خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Fri, 23 Feb 2018 09:14:17 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 23 Feb 2018 09:14:17 GMT ادبيات 60 بحران سطحی‌پسندی مختص شعر نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/258037/بحران-سطحی-پسندی-مختص-شعر-نیست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهاب دارابیان: زنده‌یاد محمد حقوقی، سال‌ها پیش اقدام به انتشار مجموعه کتاب‌های «شعر زمان ما» کرد که این مجموعه با فوت مرحوم حقوقی نیمه‌کاره رها شد و روی زمین ماند؛ این وضعیت ادامه داشت تا اینکه فیض شریفی، شاعر، مترجم، منتقد ادبی و پژوهشگر دست به کار شد تا این پروژه را ادامه دهد و در طی این سال‌ها 17 اثر در این بخش منتشر کرد و قرار است، هجدهمین اثر که به فریدون توللی مربوط است نیز طی روزهای آینده راهی بازار نشر شود. شریفی این کار را ادامه داد اما از طرفی این روزها شاهد انتشار کتاب‌های متعددی با عنوان گزیده شعر و مجموعه شعر نیز در بازار هستیم و همین موضوع بهانه‌ای شد تا به سراغ این پژوهشگر برویم و درباره این موضوع با وی به گفت‌وگو بپردازیم.    محمد حقوقی پروژه«شعر زمان ما» را راه‌اندازی کرد و بعد از فوت وی شما آن‌را ادامه دادید. چه چیزی باعث شد که به این فکر بیفتید و دغدغه ادامه این راه را داشته باشید؟ این مجموعه یک نوع آنتولوژی شعرنو است. شما توجه داشته باشید که عطار و سنایی آنتولوژی مولوی هستند و اگر سعدی نبود، حافظی به وجود نمی‌آمد، بنابراین سعدی، آنتولوژی حافظ است. برای فهم ضرورت این موضوع باید به عقب برگردیم، درست زمانی که در ادبیات ما خللی ایجاد شد و شعر سبک‌هندی آمد. شاعران این سبک روی خط ‌زیباشناسی و زیبایی‌های هنری فعالیت‌های خود را انجام می‌دادند و به سه خطوط دیگری که در شعر حافظ، سعدی، مولوی و امثال آنها بود، توجه‌ای نداشتند، به همین دلیل ما شاهد پیشرفت این شاعران نبودیم. مثلا در گستردگی اجتماعی در شعر، پشتوانه فرهنگی و در عمق عاطفی در شعر که همین عمق عاطفی شامل عواطف شخصی، انسانی و اجتماعی است، بی‌توجه بودند. در دوره بازگشت نیز که دو، سه قرن طول کشید، اگر منصفانه به آثار نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که شعرهای این دوره تماما کپی‌برداری از شعرهای شاعرانی مانند فردوسی، حافظ و مولوی است و به نظر من اگر همه شعرهای این دوره را به دریا هم بریزیم به ادبیات ایران خسارتی وارد نمی‌شود. اما در ادبیات معاصر نیما آمد و دوربین و زاویه دید خودش را از آسمان به زمین آورد. شاعرانی مثل فروغ، سپهری، اخوان و شاملو شاعران بسیار بزرگی هستند که وارد گردونه شعر شدند. شاید جوانان ندانند اما این افراد پیش از اینکه به شعر نیما روی بیاورند، مقلدهای فریدون توللی بودند. همه این موارد را مطرح کردم تا بگویم که ما باید این‌ها را بدانیم تا راه را اشتباه نرویم و متوجه ضرورت انتشار این مجموعه‌ها شویم. باور کنید اگر جوانان ما این موارد را می‌دانستند، هیچ وقت دچار این وضعیتی که در حال حاضر دچارش هستند، نمی‌شدند. یقین دارم نمی‌دانند که این‌ روزها هرکس به دنبال آن است که بلند شود و سبکی ایجاد کند و بعد از دوره‌ای محو شود. ما اگر گذشته را ندانیم نمی‌توانیم مسیر آینده را مشخص کنیم. این شیوه در نسل جدید حذف شده است و دوستان علاقه‌ای به خواندن شیوه کار بزرگان ندارند و همین شده است که اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد. شما به من بگویید که بعد از این افراد چه شاعرانی را تحویل جامعه داده‌ایم که بتوانیم درباره آنها حرف بزنیم؟   باتوجه به توضیحات کامل شما متوجه ضرورت انتشار این آثار شدم اما این روزها شاهد انتشار مجموعه اشعار از سوی افراد مختلف هستیم. آیا مجموعه شعر چاپ کردن کار آسانی است و هر فردی قادر به انجام آن است؟ خیر. به نظر شما این جوجه‌های بدون گوشت و استخوانی که در شعر سپید ما هستند، نباید بروند و ادبیات ایران را از رودکی به بعد بخوانند. من به خواست خود به سراغ شعر نیامدم. من بر اساس نقدی که انجام دادم به سراغ شعر آمدم. باور کنید شرایط به این‌گونه که دوستان تصور می‌کنند، نیست. مدیر یک انتشارات می‌گفت کاری که شریفی انجام می‌دهد، کار یک ربع است و من به راحتی می‌توانم این کار را انجام دهم. دوستان فکر می‌کنند که من چند شعر را علامت زده‌ام و با یک مقدمه راهی بازار کرده‌ام. کار من یک کار سنگین پژوهشی و یک اثر خطی-زمانی است. وقتی من برای آتشی اثری منتشر می‌کنم، باید ریشه‌یابی کنم که این شاعر تحت‌تاثیر کدام شاعران بوده است و استخوان‌بندی شعرهایش از کجا شکل گرفته است. برای انتشار این کتاب‌ها شما باید از زمان تولد شاعر شروع و کار خود را با آخرین دفتر شاعر تمام کنید. این حرفا در شرایطی مطرح می‌شود که عمده شاعران ما اصلا نمی‌دانند آتشی چند کتاب دارد. فوقش مختاری می‌آید و درباره «وصف گل سوری» متنی می‌نویسد و بعد از آن آتشی چیزی حدود 15 کتاب دارد که هیچ‌کس یک سطر هم درباره آن ننوشته است. یا توجه کنید که نصرت رحمانی را تا «حریق باد» می‌شناسند.   آیا بعد از انتشار مجموعه‌های نخست، پیشنهاد مشابه هم داشتید؟ بعد از کاری که در موسسه نگاه انجام شد، چندین ناشر از من خواستند که چنین کاری را برای آنها انجام دهم اما چنین اتفاقی رخ نداد. باور کنید که می‌توانستم جیبم را پر از پول کنم اما چنین کاری انجام ندادم؛ چراکه این کار منجر به کتاب‌سازی می‌شود. از طرفی کار سختی است که درباره یک شاعر دو بار بنویسم و اصلا این کار امکان‌پذیر نیست. البته یک سری از دوستان کار حرفه‌ای انجام نمی‌دهند و فقط چند شعر را همراه با مقدمه منتشر می‌کنند که به نظرم این کار هم ارزش خاص خودش را دارد وبی‌فایده نیست؛ زیرا به اعتقاد من هر کاری در ادبیات مثبت است و بی‌فایده نمی‌تواند باشد و ادبیات هرچقدر هم که ضعیف باشد، ما یک زمانی می‌توانیم به‌عنوان مرجع از آن استفاده کنیم. با این حال خود من وقتی به نمایشگاه کتاب می‌روم، به‌قدری با کتاب‌های شبیه به هم مواجه می‌شوم که کاملا گیج می‌شوم.   به نظر شما همه این موارد باعث نمی‌شود که ما شاهد کاهش فروش کتاب‌های شعر در بازار و عدم استقبال مخاطب باشیم؟ فروش کم کتاب‌های شعر به دلایل بسیار زیادی مربوط می‌شود. برای مثال دوستان بسیار زیادی را در شعر می‌بینم که دفترهای خود را به چندین ناشر فروخته‌اند و در دل هر کدام از این دفترها شعرهای مشابه بسیار زیادی وجود دارد و وقتی مخاطبی دست به خرید آثار شاعر محبوبش می‌زند، متوجه می‌شود که بسیاری از این‌ها شبیه به هم هستند. این موارد کوچک روی مخاطب تاثیر می‌گذارد و او را دلسرد می‌کند. شعر هر چقدر زیاد باشد، بهتر است اما توجه داشته باشید که منظور من شعر خوب است. متاسفانه این روزها شعر خوب بسیار کم شده است و بخش قابل توجهی از شعرهای خوب مربوط به بخش ترجمه است. شاید بیان این نکته چندان جالب نباشد اما باید بگویم که چند وقت پیش به دلیل پروژه‌ای که در دست داشتم روی‌ شعرهای خارجی کار می‌کردم و متوجه شدم که بسیاری از شاعران ما به دلیل تسلطی که روی زبان‌های خارجی دارند، از شعر شاعران خارجی استفاده می‌کنند و با هنرمندی تغییراتی را نیز در آن به‌وجود می‌آورند و بعد راهی بازار نشر می‌کنند. این اتفاق به‌شکل قابل توجهی در شعر سپید رخ می‌دهد؛ چراکه دست شاعر برای تقلید بسیار باز بوده و در این قالب شرایط با شعر نیمایی و شعر کلاسیک بسیار متفاوت است. البته به نظر من اگر شاعری بتواند مضمون را بگیرد و شعر بهتری ارائه دهد، هیچ اشکالی ندارد؛ اما متاسفانه بسیاری از دوستان، شعر درجه یک خارجی را می‌گیرند و به شعر درجه چندم تبدیل می‌کنند. در این رابطه بزرگی می‌گوید که شاعران‌بزرگ افعی‌های بزرگی هستند که مارهای زیادی را خورده‌اند. فضای مجازی نیز در به‌وجود آمدن شرایط امروز تاثیرگذار بوده است؟ فضای مجازی شرایطی را برای مخاطب فراهم کرده است تا از شعر به‌صورت رایگان استفاده کنند و به این شکل مخاطب به شعر رایگان و مجانی عادت کرده است و حاضر نیست که چند هزار تومان برای کتاب هزینه کند. در فضای امروز با همه شرایطی که توضیح دادم هیچ‌کس به سراغ کتاب شعر نمی‌آید؛ بنابراین چاپ کتاب شعر با چاپ نشدنش چندان تفاوتی نمی‌کند و این موضوع من را غمگین می‌کند. شما این صحبت را قبول دارید که طی این سال‌ها باتوجه به شرایطی که صحبت کردیم، سلیقه مخاطبان به‌شدت پایین آمده و مخاطب امروز حتی اگر به سراغ شعری از شاملو هم می‌رود به شعرهای ساده قناعت می‌کند و با کارهای جان‌دار و ریشه‌ای کاری ندارد. من هم با شما هم عقیده هستم و ندیدم که درفضای مجازی شعر محکم و جان‌داری عرضه شود و معمولا شعرهای بسیار سطحی ارائه می‌شود. برای مثال «تو را من چشم در راهم» منتشر می‌شود و کسی با شعر «مرغ آمین» و «ققنوس» کاری ندارد. متاسفانه جامعه در سطح حرکت می‌کند و عمیق نگاه نمی‌کنیم. هنوز که هنوزه شعرهای مشیری و مصدق پرفروش‌ترین دفترهای شعر من است و می‌بینم که به‌ازای فروش یک جلد از مجموعه شعر اخوان، پنج جلد مشیری فروش رفته است. از طرفی استفاده از شعرهای زبانی مردم را خسته کرده است؛ زیرا سرودن این اشعار کار بسیاری سختی است و همه که نمی‌توانند باباچاهی و براهنی شوند؛ جوانان ما به اصطلاح هلو در گلو هستند و به دنبال کار راحت می‌گردنند و به دنبال شعر سخت نمی‌آیند. شعر را کنار بگذارید. تصور شما نسبت به سینما چیست و فکر می‌کنید کدام فیلم‌ها بیشتر فروش دارند؟ در موسیقی وضعیت چطور است و مردم به دنبال چه نوع موسیقی‌ای هستند؟ همه این موارد بیانگر آن است که بحران سطحی‌پسندی تنها مختص شعر نیست و فراگیر شده است. متاسفانه این روزها شاعران و نویسندگان هم به همین سلیقه مخاطب تن داده‌اند و کسی کار عمیق منتشر نمی‌کند. شما به این توجه کنید که چرا جوان امروز ما مانند گذشته کتاب فلسفی نمی‌خواند و درگیر ذهنیت فلسفی نمی‌شود. من در تمام مقاطع تدریس کرد‌ه‌ام؛ در مدرسه تیزهوشان بچه‌ها یک نثر ساده را نمی‌توانند بخوانند و حال شما انتظار دارید که همین افراد لایحه‌هایی مثل استعاره و تشبیه را باز کنند و شعر سنگین بخوانند؟   وضعیت شاعران جوان به چه شکل است؟ برای تعداد کمی از این افراد احترام بسیاری زیادی قائل هستم اما بسیاری از این شاعران تنها اسم دارند و عمقی در آنها نمی‌توانیم پیدا کنیم و این افراد به عنصرهای حاشیه‌ای مجهز هستند و به این شکل سر زبان‌ها افتاده‌اند.   با این شرایط شعر دهه 40 و 50 بسیار متفاوت از شعر امروز است؟ در تحقیقی که روی پنج شاعر معاصر در کتاب جدیدم انجام دادم متوجه شدم که نیما، شاملو، اخوان، فروغ و سهراب از 32 تا 40 سالگی شاهکارهای خود را خلق کرده‌اند و بعد از آن رو به سراشیبی افتادند و بیشتر شعر ساخته‌اند و به گمان ناشران از این افراد کتاب می‌خواستند و فردی مثل شاملو آمده و «در آستانه» را تحویل ناشر داده است. شما اگر کمی توجه کنید به راحتی متوجه خواهید شد که «در آستانه» حتی با «باغ آیینه» هم قابل مقایسه نیست. همه این‌ها باعث شده است که من در ادبیات و شعر به یک جوانمرگی رسیده‌ام. البته در داستان‌ هم شرایط به همین شکل است. به خوبی به یاد دارم که در سال 56 و در ده شب شاعران، گلشیری بحث جوانمرگی در داستان‌نویسان را مطرح کرد و من به دنبال مطلب او رفتم تا متوجه شوم که چطور می‌شود در دهه 40 تا 50 به یکباره 10 تا 12 قله پیدا شوند، قله‌هایی که به مرور زمان دچار افت می‌شوند. برای مثال اخوان بعد از «از این اوستا» دیگر چه کاری مهمی تولید کرد؟ عملا هیچ. یعنی اخوان و چند شاعر دیگر آن‌قدر به اوج رسیدند که دیگر هیچ‌کس حتی خودشان به خودشان نتوانستند دست پیدا کنند. پس این افراد دو دوره کاملا متفاوت را سپری کردند؟ دقیقا. دوره دوم زندگی این شاعران هیچ‌گاه مثل دوره نخست زندگی‌شان نبوده است. این شاعران زحمت و ریاضتی کشیدند که برای شاعران امروز قابل درک نیست. برای مثال به‌خاطر دارم زمانی که در دانشگاه تهران بودم به جلسات شعر می‌رفتم و بعد از آن می‌دیدم که نصرت رحمانی با اسماعیل شاهرودی یک روز بحث می‌کردند که اگر جای این کلمه، فلان کلمه باشد بهتر است. شاملو شعرش را به ده نفر نشان می‌داد و در آخر نتیجه می‌گرفت که چه بلایی سر آن شعر دربیاورد. برای مثال شعر «کوه‌ها با همند و تنهایند/ همچو ما با همان تنهایان» یک قطعه بود که طی مشورتی که شاملو با محمد حقوقی انجام داد، فقط همین یک تکه را شعر دانستند و شما امروز مشاهده می‌کنید که همین تکه به یک شعر مستقل تبدیل شده است. این روزها افراد زیادی کتاب به من می‌دهند که برای‌شان مقدمه بنویسم و من بعد از خواندن کتاب به آنها می‌گویم که اصلا این کتاب را منتشر نکن. اما این دوستان به‌جایی آنکه به راهنمایی‌های من گوش دهند، از من ناراحت می‌شوند. من به این افراد می‌گویم که اگر من چنین کاری انجام دهم، شما چند سال دیگر به من می‌خندید و می‌گویید که چرا شریفی چنین کاری کرد و برای من مقدمه نوشت. باور کنید اگر شعر خوب باشد من هرکاری می‌کنم؛ چراکه من نردبانم و دوست دارم که این افراد روی شانه‌های من سوار شوند و به یک پله بالاتر برسند. به خدا خواندن شاهکارهای ادبی ایرانی و خارجی بیشتر از دو سال زمان نمی‌برد و من به این دوستان می‌گویم که شما این کار را انجام دهید و بعد از آن دوباره شروع به نوشتن کنید اما حرف من را گوش نمی‌دهند. باور کنید من در جوانی نه‌تنها شاهکارهی شعر ایران و جهان را می‌خواندم بلکه گزیده‌ای از آنها را در دفتری یادداشت می‌کردم.   چرا آنقدر روی این موضوع تاکید دارید؟ به‌خاطر دارم که یک روز منزل آقای شفیعی کدکنی بودم، یک گروه موسیقی آمده بود و داشتند یک کاری را تمرین می‌کردند که آقای ابتهاج چند ایراد از این افراد گرفت. من از سایه پرسیدم که شما چقدر موسیقی می‌دانید که از این افراد ایراد می‌گیرید. سایه گفت که به خدا چیزی از موسیقی نمی‌دانم اما گوشم از کارهای خوب پر است و حدس می‌زنم که این قسمت از کار ایراد دارد و کاملا هم درست ایراد می‌گرفت. بنابراین اگر جوانان شاهکارهای شاعران بزرگ را بخوانند، نا‌خدا‌اگاه گوششان پر خواهد شد. به خدا من هم می‌توانم مثل این افراد شعر بگویم. اما من سر دفتر نخستم وقتی کمی مطالعه کردم متوجه شدم که کارها ضعیف است و از انتشار منصرف شدم. حال من به دوستان می‌گویم بخوانید، اما به خدا نمی‌خوانند.   مقصر این وضعیت کیست؟ مقصر خودمان هستیم که این بچه‌ها را به این شکل پرورش دادیم. ما می‌خواستیم که این افراد شبیه ما نشوند و این قدر سختی نکشند؛ بنابراین خلاء‌ها و کمبودها را پر کردیم اما این بچه‌ها در مسائل فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مثل ما ندویدند. این بچه‌ها ریاضت نمی‌کشند و من مطمئنم که اتفاقی برای‌شان رخ نخواهد داد. به خدا فروختن 5 هزار نسخه کتاب شعر در جامعه 80 میلیونی اتفاق خاصی نیست و شما با این اتفاق شاعر نشده‌اید. ما وقتی دفتر شعر شاملو یا رویایی یا چالنگی را باز می‌کنیم با شعر روبه‌رو می‌شویم اما متاسفانه وقتی به سراغ دفترهای شعر این افراد می‌رویم با شعر روبه‌رو نمی‌شویم و شاید در یک دفتر 120 صفحه‌ای به یک یا دو شعر نصفه و نیمه برسیم. ]]> ادبيات Fri, 23 Feb 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/258037/بحران-سطحی-پسندی-مختص-شعر-نیست علیرضا عباسی مجموعه مقالاتی درباره مسائل شعر منتشر می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257607/علیرضا-عباسی-مجموعه-مقالاتی-درباره-مسائل-شعر-منتشر-می-کند علیرضا عباسی شاعر معاصر و منتقد ادبی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: در سال 96 یک مجموعه شعر با عنوان «آمد و رفت مشعل‌ها» کار کردم که نشر حکمت کلمه آن را منتشر و وارد بازار کتاب کرده است، این کتاب، چهارمین دفتر شعر و در مجموع پنجمین کتاب من است که از یک شعر نسبتا بلند و دو دفتر در حوزه شعرهای اجتماعی و عاشقانه – اجتماعی تشکیل شده است.   وی در ادامه از کتاب جدید و در دست نگارش خود خبر داد و افزود: در حال حاضر یک کتاب در دست نگارش دارم که بیشتر وجهه و جنبه پژوهشی دارد و اثر تحقیقی به شمار می‌رود. این کتاب به صورت مجموعه مقالات و کارهای تحقیقی گردآوری شده است که هنوز کارهای تدوین آن در دست انجام است و با ناشری درباره چاپ آن صحبت نشده، ولی به احتمال زیاد سال آینده به نتیجه برسد و وارد بازار کتاب شود. این پژوهش‌ها حول محور مسائل شعر و کارگاه‌های شعری است.   از علیرضا عباسی مجموعه‌ شعر «پروانه‌اي از متن خارج مي‌شود» در سال 90 توسط انتشارات آهنگ‌ديگر، مجموعه‌ شعر دومش با نام «مرمت خواب‌هاي كوتاه» از سوي نشر چشمه، «تیترهای درشت سیاه‌ترند» توسط نشر مروارید و یک کتاب پژوهشی با عنوان «آنتولوژي شعر سپيد استان البرز» از سوي نشر سخن‌گستر منتشر شده است.       ]]> ادبيات Thu, 22 Feb 2018 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257607/علیرضا-عباسی-مجموعه-مقالاتی-درباره-مسائل-شعر-منتشر-می-کند مخالف اعلام نشدن اسامی داوران هستم http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/258059/مخالف-اعلام-نشدن-اسامی-داوران-هستم احمد پوری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: همیشه بعد از اعلام اسامی داوران حاشیه‌هایی ایجاد می‌شود که دوستان داور را ناراحت می‌کند. در واقع باید گفت داوران به این دلیل دوست ندارند تا اسم‌شان اعلام شود؛ زیرا ما دموکراسی را به شکل قابل قبولی تجربه نکرده‌ایم و معمولا بعد از اعلام اسامی برگزیدگان به داوران انتقاد می‌کنیم که چرا این کتاب برگزیده شده است و چرا برای فلان کتاب اتفاقی رخ نداده است.   وی ادامه داد:‌ اگر اسامی داوران زودتر از اسامی برگزیدگان اعلام شود، برخی از کاندیداها سعی می‌کنند تا به شکل‌های مختلف خودشان را به داوران نزدیک‌ کنند و به شکلی آنها را متقاعد کنند که این اثر از سایر آثار بهتر است. این داور جایزه‌های مختلف شعری با اشاره به بهترین زمان برای اعلام اسامی داوران گفت: داوران ترجیح می‌دهند که اسم‌شان بعد از پایان جایزه اعلام شود تا قبل از این اتفاق آرامش داشته باشند. اما من اعتقاد دارم که بهترین زمان برای اعلام اسامی داوران در روز اختتامیه و همزمان با اعلام اسامی برگزیدگان است. وی افزود: من در برخی جایزه‌ها می‌بینم که آثار را بدون نام صاحب اثر در اختیار داوران قرار می‌دهند که به نظرم این هم شیوه مناسبی است و از ایجاد حاشیه و ناداوری جلوگیری می‌کند.   مترجم رمان «دشمنان» با اعلام مخالفت نسبت به اعلام نشدن نام داوران اظهار کرد:‌ من به‌شدت مخالف اعلام نشدن اسامی داوران هستم؛ چراکه حق شرکت‌کنندگان و مخاطبان است که بدانند آثار چگونه انتخاب شده‌اند؛ بنابراین اسامی داوران باید اعلام شود و اعلام نشدن آن چندان خوشایند نیست.   نویسنده رمان «پشت درخت توت»‌ در پاسخ به این سوال که آیا جایزه معتبری مثل نوبل هم داورانش را اعلام می‌کند، گفت:‌ اسامی داوران در جایزه نوبل اعلام نمی‌شود؛ اما این آکادمی یک سری داور دارد که همه آنها را می‌شناسند و مورد قبول جامعه ادبی هستند و هر سال تعدادی از این داوران اسامی مختلف را بررسی و یک نام را انتخاب می‌کنند. پوری در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد:‌ شرایط ما با نوبل متفاوت است؛ چراکه در نوبل همه چیز شفاف و بر پایه نظم شکل گرفته است. اما با این حال می‌توان این سیستم را در ایران هم پیاده کرد که کار بسیار سختی است. با همه این تفاسیر به نظر من بهترین روش همانی است که گفتم. ]]> ادبيات Thu, 22 Feb 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/258059/مخالف-اعلام-نشدن-اسامی-داوران-هستم «شب شاهنامه نقالان» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258065/شب-شاهنامه-نقالان-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) هفته‌ آینده انتشارات ققنوس و مجله‌ بخارا با همکاری یکدیگر «شب شاهنامه نقالان» را برگزار می‌کنند. در این برنامه از مجموعه‌ پنج جلدی شاهنامه‌ نقالان به تالیف مرشد عباس زریری و ویرایش دکتر جلیل دوستخواه رونمایی می‌شود و ژاله آموزگار، ابوالفضل خطیبی، سجاد آیدنلو، مرشد میرزاعلی و علی دهباشی سخنرانی می‌کنند. یکی از بخش‌های جذاب این رویداد نقالی امیر صادقی و مرشد ناری با ضرب زورخانه‌ای است.  این رویداد روز چهارشنبه، 9اسفند از ساعت پنج‌و‌نیم عصر در خانه‌ اندیشمندان علوم انسانی، سالن فردوسی واقع در خیابان ویلا، نبش کوچه‌ ورشو برگزار می‌شود و ورود برای عموم علاقه‌مندان آزاد است. ]]> ادبيات Wed, 21 Feb 2018 13:58:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258065/شب-شاهنامه-نقالان-برگزار-می-شود «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» همچنان تجدید چاپ می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/book/258061/چراغ-ها-خاموش-می-کنم-همچنان-تجدید-چاپ-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، استقبال از رمان «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» که در سال جاری روند افزایشی داشته است، همچنان ادامه دارد. این رمان در اسفندماه 1380 برای اولین بار از سوی نشر مرکز منتشر شد و توانست موفقیت‌های زیادی برای نویسنده اثر به ارمغان بیاورد. این رمان بعد از 16 سال هنوز در صدر پرفروش‌ترین‌‌های ایرانی است و در دی‌ماه امسال به چاپ 86‌ام رسید. داستان «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» در دهه ۱۳۴۰ در آبادان رخ می‌دهد. راوی این داستان، زنی ارمنی است به نام «کلاریس آیوازیان» که در این داستان، از روابط خانوادگی، فرزندان دو قلو و دنیای عاطفی آنها و از همسایه‌هایی سخن می‌گوید که اینک در آبادان ـ در خانه‌های سازمانی ـ زندگی می‌کنند. تلاش برای انس گرفتن با محیط، بن مایه دیگر این داستان است... رمان پرفروش «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» تاکنون به زبان‌های آلمانی، ترکی، يونانی، فرانسوی، انگليسی، چينی و نروژی ترجمه و منتشر شده است.   ]]> ادبيات Wed, 21 Feb 2018 13:01:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/258061/چراغ-ها-خاموش-می-کنم-همچنان-تجدید-چاپ-می-شود «سووشون» سیمین دانشور به ایتالیایی ترجمه شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258043/سووشون-سیمین-دانشور-ایتالیایی-ترجمه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «سووشون» که نخستین بار در سال ۱۳۴۸ انتشار یافت و تاکنون بیش از ۲۰ بار در ایران تجدید چاپ شده؛ پیش از این به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی، روسی، چینی، ترکی و ژاپنی نیز ترجمه شده بود. دانشور در این کتاب زندگی ملوک‌الطوایفی در زمان اشغال ایران از سوی انگلیسی‌ها را به تصویر کشیده است.  