خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين تاریخ و سیاست :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Tue, 20 Nov 2018 16:41:03 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Tue, 20 Nov 2018 16:41:03 GMT تاریخ و سیاست 60 ​آیا تمدن بدون کتاب در راه است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267922/آیا-تمدن-بدون-کتاب-راه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ رسول جعفریان:آنچه که در میان عوامل مختلف، دنیای جدید را از دنیای قدیم، جدا می کند، تغییری است که در علم و ابزارهای انتقال علم رخ داده است. اگر «کتاب» را مهم‌ترین ابزار ذخیره علم بدانیم، می‌توانیم، ادوار تاریخ بشر را به سه دوره تقسیم کنیم.   مرحله اول: دورانی که بشر در سیر فرهنگی خود از تمدن بی‌کتاب عبور کرده و برای هزاران سال، بدون کتاب، زندگی کرده و تمدن بدون کتاب را پشت سر گذاشته است. طبیعی است که ذخیره سازی علم او در کتاب نبوده و بنابرین باید گفت، از یک حدی، جلوتر نرفته است. مرحله دوم، دورانی است که بشر به «کتاب» رسیده و از این ابزار استفاده کرده است. تاریخ نوشت افزار در میان بشر خیلی طولانی نیست، و بشر در این دوره، سعی کرده است تا علم را در «کتاب» ذخیره کند. یونان از این جهت در نقطه اوج قرار دارد اما پیش از آن‌هم، نوشت افزار به صورت‌های مختلف در تمدن بابلی و هندی بوده است.  تمدن اسلامی، امتداد تمدن کتاب است و در دوره تمدن مسلمانی، کتاب نقش مهمی داشته است. در تمدن اسلامی که از نظر تکیه بر «کتاب» بسیار برتر از یونان بوده، کتاب نقش محوری دارد. در این تمدن همیشه از کتاب و کتابخانه یاد شده و البته یکی دو قرنی طول کشید تا اهمیت نوشتن و کتاب آشکار شد. بعد از آن، از قرن سوم، تکیه اصلی نه روی فرهنگ شفاهی بلکه روی کتاب است.  تمدن کتاب دو مرحله دارد. کتاب خطی و کتاب چاپی. ما در مرحله کتاب خطی، از یونان جلوتر رفتیم و هزاران کتاب جدید تولید کردیم. البته تولید کتاب لزوما به معنای تولید علم نیست، اما به هر حال، مهم است. مرحله دوم تمدن کتاب، کتاب چاپی است که ما خیلی دیر خبردار شدیم. تمدن جدید غربی با صنعت چاپ راهش را گشود. کتاب چاپی، اساس تمدن جدید را متحول کرد و این تحولی بود که ما دیر به آن رسیدیم. این که این دیر رسیدن چه دلیلی داشته است؟ می‌دانیم «کتاب» ابزار علم و انتقال آن است، و وقتی کمتر استفاده شود، یا از نظر نوع آن، شکل های بد و ابتدایی آن محل توجه باشد، اثری کاملا منفی روی رشد علم خواهد داشت. شما نگاهی به صنعت نشر و چاپ در قرن هفدهم و هیجدهم غرب بیندازید، و آن را مقایسه با نوشته‌های خطی ما و بعدا چاپی ما، در اواخر قرن هیجدهم و بیشتر قرن نوزدهم کنید. نوع چاپ، محتوای کتاب‌ها، استفاده از آن‌ها در نظام آموزشی و در واقع استفاده از کتاب به عنوان یک ابزار برای نشر علم، تفاوت زیادی را نشان می‌دهد. غرب از ابزار چاپ بخوبی استفاده کرد. شرایط دیگر تولید علم هم فراهم بود و بسرعت وضع علمی و تمدنی بهتری یافت. اما ما درجا زدیم.  