خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين نشست‌کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/rokhdad_ketabi Wed, 21 Nov 2018 17:50:57 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 21 Nov 2018 17:50:57 GMT نشست‌کتاب 60 شاه‌آبادی عینیت و عاطفه را با هم درآمیخته است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267569/شاه-آبادی-عینیت-عاطفه-هم-درآمیخته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «قبرستان عمودی» نخستین جلد از مجموعه «دروازه مردگان» نوشته حمیدرضا شاه‌آبادی عصر سه‌شنبه (22 آبان 1397) با حضور شهرام اقبال‌زاده، مهدی رجبی، مصطفی خرامان و نویسنده اثر، در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار ‌شد.   مصطفی خرامان در این نشست با اشاره به تاثیر کتابخوانی بر کودکان گفت: بچه‌هایی که از کودکی کتاب‌های فانتزی می‌خوانند، افرادی موفق می‌شوند. اهمیت کتاب در این موفقیت قابل توجه است و اگر این کتاب، رمان باشد، اهمیت آن دوبرابر می‌شود. وهرچه بیشتر بتوانیم در این زمینه کار کنیم بیشتر به بچه‌ها خدمت کرده‌ایم. براین اساس وقتی کتاب خوبی منتشر می‌شود همه خوشحال می‌شویم.   شاه‌آبادی عینیت و عاطفه را با هم درآمیخته است شهرام اقبال‌زاده نیز در این نشست با بیان اینکه حمیدرضا شاه‌آبادی، پژوهشگر است، گفت: تاریخ و پرداختن به پیشینه انسان‌ها همیشه از دغدغه‌های او بوده است. گاهی اطلاعات تاریخی که ارائه می‌شود در حد گزارش است و در هر گزارش نگاه، زبان و روان گزارشگر دیده می‌شود ولی معمولا تفسیر انتقادی در آن دیده نمی‌شود، اما حمیدرضا شاه‌آبادی پژوهش انتقادی می‌کند و می‌گوید پشت این وقایع تاریخی چه می‌گذرد و داستان را نیز همینگونه آغاز می‌کند.   این نویسنده و مترجم در ادامه بیان کرد: شاه‌آبادی در عین حالی‌که از داده‌های عینی استفاده می‌کند اما تخیل و عاطفه خود را نیز وارد می‌کند و گوشه‌گوشه‌ای این داستان سرشار از عاطفه است. نویسنده این داستان محقق است، محققی که به کودکی و دنیای کودکان اهمیت می‌دهد و می‌داند که شخصیت رشدیه چه اهمیتی دارد. بااینکه در این کتاب راوی شخصیتی نوجوان است اما در بخش‌هایی از کتاب خود نویسنده به جای راوی صحبت می‌کند، جایی که از ستم بر کودکان سخن به میان می‌آید.   به گفته این پژوهشگر، حمیدرضا شاه‌آبادی صاحب‌سبک است، سبک او در ادبیات داستانی، آمیختن تاریخ با روایت داستانی است. او ادامه دهنده راه نویسندگانی است که دغدغه اجتماعی و عدالت دارند. عدالت برای کودکان جزئی از عدالت‌ عمومی و اجتماعی است. او در این کتاب به بی‌عدالتی و ستمی می‌پردازد که بر دنیای کودکان اعمال می‌شود و در «لالایی برای دختر مرده» به حذف‌شدگان تاریخ و دختران قوچانی می‌پردازد.       «دروازه مردگان» دایره‌لغات مخاطب را گسترش می‌دهد مهدی رجبی، نویسنده کتاب‌های کودک و نوجوان نیز در این نشست با اشاره به تصویر روی جلد کتاب گفت: فضا و تصویری که روی جلد کتاب می‌بینیم، فضایی نیست که در داستان بیان شده است، چهارچوب و ساختار این داستان بر ژانر فانتزی بنا شده است. مثلا در جایی که فرو رفتن شکور در آب حوض مطرح می‌شود از مولفه‌های فانتزی و سورئال استفاده شده است و باید تقویت می‌شد.   وی با بیان اینکه مولفه‌ها و کارکردهای ژانر فانتزی در این کتاب دیده می‌شود، این کتاب را از جهاتی با مولفه‌های ژانر فانتزی در «ارباب حلقه‌ها» مقایسه کرد و گفت: رشد واژگانی و گسترش دایره‌لغات مخاطب از مولفه‌های ژانر فانتزی در ارباب حلقه‌ها است که در این اثر نیز دیده می‌شود. همچنین تحصیل و کسب علم و دانش و سفر کردن و قدرت رمان در پرورش تخیل نیز از مولفه‌هایی است که در این کتاب دیده می‌شود.   خالق «خواهران تاریک» افزود: ارزش‌های انسانی مثل وفاداری، دوستی و انسانیت با پرداختن به شخصیت رشدیه نیز از مولفه‌هایی است که در این کتاب دیده می‌شود. هرچند که به نظر من بهتر بود بیشتر به شخصیت رشدیه در داستان توجه شود و صرفا یک پیرفرزانه نباشد.   جای زن‌ها در این رمان کاملا خالی است به گفته رجبی، جای زن‌ها در این رمان کاملا خالی است و این با دغدغه‌هایی که از حمیدرضا شاه‌آبادی سراغ داریم مانند «لالایی برای دختر مرده» که به حضور زن‌ها در رمان‌هایش توجه می‌کند، دور از انتظار بود.     حمیدرضا شاه‌آبادی و نیکنام حسینی‌پور آثار باید قدرت تغییر حس در خواننده را داشته باشند حمیدرضا شاه‌آبادی نیز در این نشست بزرگترین لذت برای یک نویسنده را این مساله دانست که دیگران کارش را بخوانند و درباره‌اش نظر دهند و گفت: بخشی از اثر روی کاغذ خلق می‌شود و بخشی از آن در ذهن خواننده اثر و تا زمانی که کاری خوانده نشود، کامل نمی‌شود. در این صورت است که نویسنده متوجه می‌شود چقدر در انتقال مفهوم مورد نظرش به مخاطب موفق عمل کرده است.   این نویسنده و پژوهشگر در ادامه بیان کرد: هر اثری که خوانده می‌شود باید این قدرت را داشته باشد که حسی را در مخاطب تغییر دهد و تغییر نگاه و سلیقه‌ای در او ایجاد شود و نوجوان‌های کتاب‌خوان نیز امروزه همین توقع را از نویسندگان دارند و من سعی می‌کنم کارم به گونه‌ای باشد که حسی در مخاطب جابجا شود.   باید توجه داشته باشیم ما با مخاطب نوجوانی سروکار داریم که یک پایش در بزرگسالی ‌است و آثار خوبی که برای آن‌ها خلق می‌شود همیشه قابلیت خوانده شدن از سوی بزرگسالان را نیز دارد و مورد اقبال هم قرار می‌گیرند مانند «هری‌ پاتر» که هم برای بزرگسالان و هم برای نوجوانان منتشر شد. البته ممکن است بعضی نوجوانان برداشت‌هایی از لایه‌های عمیق‌تر کار نداشته باشند و این انتظار هم از آن‌ها وجود ندارد.   شاه‌آبادی درباره آثارش توضیح داد: من همیشه گذشته را در آثارم یک کاراکتر داستانی می‌دانم مانند «کافه خیابان گوته» که همه آدم‌ها با گذشته مشکل‌ دارند و از آن ضربه خورده‌اند. در این کتاب، تهران قدیم یک کاراکتر است. ما در داستان واقع‌نگاری نمی‌کنیم ادای واقعیت را درمی‌آوریم و فضایی ایجاد می‌کنیم که خواننده احساس کند واقعیت را می‌خواند. ]]> کودک و نوجوان Tue, 13 Nov 2018 17:21:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267569/شاه-آبادی-عینیت-عاطفه-هم-درآمیخته نگاه‌مان در عرصه فرهنگ پروژه‌ای بوده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267514/نگاه-مان-عرصه-فرهنگ-پروژه-ای-بوده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «زندگی و آثار جبار باغچه‌بان، آغازگر تئاتر کودک و نوجوان در ایران» به کوشش منوچهر اکبرلو، با حضور نویسنده کتاب، اردشیر صالح‌پور و راضیه قلی‌پور دوشنبه (۲۱ آبان ۱۳۹۷) در سرای اهل قلم برگزار شد.   منوچهر اکبرلو در این نشست به ارائه توضیحاتی درباره محتوای کتاب پرداخت و گفت: کتاب «زندگی و آثار جبار باغچه‌بان، آغازگر تئاتر کودک و نوجوان در ایران» شامل پنج مقاله درباره باغچه‌بان و متن هفت نمایشنامه معروف باغچه‌بان است که به مناسبت صدسالگی تئاتر کودک در ایران، زیرنظر بنیاد نمایش کودک منتشر شده که بنیادی غیردولتی است و بانی آن داود کیانیان است.   این نویسنده افزود: بعد از سال 1298 باغچه‌بان در مرند اولین نمایش خود را برای کودکان و با کودکان تولید کرد و اگر آن زمان را مبدأ قرار دهیم می‌توانیم ببینیم که داریم وارد صدسالگی می‌شویم. بنیاد نمایش کودک فعالیت‌هایی را در این زمینه شروع کرده است از جمله انتشار این کتاب و کتاب دیگری که امسال منتشر می‌شود. البته بنیاد جدای از فعالیت‌های انتشاراتی، فعالیت‌هایی هم در زمینه شناسایی زندگی جبار باغچه‌بان و بزرگداشت او در دستور کار دارد.   اکبرلو با اشاره به بی‌توجهی و عدم شناخت جبار باغچه‌بان در کشور، گفت: ما هنوز کوچه و خیابانی در سطح تهران به نام جبار باغچه‌بان نداریم و کسی نسبت به فعالیت‌های گسترده جبار باغچه‌بان آشنایی ندارد و در جایی نام و نشانی از او نیست.   گذشته و تاریخ‌مان را نمی‌خوانیم اکبرلو در ادامه با اشاره به کتاب دیگرش در زمینه تئاتر گفت: علاوه بر این کتاب، کتاب‌ دیگری به نام 40 سال تئاتر ایران به همراه تیم 15 نفره‌ای گردآوری کرده‌ام به مناسبت 40 سالگی انقلاب. مسأله جالب برای تولید این کتاب این بود که به هرکسی از هنرمندان و بازیگران تا مسئولان و افرادی که به نوعی در تئاتر ایران دستی داشته‌اند، مراجعه می‌کردم چیزی ثبت و ضبط نکرده بودند و اغلب هنرمندان نمی‌دانستند چه تعداد نمایش بازی کرده‌اند و تعداد افرادی که در این حوزه کارهایشان را ثبت و ضبط کرده باشند و دسته‌بندی منسجمی از آن‌ها داشته باشند بسیار انگشت‌شمار بود.   وی تکرار گذشته را آسیب‌ دیگری در این زمینه عنوان کرد و گفت: ما مدام در حال تکرار گذشته هستیم و طرح‌های تئاتری که قبلا انجام شده و شکست خورده‌اند را دوباره داریم تکرار می‌کنیم چون گذشته و تاریخ‌مان را نمی‌خوانیم.   به گفته این پژوهشگر، خوشبختانه در سال‌های اخیر تاریخ شفاهی در حوزه‌های مختلف از جمله تئاتر در حال شکل‌گرفتن است. اگر ما به نمایشنامه‌های باغچه‌بان که فقط 3 نمایشنامه از او منتشر شده، مراجعه کنیم و زندگینامه او را بخوانیم می‌بینیم که چگونه با کودکان در آن دوران رفتار می‌کرده و شروع کننده تئاتر کودک و نمایش خلاق در ایران بوده است در زمانه‌ای که تحصیل مخصوصا تحصیل دختران بد بوده است و این اطلاعات پشتوانه‌ای برای انتقال فرهنگ و تجربه گذشتگان و الهام‌بخش هنرمندان و نویسندگان و سازندگان برنامه‌های تلویزیونی است.     اردشیر صالح‌پور و منوچهر اکبرلو هرگز کودکان را جدی نگرفته‌ایم اردشیر صالح‌پور، از پژوهشگران عرصه تئاتر، نیز در این نشست به ارائه توضیحاتی درباره اهمیت و نقش کودکان در جامعه پرداخت و گفت: ما هرگز کودکان را جدی نگرفته‌ایم. ممکن است این رویه در غرب هم وجود داشته باشد اما بعد از رنسانس، علوم جدید و جنبه‌های جدید تربیتی سبب شد که کودکان بیش از پیش مورد توجه قرار بگیرند.   این نمایشنامه‌نویس افزود: اگر جامعه‌ای می‌خواهد پیشرفت کند باید به دو قشر مادران و کودکان در جامعه توجه کند. اگر جامعه‌ای به مادر حرمت بگذارد و حقوق او را رعایت کند بخشی از فرهنگ تضمین شده است و کودکان هم دست‌پرورده دامان مادران هستند. آینده از آن کودکان است و اگر جامعه‌ای می‌خواهد آینده‌ای درخشان داشته باشد باید به کودکان توجه کند.   به گفته وی، باغچه‌بان به‌خاطر تحول فکری که در او ایجاد شده بود صد سال پیش توجه ویژه‌ای به کودکان داشته است و کار بسیار سترگی انجام داده که با متد نوین آموزشی همراه بوده است و این کار او با برخورد و سرزنش مسئولان وقت مواجه شده است اما علی‌رغم نظام سنتی آموزش و پرورش و مکتبخانه توانسته این کار بزرگ را انجام دهد. ولی جامعه ما او را به درستی نشناخته است. مرمت مزار جبارباغچه‌بان در طرح مشاهیر صالح‌پور درباره این کتاب نیز توضیح داد: ما در قالب این کتاب می‌خواهیم از نظر تئاتر و نمایش جبار باغچه‌بان را معرفی کنیم. در دو سال اخیر به ویژه با انتشار این کتاب توجه بیشتری به باغچه‌بان شده است و ما نیز یادمانی را برای او برگزار خواهیم کرد. ما سعی کرده‌ایم به لطف این کتاب و پژوهشی که در آن انجام شده است و اجرای این جشنواره بیشتر به تئاتر کودک و نوجوان در ایران توجه کنیم و شخصیت جبار باغچه‌بان را نیز معرفی کنیم و ببینیم بعد از صدسال تئاتر کودک در کجا قرار گرفته است و چه نقاط ضعف و قوتی دارد.   وی افزود: در صحبت‌هایی که با معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری انجام شده است میدانی را به نام جبار باغچه‌بان نامگذاری خواهیم کرد و مزار او را با طرح آرامگاه مشاهیر مرمت می‌کنیم که طرح آن هم تصویب شده است و امیدواریم زمینه‌اش فراهم شود تا خدمات، آرمان‌ها و کوشش‌های جبار باغچه‌بان حرمت‌گذاری شده و بیشتر شناخته شود و چراغ راهی برای صدسال دوم باشد. براین اساس ما 5‌شنبه 24 آبانماه در کنار نقش‌برجسته چشمه‌علی در منطقه 20 بر سرمزار جبار باغچه‌بان گرد هم می‌آییم.     نگاه‌مان در عرصه فرهنگ پروژه‌ای بوده است صالح‌پور با یبان اینکه متاسفانه در عرصه فرهنگ نگاه پروژه‌ای داشته‌ایم گفت: فرهنگ یک امر پروسه‌ای است نه پروژه‌ای و صدسال پروسه طولانی در حوزه تئاتر کودک است. ما از دهه 40 به بعد شاهد رویکرد جدی و حساب‌شده‌ای در حوزه کودک و نوجوان هستیم که بخشی از آن هم در تئاتر کودک نمود می‌یابد. البته مدتی وقفه‌ای در تئاتر ایجاد شد ولی دوباره جان گرفت و کم‌کم توجه نسبت به تئاتر کودک بعد از انقلاب ایجاد شد و شاهد برگزاری جشنواره تئاتر کودک هستیم که ربع قرن از آن می‌گذرد.   وی درباره این کتاب نیز توضیح داد: این کتاب از ساختار و چیدمان خوبی برخوردار است و هنگامه‌ای در آن مدنظر نویسنده بوده است. هربار این کتاب را می‌خوانم احساس می‌کنم منشوری است که از هر طرف به آن نور بتابانیم تصویر جدیدی می‌بینیم همچنین یک فرهنگنامه و مانیفست است و ما براساس این ریل‌گذاری می‌توانیم تئاتر کودک را راهنمایی کنیم. این کتاب یادنامه و ارج‌نامه‌ای است و ارج و قرب و شخصیت جبار باغچه‌بان در لابه‌لای سطور آن جاریست و سفیدی‌های آن خواندنی‌تر از نوشته‌هایش است. همچنین حاوی خاطراتی است که در ابتدای کتاب آمده و بسیار جذاب است و اشتیاق مخاطب را برای ادامه خوانش کتاب مضاعف می‌‌کند. علاوه بر این حاوی مقالاتی است جهت تقویت مفاهیم و بنیه مطالبی که نویسنده پایه‌گذار آن بوده است و عیناً نمایشنامه‌‌ها را با همان فونت و سبک و سیاق آورده است و در آخر هم به ذکر منابع و مآخذ می‌پردازد. جای کتاب‌هایی از این دست خالی‌ست راضیه قلی‌پور نیز در این نشست با بیان اینکه این کتاب به واسطه تیم گردآورنده و نشر حرفه‌ای و نام نویسنده‌اش امتیازاتی دارد که احتیاج به تبلیغات ندارد، گفت: ویژگی بارز جبار باغچه‌بان خلاقیتش بوده و اعتقاد داشته استقلال و رشد یک کشور وابسته به فرهنگ آن کشور است و جز با تربیت آموزگاران و معلمان و روشنگری آموزگاران زمینه الگوهای فرهنگی و دانش‌آموزان فراهم نمی‌شود. او همه انرژی‌اش را روی هدف والایش گذاشته است. وقتی زندگی‌نامه او را می‌خوانیم به نکته‌هایی پی می‌بریم که در فضای خفقان آن زمان خیلی جالب بوده است. مانند تاسیس کودکستان برای دختران در سال 1998 در حالی که الان صدسال بعد از آن قضیه برای رفتن خانم‌ها به ورزشگاه مشکل داریم.   این پژوهشگر بیان کرد: جای کتاب‌هایی از این دست برای پژوهشگران و افرادی که می‌خواهند به صورت حرفه‌ای وارد حوزه‌هایی مانند تئاتر کودک شوند خالی است. اکبرپور این کتاب را با نگاهی روانشناسانه نسبت به مخاطب نوشته و شیوه روایت زندگی جبار باغچه‌بان در این کتاب موجز و مختصر است و برای مخاطب امروزی که بیشتر وقتش را صرف فضای مجازی می‌کنند خسته‌کننده نیست.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 12 Nov 2018 15:59:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267514/نگاه-مان-عرصه-فرهنگ-پروژه-ای-بوده توجه پژوهشگران به تاریخ اقتصادی دوران قاجار اندک بوده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267257/توجه-پژوهشگران-تاریخ-اقتصادی-دوران-قاجار-اندک-بوده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب بحرالجواهر فی علم الدفاتر با حضور دکتر اکبر شریف‌زاده، غلامرضا عزیزی، امین محمدی و علیرضا نیک‌نژاد عصر روز سه‌شنبه 15 آبان 1397 در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد. کتاب بحرالجواهر فی علم الدفاتر اثر عبدالوهاب ابن محمد امین شهشهانی است که در دوران محمد شاه قاجار نوشته شده و هدف آن ت‍ع‍ل‍ی‍م‌ دف‍ت‍رداری‌ و ح‍س‍اب‌ ب‍ه‌ روش‌ س‍ی‍اق‌ بوده است.  در ابتدای نشست مصحح کتاب دکتر علیرضا نیک‌نژاد گفت: «من برای اولین بار در زمان نوشتن پایان‌نامه دکتری با کتاب بحرالجواهر آشنا شدم و پس از آنکه به تصحیح متونی دیگر در زمینه علم سیاق پرداختم به نظرم رسید تصحیح این کتاب هم می‌تواند برای اهالی معرفت یاری رسان باشد و به همین دلیل آن را تصحیح کردم.» نیک‌نژاد در ادامه صحبت خود گفت: «یکی از محسنات کتاب بحرالجواهر نسبت به کتابهای دیگر در زمینه علم سیاق طبقه‌بندی مناسب آن است. این کتاب به نسبت کتاب‌هایی نظیر قوانین السیاق و فروغستان نوشته میرزا مهدی فروغ اصفهانی که دکتر ایرج افشار تصحیح خوبی از آن ارائه داده است کتاب کامل‌تری است. اگر چه این کتاب هم مانند کتاب‌هایی نظیر فروغستان از کتابهای دیگر در زمینه علم سیاق گرته‌برداری کرده است اما حسن آن در طبقه‌بندی جالب توجه آن است و به همین دلیل در زمان خود بسیار مورد توجه بوده است.» علیرضا نیک‌نژاد در ادامه نشست دکتر اکبر شریف‌زاده پژوهشگر حوزه متون خطی به بررسی اهمیت کتاب بحرالجواهر و ویژگی‌های تصحیح آن پرداخت. وی گفت: «ما در شناخت حوزه اقتصاد دوره قاجار کوتاهی فراوانی داشته‌ایم. محققان ما آنقدر در مباحث مربوط به تاریخ سیاسی غرق شده‌اند که از شناخت تاریخ اجتماعی و اقتصادی غفلت شده است و البته بخشی از این امر هم به این بازمی‌گردد که حوزه‌هایی نظیر تاریخ اقتصادی مخاطب کمتری را به خود اختصاص می‌دهد. از این منظر تصحیح کتاب بحرالجواهر اهمیت فراوانی دارد، چرا که این کتاب در بحث سیاق که یک پازل از پازل‌های تاریخ اقتصادی دوران قاجار است از آثار بسیار مهم محسوب می‌شود.» شریف‌زاده در ادامه درباره اهمیت کتاب بحرالجواهر افزود: «بحرالجواهر در دوران قاجار بارها چاپ سنگی شده است و نسخه‌های خطی فراوانی هم از آن وجود دارد. این نشان‌دهنده طرفداران فراوان این کتاب در دوران قاجار و حتی اوایل پهلوی است. این کتاب یک نسخه آموزشی در حوزه سیاق است و سعی کرده است به راحت‌ترین وجه امر آموزش را انجام دهد. این کتاب شاید بعد از خلاصه‌السیاق شیخ بهایی بیشترین استقبال را در زمینه آموزش سیاق به خود اختصاص داده است.»   به گفته شریف زاده تصحیح کتابی که نسخ فراوانی از آن وجود دارد از منظر انتخاب نسخه اصح سخت است. وی در این زمینه اضافه کرد: «کاری که آقای نیک نژاد کرده است و ارزشمند است آن است که هم از نسخ خطی و هم از نسخ چاپ سنگی در تصحیح استفاده کرده است. سوالی که اینجا پیش می آید این است که وقتی نسخ خطی هست چرا به سراغ نسخ چاپ سنگی می‌رویم؟ پاسخ این است که نسخ چاپ سنگی منقح‌تر از نسخ خطی هستند و ناشر اولیه آنها پیش از انتشار چاپ سنگی تصحیح اولیه‌ای روی آن انجام می‌دهد. بنا بر این بیش از نسخ خطی که اغلب نسخه‌های کاربردی برای آموزش بوده‌اند و به همین دلیل جرح و تعدیل و تحریف در‌ آنها بسیار است می‌شود به نسخه‌های چاپ سنگی اعتماد کرد.» وی با اشاره به جداول افزوده به کتاب گفت: «این جدول‌ها که معرفی مناسبی از علم سیاق برای مخاطب امروزین ارائه می‌دهد جنبه‌های کاربردی کتاب را افزایش داده است و آن را به اثری تبدیل کرده است که فراتر از یک اثر تاریخی، کتابی آموزشی برای هم عصران ما که مایل به یاد گرفتن علم سیاق هستند هم می‌تواند محسوب شود.» اکبر شریف‌زاده و امین محمدی پس از شریف زاده نوبت به دکتر امین محمدی پژوهشگر حوزه سیاق‌شناسی رسید. او گفت: «کتاب بحرالجواهر یکی از مشهورترین کتب سیاق و فن دفترداری دوران قاجار است و اهمیت آن از این جهت است که می‌تواند ما را در جهت فهم اسناد مالی بسیاری که از دوره قاجار باقی مانده است راهنمایی کند. اسناد مالی دوران قاجار ساختار پیچیده‌ای دارند و تنها با کمک کتابهایی مانند بحرالجواهر، قوانین السیاق و فروغستان است که می‌توانیم به فهم آنها نائل شویم. بر این مبنا انتشار چنین آثاری علاوه بر اهمیتی که در حفظ میراث فرهنگی دارد خدمت بزرگی به پژوهشگران تاریخ هم محسوب می‌شود.» او در ادامه به طرح نکات انتقادی درباره کتاب پرداخت. به گفته محمدی انتخاب چهار نسخه برای تصحیح کتاب تعداد نسخه‌بدل‌های آن را به طرزی غیرضروری افزایش داده است. او در شرح نظر خود گفت: «کتاب‌هایی مانند بحرالجواهر را مستوفیان می‌نوشته‌اند و هدف آنها تنها انتقال محتوای کتاب بوده و چندان به امانتداری تکیه نداشته‌اند به همین دلیل به ویژه در ارائه مثال‌ها در نسخه‌های مختلف کتاب تفاوت‌های بسیاری را می‌بینیم. همین تفاوت‌ها باعث شده است که تعداد نسخه بدل‌های کتاب بسیار زیاد شود و شاید 50 صفحه حجم اضافه به کتاب تحمیل کرده است. شاید اگر به جای چهار نسخه، دو نسخه برای تصحیح مورد استفاده قرار می‌گرفت این مشکل پیش نمی‌آمد و لطمه‌ای هم به درجه صحت کتاب وارد نمی‌شد. محمدی درباره مقدمه مصحح کتاب نیز انتقادی داشت. وی گفت: «به گمان من مقدمه کتاب جای کار بیشتری داشت. این مقدمه البته اطلاعات خوبی می دهد اما جای ارائه تعاریفی از سیاق، فن دفترداری، علم اسیفا و... در مقدمه خالی است و نویسنده می‌توانست در مقدمه‌اش به جایگاه و اهمیت این کتاب در تاریخ اقتصاد دوره قاجار نیز اشاره کند.» از دیگر نکاتی که این منتقد به آنها اشاره کرد اغلاط کتاب بود. وی اغلاط وارد شده به این تصحیح را به دو دسته اغلاط مربوط به اعداد و کلمات و اغلاط محتوایی تقسیم کرد و درباره اغلاط دسته اول گفت: «با توجه به دشواری کتاب و حجم کار اغلاط کتاب چندان زیاد نیست و میزان آن قابل قبول است. اغلاط اندکی که باقی مانده است هم می‌توانند در چاپهای بعدی به راحتی تصحیح شوند. در زمینه اعداد نیز جز پنج یا شش مورد غلط خاصی نداریم که این نشانه دقت مصحح است.» محمدی درباره اغلاط محتوایی کتاب نیز گفت: «در جاهایی علامت منها در محاسبات خوانده نشده و این باعث شده است که اعدادی که باید کسر می شده با سایر اعداد مخلوط شود و به همین دلیل خواننده نمی تواند تشخیص دهد که محاسبه ای انجام شده است. یا علامت «فی» در همه کتاب به صورت پرانتز آمده و اگر خواننده با قواعد آشنا نباشد نمی تواند تشخیص دهد که محاسبه ای صورت گرفته است. در جاهایی از کتاب نیز کلماتی جا افتاده که فهم را مشکل می کند ولی تعداد این کلمات کم است. گاهی هم کلماتی به متن اضافه شده که در نسخه اصلی نیست.» از دیگر نکات مورد توجه این منتقد کمبود پیوست در کتاب بود. به گفته محمدی: «عیار کار تصحیح را می شود از پیوست‌ها فهمید. کار ایرج افشار در تصحیح فروغستان دوازده پیوست دارد و به گمان من اگر مصحح این کتاب هم می‌توانست فرهنگ لغتی از اصطلاحاتی که در کتاب هست در انتهای آن ارائه دهد به ارزش کتاب افزوده می‌شد. بسیاری از اصطلاحات در کتاب هست که با آنها آشنا نبودم. مانند مادی روبی که اشاره به لای روبی مادی های اصفهان دارد. اگر این اصطلاحات جمع آوری می‌شدند اتفاق خوبی رخ می‌داد.» از دیگر مشکلات تصحیح از منظر محمدی نمایه نه‌چندان دقیق کتاب بود: «نمایه کتاب هم چندان دقیق نیست و گویا از روی رفع تکلیف نوشته شده است. بسیاری از اسامی در کتاب هست که نادیده گرفته شده است. زید و خالد و امر که در مثال‌های سیاقی آمده به صورت نمایه ارائه شده‌اند ولی اسامی بسیاری از اشخاص مهم دوران قاجار در نمایه نیامده است.» در انتهای نشست مصحح کتاب در قالب توضیحات پایانی به برخی از انتقادات پاسخ داد. نیک‌نژاد گفت: «نیت بنده تصحیح بود. قصد نداشتم کتاب را بازخوانی کنم تا اینکه به وقت چاپ دوستی گفت این کتاب می‌تواند هنوز هم کارکرد آموزشی داشته باشد و به همین دلیل به سمت اضافه کردن جداول به آن رفتیم. انتخاب چهار نسخه به عنوان مبنای تصحیح هم به این دلیل بود که خواننده تصور نکند مصحح کم‌کاری کرده است. وگرنه با یکی از نسخ چاپ سنگی هم می شد کار را تصحیح کرد.» نیک‌نژاد همچنین انتقاد امین محمدی در مورد نمایه کتاب را وارد دانست و صحبت خود را با یک وعده به پایان برد: «در مورد فرهنگ اصطلاحات ما در حال آماده کردن یک کتاب هستیم و در آن کتاب فرهنگ اصطلاحات دیوانی اصطلاحاتی که در این کتاب وجود دارد هم مورد توجه قرار خواهد گرفت.» پایان‌بخش نشست نیز پرسش و پاسخ حاضران بود. کتاب بحرالجواهر فی علم الدفاتر نوشته عبدالوهاب ابن محمدامین شهشهانی را نشر تاریخ ایران با تصحیح و تشحیه علیرضا نیک‌نژاد در 375 صفحه منتشر کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 06 Nov 2018 14:50:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267257/توجه-پژوهشگران-تاریخ-اقتصادی-دوران-قاجار-اندک-بوده هزار سال بزی، صدهزارسال بزی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267216/هزار-سال-بزی-صدهزارسال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیین هفدهمین عصر کتاب با اختصاص به گرامیداشت دکتر ولی‌الله محرابی، بنیانگذار رشته جراحی کودکان و نویسنده کتاب ده جلدی «تاریخ مصور پزشکی جهان» با حضور نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل خانه‌کتاب، مسلم بهادری، پزشک و استاد دانشگاه تهران، احمدخالق‌نژاد، جراح و استاد دانشگاه، کامیار عابدی، پژوهشگر و منتقد ادبی و ولی‌الله محرابی بعدازظهر دوشنبه (14 آبان) در سرای کتاب خانه کتاب برگزار شد.   در ابتدای این جلسه نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل موسسه خانه کتاب خوشامدگویی و سخنرانی کوتاهی داشت و در ادامه مستندی بر معرفی دکتر محرابی، درباره خدمات پزشکی و کتاب تاریخ مصور پزشکی او پخش شد.   کار بزرگ ولی‌الله محرابی، نگارش کتاب «تاریخ مصور پزشکی جهان» است مسلم بهادری، استاد ممتاز دانشگاه تهران و از دوستان ولی‌الله محرابی گفت: آشنایی من با استاد محرابی به حدود 50 سال پیش و زمانی برمی‌گردد که تازه به ایران بازگشته بود. آن زمان او به‌عنوان هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران مشغول بود. البته آشنایی ما مربوط به کار نبود، بلکه یک ارتباط شخصی بود.   او ادامه داد: استاد محرابی خدمات زیادی در دانشگاه تهران انجام داده‌ است. اولین اقدام او این بود که توانست جراحی کودکان در ایران را به‌عنوان یک کرسی مشخص برقرار کند، که کار مشکلی بود. چون آن زمان جراحی بزرگسال و خردسال همه به دست جراحان عمومی انجام می‌شد ولی او معتقد بود مساله کودکان با بزرگسالان تفاوت دارد، بنابراین شروع به ایجاد کرسی کرد و یک بیمارستان به نام بیمارستان امیرکبیر هم تاسیس شد که محرابی ریاست آن را برعهده داشت. در آنجا شروع به تعلیم دانشجویان رشته جراحی اطفال کرد که اکنون تعداد زیادی از آنها به عنوان اساتید جراحی اطفال در کشور مشغول خدمت هستند.   مسلم بهادری تشکیل مجله جامعه جراحی ایران توسط ولی‌الله محرابی بهادری در ادامه گفت: استاد محرابی همچنین به‌عنوان یک جراح قابل در مساله جراحی دخالت داشت و در جامعه جراحی ایران یک عضو موثر هیات مدیره بود. نقش بزرگی که آن موقع بازی کرد تشکیل مجله جامعه جراحی ایران بود که مدت طولانی سردبیر آن مجله بود و بیشترین سعی را برای انتشار بهترین مقالات کرد. علاوه بر این استاد محرابی به نوشتن کتاب نیز پرداختچون آن موقع نوشتن کتاب در ایران تقریبا محدود بود و سرعت امروزه در دسترسی به علم، وجود نداشت و به این منحصر بود که نویسنده کتاب و مقاله بنویسد و در اختیار مخاطب بگذارد. ولی می‌بینیم که دکتر محرابی همان‌موقع کتاب جراحی کودکان و چندین کار دیگر را ارائه داده است که بسیار به موقع بود.   این استاد دانشگاه تهران ضمن معرفی ولی‌الله محرابی به‌عنوان یک پزشک متعهد، وظیفه‌شناس و خانواده‌دوست گفت: کار بزرگی که دکتر کرد همین کتاب «تاریخ مصور پزشکی جهان» است که کار آسانی نیست. از نظر صحت مطلب، غلط‌گیری و پیداکردن مدارک جدیدتر و بهتر برای هریک از صفحات آن بایستی ساعت‌ها وقت می‌گذاشت، به طوری که وقتی در سال‌های 80، هشت جلد آن منتشر شد؛ محرابی قانع نشد، چون به نظر او در مورد ایران کار بیشتری می‌طلبید در نتیجه وقت گذاشت و شبانه‌روز کار کرد تا دو جلد به کتاب‌های قبلی اضافه شد.   «تاریخ مصور پزشکی جهان» یک اطلس تاریخ پزشکی است او ادامه داد: امروزه این کتاب در 10 جلد و هر جلد بالغ بر 800 صفحه در اختیار جامعه پزشکی و غیرپزشکی است. برخلاف عنوان کتاب، این کتاب هرگز مسائل پزشکی را توضیح نمی‌دهد، بلکه ملت‌هایی که در خدمات پزشکی زحمت کشیده‌اند را نشان داده و یک تاریخ مصور پزشکی ارائه کرده است. از این دید من دکتر محرابی را بیشتر یک تاریخ‌نگار می‌بینم تا یک پزشک جراح. بنابراین در این کتاب که بالغ بر 8هزار صفحه است توانسته تاریخ پزشکی ایران و جهان را ترسیم کند. منتها تنها به تاریخ‌نویسی اکتفا نکرده و درواقع یک اطلس تاریخ پزشکی هم به این کتاب اضافه شده است. یعنی علاوه بر محتوای نوشتاری، محتوای تصویری قابل توجهی دارد و این تصویرها طوری نمایانده شده که با مخاطب صحبت می‌کند و خود تصویر آموزنده است.    محرابی از منابع ارزشمند انسانی ایران است احمد خالق‌نژاد طبری، رئیس انجمن جراحان کودک دیگر سخنران این نشست بود و با بیان اینکه به نمایندگی از همه جراحان کودکان ایران برای بزرگداشت استاد محرابی در اینجا حاضر شده، صحبت‌های خود را با معرفی جراحی کودکان شروع کرد و گفت: جراحی کودکان با بزرگسالان خیلی متفاوت است و به‌صورت یک برنامه آموزشی مجزا در دنیا از حدود 70 سال پیش بنیاد گذاشته شد و هدف آن هم از زمان انعقاد نطفه تا زمان بلوغ است.   احمد خالق‌نژاد او ادامه داد: ما در ایران جراحی کودکان نداشتیم و تک‌افراد از جراحان بزرگسال که علاقه‌مند بودند در این کار مداخله می‌کردند ولی الان این دوره در ایران به این صورت است که جراح بزرگسال باید سه سال آموزش اضافی ببیند تا بتواند در جراحی کودکان مداخله کند و دکتر محراب در دهه 50 اولین بخش جراحی کودکان آکادمیک و رسمی را در بیمارستان بهرامی تهران بنیان‌گذاشت که امروز هم سالروز بنیانگذاری آن است.   خالق‌نژاد ضمن بیان اینکه استاد محرابی در واقع بنیانگذار طب مدرن جراحی کودکان در ایران است، اضافه کرد: استاد محرابی وزارت علوم و بهداشت وقت را متقاعد کرد که باید دوره جراحی کودکان به صورت مجزا و مدون آموزشی در کشور راه بیفتد و امروزه در جای جای ایران شاگردان او در بخش جراحی کودکان خدمت می‌کنند. استاد محرابی فقط جراح نبودند او پژوهشگر، نویسنده و بسیار با پشتکار است واقعیت این است که خلق اثری چون «تاریخ مصور پزشکی جهان» کار بزرگ و وقت‌گیری است که با وجود مشغله زیادی که از  ولی‌الله محرابی سراغ دارم بسیار کار شگرفی است. جالب است که دکتر محرابی بعد از بازنشستگی هم دست از تلاش و پژوهش برنداشته و عشق، علاقه به پشتکار او الگویی برای جوانان امروز است.   او ادامه داد: دکتر محرابی بنیانگذار جامعه جراحان ایران است و همچنین انجمن جراحان کودکان ایران در حدود 26سال قبل به وسیله او و برخی هم‌دوره‌ای‌های ایشان بنیان گذاشته شد و هنوز هم که هنوز ایشان یکی از مشوقان ما در برگزاری کنگره‌های سالانه این انجمن است.   خالقی‌نژاد در پایان ضمن تشکر از خانه کتاب برای برگزاری این گرامیداشت بیان کرد: در تکامل هر کشور دو منبع طبیعی و انسانی وجود دارد که دکتر محرابی یکی از منابع ارزشمند انسانی است که باید قدر دانسته شود.   هزار سال بزی، صدهزارسال بزی کامیار عابدی، پژوهشگر ادبیات و شعر معاصر و ویراستار کتاب «تاریخ مصور پزشکی جهان» گفت: سال 1379 بود که یکی از دوستان مشترک بین بنده و پروفسور محرابی ویراستاری یک کتاب بسیار بزرگ را به من پیشنهاد کرد وقتی از چند و چون کار پرسیدم و متوجه شدم که مرتبط با تاریخ پزشکی است آن را رد کردم ولی به اصرار او در یکی از دفاتر انتشاراتی قرار گذاشتیم و بخشی از کار در اختیار من قرار گرفت تا آن را مطالعه کنم و نظر خود را بگویم. بعد از مطالعه دچار ترس عجیب و غریبی شدم، بلافاصله یادداشتی برای دکتر محرابی نوشتم و از ویراستاری این کتاب اعلام انصراف کردم.   کامیار عابدی او ادامه داد: بعد از گذشت حدود یکسال و نیم دوباره این کار به من پیشنهاد شد که پس از ملاقات مجدد با دکتر محرابی و دیدن اثر آن را قابل ویراستاری دیدم. کاری که در حدود کار 81 در آنجا شروع کردیم و نزدیک به 5هزار صفحه بود حدود دو سال و نیم به طول انجامید که در 8 جلد در نوروز 1383 منتشر شد و با توجه به شایستگی‌هایی که داشت، بلافاصله جایزه کتاب سال را از آن خود کرد. من اطمینان دارم که اگر صبر و حوصله و استقامت‌ آلمانی‌وار دکتر محرابی پشت این کتاب نمی‌بود این پروژه به انجام نمی‌رسید چون معمولا انجام پروژه‌هایی به این سنگینی کار یک موسسه است نه یک فرد.   عابدی گفت: این کتاب به دانش پزشکی به عنوان یک میراث بشری نگاه می‌کند نه به‌عنوان میراثی که مربوط به چند کشور خاص یا یک قاره است. همچنین توجه می‌کند که همه ملت‌ها و فرهنگ‌ها در به‌وجود آمدن دانش سهم داشته‌اند، منتها گاه سهم یک ملت و فرهنگ بیشتر یا کمتر بوده من بعضی از کارهایی که در حوزه تاریخ پزشکی انجام شده را به مناسبت این کار خواندم؛ کتاب‌هایی که بررسی کردم نشان می‌داد که هرکدام به بخشی از تاریخ پزشکی جهان پرداخته‌اند ولی هیچ‌کدام کامل نیست با توجه به این نکته می‌توان به صراحت مدعی شد این کتاب 8 جلدی که بعدها به 10 جلد افزایش پیدا کرد، جامع‌ترین کتابی است که تاکنون در ایران تالیف و ترجمه شده است.   او ادامه داد: این کتاب در درجه اول تاریخ‌نگاری است، ولی تاریخ‌نگاری که براساس پژوهش و تحقیق است. جنبه روایی در این کتاب وجود دارد که کتاب را نسبت به بسیاری از کتاب‌های مشابه شیرین‌تر و جذاب‌تر می‌کند و علاوه بر پژوهش و روایت قلمرو نقد و بررسی را نیز از دست نمی‌دهد. کتاب‌هایی که به تاریخ پزشکی می‌پردازند باید مصور باشند وگرنه نمی‌توانند مفید واقع شوند. این کتاب این ویژگی را به تمامی دارد و در این زمینه هم در تمام این سال‌ها در صدر بوده است.     عابدی ویرایش این کتاب را برای خودش هم مفید خواند و گفت: این کتاب به من یاد داد که وقتی می‌خواهم نقد ادبی بنویسم باید علمی بنویسم و از احساسات پرهیز کنم چون احساسات مال شاعر و داستان‌نویس است ولی وقتی کسی کار علمی انجام می‌دهد و به تحقیق و نقد می‌پردازد، باید از حواشی بپرهیزد و تلاش کند در کوتاه‌ترین کلمات گویاترین عبارات را ثبت کند.   وی صحبت‌های خود را با خواندن شعری از منوچهری دامغانی خطاب به استاد محرابی که: «جز این دعات نگویم که رودکی گفته است/ هزار سال بزی صدهزارسال بزی» به پایان رساند.   محرابی فردی با سه جنبه بزرگ در ادامه مشایخی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد تنکابن که توسط دکتر محرابی پایه گذاشته شده، متنی در معرفی و سپاس از مقام دکتر محرابی قرائت کرد و گفت: محرابی فردی است با سه جنبه بزرگ که ویژه افراد اندیشمند است نخست آنکه جهانی می‌اندیشد و این برآمده از وسعت عمل ایشان در کشورهای خارج است که این دید جهان‌نگرانه را به او داده است. ویژگی دوم که برآمده از تفکر اول است عملی است که بازگشت به ایران و خدمت به مردم کشورش نتیجه آن بود. ویژگی سوم هم این است که ایشان فردی نیستند که فراموش کنند از کجا برخاسته و به دشواری‌های آن آشناست. یاد دارد که خود چگونه راه را به سختی طی کرده پس باید به عمل دست زند و راه را برای رفتن دیگران آباد و آسان نماید و همین نکته است که او را فردی فعال برای منطقه خود تبدیل کرده است.   خوشحالم که عضو کوچکی از خانواده دکتر محرابی هستم نازبانو محرابی، فرزند دکتر محرابی نیز به دعوت مجری در جایگاه قرار گرفت و گفت: خوشحالم که عضو کوچکی از خانواده دکتر محرابی هستم ولی ایشان را با کلمه پدر خطاب می‌کنم، چون این کلمه معنی و اجر و قرب بالایی دارد. همچنین خوشحالم که پدرم در جامعه شاگردان بزرگی تربیت کرده و در کنار دیگر اساتید علم خود را به‌ آنها ارایه داده است تا بتوانند اساتید و معلمان بهتری برای سال‌های آتی باشند.   نازبانو محرابی وی ضمن تعریف خاطره‌ای از کودکی خود که به‌عنوان بیمار پدرش در بیمارستان او بستری شده گفت: هرچند که ایشان را به دلیل مشغله زیاد در کنار خانه و خانواده زیاد احساس نکردیم ولی ورود ایشان یک افتخار بزرگ برای من است و خوشبختم که پدری به این بزرگی دارم.   در ادامه لوح تقدیر، تندیس و هدایایی به رسم یادبود از طرف موسسه خانه‌کتاب، فرماندار شهر تنکابن و مدیر انتشارات تیمورزاده به دکتر محرابی اهدا شد و از ایشان تقدیر به عمل آمد.   پایان‌بخش این نشست سخنرانی دکتر محرابی بود که در جایگاه قرار گرفت و ضمن بیان مطالبی درباره اهمیت کتاب گفت: کتاب در تاریخ بشری تنوع زیادی داشته و معمولا در درجه اول انسان‌ها علاقه‌مندند که از کتاب‌ها آسمانی یاد کنند که واپسین این کتاب‌ها کتاب الهی از دیدگاه مسلمانان، قرآن می‌باشد که از هرگونه دستبرد و تحریفی مصون مانده است.   باید به ایجاد آکادمی کتاب ایران بیندیشیم محرابی ضمن ارائه تاریخچه‌ای از نحوه نگارش کتاب گفت: کتاب در معنای انسانی آن کلامی است که با اندیشه و دل نوشته می‌شود و لاجرم با اندیشه و دل مخاطب در ارتباط است. کتاب هم می‌تواند ما را آگاه‌تر و هم شور درونی ما را زیادی کند البته در طول تاریخ دشمنانی هم داشته است. دشمنانی که با آگاهی و اشتیاق انسانی نسبت به حقیقت میانه‌ای نداشته اما سیر تاریخ نشان داده که کتاب‌سازی و کتابسوزان همواره پس از مدت کوتاهی به حاشیه رانده شده و کاروان معرفت بشری بر سیاهی جهل آنها غلبه کرده است.   بنیان‌گذار جراحی کودکان در ایران گفت: ما ایرانی هستیم و زبان مالی ما فارسی است، از این رو همچنان که بسیاری از دانشمندان و برخی مسئولان کشور، مخصوصا دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد یادآور شده‌اند، باید در راه غنا، گسترش و علمی‌شدن زبان دیرینه‌مان در تالیف و ترجمه کتاب بسیار بکوشیم. این مهم میسر نمی‌شود مگر اینکه از یکسو فرهنگ ملی و کهن خود را پاس داریم و از دیگر سو با تاکید بر آزادی بیان پنجره‌های خود را به سوی فرهنگ علم و فناوری جهان بگشاییم.   محرابی در ادامه به سابقه پژوهشی خود اشاره کرد و گفت: این جانب بیش از 6 دهه از عمر خود را به طبابت پرداختم. علم پزشکی به تعبیر کانت مسئول تندرستی جامعه و سلامتی انسان است راه پر فراز و نشیبی را در طول سده‌ها و سالیان پرداخته و از این رو من نیز پزشکی از جامعه پزشکی ایران و جهان هستم که علاوه بر تدوین تجربه و دانش خود در زمینه بخشی از پزشکی یعنی جراحی، از اواخر دهه 1350 تا پایان دهه 1370 در صدد تالیف و ترجمه کتابی برآمدم که در سال 83 دوره 8 جلدی آن در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.   وی در ادامه با بیان چند نکته به سخنان خود پایان داد: یک اینکه باید سعی شود مقاله‌نویسی و تالیف کتاب به زبان فارسی را ترویج دهیم. زبان انگلیسی و دیگر زبان‌های خارجی اهمیت دارد اما ما باید بکوشیم در حد توان دانش و تجربه را در زبان و فرهنگ بومی خود بیفزاییم. دوم اینکه از کمک‌های مالی و معنوی به مولفانی که در پی تولید فرهنگ و علم هستند خودداری نکنید چون این کار در حکم کاشتن نهال‌هایی است که به تدریج بارور می‌شوند. سوم اینکه آزادی در تفکر، علم و قلم را ارج نهیم و به نهادهای مختلفی از تنگ‌نظری و تهمت زدن به مولفان و دانشمندان خودداری کنیم. در دهه‌های اخیر وزارت فرهنگ و ارشاد و موسسه خانه‌کتاب با راه‌اندازی جشنواره کتاب در پی بهبود وضعیت کتاب و فرهنگ بوده‌اند اما چه بهتر که در سطحی کلان به ایجاد آکادمی کتاب ایران بیندیشیم. تصور می‌کنم وجود آکادمی خانه‌کتاب در ایران راهی است در جهت خودباوری ما ایرانیان که از دیرباز از پرچمداران فرهنگ بشری بوده‌ایم و به سهم خود در ارتقای دانش و پژوهش انسانی کوشیده‌ایم ]]> دانش‌ Tue, 06 Nov 2018 08:15:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267216/هزار-سال-بزی-صدهزارسال «دیدار دین و دانش» در تبریز http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267126/دیدار-دین-دانش-تبریز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مراسم رونمایی از ترجمۀ کتاب «دیدار دانش و دین» اثر ایان باربور در محل انجمن فلسفۀ تبریز و با حضور مترجمان اثر، یوسف نوظهور و حسن اکبری بیرق و عده‌ای از استادان و علاقه‌مندان فلسفه و همچنین مدیر انتشارات فروزش، رشید وطن‌خواه برگزار شد.   مسعود امید، عضو گروه فلسفۀ دانشگاه تبریز، ضمن معرفی اجمالی اثر و نویسنده آن، به توضیح محتوای کلی این اثر مهم پرداخت.   وی در بخشی از سخنان خود گفت: مسئلۀ رابطۀ دین با دانش و فلسفه و ایدئولوژی و سیاست ازجمله مهم‌ترین پرسش‌های امروز ما است. مسئلۀ باربور در کتاب خود این است که با چه فیزیک یا فلسفه طبیعتی می‌توان الهیات طبیعت دین را که از تاریخ دین و تجربۀ دینی اخذ شده است، با علوم جدید آشتی داد. پاسخ باربور این است که اولاً تنها با فلسفه و آن هم فلسفۀ پویشی می‌توان بر شکاف علم و دین فائق آمد. ثانیاً نکتۀ مهم آن که با وجود تلاش چهل‌ساله در آشتی علم و دین، وی بر آن است که خدای ادیان یک راز است که با تجربۀ دینی خود را آشکار می‌سازد.   عبداللهی‌راد، مدرّس فلسفه در این مراسم گفت: تعابیر «دیدار» و «دانش» در عنوان اثر، خالی از ایراد نیست. نبودِ پانوشت برای معادل‌های انگلیسی را از مشکلات این ترجمه است.   وی سپس به متن کتاب و موضوعات آن پرداخت و گفت: می‌توان گفت کتاب «دیدار دانش و دین» در واقع چکیده و البته نسخۀ به‌روز‌شدۀ مهم‌ترین و معروف‌ترین اثر ایان باربور یعنی کتاب «علم و دین» است. باربور در کتاب جدید خود، به جدیدترین یافته‌های علمی در حوزۀ فیزیک و زیست‌شناسی و ژنتیک و یافته‌های سلولی‌مولکولی اشاره می‌کند و ارتباط و نحوۀ تعامل بین این یافته‌ها و مباحث کلامی دین را مورد بررسی و نقد قرار می‌دهد.   عبداللهی‌راد افزود: یکی از مهم‌ترین مباحث باربور مربوط به نحوه تبیین فعل خداوند در حیطۀ عالم ماده و بررسی تعارضات موجود بین این تبیین و مسائل و فرضیه‌های علمی جدید است. پس از بررسی الگوهای کلامی، باربور نحوۀ فعل خدا در الهیات پویشی وایتهد را بیان کرده و تلویحاً علاقۀ خود را به این تبیین مطرح می‌کند. نویسنده معتقد است الهیات پویشی طرح و نظم مفهومی یکپارچه و یگانه‌ای را برای فعل الهی در همۀ سطوح به‌کار می‌گیرد. درنهایت بایستی اذعان داشت نوشتار باربور به جهت بررسی همه‌جانبه و غیرجانبدارانۀ ادعاهای علمی و مسائل کلامی، دارای امتیاز ویژه‌ای است که کتاب‌های او را در زمرۀ آثار علمی قابل‌استناد قرار می‌دهد. ]]> دانش‌ Sun, 04 Nov 2018 19:01:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267126/دیدار-دین-دانش-تبریز بهشتی‌پور: این کتاب به صورت کاملا مستند سردرگمی آمریکا در برابر انقلاب ایران را نشان می‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/266943/بهشتی-پور-این-کتاب-صورت-کاملا-مستند-سردرگمی-آمریکا-برابر-انقلاب-ایران-نشان-می-دهد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: «سیاست خارجی آمریکا و انقلاب ایران» اثر کریستین اِمِری که به همت محمدشمس‌الدین عبداللهی‌نژاد به فارسی ترجمه شده و نشر ققنوس به تازگی آن را به بازار نشر فرستاده است، در محافل آکادمیک انگلیسی‌زبان، توجه متخصصان را به خود جلب کرده است. بروس کانیهلم استاد دانشگاه دوک در ایالت متحده، درباره‌ آن چنین گفته است: «کتاب اِمِری روایتی پرمایه و تحلیلی موشکافانه از تلاش‌های دولت کارتر برای بهبود روابط با ایران است. او با زیر و رو کردن اختلافات تاریخ‌نگارانه پژوهشگران و دیدگاه‌های مختلف اعضای اصلی دولت کارتر و مشاوران آن‌ها، چالش‌های سیاست تعامل را شناسایی و نکات بحث‌برانگیز ارزشمندی را مطرح کرده است.» توجه به این چنین کتابی در محافل اندیشه‌ای و آکادمیک ایران نیز لازم است، به ویژه این‌که حسن بهشتی‌پور در این میزگرد می‌گوید، در بخش‌هایی از کتاب اطلاعات تازه‌ای درباره رابطه ایران و آمریکا در آن ارائه شده است. همین لزوم توجه به چنین کتابی باعث شد که با همراهی دکتر مهدی مطهرنیا، استاد دانشگاه و تئوریسین سیاسی و نیز حسن بهشتی‌پور تحلیل‌گر پرسابقه مسائل سیاسی به بررسی این کتاب بنشینیم.  از شما جناب بهشتی‌پور می‌پرسم. این کتاب از منظری استنادی قابل اعتماد است؟ قضاوت کلی شما نسبت به کتاب چیست؟ بهشتی‌پور: درباره این کتاب می‌توانم بگویم که من بعد از مدت‌ها یک کتاب خوب خواندم. ویژگی کتاب این است که به اسناد دسته اول مراجعه می‌کند و این یک نقطه قوت است. تا آنجا که من شمردم این کتاب 963 ارجاع دارد که این ارجاعات به 318 منبع از قبیل مصاحبه‌‎ها، گزارش‌ها، روزنامه‌ها، مجلات و کتاب‌ها صورت گرفته است. از این جهت که کتاب از منظر سندی قوی است، ادعای نویسنده تا حد زیادی درست است. نکته دیگری که کتاب را جالب می‌کند این است که نویسنده حوزه تحقیق خود را محدود کرده است. یعنی بر جیمی کارتر و روابط میان ایران و آمریکا متمرکز شده است. این محدود کردن حوزه از نظر پژوهشی دقت کتاب را بالا برده است. سومین نکته این است که به اذعان خود نویسنده، او با آدم‌های مطلع در هنگام نوشتن کتاب در ارتباط بوده است. 11 منبع کتاب، مصاحبه‌هایی است که نویسنده با افراد مطلع انجام داده است و این افراد، آدم‌های دسته اول در زمینه موضوع پژوهشی کتاب هستند. اما همه این نقاط قوت باعث نشده که کتاب نقاط ضعف مهمی نداشته باشد. از آنجا که گفتید نظر کلی‌ام را درباره کتاب بگویم در کلیت نقاط ضعف آن را بیان می‌کنم و بعدتر می‌توانیم در این نقاط ضعف به صورت جزئی دقیق شویم. بله. اول به کلیات بپردازیم. بهشتی‌پور: بله. نگرش کتاب به شدت امنیتی است. من از همان ابتدای کتاب متعجب بودم که چرا اینقدر امنیتی بحث می‌کند. بعدتر در صفحه 218 کتاب دیدم که نویسنده می‌‎گوید در تدوین کتاب از مشاوره‌های جرج کیو بهره برده است. جرج کیو شناسنامه مشخصی دارد. سال‌ها در سازمان سیا بوده و نماینده این سازمان در عربستان بوده است و بعدتر هم که از سیا خارج شده در حوزه‌های مشاوره امنیتی فعال شده است. استفاده از چنین مشاورانی در تدوین کتاب به آن روحی امنیتی داده است. این را البته شاید نتوان ضعف کتاب دانست. بله. لااقل تکلیف مخاطب را مشخص می‌کند که چه خاستگاهی دارد. بهشتی‌پور: این افرادی که با آن‌ها گفت‌وگو کرده هر چند امنیتی هستند ولی اهل نظر هستند. اما از تبعات گفت‌وگو با آن‌ها همین امنیتی شدن روح کتاب است. بله... برای ورود به نقاط ضعف کتاب باید از یک بحث کلی شروع کنیم که تمام آمریکایی‌ها وقتی می‌خواهند با موضوع انقلاب اسلامی مواجه شوند با آن مشکل روبه‌رو هستند. نویسنده کتاب که البته من شناخت درستی درباره‌اش پیدا نکردم ولی این نویسنده هم با همان مشکل روبه‌رو است. مطهرنیا: من هم اثری از نویسنده در جستجوهای اینترنتی پیدا نکردم. نویسنده یکی از محققان جوان این حوزه است و این کتاب هم یکی از اولین آثارش محسوب می‌شود. متولد 1982 است. بهشتی‌پور: مترجم هم خوشبختانه جوان است و این مایه امیدواری است. ولی خب این جوانی نباید باعث شود که به اشکالات کار نپردازیم. به نظر من این نویسنده جوان هم دچار همان مشکل اساسی است که محققان غربی حوزه انقلاب ایران نظیر آبراهامیان و گازیوروسکی و دیگران به آن دچار هستند. این نویسندگان انقلاب اسلامی را نمی‌توانند در قالب یک گفتمان یا یک دکترین بینند. برای فهم اینکه گیر جمهوری اسلامی با آمریکا چیست، محقق باید گفتمان انقلاب اسلامی را کشف کند و تعارضات ایران و آمریکا را در چارچوب آن گفتمان هم ببیند. شناخت این گفتمان در برابر گفتمان غرب به محقق کمک می‌کند که درک درستی از مسائل پیدا کند. از نظر من این نویسنده و نویسندگان دیگر هنگامی به درک دقیق‌تری از تعارضات ایران و آمریکا می‌رسند که گفتمان انقلاب اسلامی را هم بشناسند. دومین نقطه ضعف کلی کتاب این است که فقط به نویسندگانی ارجاع داده است که همفکر خودش محسوب می‌شوند. یعنی منابعی را که نگاهی متفاوت به مسئله تعارضات ایران و آمریکا دارند، ندیده است. من نمی‌گویم که نویسنده باید نگاه ایرانی به این ماجرا را قبول می‌کرده ولی می‌گویم برای چنین پژوهشی حتما لازم است که نگاه ایرانی‌ها هم دیده بشود. ایشان اگر به ایرانی‌ها هم ارجاع داده به ایرانی‌هایی ارجاع داده که همفکر خودش محسوب می‌شوند. البته همه مشکل هم از کریستین امری یا نویسنده‌هایی مانند او نیست. بخشی از مشکل هم به ما برمی‌گردد که در ترجمه دیدگاه‌های خودمان به زبان‌های غربی کاهلی کرده‌ایم. حسن بهشتی‌پور مطهرنیا: باید این را مدنظر داشته باشیم که نویسنده مقتضیاتی دارد و به منابعی دسترسی داشته و در چارچوب همان منابع به موضوع خودش نگاه کرده است. گزاره‌هایی که نویسنده ارائه داده مبتنی بر اسناد مشخصی هستند که بر همان مبنا می‌شود صدق و کذبشان را بررسی کرد. در چارچوبی که او ارائه داده هم می‌توان حکم به این داد که او صداقت داشته است. این را می‌توانیم بگوییم که او به اسنادی دسترسی نداشته یا یک فضای گفتمانی را تجربه نکرده و برای همین تحلیلش فضای گفتمانی ایران را شامل نمی‌شود اما او اسنادی را که در اختیار داشته، به خوبی واکاوی کرده است و این را نمی‌شود از نظر دور داشت. محقق موظف نیست از تمام منابع ممکن بهره ببرد. وظیفه‌اش این است که از منابع موجودش متعهدانه بهره ببرد و کریستین امری این تعهد را داشته است. در مورد افرادی مانند جرج کیو هم او آشکارا نسبتش با سیا و خاستگاه امنیتی‌اش را با خواننده در میان می‌گذارد. به عبارتی در پی این نیست که نگرش کیو را بزک کند. بر این مبنا می‌شود گفت نوع نگارش کتاب و نحوه ارائه اطلاعات در آن به گونه‌ای است که نمی‌شود انگ سفارشی بودن را به آن چسباند ولو اینکه از منابع امنیتی بهره می‌برد. از منظر روش‌شناسی کتاب را چطور تحلیل می‌کنید؟ مطهرنیا: کتاب به موضوعی پرداخته که دیروز و امروز و فردا گریبانگیر انقلاب‌اسلامی بوده و خواهد بود. تا کنون رهیافت‌های گوناگونی درباره انقلاب اسلامی مطرح شده. رهیافت ارزشی/ فرهنگی کسانی مانند آصف حسین، حامد الگار، حمید روحانی و عمید زنجانی مطرح کرده‌اند. رهیافت عدم تطبیق توسعه سیاسی و اقتصادی کسانی مانند ژان فوران آن را دنبال کرده‌اند یا رهیافت بسیج امکانات معطوف به سیاست که امثال والنتین مقدم دنبال کننده آن هستند یا رهیافت‌های چند متغیری ریچارد کدی، تدا اسکاچپل و فرد هالیدی. این‌ها رهیافت‌های نظری‌ای هستند که به مسئله انقلاب اسلامی توجه کرده و آن را تحلیل کرده‌اند. ادبیات نظری درباره انقلاب اسلامی آشنا و شناخته شده است اما تاریخ‌نگاری عینی انقلاب‌اسلامی از مسائلی است که در باب آن غفلت شده است. یعنی یک نفر به عنوان مورخ تاریخ عینی و نه تاریخ نظری به دیرینه‌پژوهی در باب انقلاب اسلامی بپردازد. کتاب کریستین امری به سراغ یک موزائیک از این سطح وسیعی می‌رود و سعی می‌کند آن را خوب بازشکافی کند. آن موزائیک هم نقش جیمی کارتر در ارتباط با آن انقلاب اسلامی است. چیزی که همواره مطرح بوده و چه از جنبه ژورنالیستی و چه از جنبه تحلیلی همواره به آن پرداخته شده است. اما تدقیق در این نقش با تمرکز بر اسناد امری است که در این کتاب صورت گرفته است. در این میان حتی توضیحات مترجم هم به دقت کتاب کمک کرده است. اما نکته این است که اهمیت دیرینه‌شناسی در این کتاب، بعد تبارشناختی از منظر فوکویی را از بین برده است. تلاش کتاب این است که تاریخ عینی را توصیف کند بدون آنکه در بند نظریه‌پردازی باشد. از این منظر شبیه به یک اثر ژورنالیستی می‌شود و این مشخصه یک حرکت دیرینه‌شناسانه است. در دیرینه‌شناسی ما همین‌کار را می‌کنیم. بر مبنای اسناد و بدون درگیری نظری و بدون آنکه در پی اثبات چیزی باشیم حرکت می‌کنیم و اینکه به کجا خواهیم رسید بسته به موضوع است. یک مورخ تاریخ عینی در پی گزینش قطعه‌هایی از تاریخ برای اثبات دیدگاه خود نیست و این کتاب را هم می‌توان در چارچوب تاریخ عینی گنجاند. ولی این رویکرد به این دلیل که به سمت استنتاج حرکت نمی‌کند و به یک فرضیه ختم نمی‌شود در تبارشناسی موضوع ایجاد اشکال می‌کند و این کتاب هم از منظر تبارشناسی موضوع کار چندانی انجام نداده است. تمرکز آن بر دیرینه‌شناسی بوده است. محور کتاب جیمی کارتر است و این کتاب در عمل دیرینه‌شناسی رویکرد او و مشاوران و دستگاه سیاست خارجی‌اش نسبت به انقلاب ایران در شرایطی که درگیر دو مسئله عمده به نام سالت 2 و کمپ دیوید بوده‌اند محسوب می‌شود. عدم شناخت جامع دستگاه‌های تصمیم‌گیری در آمریکا نسبت به مسائل ایران باعث می‌شود دو اشتباه صورت بدهند که در کتاب به آن‌ها اشاره شده و این اشتباهات به مسئله اشغال سفارت می‌انجامد. یکی از اشتباهات مذاکره برژینسکی با بازرگان در الجزایر بود و دیگری پذیرش شاه برای معالجه بیماری در آمریکا. من معتقدم کریستین امری توانسته تا حدود زیادی به هدفی که داشته است برسد و به عنوان یک محقق مورخ مسائل را به خوبی بازگو کند. به گمانم موضوعی که این کتاب به آن پرداخته در آینده بسیار نزدیک توجه بسیاری را در محافل آکادمیک و روشنفکری و حتی شبکه‌های اجتماعی به خود جلب خواهد کرد. جناب دکتر مطهرنیا، کتاب کریستین امری دو بعد دارد. یکی بعد نسبتش با ایران و یکی نسبتش با سیاست خارجی آمریکا. در این میان کدام یک را می‌توان محور اصلی کتاب دانست؟ آیا این کتاب برای تحلیل انقلاب ایران نوشته شده یا تحلیل دستگاه‌های اثرگذار در سیاست خارجی آمریکا و دعواهای داخلی آنها؟ مطهرنیا: به گمان من کتاب به بررسی کنش و واکنش این دو بعد بر یکدیگر و همین‌طور تاثیر متغیر دخیلی به نام اتحاد جماهیر شوروی در این کنش و واکنش می‌پردازد. کتاب سیاست خارجی شوروی نسبت به ایران را هم بررسی کرده و آن را پارادوکسیکال می‌داند. چون از یک سو در پی حفظ حزب توده و نیروهای هوادار شوروی در ایران بوده‌اند و از دیگر سو در پی نزدیکی به برخی محافل روحانیت تا نیروهای دیگری در جناح روحانیت حاکم نشوند. بر این مبنا می‌توان گفت کتاب متغیر اصلی خود را جیمی کارتر قرار داده است و او را در بطن انقلاب ایران و با توجه به متغیر دخیل شوروی بررسی می‌کند و نوعی تحلیل چند متغیره با محوریت شخص کارتر و دستگاه سیاست خارجی او به دست می‌دهد. آقای دکتر بهشتی‌پور آیا این کتاب توانسته آنگونه که ادعا دارد نگرش رایج در ایران نسبت به نقش آمریکا در انقلاب را به چالش بکشد؟ بهشتی‌پور: نویسنده نگاه رایج در ایران را از منظر دوستان آمریکایی و ایرانی آمریکایی خودش شناخته و تحلیل کرده است. در صورتی که در ایران هم فقط یک نگاه نسبت به نقش آمریکا رایج نبوده است. اشکال کار اینجاست که نویسنده روایت‌های ژورنالیستی و تبلیغاتی را با روایت‌های آکادمیک خلط کرده است و از اساس روایت‌های آکادمیک طرف ایرانی ماجرا را مدنظر قرار نداده است. به گمان من از اساس تلاش نویسنده بیش از تبیین سیاست خارجی آمریکا، توجیه سیاست خارجی این کشور بوده است. نمی‌خواهم ارزش کتاب را کم کنم. من از آن استفاده فراوانی کردم و به موارد استفاده هم اشاره خواهم کرد، اما در مجموع این را نمی‌شود نادیده گرفت که رویکرد کلی کتاب چندان بی‌طرفانه نیست. نظریه کلی کتاب که دکتر مطهرنیا به آن اشاره کرد و تاثیر تمرکز بر سالت 2 و کمپ دیوید بر غفلت از انقلاب ایران می‌پردازد یک نظریه توجیه‌گر است. متاسفانه ما در ایران با عده‌ای روبه‌رو هستیم که نوع برخوردشان این است که آمریکا از الف تا ی برای همه چیز برنامه دارد و همه چیز را پیش‌بینی کرده است. این کتاب اگر چه در پی توجیه عملکرد آمریکا هم هست، اما از این منظر که نشان می‌دهد این‌گونه هم نیست که آمریکا بر همه چیز احاطه داشته باشد جالب توجه است. کتاب از این منظر که برای ما مستند می‌کند که ما با یک آمریکا طرف نیستیم و چالش‌های بسیاری در ساختارهای تصمیم‌گیری آمریکا برای اتخاذ یک رویکرد وجود دارد هم اهمیت دارد. صد البته که تصمیم‌گیر نهایی در آمریکا رئیس‌جمهوری است اما روند تصمیم‌گیری بسیار پر چالش است. هر کدام هم نگاهی دارند. برژینسکی در مورد انقلاب ایران معتقد بوده که عدم حمایت از شاه باعث تزلزل در دیگر شرکای منطقه‌ای آمریکا می‌شود و از طرف دیگر با این فرض که روحانیون توان اداره حکومت ندارند و ایران به سمت شوروی میل می‌کند و به همین دلیل طرفدار سرکوب انقلاب بوده و از طرف دیگر سایروس ونس، وزیر امور خارجه و سفارت آمریکا در ایران اعتقاد داشته‌اند که شاه در عمل رفتنی است و ما می‌توانیم با جریان میانه‌رو انقلابیون تعامل کنیم و ایران را از دست ندهیم. این دو نگاه همواره با هم در تقابل بوده‌اند و کارتر هم هر بار طرف یکی از دو دیدگاه را می‌گرفته است. عمده موفقیت کتاب شرح با جزئیات این اختلاف‌هاست. همین حالا هم در هیئت حاکمه آمریکا همین روند وجود دارد و این‌گونه نیست که فقط یک رویکرد نسبت به ایران وجود داشته باشد. شناخت روند تصمیم‌گیری در آمریکا برای ما بسیار مهم است و کتاب از این منظر هم اهمیت دارد. یک نظریه هم هست که به ویژه سلطنت‌طلب‌ها بر طبل آن می‌کوبند که این انقلاب را از اساس آمریکا به وجود آورده است. شاه از تصمیمات آمریکا تمرد می‌کرده به این دلیل آمریکا رفته به سمت ایجاد حکومت جایگزین. این کتاب به صورت کاملا مستند سردرگمی آمریکا در برابر انقلاب ایران را نشان می‌دهد و آن نظریه را به‌طور کامل نقض می‌کند. آقای دکتر مطهرنیا، کتاب معتقد است که سیاست کارتر در برابر انقلاب ایران از برهه‌ای به بعد سیاست تعامل است و در این میان تکیه این سیاست بر حضور میانه‌روهایی است که در دولت بازرگان جمع شده‌اند. این میانه‌روها در آن بازه زمانی در ایران «آمریکایی» خوانده می‌شدند و مورد هجوم بودند. این کتاب درباره آن‌ها چه اطلاعات تازه‌ای به ما می‌دهد. آیا موید طرفدار آمریکا بودن آن‌هاست یا خیر؟ مطهرنیا: منظری که ما به موضوع می‌پردازیم در مواجهه با یک کتاب مهم است. اینکه ما برداشتمان از یک موضوع چیست همه آنچه در پس ذهن ما وجود دارد مشخص می‌کند. من و آقای بهشتی‌پور که در بطن انقلاب بوده‌ایم به این دلیل که جایگاه‌های متفاوت و منظرهای متفاوتی داشته‌ایم، برداشت‌های متفاوتی از روند انقلاب داشته‌ایم. من و آقای بهشتی‌پور حتی اگر از منظری همسو با کریستین امری هم به اسنادی که او ارائه داده نگاه کنیم، چون نقطه صفر نگاهمان با هم و با او متفاوت است، برداشت‌های متفاوتی از اسناد خواهیم داشت. بنابراین نمی‌توان با قاطعیت درباره برداشتی که می‌شود از اسناد داشت صحبت کرد. بعد از چهل سال الان آقای بهشتی‌پور به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا یک آمریکا نیست. این امری است که ما سی سال، سی و پنج سال پیش بر آن تاکید داشتیم و به دلیل این‌که نقطه صفر نگاه آقایان نمی‌توانست تنوع درونی آمریکا را درک کند حرفمان ناشنیده می‌ماند. در مورد سیاست تعامل کارتر هم می‌توان گفت که این کتاب در پی ترمیم چهره کارتر است و می‌خواهد بگوید او در پی ترمیم روابط با ایران بود هر چند به دلایلی که در کتاب به آنها اشاره شده این سیاست را دیر اتخاذ کرد. اما مسئله این است که سیاست کارتر پاسخی نگرفت و همین باعث شد که بعدتر در دوران خود او و رئیس‌جمهورهای بعد، سیاست تعامل جای خود را به سیاست تقابل دهد و حالا هم به سوی سیاست تعارض در حال حرکت هستیم. مهدی مطهرنیا بخشی از پرسش بی‌پاسخ ماند. ما در پی این هستیم که این کتاب را به عنوان بستر بررسی مسائل مرتبط به تاریخ انقلاب ایران قرار دهیم و در این میان این مهم است که نسبت آمریکایی‌ها با دولت بازرگان چگونه بوده است. بر مبنای اطلاعات این کتاب نقش دولت بازرگان در روند وقایع انقلاب را چگونه می‌شود ارزیابی کرد؟ مطهرنیا: شاید کسانی هر نوع سخن گفتن با آمریکا را دلالت بر آمریکایی بودن بگیرند و همین حالا هم ممکن است این اتفاق در سال‌های آینده بیفتد و عده‌ای متهم به آمریکایی بودن و غیره شوند. این اتفاقی است که بسیار رخ داده است. بهشتی‌پور: البته این کتاب تلاش دارد نشان بدهد که این‌ها آمریکایی نبوده‌اند. مطهرنیا: فرق هست بین آمریکایی بودن و فهم ادبیات آمریکا. نهضت آزادی و جبهه ملی ادبیات آمریکا را به خوبی می‌فهمیدند و برای همین آمریکایی‌ها برای برقراری ارتباط با انقلابیون سراغ آن‌ها رفتند. از میان روحانیون هم به سراغ شهید بهشتی رفتند که می‌توانست انگلیسی صحبت کند و در غرب زندگی کرده بود. از طرف دیگر من به عنوان معلم سیاست معتقدم آمریکا حتی در مورد رژیم‌های نزدیک به خودش همواره یک گروه اپوزیسیون نزدیک به خود را هم مورد توجه قرار می‌دهد و با آن‌ها ارتباط می‌گیرد. همین حالا در عربستان بعید نیست که با وجود همه ارتباط خوبی که آمریکا با بن سلمان دارد با برادر بن سلمان هم در ارتباط نباشد. این ارتباط برای جلوگیری از غافلگیری در شرایط ویژه است و نیز می‌تواند نقش شمشیر داموکلس را بازی کند. در مورد ایران به نظر ارتباطی که آمریکا با نهضت آزادی و جبهه ملی برقرار کرد زمینه را برای تضعیف آن‌ها فراهم کرد اما این به معنای آمریکایی بودن آن‌ها نیست. آقای بهشتی‌پور بنا بود درباره میل کتاب به توجیه حکومت کارتر جزئیات مستندی را ارائه دهید. خوشحال می‌شویم نکاتتان را بشنویم. بهشتی‌پور: بله. می‌شود مستندات این رویکرد توجیه‌گر را ارائه داد. بعضی جاها اشتباهات فاحشی هست که ممکن است بشود اسمش را ریزبینی بیش از حد گذاشت ولی در یک نگاه دیگر این اشتباهات در کنار هم معنا پیدا می‌کنند. به عنوان نمونه در صفحه 80 کتاب گفته می‌شود در دسامبر 1978 یا به عبارتی آذر 57 ونس به این باور می‌رسد که شاه باید به سمت تشکیل دولت نظامی برود. در صورتی که شاه این کار را در آبان 57 انجام داده بود. به عبارتی نویسنده برای توجیه عملکرد ونس زمان را جابه‌جا می‌کند. مطهرنیا: آقای دکتر دسامبر در واقع بخشی از آبان و بخشی از آذر را شامل می‌شود. آذر را مترجم گذاشته است. بهشتی‌پور: مسئله این است که دولت ازهاری 14 آبان روی کار می‌آید که مصادف با ماه نوامبر است. فکر نمی‌کنم اشتباه از مترجم باشد. بگذریم این فقط یک نمونه بود. از این نمونه‌ها در کتاب زیاد است. مثلا اینکه نویسنده از آقای محمدامین رسول‌زاده به عنوان یک پژوهشگر ایرانی یاد می‌کند عجیب است. درست است که رسول‌زاده در جنبش مشروطه ایران نقش داشته اما او متولد باکو است و جمهوری آذربایجان را بنیان گذاشته است. رسول‌زاده فرد فوق‌العاده مشهوری است و آدمی نیست که بشود اشتباه درباره ملیت او را به راحتی پذیرفت. این اشتباه به نظر من به این خاطر است که نویسنده می‌خواسته رشد گرایش چپ در ایران را نشان بدهد و بر این مبنا ترس کارتر از نفوذ چپ‌ها را توجیه کند. کل کتاب بند به این فرض است که آمریکا نگران کمونیسم بوده است و سعی کرده حضور کمونیست‌ها در تمام مقاطع مهم تاریخ معاصر ایران از 1332 تا مشروطه بسط دهد. حتی مولف کتاب در صفحه 115 شریعتی را هم عضو حزب توده کرده است! قصد من ایراد بنی‌اسرائیلی گرفتن نیست ولی نویسنده بر پایه همین اطلاعات روی این موضوع که از اساس ترس آمریکا از به قدرت رسیدن چپ در ایران بی‌پایه نبوده مانور زیادی داده است و یا در اثر ناآگاهی یا به هر دلیل دیگری گام در مسیری گذاشته که پایه‌اش اطلاعاتی غلط بوده است. نویسنده گروه فرقان را هم چپ می‌داند. اگر گفته بود چپ اسلامی معنا داشت ولی یک کاسه کردن همه چپ‌ها چندان با واقعیت همسنخی ندارد. ما هر نوع رادیکالیسمی را نگاه چپ تلقی می‌کنیم و برای همین این نوع خلط مبحث‌ها امری رایج شده و بر مبنای آن تحلیل‌های غلط هم ارائه می‌شود. حالا باید به اصل کتاب هم مراجعه کرد. نمی‌دانم که آقای اِمری به عنوان نمونه گروه فرقان را رادیکال نامیده یا آن‌ها را در اردوگاه چپ قرار داده است. مسئله خیلی مهم دیگر بعضی از موضوعات است که انتظار هست این کتاب حتما به آن‌ها بپردازد ولی به راحتی از کنارش رد شده است. کتاب حتی در حد یک پاراگراف هم به موضوع طبس و حمله آمریکایی‌ها برای آزاد کردن گروگان‌ها اشاره نکرده است و فقط به یک اشاره بسیار گذرا بسنده کرده است. از اساس یکی از ایده‌هایی که کتاب مطرح می‌کند این است که کسانی مانند برژینسکی بعد از حمله شوروی به افغانستان به این نتیجه رسیدند که اقدام نظامی علیه ایران ناممکن است به این دلیل که موضوع خاورمیانه را پیچیده‌تر می‌کند. این موضوع را نویسنده در صفحه 301 طرح کرده است. حمله شوروی به افغانستان در دی ماه 58 صورت گرفته و حمله طبس در اردیبهشت 59. مطهرنیا: البته من هم جای کریستین اِمری بودم همین‌گونه عمل می‌کردم. بهشتی‌پور: یعنی به مسئله طبس نمی‌پرداختید؟ مطهرنیا: طبس یک شکست ملی برای ایالات متحده بوده است و اِمری از منظر آمریکایی به ماجرا نگاه می‌کند. این اولین دلیل. بهشتی‌پور: خب من هم همین را می‌گویم که کتاب می‌خواهد توجیه کند. این کتمان کردن یک جور توجیه است. مطهرنیا: این را هم باید مدنظر قرار داد که کتاب اگر به این موضوع می‌پرداخت و همه مسئله را نمی‌گفت در عمل تحریف کرده بود. ولی حالا می‌شود این نقص را به آن گرفت که به یک موضوع نپرداخته ولی مسئله این است که لااقل موضوع را تحریف نکرده است. بهشتی‌پور: یعنی از نظر شما نپرداختن به طبس نقص کتاب نیست؟ مطهرنیا: هست. من حرف شما را می‌پذیرم ولی دلیل این نقص را می‌خواهم بگویم. می‌توانم بگویم کتاب بیش از آنکه نقص اطلاعاتی داشته باشد نقص ردیابی اطلاعات را دارد. وقتی نویسنده شریعتی را عضو حزب توده می‌داند نمودی از نقصان در ردیابی اطلاعات را به ما می‌دهد. در مورد اطلاعاتی که از ایران به دست آورده، این نویسنده نتوانسته جای درست هر بخش از اطلاعات را ردیابی کند و آنها را سر جای خودشان قرار بدهد. همانطور که ما وقتی درباره مسائل داخلی آمریکا ابراز نظر می‌کنیم بسیار پیش می‌آید که دچار نقص می‌شویم. بهشتی‌پور: من یک مثال از همیلتون جردن بزنم. همیلتون جردن در کتابش که با عنوان بحران به فارسی ترجمه شده این موضوع را توضیح می‌دهد که اختلاف نظر عمیقی بین کارتر و سایروس ونس و اصولا تیم شورای امنیت ملی بر سر حمله به طبس وجود داشته است. ونس مخالف حمله بوده و حتی پیش‌بینی می‌کند که در این ماجرا آمریکا شکست می‌خورد و حتی استعفا هم می‌دهد و حتی کارتر پذیرش استعفا را به بعد از عملیات موکول می‌کند. همیلتون جردن در آن زمان رئیس کارکنان کاخ سفید بوده و این موضوع را با جزئیات نوشته و منتشر کرده و به امنیت ملی آمریکا هم لطمه نخورده است. حالا چطور می‌شود که بعد از چهل سال موضوع برای کریستین اِمری تبدیل به چیزی می‌شود که نباید به آن پرداخت؟ مطهرنیا: یک نکته را هم باید مدنظر داشته باشیم. در صفحه 349 جایی که منابع کتاب را معرفی می‌کند چهار دسته از منابع دسته اول خود را معرفی می‌کند: اسناد سفارت آمریکا در تهران که بعد از تسخیر توسط دانشجویان منتشر شده، اسناد موجود در آرشیو ملی واشنگتن، اسناد موجود در کتابخانه کارتر آتلانتا و اسناد آنلاین. در واقع نویسنده خودش را محدود به اسناد دسته اول کرده و اطلاعاتی را به ما می‌دهد که درباره آن سند وجود دارد. این را باید در نظر بگیریم که اسناد مربوط به ماجرای طبس هنوز از طبقه‌بندی خارج نشده است. بهشتی‌پور: مقاله‌ها و کتاب‌های زیادی درباره ماجرای طبس وجود داشته که می‌توانسته به آن‌ها مراجعه کند. منابع این کتاب هم محدود به اسناد نیست. می‌توانسته از کتاب‌ها و مقالات و مصاحبه‌ها استفاده کند. ولی نکرده. مطهرنیا: حرف من این است که اگر من هم مانند اِمری بنایم روایت عینی تاریخ بود وقتی به سند دسته اول دسترسی ندارم محتاطانه عمل می‌کنم. بهشتی‌پور: سند دسته اول هم وجود داشته. گزارش کنگره آمریکا را می‌شود سند دسته اول ندانست؟ گزارش را یک کمیته سه جانبه فراحزبی تهیه کرد و منتشر هم شده. فرمانده عملیات هم درباره عملیات کتاب نوشته. می‌شود کتاب کسی که در عملیات حضور داشته را نادیده گرفت؟ آقای دکتر مطهرنیا نپرداختن به یکی از برهه‌های اصلی که کاملا مرتبط با موضوع تحقیق هم هست، تحقیق را ناقص نمی‌کند؟ مطهرنیا: مشخص است که ناقص می‌کند. قصد من پی بردن به دلایل این نقص است. حس من این است که سوگیری عاطفی نویسنده باعث این اتفاق شده است. بهشتی‌پور: مسئله مهم دیگری که نویسنده به آن نپرداخته کودتای نوژه است. کل مطلبی که درباره این کودتا می‌نویسد از دو خط فراتر نمی‌رود. مطهرنیا: این امکان هم هست که کتاب جلد دومی داشته باشد. بهشتی‌پور: نه. مسئله زرنگی است. اینکه من گفتم یک نگاه امنیتی پشت کتاب بوده از همین نادیده گرفتن‌ها ناشی می‌شود. در مورد کودتا به راحتی می‌گوید پولش را عراق داده بود و خودشان هم برنامه‌ریزی کرده بودند و بعد هم اعدام شدند و ماجرا تمام شد. در صورتی که این کودتا تاثیر به سزایی در رابطه ایران و آمریکا داشته و نمی‌شود به همین راحتی از کنارش گذشت. آقای دکتر بهشتی‌پور روایت کتاب درباره اشغال سفارت آمریکا را به عنوان پژوهشگری که در این زمینه کار تحقیقی کرده‌اید چگونه ارزیابی می‌کنید؟ بهشتی‌پور: یکی از بهترین بخش‌های کتاب همین بخش است. اولا که مستندات بسیار خوبی در این زمینه ارائه کرده است که برای خود من تازگی داشت. به عنوان نمونه اینکه آقای ابراهیم یزدی با سایروس ونس در سازمان ملل پیش از دیدار بازرگان با برژینسکی ملاقات کرده و چیزهایی که در این ملاقات مطرح شده برای من تازگی داشت. کتاب می‌تواند یک دوگانگی در آمریکا بین سایروس ونس و برژینسکی و یک دوگانگی در ایران بین بازرگان و امام خمینی را نشان می‌دهد و این چهار جریان را به موازات هم پیش می‌برد تا آن تحلیل کلی که چگونه تعامل به تقابل تبدیل می‌شود را عرضه کند. مطهرنیا: البته این دوگانه‌ها اثبات شده و چیز بدیعی در این کتاب نیست. آقای دکتر مطهرنیا امر بدیعی که شاید بتوان برای کتاب قائل شد وارد کردن شوروی در تحلیل است و بررسی روابط ایران و آمریکا از منظر شوروی‌هراسی آمریکا. این شوروی‌هراسی در آمریکا آیا به اندازه‌ای که این کتاب معتقد است در تصمیم‌گیری‌ها دخیل بوده است؟ مطهرنیا: شوروی‌هراسی در دهه‌های هفتاد و هشتاد برای آمریکایی‌ها امری بسیار متعین بود. در دهه پنجاه و اوایل شصت شخصی به نام برنهایم در آمریکا سه‌گانه‌ای نوشت و دکترین امنیتی هفتم آمریکا با نام آزادسازی بر مبنای سه‌گانه برنهایم شکل گرفت. در دهه هفتاد این دکترین امنیتی که بر مبنای آن شوروی به عنوان یک امپراتوری شیطانی تصویر می‌شد محور سیاست آمریکا درباره شوروی بود. تمرکز بر مسئله حقوق‌بشر در این زمان از سوی کارتر هم بی ارتباط به دکترین امنیتی هفتم نیست. تنها راهکاری که آمریکا برای مداخله در امور شوروی داشت تکیه بر مسائل حقوق بشری بود و از اساس کارتر استارت فروپاشی را با تکیه بر همین مسائل زد که بعدتر ریگان پروژه کارتر را با جنگ ستارگان تکمیل کرد. در این بین ایران از اساس نمی‌توانست مسئله اول آمریکا باشد. این ایده را ریگان آشکارا به دومارانش گفته بود. از این منظر عجیب نیست که این کتاب مسائل ایران را از منظر رابطه آمریکا با شوروی تحلیل می‌کند. چرا که انقلاب در میانه یک پروژه که هدفش سرنگونی شوروی بود رخ داد. ترس آنها این بود که ناگهان شوروی با مسلط شدن بر تهران تقویت شود و برنامه‌های مرتبط با فروپاشی از بین برود. آقای دکتر بهشتی‌پور گویا شما نکات دیگری هم درباره کتاب دارید. بهشتی‌پور: بله. نکات ریزی هم هست ولی گفتنشان خالی از اهمیت نیست. یکی از نکات بسیار جالب برای من این بود که در کتاب وقتی به آقای امیرانتظام اشاره می‌کند، کد او در اسناد را هم ذکر می‌کند. دو نفر در این کتاب هستند که با آمریکایی‌ها در ارتباط هستند و کد دارند. یکی مقدم مراغه‌ای است که به صراحت گفته می‌شود این مخبر سیا بوده است و یکی امیرانتظام که تصریحی درباره او وجود ندارد ولی می‌شود پرسید که چرا امیرانتظام مانند بقیه افرادی نیست که با سفارت در ارتباط هستند و هیچ کدام هم کد ندارند؟ چرا مانند کسی است که به نام مخبر معرفی شده؟ کاش آقای امیرانتظام زنده بود و می‌شد این سوال را از ایشان پرسید. در جایی از کتاب هم آقای طالقانی را به عنوان فردی میانه‌رو و طرفدار رابطه با آمریکا معرفی کرده است. اگر آقای بسته‌نگار زنده بود به عنوان کسی که رابطه تنگاتنگی با آیت‌الله طالقانی داشت می‌شد پرسید که آیا واقعا این‌گونه بوده؟ این موارد و مواردی از این دست به گمان من از منظر تاریخی مهم است که بررسی شود و می‌تواند دستمایه تحقیق محققان دیگر قرار بگیرد. مترجم محترم بسیاری از موارد را در پاورقی به خوبی توضیح داده است ولی مواردی هم بوده که نیازمند توضیح بوده تا برای خوانندگان جوانی که چندان اطلاعی از روندهای انقلاب داشته‌اند شبهه ایجاد نشود. یکی از موارد همین مورد طرفدار رابطه با آمریکا خواندن آیت‌الله طالقانی است. یکی دیگر از موارد دیگر از همین دست، نامه مشهوری است که کارتر برای امام می‌فرستد و بسیار خاضعانه تقاضای همراهی در زمینه آزادی گروگان‌ها را مطرح می‌کند. امام دستور می‌دهد که نامه را منتشر کنند و انتشار نامه باعث می‌شود که آمریکایی‌ها برای حفظ آبرو آن را جعلی بخوانند. در صورتی که اینگونه نبوده. این کتاب هم بدون تحقیق به راحتی روایت آمریکایی‌ها را می‌پذیرد و نامه را جعلی می‌خواند. در هر صورت به گمان من کتابی بود پر از حسن که عیب‌هایی هم داشت. عیب‌هایش را هم از این منظر که حسن‌ها را گفته بودیم با طیب خاطر گفتیم. از زحمت مترجم هم باید تشکر کنیم که هم ترجمه خوبی ارائه داده بودند و هم در موارد زیادی در پاورقی اشتباهات نویسنده را یادآوری کرده بودند. مواردی هم هست که جا مانده و به برخی از آن‌ها اشاره کردم و امیدوارم در چاپ‌های بعدی در پاورقی به آن‌ها هم اشاره کنند. سپاس فراوان. آقای دکتر مطهرنیا جمع‌بندی نهایی شما درباره کتاب را هم بشنویم. مطهرنیا: من در مجموع می‌توانم بگویم کریستین اِمری مورخی عینی است که البته چنان‌که جناب بهشتی‌پور گفتند نگاه امنیتی دارند. همان باعث می‌شود از کنار مسائلی بگذرد و این گذشتن دلایلی دارد. من حس می‌کنم کریستین اِمری این دلایل را می‌دانسته. خودش هم گفته که ضعف‌هایم را می‌پذیرم ولی مدارکی هست که در حال حاضر از طبقه‌بندی در نیامده است. ولی می‌توان گفت که این مقدمه نوشتن کتاب‌های دیگری در این زمینه خواهد بود و ما در آستانه آشکار شدن بسیاری موضوعات در زمینه مسائل ایران و آمریکا هستیم.   ]]> تاریخ و سیاست Sun, 04 Nov 2018 08:49:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/266943/بهشتی-پور-این-کتاب-صورت-کاملا-مستند-سردرگمی-آمریکا-برابر-انقلاب-ایران-نشان-می-دهد داستان‌خوانی با طعم اربعین http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267015/داستان-خوانی-طعم-اربعین به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از قم,  تعدادی از کتاب‌های «پادشاهان پیاده» در تالار فروشگاه روی میز چیده شده‌اند. صندلی‌ها در دو ردیف مرتب شده‌اند و همه چیز آماده است تا جلسه راس ساعت مقرر برگزار گردد. فروشگاه نسبت به روزهای قبل کمی شلوغ‌تر شده است. حدس می‌زنم به خاطر جلسه داستان‌خوانی باشد. کم‌کم جمعیت به سمت تالار می‌آیند. جلسه با استقبال علاقه‌مندان سر ساعت آغاز می‌شود. ۱۸:۳۰ دقیقه. هدیه حیدری مجری برنامه مقدمه‌چینی می‌کند و از اربعین می‌گوید. از خودش می‌گوید که امسال را نتوانسته در این مراسم حضور پیدا کند و از آدم‌هایی مثل خودش مثال می‌آورد که از پیاده‌روی امسال جامانده‌اند و این جلسه به بهانه آن‌ها تدارک دیده شده و دلیل انتخاب کتاب را همین اعلام می‌کند. کتابی که راوی‌های آن افرادی مختلفی‌اند که پیاده‌روی اربعین را تجربه کرده‌اند و حالا هر کدام از زاویه و لنز دوربین خودشان برایمان روایت می‌کنند. همین نکته کافی است که مجری این کتاب را فراتر از یک کتاب معمولی بداند و از حاضرین در جلسه بخواهد هنگام شنیدن اگر جایی را جالب ندانستند یا برداشت آن‌ها به گونه‌ای دیگر می‌باشد خرده نگیرند، چراکه هر کدام از راوی‌ها حس و حال خودشان را توصیف کرده‌اند  و صرفا به بیان دیدگاه‌شان پرداخته‌اند. حیدری شروع می‌کند به خوانش کتاب. چند روایت کوتاه را انتخاب کرده است و یکی‌یکی می‌خواند و جلو می‌رود. به جمعیت نگاه می‌کنم. استقبال خانم‌ها از آقایان بیشتر است ولی مهم پر شدن صندلی‌های سالن است و افرادی که سر پا ایستاده‌اند و گوش می‌کنند. روایت‌ها از افراد مختلفی است. از نقاط مختلف دنیا. از چین، لندن، پاکستان، آلمان، هلند، عربستان، تاجیکستان و کشورهای دیگر. همین‌طور که نگاه می‌کنم به جمعیت، خانمِ مجری یکی از روایت‌هایی را که می‌خواند روایتی است از خانمی قمی که در پیاده‌روی شرکت کرده است. زن جوانی که دچار تومور مغزی از نوع بدخیم شده و شفایش را در پیاده‌روی اربعین از امام حسین می‌گیرد. هدیه حیدری در مورد علت انتخاب کتاب -با توجه به این که مشابه این کتاب با چنین موضوع و محتوایی وجود دارد- می‌گوید: شیوه متفاوت نگارش کتاب باعث این انتخاب شد. تصویرسازی خوبی صورت گرفته بود، به نحوی که مخاطب به راحتی می‌توانست خود را در مسیر کربلا ببیند یا با حال و هوای راوی‌ها ارتباط حسی برقرار کند. در پشت جلد کتاب می‌خوانیم: هر مسافر قصه‌ای داشت و گاه رازی و ارداتی. آغاز قصه مسافرها با هم متفاوت بود. گاه از ایران بود، گاه از عراق، از شهرهای کوچک و بزرگ، از شرق و غرب عالم ... اما پایان همه قصه‌ها به یک جا ختم می‌شد؛ به سرزمینی در کرانه فرات و یادگاری که از دل بهشت بر این سرزمین باقی مانده؛ روایتی از نیرویی که مسافر را بر می‌خیزاند و می‌کشاندش تا نینوا. کتاب «پادشاهان پیاده» به کوشش بهزاد دانشگر و محمدعلی جعفری تهیه شده و از طرف نشر عهد مانا در پاییز ۹۷ با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۷۰۰۰ تومان روانه بازار شده است. ]]> استان‌ها Sat, 03 Nov 2018 10:20:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267015/داستان-خوانی-طعم-اربعین قادری: حبیب هم مثل همه ما انسان‌ها یک نقاب دارد و تافته جدابافته نبود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266976/قادری-حبیب-هم-مثل-همه-انسان-ها-یک-نقاب-تافته-جدابافته-نبود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «حبیب؛ انسان‌شناسی دفاع مقدس» تالیف محمد عارف،‌ عصر دوشنبه 7 آبان‌ماه با سخنرانی نویسنده کتاب، نصرالله قادری؛ نویسنده، منتقد و سردبیر ماهنامه تخصصی نمایش و سید مصطفی مختاباد؛ نویسنده، پژوهشگر، استاد دانشگاه تربیت مدرس در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد.   نصرالله قادری در این نشست بیان کرد: من به این کتاب از نگاه نقد مدرن نگاه می‌کنم؛ کشف آیین‌های مستتر در این اثر مورد نظر است که ممکن است نویسنده هرگز به چیزهایی که می‌گویم فکر نکرده باشد یا برخی از آن‌ها را قبول و برخی‌ را رد کند. کتاب در حیطه‌ای رقم خورده که متاسفانه در ایران چندان با آن آشنا نیستند. بحث عمده کتاب این است که در جهان درام، نویسندگان شناختی از مفهوم انسان‌شناسی ندارند، هرچند یک نویسنده باید با مفاهیم  جامعه‌شناختی، مردم شناسی و انسان‌شناسی آشنا باشد و بتواند اینها را از یکدیگر متمایز کند. نویسنده در این کتاب برای کاراکتر و شخصیت تفاوت قائل است.   وی افزود: در کتاب با مقوله‌ای روبه‌رو هستیم که نویسنده در مقدمه هم آن را توضیح می‌دهد و آن این است که چه کاری را برچه اساسی می‌خواهد انجام دهد. روح حاکم بر این کتاب هرمنوتیک است و به مقوله «بُز بلاگردان» ذیل عنوان «بلاگردان معصوم» می‌رسد. برجستگی شخصیت حبیب در «بلاگردان معصوم» است. یک زمان «بلاگردان معصوم» را جامعه قربانی می‌کند و گاهی خود انسان این راه را انتخاب می‌کند. حبیب آدم بسیار معمولی است و اولین مساله مهم در زندگی او چوپان بودن اوست که نویسنده هم آن‌را توضیح داده و هم توضیح نداده است؛ بسیاری از پیامبران الهی نیز چوپان بوده‌اند. شاید این شائبه پیش آید که با این خصلت شخصیت حبیب هدایت‌گر است، ولی او در این کتاب متکی بر اصل تضاد بوده و به‌گزینی را انتخاب می‌کند و در تمام طول زندگی با اهریمن و اهورای درون خود در تقابل است و می‌جنگد. تصویری که نویسنده از حبیب ساخته به تعداد آدم‌های روی زمین متکثر است و هر آدم تصویری مجزا از حبیب می‌سازد.   این نویسنده و منتقد ادبی، ادامه داد: اینکه هیچ عکسی از این شهید در کتاب نیامده نیز یکی از  حُسن‌های کتاب است. بدون تصویر فیزیکی، اگر بتوانیم با تصویرسازی او را به جامعه بشناسانیم،‌ موفق بوده‌ایم که این مهم در کتاب حاضر رخ داده است. دومین نکته جالب، گذر حبیب از کوچه باغها است که شاید یک موضوع معمولی به‌نظر برسد و در جهان صنعتی امروز چندان قابل فهم نباشد، ولی وقتی به عمق آن توجه کنیم بسیار مهم است. این کوچه‌های بیست‌گانه همان هزارتوهای بورخس است، این مورد هم از محسنات کتاب است.   قادری گفت: نویسنده به مخاطب کنش‌پذیر فکر نکرده و مخاطب را کنش‌گر می‌خواهد تا پابه‌پای نویسنده و پژوهشگران پیش رود. در این کتاب یک راز وجود دارد؛ مبهم‌گویی نویسنده از آغاز تا نتیجه‌گیری ادامه دارد. او رندانه آنچه می‌خواهد بگوید، نمی‌گوید. او می‌گوید می‌خواهم از یک انسان حرف بزنم و اینکه چگونه می‌توان او را شناخت. شناخت کاراکتر و شناساندن او مهم است. نویسنده گام به گام لایه‌های شخصیتی کاراکتر را کشف می‌کند. حبیب هم مثل همه ما انسان‌ها یک نقاب دارد و تافته جدابافته نبود. همه ما یک شخصیت طبیعی داریم. حبیب کاراکتری مرگ‌آگاه هست نه مرگ‌گریز. کاراکتر این کتاب در پی نیمه دوم خود نیست و این نیمه دوم را درون خود جستجو می‌کند. در عین‌حال که به شدت مشتاق شهادت و رفتن است، از آن‌سو به شدت وابسته به زندگی است. این آدم در مسیر زندگی خود، واقعا زندگی می‌کند. او به‌شدت زندگی‌خواه است. حبیب معتقد است کسی آخرت را دارد که زندگی را داشته باشد و دنیا برای او مزرعه آخرت است؛ این نگاه فقط از منظر انسان‌شناسی قابل تبیین است.   وی تصریح کرد: حبیب زن درون خود را بیدار کرده و آن را تا مقام مادرانگی بالا برده است. آنقدر مادر است که می‌توان بوی مادری را از او حس کرد. از سوی دیگر او به‌شدت نیازمند است. توجه به این جزئیات در کتاب برای پرداخت تحولی منحنی کاراکتر مهم است. در کتاب با کاراکتری روبه‌رو هستیم که یک سن تقریبی دارد و یک سن اندیشگی که این سن اندیشگی بسیار گسترده‌تر از سن تقریبی اوست. همچنین او مثل همه انسان‌های روی زمین، دارای غریزه است. توجه به این نکته مهم است که تحول حبیب ناگهانی نیست او از لحظه‌ای که چوپان بوده، دوچرخه‌سواری می‌کرده، دنبال توپ می‌دویده تا لحظه شهادت تحول را تجربه می‌کند. این کتاب تمام چهره‌های کاذب حبیب را نشان می‌دهد و گام به گام در این مسیر پیش رفته و این مورد نیز از محسنات کتاب به‌شمار می‌رود.   این منتقد ادبی افزود: باشکوه‌ترین لحظه زندگی حبیب، لحظه شهادت او نیست، بلکه لحظاتی است که اوست، کتابش و میزش. اینکه اطلاعات تازه‌ای را که به‌دست آورده، چگونه منعکس کند. شهید بودن به این است که جرأت کنید در روزگاری که حاکم جباری وجود دارد، شهامت انتقاد کردن داشته باشید. در جمع باشید و در این بیرون‌بودن جهانی برایت بسازند که تنها باشی و حتی مجبورت کنند که خودکشی کنی، اما حبیب چون اختیار دارد در کاراکتر «بلاگردان معصوم» خود مجبور به خودکشی نشده است. حبیب در لحظه انتقاد کردن و تنها ماندن کاراکتری است که اصلا رویش مانور داده نشده و برای جامعه شناخته شده نیست. او از این منظر یک کاراکتر بسیار معمولی است و چنین شخصیتی هیچ جذابیتی برای مطرح شدن در دنیای درام ندارد.   قادری توضیح داد: پس چه ویژگی و جذابیتی در این شخصیت وجود داشته که نویسنده در 20 فصل درباره تحقیق و نوشته است؟ حبیب از ساخت علمی و نقدگری، انسان کنشگری است و هیچ اِبایی ندارد، حرف خود را بزند و این قدرت را داشته که دیدنی‌های خود را از جامعه پنهان کند. حال از این منظر می‌بینیم که حبیب کاراکتر جذاب و دیدنی است. ویژگی دیگر درباره این کتاب این است که حبیب به‌شدت وابسته به خانه است. خانه مفهوم عمیقی دارد و هر انسانی پا به این دنیا می‌گذارد چهار خانه را تجربه می‌کند و حبیب هر چهار خانه را درک کرده است. نخست آغوش مادر، دوم وطن که مفهومی بسیار فراتر از خاک دارد، سوم خانه عشق که در آن با حضور محبوب انسان خود را با هرچیز غیر از او بیگانه احساس می‌کند و چهارمین خانه نیستان (گاه عدم) است.   استناد به روایت‌های شفاهی آدمها   سید مصطفی مختاباد دیگر سخنران این نشست در ادامه مباحث جلسه، گفت: نویسنده در مقدمه کتاب عنوان کرده که تالیف و به فرجام رساندن این متن یک ساختار را برای ما مشخص می‌کند، پس من بیشتر از منظر ساختارگرایی به این متن نگاه می‌کنم. در مورد موضوعی می‌خواهیم صحبت کنیم که باید یک چارچوب و قاعده اخلاقی و معنوی برایش درنظر بگیریم. نویسنده کتاب «حبیب» خالق این متن است، ولی اینکه تا چه اندازه توانسته در تبلور ویژگی‌های فرهنگی، اخلاقی، معنوی و ... عارفانه شهید حبیب‌الله جواهری موفق باشد نکته اصلی است.   وی اظهار کرد: وی یک روش میدانی و استنادی را در این اثر مورد استفاده قرار داده است. همزمان هم می‌خواهد اثر مستند باشد و هم به یک زبان خلاقه و زیباشناختی پناه ببرد تا چهره شهید را به ما نشان بدهد. مبنای داوری ما در این جلسه براساس همین کتاب است و چون درباره این شهید هیچ نوشته و پیشینه‌ای وجود ندارد و نمی‌دانیم نویسنده تا چه اندازه توانسته در رسیدن به حقایق مادی و معنوی و تجلی و زیست و زندگی مسیری که شهید طی کرده به عمق حقایق نزدیک شود. صحبت‌های تمام افرادی که در این کتاب درباره شهید وجود دارد با فاصله زمانی طولانی بوده و نویسنده توانسته یک ریتم و ملودی در بین این نوشته‌ها ایجاد کند. تا مخاطب از مسیر این روایت به یک شناخت و اشراف نسبت به این شهید برسد.   این نویسنده و پژوهشگر افزود: روشی که نویسنده کتاب انتخاب کرده، استناد به روایت‌های شفاهی آدمها است. نویسنده اطلاعات را به‌دست آورده و سعی دارد آن‌ها را بازنمایی کند. در این متن با دو جهان عینی و ذهنی مواجه هستیم؛ یک جهان، جهان آدمهایی است که با شهید تجربه‌ای دارند و جهان دوم جهانی است که نویسنده و همکارانش سعی دارند با زبان واقع‌گرایی نوپدید آن را معرفی کنند. اینجا با یک جهان مستند ولی با ریتمی هنرمندانه روبه‌رو هستیم.   مختاباد ادامه داد: نویسنده از دو منظر انسان‌شناسی فرهنگی و نشانه‌شناسی فرهنگی به موضوع نگریسته و روایت خود را در این دو طیف به حرکت درمی‌آورد. بدون اینکه خود را اسیر این تئوری‌ها و قالب‌ها کند، خیلی ساده روایت را به ما منتقل می‌کند. تصویری از شهید ساختم که جامعه او را ببیند محمد عارف، نویسنده کتاب «حبیب» نیز در سخنانی گفت: اسناد و مدارکی که در این چهار سال جمع‌آوری و روی آن‌ها کار کردیم، بدون کم‌وکاست سعی کردیم انسان‌شناختیِ رفتارشناسی روی آن‌ها انجام دهیم. حتی اینکه این آدم به چه رنگ و لباسی علاقه داشته، برای من مهم بود. حتی طراحی روی جلد کتاب سه ماه زمان برد و با حساسیت زیاد و تلاش گروهی طرح حاضر انتخاب شد. در نتیجه بررسی‌ها و تحقیقات انجام شده به این نتیجه رسیدم که او بیشتر اهل قلم بوده تا شهید. وی بیان کرد: اگر بتوانیم تصویری از شهید بسازیم که جامعه او را ببیند، موفق بوده‌ایم. سعی کردم طوری او را معرفی کنم که یک فرانسوی هم بتواند شهادت را درک کند و این مقوله را پیچیده و سخت و غیرقابل باور نبیند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Mon, 29 Oct 2018 15:53:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266976/قادری-حبیب-هم-مثل-همه-انسان-ها-یک-نقاب-تافته-جدابافته-نبود سینما تصویری منفی از بیماران ام‌اسی ارائه داده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265876/سینما-تصویری-منفی-بیماران-ام-اسی-ارائه-داده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست رونمایی و نقد و بررسی کتاب «من ام‌اس دارم» نوشته مریم پیمان که تجربه زیسته نویسنده درباره بیماری ام‌اس را به مخاطب منتقل می‌کند، روز دوشنبه نهم مهرماه 1397 در سرای اهل قلم برگزار شد. بنابر آنچه که پیشتر اطلاع‌رسانی شده بود، بنا بود در این نشست، علاوه بر نویسنده، عبدالحمید ضیایی، حسین کرمانپور و عبدالحسین هوشمند، مدیر انجمن ام‌اس ایران حضور داشته باشند. ولی در آخرین لحظات به نمایندگی از آقای هوشمند، سهیل گوهری مدیر روابط‌عمومی انجمن ام‌اس در نشست حضور پیدا کرد. این نشست با توضیحات نویسنده درباره کتابش آغاز شد. مریم پیمان که روزنامه‌نگار و دانش‌آموخته ارتباطات است درباره چگونگی شکل‌گیری کتاب «من ام‌اس دارم» گفت: «من این کتاب را به انگیزه کتاب بودن ننوشتم. این کتاب مجموعه‌ای از یادداشت‌های من است که در دو سال و نیم گذشته نوشته‌ام  و در آن از همه دغدغه‌هایی که یک بیمار ام‌اسی دارد چه خانوادگی، چه دارویی و... نوشته‌ام. حدود 100 یادداشت در این کتاب وجود دارد ولی تعداد یادداشت‌های من در زمینه ثبت تجربه زندگی با بیماری ام‌اس که در روزنامه‌هایی مثل شرق و بهار منتشر شده‌اند بیش از دو برابر این تعداد است.» وی افزود: «من این کتاب را به این دلیل نوشتم تا از ترس دخترک شانزده ساله‌ای بگویم که وقتی در بیمارستان جم منتظر آزمایشات پزشکی بود از خود می‌پرسید آیا ممکن است که یک نفر با بیماری ام‌اس بتواند راه برود و زندگی عادی داشته باشد؟ این متن‌ها را نوشتم تا به بیماران ام‌اسی از تجربه‌ زندگی فردی بگویم که هجده سال است با بیماری ام‌اس راه رفته، کار کرده و با همه سختی‌ها زندگی کرده است.» او با انتقاد از رویکرد رسانه‌ها نسبت به بیماری ام‌اس سخن خود را اینگونه به پایان برد: «بیماری ام‌اس را خیلی بد می‌شناسیم. خیانتی که رسانه‌ها و به ویژه سینما به بیماران ام‌اسی کرده‌اند قابل چشم‌پوشی نیست. من از همکاران رسانه‌ای و دیگر دست‌اندرکاران فرهنگ خواهش می‌کنم اگر درباره یک بیماری اطلاعات کافی ندارند درباره آن ننویسند. قرائت بدی که از بیماری ام‌اس در فیلمی مانند «طلا و مس» ارائه شد بیماران ام‌اسی را به گریه انداخت. باید باور کنیم که ارائه تصویری غلط از مبتلایان به یک بیماری می‌تواند در سرنوشت آنها تاثیر بدی بگذارد. در محیط‌های شغلی، در ازدواج و در هر کجا که بیماران ام‌اسی با افرادی که شناخت درستی از ام‌اس ندارند روبه‌رو می‌شوند، ذهنیت غلطی که سینما و رسانه از این بیماری ساخته است، می‌تواند تبعات بدی برای مبتلایان به ام‌اس داشته باشد.» پس از پیمان، نوبت به دکتر عبدالحمید ضیایی دانش‌آموخته عرفان تطبیقی و فلسفه غرب و پژوهشگر فلسفه رسید تا کتاب را از منظر ادبی و پدیدارشناختی بررسی ‌کند. ضیایی ویژگی‌های کتاب را اینگونه فهرست کرد: «دقت نظر علمی، دانش ادبی، عاطفه قوی، تیترهای شاعرانه از عمده‌ترین ویژگی‌های کتاب است. تلاش نویسنده تصحیح بدفهمی‌هایی بوده است که درباره بیماری ام‌اس وجود دارد و از این منظر، تالیف و انتشار این کتاب بسیار ضروری بوده است.» ضیایی گفت: «من کتاب «من ام‌اس دارم» را کتابی پدیدارشناسانه درباره بیماری تصور می‌کنم. در پدیدارشناسی و به خصوص پدیدارشناسی مرلوپونتی بدن و تن یک ابژه بی‌همتاست. لزومی ندارد بدن را در رابطه با روح یا نفس یا ذهن بسنجیم تا اعتباری برای آن قائل شویم. به همین دلیل مرلوپونتی دو بدن را از یکدیگر متمایز می‌کند: بدن مکانیکی و بدن زیسته شده. بدن مکانیکی بدن جسمانی ماست که سر و دست و قلب و پا را شامل می‌شود. بدن زیسته شده عبارت است از تجربه اول شخص از سازوکار بدن. آنچه در کتاب پیمان با آن مواجه هستیم  روایتی دسته‌اول از بدن زیسته شده است. روایتی عینی و واقعی از یک بیماری که در آن تلاش شده است تا حد ممکن از توهم پرهیز شود. در این کتاب، فردی مبتلا به ام‌اس به ما می‌گوید فرق زندگی کسی که ام‌اس دارد با آنکه ندارد چیست؟» ضیایی در ادامه گفت: «نگاه پدیدارشناختی باعث شده نویسنده در بعضی یادداشت‌ها نگاه مثبتی به تن داشته باشد. تن برای نویسنده یک نقیصه نیست. آنچنان که در نگاه افلاطونی یا عرفانی یا دکارتی هست. برای افلاطون بیش از آنکه فیزیک زیبایی و سلامت مهم باشد، متافیزیک سلامت و زیبایی مهم است. در نگاه عارفانه نیز، تن خری است که باید مرکبی برای راکبِ روح باشد تا به سعادت برسد. روح عیسی است و تن خر او. برای همین است که سنت ریاضت در فضاهای عارفانه رایج بوده است. نگاه این کتاب می‌تواند به تصحیح فهم ما از تنانگی کمک کند.» او افزود: «این کتاب همچنین به تصحیح فهم ما از بیماری و اتخاذ فهمی همدلانه نسبت به آن کمک کند. بیماری همچنان که امری فردی است، می‌تواند امری اجتماعی هم تلقی شود. این اجتماعی بودن امر بیماری باعث شکل‌گیری طیفی از واکنش نسبت به بیمار در اجتماع می‌شود. از دلسوزی برای مریض تا دوری و فرار از مریض. در فلسفه بیماری ما چند واکنش نسبت به بیماری را صورت‌بندی کرده‌ایم. این واکنش‌ها از این قرار هستند: 1. ترحم. 2. تنفر. 3. توجه. 4. دلواپسی. 5. کنجکاوی. 6. نگرانی و هراس. حال سوال اینجاست که فرد مبتلا به بیماری چگونه باید با چنین واکنش‌هایی برخورد کند؟ پاسخ‌های ممکن به این پرسش یکی از مفاهیم پنهان کتاب است. این کتاب دعوتی است به فلسفه‌ورزی به معنای آنکه ما به عنوان بیمار و مخاطب یاد بگیریم با بیماری جنگ و صلح همزمان داشته باشیم.» ضیایی در جمع‌بندی سخنانش گفت: «دریافت و فهم من از این کتاب این بود که بیماری می‌تواند یک سفر باشد. سفری که مقصدش مشخص نیست و لزوم زیستن در لحظه را به ما یادآوری می‌کند. این مهمترین درس کتاب است. همه‌ شک‌ها، اشک‌ها، دعاها و دیگر مطالبی که در این کتاب وجود دارد، به گمان من زیستن یک مولف در لحظه است و مولف همه این درک و دریافت‌ها را مرهون و مدیون بیماری است. قصد من آن نیست که بگویم بیماری امری مطلوب محسوب می‌شود اما در هر حال عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.» آخرین نکته‌ای که ضیایی به آن اشاره کرد چنین بود: «برای یک بیمار زمان یک رودخانه آرام نیست. گویا یک آینده تاریک نزدیک وجود دارد و همین مسئله که در نظر اول ناگوار می‌نماید باعث می‌شود که نویسنده به درک مضاعفی از مفهوم زمان دست پیدا کند و به قول سهراب سپهری به آبتنی در حوضچه اکنون بپردازد.» پس از عبدالحمید ضیایی نوبت به دکتر حسین کرمانپور، رئیس درمانگاه بیمارستان سینا و عضو انجمن ام‌اس ایران رسید تا از دیدگاهی تخصصی و مبتنی بر دانش پزشکی به ابراز نظر درباره کتاب «من ام‌اس دارم» بپردازد. کرمانپور یکی از خصوصیات کتاب را وسواس فکری‌ای دانست که نویسنده در جای جای متن به آن مبتلاست و خود را در قالب نگرانی نسبت به آینده نشان می‌دهد. او کتاب را از حیث پزشکی کتاب خوبی دانست چرا که ادعایی در زمینه پزشکی نداشته است. همچنین از این منظر که کتاب تمامی تجربیاتی که یک بیماری ام‌اسی با آن روبه‌رو می‌شود را ارائه می‌دهد، آن را اثری قابل توجه دانست. او گفت: «می‌شود برای آشنایی با تبعات بیماری ام‌اس خواندن این کتاب را به بیماران و خانواده‌های آنان و حتی پزشکان توصیه کرد.» او افزود: «نقطه‌ضعفی که می‌توان برای اثر برشمرد آن است که شاید به این دلیل که کتاب گردآوری یادداشت‌های پراکنده خانم پیمان است نخ تسبیح خواننده به هنگام دنبال کردن مطالب کتاب همواره در معرض پاره شدن است. به خاطر قطعه قطعه بودن بخش‌های کتاب، روایت آن به درستی شکل نمی‌گیرد. مشخص نمی‌شود که آنچه بر شخصیت اصلی اثر می‌گذرد چه سیر زمانی‌ای داشته است. چه وقت ازدواج می‌کند و چه شد که طلاق می‌گیرد و... این اتفاق اگر چه می‌تواند برای اثر تعلیق روایی ایجاد کند، از آنجا که ذهن خواننده را آشفته می‌کند می‌تواند نقطه‌ضعف آن هم محسوب می‌شود.» از دیگر موارد قابل انتقاد کتاب از منظر کرمانپور این بود که کتاب نتوانسته است اطلاعات مناسبی درباره چیستی و منشا بیماری ام‌اس به خواننده ارائه بدهد و کتاب بر مبنای توصیف علائم بیماری پیش می‌رود. او در توضیح منشا این بیماری گفت: «بیماری ام‌اس مربوط به سیستم اعصاب مرکزی بدن است و به هیچ‌وجه از قلب، عضلات و دیگر اندام‌های بدن ناشی نمی‌شود. سیستم اعصاب مرکزی شامل سه بخش بزرگ است. مغز، بصل‌النخاع و نخاع و شریان‌های عصبی که پیام‌ها را به جای جای بدن منتقل می‌کنند. اگر خارشی در نوک پا احساس می‌شود یا هر علامت دیگری که به ام‌اس مرتبط است، این علامت به دلیل ضعف عضلانی یا ضعف‌های دیگر به وجود نیامده است. نقصان در سیستم اعصاب مرکزی است و به دلیل دیر رسیدن پیام‌های عصبی به اندام‌ها است که اشکال در آن‌ها بروز پیدا کرده است.» کرمانپور توضیحات خود درباره بیماری ام‌اس را اینچنین تکمیل کرد: «بیماری ام‌اس آنجا آغاز می‌شود که دستگاه ایمنی بدن به جای مقابله با خطرهای خارجی، به تخریب سلول‌های بدن می‌پردازد. بدن بر اثر اشتباهی که علت آن هنوز کشف نشده است، به تخریب خود مشغول می‌شود. در چنین شرایطی با توجه به آنکه ما دلیل خودتخریبگری بدن را نمی‌شناسیم نمی‌توانیم درمانی قطعی برای آن به دست آوریم و تنها کاری که از ما برمی‌آید آن است که روند تخریب را کنترل کنیم.» کرمانپور یکی از محاسن کتاب را این دانست که نویسنده نامی از داروهایی که به بیماران مبتلا به ام‌اس ارائه می‌شود نبرده است. او گفت: «مریض‌ها میل به همذات‌پنداری فراوانی دارند در صورتی که هیچ الزامی ندارد دارویی که برای یک بیمار مناسب است برای بیماری دیگر هم مناسب باشد. به همین خاطر خودداری از بردن نام داروها می‌تواند از تبعات بعدی جلوگیری کند.» وی درباره احتمال یافتن درمان قطعی برای ام‌اس نیز گفت: «تاکنون این اتفاق رخ نداده است به این خاطر که ما علت بروز این بیماری را نمی‌شناسیم. در صورت شناختن علت بیماری، فاصله چندانی با درمان آن نخواهیم داشت. البته با توجه به سرعت و حجم فعالیت‌های علمی برای شناخت علت این بیماری، احتمال می‌رود که در میانه‌های دهه‌ی بعد میلادی بتوانیم به درمان بیماری ام‌اس دست پیدا کنیم.» وی گفت: «در حال حاضر گاه نوعی شارلاتانیسم در بحث درمان بیماری ام‌اس مشاهده می‌شود که شاید حتی گاهی متخصصان این بیماری را هم درگیر خود کند. کتاب خانم پیمان به این موارد هم به خوبی اشاره کرده است.» او در فراز پایانی سخنش گفت: «ما می‌دانیم که کمبود ویتامین دی در شکلگیری بیماری ام‌اس موثر است و از آنجا که این ویتامین با آفتاب تامین می‌شود و شهرهای آلوده‌ای نظیر تهران آفتاب مناسبی که ویتامین دی لازم برای بدن را تامین کنند، ندارند، خوردن قرص ویتامین دی می‌تواند جایگزینی برای آفتاب محسوب شود.» پس از کرمانپور، سهیل گوهری مدیر روابط‌عمومی انجمن ام‌اس ایران با ذکر خاطراتی از نحوه آشنایی خود با بیماران ام‌اسی و انجمن ام‌اس گفت: «من زندگی خودم را می‌توانم به دو دوره پیش از حضور در انجمن ام‌اس و پس از آن تقسیم کنم. حضور در انجمن ام‌اس روحیه‌ای شاعرانه و رمانتیک را به همراه خود می‌آورد که تجربه‌ای بسیار ویژه است.» پس از آن کتاب «من ام‌اس دارم» نوشته مریم پیمان با حضور مهمانان نشست و همچنین رضا حاجی‌آبادی مدیر نشر هزاره ققنوس برگزارشد.   ]]> تاریخ و سیاست Tue, 02 Oct 2018 09:27:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265876/سینما-تصویری-منفی-بیماران-ام-اسی-ارائه-داده ترجمه ای متفاوت از آثار ویلیامز در میان کتاب‌های پزشکی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265692/ترجمه-متفاوت-آثار-ویلیامز-میان-کتاب-های-پزشکی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مراسم رونمایی از کتاب «بارداری و زایمان ویلیامز» با ترجمه گروهی از اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها در دانشگاه پرستاری و معماری دانشگاه تهران با حضور مرتضی ذوالقدر مدیر مسئول نشر رومی و زیبا تقی‌زاده،  سرپرست تیم علمی مترجمان و ویراستاران این اثر برگزار شد.   ذوالقدر در ابتدای این مراسم درباره انتشار کتاب‌های زنان و زایمان در نشر پزشکی گفت: کتاب‌های ویلیامز سال‌ها است که در ایران توسط چندین ناشر ترجمه و منتشر می‌شوند که غالبا ترجمه‌های خوبی هم بوده‌اند. اما ما تلاش کردیم تا ترجمه با کیفیت‌تری را ارائه دهیم؛ به همین دلیل با مشورت و راهنمایی بسیاری از اهالی این دانش توانستیم به این هدف جامعه عمل پوشاندیم.   وی با اشاره به همکاری زیبا تقی‌زاده و دیگر اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها با این نشر گفت: برای شروع کار خوشبختانه توانستیم از دکتر تقی‌زاده و دیگر اعضای هیات علمی دعوت به عمل بیاوریم. قصد ما از ترجمه کتاب‌های ویلیامز صرفا تجاری نبوده است و می‌خواهیم ترجمه ماندگاری از آثار وی در ایران موجود باشد و بیشتر اهداف فرهنگی را دنبال می‌کردیم.   ذوالقدر گفت: تا پایان سال برنامه‌های جدیدی برای ارائه مطالب ویلیامز داریم و سعی می‌کنیم به شکلی ارائه کنیم که مسلما کمک زیادی به دانشجویان رشته زنان زایمان و مامایی کند. وجود ترجمه‌های پیشین کار ما را بسیار سخت کرد اول آنکه‌ در بحث ترجمه نیاز بود ظرایف کار را به دقت بررسی کنیم.   وی افزود: در مرحله بعد از ترجمه، یکسان‌سازی واژگان بود که بشود به ترجمه یکسانی در کل متن برسیم. بعد از آن ویرایش و تیم ویراستاری اهیمت زیادی برای ما داشت. لازم به ذکر است که هر کدام از این افراد عضو هیات علمی دانشکده‌های پزشکی در کشور هستند.   مدیر مسئول نشر رومی با اشاره به کارت‌های تخفیف کتاب گفت: برای اینکه دانشجویان به راحتی بتوانند از این کتاب‌ها استفاده کنند نشر رومی کارت‌های تخفیفی را ارائه می‌دهد تا دانشجویان بتوانند با قیمت مناسب کتاب‌ها را خریداری کنند این کارت‌ها قابل استفاده برای دانشجویان در شهرستان‌ها هم هست و این افراد هم می‌توانند با دریافت کارت از تخفیف 35 درصدی بهره‌مند شوند.   به گفته ذوالقدر این کارت‌ها در میان اعضای هیات‌علمی اغلب دانشگاه‌ها توزیع می شود. در عین حال اگر افراد بخواهند اقدام به خریداری کتاب کنند می‌توانند با تماس مستقیم نسبت به سفارش کتاب اقدام کنند.   وی با اشاره به هزینه و قیمت کتاب گفت: با توجه به اینکه هزینه‌های چاپ و تولید کتاب بسیار بالا رفته است. در ویراست‌های قبلی ناشران بین 240 تومان تا 300 هزار تومان کتاب را می‌فروختند با توجه به افزایش قیمت‌ها قیمت فعلی کتاب تازه منتشر شده از سوی نشر رومی هم تقریبا به همین میزان است. تلاش شده است افزایش قیمت نداشته باشیم. همچنین یک نسخه سیاه و سفید هم از این کتاب به چاپ رساندیم که اگر فردی کتاب را با قیمت کمتری خواست به راحتی دریافت کند.   وی افزود: هدفی که مارا راغب کرد کتاب ویلیامز را چاپ کنیم، گستره تعداد ماما‌هایی بود که در عرصه پزشکی فعالیت می‌کنند، تا آن‌ها بتوانند با اطلاعات روز و دقیق در حوزه فعالیت خود آشنایی کامل و تسلط داشته باشند.   ذوالقدر با اشاره به نرم‌افزار محتوایی ویلیامز گفت:  یک نرم‌افزاری را طراحی کرده‌ایم که اطلاعات جامع در این علم در آن بارگزاری شده است و دانشجویان و دانش‌پژوهان می‌توانند با در اختیار داشتن این نرم‌افزار به پاسخ‌ها و اطلاعات علمی مورد نظر خود دسترسی پیدا کنند. به احتمال زیادی این نرم‌افزار تا پایان سال قابل استفاده برای تماتمی افراد خواهد بود.   در ادامه این مراسم زیبا تقی‌زاده درباره نحوه ویراستاری کتاب گفت: اکنون همه جای دنیا می‌دانند که زنان اصلی‌ترین عنصر یک جامعه به حساب می‌آیند. طبق گفته ناپلئون بناپارت زنان با یک دست گهواره را تکان می‌دهند و با دست دیگر دن.   وی افزود: با توجه به اینکه 75 درصد زایمان کشور توسط ماما‌ها انجام می‌شوند، تلاش زیادی هم برای کاهش مرگ و میر زنان شده است.خوشبختانه می‌توانیم این ادعا را داشته باشیم که مرگ میر زنان تا حد بسیار زیادی کاهش یافته است.   