اکنون نشر Brioschi این کتاب را به زبان ایتالیایی ترجمه و منتشر کرده است. این نشر تاکنون برگردان ایتالیایی آثار متعددی از ادبیات معاصر فارسی نظیر «بامداد خمار» اثر فتانه حاج‌سیدجوادی را نیز منتشر کرده است. ]]> ادبيات Wed, 21 Feb 2018 12:33:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258043/سووشون-سیمین-دانشور-ایتالیایی-ترجمه رضا امیرخانی مهمان جهرمی‌ها می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258051/رضا-امیرخانی-مهمان-جهرمی-ها-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) علیرضا معطریان مسئول کتابفروشی «کلبه کتاب» گفت: کتاب جدید رضا امیرخانی با عنوان «رهش» به تازگی از سوی نشر افق منتشر شده  و به همین خاطر مراسم دیدار و جشن امضای این کتاب با حضور این نویسنده‌ در کلبه کتاب تدارک دیده شده است. وی با بیان اینکه سه‌شنبه ۸ بهمن‌ماه از ساعت ۱۸ کلبه‌ کتاب میزبان رضا امیرخانی است افزود: خوشبختانه با تلاش فعالان حوزه‌ داستان، جهرم از این نظر جایگاه بسیار ممتازی در بین اهالی داستان پیدا کرده و اکنون پنجمین شهر در کشور است که میزبان رضا امیرخانی است. معطریان با دعوت از تمامی فعالان و علاقه‌مندان فرهنگی برای حضور در مراسم دیدار و جشن امضای کتاب رهش با حضور رضا امیرخانی یادآور شد: امیدواریم چنین برنامه‌هایی تداوم داشته باشد و‌ بعد از این نیز شاهد حضور بیشتر چهره‌های فرهنگی کشور در شهرستان جهرم باشیم. ]]> ادبيات Wed, 21 Feb 2018 09:13:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258051/رضا-امیرخانی-مهمان-جهرمی-ها-می-شود ​چاپ سيزدهم رمان «صد سال تنهايی» با ترجمه بهمن فرزانه منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258044/چاپ-سيزدهم-رمان-صد-سال-تنهايی-ترجمه-بهمن-فرزانه-منتشر به گزارش خبرگزاری ایران(ایبنا) اين كتاب با ترجمه بهمن فرزانه برای نخستين بار در سال 1353 در انتشارات اميركبير منتشر شده بود. «صد سال تنهایی» نوشته گابریل گارسیا مارکز است که چاپ نخست آن در سال ۱۹۶۷ در آرژانتین با تیراژ ۸۰۰۰ نسخه منتشر شد. تمام نسخه‌های چاپ اول صد سال تنهایی به زبان اسپانیایی در همان هفته نخست به فروش رفت. در ۳۰سالی که از نخستین چاپ این کتاب گذشته بود بیش از ۳۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده است. جایزه نوبل ادبیات ۱۹۸۲ به گابریل گارسیا مارکز به خاطر خلق این اثر تعلق گرفت. ناتاليا جينزبورگ نويسنده معروف ايتاليايي می‌گويد: « ... صد سال تنهايي را خواندم. مدت‌ها بود اينچنين تحت تاثير كتابي واقع نشده بودم. اگر حقيقت داشته باشد كه می‌گويند رمان مرده يا در احتضار است پس در اين صورت همگی از جاي برخيزيم و به اين آخرين رمان سلام بگوييم.» جفري ولف منتقد مجله نيوزويك می‌نويسد: «كتابي است كه مدت‌ها بين ما خواهد ماند؛ منحصر به فرد است؛ سراپا جادوست؛ معجزه‌گر است.» بهمن فرزانه مترجم اين كتاب در مقدمه‌ای كه در سال 1390 در سرآغاز اثر آمده می‌نويسد: «در طي سال‌های اخير در مصاحبه‌ها و گفت‌وگوها در نمايشگاه كتاب اغلب در مورد صد سال تنهايی از من سوالاتي می‌شد كه بدون جواب باقي می‌ماندند. اكنون پس از اين همه سال سكوت خوشحال هستم كه عاقبت می‌توانم به خواستاران آن كتاب جواب مثبتی بدهم. ممكن است برخی از خوانندگان از اين ويرايش جديد دچار شك و شبهه شوند ولی من به آن‌ها اطمينان خاطر می‌بخشم كه صدمه‌ای به كتاب وارد نشده است. كتاب صد سال تنهايی مثل يك درخت كهنسال صد ساله است. چيدن چند شاخ و برگ خشك و اضافی به تنه درخت صدمه اي نمی‌زند... گفتنی است رمان صد سال تنهايی پس از 33سال از سوی انتشارات اميركبير تجدید چاپ شده و اکنون چاپ سزدهم آن در تيراژ 3000 جلد و به قيمت 25000 تومان روانه بازار كتاب شده است. ]]> ادبيات Wed, 21 Feb 2018 07:56:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258044/چاپ-سيزدهم-رمان-صد-سال-تنهايی-ترجمه-بهمن-فرزانه-منتشر تنها هنری که در ایران به شدت مدرن شده شعر است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257505/تنها-هنری-ایران-شدت-مدرن-شده-شعر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مطهره میرشکاری: مرتضی بخشایش، شاعر و نویسنده معاصر است که بیشتر به دلیل شاعری‌اش معروف است. از این هنرمند تاکنون چهار مجموعه‌ شعر با نام «عاشقانه‌های مصدق»، «پله‌ها را مواظب باش مرضیه»، «تاریخ تبری» و «تنهایی دو نفره» و مجموعه داستانی با نام «کافه فراموشی» چاپ شده است که در این میان مجموعه‌ شعر «عاشقانه‌های مصدق» در سال 1388 جزو نامزدهاي نهایی جایزه‌ شعر نیما بوده و کتاب شعر «تاریخ تبری» هم امسال جزو نامزدهای جایزه شاملو بوده است. با این نویسنده و شاعر درباره وضعیت ادبیات معاصرمان گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید. بسیاری معتقدند مهمترین تمایز شعر سپید با شعر کلاسیک این است که به لحاظ سبک و فرم با قالب شعری قدیم فاصله دارد و درآن معنا بیشتر از قالب مطرح می‌شود، نظر شما در این باره چیست؟ درست است که در شعر امروز وزن، قافیه، این قبیل خصوصیت‌ها و آن نظم آهنگینی که در شعر قدیم ایران بوده و باعث می‌شد که جذابیت‌های سماعی و شنوایی در شنونده و خواننده ایجاد کند را ندارد ولی در خودش یک سری قابلیت‌های دیگر دارد و می‌تواند هم در کلمات و هم در سطرها و تقطیع‌های خود یک نظم درونی را دنبال کند؛ با این حساب همان‌طور که شما گفتید محتوای شعر می‌تواند خیلی مهم باشد همین که شعر ما فراتر از دغدغه‌های خاص خودمان باشد و یک مقدار موضوعات دیگری از جامعه، تاریخ و مسائل دیگر در شعر نمود داشته باشد،کمک می‌کند که شعر غنی‌تری داشته باشیم. اگر بخواهم ویژگی متمایزی برای شعر امروز قائل باشم که بتواند خود را از شعرهای گذشته جدا کند، همین تجربه کهنی است که دارد و اینکه به هر حال در دنیای امروز که مدرن است، وارد شده است. شعر امروز ما از این نظر دارای قابلیت‌های مهمی است، چون برپایه‌ یک گذشته شعری بسیار طولانی ایستاده و آن ریشه‌ها را هم از نظر زبانی و هم از نظرمحتوایی و مفاهیم در درونمایه خودش دارد، هم اینکه شعر نو در مقایسه با‌ هنرهای دیگر این قابلیت و ویژگی را دارد که از پس آن گذشته شعری شکوهمند برآمده و توانسته خودش را در جامعه جاری کند؛ بنابراین شاید به اشاره برخی اساتید این درست باشد که تنها هنری که در ایران به شدت مدرن شده همین شعر است و شعر نو هم می‌تواند نماد آن باشد.   آمارها نشان می‌دهد که در دهه اخیر با عدم اقبال به شعر روبه‌رو هستیم، به نظر شما چرا اینقدر استقبال از شعر کم است؟ حقیقت این است که من چنین چیزی را قبول ندارم، اتفاقا فکر می‌کنم که اقبال به شعر خیلی زیاد شده و نشانه‌اش هم این است که هم تعداد شاعرها و هم تعداد کتاب‌های منتشر شده، زیاد شده است و در فضای مجازی صفحات بسیار زیادی شعر منتشر و پخش می‌کنند که اگر در اشتراک‌گذاری‌هایی که در تلگرام، اینستاگرام و این قبیل فضاها انجام می‌شود، بررسی کنید، می‌بینید که بخش زیادی از آن را شعرها دربرمی‌گیرند، به همین دلیل است که من فکر نمی‌کنم این گزاره، گزاره درستی باشد. ولی اگر درباره اینکه تیراژ کتاب پایین آمده، صحبت کنیم، بالطبع وقتی این همه کتاب منتشر می‌شود از آن طرف تیراژ کتاب کم می‌شود، ضمن اینکه شعر به صورت الکترونیکی و در فضای مجازی منتشر می‌شود و برای خواندن آن حتما لازم نیست که کتاب بخریم، این می‌تواند علت آن باشد ولی اینکه مردم به شعر اقبال کمتری نشان داده‌اند، فکر نمی‌کنم درست باشد.   شما ابتدا کارتان را با شعر شروع کرده‌اید و برای دو مجموعه شعر در دو جایزه نیما و شاملو نامزد هم شده‌اید که این خود بیانگر ارزش بالای کار شما در شعر است و در ادامه به داستان هم گریزی زده‌اید که با اقبال خوبی هم مواجه شده است، با این تفاسیر وجه تمایز نویسندگی با شاعری شما چیست؟ جهان شعر، جهان متفاوتی است. من قبل از اینکه داستان بنویسم _اگرچه از خیلی گذشته هم داستان می‌نوشتم ولی هیچ‌وقت آن‌ها را منتشر نمی‌کردم_ برای شعر و شاعری جایگاهی قائل بودم که آن جایگاه خیلی فراتر از همه هنرها بود، شاید الان هم کمابیش چنین جایگاهی را قائل باشم اما فکر می‌کنم جهان داستانی ویژگی‌هایی دارد که بعضی حرف‌ها را فقط در آن جهان نمی‌شود مطرح کرد. به نظر من یک نویسنده یا شاعر یا یک به طور کلی یک هنرمند وقتی می‌خواهد به یک موضوع یا سوژه‌ای بپردازد باید نگاه کند که از چه ابزار و قالبی استفاده کند، چون بعضی موضوعات را می‌توانید در شعر بهتر اجرا کنید، بعضی موضوعات را در قالب داستان و بعضی موضوعات را ممکن است در قالب یک نمایش‌نامه با فیلمنامه یا حتی یک مقاله بتوان روی آن کار کرد؛ این است که هر کدام از این‌ قالب‌ها ویژگی‌ها و قابلیت‌هایی دارند - چون داستان‌هایی که من نوشته‌ام، زیاد شاعرانه نبوده و اتفاقا یا خیلی فانتزی یا خیلی جدی بوده‌اند- این است که فکر می‌کنم در عین اینکه بین این‌ فضاها ارتباطاتی وجود دارد، هر کدام  قابلیت‌های خاص خود را دارند که می‌توان به آن‌ها پرداخت. اصولا داستان و شعر را دو حوزه جداگانه  یا در پیوند با یکدیگر می‌بینید؟ تصمیم ندارم نوشتن را یک تقسیم بندی کلی کنم، به هر حال نوشتن یک موضوع بسیار مهم است، حتی آن شخصی هم که برای خودش دلنوشته می‌نویسد هم در واقع به امر نوشتن روی آورده است. نوشتن در ذات خودش ویژگی‌ها و قابلیت‌هایی دارد که در هر نوشته‌ای می‌توان آن را جست‌وجو کرد، بنابراین نمی‌توانم تقسیم‌بندی کنم که جهان داستانی با جهان شعر متفاوت است ولی می‌گویم که هر کدام از این قالب‌ها قابلیت‌ها و ویژگی‌هایی دارند که ممکن است به بعضی چیزها در شعر بهتر و به بعضی‌ در داستان بهتر پرداخت. خودتان را بیشتر شاعر می‌دانید یا نویسنده؟ چون کتاب‌های شعر بیشتری منتشر کرده‌ام و اینکه ابتدا با شعر شروع کرده‌ام، بالطبع وجه شاعری‌ام غلبه دارد ولی به شخصه داستان را هم خیلی دوست دارم، به آن می‌پردازم، می‌نویسم و جهان آن را دوست دارم.   وضعیت شعر، داستان و به طور کلی ادبیات معاصر را از لحاظ تولید آثار با کیفیت و بازار فروش چگونه می‌بینید؟ تولید آثار با کیفیت کما بیش وجود دارد اگرچه شاید زمانی که نویسندگان و شاعران یک دفعه چهره و خیلی برجسته شوند، تمام شده، حتی در دنیا هم دیگر کمتر این طور افرادی به وجود می‌آیند که یک دفعه چهره شوند، بدرخشند و یک قرن تمام نفر اول باشند. فکر می‌کنم، جهان در حال تغییر، وقایع و اتفاقات است که این تاثیر را روی ادبیات گذاشته است. ما روی بازار فروش، روی تولید و اینکه کارهای با کیفیت به دست مخاطب برسند خیلی مسئله داریم، چون ما با یک سری افراد مواجه هستیم که فعالیت‌های تبلیغاتی گسترده‌ای دارند و با آن قدرت رسانه‌ای و ارتباطی که دارند و با شلوغ کاری، می‌توانند اندک نوشته‌ها و بعضا نوشته‌های کمتر با کیفیت‌شان را به شکل گسترده‌ای به نمایش بگذارند؛ از طرفی نویسند‌ها و شاعران بسیار زیادی داریم که کیفیت کارهای خوبی دارند اما این امکانات را ندارند یا به هر حال دست به این‌ کارها نمی‌زنند و به این گروه بندی‌ها، ارتباطات و بده‌وبستان‌ها وارد نمی‌شوند، در نتیجه ممکن است کارشان کمتر دیده شود. من فکر می‌کنم زمان باید بگذرد تا جامعه بتواند آن کارهای با کیفیت و ادبیات ناب‌تر را پیدا کند و به آن روی بیاورد، اما موضوع بازار نشر فکر می‌کنم خیلی وضعیت نامناسبی دارد هم از سوی ناشران و هم از سوی مخاطبان که لازم است یک مقدار روی آن بیشتر کار شود و سر و سامانی پیدا کند.   کار جدیدی هم اگر در دست نگارش یا چاپ دارید هم بفرمایید. مجموعه شعری در نشر روزنه به اسم «زیبایی‌ات به وقت محلی» است که مجوز آن از ارشاد آمده و تا پایان امسال منتشر خواهد شد. یک مجموعه داستان هم با عنوان «سال مرگ دخترم نهال» است که انتشارات کتاب کوله‌پشتی آن را در دست چاپ دارد و احتمالا تا نمایشگاه کتاب آماده خواهد شد. در پایان اگر نکته یا صحبتی دارید، بفرمایید.  نگاه من به ادبیات خیلی مثبت است. اولا اینکه فکر می‌کنم ادبیات می‌تواند نقش بسیار مهمی در جامعه و تلطیف آن، بهبود وضعیت مردم و در اینکه انسان‌های بهتری باشیم داشته باشد. دوم اینکه نگاهم مثبت است به اینکه آدم‌های زیادی کتاب منتشر می‌کنند و شعر پویایی خیلی خوبی دارد، در این میان ممکن است افرادی هم باشند که کتابشان مورد استقبال قرار نمی‌گیرد یا کم فروش می‌رود، مدام به آشفتگی‌های ادبیات امروز بپردازند ولی به نظر من این‌ها همه نشان پیشرفت و پویایی ادبیات کشور است.   ]]> ادبيات Wed, 21 Feb 2018 06:06:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257505/تنها-هنری-ایران-شدت-مدرن-شده-شعر «پنجره از شب بيرون زده است» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258026/پنجره-شب-بيرون-زده-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) آيين رونمايی از كتاب «پنجره از شب بيرون زده است» نوشته ريحانه واعظ شهرستانی در كتابخانه مركزی شهرداری اصفهان برگزار می‌شود. محمد رحيم اخوت، محمد مستقيمی‌(راهی)، محمدعلی موسوی فريدنی و حسام‌الدين نبوی‌نژاد در این آیین حضور دارند.   رونمایی پنجشنبه (٣ اسفند‌ماه) ساعت  ١٧ برگزار می‌شود.   مركز آفرینش‌های ادبی قلمستان و دفتر تخصصی ادبيات و زبان با همکاری خانه خورشيد در برگزاری این آیین مشارکت داشتند. ]]> مدیریت‌کتاب Tue, 20 Feb 2018 14:16:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258026/پنجره-شب-بيرون-زده-رونمایی-می-شود دامنه زمانِ «از پشت دیوار‌های خاکستری» کم و زیاد شده است! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/258030/دامنه-زمان-پشت-دیوار-های-خاکستری-کم-زیاد-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب مجموعه داستانی «از پشت دیوار‌های خاکستری» نوشته کیوان باژن، پنج‌شنبه(26 بهمن‌ماه) با حضور روح‌الله مهدی‌ پور‌عمرانی و طلا نژاد‌حسن و خواجه‌‌پور در موسسه «فانوس ادب» استان البرز برگزار شد.  مهدی پورعمرانی، ضمن بررسی کوتاه عنصر روایت در داستان‌نویسی بیان کرد: نویسنده «از پشت دیوار‌های خاکستری» در همان ابتدای این مجموعه، نشان می‌دهد که نقل دیگری دارد؛ ‌به اصطلاح نه روده‌دراز است و نه روایتش قطره چکانی. جابه‌جا، هر گزاره را به چند صیغه زمانی، روایت می‌کند. این منتقد در ادامه با اشاره به بخش‌های از کتاب افزود: به‌عنوان مثال در داستان «دالان‌های ذهنی یک غریبه» می‌خوانیم «... و من هنوز در عجبم یا متعجب بودم یا شدم؛ منظورش را نفهمیده بودم. نمی‌فهمم و ذهنم که همین طور می‌رود... رفته بود و مرا با خود می‌کشاند... کشانده بود و من که تا کجا می‌توانم همراهش بروم اما می‌روم... باید بروم...!» پور‌عمرانی با بیان این مطلب که در 6 داستان از هشت داستان، شگرد روایی مشترک وجود دارد گفت: حتی در داستانِ «هوای آزاد» که به نظر می‌رسد تاریخچه‌ای قدیمی‌تر از داستان‌های دیگر دارد نیز این روایت‌گری بکار رفته است.    داستان‌‌نویس با این شگرد فتیله زمان را بالا و پایین می‌برد و دامنه زمان را کم و زیاد می‌کند؛ به‌عبارت دیگر با ولوم دادن به عنصر زمان، ‌وقوع رخداد‌ها را در صیغه‌ها و ساخت‌های زمانی گوناگون اجرا می‌کند و ذهنی روایتگر را به نمایش می‌گذارد.     مهدی‌پور ادامه داد: دخالت‌‌گری‌های نویسنده در روایت همچنین ساخت و پرداخت دراز دامن روایت، فقط به این تمهید ختم نمی‌شود، او گاهی و در همین داستان اول «دغدغه‌های میم بزرگ و پسرش»، خودش به مثابه یک آدم داستانی و با اسم و رسم واقعی، بیرون از داستان، وارد گود می‌شود و نقش‌آفرینی می‌کند: به‌عنوان مثال در بخشی از این داستان می‌خوانیم: «... بعد به یاد حرف‌های کیوان باژن افتاد که بهش گفته بود: فردا عین این گفت‌وگو را با یه نفر خواهی داشت.» یا در بخش دیگر آمده است: «... و کیوان باژن هم که اساسا دخالت نمی‌کرد؛ ‌چون فکر می‌کرد دوره این حرف‌ها گذشته است. میم دیگر از کجا بالاخره می‌توانست بفهمد که چی به چی است؟ نفهمیده بود. نمی‌فهمید...» این نویسنده با تاکید بر روایت محور بودن «از پشت دیوار‌های خاکستری» ادامه داد: روایت‌محور است چراکه دیالوگ چندانی ندارند و شخصیت‌ها نیز پرداخت نمی‌شوند؛ البته در داستان کوتاه، جایی برای شخصیت‌پردازی نیست. نوعِ روایتگری است که از سوژه‌ها و از مایه‌های تقریبا همیشگی، داستان‌های دیگری می‌سازد.   مهدی‌پور گفت: کیوان باژن در مجموعه «در کوچه‌های اضطراب» و حتی در رمان «از دیروز تا بی‌نهایت صفر» نیز نشان داد که برای عنصر روایت ارزش دیگری قائل است. «از پشت دیوار‌های خاکستری» پست‌مدرن است طلا نژاد‌حسن، در ادامه این نشست با بررسی اثر آژن از منظر پست مدرنیستی گفت: مجموعه «از پشت دیوار‌های خاکستری» از نظر معنا‌شناسی اجتماعی و دارای شاخصه‌های پست‌مدرنستی است.   این منتقد افزود: پریشانی و غیر‌قابل اعتماد بودن راوی، چند‌پارگی زمانی و روایت،‌ عدم قطعیت، جهان‌ِ معنا باخته،‌ آشفتگی ذهن راوی و آشفتگی متن با هم، گره خورده‌ و جهان‌داستانی را خلق کرده‌اند که زندگی انسان امروز را به خوبی متبلور و عینی می‌کنند؛  فرآیندی که در بیشتر داستان‌ها،‌ مهندسی موقتی دارد و نویسنده توانسته با پیوند این عنصر،‌ جهان آشفته و آشوب‌زده بیرون شخصیت‌ها را با ساختاری متفاوت و با شیوه داستان‌نویسی معمول، درونی و حسی کند. نژادحسن با اشاره به پایان‌بندی بعضی از داستان‌ها از‌جمله داستان «هوای آزاد» عنوان کرد: نویسنده با یک جمله پایانی،‌ ذهن مخاطب را به تکاپو و گاه به شگفتی وا می‌دارد؛ گویی این نشانه ذهنی تا مدت‌ها با مخاطب همراه می‌ماند.  نویسنده  در بعضی از داستان‌های این مجموعه، اصرار بر پیچیدگی ساختاری و حفظ فاصله میان متن و مخاطب دارد. وی تاکید کرد که «از پشت دیوار‌های خاکستری» موجب لذت مخاطب خاص می‌شود اما طیفی از مخاطبان را با خود همراه نخواهد کرد.   خواجه‌پور نیز  در معرفی نویسنده «از پشت دیوار‌های خاکستری» به تجربه نویسندگی این نویسنده اشاره کرد و گفت: با توجه به چهار جلد تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران که به شخصیت‌هایی چون «صمد بهرنگی، شمس لنگرودی،‌ عمران صلاحی و مهدی غبرایی می‌پردازد و نیز کتاب «انسان رو در روی جهان» که جستار‌هایی است درباره چگونگی تکوین فردیت خلاق نویسنده در گفت‌و‌گو با اهل اندیشه و قلم‌ و با توجه به مجموعه داستان‌های «در کوچه‌های اضطراب» و از پشت دیوار‌های خاکستری» و رمان «دیروز تا بی‌نهایت صفر» کیوان باژن را باید نویسنده‌ای پرکار دانست. ]]> مدیریت‌کتاب Tue, 20 Feb 2018 13:34:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/258030/دامنه-زمان-پشت-دیوار-های-خاکستری-کم-زیاد-شده هشتصدمین «شب شهرزاد» در نمایشگاه کتاب خوزستان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258029/هشتصدمین-شب-شهرزاد-نمایشگاه-کتاب-خوزستان به گزارش خبرگزاری ایران(ایبنا) در این نشست که مصادف با هشتصدمین جلسه هفتگی انجمن قلم شهرزاد (انجمن داستان نویسان اهواز) بود، داستان نویسان خوزستانی به بحث و تبادل‌نظر در خصوص مکتب‌های ادبی پرداختند. آرش آذر پناه داستان‌نویس خوزستانی در این مراسم با اشاره به مکتب داستان‌نویسی جنوب اظهار کرد: این مکتب داستان‌نویسی جنوب در دو دوره قابل‌بررسی است، دوره اول با شکل‌گیری صنعت نفت از مسجدسلیمان آغاز شد و دوره دوم مربوط به اواسط دهه پنجاه است. آذرپناه افزود: در دوره اول به خاطر تقابل مدرنیته با فضای سنتی آن روزها پاردوکسی در کارها ایجاد شد و ما شاهد ارائه داستان‌هایی با فضای سورئال بودیم. وی خاطرنشان کرد: می‌توان گفت آثار کسانی چون صادق چوبک و گلستان مربوط به دوره اول و وابسته به خوزستان است. این داستان‌نویس ادامه داد: دوره دوم آثار داستانی مکتب جنوب که به اواسط دهه ٥٠ بازمی‌گردد، این دوره با کارهای بالغ احمد محمود آغاز شد و تا دهه ٦٠ با آثار افرادی چون محمد ایوبی و محمد آقایی ادامه پیدا کرد. وی اظهار کرد: پس از دوره دوم، مکتب داستان جنوب دچار انقطاع شد و دیگر شخصیت بارزی از آن ظهور نکرد. آذرپناه گفت: اکنون پس سالها رکود در این مکتب داستانی با نسل جوانی در داستان رو به رو هستیم که در میان آنها افرادی با نبوغ خوب داستانی دیده میشود که امیدواریم رشد آنها ادامه داشته باشد. همچنین میترا معینی داستان کوتاهِ «خِرِف خانه» را از مجموعه تازه منتشر شده ی «آقای چنار! با من ازدواج میکنی؟» و احمد حسن‌زاده داستان لکه از مجموعه داستان «آه ای مامان» را برای حاضران خواندند. در ادامه ضمن رونمایی از مجموعه داستان «آقای چنار! با من ازدواج میکنی؟»، از میترا معینی تقدیر شد. آرش آذرپناه داستان نویس خوزستان چاپ آثاری چون «جرم زمانه ساز»، «شماره ناشناس»، «کسی گلدان ها را آب نمی دهد» و ... را در کارنامه ادبی خود دارد. در پایان این آیین به مناسبت هشتصدمین نشست هفتگی انجمن قلم شهرزاد، از لوح و تندیس جشنواره های انجمن برگزیده ی کشوری (جایزه ادبی ملک الشعرای بهار) که توسط انجمن قلم شهرزاد کسب شده بود، رونمایی شد. گفتنی ست، انجمن قلم شهرزاد از شهریور 1381 ، با برگزاری جشنواره های ادبی، نشست های هفتگی، کارگاههای آموزشی و انتشار گاهنامه های ادبی در فضای ادبی خوزستان نقش آفرین بوده است. ]]> ادبيات Tue, 20 Feb 2018 12:24:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258029/هشتصدمین-شب-شهرزاد-نمایشگاه-کتاب-خوزستان جشن امضای «سرمانوشتگی‌ها» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258025/جشن-امضای-سرمانوشتگی-ها-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) جشن امضای کتاب «سرمانوشتگی‌ها» نوشته‌ کورش ادیم به میزبانی کتابفروشی نشر چشمه برگزار می‌شود. مهدی یزدانی‌خرم؛ داستان‌نویس و علی‌رضا بهنام؛ شاعر در این مراسم حضور دارند. علاقه‌مندان می‌توانند چهار‌شنبه(2 اسفند‌ماه) ساعت 17 به کتابفروشی نشر چشمه واقع در خیابان کریمخان‌زند نبش میرزای شیرازی پلاک 107 مراجعه کنند.    کتاب «سرمانوشتگی‌ها» اثر عکاس و شاعر کورش ادیم  در 86 صفحه رنگی چاپ شده و حاوی عکس‌ها و مونولوگ‌های این عکاس است. عکس‌ها خلال سال‌های اخیر نوشته و عکاسی شده است . کتاب «سرمانوشتگی‌ها» شامل 37 عکس و 37 متن است و هشتمین کتاب از سری «تصویر و متن» نشر چشمه طی سال‌های اخیر به حساب می‌آید.   ]]> ادبيات Tue, 20 Feb 2018 10:05:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258025/جشن-امضای-سرمانوشتگی-ها-برگزار-می-شود پایگاه تجمیع شده برای دسترسی به متون رده اول جهانی نداریم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257994/پایگاه-تجمیع-شده-دسترسی-متون-رده-اول-جهانی-نداریم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جهان امروز، دنیای رسانه‌هاست و در بین تمامی رسانه‌ها تصویر و فیلم جایگاه ویژه‌ای دارد، به همین دلیل تخصص در این رسانه‌ها یکی از امتیازهایی است که یک کشور را در رده کشورهای به‌روز دنیا قرار می‌دهد. در ایران تا به حال کتب تخصصی در حوزه مدیریت فیلم و تصویر کمتر تالیف شده و عموما ترجمه‌های قدیمی از متون خارجی مورد استفاده بوده است. کتاب «سینماتوگرافی و ویدیوگرافی، مدیریت فیلم‌برداری و تصویربرداری» به قلم علیرضا اکبرپور، اولین کتاب تالیفی و تخصصی در زمینه مدیریت فیلم‌برداری و تصویربرداری است که در فرآیند تکوینی آن تلاش زیادی صورت گرفته تا الگوی یک کتاب مرجع و دایره‌المعارفی با پایه فنی در زمینه اصول فیلم‌برداری و تصویربرداری مورد رعایت و تقلید قرار دهد. این کتاب به تازگی از طرف موسسه انتشاراتی جمال هنر به چاپ رسیده است که به همین مناسبت و برای پیگیری اوضاع کتب تالیفی در این حوزه با علیرضا اکبرپور، نویسنده اثر و مدرس دانشگاه به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:   ابتدا یک شمای کلی از کتاب به ما بدهید، مختصرا درباره ساختار کتاب و اینکه شامل چه موضوعاتی است، توضیح دهید. تقریبا می‌توان گفت، کتاب «سینماتوگرافی و ویدیوگرافی» بعد از انقلاب اولین کتاب جدی است که به صورت علمی سعی کرده فیلم و مدیریت فیلمبرداری را با توجه به نیازها تصویربرداری تشریح کند. به طور کلی سعی کرده نقصی که همیشه در ترجمه‌ها وجود داشته که معمولا در خوانش و ارائه مطالب هست را از بین ببرد و از همه مهم‌تر اینکه بتواند اطلاعات مطمئن‌تری را در حوزه مدیریت تصویر ارائه دهد. اغلب کتاب‌هایی که در سنوات گذشته ترجمه شده ضمن اینکه بسیارکهنه بودند، در ارائه مطالب بسیار الکن بودند،بنابراین سعی کردم این ضعف را پوشش دهم و در عین حال تلاش کرده‌ام جامعیتی در ویدیوگرافی رعایت کنم که در آثار ترجمه کمتر دیده می‌شود که حالا یا مترجم بخش‌هایی از کتاب را  به عمد و به جهت اینکه متخصص نبوده‌، حذف می‌کرد، یا اینکه خود سورس کتاب‌ها آن جامعیت کافی را نداشتند.   کتاب را در 6 بخش یا مطلع فصل‌بندی کرده‌ام. فصل اول مفاهیم پایه که لازمه اطلاعات اولیه فرد است را ارائه می‌دهد، که اگر فرد بخواهد مواردی را در حوزه تصویر پیگیر و پی‌جو باشد، در این فصل با این مفاهیم به صورت قراردادی و پایه‌ای آشنا می‌شود. در فصل دوم به مباحث ساختار دوربین و اجزای فنی دوربین‌های تصویربرداری و فیلم‌برداری پرداختیم که با توجه به اینکه الان ذائقه کار کردن در حوزه تصویر تغییر کرده و به حوزه دیجیتال وارد شده‌ایم، این بخش را در کنار سیستم آنالوگ سینمایی طراحی کردم تا هر مخاطب و کسی که تمایل دارد از منابع استفاده کند، دو قسمت را در کنار هم داشته باشد. فصل سوم به سیستم‌های حرکتی اختصاص دارد و تجهیزات و ادوات سینمایی که معمولا برای انجام حرکات دوربین نیاز و ضروری است، در این بخش مطرح می‌شود. در فصل چهارم به مباحث پایه‌ای نور و نورپردازی می‌پردازیم، کتاب در این بخش که از معرفی تجهیزات نوری شروع می‌شود تا به تکنیک‌های و شیوه‌های اجرایی می‌رسد، به طور کامل همه موارد و مسائلی که می‌تواند یک نورپردازی دارای قاعده را برای یک کار تصویری رقم می‌زند، مطرح می‌کند.  