه کتاب به ما داده و ما نیز چاپ کرده‌ایم. وی در مصاحبه‌های خود نیز بارها گفته که علاقه‌مند است ناشرش در ایران نشر ققنوس باشد. وی ادامه داد: با این حال، ما پیگیر نشدیم؛‌ اما آن طور که خبردار شدیم، گویا آژانسی که پاموک با آن کار می‌کند قراردادی را با نشری در ایران بسته که به نظر من اصلا اهمیت ندارد؛ چراکه ما در ایران چیزی به نام کپی‌رایت نداریم.   مدیر داخلی ققنوس درباره آینده چاپ آثار پاموک در ایران گفت: ارسلان فصیحی در فروردین‌ماه سال جاری دیداری با پاموک داشت که در آن جلسه پاموک کتاب جدیدش را به ارسلان فصیحی نشان داده  و ابراز تمایل کرده بود تا همزمان با انتشار نسخه ترکی و انگلیسی اثر، نسخه فارسی آن نیز منتشر شود. حتی پاموک گفته که برای اتمام کتاب جدید شاید نیاز باشد که بار دیگر به ایران سفر کند و چند شهر ایران را از نزدیک ببیند که ما نیز به او اطلاع دادیم که این آمادگی را داریم تا مقدمات سفر او به ایران را آماده کنیم و قرار بود که این سفر تا اواخر تابستان انجام شود.   وی افزود: در مجموع در مورد کتاب جدید پاموک هنوز تصمیمی نگرفته ایم و شاید ترجمه کنیم و شاید ترجمه نکنیم. با این حال تصور من این است که ترجمه‌های ارسلان فصیحی رقیب ندارد و حیف است که خوانندگان پاموک را از خواندن اثر جدید او محروم کنیم.   حسین‌زادگان با اشاره به کتاب «نام من سرخ» اظهار کرد: ققنوس و ارسلان فصیحی حسن نیت خود را سر کتاب «نام من قرمز» (یا «نام من سرخ») به پاموک نشان دادند و به همه فهماند که تحت هر شرایطی حاضر به چاپ کتاب نیستند؛ چراکه وقتی ما کتاب ترجمه شده را به ارشاد تحویل دادیم و متوجه شدیم که قسمت‌های زیادی از کتاب باید حذف شود و این موضوع به داستان ضربه می‌زد؛ بنابراین از انتشار کتاب منصرف شدیم و این موضوع را نیز به پاموک انتقال دادیم که او نیز از این اتفاق بسیار خوشحال شد. این موضوع بیانگر آن بود که ما در ایران به اصول حرفه‌ای پایبندیم. وی ادامه داد: نشر انحصاری یک اتفاق خنده‌دار است؛ چراکه ما ناشر اختصاصی فلان نویسنده نداریم. برای مثال ققنوس حق رایت تمام آثار مارگارت اتوود را خریداری کرده‌ است، اما نشرهای دیگر هم دست به انتشار کتاب‌های این نویسنده زده‌اند و حتی این کتاب را برای توزیع به پخش ققنوس می‌سپارند. عده‌ای می‌گویند که ققنوس ناشر تخصصی پاموک بوده است و من در اینجا می‌گویم که ما نخستین ناشر آثار پاموک هستیم و هیچ وقت ناشر تخصصی او نبوده‌ایم و ناشران دیگری هم هستند که کتاب‌های او را چاپ می‌کنند؛ بنابراین این کلمه معنا ندارد.   مدیر داخلی ققنوس در پایان گفت: همه کارهایی که به ققنوس می‌آید بررسی می‌شود و پاموک و غیرپاموک ندارد و ما کار جدید پاموک را نیز بررسی خواهیم کرد تا ببینیم که ارزش چاپ کردن دارد یا نه؛ مگر اینکه خود پاموک زنگ بزند و از ما بخواهد که کتاب را ترجمه نکنیم. در این صورت دست از ترجمه کتاب می‌کشیم.   در ادامه به سراغ ارسلان فصیحی رفتیم و او در واکنش به اتفاقات رخ داده و صحبت‌هایش اخیرش با پاموک گفت: من از طریق واتس‌آپ با پاموک در ارتباط هستم؛ اما به دلیل آنکه این روزها بیشتر وقتم را به ترجمه می‌پردازم، از او درباره این موضوع سوال نکردم. من ترجیح می‌دهم فکرم را به این چیزها ندهم و پیگیر این موضوعات نباشم. فصیحی در پایان گفت: من کارم ترجمه کردن است و نمی‌توانم خودم را درگیر این حواشی کنم. شاید این مسائل برای خبرنگاران و روزنامه‌نگاران جذاب