خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Wed, 20 Feb 2019 17:07:26 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 20 Feb 2019 17:07:26 GMT ادبيات 60 شعر را می‌توان معادل فرهنگ قرار داد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272223/شعر-می-توان-معادل-فرهنگ-قرار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سه‌شنبه، سی‌ام بهمن‌ماه، چهارمین نشست تخصصی «شیرازه شعر» به همت دفتر شعر جوان و با حضور شاعران و علاقه‌مندان برگزار شد. چهارمین جلسه، به بررسی کارنامه شعری مهرنوش قربانعلی، شاعر و منتقد اختصاص داشت. در این نشست مهرنوش قربانعلی ضمن معرفی برخی از دفترهای شعر خود و قرائت اشعاری از آن‌ها، از تجربه‌های نوشتن خود گفت: شروع آشنایی من با شعر از طریق ترانه‌های فولکلور و داستان‌ها و اشعاری بود که در کودکی می‌شنیدم و آغاز نوشتن من در دوران نوجوانی بود، هنگامی که معلم‌های ادبیات خوش‌ذوق و اهل ادبیات داشتم. وی ادامه داد: در ابتدای سال‌های نوجوانی، پدرم کتاب‌های شاهنامه فردوسی، کشکول شیخ بهایی، کلیات سعدی و دیوان پروین اعتصامی را برایم می‌خرید. در این میان، کلیات سعدی را بیشتر و بهتر درک می‌کردم و به مرور، لایه‌های شعری او برایم آشکار می‌شد. پس از آن، با راهنمایی معلم‌هایی که داشتم، با شاعران معاصر آشنا شدم و اشعار شاملو به دلیل نگاه انسانی و اجتماعی قدرتمند، بسیار بر من تاثیر گذاشتند. از شاعران معاصر، به فروغ فرخزاد و سیاووش کسرایی نیز علاقه‌مند بودم. این شاعر با اشاره رابطه شعر و فرهنگ گفت: به نظر من، شعر در سرزمین ما با اندکی تسامح می‌تواند معادل فرهنگ قرار گیرد؛ زیرا همه اجزایی را که در تعریف فرهنگ می‌بینیم، شعر نیز برعهده گرفته است، نقش‌هایی مانند بازتاب وقایع تاریخی، بیان اسطوره‌ها، آرمان‌ها و شرح دادجویی و دادخواهی‌ها و شعر همواره در یک برابری با فرهنگ قرار داشته است. وی افزود: کتاب «در ناتمامی خود» که در سال 77 چاپ شد، شامل اشعاری از دوران نوجوانی و جوانی من است که رویکردی روان‌شناختی داشت یعنی با مراجعه به شعر سعی می‌کردم خودم را بهتر بشناسم. در آن زمان با گروهی از دوستان شاعر آشنا شدم که در شعر پیشرو و آوانگارد بودند و تلاش می‌کردند که شعر را از نظر فرم و زبان متحول کنند. کم‌کم به این رویکرد و گرایش شعری علاقه‌مند شدم و یاد گرفتم که غیر از علاقه به شعر، می‌توان به آن کمک کرد که چیزی بیش از آنچه بوده، برسد و به میراثی افزون‌تر دست یابد. قربانعلی با اشاره به مسیر شعری خود گفت: از کتاب «در ناتمامی خود» سعی کردم مسیر شعرم را به این سمت متمایل کنم و به این ترتیب، در کارهای بعدی به این جریان نزدیک‌تر شدم. کتاب «در ناتمامی خود» از سوی شاعران و منتقدان آن زمان، مورد استقبال قرار گرفت و نقدهای زیادی بر آن نوشته شد و در عین حال که اغلب منتقدان نگاه مثبتی به آن داشتند؛ اما با توجه به جریان جاری شعر، این کتاب را دارای ظرفیت بالاتری می‌دانستند که به آن پرداخته نشده بود و معتقد بودند که می‌توانست بهتر از آن باشد.  وی ادامه داد: در کتاب «راه به حافظه جهان»، علاوه بر رویکردهای روان‌شناختی، اولین نشانه‌های تمایل من به فرم‌های تازه‌تر بروز پیدا کرده است. در این کتاب سعی کردم تلفیقی از نگرش خود و توجه به آنچه که در دنیای شعر آن روزگار اتفاق می‌افتاد، ارائه دهم. کتاب «به وقت البرز»، کتاب خوش‌اقبالی بود و بسیار مورد توجه منتقدان قرار گرفت و حدود 30 نقد بر آن نوشته شد. در کتاب «کوک تهران» نیز، اشعار به ترانه‌های قدیمی ارجاع دارند که در خاطره همه ما جایگاه ویژه‌ای دارند. این شاعر در توضیح کتاب «بر دریا قدم می‌زنم» اظهار کرد: هنگامی که کتاب «بر دریا قدم می‌زنم» چاپ شد، تحت تاثیر متون قدیم از جمله تذکره الاولیای عطار بودم و مدت زمانی طولانی آثار او را مطالعه می‌کردم. فضاهای این کتاب، حسی‌تر هستند و برخلاف اشعار گذشته‌ام، عواطف بیشتری را در شعرها بازتاب داده‌ام. وی در پایان گفت: امروز دوباره به فضای آکادمیک دانشگاه برگشته‌ام. آنچه که نظرم را بسیار جلب کرده این است که استادهای بسیاری هستند که از جان و دل برای حفظ زبان و ادبیات زحمت می‌کشند؛ اما آنگونه که باید نامی از آن‌ها برده نمی‌شود و ممکن است کتاب بعدی من، معرفی این چهره‌های آکادمیک و استادان دانشگاه باشد. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 12:56:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272223/شعر-می-توان-معادل-فرهنگ-قرار مشارکت مردمی، ضامن توسعه فرهنگی کشور است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272211/مشارکت-مردمی-ضامن-توسعه-فرهنگی-کشور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اختتامیه نخستین جشنواره «قصه‌های ننه شاهسون»، عصر دیروز 30 بهمن در پارس‌آباد مغان برگزار شد.   مهدی قزلی در این مراسم با معرفی خود به عنوان یکی از اهالی ایل شاهسون گفت: علاقه خود به خواندن و نوشتن را مدیون یکی از این «ننه شاهسون»‌ها هستم که در دامان او پرورش یافتم و توانستم کنار او که در کلاس‌های نهضت سوادآموزی شرکت می‌کرد، ظرف یک سال کلاس اول و دوم ابتدایی را بگذرانم و به‌گونه‌ای منشا پیشرفت من شد. وی در ادامه ضمن تشریح زندگی ایل شاهسون گفت: ایلات بزرگی همچون شاهسون همیشه در حال جابه‌جایی هستند و همین امر باعث می‌شود که داستان‌ها و حکایات نه به صورت مکتوب، بلکه سینه به سینه نقل شود. از طرفی، در طول تاریخ این ایل‌ها، به دلیل مسائل مختلفی از جمله جنگ‌هایی همچون جنگ‌های جهانی، انتقال داستان‌ها و تجربه‌ها اولویت کمتری داشته باشد. در غیر این صورت، ما می‌توانستیم منابع بی‌نظیر ادبی از جنگ‌آوری و شجاعت‌های مردان و زنان ایلات و عشایر کشورمان داشته باشیم. مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی با اشاره به نقش انجمن‌های ادبی در پرداختن به مسائل بومی گفت: انجمن‌های ادبی می‌توانند با پرداختن به مسائل فرهنگی اقلیمی و بومی خود، منشا اتفاقات بزرگ در کشور باشند. همین‌طور که انجمن ادبی ورق‌های خاموش، با نگرش ویژه به مسائل بومی، به دنبال جمع‌آوری خاطرات ایل شاهسون رفته‌اند که با تبدیل آن به ادبیات، باعث ریشه‌دار شدن و نشر این فرهنگ اصیل خواهد شد. وی افزود: بر این باورم که فرهنگ و ادبیات ما، جز با مشارکت مردمی که انجمن‌های ادبی نمونه بارز آن است، امکان رشد، توسعه و پیشرفت نخواهد داشت. قزلی در پایان سخنان خود، ضمن تقدیر از انجمن‌ ادبی ورق‌های خاموش، به دبیر این انجمن پیشنهاد داد، با تشویق انجمن‌های ادبی مناطق مجاور برای گردآوری داستان‌های ایلات بزرگی همچون شاهسون، زمینه برگزاری جشنواره منطقه‌ای و کشوری این رویداد اصیل ادبی را فراهم سازد. گفتنی است، مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی در حاشیه این مراسم، در جلسه داستان‌نویسی انجمن ادبی ورق‌های خاموش شرکت کرد و به نقد و بررسی آثار اعضای این انجمن پرداخت. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 12:29:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272211/مشارکت-مردمی-ضامن-توسعه-فرهنگی-کشور 42 نامزد جایزه مهرگان طلایی اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272219/42-نامزد-جایزه-مهرگان-طلایی-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ در طول دو دهه برگزاری جایزه مهرگان ادب 44رمان به عنوان رمان‌های برگزیده، تحسین شده یا تقدیرشده انتخاب شده‌ است. 41نویسنده این 44 رمان را نوشته‌اند؛ در این میان سه نویسنده که به اسامی آن‌ها در این گزارش جداگانه اشاره می‌شود، هرکدام دو اثر برگزیده داشته‌اند که مطابق آیین‌نامه جایزه مهرگان طلایی، تنها یک رمان از آن‌ها می‌تواند در فهرست مهرگان طلایی قرار گیرد. بنابراین تا کنون 41 رمان به فهرست مهرگان طلایی راه یافته‌اند و با انتخاب و معرفی رمان برگزیده دوره بیستم جایزه مهرگان ادب، این رمان نیز به این فهرست افزوده خواهد شد و مجموعا 42رمان در چرخه داوری جایزه مهرگان ادب قرار گرفته و با هم رقابت می‌کنند. هیأت داوران جایزه مهرگان طلایی از چهره‌های برجسته ادبیات داستانی معاصر ایران تشکیل شده که هر یک چند دوره پیوسته یا به تناوب، در جایزه مهرگان ادب داوری کرده‌اند. صفدر تقی‌زاده، گلی امامی، عنایت سمیعی، ثریا قزل‌ایاغ، مهدی غبرایی، پروین سلاجقه، مژده دقیقی و علیرضا سیف‌الدینی داوران جایزه مهرگان طلایی هستند، یک داور نیز در بهار سال آینده به جمع این داوران خواهد پیوست و ترکیب نه نفره داوران مهرگان طلایی کامل خواهد شد. عنایت سمیعی که سال‌ها دبیر و داور جایزه مهرگان ادب بوده، در نخستین دوره جایزه مهرگان طلایی دبیری هیأت داوران را به عهده دارد. جایزه مهرگان طلایی مطابق آیین‌نامه اعطای جوایز مهرگان، هر ده سال یک بار برگزار می‌شود و در بخش ادب به یک رمان و یک مجموعه داستان و در بخش علم به یک اثر علمی تعلق خواهد گرفت. نخستین دوره جایزه مهرگان طلایی به بخش «رمان» اختصاص یافته است؛ با این توضیح که به دلیل مهیا نبودن شرایط و عدم امکان برگزاری مراسم، این جایزه در پایان دهه اول برگزار نشد، اکنون و در پایان دهه دوم برگزاری جایزه مهرگان ادب، برگزیده جایزه مهرگان طلایی از میان آثار منتخب دو دهه برگزیده خواهد شد. هیأت داوران رمان‌های انتخاب شده طی بیست دوره جایزه مهرگان ادب را ارزیابی می‌کنند و از میان آن‌ها یک رمان را به عنوان برگزیده جایزه مهرگان طلایی انتخاب خواهند کرد. جایزه مهرگان طلایی برای انتخاب بهترین «مجموعه داستان» و بهترین «اثر علم» پس از پایان بیستمین دوره برگزار خواهد شد. در حال حاضر این دو بخش در دوره پانزدهم فعالیت خود قرار دارند.    ردیف نام اثر نویسنده ناشر  1 آبی‌تر از گناه  محمد حسینی  انتشارات ققنوس 2 اسفار کاتبان  ابوتراب خسروی  نشر آگه / نشر قصه 3 افغانی کِشی  محمدرضا ذوالعلی  انتشارات پیدایش 4 این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد  قاسم کشکولی  انتشارات بوتیمار 5 بازی آخر بانو  بلقیس سلیمانی  انتشارات ققنوس 6 باغ تلو  مجید قیصری  نشر علم 7 برهنه در باد  محمد محمدعلی  نشر مرکز 8 پایان خوش ناتمام  کاوه میرعباسی  نشر ثالث 9 پرنده من فریبا وفی نشر مرکز 10 پری فراموشی  فرشته احمدی  انتشارات ققنوس 11 تهران شهر بی آسمان  امیرحسن چهل‌تن  انتشارات نگاه 12 چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم  زویا پیرزاد  نشر مرکز 13 چیدن باد  محمد قاسم‌زاده  نشر قطره / انتشارات روزبهان 14 خاطرات عاشقانه یک گدا  حسن فرهنگی  نشر علم 15 خوف  شیوا ارسطویی  انتشارات روزنه 16 دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد  شهرام رحیمیان  انتشارات نیلوفر 17 دو پرده‌ی فصل  فرشته مولوی  انتشارات افراز 18 زیر چتر شیطان  محمد ایوبی  انتشارات هیلا 19 سنج و صنوبر  مهناز کریمی  انتشارات ققنوس 20 سیماب و کیمیای جان  رضا جولایی  نشر افق 21 شاه کلید  جعفر مدرس صادقی  نشر مرکز 22 شبیه عطری در نسیم  رضیه انصاری  نشر آگه 23 شهری که زیر درختان سدر مرد  خسرو حمزوی  انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 24 طلسم  شهلا پروین روح  نشر آگه 25 عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیمشک  حسین مرتضائیان آبکنار  نشر نی 26 فراموشی  جواد پویان  انتشارات نیلوفر 27 کافورپوش  عالیه عطایی  انتشارات ققنوس 28 کوچه ابرهای گمشده  کورش اسدی  نشر نیماژ 29 کولی کنار آتش  منیرو روانی‌پور  نشر مرکز 30 کیمیا خاتون  سعیده قدس  نشر چشمه 31 گراف گربه  هادی تقی‌زاده  انتشارات روزنه 32 گلوگاه  طیبه گوهری  نشر صدای معاصر 33 ماهی‌ها در شب می‌خوابند  سودابه اشرفی  انتشارات مروارید 34 مردگان جزیره موریس  فرهاد کشوری  نشر زاوش 35 من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم  محمدرضا صفدری  انتشارات ققنوس 36 مونالیزای منتشر  شاهرخ گیوا  انتشارات ققنوس 37 نام‌ها و سایه‌ها  محمد رحیم اخوت  نشر آگه 38 نفس نکش بخند بگو سلام  حسن بنی‌عامری  انتشارات نیلوفر 39 نیمه غایب  حسین سناپور  نشر چشمه 40 و دیگران  محبوبه میر قدیری  انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 41 همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها  رضا قاسمی  انتشارات نیلوفر 42 - رمان برگزیده دوره بیستم - - - رمان کوچه ابرهای گمشده نوشته «کورش اسدی» و رمان زیر چتر شیطان نوشته «محمد ایوبی»، در فهرست جایزه مهرگان طلایی قرار دارد و داوری خواهد شد. نویسندگان این رمان‌ها در زمان اهدای جایزه مهرگان ادب زنده نبوده‌اند. مطابق آیین‌نامه جایزه مهرگان طلایی زنده نبودن نویسنده مانعی برای حضور اثر او و رقابت با آثار نویسندگان زنده ایجاد نخواهد کرد. همچنین مطابق آیین‌نامه جایزه مهرگان طلایی، از هر نویسنده تنها یک رمان می‌تواند در چرخه داوری مهرگان طلایی قرار گیرد؛ بنابراین اثری از نویسنده که مرتبه بالاتری در جایزه مهرگان ادب کسب کرده باشد به فهرست جایزه مهرگان طلایی راه می‌یابد و اثر یا آثار دیگر نویسنده از فهرست مهرگان طلایی کنار گذاشته می‌شود. در طول بیست سال برگزاری جایزه مهرگان ادب سه نویسنده دارای دو اثر برگزیده در دوره‌های مختلف جایزه بوده‌اند که یک اثر آن‌ها به شرح زیر کنار گذاشته شده است: 1. تعلیق؛ محمد رحیم اخوت؛ انتشارات آگاه 2. رویای تبت؛ فریبا وفی؛ نشر مرکز 3. کی ما را داد به باخت؛ فرهاد کشوری؛ انتشارات نیلوفر کار داوری آثار در جایزه مهرگان طلایی از مردادماه 1397 آغاز شده و همچنان ادامه دارد. طبق برنامه پیش‌بینی شده برگزیده جایزه مهرگان طلایی اواخر پاییز سال 1398 در مراسم مستقلی که جزییات آن در گزارش‌های بعدی دبیرخانه اعلام می‌شود، معرفی خواهد شد. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 12:16:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272219/42-نامزد-جایزه-مهرگان-طلایی-اعلام نکوداشت اخوان ثالث برگزار می‌‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272212/نکوداشت-اخوان-ثالث-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در مراسم نکوداشت مهدی اخوان ثالث، دکتر محمدعلی حسینیان، دکتر مینا آقازاده، حسن اسدی شبدیز سخنرانی و سیدحامد احمدی و محمد مهدی شاطرحسینی نیز شعرخوانی می‌کنند. این مراسم روز پنجشنبه از ساعت ۱۷ در سرای محله زرگنده واقع در خیابان شریعتی، ظفر، خیابان شهید دلیری نبش کوچه سرو برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 12:11:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272212/نکوداشت-اخوان-ثالث-برگزار-می-شود یاد ابوالفضل زرویی‌نصرآباد در دانشگاه تهران نکو داشته می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272209/یاد-ابوالفضل-زرویی-نصرآباد-دانشگاه-تهران-نکو-داشته-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) روابط عمومی سپهر سوره هنر، «حکایت آن سرو بلند» عنوان مراسمی است که به نکوداشت ابوالفضل زرویی‌نصرآباد، طنزپرداز، شاعر و نویسنده برجسته می پردازد. در این مراسم که از ساعت 14:30 روز یکشنبه 5 اسفند ماه در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار می شود، جمعی از هنرمندان، شاعران، نویسندگان و طنزپردازان حضور می یابند. امرالله احمدجو، سید مهدی شجاعی، محمدرضا ترکی، ناصر فیض، اسماعیل امینی، امید مهدی نژاد، رضا ساکی، صابر قدیمی، حسن صنوبری، مهدی استاد احمد، روح الله احمدی، نسیم عرب امیری، مهدی فرج اللهی از جمله هنرمندانی هستند که در آیین «حکایت آن سرو بلند» شرکت می کنند. این مراسم به همت موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر، حوزه هنری و معاونت فرهنگی سازمان جهاد دانشگاهی تهران به منظور تدوین مجموعه ای از سروده ها، نوشته ها و گفتارها درباره زندگی زنده یاد زرویی نصرآباد برگزار می شود و اجرای آن را سعید بیابانکی برعهده دارد. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 11:25:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272209/یاد-ابوالفضل-زرویی-نصرآباد-دانشگاه-تهران-نکو-داشته-می-شود اگر سعدی یا فردوسی نبودند، زبان فارسی حفظ نمی‌شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272147/اگر-سعدی-یا-فردوسی-نبودند-زبان-فارسی-حفظ-نمی-شد  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیست و ششمین نشست از سلسله‌نشست‌های «برخوان سعدی» توسط انجمن فرهنگ و ادب شیراز و با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی مرکز فارس و مرکز سعدی شناسی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی مرکز فارس در سرای سخن برگزار شد. در این نشست نسرین فقیه ملک مرزبان استاد دانشگاه الزهرا تهران پیرامون زبان سعدی و هویت ملی ایرانی سخن گفت. او در بخشی از سخنان خود  به دو موضوع عمده پرداخت؛ سعدی و نوع برخوردش با زمانۀ خود و نیز؛ ارزش‌گذاری زبانی سعدی. نسرین فقیه درباره موقعیت فرهنگی ایران در قن هفتم گفت: قرن هفتم، دوره‌‌ای است که سه منطقه فرهنگی خراسان، آذربایجان؛ شیراز و اصفهان به لحاظ فرهنگی خیلی قدرتمند هستند.اگر سعدی یا فردوسی نبودند، زبان فارسی حفظ نمی‌شد. شعر زبان ما را نگه می‌دارد و استوانه بسیار محکمی در زبان فارسی است. تمامی حکامی که در دوره سعدی و پیش از سعدی هستند ،طبعا اصالتا باید ترکی بلد باشند و عربی هم که باعث افتخار و زبان ارتباط با بغداد بوده است، اما مداحان این حکام با فارسی برایشان شعر می‌سروده‌اند. این‌ها سیاست و استراتژی است. شاید فکر نکرده بودیم و ناخودآگاه بوده است، اما در این استراتژی جوششی در درون نژاد این منطقه فرهنگی وجود دارد که اصرار دارد آن را حفظ کند و یکی از قهرمان‌های بسیار مهم آن زبان است. وی در ادامه افزود: یکی از دلایلی که زبان فارسی در قرن هفتم با وجود تمام شرایط نامساعدی که برایش وجود دارد، حفظ می‌شود، شعرا، نویسندگان و فرهیختگان هستند. سعدی رگه‌ای ناب و زلال از هویت ایرانی می‌سازد. هویت ایرانی برای او مهم است، مثال‌هایش از انوشیروان و خسرو است. این استاد دانشگاه افزود: سه محور در مقاومت و ایجاد هویت در کلام سعدی وجود دارد:  محور نخست؛ انسان بما هو انسان استکه نمود آن در نصیحه الملوک‌ها، رسائل، گلستان و بوستان است. همه اقشار و ملل و طوایفی که در این منطقه فرهنگی جاگرفته‌ایم و شاید همۀ جهان، با شعر سعدی ارتباط برقرار می‌کنیم. شعور سعدی در گستره تعریف انسانی، جهانی است. به همین دلیل خیلی از مخاطبان خارجی با آثار سعدی ارتباط برقرار می‌کنند. انتخاب سعدی برای عدم استفاده از واژگان عربی در آثارش، انتخابی آگاهانه و تعمدی برای کسب هویت است. سعدی مثل خیلی از شعرای دیگر در کنج نیست، بلکه شاعر اجتماع است و این مسئله در آثاری که برای مثال خطاب به امیر انکیانو سروده شده، مشخص است. سعدی از تخریب عبور کرده به ساختن می‌اندیشد. او نجات‌بخش هویت است. وی در خصوص محور دوم گفت: عشق نکته دومی است که سعدی محور قرار داده است. زیباترین اثر سعدی این است که عشق را بما هو عشق اگر که واقعی و صادقانه باشد، در کلام خود جا می‌دهد. چه اشکالی دارد که ما در دنیای زمین و آسمان، عشق را با یک جنس ببینیم؟ سعدی اصطلاحاتی در حوزه عرفان و تصوف به کار می‌برد ،اما این کاربرد کافی نیست تا او را شاعر صوفی یا عارف بدانیم. سعدی احترام زیادی به صوفیان دارد و از پیرانی نقل‌های بسیار خوبی دارد، ولی این‌گونه نیست که لزوماً پیرو شیخ فلان باشد و خود را ملزم به شرکت در مراسم و آداب صوفیانه او کند. این در حالی است که مفهوم زهد و تصوف گفتمان حاکمی در جامعه است و در این فضاست که تسلیم این معانی نمی‌شود. عشق در کلام سعدی محوری است با چتر و سپهری به اندازه تمام انواع عشق. عشق صوفیان هم در آن جا می‌گیرد. این‌گونه نیست که شعر حکیمانه و عارفانه نباشد، عرفان سعدی، عرفانی کاملا صادقانه و عمیق است. او ضد صوفی نیست در حالی که استادانش بودند. عشق به معنای اصیل عشق شمولی دارد که سعدی آن را می‌فهمد و می‌گوید و تسری می‌دهد. به باور فقیه ملک مرزبان، محور سوم که هویت‌بخش است و کمک می‌کند ما مخاطب سعدی قرار بگیریم و با او ارتباط برقرار کنیم، موسیقی است، چه در موسیقی معنا و چه در موسیقی لفظ. سعدی شاعر تناسب است. سعدی زبان را به گونه‌ای آرایش می‌کند که عیان نباشد. شبکه‌های متناسب تودرتویی که ایجاد موسیقی ذهنی می‌کند و مخاطب در این شبکه فرو می‌رود؛شبکه‌ای از تناسب الفاظ و تناسب‌های معنایی. یکی از ویژگی‌های سبکی عجیب در بسیاری از اشعار سعدی، موسیقی نحوی است. سعدی شاعر عشق، انسان و موسیقی است. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 11:23:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272147/اگر-سعدی-یا-فردوسی-نبودند-زبان-فارسی-حفظ-نمی-شد مهدی محقق اهداف انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی را تشریح کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272201/مهدی-محقق-اهداف-انجمن-استادان-زبان-ادبیات-فارسی-تشریح  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از سایت فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در این نشست که دوشنبه، بیست و نهم بهمن‌ماه ۱۳۹۷برگزار شد، دکتر مهدی محقق، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در موضوع «انجمن ترویج زبان فارسی ایران گذشته، حال، آینده» سخنرانی کرد.   محقق در ابتدا به معرفی انجمن استادان زبان فارسی پرداخت و اظهار کرد: انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی در سال ۱۳۵۰ به‌وسیله بیست تن از استادان زبان و ادبیات فارسی کشور تأسیس شد و در سال ۱۳۵۱ به ثبت رسید. اهداف این انجمن عبارت بود از: ایجاد و تحکیم روابط علمی و تحقیقاتی بین استادان زبان و ادبیات فارسی؛ کوشش در افزودن دانش و اطلاعات مدرسان زبان و ادبیات فارسی و آشنا ساختن آنان با تازه‌ترین روش‌های آموزشی؛ همکاری با موسسات و مقامات وزارت علوم و آموزش عالی برای تحقیق و ارزشیابی مستمر و تجدیدنظر در برنامه‌ها و کتب درسی، به‌منظور بهبود وضع تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه‌ها؛ ایجاد روابط علمی با موسسات آموزش عالی دیگر کشورها و مجامع علمی بین‌ا‌لمللی با اطلاع وزارت علوم و آموزش عالی، به‌منظور آگاهی بیشتر از پیشرفت‌های حاصل‌‌شده در امر تعلیم و تحقیق زبان و ادبیات در کشورهای دیگر؛ چاپ و نشر جزوه‌ها و رساله‌ها و نیز انتشار مجله‌ای تخصصی که حاوی آخرین اطلاعات درباره روش‌های تدریس و تحولات علمی در رشته زبان و ادبیات فارسی باشد؛ تشکیل مجالس سخنرانی و بحث‌های علمی و آموزشی فصلی یا سالانه یا فوق‌العاده؛ قدردانی از استادان زبان و ادبیات فارسی که به پیشرفت‌های علمی ارزنده‌ای نائل گردیده‌اند و نیز تقدیر از کسانی که خدمات شایسته‌ای در راه توفیق انجمن انجام داده‌اند. وی در ادامه سخنان خود افزود: پس از انقلاب اسلامی، هرچند انجمن به‌جهت عدم امکانات مالی به حال تعلیق درآمد، از فعالیت بازنایستاد و با مجوز وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از سال ۱۳۸۴ با نام «انجمن ترویج زبان و ادب فارسی ایران» فعالیت خود را از سر گرفت و همه‌ساله یک گردهمایی عمومی ــ سراسری را در یکی از دانشگاه‌های دولتی برگزار می‌کند، که در هر یک متجاوز از ۲۰۰ عضو آموزشی زبان و ادب فارسی شرکت می‌کنند؛ که در نوع خود بزرگ‌ترین رویداد ادبی ــ فرهنگی در کشور محسوب می‌شود و در طی آن حدود ۱۵۰ مقاله علمی ارائه می‌‌شود. او ادامه داد: تاکنون این گردهمایی سالیانه در دانشگاه‌های اصفهان، مشهد، بنیاد ایران‌شناسی، تبریز، یزد، مازندران، علامه طباطبائی، زنجان، پیام نور، محقق اردبیلی، گیلان، کرمانشاه و شیراز برگزار شده است و سال ۱۳۹۸ نیز در دانشگاه ارومیه بر پا خواهد شد. در پایان این جلسه محقق به معرفی کتاب‌هایی که انجمن ترویج زبان و ادب فارسی ایران تاکنون منتشر کرده است پرداخت. برخی از این کتاب‌ها عبارت‌اند از: قرةالعین، همایی‌نامه، جشن‌نامه مدرس‌رضوی، ظرایف و طرایف، ینبوع‌الاسرار فی نصایح‌الابرار، فرهنگ بیست‌هزار مثل و حکمت و اصطلاح، نصاب انگلیسی یا زبان‌آموز سنتی ایران، مثنوی معنوی با حواشی و تعلیقات استاد همایی، رحمت و غضب الهی در مثنوی معنوی، مقدمة‌الادب، دستور زبان فارسی (مقدمه قاموس‌المعارف)، کلیات دیوان شوریده شیرازی، و ترجمه اسپانیایی شاهنامه.   ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 11:03:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272201/مهدی-محقق-اهداف-انجمن-استادان-زبان-ادبیات-فارسی-تشریح رونمایی از کتاب فرهاد فخرالدینی همراه با اجرای ارکستر سازهای ملی ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272206/رونمایی-کتاب-فرهاد-فخرالدینی-همراه-اجرای-ارکستر-سازهای-ملی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این مراسم جمعی از هنرمندان پیرامون شخصیت هنری و آثار فرهاد فخرالدینی سخنرانی می‌کنند. اجرای ارکستر سازهای ملی ایران به رهبری علی اکبر قربانی و خوانندگی وحید تاج به همراه امین غفاری (سولیست ویولن) از دیگر برنامه‌های این مراسم خواهد بود. مراسم رونمایی از تازه‌ترین کتاب فرهاد فخرالدینی (رئیس شورایعالی خانه موسیقی) روز دوشنبه (۱۳ اسفندماه) ساعت ۱۷ در مؤسسه فرهنگی اکو برگزار می‌شود و ورود برای همه علاقمندان آزاد است. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 10:59:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272206/رونمایی-کتاب-فرهاد-فخرالدینی-همراه-اجرای-ارکستر-سازهای-ملی-ایران «زن کاغذی» قصه شیء‌شدگی آدم‌هاست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272202/زن-کاغذی-قصه-شیء-شدگی-آدم-هاست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اسدالله امرایی نویسنده، مترجم و منتقد در جلسه نقد و بررسی مجموعه داستان «زن کاغذی» نوشته زهره مسکنی که با حضور جمعی از اهالی ادبیات داستانی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد، با اشاره به داستان‌های کوتاه این کتاب گفت: این داستان‌های کوتاه برای چنین مجموعه‌ای حسن است چون آدم می‌تواند در اتوبوس و مترو تا رسیدن به محل کارش آن‌ها را بخواند. وی با تأکید بر این موضوع که نگاه نویسنده این مجموعه به مشکلات و معضلات جامعه و آدم‌هایی است که همه درگیر و دچار مشکلات مختلفی هستند، افزود: اساس این داستان‌ها مشکلات داخل خانه و مجموعه مشکلات زنان خانه‌دار است. نه به این مفهوم که این زن‌ها کار ندارند یا در اجتماع نیستد، بلکه منظور مشکلاتی است که در خانه دارند و البته رویکردهای این آد‌م‌ها در این داستان‌ها کمی اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد. این نویسنده ضمن اشاره به داستان‌های «زن کاغذی» و «جوجه اردک نه چندان زیبارو» در این کتاب، این دو داستان را قدری شبیه به دغدغه‌های اهل فرهنگ دانست که اولی قصه شیء‌شدگی آدم‌هاست و دومی به بحث مهاجرت و جامعه پناهنده و پناه‌پذیر می‌پردازد و اضافه کرد: «زن کاغذی» روابط علی جامعه‌ای را بیان می‌کند که در آن همه می‌خواهند سر از کار دیگران در بیاورند و ببینند در خانه دیگری چه خبر است. نوعی واکاوی فضولانه همسایه، همکار اداری و افرادی که زن را به مرحله‌ای می‌رسانند که اگر چه تمام مدت می‌خواسته مقاومت کند، اما به ناچار از یک جایی این مقاومت را می‌شکند و زن را به وادادان و تسلیم‌شدن و از بین رفتن وامی‌دارد. منتقد و مترجم کتاب‌هایی چون عطر پنهان در باد (داستان‌های زنان درباره زنان) و مرد در بند در ادامه به شباهت بین داستان‌های امروز پرداخت و اضافه کرد: شاید یک علت این است که زندگی همه ما دارد به هم شبیه می‌شود. هر جا می‌رویم، دچار معضل هستیم یا مشکلات دیگران را می‌شنویم و یکی از رویکردهای نویسنده واکنش نشان‌دادن به این مسائل است که زهره مسکنی در بعضی از داستان‌های مجموعه «زن کاغذی» به خوبی از پس این مسأله برآمده و در برخی دیگر نیز مقداری اغراق کرده است. این منتقد ادبیات با اشاره به داستان‌هایی از شاهنامه و هزار و یک ‌شب و مثنوی، باورپذیری را یک اصل بسیار مهم داستان برشمرد و اظهار کرد: ساز و کار داستان باید طوری چیده شود که روابط علی برقرار شود و حتی در غیرقابل‌باورترین و سورئال‌ترین شکل داستان باید ساز و کارها هم‌سو و هم‌خوان باشد. امرایی با تشریح مراحل چگونگی قهرمان‌سازی در ادبیات گفت: روزگاری قهرمان داستان‌ها اساطیر و خدایان و نیمه‌پهلوانان بودند که اغراق در آن‌ها یکی از شروط اساسی بود و نویسنده یا شاعر طوری آن را توصیف می‌کرد که برای خواننده باورپذیر باشد و این موضوع به آسانی در ذهن خواننده جا می‌افتاد. در این نوع نگاه، قهرمان شایسته حتما باید اشراف‌زاده، حاصل ترکیب خدایان و انسان‌های زمینی یا به اصطلاح امروزی‌ها ژن خوب باشد. اما مرحله به مرحله که پیش می‌رویم، نویسنده از قهرمان عقب‌نشینی می‌کند و به جایی می‌رسیم که آدم‌های خوب و دلاور جامعه حداقل شازده‌اند یا اگر نیستند رگ و ریشه اشرافی دارند و حتی اگر فقیرند و در جامعه کارهای خوبشان دیده می‌شود، برای اینکه اصل اشرافیت مخدوش نشود، انتهای داستان مشخص می‌شود که به عنوان مثال، مادرش هنگام زایش او را دزدیده و در خانه خودش بزرگ کرده و اگر چه رفتارهای شخصیت مربوط به طبقه پایین است، اما چون اصل و ریشه او اشرافی است کارهای خوب می‌کند. سپس به دوران انقلاب صنعتی و مطرح شدن نظریه داروین می‌رسیم که که حتی قهرمان داستان‌ها ممکن است از حیوانات هم باشد. حالا قاب روی دیوار؛ مورچه‌ای که روی زمین راه می‌رود؛ ربات‌ها و ... سیر عمومی داستان را به خود اختصاص می‌دهند. واقعیت این است که در روزگار ما زندگی ماشینی آن‌قدر به اقشار مختلف فشار می‌آورد که نویسندگان به تبدیل و ترکیب داستان‌های واقعی و فراواقعی روی می‌آورند. امرایی با اشاره به داستان «انتظار» به عنوان یکی از داستان‌های خوب مجموعه «زن کاغذی» تصریح کرد که آدم‌های این قصه‌ها زیر چرخ‌دنده روابط له شده‌اند و نمی‌توانند کنشگر باشند یا حرکتی بکنند چون با هیولایی مواجه شده‌اند که می‌تواند روابط مردسالارانه جامعه یا حتی خود جامعه باشد که زن را له کرده یا اجازه حرکت به این موجود قرار گرفته در تنگنا نمی‌دهد. در ادامه این جلسه آزاده حسینی نویسنده و دیگر منتقد این جلسه با اشاره به سبک رئالیسم جادویی در برخی داستان‌های دیگر این مجموعه گفت: علاوه بر به‌کارگیری یک عنصر شگفت بر بستر واقعی، اکثر داستان‌های این مجموعه، دارای یک خط ربط قابل توجه هستند که حتی می‌توان گفت این وجه ارتباط در داستان «جوجه اردک نه چندان زیبارو» نیز وجود دارد. نویسنده کتاب «داستان‌های دو نفره» عدم توانایی در برقراری ارتباطات را مشکل اصلی زنان داستان‌های کتاب «زن کاغذی» دانست و گفت: تنهایی، خیانت، طردشدگی، رهاشدگی و مسائلی از این قبیل موضوعاتی است که غیر از دو سه داستان، بقیه داستان‌های این مجموعه را به خود اختصاص داده و نویسنده برای دور شدن از کلیشه دست به تغییر شکل فرمی داستان‌ها زده تا شکل آنها را از حالت رئالیستی خارج کند. وی با اشاره به داستان «باغچه ماهی‌ها» در این مجموعه افزود: به نظر می‌رسد چون نویسنده زن بوده، توانسته بیشتر این موارد را از نگاه زنانه شرح دهد و مردهای این داستان‌ها حتی اگر همراه هم باشند، باز اغلب خودخواه‌اند. این در حالی است که زنان داستان‌ها صرف‌نظر از اینکه خانه‌دار، شاغل‌، دارای نقص جسمی یا حتی دزد‌ باشند، در هر موقعیتی که اوج آن «زن کاغذی» است، الکن بوده و در بیان حرف‌های خود منفعل و ناتوان‌اند. در واقع این زنان قهرمانانی هستند که کسی به آنها زور گفته، خیانت کرده، رهایشان کرده و کنشگر نیستند و واکنش‌هایشان در حد دعا و غصه و اندوه است. «زن کاغذی» خوراک مناسبی برای نقد فمنیستی است. در بخش دیگری از این جلسه مصطفی علیزاده نویسنده و منتقد با بیان این موضوع که زن‌های این کتاب، انگار عداوتی نسبت به مردان دارند، گفت: یکی از زیرشاخه‌های رویکرد نقد فمینیستی، نظریه‌ای مبتنی بر ستمگری است که منتقدان این حوزه معتقدند در طول تاریخ انواع و اقسام ستم‌ها به زنان روا شده و تنها راه این است که در داستان‌ها به این ظلم و ستم پرداخته شود و این آگاه‌سازی، تنها راه نجات جنس زن از جنس دوم بودن است. نویسنده کتاب‌های «کرگدن آهنی» و «خواب‌های مشکوک» ضمن اشاره به روش داستان‌نویسان دارای این رویکرد، افزود: این عده از نویسندگان، موضوعاتی را دستمایه داستان‌هایشان می‌کنند که شامل قتل، تجاوز، تحقیر، تخفیف جایگاه اجتماعی زنان، بیگاری‌گرفتن آنان و ... است که در قصه‌های «زن کاغدی» این موارد دیده می‌شود. حتی یکی از موضوعاتی که در ایران خیلی به آن پرداخته می‌شود ازدواج اجباری یا ناهمگون است که زهره مسکنی در قصه‌های «حاجت زن هاشم» یا «خدا کند حبیب بیاید» به آن پرداخته است. در «حاجت زن هاشم» زن تحقیرشده و در «زن کاغذی» زن مچاله شده را داریم و زنان خیانت‌دیده یا زنانی که باید مردشان را با زن دیگری شریک شوند و مواردی از این دست، این مجموعه را به یکی از نمونه‌های خوب برای منتقدان دارای رویکرد نقد فمنیستی رادیکال و نظریه ستمگری جنسی تبدیل کرده است که البته باید دید آیا کارهای بعدی خانم مسکنی نیز به خوراک اصلی اینگونه نقدها تبدیل خواهد شد یا خیر. چرا که نخستین تجربه یک نویسنده را نمی‌توانست مبنای تمام کارهای بعدی وی نیز به شمار آورد.  گفتنی است؛ زهره مسکنی انتشار دو داستان در مجموعه داستان گروهی از نویسندگان با عنوان «دوشنبه‌های داستان» و همچنین 15 اثر شعر و داستان کودک با عناوین «ماجراهای شهر مورچه‌ای»، «ماجراهای قندون» و «دانی‌لوها» را در کارنامه ادبی خود دارد. انتظار، باز باران، باغچه ماهی‌ها، بدون شکر لطفا، برنج، پسری با چشم‌های آبی براق، جوجه اردک نه‌چندان زیبارو، حاجت زن هاشم، خدا کند حبیب بیاید، ده و ده دقیقه شب، زن کاغذی، شال گردن، شبی با استکان‌های بلوری، فردا باران می‌آید، نقطه سر خط و هیچ‌کس اینجا نیست، عناوین داستان‌های مجموعه «زن کاغذی» است که پاییز امسال توسط نشر داستان منتشر شد.       ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 10:56:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272202/زن-کاغذی-قصه-شیء-شدگی-آدم-هاست نکوداشت پروفسور آنا کراسنوولسکا در دانشگاه تهران برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272197/نکوداشت-پروفسور-آنا-کراسنوولسکا-دانشگاه-تهران-برگزار-می-شود به گزارش خرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی شهر کتاب، دبیرخانه همایش‌ها و همکاری‌های علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران با همکاری شهر کتاب، موسسه‌ نگارستان اندیشه و سفارت لهستان در تهران به پاس  تقدیر از تلاش و کوشش پروفسور «آنا کراسنوولسکا»، شاهنامه‌پژوه و پژوهشگر زبان فارسی، مراسم نکوداشت او را برگزار می‌‌کند. در این مراسم که روز شنبه چهارم اسفندماه ساعت ۱۵ در تالار اقبال آشتیانی دانشکده‌ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار می‌شود، ژاله آموزگار، علی‌اشرف صادقی، محمد جعفری‌قنواتی، ویچخ اونولت، غلامحسین کریمی‌دوستان، علی‌اصغر محمدخانی، رناتا روسک و علی شهیدی سخنرانی می‌کنند. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 09:23:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272197/نکوداشت-پروفسور-آنا-کراسنوولسکا-دانشگاه-تهران-برگزار-می-شود برگزاری سی‌ودومین نشست دوستداران زبان فارسی در دمشق http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272198/برگزاری-سی-ودومین-نشست-دوستداران-زبان-فارسی-دمشق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سی‌ودومین نشست دوستداران زبان فارسی، 29 بهمن با حضور ابوالفضل صالحی‌نیا، رایزن فرهنگی کشورمان، ارمکان و حسن مصری، از اساتید زبان فارسی در محل رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دمشق برگزار شد. در این نشست صالحی‌نیا، رایزن فرهنگی ایران در سوریه، به برنامه‌های رایزنی فرهنگی کشورمان در ایام دهه مبارک فجر از جمله نمایشگاه کتاب، معرفی دستاوردهای فرهنگی و هنری ایران در سوریه اشاره کرد. سپس حاضرین به زبان فارسی صحبت کردند و مطالب خود شامل نوشته‌های ادبی، حکمت‌ها و شعرهایی در شعرای ایران‌زمین خواندند. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 09:21:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272198/برگزاری-سی-ودومین-نشست-دوستداران-زبان-فارسی-دمشق «شایعه و پاد- شایعه در گفتمان ادبی» در نشستی بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272191/شایعه-پاد-گفتمان-ادبی-نشستی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به همت پژوهشکده زبان و ادبیات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نشستی با عنوان «شایعه و پاد- شایعه در گفتمان ادبی» برگزار می‌شود.  این نشست که با سخنرانی دکتر محمد هاتفی، عضو هیات علمی پژوهشکده زبان و ادبیات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی همراه است، روز یکشنبه 12 اسفندماه 97 از ساعت 13 الی 15 در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، واقع در بزرگراه کردستان - خیابان دکتر صادق آئینه‌وند (۶۴غربی) برگزار خواهد شد. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 09:17:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272191/شایعه-پاد-گفتمان-ادبی-نشستی-بررسی-می-شود «پردازش معنایی واژه» در نشستی بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272187/پردازش-معنایی-واژه-نشستی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، نشستی تحت عنوان «پردازش معنایی واژه» به همت پژوهشکده زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی  با سخنرانی مسعود قیومی برگزار می‌شود. این نشست روز شنبه، چهارم اسفند ماه 1397 ساعت ۱۰ الی ۱۱:۳۰ در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی واقع در در بزرگراه کردستان - خیابان دکتر صادق آئینه وند (۶۴غربی) برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 08:53:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272187/پردازش-معنایی-واژه-نشستی-بررسی-می-شود ​که نامش به نکویی نبرند http://www.ibna.ir/fa/doc/note/272184/که-نامش-نکویی-نبرند به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ـ نصرالله حدادی؛ چهل و یک سال پس از درگذشت دکتر علی شریعتی، همسرش مرحومه پوران (بی‌بی‌ فاطمه) شریعت رضوی در عصر روز جمعه (26 بهمن) رو در نقاب خاک کشید و از عالم خاکی، به افلاک پرواز کرد. خدایش بیامرزد.   پوران شریعتی رضوی بودن، خواهر مهدی (آذر) شریعت رضوی بودن، خواهر علی‌اصغر شریعت رضوی بودن، همسر دکتر علی شریعتی بودن، دارا بودن مدرک دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه سوربن، مادر چهار فرزند دکتر شریعتی بودن، و چهل سال فراز و نشیب پس از درگذشت دکتر را تحمل کردن، یک سو، آنچه که بر این زن بزرگوار از زمان ازدواجش با دکتر شریعتی (24 تیرماه 1337) تا سال 1356 (29 خرداد، درگذشت دکتر) یک سوی دیگر. دستگیرهای پی در پی، تبعید، توقیف کتاب‌ها، چاپ تکفیرنامه در شمارگان حیرت‌انگیز در دهه پنجاه، چاپ آثار شریعتی ـ بخصوص اسلام‌شناسیِ درس‌های دانشگاه مشهد ـ در روزنامه کیهان دوران مصباح‌زاده در رژیم پهلوی به دستور ساواک، و همه و همه، می‌توانست این زن بزرگوار را از پا بیندازد و نینداخت و پابرجا و استوار ماند و سکوت کرد و به کارش ادامه داد و نه با نام همسرِ دکتر شریعتی، بلکه، با نام پوران شریعت رضوی به خاک رفت. هرچند که به هیچ وجه نمی‌توان ـ و نباید ـ نام او را از دکتر شریعتی جدا کرد و دانست. استقبال حیرت‌انگیز نسل جوانِ تشنه حقایق تاریخ اسلام از کتاب اسلام از کتاب‌های دکتر شریعتی در دهه 1357 ـ 1347، بدون شک برای کمتر نویسنده، گوینده و خطیبی، امکان وقوع دارد، والبته باید توجه داشت که دکتر شریعتی «کلاهی» بود و اساساً ابراز حرف‌هایی از صنف و سنخ گفته‌های او، بخصوص از سوی افراد «کلاهی» آن هم در زمان پهلوی، خریدار چندانی نداشت، اما خلوص‌نیت شریعتی و سِحِر کلام او تسلط بی‌مانندش برکلام و گفتار و بداهه‌گویی‌های او، از شریعتی اسطوره‌ای ساخت که هنوز هم بعد از چهل سال از زمان درگذشت‌اش، کتاب‌های او خواهان و طرفداران خود را دارد. نگارنده نیک به یاد دارم، مخالفان دکتر، حسینیه ارشاد را «یزیدیه اضلال» می‌‌نامیدند و او را «الاغ دوپا» که داعیه اسلام دارد و جزوه‌ای که علیه او، با گزینش از کتاب‌هایش، به چاپ رسانده بودند، تا حد «کافِر مطلق» او را به پیش برده و خونش را مباح اعلام کرده بودند، اما صف خریداران کتاب‌های دکتر در برابر انتشارات آذر (مرحوم مرتضی عظیمی) همواره در ذهن افراد سن و سال‌داری همانند نگارنده، برای همیشه باقی خواهد ماند. نگارنده یقین دارم، کسانی که با دکتر علی شریعتی مخالف بودند، اکثر آن‌ها تحت تأثیر دیگران قرار گرفته و بدون سبب و دلیل با او مخالفت می‌کردند و اگر خللی نیز در گفتار دکتر و برداشت او از تاریخ اسلام وجود داشت ـ که حتما وجود داشت‌ ـ تا بدان حد نبود که حکم تکفیرش صادر شود و حتی ساواک نیز از این تضاد و تقابل سؤاستفاده کرده و جزوه مذکور را در تیراژ چندصدهزار نسخه‌ای به چاپ رساند، تا از آبِ گل‌آلود، ماهی بگیرد. کاری که در مورد کتاب شهید جاوید و مرحوم نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی نیز صورت دادند و نمی‌دانم آیا صحت دارد و یا خیر، که حداقل در تیراژ بیست هزار نسخه شهید جاوید را چاپ کردند، تا دامنه اختلاف را بیش از پیش بگسترانند. به اصطلاح طرفداران دکتر شریعتی نیز ـ البته برخی از آن‌ها ـ کار را گاهی به افراط می‌کشیدند و ترور مرحوم شیخ قاسم اسلامی ـ که از جمله مخالفان سرسخت دکتر بود و کتاب‌هایی را برضد او می‌نوشت و توسط انتشارات اسلام، مرحوم سیاح به چاپ می‌رساند ـ در ماه مبارک رمضان، آن هم پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نشان‌دهنده جهلی است که بر عده‌ای از مخالفان دکتر نیز غالب بود و در سیره و گفتار و کردار مرحوم دکتر شریعتی، هرگز نمی‌توانست حذف فیزیکی مخالفان جایی داشته باشد و تمسک گروه‌های افراطی‌ای همچون فرقان و اکبر گودرزی به گفته‌های دکتر شریعتی، چنان جوّی را پدید آورده بود که کمتر کسی جرأت می‌کرد به صورت علنی از دکتر شریعتی بگوید و بنویسد و این در حالی بود که بسیاری از بزرگان انقلاب، همواره از مرحوم شریعتی حمایت می‌کردند و اصلاً او را شایسته رفتاری که در زمان حیات و ممات او می‌شد، نمی‌دانستند. مرحومه پوران شریعت رضوی تمامی این مصائب را حداقل از زمان پیوند با دکتر شریعتی، تا دو دهه پس از انقلاب تحمل کرد و دم برنیاورد و اگر آسودگی فکری‌ای فراهم آمده باشد، طی دو دهه اخیر بود که همواره و همیشه به همراه فرزندانش در مراکز علمی و خیریه‌ها و امثالهم حضور می‌یافت و با ظاهری ساده و بی‌آلایش، به دور از هر رنگ و ریا، و ابراز وجود، و حتی به زبان آوردن کلامی، شخصیت و منش باطنی خود را ظاهر می‌ساخت. نخستین دیدار نگارنده با خانم شریعتی، در منزل ایشان، در همان خانه قدیمی دکتر در خیابان جمال‌زاده شمالی، در سال 59 بود. ما جوانان پرشور قبل از پیروزی انقلاب، فقط به دنبال اشاعه افکار شریعتی بودیم و به اتفاق دوستی ـ حسین ذوالفقاری ـ شهادت و پس از شهادت دکتر را در تیراژ پانصد هزار نسخه به چاپ رسانده بودیم و حاصل فروش این شمارگان حیرت‌انگیز که در کمتر از دو روز به فروش رسید، ضرر ده‌هزار تومانی بود که عایدمان شد و مرحوم پوران شریعت رضوی، از چند و چون این شمارگان می‌پرسید و بنده نیز صادقانه عرض کردم و ساده و صمیمی پذیرفت و گفت: تا به امروز چاپ کردید، عیبی ندارد، اما از این پس، با عقد قرارداد و رعایت حقوق خانواده ما، مبادرت به این کار کنید و ما نیز چنین کردیم. بدون شک، مجموعه آثار دکتر شریعتی، منبعی عظیم و پربار برای نسلی است که به دنیای حقایق ناب اسلام محمدی است و اگر دکتر شریعتی پس از 40 سال، همچنان گفتار و کردارش، طرفدار و خریدار و دوستدار دارد، بخش مهمی از آن را باید توجه همسر بزرگوار او دانست. معیار شناخت شمس آل‌احمد، جلال آل‌احمد است و به رغم آن که استاد محمدتقی شریفی، در زمان خود، وزنه‌ای قابل اتکا در کانون نشر حقایق اسلامی در مشهد بودند، اما معیار شناخت دکتر شریعتی، پدرش نبود و امروز، شخصیت ممتاز مرحومه پوران شریعت رضوی، به‌صورت مستقل از پدرشوهر، شوهر و برادرش شناخته می‌شود. او همسر دکتر علی شریعتی بود، مادر فرزندان شریعتی بود، عروس استاد محمدتقی شریعتی بود، خواهر مهدی شریعت رضوی بود، اما پوران شریعت رضوی هم بود. زنی سترگ، همسری فداکار، مادری دلسوز و صبور و شخصیتی دوست‌داشتنی. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 08:06:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/272184/که-نامش-نکویی-نبرند فقر توجه به حماسه‌های منثور فارسی باعث فاصله زمانی 50ساله در تصحیح آثار http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272151/فقر-توجه-حماسه-های-منثور-فارسی-باعث-فاصله-زمانی-50ساله-تصحیح-آثار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مطهره میرشکاری: اگر به ادبیات کلاسیک علاقه‌مند باشید یا به خاطر کار یا پژوهشی که دارید به اجبار این توفیق را داشته باشید که به کتاب‌های منتشر شده در این حوزه مراجعه کنید، خواهید دید که در بخش تصحیح و تحقیق آثار کلاسیک، برخی آثار چندین و چند بار به همت مصححان و محققان مختلف، از چندین و چند ناشر مختلف منتشر شده‌اند؛ اما در همین آثار کلاسیک هم مواردی یافت می‌شود که حتی یک تصحیح هم ندارند یا بعضا تصحیحی صورت گرفته، سال‌ها به همان صورت باقی مانده و مصحح دومی سراغ آن نرفته است. به گفته برخی صاحب‌نظران کم‌توجهی به برخی آثار کلاسیک بیشتر در آثار منثور و داستان‌های روایی دیده می‌شود تا آثار منظوم. نمونه حاضر از این کم‌توجهی «داراب‌نامه» است که فاصله زمانی تصحیح آن از ذبیح‌الله صفا تا  ایرج افشار 50سال طول کشید. «بهمن‌ شاه‌نامه»، بخش سوم از روایت داراب‌‌نامه‌‌ای است که پاره‌ نخست آن بر اساس نسخه خطی کتابخانه روان ترکیه، در دو مجلد با عنوان داراب‌نامه در سال 1339 به سعی ذبیح‌الله صفا و بخش دوم آن، بر اساس نسخه خطی کتابخانه دانشگاه اپسالای سوئد و با عنوان فیروزشاه‌نامه در سال 1387 توسط ایرج افشار منتشر شده است. اخیرا طرح مشترک تصحیح و تحقیق بر مجلدات چهارم و پنجم حماسه داراب‌نامه با همکاری میلاد جعفرپور و حسین اسماعیلی به پایان رسیده است که جلد چهارم این طرح با عنوان «حماسه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ِی بهمن‌ شاه‌نامه» از طرف انتشارات علمی‌وفرهنگی منتشر شده است. به بهانه انتشار «حماسه‌ی بهمن‌شاه‌نامه» با میلاد جعفرپور مصحح و محقق آن گفت‌وگویی داشتیم که شرح آن در ادامه آمده است:   حماسه‌ بهمن‌شاه‌نامه یک روایت ساختگی است یا اینکه مستندات تاریخی دارد و برپایه یک رویداد تاریخی پی‌ریزی شده است؟ هر چند به طور کلی، نوع ادبی حماسه می‌تواند الزاما ارتباطی با تاریخ نداشته باشد؛ اما حماسه‌های منثور فارسی عموما یا طرح و پیرنگی تاریخی دارند، یا دست‌کم از ژرف‌ساختی تاریخی بهره‌مند هستند. وجه تاریخی حماسه‌های فارسی به قدری در این متون غلبه دارد، که اگر هم هست تاریخی یک متن حماسی طرف نسبت با واقعیت نباشد، باز هم داستان‌پرداز می‌کوشد به انحا و طرق مختلف به گونه‌ای آن را تاریخی جلوه دهد و بدین ترتیب مخاطب را بر سر دوراهی راست یا دروغ بودن داستان نگاه دارد.  مجموعه بخش‌های داراب‌نامه، یعنی آن پاره‌ای که منتسب به ابوطاهر طرسوسی و محمد بیغمی است و تا امروز بخش‌های چهار‌گانه‌ای از آن منتشر شده، سعی دارد برهه‌ای داستانی از تاریخ سایه‌گون ایران را نشان دهد و گزارش آن فاصله زمانی سده‌های پایانی امپراتوری هخامنشی (سلطنت داراب‌ بن بهمن و دارای بن داراب) تا ظهور سلسله اشکانی را (پادشاهی اشک خسروان) در برمی‌گیرد.   این حماسه مربوط به چه دوره‌ای است، یعنی در چه دوره‌ای نوشته شده و نگارنده اثر کیست؟ این ایام، پاسخ به این پرسش، چالش‌انگیز و پذیرش آن کمی سخت است، خصوصا برای کسانی که ذهنی نخبه‌گرا و حضرت استادی دارند و مدت هفتاد سال است که در گوشه‌ای از ذهن خود مطالب بزرگانی را حک کرده‌اند و تامل و تحقیق بر صحت و سقم آن را بیهوده می‌پندارند.  با این حال باید گفت، هر چند دست‌نویس‌های متقدم موجود داراب‌نامه مربوط به سده نهم قمری است؛ اما به نظر بنده اصالت این روایت به سده ششم بازمی‌گردد. مطابق با دلایلی که در مقدمه بهمن‌شاه‌نامه ذکر شده است، داستان‌پرداز حقیقی روایت داراب‌نامه، ابوطاهر طرسوسی است و آن بخش از داراب‌نامه‌ای که امروز از ابوطاهر منتشر شده، خلاصه‌ای ناقص از روایت اصلی داراب‌نامه بوده و متن آن انتقادی و نهایی نیست و با سایر نسخ موجود مقابله نشده است، با وجود این افتادگی‌های بسیاری هم دارد که بر دیده اهل تحقیق پوشیده نمانده است.  بخش‌هایی هم که ذیل عنوان صحیح داراب‌نامه اما منتسب به محمد بیغمی-که احتمالاً اهل تبریز بوده- منتشر شده، مطابق با اقرار شخص او، قسمت‌های پراکنده‌ای از داراب‌نامه طرسوسی به زبان عربی بوده که بیغمی بر ادب فارسی منت نهاده و ابتدا آن‌ها را گرد آورده و سپس به نثری دلکش از تازی به پارسی برگردانده است. ارتباط بسیار نزدیک محتوای هر دو بخش مذکور، افتادگی‌های داراب‌نامه طرسوسی که اغلب با ترجمه بیغمی کامل می‌شود و شباهت گزارش بخشی از رویدادهای ترجمه بیغمی با «حماسه قران حبشی» از جمله دلایلی است که مرا به این نظر رهنمون ساخته است، این برآیند علمی حاصل مطالعه دست کم 70 نسخه خطی از آثار ابوطاهر طرسوسی و انس چندین ساله با حماسه‌های منثور فارسی است.   آیا اثر دیگری هم از مولف داراب‌نامه موجود است یا اینکه مانند بسیاری از نویسندگان کلاسیک که فقط یک اثر از آن‌ها باقی‌مانده، همین تک اثر از وی موجود است؟ از راوی داراب‌نامه ترجمه بیغمی، چند حماسه دیگر مثل قهرمان‌نامه، قران حبشی، مسیب‌نامه و ابومسلم‌نامه منتشر شده که در انتساب آن‌ها به ابوطاهر طرسوسی کوچکترین شکی نیست، ولی از چند روایت دیگر مثل جنگ‌نامه حضرت محمد حنفیه و امام زین‌العابدین یا تواریخ‌نامه، اطلاع دقیق و کاملی در دست نیست، پس تا تصحیح و انتشار آن‌ها، فعلا سه روایت اخیر را جزو آثار احتمالی طرسوسی در نظر می‌گیریم. اما از احوال، تاریخ زندگانی و آثار مترجم روایت داراب‌نامه، یعنی محمد بیغمی که محتملا اهل تبریز بوده، باید بگویم هیچ‌گونه مطلبی در دست نیست، جز آنکه یک جا در جلد پنجم داراب‌نامه می‌گوید از زمانی که مشغول جمع‌آوری، ترجمه و تدوین روایت داراب‌نامه شده 4فرزند خود را از دست داده است.   داستان حماسه‌ی بهمن‌شاه‌نامه چیست و در کجا اتفاق می‌افتد؟  داستان مربوط به ایران است یا اینکه در سرزمین دیگر روایت شده؟ این بخش مشتمل بر گزارش دلاوری‌ها و رویدادهایی است که بر سر بهمن بن فیروزشاه و فرزندش اشک بن بهمن در ممالک جنوبی و غربی افرنجیه، افریقیه، قسطنطنیه و صقلیه و یمن می‌گذرد. این هر دو از نوادگان داراب فرزند بهمن فرزند اسفندیارند، پس طبیعی است که ارتباط برجسته‌ای هم با تاریخ ایران داشته باشند.      مختصری هم درباره تصحیح بهمن‌شاه نامه بگویید و اینکه از چه نسخه یا نسخه‌هایی استفاده کرده‌اید؟ چون از بخش‌های نویافته بهمن‌شاه‌نامه تنها یک نسخه در دست بود، جلد چهارم و پنجم آن با تکیه بر دو نسخه تصحیح شده است؛ اما به دنبال آن هستم که در آینده تصحیحی توامان از روایت طرسوسی و بیغمی ارائه کنم.   این حماسه قبلا هم تصحیح، تحقیق یا ترجمه شده است؟ نخستین بار، شادروان استاد ذبیح‌الله صفا در سال 1339 بخش ابتدایی حماسه داراب‌نامه را در دو جلد تصحیح و منتشر کرد و آشنایی ما مدیون زحمات ایشان است. پنجاه سال بعد، زنده‌یاد استاد ایرج افشار ادامه داراب‌نامه ترجمه بیغمی را در سال 1387 ذیل جلد سوم و عنوان فیروزشاه‌نامه ارائه کرد و یک دهه طول نکشید که در سال 1397 جلد چهارم این حماسه فارسی موسوم به بهمن‌شاه‌نامه از سوی بنده و استاد حسین اسماعیلی تقدیم ادب‌دوستان شد. جلد پنجم داراب‌نامه هم سال 1394 به ناشر تحویل داده شده که به زودی روانه بازار خواهد شد.  تا کنون در ایران، تحقیقات بسیاری پیرامون داراب‌نامه و دیگر حماسه‌های منثور شده که در مقدمه کتاب بدان‌ها اشاره شده است؛ ولی به دلیل شناخت کم یا اصلاً عدم آشنایی استادان ادب فارسی با این متون، نبود متخصص و عامیانه انگاشته شدن آن‌ها، خروجی قابل ملاحظه‌ای را از تحقیقات این حوزه شاهد نبودیم، طرفه آنکه این تحقیقات هم بیشتر به قلم دانشجویان و در قالب رساله‌های دانشگاهی بوده، نه استادان و بسیاری از آنها هم موضوع و عنوانی تکراری یا محتوایی مشابه دارند. البته خدا رو شکر می‌کنم، چون در وضعیت بسیار بحرانی و دلخراش ادبیات دانشگاهی ایران، این موضوع در قیاس با دیگر مسائل، بسیار متعالی و مثبت است. در مقایسه با ایران، در کشورهایی مانند ترکیه، روسیه، فرانسه و آلمان تحقیق پیرامون این متون اگرچه اندک‌شمار بوده؛ اما نتایج درخشان و دوران‌سازی داشته و در اینجا شایسته است یادی و سپاسی از خانم‌ها دکتر «ایرنا ملیکف» از روسیه و «مارینا گیار» از فرانسه داشته باشم، هر چند که دیگر در میان ما نیستند.   