خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Wed, 21 Nov 2018 20:18:59 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 21 Nov 2018 20:18:59 GMT ادبيات 60 کاندیداهای جایزه احمد محمود چگونه انتخاب شده‌اند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268038/کاندیداهای-جایزه-احمد-محمود-چگونه-انتخاب-شده-اند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ دومین دوره جایزه احمد محمود با اعلام نامزدهای اولیه وارد مرحله جدیدی شد و بعد از انتخاب 20 کاندیدای اولیه از سوی 50 کارشناس نشر، نویسنده و روزنامه‌نگار قرار است که سه داور در مرحله نخست پنج اثر و در مرحله نهایی آثار برتر را انتخاب کنند. با این حال توجه به چند نکته بسیار مهم و ضروری است.   در چنین موقعیتی سوال مهم این است که پشت انتخاب این 50 نفر چه عدالتی وجود دارد و چطور می‌شود به لیست اولیه اعتماد کرد. باید توجه کرد که جوایز بسیار زیادی این کار را انجام داده‌اند؛ اما نه به این شکل. مثلا جایزه معروف بوکر به مناسبت 50سالگی‌اش، انتخاب برگزیده برگزیده‌ها یعنی یکی از 50 نفر را به رای‌گیری اینترنتی گذاشت. بخشی از فرآیند جایزه‌ای که سوئدی‌ها به عنوان نوبل جایگزین راه انداختند هم با رأی‌گیری اینترنتی بود؛ اما باید توجه داشت که چنین شیوه‌ای معمولا برای انتخاب نفر برگزیده انتخاب می‌شود و نه داوری. مثال مشخص آن شاید همین بخش «آتیه داستان ایرانی» جایزه جلال باشد که امسال از همین شیوه برای انتخاب‌های خود استفاده می‌کند. باید توجه داشت که این شیوه مناسبی برای داوری نیست و از این شیوه برای محبوب‌ترین و پرطرفدارترین انتخاب می‌شود. یا مثلا دوستان می‌توانند جایزه‌ای طراحی کنند و بگویند که زیباترین نویسنده کدام است یا حداقل بگویند که کدام نویسنده از نظر ظاهری شبیه‌تر به احمد محمود است؟! یا کدام نویسنده در سال گذشته بیشتر دغدغه‌های احمد محمود را دنبال کرده است. این‌ها پیشنهاد است اما باید قبول کنیم که داوری با این شیوه شدنی نیست. اگر این شیوه داوری درست باشد و دوستان به این شیوه اعتقاد داشته باشند، این نکته مطرح است که دوستان در جایزه‌های دیگری هم که داور هستند به همین شیوه داوری می‌کنند و کار با اثر خوب ندارند؛ یعنی دوستان به کتاب‌هایی که قبلا به هر دلیلی خوانده‌اند، رای می‌دهند و با آثاری که به هر دلیلی شاید از سوی این دوستان خوانده نشده کاری ندارند. اصلا مگر می‌شود که 50 داور به آثاری که خوانده‌اند رای بدهند و با آثاری که نخوانده‌اند کاری نداشته باشند؟ البته شیوه انتخاب و برگزیده شدن بسیاری از جشنواره‌ها این نکته را به ما متذکر می‌شود که واقعا چنین دیدگاهی وجود دارد!   با توجه به این شیوه داوری طبیعتا اثر و مولف ارزش چندانی در مرحله نخست ندارد و همه چیز به ناشر برمی‌گردد. با این فرمول ساده شما در هر نشری که باشید می‌توانید برندگان را از آن خود کنید. حال شاید بپرسید که راهکار چیست؟ من در جواب به شما می‌گویم که اگر شما ناشر هستید و قصد برگزیده شدن در دوره سوم جایزه احمد محمود را دارید، بروید تحقیق کنید و ببینید که کدام نویسندگان در سال 97 اثر تولید نکرده‌اند. لطفا روزنامه‌نگارانی که با نشر دو سه نشر پرمخاطب رابطه دارند، فراموش نشوند. حال هر چه اثر دارید برای این دوستان ارسال کنید و حداقل در لیست اولیه حاضر باشید. البته این گام نخست است و باید منتظر بمانید تا از نظر سه داور نهایی مطلع شوید.   نگاهی به فهرست اولیه نشان می‌دهد که کتاب‌های بسیار زیاد و خوبی در این لیست وجود دارند که تنها به این علت که شاید 50 شخصیت مورد نظر آن را نخوانده‌اند، در لیست 10 نفره حضور ندارند و خبری کتاب‌هایشان نیست!   نکته قابل توجه حضور چند ناشر خاص در میان کاندیدای اولیه است و این نشان می‌دهد که چنین جایزه‌ای ویژگی‌های یک جایزه ملی را ندارد و هر نشری که روابط عمومی قوی‌تری داشته و کتاب‌ها را بیشتر به دست این و آن رسانده باشد، موفق‌تر است. نشر چشمه 10 کاندیدا، نشر نیماژ 2 کاندیدا، نشر مرکز 2 کاندیدا، نشر ثالث 2 کاندیدا و نشرهای نیلوفر، نگاه، هیلا و سده تنها با یک کاندیدا در این جشنواره حضور دارند.   ناشران دارای کاندیدا رتبه نام نشر تعداد کاندیدا در بخش رمان تعداد کاندیدا در بخش مجموعه داستان مجموع 1 چشمه 4 6 10 2 نیماژ 0 2 2 2 مرکز 2 0 2 2 ثالث 0 2 2 3 نیلوفر 1 0 1 3 نگاه 1 0 1 3 هیلا 1 0 1 3 سده 1 0 1   نکته بسیار جالب در میان اسامی اعلام شده حضور کتابی است که متعلق به گزیده داستان‌های یک نویسنده است و در هیچ جایزه‌ای چنین کتاب‌هایی در لیست نهایی قرار نمی‌گیرد؛ چراکه آثار این کتاب پیش از آن در کتاب‌های دیگر منتشر شده و کتاب جدیدی محسوب نمی‌شود. حال حضور این کتاب در میان لیست می‌تواند حرف نخست ما را تایید کند که هر کتابی که 50 داور اولیه خوانده‌اند در لیست حضور دارد و هر کتابی که نخوانده‌اند در لیست وجود ندارد. طبیعی است که در چنین شرایطی کتابی که گزیده‌ای از چند مجموعه داستان یک نویسنده است، در فهرست نهایی دیده می‌شود.   به هر حال باید گفت که حتی اگر چنین شیوه‌ای در داوری ابتدایی جایزه نوبل ادبیات هم اجرا شود، بازم هم من معتقدم که به آن به دید داوری نمی‌توان نگاه کرد و باید گفت که لیست ابتدایی، لیست بهترین کتاب‌هایی است که آن 50 نفر خواهنده‌اند. طبیعی است که داوری به عملی گفته می‌شود که در آن اثر باید دیده، خوانده یا شنیده شود و بعد عمل مقایسه صورت گیرد و در آخر بگوییم که کدام یک از آثار موجود بهتر است. به هر حال با چنین شیوه‌ای کتاب‌های خوبی که مورد علاقه یا سلیقه 50 داور اولیه نبوده، دیده نشده است و نمی‌توان گفت که ما با داوری آثار در مرحله اول روبه‌رو هستیم.   در پایان لیست آثار اولیه آمده است:   برای مشاهده لیست مجموعه داستان اینجا کلیک کنید. برای مشاهده لیست رمان اینجا کلیک کنید. ]]> ادبيات Wed, 21 Nov 2018 13:25:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/268038/کاندیداهای-جایزه-احمد-محمود-چگونه-انتخاب-شده-اند مجموعه اشعار «فصل پنجم زمین» سروده «سحر اژدم‌ثانی» رونمایی ‌شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268039/مجموعه-اشعار-فصل-پنجم-زمین-سروده-سحر-اژدم-ثانی-رونمایی-شد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس خبر دریافتی، مراسم رونمایی از کتاب «فصل پنجم زمین» نخستین مجموعه شعر «سحر اژدم‌ثانی» که به سبک نو سروده شده است؛ با حضور تعدادی از شخصیت‌های فرهنگی و هنری از جمله؛ «سیف‌الله صمدیان» مستندساز سرشناس ایرانی، عکاس و مدیر باتجربه هنری، «محمد فرنود» عکاس سرشناس و بین‌المللی ایران، دکتر «امیرمسعود انوشفر» معمار برجسته شهری، مشاور سازمان زیباسازی شهرداری تهران و استاد دانشگاه، «معین سجادی» خواننده موسیقی پاپ، «کورش غربی» طراح بین‌المللی لباس، «علی مقامی» مستندساز، اساتید دانشگاه تهران و شماری از علاقمندان به کتاب و کتابخوانی در بخش سروستان (کتابفروشی بزرگسال) واقع در باغ کتاب تهران برگزار شد. «سحر اژدم‌ثانی» در نشست مراسم رونمایی کتاب مجموعه اشعار «فصل پنجم زمین» گفت: به همه شما حاضران در این برنامه خیرمقدم می‌گویم و خیلی خوشحالم که در کنارم بودید و در مراسم رونمایی کتاب تشریف داشتید، این حضور پرمهر شما باعث افتخار و دلگرمی‌ام است. در مورد اشعار «فصل پنجم زمین» نیز بایستی به پیش مقدمه‌ای اشاره بکنم و آن اینکه شعر هنری بود که به صورت ذاتی در من وجود داشت؛ از سن هشت سالگی بدون اینکه اصلا آگاه باشم، شعر می‌گفتم و برای آن شعرها نقاشی می‌کردم و هنوز هم دفترهای شعر بچگی‌ام موجود است. از دوره راهنمایی شروع به سرودن غزل کردم و سال اول دبیرستان بود که رتبه اول غزل‌سرایی را کسب کردم. بعد از اینکه وارد دوره دانشگاه شدم به سمت شعر نو هم روی آوردم و شعر نو هم سرودم.                           وی افزود: «فصل پنجم زمین» مجموعه اشعاری است که در تابستان سال 97 سروده شده‌اند و این آثار، اجتماعی هستند و شرایطی است که همه در این اجتماع در آن زندگی می‌کنیم و همه ما با آن کاملا دست و پنجه نرم می‌کنیم و با آنها روبرو هستیم. با توجه به اینکه در کشور ما یکسری از حقوق‌ بیشتر زنان نادیده گرفته می‌شود؛ چندین شعر هم در این کتاب، به زنان اختصاص داده شده است. چون خودم هم زن هستم و دوست دارم که به حقوق زنان بیشتر بها داده شود و کمتر فشار و نابرابری روی زن‌ها باشد.     اژدم‌ثانی در مورد انتخاب اسم کتاب «فصل پنجم زمین» گفت: ما چهار فصل بهار، تابستان، پاییز و زمستان داریم، به هر حال، الان ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که یکسری نامردمی‌ها و مسائل خلاف اخلاقیات مثل دروغ، به همدیگر بدی‌کردن‌ و ... می‌بینیم که خیلی در جامعه زیاد شده است و به همین دلیل، اسم کتاب را «فصل پنجم زمین» گذاشتم. چون به لحاظ طبیعی چنین چیزی نباید باشد و مردم باید با همدیگر مهربانتر باشند تا زندگی بهتری داشته باشیم؛ اما متأسفانه برخلاف این رویه داریم حرکت می‌کنیم و به همین دلیل چون خیلی عجیب است؛ اسم کتاب را یک فصل جدیدی گذاشتم و گفتم که این «فصل پنجم زمین» است.                 وی در مورد چگونگی انتخاب اسامی اشعار «فصل پنجم زمین» گفت: چون در حوزه موسیقی هم سررشته دارم؛ یکسری از شعرها در مورد موسیقی است و سبک موسیقی من در بعضی از شعرها نمود پیدا کرده است. اسم‌ها اغلب برگرفته از خود اشعار است و اسم شعرها متناسب با اشعار و یک بیت و یا یک کلمه از شعر، انتخاب شده است.      خالق اشعار «فصل پنجم زمین» در مورد انتشار این مجموعه شعر در زمان کنونی گفت: بیشتر یک حس درونی بود، از درون حس کردم تا چه زمانی من برای خودم شعر بگویم و این شعرها را خودم ببینم و بخوانم. معمولا شعر باعث می‌شود که یکسری احساسات درونی که آدم دارد؛ حالا چه هیجانات مثبت و یا هیجانات منفی تخلیه بشوند و یک خرده به سبک کردن روح آدم، بخصوص به بار هیجانات منفی کمک می‌کند. گفتم چرا بقیه از این بهره‌مند نشوند؛ چون وقتی‌که من شعری را می‌خوانم که خیلی شبیه به احوال روحی من است و روح من را سبک می‌کند، می‌گویم که این شعر، چقدر خوب بود که حال روحی من را توصیف کرد و روح من را سبک کرد. وی در ادامه سخنانش افزود: پس من هم تصمیم گرفتم که اشعارم را چاپ کنم، چون بیشتر اشعار «فصل پنجم زمین» اجتماعی است و گفتم که چه بسا خیلی افراد دیگری هم هستند که با من در این زمان زندگی می‌کنند و درگیر این ناراحتی‌ها و خوشحالی‌ها و این دست از مسائل هستند و آنها هم از طریق این شعرها بتوانند به سبک شدن روح و تخلیه‌شدن هیجانات مثبت و یا هیجانات منفی برسند. «سحر اژدم‌ثانی» در مورد آثار در دست انتشار خود در آینده گفت: یک مجموعه «اشعار نو» و مجموعه «ترانه‌های انگلیسی» را در دست انتشار دارم که با فاصله کمی از کتاب مجموعه اشعار «فصل پنجم زمین» منتشر خواهند شد. در ابتدا کتاب مجموعه «ترانه‌های انگلیسی» چاپ می‌شود و پس از آن کتاب مجموعه «اشعار نو» منتشر خواهد شد. فضای این اثر با فضای مجموعه اشعار «فصل پنجم زمین» کمی متفاوت است؛ چون من اعتقاد دارم که کسی که شعر می‌گوید و یا هنرمند است، در ابتدا بایستی نسبت به مسائلی که وجود دارد یکسری آواربرداری و آگاه‌سازی‌ها را انجام بدهد.                     وی همچنین گفت: در کتاب مجموعه اشعار «فصل پنجم زمین» این آواربرداری و آگاه‌سازی‌ها انجام شده است؛ خُب نباید مخاطب را در آن حال، به حال خود رها کرد و او را به یخ‌زدگی و انجماد برد. در کتاب مجموعه «اشعار نو» رویکردم فرق خواهد کرد؛ در این اثر، دلگرمی و امید به زندگی داده می‌شود و اینها صرفاً شعر نیست و همه اینها واقعی است و از واقعیت سرچشمه گرفته است. بنابراین همه اینها برای این است که همه ما بتوانیم در کنار هم یک جهان بهتری داشته باشیم. شاعر مجموعه اشعار «فصل پنجم زمین» در مورد پیشنهاد برای خلق ترانه از طرف آهنگسازان و خوانندگان گفت: سرودن ترانه به من پیشنهاد شده است، من شعر را چیزی می‌دانم که از درونم و از حسم بربیاید نه اینکه از کسی سفارش بگیرم که در آن فضا برایش ترانه بگویم، به نظرم آن شعر نیست و حس دروغین است و صرفاً برای پول است و آن برای من مقدس نیست. تاکنون برای خودم ترانه سروده‌ام؛ ممکن است در آینده، کتاب ترانه‌هایم هم چاپ بشود. تا زمانی‌که بتوانم بین آنها انتخاب‌هایی انجام بدهم و سپس چاپ بشود.  از یکسری از خوانندگان عزیز کشور، به من پیشنهاد سرودن ترانه شده است و برای نمونه گفته‌اند که به شما فضایی می‌دهیم و شما براساس آن فضا به ما ترانه بدهید، خُب من این را قبول نمی‌کنم. اگر از ترانه‌هایی که خودم سروده‌ام را انتخاب کنند، می‌پذیرم؛ ولی سفارش ترانه را نمی‌پذیرم.               خالق کتاب «فصل پنجم زمین» در مورد رونمایی از این مجموعه اشعار در باغ کتاب تهران گفت: در اینجا از مسئولین محترم باغ کتاب تهران تشکر می‌کنم به دلیل اینکه خیلی منظم هستم و با روی خوش برنامه رونمایی را مدیریت می‌کنند و خودشان همه کارها را انجام می‌دهند و جای هیچگونه نگرانی وجود ندارد. باغ کتاب تهران، جایی برای کتاب است و طراحی بسیار مناسب و زیبایی دارد. از رونمایی کتاب «فصل پنجم زمین» در اینجا نیز خیلی خوشحالم و از همه عزیزانی که در این مراسم رونمایی به من کمک کردند تشکر می‌کنم.      «سحر اژدم‌ثانی» خالق کتاب مجموعه اشعار «فصل پنجم زمین» در پایان این نشست گفت: بعضی از اشعار این مجموعه را برای دکلمه انتخاب کرده‌ام که به همراه ملودی پیانویی که دوستان موزیسین می‌نوازند و با صدای خودم دکلمه آن در آینده منتشر خواهد شد. ]]> ادبيات Wed, 21 Nov 2018 13:03:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268039/مجموعه-اشعار-فصل-پنجم-زمین-سروده-سحر-اژدم-ثانی-رونمایی-شد در هفته کتاب بهتر است بگوییم چه کتاب‌هایی خوانده‌ایم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268030/هفته-کتاب-بهتر-بگوییم-کتاب-هایی-خوانده-ایم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد ادبیات داستانی، وی ضمن بازدید از این کتابخانه، در جلسه «کانون ادبی صبح اشراق» که ویژه نابینایان و کم‌بینایان است شرکت کرد. مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی در بخشی از این جلسه با اشاره به اهمیت مطالعه کتاب در کشور پیشنهاد داد: به نظر من، در کنار برنامه کتابگردی در هفته کتاب، باید چالش «امسال چه کتاب‌هایی خواندیم» راه‌اندازی شود که با پرداختن به مطالعه کتاب، ارتباط مستقیم، موثر و نزدیک‌تر مردم با کتاب میسر شود. وی در ادامه این جلسه، پای صحبت اعضای کانون ادبی صبح اشراق نشست و در جریان مشکلاتی همچون مسائل حقوقی، مالی و کمبود کاغذ قرار گرفت. قزلی قول داد تا مسائل مطرح شده را به اطلاع وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون امور فرهنگی برساند. گفتنی است، کتابخانه عمومی آیت‌الله خامنه‌ای بزرگترین کتابخانه استان قم به‌ شمار می‌رود و مخزن ویژه‌ای را به کتاب‌های ویژه نابینایان اختصاص داده است.       ]]> ادبيات Wed, 21 Nov 2018 11:39:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268030/هفته-کتاب-بهتر-بگوییم-کتاب-هایی-خوانده-ایم رونمایی از «ماخونیک» در عمارت خانه پدری http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267775/رونمایی-ماخونیک-عمارت-خانه-پدری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «ماخونیک» نوشته محسن فاتحی، روز دوشنبه ۵آذرماه با حضور جمعی از علاقه‌مندان ادبیات داستانی به همت «نشر آماره» رونمایی می‌شود. در این مراسم محمد قاسم‌زاده، مصطفی مهر‌آیین و هومن بنائی به معرفی داستان «ماخونیک» خواهند پرداخت.   ماخونیک که اولین رمان محسن فاتحی است، داستان فردی است که خودش را در گوری تنگ محبوس کرده و به مرور خاطرات خود می‌پردازد.   مراسم رونمایی این کتاب روز دوشنبه ۵ آذرماه از ساعت ۱۸ تا ۲۰ در عمارت خانه پدری واقع در میدان هفت تیر، خیابان کریمخان زند، خیابان خردمند جنوبی، خیابان ملکیان، پلاک ۱۸ برگزار می‌شود و شرکت برای عموم آزاد است.     ]]> ادبيات Wed, 21 Nov 2018 11:34:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267775/رونمایی-ماخونیک-عمارت-خانه-پدری نامزدهای اولیه­ دومین دوره­ جایزه­ احمد محمود در بخش مجموعه­ داستان اعلام شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268013/نامزدهای-اولیه-دومین-دوره-جایزه-احمد-محمود-بخش-مجموعه-داستان-اعلام-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام دبیرخانه جایزه ادبی احمد محمود، نامزدهای ده­‌گانه­ دومین دوره­ جایزه­ احمد محمود انتخاب شدند. این کتاب­‌ها بر اساس نظرسنجی بین حدود پنجاه نویسنده، منتقد، روزنامه­‌نگار به این مرحله رسیده­‌اند. به این صورت که کتاب­‌های مذکور هم از نظر میزان امتیاز مفروض، هم پراکندگی آراء بیشترین­‌ها را به دست آورده­‌اند. این ده رمان در اختیار سه داور نهایی قرار گرفته و از بین­شان پنج اثر به عنوان نامزدهای نهایی انتخاب خواهند شد. این پنج اثر نیز در هفته­ پایانی آذر معرفی می‌شوند. گروه اجرایی جایزه­ احمد محمود امیدوار است در هفته­ اول دی جشن نهایی را برگزار کند.   او/ محمد کلباسی/ نشرچشمه آهن قراضه، نون خشک، دمپایی پاره/ آذردخت بهرامی/ نشرچشمه با شب­ یکشنبه/ محمدرضا صفدری/ نشر نیماژ جای خالی مار/ احسان نصرتی/ نشرچشمه خدا مادر زیبایت را بیامرزد/ حافظ خیاوی/ نشر ثالث رژ قرمز/ سیامک گلشیری/ نشرچشمه روی خط چشم/ پیمان هوشمندزاده/ نشرچشمه زخمِ شیر/ صمد طاهری/ نشر نیماژ شرط­بندی روی اسب مسابقه / امیرحسین خورشیدفر/ نشر ثالث قلب نارنجی فرشته/ مرتضی برزگر/ نشرچشمه   داوری مرحله­ نهایی این بخش را بهناز علی­پور گسگری، رضا زنگی­‌آبادی و محمد طلوعی انجام خواهد داد. دبیری دومین دوره­ جایزه­ احمد محمود بر عهده­ مهدی یزدانی­‌خرم است.     ]]> ادبيات Wed, 21 Nov 2018 11:30:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/268013/نامزدهای-اولیه-دومین-دوره-جایزه-احمد-محمود-بخش-مجموعه-داستان-اعلام-شدند اهالی قلم در روز کتابگردی کجا هستند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268021/اهالی-قلم-روز-کتابگردی-کجا-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ آخرین روز از هفته کتاب به روز کتابگردی اختصاص داده شده است و هر سال برنامه‌های متنوعی در حوزه کتاب در جای جای ایران برگزار می‌شود. روز کتابگردی به‌خصوص در دو، سه سال اخیر به صورت پرشورتر و با شرکت بسیاری از نویسندگان و مترجمان و شاعران رنگ و بوی دیگری پیدا کرده است. در راستای تشویق مخاطبان به خرید و انس با کتاب بسیاری از کتاب‌فروشی‌ها در روز کتاب‌گردی میزبان مولفان، مترجمان، نویسندگانی هستند که کتابی از آن‌ها منتشر کرده‌اند؛ به همین دلیل در این گزارش نگاهی داشتیم به مولفان و مترجمانی که در کتاب‌فروشی‌ها حضور خواهند داشت. در برنامه امسال کتابگردی که روز پنجشنبه یکم آذر ماه برگزار می‌شود قرار است جهانگیر هدایت، شیوا مقانلو، میترا الیاتی، پویان آزاده، محمدرضا شکاری، فرامرز الهی، سعیده شفیعی، سینا کمال‌آبادی، ‌مینو مشیری، معین فرخی،‌ کامران محمدی، نسیم مرعشی، پیمان هوشمندزاده، مهدی یزدانی‌خرم، مرتضی برزگر، فرشته نوبخت، محمد حسن شهسواری، هوده وکیلی، مریم کهنسال، کاوه فولادی‌نسب، فرزانه قوامی، مریم حسینیان، علی منصوری، ضحا کاظمی، علیرضا لبش، مصطفی مستور و اسدالله امرایی از ساعت 15 بعداز ظهر در نشر چشمه شعبه کریمخان حضور پیدا می‌کنند. همچنین قرار است لیلی گلستان، بابک احمدی، عباس مخبر، کامیار عابدی، علی عبداللهی،‌ حافظ موسوی، امیرحسین خورشیدفر، مهدی ربی، مصطفی مستور، فرزانه طاهری، علی صلح‌جو و جعفر مدرس‌صادقی در نشر مرکز حضور داشته باشند. در این برنامه نشست «آیا فعالیت سلبریتی‌ها در حوزه کتاب ایرادی دارد؟» از ساعت 12 تا 13 با حضور لیلی گلستان، بابک احمدی و عباس مخبر و برنامه «دوران اوج شعر در چهار دهه اخیر کدام دهه است؟» از 15 تا 16 با حضور کامیار عابدی، علی عبداللهی و حافظ موسوی برگزار خواهد شد.   گفتنی است از ساعت 17 تا 18 برنامه «معضل ادبیات داستانی ایران چیست؟» با حضور امیرحسین خورشیدفر، مهدی ربی و مصطفی مستور و برنامه «ویرایش در نظر و علم»، با حضور فرزانه طاهری، علی صلح‌جو و جعفر مدرس صادقی از ساعت 19 تا 20 برگزار خواهد شد. مهمانان کتابفروشی چشمه کورش نیز عبارت‌اند از: عادل فردوسی‌پور، نسرینا رضایی،‌ علیرضا حسنی، مهدی کیا، کاظم واعظ‌‌زاده، آزاد بهادری، حسن محمودی، محسن مرادی، مصطفی انصافی، محمدهاشم اکبریانی و غلامرضا طریقی. در روز کتابگردی نشر نیماژ پذیرای حسن محمودی، شهره احدیت، امل نبهانی، اصغر نوری، اندرانیک خچومیان، روزبه معین، احسان عبدی‌پور، امید صباغ‌نو، پارس باقری، اختر اعتمادی، مهدی عزتی، کیوان صادقی، شیوا مقانلو، رسول یونان و رامتین شهبازی است. کتابفروشی چشمه رایزن نیز در روز کتابگردی از جهانگیر هدایت، مهدی یزدانی‌خرم،‌ مریم حسینیان، مهران افشاری، ‌مهدی نوید، طهورا آیتی، محمد حسین واقف و امیر مهدی حقیقت دعوت به عمل آورده است. در آخرین روز هفته کتاب، یکم آذر ماه کتابفروشی ققنوس محمد مهدی اردبیلی، الهام فلاح، محمدرضا صفدری، عالیه عطایی، زهرا شاهی، ساناز زمانی، اسدالله امرایی، محمدعلی سجادی، فریده خرمی، ‌احمد درخشان،‌ علیرضا لبش، فرشته احمدی، فرزانه مهری، جواد ماه‌زاده، گیتی صفرزاده،‌ شاهرخ گیوا، محمداسماعیل حاجی‌علیان و فرید حسینیان را ‌به عنوان میهمان دعوت کرده است. گفتنی است انجمن صنفی داستان‌نویسان تهران با همکاری مکتب تهران یکم آذرماه از ساعت 3 تا 5 با حضور جمعی از نویسندگان انجمن صنفی داستان‌نویسان تهران در بوفه کتاب مکتب تهران مراسم کتابگردی را برگزار می‌کند. کتابفروشی درخت بخشنده چهارشنبه 30 آبان ماه از ساعت 6 تا 8 شب پذیرای کتایون منفرد، یاسمن خلیلی‌فرد، بهاءالدین مرشدی و رامبد خانلری خواهد بود. رویا دستغیب، کیوان ارزاقی، مجید قیصری، مهدی غبرایی، اسدالله امرایی و محمد جوادی نیز امروز 30 آبان ماه از ساعت 17:30 به مناسبت روز کتابگردی مهمان کتابفروشی افق هستند. همچنین کتابسرای تندیس نیز میزبان مریم سمیع‌زاد‌گان و هادی خورشاهیان خواهد بود. البته این اسامی نویسندگان، مترجمان و شاعرانی است که برای حضور اعلام آمادگی کردند و بی‌شک چهره‌های بیشتری فردا در کتابفروشی‌ها حاضر خواهند شد. همان‌طور که در این گزارش آورده‌ شده بر اساس اطلاعات ما تنها کتابفروشی که به صورت مدون و برنامه‌ریزی شده برنامه‌های خود را همراه با زمان حضور نویسنده‌ها اعلام کرده است، کتابفروشی نشر مرکز است. که این کار سبب می‌شود مخاطب نیز با آگاهی از زمان حضور مولف مورد علاقه خود برای حضور در کتابگردی برنامه‌ریزی کند.   ]]> ادبيات Wed, 21 Nov 2018 11:02:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/268021/اهالی-قلم-روز-کتابگردی-کجا-هستند کتاب جدید مصطفی مستور در 10روز نوشته شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267998/کتاب-جدید-مصطفی-مستور-10روز-نوشته-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مصطفی مستور نویسنده‌ای است که هم در زمینه تالیف رمان و داستان و نمایشنامه فعالیت دارد، هم کار ترجمه انجام داده است و اغلب کارهای او هم با استقبال مخاطبان مواجه می‌شود. درونمایه داستان‌های مستور اغلب عشق و روابط انسانی است و در نمایشنامه جدید او هم بحث بر سر انسان‌ها و روابط و دغدغه‌های روزمره آنهاست.                                       نمایشنامه «پیاده‌روی در ماه» جدیدترین اثر مصطفی مستور است که به تازگی منتشر شده است. این نمایشنامه در یک پرده و پنج صحنه است و عملا 4 صحنه از این نمایش روایتگر مقطعی از زندگی 4گروه از افراد حاضر در این نمایش و صحنه پایانی گفت‌وگوی نمایشنامه‌نویس و کارگردان است. این نمایش 4 لحظه از زندگی 4 گروه را در دو مرحله به نمایش می‌گذارد. وجه اشتراک این 5 گروه این است که در یک برهه‌ای از زندگی خود گیر کرده‌اند و در پی راه حلی برای مشکلشان به گفت‌وگو و مشورت با یکدیگر نشسته‌اند. داستان این نمایش در یک کافه تاریک و مدور می‌گذرد. کافه‌ای گردان شامل 5میز با افرادی از گروه‌های سنی مختلف؛ از جوانی تا میانسال، به گونه‌ای می‌توان گفت این نمایش روایتگر دغدغه دو نسل، افراد و شخصیت‌های متفاوت نیز هست. مستور بر این باور است که نوشتن نمایشنامه نسبت به نوشتن رمان زمان کمتری می‌گیرد؛ ممکن است برای نوشتن یک رمان یا مجموعه داستان چندین ماه وقت بگذارد و گاهی نیز به چندین سال بکشد اما نگارش نمایشنامه مدت کمتری را به خود اختصاص می‌دهد، او برای نوشتن نمایشنامه «پیاده‌روی در ماه» 10 روز وقت گذاشته است و همچنین نمایشنامه پیشین او 48 ساعت زمان برده است. در قسمتی از نمایشنامه «پیاده‌روی در ماه» می‌خوانیم: «مینو: نه بابا کوسه کجا بود! فرشته: دبیرستان که بودم یه آقایی بود که تو فروشگاه مدرسه‌مون کار می‌کرد و یه دست نداشت. بچه‌هر می‌گفتند که تو دریا شنا می‌کرده که کوسه دستش رو خورده. می‌گفتند از خودش شنیده‌ن. هر وقت می‌دیدیمش یاد فیلم آرواره‌های اسپیلبرگ می‌افتادیم. مینو: خیلی وحشتناکه! شیوا: فیلم اسپیلبرگ؟ مینو: نه، این که دستت تو شکم کوسه باشه و تو ازش فرار کنی که یه تیکه دیگه از بدنت رو نخوره، خیلی وحشتناکه.» (صفحه 30) نشر چشمه نمایشنامه «پیاده‌روی در ماه» اثر مصطفی مستور را با قیمت 7500 تومان و در 1000 نسخه و 37صفحه منتشر کرده است. ]]> هنر Wed, 21 Nov 2018 09:40:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267998/کتاب-جدید-مصطفی-مستور-10روز-نوشته-شده انور خامه‌ای درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268007/انور-خامه-ای-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) انور خامه‌ای نویسنده و مترجم ایرانی روز گذشته درگذشت. انور خامه‌ای صبح دیروز سه‌شنبه 29آبان در بیمارستان رجایی کرج به عت نارسایی ریه‌ها درگذشت. طبق وصیت او جسدش به دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران برای انجام تحقیقات سپرده شد. انور خامه‌ای جامعه‌شناس، نویسنده و مترجم ایرانی  متولد 1295 بود. او عضو گروه ۵۳ نفر و از نخستین دانشجویان مهندسی شیمی بود که در دانشگاه صنعتی در این رشته تحصیل کرده‌ است.   چهار چهره: نیما یوشیج، صادق هدایت، عبدالحسین نوشین و ذبیح بهروز، پاسخ به مدعی، اقتصاد بدون نفت، محنت‌آباد و ... از جمله آثار این پژوهشگر و نویسنده است.   ]]> ادبيات Wed, 21 Nov 2018 07:04:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/268007/انور-خامه-ای-درگذشت اگر می‌خواستم تحقیقاتم را از نو شروع کنم، با شاهنامه شروع می‌کردم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267991/اگر-می-خواستم-تحقیقاتم-نو-شروع-کنم-شاهنامه-می-کردم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیین رونمایی از کتاب «قوت دل و نوش جان» تازه‌ترین اثر نصرالله پورجوادی، شامگاه گذشته با سخنرانی کاظم موسوی‌بجنوردی، بهاءالدین خرمشاهی، جمشید کیانفر، احمد پاکتچی و  اشرف بروجردی در موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.   در ابتدای این نشست، کاظم موسوی‌بجنوردی، رئیس دایره المعارف بزرگ اسلامی با اشاره به سابقه چند دهه دوستی خود با نصرالله پورجوادی و همکاری او با مرکز دایره المعارف فارسی، گفت: پورجوادی هر جا بوده، منشاء خیر و برکت بوده است؛ چه وقتی که نشر دانشگاهی را اداره می‌کرده و چه وقتی که دانشنامه جهان اسلام را. امروز ما از وجود او در مرکز دایره المعارف بهره‌مندیم؛ وی جزو اعضای فعال شورای عالی مرکز است و با مطرح کردن مطالب مفید، باعث گفت‌وگوی زیاد بین علما می‌شود و همیشه از وجود او بهره‌مند می‌شویم.   «قوت دل و نوش جان» یک شاهکار است  موسوی‌بجنوردی در ادامه به کتاب «قوت دل و نوش جان» اشاره کرد و افزود: این اثر مثل هر اثر دیگری از پورجوادی یک شاهکار است. پورجوادی در قسمتی از این اثر با یک کار دقیق علمی که مربوط به عشق نامه است، با زبان و روش علمی و با تکیه بر منابع معتبر ثابت کرده که عشق نامه اثر فخرالدین عراقی نیست بلکه کار عطایی است.   کاظم موسوی‌بجنوردی  وی با بیان اینکه در این کتاب با مسائلی مثل شاهدبازی، کرامات و مسئله روح مواجه هستیم؛ توضیح مختصری درباره هر کدام از این مفاهیم ارائه کرد و گفت: سابقا به جوان‌ها می‌گفتم که بهترین سلوک برای تقرب به خدا، مبارزه با ظلم و ستم کار و دفاع از مظلوم است و جوان‌ها هم می‌پذیرفتند. اما بخش عظیمی از فرهنگ و ادبیات ما مبتنی بر همین است که من با خواندن کتاب «قوت دل و نوش جان» به این فکر افتادم تا در دانشنامه فولکلور در مرکز دایره المعارف اسلامی قسمتی با عنوان «صوفی، آداب» هم داشته باشیم.    رئیس دایره المعارف اسلامی به مسئله کرامات در کتاب پورجوادی اشاره کرد و افزود: کتاب «قوت دل و نوش جان» از این بابت که تمام این مسائل و مفاهیم را با یک زبان علمی مطرح کرده و همه می‌توانند از آن استفاده کنند، یک کتاب ارزشمند است.   پورجوادی جسارت علمی کم‌نظیری دارد بهاءالدین خرمشاهی، دومین سخنران نشست با بیان اینکه دوستی او و پورجوادی از سن خیلی از حاضران نشست بیشتر است، گفت: از سال ۱۳۴۶ که جوادی ۲۴ ساله و بنده ۲۲ ساله بودیم، با یکدیگر آشنا شدیم و حدود ۵۱ سال است که دوست و همکار هستیم.    وی ضمن تعریف خاطره آشنایی خود با پورجوادی در شعبه انتشارات کتاب امیرکبیر (روبروی دانشگاه تهران)، به فعالیت حرفه‌ای پورجوادی در نشر دانشگاهی اشاره و اظهار کرد: درباره نشر دانش و منشورات آن باید کتابی نوشت که راهنمایی کاروان فرهنگی بزرگ دیگر شود. پورجوادی یک جسارت علمی کم‌نظیر هم دارد که در برخی عبارات و در آثار او قابل مشاهده است.   خرمشاهی با قرائت دو غزل که در فاصله ۱۰ساله و ۱۴ سال پیش و دیگری چهار سال پیش برای پورجوادی سروده بود، سخنان خود را به پایان رساند. بهاالدین خرمشاهی  پورجوادی از چهره‌های برتر فرهنگی تاریخ‌ساز چهل سال اخیر است جمشید کیانفر، ریاست سابق گنجینه نسخه‌های خطی کتابخانه ملی و از دوستان پورجوادی گفت: پورجوادی اهل عرفان و ادبیات است و من از ادب تهی هستم. دیگر اینکه غرق در فلسفه است، چیزی که من همه عمرم از آن سر در نیاوردم؛ بنابراین به عنوان دانش‌آموخته تاریخ، از او به عنوان یک چهره تاریخ‌ساز یاد می‌کنم. از نظر من در این چهل سال که من با ایشان آشنا شدم، فهمیدم که پورجوادی تاریخ‌ساز مثبتی بوده است.   کیانفر تاسیس مرکز نشر دانشگاهی در زمان انقلاب فرهنگی را یکی از اقدامات مثبت پورجوادی خواند و افزود: یکی از مشکلاتی که پورجوادی در آن دوره و در آغاز راه حل کرد، این بود که زبان فارسی را زبان علم خواند و به ترجمه و تألیف کتاب‌ها توصیه کرد که در گام اول، نزدیک به ۱۰۰ عنوان کتاب در زمینه علوم توسط اساتید تالیف و ترجمه شد.    او ادامه داد: زمانی که فرهنگستانی وجود نداشت و  بسیاری از مراکز و موسسات علمی و پژوهشی تعطیل شده بود، پورجوادی در زمینه‌های خلاء شروع به کار کرد و حتی می‌توان گفت که از آن زمان به نوعی کار فرهنگستان را هم انجام داد. ۳۰ جلد کتاب واژه‌نامه در زمینه کتاب‌های علوم به چاپ رساند. اگر کارنامه او را در آن‌جا بررسی کنیم، حدود ۱۵۰۰جلد در ظرف ۲۲ سال تالیف کرده که کاری است کارستان و هیچ موسسه فرهنگی قادر به این کار نبود.   اشرف بروجردی کیانفر با اشاره به این‌که پورجوادی نقدنویسی را در نشر دانش، اجرا و جا انداخت، عنوان کرد: خود پورجوادی یکی از شخصیت‌هایی بود که به طور مرتب نقد می‌نوشت؛ چنان‌که در کمتر شماره‌ای از نشر دانش می‌بینید که او به مقوله نقد نپرداخته یا خود او نقد ننوشته باشد.    رئیس سابق گنجینه نسخه‌های خطی کتابخانه ملی با بیان اینکه نشر دانش هم‌چون آب گوارای برای تشنه لبان بود که متاسفانه امروزه جای آن خالی است؛ اضافه کرد باور من بر این است که در ایران مدیریت قائل به فرد است. هیچ موسسه‌ای به فرد اعتبار نمی‌دهد، بلکه این افراد و مدیران هستند که به موسسات اعتبار می‌دهند. این مدیریت درست که باید به آن دست مریزاد گفت، درباره پورجوادی هم صدق می‌کند. او بود که موسسه نشر دانشگاهی را پدید آورد و به آن اعتبار داد. با رفتنش از آن نقش متأسفانه آن اعتبار هم با خود برد؛ چنان که امروز فقط نامی از مرکز نشر دانشگاهی مانده است.   جمشید کیانفر کیانفر با بیان اینکه پورجوادی یکی از چهره های برتر فرهنگی تاریخ‌ساز این چهل سال است، ادامه داد: پورجوادی تا به حال حدود ۴۰ جلد کتاب تالیف کرده که در ظاهر ۴۰ عنوان کتاب است، ولی در حقیقت یک عنوان کتاب با موضوع خاص است که عناوین هر یک از این کتاب‌ها می‌توانند بابی از یک پژوهش و یک نگاه تحلیلی و علمی باشند، چیزی که پورجوادی در کار عملی خود به خیلی‌ها ثابت کرده این است که، می‌شود با یک روش علمی و تحلیلی خود آثار  و جاویدانی به وجود آورد.   نگرش تایخ اندیشه در آثار پورجوادی غلبه  دارد احمد پاکتچی، مدیر گروه علوم و قران حدیث دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و عضو دایره‌المعارف بزرگ اسلامی هم گفت: جنبه روش‌شناسی و نگاه انتقادی یک جنبه بسیار مسلط بر آثار پورجوادی است، که این نگاه در برخی رشته‌های علوم جا افتاده است؛ اما در حوزه‌هایی که تحلیل کلاسیک ما مشخصا در حوزه‌های نظیر ادبیات و عرفان پرداخته می‌شود، این نگاه یک آوانگارد است. اگر مجموعه آثار پورجوادی را به عنوان یک کلان اثر تصور کنیم، حتما محور موضوعی آن فرهنگ و ادب عرفانی است.   او ادامه داد: از موارد عامل موفقیت پورجوادی در نوع مطالعاتی که انجام داده، وجود یک بستر محکم فلسفی است؛ یعنی یکی از پایه‌های مهم استحکام علمی که در آثار جوادی وجود دارد، همین پایه فلسفی است. آدمی ممکن است بسیار متفکر، استدلال‌گرا و دارای یک تفکر ساخت‌یافته فلسفی باشد اما نتواند این آثار را تولید کند. عنصر دیگری هم وجود دارد که باید در کنار این دو عامل قرار گیرد تا بتواند منجر به این آثار شود و آن تسلط بر منابع است. منابع پورجوادی دایره بسیار وسیعی دارد که هم منابع به دقت خوانده شده و هم مولف آثار تسلط ویژه‌ای بر این منابع دارد.    مدیر گروه علوم و قرآن و حدیث دانشگاه امام صادق علیه‌السلام گفت: بخشی از آثار پورجوادی را می‌توان احیای متون نامید، که به نوعی احیای میراث مکتوب فرهنگ ماست. قسمت دیگری از کار او، چیزی است که  امروزه در حوزه مطالعات غرب از آن با عنوان شرح حال عمیق یاد می‌کنند.    پاکتچی با عنوان این‌که آنچه در آثار پورجوادی غلبه دارد، نگرش تاریخ اندیشه است، اضافه‌کرد: از دهه ۷۰ به بعد در مجموعه قابل ملاحظه‌ای از آثار او کاملا خود را نشان داده و مشهود است. تاریخ اندیشه یکی از شاخه‌های نسبتا جدید است که کاملا در آثار پورجوادی موج می‌زند.   احمد پاکتچی وی در پایان به کتاب «قوت دل و نوش جان»پرداخت و گفت: این کتاب مجموعه‌ای از مقالات است که با هوشمندی در کنار یکدیگر قرار گرفته و در مجموع پیکره واحدی را تشکیل داده‌اند. در اینجا هم نمونه‌هایی از رد پای اندیشه شرح حال عمیق را در برخی از بخش‌های کتاب می‌توان دید. این کتاب را به نوعی ادامه آن آثاری می‌دانم که با این تیپولوژی نوشته شده، اما در کتاب حاضر، مطالعات تاریخ اندیشه کاملا غلبه دارد.   نصرالله پورجوادی، ضمن تشکر از سخنرانان و حاضران در جلسه گفت: کتاب «قوت دل و نوش جان» مجموعه مقالات و آخرین کتابی است که از من چاپ شده، ولی برخی از مقاله‌های آن قدیمی هستند.   اگر می‌خواستم تحقیقاتم را از نو شروع کنم، با شاهنامه شروع می‌کردم  پورجوادی کارهای خود را به طور کلی در حوزه اسلام‌پژوهی دانست و افزود: ما سه نوع اسلام‌پژوهی داریم، در نوع اول اسلام را به گونه‌ای ارائه می‌دهند که خواننده متحول شود و به این دین روی آورد. نوع دیگر که از دهه ۷۰ با شریعتی آغاز شده، اسلام‌شناسی از نوع روشنفکری یا اندیشه‌ورزی دینی است. نوع سوم هم اسلام‌شناسی است که پدیدارشناسانه است؛ به عقیده خود و دیگران کاری ندارد و مفاهیم دینی در گذشته را به عنوان یک پدیده نگاه می‌کند؛ ولی کنجکاوی علمی-فلسفی شخص را وادار می‌کند که تمام جوانب آن پدیده را بشناسد.   نصرالله پورجوادی  او ادامه داد: البته این طور نیست که همه  روی یکی از این مقولات تعصب داشته و فارغ از دیگران باشند. به هر حال، هر کدام دخل و تصرفی در یک از انواع اسلام شناسی دارد.    پورجوادی با بیان این‌که کار خود را با گذشته شروع کردم، اظهار کرد: اولین کتاب من کتاب «سلسله نعمت‌اللهی» از شاه نعمت‌الله ولی در قرن هشتم است. با احمد غزالی مجبور شدم به گذشته و عقب بروم که با این عقب رفتن به حلاج در قرن سوم رسیدم؛ که در تمدن اسلامی قرن سوم شگفت‌انگیزترین قرن‌هاست. از ورود به قرن دوم ترس و اکراه داشتم، ولی در نهایت این چند سال اخیر با مقالات کتاب قوت دل و راحت جان به قرن دوم هم کشیده شدم. الان برای من به گونه‌ای شده که بعد از ۶۵ سال تحقیق می‌گویم اگر می‌خواستم تحقیقاتم را از نو شروع کنم، با شاهنامه شروع می‌کردم، چون همه چیز ما در شاهنامه است. ]]> ادبيات Wed, 21 Nov 2018 06:45:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267991/اگر-می-خواستم-تحقیقاتم-نو-شروع-کنم-شاهنامه-می-کردم گزارش یک ناشر از یک ترجمه http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267999/گزارش-یک-ناشر-ترجمه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «گزارش یک آدم‌ربایی» از آثار مطرح و مشهور گابریل گارسیا مارکز است که علاوه برمترجمان دیگر، زنده‌یادجاهد جهانشاهی نیز آن را ترجمه کرده است. این ترجمه به تازگی در نشر نگاه منتشر شده است و علیرضا رئیس دانایی، مسئول این انتشارات، گزارشی بر این ترجمه داده است.   :«به یاد دوست جاهد جهانشاهی دوست بود، نازنین و شیرین که گفتارش به دل می‌نشست و طنز گفتاری‌اش لحظات لذت‌بخشی از مصاحبت را برایت رقم می‌زد. دو سه دهه پیش او جوان‌تر و البته آدمی مغرور بود و محکم بر ایده‌اش می‌ایستاد، مارکز هم در ایران شهرت یافته و آثارش هوادارانی داشت، ترجمه «گزارش یک آدم‌ربایی» را برای ما آورد، کتاب البته گزارش بود و بیشتر در زمره کارهای خبرنگاری نویسنده کلمبیایی قرار داشت، اما ماجرایی واقعی بود، او خواهان حق‌الترجمه 15% بود، و پیشنهادی که ما داشتیم چاپ کتاب در تیراژ پانزده‌ هزار نسخه با حق‌التألیف 10% بود. جاهد حاضر نبود از حرف خود کوتاه بیاید، در نتیجه کتاب را برد و به نشر تکاپو سپرد که در تیراژ سه‌هزار نسخه چاپ شد و البته فروش آن هم به دراز کشید. پس از آن کتاب دست به دست شد و به گمان هرگز مجموع چاپ‌های آن به تیراژ پیشنهادی ما نرسید. پس از چاپ این کتاب به سالی چند، جاهد رابطه‌ای گسترده‌ با انتشارات نگاه کرد و چند اثر ترجمه شده را برای چاپ در اختیار ما نهاد، در نشست‌هایی که با هم داشتیم، همیشه در ته دلش نوعی دلزدگی از اینکه کتاب مارکز را برای چاپ به ما نداده وجود داشت. افسوس که جاهد نازنین خیلی زود پرکشید و در کوه که همیشه دلبسته آن بود جان از تن رها کرد. ای‌بسا که او می‌توانست آثار بسیار دیگری را به زبان فارسی در آورد و دریغ و درد ای بسا آرزو که خاک شده. مدتی از درگذشت جاهد گذشته بود، همسر گرامی‌اش متن کتاب «گزارش یک آدم‌ربایی» را برای چاپ به ما سپرد. حالا که کتاب در آستانه چاپ هست، دو دلتنگی هنوز مثل یک بغض بیخ گلویم مانده است، نخست اینکه یک وعده که چند سال به تأثیر افتاده حالا به واقعیت بدل می‌شود که روزگار تنگی نان و معیشت و کمبود همه چیز منجمله کاغذ و کاستی گرفتن پرشتاب تیراژ است و دیگر چاپ کتاب در تیراژهای چندهزارتایی یک حسرت است و اینکه جاهد نیست که شاهد بازچاپ اثرش باشد، کتابی که به آن دلبستگی داشت و البته که نمی‌توان آن را در تیراژی چندان زیاد هم چاپ کرد. این یادداشت را صرفا به یاد جاهد و برای تجدید خاطره‌ای از آن دوست قلمی کردم. یادش هماره گرامی باد.» در پشت‌جلد کتاب آمده است: «گزارش یک آدم‌ربایی» ‌رمان نیست، یک‌گزارش از ماجرای واقعی دزدیدن یک خبرنگار است که توسط مارکز خبرنگار تهیه شده است. تلفیق رمان و گزارش‌پردازی ویژگی‌ برجسته این کتاب خواندنی است. ماجرا پیش از هرچیز برخورد میلیتاریسم با شبکه آزاد اطلاعات و جلوگیری از درز هر خبری است که می‌تواند در جهان آزاد برای دیکتاتورها تبعاتی داشته باشد. در پی یک طرح‌ریزی ده‌نفر با هم ربوده می‌شوند و مارکز از گفتگو یا افراد درگیر در این ماجرا این کتابِ رمان ـ گزارش را فراهم می‌کند. کتاب بیش از هرچیز حقایق تکان‌دهنده‌ای از تلاش برای سانسور پرده برمی‌دارد و برای همه اثری خواندنی است.   کتاب «گزارش یک آدم‌ربایی» نوشته گابریل گارسیا مارکز با ترجمه جاهد جهانشاهی در 344 صفحه و شمارگان 500 نسخه به بهای 40هزار تومان از سوی موسسه انتشارات نگاه راهی بازار کتاب شد. ]]> تازه‌های کتاب Wed, 21 Nov 2018 06:25:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267999/گزارش-یک-ناشر-ترجمه بزرگداشت علی موسوی‌گرمارودی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267970/بزرگداشت-علی-موسوی-گرمارودی  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از اداره ارتباطات و امور بین‌الملل منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد، این مراسم به پاس پنج دهه تلاش این شاعر در حوزه ادب پارسی با حضور  پیروز حناچی - سرپرست شهرداری تهران -، احمد مسجدجامعی - عضو شورای اسلامی شهر تهران -، غلامعلی حداد عادل - رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی - و چهره‌های ادبی همچون بهاءالدین خرمشاهی، محمدعلی بهمنی، جواد محقق، یوسفعلی میرشکاک، سعید بیابانکی، حسین آهی، محمدرضا بایرامی و علیرضا قزوه در روز دوشنبه (پنجم آذرماه) ساعت ۱۵ در خانه شعر و ادبیات (به نشانی بزرگراه حقانی، خروجی کتابخانه ملی، جنب باغ کتاب) برگزار می‌شود.   طبق اعلام، خرمشاهی، مسجدجامعی و حداد عادل سخنرانان این مراسم هستند. همچنین در معرفی موسوی گرمارودی عنوان شده است: سیدعلی موسوی گرمارودی شاعر، منتقد، مترجم و نویسنده سال ۱۳۲۰ در قم به دنیا آمد و دکترای خود را در رشته ادبیات فارسی از دانشگاه تهران اخذ کرد. «عبور»، «در سایه‌سار نخل ولایت«، «سرود رگبار»، «چمن لاله»، «خط خون»، «دستچین»، «باران اخم»، «گزیده شعر نیستان»، «تا ناکجاآباد»، «از صدر تا ساقه» و ترجمه قرآن کریم از جمله آثار  موسوی گرمارودی است.  او در سال ۱۳۵۲ توسط ساواک دستگیر شد و تحت شکنجه‌های سخت قرار گرفت. گرمارودی  در فاصله سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ سرپرست انتشارات انقلاب اسلامی و همزمان مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور وقت شد. ۱۴ مجموعه شعر، ۱۰ گزینه شعر، ۹ اثر پژوهشی ادبی، ۲ پژوهش تاریخی، ۶ داستان، ۴ ترجمه، ۱۶ کتاب برای نوجوانان و ۴۲ مقاله تحقیقی و در مجموع ۶۱ جلد کتاب تا کنون از او به چاپ رسیده است. خانه شعر و ادبیات از مراکز منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد است که مرتضی امیری اسفندقه ۱۲ شهریور سال جاری طی حکمی از سوی سیدمحمدحسین حجازی مدیرعامل شرکت نوسازی عباس‌آباد به عنوان رئیس شورای سیاستگذاری آن منصوب شد. برگزاری دوره‌های آموزشی شعر و ترانه، بررسی تخصصی ادبیات، برگزاری شب‌های پاسداشت بزرگان عرصه شعر و ادب، بررسی ادبیات انقلاب اسلامی، راه‌اندازی کتابخانه تخصصی برای پژوهشگران و دانشجویان ادبیات از جمله فعالیت‌های خانه شعر و ادبیات در دوره جدید اعلام شده است. نکوداشت موسوی گرمارودی اولین برنامه خانه شعر و ادبیات در دوره جدید است. ]]> ادبيات Tue, 20 Nov 2018 12:39:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267970/بزرگداشت-علی-موسوی-گرمارودی سعدی خود تاریخی‌ست برای تاریخ ادبیات ما http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267960/سعدی-خود-تاریخی-ست-تاریخ-ادبیات به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دوازدهمین نشست از سلسله نشست‌های «بر خوان سعدی» از سوی «انجمن فرهنگ و ادب شیراز» و با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی مرکز فارس و مرکز سعدی‌شناسی در «سرای سخن» سازمان اسناد و کتابخانه ملی مرکز فارس برگزار شد. در این نشست سیدمحمدهادی حسینی به تطبیق اشعار سعدی بر اساس تعریف شعر پرداخت و گفت: زیبایی‌آفرینی با زبان را که همان سرودن شعر تعبیر کرده‌اند در زبان سعدی به جهت سهل و ممتنع بودن اشعارش در اوج زیبایی‌آفرینی دانسته‌اند. واژگان انتخابی سعدی به دلیل مهارت او در انتخاب آرایه‌های ادبی منحصر به فرد است. او در ادامه افزود: آرایه‌های ادبی استفاده شده در اشعار سعدی اصلا تصنعی نیست. به عنوان مثال آرایه تکرار در این بیت: اگر لذت ترک لذت بدانی/ دگر لذت نفس، لذت ندانی، گویا لذت‌های به کار برده در این بیت دارای معانی گوناگونی هستند یا به عبارتی از نظر درجه‌بندی با هم متفاوت هستند. حسینی در ادامه سخنان خود گفت: سعدی هنرمندی زیباآفرین است و به زیبایی زبان کاملاً آگاه است و قدر زبان را می‌داند. سعدی می‌تواند خود تاریخی باشد برای تاریخ ادبیات ما. می‌توان گفت تاریخ ادبیات پیش از سعدی و تاریخ ادبیات پس از سعدی‌، چرا که حتی حافظ شاعر بزرگ و نامی ایران هم وام‌دار سعد‌ی‌ست. گویا تمام اشعار سعدی در قالب‌های گوناگون رباعی، مثنوی، غزل، قصیده و... قرار بوده که نماینده اشعار فارسی باشد. حسینی همچنین افزود: دومین جنبه از زیبایی‌شناسی شعر، آشنایی‌زدایی است که در آثار سعدی بسیار بارز است. به عنوان مثال بیت: به پایان آمد این دفتر/ حکایت هم‌چنان باقی که در ظاهر ختم دفتر را عنوان می‌کند، اما مطلع شعر می‌باشد. اینکه نظریه‌پردازان معاصر حوزه نقد ادبی، آشنایی‌زدایی را به عنوان جنبه‌ای در شعر و آثار ادبی بیان می‌کنند، این موضوع قرن‌ها پیش در شعر سعدی نمود پیدا کرده است. گره‌خوردگی عاطفه و تخیل، ویژگی دیگر شعر سعدی‌ است که حسینی در توضیح آن افزود: عشق و احساس و عاطفه از ارکان وجودی انسان هستند و سعدی این مبانی را چنان با تخیل در می‌آمیزد که شیرین‌ترین و هنری‌ترین کلام آفریده می‌شود. به عنوان مثال: هزار جهد بکردم که سرّ عشق بپوشم/ نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم.                                    وی همچنین گفت: جنبه‌های اخلاقی موجود در اشعار سعدی‌، پیام‌رسان شعر اوست. بر این اساس، بوستان و گلستان گنجینه‌ای از پیام‌های اخلاقی ا‌ست که در کمال زیبایی و دلنشینی در داستان و داستانک‌های سعدی و حتی در قصایدش شجاعانه بدان پرداخته، چنان‌که در خطاب به ملوک دورانش می‌گوید: به نوبتند ملوک اندر این سپنج‌سرای/ کنون که نوبت توست ای ملک به عدل گرای. این استاد دانشگاه در انتها گفت: سعدی از عناصر بیان شده در قصاید مربوط به زیبایی طبیعت هم، برای گفتن پند و اندرزاستفاده کرده: تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش/ حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار.  ویژگی‌های موجود در آثار عرفا در آثار سعدی نیز قابل مشاهده است همچون ویژگی محاکاتی (رمزی) در منطق‌الطیر،ویژگی استنادی (نقلی)در مثنوی و... ،ویژگی استدلالی (عقلی)در جواهرالقرآن،و ویژگی پارادوکسی (شطحی).   ]]> ادبيات Tue, 20 Nov 2018 11:55:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267960/سعدی-خود-تاریخی-ست-تاریخ-ادبیات «عاشقانه‌های هبوط» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267903/عاشقانه-های-هبوط-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) عاشقانه‌های هبوط از اندوخته نوشته‌هایی کوتاه نوشته شده که نویسنده در طول مدت‌ها جمع‌آوری کرده است. محمدباقر اشرفیان مولف کتاب نوشته است: «تمرکز بر اندیشه‌ای که جریان و سیر اصلی این کتاب را در بردارد، در یک فضای مناسب ممکن بود که هم به ساختار و محتوا نزدیک باشد هم راه را برای روان‌شدن آنچه در اندیشه می‌گذرد و بر کاغذ می‌آید هموار کند. چنین تجربه‌ای در نوشتن کتاب هبوط رنگ و خدایان خاموش که سال‌ها پیش نوشته‌شده ولی توفیق نشر آن را نیافته‌ام هم صورت گرفته بود و البته که آن دو مجموعه دل‌نشین، اولین تجربه از این دست هم بود. مجموعه اولی که از سه‌گانه عاشقانه‌ها منتشر شد به نام عاشقانه‌های آدم و حوّا، همزاد مجموعه‌ای است که پیش روی دارید. هر دو مجموعه از این سه‌گانه در سفری خودخواسته به یکی از مناطق خلوت کویر مرکزی سرزمینم، ایران نوشته شد تا روحی از زمین یابد و به زعم خود من، سخنم به زبان خاک نزدیک‌تر شود. هرچند این تعبیری چندان ملموس نیست، ولیکن به‌زعم و تجربه‌ای که داشته‌ام در تراوش و تولید اندیشه‌هایی که در عمق ذهن و بطن خیال مانده‌اند، بی‌تأثیر نیز نیست. با نشر مجموعه اول و استقبال خوانندگان از آن، مشتاق‌تر شدم تا یادگار دوم این سفر خوش را که جز سکوت زمین نبود و گویایی درون، به طبع برسانم. اشاراتی حکمی و فلسفی و عرفانی و اسطوره‌‌ای که فراخور نوشته در این مجموعه و کتاب پیشین آمده، کاملاً شخصی بوده و استنادی به هیچ مشرب و مکتبی ندارد، هرچند از آنچه در ذهن از خوانش و تحصیل و تأمل در اساطیر و ادبیات و حکمت و فلسفه و عرفان رسوبی بسته، خود راه یافته و در سیر نوشته خودنمایی می‌کند که استناد به مباحث منظم‌تر در تعابیر و تقسیم‌بندی‌های علمی و حکمی در تحلیل آن‌ها چندان ناممکن نیست. هرچند چندان لازم هم نمی‌نماید.   برخلاف کتاب عاشقانه‌های آدم و حوا که در دو بخش و به زبان دو شخصیت، مثل محاوره‌ای دوسویه اتفاق می‌افتاد، در این کتاب یک زبان گویاست که سروده‌وارها و نامه‌وارهایی در بستر عاشقانه را می‌نگارد. عاشقانه‌های هبوط، متونی مستقل را در بافتی همگون ارائه می‌دهد که خوانش هرکدام هرچند در یک عنوان انجام می‌پذیرد، ولیکن در ارتباط با هم نیز چون تار و پود درهم می‌تنند. از آنجا که مبنای تعریف شخصی از عشق و شیفتگی مطرح در این کتاب را در عاشقانه‌های آدم و حوا در متنی آورده‌ام، برای گمراه نشدن خواننده از آن تعریف خاص که در ذهن بوده را به مطالعه پیش‌تر مجموعه پیشین سوق می‌دهم.   در بخشی از این کتاب آمده است: «حکمت، آیینه روح پاک توست که از چشمان مهربان و نیک‌اندیشت می‌جوشد. این را همه شیفتگان فرزانه‌ات می‌دانند که در آسمان هفتم برایت جشن تولد هزار و پانصدمین سالگی‌ات را گرفته‌اند. در سرآغاز صبح زمین، وقتی در آسمان‌ها ناقوس امتحان را می‌زنند، من خمیازه‌های کودکان پاکزاد و زیبا را به بوی عطری که از حکمت تو می‌خیزد معطّر می‌کنم. پیران که بر دشت سبز و خرم باران‌زده نمازها به پا می‌دارند، من در آسمان‌ها خبردار می‌شوم و در نجواهای قلب آرامشان از حکمت تو خون جوانی‌های جاوید می‌ریزم و به چشمانشان سرمه‌ها می‌کشم، آنگاه که خیره در کتاب مقدس نام خدا را می‌خوانند. حکمت، چشمه‌ای است جوشیده از چشمان مهربانت، در هنگامه اندیشیدن به راز گل‌های بهشتی که چرا از پس هزار و پانصد سال هنوز جوان و خوش‌بوی و شادمان‌اند. حکمت، نوری است اشراق کرده از شرق اندیشه‌های تو.»   کتاب «عاشقانه‌های هبوط» به قلم محمدباقر اشرفیان بناب در 144 صفحه با تیراژ 1000 نسخه به بهای 25 هزار تومان از سوی انتشارات نظام‌الملک راهی بازار کتاب شد. ]]> ادبيات Tue, 20 Nov 2018 10:18:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267903/عاشقانه-های-هبوط-منتشر نامزدهای نهایی بخش رمان جایزه ادبی احمد محمود اعلام شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267952/نامزدهای-نهایی-بخش-رمان-جایزه-ادبی-احمد-محمود-اعلام-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام دبیرخانه جایزه ادبی احمد محمود نامزدهای ده­گانه­ دومین دوره­ جایزه­ احمد محمود انتخاب شدند. این کتاب­‌ها بر اساس نظرسنجی بین حدود پنجاه نویسنده، منتقد، روزنامه‌­نگار به این مرحله رسیده­‌اند. به این صورت که کتاب­‌های مذکور هم از نظر میزان امتیاز مفروض و هم پراکندگی آراء بیشترین­‌ها را به دست آورده‌­اند. این ده رمان در اختیار سه داور نهایی قرار گرفته و از بین­شان پنج اثر به عنوان نامزدهای نهایی انتخاب خواهند شد. این پنج اثر نیز در هفته­ پایانی آذر معرفی می شوند. گروه اجرایی جایزه­ احمد محمود امیدوار است در هفته­ اول دی جشن نهایی را برگزار کند.   نامزدهای اولیه­ جایزه­ ادبی احمد محمود 1. آتش زَندان، ابراهیم دم­شناس، نشر نیلوفر 2. آلوت، امیر خداوردی، انتشارات نگاه 3.بالزن­ها، محمدرضا کاتب، نشر هیلا 4. بندِ محکومین، کیهان خانجانی، نشرچشمه 5. تهرانی­‌ها، امیرحسین خورشیدفر، نشر مرکز 6. راهنمای مردن با گیاهان دارویی، عطیه عطارزاده، نشرچشمه 7. سالِ سی، احمد ابوالفتحی، نشرچشمه 8. سرزمین عجایب، جعفرِ مدرس‌­صادقی، نشر مرکز 9. شهرهای گمشده، آیدا مرادی­‌آ‌هنی، نشر سده 10. غروب­دار، سمیه مکّیان، نشرچشمه داوری این دوره جایزه­ احمد محمود در بخش رمان را محمد حسینی، کامران سپهران و امیر نصری بر عهده دارند. دبیر این دوره­ جایزه­ مهدی یزدانی­‌خرّم است.   ]]> ادبيات Tue, 20 Nov 2018 10:03:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267952/نامزدهای-نهایی-بخش-رمان-جایزه-ادبی-احمد-محمود-اعلام-شدند مهدی قزلی به دیدار سید محمود سجادی رفت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267948/مهدی-قزلی-دیدار-سید-محمود-سجادی-رفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این دیدار که پس از برگزاری نشست هم‌اندیشیانجمن‌های ادبی استان فارس انجام شد، صابر سهرابی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، جواد محقق مدیر دفتر شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی و غلامرضا طریقی دبیر مجمع عمومی انجمن‌های ادبی کشور، مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی را همراهی کردند. قزلی در این دیدار یک ساعته، جویای فعالیت‌های گذشته و آثار منتشر نشده سجادی شد و با قدردانی از یک عمر فعالیت‌های ادبی او، برای ایشان آرزوی سلامتی و طول عمر کرد. در پایان این دیدار، لوح تقدیر و هدیه‌ای به سید محمود سجادی اهدا شد. سیدمحمود سجادی متولد اهواز و فارغ‌التحصیل رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه اصفهان است. وی سال 1339 مجموعه شعر «کندوهای بی‌شهر» را در قالب نیمایی و آزاد با مضمونی معترضانه نسبت به اوضاع زمان سرود. در 1340 مجموعه شعر «قندیل»، در سال 1343، سی شعر را در مجموعه‌ای با عنوان «میکائیل و گاوآهن مغموم»، 1347 «با مومیایی نفس گریه» و در سال 1350 مجموعه‌ای از 50 شعر با عنوان «شعر جنوبی» را منتشر کرد.  سجادی را به شعرهایش درباره فلسطین می‌شناسند. ]]> ادبيات Tue, 20 Nov 2018 09:46:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267948/مهدی-قزلی-دیدار-سید-محمود-سجادی-رفت رباعیات سنایی در بوته تحلیل http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267947/رباعیات-سنایی-بوته-تحلیل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران  (ایبنا)، به نقل از روابط‌ عمومی موسسه شهر کتاب، گاهی یک فرم قوی و تازه چنان جذابیت ایجاد می‌کند که گروهی از بزرگ‌ترین شاعران یک دوران را به دنبال خود می‌کشد. سنایی غزنوی در ایجاد این گونه فرم‌ها، بی‌نهایت استاد و آفریننده است. خلاقیت او در ایجاد فرم‌های تازه و گشایش حوزه‌های جدید معنایی در شعر فارسی، بی‌همتاست.   از سنایی ۷۵۰ رباعی باقی مانده است. در رباعیات سنایی نیز شاهد نوآوری و خلاقیت او هستیم که بر گروهی از شاعران بزرگ فارسی تا دوران مولانا تاثیر گذاشته است.   