باشد اما برای من جذابیتی ندارد. اگر این شایعاتی که در بازار است حقیقت داشته باشد باید از پاموک سوال کنیم که چرا حرف‌هایی که امروز چشمه می‌زند با آنچه شما سال گذشته در ایران مطرح کردید متقاوت است. ]]> ادبيات Mon, 10 Jun 2019 10:31:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276674/چاپ-نکردن-نام-سرخ-حسن-نیت-مان-نشان-دادیم-اگر-پاموک-بخواهد-کتابش-نمی-کنیم فرزند فاطمه معتمدآریا مستندی درباره شاهنامه طهماسبی می‌سازد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276665/فرزند-فاطمه-معتمدآریا-مستندی-درباره-شاهنامه-طهماسبی-می-سازد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) شاهنامه طهماسبی یا شاهنامه شاه‌طهماسب نسخه‌ای نفیس از شاهنامه فردوسی و متعلق به قرن دهم هجری قمری است، که تاریخ آغاز آن به دوره سلطنت شاه اسماعیل اول، مؤسس سلسله صفوی بازمی‌گردد. این نسخه از شاهنامه شامل ۲۵۸ صفحه نگارگری از افسانه‌ها، اساطیر و داستان‌های شاهنامه است، که با منظومه حماسی در هزار و ۲۰۰ صفحه و توسط برجسته‌ترین نقاشان و خوش‌نویسان عهد صفوی و به خط نستعلیق تهیه شده‌ است.   شاهنامه طهماسبی پس از تکمیل، حدود چهل سال در دربار صفوی باقی ماند، اما احتمالا در سال ۹۸۳ هـ. ق که سلطان سلیم دوم در دربار عثمانی زمام امور را به دست گرفت، توسط سلطان وقت دربار صفوی، به منظور تبریک به تخت نشستن سلطان سلیم دوم همراه با هدایای دیگری به دربار عثمانی تقدیم شده است.   این شاهنامه تا اوایل قرن 19 میلادی در دربار عثمانی باقی می‌ماند، تا این که در سال ۱۹۰۳ در نمایشگاه آثار هنر اسلامی درموزه هنرهای تزئینی پاریس به نمایش گذاشته می‌شود و سال ۱۹۵۹ میلادی فردی آمریکایی به نام آرتور هاتن آن را می‌خرد و از آن به بعد شاهنامه طهماسبی در محافل هنری اروپا به «شاهنامه هاتن» تغییر نام پیدا می‌کند. هاتن در سال ۱۹۷۰ برای رهایی از بدهی مالیاتی، ۷۸ صفحه از این شاهنامه را به موزه «متروپولیتن» هدیه می‌دهد. در اواسط دهه ۱۹۷۰ میلادی نامه‌ای به دولت پادشاهی ایران می‌نویسد و پیشنهاد می‌کند باقی نسخ را به قیمت ۲۰میلیون دلار به ایران بفروشد؛ اما دولت ایران به دلیل گرانی قیمت پیشنهاد شده حاضر به توافق نمی‌شود.   پس از آن هفت مجلس از نقاشی‌های شاهنامه دریک حراجی در لندن به قیمت ۳٫۱ میلیون دلار و چند سال بعد، ۴۱ نقاشی به گالری «اگینو» در لندن فروخته می‌شود و از آن میان تنها یک نسخه برای موزه تازه تأسیس رضا عباسی ایران خریداری می‌شود.   سال‌ها بعد هاتن برگ‌های باقی‌مانده از شاهنامه طهماسبی را به‌طور امانی به بانک لویدز لندن می‌سپرد و طی دو سال ۱۴ برگ دیگر از این شاهنامه به فروش می‌رسد، با این حساب پس از مرگ هاتن، از ۲۵۸ صفحه نگارگری شاهنامه طهماسبی، فقط ۱۱۸ صفحه باقی می‌ماند. در سال ۱۳۷۲، دولت ایران با پیشنهاد فرزند هاتن که ان زمان در کاخ سفید مشغول به کار بوده و بنا به وصیت پدر مأمور فروش شاهنامه طهماسبی شده بود، موافقت می‌کند و با پیگیری «حسن حبیبی»، معاون اول رئیس‌جمهوری وقت ایران، برای بازپس‌گیری باقی‌مانده این شاهنامه، آن را با تابلوی «زن 3» اثر «ویلم دکونیک» معاوضه می‌کند و این تعداد نسخه به ایران بازمی‌گردد. به گزارش وال‌استریت ژورنال، در ابتدا برگ‌ها درون صندوقچه‌ای چوبی با یک کشتی حمل پرتقال به اروپا آورده شده، در ۲۷ ژوئیه ۱۹۹۲، این برگ‌ها از طریق بانک لویدز به پاریس منتقل می‌شوند و روز بعد یک مقام عالی‌رتبه دولت ایران، این برگ‌ها را با یک بویینگ ۷۲۷ از پاریس به تهران منتقل می‌کند.   