فصل پنجم کتاب به صافی‌ها و فیلترگذاری‌ها اختصاص دارد که باز هم همه آن مواردی که در این حوزه ضروری است، چه صافی‌ها و فیلترهایی که روی رنگ تصویر و چه صافی‌هایی که روی نقش تصویر موثر هستند، انواع و اقسام آن‌ها و با همه بایدها و نبایدها در استفاده آن‌ها در این بخش مطرح شده است؛ و فصل ششم کتاب به تکنیک‌های اجرایی و جلوه‌های ویژه بصری می‌پردازد که هدف از آوردن تکنیک جلوه‌های ویژه در این بخش آموزش آن نیست، چون اغلب ویژوال افکت‌ها یا در حوزه میدانی انجام می‌شود که خیلی درصد آن پایین آمده و بخش اعظم آن در دنیای دیجیتال و در بستر نرم‌افزارها است و از یک قاعده کلی تبعیت می‌کند، بلکه سعی کردم بحث پرده‌های رنگی و اطلاعات کافی که یک مدیر تصویر نیاز دارد که چطور تصویر خودش در این بخش در صحنه به عنوان ماده خام بر روی فرآیند دستکاری‌های دیجیتالی آماده کند، در این بخش مهیا کنیم و سایر مواردی که به صورت فرایندهای اجرایی در حوزه تصویر لازم است.   در پیشگفتار کتاب قید کرده‌اید که کتاب تالیف دیگری در این حوزه وجود نداشته و ترجمه‌های موجود هم قدیمی است، این کتاب به چه میزان برگرفته از تجربه علمی شما و چقدر ترجمه متون خارجی این حوزه است؟ اولا نکته‌ای که باید یادآور شوم، این است که غالب اختلاف نظری که در حال حاضر بین پژوهشگران حوزه کتاب وجود دارد و عمدتا در نشست‌ها، بعضا نشست‌های خانه کتاب هم دیده شده که اختلاف هم ایجاد کرده، همین است که وقتی با یک اثر روبه‌رو می‌شوند، می‌گویند چند درصد از کتاب از مطالب خودتان و چند درصد آن برگرفته از کارهای ترجمه‌ای و سایر آثار است؟ به نظر من هر کتاب علمی اگر قرار باشد علمی، بی‌همتا و قائم به ذات خودش باشد، باید دارای ارجاعات و رفرنس باشد و اساسا هیچ فردی نمی‌تواند مواردی از خود ابداع کند و در کتاب بیاورد، که اگر این اتفاق بیفتد در حد اندکی می‌توان به آن لقب مانیفست داد، البته برای مانیفست‌ها و بیانیه‌ها هم صحت و سقم ایجاد می‌شود- که در طول تاریخ ادبیات این نوع مانیفست‌ها ارائه می‌شوند، بیشتر در بخش تئوری‌های اقتصادی و سیاسی است- شاید قابل قبول باشد، البته اندک‌شمار هستند و خیلی از آن‌ها هم در بلندمدت مضمحل شده و از بین رفته‌اند.   در کتاب سینماتوگرافی هیچ‌گاه این ادعا را نداشته‌ام که مواردی را از خودم بازتولید کرده‌ام، چون بازتولید ما همیشه به استفاده کردن از آثار و منابع دیگران برمی‌گردد. در نگارش این کتاب حدودا از 470 منبع فارسی و انگلیسی زبان استفاده شده است؛ بخش اعظم این منابع، خارجی زبان است، که این‌ها از صافی برداشت و استنتاج من گذشته و به واژگان کتاب تبدیل شده است. اینکه بگویم بخش اعظمی از این اطلاعات توسط خود بنده تولید شده است، سخن گزافی است و هیچ وقت هم یک فرد عالم و بالغ چنین ادعایی نمی‌کند. درصد استفاده از منابع فارسی به جهت ضعف ساختاری که در آثار ترجمه داریم که بعضا به شدت اطلاعات غلط و نادرست ترجمه، بخش اعظمی هم که اساسا منسوخ شده و علنا و عملا کاربردی نیست، خیلی پایین است و طبیعتا بنده هم هیچ بهره جدی نتوانستم ببرم؛ اما منابع انگلیسی که به شکل مجموعه‌ای از فایل‌های پی‌دی‌اف یا بعضا دانلود کتاب‌های الکترونیکی بود -که اگر قانون کپی رایت اینجا وجود داشت به خاطر هزینه بالایی که ایجاد می‌کرد، من عملا نمی‌توانستم اینچنین کاری کنم.  بنابرین به بخش اعظمی از منابع به این شکل دسترسی داشتم- و با توجه به نوع استراتژی طراحی که در ارائه مطالب داشتم بخش‌هایی از آن را بهره‌گیری کردم.   درمورد مطالب کتاب نمی‌توانم درصد بدهم و بگویم چند درصد آن به صورت مستقیم از منابع خارجی بوده و چند درصد مطالب توسط خودم تولید شده است، فقط می‌توانم بگویم که موارد را با توجه به نوع نگاهی که به ارائه مطالبم داشتم، از فیلتر و صافی ذهنی خودم گذر دادم و با توجه به رسم امانت‌داری هرجا که نیاز بوده ارجاعات درون متن را هم عنوان کرده‌ام و در نهایت چیزی تحت عنوان «سینماتوگرافی» به وجود آمده است. اما کتاب در حالت کلی کاملا تالیف است، چون هیچ جا نقل قول مستقیم ندادم، بلکه فقط برای اینکه اثبات کنیم که موارد و مسائلی که در کتاب مطرح شده دارای وزنه علمی و به نوعی دارای رفرنس است، از شیوه ارجاع درون متن استفاده کرده‌ام.   مخاطب کتاب شما چه طیف افرادی هستند؟ مخاطب کتاب را دو طیف می‌دانم، اولین دسته دانشجویان رشته سینما گرایش فیلم‌برداری‌اند - البته چون الان از دوربین دیجیتال استفاده می‌شود این واژه باید به گرایش «تصویربرداری» اصلاح شود- بخش دوم افرادی‌اند که به عنوان دست‌اندرکار حرفه‌ای و تولید در عرصه سینمای ایران فعالیت می‌کنند ولی مناسبت کارکردی‌شان با آن اصولی که در مدیریت تصویر با عنوان مدیریت فیلم‌برداری و تصویربرداری سراغ داریم، بسیار فاصله دارد. دسته سوم هم افرادی‌اند که به شکل حرفه‌ای‌تری عکاسی می‌کنند و بخش‌هایی از فصول کتاب مثل بخش صافی‌ها یا مفاهیم پایه‌ای می‌تواند برای آن‌ها کارگشا باشد. یا در قسمت نور و نورپردازی موارد و مسائلی را عنوان کرده‌ام که بعضا شاید در هیچ منبع دیگری به طور عادی یافت نشود؛ بنابراین اگر بخواهم مخاطبین این کتاب را معرفی کنم، مخاطبین این کتاب طیف متخصص سینما می‌توانند باشند، چون کتاب عمومی نیست که موارد آن برای عوام قابل فهم باشد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات کتاب را می‌توانیم به ساده، بخش اعظمی را متوسط و بخشی از آن هم دشوار طبقه‌بندی کنیم. قبول دارم بخشی از موارد کتاب سنگین و ثقیل مطرح می‌شود که آن هم طبیعت این نوع آثار و کتاب‌هاست، چون این نوع منابع از نظر استفاده و تعبیر و تفسیر مطالب حتما به یک بیس و پایه محتاج خواهد بود، به همین جهت من همیشه حداقل‌ها را می‌گذارم، یا اینکه فرد تخصص این را داشته باشد و به عنوان دست‌اندرکار این حوزه مشغول است، یا اینکه حداقل در حال گذران پروسه دانشگاهی در حیطه تخصصی باشد.   در جایی عنوان کرده‌اید که در ایران چیزی به عنوان مدیریت تصویربرداری و فیلم‌برداری نداریم، دلیل شما از بیان این ادعا چیست؟ بله! به ضرس قاطع می‌توانم این را عنوان کنم که اساسا مفهومی به نام مدیریت تصویر به شکل مدیریت فیلم‌برداری و تصویربرداری نداریم، چون به شکل متعارف در سینمای کنونی و سینمای معاصر جهان که بخش اعظم آن وامدار پروسه تولید فیلم در پلت‌فرم هالیوود و ایالت متحده است، مدیریت تصویر کسی است که با محاسبات سر و کار دارد نه اینکه الزاما کار فیزیکی و یدی انجام دهد. ما در ایران جدای از اینکه به طور کامل این نوع شیوه محاسباتی و مدیریتی را حتی برای چند فرد شاخصی که کار را می‌کنند، نداریم، بلکه خود این افراد در فرآیند بازتولید تصویر یا جایگذاری دوربین در صحنه به صورت مستقیم عمل فیزیکال انجام می‌دهند، که این تحت هیچ شرایطی با استانداردهایی که در طبقه‌بندی گروه دوربین برای مدیریت تصویر دارید، سازگاری ندارد؛ از یک طرف هم همین غلط مصطلحی که در تصاویر ما وجود دارد، علی‌رغم اینکه اکثر کارهای ما به صورت دیجیتال گرفته می‌شود هنوز هم از واژه فیلم‌برداری استفاده می‌کنیم، همین یک ادعای اثبات شده است که فرایند فیلم‌برداری با تصویربرداری که یکی شیمیایی و یکی کاملا الکترونیکی است کاملا با هم متفاوتند و مدیریت تصویر هوشمند کاملا متوجه تفاوت در این دو حوزه هست که فقط یک فرد نا آگاه می‌تواند این دو واژه را با هم خلط کند و آن را در تیتراژ پایانی به کار ببرد. از نظر تحقیق میدانی هم اگر شما مستقیما در چند پروسه تولیدی حاضر شوید، متوجه خواهید شد که عنصری به نام مدیریت تصویر با تمام پیچیدگی‌هایی که در کتاب شرح داده شده، علنا و عملا در مختصات سینمای ما وجود ندارد.   آیا این کتاب این تخصص را آموزش می‌دهد؟ قطعا نوع تغییر دیدگاه را می‌تواند ایجاد کند و این پروسه را یاد می‌دهد که در فرآیند بازتولید آثار تصویری‌ اصول و سلسله مراتبی را رعایت کنیم که حداقل خودمان را به استانداردهای جهانی نزدیک کنیم؛ به هر حال ما جزو معدود کشورهایی هستیم که دارای تولید هستیم، اما متاسفانه هنوز در خیلی از شاخه‌ها روابط پایداری به شکل استاندارد شده و نزدیک به استانداردهای جهانی برای خودمان تعریف نکرده‌ایم. هر از گاهی کورسوهایی ایجاد می‌شود و تک ستاره‌هایی از آثار ما  بیرون می‌آیند، که متاسفانه زیاد تداوم ندارد که ناشی از همین مسئله است و به این امر منجر می‌شود که ما هیچ وقت نتوانیم یک آدم به عنوان یک تکنسین صادر کنیم، در صورتی که در پلت فرم فیلم‌سازی در ایالت متحده افراد بسیار کمی با ملیت امریکایی می‌بینید، بسیاری از تکنسین‌هایی که در آنجا مشغولند از ملیت‌های دیگر ولی با رعایت استانداردهای تثبیت شده توانسته‌اند در فرایند تولید ورود پیدا کنند؛ بنابراین این کتاب قطعا می‌تواند این تغییر نگره‌ها را ایجاد کند، به نوعی معرف پلت‌فرم حرفه‌ای تولید تصویر باشد و کم‌کم می‌توانیم امیدوار باشیم که کمی نگاهمان را به استانداردهای جهانی در این حوزه نزدیک‌تر کنیم.   پژوهش و نگارش این کتاب چقدر از شما وقت گرفت و در نوشتن این کتاب با چه مشکلات و محدودیت‌هایی مواجه بودید؟ از زمان استارت این کار تا پایان مراحل صفحه‌آرایی کتاب که صفحه‌آرایی دشواری هم داشت، حدود پنج سال از من زمان گرفت، البته در این پنج سال به صورت مستقیم، مستمر و تمام وقت روی این کتاب کار نکردم، بلکه در کنار آن مجبور به انجام امور دیگر هم بودم. بزرگترین مشکلی که این مسئله برای من ایجاد کرد، اینکه اولا ما در ایران اصلا چیزی به نام سرانه پژوهش و تالیف نداریم، وقتی هم که شما چیزی را به عنوان سرانه پژوهشی و درآمدی که در کنار کار اصلی شما وجود داشته باشد که جدا از اینکه به شما انگیزه دهد، مایحتاج زندگی شما را هم فراهم کند تا در هزینه‌های روزمره دچار لنگی نشوید، ندارید؛ کار سخت‌تر می‌شود.  فکر می‌کنم این مسئله بزرگترین معضلی است که نه فقط برای این کتاب بلکه برای همه کسانی که قصد انجام کار پژوهشی و تالیفی جدی دارند، وجود دارد ، همین نکته نزدیک بود چند بار در میانه راه مرا از ادامه کار منصرف کند، اما با توجه به اینکه بخش اعظمی از کار روی علاقه شخصی جلو می‌رفت، بعد از مدت کوتاهی مجددا کار را اد امه می‌دادم. مسئله عدم حمایت پژوهشی فقط در حوزه مسائل مالی نبود، متاسفانه ما حتی یک پایگاه تجمیع شده برای دسترسی به متون رده اول جهانی نداریم، حتی بزرگترین دانشگاه‌های ما هم متاسفانه فقط در یک بخشی ادعا دارند و وقتی به بانک اطلاعاتی فلان دانشگاه که باید با فلان مجموعه دانشگاهی مرتبط باشد و بتوانید از پایگاه‌های داده آن‌ها استفاده کنید، مراجعه می‌کنید، می‌بینید که حق عضویت‌ها و اشتراکات را پرداخت نکرده‌اند و عملا فقط به چهار صفحه از کتاب مورد نظرتان دسترسی دارید، همین امر باعث رجوع به نسخه‌های غیرقانونی می‌شود که خوشبختانه چون ما فعلا جزو قانون کپی رایت نیستیم، می‌توانیم این کار را انجام دهیم ولی در صورتی که در کشور دیگری زندگی کنید و اگر در اینترنت شما را بزنند، کار شما جرم به حساب می‌آید و تبعات بدی دارد. در کتاب سینماتوگرافی متاسفانه این قواعد رعایت نشده چون ما جایی زندگی می‌کنیم که عملا نمی‌توانیم پرداخت مستقیم داشته یا به آثار دیگر دسترسی داشته باشیم. تنها کاری که مولف می‌تواند انجام دهد که در آن شرایط بنده هم انجام دادم، این است که رسم امانت‌داری را به عمل آورد و منبعی را که  استفاده کرده شرافت‌مندانه قید کند.   چقدر می‌توان به مخاطب اطمینان داد که این کتاب با تکنیک‌های روز دنیا در زمینه فیلم‌برداری و تصویربرداری همراه و همخوان بوده و به عبارت دیگر این کتاب چقدر به‌روز است؟ راحت می‌توان این اطمینان را به مخاطب داد که کتاب بسیار به روز است و حداقل بخش عظیمی از اطلاعات آن تا اواخر 2016 و اوایل 2017 قابل پیگیری و تطبیق دادن است.   در پایان اگر نکته یا سخنی مد نظرتان هست، بفرمایید. با توجه به اینکه هزینه کتاب بالا و متاسفانه سرانه کتاب خیلی پایین آمده است، فکر می‌کنم نسبت به انرژی که بخش اعظمی از پژوهشگران، نویسندگان و حتی مترجمین ما در این بخش می‌گذارند، سهم خیلی ناچیزی می‌برند و با توجه به اینکه این بخش هم یک بخش تخصصی است و افرادی که در حوزه قلم کار می‌کنند از قشر فرهیخته‌ هستند و افراد عادی محسوب نمی‌شوند، باید بخش حمایتی در این شاخه بسیار زیاد باشد، چون اگر این اتفاق نیفتد، همین نصف و نیمه بازتولیدی که در متون علمی، ادبی و هنری داریم هم از دست می‌رود، برای خود من این اتفاق افتاده و بنده انگیزه دیگری ندارم که اثر مشابهی را در آینده بازتولید کنم، چون امورات معیشتی ما در شرایط سختی قرار گرفته و اگر واقعا این نگاه حمایتی وجود نداشته باشد، عملا عطای آن را به لقایش می‌بخشیم و می‌گوییم چرا فرایندی را شروع کنیم که بسیاری از امورات و شاخه‌های دیگر مرا تحت تاثیر قرار دهد، آن هم با توجه به فضای بازاری که کتابخوانی بسیار پایین آمده و بخش اعظمی از تولید کتاب در بعضی نظام‌های دانشگاهی هم فقط یک ویترین پرستیژی برای افرادی مثل اعضای هیئت‌ علمی ثابت که حقوق ثابتی دارند، شده است که کتاب برای آن‌ها یک جنبه ویترینی پیدا کرده، چون متناسفانه نه مخاطبی برای آن وجود دارد، نه حمایتی از خود پژوهشگر به عمل آمده و نه حمایت سوپ‌سیدی برای پایین آوردن قیمت کتاب شده تا مخاطب انگیزه‌ای برای خرید داشته باشد. همین کتاب «سینماگرافی» بالغ بر 180 هزار تومان قیمت دارد، ناشر هم ناچار است کتاب را با این قیمت منتشر کند، چون بالغ بر 400 صفحه فقط تصاویر رنگی در آن به چاپ رسیده، تا بتواند مطالب را به درستی ارائه دهد، اگر هزینه چاپ رنگی را با یک حساب ساده و سرانگشتی محاسبه کنید، می‌بینید که ناشر با مینیمم و خط حداقلی سود این قیمت را داده است، در صورتی که اگر یارانه دولتی وجود می‌داشت و برای پایین نگه داشتن قیمت کتاب از ناشر حمایت ویژه‌ای به عمل می‌آمد، قطعا این اتفاق رخ نمی‌داد. این موارد بایدهای الزام‌آوری در حوزه چاپ، نشر و حمایت از مولف و تولیدکننده کتاب است که متاسفانه وجود ندارد بخش اعظمی از آن هم تکرار مکررات و حرف‌هایی است که با جملات و ادبیات مختلف سابق گفته شده اما هیچ راه‌حل مناسب و راهکار حداقلی توسط مسئولانی که در حوزه فرهنگ مدخلیت دارند، برای آن در نظر گرفته نشده است. ]]> ادبيات Tue, 20 Feb 2018 06:00:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257994/پایگاه-تجمیع-شده-دسترسی-متون-رده-اول-جهانی-نداریم داوران دهمین جشنواره داستان انقلاب معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257998/داوران-دهمین-جشنواره-داستان-انقلاب-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی سپهر سوره هنر؛ در دهمین جشنواره داستان انقلاب (جایزه امیرحسین فردی)، وحید نیکخواه آزاد، علی اصغر عزتی پاک و محسن پرویز آثار بخش نوجوان و راضیه تجار، مصطفی جمشیدی و حسین فتاحی آثار بخش بزرگسال را ارزیابی و داوری می کنند.  این جشنواره که دبیری علمی آن را منیژه آرمین برعهده دارد، موضوعاتی همچون مسائل و رویدادهای سال های قبل از انقلاب و روزهای پیروزی انقلاب و پس از آن تا امروز همچون دفاع مقدس، کودتای نوژه، حادثه طبس، منافقین، فتنه‌ها و ترورها، خیزش سال 42 و تبعید امام، کودتای سال32، استکبارستیزی، هویت ملی و تأثیر انقلاب اسلامی در منطقه و کشورهای اسلامی و موج بیداری اسلامی، دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، نقش رهبری انقلاب اسلامی در وحدت و انسجام ملی و هدایت جریان‌های استکبارستیزی و غرب‌زدگی مسلمانان جهان با تأکید بر هویت اسلامی و هویت ملی را دربر می‌گیرد.  دهمین جشنواره داستان انقلاب همزمان با هفته هنر انقلاب، به همت موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر فروردین ۹۷ در حوزه‌هنری برگزار می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید به سایت www.artfest.ir مراجعه کنید. ]]> ادبيات Mon, 19 Feb 2018 09:25:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257998/داوران-دهمین-جشنواره-داستان-انقلاب-معرفی-شدند کاهش رونق بازار شعر پدیده‌ای جهانی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257717/کاهش-رونق-بازار-شعر-پدیده-ای-جهانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) این روزها یکی از مشکلات محسوس کتاب‌های شعر، استقبال ضعیف از آثار منتشر شده در این حوزه است. مشکلی که بخش عمده آن به نپذیرفتن کتاب‌های شعر توسط کتابفروشان مربوط می‌شود؛ زیرا بخش قابل توجهی از کتابفروشان به دلیل اطلاعات کم در حوزه شعر‌ امروز از پذیرش کتاب‌های شعر اجتناب می‌کنند و به همین دلیل جز در پایتخت و چند شهر بزرگ، شاید به سختی بتوان تمام  کتاب‌های شعر منتشر شده را پیدا کنید؛ در همین راستا به گفت‌وگو با علی عبداللهی شاعر و مترجم پرداختیم تا نظر او را درباره بازار بی‌رونق کتاب‌های شعر بدانیم.   بازار کتاب‌های شعر وضعیت چندان مناسبی ندارد و کتابفروشان از پذیرش کتاب‌های شعر اجتناب می‌کنند. به نظر شما منشا چنین وضعیتی چیست؟ اقتصاد این روزهای کتاب‌های شعر چندان مناسب نیست؛ البته در بخش ترجمه اوضاع کمی بهتر است؛ زیرا تصور مخاطب و کتابفروش این است که آثار ترجمه از میان کتاب‌های بسیار زیادی گزینش می‌شوند و مخاطب راحت‌تر می‌تواند به آن اعتماد کند. با این حال ترجمه ضعیف برخی کتاب‌های شعر و برخی کتاب‌سازی‌ها باعث شده تا بازار کتاب‌های شعر ترجمه نیز تا حد زیادی تحت‌تاثیر این اتفاقات قرار گیرد و ما شاهد آن باشیم که بازار این بخش نیز ضعیف‌تر از گذشته دنبال شود. به اعتقاد من عوامل بسیار زیادی در این بین دخیل هستند که شاید یکی از مهم‌ترین دلایل آن، آشنا نبودن کتابفروشان و پخش‌کنندگان با وضعیت شعر امروز باشد؛ زیرا وقتی پخش‌کننده شاعری را نشناسد نمی‌تواند آن را به کتابفروش معرفی کند و از طرفی کتابفروش هم کتاب را نمی‌گیرد. حال اگر کتابفروش هم کتاب را بگیرد و بعد خودش نتواند آن را معرفی کند، کتاب در کتابفروشی خاک خواهد خورد. در مجموع و با همه این تفاسیر باید بگویم که کم شدن استقبال از کتاب‌های شعر مختص ایران نیست و یک پدیده جهانی است و مردم این روزها ترجیح می‌دهند که مجموعه داستان و رمان بخوانند.   چرا گرایش مردم جهان به این سمت رفته است؟ این روزها مردم به دنبال سخن استعاری نیستند و به دنبال کلام ساده که نیاز به تفکر کمتری داشته باشد می‌روند، بنابراین همه این‌ها دست‌به‌دست هم داده‌اند تا مردم به دنبال کتاب شعر نروند و مطالعه خود را محدود به داستان و رمان کنند. در واقع این روزها مخاطب شعر قشر بسیار محدودی از جامعه فرهیخته هستند.   در چنین شرایطی که استقبال از کتاب شعر پایین آمده است، چرا شاهد افزایش روزافزون تعداد شاعران هستیم؟ در ایران همه شاعرند مگر خلافش ثابت شود که در بیشتر مواقع نیز خلاف موضوع ثابت نمی‌شود! از روزگار قدیم تا به امروز شعر در ایران رواج داشته است و همین موضوع باعث شده تا همه علاقه‌ای به شاعر شدن داشته باشند. از طرفی ساختار زبان فارسی به شکلی است که شعر گفتن در آن راحت‌تر از سایر زبان‌هاست به همین دلیل در طول تاریخ این سرزمین افراد زیادی تمایل به شعر و شاعری داشته‌اند. شاید بد نباشد اشاره‌ای به چند دهه گذشته داشته باشم و بگویم که شعر در اوایل انقلاب به سختی منتشر می‌شد اما در دهه 70 شرایط کمی بهتر شد و شاهد افزایش آمار بودیم. این آمار، روند صعودی خود را طی کرد و با شروع فعالیت‌های دنیای مجازی تعداد این عناوین بیشتروبیشتر شد، به‌طوری که با ساده‌انگاری و ساده‌اندیشی برخی ناشران همه اقشار مختلف وارد حوزه شعر شدند و دست به انتشار کتاب زدند. این روزها افراد بسیار کمی شعر می‌خوانند اما افراد زیادی شعر می‌نویسند؛ این به آن معناست که در ایران تولید شعر بسیار بالا و مصرف‌کننده بسیار کم است. البته این کاهش استقبال از کتاب‌های شعر دلایل مختلفی دارد که یکی از دلایل، افزایش تعداد عناوین کتاب است که باعث شده خواننده سخت‌تر بتواند انتخاب کند و کمتر به سراغ کتاب برود.   به تصور شما راه شاعر شدن آسان نشده است؟ در گذشته فردی چندین سال شعر می‌نوشت و بعد از آنکه شعرش مورد نقد بزرگان قرار می‌گرفت و در چند نشریه چاپ می‌شد، ناشر تازه حاضر به دیدن اثرش می‌شد و کتاب را بررسی می‌کرد اما امروز همه ‌چیز ساده شده است و معیارهای گذشته وجود ندارد؛ افرادی هستند که حتی از شکم زن و بچه‌شان می‌زنند و یک پولی جور می‌کنند تا کتاب چاپ کنند. ناشران فرهیخته وجود دارند اما تعداد این افراد در جامعه امروز بسیار کم شده است و شما با پرداخت 2 الی 3 میلیون تومان می‌توانید کتاب شعر چاپ کنید. فردی را می‌شناسم که 20 سال دارد و هنوز ادبیات ایران را نشناخته و شناختی از ادبیات غرب نیز ندارد اما چندین کتاب شعر منتشر کرده است. در چنین شرایطی نباید هم استقبال خوبی از کتاب‌های شعر شود. مشکلات ریشه‌ای بسیار زیاد است برای مثال در حال‌حاضر تعداد ناشران ما بسیار بیشتر از تعداد کتابفروشان است که این یک مشکل اساسی است و باید برای آن فکری کرد.   بعضی معتقدند مقصر اینکه در کتابفروشی‌ها کتاب شعر نیست کتابفروش است، نظر شما چیست؟ خیر. یکی دیگر از مشکلات فروش کم کتاب‌های شعر بحث پخش است؛ زیرا اگر از پایتخت خارج شویم دسترسی‌مان تقریبا به کتاب‌های شعر قطع می‌شود و کمتر می‌توانیم کتاب مورد علاقه‌مان را در کتابفروشی پیدا کنیم. وقتی در یک سال پنج هزار عنوان کتاب شعر منتشر می‌شود چرا باید کتابفروش ریسک کند و این کتاب‌ها را تهیه کند تا از میان پنج هزار کتاب شاید کتاب‌های 20 شاعر به فروش رود. درست به‌خاطرم هست که در اوایل دهه 70 یک فرد علاقه‌مند به حوزه شعر می‌توانست تمام کتاب‌های منتشر شده در آن سال را با قیمت قابل‌قبولی تهیه کند اما به‌راستی امروز می‌توان پنج هزار عنوان کتاب شعر خرید؟    با توجه به صحبت‌های شما من نتیجه می‌گیرم که یکی از مشکلات اساسی تشخیص کتاب شعر خوب از کتاب شعر بد است. در این بین جوایز ادبی می‌توانند به این نیاز پاسخ دهند. به نظر شما در حال حاضر جوایز ادبی ما چنین وظیفه‌ای را به درستی انجام می‌دهند؟ متاسفانه در کشور ما تعداد جوایز ادبی، به‌خصوص شعری بسیار کم است و از طرفی همه سلیقه‌ها را نیز پوشش نمی‌دهد؛ به‌همین دلیل معمولا بعد از اتمام جوایز حاشیه‌های بسیار زیادی ایجاد می‌شود و حتی گاهی این حاشیه‌ها به توهین به داوران ختم می‌شود. به عبارت ساده‌تر تعداد جوایز شعری، مناسب با تعداد عناوین چاپ شده در یک‌سال نیست. برای مثال ما جوایز موضوعی یا تخصصی در حوزه شعر بسیار کم داریم و بسیاری از جوایز با موضوع عمومی برگزار می‌شوند. از طرفی جوایزی که برگزار می‌شود نیز استانداردهای لازم را ندارد و هنوز جوایز شعری نتوانسته‌اند در کشور ما به یک برند تبدیل شوند. همه این مسائل دست‌به‌دست هم داده است تا هر جایزه‌ای که برگزار می‌شود مورد انتقاد افراد مختلف قرار گیرد. این‌ روزها همه تصور می‌کنند که شاهکار خلق کرده‌اند و به همین دلیل همیشه اعتراض‌ها بوده است. ما باید به این نکته توجه کنیم که به دلیل تعداد بالای عناوین امکان دیده‌شدن همه آثار وجود ندارد؛ از این رو در نوبل هم اعتراض‌های متعددی انجام می‌شود و اثر برگزیده را عده‌ای از منتقدان قبول ندارند؛ چراکه در نهایت داوران سلیقه خود را نیز در انتخاب اثر برگزیده دخالت می‌دهند و براساس سلیقه آن‌ها یک‌نفر برنده می‌شود. با همه این تفاسیر شاعر واقعی هیچ‌وقت برای جایزه شعر نمی‌گوید بنابراین ما نباید به این جوایز دل خوش کنیم و هدف‌ ما تنها باید معرفی کتاب‌های خوب به مخاطبان باشد. متاسفانه جوایز ادبی دولتی محدودیت‌های خاص خودشان را دارند و برخی سلایق را مورد توجه قرار نمی‌دهند؛ از طرفی جوایز خصوصی نیز نمی‌تواند مبلغ قابل قبولی را به آثار برگزیده بدهند و گاهی نیز حواشی خاص خودشان را دارند. به‌همین دلیل اتفاق خاصی در این حوزه رخ نمی‌دهد.   نبود نقد به چه میزان به این شرایط کمک کرده است؟ همیشه لازم نیست که همه شعر خوب بگویند و اگر ما به تاریخ شعر فارسی دقت کنیم متوجه می‌شویم که همیشه در هر دوره‌ای شعرها و چهره‌های خوبی فعالیت داشتند اما این را نیز باید بپذیریم که چهره‌های بد و شعرهای ضعیف نیز در هر دوره‌ای وجود داشته‌اند که ما باید با استفاده از نقد ادبی آن آثار را از هم جدا کنیم. این روزها رسانه‌ها فعالیت‌های بسیار خوبی در حوزه شعر دارند؛ اما متاسفانه جای منتقدان در این رسانه‌ها خالی است. رسانه‌ها هزینه‌ای را برای منتقدان در نظر نمی‌گیرند و انتظار دارند که منتقد تمام کتاب‌های منتشر شده را مطالعه کند و نتیجه آن را به‌صورت رایگان در اختیار آنها قرار دهد. سئوال من از دوستان رسانه‌ای این است که منتقدان تا چه زمانی باید به‌صورت رایگان برای رسانه‌ها کار کنند؟ رسانه‌ها توجه داشته باشند که وقتی انتظار کار رایگان از منتقدان دارند آنها یک کار سرسری به رسانه‌‌شان تحویل می‌دهند؛ بنابراین اتفاق خاصی در اثر آن نقد یا پژوهش انجام نمی‌شود.   