چهل‌وپنجمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره سنایی در روز چهارشنبه سی آبان ساعت  ۱۶:۳۰  به رباعیات سنایی اختصاص دارد که با سخنرانی سیدعلی میرافضلی (شاعر و رباعی‌پژوه) در مرکز فرهنگی شهرکتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 20 Nov 2018 08:36:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267947/رباعیات-سنایی-بوته-تحلیل دیدار با علی عبداللهی در خانه شاعران ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267946/دیدار-علی-عبداللهی-خانه-شاعران-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این دیدار، علی عبداللهی گزیده‌ای از شعرهای هفت دفتر شعر خود را خواهد خواند و به بیان بخشی از تجربه‌های سه دهه شاعری‌اش خواهد پرداخت. همچنین شاعران و هنرمندان حاضر در این نشست، درباره شعرها و ترجمه‌ها و فعالیت‌های علی عبداللهی گفت‌وگو خواهند کرد. شیرازه شعر با مدیریت محمد رمضانی‌فرخانی، شاعر و منتقد، عنوان سلسله‌نشست‌های ماهانه دفتر شعر جوان است. این برنامه برای تبادل تجربه و دیدگاه‌های شاعران و صاحب‌نظران این عرصه است و قرار است در جلسات مختلف دیدارهایی با شاعران و اهالی هنر  برگزار شود. دیدار با علی عبداللهی امروز سه‌شنبه ۲۹ آبان‌ماه (ساعت ۱۷:۳۰) در محل خانه شاعران به نشانی خیابان دکترشریعتی، خیابان شهید کلاهدوز (دولت)، نبش کوچه نعمتی برقرار خواهد بود. ]]> ادبيات Tue, 20 Nov 2018 08:29:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267946/دیدار-علی-عبداللهی-خانه-شاعران-ایران از شنیدن اخبار این روزها به خدا پناه می‌برم/برخی مشکلات بیشتر به یک شوخی شبیه شده‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267936/شنیدن-اخبار-این-روزها-خدا-پناه-می-برم-برخی-مشکلات-بیشتر-یک-شوخی-شبیه-شده-اند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سپهر سوره هنر، صدوچهل‌و‌نهمین محفل طنز «در حلقه رندان» شب گذشته (یکشنبه 27 آبان) در سالن سوره حوزه هنری برگزار شد. در ابتدای این مراسم داریوش کاردان مجری برنامه با لحنی کنایه آمیز گفت: خدا را شکر می‌کنم که این جمع صمیمی همچنان برقرار است و از خداوند می‌خواهیم بخش کوچکی از اموال دزدیده شده را به جیب مردم برگرداند! ما اهل اسراف نیستیم و مردمی کم مصرف‌ایم. وی در ادامه از سیامک روشن دعوت به شعرخوانی کرد. مهدی استاد احمد شعری درباره «ژن خوب»، حمید اسلامی شعری طنز با مضمون «گفت و گو با همسرم»، رضا احسان‌پور شعری با مضمون «انتخاب همسر» در نوبت‌های بعدی خواندند. در این برنامه همچنین مسابقه‌ای بین حاضران برگزار شد. بدین ترتیب مهمانان «در حلقه رندان» می‌توانستند با مشاهده یک کاریکاتور، شعر یا متنی طنز نوشته و در این رقابت شرکت کنند.   صابر قدیمی شاعر و طنزپرداز در آیتم شوخی با اخبار درباره پیش شرط‌های ایران در مذاکره با آمریکا بر سر مسائل تحریم و تبریک محمود احمدی‌نژاد به تیم بیسبال این کشور! نکات طنزی را مطرح کرد. حسین رضوی‌فرد شعری را درباره «طرح ترافیک» و مهران حسینی از مجموعه تازه منتشر شده «سنگ پای قزوین» شعری را برای حاضران خواندند. مهدی فرج اللهی در آیتم موسیقی به اجرای یک قطعه پرداخت که شعر آن اثری از ابوالفضل زرویی نصرآباد بود. بخش بعدی این محفل ادبی با گفت‌و‌گو با حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا زائری اختصاص یافت. کاردان در سوال اول از زائری پرسید چند شغل دارید؟ این کارشناس مذهبی پاسخ داد: کار من مربوط به فرهنگ و هنر، انتشارات، مشاوره، فعالیت مطبوعاتی و... است. اما هیچ وقت دوست نداشتم کارمند کسی باشم و همیشه برایم ارزشمند بوده که اختیارم دست خودم باشد. مدتی سردبیر روزنامه همشهری بودم، خانه روزنامه‌نگاران جوان را تاسیس کردم و بقیه سمت‌هایم نیز همیشه مربوط به حوزه فرهنگ بوده‌اند. وی در پاسخ به این که آیا تاکنون با مشکلی در فعالیت‌های فرهنگی‌تان مواجه شده‌اید، بیان کرد: بله، یکبار در دوره فعالیت‌ام در یک نشریه به زندان رفتم. اما مشکل ما لزوما بازداشت شدن نیست. بلکه مشکل عمده در حوزه فرهنگی این است که گاهی ایده‌های بکر و مضمون‌های تازه‌ای به ذهنت می‌رسد که نمی‌توانی آن را ابراز یا عرضه کنی. زائری افزود: از طرفی گاهی اوقات این مشکل آنقدر شدت می‌گیرد که دیگر فکر می‌کنی همه چیز بیشتر به یک شوخی شبیه است. برای مثال در توجیه کلیپی که چند روز پیش از نوازنده‌های کنار خیابان منتشر شده بود، گفتند که برای امنیت جانشان آن برخورد صورت گرفته است! یا در زمینه چاپ کتاب بارها و بارها باید تلاش کنی تا یک کتاب در تیراژ پایین به چاپ برسد، در حالیکه کتاب‌های قاچاق در تیراژ وسیع هر روز کنار خیابان‌ها به فروش می‌رسند. وی در پاسخ به این سوال که اگر می‌توانست مسئول بخشی باشد کدام حوزه را انتخاب می‌کرد، گفت: در دورانی دوست داشتم وزیر ارشاد یا معاون این وزارتخانه باشم تا بتوانم کاری بکنم. اما بعدها فهمیدم که  اتفاقات اصلی در جایی دیگر رقم می‌خورد. وی ادامه داد: به نظرم علم لاینفع شنیدن اخبار امروز است که دانستن‌اش فایده‌ای ندارد و در دعاهایم این روزها پناه می‌برم به خدا از این که این‌ها را بدانم و کاری از دستم برنیاید. احوال این روزگار این است که باید درد بکشیم شیرخشک بچه‌ها در گرانی احتکار می‌شود یا در واگن‌های مترو و در اتوبوس دیگر کسی جایش را به کهنسالان نمی‌دهد! به نظرم مشکل اصلی از این است که خود ما قانون‌گرا نیستیم و اگر کسی قانون مدار باشد، او را مسخره می‌کنیم.   زائری در پایان درباره برخی کلمات که کاردان مطرح می‌کرد، جملات کوتاهی را می‌گفت. او درباره «یارانه» گفت: از گرفتنش انصراف دادم اما بعدها فهمیدم همه می‌گیرند‌. او در واکنش به کلمه «لنگ» گفت: بودنش بهتر از نبودنش است و درباره «فوتبال» سکوت کرد. همچنین در واکنش به واژه «آبگوشت» بیان کرد: جای شما خالی دیروز صرف شد! زائری در پاسخ به این که آیا تاکنون کسی به او در خیابان ‌توهین کرده است یا نه، عنوان کرد: بله، پیش آمده است. گاهی با ماشین از کنارم رد می‌شوند و فحش می‌دهند و من نمی‌توانم توضیحی بدهم. اما گاهی که فرصتی پیش آید، می‌توانم توضیح بدهم و طرف مقابل را مجاب کنم. به نظرم در برخورد با روحانیت کسانی که توهین می‌کنند، صرفا من یا ما را نمی‌بینند. بلکه آنها دارند نقد خود را نسبت به مشکلاتشان به این شیوه مطرح می‌کنند و من هم درکشان می‌کنم. وی با اشاره به خاطره خود از شعرخوانی در دهه 70 در حوزه هنری و شرکت در جلسات شب شعر این سازمان توضیح داد: یکبار که در یک محفل شعری در حوزه شرکت کرده بودم، تا مجری برنامه من را دعوت به سن کند، دو بیت شعر سرودم تا ضمن معرفی‌ام آن را بخوانم: نام خود گم کرده‌ام تا نام او آموختم      خود نمی‌بینم دگر تا دیده برافروختم سایه رعنای او هر شب تماشا می‌کنم     تا چراغ شعر او در پای او افروختم در بخش بعدی این برنامه، فرامرز ریحان صفت و امید مهدی‌نژاد به شعرخوانی پرداختند. اکبر کتابدار نیز شعری از دفتر چهارم مولانا خواند و نکته ادبی را ضمن آن مطرح کرد. عبدالله مقدمی درباره ویژگی‌های کارمند بودن و سعیده موسوی‌زاده درباره پوشش شعرخوانی کردند. سعید طلایی نیز به روی سن رفت و یک دوبیتی خواند و پایان بخش این مراسم نمایش کلیپی از شعرخوانی طنز زنده یاد محمدرضا آقاسی شاعر فقید کشورمان بود و سه برگزیده مسابقه طنزنویسی درباره کاریکاتور نمایش داده شده، نیز معرفی شده و جوایز خود را دریافت کردند. محفل طنز «در حلقه رندان» آخرین یکشنبه هر ماه به همت موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر و با همکاری دفتر طنز در حوزه هنری برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Tue, 20 Nov 2018 07:06:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267936/شنیدن-اخبار-این-روزها-خدا-پناه-می-برم-برخی-مشکلات-بیشتر-یک-شوخی-شبیه-شده-اند «آتش» به پیچیدگی‌های یک مجموعه بزرگ انسانی می‌پردازد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267916/آتش-پیچیدگی-های-یک-مجموعه-بزرگ-انسانی-می-پردازد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بعد از انتشار دو رمان «دود» و «خاکستر»، سومین اثر از سه‌گانه حسین‌ سناپور با عنوان «آتش» طی روزهای گذشته از سوی نشر چشمه راهی بازار نشر شد. سناپور در توضیح این اثر به ایبنا گفت:‌ «آتش»، رمانی کوتاه و مستقل است که به شکلی با دو رمان قبلی من یعنی «دود» و «خاکستر» در ارتباط است و به گمانم بشود نام سه‌گانه روی این سه اثر گذاشت.   وی ادامه داد: شخصیت اصلی این رمان یک زن جوان است که در شرکتی بزرگ فعالیت می‌کند و با مسائل پیچیده بسیاری درگیر است. از طرف دیگر این شخصیت رابطه عاطفی با یکی از اعضای شرکت دارد که به پیچیدگی داستان می‌افزاید. درواقع مخاطب با خوانش این اثر در چنبره‌ای از روابط، خیانت‌ها و پیچیدگی‌های یک مجموعه بزرگ انسانی قرار می‌گیرد؛ مسائلی که مساله امروز زندگی شهری ماست.   این نویسنده با اشاره به فضای سه داستان و شباهت‌های آنها با هم گفت: سه رمان «دود»، «خاکستر» و «آتش» در یک فضا و با یک مجموعه روابط نوشته شده‌اند. البته باید توجه داشته باشیم که هر سه کتاب مستقل هستند و تنها گوشه‌هایی از روابط بین این آثار با یکدیگر همپوشانی دارند. طبیعتا هم‌پوشانی در این سه اثر باعث ایجاد شخصیت‌های تکراری می‌شود؛ اما روایت داستان‌ها به شکلی نیست که اگر یکی را نخوانده باشیم، ضربه به سایر آثار وارد شود و متوجه داستان نشویم.   وی افزود: از نظر زمانی هم باید به شما بگویم که زمان روایت این رمان در حال و هوای زمان دو اثر قبلی است. در این اثر همانند دو کار قبلی المان‌های سیاسی و اجتماعی وجود دارد و مخاطب با وارد شدن به داستان با آنها روبه‌رو می‌شود. این سه اثر از نظر فضا و موضوعی شبیه به هم هستند و تنها ماجراها متفاوت است. بنابراین اگر فردی سه رمان را بخواند متوجه می‌شود که 70 تا 80 درصد شخصیت‌هایی را که در این رمان با آنها برخورد دارد، در دو رمان دیگر وجود ندارد.   این مدرس داستان‌نویسی در پاسخ به این سوال که «چرا ردپای نگاه‌های سیاسی در همه آثار او دیده می‌شود؟» گفت: در زندگی امروز ما این موضوع گریزناپذیر است. حتی امروز ما به خرید هم که می‌رویم، گوشه‌ای از آن به مسائل سیاسی ربط پیدا می‌کند. در واقع امروز سیاست است که در همه وجوه زندگی اجتماعی و چه بسا زندگی فردی ما نفوذ کرده است. وقتی مسائل سیاسی روی پوشاک، تغذیه، رفتار، ازدواج، طلاق، اخلاق و همه المان‌های زندگی ما تاثیر می‌گذارد، چطور می‌توانیم نقش آن را در زندگی روزمره انکار کنیم. بنابراین اگر شما رگه‌هایی از سیاست را در نوشته‌های من می‌بینید، این به دلیل نفوذ بیش از اندازه سیاست در همه وجوه زندگی ماست. ]]> ادبيات Tue, 20 Nov 2018 05:34:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267916/آتش-پیچیدگی-های-یک-مجموعه-بزرگ-انسانی-می-پردازد محمد حسین محمدی: در «پایان روز»گوشه‌ چشمی به مهاجرت هم داشته‌ام http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267924/محمد-حسین-محمدی-پایان-روز-گوشه-چشمی-مهاجرت-هم-داشته-ام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، محمد‌حسین محمدی در توضیح رمان اخیر خود، «پایان روز» که به تازگی از سوی نشر چشمه منتشر شده است، گفت: رمان کوتاهی است در ۱۲۸ صفحه (البته با واژه‌نامه). می‌توان گفت پایان روز کتاب سوم از سه‌گانه‌ی «از یاد رفتن» است. کتاب نخست همان رمان کوتاه «از یاد رفتن»، سپس رمان «ناشاد» که نخست در کابل منتشر شد و در ایران با نام «سیاسر» منتشر شده است و اکنون «پایان روز». این رمان نیز همانند‌ دو‌ رمان پیشین در یک روز می‌گذرد. اَیا در تهران است و بوبو (مادر اَیا) در شهر مزارشریف. داستان به طور موازی پیش می‌رود. شخصیت‌های دو رمان پیشینم نیز در این رمان حضور دارند.» محمدی همچنین گفت: «می‌توان گفت گوشه‌ی‌ چشمی به مهاجرت هم داشته‌ام. اما مسأله‌ی اصلی رمان مهاجرت نیست.» بخشی از متن به انتخاب نویسنده در معرفی کتابش: «اَیا چشم‌هایش را که باز می‌کند، برای ‌لحظه‌یی شک می‌کند که در مزار است یا تهران. همه جا آرام است. فکر می‌‌کند در مزار، در خانه‌ی پدر‌ی‌اش، اگر بیدار شده باشد، وقتی از اتاق برآید، حتمی آفتاب روی حویلی را پر کرده است و بوبویش را خواهد دید که باز از صبح وقت، در حویلی‌شان شور می‌خورد. به ماکیان‌هایش دانه می‌دهد. گاوش را می‌دوشد و... و به گفته‌ی خودش روزش را در حویلی گم می‌کند. اَیا همان‌طور که تخته‌به‌پشت بر جایش دراز کشیده است، رویش را به چپ دَور می‌دهد و به طرف کلکین می‌بیند که نور صبحگاهی از ‌شیشه‌های چَتَل بالایی‌اش که با کاغذ کاهی روزنامه پوشانده نشده‌اند، به درون می‌تابد. مگر هوای اتاق دَم‌کرده و پر از دود سگرت است. و به یاد می‌آورد این‌‌جا تهران است؛ تهران و این اتاق سه در چهار مجردی‌شان که همیشه بوی سگرت می‌دهد؛ ‌در حویلی‌یی با اتاق‌های کرایی برای مجردها‌، در کوچه‌یی تنگ و باریک که رنگ آفتاب را هیچ نمی‌بیند.  چشم‌هایش را با دست می‌مالد و بر جایش می‌نشیند. پتوی پلنگ‌چاپ ایرانی روی پای‌هایش جمع می‌شود. زیرپیراهنی سفید قل‌لُچ‌ در جانش زرد و چِرک به نظر می‌رسد. دست می‌کشد بر صورتش. ریش چند روزه‌اش بر کف دست و انگشت‌هایش می‌خلد. بعد دست می‌کشد بر موی‌های درشت و به نسبت درازش. احساس می‌کند پوست سرش می‌خارد. کلک‌هایش را می‌برد ‌بین موی‌هایش و سرش را می‌خاراند.» ]]> تازه‌های کتاب Mon, 19 Nov 2018 17:35:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267924/محمد-حسین-محمدی-پایان-روز-گوشه-چشمی-مهاجرت-هم-داشته-ام نقدوبررسی کتاب «هفته چهل و چند» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267895/نقدوبررسی-کتاب-هفته-چهل-چند-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) جلسه نقدوبررسی کتاب «هفته چهل‌وچند» بیست روایت از مادری در همین روزها در شهرکتاب پاسداران برگزار می‌شود. این کتاب را نشر اطراف به دبیری فاطمه ستوده منتشر کرده است. در این جلسه نقد و بررسی مهدی دوایی روانشناس و فاطمه سادات علمدار جامعه‌شناس درباره این کتاب به بحث و گفت‌وگو خواهند پرداخت. این جلسه روز سه‌شنبه ۲۹ آبان ساعت ۱۸ در شهرکتاب پاسداران برگزار می‌شود. شهرکتاب پاسداران در بوستان دوم (اخوان)، پلاک ۹ واقع شده است.   ]]> ادبيات Mon, 19 Nov 2018 08:56:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267895/نقدوبررسی-کتاب-هفته-چهل-چند-برگزار-می-شود بهمن ساکی دبیر علمی جشنواره شعر فجر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267891/بهمن-ساکی-دبیر-علمی-جشنواره-شعر-فجر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با حکم سید عباس صالحی، «بهمن ساکی» به عنوان دبیر علمی و «مهدی قزلی» به عنوان دبیر اجرایی «سیزدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر» منصوب شدند. در حکم انتصاب دبیر علمی آمده: «جناب آقای بهمن ساکی نظر به پیشنهاد معاونت امور فرهنگی و با توجه به سوابق و تجارب ارزنده جناب‌عالی در عرصه شعر و پژوهش‌های گرانسنگ ادبیات فارسی، به موجب این حکم به عنوان «دبیر علمی سیزدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر» منصوب می‌شوید. امید است بر اساس وظایف مندرج در آئین‌نامه جشنواره، اقدام لازم را معمول نمایید. مزید توفیق شما را از خداوند متعال مسئلت دارم.» سید عباس صالحی همچنین در حکم دیگری، مهدی قزلی مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی را به عنوان دبیر اجرایی سیزدهمین جشنواره بین‌‌‌‌‌المللی شعر فجر منصوب کرد. متن این حکم به این شرح است: «جناب آقای مهدی قزلی نظر به سوابق ارزشمند جناب‌عالی در عرصه‌های فرهنگی، به ویژه در حوزه ادبیات به موجب این حکم به عنوان «دبیر اجرایی سیزدهمین دوره جشنواره شعر فجر» منصوب می‌شوید. امید است با استعانت از خداوند متعال و تعامل بیشتر با اساتید، نویسندگان ارجمند و هیات علمی، در برگزاری هر چه شایسته‌تر این رویداد بزرگ موفق و موید باشید.»   ]]> ادبيات Mon, 19 Nov 2018 08:00:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267891/بهمن-ساکی-دبیر-علمی-جشنواره-شعر-فجر فقط 5 درصد فارغ‌التحصيلان دانشگاهي وارد بازار حرفه‌ای نشر مي‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267879/فقط-5-درصد-فارغ-التحصيلان-دانشگاهي-وارد-بازار-حرفه-ای-نشر-مي-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «آسیب‌شناسی نقد علمی ترجمه و آموزش ترجمه در ایران» با محوریت بزرگداشت دکتر طاهره صفارزاده عصر روز گذشته (27 آبانماه) با حضور محمدرضا اربابی، رئیس انجمن صنفی مترجمان تهران و علیرضا خان‌جان، مدرس مترجمی در سرای کتاب خانه‌کتاب برگزار شد.   محمدرضا اربابی در ابتدای این نشست در توضیح اهمیت ترجمه گفت: برای ترجمه اصطلاحات معروفی در دنیا وجود دارد؛ برای مثال برخی می‌گویند که ترجمه، تجربه و تمام‌نشدنی است. ترجمه از سال‌ها پیش به دانشگاه راه پیدا کرده اما وقتی به بازار این حوزه نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که دانشگاه تاثیر زیادی روی آن ندارد. در چنین شرایطی ما باید نقدی به نظام آموزشی وارد کنیم؛ چراکه نظام آموزشی ما در نسل اول و دوم دانشگاهی جا مانده است.   وی ادامه داد: در نظام‌های آموزشی دانشگاهی هدف از نسل اول آموزش و هدف از نسل دوم پژوهش بود. اما نسل سوم دانشگاه‌ها مسئولیت کارآفرینی را برعهده داشتند؛ یعنی باید فاصله بین آموزش و بازار را پر می‌کردند. حال شما به نظام آموزشی ما نگاه کنید. آیا نشانه‌هایی از آن را می‌بینید؟ این مترجم در توضیح نظام آموزشی مترجمی زبان اظهار کرد: ما سالانه در مقاطع مختلف مترجمی زبان حدود 3 تا 3هزار و 500 دانشجو داریم و این آموزش در 4 مقطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا تخصصی است. نکته مهم این است که ما باید توجه کنیم که فارغ‌التحصیلان مترجمی زبان که در 10 سال گذشته بالای 30هزار نفر بوده‌اند در چه وضعیتی قرار دارند و آیا به بازار کار راه پیدا کرده‌اند؟                       رئیس انجمن صنفی مترجمان استان تهران با اشاره به نوع تربیت مقاطع تحصیلی مختلف گفت: ما در مقطع کاردانی آموزش تکنسین زبان داریم. متاسفانه بسیاری از افراد با هدف مدرک‌گرایی و برای ارتقای شغلی به مقطع کارشناسی می‌آیند و این نتایج مناسبی را به همراه ندارد. وقتی نگاهی به واحدهای درسی می‌اندازیم متوجه می‌شویم که رویکرد مشخصی برای گذران 8 ترم وجود ندارد. متاسفانه ما در حوزه آموزش آکادمیک مترجمی زبان واقعیت‌ها را به دانشجویان نگفتیم و آنها نمی‌دانند که بعد از گرفتن مدرک تازه باید بروند و کار یاد بگیرند.   وی ادامه داد: نکته دیگر که در آموزش مترجمی زبان باید به آن نگاه ویژه داشته باشیم آموزش‌های عمومی است؛ چراکه ما در یک رشته تخصصی ابتدا می‌خواهیم گرامر، ریدینگ و کلمه به دانشجو یاد بدهیم که این ما را از هدف اصلی دور می‌کند. از طرفی دانشجویان بعد از اتمام تحصیل می‌خواهند وارد بازار کار شوند؛ اما ما در دانشگاه به آنها یاد نداده‌ایم که چطور رفتار کنند؛ چرا که خیلی از اساتید خودشان مترجم نیستند. شاید جالب باشد که بدانید بیش از 70 درصد اعضای انجمن صنفی مترجمان تهران مدرک کارشناسی ارشد به بالا دارند. متاسفانه بسیاری از این افراد نمی‌دانند که هدف از آموزش چیست؟   این مترجم در توضیح هدف تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد گفت: هدف دانشگاه‌ها از گرفتن دانشجو در رشته مترجمی زبان تربیت پژوهشگر ترجمه است، یعنی اگر فردی می‌خواهد به کار ترجمه بپردازد بعد از مقطع کارشناسی باید راهش را از دانشگاه جدا کند؛ پس الزامی برای کارشناسی ارشد وجود ندارد. این را ما باید بارها به دانشجویان بگوییم تا آنها اسیر مدرک‌گرایی نشوند.   وی ادامه داد: هدف از گرفتن دانشجو دکترا نیز تربیت پژوهشگر ترجمه و استاد دانشگاه‌ است. با این پیش‌فرض فردی که مدرک دکترا می‌گیرد باید بیاید به دانشجوی لیسانس آموزش مترجمی بدهد در حالی‌که خودش هیچ تجربه‌ای در ترجمه ندارد. حال این سوال پیش می‌آید که هر موسیقیدانی می‌تواند نوازنده خوبی باشد. به‌نظر من اگر قرار است کسی در دانشگاه ترجمه را آموزش دهد باید فوت و فن ترجمه را بداند.   اربابی با اشاره به ورود فارغ‌التحصیلان رشته مترجمی زبان به بازار کار گفت: اگر آمار گرفته شود متوجه خواهیم شد که کمتر از 5 درصد از مترجمان ادبی ما فارغ‌التحصیلان رشته مترجمی زبان هستند؛ این یک زنگ خطر است و به ما می‌گوید که راه را اشتباه رفته‌ایم و از خروجی چنین مسیری مترجم بیرون نمی‌آید؛ بنابراین نظام آموزشی باید مسیرش را عوض کند. ترجمه بر پایه دانش، هنر و مهارت جلو می‌رود و باید بتواند همه این‌ها را در کنار هم در آموزش داشته باشد.                     وی ادامه داد: سوال اساسی من این است که چرا از بزرگان ترجمه در دانشگاه‌ها استفاده نمی‌کنیم در حالی که می‌بینیم همین افراد در کارگاه‌های آموزشی خود مترجمان خوب و قابل قبولی را به جامعه تحویل داده‌اند. به نظر من در نخستین گام ما باید در دانشگاه‌ها را به روی پیشکسوتان ترجمه باز کنیم تا این خط‌کشی‌ها از بین برود؛ البته اگر به‌دنبال رشد و پویایی در حوزه ترجمه هستیم.   این مترجم با اشاره به اهمیت موضوع آموزش گفت: ما در آموزش مترجمی زبان نهادهای خصوصی کم داریم اما همان نهادها موفق‌تر عمل می‌کند این یعنی علاوه بر دانشگاه‌ها باید نهادهای آموزشی ایجاد شود تا فضا برای آموزش باز باشد همین موضوع باعث شده است تا انجمن در 4 سال گذشته بیش از 200 برنامه آموزشی برگزار کند.   چرا امثال کوثری در دانشگاه‌ها تدریس نمی‌کنند؟ علیرضا خان‌جان که دیگر سخنران این نشست بود در ابتدای صحبت‌های خود گفت: با توجه به تجربه 15ساله‌ای که در آموزش دارم می‌بینم که ما ضعفی در حوزه مدرسان مترجمی زبان داریم، خیلی از بزرگان ترجمه ما مثل نجف دریابندری تحصیلات آکادمیک ندارند یا مثل محمد قاضی و عبدالله کوثری در رشته‌ای غیر از مترجمی زبان تحصیل کرده‌اند چراکه لزوما خروجی دانشگاه‌ها در ترجمه قابلیت‌های حداقلی را به جامعه ارائه داده است.   وی ادامه داد: به نظر من ما فرایند تربیت مترجم را از مرحله پذیرش تا مراحل تخصصی اشتباه رفته‌ایم. دانشجوی کارشناسی مترجمی 2 سال از 4 سال وقت خود را صرف دروس عمومی می‌کند که این با آموزش حرفه‌ای در یک مسیر نیست. نکته بعدی این است که ما در دانشگاه به دانشجو نمی‌گوییم که با 2 سال درس خواندن مترجم نخواهد شد و باید حداقل 20 سال کار عملی انجام دهد تا بتواند نامی را برای خود دست و پا کند.   این مدرس ترجمه در توضیح شیوه‌های مناسب آموزش گفت: قبل از انقلاب مهدی اخوان ثالث به دانشگاه دعوت می‌شد و در آنجا درس می‌داد اما تحصیلات آکادمیک نداشت با این حال از بهترین اساتید ادبیات بود، امروز ما باید به این سمت برویم و نظام آموزشی را از انحصار خارج کنیم. سوال من این است که چرا امثال عبدالله کوثری نباید در دانشگاه‌های ما حضور داشته باشند و دانشجویان از تجربیات این افراد استفاده کنند.   وی ادامه داد: سیلابس درسی رشته مترجمی 40 سال است که تغییر نکرده و این یعنی نیازسنجی آموزشی انجام نشده است متاسفانه دانشجوی مترجمی بعد از 4 سال تحصیل در این رشته آشنایی با بازار کار و حقوق اولیه مترجم ندارد و به همین دلیل با مشکل روبه‌رو می‌شود.   خان‌جان با اشاره به فعالیت‌های طاهره صفارزاده در حوزه ترجمه گفت: صفارزاده پیشگام در نقد ترجمه علمی بود و جزو نخستین کسانی بود که به این موضوع پرداخت در آن زمان اساسا نقد ترجمه مهم نبود، او کتاب «اصول و مبانی ترجمه» را در سال 1359 و زمانی که در دانشگاه شهید بهشتی تدریس می‌کرد به نگارش درآورد قبل از این اثر ما تنها دو کتاب در این حوزه داشتیم. صفارزاده نخستین کسی بود که دکترای ترجمه در خارج از کشور خواند و زمانی که این کتاب را منتشر می‌کرد هدفش این بود تا از این اثر برای تدریس خود و همکارانش استفاده کند.                      وی ادامه داد: وقتی کتاب صفارزاده منتشر شد سرو صدای بسیار زیادی کرد چراکه او در نقد ترجمه به سراغ چهره‌های شناخته شده‌ای مثل کریم امامی و نجف دریابندری رفته بود. او کار مهمی انجام داد چراکه فتح‌البابی بود برای نقد ترجمه، البته یکی از ایرادات کار او این بود که نقد سلبی انجام داده بود و دیگر نقد مدرن، نقد سلبی را نمی‌پسندید. او از خودش در دوره‌های ترجمه در دانشگاه کلمبیا شرکت کرده بود و تجربیات شخصی‌اش را در ایران و در کارگاه‌های ترجمه ارایه می‌داد.   این پژوهشگر حوزه ترجمه با اشاره به شیوه کار طاهره صفارزاده گفت: او از دانشجویانش می‌خواست که آثار ترجمه را بررسی کنند و بگویند مشکل کار کجاست در واقع او اطلاعات را از دانشجویان می‌گرفت و خودش هم مواردی به آن اضافه می‌کرد و بعد دست به انتشار نقد ترجمه می‌زد. بعدها علی صلح‌جو به این کار او نقد وارد کرد و گفت: که این آثار دلبخواهی بوده است و اینها را نمی‌شود ایراد گرفت چراکه ملاک صفارزاده ذوق بوده است. به نظر من صفارزاده به این نکته توجه نکرده است که اگر دریابندری نبود همینگوی هم وجود نداشت و مترجمانی مثل او پیش از ترجمه به انتقال روح اثر اعتقاد داشتند.   وی ادامه داد: ایراد گرفتن کار سختی نیست اما کار مثبت در نقد این است که در کنار ایراد پیشنهاد هم بدهیم. کاری که صفارزاده در کتابش انجام داده است.   خان‌جان که به زودی کتابی در حوزه نقد ترجمه منتشر خواهد کرد با اشاره به دلایل انجام این اثر گفت: نقد یعنی آشکارسازی نکات منفی هدف از نقد سازندگی، اصلاح و بهبود است. ما باید با نقد کارمان را بهتر کنیم در حال حاضر من کتاب‌هایی از نجف دریابندی دارم که نمی‌شود تا نیمه آن را هم خواند خودمان هم همین شکل هستیم و وقتی ترجمه 5 سال گذشته‌مان را می‌خوانیم از خود سوال می‌کنیم که آیا این متن را من ترجمه کرده‌ام. نکته مهم دیگر توجه به مساله حق مولف و حق خواننده است که مترجم در ترجمه اثر باید به این دو احترام بگذارد.   وی ادامه داد: عده‌ای می‌گویند بهترین نقد ترجمه، ترجمه مجدد است اما من موافق نیستم و معتقدم که بهترین کار این است که پیش از انتشار ترجمه روی اثر نقد شود و اثر اصلاح شده منتشر شود. متاسفانه نقد ترجمه وضعیت مناسبی ندارد که دلایل مختلفی می‌توان برای آن پیدا کرد. اولین دلیل شاید این باشد که ما فرهنگ نقد‌ شنیدن نداریم.                       این مترجم زبان با اشاره به دلایل ضعف در نقد ترجمه گفت: ما دانشجوی مترجمی پذیرش می‌کنیم در حالی که 5 معلم ترجمه هم در ایران داریم اصلا یکی بگوید که از این 5 نفر هم چند نفر در حوزه تغییر کتاب‌های ما و نگارش آثار قلم زده‌اند. متاسفانه هیچ‌کدام از عناوین این کتاب‌ها، کتاب‌هایی که ما در بازار می‌بینیم ما را متقاعد نمی‌سازد. دلیل دیگر هم مساله اقتصادی است چراکه کار در این حوزه توجیه اقتصادی ندارد.   سمانه فرهادی که آخرین سخنران این نشست بود در سخنانی کوتاه درباره ترجمه قرآن طاهره صفارزاده گفت: صفارزاده ترجمه‌های متفاوتی مانند دعای عرفه یا نهج‌البلاغه دارد اما ترجمه قرآن او چیز دیگری است ترجمه قرآن او همیشه همراه من است کتابی که باعث شد به وسیله آن او به عنوان بانوی نخبه ترجمه جهان اسلام معرفی شود شاید مهم‌ترین ویژگی این اثر تفسیری بودن آن باشد که به مخاطب کمک می‌کند معنی ایه را بهتر بفهمد.   وی ادامه داد: صفارزاده در این ترجمه تفسیری زنانه از یک متن مقدس داشته است که این اتفاق برای اولین بار در ایران رخ داده است. البته باید آن را بخوانیم و مقایسه کنیم تا متوجه تفاوت‌های آن بشویم. برای مثال در ترجمه‌های قبلی که آقایان انجام داده‌اند می‌خوانیم که زنان حق قضاوت ندارند اما در ترجمه صفارزاده چنین نگاهی دیده نمی‌شود.   