نهایتا نسخه‌ای که به‌دست ایران می‌رسد ۱۱۸ نگاره دارد، که درموزه هنرهای معاصر تهران نگهداری می‌شود. ۷۸ برگ از نگاره‌های این شاهنامه هم در اختیار موزه متروپلیتن نیویورک، یک برگ در اختیار موزه بریتانیا، ده برگ از این مجموعه در اختیار موزه آقاخان در تورنتو و سه برگ آن نیز در اختیار موزه هنرهای اسلامی دوحه قطر قرار دارد. مابقی صفحات هم در تملک مجموعه داران خصوصی است.   داستان پرپیچ و خم این شاهنامه نفیس که از آغاز نگارش تا به حال، سفرهای مختلفی به اکناف جهان داشته؛ در این سفرها برگ‌هایی از خود را از دست داده و در نهایت به زادگاه اصلی خود، یعنی ایران بازگشته است؛ روایت جالب، هیجان انگیز و گاه جنجالی است که نریمان حامد، فرزند فاطمه معتمدآریا هنرمند سرشناس کشورمان را به ساخت مستندی درباره این نسخه از شاهنامه و روزگاری که بر آن گذشته ترغیب کرده است.   نریمان حامد دست به ساخت مستندی درباره شاهنامه طهماسبی و چگونگی بازگشت آن به ایران زده است، که تهیه‌کنندگی آن هم برعهده فرزاد پاک است.    ]]> ادبيات Mon, 10 Jun 2019 09:04:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/276665/فرزند-فاطمه-معتمدآریا-مستندی-درباره-شاهنامه-طهماسبی-می-سازد روایت‌های متفاوت یک نویسنده درباره مرگ و پس از مرگ‌ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/276452/روایت-های-متفاوت-یک-نویسنده-درباره-مرگ-مرگ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «آن سوی مرگ» کتابی داستان‌گونه از جمال صادقی است که سعی کرده ماجرای چند تن از افرادی که تجربه مرگ داشتند را با جزئیات و در گفت‌وگ لا خودشان داشته‌اند، نقل کند. این کتاب در قالب سه بخش ارائه شده و هر بخش یک خاطره درمورد تجربه مرگ است. کتاب دارای روایت است، اما چون خاطره‌ها به صورت مصاحبه و سوال و جوابی است، شاید کمی از حالت داستانی معمول خارج شده باشد.   این طور که از مقدمه مولف برمی‌آید، «آن سوی مرگ» روایت‌های واقعی سه نفر مختلف است که تجربه‌های متفاوتی از مرگ و آن سوی مرگ دارند. اندیشه پرداختن به چنین موضوعی هم سال‌ها قبل‌تر از نگارش کتاب برمی‌گردد، که نویسنده با دوست خود، محمدحسین حاجی‌ده‌آبادی با هدف انسان‌شناسی سفرهایی به شهرها و روستاهای مختلف کشور ترتیب می‌دهند و قصه مردمان مختلف را ثبت و ضبط می‌کنند. در جریان همین سفرها با دو نفر روبه‌رو می‌شوند که ادعا می‌کنند تجربه مرگ دارند و قصه مرده و زنده شدن خود را برای آن‌ها تعریف می‌کنند. سال‌ها بعد که نویسنده فراغ بالی می‌یابد؛ با کمک همان دوست خود به سراغ این موضوع می‌روند.     کار را از بیمارستان‌های تهران شروع می‌کنند و سراغ کسانی که تجربه مرگ داشتند را می‌گیرند. افراد زیادی به آن‌ها معرفی می‌شوند که همه، بدون استثنا، خاطرات جالبی برای گفتن داشتند، اما خیلی از خاطرات شبیه به یکدیگر بوده است. در این بین اشخاصی که قصه مرگشان را تعریف کردند، به سه دسته تقسیم می‌شوند: گروهی پس از خارج شدن از جسم خود، در تمام مدت داخل بیمارستان مانده‌اند؛ برخی فراتر از محیط دبیرستان، بین مردم شهر شناور شده‌اند و دسته سوم به جهانی ورای جهان زمینی کوچ کرده‌اند؛ که نویسنده از میان تمامی خاطرات، سه خاطره که تقریبا از دیگران متفاوت‌ است را انتخاب می‌کند و در کتاب «آن سوی مرگ» می‌آورد. جالب این است که اغلب کسانی هم که از تجربه مرگ خود گفته‌اند، حاضر نشدند نامشان را فاش کنند.   