خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين علوم‌انسانی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Thu, 20 Sep 2018 00:44:24 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 20 Sep 2018 00:44:24 GMT علوم‌انسانی 60 خاطرات ندیمه حرمسرای ناصری از تعزیه زنانه/ روایت علویه خانم از تکیه دولت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265432/خاطرات-ندیمه-حرمسرای-ناصری-تعزیه-زنانه-روایت-علویه-خانم-تکیه-دولت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- در عصر قاجار و به‌ویژه عهد ناصری سنت‌ها و آئین‌های مذهبی فراگیر شدند و همین امر به زنان فرصتی داد که به رغم موانع فرهنگی، تمدنی و مذهبی به این عرصه وارد شوند. زنانی که بنا به دلایل فرهنگی، سیاسی و دینی کمتر امکان بروز و ظهور اجتماعی داشتند. مورخان و سفرنامه‌نویسانی که در دوره قاجار به ایران سفر کردند مطالب جالبی را درباره حضور و نقش‌آفرینی زنان در برگزاری مراسم عزاداری در آثار خود مکتوب کرده‌اند که در این گزارش به برخی از آنها می‌پردازیم. علاقه زنان قاجاری به نمایش تعزیه ساموئل گرین ویلر بنجامین در  سفرنامه «ایران و ایرانیان» به حضور زنان در آیین‌های محرم اشاره می‌کند و می‌نویسد: «در گوشه و کنار شهر خانواده‌های متمول برای آن (تعزیه) هزینه‌ها صرف می‌کردند و حتی برخی اموالشان را در این راه وقف می‌کردند. زنان به این نمایش مذهبی علاقه و وابستگی عمیقی داشتند و بیش از مردان حضور می‌یافتند.» او درباره مکان اختصاص یافته به زنان در تکیه دولت نیز چنین می‌نویسد: «صحن تکیه را طوری ساخته بودند که نسبت به سکوی وسط آن شیب داشت، به‌طوری که زنانی که عقب‌تر نشسته بودند بدون مانع و ناراحتی بتوانند تعزیه‌خوانان را روی سکو مشاهده کنند.» دوستعلی‌خان معیرالممالک در کتاب «یادداشت‌هایی از زندگی خصوصی ناصرالدین‌شاه» درباره علاقه یکی از زنان شاه بر برگزاری تعزیه می‌نویسد: «انیس‌الدوله، سوگلی و بانوی اول حرم، از جمله زنانی بود که در برقراری تعزیه بسیار مجد و علاقه‌مند بود. وی به همراه شکوه‌السلطنه، مادر مظفرالدین‌شاه، در حیات و تالار جنبی، مجلس تعزیه برقرار می‌کرد.» محمدحسن خان اعتمادالسلطنه نیز در «روزنامه خاطرات» خود درباره فعالیت انیس‌الدوله در ایام محرم می‌نویسد: «روز سوم محرم که علم شاه را تزئین و به تکیه دولت می‌بردند، وی متصدی بستن و زینت آن می‌شد، در حالی‌که پیش از این مهدعلیا مسئول آن بود.» خاطرات ندیمه حرمسرای ناصری از تعزیه زنانه بر اساس خاطرات مونس‌الدوله، ندیمه حرمسرای ناصرالدین‌شاه گاهی زنان خود اجرای تعزیه را در دست می‌گرفتند. تعزیه‌های زنانه را بازیگران زن و با روی باز اجرا می‌کردند. پیرمردی مشهور به معین‌البکاء اشعار مخصوص تعزیه را از طریق خواجه‌ها که سواد داشتند به زنان حرمسرا یاد می‌داد و این زنان که بر تعزیه‌خوانی مسلط می‌شدند لقب «آخوند» یا «ملا» می‌گرفتند. علاوه بر پخش موزیک گاهی این زنان سوار بر اسب و شمسیر در دست