مرحله سوم، که به تازگی آغاز شده، تا روزگار ما، تمدن ترکیبی بین کتاب و رایانه است آنچه تا حال اتفاق افتاده، این است که در بیشتر رشته‌های فنی و پزشکی، کتاب از مدار حذف شده یا اندکی از آن مانده است. اما در حوزه های علوم انسانی و دین، هنوز کتاب اهمیت دارد .آیا در این مرحله هم، مانند چاپ، ما عقب‌تر خواهیم افتاد یا تا زود است راه‌هایی برای پیشرفت خواهیم یافت.؟ مدت‌هاست که کاروان تمدن بشری، افزار جدیدی را در کنار کتاب قرار داده و بدون هیچ تعجبی می‌توان گفت که به تدریج، از سهم کتاب کم شده و بر سهم رایانه افزوده می‌شود. اکنون کتاب دیجیتال نقش مهمی در تولید علم دارد، چیزی که تا سه دهه قبل بی‌معنا بود. باید پرسید،  آیا کتابداران ما از نقش رایانه که سه دهه است بسرعت پیشرفت می‌کند، آگاهند؟  ما در آستانه تمدن بدون کتاب، یا کمتر کتاب، قرار داریم. این تحول اقتضاءات خاص خود را دارد. آمادگی ذهنی مهم‌ترین مسأله است. در درجه بعدی، آمادگی فنی است که آن‌هم بسیار مهم و نیازمند نیرو و امکانات است. اما اول آمادگی ذهنی است. ما چه اندازه در این زمینه فعال هستیم؟ آیا هنوز به روش‌های گذشته اکتفا می‌کنیم، یا وارد دنیای جدید می‌شویم؟ ورود در دنیای جدید، تخصص و هزینه‌های خاص خود را می‌طلبد که گاه ما به خاطر نداشتن آن‌ها، کوتاه آمده در کنار همان روش قدیمی می‌مانیم. ممکن است کاری که برای چاپ نکردیم و عقب افتادیم تکرار شود. برای این که خطایی پیش نیاید باید تلاش کنیم. ابزار علم، نقش مهمی در پیشرفت دارد و ما مع‌الاسف در حاشیه قرار داریم. (سخنان امروز بنده خدا، برای کتابداران دانشگاه تهران). ]]> تاریخ و سیاست Mon, 19 Nov 2018 17:02:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267922/آیا-تمدن-بدون-کتاب-راه مجموعه مقالات آل بویه نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267892/مجموعه-مقالات-آل-بویه-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، انجمن ایرانی تاریخ شعبه منطقه‌ای خراسان مجموعه مقالات آل بویه را رونمایی و نقد و بررسی می‌کند.   این نشست با حضور دکتر علی یحیایی (مترجم)، مجتبی خلیفه و جواد مهدوی برگزار می‌شود. زمان برگزاری نشست چهارشنبه 30 آبان ساعت 16 است. این کتاب برگردان دوازده مقاله نسبتاً مفصل از کتاب‌ها و مجلات گوناگون درباره حکومت‌های ایرانی و محلی کمتر شناخته‌شده آل بویه و آل‌کاکویه است که در سده‌های چهارم، پنجم و ششم هجری قمری بر سرزمین‌های گسترده‌ای از ایران، عراق، بین‌النهرین شمالی و عمان فرمانروایی داشتند.    مترجمان کوشیده‌اند با رعایت امانتداری تجربیات و یافته‌های نویسندگان بسیار برجسته و ایران‌شناس این مجموعه مانند ناگل، باسورث، متحده، ژیوا، خان، بیوار، اَبوت و باون را در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اعم از رویدادها و سازمان‌های نظامی، اقتصادی و اداری، هنر و سکه‌شناسی، تاریخ‌نویسی و تاریخ‌نگاری، ترسل و نامه نگاری (‌دیوان انشا) و روابط این دو حکومت با دیگر حکومت ها مانند سامانیان، فاطمیان، غزنویان و سلجوقیان را به خوانندگان فارسی‌زبان انتقال دهند.   مجموعه دوم این مقالات که به زودی با پشتیبانی همین ناشر چاپ می‌شود، درباره شخصیت‌ها، تحولات فکری، هنر و تجارت دریایی این سده‌ها خواهد بود.   