لازم به ذکر است، کتاب «آن سوی مرگ»، نوشته جمال صادقی و به کوشش محمدحسین حاجی‌ده‌آبادی در 352 صفحه با شمارگان 2000 نسخه و بهای 45000 تومان منتشر شده است.   جمال صادقی کتاب دیگری هم به نام «دوازده ثانیه» دارد که آن هم به گونه‌ای دیگر حال و هوای مرگ دارد. «دوازده ثانیه»  داستان مردی است که سال‌ها قبل از زلزله بم برای مأموریت کاری به بم مسافرت کرده بود. او در آنجا با دختربچه‌ای به نام «ناهید» آشنا می‌شود و به او یک جلد قرآن هدیه می‌دهد. چند سال بعد وقتی مرد خبر زلزله را می‌شنود، به یاد دختر می‌افتد و با همراهی دوست عکاسش به بم می‌روند و ادامه ماجرا در بم پس از زلزله می‌گذرد.                 «دوازده ثانیه» رمانی تأثیرگذار است که به واقعه زلزله بم می‌پردازد. نویسنده با پرداخت هنرمندانه شخصیت‌ها و توصیف عمیق‌ترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنه‌ها، خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه می‌سازد. تبحر نویسنده در واگویی ماجراها و استخوان‌بندی محکم و اساسی کتاب، باعث می‌شود که خواننده احساس کند که خودش واقعه زلزله را به چشم دیده و تجربه کرده است. این کتاب را می‌توان سفرنامه‌ای دانست که در هیبت یک رمان نوشته شده است.   همچنین قابل ذکر است که رمان «دوازده ثانیه»، نوشته جمال صادقی و به کوشش محمدحسین حاجی‌ده‌آبادی در 438 صفحه با شمارگان 2000 نسخه و بهای 25000 تومان از طرف انتشارات آرتاکاوا  منتشر شده است.         ]]> ادبيات Mon, 10 Jun 2019 06:41:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/276452/روایت-های-متفاوت-یک-نویسنده-درباره-مرگ-مرگ گفتارهای درسی «حسین ورجانی» محور اصلی «داستان‎نویسی مقدماتی» است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276629/گفتارهای-درسی-حسین-ورجانی-محور-اصلی-داستان-نویسی-مقدماتی سیدمرتضی حسینی شاه‌ترابی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، با معرفی بخش‌های کتاب گفت: این کتاب در بخش اصلی «اصول کلی داستان‎نویسی»، «عناصر داستان»، «الگوی هندسی در داستان»، «نامگذاری داستان» و «شیوه‎ نوشتن داستان» را  توضیح می‌دهد. در بخش ضمیمه به بررسی و معرفی «داستان ابسورد»، «داستان شاعرانه»، «داستان موقعیت»، «رئالیسم جادویی»، «فراداستان»، «رمان نو»، «جریان سیال ذهن»، «سوررئالیسم»، «ناتورالیسم» و «دادائیسم» می‎پردازد.   وی افزود: کتاب «اصول کلی داستان‎نویسی» درس گفتارهای داستان نویسی است. یعنی محوریت اصلی کتاب تجربه‌ها و گفتارهای درسی استاد حسین ورجانی است که از سال 1378 در کارگاه‌های مختلف آموزشی داستان در شهرهای مختلف از جمله قم تدریس کرده اند.   این داستان نویس در پاسخ به این سوال که با وجود کتاب‌های آموزشی از این قبیل چه ضرورتی به تالیف «داستان‎نویسی مقدماتی»  بود تصریح کرد: مدت‌ها بود هنرجویان داستان نویسی و همین طور داستان نویسانی که استاد را می‌شناختند و با تدریس و کارگاه‌های ایشان آشنا بودند درخواست تدوین و نگارش این درس گفتارها را داشتند. برهمین اساس و با توجه به این‌که متن‌های آموزشی تالیفی و مبتنی بر تجربه‌ها و تدریس در حوزه داستان نویسی فارسی کمتر مورد توجه قرار گرفته و بیشتر به متون ترجمه ی آموزش‌های داستانی پرداخته شده بود نگارش این کتاب شکل گرفت. شاهترابی نکته مهم درباره کتاب‌های آموزشی موجود را قابلیت استفاده و کاربردی بودن آن‌ها معرفی کرد و گفت:  برخی از متن‌ها و کتاب‌هایی که هستند آن‌قدر تخصصی و مشروح اند که باید پس از سال‌ها نوشتن و بودن در دنیای داستان سراغشان رفت و برخی هم آن‌قدر کم بضاعت که کمک چندانی به خواننده نمی‌کنند. متنی می‌خواستیم که هر هنرجو و علاقمند به داستان بتواند با خوانش آن به یک شناخت مناسب از داستان برسد.   