تقی‌زاده گفت: معتقدم باید برای زنان فعالیت جدی‌تری انجام داد. یک ماما باید تحصیلات آکادمیک خوبی داشته باشد و دسترسی راحتی باید به کتاب علمی داشته باشد که خوشبختانه سیاست نشر رومی بر همین اساس تدبیر شده است.   در انتهای این مراسم آیین رونمایی از کتاب «بارداری وزایمان ویلیامز» با حضور جمعی از دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشکده‌های مختلف پزشکی کشور برگزار شد.‌ ]]> دانش‌ Thu, 27 Sep 2018 11:48:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265692/ترجمه-متفاوت-آثار-ویلیامز-میان-کتاب-های-پزشکی «سرسبیل‌هایت را نجو» روی میز نقد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260924/سرسبیل-هایت-نجو-روی-میز-نقد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقدوبررسی مجموعه داستان «سرسبیل‌هایت را نجو» نوشته فرحناز علیزاده برگزار می‌شود. در این نشست مرضیه سبزعلیان، رامبد خانلری و حمید بابایی به عنوان منتقد حضور دارند. این جلسه دوشنبه 24 اردیبهشت ساعت 17 در فرهنگسرای ارسباران واقع در خیابان شریعتی بالاتر از پل سیدخندان،‌ خیابان جلفا برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Wed, 09 May 2018 15:29:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260924/سرسبیل-هایت-نجو-روی-میز-نقد «تهرانی‌ها» رمانی مردانه است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259775/تهرانی-ها-رمانی-مردانه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دوشنبه بیست‌وهفتم فروردین‌ماه، موسسه پیرسوک در شیراز، به بهانه نقد و بررسی رمان «تهرانی‌ها»، میزبان امیرحسین خورشیدفر و جمعی از نویسندگان شیراز بود. در این جلسه سندی مومنی و احسان نعمت‌الهی به‌عنوان منتقد حضور داشتند. در ابتدا نویسنده از حضور در شیراز و جلسه نقد و بررسی «تهرانی‌ها» ابراز خوشحالی کرد و به پیشنهاد مخاطبان از فصل چهارم رمان خود چند صفحه‌ای خواند. سندی مومنی به‌عنوان یکی از منتقدان جلسه، با این مقدمه شروع کرد: «تهرانی‌ها» در هفت بخش به‌رشته تحریر درآمده است. رمانی حجیم، از نظر شخصیت پرتعداد و از حیث ماجرا متنوع. «تهرانی‌ها» زمان و مکان‌های متعدد و دور و نزدیک را نیز شامل می‌شود. قبل و بعد از انقلاب، تهران و آبادان و حتی ایتالیا و فرانسه و آلمان را. این منتقد اضافه کرد: بررسی خود را در سه بخش ارائه می‌کنم. بخش اول شخصیت‌های «تهرانی‌ها» و بحث انگیزش‌های مربوط به این شخصیت‌ها باتوجه به تقسیم‌بندی شخصیت‌ها در سه قشر هنرمند و دولتی و زنان. بخش دوم با تاکید بر این نکته که در جامعه متن «تهرانی‌ها» مسائل اجتماعی به آسیب‌های اجتماعی بدل شده‌اند و این موضوع دو خروجی مشخص داشته است. و بخش سوم در ارتباط با کارکرد نمادین پرنده‌ها در منطق‌الطیر و جغدهایی که به آن‌ها اشاره می‌شود و مسئله روشنایی و بازی با نور که در هر فصل به‌نوعی آمده است. نویسنده «کولی با شکلات تلخ» عنوان کرد: «تهرانی‌ها» با تمرکز بر مسائلی درباره هنر و هنرمند روایت شده است. این منتقد بعد از معرفی شخصیت‌های هنرمند در رمان «تهرانی‌ها»، با تمرکز بر دو شخصیت رحمت حق‌وردی و بیک رادشم و اشاره به انگیزش پیشرفت این دو شخصیت، صحبت‌های خود را ادامه داد: در بخش دولتی شخصیت‌ها را به سه گروه سازمانی و امنیتی و رسانه تقسیم کرد. او عنوان کرد: نمایندگان بخش دولتی دکتر رجحانی و خدامی هستند که از جهات بسیاری به یکدیگر شبیه‌اند. نمایندگان بخش امنیتی، حریرچی و شارو هستند که از هر فرصتی برای رسیدن به قدرت استفاده می‌کنند. حریرچی شخصیتی است که به زوایای تاریک وجودیش آگاهی دارد و این جهت شخصیت قابل توجهی است. در بخش رسانه تابان فکور و ابراهیم فراوانی به ترتیب روزنامه‌نگار مجله و مجری برنامه تلویزیونی رسانه را نمایندگی می‌کنند. این دو شخصیت نیز انگیزش پیشرفت و قدرت را در سر می‌پرورانند و در دستکاری و تحریف واقعیت به‌تبع چیزی که رسانه از آن‌ها انتظار دارد، عمل می‌کنند. تابان فکور به‌دنبال داستان جذابی است که برای خوانندگان مجله خواندنی باشد و به این سئوال پاسخ بدهد که چرا تصنیف‌های منوچهر ذبیحی بعد از سال‌ها مورد توجه قرار گرفته است و ابراهیم فراوانی شخصی است که تلاش می‌کند اثربخشی رسانه را در جهت حل مشکلات مردم گوشزد کند. سندی مومنی در ارتباط با قشر زنان عنوان کرد: «تهرانی‌ها» رمانی مردانه است. اما نمی‌توان نسبت به حضور زنان و نقش‌هایی که هرچند کم‌رنگ و کوتاه است بی‌اعتنا بود. زنان در «تهرانی‌ها» در یک ویژگی مشترک‌اند: همگی زیبا هستند و بعضا از نظر مالی ثروتمند. اما مارتای فرانسوی و آندره آی ایتالیایی و کاترین آلمانی با زنان ایرانی رمان متفاوت‌اند. این زنان به جهت خودمختاری قابل قبولی که دارند تبدیل به کنشگرانی فعال شده‌اند که می‌توانند بدون نگرانی و فشار مردهای زندگیشان، دست به انتخاب بزنند. در مقابل، زنان ایرانی با انگیزش پیوندجویی و صمیمیت که به شدت وابستگی به مردان را در بطن خود دارد انتخاب‌گر و فعال ظاهر نمی‌شوند. مومنی در بخش دوم بررسی «تهرانی‌ها» با اشاره به مفهوم تبدیل مسائل اجتماعی به آسیب‌های اجتماعی، مشخصه بارز جامعه متن «تهرانی‌ها» را مسائل حل‌نشده‌ای دانست که از دیرباز در جامعه وجود داشته‌اند و به‌نوعی به جوامع بعد از خود به ارث رسیده‌اند. او در ادامه گفت: سه ویژگی اجتماعی‌بودن و عمومی بودن، جمعی و غیرفردی بودن و تاریخی‌بودن، ویژگی‌هایی است که می‌توان مصادیق آن را در متن رمان دنبال کرد. وی همچنین اضافه کرد: خروجی مهم تبدیل مسائل به آسیب‌های اجتماعی، خشونت و ناامنی که ریشه در کاهش سرمایه اجتماعی و به‌تبع آن عدم اعتماد بین افراد اجتماع است که به راه‌حل‌های فردی افراد در مواجهه با مسائل اجتماعی بیانجامد. به این معنا که تا زمانی که افراد در جامعه از امنیت و اعتماد بین فردی و سازمانی برخوردار نباشند، بنابراین مسائل خود را هرچند گروهی و صنفی باشد با چاره‌جویی‌هایی خرد به سرانجام می‌رسانند و در نتیجه هیچگاه ظرفیت مطالبه‌گری را در سطح کلان برای حل مشکلات‌شان یا نمی‌بینند یا به جهت نابرابری‌های جنسیتی و قشری از آن صرف‌نظر می‌کنند. او در ادامه به خشونت علیه رحمت حق‌وردی و بیک رادشم اشاره کرد: خشونت هایی که علیه این دو شخصیت در جامعه متن «تهرانی‌ها» اعمال می‌شود از نوع روانی است. رحمت حق‌وردی این خشونت را در سه مرحله حق‌السکوت و تهدید و ارزیابی فیلم‌نامه‌اش تجربه می‌کند و بیک این خشونت را در برخورد با شارو و حریرچی و حسابدار شارو و هم‌چنین معلم دوران جوانی‌اش منوچهر ذبیحی تجربه می‌کند. در ادامه جلسه، احسان نعمت‌اللهی، دیگر منتقدِ «تهرانی‌ها»، بحث را با تحلیل عناصرِ داستان، ادامه داد. وی در ابتدا، با پرداخت به درون‌مایه داستان و به موازاتِ آن شخصیت‌پردازی‌های رمان، به تحلیلِ جایگاهِ هنرمند و تولید اثر هنری و نیز تقابل آن با نهادهای فردی و اجتماعی در رمانِ «تهرانی‌ها» (به تفکیکِ کاراکترهای محوری رمان)، بحث را آغاز کرده و با نگاهی تحلیلی به زاویه دیدِ روایت، اشاراتی به جزئی‌نگاری‌های راوی، به فشردگیِ فضاسازی‌های روایت، پرداخته شد. مناسباتِ درونی نهادهای هنری، کیش شخصیت کاراکترها، جدال با بوروکراسی، استثمار فردی هنرمند، تحلیل مناسباتِ قدرت - شروتِ رانتی، جدال با کمپانی‌های سرمایه‌گذاری هنری، هویتِ اقتصادی هنرمند و ... ، همگی بخشی از جدال‌های کاراکترهای هنری رمان با نهادهای متولیِ هنری، می‌باشند. این منتقد و پژوهشگر ادبی در ادامه؛ مباحثِ مبسوطی از وجوهِ نمادپردازانه اثر (دگردیسی‌های نمادین پرندگان، بازآفرینیِ مسخِ کافکایی، و ... )، لوکیشن‌های داستانی (تنوع لوکیشن در اقلیم‌های شمالی، جنوبی و پایتخت)، زاویه دید راوی (قضاوت‌های راوی پیرامون رخدادها، سخن‌ورزی‌های راوی، جزئی‌نگاری توصیفات، یکی شدنِ قضاوت‌های راوی و کاراکترها، پیشگویی‌های روانکاوانه راوی، و ...)؛ و دیگر عناصر قصه، ارائه گردید و پیرامونِ پی‌رنگ داستانی، بحث شد. در ادامه، با انتقاد از نگاه‌ها و نقدهای نوشتاری منتشرشده پیرامون «تهرانی‌ها» و به چالش کشیده شدنِ برخی از بنیان‌های نقد امروز، به تحلیل عواملی که در عدم انسجامِ ساختاری اثر نقش داشته‌اند، پرداخته شد که برخی از مهم‌ترین آن‌ها؛ عبارت بودند از: توصیفاتِ مازاد در شخصیت‌پردازی‌ها افراط در شکل‌دهی روایت‌های فرعی عریان‌نویسیِ دغدغه‌های کاراکترها در برخی از بخش‌های رمان گره‌گشایی‌های مازاد در پی‌رنگ داستانی در پایان جلسه امیرحسین خورشیدفر در پاسخ به سئوال یکی از مخاطبان که دلیل نامگذاری رمان را پرسیده بود، پاسخ داد: تمایل دارم از زبان خوانندگان رمان این جواب را بشنوم، تنها به این توضیح اکتفا می‌کنم که: این رمان قرار نیست بازنمایی شهر تهران باشد. قرار نیست خیابان‌ها و محله‌های تهران را روایت کند. در این جلسه لیلا برزگر، ندا کاووسی‌فر،  طاهره جوشکی، احمد اکبرپور، حسین اسدی جوزانی، مهدی جعفری، فتاح رنجبر و ... حضور داشتند. رمان «تهرانی‌ها» را نشر مرکز در سال 1396 در 456 صفحه و با قیمت 38900 تومان روانه بازار کرده است. گفتنی است که این رمان در زمان اندکی پس از انتشار به چاپ سوم رسیده است.   ]]> نشست‌کتاب Tue, 17 Apr 2018 08:50:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259775/تهرانی-ها-رمانی-مردانه کار نویسنده فقط انعکاس واقعیت بیرونی نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/book/258840/کار-نویسنده-فقط-انعکاس-واقعیت-بیرونی-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دوشنبه بیست و یکم اسفندماه، ساعت شش عصر، در موسسه پیرسوک جلسه نقد و بررسی مجموعه داستان کولی با شکلات تلخ نوشته سندی مومنی برگزار شد. این جلسه که دویستمین جلسه و جلسه پایانی موسسه پیرسوک در سال جاری بود با حضور جمعی از نویسندگان و علاقه مندان به ادبیات برگزار شد. در ابتدای جلسه نویسنده داستان کوتاه «نهنگ خوابم را دیده است» را قرائت کرد. بعد از آن محمد کشاورز به عنوان سخنران اول صحبت های خود را آغاز کردند. ایشان با اشاره به اینکه قاعده نقد، قاعده ای است که من به آن وارد نیستم و خودم را منتقد نمی دانم و از زاویه دید یک داستان نویس وارد بحث می شوم افزودند: من کار سندی مومنی را با کار قبلیش مجموعه داستان «اگر زنبق برای مرده باشد» مقایسه می کنم. اگر آن مجموعه را معیار قرار بدهیم می شود گفت این کتاب چند قدم جلوتر است. همان طور که از نویسنده انتظار می رود. کشاورز افزود: زبان داستان ها نیز اگر با مجموعه قبلی مقایسه شود پخته تر و موفق تر است. همچنین نویسنده در فضاسازی داستان ها نیز موفق عمل کرده است. یکی از شاخصه های کار نویسنده کوتاه نویسی است. این کار یک حسن دارد و یک عیب. مزیتش این است داستان به دور از زیاده گویی است و عیبش آن است که در برخی مواقع داستان شکل نمی گیرد. مولف «بلبل حلبی» ادامه داد: در مجموعه داستان کولی با شکلات تلخ دو داستان هستند که در آن نویسنده از کوتاه نویسی اش فاصله گرفته و داستان های بلندی نوشته و اجازه داده است که شخصیت ها و فضا و داستان بیشتر خودشان را نشان بدهند. آن دو داستان «ذکر یونس هنوز جواب می دهد» و «زندگی خانوادگی در پنج پرده» است. مجموعه داستان کولی با شکلات تلخ به نسبت مجموعه اول نویسنده در فرم نیز موفق تر عمل کرده است. مسئله ای که در کتاب قبلی نیز وجود دارد و شاید چارچوب فکری و تجربه زیسته نویسنده باشد این است که داستان ها در فضاهای بسته اتفاق می افتند. شخصیت های محوری داستان ها زنان هستند. زنانی که مشکل اصلی شان عدم ارتباط گیری است. چه با مردی که شوهرشان است چه با همسایه و چه حتی با سگ خیالی که می بینند و یا موشی که به آپارتمانشان می آید. در هر حال مشکل این زنان عدم ارتباط است. مسئله دیگر این است که این زن ها با اینکه تلاش می کنند و می جنگند اما منفعل هستند. این قاعده با قاعده زنان امروزی همخوانی ندارد. به نظر می رسد برای گذشتن از زن سنتی دیروز و رسیدن به زن مدرن امروزی باید گونه ای دیگر عمل کرد. نویسنده روباه شنی در ادامه با اشاره به داستان «ذکر یونس هنوز جواب می دهد» و مثالی از انفعال زنانه اشاره کرد: کار نویسنده فقط انعکاس واقعیت بیرونی نیست. نویسنده باید بتواند از چارچوب های تعیین شده بگذرد. در ادامه مهدی جعفری صحبت های خود را این گونه آغاز کرد: به نظر من نیز این مجموعه نسبت به مجموعه قبل نویسنده، چند قدم رو به جلوست. برجستگی کار سندی مومنی در دو مسئله است که جنبه سلبی دارد. اول اینکه شاخصه هایی که در نویسندگان زن امروز وجود دارد که تاکید بر نوعی روانشناسی سطحی نگر است که فقط احساسات را تحلیل می کند و تازه تحلیل واقعی نیست و یک نوع روان کاوی زرد است، در داستان های نویسنده وجود ندارد. داستان های مجموعه کولی با شکلات تلخ  از این رویکرد فاصله دارند. مسئله بعد شکلی از مینی مالیست بود که به غلط داستان های آپارتمانی نام گرفت و به زعم نویسندگان و منتقدانی که آن زمان طرفدارش بودند رویکردی واقع گرایانه داشت. دغدغه اش بازسازی واقعیت بود. به نظر من داستان های سندی مومنی در این مجموعه به رغم کوتاهی شان مینی مال نیست. چرا که در داستان ها، حتی کوتاه ترینشان توجه به داستانِ داستان وجود دارد و اینکه راوی دوست دارد حرف بزند و شرح بدهد. چیزی که در آثار مینی مالیستی غایب است. نویسنده هزارتوی تاریکی اضافه کرد: چیزی که در اکثر داستان ها به جز داستان «یه چیزی سر جاش نیست» برجسته است حضور محوری یک زن است. یک زن در محور داستان است و در مواجهه با مرد یا مردهایی قرار دارد. به نظر من داستان هایی که مرد در آن ها شکنجه گر معرفی شده مثل داستان «ذکر یونس هنوز جواب می دهد» و داستانی که مرد در آن زن را درک می کند مثل داستان «وقتی خسته می شوی»، داستان های ضعیفی هستد. در مقابل داستان های «نهنگ خوابم را دیده است» و «تو همان طور که من خواب دیده بودم مردی» از زبان خوبی برخوردارند و داستان های جذابی هستند. با اینکه داستان ها کم و بیش قصه گو هستند و به داستان گویی اهمیت می دهند گاهی حفره هایی در داستان می بینیم که پرشدنی نیست. گویا نشانه ها به مقدار کافی در داستان آورده نشده است. در داستان هایی نویسنده فضاهایی نامأنوس می سازد که خیلی هم غیرواقعی نیست. این موضوع داستان های موفقی را ارائه داده است. داستان هایی نظیر «به خیالش سگی سیاه» و «خاکستری آب کشیده» و «تو همان طور که من خواب دیده بودم مردی». مهدی جعفری در پایان عنوان کرد: به نظرم می رسد در داستان ها بیشتر از اینکه با نقد گفتمان مردسالارانه طرف باشیم با نقد مردها روبه رو هستیم. این نویسنده بعد از پایان سخنان منتقدان و با تاکید بر کاربردی بودن صحبت آن ها بیان کرد:همان طور که آقای کشاورز فرمودند زنان با وجود تلاشی که می کنند منفعل اند به این معنا که انتخاب گر و تصمیم گیرنده نیستند و کنش گر فعال به حساب نمی آیند. اما در داستان های «ذکر یونس ادامه جواب می دهد» و «زندگی خانوادگی در پنج پرده» و «قیچی ها مرد هستند» که مشخصا مسئله بر سر روابط بین زن و مرد است زنان خود تصمیم می گیرند و موقعیت ناخوشاید خود را ترک می کنند. ولی مثلا در داستان «وقتی می خندم مسخره ام می کنند» زن داستان فقط به همین اکتفا می کند که با شوهرش در ایستگاه پیاده نشود. کاری انجام می دهد اما منفعل است. چرا؟ چون به این فکر می کند که جوابی منطقی و قابل قبول برای پیاده نشدنش به شوهرش بدهد. نویسنده کولی با شکلات تلخ با تشکر از مهدی جعفری عنوان کرد: بسیار ممنونم که داستان هایم را مینی مالیستی نمی دانید. سال هاست که تصور این است که هرچه کوتاه نوشته شود مینی مال است و شما در این جلسه به خوبی درباره اش صحبت کردید. نویسنده در ادامه عنوان کرد که زنان در جامعه ایرانی به واسطه نابرابری هایی که در توزیع قدرت و موقعیت های اجتماعی دارند نتوانسته اند زنانی باشند که به گفته آقای کشاورز اگر از مردانشان بی اعتنایی دیدند به راحتی گذر کنند. سندی مومنی عنوان کرد: شواهد بسیاری از نظریه تکاملی داروین و مبحث کهن الگوها و ناهوشیار جمعی در روانشناسی تحلیل گرایانه یونگ وجود دارد که ما را متقاعد می کند گذشتن از چیزهایی که به ارث برده ایم و در حافظه مان مانده است به این سادگی ها نیست. بنابراین خیلی غریب نیست اگر زن مدرن امروزی در خود همزمان زنی سنتی را یدک بکشد. در ادامه جلسه فرحناز عباسی اشاره کرد: من داستان ها را دو ماه پیش مطالعه کردم. مشخص است که نویسنده داستان را می شناسد قصه گویی را بلد است. فقط زن های داستان و مشکلاتشان شبیه به هم است.  پروین پورجوادی  نویسنده دیوار به دیوار شهر پریان اضافه کرد: به نظرم برای گذار از سنت به مدرنیته و رسیدن به بینشی که نویسنده مد نظرش است می بایست به موقعیت های واقعی زنان در جامعه اشاره کرد. عماد امید پور عنوان کرد: در داستان ها ما شخصیت های مرد را نمی شناسیم. نحوه تربیت و شکل گیری شخصیت شان را نمی بینیم. نمی دانیم این مردها چطور به نقش هایی که حالا در داستان ایفا می کنند دست یافتند. گویا عدالتی در پرداخت جنسیتی داستان ها نیست. یوسف مومنی نیز عنوان کرد: می توان از زوایای مختلفی هنر را معنا کرد. هر هنرمندی زاویه دید به خصوص خود را دارد و من اعتقاد دارم سندی مومنی برای داستان هایش امضاء خودش را دارد. در پایان جلسه نیما تقوی مدیریت موسسه پیرسوک اعلام کرد که در سال جدید با برنامه های تازه و متنوعی در خدمت علاقه مندان به ادبیات خواهیم بود. ]]> نشست‌کتاب Tue, 13 Mar 2018 07:19:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/258840/کار-نویسنده-فقط-انعکاس-واقعیت-بیرونی-نیست ​جشن داستان کارگاه باران برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/258841/جشن-داستان-کارگاه-باران-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، عصر روز دوشنبه مراسم پایانی کارگاه داستان باران در سال ۹۶ با حضور ساحل‌رحیمی‌پور، نویسنده‌ «کتاب بیدار شدن به وقت وین» در محل این کارگاه برگزار شد. در این مراسم که با استقبال گسترده  علاقه‌مندان انجام شد؛ ساحل رحیمی‌پور دو داستان خود به نام‌های «گوره‌خر آستیگمات» و «ماهی‌کوکی» را برای علاقه‌مندان خواند. اجرای موسیقی زنده بوسیله‌ی مهرداد صدقی و‌ اهدای لوح تقدیر گروه اجرایی ششمین دوسالانه نارنج بوسیله محسن نعمت‌اللهی، رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی جهرم و عبدالرضا کوهمال، شاعر مطرح جهرمی از دیگر برنامه‌های این مراسم  بود. گفتنی است کارگاه داستان باران جهرم امروز ۵۳۷ جلسه‌ خود را پشت سر گذاشت و این اتفاق با همکاری انجمن اهل قلم و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی جهرم میسر شده بود. ]]> نشست‌کتاب Tue, 13 Mar 2018 06:15:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/258841/جشن-داستان-کارگاه-باران-برگزار تبعید و سکوت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257850/تبعید-سکوت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) پنج شنبه 26 بهمن ماه، موسسه بانک کتاب مولفان فرهیخته، میزبان یوسف علیخانی نویسنده رمان خاما و جمعی از دوستداران ادبیات داستانی بود. در این جلسه نویسنده از نوشتن خاما گفت: خاما پیش از این از منظر سوم شخص نوشته شده بود و دقیقا از لحظه‌ای شروع می‌شد که خلیل لال می‌شود. لحظه‌ای که در نسخه الان خاما، در صفحات آخر فصل ششم آمده است. برای نوشتن خاما، دو بار به آغگل سفر کردم. روستایی مرزی که در فصل اول رمان به آن اشاره کرده‌ام. نویسنده رمان بیوه کشی ادامه داد: دوست دارم درباره خاما بشنوم. این رونمایی‌ها می‌توانست در اداره ارشاد و یا حوزه‌های هنری هر استانی برگزار شود ولی من اصرار داشتم جلسات رونمایی در کتابفروشی‌ها برگزار شود. در سفرهایی که داشتم اتفاق های زیبایی برایم افتاد. دختری در اهواز نامه‌ای برایم نوشت و در آن از خاما نوشت. او نوشت که من خاما را دختری در جنوب دیدم. در جنوب خاما‌های زیادی داریم. این عکس العمل‌های خوانندگان برایم بسیار جذاب و ارزشمند است. در ادامه جلسه، سندی مومنی درباره خاما صحبت کرد. او اشاره کرد که خاما رمانی زندگی نامه‌ای است که با محوریت شخصیتی به نام خلیل عبدویی از دیدگاه اول شخص روایت می‌شود. او در ادامه اشاره کرد: این رمان در شش فصل به رشته تحریر در آمده است. در فصل اول مخاطب با خلیل و خانواده‌اش و عشقش خاما آشنا می‌شود و همچنین قیامی که سرنوشتش در پایان فصل مشخص می‌شود. فصل دوم اولین تبعید گاه خانوارهای کرد است. در این فصل که دوسال از زندگی راوی را در بر می‌گیرد، مخاطب زندگی مسمالمت آمیز کردها در کنار ترک‌های ایل شاهسون را می ‌یند. فصل سوم تبعید گاه دوم (روستای زاغه) است و فصل چهارم که از جهاتی یکی از بزنگاه‌های مهم زندگی شخصیت است فرار خلیل و تغییر نامش به حسن مهاجر و ازدواجش را می‌خوانیم. فصل پنجم ماجراهای خانوادگی راوی را می‌خوانیم و نهایتا در فصل ششم با اعتراف خلیل عبدویی مبنی بر اینکه حسن مهاجر نیست روبه رو می‌شویم. این نویسنده و منتقد ادبی در ادامه به سه ویژگی اصلی رمان اشاره کرد: رمان سه ویژگی خاص دارد. زمان مند و مکان مند است و کیفیت موضوع در رمان از جهتی بسیار برجسته است. دو مفهوم در رمان به اعتقاد بنده، پایه‌های اساسی رمان محسوب می‌شوند. تبعید و سکوت. تبعید ریشه در خشونت ساختاری دارد. اقلیت کردها با خشونتی هر چه تمام تر به جهت خواسته‌های حکومت تبعید می‌شوند. سلطه آشکارای حکومت، وضعیت و موقعیتی تازه را به کردها تحمیل می‌کند و آگاهانه از این تحمیل قصد دارد کردها را از اصالت خود دور کند. سندی مومنی از فصل های اول و دوم و سوم رمان شواهدی مبنی بر خشونت  علیه کردها مثال زد و در ادامه در ارتباط با مفهوم سکوت گفت: سکوت، خاستگاه اصلیش شخصیت پردازی خلیل عبدویی است. این نویسنده توضیح داد: در تحلیل این شخصیت به این نکته می رسیم که او به نوعی شخصیتی پیشروست. دو پاره بودن شخصیت (خلیل- حسن) و انتخاب آگاهانه برای فرار و نام جدید داشتن در شهری جدید و نیز بی اعتمادی شخصیت که در سکوتی طولانی نمود پیدا می کند همگی از مشخصه های بارز پیشرو بودن این شخصیت است. نویسنده کولی با شکلات تلخ در پایان به سه نکته در رمان اشاره کرد: تصویر سازی‌ها و باورهای عامیانه و زنانه بودن رمان از نکاتی است که اگر به آن‌ها نپردازم بی انصافی است. وی ادامه داد: مخاطب هم زمان، هم رمان را می‌خواند و هم رمان را می‌بیند. زبان رمان، کاملا بصری است. در قسمت باورهای عامیانه نیز نکته اصلی این است که باورهای عامیانه به نوعی ارزیابی شناختی منجر می‌شوند که این موضوع به کنشگری مشخصی منتهی می‌شود. در بحث زنانه بودن نیز جایگاه ویژه‌ای برای دایه و خاما و قدم بخیر وجود دارد. مخاطب می‌تواند زنانه بودن را در نام گذاری رمان و سایر آثار نویسنده نیز رصد کند. مشخصا خاما به معنای دختر خانه و بیوه کشی رمان اول نویسنده و دو مجموعه داستان از سه گانه او به نام‌های قدم بخیر مادربزرگ من بود و عروس بید نام‌هایی زنانه دارند. در ادامه مخاطبان سئوال‌های خود را از نویسنده و منتقد پرسیدند. دکتر نواب یکی از حاضران در جلسه عنوان کرد: اگر یوسف علیخانی به روستا نویسی توجه دارد و به شیوه‌ای خاص از این جغرافیا بهره می‌گیرد به خاطر آن است که وجهی پژوهشگرانه دارد و پیش از نگارش پژوهش می‌کند. در پایان جلسه و امضای رمان خاما توسط نویسنده برای حاضران، نویسنده از برگزار کنندگان جلسه تشکر کردند. جلسه در کتابفروشی  آقای درخشان و با مدیریت امیر ثریا برگزار شد.   ]]> نشست‌کتاب Thu, 15 Feb 2018 19:07:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257850/تبعید-سکوت ترجمه رکوئیم دغدغه چندساله من بود http://www.ibna.ir/fa/doc/book/257707/ترجمه-رکوئیم-دغدغه-چندساله به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آئین رونمایی از کتاب «رکوئیم برای یک راهبه» روز شنبه 21 بهمن‌ماه، سال 1396 در جهاد دانشگاهی شاهین‌شهر با همکاری کتاب‌فروشی پژوهش برگزار شد. در این نشست شاپور بهیان، فرهاد کشوری و سیاوش گلشیری حضور داشتند. در این جلسه شاپور بهیان گفت: کتاب رکوئین برای یک راهبه ، در حد خشم و هیاهو برای برگردان آن به فارسی زمان و کار برده است. پیمایش جهان فاکنر با رمان رکوئیم برای یک راهبه شاپور بهیان در شروع بحث گفت: کتاب رکوئیم کتابی است که جایگاه خاصی در آثار فاکنر دارد. از سال 1929 تا 1942 فاکنر در اوج خلاقیت هنری خود قرار داشت. حدود 11 رمان نوشت. که بعضی از آن‌ها بخشی از شاهکارهای ادبیات داستانی جهان محسوب می‌شوند، به‌عنوان نمونه کتاب «خشم و هیاهو» و یا «ابشالوم ابشالوم!» را می‌توان نام برد. اما بعد از این سال‌ها، فاکنر به‌دلیل مشکلات مالی و اعتیادش به الکل و کار در استودیو هالیوود برای فیلم‌نامه‌نویسی دچار نزول در زمینه خلق و نوشتن شد. وی در ادامه  به این نکته اشاره کرد که: فاکنر بعد از این دوران، تصمیم گرفت یک رمان بلند بنویسد. فاکنر خیال می­‌کرد که این رمان شاهکار او خواهد بود. اسم این رمان را «حکایت» گذاشت. فاکنر این رمان را در عرض 10 سال نوشت. اما 10 سال زحمت‌کشیدن برای او چیزی جز ناامیدی باقی نگذاشت. چراکه وقتی این کتاب به بازار عرضه شد با استقبال کمی از طرف منتقدان و خوانندگان مواجه شد. بعد از آن وی سعی کرد کتابی بنویسد که امید خود را برآورده کند. وی افزود : رکوئیم  نقطه عطفی در کارهای فاکنر محسوب می‌شود. زیرا بیانگر تلاش فاکنر برای پیمایش جهانش است. چرا که وی در این دوران در حال مبارزه با خود بود. مبارزه‌ای بین امید به نوشتن یا خلاقیت از بین رفته‌اش. فاکنر به یکی از دوستانش می‌گوید: ابتدا كه كنار پنجره مي‌نشستم مي‌دانستم چه مي‌كنم حالا كه مي‌نشينم مي‌دانم چه نمي‌كنم. یعنی می‌نشینم و منتظر هستم که فرشتگان الهام به‌یاری من بیایند. وقتی خوانندگان رکوئیم را می‌خوانند به این بیوگرافی نیز توجه کنند. یعنی مبارزه بین ایمان و ناامیدی که فاکنر درگیر آن بود. مترجم کتاب در ادامه گفت: شاید بعضی از خوانندگان با خود بگویند که چرا به‌جای رکوئیم کلمه مرثیه یا آمرزش‌خوانی را به‌کار نبردید. چنانچه من در مقدمه همه این موارد را توضیح دادم. من به این دلیل این کار را نکردم که به‌عنوان نمونه وقتی فیتز جرالد رباعیات خیام را به انگلیسی برگردانند، معادلی برای رباعیات ننوشت و همان واژه رباعیات را به‌کار برد. یا گوته وقتی با غزل حافظ روبه‌رو می‌شود کلمه غزل را ترجمه نمی‌کند و همان غزل را به‌کار می‌برد. بعضی از اسامی هویت دارند و ما نمی‌توانیم دست به ترجمه آن بزنیم. یکی از کارکردهای هنر غریب‌بودن آن است. یعنی قدرت خلاقیت هنر در غرابت آن جای دارد. برگردان بعضی از کلمات به‌فارسی با کارکرد هنر ناسازگار است. مترجم با این کلمات غریب باید به‌همان شیوه‌ای برخورد کند که لازمه ذات آن‌ها است. شاپور بهیان در ردیف بهترین مترجمان فاکنر فرهاد کشوری نویسنده برجسته شاهین‌شهری در ادامه جلسه گفت:  شاپور بهیان علاوه بر کار ترجمه، داستان و مقاله هم می‌نویسد. مجموعه «در سرزمینی دیگر» اولین اثر داستانی‌اش است. او در این مجموعه جهان خاص خودش را روایت می‌کند. این جزو اولین اصول داستان‌نویسی است که هر نویسنده‌ای باید روایتگر دنیای خودش باشد و چشم‌انداز تازه‌ای را به خواننده عرضه کند. بهیان ظرایف داستان‌نویسی را می‌داند و مقالات بسیاری در این زمینه ترجمه کرده است. فرهاد کشوری افزود: شاپور بهیان اشراف‌اش به داستان‌نویسی باعث می‌شود که «در سرزمینی دیگر» جزو آثار داستانی خوب و خواندنی باشد. بهیان در مورد ترجمه، آسان‌طلب نیست. آثاری که ترجمه کرده هرکدام پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد. بهیان ترجمه آثاری چون جامعه‌شناسی پست‌مدرنیسم اسکات لش، که جایزه بهترین ترجمه دانشجویی را برد، «رمان تاریخی» از گئورگ لوکاچ، کافکا؛ به سوی ادبیات اقلیت، از ژیل دلوز و فلیکس گوتاری و پیش‌درآمدی بر شناخت رمان، از جِرِمی هاتورن را در کارنامه خود دارد. آثاری خواندنی که برای هر علاقه‌مند به ادبیات داستانی راه‌گشاست، به‌ویژه پیش‌درآمدی بر شناخت رمان، که خواندنش را به علاقه‌مندان داستان‌نویسی پیشنهاد می‌کنم. وی در ادامه گفت: تازه‌ترین ترجمه بهیان، رکوئیم برای یک راهبه، از ویلیام فاکنر است. دست‌زدن به ترجمه آثار فاکنر کار آسانی نیست، چون نوعی هماوردطلبی است. به‌ویژه وقتی پیش‌تر، مترجمانی چون نجف دریابندری، صالح حسینی، بهمن شعله‌ور، علی بهروزی، احمد اخوت و تورج یاراحمدی آثاری از فاکنر را ترجمه کرده باشند. کسی که می‌رود سراغ اثری چون رکوئیم برای یک راهبه، باید چنته پُری داشته باشد. خالق اثر سرود مردگان در ادامه بیان کرد: پیش از این که به رکوئیم بپردازیم اشاره‌ای به فاکنر را لازم می‌دانم. فاکنر در میان غول‌های داستان‌نویسی جهان قرار دارد، که تعدادشان از انگشت دو دست تجاوز نمی‌کند. او بعد از چخوف بیشترین تأثیر را بر نویسندگان جهان گذاشت. به روایتی نویسنده نویسندگان است. به‌خصوص نویسندگان آمریکای لاتین، چون مارکز و یوسا و فوئنتس که از او تأثیر گرفتند اما آثار خودشان را نوشتند. در ایران هم بسیاری از او تأثیر گرفته‌اند. یکی از آن‌ها عباس معروفی است که با تأثیر از خشم و هیاهوی فاکنر، سمفونی مردگان را نوشت. البته معروفی این تأثیر را درونی کرد و اثر خودش را نوشت که در ردیف بهترین رمان‌های معاصرمان است. فرهاد کشوری گفت: فاکنر تکنیکی‌ترین نویسنده قرن بیستم است. منظور از تکنیک چگونگی اجرای اثر است. از چگونگی شروع اثر تا شیوه روایت و تصویرسازی و توصیف و ورود شخصیت به صحنه و فضاسازی و فصل‌بندی. برای نمونه دو رمان «خشم و هیاهو» و «گور به گور» را مثال می‌زنم. در اولی چهار فصل دارد که شخصیت‌های اصلی فصل‌ها متفاوتند و فصل‌ها، زاویه دید یکسانی ندارند. وی در ادامه به تجلیل از فاکنر پرداخت و افزود: در بین نویسنده‌های تکنیکی قرن بیستم می‌توان فاکنر را یکی از برجسته‌ترین آنان قرار داد. منظور از تکنیک چگونگی اجرای اثر و چگونگی شروع اثر تا شیوه روایت و تصویرسازی و توصیف و ورود شخصیت به صحنه و فضاسازی و فصل‌بندی است. اما او داستان‌گوی قهاری هم هست. اگر داستان گوی قَدَری نبود تکنیک به تنهایی باعث آزار خواننده می‌شد. در «رکوئیم برای یک راهبه» هم همین‌طور. نمایشنامه‌ای است با پرده‌هایی طولانی، که بیشتر روایتی رمانی‌اند. خطاب راویِ پرده‌ها نه به تماشاچی و نه به خواننده است. انگار طرف خطابش خودش است. فرهاد کشوری گفت: با این که فاکنر در جنوب آمریکا به دنیا آمد و زندگی کرد، برخلاف جنوبی‌ها که بیشتر طرفدار تبعیض‌نژادی بودند، او در اکثر آثارش با سیاه‌پوستان همدردی می‌کند. در رمان «خشم و هیاهو» شاهد زوال خانواده سفیدپوست اشرافی هستیم. اما در فصل آخر رمان، دیلسی، زن سیاه‌پوست، که کلفت و آشپز خانواده است، تنها شخصیتی است که روی پاهای خودش ایستاده و اثری از زوال در او نیست. او ادامه داد: فاکنر «رکوئیم برای یک راهبه» را در سه‌پرده نوشت، که پرده اول و دوم هرکدام سه صحنه و سومی یک صحنه دارد. این اثر در برادوِی و اروپا به روی صحنه رفت. پرده‌ها که پیش‌درآمد نمایشنامه‌اند، خود بخش‌های مستقلی‌اند و در قالب رمان نوشته شده‌اند. رکوئیم یک نمایشنامه رمان است که شخصیت‌های پرده‌ها و صحنه‌ها متفاوت‌اند. صحنه‌ها هرچند به شکل نمایشنامه نوشته شده‌اند، با جزیی‌نگری‌هایی تصویر شده‌اند که خاص رمان است. گفت‌وگوها گاهی به اندازه‌ای طولانی است که حفظ کردنشان برای اجرای نمایشنامه دشوار می‌شود. فاکنر اثر راحتی برای خواننده نمی‌نویسد. فاکنرِ ابداع‌گر، برای نوشتن رکوئیم، راه سختی را انتخاب کرد. دشوارترین راه برای نوشتن یک رمان نمایشنامه. بخش پرده‌ها، بدون شخصیت اصلی روایت می‌شود. هیچ شخصیتی در پرده‌ها سرآمد نیست. نسل‌ها هستند و آدم‌های گذرا. حتی اشیاء و کره‌زمین. اصلاً رمان درباره سرزمین است. شاید هم پیشرفت و یا زمان که همه چیز را خورد می‌کند و به زوال می‌رساند. درباره پاگرفتن منطقه خیالیِ یوکناپاتافا و شهر جفرسون و شکست و تحقیر جنوب و به وجود آمدن ایالات متحده آمریکاست. شاید هم چکیده این جمله استیونسِ وکیل در صحنه سوم پرده اول دادگاه باشد: «گذشته هرگز نمی‌میرد. گذشته حتی نمی‌گذرد.» گذشته‌ای که نه تنها گریبان یوکناپاتافا و جفرسون و جنوب را گرفته، بلکه تمپل دریک را هم راحت نمی‌گذارد. گذشته‌ای که از رمان حریم می‌آید و در «رکوئیم برای یک راهبه» هم، او را رها نمی‌کند. هرچند نوشتن پرده‌هایی که شخصیت اصلی ندارند، کار نویسنده را دشوار می‌کند، اما فاکنر راحت و یک نفس می‌نویسد و چون دوربینی کوچک‌ترین حرکات را هم ثبت می‌کند. خالق مردگان جزیره‌ موریس افزود: راوی(نویسنده) با استفاده از خاطراتی که از دیگران شنیده و کسانی که چه‌بسا خودشان هم از دیگران شنیده باشند و یا آن چه که خودش به یاد می‌آورد، پرده‌ها را می‌نویسد. فاکنر برای ما خاطره تعریف نمی‌کند چون اگر خاطره می‌گفت رکوئیم نوشته نمی‌شد. از قول راویان هم خاطرات را نقل نمی‌کند. مهم‌تر از همه، با این همه شخصیت و نقش‌شان در اثر، به دام دانای کل هم نمی‌افتد. دانای کل با شیوه مدرن فاکنر نمی‌خواند و اگر هم این کار را می‌کرد ناچار بود توی ذهن افراد مختلف برود و چه‌بسا شیرازه کار از هم می‌پاشید. وی در ادامه تصریح کرد:  اگر جایی از فکرِ شخصیتی می‌گوید، شیوه‌ای به کار می‌گیرد که دانای کل نیست. «بعضی می‌گویند یکی از راهزنان فکر کرد گروهبان از رفقای قدیمی‌اش است...» گروهبان فکرش را به دیگران گفته بود. استاد به درستی زاویه دید سوم‌شخص محدود را انتخاب می‌کند و به شیوه عینی چون دوربینی روی آدم‌ها و اشیاء حرکت می‌کند. انگار راوی، داستانِ خودش را می‌گوید. به دقت حالت‌های ظاهری اشخاص را نشان می‌دهد که گویای درونشان است. این شیوه، روایت را جاندار کرده است. تنها در آخرهای پرده زندان، چند جا خودش را تو خطاب می‌کند، که این تو در بیرون از او قرار دارد. «تا این که ناگهان تو، یک غریبه؛ از راه می‌رسی، یک آواره، مثلاً از شرق یا از جنوب یا غربِ دور که دست بر قضا گذرت به این‌جا افتاده است...» فرهاد کشوری در ادامه در مورد کاربرد اشیاء و مکان­‌ها در آثار فاکنر توضیح داد و افزود: فاکنر به بعضی از اشیاء و مکان‌ها تشخص می‌دهد. قفل پانزده پوندی به نماد اردوگاه تبدیل می‌شود. مالکیت اَلِک بر قفل‌انگار نمادی از فردیت و مالکیت آغازین سرمایه‌داری است. قفل را با وجود وزن سنگین‌اش، نمی‌توانند از سرخود بازکنند. آن را به پستچی می‌دهند تا به در کیسه پست‌اش بزند. پستچی آن‌قدر به خودش غره است، که از بستن قفل بر در کیسه پست سر باز می‌زند. او سیصد کیلومتر سوار اسب می‌آید تا چند نامه­ پستی را برساند و سیصد کیلومتر هم برمی گردد. نمادی است از سخت‌کوشی بعضی از سازندگان اولیه آمریکا. میز تنها شیئی چوبی با مشخصات خاص نیست، بلکه میزی‌ است که اجداد و گذشته‌گان بر آن نشسته‌اند. میز جای تصمیم‌گیری، درباره پیش‌پا افتاده‌ترین و عاجل‌ترین مسائلشان است. این اشیاء بیش از بسیاری از آدم‌ها عمر می‌کنند تا نابود شوند. کشوری در ادامه گفت: فاکنر اگر در رکوئیم وضعیتی را به اشاره و با بی‌طرفی بیان می‌کند، اثرش از یک جمله حمایت‌گر و عاطفی بیشتر است. گفت‌وگوها در صحنه‌ها روان است و به پیشبرد داستان، معرفی شخصیت و شخصیت‌پردازی کمک می‌کند. با وجود گفت‌وگوهای طولانی، زیاده‌گویی ندارد. جزئی‌نگری، در صحنه‌های نمایش رمانی است. در نمایشنامه‌ها این همه به جزئیات نمی‌پردازند. انگار دوربینی تمام حرکات و سکنات شخصیت‌ها را ثبت می‌کند. حتی تکرارهایش هم خسته‌کننده نیست. گاهی طوری آخر جمله را می‌بندد که به آن قوت می‌بخشد: «نه این که تمامش کنند، بلکه از سرراه برش دارند، پشت سرش بگذارند، سفره‌اش را جمع کنند، نه این که تمامش کنند تا زودتر صاحبش شوند، بلکه محوش کنند، پاکش کنند.» وی با اشاره به این‌که  فاکنر جایی که می‌خواهد از اجحاف و درد بنویسد، مرثیه‌سرایی نمی‌کند، تصریح کرد: وقایع را بی‌طرفانه جوری می‌نویسد که تأثیرگذار باشد. «توی گاری قراضه‌ای در حلقه اهل‌بیتِ چمباتمه زده‌اش نشسته بود، مردهای جوانش لباس‌های روز یکشنبه‌شان را پوشیده بودند که به کار سفر می‌آمد، بعد گفت: «این سرزمین سرخ‌پوستی کجاست؟» و آن‌ها گفتند: «غرب» و او گفت: «سر قاطرها را برگردانید سمت غرب.» و کسی چنین کرد و او قلم مباشر را گرفت و  Xاش را پای کاغذ انداخت و قلم را پس داد و گاری حرکت کرد و مردهای جوان هم از جا بلند شدند و در آن بعد از ظهر تابستان در میان غژغژ و خزشِ ریز و وحشتناک چرخ‌های گریس نخورده گاری ناپدید شد، خودش بی‌حرکت زیر آن چتر ثابت، غریب و شاهوار، شگفت و رو به زوال بود، مثل خود کهنگی که سوار بر عماری مهجورش از صحنه بیرون برود، سواره گذشت و یک بار هم برنگشت نگاه کند، یک بار هم برنگشت مرز و بومش را نگاه کند. وی در رابطه با پول و سرمایه در این اثر فاکنر تصریح کرد: چه زیبا از قدرت و نفوذ کالای پنبه و کالایی شدن و در نهایت قدرت پول و سرمایه می‌نویسد: «خیش و تبر نبود که وحش بوم را محو کرد؛ پنبه چنین کرد: دانه‌های خرد جنبش، بی‌وزن و بی‌شمار حتی در دست یک بچه، ناتوان از این که حتی خان تفنگ را عقب بکشد، چه رسد به آن که پرش کند، اما آن قدر نیرومند که درختان صمغ و گردو را از ریشه بزند و کاری کند که سرشاخه‌های سایه گسترشان فقط در یک فصل زیر تابش آتشین آن نور لایزال بِپِژمُرند و محو شوند: خان تفنگ و تبر نبود که سرانجام خرس و گوزن و پلنگ را به پناهگاه‌های جنگلی انتهای رودخانه راند؛ پنبه چنین کرد: نه گنبد سر به فلک کشیده دادگاه که همین موج سفید پنبه بود که آن‌ها را به درون کشاند، ...» وی در ادامه در مورد ترجمه شاپور بهیان گفت: نثر آثار داستانی و یا ترجمه مثل جاده‌ای است که اگر صاف باشد، راننده که همان خواننده باشد، با ماشین‌اش که عمل خواندن است، راحت می‌راند و تا پایان جاده می‌رود. اما اگر نثر اثر  داستانی  و ترجمه خوب نباشد، دست‌اندازها حواس خواننده را پرت می‌کند. اگر این دست‌اندازها زیاد باشند، خواننده از خیر خواندن می گذرد و کتاب را کنار می‌گذارد. نثر ترجمه رکوئیم پاکیزه و روان است. حین خواندن مانعی ایجاد نمی‌کند. فرهاد کشوری بیان کرد: مترجم برای آسان‌کردن کار خود، جمله‌ها را کوتاه نکرد و به متن وفادار ماند. دایره واژگانی مترجم خوشبختانه متمایل به کلمات منسوخ نیست. این عدم تمایل، ترجمه را زنده و روان کرده است. بهیان از آن‌دسته مترجمانی هم نیست که گرایشی به استفاده از واژگانِ عربی دارند، در حالی که معادل فارسی‌شان را خودمان داریم. وی در ادامه به تجلیل از کار بهیان پرداخت و افزود: در جزئیات ترجمه هم دقیق است. گل و شل را که ما همین‌طور می‌نویسم و می‌گوییم. به‌درستی گلِ شل می نویسد. به ایجاز در کاربرد کلمات توجه دارد. می‌نویسد سیگارش را به لب می‌گذارد، به جای سیگارش را میان لب‌ها می‌گذارد. یا به بچه‌ی خوابیده نگاهی می‌اندازد به‌جای به بچه‌ای که خواب است و یا بود. دو کلمه در جمله اول حذف شده است. و آوردن تُندا تُند در برابر کُندا کُند.  وی در ادامه بیان کرد: این هم نمونه‌ای از نثر فاکنر درباره تولد زمین و ترجمه درخشان بهیان: «زمین کور و بی‌زبان چرخید، مدارِ سیاره‌ایِ طولانیِ ناپیدا نشانش را دور زد، یخ‌زده، بی‌جذر و مد، اما باز آن جا بود، این کورسوی، این جرقه، این خرده مطلای الهام جاودانی آدمی، این قبه‌ی طلاییِ از پیش مقررِ¬شکست‌ناپذیر، این نطفه- جرقه، نازک‌تر از یخ، سخت‌تر از یخبندان، زمین دگر بار یَله رفت، پوست انداخت، یخ با سرعتی بسیار کم دره‌ها را سترد، بر تپه‌ها خط انداخت، و ناپدید شد؛ زمین یک وری‌تر شد تا در خطوطی پس رونده مثل حلقه‌های متحدالمرکزی که از عمر درخت در مرداب خبر می‌دهند، از حاشیه دریا، از حلقه‌ی پوست های سخت تنان عقب بنشیند، تا جنوب، جنوب پس‌رونده را به آن سوی آن سوسوی گنگ و اشارتگر آن زمینِ بَرٌیِ یک پارچه بکشاند...». استیونس وکیل می‌گوید: «این زمین چیزی نیست جز رؤیایی که اهمیت ندارد.» فرهاد کشوری گفت: در «رکوئیم برای یک راهبه» باز هم نانسی زن سیاه‌پوست، قاتل فرزند تِمپِل دِریک، روسپی سابق، کلفت خانواده استیونس که بامداد روز دیگر اعدام می‌شود، روی پاهای خود ایستاده است. تازه او به تمپل قوت قلب می‌دهد. تنها اوست که می‌داند چه می‌خواهد. گوان استیونسِ وکیل و تمپل دریک سرگردانند. البته این سرگردانی به‌معنای این نیست که حق با نانسی باشد. وی با بیان این­که هر مترجمی آثار فاکنر را ترجمه نمی‌کند، افزود: آثار فاکنر زمان بر و دشوار است. دست‌زدن به ترجمه آثارش نوعی هماوردطلبی با مترجمانی قَدَر است. شاپور بهیان از این هماوردطلبی سربلند بیرون آمده و خود را در ردیف بهترین مترجمان آثار فاکنر قرار داده است. او حالا خود، در این عرصه مدعی است. آگاهی به روح زمانه در ترجمه‌های بهیان سیاوش گلشیری نویسنده و منتقد باسابقه کشور در ادامه جلسه گفت: به گمان من چیزی که ترجمه را بارز می‌کند آگاهی به روح زمانه است. در سابقه آقای بهیان پرداختن به مسائل حوزه‌های تخصصی ایشان یعنی جامعه‌شناسی به‌چشم می‌خورد. اما نگاه ایشان به رمان و داستان در ترجمه‌هایشان بارز است. رفتن سراغ کار غریب و پیچیده ژیل دولوز و فلیکس گوتاری یعنی کتاب کافکا: به سوی ادبیات اقلیت کار پیچیده و مشکلی است. با این حال دو ترجمه دیگر نیز از این کتاب در بازار موجود است. اما شاپور بهیان مترجمی است که انتخاب کتاب را نه براساس نیاز بازار بلکه با درک روح زمانه انتخاب می‌کند. نویسنده تمام بندها را بریده‌ام افزود: ایشان براساس تخصص خودشان سراغ آن چیزی می‌روند که احساس می‌کنند باید کار بشود. رفتن ناگهان به سمت رمان و نویسنده شناخته شده‌ای به اسم فاکنر، کار هر مترجمی نیست. به هر ترتیب فاکنر پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. باتوجه به این‌که آگاهی‌های زیادی را چه در مورد زبان، لحن، واقف‌بودن به اصطلاحات کوچه بازار و از همه مهم‌تر پرداختن و باز به روزکردن استعاره‌ها، مجازها و ایهام‌هایی که قطعا در زبان فاکنر مختص به خود فاکنر است. کار هرکسی نیست. آقای بهیان علی‌رغم این‌که قدرت ترجمه خود را به رخ می‌کشد اما قطعا با رفتن به سراغ فاکنر چیز دیگری را نیز دارد به مخاطبین حرفه‌ای گوشزد می‌کند. و آن این است که به هر ترتیب به گمان من خواندن کسانی همچون فاکنر هیچگاه قدیمی نخواهد شد. این منتقد ادبی و سینمایی در ادمه کتاب «رکوئیم برای یک راهبه» را کتاب پیچیده‌ای دانست و گفت: موضوع در بخش­‌های نمایشی رمان کمی پیچیده­‌تر است. بعد تاریخی تنها به هشت‌سال پیش از کنش نمایش‌ها محدود شده است. هیچ درهم آمیختگی و ابهامی در آن نسبت به واقعیت­‌‌های تاریخی وجود ندارد. همچنین باید به این نکته مهم نیز اشاره شود که این رمان را می‌توان ادامه رمان حریم دانست. نویسنده کتاب مثل کسی که از یاد می‌رود در ادامه تصریح کرد که در رمان حریم قتلی اتفاق می­‌افتد. و یکی از شخصیت­‌های داستان در ادامه این رمان نامه‌ای می‌نویسد. که این نامه‌ها در رکوئیم دستاویزی برای گرفتن حق‌السکوت می‌شود. وی در ادامه خوانندگان حوزه ادبیات داستانی را به خواندن این رمان دعوت کرد و در پایان گفت: از جهاد دانشگاهی تشکر می‌کنم که با برگزاری چنین جلساتی در شاهین‌شهر به فرهنگ و هنر این شهر کمک می­‌کند. رمان «رکوئیم برای یک راهبه» توسط  انتشارات نیلوفر به تعداد 251 صفحه و قیمت 24000 تومان چاپ شده است. تهیه خبر: علی محمدی عکاس: علی ممبینی       ]]> نشست‌کتاب Mon, 12 Feb 2018 13:41:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/257707/ترجمه-رکوئیم-دغدغه-چندساله «غزل»؛ نیرومندترین قالب عروضی پیش و پس از انقلاب http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257413/غزل-نیرومندترین-قالب-عروضی-پیش-انقلاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه خانه کتاب، نشست «شعر فارسی» از سلسله نشست‌های بررسی برخی از شاخه‌های علوم انسانی بعد از انقلاب، عصر شنبه (14 بهمن ماه) با حضور جمعی از پیشکسوتان حوزه ادب و شعر و سایه اقتصادی نیا، پژوهشگر و به عنوان سخنران در سرای اهل قلم برگزار شد.  سایه اقتصادی نیا درباره وضعیت شعر فارسی پس از انقلاب 1357 چنین اظهار کرد: بنده به ابهامات و پرسش‌هایی از قبیل این که تا چه حد می‌توانیم انقلاب اسلامی را سرفصل زمانی برای بررسی تغییراتی که در حوزه ادبیات ایجاد کرده است، در نظر بگیریم؟ آیا این تغییرات آن قدر مهم، عمیق و گسترده است که بتوانیم آن را یک نقطه آغازگاه بگیریم؟ پاسخ مثبت می‌دهم.  وی افزود: به نظر من انقلاب 1357 آن قدر تغییرات ایجاد کرده که بعد از 40 سال بتوانیم بگوییم «انقلاب پس از 57 » اما این دید، نگاه تاریخ ادبیاتی است و نگاه ادبی نیست. اگر بخواهیم نگاه ادبی به تغییرات داشته باشیم باید این تغییرات را در فرم و محتوا بررسی کنیم. این پژوهشگر توضیح داد: قوالبی قبل از انقلاب و در دوران معاصر وجود داشتند مثل «نیمایی»، «سپید»، «شعر حجم، شعر دیگر» و «موج نو» که به تثبیت رسیده بودند، سرایندگان متعدد داشتند و برحسب سرایندگان و مخاطبان در اوان انقلاب، برخی اوج و برخی دیگر رکود یافتند. این چهار دسته شعر ارابه‌ای بودند که شعر فارسی را حمل می‌کردند. اقتصادی نیا بیان کرد: بعد از انقلاب تقریباً این چهار دسته تا اواسط دهه 60 همچنان ارابه اصلی بودند که شعر فارسی را حمل می‌کردند. از اوایل دهه 70 شمسی و بعد از آن (دهه 80) چند فُرم دیگر به وجود آمدند؛ جریان‌های کوتاه مدت با سرایندگان و مخاطبان محدود به وجود آمدند مثل شعر حرکت، شعر فرا سپید، شعر عکس، شعر معناگریز، شعر زبان و شعر تصویری. وی ادامه داد: در عرصه شعر عروضی هم تغییراتی بود به ویژه این تغییرات از دهه 70 به بعد قابل مشاهده است که از آن میان می‌توان به دو فرم مشخص غزل نو و غرل پُست مدرن اشاره کرد. این دو فُرم سرایندگانی داشتند و دارند. به نظرم این دو دسته حتی مخاطبان خاص تر و بیشتری داشتند. به همین دلیل دفترانشان همچنان چاپ می‌شود.  اقتصادی‌نیا در ادامه توضیح داد: بدون شک نیرومندترین قالب عروضی که توانست از مقطع انقلاب پرش کند، زنده بماند و همچنان پویایی خود را حفظ کند، قطعاً غزل است. از میان قوالب عروضی، غزل هم تعداد سرایندگان و هم تعداد خوانندگانش از همه قوالب بیشتر است. شاعران این قالب به طور مثال عبارتند از هوشنگ ابتهاج، سیمین بهبهانی، منزوی و قیصرامین پور که اتفاقاً شناخت نسل نو از آن ها پس از انقلاب رُخ داد.  وی ادامه داد: مثنوی در دفاتر قبل از انقلاب نیز وجود داشته است اما به صورت تفننی و در حاشیه در دفتر شاعرانی مثل فروغ بود. از دیگر سرایندگان شعر در قالب مثنوی در پیش از انقلاب می‌توان به اخوان و حتی ابتهاج اشاره کرد. اما بعد از انقلاب، مثنوی از حاشیه خارج شد و اتفاقاً در دفاتر بسیاری از سرایندگان مثل علی معلم، اصل قرار گرفت؛ به عبارت دیگر، مثنوی بعد از انقلاب سرایندگان مشخصی پیدا کرد و دیگر از حالت حاشیه‌ای خارج شد.  این پژوهشگر با بیان این که قوالب سنتی اغلب بعد از انقلاب سرایندگان مشخص پیدا کردند و اغلب تقویت شدند، عنوان کرد: رباعی و دو بیتی نه این که قبل از انقلاب وجود نداشتند اما باز به این صورت که مشخصاً رباعی سرا داشته باشیم، نبودند. قصیده هم قبل از انقلاب وجود داشته است مثل مظاهر مصفا اما باز دوباره این قالب هم بعد از انقلاب سرایندگان دیگر و مشخص‌تر پیدا کرد و تقویت شد مثل اسماعیل خویی.  اقتصادی نیا بیان کرد:در  شعر چهار پاره بعد از انقلاب تقریباً سراینده قَدَری سراغ نداریم. چهار پاره امروزه تقریباً مرده است. شعر نیمایی هم علی رغم اوجی که در اوان انقلاب داشت، اما بعد از انقلاب با وجود این که همچنان سرایندگانشان زنده بودند، رو به نشیب گذاشت و رکود کرد.  وی ادامه داد: یکی از دلایل اُفت شعر نیمایی حرکتی بود که رضا براهنی کرد و آن انتشار رساله «چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟» در سال 1374 بود. در آن سال‌ها، براهنی کارگاه و شاگرد داشت و به اصطلاح برو بیایی داشت این دفتر توانست شعر نیمایی را از آن جایی که بود، چند پله پایین بیندازد. این پژوهشگر افزود: شعر سپید بعد از انقلاب فرمانروای بلامنازع عرصه شعر فارسی است؛ آن قالبی که از همه پُرسراینده تر و پُرمخاطب‌تر بود، شعر سپید است. این موضوع دلایل متنوعی دارد اما یکی از مهم ترین آن ها شخص احمد شاملو بود (نفوذ اجتماعی شاملو). دلایل دیگری هم داشت از جمله این که شعر سپید سرودن بسیار آسان بود (سادگی شعر سپید) برای سروردن این شعر، فقط تخیل شاعرانه کفایت می کرد و به اصطلاح دیوار شعر کوتاه شد و هر کسی می توانست به این عرصه گام بگذارد.  اقتصادی نیا اظهار کرد: معتقدم شاخه سالم و جان به دربرده از شعر سپید شاملو، سپید کوتاه نام دارد. شعر سپید کوتاه عموماً بازگو کننده یک درنگی در لحظه یا یک برداشت فلسفی از جهان است که پدر واقعی آن بیژن جلالی بود. در دهه 80 و تا میانه دهه 90 شعر سپید کوتاه فرمانروای کامل است. مثل اشعار شمس لنگرودی، سیروس نوذری، مسعود احمدی، حافظ موسوی.  وی ادامه داد: نماینده شعر حجم نیز یدالله رویایی است که همچنان نیز در قید حیات است. موج نو هم همینطور. نماینده شعر دیگر نیز بیژن الهی است که در سال های اخیر اقبال ویژه ای یافت. اما در این جریان، تغییری که قابل ذکر باشد، بنده ندیده ام؛ یعنی سرایندگان محدود و مخاطبان محدود داشت.  این منتقد ادبی بیان کرد: یکی از جریان‌های کوتاه مدت که بعد از دهه 70 در شعر فارسی به وجود آمد عبارت است از شعر حرکت که ابوالفضل پاشا و مهرداد فلاح شروع کردند، بیانیه‌هایی منتشر کردند و تعدادی هم آن را دنبال کردند اما به واقع نمی توان حتی یک سطر پیدا کرد که هدف و مضمون این نوع از شعر را بیان کند و فقط تعریف شاعرانه از شعر است. شاعران این جریان کوتاه مدت و حتی مخاطبان آن ها فقط مبدع این نوع از شعر بودند و اصلاً تلاشی در جهت تبیین آن نکردند. باز من معتقدم که رضا براهنی بسیار کوشید تا به زبان ادبی تبیین کند که چه می‌گوید.  وی افزود: شعر معناگریز از دیگر جریان های کوتاه مدت به شمار می‌آید که علی عبدالرضایی در آن سال‌ها مبدع آن بود وهمچنان هم فعال است؛ از روی اسم این نوع شعر کاملاً مشخص است که هیچ معنایی نمی‌توان برای این نوع از سبک شعر پیدا کرد. اقتصادی نیا بیان کرد: شعر عکس، شعر دیداری، شعر اجرایی، شعر متفاوط که محمد آزرم و لیلا صادقی با شور و حرارت فراوان این نوع از شعر را جلو می‌بردند، از بقیه جریان ها، طرفداران بیشتری پیدا کرده است که به نظر من علت آن، این است که می‌شود یک معنی برایش پیدا کرد و به اصطلاح می‌شود نیمچه پدر و مادری برایش پیدا کرد. شعر فراسپید و فراگفتار را نیز فرزاد میراحمدی درست کرده است.  این منتقد ادبی اظهار کرد: به نظرم غزل نو می‌تواند یک عاقبت بخیری داشته باشد که محمد سعید میرزایی، مریم جعفری آذر مانی و حامد ابراهیم‌پور نمونه‌های خواندنی در این زمینه ارائه کرده‌اند.  اقتصادی نیا با اشاره به ویژگی‌های غرل نو، گفت: در غرل نو، محور عمودی شعر قوی است، خاصیت روایی دارد و معمولاً یک داستان از اول شروع می‌شود و تا آخر مخاطب را با خودش می برد و در نهایت می‌شود از آن به عنوان پتانسیلی در هنر نمایشی استفاده کرد. یکی دیگر از مشخصاتش این است که عموماً در حصر شعر عاشقانه نیست بلکه به مضامین اجتماعی، سیاسی و اعتراضی توجه دارد. به همین دلیل است که شاید در عصر جدید شنونده پیدا کرده است. دیگر این که هنجار گریزی نحوی بسیار در آن دیده می‌شود و مشارکت خواننده در ساختن غرل، از خصوصیات غزل نو است. وی درباره این که آیا انقلاب دگرگون کننده محتوا و درونمایه شعر شد بود یا نه؟