این نشست را شعبه استان خراسان انجمن ایرانی تاریخ به نشانی مشهد، دانشگاه فردوسی، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی دکتر علی شریعتی، تالار دکتر رجایی برگزار می‌کند. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 19 Nov 2018 07:52:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267892/مجموعه-مقالات-آل-بویه-نقد-بررسی-می-شود همايش تاریخ هخامنشی امروز: کارنامه و افق‌های پژوهشی http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/267928/1/همايش-تاریخ-هخامنشی-امروز-کارنامه-افق-های-پژوهشی ]]> چندرسانه‌ای Mon, 19 Nov 2018 17:55:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/267928/1/همايش-تاریخ-هخامنشی-امروز-کارنامه-افق-های-پژوهشی پاسخ‌های معاصر به پرسش‌های تاریخی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267441/پاسخ-های-معاصر-پرسش-های-تاریخی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مجموعه سازندگان جهان ایرانی-اسلامی که نشر نامک تاکنون 10 کتاب را ذیل آن منتشر کرده است، ترجمه بخش‌های مرتبط با ایران مجموعه کتاب‌هایی است با نام سازندگان جهان اسلامی که در آمریکا با ویراستاری پاتریشیا کرون منتشر می‌شد. پس از فوت پاتریشیا کرون نیز خانم زابین اشمیتکه و محمد الرهیب ویراستاری مجموعه را برعهده گرفتند و انتشار مجلدات این مجموعه که از سال 2006 شکل گرفته است همچنان ادامه دارد. کتاب‌های این مجموعه را اندیشمندان معتبری نوشته‌اند. از جمله کتاب مرتبط با سعدی در این مجموعه را محمدعلی همایون کاتوزیان نوشته است. از ایرانیان دیگری که با این مجموعه همکاری داشته‌اند سایه میثمی است که کتاب «ملاصدرا» را در این مجموعه نوشته است. به بهانه انتشار این کتاب و همین‌طور کتاب «احمد بن حنبل» نوشته کریستوفر ملچرت با مترجم این دو کتاب محمدرضا مرادی طادی به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید: درباره مجموعه سازندگان جهان ایرانی-اسلامی، چگونگی شکل‌گیری این مجموعه و رویکرد روش‌شناختی کتاب‌های آن توضیح دهید. آیا کتاب‌های این مجموعه را می‌توان در چارچوب تاریخ اندیشه گنجاند یا تکیه آن‌ها بر زندگی‌نامه‌نویسی است؟ مجموعه سازندگان جهان اسلامی که با سرویراستاری مستشرق برجسته و فقید خانم پاتریشیا کرون از سوی نشر وان‌ورلد در آمریکا بنیان گذاشته شد و پس از مرگ خانم کرون هم کار انتشار آن ادامه پیدا کرد، عموماً در سه سطح به بررسی موضوعات خود می‌پردازد. سطح اول جنبه زندگی‌نامه‌ای موضوع مورد بررسی است. برای مثال، اگر با فردی نظیر ملاصدرا یا ابن حنبل روبه‌رو باشیم زندگی‌نامه آن فرد را مورد بررسی قرار می‌دهد و اگر با یک گروه مانند اخوان‌الصفا مواجه باشیم تاریخچه آن گروه مدنظر قرار داده می‌شود. سطح دوم به دستاوردهای اندیشه‌ای و در مواردی که فرد از منظر عملکرد اهمیت دارد دستاوردهای عملی شخصیت‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد. به عنوان نمونه در مورد ابن حنبل اندیشه‌های او بررسی شده است و در مورد چنگیز‌خان عملکرد او و تاثیری