یادآوری می‌شود «داستان‎نویسی مقدماتی» اثر مشترک  حسین ورجانی و سیدمرتضی حسینی شاه‌ترابی از سوی نشر رازگو  تهران خرداد 98 در ۲۴۲ صفحه با قیمت ۲۸ هزار تومان روانه بازار نشر شده است. ]]> استان‌ها Mon, 10 Jun 2019 06:11:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276629/گفتارهای-درسی-حسین-ورجانی-محور-اصلی-داستان-نویسی-مقدماتی آغاز نشست‌های اقناعی داوری در جایزه مهرگان http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276648/آغاز-نشست-های-اقناعی-داوری-جایزه-مهرگان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با پایان یافتن مهلت ارسال آثار در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۸، دبیرخانه جايزه مهرگان در چهارمین گزارش خود تعداد کل کتاب‌های دریافت شده در بخش‌های مختلف جایزه را اعلام کرد و از پیشرفت امور داوری و آغاز نشست‌های اقناعی داوران در تیرماه ۱۳۹۸ خبر داد. بر اساس گزارش دبیرخانه در پایان مهلت ارسال آثار در دو بخش مهرگان ادب (رمان و مجموعه داستان) و مهرگان علم (کتاب‌های علمی – زیست‌محیطی) مجموعاً ۲۱۰۱ عنوان کتاب به دبیرخانه جایزه مهرگان رسیده است که ۱۹۵۸ عنوان آن مربوط به مهرگان ادب و ۱۴۳ عنوان آن مربوط به مهرگان علم بوده است. در بخش مهرگان ادب از میان ۱۹۵۸ عنوان رمان و مجموعه داستان چاپ اول سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷، تعداد ۷۴۵ عنوان (حدود یک سوم آثار) توسط دبیرخانه و داوران مرحله مقدماتی تأیید شده و در چرخه داوری جایزه مهرگان قرار گرفته است که از این میان ۳۸۵ عنوان رمان و ۳۶۰ عنوان مجموعه داستان کوتاه است.  نکته قابل توجه اینکه در طول دو دهه برگزاری جایزه مهرگان این دومین دوره‌ای است که تعداد رمان‌ها از مجموعه داستان‌ها بیشتر است.  در بخش مهرگان علم از میان ۱۴۸ عنوان کتاب علمی دریافت شده، ۸۵ عنوان کتاب توسط دبیرخانه تأیید و در چرخه داوری جایزه مهرگان علم قرار گرفته است. طبق برنامه تنظیم شده دبیرخانه، نشست‌های اقناعی هیأت داوران در دو بخش مهرگان ادب و مهرگان علم از اولین هفته تیرماه سال جاری آغاز می‌شود و تا چند هفته ادامه خواهد داشت. نشست‌های اقناعی هیأت داوران جایزه مهرگان طلایی نیز اندکی پس از پایان این نشست‌ها در شهریورماه آغاز خواهد شد. دبیرخانه جایزه مهرگان با اشاره به مشخص شدن نهمین داور جایزه مهرگان طلایی از حضور دکتر فرزان سجودی در جمع داوران این جایزه خبر داد و اعلام کرد پس از گذشت چند ماه از آغاز کار، با رأی و نظر داوران از میان ۴۲ رمان برگزیده جایزه مهرگان ادب (در دوره بیست ساله ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۷) ۲۲ رمان به مرحله بعد راه یافته‌اند و کار داوری برای انتخاب اثر برگزیده همچنان ادامه دارد.  شایان ذکر است که هشت تن از داوران جایزه مهرگان طلایی در بیست ساله گذشته هر کدام چند دوره به صورت پیوسته یا به تناوب در جایزه مهرگان ادب داوری کرده‌اند. فرزان سجودی تنها داور جایزه مهرگان طلایی است که تا کنون در جایزه مهرگان ادب داوری نکرده است.  