در مورد ترجمه چطور؟ آیا این اثر به زبان‌های دیگر ترجمه شده؟ همان‌طور که قبلا اشاره کردم، داراب‌نامه از سده ششم ترجمه می‌شده و علاوه بر ایران، مخاطبان بسیاری در آسیای میانه و صغیر داشته و ترجمه بیغمی هم بر اساس متنی عربی بوده که مشخصات آن بر ما نامعلوم باقی مانده است. در قرن دهم قمری جلال‌زاده صالح چلبی عالم، مورخ، شاعر و مترجم معروف دوره سلطان سلیمان قانونی، همه روایت داراب‌نامه را در ده جلد برای سلطان قصه‌دوست ترک ترجمه کرده است. «ویلیام هاناوی» هم در سال 1974 میلادی ترجمه‌ای انگلیسی بر اساس بخشی از داراب‌نامه‌ بیغمی تصحیح صفا اراه کرده است.   در بخش ابتدایی کتاب از عدم توجه کافی به روایت‌های داستانی نظیر بهمن‌شاه‌نامه به خصوص در دانشگاه‌ها سخن گفته‌اید. مختصری هم در این باره بگویید. بله، از نظر بنده فقر توجه به حماسه‌های منثور فارسی و بسیاری از دیگر نفایس ادبی بیشتر ناشی از غلبگی نگاه نخبه‌گرا و شاهکاراندیش مرسوم در دانشگاه‌هاست، که عواقبی را برای تحقیقات دانشگاهی به دنبال داشته است. استادان ادب فارسی که بیشتر با متون درجه یک کلاسیک فارسی محشور بوده‌اند، فارغ از علاقه شخصی دانشجویان، سال‌های سال تا زمانی که به مرتبه بازنشستگی نایل شوند، شاگردان را به سویی راهنمایی می‌کنند، که خود بدان آشنا هستند و ضرورت تحقیق را در آن احساس می‌کنند. خروجی این روند می‌شود تصحیح چندباره شاهنامه فردوسی، مثنوی مولانا، گلستان و بوستان و غزلیات سعدی و یا دیوان حافظ و موضوعات تکراری مشابه تحقیق در این قبیل متون، فرض بفرمایید دانش‌آموختگان این رویه آموزشی قرار است فردا جای استادان خود را پر کنند و دوباره شاگردان خود را با چنین رویکردی راهنمایی کنند و باز تکرار همان آش و همان کاسه. پس طبیعی است که فاصله زمانی تصحیح داراب‌نامه از صفا تا افشار 50 سال طول بکشد و دانشجو رغبتی به کشف و معرفی ناشناخته‌ها نداشته باشد. هر چند موضوع پیشین محوری است، اما در پایان باید تاکید کنم که ضعف قدرت خرید دانشگاهیان ایران و گرانی کاغذ در صنعت چاپ هم ناگواری این وضعیت را دوچندان می‌کند.   به مجموع کارهای اخیر شما که نگاه می‌کنیم، بیشتر حماسه‌ها و داستان‌های پهلوانی را تصحیح و تحقیق کرده‌اید. آیا این علاقه شخصی است یا هدف خاصی پشت آن است؟ جز از شیفتگی و علاقه شخصی به حماسه‌های منثور و احیای میراث رو به فراموشی ادب حماسی هدف دیگری را دنبال نمی‌کنم.   در انتها اگر اثر یا آثاری در دست تهیه یا انتشار دارید هم بفرمایید. این روزها ویرایش دوم حماسه قران حبشی را در دست تحقیق دارم، اما دو حماسه ناشناخته و جذاب مسیب‌نامه و هفت‌قلعه را به ناشر سپرده‌ام و امیدوارم تا پایان نیمه اول سال جدید منتشر شوند. ]]> ادبيات Wed, 20 Feb 2019 06:37:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272151/فقر-توجه-حماسه-های-منثور-فارسی-باعث-فاصله-زمانی-50ساله-تصحیح-آثار تمدید 5 روزه مهلت ارسال آثار به جشنواره بین‌المللی شعر و داستان انقلاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272034/تمدید-5-روزه-مهلت-ارسال-آثار-جشنواره-بین-المللی-شعر-داستان-انقلاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی سپهر سوره هنر، به درخواست علاقه‌مندان به شرکت در یازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر و داستان انقلاب، مهلت ارسال اثر به دبیرخانه این رویداد ادبی تا پنجم اسفندماه تمدید شد. این زمان پیش‌تر تا ۳۰ بهمن‌ماه اعلام شده بود. بنا بر اعلام، یازدهمین جشنواره شعر و داستان انقلاب به‌منظور پاسداشت و ارتقای دستاوردهای شعر و داستان انقلاب و همچنین کشف استعدادهای برتر فروردین‌ماه ۱۳۹۸ همزمان با هفته هنر انقلاب اسلامی برگزار می‌شود. این رویداد ادبی توسط موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر با همکاری مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری در حال برگزاری است و در مرحله دریافت اثر قرار دارد. علاقه‌مندان به شرکت در این جشنواره می‌توانند آثار خود را به نشانی تهران، خیابان سمیه (نرسیده به خیابان حافظ)، حوزه هنری، طبقه منفی یک ارسال و برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت www.artfest.ir مراجعه کنند. ]]> ادبيات Tue, 19 Feb 2019 14:05:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272034/تمدید-5-روزه-مهلت-ارسال-آثار-جشنواره-بین-المللی-شعر-داستان-انقلاب زن رمان «پیاده» از چاه سیاست به چاه تهران افتاده است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272148/زن-رمان-پیاده-چاه-سیاست-تهران-افتاده بلقیس سلیمانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: جدیدترین اثرم به نام «پیاده» مراسم روز شنبه 11 اسفندماه در کتابفروشی کریمخان نشرچشمه که متعلق به ناشر اثر است، رونمایی خواهد شد. شخصیت اصلی رمان یک زن است و مخاطب در این اثر با رویارویی یک زن شهرستانی با دنیای سیاست و تهران مواجه می‌شود.   وی ادامه داد:‌ با اینکه اتفاقات رمان در دهه 60 رخ می‌دهد؛ اما اثر سیاسی نیست و تنها یک لایه نازکی از اثر درگیر سیاست است و بیشتر داستان به سختی‌هایی اشاره دارد که بر این زن می‌گذرد. زن رمان «پیاده»، شبیه زن‌های امروز نیست و زنی است که در چاه سیاست، به چاه تهران افتاده است و نمی‌تواند خودش را نجات دهد.     این نویسنده با اشاره به ویژگی‌های رمان «پیاده» گفت:‌ اثر یک شخصیت محوری دارد که همین زن است و نویسنده پشت سر همین راوی حرکت می‌کند. در واقع راوی دانای کل محدود است. این رمان نیز در امتداد آثار قبلی من است و در واقع برای روشن شدن جهان دیروز، یک قطعه به پازل کارهای من اضافه می‌کند.   بلقیس سلیمانی در پاسخ به این سال که «با توجه به زمان این رمان که در دهه 60 می‌گذرد،‌ آیا داستان این رمان به کتاب‌های «خاله‌بازی» و «بازی آخر بانو» نزدیک است؟»‌ اظهار کرد: تقریبا این نیز فضایی شبیه به این دو رمان دارد؛ البته آن دو اثر یک نظری به جهان جدید نیز داشتند اما این اثر جدید کاملا در دهه 60 می‌گذرد.   وی ادامه داد: در آن آثار مخاطب با زنانی روبه‌رو است که می‌توانند گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند؛ اما در این اثر ما با یک زن قربانی روبه‌رو هستیم که قدرت انتخاب ندارد و دائما قربانی مناسبات اجتماعی و سیاسی می‌شود.   جدیدترین اثر بلقیس سلیمانی تحت عنوان «پیاده»‌ در 218صفحه، شمارگان 1000نسخه و به‌بهای 28هزارتومان از سوی نشرچشمه منتشر خواهد شد. ]]> ادبيات Tue, 19 Feb 2019 12:39:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272148/زن-رمان-پیاده-چاه-سیاست-تهران-افتاده ​نقد و بررسی «شیفتگی‌ها»‌ در شهرکتاب پاسداران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272129/نقد-بررسی-شیفتگی-ها-شهرکتاب-پاسداران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «شیفتگی‌ها»، اثر دیگری از خابیر ماریاس، نویسنده اسپانیایی که چند روز پیش با ترجمه مهسا ملک‌مرزبان در ایران منتشر شد، ظرف مدت کوتاهی به چاپ دوم رسید و قرار است که امروز (30 بهمن‌ماه) نشست نقدوبررسی این اثر، بعد از گذشت پنج روز از عرضه آن در شهرکتاب پاسداران برگزار شود.   در این نشست علاوه بر حضور مهسا ملک‌مرزبان و صحبت درباره ویژگی‌های اثر، پونه مقیمی، روانشناس و لادن نیکنام، نویسنده و منتقد ادبی درباره اثر صحبت خواهند کرد. «شیفتگی‌ها» همانطور که از نامش برمی‌آید درباره عاشقی و دلدادگی است و از جان گرفتن حسی عمیق خبر می‌دهد که ناخواسته در درون فردی ریشه دوانده و او را به گوشه‌ها و زوایایی از ذهن می‌برد که هرگز از وجودشان باخبر نبوده و او را به کارهایی وامی‌دارد که جرات انجام‌شان را هیچگاه در خودش سراغ نداشته است. شیفتگی‌ها داستان رازهای سر به مُهر آدم‌هاست.   این رمان از ابتدا در بحر خاطره یک زن و شوهر به نام میگوئل و لویزا فرو می‌رود، زوجی که راوی داستان آنها را به چشم زوج کامل می‌بیند، و هر روز با آنها در یک کافه خاص صبحانه می‌خورد، بی آنکه خلوتشان را خدشه‌دار کند.   نشست نقد و بررسی رمان «شیفتگی‌ها»‌ از ساعت 18 الی 20 روز سه‌شنبه (30 بهمن‌ماه)‌ با حضور اهالی فرهنگ در شهرکتاب پاسداران واقع در خیابان پاسداران، بوستان دوم، پلاک 9 برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 19 Feb 2019 08:55:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272129/نقد-بررسی-شیفتگی-ها-شهرکتاب-پاسداران سیدقاسم: توجه به مکان دستاورد رمان‌نویسان امروز ایرانی است/عبدی: به من می‌گویند که بی‌پروا می‌نویسی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272120/سیدقاسم-توجه-مکان-دستاورد-رمان-نویسان-امروز-ایرانی-عبدی-می-گویند-بی-پروا-می-نویسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی رمان «ناتمامی» نوشته زهرا عبدی عصر روز گذشته (29 بهمن‌ماه)‌ با حضور نویسنده اثر و کارشناسان مریم حسینی، لیلا سیدقاسم و معصومه صادقی در دانشگاه الزهرا برگزار شد. مریم حسینی که مسئولیت اجرای این نشست را برعهده داشت در ابتدای جلسه گفت: وقتی یک نشست نقد کتاب در دانشکده ادبیات برگزار می‌شود، این انتظار وجود دارد که مخاطبان حاضر در نشست با نقد ادبی آشنا شوند. زهرا عبدی فارغ‌التحصیل دانشگاه تهران و دانشگاه علامه است و فضای دانشگاه را به خوبی در اثرش آورده است به طوری که وقتی من اثر را می‌خواندم، می‌توانستم حدس بزنم که این اتفاق در دفتر کدام استاد رخ داده است.   وی ادامه داد: شاید در بررسی این اثر، نخستین پرسش درباره عنوان کتاب باشد و این سوال ایجاد شود که «ناتمامی» بر چه دلالت دارد. در تمام نقدهایی که درباره این کتاب نوشته یا بیان شده نیز به این موضوع پرداخته شده است. رمانی که با ماجرای گم شدن دختری دانشجو آغاز می‌شود و ادامه پیدا می‌کند.     این استاد دانشگاه با اشاره به شباهت‌های اثر زهرا عبدی با اثر والتر بنیامین، فیلسوف آلمانی اظهار کرد:‌ والتر بنیامین را فیلسوف ناتمامی خوانده‌اند؛ چراکه همه آثارش به سمت ناتمامی می‌رود. شما به کتاب «پروژه پاساژها» که در ایران نیز ترجمه و منتشر شده است، دقت کنید؛ به نظرم این دو اثر شبیه به هم هستند.   وی افزود: شاید مهم‌ترین وجه شباهت کتاب زهرا عبدی با کتاب فیلسوف ناتمامی، زندگی مردم در شهری باشد که رو به ناتمامی می‌رود. شاید جالب باشد که بدانید والتر بنیامین علاوه بر کتاب‌هایش زندگی ناتمامی نیز داشت و خودش در 48 سالگی به زندگی‌اش پایان داد.   این پژوهشگر در توضیح ویژگی‌های اثر زهرا عبدی گفت: رمان «ناتمامی» از آن دست آثاری است که ماده لازم برای نقد ادبی را دارد و فکر می‌کنم که اثر خوبی برای دکتر پاینده باشد؛ چراکه می‌تواند انواع نقد ادبی را روی آن پیاده کند.   وی ادامه داد: از دیدگاه من این اثر یک نگاه ضدغربی دارد و این موضوع را در برخی صفحات کتاب می‌توان، مشاهده کرد. یکی دیگر از نقاط جذاب رمان «ناتمامی» نمادهایی است که نویسنده در این اثر به خوبی از آن‌ها استفاده کرده است.     مکان‌ها تنها صحنه‌ای منفعل برای کنش‌های تاریخی نیستند در ادامه این برنامه لیلا سیدقاسم به توضیح درباره جغرافیای ادبی «ناتمامی» پرداخت و گفت: من شتاب‌زده سعی می‌کنم رمان «ناتمامی» را از زاویه جغرافیای ادبی بررسی کنم. کار سختی نیست چون احتمالا خیلی‌ها در این جمع با من موافقند که یک لایه جغرافیایی در سراسر این رمان کشیده شده است. حسنش این است که جغرافیای ادبی اساسا شاخه مطالعاتی‌ای است که رویکرد بینارشته‌ای دارد و به راحتی با مباحث دیگر مثل فمینیسم، سیاست و حتی مساله محیط زیست می‌آمیزد.   وی ادامه داد: بد نیست ابتدا کمی از رویکرد جغرافیای ادبی بگویم. یک مقاله خانم دکتر نوح پیشه و بنده در مجله «نقد ادبی» درباره جغرافیای ادبی منتشر کرده‌ایم که چهارچوب این رشته مطالعاتی را روشن می‌کند. به طور خلاصه، رشته «جغرافیای ادبی» شاخه‌های مختلف آن مانند نقد جغرافیایی در دهه 90 در پژوهش‌های علوم انسانی شکل گرفت چون در این دهه مطالعات مربوط به «فضا» و «مکان» برجسته شد. سنت نانوشته آن البته از قبل وجود داشت. «جغرافیای ادبی» فضاهای ادبی و جغرافیایی را در ارتباط با هم بررسی می‌کند و می‌توان آن را شکلی از نقد ادبی به شمار آورد.   این استاد دانشگاهی در توضیح جغرافیای ادبی اظهار کرد: دو جریان، زمینه پیدایش و رشد نظام‌مند این رشته را فراهم کرد؛ نخست اینکه در علوم انسانی به دنبال یک دوره ده‌ها ساله که در آن مفاهیم مربوط به زمان اهمیت ویژه‌ای داشتند، مفهوم «فضا» برجسته شد. جریان موثر دیگر این بود که برخی تئوری‌های قدیمی‌تر مرتبط با فضا در ادبیات، مانند تئوری «پیوستار زمانی- مکانی» باختین در سال 1981(در اصل 1930) و تئوری فوکو درباره «درهمستان» یا «دگرآرمانشهر» در سال 1984(در اصل 1967) پایه و بنیان جغرافیای ادبی قرار گرفت. وی افزود: مکان‌ها تنها صحنه‌ای منفعل برای کنش‌های تاریخی نیستند، بلکه محصولی معنادار و موجد تغییرات هستند که در توسعه فرهنگی‌ نقش ایفا می‌کنند. مکان‌ها ارزش‌ها و رمزهای فرهنگی را منعکس می‌کنند که در قراردادهای مختلف اجتماعی و سیاسی بازنمایی شده و ساختار جامعه را تشکیل می‌دهد؛ از این منظر معنای فضا همواره با ستیزه‌هایی که بر سر قدرت رخ می‌دهد ارتباط دارد. مفهومی که روزگاری به شکل ابتدایی تنها به فضای جغرافیایی ارجاع داده می‌شد، اکنون با مفهوم طبقه اجتماعی، سرمایه، جنسیت و نژاد گره خورده است. این مفاهیم یک چارچوب ذهنی برای درک قدرت و جامعه در زمان‌های دور و نزدیک به‌وجود می‌آورند. این ارجاعات را به وفور در «ناتمامی» می بینیم.   سیدقاسم با اشاره به استفاده‌ نویسندگان ایران و جهان از جغرافیا در آثارشان گفت:‌ بعضی نویسنده‌ها به طور گسترده به منطقه جغرافیایی خاصی مرتبط هستند، برای مثال دیکنز با لندن، بالزاک با پاریس، خواهران برونته با یورک شر، تورگنیوف با دشت‌های وسیع روسیه، فاکنر با امریکای جنوبی و جان اشتاین بک با کالیفرنیا به یاد آورده می‌شوند؛ در ایران نیز شهر تهران با جمالزاده و فصیح و سپانلو، اصفهان با حمید مصدق، اهواز با احمد محمود، شیراز با صادق چوبک و خراسان با محمود دولت‌‌آبادی پیوند خورده است.   وی افزود: برخلاف نویسندگان معاصر اروپا، نویسندگان ایرانی توجه زیادی به شهر و مکان‌های واقعی پیرامون خود نشان نمی‌دهند. دیگر این که ساز و کار عناصر مکانی در شعر و داستان‌های معاصر ایرانی و اروپایی متفاوت است. بازنمایی فضای شهری در اغلب آثار ادبی اروپا روشی برای بازنمایی فضای فکری حاکم بر شهر به عنوان عنصر مهم مدرنیته است، مثل پاریس در آثار بالزاک و لندن در آثار دیکنز. در حالی که به نظر می‌رسد که در بسیاری از داستان‌های ایرانی این طور نیست. پاینده مقاله خوبی در این باره دارد.   برگزیده جایزه جلال آل‌احمد در ادامه اظهار کرد: با این حال اشارات مکانی در رمان واقع‌گرا قابل چشم‌پوشی نیست. در آثار محمد مسعود، مشفق کاشانی، غزاله علیزاده یا اسماعیل فصیح اشاره‌های متعددی به مکان‌های مشخص شهری دیده می‌شود. همین‌طور جمالزاده. در سال‌های اخیر مطالعات جامعه‌شناختی محدودی در آثار ادبی و بیشتر با تاکید بر هویت و ارتباط آن با مقولات جغرافیایی مانند «شهر» انجام یافته است. برای مثال قانعی‌راد زندگی شهری را در آثار بعضی روشنفکران ادبی شهر تهران در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که در این آثار نوعی ناامنی هستی‌شناختی نسبت به فضای شهری به چشم می‌خورد.   وی ادامه داد: نارضایتی از سیستم‌های جدید شهری در آثار عباس معروفی؛ مطالعه رمان‌های دوره رضا پهلوی (تهران مخوف، یادگار یک شب، تفریحات شب و زیبا) نشان صرفا قشر کوچک تحصیل‌کرده و‌ فرنگی‌مآب و متجدد بوده‌اند که فضاهای شهری تهران را در تناقضات مدرنیته بازتولید کرده‌اند و در واقع، شهر تهران در ابتدای مواجهه‌ جدی با مدرنیزاسیون قرار داشته است. به خصوص خیابان لاله‌زار.   سیدقاسم با اشاره به جغرافیای ادبی در رمان زهرا عبدی گفت: ویژگی مهم رمان از آنجا شکل می‌گیرد که نویسنده آن اهمیت فضا و مکان در دنیای مدرن یا رو به مدرن را دریافته است. فضا را بستری برای چندگانگی یا تنوع قرار داده؛ بستری که در آن تمام زاویه دیدها، خاص و وابسته به تجربیاتی است که منحصر به یک فضا یا جامعه یا دوره زمانی هستند. مفهوم مکان بسیار قدرتمند، تعیین‌کننده و پیش‌برنده است. مکان‌ها دو دسته‌اند، یا رها شده و بی‌صاحب و خارج از کنترل هستند که همین هویت رهاشدگی و بی‌شناسنامگی را به مکین خود منتقل می‌کنند یا به شدت تحت کنترل و محدودند که حس در تنگ‌ماندگی را تزریق می‌کنند. مثل دانشگاه و بندر. همین است که نویسنده خیلی بجا استعاره تُنگ را می‌سازد؛ دانشگاه تنگ است؛ بوشهر تنگ است؛ شمسایی، لیان و برادرش این را خوب می‌فهمند.   وی ادامه داد: حتی هویت شخصیت‌ها هم در تعامل‌شان با مکان‌های خاص رقم می‌خورد؛ دقت کنید به پناه و جهانگیر که به سبب برخورد متفاوت‌شان با مکان مشترک صاحب دو هویت متضاد می‌شوند؛ نه به‌خاطر تفاوت‌های طبقاتی یا نژادی‌شان. سفر قهرمانی هم با مفهوم مکان پیوند خورده؛ تکامل یافتگی یعنی قدرت پذیرش و آشتی دادن مکان‌های دور. ارزش لیان به این بود که از یک مکان خاص آمده بود و رنگ آن مکان را در خودش انکار نمی‌کرد در مکان ساختگی‌ای به نام دانشگاه رشد می‌کرد و به سراغ مکان دوری به نام دروازه غار می‌رفت.   این پژوهشگر ادبی با اشاره به توجه زهرا عبدی به عنصر مکان در اثرش اظهار کرد: توجه به مکان چیزی است که رمان‌نویسان امروز ایرانی به دست آوردند؛ اما چند مکانی چه موجد تکثر گفتمان و شکننده تک گفتمان است. این رمان در اتصالی که بین قلمروهای جغرافیایی متنوع مثل تبریز، بوشهر، شمال و مرکز برقرار می‌کند بستری می‌سازد برای بررسی تفاوت‌های قومی و نژادی و اشتراکات. مهمترین اشتراک همه، حس ناخرسندی و غربت است. مثل بچه‌ای که مادرش او را زیر مشت و لگد گرفته است. وی افزود:‌ آنچه می‌بینم، نمی‌خواهم نقطه اشتراک همه است. چون مکان‌ها به شکل معمولی غیرمعمول شده‌اند. بعضی از مکان‌ها در گذار غیرطبیعی به مدرنتیه به وضعیت غیرمعمول رسیدند و بعضی‌ها از پس رهاشدگی. فضا با بازنمایی در زبان، لباس و معماری، خوراک، موسیقی و دیگر نشانه‌های فضا و مکان تقویت و همراه شد و در چرخش در جغرافیای تهران گره می‌خورد با مفاهیم طبقات اجتماعی و سرمایه.   سیدقاسم در توضیح رویکرد بینارشته‌ای در مطالعات جغرافیای ادبی گفت: ارتباط تنگاتنگ جغرافیای ادبی با مفاهیم و تئوری‌های پسااستعماری دارد و بستر مناسبی برای تحلیل است. هویت قومی، ارتباطات بینافرهنگی، تبعید و مهاجرت. البته این رمان بستر مناسبی نیست برای این تئوری‌ها چون با اینکه «ناتمامی» مساله‌ گریز از وطن را طرح می‌کند؛ اما آن را ناتمام و در آستانه می‌گذارد. شاید تا رمان بعدی خود. جز به ندرت سراغ ریشه‌های استعماری شرایط موجود نمی‌رود؛ یک مورد به یاد دارم مساله بندر خصب و تحریم و قاچاق که بسیار مرتبط است.   وی افزود: دلیلش این است که بیشتر جریانی روانکاوی و خودشناسی را دنبال می‌کند. در عوض به همین دلیل ما دعواهای قومی در خوابگاه را شاهد هستیم و تنش‌های فرهنگی را. خوابگاه از آن مکان‌های ساختگی است که براکنشی از مکان‌های مختلف است. ارتباطات بینافرهنگی بیشتر مبتنی بر تمسخر و طرد است تا پذیرش و سازش. مکان‌ها با هم در جنگ هستند. و نتیجه‌اش ناتوانی محض است از ساختن مکان همگانی‌ای که می‌توانست تهران باشد.   هویت تهران در ناتمامی با مفهوم جنسیت گره می‌خورد این مدرس دانشگاه با اشاره به مثلث جغرافیا، فمینیسم و ادبیات گفت: مثلث جغرافیا، فمینیسم و ادبیات رویکرد بینارشته‌ای دیگری را می‌سازد که اتفاقا خیلی در این رمان دنبال کردنی است؛ فمینیست‌ها مفاهیم خانه و جامعه را در رمان نویسندگان زن بررسی می‌کنند. هویت تهران در ناتمامی با مفهوم جنسیت گره می‌خورد. تهران زنی است که حرام‌زاده‌ای در شکم دارد اما خودش هم نمی‌داند کی و چطور نطفه‌اش شکل گرفته؛ فقط رمان به ما می‌فهماند که این اژدها یک پدر ندارد. بنابراین مفهوم تجاوز رو در ذهن مخاطب شکل می‌دهد؛ گرچه شناسایی متجاوزین را رسالت خودش نمی‌داند. از سوی دیگر این رمان تضعیف و اضمحلال ابعاد زنانگی را نشان می‌دهد. هم در شهر و هم در ساکنان شهر.   وی ادامه داد: تهی شدن از ظرافت‌های زنانه از مکان شروع می‌شود و به انسان‌ها سرایت می‌کند. چطور می‌توان در مکانی مثل دروازه غار زنانگی را حفظ کرد، جایی که زن بودن و مادر بودن بهای بسیار گزافی دارد؛ زن بودن محکوم به نابودی است پس جایگزین می‌شود با ابعاد مردانه و گاهی خشن؛ تنسگل را ببینید که چطور خون دستش را می‌مکد؛ چطور روی عجیف می‌افتد و گونه‌اش را با دندان می‌کند. مهمترین بعد زنانه‌ای که تهران ناتمامی از دست می‌دهد مادر بودن است که تعبیرش می‌شود از دست دادن امنیت و احساس امنیت. یک ناامنی اجتناب‌ناپذیر همه مکان‌ها را در خود گرفته است و همه شخصیت‌ها هم آن را درک می‌کنند؛ از پدر لیان در بوشهر تا پناه و جهانگیر و شمسایی و سولماز و بقیه. همه در آستانه ایستاده‌اند ولی آن سوی آستانه برای هرکس چیست؟ گمان نمی‌کنم هیچ‌کس از جمله نویسنده هم جوابش را بداند. لیلا سید قاسم در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت: رویکرد بینارشته‌ای بعدی، «جغرافیای ادبی - سیاسی» است که در آن روابط پیچیده سیاست و فضا در متون ادبی دستمایه پژوهش قرار می‌گیرند که فکر می‌کنم این موضوع نیز زمان زیادی می‌خواهد تا بتوان آن را شرح داد.     سعی می‌کنم منتقد اجتماعی باشم در ادامه این مراسم زهرا عبدی، نویسنده اثر در توضیح ضمن تشکر از برگزاری چنین نشستی اظهار کرد: خوشحالم که این رمان به مکان اصلی خودش، یعنی دانشگاه برگشته است؛ یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های این اثر فضای دانشگاه است و شاید به همین دلیل دوستان دانشجو بیشتر با این اثر ارتباط برقرار کردند.   وی ادامه داد: دانشگاه بعد از انقلاب پنجره و دری بود که باز شد و بعد از آن درهای زیادی رو به زن‌ها باز شد. ما بخش ارزشمندی از عمر خودمان را در این محیط گذرانده‌ایم و دانشگاه معنای ویژه‌ای برای ما پیدا کرده است. من کمتر دیده‌ام که داستان به این محیط پرداخته شود؛ البته من در این کتاب قصد داشتم تا قصه تعریف کنم و نمی‌خواستم به عمد به دانشگاه بپردازم؛ اما تجربه زیست تاثیرگذار است.   نویسنده کتاب «ناتمامی» با اشاره به زنان داستان‌هایش گفت: من در رمان قبلی نیز به زن‌ها پرداخته بودم؛ زن‌هایی که درگیر مساله زن بودند. به نظرم نسل بعدی زن‌های «روز حلزون» در «ناتمامی» به دانشگاه و خوابگاه می‌آیند و هر کدام از شهر و دیار خود در دل تهران ریخته می‌شوند؛ شهری که من آن را نامادری زیبا و بداخلاق می‌دانم؛ زنی که از جنین اژدهایش خبر ندارد.   وی افزود: این زن‌ها در رمان بعدی من نیز حضور دارند و شما در این کتاب با چهار زن روبه‌رو هستید که افراد رسانه‌ای هستند و هر کدام سرنوشت متفاوتی پیدا می‌کنند. در آن رمان من نشان داده‌ام که چطور رسانه دارد همه ما را می‌خورد.   زهرا عبدی در توضیح رمان جدیدش گفت: رمان جدید من از اردیبهشت 95 در ارشاد است و دوستان به من می‌گویند که بی‌پروا می‌نویسی. من سعی می‌کنم که منتقد اجتماعی باشم. اردلان سرافراز و ایرج جنتی 50 سال است که یک نگاه اجتماعی دارند و این ربطی به بعد و قبل از انقلاب نداشته است.   وی ادامه داد: اتفاقا امید از آنجا می‌آید که ما همه چیز را ببینیم و اگر مثلا من غذا، مسکن و پوشاک دارم به فکر آن قسمتی از جامعه که چنین امکاناتی ندارند، نیز باشم. به نظرم، ما باید تفاوتی میان منتقد سیاسی و منتقد اجتماعی قائل باشیم؛ چراکه پتانسیل قهرمان شدن در منتقد سیاسی وجود دارد؛ اما منتقد اجتماعی چنین امتیازهایی را ندارد.   این نویسنده در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت: من اگر الان روسری خودم را دربیاورم و سر چوپ بزنم شاید امتیازهایی را در آن سر دنیا به من بدهند و شاید مطرح شوم؛ اما کسی به منتقد اجتماعی امتیازی نمی‌دهد. در حال حاضر گران‌ترین فستیوال‌های دنیا برای ادبیات جویس برگزار می‌شود و حال او کسی بود که همسرش از بی‌دارویی مرد و خودش به معنی واقعی کلمه گرسنگی کشید. با این حال امید او را زنده نگه داشت تا بنویسد.   زهرا عبدی به زیبایی از ادبیات کلاسیک استفاده کرده است معصومه صادقی که آخرین سخنران این نشست بود، با اشاره به پتانسیل‌های «ناتمامی» گفت: کتاب زهرا عبدی را می‌توان از منظر نقد اسطوره‌ای،‌ نقد اجتماعی، نقد جغرافیای ادبی، از دیدگاه ادبیات کلاسیک، از دیدگاه تاریخ، از دیدگاه مساله زن، مساله گم‌گشتگی و یافتن خود و از مساله دانشگاه مورد تحلیل و بررسی قرار داد که من این اثر را از دید اسطوره‌ای، تاثیر ادبیات کلاسیک و تاریخ معاصر بررسی خواهم کرد.   وی ادامه داد: مهم‌ترین اسطوره‌ که در این رمان به آن پرداخته شد، گیل‌گمش است. گیل‌گمش پادشاهی بوده که بر مردم ظلم می‌کرد، از این رو مردم دعا می‌کنند که شخصی بیاید و با او مبارزه کند. بنابراین انکیدو می‌آید شخصی که ابتدا به جنگ گیل‌گمش می‌آید اما در ادامه با او دوست و همراه می‌شود. زهرا عبدی در اثرش به وضوح به این داستان اسطوره‌ای پرداخته است. حتی در جایی می‌بینیم که سولماز می‌گوید من گیل‌گمش هستم و لیان، انکیدو. خود واژه لیان نیز جنبه اسطوره‌ای دارد و نام قدیم شهر بوشهر است. در واقع باید بگویم که در این رمان از اسطوره به خوبی استفاده شده است.   این دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی در توضیح استفاده عبدی از ادبیات کلاسیک اظهار کرد:‌ من همیشه این دغدغه را داشتم که چرا در ادبیات معاصر، ادبیات کلاسیک حضور ندارد و وقتی این کتاب را خواندم، بسیار لذت بردم. در بیان زندگی افراد این کتاب به خوبی از ادبیات کلاسیک استفاده شده است. برای مثال می‌بینیم که شخصیت‌های اصلی رودکی می‌خوانند یا داستان‌هایی از ادبیات کلاسیک را مطرح می‌کنند که به دلیل آنکه شخصیت‌های داستانی ادبیاتی و دانشگاهی هستند، این موضوع به خوبی در رمان جای گرفته است.   