به چه دلیل چنین دیدگاهی در رسانه‌های ما شکل گرفته است؟ اقتصاد ادبیات در ایران وضعیت مناسبی ندارد و به‌دلیل آنکه نمی‌توانیم هزینه کنیم، اتفاق خوبی نیز رخ نمی‌دهد. البته باید به این نکته نیز توجه کرد که نقد در جامعه ما مخاطب چندانی ندارد. به اعتقاد من خواندن نقد باید از دوران دبستان به فرد آموزش داده شود. برای مثال در کشور آلمان در کنار آمدن یک شعر یا داستان از نویسنده‌ای معاصر، نقدی نیز درباره‌آن اثر در صفحه بعد آمده است که بچه‌ها را با تحلیل ادبیات آشنا می‌کند تا بتوانند لایه‌ها را کشف کنند اما ما چنین شرایطی را در ایران نداریم به همین دلیل نقد انجام نمی‌شود.   به نظر شما تنها دلیل نبود پول و نپذیرفتن جامعه است؟ یعنی ما از نظر علمی سواد لازم برای نقد ادبی را داریم؟ حرف شما را تا حدودی قبول دارم. منتقد باید از شاعر بیشتر سواد داشته باشد اما چنین اتفاقی را ما کمتر مشاهده می‌کنیم. حتی بسیاری از منتقدان ما یک زبان خارجی نمی‌دانند تا بتوانند وضعیت جهانی شعر را دنبال کنند. بنابراین به این نتیجه می‌رسیم که این چرخه یک چرخه معیوب است. در فضای فعلی شاهد یک آشفتگی در حوزه شعر هستیم به همین دلیل اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد. با همه این تفاسیر به نظر من شعر ایران همیشه حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. ]]> ادبيات Mon, 19 Feb 2018 06:40:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257717/کاهش-رونق-بازار-شعر-پدیده-ای-جهانی برگزیدگان هفتمین دوره کتاب سال سینما معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257975/برگزیدگان-هفتمین-دوره-کتاب-سال-سینما-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آئین اختتامیه هفتمین دوره کتاب سال سینما عصر امروز (یکشنبه 29 بهمن‌ماه)‌ برگزار شد. در این مراسم برگزیدگان هفتمین دوره کتاب سال سینما برگزار شد. در بخش ناشر برگزیده لوح و تندیس هد‌هد به نشر روزنه‌کار اهدا شد. در بخش ترجمه لوح و تندیس هد‌هد به مازیار اسلامی به دلیل ترجمه کتاب «سینما و امر تجربی» از نشر رونق  تقدیم شد. همچنین روبرت صافاریان برای یک عمر ترجمه ادبی سینمایی تجلیل شد. در بخش بهترین تالیف لوح و تندیس هد‌هد به همایون امامی برای نگارش کتاب «یک عمر، یک راه، یک عشق: خسرو سینایی» از نشر ساقی اهدا شد.  اعضای هیات داوران این دوره از جایزه کتاب سال سینما حسن حسینی، شهریار توکلی، اصغر یوسفی‌نژاد، امیررضا نوری‌پرتو، علی لقمانی، علیرضا محمودی و بیژن اشتری هستند. خسرو دهقان دبیر این دوره از کتاب سال سینمای ایران بود. ]]> ادبيات Sun, 18 Feb 2018 17:35:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257975/برگزیدگان-هفتمین-دوره-کتاب-سال-سینما-معرفی-شدند خیریه اسفندگان کاملا مستقل و بار آن بر دوش نویسندگان این طرح است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257973/خیریه-اسفندگان-کاملا-مستقل-بار-دوش-نویسندگان-این-طرح محمد حسینی سخنگوی خیریه اسفندگان کتاب (خاک) در گفتگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره این برنامه گفت: برنامه امسال هیچ تفاوتی با برنامه سال قبل به جز تغییر محل و تاریخ برگزاری آن ندارد. این برنامه کالا مستقل است که به هیچ گروه، سازمان، نهاد، ارگان و موسسه دولتی و غیر دولتی وابستگی ندارد. این برنامه خیریه‌ای است که سالی یک بار در یک روز با جمع شدن عده‌ای از نویسندگان معاصر پدید می‌آید و حاصل کار یک روز خود را اختصاص می‌دهد به یک موسسه خیریه خوشنام کشوری. نکته مهمی که این میان وجود دارد این است که این خیریه وارد محاسبات مالی نمی‌شود. این برنامه هر سال از یک موسسه خیریه حمایت می‌کند و حاصل فروش یک روزه خود را به آن خیریه اختصاص می‌دهد.  امسال این خیریه موسسه «مهروماه» را که موسسه‌ای در جهت توانمندسازی زنان و کودکان آسیب‌دیده است انتخاب کرده است. حسینی درباره نحوه انتخاب این موسسه توضیح داد: نویسندگانی که در این طرح شرکت داشته‌اند با حساسیت زیادی این نهاد را انتخاب کرده‌اند. خیریه اسفندگان کتاب یک گروه اجرایی متشکل از تیمی پنج تا شش نفر دارد که از خود نویسندگان شرکت‌کننده در این طرح انتخاب شده اند و کارهایی مانند تهیه پوستر، بررسی زمان و تاریخ و محل اجرای مراسم و همچنین پیدا کردن خیریه از وظایف این تیم اجرایی است. نویسنده «آن‌ها که ما نیستیم» درباره شرکت کنندگان در طرح خیریه اسفندگان کتاب عنوان کرد: 32 نفر از نویسندگان معاصر در طرح امسال مشارکت داشتند. مدیریت تعدادی بیشتر از این هم مقدور نیست و فراهم کردن این فضا برای این تعداد نویسنده هم قدری مشکل است. به دلیل حفظ استقلال خیریه ما یعنی نویسندگان شرکت کننده در این طرح اصرار داریم که در کتابفروشی‌های دولتی حضور نداشته باشیم و در عین حال از تمام نهادهای دولتی برای شرکت در این خیریه دعوت کرده‌ایم. وی افزود: سال اول این خیریه در فروشگاه نشر ثالث برگزار شد و سال قبل در نشر چشمه کورش. اگر تا سال آینده هم در بخش خصوصی کتابفروشی استانداری به وجود نیاید در سال آینده هم همین دو گزینه را خواهیم داشت. این دو مکان هر کدام محسنات و معایب خود را دارند و دلیل جابه‌جایی هر ساله از مرکز به غرب این است که هر دو منطقه را پوشش بدهیم. امسال بسیار تمایل داشتیم که خیریه را در حوالی  میدان انقلاب برگزار کنیم . تیم اجرایی ما تمام کتابفروشی‌های این ناحیه را بررسی کرد اما کتابفروشی مورد نظرمان را در انقلاب نیافتیم و تصمیم بر آن شد که امسال در کتابفروشی نشر ثالث خیریه را برگزار کنیم. نویسنده «کنارنیا مینا» درباره نویسندگانی که امسال به این طرح پیوسته‌اند توضیح داد: از مجموع نویسندگان سال قبل بیشتر آن‌ها حضور دارند و عده‌ای هم که نیستند یا به دلیل این است که مهاجرت کرده‌اند و در کشور نیستند یا اینکه بزرگوارانه، شرافتمندانه و داوطلبانه جای خود را برای نویسندگان دیگری باز کردند. از نشانه‌های خوب خیریه این است که این دوستان همچنان کمک‌حال خیریه هستند. اینطور نبوده که ما به جایگزینی نویسنده فکر کنیم. ما به مخاطبان جدید فکر می‌کنیم و انتظار داریم که هر سال مخاطبان جدیدی به این برنامه اضافه شود. به هرحال نویسندگان شرکت کننده در این طرح نیز کتاب‌های جدیدی سالانه منتشر می‌کنند و در کل ما به جایگزینی و حذف افراد فکر نمی‌کنیم و دوستان داوطلبانه جای خود را به دیگری می‌دهند. حسینی تاکید کرد: ما متکی به جایی نیستیم. باز هم تاکید می‌کنم که خیریه اسفندگان به جایی وابستگی ندارد و کاملا مستقل است. ما امکانی برای تبلیغ نداریم وبه جز برخی روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها به جای دیگری برای معرفی خود دسترسی نداریم. تمام بار خیریه به دوش نویسندگان شرکت کننده در طرح است و لازم است این نکته را بگویم که نویسندگان مطرح این برنامه هم تبلیغ فردی می‌کنند و در خیابان‌ها کارت و پوسترهای خیریه را پخش می‌کنند. درست به همین دلیل فعالیت‌های فردی و استقلال خود خیریه بود که برخی از نویسندگان که تصور دیگری از این برنامه داشتند، نتوانستند اینطور همکاری کنند و از خیریه کناره گرفتند. بار کل ماجرا بر دوش اعضا است. محمد حسینی درباره نحوه جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای خیریه اسفندگان توضیح داد: خیریه اسفندگان موظف است با شفاف‌ترین حالت ممکن گزارش فعالیت‌های خود را بدهد. پس از برگزاری مراسم به نماینده خیریه که در مراسم هم حضور داشته، مبالغ فروش را اعلام می‌کنیم و روز پایان فعالیت خیریه روزی است که چک متعلق به خیریه حمایت شده را تحویل بدهیم و ما موظف هستیم که کل فرآیند سومین خیریه اسفندگان کتاب را تا قبل از روز 28 اسفند که شامل، مبالغ  کل فروش کتاب، تسویه با ناشرها و مشخص شدن میزان تعلق یافته به خیریه را مشخص کنیم. وی در انتها گفت: درست است که در این خیریه اسم نویسندگان تکرار می‌شود اما بدون مشارکت ناشران این برنامه محقق نمی‌شود. ناشرانی که حاضرند کتاب‌های خود ر ا با تخفیفی بالغ بر 40 درصد در اختیار خیریه بگذارند نقش اساسی در برپایی این برنامه دارند. امسال حدود 24 ناشر با ما همکاری دارند و حمایت‌کنندگان اصلی هم مردم هستند که با اعتماد به نویسندگان منتخب خود در این برنامه شرکت‌ می‌کنند. گفتنی است در سومین خیریه اسفندگان نویسندگانی چون شهره احدیت، فرشته احمدی، کیوان ارزاقی، مهدی افروزمنش، محمدهاشم اکبریانی، میترا الیاتی، نازنین جودت، سروش چیت ساز، محمد حسینی، امین حسینیون، سینا دادخواه، مهدی ربی، محمدرضا زمانی،امیرحسین شربیانی، علی شروقی، محمدحسن شهسواری،آرش صادق‌بیگی، محمدرضا صفدری، محمد طلوعی، سعید عباسپور، عالیه عطایی، لیلی فرهادپور، الهام فلاح، کاوه فولادی‌نسب، ضحی کاظمی، جواد ماه‌زاده، کامران محمدی، حسن محمودی، پروین مختاری، مهام میقانی، فرشته نوبخت و پیمان هوشمندزاده شرکت دارند. این برنامه با مشارکت نشرهای آگه، آسا،اشاره، افق، افکار، برکه خورشید، به‌نگار، پیدایش، ثالث، چشمه، سفیر اردهال، شهرستان ادب، فرهنگ ایلیا، ققنوس، کتاب پارسه، کوله‌پشتی، محراب قلم، مرکز، نظر، نگاه، نی، نیماژ،‌همشهری و هوپا  پنجشنبه  دهم اسفند از ساعت 15 تا 21 در کتابفروشی نشر ثالث برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Sun, 18 Feb 2018 14:22:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257973/خیریه-اسفندگان-کاملا-مستقل-بار-دوش-نویسندگان-این-طرح نویسنده نباید وقایع را تحریف کند/ قرار نبود مشخصا درباره انقلاب داستان بنویسم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257964/نویسنده-نباید-وقایع-تحریف-کند-قرار-نبود-مشخصا-درباره-انقلاب-داستان-بنویسم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، پدرام پاک‌آیین مجری کارشناس ادبی در برنامه شب گذشته (28 بهمن‌ماه) «چشم شب روشن» میزبان علی مؤذنی بود و درباره رمان انقلاب با این نویسنده به گفت‌وگو پرداخت. در ابتدا پدرام پاک‌آیین، کارشناس برنامه، رمان انقلاب را بخشی از پیکره ادبیات انقلاب اسلامی دانست و افزود: با گذشت 40 سال از انقلاب شاهد آثار ادبی پخته و اثرگذار و تاریخی در حوزه ادبیات انقلاب اسلامی هستیم. سپس علی مؤذنی، داستان‌نویس، در رابطه با رمان معیار انقلاب گفت: با توجه به سیر تطور رمان در رمان طی چند صدسال نباید تعریف مشخصی از آن داشت، اگر به‌طور مثال تعریف زمان را در رمان مشخص کنیم، طبق تعاریف اولیه، خط سیری داشتیم.   وی ادامه داد: از ابتدا زمان خطی در رمان تعریف می‌شده است؛ اما ما از اوایل قرن 20 با توجه به تغییراتی که در نوع وضعیت رمان از نظر دانشمندان به وقوع پیوست، صورت‌های مختلفی از رمان را تجربه می‌کنیم و اگر بخواهیم با حجم مبسوطی از شخصیت و وقایع به سراغ تعریف رمان رویم ازنظر من زمانش گذشته است. هیچ چیز در رمان برای من کم اهمیت نیست این نویسنده با توجه به فرم درون‌مایه، تصورش از رمان معیار انقلاب بیان کرد و به پاک‌آیین پاسخ داد: هر موضوعی که شایستگی‌های خودش را در ساختاری داستانی پیدا کند، بخشی از وقایع انقلاب را به خود اختصاص داده است و من وقتی به ساختار فکر می‌کنم، می‌فهمم که در این ساختار داستانی هیچ‌چیزی ازنظر من کم‌اهمیت نیست و حتی شخصیتی که قرار است یک دیالوگ برای خودش داشته باشد، اهمیت دیالوگش به‌اندازه حجم دیالوگ‌هایی است که ممکن است شخصیت اصلی داشته باشد؛ چراکه در این ساختار هر چیزی باید کارکرد درست خوش را داشته باشد و بر همین اساس معیارهای پیشین برای رمان و تقسیم‌بندی شخصیت‌ها برای من معنی ندارد. این داستان‌نویس ادامه داد: من با تمام هوش و توانم در لحظه نوشتن، عدالت را برای هر شخصیت، چه آنکه در طول اثر مدام حضور دارد و چه شخصیتی که در یک صحنه حضور دارد، باید رعایت کنم، درنتیجه نمی‌توانم بپذیرم خصوصیتی در جایگاهی نقشش اساسی نیست، یا کم است و یا به‌شدت فرعی است. این ساختار باعث می‌شود من به داستانی شدنی موضوعی که در ذهنم است فکر کنم. قرار نبود مشخصا درباره انقلاب داستان بنویسم مؤذنی در رابطه با کتاب «ارتباط ایرانی» که با موضوع و درون‌مایه انقلاب اسلامی به رشته تحریر درآمده است گفت: موضوع به‌طور مشخص این نبود که من داستانی برای انقلاب بنویسم. بعضی از ظرفیت‌های موضوعی این داستان را به موضوع انقلاب مربوط می‌کند. در ادامه پاک‌آیین ویژگی خودبرتربینی زن داستان را در برداشتی رمزی و به گفتمان آمریکا به ایران ارتباط داد و گفت: که آیا در نوشتن داستان، خودبرتربینی و ارتباط بین ایران و آمریکا تعمدی بود و می‌خواستید القا شود؟ مؤذنی در پاسخ این سال اظهار کرد: در نوشتن این داستان با دو شخصیت زنده مواجه بودم که یکی از آن‌ها هویت آمریکایی دارد و با هویت سلطه خودش با جهان پیرامونش برخورد می‌کند و از طرف دیگر شخصیتی داریم که جهان‌سومی است و از این برخوردها دو شخصیت از دو فرهنگ داریم که یکی سنت را نمایندگی می‌کند و دیگری نمای مدرنیته است.   وی ادامه داد: زمانی که این تفاوت فرهنگ به چالش کشیده می‌شود باعث برخورد بین دو شخصیت شده و نوع تکبر و سلطه‌جویی شخصیت آمریکایی به‌وضوح خودش را نشان می‌دهد. علی مؤذنی در پاسخ به اینکه آیا نویسنده باید همه واقعیت را در اثر نشان دهد، پاسخ داد: ما در عالم هنر با واقعیت داستانی روبه‌رو هستیم و در وقایع واقعی حذف و اضافه انجام می‌دهیم و این اتفاق به علاِ ورود تخیل، باعث مواجه‌شدن با دنیای متفاوت از دنیای واقعی است و درنتیجه در داستان، مهم این است که به نیاز داستان پاسخ دهیم. نباید مخاطب را بی‌اعتماد کنیم وی با اشاره به قدرت تخیل افزود: با توجه به ورود تخیل در داستان از ابتدا با مخاطب این قرار را داریم که بخواهیم او وارد دنیایی کنیم که ممکن است هیچ ارتباطی با واقعیت موجود نداشته باشد؛ مخاطب هم این قرارداد را می‌پذیرد و برای همین وقتی وارد داستان ما می‌شود از ما انتظار دارد که ما به‌حق در مورد ساختار داستان آن‌چنان‌که شایسته است پرداختی داشته باشیم و طوری عمل کنیم که مخاطب را به لذت برساند. مجری برنامه در ادامه پرسید: آیا ما می‌توانیم رمانی در حوزه انقلاب داشته باشیم که سیرش از دوران مشروطه شروع شده باشد و به پیروزی انقلاب برسد؟ علی مؤذنی، داستان‌نویس، در پاسخ به پاک آیین گفت: با این حرف مخالف نیستم و معتقدم نوع برخورد نویسنده با این موضوعات خیلی مهم است که چگونه بتواند پرداخت کند تا اثر در عین داستانی بودن به قاطع حقیقی تاریخ هم پهلو بزند. نویسنده نباید وقایع را تحریف کند وی اضافه کرد: اگر نویسنده برای نوشتن بخواهد به چنین موضوعی بپردازد، باید ببیند چقدر ظرفیت در نظام ما وجود دارد برای پذیرش اینکه وقایع به‌صورت واقعی در این رمان حضور پیدا کند؛ نویسنده نمی‌تواند تحریفی در وقایع صورت دهد و نسبت به آن‌ها باید امین باشد.   مؤذنی تشریح کرد: باید بستر داستان ما مشحون ازاین‌گونه مطالبی باشد که ساختار معنایی مارا شکل بدهد؛ در غیر این صورت جاهای خالی می‌ماند که می‌تواند برای مخاطب سؤال‌برانگیز باشد و نویسنده به‌عنوان طراح و کسی که باید عاملیتی در طرح خود ایجاد کند و وجوه مختلف، انگیزه‌ها و علت‌ها را تبیین کند، نمی‌تواند جاهای خالی بگذارد و خود را زیر سؤال ببرد. این نویسنده درباره نگارش کتاب «ارتباط ایرانی» گفت: بخشی از این رمان بر اساس یک سری واقعیات پرداخته‌ شده است و در این اثر خواستم که دو شخصیت داستانی با هم برابر باشند و نگاه من تفاوت فرهنگ‌ها بوده است نه تقابل فرهنگ‌ها. برنامه تلویزیونی «چشم شب روشن» به تهیه‌کنندگی امیر قمیشی و با اجرای محمد صالح علا شنبه تا چهارشنبه ساعت 23 از شبکه چهار سیما پخش می‌شود. ]]> ادبيات Sun, 18 Feb 2018 12:13:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257964/نویسنده-نباید-وقایع-تحریف-کند-قرار-نبود-مشخصا-درباره-انقلاب-داستان-بنویسم مصطفی مستور به دنیای کتاب می‌رود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257955/مصطفی-مستور-دنیای-کتاب-می-رود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم رونمایی از کتاب «عشق و چیزهای دیگر» در کتاب‌روشی دنیای کتاب قم برگزار می‌شود. این رمان، یازدهمین کتابی است که چشمه از این نویسنده منتشر می‌کند و داستان عاشقی یک پسر جوان و چگونگی رسیدن به معشوقش را روایت می‌کند. مصطفی مستور فردا دوشنبه 30 بهمن 1396  ساعت 18:30 مهمان کتاب‌روشی دنیای کتاب است و رمان تازه خود را برای علاقه‌مندان امضا خواهد کرد.   ]]> ادبيات Sun, 18 Feb 2018 11:24:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257955/مصطفی-مستور-دنیای-کتاب-می-رود مدیر فرهنگسرای ملل در پرواز تهران-یاسوج درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257958/مدیر-فرهنگسرای-ملل-پرواز-تهران-یاسوج-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ هواپیمای مسافربری مسیر تهران به یاسوج متعلق به خطوط هواپیمایی آسمان در منطقه سمیرم در جنوب اصفهان به کوه دنا برخورد کرد. با اینکه هنوز امدادرسانان به محل سقوط هواپیما نرسیده‌اند اما به نظر می‌رسد که تمام سرنشینان این هواپیما جانباخته‌اند.  در پی حادثه سقوط هواپیمای مسافربری صبح امروز (یکشنبه 29 بهمن‌ماه) عبدالرضا کردی، رئیس فرهنگسرای ملل نیز در این پرواز به همراه سایر مسافران و خدمه پرواز جان باخت. روابط عمومی فرهنگسرای ملل در صحبت با ایبنا حضور عبدالرضا کردی در پرواز تهران-یاسوج را تایید کرد.   عبدالرضا کردی متولد ۱۳۴۲ در شهرستان بروجرد، روانشناسی دانشگاه کورلینز آمریکا رئیس مرکز جهانی آموزش و پرورش خلاق در مالزی بود. وی همچنین کارشناس برنامه‌های ستاد ازدواج دانشجویی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های کشور، طراح مرکز خانواده درمانی اسلامی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان و  طراح و رئیس اولین مرکز قصه گویی و قصه درمانی در نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه علوم پزشکی شیراز بوده است. از عبدالرضا کردی بیش از 50 تالیف و ترجمه به جا مانده است که از این بین می‌توان به «روش پرورش خلاقیت»، «سلامت معنوی و مدیریت زندگی»،‌ «تربیت خلاق»، «در خلوت دل»، «راه خلاقیت»، «معنویت پژوهشی» و «مبانی نواندیشی، نوآوری و خلاقیت» اشاره کرد. براساس این گزارش، صبح امروز یک فروند هواپیمای مسیر تهران ـ یاسوج متعلق به شرکت هواپیمایی آسمان پس از پرواز از مهرآباد به سمت یاسوج از رادار خارج شد. پس از این حادثه در پی برخورد این هواپیما با کوه دنا همه مسافران که شامل 66 سرنشین بودند جان باختند. ]]> ادبيات Sun, 18 Feb 2018 11:19:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257958/مدیر-فرهنگسرای-ملل-پرواز-تهران-یاسوج-درگذشت نخستین دوره آموزشی مترجمی زبان فارسی برای عرب زبانان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257953/نخستین-دوره-آموزشی-مترجمی-زبان-فارسی-عرب-زبانان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، این دوره آموزشی با هدف ترغیب دانشجویان خارجی داخل ایران و همچنین فارسی آموزان عرب زبان در سراسر جهان به یادگیری هرچه بیشتر زبان فارسی و ترجمه آثار فارسی به زبان عربی برنامه‌ریزی شده است. مدت زمان این دوره 40 ساعت بوده و طی چند جلسه فشرده در روزهای پنجشنبه و جمعه فروردین و اردیبهشت ماه سال آینده در بنیاد سعدی برگزار خوهد شد. همچنین مدرس این دوره آموزشی مسعود فکری، عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات عرب دانشگاه تهران و دارای مدرک دکترای زبان و ادبیات عرب است. شرط ورود به این دوره، کسب حداقل نمره 5، معادل سطح میانی (B2)، ‌در آزمون آمفا (مهارت زبان فارسی) و قبولی در آزمون مهارت زبان عربی است. آزمون مهارت زبان عربی بیانگر میزان تسلط متقاضی عرب زبان بر زبان مادری و دانش ادبی وی خواهد بود. بنا بر این گزارش، فارغ التحصیلان ممتاز نخستین «دوره آموزشی مترجمی زبان فارسی ویژه فارسی‌آموزان عرب زبان» از مزایایی همچون معرفی به طرح گرنت وزارت ارشاد اسلامی، ثبت‌نام این افراد در سامانه مترجمان دو زبانه بنیاد سعدی و معرفی به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران جهت اخذ راتبه (بورس) تحصیلی در مقطع کارشناسی ارشد در رشته‌های آموزش زبان فارسی به غیر‌فارسی زبانان ( آزفا) و زبان و ادبیات فارسی برخوردار خواهند بود. همچنین در پایان این دوره به شرکت‌کنندگان گواهینامه معتبری از سوی بنیاد سعدی ارائه خواهد شد. متقاضیان می‌توانند جهت ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر به سامانه slfc.ir مراجعه کنند. ]]> ادبيات Sun, 18 Feb 2018 10:31:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257953/نخستین-دوره-آموزشی-مترجمی-زبان-فارسی-عرب-زبانان نقدو تحلیل خواننده به منتقد ارجحیت دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257756/نقدو-تحلیل-خواننده-منتقد-ارجحیت   به گزارشخبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)در دهه‌های اخیر تعداد نویسندگان نسل جوان  علاقه‌مندان به داستان‌نویسی روند رو به رشدی داشته است و خیل عظیم شرکت‌کنندگان در کارگاه‌های داستان‌ نیز  بر این امر صحه می‌گذارد. مساله‌ای که این میان وجود دارد، عدم آشنایی بسیاری از این هنرجوها و همچنین نویسندگان نسل جوان با نویسندگان مطرح پیش از خود است. نویسندگانی مانند ساعدی، مدرس صادقی، چوبک و... برای این نسل کمتر شناخته‌شده‌اند و این هنرجویان و نویسندگان اشراف کمی به آثار ادبی نویسندگان نسل اول تا سوم دارند. حسن اصغری، نویسنده و منتقد ادبی به تازگی کتابی تحلیلی با تکیه بر آثار فاخر نویسندگان معاصر تالیف کرده است که می‌تواند مورد استفاده هنرجویان و نویسندگان جوان قرار بگیرد. به منظور شفاف‌سازی لزوم مطالعه چنین کتاب هایی برای گروه فوق‌الذکر با حسن اصغری مولف کتاب گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه آن را می‌خوانید. کتاب«کالبدشکافی بیست داستان کوتاه فارسی» نتیجه تجارب شخصی‌ خودتان در حوزه داستان نویسی است یا  یک جمع بندی کلی از نقد و نظرهایی است که بر داستان‌های این نویسندگان تا به حال نوشته شده است؟ همان‌طوری که در مقدمه کتاب هم آورده‌ام، کتاب «کالبدشکافی بیست داستان کوتاه فارسی» حاصل تجربیات سی ساله  من در کلاس‌های داستان‌نویسی‌ای است که برگزار کرده‌ام. در آن کلاس‌ها داستان‌ها را چه ایرانی و چه خارجی از جنبه‌های مختلف تحلیل می‌کردیم. بیست داستانی که در این کتاب به عنوان نمونه آورده‌ام حاصل گزینشی سی ساله است. در مقدمه مفصل این کتاب هم توضیح داده‌ام که تاکیدم روی جنبه انسانی، فردی و اجتماعی است و در واقع این داستان‌ها هم خودشان شاخص‌اند هم از نویسندگان شاخصی دست چین شده اند. هر داستان و اثر ادبی را می‌توان از جنبه‌های مختلفی تحلیل کرد،‌جنبه های روان شناسی، تاریخی و... شما از چه منظری به تحلیل این بیست داستان پرداخته‌اید؟ هر داستان را از جنبه های مختلفی تحلیل کرده‌ام و به نظرم این خواننده است که باید داستان را تحلیل کند. در یک داستان ممکن است هم نگاه روان‌شناسی وجود داشته و هم نگاه تاریخی در آن منعکس باشد و به زعم من این خواننده است که باید این نشانه‌ها را دریابد. درتحلیل‌هایم همواره سعی کرده‌ام تا با متن هم‌خوانی داشته باشد و تخیل خودم را در آن راه ندهم. به نظر من نظرو نگاه خواننده ارجحیت دارد. تحلیل هم باید با نشانه‌های متن انطباق داشته باشد و در کنار آن تعبیر خاص خواننده هم دارای اهمیت فراوانی است و خواننده پس از خواندن این داستان‌ها و تحلیلی  که من ارائه داده‌ام ببیند که آیا تحلیل من به تحلیل خودش نزدیک است یا خیر. هدفتان از نگارش این مجموعه چه بوده و فکر می کنید که مخاطبان این کتاب چه کسانی هستند؟ هدف نگارش من از این کتاب بیشتر هدف کارگاهی و آموزشی بوده‌است. به نظرمن این کتاب برای کسانی که در آغاز و میانه کلاس‌های داستان‌نویسی هستند،‌ می تواند مفید واقع شود و مخاطبان این کتاب نسل جوان داستان‌نویسی هستند که با خواندن این کتاب با نویسندگان معاصر آشنا می‌شوند. به نظرم آشنایی نسل جوان امروز با این نویسنده‌ها بسیار کم است. چرا این داستان‌ها و چرا این نویسندگان؟ هدف من از انتخاب داستان‌هایی از این گروه نویسندگان این بوده که نشان بدهم داستان‌های این نویسندگان که نسل اول، دوم وسوم داستان‌نویسی ما را شامل می‌شوند، چقدر ظرفیت نزدیک‌شدن به آثار جهانی را دارد، همان داستان‌هایی که در بوق و کرنا کرده و ترجمه‌شان می‌کنیم. حتا درباره داستان‌هایی که از بیهقی و شمس تبریزی آورده‌اید هم این موضوع صدق می‌کند؟ حتا درباره داستانی که از بیهقی آورده‌ام و تقریبا مال هزارسال قبل است این مساله صدق می‌کند و داستان «افشین و بودلف» که اولین داستان این کتاب هم هست،  به داستان‌های مدرن امروزی نزدیک است. حتا در کتاب‌هایی مانند«فرج بعد ازشدت» و «اسرار‌التوحید» هم ممکن است به داستان‌هایی بربخوریم که در عین تعلق به ادبیات کهن به داستان‌های مدرن امروزی نزدیک باشند. در این مجموعه یک داستان هم از مقالات شمس تبریزی انتخاب کرده‌ام به نام «نازنین نیستی» که در تحلیل آن به این موضوع اشاره کرده‌ام که این داستان‌واره را می‌توان در ردیف داستان‌های لطیفه‌وار قرار داد و به نظرم این داستان برخی از ویژگی‌های داستان‌های او هنری و موپاسان را دارد. این کتاب جلد دوم یا سومی هم دارد یا خیر و قصد ندارید تا این رویه تحلیل و به قول خودتان کالبدشکافی را برای داستان‌های بیشتری ارائه دهید؟ من کارهای تحلیلی و پژوهشی داستانی زیاد انجام می‌دهم. شاید تمام نقدوتحلیل‌هایی را که در تمام این سال‌ها در مطبوعات منتشر کرده‌ام، یک روز جمع‌آوری کرده و در کتاب تحلیلی دیگری منتشر کنم. البته نقدوتحلیل های بسیاری در مطبوعات نوشته‌ام که هنوز آن‌ها را جمع‌آوری نکرده‌ام. شما تجربه تدریس داستان‌نویسی در کارگاه هم دارید. رویه تدریس و تحلیل داستان‌تان در این کارگاه‌ها چطور است؟ معمولا در کارگاه‌های داستان‌نویسی یک داستان را انتخاب و شرح و تفسیر می‌کنم. به ویژگی های داستان بیشتر می پردازم و اندیشه‌ای که در متن نهفته است. درحقیقت داستان را کالبدشکافی می‌کنم. حال چه داستان ایرانی باشد چه خارجی همین روش را به کار می‌برم. ابتدا نقدونظر هنرجوها را می‌شنوم وسپس حرفهای خودم را جمع بندی و تحلیل خود را ارائه می‌دهم و از تمام جنبه‌ها به داستان می‌پردازم. همیشه در هر داستان خوبی یک سوال نهفته است که در کارگاه‌هایم به آن سوال هم می‌پردازیم. چه کارهایی در دست نگارش و یا انتشار دارید و وضعیت انتشار کتاب‌هایتان در بازار چگونه است؟ به تازگی نگارش یک رمان تمثیلی را به پایان رسانده‌ام که قرار است از سوی انتشارات ورا منتشر شود. این رمان «ماموت قله علم‌کوه» نام دارد. علم کوه قله ای با حدود 4850 متر ارتفاع است و شما فرض کنید که ماموتی روی آن بتواند بایستد. همچنین دو رمان تاریخی با نشر روزگار دارم که در مرحله مجوز است. این دو رمان مربوط به دوران مشروطه هستند و دو کتاب مستقل به شمار می آیند. یکی از آن‌ها به جنبش جنگل اختصاص دارد و دیگری از زمان مشروطه آغاز می‌شود و پایان آن به جنبش جنگل می‌رسد. حدود هشتاد درصد این رمان‌ها تخیل است و بیست درصد آن بن‌مایه‌های تاریخی است. رمانی هم دارم که 14 سال است مجوز چاپ دریافت نکرده است. ]]> ادبيات Sun, 18 Feb 2018 09:21:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257756/نقدو-تحلیل-خواننده-منتقد-ارجحیت شاعر غمگینی که تاب زخم‌خوردن نداشت http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257945/شاعر-غمگینی-تاب-زخم-خوردن-نداشت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهاب دارابیان: از نوادگان نادرشاه افشار بود و همه شازده صدایش می‌کردند. شاعر بود و خوب می‌نوشت اما اختلاف طبقاتی او با جامعه آن روزهای ایران باعث شده بود تا خیلی‌ها شعر او را نبینند و از هر فرصتی برای تخریب او استفاده کنند و با عبارت‌هایی مانند شازده که نمی‌تواند شاعر باشد، او را از مسیرش منحرف کنند؛ اما او با تمام رفتار سانتیمانتالش شاعر ماند، جنگید و در نهایت توانست نامی برای خود دست‌وپا کند. نادر نادرپور، بعد از سال‌ها تلاش در عرصه ادبیات سرانجام در 29 بهمن‌ماه سال 1378 در لس‌آنجلس از دنیا رفت. سالمرگ این شاعر بهانه‌ای شد تا به سراغ هرمز علیپور برویم و درباره این شاعر با او همکلام شویم.   بدون شک نام نادر نادرپور از نام‌های ماندگار شعر معاصر است اما برای مخاطبان ایبنا بگویید که شاعری به نام نادر نادرپور در ذهن هرمز علیپور به شکلی نقش بسته است؟ زمانی که در جوانانی کار شعر را شروع کردم، به دلیل سن‌وسالم و شرایط آن دوره جوان پرشوری بودم و دید هیجانی و معترض داشتم و با نگاه طبقاتی به همه چیز حتی شعر نگاه می‌کردم. در آن زمان جریان شعر به دو دسته تقسیم می‌شد. دسته اول که تعیین‌کننده‌تر بودند، بدون نشانه‌های مشخص به راس خود یعنی زنده‌یاد احمد شاملو وصل می‌شد. شاملو جریان خاص خودش را داشت؛ برای مثال به سپهری می‌خندید و می‌گفت که تعجب می‌کنم که سپهری کجای دنیا را می‌بیند. شاملو در نقدی که برای شعر روزگار خودش نوشت، نادرپور، مشیری، کسرایی و ابتهاج را چهار ضلع مربع مرگ شعر تلقی کرد و گفت که این چهار شاعر از همه چیز دور هستند و نه تنها از شعر ایران بلکه از حرکت نیما بسیار فاصله دارند و کمتر اندیشه می‌کنند و به فکر جامعه هستند. با توجه به سن کم و هیجانات زیاد ما نیز در دسته اول قرار داشتیم؛ اما به خوبی به یاد دارم که خود ما در آن زمان شعر «عنکبوت شکستگی» نادرپور را مدام زمزمه می‌کردیم و چهارپاره‌هایش را هم دوست داشتیم اما همین که صحبت از شعر متعهد و غیرمتعهد می‌شد، ما یاد گرفته بودیم که از او و امثال او خوش‌مان نیاید. البته باید انصاف به خرج دهم و بگویم که این یادگیری، آموزشی نبود و خود ما نیز ذاتا چنین نگاهی داشتیم اما صحبت‌های مطرح شده این اندیشه‌ها را تشدید می‌کرد.   همه این تصاویر مربوط به این چهار شاعر است و دسته اول با شاعران دیگر کاری نداشتند؟ خیر. خوب بخاطرم هست که در همین زمان با چنین اندیشه‌هایی توللی را دست می‌انداختند. همه این‌ها در شرایطی بود که نادرپور در چهارپاره‌سرایی سرآمد و در تصویرسازی جزو شاعران درجه یک بود. در آن زمان حتی شاعری مانند یدالله رویایی که در 32 سالگی با کتاب «دلتنگی‌ها» خودش را تثبیت کرده بود، جزو شعرای غیرمتعهد تلقی می‌شد که در همین زمان رویایی در اعتراض به این حرف گفت که من ترسی از شعر متعهد و غیرمتعهد ندارم؛ او اعلام کرد که من شاعری متعهد هستم اما متعهد به شعر و نه متعهد به حجره ایدئولوژی و فقر اندیشه.   چه ویژگی‌هایی در شعر نادرپور باعث ایجاد چنین تفکراتی شده بود؟ شعرهای نادرپور عاشقانه و اجتماعی لطیف بود و او تسلطی بسیار زیادی به شعر کهن ایران و شعر فرانسه داشت. او غزل‌های بسیار خوبی نیز می‌نوشت اما وقتی شعر نیمایی می‌خواند، منتقدان معتقد بودند که دچار بحرطویل شده است و با این موارد او را نقد می‌کردند. همان‌طوری که توضیح دادم این نگاه تنها برای او نبود و به مشیری و حتی کسرایی که در آن زمان شعر «آرش»ش گل کرده بود نیز با همین دید نگاه می‌شد.     نادرپور  شما نیز به شکل قلبی چنین تفکراتی داشتید و نادرپور را شاعر غیرمتعهد می‌دانستید؟ نگاه خود من بعدها به این افراد منصفانه‌تر شد و بعد از اینکه در دهه شصت دو مجله «آدینه» و «دنیای سخن» درآمدند و فضای روشنفکری از رکود درآمد، متوجه شدم که این افراد نگاه خودشان را داشته‌اند که کاملا قابل احترام است. بعضی از این نفرات هم که از ایران رفتند و فرصتی نشد که تکمیل کارهایشان در ایران دیده شود، بعدها که شرایطی پیش آمد، کتاب‌هایشان چاپ شد و مشخص شد که سیر تکاملی خود را طی نکرده‌اند و شعرشان تبدیل به شعار شده است. منظور شما از این افراد کیست؟ افرادی مانند اسماعیل خویی و نادر نادرپور از این دسته بودند که به نظر من این اتفاق یکی از بدترین آفت‌های مهاجرت است. با همه این تفاسیر و تمام سختی‌ها نادرپور شاعر کم‌مایه و کوچکی نبود. اینجا صحبت از شاعرانگی نادرپور است اما شاید بد نباشد که بگویم در آن سال‌ها نادرپور کتابی منتشر کرد که در آن شعرهای هفت شاعر بزرگ ایتالیایی آمده بود و ما تازه بعد از آن کتاب با شاعران ایتالیایی مانند «اونگارتی» آشنا شدیم. اگر امروز نادرپور در کنار ما بود، باز هم با همان دید به او نگاه می‌کردید؟ همانطور که گفتم من خودم از جوانی خوی شورشی و معترض داشتم و به دلیل زیست خاصم کینه‌طبقاتی داشتم؛ اما امروز شعر بدترین آدم را که به بد بودنش اطمینان داشته باشم را نیز با نگاه شعر و زیباشناختی قضاوت می‌کنم و کاری ندارم که او از کجا آمده است، کس‌وکارش کیست و زندگی شخصی او به چه شکل است. به نظرم ما نسبت به نادرپور بی‌انصافی کردیم. البته این بی‌انصافی مختص به آن دوره نیست و در حال حاضر نیز چنین نگاه‌هایی وجود دارد. امروز عده‌ای می‌گویند که شعر دچار مافیابازی شده است؛ من به شما می‌گویم که در دهه 40 و 50 هم شرایط به همین شکل بود و تصور نکنید که در آن دوره شاعر را حلوا‌حلوا می‌کردند. در آن زمان هم 10 هزار نفر مانند شاملو شعر می‌گفتند اما فقط یک نفر شاملو و یک نفر اخوان شد و اصلا قرار نیست این یک به دو برسد. نادرپور شاعر خوبی بود و امروز که فکر می‌کنم می‌بینم که نمی‌توانیم نگاه شاعر را انتقاد کنیم. نادرپور اسمش ماندگار شد.   در صحبت‌های خود به شعارزدگی شاعران مهاجر اشاره کردید. چرا چنین اعتقادی دارید؟ در دهه شصت که بسیاری از شاعران از ایران رفتند خود من از طریق نامه‌نگاری با بیشتر بچه‌های شاعر در ارتباط بودم و شاید فقط به اندازه یک کارتن نامه از یدالله رویایی دارم؛ بنابراین به خوبی در جریان فعالیت‌های این افراد در خارج از کشور بوده‌ام. خوب به خاطر دارم که قبل از انقلاب میرزاآقا عسگری (مانی) امید درجه یک شاملو بود و انصافا هم در آن زمان زبانزد عام و خاص بود و استعداد فوق‌العاده‌ای هم داشت اما وقتی از ایران رفت حیف شد؛ چراکه به مرور زمان دچار سرخوردگی شد و امروز دیگر نامی از او نمی‌شنویم. اگر از این اسم بگذریم نمونه بارز این اتفاقات اسماعیل خویی است که در آن زمان شرایط بسیار خوبی داشت؛ زیرا هم استاد دانشگاه بود و سر کلاس‌هایش جا برای سوزن انداختن نبود و هم فلسفه و شعر را به خوبی می‌شناخت و به نظر من اگر او در ایران می‌ماند باتوجه به تسلطش بر شعر فارسی و ادبیات، بدون شک نامش از هیچ محفل شعری حذف نمی‌شد اما سرنوشت جور دیگری رقم خورد. به نظر من در این میان، شاملو یکی از زیرک‌ترین شاعران معاصر بود؛ زیرا شک ندارم که اگر شاملو مانند نادرپو و خویی از ایران می‌رفت، هیچ وقت شاملو نمی‌شد. شاملو پیش از انقلاب شاعر خوبی بود و من نیز آن را قبول دارم اما موضع‌گیری‌های سیاسی او در مطرح شدندش بسیار تاثیرگذار بود. حتی خودش در شعری می‌گوید: «شکفتن در این باغچه میسر است و ققنوس تنها در این اجاق جوجه می‌آورد. وطن من این‌جاست. به جهان نگاه می‌کنم اما فقط از روی این تخت پوست. دیگران خود بهتر می‌دانند که چرا جلای وطن کرده‌اند. من این‌جایی هستم. چراغم در این خانه می‌سوزد، آبم در این کوزه ایاز می‌خورد و نانم در این سفره است. این‌جا به من با زبان خودم سلام می‌کنند و من ناگزیر نیستم در جوابشان بُنژور و گودمُرنینگ بگویم.» او در شناخت موقعیت باهوش بود و حتی اگر به عکس‌های دسته‌جمعی او هم نگاه کنید، متوجه می‌شوید که او در عکس به شکلی می‌ایستد که خودش در یک قاب جداگانه قرار می‌گیرد.   در این میان چرا فروغ که خودش هم از قشر پردرآمد جامعه بود و به اصطلاح فرزند سرهنگ بود، چنین نگاهی به نادرپور داشت؟ فروغ در کتاب «از نیما تا بعد» که به همت مجید روشنگر منتشر شد، احمدرضا احمدی 20 ساله را به نادر نادرپور ترجیح داد. فروغ زیست نادرپور را قبول نداشت و نمی‌پسندید؛ حتی یک بار به حالت تمسخر گفت که امکان ندارد نادرپور دستش را با حوله خشک نکند و بعد از کار پای غذا بنشیند. معنی این حرف فروغ این بود که نادرپور خیلی سانتیمانتال است و به خودش می‌رسد. فروغ معتقد بود که نادرپور شازده است و نمی‌تواند درد و رنج را عمیقا احساس کند و دردش تصنعی است. خود فروغ هم از خانواده سطح بالایی بود و طعم فقر را نچشیده بود اما ذاتا خودش را درد دیده می‌دانست و خودش را از رفاه جدا می‌کرد و همین شد که در سن 32 سالگی به جایگاهی رسید که خیلی‌ها معتقد بودند شاعرانگی او از تمام شاعرهای هم‌نسلش حتی شاملو بیشتر است؛ البته این حرف تنها در محافل خصوصی گفته می‌شد و کسی جرات نمی‌کردند این موضوع را مطرح کند. فروغ از 16 سالگی تا 32 سالگی به اندازه 16 قرن کار خواندن و نوشت و به نظر من خدا فروغ را برای شاعر شدن خلق کرده بود و به این لحاظ خیلی از نادرپور متفاوت بود. آیا ملاک فروغ برای شاعر بودن و نبودن نادرپور درست بود؟ فروغ می‌گفت نادرپور درد نکشیده است اما من معتقدم که شاعران واقعی به دو دسته تقسیم می‌شوند، دسته نخست شاعرانی هستند سیروسلوک عارفانه دارند و ریاضت می‌کشند و دسته دوم کسانی هستند که شاید مثل نادرپور فقیر نباشند اما درد تنهایی با آنها همراه است و درون آنها را خراش می‌دهد و در قالب شعر تجلی پیدا می‌کند. نادرپور بن‌مایه شاعر شدن را داشت و گناه نکرده بود که ثروت‌مند و از اقوام نادرشاه افشار زاده شده بود. طبق مصاحبه‌های او متوجه می‌شویم که او احساس خطر کرد و رفت. به نظر شما این احساس خطر برای چه چیزی غیر از شعرش بوده است؟ او می‌توانست شعر را کنار بگذارد و خیلی راحت زندگی کند اما می‌دانست که بدون شعر نمی‌تواند زندگی کند و زنده بماند. به نظر من شاعر معترض زاده می‌شود و حتی به خودش نیز معترض است.   از فروغ که بگذریم رویایی نیز همانند نادرپور وضعیت مالی بسیار خوبی داشت؛ چرا چنین تفکری درباره او وجود نداشت؟  وجود داشت اما کسی جرات بیان کردنش را نداشت. اخلاق و برخورد رویایی با نادرپور بسیار متفاوت بود. برای مثال رویایی بدون ترس شعر اخوان را مسخره می‌کرد و کسانی که مانند خودش در نوآوری در زبان سخت‌گیر نبودند را به تمسخر می‌گرفت. شما آن روزها را فراموش کنید و ببینید که رویایی هنوز هم دست برنمی‌دارد و نمی‌تواند بدون کلمه زندگی کند. به اعتقاد من اگر شعر در زبان لانه دارد، رویایی هم در شعر لانه دارد. رویایی دغدغه‌مند بود و با تمام انتقاداتی که به او می‌شود، دوست دارم این را بگویم که همین الان نیز نثر رویایی از شعر برخی شاعران شعرتر است. در واقع باید بگویم که کسی حریف رویایی نمی‌شد اگر نه با او هم مثل نادرپور برخورد می‌کردند چون در آن زمان قشر مرفه را نمی‌پسندیدند.   در پایان با همه صحبت‌های مطرح شده اگر بخواهید نادر نادرپور را در یک جمله تعریف کنید، چه می‌گویید؟ نادر نادرپور یعنی شاعر غمگینی که تاب زخم‌خوردن نداشت. این جمله را گفتم؛ چراکه بسیاری از شاعران خطر نمی‌کنند و این اصلا بد نیست. طبیعتا خیلی از انسان‌ها به سمت مرگ و خطر نمی‌روند. او نمی‌خواست ریسک کند. همه شاعران از تهدید بدشان می‌آید اما بعضی از شاعران جان برکف به میدان می‌آیند که به نظر من این افراد انقلابی‌هایی هستند که طبع شعر هم دارند. در پایان باید گفت که نادرپور از این دسته نبود و رفت. ]]> ادبيات Sun, 18 Feb 2018 09:00:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257945/شاعر-غمگینی-تاب-زخم-خوردن-نداشت شهرزاد قصه‌گو به خوزستان می‌رود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257940/شهرزاد-قصه-گو-خوزستان-می-رود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست تخصصی ادبیات داستانی با عنوان «شب شهرزاد» در نمایشگاه کتاب خوزستان برگزار می شود. نشست‌های ادبی، فرهنگی و هنری سرای اهل قلم با حضور پژوهشگران، شاعران، نویسندگان و هنرمندان در دوازدهمین نماشگاه کتاب خوزستان برگزار می‌شود.  هم‌اکنون نمایشگاه کتاب خوزستان در اهواز در حال برگزاری است و میزبان نویسندگان و علاقه‌مندان می‌باشد. نشست تخصصی ادبیات داستانی «شب شهرزاد» امروز عصر ساعت 18:30 در نمایشگاه کتاب اهواز، انتهای سالن کارون ورودی شماره یک برگزار خواهد شد. ]]> ادبيات Sun, 18 Feb 2018 08:22:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257940/شهرزاد-قصه-گو-خوزستان-می-رود ترانه‌های اجرایی در بدترین حالت ممکن قرار دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257811/ترانه-های-اجرایی-بدترین-حالت-ممکن-قرار حسن علیشیری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: «تهران خصوصی من» یک مجموعه ترانه 310 صفحه‌ای است که تمامی آثار من از ابتدای دهه 80 تا امروز را شامل می‌شود. این کتاب توسط انتشارات نگاه راهی بازار نشر شده است.   وی ادامه داد: من پیش از این دو مجموعه ترانه منتشر کرده بودم؛ اما به دلایلی چند سالی دست به انتشار کتاب جدید نزدم؛ تااینکه «تهران خصوصی من» که مجموع ترانه‌های جدید و دو کتاب قبلی است راهی بازار نشر شد. در این کتاب به شکل کاملا سلیقه‌ای آثار را آورده‌ام و ترتیب خاصی وجود ندارد؛ چراکه معمولا در زمان نوشتن ترانه‌ها تاریخ را یادداشت نمی‌کنم.   جای نقد در  حوزه ترانه خالی است این ترانه‌سرا در توضیح دلایل انتشار مجموعه آثارش گفت: هدف این بود که آثارم را مکتوب کنم تا فرصت نقد و بررسی آن فراهم شود. متاسفانه یکی از ضعف‌های ترانه امروز نبود نقد است که بخشی از آن به دلیل مکتوب نشدن آثار است؛ به همین دلیل وقتی ما به سراغ نقد و بررسی آثار یک ترانه‌سرا می‌رویم اطلاعات کاملی نداریم و مجبور می‌شویم که به جمع‌آوری آثار از اینترنت رجوع کنیم که به اعتقاد من منبع قابل اعتمادی نیست.   وی افزود: از طرفی ترانه‌سرایانی مانند من که در بازار ترانه چندان فعال نیستند با انتشار کتاب این فرصت را برای خود فراهم می‌کنند تا‌‌ آثارشان مورد بررسی اهالی موسیقی قرار گیرد تا این افراد بتوانند براساس مشاهده آثار، ترانه‌های مورد علاقه خود را به مخاطب عرضه کنند.   این شاعر با اشاره به فضای کارهای کتاب اظهار کرد: اکثر کارهای کتاب عاشقانه است و همان‌طور که از نام کتاب معلوم است مخاطب با مراجعه به کتاب با عاشقانه‌های شهری روبه‌رو می‌شود و بیشتر کارها چنین دغدغه‌هایی را دنبال می‌کنند؛ البته ترانه‌های اجتماعی نیز در کتاب وجود دارد که تعداد آن‌ها زیاد نیست.   مخاطب شعر از حد طبیعی نیز کم‌تر است علیشیری در توضیح دلایل عدم استقبال از کتاب‌های شعر و ترانه گفت: در همه‌جای دنیا‌ آثار ادبی پرمخاطب‌تر از سایر کتاب‌ها هستند و در این بین نیز معمولا تیراژ رمان بیشتر از مجموعه‌داستان و شعر است. با همه این تفاسیر باید بپذیریم که مخاطب شعر در سال‌های گذشته به‌شدت کاهش یافته است و من نیز این را قبول دارم و معتقدم که مخاطب از حد طبیعی نیز کمتر شده است.   وی افزود: به‌دلیل آنکه اتفاق خاصی در حوزه شعر و ترانه رخ نمی‌دهد کتاب‌های این حوزه نیز کم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرند؛ البته در حوزه ترانه و شعر نیز چهره‌های شناخته شده‌ای حضور دارند که مانند نویسنده‌های مطرح مخاطبان برای خرید کتاب‌هایشان صف می‌کشند؛ اما متاسفانه تعداد این افراد بسیار کم است و معمولا نیز با محدودیت‌هایی همراه هستند.   ترانه‌های اجرایی در بدترین حالت ممکن قرار دارند این ترانه‌سرا با اشاره به وضعیت ترانه امروز گفت: وقتی درباره ترانه صحبت می‌کنیم باید به تفکیک آنچه که در بازار عرضه می‌شود و آنچه که شاعران و ترانه‌سرایان می‌نویسند، بپردازیم؛ چراکه ترانه‌های اجرایی در بدترین حالت ممکن قرار دارند و هرچه می‌گذرد اوضاع بدتر می‌شود. در بازار امروز کلام‌های بسیار ضعیفی در قالب ترانه به خورد مخاطب داده می‌شود و به همین دلیل سلیقه مردم روبه‌روز در حال بدتر شدن است؛ با این حال در جلسات شعر، محافل و کتاب‌ها آثار بسیار خوب و درخشانی را مشاهده می‌کنیم و به همین دلیل است که می‌گویم فاصله ترانه‌سرایان تا موزیک بسیار زیاد شده و بسیار بد است که بازار تا این حد بلاتکلیف است.   تا دلتان بخواهد کار بی‌کیفیت و بی‌محتوا تولید می‌شود وی با گلایه از ممیزی ضعیف در حوزه ترانه ادامه داد: به اعتقاد من ممیزی نتوانسته کمکی به بازار ترانه امروز بکند؛ چراکه ما نه به فرم و خلاقیت موردنظر دست پیدا کرده‌ایم و نه کیفیت محتوایی بهبود یافته است. دوستان می‌گفتند که ما در اداره شعر با محتوا کاری نداریم و تنها ناظر آن هستیم که کار بی‌کیفیت و خارج از چارچوب تولید نشود؛ اما شما اگر نگاهی به بازار موسیقی بیندازید متوجه می‌شوید که تا دلتان بخواهد کار بی‌کیفیت و بی‌محتوا عرضه می‌شود. مناسبات بازار موسیقی منطقی نیست علیشیری در بخش پایانی صحبت‌های خود در توضیح وضعیت جلسات شعر و ترانه گفت: همیشه در جلسات و کارگاه‌های شعر و ترانه هدف این بوده است که ترانه‌سرا را به خواننده وصل کنیم اما می‌بینیم که در این امر چندان موفق نبودیم؛ چراکه مناسبات بازار موسیقی منطقی نیست و خواننده به شکل صحیح و علمی دست به انتخاب ترانه‌سرا نمی‌زند؛ بنابراین در چنین شرایطی باید دلخوش کنیم به تک‌ جرقه‌های حوزه موسیقی و برخی از خوانندگان و آهنگسازانی که به این موضوع توجه دارند و دست به گزینش و انتخاب می‌زنند. ]]> ادبيات Sun, 18 Feb 2018 08:20:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257811/ترانه-های-اجرایی-بدترین-حالت-ممکن-قرار فراخوان جایزه ادبی لیراو اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257942/فراخوان-جایزه-ادبی-لیراو-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،  به نقل از دبیرخانه جایزه ادبی لیراو، شرایط شرکت در این جشنواره ادبی اعلام شد. صدای ادبیات مستقل فارسی زبانان لیراو باهدف شناسایی وپرورش استعدادها وحضور علاقه‌مندان به داستان‌های مینی‌مالیستی وگسترش ایجاز نویسی بارعایت انتقال معنای ناب در حداقل واژگان برگزار می‌کند. موضوع فراخوان به شرح زیر است: داستانک و خرده داستان چند کلمه‌ای باموضوع آزاد(حداکثر4اثر)یک تا صد کلمه. ذکر نام ونام خانوادگی و شماره تماس الزامی است. گاه شمار: آغاز ارسال اثر:اول اسفند 96 آخرین مهلت ارسال:پایان خرداد 97 تاریخ اعلام  نتایج نیز متعاقبا اعلام خواهد شد. نشانی ارسال آثار : farakhanlirave@gmail.com @Borzoiemb @sharveh1349 از برگزیدگان در مراسم دورهمی لیراو باحضورنویسندگان وداوران تقدیر خواهد شد. لازم به ذکر است لیراو قصد دارد از میان ناشران فعال حوزه ادبیات از ناشر منتخبی که توسط هیئتی انتخاب خواهد  شد  تقدیر به عمل آورد.   ]]> ادبيات Sun, 18 Feb 2018 08:04:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257942/فراخوان-جایزه-ادبی-لیراو-اعلام خانه خانم هاويشام http://www.ibna.ir/fa/doc/note/257931/خانه-خانم-هاويشام خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مهدی فرجی: «يک بار قرار بود پنج بعدازظهر قدم رنجه كند، ليكن خسته و كوفته يازده ساعت و نيم بعد از ظهر آمد.» قصه «عماد خراسانى» از آن دست قصه‌هاست كه در دوسه ورق و دو سه مقاله نمى‌گنجد. جمله مبتداء اين نوشته نقل قولى است از جناب محلاتى من باب بدقولى و بى‌خيالى عماد كه هم اخوان ثالث بابت همين تأخيرها و فراموشى‌هاست كه درباره‌اش مى‌گويد: «در رفاقت چندان تعريفى ندارد.» قصه «شاعرِ طوطى بر دوش» شرح غصه‌اى درازدامن است. مصائبى كه عماد در طول زندگىِ غمبارش با آن روبه‌رو بوده بارها تا آستانه جنون و سرگشتگى مى‌كشاندش. مرگِ معشوق (كه خود، عاشق عماد بود و منعى بزرگ دورى ايشان را وسيله مى‌شد) روی دست عماد، شروع قصه  شيدايى غزلسرايى است كه غزلش جان آدم را مى‌سوزاند و ناله‌اش اشک هر خواننده‌اى را در مى‌آورد. . يازده روز به عيد است و تويى خفته به خاك جز جنون كيست كه آيد به سراغ دل من؟ . كوفتم بسكه سر خويش به ديوار ز يأس تار شد ديده‌ام اى چشم و چراغ دل من! . به عماد نمى‌توان خُرده‌اى گرفت مگر اينكه در اوج التهابات اجتماعى و سياسى نيمه اول قرن حاضر، تمام ديوانش شرح جانسوز عشق است و مستى، شور و جنون است و عربده‌هاى عاشقانه خراباتى. اما مگر مى‌توان از ديوانه عشقى چنين جنون‌آور انتظار داشت مثلاً از زمستانِ بى‌پاسخ و تناسبِ قنارى و سلاخ بگويد؟ عماد خود، قنارى محبوس در دستان سلاخ سرنوشت است، قنارىِ محبوس چه مى‌داند زمستان است يا تابستان؟ چه مى‌داند پهلَوىِ چندم است كه مى‌آيد و مى‌رود؟ عماد فقط راوىِ عشقى بي‌سرانجام است كه او را در مرز ديوانگى بى‌حس كرده و از جهان بيگانه. اخوان از بى‌قيدى و مراقبت نداشتنش در كار «اطعمه و ادخنه و اشربه» گفته است و لابد آنچه اخوان بى‌قيدى بداند خيلى بى‌قيدى است. تنها موجودى كه با عماد توانست خو بگيرد و زندگی كند طوطى‌اش بود. از عماد با همه بی‌همانندى، خواننده‌هاى زيادى چيزى نخوانده‌اند، با وجود اينكه سال‌هاى جوانى عماد همزمان با همكارى بسيارى از شاعران و سرايندگان هم‌عصرش با راديو و خوانندگان پرمخاطبى چون بنان، شجريان، ايرج، گلپا، هايده، مرضيه و.... بود. هرچند كنار همه اين‌ها بايد به بى‌ميلى و بى‌توجهىِ عماد در ارتباط با اين مسايل هم اشاره كرد.  