علیرضا زرگر مدیر جایزه مهرگان با اشاره به حضور مستمر و مؤثر فرزان سجودی در عرصه ادبیات داستانی معاصر گفت: پس از مشورت با دبیر و دیگر داوران جایزه مهرگان طلایی به این نتیجه رسیدیم که نگاه و رأی منتقدی که بیرون از حلقه داوری مهرگان ادب در ادوار گذشته باشد، مفید خواهد بود و به ارزیابی بهتر آثار کمک خواهد کرد.  مدیر جایزه مهرگان در مورد نخستین دوره جایزه مهرگان ادب خارج از ایران نیز گفت: در همه بخش‌های جایزه مهرگان توجه ما معطوف به ارزش‌های ادبی آثار است و تا حد امکان از ورود به مباحث حساسیت برانگیز و پیچیده پرهیز می‌کنیم، اما اعتقاد داریم که پس از چهار دهه کم‌توجهی و نادیده گرفتن ادبیاتی که در خارج از مرزهای ایران تولید می‌شود، زمان آن فرا رسیده است که به این بخش نیز توجه کنیم. خصوصا آن که در میان کتاب‌های منتشر شده در خارج از کشور آثار درخشانی دیده می‌شود که به سهم خود می‌تواند پشتوانه‌ای برای ادبیات داستانی معاصر ایران باشد. هیأت داوران این بخش از جایزه مهرگان کار داوری خود را از ماه‌ها قبل آغاز کرده‌اند و با توجه به اتمام مهلت ارسال آثار در ۲۱ می ۲۰۱۹ (۳۱ اردیبهشت‌ماه ۹۸) دبیرخانه جایزه در حال بررسی آخرین آثار ارسال شده است. رمان‌ها و مجموعه داستان‌هایی که به زبان فارسی در خارج از ایران در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ میلادی منتشر شده و نسخه‌ای از آن در موعد مقرر به دبیرخانه جایزه رسیده، واجد شرایط شرکت در نخستین دوره جایزه مهرگان ادب خارج از ایران هستند و از میان آن‌ها به بهترین رمان و بهترین مجموعه داستان کوتاه جایزه مهرگان تعلق خواهد گرفت.  ]]> ادبيات Mon, 10 Jun 2019 05:46:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276648/آغاز-نشست-های-اقناعی-داوری-جایزه-مهرگان تحلیل و بررسی احساسات و خواسته‌های عبید در غزلیاتش http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276622/تحلیل-بررسی-احساسات-خواسته-های-عبید-غزلیاتش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی شهر کتاب، غزل‌های عبید زاکانی از ارزشمندترین آثار او هستند و گذشته از التذاذ هنری، می‌توان از خلال آن‌ها کلیدهای مطمئنی برای ورود به دنیای ذهن و روان عبید به دست آورد. با توجه به این موضوع، چهار درس‌گفتار با عنوان «تحلیل شخصیت عبید زاکانی، بر اساس غزلیات او» تنظیم شده است، که دو جلسه‌ این درس‌گفتارها در سال ۱۳۹۷ برگزار شد و به تفصیل درباره‌ سبک غزل‌سرایی عبید و ساختار غزلیات او و نیز در باب باورهای عبید راجع به خدا، دین، زندگی پس از مرگ، تقدیر، بخت و نظایر آن سخن گفته شد. هجدهمین و نوزدهمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ عبید زاکانی در روز چهارشنبه ۲۲ و ۲۹ خرداد ساعت ۱۶:۳۰ به تحلیل و بررسی احساسات و خواسته‌های عبید در غزلیاتش اختصاص دارد، که با سخنرانی ایرج شهبازی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. در این دو درس‌گفتار موضوعات و مفاهیمی چون عشق، زیبایی‌دوستی، شادی، احساس ملال، تفکر قلندری، رندی، ریاکاری و تزویر، نارضایتی از اوضاع زمانه و نظایر آن‌ها بر اساس غزلیات عبید تحلیل و بررسی می‌شود.   ]]> ادبيات Mon, 10 Jun 2019 05:31:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276622/تحلیل-بررسی-احساسات-خواسته-های-عبید-غزلیاتش