در صحنه حاضر می‌شدند. در بخش دیگری از خاطرات او می‌توان به این مطلب پی برد که در این دوره، سردسته تعزیه‌خوانان زنانه معمولا دختر فتحعلی‌شاه معروف به «شاهزاده خانمه» بود که تا اواسط عصر ناصری در قید حیات بود. دامن کوتاه چین‌داری می‌پوشید و مثلا اگر دختری باید آهنگ حزن‌آوری می‌خواند، کشیده‌ای بر صورتش می‌زد تا گریه کند... وی هنگام نوحه‌سرایی سر و پایش را برهنه می‌کرد و زنان به تبعیت از او این کار را می‌کردند و زیر علم می‌ایستادند و سینه‌زنی می‌کردند.   زنان قجری در تکیه دولت حاجیه خانم علویه کرمانی مؤلف «روزنامه سفر حج، عتبات عالیات و دربار ناصری» در بخشی از اثر خود به مراسم ویژه ماه محرم می‌پردازد و در این بخش از حضور زنان در تعزیه چنین می‌نویسد: «امروز که هجدهم (شعبان) است، الحمدالله گلوی خانم تاج السلطنه (دختر ناصرالدین شاه و تازه عروس) بهتر است و امروز اول تعزیه تکیه دولت است. چهار ساعت به غروب مانده اول تعزیه است. رفتیم در تکیه دولت، دو سه طبقه ساخته شده، ولی مختلف. بعضی جاها ســه طبقه است، بعضی جاها دو طبقه است. زن‌های شاه و کلفت‌ها طبقه اول و دویم، توی بالخانه‌ها تمام زنبوری کشیده. شاه خودش و عزیزالسلطان (نوجوانی عزیزکرده شاه) هم با چند نفر پیشخدمت مخصوص در طبقه اول می‌نشیند. طبقه آخری همه طاق‌نماها بسته. نمی‌دانم چقدر اسباب چراغ، هر چه بگویم بیشــتر و بالاتر اســت. روزها هم چراغ‌های بعضی طاق‌نماها روشــن، شــب که چه عرض کنم که کرور کرور چراغ روشن...» او در جای دیگری می‌نویسد: «امروز که شنبه بیستم است، باز ظهر از خواب برخاسته، به طریق دیروز رفتم تعزیه. ولی شاه اینجا شب و روز پهلوی زن‌هایش می‌نشیند. منزل خاصی ندارد. گاهی این اطاق، گاهی آن اطاق، گاهی پشت زنبوری با زن‌ها صحبت می‌کند. دخترهای مردم را تماشا می‌کند، پول می‌دهد. مردم بیعار هم دخترها را می‌آورند نشان می‌دهند.»   محرم و حضور اجتماعی زنان عهد قاجار عبدالله مستوفی در کتاب «شرح زندگانی من» درباره فعالیت زنان در ایام محرم می‌نویسد: «مادرم در قسمت خود گذشته از قلیان و چای و قهوه، عدس و قهوه بو داده و 6 رنگ قاووت در حقه‌های بلور که در سینی‌های ورشو چیده شده بود، به مهمان‌های خود تقدیم می‌کرد. عدس بو داده را خانم‌ها برای این می‌خوردند که تصور می‌کردند اشک چشم را زیاد می‌کند. قاووت هم که مایه‌اش نخودچی و قند و مغز لیموی عمانی و گشنیز یا قهوه یا دارچین یا رازیانه یا مغز بادام سائیده چاشنی آن می‌شد، تنقلی بود که خانم‌ها به جای شیرینی پذیرایی‌های معمولی اختراع کرده بودند.» او حضور زنــان در مجالــس روضه‌خوانــی را چنیــن توصیــف می‌کند:‌ «فعال‌ترین بعد حضور اجتماعی زنان دوره قاجار، شــرکت در مراســم عزاداری ماه محرم، روضه‌خوانــی و نمایش‌های تعزیــه بود. الزم به ذکر است که این مراسم در آن دوره مدت زمان بیشتری را در برمی‌گرفت.» روایت بانوی انگلیسی از حضور زنان در تعزیه مری لئنورا وولف شیل، همسر جاستین شیل سفیر انگلستان در اوائل دوره پادشاهی