در پایان این مراسم فیلم مستندی از طاهره صفارزاده برای افراد حاضر در سالن به نمایش گذاشتند. ]]> ادبيات Mon, 19 Nov 2018 07:02:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267879/فقط-5-درصد-فارغ-التحصيلان-دانشگاهي-وارد-بازار-حرفه-ای-نشر-مي-شوند ​مهمانان نشر مرکز در روز کتابگردی مشخص شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267813/مهمانان-نشر-مرکز-روز-کتابگردی-مشخص-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آخرین روز از هفته کتاب با بدعت احمد مسجدجامعی روز کتابگردی نام گرفته و چند سالی است که در این روز اهالی قلم به کتابفروشی‌ها می‌آیند و با علاقه‌مندان خود بازدید می‌کنند.   در برنامه امسال کتابگردی در نشر مرکز که روز پنجشنبه یکم آذرماه برگزار می‌شود، قرار است که لیلی گلستان، بابک احمدی، عباس مخبر، کامیار عابدی، علی عبداللهی،‌ حافظ موسوی، امیرحسین خورشیدفر، مهدی ربی، مصطفی مستور، فرزانه طاهری، علی صلح‌جو و جعفر مدرس‌صادقی حضور داشته باشند.                   در این برنامه نشست «آیا فعالیت سلبریتی‌ها در حوزه کتاب ایرادی دارد؟» از ساعت 12 تا 13 با حضور لیلی گلستان، بابک احمدی و عباس مخبر و برنامه «دوران اوج شعر در چهار دهه اخیر کدام دهه است؟»، از 15 تا 16 با حضور کامیار عابدی، علی عبداللهی و حافظ موسوی برگزار خواهد شد.   همچنین از ساعت 17 تا 18 برنامه «معضل ادبیات داستانی ایران چیست؟» با حضور امیرحسین خورشیدفر، مهدی ربی و مصطفی مستور و برنامه «ویرایش در نظر و علم»، با حضور فرزانه طاهری، علی صلح‌جو و جعفر مدرس صادقی از ساعت 19 تا 20 برگزار خواهد شد.   ورود برای علاقه‌مندان در این مراسم آزاد است و مخاطبان کتاب با حضور در این کتاب می‌توانند با نویسنده مورد علاقه خود دیدار کنند. ]]> ادبيات Sun, 18 Nov 2018 09:23:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267813/مهمانان-نشر-مرکز-روز-کتابگردی-مشخص-شدند رونمایی از سه مجموعه غزل به مناسبت هفته کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267837/رونمایی-سه-مجموعه-غزل-مناسبت-هفته-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی، سه مجموعه غزل به نویسندگی زهرا فیض با عناوین خواب ابریشم، زن این قصه و برمدار پیاله‌ها،به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی به همت فرهنگسرای رسانه و با مشارکت انجمن ادبی – هنری چولمیز با حضور شاعران مطرح کشور رونمایی و نقد می‌شود. رضا رفیع، علیرضا راهب، محمدرضا گلزار، محمد صفایی، مهرداد سالاری، هرمز علیپور،نادر ختایی، مصطفی مشایخی، میهمانان این نشست  با اجرای  فرامرز ریحان صفت و سارا ناصر نصیر هستند. رونمایی و نقد سه مجموعه غزل  «خواب ابریشم، زن این قصه، برمدار پیاله ها”دوشنبه ۲۸ آبان ساعت ۱۶٫۳۰ برگزار میگردد. علاقه‌مندان جهت حضور در این برنامه می‌توانند به فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی واقع در پاسداران، خیابان گل نبی، میدان قبا مراجعه یا جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۲۲۸۸۸۶۸۱ تماس بگیرند. ]]> ادبيات Sun, 18 Nov 2018 09:18:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267837/رونمایی-سه-مجموعه-غزل-مناسبت-هفته-کتاب ​گزیده داستان‌های کوتاه‌جهان منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267810/گزیده-داستان-های-کوتاه-جهان-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گزیده «داستان‌های‌ کوتاه‌ جهان» برگردان 10 داستان منتخب از نویسندگامی مطرح جهان چون آلیس مونرو، پل آستر، کازوئو ایشی گورو، خورخه لوئیس بورخس، خولیو کورتاسار، جو منو، توبیاس ولف، رابرت آلن باتلر، دورتی پارکر و آلفونس دوده است که ماهان سیارمنش آن را ترجمه و از سوی انتشارات دوات معاصر منتشر شده است. در مقدمه‌ این کتاب آمده است: «نویسندگان بزرگ چگونه می‌نویسند؟ این پرسشی است که بسیاری از مخاطبان ادبیات داستانی می‌پرسند. زیستن در جهان نویسندگان بزرگ، هنوزاهنوز برای بسیاری از مخاطبان ادبیات، جذابیت خاصی دارد. کشف دنیایی که متفاوت از دنیای تو، من و ما است. کشف شکلی از نوشتن که این تفاوت را به وجود می‌آورد. کشف تجربه‌ی زیستن و رویای نوشتن نویسندگان بزرگ، همیشه می‌تواند برای مخاطب چالش‌برانگیز باشد. شاید یکی از راه‌های پاسخ‌گفتن به چالشی، مطالعه و خوانش چند باره‌ی داستان‌های کوتاه از نویسندگان بزرگ جهان است. نویسندگانی که بسیاری از جوایز مهم ادبی دنیا را به خوداختصاص داده‌اند و آثارشان به زبان‌های متعدد ترجمه شده است.» گزیده «داستان‌های‌ کوتاه‌ جهان» با ترجمه ماهان سیارمنش در 128صفحه و به بهای 12هزار تومان از سوی انتشارات دوات معاصر منتشر شده است. سیارمنش پیش از این اثر، کتاب «جنگل» را از سوی انتشارات بوتیمار راهی بازار نشر کرده بود. وی همچنین کتابی از کیت کاپین با عنوان «بیداری» را در دست مجوز دارد که به زودی منتشر خواهد.   ]]> ادبيات Sun, 18 Nov 2018 08:27:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267810/گزیده-داستان-های-کوتاه-جهان-منتشر جایزه ترویج علم به برنده جایزه جلال اهدا شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267815/جایزه-ترویج-علم-برنده-جلال-اهدا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان؛ هیات داوران انجمن ترویج علم ایران به دلیل فعالیت‌های گسترده و پیگیر در انتشار کتاب‌های دانشگاهی، عمومی و ترویجی با هدف معرفی علم به عموم مردم و تلاش‌های مسئولانه در راه پژوهش و تحقیق درباره تاریخ علم و مبارزه با شبه‌علم، جایزه ترویج علم سال 1397 را به دکتر محمدرضا توکلی صابری اهدا کرد. دكتر محمدرضا توكلى صابرى استاد بازنشستۀ داروسازى و شيمى پزشكى، در سال ١٣٨٢ براى اولين بار مسير سفر ناصرخسرو را به تدريج در طى هفت سال پیموده و از مكانهايى كه ناصرخسرو گذشته بود، عكس و فيلم گرفت. ایشان گزارش خود از اين ديدارها را در كتاب سفر برگذشتنى نوشته است. وی در پايان اين مسير طولانی به ديدار مزار ناصرخسرو در كوهستان‌هاى بدخشان رفته و گزارش این سفر و اولين عكس‌ها از آرامگاه ناصرخسرو را در كتاب سفر ديدار منتشر كرد. گفتنی است، از دکتر توکلی صابری، کتاب «سفربرگذشتنی» در هفتمین جایزه ادبی جلال آل احمد به عنوان اثر برگزیده و کتاب «سفر دیدار» در دهمین جایزه ادبی جلال آل احمد به عنوان اثر شایسته تقدیر معرفی شد. ]]> ادبيات Sun, 18 Nov 2018 06:36:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267815/جایزه-ترویج-علم-برنده-جلال-اهدا برای تهران کم داستان تعریف کرده‌ایم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267811/تهران-کم-داستان-تعریف-کرده-ایم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، آیین اختتامیه سومین دوره جایزه داستان تهران شب گذشته با حضور احمد مسجدجامعی، عضو شورای اسلامی شهر تهران، علی‌محمد سعادتی، شهردار منطقه ۱۲ تهران، هیات داوران این دوره شامل علی خدایی، جواد محقق، ناهید طباطبایی، محمدحسن شهسواری و نفیسه مرشدزاده و جمعی از نویسندگان در محل مدرسه دارالفنون برگزار شد.   سعادتی، شهردار منطقه ۱۲ تهران در ابتدا ضمن ابراز خوشحالی از میزبانی این دوره جایزه، گفت: امروزه انتظار مردم و ساکنین شهر تهران از شهرداری، صرفا نگه‌داشت امور، نظافت شهر و این قبیل مسائل نیست؛ بلکه به مرور، انتظار مردم از مدیریت شهری، پیچیده‌تر و در افق بالاتر و بزرگ‌تری است که ورود شهرداری تهران در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی و پرداختن به مباحث هویتی و تاریخی از جمله این انتظارات است. برنامه امشب هم در زمره وظایفی است که ما در شهرداری منطقه تاریخی تهران، به همت دوستان و با همکاری نهادهای تخصصی مرتبط، اقدام به انجام آن کردیم و خوشحالیم که امشب میزبان اختتامیه سومین جایزه داستان تهران هستیم.   داستان، آینه پیش روی ما برای بهتر دیده شدن اتفاقات شهر است وی ضمن بیان اینکه بسیاری از مشکلات و معضلات تهران تاریخی، به فقدان تعلق‌خاطر موجود میان شهروندان و شهر برمی‌گردد، پاک‌شدن حافظه تاریخی و حس تعلق شهروندان با محدوده‌هایی که محل زندگی، سکونت و فعالیت آن‌ها بوده را از دیگر عوامل این مشکلات خواند و افزود: بدون شک در فرآیند ایجاد حس تعلق، داستان‌ها، قصه‌ها رویدادها و اتفاقاتی که در گوشه و کنار همین کوچه‌پس‌کوچه‌ها اتفاق می‌افتد، می‌تواند تکمیل‌کننده آن حس تعلق و افزایش‌دهنده این احساس میان شهر و شهروند باشد و بدون‌شک شهر به سامان نمی‌آید، مگر اینکه شهروندان حس تعلق جدی نسبت به آن داشته و به وقایع آن توجه بیشتری خرج کنند.                      او ادامه داد: موضوع داستان و جشنواره‌ای که امسال در این حوزه رخ می‌دهد، حتما در راستای مأموریت‌ها، وظایف و اولویت‌های ما در تهران تاریخی است. امیدوارم که تدابیر و ملاحظات شهرداری تهران و اعضای شورای اسلامی شهر به ما کمک کند که حامی جدی همه رویدادهای فرهنگی باشیم.   سعادتی در پایان گفت: داستان، انعکاس‌دهنده اتفاقات و آینه پیش روی ما برای بهتر دیده شدن اتفاقات جاری و ساری در شهر است. امیدوارم که رهاورد این جشنواره و در امتداد آن، جشنواره‌های بعدی در حوزه‌های مختلف هنری، بتواند ما را به شهر و محل زندگی و فعالیت‌مان نزدیک‌تر کند، چون در این صورت دیگر نگرانی خاصی برای شهر وجود ندارد و شهر حال بهتری خواهد یافت.   در ادامه کلیپی درباره مرحوم قاسم هاشمی‌نژاد، شاعر، نویسنده و پژوهشگری که در اولین دوره جایزه تهران شرکت داشته، پخش شد و پس از آن احمد مسجدجامعی، عضو شورای اسلامی شهر تهران به ایراد سخنرانی پرداخت.   جایزه داستان تهران، محبوب نویسنده‌ها بود محمد طلوعی، دبیر جشنواره سومین دوره جایزه داستان تهران نیز ضمن تشکر از شهردار منطقه ۱۲ تهران به خاطر میزبانی، برگزاری این دوره از جشنواره را مرهون کمک او دانست و گفت: سومین دوره جایزه داستان تهران خیلی طولانی شد؛ یعنی قاعدتا باید سال قبل همین موقع، اختتامیه این دوره را برگزار می‌کردیم، ولی با یک سال تاخیر امسال برگزار شد. امسال ۱۰۸۹ داستان از جاهای مختلف به دست ما رسید، که پنجاه عدد از آن به مرحله دوم رفت و از این پنجاه داستان، ده داستان جایزه می‌برند. البته مرسوم هرساله، هشت داستان برگزیده بود که امسال دو جایزه هم شهرداری منطقه ۱۲ به آن اضافه کرد.   طلوعی به میزان جایزه نفرات برگزیده اشاره کرد و افزود: زمانی ۷ میلیون تومان جایزه اول مسابقه داستان، جایزه هنگفتی به نظر می‌رسید، چون تقریبا حدود ۲۰۰۰ دلار بود و حتی در مقیاس جهانی برای داستان جایزه خوبی محسوب می‌شد؛ چون عددی که در مقیاس جهانی به داستان کوتاه می‌دهند، در حدود همین میزان است؛ به همین دلیل جایزه داستان تهران، محبوب نویسنده‌ها بود. یعنی علاوه بر فرهنگ‌سازی که می‌کرد، به شهر هم کمک می‌کرد.                           تهران داستان ندارد  او ادامه داد: واقعیت این است که نیویورک ۲۰۰ ساله است و سابقه چندانی هم ندارد، ولی به دلیل آن داستان‌هایی که برای آن نوشته‌اند، شهر مهمی است. برای تهران کم داستان تعریف کرده‌ایم و این کم‌کاری دسته‌جمعی همه ماست. اگر روزی نویسنده‌ها داستان بیشتری از تهران تعریف کنند، حتما شهر تهران، شهر بهتر و قابل زندگی‌تری می‌شود. شهر تهران مشکلات زیادی از لحاظ زیست شهروندی ندارد، ولی مهم‌ترین نکته این است که داستان ندارد. اگر دوستان داستان بنویسند، جایزه داستان ادامه پیدا کند و انگیزه مالی همچنان در پشت آن وجود داشته باشد، امید است که این اتفاق بیفتد.    طلوعی در پایان ضمن تشکر از بچه‌های مجله سابق داستان همشهری به خاطر همکاری در به انجام رساندن این دوره جایزه داستان تهران، گفت: قصه ما در داستان همشهری، قصه مادری است که تصمیم می‌گیرد بچه خود را به نامادری بسپارد تا آن را نصف کند. در هر صورت، داستان همشهری سرنوشت خودش را دنبال خواهد کرد، امیدوارم کیفیت آن هم حفظ شود و مجله‌ای با همان کیفیت درآوریم.   هزار داستان از تهران که هزار نقطه شهر تهران را روشن کرده است علی خدایی، رئیس هیات داوران سومین دوره جایزه داستان تهران که برای خواندن بیانیه به جایگاه دعوت شده بود، گفت: این‌بار فقط می‌خواهم از کسانی که داستان فرستادند، تشکر کنم. در این سه دوره، هزار داستان از تهران آمده، که هزار نقطه شهر تهران را روشن کرده است.                      وی ضمن تشکر از جایزه داستان تهران که سه دوره دوام آورده و بچه‌های مجله «همشهری داستان» که او را به داستان خواندن عادت دادند، اضافه کرد: «همشهری داستان» به ما یاد داد که روایت یا زندگی‌نگاره بنویسیم و متن کهن بخوانیم؛ البته متن کهن از قبل هم مد بود و خیلی از نویسندگان در دوره‌هایی که داشتند متن کهن می‌خواندند، اما «همشهری داستان» این را عمومی‌تر کرد و باعث شد مجله‌ای اول هر ماه بگیریم که خدا خدا کنیم زود تمام نشود.   برگزاری جایزه جمالزاده در اصفهان به تأسی از جایزه داستان تهران خدایی در ادامه از برگزاری جایزه داستان در اصفهان خبر داد و گفت: از سال ۹۴ در تلاشم که جایزه داستان را در اصفهان هم برگزار کنم که امسال با کمک شهرداری اصفهان، جایزه جمال‌زاده را برگزار می‌کنیم. البته همین‌جا اقرار می‌کنم، طرح این جایزه را به تأسی از جایزه داستان تهران دادم و محمد طلوعی و آرش صادق‌بیگی هم در این طرح مشارکت داشتند. این جایزه در سه بخش داستان‌های با تم اصفهان، داستان‌های آزاد و زندگی‌نگاره‌های اصفهان برگزار می‌شود که خودم خیلی دوست داشتم شرکت کنم، ولی نشد.    وی با بیان اینکه جوانی و نوجوانی خود را در خیابان ویلای تهران گذرانده، به خاطرات خوب آن محله و ایام اشاره کرد و گفت: آرزوی من این است که این خاطرات خوب را بنویسم و امیدوارم دوره چهارم جایزه داستان تهران را برگزار کنید که من آن‌ها را بنویسم و در این مسابقه شرکت کنم.                        در پایان نفرات اول تا سوم این دوره جایزه داستان تهران به انتخاب هیات داوران اعلام شدند و  به هر کدام جایزه نقدی، لوح‌تقدیر و تندیس جایزه اهدا شد. همچنین طبق روال دوره‌های قبل، پنج  داستان هم به عنوان اثرهای شایسته تقدیر اعلام و از نویسندگان آنان تقدیر شد.   لازم به ذکر است که امسال علاوه‌ بر هشت اثر برگزیده مرسوم هر ساله، دو اثر هم با حمایت شهرداری منطقه ۱۲ تهران به برگزیدگان اضافه شد که از نویسندگان این داستان‌ها هم تقدیر به عمل آمد. عکس‌ها از امید آرمات ]]> ادبيات Sun, 18 Nov 2018 05:50:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267811/تهران-کم-داستان-تعریف-کرده-ایم تهران مرکز بلوغ داستان و رمان است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267806/تهران-مرکز-بلوغ-داستان-رمان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، آیین اختتامیه سومین دوره جایزه داستان تهران با حضور احمد مسجدجامعی، عضو شورای اسلامی شهر تهران، سعادتی، شهردار منطقه ۱۲ تهران، هیات داوران این دوره، شامل علی خدایی، جواد محقق، ناهید طباطبایی، محمدحسن شهسواری و نفیسه مرشدزاده و جمعی از نویسندگان در محل مدرسه دارالفنون برگزار شد.   احمد مسجدجامعی، عضو شورای اسلامی شهر تهران ضمن اشاره به مدرسه دارالفنون که نشست در آن برگزار می‌شد، گفت: جایی که الان هستیم خیلی ذهنم را به هم ریخته، چون اینجا یک فضای تاریخی بود که وقتی در آن قرار می‌گرفتی، می‌توانستی حضور اولین شاگردهای دارالفنون را در آن احساس کنی و به نحوی بوی خون امیرکبیر در باغ  فین به مشام می‌رسید. زمین، دیوار و سقف آن بوی دیگری داشت، اما امروز می‌بینید که به چه روزی افتاده است. درواقع ما گرفتار یک آفت شده‌ایم که ارزش این میراث‌ها را نمی‌دانیم.   او ادامه داد: در شهر مادرید اسپانیا یک میدان قدیمی است که در  میانه آن یک سنگ نیم‌دایره روی زمین قرار دارد. روی آن عبارت مادرید نوشته شده و سپس به شهرهای مختلف علامت زده شده است، که به روایتی می‌گویند اینجا قلب جهان است‌؛ به همین دلیل، روزانه تعداد زیادی عکاس، گردشگر و ... به این محل می‌آیند و چیزی که فقط یک خرافه است باعث رونق فراوان آن منطقه و شهر مادرید شده است.  در مقابل، چند سال پیش در همین میدان مولوی تهران و در حفاری که برای لوله‌کشی گاز شده بود، به یک جسد هفت هزار ساله رسیدیم و در کنار او اشیایی پیدا شد که متعلق به ۱۱ هزار سال قبل است. البته قدمت آن‌ها با آزمایشات دقیق ثابت شد، بنابراین خرافه و غصه نبود؛ ولی ما یک‌سال‌ونیم به این فکر می‌کردیم که چطور از شر این جنازه خلاص شویم و آخر سر هم آن را به یک اتاق در موزه ملی تبعید کردیم، در صورتی که می‌توانست موجب گردشگری جهانی باشد و هر کسی به بهانه‌ای برای بازدید آن به ایران بیاید.   مسجدجامعی شیوه برخورد با ارزش‌ها و داشته‌های تاریخی در ایران را یک نوع عقب‌ماندگی خواند و افزود:  این که ما نمی‌توانیم به توسعه پایدار برسیم، یعنی نمی‌توانیم تاریخ را در خدمت امروز بگیریم. اشیا و بناهای به جا مانده تاریخی ارزش‌هایی است که ما حق نداریم آن را خراب کنیم. ما حق نداریم تاریخ، فرهنگ، جغرافیا، تمدن و صنف را نادیده گرفته و تصمیم به نوسازی و برهم‌زدن یک بنای تاریخی بگیریم. در واقع ما گرفتار یک نوع تازه‌ به‌ دوران‌رسیدگی مضاعف هستیم که اتفاقاً آن‌ها که ادعا می‌کنند این مسائل را می‌فهمند، از همه بدتر هستند.   داستان و رمان ما در ظرف تهران ظهور و بروز پیدا می‌کند وی ضمن بیان اینکه تعلقی که ما باید با بافت تاریخی شهر داشته باشیم، آسیب دیده، عنوان کرد: تهران مرکز بلوغ داستان و رمان است، یعنی اگر یکی بود یکی نبود جمالزاده را، به عنوان اولین داستانی که نوشته شده در نظر بگیریم، رمان و داستانی که بعد از آن، در ادبیات داستانی ما شکل گرفته، فارغ از اینکه پدیدآورنده آن کجاست، در ظرف و ظرفیت تهران ظهور و بروز پیدا می‌کند و به بلوغ می‌رسد.   عضو شورای اسلامی شهر تهران با تاکید بر نقش و جایگاه تهران در ادبیات داستانی ما، گفت: تهران یک بده‌و‌بستان با همه ایران دارد که باعث می‌شود، هم از همه ایران تاثیر بپذیرد و همه ایران را نمایندگی کند و هم بر همه آن‌ها تاثیر بگذارد؛ به همین دلیل است که دولت‌آبادی که در تهران است،  می‌تواند روایتی از روستای خود بدهد که انصافاً روایت ماندگاری می‌شود. اصلاً جایگاه و خاستگاه رمان، شهرهای بزرگ و انسان و زندگی جدید است، که این در تهران اتفاق افتاده است.   اگر رمان یا داستان اُفت کند، شهر اُفت می‌کند   او ادامه داد: این صرفاً بیان یک روایت نیست، بلکه به نوعی نقد شرایط هم هست. از این جهت اگر رمان یا داستان افت کند، شهر افت می‌کند و برعکس، اگر شهر افت کند داستان و رمان افت می‌کنند؛ چون این‌ها داد و ستد متقابل با یکدیگر دارند، بنابراین جایزه داستان تهران باید برای ما خیلی مغتنم باشد، چون روایت متقابل انسان و شهر، کیفیت زندگی و تلاقی تاریخ، جغرافیا و فرهنگ است. البته هر نقطه تهران دارای یک روایت تکرارپذیر و لایه‌به‌لایه است که فقط به زبان داستان و رمان می‌توان گفت. از این جهت حفظ این حرکت خیلی نیاز و ضروری است.   مسجدجامعی در پایان، ضمن تشکر از برگزارکنندگان جایزه داستان کوتاه تهران، ادامه آن در هر شرایطی را ضروری خواند و افزود: این حرکت ضرورت و نیاز شهر ما است؛ چون شهر ابعاد جدیدی پیدا کرده که در این گفت‌وگوها میسر است. در حقیقت روایت ایران را از اینجا می‌توان انجام داد؛ از این جهت این رویداد بستر ویژه‌ای است که مکمل این‌جا یعنی قلب تهران است. در حقیقت رمان و داستان هم قلب هنر است که بر اساس آن می‌توان شیوه‌ها و شکل‌های مختلف ادبی، هنری و شعری را گسترش داده و خلق کرد. خواهشم از جمع این است که برنامه چهارم این جایزه را از همین الان تدوین کنند،چرا که وقت کم است.   ]]> ادبيات Sat, 17 Nov 2018 20:52:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267806/تهران-مرکز-بلوغ-داستان-رمان برگزیدگان جایزه داستان تهران مشخص شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267800/برگزیدگان-جایزه-داستان-تهران-مشخص-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ابران (ایبنا) برگزیدگان این جشنواره به این شرح هستند: نفر اول: مهدی حمیدی‌پارسا، داستان آسید شریعت موسوی نفر دوم: عالیه عطایی داستان شبیه گالیله نفر سوم: نفیسه نصیران داستان کفش‌های مردانه بپوش شایسته تقدیر: فائزه غفار حدادی برای داستان دره مارها مریم منصوری برای داستان یک نقطه زرد روشن مژده رادان برای داستان فردا که سینما تعطیل است لاله زارع برای داستان شکار آهو طناز مظفری برای داستان سی‌وهفت درجه گفتنی است امسال علاوه بر هشت جایزه‌ای که هر دوره در نظر می‌گرفته؛ دو جایزه هم شهرداری منطقه دوازده تهران اضافه کرده که با عنوان بخش منطقه دوازده(قلب طهران) اهدا شد. ]]> ادبيات Sat, 17 Nov 2018 17:10:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267800/برگزیدگان-جایزه-داستان-تهران-مشخص-شدند نگاهی به زندگی پرشور بالزاک در کتاب «عظمت نبوغ» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267419/نگاهی-زندگی-پرشور-بالزاک-کتاب-عظمت-نبوغ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا), لئون تورن نویسنده و روزنامه‌نگار بلژیکی در کتاب «عظمت نبوغ» زندگی و فعالیت‌ها‌ی ادبی نابغه ادبیات فرانسه یعنی بالزاک را در قالب یک رمان و داستان بررسی و واکاوی کرده است. این کتاب در هجده فصل تنظیم شده تا به قول خود نویسنده زندگی بالزاک را در خلال ده‌هزار نامه، آثار متعلق به دوران جوانی و گزارش‌هایش، در خلال پنجاه جلد خاطرات یا مجموعه‌های یادبود معاصران، در خلال شصت جلد جستارهای شرح‌حال‌گونه و کتاب‌شناسی‌های ناقدان و پژوهشگران بیرون بکشد.  تورن در یادداشت پایانی کتاب درباره این اثر می‌نویسد: «کتاب حاضر بیش از آنچه جستاری توضیح‌دهنده باشد، تحلیل است. از بین کارهای بی‌شمار شرح‌حال‌نویسان و پژوهشگران بالزاک‌شناس -که فهرست نام‌هایشان خیلی طولانی‌تر از آن است که امکان ذکرشان در اینجا باشد- از تمام آن‌هایی که قابل دست‌یابی بوده‌اند، بهره برده‌ام. ولی هدف این نبود که بر این کتابخانه جلدی دیگر – ولو جلدی تالیفی- افزوده شود و من این مرد، این غول نفرین‌شده تنهایی، این موجود عظیم رویاها را دوستت دارم، کوشیده‌ام به او نزدیک شوم، او را ببینم و در این راه از همان تکنیکی که او به نحوی قطعی در آفریدن به کار می‌برد، استفاده کنم.» «با چشم‌اندازی به سوی پاریس»، «کاش اصلا به دنیا نیامده بودم»، «چه می‌خواهم؟ کباب تیهو!»، «یک چاپخانه و یک قلب»، «با این همه دوستت دارم!»، «یک دوشس»، «مثل یک راهب»، «یک مارکیز»، «یک زن، یک خانم»، «یک کنتس»، «جوان مردن عجیب است!»، «از وین تا کاه مرطوب!»، «آفتاب اندوهبار ایتالیا»، «دو سال در ژاردی»، «ابدا عوض نشوید»،«عزیمت به سن‌پترسبورگ»، «مغزم خوابیده»، «سال ۱۸۵۰ است» عناوین فصل‌های مختلف این کتاب هستند. پشت جلد کتاب می‌خوانیم: «فقط ۵۱ سال زندگی، ولی خلق مجموعه آثاری که بنا به گفته‌ای، اگر پاریس ویران شود، پایتخت فرانسه‌ی قرن نوزدهم را به یاری‌شان می‌توان از نو بنا کرد. آفریدن بیش از نود رمان و مجموعه داستان، صد قصه به اضافه چندین اثر با نام‌های مستعار و بالاخره تاسیس و اداره چند نشریه، برای زندگی چنین کوتاهی کاری عظیم است. این‌ها از ویژگی‌های خالق مجموعه آثاری است که «کمدی انسانی» را پدید می‌آورند. اونوره دو بالزاک در کنار این تلاش مثال‌زدنی، زندگی پرشور و پرماجرایی هم داشته است. لئون تورن در این اثر که به راحتی رمانی خوانده می‌شود، به جزء جزء زندگی نابغه‌ای می‌پردازد که اوگوست رودن خواسته است عظمت او را در قالب سنگی بنمایاند و به رغم گذشت بیش از دو و نیم سده از مرگش، هنوز نه تنها در زادگاهش بلکه در بسیاری از خطه‌های جهان امروز، نویسنده‌ای کلاسیک و دارای «عظمت نبوغ» شناخته می‌شود. او اندیشمندی بود که به گفته ویکتور هوگو: «یکی از نخستین کسان در میان بزرگ‌ترین‌ها و یکی از بلندپایه‌ترین در میان بهترین‌ها بود» و به داوری لامارتین: «او همه چیز را در خود داشت، عظمت نبوغ و عظمت روحی» و در نهایت به نظر بلز ساندرارس، بالزاک فقط پیشتاز نیست، بلکه خالق دنیایی نو است و از همین روست که هر نویسنده‌ی جوانی باید از طریق او گذر کند.» طرح روی جلد کتاب نیز پژوهشی‌ست در تن‌پوش بالزاک بر اساس طرحی از آگوست رودن. کتاب «عظمت نبوغ» را قاسم صنعوی ترجمه کرده و انتشارات دوستان آن را در ۴۰۶صفحه‌ و با قیمت ۴۵هزارتومان منتشر کرده است. ]]> ادبيات Sat, 17 Nov 2018 09:23:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267419/نگاهی-زندگی-پرشور-بالزاک-کتاب-عظمت-نبوغ نشست هم‌اندیشی انجمن‌های ادبی استان فارس برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267761/نشست-هم-اندیشی-انجمن-های-ادبی-استان-فارس-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ به نقل از بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان،‌ در این نشست که به میزبانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس برگزار خواهد شد، مهدی قزلی مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و رئیس کارگروه اجرای آئین‌نامه امور انجمن‌های ادبی و غلامرضا طریقی دبیر مجمع انجمن‌های ادبی کشور حضور خواهند داشت.   گفت‌وگو و تبادل نظر پیرامون مسائل مربوط به آیین‌نامه امور انجمن‌های ادبی، اعطای شناسه ملی و پرداخت طرحانه از برنامه‌هایی است که برای این نشست درنظر گرفته شده است. گفتنی است پیش از این، جلسات هم‌اندیشی انجمن‌های ادبی در استان‌های زنجان، خوزستان، شهرستان‌های استان تهران، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و تهران بزرگ برگزار شده است.       ]]> ادبيات Sat, 17 Nov 2018 09:16:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267761/نشست-هم-اندیشی-انجمن-های-ادبی-استان-فارس-برگزار-می-شود مردی از جنس قصه http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267612/مردی-جنس-قصه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، تصحیح و ترجمه متون ارزشمند ادبی از پرزحمت‌ترین فعالیت‌هایی است که یک نویسنده،‌ محقق یا مترجم و مصحح می‌تواند داشته باشد. در عین حال ترجمه و تصحیح این متون کاری پرزحمت است و علاوه بر توانایی‌های علمی و اشراف به زبان‌های مختلف نیازمند پشتکاری است که تنها با عشق و علاقه زیاد نسبت به آن کار قابل توجیه است. ابراهیم اقلیدی یکی از همین مترجمان و مصححان است. علاوه بر کتاب‌های زیادی که در حوزه کودک و نوجوان ویراستاری کرده است،‌ ترجمه کتاب مهم «هزارویکشب» نیز متعلق به اوست. «هزار و یک شب» نام یک کتاب بلند داستانی است که با تکنیک داستان در داستان و حول محور یک داستان واحد نوشته شده است. راوی در این کتاب، «شهرزاد» دختر باهوش وزیر است که برای فرار از کشته شده شدن توسط پادشاه، ناچار است برای او قصه بگوید. داستان‌های این کتاب مجموعه‌ای از حکایت‌های هندی، عربی و ایرانی در دوران باستان و خلفای اسلامی است.   به‌رغم آنكه بسياری، ريشه اين مجموعه را هزار افسان ايراني می‌‌دانند، اما نزديك به يك قرن و نيم زمان می‌برد تا اين كتاب به فارسي ترجمه شود تا اینکه نزدیک به  170سال قبل، عبدالطیف تسوجی تبریزی، مامور ترجمه این کتاب به زبان فارسی شد.                         