اخوان مى گويد: «در خصوص كم‌اعتنايىِ او به شهرت، چه دليل از اين بهتر كه بسيارى صاحب طبعان را با چارتايى شعرِ ردىء [شعر بد] و متوسط مى‌بينيم كه ميدان‌ها گرفته‌اند و براى كسب شهرت كاذب دوروزه، چه دوندگى‌ها و دست و پاها مى‌كنند، اما عماد با اين همه شعر خوب و...كم‌ترين تلاشى در اين راه نمى‌كند و اين ناموَرى كه امروز دارد، لازمه‌اى ناگزير است كه طبعاً به سوى اهل كلام بلند مى‌آيد.» در مواجهه با غزل عماد حس يک بى‌خانمان معلق به آدم دست مى‌دهد. درد را بيخ گوشت احساس می‌كنى، مى‌دانى سرانجام اين شب شراب، بامداد خمار است: تا غافلت كنند ز فرجامِ بزمِ عمر جامى بنوش و راحت جان را نظاره كن اما بى‌قيدى و بی‌خيالى مثل دارويى مخدر دايم از كلمات و معانىِ پشتش به رگت تزريق مى‌شود كه: شب هجران و تنهايى و بى مانده و بيدار خداراشكر، چون خاطر به جاى ديگرى دارم در جواب منتقدان عماد-كه حال غرقه در دریا نداند خفته بر ساحل- چيزى نمى‌توان گفت، حق هم دارند، تحليل و تخليلِ عقلاست كه بين شاه و شيخ، تظلم و رهايى، آرمان و عقيده و هزار دغدغه اجتماعى تمايز و تفاوت مى‌گذارد، مجنون و سرگشته عشق، افسرده است، خيالى است، در اين دنيا نيست، آرى عماد در اين دنيا نبود. عماد، اتوكشيده و تروتميز نيست(هرچند در بعضى عكس‌ها كه از او بجا مانده تروتميز و كراواتى است و معلوم است با همت رفقا به مهمانى مى‌رود يا دارد برمی‌گردد!) او مثل رهى جذاب و دختركُش هم نمى‌تواند باشد، سالَك(يا خال) بدنمايى روی گونه و كنار بينى‌اش دارد، عماد آشفته و چكش خورده است، شعرش اما تنها در ذاتش آشفتگى دارد، بيرون تروتميز و مرتبی نشان مى‌دهد اما واردش كه مى‌شوى دلت مى‌ريزد، خانه خانم هاويشام است، ساعت‌ها روى دقيقه‌اى، مانده‌اند، زمستان ١٣٢٦. اوج هيجانات سياسى و اجتماعى معاصر. ]]> ادبيات Sun, 18 Feb 2018 08:03:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/257931/خانه-خانم-هاويشام جشنواره فجر امسال آغاز نگاه ویژه به سایر زبان‌هاست http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257920/جشنواره-فجر-امسال-آغاز-نگاه-ویژه-سایر-زبان-هاست اسماعیل امینی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: قبل از انقلاب شرایط برای انتشار کتاب‌های ترکی فراهم بود؛ اما سخت‌گیری‌هایی انجام می‌شد که همین سخت‌گیری‌‌ها اجازه دیدن شدن را از این حوزه گرفته بود، با این حال در همان دوره نیز آثار شهریار، صمد بهرنگی و کریمی مراغه‌ای در این دوره منتشر شده است. خوشبختانه این سخت‌گیری‌ها بعد از انقلاب از بین رفت و اهالی قلم ترکی به آسانی آثار خود را منتشر کردند.   وی ادامه داد:‌ این اتفاقات باعث تغییرات گسترده در این حوزه شد و شاهد انتشار کتاب‌های مختلف در قالب‌های مختلف در این حوزه بودیم. خوشبختانه استقبال از کتاب‌های این حوزه نیز خوب است اما یک تفاوت‌های با فروش کتاب‌های سایر زبان‌ها مانند کردی دارد؛ چراکه در این زبان استقبال ویژه، مستقیما به دلیل مطالبات ادبیات نیست و به ابراز هویت برمی‌گردد.   دبیر اسبق جشنواره شعر فجر با اشاره به اتفاق ویژه شعر فجر و توجه به شعر ترکی گفت: ما باید به این نکته توجه کنیم که آیا در ایران فقط زبان فارسی استفاده می‌شود؟ ما در ایران مردمی داریم که به زبان‌های عربی، ترکی و کردی صحبت می‌کنند و ایرانی هستند و ما نمی‌توانیم زبان آنها را نادیده بگیریم؛ چراکه عده‌ای هستند که شعر و داستان به این زبان‌ها می‌نویسند وعده‌ای هم مخاطب این آثار هستند، بنابرین همه این‌ها ما را مجاب می‌کند که در رویدادهای مهم کشور به این موارد بپردازیم. یکی از افتخارات ما این است که در کشورمان تنوع جغرافیایی، دینی، زبانی و قومی داریم؛ اما با همه این تنوع‌ها با آرامش خاصی در کنار هم زندگی می‌کنیم.   وی افزود: درگذشته نیز کنگره‌های زیادی در کشور با محور ادبیات ترکی و دیگر زبان‌ها برگزار شده است و این نخستین باری نیست که به زبانی غیر از فارسی توجه می‌شود؛ اما باید این را در نظر داشت که در یک جشنواره ملی برای نخستین بار است که چنین اتفاقی رخ می‌دهد و آثار زبان دیگر بررسی می‌شود که به نظر من این اتفاق ارزشمند است.   امینی در توضیح اهمیت پرداختن به سایر زبان‌ها اظهار کرد:‌ گسترش زبان ترکی یا هر زبان دیگری از یک طرف باعث ایجاد رقابت می‌شود و از طرف دیگر بین زبان‌ها دادوستد انجام می‌شود. برای مثال تمام کلمه‌هایی که در فارسی دارای قاف است به زبان‌های عربی و ترکی برمی‌گردند؛ یعنی کلماتی مانند قند، قاشق، یلاق، قشلاق، باغ و قشنگ هیچ کدام فارسی نیستند. از طرفی در ترکی هم کلمات بسیار زیادی است که از فارسی گرفته شده است و توجه به یک زبان در یک جایزه ملی باعث چنین دادوستدهایی می‌شود. وی با اشاره به صحبت‌های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره بخش ویژه جشنواره امسال گفت: هر زبان یک دنیای دیگر است و بدون شک صحبت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز به همین موضوع مربوط می‌شود. باید توجه داشته باشیم که همه این دنیاهای متفاوت باعث می‌شوند که ما غنای بالای فرهنگی داشته باشیم. این در شرایطی است که ما کشورهایی را داریم که پشتوانه ادبی‌شان تنها دو سه کتاب است اما میراث مکتوب ما از میلیون گذشته و شاهکارهای ادبی‌مان بیش از چند هزارتاست. داور دوازدهمین دوره شعر فجر جشنواره فجر را یک جشنواره غیردولتی دانست و اظهار کرد:‌ جشنواره فجر یک جشنواره ملی است و شاید دولت از این جشنواره حمایت کند اما خودش مستقیما متولی برگزاری نیست و این جایزه را شاعر‌ها، اساتید و ادیبان برگزار می‌کنند. همانطور که گفتم قبلا نیز چنین نگاهی در ادبیات وجود داشته است اما نه به این شکل و جشنواره امسال می‌تواند آغاز این نگاه ویژه باشد. در دوره‌ای که من دبیر بودم شاعران عرب‌زبان را به کشورهای عربی فرستادیم اما بررسی آثار صورت نگرفته بود و خوشحالم که برای نخستین بار چنین اقداماتی در جشنواره امثال رخ داده است. نویسنده کتاب «لبخند غیرمجاز»‌ با گلایه از صدا و سیما گفت: این روزها در حال  برگزاری جشنواره شعر فجر هستیم؛ اما متاسفانه صداو‌سیمای ما کوچک‌ترین توجه‌ای به این اتفاق ندارد و حتی یک خبر چند ثانیه‌ای از آن هم اعلام نمی‌کند و این در حالی است که برای جشنواره فیلم فجر سنگ تمام می‌گذارد و در چند شبکه به این جشنواره تریبون زنده می‌دهد. همه این اتفاقات در شرایطی رخ داده است که به واقع فیلم اهمیت کمتری از شعر دارد و هنر ملی ما نیست و یک هنر وارداتی است. وی ادامه داد:‌ متاسفانه این روزها رسانه‌های ما به دنبال جنجال هستند و این در حالی است که جنجال را آدم‌های ساده‌لوح می‌سازند و آدم‌های ساده‌لوح‌تر به دنبال آن می‌روند. به نظر من مساله هنری هیچ نیازی به جنجال ندارد اما این اتفاق در کشور ما رخ می‌دهد. برای مثال در جشنواره فیلم فجر ده‌ها اتفاق مثبت رخ می‌دهد که رسانه‌ها به آن توجه نمی‌کنند؛ اما یک کارگردان یک لحظه عصبی می‌شود و حرفی می‌زند که تا همین امروز رسانه‌ها در حال پرداختن به این اتفاق هستند.   امینی نگاه سطحی را عامل نپرداختن به کتاب دانست و اظهار کرد: این روزها کتاب‌های بسیار خوبی از بزرگان منتشر می‌شود اما واکنش رسانه ملی به شکلی است که گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است؛ حال کافی است که فلان بازیگر دماغش را عمل کند یا فلان فوتبالیست به فلان تیم برود، آن وقت مشاهده می‌کنید که در همین صداوسیما ساعت‌ها برنامه می‌سازند و به این که چرا دماغش را این مدلی عمل کرده است، می‌پردازند. همه این‌ها بیانگر آن است که توجه به حوزه فرهنگ اهمیتی برای صداوسیمای ما ندارد و این سازمان به مسائل سطحی می‌پردازد.   دبیر دهمین دوره جشنواره شعر فجر در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت: جشنواره شعر فجر اتفاق ویژه‌ای است؛ چراکه به هنر ملی ما می‌پردازد و نیاز است که بیش از این‌ها رسانه‌ها به این جشن شعری کشور بپردازند که متاسفانه تا امروز چنین اتفاقی رخ نداده است و دنبال هیجان می گردند. ]]> ادبيات Sun, 18 Feb 2018 07:28:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257920/جشنواره-فجر-امسال-آغاز-نگاه-ویژه-سایر-زبان-هاست در کارهای من فرم محتوا نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257758/کارهای-فرم-محتوا-نیست میترا معینی که به تازگی کتاب «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی» او از سوی انتشارات نیماژ راهی بازار کتاب شده است، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره انتخاب داستان‌کوتاه‌نویسی به جای رمان‌نویسی گفت: داستان کوتاه و رمان دو مقوله جداگانه هستند، بنده علاوه بر داستان کوتاه در حال نوشتن رمان هم هستم، ولی معتقدم داستان کوتاه جذابیت خیلی بیشتری دارد، چون ضرباهنگ تندتری دارد و زمان‌بندی در آن کوتاه‌تر و گزیده‌تر است، درواقع برشی از یک وقفه زندگی است که در آن برش تمام عواطف، احساسات و افکاری که حتی در رمان می‌توان گنجاند را به صورت خیلی خلاصه، چکیده و گزیده‌تر در قالب بخش کوچکی از زندگی آورده است، یعنی به جای اینکه یک بخش بزرگ و زندگی همزمان چند نفر را روایت کند و به تم اصلی بپردازد، به یک مورد خاص توجه دارد. به شخصه ذائقه‌ام اینطور است که ترجیح می‌دهم آن مورد خاص را بررسی کنم، به همین خاطر کارهای من ناخودآگاه به سمت داستان کوتاه می‌رود و علت اصلی داستان‌کوتاه نویسی من هم همین است. وی درمورد شیوه و سبک داستان‌نویسی خود که آثار او را از دیگر نویسندگان متمایز می‌کند، بیان کرد: این چیزی است که خواننده باید تشخیص دهد و بگوید؛ منتهی اولین چیزی که خیلی به آن توجه می‌کنم زبان و لحن داستان است، یعنی خیلی با وسواس از کنار زبان رد می‌شوم و به آسانی با زبان و لحن داستان برخورد نمی‌کنم، چون هر داستانی با توجه به تم و قالب، هم محتوا و هم فرمی که دارد، زبان و لحن خاصی را می‌طلبد و  زبان همگانی وجود ندارد که بتوان آن را به تمام داستان کوتاه‌های حتی یک مجموعه تعمیم داد، بنابراین هر داستان زبان ویژه خودش دارد.   آوردن طبیعت در داستان برایم جالب است نویسنده مجموعه داستان کوتاه «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» ادامه داد: چیز دیگری که در نوشتن خیلی برای من مهم است، توجه به اقلیم و طبیعت منطقه و مکانی است که داستان در آن اتفاق افتاده است. غالبا اقلیم‌گرا و بومی‌نویس هستم و ترجیح می‌دهم داستان‌ها را به جای مناطق شهری به جاهایی ببرم که هم از آن‌ها شناخت و تجربه دارم و هم اینکه احتمال اتفاق افتادن این داستان‌ها در آن منطقه بیشتر است و به واقع‌گرایی نزدیکتر هستند. در عین حال اقلیم‌هایی را باز می‌کنیم که بکر هستند، کمتر کسی برخورد کرده و کمتر کسی اصلا سراغ چنین اقلیم‌هایی رفته است، این است که آوردن طبیعت در داستان برای خودم شخصا جالب است.   معینی درباره ویژگی‌های رمان‌نویسی و داستان‌کوتاه‌نویسی و تفاوت آین دو با یکدیگر اظهار کرد: هرکدام از این قالب‌ها در جای خود حسن‌ها و سختی‌هایی دارند. نوشتن رمان که من الان درگیر آن هستم حالتی دارد که نویسنده به صورت عرضی و موازی چندین زندگی، چندین شخصیت و زندگی آن‌ها، گذشته، آیند، وضعیت روانی آن‌ها، وضعیت تاریخی، رفتار فلسفی هر شخصیتی و اینها را حتما باید بررسی کند که همین کار را سنگین می‌کند. در اصل فرق رمان با داستان کوتاه این است که رمان به چندین شاخه مختلف تقسیم می‌شود، این‌ها با هم رشد کرده و به سرانجام می‌رسند، که همین کار را سنگین‌تر می‌کند، بنابراین ممکن است به نظر سخت‌تر بیاید.   وی افزود: داستان کوتاه هم سختی خود را دارد، چون در عین اینکه کوتاه و موجز است، نویسنده مجبور است در آن زمان کوتاهی که دارد راجع به یک شخصیت یا حادثه خاص در آن مقطع زمانی و برش به آن مسئله بپردازد، باید به اندازه کافی قدرت بیان، فضا سازی، شخصیت پردازی، ایجاد تعلیق و تمام اینها را مسلط باشید تا بتوانید از پس داستان در آن زمان کوتاه بر بیایید، یعنی آن هم سختی‌های خودش را دارد. به نظر من اتفاقا نویسنده زمانی که یک داستان بلند یا رمان را دست می‌گیرد، ذهن خود به خود گسترش پیدا می‌کند و در یک جهت پیش می‌رود، ولی در داستان کوتاه در یک مجموعه ممکن است ده یا پانزده داستان داشته باشید که هرکدام از این‌ها لحن جدا، فضاسازی، شخصیت‌پردازی، فرم و محتوای جداگانه‌ای می‌طلبد. در مجموع به نظر من رمان و داستان دو مقوله جدا بوده و قابل قیاس نیستند. گفته می‌شود که رمان در بین امروزی‌ها پذیرای بیشتری دارد، منتهی اتفاقا مردم به کوتاه‌خوانی علاقه‌ بیشتری نشان داده و ترجیح می‌دهند زود سر و ته داستانی که می‌خوانند هم بیاید و مثل گذشته زیاد حوصله‌مند نیستند که این اقبالی برای داستان کوتاه است. نویسنده مجموعه داستان کوتاه «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» درباره ویژگی‌های زبانی، فرمی و محتوایی این مجموعه داستان کوتاه تازه منتشر شده، گفت: ویژگی فرمی هر داستان با داستان دیگر کاملا متفاوت است چون باید اینطور باشد. در کارهای من فرم محتوا نیست و اصلا به این اعتقادی ندارم که فرمی را بریزم و بعد محتوا را در آن بچپانم، البته این نظر شخصی من است و ممکن است دیگران این عمل را طبیعی بدانند. آدم فرم‌گرایی نیستم، ولی زمان انتخاب محتوا، فرم و حتی زبان هم خود به خود پیدا می‌شود و خودش را به داستان القا می‌کند، می‌توان گفت که از اینجا به بعد من تقریبا کاره‌ای نیستم و خود به خود زبان، محتوا و فرم یک جور تنیدگی و هماهنگی پیدا می‌کنند که داستان را پیش می‌برند. حال اگر این داستان دلنشین و به خاطر سپردنی باشد و دلپذیر تمام شود، یعنی اینکه من نویسنده موفق بوده‌ام و باتجربه و مهارتی که داشته‌ام از پس آن بر آمده‌ام. که تمام کارهای من دقیقا به همین شکل است. یعنی فرم و زبان در آن‌ها اصلا مشترک نیست، ولی محتوا می‌تواند مشترک باشد، چون محتوا حاصل زیست، زندگی ، تفکر و روحیات، احساسات و... نویسنده است و هر کسی با توجه به سن و موقعیتش می‌تواند این محتوا را یکدست در خود داشته باشد.   تم اصلی این مجموعه مرگ است وی ادامه داد: در مجموعه داستان «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» محتوای کلی کارها مرگ است، البته مرگ اندیشی نیست بلکه جدال مرگ و زندگی است، در این مجموعه به هیچ وجه سیاه‌نمایی نکرده‌ام، چون من خودم اصلا خوشم نمی‌آید که سیاه‌نمایی ببینم، بخوانم یا آن را انجام دهم؛ ولی پرداختن به مقوله مرگ یکی از دغدغه‌های اصلی من است و در این میان جدال مرگ و زندگی و پیدا شدن بارقه‌هایی از امید یا روشنگری است. بنابراین تم اصلی این مجموعه مرگ است ولی فرم و زبان در هر داستان با داستان دیگر کاملا متفاوت است. معینی در تفاوت دو اثر خود بیان کرد: اگر بخواهم دوباره بنویسم  شاید مجموعه قبلی‌ام را ننوسیم، چون مطالبی که از آن عبور کردم، مقدار زیادی مبتنی بر تجربه‌های زیسته خود و اطرافیانم بود و شاید مهارت زیادی در آن به خرج ندادم، البته این به این معنی که مجموعه قبلی را رد کنم نیست، چون در زمان خودش کار بدی نبود و مثل کتاب جدیدم اقلیم‌گرا بود، ولی به نظر خودم سوژه‌های مجموعه جدیدم خیلی پخته‌تر انتخاب شده‌اند و موضوعات داستانی جامعیت بیشتری دارند، جامعه شمول‌تر و مردم شمول‌ترند، در حالی که مجموعه قبلی ممکن بود سوژه‌های داستانی‌اش شخصی قلمداد شود. نویسنده مجموعه داستان کوتاه «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» درباره نام این کتاب و نحوه انتخاب آن اظهار کرد: نام این مجموعه خط آخر یکی از داستان‌های این کتاب است. در کل کتاب تنیدگی گل و گیاه با آدم‌ها زیاد دیده می‌شود، یعنی یا خیلی علاقه‌مند به گیاهند، یا خودشان را در قالب گیاه می‌بینند، یا با گیاهان زندگی می‌کنند و یک تنیدگی جادویی بین انسان و گیاه در کل کارها دیده می‌شود، منتهی این داستان چکیده حسی است که شخص من نسبت به گیاهان داشتم. داستان زنی است که نه دیوانه است و نه عاقل که از انسان و آدمیزاد نا امید است، به گیاه پناه آورده و به شکلی زوج خود را در بین گیاهان و یک درخت چنار انتخاب کرده است که این مضمون اصلی است، منتهی از یک طرف هم با دستور ناشر و نظر خود من اسم مورد پسندتری برای جذب مخاطب بود، چون این مجموعه دو یا سه اسم عوض کرد تا نهایت با این اسم رسید که به همان داستان آقای چنار برمی‌گردد. معینی در پایان از نگارش اولین رمان خود خبر داد و گفت: در حال حاضر نگارش یک رمان را در دست دارم که در چهار اپیزود و چهار فصل است، دو فصل اول آن به اتمام رسیده و دو فصل نهایی آن مانده است، البته خیلی کار ندارد چون از سال‌ها قبل روی این کار کرده بودم و تا به حال چندین اسم عوض کرده ولی در حال حاضر اسم خاصی نمی‌توانم برای آن بیان کنم و به احتمال زیاد با نشر نیماژ منتشر خواهد شد. ]]> ادبيات Sat, 17 Feb 2018 15:30:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257758/کارهای-فرم-محتوا-نیست محقق از جشنواره شعر فجر کنار رفت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257926/محقق-جشنواره-شعر-فجر-کنار-رفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی، حامد محقق نویسنده کتاب «مادرم شانه به سر» با ارسال نامه‌ای به دبیرخانه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر، ضمن تشکر از هیات داوران برای انتخاب کتاب یاد شده به عنوان یکی از نامزدهای دریافت جایزه شعر فجر، همچنین به دلیل جلوگیری از ایجاد حاشیه به واسطه حضور پدرش در کسوت دبیری جشنواره، از حضور در داوری نهایی انصراف داد. متن نامه حامد محقق خطاب به دبیرخانه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر به شرح ذیل است: دبیرخانه محترم دوازدهمین جشنواره شعر فجر با سلام و احترام اینجانب حامد محقق، نامزد در بخش کودک و نوجوان این جشنواره، ضمن تشکر از حسن نظر هیات داوران، با توجه به مسئولیت پدرم به عنوان دبیر علمی جشنواره و نیز تمایل بنده برای به حاشیه نرفتن این رویداد ادبی، تقاضا دارم کتاب «مادرم شانه به سر» را از حضور در مرحله پایانی داوری جشنواره خارج فرمایید. پیشاپیش از لطف شما سپاسگزارم با احترام حامد محقق ۲۸ بهمن ۹۶   ]]> ادبيات Sat, 17 Feb 2018 14:01:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257926/محقق-جشنواره-شعر-فجر-کنار-رفت نامزدهای بخش شعر بزرگسال جشنواره شعر فجر اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257917/نامزدهای-بخش-شعر-بزرگسال-جشنواره-فجر-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) آثار راه یافته به مرحله نهایی داوری بخش «شعر بزرگسال» دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر (به ترتیب حروف الفبای نام کتاب‌ها) به شرح زیر است:   «اشاره» به قلم مرتضی حیدری آل‌کثیر از انتشارات فصل پنجم «بدون دریا از قایق می‌نویسم» به قلم احمدرضا احمدی از انتشارات چلچله «جان‌های شیفته، دیالوگ‌های شاعرانه» به قلم واهه آرمن از نشر چشمه «چه روزگار طربناکی بود» به قلم عبدالعظیم صاعدی از انتشارات نخل دانش «صدای زنگ در آمد» به قلم رویا شاه‌حسین‌زاده از نشر نیماژ «مجلس کوران» به قلم حسین بیگی‌نیا از انتشارات فصل پنجم «مزارع پنبه‌ی شیلی» به قلم محمد عسکری‌ساج از نشر نیماژ ]]> ادبيات Sat, 17 Feb 2018 11:58:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257917/نامزدهای-بخش-شعر-بزرگسال-جشنواره-فجر-اعلام صدوچهل‌وچهارمین «در حلقه رندان» اسفندماه برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257913/صدوچهل-وچهارمین-حلقه-رندان-اسفندماه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی سپهر سوره هنر؛ صد و چهل و چهارمین محفل ادبی «در حلقه رندان» که طبق روال یکشنبه های پایانی هر ماه برگزار می‌شود، به دلیل همزمانی با ایام شهادت حضرت فاطمه‌(س) در اسفندماه برگزار می‌شود. «در حلقه رندان» نخستین شب شعر طنز کشور است که به همت ابوالفضل زرویی‌نصرآباد برپا شد. برگزاری سلسله نشست‌های «در حلقه رندان» را موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر با همراهی دفتر طنز حوزه هنری برعهده دارد. زمان دقیق برگزاری صدوچهل‌وچهارمین محفل ادبی طنز  «در حلقه رندان» متعاقبا اعلام می‌شود. ]]> ادبيات Sat, 17 Feb 2018 11:01:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257913/صدوچهل-وچهارمین-حلقه-رندان-اسفندماه-برگزار-می-شود تمدید مهلت ارسال آثار به سومین دوره جشنواره خاتم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257901/تمدید-مهلت-ارسال-آثار-سومین-دوره-جشنواره-خاتم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از دبیرخانه جشنواره خاتم، مهلت ارسال آثار به سومین دوره جشنواره خاتم تا روز جمعه هجدهم اسفندماه 96 تمدید شد. پیش از این مهلت ارسال آثار، 30 بهمن‌ماه اعلام شده بود. محوریت آثار این جشنواره برگرفته از ویژگی‌های شخصیتی و سیره حضرت رسول اکرم (ص) به‌عنوان الگو  و با توجه به نیازهای مخاطب و شرایط امروز جهان و مستند به اسناد و روایات معتبر عنوان شده است. براساس این فراخوان حجم داستان‌های کوتاه ارسالی نباید بیش‌تر از پنج هزار کلمه باشد و تالیف و ارسال آثار برای تمامی گروه‌های سنی، پیروان تمام ادیان و مذاهب و به زبان‌های مختلف آزاد است.  آثاری که از طریق پست و یا پایگاه اینترنتی (سایت جشنواره) ارسال شود به بخش مسابقه راه می‌یابند. آثاری در مسابقه داوری می‌شوند که قبلا منتشر نشده و یا در سایر مسابقه‌ها ارائه نشده باشد. آثار ارسالی نیز بازگردانده نخواهند شد. ذکر مشخصات فردی شرکت­‌کنندگان شامل عنوان داستان، نام و نام خانوادگی، میزان تحصیلات، تاریخ تولد، نشانی پستی،  نشانی ایمیل، شماره تلفن ثابت و همراه در پایان داستان ارسالی الزامی است. آیین پایانی این جشنواره، اردیبهشت‌ماه 1397 برگزار خواهد شد. به سه اثر برتر در هر یک از دو حوزه «کودک و نوجوان» و «بزرگسال» به ترتیب به نفر اول 10 سکه تمام بهار آزادی به همراه دیپلم افتخار، نفر دوم هفت سکه تمام بهار آزادی و دیپلم افتخار، نفر سوم پنج سکه تمام بهار آزادی و دیپلم افتخار اهدا می‌شود. همچنین به نفرات چهارم تا ششم نیز لوح تقدیر و جایزه ویژه هیات داوران شامل پنج سکه تمام بهار آزادی به همراه لوح تقدیر جشنواره اهدا خواهد شد. علاقه‌مندان می‌توانند تا هجدهم اسفندماه 96 آثار خود را به دبیرخانه جشنواره به نشانی پستی تهران، میدان هروی، خیابان شهید وفامنش، خیابان آزادی، خیابان شهید افتخاریان، کوچه مریم، شماره 23، کدپستی 1669747414 ارسال کنند. همچنین برای کسب اطلاعات بیشتر درباره محورهای موضوعی داستان، معرفی منابع معتبر، نمونه آثار برگزیده و سایر شرایط می‌توانند با شماره‌ 02122941807 و یا 02122936140 داخلی 115 تماس بگیرند و یا به پایگاه‌های اینترنتی جشنواره به نشانی  www.khatamfestival.com  یا www.jashnvarekhatam.com  مراجعه کنند. ]]> دین‌ Sat, 17 Feb 2018 09:36:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257901/تمدید-مهلت-ارسال-آثار-سومین-دوره-جشنواره-خاتم ​برگزیدگان همایش «شعر استان خوزستان» معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257891/برگزیدگان-همایش-شعر-استان-خوزستان-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مراسم اختتامیه همایش «شعر استان خوزستان» با معرفی برگزیدگان شعر استان، در دوازدهمین نمایشگاه کتاب خوزستان در محل دائمی نمایشگاه‌های خوزستان برگزار شد و به کار خود پایان داد. فراخوان این جشنواره در بخش‌هایی از جمله شعر کلاسیک، شعر آزاد و مجموعه شعر در ماه‌های گذشته اعلام شده بود و بعد از دو ماه آثار رسیده به دبیرخانه جشنواره طی دو مرحله مورد بررسی و داوری قرار گرفتند.   در این مراسم که به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان برگزار شد، پس از سخنرانی محمد جوروند ، مدیر کل ارشاد، و شعرخوانی شاعران پیشکسوت، آثار برگزیده شعر خوزستان در آیین پایانی هفتمین «جشنواره شعر استان خوزستان» معرفی شدند.   