که بر جهان اسلام داشته است مورد توجه واقع شده است. سطح سوم نیز دستاوردها و تاثیری است که موضوعات مورد بررسی بر جهان اسلام گذاشته‌اند. در کتاب مربوط به ملاصدرا بخشی با نام «میراث فیلسوف» وجود دارد که تاثیر او تا زمان حاضر را مورد بررسی قرار می‌دهد. پس در پاسخ به این سوال می‌شود گفت هم جنبه‌های اندیشه‌ای و هم جنبه‌های زندگی‌نامه‌ای در این کتاب‌ها مورد توجه قرار گرفته است و بنابراین بوده که در حجمی اندک معرفی قابل قبولی از موضوعات مورد بررسی ارائه شود. مجموعه «سازندگان جهان ایرانی- اسلامی» به زبان انگلیسی نوشته شده و فرض اولیه این است که مخاطبان آن کسی است که شناخت چندانی از بافت جهان اسلام ندارد. این مجموعه از کتاب‌ها برای مخاطب ایرانی که در بافت جهان اسلام زیست می‌کند تا چه میزان بدیع است. رویکرد تمامی کتاب‌ها به مانند هر کتاب خوبی که به بررسی تاریخ می‌پردازد این است که از منظری امروزی و برای پاسخ به سوالات امروزین ما به سراغ تاریخ می‌رود. همین رویکرد باعث شده است که کتاب علی‌رغم این که گستره مخاطب وسیعی را مدنظر قرار داده است حتی برای متخصصان این حوزه هم خالی از بداعت نباشد. محمدرضا مراد‌ی‌طادی کتاب‌هایی نظیر «ملاصدرا» و «احمد بن حنبل» چه چیز تازه‌ای به مجموعه اندوخته‌های ما درباره چنین شخصیت‌هایی اضافه می‌کنند یا به عبارت دیگر پرسش امروزینی که این کتاب‌ها در پی پاسخ به آن هستند چیست؟ این سوال به ویژه درمورد ملاصدرا به عنوان یک شخصیت ایرانی که درباره او سخن بسیار گفته شده مصداق دارد. یکی از جنبه روش‌شناسی است که جنبه عام آنهاست. این کتاب‌ها عموماً از منظر رویکرد متدیکی که دارند برای ما آموزنده‌اند. امّا از منظر محتوا، مهمترین نکته‌ای که این کتاب‌ها دارند قرائت‌شان از چشم‌اندازی معاصر است. برای نمونه در مورد ابن حنبل این گونه باب شده که ایشان را پدر فکری سلفی‌گری و بنیادگرایی لحاظ می‌کنند. خُب، آشکار است که برای تذکره‌نویسان سده‌های میانه یا فقهای قرون گذشته سلفی‌گری یا بنیادگرایی موضوعیّت نداشته است، ولی نویسنده‌ای که اکنون می‌خواهد به ابن حنبل و اندیشه‌اش بپردازد بایستی معاصریّت را مبنا قرار دهد. یا در مورد ملاصدرا، فی‌المثل این که آیا اندیشه او بر تکوین تفکرِ سیاسی امام خمینی یا سیر فکری اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی تاثیرگذار بوده یا نبوده، بی تردید برای ما حائز اهمیت است. لذا طرح این پرسش‌ها می‌تواند بهره‌ای باشد که خواننده از مطالعه این کتاب‌ها حاصل می‌کند. «احمد بن حنبل» یکی از شخصیت‌های شاخص در ساختار اندیشه اهل تسنن و «ملاصدرا» شخصیتی شاخص در ساخت اندیشه شیعی است. شما به عنوان مترجم این دو کتاب چه شباهت‌ها و چه تفاوت‌های عمده‌ای در سلوک این دو می‌بینید؟ آیا ساختار تربیت اندیشمند در جهان تشیع و جهان تسنن دو سیر متفاوت دارد؟ آنچه می‌توان در این زمینه گفت این است که اشتراکات بسیاری بین این دو دیده می‌شود. تربیت هر دوی آن‌ها برآمده از گونه‌ای «نقل محوری» یا به عبارت دیگر «عقلِ منقول» است (البته اگر بتواند چنین اصطلاحی را به کار برد) پایه‌های تکیه هر دو به حدیث قوی است و همه چیز را از این فیلتر می‌گذرانند. بر این مبنا می‌توان گفت ساختار تربیتی این دو اندیشمند از چیزی فراتر از تشیع و تسنن که همان ساختار تربیتی اندیشه‌ای در جهان اسلام است برآمده است. یکی از تفاوت‌های عمده ساخت اندیشه‌ای این دو در رویکردشان به مسئله عرفان و تصوف (یا به طور عام باطن گرایی) است. احمد ابن حنبل به عنوان یک محدث بسیار بیش از ملاصدرا به تکیه بر متن در استدلال تاکید داشت. اگر چه هر دو را باید استدلالی دانست و به خلاف تصور اولیه باید توجه داشت که ابن حنبل هم متفکری است که عقل را در محاق و تعطیلی قرار نمی‌دهد. البته نه بدین معنا که عقل‌گراست بلکه به این معنا که عقل ستیز رادیکال(مانند برخی از سلفیون قدیم و  جدید) نیست. ایده غالب این است که اندیشه احمد ابن حنبل یکی از بن‌مایه‌های اساسی اندیشه سلفی در قرن بیستم و سال‌های اخیر است. با خواندن کتاب احمد ابن حنبل آیا می‌توان نسبت میان سلفیون جدید و اندیشه حنبلی را به خوبی دریافت؟ آیا از اساس در این کتاب این ایده مورد توجه قرار گرفته است؟ یکی از بخش‌های کتاب احمد بن حنبل از اساس مبنا را بر به چالش کشیدن این ایده قرار داده است. بخشی که با نام «احمد بنیادگرا؟» ترجمه شده است. در این بخش گفته می‌شود که ابن حنبل را اگر چه بر پایه خودی و غیرخودی سازی، بر مبنای باورها و نه اعمال افراد، می‌توان در صف بنیادگرایان گنجاند اما از آنجا که رویکرد ابن حنبل به سمت ساده‌سازی مسائل و اجتناب از قاطعیت در ارائه آرای فقهی است او در مواردی از بنیادگرایی دور می‌شود. آنچه مشخص است این است که سلفیون عصر جدید بیش از آنکه از ابن حنبل متاثر باشند، تحت تاثیر ابن تیمیه هستند و بیش از کتاب‌های ابن حنبل کتاب‌های او را می‌خوانند. در مجموع می‌توان گفت که کتاب ابن حنبل که از منظری امروزی به ابن حنبل می‌پردازد به خوبی تمایزهای او با سلفیون جدید را نشان می‌دهد. خانم پاتریشیا کرون که ویراستار مجموعه سازندگان جهان اسلام بودند به عنوان یک محقق شناخته شده در مباحث مرتبط با تاریخ اجتماعی محققی شناخته شده است. در این مجموعه کتاب‌ها به تاریخ اجتماعی جهان اسلام تا چه میزان توجه شده است؟ به دلیل حجم اندک کتاب‌ها تمرکز بر تاریخ اجتماعی در عمل ممکن نبوده است اما این کتاب‌ها فارغ از بستر اجتماعی به بحث درباره موضوعات نمی‌پردازند و می‌توان به خوبی ردپای تاریخ اجتماعی را هم در آنها دید. برای نمونه، نوع برخورد شاگرد ابن حنبل با دخترک نوازنده نمونه‌ای از تاریخ اجتماعی است که در کتاب احمد بن حنبل آمده است. به گمان شما مخاطب معاصر با خواندن کتاب‌هایی نظیر این دو کتاب که از مجموعه سازندگان جهان ایرانی-اسلامی ترجمه کرده‌اید جز آشنایی با زندگی گذشتگان چه توشه‌ای برای زیست خود برخواهد چید؟ به عبارت دیگر آیا این کتاب‌ها گوشه چشمی به مسائل معاصر ما داشته‌اند و در پی بازاندیشی در این مسائل از فیلتر زیست اندیشمندان روزگاران گذشته بوده‌اند؟ بله، همان گونه که چندبار تاکید کردم نوعی معاصریّت بر این کتاب‌ها حاکم است. خواننده نیز باید این مبنای معرفتی را اخذ کند و آن را تعمیم دهد. به هر حال، مسائل هر شخصی با دیگری متفاوت است؛ همچنین مسائل هر دوره‌ای یا هر جامعه‌ای از دوره‌ای دیگر یا جامعه‌ای دیگر. پس این مبنا وجود دارد. باید مسائلِ معاصر را کشف کرد و سنت را بر مبنای نسبتی که با این مسائل دارند بازخوانی کرد. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 19 Nov 2018 05:28:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267441/پاسخ-های-معاصر-پرسش-های-تاریخی ديپلمات بلژيكي در خاطراتش از جواب‌هایی می‌گوید که ایرانیان همیشه در آستین دارند! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267589/ديپلمات-بلژيكي-خاطراتش-جواب-هایی-می-گوید-ایرانیان-همیشه-آستین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دوروتی دیویس همسر لئون لوماری دو وارزی، دیپلمات بلژیکی، در اواخر دوره قاجار به ایران آمد. او در این کتاب از اولین برخوردش با تهران، تجربه‌ها و خاطراتش از این شهر داستان‌های بسیار جالبی دارد که گاهی هم کم لطفی کرده و به مواردی اشاره می‌کند که لمس آن برای تهرانی‌ها کمی سخت است! وی به ايران علاقه بسيار داشت. دوروتي دو وارزي، ايران را در سه دوره بحراني در تاريخ اين كشور در دوره قاجار- يعني دوره مظفرالدين‌شاه قاجار پيش از مشروطيت، دوره محمدعلي شاه در هنگامه نبرد بين مشروطه‌خواهان و استبداد طلبان و دوره احمدشاه اندكي پيش از جنگ جهاني اول و كودتاي سوم اسفند ١٢٩٩- ديده بود و مشاهدات و اطلاعات و تجربيات خود را از اين كشور كه در حد خاطرات خود به آن بسيار علاقه نشان داده به اختصار ثبت كرده است. اين كتاب حدود يك قرن از نظرها دور مانده بود تا اينكه در سال ٢٠٠٨ در انگلستان به اهميت و ارزش تاريخي آن پي بردند و تجديد چاپش كردند. در این کتاب پس از یادداشت مترجم به سفر از باکو، اولین برخورد با تهران، منظره خیابان‌ها، بازار، زنان اندرونی، اعیاد مذهبی، باغ‌های تفرج، زندگی اجتماعی در تهران، حیات وحش و ورزش، خدمت کشوری و لشکری، آموزش پزشکی، هنرها در ایران، خرافات، اسلام و کلیساها، تصویری از وقایع اخیر در ایران پرداخته شده است. در پایان نیز نمایه آمده است. به تهران مثل برق بروید و مثل باد برگردید دو وارزی در ابتدای این فصل آورده است: «اگر خواهان آسایش هستی، به تهران سفر نکن! تنها راه سفر این است که مثل برق بروید و مثل باد برگردید. اما اگر آسایش را ندیده بگیرید، سفری است بی‌اندازه جذاب و مفید، و امیدوارم گزارشی کوتاه از این سفر، درباره اروپاییانی که در تهران زندگی می‌کردند و زندگی در آن، خالی از لطف نباشد. من بیشتر شش سال گذشته را در تهران به سر برده و چندین بار این سفر طولانی را از سر گذرانده‌ام، از راه روسیه و دریای خزر به انزلی، که سخت‌ترین قسمت سفر است و طی حدود دویست و پنجاه مایل راه به طریقه ایرانی. این سفر که برای ایرانی‌ها بسیار کوتاه به نظر می‌آید، در پنج سال گذشته به قدری دگرگون شده که نشان می‌دهد در ایران همه چیز آرام‌آرام در حال تغییر و تحول است و می‌شود تصور کرد در آینده‌ای نه چندان دور، اروپا و آسیا از راه شمال ایران با راه‌آهن به هم متصل شوند.» در تهران مردم از کاه کوه می‌سازند! توصیف تهران برای ديپلمات بلژيكي دشوار