ناصرالدین شاه است. او مشاهدات و تجربیات خود از سفر به ایران را در کتابی با عنوان «جلوه‌هایی از زندگی و آداب و رسوم ایران» گردآوری کرد. او در این اثر اشاراتی هم به مراسم محرم و حضور زنان در این مراسم دارد: «جایگاه مخصوص شاه در بالا و روبه‌روی صحنه قرار داشت و در سمت راست آن ابتدا جایگاه عموهای شاه و صدراعظم و پس از آن به ترتیب محل نشستن وزیر مختار انگلیس و وزیر مختار روسیه و دیگران بود. در سمت چپ نیز جایگاه مادر شاه، زن‌ها شاه، همسر صدراعظم، من و همسر وزیر مختار روسیه قرار داشت. در اثنای نمایش با پذیرایی مستمر به‌وسیله چای و قهوه و قلیان (برای کسانی که به آن عادت داشتند) رفع خستگی تماشاگران می‌شد. تمام محوطه پر از جمعیت می‌شد که تعداد آنها به چندین هزار نفر می‌رسید. قسمتی از محل تماشاچیان به زن‌ها اختصاص داشت که اغلب آنان از طبقات پایین اجتماع محسوب می‌شدند و آنها درحالیکه خود را کاملا در چادر پیچیده بودند، در روی زمین می‌نشستند. قبل از آغاز نمایش، سعی و کوشش این زن‌ها برای پیدا کردن جای مناسب، واقعا دیدنی بود، این کار، فقط به داد و فریاد و فحش تمام نمی‌شد، بلکه بعضی از آنها پس از مدتی جار و جنجال، اغلب به جان هم افتاده و با کتک‌کاری و کوفتن لنگه کفش به سر و صورت یکدیگر که گاهی به پاره کردن چادر نیز منتهی می‌شد، سعی در یافتن جای مناسب داشتند. در این میان فراش‌های حاضر در محل نیز با نثار بی‌رحمانه چوبدستی‌های خود به سر و کله این ستیزه‌گران، آنها را  آرام می‌کردند.» وقتی مردان جایی در تکیه دولت نداشتند! کارلا سرنا تنها زن جهانگرد اروپایی که در دوران سلطنت ناصرالدین شاه به ایران سفر کرد در سفرنامه خود اشاره‌ای به تکیه دولت و حضور زنان در این تکیه دارد و در این‌باره می‌نویسد: «من افتخار این را داشتم که از سوی اعلیحضرت برای تماشای تعزیه در جایگاه مخصوص همسر سوگلی شاه، که عنوان ملکه ایران را دارد دعوت شوم. آن روز نهمین قسمت واقعه کربلا (تاسوعا) به معرض نمایش گذاشته شده بود. ملکه به آن دلبستگی خاصی نشان می‌داد و جزئیات حوادث را می‌گفت برای من شرح بدهند و به نظر می‌رسید با موضوع نمایش آشنایی کامل دارد او و سایر خانم‌های همراهش از تماشای تعزیه سخت متأثر شده بودند. همه آنها بر مصائبی که بر بزرگان دینشان گذشته است، به شدت اشک می‌ریختند.» مهدی‌قلی‌خــان هدایــت نیز درباره مراســم مذهبــی دوران قاجار و شــرکت زنان در آن ایــن گونــه روایــت می‌کنــد:  «در تکیــه دولت، اطراف سکو از زن‌ها پر می‌شد، قریب شش هزار نفر و حتــی مردها به علت کثرت جمعیــت زنان، بدان راه نمی‌یافتنــد.» ]]> علوم‌انسانی Wed, 19 Sep 2018 06:00:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265432/خاطرات-ندیمه-حرمسرای-ناصری-تعزیه-زنانه-روایت-علویه-خانم-تکیه-دولت نگاه سروش محلاتی به واقعه عاشورا «نگاه عصری» مساله‌محور است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265448/نگاه-سروش-محلاتی-واقعه-عاشورا-عصری-مساله-محور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، قیام حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع) و واقعه عاشورا یکی از عظیم‌ترین رخدادهای تاریخ بشری است که در طول تاریخ مورد بحث و بررسی اندیشمندان، مورخان، ادیبان و دیگر چهره‌ها بوده است. واقعه کربلا هرچند برای عامه شیعیان قابل فهم و درک است و ارزش‌های آن همیشه مورد ترویج قرار گرفته، اما برای فقها ابهاماتی در مسائل فقهی آن وجود داشته و بنابراین سعی کرده‌اند که با ارائه تحلیل‌های مختلف آن ابهامات را در قالب قواعد فقهی درآورده و در جنبه‌های استثنایی آن را توجیه کنند. فقها در فقه به احکامی ملتزم هستند که واقعه عاشورا در ظاهر با برخی از آن احکام ناسازگار است. به همین دلیل باید توضیح دهند که آیا فعل امام (ع) مطابق با همان قواعد است و یا مطابق با قواعد دیگری است؟ به عنوان مثال اگر وظیفه امر به معروف و نهی از منکر با احتمال خطر و ضرر ساقط می‌شود، چرا امام(ع) بدان اقدام کرد؟ و اگر اقدام به قتل نفس، حرام بوده چگونه امام با علم به شهادت به این امر مبادرت ورزید؟ و اگر در آن شرایط مقاومت و ایستادگی واجب بود، چرا حضرت سیدالشهدا(ع) در شب عاشورا اصحاب خود را برای بازگشت از کربلا آزاد گذاشت؟ سوالات و ابهامات بسیاری از این دست در واقعه عاشورا دیده می‌شود که پژوهشگران تاریخ و مورخان از پاسخ به آن‌ها در می‌مانند و تلاش آنها صرفا برای روشن شدن اصل واقعه است، اما فقها که به استنباط احکام شرعی می‌پردازند تا تکلیف مکلفان را معلوم کنند و از سوی دیگر آنها عمل امام معصوم را نیز حجت می‌دانند، نمی‌توانند این پرسش‌ها را نادیده گرفته و درباره آن بحث نکنند. بنابراین به قول نویسنده کتاب از زمان شیخ مفید تا زمان صاحب جواهر و پس از آن همواره فقها درباره این پرسش‌ها بحث کرده و درباره آن تحقیق کرده‌اند. در قرن حاضر نیز طیف مهمی از فقها به این امر مهم پرداخته‌اند و پرونده این پروژه تحقیق باز است. حجت‌الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی، استاد دروس خارج فقه حوزه علمیه قم یکی از مهم‌ترین اندیشمندانی است که در گفتارها و نوشتارهای خود به بررسی ابعاد مختلف فقهی واقعه عاشورا پرداخته است. «فقاهت در عاشورا» در اصل متن پیراسته و تحقیق شده چند سخنرانی استاد سروش محلاتی در این موضوع است که 10 فصل دارد. عناوین این فصول دهگانه کتاب به ترتیب عبارتند از: «فقه عاشورا(1)»، «فقه عاشورا(2)»، «شهادت، حق یا تکلیف»، «فاجعه عطش در عاشورا»، «انقلاب، ارزش یا روش؟»، «چارچوب گرته‌برداری از قیام حسینی»، «تعمیم‌پذیری واقعا عاشورا»، «کناره گیری از قدرت»، «نسبت جهاد بیرون و جهاد درونی» و «مواجهه پذیری با دشمن یا مواجهه گریزی». یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های سروش محلاتی فقه تمدن‌ساز و نسبت اسلام با مقتضیات زمان است. به همین دلیل نگاه او به واقعه عاشورا نیز یک «نگاه عصری» مساله محور است. بر این اساس مهم‌ترین مباحث این کتاب درباره چگونگی بهره‌برداری از قیام و مفاهیم آن برای جامعه امروز است. ما چگونه می‌توانیم از قیام حضرت سیدالشهدا در جامعه امروز بهره ببریم و اصولا نسبت تعمیم‌پذیری این قیام چگونه است؟ به باور نویسنده رخداد عاشورا در جزئیات مسائل و پرسش‌های زیادی را برای مخاطبان به همراه دارند که برخی از آنها مربوط به گذشته است. به عنوان مثال آیا در اربعین یعنی پس از گذشت چهل روز از واقعه آیا کاروان اسرای اهل بیت از شام به کربلا رسیدند یا خیر؟ درباره این ابهامات کتاب‌ها و پژوهش‌های مهمی انجام شده و اصولا این قبیل مسائل جنبه تاریخی دارند و تاثیری بر زندگی و عمل و تکلیف امروز ما ندارند. اما در این میان پرسش جدی این است که آیا قیام حضرت سیدالشهدا(ع) و روش ایشان در مواجهه با حکومت اموی یزیدی، امروزه واقعا برای ما نیز الزام آور است یا خیر؟ آیا ما هم باید با همان شعارها و همان حرکات را تکرار کنیم؟ سروش محلاتی در این کتاب به بررسی و تحلیل این مسائل پرداخته و راه‌های برداشت امروزیان از واقعه عاشورا را ارائه کرده است. انتشارات میراث اهل قلم «فقاهت در عاشورا» اثر محمد سروش محلاتی را با شمارگان 500 نسخه، 200 صفحه و بهای 20 هزار تومان روانه بازار اندیشه کرده است. ]]> علوم‌انسانی Wed, 19 Sep 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265448/نگاه-سروش-محلاتی-واقعه-عاشورا-عصری-مساله-محور لحظه شهادت حضرت سیدالشهدا به روایت تاریخ طبری و انشای بلعمی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265449/لحظه-شهادت-حضرت-سیدالشهدا-روایت-تاریخ-طبری-انشای-بلعمی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ محمد آسیابانی: گزارش قیام حضرت سیدالشهدا و اصحابش در قالب مقتل‌ها از سوی مورخان مختلف اعم از شیعه و اهل سنت روایت شده است. مقتل‌های نخستین توسط دو گروه از نویسندگان نگاشته شد: یک دسته از راویان، وقایع‌نگاران سپاه عمر سعد بودند و دسته دیگر راویان از اصحاب اهل بیت علیهم السلام. یکی از نخستین مقتل‌ها متن ابی مخنف است که بعدها مورد استفاده محمد بن جریر طبری تاریخ‌نگار مشهور سده سوم هجری در کتاب «تاریخ کبیر» یا «تاریخ الرسل و الملوک» قرار گرفت. ترجمه تاریخ طبری به فارسی 42 سال پس از درگذشت او یعنی به سال 352 هجری آغاز شد. انشای دیگری از این کتاب به قلم شیوا و فارسی روان ابوعلی محمد بلعمی، وزیر منصور بن نوح سامانی نیز اکنون در دست ماست. در این انشا بلعمی به تصحیح برخی روایت‌های طبری نیز پرداخته است. به دلیل همین تصحیح و اضافات بود که کتاب بلعمی بعدها به عنوان یک اثر جداگانه مورد پذیرش قرار گرفت. از انشای ابوعلی بلعمی نسخ متعددی بر جای مانده است. دکتر محمد سرور مولایی با تصحیح یکی از نسخه‌های این انشا متعلق به گنجینه نسخ خطی مجموعه آستان قدس رضوی که 224 ورق دارد و حوادث میان سال‌های 15 تا 132 هجری دربر دارد، کتاب «قیام سیدالشهدا حسین بن علی(ع) و خونخواهی مختار؛ به روایت طبری و انشای ابوعلی بلعمی را به مرحله طبع رساند. این کتاب برای نخستین بار