برندگان بخش شعر سنتی (تک اثر) به شرح زیر است: سعید بخشنده، حائز دریافت رتبه‌ نخست بخش شعر سنتی دانیال موسوی، حائز دریافت رتبه‌ دوم مشترک بخش شعر سنتی فرزانه شریفات، حائز دریافت رتبه‌ دوم مشترک بخش شعر سنتی ابوالقاسم خورشیدی، حائز دریافت رتبه‌ سوم مشترک بخش شعر سنتی جمال پناهی‌نژاد؛ حائز دریافت رتبه‌ سوم مشترک بخش شعر سنتی   با رای هیات داوران رتبه‌های برتر در بخش شعر آزاد (تک اثر) نیز به شرح زیر است: سیدحسن موسوی، حائز دریافت رتبه‌ دوم مشترک بخش شعرآزاد محسن نیک‌فطرت، حائز دریافت رتبه‌ دوم مشترک بخش شعرآزاد میثم خالدیان، حائز دریافت رتبه‌ سوم مشترک بخش شعرآزاد احمد تمیمی، حائز دریافت رتبه‌ سوم مشترک بخش شعرآزاد سیدحسن موسوی، بخش شعرآزاد شایسته تقدیر ندا ذات‌محمدعلی، بخش شعرآزاد شایسته تقدیر هیئت داوران برگزیدگان بخش کتاب شعر سپید به شرح ذیل معرفی کردند: مجموعه شعر «دومینو»، سروده ابوذر پاکروان از شهرستان اندیمشک حائز دریافت رتبه‌ نخست بخش آزاد مجموعه شعر «آن تکه آسمان که تو بودی»، سروده محمد قنبری‌مرداسی، حائز دریافت رتبه‌ دوم بخش آزاد مجموعه شعر «تعطیلات»، سروده صادق کریمی، حائز دریافت رتبه‌ سوم بخش آزاد هیئت داوران برگزیدگان بخش کتاب شعر سنتی به شرح ذیل معرفی کردند: مجموعه شعر «مرثیه ای برای اروند» سروده حسین علی‌پور از شهرستان اهواز، حائز دریافت رتبه‌ نخست بخش شعر سنتی مجموعه شعر «زیر چتر آسمان»، سروده علی زارعی‌رضایی، حائز دریافت رتبه‌ دوم بخش شعر سنتی مجموعه شعر «عشق روی  اجاق»، سروده لیلا بنی‌تمیم، حائز دریافت رتبه‌ سوم بخش شعر سنتی گفتنی است، در بخش داوری اولیه فردین کوراوند، بهمن ساکی و علیرضا شکرریز آثار را مورد ارزیابی قرار دادند و داوری بخش نهایی را  بهزاد خواجات، علی یاری، قدرت‌الله ضرونی، پروانه حلوسی، مهدی مرادی و افسانه نجومی بر عهده داشتند. ]]> ادبيات Sat, 17 Feb 2018 08:46:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257891/برگزیدگان-همایش-شعر-استان-خوزستان-معرفی-شدند بهارلو: «علویه‌خانم» و «توپ مرواری» دو روایت نو و فولکلوریک‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257875/بهارلو-علویه-خانم-توپ-مرواری-دو-روایت-نو-فولکلوریک-اند خبرگزاری کتاب ایران-مائده مرتضوی: امروز 28 بهمن سالروز تولد صادق هدایت در سال 1281 است. با وجود این که هدایت را موثرترین داستان‌نویس معاصرمان می‌دانند اما هنوز رازو رمزهای زیادی درباره آثار او وجود دارد. به همین مناسبت درباره دو کتاب هدایت، «علویه خانم» و «توپ مرواری» با محمد بهارلوگفت‌وگو کرده‌ایم. بهارلو نویسنده و منتقدی است که تحقیقات جامعی درباره آثار هدایت انجام داده و نامه‌های هدایت را گردآوری کرده است. بهارلو بر این عقیده است که از این کتاب‌های هدایت، که بارها تجدید‌چاپ شده‌اند، نسخه‌های اصیل و معتبری در دسترس نیست، و تصحیف‌ و افتادگی‌هایی که در آن‌ها راه‌یافته است درستی و خواندن این دو متن‌ را دچار شکستگی و اشکال می‌کند.   آقای بهارلو شما بر پایه چه شواهدی می‌گویید که نسخه‌های چاپ‌شده «علویه خانم» و «توپ مرواری»، که در طول چند دهه اخیر بارها تجدید چاپ شده‌اند، اصیل و معتبر نیستند؟ شاید این ادعا قدری اغراق‌آمیز به نظر برسد، اما واقعیت دارد. دربارۀ «توپ مرواری» تردید چندانی وجود ندارد، زیرا تا قبل از انقلاب متن کامل آن چاپ نشده بود و انتشار آن ممنوع بود. نسخه‌ای هم که در اوایل سال پنجاه‌وهشت، از سوی «انتشارات 333»، منتشر شد، و با ماشین‌تحریر آی. بی.ام و به‌صورت شتاب‌زده و غیرحرفه‌ای حروف‌چینی شده بود، غلط‌های فراوان داشت، و بعدها در چاپ‌های گوناگون، و باز براساس همین نسخه، خطاها و لغزش‌های دیگری نیز به آن غلط‌ها اضافه شد، و کار را پیچیده‌تر کرد. با این‌حساب شما می‌گویید که هیچ نسخه اصیل و قابل‌اعتمادی از «توپ مرواری» وجود ندارد؟ تا منظورمان از نسخه اصیل و قابل‌اعتماد چه باشد. ابتدا بگویم که موضوع فقط به ممیزی‌ کتاب و محدودیت‌هایی نظیر آن خلاصه نمی‌شود. در چاپ‌های گوناگونی هم که از این کتاب در خارج از کشور منتشر شده همان مشکلات کماکان به چشم می‌خورد. به‌رغم این‌که برخی از این چاپ‌ها سروشکلی آراسته دارند از سهل‌انگاری‌های ناشر و بی‌دقتی‌ها و دخالت‌های ناروای مصححان در امان نمانده‌اند. تا آن‌جا که من دیده‌ام نسخه‌ای که می‌توان به آن اعتماد کرد و بسیاری از اشتباهات و لغزش‌های نسخه «انتشارات 333» را اصلاح و پاره‌ای از دشواری‌های کتاب را هم برطرف کرده است با تصحیح و توضیح محمد جعفر محجوب، از سوی «انتشارات آرش» در سوئد، منتشر شده است. این نسخه این مزیت را دارد که خوانندگان می‌توانند آن را درست بخوانند و درست بفهمند، اما چنان‌که خود محجوب هم در مقدمه کتاب اشاره کرده است دست‌یابی به چاپ قطعی «توپ مرواری» زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که نسخۀ اصلی کتاب، روایت دست‌نویس هدایت، منتشر شود. پس این نسخه را هم که محجوب منتشر کرده نمی‌توانیم نسخۀ اصلی یا اصیل بدانیم؟ متأسفانه نه. اما گویا قرار است به‌زودی روایتی از نسخه خطی کتاب، یعنی دست‌خط خود هدایت، منتشر شود، و باید امیدوار بود که پس از انتشار آن این مناقشه دورودراز فیصله پیدا کند و به‌اصطلاح ختم به‌خیر شود. درباره کتاب «علویه خانم» چی؟ آیا این کتاب هم همان مشکلات «توپ مرواری» را دارد؟ نه، اصولاً «علویه خانم»کتاب ساده‌تری است و پیچیدگی‌های «توپ مرواری» را ندارد؛ به‌ویژه که در زمان حیات خود هدایت چاپ شده است. البته چاپ این کتاب هم خالی از مناقشه نیست. هدایت «علویه خانم» را احتمالاً در فاصله سال‌های 1312 تا 1314 نوشته، اما تاریخ انتشار کتاب، به اعتبار مشخصات چاپ اول آن، 1322 است، و علت این فاصله زمانی میان تاریخ نگارش و چاپ آن دقیقا روشن نیست. یعنی هیچ توضیحی در این باره وجود ندارد؟ چرا، توضیح مختصری وجود دارد.در دو نامه‌ که هدایت به یان ریپکا، مستشرق چک، و مجتبی مینوی نوشته است به نگارش «علویه خانم» اذعان کرده است، و حتی نسخه‌ای از آن را برای ریپکا فرستاده است. تاریخ این نامه‌ها بهمن 1315 است، یعنی زمانی که هدایت در هند بوده. در دنبالۀ نامه به مینوی می‌نویسد که وسیله و امکان چاپ «علویه خانم» و دیگر نوشته‌هایش وجود ندارد، و این، به احتمال قوی، اشاره‌‌ای است به تعهدی که هدایت در اواخر سال 1313به وزارت معارف و اداره شهربانی داده بوده مبنی بر این‌ که کتابی در ایران منتشر نکند. برای همین در صفحه ابتدای نسخه خطی «بوف کور»، که در همان‌سال در هند به‌صورت محدود چاپ کرده، نوشته: «طبع و فروش در ایران ممنوع است». تفصیل این قضیه قدری طولانی و از بحث ما بیرون است. پس هدایت به سبب چنین محذوراتی کتاب را تقریباً یک‌دهه بعداز نگارش آن چاپ و منتشر کرده؟ بله. او این کتاب را در سال 1322با هزینۀ شخصی در چند صد نسخه منتشر می‌کند، و چنان‌که حسن قائمیان، که پس از مرگ هدایت بر چاپ تعدادی از کتاب‌های او نظارت داشته، نوشته است:«در برخی نسخه‌های معدود تاریخ اصلی با تراشیدن به 1312 تبدیل شده است. برمن معلوم نیست که این عمل بنا به مصلحتی بوده و صادق از آن مطلع بوده یا نه.» نسخه‌ای هم که من از چاپ اول «علویه خانم» در اختیار دارم این تراشیدگی به چشم می‌خورد، و 1322 به 1312 تبدیل شده است.  آیا نسخه چاپ اول تفاوتی هم با چاپ‌های بعدی دارد؟ باید بگویم که «علویه خانم»، بعداز «توپ مرواری»، دشوارترین کتاب هدایت از حیث دریافت درست اصطلاحات و مثل‌ها و کنایات زبان فارسی است؛ به‌ویژه که تقریبا تمام کتاب به سیاق زبان گفتار و به صورت «شکسته» و با لهجه مردم تهران در اواخر قاجار و اوایل زمان پهلوی نوشته شده است. این کیفیت احتمالا باعث شده که در موقع حروف‌چینی کتاب خطاها و سهوهایی پیش بیاید و چون در آن زمان در مراکز حروف‌نگاری و چاپ‌خانه‌های ایران مقدورات آوانگاری کلمات وجود نداشته است کار را قدری پیچیده‌تر کرده است. در نسخه‌ای که من در اختیار دارم، و ظاهرا متعلق به هدایت بوده، او با قلم خودش در حاشیۀ تعدادی از صفحات اصلاحاتی انجام داده است و شاید بتوان گفت که در آن تجدیدنظر کرده است. در روایت‌های بعدی کتاب، که بعداز مرگ هدایت از سوی ناشران مختلف منتشر شده، در همه‌جا آن خطاها و تصحیف‌ها و افتادگی‌ها وجود دارد، و پیداست که هیچ‌کدام آن نسخه تصحیح‌شده را در اختیار نداشته‌اند، و درعین‌حال بر اثر بدخوانی و سهل‌انگاری غلط‌های تازه‌ای هم به چاپ‌های جدید راه یافته است. شاید مهم‌ترین نقدی که به «علویه خانم» وارد باشد‌ حضور خود هدایت به معرکۀ داستان است. آیابه نظر شما دخالت او قضاوت خواننده را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد و نقطه ضعف داستان محسوب نمی‌شود؟ «علویه خانم» داستانی است متعلق به سنت رئالیستی، و به‌اصطلاح پیشامدرن، و چیزی که شما به آن اشاره می‌کنید تقریباً در همۀ داستان‌های قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و آثار رئالیست‌های بزرگ اروپایی دیده می‌شود. «علویه‌خانم» را باید اثری متعلق به زمان و «ژانر» خودش قضاوت کرد. چنان‌که می‌دانید «علویه خانم» بر پایه گفت‌وگو نوشته شده است، و شاید این نخستین‌بار باشد که سراسر یک داستان نه با زبان ادبی، یا «لفظ قلم»، بلکه به زبان گفتار نوشته شده است، با لفظ و لحن و لهجه‌های محلی و جنسی و طبقاتی، و ازهمین‌رو برخی ادبا و «فضلای ریش‌وسبیل‌دار» آن را «مبتذل» و «ناتراشیده» و «مستهجن» ‌دانسته‌اند، و پس از گذشت هشتاد سال هنوز بسیاری از کتاب‌خانه‌ها آن را به خود راه نداده‌اند، و در چند دهه اخیر هم هرگز مجوز نشر نگرفته است. نظر شما این است که داستان را گفت‌وگوها پیش می‌برند نه نویسنده؟ بله، تا حد زیادی. تفاوت این داستان، که درعین‌حال بلندترین داستان کوتاه هدایت است، با داستان‌های دیگر هدایت در این است که جز صدای راوی، که در لحظاتی شنیده می‌شود و مقید به برخی قراردادهای ادبی یا نویسندگی است، آدم‌ها مقید به هیچ قراردادی نیستند و اغلب همان چیزی را که احساس می‌کنند بر زبان می‌آورند. ازهمین‌رو خواننده احساس می‌کند که کیفیت گفت‌وگوی آدم‌ها واقعی است، و انگار در گوشه‌ای از صحنه حضور دارد و صدای مکالمه آن‌ها را اتفاقا می‌شنود. حال آن‌که، چنان‌که می‌دانیم، چیزی «اتفاقی» نیست، و این گفت‌وگوها سراسر برگزیده و حساب‌شده است؛ یعنی اثر دست نویسنده است، و به نظر من نقش اصلی هدایت در داستان همین است. این گفت‌وگوها دقیقاً چه کیفیتی دارد و اگر ممکن است توضیح بیشتری دربارۀ امتیازهای آن بدهید. امتیاز دیگر زبان این داستان تفاوت آن با سبک‌های ادبی مسلط در آغاز دهه اول قرن شمسی حاضر است. بافت کلی داستان با معیارها و نمونه‌های نثر ادبی رایج در آن زمان، که مقید به نوعی سنت ادبیِ سفت‌وسخت و منحط بود، تفاوت آشکاری دارد. این تفاوت هم در زبان راوی و هم در زبان آدم‌ها، به‌ویژه حفظ تمایز در گفتار زن و مرد، کاملا به‌ چشم می‌خورد، و درست دریافتن معنای این گفت‌وگوها که سرشار از اصطلاحات و کنایه‌ها و تلمیحات است، مانند کتاب «توپ مرواری»، از درست‌خواندن آن‌ها آغاز می‌شود، و ازهمین‌رو برای درست‌خواندن‌شان، اغلب، نیاز به آوانگاری هست، و گاه از تلفظ درست به معنی و گاه از معنی به تلفظ درست می‌رسیم.     ]]> ادبيات Sat, 17 Feb 2018 06:08:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257875/بهارلو-علویه-خانم-توپ-مرواری-دو-روایت-نو-فولکلوریک-اند «اپرای مردان سبیل استالینی» روی میز نقد شهرکتاب مهرشهر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257876/اپرای-مردان-سبیل-استالینی-روی-میز-نقد-شهرکتاب-مهرشهر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «اپرای مردان سبیل استالینی» نوشته محمداسماعیل حاجی‌علیان در مجموعه شهرکتاب مهرشهر نقدوبررسی می‌شود. حاجی علیان نویسنده پرکاری است و تا کنون چندین رمان و مجموعه‌داستان از وی منتشر شده‌ است. رمان‌های«نیستدرجهان» و «سمفونی بابونه‌های سرخ» از آن‌ جمله‌اند. در نشست نقدوبررسی کتاب «اپرای مردان سبیل استالینی» علیرضا مجابی و نیلوفر رحمانیان به عنوان منتقد حضور دارند و به نقدوبررسی رمان خواهند پرداخت. این نشست روز دوشنبه ٣٠ام بهمن ماه ١٣٩٦ در كافه ي مجموعه ي شهركتاب مهرشهر  واقع در کرج، مهرشهر بلوار شهرداری خیابان 200 شماره 363 برگزار خواهد شد.   ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 16:59:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257876/اپرای-مردان-سبیل-استالینی-روی-میز-نقد-شهرکتاب-مهرشهر دو کتاب از کشورهای فارسی‌زبان رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257867/دو-کتاب-کشورهای-فارسی-زبان-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «پل فرهنگی کشورهای فارسی زبان» در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود. این نشست به همت گروه تاریخ و باستان‌شناسی خانه اندیشمندان علوم انسانی با همکاری موسسه فرهنگی ندای تاریخ و موسسه نشروپژوهش شیرازه برگزار می‌شود. در این نشست از دو کتاب «آداب ها،‌آیین‌ها و باورهای مردم افغانستان» و «جمهوری تاجیکستان،‌پاره تن ایران» رونمایی خواهد شد. علی اشرف مجتهد شبستری، محمدسرور مولایی و بهرام اممیر احمدیان در این نشست سخنرانی خواهند کرد. این نشست یکشنبه 29 بهمن 1396 ساعت 16:30 در خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان ویلا، نبش ورشو برگزار خواهد شد.   ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 14:52:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257867/دو-کتاب-کشورهای-فارسی-زبان-رونمایی-می-شود حسین انتظامی ترجمه‌های امیرمهدی حقیقت را ماندگار خواند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257771/حسین-انتظامی-ترجمه-های-امیرمهدی-حقیقت-ماندگار-خواند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، حسین انتظامی، دبیر کمیسیون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات و  دستیار ارشد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در صفحه اجتماعی خود امیرمهدی حقیقت را نامی ماندگار در ترجمه خواند. حسین انتظامی در صفحه اجتماعی خود نوشت:« اثر جدید خانم جومپا لاهیری نویسنده هندی‌تبار انگلیسی زبان به زبان ایتالیایی نوشته شده. کتابی نسبتا کم‌حجم درباره تلخ و شیرین یادگیری زبان خارجی. اگر چه از چاپ اول این ترجمه یک سال می‌گذرد ولی چاپ دوم آن را به تازگی از مترجم هدیه گرفتم. کتابی است خواندنی. امیرمهدی حقیقت را از سال‌های تاسیس روزنامه جام‌جم می‌شناسم. برخاسته از خانواده‌ای اصیل که با خلاقیت خود ستون خواندنی «فینگلیش» را می‌نوشت؛ نوعی آموزش زبان به شیوه‌ای جذاب. بعدها ترجمه‌های خوب او در ادبیات داستانی روانه بازار شد و خوش درخشید. ازجمله تمام چهار اثر سابق همین نویسنده. دوست دارم بیش از آن که درباره نویسنده و دغدغه‌هایش( یعنی بیگانگی و هویت که درون‌مایه همه آثارش است) بنویسم. درباره تسلط غبطه‌برانگیز امیرمهدی عزیز بر هر دو سوی زبان مبدا و مقصد بنویسم. آثار خوبی را انتخاب می‌کند تا به وقت و ارتقای سلیقه خواننده احترام بگذارد،سرعت دارد، دایره واژگانی او غنی است، حس را به درستی منتقل می‌کند و از این رو راهکوب بزرگان ترجمه را پیموده و به وضوح قابل پیش‌بینی است که بر این مسیر چیزی خواهد افزود و در نام‌های ماندگار ثبت خواهد شد.» گفتنی است کتاب «به عبارت دیگر» نوشته جومپا لاهیری با ترجمه امیرمهدی حقیقت در سال 1395 در ۱۳۲ صفحه و با قیمت ۹۵۰۰ تومان از سوی نشر ماهی روانه بازار کتاب شده است. ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 13:17:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257771/حسین-انتظامی-ترجمه-های-امیرمهدی-حقیقت-ماندگار-خواند جشن امضای تازه‌ترین اثر میترا معینی در خوزستان برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257865/جشن-امضای-تازه-ترین-اثر-میترا-معینی-خوزستان-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جشن امضای کتاب «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» نوشته میترا معینی در نمایشگاه کتاب اهواز برگزار می‌شود. این کتاب یکی از تازه‌ترين آثار منتشره از سوی نشر نیماژ است که اولین رونمایی آن در نمایشگاه کتاب اهواز خواهد بود. «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» دومین اثر داستانی میترا معینی است. مجموعه داستان قبلی او «معبد لاک پشت» نام داشت كه در نشر چشمه منتشر شده است. جشن امضای کتاب «آقای چنار با من ازدواج می‌کنی؟» در روز یکشنبه 29 بهمن ساعت16 با حضور داستان نويسان اهوازي در دوازدهمین نمایشگاه کتاب خوزستان برگزار خواهد شد. ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 12:39:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257865/جشن-امضای-تازه-ترین-اثر-میترا-معینی-خوزستان-برگزار-می-شود محافل شعر تهران امروز عصر به پایان می‌رسد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257863/محافل-شعر-تهران-امروز-عصر-پایان-می-رسد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، سومین روز از محفل شعر تهران عصر امروز در تالار محراب برگزار می شود. در این محفل مرتضی امیری اسفندقه، علیرضا قزوه، حامد عسکری، میلاد عرفانپور، رسول پیره، مریم جعفری آذرمانی، مهدی فرجی و ده شاعربرجسته دیگر به شعرخوانی خواهند پرداخت. علاقمندان می‌توانند برای حضور در این محفل ساعت ۱۸:۳۰ به نشانی تقاطع خیابان ولیعصر (عج) و خیابان امام خمینی، روبروی موزه قرآن، تالار محراب مراجعه کنند. یادآور می‌شود، روز گذشته محفل شعر تهران میزبان دکتر سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 12:11:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257863/محافل-شعر-تهران-امروز-عصر-پایان-می-رسد جستاری از محمد طلوعی در یک مجله معتبر ایتالیایی منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257772/جستاری-محمد-طلوعی-یک-مجله-معتبر-ایتالیایی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جستاری از محمد طلوعی در یک نشریه معتبر ایتالیایی به چاپ رسید. محمد طلوعی نویسنده این جستار در صفحه اجتماعی خود نوشت:«ضمير ظالم به ايتاليايی ترجمه شده و اسمش شده La solitudine della coccinella (تنهايى كفشدوزك) لابد آنها از ظلمی كه اين تنهايی به همه مان می‌كند ترسيده‌اند و به چيز لطيف‌تری پناه برده‌اند. «تنهایی چیزی بیشتر از حضور یا عدم حضور دیگران است. تنهایی ضمیربردار نیست.» La solitudine è qualcosa che va al di là della presenza o dell'assenza degli altri. La solitudine non ha a che fare con i pronomi. La solitudine si adatta anche ai plurali. يه روزی می‌آد كه دنيا مهربون تر بشينه و جا وا كنه برای نوشته‌هاى فارسی، يه روزی كه خيلى دور نيست.» گفتنی است این جستار قبلا در مجله همشهری داستان به چاپ رسیده بود و اکنون با نام دیگری در نشریه «اینترنازیوناله» ایتالیا منتشر شده است. این مجله معتبرترین و پرتیراژترین مجله ایتالیا است.   ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 12:07:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257772/جستاری-محمد-طلوعی-یک-مجله-معتبر-ایتالیایی-منتشر درباره هدایت بسیار کم می‌دانیم / حرف زدن از هدایت صحه گذاشتن بر ایدئولوژی او نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257861/درباره-هدایت-بسیار-کم-می-دانیم-حرف-زدن-صحه-گذاشتن-ایدئولوژی-او-نیست به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)در این نشست که روز پنجشنبه 26 بهمن 1396 برگزار شد، دکتر حسین پاینده در پاسخ به پرسشی درباره سیر تطور صادق هدایت از «پروین دختر ساسان» به «بوف کور» گفت: هدایت هم مثل هر فرد دیگری در مراحل مختلف زندگی آرام آرام با اندیشه‌های گوناگونی آشنا شد، دایره مطالعات و تحقیقات خود را بیشتر و با سبک‌های ادبی مختلف آشنایی پیدا کرد. اما سه حوزه معین بر آثار او تأثیر گذار بودند که عبارتند از تاریخ و فرهنگ ایران باستان، بودیسم و هندوئیسم و آثار نویسندگان اروپایی و آمریکایی به ویژه کافکا، کامو و داستایوسکی. وی ادامه داد: اکثر ایرانی‌ها هدایت را با نام بوف کور می‌شناسند، این در حالی است که هدایت چندین داستان به سبک ناتورالیسم نوشته است، مثل «چنگال»، چندین اثر رئالیسم دارد، مثل «علویه خانم» و اثری مدرنیستی به نام «فردا» دارد که بعد از داستان «درد دل ملا قربانعلی» اثر جمالزاده نمونه بارز تک‌گویی درونی در ادبیات داستانی معاصر است. این منتقد نام‌آشنا در ادامه صادق هدایت را نویسنده‌ای چندوجهی دانست و گفت: شهرت بوف کور در ایران باعث شده است که ما بیش از حد روی وجه سورئالیسم هدایت تأکید بیشتری داشته باشیم. دکتر پاینده در خصوص دلایل نگارش بوف کور اظهار کرد: در همان سال‌هایی که سورئالیسم در هنرهای تجسمی و ادبیات مطرح شده بود، هدایت برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام شد و به گواهی مصطفی فرزانه به دیدن نمایشگاه‌های سورئالیسم می‌رفت و به همین دلیل تحت تأثیر آن فضا قرار گرفت. همه چیز را در بوف کور خلاصه نکنیم دکتر حسین پاینده در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر جایگاه بوف‌کور در ادبیات ایران گفت: هدایت با نگارش بوف کور، باب را برای تحولی بزرگ در ادبیات ما باز کرد و پس از او هیچ اثر سورئالیستی در ادبیات ما خلق نشد که حتی تنه به بوف کور بزند. البته این را هم نمی پذیرم که نویسنده امروز باید همه چیز را در هدایت و بوف کور خلاصه کند و باید به دنبال سبک‌های جدید باشد. وی آشنایی هدایت با سورئالیسم را امری نیکو دانست و افزود: آندره برتون نویسنده بیانیه سورئالیسم، پس از انتشار بوف کور به فرانسوی در جولای سال 1953، در مقاله‌ای که منتشر کرد به تحسین هدایت پرداخت و بوف کور را یک شاهکار سورئالیستی دانست. این استاد دانشگاه درباره تأثیر وقایع سیاسی و اجتماعی ایران بر نوشته‌های هدایت گفت: هدایت در دوران انتقال زندگی می‌کرد. او سه سال پیش از انقلاب مشروطه به دنیا آمد و جوانی‌اش همزمان شد با به قدرت رسیدن رضاشاه. رد پای زمانه پرتلاطم، رواج ناسیونالیسم، گذشته‌گرایی پهلوی و جامعه‌ای که هنوز به رهبران دینی اقتدا می‌کرد را می‌توان در آثار این نویسنده مشاهده کرد. وی ادامه داد: هدایت به تبع جامعه‌ای که در حال تغییر ساختارهای اجتماعی خود را تغییر می‌داد، به درستی متوجه شد که ادبیات نیز باید دگرگون شود. البته این جنبه از زندگی حرفه‌ای هدایت مورد غفلت واقع شده که دگرگونی ادبیات برای این نویسنده به معنای فراموشی پیشینه زبان فارسی نبوده است. من نمی‌دانم چرا افرادی که هدایت را الگوی خود می‌دانند، فکر می‌کنند هر نوع هنجارشکنی و ساختارشکنی در داستان نویسی پسندیده است؟ دکتر حسین پاینده سپس به نقل قول از یکی از آثار طنزآمیز و کمتر دیده شده هدایت پرداخت که از این قرار بود: بعضی دیگر از شاعران بزرگوار پیرو دبستان وومیتیسم (تهوع گرایی) هستند و معتقدند مضامین شعر باید با زندگی جدید وفق داده شود. بنابراین شاعر باید به جای «شمع و پروانه» از «چراغ برق و پروانه» گفت‌وگو کند. حرف زدن درباره هدایت صحه گذاشتن بر ایدئولوژی او نیست حسین پاینده در بخش دیگری از سخنان خود به ضرورت تأکید بر آثار هدایت به جای زندگی شخصی او دانست و گفت: ما درباره هدایت بسیار کم می‌دانیم و تأکید بر زندگی خصوصی این مسئله را بدتر کرده است. متأسفانه وقتی در دانشگاه از هدایت صحبت می‌کنیم طوری برخورد می‌کنند که انگار ما با آرا و زندگی شخصی او موافق هستیم، این در حالی است که نظریه‌های جدید در حوزه نقد ادبی، زندگی شخصی یک نویسنده و از آن جمله خودکشی کردن او تأثیری بر نقد آثارش ندارد. او در ادامه ضمن اشاره به ضرورت آشنایی با ویژگی‌های نثر هدایت و فهم جایگاه او در ادبیات ایران گفت: هدایت یکی از پژوهشگر زبان شناسی در زمان خودش بوده است. هدایت در عین اینکه با حساسیت فوق‌العاده یک داستان‌نویس به عبارت‌های مورد استفاده در زبان عامیانه توجه داشته و در خلق شخصیت‌های خود از آن بهره برده است، در بوف کور از زبانی شبه فلسفی استفاده کرده است. این تباین بیش از هر چیز نشانگر تسلط هدایت بر زبان فارسی است و من کسانی را که می‌گویند او با زبان فارسی آشنا نبوده ارجاع می‌دهم به تنوع زبانی بسیار زیاد شخصیت‌هایی که این نویسنده خلق کرده است. پاینده درباره تنوع ساختارهای ادبی مورد استفاده در آثار هدایت تأکید کرد: آثار متنوع هدایت به یک اندازه قوی نیستند و برخی داستان‌های او ساختاری ساده و غیرتأمل برانگیز دارند. اما در آثار تأمل برانگیز او به فراخور موضوع با ساختار ادبی مستحکمی مواجه هستیم. این نویسنده به فراخور موضوع، سبکی متفاوت را برگزیده و به همین دلیل تنوع سبک‌هایی که به کار برده بسیار بالاست. برای مثال او در داستان‌های رئالیستی خود مثل علویه خانم از ساختار هرمی بهره برده است، اما در بوف کور از ساختاری دورانی استفاده کرده چرا که راوی داستان فردی روان‌پریش است و نمی‌تواند به صورت منطقی داستانی را روایت کند. وی در پایان گفت: هدایت در دوران رضا شاه سانسور شد، در دوران پهلوی سانسور شد و در جمهوری اسلامی هم سانسور شد ولی سانسور این نویسنده راه به جایی نمی‌برد. مدیران فرهنگی اجازه بدهند این نویسنده و آثارش را به شیوه‌ای علمی و نه براساس کلیشه‌های اغلب نادرست مطالعه کنیم و بدانیم شناختن یک نویسنده به معنای صحه گذاشتن بر ایدئولوژی او نیست. محمود حسینی‌زاد: هدایت را از زاویه‌ای بزرگ کردیم که برای ادبیات بی‌فایده است در بخش دوم نشست، محمود حسینی‌زاد درباره تأثیر هدایت بر جریان ادبی و روشنفکری ایران گفت: با وجود دینی که به هدایت که ما را با ادبیات مدرن و معاصر آشنا کرد دارم، باید بگویم که ما هدایت را از زاویه‌ای بزرگ کردیم که نه برای ادبیات و روشنفکری ما مفید بوده است، نه برای خود هدایت. وی با مرور برخی نوشته‌های هدایت و از آن جمله بخش‌هایی از داستان «پروین دختر ساسان» و نامه‌های این نویسنده به دوستش حسین شهید نورایی تأکید کرد: ما باید به جای تمرکز بر مسائل شخصی زندگی هدایت، سراغ هدایتی می‌رفتیم که شروع‌کننده داستان مدرن در ایران بود، فرنگ را می‌شناخت، برای آموختن زبان سانسکریت به هند رفت و هم سفرنامه نوشت، هم رمان، هم داستان و هم نمایشنامه و مقاله. حسینی‌زاد گفت: ما بخش‌های مهمی از تحقیقات و مطالعات اجتماعی و ادبی هدایت را نادیده گرفته‌ایم. هدایت در زندگی کوتاه خود ولع بسیار زیادی برای دانستن داشت، قصه جمع کرد، سفرنامه نوشت، زبان‌های گوناگون را آموخت ولی ما فقط به سورئالیسم او پی بردیم چرا که بیشتر از موتیف‌های آشنایی مثل پیرمرد خنزر پنزری چیزی نمی‌توانستیم چیزی از او بفهمیم. وی افزود: من معتقدم ما چنان هدایت را با افسانه ها پیچیده‌ایم که همه نویسندگان جوان می‌خواهند شبیه او باشند. این در حالی است که ادبیات ما بیش از این حرف‌ها محتاج به تحقیق است که بخواهد همه چیز را وقف زندگی خصوصی هدایت کند. ما باید به جای اینکه دنبال این باشیم که بفهمیم هدایت در اتاق خواب چه می‌کرده، می فهمیدیم هدایت وقتی پشت میز می نشست چه می کرد. اگر هدایت را مطالعه می‌کردیم روشنفکری را مترادف با تحریک اجتماعی نمی‌دانستند محمود حسینی‌زاد با تأکید بر این نکته که عدم شناخت راه و روش هدایت دلیل اصلی مترادف دانستن او با بدبینی، خودکشی، ضدیت با دین و میهن بوده است، گفت: روشنفکری در ایران مسیر دیگری را پیش می‌گرفت اگر ما راه و روش هدایت را بررسی و احیانا تصحیح می‌کردیم. اگر روش مبارزه هدایت با دیکتاتوری را فارغ از زندگی شخصی او مطالعه می‌کردیم، می‌توانستیم شخصیت و آثار او را در کنار مینوی، ارانی، دهخدا، جمالزاده و فروغی قرار بدهیم و به روشنفکریمان سر و صورتی ببخشیم. این مترجم ادامه داد: اگر بد و بیراه‌ها و دشنام‌های هدایت را در چهارچوب شیوه مبارزاتی او بررسی می‌کردیم و نه به عنوان امری جالب توجه و اگر دلایل او را برای انتخاب چنین شیوه‌ای مطالعه کرده بودیم، اجازه نمی‌دادیم که کسی مثل ناصر پور پیرار بیاید و بگوید روشنفکری ایران به دنبال تحریک اجتماعی است و نه تحرک اجتماعی. درک نادرست هدایت سد راه جریان ادبی شده است وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: اگر نوشته‌های هدایت را از نظر سبک، موضوع و زبان با نویسندگان بزرگ آن زمان مقایسه کرده و به نقاط ضعف و قوت آثارش می‌پرداختیم، نویسنده‌های جوان ما تا این حد علاقه‌مند به نگارش اثری مثل بوف کور نبودند. حسینی‌زاد ادامه داد: من منتقد تأثیر زیاد هدایت بر ادبیات ایران هستم و آن را گمراه‌کننده می‌دانم، چرا که نسل جوان و کم مطالعه ما که زبان خارجی نمی‌داند و در چهارچوب خودش زندگی می‌کند، نمی‌تواند افق‌های متفاوتی را تجربه کند. برداشت غلطی که ما از هدایت داشته‌ایم سد راه جریان ادبی در ایران شده و باعث شده که داستان‌های جدید پر از وهم و خیال باشند. داستان‌های نویسندگان جوان ایرانی قابل تلخیص از 200 صفحه به پنج سطر هستند، چرا که همه می‌خواهند بدون برخورداری از دانش عظیم هدایت، شبیه او بنویسند. این مترجم برجسته با مقایسه «تأثیر نویسندگان آلمانی بر ادبیات این کشور» و تأثیری که هدایت بر نویسندگان ایرانی گذاشته است، اظهار کرد: تأثیر منفی‌ای که هدایت بر نویسندگان ما گذاشته است، بسیار بیشتر از تأثیر نویسندگان آلمانی بر جریان ادبی در کشور خودشان است. در آلمان ادبیات مدرن سابقه‌ای 300 الی 400 ساله دارد و نویسندگان آلمانی معاصر به یک اندازه تحت تأثیر گوته، هسه، توماس مان و برشت قرار گرفتند، نه یک شخص به خصوص. این در حالی است که ما در ایران یک باره با نویسنده‌ای مثل هدایت مواجه شدیم که برای ورود ادبیات غرب به ایران کمر همت بست. وی افزود: دوره همینگوی در اروپا تمام شده و جالب است بدانیم که نویسندگان در جهان یکدیگر را کامل می کنند نه تکرار. در اروپا دوره هر نویسنده‌ای تمام می‌شود، ولی این دوره باید کامل طی شود، هر نویسنده‌ای باید خوانده و مطالعه و پس از آن بایگانی شود. هدایت از این نظر یک استثناست که به عنوان یک نویسنده مطالعه نشده است، به همین دلیل است که همه هنوز با ولع هدایت را می‌خوانند.   ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 11:30:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257861/درباره-هدایت-بسیار-کم-می-دانیم-حرف-زدن-صحه-گذاشتن-ایدئولوژی-او-نیست «تاکسی سرویسی برای فاو» در حوزه هنری رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257845/تاکسی-سرویسی-فاو-حوزه-هنری-رونمایی-می-شود   به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، دویست‌وهشتادونهمین مراسم شب خاطره، آخرین برنامه «شب خاطره» در سال 96 است که به رونمایی از کتاب «تاکسی سرویسی برای فاو» خاطرات خودنوشت محمد بلوری خواهد پرداخت. محمد بلوری در سال ۶۵ در فاو به مقام جانبازی نائل آمد. کتاب «تاکسی‌ سرویس برای فاو» نیز در قالب خود‌نوشت تدوین شده و شرح خاطرات دوران حضور راوی در جبهه‌های جنگ و زندگی بعد از آن است. کتاب با داستان تولد بلوری آغاز می‌شود و عملیات والفجر ۸ و تصرف شهر فاو، اوج خاطرات این راوی دفاع مقدس است. نوع روایت خاطرات برای مخاطب جذاب و به اصطلاح پُر‌کشش است. این اثر در 760 صفحه از سوی سوره مهر چاپ و منتشر شده است. همچنین گفتنی است «شب خاطره» عنوان برنامه‌ای است که از سوی حوزه هنری با پرداختن به خاطرات رزمنده‌ها و خانواده‌هایشان در هشت سال دفاع مقدس برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند ساعت 15 روز پنج‌شنبه سوم اسفندماه، به تالار اندیشه حوزه هنری واقع در خیابان سمیه، نرسیده به خیابان حافظ مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 11:20:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257845/تاکسی-سرویسی-فاو-حوزه-هنری-رونمایی-می-شود اختتامیه شعر خوزستان امروز عصر برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257859/اختتامیه-شعر-خوزستان-امروز-عصر-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آئین اختتامیه همایش شعر استان خوزستان امروز عصر در نمایشگاه کتاب اهواز برگزار می‌شود. مراسم اختتامیه همایش شعر استان خوزستان با معرفی برگزیدگان شعر استان امروز عصر به کار خود پایان می‌دهد. محل برگزاری این مراسم در محل دائمی نمایشگاه‌های خوزستان است. آئین پایانی این همایش ساعت 18:30 امروز در اهواز کیانپارس، نمایشگاه کتاب خوزستان برگزار خواهد شد.   ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 10:05:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257859/اختتامیه-شعر-خوزستان-امروز-عصر-برگزار-می-شود شعر رنگين كمان ايران را زيباتر می‌كند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257858/شعر-رنگين-كمان-ايران-زيباتر-می-كند سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حاشیه دومین محفل شب‌های شعر تهران از سری برنامه‌های دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در مقایسه‌ای از دوازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر با دوره‌های گذشته، بیان کرد: جشنواره شعر فجر چند سالی است که با محوریت داوری کتاب شکل گرفته است. تحولی که در چند سال اخیر از سال دوم دولت قبل پدید آمد این بود که ما جشنواره را با محوریت کتاب برگزار کنیم که قابلیت مناسب‌تری برای داوری داشته باشد.   وی گفت: در هریک از این سال‌ها، اتفاقاتی در حاشیه جشنواره رخ داده که یکی از این اتفاقات خوبی که پدید آمده، توجه به شعر فارسی، فارسی زبانان غیرایرانی است، این به شکل‌های مختلفی در سال‌های متوالی اتفاق افتاده که از آن‌جمله می‌توان به محفل شعر، شاعران فارسی‌گوی غیرایرانی اشاره کرد که شاعران افغانستانی و برخی کشورهای دیگر را دربرمی‌گیرد.   صالحی در این زمینه توضیح داد: امسال در آئین‌های مختلفی در ایران این محافل شعر برگزار شد از جمله در قم که در محفل شعر فارسی‌گویان، شعرای مختلف فارسی‌زبان و فارسی آشنا، به شعرخوانی پرداختند.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: توجه به شعر فارسیِ فارسی‌گویان غیرایرانی، مقوله‌ای است که در این چند سال مورد توجه بوده است. همانطور که می‌دانید داوری کتاب‌های شعر فارسی‌زبانان افغانستانی سال گذشته در جشنواره انجام شد و امسال نیز این مسیر دنبال شده است.   وی ادامه داد: یکی از اتفاقات خوبی که امسال در ارتباط با جشنواره شعر فجر صورت می‌گیرد، برگزاری آئین اختتامیه جشنواره در شهر تبریز، پایتخت گردشگری جهان اسلام است. به این تناسب در کنار داوری کتاب‌های فارسی، ادبیات ترکی ایرانی هم بررسی و داوری می‌شود. همانطور که می‌دانیم ایران با زبان‌های مختلفش، شبیه رنگین‌کمانی است که این رنگین‌کمان کمک می‌کند به اینکه ایران زیبا، زیباتر دیده، شنیده و خوانده شود و شعر یکی از چیزهایی است که به این زیبایی کمک می‌کند.   صالحی در پایان گفت: امسال در تبریز، کتاب‌های ادبیات ترکی در 10 سال گذشته مورد بررسی و داوری قرار می‌گیرد و فرصتی پدید می‌آید که در کنار شعر فارسی، شعر ترکی هم مورد توجه قرار گیرد. به تناسب و تناوب در سال‌های بعد به دیگر زبان‌ها و لهجه‌های اقوام مختلف ایرانی پرداخته می‌شود. ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 10:01:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257858/شعر-رنگين-كمان-ايران-زيباتر-می-كند جایزه ادبی بهمن از سوی خانه کتاب نشر دف برگزار می شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257857/جایزه-ادبی-بهمن-سوی-خانه-کتاب-نشر-دف-برگزار-می-شود   به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،به نقل از دبیرخانه جایزه ادبی بهمن اولین دوره­ مسابقات داستان‌‌نویسی «داستان بهمن» با هدف گام برداشتن درجهت اعتلای فرهنگ و ایجاد شوق و انگیزه­ برای استعدادهای ناشناخته داستان­‌نویسی و در میان نویسندگانی  که هنوز موفق به چاپ آثارشان در قالب یک کتاب نشده‌­اند؛ برگزار می‌شود. بر اساس اعلام دبیرخانه این جایزه شرکت در این مسابقه شرط سنی وجود ندارد وهر نویسنده فقط یک داستان را با نام مشخص ارسال می­‌کند و  داستان­‌ها نیز باید بین حداقل پانصد تا حداکثر سه هزار کلمه باشد.  مهلت ارسال داستان از بیست و هشتم بهمن ماه 1396 تا پایان بیست و هشتم خردادماه سال 1397 است و این مهلت تمدید نخواهدشد. برای شرکت در این مسابقه هر یک از متقاضیان باید مبلغ 25 هزار تومان پرداخت کند. بنا بر اعلام برگزار کننده از بیست نفر افراد نهایی دعوت خواهد شد که در مراسم اهدای جوایز که عصر روز بیست و هفتم بهمن ماه سال 1397 در خانه کتاب نشر دف برگزار می شود، حضور به هم رسانند.  ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 09:52:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257857/جایزه-ادبی-بهمن-سوی-خانه-کتاب-نشر-دف-برگزار-می-شود احتتامیه جایزه ادبی هفت اقلیم برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257856/احتتامیه-جایزه-ادبی-هفت-اقلیم-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی جایزه هفت اقلیم، مراسم اختتامیه این جایزه در نیمه اول اسفند برگزار می‌شود. به گزارش دبیرخانه جایزه ادبی هفت اقلیم، اختتامیه هفتمین دوره این جایزه ادبی نیمه اول اسفندماه سال ۹۶ برگزار می‌شود. هفتمین دوره‌ی جایزه ادبی هفت اقلیم از بین آثار رسیده به دبیرخانه این دوره از جایزه، در مجموعه ۷ رمان و ۷ مجموعه داستان را به عنوان نامزد نهایی دریافت عنوان بهترین رمان و بهترین مجموعه داستان منتشر شده در سال ۹۵ پیشتر اعلام کرده بود. طی این اختتامیه بهترین مجموعه داستان و رمان منتشر شده در سال ۹۵ معرفی می‌شوند.   ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 08:47:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257856/احتتامیه-جایزه-ادبی-هفت-اقلیم-برگزار-می-شود علیزاده در آثارش اشرافیت فسیل شده را نقد می‌کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257846/علیزاده-آثارش-اشرافیت-فسیل-شده-نقد-می-کرد خبرگزاری کتاب ایران-مائده مرتضوی: 27 بهمن ماه زادروز یکی از نویسندگان صاحب سبک ایرانی است. زنی که در آثارش همواره نوع دیگری از نگاه به جامعه و مسائل زمانه خویش را پیش چشم خواننده قرار داده است. ناکجا آبادها و شخصیت های داستان‌های غزاله علیزاده در عین تخیلی بودن به نحو موثری گویای وضعیت موجود جامعه در زمان نگارش آن‌ها هستند. از غزاله علیزاده آثار قابل تاملی چون رمان‌های «شب‌های تهران»، «ملک آسیاب»، « دو منظره» و رمان دوجلدی«خانه ادریسی‌ها» و همچنین مجموعه‌داستان‌های «بعد از تابستان»، «سفر ناگذشتنی» و« چهارراه» به یادگار مانده است. رمان دوجلدی «خانه ادریسی‌ها» سه سال پس از مرگ نویسنده‌‌اش برنده جایزه بیست سال داستان‌نویسی شد. درباره سبک نگارش، شخصیت‌پردازی و نوع نگاه علیزاده با فرخنده آقایی، نویسنده گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه آن‌ را می‌خوانید. از برگ‌های برنده علیزاده در داستان‌نویسی برایمان بگویید و اینکه نقطه قوت علیزاده در کجاست که توانسته شخصیت هایی متفاوت با نویسندگان زمانه خودش بیافریند؟ خانم علیزاده نویسنده‌ای آرمان‌گراست. شخصیت‌های داستان علیزاده،‌دغدغه‌های معمولی مانند آب و نان و مسکن ندارند. در مصاحبه‌ای گفته: « ما نسلی آرمان‌خواه بودیم و به رستگاری اعتقاد داشتیم.» وابستگی به مادیات و معیشت هیچ‌گاه دغدغه شخصیت های داستانی او نبوده اند و واژگانی مانند آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ و زیبایی برای او واژگانی مقدس‌اند. در داستان های علیزاده با شخصیت‌های کمال‌گرایی روبه رو هستیم که می‌خواهند دوست داشته باشند و دوست داشته شوند اما همیشه با سایه ای از گذشته‌شان زندگی می‌کنند. گذشته‌ای که بار سنگین خاطرات را به طور تاریک و مبهمی روی دوش آن‌ها می‌گذارد. ویژگی دیگر آثار علیزاده این است که زبان بسیار پاکیزه‌ای دارد و به زبان در داستان‌هایش توجه ویژه‌ای داشته است. علیزاده خواننده را مجذوب و مرعوب زبان خود می‌کند. نکته دیگر این است که علیزاده شناخت  کاملی از فضای روشنفکری دهه 50 داشت و توان بازسازی او را در رمان «شب‌های تهران »به وضوح می‌بینیم که چقد خوب و کامل فضای روشنفکری جوانان عاصی دهه 50 را درآورده است. غزاله علیزاده به عنوان یک نویسنده روشنفکر شناخت خوبی از این فضا دارد و از دیگر نقاط قوت او نشان دادن تقابل جامعه فرودست با جامعه روشنفکری است. عمدتا این نویسنده با تمام داستان‌هایش در خدمت زبان است و زبان بار اصلی داستان را به دوش می‌کشد. ما در داستان‌های علیزاده با زبان پاکیزه و فاخری روبه‌رو هستیم و خواننده مجذوب این زبان می‌شود. به نظر شما علیزاده نقاط قوت خود را مدیون چه کسانی است و از چه نویسندگانی تاثیر پذیرفته است؟ علیزاده خیلی تحت تاثیر همینگوی، چخوف و به‌ویژه هنری جیمز است و در داستان هایش از آنها یاد می کند. شخصیت اصلی رمان «شب‌های تهران» به نام آسیه بسیار شبیه شخصیت دِیزی میلر از رمانی به همین نام نوشته هنری جیمز است. نقاط مشترک شخصیت‌های داستانی علیزاده کدامند آیا اصلا وجه شباهتی میان شخصیت‌های داستانی او وجود دارد؟ یکی از مسائلی که در داستان‌های علیزاده وجود دارد، عشق گمشده ای است که شخصیت‌های داستانی علیزاده به دنبال آن هستند. اما نمی‌توانند خود را از اسارت گذشته رها کنند و آدم‌های داستان‌های او در روابط‌شان نصفه و نیمه می مانند و جلو نمی روند. چه نکاتی در آثار علیزاده وجوددارد که می‌تواند برای خواننده جوان امروزی جذاب و خواندنی باشد؟ در نوشته‌های این نویسنده حتا در زمان انقلاب و جنگ هم نشانه های بارزی از مسائل انقلاب و دوران جنگ در آثار او نمی‌بینیم. غزاله علیزاده نویسنده‌ای است که در آثارش از سمبل‌ها استفاده می‌کند و در آثارش اشرافیت فسیل شده را به نقد می‌کشد و فساد بورژوازی را نشان می‌دهد. آن چیزی که شایدبرای خواننده جوان امروز تصورش آسان نباشد، روابط ارباب رعیتی، فئودالی، و ایده‌آلیسم  است که در دامان آرمانگرایی آن روزها به واخوردگی می رسد. از نویسندگان خارجی که علیزاده تحت تاثیر آن‌ها قرار داشت، نام بردید. علیزاده با کدام نویسندگان مراوده داشت و به نحوی می‌توان گفت که تحت تاثیر آن‌ها بود؟ علیزاده با نویسندگان و شاعران زمان خودش در ارتباط بود کسانی مانند سپانلو و همچنین از طریق همسرش بیژن الهی با نخبه‌های ادبیات ایران در تماس بوده است. بنظر می‌رسد نه تنها به طور مستقیم از آنها تاثیر نگرفته بلکه از زیر بار تاثیرات آن‌ها خارج شده (از جمله عرفان گرایی در نوشته‌های بیژن الهی)و به سمت ایده‌هایی که در داستان های اولیه خود داشته، رفته است. به نظرتان کدام یک از آثار علیزاده جای تامل بیشتری دارد؟ به نظر من یکی از بهترین کتاب‌های ادبیات معاصر ایران ، رمان «شب های تهران» است. شب‌های تهران در شرایطی چاپ شد که متاسفانه به خوبی و آن طوری که شایسته‌اش بود،‌ دیده نشد. علیزاده نویسنده‌ای است که هنوز کاملا شناخته نشده و جا دارد که به تمام جنبه‌هایی که در آثار او هست اعم از، شخصیت‌سازی، پرداخت روابط بین شخصیت‌ها و نوع نگاهش و به ویژه زبان داستانی او توجه شود. علیزاده در پرداخت شخصیت‌های دختران جوان بسیار خوب عمل ‌کرده است. نمونه بارز آن در مجموعه داستان «چهارراه» و به تصویر کشیدن این روابط و قهر و آشتی‌های دختران نوجوانی است که معلم سرخانه دارند. این دخترها در 40 سالگی به خامی تفکرات و تصوراتشان پی می‌برند و در می‌یابند که  روابط دوستانه‌شان را به دلیل عشق‌های خیالی که در سر داشتند و تصور آرمانی از عشق که هیچوقت جوابی به آن داده نمی شود،‌ از دست داده‌اند. زنان و دختران جوانی که در «شب‌های تهران» و بیشتر داستان های او می توان دید؛ همان دختران عاصی که در نهایت خواننده پی به انگیزه‌های اصلی آن‌ها برای انجام کارشان نمی‌برد. دلیل شناخته نشدن علیزاده به نظرتان چیست و چه عاملی باعث این عدم دیده شدن شده است؟ یکی از دلایلش می‌تواند این باشد که آثار علیزاده با فاصله زمان زیادی بعد از نگارش آن‌ها چاپ شده اند. مانند داستان «ملک آسیاب» که اخیرا به چاپ رسیده و داستانی است که متعلق به سال‌ها قبل است. حتا «شب‌های تهران» و «خانه ادریسی‌ها» هم سال‌ها بعد از نگارش به چاپ رسیده‌اند و خواننده با یک فاصله زمانی این کتاب‌ها را خوانده است. سرعت تغییر و تحول وقایع در ایران زیاد است و به دلیل همین فاصله‌ای که ایجاد شده شاید آثار علیزاده به خوبی شناخته نشده‌اند. شخصیت‌های زن داستان‌های علیزاده شباهت غریبی به هم دارند. از این‌گونه شخصیت‌ها در دیگر آثار نویسندگان کمتر دیده می شود؛ زنانی که منفعل نیستند و پرداختی جسورانه دارند. از ویژگی‌های شخصیت‌های زن در داستان‌های علیزاده بگویید و اینکه دلیل این ویژگی‌های منحصر به فرد در این شخصیت‌ها چیست؟ همه این‌ها به کمال‌گرایی برمی‌گردد. شخصیت‌های زن علیزاده کمال گرا هستند و همانطوری که قبلا هم گفتم دغدغه‌ نان و آب ندارند، ولی به رهایی نرسیده‌اند. از بُعد عاطفی آسیب دیده اند و به همین دلیل عصیان و سرکشی در اعمال آن‌ها دیده می‌شود. در ترک خانواده، نوع لباس پوشیدن و نوع روابطشان شاخص اند. عصیان آن‌ها برمی‌گردد به این که هنوز هویت خودشان را نمی‌شناسند. زن در داستان‌های علیزاده در جستجوی شناخت خود است و این شناخت را در بیرون جستجو می‌کند. چون خانواده این شناخت را به او نمی‌دهد و با جامعه هم قادر به برقراری ارتباط نیست. زنان این داستان‌ها در جامعه روشنفکری هم پاسخ خود را نمی‌گیرند. این زنان عصیانی در درون خود دارند که از سوی جامعه مردسالار و حتا روشنفکری قابل پذیرش نیست. با وجود اینکه آثار علیزاده در دوره‌ای نوشته شده که شاید تصورش برای خواننده امروزی سخت باشد اما درنهایت می توان گفت که آثار او تاریخ مصرف ندارند. دلیل این امر از کجاست؟ در کارهای علیزاده با یک ناکجا آباد روبرو هستیم. در «خانه ادریسی‌ها» این ناکجا‌آباد همان عشق‌آباد است. حتا در«شب‌های تهران»هم علیزاده همان تهران کلیشه‌ای که در داستان‌های دیگر هست را به تصویر نکشیده و تهران خودش را درآورده و آدم‌های دهه پنجاه را هنرمندانه در آن چیده است.   ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 08:31:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257846/علیزاده-آثارش-اشرافیت-فسیل-شده-نقد-می-کرد روز جهانی داستان کوتاه در نیشابور برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257773/روز-جهانی-داستان-کوتاه-نیشابور-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست ادبی «روز جهانی داستان کوتاه»، سه شنبه 24 بهمن ماه به همت «انجمن داستان سیمرغ نیشابور» در کتابکده فراندیشه برگزار شد. مصطفی بیان، داستان نویس و دبیر انجمن داستان سیمرغ نیشابور در آغاز این نشست ادبی  به انتشار بیش از پنج جلد کتاب در بخش رمان و داستان کوتاه و همچنین برگزاری نشست‌های ادبی با عنوان «شب‌های داستان» در سال 96 اشاره کرد و ادامه داد:به همت نویسندگان جوان نیشابور و با کمک بخش خصوصی امروز می‌توانیم اعلام کنیم نیشابور صاحب یک جایزه ادبی مستقل و خصوصی با عنوان «داستان کوتاه سیمرغ» است و امیدوارم این برنامه ها در سال‌های آینده تداوم داشته باشد. در ادامه این نشست ادبی، علیرضا نیرآبادی، مدرس داستان با اشاره به تاریخچه انجمن‌های ادبی و فرهنگی در نیشابور، ابراز خرسندی کرد که فعالیت‌های خیلی خوبی در حوزه  ادبیات داستان‌نویسی به همت جوانان این شهرستان در سال‌های اخیر صورت گرفته است و افزود کیفیت داستان‌ها رو به رشد است. مجید نصرآبادی، منتقد و مدرس داستان در این نشست اظهار کرد که داستان‌نویسان نباید ایده بکرشان را محدود به تعداد کلمه کنند. برخی ایده‌ها توانایی تبدیل شدن به رمان ده جلدی و برخی توانایی تبدیل به داستان کوتاه دارند. داستان‌نویس باید با تکیه بر تکنیک داستان‌نویسی و محتوا، داستان خوب بنویسد. مرتضی فخری، رمان‌نویس با اشاره به این که چرا داستان در ایران با اقبال روبه‌رو نمی‌شود، گفت: «علت این است که داستان‌های ما، داستان ندارد. نویسنده های جوان ما باید به اطراف شان بیشتر توجه کنند و سوژه ی بکر و جذاب را به داستان های خوب تبدیل کنند. نویسنده رمان «سی گاو» در بخش دیگری از سخنانش خبر از نگارش رمان ده جلدی به نام «صد سال مستی سایه‌ها» داد و گفت در این رمان به تاریخ صد ساله معاصر ایران در نیشابور اشاره می‌شود. حجت حسن ناظر با اشاره به محمد علی جمال‌زاده، پدر داستان کوتاه نوین در ایران گفت: «چه خوب است که نویسنده ای در ایران زندگی نکرده باشد اما او را پدر داستان کوتاه ایران بنامند.» این پژوهشگر با اشاره به فعالیت‌های جمال‌زاده در خارج از ایران ادامه داد: «جمال‌زاده بیشتر عمر خود را در خارج از ایران سپری کرد. اما می‌توان گفت که تمام تحقیقاتش درباره ایران و زبان فارسی و گسترده کردن دانش ایرانیان بود.» در بخشی دیگر از این نشست نیز زهره احمدیان، امید شمسایی، فروغ خراشادی، سیما رحمتی و زهره محقق از اعضای انجمن داستان سیمرغ نیشابور، داستان‌هایشان را برای حاضران قرائت کردند. در پایان برنامه داستان کوتاه «ویلان الدوله» اثر محمد علی جمال‌زاده توسط  مرضیه سیفی خوانده شد.   ]]> ادبيات Fri, 16 Feb 2018 08:15:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257773/روز-جهانی-داستان-کوتاه-نیشابور-برگزار