است او بر این باور است که در تهران عملا هیچ کاری وجود ندارد! وی می‌گوید: «در تهران مردم از کاه کوه می‌سازند و همه‌چیز گلایه‌آمیز است. طبیعتا کسانی هم که به پیک‌نیک دعوت نمی‌شوند حرف درمی‌آورند و به کسی خوش نمی‌گذرد؛ از گلوی کسی هم که در مهمانی شام سر جای خودش قرار نگرفته غذا پایین نمی‌رود. با این همه در تابستان اوضاع بهتر است کسی مهمانی شام مفصل نمی‌گیرد و برنامه‌ها منحصر به مهمانی بریج با یک شام مختصر است. ساعت‌های خیلی گرم روز در رختخواب سپری می‌‌شود و همه بعد از ساعت پنج عصر تنیس یا بریج باز می‌کنند.» وی در ادامه به لباس پوشیدن ایرانی‌ها نیز اشاره می‌کند و می‌نویسد: «ایرانی‌هایی که لباس اروپایی می‌پوشند افکار عجیبی پیدا می‌کنند. من دختران جوان هفده‌ساله‌ای دیده‌ام که اگر چه هنوز ازدواج نکرده‌اند، طوری لباس می‌پوشند که انگار به ضیافت مجللی دعوت شده‌اند، مثلا کت و دامن سرژه با بلوز ابریشمی همرنگ آن به اضافه گوشواره و گردنبند و انگشتر الماس، در نتیجه سر و وضع عجیبی پیدا می‌کنند، اما بعضی از دخترها آن‌قدر زیبا هستند که هر بپوشند تفاوتی نیم‌کند. متاسفانه آن‌ها اجازه نمی‌دهند ازشان عکس بگیرند چون فعلا این کار غیرممکن است.» زبان فارسی یکی از غنی‌ترین زبان‌های دنیاست  دوروتی دیویس در بخش هنرها در ایران به موسیقی، نقاشی، ادبیات و شعر ایرانیان می‌پردازد. وی می‌گوید: «ایرانی‌ها علاقه زیادی به موسیقی‌شان دارند و از نظر آن‌ها هیچ جشنی یا تفریحی بدون موسیقی کامل نیست. اشخاص مهم برای گاردن‌پارتی یا ضیافت‌های شام دسته موزیک نظامی را اجیر می‌کنند. ایرانی‌های خیلی ثروتمند مطرب شخصی دارند که جزء خدمتکارانشان به حساب می‌آیند. اما برای کسانی که از پس این تجملات برنمی‌آیند دسته‌هایی هستند که می‌شود برای یک شب اجیرشان کرد و معمولا از چند نوازنده، رقاص و یک دلقک تشکیل می‌شود.» وی همچنین زبان فارسی را یکی از غنی‌ترین زبان‌های دنیا می‌داند و می‌گوید: «زبان فارسی بسیار قدیمی است ولی حالا به این مخلوط فارسی و عربی و ترکی اصطلاحات فرانسوی و انگلیسی و روسی نیز اضافه شده، چون ایرانی‌ها مدام با خارجی‌ها در تماس‌اند. نخستین کتاب مشهور فارسی اوستا کتاب مقدس ایرانیان باستان است؛ اوستا نشان‌دهنده آغاز عصر دینی در ایران و نخستین اثر ادبی فارسی است و در قرن چهارم میلادی نوشته شده است. اوستا کتاب دینی زرتشتیان بوده و درباره منبع خیری حرف می‌زد.» گویی شاعران ایرانی از این خاک رخت بربسته‌اند ديپلمات بلژيكي در ادامه به شاعران ایرانی نیز اشاره می‌کند و می‌‌نویسد: «تا قرن پانزدهم م/ نهم ه.ق شاعران مشهور ایرانی بسیاری وجود داشتند و ادبیات فارسی آن دوره بسیار باارزش و خواندنی است. اما در طول چند قرن اخیر ادبیات دچار انحطاط شده و فکر می‌کنم بی‌جا نیست اگر بگویم که ادبیات فارسی امروز را با ادبیات کهن به هیچ وجه نمی‌توان مقایسه کرد. گویی شاعران از این خاک رخت بربسته‌اند. فضای بی‌نظیر این جا مانند همیشه الهام بخش است، گل‌های سرخ دوست‌داشتنی‌اند، کوه‌ها و آبشارها هنوز وجود دارند اما از فردوسی و سعدی و شاعران بزرگی که ایرانیان را در روزگار قدیم افسون می‌کردند اثری نیست. مردم مثل همیشه شاعر مسلک‌اند، هنوز به طبیعت عشق می‌ورزند اما فقط به خواندن آثار بزرگان دلخوش‌اند و تلاشی برای بیان افکار و احساسات خود نمی‌کنند.»   