در بازار امروز ترجمه، دوباره‌کاری و ترجمه‌های موازی چیز چندان غریبی نیست و به کرات می‌بینیم که یک اثر از سوی چند مترجم و ناشر با فاصله زمانی کم منتشر می‌شود اما این کار درباره متون کهن و فاخر به این راحتی نیست و جسارت ویژه‌ای می‌طلبد به ویژه اینکه نسخه قبلی دارای محسنات فراوانی باشد. ابراهیم اقلیدی درباره  دلیل ترجمه دوباره این اثر و مقایسه ترجمه خودش با ترجمه‌ای که از تسوجی موجود است پیش از این در گفت‌وگو با ایبنا گفته است: «تسوجی در زمانی زندگی می‌کرد که زبان فارسی هنوز مدرن نشده بود. ویژگی زبان ترجمه او نزدیکی به زبان عربی بود. یکی دو اشتباه کوچک در ترجمه تسوجی دیده می شود اما ترجمه او بی نقص‌ترین ترجمه موجود از هزار و یک شب به زبان فارسی است. این را بدون هیچ ریایی عرض می‌کنم که زبان من در ترجمه هزار و یک شب آشفتگی‌هایی دارد اما تسوجی از کلمه‌های فرانسوی معرب شده یا زبان‌های دیگر نیز بهره برده و زبان فارسی او در عین حال زبان فارسی اصیلی است.» تواضع و فروتنی از ویژگی‌های همیشگی این مترجم سختکوش است. عباس مخبر، مترجم، اسطوره‌شناس و از دوستان نزدیک او درباره عشقی که اقلیدی در ترجمه این کار از خودش نشان می‌داد در گفت‌وگو با خبرگزاری ایبنا می‌گوید: «من واسطه معرفی ایشان برای ترجمه و انتشار این کتاب به نشر مرکز بودم. در تمام طول کار شاهد بودم که چگونه او با دقت تمام نسخه‌های عربی، انگلیسی و فرانسه را بررسی می‌کرد تا کار در نهایتا خوب و بی‌نقص دربیاید. اقلیدی در عین حال همیشه با حداقل‌ها زندگی و کار می‌کرد. یادم هست مدتی عضلات صورتش مشکلی پیدا کرده بود و پلک‌هایش می‌افتاد اما او  کبریت می‌گذاشت بین فاصله بین پلک‌هایش و در کمال ناباوری کارش را ادامه می‌داد.» اقلیدی یدی طولانی در معرفی و ترجمه قصه‌های کهن به عنوان مترجم و ویراستار دارد. اغلب آثاری که از او در بازار کتاب موجودند،‌ موضوعاتی مانند قصه‌ها و افسانه‌های کهن دارند. رمان نوجوان «گمشده شهرزاد» و «دنیای قصه‌گویی»، «سفرهای سندباد» و «هسیود و هومر» از جمله آثاری هستند که وی به عنوان ویراستار و مترجم در خلق دوباره آن‌ها نقش داشته است.       عباس مخبر درباره ویژگی‌های این مترجم پیشکسوت می‌گوید: «اقلیدی آدم ارزشمندی در عرصه ترجمه و ادبیات و انسان صاحب‌نظری است. اقلیدی همیشه یک جور اصالت‌نظر و دقت خاصی در برخورد و نقدهایش دارد. اهل تسامح است و در حواشی دیگران قدم نمی‌زند. وی همیشه نقش تشویق‌کننده و ترغیب‌کننده را برای دوستانش از جمله خود من داشت.» همچنین مخبر درباره توانایی‌های ابراهیم اقلیدی برای به ثمر رساندن این پروژه که چند سال به طول انجامید معتقد است: «اقلیدی هم مترجم خوبی است هم صاحب قلم خوبی. اقلیدی از زبان انگلیسی ترجمه می‌کرد و در عین حال به زبان عربی هم اشراف داشت. کارهای زیادی از او هم در حوزه ترجمه مانده هم در حوزه تصحیح.» ترجمه و تصحیح یک نسخه کهن مرارت‌های زیادی برای مترجم دارد و نیازمند یک فعالیت مستمر یدی و ذهنی در مدت زمانی نسبتا طولانی است. عباس مخبر که در زمان ترجمه مجموعه «هزارویکشب» شاهد تلاش‌های اقلیدی در این زمینه بوده،‌ درباره روند کاری این مترجم فرهیخته می‌گوید: «از آنجایی که اقلیدی نگاهی تحلیلگر داشت و همچنین  اشراف کافی او به زبان‌های فرانسه و عربی و اطلاعات کاملش درباره ادبیات قدیم ایران او را‌ کاندیدای مناسبی برای انجام این کار قلمداد می‌کرد. من یادم است که اقلیدی با چه شور و هیجانی در  زمان استقرارش در نشر مرکز به این کار می‌پرداخت و با چه شوری درباره نسخه‌های مختلف و مقابله‌هایی که انجام می‌داد،‌ صحبت می‌کرد. کتاب «هزارویکشب» چند سالی طول کشید تا به اتمام برسد و همواره در تمام زمان ترجمه و گرآوری آن اقلیدی غرق کار می‌شد و با عشق کار می‌کرد.»                                عشق و علاقه اقلیدی به تکمیل این پروژه و ترجمه داستان‌های «هزارویکشب» را هم می‌توان در ترجمه خوب و روان او دید هم در صحبت‌هایی که خود درباره این اثر عنوان کرده است. اقلیدی در گفت‌وگویی درباره این اثر کهن اذعان داشته: «قصه‌های هزار و یک شب در عهد کهن به شکل شفاهی وجود داشته اما هرگز نوشته نشده است. هزار و یک شب به نظر من یکی از بی‌نظیرترین کتاب‌هایی است که در جهان وجود دارد اما هیچ‌گاه به زبان پهلوی یا اوستایی نگاشته نشده است... داستان‌های این کتاب مانند توده برفی است که مدام غلت خورده و پایین آمده و به صورت یک کوه متجلی شده است. اصل این داستان چنانچه در کتاب‌های کهن آمده، کتابی کوچک بوده و نسخه اصلی آن به هند تعلق دارد. این کتاب نیز مانند «چهل طوطی» است که یکی قصه می‌گوید تا وقوع واقعه‌ای خطرناک را به تعویق بیندازد اما اصولا سایه فرهنگ عربی بر این کتاب سنگینی می‌کند.»  ادبیات کهن و قصه‌های باستان در صحنه‌های آکادمیک ما کمرنگ هستند به طوری که در دانشگاه‌هایمان وقتی می‌خواهیم ادبیات را تدریس کنیم، سراغ کارهایی از ابوالمعالی نصرالله منشی می‌رویم یا سعدی و حافظ و کمتر از نثرهایی مانند هزار و یک شب خبری هست. دلیل این مساله هم گاه به فقدان نسخه‌هایی در دسترس و قابل فهم و قابل آموزش برمی‌گردد. ابراهیم اقلیدی به دلیل علاقه‌ای که احیای قصه و ادبیات کهن داشت،‌ به ترجمه دوباره «هزارویکشب» به زبانی معیار و قابل فهم برای عموم جامعه همت گمارد و این نیاز را مرتفع ساخت. عباس مخبر،‌ اسطوره‌شناس درباره ترجمه دوباره این اثر معتقد است: «یک روز باید می‌رسید و  یک نفر باید این کار را بالاخره انجام می‌داد و البته بحث‌های زیادی هم صورت گرفت که بعد از نثر خاص تسوجی آیا اصلا این کار لازم بود یا نه . اما من فکر می‌کنم این کار بسیار کار ارزشمند و پرزحمتی بود و خوشبختانه ما امروز یک روایت دیگر هم از این اثر داریم.» در فضای آکادمیک و ادبی ما  بیشتر ادبیاتی مطرح می‌شوند که مربوط به مشاهیر شناخته‌شده ما هستند. تا پیش از این‌که دانشگاه در ایران تأسیس شود نخبگان ما هنوز متن‌هایی را می‌پسندیدند که ادبیاتی رسمی و خشک و فاخر داشته باشد و غیر از این نثر، نثر دیگری را قبول نداشتند. نثر فاخر همیشه از اقبال فراوانی در میان ادب‌دوستان و پدیدآوردندگان برخوردار بوده است و استفاده از زبان فاخر و واژگان پیچیده در ترجمه و بازآفرینی متون کهن طرفداران زیادی داشته است. ترجمه ابراهیم اقلیدی با ترجمه‌ای که از تسوجی وجود دارد بسیار متفاوت است و طبعا به محض انتشار نسخه‌ای که اقلیدی ترجمه کرده بازخوردهای فراوانی در این رابطه وجود داشته است. عباس مخبر درباره این بازخوردها و اهمیت کار ابراهیم اقلیدی بر این باور است که: «به هر حال این نظرات هم بود که ترجمه تسوجی به دلیل نثر آرکائیک و کهنی که داشته مورد تایید عده‌ای بود و برخی درباره ضرورت دوباره انجام این کار هم نظراتی داشتند. اما برخوردهای تندی صورت نگرفت و ترجمه اقلیدی عده ای موافق و مخالف داشت اما در نهایت بحث‌های مثبت زیادی هم صورت گرفت و اکثریت کیفیت کار اقلیدی را تایید کردند.» در همان سالی که این مجموعه از سوی نشر مرکز منتشر می‌شود همان‌طوری که عباس مخبر در صحبت‌های خود به آن اشاره می‌کند، نثر روان و ترجمه دقیق اقلیدی نظرات موافق زیادی را جلب می‌کند. علی‌اصغر سیدآبادی، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در سایت تحلیلی هم‌صدا در یادداشتی درباره ویژگی‌های ترجمه ابراهیم اقلیدی در آن سال‌ها نوشته است: «در ترجمه اقليدي نه تنها با زبان و بيان آسان‌ياب‌تری روبه‌رو هستيم، بلكه با متن كامل‌تری نيز مواجه می‌شويم. اقليدی كوشيده است با استفاده از نسخه‌های مختلف عربی، فرانسه و انگليسي هزار و يك شب، متن كامل‌تری از اين مجموعه فراهم كند و سپس ترجمه آن را در اختيار مخاطبان قرار دهد. ابراهيم اقليدی با شناختي كه از قصه‌هاي شرقی، ادبيات فولكلور و به خصوص هزارويك‌شب داشته و با تسلطي كه به چند زبان دارد، توانسته است متنی يگانه از هزارويكشب ارائه دهد. شيوه ارائه اين ترجمه جديد نيز حائز اهميت است. در اين ترجمه به جای ارائه شب به شب قصه‌ها، قصه‌های هزارويك‌شب در يك طبقه‌بندی موضوعی ارائه شده است، چيزي كه در نگاه اول برای كسانی كه با هزارويك‌شب آشنایی دارند، نشدنی به نظر می‌رسد.»   علاقه و تخصص ابراهیم اقلیدی تنها به متونی که ریشه در شرق و ادبیات فارسی دارند محدود نمی‌شود. قصه چیزی است که این مترجم را همواره به سوی خود خوانده است. اقلیدی آثاری از ادبیات کلاسیک و قصه‌ها و افسانه‌های دیگر کشورها نیز ترجمه کرده است. «شاهزاده خوشبخت» اثر اسکار وایلد، «قصه‌ها و افسانه‌های مردم ژاپن»، «قصه‌ها و افسانه‌های مردم اسکاتلند» و «قصه‌ها و افسانه‌های مردم هند» از آن جمله‌اند. این مترجم دستی هم در ترجمه آثار سیاسی دارد و «ایتالیای فاشیست» از آلن کسلز و «آمریکا در ستیز با حقوق بشر در جهان سوم»  اثر نوآم چامسکی از این جمله‌اند. از دیگر آثاری که به قلم این مترجم به فارسی برگردانده شده می‌توان به اشعاری از ازرا پاوند و آثاری از آیزاک آسیموف برای نوجوانان اشاره کرد.       ]]> ادبيات Sat, 17 Nov 2018 07:40:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267612/مردی-جنس-قصه رمان آزاردهنده‌ای که خواندنش واجب است! http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267701/رمان-آزاردهنده-ای-خواندنش-واجب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از شیراز، کتاب «دیوار به دیوار شهر پریان» نوشته پروین پورجوادی در فرهنگسرای کتاب شیراز نقد شد. احسان نعمت‌اللهی منتقد اول این برنامه بود که نخستین ویژگی ساختاری این رمان را تلفیق دو زاویه روایت تک‌گویی نمایشی و یادداشت‌واره‌ها دانست. او گفت: کاربستِ این زاویه دیدِ تلفیقی از آن جهت برجسته می‌شود که ناموثق بودن راوی (به دلیل ویژگی زاویه تک‌گویی نمایشی) و پایه‌ریزی پیرنگ خرده‌روایت‌ها (به استناد یادداشت‌ها) در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. نعمت‌اللهی ادامه داد: از دیگر سو؛ تا جایی که به شخصیت‌پردازی‌ها مربوط است، ماهیت درون‌گرای کاراکتر اصلی (راوی) و نیز شگرد قطره‌چکانی در اجزای روایی، از دیگر خصوصیات تکنیکی داستان است. نعمت‌اللهی همچنین به برجسته‌ترین تمهیدات رواییِ این رمان نیز اشاره کرد و گفت: عدم قضاوت بیرونی و عدم قطعیت رخدادها، کاربست رخدادهای دلالت‌گر و معنی‌دار،  شیء‌وارگی‌های به شدت عینی، فقدان دلالت‌های انسانی بر رخدادها، کاربست حوزه استعاره‌های بنیادی به جای استعاره‌های مفهومی، فقدان یک بن‌مایه در حضور عنصر ساختاری آن از جمله این تمهیدات هستند.   این منتقد ادبی لوکیشن روی دادن روایت را تحسین کرد و گفت: نویسنده با هدف روایتگری خشونت‌های خانگی، به گونه‌ای شعار پرهیزی)  لوکیشن خوبی را انتخاب کرده که این هم یکی دیگر از تمهیدات روایی رمان است. کیوان اصلاح‌پذیر پس از نعمت‌اللهی به نقد «دیوار به دیوار شهر پریان» پرداخت و گفت: خواندن این رمان به دلیل بحران‌هایش مخاطب را آزار می‌دهد اما مطالعه آن برای همه مردان و زنان واجب است! این داستان در یک شرایط بحرانی نوشته شده و انگار در اتاق بحران شکل گرفته است. بنابراین زبانی که می‌توان برای آن به کار برد حتما باید ساده و عامیانه باشد. اصلاح‌پذیر به فیلم‌هایی همچون  «پرواز برفراز آشیانه فاخته» اشاره و خاطرنشان کرد: در اغلب این فیلم‌ها نویسنده تلاش کرده است با نگاهی ایده‌آلیستی راه‌حلی برای بهبود شرایط ارائه دهد و حال بیمار را خوب کند اما دیوار به دیوار شهر پریان واقعی است و اتفاقاتش تابع داستان‌های دیگر نیست. او ادامه داد: «بحران‌های متفاوتی در داستان وجود دارد که همه برای یک زن به وجود می‌آید و نویسنده هیچ راه برون رفتی از آن ارائه نمی‌دهد. این رمان دارای مشخصات یک اثر کلاسیک است و از سوی دیگر تأخیر در انتقال معنا در این اثر بارز به نظر می‌رسد که روایت‌های جانبی گاه مخاطب را از روایت اصلی بیرون می‌اندازد و به آن برمی‌گردد. اصلاح پذیر بازگشت به ابتدای روایت در پایان رمان را نیز از دیگر شاخصه‌های رمان «دیوار به دیوار شهر پریان » دانست که به گفته او پیرو دیدگاه ناتورالیستی است. وی گفت: خواندن کتاب سخت است چون اتفاقاتش مخاطب را آزار می‌دهد و این هم از دیگر خصلت‌های ناتورالیسم است. اما با وجود دشواری‌ها، خواندن دیوار به دیوار شهر پریان واجب است به شرطی که مخاطب خودش را در فضا قرار دهد نه اینکه آن را از بیرون بخواند. اصلاح پذیر تصریح کرد: این رمان را اصلاً فمینیستی نمی‌دانم چون برتری زن بر مرد و سرکوب مرد در آن دیده نمی‌شود، آرزوی دیوار به دیوار شهر پریان هم‌صدایی و فهم مشترک است.  این رمان در واقع یک آسیب‌شناسی روحی و احتماعی است و می‌تواند به ما در زندگی بهتر یاری کند. رمان «دیوار به دیوار شهر پریان» به قلم پروین پورجوادی، داستان زنی است که در بخش اعصاب و روان بیمارستان بستری است و نامه‌هایی را خطاب به مریم که دقیقاً نسبت او را نمی‌دانیم می‌نویسد. این رمان در ۱۳۲ صفحه توسط نشر ماه باران منتشر شده است.   ]]> استان‌ها Sat, 17 Nov 2018 07:34:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267701/رمان-آزاردهنده-ای-خواندنش-واجب دوست دارم از یک نویسنده معاصر ایرانی اقتباس کنم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267379/دوست-دارم-یک-نویسنده-معاصر-ایرانی-اقتباس-کنم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ادبیات روس دهه‌های اخیر با وجود داشتن داستان‌نویسان برجسته‌ای که شهرت بین‌المللی دارند، کمتر به مخاطبان فارسی‌زبان معرفی شده است و مخاطب فارسی‌زبان همچنان نام ادبیات روس که می‌آید، به خصوص در زمینه داستان کوتاه به سختی به نام‌های دیگری به جز چخوف تولستوی و داستایفسکی می‌رسد. در جشنواره فیلم کوتاه امسال فیلمی به نام «ثبوت» در بخش کتاب و سینما حضور داشت که اقتباسی از یک نویسنده معاصر روسیه است. نویسنده‌ای که کمتر خواننده‌ای از ایران نام او را شنیده است. این فیلم اقتباسی از داستان «پالتو سیاه» نوشته لردمیلا پتروشفسکایاست. سلیمانی درباره نحوه انتخاب این داستان برای اقتباس در گفت‌وگو با ایبنا می‌گوید: از ابتدا قصدم این بود که اثر اقتباسی بسازم و داستان‌های کوتاهی را که اخیرا چاپ می‌شدند در برنامه مطالعاتی‌ام قرار داده بودم.                      وی افزود:  وقتی مجموعه داستانی از نویسندگان روس به نام «رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید» را خواندم با اینکه از قبل با این نویسنده آشنایی نداشتم این داستان را با توجه به ایده و دغدغه‌های تصویری که برای ساخت فیلم داشتیم،‌ مناسب دیدم. البته این داستان به دلیل اعمال تغییرات تصویری که مدنظر ما بود،‌ از حالت اولیه آن خارج شد و جان‌مایه آن باقی ماند و بیشتر جنبه بصری پیدا کرد. برخی از فیلمسازان ترجیح می‌دهند برای اقتباس سراغ نویسنده خاصی بروند و معتقدند که فضای ذهنی‌شان به یک یا چند نویسنده خاص نزدیک‌تر است. سلیمانی درباره معیارهای خود برای انتخاب اثر جهت اقتباس توضیح می‌دهد: واقعیت‌اش این است که دسته‌بندی خاصی برای اقتباس ندارم که به عنوان مثال از نویسنده خاصی اقتباس کنم. این فیلمساز درباره اولویت خود برای اقتباس توضیح می‌دهد: با اینکه بیشتر داستان‌ها و رمان‌های خارجی را خوانده‌ام، دغدغه‌ام این است که یک داستان از یک نویسنده معاصر ایرانی برای اقتباس پیدا کنم. اصراری بر اقتباس از آثار خارجی ندارم و خیلی دوست دارم اتفاقی بیفتد که بتوانم از یک اثر ایرانی اقتباس کنم کما اینکه این اتفاق افتاده و برای کار بعدی‌ام قرار است از داستانی به قلم بزرگ علوی اقتباس کنم اما همان‌طور که گفتم دوست دارم از یک نویسنده معاصر ایرانی هم اقتباس کنم. در میان فیلم‌های اقتباسی نام داستان‌ها و آثاری از نویسندگان ایرانی نیز به چشم می‌خورد اما این آثار متعلق به نویسندگانی از دهه‌های قبل است و کمتر فیلمسازی به سراغ نویسندگان جدید و هم نسل خود برای اقتباس می‌رود. سلیمانی درباره علت کمتر بودن اقتباس از نویسندگان معاصر به نسبت نویسندگان دهه‌های قبل مانند ساعدی، علوی و ... می‌گوید: پیدا کردن داستانی از بین انبوه داستان‌های منتشر شده معاصر کمی دشوار است.                              نمایی از فیلم «ثبوت» این فیلمساز درباره معرفی هر چه بهتر داستان ایرانی به قشرهای مختلف جامعه راهکارهایی ارائه می‌دهد و می‌گوید: این کار برای نویسندگان خارجی به واسطه چاپ و نشر آن‌ها در مجلات و کتاب‌های پرتیراژ به وفور اتفاق می‌افتد. اما در مقابل این اتفاق برای داستان‌های ایرانی کمتر رخ می‌دهد و از سوی دیگر هم نمی‌توانم بگویم که داستان ایرانی خوب نداریم چون به قدر کافی نگشته‌ایم. مصطفی سلیمانی درباره دلیل بیشتر دیده‌شدن و بیشتر خوانده شدن آثار خارجی معتقد است: شاید راه‌های ارتباطی که داستان را به مخاطبش وصل می‌کند درباره داستان‌های خارجی به طور قوی‌تری می‌افتد و در داستان ایرانی فکر می‌کنم منتقدان و معرفان کتاب کمی درباره معرفی آثار قوی روز ایران کوتاهی می‌کنند. اینکه من داستانی از روز جامعه خودم برای اقتباس انتخاب کنم برایم اتفاق بسیار خوبی است.     ]]> ادبيات Sat, 17 Nov 2018 07:24:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267379/دوست-دارم-یک-نویسنده-معاصر-ایرانی-اقتباس-کنم از سارایوو تا کی‌یف با آهنگ‌های بیتلز http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267223/سارایوو-کی-یف-آهنگ-های-بیتلز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، الکساندر همن نویسنده بوسنی‌تبار آمریکایی است که تقریبا در ایران ناشناخته مانده است. از این نویسنده به جز یک داستان کوتاه به نام «سوال برونو» با ترجمه امیرمهدی حقیقت و رمان «مردی از ناکجا» با ترجمه لیلا نصیری‌ها اثر دیگری به فارسی برگردانده نشده است. رمان «مردی از ناکجا» تنها رمانی است که از او به فارسی ترجمه شده است. این رمان درباره مردی به نام یوزف پرونک است که از زبان چند راوی گفته می‌شود. این روایات تمام جزئیات زندگی این شخصیت را دربرمی‌گیرد از دوران کودکی او در سارایوو و سال‌های دانشجویی‌اش در بحران‌های سیاسی کی‌یف تا سرگردانی‌هایش برای یافتن هویتی جدید در شیکاگو. در فصل اول این رمان به نام عید فصح می‌خوانیم: «اگر خواب بودم، خواب می‌دیدم آدم دیگری هستم، موجودی کوچک دورن جسمم نقب زده است و آن تو به قفسه سینه‌ات چنگ می‌کشد، کابوسی تکراری. اما بیدار بودم و به صدای وزوز توی بالشم گوش می‌دادم، به صدای اسباب و اثاثیه که انگار زیر فشار و آرام خرد می‌شدند، به خانه که از زور باد قرچ‌قروچ‌اش راه افتاده بود. پاهام را دراز کردم، پتو کنار رفت و پای راستم از دل تاریکی مثل فانوس دریایی قد برافراشت. لحظه‌ای سروصدای کرکره‌ها بلند شد، انگار درباره من حرف می‌زدند، اما بعد صداشان خوابید.»                               نام رمان «مردی از ناکجا» برگرفته از ترانه محبوب نویسنده از گروه بیتلز است. علاقه نویسنده تنها به انتخاب نام رمانش ختم نمی‌شود و در بخش‌های دیگری از رمان نیز به این گروه موسیقی مشهور اشاره می‌شود: «به گیتاربرقی احتیاج داشتند - گیتارهای آکوستیک‌ درازشان که دیگر نمی‌شد کوکشان کرد به شکل ناخوشایندی روزهای معصومانه کودکی را به یادشان می‌آورد... آینده‌ای را تصور می‌کردند که روی سن‌های بزرگ می‌نوازند، گردونه‌ای از چراغ‌‌های استودیویی بالای سرشان است و درامری که چوب‌هاش را تندتند می‌چرخاند. دور دنیا می‌گردند-لندن، آمستردام، شیکاگو- با اتوبوسی که یخچال هم دارد. میلیون‌ها دلار پول دارند: پرونک خانه‌ای در لیورپول خریده، همان جایی که بیتل‌ها (البته به جز جان) آنجا زندگی می‌کرده‌اند و میرزا هم مزرعه و اسب دارد و زمین سوارکاری.»                          رمان «مردی از ناکجا» را می‌توان رمانی سیاسی نیز قلمداد کرد. نویسنده در خلال روایت ماجرای زندگی «یوزف پرونک» توجه ویژه‌ای به بیان اتفاقات سیاسی دارد و وارد فضاهای سیاسی زمان روایت رمان شده و مشروحی از حال و هوای آن دوران را پیش چشم خواننده به تصویر می‌کشد: « ... با اندوه گفت: آبراهام لینکلن زمانی گفته بود: ما نمی‌توانیم از تاریخ فرار کنیم...» و هنوز داشت با میکروفن ور می‌رفت. پایین سن، مردان یونیفورم‌پوش سرپا نشسته بودند و دستشان روی اسلحه‌شان بود. سرشان می‌خورد به تیرچه‌های چوبی. زیر یونیفرم‌هاشان، پیراهن‌های ملوانی راه‌راه پوشیده بودند که نشان می‌داد مال کا‌گ‌ب هستند. سیگار می‌کشیدند و معلوم بود کاملا از اتفاقی که بالای سرشان می‌افتاد غافل بودند...» در میانه این رمان خواننده به ناگهان با نامه‌ای از شخصی به نام میرزا غافلگیر می‌شود. میرزا یکی از شخصیت‌های کلیدی این رمان است. شخصیتی که برای قهرمان این رمان یعنی پرونک بسیار مهم است.                                پایان‌بخش این رمان فصلی همنام با نام رمان است. در این فصل زبان‌آوری نویسنده بیش از هر فصل دیگری به چشم می‌آید. زبان‌آوری، نثر شاعرانه و مملو از استعارات و تشبیهات فراوان از خصوصیات بارز زبان و نثر نویسنده در این اثر است. در پاراگراف آخر این رمان می‌خوانیم: «... من توی تاریکی دراز می‌کشم، بیدار، از ترس فلج شده‌ام، انگشتم را گاز می‌گیرم و منتظر می‌مانم که شیطان از آن غده سرپوشیده از پشم که زنده است و نبضش می‌زند بیرون بجهد و بیاید سروقت من. او هم همین کار را کرد. حالا او درست درون من است، به دیوار سینه‌ام پنجه می‌کشد، می‌خواهد بیرون بیاید و من هم نمی‌توانم کاری کنم تا جلویش را بگیرم. بنابراین از خواب بیدار می‌شوم.» الکساندر همن در سال ۲۰۰۰ اولین مجموعه داستان خود به نام  «سوال برونو» را که حاوی چند داستان کوتاه بود، منتشر کرد. دو سال بعد رمان «مرد ناکجاآباد» به قلم او منتشر شد که در ایران به نام «مردی ازناکجا» راهی بازار کتاب شد.  از نکات جالب این دو اثر وجود یک شخصیت مشترک بین آن‌هاست به نام جوزف پرونک. این کتاب نامزد جایزه انجمن منتقدان آمریکا در سال ۲۰۰۲ شد. الکساندر همن برنده جایزه داستان‌نویسی پن آمریکا نیز هست. «ردوبدل کردن حرف‌های خوشایند»، «سکه»، «پروژه لازاروس» و «عشق و موانع» از دیگر آثار این نویسنده است. رمان «مردی از ناکجا» با عنوان فرعی خیالبافی‌های پرونک نوشته الکساندر همن با ترجمه لیلا نصیری‌ها در 288 صفحه و 1100 نسخه در سال 1396 به قیمت 18500 از سوی نشر افق منتشر شده است. گفتنی است ترجمه دیگری نیز از این رمان از سوی نشر ماهی با ترجمه محمدرضا ترک‌تتاری در بازار کتاب موجود است.       ]]> ادبيات Sat, 17 Nov 2018 06:43:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267223/سارایوو-کی-یف-آهنگ-های-بیتلز اختتامیه سومین دوره جایزه داستان تهران فردا برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267734/اختتامیه-سومین-دوره-جایزه-داستان-تهران-فردا-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) سومین دوره جایزه داستان تهران، فردا با حضور احمد مسجدجامعی، عضو شورای شهر تهران و علی‌محمد سعادتی شهردار منطقه ۱۲ ساعت ۱۸ در مدرسه‌ دارالفنون به کار خود پایان خواهد داد. در مراسم اختتامیه این دوره از جایزه داستان تهران، نفرات اول تا سوم معرفی خواهند شد. گفتنی است در سومین دوره جایزه داستان تهران 1089 اثر به دبیرخانه ارسال شد که در نهایت 50 اثر به مرحله دوم راه پیدا کردند که از این تعداد سه نفر به عنوان نفرات اول تا سوم معرفی می‌شوند و از 5 نفر تقدیر می‌شود. با توجه به اهمیت منطقه 12 به عنوان یکی از مناطق تاریخی شهر تهران، دو جایزه ویژه این منطقه به داستان‌هایی با محوریت «قلب طهران» از سوی شهردار منطقه اهدا می‌شود.   ]]> ادبيات Fri, 16 Nov 2018 16:46:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267734/اختتامیه-سومین-دوره-جایزه-داستان-تهران-فردا-برگزار-می-شود جزیره‌های درست‌نویسی در فضای مجازی باید به کشور درست‌نویسی تبدیل شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267707/جزیره-های-درست-نویسی-فضای-مجازی-باید-کشور-تبدیل-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، نخستین نشست ملی «فعالان ویرایش و درست‌نویسی در فضای مجازی» با همت انجمن ویرایش و درست‌نویسی و همکاری خانه کتاب، همزمان با بیست‌وششمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی، با حضور نیکنام حسینی‌پور؛ مدیر موسسه خانه کتاب و جمعی از فعالان مجازی در حوزه ویرایش عصر پنج‌شنبه (24 آبان‌ماه) در سرای اهل قلم برگزار شد.   تشکیل کارگروه برای فعالان مجازی در حوزه ویرایش صالحی، عضو انجمن ویرایش و درست‌نویسی که از مسئولان گردهمایی فعالان مجازی در حوزه ویرایش از شهرهای مختلف بود، در ابتدای این نشست گفت: انجمن ویرایش و درست‌نویسی یک انجمن مردم نهاد با مجوز وزارت کشور است و جزو وظایف خودش این را قرار داده که قسمت‌های دیده نشد زبان فارسی را ببیند و ریزه‌کاری‌هایی که رها شده را سامان دهد. از قسمت‌های رها شده ویرایش و درست‌نویسی و از آن رها شده‌تر، فضای مجازی و ویرایش در فضای مجازی بود.   وی ادامه داد: از حدود ۱۰ سال پیش در موسسه ویراستاران تلاش فراوانی شده تا در فضای مجازی فعال و اثرگذار باشند و حداقل در سه سال گذشته از یک کانال و وبگاه به بیش از ۱۰۰ کانال صفحه شخصی و گروه رسیده‌ایم که یک اتفاق بزرگ و مبارک است که باید قدر آن را دانست و از آن حراست حمایت و برای آن برنامه ریزی کنیم. صالحی در ادامه افزود: در انجمن به این نتیجه رسیدیم که فعالان حاضر این قابلیت را دارند که یک کارگروه تشکیل دهند و اهداف این حوزه را پیش ببرند. از دغدغه‌های هر روزه ما در ویرایش این است که چه اتفاقی برای زبان فارسی می‌افتد و چه کار می‌توان کرد. یکی از جایگاه‌هایی که باید از این کارگروه حمایت کند و در اولین فرصت از آن مطالبه خواهیم کرد، شورای عالی فضای مجازی است.   او در در پایان گفت: طبق برآوردی که ما داشته‌ایم نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر تحت تاثیر یا مرتبط با اعضای این کارگروه هستند. ما باید این فضا را به سمتی ببریم که علاوه بر خدمت به مخاطبین خود، مطالبه‌ای هم داشته باشد. اگر ما در فضای مجازی یک گروه منسجم باشیم، دست‌کم برای فعالیت‌های مرتبط با زبان فارسی و ویرایش بتوانیم مطالبه جدی کنیم، امید است که حداقل در کوتاه مدت بتوانیم اثر مطلوب داشته باشیم.  این جلسه  مقدمه‌ای است برای کارهای بزرگ‌تر در ادامه سید حمید حیدری، مدیر کانال و وبگاه خانه ویراستار و دبیر نشست با عنوان اینکه دغدغه درست نویسی مرا وارد این حوزه کرده، بیان کرد: نه سال است که مشغول ویراستاری هستم و سعی کردم اثر مثبتی برای فعالان این حوزه داشته باشم. حدود دو سال است که مشغول جمع‌آوری و شناسایی فعالین این عرصه‌ام و نتیجه‎ این که تا به حال 93 نفریا شبکه، فضا و وبگاه فعال حوزه ویرایش پیدا کرده‌ام که در زمینه‌های مختلف این بستر فعالیت می‌کنند.   وی با عنوان اینکه ۵۶۰ هزار نفر تعداد مخاطبان جمع کوچک و بسیار اثرگذار ماست، افزود: البته این تعداد غیر از مخاطبان وبلاگ‌ها و وبگاه‌هاست که ما به تعداد آن‌ها دسترسی نداریم. ما می‌توانیم خیلی اثر داشته باشیم، جریان بسازیم و این توانایی را داریم که با یک هشتگ و ایجاد ترند یک جریان و موج ایجاد کنیم و از این طریق جلوی برخی از کارهای نادرست و تصمیمات افراد ناآگاه را بگیریم و در نهایت کمک کنیم که بهتر عمل کنند.   دبیر نشست درباره هدف برگزاری این نشست هم گفت:  قصد داریم این جلسه را مقدمه‌ای برای کارهای بزرگ‌تر قرار دهیم و می‌خواهیم کارگروهی تشکیل یا انجمنی را پی‌افکنیم تا بتوانیم گام‌های بلند تر برداریم.   در ادامه هر یک از اعضای این نشست به نوبت در حدود ۵ دقیقه به معرفی خود، فعالیتی که در فضای مجازی پرداختند. به‌ویژه گزارشی از کارهایی که در حوزه ویرایش داشتند ارائه دادند و در پایان صحبت‌های خود، اهداف، دغدغه‌های حوزه ویرایش و همچنین راه‌کارهایی که برای بهتر شدن وضعیت درست نویسی و ویرایش در فضای مجازی داشتند را عنوان کردند. در درست‌نویسی چاره‌ای نداریم، جز اینکه یک شیوه‌نامه داشته باشیم جمشید سرمستانی، عضو انجمن فرهنگی ویرایش و یکی از اعضای نشست و فعالان حوزه ویرایش به ویژه در فضای مجازی در قسمتی از صحبت‌های خود گفت: فعالان فضای مجازی در حوزه ویرایش مانند جزیره‌ای هستند که به صورت جداگانه کار خود را انجام می‌دهند. دغدغه بنده این است که این جزیره‌های درست‌نویسی به کشور درست‌نویسی تبدیل شوند و فعالیت منسجم تری داشته باشند. او در ادامه افزود: ما باید از این فضای مجازی که در اختیار ما است، بهره بیشتری ببریم، چرا که فضای مجازی امروزه چه بسا تاثیرگذارتر از کتاب هم باشد. بنابراین می‌توان از همین بستر و ظرفیت‌ها استفاده کرد و درست‌نویسی کشور را هدایت کنیم. البته در بخش درست‌نویسی چاره‌ای نداریم، جز اینکه یک شیوه‌نامه داشته باشیم.  