در سال 1359 توسط انتشارات بنیاد فرهنگ ایران وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی وقت (وزارت علوم فعلی) در 124 صفحه و شمارگان سه هزار نسخه منتشر شد. این کتاب بعدها از سوی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بازچاپ شد. محتوای کتاب با خبر بیعت خواستن یزید و مخالفت امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر آغاز شده و با روایت مصاف لشگر مختار ثقفی با مصعب بن زبیر و قتل مختار به پایان می‌رسد. لحظه شهادت امام حسین (ع) در فصل «خبر محاربة عسکر یزید مع الحسین بن علی(ع)» این کتاب به صورت زیر به تصویر کشیده است: لحظه شهادت حضرت سیدالشهدا امام حسین بن علی «... و حسین را تشنگی غلبه کرد. برفت لب آب و دست فراز کرد به آب. شمر گفت یا مردمان، مگذارید که آب خورد که او از تشنگی مرده است، چون آب خورد زنده شود. مردی از بنی ایادی، تیری بینداخت. حسین ــ رضی الله عنه ــ آب از دهن بیرون انداخت و برخاست و تیر بیرون کشید و بازگشت و خون همی آمد. به خیمه آمد و بایستاد. و عمر سعد آهنگ گرفتن وی کرد. شمر پیادگانرا گفت حمله برید. و حسین حمله را همی گرفت و از ایشان بسیار بیفکند. و سی و چهار جای بر تن وی جراحت کردند و خون بسیار از تن وی برفت و تشنگی سخت بر وی غلبه کرد. عمر با شش پیاده از خاصه خویش آهنگ او کرد و شمشیر بکشید. چو نزدیک رسید، مردی ــ نام وی ذرعه لعنت الله ــ شمشیر بزد بر کتف حسین و ببرید و حسین ــ رضی الله عنه ــ بیفتاد. و ذرعه دانست که کار وی ببود. حسین برخاست تا با خیمه شود، نتوانست از ضعیفی. پس سنان بن انس ــ لعنت الله ــ نیزه‌ای بزد بر پشتش و به سینه بیرون آمد و نیزه بیرون کشید. و حسین ــ رضی الله عنه ــ جان تسلیم کرد و بمرد ــرضی الله عنه و عن ابویه ــ پس سنان، خولی را گفت فراز شو و سرش ببر. فراز شد و سرش ببرید از حلق ــ و گروهی گویند از قفا ــ و تنش همانجا بگذاشت. قیس بن اشعث فراز آمد و شمشیر او برگرفت و تنش برهنه کرد. و شمر آهنگ خیمه کرد و خیمه را برکندند و هر چه جامه و چیز بود غارت کردند. و زنان همی خروشیدند. عمر بن سعد آواز زنان بشنید. آنجا رفت. پیادگانرا دید که جامه‌ها غارت همی کردند. و علی ــ پسر کهتر حسین ــ بیمار بود بر بستر خفته و شمر برش ایستاده و شمشیر کشیده و خواست که بزند. عمر دستش گرفت و گفت شرم نداری؟ از کشتن کودک بیمار چه آید؟ شمر ــ لعنت الله ــ گفت امیر عبیدالله فرمود که اگر ظفر یابی، هیچ نرینه از وی مگذار. عمر گفت مسلمانان که بر کافران دست یابند کودکان را نکشند، این را پیش امیر بر. اگر کشد او داند... و آنگاه که عبیدالله شمر را فرستاد گفت چون حسین را بکشی، سرش به من فرست و تنش را زیر پای اسبان بکوب. شمر آنچنان کرد تا اندام‌های حسین ــ رضوان الله علیه و علی روحه ــ زیر پای اسبان، یک از یک جدا شد و بشکست.» ]]> علوم‌انسانی Wed, 19 Sep 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265449/لحظه-شهادت-حضرت-سیدالشهدا-روایت-تاریخ-طبری-انشای-بلعمی