، اظهار کرد: بعد از انقلاب، تغییرات زیادی در محتوای شعرها به وجود آمد اما معتقدم دو نوع تغییر محتوایی بسیار بارز هستند؛ یکی شعر دفاع مقدس و دیگر شعر زنان است.  اقتصادی نیا توضیح داد: شعر دفاع مقدس از همان نخستین حمله عراق به ایران با همان خاصیت تهییجی و تبلیغی شکل گرفت. از میان شاعران این سبک می‌توان به علی معلم، سلمان هراتی، قیصر امین پور و ...اشاره کرد. این گروه از شاعران برای دفاع مقدس شعر می‌گفتند برخی از آن‌ها صبغه ایدئولوژیک همسو با حکومت داشتند برخی دیگر نیز صبغه انسانی جنگ را بیان می‌کردند و برخی دیگر مضامین ملی و میهنی را دخالت می‌دادند. این شعر، حرکت کرد و به تدریج در سال های آخر جنگ، دچار یک دگردیسی شد و به شعر جنگ تبدیل شد. در دهه 70 نیز به شعر آنتی جنگ (شعر صلح) تبدیل شد. این منتقد ادبی افزود: شعر زنان قبل از انقلاب در تسلط چهره فروغ بود و همچنان این تسلط پایدار است اما از دهه 70 و 80 یک گرایش دیگری در اشعار زنان قابل شناسایی است مثلاً اِروتیسم یکی از عناصر بارز آن است به ویژه در دفاتری که در خارج از ایران چاپ می‌شود. وی عنوان کرد: یک اتفاق دیگری در شعر زنان بعد از انقلاب به وجود آمد و آن دوگانه سیمین ـ فروغ است که سیمین بهبهانی را به عنوان یک چهره زنانه و فروغ را به عنوان یک چهره دیگر زنانه با کاربردهای متفاوت مقابل یکدیگر قرار دادند. ]]> نشست‌کتاب Sat, 03 Feb 2018 15:19:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257413/غزل-نیرومندترین-قالب-عروضی-پیش-انقلاب سخن از یک عشق http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/255827/سخن-یک-عشق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در ادامه جلسات نقد و بررسی گروه ادبی داستان جمعه، روز جمعه بیست و چهارم آذرماه 1396، مجموعه داستان «درخت به پاییز نشسته» با حضور نویسنده و نیز رضا نوروزی گوهر و مهدی حمیدی پارسا به‌عنوان منتقد در مجتمع ناشران قم، مورد نقد قرار گرفت. ابتدا مصطفی مهریزی یکی داستان‌های کتابش را خواند و سپس نوروزی گوهر نقدش را این‌گونه شروع کرد: «تصویر» و «خواب» دو کلید واژه‌ای هستند که بارها در داستان‌های مختلف کتاب تکرار می‌شوند. در واقع تصویرها بار اصلی شکل دادن به اتمسفر مالیخولیایی و وهم انگیز داستان‌ها را به دوش می‌کشند و در پردازش روایت، شخصیت‌ها و موقعیت‌ها نقشی اساسی بر عهده دارند. او در ادامه گفت: تصاویر در بسیاری از موارد درخشان و در مواردی هم شاید به دلیل بستر و نوع استفاده، کلیشه‌ای به نظر می‌آیند. اما در نهایت موفق به ساختن فضای مورد نظر نویسنده می‌شوند. در ادامه جلسه، حمیدی پارسا به عنوان دومین منتقد به مفهوم شناسی تصویر پرداخت و گفت: از پر کاربرد‌ترین اصطلاحات نقد ادبی "تصویر (ایماژ)" است. در مفهوم عام ، تصویر بر کل زبان‌های مجازی اطلاق شده و به عبارتی آن بخش از کاربردهای خلاق و هنری زبان زا که از رهگذر تصرفات خیال در زبان عادی به وجود می‌آید،تصویر می‌نامند. از منظر فرمالیستی جوهره ادبیات تصویر است و معتقدند کلید راهیابی به معنا و دنیای ذهن و روان هنرمند در مجازهای زبانیست. این مبنا بر اساس نظام بلاغت سنتی (تقسیم زبان به دو قطب حقیقت و مجاز) که از ارسطو آغاز شده، استوار است. در این مبنا زبان مجازی صورتی برتر و فراتر از زبان حقیقی به شمار می‌رود. در واقع هر تصویر مجازی جانشین یک حقیقت زبانی است. و در نتیجه برای فهم زبان مجازی باید آن را به زبان حقیقی برگردانیم. او در ادامه به اقسام تصویر اشاره کرد و گفت: تصاویر بر دو نوع هستند؛ زبانی و مجازی. در تصویر زبانی ما با استفاده از زبان واقعی و قاموسی، یک تصویر به ذهن خواننده منتقل می‌کنیم. اما در تصویر مجازی با استفاده از زبانی خلاق و صناعات بلاغی مثل کنایه، شروع به بیان تصور و اندیشه انتزاعی می‌کنیم. تصویر مجازی در واقع حاصل کشف رابطه یا ایجاد پیوند میان چند امر است که به ظاهر ارتباطی با هم ندارند. اما این ارتباط تنها در خیال ما اتفاق می‌افتد و چند امر غیر مرتبط با هم مرتبط می‌شوند و به مدد خیال با هم پیوند خورده و واقعیت نویی می‌آفرینند که در خارج سابقه ندارد مثل خاطرات ترک خورده. در ادامه جلسه، نوروزی گوهر در قسمت دوم نقدش گفت: هر چند خواننده در این کتاب، داستان‌هایی با جغرافیا و شخصیت های گوناگون را می‌خواند اما به دلیل پیوستگی درونی تم‌ها و فضاها گویی در حال دیدن دیدگاه‌های مختلف ذهن سودازده یک شخصیت است. او در جمع بندی صحبت‌هایش به نقاط قوت اثر اشاره کرد و گفت: نثر شعرگونه متناسب با فضای رویاگون و وهم آلود و وجود فضاهای خالی برای نزدیکی بیشتر خواننده از طریق تجربه‌های شخصی به داستان‌ها از نقاط قوت مجموعه هستند. اما از طرفی هرچه به انتهای کتاب نزدیک می‌شویم، شاید به دلیل تکرار ایده دیگر خبری از شگفت‌زدگی و غافلگیری ابتدایی نیست. حمیدی پارسا نیز گفت: بنا به سلیقه شخصی، داستان‌های این کتاب را دوست نداشتم. اما آنچه برای من بسیار جذاب و چشمگیر بود، تصاویر این مجموعه بود. این منتقد ادبی به ویژگی‌های تصاویر اشاره کرد و گفت: ویژگی بارز آن‌ها غریب و اتفاقی بودنشان می‌باشد. بسیاری از داستان‌های این مجموعه، سازنده یک تصویر کلیست؛ در واقع داستان‌های این کتاب در حال بیان تصاویری غریب و وهم آلود است که در بستر حوادث واقع نمایانه و با زبان واقعی عناصر واقعی بی ربط را کنار هم قرار می‌دهد و کلیت داستان را درست می‌کند. به طوری که مخاطب نمی‌فهمد آنچه می خواند خیال است یا واقعیت؟! او ادامه داد: در این مجموعه، خبری از قصه روان و کلاسیک با شروع و پایان نیست. قصه‌های کتاب نه در ساختار ابتدا و انتها دارند و نه در معنا. انگار که زندگی یک امر بی منطق و معناست که زیستن و روایت آن نیز دارای منطق و معنایی نیست. شخصیت ها نیز از سنخ همین منطق داستانی طراحی شده‌اند؛ شخصیت‌هایی مردد، بلا‌تکلیف که ما کنش فعالانه‌ای از آن‌ها نمی‌بینیم. او در جمع بندی صحبت‌هایش به ارتباط داستان ها اشاره کرد و گفت: به طور مثال داستان درخت به پاییز نشسته در امتداد دو داستان باران و خواب لیلی است که در آن‌ها سخن از یک عشق بود. ]]> نشست‌کتاب Thu, 21 Dec 2017 20:44:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/255827/سخن-یک-عشق بالاترین سرعت دانشنامه‌نویسی در جهان را داریم/ انتقاد از کمبود بودجه http://www.ibna.ir/fa/doc/report/255731/بالاترین-سرعت-دانشنامه-نویسی-جهان-داریم-انتقاد-کمبود-بودجه به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) همایش «کاربرد دایرة‌المعارف در پژوهش؛ اهمیت و الزامات» از صبح امروز سه‌شنبه (28 آذرماه) با حضور آیت‌الله مصطفی محقق داماد، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی و نعمت‌الله صفری فروشانی در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد.   حدادعادل در این مراسم با بیان اینکه علم در دوران گذشته محدود و جامع بود گفت: در قرون گذشته اگر کسی فیلسوف نامیده می‌شد به‌معنای این بود که علوم مختلف مانند طبیعیات، ریاضیات و الهیات را می‌دانست و به همین دلیل کتاب‌هایی را هم که نوشته می‌شد جامع بود. به‌طور مثال دانشنامه علایی و شفا آثار جامعی هستند که نگارش شدند. بنابراین این سنت در جهان اسلام باعث به‌وجود آمدن کتاب‌هایی شده که شبیه دایرة‌المعارف امروزی است.   وی ادامه داد: نوع دیگری از کتاب‌ در تمدن ما سابقه دارد که نکات بدیع و جدید از هر دست توسط مولف گردآوری و به‌صورت کشکول‌وار نگارش می‌شده و به همین دلیل این قبیل اطلاعات بیشتر به درد اهل‌منبر و وعاظ می‌خورده است.   رئیس بنیاد سعدی درباره ظهور دایرة‌المعارف‌نویسی در اروپا نیز سخن گفت و افزود: دایرة‌المعارف‌نویسی در اروپا یکی از نتایج و آثار دوره تجدد و رنسانس به بعد است به دلیل انقلاب کبیر فرانسه رشد فوق‌العاده‌ای در کمیت علوم پیدا شد و سپس تحولات فلسفی و مبنایی درباره علم به‌وجود آمد و نیازهای مختلفی را ایجاد کرد. نگاه تازه به انسان و جهان موجب شد که دایرة‌المعارف فرانسه شکل بگیرد و گروهی با محوریت افرادی چون دیدرو، مونتسکیو و ... که به اصحاب دایرة‌المعارف معروف شدند دایرة‌المعارف فرانسه را نگارش کردم.   به گفته حدادعادل در دنیای اسلام از صدسال پیش دایرة‌المعارف تدوین شده است و نخستین مکان هم بیروت در لبنان بوده که مرکز تماس بین اروپا و دنیای عرب بوده است. در کشور ما نیز در دوره قاجار تلاشی صورت گرفت که دایرة‌المعارف به سبک اروپایی تدوین شود و به همین دلیل دایرة‌المعارف نامه دانشوران در چند جلد منتشر شد که بعدها متوقف شد.   رئیس فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی در ادامه با بیان اینکه در ایران کمتر دایرة‌المعارف‌ها کامل شده است، گفت: متاسفانه نمونه‌های زیادی از دایرة‌المعارف‌نویسی در ایران وجود دارد که تکمیل نشده است. بعدها در دهه 40 سه جلد دایرة‌المعارف فارسی تدوین شد که نمونه خوبی از انضباط علمی بود. همچنین دانشنامه ایران اسلام نیز قبل از انقلاب ترجمه شد بعدها در سال 62 به دستور مقام معظم رهبری که رئیس‌جمهوری وقت بودند بنیان، بنیاد مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی پایه‌گذاری شد که من نیز یکی از اعضای آن بودم و تاکنون نیز به فعالیت خود ادامه داده است.   حدادعادل در ادامه گزارش مفصلی از فعالیت‌های این مرکز ارایه کرد و گفت: تاکنون موفق شدیم 22 جلد دایرة‌المعارف دانشنامه جهان اسلام منتشر کنیم که جلد 23‌ام آن زیر چاپ است و از حرف «ب» شروع می‌شود و اکنون به حرف «سین» رسیده‌ایم. پیش‌بینی ما این است که مجلدات این دایرة‌المعارف‌ها به 50 جلد برسد.   وی با اشاره به گروه‌های مختلف پژوهشی بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی افزود: تلاش ما در گروه‌های پژوهشی این است که کارها به‌صورت تخصصی و عمقی انجام شود. اکنون نیز 2هزار و 500 مولف طی 34 سال فعالیت این بنیاد مدخل‌های مختلفی از این دانشنامه‌ها را تالیف و ترجمه کردند البته ترجمه دانشنامه‌ها از زبان‌های ترکی، انگلیسی و عربی در حد 10درصد بوده که اکنون به یک درصد رسیده است.   به گفته این مقام مسئول، دایرة‌المعارف‌نویسی سنتی است که جای رها کردن عنان قلم نیست بلکه نیازمند انضباط علمی و حرف جدی و منطقی است. نویسندگان نیز باید تلاش کنند تا در نوشتن مداخل موضع‌گیری نکنند.   حدادعادل با بیان اینکه تاکنون 18 هزار مدخل در وبگاه بنیاد دایرة‌المعارف قرار گرفته است، گفت: ما تجربه 34 ساله خودمان را مستندسازی کرده‌ایم و در قالب کتاب دوهزار صفحه‌ای تا سال آینده آن را روانه بازار نشر خواهیم کرد.   رئیس بنیاد سعدی در ادامه با اشاره به اینکه به گفته یکی از کتاب‌شناس‌ها در ایران نزدیک به 200 دایرة‌المعارف و موسوعه تالیف شده است، گفت: در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی دانشنامه زبان و ادب فارسی در 6 جلد تالیف شده که تا نمایشگاه کتاب سال آینده منتشر می‌شود و 22 سال زمان صرف نگارش آن شده است. همچنین دانشنامه شبه‌قاره هند که مشتمل بر 6 جلد است و 4 جلد آن منتشر شده دو جلد پایانی آن نیز روانه بازار خواهد شد. دانشنامه زبان و ادبیات فارسی در آسیای صغیر نیز یکی دیگر از آثاری است که به زودی منتشر خواهد شد.   وی ادامه داد: همچنین ما با تاسیس انتشارات مرجع و کتابفروشی آن تمامی آثار مرجع را در این کتابفروشی به فروش می‌رسانیم. در اقدام دیگر نیز 50 کتاب 150 تا 300 صفحه‌ای را از دایرة‌المعارف‌ها تحت عنوان کتابخانه دانشنامه جهان اسلام استخراج کرده‌ایم که حدسمان این است تا 500 جلد ادامه داشته باشد و بتواند برای رشته‌های خاص در کارشناسی ارشد به‌عنوان کتاب درسی مفید واقع شود.   حدادعادل در ترجمه دانشنامه جهان اسلام به زبان عربی نیز خبر داد و گفت: تاکنون 10 جلد از این دانشنامه به زبان عربی ترجمه شده که در جایگاه خود اقدام بسیار حایز اهمیتی است.   وی با اشاره به مجموع اقداماتی که در این حوزه انجام شده دریافت بودجه 9 میلیارد تومانی را برای این حوزه ناکافی دانست و گفت: این در حالی است که در فضای مجازی عنوان می‌شود که حدادعادل بودجه 48میلیارد تومانی برای بنیاد سعدی و سازمان‌های دیگر خود می‌گیرد حال اینکه با توجه به نوسانات ارز و کاهش بودجه و نیز حجم اقداماتی که صورت می‌گیرد مبلغ نهایی بسیار کم است.   حدادعادل در پایان گفت: تلاش ما این است که کتاب‌شناسی هم از منابع دانشنامه جهان اسلام منتشر کنیم چرا که این مجموعه می‌تواند کمک شایانی به پژوهشگران باشد. براساس طرحی که ارایه کردیم می‌خواهیم در سال 98 تعداد دانشنامه‌های جهان اسلام را به 35 جلد برسانیم و این بدین معنی است که ما سالی 3جلد دانشنامه منتشر می‌کنیم و این بالاترین سرعت دانشنامه‌نویسی در جهان با توجه به زیرساخت‌هاست. تألیف دایرة‌المعارف در ادبیات فارسی محقق داماد در این مراسم درباره تألیف دایرة‌المعارف در ادبیات فارسی سخن گفت و افزود: دایرة‌‌المعارف‌نویسی کاری نیست که ما آن را به تازگی آغاز کرده باشیم و اگر بخواهیم نظیر آن را مانند آنچه که امروز نوشته می‌شود در گذشته پیدا کنیم به کتاب الحروف فارابی می‌رسیم. محسن مهدی بر این کتاب تحقیق کرده است و می‌توان گفت این کتاب فارابی به‌ترتیب حروف الفبا مطالب فلسفه را شامل می‌شود هرچند که فلسفه در آن دوره بسیار عام‌تر از چیزی است که امروزه از فلسفه تبیین می‌شود و همه علوم را از جمله طبیعیات در برمی‌گرفت. بنابراین این کتاب یک دایرة‌المعارف قابل مقایسه با دایرة‌المعارف‌های امروزی است.   وی ادامه داد: در کنار این اثر کتاب‌های دیگری نیز مانند کتاب «امالی» سیدمرتضی وجود دارد که شامل موضوعاتی چون تاریخ، علوم اجتماعی، حدیث، ادبیات، شعر و ... می‌شود این کتاب هم یک دانشنامه است و علوم مختلف در آن گردآوری شده است. در کنار این اثر در قرن چهارم هجری تعدادی از زنان در انجمنی گردهم جمع شدند و با نام «اخوان الصفا و خلان الوفا» فعالیت خود را ادامه دادند اعضای این انجمن هرکدام قرار گذاشتند تا در حوزه‌های تخصصی خود در علوم مختلف مقاله‌هایی را منتشر کنند که با عنوان رسائل اخوان الصفا مشهور شد.   این استاد فلسفه در ادامه سنت دایرة‌المعارف‌نویسی به مجموعه بحار‌الانوار علامه مجلسی اشاره کرد و گفت: این کتاب نیز قطعا کار یک نفر نبوده و مجموعه‌ای از احادیث در آن گردآوری شده که نمونه‌ای از کار دائره‌المعارف‌نویسی است. البته مجموعه احادیثی که در دوران اهل‌بیت تحت رسایلی با عنوان کتب اربعه بعدها نوشته شد نیز می‌تواند نمونه‌های مشابهی از دایره‌المعارف‌نویسی باشد.   آیت‌الله محقق داماد در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه در قرون بعدی افراد دیگری به صورت انفرادی به کار دایرةالمعارف‌نویسی همت گماشته‌اند، گفت: از آن‌جمله می‌توان به عبدالحسین حائری، کشکول شیخ بهایی، کشکول مرحوم نراقی کاشی، سفینة‌البحار حاج عباس قمی و ... اشاره کرد. تمامی این افراد مباهاتی در تمدن اسلامی هستند که سنت دایرة‌المعارف‌نویسی را ادامه دادند.   وی در بخش پایانی سخنانش با اشاره به فعالیت‌های دانشنامه جهان اسلام و دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی گفت: اینکه عده‌ای مواد اولیه و اطلاعات لازم برای تحقیق محققان را گردآوری می‌کنند فعالیت بسیار مهمی است و باید آن را ارج نهاد.   ابتکار و تحلیل در مقالات دایره‌المعارف صفری فروشانی نیز در ادامه این نشست ویژگی‌هایی که یک مقاله دایرة‌المعارفی باید داشته باشد را برشمرد و گفت: این مقاله باید جامع بوده و موجز و چکیده باشد بدین معنی که نتوان عباراتی را از آن حذف کرد. همچنین مقاله باید روشمند، پراستناد، دارای ساختار منطقی، غنی و پرمحتوا باشد. اگر مقاله‌ای این شرایط را داشته باشد می‌تواند ادا کند که مقاله مرجعی است.   وی با طرح این سوال که آیا مقاله دایرة‌المعارف می‌تواند ابتکار و نوآوری داشته باشد گفت: برخی معتقدند مقاله دایرة‌المعارف تنها باید مروری بر اطلاعات گذشته باشد و انباشت علمی داشته باشد اما من معتقدم که مقاله می‌تواند خود حاوی ابتکار و تولید دانش باشد از سوی دیگر عده‌ای معتقدم مقاله دایرة‌المعارف نمی‌توان تحلیل و نظر خاص مولف را داشته باشد در حالی که من معتقدم مولف می‌تواند نظرات خود را با رعایت شرایطی در مقاله ارایه کند.   صفری فروشانی در بخش پایانی سخنانش با تاکید بر اهمیت دایرة‌المعارف در دوره معاصر گفت: فعالیت‌های دانشنامه جهان اسلام و دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی از زمان تاسیس‌شان تاکنون فرهنگ‌ساز و گفتمان‌ساز بودند و به هر موضوعی که وارد شده‌اند توانسته‌اند تاثیرگذاری لازم را داشته باشند.  ]]> تاریخ و سیاست Tue, 19 Dec 2017 11:09:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/255731/بالاترین-سرعت-دانشنامه-نویسی-جهان-داریم-انتقاد-کمبود-بودجه در جلسه نقد«زیر پل سوخته کابل» در قم چه گذشت؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/255222/جلسه-نقد-زیر-پل-سوخته-کابل-قم-گذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در ادامه جلسات گروه داستان جمعه قم، روز جمعه دهم آذر ماه 1396، مجموعه داستان «زیر پل سوخته کابل» نوشته سید محمود حسینی با حضور نویسنده اثر و سید مرتضی شاهترابی و سعید شریفی به عنوان منتقد، مورد نقد و بررسی قرار گرفت. سید مرتضی شاهترابی درباره این مجموعه داستان گفت: این کتاب در واقع مجموعه ای از داستانک یا فلش فیکشن هاییست که از پنجاه کلمه شروع می‌شود تا هزار کلمه. در این بین، چند داستان کوتاه نیز هست مثل «زیر پل سوخته کابل». این منتقد در توضیح منظور خودش اضافه کرد: فلش فیکشن قالب نو ظهوریست در ادبیات داستانی آمریکا که به خصوص در یک دهه اخیر، به شدت مورد رغبت قرار گرفته است. در این قالب عناصر داستان به شدت کاهش پیدا می‌کند. اما مهمترین نکته در این داستانک‌ها ضربه ایست که در پایان قرار داده می‌شود. شاهترابی ادامه داد: زیر پل سوخته کابل، داستانک‌هایی دارد که این ضربه نهایی را به مخاطب وارد می‌کند. بنابراین اکثر داستان های این مجموعه را باید با معیار و اصول داستانک دید. در ادبیات داستانی افغانستان به خاطر بی رغبتی و سبک زندگی سنتی مردم، داستانک بسیار کم است. داستانک ذائقهء انسان مدرن را می‌طلبد که با فناوری و اطلاعات عجین شده است و هر لحظه بمباران اطلاعاتی می‌شود. این نوع انسان فرصت مطالعه زیاد ندارد و به همین دلیل علاقمند است در کوتاهترین زمان، داستانی را بخواند. در ایران، شاهد استقبال مردم از این قالب هستیم ولی در جامعه سنتی افغانستان چنین ذائقه‌ای هنوز شکل نگرفته است. وی ادامه داد: زیر پل سوخته کابل در حرکتی متفاوت، داستان های کوتاه کوتاه با مضمون های بومی و اجتماعی ملت افغانستان ارائه کرده است. همچنین اسیر بازی‌های زبانی نشده و بسیاری از داستان‌ها به زبان فارسی روان است. من به شخصه «بی اختیار» را بیشتر از باقی داستان‌ها پسندیدم. این منتقد در ادامه به نقاط ضعف اثر اشاره کرد و گفت: عنوان کتاب خواننده را به سمتی می‌برد که داستان‌هایی از اقلیم کابل و افغانستان بخواند. اما در نهایت به غیر از چند داستان، بقیه داستان‌ها در ناکجا آباد یا در فضایی غیر معلوم از افغانستان رخ می‌دهد. من اگر جای نویسنده بودم، اسم کتاب را «زندگی سوخته» می‌گذاشتم که عنوان یکی از داستان ها نیز هست؛ چراکه روایتگر حسرت و محرومیت کمتر گفته شده و حتی دیده شده این مردم است. زندگی سوخته می‌تواند این داستان‌ها را به هم متصل کند اما عنوان کتاب نه. شهترابی اضافه کرد: همچنین پراکندگی مضامین و کثرت داستان ها اثر را مخدوش کرده است. نویسنده می‌توانست به لحاظ فرمی یا مضمونی داستان‌ها را دسته بندی کند و خواننده را از سردرگمی نجات دهد.  سعید شریفی، دومین منتقد حاضر در جلسه گفت: این کتاب شامل دو دفتر و مجموعا 28 عدد داستان است. از چهار منظر می‌توان به این اثر نگاه کرد: اول اینکه شروع مجموعه داستان با فردیست که مشغول تماشای یک آلبوم عکس است و از دیدن عکس ها متأثر می‌شود. نویسنده انگار می خواهد که خواننده به مجموعه عکس‌هایی از سرزمین افغانستان یا افغانستانی‌هایی که در دیگر نقاط زندگی می‌کنند، نگاه کند. این عکس‌ها راوی رنج، زمختی و کثیفی این مردم است. حتی عکس ها نیز زمخت و خام هستند. البته این امر ایرادی ندارد؛ چون جنبه ثبت وقایع دارد و حتی این خام بودن، تبدیل می‌شود به یک ترفند که واقعیت عریان این جامعه را نشان دهد. این منتقد ادامه داد: دوم اینکه یک نیروی قاهره در داستان اول و بقیه داستان‌ها وجود دارد که زندگی شخصیت‌ها را تحت تاثیر خودش قرار می‌دهد و دستخوش تغییر می‌نماید. «زیر پل سوخته ی کابل» نمادیست از تمام داستان‌های کتاب. در این داستان مردی را می‌بینیم که در حالتی از رنج و درد، گوشه خیابان افتاده است و نمی‌تواند حرف بزند. دیگران اطرافش جمع می‌شوند و درباره او صحبت می‌کنند. هر کس نظر و قضاوتی دارد. آخر هم بی حوصله می‌شوند و دنبال کار خودشان می‌روند. آن شخصیت را می‌توان نماد افغانستان در نظر گرفت. این داستان نویس افزود: سوم اینکه به نظر می‌رسد داستان‌های دفتر اول زنانه تر است و همیشه زنی هست که به چیزی باخته شود. در تک تک داستان‌ها شرایط به گونه ای پیش می رود که زنها در عوض چیزی از بین می روند.   نویسنده مجموعه داستان «در ماهی می میریم» در ادامه گفت: دفتر دوم از لحاظ مضمونی خیلی پراکنده‌تر است. چهار مضمونی که در دفتر دوم به آن می‌پردازد، اعتیاد و جنگ و گرسنگی و تجاوز است. از همین باب، می‌توان یک نگاه چهارمی هم به این اثر داشت.  وی توضیح داد: نوعی که نویسنده برای روایت این داستان‌ها استفاده کرده، در واقع جفاییست در حق همان مردمان که مشغول روایت آن‌هاست؛ چون به‌جای اینکه به مخاطب مکاشفه‌ای از وضعیت آن‌ها بدهد، خودش تبدیل به حجاب و پوشش می‌شود و مردم آن دیار را برای مخاطب معمولی و طبیعی جلوه می‌دهد. نویسنده باید از زاویه‌ای به اتفاق نگاه کند که مخاطب انگشت به دهان بماند و برایش ماندگار شود. از این جهت اکثر داستان ها موفق نبوده‌اند. به عبارتی قدرت مضمون از داستان بیشتر است و این مانع از تأثیر گذاری کتاب شده است.                                                                                    گزارش: سعید علینقی پور   ]]> نشست‌کتاب Tue, 05 Dec 2017 19:57:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/255222/جلسه-نقد-زیر-پل-سوخته-کابل-قم-گذشت نقد و بررسی نمایش «پدر» و رونمایی از مجموعه‌ی درام معاصر فرانسوی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/254988/نقد-بررسی-نمایش-پدر-رونمایی-مجموعه-ی-درام-معاصر-فرانسوی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نمایش‌نامه‌ «پدر» نوشته‌ی فلوریان زلر، نمایش‌نامه‌‌نویس فرانسوی، از جمله آثار مجموعه‌ درام معاصر فرانسوی است که به قلم ساناز فلاح‌فرد ترجمه و به همت انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است. هر نمایش‌نامه در نهایت متنی است گشوده. گشوده به روی اجراهایی کثیر و مختلف به روی صحنه‌ی تئاتر و البته حتی از این هم گشوده‌تر، به روی بی‌شمار خوانندگانی که آن را خوانده‌اند. نمایش پدر از اول آذر ماه هر شب در سالن شماره‌ی یک پردیس تئاتر شهرزاد اجرا می‌شود. نشست ویژه‌ شهر کتاب در روز دوشنبه ۱۳ آذر ساعت ۱۵ به نقد و بررسی نمایش «پدر» اختصاص دارد که با حضور بازیگران این نمایش: چنگیز جلیلوند، میرطاهر مظلومی، فقیهه سلطانی، محسن بهرامی، سوگل خالقی و ساناز فلاح‌فرد، کارگردان اثر محمود زنده‌نام در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم برگزار و مجموعه‌ آثار «درام معاصر فرانسوی» با ترجمه‌ ساناز فلاح‌فرد رونمایی می‌شود. ]]> هنر Sat, 02 Dec 2017 06:32:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/254988/نقد-بررسی-نمایش-پدر-رونمایی-مجموعه-ی-درام-معاصر-فرانسوی گذرگاه یکی از بهترین رمان‌های ژانر 10 سال گذشته است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254763/گذرگاه-یکی-بهترین-رمان-های-ژانر-10-سال-گذشته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - زهرا سعیدزاده:، به مناسبت روز کتابگردی در شهرکتاب بهشتی، پنجشنبه 2 آذر؛ نشستی به نقد و بررسی سه‌گانه "گذرگاه" اختصاص یافت. در این نشست محمدحسن شهسواری و محمد جوادی حضور داشتند. جلد سوم سه گانه‌ «گذرگاه»، با نام «شهرآینه‌ها» نوشته‌ جاستین کرونین با ترجمه محمد جوادی چند ماهی‌ست که در نشر کتابسرای تندیس وارد بازار کتاب شده است. دو جلد دیگر سه‌گانه «گذرگاه» و «دوازده» نام دارد. سه گانه‌ «گذرگاه» رمانی علمی‌تخیلی و آخرالزمانی است که در آن دست‌آوردهای علمی انسان بیشتر از آنکه موجب بقایش شود، موجب نابودی‌اش می شود. کتاب پر از شخصیت‌های سخت و جالب است که در جاهایی از رمان به هم می‌رسند و اتفاقات آن‌ها را از هم جدا می‌کند. داستانی پر از حوادث غیرمنتظره و پرهیجان که به راحتی می‌تواند ساعت‌ها انسان را از زندگی عادی خود دور نگه دارد. محمدحسن شهسواری در این نشست، رمان «گذرگاه» را یکی بهترین رمان‌های ژانر 10 سال گذشته خواند و برخی از نقاط قوت ترجمه آن را برشمرد و مترجم را شایسته‌ی تقدیر دانست. وی با اشاره به جمله‌ای از کازانتزاکیس «عمل اصیل ترین شکل نظریه است» ؛ این رمان ژانر را رمانی بزرگسال خواند و افزود سرتاسر کتاب پر از اعمال قهرمانانه‌ای ست که از شخصیت‌های اصلی برای به دست آوردن اولین نیازهای طبیعی بشرصورت می‌گیرد. محمدجوادی درباره روند نوشتن این رمان گفت: جاستین کرونین ده سال از زندگی‌اش را به نوشتن این سه‌گانه اختصاص داد. البته بین کتاب دوم و کتاب سوم فاصله‌ زیادی افتاد که آن هم به تازگی مشخص شده است به خاطر بیماری سرطانی بود که خود نویسنده گرفته است. همین موضوع بن مایه‌ اصلی جلد سوم شده است. وی افزود: در نهایت سه گانه‌ گذرگاه یک داستان عاشقانه است. عشقی که در ابعاد مختلف خودش را در داستان نشان می‌دهد.جهان با نیروی عشق در معرض نابودی قرار می‌گیرد و باز با عشق است که بقای خود را به دست می‌آورد. جوادی در انتها اضافه کرد که هم اکنون ساخت سریالی از این کتاب آغاز شده است و پاییز سال 2018 اکران خواهد شد.   ]]> ادبيات Sun, 26 Nov 2017 06:44:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254763/گذرگاه-یکی-بهترین-رمان-های-ژانر-10-سال-گذشته «سنگی که نیفتاد» از«روی ماه خداوند را ببوس» جلوتر است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254761/سنگی-نیفتاد-روی-ماه-خداوند-ببوس-جلوتر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،در ادامه جلسات گروه داستان جمعه قم، روز جمعه سوم آذر ماه 1396، کتاب «سنگی که نیفتاد» نوشته محمدعلی رکنی با حضور نویسنده اثر و مجید اسطیری و حمید بابایی به عنوان منتقد، مورد نقد و بررسی قرار گرفت. مجید اسطیری در این نشست در مورد رمان «سنگی که نیفتاد»گفت: این اثر با توجه به احادیثی که در آن مصداق پیدا می کنند، در درجه اول رمان دینی است و اندیشه را درگیر می‌کند. اما چون مسئله عشق در آن پررنگ است من از منظر رمان عاشقانه با آن برخورد می‌کنم و می‌گویم در این اثر عشق به شکلی تصویر می‌شود که می‌توانیم آن را "عشق افلاطونی" بنامیم. مولفه‌های عشق در این رمان با آنچه در رساله "ضیافت" افلاطون مطرح می‌شود شباهت زیادی دارد. این نویسنده و منتقد در ادامه افزود: رمان آقای رکنی یکی از کلیشه های رمان عاشقانه را کنار گذاشته و آن شرح سوز و گداز برای وصل است. اما یکی از کلیشه‌ها هنوز در متن هست و آن نادیده گرفتن عیوب معشوق است. اما در واقع هیچ انسانی حتی معشوق خالی از ضعف نیست. این کلیشه از نظر من در این رمان نشکسته است و بدون هیچ تغییری دوباره بازسازی شده است. من بر اساس تالیفات "آلن دوباتن" درباره عشق و مخصوصا مقاله "رمان عاشقانه راهی مطمئن برای نابود کردن عشق است" معتقدم اگر این کلیشه هم میشکست اثر خیلی موفق تر می‌بود. نویسنده مجموعه داستان «تِخران» افزود: در تصویر مرکزی این رمان که نام اثر هم از آن گرفته شده راوی سنگی را روی صندوق عقب ماشینش قرار میدهد و به خدا می‌گوید اگر واقعا وجود داری این سنگ را روی زمین بینداز. او خودش را در موقعیت حضرت ابراهیم(ع) که چهار پرنده را کشت و بر روی چهار کوه قرار داد تا زنده شدن آن‌ها را ببیند تصور می‌کند. در حالی که این موقعیت چندان دارای قرینه با موقعیت ابراهیم(ع) نیست. بلکه به موقعیت حضرت عیسی مسیح‌(ع) شبیه تر است. وقتی که به روایت انجیل مرقس ابلیس عیسی را بر بالای معبدی می‌برد و می‌گوید اگر تو پسر خدا هستی خود را به زیر افکن، خدا تو را نجات میدهد. و انجیل میگوید "هرگز خداوند خدای خود را امتحان نکن." اسطیری در جمع بندی نقد خود بر رمان «سنگی که نیفتاد» گفت: در مجموع از لحاظ ساختار، پیرنگ رمان باز است. وقایع، کیفیت برساخته نداشته و در عین حال پیوند محکمی به‌هم ندارند. تا حدی که حتی امکان جا به جایی آن‌ها نیز وجود دارد. به‌عنوان نمونه مرگ مانینا و سفر به عیش آباد قابل جا به‌جاییست. حمید بابایی دیگر منتقد جلسه نیز گفت: به نظر من کلید واژه این رمان، همان کهن الگوی عشق است که از عشق زمینی شروع و به عشق آسمانی و در نهایت خدا می رسد. اما پرسش اساسی این است که آیا چنین مساله ای در عصر حاضر برای مخاطب پذیرفتنی ست؟ این سوال قابل تأمل است. نویسنده رمان «پیاده» در ادامه به ضعف ها اشاره کرد و گفت: عدم تعادل در شخصیت پردازی، انفعال راوی و پرش های ذهنی بیش از حد او در شش فصل اول، مخاطب را از نفس می اندازد. همینطور تصویر پایانی داستان و به یکباره پذیرفتن همه چیز توسط شخصیت اصلی، خیلی ناگهانی اتفاق می افتد و برای من پذیرفته نیست. چرا این آدم تصمیم می گیرد که خودش و فرزندش را بکشد؟ روابط آن طور که باید ساخته نشده است؛ چون که داستان تحت سیطرهء رابطه این آدم با همسرش (حبیبه) است و به نوعی دیگر شخصیت های داستان مغفول مانده اند. با این همه حال، به نظر من این کار به هیچ وجه شعاری نیست و حتی از «روی ماه خداوند را ببوس!» اثر مصطفی مستور جلوتر است. نویسنده رمان «خاکسفید» در بخشی دیگر از نقدش درباره سنگی که نیفتاد، گفت: رمان اثر خوش خوانی است اما به نظر می رسد کمی روایت آن دیر شروع می شود. زیر متن اثر را می توان متون کهن عرفانی ایرانی من جمله تذکره الاولیای عطار دانست. حرکت راوی در سیر و سلوک و شناخت بهتر خود صورت می گیرد. اگرچه شخصیت و حرکت نهایی آن تا حدودی دور از ذهن به نظر می رسد، اما ساخت و پرداختن به مفاهیم دینی با رویکردهای عرفانی به سادگی میسر نیست. بابایی اضافه کرد: نویسنده کوشیده خط و سیر چنینی در اثر خود ایجاد کند. هر چه به نیمه دوم و پایانی اثر نزدیک تر می شویم با رمانی بهتر و جاندارتر روبرو می شویم این منتقد در پایان گفت: از نظر نثر با داستانی یک دست روبرو هستیم که نویسنده کوشیده لحن های مختلف را در کنار هم بسازد... در عین حال شکی که در داستان وجود دارد به واقع بر آمده از موقعیت اثر است و نه تحمیل شده به کار... نویسنده کوشیده انسان ها را در موقعیت های مختلف نشان دهد... این تصویر در مقابل موقعیت های مختلف باعث شده روایت اصلی داستان به پیش برود. نقد و بررسی رمان «سنگی که نیفتاد» نوشته محمد علی رکنی، جمعه هفته گذشته، 3 آذر ماه در سرای ناشران قم با مشارکت خانه کتاب ایران برگزار شد. گزارش از: سعید علینقی پور ]]> نشست‌کتاب Sun, 26 Nov 2017 05:36:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254761/سنگی-نیفتاد-روی-ماه-خداوند-ببوس-جلوتر آدم‌ها و اشيا http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254578/آدم-ها-اشيا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به‌تازگي «گزينه اشعار ايرج ضيايي» توسط نشر حكمت كلمه به‌چاپ رسيده كه شامل شعرهايي از دفتر شعرهاي مختلف ضيايي است. «حركت ناگهاني اشيا»، «سكوها خالي است»، «زير پاي همهمه»، «هميشه كنارت يك صندلي خالي است» و «اين پرنده از دوران سلجوقيان آمده است» از جمله مجموعه‌ شعرهايي هستند كه در اين كتاب گزيده‌اي از آنها به‌چاپ رسيده است. ايرج ضيايي از شاعران باسابقه‌اي است كه اولين شعرش در ميانه دهه چهل و در مجله «فردوسي» منتشر شد.   اگرچه ضيايي در فروردين هزاروسيصدوبيست‌وهشت در رشت متولد شد و بعدها و به‌واسطه نشريه «بازار» با شعر شاعراني چون فروغ فرخزاد و احمدرضا احمدي آشنا شد، اما آشنايي جدي او با عرصه شعر به اصفهان مربوط است. ضيايي در نوجواني و به دليل مشكلات كاري پدرش به اصفهان مي‌رود و در يكي از دبيرستان‌هاي اصفهان مشغول به تحصيل مي‌شود. دبيرستاني كه محمد حقوقي هم در آن حضور داشت و ضيايي از حقوقي به‌عنوان نخستين آموزگارش در حوزه شعر ياد مي‌كند. به‌اين‌ترتيب بعد از مدتي پاي ضيايي به «جنگ اصفهان» باز مي‌شود و با چهره‌هاي مطرح داستان‌نويسي و شعر آن زمان «جنگ اصفهان» آشنا مي‌شود. سال‌ها بعد از اين و در ابتداي دهه هفتاد ضيايي شعرهايي منتشر كرد كه به شعرهاي اشيا مشهور شد. در ابتداي گزينه اشعار ضيايي متني با عنوان «از زبان شاعر» آمده و ضيايي در آن درباره شعرهاي اشيا نوشته: «نيمه آبان ١٣٧١ در خانه‌اي در محله آبخشكان اصفهان شعرهاي اشيا شروع شد. من هيچ تصوري نداشتم كه دارم درباره اشيا شعر مي‌گويم، فقط احساس مي‌كردم كه پس از سال‌ها سكوت و دوري از شعر، وارد فضاي ناشناخته‌اي شده‌ام.» در اين فضا بود كه دفتر شعر «حركت ناگهاني اشيا» در فروردين ١٣٧٣ به چاپ رسيد. در شعر «آدم‌ها و اشيا» از اين مجموعه مي‌خوانيم:‌ «بعضي وقت‌ها آدم‌ها و اشيا نيازمند سكوت‌اند/ در شتاب روزانه‌شان/ اندكي ساييده و پير مي‌شوند/ سكوتي براي صندلي‌ها عصرها آسمان/ و سراسر پاييز و درختان/ كه كلاغ‌ها آسوده‌شان نمي‌گذارند/ مي‌چرخند و روي صندلي‌ها مي‌نشينند.» در كتاب «گزينه اشعار»، متني ديگر هم آمده كه در آن ضيايي درباره حضور اشيا در شعرهايش نوشته است. اين متن كه «جابه‌جا شدن اشيا در زندگي من حادثه‌اي است» نام دارد، درواقع بيان‌كننده تلقي ضيايي از شعر اشيا است. او در ابتدا درباره حضور اشيا در شعر فارسي نوشته: «حضور اشيا در شعر قديم فراوان به چشم مي‌خورد، چه رسد به شعر نو. در شعر بزرگ خاندان ما نيما يوشيج از عناصر طبيعي و اشياي مصرفي بسيار نام برده شده و همين‌طور تا قبل و بعد از ظهور شعر اشيا. چرا به اين نوع شعر گفتند شعر اشيا، پيش از اين اگر شاعري مي‌گفت صندلي، اما از شخص نشسته بر صندلي حرف مي‌زد. پس صندلي بهانه‌اي بود تا از شخص نشسته حرفي زده شود و... بنابراين، در شعر من، فقط خود صندلي با فيزيك و خاطراتش حضور مي‌يابد. درواقع اشيا در شعر پارسي براي نخستين‌بار از پس‌زمينه به پيش‌زمينه آمدند.» ضيايي در بخشي ديگر از اين متن نوشته: «شعر اشيا مي‌كوشد كلمه را به شيء نزديك كند، يعني به مصداق بيروني و عيني آن. اختيار كلمه به عنوان شيء يك رفتار شاعرانه است. در شعر اشيا ميدان دادن به تخيل، احساس، طنين و... تهي كردن شيء است كه به نظر من تداوم آن سبب دوري و گسست شعر از زندگي است؛ فقدان اين پيوند، دوري از جزء‌نگري و رويكردي كلي‌نگر است. همان‌گونه كه انسان در نخستين برخورد با دنياي بيروني با يك كليت روبه‌رو مي‌شود، حتي در نگاه و برخورد با يك شيء تماميت آن به صورت كليتي يكپارچه در ذهن و نگاه جاي مي‌گيرد، شعر اشيا نيز ناشي از چنين حالتي است.» منبع: روزنامه شرق ]]> نشست‌کتاب Wed, 22 Nov 2017 06:24:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254578/آدم-ها-اشيا آیین معرفی و جشن امضای کتاب" دیدار در کوالالامپور" در کاشان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254443/آیین-معرفی-جشن-امضای-کتاب-دیدار-کوالالامپور-کاشان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) فروشگاه کتابفروشی ساربوک کاشان شامگاه چهارشنبه و همزمان با روز کتاب و کتابخوانی شاهد برنامه آیین معرفی و نقد و بررسی و جشن امضای کتاب رمان ایرانی" دیدار در کوالالامپور" با حضور نویسنده کتاب" ناصر قلمکاری "و همچنین رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از فرهنگ‌دوستان کاشان بود. باغشیخی "مدیر فروشگاه ساربوک "در ابتدای این آیین و در سخنانی کوتاه ضمن ابراز خوشوقتی از استمرار برنامه هایی نظیر رونمایی و جشن امضای کتاب در بزرگترین مرکز فروشگاهی عرضه کتاب در کاشان افزود: همواره تأکید کرده ییم که نگاه صرف اقتصادی به مقوله نشر و کتاب نداریم و آگاهی بخشی و بالابردن سطح فرزانگی جامعه از طریق مطالعه را نیز مدنظر داشته‌ییم و خود را موظف به نقش آفرینی جدی در حوزه مهم بالابردن سطح مطالعه و آگاهی مردم و شهروندان می دانیم. در ادامه این آیین که با اجرا و بیان نکاتی نقدگونه از لابلای کتاب توسط عطیه جوادی راد "داستان نویس "همراه بود ، ناصر قلمکاری نویسنده جوان کتاب رمان" دیدار در کوالالامپور " که کتاب وی در سال 96 و توسط نشر معتبر چشمه روانه بازار نشر شده درباره موضوع و ژانر دومین رمان خود پس از کتاب " گذر از هزار تو" گفت: دیدار در کوالالامپور به داستان تلخ مهاجرت غیرقانونی و بعضأ مرگبار انسانها به کشورهای دیگر می پردازد و ایده این رمان پس از شنیدن یک خاطره درباره سفر تلخ یک مهاجر ایرانی به استرالیا به ذهنم خطور کرد. وی با اشاره به تحقیقات خود در جهت نگاشتن برخی نکات دقیق و مستند پیرامون متن و حاشیه مهاجرت های قاچاق و غیرقانونی و پرخطر در کتاب یادآور شد: برای این کار به تعدادی از دفاتر غیرقانونی مهاجرت مراجعه کردم و از این گذشته با چند مهاجر افغانی که تجربه این گونه مهاجرت های تراژیک وار را داشته اند گفتگو کردم تا علی‌رغم خیالی و تخیلی بودن رمان بتوانم به برخی نکات دقیق پیرامون سوژه در کتاب اشاره کنم. قلمکاری ادامه داد: این گونه مهاجرت ها با تحمل شرایط غیرانسانی و فاجعه‌وار رقم می خورد به طوری که روزانه 10 لنج از کشورهای مختلف، بین 50 تا 60 مسافر غیرقانونی را تا مقصدی مانند کشور استرالیا حمل می کنند و در این بین اکثر این لنج ها طعمه طوفان و خطر شده و متأسفانه تلفات زیادی از مهاجران غیرقانونی و قاچاق بر جای می گذارند. بخشی از این برنامه به طرح سؤالات تعدادی از حاضران پیرامون سبک روان نگارش رمان و سؤالاتی دیگر پیرامون برخی از مقاطع رمان از نویسنده همراه بود و در ادامه و پس از امضای تابلوی یادبود این برنامه توسط قلمکاری " نویسنده " ، جوادی مقدم " رییس اداره فرهنگ و ارشاد کاشان" و استاد احمد اسلامی" شاعر و پژوهشگر علوم اسلامی و انسانی همراه بود، هدیه یی نیز به رسم یادبود از سوی فروشگاه عرضه کتاب ساربوک به نویسنده رمان ایرانی" دیدار در کوالالامپور " تقدیم شد. ]]> نشست‌کتاب Sun, 19 Nov 2017 06:57:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254443/آیین-معرفی-جشن-امضای-کتاب-دیدار-کوالالامپور-کاشان ابوترب‌ خسروی: نویسنده لحظه را زیبا می‌سازد و به فرم مسلط است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254382/ابوترب-خسروی-نویسنده-لحظه-زیبا-می-سازد-فرم-مسلط خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ سندی مومنی: انجمن داستان شیراز، عصر جمعه 26 آبان ماه میزبان غلامرضا رضایی بود تا مجموعه داستان این نویسنده اهوازی با نام «سایه تاریک کاج ها» در نشستی سه ساعته، نقد و بررسی شد. معرفی نویسنده و آثارش: غلامرضا رضایی پیش از «سایه تاریک کاج‌ها»، سه مجموعه داستان به نام‌های «نیمدری» و «دختری با طعم آدامس خروس نشان» و «عاشقانه مارها» و رمان «وقتی فاخته می خواند»در کارنامه خود دارد. معرفی مجموعه داستان: «سایه تاریک کاج‌ها» در سال 1395 در نشر نیماژ به چاپ رسیده است. این مجموعه شامل هفت داستان کوتاه است که در شیوه روایی و فرم و همچنین درونمایه، با یکدیگر همپوشانی بالایی دارند. ویژگی اصلی داستان‌ها، فضاسازی‌های دقیق و تازه و بکری ست که پیش از این کمتر به آن پرداخته شده است. زبان مجموعه روان و خوانش داستان‌ها ترس و ابهام خاصی را القا می کند. گزارش جمع خوانی اعضای انجمن داستان شیراز: در ابتدای نشست، نویسنده «داستان آوازهای آب» را قرائت کرد. که داستانی منتشرنشده از نویسنده بود که در مجموعه بعدی آورده خواهد شد. بعد از داستان خوانی نویسنده، اعضا به بررسی مجموعه داستان پرداختند. در ابتدا امین فقیری که نقد مکتوب خود را روز قبلش در موسسه پیرسوک ارائه کرده بود، گفت: به نظرم نویسنده قصد دارد معمایی طرح کند و وهم و ترسی را در جان خواننده بیاندازد. حسین رحیمی، داستان نویس و منتقد هم درباره داستان های غلامرضایی گفت: غلامرضا رضایی نویسنده ای است که می‌داند می‌خواهد چکار کند. او فضاسازی‌های تاثیرگذاری را ارائه می کند که شدت تاثیر فراوانی دارند. مشخصه اصلی کار ایجاز است. همه چیز در خدمت داستان است. طیبه گوهری نویسنده رمان تحسین شده «بزگراه» نیز گفت: مجموعه قبلی نویسنده را مطالعه کرده ام و این مجموعه را یک سر و گردن بالاتر از مجموعه قبلی می دانم. ویژگی‌هایی که در داستان ها مرا جذب کرد، استفاده از طبیعت بود. در واقع طبیعت به مثابه شخصیتی در داستان ها حضور دارد و به پیشبرد داستان ها کمک می کند. فضایی که در داستان‌ها به آن پرداخته می‌شود، تازه و نو است. از فضاهای دیگر داستان‌ها کپی برداری نشده است. داستان ها اجرای ساده‌ای دارند که در زیر بنا طرح پیچیده‌ای داشتند. شاید تنها نکته منفی داستان‌ها این بود که شخصیت‌های داستان‌ها به طور مثال در مقابل قهر طبیعت منفعل‌اند و این مسئله در چند داستان تکرار می‌شود. فتاح رنجبر دیگر منتقد جلسه گفت: جالب است که داستان‌ها از زاویه دید اول شخص روایت می‌شود و همان‌طور که همه می‌دانیم این زاویه دید محدودیت هایی دارد،اما به طور مثال در داستان اول، راوی با استفاده از افعال گذشته و گذشته استمراری، کاری کرده که محدودیت‌های این نوع روایت را کم کند. در داستان‌ها، شخصیت‌ها توسط عوامل طبیعی محاصره شده‌اند و کاری از پیش نمی‌برند. در واقع آدم‌ها مورد هجوم طبیعت هستند. از آسمان کلاغ، از زمین، مار در خانه اجنه ها و در محل کار اشباح به آدمها هجوم می‌آورند. انسان‌ها در داستان‌ها در حال از دست دادن هستند. نه تنها هویت فردی و اجتماعی‌شان از دست می‌رود، بلکه هویت ملی‌شان نیز در خطر است. نگاه کنید به داستان دو هیچ که آنتن تلویزیون رو به عراق است! تقابل شادکامی‌ها و تلخ کامی‌ها در داستان زیباست. زبان داستان‌ها ساده و واقعی ست اما وهم می آفریند. از دل یک وضعیت واقع گرایانه وهم را به وجود آوردن، کار هر کسی نیست.   غلامحسین‌دهقان نویسنده مجموعه داستان «عکس سلفی با مرده» در نقد «سایه‌ تاریک کاج‌ها» گفت: فضاسازی‌ها فوق العاده است. یکی از ویژگی‌های داستان‌ها فضای وهم و ترس است. شخصیت‌ها در تک تک داستان‌ها نسبت به منبع ترس منفعل هستند. به نظرم می‌آید ای کاش شخصیت‌ها بیشتر درگیر ماجرا می‌شدند. مثلا در داستان ضیافت شبانه، حتی در گفت و گوی زن و شوهر داستان، حرفی رد و بدل نمی شود که ما بدانیم دلیل این همه انفعال چیست. به نظر می‌رسد داستان‌ها از خودشان عبور نکرده اند. البته برای عنوان این مطلب خودم نیز در لبه تردید قرار دارم. به جهت اینکه شاید این انفعال خودساخته باشد. مسئله دیگر اینکه نویسنده از فضا، شخصیت ساخته است و این مطلب مهم و ارزشمندی ست.  مجید‌خادم نیز به مسئله ابهام در داستان‌ها اشاره کرد و گفت: از خواندن داستان‌ها لذت بردم. مسئله ابهام که به آن اشاره شد، در داستان‌ها به گونه‌ای است که ابهام در پایان داستان، شفاف‌تر می شود. اما این ابهام در مثلا داستان صخره‌های مرجانی، آن‌قدر زیاد می شود که گویا این داستان ناتمام می ماند. جنس ابهام در داستان‌ها از حوادثی  است که اتفاق می افتد. فرم روایی داستان‌ها از یک الگو پیروی می‌کند و تکرار شده است. این مسئله برای من که توقع دارم در یک مجموعه (شاید توقع بی جایی باشد) داستان‌های متنوعی بخوانم مهم است. ابوتراب‌خسروی داستان‌نویس پیشکسوت شیرازی هم گفت: مجموعه داستان سایه تاریک کاج‌ها را نخواندم اما با توجه به اینکه پیشینه نویسنده را می‌شناسم، می‌توانم بگویم نویسنده می داند چطور به داستان بسط و گسترش بدهد. او به فرم مسلط است. زیبایی‌شناسی داستان‌های این نویسنده، خاص خودش است. لحظه را زیبا می‌سازد. در داستان‌ها به فضا و مکان و حس، شئیت می‌بخشد. ابهامی که در داستان ها است محصول ابهامی است که نویسنده وقتی در مقابل شرایطی قرار می‌گیرد، احساس می‌کند. در واقع ابهام، ذاتی داستان‌هاست. مصنوعی و ساختگی نیست. احسان نعمت اللهی یکی دیگر از اعضای انجمن نیز به دو داستان خارج از مجموعه نویسنده اشاره کرد. ایشان به موقعیت و ویژگی های زنان در دو داستان پرداخت. در پایان جلسه، نویسنده با تاکید به این موضوع که اعتقاد دارد نویسنده نباید به اثرش تکیه بزند و در مقام دفاع برآید، عنوان کرد: در ارتباط با مسئله انفعال در شخصیت‌ها، باید بگویم به نظرم در داستان ضیافت شبانه شخصیت‌ها منفعل نیستند. چرا که از خانه فرار می‌کنند و یا در داستان سایه تاریک کاج‌ها، پیرمردی که قبلا در سلاخ خانه کار می‌کرده، منفعل نیست، دزدی می کند. در بقیه موارد که در صحبت‌ها به آن اشاره شد،‌تامل خواهم کرد. ]]> ادبيات Sat, 18 Nov 2017 06:29:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254382/ابوترب-خسروی-نویسنده-لحظه-زیبا-می-سازد-فرم-مسلط «لیوناردِ شهیار» از لیوناردِ کوهن می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254196/لیونارد-شهیار-کوهن-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهیار قنبری، شاعر و ترانه‌سرای مطرح کشورمان به تازگی به کتابی با عنوان «لیوناردِ شهیار» را توسط موسسه انتشارات نگاه راهی بازار نشر کرده است. این کتاب روایت شهیار قنبری از لیوناردِ کوهن است. قنبری در این کتاب به ترجمه اشعار کوهن پرداخته است و برداشت خود درباره هر کدام از این آثار را مطرح کرده است. لیوناردِ کوهن  یکی از تاثیرگذار‌ترین خوانندگان و ترانه‌سرایان جهان است که  در ایران نیز طرفداران زیادی دارد اما درباره او حرف زیادی گفته نشده است. این کتاب پلی ارتباطی برای شناخت این اعجوبه‌ی دنیای هنر و موسیقی است و  می‌تواند دریچه‌های جدیدی از این چهره‌ی هنری را به روی مخاطب ایرانی باز کنند. کوهن علاوه بر تاثیرگذار‌ی‌هایش در موزیک و ترانه در اخلاق حرفه‌ای نیز زبانزد بود. او در سال 1968 مهم‌ترین جایزه ادبی کانادا را کسب کرد اما در مراسم شرکت نکرد و در پیامی گفت: «اگرچه همه‌ام می‌گوید: جایزه را بگیر! اما شعرهایم می‌گویند: جایزه را نگیر!»   شهیار قنبری در مقدمه این اثر آورده است: «‌لندن. پاییز سال1979. به دیدار این شاعر – آوازخوان بزرگ رفتم. با گروه “Passenger”  مسافر آمده بود و یک آلبوم به‌‏نام: «ترانه‏‌های تازه». من از پانزده‏‌سالگی او را دوست داشته‏‌ام. با او بود که طعم خوشِ ترانه را چشیدم. که دلم هوای نوشتن کرد. با او بود. با لورکا بود. که «لنی» هم بسیار دوستش می‏‌دارد! بعدها فهمیدم. و این نخستین بار بود که او را از نزدیک می‏‌دیدم. به فاصله‏‌ی چند ردیف دختر و پسری که سر بر شانه‌‏ی هم داشتند و از ترانه‌‏های جادویی‏‌اش مستِ مست بودند. در میانه‏‌ی شب، کسی انگار خندید.  لیونارد بزرگ خطاب به مردم گفت:  – فقط احمق‏‌ها به شاعران می‌‏خندند! باری و هنوز دفترچه‌‏ی تور اروپایی 1979 او را در میان کتاب‏‌هایم، «عزیز» نگاه داشته‌‏ام. ورق می‏‌زنم. به صفحه‏‌ی آخر می‏‌رسم: نوشته‌‏ام: شاعری شکسته به زیارت شکسته‏‌یی دیگر می‌‏رود. آخرین شب ترانه‌‏خوانی لیونارد در لندن. ضیافت عشق و ترانه. جای چند آدم نازنین خالی‏‌ست. کاش همه شاعر بودند. لندن 79. بعد، به ایران که برگشتم در شمال، شعری نوشتم به نام: اگر همه شاعر بودند، که در آلبوم «اگر همه شاعر بودند» یا پیشمرگانه‌‏ها: جنبش مقاومت علیه انهدام عشق؛ منتشر شد. باری، از لیونارد بگوییم. به سال 1968 کمپانی CBS آلبومی منتشر کرد به نام «ترانه‏‌های لیونارد کوهن» که شاعری سی‏‌وسه‏‌ساله را به دنیای «راک» معرفی می‏‌کرد. مردی که پیش از آن در سرزمین‏‌اش کانادا به‌عنوان شاعر و قصه‏‌نویس، صاحب نام و اعتبار بود. از آن روز تا به آخر، در جهانِ بیداران و هوشیاران، راه درازی آمده است. گاهی، سالی دو آلبوم و گاه سال‏‌ها بی‏‌هیچ کلامی و نغمه‏‌یی. نه مصاحبه‏ و گفت‌‏‏وگو، نه خبری و جنجالی. یا بگوییم، کم‏تر از همه! تا بخواهید کم‏تر! امّا، از سال 68 تا به امروز تا، هزاره‏‌ی سوم، با ترانه‏‌هایی چون: Suzanne ● So long Marianne ● hey, that’s no way to say goodbye ● Dance me to the end of love ● the future ● Bird on a wire و you want it darker، عاشقان‌‏اش زندگی کرده‌‏اند و تازه شده‌‏اند و پوست انداخته‌‏اند و قد کشیده‌‏اند.(باید می‏‌نوشتم زندگی کرده‌‏ایم و تازه شده‌‏ایم و… قد کشیده‏‌ایم!) در جان‏‌پناه شاعری زیبا که بیست‏‌ویکم سپتامبر 1934 در مونترال به دنیا می‏‌آید. رشته‏‌ی ادبیات را در دانشگاه Mcgill و بعد در Columbia  به پایان می‏‌رساند. نخستین دفتر شعرش به نام «بیا اسطوره‌‏ها را با هم مقایسه کنیم» را به سال 1966 منتشر می‏‌کند و پس از آن دفترهای دیگری به چاپ می‏‌رساند. دو رمان می‏‌نویسد The favorite game به سال 1963 و beautiful losers سال1966. سال 1978 کتاب شعری به نام «مرگ یک زن شیدا» از او به بازار می‏‌آید و در شب کنسرت‏‌اش هم به دست من می‏‌رسد و مرا به بلندای جادو می‌‏برد. مگر می‌‏شود او را خواند، او را شنید، او را فهمید و عاشق‌‏اش نشد؟ درگیرش نشد؟ خراب و آبادش نشد؟! مگر می‌‏شود؟! »  در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم: «تو می‌گویی که سکوت به آرامش نزدیک‌تر است تا به شعر. اما اگر سکوت را چونان هدیه‌یی به تو پیشکش کنم (چراکه سکوت را می‌شناسم) تو خواهی گفت: این سکوت نیست. شعر دیگری‌ست. و هدیه‌ام را پس می‌فرستی.»   