گسست بین فضای مجازی و آکادمیک ما باید رفع شود در خلال جلسه پیام صوتی محمدکاظم کاظمی، شاعر، نویسنده و ویراستار برای نشست پخش شد که کاظمی ضمن اشاره به فعالیت خود در حوزه ویرایش، گفت: ویرایش در حوزه متون ادبیات و فرهنگ و به‌ خصوص ادبیات و تاریخ افغانستان و ادبیات ایران داشته‌ام. در فضای مجازی هم از زمانی که پدیده‌ای به نام وبلاگ و وبلاگ‌نویسی رایج شد، به این فضا رو آوردم. از اولین کسانی بودم که وبلاگی به اسم خود تشکیل داده و در آن غالبا مباحث آموزشی از جمله درباره ویرایش و ویراستاری مطرح می‌شد.   کاظمی ضمن اشاره به فعالیت خود در شبکه‌های مختلف مجازی، پیشنهاد داد: تا حدی که مقدور است باید بتوانیم فضای آموزشی و آکادمیک خود را متأثر و در عین حال تاثیر گذار بر فضای مجازی کنیم. به نظر می‌رسد یک گسست قابل توجه بین این فضا و فضای آکادمیک ما وجود دارد و بسیاری از مباحثی که در این فضا مطرح می‌شود، جلوه آکادمیک ندارد؛ یا برعکس بسیاری از پیشنهادهای خوبی که در اینجا مطرح می‌شود، در محیط های دانشگاهی و آموزشی حضور و وجود ندارد. بنابراین می‌تواند داد و ستد بیشتری بین این دو عرصه اتفاق بیفتد و قسمتی است که می‌تواند بسیار موثر باشد.   وی در پایان اشاره کرد: موضوع دیگر، ارتباط بیشتر با فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. این توقعی است که بنده از فرهنگستان دارم، تا بیشتر وارد فضای مجازی شود. البته اطلاع دارم که چنین گروهی هم در فرهنگستان تشکیل شده، منتهی تا به حال ره‌آورد عملی کار آنها را ندیده‌ام. به نظر می‌رسد که این اتفاق باید در خود فرهنگستان بیفتد که فضای مجازی بخشی از توجه جدی آن را به خود معطوف کند.   نماینده شورای کتاب کودک هم در این جلسه حضور داشت و ضمن ارائه تاریخچه مختصری از درست نویسی کتاب های کودک و نوجوان گفت: ویراستاری یکی از نکات نقد کتاب های چاپی و الکترونیک شورای کتاب کودک است.  درست‌نویسی  از مبانی استفاده از دنیای مجازی است دکتر ذوالفقاری از دیگر شرکت‌کنندگان در این نشست گفت: مسئله درست‌نویسی در دنیای مجازی مسئله مهمی است. این جلسات و نظایر این جلسات کارشناسی می‌تواند به بهبود وضعیت خط و زبان فارسی در فضای مجازی کمک کند.  فضای مجازی، فضای خوبی است که نصیب ما شده و گفتمان تازه‌ای در عرصه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به وجود آورده که علی‌رغم دشمنانی که دارد باید حافظ آن باشیم.   وی در ادامه دشمنان فضای مجازی را به دو دسته دانا و نادان تقسیم کرد و افزود: دشمنان دانا کسانی هستند که این دنیا را رقیب خودشان می‌دانند که البته در عین دشمنی که می‌ورزند، مالک بخشی از آن هم هستند. دشمنان نادان هم کسانی هستند که هنوز وارد این دنیا نشدند و با آن تعامل ندارند. البته دوستان این فضا هم دو دسته آگاه و ناآگاه هستند که روی بحث ما به دوستان نا‌آگاهی است که از این دنیا استفاده می‌کنند اما قدر آن را نمی‌دانند و مقدمات و مبانی آن را رعایت نمی کنند.   ذوالفقاری درست‌نویسی را یکی از مبانی استفاده از دنیای مجازی خواند و افزود: اگر قرار باشد که از یک فضا استفاده کنیم و قدر آن را ندانیم عملا باعث می‌شود که وضع ما در دنیای حقییقی رو به اخلال بگذارد و این کار اشتباهی است. ما علاوه بر اینکه باید تلاش کنیم رسم الخط فارسی در فضای مجازی را اصلاح کنیم، باید در کتاب‌های آموزشی خود هم تفاوت رسم الخط فارسی در فضای حقیقی و مجازی را توضیح دهیم.   در ادامه مدیران کانال‌های تلگرامی فعال در حوزه ویرایش و برخی از ویراستاران فعال در انتشارات‌های مختلف که صفحات مجازی این ناشران را مدیریت می‌کنند هم از دغدغه‌ها و اهداف خود برای بهتر شدن وضعیت ویرایش و درست نویسی صحبت و اعلام نظر کردند.   این نشست چهار ساعته با تبادل نظر  اعضای نشست و همچنین استفاده از نظریات فعالان این عرصه که به صورت صوتی و متنی از راه دور با جلسه  همراه بودن، با ارائه بیانیه ۷ بندی پایانی نخستین نشست فعالان ویرایش و درست نویسی در فضای مجازی، به کار خود پایان داد. ]]> ادبيات Fri, 16 Nov 2018 12:06:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267707/جزیره-های-درست-نویسی-فضای-مجازی-باید-کشور-تبدیل-شوند با کتاب‌هایم وجب‌به‌وجب انقلاب و خیابان‌های فرعی‌اش را گز کردم/ پاسخ همه یکی بود؛ توزیع نداریم! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267613/کتاب-هایم-وجب-به-وجب-انقلاب-خیابان-های-فرعی-اش-گز-کردم-پاسخ-همه-یکی-توزیع-نداریم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، طی روزهای گذشته رمان «در این راهرو کلیدی افتاده است»، اثر هانیه موحد منتشر و توسط خودش در کتابفروشی‌ها توزیع شده است. او در نخستین اثرش به موضوع طلاق پرداخته و در گفت‌وگو با ایبنا به مشکلاتش برای چاپ و پخش کتاب یک نویسنده کتاب‌اولی اشاره کرده است. در ادامه نگاهی خواهیم داشت به محتوای این کتاب و گفت‌وگویی را با این نویسنده جوان ترتیب داده‌ایم که می‌خوانید. آشفتگی، درماندگی، پشیمانی، پریشانی، تزلزل و هزار واژه دیگر باید بیایند و کنار این کلمات قرار بگیرند تا حال و هوای یک لحظه و یک روز از فردی که قصد جدایی و ترک زندگی زناشویی را دارد، بیان کنند. گاهی واژه‌ها هم با حال و هوای آدمی راه نمی‌آیند. برعکس، هر چه بیشتر به کار می‌بری، بیشتر از درک حالت عاجز می‌شوند. هر چه بیشتر دنبال کلمات مناسب اوضاعت بگردی کمتر به دادت می‌رسند و گاهی حالت را خراب‌تر می‌کنند و در نگاه اطرافیان شخصیت متزلزلی هم پیدا می‌کنیم. تمام کردن یک رابطه دو سر دارد و در هر سری هزاران سر و ماجرای دیگر پنهان است. یعنی در ظاهر دو نفر رابطه‌ای را تمام کرده‌اند؛ اما عمیق که بشوی در هر کدام‌شان قصه‌ها و غصه‌های زیادی را می‌بینیم. انگار در زن داستان، هزاران زن رنجور و گریزان کز کرده‌اند و گاهی از شدت خشم دچار عصیان می‌شوند و در مرد داستان هزار مرد تنها و خسته‌ای می‌بینیم که خاطرات را با خشم می‌جوند و پس‌مانده خنده‌ها و صداهای نشسته بر ذهن را سیگار به سیگار دود می‌کنند و تمام. ترک کردن شاید غم‌انگیزترین فعل ممکن در جهان امروز باشد. در جهانی که امنیت و آرامش اساس یک رابطه دو نفره را شکل می‌دهد. این فعل می‌تواند برای مدتی کوتاه و چه بسا طولانی تاثیرات مخربی روی افکار، اعمال و زندگی شخص باقی بگذارد. انقلابی بزرگ در زندگی دو طرف به وجود آمده است و حاصل این انقلاب، فروپاشی یک خانواده است که مستقیم نه تنها بر روی فرد بلکه روی جامعه نیز تاثیر می‌گذارد. اما سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که آیا طلاق به تنهایی می‌تواند منجر به سقوط اخلاقی و از بین بردن ارزش‌ها و اصول خانوادگی شود؟ آیا تنها طلاق و تاثیرات منفی ناشی از جدایی است که مرد و زن را به بیراهه می‌کشاند؟ آیا زن و شوهر مجبورند با تمامی ضعف‌ها و تضعیف کردن‌های یکدیگر کنار بیایند فقط به این خاطر که مهر طلاق در شناسنامه‌هایشان نخورد؟ آیا تداوم زندگی زناشویی دو فردی که به هیچ عنوان کنار هم رنگ خوشبختی و لذت را نمی‌بینند، می‌تواند تضمین‌کننده این باشد که این زندگی هرگز به پوچی و خیانت از جانب دو طرف نخواهد رسید؟ و سوال مهمتر اینکه آیا طلاق فقط جنبه‌های بد و منفی دارد؟ طلاق خوب و منطقی هم داریم؟ آیا همه جدایی‌ها باید با دعوا و فحش و بگیر و بکش همراه باشد؟ مدیریت مناسب زن و مرد حین جدایی چه قدر می‌تواند آسیب‌های ناشی از طلاق را به حداقل برساند؟ آیا برای جدایی هم رسیدن به بلوغ فکری و عاطفی لازم است؟ همه این موارد سوالاتی است که پاسخ به آن را می‌توانید در رمان «کلید را آخر راهرو انداختم» پیدا کنید. هانیه موحد در این رمان از همین دنیای پر تنش و پر عطش حرف می‌زند. دنیای جدایی و روایت‌های مختلف بعد از طلاق. این اثر که نخستین رمان از این نویسنده جوان است، به دنیای جدایی و روابط بعد از این ماجرا اشاره می‌کند. به تنهایی و انزوایی که فرد طلاق گرفته را به روابط شبه دوستانه و شبه‌عاشقانه می‌کشاند و در ادامه مسیر فرد را تنهاتر از همیشه تنها می‌گذارد و دستانش را خالی از اعتماد و اطمینان می‌کند.   در خصوص شکل گیری این رمان برای‌مان بگویید؟ همیشه به موضوع جدایی و تاثیراتش در زندگی افراد فکر می‌کردم. برایم علامت سوال بزرگی شده بود که اتفاق این علامت سوال و تعجب را به عناوین مختلف در رمان آوردم. جملاتی مثل همیشگی‌هایم چه قدر سرد شده‌اند. همیشگی‌های این خانه دارند برای من تمام می‌شوند. همیشگی‌هایی که فکر می‌کردم یک عمر همراه من هستند تمام می‌شوند چون زن این خانه از فردا دیگر نیست. قرار است همه چیز را تحویل بدهد و برای همیشه برود. یا پرسش «دنیای بعد از جدایی اصلا چه شکلی است؟» که راوی، در طول داستان مدام از خودش می‌پرسد و در ذهنش تکرار می‌شود.   پس ما شاهد پرداختن به موضوع طلاق از زبان یک زن هستیم؟ روایت‌گر این داستان زنی است که در آستانه جدایی از دغدغه‌ها، وابستگی‌ها و ترس‌هایش با مخاطب حرف می‌زند؛ اما این رمان صرف به مسائل زنان در حوزه طلاق نپرداخته و سعی کرده مشکلات روحی و عاطفی مردان را نیز تا حدودی در کتاب منعکس کند. یعنی هر چند که این رمان از زبان یک زن نقل می‌شود اما سعی کرده‌ام در قالب دیالوگ‌های مختلفی که بین زن با روانشناس یا دوست همسر سابقش رد و بدل می‌شود تا حدودی به مشکلات عاطفی، مالی و مسئله مهریه نیز بپردازم. من اعتقاد دارم مردها به خاطر عدم تخلیه روانی و به وجود نیاوردن شرایط برای گفت‌وگو و برون‌ریزی، بیشتر دچار افسردگی می‌شوند. به همین خاطر سعی کردم در قالب دیالوگ‌های مختلف از حال و هوای مرد قصه نیز مخاطب را با خبر کنم. به هر حال یک سر این جدایی هم مرد بوده است و غافل شدن از اوضاع او، یک طرفه به قاضی رفتن می‌شد و نوشته را برای خواننده سطحی و ناشیانه می‌کرد.   یعنی اعتقاد دارید نوشته‌های این کتاب که اولین رمان شما است، سطحی نیست و به درجه‌ای از پختگی رسیده است؟ این را من نمی‌توانم قضاوت کنم. قطعا مثل هر کتاب دیگری باید خوانده و نقد شود؛ اما چیزی که برای من قطعی شد و بعد دست به نگارش کتاب زدم، نوع مطالعه و تاثیر مثبت کمیت و کیفیت خواندن من روی این رمان بود. ‌خوشبختانه ناشری داشتم که فقط به جیب خودش فکر نمی‌کرد و روز اول با لحن جدی و محکم به من هشدار داد که تا رمان نخوانم و از رمان‌های خوب دنیا و کشور خودم باخبر نشوم این کتاب را چاپ نخواهد کرد و همین مسئله باعث شد که سه، چهار سال روی این رمان و نگارش آن وقت بگذارم و به طور جدی رمان‌های خوب را بخوانم تا حداقل از روی بی‌سوادی ننوشته باشم.   با همه این تفاسیر در صحبت‌های پیش از مصاحبه اعلام کردید که با سرمایه شخصی این اثر را منتشر کردید. آیا این روش درستی برای کتاب منتشر کردن است؟ بله با هزینه شخصی منتشر کردم. بعید می‌دانم هیچ ناشری روی اولین رمان یک نویسنده تازه کار سرمایه‌گذاری کند. شما توجه کنید که این رمان اولین کار حرفه‌ای و رسمی من در حوزه داستان نویسی است.   همین طور که صحبت می‌کردید؛ رمان را ورق می‌زدم. برای من جالب بود که هر فصل عنوان مخصوص به خودش را دارد. دلیل این نامگذاری چیست؟ احساس کردم هر فصل می‌تواند برای خودش یک داستان کوتاه مجزا باشد و اسم مخصوص به خودش را داشته باشد.   یعنی هر فصل به تنهایی منظور و مفهوم کلام را می‌رساند و می‌شود هر فصل را به‌عنوان یک داستان کوتاه در نظر گرفت؟ می‌شود این طور گفت؛ این رمان 19 فصل دارد که زنجیروار به یک موضوع اشاره می‌کند که جدایی است. هر فصل با ماجرایی شروع می‌شود و سعی کرده‌ام در همان فصل هم داستان را ببندم تا خواننده گیج نشود و هم بازش بگذارم که مخاطب با باقی رمان همراه شود و نصفه رهایش نکند.   باز هم تاکید می‌کنم که این کتاب اول شماست. یعنی فکر می‌کنید از اون دست کتاب‌هایی است که نمی‌شود روی زمین گذاشت؟ این آرزوی هر نویسنده‌ای است که به کتابش مهر علاقه‌مندی زده شود و از مخاطب این جمله را بشنود. امیدوارم که این اتفاق افتاده باشد. خوشبختانه تا الان که بازخورد خوبی از کتاب گرفته‌ام.   از طرف چه اشخاصی؟ بیشتر از جانب دوستان و فامیل.   طوری صحبت کردید که من فکر کردم منظورتان اساتید داستان‌نویسی است. پس منظور شما مخاطب عام است؟ به هر حال مخاطب عام و عامه‌پسند هم سلیقه و نیازی دارد و به عقیده من نباید از نظرات و پیشنهادات همین دست از مخاطبان هم بی‌بهره ماند. رمان‌های زیادی را خوانده‌ام که اکثر مخاطبانش عام بوده‌اند و به اصطلاح عامه‌پسند نوشته شده‌اند؛ اما بازخورد خوبی دیده‌اند و برای صاحبان اثر موفقیت‌های چشمگیری رقم زده‌اند. احساس من این است که رمان و داستان کوتاه برای همه است و باید به هر مخاطب با هر نوع تفکر و سلیقه‌ای احترام گذاشت؛ چراکه رمان از دل مردم و داستان‌های زندگی‌شان قد علم می‌کند و در قالب کتاب به مردم معرفی می‌شود. داستانی که جدا از دغدغه‌ها و نیازهای مردم نوشته شود؛ تاثیرات عمیق و روشنی روی دید و تفکر مخاطب نمی‌گذارد. برای این جماعت باید از دردها و دلواپسی‌هایشان گفت. طلاق یکی از همان موضوعاتی است که ما در حوزه داستان‌نویسی کمتر به آن پرداخته‌ایم یا اگر هم اشاره شده متاسفانه نویسنده به قدری با کلمات بازی کرده و اصطلاحات عجیب و غریب به کار برده که نه تنها به فرد مطلقه کمکی نمی‌کند؛ بلکه او را با تعاریف سنگین‌اش نسبت به این واژه و دنیای بعد از جدایی، سردرگم می‌کند. به نظر من رمان باید پوست‌کنده باشد. البته منظورم این نیست که نویسنده از اول کار هر چه در چنته دارد رو کند و دنبال غافلگیر کردن خواننده نباشد؛ نه؛ اما باید جوری باشد که خواننده در این وانفسای تعارض و تناقضی که در جامعه با آن مواجه است بیش از پیش درگیر کلمات و تعاریف‌شان نشود. باور کنیم که حوصله و صبر همه‌مان کمتر شده و ذهن‌مان آنقدر خسته است که دلش آرامش می‌خواهد و چه از این بهتر که من و مای نویسنده از طریق کلمات بتوانیم آرامش را حین مطالعه به او برگردانیم نه اینکه اسیرش کنیم و او هم بی خیال کتاب و کتاب خواندن شود.   ‌پس شما با رمان‌هایی که مخاطب خاص دارند، اعتقادی ندارید؟ نه این طور نیست. مخاطب خاص هم به همان اندازه برای من اهمیت دارد و نیازش باید مرتفع شود. من همان طور که «دالان بهشت»، «بامداد خمار» و «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» را می خوانم، «ر ه ش»، «پاییز فصل آخر سال است»یا «جزء از کل» استیو تولتز را هم که تقریبآ جزء کتاب‌های دارای مخاطب خاص هستند و نظر کارشناسان را به خودشان اختصاص داده‌اند، می‌خوانم. من تا هر دو گروه و هر دو مدل تفکر را نشناسم هرگز نمی توانم بنویسم. با همه این تفاسیر خودم به‌عنوان نویسنده ترجیح می‌دهم نه آن قدر دم دستی و ساده بنویسم که حتی مخاطب عام هم خنده‌اش بگیرد و آن را گوشه‌ای بیندازد و نه آن قدر درگیر واژه‌ خاص و خاص‌پسند و خاص بازی شوم که مردم و دغدغه‌های شخصی و اجتماعی‌شان را نادیده بگیرم. من از فکر خودم وارد افکار آدم‌ها و زندگی‌هایشان می‌شوم. از دریچه‌ نگاهم به بغض و نفرت و عشق هزار مقوله‌ دیگرشان سرک می‌کشم و زمانی که با باور به این مسئله که وقتی مردم دیده و نوشته و خوانده شوند، یعنی جامعه و کشوری با تمام ارزش‌ها و افت و خیزهایش دیده و خوانده و فهمیده شده است بنویسم حالم خوب می‌شود و این حال خوب را به خانواده، جامعه و مردمم تزریق کرده‌ام.   شما کتاب را خودتان منتشر کردید. بنابراین برای پخش آن هم مشکلات زیادی داشتید. کتاب را چطور توزیع کردید؟ بخش توزیع این رمان خودش به تنهایی می‌تواند یک تراژدی غم‌انگیز شود. چون این کتاب توسط انتشارات نقش مانا اصفهان به چاپ رسید و از آن جایی که ناشر بنده از روز اول با من سر موضوع پخش توافق کرد و البته حرف‌هایش هم در خصوص عدم توزیع توسط خودش کاملآ توجیه‌کننده بود بعد از چاپ کتاب به تنهایی در انقلاب چرخیدم و چرخیدم و با ده کتاب گذاشته شده در کوله پشتی‌ام وجب به وجب انقلاب و خیابان‌های فرعی‌اش را گز کردم و با لیست پخش کتابی‌هایی که ناشرم به من داده بود سراغ گزینه‌های روی میز رفتم که متآسفانه جواب همه یک جمله بود: «توزیع نداریم» یا این جمله که از قبلی دردآورتر بود: «فقط کتاب‌های خودمان را توزیع می‌کنیم» و جملاتی از این دست که من را به شدت ناامید کرد طوری که دلم می‌خواست کتاب با تمام نوشته‌های توی آن را قورت دهم و فکر کنم که اصلا کتابی ننوشته‌ام.   خب در نهایت چه کردید؟ بعد از کلی رفت و آمد، پخش کتاب فرهنگ زحمت توزیع کتاب را کشید که بابت لطفی که در حقم کرد از مدیریت محترم و دوستان عزیزم در این پخش سپاسگزارم.   خواندن این رمان را به چه کسی پیشنهاد می‌کنید؟ رمان «کلید را آخر راهرو انداختم» شاید بتواند برای مخاطب اصلی‌اش یعنی افرادی که جدا شده یا در آستانه جدایی هستند؛ مفید و موثر باشد؛ چراکه به زوایای مختلف زندگی بعد از جدایی از ارتباط با افراد دیگر و پرت شدن به رابطه‌های مختلف گرفته تا هول و اضطراب ناشی از مطلقه بودن و زندگی در خانه پدری اشاره شده است و قطعا مثل هر رمان دیگری با ضعف‌ها و کاستی‌هایی همراه است. به هر حال امیدوارم با نوشتن این دست از کتاب‌ها و داستان‌ها این موضوع را در جامعه فرهنگ‌سازی کنیم که فرد طلاق گرفته، به اصطلاح نچسب مردم ناآگاه میوه دست خورده نیست و مثل هر انسان دیگری باید حق زندگی، حق انتخاب و حق ازدواج مجدد داشته باشد و یک صحبت کوتاه دارم با فردی که در آستانه این اتفاق است؛ «تا می‌توانی به خودشناسی برس. با خودت صادق باش و به درونت سرک بکش و بپرس که کجا کم گذاشته‌ای و کجا کم دیده‌ای، یک طرف ماجرا تو هستی پس سهمت را نادیده نگیر. بگذار لا‌به‌لای تمام اتفاقاتی که برایت پیش آمده و حرف‌های نیش‌داری که شنیده‌ای به بلوغ سکوت برسی. خودت را که شناختی، دو‌دوتا کردن و چرتکه انداختنت که تمام شد دست به انتخاب درست بزن.» ]]> ادبيات Fri, 16 Nov 2018 10:22:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267613/کتاب-هایم-وجب-به-وجب-انقلاب-خیابان-های-فرعی-اش-گز-کردم-پاسخ-همه-یکی-توزیع-نداریم برگزاری ۴۰جشن کتاب، ۴۰ شهر و ۴۰ نویسنده در خوزستان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267685/برگزاری-۴۰جشن-کتاب-۴۰-شهر-نویسنده-خوزستان به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از خوزستان؛ دبیر جام باشگاه‌های کتابخوانی خوزستان گفت: این مراسم با حضور معصومه انصاریان نویسنده کودک و نوجوان، داور جشنواره جایزه ادبی لاک پشت پرنده، عضو هیات مدیره انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و داور جام باشگاه‌های کتابخوانی دوره‌های پیشین در اهواز و رامهرمز برگزار می‌شود.  فریبا حیدرپور افزود: این طرح در ۳۲ مرکز استان و ۸ شهر فعال کتابخوانی که مقام‌های بر‌تر در جام باشگاه‌های کتابخوانی دوره‌های گذشته را به دست آورده‌اند، اجرا می‌شود.  وی هدف از اجرای این طرح را استمرار، ادامه فعالیت و تکمیل کننده جام باشگاه‌های کتابخوانی کودک و نوجوان که هم اکنون در سراسر کشور در حال برگزاری است، دانست.  حیدرپور با اشاره به شیوه اجرایی این مراسم اظهار داشت: این مراسم در فضای باز و می‌دانی با حضور مربیان و اعضای باشگاه‌های کتابخوانی، مروجان کتابخوانی مسئولان استان، شهر، فعالان حوزه کتاب برگزار و اعضای هر باشگاه با پلاکاردی که مشخصه آن باشگاه است به صورت دسته جمعی با شعار حال خوش خواندن مسیری را راه پیمایی می‌کنند.  دبیر جام باشگاه‌های کتابخوانی خوزستان گفت: در این مراسم کتاب‌های انصاریان هم چون گوسفندی که عصبانی بود، خفاش دیوانه، درخشان‌ترین خنده دنیا نقد و بررسی می‌شود.  وی درپایان از جشن امضای کتاب جدید انصاریان با عنوان کارنامه‌ات را قایم کن خبرداد. ]]> ادبيات Thu, 15 Nov 2018 18:52:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267685/برگزاری-۴۰جشن-کتاب-۴۰-شهر-نویسنده-خوزستان در حوزه ویرایش باید ایران فرهنگی را ببینیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267251/حوزه-ویرایش-باید-ایران-فرهنگی-ببینیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، نخستین نشست ملی «فعالان ویرایش و درست‌نویسی در فضای مجازی» همزمان با بیست‌وششمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی، با حضور نیکنام حسینی‌پور؛ مدیر موسسه خانه کتاب و دبیر بیست‌و‌ششمین دوره هفته کتاب و جمعی از فعالان مجازی در حوزه ویرایش در سرای اهل قلم برگزار شد.   نیکنام حسینی‌پور ضمن تبریک به انجمن ویرایش و درست‌نویسی به خاطر جمع‌کردن فعالان ویراستاری در فضای مجازی در یک جمع، گفت: انجمن‌هایی مثل انجمن ویرایش و درست‌نویسی باید این قبیل کارها را در دستور کار خود قرار دهند و نهاد‌های دولتی و شبه دولتی هم به آن‌ها کمک کنند.   وی همچنین به ضرورت فعالیت ویراستاری در ایران فرهنگی اشاره کرد و افزود: در حوزه ویرایش باید دغدغه‌مان را بزرگ‌تر کنیم و ایران فرهنگی را ببینیم. ایران فرهنگی شامل افغانستان و تاجیکستان هم می‌شود و ما باید هر سه کشور را با هم ببینیم. زبان فارسی بخشی از هویت ملی ما است و ما نمی‌توانیم خود را از زبان فارسی تفکیک کنیم. قطعا یکی از عوامل عمده هویت ملی، زبان فارسی است و در دنیای جدید که دنیای مجازی در حال غلبه بر دنیای حقیقی است، نقش شما ویراستاران، به خصوص در ایران، خیلی پررنگ و مهم است.   حسینی‌پور مسئله ویرایش را از دغدغه مسئولان خواند و اظهار کرد: از دغدغه‌های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم این است که حداقل درست نوشتن را آموزش دهیم و چه خوب است که این جمع گسترش یابد و ناشران ما هم در چنین جمع‌هایی حضور یابند.   مدیر موسسه خانه کتاب با اشاره به اینکه ویرایش صرفا در کتاب نیست و در بحث و بخش خبری هم باید این نکته را مد نظر قرار دهند، گفت: چنین جمع‌هایی باعث یک نوع وفاق و همدلی می‌شود. ما هم در موسسه خانه کتاب و سرای اهل قلم  آمادگی داریم که نه فقط به مناسبت هفته کتاب، که به مناسبت‌های دیگر در طول سال، در خدمت شما باشیم و هم پشتیبانی و هم کمک کنیم تا چنین نشست‌هایی که به ارتقاء زبان فارسی کمک می‌کند، بیشتر و بهتر برگزار شود.   ]]> ادبيات Thu, 15 Nov 2018 15:36:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267251/حوزه-ویرایش-باید-ایران-فرهنگی-ببینیم شهروندی چک میلان کوندرا پس از ۴۰ سال دوباره احیا می‌شود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/267639/شهروندی-چک-میلان-کوندرا-۴۰-سال-دوباره-احیا-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - آندری بابیش، نخست‌ وزیر جمهوری چک، پیشنهاد داده که شهروندی چک میلان کوندرا ۴۰ سال پس از تبعید او دوباره به او اعطا شود. کوندرا، نویسنده برخی از تحسین‌شده‌ترین آثار داستانی قرن بیستم، در سال ۱۹۵۰ به خاطر فعالیت‌های ضدکمونیستی از حزب کمونیست اخراج شد. او تبدیل به شخصیتی تنفربرانگیز برای مقامات شد و سرانجام در سال ۱۹۷۵ از چکسلواکی به فرانسه گریخت. در ۱۹۷۹ شهروندی چک او توسط دولت لغو و دو سال بعد او شهروند فرانسه شد. آثار او –از «بار هستی» تا «کتاب خنده و فراموشی»- تا اواخر دهه ۸۰ در سرزمین مادری‌اش ممنوع بودند. چند روز پیش بابیش که برای شرکت در مراسم یادبود صدمین سالگرد آتش‌بس ۱۹۱۸ به پاریس رفته بود، با این نویسنده و همسرش ملاقاتی داشت. بر اساس پستی که بابیش در صفحه فیس‌بوکش گذاشت، او کوندرا و همسرش را در آپارتمانشان ملاقات کرد و بعد به مدت سه ساعت در رستوران مورد علاقه این دو با آنها به گفت‌وگو نشست. بابیش نوشت «برایم افتخار بزرگی بود» و کوندرا را که سال آینده ۹۰ ساله می‌شود و همیشه مدعی کسب جایزه نوبل ادبیات بوده، به عنوان «اسطوره چک، فرانسه و دنیای ادبیات» توصیف کرد. او نوشت «گفت وگوی ما توسط خانم کوندرا پیش برده شد، بانویی که به طرزی باورنکردنی پرانرژی است... من فکر می‌کنم آنها استحقاق شهروندی چک را که پس از مهاجرت از دست دادند، دارند.» بابیش گفت که خانواده کوندرا دعوت کرد که به دیدن جمهوری چک بروند، جایی که این رمان‌نویس ۲۲ سال است به آن سفر نکرده است. پاسخ کوندرا به بابیش «نامشخص» بود و بابیش گفت که این زوج اظهار کردند که امیدوارند این فرآیند، کاغذبازی زیادی نیاز نداشته باشد. کوندرا در سال ۱۹۸۴ در مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز گفته بود که ایده «میهن» برای او چیزی بسیار مبهم است. او گفت «نمی‌دانم که آیا مفهوم میهن در پایان یک توهم یا افسانه است یا نه. نمی‌دانم که آیا ما قربانیان این افسانه‌ایم یا نه. نمی‌دانم که آیا ایده «ریشه داشتن» داستانی است که به آن می‌آویزیم یا نه.» و اضافه کرد که زمانی که مهاجرت کرد مجبور بود انتخاب کند که «مثل یک مهاجر در فرانسه زندگی کند یا مثل یک فرد عادی که کتاب می‌نویسد.» «آیا باید زندگی در فرانسه را به عنوان یک زندگی جایگزین و نه زندگی واقعی در نظر بگیرم؟ آیا باید به خودم بگویم که زندگی واقعی‌ات در چکسلواکی و در میان هموطنان قدیمی‌ات است؟ یا باید زندگی‌ام در فرانسه را بپذیرم، جایی که واقعا در آن هستم و آن را به طور کامل زندگی کنم؟ من فرانسه را انتخاب کردم.» ]]> جهان‌کتاب Thu, 15 Nov 2018 13:44:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/267639/شهروندی-چک-میلان-کوندرا-۴۰-سال-دوباره-احیا-می-شود شعر سنایی از نظر نقد اجتماعی قوی‌ترین شعر فارسی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267661/شعر-سنایی-نظر-نقد-اجتماعی-قوی-ترین-فارسی به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چهل‌وچهارمین نشست از سلسله درس‌گفتارهایی درباره سنایی با بررسی «شعر سنایی در آثار دیگران»، عصر چهارشنبه (23 آبان‌ماه) با سخنرانی دکتر محمود عابدی، پژوهشگر، نویسنده و عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی در مرکز فرهنگی شهر کتاب شهید بهشتی برگزار شد. ادبیات ما به سنایی مدیون است محمود عابدی سخنان خود را با بیان اینکه ما به سنایی شاعر بسیار بدهکاریم شروع کرد و گفت: ادبیات ما به سنایی مدیون است. اگر سنایی نبود، چه بسا که ادبیات ما به گونه دیگری بود. ابو الرجاء قمی اولین کسی است که در سال ۵۸۰ هجری درباره سنایی اظهار نظر کرده است. او در کتاب تاریخ الوزراء خود که مجموعه بی‌نظیری از ضرب المثل‌های فارسی است، سنایی را فردی گوشه‌گیر و منزوی معرفی کرده که مدح کسی جز دو سه امام بزرگ را نگفته است. عابدی ضمن خواندن گوشه ای از متن ابوالرجاء قمی درباره سنایی، درباره اینکه چرا ادبیات ما به سنایی مدیون است، بیان کرد: سنایی از جهات مختلف تنها، یگانه و بی‌نظیر بود. از نظر موضوع، شعر سنایی کم‌نظیر و تازه بود. موضوع شعر او تازگی داشت؛ شاعران عصر سنایی، کمتر به موضوع شعر او می‌پرداختند. فقط موضوع شعر کسایی مروزی و ناصرخسرو تازه بود و مانند شعر شاعران دیگر نبود. موضوع شعر سنایی به گونه‌ای بود که در دربارها جایی نداشت و بازار شعر او دربار نبود. البته گفته شده که زندگی سنایی یک نیمه تاریک و یک نیمه روشن دارد؛ اگرچه این مطلب در جای خودش درست است اما بیشتر به این مربوط بود، آنچه که سنایی عرضه می‌کرد، محلش دستگاه قدرت و در پناه قدرت حاکمان نبود. آثار سنایی نشان می‌دهد که آموخته‌ها و ذخیره علمی بی‌نظیر سنایی چیزی نبود که بتوان در دربارها و در پیش امیران و حاکمان گفت. او ادامه داد: سنایی اولین شاعر و اولین صوفی نبود، ولی اولین شاعر صوفی بود که چشم‌انداز تازه‌ای برای ادبیات فارسی باز می‌کرد. دستاورد او عرفان بود که به جهان مربوط است و مثل هنر است نه مثل شعر درباری. مخاطب شعر سنایی عالمان دین بودند این مدرس ادبیات، مخاطب سنایی را یکی از جهات تمایز سنایی خواند و افزود: مخاطب شعر سنایی، یعنی آنکه شعر سنایی را می‌پذیرد و می‌فهمد، مانند مخاطب مسعود امیرمعزی، رودکی و عنصری نبود. مخاطب او عالمان دین بودند که شعر سنایی را می‌شنیدند و می‌فهمیدند؛ بنابراین مخاطب سنایی هم مخاطب تازه‌ای بود. از جهت دیگر طبیعت در شعر بود. طبیعت قوی‌ترین عنصری است که هنر را می‌سازد و در خمیر مایه هنر و از جمله شعر تاثیر دارد. طبیعت در شعر سنایی با طبیعت شعر منوچهری متفاوت بود؛ شعر منوچهری باغ‌شهر شعر فارسی است و برای شنونده طبیعت را آنچنان که هست، بازسازی می‌کند. اما طبیعت در شعر سنایی در خدمت اندیشه‌های شاعر بود و آن عنصر و جزئی از طبیعت که در شعر سنایی مطرح می‌شد، اصل شعر سنایی نبود، بلکه در خدمت اندیشه‌های وی بود؛ بنابراین طبیعت شعر سنایی با طبیعت شعر رودکی، عنصری، فرخی، مسعود سعد و انوری متفاوت بود؛ یعنی اندیشه تازه سنایی، طبیعت را به خدمت گرفته بود. عابدی با اشاره به اینکه زبان سنایی هم زبان تازه‌ای بود، ادامه داد: درست است که تجربه عرفانی سنایی ابتدایی و هنوز اصطلاحات عرفانی شناور و لغزان بود، اما شعر سنایی به تازگی آن‌ها را عرضه می‌کرد. زبان سنایی، زبان شعر قرن پنجم و اوایل قرن ششم است و چندان از شعر رودکی و معاصرانش فاصله نگرفته، ولی در قیاس با زبان آن‌ها و زبان محاوره، بسیار بی‌نظیر بود؛ به خصوص زبان او در حدیقه، با زبان آن‌ها بسیار متفاوت است . اصلا شاعری سنایی در حوزه زبان با شاعری خاقانی و نظامی بسیار تفاوت داشت؛ بنابراین از نظر زبان هم بسیار تازگی داشت. سخنران نشست روان و روحیه حاکم بر شعر را از دیگر جهات تمایز سنایی خواند و بیان کرد: شعر دوره سنایی و قبل از او، از نظر فرم‌ریزی متفاوت بود. شعر شاعران دوره سلطان محمود، شعر نشاط و شادی بود. در آنجا به دلیل اینکه شعر از متعلقات اشرافیت بود، ناگزیر باید به کام ممدوح می‌بود. غم در آنجا معنی نداشت و شاعر هر جا فرصت می‌کرد که پای عاشق به میان بیاید، عاشق مسلط و معشوق فرودست بود؛ اما در شعر سنایی جای عاشق و معشوق عوض شده و همه چیز با معشوق بود. حتی عشق را معشوق آغاز می‌کرد؛ بنابراین از این جهت هم شعر سنایی با دیگر شاعران هم عصر او متفاوت بود. سخن سنایی مانند سعدی یا حتی از او قوی‌تر است وی در ادامه شخصیت سنایی را هم متفاوت از دیگر شاعران هم دوره خود خواند و افزود: برخلاف تصوری که از رابطه سنایی با ممدوحان وجود دارد، سنایی خیلی مداح نبوده و این رابطه جای تامل دارد. مثلا بخشی از حدیقه که آخرین سروده سنایی است، مربوط به بهرام‌شاه غزنوی است؛ سخن سنایی درباره بهرام‌شاه، سخن مدحی نیست، بلکه سخن معلمی است که به شاگرد خود پند می‌دهد. سخن او مانند سعدی یا حتی از او قوی‌تر است. عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی اظهار کرد: سنایی برای اولین بار، عرفان به معنی دوست داشتن برای زیباتر کردن زندگی! نه برای لذت! را در شعر مطرح کرد. عرفان سنایی خاص و معطوف به جامعه بود. در عین اینکه اهل انزوا و خلوت بود و عرفانی می‌اندیشید، اما سخن و نگاهش به جامعه، با عطار و مولوی بسیار متفاوت بود. عطار اهل خلوت است و عرفانش، عرفان تنهایی است. در آثار او اشاره خاصی به مسائل اجتماعی و واقعیت اطراف او نیست، مگر در برخی طنزهای او؛ در حالی که عرفان مولوی جهانی و بیرونی است. در فضای اندیشه مولوی، همه انسان‌ها می‌گنجند. به هیچ فقیه، شاعر و دوست و هم‌صحبت پیرامون شاعر ارتباط مستقیم ندارد و نقدی از آنها نمی‌کند؛ در حالی که شعر سنایی از نظر نقد اجتماعی قوی‌ترین شعر فارسی است. هیچ شاعری در زبان فارسی به اندازه سنایی به مسائل اجتماعی به خصوص نقص‌ها و نقاط تاریک و سیاهی که در بین همکاران و هم عصران اوست، نپرداخته است. اما سنایی در شاعری قدرت دیگری هم دارد. نقدها و اخلاقیات او چنان تازگی دارد که هرگز خستگی به بار نمی‌آورد. مسایل اخلاقی و حکمت‌آمیز سنایی، همه پر از مضمون تازه است. چنان‌که هیچ بیتی از ابیات قصیده صدبیتی او را نمی‌توان حذف کرد. بنابراین ما به سنایی مدیونیم، چون چیزهای تازه فراوانی را آورده است. شعر سنایی در مهم‌ترین آثار ادبی ما به کار رفته است عابدی در ادامه به جایگاه سنایی در بین شاعران هم عصر خود پرداخت و گفت: در شعر فارسی کمتر سراغ داریم که شاعری از هم‌دوره‌ها و معاصران خود مثالی بیاورد؛ این سنت روزگار است و در زمان معاصر هم دیده می‌شود. البته به ندرت اتفاق افتاده است، ولی عجبا که شعر سنایی در روزگار خودش، در مهم‌ترین آثار ادبی ما به کار رفته است و این نشان می‌دهد که شاعران شعر سنایی را پذیرفته بودند. وی ضمن اشاره و توضیح ابیات سنایی که درشعر عین‌القضات همدانی، انعکاس یافته و بر او تاثیر گذاشته اظهار کرد: این که عین‌القضات همدانی در حدود سال ۵۲۰ در تمهیدات خود این دو بیت از حدیقه سنایی را به کار برده، نشان می‌دهد که یا حدیقه در ذهن عین‌القضات رسوخ کرده_ که نشانگر اهمیت و اعتبار حدیقه سنایی است_ یا این که ذهن گیرنده عین‌القضات این شعر سنایی را به وام گرفته، که هر دو یکی است و نشان می‌دهد چقدر شعر سنایی نافذ بوده است. تاثیر شعر سنایی بر مهم‌ترین کتاب نثر فارسی سخنران نشست ضمن آوردن نمونه‌ای از تاثیر سنایی بر کشف‌الاسرار، گفت: از این نمونه‌ها بسیار فراوان است. شعر سنایی، اثر بزرگان روزگار خود خود را آراسته و آنان با استخدام شعر سنایی سخن خود را زینت داده‌اند. هیچ کس تردید ندارد که اگر در ادب فارسی، کتابی مثل حدیقه بسیار تاثیر گذار بوده و چشم انداز تازه‌ای در ادبیات فارسی آورده؛ کلیله‌و‌دمنه نصرالله منشی هم همین تاثیر را دارد. کلیله‌ودمنه نثر مسجع را زیبا کرد، به آن مشروعیت داد و بازار آن را پررونق کرد. در نثر فارسی، هیچ کتابی به اندازه کلیله‌ودمنه موثر نبوده، تا حتی کتاب‌های تاریخی هم وامدار آن هستند؛ اما همین کلیله‌ودمنه که تقریبا هم‌زمان با سنایی نوشته شده، از جمله آثاری است که بارها و بارها از شعر سنایی استفاده کرده است. یعنی تقریباً تمام اشعار فارسی که در کلیله‌ودمنه آمده، اشعار سنایی است، مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. عابدی ضمن خواندن شعر سنایی که در کلیله و دمنه ‌به استشهاد آورده شده، آن را نمونه‌ای از تأثیر شعر سنایی در مهم‌ترین کتاب فارسی خواند و اظهار کرد: سعدی نام بوستان و گلستان را از حدیقه گرفته، اگر هم نگرفته باشد، همانند بسیار دارد. در شعر سعدی بارها از اشعار سنایی استفاده شده که البته گاهی آشکار نیست. اصولاً تأثیر یک شاعر یا عالم یا دانشمند یا کتاب در آثار دیگران به دو نوع است، یکی اینکه بخشی از آن را در آثار خود به کار می‌برند که آشکار است و دیگر آن که عملا و بی آنکه چنان ظهور و بروز داشته باشد، از آن تقلید می‌کنند، که سنایی در این حوزه هم بسیار موفق است. مثلا عطار در عطارنامه به حدیقه سنایی توجه ریز دارد. در طول تاریخ هیچ کتابی مثل حدیقه سنایی مطالعه نشده است این مدرس ادبیات، نظامی را یکی دیگر از شاعرانی خواند که تحت تاثیر شعر سنایی بوده و افزود: در اینکه نظامی مخزن الاسرار را با تاثیر از شعر سنایی سروده، شک نیست و خودش به او اعتراف می‌کند. البته انصاف این است که بگوییم نظامی صنعتگری بیشتری کرده ولی معلوم نیست شاعری بیشتری کرده باشد، چون شاعری سنایی بی‌بدیل است. نظامی تحت تاثیر شعر سنایی بود و توجه زیاد او به معراج پیامبر هم برگرفته از حدیقه سنایی است. عابدی در پایان گفت: در طول تاریخ هیچ کتابی مثل حدیقه سنایی در مراکز فرهنگی مطالعه نشده است. حدیقه را در کل قلمرو زبان فارسی می می‌خواندند و این کتاب به اندازه‌ای خوانده می‌شد که هیچ تردیدی نداریم مثنوی مولوی شرح حدیقه سنایی است و در بسیاری از جاها مولوی سخن حکیم سنایی را آورده است. ]]> ادبيات Thu, 15 Nov 2018 10:56:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267661/شعر-سنایی-نظر-نقد-اجتماعی-قوی-ترین-فارسی کنار زدن جان گریشام توسط استفن کینگ از صدر پرفروش‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/267638/کنار-زدن-جان-گریشام-توسط-استفن-کینگ-صدر-پرفروش-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، این مجله هر هفته فهرستی از آثار پرفروش خود در بخش‌های داستانی، غیرداستانی، و کودک و نوجوان را منتشر می‌کند. در این مطلب نگاهی به پرفروش‌ترین آثار داستانی هفته دوم نوامبر خواهیم داشت.   «ارتفاع» نوشته استفن کینگ در هفته اول انتشار موفق شد در جایگاه نخست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گیرد. داستان در شهری خیالی به نام کاستل راک رخ می‌دهد و اسکات کَری، شخصیت اصلی داستان با بیماری مرموز روبه‌رو می‌شود که تأثیرات عجیبی بر جسمش گذاشته و سبب کاهش وزن شدیدی شده است.   «فرضی» نام کتاب جدید جان گریشام است که هفته پیش در صدر جدول پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفت اما این هفته در رده دوم قرار دارد. داستان جنایی دیگر از نویسنده آمریکایی که مثل دیگر آثارش مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. سربازی به جا مانده از جنگ جهانی دوم به نام پیت یک روز صبح از خواب بیدار می‌شود، لباس‌هایش را می‌پوشد، وارد کلیسایی می‌شود، و پدر روحانی را به به قتل می‌رساند! و در جواب قاضی، وکیل، و اطرافیانش اعلام می‌کند «حرفی برای گفتن ندارم!» پیت از مرگ نمی‌ترسد و دوست دارد انگیزه‌هایش از انجام این کار را با خود به گور ببرد. آمازون و مجلات مختلف دیگر اثر جدید گریشام را شاهکار خواندند و معتقدند نویسنده آمریکایی بیشتر از داستان‌های دیگرش برتری خود را در به کار بردن «تعلیق» نشان داده است.   «شب تاریک مقدس» نوشته مایکل کانلی در هفته اول انتشارش در جایگاه سوم پرفروش‌ها قرار گرفت. کاراگاهی بازنشسته به دنبال یافتن قاتل دختری است که 15 سال قبل کشته شده است. وی با همکاری پلیس جوانی به حقایقی برمی‌خورد که داستان را نفس‌گیر می‌کند.   «هر نفس» نوشته نیکولاس اسپارکز این هفته و پس از گذشت سه هفته از انتشار در جایگاه چهارم پرفروش‌ها قرار دارد. هوپ آندرسون و ترو والز در شهری ساحلی با هم آشنا می‌شوند. هر یک وظایفی در زندگی شخصی دارند که سبب می‌شود وقت فکر کردن به خود را از دست بدهند. در نهایت این دو تصمیم می‌گیرند شادی خود را فدای مصلحت‌های خانوادگی نکنند.    «بی‌سرپناه» نوشته باربارا کینگزلاور نیز در هفته اول انتشار توانست در جایگاه سوم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گیرد اما حالا و با گذشت سه هفته در جایگاه پنجم قرار گرفته است. داستان دو خانواده که در دو قرن مختلف در یک مکان زندگی کرده‌اند و اتفاقاتی آن‌ها را به هم مربوط می‌کند.   برای دیدن فهرست کامل پرفروش‌های هفته دوم نوامبر به لینک زیر مراجعه کنید:     https://www.nytimes.com/books/best-sellers/hardcover-fiction/?action=click&contentCollection=Books&referrer=https%3A%2F%2Fwww.nytimes.com%2Finteractive%2F2018%2F11%2F09%2Fbooks%2Freview%2Fbest-sellers-promo-for-front-copy2.html®ion=Body&module=CompleteListLink&version=Fiction&pgtype=Reference ]]> جهان‌کتاب Thu, 15 Nov 2018 09:59:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/267638/کنار-زدن-جان-گریشام-توسط-استفن-کینگ-صدر-پرفروش-ها اعلام برندگان جایزه کتاب ملی آمریکا / تقدیر ویژه از ایرابل آلنده http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/267648/اعلام-برندگان-جایزه-کتاب-ملی-آمریکا-تقدیر-ویژه-ایرابل-آلنده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ان پی آر، برندگان نهایی جایزه کتاب ملی آمریکا شب گذشته اعلام و پنج کتاب به عنوان برگزیدگان پنج بخش داستان، ادبیات جوانان، شعر، ترجمه، و آثار غیرداستانی معرفی شدند.   «آن دوست» نوشته سیگرید نونز به عنوان برگزیده بخش داستان معرفی شد. «فلوریدا» نوشته لورن گروف، «مرد خوش‌شانس» نوشته جمال برینکلی، «جایی که مردگان می‌نشینند و صحبت می‌کنند» نوشته براندون هابسون، ، «مومنان واقعی» نوشته ربکا مَکی از دیگر آثار حاضر در فهرست نهایی بخشِ رمان جایزه کتاب ملی آمریکا قرار دارد.   «سیاه‌پوست جدید: زندگینامه آلن لاک» نوشته جفری استوارت به عنوان برگزیده بخش آثار غیرداستانی انتخاب شد. «دنیای سرخ‌پوستی جورج واشنگتن» نوشته کالین کالوِی، «بهشت آمریکایی» نوشته ویکتوریا جانسون، «منطقه مرکزی: داستان سخت کار کردن و ورشکسته شدن در ثروتمندترین کشور دنیا» نوشته سارا اسمارش، و «ما شرکت‌ها» نوشته آدام وینکلر نامزدهای نهایی این بخش بودند.   «بی‌شرمی» نوشته جاستین فیلیپ رید به عنوان برگزیده بخش شعر معرفی شد. «غزل‌های آمریکایی برای قاتل گذشته و آینده‌ام» نوشته تررنس هیِز، «سطح چشم» نوشته جنی ژای، «روح -ِ » نوشته دیانا خوی گویان، و «تلوء تلوء» نوشته رائه آرمان‌ترات نامزدهای نهایی بخش شعر بودند.   برای اولین بار در تاریخ این جایزه از سال 1980 برگزیده‌ای در بخش ترجمه نیز اعلام شد. در بخش ترجمه نگار جوادی، نویسنده ایرانی در میان نامزدهای نهایی قرار داشت. «مأمور سری» نوشته یوکو تاوادا و ترجمه مارگارت میتسوتانی از زبان ژاپنی به عنوان بهترین اثر ترجمه معرفی شد. «از شرق بریده» نوشته نگار جوادی و ترجمه تینا کوور از فرانسوی، «عشق» نوشته هان اورستاویک و ترجمه مارتین آیتکِن از نروژی، «حقه» نوشته دومینیکو استارنان و ترجمه جومپا لاهیری از ایتالیایی، «پروازها» نوشته اولگا توگارزوک و ترجمه جنیفر کرافت از لهستانی نامزدهای نهایی بخش ترجمه بودند.   «شاعر ایکس» نوشته الیزابت آسِوِدو به عنوان بهترین اثر ادبیات جوانان جایزه کتاب ملی آمریکا در سال 2018 معرفی شد. در بخش ادبیات جوانان «ترور برنگوین اسپرگ» از ام.تی. اندرسون و یوجین یلچین، «حقیقت از زبان میسون باتل» از لزلی کُنر، «سفر چارلی کوچولو» از کریستوفر پائول کرتیس، و «سلام بچه» از جرت جی. کروسوچکا به عنوان نامزدهای نهایی معرفی شده بودند.   در مراسم اهدای جوایز امسال از ایزابل آلنده، نویسنده اهل شیلی نیز برای خدمات ارزنده‌اش به دنیای ادبیات و از دورون وِبِر، نویسنده کتاب «پرنده نامیرا» هم برای خدمات ارزنده‌اش برای سوادآموزی در جامعه آمریکا قدردانی شد. آلنده اولین نویسنده اسپانیایی‌زبان و دومین نویسنده غیرآمریکایی است که موفق به دریافت این جایزه می‌شود.   جایزه کتاب ملی در سال 1936 به دست انجمن کتاب‌فروشان آمریکا تاسیس شد، اما در طول جنگ جهانی مجبور به توقف فعالیت خود شد و سپس از سال 1950 کار خود را از سر گرفت. پیش از جنگ جهانی نویسندگان غیرآمریکایی نیز واجد شرایط دریافت جایزه بودند، اما پس از جنگ این جایزه به نویسندگان آمریکایی اختصاص یافت که کتاب خود را در سال برگزاری جایزه منتشر کرده باشند.   برندگان این جایزه در هر چهار بخش علاوه بر دریافت نماد برنز، 10 هزار دلار به عنوان هدیه نقدی دریافت می‌کنند و به هر کدام از نامزدهای نهایی در بخش‌های داستانی، آثار غیرداستانی، ادبیات جوانان، ترجمه و شعر مدال برنز و هزار دلار هدیه داده می‌شود.   سال گذشته جسمین وارد با داستان «بخوان، دفن نکن، بخوان» برنده بهترین اثر داستانی شد. «بخوان، دفن نکن، بخوان» در سال 2017 یکی از ده رمان برتر سال شناخته شد و حتی باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق آمریکا این کتاب را در فهرست بهترین آثاری که در سال 2017 خوانده است قرار داد.   از برندگان پیشین این جایزه می‌توان به دنیس جانسون در سال 2007، جاناتان فرانزن در سال 2001، کولسون وایت‌هد در سال 2016، و لوییز اردریچ در سال 2012 اشاره کرد   ]]> جهان‌کتاب Thu, 15 Nov 2018 06:18:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/267648/اعلام-برندگان-جایزه-کتاب-ملی-آمریکا-تقدیر-ویژه-ایرابل-آلنده نشر اسم «پل» را منتشر کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267627/نشر-اسم-پل-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «پل» در یک همکاری مشترک میان غلامحسین دولت‌آبادی؛ نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر و آراز بارسقیان؛ داستان‌نویس و مترجم ادبیات در مدت دو سال تالیف شده است. بارسقیان این رمان را حاصل رابطه دوستانه و خصمانه خود با غلامحسین دولت‌آبادی خوانده و می‌گوید: «داستان پل، از تضادهای ما دو نفر شکل می‌گیرد، داستان یک روز از زندگی شخصیت اصلی قصه است و ‌تمام اتفاقات و روزمرگی‌هایی که برای او اتفاق می‌افتد.» ناشر نیز در معرفی این کتاب نوشته است: «پنج‌شنبه بیست‌وچهارم مرداد 1392. تهران روز گرمی را قرار است پشت سر بگذارد. در این روز گرم ما شاهد یک روز از زندگی آدم‌های این شهر هستیم. آدم‌هایی که موفقیت یکی‌شان، شکست دیگری است. پل‌هایی که باید آد‌م‌ها را بهم وصل کند، آدم‌ها را از هم دور می‌کند. در کنار هر کدام از این پل‌ها داستان‌هایی رخ می‌دهد. داستان‌هایی که از صبح گرم تابستانی شروع می‌شود و تا آخرین ساعات شب طول می‌کشد.» پیش از رمان 584 صفحه‌ای «پل»، غلامحسین دولت‌آبادی و آراز بارسقیان، نمایشنامه‌های مختلفی باهم تألیف و به روی صحنه برده‌اند و در این بین نمایشنامه «گام زدن روی یخ نازک» در سال 1392 به‌عنوان کتاب سال در بخش تئاتر، برگزیده شد. از بارسقیان نیز رمان‌هایی با عناوین «یکشنبه»، «دوشنبه» و داستان کوتاه «غریبه» به چاپ رسیده است.                       ]]> ادبيات Wed, 14 Nov 2018 15:02:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267627/نشر-اسم-پل-منتشر نامه‌نگاری اکبری دیزگاه و مدیر عامل بنیاد ادبیات داستانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267623/نامه-نگاری-اکبری-دیزگاه-مدیر-عامل-بنیاد-ادبیات-داستانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد ادبیات داستانی در این نامه آمده: «برادر گرامی؛ جناب آقای ابراهیم اکبری دیزگاه با سلام شما چه از شرکت در این انتخاب انصراف بدهید و چه ندهید، از استوانه‌های حال و افق‌های روشن آینده ادبیات داستانی ایران هستید.» مهدی قزلی گفتنی است صبح امروز، اکبری دیزگاه با انتشار نامه‌ای در فضای مجازی و خطاب به مهدی قزلی، حضور در بخش ویژه «چهل‌سالگی انقلاب اسلامی» را مقتضی زمان حال خود ندانست و خواست نام او خط زده شود. در این نامه آمده است: «برادر عزیزم، حضرت مهدی قزلی با سلام و احترام فراوان لطف بفرمایید اسم بنده را از لیست آتیه ادبیات داستانی ایران خط بزنید. از عنایت شما و همکارانتان سپاسگزارم. لازم است نکته‌ای را تذکر دهم، شاید برای همه ما اهالی ادبیات داستانی مفید باشد؛ نویسنده‌ای که آینده و آتیه را در معاد می‌بیند، باید مدام به قیام و بازگشت فکر کند؛ قیام در مقابل خدا و بازگشت به سوی او! ولی من اکنون در فکر فرارم؛ « فَفِرُّوا إِلَى اللَّه» (ذاریات/50) پس آتیه و آینده من همین الان است؛ الانی که دارم برمی‌گردم، قیام می‌کنم و فرار!» با تشکر ابراهیم اکبری دیزگاه ابراهیم اکبری‌دیزگاه یکی از افراد حاضر در فراخوان انتخاب «آتیه داستانی ایرانی» است.  در این فراخوان که توسط دبیرخانه یازدهمین جایزه ادبی جلال آل احمد منتشر شده است، از مخاطبان ادبیات خواسته شده تا 13 آبان با مراجعه به نشانی javan.adabiatirani.com ، سه نامزد از فهرست بیست نویسندۀ زیر 40 سالی که هر کدام اثری مرتبط با هویت انقلابی-دینی-ملّی دارند انتخاب کنند. ]]> ادبيات Wed, 14 Nov 2018 14:09:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267623/نامه-نگاری-اکبری-دیزگاه-مدیر-عامل-بنیاد-ادبیات-داستانی ​نکوداشت شمس لنگرودی در زادگاه‌اش http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267599/نکوداشت-شمس-لنگرودی-زادگاه-اش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دانشگاه گیلان قصد دارد تا طی مراسمی در ایام برگزاری هفته کتاب نکوداشت شمس‌لنگرودی، شاعر و ادب‌پژوه گیلانی را برگزار کند. این برنامه با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی مدیریت گیلان، مجمع اسلامی فرهنگیان گیلان، دانشگاه گیلان برگزار خواهد شد. شمس لنگرودی متولد 1330، شاعر، بازیگر و پژوهشگر ادبیات معاصر است. دو رمان «رژه بر خاک پوک» در دهه 70 و «آن‌ها که به خانه من آمدند» کارنامه ادبی او را در کنار آثار پژوهشی و مجموعه شعرهایش تکمیل می‌کنند. «حکایت دریاست زندگی»، «تعادل روز بر انگشتم»، «آوازهای فرشته بی‌بال»،‌ «می‌میرم به جرم آنکه هنوز زنده بودم»، «رسم کردن دست‌های تو» و «توفانی پنهان شده در نسیم» تنها بخشی از مجموعه‌ شعرهای منتشر شده از این شاعر است. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند به پژوهشگده گیلان‌شناسی دانشگاه گیلان به نشانی رشت، تقاطع غیرهمسطح انتظام، بلوار شیون فومنی، ابتدای خیابان میرزا کوچک‌خان مراجعه کنند. ]]> ادبيات Wed, 14 Nov 2018 10:05:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267599/نکوداشت-شمس-لنگرودی-زادگاه-اش ضیایی: یکی از میراث‌ ادبیات ما تکنیک «داستان در داستان» است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267591/ضیایی-یکی-میراث-ادبیات-تکنیک-داستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یکصدوچهارمین نشست زرین قلم همراه با جلسه نقد و بررسی کتاب «ماه را نشانه بگیر» نوشته ژیلا تقی‌زاده با حضور سید مهرداد ضیایی، و منتقدین قاسمعلی فراست و فرحناز علیزاده در فرهنگسرای رسانه برگزار شد. در ابتدای این جلسه، مهرداد ضیایی، صحبت کرد و گفت: بسیار خوشحالم که در کنار دوستان بزرگوار هستم. ژیلا تقی‌زاده نقاش و داستان‌نویسی است که سال‌ها در عرصه‌های مختلف هنر فعالیت کرده است. او سال‌ها است که کار نویسندگی را انجام می‌دهد و یک کارگاه داستان‌نویسی را نیز دنبال می‌کند. باید بگویم که تاکنون آثار فراوانی از او در انتشارات‌ مختلف به چاپ رسیده است که از این جمله می‌توان به انتشارات نیستان اشاره کرد. شخصیت اصلی این داستان که در پیش روی شماست، راه درازی را طی کرده است که شاید با کمیت‌های فیزیکال قابل مقایسه نباشد. در ادامه، قاسمعلی فراست صحبت کرد و گفت: خوشحالم که امروز در جایی هستم که در آن راجع به کتاب، اندیشه و قلم صحبت می‌شود. موضوعی که یکی از مقوله‌های مظلوم روزگار ما است و وای بر ملتی که اهل قلم آن در اقلیت باشند. این موضوع یک تاسف است اما اگر هیچ کس هم کاری برایمان نکند، خودمان باید بدانیم که در کجا ایستاده‌ایم و این قلم است که ما را می‌سازد. نباید به حقانیت قلم، اندیشه و گفتگو ذره‌ای شک کنیم. به خانم ژیلا تقی‌زاده درود می‌فرستم و از ایشان تشکر می‌کنم. در ابتدا می‌خواهم راجع به امتیازات و ویژگی‌های کتاب صحبت کنم و در بخش بعدی نیز ای‌کاش‌هایی را بیان خواهم کرد. من فکر می‌کنم که تمام انبیا، فلاسفه و هنرمندان که در این دنیا آمدند تا کاری را انجام بدهند، غایت هدف‌شان این بوده است که به ما راه زندگی را نشان بدهند. حال مهم ‌نیست که آن ساحت قدسی، الهی است، غیر الهی است، مسیحیت است و ... این افراد آمده‌اند تا راه زندگی را به ما نشان بدهند. من فکر می‌کنم که این درس را خانم تقی‌زاده به شکل عملی و با اتفاقی که در زندگی‌اش رخ داده است، به ما یادآوری می‌کند. خیلی راحت است که در دنیای کلمه و زبان، دم از مهربانی و شجاعت و فداکاری بزنیم اما این که یک شخصی بیاید و به ما درس بدهد که باید این‌گونه در برابر مشکلات ایستادگی کنیم، باید در برابر او سر تکریم پایین آورد، از او یاد گرفت و ارج نهاد. خانم تقی‌زاده با مشکلی روبه‌رو است که من از عملکرد او واقعا درس یاد گرفتم و به هر کسی رسیدم، این موضوع را بیان کردم. تنها چند نفر را در دنیای ادبیات و هنر می‌شناسم که در برابر مشکلاتی از این دست، مردانه ایستاده باشند. یکی از این افراد، آقای ناصر ایرانی بود. او سال‌ها با بیماری مبارزه کرد و با لب خندان با آن مشکل برخورد کرد. هم‌چنین حسین ابراهیمی، سال‌ها با لبخند با این بیماری برخورد کرد و آقای حسین ژرفا که آدم بسیار باسواد و شریفی است، واکنش بسیار زیبایی به مشکلات داشت. خاطرم هست زمانی که از او می‌پرسیدم که با کمردرد و پادرد چه می‌کنی؟ در جواب می‌گفت که سال‌ها است با این درد عشق بازی می‌کنم. البته گفتن این موضوع خیلی ساده است اما عمل کردن به آن واقعا درس است. خانم تقی‌زاده نیز از جمله هنرمندانی است که به صورت بارز با این بیماری برخورد کرده است. او فقط یک نویسنده نیست بلکه یک معلم رفتارهای اجتماعی برای من و امثال من است. فراست به ویژگی‌های مثبت این کتاب اشاره کرد و گفت: اولین ویژگی دلنشین این کتاب برای من، پرداختن به موضوعاتی بوده است که جامعه من و شما به شدت به آن احتیاج دارد. درست است که نویسنده تحت تاثیر جامعه خود است و باید زبان گویای آن باشد اما در یک جاهایی یادمان می‌رود که جامعه به چه سوژه‌هایی احتیاج دارد و به همین دلیل به خود سانسوری می‌افتیم و می‌گوییم نکند چاپش نکنند، نکند ایراد بگیرند و ... خانم تقی‌زاده در این قضیه به چند موضوع پرداخته است که هرکدام می‌تواند موضوع یک کتاب دیگر باشد. در این میان، یکی از موضوعاتی که در جامعه ما مظلوم مانده است، بحث دوجنسیتی است. این موضوع یک واقعیت است و جامعه من و شما مساله‌ای به اسم دوجنسیتی دارد و نمی‌توانیم روی این واقعیت چشم ببندیم و فراموشش کنیم. هنرمند واقعی کسی است که شجاعانه و با شهامت وسط می‌آید و راجع به چنین موضوعاتی صحبت می‌کند و علاوه بر این باید به کسی که هنرمندانه این موضوع را بیان می‌کند، دست مریزاد گفت. دقت کنید که گفتن این چنین مساله‌ای یک بخش است و گفتن آن با زبان هنر، بخشی دیگر است. پرداختن به موضوع دوجنسیتی در این کتاب، بسیار مهم است. به نظر من، از آن‌جا که این افراد مظلوم واقع شده‌اند، خودشان نیز در تنهایی خود اذیت می‌شوند. در خانواده‌شان اذیت می‌شوند و جامعه به آنان نگاه بدی دارد. خب بالاخره یک نفر باید به این مظلومیت اشاره بکند. از این جهت، من به عنوان یک آدم فرهنگی دست ایشان را می‌بوسم. دومین مساله‌ای که در کتاب باید به آن نگاه کرد، پژوهش‌محوری آن است. نویسنده برای طرح مسائل مدنظر خود پژوهش گسترده‌ای انجام داده است چرا که اصلا بدون پژوهش نمی‌توان بسیاری از این موضوعات را بیان نمود. برای مثال، او راجع به موضوعات مختلف نیازمند اطلاعاتی بوده است و به همین دلیل آمده است و با کنار هم قراردادن چند موضوع تاریخی و اساطیری،‌ داستان را بیان کرده است که بسیار کمک‌کننده نیز است. این موضوعات نشان می‌دهد که نویسنده پژوهش کرده است و الکی یک کتاب نساخته است. او کتاب را نگاشته است که متفاوت با ساختن کتاب است. نویسنده برای این ساحت‌ها که به دست خودش نیز ساخته شده است، منطق داستانی ایجاد کرده است. دقت کنید که یکی از مسائل مهم در این کتاب، گم کردن هویت و در نتیجه پیدا کردن هویت انسان‌ها است. در این کتاب با انسان‌هایی روبه‌رو هستیم که در لابه‌لای چرخ روزگار گم می‌شوند و از بین می‌روند.              