وی افزود:‌ البته در چند جای رمان مشاهده می‌شود که همین شخصیت‌های ادبی و دانشگاهی،‌ نسبت به ادبیات کلاسیک بدبین هستند و مقابل ادبیات کلاسیک جبهه می‌گیرند که من متوجه دلیل این موضوع نشده‌ام. صادقی در پایان با اشاره به استفاده عبدی از تاریخ معاصر گفت: زهرا عبدی استفاده بسیار خوب و لذتبخشی از از تاریخ معاصر داشته است. برای مثال شخصیت جهانگیر (شخصی که عاشق سولماز است) که از نوادگان میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل است آن داستان را تکرار می‌کند یا در جایی نویسنده به داستان امیرکبیر اشاره می‌کند و هنر او این است که داستان را به شکلی در دل رمان می‌آورد که از کار بیرون نمی‌زند و همه به راحتی می‌توانند آن را قبول کنند. ]]> ادبيات Tue, 19 Feb 2019 08:44:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272120/سیدقاسم-توجه-مکان-دستاورد-رمان-نویسان-امروز-ایرانی-عبدی-می-گویند-بی-پروا-می-نویسی نقدوبررسی رمان «هشت شهر عشق» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272117/نقدوبررسی-رمان-هشت-شهر-عشق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی، صدوچهاردهمین نشست تخصصی زرین قلم با نقد و بررسی رمان «هشت شهر عشق» سه‌شنبه ۳۰ بهمن ساعت ۱۶ با حضور کتایون شیدایی نویسنده کتاب برگزار می‌شود.  «هشت شهر عشق» رمانی تاریخی، عرفانی، حماسی است که بستری داستانی دارد. این کتاب در نمایشگاه کتاب امسال عرضه شد. از آنجا که نویسنده کتاب کرمانشاهی و از اهالی شهرستان صحنه است، مراسم رونمایی از این کتاب در این شهرستان برگزار شد.  فرحناز علیزاده نویسنده و داستان‌نویس و ابراهیم مهدی‌زاده نویسنده و شاعر و اکبر قناعت‌زاده نویسنده منتقدان این نشست هستند.    علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند به نشانی پاسداران، خیابان شهید گل نبی، خیابان شهید ناطق نوری، میدان قبا، فرهنگ‌سرای رسانه و شبکه‌های اجتماعی مراجعه کنند. ]]> ادبيات Tue, 19 Feb 2019 06:49:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272117/نقدوبررسی-رمان-هشت-شهر-عشق خوزستان میزبان ششمین جشنواره منطقه‌ای قصه‌گویی است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272099/خوزستان-میزبان-ششمین-جشنواره-منطقه-ای-قصه-گویی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در خوزستان، منصور کوهی رستمی با بیان این مطلب گفت: در این جشنواره ۳۲ کتابدار از استان‌های چهارمحال و بختیاری، خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد و لرستان حضور دارند. وی با اشاره به اهداف این جشنوراه افزود: ترویج قصه‌گویی به عنوان ابزاری تربیتی و فرهنگی در کتابخانه‌ها، شناسایی کتابداران قصه‌گو، ارزیابی میزان توانمندی و مهارت‌های آنان، سنجش مهارت‌ها و کارآمدی کتابداران در امر قصه‌گویی از اهداف این جشنواره است. مدیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی استان خوزستان افزود: دراین جشنواره کتابداران قصه‌های خود را ارائه کرده و توسط سه داور ارزیابی می‌شوند.   ]]> استان‌ها Tue, 19 Feb 2019 05:59:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272099/خوزستان-میزبان-ششمین-جشنواره-منطقه-ای-قصه-گویی فرزندان بزرگان ادبیات برای مبارزه با جعلیات بسیج شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271926/فرزندان-بزرگان-ادبیات-مبارزه-جعلیات-بسیج-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با گسترش استفاده از فضای مجازی بارها رسانه‌های مختلف به فواید و مضررات این محیط پرداخته‌اند، شاید قدرت رسانه‌ای را بتوان مهم‌ترین فایده این فضا و عدم اعتبار مطالب را بتوان یکی از ضعف‌های قابل توجه این محیط دانست. به هرحال با همه این فواید و مضرات هر روز به تعداد علاقه‌مندان به این فضا اضافه می‌شود و وظیفه ماست که در همین راستا برای بهبود اوضاع تلاش کنیم. متاسفانه در سال‌های گذشته و باتوجه به استقبال مردم از صفحات ادبی شاهد انتشار مطالبی هستیم که هیچ ارتباطی با خالق آنها ندارد. به عبارت ساده‌تر عده‌ای در این فضا جملات یا شعرهای عامه‌پسند و سطحی را با نام افراد شناخته شده منتشر می‌کنند و همین اتفاق باعث می‌شود تا شاهد حجم قابل توجهی از به اشتراک‌گذاری مطالب جعلی باشیم. البته دغدغه‌مندان حوزه فرهنگ نیز در این مدت بیکار ننشسته‌اند و اقدامات متعددی را انجام داده‌اند. شاید یکی از مهم‌ترین اقدامات ایجاد کمپین «مبارزه با نشر جعلیات» است که این روزها با همین نام در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و فیس‌بوک فعالیت‌های گسترده‌ای دارد. در همین راستا به سراغ سینا بهمنش یکی از اعضای این کمپین رفتیم تا با او درباره فعالیت‌های این کمپین صحبت کنیم. بهمنش در روزهای اخیر تلاش‌های گسترده‌ای را برای آشنایی مردم با کمپین «مبارزه با نشر جعلیات» انجام داده است.   در ابتدا درباره شروع فعالیت‌های این کمپین توضیح دهید و بفرمایید که اولین جرقه این کمپین را چه کسی زد و چه کسی همه را بسیج کرد تا این کمپین شکل گیرد؟ این کمپین در خرداد ۱۳۹۴ به همّت جمعی از دانشجویان ادبیّات فارسی، تاریخ و جامعه‌شناسی دانشگاه تهران تشکیل شد. هسته مرکزی این گروه را دانشجویانی تشکیل می‌دادند که از نشر جعلیّات در فضای مجازی نگران و از عواقب فرهنگی آن آگاه بودند. در ادامه راه جمعی از استادان دانشگاه، کارشناسان ادبیات، شاعران و ادیبان، فرزندان شاعران معاصرمان و نمایندگان آنها هم به این کمپین پیوستند. در حال حاضر اعضای گروه اجرایی کمپین عبارتند از: 1- استادان دانشگاه: - روزبه زرین‌کوب، برادرزاده دکترعبدالحسین زرین‌کوب و عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران؛ - زهرا حیاتی، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیّات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی؛ - غلامرضا سالمیان، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه؛ - مرتضی رشیدی، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد واحد نجف آباد؛ -اسماعیل امینی دکتری ادبیّات فارسی و روزنامه‌نگار.    2- نمایندگان و بستگان صاحبان آثار: - یلدا ابتهاج، دختر استاد هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)؛ - آیه امین‌پور، دانشجوی کارشناسی ادبیّات فارسی و دختر قیصر امین‌پور؛ -آنا پناهی، دختر حسین پناهی؛ -بهار مشیری، دختر فریدون مشیری؛ -زردشت اخوان، پسر مهدی اخوان‌ثالث؛ -علی بهبهانی، پسر سیمین بهبهانی؛ -ملیکا افتخاریان، مسئول صفحات مجازی فریدون مشیری؛ -رضا ضیاء، مسئول کانال صادق هدایت؛ -آزاد عندلیبی، از مسئولان سایت و کانال رسمی احمد شاملو؛ -منیر سارا سرائی، شاعر و نماینده شمس لنگرودی؛ -سینا بهمنش، شاعر و نماینده سیدعلی صالحی   3-همکاران بخش ادبیّات فارسی: سیدعلی میرافضلی، کارشناس و پژوهشگر ادبیّات فارسی؛ ریحانه حجت‌الاسلامی، شیما علاقبند‌راد دانشجویان دکتری ادبیّات فارسی دانشگاه تهران؛ ستایش دشتی، دانشجوی کارشناسی ادبیّات فارسی و فرانسه دانشگاه تهران؛ حمیدرضا سلمانی، دکتری ادبیّات فارسی دانشگاه تهران؛ علی‌اصغر بشیری، دکتری ادبیّات فارسی دانشگاه بوعلی؛ رضا خبازها، دانشجوی دکتری ادبیّات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی؛ بلال بحرانی، دانشجوی دکتری ادبیّات فارسی دانشگاه بوعلی؛ سهیل یاری گل‌درّه و خلیل کهریزی، دانشجویان دکتری ادبیّات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه؛ نازنین توتونچیان، عاطفه یوسفی و عرفان چوبینه، ‌کارشناسان ارشد ادبیّات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی؛ الوند بهاری، دانشجوی دکتری ادبیّات فارسی دانشگاه خوارزمی؛ مهدیه جوادی و هدا کجوری دانشجویان دکتری دانشگاه مازندران؛ حیدر زندی، شاهنامه‌پژوه؛ هادی نائینی، کارشناس ارشد ادبیّات فارسی دانشگاه تهران و سحر سپهری، دانشجوی کارشناسی ادبیّات فارسی دانشگاه تهران؛ سمانه عابدینی کارشناس ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور و سمیرا فرقانی کارشناس ارشد ادبیات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. فاطمه محصل دانشجوی کارشناسی ادبیات فارسی دانشگاه تهران.    4- همکاران بخش تاریخ: لیلی ورهرام، کارشناس باستان‌شناسی و دانشجوی دکتری فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران و فهیمه موسوی، کارشناس ارشد تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی.   5-همکاران بخش طراحی: محمدرضا یاسینی، محید ترکابادی، راضیه عبدی، ثمین قیاسی.   چرا بخش قابل توجهی از اعضای اصلی را فرزندان شاعران مطرح تشکیل می‌دهند؟ این افراد به چه دلیل آنقدر فعال شده‌اند؟ مسلما فرزندان شاعران نام آشنایمان درک بهتری از این میراث (ادبیات) دارند و دغدغه‌شان برای حفظ این میراث بیشتر از هرکس دیگری است. در بخشی از این مصاحبه به گروه‌های مختلف اجرایی کمپین اشاره کردم و نام بسیاری از اعضای اصلی را ذکر کردم و امیدوارم نامی از قلم نیفتاده باشد. همراهی فرزندان شاعران بزرگمان با کمپین، هم موجب دلگرمی اعضای کمپین شد و هم به بخش ادبیات معاصرمان اعتبار بیشتری بخشید. به شخصه شاهد برخوردهای نامطلوبی از طرف ناشران جعلیات با آنها بوده‌ام و برایشان صبر و تحمل آرزو دارم. از طرفی، فرض کنید در جمعی انشای ساده یک نوجوان را به یکی از بستگان ادیب شما نسبت دهند، شما چه احساسی خواهید داشت؟ چگونه با چنین مطلب کذبی مقابله می‌کنید؟ امیدوارم روزی حفظ فرهنگ و هنرمان دغدغه همه ما باشد و همه ما میراث ادبی‌مان را سرمایه خودمان و نسل‌های پس از خودمان بدانیم و در حفظ و گسترش آن بکوشیم.     سه سال از شروع این کمپین گذشته است؛ بدون شک با طی کردن بخشی از مسیر، اطلاعات تازه‌ای بدست آمده و شاید شرایط نسبت به سه سال پیش تغییر کرده باشد. از نظر شما امروز کمپین با سه سال پیش آن چه تغییری کرده است؟ طی سه سال و نیم گذشته روند فعالیت کمپین رو به تکامل بوده است. از جمله روش‌های یافتن جعلیات، تشخیص و جداسازی آثار اصلی از متون جعلی و تعیین نحوه اعلام موارد جعلی. در این راه با پیوستن استادان و خبرگان ادبیات به گروه اجرایی، تعیین صحت و سقم مطالب بسیار سریع‌تر و دقیق‌تر شده است؛ اما چون ملاک و مرجع ما کتاب است و کلیه فعالیت‌هایمان توسط افراد محدودی که قبول زحمت کرده‌اند انجام می‌شود، همیشه با کمبود زمان مواجه بوده‌ایم. بنابراین فعالیت کمپین را به مواردی که بیشترین انتشار را در فضای مجازی دارند و به شاعران و نویسندگان نام آشنا محدود کرده‌ایم. در واقع با حجم عظیم جعلیاتی که در حال انتشار است، بررسی تمام مواردی که به‌عنوان سخنان سیاستمداران و مشاهیر غیرایرانی و یا مطالبی که تحت عنوان فرهنگ و رسوم ملی و آئینی منتشر می‌شود، امکان‌پذیر نیست. از طرفی با تغییر شکل جعلیات و روش‌های انتشار آنها هم مواجه بوده‌ایم. اگر زمانی یک مطلب جعلی به‌صورت متن پیامکی دست‌به‌دست می‌شد، امروزه با پیشرفت امکانات فضاهای مجازی با کلیپ‌های صوتی و تصویری و تقلید صدا و جلوه‌های سمعی و بصری روبه‌رو هستیم. در یک سال اخیر دامنه جعلیات به برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی و به شکل مکتوب حتی به کتاب‌های درسی و کمک آموزشی هم کشیده شده است. یعنی علاوه بر مبارزه با انتشار جعلیات در فضای مجازی، حالا دغدغه ما جلوگیری از حضور رو به گسترش آنها در دیگر رسانه‌ها هم هست.     آیا شاعران جوان برای مطرح شدن از این تکنیک بهره می‌برند؟ یعنی شعر خودشان را به نام یکی از بزرگان مطرح می‌کنند و بعد می‌گویند که این شعر من است یا عکس آن. بعضی نوقلمان جوان و جویای‌نام برای مشهور شدن عجله دارند و گاهی به شیطنت می‌پردازند. روش کار آنها اینگونه است که زیر شعر یا متنی از خود نام شاعر بزرگی مثلا بانو سیمین بهبهانی را می‌نویسند و آن متن را به تمام گروه‌های ادبی و خانوادگی و ورزشی و سیاسی و جوک و سرگرمی می‌فرستند؛ بعد از یک هفته که آن مطلب به واسطه نام یک شاعر بزرگ دست به دست شد و مورد توجه مخاطبان قرارگرفت، آن شاعر نوپا شروع به بیانیه دادن می‌کند که «ای داد بیداد به دادم برسید که فلان شعر مرا عده‌ای به نام دیگری منتشر کرده‌اند.» با این روش هم نام خود را در کنار نام یکی از شاعران نام آشنایمان مطرح می‌کند، هم این شائبه را به وجود می‌آورد که چون شعرش در حد آثار بزرگان است، چنین اشتباهی به وجود آمده و هم با مظلوم‌نمایی حس ترحم مردم ساده دل‌مان را برمی‌انگیزد تا شعرش را با نام خودش بازنشر کنند. پس از یک هفته او شاعری می‌شود مشهور ولی ضربه‌ای که به ادبیات می‌زند همان ضربه‌ای است که جاعلان متون ادبی به ادبیات‌مان می‌زنند. در وضعیت عکس این حالت، کاری است که بعضی از جاعلان انجام می‌دهند. به هر حال این افراد برای تولید محتوای کانال‌ها و گروه‌ها و بساطی که درست کرده‌اند و جلب مخاطب نیاز به متن‌های ادبی و شعر دارند، گاهی این ناشران جعلیات شعری از یک شاعر جوان یا غیرمعروف را با نام یکی از چند شاعر معروفی که عموم مردم می‌شناسند همراه می‌کند تا مطلب کذبی که تهیه کرده بیشتر بازنشر شود و افراد بیشتری را به کانال خود جذب کند. در این وضعیت هم حقوق مولف پایمال می‌شود و یک شاعر برای اینکه احقاق حق کند مجبور است زمان و انرژی بسیاری را صرف مقابله با اینگونه موارد جعلی کند.   این کمپین به سمت سرقت ادبی هم حرکت خواهد کرد؟ یعنی در ادامه و با اضافه شدن مترجمان این امکان وجود دارد تا دست شاعرانی که از شاعران خارجی سرقت می‌کنند، رو شود؟ کمپین با محدودیت نفرات و زمان مواجه است. در حال حاضر تمرکز ما بر میراث کهن ادبی و شاعران نام آشنای معاصرمان است. حکایت سرقت ادبی، یک موضوع حقوقی است و دعاوی مطروحه در وزارت ارشاد قابل پیگیری است. البته به شرطی که شکایتی مطرح شود، ولی مسلما یک شاعر فرانسوی هیچگاه از کپی شدن آثارش به زبان فارسی مطلع نخواهد شد. به نظر من بسیاری از دعاوی بین شاعران در مورد سرقت ادبی، بدون شکلگیری سندیکای صنفی شاعران به نتیجه نخواهد رسید. سرقت ادبی یک جرم است که ساز و کار مقابله با آن در قانون دیده شده است؛ اما مدعی‌العمومی برای آن وجود ندارد. از وزارت ارشاد هم نمی‌شود انتظار رسیدگی داشت؛ چراکه اولا وظایف و محدوده عملکرد ممیزان مشخص است؛ ثانیا ممیزان نه تمام کتاب‌ها و وبلاگ‌ها و صفحات مجازی را خوانده‌اند و نه تمام متون را در حافظه خود دارند.   در صحبت‌های خود به انتشار جعلیات در رسانه‌های جدید اشاره کردید و به تازگی در یکی از مطالب منتشر شده از سوی این کمپین به صحبت‌های جعلی محمدرضا گلزار اشاره شده است. این جعلیات چقدر به صدا و سیمای ما راه پیدا کرده است؟ وقتی در برنامه‌ای که با هدف ترویج کتابخوانی راه‌اندازی شده، چنین اتفاقاتی رخ می‌دهد، بدون شک باید نمونه‌های آن در برنامه‌های دیگر هم زیاد باشد.   پیش از این گفتم، امروزه داریم بازتاب جعلیات را در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، سخنرانی اهالی سیاست و حتی کتاب‌های درسی و غیردرسی می‌بینیم. موارد استفاده از این متون جعلی بسیار زیاد است و تاکنون هیچ عکس‌العملی از هیچ مقام مسئولی مشاهده نکرده‌ایم. ابتدا باید این دغدغه در بین مسئولانی که وظیفه فرهنگی دارند به وجود بیاید تا پیگیر چنین مواردی باشند. مورد آقای گلزار، فقط یک نمونه است. میزان آگاهی ادبی و سطح مطالعات وی برای تولیدکنندگان یک برنامه تلویزیونی اصلا مهم نیست. در این گونه برنامه‌ها که فقط جذب مخاطب مهم است و تولید برنامه فرهنگی بهانه دریافت بودجه است نیاز به یک چهره معروف یا جذاب است و گرنه مگر کارشناس خبره ادبیات کم داریم؟ آقای گلزار یک مجری است که متنی در اختیار او قرار گرفته است. تولیدکننده آن متن جعلی، نویسنده برنامه است و کسی که باید جوابگو باشد، تولیدکننده برنامه و سایر مقامات مسئول هستند. مهم این است که باید باور کنیم، هر چند دسترسی به مطالب در فضای مجازی بسیار آسان است، اما فضاهای مجازی منابع موثقی نیستند. باید بدانیم مرجعی معتبرتر از کتاب نیست و بازیچه جاعلان در بازی جذب مخاطب نشویم. چنین مواردی فقط به جعلیات ادبی محدود نمی‌شوند. مگر یک گزارشگر ورزشی به یک شیطنت مجازی استناد نکرد و اطلاعاتی جعلی در مورد سازنده یک ورزشگاه را در یک برنامه پرمخاطب اعلام نکرد؟ امروزه رسانه‌ها تغییر ماهیت داده‌اند. بازیگران، خواننده‌ها و ورزشکارانی هستند که صفحات مجازی‌شان بیشتر از خیلی از روزنامه‌ها و شبکه‌های رادیو و تلویزیونی مخاطب دارد. این افراد باید سنگینی بار مسئولیت چند میلیون مخاطب را درک کنند. متاسفانه امروزه همین افراد بزرگترین ناشران جعلیات هستند و کاملا از عواقب فرهنگی نشر اکاذیب بی‌خبرند و تقریبا هیچگاه پاسخگوی پیام‌های مکرری که برای آنها ارسال می‌کنیم نبوده‌اند.   با همه این تفاسیر شما چطور به سراغ مطالب می‌روید و این مطالب را از کجا گیر می‌آورید؟ یکی از فعالیت‌های روزانه گروه اجرایی کمپین رصد فضاهای مجازی پرمخاطب و جمع‌آوری آثار منسوب به بزرگان ادبیّات و شخصیّت‌های تاریخی در فضای مجازی است. دیگر منبع کمپین دریافت نمونه‌هایی است که همراهان کمپین برای ما ارسال می‌کنند. با توجه به گستردگی فضاهای مجازی، همراهی عزیزانی که با دغدغه‌ای مشابه ما به کمپین پیوسته‌اند تاکنون بسیار مفید بوده است.     یک سری از شعرها هنوز در حال انتشار با اسامی جعلی است و هنوز بعد از گذشت سه سال مردم قبول نکرده‌اند که مثلا شعر «گندم‌زار» از نیما نیست. با این حال به نظر شما آیا این کمپین در مدت زمان فعالیت خود تاثیرگذار بوده است؟ متاسفانه ما با معضل مطالعه کتاب و منابع معتبر روبه‌رو هستیم. باید باور کنیم که خواندن مطالب منتشر شده در گروه‌های دوستانه و خانوادگی و کانال‌های سرگرمی و اخبار و به اصطلاح فرهنگی‌، مطالعه محسوب نمی‌شود. باید یاد بگیریم اگر کسی دسترسی به کتاب ندارد، می‌تواند به سایت‌های معتبر یا نسخه pdf مراجعه کند. باید بپذیریم بسیاری از کسانی که مطلبی را به گروهی ارسال می‌کنند، خودشان آن را نمی‌خوانند و حتی اگر بخوانند از صحت و سقم آن اطمینان ندارند، حالا فرقی ندارد شعری منسوب به نیما یوشیج باشد یا شایعه فاسد بودن واکسن آنفولانزا که از سال ۹۰ تاکنون دارد به‌صورت ایمیل یا پیامی درون گروهی بازنشر می‌شود. ما تاثیر کمپین را با افزایش تعداد اعضای آن متوجه می‌شویم. همین که این دغدغه در عموم مردم به‌ وجود آمده و هر متنی را به راحتی  نمی‌پذیرند. ما با افزایش ارسال موارد مشکوک به کمپین مواجه بوده‌ایم و همین که در یک گروه مجازی مشاهده می‌کنیم به جز اعضای گروه اجرایی، افراد دیگری هم هستند که جعلی بودن یک متن را گوشزد می‌کنند، برای ما موجب دلگرمی است؛ با این حال باید بپذیریم که این جعلیات از بین نمی‌روند. وقتی مطلبی جعلی نوشته می‌شود، هر چه عامه پسندتر باشد متاسفانه با سرعت بیشتری منتشر می‌شود. این مطالب جایی می‌مانند و مجددا در سالروز تولد یا وفات یک شاعر دو‌باره مانند سیل به راه می‌افتند.     ما امروز در دریایی از جعلیات قرار داریم. کار شما چقدر به چشم می‌آید؟ دریا زیباست. برای جعلیات بهتر است از همان مثال سیل استفاده کنیم، غیرقابل مهار و مخرب. کمپین مبارزه با نشر جعلیات تاکنون در مورد حدود هزار متن و شعر جعلی اطلاع‌رسانی کرده است، اما این تعداد فقط مربوط به مواردی است که بیشترین بازنشر را در فضاهای مجازی داشته‌اند وگرنه آمار متون جعلی چندین برابر موارد اعلام شده است. فعالیت اصلی کمپین، اعلام جعلیات نیست. ما کمپین اعلام جعلیات نیستیم، کار ما مبارزه با نشر جعلیات است و مهم‌ترین قدمی که می‌توانیم برداریم این است که فرهنگ مبارزه با نشر جعلیات را به عموم مردم بشناسانیم و این دغدغه را گسترش دهیم. مردم باید بدانند ادبیات ما ارزشمندترین میراثی است که به ما رسیده است و در قبال حفظ و صیانت از آن همه ما مسئولیم. جلوگیری از ایجاد خدشه بر چهره ادبیات معاصرمان وظیفه ماست. پاک کردن لکه‌های آلوده جعلیات و جلوگیری از گسترش این آلودگی فقط از عهده یک گروه برنمی‌آید و نیاز به آگاهی و عزم عمومی دارد. جعلیات یکی از آسیب‌ها و در حال حاضر از موارد عمومی و طبیعی فضاهای مجازی است. این سیل می‌آید؛ ما باید به روش‌های مهار آن فکر کنیم و به مردم بیاموزیم که در مسیر سیلاب خانه نسازند. ما باید آگاهی‌مان را بر پایه مراجع موثق بنا کنیم. ]]> ادبيات Tue, 19 Feb 2019 05:28:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271926/فرزندان-بزرگان-ادبیات-مبارزه-جعلیات-بسیج-شدند آنچه درباره نجف دریابندری نمی‌دانیم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272079/آنچه-درباره-نجف-دریابندری-نمی-دانیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به مناسبت اکران اینترنتی مستند «نجف دریابندری؛ یک دور تمام»، نشستی با حضور مژده دقیقی، رضا رضایی، شمیم مستقیمی، ماکان زهرایی و جمعی از اهالی فرهنگ و هنر  روز چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت 18 در فروشگاه مرکزی شهرکتاب برگزار می‌شود.   لازم به ذکر است که آخرین مستند «نجف دریابندری؛ یک دور تمام»، آخرین گفت‌وگوهایی است که از استاد نجف دریابندری موجود است. عبدالله کوثری، گلی امامی، رضا رضایی، مژده دقیقی، محمدعلی موحد و بهرام دبیری از جمله کسانی هستند که در این مستند حضور دارند. مصاحبه‌های موجود در این مستند  بین سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۸۹ ضبط  شده‌اند و شمیم مستقیمی، کارگردان فیلم، به شیوه‌ای غیر مألوف زندگی پیردمرد ترجمه را روایت می‌کند. این فیلم توسط زنده‌یاد محمد زهرایی در نشر کارنامه تهیه شده است و تمامی درآمد حاصل از اکران این فیلم صرف ساخت مستندی دیگر از بزرگان ادبیات ایران خواهد شد.     ]]> ادبيات Mon, 18 Feb 2019 12:49:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272079/آنچه-درباره-نجف-دریابندری-نمی-دانیم انتشار فرهنگ اصطلاحات، کنایات و عبارات رایج فارسی به ترکی استانبولی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272092/انتشار-فرهنگ-اصطلاحات-کنایات-عبارات-رایج-فارسی-ترکی-استانبولی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، این فرهنگ که عنوان آن از سوی ناشر «فرهنگ دماوند» نامگذاری شده است، به همت علی گوزل‌یوز، مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه استانبول و محمدحسن حسن‌زاده‌نیری، استاد اعزامی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری كشورمان به کرسی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه استانبول، تهیه و در اختیار جامعه علمی و ادبی ترکیه و به خصوص مترجمان زبان فارسی قرار گرفته است. پدیدآوردگان این فرهنگ در مقدمه آن دلیل نیاز به چنین فرهنگی را رفع مشکلات فراگیران و دانشجویان زبان فارسی و به ویژه مترجمان زبان فارسی در یافتن معادل‌های صحیح در زبان ترکی استانبولی برای اصطلاحات و کنایات زبان فارسی به ويژه در ترجمه رمان‌ها و داستان‌های فارسی عنوان كرده‌اند. در این فرهنگ که آماده‌سازی آن حدود چهار سال به طول انجامیده است، معادل‌های 4 هزار اصطلاح، کنایه و عبارت رایج در زبان فارسی به زبان ترکی استانبولی آورده شده است. ]]> ادبيات Mon, 18 Feb 2019 12:48:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272092/انتشار-فرهنگ-اصطلاحات-کنایات-عبارات-رایج-فارسی-ترکی-استانبولی پایان ترم اول کلاس‌های زبان‌آموزی فارسی درمجارستان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272093/پایان-ترم-اول-کلاس-های-زبان-آموزی-فارسی-درمجارستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی غلامعلی رجبی‌یزدی، سفیر جمهوری اسلامی در مجارستان در این مراسم از راه اندازی سایت خانه زبان ایران به دو زبان فارسی و مجاری خبر داد و گفت: قرار است همکاری با بخش های زبان و ادبیات دانشگاه‌های مجارستان نیز صورت گیرد. وی با اشاره به اینکه تقویت زبان فارسی به عنوان عامل وحدت بخش و محور حفظ هویت ایرانیان خارج از کشور، نقشی کلیدی و تاثیرگذار در برنامه‌های سفارت جمهوری اسلامی ایران در مجارستان برخوردار است، افزود : استقبال فرزندان ایرانیان مقیم از این کلاس ها و نیز علاقمندی مردم مجارستان به فرهنگ، هنر و زبان فارسی، تحقق این مهم را تسهیل کرده است.  سفیر جمهوری اسلامی کشورمان در ادامه با اشاره به اینکه از بدو ورود به مجارستان، اقدام به راه اندازی « خانه زبان ایران» جهت ترویج خط و زبان فارسی برای فرزندان ایرانیان مقیم و غیر ایرانیان علاقمند به یادگیری زبان فارسی نموده، خاطر نشان کرد در ابتدا با هماهنگی بنیاد سعدی‌، آیین‌نامه اجرایی و منابع مورد نیاز برای آموزش تدوین شده و کلاس‌های زبان آموزی فارسی از 15 آبان‌ماه سال 1395 در محل مدرسه جمهوری اسلامی ایران شروع به کار کرد. سفیر ایران ضمن قدردانی از حمایت بنیاد سعدی در این رابطه افزود: استقبال قابل توجه ای از این کلاس ها صورت گرفته و در سال گذشته نیز از 25 شهریور 1396 کلاس‌ها در دو رده مقدماتی و پیشرفته ادامه یافته و سال جاری نیز کلاس‌ها بر اساس برنامه و بدون وقفه از 25 شهریورماه آغاز شده است. ]]> ادبيات Mon, 18 Feb 2019 12:48:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272093/پایان-ترم-اول-کلاس-های-زبان-آموزی-فارسی-درمجارستان سمیعی‌گیلانی از کاروان‌ها و چاپارها تا تلگراف و موبایل را تجربه کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272095/سمیعی-گیلانی-کاروان-ها-چاپارها-تلگراف-موبایل-تجربه-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در ابتدای این نشست فرهاد طاهری درباره فعالیت‌های احمد سمیعی گیلانی گفت: او نزد اهل علم شخصیت شناخته شده‌ای دارد. وی افزود: زمانی که بنا شد درباره شخصیت او صحبت کنم، تصمیم گرفتم از منظر یک پژوهشگر تاریخ به این موضوع بپردازم. این استاد دانشگاه افزود: تولد او چند روز قبل از کودتای اسفند 1299 بوده است. او که امروز در آستانه 99 سالگی قرار دارد فراز و فرود زندگی اش با مهمترین حوادث تاریخ معاصر ایران گره خورده است. این نویسنده و ویراستار متون ادبی اضافه کرد: او کسی است که در اواخر حکومت قاجار دوران ابتدایی را می گذراند. در دوره پهلوی اول، نوجوانی و تحصیل را می گذراند. او شاهد احوالات ایران بعد از شهریور 1320 و شکل گیری جناح های فکری بوده است. او یادآور شد: پس از انقلاب اسلامی هم استاد سمیعی در مراکز مهم فرهنگی و پژوهشی مهم فعالیت داشته است. طاهری تاکید کرد: در یک کلمه اگر بخواهیم حاصل عمر استاد سمیعی را از لحاظ اجتماعی خلاصه کنیم، او مردی است که از کاروان ها و چاپارها تا تلگراف و موبایل و واتس آپ را تجربه کرده است.      