لیوناردِ کوهن، شاعر بیست‌ویکم سپتامبر 1934 در «وست مانت» «مونترال» کانادا به دنیا می‌آید و هفتم نوامبر 2016 در «لس‌آنجلس» بی‌نفس می‌شود. کتاب «لیوناردِ شهیار»، اثر شهیار قنبری در 128 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌بهای 12 هزار و 500 تومان توسط موسسه انتشارات نگاه راهی بازار نشر شده است. ]]> ادبيات Fri, 17 Nov 2017 07:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254196/لیونارد-شهیار-کوهن-می-گوید هندرسون دن‌کیشوت مدرن است/ترجمه خوب تلفیقی از بومی‌سازی و خارجی‌سازی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254260/هندرسون-دن-کیشوت-مدرن-ترجمه-خوب-تلفیقی-بومی-سازی-خارجی-سازی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  نشست هفتگی شهرکتاب شب گذشته 23آبان به نقدوبررسی کتاب "هندرسون، شاه باران" نوشته سال بلو اختصاص داشت. در این نشست، علی‌اصغر محمدخانی، مجتبی عبدالله‌نژاد، عباس مخبر و بلقیس سلیمانی حضور داشتند. در ابتدای جلسه علی‌اصغر محمدخانی، معاون فرهنگی شهرکتاب خلاصه‌ای از آثار سال بلو ارائه کرد و گفت: اولین اثر سال بلو با عنوان "مرد معلق" در سال 1944 منتشر شد که مکان حوادث داستان‌های طبیعت‌گرایانه‌ی او در شیکاگو قرار دارد و شخصیت اصلی آثارش، روشنفکران یهودی-آمریکایی بوده‌اند. "هندرسون شاه باران" در سال 1959 و "هرتزوگ" در سال 1964 منتشر شد. مهارت بلو در ترسیم فضای پرآشوب و بی‌احساس شهر در آثار بعدی‌اش بیش از پیش جلوه‌گر می‌شود. بلو به دلیل ظرافت سبک و تبحرش در شخصیت‌پردازی، برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1976 شد. وی درباره رمان "هندرسون شاه باران" گفت: این رمان در آثار بلو از جایگاهی خاص برخوردار است. ماجرا در آفریقایی اسطوره‌ای و رویایی می‌گذرد و فضای طنزآمیزی دارد. این رمان سفر پرماجرای یک آمریکایی میلیاردر است که سراسر آفریقا را می‌پیماید. سپس بلقیس سلیمانی، نویسنده و منتقد، توضیحاتی درباره مضمون اصلی این کتاب ارائه داد و گفت: کل آثار سال بلو متاثر از این جمله‌ است که؛ انسان بودن بدبختی بزرگی است. انسان طبیعت را به چالش می‌گیرد و این کتاب کیفرخواستی است علیه معنا و حقیقت. هر انسانی در بدو حیات اولین پرسشی که مطرح می‌سازد، درباره علت چیستی و هستی است. یعنی دقیقا همان چیزی که هایدگر مطرح می‌کند. تراژدی وضعیت آدمی این است که با وجود مطرح کردن پرسش بنیادین چیستی، در پاسخ به این پرسش محدودیت دریافت و ادراک دارد. معنا یافتن برای زندگی امر ساده‌ای نیست و در بیشتر حالات خودفریبی است. انسان با جست‌وجو در اقالیم مختلف، طبیعت، تاریخ و... در جست‌وجوی معنای هستی است. دلیل اصلی پیشرفت بشر این است که جهان مدرن را به عمل آفریده‌ است و مصداق این عبارت را در کلیه سطوح زندگی مشاهده می‌کنیم. سال بلو معنای زندگی را در حیات پیشامدرن جست‌وجو می‌کند. در این کتاب، انسان سفیدپوست در سرزمین سیاه به دنبال معنای هستی است و با سیروسلوک در آفریقا به دنبال غایت هستی است. به طرق مختلف حقیقت را می‌آزماید و در نهایت در این سرزمین حقیقتی نمی‌یابد و به پوچی می‌رسد. نویسنده رمان "مارون"، درباره سبک رمان گفت: این یک رمان پیکارسک است و کاراکتر اصلی به مثابه یک پیکارو مدرن است. حماسه این کتاب به ابزورد ختم می‌شود. سال بلو در همه آثارش به این نکته اشاره می‌کند که دانش از پس زندگی امروز برنمی‌آید و آدم‌هایی که به دنبال فرزانگی هستند، پاسخی برای پرسش‌های اساسی زندگی پیدا نمی‌کنند. والتر بنیامین در این زمینه می‌گوید؛ رستگاری نه در گریختن که در ماندن است. هندرسون نزدیک‌ترین اثر به مکتب صوفیه است و هندرسون در این کتاب به نوعی سیرالنفس می‌کند. وی انسانی بی‌قرار به معنای "در تکاپوی شدن به بودن" است. سلیمانی درباره شخصیت‌های آثار بلو عنوان کرد: سال بلو در داستان‌هایش به دنبال آدم‌های ویژه‌ای است. شخصیت‌هایش خصوصیات خاصی دارند و کمتر شاهد خلق آن‌ها در دیگر آثار بوده‌ایم. هندرسون در این رمان یک نوع دن کیشوت مدرن است و می‌توان نیای شخصیت پیکارو را دن‌کیشوت دانست. سال بلو متعلق به جریان ادبیات و داستان‌نویسی آمریکا از نوع "ماجراهای هاکل‌بری‌فین" نوشته مارک تواین است و نگاه ساده نویسندگان آمریکایی را با ساختار ساده نویسندگان اروپایی دنبال می‌کند. نویسنده رمان "شب طاهره"، نظریه‌های به کارگرفته شده در کتاب را بررسی کرد و گفت: در گفتمان پسااستعماری می‌توان این کتاب را مورد بررسی قرار داد. یک شخصیت سفید متمدن وارد یک قبیله سیاه بدوی می‌شود. در اینجا هم با این سه موضوع روبه‌رو هستیم، چه کسی حرف می‌زند؟، برای چه حرف می‌زند؟ و برای که حرف می‌زند؟ قوم سیاه، ابژه نگاه هندرسون است. عباس مخبر، مترجم و منتقد، در ادامه جلسه درباره سبک رمان عنوان کرد: این رمان نمونه کلاسیک یک سفر-قهرمان است که سه مدل تعریف شده دارد و هندرسون به مدل کَمبِل نزدیک‌تر است. در این سبک با سه مرحله مواجه هستیم، مرحله عزیمت، مرحله تشرف و مرحله بازگشت. در سفر- قهرمان با دو نوع کردار قهرمان روبه‌رو می‌شویم، نبرد با دیوها و اژدها و ... و کردار معنوی قهرمان که طی سفر دچار تحول می‌شود. در مرحله عزیمت پنج زیرمجموعه، دعوت به ماجرا، رد کردن دعوت، کمک ماوراطبیعی به قهرمان، گذر از نخستین آستانه، رفتن قهرمان به سمت مرگ وجود دارند. در مرحله تشرف، که پرکشش‌ترین بخش قصه را تشکیل می‌دهد، قهرمان با سایه‌ها، پلیدی‌ها و نقطه‌ضعف‌هایش روبه‌رو می‌شود و بر آن‌ها غلبه می‌کند. مرحله بعدی تشرف، آشتی با پدر است که در این رمان شخصیت "ایتالو" جایگزین پدر می‌شود. پس از تشرف، خداوندگاری قهرمان است که در اینجا هندرسون، شاه باران می‌شود. این مرحله به عنوان دستاورد تشرف تلقی می‌شود. در مرحله بازگشت، قهرمان از بازگشت سرباز می‌زند. در نهایت آدمی که بازگشته، انسان قبلی نیست. از نظر معنوی ولادتی دوباره یافته و قصد دارد درد دیگران را دوا کند. آدمی است که از وسوسه‌های نفس رها شده و در نهایت پایان این رمان با عشق رقم می‌خورد.  مترجم کتاب "قدرت اسطوره" درباره سبک ترجمه این کتاب گفت: در ترجمه با دو سبک، بومی‌سازی و خارجی‌سازی مواجه هستیم. باید ابتدا این موضوع را روشن کنیم که قرار است خواننده ایرانی را بر سر سفره نویسنده خارجی ببریم یا نویسنده خارجی را بر سر سفره خواننده ایرانی بیاوریم. این دو سبک، مخالفان و موافقان زیادی دارد. به نظر من ترجمه روان بر هر چیزی ارجحیت دارد به طوری‌که مترجم نامرئی می‌شود و خواننده گمان می‌برد که کتاب به فارسی نگاشته شده‌‌ است. ترجمه خوب تلفیقی از بومی‌سازی و خارجی‌سازی است و این کتاب هم دقیقا به همین شکل ترجمه شده‌ است. مترجم"عاشقانه های ژاپنی" در انتها انتقادات خود را به ترجمه اثر وارد کرد و گفت: گاهی بومی‌سازی بیش از حد می‌شود و با ترجمه اشعار به کار رفته در کتاب با اشعاری از حافظ مواجه می‌شویم. همچنین اصطلاحات نامانوسی که مترجم در بعضی جاها به کار برده، رمان را کمی سخت‌خوان کرده‌ است. مجتبی عبدالله‌نژاد، مترجم اثر از منتقدان حاضر در جلسه تشکر کرد و درباره رمان گفت: رمان یک نوع پیکارسک مدرن و روانشناختی است و از جهات مختلفی می‌توان به آن نگاه کرد. اهمیت کار بلو همین است که آثارش ترکیبی از ژانرهای مختلف است. میل بازگشت به بدویت در بیشتر آثار او به چشم می‌خورد. مساله تلقی از واقعیت، بحث اصلی رمان است و سیروسلوک شخصیت برای رسیدن به حقیقت است. این مترجم درباره نحوه ترجمه این کتاب گفت: نثر کتاب شاعرانه، پر از استعارات، تشبیهات و تلمیحات فراوان به کتاب مقدس و تاریخ ادبیات اروپاست. به دلیل تعابیر فلسفی که در کتاب به وفور وجود دارد، باید واژگانی را انتخاب و جایگزین می‌کردم که به ساختار متن اصلی خدشه‌ای وارد نشود. به شخصه استفاده از برخی واژگان به تعبیر عده‌ای نامانوس را گامی به جلو در جهت غنی کردن خزانه لغات فارسی می‌دانم.   ]]> ادبيات Wed, 15 Nov 2017 06:20:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254260/هندرسون-دن-کیشوت-مدرن-ترجمه-خوب-تلفیقی-بومی-سازی-خارجی-سازی پیراندلو صدوپنجاه ساله شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254189/پیراندلو-صدوپنجاه-ساله به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست ویژه شهرکتاب به مناسبت بزرگداشت پیراندلو با عنوان زبان ایتالیایی در سینما برگزار شد. در این نشست مائو ریتزیو آنتونینی، نادیا معاونی، آنتونیو شرکا و آرش عباسی حضور داشتند. در ابتدا مائو ریتزیو آنتونینی، رایزن فرهنگی ایتالیا در ایران از اهداف این سفارت صحبت کرد و گفت: هدف اصلی ما شناساندن فرهنگ و زبان ایتالیایی است. امسال به عنوان مهمان ویژه در نمایشگاه کتاب تهران حضور داشتیم. آنجلیلو آلفانو، وزیر فرهنگ در ایتالیا، سال آینده را سال فرهنگ ایتالیا در حوزه کشورهای خاورمیانه که شامل ایران هم می‌شود، نام‌گذاری کرده‌ و قرار است رویدادهای بسیاری در زمینه موسیقی، سینما و شاخه‌های دیگر هنر برگزار کنیم. در تاریخ 22 و 23 دسامبر سال جاری قرار است یک کنسرت جاز در تالار نیاوران برگزار شود و امیدوارم مانند کنسرتی که ماه اوت در تالار وحدت برگزار کردیم با استقبال روبه‌رو شویم. وی درباره ویژگی آثار پیراندلو گفت: بیش از صد سال از درگذشت پیراندلو می‌گذرد اما آثار او هنوز هم خوانده می‌شود و دلیل آن مسائلی است که پیراندلو در آثارش به آن‌ها پرداخته است. آثار واقع‌گرایانه او هنوز هم در دنیا طرفداران خود را دارد. پیراندلو تاثیر زیادی بر سینما و تئاتر ایتالیا و اروپا گذاشته است و تئاتر اروپا تا حد زیادی متاثر از آثار اوست. سپس آنتونیو شرکا درباره اقتباس‌های سینمایی که از آثار پیراندلو انجام شده‌ است، صحبت کرد و گفت: سنت ادبی اقتباس در سینمای ایتالیا، سنت دیرینه‌ای است و آثار ادبی همیشه الهام‌بخش فیلم‌سازها بوده‌اند. از دهه 30، فیلم هایی براساس نمایش‌نامه‌ها و داستان‌های کوتاه پیراندلو ساخته و پرداخته شده‌اند که معروف‌ترین آن‌ها، "کائوس" به معنی آشوب ساخته "برادران تاویانی" است.  این دو، از کارگردانان برجستهٔ نسل میانیِ سینمای ایتالیا محسوب می‌شوند. این فیلم چند اپیزودی براساس پنج داستان کوتاه از پیراندلو است. وی افزود: دغدغه اصلی پیراندلو در حوزه فلسفی و هستی‌شناختی است تا مسائل ایدئولوژیک و در تمام شخصیت‌های او نگاه روانکاوانه وی جاری است. پیراندلو به کنکاش در هویت انسان می‌پردازد و اختلاف بین واقعیت زندگی و نحوه ادراک انسان از آن، دغدغه اصلی پیراندلو است. ادبیات پیراندلو ریشه در وریسم یا واقع‌گرایی محض، که نام مکتب ادبی اروپایی و تقلید و تلفیقی از مکتب رئالیسم و ناتورالیسم فرانسه است، دارد. پیراندلو تمایل زیادی به نوشتن داستان‌های تک صحنه‌ای دارد و این مساله به نمایش‌نامه نویسی او بازمی‌گردد. داستان "خمره" داستانی تک صحنه‌ای است که با پرداخت سینمایی خوب برادران تاویانی به شکل جذاب‌تری به تصویر کشیده شده است. در عین حال تاویانی‌ها گاهی از نگاه روانشناسانه پیراندلو فاصله گرفته و به حیطه کمیک و طنز وارد شده‌اند. شرکا درباره دیگر اقتباس‌های سینمایی که از آثار پیراندلو انجام شده، گفت: فیلم‌های "ماه‌زدگی"، "پسر دیگر"، "خمره" از دیگر فیلم‌های شاخصی هستند که از داستان‌های کوتاه پیراندلو اقتباس شده‌اند. "کارلو پونتی"، تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار برجسته ایتالیایی نیز فیلمی براساس نمایش‌نامه‌ای از پیراندلو در کارنامه هنری خود دارد. فیلم چهار اپیزودی "زندگی این است" بر اساس داستان‌هایی از پیراندلو و با بازی هنرمندان برجسته‌ای چون "توتو" و "اورسون ولز" به روی پرده رفته است. از نمایش‌نامه "پیوند" وی هم اقتباس سینمایی صورت گرفته است. "انریکو چهارم" نام داستانی تاریخی از پیراندلو است که در زمان انتشار بسیار مورد استقبال قرار گرفت. سپس نادیا معاونی، عضو هیأت علمی دپارتمان ترجمه زبان ایتالیایی دانشگاه آزاد اسلامی، به صحبت درباره  کتاب " داستان‌هایی برای یک سال" پرداخت و گفت: پیراندلو در زمینه شعر، رمان و مقاله‌نویسی هم دستی داشته اما عمده تخصص او در نوشتن داستان کوتاه و نمایش‌نامه بوده است. او تمام داستان‌های کوتاه خود را که طی سالیان نوشته بود، به صورت یک‌جا تحت عنوان "داستان‌هایی برای یک سال" منتشر کرد. این کتاب شامل 24 بخش و هر بخش شامل 15 داستان است در کل این مجموعه 241 داستان دارد. پیراندلو در سال 1922 به فکر جمع‌آوری آثارش افتاد و بسیاری از داستان‌هایش را در این مجموعه بازآفرینی و پرداخت کرد. وی افزود: این کتاب منبع خوبی برای رویارویی با شخصیت‌های مختلف است و ترسیم کننده هرج‌ومرج هستی است. پیراندلو در این کتاب، صحت و سقم ظواهر را متزلزل می‌کند و رابطه بین زندگی و مرگ را به مثابه مضحکه‌ای روزانه ترسیم می‌کند. از مسائل دیگری که در آثار پیراندلو به آن پرداخته می‌شود، جنون است. وی به دلیل بیماری همسرش به نحوی به مساله جنون در تمامی آثارش اشاره دارد. جنون در آثار پیراندلو به مثابه یک مساله شخصیتی است و تعادل روانی کاراکترها را به چالش می‌کشد. سپس نادیا معاونی گزیده‌ای از داستان‌های کوتاه پیراندلو را به زبان‌های فارسی و ایتالیایی برای حضار خواند. وی درباره ترجمه آثار پیراندلو نکاتی را مطرح کرد و گفت: در ترجمه آثار پیراندلو با چند مساله روبه‌رو هستیم؛ اول اینکه دست‌یابی به روح اثر پیراندلو سخت است و مشکل می‌توان به دنیای روان‌کاوانه‌ی مرموز او پی برد. داستان‌های او در پایان عمرش از وریسم فاصله گرفته و به دیدگاه سوررئالیستی نزدیک می‌شود. درک نحوه جهان‌بینی پیراندلو نیازمند مطالعه است. کندوکاو روح و بحران هویت در کلیه آثار او موج می‌زند و درک آن برای مترجم بسیار مهم است. بحران هویت از منظر پیراندلو گاهی با طنزی تلخ بیان می‌شود. مساله دومی که باید به آن توجه داشت، قلم اوست. زبان پیراندلو سنگین و سرشار از واژگان غنی است و از همین رو ترجمه آثار او سخت است. مساله دیگری که در ترجمه آثار او با آن مواجه هستیم، وجود مصدرها، اسم فاعل و اسم های مفعول است که به کرات در زبان اصلی به کار رفته و ترجمه لفظی آن متن فارسی را با ابهام مواجه می‌کند. مترجم باید به زبان پیراندلو اشراف کافی داشته باشد تا بتواند سبک پیراندلو را منتقل کند. بی‌دلیل نیست که این نویسنده برنده جایزه نوبل است و امیدوارم در آینده شاهد ترجمه‌های درخشانی از آثار او باشیم. آرش عباسی، نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان تئاتر در ادامه جلسه درباره تئاتر پیراندلو صحبت کرد و گفت: او از داستان‌نویسی به نمایش‌نامه‌نویسی روی آورده و انسانی در این ابعاد نادر است. آنچه باعث ماندگاری او در جهان ادبیات شده، بیشتر نمایش‌نامه و انقلابی است که وی در تئاتر زمانه خود به وجود می‌آورد و از این حیث با "یون فوسه" نمایش‌نامه‌نویس نروژی قابل مقایسه است. اولین نمایش‌نامه مهمی که از وی اجرا می‌شود در سال 1910 در شهر رم است که تاریخی بسیار مهم در ادبیات نمایشی است. معمولا جسورانه‌ترین کارها متعلق به دهه سوم و چهارم زندگی یک هنرمند است اما این مطلب در مورد پیراندلو صدق نمی‌کند و وی بعد از چهل سالگی در نمایش‌نامه‌نویسی مطرح می‌شود. به طور کلی دوران فعالیت هنری پیراندلو به سه دوره تقسیم می‌شود؛ دوره اول تا سال 1916 است که رگه‌هایی از داستان در نمایش‌نامه‌هایش وجود دارد. دوره دوم بین سال‌های 1916 تا 1921 است که در تئاتر چیزی را کشف می‌کند که به نظرش ارزش صرف وقت و انرژی بیشتری دارد و دوره سوم از 1921 تا پایان عمر که سال‌های درام ‌نویسی وی و درخشش اوست. عباسی در ادامه دلیل توجه آکادمی نوبل را به پیراندلو عنوان کرد و گفت: دلیل اصلی نوبل ادبیات به پیراندلو، نمایش‌نامه‌ها و جنبشی که در ادبیات دراماتیک به وجود آورد، بوده است. تئاتر" شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده" بنایی محکم را در تئاتر شکل می‌دهد و در مقایسه با نمایش‌نامه‌های قرن بیستم در ردیف "مرگ فروشنده" و " در انتظار گودو" قرار می‌گیرد. تئاتر "شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده" در نقاط مختلف جهان از جمله ایران به روی صحنه رفته است. این نمایش‌نامه را پری صابری ترجمه کرد و در یکی از اجراهای آن فروغ فرخزاد به ایفای نقش پرداخت. این اثر در زمان خودش تجربه‌ای آوانگارد به شمار می‌آید. این اثر بر نویسندگانی چون "بکت" و "برشت" اثر گذاشت و این نویسندگان شاخص، الگویی همچون پیراندلو داشتند. عباسی در ادامه افزود: پیراندلو درس بزرگی به ما می‌دهد و آن این است؛ احتمال موفقیت هر آن‌چه پیش از ما تجربه شده، کمتر است و آنچه که از صفر تا صد  از آن ماست، بهای سنگینی برای آن پرداخت می‌شود و در گذر زمان باید شاهد درخشش آن باشیم.   ]]> ادبيات Mon, 13 Nov 2017 14:29:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254189/پیراندلو-صدوپنجاه-ساله رونمایی و بررسی سه کتاب از نویسندگان زن در کاشان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254007/رونمایی-بررسی-سه-کتاب-نویسندگان-زن-کاشان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سه رمان از دو نویسنده زن در کاشان رونمایی و نقد می‌شود. این نشست با حضور راضیه تجار،نویسنده و منتقد ادبی برگزار می‌شود. انجمن ادبی بانوان کاشان با همکاری بنیاد شعر و ادبیات داستانی، نشست‌هایی برای معرفی و نقد وبررسی آثار نویسندگان زن برگزار می کند. در این نشست از دو رمان "او کمی بهتر از یک قاتل بود" نوشته فاطیما فاطری و "تهی تراژدی" نوشته لیلا ساتر رونمایی می‌شود و کتاب داستان "مایِ‌ما" نوشته فاطیما فاطری نقد و بررسی خواهدشد. این نشست روز دوشنبه 22 آبان 1396 در خانه دوست کاشان واقع در خیابان فاضل نراقی، پشت مسجد آقابزرگ، زیرگذر آب‌انبارخان، مجموعه گردشگری خانه نقلی از ساعت 17 تا 19 برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Sun, 12 Nov 2017 08:51:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254007/رونمایی-بررسی-سه-کتاب-نویسندگان-زن-کاشان سعید فاطمی آموزگار تاریخ و اساطیر بود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254032/سعید-فاطمی-آموزگار-تاریخ-اساطیر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در این مراسم بزرگان شعر و ادبیات گیلان و همچنین مینو برزگر، همسر زنده یاد سعید فاطمی،علیرضا نیکویی، هدایت گیلانی، انوش نصر و‌ ژاله حساس‌خواه حضور داشتند.   عالمان علوم انسانی کمتر قدر دانسته می‌شوند در ابتدا، رییس پژوهشکده گیلان‌شناسی دانشگاه گیلان ضمن تقدیر از دکتر مینو برزگر به دلیل حضور در این مراسم گفت: بزرگان و دانشمندانی که به کلاس درس می‌رفتند و می‌نوشتند درواقع از ته دل و بر اساس دغدغه‌هایی که در سر داشتند، می‌نوشتند اما امروز متاسفانه ما گرفتار جامعه ‌ای بی‌کتاب شده‌ایم.  هاشم موسوی با بیان اینکه جامعه امروز گرفتار شبه‌نوشته‌ها‌ست‌، گفت: متأسفانه شبه‌نوشته‌ها در دانشگاه‌ها و موسسات عالی ما خیلی ارج و قرب دارند اما غافل از اینکه نوشته‌ای ارزشمند است که از دل برخاسته باشد و بایستی هویت و امضا داشته باشد. او ادامه داد: جامعه ما به قدر‌ناشناسی متهم شده است که باید تلاش کنیم این اتفاق نیفتد و سنت نیکوی قدردانی از بزرگان علم، دانش و جامعه را ارج بگذاریم. قدر‌ناشناسی دیگری هم در جامعه ما وجود دارد که عالمان علوم طبیعی و پزشکی بیشتر مورد توجه و ارزش‌گزاری هستند و عالمان علوم انسانی از این موهبت مغفول می‌مانند. رییس پژوهشکده گیلان‌شناسی گفت: آنهایی که قلب و مغز را جراحی می‌کنند در جامعه بیشتر مورد توجه هستند تا آنهایی که فرهنگ و زندگی و اخلاق را در جامعه می‌سازند. دکتر فاطمی هم جزو بزرگانی بودند که محتوای عقل، نثر و جسم ما را می‌سازند و باید به آنها توجه شود. ما امروز گرفتار عقب‌ماندگی اخلاقی و تربیتی ‌و فرهنگی هستیم و مملکت ما شدیدا نیازمند آگاهی و دانایی است و همه ما می‌دانیم اگر اتفاقی بخواهد در جامعه بیفتد نیاز‌مند توجه به اخلاق، دانایی و آگاهی است. وی در پایان خاطر نشان کرد: با همه‌گیری فضای مجازی سواد هم معنای خودش را ازدست داده و به گونه با شیوع سواد تصنعی د‌رجامعه مواجه هستیم. ما به نوعی تقلیدی از دانایی در جامعه مواجه هستیم و گاهی افراد در فضای مجازی بی‌آنکه مطلبی را بخوانند یا کتابی را مطالعه کرده باشند آن را در فضای مجازی به اشتراک می‌گذارند. راه نجات  جامعه ما فرهنگ و کتاب است و امیدواریم با چنین نشست‌هایی به سوی فرهنگ، اخلاق و قدر‌شناسی پیش برویم.   متدولوژی دکتر فاطمی، مدرن بود علیرضا نیکویی عضو هیأت علمی گروه ادبیات دانشگاه گیلان نیز در این مراسم گفت: زمانی استاد فاطمی‌ برای تحصیل به دانشگاه گیلان آمدند ایشان یکی از استادان خوب من بودند، جلسه اولی که با ایشان کلاس نقد ادبی داشتیم سرخوشی به ما دست داد که تا آن زمان از هرچه خوانده بودیم جدا شدیم و با یک جهان جدید مواجه شدیم. نیکویی ادامه داد: دکتر فاطمی تسلط عجیبی بر ادبیات جهان داشتند و به ادبیات ایران بسیار عشق می‌ورزید. دکتر فاطمی با متدولوژی مدرن و نو ما را به فضای جدیدی برد که تا به حال تجربه‌اش را نداشتیم و اولین تجربه نقدنویسی‌ را بعد از کلاس با ایشان نوشتم. در باب خلق و خوی ایشان هرگز یادم نیست ایشان را بدون خنده و چهره گشاده دیده باشم و در فضای ملتهب آن زمان که ما نسلی بر آمده از انقلاب و تفکرات چپ و راست بودیم، ایشان با روی گشوده و خوش محضر خود سوال‌های دانشجویان را در فضا و جو آتشین آن زمان جواب می‌دادند.  در زمینه متدولوژی و اسطوره‌شناسی فضایی که استاد ایجاد کرده بود، متفاوت بود و تاریخ و ساختار اسطوره را به ما یاد می‌دادند. این استاد ادبیات بیان کرد: اشراف او بر یونان و روم بی‌نظیر بود و من معتقدم تا کسی یونان و روم را خصوصا در عرصه تراژدی‌ها و اساطیر یونان نشناسد حتی فلسفه یونان و نظریه و نقد ادبی و دیدگاه‌های سیاسی را هم نمی‌شناسد. بسیاری از مطالعات در اسطوره‌شناسی ریشه در شناسایی یونان و روم دارد. نقد تطبیقی گرچه از زمان فاطمه سیاح در ایران شکل گرفت و عقبه‌ای داشت ولی همچنان به نسبت فضای سیاسی و اجتماعی، نقد قوام گرفته و به روزی نیست. ایشان عملا شعرها را به زبان اصلی در کلاس می‌خواند و برایمان توضیح می‌داد و ما خوشحال بودیم که آن شعرها را از زبان ایشان می‌شنیدیم که دقیق توجهات را به آن اشعار داشته است.    عباس نعیمی: ساختار زمانه، از استاد فاطمی، کنشگری اجتماعی و سیاسی ساخت  عباس نعیمی جوشری، جامعه‌شناس نیز فاطمی را یکی از قوی‌ترین کنشگران سیاسی و اجتماعی ایران دانست و گفت: درخصوص زمانه‌ای صحبت می‌کنم که استاد را کنشگر سیاسی ساخت. من معتقدم ساختارهای اجتماعی است که انسان‌ها را می‌سازد. برخلاف نظر کارشناسان حوزه روانشناسی فردی که انسان را به اراده تقلیل می‌دهند معتقدم ساختارهای اجتماعی است که انسان‌ها را می‌سازد. مرحوم فاطمی کنشگری اجتماعی و سیاسی خود را منبعث از ساختار دهه ۱۳۲۰ می‌داند و باید دید دهه ۲۰ قرن حاضر واجد کدام مشخصات ساختاری بوده که او را به عنوان یک کنشگر و کسی که در سن‌ جوانی به عنوان منشی دکتر مصدق در دادگاه لاهه می‌کند، معرفی می‌کند؟ او ادامه داد: در ۵ سال اول دهه ۲۰ اتفاقات شگرفی رخ می‌دهد که به اندازه قرن می‌توان آن را شرح داد؛ از بزنگاه‌های اقتصادی و دشواری‌های معیشتی که در سال ۱۳۲۱ بلوای مشهور نان را به راه می‌اندازد  تا خرده جنبش‌های جدایی‌طلب در سال ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ در آذربایجان و کردستان. ورود متفقین یکی از پیامدهایی که به همراه داشت کمبود آذوقه و مایحتاج روزانه بود و بحران خوراک و تولیدات کشاورزی نیز در این عرصه دیده پیش آمد و این موضوع تنش روانی را در جامعه ایجاد کرده بود. نعیمی افزود: ستون فقرات اقتصاد ایران در آن دهه کشاورزی بود و ۷۵ درصد نیروی کار در بخش کشاورزی فعال بود و۵۰ درصد تولید ناخالص درآمد ملی از کشاورزی به دست می‌آمد. بنابراین سعید فاطمی جوان مشاهده‌گر پروسه‌ای بوده که مردم سرزمینش با فقر لگام گسیخته و تصاعدی در ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۲ گرفتار آن بوده است.  شاخص هزینه زندگی در سال ۱۳۱۶ را اگر ۱۰۰ فرض کنیم، در ۱۳۲۰ به ۱۶۳ رسیده بود. شاخص هزینه زندگی در سال ۱۳۲۴ در چهار سال بعد به ۱۳۳۰ رسیده بود. این پژوهشگر اجتماعی در ادامه گفت: بسترهای بحران‌زا برای جنبش‌های اجتماعی و تشکیل فعالیت و کنش‌گری اجتماعی در همین مسایل رقم می‌خورد. در دهه ۱۳۲۰ بی‌ثباتی سیاسی وجود داشت که ۱۶ دولت بر سرکارآمد و عمر متوسط هر یک از آنها حدودا ۸ ماه بود و موجب شد سعید فاطمی به کنشگری سیاسی در عرصه ملی پا بگذارد. سعید فاطمی در اعتراض به انتخابات و تقلب انتخاباتی در مجلس شانزدهم سال ۱۳۲۸ به همراه جمعی از بزرگان که بعدا پایه‌گذار جبهه ملی ایران می‌شوند، در راهپیمایی مشهور کاخ مرمر شرکت می‌کند و با ۲۰ موسسه مشهور همراه می‌شود. این جبهه ملی در عرض دوسال تزی را پیش می‌برد که منجر به ملی شدن صنعت نفت در سال ۱۳۳۰ می‌شود. او در باختر امروز که به سردبیری دایی دکتر فاطمی منتشر می‌شد با یادداشت‌های خود درخصوص مبارزات ملی‌گرایانه به شهرت رسید. بعد از تشکیل دولت ملی نقش دکتر فاطمی پررنگ‌تر می‌شود و او در نزدیکی بیشتری با رهبری جنبش دیده می‌شود. این جامعه شناس و استاد دانشگاه گیلان همچنین گفت: من با خود به این می‌اندیشم که این ساختارهاست  که فردی مثل دکتر فاطمی را تولید می‌کند ‌و دردهه‌های بعد به انسانی نام آور در عرصه‌های علمی و فرهنگی نمود پیدا می‌کند و می‌روید و متجلی می‌شود.    انسان‌های اهل قلم هرگز نمی‌میرند  مینو ورزگر، استاد زبان انگلیسی دانشگاه تهران نیز ضمن تقدیر از برگزار کنندگان این یادبود گفت: دکتر فاطمی همسر همیشه جاودان من در نایین یزد متولد شد. او فرزند شجاع بانوی شجاع و مقاوم خانم سلطنت فاطمی و میرزا محمدعلی خان فاطمی‌ و خواهر زاده دکتر شهید حسین فاطمی بود. ایشان در ۹ ماهگی پدر خود را ازدست داد و زیر نظر مادر و دایی بزگوارشان پرورش یافت. تحصیلات ابتدایی و متوسط خود را در اصفهان گذراند و پس از فارغ‌التحصیلی از سعدی اصفهان به تهران آمد و در کنکور دانشگاه تهران شرکت کرد و در دو رشته حقوق و ادبیات فارسی همزمان به تحصیل پرداخت و تحصیل را به پایان رساند. او ادامه داد: دکتر فاطمی دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران و ادبیات تطبیقی از سوربون پاریس دریافت کرد. او استاد دانشگاه تهران بود و از خود ۲۵۰۰ مقاله در زمینه شعر و ادب و مسایل اجتماعی به جا گذاشت که به زودی منتخبی از آنها را در کتابی به چاپ خواهم رسید. ایشان دوکتاب در زمینه اساتید یونان و روم دار که به عنوان کتب درسی در دانشگاه تهران تدریس می‌شود. او همچنین ۹ کتاب در مورد مسایل اجتماعی و آموزشی‌ در سازمان یونسکو به چاپ رساند. همسر دکتر فاطمی بیان کرد: او در سراسر دنیا سخنرانی‌هایی در زمینه اشاعه فرهنگ اصیل و پر‌افتخار فرهنگ  و ادب فارسی داشت و فرهنگ پرافتخار ما را به جهانیان نشان داد. دکتر فاطمی استادی برجسته، دانشمندی فرهیخته و مترجمی حادق، سخنوری  توانا‌، شاعری روح‌پرور و روزنامه‌نگاری تکان‌دهنده و بالاتر از همه همسری مهربان و فداکار و پدری از خودگذشته و دلسوز و دوستی همراه‌ و انسانی شایسته و بایسته و انسانی در خدمت بشریت بود. همسر دکتر فاطمی همچنین گفت: او به ارزش‌های مادی این دنیا توجهی نداشت و از مال دنیا گریزان بود و در این دنیای مادی صاحب هیچ مال و منالی جز کتابخانه قوی‌اش نبود. او مردی از دیارجاودانه‌هاست و کارنامه او مملو از دوستی، انسان‌دوستی و کمک به همنوع است. لحظه‌ای غافل از مرام و اندیشه خود نشد. قامتش مانند سرو و صدایش رسا بود. او عاشق تدریس و دانش و دانشجو بود. کلیه عمرش را به مطالعه و قدم زدن در راه حق و حقیقت گذراند. حافظه‌اش حیرت انگیز بود و تمام قرآن‌، سعدی و حافظ را از بر داشت و هر موضوعی را با شعر و قرآن پاسخ می‌داد. او انسانی وارسته و بایسته بود. راهش راه راست و افکارش پاک و منزه بود. اشعارش مانند روحش لطیف و زندگی‌بخش بود و مانند سمفونی خوش الحانی بود که روح را تلطیف می کرد. قلمش ساحر و کلامش نافذ بود. ورزگر ادامه داد: او از سن ۱۴ سالگی تا لحظه‌ای که در اثر سکته مغزی در تهران از این موهبت محروم شد، قلم زد. سکته‌ای که او را در طول ۱۴ ماه تحلیل برد و بالاخره در ۱۷ دی ماه ۱۳۹۵ از پای درآورد. او همیشه زنده است و انسان‌های اهل قلم هرگز نمی‌میرند. خاطره ایشان همیشه پایدار است و آثار، اشعار و افکارشان همیشه به جا می‌ماند. او با لبخندی که در طول عمر بر لب داشت و فلسفه مثبت‌گرایی انسان‌های دیگر را تقویت می‌کرد و همه عمرش را در راه آزاد‌اندیشی صرف کرد و دانشجویان، دوستان و نزدیکانش همه از او به نیکی یاد می‌کنند. وی در پایان گفت: او دوست و همدم من بود. او مراد من بود و من مرید او بودم. من در ۱۹ سالگی با دکتر فاطمی ازدواج کردم و لیسانس، سه فوق لیسانس، دکترا، فوق دکترا و استادی دانشگاه تهران، تالیف ۳۳ کتاب و ۵۶ مقاله را مدیون او هستم. او با روح و قلمش زندگی می‌کرد. او عاشق ایران و ایرانی بود. جایش خالی است گرچه نامش پایدار است. او مردی است از دیار جاودانه‌ها. روحش شاد و یادش گرامی.   سرنوشت دکتر فاطمی از طریق تاریخ شفاهی ثبت و ضبط می‌شود ژاله حساس‌خواه، مدیر سازمان اسناد و کتابخانه ملی گیلان نیز در این مراسم گفت: از حضور دکتر مینو بزرگر استاد بزرگ و چهره ماندگار دنیای علم ایران در این مراسم تقدیر می‌کنم. ایشان حتی درکشور دیگر مسوول بخش زبان انگلیسی دانشگاه راتگرز نیوجرسی و از چهره‌های برجسته و ماندگار هستند. او با بیان اینکه دکتر فاطمی از چهره‌های ماندگار در عرصه علم و ادب است، گفت: اگر هنر به این معنی تفسیر شود که انسان از هر وسیله‌ای استفاده کند و از خود اثر ماندگار برجای بگذارد دکتر سعید فاطمی به معنای واقعی کلمه هنرمند بودند.دکتر فاطمی همسر و پدری نمونه و برای دکتر برزگر سایه بود. در عرصه سیاسی و اجتماعی که تاریخ نمی‌تواند وجود ایشان را نادیده بگیرد و افتخار بزرگی است که گیلان میزبان خانم دکتر برزگر و برگزار‌کننده این مراسم شده است. او ادامه داد: من به نمایندگی از سازمان اسناد و کتابخانه ملی که وظیفه اصلی‌شان حفظ و اشاعه ی فرهنگ، ادب و میراث مکتوب و غیر مکتوب است، اعلام می‌کنم ان شاا... در آینده نزدیک سرنوشت دکتر سعید فاطمی به صورت تاریخ شفاهی از طریق همسر محترم‌شان ثبت و ضبط شود و در اختیار دوستان قرار بگیرد. در پایان مراسم با اهدای تندیسی به رسم یادبود به دکتر مینو برزگر، همسر استاد فقید دکتر سعید فاطمی یادش گرامی داشته شد. ]]> ادبيات Sat, 11 Nov 2017 14:50:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254032/سعید-فاطمی-آموزگار-تاریخ-اساطیر سالتو روی میز نقد کانون ادبیات ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254018/سالتو-روی-میز-نقد-کانون-ادبیات-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جلسه‌ی نقدوبررسی رمان «سالتو» نوشته‌ی «مهدی افروزمنش» برگزار می‌شود. "سالتو" دومین رمان مهدی افروز منش است. او كه نخستين رمانش يعني "تاول" جايزه بهترين رمان سال جايزه "هفت اقليم" را از آن خود كرد، در دومين رمانش به قهرمانی پرداخته كه از اعماق شهر و از حوالي ميدان مشهور فلاح تهران برآمده است. چهارصد و سی‌ و سومین نشست هفته کانون ادبیات ایران به بررسی رمان "سالتو" اختصاص دارد. در این نشست محمدرضا اصلانی و محمدرضا گودرزی به نقدوبررسی اثر می‌پردازند. این نشست روز دوشنبه 22 آبان 1396 در سالن اجتماعات کانون ادبیات ایران واقع درخیابان مفتح جنوبی، روبه‌روی ورزشگاه شیرودی، کوچه اردلان، پلاک 25 ساعت17 برگزار می‌شود. حضور در این نشست برای تمام علاقه‌مندان ادبیات داستانی آزاد است.       ]]> ادبيات Sat, 11 Nov 2017 12:36:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254018/سالتو-روی-میز-نقد-کانون-ادبیات-ایران کیوان پهلوان «فرهنگ تعزیه در جهان ایرانی» را نوشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253684/کیوان-پهلوان-فرهنگ-تعزیه-جهان-ایرانی-نوشت شهرام سلطانی به خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: کتاب «فرهنگ تعزیه در جهان ایرانی» به قلم کیوان پهلوان در آستانه‌ی چاپ است. این کتاب مجموعه‌ای 19 جلدی است که درباره‌ی تاریخ تعزیه و وضعیت کنونی آن به نگارش درآمده است. مدیرمسئول انتشارات آرون ادامه داد: نگارش این کتاب از سال 89 آغاز شده و دکتر پهلوان، مولف کتاب به استان‌های مختلف سفر کرده و منابع گوناگون در این زمینه از قبیل فایل‌های صوتی، تصویری و نسخ تعزیه در استان‌های مختلف را جمع‌آوری کرده است. سلطانی افزود: این اتفاق در زمینه‌ی تاریخ تعزیه تاکنون رخ نداده و برای نخستین بار به تعزیه درهر استان به طور جداگانه پرداخته شده است. در این مجلد اطلاعاتی در باب تعزیه وجود دارد که برای نخستین بار به خواننده‌ی ایرانی عرضه می‌شود. وی در این زمینه به مواردی اشاره و کرد و گفت:‌ در حال حاضر قطب‌های تعزیه در زنجان و یزد است اما تاریخچه آن مربوط به این شهرها نیست. باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که در کشورهایی مانند پاکستان و افغانستان تعزیه وجود دارد. به گفته‌ی سلطانی، 9 جلد از این مجموعه حروف‌چینی شده و امید است که تا یک سال دیگر به چاپ برسد.                                 کیوان پهلوان، پژوهشگر، مولف و مورخ دارای مدرک کارشناسی زبان و ادبیات اینگیلیسی و دکترای فولکلور است.                             ]]> تاریخ و سیاست Sat, 11 Nov 2017 09:41:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253684/کیوان-پهلوان-فرهنگ-تعزیه-جهان-ایرانی-نوشت طباطبایی: کتاب تسویه حساب با فلسفه اسلامی نیست بلکه آزمون معاصرت ماست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253950/طباطبایی-کتاب-تسویه-حساب-فلسفه-اسلامی-نیست-بلکه-آزمون-معاصرت-ماست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «گفت‌وگویی میان هگل و فیلسوفان اسلامی» عصر امروز  چهارشنبه 17 آبان‌ماه با حضور حمیدطالب‌زاده، محمدتقی طباطبایی و شمس‌الملوک مصطفوی در سرای اهل قلم برگزار شد. طباطبایی در این نشست توضیحاتی را درباره ایده شکل‌گیری کتاب و شباهت و تمایز آن با گفته‌های شهید مطهری و رضا داوری اردکانی ارایه کرد و گفت: بنابر آنچه که در مقدمه اثر آمده مفهوم معاصرت در این کتاب برجسته است و این اثر آزمون معاصرت فلسفه اسلامی است. فلسفه معاصرتی که به خود می‌اندیشد و با زندگی سروکار دارد و تفکر فلسفی اگر صورت‌بندی معاصرت نباشد تفکر نیست بلکه مجموعه‌ای از دانستن‌هاست.   عضو هیئت علمی گروه فلسفه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: این کتاب آزمون معاصرت فلسفه اسلامی است از آنجا که فلسفه اسلامی اگر نتواند رابطه‌ای زنده با عقلانیت مدرن برقرار کند دیگر یک دانش است و زندگی ندارد. داوری اردکانی نخستین کسی است که درباره معاصرت نوشته است اگر ما کار فلسفی انجام می‌دهیم باید انتهای آن را ببینیم. و این بدین معنی است که کلیت عقلانی جهان را صورت‌بندی مفهومی می‌کند این جهت در عین تکثر هم اعمال ما را با هم یکی می‌کند. فلسفه تلاشی برای صورت‌بندی همین عقل مشترک است با این مقدمه طالب زاده به ما می‌گوید که معاصرت گشودگی به روی زندگی است و اگر فکری بخواهد زنده باشد راهی جزء گفت‌وگو ندارد.   طباطبایی با بیان اینکه در این کتاب گفت‌وگو میان دو جهان اتفاق می‌افتد ادامه داد: آیا فلسفه اسلامی باید در این کتاب معاصرتش به آزمون گذاشته شود یا ما. به نظر می‌آید که در این کتاب فلسفه اسلامی از طریق هگل به چالش کشیده شده است اما با توجه به سایر آثار نویسنده گویی ما در میان گفت‌وگوی هگل و فیلسوفان اسلامی قرار می‌گیریم و این کتاب آزمون معاصرت ماست و در واقع این ما هستیم که متعلق به دو جهانیم چرا که فلسفه اسلامی همچون بنای استوار روی پای خودش ایستاده و اساسا قرار نیست که گفت‌وگو کند و شاید حتی در حد او جفا هم کرده باشیم اگر بخواهیم نسبتش را با جهان مدرن بسنجیم. اما به نظر می‌آید که طالب‌زاده در این کتاب می‌خواهد به نمایندگی از یک ایرانی که نیازمند یک گفت‌وگوست و در زیست امروزی به سر می‌برد به این موضوع بپردازد.   این مدرسه فلسفه یادآور شد:‌ این کتاب آزمون معاصرت ماست چون ما به دو جهان تعلق داریم و این دو جهان باید با یکدیگر گفت‌گو کنند و گفت‌وگو هم باید در سطح کلیت صورت بگیرد و تنها زبان هم برای گفت‌وگو فلسفه است. از سوی دیگر این ما هستیم که به فلسفه اسلامی نیاز داریم و نه فلسفه اسلامی به ما و آن‌چیزی که ضرورت ما را به‌سوی فلسفه اسلامی می‌برد آزمون معاصرت ماست.   طباطبایی با تاکید بر اینکه با نگارش این کتاب پس از سال‌ها توپ به زمین فلسفه برگشته است گفت: طالب‌زاده مانند شهید مطهری به منابع درجه یک غربی دسترسی نداشته است اما همانند او بحث فلسفی را در سطح فلسفی مطرح کرده است. از سوی دیگر اگر باور ما این باشد که جهان قدیم تمام شده است دیگر نیازی به گفت‌وگو نیست اما اگر فکر کنیم این جهان ادامه دارد حاضریم برای آن گفت‌وگو کنیم.   عضو هیئت علمی گروه فلسفه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در پایان گفت: این کتاب تسویه‌حساب با فلسفه اسلامی نیست بلکه تسویه‌حساب با خودمان هست که کجا هستیم.  این کتاب بنابر گفتگو دارد مصطفوی در ادامه این نشست با تاکید بر اینکه خوانش هرمنوتیکی از این اثر دارد گفت: این کتاب بنابر گفتگو دارد و گفتگو با تحلیل، توصیف و تطبیق تفاوت دارد. وقتی گفت‌وگو می‌کنیم بحث فراتر از تبادل اطلاعات می‌رود چرا که در گفت‌وگو فردی بر فرد دیگر برتر نیست. آنچه که در این کتاب بیان شده این است که هگل معتقد است کمال بشریت در غرب است و به‌نظر می‌آید این نگاه در مقابل گفت‌وگو باشند و جایی برای آن باقی نگذارد. در مقابل این دیدگاه گفت‌وگو براساس هرمنوتیک متنی است که موسس آن گادامر است. در این نوع گفتگو دو طرف حرف یکدیگر را می‌شنود و تفاوت سنت‌ها مانع از انجام گفت‌وگو نیست و حتی باعث می‌شود که گفت‌وگو با نحو خلاقی پیش برود.   وی عنوان کرد: نوآوری نویسنده در این کتاب این است که ما از میان گفت‌وگو هگل و ملاصدرا چیز جدیدی در می‌آوریم و آن صیرورت، دیالکتیک و ایده‌آلیسم است که خود در کتاب کار جدید و آغاز مبارکی است. تنها سوال من این است که آیا از دیدگاه مولف گفت‌وگوی میان سنت شرق و غرب توانسته واقعیت جدیدی را بیافریند و نگاه تازه‌ای را از دل این گفت‌وگو پیش مخاطب بگذارد.   کار بزرگ صدرالمتالهین در پرتو حرکت جوهری شناخت اتحاد عاقل و معقول است طالب زاده در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه از دیدگاه فیلسوفان کلاسیک حرکت به واسطه خروج قوه به فعل شکل می‌گیرد گفت: در این خروج طبع اشیا تحقق می‌یابد. زمان مجال انکشاف است و حال سوال این است که انکشاف طبایع اشیا چه اهمیتی دارد؟ این انکشاف مطلوب ذات بشر است. انسان وقتی در معرض این انکشاف است قوه نظری‌اش به کمال می‌رسد.   دبیر شورای تحول علوم انسانی ادامه داد: با کانت یک تحول اساسی در این زمینه صورت گرفت و طبایع و نفس الامر اشیا پوشیده می‌شود و دیگر نمی‌توان از طبایع اشیاء سخن نگفت و شناخت با چنان پوشیدگی میسر است که کانت با اعراض از نفس الامر اشیا امکان ظهور آن‌ها را نوع تازه‌ای فراهم می‌کند. با انقلاب کوپرنیکی کانت زمان مجال امکان انکشاف اشیا نیست و سوژه استعلایی از نظر کانت هویت متناهی دارد و قادر نیست به شهود عقلانی برسد و شهود عقلانی برای موجود لامکانی و لازمانی میسر است پس سوژه استعلایی موجودی متنهایی است که نحوه وجودی او مکانی و زمانی است. اما از نظر کانت زمان و مکان حقایقی نامتناهی دارند پس زمان و مکان دیگر امر آفاقی نیست پس سوژه استعلایی دقیقا محل تلاقی متنهایی و نامتناهی است.   طالب‌زاده با بیان اینکه با قدرت عجیبی که در مفهوم سلب و ایجاب نهفته است هگل این امکان را پذیرفت که جمیع تفکر را از طریق زمان مدرنیته ارزیابی کند و هویت تاریخی آن‌ها را در جایگاه خود مشخص کند گفت: او دیالکتیک را برحسب زمان مدرنیته در تاریخ مشخص کرد و تحقق مدرنیته را به‌نحو کاملی درون آن معین کرد و با این تحقق تکاپوی متناهی و نامتناهی صورت پذیرفت. حال این مساله مطرح می‌شود که چگونه می‌توان در زمان مدرنیته زندگی کرد و با تمام مناسبات این زمان در ارتباط بود و شاخصه‌های آن را پذیرفت اما در عین حال با فلسفه کلاسیک اندیشید چگونه می‌توان در این زمان زندگی کرد اما انکشاف طبایع اشیاء فکر کرد؟ چگونه می‌توان در سودای اندیشه ماقبل مدرن بود و براساس آن به حقایق اشیاء فکر کرد و اساسا این تعارض چگونه حل است؟ این وصفی است که ما در آن زندگی می‌کنیم.   این استاد فلسفه با اشاره به اینکه ما در تمنای اندیشیدن به فراخور فلسفه کلاسیک هستیم اما در زمان جدید به سر می‌بریم افزود: ملاصدرا با همتی بلند با طرح حرکت جوهری از ثبات ماهیات عبور کرد و با طرح اصالت وجود و حرکت جوهری مفهوم تازه‌ای از زمان را طرح کرد که انقلاب تازه‌ای در فلسفه کلاسیک است. او در اعراض از حرکت توسطیه، حرکت را به‌نحو تازه‌ای در نسبت با وجود اشیاء طرح کرد و با اثبات حرکت جوهری زمان به امتداد حقیقی اشیاء تبدیل شد.    به گفته دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تهران، کار بزرگ صدرالمتالهین در پرتو حرکت جوهری شناخت اتحاد عاقل و معقول است این در حرکت جوهری نفس در تکاپوست که به معقولات می‌رسد.   وی گفت: تلاش من در این اثر این بوده که خوانش تازه‌ای از اتحاد عاقل و معقول مطابق با براهین ملاصدرا براساس ضوابط دیالکتیک ارایه دهم و اگر این خوانش امکان‌پذیر باشد در این صورت معقول به ذات و منوط به تکاپو می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Fri, 10 Nov 2017 07:39:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253950/طباطبایی-کتاب-تسویه-حساب-فلسفه-اسلامی-نیست-بلکه-آزمون-معاصرت-ماست با یک ژانر نو مواجه هستیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253911/یک-ژانر-نو-مواجه-هستیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست هفتگی شهرکتاب عصر سه‌شنبه 17 آبان در شهر کتاب بهشتی برگزار شد. در این نشست  علی‌اصغر محمدخانی، امیرعلی نجومیان، مهدی یزدانی‌خرم و رویا دستغیب حضور داشتند. این نشست به نقدوبررسی کتاب"مجمع الجزایر اوریون" اختصاص داشت. در ابتدای جلسه، علی‌اصغر محمدخانی معاون فرهنگی شهر کتاب در مورد مضمون کتاب توضیحاتی ارائه کرد و گفت: این کتاب روایت روحی زخمی و بیمار است و به گونه‌ای که می‌توان گفت صبغه فلسفی دارد. رمان زبانی شاعرانه دارد و میان مرز واقعیت و رویا شناور است. سپس رویا دستغیب،‌ نویسنده اثر، قسمتی از کتاب را برای حضار خواند و گفت: مجمع‌الجزایر اوریونسرزمینی  است بین هست و نیست. مسافر داستان، انسان زندگی امروز است و در کنار دره‌های عدم قطعیت قدم می‌زند. جرقه نوشتن این رمان هم از به آب انداختن افرادی در برمه به ذهنم رسید. آن آدم‌ها را به آب برمی‌‌گرداندند چون هیچ کشوری حاضر نبود شهروندی آنها را بپذیرد و قبولشان نمی‌کرد. مجمع الجزایر اوریون جایی برای فراموش‌شدگان است. مرزها خلل ناپذیرند و فضاهای بین مرزی و تعلیقی در جهان رو به گسترش‌اند. چتر شهروندی را از روی سرمان بر‌می‌دارند و ما را مثل خرگوش سرگردانی می‌کُشند. این نویسنده افزود: مجمع‌الجزایر اوریون جایی است برای  آدم‌هایی که در فضاهای بین مرزی گیر افتاده‌اند. اینجا جهانی سیال و مرکززدایی شده و جهانی بدون مرز است. کلیت جهان مرتب در حال تهدید ماست و هر دم ممکن است ما را ببلعد. محمدخانی در ادامه جلسه عنوان کرد: این رمان را می‌توان از چند منظر نشانه‌شناسی،‌ روایت‌شناسی و سبک‌شناسی بررسی کرد. رویا دستغیب در ادامه جلسه مهدی یزدانی‌خرم، نظرات خود را درباره کتاب بیان کرد و گفت: رمانی خارج از عرف نوشتن و ضدجریان نوشتن، هزینه‌های خودش را دارد و نویسنده در این موارد با ریزش مخاطب روبه‌رو می‌شود. رمان‌های فرم‌گرا نویسنده را متحمل ریسک می‌کنند. نوشتن رمانی مانند مجمع الجزایر اوریون فارغ از خوبی و بدی آن ، نیازمند مطالعات زیادی است. نویسنده "سرخِ سفید" افزود: این رمان سوررئالیستی نیست چون چیزی به واقعیت تحمیل نمی‌شود. این رمان تلفیقی از چند ژانر است و می‌توان آن را ترکیبی از سیال ذهن و آخرالزمانی دانست. این رمان در سوررئالیسم سبکی نمی‌گنجد و چیزی غیر از سوررئالیسم مرسوم است. بوف کور هدایت سنگ بنای غیررئالیستی ادبیات ما را بنیان نهاده است. جهان خاص هدایت در بوف کور توسط کاظم تینا و شاهرودی ادامه یافت و همچنین درملکوت بهرام صادقی نیز شاهد چنین چیزی هستیم که در مجموع این آثار باعث ایجاد یک جریان فکری در ادبیات ما شد. نویسنده "من منچستر یونایتد را دوست دارم"، در ادامه مطرح کرد: ویژگی اول رمان،‌ بحث زمان است. ما یک زمان تاریخی داریم که آن را مدیون مسیحیت هستیم و بعدها در سنت اسلامی نیز به چنین قضیه‌ای تن دادند. در شرق دور هم شکل‌های دیگر زمانی وجود دارد که یک شکل آن زمان دورانی است که در میان چینی‌ها و ژاپنی‌ها وجود دارد. شکل زمان در این رمان مانند بسیاری از رمان‌های فراواقعیت به این شکل است که فقدان جغرافیا ، پرش‌های زمانی متعدد و اتفاقات تکرارشونده را ممکن می‌سازد. شخصیت‌ها در این گونه رمان‌ها سرگردان هستند. برزخ در مفهوم اسلامی بسیار پررنگ‌تر از مسیحیت است وی افزود: انسان در دل این خلأ، ‌اسیر است و چاره‌ای جز امیدواری ندارد. هیچ‌کدام از کاراکترها تبدیل به شخصیت نمی‌شوند و این خاصیت زمان دورانی است. زمان محیط شده بر این آدم‌ها یک کارکرد ساختاری در رمان است. مشکل خوانش این رمان،‌ مرکز ثقل تاریخی آن است و خواننده باید شکل متفاوتی از خوانش معمول داشته باشد. وقتی زمان تاریخی از بین می‌رود، اسطوره‌ها زنده می‌شوند. در مجمع الجزایر اوریون شکل‌های مختلفی از اسطوره ها را می‌بینیم. این کاراکترها خوانش رئالیستی پیدا نمی‌کنند. مشکل خوانش این رمان‌ها مرکز ثقل تاریخی آن‌هاست و باید شکل متفاوتی از خوانش معمول داشته باشند. وقتی زمان تاریخی از بین می‌رود اسطوره‌ها زنده می‌شوند. خوانش رئالیستی نمی‌تواند این کاراکترها را پیدا کند. اشیا و زمان صاحب وجود می‌شوند، هم‌ارز هم قرار می‌گیرند و درنهایت انسان تقلیل داده می‌‌شود. مهدی یزدانی‌خرم یزدانی خرم در ادامه گفت: در این جنس رمان‌ها برخلاف رمان‌های مدرن رئالیستی،‌ انسان پایین‌تر از سطح همیشگی خود قرار می‌گیرد. در اینجا شخصیت فردی پیرمرد تبدیل به حافظه متن می‌شود. از اینجا پلی می‌زنیم به مفهوم اسلامی برزخ. برزخ در مفهوم اسلامی بسیار پررنگ‌تر از مسیحیت است و مفهوم دوزخ هم بیشتر توسط دانته آفریده شده است. بحث عمده‌ای از مکاشفات ادبیات عرفانی در برزخ رخ می‌دهد. در سنت ابن عربی برزخ جایی است که انسان‌ها دارای زیست روزمره هستند و علائم و نشانه‌های شناسای زندگی زمینی خود را از دست داده‌اند. شکل و زمان در برزخ تغییر کرده و نکته مهم‌تر این که در برزخ چیزی به اسم گذشته وجود ندارد و خوانش نوستالژی از نوع کوندرایی و سانتی‌مانتالیسم از بین می‌رود. رمان در برزخی اتفاق می‌افتد که عناصر نیستی آن را محاصره کرده‌اند. وقتی گذشته از وجود انسانی آنها سلب می‌شود،‌ناچارند در محور زیستی خود برخوردهای غیرمتعارفی پیدا کنند. در این اثر شبح زخمی رمان که تنها عنصری است که قدرت روایت‌گری دارد، تا حدی رابطه‌اش را با جهان قبل از مردن حفظ کرده است. فقدان عناصری که انسان را می‌تواند به دیگری پیوند دهد در این فضا رخ می‌دهد. تاویل‌پذیری متن در این رمان‌ها بسیار بالا می‌رود. در نهایت قطعیتی در رمان وجود دارد و آن این است؛ خالی شدن انسان این رمان از تمام انگاره‌های شناسایی که می‌توانسته باعث امنیت‌اش شود. در نهایت با ارواح فاقد تن سرگردانی در جهان برزخی روبه‌رو می‌شویم و رمان، انگاره‌های گوتیک پیدا می‌کند. این نویسنده در ادامه به نقد از رمان پرداخت و گفت: محور اصلی ماجرا کمی گنگ رها شده و نویسنده مرعوب فضای مه‌آلود و عدم قطعیت خود شده است. کاش نویسنده جسارت بیشتری در بسط آن از خود نشان می‌داد و رمان را در مِه رها نمی‌کرد. با این اوصاف این رمان کاملی است و کارکرد متنی خود را انجام می‌دهد. جنس و دستگاه خوانش مخاطب باید طوری باشد که از آن لذت ببرد. وی افزود: اگر رئالیسم را نهاد قدرت بدانیم،‌ نویسنده در تلاش است تا با جنس ادبیات خودش به این نهاد حمله کند و این نکته درخشان و برجسته رمان است. استفاده از برزخ، تعلیق و شکل دیگری از رمان آن را تبدیل به رمان قابل توجهی کرده است. امیرعلی نجومیان سپس امیرعلی نجومیان درباره رمان صحبت کرد و گفت: اکثر کارهای حوزه داستان‌نویسی زنان نویسنده به حوزه زنان می‌پردازد و اثر رویا دستغیب از این لحاظ یگانه است و داستان در فضایی نمادین و غیر از فضاهای معمول جلو می‌رود و می‌توان خوانش‌های متعددی از آن داشت. در این رمان با یک ژانر نو مواجه هستیم و اثر ویژگی‌های اکسپرسیونیستی هم دارد. نقد من بر این رمان یک نقد مکاشفه‌ای است. هدف من پیدا کردن نشانه‌های درون متن است و از بیرون به رمان و اثر نقد وارد نمی‌کنم. راوی این رمان شبحی است که با یک مسافر در حال حرکت است و وارد ذهن مسافر هم می‌شود. رمان ساختار معماگونه دارد که به کشش داستان کمک می‌کند و خواننده را به کشف وا‌می‌دارد. اثر را می‌توان با نام آن مجمع الجزایر اوریون نقد و از منظرهای متفاوتی به آن نگاه کرد. اینجا مکان مرموزی است که کسی اطلاع درستی از آن ندارد. نجومیان از منظر نشانه شناسی اثر را بررسی نمود و گفت: این اثر ما را با مفهوم جدیدی  از نشانه به نام ترانشانه آشنا می‌کند.  نشانه‌هایی که مرتب از روی مرزها در حال حرکت‌اند. ما با نشانه‌هایی مواجه هستیم که از قاعده سوسور پیروی نمی‌کنند. نشانه‌هایی پویا که در فضاهای بینابین قرار می‌گیرند. مکان‌ها در این رمان بین فضاهای قراردادی هستند. هستی و نیستی قطعیت ندارند و در دنیایی قرار داریم که برخورد، آمیزه و مابین این دو هستند. این رمان را نباید از بعد نمادین و سمبولیستی نگاه کرد. دال و مدلولِ به هم مرتبط در اینجا وجود ندارد و متن حاوی نشانه‌هایی است که مرتب در پویایی و حرکت‌اند. مجمع‌الجزایر اوریون با تجربه زیستی ایرانی ارتباط پیدا نمی‌کند وی افزود: رمان پر از رَد است یعنی چیزی که قبلا بوده و الان دیگر نیست و در عین حال هم هست و هم نیست. فرآیند به یادآوردن در کل رمان تکرار می‌شود و حل معما به شیوه به یادآوردن گذشته است و البته نقدی هم به تکراری و طاقت‌فرسا بودن این روند دارم. از نظر ساختار روایی زمان، ساختار هزارتویی دارد و ساعت‌های متکثر زمان را با مکان مشخص می‌کند. اشیا دارای زمانی مختص خود هستند که سورئالیست‌ها هم در این زمینه مانور داده‌اند. حال در این رمان چاله‌ای میان آینده و گذشته است. شخصیت‌ها بی‌نام، بی‌تن و به دنبال تعریف خودشان هستند. کاراکتر دختر صاحب‌خانه در این رمان هم‌عرض نقش کُراس یا هم‌سرایان را در نمایش یونانی ایفا می‌کند. استاد دانشگاه شهیدبهشتی، این رمان را از منظر روانکاوی نیز نقد کرد و گفت: در اینجا با دو مساله روبه‌رو هستیم؛ مساله خاطره و مساله روان-زخم و همه‌ چیز گویای این جمله است که تو باید به یاد بیاوری تا بتوانی فراموش کنی. فرآیند تروما از ساحت روانکاوی قابل بررسی است. موتیف‌های تله، گرفتارشدن و پرتگاه مرتب در رمان تکرار می‌شوند و از منظر فروید قابل تامل‌اند. مجمع‌الجزایر اوریون فضای بینابین و پناهگاهی برای ذهن آسیب‌دیده است. این رمان از منظر فلسفی فرآیند شناخت انسان از جهان را توصیف می‌کند و انسان را به درک تازه‌ای از جهان می‌رساند. داستان تمثیل بسیار جالبی را مطرح می‌کند. منظورم همان بازی خطرناک دو پسربچه‌ای است که در رمان حضور دارند. از ساحت فرهنگی دو پدیده مهم جنگ و مهاجرت در داستان وجود دارند. مهاجرتی که در پی جنگ اتفاق می‌افتد. در داستان با آدم‌هایی مواجه هستیم که مدام در حال فرار هستند و چمدان پر از کارت شناسایی نشان از پناهندگی دارد. نجومیان در انتها انتقادهای خود را از اثر مطرح کرد و گفت: داستان تِم ایرانی ندارد و فضا بیشتر اروپایی است و اثر از این زاویه با تجربه زیستی ایرانی ارتباط پیدا نمی‌کند. امیرعلی نجومیان درباره مضمون کلی رمان گفت: انسان امروز گم شده، دچار روان-زخمی از گذشته است و شجاعت روبه‌رو شدن با خودش را هم ندارد. مجمع الجزایر اوریون تنها پناهگاهی است که برای انسان امروز مانده است.         ]]> ادبيات Wed, 08 Nov 2017 07:51:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253911/یک-ژانر-نو-مواجه-هستیم نوذری: گاهی وجه سیاسی در تاریخ اجتماعی آنقدر فربه می‌شود که تاریخ به حاشیه می‌رود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253870/نوذری-گاهی-وجه-سیاسی-تاریخ-اجتماعی-آنقدر-فربه-می-شود-حاشیه-می-رود به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «تاریخ اجتماعی از منظر پیتر برک» با حضور حسینعلی نوذری نظریه‌پرداز و پژوهشگر حوزه علوم سیاسی عصر روز گذشته در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.   نوذری با بیان اینکه برک در کتاب تاریخ و نظریه اجتماعی مفهوم تاریخ اجتماعی را در پیوند نزدیک با تاریخ فرهنگی به کار می‌گیرد گفت: در حوزه فرهنگی آثاری چون تنوعات تاریخ فرهنگی، تاریخ فرهنگی چیست و دو مجموعه مقالات چاپ شده است. من نیز تلاش می‌کنم تا در سخنان خودم به این موضوع بپردازم که اساسا تاریخ اجتماعی در پاسخ به چه ضرورت‌هایی صورت گرفته است و تاریخ فرهنگی از چه منابع و آبشخورهایی تغذیه می‌کند.   مولف «احزاب سیاسی و نظام‌های حزبی» ادامه داد: تاریخ اجتماعی به لحاظ هویتی به عنوان یک رشته ذیل مطالعات تاریخی به حساب می‌آید و امروزه به صورت یک رشته درآمده اما در گذشته یک گرایش بوده است. خوشبختانه در محافل علمی کشور امروز اهتمام جدی به تاریخ اجتماعی می‌شود. به‌صورت کلی تاریخ اجتماعی به حوزه‌هایی می‌پردازد که در حاشیه قرار گرفته و برخی مورخان به آن نپرداخته‌‌اند. به‌طور مثال برخی از مناسبات زندگی فردی و اجتماعی و تاریخ وقایع بزرگ که کمتر مورد توجه قرار گرفته است در این بخش مورد توجه قرار می‌گیرد. تاریخ اجتماعی تلاش می‌کند زمینه‌‌هایی را طرح کند که عوامل حاشیه‌ای و کمرنگ نقش‌شان در ایجاد شرایط و بستر ظهور وقایع بزرگ تاریخی خود را نشان می‌دهد.   به گفته این استاد دانشگاه، تاریخ اجتماعی می‌خواهد به مباحثی بپردازد که محل اعتنا نیست اما نقش‌شان در وقوع وقایع بزرگ غیرقابل اعتناست.   وی با بیان اینکه مطالعات بین رشته‌ای یک امر اساسی است و ما نمی‌توانیم درها را روی رشته‌ها ببندیم افزود: در گذشته همکاری بین تاریخ و علوم اجتماعی محل توجه نبوده و هرکدام از رشته‌ها خود را بی‌نیاز از رشته‌های دیگر می‌دانسته اما همانگونه که برک در کتاب خودش تأکید می‌کند امروز ضرورت همگرایی علوم اجتماعی و تاریخ احساس می‌شود و مفهوم چرخش بین رشته‌ای زمینه را برای بسط تاریخ اجتماعی فراهم می‌کند. بنابراین تاریخ اجتماعی از سرشت بین رشته‌ای برخوردار است.   نوذری با اشاره به اینکه تاریخ اجتماعی بیش از هر رشته دیگری وامدار جامعه‌شناسی در سالهای دهه 60 است بیان کرد: البته پیش از آن نیز تاریخ اجتماعی وابسته به اقتصاد بوده و این را می‌توان از طریق مجلات و کتاب‌هایی که نمود آنها در تاریخ اجتماعی وجود دارد مشاهده کرد.   این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش درباره وجه سیاسی تاریخ اجتماعی سخن گفت و افزود: گاهی وجه سیاسی در تاریخ اجتماعی آنقدر فربه می‌شود که تاریخ به حاشیه می‌رود درحالی‌که تاریخ اجتماعی یکی از وظایفش فاصله گرفتن از سیاست است. البته این بدین معنا نیست که ما تاریخ اجتماعی را تاریخی سترون و به‌دور از امور سیاسی بدانیم چون همانگونه که پیتر برک اشاره می‌کند تاریخ اجتماعی ماهیت بین‌رشته‌ای دارد و نمی‌تواند خود را از مباحث سیاسی دور کند.   مولف «بازخوانی هابرماس» در ادامه به استفاده از مفهوم تحول اجتماعی اشاره کرد و گفت: این مفهوم به‌صورت استعاره در حوزه مطالعات جامعه‌شناسی استفاده می‌شده است اما در حوزه مطالعات تاریخ اجتماعی نیز بنا به آنچه پیتربرک می‌گوید نیز قابل تحلیل است.   مترجم «بازاندیشی تاریخ» با بیان اینکه تلاش برای سیاست‌زدایی از تاریخ اجتماعی از دهه 80 به‌بعد راه به جایی نبرده گفت: البته باید دقت داشته باشیم که تاریخ اجتماعی را چندان هم از جهت‌گیری‌های سیاسی تهی نکنیم چون نه تاریخ اجتماعی بلکه هیچ تاریخی نمی‌تواند به یکی از ساختارهای اساسی در جامعه که قدرت سیاسی باشد بی‌توجه باشد. مساله دیگر این است که تاریخ اجتماعی تاریخ مردم و قشرهای گوناگون است و باید توجه داشته باشیم که به دام شووینیسم اجتماعی، فرهنگی و تاریخی نیافتیم.   نوذری توجه به ساختارهای جمعیت‌نگارانه و ساختارهای اجتماعی را یکی دیگر از مسایل مورد توجه در تاریخ اجتماعی دانست و افزود: مورخان اجتماعی از قرن 18 به‌بعد پس از فروپاشی نظم کهن انقلاب صنعتی  رشد پدیده شهرنشینی تلاش کردند تا ساختارهای جمعیت‌نگارانه را در تاریخ اجتماعی بررسی کنند. همچنین مطالعات تاریخ اجتماعی تلاش کرده تا زمینه پیدایش بسیاری از جنبش‌های اجتماعی در جامعه را بررسی کند در حالی که پیش از این تصور می‌شد تنها جامعه‌شناسی قادر است چنین کاری را انجام دهد. این در حالی است که توجه به این حوزه‌ها نشان‌دهنده نقشی است که مورخ اجتماعی در پیوند تاریخ با جنبش‌های اجتماعی دارد   این استاد دانشگاه در بخش پایانی سخنانش به نقش منابع پیشین در جریان شکل‌گیری تاریخ اجتماعی اشاره کرد و گفت: تاریخ‌نگاری اجتماعی همسو با رویکردهای پیشین و از سوی دیگر با زاویه‌گیری نسبت به جریان‌های پیشین حرکت کرده است با این وجود این بدین معنا نیست که رابطه‌اش با گذشته قطع شده بلکه همواره از منابع گذشته تغذیه شده است.  ]]> نشست‌کتاب Tue, 07 Nov 2017 09:37:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253870/نوذری-گاهی-وجه-سیاسی-تاریخ-اجتماعی-آنقدر-فربه-می-شود-حاشیه-می-رود منتقد واقعی جهان پیرامون خود را از راه نقد ادبی می‌شناسد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253851/منتقد-واقعی-جهان-پیرامون-خود-راه-نقد-ادبی-می-شناسد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نقد و بررسی کتاب "اصول و مبانی تحلیل متون ادبی" نوشته سلینا کوش 15 آبان 1396 در سرای اهل قلم برگزارشد. حسین پاینده،مترجم این کتاب در ابتدای جلسه عنوان کرد: ترجمه کتابی درباره تحلیل متن یک ضرورت است.تحلیل، دایره ای بسیار فراخ‌تر از یک شعر یک رمان و یک فیلم سینمایی است. تلاش من هم به عنوان یک ایرانی که به پیشرفت جامعه خود علاقه مند است به سهم خودم امکاناتی فراهم کنم تا گرایش آحاد این جامعه به دیدن لایه های ناپیدایی از واقعیت اجتماعی ما بیشتر شود و آن لایه ها زمانی قابل دیدن می‌شوند که با نگاهی تحلیل گر آنها را نگاه کنیم. این کتاب تحلیل ادبی است اماتعریفی که سلینا کوش از متن به دست می‌دهد تعریفی شامل شونده است و مقصود از شامل‌شوندگی این است که برخلاف تقسیم بندی‌های ژانر که در دانشگاه‌های ما از گذشته متداول بوده است امروز وقتی صحبت از متن می‌شود خیلی مسائل دیگر هم در آن گنجانده می‌شود. دیدگاه این کتاب درمورد ژانر چیزی نیست که در دانشگاه تدریس می‌شود. در دانشگاه‌های ما رمان را ادبیات نمی‌دانند و بیشتر به معرفی شعرای کلاسیک تاکید دارند. در این کتاب ادبیات نمایشی جز ادبیات و درام محسوب می‌شود در صورتی که در مقاطع مختلف دانشگاهی درسی درباره درام و ادبیات نمایشی در رشته ادبیات وجود ندارد. ژانر ادبیات روایی در این کتاب شامل سینما است نه فقط فیلمنامه بلکه فیلم یعنی محصول آن را هم ادبیات می‌داند.   وی افزود: سلینا کوش از فرهنگی می آید که فارغ التحصیلان این رشته در آن فرهنگ به نقد کتاب و نقد فیلم‌‌های روی پرده می پردازند. و این کار به عهده ادبیات‌‌خوانان است. سلینا کوش فیلم را برای دانشجوی ادبیات ضروری می‌داند چون این یک ژانر روایی است و تمام عناصری که در ادبیات داستانی وجود دارند مانند عنصر شخصیت، کشمکش، مکان، زمان، اتمسفر، فضاسازی و ... همگی در فیلم وجود  دارند. تعریف این کتاب از ژانر برای ما چیز جدیدی است و معنای متن در آن به طور جالبی گشوده می‌شود و بسیاری از چیزهایی که در ادبیات کلاسیک ما متن به شمار نمی آیند در این کتاب به عنوان متن ادبی تلقی شده اند. این منتقد و تحلیل گر برجسته ادبی عنوان کرد: من به عنوان کاوشگر فرهنگ، این کتاب را ترجمه کردم. امیدوارم خوانندگان این کتاب نظریه‌های پسامدرنیسم، ساختارگرایی، روانکاوی، تاریخ گرایی مدرن، فمنیسم، مارکسیسم، نشانه شناسی مدرنیسم، پساساختارگرایی و.. به گوششان می‌خورد از راه روش‌هایی پیشنهادی این کتاب نگاهی به متن گسترده تری به نام واقعیت اجتماعی بی‌اندازند. ما همه شخصیت‌های یک روایت خیلی بزرگ هستیم زندگی ما یک روایت است. تعامل‌های ما در زندگی پر از کشمکش است و دائما با مساله زاویه دید مواجه هستیم. هدف من کمک به پیشبرد مطالعات ادبی برای نظام‌مند کردن موضوع نقد در محافل آکادمیک بوده اما تاکید می‌کنم که منتقد واقعی جهان پیرامون خود را از راه نقد ادبی می‌شناسد. به غیر از این ضرورت مبرم فرهنگی ادبی، باید اشاره کنم که این کتاب نسبتا جدید است و یک سال پیش که به دستم رسید تنها چهار پنج ماه از انتشارش می گذشت و من هم در کوتاه‌ترین زمانی که می‌توانستم این کتاب را ترجمه کردم. این کتاب منبع نسبتا جدیدی است و ضرورت در ترجمه این اثر می‌دیدم. پاینده  در ادامه مطرح کرد: در مورد رسیدن به افکاری که درمورد نقد دارم دلیل آن هوش غیرعادی نیست. بلکه آشنایی با روش‌های نقد ادبی به ما کمک می‌کند تا متوجه دلالت ها و معانی بشویم. و امیدوارم خوانندگان این کتاب پاسخ پرسش‌هایی را که همیشه از گفتن آن شرم داشتند بدهد. این کتاب برای کسانی است که می‌خواهند از پایه و بیخ و بن با نقد ادبی آشنا شوند. اصطلاحات کتاب در فهرست الفبایی در انتهای کتاب آمده است. سلینا کوش هر مساله ای را با طرح مثالی از شعر و رمان و فیلم توضیح می‌دهد. در فصل پایانی هم روش نوشتن مقالات نقادانه را توضیح داده و بین مقالات منتشر شده در روزنامه ها و مقالات دانشگاهی تفاوت قائل شده است. مسعود جعفری در ادامه خلاصه ای از مباحث مطرح شده در کتاب ارائه کرد و گفت: به نظرم این کتاب برای دانشجویان بسیار مفید  است. ساختار کتاب با مقدمه مترجم آغازمی‌شود که در آن به دو موضوع؛ اهمیت نظریه و روش نظام مند نقد ادبی پرداخته می‌شود. در مقدمه راجع به چیستی ادبیات و کارکردهای آن که برای خواننده مبتدی هم قابل فهم است،‌بحث می‌شود. تغییر جایگاه شاعران و نویسندگان و ژانرهای ادبی گذشته نسبت به امروز را بیان می‌کند و توضیح می‌دهد که هیچ ژانری در تاریخ ادبیات ثابت نیست و در کل کتاب نگاهی پویا به مسائل دارد. استاد دانشگاه خوارزمی افزود: ژانر و آمیختگی ژانرها از جمله مباحث مهم کتاب است. فصل دوم کتاب بر پایه نقد خود متن و واژه‌های آن است. فصل سوم به تحلیل متن در بافتار یا زمینه بیرونی متن اختصاص دارد. سپس به تاریخ نگاری نوین و تلفیق آن با متن می پردازد. فصل چهارم به تحلیل تطبیقی اختصاص دارد و با اشاره به نظریه مشهور تی.‌اس.الیوت درباره سنت و استعداد فردی که بیان می کند هیچ خلاقیت ادبی نمی‌تواند بدون توجه به سنت رخ بدهد. چرا که هر متنی به نحوی با متون قبل از خود و معاصر ارتباط دارد و به گونه‌ای روی متون بعد از خود اثر می‌گذارد. در فصل بعد خواننده با ماهیت اقتباسی ترجمه آشنا می‌شود و درمی یابد که هر ترجمه نوعی اقتباس است. در فصل پنجم، نسبت تحلیل با نقد ادبی بحث می‌شود. صحنه نقد امروز با قرن نوزدهم تفاوت دارد و تکثر نقد و دیگاه های متنوع و رویکردهای مختلف منتقد ها باعث تکثر نقد شده است. فصل ششم به تحلیل نظریه‌های ادبی اختصاص دارد. روش تحلیل از دل نظریه بیرون می‌آید . در این فصل نظریه‌های ادبی طبقه بندی شده و به ذهن خواننده در مطالعه این نظریه‌ها و نسبت آنها با هم نظم می‌بخشد. به طور کلی از نظر سلینا کوش متن در جهان امروز معنای‌اش تغییر کرده است.فصل هفتم به جمع بندی نوشتار تحلیلی می‌پردازد. جعفری، مطالعه این کتاب را برای کسانی که علاقه مند به فعالیت در حوزه نقد هستند برای کیفیت ارتقا کیفیت نقد لازم و ضروری دانست. وی سوالات خود را درباره ترجمه چند واژه خاص از مترجم این کتاب مطرح کرد. وی درباره ترجمه دو واژه، معرفت مینویی و بافتار از مترجم این اثر سوالاتی مطرح کرد و گفت: ترجمه کتاب هم مانند متن اصلی بدون ابهام و بسیار روشن است و مترجم سلیقه خاصی در انتخاب فعل‌ها داشته است. در ادامه جلسه عبدالرسول شاکری، از اعضا هیئت علمی سازمان سمت، بیوگرافی کاملی از فعالیت‌های ادبی حسین پاینده ارائه کرد و گفت: نخستین مقاله حسین پاینده که درباره اهمیت زاویه دید در داستان کوتاه بود، در سال 1368 در نشریه کیهان فرهنگی منتشر شد. از سال 1355 تا 1359 در  شهر آکسفورد دوره دبیرستان را گذراند ودر سالهای 1359 تا 1360 در دبیرستان هدف رهنما در تهران دیپلم گرفت. سالهای 1364 تا 1368 در دانشگاه علامه طباطبایی دوره کارشناسی ادبیات انگلیسی و در سالهای 1368 تا 1370 در دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی ارشد همین رشته فارغ التحصیل شد. او از سال 1371 به عضویت هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی درآمد. در سال‌های 1375 تا 1380 در دانشگاه ساسیکس انگلستان به تحصیل نقد ادبی در مقطع دکتری پرداخت و در همین سال‌ها یک دوره اشنایی با نقد ادبی روانکاوی ادبیات را به توصیه استاد راهنمایش در دانشگاه کوین مری لندن گذراند. وی افزود:  پاینده مباحثی مانند نقد ادبی و آشنایی با رمان را با نزد آذر نفیسی فراگرفت و هم چنین در کلاس‌های نقد زنده یاد سعید ارباب شیرانی شرکت کرده است. شرکت در کلاس‌های نقد مریم خوزان، آذر نفیسی و سعید ارباب شیرانی در تسلط اوبه نقد بسیار موثر بود. دومین مقاله او با عنوان "فرمالیسم در نقد ادبی" در سال 1369 در همین نشریه منتشر شد. و سپس مجموعه مقالات زبان شناسی و نقد ادبی که ترجمه مشترک او با مریم خوزان بود منتشر شد. در سال 1374 کتاب "نظریه‌های رمان" را منتشر کرد. در همین سال کتاب دو جلدی " درآمدی بر ادبیات" را برای دانشگاه پیام نور تالیف می‌کند. اینکتاب همچنان تجدید چاپ می‌شود. در همین سال مجموعه مقالات نخستین سمینار بررسی مسائل رمان به کوشش او راهی بازار نشر می‌شود. وی درسال 1380 در گروه ادبیات انگلیسی دانشگاه علامه طباطبایی به تدریس می‌پردازد. اما از سال 1384 فعالیت خود را به ادبیات معاصر فارسی معطوف کرد و به نقص عمده در رشته زبان و ادبیات فارسی پی می‌برد و در می‌یابد که هیچ درسی درباره داستان کوتاه و رمان وجود ندارد. به همین دلیل کارگاه‌های نقد ادبی را در خارج از دانشگاه بنیان می‌نهد که تا کنون ادامه دارد. فعالیت‌های حسین پاینده را در دو زمینه مشخص می‌توان تقکیک و مقوله بندی کرد، یکی معرفی آموزش و گسترش نقد ادبی دانشگاهی و روش مند به همراه به دست دادن نمونه‌های موفق عملی نقد و دیگری مطالعات و نقدهای مربوط به فرهنگ. شاکری ادامه داد: در زمینه نخست کتاب‌های تالیفی عبارتند از: گفتمان نقد، مقالاتی در نقد ادبی چاپ اول 1382، نقد ادبی و دموکراسی، سه جلدی داستان کوتاه در ایران در 1389 تا 1391، گشودن رمان، رمان ایرانی در پرتو نظریه و نقد ادبی منتشره در سال 1392. در گروه دوم مقالات قرار می‌گیرند.  این مقالات هم ترجمه و هم تالیفی هستند.مقالات تالیفی پاینده 82 و ترجمه39 وسخنرانی در همایش‌های علمی 21 و سخنرانی های پراکنده و دیگر که شامل مصاحبه و یادداشت ها و مقاله های کوتاه میشود، 291 تاست. آثار ترجمه در این بخش عبارتند از؛ زبان شناسی و نقد ادبی از راجر فاولر و... در سال 1381، نظریه‌های رمان از رئالیسم تا پسامدرنیسم از دیوید لاج و دیگران در سال 1386.  هم چنین ویرایش کتابهای،پیش درآمدی برمطالعه نظریه ادبی از راجر وبستر سال 1382، قرائتی نقادانه از رمان"چهره مرد هنرمند در جوانی"  در سال 1382، درسنامه نظریه و نقد ادبی از کیت گرین و جیل برنینهام در سال 1383، درآمدی بر نظریه ها و روشهای نقد ادبی چارلز برسلر در سال 1386 و نظریه های نقد ادبی معاصر   در سال 1387 از آثار او در این زمینه است. عضو هیئت علمی سازمان سمت در ادامه افزود: در زمینه اول،‌ نقد روش‌مند و دانشگاهی ، کار پژوهشی انجام شد با عنوان تبیین برنامه گروه آموزشی نظریه و نقد و برنامه کارشناسی ارشد رشته نظریه و نقد ادبی به سفارش دانشگاه علامه طباطبایی در سال 1387 انجام شد که خیلی از ان استفاده نشده است. پاینده در فعالیت‌های میان‌رشته ای یعنی نقد فرهنگ و مطالعات فرهنگی،  دو رویکرد مشخص را مطرح می‌کند. در اوایل دهه هفتاد رویکرد نوشته‌های او متن محور، فرمالیستی و ساختارگرایانه است. تا اواسط دهه هشتاد به نظر می‌رسد دغدغه اصلی پاینده روش‌مندی در نقد و خوانش متون بوده است که هم اکنون هم دغدغه ایشان است. از میانه دهه هشتاد خورشیدی، عمده پژوهش‌های پاینده به مطالعات فرهنگی اختصاص دارد. فعالیت‌های او به فضای دانشگاه محدود نمی‌شود و مخاطبان گسترده‌تری دارد. همه متن‌ها و روایت‌ها در کانون توجه او قرار می‌گیرد. کتاب‌های تالیفی پاینده در این حیطه عبارتند از، نقد ادبی و دموکراسی در سال 1385، نقد ادبی و مطالعات فرهنگی قرائتی نقادانه از آگهی های تجاری در تلویزیون ایران در سال 1385، رمان پسامدرن و فیلم 1386. آثار ترجمه وی در این زمینه عبارتند از؛روانکاوی فرهنگ عامه از ریچاردز در سال 1382، اندیشه یونگ از ریچارد بیلیسکر 1384، مطالعات فرهنگی درباره فرهنگ عامه از جان استوری در سال 1386. شاکری درباره رویکردهای خاص پاینده عنوان کرد: مقالات پاینده با رویکردهای میان‌رشته ای گوناگون از روانکاوی و ادبیات گرفته تا نشانه شناسی فمنیسم و تاریخ گرایی نوین را در برمی‌گیرد که برخی از این آثار عبارتند از: تحلیل داستانکی درباره رواج خشونت در ایران، تحلیل فیلم‌هایی از قبیل "درباره الی" و "جدایی نادر از سیمین" ، سریالهای تلویزیونی عامه پسند، نقد مناظره، نشانه شناسی لباس، نقد عکس رئیس جمهور فعلی، نقد فوتبال و ارتباط آن با صلح،‌ دلایل اوباشیگری در میادین ورزشی و تحلیل "تجمع دانش اموزان در مجتمع تجاری کورش" در خرداد1395.  وی افزود: دانش پاینده در زمینه نقد و رویکردهای گوناگون این نوع مطالعات به همراه شناخت او از فرهنگ و جامعه ایرانی و نگاه انتخابی او به این موضوعات و درنظر گرفتن مناسبات برون متنی از مهمترین دلایل موفقیت ایشان در جامعه ایران بوده است. شاکری در پایان سخنرانی آذر نفیسی در سال 1373 را در پاسخ به برخی انتقادات وارده به پاینده و روش نقد او برای حضار قرائت کرد.   در ادامه جلسه، جعفری درباره ساده‌گویی و طرح مسائل به صورت ساده و  قابل فهم عنوان کرد: اگر اسامی پر طمطراقی مانند برگمان ، جویس و بکت در مباحث خود  استفاده کنیم همه یادداشت برمی‌دارند. هر چه مخاطب بی‌بضاعت‌تر باشد تاثیری که می‌گذاریم بیشتر است. اگر از اسامی قراردادی استفاده نکنیم و به عنوان مثال از لوییس کارول و لورل و هاردی استفاده کنیم کسی تحویلمان نمی‌گیرد. چون در میان عوام الناس روشنفکری توجه به عمق تفکر نیست و به همین زر و زیورهاست. درحالیکه خلاقیت و دانش مقوله‌هایی دیگرند. به گفته یکی از منتقدین تئاتر گوچی بکت تحت تاثیر لورل و هاردی بوده است اما وای به حال کسی که هنگام صحبت از گوچی، پای لورل و هاردی و برادران مارکس را وسط کشد. حسین پاینده درباره پرسش‌هایی که جعفری در ابتدای جلسه درباره ترجمه برخی لغات مطرح کرده بود، پاسخ داد:  طبیعتا درباره ترجمه واژه "کانتکست" به هیچ عنوان واژه بستر را مناسب نمی‌دانستم. اما احساس کردم سلنا کوش در بکارگیری این واژه به جنبه‌های  زبان شناختی توجه داشته و بهتر است به جای واژه "زمینه" از واژه "بافتار" استفاده کنم و قبل از من نیز برخی مترجم‌ها این معادل را به کار برده‌اند. درباره ترکیبت واژگانی "لذت بدنی حاصل از شعر"، منظور نویسنده خلجان درونی خواننده شعراست که صرفا روحی و معنوی نیست. و منظور التزاز جسمانی است. اما اینطور مواقع بهتر است از زیرنوشت استفاده شود یا چنین عباراتی به صورت جمله ترجمه شود تا برای خواننده فارسی زبان ابهام ایجاد نشود. در کلاس‌های دانشگاهی از لذت بدنی شعر صحبتی به میان نمی‌آید و هنر مترجم این است که طور دیگری مفهوم را به خواننده رساند. پاینده درباره مقاله "تجمع دانش‌آموزان در مجتمع تجاری کورش" خود عنوان کرد: به عنوان منتقد ادبی ورای واقعیت مشهود را می‌بینم و نظریه‌های ادبی، روش‌های این نوع خوانش را به دست می‌دهند. در ادبیات باید درس‌هایی برای تحلیل رویدادهای اجتماعی وجود داشته باشد. زمینه اشتغال برای فارغ التحصیلان ادبیات کم است. برای تحلیل رویدادهای اجتماعی در کنار دعوت از جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و... از  متخصصان حوزه ادبیات هم دعوت شود.  پاینده در انتهای جلسه اظهار کرد: نوشتن این مقالات تلنگری است که جامعه در کنار توجه به دیگر اقشار تحصیل کرده، به کسانی هم که در ادبیات تحصیل کرده اند اعتنا بکند و متوجه نقش مهم آنها بشود. ]]> نشست‌کتاب Tue, 07 Nov 2017 09:14:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/253851/منتقد-واقعی-جهان-پیرامون-خود-راه-نقد-ادبی-می-شناسد ملائی توانی: «ما و لیبرالیسم» انتظار خواننده را برآورده نمی‌کند/انتقاد از نوع انتخاب متفکران مورد بحث در کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253841/ملائی-توانی-لیبرالیسم-انتظار-خواننده-برآورده-نمی-کند-انتقاد-نوع-انتخاب-متفکران-مورد-بحث-کتاب به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی «ما و لیبرالیسم» عصر امروز دوشنبه (15 آبانماه) با حضور عبدالرحمن حسنی‌فر؛ مولف اثر، مالک شجاعی جشوقانی، علیرضا ملائی توانی و پگاه مصلح در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.   ملائی توانی در این نشست با بیان اینکه عنوان کتاب بسیار جذاب است چرا که طی دو دهه اخیر بسیاری از متفکران سعی کرده‌‌اند نسبت ما را با لیبرالیسم بسنجند گفت: با این وجود محتوای اثر انتظار خواننده را برآورده نمی‌کند چرا که نویسنده بیشتر به مسایل فرعی در کتاب می‌پردازد تا مسایل بنیادی در لیبرالیسم به‌طور مثال به دلیل تنگناهای موجود سیر تطور و تحول اندیشه لیبرال در سیر تاریخی ایران بررسی نشده است.   عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: مولف متفکران مورد بحثش را از موقعیت تاریخی که در آن قرار داشته‌اند منفک کرده و آنها را در یک خلا بررسی کرده است و به همین دلیل ارزیابی‌اش مبتنی بر واقعیت نیست و نمی‌تواند فهم آنان را برای ما توضیح دهد. چرا که به‌هرحال این متفکران در این بحران‌های موجود زیست می‌کرده‌اند و شرایط زیست‌محیطی روی اندیشه‌شان تاثیرگذار بوده است. بنابراین اگر مولف وجه پروبلماتیک ما با لیبرالیسم را شرح می‌داد برای مخاطب مفیدتر بود.   این استاد دانشگاه با طرح این سوال که چرا لیبرالیسم در ایران به گفتمان مسلم تبدیل نشد ادامه داد: آیا ما راهی غیر از عبور از لیبرالیسم نداریم و نمی‌توانیم غیر از لیبرالیسم جایگزین دیگری داشته باشیم؟ چرا فهم ما لیبرالیسم در گذر زمان انباشتی بوده و اکنون چه وضعیتی داریم؟ اینها سوالاتی بوده که مولف می‌توانسته در کتاب به آنها پاسخی بدهد اما به آنها نپرداخته است.   ملائی توانی در بخش دیگری از سخنانش با انتقاد از نوع متفکرانی که در کتاب برای مطالعه موردی انتخاب شده‌اند گفت: مشخص نیست که چه مبنایی برای انتخاب این افراد در کتاب وجود دارد چرا که اغلب افراد حاضر در یک سطح هستند و شاید جدی‌ترین متفکر آنها شریعتی و مطهری باشد. از سوی دیگر در کتاب می‌توانست از جریان‌های دیگر نماینده‌های متفاوت‌تری برای بررسی انتخاب شود.   به گفته این استاد تاریخ، جریان دگراندیشان فهم عمیق‌تری از دنیای مدرن دارند و جا داشت تا نماینده‌ای از آنها در کتاب مورد بررسی قرار می‌گرفت از سوی دیگر مولف بدون اینکه شرحی از متفکران درون کتاب ارایه دهد و بگوید آیا لیبرالیسم مساله آنها بوده است یا خیر تنها مفاهیمی را حدس می‌زده با لیبرالیسم در اندیشه آنها نسبتی داشته باشد استخراج کرده است.   وی با بیان اینکه در کتاب هیچ نگاه انتقادی نسبت به لیبرالیسم وجود ندارد عنوان کرد: آراء انتقادی متفکران دیگر هم درباره لیبرالیسم از اثر کنار گذاشته شده که جای نقد دیگری به نویسنده است. به‌هرحال این اثر به‌دلیل نوع متفکرانی که در آن انتخاب شده نتوانسته نگاه انباشتی به لیبرالیسم داشته باشد.   مبانی لیبرالیسم در کتاب بسیار ضعیف بحث شده است مصلح نیز در بخش دیگری از این نشست به نقاط قوت کتاب اشاره کرد و گفت: مولف در این به اندیشه لیبرالیسم می‌پردازد و نه به ایدئولوژی و جهت‌گیری‌ها و مکاتب خاص. از سوی دیگر تفکیک نوع نقد متفکران ایرانی و بیان 4 دسته نوع نقد نقطه قوت دیگر این کتاب است. مولف در کتاب سعی کرده درباره منتقدان کلی‌گویی نکند و به همین دلیل خواننده می‌تواند ببیند که هر اندیشمند درباره یک موضوع چه نقدی را وارد کرده است از سوی دیگر با توجه گستردگی مباحث مولف بین شاخه‌های گوناگون سرگردان نشده است و تناسب بین بخش نظری و انتقادی در کتاب وجود دارد.   این استاد دانشگاه درباره نقاط ضعف کتاب نیز بیان کرد: عنوان کتاب نامناسب انتخاب شده چرا که «ما» این ابهام را در ذهن به‌وجود می‌آورد که منظور از ما کیست؟ آیا منظور طبقه فرهیختگان است یا توده ایرانیان. مولف در مقدمه کتاب عنوان کرده است که عنوان اصلی پژوهش نقد لیبرالیسم از منظر متفکران ایرانی بوده که به اعتقاد من این عنوان برای کتاب مناسب‌تر به نظر می‌آید.   وی ادامه داد: از سوی دیگر مبانی لیبرالیسم در کتاب بسیار ضعیف بحث شده و اگرچه اصول به اندازه کافی به آن پرداخت شده است اما مبانی لیبرالیسم دچار کاستی‌های جدی در توضیح است. یکی از مشکلات مولف در این اثر این است که متفکران را از بستر تاریخی آنها جدا کرده است. نقطه ضعف دیگر این کتاب این است که مولف تمامی آرای متفکران را در بخش نتیجه‌گیری دوباره تکرار کرده است.   مالک شجاعی جشوقانی در بخش دیگری از این نشست با تاکید بر اینکه عنوان کتاب باید منقح شود گفت: فصل‌های کتاب از عدم تناسب رنج می‌برد از سوی دیگر جای متفکرانی چون فروغی در کتاب خالی است و آیا او کمتر از تقی ارانی در نقد لیبرالیسم نقش داشته است و مورد ارجاع قرار داده است این در حالی است که افراد دیگری که در این کتاب آمده‌اند با یکدیگر چندان تناسخی ندارند و ما در بخش جمع‌بندی کتاب دوباره گزارشی از آراء منتقدان را می‌بینیم.   این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با بیان اینکه باید در قدهای ما پایگاه داشته باشیم در غیر این‌صورت دچار اشکال اپیستومولوژیک می‌شویم گفت: ما در سطوح مختلف می‌توانیم با تجدد و لیبرالیسم روبه‌رو شویم برای مواجه با تجدد و معقولات کلیدی آن مانند لیبرالیسم در سح اول تجربه زیسته لازم است غرب تجربه‌ زیسته جنگ، خونریزی، انقلاب فرانسه، پروتستانیسم و ... تجربه کرده است اینها چیزهایی است که نمی‌شود منتقل کرد. سطح دوم معرفت‌شناختی است؛ آکادمی ما قائل به ربط نیست و هستی‌شناسی ما خارج از آکادمی رخ می‌دهد. سطح دوم تجربه زیسته در قالب کتاب در غرب نوشته شده است اما کجا ما در ایران فیلسوف جمهوری اسلامی یا فیلسوف مشروطه داریم؟   وی عنوان کرد: سطح نهادی و سطح گفتمانی سطوح دیگری است که در مواجهه با لیبرالیسم باید مورد توجه قرار گیرد و کتاب «ما و لیبرالیسم» از جمله آثاری است که در سطح دوم مورد توجه قرار گرفته است.  ما در انتقاد از لیبرالیسم حرفی نداریم حسنی‌فر در بخشی از این نشست توضیحاتی را درباره روند تدوین این اثر ارایه کرد و گفت: این کتاب برگرفته رساله دکتری من در سال 1387 است مدرنیته جوهره فکری‌ دارد و ما باید دستگاه فکری آن را بفهمیم تا نسبت‌مان را با آن برقرار کنیم چرا که ما با پدیده‌ای به‌نام دعوای سنت و تجدد دست به گریبان هستیم. جوهره مدرنیته لیبرالیسم است و این پدیده به صورت متفاوت به کشورهایی از جنس ما منتقل شده است و به همین دلیل ما ناتوانایی‌هایی در عرصه تکنولوژی یا سیاست را مشاهده می‌کنیم.   وی با اشاره به دیدگاه‌هایی که درباره مواجهه با مدرنیته ارایه می‌شود افزود: رد کامل مدرنیته، پذیرش مطلق آن و دیدگاه بینابینی سه رویکردی است که در مواجهه با مدرنیته اتخاذ می‌شود و من در این کتاب متفکرانی را انتخاب کردم که به انتقاد از لیبرالیسم پرداخته‌اند و سوال اصلی من این بوده که این افراد چگونه دنیای لیبرالیسم را فهمیده‌اند و نقطه اشتراکشان در نقد لیبرالیسم چیست؟   حسنی‌فر با تاکید بر اینکه تلاش کرده تعریف تئوریکی از نقد در این کتاب ارایه شود عنوان کرد: آیت‌الله نائینی، شیخ فضل‌الله نوری، تقی ارانی، علی شریعتی، شهید مطهری و احمد فردید 6 متفکری است که به‌عنوان مخالفان لیبرالیسم دیدگاه‌هایشان برای بررسی در این کتاب انتخاب شده است. البته تلاش من این بوده که خوانش خودم را در این اثر ارایه کنم و به برداشت‌هایی که دیگران درباره این متفکران داشته‌اند نپرداخته‌ام.   این استاد دانشگاه یادآور شد: برخی مسایل در این کتاب مدنظر من نبوده است به‌طور مثال من در کتاب به بستر تاریخی نپرداخته‌ام و این که این متفکران در چه بستر تاریخی دیدگاه‌هایشان را مطرح کرده‌اند و از سوی دیگر زمینه و عوامل موثر بر دیدگاه‌های این افراد را بررسی نکرده‌ام چرا که مساله من در این کتاب نبوده است همچنین سیر تطور لیبرالیسم در کتاب بررسی نشده است. اما ابتکار من در کتاب این بوده که مساله‌ای را مورد توجه قرار داده‌ام که بسیار مهم است. با وجود اینکه همیشه می‌گوییم در نقد از لیبرالیسم حرف داریم اما در واقع نقدی نداریم و حتی بررسی سخنان این 6 متفکر ایرانی نشان می‌دهد که ما حرف انتقادی زیادی در اندیشه لیبرالیسم نداشته‌ایم. ]]> نشست‌کتاب Tue, 07 Nov 2017 06:35:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253841/ملائی-توانی-لیبرالیسم-انتظار-خواننده-برآورده-نمی-کند-انتقاد-نوع-انتخاب-متفکران-مورد-بحث-کتاب پژوهشی موشکافانه در تحلیل و توصیف یک رویداد نجومی باستانی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/253393/پژوهشی-موشکافانه-تحلیل-توصیف-یک-رویداد-نجومی-باستانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «585 ق م» نخستین پاره از مجموعه تک‌نگاشت‌های مادپژوهی است که به قلم مهرداد ملک‌زاده منتشر شده است.   واپسین خورشیدگرفتگیِ هزاره دوم به تاریخ 11 اوت 1999 میلادی (برابر 20 امردادماه 1378خورشیدی) وقوع یافت. این خورشیدگرفتگی، از جمله، در آسمانِ فلاتِ ایران کُلّی بود. در آن هنگام، وقوع چنین پدیده مهم اخترشناسی، تکاپوی بسیاری را در مراکز علمی و نهادهای فرهنگی کشور ما موجب شد؛ در این میان سازمان میراث فرهنگی کشور هم برنامه‌های علمی و فرهنگیِ چندی را ترتیب داد؛ یکی از آن‌ برنامه‌ها، «همایش خورشیدگرفتگی در فرهنگ مردم ایران» به تاریخ 19 امردادماه 1378 در همدان، در محل و بر بام آرامگاه بوعلی سینا اداره میراث فرهنگی استان همدان) بود. در این همایش، شش سخنرانی در باب مباحث مربوط به تاریخ دانش اخترشناسیِ ایرانی و خورشیدگرفتگی‌هایِ تاریخی به قرار ذیل قرائت شد: «اسطوره هوم و خورشیدگرفتگی» از محمد میرشکرایی؛ «نبرد بین ماد و لودیه و صلح خورشیدگرفتگی» از مهرداد ملک‌زاده؛ «جوزهَر: یک اصطلاح نجومی» از پرویز اَذکانی؛ «نگاهی به نجوم ایران باستان» از شاهرخ رزمجو؛ «شناخت ستاره‌ها در فرهنگ کرمانشاه» از ناهید امانی؛ «مهر تاریک در آسمان ایران» از بابک امین‌تفرشی. ​کتاب حاضر، متنِ گسترده‌تر سخنرانیِ نگارنده در آن همایش است، که هم‌اینک از پس نزدیک به هفده سال، به شکلی کاملا متفاوت و جداگانه انتشار می‌یابد؛ متأسفانه کتاب مجموعه مقالات آن همایش هرگز به چاپ نرسید؛ متنِ آن سخنرانی پسانتر با نام «پایان نبرد پنج‌سالة ماد لودیه و خورشیدگرفتگیِ 585 ق‌م»، در قالب مقاله‌ای مستقل در مجله باستان‌شناسی و تاریخ (سال 16، شماره2، شماره پیاپی 32، بهار و تابستان 1381، ص 24 ـ‌3) منتشر شد، ولی به دلیل حجم فربه نوشته اصلی و محدودیت‌های مترتب بر تعداد صفحات در آن مجله و پاره‌ای ملاحظات دیگر علمی و بعضاً غیرعلمی، لاجرم بخش‌های بزرگی از آن چاپ ناشده باقی ماند (مثلاً تکه‌های بزرگی از فصل چهارم و تمامی فصل ششم در این کتاب: «یونانیان و دانش اخترشناسی مُغانی»، ص 107ـ85)، بنابراین کتاب حاضر عیناً تکرار همان مقاله پیشین نیست و چه‌بسا برای خوانندگان هر دو متن، آن مقاله (ملک‌زاده 1381) و این کتاب، بسیاری از مطالب ناخوانده و نادیده و تازه‌‌تر باشد، و تازه بنماید! آن‌گونه که حمید چوبک، رئیس پژوهشکده باستان‌شناسی در بخشی از پیشگفتار این کتاب نوشته است:‌ «باستان‌شناسی فقط کاوش در خاک نیست؛ باستان‌شناسی کاوش در گذشته و گذشته‌هاست؛ کاویدن لایه‌های باستان‌شناختی و لایه‌لایة تاریخ است؛ در این نگاه باستان‌شناسی همانان تاریخ است و تاریخ همانا باستان‌شناسی؛ تاریخ نه در معنی خشک و صُلب آن، که در معنی بازآفرینی سیر تحول و تطور جامعه‌پذیری ابنای آدمی، پیوند بس زندگی با باستان‌شناسی در معنی بازسازی سیر تحول و تطور فرهنگ‌پذیری آدمیزدگان دارد؛ شاید پُر دور نباشد اگر بگوییم که در این میان تاریخ‌نگاری خُرد(microhistory) هم حکم همان لایه‌نگاری (stratigraphy) باستان‌شناختی را دارد! ردپای تاریخ‌نگاری خُرد، در سنت تاریخ‌نویسی ایران نیز قابل پیگیری است. بسیاری از میراث مکتوب ایرانی ـ اسلامی چون: مسالک‌و‌الممالک‌ها، ملل‌ونحل‌ها نشان از پیشینه نگاهی گونه‌شناختی (typological) در میان تاریخ‌نگاران ایرانی دارد، و کتابی مانند مفاتیح‌العلوم خوارزمی نشان‌دهنده نگاهی آرایه‌شناختی (taxonomic) نزد این دانشمندان است. گرایش و رویکرد جزیی‌نگرانه به تاریخ معطوف به گذشته‌ای دور در تاریخ علوم ایرانی ـ اسلامی است. کتاب 585 ق‌ م پژوهشی ویژه با بهره‌گیری از طیف وسیع و متنوع داده‌های مرتبط با علوم گوناگون در بررسی موشکافانه و ریزبینانه و کاربست رویکرد چندرشتگی (multidisciplinary) و میان‌رشته‌ای (Interdisciplinary) در تبیین، تحلیل و توصیف یک رویداد نجومی باستانی است. روایتی است از ریاضیات بابلیان و نجوم یونانیان تا داستان نبرد پنج‌ساله ماد و لودیه و از پس همه این دانسته‌ها و نادانسته‌ها با ورود با قلمرو تاریخ کوشش بر آن دارد تا تصویری روشن‌تر از آن روز تاریک ارائه کند. جهان ایرانی از یکسوی با آسیای شرقی و هندوچین و آسیایی مرکزی و از سوی دیگر با نواحی غربی‌تر آسیا، حوزه بین‌النهرین و ... از دیرباز سرگذشت و سرنوشت و مرزهای مشترک دانشی و فرهنگی داشته و دارد. هرچند شاید سهم ایران باستان در پیدایش دانش نجوم هوز به روشنی شناخته شده نباشد، اما همانگونه که در کتاب آمده است سرزمین ایران در ارتباط با بابل و آسیای مرکزی از دانش نجوم بهره‌مند بوده است؛ نیز می‌توانیم با اتکای به آثار و احوال دانشمندان چون عبدالرحمن صوفی، خوارزمی، ابوریحان بیرونی و بسیاری دیگر از روزگاران بعدتر چون خیام و خواجه نصیر‌طوسی بگوییم که ایرانیان هم در پیشرفت و پیشبرد اخترشناسی نقش اساسی و تعیین‌کننده داشته‌اند.» دکتر مهرداد ملک‌زاده نویسنده کتاب در جایگاه باستان‌شناسی تاریخ‌دان و هم تاریخ‌دانی باستان‌شناس در این قلمرو تاریک گام بزرگی بداشته و در کنار ارائه انبوه آگاهی‌های باستان‌اخترشناسی (Archaeoastronomy) به شیوه‌ای دانشی و هوشمندانه از برگ برگ روایات پراکنده گاه موازی و گاه متناقض تاریخی، کوشش در خوانشی نوین از حکایت و رویدادی دیرین دارد و به‌راستی که او با توانمندی با دست پُر بازگشته و در چارچوب علمی و منطقی نتیجه‌ایی مقبول و موفقیت‌آمیز داشته است. در لابلای این نوشته ارزشمند، چگونگی بهره‌گیری از دانش مُغان مادی برای برون‌رفت از یک رزم فرسایشی طولانی شرح داده شده و برآیند خجسته اندیشه دانشمندان ایرانی و پیروزی دانایی خردمندانه بر ناآگاهی پیگیری‌ شده است. 585 ق‌ م می‌تواند نمونه و سرمشقی باشد برای دیگر پژوهشگران در تدوین پژوهش‌های عمیق در قالب تک‌نگاری‌های تحلیلی، چیزی که جای آن در نوشته‌های تاریخی ـ باستان‌شناسی خالی است و می‌تواند پاسخگوی پرسش‌های بسیاری درباره گاهنگاری و چگونگی روایتها و رویدادها و بازیابی و بازنمایی تاریخ باشد.   کتاب «585 ق م» نخستین پاره از مجموعه تک‌نگاشت‌های مادپژوهی به قلم مهرداد ملک‌زاده با شمارگان هزار و 100 نسخه در 234 صفحه به بهای 45 هزار تومان با جلد گالینگور و 40 هزار تومان با جلد شومیز از سوی انتشارات پردیس دانش با همکاری پژوهشکده میراث فرهنگی و گردشگری منتشر شده است. ]]> نشست‌کتاب Sun, 29 Oct 2017 11:46:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/253393/پژوهشی-موشکافانه-تحلیل-توصیف-یک-رویداد-نجومی-باستانی منابع کتیبه‌نگاری ما همیشه تاریخی و معماری بوده است/جای خالی یک اثر هنری احساس می‌شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253310/منابع-کتیبه-نگاری-همیشه-تاریخی-معماری-بوده-جای-خالی-یک-اثر-هنری-احساس-می-شد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی «شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی/ کتیبه‌های صحن انقلاب» بعد از ظهر چهارشنبه، سوم آبان ماه با حضور مهدی صحراگرد،نویسنده کتاب، مهدی گلچین عارفی، مورخ، مهدی مکی‌نژاد، دکترای پژوهش و هنر، تاریخ و هنر و کتیبه‌شناسی و ولی‌الله کاووسی، دکترای تاریخ هنر در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد.   مهدی صحرا‌گرد، نویسنده اثر ضمن تشکر از میهمانان نشست گفت: این کتاب ششمین جلد از مجموعه کتاب‌هایی با عنوان کلی شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی است که هدف آن انتشار تصاویر و مشخصات دقیق از برخی آثار در مجموعه آستان قدس است. علت آن هم این است که دسترسی به آثاری که در مجموعه آستان قدس است، برای پژوهشگران کمی مشکل است. هم به خاطر رویکرد محوری که آستان قدس دارد و هم به لحاظ تعداد زیاد این آثار که شناسایی شاهکارها، معمولا با مشکلاتی مواجه است.   وی ضمن بیان اینکه این پروژه از سال 1388 با همت موسسه‌ی آفرینش‌های هنری آستان قدس آغاز شده، افزود: تا به حال شش جلد از این مجموعه منتشر شده و دو جلد هم در حال گذراندن مراحل نهایی است. بخش کتیبه‌های این مجموعه که در سه جلد پیش‌بینی شده بود، تحت نگارش است. تحقیق این آثار با بنده بوده و جلد اول مربوط به کتیبه های مسجد گوهرشاد است که در سال 1392 منتشر شد و جلد دوم، کتیبه های صحت عتیق است که کتابی است که امروز درباره آن سخن خواهیم گفت.   نویسنده کتاب «شاهکارهای هنری در آستان قدس رضوی/ کتیبه‌های صحن انقلاب»، نبود الگوی خوب برای معرفی کتیبه‌های یک مجموعه یا یک بنای خاص را، از مسائل این کتاب برای خود دانست و عنوان کرد: ما در مورد کتیبه نگاری، منابع متعدد و زیاد غربی و داخلی داریم اما همیشه رویکرد آن‌ها تاریخی و معماری بوده است. درباره اینکه کتیبه ها به عنوان یک اثر هنری، چه‌طور باید مطالعه و معرفی شوند و در معرفی آن‌ها به چه نکاتی درباره این کتیبه‌ها، پرداخته شود؛ الگوی روشن و مشخصی وجود نداشت و من از همان اول با چالش نبود الگو مواجه بودم، بنابراین سعی کردم خودم الگویی طراحی کنم و براساس همان الگو پیش بروم.   صحراگرد در رابطه با طبقه‌بندی مجلد‌های این مجموعه اضافه کرد: در جلد اول سعی کردم یک تقسیم‌بندی ابتدایی برای انواع کتیبه‌ها به لحاظ رابطه‌شان با بنا، به لحاظ کیفیت خط و همین طور یک معیاری هم برای ارزیابی کیفیت خط کتیبه ارائه می‌شود که در آن جلد کار مخصوص مسجد گوهرشاد بود اما در جلد دوم که جلد حاضر است، سعی کردم طبقه‌بندی و گونه شناسی کتیبه‌ها را هم گسترش دهم. بحث دیگری که در مطالعه این کتیبه ها مورد توجه بوده است، چگونگی ارزیابی خط کتیبه است که در این هم معیار روشنی نداشتیم و من هم در کتاب گوهرشاد و هم در این کتاب، بر اساس اصول خوشنویسی و تطبیق آن‌ها با مسائل کتیبه‌نویسی، تعدادی از اصول اصلی که در ارزیابی خط کتیبه مهم است را استخراج کردم و در بخش شکل حروف و متن که مربوط به ترکیب باشد، دسته‌بندی کرده و سعی کردیم همه‌ی کتیبه‌ها را از چنین منظری نگاه کنم و در نهایت بتوانم یک ارزیابی یکسانی از همه کتاب‌ها داشته باشم.   وی در از تصویرگری کتاب یاد کرد و گفت: کتاب مقداری تصویر محور شده است، چون هدف کارفرما یعنی موسسه‌ی آفرینش هنری آستان قدس، تهیه کتاب‌هایی با تصاویر خوش کیفیت بود که مورد استفاده دیگر محققان هم قرار گیرد و هدف این است که علاوه بر تصاویری که در پژوهش خود کتاب مورد استفاده قرار گرفته است، قابلیت استفاده برای دیگران هم داشته باشد و در واقع یک آلبوم تصویری هم در کنار بخش پژوهشی باشد.   نویسنده کتاب به مشکلات پیش رو در نوشتن این قبیل آثار اشاره کرد و عنوان کرد: مشکلی که خود من در طول این کار داشتم، بحث منابع دست اول به جزء منابع معمولی که همه می‌شناسیم، بود. منابعی به نام اسناد داریم که به تازگی روی آن‌ها کار می‌شود که بحث استفاده از این اسناد و بازخوانی این اطلاعات، مشکلات فراوانی داشت. تمامی عکس‌های کتاب توسط عکاس، به صورت تخصصی و با دوربین حرفه‌ای انجام شد، اما یک قسمت‌هایی از بنا مثل کتیبه‌های دور گنبد به دلایل فنی امکان عکس‌برداری نداشت که به نظر خودم از این جهت کار یک کاستی‌هایی داشت.   جای چنین کتاب‌هایی در مجموعه پژوهش‌های ایران بسیار خالی بود مهدی مکی نژاد از مهمانان این نشست، ضمن تشکر از نویسنده اثر به خاطر تلاش‌هایی که داشته، بیان کرد: جای چنین کتاب‌هایی در مجموعه پژوهش‌های ایران بسیار خالی بود. حقیقتا شاید منحصر به فردترین بناهای ایران، مجموعه‌های مذهبی و بفاع متبرکه و علی‌الخصوص حرم حضرت رضا (ع) است که واقعا در این زمینه منحصر به فرد است. بایستی بخش جداگانه‌ای راجع به این بناها، مخصوصا در معماری ایرانی، تعریف شود. خاصیتی که این بناها دارند این است که دارای یک تداوم تاریخی هستند و در طول دوره‌های تاریخی همیشه دستخوش تغییرات شده‌اند. این بناها از آن دست بناهایی هستند که تمامی ندارند و در نتیجه اهمیت چنین کتیبه‌هایی این است که تغییر و تحولات و آنچه که بر بناها گذشته است را ثبت می‌کند.   وی اضافه کرد: نویسنده این کتاب خیلی خوب توانسته این روند تغییر و تحول را دنبال کندو به صورت ریز این کتیبه‌ها را مورد نظر قرار دهد. هرچند که در بحث تزئینات در معماری و کتیبه‌ها ما در ابتدای کار هستیم ولی به هر جهت این کتاب می‌تواند مقدمه‌ای برای پژوهش‌های خیلی خوب باشد، مخصوصا که ما در این زمینه روش پژوهشی هم نداشته‌ایم. درمورد اهمیت این بناها هرچه که بگوییم باز هم کم است. در طول تاریخ بهترین هنرمندان، از بهترین مواد در این بناها به کار برده‌اند و جالب است که نام خیلی از آن‌ها هم نیست، به جزء همین کتاب  که بخشی از این هنرمندان را استخراج کرده که این یک قدردانی از تلاش گذشته‌ها و هنرمندان محسوب می‌شود.   مکی‌نژاد در رابطه با ویژگی‌های کتاب عنوان کرد: مهم‌ترین مسئله‌ای که من در کلیات کتاب دیدم، این است که کتاب انسجام خیلی خوبی دارد. چون روی یک صحن متمرکز شده است، در نتیجه از پراکنده گویی دور شده است. ولی بازهم جا داشت که تحلیل‌های اضافی راجع به کتیبه‌ها صورت گیرد. کتاب توضیحات و تصاویر خوبی دارد، اما ارجاعات آن در فصل اول و در سی، چهل صفحه اول، مقداری مطول شده است. قطع کتاب خیلی خوب است و منسجم و نفیس چاپ شده است و واقعا کتاب منحصر به فردی است.   انتشار این کتاب مهم‌ترین اتفاق نیم قرن اخیر آستان قدس مهدی گلچین عارفی دیگر مهمان این نشست گفت: صحبت کردن درباره این کاری که انجام شده است، از جهتی سخت است. چون ما درباره حرم امام رضا (ع) صحبت می‌کنیم که بی‌اغراق، یکی از مهم‌ترین بناهایی است که در عالم اسلام داریم. ما در مشهد با یک کانونی مواجه هستیم که آیینه‌ی تمام نمای این فرهنگ است. دست کم از دوره غزنوی، فعالیت‌های جدی در این حرم شروع می‌شود و تا به امروز تداوم داشته است. هر کسی آمده، خشتی افزوده و از این رهگذر، نام‌ها و تاریخ‌های بسیاری بر آن مانده است. گویی این یک آئینی در زندگی ایرانیان بوده است که هر کس در توان خود کاری کند اثر خودش را بر این آیینه‌ی تمام نمای فرهنگ ایرانی بگذارد که در اینجا دو اتفاق می‌افتد، یکی اینکه برای خودش کاری می‌کند و نام خودش را حفظ می‌کند. و دوم اینکه نقش خود را در این فرهنگ ایفا می‌کند. و کار مهم آقای صحراگرد این است که وی یک خشت دیگر بر این بنا افزوده است.   این مورخ افزود: به نظر من مهم‌ترین کاری که در سی سال گذشته یا نیم قرن اخیر در این مجموعه شده، انتشار این کتاب است. یعنی این کتاب ما و فردی از نسل ما را در سلسله کسانی قرار می‌دهد که همتی کرده‌ و تعهد خودشان را به آن حضرت نشان داده‌اند و ما می‌توانیم سربلند باشیم که همه ما در آن امر کاری کرده‌ایم.   مولف این کتاب به ما کم فروشی نمی‌کند ولی‌الله کاووسی از دیگر مهمانان این نشست نیز گفت: آنچه که از نظر من در کار صحراگرد در این کتاب مهم است، انسجام است. یعنی ما با یک پژوهش منسجم در مورد مجموعه امام رضا (ع) روبه رو هستیم. بدین جهت که نویسنده با پاره‌ی اطلاعات موجود، دانش و تخصص حرفه‌ای خود را به کار گرفته است تا اجزای این کتاب را کنار هم بچیند.ردر واقع مهم‌ترین کاری که وی در این کتاب کرده، این است که که دست مخاطب ناآگاه و نا متخصص و حتی متخصص را می‌گیرد و با اجزای مجموعه امام رضا (ع) و در این کتاب با صحن عتیق آشنا می‌کند و یک معیاری برای چگونه نگاه کردن به این مجموعه را به دستش می‌دهد.   وی درباره فضای کتاب اضافه کرد: صحرا گرد از پاره‌های اطلاعات یک کتاب آگاهانه‌ای ساخته است. در قسمت اول ما را با تاریخچه‌ی این قسمت از بنای حرم امام رضا (ع) آشنا می‌کند. یعنی اینکه از اطلاعات منابع موجود بهره می‌برد که نشان دهد مجموعه صحن عتیق چگونه آفریده شده است. در گام بعدی یک قدم جلوتر می‌رود و ما را با همین قسمت آشنا می‌کند. یعنی بعد از اطلاعات کلی، یک سری اطلاعات جزئی می‌دهد. صحراگرد در این کتاب چگونگی گردش نگاه را به ما یاد می‌دهد و بعد از این سطح، لایه‌ی بعدی این کتاب، توجه دادن ما به قطعات کتیبه‌ها است. گام بعدی، آشنا ساختن ما با ظرایف خوشنویسی این کارها است که صحراگرد در این کتاب با معیارهای سنتی خوشنویسی و تخصص شخصی‌اش در شناخت ظرایف خط، به ما نشان می‌دهد که چگونه باید به این‌ها نگاه کرد.   کاووسی در ادامه عنوان کرد: مولف این کتاب به ما کم فروشی نمی‌کند، پرحرفی هم نمی‌کند. به آنچه در حافظه دارد و یک پژوهشگر حرفه‌ای باید به آن اتکا کند، تکیه می‌کند. یعنی هم از منابع در خدمت کارش بهره می‌گیرد و هم از دانش تخصصی و ظرفیت‌هایش در خدمت پیشبرد نام این کتاب، استفاده می‌کند. ]]> نشست‌کتاب Sat, 28 Oct 2017 06:45:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253310/منابع-کتیبه-نگاری-همیشه-تاریخی-معماری-بوده-جای-خالی-یک-اثر-هنری-احساس-می-شد سنایی ویژگی‌های دوره گذار را به نشانه‌های زبانی تبدیل کرد/ توجه به هویت ایرانی در دوره گذار http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253306/سنایی-ویژگی-های-دوره-گذار-نشانه-های-زبانی-تبدیل-توجه-هویت-ایرانی به‌ گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دومین نشست از مجموعه درس گفتارهای سنایی، عصر روز چهارشنبه (3 آبان‌ماه) با حضور دکتر سیدمهدی زرقانی، عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد.   زرقانی در ابتدای این نشست با اشاره به نگاه تاریخی به آثار سنایی گفت: اگر نگاه غیرخطی به تاریخ ادبیات داشته باشیم، می‌توانیم برش‌هایی را در هر دوره در نظر بگیریم که در این مقطع تاریخی وضعیت جامعه دچار پارادایم‌های مختلف شده است. باید توجه داشت، وقتی این پارادایم‌ها ایجاد شود، دوره جدیدی آغاز می‌شود.   او ادامه داد: با تغییر این پارادایم‌ها جهت فرهنگ نیز تغییر می‌کند و افرادی که در این دوره زندگی می‌کنند در دوره گذار قرار دارند. برای مثال در قرن 4 و 5 یک پارادایم و در قرن 6 تا 9 پارادایم دیگری وجود دارد. به‌همین دلیل از اواسط قرن 5 تا اواسط قرن 6 را دوره گذار می‌نامیم.   تضادهای شعر سنایی به دلیل زندگی در دوره گذار است این سنایی‌پژوه با پرداختن به دور گذار عنوان کرد:‌ ما در دوره گذار با جامعه‌ای روبه‌رو می‌شویم که ویژگی‌های دو دوره را دارد و در این دوره است که فرهنگ به یکباره تغییر می‌کند. به اعتقاد من، سنایی شاعری تاثیرگذار است که در این دوره زیسته است. در آثار سنایی تضادهای زیادی مشاهده می‌شود که این تضادها به دلیل زندگی در دوره گذار است.   این عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به آثار سنایی گفت: وقتی آخرین آثار سنایی را می‌خوانیم متوجه می‌شویم که در برخی مواقع او توجه جدی به عقل دارد و در جایی دیگر اصلا عقل را قبول ندارد و به سخره می‌گیرد. شاید همین تضادها باعث شده تا به‌امروز شرح مناسبی مانند شرح مثنوی مولانا بر آثار سنایی نوشته نشود.   او ادامه داد: هیچ شاعری را نمی‌توانید پیدا کنید که به‌قدرت سنایی ویژگی‌های دوره گذار را تبدیل به نشانه‌های زبانی کرده باشد. همین ویژگی‌هاست که باعث شده تا عده‌ای معتقد باشند که سنایی نماینده‌ای کامل از دوره گذار است.   آثار سنایی راهنمای خوبی برای درک دوره گذار است زرقانی با اشاره به ویژگی‌های دوره گذار گفت: در منطقه شرق ایران از اول اسلام تا قرن چهارم و پنجم شاهد توجه ویژه به هویت ایرانی هستیم اما وقتی وارد پارادایم بعدی می‌شویم، شرایط تغییر می‌کند و بیشتر به هویت اسلامی توجه می‌شود. آثار سنایی راهنمای بسیار خوبی برای درک این دوره است؛ چراکه وقتی فردی در دوره گذار زندگی می‌کند باید به‌وسیله آثارش به ما نشان دهد که چگونه ما از منطقه الف به منطقه ب رفته‌ایم.   او ادامه داد: با بررسی آثار سنایی متوجه می‌شویم اساطیر در دوره پارادایم اول مورد توجه قرار می‌گیرند و احیا می‌شوند و شاهد انتشار آثاری مانند شاهنامه فردوسی هستیم. اما به یکباره در پارادایم بعدی توجه به دین پررنگ تر و همه چیز دچار تغییر می‌شود. مثلا در کتاب «حدیقه الحقیقه» ما متوجه می‌شویم که رستم، کیخسرو و افراسیاب در کنار حضرت نوح، پیامبر و دیگر شخصیت‌های دینی آورده شده‌اند که این نشان می‌دهد در آثار سنایی هر دو دوره مورد توجه بوده است.   «حدیقه الحقیقه» تنها منظومه عرفانی که با خرد شروع می‌شود این سنایی‌پژوه با اشاره به ویژگی‌های دوره گذار در آثار سنایی گفت: در آثار او می‌توان فهمید که او به‌قبل و بعد از خود وابسته است. در اشعار ابتدایی او اسفندیار یک شخصیت اسطوره‌ای است و سنایی از او به‌عنوان ابزاری برای تجلی هویت ملی استفاده می‌کند؛ اما به‌مرور اسفندیار به جنگ نفس‌اماره می‌رود و اسطوره‌ها یکی‌یکی به تبلیغ دین می‌پردازند.   او ادامه داد: سنایی در اشعارش نشان می‌دهد که چطور شرایط در حال تغییر است. از دیگر نشانه‌های این دوره این است که در پارادایم اول توجه ویژه‌ای به خرد زمینی شده است اما در پارادایم دوم شاهد خرد آسمانی هستیم. طبق مطالعات من تنها منظومه عرفانی که با خرد شروع می‌شود «حدیقه الحقیقه» است.  محمد غزالی روی سنایی بسیار تاثیر گذاشت این استاد دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تاثیر محمد غزالی در آثار سنایی گفت: محمدغزالی تنها فردی است که در آن زمان به او حجت‌الاسلام می‌گفتند و حکمش شبیه حکم پیامبر بود. منظور از این حرف، تاثیرگذاری کلام محمدغزالی است. در همین دوره غزالی به‌‌قدری روی سنایی تاثیر می‌گذارد که اگر بگوییم او «حدیقه الحقیقه» را از تاثیر غزالی سروده است بیراه سخن نگفتیم.   او ادامه داد: البته این تأثیرپذیری مختص سنایی نیست و در آثار دیگر شاعران ما مانند مولانا نیز مشاهده می‌شود و انگار شاعران ما تا مدت‌های زیادی پای سفره غزالی نشسته‌اند.   