سخنران بعدی این مراسم، فرحناز علیزاده بود. او گفت: من در ابتدای صحبت‌هایم می‌خواهم از امتیازها شروع کنم. ایشان در این کتاب روی مشکلات و معضلاتی دست می‌گذارد که جوان‌ها و نوجوان‌ها با آن درگیر هستند. برای بیان این مشکلات، از شخصیت‌های زیادی استفاده می‌شود مثل آنیتا که به دلیل سخت‌گیری‌های خانواده اش مجبور می‌شود که به کارهایی روی بیاورد که مورد پسند هرکسی نیست. میلاد نیز یکی از همین شخصیت‌ها است و ... افراد زیادی در این داستان‌ها حضور دارند که داستان خود را روایت می‌کنند و معضلات اجتماعی ما را بیان می‌کنند. دست گذاشتن روی این مشکلات و بیان آن‌ها به این شکل، جسارت خانم تقی‌زاده را نشان می‌دهد. علاوه بر این، بیان قصه در قصه از ویژگی‌های مثبت کتاب است که به خوبی از آب درآمده است. ارتباط زنجیره‌وار داستان‌ها به یکدیگر و کنار هم قرار دادن آنان، از جمله محاسن این کار است. به نظر می‌رسد که نویسنده آن قدر به کار خود مسلط بوده است تا بتواند این موضوعات را با هم درآمیزد و کار را جلو ببرد. چیزی که در این کتاب برای من مهم بود، بیان لحن شخصیت‌ها توسط خانم تقی‌زاده بود. باید بگویم که لحن‌ها در این داستان، به خوبی بیان شده است و نویسنده برای هر شخصیت به فراخور حال او، لحن خوب و زبانی هم‌سو با شخصیت او را ارائه کرده است. برای مثال، می‌بینید که مادربزرگ لحن خاص خود را دارد که منحصر به فرد است. شما می‌توانید با استفاده از لحن او، به خوبی او را شناسایی کنید و ارتباط برقرار کنید. یا به عنوان مثالی دیگر، اگر به لحن «فرهنگ» دقت کنید می‌بینید که لحن او کاملا نزدیک به جوانی شبیه به او است. باید دقت داشت که بیان لحن‌ها توسط نویسنده کار بسیار سختی است. سخت‌تر از این موضوع، بیان تفاوت‌ها در لحن شخصیت‌های متفاوت است. تمام این مثال ها نشان می‌دهد که نویسنده در بین لحن‌ها و پرداخت آن به خوبی عمل کرده است تا شما بدون این که شخصیتی را از نزدیک دیده باشید، بتوانید او را تصور کنید و تمایز لحن او با شخصیت دیگر را نیز متوجه شوید. این موضوع، در حالی یکی از ویژگی‌های مثبت این کتاب است که ممکن است بعضی از نویسندگان توجهی به آن نداشته باشند و تمایز شخصیتی را در نظر نگرفته باشند. این کارشناس و منتقد ادبی به قصه در قصه بودن داستان این کتاب اشاره کرد و گفت: در این کتاب، با چند قصه در قصه روبه‌رو هستیم. وقتی این داستان را می‌خوانیم، ممکن است که این سوال برای ما پیش بیاید که بالاخره شخصیت اصلی داستان کیست؟ آیا میلاد، شخصیت اصلی است، آقا رفیع شخصیت اصلی است یا ... وقتی کمی جلوتر می‌روید، متوجه می‌شوید که شخصیت اصلی داستان، کسی است که تحقیق می‌کند و براساس آن می‌خواهد جسم و جان ما را با خود همراه سازد. وقتی این کتاب را می‌خواندم، با نمادهایی روبه‌رو بودم که هر کدام معانی خاصی داشت. بنابراین شروع به جمع‌آوری این نمادها کردم اما زمانی که به انتهای کتاب رسیدم دیدم که خانم تقی‌زاده خودش این نمادها را معرفی کرده است. در کنار این‌ها دوست داشتم که  گره اصلی، خیلی سریع‌تر وارد داستان بشود. علاوه بر این، بعضی از شخصیت‌ها به صورت ناگهانی از داستان خارج می‌شدند و در جایی دیگر به صورت ناگهانی مجددا وارد داستان می‌شدند. مهرداد ضیایی، سومین سخنران این مراسم بود. او ضمن اشاره به بعضی ای‌کاش‌های این کتاب گفت: یکی از ای‌کاش‌های خود من از جمله مواردی است که به سلیقه من برمی‌گردد. به نظرم، داستان، براساس یک ساختار از پیش تعیین شده وابسته با انگاره‌های ادبی پیش می‌رود و ممکن است که در حوزه ادبیات داستانی وارد مقوله‌هایی از فرهنگ اجتماعی نیز بشود. به نظرم، گاهی اوقات سلیقه‌ها نیز ممکن است وارد ساختاری بشود که برای شما کار را سخت کند. فرقی ندارد که گره داستان در کجا باز شود و در کجا بسته شود. بسیاری از داستان‌ها هستند که گره‌شان در ابتدا باز می‌شود و پس از آن با وقایع روبه‌رو می‌شویم. در کلیت باید بگویم که خانم تقی‌زاده صراحت دارد و این ابزار نویسندگی او است. او شیوه به تصویر کشیدن یک ژانر را بلد است. باید‌ گفت که او هم شجاعانه وارد می‌شود و هم محافظه‌کار است. شجاعت او در بسیاری از اتفاقات پیدا است که شما هم آن را می‌دانید اما محافظه‌کاری در آن‌جا است که شما وارد عرصه‌های دیگر نمی‌شوید. برای مثال، من بسیار دوست داشتم که او از عنصر حریت در داستان استفاده کند. خود نویسنده نباید شیفته آن چیزی که خلق کرده است بشود چرا که باعث اتفاقات دیگری می‌شود. از جمله این اتفاقات آن است که مخاطب جلوتر از داستان،‌ تزئینات آن را درک می‌کند. به نظرم، با توجه به پتانسیلی که تم‌های این داستان داشتند، این کتاب می‌توانست بسیار بزرگتر از این باشد. به موضوع کمیت اشاره می‌کنم. برای مثال، نویسنده تلاش می‌کند تا در بزنگاه‌هایی، جای پایی از یک عنصر گم شده را تکرار کند. این موضوع به این دلیل است که مخاطب داستان را فراموش نکند و بداند که آن عنصر در جایی در پرده قرار دارد. بنابراین، این‌چنین تکرارهای مسجع‌وار در داستان به آن کمک می‌کند. یکی از مواردی که خانم تقی‌زاده با آن درگیر شده است، چیزی است که یک سر در اساطیر دارد و یک سر در میراث دانش دارد. من این کتاب را بسیار دوست دارم و هنوز هم اعتقاد دارم که می‌شد این کتاب را از نظر کمی بیش‌تر کرد و داستان‌های افراد بیش‌تری را بشنویم که در سایه هستند. به نظرم بهتر بود که در مواردی، برجستگی بعضی موضوعات کمتر می‌شد و در مقابل، در مواردی برجستگی بعضی موضوعات بیش‌تر می‌شد. اگر قرار بود که خودم را جای نویسنده بگذارم و چنین کتابی را بنویسم، فکر می‌کنم که در وسط راه ناامید و یا شاید نابود می‌شدم. باید بگویم که این کتاب بازنویسی‌های بسیاری داشت و از این جهت هم کار بسیار سنگینی بود. در بخش بعدی این مراسم، بخش‌هایی از کتاب «ماه را نشانه بگیر» توسط مهرداد ضیایی، خوانده شد و پس از آن، علیزاده، در سخنانی کوتاه به لحن در این داستان اشاره کرد. او گفت: یکی از موضوعاتی که من بدان اشاره کردم، همین بود. خانم تقی‌زاده به‌گونه‌ای از لحن و زبان استفاده می‌کند که اصلا احتیاجی به بازخوانش وجود ندارد. در حقیقت او با استفاده از لهجه‌ای خاص، آن شخصیت را به صورت تصویری برای ما نمایش می‌دهد و ما می‌توانیم تصور کنیم که آنان چه حرفی را می‌زنند. خانم تقی‌زاده برای هر شخصیتی که در داستان خلق کرده است، یک زبان و لحن نیز قرار داده است. باید بگویم که زبان و لحن خانم تقی‌زاده بسیار روان و راحت است. البته در مورد تغییر لحن‌ها باید بگویم که این کار باعث می‌شود که نویسنده خط اصلی را از دست بدهد. ضیایی در ادامه صحبت‌های مطرح شده توسط منتقد این جلسه بیان کرد: استفاده کردن از لحن‌های مختلف، الزاما یک دستورالعمل باارزش نیست. البته کار بسیار سختی است و نو است. دلیل این حرف من این است که استفاده از لحن‌های متعدد باعث می‌شود که کار از نظرگاه خود خارج شود. برای مثال در نمایش‌نامه، استفاده از لحن‌های مختلف طبیعی است اما اگر تاریخ چند صده ساله داستان‌نویسی را بررسی کنید می‌بینید که استفاده نکردن یک نویسنده از این تکنیک، به معنای یک اشتباه از سمت او نیست و حتی استفاده نکردن از آن، دال بر ناتوانی نویسنده نیز نمی‌باشد. داستان چیز دیگری دارد. قاسمعلی فراست، در بخش دوم صحبت‌های خود، توضیحاتی را راجع به نقص‌های این داستان داد و گفت: باید بگویم که کنار گود ایستادن و صحبت از نقص‌های یک داستان، کار بسیار راحتی است. اگر ای‌کاشی در این جلسه مطرح می‌کنم، بدین معنا نیست که در داستان خود، حتما این را رعایت می‌کنم. به اعتقاد من، وقتی ما خوبی‌های داستان را برمی‌شمریم، برای این‌که اطمینان پیدا کنیم که آن خوبی‌ها از روی تعارف بیان نشده است، ای‌کاش‌ها نیز بیان می‌شود که باید نظر کارشناسی داده شود. دقت کنید که داستان با گم‌شدن قاسم چگینی شروع می‌شود و به نظر من، این موضوع، شروع بسیار خوبی است چرا که من به عنوان یک مخاطب این سوال را از خود می‌پرسم که این فرد بعد از خواستگاری، ناگهان کجا می‌رود و چه بلایی بر سرش آمده است. این سوال در جریان داستان‌نویسی به چند طریق پاسخ داده می‌شود. اولا، او را مدتی رها می‌کنیم تا کنجکاوی برای مخاطب ایجاد شود و بدین وسیله بقیه داستان را برای او تعریف می‌کنیم و در نهایت به چرایی آن گم شدن اولیه اشاره می‌کنیم. اساسا، داستان‌نویسان کلاسیک از این شیوه استفاده می‌کرده‌اند. موضوع دیگر این است که بگوییم فعلا این شخصیت را رها می‌کنیم و بعدا به آنان برمی‌گردیم. این موضوع در داستان جدید و مدرن کاملا متداول است. باید اشاره کرد که نویسنده، تلاش می‌کند تا در لابه‌لای ماجرای گم‌شدن قاسم چگینی، مخاطب را هم‌چنان با خود نگه دارد و او این سوال را مدام از خود بپرسد که قاسم چگینی کجا رفت؟ بالاخره نویسنده یک بستری را برای بیان داستان خود باز کرده است و طبعا مخاطب این حق را دارد که از او بپرسد نتیجه این بستر چه شد و ما را به کجا می‌بری؟ به نظر می‌رسد که فاصله بین ابتدای داستان و گم‌شدن قاسم چگینی با پیدا شدن او در انتهای داستان، کمی زیاد است و بعضی خواننده‌ها را اذیت می‌کند. خواننده از خود این سوال را می‌پرسد که نویسنده به کجا می‌رود و چرا بستر اصلی را رها کرده است. به نظرم، نویسنده می‌توانست در جاهایی، یک ردپا یا اشاره به ماجرای اصلی می‌داد تا مخاطب بداند که حواس نویسنده به این ماجرا هست. این کار باعث می‌شد که هم انقطاع زیاد بین ابتدا و انتهای داستان از بین برود و هم اعتماد مخاطب جلب شود که حواس نویسنده به ماجرای اصلی هست. او اضافه کرد: نکته دومی که به نظرم باید بیان شود این است که نویسنده به صورت هوشمندانه خواسته است تا 4-5 موضوع مطرح شده در داستان را به هم ربط بدهد اما به نظرم در مواردی این نخ تسبیح بعضا بسیار نازک شده است و یا روایت‌های این داستان‌ها به قدری زیاد شده است که باعث سردرگمی مخاطب می‌شود. ما از ابتدای داستان، یک خط داستانی به نام قاسم چگینی داریم و می‌خواهیم بدانیم که او کجا رفته است؟ هم‌چنین، یک خط دوجنسی نیز وجود دارد و خط دیگر نیز ماجرای دزدی آنیکا و هم‌کلاسی‌اش است. علاوه بر این‌ها، ماجرای گیتی مطرح می‌شود. به نظرم ای‌کاش تمام این خط‌های داستانی، همدیگر را پیدا می‌کردند. ضیایی بیان داشت: موقعی که تمام این خطوط داستانی را می‌دیدم، با خود می‌گفتم که این‌ها می‌تواند دو فصل دیگر را نیز بسازد. البته می‌دانم که وصل کردن این شخصیت‌ها به همدیگر کار بسیار سختی است اما باید اعتراف کنم که در بین تمام این شخصیت‌ها یک موضوع مشترک دیدم و آن هم ارتباط بین والد و مولود است. در حقیقت این شکل از بحران هویت در دل همین موضوع دیده می‌شود. موقعی که در ارتباط بین مولود و والد تردید به وجود می‌آید، یکی از شاخصه‌های بحران هویت برای افراد تقویت می‌شود. دقت کنید که در تمام این داستان‌ها، همه بچه‌ها مشکلاتی را با والدین خود دارند و حرف همدیگر را نمی‌فهمند. شاید نویسنده گمان کرده است که با اشتراک این موضوع در قطع ارتباط بین فرزند و والدین و بحران هویتی، می‌تواند تمام این داستان‌ها را به هم متصل کند. فراست در پاسخ به مهرداد ضیایی گفت: البته این موضوع امکان‌پذیر است. برای مثال در زمان جنگ و صلح، تعدد شخصیت‌ها به حدی می‌رسد که واقعا احساس می‌کنیم قرار دادن یک وجه اشتراک بین شخصیت‌ها الزامی است. به نظرم، تولستوی اگر می‌خواست که این رمان را امروز بنویسد، به گونه دیگری می‌نوشت. دقت کنید که وقتی شخصیت‌های داستانی زیاد می‌شود،‌ اگر آنان را گم نکنیم و ارتباطی بینشان برقرار شود، هیچ ایرادی وجود ندارد. البته این ارتباط می‌تواند یک ارتباط از جنس مشاهده و کلامی باشد و هم می‌تواند به صورت حسی و فکری باشد. برآورد من این است که این شخصیت‌ها در مواردی باعث شلوغ شدن داستان شده است. به هر حال من به ایشان دست مریزاد می‌گویم و به نظرم این داستان غنای بسیار زیادی دارد و پژوهش آن بسیار گسترده بوده است. باید در برابر چنین فردی سر تعظیم فرود آورد. در مواردی بغضم می‌گیرد وقتی می‌بینم که یک آدم پر و پیمان فرهنگی که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، در گوشه یک خانه قرار گرفته و خبری از او نیست در حالی که یک جوان 24-25 ساله بازیگر یا فوتبالیست، در کانون توجهات قرار دارد و در جامعه چهره است. چه تعداد بازیکنان زیادی هستند که به اندازه یک هزارم آقای ضیایی کتاب نخوانده‌اند اما چهره هستند. این‌ها فاجعه جامعه من و شما است و برای آن افسوس می‌خورم. در مقابل می‌بینید که وقتی کتاب فلان نویسنده خارجی درمی‌آید، همه مردم آگاهانه و هوشمندانه شبانه صف می‌کشند تا کتاب را بخرند. آنان با این کار می‌خواهند به فرزند خود یاد بدهند که این وسیله ارزشمند، کتاب است و یک نویسنده برای نوشتن آن یک سال، دو سال زحمت کشیده است. بنابراین من باید شبانه در برابر کتابفروشی صف بکشم تا کتاب او را بخرم. در این‌جا می‌بینید که وقتی شخصیت‌هایی نظیر سیدرضا حسینی، احمد محمود، سیمین دانشور، ژیلا تقی‌زاده و ... در جایی صحبت می‌کند، شور و شوقی وجود ندارد و استقبال کم است.                فرحناز علیزاده ضمن اشاره به بعضی ایرادات این داستان گفت: باید اعتراف کنم که جاهایی از داستان را با سرعت بسیار زیادی می‌خواندم تا ببینم که بالاخره چه اتفاقی برای شخصیت‌ها رخ خواهد داد اما در مقابل جاهایی به سختی جلو می‌رفت. به نظرم در مباحثی که ژیلا تقی‌زاده پژوهش می‌کرده است، دوست داشته تا تمام نتایج پژوهش خود را وارد داستان کند. البته همان‌طور که آقای ضیایی اشاره کردند، هر کس می‌تواند شیوه نوشتن خود را خودش تعیین کند و هیچ الگو و خط‌کشی وجود ندارد. همیشه در کارگاه‌های داستان نویسی بیان کرده‌ام که ما به شما هنرجویان، راه و روش داستان‌نویسی را یاد می‌دهیم اما اصلا این‌گونه نیست که بخواهیم الگو و نقشه به شما بدهیم. اگر کسی چنین کاری بکند، استعداد نویسنده و ذوق و قریحه او را از بین برده است. در مورد این کتاب باید بگویم که اگر گره داستانی زودتر شروع می‌شد، به این دلیل که تعلیق زودتر شروع می‌شد، بیش‌تر با آن همراه می‌شدیم. دقت کنید که ما در این‌جا با یک داستان بلند روبه‌رو هستیم اما با توجه شخصیت‌هایی که خانم تقی‌زاده انتخاب کرده است، این داستان قابلیت تبدیل به رمان را نیز دارد. در حقیقت، خرده ‌داستان‌ها به گونه ای است که قابلیت تبدیل شدن به یک رمان را داشته است. نکته دیگری که جز ای‌کاش‌ها می‌باشد این است که تمام شخصیت‌ها به جز یک نفر، در رنج سنی جوان و نوجوان هستند. ای‌کاش آن شخصیت نیز در همین رنج سنی قرار می‌گرفت و تمام این افراد در یک هویت و شخصیت قرار می‌گرفتند. البته این کار او شاید به این دلیل بوده است که می‌خواسته است بگوید یک آدم چهل‌ساله هم می‌تواند در این موقعیت قرار بگیرد. نکته آخر من این است که اگر می‌خواهیم بحث دوجنسه‌ها را به عنوان یکی از محورهای اصلی داستان بیان کنیم، بهتر است که حضور او خیلی سریع‌تر در داستان علنی بشود و از همان ابتدا وارد ماجرا شود. پیشنهاد من به دیگر دوستانی که می‌خواهند داستان در داستان بنویسند این است که داستان‌ در داستان‌ها در هم تنیده شود. بدین معنی که همه با هم در یک دسته‌بندی قرار بگیرند. اگر این اتفاق رخ بدهد،  ضرباهنگ داستان تندتر شده و بیش‌تر خود را نشان می‌دهد.  مهرداد ضیایی در بخش پایاتی صحبت‌های خود گفت: یکی از میراث‌ ادبیات داستانی ما که بسیاری از نویسندگان و حتی حماسه سرایان ما از آن استفاده کرده‌اند. داستان در داستان است. این سنت با اشکال نزدیک به همی توسط بسیاری از هنرمندان عرصه ادبیات استفاده شده است. این اشکال نزدیک به هم به ما می‌گوید که بین تمام خرده داستان‌ها، قطعا یک ردپا وجود دارد. به نظر من بخشی از این موضوع به میراث ادبیات شفاهی برمی‌گردد و بخشی دیگر به برداشت‌های لطیف عرفانی برمی‌گردد که عرفا و اهل تصوف بدان اشاره زیادی کرده‌اند. به نظرم خیلی خوب‌تر است که از این میراث استفاده کنیم. علاوه بر این، مساله‌ای که در داستان‌های امروز کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، موضوع فانتزی در داستان است. این میراث، جدا از این‌که کاربرد بازاری و مخاطبی دارد، در عین حال یکی از تکنیک‌های داستان‌نویسی ما است که از آن کمتر استفاده می‌کنیم همان‌طور که اکنون بیش‌ از 40 سال است که هیچ کس راجع به میراث محیط‌زیستی ما هیچ چیز ننوشته است. در بخش پایانی این مراسم، ژیلا تقی‌زاده، نویسنده کتاب یک پیام صوتی به حاضران در این جلسه داد. او در این پیام ضمن تشکر  از همه کسانی که در این مراسم حضور یافته بودند، به ارائه مختصری از روند تولید این اثر ادبی اشاره کرد و هدف خود از نوشتن این داستان را شرح داد.   ]]> ادبيات Wed, 14 Nov 2018 08:12:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267591/ضیایی-یکی-میراث-ادبیات-تکنیک-داستان شعیری: نویسنده این کتاب تحت تاثیر ساختارگرایی فرانسه است/پورآذر: موافق بحث ساختارگرایی فرانسوی در این کتاب نیستم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266999/شعیری-نویسنده-این-کتاب-تحت-تاثیر-ساختارگرایی-فرانسه-پورآذر-موافق-بحث-فرانسوی-نیستم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست هفتگی شهرکتاب روزگذشته سه‌شنبه 22آبان به نقدوبررسی کتاب «سواد روایت» نوشته اچ. پورتر ابوت اختصاص داشت. این نشست با حضور علی‌اصغر محمدخانی، امیرعلی نجومیان، رویا پورآذر و حمیدرضا شعیری برگزار شد. همچنین قباد آذرآیین از دیگر نویسندگان حاضر در نشست بود. منتقدان حاضر در جلسه مهم‌ترین خصیصه کتاب «سواد روایت» را طرح پرسش‌هایی دانستند که با وجود پاسخ ندادن نویسنده به شماری از آن‌ها، نقش مهمی در متفاوت کردن این کتاب نسبت به سایر کتاب‌هایی که در حوزه روایت‌شناسی نوشته و ترجمه شده داشته است. همچنین انتقادهایی درباره مختصر بودن برخی از سرفصل‌های مهم کتاب به آن وارد شد. همچنین در این نشست برخی از منتقدان بر این عقیده بودند که نویسنده کتاب «سواد روایت» تحت تاثیر ساختارگرایی فرانسوی است که این مساله از سوی مترجم این کتاب رد شد و رویا پورآذر اذعان داشت که نویسنده این کتاب بیشتر تحت تاثیر باختین است تا نظریه پردازهای فرانسوی.               در ابتدای این نشست، علی‌اصغر محمدخانی به اختصار سرفصل‌های کتاب را معرفی کرد و گفت: در حوزه روایت‌شناسی در کنار دیگر حوزه‌هایی مانند زیبایی‌شناسی و نشانه‌شناسی کتاب‌های زیادی منتشر و در پایان‌نامه‌ها هم به مساله روایت‌شناسی در حوزه‌های تطبیقی و ... پرداخته می‌شود. این کتاب ساختار منظمی دارد و خوش‌خوان است و درک آن برای مخاطب ساده و آسان است. همچنین این کتاب حوزه‌های مختلف روایت‌شناسی را پوشش می‌دهد و کتابی جامع  است. کتاب حاضر بیشتر به روایت در ادبیات و فیلم و تئاتر می‌پردازد اما روایت را اساسا پدیده‌ای انسانی در نظر می‌گیرد، پدیده‌ای که محدود به ادبیات و فیلم و سینما نیست.                 معاون فرهنگی شهرکتاب در ادامه نکاتی را درباره کتاب به اختصار بیان کرد و گفت: نکاتی کلیدی درباره فصول مختلف کتاب به نظرم رسیده که آن‌ها را تیتروار بیان می‌کنم: - هرجا که انسان باشد روایت هم حضور دارد و اغلب در هر کاری که می‌کند روایت دخیل است. - کتاب حاضر مقدماتی در مساله روایت است. - بخش عمده سیاست و حقوق نزاع بین روایت‌هاست. - رسانه‌های گوناگون چه تغییری در روایت ایجاد می‌کنند. - روایت همواره مسیری دوطرفه است، بدون همکاری و تعامل ما هیچ روایتی نیز وجود نخواهد داشت. - کتاب حاضر توصیف می‌کند که هنگام مواجهه ما با روایت چه اتفاقاتی رخ می‌دهد. - روایت مثل خود زندگی ما همه جا هست. - روایت به زبان ساده عبارت است از بازنمایی یک رخداد یا مجموعه‌ای از رخداد. - قدرت روایت در تاثیر بلاغی‌اش نهفته است. - موضوع روایت اغلب درباره قدرت است. - سه روش تفسیر روایت: مقصدگرا، نشان یاب و اقتباسی. - روایت راهی برای شناخت خودمان است. - مساله تاریخ و داستان، حقیقت و روایت - درک روایت در دو قاب زمانی و مکانی - چگونگی اندیشیدن انسان از راه روایت.              سپس رویا پوراذر، مترجم کتاب «سواد روایت» شروع به صحبت کرد و گفت: علت انتخاب این کتاب برای ترجمه و معیارهای من به عنوان مترجم و نشر اطراف به عنوان ناشر و همچنین مقدمه‌ای برای معرفی و محتوای کتاب دو مبحثی است که به آن در این جلسه خواهم پرداخت. درباره علت انتخاب این کتاب باید بگویم به نظر من کتاب در حوزه روایت‌ کم تالیف نشده است اما ما در حد توان خود بسیاری از این آثار را بررسی کردیم و متوجه شدیم که در بسیاری از آثار و نشست‌ها درباره روایت تعریف دقیقی از روایت ارائه نشده است و یک چارچوب معقول نظری در این باره وجود ندارد  و در نتیجه فقدان این چارچوب، گفت‌وگو ا در حوزه روایت به بن‌بست می‌خورند. ما دنبال کتابی بودمی که گام اول را در این راستا برداشته باشد و در عین حال به مباحث تکراری و قدیمی هم نپردازد و کتابی به روز و آکادمیک باشد. مترجم کتاب «سواد روایت» در ادامه به ویژگی‌های این کتاب اشاره کرد و گفت: این کتاب زبان شیرینی دارد و برای تفهیم مطالب از مثال‌های آشنای دنیای ادبیات و نمایش بهره می‌برد و از سوی دیگر قدرت و اعتبار علمی آن در حدی است که در برخی نقاط دنیا در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد تدریس می‌شود. من امیدوارم به عنوان مترجم این کتاب به پرسش‌های ما درباره روایت پاسخ داده شود و لااقل باعث شود که در حوزه روایت پرسش‌های احمقانه مطرح نکنیم. در مبحث دومی که مطرح می‌کنم این نکته را متذکر می‌شوم که اگر کسی می‌خواهد در هر بازی اعم از سیاسی، اجتماعی و ... برنده باشد باید به روایتی که می‌خواهد از خود ارائه دهد،‌ اشراف داشته باشد و بحث هوش روایی که یکی از قابلیت‌های ذهن بشر است،‌ در حوزه علوم تربیتی به شدت مطرح است تا انسان بتواند ظرفیت استفاده از روایت را در خودش کشف کند و به ابزاری قوی دست یابد تا در کار و زندگی خود از آن بهره جوید. وی افزود: نویسنده این کتاب جمله جالبی دارد که می‌گوید؛ اگر تصمیم دارید داستانی بنویسید در نهایت آن را می‌نویسید اما وقتی تصمیم می‌گیرید که روایتی بنویسید هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوانید در نهایت یک روایت بنویسید. اگر خواننده بتواند با توجه به تجربیات زیستی خود از موضوع روایت، قلاب‌های ذهنی خود را به نقاطی از آن بیندازد و مفاهیمی را برای خود خلق کند آن زمان می‌توان گفت ک آن روایت،‌روایتی موفق است.             حمیدرضا شعیری سخنران بعدی این نشست درباره سرفصل‌های جالب و خلاقانه کتاب بحث کرد و در کنار آن انتقادات خود را از کوتاه بودن و ایجاز مخل برخی از فصل‌های مهم کتاب ابراز کرد. وی عنوان کرد: من از دو جنبه شکل و ساختار و همچنین محتوا به این کتاب می‌پردازم. کتاب «سواد روایت» نه یک مدل خاص روایی به ما می‌دهد نه نظریه‌پردازی روایت انجام می‌دهد و نه الگوهای ساختارمندی به مخاطبش عرضه می‌کند. در عوض این کناب برای دو کار خیلی کاربرد دارد یکی برای شروع مطالعه سازوکار روایت و آشنایی با نمونه‌های ساده روایت و دوم اینکه تمام مسائل روایت در این کتاب مرور شده است. این کتاب یک مرور ساختارمند و هوشمندانه با سازماندهی حرفه‌ای و در عین حال ساده و قابل فهم است. وی افزود: در کنار این‌ها این کتاب از بسیاری از مسائل مهم به سادگی رد شده است. بحث «احساس و شناخت عاطفه» از آن جمله است. همچنین باید بگویم به شخصه فکر می‌کنم نویسنده این کتاب شدیدا تحت تاثیر ساختارگرایی فرانسه قرار دارد و حداقل 250 صفحه از کتاب این موضوع را به خوبی نشان می‌دهد. شعیری درباره سرفصل‌های جذاب و همچنین بخش‌هایی که به کوتاه بودن آن‌ها معترض بود گفت: برخی از مباحث مانند «رابطه فرهنگ و روایت» که امروزه از اهمیت فراوانی برخوردارند در این کتاب مغفول مانده است و به برخی مسائل مهم مانند «روایت تودرتو» در حد یکی دو صفحه و بسیار مختصر اشاره شده است. البته در کنار این‌ها به بحث‌هایی مانند «قضاوت و تفسیر» به طور کافی پرداخته شده و بحث «تعلیق بی‌هنجار» از بحث‌های جالب کتاب است. تقسیم‌بندی روایت به دو نوع عمودی و افقی نیز از دیگر مباحث جالب کتاب است اما در باره ساختارشکنی همانقدری به دریدا اشاره می‌کند که باقی آثار حوزه روایت اشاره کرده‌اند. «شیوه‌های تفسیر روایت» هم از بحث‌های خوب کتاب است. از دیگر نقدهایی که می‌توان به کتاب کرد این است که روایت، گفتمان و قصه با هم تعامل دارند و من معتقدم این گفتمان است که روایت را جلو می‌برد و سازوکارهای روایت را می‌چیند پس باید توامان بحث و پرداخته شوند. داستان،‌ گفتمان و روایت سه سطحی هستند که باید توامان پرداخته شوند و البته این موضوع، مبحث جدیدی است. همچنین بحث جداسازی روایت کلاسیک از مدرن و پست مردن نیز در این کتاب جایش خالی است و از دیگر نقدهای که وجود دارد مطرح‌کردن پرسش‌هایی است که خود نویسنده هم از پاسخ دادن به آن‌ها عاجز است. حمیدرضا شعیری در انتهای بحث خود عنوان کرد: سخن ناشر هم وجودش در این کتاب جای نقد دارد و به نظرم به جای آن باید سخن مترجم می‌آمد. همچنین اصل اصطلاحات انگلیسی باید به صورت پانویس در پایین هر صفحه می‌آمد تا مخاطب بتواند بفهمد فلان معادل فارسی ترجمه کدام اصطلاح انگلیسی است.              آخرین سخنران این نشست، امیرعلی نجومیان در ابتدا درباره ترجمه و همخوانی تخصص مترجم و حوزه‌ای که در آن به ترجمه مشغول است، سخن گفت و برنامه‌ریزی انتشاراتی را برای ترجمه ضروری دانست و از وجود بخش «سخن ناشر» در این کتاب دفاع کرد. سپس از ترجمه و معادل فارسی برخی از واژه‌ها و اصطلاحات کتاب مانند ساختارشکنی انتقاد کرد و اذعان داشت برای برخی از اصطلاحات در این کتاب چندین معادل فارسی به کار رفته است. نجومیان در ادامه بحث خود گفت: این کتاب یکی از ابتکارات مجموعه دانشگاهی کمبریج است. تا قبل از سال 2002 مجموعه‌هایی از این انتشارات منتشر می‌شد که در آن آخرین افق‌های دانش در هر حوزه پیش چشم خواننده قرار می‌گرفت و مجموعه مقالاتی از نویسندگان مختلف بود اما از سال 2002 به بعد مجموعه‌هایی خوشخوان منتشر شدند که بیشتر به عنوان مجموعه‌های درسی مطرح می‌شدند و هرکدام دارای یک نویسنده بودند.               این نشانه‌شناس درباره ویژگی‌های کتاب «سواد روایت» عنوان کرد: این کتاب، کتاب نظریه‌پردازی نیست اگرچه که آبوت، نویسنده کتاب از برخی نظریه‌ها جانبداری می‌کند اما از دید من این کتاب پرسش‌های مهمی در حوزه روایت‌شناسی مطرح می‌کند که در هر فصل به آن پاسخ می‌دهد و پرسش درباره «رابطه علیت با روایت» از جمله پرسش‌های خوبی است که کمتر در کتاب‌های حوزه روایت وجود دارد و در این کتاب بحث شده است. مباحث این کتاب،‌ مباحث دانشنامه‌ای روایت نیست و طرح پرسشنامه‌ای اساسی برای روایت است. یکی از بحث‌های جالب این کتاب «خود در روایت» است که هر چند خلاصه به آن پرداخته شده است. کتاب از نظر سنت روایت، تحت تاثیر سنت فرانسوی است اما در این سنت باقی نمی‌ماند و در 100 صفحه آخر کتاب وارد حوزه پساساختارگرایی می‌شویم و نویسنده بحث‌هایی از «روایت انشعابی»، «روایت‌های پیچشی»، «پیکار روایت‌ها» و ... را پیش می کشد. این استاد دانشگاه درباره روش نگارش این کتاب توضیح داد: روش نوشتن این کتاب، قیاس استقرایی است یعنی از مثال شروع می‌کند و بعد به نتیجه می‌رسد که عکس نوشتن معمول ایرانی‌هاست. بهترین روش هم برای آموزش همین روش است. این رویه مخاطب را در فرآیند کشف سهیم می‌کند و در پایان فصل به نتیجه‌گیری می‌رسد. مثال‌های این کتاب بسیار درخشان است و کتاب مفهوم روایت را به طور گسترده و در تمام حوزه‌ها می‌بیند و به فیلم و نقاشی هم وارد می شود و حتا از تبلیغات سیاسی هم غافل نمی‌ماند. جامعه نقد ادبی و نظریه در ایران نیازمند چنین آثاری است که توسط مترجم مشخص و ناشر با برنامه‌ریزی خاص در دستور کار قرار گیرد.               امیرعلی نجومیان در انتهای بحث خود گفت: این کتاب به پرسش‌های اساسی روایت‌شناسی پاسخ می‌دهد و به مخاطب نگاه عمیق‌تر و کلان‌تری می‌بخشد. در انتهای جلسه رویا پورآذر در پاسخ به برخی از انتقادات و نظراتی که کارشناسان در نشست مطرح کرده بودند،‌ گفت: موافق بحث ساختارگرایی فرانسوی در این کتاب نیستم و به نظرم بحث «کانون‌مندی» و زمان به روشنی به باختین اشاره دارد و بحث‌هایی که به راوی طعنه می‌زند نیز چنین است. درباره ترجمه اصطلاحات هم برای تک‌تک آن‌ها با دیگر مترجم کتاب،‌ نیما اشرفی بحث و تبادل‌نظر کردیم و باز هم در انتها می‌پذیرم که تشخیص ما ممکن است درست نباشد.               وی در انتها افزود: من به عنوان مخاطب این کتاب و نه مترجم معتقدم این کتاب با ساختار درست و سنجیده‌ای که دارد،‌ موضوعیت پاسخ را برای ما کم کرده و به جایش بحث پرسش‌های درست و هوشمندانه را پیش کشیده است.     ]]> ادبيات Wed, 14 Nov 2018 07:50:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266999/شعیری-نویسنده-این-کتاب-تحت-تاثیر-ساختارگرایی-فرانسه-پورآذر-موافق-بحث-فرانسوی-نیستم