او گفت: زمانی که به تمام فراز و فرود زندگی و فکری او نگاه می کردم، دو جنبه قابل توجه بود. ابتدا نوگرایی در عرصه مواجهه ذهنیت با مفاهیم علوم انسانی. و دیگری هم کنش گر اجتماعی در عرصه فرهنگ. طاهری ادامه داد: اصولا درعرصه تاریخ و ادبیات، شیوه تحقیق، پسگرایی است. سمیعی در حالیکه مطالعات عمیق در ادبیات و متون کهن فارسی دارد، همواره به دنبال نوجویی بوده است. به نظر می رسد این موضوع به چند دلیل مرتبط است؛ ابتدا اینکه اون متولد رشت است. منطقه رشت از قدیم سرزمین نوخواهی و تجدد بوده است. این استاد دانشگاه افزود: موضوع دیگر که بسیار مهم است، 8سال از عمر استاد است که در فعالیت‌های سیاسی گذرانده شده است. این مدت زندگی او به نظر من بیشترین تاثیر را در نوخواهی داشته است. موضوع دیگر این ویژگی را باید در تسلط به زبان فرانسویِ او دانست. طاهری گفت: دومین ویژگی سمیعی گیلانی که همان مقام کنشگر فرهنگ است را می‌توان در سرمقاله‌های فرهنگستان دید. سرمقاله‌هایی مانند فرهنگستان و وظایف آن، فرهنگ نوشتاری به سوی تخصصی کردن مجلات علمی و پژوهشی و ...از جمله آنان است.از نظر محتوا  این مقالات عمدتا مشتمل بر چند موضوع است. ضرورت تقویت زبان علمی، زبان مقابله با واژه های بیگانه، انتقاد بر نظام آموزشی کشور، انتقاد از دور شدن از انصاف ها و اخلاق علمی، انقتاد از مبتذل شدن تحقیق و دانش و داشتن نگاه بسیار منصفانه و قضاوت های واقع بینانه درباره فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مشی فرهنگستان از جمله مواردی است که در مقالات او دیده می شود. در ادامه نشست، احمد سمیعی گیلانی در ابتدای سخنان خود گفت: از مدیریت سازمان اسناد و کتابخانه ملی به خاطر برگزاری چنین جلساتی که احترام به علم و تجلیل است، تشکر می کنم. او گفت: به دلیل اینکه در کتابخانه هستیم نکاتی را بیان می کنم. کسانی که در راه علم قدم گذاشته اند به 3 یا 4 دسته تقسیم کنیم. ابتدا کسانی که بدون زمینه و استعداد و انگیزه وارد این حوزه می شوند. یعنی خالی الذهن هستند و زمانی که سر کلاس می روند از معلم مطالب را یاد می گیرند. امروز این دسته خیلی کم شده اند. به این معنا که کسانی که وارد دوره ابتدایی می شوند، پیش از این دوره زمینه هایی داشته اند. در زمان ما به این شکل نبود و کمتر کسانی که با زمینه ای وارد دوره ابتدایی شده اند. او افزود: پیش از ورود به دوره ابتدایی، خواندن و نوشتن را از مادرم آموخته بودم. تابستان سال چهارم ابتدایی این بخت را داشتم که برادرم هرچه معلومات در زمینه زبان فرانسه داشت را به من بیاموزد. به طوری که پس از 2 ماه مطلبی نبود که او بداند و من ندانم. پیشکوست حوزه مترجم و ویراستاری گفت: زمانی که وارد دبیرستان شدم، این زمینه را هم داشتم چرا که زبان فرانسه جزء دروس بود. از بیان این مطالب به این نکته می خواهم برسم که در دوره تحصیل فقط به آن پرداخته نشود. او افزود: اولین بار در سال دوم دبیرستان به کتابخانه ملی رشت مراجعه کردم. در تابستان و ایام تعطیلات یکی از مکان هایی که هرروز به آن جا مراجعه می کردم کتابخانه بود. در آن دوره تعداد کمی بودیم که علاوه بر درس کلاسی به کتاب های جنب درسی یا غیر درسی علاقه داشتیم. پس از امتحان ورودی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، به آن جا وارد شدم. سمیعی گیلانی تاکید کرد: نباید دانشجویان به درس درون کلاس اکتفا کنند. البته فقط به فضای مجازی هم نباید اکتفا کنند. خواندن باید جز عادات جوانان باشد. در ادامه توفیق سبحانی درباره ویژگی های شخصیتی مهدی محقق گفت: یک بار در یک سخنرانی او درباره نابینایان به گونه ای سخن گفت که مطالب او بسیار جذاب بود. پس از سخنرانی به همسرم گفتم «اگر روزی به محقق گفته شود درباره چهار چشمی ها صحبت کند، او مطالبی را عنوان می کند که هیچکس آن مطالب را نشنیده باشد». این استاد دانشگاه افزود: یک بار یک سخنرانی درباره خاقانی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برنامه ای برگزار کردیم. سخنران آن برنامه قرار بود کزازی باشد. برای او مشکلی به وجود آمد و نتوانست در برنامه حضور پیدا کند. در حین برنامه متوجه حضور محقق شدم. از او خواستم سخنانی را بیان کند. او مطالبی را عنوان کرد، که من می گویم خاقانی هم آن مطالب را نمی داند. در ادامه سید مهدی محقق درباره فعالیت های علمی خود گفت: زمانی که به مدت سه سال به عنوان مدیر دایره کتب خطی کتابخانه ملی در اینجا حضور داشتم، فهرست مناسبی برای کتب وجود نداشت. لیست هایی بود که اهدایی بود و بعضی از آن ها با مداد نوشته شده بود. این به این معناست که اگر کسی می خواست می توانست یک کتاب با ارزش را بردارد و به جای آن کتاب با ارزش بسیار کم بگذارد. این پژوهشگر تاریخ افزود: سبب این که مدیر قسمت کتاب های خطی شدم، همت سید جعفر سلطان القرایی بود.  او همیشه نگران این مجموعه بود. او به من گفت: « کسی که فارسی و عربی بداند و تا اندازه به علوم مختلف آشنایی داشته باشد شما هستید و باید به این مجموعه منتقل شوید»؛ پس از حضور در این مجموعه اولین اقدامی که انجام دادم، ایجاد یک شناسنامه برای هر نسخه خطی بود. محقق افزود: پس از اینکه برای تدریس باید به لندن می رفتم از سیدعبدالله انوار خواستم به جای من به این مجموعه بیاید. در مدت حضور در کتابخانه ملی، فهرستی از کتاب های خطی که مهم بودند را انتخاب و در مجله فرهنگ ایران زمین چاپ کردم. این استاد دانشگاه ادامه داد: در کتابخانه ملی من فرصت پیدا کردم که درباره محمد بن زکریای رازی تالیف کردم که این کتاب چهار مرتبه چاپ شده است و اسم کتاب هم «فیلسوف ری محمد بن زکریای رازی» نهاده شد. در ادامه نشست هرمز همایون پور درباره سیروس پرهام گفت: زمانی که جوان بودیم وسایل ارتباطی به شکل امروز وجود نداشت و تنها امکان آموزش ما مجموعه کتابخانه ملی بود که امروز افتخار می کنیم به این وسعت رسیده است. او درباره فعالیت های علمی سیروس پرهام گفت: از سال 1333 با هم در یک مدرسه حضور داشتیم. اولین کتابی که او ترجمه کرد، کتاب « دیپلمات» بود. این پیشکوست حوزه ترجمه افزود: پرهام به غیر از ترجمه در نقد کتاب هم پیشگام بود که در قالب این نقد ها بسیار حرف های ناگفته را مطرح می کرد. به همین دلیل بسیار در این حوزه نام آور شد. همایون پور گفت: او به عنوان یک روزنامه نگار در «ایران ژورنال» هم بسیار سرآمد بود. او به تنوع فعالیت های پرهام اشاره کرد و گفت: زمینه دیگر فعالیت او زمینه سازی آرشیو ملی بود که امروز این مجموعه با کتابخانه ملی ادغام شده است. موضوع ایجاد یک سازمان بسیار سخت بود اما پرهام در کمتر از یکسال این امر را میسر کرد. این پژوهشگر اضافه کرد: او روی فرش بافی در ایران کتاب هایی دارد که تقریبا همیشه از آن ها در این حوزه ارجاع داده می‌شود. او یادآور شد: در هر زمینه او سرآمد بوده است و موضوعی که همیشه به آن در شخصیت پرهام توجه کرده ام، فارسی نویسی بوده است. پرهام در طول زندگی خود اقدامات اساسی بسیاری داشته است. در ادامه سیروس پرهام درباره فعالیت های علمی در طول عمر خود گفت: ایجاد یک دستگاه تخصصی مانند آرشیو ملی بسیار سخت بود. آموزش نیروهای فنی یکی از سختی های این امر بود. من در یک دوره 6 تا 8 ماهه در آمریکا و انگلستان دوره دیدم. بنیانگذار آرشیو ملی در ایران افزود: چندین دوره در آرشیوهای ملی اروپا و آسیا رفته ام. پس از قانون تاسیس آرشیو ملی به تصویب رسید تا زمان بازنشستگی بخش های مختلف و اقدامات مختلفی انجام دادیم. در ادامه نشست علی بهرامیان درباره سید صادق سجادی گفت: به دلایل گوناگون باید سجادی را پرورش یافته مکتب تعلیم و تعلم قدیم ایران بدانیم. بهرامیان گفت: پدر او مراتب عالی تحصیلی را در حوزه های فقه، فلسفه و... را گذرانده بود و همجواری او با پدرش تاثیر برجسته ای روی او داشته است. عضو هیات علمی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی افزود: در آن دوره همه برای خود علم تلاش می کردند و هدف دریافت مدرک نبود به همین دلیل بود که در بیشتر عرصه ها صاحب نظر می شدند. او گفت: نسل گذشته ما مانند مرحوم قزوینی به این دلیل که جامعیت بیشتری داشتند نتیجه کار آن هام هم قابل توجه تر می شد. پژوهشگر تاریخ صدر اسلام اظهار کرد: سجادی را می توانیم جز کمتر کسانی بدانیم که امروز این جامعیت را در حوزه های گوناگون دارد و در این زمینه ها ماخذ است. او افزود: باید شرایطی فراهم شود تا مجموعه مقالات سجادی منتشر شود تا مرجعیت علمی او روشن شود. بهرامیان تاکید کرد: در سنوات اخیر مسائل مرتبط با هویت ایرانی، اظهار ننظر های اشخاص ناوارد بسیار زیاد شده است و کسانی که به اندازه کافی صلاحیت ندارند با جسارت برآمده از جهل سخن می گویند. او گفت: تاریخ نگاری سده های نخست هجری به دست فقها انجام می شده است. اما نسل های بعدی که ادیبان و مورخان بوده اند. به همین دلیل متن های چند منظوره به وجود آمده است. سجادی تنها کسی است که نثر بسیار زیبایی هم دارد که برآمده از مطالعات زیاد متون عربی است. پژوهشگر تاریخ صدر اسلام بیان کرد: سجادی پیش از آن که به سن 40 سالگی برسد این جامعیت را به دست آورده بود به صورتی که مرحوم زریاب او را جانشین خود قرار داد. سیدصادق سجادی در ادامه درباره یک عمر فعالیت های عمر خود گفت: کوشش می کنم در زمینه تاریخ ایران و سلام تا جاییکه میسر باشد فعالیت های تحقیقی دقیق انجام دهم. این تاریخ‌دان افزود: متاسفانه تاریخ نگاری در ایران نه تنها پیشرفت نکرده بلکه در سالیان اخیر مقدار زیادی عقب رفته است. او اظهار کرد: تاریخ نگاری حداقل دو وجه عمده دارد. یک وجه آن تحقیق و تفحص منابع است و وجه بسیار مهم آن آفرینش هنری تاریخ است. سالیان اخیر در هیچ یک از این دو مرحله در ایران پیشرفت نداشته ایم. در این کشور مورخانی امثال بیهقی و تبری بوده اند. امروز به رغم همه ظرفیت ها نتوانسته ایم به جایگاه اصلی خودمان برسیم و این نشان می دهد در زمینه های علوم انسانی عقب رفته ایم. این استاد دانشگاه افزود: دانشگاه های ما متاسفانه دانمشند پرور نیستند. گسانی که در زمینه های تحقیق چهره شده اند در اروپا رشد کرده اند و یا با سیستم آموزشی متفاوت رشد کرده اند و به دروس دانشگاهی اکتفا نکرده اند. سجادی گفت: دانشجویان باید بدانند اکتفای به دروس دانشگاهی به هیچ وجه آنان را صاحب اثر و ادیب نمی کند. دایره مطالعات خود را باید وسعت دهند و تا جایی که امکان دارد در زمینه های مورد علاقه خود فعالیت این چنین داشته باشند. ]]> ادبيات Mon, 18 Feb 2019 12:28:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272095/سمیعی-گیلانی-کاروان-ها-چاپارها-تلگراف-موبایل-تجربه-کرده زير چتر نقد؛ آسیب‌شناسی ترجمه‌های ادبی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272081/زير-چتر-نقد-آسیب-شناسی-ترجمه-های-ادبی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) رشد روزافزون حجم آثار ترجمه‌شده در کشور می‌تواند به ارتقای شناخت مردم جامعه نسبت به فرهنگ‌ها و اندیشه‌های مختلف در دنیا کمک کند. با وجود این، این رشد لگام‌گسیخته موجب کاهش کیفیت آثار ترجمه‌شده در سال‌های اخیر شده است. این معضل در ترجمه‌های ادبی بیشتر مشاهده می‌شود. لذا کارشناسان صنعت ترجمه ایران بر آن شدند تا با برگزاری سلسله نشست‌های تخصصی، کیفیت آثار ترجمه‌شده را بررسی کنند. در این راستا فصلنامه صنعت ترجمه با همکاری خانه کتاب در نشست نخست با حضور دکترنجمه شبیری (استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه، مترجم و داور جایزه کتاب سال) و احسان عباسلو (مترجم و داور جایزه کتاب سال) در سرای اهل قلم میزبان علاقه‌مندان و فعالان عرصه ترجمه خواهد بود. فصلنامه صنعت ترجمه نشريه‌اي تخصصي با رويكرد عمومي است كه تابستان 93 اولين شماره آن به چاپ رسيد. برگزاري نشست‌هايي از اين دست به منظور اعتلای ترجمه به لحاظ كيفي در دستور كار اين فصلنامه قرار گرفته است. لازم به ذكر است شركت در اين نشست براي همه علاقه‌مندان آزاد و راي است. ]]> ادبيات Mon, 18 Feb 2019 11:06:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272081/زير-چتر-نقد-آسیب-شناسی-ترجمه-های-ادبی برگزاری «شیرازه شعر» بهمن‌ماه با حضور مهرنوش قربانعلی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272078/برگزاری-شیرازه-شعر-بهمن-ماه-حضور-مهرنوش-قربانعلی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ نشست بهمن‌ماه به گزارش کارنامه شاعری مهرنوش قربانعلی اختصاص دارد. در این برنامه علاوه بر شعرخوانی این شاعر، پژوهشگر و منتقد ادبی، حاضران به نقد اشعار و گفت‌وگو با او می‌پردازند. از مهرنوش قربانعلی تاکنون آثار زیر منتشر شده است:  «درناتمامی خود» (نشر توكا/ 1377)، «راه به حافظه‌ی جهان» (نشر نگاه سبز/ 1380؛ چاپ دوم نشر الکترونیکی صحنه‌ها در سوئد/ 1387)، «تبصره» (نشر آرويج/ 1383)، «به وقت البرز» (نشر آهنگ ديگر/ 1386)، «کوک تهران» (نشر آهنگ دیگر/ 1388)، «شهروند افتخاری جهان» (نشرنصیرا/ 1392، چاپ دوم نشر آنیما/ 1395)، «بر دریا قدم می‌زنم» (نشر بوتیمار/ 1395)، «چشم‌انداز شعر معاصرايران 1380-1301» (نشر بازتاب نگار/ 1383)، گفت‌وگو با منتقدان و صاحب نظران شعر امروز (گفت‌وگوهای مهرنوش قربانعلی با منوچهر آتشی، م. آزاد، مسعوداحمدی، علی باباچاهی، عبدالعلی دستغیب، محمدعلی سپانلو، عنایت سمیعی، سیدعلی صالحی، کامیارعابدی، مهرداد فلاح، محمودفلکی، شمس لنگرودی، محمود معتقدی و محمود نیکبخت). همچنین در نقد و بررسی آثار مهرنوش قربانعلی کتاب‌های زیر منتشر شده‌اند: «دربرابر دست‌های جاودانگی» (سهراب رحیمی؛ نشر الکترونیکی مایا/ 1391)، واکاوی حافظه جهان (سعید نصار یوسفی؛ نشر نصیرا/ 1393). «شیرازه شعر» نشست ماهانه و تخصصی پیرامون شعر و شاعران امروز است که به دبیری محمد رمضانی‌فرخانی، سه‌شنبه‌های آخر هر ماه برگزار می‌شود.  چهارمین نشست «شیرازه شعر»، سی‌ام بهمن‌ماه ساعت 17 در محل خانه شاعران ایران به نشانی خيابان شریعتی، خيابان دولت (شهید کلاهدوز)، نبش خیابان شهید نعمتی برگزار می‌شود و حضور برای علاقه‌مندان آزاد و رایگان است. ]]> ادبيات Mon, 18 Feb 2019 10:51:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272078/برگزاری-شیرازه-شعر-بهمن-ماه-حضور-مهرنوش-قربانعلی منصور خانلو درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272066/منصور-خانلو-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ منصور خانلو از طنز‌پردازان معاصر ایران بود که عمر پربهایش را در کتابخانه زیست و از همانجا نیز بازنشسته شد. مرحوم خانلو متولد سال ۱۳۲۶ در شهر مراغه و اصلیت خانوادگیش از شهر هشترود بود؛ او در رشته هنرهای زیبا تحصیل کرده بود و در مورد تحصیل و رشته‌اش می‌گفت: «آن زمان‌ها نقاش کم بود، امّا ماشاالله امروزه دیگر همه نقاش شده‌اند؛ همدیگر را رنگ می‌کنند و میلیون‌ها عایدشان می‌شود.» این هنرمند فقید طنزپرداز از سال ۱۳۵۰ شمسی که به عنوان کتابدار استخدام شد، در مخزن کتابخانه تبریز تربیت یافت، رشد و نمو کرد و در همان جا بزرگ شد. خانلو، انسان ظریفی بود که نکته‌سنجی خود را در یادداشت های طنزخود آشکار کرده است؛ او بسیار علاقه‌مند به کارش بود و ضمن این که بسیار می‌خواند و می‌نوشت، علاقه وافری داشت که در همه مراجعین به کتابخانه، اشتیاق به کتاب را وسعت بخشد. «روزهایی که بابا نان می داد»، «آلبوم خنده» و «بهلول می خندد...گزیده لطایف» برخی از آثار او هستند.  ]]> ادبيات Mon, 18 Feb 2019 09:56:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272066/منصور-خانلو-درگذشت غول مدفون و شوالیه‌ای به نام ایشی‌ گورو http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271842/غول-مدفون-شوالیه-ای-نام-ایشی-گورو خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - هادی معیری‌نژاد: ادبیات ژاپن را امروزه بیشتر با دو چهره می‌شناسند؛ کازوئو ایشی‌گورو هاروکی موراکامی. این دو بیشتر از آن که نویسنده‌ای ژاپنی به حساب آیند هنرمندانی جهانی‌اند که یکی از آن‌ها بر قله نوبل ادبیات ایستاد و دیگری به شهادت بسیاری از صاحب نظران در راه فتح این قله است. اما گرچه این دو نویسنده سرگذشت و البته سبک نوشتاری متفاوت از هم دارند، در یک نقطه مشترک هستند و آن دست یافتن به زبانی جهانی پیرامون انسان و دغدغه‌های امروزی اوست. در واقع آنچه داستان‌های این دو نویسنده ژاپنی را محبوب و پرخواننده کرده توجه ویژه به روان انسان در برخورد با جهان پیرامونش است. ایشی‌گورو را به دلیل مدیوم سینما بیشتر با رمان «بازمانده روز» و «هرگز رهایم مکن» می‌شناسیم اما آثار دیگری از او مثل «تسلی‌ناپذیر» و «غول مدفون» نیز آثاری شگفت‌انگیز و جادوئی‌اند.                             هادی معیری‌نژاد در اکثر آثار ایشی‌گورو تقابلی آشکار میان من فردی و من اجتماعی قهرمان داستان واکاوی می‌شود. این تقابل در حقیقت بزرگ‌ترین دغدغه انسان امروزی نیز هست که در جهانی از معنا تهی شده که حرکت ناگزیری هم  به سمت خشونت دارد، خود و ذات خود را در تقابل با محیط می‌بیند و به دنبال راهی برای توضیح و تبیین این تقابل برای خود و در نهایت برای خواننده اثر است. در «بازمانده روز» با شخصیتی به نام استیونز مواجه هستیم که فردیتش در مسئولیت اجتماعی‌اش از بین رفته؛ پیشخدمت یا «باتلر» لردی انگلیسی که تمام زندگیش را بر سر وظیفه پیش خدمتی‌اش گذاشته و در این راه از فرصت‌های طلایی زندگی مثل عاشق‌شدن را از دست داده است. او من فردی‌اش را در جنگ با من اجتماعی‌اش از دست داده و مانند رباتی از کنار مسائلی همچون شکل‌گیری نطفه ایدئولوژیک جنگ جهانی دوم در عمارت لرد، مرگ پدر و حتی اظهار عشق زنی که می‌تواند با او خوشبخت باشد، می‌گذرد. در «هرگز رهایم مکن» نیز با پرستاری به نام کتی آشنا می‌شویم که وظیفه اجتماعی او و دوستانش اهدای عضو است؛ موجودات انسان‌نمایی که برای استفاده از اعضای بدنشان برای پیوند با همزادشان تولید شده در «هلشام» تربیت می‌شوند و  بعد با بی‌رحمی تمام  برای اندام‌شان سلاخی می‌شوند. آن‌ها نیزبه دنبال هویت یا همان من فردی خود هستند. عشق را به عناون نشانی از آدم بودن می‌جویند تا  از مسئولیت دهشتناکی که جامعه برای آن ها تدارک دیده فرار کنند اما در نهایت این اتفاق نمی‌افتد و آن‌ها در سرنوشت محتوم خود محو می‌شوند.  در تسلی‌ناپذیر هم داستان نوازنده پیانویی را می‌خوانیم که مسئولیت اجتماعیش یک اجرای بی‌نقص پیانو در یک مراسم مهم  در یک شهر ناشناخته  اروپای مرکزی است. اما او با حرکت در زمان کم‌کم به درون من فردی و مشکلات زندگی خصوصی‌اش وارد می‌شود و به یاد می‌آورد که همسر و فرزندی دارد که ساکن این شهرند. این رمان از لحاظ روایت یکی از پیچیده‌ترین آثار ایشی‌گورو است و مخاطب بارها مرز خیال و واقعیت و من فردی و اجتماعی راوی – قهرمان را گم می‌کند. اما در «غول مدفون» با  داستانی چند لایه طرفیم؛ پیرمرد و پیرزنی به جست‌وجوی فرزند خود سفری ادیسه‌وار را در انگلستان قرون میانی آغاز می‌کنند که تازه از زیر سلطه امپراتوری روم و  کینگ آرتور بیرون آمده. سرتاسر سرزمین در مهی عجیب فرو رفته که برای تمام ساکنین فراموشی را به ارمغان آورده و حاصل دم اژدهائی به نام کوئریگ است. این فراموشی باعث شده که اقوام انگلوساکسون و برایتون که پس از متزلزل‌شدن نظم رومی بر جزیره انگلستان در کنار هم به دنبال نظمی جدیدند، گذشته پر اختلاف و خون‌بار خود را به یاد نیاورند و در سایه این فراموشی، صلحی لرزان را حفظ کنند.                     در این راه آن‌ها با پسرکی نوجوان و جنگاوری برایتون که برای کشتن اژدها و متوقف کردن مه تلاش می‌کند همسفر می شوند . همچنین با شوالیه‌ای پیر با نام گوین  که از دلاوران آرتور است. او هم در ظاهر برای کشتن اژدها تلاش می‌کند اما وظیفه اجتماعیش که آرتور بر عهده‌اش نهاده در حقیقت حفاظت از اژدها و حفظ مه فراموشیست تا اقوام ساکسون و برایتون به خاطر نیاورند در گذشته چه بر سر هم آورده‌اند و از هم انتقام نگیرند. در این جا نیز من فردی سر گوین و من اجتماعیش در تقابل قرار می‌گیرند و این تقابل بین میل به کشتن اژدها و حفظ او به عنوان وظیفه‌ای اجتماعی، نیروی پیش برنده داستانی فوق‌العاده است که پایان شگفت‌انگیزش خواننده را درمهی از کیف و سرخوشی ناشی از خواندن یک شاهکار ادبی فرو می‌برد. در این رمان مفاهیم انسانی مانند عشق و صلح و مرگ به زیباترین شکل واکاوی و داستان به تمثیلی بدل شده است. از جهانی که هر از گاهی سرباز کردن اختلافات تاریخی بین اقوام و مذاهب، خونین‌ترین تراژدی‌های انسانی‌اش را رقم زده است. ایشی‌گورو در این رمان فراموشی را ارج می‌نهد؛ نسیانی که در زیر لوای آن همه مردم دنیا بتوانند اختلافات گاهی چند هزار ساله را فراموش کنند و به نام انسان‌بودن در کنار هم زندگی کنند. در روزهای اخیر ایشی‌گورو از طرف پرنس چارلز به مقام شوالیه نائل شد. او را می‌بینم  که مانند شوالیه‌ای باستانی ابزار و یراق ادبیات بر تن کرده و می‌کوشد تا با جادوی ادبیات و مه خوشایندی که از کلمات در هوا می‌پراکند، مردمان را به فراموش کردن عقده‌های باستانی و زخم‌های کهنه فراخواند تا در کنار هم با صلح و آرامش زندگی کنند. دنیایی که مردمان بین ذات انسانی خود و حیات اجتماعی‌شان تضادی نبینند که بی‌شک یکی از وظایف ارزنده ادبیات در دنیای به شدت واقعیت‌زده  و پر از تضاد و تقابل ماست.   ]]> ادبيات Mon, 18 Feb 2019 09:00:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271842/غول-مدفون-شوالیه-ای-نام-ایشی-گورو «به وقت بی‌نامی» از نبش قبر گذشته می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/272021/وقت-بی-نامی-نبش-قبر-گذشته-می-گوید نازنین جودت در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درباره رمان تازه خود گفت: «به وقت بی‌نامی» روایت یک شبانه‌روز از زندگی زن میان‌سالی به نام موگه است که سال‌ها نقش‌آفرین اول و موفق سریال‌های تلویزیونی بوده اما به دلیل مشکلاتی چند سالی است از بازیگری فاصله گرفته است.  نویسنده «شوومان» در ادامه افزود: در آغاز رمان او با کارگردان بنامی قرار ملاقات دارد و به اصرار او قرارداد بازی در یک سریال تلویزیونی که در ارتباط با جنگ و سال‌های دفاع مقدس است را امضاء می‌کند تا به روزهای شهرت برگردد. اما درست وقتی که فکر می‌کند زندگی بسامان است و اوضاع دارد مثل سال‌های دور آرام می‌شود، همه چیز بهم می‌ریزد و موگه برای پیدا کردن عزیزی آواره‌ خیابان‌های تهران می‌شود. صبح تا غروبی که در شهر پرسه می‌زند خاطرات گذشته در ذهنش جان می‌گیرند و او را به دل روزها و ماجراهایی می‌کشند که سال‌هاست از همه‌شان فرار می‌کند. اتفاقاتی که در دوران جنگ رقم خورده و پدر در بیشترشان حضوری پررنگ داشته است.         این نویسنده در انتها گفت: رفت و برگشت‌های پاندولی پدر و موگه به گذشته و اکنون داستان، خواننده را در جریان ماجراهای زندگی موگه و خانواده‌اش قرار می‌دهد. نبش قبر گذشته پرده‌ پنهان‌کاری‌ها را کنار می‌زند و دلیل بسیاری از اتفاقات شوم آن سال‌ها برملا می‌شود. گفتنی است این رمان به تازگی از سوی نشر بان در گروه کتاب‌های سمر منتشر شده است. ]]> ادبيات Mon, 18 Feb 2019 08:17:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/272021/وقت-بی-نامی-نبش-قبر-گذشته-می-گوید رونمایی از چهار کتاب رضا اسکندری‌آذر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272056/رونمایی-چهار-کتاب-رضا-اسکندری-آذر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ مجموعه‌ طنز «کالیپسو» نوشته دیوید سداریس، رمان عاشقانه‌ «به آن‌ها که عاشق‌شان بودم» نوشته‌ جنی هان، رمان تریلر «سادی» نوشته‌ کورتنی سامرز و رمان طنز تخیلی «به بی‌نهایت خوش آمدید» نوشته‌ گرنت نیلور با ترجمه‌ رضا اسکندری‌آذر توسط نشر سنگ منتشر شده‌ است. مراسم رونمایی این چهار کتاب که طی یک ماه اخیر به چاپ رسیده‌اند با حضور اسدالله امرایی و حسن شهسواری، روز سه‌شنبه 30بهمن از ساعت 18 تا 20 در کتابفروشی نشر رود، واقع در خیابان کریمخان، نبش سپهبد قرنی برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Mon, 18 Feb 2019 08:07:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272056/رونمایی-چهار-کتاب-رضا-اسکندری-آذر رمان بهروز بوچانی در ایران منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272020/رمان-بهروز-بوچانی-ایران-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بهروز بوچانی نویسنده­ پناه­جوی ایرانی در جزیره­ مانوسِ گینه­ نو نسخه فارسی رمان خود را برای انتشار در اختیار نشر چشمه قرار داد. رمانی که ترجمه­ انگلیسی­‌اش او را به شهرتی منحصر به­‌فرد رسانده حالا در وطن خودش نیز منتشر خواهد شد. بوچانی که چندی پیش به خاطر نوشتن رمان «هیچ دوستی جز کوه­‌ها: نوشته­‌هایی از زندان مانوس» برنده­ جایزه­ مهم ادبی ویکتوریا استرالیا شده ­بود، این رمان را که روی واتس‌آپ نوشته و بعد برای ترجمه به دوست­اش امید توفیقیان داده بود به ناشر سپرد. ترجمه­ رمان او که باعث شد هم جایزه­ معتبر ویکتوریای استرالیا را ببرد، هم بیش از پیش به چهره‌­ای معترض علیه سیاست­‌های هولناک دولت استرالیا علیه پناه­جویان غیر قانونی تبدیل شود فروش فوق‌­العاده‌­ای در جهان انگلیسی­‌زبان پیدا کرد. هرچند او اجازه نیافت در مراسم مختلفی که برای این کتاب برگزار شد حضور پیدا کند. بوچانی متولد ایلام است. روزنامه­‌نگار و فعال حقوق بشر که پنج سال پیش با قایق از اندونزی به سمت استرالیا مهاجرت کرد و به دست گارد ساحلی به جزیره­ هولناک مانوس برده شد. جایی که عملا یک زندان تمام‌­عیار است. بوچانی در گفت­‌و­گوهای متعددش از جمله با گاردین از شرایط وحشتناک زندگی در مانوس گفته است. هرچند او هنوز هم محصور این جزیره است و از طریق موبایل با جهان خارج در ارتباط. او رمان را تکه­‌تکه برای دوست­اش ارسال می­‌کرده و او نیز بعد ترجمه به انگلیسی توانسته منتشرش کند. بوچانی نسخه­ اصل و فارسی رمان را به تازگی در اختیار نناشر گذاشته و ناشر امیدوار است در آینده‌­ای بسیار نزدیک رمان را منتشر کند. رمانی که به فارسی نوشته شده و ترجمه­‌اش جایزه­ معتبر صد هزار دلاری ویکتوریا را از آن خود کرده. رمانی که برگرفته  از تجربه­ این پنج سال زیست او است. ]]> ادبيات Sun, 17 Feb 2019 14:10:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272020/رمان-بهروز-بوچانی-ایران-منتشر-می-شود ​گزینه ‌شعرهای سیدعلی صالحی به چاپ 15 رسید/صالحی: در حال کار بر کلمات خود هستم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272035/گزینه-شعرهای-سیدعلی-صالحی-چاپ-15-رسید-حال-کار-کلمات-خود-هستم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) منوچهر حسن‌زاده، مدیر و مسئول انتشارات مروارید اعلام کرد طی روزهای گذشته گزینه شعر سیدعلی صالحی به چاپ پانزدهم رسیده و طی هفته آینده توزیع خواهد شد. حسن‌زاده در توضیح این اتفاق به ایبنا گفت: ما در شرایط ایده‌‌آلی از حیث استقبال مردم از شعر نیستیم و با وجود نایاب شدن کاغذ و گرانی مصالح کتاب، گزینه شعر صالحی را به چاپ پانزدهم رسانده‌ایم، زیرا تقاضا بالا بود و آمار نشان می‌دهد که علاقه‌مندان به شعر صالحی، در شرایط گوناگون از کلام وی استقبال می‌کنند و این یک اتفاق خارق‌العاده است. متعاقبا با سیدعلی صالحی تماس گرفتیم، سراغ شعر تازه و دفتر جدید را گرفتیم که صالحی در جواب گفت: از همه ناشرین خود، از همه هوخواهان شعر پیشروپارسی ممنونم که سرشان برای تنگناها درد نمی‌کند، به هر نحو و با هر سختی که هست نمی‌گذارند شعر و کتاب بمیرد. وی ادامه داد: وقتی که آقای حسن‌زاده این گزینه را از من خواست (یادم هست نوروز بود، در دیدار با سیمین بانوی بهبهانی که یادش گرامی) به خودم گفتم «عجب! فکر می‌کردم شاید مروارید سراغ امثال من نیاید!» اما آمد. وقتی که این گزینه منتشر شد باز به خودم گفتم: «خوب است که مثلا تا چاپ هفتم این دفتر در قید حیات باشم.» این پندار نه از سر ناامیدی، بلکه با نظر به بیماری‌های سختی که دارم، به ذهنم رسید. مقاومت کردم و زندگی ادامه دارد، شعر ادامه دارد، امید ادامه دارد، مردم با ما هستند. ثروت و سلوک من همین است. ممنونم! سیدعلی صالحی در پایان گفت: در حال کار بر کلمات خود هستم. شاید سال 1398 بعد از نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، دفتر تازه‌ام را منتشر کنم. ]]> ادبيات Sun, 17 Feb 2019 12:45:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272035/گزینه-شعرهای-سیدعلی-صالحی-چاپ-15-رسید-حال-کار-کلمات-خود-هستم گرفتاری‌های فراوان مرا از تمرکز در کار اصلي‌ام «شعر» بازداشت http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271223/گرفتاری-های-فراوان-مرا-تمرکز-کار-اصلي-ام-شعر-بازداشت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سیدعلی‌سینا رخشنده‌مند: در ادامه سلسله گفت‌وگوها با چهره‌های ماندگار حوزه ادبیات و اندیشه کشورمان، این بار در خبرگزاری کتاب ایران میزبان سیدعلی موسوی گرمارودی-چهره ماندگار، منتقد، مترجم، پژوهشگر، نویسنده و از شاعران بزرگ کشورمان بودیم. آنچه در پی می‌آید حاصل این گفت‌وگو است.   