زرقانی در توضیح ویژگی‌های علمی این دوره گفت: در دوره گذار ما از علوم تجربی به سمت علوم اشراقی حرکت کردیم و این ویژگی در آثار سنایی نمایان است. سنایی در «حدیقه الحقیقه» درباره چندین بیماری، نشانه‌های آن و راه درمان آنها صحبت می‌کند. از طرفی این اثر تنها مجموعه شعری است که یک باب را به نجوم اختصاص داده است. همچنین یک باب از «حدیقه الحقیقه» در ستایش علم است.   او ادامه داد: مطالعات من نشان می‌دهند که زیست مردم در قرن 4 و 5 معطوف به دنیا بوده است اما در قرن 6 و 7 این زیست به آخرت معطوف می‌شود و این موضوع را به راحتی  می‌توان در آثار سنایی متوجه شد.   این سنایی‌پژوه در توضیح تقابل دنیا و آخرت در اشعار سنایی گفت: در تقابل دنیا و آخرت یکی باید سرکوفت بخورد اما ما در حدیقه متوجه می‌‌شویم که سنایی به هر دو پرداخته است. سنایی قصایدی دارد که در آن توجه مشخصی به عرفان و ستایش شده  و این دو را با هم ترکیب کرده‌ است. این ترکیب‌ها در آثار سنایی بسیار مشاهده می‌شود و محسوس است.   این عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد در پایان گفت: اگر بخواهم صحبت‌هایم را جمع‌بندی کنم باید بگویم که سنایی در دوره گذار زندگی می‌کند دوره‌ای که شرق ایران به لحاظ فرهنگی در حال انتقال از یک پارادایم به پاردایم دیگر است. در پارادایم نخست مولفه‌هایی نظیر خردگرایی، دنیاگرایی، ایرانی‌گرایی و اصالت اولویت دارد و در پارادایم دوم این مولف‌ها به حاشیه می‌روند و عناصر دیگری جایگزین می‌شوند. سنایی شاعری است که بهتر از هر شاعری دیگری توانسته ویژگی‌های دوره گذار را در شعرش تبدیل به کدهای زبانی کند. ]]> نشست‌کتاب Thu, 26 Oct 2017 05:35:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253306/سنایی-ویژگی-های-دوره-گذار-نشانه-های-زبانی-تبدیل-توجه-هویت-ایرانی اکرمی: همواره از امتناع علم دینی دفاع کردم/ حدود علم در ایران مشخص نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253252/اکرمی-همواره-امتناع-علم-دینی-دفاع-کردم-حدود-ایران-مشخص-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «مساله علم در ایران» با حضور موسی اکرمی، مولف اثر، اسماعیل خلیلی و حنیف قلندری به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی عصر امروز سه‌شنبه (2 آبانماه) در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد.   موسی اکرمی در ابتدای این نشست با اشاره به روند تدوین کتاب گفت‌: از سوی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی از من خواسته شد تا در راستای تدوین سلسله کتاب‌های تأملات صاحب‌نظران درباره آموزش عالی مجموعه سخنرانی و یادداشت‌هایم را درباره مساله علم و آموزش عالی در ایران جمع‌آوری کنم به همین دلیل من نیز طی یک ماه برایند یادداشت‌ها و سخنرانی‌هایم درباره این موضوع را گردآوری کردم.   وی با تاکید بر اینکه دغدغه‌ام در پیوند با سیاست‌گذاری و جامعه‌شناسی علمی نیست، گفت: انگیزه‌ام در این کتاب تاریخ و فلسفه علم بوده است آنچنان که از عنوان کتاب هم پیداست مساله علم در ایران بسیار موضوع مهمی است و در این‌باره همواره دو سوال اساسی مطرح بوده است یکی اینکه آیا ما علم بومی داریم یا خیر و دیگر اینکه علم مقوله جهانی است یا نه؟   این استاد دانشگاه افزود: در این زمینه فیلسوفان و مورخان علم نظراتی را بیان کرده‌اند و موضع ما با تعریفی که از علم دارم با توجه به تجربی‌بودن آن این است که علم را با معارف دیگر متفاوت می‌دانم. من در این کتاب پنج حوزه معرفتی را از علم بازشناسی کردم و به چندین باور اعم از شناخت، علم، دین، فلسفه و اسطوره اشاره کرده‌ام. چنانچه کسی بخواهد به علم بپردازد و جامعه‌شناسی، تاریخ و فلسفه آن را مورد بررسی قرار دهد باید از رویکردهای هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، روش‌شناختی، دلالت‌شناسی و عرضه‌شناسی این موضوع را مورد بررسی قرار دهد.   مولف «کیهان‌شناسی افلاطون» با تاکید بر اینکه معتقد به رئالیسم علمی است و این دیدگاه را در سراسر کتاب می‌توان مشاهده کرد گفت: اولین ویژگی علم از دیدگاه مرتون که بنیانگذار جامعه‌شناسی علم است جهانشمولی آن است و من در کتاب خود سعی کردم علاوه بر حفظ دغدغه‌های بومی از موضع رئالیسم علمی در سراسر کتاب دفاع کنم.   این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش به بهره‌گیری از ایدئولوژی در ساحت علم اشاره کرد و افزود: در مقام جمع‌آوری در ساحت علم می‌توانیم از ایدئولوژی‌های گوناگون بهره ببریم اما اگر قرار باشد علمی تولید شود امکان وارد شدن ایدئولوژی وجود ندارد.   اکرمی در ادامه سخنانش تاریخچه‌ای هم از فلسفه علم در ایران قبل از انقلاب اسلامی ارایه کرد و گفت: امروز مساله علم در ایران در درجه اول تعریف خود علم است و این که بالاخره علم چیست و نسبتش و مرزبندی آن با معارف دیگر چگونه تعریف می‌شود؟ متاسفانه امروز در کشور ما علم از عدم مشخص‌بودن مرزهایش با علوم دیگر به‌ویژه دین رنج می‌برد. زمانی که تامس کوهن کتاب «ساختار انقلاب‌های علمی» را تالیف کرد، خوانش‌های متفاوتی از این کتاب در سراسر جهان ارایه شد و در کشور ما نیز با برداشت‌هایی که از مفهوم پارادایم انجام شد عده‌ای به نفع خودشان بحث علم دینی را دفاع کردند و از کنار آن بودجه‌های گزافی را هزینه کردند در حالی که حتی نتوانستند به هیچ موفقیتی در این حوزه دست پیدا کنند این در حالی بود که کوهن خود در سال 1960 اندیشه‌هایش در این باره را تلطیف کرد.   این استاد دانشگاه با بیان اینکه ما نمی‌خواهیم علم را به ایران منتقل کنیم بلکه می‌خواهیم به جریان علمی جهان با پدیدارآوردن ساختارهای بومی و رشد دادن علم ویژه خودمان بپیوندیم، گفت: من همواره جزو معدود کسانی بودم که از امتناع علم دینی دفاع کردم و اگرچه در ایران عده‌ای در پیدایش این بحث حسن نیت داشتند اما بخش زیادی هم با علم دینی پول درآوردند این در حالی است که می‌توانم به جرأت بگویم ما نه‌تنها در حوزه‌های علوم پایه که در حوزه‌های علوم انسانی و از جمله اقتصاد و به طور مثال اقتصاد اسلامی حتی 5 صفحه هم نتوانستیم علم تولید کنیم!   اکرمی گفت: ما نهادهای دانش مدرن را به کشورمان آوردیم اما سوال این است که این نهادها چقدر با کشور ما سازگار شدند و اگر این تطابق و سازگاری صورت می‌گرفت می‌توانستیم به جریان علمی جهانی بپیوندیم که اولین ویژگی‌اش جهانشمول بودن علم بود.   کتاب ارزیابی شتابزده‌ از مباحث تاریخ علم دارد خلیلی در بخش دیگری از این نشست با اشاره به اینکه در این اثر ارزیابی شتابزده‌ای از مباحث تاریخ علم به‌عمل آمده گفت: گویی مولف در این کتاب تقسیم‌بندی پسینی داشته بدین معنی که براساس مواد موجود فصل‌بندی کتاب را انجام داده است و ای‌کاش با توجه به ظرفیت‌های موسی اکرمی امکان تدوین کتابی تالیفی از ایشان درباره این موضوع وجود داشت.   وی افزود: این کتاب اگرچه رساله‌ای در فلسفه علم نیست و ادعای آن را هم ندارد اما می‌توان آن را مقدمه‌ای بر فلسفه علم از سوی مولف دانست که می‌تواند مباحث آن به‌مرور از سوی اکرمی تکمیل شود.   خلیلی با اشاره به اینکه کتاب حاضر می‌توانست برای مخاطب خاص‌تری نوشته شود، افزود: رابطه علم و فلسفه بسیار کانونی‌ است اما در این کتاب به‌صورت پراکنده به آن پرداخته شده است از سوی دیگر از زمان تاسیس دارالفنون تاکنون ما همواره به دنبال این بوده‌ایم که نائل به نوعی علم شویم که راهگشای ما از این وضعیت اسف‌بار باشد اما در عمل راهکاری ارایه نشده است.   این مدرس دانشگاه خطاب به اکرمی گفت: شما در کتابتان وارد مناقشات درباره طبقه‌بندی علم نشدید در حالی که این اساس فلسفه علم است و جا داشت که در این کتاب به این موضوع پرداخته می‌شد از سوی دیگر مشکل دیگر جامعه‌شناسی علم در ایران است که به پرسش‌های اساسی درباره مساله علم پاسخ داده نمی‌شود و ما به‌عنوان جامعه ایرانی نحوه مواجهه با علم مدرن را درک نکرده‌ایم. متاسفانه یکی از نواقص این کتاب هم این است که به این موضوعات چندان نزدیک نشده است.  ما در ایران تعریفی از تاریخ علم نداریم  قلندری در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه ما در ایران تعریفی از تاریخ علم نداریم، گفت: وقتی درباره تاریخ علم حرف می‌زنیم سوال این است که منظورمان از تاریخ علم چیست و چه نگاهی به علم داریم متاسفانه به نظر می‌آید که اغلب تعاریفی که از تاریخ علم در ایران ارایه شده دم‌دستی است و تاکنون تعریف مشخصی انجام نشده است اما در این کتاب تعریفی که در این باره به مخاطب ارایه می‌شود به‌گونه‌ای است که خواننده می‌تواند براساس آن به مدلی در این حوزه برسد.   وی عنوان کرد: سوال دیگر این است که فلسفه و تاریخ علم در مطالعه آکادمیک علم در چه جایگاهی قرار می‌گیرند و ای‌کاش مولف ایده‌آل خود را درباره این موضوع در کتاب شرح می‌داد. ]]> نشست‌کتاب Tue, 24 Oct 2017 14:27:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253252/اکرمی-همواره-امتناع-علم-دینی-دفاع-کردم-حدود-ایران-مشخص-نیست شرایطی که سنهوری در کتاب برای حاکم ذکر می‌کند با مشخصات رهبر در ایران مشابهت دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253237/شرایطی-سنهوری-کتاب-حاکم-ذکر-می-کند-مشخصات-رهبر-ایران-مشابهت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در راستای سلسله نشست‌های معرفی و نقد کتاب، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه علوم قضائی نشست معرفی و نقد کتاب «فقه حکومت اسلامی و تحول آن» تألیف عبدالرزّاق احمد سنهوری استاد برجسته حقوق و علوم سیاسی مصر، ترجمه صباح زنگنه دوشنبه یکم آبان در دانشگاه علوم قضایی برگزار شد. مسلم آقایی طوق، دبیر نشست درباره این اثر توضیحاتی را ارائه کرد و گفت: نویسنده این کتاب، عبدالرزاق احمد سنهوری یکی از حقوقدانان و نویسندگان بزرگ عرب و جهان اسلام در عصر معاصر است. این کتاب که انتشار آن به سال 1926 برمی‌گردد، یکی از آثار مبنایی و بنیادی در حوزه فقه سیاسی و حکومت اسلامی محسوب می‌شود. موضوع این کتاب مربوط به خلافت اسلامی بوده و در دورانی نوشته شده که خلافت عثمانی فروپاشیده و نویسنده، این کتاب را به عنوان نظریه‌ای برای تشکیل خلافت در دوران مدرن به رشته تحریر درآورده است. اگر چه نظام سیاسی کشور ما مبتنی بر فقه شیعه است و نظریه خاص خودمان را داریم، اما از نظر آشنایی با اندیشه‌های سیاسی اسلامی، این کتاب برای ما هم بسیار مفید و قابل استفاده است. صباح زنگنه، مترجم کتاب نیز در این نشست طی سخنانی به معرفی این اثر پرداخت و افزود: «فقه الخلافة و تطورها لتصبح عصبة أمم شرقیة» عنوان رساله دکترای عبدالرزاق سنهوری به زبان فرانسه بوده که نادیا سنهوری (دختر مؤلف) به زبان عربی آن را ترجمه کرده و در سال 1993 میلادی در قاهره به چاپ رسیده است. در سال 1373 شمسی کتاب از سوی دکتر توفیق الشاوی که داماد سنهوری و از حقوقدانان بزرگ مصر هستند، به همراه همسرش نادیا سنهوری دختر سنهوری، به من اهدا شد و من در سال 1391 کار ترجمه آن را به انجام رساندم. وی با بیان اینکه «فقه الخلافة و تطورها لتصبح عصبة أمم شرقیة» یک کتاب فقهی است که با رویکرد استدلالی به مباحث حقوق اساسی پرداخته عنوان کرد: بسیاری از مسائل فقهی که در این کتاب مطرح شده است، با تجربه‌های نظام جمهوری اسلامی ایران شباهت‌ها و اشتراکات فراوانی دارد و علاوه بر آن که شرایط سیاسی و اجتماعی روز منطقه و جهان اسلام از جمله بحث بیداری اسلامی، گرایش‌ها به مباحث اسلامی و تشکیل احزاب و گروه‌هایی که به دنبال تأسیس حکومت اسلامی هستند، ضرورت تبیین و ارائه ادبیات حکومتی مبتنی بر فقه اسلامی را دو چندان کرده است. این در حالی است که در کشور ما که نظام سیاسی آن برخاسته از یک انقلاب و مبتنی بر فقه اسلامی است، کار زیادی روی این موضوع و تولید و تبیین ادبیات حکومت فقهی برای ایجاد یک ساختار مناسب حکومتی صورت نگرفته است. بیشتر بحث‌های فقهی محدود به همان بحث‌های حوزوی شده است. مجموع این عوامل روی هم رفته بنده را تشویق و ترغیب به ترجمه این کتاب کرد. به گفته این محقق، کتاب در سال 1926 نوشته شده یعنی همان سال‌هایی که امپراتوری عثمانی فروپاشیده بود و دغدغه تشکیل یک حکومت اسلامی و ترس از تحت سلطه غرب واقع شدن در جهان اسلام وجود داشت. در چنین شرایطی، عبدالرزاق سنهوری یک شخصیت علمی مسلط به مبانی فقهی و حقوق غرب که کشورهای مختلفی پیوسته از او دعوت می‌کردند که به بررسی و تدوین قوانین برای آنها بپردازد، اقدام به نگارش این کتاب می‌کند. مبنای فکری سنهوری در نگارش این کتاب، فقه مقاصدی یا فقه مصالح بوده یعنی آنچه که به مصلحت و منفعت جامعه است را مبنای ایجاد ساختار برای تشکیل حکومت قرار می‌دهد. صباح زنگنه با اشاره به اینکه نویسنده در این کتاب طی سه بخش اصول اساسی حاکم بر تشکیل تا خاتمه حکومت را تشریح کرده است، گفت: در کتاب نخست، راه‌های گزینش رئیس حکومت (خلیفه) را تبیین می‌کند که یکی از طریق انتخاب به وسیله امت اسلامی و دیگری از طریق استخلاف یا انتخاب جانشین توسط حاکم است و در هر کدام شرایط و آثار و پیامدهای آن را مورد ارزیابی قرار می‌دهد؛ به نظر سنهوری حاکم باید دارای سه ویژگی باشد: گرایش به وحدت جهان اسلام؛ اعتقاد و التزام به اجرای احکام شریعت و اعتماد به جامعیت شریعت در بُعد دینی و دنیوی داشته باشد. جالب آن که شرایط و صفاتی که سنهوری برای حاکم ذکر می‌کند، تشابهات و اشتراکات زیادی با شرایط پیش‌بینی شده برای رهبر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارد. مترجم «فقه الخلافة و تطورها لتصبح عصبة أمم شرقیة» تاکید کرد: سنهوری عقیده بر حضور و نظارت مستمر مردم بر حاکمان دارد و حکومت خوب و مطلوب را در گرو وحدت امت و نظارت بر حاکم می‌داند. در کتاب دوم، سیر حکومت و صلاحیت آن را بررسی می‌کند: مباحث حوزه ولایت خلیفه (حاکم) را از لحاظ افراد و سرزمین‌ها بررسی کرده و حدود اختیارات ولایت و حکومت را تبیین می‌کند. بحث تفکیک و استقلال قوا را مطرح می‌کند؛ به عقیده سنهوری حاکم نمی‌تواند هیچ دخل و تصرفی در قوه مقننه داشته باشد، چون قوه مقننه تجلی اراده خداست که از طریق انتخابات شکل می‌گیرد. همچنین، حاکم حق ندارد در آزادی‌های عمومی دخالت کند. پایه و اساس نظریات سنهوری درباره طرح اعاده و احیای خلافت، اجماع است که در نهایت منتهی به تأسیس سازمان کنفرانس اسلامی شد. ترجمه کتاب روان و سلیس است در ادامه نشست، حجت‌الاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی، دانشیار و مدیر گروه فقه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه ترجمه کتاب کاملاً روان و سلیس و البته منطبق با متن اصلی صورت گرفته است و همچنین، علاوه بر ترجمه، پی‌نوشت‌هایی توسط مترجم اضافه شده و مترجم در مقام تحقیق نیز برآمده و از این نظر، کار ارزشمند و قابل تقدیر است، گفت: این کتاب که در فاصله سال‌های بعد از جنگ جهانی اول نوشته شده، یک اثر بدیع و جدید بوده و تا آن زمان کتابی که فقه را با جامعه عصر مدرن تطبیق دهد نوشته نشده بود. مدیر گروه فقه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: اهمیت ویژه کار نویسنده از آن جهت بوده که نخستین گام‌ها در راستای تبیین مدرنیته بر اساس آموزه‌های سنت را برداشته است؛ وی بر خاستگاه سنت نشسته و مقوله‌های مدرن را به صورت عقلایی و عرفی تبیین کرده است؛ به لحاظ شخصیت منصف نویسنده، استبداد در کلام وی منتفی است و جایگاه مردم در اندیشه وی بسیار متعالی است؛ بحث تفکیک قوا را به خوبی در کتاب تبیین کرده و بر مسئله آزادی‌های عمومی مردم تأکید کرده است. این در شرایطی بوده که نویسنده در زمان نگارش این کتاب بیش از سی سال سن نداشته و به اقتضای نبوغ و دوراندیشی خاص خود بحث‌هایی مطرح کرده که بسی فراتر از زمان خود بوده و تا آن زمان سابقه‌ای نداشته است. اما با همه این‌ها یک ایراد مبنایی به کار نویسنده وارد است و آن این که نویسنده از یک سو به ضرورت وحدت حکومت اسلامی نظر می‌دهد و از سوی دیگر، وجود دولت‌ ـ‌ ملت‌های عصر مدرن در چارچوب مرزهای جغرافیایی مشخص را به رسمیت می‌شناسد. فرق است بین این که دولت‌های اسلامی واحد شوند یا متحد شوند. یکی شدن همه حکومت‌های اسلامی با لحاظ مرزهای جغرافیایی میسر نیست، ولی متحد بودن و داشتن رویکرد سیاسی واحد، شدنی و قابل قبول است. به گفته حجت‌الاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی، از لحاظ عنوانی هم چند اشکال به نظر می‌رسد: عنوان کتاب «فقه الخلافه و تطورها» است، در حالی که به «فقه حکومت اسلامی و تحول آن» ترجمه شده است. اولاً قید «اسلامی» در عنوان نیامده و معلوم نیست بر چه مبنایی در ترجمه این قید اضافه شده است؟ البته با توجه به قرینه فقه شاید بتوان این اشکال را مرتفع دانست؛ ثانیاً، خلافة معادل حکومت ترجمه شده است، در حالی که خلافت به معنی حکومت بودن محل تردید است؛ ثالثاً، تطور معادل تحول ترجمه شده، در حالی که تطور به معنای ادوار است، نه تحول.  همچنین در این نشست، دکتر احمد اسماعیل‌تبار، استادیار گروه حقوق اسلامی دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری با بیان اینکه سنهوری، نویسنده این کتاب اندیشه‌های خود را از دوران تحصیل در فرانسه وام گرفته و تسلطی بر فقه نداشته است و بنابراین در این کتاب، بر اساس فقه، حتی فقه مذهب خودش یعنی شافعی بحث نمی‌کند، گفت: مسئله اصلی در این کتاب، فقه‌الخلافه است؛ دغدغه نویسنده احیای خلافت اسلامی است بر مبنای این تئوری که اگر حکومت اسلامی بخواهد متحول شود، نخست باید فقه متحول شود. چرا که تشکیل حکومت و اداره جامعه باید بر اساس دانش اعتباری فقه صورت گیرد. سؤال آن است که کدام فقه؟ فقه اهل سنت یا فقه شیعه؟ اگر منظور فقه اهل سنت است، کدام مکتب فقهی اهل سنت؟ شافعی، مالکی، حنفی یا حنبلی؟ مگر می‌شود به آسانی بین این‌ها جمع کرد؟ چگونه می‌توان با وجود چند فقه مختلف و متفاوت، فقه‌الخلافه نوشت و وحدت ایجاد کرد؟ این کار از نظر عملیاتی شدنی نیست و به بن بست می‌رسد. تنها راه خروج از این تنگنا آن است که بگوییم هر حکومت اسلامی بر اساس فقه مذهب خوش عمل کند و در عین حال، بر سر بعضی اصول اساسی مشترک و متحد باشند. وحدت تنها در این معنا امکان‌پذیر است.  ]]> نشست‌کتاب Tue, 24 Oct 2017 11:37:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253237/شرایطی-سنهوری-کتاب-حاکم-ذکر-می-کند-مشخصات-رهبر-ایران-مشابهت هرآنچه نیاز است درباره جایزه احمد محمود بدانید/ متکی نبودن جوایز به شخص منوط به تشکیل انجمن صنفی نویسندگان است http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/253120/هرآنچه-نیاز-درباره-جایزه-احمد-محمود-بدانید-متکی-نبودن-جوایز-شخص-منوط-تشکیل-انجمن-صنفی-نویسندگان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): اواسط تیرماه سال جاری کامران محمدی، داستان نویس با انتشار فراخوانی و در گفت‌وگو با رسانه‌های مختلف خبر از برگزاری جایزه احمد محمود داد. بر اساس صحبت‌های مطرح شده، قرار شد تا گروهی 50 نفره متشکل از نویسندگان، روزنامه‌نگاران و فعالان حوزه ادبیات در مرحله نخست به مجموعه داستان‌ها و رمان‌های منتشر شده در سال 95 امتیاز دهند و بعد از آن داوران نهایی از میان آثار برگزیده، نامزدها و برندگان نهایی جایزه را انتخاب کنند. بعد از اعلام اسامی راه‌یافته به مرحله نهایی، مسئولان برگزاری این جایزه نیز مانند سایر جوایز ادبی از تیررس منتقدان و مخالفان در امان نماندند و فضای مجازی و خبرگزاری ها و صفحات روزنامه ها مملو از حاشیه پردزای درباره این جایزه نوپا شد. همین موضوع بهانه‌ای شد تا ایبنا با برگزاری میزگردی به بررسی این جایزه بپردازد. این نشست به دبیری شهاب دارابیان و با حضور کامران محمدی، نویسنده و دبیر جایزه احمد محمود، حسن محمودی، نویسنده، روزنامه‌نگار و منتقد و حمید بابایی، نویسنده و روزنامه‌نگار برگزار شد.   دارابیان: بدون شک برگزاری هر جایزه با اهداف مشخصی انجام می‌شود و دلیلی محکم برای انجام آن رویداد وجود دارد. از این رو قطعا جایزه احمد محمود نیز از این قاعده مستثنی نیست. جامعه ادبی ما به دلایلی تا سال‌های سال دچار خود‌سانسوری شده بود و از آوردن نام احمد محمود پرهیز می‌کرد. این خودسانسوری به جایی رسید که حتی ما در شهر اهواز (زادگاه احمد محمود) کوچه‌ای به نام این نویسنده بزرگ معاصر نداریم. خبر برگزاری جایزه محمود اتفاق بسیار خوبی بود و حتی شرایط را برای پیگیری خبرگزاری کتاب از مسئولان استانی فراهم کرد تا سرانجام مسئولان شورای شهر و اداره فرهنگ استان خوزستان قول همکاری در این رابطه دادند و قرار شد تا ظرف روزهای آینده میدانی به نام احمد محمود نامگذاری شود. همه این‌ها مقدماتی بود تا از کامران محمدی سوال شود که چرا این نیاز را احساس کرد تا به فکر راه‌اندازی جایزه‌ای به نام احمد محمود باشد؟   محمدی: مدتی بعد از اینکه جایزه گلشیری تعطیل شد و احمد غلامی هم جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات را ادامه نداد، من به این فکر افتادم که لازم است جایزه‌ی دیگری راه‌اندازی شود. وقتی فرصتش فراهم شد، یعنی حدود دو سال پیش با تعدادی از دوستان صحبت کردم که دست به دست هم دهیم و جایزه‌ای را شروع کنیم؛ چراکه شرایط بدی مهیا شده بود و عملا جز یکی دو جایزه‌ی خصوصی کوچک یا نامنظم و نیمه‌تعطیل، جایزه‌ی دیگری باقی نمانده بود. آن موقع به دلیل مسایل مالی و اجرایی موفق نشدم، ولی فکر برگزاری جایزه که از ابتدا هم با همین نام احمد محمود در ذهنم بود، هم‌چنان باقی ماند و اگرچه بحثش با دوستان دیگر پیش نیامد و عملا فراموش شد اما من موضوع را رها نکردم و سعی کردم هر طوری که هست شرایط لازم را فراهم کنم. خوشبختانه اوایل امسال این امکان فراهم شد و به سراغ دوستان یعنی «مهدی ربی»، «سارا سالار»، «محمدحسن شهسواری»، «پیمان هوشمندزاده» و «مهدی یزدانی‌خرم» رفتم و کار را شروع کردم. از ابتدا هم همین شکل برگزاری مورد نظرم بود و دلم می‌خواست جایزه‌ای با سیستمی مشابه اسکار داشته باشیم تا بازتابی از جامعه ادبی باشد. بازتابی که از خرد جمعی ادبیات می‌آید، و نه فقط از رای سه یا پنج داور مشخص. یعنی دست‌کم هیات انتخاب اول، جامعه‌ی ادبیات باشد. دارابیان: بدون شک یکی از عواملی که باعث اعتبار و ارزش یک جایزه می‌شود، تیم تشکیل دهنده آن است. طی روزهای گذشته همراه با اعلام اسامی 20 اثر انتخاب شده، اسامی داوران هر دو گروه نیز اعلام شد. چه ویژگی‌هایی باعث انتخاب این تیم شد و ملاک شما برای جمع‌آوری این گروه چه بود؟ محمدی:‌ برای انجام درست این طور کارها، لازم است آدم‌های هم‌دل و هم‌فکر کنار هم جمع شوند. بنابراین اولین نکته برای من این بود که شش نفر هم‌فکر که همدیگر را قبول دارند و می‌توانند در کنار هم کار کنند باشیم. اما بعد از این، مطمئنا لازم بود آدم‌های شناخته‌شده‌ای در دنیای ادبیات باشند. یعنی حضورشان به جایزه اعتبار و احترام اضافه کند، نه برعکس. ضمن این‌که در کارهای‌شان ثابت کرده باشند که ادبیات را می‌فهمند و نظرشان به عنوان داور هم قابل استناد و اتکاست. علاوه بر این، به کار صنفی و اجرایی اعتقاد و علاقه داشته باشند و زود خسته نشوند. حاضر باشند برای این‌طور کارها کمی وقت بگذارند و گذشته از همه‌ی این‌ها، پوست‌شان کلفت باشد. از فحش‌ها و شایعه‌ها و حرف و حدیث‌هایی که در انتظارشان است، نترسند؛ زیرا در فضای ادبیات ایران، این اولین نتیجه‌ی هر کار مهم و درستی است! به‌خصوص که معمولا آدم‌های موافق و مثبت، صدای‌شان را بلند نمی‌کنند، اما منتقدان و مخالف‌خوان‌ها، استاد عربده‌کشی‌اند. پس کسی نباید منتظر دلگرمی و تشکر و به‌به و چه‌چه باشد. فکر می‌کنم اگر به پنج داور دیگر دقت کنید، تایید می‌کنید که کم‌وزیاد این ویژگی‌ها را دارند.   دارابیان: ‌برگزاری هر جایزه معمولاً با نظرات موافق و مخالف روبه‌رو است و عده‌ای موافق و عده‌ای مخالف هستند. بعد از اعلام فراخوان جایزه چه اتفاقی رخ داد؟ محمدی: آدم‌ها در زمینه‌ی اعتقاد به جایزه دو دسته هستند. بعضی معتقدند جایزه‌ها لطمه می‌زنند، خوب نیستند، عادلانه نیستند و بعضی هم معتقدند جایزه باعث می‌شود تنور ادبیات گرم شود و بحث‌های مختلف ادبی شکل گیرد. من جزء گروه دوم هستم. در این مدت که نام جایزه احمد محمود مطرح شده، بحث‌های مختلفی شکل گرفته است و همین دعواها، نقدها و بحث‌هاست که فضای ادبیات را گرم می‌کند. به‌نظرم این تحرک به‌شدت برای ادبیات ایران لازم است. البته نه برای ایران، بلکه برای همه‌جای دنیا. ما این‌جا همیشه می‌خواهیم چرخ را از ابتدا اختراع کنیم. در مورد بدیهیات بحث می‌کنیم. مثل بحثی که درباره‌ی کارگاه‌ها و کلاس‌های آموزش داستان‌نویسی مطرح می‌شود. آیا آموزش داستان‌نویسی لازم است یا نه؟ آیا کارگاه‌ها خوب هستند یا نه؟ رشته دانشگاهی سال‌های سال است که در آمریکا و اروپا وجود دارد. نویسندگانی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند، نوبل گرفته‌اند که اگر اشتباه نکنم تونی موریسون یکی از آنهاست و بعد ما تازه داریم درباره این صحبت می‌کنیم که آیا آموزش داستان‌نویسی خوب است یا نه؟ خود ایشی گورو که امسال نوبل گرفت، دوره‌ی آموزشی و دانشگاه دیده است. ما باید سر بدیهیات بحث کنیم و اگر حالا هم بخواهیم بحث کنیم من قطعا جزو آنهایی هستم که نه‌تنها معتقد است جایزه و آموزش مفید است، بلکه فکر می‌کنم ضروری است. همه جای دنیا هم همین است. منتها باید سعی کنیم این‌ها تا حد امکان مستقل از دولت، جناح، سوگیری و به صورت خصوصی برگزار شوند. محمودی: من فکر می‌کنم قبل از هر چیزی که شما به آن فکر کرده‌ باشید، احتمالا توجه داشته‌اید که این جایزه باید هویت داشته باشد تا من مخاطب بفهمم که جایزه احمد محمود در طی دو دوره و سه دوره یک اعتمادی برای من مخاطب به‌وجود می‌آورد و این جایزه بخاطر تاثیرگذاری به این نوع کتاب و ادبیات جایزه می‌دهد. موضوعی که در حال حاضر درباره جایزه احمد محمود به دلیل مطرح شدن نامش چالش‌برانگیز است. سوال من این است که اکنون احمد محمود آیا فقط یک نام است که برای یادبود روی این جایزه گذاشته شده است یا اینکه قرار است این احمد محمود در نوع هدف‌گذاری هم لحاظ شود؟   محمدی:‌ هر دو مطرح است. همان طور که عرض کردم، من از ابتدا به اسم جایزه و شکل برگزاری‌اش فکر می‌کردم. از همان ابتدا اسم احمد محمود در ذهنم آمد و فکر کردم چقدر خوب است که اسم جایزه احمد محمود باشد؛ چراکه به اعتقاد من، او بزرگترین نویسنده ایرانی است. سایر دوستان هم با این نام بسیار موافق بودند. چه نامی بهتر از نام یک نویسنده‌ی بزرگ ایرانی که به این شکل، نامش زنده شود و بزرگ داشته شود؟ اما ماجرا فقط این نیست و قطعا جهت‌گیری یا ملاک‌هایی هم برای جایزه وجود دارد که برای داوری کتاب‌های دور دوم، لحاظ خواهد شد. البته قطعا ملاک ما این نیست که اثر برگزیده، به صورت تقلیدی، شبیه به احمد محمود باشد؛ نویسنده باید شبیه خودش باشد؛ زیرا ما نمی‌خواهیم نویسندگانی را تشویق کنیم که از احمد محمود یا هرکس دیگری تقلید می‌کنند؛ بلکه قطعا از کسانی حمایت می‌کنیم که اول خودشان باشند و نوآوری‌ داشته باشند. اما در عین حال ویژگی‌های برجسته و هدایتگری که احمد محمود دارد در آثار آنها مشاهده شود. برای مثال برقراری ارتباط با مخاطب عام‌تر و گسترده یکی از ویژگی‌های آثار شاخص محمود است. به عبارتی پرهیز از فرم‌گرایی افراطی یا داستان‌های تجربی که مخاطب خاص و متخصص دارند. همین طور توجه ویژه به داستان‌پردازی و قصه‌ی جذاب به‌ویژه در بخش رمان. در سطح زبان و نثر، پرهیز از زبان پیچیده و سخت که ارتباط مخاطب گسترده را با دشواری مواجه می‌کند. رئال بودن و رویکرد رئال و به‌روز به جامعه، یعنی همان چیزی که به نام داستان‌های واقع‌گرای اجتماعی می‌شناسیم. به عبارتی، توجه نویسنده به جامعه‌اش و مسایلی که به لحاظ اجتماعی، تاریخی و سیاسی با آن‌ها مواجه است. همین طور توجه به داستان‌نویسی بومی و ایرانی، همان طور که داستان‌های محمود هستند. منظورم داستان اقلیمی نیست، بلکه مراد داستانی است که رنگ و بوی ایرانی به معنای کلی دارد. حالا خیلی از کارهای ایرانی یا در خلأ رخ می‌دهند یا می‌توانند ترجمه باشند. به طور خلاصه، معتقدم بیش‌تر ویژگی‌های آثار احمد محمود، همان چیزهایی‌اند که ادبیات ایران به آن‌ها نیاز دارد و جایزه‌ی احمد محمود هم به طور طبیعی به این ویژگی‌ها توجه ویژه دارد. بابایی: می‌شد بخشی را به عنوان جایزه ویژه احمد محمود اضافه کرد تا یک رمان اجتماعی را انتخاب کنیم. رمانی که تمام ویژگی‌هایی که می‌گوییم در آن باشد. به نظرم به این مساله حداقل برای دوره‌های بعد می‌توان فکر کرد.   محمدی: خیلی کارها می‌‌توان انجام داد. من خودم خیلی علاقه‌مندم که جایزه‌ای هم در کنار جایزه‌ی اصلی برای نویسندگان جوان وجود داشته باشد. نگفتم کار اولی، برای اینکه این دو رویکرد مختلف است؛ چراکه هم می‌تواند نویسنده‌ای جوان نباشد و کار اولی باشد و هم بالعکس. به هر حال حتما یک انتخاب ویژه در بخش رمان که با چارچوب‌های سخت‌گیرانه‌تر، رمان اجتماعی رئال باشد، پیشنهاد خوبی است. همین طور بخش نویسندگان جوان یا کار اولی و امثالهم. منتها اول باید جایزه پا بگیرد و بماند و بعدا گسترش پیدا کند. محمودی: من خیلی جا خوردم از این که همین ابتدای کار خودتان هم درباره ادامه جایزه در دوره‌های بعدی با تردید حرف می‌زنید. حداقل انتظار داشتم که جوری برنامه‌ریزی شود که این جایزه چشم‌انداز 10 ساله داشته  و با سازوکارهای مشخص شکل گرفته باشد. روی حامی مالی فکر کرده باشید تا در برگزاری دچار مشکل نشوید.  وقتی جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی را پایه‌گذاری کردیم، فکر نمی‌کردیم این قدر تاثیرگذار باشد. چندنفر دور هم جمع شده‌ بودیم و مثل همین الان احساس کردیم که خلائی در ادبیات داستانی وجود دارد. ضرورت برگزاری جایزه‌ای در بخش خصوصی را احساس می‌کردیم. آن زمان تنها جایزه ادبی، کتاب سال بود که به رمان و داستان هم جایزه نمی‌داد. دوره‌ای بود که روزنامه‌های اصلاح‌طلب منتشر می‌شدند و شادابی و نشاط ادبی به واسطه صفحه‌های ادبی روزنامه‌ها وجود داشت که از اتفاق یکی از بانیان رونق این صفحه‌ها و تازگی‌شان، احمد غلامی، دبیر جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی بود. شکل روزنامه‌ها عوض شده بود. صفحات ادب و هنر شکل گرفته بود و مجلات سنتی را از دور خارج می‌کرد. مصاحبه با چهره‌های دور از دسترسی مانند هوشنگ گلشیری، محمود دولت‌آبادی و ... مصاحبه کرده یا انتشار یادداشت و نقدهای تخصصی در حوزه ادبیات داستانی، اتفاق بکری در آن فضا بود. امری که در دهه چهل و پنجاه، رونق داشت و تاثیرگذار بود. در آن شرایط  دهه هشتاد احساس شد که حالا جای پیشنهادات خاص به جامعه ادبی از طریق جایزه ادبی خالی است. هم‌زمان هم جایزه «مهرگان ادب» با همت یک خیر و موسسه پکا برگزار شد. به دنبال آن شاهد جایزه‌های خصوصی دیگری از جمله جایزه هوشنگ گلشیری بودیم. برخی از این جایزه‌ها ادامه‌دار شد و خیلی‌ها بودند که گام‌های بلندتری هم برداشتند، یک دوره و دو دوره برگزار کردند، اما به دلایل متعددی متوقف شدند. واقعیت این است که جایزه‌ای می‌تواند تأثیرگذار باشد که ادامه پیدا کند و زود تعطیل نشود. شما که با من هم نسل هستید و خودتان هم در برخی از این جایزه‌ها دستی داشته‌اید، با من موافقید؟   محمدی: همین طور است. من هم منظورم این نبود که ما یک دوره برگزار می‌کنیم و می‌رویم. اتفاقا من برنامه‌های ویژه‌ای دارم، اما این‌جا ایران است و همه‌چیز دست ما نیست. اگر واقع‌بین باشیم، لازم است درباره‌ی آینده با احتیاط صحبت کنیم. اتفاقاتی که برای جوایز دیگر رخ داده و تعطیل شده‌اند، می‌توانند برای ما هم رخ دهد. اما ما تجربه‌های گذشته را داریم و شاید همین بتواند کمک کند که زود از میدان خارج نشویم. متاسفانه در فضای ادبیات ایران مشکلات بسیاری هست که کار را برای درازمدت بسیار سخت و فرساینده می‌کند. از مسایل مالی و اجرایی گرفته تا نقدها و فشارهای دوستان. این یک واقعیت است که وقتی کاری چرخه‌ی مالی ندارد، به‌سختی می‌تواند در چشم‌انداز خیلی گسترده و درازمدت باقی بماند. انجام کارهای شخصی و دورهمی و وابسته به یک یا چند فرد، بدون حمایت مادی و معنوی، آدم‌ها را خسته می‌کند. خلاصه اینکه اگر جایزه‌های قبلی تعطیل شده‌اند، حتما دلایلی داشته که این دلایل هنوز هم هست. ما هم از فضا نیامده‌ایم. پس نباید ادعاهای غیرمنطقی کنیم. فقط سوال این است که آیا ما باید با توجه به این مشکلات و شرایط، بنشینیم و دست روی دست بگذاریم؟ من معتقدم به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که اگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم. از بحث اصلی منحرف نشویم. بله، قطعا ما دوره‌های بعدی را هم پیش‌بینی کرده‌ایم. ولی من وضعیت جامعه خودم را می‌شناسم و ممکن است پیش‌بینی‌های ما درست از آب درنیاید. آنچه از دست ما برمی‌آید انجام می‌دهیم. اما آیا همه مسائل دست ماست؟ نه، من واقعا باید ساده‌لوح باشم که بیایم با قاطعیت بگویم 10 سال دیگر هم هستیم و چنین می‌کنیم و چنان می‌کنیم. برعکس، من آنچه از دستم برمی‌آید انجام می‌دهم، حتی اگر برگزاری فقط یک دوره از جایزه‌ی احمد محمود باشد. محمودی: مهم است که چقدر جایزه سازوکارش به فرد و شخص متکی است. اگر کامران محمدی نبود، سال دیگر برگزار می‌شود یا نمی‌شود؟ باز هم از جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی مثال بزنم. احمد غلامی بعد از اتفاق‌هایی که برایش افتاد، گفت من دیگر این جایزه را برگزار نمی‌کنم. هرچه اصرار کردیم، گفت من نیستم. در صورتی که ما خیلی هم مراجعه کردیم. من و حسن شهسواری و مهدی یزدانی خرم بارها گفتیم و او گفت که دیگر نمی‌خواهد جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی را برگزار کند. اصرار ما از این بابت بود که حیف است بعد از یک دهه تاثیرگذاری یک جایزه را متوقف کنیم. ضربه‌ای که آنجا به یکی از مهم‌ترین جایزه‌های ادبی در بخش خصوصی وارد شد، این بود که قائم به شخص بود. محمدی: این موضوع تا حدودی اجتناب‌ناپذیر است. متاسفانه ما نهادها و سازمان‌ها و موسساتی که جایزه در دل آن‌ها برگزار شود، نداریم که سازوکار روشن و جدا از فرد داشته باشند. دولتی‌ها هم که جایزه‌های خود را دارند و جایزه‌هایی مانند جلال را برگزار می‌کنند. وقتی جایزه خصوصی باشد، کمی وابسته به فرد می‌شود، اما گذشته از بحث داوری، یکی از دلایلی که باعث شد من پنج نفر دیگر را نیز وارد ماجرا کنم، همین بود که صددرصد وابسته به خودم نباشد. به جز این، کمی هم به پا گرفتن انجمن صنفی داستان‌نویسان امیدوارم. انجمن صنفی همان جایی است که باید پشتوانه‌ی خصوصی جوایز باشد تا از وابستگی به فرد خارج شوند. مثل جشنی که هر سال خانه‌ی سینما برگزار می‌کند. جشنواره‌ی فجر سر جای خودش و به صورت دولتی برگزار می‌شود، اما خانه‌ی سینما هم به صورت صنفی جشن خودش را برگزار می‌کند و هر چه‌قدر هم آدم‌ها عوض شوند، این جشن سر جای خودش هست و برگزار می‌شود. امیدوارم مشکلات انجمن صنفی به‌زودی حل شود و جایزه‌ی احمد محمود به شکلی به انجمن وصل شود و دیگر خطری مثل جایزه‌ی منتقدان و نویسندگان مطبوعات تهدیدش نکند.   بابایی: ‌در حال حاضر نفسِ برگزاری جایزه خیلی کار خوبی است. شور و نشاطی بین نویسندگان و بین دوستان دیگر که در فضای مطبوعات و رسانه‌های ما هستند و در مورد کتاب‌ها صحبت می‌‌کنند، ایجاد می‌کند. کسانی که جوایز را مخرب می‌دانند، خیلی مباحث دیگر را اصلا توجه نمی‌کنند. اکثر کسانی که نسبت به جوایز انتقاد دارند، می‌گویند چرا من نیستم؟ چرا جزو داورها نیستم؟ چرا کارم برگزیده نشده است؟ نگاه این افراد به این شکل است. البته بعضی از انتقادها می‌تواند به حق باشد. بعضی از دوستان نویسنده انتقاد دارند به این مساله که بعضی از بررس‌های ناشرها در جایزه هستند و می‌توانند اعمال نفوذ کنند و کتاب‌هایی که از نشر خودشان است را انتخاب کنند. شما چه راهکاری برای این موضوع دارید؟ محمدی: راستش را بخواهید ما اگر بخواهیم با این بدبینی به آدم‌ها نگاه کنیم زیاد نمی‌توانیم کار را جلو ببریم. همه جوایز یک سری نقاط ضعف و یک سری نقاط قوت دارند. مثلا بعضی‌ها می‌گویند در دور اول جایزه که کتاب‌ها با رای 50 فعال ادبی بالا آمده‌اند، شاید بعضی‌ها نخوانده رای داده باشند. آیا این دوستان تضمین می‌دهند که در شکل دیگر، داوران کار را می‌خوانند؟ این موضوع به اخلاق فردی آدم‌ها برمی‌گردد. آن کسی که داور می‌شود باید به‌لحاظ اخلاقی فردی منزه باشد و این مسائل را با هم قاطی نکند و این را تنها خودش می‌تواند بفهمد، نه ما. دوم اینکه واقعیت این است که در جامعه ما ادبیات به آن شکوه و جلال و جبروت نرسیده است که ما آدم‌های خاص یک حوزه داشته باشیم. مثلا فردی که فقط کارشناس باشد یا فقط منتقد باشد و یکی هم فقط نویسنده باشد. ما همه این کارها را با هم انجام می‌دهیم. همان‌ها که نویسنده‌اند، منتقد هم هستند، کارشناس هم هستند، روزنامه‌نگار هم هستند. حسن محمودی هم منتقد است هم نویسنده، هم روزنامه‌نگار، هم کارشناس نشر. چند آدم مثل حسن محمودی هستند؟ تقریباً همه ما همین طوریم. اگر بخواهیم حسن محمودی را چون کارشناس نشر است از رای دادن حذف کنیم، کار غیرعاقلانه و غیرمنطقی انجام داده‌ایم. این ویژگی جامعه ماست. ادبیات ما همین‌ شکل است. اگر بخواهیم فقط از منتقدان رای بگیریم، چند منتقد داریم که فقط منتقد باشند؟ ‌به اعتقاد من از تعداد انگشتان یک دست هم کمترند. در سایر بخش‌ها هم وضعیت به همین شکل است. ما نمی‌توانیم آدم‌های سرشناس و آدم‌حسابی‌های ادبیات را کنار بگذاریم، چون او یک جای دیگر کارشناس است. این طوری کسی باقی نمی‌ماند. به نظرم کلا باید اعتماد کنیم و اخلاق فردی آدم‌ها را به خودشان واگذار کنیم. محمودی:‌ بله. اگر بنا بر لابی باشد، لابی غیرمحسوس است. به فرض یک نفر می‌گوید که در این داوری مهدی یزدانی‌خرم است؛ کسی که مثلا در نشر چشمه کارشناس است. به نظر من اتفاقا او کارش سخت می‌شود؛ چراکه باید خیلی با وسواس داوری کند تا حرفی پیش نیاید. اتفاقا حتی امکان دارد اجحاف در حق کتاب‌هایی باشد که در نشر چشمه منتشر شده‌اند. یا کامران محمدی همین وضعیت را دارد یا من در نشر نیماژ به همین شکل تحت فشار هستم. برای همین به نفع نشری مثل چشمه این است که مهدی یزدانی‌خرم داور نباشد تا اگر کتابی از این نشر لایق عنوان کتاب سال بود، حرف و حدیث پشت سرش نباشد.  بابایی:‌ نه تنها این جایزه بلکه جوایز دیگر ما نیز قربانی یک مساله خیلی مهم شده است و آن هم عدم اطمینانی است که ما همه به هم داریم. این را هم نمی‌توانیم نادیده بگیریم که این عدم اطمینان برمی‌‌گردد به دوره‌هایی که واقعا بعضی از دوستان با شائبه رأی دادند. بعضی کتاب‌های خاص بالا آمدند و مطرح شدند و بعد جامعه ادبی و بعضی از مخاطبین این کارها را خواندند و دیدند که کارها آنقدر ارزشمند نیستند. محمودی: این را هم می‌توانیم بگذاریم به حساب اینکه آن جایزه معیارش این بوده است. یک جایزه در وهله اول یک پیشنهاد است. یک پیشنهاد که چند نفر آدم جمع می‌شوند و می‌گویند که این فرد بهترین اثر را نوشته است. این افراد باید با هم همفکر باشند تا بتوانند جریان‌ساز شوند. فارغ از همه این حرف‌ها که در جمع خصوصی ادبیات است و خیلی هم خاله‌زنکی است، جایزه باید بتواند تاثیرگذار باشد. تاثیرگذاری روی اعتبار است. من می‌خواهم از این حرف‌ها رد بشویم و برسیم به این که جایزه احمد محمود چه تلاشی می‌کند تا اعتبار به دست بیاورد؟ جوایز دنیا اعتبارشان را از راه ها و شیوه‌های مختلفی به دست می‌آورند. یکی اعتبارش را از وهله اول از مبلغ کلان مالی اش بدست می‌آورد. جایزه‌ای هم هست که مهم‌ترین اعتبارش را از تاثیرگذاری روی تیراژ می‌گذارد. جایزه‌ای هم هست که اعتبارش را از نام آن جایزه می‌گیرد که به نام یکی از چهره‌های مهم ادبیات است. در ایران ما این تاثیرگذاری را نداریم. نه جایزه‌های دولتی و نه خصوصی، هیچ کدام تضمیم‌کننده این مهم نیستند که بی‌تردید، در تیراژ کتاب برنده تاثیر شگرف و قابل محسوس بگذارند. مبلغ‌شان هم چندان برای یک نویسنده کارساز نیست. جایزه جلال می‌توانست این مولفه را داشته باشد که متاسفانه 110 سکه به 15 سکه تقلیل یافت. حالا می‌خواهم از کامران محمدی به عنوان دبیر جایزه احمد محمود بپرسم که پیش‌بینی می‌کند اگر کسی برنده جایزه احمد محمود شد، چه تغییراتی در زندگی‌اش رخ می‌دهد؟ محمدی: فکر می‌کنید ما می‌توانیم این کار را خودمان طراحی کنیم؟ به نظرم اعتبار زیاد طراحی شدنی نیست. البته بخش مالی را که طراحی کرده‌ایم و توانسته‌ایم برای نفرات برگزیده سه میلیون تومان جایزه و تندیس ویژه‌ای را فراهم کنیم. اما پول و جایزه‌ی مالی بزرگ، الزاما اعتبار نمی‌آورد. به نظر شما آیا جایزه جلال با 110 سکه در گام‌های اول اعتبار به دست آورد؟ جایزه‌ی مالی بزرگ، همان طور که آقای دارابیان گفتند، یک امتیاز است، نه اعتبار. می‌تواند مثل نوبل به اعتبار هم منجر شود یا نشود. خلاصه امتیاز و اعتبار فرق دارند. 110 سکه برای جایزه‌ی جلال امتیاز بزرگی بود که متاسفانه کمش کردند. اما اتفاقا در دوره‌هایی که جلال جایزه‌ی بزرگ‌تری داشت، نسبت به حالا اعتبار کم‌تری به دست آورد. شاید به علت شکل انتخاب کتاب‌ها، عملکرد داورها و سوگیری در معرفی نامزدها و چیزهایی از این قبیل. غلط یا درست، دست‌کم تصور می‌شود که این طور بوده است. نمی‌خواهم جلال را متهم کنم، اما برداشت جامعه ادبی این است. به نظر من زمانی یک جایزه ادبی می‌تواند به اعتبار برسد که آدم‌هایی که آن جایزه را برگزار می‌کنند، آدم‌هایی مستقل و منصف باشند تا آثار درستی انتخاب شوند. وقتی جایزه به آدم‌های معتبری وصل باشد و خوب کار کند، کم‌کم معتبر می‌شود. این چیزی است که در آینده باید گفت. امیدوارم عملکرد من و سایر دوستان هم طوری باشد که جایزه احمد محمود به اعتبار لازم برسد. بابایی: نفس برگزاری جایزه ادبی خوب است. هرچقدر تعداد جوایز بیشتر و متنوع‌تر باشد به برگزاری و بهتر شدن شرایط ادبی ما کمک می‌کند. من فکر می‌کنم دوستان نویسنده باید کمی سعه صدر داشته باشند با جوایزی که تازه برگزار می‌شوند و همگام و همراه باشند و خیلی از این دوستان بیایند برای کمک خیلی‌های‌شان حاضر نیستند حتا برای شمارش آراء کمک کنند چون مسئولیتش را حاضر نیستند قبول کنند. به همین دلیل به کامران محمدی و دوستانی که دارند کار می‌کنند خسته نباشید می‌گویم؛ چراکه سیبل هستند و هم برنده و هم فردی که رای ندارد به این افراد فحش می‌دهد. به نظر من برگزاری جوایز کتاب، ادبیات و اصلا فعالیت در حوزه ادبیات به‌جز فحش خوردن هیچ چیزی ندارد. منی که نزدیک به 60 نشست ادبی برگزار کردم از کسی که برگزار کردم برایش فحش خوردم تا کسی که نتوانستم برایش برگزار کنم. این کارها جز محدودیت و دردسر هیچ چیز ندارد. در چنین شرایطی بچه‌های نویسنده ابتدا باید کمی به هم اعتماد کنند و دوم اینکه فضایی را ایجاد کنند که سایر جوایز و آدم‌های که هستند جلو بیایند. امیدوارم دوستان نویسنده و ناشر از جوایز حمایت کنند. البته حمایت‌های مالی باید بدون چشم‌داشت به داورهای باشد تا داوری مستقل را شاهد باشیم. قطعا نقدهایی به این جایزه دارم اما به نظرم لیست اعلام شده، یکی از بهترین لیست‌های انتخابی در جوایز مختلف بوده است که می‌توان از تک‌تک آثار دفاع کرد. به همه دوستان خسته نباشید می‌گویم. باید واقع‌بین باشیم. لیست می‌تواند اشتباه داشته باشد اما باید به خاطر داشته باشیم که دیکته ننوشته غلط ندارد. تا نیاییم جلو هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد. این نگاه‌های صرفا ایدئالیستی باعث می‌شود که ما هیچ کاری انجام ندهیم و دست روی دست بنشینیم و دیگران کار بکنند. محمدی: ‌در ادامه صحبت‌های حمید بابایی دو سه نکته باید بگویم. اول این‌که اگر لیست خوب است به من شخصاً و پنج داور دیگر ارتباطی ندارد. البته بسیار خوشحالم که لیست مورد تایید دوستان است. در دور نخست جایزه سعی کردیم از همه دوستان روزنامه‌نگار، منتقد، نویسنده با هر دیدگاهی که بودند، نماینده داشته باشیم. داوران مرحله نخست 50 نفر بودند که رای دادند و ما فقط این رای‌ها را شمردیم و بعد از تحلیل آماری، نتیجه را اعلام کردیم. یعنی در دور اول و برای مشخص شدن ده مجموعه و ده رمان دور دوم، ما هیچ اعمال نظری نکرده‌ایم و هر چه هست، حاصل آرای این 50 فعال ادبی است. نکته‌ی بعدی این‌که آنچه ما انجام داده‌ایم، صرفا شمردن و جمع‌زدن آرا نبوده است. ما برای تحلیل آماری، مانند جایزه گلشیری فقط میانگین نمره‌ها را نگرفته‌ایم. البته آن هم شیوه‌ی خوب و مرسومی است اما ما برای این کار از یک دکترای آمار مشاوره گرفتیم تا درست‌ترین، کم‌خطاترین و علمی‌ترین شیوه‌ی تحلیل امتیازها را پیدا کنیم. ایشان یک الگوی آماری مناسب برای تحلیل امتیازها به ما پیشنهاد داد و ما هم مطابق آن الگو رفتار کردیم. به طور خلاصه، امتیاز هر کتاب، صرفا حاصل جمع جبری یا میانگین امتیازها نیست، بلکه ترکیبی از تعداد رای، جمع امتیازها و میانگین امتیاز برای هر کتاب محاسبه شده است. آن چه به دست آمده، به اعتقاد من، بازتابی از خرد جمعی جامعه ادبی ایران است. به هر حال این 50 نفر که به کتاب‌ها رای داده‌اند، نمونه‌ای از جامعه ادبیات ایران هستند. روشن است که این نمونه‌گیری علمی نیست، اما به هر حال بازتابی از جامعه ادبی ماست. بنابراین فکر می‌کنم لازم است به آن‌چه در مجموع به دست آمده، احترام بگذاریم. حتی اگر با نظر شخصی ما متفاوت باشد. همان طور که آقای بابایی گفتند، دیکته‌ی ننوشته غلط ندارد. حتما هر روشی و هر جایزه‌ای، اشکالات و خطاهایی دارد. اما به این نکته توجه داشته باشیم که این جایزه کاملا خصوصی است و فایده‌ای هم برای ما ندارد. من حتی رمان خودم، یعنی «مه» را از لیست اولیه حذف کردم که شائبه‌ای پیش نیاید. همین طور رمان «میم عزیز» حسن شهسواری هم چون یکی از داورهاست، از فهرست کتاب‌ها حذف شده است. دارابیان: لطفا روش آماری را بیشتر باز کنید. برای من هنوز جای سوال است که مثلا اگر یک کتاب سه امتیاز 9 داشته باشد و یک کتاب 9 امتیاز سه داشته باشد چگونه کتاب برتر انتخاب می‌شود. محمدی: ببینید ما کتاب‌هایی را وارد رقابت و تحلیل آماری کرده‌ایم که دست‌کم 10 درصد آرا را به دست آورده باشد. یعنی چون 50 نفر رای داده‌اند، دست‌کم پنج رای داشته باشد. بعد از آن با روشی که متخصص آمارمان گفته بود، کتاب‌ها بر اساس تعداد رای، طبقه‌بندی شده‌اند که طبقه‌های بالاتر، ضریب بیش‌تری گرفته‌اند. البته این ضریب، رقم کوچکی است، اما همین رقم کوچک باعث می‌شود خطای ناشی از تعداد رای که شما هم اشاره کردید، تا حد زیادی خنثی شود. بعد از این، جمع امتیازهای هر کتاب در ترکیب با تعداد رای و میانگین امتیازش، تبدیل به یک رقم می‌شود که جایگاه کتاب‌ها را در ارتباط با یکدیگر مشخص می‌کند. به این ترتیب، 10 رمان و 10 مجموعه‌داستانی که امتیاز بالاتر گرفته‌اند مشخص شده‌اند و عینا همان‌ها را اعلام کرده‌ایم. فکر می‌کنم از این نظر عدالت کاملا رعایت شده باشد. دارابیان: اتفاقات بعد از جایزه چیزی است که من واقعا در هیچ کدام از جایزه‌های ادبی نمی‌بینم. نه در حوزه داستان و نه در حوزه شعر. یعنی واقعا دغدغه هیچ کدام از دوستان نیست و به آن فکر هم نمی‌کنند. صرف اینکه حالا اسم فلان شخص به‌عنوان برگزیده جایزه اعلام شود نمی‌تواند دردی از ادبیات امروز ما دوا کند. اگر از چند خبر ساده در رسانه‌ها و گزینه‌ای برای پر بار کردن ویکی‌پدیای دوستان شاعر و نویسنده چشم‌پوشی کنیم، واقعا چه اتفاق ویژ‌ه‌ای در راستای پیشرفت فضای ادبی برگزیدگان در کشور ما رخ می‌دهد؟ به اعتقاد من مسئولان برگزاری جوایز در کنار تفکر و ایده برگزاری باید به فکر رایزنی با نهادهای مختلف برای حمایت‌های معنوی از دوستان برگزیده باشند. حرف من این است که چه اتفاق ویژه‌ای در انتظار برگزیدگان است؟ محمدی: ببینید این کارها در حرف ساده است، در عمل وقت و انرژی و همکاری زیادی لازم است. این طور کارها نیاز به سازمان و نهاد و موسسه دارد، نه یک فرد. البته همین که نویسنده یا شاعری برگزیده‌ی جایزه‌ای می‌شود، برایش اعتبار و شهرت به بار می‌آورد. کارش دیده می‌شود و در صورتی که جایزه به اعتبار کافی رسیده باشد، فروش کارش بالا می‌رود و... مرحوم غلامرضا بروسان تا پیش از این‌که برگزیده‌ی جایزه‌ی شعر مطبوعات نشود، اصلا دیده نشده بود. اما بعد از این جایزه، به شهرت رسید. پیمان اسماعیلی خودمان هم بعد از جایزه‌ی گلشیری و منتقدان و نویسندگان به شهرت و اعتبار رسید. فروش رمان «احتمالا گم شده‌ام» سارا سالار بعد از جایزه‌ی گلشیری اتفاق افتاد. همین طور رمان «نگران نباش» مهسا محب‌علی. از این مثال‌ها زیاد است. بنابراین نباید ارزش جایزه‌ها را کاهش داد. جایزه‌ها حتی اگر صرفا به اعلام برگزیده و اهدای جایزه و تندیس اکتفا کنند، بسیار می‌توانند موثر باشند. اما البته این هم انتظار قابل قبول و درستی است که بخواهیم جایزه‌ها اقدامات دیگری به جز این‌ها را هم در نظر داشته باشند. منتها این انتظارات را باید از جایزه‌هایی داشته باشید که به امکانات و بودجه‌های دولتی وصل هستند. جایزه‌هایی که می‌توانند با نهادها ارتباط برقرار کنند و کار سازمان‌یافته انجام دهند. یک جایزه‌ی خصوصی که نه بودجه‌ای دارد و نه امکاناتی، آن هم در اولین دوره، چه طور و با چه امکاناتی باید بیفتد دنبال کارهایی که مورد نظر شماست؟ دارابیان: به نظر من می‌توان با نهادهای مختلفی مانند موسسه نمایشگاه‌ها یا انتشارات بین‌المللی صحبت شود تا شرایط حضور برگزیده‌ها در نمایشگاه‌های خارجی برای فروش حق رایت آثارشان فراهم شود. از طرفی می‌توان صحبت کرد تا کتاب این افراد توسط مترجمان خارجی ترجمه شود. سالانه چندین میلیارد پول در بنیاد سعدی خرج می‌شود تا مترجمان خارجی که بتوانند کتاب‌های فارسی را ترجمه کنند، تربیت شوند. به نظرم بعد از گذشت چندین سال وقت آن رسیده که ما از این پتانسیل استفاده کنیم و به فکر انجام یک کار اساسی در حوزه تبلیغ ادبیات فارسی به جهانیان باشیم. محمدی: ببینید باید واقع‌بین باشیم و بی‌دلیل شعار ندهیم. کاش این مطالبات را از دولت می‌داشتید که وظیفه‌ی ذاتی‌اش است. اما البته ما هم حتما با توجه به امکانات‌مان سعی می‌کنیم در دوره‌های بعدی به فکر حمایت‌های بیش‌تر هم باشیم. انشاالله دوستان کمک کنند تا با کمک هم بتوانیم کار را جلو ببریم. ما نه موسسه هستیم و نه از دولت آمده‌ایم و نه دولت از ما حمایت می‌کند. من خودم دست تنها هستم و نمی‌توانم همه این کارها را انجام دهم. همه‌ی دوستان فکر می‌کنند شاهکار نوشته‌اند و آثارشان باید برگزیده شود، ترجمه شود، جهانی شود و... و منتظرند دیگران بیایند و برای‌شان کار کنند. به نظر من حالا وقت آن رسیده که به جای حرف‌ها و اعتراض‌هایی که هیچ دردی از دردهای ما درمان نکرده‌ است، دست به دست هم دهیم و کمک کنیم. بله، کارهای زیادی می‌توان انجام داد اما این منوط به این است که همه دوستان، نویسندگان، منتقدان، روزنامه‌نگاران و ناشران همکاری و کمک کنند و ذره‌بین برندارند ببینند اینجا چنین شد و آنجا چنان شد. کدام جایزه در دنیا است که اشکالی نداشته باشد؟ کی می‌تواند ادعا کند من کارم بی‌خطاست؟ تلاش همه این است که کار بی‌خطا انجام دهند اما این به تنهایی میسر نیست. دارابیان: کامران محمدی قطعا بنیانگذار این جایزه بوده و این جایزه توسط او شکل گرفته است، اما این احتمال وجود دارد دبیر بعدی نباشد؟ محمدی: بله. همان طور که عرض کردم اتفاقا من قصدم این بود که جایزه‌ای راه‌اندازی کنم که متکی به فرد نباشد. به همین دلیل سعی‌ام را می‌کنم که جایزه‌ای را پیش ببریم که وابسته به فرد نباشد و هر جا خودم خسته شدم، تعطیلش نکنم و شخص دیگری دبیر باشد و جایزه ادامه پیدا کند. برای همین بحث انجمن صنفی را مطرح کردم. امیدوارم جایزه‌ی احمد محمود بدون توجه به من، ماندگار باشد. این قبل از هر چیز به فضای عمومی ادبیات بستگی دارد که آدم‌ها را خسته نکند. نقد منصفانه کمک می‌کند، اما به قول حسن محمودی، حرف‌های خاله‌زنکی فایده‌ای ندارد. بعد از این، موضوع حمایت مالی و اسپانسر بسیار کلیدی است. شرکت‌ها، موسسات و به‌خصوص شرکت‌های خصوصی غیرمرتبط با ادبیات اگر می‌توانند بیایند و در این حرکت فرهنگی سهیم شوند. کل بودجه جایزه احمد محمود از صفر تا صدش برای کارخانه‌ها و شرکت‌هایی که در فضاهای اقتصادی کار می‌کنند، پول خرد هم نیست. اما همه فقط در فوتبال و کشتی و والیبال و خلاصه ورزش وارد می‌شوند. ادبیات هم اسمش فرهنگ است و هزینه‌هایش بسیار ناچیز. ما دیگر عادت کرده‌ایم و انتظارمان هم ناچیز است. در حوزه سینما اگر جایزه‌ای بگذارید که رقمش فقط سه میلیون تومان باشد، قطعا کسی نمی‌گیرد و احتمالا همه آن را توهین‌آمیز تلقی می‌کنند. مایه تاسف است که ما همین سه میلیون تومان را نیز به سختی تهیه کرده‌ایم. باید گریه کرد برای فرهنگی که نویسندگانش کارشان به جایی رسیده که با جایزه سه میلیون تومانی هم خوشحال می‌شوند. ولی چاره‌ای نیست. به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل... ]]> نشست‌کتاب Sun, 22 Oct 2017 08:40:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/253120/هرآنچه-نیاز-درباره-جایزه-احمد-محمود-بدانید-متکی-نبودن-جوایز-شخص-منوط-تشکیل-انجمن-صنفی-نویسندگان «نخستین رویارویی‌های اسلام و سکولاریسم» سرمنشأ یک تفکر در تاریخ‌پژوهی اسلامی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253040/نخستین-رویارویی-های-اسلام-سکولاریسم-سرمنشأ-یک-تفکر-تاریخ-پژوهی-اسلامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «نخستین رویارویی‌های اسلام و سکولاریسم» عصر چهارشنبه 26 مهر با حضور دکتر محمدحسن زورق، نویسنده کتاب، دکتر سعیدرضا عاملی، رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، مهندس مهدی فیروزان، مدیرعامل موسسه شهرکتاب و مهندس سید مجتبی حسینی، نویسنده، پژوهشگر و مدرس در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد.   مهندس مهدی فیروزان در این نشست گفت: این کتاب از نظر طبقه‌بندی در شمار کتاب‌های علوم انسانی و زیرمجموعه تاریخ و در تاریخ از حیث جوهری به تبیین و تفسیر تاریخی مربوط است. درباره تاریخ اسلام آثار زیادی تالیف شده، اما معلوم نیست که همه آثار قابل استفاده باشند. بسیاری از کتاب‌های موجود نقل تاریخ است و بیشتر به شواهد و حوادث رویدادهای تاریخ می‌پردازند و کمتر به تحلیل تاریخی توجه دارند.   وی سلسله‌ای حوادث تاریخی که پشت سرهم یک تصویر روشن معنایی از تاریخ به ما بدهد را تحلیل تاریخی دانست و ادامه داد: قطعات این تحلیل باید همجنس باشند. اگر یک تحلیل درست، از ابتدا تا انتهای یک جریان را پوشش دهد، می‌تواند برای امروز ما روشنگر باشد که معمولا کتاب‌های امروزی تحلیل درستی از تاریخ به ما نمی‌دهند.   مدیرعامل موسسه شهر کتاب با اشاره به این‌که تاریخ اسلام، تاریخ شگفت سرنوشت‌سازی در تمدن اسلامی است که خیلی جای کار دارد، افزود: با دیدن این کتاب احساس کردم، محمدحسن زورق، رویکرد دیگری را نسبت به تاریخ اسلام دارد که تاکنون با آن آشنا نبودیم. این کشف تاریخی یک رویکرد جدید در تفسیر و تحلیل تاریخ اسلام است. در حدود 28 کشور اسلامی کارهای متعددی در این زمینه صورت گرفته، ولی این رویکرد نو و قابل‌توجه است.   فیروزان تصریح کرد: شاید ابتدا از نام کتاب این‌طور برآید که سکولاریسم بحث قرن‌ها پیش است، در این زمینه با اندکی مطالعه متوجه می‌شویم اولین کسی است که نگاه سکولاریسمی داشته ابن‌رشد بوده است. جریان‌های تاریخی یک سری شواهد دارند مانند سکه‌ها، دست‌نوشته‌ها و نقل‌قول‌ها که ممکن است تناقضاتی داشته باشند، ولی وقتی وارد تحلیل تاریخی می‌شویم، قطعا نباید تناقضی وجود داشته باشد. سکولاریسم به معنای جدایی دین از سیاست و حاکمیت سیاسی بدون تقید دینی است. اگر سکولاریسم را مجموعه‌ای از قراردادهای سیاسی با توجه به اینکه از معنویت، دین و روحانیت تاثیر نگرفته باشد ببینیم، سکولاریسم یعنی جهان‌باوری.   وی با طرح یک سوال ادامه داد: اگر سکولاریسم را به‌عنوان یک جریان تفکری ببینیم سوال این است که آیا در اسلام چنین جریان تفکری وجود داشته یا امری متأخر است؟ اگر رگه‌هایی از قرون اولیه اسلامی پیدا کنیم که ارباب قدرت تفکر جدایی دین از سیاست داشته‌اند، این همان تفاوتی است که امروز به سکولاریسم بعد از قرون وسطی می‌گوییم که همه نشانه‌های معنویت را از شئون زندگی دور می‌کند. اولین سوال درباره این کتاب این است که آیا تاریخ صدر اسلام را می‌توان با واژه‌های امروزی تعریف کرد؟ در پاسخ باید گفت که بله چون در کل جریانی به‌هم پیوسته‌ است.   مدیرعامل موسسه شهر کتاب گفت:‌ سوال دیگر مربوط به شناسایی چهره‌های بازیگر و مولد این جریان تفکری است. معاویه وقتی متوجه شد که در مقابل حرکت و جریان اسلامی موفق نمی‌شد، دست به جنگ زد، ولی وقتی در سه ‌جنگ بزرگ اول بازنده میدان بود پس از جنگ خندق روش خود را تغییر داده و آهسته آهسته نظام فکری را به سمت اهداف قدرتی خود متحول کرد. معاویه پس از خندق دیگر بت‌پرستی را کنار گذاشت؛ اگر معاویه بت‌پرست باقی می‌ماند، نمی‌شد اطلاق سکولار را برایش به‌کار برد. از آن زمان به‌بعد این شخص فقط یک ظاهر اسلامی دارد و در باطن اعتقاد به ازبین بردن نظام امامتی داشت. این افراد در جامعه آن زمان به اصالت طبیعت، اصالت لذت و اصالت قدرت در طراحی آینده و رفتارشان باور داشتند. با شهادت حضرت علی (ع) دوره جدیدی برای معاویه و تفکر سکولاریسمی آغاز شد که احساس کردند قدرتی دارند و می‌توانند استوانه‌های حزب را بر جامعه مسلط و اندیشه‌هایشان را مطرح کنند.   فیروزان افزود: مولف این کتاب در پی ریشه‌یابی سکولاریسم امروز، وقتی در تاریخ جهان اسلام جستجو می‌کند به حرکت بنی‌امیه می‌رسد و اگر این تحلیل را بپذیریم، می‌توانیم قبول کنیم که دیگر حوادث تاریخی پس از اسلام نیز می‌تواند تحت‌تاثیر سکولاریسمی که توسط بنی‌امیه مطرح شد، قرار گیرد. این کتاب می‌تواند سرمنشأ یک تفکر و یک جهش در جریان تاریخ‌پژوهی اسلامی باشد که در درون آن بسیاری از نکات تاریخی به تسبیح سکولاریسم وصل شده که می‌تواند برای تحلیل تاریخی مورد استفاده قرار گیرد. نثر این کتاب از نثر خشک تحلیل تاریخی فاصله گرفته و بحث‌های پیچیده تاریخی را خواندنی کرده است. در تالیف این کتاب از منابع بسیاری استفاده شده که دانستن این همه منبع برای یک تاریخ‌شناس ضروری است.   دکتر سعیدرضا عاملی دیگر سخنران این نشست با اشاره به ویژگی‌های شاخص این کتاب در مقایسه با دیگر آثار بیان کرد: یک انسان امروزی در این کتاب تاریخ را تحلیل کرده است. در جای جای کتاب اینکه فردی در هزاره سوم میلادی این کتاب را نوشته، کاملا مشهود است. نویسنده درباره سده‌های اول اسلام، بحث‌های استراتژیک را با استفاده از زبان امروزی بیان کرده است.   وی با طرح این سوال که «آیا واقعا در این کتاب رویارویی اسلام و سکولاریسم را می‌بینیم یا نه؟» ادامه داد: شاید اگر عنوان کتاب «رویارویی اسلام و کفر و نفاق» می‌شد، معنادارتر بود. اسلام در آن دوره هنوز سیطره گسترده‌ای نداشته و کتاب با تمرکز بر دوره پیامبر (ص) تا امام حسن مجتبی (ع) تدوین شده که دوره تحجری اسلام بوده و از درون آن سکولاریسم بیرون آمد. متن کتاب با مفهوم رویارویی اسلام و کفر و نفاق بیشتر سازگاری دارد. ولی به‌نظرم از این زاویه، تاریخ‌نگاری تحلیلی اسلام و کفر و نفاق تحلیل بزرگی است و نویسنده با ادبیات ویژه خود و با مفهوم‌سازی‌های خاص، خوب توانسته مباحث را از زوایای مختلف بیان کند.   رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران گفت: بنیان تاریخ‌نگارانه تحلیلی نویسنده، زوایای خوبی را باز می‌کند که بسیار اهمیت دارد. به‌نظرم کتاب به‌گونه‌ای است که خواننده را برای خواندن ترغیب می‌کند و دارای نثر و نظم پرجاذبه‌ای است. منابع موجود در کتاب نیز بسیار خوب و معتبر هستند. شاید اگر همان‌طور که نویسنده به‌طرح مساله اهمیت داده و به آن پرداخته است در پایان هم نتیجه‌گیری ارایه می‌کرد، می‌شد از دل آن قالب و مدل فکری پیدا کرد.   عاملی عنوان کرد: نویسنده برای ورود به تاریخ، چارچوب داشته و در جای جای کتاب ردپای این موضوع دیده می‌شود. وی در جزییات تاریخ انحرافات را یافته و با ذکر مستنداتی آن‌را تبیین می‌کند. دکتر زورق یکی از متخصص‌ترین افراد زمان ما در ارتباط با شناخت نسبت به مقطع موردنظر(از زمان پیامبر (ص) تا زمان امام حسن مجتبی(ع)) است.   مهندس سیدمجتبی حسینی نیز در ادامه مباحث این جلسه با اشاره به سه محور برای بررسی یک تحلیل تاریخی گفت: رویکرد کتاب، چیدمان مطالب و جزییات مطالب، سه زاویه‌ای است که برای قضاوت درباره چنین آثاری باید به آن‌ها توجه کنیم. در زمینه چیدمان کتاب با نظر دکتر عاملی مبنی بر اینکه بهتر بود در عنوان کتاب به جای واژه سکولاریسم، کفر و نفاق قرار می‌گرفت، موافقم. اما درباره دو محور دیگر یعنی رویکرد کتاب و جزییات مطالب باید گفت که کنار هم چیدن این همه جزییات به‌عنوان خوراک کار، زحمت بسیاری دارد. اگر هیچ چیز کتاب را هم قبول نداشته باشیم، حتما باید آن‌را به‌عنوان یک مرجع معتبر برای اطلاعات بپذیریم.   وی درباره موضوع رویکرد کتاب نیز افزود: در زمینه رویکرد نیز باید اشاره کرد اینکه حوادث تاریخی را به‌عنوان یک جریان نگاه کنیم که در یک نقطه شروع و بجایی ختم می‌شود و مساله را عقیم نبینیم، اهمیت دارد. در این کتاب، مسایل را جریان‌وار و تکرارشونده می‌بینیم. اگر دکتر زورق 100 سال پیش کتاب را می‌نوشت، متن و محتویات همین بود، ولی شاید عنوان سکولاریسم را بر آن نمی‌گذاشت، چون در آن دوره چنین مفهومی وجود نداشت.   سید مجتبی حسینی با بیان اینکه، تجلیل از یک اثر فقط به معنای تعریف از آن نبوده، بلکه تحلیل، بهترین تجلیل است، تصریح کرد: اولین چیزی که در مواجهه با این کتاب نظرم را جلب کرد، اطلاعات و جزییات دقیق آن بود و اینکه نویسنده فقط به‌صورت شعاری مباحث را بیان نکرده، بلکه برای هر مبحثی رفرنس و سند معتبر معرفی می‌کند و به همه جزییات و چیدمان توجه کرده است. با این کتاب به‌عنوان اثری که از 10 قرن قبل را توضیح می‌دهد، می‌توانیم با هر رویکردی که داریم تصویری از آن زمان داشته باشیم. نویسنده به حوادث تاریخی به‌عنوان یک اتفاق در گذشته نگاه نکرده، بلکه جزییات را به دقت دیده است. این کتاب به‌عنوان یک نظریه و حرف جدید می‌تواند سرآغاز بحث‌های نو باشد.   محمدحسن زورق، نویسنده کتاب نیز در بیان توضیحاتی درباره مباحث مطرح شده در این نشست گفت: در تاریخ یک بحث روایت و یک بحث واقعیت وجود دارد. روایت از اسناد و مدارک به‌دست می‌آید و واقعیت از دل اسناد، مدارک، قوانین جامعه‌شناسی و سیاست و مطالعه روند‌های اجتماعی بیرون می‌آید. در کتاب‌های مختلف بیشتر به روایت تاریخ استناد شده و واقعیت کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.   وی با اشاره به اینکه در این کتاب تلاش شده به واقعیت تاریخ بیشتر پرداخته شود، افزود: ما باید به تاریخ اسلام، سوای از اینکه مسلمان هستیم یا نه و اگر مسلمان هستیم، شیعه هستیم یا اهل تسنن، نگاه کنیم که این نوع نگاه، زوایای بسیاری را مشخص می‌کند. برای این شناخت، باید جامعه‌ای که پیامبر (ص) در آن مبعوث شده را بشناسیم. در این کتاب سعی کردم آن جامعه را در حد توان تحلیل کنم. اتفاقاتی قبل از بعثت رخ داده که پایه اتفاقات بعدی است و ما در پژوهش تاریخ اسلام از آن غفلت کرده‌ایم. در آن جامعه، دو اقلیت و یک اکثریت وجود داشت؛ دو اقلیت شامل یک دسته وفادار به میراث حضرت ابراهیم(ع) و دسته دیگر کاملا دنیا‌گرا، سوداگر و شهوت‌طلب بودند که مقدرات مکه را دست داشتند و گروه اکثریت نیز در مواقع خطر به سمت اقلیت وفادار به میراث حضرت ابراهیم (ع) و در مواقع تجارت سراغ اقلیت دنیاگرا می‌رفتند. بعد از بعثت از انواع حیله‌ها برعلیه پیامبر (ص) استفاده شد، از جمله شکنجه و کشتن مسلمانان، محاصره اقتصادی، جنگ روانی، ترور نافرجام و تحمیل جنگ‌های بزرگ. ]]> نشست‌کتاب Thu, 19 Oct 2017 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253040/نخستین-رویارویی-های-اسلام-سکولاریسم-سرمنشأ-یک-تفکر-تاریخ-پژوهی-اسلامی زنجانی زاده: فرزند رنجم/اگر با موانعی روبه رو شدید به عنوان کنشگر اجتماعی با آن مبارزه کنید http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253042/زنجانی-زاده-فرزند-رنجم-اگر-موانعی-روبه-رو-شدید-عنوان-کنشگر-اجتماعی-مبارزه-کنید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)‌ آیین نکوداشت دکتر هما زنجانی زاده، استاد پیشکسوت گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی به همت مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه و با همکاری بنیاد ملی نخبگان استان خراسان رضوی، جهاد دانشگاهی خراسان رضوی، انجمن جامعه شناسی ایران شاخه خراسان، اداره امور اسناد و کتابخانه آستان قدس رضوی و همچنین گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، روز چهارشنبه، 26 مهرماه در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی برگزار شد. در ابتدای این مراسم دکتر هاشمی، معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه با بیان اینکه این بزرگداشت برای همای جامعه شناسی ایران برگزار شده است، گفت: ایشان شناخت کافی از هنر و زبان دارند و این خصیصه در بین دیگر استادان جامعه شناسی کاملا مشهود است. وی با بیان اینکه کارنامه زن ایرانی درخشان است، اضافه کرد: زنان در کشور ما در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و علمی بسیار فعال هستند و برگزاری نکوداشت برای یک زن موفق ایرانی می‌تواند الگوی خوبی برای دیگر زنان و دختران ایرانی باشد. زنجانی زاده یک بانوی موفق ایرانی است احمدی زاده، رئیس بنیاد نخبگان خراسان رضوی که حامل پیام دکتر ستاری، معاون علمی فناوری رئیس جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان بود، درباره کمک و مشارکت بنیاد ملی نخبگان در برگزاری چنین بزرگداشت‌هایی گفت: بنیاد بسیار خرسند است که در کنار دانشگاه فردوسی مشهد به عنوان مهد علم و تربیت، به برگزاری چنین مراسمی که ارتباط با نسل جوان و فرهیخته دانشگاه را افزایش می دهد، حضور دارد. وی تکریم این بزرگان و مفاخر دانشگاه را احترام به خود عنوان کرد و ادامه داد: وقتی برای یکی از بزرگان و نام‌آوران کشور مراسم نکوداشت برگزار می‌کنیم، با این کار به هویت خودمان احترام گذاشته‌ایم. رئیس بنیاد ملی نخبگان با اشاره به اینکه زنجانی زاده بیش از چهار دهه شاگردپروری کرده‌اند، یادآور شد: عملکرد ایشان نشان می‌دهد که به عنوان جامعه شناس ارتباط موثری با جامعه برقرار کرده‌اند و استقبال خوب دانشجویان از ایشان موید این مطلب است. وی زنجانی زاده را یک بانوی موفق ایرانی دانست و اضافه کرد: ایشان علاوه بر اینکه معلمی دوست داشتنی و دلسوز بودند بلکه در نقش خانواده نیز همانند مادری نمونه و همسری فداکار نقش خانوادگی خود را انجام داده‌اند. در ادامه دکتر میرزایی، مدیر گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، به علاقه وافر دانشجویان به دکتر زنجانی زاده اشاره کرد و یادآور شد: در زمانی که ارائه مباحث جامعه شناسی به ویژه در حوزه زنان، کاری سخت بود و جامعه آماده و بازی برای این مباحث نبود، زنجانی زاده با تلاشی ستودنی کوشید جدا از تدریس در دل دانشجویان نیز نفوذ کند و آموزش را با عمل همراه سازد. ویژگی‌های زنجانی‌زاده در ذهن دانشجویان نقش بسته است ساکت، رئیس مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه نیز در این مراسم با بیان اینکه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد قدیمی‌ترین دانشکده این دانشگاه پرافتخار است، گفت: کافی است فهرست بلند و پرآوازه استادان و دانش آموختگان این دانشکده را در نظر آوریم تا تعداد بیشماری از نام‌های بزرگ و سرشناس را پیش روی خود ببینیم. وی زنجانی زاده را یکی از افراد برجسته دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانست که نزدیک به چهار دهه از بهترین سال‌های عمر خود را در دانشگاه سپری کرده و علاوه بر تربیت شاگردان فرهیخته و پژوهشگران بنام، آثار علمی ارزنده در حوز‌ه‌های تخصصی علوم اجتماعی داشته است. ساکت با اشاره به اینکه مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه در دوره جدید فعالیت خود، نکوداشت استادان برجسته دانشگاه را در اولویت کاری قرار داده است، یادآور شد: مرکز به خود می‌بالد که نخستین نکوداشتی را که برای یکی از بانوان فرهیخته دانشگاه برنامه ریزی کرده، به زنجانی زاده اختصاص داده است. او جدیت، نظم، دقت، وسواس علمی، کوشایی و خستگی ناپذیری را تنها شمار اندکی از ویژگی‌های این استاد برجسته دانست که در ذهن و قلب دانشجویانش نقش بسته است. وی برگزاری این نکوداشت و دیگر مراسم مشابه را برای ارج گزاری به کوشش‌ها و دستاوردهای علمی و فرهنگی استادان برجسته و تاثیرگذار دانشگاه دانست و اظهار کرد: این مراسم می‌تواند الگویی برای نسل جوان و آینده‌ساز ایران باشد. رئیس مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه به چاپ ویژه‌نامه برای این مراسم نکوداشت اشاره کرد و ادامه داد: اهمیت این نوع آثار در حفظ و ضبط تاریخ شفاهی دانشگاه و به تبع آن بخشی از تاریخ آموزش عالی ایران است. زنجانی‌زاده در حصار محدود دپارتمان باقی نماند در ادامه مراسم سراج زاده، رئیس انجمن جامعه شناسی ایران و دانشیار دانشگاه خوارزمی با اشاره به اینکه زنجانی زاده از سال 1370 با انجمن جامعه شناسی ارتباط داشته‌، گفت: ایشان در شمار اساتیدی هستند که در حصار محدود دپارتمان و دانشکده و شهر خود باقی نماندند و توانستند با اجتماع علمی ارتباط برقرار کنند. وی با بیان اینکه دختران دانشجوی ما امروزه سهم خود را در عرصه آموزش عالی و کسب شغل گرفته‌اند، یادآور شد: زنجانی زاده در طول زندگی پربار خودشان تلاش‌های ارزنده‌ای برای آگاهی زنان و دختران ما متقبل شده‌اند که امیدواریم با حفظ ارتباط ایشان با دانشگاه این آگاهی بخشی ادامه دار باشد. دکتر ارشاد، استاد بازنشسته گروه علوم اجتماعی دانشگاه شهید چمران اهواز نیز در ادامه با مخاطب قرار دادن جوانان گفت: برگزاری جلسات اینچنینی به این معنی است که معیارشناسی هیچ گاه از اعتبار نمی‌افتد و کارها و خدمات صادقانه هیچ گاه از یاد و خاطره نخواهد رفت. وی با اشاره به اینکه ادبیات ایران و خصوصا خراسان بزرگ به معیارمندی بسیار اهمیت می‌دهد، گفت: خانم دکتر زنجانی زاده نه بخاطر ایشان و خودم، بلکه بخاطر جامعه‌ام تقدیر از زحمات ایشان را لازم و ضروری می‌دانم. سبک زندگی و ایفای نقش دکتر زنجانی زاده رضوی زاده، عضو هیأت علمی جهاد دانشگاهی مشهد نیز در این مراسم به سبک زندگی و ایفای نقش دکتر زنجانی زاده اشاره کرد و گفت: ایشان بسیار جدی و قاطع بودند و هیچ گاه نقش بروکراتیک و نمایشی با دانشجویان برقرار نمی‌کردند و همیشه در نقطه بهینه ارتباط با دانشجویان قرار داشتند. وی با بیان اینکه زنجانی زاده خودرا زندگی می کرد، ادامه داد: ایشان همیشه معناهای خودشان را خلق می‌کردند و معیار خودشان را داشتند و همیشه رویاهای اصیل خودشان را دنبال می‌کردند و داشتن سلامت نفس در زمینه آموزش و پژوهش از دیگر ویژگی‌های شخصیتی ایشان بود. حسینی، معاون سیاسی، اجتماعی استانداری خراسان رضوی و از شاگردان خانم دکتر زنجانی زاده نیز در این مراسم با بیان اینکه در کلاس‌های دکتر، ما تنها درس جامعه شناسی نمی‌گرفتیم بیان کرد: ما در کلاس‌های خانم دکتر، درس زندگی آموختیم و با او انسانیتمان را بازتولید کردیم و بر داشته‌های زندگی مان می‌افزودیم. وی با بیان خاطراتی از کلاس‌های درس دکتر زنجانی زاده به جدیت و سخت کوشی دکتر زنجانی زاده اشاره کرد و گفت: ایشان همواره به دانشجویانش اعتماد به نفس می‌داد و این قدرشناسی دانشجویانش نشان از این دارد که ایشان در تمام زندگی شاگردانش جاری است. سخنران پایانی این مراسم خانم دکتر زنجانی زاده بود که با اشاره به زندگی شخصی خود گفت: من فرزند رنج هستم و به عنوان یک کنشگر با خیلی چیزها مبارزه کرده‌ام که جایگاه امروز من، نتیجه کوشش‌هایی است که در آن روزها انجام دادم. وی با بیان اینکه رشته لیسانس خود را به زور انتخاب کردم گفت: آن رشته برایم وسیله‌ای بود که مرا به هدفم نزدیک می‌کرد و وقتی رشته زبان انگلیسی را تمام کردم و در دانشسرای عالی در تهران شاگردی آریان پور را تجربه کردم و اینها همه وسیله‌ای شد که به عنوان فرزند یاغی خانواده در تهران، فوق لیسانس علوم اجتماعی خواندم. دکتر زنجانی زاده جامعه شناسی را علمی دانست که با تمام علوم سر و کار دارد و اضافه کرد: من امروز با اینکه حسرت تحصیل در رشته معماری را دارم، خوشحالم که علوم اجتماعی خواندم و نتیجه‌ای که از زندگی گذشته خود دارم این است که هر وقت با موانعی روبرو شدید، به عنوان کنشگر اجتماعی با مشکلات مبارزه کنید. رونمایی از کتابچه نکوداشت استاد هما زنجانی زاده و لوح فشرده گزیده ای تصویری از احوال و آثار هما زنجانی زاده و اهدای هدایا از سوی واحدهای دانشگاهی و نهادهای برون دانشگاهی پایان بخش مراسم بود.     ]]> نشست‌کتاب Wed, 18 Oct 2017 18:26:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/253042/زنجانی-زاده-فرزند-رنجم-اگر-موانعی-روبه-رو-شدید-عنوان-کنشگر-اجتماعی-مبارزه-کنید ایران در چند صدسال گذشته هیچگاه به اقتدار امروز نبوده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252927/ایران-چند-صدسال-گذشته-هیچگاه-اقتدار-امروز-نبوده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) همایش «زعیم ذوفنون» و رونمایی ازاثر فاخر «منظومه فکری آیت‌الله خامنه‌ای» عصر امروز دوشنبه (24 مهرماه) با حضور دکتر علی‌اکبر ولایتی، دکتر فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین خسروپناه، آیت‌الله رشاد و جمعی از اهالی فرهنگ و ادب در کتابخانه و مرکز اسناد دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد.   علی‌اکبر ولایتی در این آیین با اشاره به دستاوردهای نظام در مدت 8 سال ریاست جمهوری و مدت‌زمان رهبری آیت‌الله خامنه‌ای گفت: در دوره رهبری آیت‌الله خامنه‌ای اقتدار جمهوری اسلامی ایران به حدی رسیده که در تاریخ ایران بعد از اسلام از بعد از نیمه اول سلسله صفویه چنین اقتداری نداشتیم و پایه این اقتدار براساس احیای ارزش‌های اسلامی، رهبری امام و در ادامه حدود 25 سال رهبری آیت‌الله خامنه‌ای است.   وی ادامه داد: امروز به استشهاد دوستان و غیردوستان ایران مقتدرترین و تاثیرگذارترین کشور منطقه در عرصه بین‌الملل است و این اقتدار معلول یک سلسله سیاست‌ها و تدابیری است که از سوی مقام معظم رهبری ارایه شده است. به بیان رهبری 50 درصد از کار دولت مربوط به مسایل خارج از کشور است. در سیاست خارجی ایشان راهبردهایی دارند که پایه‌های آن از پیش از انقلاب در ذهنشان شکل گرفته است. مقام معظم رهبری در زمان مبارزات غیراز آثاری که خودشان تالیف کرده‌اند، ترجمه‌هایی نیز از سید قطب از رهبران اخوان المسلمین دارند که نفس اقدام به ترجمه سیدقطب نشان از جهان‌بینی رهبری در حوزه وحدت اسلامی دارد. از دیگر نشانه‌های این خصلت ایشان تدوین کتابی «نقش مسلمانان در آزادی هند» است.   مشاور رهبری در سیاست خارجی بیان کرد: بعد از انقلاب ایشان دیدگاه‌های خاصی داشتند که امروز ما در آن جهت حرکت می‌کنیم. از جمله مهم ترین این دیدگاه‌ها تقویت استقلال جمهوری اسلامی و این یعنی تبلور همان شعار «نه شرقی نه غربی» است. امروز تبلور این شعار فقط استقلال کشور و عدم وابستگی به قدرت‌های بیگانه است. از ابتدای حکومت قاجاریه تا زمان انقلاب ایران تحت تاثیر کشورهای انگلستان، روسیه و آمریکا بوده است، ولی در زمان مشروطه، نهضت نفت و انقلاب بخش بزرگی از آرمان‌های مردم ایران حول محور استقلال می‌چرخد.   ولایتی در ادامه گفت: دیدگاه غرب‌گرایانه به‌خصوص بعد از جنگ جهانی اول در ایران رشد کرد و حتی بسیاری از روشنفکران ما راه نجات را از فرق سر تا نوک پا فرنگی شدن می‌دانستند. به‌تدریج این فرهنگ در ایران جا افتاد و در این مسیر افرادی مانند جلال آل‌احمد به مبارزه با این فرهنگ برخاستند. جلال در این زمینه دو کتاب مهم «غربزدگی» و «در خدمت و خیانت روشنفکر» را تالیف کرده است. هنوز هم آثار آن غربزدگی به‌ویژه در بین برخی از اقشار تحصیل‌کرده ما وجود دارد. در این میان مقام معظم رهبری نگاه به شرق در عین حفظ استقلال را مطرح کرده است که این استقلال شامل زمینه‌هایی همچون استقلال تسلیحاتی و اقتصادی نیز می‌شود.   وی با اشاره به دیگر وجوه منظومه فکری مقام معظم رهبری افزود: از دیگر ویژگی‌های منظومه فکری آیت‌الله خامنه‌ای می‌توان به توجه به منطقه و اهداف مختلف اشاره کرد. ایشان بر این معتقدند که باید خطوط دفاعی را در خارج از مرزهای ایران مستقر کنیم. ما باید در حیاط خلوت صهیونیست‌ها حضور داشته باشیم. در زمان رهبری ایشان بحران‌هایی برای منطقه پیش آمد که در تاریخ بی‌سابقه بوده است. از جمله فروپاشی شوروی، حمله عراق به کویت و حمله آمریکا به عراق برای بیرون راندن از کویت بود. نوع دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران به رهبری آیت‌الله خامنه‌ای مرزهای کشور و اقتدار نظام را حفظ کرد.   وزیر اسبق امورخارجه ایران بیان کرد: امروز ایران در بین دریایی از ناامنی قرار دارد و هدایت و رهبری ایشان جزیره آرامش و امنی را برای ما ساخته است. همه این امنیت اقتدار و استقلال بدون رهبری داهیانه مقام معظم رهبری ممکن نخواهد بود. ایران در چند صدسال گذشته هیچگاه به اقتدار امروز نبوده که بخش مهمی از آن برپایه رهبری مقام معظم رهبری و قبل از آن رهبری امام و همراهی مردم میسر شده است. نقش اقدامات رهبری در حوزه سیاست خارجی بسیار برجسته است. ]]> دین‌ Mon, 16 Oct 2017 14:25:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252927/ایران-چند-صدسال-گذشته-هیچگاه-اقتدار-امروز-نبوده پورحسن: فهم طباطبایی از امت درست نیست/ میری: خودآگاهی در گفتمان طباطبایی مغفول است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252853/پورحسن-فهم-طباطبایی-امت-درست-نیست-میری-خودآگاهی-گفتمان-مغفول به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «اندیشه ایرانشهری: توانایی‌ها، ضعف‌ها، فرصت‌ها، تهدیدها» با حضور محمدعلی مرادی، قاسم پورحسن و سیدجواد میری عصر روز گذشته در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.    قاسم پورحسن نخستین سخنران این نشست بود که سخنانش را درباره ایران‌شناسی با رویکرد فلسفی و پدیدارشناسی آغاز کرد و گفت: دیدگاهم به لحاظ فلسفی و پدیدارشناسی با سایر رویکردهایی که در ایران از منظر تاریخی، فرهنگی و نقد ایرانشناسی به معنای ناسیونالیستی آن مطرح است، متفاوت است. من معتقدم چهار سنخ ایران‌شهری را می‌توان عرضه کرد که اندیشه من درون یکی از آنها قرار دارد. نخستین رویکرد تاریخی است که درون نظریه پیچیده تاریخ ساختار قرار دارد.   عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی دیدگاه دوم را جهان‌بینی خرد ایرانی یا نظام فکری ایرانی دانست و افزود: رویکرد سوم مبتنی بر عنصر جغرافیاست که بسیاری از نقدها درون این دیدگاه مطرح می‌شود و رویکرد چهارم هم براساس مساله فرهنگ و تداوم آن است. رویکرد من نیز در دیدگاه دوم قرار می‌گیرد و بنابراین من از نظام خرد ایرانی سخن می‌گویم.   به گفته این استاد دانشگاه، نخستین بار واژه ایران‌شهری در دوره ساسانی طرح شده و این برخلاف این دیدگاه است که بیان می‌شود واژه ایران‌شهری در دوره اشکانیان و یا هخامنشیان مطرح شده است چرا که اسناد و مدارک نشان می‌دهد که در دوره ساسانیان اردشیر خودش را با عنوان شاه ایرانیان نام می‌برد و همچنین القاب ایراندخت، ایران‌گشسب، ایران‌خرد و ... در این دوره مطرح می‌شود.   پورحسن در ادامه تاکید کرد که در راستای سخنان سیدجواد طباطبایی حرف نمی‌زند و بیشتر از دیدگاه سهروردی به این موضوع نگاه می‌کند و ادامه داد: ما انواعی از منابع تاریخی داریم به طور مثال 50 سنگ‌نوشته شامل 3 سنگ‌نوشته کوروش، 32 سنگ‌نوشته درباره داریوش و 18 سنگ‌نوشته درباره خشایار داریم منابع دوم تاریخی اساطیری ما منابعی است که در بخش نخست شاهنامه وجود دارد بخش دیگر منابع غیرایرانی است که در وداع‌ها، هرودوت و کتاب‌هایی چون «گزنفون» و ... وجود دارد و دسته دیگری از منابع آثاری هستند که در تاج‌نامه‌ها، آیین‌نامه‌ها، عهد اردشیر، کارنامه اردشیر و ... دیده می‌شوند. اینها منابع اندیشه‌ای نظام خرد ایرانی هستند.   این استاد فلسفه به دو بحث افراطی و تفریطی از اندیشه ایرانشهری اشاره کرد و گفت: فهم افراطی همان فهم ناسیونالیستی از اندیشه ایرانشهری به معنای فهم فاشیسمی و نژادی از ایرانشهر است. این نگاه را نگاهی غیرعلمی و ایدئولوژیک به نظریه ایرانشهری می‌داند که توانایی بازسازی خرد ایرانی را ندارد چرا که در این نگاه جغرافیا، تاریخ و ساختار مهم است و ما یک ایرانشهر تنها در این دیدگاه نمی‌بینیم. سیدجواد طباطبایی در دیدگاه خود نسبت به اندیشه ایرانشهری دچار تناقض می‌شود چرا که این سوال مطرح می‌شود که چگونه می‌توان پرسش تجدد را به یک نگاه ساختاری و تاریخی تطابق داد؟   پورحسن در توضیح دیدگاه تفریطی بیان کرد: ایران پس از حمله اعراب تنها کشوری است که فرهنگ، زبان و قلمروش باقی مانده است و نمی‌توان مانند شامات، مصر و ترکیه به آن نگاه کرد. اگر ما نگاه تفریطی به ایران داشته باشیم بدین معنی است که ایران از بین رفته و نظام ایرانی هم از هم پاشیده شده است. وقتی درباره ایران حرف می‌زنیم در نگاه خلافت حرف می‌زنیم و اگر الان درباره ایرانشهری سخن می‌گوییم آن را تنها به دیدگاهی که خواجه نظام داشته محدود کرده‌ایم و نه به فهمی که ابن‌سینا و سهروردی داشته است.   این محقق فلسفه بیان کرد: ما همواره وقتی از ایران سخن گفته‌ایم آن را ذیل تفکر اسلامی فهم کرده‌ایم. فهم سیدجواد طباطبایی نیز از مفهوم امت فهم درستی نیست چرا که مفهوم امت به معنای عربیت و خلافت نیست بلکه امت به معنای همه مسلمانان است یعنی تمدن اسلامی بر ساخته عرب و خلافت نیست.   این استاد دانشگاه در بخش پایانی سخنانش با بیان اینکه ما اندیشه ایرانشهری را به سلطنت تقلیل داده‌ایم توضیح داد: در صورتی که قوام این اندیشه، وابسته به خِرد ایرانی است. الجابری می‌گوید عقل و فرهنگ عربی، قبل از اسلام بوده است و بعد از اسلام هم بوده و تا الان هم ادامه دارد. اگر ابن سینا نبود، سهروردی هم وجود نمی‌داشت. بعد از ابن سینا، هر کس بخواهد فیلسوف شود، باید آثار ابن سینا را مطالعه کند. ابن سینا در منطق المشرقین می گوید: از یونانی ها دانشی به ما رسیده است و هر کس به این دانش‌ها اتکا کند، دچار انحراف خواهد شد.   قرائت طباطبایی از دید ایرانشهری تقلیل امر واقع است میری در این نشست به آخرین سخنرانی سید جواد طباطبایی با عنوان «ایران به عنوان ایران‌شهر» اشاره کرد و تاکید کرد که می‌خواهد در سخنانش برخی از سخنان این اندیشمند سیاسی را نقد کند. وی با تاکید بر اینکه خودآگاهی در گفتمان سید جواد طباطبایی مغفول مانده گفت: قرائت طباطبایی از دید ایرانشهری تقلیل امر واقع است. چشم‌اندازی که او از تاریخ توضیح منطق ایران ارایه می‌کند مطابق واقعیتی است که بیرون اتفاق افتاده است و هرکس با این واقعیت مخالفت می‌کند انگار با کل وحدت ایران مخالفت کرده است در حالی که یکی از نکاتی که باید به آن توجه کرد این است که حدود 80 سال است که در موزه تفسیر متون و هرمنوتیک در علوم انسانی شکل گرفته است و اینکه امروز کسی بگوید هرکسی با من مخالف است با کل تاریخ مخالف است جمله بسیار اشتباهی است.   به گفته این استاد جامعه‌شناسی، طباطبایی به این موضوع اشاره کرده که در گفتمان شاهنامه نژاد به معنای نژادهای بیولوژیکی است. میری در همین باره توضیح داد: به نظر می‌آید که طباطبایی به گونه‌ای حرف می‌زند که باید ما تأملات 70 ساله درباره فهم متون را نادیده بگیریم. خوانشی که از فردوسی در ایران معاصر شده و او را تبدیل به نگاهبان معاصر ایران در برابر اعراب کرده و اگر غیر از این بگوییم ضد وحدت است باعث شده که بگوییم گویی سیدجواد طباطبایی نماینده این بخش در ایران‌ شده است.   عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در بخش پایانی سخنانش تمایزی که طباطبایی بین شریعت‌نامه‌نویسی و سیاست‌نامه‌نویسی را قایل شده نقطه تمایز و قوت اندیشه ایرانشهری دانست و گفت: طباطبایی در واقع با طرح موضوع جدایی سیاست نامه‌ها از شریعت نامه‌ها، می‌خواهد بیان کند که چگونه می‌شود دیدگاه و نظریه ولایت فقیه را از مسیر شریعت نامه به مسیر سیاست نامه وارد کرد. اگر تمدن ایرانی توانسته است ماندگار شود به این علت بوده است که در این تمدن هیج ردپایی از شریعت نامه‌ها نمی‌بینیم و به همین دلیل نیز بوده است که خلافت در ایران شکل نگرفته است. به گفته میری، طباطبایی معتقد است که اگر ولایت فقیه می‌خواهد در ایران به مثابه یک ایده سیاسی دوام داشته باشد و استمرار یابد، باید در قالب سیاست نامه ادامه یابد و ایده‌اش را از شریعت نامه، به سیاست نامه تغییر دهد. باید گفت که این مطلب دقیقاً همان مسئله‌ای است که تضادهای اتفاق افتاده در این چهار دهه از عمر انقلاب از همین آبشخور نشأت گرفته است.  مرادی پژوهشگر فلسفه نیز سخنران پایانی این نشست بود. وی با طرح این گزاره که ما در مقابل پرسش زمان حال به اندیشه ایرانشهری سخنان خود را آغاز کرد و ادامه داد: در گذشته روشنفکرانی مانند ذبیح بهروز می‌خواستند پدیده ایرانشهری را در مقابل اسلام قرار دهند. این افراد به جای وحدت علمی به دنبال تفرقه ملی بودند. این بحث‌ها در پیش از انقلاب نیز بین افرادی مانند شهید مطهری(ره) و  زرین کوب مطرح بود. وی افزود: پس از انقلاب اسلامی نخستین بار در سال ۶۵ و در مقاله‌ای به قلم سید جواد طباطبایی در حوزه سیاست خارجی، مقوله ایرانشهری مطرح شد. آن زمان این گروه و بینش، با این القائات، در پی این بودند که ایران، قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل را بپذیرد و این مفهوم از آن زمان شکل گرفت. در آن دوران بسیاری از بچه‌های مذهبی نیز طرفدار ایده ایرانشهری شدند و به همین دلیل، ایده اسلامی را رها کردند و سوار قطار ایرانشهری شدند. مرادی با اشاره به اینکه باید در برابر ایده ایرانشهری، مؤلفه‌های خرد ایرانی را تبیین کنیم یادآور شد: فلسفه، پاسخ به زمان حال است ولی با لسان و فرهیختگی فلسفی نه با جدال سیاسی و حزبی. ایده ایرانشهری، نقاط قوتی دارد و با ایده باستان گرایانه در تضاد است. ایده ایرانشهری در تداومش، دوران اسلامی را طی کرده و اوجش به سده سوم تا هفتم هجری می‌رسد. ایده باستان گرایانه سعی دارد اسلام را بیرون بیندازد و بر وجه ایرانیت تمرکز دارد. این پژوهشگر فلسفه نقاط ضعف ایده ایرانشهری را نیز تبیین کرد و گفت: یکی اینکه در منشأ، واجد دو مؤلفه است و آن وحدت در کثرت و کثرت در وحدت است.  همچنین خِرد ایرانی این ظرفیت را دارد که در ثبات و تغییر وحدت و کثرت را با هم ببیند. مرادی در پایان به فرصت‌هایی که اندیشه ایرانشهری به وجود آورده اشاره و بیان کرد که زمانی دفاع از ایران فحش بود و موضوع دفاع از ایرانیت هیچ معنایی نداشت، چون نهادهای علمی تمرکز نیافته بود. ایده ایرانشهری هم قابلیت این را نداشت که تبدیل به فلسفه شود به همین دلیل اغلب تبدیل به ایدئولوژی یا تئوری می‌شد. این محقق فلسفه گفت: ما باید بتوانیم مفاخری مانند شریعتی و جلال آل‌احمد را علمی معرفی کنیم تا از خصلت تخریبی آنها دست بکشیم و باید به ساختار تولید علمی به صورت انتقادی نگاه کنیم.   ]]> نشست‌کتاب Sun, 15 Oct 2017 09:39:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252853/پورحسن-فهم-طباطبایی-امت-درست-نیست-میری-خودآگاهی-گفتمان-مغفول درخشان ترین بخش رباعی‌سرایی خواجوی کرمانی کدام است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252759/درخشان-ترین-بخش-رباعی-سرایی-خواجوی-کرمانی-کدام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، میرافضلی در این برنامه با اشاره به این‌که تقسیم‌بندی دربارۀ جریان رباعی‌سرایی در تاریخ ادبیات ایران غالباً بر مبنای مقاطع تاریخی حکومت سلسله‌ها و حاکمان است، گفت: «من برای پژوهش‌های خود یک تقسیم‌بندی دیگر دارم و رباعی فارسی را بر مبنای فراز و فرود آن، و تغییر و تحولات صورت‌گرفته در خود تاریخ رباعی، براساس یک نظم تاریخی، به شش دوره تقسیم کرده‌ام که دورۀ نخست، دورۀ شکل‌گیری رباعی است و از زمان رودکی شروع می‌شود و تا اواخر قرن پنجم هجری امتداد می‌یابد.» وی افزود: «دورۀ دوم، دو سدۀ پُرتلاطم را در تاریخ رباعی فارسی در بر می‌گیرد: قرن ششم و هفتم هجری؛ که این دوره، از بهترین دوره‌های رباعی فارسی است و هم خیام و عطار و مولانا و اوحد کرمانی و باباافضل کاشانی در آن پدید آمدند؛ و هم سنایی و معزی و انوری و مه‌ستی گنجوی و کمال اسماعیل اصفهانی.» این رباعی‌پژوه ادامه داد: «دورۀ سوم رباعی، شاعران قرن هشتم و نهم و اوایل قرن دهم را در بر می‌گیرد که در این دوره، رباعی از تلاطم افتاد و تمرکز اصلی شاعران این دوران بر قالب غزل و بعد از آن مثنوی بود و رباعیات خواجوی کرمانی هم در این دوران به عرصه آمده است.» میرافضلی با بیان این‌که در قرن هشتم نسبت به دو قرن پیش از آن، آثار ماندگار بسیار کمتری در عرصه رباعی‌سرایی خلق شده، گفت: «خواجوی کرمانی همانند چند تن دیگر از شاعران این قرن، به گفتن رباعی اهتمام ویژه‌ای داشت و از او 318 رباعی در دفتر شعر صنایع‌الکمال و  117 رباعی در دفتر بدایع‌الجمال باقی مانده و مجموعاً 435 رباعی دارد که رقم چشمگیری است.» پژوهشگر کتاب «شاعران قدیم کرمان» با اشاره به این‌که از حیث کثرت رباعی و اشتغال ذهنی به این قالب شعری، خواجو جزو سرآمدان دوران خود است، افزود: «خواجوی کرمانی در میان شاعران هم‌عصرش، از لحاظ حجم رباعی در ردیف سوم بعد از ابن‌یمین و علاءالدولۀ سمنانی قرار دارد؛ اصولاً خواجو شاعر پُرگویی است و در 64سالی که عمر کرد، شعرهای زیادی (در حدود 27هزار بیت) از خود به‌جای گذاشت و می‌شود گفت ذهنش دایماً درگیر شعر بود.» شاعر کتاب «آهسته‌خوانی» ادامه داد: «خواجو در همۀ موضوعاتی که شاعران پیش از او دربارۀ آن رباعی گفته‌اند، رباعی دارد؛ از قبیل: عشق و عرفان و اخلاق و حکمت و ستایش و نکوهش و موضوعات تاریخی و شخصی و اِخوانیات؛ و همۀ شیوه‌ها و شگردهای گفتن رباعی را نیز آزموده است.» میرافضلی ضمن آوردن نمونه‌هایی از این شیوه‌ها و شگردها گفت: «خواجو در رباعیاتش اغلب به بازی‌های زبانی علاقه دارد؛ چه در شکل جناس و چه به شکل ایهام تناسب؛ تا آن‌جا که می‌شود گفت ایهام تناسب، شگرد مرکزی بسیاری از رباعیات اوست.» وی افزود: «خواجو به صنعت سؤال و جواب نیز علاقۀ زیادی داشته است و 18 رباعی با این شگرد گفته است و البته به گمان من این رباعیات، برای شاعر بیشتر جنبۀ تفنن و تفریح داشته است، تا آن‌که روایتگر یک دغدغۀ جدی عاشقانه باشد.» این پژوهشگر ادبیات فارسی با اشاره به شیوۀ «ارسال مثل» گفت: «آوردن مصراع مثلی یا مثل‌گونه در رباعی، مخصوصاً در مصراع آخر رباعی، یکی از شگردهای رایج در این قالب است و اصولاً ساختار رباعی به گونه‌ای است که با برجستگی مصراع چهارم به شکل یک جملۀ قصار و یک عبارتی که ضربۀ ‌نهایی را به ذهن مخاطب وارد کند، زمینه را برای ارسال مثل در رباعی به‌خوبی فراهم کرده است؛ و خواجو، بیش از همگنان خود به ارسال مثل در رباعی توجه داشته و حدود ده رباعی مثلی دارد.» میرافضلی در بخش پایانی سخنانش، «خیامانه‌‌های خواجو» را درخشان‌ترین بخش کارنامۀ رباعی‌سرایی او برشمرد و افزود: «من حدود 30 رباعی از دیوان خواجو استخراج کرده‌ام که در فضای رباعیات منسوب به خیام سروده شده است و به مکتب خیام تعلق دارد.» پژوهشگر کتاب «رباعیات خیام در منابع کهن» ادامه داد: «گرایش شاعران قرن هشتم به مضامین خیامانه، در همۀ قالب‌های شعری درخور توجه است و در رباعیات آن‌ها هم قابل پیگیری است؛ حافظ، یکی از پیروان اصیل این مکتب است، اما این تفکر را بیشتر در غزل‌هایش بازتاب داده؛ در رباعیات سلمان ساوجی، خواجوی کرمانی، ابن‌یمین، ناصر بخارایی، عبید زاکانی و عماد فقیه کرمانی، مضمون اغتنام وقت، باده‌پرستی و شادخواری، شکوه از فلک و ناگواری مرگ دیده می‌شود؛ و البته یکی از مفاهیم اصلی شعر خیامی، یعنی شک و حیرت فلسفی، به‌کلی در رباعی قرن هشتم هجری غایب است.» وی افزود: «جالب این‌جاست که از این گروهِ شاعران قرن هشتم، فقط خواجوی کرمانی است که رباعیاتش به کاروان رباعیات منسوب به خیام نپیوسته و از مابقی، یک یا چند رباعی، به تصرف مجموعه‌های خیام در آمده است.» میرافضلی همچنین گفت: «هرچند رباعیات خواجو هم باید مورد بحث و گفت‌وگو و پژوهش بیشتر قرار گیرد و جای سخن بسیار دارد، اما اعتبار اصلی او در تاریخ شعر فارسی، به غزل‌های او و بعد هم مثنوی‌های اوست؛ به‌ویژه نقش پررنگی که این شاعر بزرگ ایران و کرمان در تحول غزل فارسی داشته است.» گفتنی است؛ «سیدعلی میرافضلی» شاعر، پژوهشگر و رباعی‌پژوه برجستۀ کشور که صاحب تالیفات و کتاب‌های پرشماری در حوزۀ شعر و پژوهش ادبی است، مدیر روابط عمومی مس منطقۀ کرمان است که فعالیت‌های فرهنگی، هنری و ادبی متعددی نیز با حضور وی در این منطقه پایه‌ریزی و برگزار شده است.   ]]> ادبيات Thu, 12 Oct 2017 12:53:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/252759/درخشان-ترین-بخش-رباعی-سرایی-خواجوی-کرمانی-کدام «روضة‌الاحباب» منظومه روایی با بُن‌مایه‌های ضعیف تاریخی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252485/روضة-الاحباب-منظومه-روایی-ب-ن-مایه-های-ضعیف-تاریخی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «روضة‌الاحباب» روایتی داستانی و منظوم در مقتل امام حسین(ع) به زبان هورامی، چهارشنبه (12 مهرماه) با حضور مظهر ادوای، مصحح و مترجم اثر، دکتر جلال جلالی‌زاده، استاد دانشگاه تهران، دکتر نادر کریمیان سردشتی، نویسنده و پژوهشگر اسلام‌شناسی و ایران‌شناسی، دکتر محمدعلی سلطانی، استاد تاریخ، نویسنده و پژوهشگر و دکتر محسن ناجی نصرآبادی، معاون پژوهشی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی در سرای اهل قلم برگزار شد.   جلالی‌زاده، استاد دانشگاه تهران به‌عنوان منتقد در این نشست، با اشاره به ارزشمند بودن کار مترجم این اثر بیان کرد: کتاب از نظر حفظ کلمات و مفاهیم قرآنی بسیار خوب و ارزشمند است. مترجم، این اثر ارزشمند را از نابودی حفظ کرده است. در کنار محاسن، این اثر نواقصی نیز دارد که امیدواریم در چاپ‌های بعدی اصلاح شوند. بهتر بود مترجم ماهیت کتاب را بیشتر معرفی می‌کرد تا از طریق سبک‌شناسی و اسطوره‌شناسی کتاب، شاید بتوانیم شاعر آن را شناسایی کنیم.   وی ادامه داد: مترجم درباره زبان هورامی و نظریات اندیشمندان و مستشرقان مقدمه خوبی نوشته، ولی ای ‌کاش کلمات و واژه‌ها با ادبیات کردی نوشته می‌شد، چون بسیاری از کرد‌زبان‌ها و عرب‌زبان‌ها در هنگام مطالعه این اثر دچار مشکل می‌شوند. بهتر است در چاپ بعدی از الفبای کردی استفاده شود. برخی اشعار کتاب نیز از نظر وزنی ایرادهایی دارد که شاید بخش زیادی از آن به شاعر بازمی‌گردد و بخشی نیز شاید به مصحح و مترجم بازگردد. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که اگر ترجمه خوب مظهر ادوای نبود، بسیاری از اشعار برای مخاطب قابل فهم نبودند. اما بهتر بود در پاورقی برخی کلمات تصحیح یا ترجمه می‌شدند.   این پژوهشگر گفت: با توجه به قرائن موجود در کتاب، مشخص می‌شود شاعر اهل سنت بوده است. همچنین به نظر می‌رسد شاعر به زبان‌های فارسی، عربی و کردی آشنایی داشته، چراکه در اشعار از ترکیب این کلمات استفاده کرده است. نکته دیگر اینکه اگر به‌جای برخی منابع امروزی به منابع اصیل درباره حادثه کربلا مراجعه می‌شد، شاید اثر وزن بهتری پیدا می‌کرد. مصحح باید علاوه بر این نسخه به سراغ نسخه‌های دیگر این کتاب نیز می‌رفت و آن‌ها را بررسی می‌کرد.      عنوان «روضة‌الاحباب» زیبنده این اثر نیست کریمیان سردشتی نیز در ادامه مباحث با اشاره به عنوان این اثر بیان کرد: عنوان، زیبنده این کتاب و متن نیست، چراکه هیچ پیوندی با «روضة‌الاحباب» ندارد. مولف وجه تسمیه‌ای برای کتاب تعیین نکرده است. البته این اشتباه از ترجمه اثر شروع نشده، بلکه آغاز اشتباه از نسخه‌نویسان بوده که این نام را بر اثر نهادند. این کتاب، منظومه روایی بر پایه‌های اسطوره و بُن‌مایه‌های بسیار ضعیف تاریخی است. در حالی‌که «روضه‌الاحباب» نام چند کتاب مشهور و شناخته شده است و به‌نظر می‌رسد در اینجا نامی جعل شده است.   وی ادامه داد: درباره سختی کار مترجم و مصحح کتاب باید به این نکته که این اثر تک‌نسخه و منحصر به فرد بوده و هیچ نمونه دیگری از آن یافت نشده، اشاره کرد چون در این شرایط دست مصحح بسته است؛ البته این مانع نمی‌شود که تصحیح قیاسی انجام نگیرد. مصحح باید براساس قرائن علمی، تصحیح بدون غلط انجام دهد و برای انجام این کار تسلط بر مسائل زبانی و عروض و قافیه نیز لازم است. من هم معتقدم این اثر به دلیل اینکه یک منظومه کردی است، باید با رسم‌الخط کردی نوشته می‌شد که امیدوارم این موضوع در چاپ‌های بعدی صورت گیرد.   این پژوهشگر درباره نسخه‌شناسی اثر نیز گفت: صاحب منظومه بیان کرده که در این اثر از چهار منبع با‌ عنوان‌های «روضة‌الاحباب»، «جوهری»، «سرباز» و «عالم آرا» استفاده کرده است. درباره این آثار می‌توان گفت که «عالم آرا» چند نسخه دارد که بیشتر آن‌ها در دوره صفویه تدوین شده و به‌نظر نمی‌رسد از نظر موضوعی پیوندی با موضوع این کتاب داشته باشند. درباره جوهری نیز می‌توان اشاره کرد که منظور، محمدابراهیم جوهری اصفهانی است که نگارنده «طوفان‌البکاء» بوده که در سال 1253 هجری قمری درگذشته و کتاب را نیز در سال 1250 هجری قمری تالیف کرده است. پس با توجه به این قرائن، منظومه‌ای که به‌نام «روضة‌الاحباب» ترجمه شده، باید متعلق به دوره متأخر یعنی بعد از 1253 هجری قمری باشد. همچنین درباره نسخه‌شناسی اثر اشتباهات تاریخی دیگری نیز رخ داده که باید اصلاح شوند.   کریمیان سردشتی افزود: این متن پر از مقابله‌های غیرمعقول است و لذا بیشتر حماسی است تا تاریخی. جا داشت مصحح به جای مقدمه درباره واقعه کربلا به این‌گونه مسائل مطرح‌شده که موضوع و محور اصلی کتاب هستند، بیشتر می‌پرداخت. به این دلیل که در این منظومه شاعر از 12 امام صحبت می‌کند و تفکرات دوازده امامی دارد، فکر نمی‌کنم وی اهل سنت باشد.   وی در پایان عنوان کرد: با تمامی موارد ذکر شده باید به مترجم این اثر تبریک گفت، زیرا به خاطر ناآشنایی ایرانیان با زبان و ادبیات کردی، احیای این‌گونه نسخه‌های خطی، بسیار ارزشمند است. اما مترجم در چاپ‌های بعدی باید با دقت‌نظر و صرف وقت بیشتر و انجام مطالعه و پژوهش‌های گسترده‌تر، اشکالات موجود را برای غنی‌تر شدن اثر برطرف کند.   اعتقاد دارم که سراینده این اثر اهل سنت است سلطانی، پژوهشگر و استاد تاریخ نیز در پاسخ به شبهه به‌وجود آمده درباره سنی یا شیعه بودن نگارنده این اثر گفت: 95 درصد اعتقاد دارم سراینده این اشعار اهل سنت است. در بیشتر موارد اجازات علمی علمای اهل سنت هم دوازده امامی است، منتهی هر جغرافیایی اعتقادات خاص خود را دارد لذا شیعه و سنی بودن ما نیز با اعراب متفاوت است. پس نمی‌توان به این دلیل که وی نام 12 امام را برده، گفت که وی شیعه بوده است.   این نویسنده ادامه داد: از متن این کتاب درک کردم هورامی، زبان مادری شاعر «روضة‌الاحباب» نبوده، بلکه از قرائن چنین برمی‌آید که وی ساکن منطقه‌ای بین کرمانشاه و پاوه بوده و به این دلیل با زبان هورامی آشنایی داشته است. حمایت بنیاد پژوهش‌ها از چاپ آثار فاخر ناجی نصرآبادی، معاون پژوهشی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس نیز در مقام ناشر این اثر در بخش پایانی این نشست بیان کرد: تاکنون بین 200 تا 250 متن خطی در مجموعه بنیاد پژوهش‌ها احیا شده که از آن جمله می‌توان به «تفسیر ابوالفتوح رازی» اشاره کرد. درباره «روضة‌الاحباب» نیز باید گفت که وقتی مترجم جوان آن این اثر را برای چاپ به بنیاد پژوهش‌ها آورد با توجه به اولین بودن در نوع خود، چاپ آن را قبول کردیم تا مترجم برای انجام پژوهش‌های بهتر تشویق شود و پژوهش‌هایی از این‌دست ادامه پیدا کند. ما به‌عنوان ناشر در آینده نیز از این مترجم جوان و دیگر آثار فاخر حمایت می‌کنیم. درباره ایرادات وارد شده به این کتاب نیز ذکر این نکته نیز ضروری است که وقتی یک اثر تک‌نسخه باشد، دست مصحح در بسیاری از موارد بسته است و لذا کار تصحیح بسیار سخت می‌شود و خالی از اشکال نیز نخواهد بود. در چاپ دوم اصلاحات لازم صورت می‌گیرد.   تک‌نسخه‌ای بودن کار تصحیح را سخت می‌کند مظهر ادوای، مصحح و مترجم «روضة‌الاحباب» نیز با اشاره به اینکه این اثر، روایتی داستانی و منظوم به زبان هورامی است که در سال 94 از سوی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی رونمایی و منتشر شده، در معرفی زبان هورامی توضیح داد: زبان هورامی از گروه زبان‌های شمال غربی ایران است و زیرشاخه کردی محسوب می‌شود، ولی برخی از شرق‌شناسان معتقدند زبان جداگانه‌ای است. زبان هورامی، بیش از هزار سال در مناطقی همچون کرکوک و موصل تا همدان و کردستان ایران به‌عنوان زبانی غیررسمی نوشته می‌شد. در کتابخانه‌های ایران و بسیاری از کشورها همچون ترکیه، عراق، آلمان و دانمارک، نسخه‌های خطی زیادی از این زبان موجود است. در کتابخانه برلین، 120 نسخه کتاب به زبان هورامی وجود دارد. این زبان خرده‌فرهنگ‌های مختلفی را به هم متصل می‌کرد. کتاب «روضة‌الاحباب» نیز یک متن غیررسمی است که در کردستان تالیف و کتابت شده است.   وی افزود: در این نسخه، گفتمان‌های گوناگونی را می‌بینیم، همچنین در این اثر، تاریخ به یک روایت و داستان تبدیل شده است. «قاسم‌ابن ابوبکر کرد» این نسخه را کتابت کرده، ولی سراینده اشعار مشخص نیست. در این کتاب سه‌گونه قرائت تراژیک یا سوگوارانه، حماسی یا اسطوره‌ای و عرفانی را مشاهده می‌کنیم. روایت‌هایی به این شکل از دوره صفویه آغاز و در دوره قاجار بیشتر می‌شوند. در این دوره تاریخ به داستان تبدیل شده تا مردم بهتر و بیشتر با عاشورا و وقایع آن آشنا شوند.   مترجم و مصحح «روضة‌الاحباب» درباره مشکلات در مسیر پژوهش و تصحیح این کتاب نیز گفت: یکی از مشکلات اساسی،‌ تک‌نسخه‌ای بودن اثر بود. البته باید بگویم که در این چند سال که از کار تصحیح اثر گذشته، نگاهم تغییراتی کرده و اگر امروز بخواهم آن‌را ترجمه و تصحیح کنم، قطعا متفاوت با این اثر خواهد بود. ]]> دین‌ Wed, 04 Oct 2017 16:45:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/252485/روضة-الاحباب-منظومه-روایی-ب-ن-مایه-های-ضعیف-تاریخی