اگر مایل باشید نخست از خودتان و زندگی علمی‌تان صحبت کنیم. من روز يکشنبه 31 فروردين 1320 خورشیدی در محله چهارمردان شهر مقدس قم به دنيا آمده‌ام، اما تمام تابستان‌های کودکی من در گرمارود گذشته است. اگر چه در شناسنامه نوشته است که در گرمارود به دنیا آمده‌ام اما واقعا چنین نیست. علت این امر هم این است که پدرم که از مدرسین عالیقدر حوزه علمیه قم بودند، هر ساله تابستان‌ها به گرمارود می‌رفتند. یعنی 15 خرداد به گرمارود می‌رفتند تا 15 مهر آن‌جا می‌ماندند از همین روی شناسنامه مرا مامورین سیار شناسنامه که به گرمارود می‌آمدند، صادر کرده‌اند.   لطفا در مورد گرمارود توضیح بفرمایید. گرمارود، روستای زیبایی است در انتهای شرق کوه‌های الموت كه مجموعه گسترده‌اي است از رود و باغ، سنگستان، چشمه، کوچه باغ‌ها و خانه‌هاي روستاييِ محصور در کوهسارها با آبشار و چشمه‌سارانِ فراوان و مراتعي تا دامن پوشيده از سبزه و گل‌هاي وحشي و شقايق‌زارها و تمشک‌زارها و بوته‌واره‌های گَوَن و در دامنه‌ها گردوبُن‌هاي با وقار سايه گستر و باغسارهایی از سيب و آلبالو و مزارع سيب‌زميني و ذرت و گاوَرس... و هوايی که در گردنه‌های مُشرف به روستا، از خيال سبک‌تر است و بالاتر، قله‌های همين دامنه‌ها، هماره با تاج برفي سيمين، بر اَبرهاي سپيدِ مخملي، بوسه مي‌زند آن‌هم در زمينه کبود رنگِ آسماني که از صافي گويي ژرفاي آن پيدا است... اين مجموعه، همه در دو سوي يک دره اصلی فراهم آمده است که به قول فروغ فرخزاد، «روز را بر سينه می‌فشارد و خاموش می‌کند»: تو دره بنفش غروبي که روز را            برسينه مي‌فشاري و خاموش مي‌کني  يک رود خروشان و جوشان از پيش پاي گرمارود مي‌گذرد به نام شاهرود كه دست‌کم در تابستان‌ها، از آيينه، صاف‌تر است و سنگ‌ها و حتي ريگ‌هاي بستر آن‌ها را مي‌توان از بالاي پل‌هاي معلق چوبي روستا برشمرد. اين رود که امروز به آن الموت رود هم می‌گویند نخست در محلی به نام شیر کوه به طالقان رود و سپس قبل از منجیل به زنجان‌رود می‌پیوندد و سپید رود را تشکیل می‌دهد و سرانجام به خزر می‌ریزد.   چه زمانی شروع به درس خواندن کردید؟ تقريبا از پنج سالگي، پدر يک حرف و دو حرف بر زبانم، الفاظ نهاد و خواندن و نوشتن آموخت، با قرآن آغاز کرد و سپس نصاب‌الصبيان ابونصر فراهي و بعد گلستان سعدي و آن‌گاه طاقديس شيخ نراقي و گزيده‌هايي از خمسه نظامي که خود تقريبا بيشتر آن را در حفظ داشت. مي‌خواست به جای فرستادن من به مدارس رسمي، آموختني‌ها را خود به من بياموزد و کاش به همين روال پيش مي‌رفت، اما... در آن هنگام ما، درشهر قم، در طبقه دوم منزل کسي اجاره نشين بوديم که او و پدرانش نسل در نسل، کفش‌دار آستانه حضرت معصومه (س) بودند. يعني کفش‌داري‌هاي صحن کوچک را سالانه از توليت قم، اجاره مي‌کردند و درآمد بسيار خوبي داشتند. خدايش بيامرزاد، نامش حاج اسماعيل کبيري بود. دو دختر داشت به نام‌های ايران و اکرم و يک پسر به نام ناصر. دختر‌های او به منِ پنج- شش ساله بسيار علاقه‌مند بودند. محل آن خانه و خانه‌هاي اطراف آن را آیت‌الله بروجردی بعدها از صاحبان آن‌ها خريدند و خراب کردند و مسجد اعظم را ساختند و تقريبا اکنون شبستان‌ غربي مسجد، در محل خانه سابق ما واقع است. اکرم و ايران از پنج تا هشت سالگي، به پدرم اصرار مي‌کردند که مرا به مدارس جديد بگذارد و پدر، زير بار نمي‌رفت. آن‌ها کتاب‌هاي اول و دوم و سوم دبستان را به من آموختند. شب‌ها مرا به طبقه همکف، -که خود در آن زندگي مي‌کردند – می‌بردند و تا هنگام خواب، نزد آن‌ها، کتاب‌هاي ابتدايي را مي‌خواندم. البته کتاب‌ها براي من که نزد پدر نيز درس‌هاي سنگيني را مي‌خواندم، آسان بود. باري سرانجام، اصرار پياپي دختران صاحب‌خانه کار خود را کرد و پدرم مرا در آستانه نُه سالگي به «دبستان ملي باقريه» واقع در ضلع جنوب غربيِ مدرسه فيضيه بُرد و نامم را در کلاس اول ابتدايي نوشت! چند روزي بيشتر در کلاس نمانده بودم که اولياء مدرسه دريافتند بيشتر از همکلاسي‌هايم مي‌دانم و مرا به کلاس دوم بردند. يک هفته بعد، از دوم هم به کلاس سوم رفتم و اگر رياضيات، بيشتر مي‌دانستم، به چهارم هم مي‌توانستم بروم. از آن دبستان، تَرکه‌هاي اناري که در حوض بزرگ مدرسه، پيوسته در آب خيس مي‌خورد تا به کف دست شاگردان متخلف کوبيده شود؛ هميشه چون کابوسي، در ذهن من مانده است. گرچه دست‌هاي کوچک من هرگز با آن چوب‌ها تماسي نيافت، اما سالياني دراز بعد از آن، وقتي در زندان شاه ستمگر، زير کابل‌هاي سيمي ساواک، به خود از درد ‌پيچيدم، به ياد آن ترکه‌هاي انار افتادم که در آن دبستان به کف دست يا پاي بچه‌هايي می‌زدند که در حياط مدرسه از درد، به خود مي‌پيچيدند. کسوف کامل، آن هم درست در يکي از ساعات زنگ تفريح و تاريکي هراس‌آور مدرسه در وسط روز، خاطره به ياد ماندني ديگر من، از دوره دبستان است.   معلمان شما در آن مدرسه چه کسانی بودند؟ من در آن دبستان، يکي دو معلم خوب داشتم که انسان‌های برجسته‌ای بودند. به ويژه نخستين معلم من، يعني معلم کلاس سوم، مردي بود با نام معين‌الشعرا که ما او را به نام مطلق «آقا» مي‌ناميديم. پنجاه و اندي سال داشت. چاقي نسبي او نمي‌گذاشت بلندي قامتش، ناموزون بنمايد. غبغبي داشت که ته ريش خرمايي‌اش، تا زيرِ آن، روي گلو کشيده بود. دستاري شير شکري بر سر مي‌بست و پاييز و زمستان و بهار، پالتويي خاکستري مي‌پوشيد. خطي خوش داشت و خُلقي خوش‌تر. معلمِ همه درس‌هاي کلاس بود. نخستين سرمشقي که با خط زيباي خود براي همه، از جمله من نوشت هنوز پيش چشم من است:  «در شعر مپيچ و در فن او» اما افسوس که اين نخستين سرمشقِ استاد، مرا در ياد نماند. خاک برمرحوم استاد محمود منشي کاشاني خوش باد که سال‌ها بعد؛ در چکامه‌اي به پاسخ اِخوانيه من، سرود: مَنعم از شعر پدر کرد و ندانستم                   حرمت حرف پدر، از سر ناداني در سال پنجم دبستان ما به «کوچه حرم» نقل مکان کردیم. یعنی پدرم، منزلِ اندرونیِ مرحوم آیت‌الله حاج سید‌محمد باقر قزوینی را که پدرخانمِ آیت‌الله ابوترابی بود، پس از فوت آیت‌الله سید‌محمد باقر، از داماد او اجاره کرد. و من با حاج سید علی ابوترابی _ سرور آزادگان- همسايه و همبازي شدم. . دبیرستان را کجا گذراندید؟ دوره دبيرستان، از دبستان بسيار بهتر بود. سالي که من وارد دوره دبيرستان مي‌شدم، روان‌شاد شهيد دکتر بهشتي رضوان‌الله تعالي عليه دبيرستاني در خيابان باجک قم داير کرده بود به نام «دين و دانش» و مي‌خواست تنها با کلاس اول دبيرستان بياغازد. دانش‌آموزان را با وسواسِ بسيار، خود و با مصاحبه برمي‌گزيد. با آن‌که با پدرم آشنا بود، مرا هم طبق ضوابط خود، با مصاحبه، پذيرفت و جمعا بيش از 13 دانش‌آموز انتخاب نکرد. علاوه بر مديريتِ با اقتدار مدرسه، تدريس زبان انگليسي‌ ما را نيز خود به عهده داشت. معلمان ديگر عبارت بودند از: استاد علي اصغر فقيهي، دکتر حسين اشراقي، زنده ياد شهيد دکتر مفتح، دکتر بزرگ‌نيا، دکتر رضواني، دکتر مظاهر مصفا، دکتر شيمي و عده‌اي ديگر... با آن مدير و اين گروه معلمانِ درجه اول، خود حدس بزنيد که چه دبيرستان نمونه‌اي داشتيم. سال دوم دبيرستان، دکتر حسين اشراقي معلم انشاي ما بود و من از او نخستين انشا را 20 گرفتم. موضوع آن، به نثر برگرداندن شعري بود از ملک‌الشعراي بهار، به نام «چشمه و سنگ». تشويق‌نامه را بر پشت جلد يک کتاب دايرکت مِتُد انگليسي نوشت و به رسم جايزه، با تشريفات ويژه، سَرِ صف و با حضور همه شاگردان و معلمان، به من اهدا کرد. ما تا آخر دوره دبيرستان، همان 13 نفر باقي مانديم. زنده‌ياد شهيد بهشتي، هر سال فقط براي کلاس اول، دانش‌آموز جديد مي‌پذيرفت. او به ما 13 نفر که در واقع اصحاب ُصفه دبيرستان و دانش‌آموزان نخستين دوره و نخستين کلاس بودیم، بسيار علاقه داشت. گاهي شب‌هاي جمعه، ما 13 نفر را يک‌جا به خانه کوچک و روحاني خود -واقع در کوچه بن‌بستي نزديک همان دبيرستان -  مي‌برد. نماز مغرب و عشا را به جماعت و امامتِ ايشان مي‌خوانديم و سپس شامي مي‌خورديم و آن‌گاه دعاي کميل آغاز مي‌شد. هنوز عطر خوش آن مجلس صميم و آواي گرم و گيراي آن شهيد مکرم را به هنگام قرائت دعاي کميل، در مشام جان دارم. او نمونه والاي انسانی هدف‌دار، مدير و مدبر و الهي بود.   از سال‌های تحصیل در مشهد و خدمت حاج شيخ مجتبي قزويني و ادیب نيشابوری بگویید و این‌که چه درس‌هایی را در محضر آنان فراگرفتید؟ من در دبیرستان در رشته ریاضی درس می‌خواندم اما علاقه‌مند به علوم ادبی بودم.  پدرم می‌فرمود: «اگر می‌خواهی ادبیات بخوانی اول باید عربی بخوانی و بهترین عربی هم در مشهد است که ادیب نیشابوری درس می‌دهد. آن‌جا شیخ مجتبی قزوینی دوست و هم‌دوره من است، من تو را به آن‌جا می‌برم و بعد از امام رضا به ایشان می‌سپارم». این بود که در خرداد سال 1337 خورشیدی، در نوجواني، پدر، دست مرا گرفت و از قم به مشهد رضا- عليه آلاف الثّنا- برد و پس از خدا و آن امامِ هُمام، به دوست خود، زنده‌ياد حضرت حاج شيخ مجتبي قزويني رضوان‌الله عليه، سپرد تا با راهنمايی وي، عطشِ آموختن من، از آبشخور علوم ادبي اسلامي، فرو بنشيند. حاج شيخ، که صلابت دانش را در کنار فسحت اخلاق، چون کوهسار مُشرف به هامون، فراهم داشت؛ مرا به استاد مسلم ادب عربي در آن ايام، روان‌شاد حجت‌الحق شيخ محمد تقي ادبیب نيشابوری، مشهور به اديب ثاني رهنمون شد و من بنده، طي چهار سال، کتاب‌هاي بهجت‌المرضيه (سيوطي) مغني و مطول و يک دو کتاب ديگر را نزد آن فرزانه بسياردان، فراگرفتم. شرحِ مطولِ سياحت‌هاي من در باغ دانش آن استاد زنده‌ياد، و بهجتي که از اخلاق مرضيه او، در دلم فراهم مي‌آمد و قطميري از آن براي شادي دلِ هر دوستدارِ دانش، مُغني ا‌ست و در ياد‌نامه او، طي مقاله‌اي قلمی کرده‌ام. اين يادنامه به همت استاد دکتر مهدي محقق در سال 1363 با نام «یادنامه ادیب نيشابوری » در تهران، انتشار يافته است. منطق و مقدمات اصول و فقه را نزد مدرسان ديگر حوزه مشهد، از جمله مرحوم «نهنگ» آموختم و بعد به امر حاج شيخ مجتبي، يک سال هم به حوزه «تون (فردوس) براي تدريس و تدرس رفتم که شرح آن مفصل است و اين زمان بگذار تا وقت دگر...   چه سالی به قم برگشتید؟ وقتي پس از چهار سال به قم بازگشتم، غائله انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي شروع شده بود. در واقعه مدرسه فيضيه، حضور داشتم. يک بار هم در قم دستگير و تا آستانه زنداني شدن رسيده بودم که با کوشش مرحوم آيت‌الله رباني شيرازي نجات يافتم. پس از دستگير شدن امام خميني (ره) و بعد از واقعه 15 خرداد، چون پدر نيز از قم به شهر ري و سپس تهران، کوچ کرده بودند، من هم در تهران مقيم و معلم دبستان و دبيرستان علوي -به مدیریت مرحوم مبرور آیت‌الله کرباسچیان و روانشاد روزبه– شدم.   چه سالی وارد دانشگاه شدید؟ در همان ایام سال 1344 با مرحوم غفوری گل زاده قرار گذاشتیم که در کنکور ادبیات فارسی و حقوق شرکت کنیم و اتفاقا در هردو رشته هم قبول شدیم. من نفر هفتم کنکور ادبیات در کشور شدم. در 1345 به دانشگاه و دانشکده حقوق راه يافتم و با برخي از مبارزان اسلامي و غيراسلامي ضد رژيم، آشنا شدم.   چطور در دانشگاه رشته حقوق را انتخاب کردید؟  براي ورود به دانشگاه، به طور متفرقه امتحان دادم و ديپلم ادبي گرفتم و با آن‌که در امتحان ورودي دانشگاه در رشته ادبيات در سراسر کشور نمره ممتازي احراز کرده بودم و با وجود این‌که هیچ علاقه‌ای به رشته حقوق نداشتم، مجبور شدم به دانشکده حقوق بروم زيرا تنها دانشکده نصفِ روز بود و من مي‌توانستم نيم ديگر روز را براي گذراندن زندگي، کار کنم. در اسفند 48 از دانشگاه تهران لیسانس حقوق گرفتم. بعدها تغییر رشته دادم.  در ششم شهریور سال 1352 دستگیر شدم، در زندان هم که ادامه تحقيق و تحصيل امکان نداشت، چون زندانيِ سياسي را دائما از بندي به بند ديگر و گاه از بازداشتگاهي به بازداشتگاه ديگر مي‌بردند، خود من بارها در "کميته" و "قصر" و "اوين"، جابه‌جا شدم. بعد از آزادي از زندان و حتي پس از انقلاب هم، ضرورت‌هاي شغلي و مشکل‌هاي زندگي، روزبه‌روز گسترده‌تر شد و مرا از کار منظم حتي در درس و درحوزه شعر، بازداشت. گاه، ماه‌ها چشم به راه مي‌مانم اما شعرگويي مي‌داند چه‌قدر گرفتار روزمرّگي يا روزمرگي شده‌ام و به سراغ من نمي‌آید. شعری دارم که در آن خطاب به شعر گفته‌ام: ديري است تا نيامده‌اي، اي شعر!   از چگونگی آشنایی خودتان با مرحومان رجایی و باهنر بگویید. در همان سال‌های دانشجویی بود که با شهيدان بزرگوار، مرحوم رجايي و مرحوم باهنر، آشنا شدم و ارتباط خود را با شهيد بزرگوار بهشتي نيز حفظ کردم. اين بزرگوار حتي در زماني که به آلمان رفته بودند از ارسال نامه و دادن رهنمود، خودداري نمي‌فرمودند. مدارس رفاه را که دخترانه و به همان سبک علوی اداره می‌شد، مرحوم رجایی اداره می‌کرد من به معلمینِ آن‌جا آئین نگارش درس می‌دادم. آقای رجایی و بهشتی و باهنر و سیدرضا برقعی در سازمان‌ برنامه ریزی درسی وزارت آموزش پرورش نفوذ کرده بودند و درس شرعیات و قرآن را می‌نوشتند و چون کارهای بسیار جالبی ارائه کرده بودند و کارشان در طرز آموختن قرآن و علوم دینی خیلی گل کرده بود، هر پیشنهادی می‌دادند آموزش و پرورش، قبول می‌کرد. مرا به عنوان برنامه‌نویس «آیین نگارش» به آموزش و پرورش پیشنهاد کردند آموزش پرورش هم علاوه بر این‌که پذیرفت، خواهش کرد که در تلویزیون آموزشی (در محل مجلس شورای اسلامی فعلی) تدریس کنم که نخست پذیرفتم و چند ماه بعد دانستم جای من نیست و استعفا کردم، سپس در بخش مردم‌شناسی فرهنگ و هنر، استخدام شدم. در همان‌جا بود که به وسیله ساواک دستگیر شدم.    چه سالی به وسیله ساواک دستگیر شدید و چرا؟ وقتی که یکی از جوانان اهل قزوین توسط ساواک شهید شد، به پیشنهاد آقای رجایی برای مراسم ختم وی که پنهانی در قزوین برگزار می‌شد، به قزوین رفتیم من شعری بر علیه شاه وخطاب به شاه گفته بود‌م که: رسد روز ِخون تورا ریختن         رسد روز ِبر دارت آویختن من و آقای رجایی را از راه پشت بام، به آن مجلس بردند، خفقان بسیار زیاد بود. یک سال بعد در 1352 به وسيله ساواک دستگير شدم. درکاوش و جست‌وجوي منزل، بقاياي کتب ممنوعه و عکس و رساله و اعلاميه‌هاي حضرت امام و چیزهایی دیگر، کار را بسيار خراب کرد. قبلا من به گمان خود خانه را پاک کرده بودم ولي اين بقايا از ديد خود من هم، لابه‌لاي انبوه کتاب‌هاي کتابخانه و در برخي زوايای خانه، پنهان مانده بود.   چند سال زندان بودید؟ نزديک چهار سال در زندان بودم و در سال 1356 با کشيدن نزديک به يک سال زندان اضافي که در تداول زندانيان سياسي، به آن "ملي کشي" گفته مي‌شد، آزاد شدم. پس از آزادي، نخست چاپ دوم مجموعه شعرم: عبور و سپس در سايه سار نخل ولايت و آن‌گاه سرود رگبار را در آوردم. بعدها سه مجموعه شعر ديگر منتشر کردم با نام‌هاي چمن لاله و خط خون و تا ناکجا که اين آخري ترجمه گزيده‌اي از شعرهاي من است و از سوي دو تن از استادان دانشگاه «ونيز» به ايتاليايي ترجمه شده است. و سرانجام دو گزينه از شعرهاي من درآمد با نام‌هاي: دستچين و باران اخم.   شکنجه‌ها به چه شکلی بود؟ با شلاق می‌زدند و این شلاق‌ها از کابل مسی بود که روی آن آستر لاستیکی داشت، منتهی سَرِ سیم مسی بیرون و اندکی کج بود، بنابر این موقعی که شلاق می‌زدند، سر سیم زیر قوزک پا می‌ خورد و آن را سوراخ می‌کرد- به اندازه‌ای که یک تخم مرغ در آن جای می‌گرفت- و به تدریج که تکرار می‌شد، علاوه بر این‌که پا درد می‌گرفت و ورم می‌کرد چون ضمن زدن، سیگار هم می‌کشیدند، سیگار را روی بدن خاموش می‌کردند. در دسترس‌ترین زیرسیگاری، تنِ من بود!  [ضمن گفت‌وگو، استاد گرمارودی ساق پایشان را نشان دادند و جای خاموش کردن آن سیگارها هنوز بر ساق پایشان مشخص بود.]        از روزهای دوران زندان بگویید.  تمام دوره زندان، مشحون از خاطره‌هايي عبرت‌انگيز و گاه حتي جالب است. اينک خاطره ايام عيد يکي از سال‌هايي را که در زندان اوين گذراندم، بيان مي‌کنم: زندان‌هاي اوين چنان‌که من شنيده بودم، به راهنمايي کارشناسان اسرائيلي ساخته شده و سيستم ساختمان هر بازداشتگاه عمومي به نحوي است که امکان فرار در آن به صفر مي‌رسد و نگهبانان نيازي به حضور دائم در بين زندانيان ندارند زيرا تمام ساختمان بتون مسلح و محصور در تپه‌هايي است که زندان را نگين‌وار، در ميان گرفته‌اند. ديوارهاي حياط کوچکِ هر بازداشتگاه چنان بلند است که جز قسمت بسيار کوچکي از ستيغ‌ آن تپه‌ها، هويدا نيست و سراسر کفِ حياط نيز بتوني است؛ مگر حاشيه و فواصل؛ این مربع‌ها که خاکی بود و براي کاشت مناسب بود؛ اما زندانبانان ايراني، حتي يک علف در آن نکاشته بودند. به خاطر دارم که من و يکي از هم زنجيرانِ من، تخم جارو و هسته خرما در آن کاشتيم. قضيه بدين گونه بود که پس از چند ماه حبس مطلق(که به جریان آن بعد اشاره خواهم کرد) به ما روزي يک ساعت «هواخوري» داده بودند يعني همه‌ ما را از سلول‌ها به حياط زندان مي‌بردند تا دور همان حياط سيماني قدم بزنيم. در همين فاصله يک ساعت، برخي بازي مي‌کردند- البته ما بيشتر بازي‌هاي دسته‌جمعي و ورزش مي‌کرديم – و برخي با دوستان گپ مي‌زدند و برخي هم از جهت ايدئولوژيک جوانان مردم را از راه به در مي‌بردند! بعضي هم؛ که مثل من شاعر يا داراي مشاعر عاطفي بودند و کم‌کم بوي بهار را از لابه‌لاي نسيم سرد اسفند ماه؛ مي‌شنيدند؛ هوايي مي‌شدند و ميل ديدن يک گياه به سرشان مي‌زد و در پي چاره برمي‌آمدند. من و آن هم زنجير سابق الذکر از اين دسته بوديم و دلمان لک زده بود براي ديدن يک ساقه‌ سبز که در نوازش نسيم؛ تاب بخورد و بهار را در خاطره ما زنده نگاه دارد. من به افتضاي شاعري و روستا زادگي و او به اقتضاي شغل و کار اصلی‌اش که گل‌فروشي بود. باري، چنان که عرض شد؛ تنها دانه‌هايي که در دست داشتيم و مي‌توانستيم کاشت؛ هسته خرما و تخم جارو بود. يعني از اواسط دي‌ماه آن سال که به صرافت اين کار افتاديم، هسته‌هاي خرما‌هايي را که گاهي با غذا مي‌دادند پس‌انداز و تخم جارو را هم با جست‌و‌جو بين جاروهايي که براي نظافت سلول‌ها در اختيارمان گذاشته بودند؛ پيدا کرده بوديم. اوين سردتر از شهر و بهار آن ديررس‌تر بود. صبر کرديم، همين که تک هواي سرد شکست، دانه‌ها را در گوشه‌اي دورتر از چشم، در کناره‌اي که سيماني نبود بغل ديوار کاشتيم. يعني با دسته‌ قاشقي که پنهاني با خود به حياط آورده بوديم، خاک را از کنار ديوار به عرض پنج سانتي‌متر شخم زديم و با دست از شير آب حياط، آب آورديم و دانه‌ها را کاشتيم. هر روز به محض آن که هواخوري اعلام مي‌شد؛ نخست به سراغ باغچه‌ خود مي‌رفتيم. من گاهي چند دقيقه کنار آن مي‌نشستم و پيش خود مي‌انديشيدم که حتي روبنسن کروزوئه در جزيره متروک خود، وضع بهتري از ما در زندان اوين، مي‌داشته است! سرانجام، يک روز آن شادي بزرگ رسيد؛ من که اول ديده بودم دوستم را صدا زدم و بعد همه‌ بچه‌ها را ... چند تا از جاروها و يکي دو تا از خرماها، روييده بودند. خرما پوسته هسته‌ خود را نيز هنوز به سر خودکشيده و با احتياط زمين را شکافته و بالا آمده بود؛ انگار دانسته بود که تولد در زندانِ دژخيمان، خالي از خطر نيست و خود را زير سپرِپوسته‌ هسته‌ خويش، پنهان کرده بود. تا نوروز؛ تقريبا همه‌ دانه‌ها و هسته‌ها قد کشيدند. و نوروز آن سال، تنها سبزه‌اي که داشتيم؛ قامت‌هاي زمردين و کوچولوي خرماها و جاروها بود. بعدها يعني پس از آزادشدن از زندان و پيروزي انقلاب از خود مي‌پرسيدم: آيا مردم با همان جاروها، دژخيمان را از تاريخ، جارو کردند!  و اما قضیه حبس مطلق ما: بند‌های زندان اوین، به شکل« L » ساخته شده است. در موردی که شرح آن را می‌نویسم، در هر اطاق حدود چهارده نفر زندانی بودیم و چون نه اجازه ملاقات می‌دادند، نه سیگار به افراد سیگاری و نه هیچ چیز دیگر و همه‌ فقط توی یک اتاق بودیم، در آن‌جا برای این‌که زمان بگذرد، از خمیر نان و قرص ضد نفخ –که سیاه رنگ است- در کاسه مسی که به ما برای آب خوردن داده بودند، تخته سیاه کوچک می‌ساختیم! آن خمیر را با این قرص در کاسه ممزوج می‌کردیم، سیاه می‌شد، بعد این خمیر سیاه رنگ را ورز می‌دادیم تا مثل موم می‌شد، بعد خمیرها را به شمار افراد و به اندازه کف دست می‌بریدیم و از نایلونی که نان در آن می‌گذاشتند و به ما می‌دادند، رویِ آن خمیر، می‌کشیدیم و برای هر نفر یک تخته سیاه کوچک (به اندازه کف دست ) درست می‌شد و روی آن در درس زبان فرانسه دکتر عباس شیبانی -که او هم در اطاق ما زندانی بود- با قلم‌های کوچکی به اندازه چوب کبریت که از ساقه‌های جاروب می‌بریدیم، شعرهای «ویکتور هوگو» را می‌نوشتیم !  بقیه هم هر کس هر هنری یا هر تخصصی داشت تدریس می‌کرد. در واقع یک نوع دانشگاه شبانه روزی برپا شده بود. خلاصه در آن مدت ما هیچ‌گونه امکاناتی نداشتیم. کلا حدود 50 نفر بودیم که ما را از زندان‌های مختلف گزیده و ناگهان به اوین آورده بودند و در هر اطاق، حداکثر 14 نفر را بی‌ملاقات وحتی بی هواخوری جای داده بودند  تا این‌که بعد از مدت‌ها –حدود پنج - شش ماه، به ما اجازه دادند که روزی یک ساعت در حیاط یک ذره هوا بخوریم. و ما تنها در حیاط بود که بقیه 50 نفر هم‌زنجیر خود را می‌توانستیم ببینیم.   چه سالی از زندان آزاد شدید؟ نزديک چهار سال در زندان بودم و در سال1356 با کشيدن نزديک به يک سال زندان اضافي که در تداول زندانيان سياسي، به آن "ملي کشي" گفته مي‌شد، آزاد شدم. پس از آزادي، نخست چاپ دوم مجموعه شعرم: عبور و سپس سايه سار نخل ولايت و آن‌گاه سرود رگبار را در آوردم. بعدها سه مجموعه شعر ديگر منتشر کردم با نام‌هاي چمن لاله و خط خون و تا ناکجا که اين آخري ترجمه گزيده‌اي از شعرهاي من است و از سوي دو تن از استادان دانشگاه «ونيز» به ايتاليايي ترجمه شده است و سرانجام دو گزينه دیگر از شعرهاي من درآمد با نام‌هاي: دستچين و باران اخم. من اگر بخواهم تمام حوادث تلخ و شيريني را که براي من در طول 18 سال بعد از انقلاب پيش آمده است، بگويم، به راستي مثنوي هفتاد من کاغذ خواهد شد. به قول شاعر: شرح صحیفه دل ما گر مطول است        معذور دار در شب یلدا نوشته‌ایم....   برخي از آن‌ها خاطرات بسيار مهم و تاريخي است. برخي ديگر حوادث مهمي نيست اما شنيدني است.  مثلا: در روزگاري که شهيد سعيد محمد علي رجايي وزير آموزش و پرورش بود، يک روز از من خواست که متني کوتاه، در يک صفحه بنويسم تا در آغاز همه کتاب‌هاي درسي چاپ شود. بنده متني را با عنوان : سخني با دبيران و دانش‌آموزان عزيز نوشتم که با اين مصراع از شعرهاي مولوي آغاز مي‌شد:  «ماهي از سر گنده گردد، ني زدُم»  (گاف در کلمه «گنده» را مي‌توانيم هم به فتحه بخوانيم و هم به ضمه... يعني هم آسيب‌پذيري و هم رشد ماهي از طرف سر است.) هنوز يک ماه از توزيع کتاب‌ها در کشور نگذشته بود که يک روز آن شهيد بزرگوار تلفن کرد و گفت: مي‌داني چه دسته‌ گلي به آب داده‌اي؟ (او مردي بسيار مقاوم و خويشتن‌دار بود با اين حال، با دوستان نزديک لازم نمي‌ديد که خيلي شکيبايي کند و ما سال‌ها در مدرسه رفاه و در جاهاي ديگر با هم آشنايي داشتيم)، با شگفتي پرسيدم: مگر چه شده است؟ گفت: «مرد حسابي ! تو نوشته خود را با اين مصراع از مولوي آغاز کرده‌اي که "ماهي از سر گنده گردد ني زدُم" می‌‌گویند مصراع دیگر آن این است : فتنه از عمامه خیزد نی زخُم. شعر قحطی بود تو برداشتی این را نوشتی؟ این شعر طاغوتی است ، اگر از من بپرسند این شعر را چرا نوشتی من چی جواب بدهم؟ مرحوم رجایی پیش از انقلاب دبیر ریاضی بود و با حوزه ادبیات چندان آشنایی نداشت. گفتم: يقين بدانيد آن مصراع، بر ساخته ذهن عليل ضد انقلاب است، نه حضرت مولوي. آن چه من نوشته‌ام خودش مصراع دوم است و شکل کامل بيت چنين است: عقل اول راند بر عقل دوم                          ماهي از سرگنده گردد، ني زدُم فرمود: - خيالم راحت شد، اما اگر يک تصوير از آن بیت در کتاب مثنوي، به من برساني، بهتر است! باري، از اين‌گونه خاطرات بسيار است. گرچه از عطيه الهي شعر، قلبا شاکرم اما از عهده شکر عملي آن به خاطر مشکلاتي که در طول زندگي داشته‌ام، هرگز برنيامده‌ام و اين را بزرگ‌ترين شوربختي خود مي‌دانم. گرچه در تنور مشکلات و حوادث و گرفتاري‌ها، آبديده شدم. لِلّهِ دَرُّ النُائباتِ فَاِنَّها                                  صَدَأُ اللِئّامِ و صَيقَلُ الاَحْرارِ برخي اين خوشبختي را داشته‌اند که حوادث زندگي، آنان را در جهت استعداد ويژه آن‌ها به پيش رانده است اما براي من بدبختانه چنين نبود:   از ماهنامه ادبي گلچرخ برایمان بگویید. ماهنامه ادبي گلچرخ 24 شماره، هر 15 روز يک بار از تابستان 66، درآمد و بعد هم از سال 71، به صورت مستقل منتشر شد و بايد گفت، لنگ‌لنگان قدمي برمي‌داشت تا آن‌که من به‌ عنوان رايزن فرهنگي کشور براي مدت چهارسال (تا اول تيرماه 82) به تاجيکستان رفتم. و گلچرخ تعطیل شد. به هر روي، گرفتاري‌هاي فراوان مرا از تمرکز در کار عزيز و اصلي‌ام "شعر" و خدمتگزاري کلمه" بازداشت. شيخ بهايي فرموده است: غلبني کلُّ ذي فن و غلبتُ علي کل ذي فنون- يعني هر که در يک رشته تخصص داشت، بر من پيروز شد ولي من برآنان که «همه فن حريف‌» بودند و در چند رشته کار مي‌کردند، برتري يافتم. با اين فرق که انصافا در کشکول شيخ بهايي خيلي چيزها يافته مي‌شود، اما در چنته من، جز حسرتِ دانستن، هيچ نيست و جا دارد که بيتي چند از چکامه استوار شاعر بزرگوار شيعي، کسايي مروزي را که هزار و اندي سال پيش، از سَرِ درد و در 50 سالگي خويش، سروده است، بياورم که در حقيقت شرح حال ماست آن: بيامدم به جهان تا چه گويم و چه کنم؟                                                        سرود گويم و شادي کنم به نعمت و مال به کف چه دارم از اين پنجه شمرده تمام                                                  شمارنامه با صدهزار گونه وبال من اين شمار به آخر چگونه فصل کنم                                               که ابتداش دروغ است و انتهاش مُحال دريغ فرِ جواني، دريغ عمر لطيف                                                   دريغ صورت نيکو، دريغ حسن و جمال! کجا شد آن همه خوبي، کجا شد آن همه عشق؟                                          کجا شد آن همه نيرو، کجا شد آن همه حال؟ سرم به گونه شير است و دل به گونه قير                                                      رخم به گونه نيل است و تن به گونه نال نهیب مرگ بلرزاندم همي شب و روز                                                        چو کودکان بدآموز را نهيب دوال گذاشتيم و گذشتيم و بودني همه بود                                                        شديم و شد سخن ما فسانه اطفال   آیا در مسابقه شعر مجله ادبي يغما شرکت داشتید؟ سال 1347 در مسابقه شعر مجله ادبي يغما به سردبيري مرحوم حبيب يغمايي، که به همت «حسينيه ارشاد» به مناسبت آغاز پانزدهمين قرن بعثت برگزار شده بود در زمينه «شعر نو» شرکت کردم و در اين زمينه اول شدم. در قالب شعر کهن، مرحوم استاد سيد‌الشعر اميري فيروزکوهي، مرحوم رياضي يزدي و استاد عباس شهري، به ترتيب اول تا سوم شدند. شعر من که در بحور شکسته نيمايي سروده شده و منظومه‌اي 16 صفحه‌اي بود، "خاستگاه نور" نام داشت و شهرت شعري من با آن آغاز شد. پيش از آن با مرحوم زنده‌ياد آل‌احمد حشر و نشر داشتم و آن بزرگ‌ياد، مرا بسيار تشويق مي‌فرمود؛ نيز همسر ارجمندش خانم دکتر سيمين دانشور که بسيار مهربان بود. در همين سال‌ها، معلم شهيد، دکتر علي شريعتي، به حسينيه ارشاد آمده بودند، من گاهي از تشويق‌هاي و راهنمايي‌هاي آن بزرگ‌مرد معاصر و اعصار، برخوردار مي‌شدم. اما بيش از آل‌احمد و دکتر علي شريعتي، شيخ شهيد اشراق، استاد آيت‌الله مرتضي مطهري (اعلي‌الله مقامه الشريف) که روزگاراني دورتر، در جواني نزد پدرم درسي خوانده و تا آخر عمر، پاس آن مي‌داشت، به من محبت مي‌فرمود و شايد به تلافي آن استادي پدر، مرا به شاگردي پذيرفت. در سخنراني‌هاي خود در مجامع دانشگاهي، امر مي‌فرمود که من شعر بخوانم و نيز اجازه فرمود که در حلقه درسي خصوصي شرکت کنم که در منزل آن شهيد تشکيل مي‌شد و در آن شرح منظومه را براي عده‌اي که از انگشتان دست تجاوز نمي‌کردند، تدريس مي‌فرمود.   از شب شعر "انستيتوگوته" که در آن شرکت داشتید، بگویید؟ در پاييز 56، در شب شعر "انستيتوگوته" شرکت کردم. آن شب -یعنی شب ششم که من بودم- مجری آقای هزارخانی بودند و من را به عنوان دومین کسی که باید شعر می‌خواند معرفی کرد، ولی کسی که شعر نفر اول را خواند، در پایان، به جای آن‌که طبق اعلام هزارخانی، نام مرا بخواند، اسم نفر سوم را به جای اسم من خواند. اسم من را نخواندند، یعنی به جای من از ایشان نام بردند، ایشان هم وقتی رفتند، به جای یکی، دوتا شعر حدود بیست تا شعر خواند! خیلی از مردم هم مثلا از کرج و گرمسار و اطراف آمده بودند، باران هم نم‌نم داشت می‌بارید و مردم هم می‌خواستند به خانه برسند و بنابراین بلند شدند رفتند، عده‌ای به این دلیل رفتند و عده‌ای دیگر هم ما را برنمی‌تابیدند –چنان‌که الان هم برنمی‌تابند- (با خنده) من هم گفتم شیعه در طول تاریخ مظلوم بوده است ولی سخن و حرف خودش را رسانده است. در آن جمع، پس از خواندن شعر "در سايه سار نخل ولايت" گفتم: « شيعه در طول تاريخ گلرنگ خود، مظلوم زيسته، اما هماره صداي خويش را به گوش تاريخ رسانده است».   در کانون فرهنگي نهضت اسلامي شرکت داشتید؟ در جريان پا گرفتن انقلاب، همراه با روان‌شاد خانم طاهره صفارزاده، براي تاسيس "کانون فرهنگي نهضت اسلامي" از عده‌اي از نويسندگان، دعوت به‌عمل آمد و دبير کانون هم بنده بودم، اما زحمات آن و سرپرستي کامل آن، به خصوص پس از پيروزي انقلاب، يک‌جا به عهده خانم صفارزاده افتاد.   قبل از انقلاب با مجله نگین با سردبیری محمود عنایت که قسمتی هم به اسم راپرت داشت، همکاری داشتید، در این زمینه توضیح می‌دهید؟ راپرت متعلق به من نبود، صفحه شعر و صفحه نقد کتاب بر عهده من بود، اسم صفحه من هم شعر نِگین بود که خیلی مورد استقبال قرار گرفت و شعرهای زیادی ارسال می‌شد که خیلی از آن‌ها شعرهای ضعیف و مزخرفی بود. به همین خاطر من گفتم که اسم این صفحه شعر نِگین نیست، بلکه اسمش شعر نَگین است و خواهش کردم که شعر نگویند. محمود عنایت سردبیر و مدیر مجله بود، همدیگر را زیاد نمی‌دیدیم.   با کدامیک از شاعران و نویسندگان معاصر ارتباط و رفاقت داشتید؟ من تقریبا با اغلب شعرا ارتباط داشتم. مثلا طاهره صفار زاده به منزل ما می‌آمدند و ما هم به منزل ایشان که در میدان فلسطین ظلع شمال غربی در بالاخانه منزل داشتند و من بارها به آن‌جا ‌رفتم. بعدا به اکباتان رفتند و من آن‌جا هم پیششان می‌رفتم. بعدا به تجریش رفتند و مرقد ایشان هم در امام زاده صالح است.   با آل احمد و خانم دانشور ارتباط داشتید؟ هم آل‌احمد و هم سیمین دانشور من را کاملا می‌شناختند و همیشه خدمتشان می‌رسیدم. مثلا نعمت آزرم که از مشهد به تهران آمد، چون از ارتباط من با آل احمد آگاه بود، از من خواهش کرد که ایشان را پیش آل احمد ببرم، در زمان فوت آل احمد -که در ابن بابویه دفن شده است- در مراسم تشییع ایشان شرکت کردم و شعر سوگنامه‌ای هم در وصف ایشان سروده‌ام که در نخستین مجموعه شعر من «عبور» چاپ شده است.   از دوران انتشارات فرانکلین  هم مختصری بگویید. با حکمي به امضاي روان‌شاد مهندس مهدي بازرگان، سرپرست فرانکلين سابق و مديرعامل افست شدم. در همين ايام من از آقاي جعفري مدير سابق اميركبير دعوت كردم كه فقط قسمتِ كتاب‌هاي جيبي اميركبير را به فرانكلين -كه امروز به نام نشر علمي – فرهنگي ناميده مي‌شود - به 25ميليون تومان -به ارزش آن روز كه برابر با دو و نيم ميليارد امروز بود- بفروشد كه اگر مي‌پذيرفت اين كار به نفع او مي‌بود چرا كه آن را به عنوان همراهي وي با نيروهاي انقلاب قلمداد مي‌كردند و اي بسا اميركبير اصلي در دست خود او مي‌ماند. اين مرد در خاطرات خود اين ملاقات فرهنگي را طوري ترسيم مي‌كند كه انگار به‌ جاي فرانكلين به يك پادگان رفته بوده است و مي‌نويسد كه سلاحي روي ميز گرمارودي بود! در بلبشوي آغاز انقلاب، هر سازمان (ازجمله فرانكلين سابق) ناگزير از داشتن عده‌اي مسلح در بخش حراست بود (و نه روي ميز من) زمانی که مسئولیت فرانکلین را برعهده داشتید رابطه شما با اخوان چگونه بود؟ وقتی که من رئیس فرانکلین شدم، از ایشان دعوت کردم که به عنوان سر ویراستار با ما همکاری کند. می‌خواستم هم شاعر بزرگی مثل اخوان در این مجموعه باشد و هم اطلاع داشتم که مشکل مالی دارد، ولی از روی عزت نفس به هیچ‌کس چیزی نمی‌گوید . بعضی‌ها در سازمان شروع به انتقاد از من و اخوان کردند. این حرف‌ها به گوش آقای اخوان رسید و فکر کرد که من دیگر ایشان را نمی‌خواهم و دارم این حرف‌ها را در دهن دیگران می‌گذارم که ایشان از فرانکلین برود. یک روز به دفتر من آمد خیلی برافروخته و با همان لهجه شیرین خراسانی گفت: «یره، همین شعری که مو گفتم بخوان!» هان ای علی موسوی گرمارودی                                                     آلوده به منت مکن این لقمه نان را ای مرد نه شرقی و نه غربی ز دو عالم                                                بشنو ز من این گفته و تصدیق کن آن را  الخ.... من به ایشان ثابت کردم که اشتباه می‌کند. چشمانش پر از اشک شد و گفت که این شعر تمام نیست، شعر را از جلوی میز من برداشت و برد، یک ساعت طول نکشید بقیه‌اش را آورد و گفت صورت کامل شعر این است. این‌جا به دلم کرد خطور آن‌که روا نیست   ..... الخ بعد من هم جوابیه‌ای به ایشان دادم که این هر دو شعر در کتاب من با عنوان سفر به فطرت گلسنگ و در کتاب او «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم » آمده است. چند بیت جواب من : ای سوخته حال ای دلک غمزده من      بشناس کمی بیشتر احوال جهان را صد بار نگفتم به تو این نکته شیرین     تلخ است، مخور باده ابناء زمان را تا مصر بلا چوم روی ای یوسف تنها       همراه مبر، هیچ یک از این اخوان را...  الخ....   .   نظرتان در مورد اخوان، شاملو و نادر نادرپور چست؟ به نظر من هر سه از شاعران بسیار بزرگ کشور ما بودند و هستند، کتابی دارم با عنوان جوشش و کوشش در شعر، در این کتاب یک شعر شاملو به عنوان محاق که از مجموعه ابراهیم در آتش او را انتخاب و تشریح و تحلیل کرده‌ام.   سخن آخر: اجازه فرمایید مصاحبه را با این بیت به پایان برم : شرحِ صحیفه دل ما گر مطول است        معذور دار در شب یلدا نوشته‌ام   ]]> ادبيات Sun, 17 Feb 2019 12:01:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271223/گرفتاری-های-فراوان-مرا-تمرکز-کار-اصلي-ام-شعر-بازداشت چهارمین نشست دوستداران زبان فارسی در لاذقیه برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271985/چهارمین-نشست-دوستداران-زبان-فارسی-لاذقیه-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، غلامحسین حسینی‌درقه، وابسته فرهنگی ايران در لاذقيه در آغاز اين نشست به توضیح فعالیت‌های مرکز آموزش زبان فارسی وابستگی فرهنگی كشورمان پرداخت و در اين باره بیان کرد: این چهارمین نشست دوستداران زبان فارسی است که برگزار می‌شود که بر اساس نقطه نظرات خود دوستداران زبان فارسی، نقش مهمی در ایجاد همبستگی میان فارسی‌دوستان و علاقمندان به این زبان ایجاد کرده است و از جمله بهترین برنامه به شمار می‌رود و جای بسی خوشحالی است که بتوانیم این انجمن را بسط و گسترش دهیم. وی در ادامه صحبت‌های خود اظهار كرد: می‌بایست نسبت به كیفی‌تر شدن این حضور، اندیشه و فکر بهتری كنيم؛ بنابراين از تمامی دوستان تقاضا دارم تا در هر زمینه‌ای که توانایی دارند؛ اعم از شعر و ادبیات و یا ایجاد گروه تئاتر، با هم‌دیگر همفکری كنند تا این گردهمایی نقش پررنگ‌تر و بهتری به خود بگیرد. سپس ردینه عاقل، از فارسی‌آموزان فعال وابستگی فرهنگی كشورمان، به بیان دستاوردهای 40 ساله انقلاب اسلامی ایران پرداخت و گفت: علیرغم تمامی فشارهای و موانع به وجود آمده در مسیر انقلاب اسلامی، شاهد رشد و شکوفایی بسیار چشمگیر و درخشان ایران اسلامی هستیم و این پیشرفت‌ها باعث شعف و خوشحالی ما اهالی سوریه است. بعد از آن هریک از دوستداران زبان فارسی به اجرای برنامه خود پرداختند؛ از جمله دکلمه‌خوانی اشعاری از حافظ و مولوی و اجرای یک داستان به صورت گفت‌وگو میان دو تن از دوستداران زبان فارسی. همچنین برگزاری سرود و قصه‌های کوتاه به زبان فارسی، از دیگر برنامه‌های این نشست بود. در پايان قمر شاهین، از خاطرات خود در مدت حضورش در ایران مطالب شنیدنی به زبان فارسی تعریف کرد و بعد از آن، به تعدادی از فارغ‌التحصیلان دوره قبل آموزش زبان فارسی، لوح تقدیر اهدا شد. ]]> ادبيات Sun, 17 Feb 2019 11:25:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271985/چهارمین-نشست-دوستداران-زبان-فارسی-لاذقیه-برگزار خون‌خورده منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272026/خون-خورده-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این رمان با نام «خون‌خورده» و زیر نام «سرخِ سیاه» از سوی نشر چشمه منتشر شده است. در توضیح رمان آورده شده: « چهارمین رمانِ مهدی یزدانی­‌خُرّم (1358) قصه­ پنج برادر است در سال­‌های دهه­ شصت ایران. از تهران تا اصفهان، از بیروت تا آبادان و از مشهد تا کلیسایی کوچک در محله­ نارمک که دو روح روی صلیب لق‌­شده‌اش نشسته‌­اند. قصه­ برادران «سوخته». برادرانی که گم شده‌­اند...» رمان در یک پروسه‌ زمانی بین سال 1360 تا 1367 در زمان گذشته و بخشی از آن در یکی دو سال اخیر رخ می‌دهد. یزدانی‌خُرّم پیش از این رمان‌های «به گزارش اداره‌ هواشناسی فردا این خورشید لعنتی»، «من منچستریونایتد را دوست دارم» و «سرخِ سفید» را منتشر کرده بود. رمان‌های او تا کنون چندین بار تجدیدچاپ شده و جوایزی را نصیب او کرده‌اند. او سال‌هاست در کسوت روزنامه‌نگار و منتقد ادبی با نشریات گوناگون همکاری داشته است. رمان تازه‌ او؛ «خون‌خورده» در روز خیریه‌ اسفندگان کتاب، در نشر چشمه‌ کریمخان برای نخستین بار برای فروش عرضه خواهد شد.   ]]> ادبيات Sun, 17 Feb 2019 11:22:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272026/خون-خورده-منتشر-می-شود نویسندگان برتر 40سال اخیر به انتخاب نویسندگان انتخابی شهرستان ادب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272015/نویسندگان-برتر-40سال-اخیر-انتخاب-انتخابی-شهرستان-ادب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شهرستان ادب در پرونده «چهل‌سال انقلاب» در قالب یک نظرسنجی ادبی، دیدگاه نویسندگان و شاعران را پیرامون برجسته‌ترین کتاب‌های شعر و داستان جویا شده است. به این امید که چشم‌اندازی از مهم‌ترین نام‌ها و آثار این چهل ‌سال به خوانندگان و علاقمندان به ادبیات ارائه دهد. در بخش داستان این نظرسنجی نویسندگانی چون: هادی خورشاهیان، سیدمیثم موسویان، مهدی رضایی، مهدی نورمحمدزاده، هادی حکیمیان، تیمور آقامحمدی، ابراهیم حسن‌بیگی، ریحانه جعفری، علی‌الله سلیمی، مهدی کفاش، لیلا عباسعلیزاده، مهدی کرد فیروزجایی، بلقیس سلیمانی، مهدی صفری، مصطفی جمشیدی، سجاد خالقی، سعید تشکری، کامران پارسی‌نژاد، مرضیه نفری، علی‌اصغر عزتی‌پاک، محمد رودگر، مجید اسطیری، احمد مدقق، حسن کی‌قبادی شرکت کرده‌اند. از این نویسندگان سؤال زیر مطرح شده است: «پنج رمان‌نویس برتر این چهل سال به انتخاب شما چه کسانی هستند؟» طی نتایج این نظرسنجی رمان‌نویسان برتر چهل سال اخیر در پنج‌رتبه دسته‌بندی شدند:  رتبۀ اول: (با کسب رأی 9 نویسنده) محمدرضا بایرامی رأی‌دهندگان: علی‌اصغر عزتی‌پاک، مجید اسطیری، هادی خورشاهی، محسن مؤمنی، قاسمعلی فراست، مهدی کرد فیروزجایی، ابراهیم حسن‌بیگی، علی‌الله سلیمی، مصطفی جمشیدی رتبۀ دوم: (با کسب رأی 6 نویسنده) محمدرضا شرفی خبوشان رأی‌دهندگان: مهدی رضایی، مصطفی جمشیدی، سجاد خالقی، محمد رودگر، مجید اسطیری، پرستو علی‌عسگرنجاد رتبه‌های‌ سوم: (با کسب رأی 5 نویسنده) احمد محمود رأی‌دهندگان: کامران‌پارسی‌نژاد، سجاد خالقی، علی‌اصغر عزتی‌پاک، قاسمعلی فراست، حسن کی‌قبادی مصطفی مستور رأی‌دهندگان: مهدی رضایی، مهدی نورمحمدزاده، مجتبی فدایی، سمیه عالمی، حسن کی‌قبادی محمود دولت‌آبادی رأی‌دهندگان: مجید اسطیری، بلقیس سلیمانی، کامران پارسی‌نژاد، حسن کی‌قبادی، پرستو علی‌عسگرنجاد زویا پیرزاد رأی‌دهندگان: بلقیس سلیمانی، مرضیه نفری، هادی حکیمیان، تیمور آقامحمدی، حمید عبداللهیان رضا امیرخانی رأی‌دهندگان: سید میثم موسویان، مهدی نورمحمدزاده، هادی حکیمیان، تیمور آقامحمدی، قاسمعلی فراست   رتبه‌های چهارم: (با کسب رأی 4 نویسنده) نادر ابراهیمی رأی‌دهندگان: ابراهیم حسن‌بیگی، سعید تشکری، کامران پارسی‌نژاد، حسن‌ کی‌قبادی محمدرضا سرشار رأی‌دهندگان: مصطفی فعله‌گری، مهدی کرد فیروزجایی، احمد مدقق، محسن مؤمنی امیرحسین فردی رأی‌دهندگان: هادی حکیمیان، ابراهیم حسن‌بیگی، مصطفی فعله‌گری، محسن مؤمنی بلقیس سلیمانی رأی‌دهندگان: مهدی نورمحمدزاده، هادی حکیمیان، علی‌الله سلیمی، احمد مدقق -علی‌اصغر عزتی‌پاک رأی‌دهندگان: سید میثم موسویان، مهدی کردفیروزجایی، مرضیه نفری، محمد رودگر   رتبه‌های پنجم: (با کسب رأی 3 نویسنده) حمیدرضا شاه‌آبادی رأی‌دهندگان: ریحانه جعفری، مرضیه نفری، مجید اسطیری  ابوتراب خسروی رأی‌دهندگان: مهدی نورمحمدزاده، قاسمعلی فراست، علی‌اصغر عزتی‌پاک فریبا وفی رأی‌دهندگان: ریحانه جعفری، مصطفی فعله‌گری، لیلا عباسعلیزاده عباس معروفی  رآی‌دهندگان: مهدی رضایی، بلقیس سلیمانی، حمید عبداللهیان جواد افهمی رأی‌دهندگان: سجاد خالقی، محمد رودگر، مهدی رضایی مرتضی کربلایی‌لو رأی‌دهندگان: مهدی نورمحمدزاده، علی‌اصغر عزتی‌پاک، محمد رودگر   از کتاب‌های داستان دیگری که در این نظرسنجی از سوی نویسندگان رتبه‌های 6 تا 10 را دریافت کرده‌اند، می‌توان به اسماعیل فصیح (ریحانه جعفری، سجاد خالقی)، مجید قیصری (سمیه عالمی، قاسمعلی فراست)، سیمین دانشور (مرضیه نفری، سعید تشکری)، محمدحسن شهسواری (علی‌الله سلیمی، لیلا عباسعلیزاده)، قاسمعلی فراست (هادی خورشاهیان، سمیه عالمی)، حسن بنی‌عامری (هادی خورشاهیان، لیلا عباسعلیزاده)، فرهاد حسن‌زاده (احمد مدقق، مرضیه نفری)، شهریار مندنی‌پور (حمید عبداللهیان، هادی حکیمیان)، رضا قاسمی (حمید عبداللهیان، حسن کی‌قبادی)، داوود غفارزادگان (هادی حکیمیان، مهدی صفری)، هوشنگ مرادی کرمانی (علی‌اصغر عزتی پاک)، رضا براهني (مجید اسطیری)،  محمد میرکیانی (محسن مؤمنی)، م. مودب‌پور، فهمیه رحیمی - نقطه اوج داستان عامه‌پسند بعد از انقلاب- (سیداحمد مدقق)، هادی حکیمیان (محمد رودگر)، فیروز زنوزی جلالی (کامران پارسی‌نژاد)، محمود گلابدره‌اي (سعید تشکری)، احمد بیگدلی (کامران پارسی‌نژاد)، فرهاد حسن‌زاده (مرضیه نفری)، راضیه تجار (مرضیه نفری)، پیمان اسماعیلی (سجاد خالقی)، جلال آل احمد، بزرگ علوی، سیداحمد مدقق (پرستو علی‌عسگرنجاد)، فریبا کلهر (حمید عبداللهیان)، محمدعلی علومی، جعفر مدرس صادقی (مصطفی جمشیدی)، احمد دهقان (مهدی صفری)، مصطفی فعله‌گری، علي مؤذني، کامران پارسی‌نژاد، منیژه آرمین (سمیه عالمی)، مُنیرو روانی‌پور، شهرنوش پارسی‌پور (بلقیس سلیمانی)، ابراهیم اکبری دیزگاه، سمیه عالمی (مهدی کرد فیروزجایی)، هادی خورشاهیان (لیلا عباسعلیزاده)، فرهاد کشوری (مصطفی فعله‌گری)، محمدرضا مرزوقی (ریحانه جعفری)، شهرام رحیمیان (مهدی رضایی)، ابراهیم حسن‌بیگی، تیمور آقامحمدی (سیدمیثم موسویان)، محمدرضا کاتب (هادی خورشاهیان) اشاره کرد. ]]> ادبيات Sun, 17 Feb 2019 08:34:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272015/نویسندگان-برتر-40سال-اخیر-انتخاب-انتخابی-شهرستان-ادب فداکاری مظنون ایکس این ژاپنی رازآلود http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271991/فداکاری-مظنون-ایکس-این-ژاپنی-رازآلود خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-محمد امامی: فداکاری مظنون ایکس اثر نویسنده ژاپنی «کیگو هیگاشینو» که امسال توسط انتشارات چترنگ روانه­ بازار کتاب شده، نخستین اثر  از این نویسنده­ ژانرنویس است که به فارسی ترجمه می‌­شود. نویسنده‌­ای که علاوه‌بر رمان، داستان کوتاه و مقالات بسیاری هم در زمینه کودکان نوشته، اما تخصصش تریلر است، آن‌هم از نوع معمایی و جنایی آن. این نویسنده شصت ساله­ ژاپنی که در ایران کمتر شناخته شده است، در منطقه‌­ای با بافت کارگری در اوزاکا متولد شده و به‌خاطر مشکلات مالی خانوادگی، کودکی پر از چالشی را سپری کرده است. در تحصیل اما موفق بوده و بعد از این که وارد یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه­‌های ژاپن می‌­شود در رشته مهندسی برق تحصیل می‌‌کند. او پس از فارغ‌التحصیلی مشغول کار در رشته­ تخصصی خودش می‌­شود و در کنار کار به‌عنوان یک مهندس شروع به نوشتن رمان می‌­کند. در سال 1985 و در 27 سالگی جایزه ادوگوا رامپو را برای رمان «پس از مدرس» دریافت می‌­کند. جایزه‌­ای که سالانه به بهترین اثر منتشر نشده رازآلود تعلق می‌­گیرد. پس از دریافت این جایزه است که او کار حرفه‌­ای خود را کنار می‌­گذارد و در توکیو به حرفه­ رمان‌نویسی مشغول می‌­شود. هیگاشینو در طول دوران نویسندگی خود نامزد جوایز بسیاری در زمینه­ رمان‌­های معمایی و جنایی ژاپن می‌‌شود و از سال 1999 کم‌کم کتاب­‌هایش به انگلیسی ترجمه می­‌شود. مشهورترین رمان او فداکاری مظنون X است که در سال 2005 منتشر شده و برای او جوایز بسیاری در ژاپن به همراه آورده است. نسخه­ انگلیسی این رمان با نام «The Devotion of Suspect X» در سال 2011 منتشر و در سال 2012 نامزد چند جایزه مهم جهانی می‌شود. کتابی که در سال جاری از این نویسنده در ایران منتشر شده ترجمه‌­ای است از همین نسخه‌­. رمان پیچیده و فریبند‌ه‌ای است­ که در مرکز آن یک ریاضی­دان نابغه و منزوی به اسم ایشیگامی قرار دارد. رمانی که توانسته علاوه‌بر دو میلیون نسخه‌­ای که در ژاپن فروخته، در سایر کشورهای دنیا هم خوب بفروشد و با استقبال مواجه شود. ایشیگامی همسایه‌­ای دارد دیوار به دیوار خود یاسکو نام که با تنها فرزندش زندگی می‌­کند، مادری فداکار که فروشنده­ یک رستوران بیرون‌بر است و پنج سالی می‌شود که از همسر سابق خود توگاشی که رفتاری خشونت‌­آمیز در مقابل او داشته، جدا شده است. جدایی‌­ای که به‌معنای آزادی کامل برای او نبوده و هرچند صباحی یک­‌بار سر و کله این همسر خشن پیدا می‌­شود و هر بار به بهانه­‌ای مقداری پول از او تلکه می‌­کند. حالا دوباره سر و کله­ او پیدا شده، نخست در محل کار یاسکو و سپس ناگهان در مقابل درب منزل او. و این آغاز ماجراست. یاسکویی که مجبور می‌­شود او را به منزل راه دهد، توگاشی­ای که سرخوشانه وارد حریم این مادر و دختر می‌­شود، بی‌خیال سیگاری روشن می­‌کند و وقتی دختر به منزل می‌­آید شروع به آزار و اذیت او می‌­کند. بعد درگیری­ است هنگام خروج او از خانه و مادری که به کمک فرزند می‌­شتابد و جنازه‌­ای که روی زمین می‌­افتد. ایشیگامی سروصدای این زد و خورد را می‌­شنود، به سراغ یاسکو می‌­آید و علی‌رغم سعی او در پنهان کردن داستان، متوجه آنچه در خانه همسایه خود رخ داده می‌شود. او که به یاسکو علاقه دارد و این علاقه را تا به حال بروز نداده، حالا وقتی می‌­فهمد او به کمک نیاز دارد به یاری یاسکو دخترش می­‌شتابد. ایشیگامی که معلم ریاضی دبیرستان است و در هنگام تحصیلِ در دانشگاه نابغه به شمار می­‌رفته، برای کمک به این مادر و دختر برنامه­‌ای پیچیده و هوشمندانه طرح‌ریزی می‌­کند و آن دو را به اجرای مو به موی آن راهنمایی می­‌کند. نخست پنهان کردن جنازه است و بعد ساختن عذر تقصیر برای زمان قتل و بعد باقی داستان. او برای آنچه در ادامه رخ خواهد داد، برنامه دارد. شروع تحقیقات پلیس و پیدا شدن سر و کله کارآگاهان دایره­ جنایی. آنچه در ادامه رخ می­‌دهد بسیار جذاب است و نفس‌­گیر. به‌خصوص که شخصیت دیگری نیز وارد داستان می­‌شود که اگر ایشیگامی را قهرمان قصه در نظر بگیریم، این شخصیت جدید می­‌شود شخصیت رقیب داستان. نام او پروفسور یوکاواست. فیزیکدان است و گاهی در حل برخی پرونده­‌ها به پلیس کمک می­‌کند. نقش پررنگی هم دارد در سایر آثار نویسنده. این شخصیت خیالی که در ژاپن بسیار محبوب است به پروفسور گالیله یا کارآگاه گالیله معروف است. فیزیکدانی نابغه و بی­‌نظیر که بارها هوش و ذکاوت او در حل مسائل فراطبیعی و غیرممکن به کمک پلیس آمده و به غیر از فداکاری مظنون ایکس در چهار کتاب دیگر کیگو هیگاشینو نیز حضور داشته است. در این­جا اما به گمانم شخصیت رقیب قصه است، رقیبی که علاوه بر هوش و ذکاوتی که او و ایشیگامی هر دو دارند، در یک ویژگی دیگر نیز با قهرمان داستان مشترک است. این دو هم دانشگاهی بوده­‌اند و در زمان تحصیل در دانشگاه سلام و علیکی هم با یکدیگر داشته‌­اند. حالا هر دو درگیر پرونده­‌ای جنایی می‌­شوند. یکی بی­‌خبر از آن دیگری هزارتویی پیچ در پیچ ساخته و آن دیگری شروع به حل این پازل می­‌کند. بنیان رازآلود بودن قصه و پایه­‌هایش در ژانر معمایی همین هزارتوی پیچ در پیچ است و تکه­‌های پازلی که هرچه قصه به انتها نزدیک‌­تر می­‌شود برای خواننده با غافل­گیری بیشتری همراه است. این تریلر جنایی اما علاوه بر حفظ مشخصات این ژانر، دورن­مایه‌­ای عاشقانه هم دارد. علاقه­‌ای که ایشیگامی به یاسکو دارد، عشقی که در دل او جوانه زده و پا گرفته و حالا انگار او را اسیر خود کرده است. عشقی که سبب شده این ریاضی­دان منزوی که اساس زندگی‌­اش تاکنون بر منطق استوار بوده تا احساس، درگیر احساسات شود. آیا این درگیری، این کشمکش بین عقل و عشق، آیا این حرکت از منطق به سمت احساس، پاشنه­ آَشیل او خواهد شد؟   ]]> ادبيات Sun, 17 Feb 2019 07:52:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271991/فداکاری-مظنون-ایکس-این-ژاپنی-رازآلود ​هیات انتخاب و داوران پنجمين دوره «جایزه فرشته» معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272008/هیات-انتخاب-داوران-پنجمين-دوره-جایزه-فرشته-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط‌عمومی جايزه فرشته، پس از برگزاری چهار دوره «جایزه‌ فرشته» و با توجه به حضور جوانان علاقه‌مند به حوزه‌های داستان‌نویسی و عکس، شهرکتاب فرشته تصمیم بر آن گرفت تا پنجمين دوره‌ از این اتفاق فرهنگي- هنري را با موضوع «جاده» در دو بخش داستانِ کوتاه و عکس و با هدف کشف و معرفی استعدادهای درخشان، ترویج فرهنگ کتابخوانی، ترویج زبان فارسی و ضرورت نگاهی متفاوت به عکاسی برگزار کند. با این هدف و پس از بررسی‌های کارشناسی، كاوه فولادي نسب، حسن محمودی و آرش صادق بیگی؛ اعضای هيات انتخاب، و ناهيد طباطبايی، علی خدايی و شيوا ارسطويی داوران بخش داستان كوتاه پنجمين دوره «جایزه فرشته» خواهند بود. در بخش داستان کوتاه، آثار ارسالی باید در فرمت doc یا docx بوده و حداکثر تعداد کلمات ۳۵۰۰ کلمه باشد. همچنین داستانِ ارسالیِ شرکت‌کنندگان در این رقابت نباید پیش از این در جايي منتشر شده باشد، مضافا اینکه هر نویسنده امکان ارسال تنها یک اثر را به دبیرخانه «جایزه فرشته» خواهد داشت. علاقمندان برای تکمیل فرم ثبت‌نام آنلاین و ارسال آثار خود می‌توانند به وب‌سایت جايزه فرشته به نشانی: http://jayezefereshteh.org مراجعه نمایند. مهلت ارسال آثار از یکم دی‌ماه ۱۳۹۷ لغایت سی‌ویکم فروردین ماه ۱۳۹۸ خواهد بود. همچنین علاقمندان جهت هرگونه سوال می‌توانند با شماره ۰۹۰۲۸۲۲۰۰۴۵ از طریق تلگرام در ارتباط باشند. گفتنی است «جایزه فرشته» پس از یک دوره تجربه چهارساله، از امسال به صورت بین‌المللی برگزار خواهد شد. مراسم اختتامیه جایزه فرشته، خردادماه ۱۳۹۸ در تهران برگزار خواهد شد. ]]> ادبيات Sun, 17 Feb 2019 07:01:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272008/هیات-انتخاب-داوران-پنجمين-دوره-جایزه-فرشته-معرفی-شدند دوسالانه حسین منزوی در سال 98 برگزار خواهد شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/271983/دوسالانه-حسین-منزوی-سال-98-برگزار-خواهد غلامرضا طریقی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ در توضیح نشستی که روز پنجشنبه (25 بهمن‌ماه) در زنجان برگزار شد، اظهار کرد: روز پنجشنبه پیش برنامه‌ای در زنجان با حضور مسئولان اداره ارشاد زنجان و بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان برای هم‌اندیشی درباره جایزه دوسالانه غزل حسین منزوی برگزار شد. در این مراسم پیام سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره این جایزه نیز قرائت شد. وی ادامه داد: سالیان سال برای برگزاری این جایزه تلاش می‌شود؛ اما متاسفانه تا به امروز این جایزه برگزار نشده است؛ به هر حال با تغییراتی که در اداره ارشاد زنجان انجام شده، در دوره مدیرکل جدید، این جایزه را جدی گرفته‌اند و قصد آن است که بالاخره جایزه برگزار شود؛ به همین دلیل برای آنکه این جایزه رسمیت پیدا کند و آغاز فعالیت‌های آن رسما اعلام شود، این نشست در زنجان برگزار شد.   دبیر علمی جایزه دوسالانه حسین منزوی گفت: به طور قطع می‌توان گفت که این جایزه در سال 98 برگزار و فراخوان آن در اوایل سال 98 منتشر خواهد شد؛ البته نیاز است که پیش از فراخوان، میان بزرگان غزل همفکری انجام شود و در این مدت آئین‌نامه این جایزه نوشته تا اصول جایزه، بخش‌ها و شیوه‌های داوری آن مشخص شود.   وی افزود: تمام تلاش ما این است که این جایزه تا مهر 98 که سالروز زنده‌یاد حسین منزوی است،‌ برگزار شود. بخش قابل توجهی از این موضوع و برگزاری آن به اداره ارشاد زنجان برمی‌گردد؛ البته بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان نیز همکاری‌هایی با اداره ارشاد زنجان برای برگزاری این جایزه دارد و آنها را در برگزاری این مراسم کمک خواهد کرد.   این شاعر زنجانی با اشاره به آئین‌نامه این جایزه اظهار کرد: آئین‌نامه این جایزه باید به گونه‌ای نوشته شود که اگر در آینده، من، بهروز منزوی یا مسئولان امروز ارشاد زنجان نبودیم، این جایزه بدون هیچ مشکلی به مسیر خودش ادامه دهد و مسیر روشن و مشخص باشد. به نظر من نوشتن آئین‌نامه این جایزه از برگزاری دوره اول آن انرژی بیشتری می‌برد.   وی ادامه داد:‌ تمایل ما این است که در این جایزه هم کتاب‌های غزل، مجموعه‌های منتشر نشده و هم اثر بررسی شود. ضمن اینکه در بخش جنبی به پایان‌نامه‌هایی که درباره منزوی و حتی غزل نوشته شده است، خواهیم پرداخت. طریقی در پایان در توضیح شیوه برگزاری جایزه گفت: صحبتی را با بهروز منزوی و دیگر دوستان داشته‌ایم و در آنجا به اهمیت کیفیت برگزاری جایزه پرداخته‌ایم؛ همان‌طور که در پیام وزیر فرهنگ آمده است، باید تلاش داشته باشیم تا جایزه‌ای در شأن نام حسین منزوی برگزار کنیم. به نظر من اگر قرار است که این جایزه نیز لابه‌لای جایزه‌های دیگر باشد، همان بهتر که مثل هفت، هشت سال گذشته برگزار نشود. ]]> ادبيات Sun, 17 Feb 2019 06:06:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/271983/دوسالانه-حسین-منزوی-سال-98-برگزار-خواهد یادبود کیومرث منشی‌زاده با اجرای امیرحسین مدرس http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272003/یادبود-کیومرث-منشی-زاده-اجرای-امیرحسین-مدرس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از یکصدوپنجاه‌ویکمین «در حلقه رندان» با حضور عباس سجادی و اجرای امیرحسین مدرس یکشنبه ۲۸ بهمن از ساعت ۱۷ در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار می‌شود. سیدعباس سجادی مجری و کارشناس ادبیات و موسیقی به‌عنوان مهمان ویژه در این برنامه حضور خواهد داشت. شعرخوانی شاعران و طنزپردازان، توضیحات اکبر کتابدار کارشناس ادبی درباره ادبیات طنز، اجرای آیتم شوخی با اخبار توسط صابر قدیمی، اجرای استندآپ کمدی توسط سعید طلایی و اجرای موسیقی توسط مهدی فرج‌اللهی از دیگر بخش‌های این نوبت از محفل «در حلقه رندان» است. در این برنامه از کیومرث منشی‌زاده نیز در بخشی تحت عنوان «یادی از گذشته» یاد خواهد شد. کیومرث‌ منشی‌زاده در سال ۱۳۱۷ شمسی در جیرفت زاده شد. او دوره تحصیلات ابتدایی و دبیرستانی را در زادگاهش به پایان رساند و سپس عازم تهران شد و در رشته اقتصاد از دانشکده حقوق فارغ‌التحصیل شد. وی بعد به آمریکا رفت و تحصیلات خود را در زمینه ریاضیات و فیزیک اتمی دنبال کرد. پس از پایان تحصیلات به ایران بازگشت و در سازمان برنامه و بودجه به کار پرداخت. «سفرنامه مرد مالیخولیایی رنگ‌پریده»، «یک شعر بلند»، «قرمزتر از سفید» و «گزیده اشعار» از جمله کتاب‌هایی است که تاکنون از این نویسنده منتشر کرده است. همچنین شرکت‌کنندگان در این محفل می‌توانند با نوشتن شرحی بر یک کاریکاتور در مسابقه ذوق آزمایی «در حلقه رندان» شرکت کرده و جایزه بهترین شرح عکس‌نویسی را دریافت کنند. ]]> ادبيات Sun, 17 Feb 2019 05:18:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272003/یادبود-کیومرث-منشی-زاده-اجرای-امیرحسین-مدرس مولانا نويدبخش رهايی و آزادی حقيقی است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271966/مولانا-نويدبخش-رهايی-آزادی-حقيقی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سخنرانی‌ای با عنوان «پیام مولانا برای جهان و انسان سرگردان عصرما» با حضور ده‌ها تن از ایرانیان مقیم استرالیا، برگزار شد و در آن محمودرضا اسفندیار؛ پژوهشگر به پاره‌ای از تعالیم مولانا در مثنوی پرداخت که انسان معاصر- با همه تفاوت‌هایی که دنیای او با جهان مولانا دارد- همچنان می‌تواند از آن‌ها بهره ببرد.   محمودرضا اسفندیار در بخشی از سخنان خود در این نشست گفت: مولانا يكي از شخصيت‌هایی‌ است كه انسان معاصر به او علاقه نشان داده است؛ اما مع‌الاسف بايد گفت همه اين علاقه‌مندان، اطلاع و آگاهي عميق و درستی از انديشه‌های مولانا ندارند و به قول خود مولانا «هر كسی از ظن خود شد يار من».    او ادامه داد: به عنوان نمونه، مولانايی كه در آمريكای شمالی به نحو فزاينده‌ای مورد توجه قرار گرفته و پيروان زيادی پيدا كرده، فرهنگ و فكر ناقص عوام به تحريف پيام او دست زده است و از سوی ديگر دنيای مشتری‌مدار غربی قداست و معنويت مولانا را تا حد كالايی برای كسب سود و منافع مادی فرو كاسته است.   اسفندیار در بخش دیگری از سخنرانی خود بیان کرد: به‌رغم رشد كمی آثار انگليسی مربوط به مولانا، اغلب آن‌ها از نظر كيفی و محتوايی در سطح نازلی قرار دارند و از منظری تنگ و خاص به مولانا نگريسته‌اند و از اين‌رو تصويری ناقص و حتی نادرست از اين بزرگمرد تاريخ به دست داده‌اند؛ بدين ترتيب باز هم انسان معاصر امكان درك كامل و دقيق پيام‌های متعالی او را از دست داده است. به ديگر سخن، جان كلام اين آموزگار بزرگ عشق يعنی قصه جدايی انسان از نيستان وصال و «ره رستن» و طريق باز جستن «روزگار وصل خويش»، در هياهوی بازار پررزق‌وبرق دنيای مدرن، ناشنيده مانده است. اما هرچه هست به قول «آنه‌ماری‌شیمل»، مولانا بيش از هفتصد سال است كه در دل خوانندگان فارسی زبان آثار خود از بوسنی گرفته تا هند، زنده مانده و همچنان الهام بخش بسياری از عارفان، شاعران و هنرمندان و جویندگان حقیقت در سراسر جهان است.   وی اضافه کرد: مولانای پرسخن در تمامی آثار خود، تنها يك هدف را دنبال می‌كند. مقصود او هدايت آدمی و رساندن او به اين معرفت و بصيرت است كه از خداست و بايد به سوی او بازگردد. مولانا به هيچ روی در پی شرح و توضيحات علمی و يا نفس شعر سرودن و خطابه گفتن و قصه گفتن نيست. او برای انجام رسالت معنوی خود از همه اين ظرفيت‌ها بهره برده است، تا معنای موردنظر خود را منتقل كند. در نگاه او كلام نردبانی است كه بايد آدمی را به بام حقيقت برساند. در يك كلام مولانا نويدبخش رهايی و آزادی حقيقی است.   اسفندیار در ادامه با استناد به داستان‌ها و ابیات مثنوی، به نقش رهایی‌بخش عشق، نیاز انسان به خلوت و مراقبه، تولد ثانی و لزوم رهایی از قید تصورات و توهمات و نیز گریز ازچنبره زمان اشاره کرد.   ]]> ادبيات Sun, 17 Feb 2019 05:02:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271966/مولانا-نويدبخش-رهايی-آزادی-حقيقی برگزاری نخستین بزم حکیم نظامی‌گنجه‌ای در تبریز http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271970/برگزاری-نخستین-بزم-حکیم-نظامی-گنجه-ای-تبریز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نخستین بزم حکیم نظامی‌گنجه‌ای با عنوان «معیارهای آبادانی و شکوفایی یک سرزمین از نظرگاه حکیم نظامی‌گنجوی» توسط مرکز نظامی‌پژوهی تبریز برگزار می‌شود.   این نشست که با سخنرانی عبدالمهدی مستکین، مدیر فرهنگی سازمان جهانی یونسکو در ایران همراه است؛ ساعت 17:30 روز یکشنبه 5 اسفندماه 1397 در تالار همایش بنیاد پژوهشی شهریار، واقع در چهارراه باغ شمال شهر تبریز برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Sun, 17 Feb 2019 04:53:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271970/برگزاری-نخستین-بزم-حکیم-نظامی-گنجه-ای-تبریز پيوند هنر ايران و كره براي نمايش شكوه شرقی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271981/پيوند-هنر-ايران-كره-براي-نمايش-شكوه-شرقی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در این نمایشگاه نخست کوئن، رایزن فرهنگی کره در آلمان با ابراز خرسندی برای برپایی این برنامه که متأثر از ایده رایزنی فرهنگی ايران در آلمان و مشارکت انستیتو حافظ برای صلح و گفت‌وگو برگزار شده، به روابط تاریخی دو ملت ایران و کره اشاره كرد و گفت: بر اساس متون کره‌ای از بیش از یکهزار سال پیش مناسبات گسترده‌ای را مردم شبه جزیره کره با ایرانیان داشته‌اند. سپس دانگكوك لی، مدیر موزه هنر خوشنویسی سئول، سخنانش را با خير مقدم و قدردانی از حضور جونگ ون‌كيم، هنرمند خوشنویس کره‌ای و همکار ایرانی‌اش احمد محمدپور و نیز حمید عجمی و نفیسه خانه‌زر، که آثارشان در کنار مجموعه اصلی به نمایش درآمده است، آغاز كرد و گفت: تاریخ در مبارزه بین خودی و غیرخودی، تعریف می‌گردد و اغراق نیست اگر گفته شود که در دنیای امروزی در شرق و غرب آسیا، شرایط سیاسی ناشی از ناپایداری‌های برخی از دولت‌ها میان ساکنان این مناطق جدایی ایجاد كرده و هراس از جنگ و درگیری ناشی از اخبار هسته‌ای کره شمالی و یا بی‌ثباتی جهان عرب، دو کشور ایران و کره جنوبی را نگران ساخته است.     وی افزود: هر دو تمدن ایران و کره با تاریخ کهن و میراث پایدار خود قرن‌هاست که کوشیده‌اند با ابزار خط گفت‌وگویی را در حوزه همسایگان خود پدید آورند. خط برای آنها استفاده از ابزار تازه‌ای است که می‌کوشد گفت‌وگو را تبیین كند. امروز در برلین شهری که روزی دیواری میان شرق و غرب آن فاصله ایجاد کرده بود، قلم خطاط ایرانی و قلم‌موی هنرمند کره‌ای در تماس و دیدار با با یکدیگر نشان می‌دهند؛ ذهن، دست و زبان چه ارتباطی را برقرار می‌کنند. آنها نشان خواهند داد دستی که می‌تواند سلاح بر گیرد، اگر به خِرد مسلح شود، تفنگ را بر زمین نهاده و قلم را در میان انگشتان خود می‌فشارد. مدیر موزه هنر خوشنویسی سئول تأکید كرد: در دنیای امروزی که روبات‌ها لطافت حیات و ظرفیت انسانی را تصرف کرده‌اند، هنوز خط و اندیشه است که می‌تواند ما را با هویت انسانی خویش آشتی دهد. نباید فراموش کرد؛ زبان‌هایی که ظهور کرده‌اند تا انسان بتواند با یکدیگر ارتباط برقرار کند، بی‌اندازه است. زبان‌هایی مانند زبان گفتاری و زبان تصویر وجود دارند؛ با این همه، بالاترین سطح زبان، زبان نوشتاری است. زبان نوشتاری به خودی خود یک پایه و اساس از هنرهای تجسمی است. گاه به عنوان یک شعر، به عنوان یک روح در یک گفت‌وگو اساسی میان بشریت نقش بازی می‌کند. وي در پايان بيان كرد: الفبای فارسی با 32 حرف و هانگول کره با 28 کاراکتر که در قیاس میان این دو باید گفت؛ هر دو زبان در خوشنویسی از آهنگ و رقصی خیره‌کننده الهام گرفته و در مسیر زمان، هر بار بیش از گذشته تعالی پیدا می‌کنند. آنها سبک ایجاد می‌کنند و در هم می‌آمیزند تا تصویری تازه را از تخیل و تفکر خطاط در ارتباط با اشعار و مثل‌ها ایجاد کنند.     سيد علي موجانی، رايزن فرهنگي ايران در آلمان هم به تشریح ایده و انگیزه انجام این نمايشگاه پرداخت و طي آن گفت: برنامه‌ای که از ماه‌های پیش درباره آن رایزنی انجام شده بود، در تعیین زمان درست با تقویم فرهنگی روز مهروزی اروپايیان تقارن پیدا کند و چنین رقم خورد که در چنین برنامه‌ای، دو سبک نوشتاری بخواهند تجربه آمیختن، گفت‌وگو، یکی شدن را بیازمایند. وی افزود: ما در برابر کلمات هنرمند کره‌ای که عبارت «خرسندانه، برای یک سیاح با سینه‌ای فراخ در شهری که دیوار جدایی میان شرق و غربش برداشته شده است، تجربه‌ای روی می‌دهد که آرزویش است: وحدت کره»، برآن شدیم تا با استناد به داستانی مهم در ادبیات فارسی که مولانا بهتر از سایر شعرا آن را توصیف كرده بیتی را مبنا قرار دهیم که پیام بزرگی را از دل قرن‌ها اندیشه به ما می‌دهد.   موجانی ادامه داد: وقتی در حکایت نقاشی چینیان و رومیان، مولانا صیقل دادن دیوار مقابل اثر هنر نقاشان چین را مصداقی برای صیقل و پاکی نهاد و فطرت انسان معرفی می‌کند و آن را راهی برای یکی شدن و وحدت می‌شمارد، چنین اندرز می‌دهد که با خلوص قلب است که انسان از آز، حرص، بخل و کینه رها شده و بمانند دیوار صیقل یافته حکایت مثنوی، تصویر دیگری را بر پیکره خویش می‌بیند، ما می‌آموزیم برای یکی شدن، آسیایی و یا انسانی شدن یک راه در پیش داریم دوری از عناصر چهارگانه مصرع دوم بیت مولانا: «لیک صیقل کرده‌اند آن سینه‌ها / پاک از آز و حرص و بخل و کینه‌ها». رايزن فرهنگی كشورمان در پايان تأكيد كرد: در حقیقت آنگاه است که دیگر انسانی تأسی كرده بدین آموزه‌ها در جامه شمالی، جنوبی، شرقی، غربی، فارسی، کره‌ای و ... نخواهد ماند و «انسانی» خواهد شد. ]]> ادبيات Sat, 16 Feb 2019 12:29:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271981/پيوند-هنر-ايران-كره-براي-نمايش-شكوه-شرقی هم‌نشيني شعر و غزل و انديشه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271980/هم-نشيني-شعر-غزل-انديشه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران و با برنامه‌ریزی رایزنی فرهنگی كشورمان در کابل و همکاری با دستگاه‌های فعال در عرصه افغانستان، شب شعر «شبی با بیدل ، شاعر آئینه‌ها» با حضور فرهیختگان فرهنگی و ادبی، اساتید دانشگاه‌ها و دانشجویان، ادب‌دوستان و میهمانان اعزامی از ايران؛ هادی سعیدی‌کیاسری، ريیس بنیاد بیدل و احمدی، معاون بنياد بيدل، در محل رایزنی فرهنگی ایران برگزار شد. در این مراسم رضا ملکی، رایزن فرهنگی ایران در کابل طی سخنانی گفت:  فرارسیدن 26 دلو (بهمن) سالروز اخراج قشون سرخ از کشور افغانستان که با مجاهدت‌های مردم افغانستان به دست آمد را به ملت و دولت افغانستان تبریک و تهنیت عرض كرده و تقارن آن را با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران را به فال نیک می‌گیریم. ملکی ادامه داد: امسال در حالی چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی می‌داریم که دشمنان جمهوری اسلامی ایران از مدت‌ها پیش اعلام کرده بودند که مردم ایران چهلمین سالگرد انقلاب خود را نخواهند دید؛ اما ما شاهد بودیم که ملت ایران با اتکای به خداوند و علیرغم تمامی مشکلات و سختي‌های ناشی از تحریم‌های ظالمانه ابرقدرت‌ها، در راهپیمایی روز 22 بهمن ماه در تمام شهرهای ایران حضور یافته و بار دیگر با آرمان‌های امام راحل(ره) و انقلاب اسلامی تجدید مثیاق كردند. رایزن فرهنگی کشورمان سپس با برشمردن تعدادی از رتبه‌های علمی و فناوری جمهوری اسلامی ایران در جهان، افزود: در سال‌های پس از انقلاب و با توجه به تحریم‌های بی‌سابقه علیه ملت ایران، جوانان و دانشمندان کشور توانستند به پیشرفت‌های مهمی در سطح جهان دست یافته و ایران را در رتبه ده کشور برتر جهان به لحاظ علمی، فناوری و نظامی قرار دهند.     در ادامه این مراسم سید رضا محمدی، ريیس اتحادیه نویسندگان افغانستان که به تازگی به عنوان یکی از نفرات برتر جشنواره شعر فجر معرفی شده است، گفت: تا کنون برنامه‌های ادبی بسیاری به همت رایزنی فرهنگی ايران در افغانستان برگزار شده و یا ادبا و شاعران کشور ما به جمهوری اسلامی ایران اعزام و در نشست‌ها و جشنواره‌های مختلف ادبی شرکت و مقام کسب كرده‌اند. ادامه این مراسم با سخنرانی احمدی معاون بنیاد بیدل همراه بود. وی به تشریح دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران در زمینه شعر و ادب پرداخت و راه‌اندازی بنیاد بیدل را یکی از این دستاوردها برشمرد. احمدی در خصوص شخصیت بیدل گفت: بیدل یک اندیشمند و متفکر بود و اشعار او دارای روح و معنویت درخشانی برای دوستداران فرهنگ و ادب است. هادی سعیدی‌کیاسری، ريیس بنیاد بیدل سخنران بعدی این مراسم بود که اظهار كرد: در این ایام اتفاق بزرگی در تاریخ ایران و جهان افتاد که همان وقوع و پیروزی انقلاب بی‌نظیر اسلامی ایران است. سعیدی‌کیاسری در ادامه گفت: یکی از برکات و دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران در حوزه فرهنگ و ادب و برداشت نو از اشعار شعرای بزرگ پارسی گوی و به ویژه بیدل است. ريیس بنیاد بیدل با ارایه گزارش و تشریح فعالیت‌های بنیاد بیدل و عرس‌های برگزار شده بیدل، افزود: امیدوارم که در آینده شاهد برگزاری این برنامه‌ها در سطح  بالاتر با کمک رایزنی فرهنگی ايران باشیم. در ادامه انور وفا، شاعر پشتوزبان افغانستان، با قرائت شعری از بیدل و اظهار خشنودی از حضور در این جمع، به صورت اختصار در خصوص بیدل و همکاری ادبی دو کشور سخن گفت. شعرخوانی توسط مهران‌فر، کارشناس فرهنگی ایران در کابل، چکاوک از شعرای افغانستان، تمنا کوهستانی و سید علی سینا، از شاعران جوان كابل، برنامه بعدی این مراسم بود. این برنامه با شعرخواني ذبیح الله اسدی، ريیس دانشگاه تعلیم و تربیت استاد شهید ربانی افغانستان و ادبای اين كشور به پايان رسيد. اسدی به قرائت رباعی از اشعار بیدل پرداخت و سخنان کوتاهی در خصوص شخصیت این شاعر پارسی‌گوی بيان كرد. ]]> ادبيات Sat, 16 Feb 2019 12:25:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271980/هم-نشيني-شعر-غزل-انديشه «خواب خاک» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271960/خواب-خاک-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «خواب خاک» روایت آدم‌هایی است که به دنبال انتقام از آدم‌هایی هستند که خودشان قربانی‌اند. دو شخصیت اصلی این رمان (ارس و کامران) در مواجهه با سخت‌ترین چالش زندگی‌شان دو واکنش کاملا متفاوت از خود نشان می‌دهند. در روایت موازی گذشته‌ کامران و حال ارس به نقطه آغاز رمان برمی‌گردیم؛ لحظه سقوط هواپیمای پرواز ۷۹۰۸ به مقصد ارمنستان. بهاره ارشدریاحی در دومین رمان خود از قربانی بودن و‌ قربانی‌ گرفتن، کینه و نفرت، حسادت و درد و عشق و مرگ می‌نویسد.  در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «... پیاده که می‌شوند آتش را در دشت روبرویشان می‌بینند؛ گُله گُله مثل ستاره‌های سوخته‌ای که از آسمان روی زمین افتاده باشند. زبانه‌های آتش دور لاشه هواپیما ستونی مواج و بلند ساخته‌اند...» رمان «خواب خاک» نوشته بهاره ارشدریاحی به تازگی توسط انتشارات «کتابسرای تندیس» در ۲۷۲ صفحه و به‌بهای 27 هزارتومان راهی بازار کتاب شده است. ]]> ادبيات Sat, 16 Feb 2019 12:17:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271960/خواب-خاک-منتشر برگزاری کارگاه «نحوه آموزش زبان فارسی در بنیاد سعدی» در دانشگاه عثمان غازی ترکیه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271979/برگزاری-کارگاه-نحوه-آموزش-زبان-فارسی-بنیاد-سعدی-دانشگاه-عثمان-غازی-ترکیه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، پیرو توافق‌امه همکاری بنیاد سعدی با دانشگاه عثمان‌ غازی ترکیه، نخستین کارگاه علمی «نحوه آموزش زبان فارسی در بنیاد سعدی» در روز سه­ شنبه مورخ 97/11/23 در این دانشگاه برگزار شد. در آغاز این کارگاه که با حضور علاقه‌­مندان و دانشجویان رشته­‌های تاریخ، ادبیات، مطالعات خاورمیانه و ادبیات تطبیقی به همراه رئیس گروه ادبیات تطبیقی دانشگاه،پروفسور دکتر احمد کارتال در محل مرکز آموزش زبان­‌های خارجی دانشگاه غازی برگزار گردید؛ نماینده مرکز آموزش در دانشگاه غازی،خانم میرزایی، به همراهی علی برزگری، کارشناس اداری مرکز، تاریخچه‌ه­ایی از آغازبه­‌کار مرکز حافظ تحت نظارت بنیاد سعدی، نحوه ارائه کلاس­‌های آموزشی، منابع علمی موجود در مرکز و همچنین توضیحاتی در مورد سوابق آموزشی و علمی اساتیدی که با مرکز همکاری دارند، را برای حاضران عنوان کردند. سپس عباس ناجی، مدیر مرکز آموزش زبان فارسی آنکارا، شرحی از چگونگی روال آموزشی از دوره آغازین تا پیشرفته و تقویم و چهارچوب آموزشی زبان فارسی مرکز و نیز شرایط اعزام دانشجویان علاقه­‌مند به بنیاد سعدی در ایران را برای حاضران توضیح داد. در ادامه دانشجویان به پرسش و پاسخ پیرامون نحوه ثبت­ نام و چگونگی شرکت در دوره ها پرداختند. در پی استقبال حاضران و درخواست ایشان برای جلساتی مشابه این کارگاه، مقرر شد که هفته آینده در تاریخ 97/12/01، مجدداً این کارگاه با پیگیری مسئولان مرکز آموزش زبان فارسی، در دانشگاه عثمان غازی ترکیه برگزار شود. ]]> ادبيات Sat, 16 Feb 2019 11:58:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271979/برگزاری-کارگاه-نحوه-آموزش-زبان-فارسی-بنیاد-سعدی-دانشگاه-عثمان-غازی-ترکیه جدیدترین اثر محمود دولت‌آبادی منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271968/جدیدترین-اثر-محمود-دولت-آبادی-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «عبور از خود؛ از سرگذشت» جدیدترین اثر مجوز گرفته محمود دولت‌آبادی است که به زودی از سوی نشر چشمه منتشر خواهد شد.   محمود دولت‌آبادی در توضیح این کتاب به ایبنا گفت: این کتاب، داستانی نیست و حدود 10-12 سال پیش برای مجوز به وزارت ارشاد ارسال شده است که بالاخره امسال و بعد از یک دهه مجوز انتشار گرفته و قرار است که به زودی از سوی نشر چشمه راهی بازار نشر شود.   وی ادامه داد: در این کتاب به مسائل مبتلابه ادبیات پرداخته‌ام و در آن چند مصاحبه نیز آمده است؛ اما اینکه موضوع آن دقیق چیست، چیزی در خاطرم نیست و این به آن دلیل است که زمان زیادی از نگارش آن گذشته است. در این کتاب سرگذشتی آمده که درباره اتفاقاتی است که به سر من و زندگی‌ام آورده‌اند و گویا قبول این حرف‌ها و اجازه انتشار آن تا مدت‌ها برای دوستان سخت بوده است.   خالق «کلیدر» با اشاره به یکی از مصاحبه‌های این کتاب اظهار کرد:‌ در این کتاب یک مصاحبه درباره آقای طالقانی آمده است؛ فردی که من مدتی در زندان‌های سواک با او هم‌سلول بوده‌ام و خاطراتی زیادی از او دارم.     بهرنگ کیائیان، مدیر دفتر نشر «نشرچشمه» نیز درباره این کتاب گفت: کتاب «عبور از خود؛ از سرگذشت» سرگذشتی از آقای دولت‌آبادی است که در قالب چند مصاحبه و چند مطلب گسسته از هم تهیه شده است. استاد دولت‌آبادی این مطالب را سال‌های پیش گردآوری کرده و بعد از ویرایش برای چاپ به نشر چشمه سپرده بود که بعد از مدتی مجوز گرفته است. عمده مطالب این کتاب به زمانی برمی‌گردد که آقای دولت‌آبادی (پیش از انقلاب) در زندان بوده‌اند.   کتاب کتاب «عبور از خود؛ از سرگذشت»، اثر محمود دولت‌آبادی در 120 صفحه و به‌بهای 16هزار تومان از سوی نشرچشمه راهی بازار نشر خواهد شد. ]]> ادبيات Sat, 16 Feb 2019 11:26:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271968/جدیدترین-اثر-محمود-دولت-آبادی-منتشر-می-شود ترجمه فارسی موفق‌ترین رمان مرداک منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271958/ترجمه-فارسی-موفق-ترین-رمان-مرداک-منتشر به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «دریا؛ دریا» نوشته آیریس مرداک رمان‌نویس و فیلسوف شهیر ایرلندی با ترجمه زهره مهرنیا از سوی نشر نیماژ منتشر و به بازار کتاب عرضه شد.  آیریس مرداک سال 1919 در دوبلین به‌دنیا آمد و در دانشگاه آکسفورد به مطالعه‌ علوم کلاسیک و تاریخ باستان رو آورد و در فلسفه شاگرد ویتگنشتاین بود. وی سال‌ها در همان دانشگاه به تدریس فلسفه پرداخت و آثار اولش رساله‌هایی نظری بودند که در آنها بیشتر از هرچیز تحت‌تاثیر نظریه‌های سارتر و اگزیستانسیالیسم بود. او رمان‌نویسی را از دهه 1950 آغاز کرد و تا پایان عمرش 26 رمان نوشت که مضامین اصلی‌شان مسئله‌ خیر و شر، عشق و روابط میان زنان و مردان، ضمیرناخوداگاه و مسئولیت هنرمند در جامعه بود.  رمان «دریا؛ دریا» بزرگ‌ترین اثر ادبی مرداک به شمار می‌رود که سال 1978 جایزه‌ «بوکر پرایز» (Booker Prize) را از آن خود کرد. این کتاب اوج هنرنمایی مرداک در به هم آمیختن ادبیات و فلسفه است. وی چنان این دو مقوله را با تکیه‌ بر نظریه‌های خود، درهم تنیده که دشوار می‌توان آنها را از هم تمیز داد. در عین ‌حال که شاهد بیان ادبی فلسفه‌های مرداک هستیم، هنر و فنون ادبی استفاده‌شده در متن چشمگیر است. کتاب حاضر با فرم توصیفی آغاز و رفته‌رفته عناصر داستانی بر آن افزوده می‌شود تا این‌که در نیمه‌ دوم رمان به اوج یا Climax می‌رسد.   در بخشی از این رمان آمده است:  «چیزی که می‌گویی به‌نظر خیلی هوشمندانه می‌آید؛ اما تهی است. عشق در آن دید روانشناختی جایگاهی ندارد. انگار نمی‌توانی تصور کنی عشق می‌تواند ادامه داشته باشد. ادامه داشتنش به طبیعت معجزه‌آسای آن بر می‌گردد. احتمالا تا به‌حال این‌قدر عاشق کسی نبوده‌ای» رمان «دریا؛ دریا» نوشته آیریس مرداک در 639 صفحه، شمارگان 500 نسخه و به‌بهای 70000 تومان روانه بازار نشر شده است. ]]> ادبيات Sat, 16 Feb 2019 10:06:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271958/ترجمه-فارسی-موفق-ترین-رمان-مرداک-منتشر