ایرانی‌ها همیشه جواب در آستینشان دارند وی به رفتار ایرانی‌ها نیز می‌پردازد و آن‌ها را حاضرجواب می‌نامد، سپس می‌گوبد: «ایرانی‌ها همیشه جواب در آستینشان دارند، هرگز اظهار بی‌اطلاعی نمی‌کنند و قدرت خلاقیتشان در مواقعی که لازم است خود را از مخمصه‌ای بیرون بکشند اعجاب‌آور است. سفیری خارجی که از رشت به تهران می‌آمد، در قهوه‌خانه بین‌راهی کوچکی توقف کرد تا چیزی بخورد. مترجم او از قهوه‌چی پرسید که چه چیزی برای خوردن دارد، او جواب داد فقط دوتا تخم‌مرغ و یک مرغ. سفیر وقتی از این موضوع مطلع شد گفت که همان‌جا هر چه باشد می‌خورند و غذای بهتر را در توقفگاه بعدی صرف می‌کنند. کمی بعد یک تخم مرغ جلو آن‌ها گذاشته شد. مترجم سراغ بقیه‌اش را گرفت و جواب شنید: «مرغه ظاهرا خیال نداره تخم دوم رو بگذاره، هر وقت گذاشت براتون می‌آرم، بعد سرش را می‌بُرم و گوشتش رو براتون می‌پزم.» راهی ماهرانه برای شانه خالی کردن از زیر بار مشکلات! «نگاهي به ايران خاطرات همسر يك ديپلمات» را انتشارات ققنوس در 188 صفحه، شمارگان 1100 نسخه و بهای 25 هزار تومان منتشر کرده است.   برای مطالعه بیشتر به جلد نخست و دوم این کتاب مراجعه کنید:    5 آبان 1397 ساعت 12:44 سر جان ملکم در سفر به ایران درباره کوه دماوند چه نوشت؟     14 آبان 1397 ساعت 20:12 مامور اطلاعاتی که در جنگ جهانی اول به ایران اعزام شد ]]> تاریخ و سیاست Mon, 19 Nov 2018 05:19:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267589/ديپلمات-بلژيكي-خاطراتش-جواب-هایی-می-گوید-ایرانیان-همیشه-آستین ​شاهنامه فردوسی را در 90 صفحه بخوانید! http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267600/شاهنامه-فردوسی-90-صفحه-بخوانید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، شاهنامه روایتگر تاریخ ملی ایرانیان از روزگار آغازین و باستان در گذر هزاره‌هاست. درباره شاهنامه اگر چیزی جز این گفته شود، کم‌مهری به کسی خواهد بود که برای بزرگی ایرانیان سی‌ سال رنج و تلاش را بر خود هموار ساخت. شاهنامه سترگ فردوسی کتابی نیست که بتوان به همه زوایایش در یک کتاب 90 صفحه‌ای پرداخت! اما «محمد حمله دار فرد» در این کتاب شاهنامه را خلاصه کرده است تا بتواند گرایش نسل جوان را به شاهنامه فراهم کند. وی در پیشگفتار کوتاهی که بر کتاب نوشته است، این چنین بیان کرده: «شاهنامه فردوسی ارزشمندترین اثر ادبی این کشور و هویت ما ایرانیان است. شاهنامه فقط داستان رستم و سهراب نیست بلکه تاریخ ایران باستان را در قالب داستان از سلسله‌های اساطیری پیشدادیان و کیانیان روایت می‌کند و سپس به سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان می‌رسد که تا حد زیادی با واقعیت مطابقت دارد.» وی بر این باور است که این کتاب شاهنامه را به خلاصه‌ترین شکل ممکن بیان کرده به‌گونه‌ای که تمام رخدادها و توصیف‌های غیرضروری حذف شده و شاکله اصلی داستان‌ها باقی مانده است. این نویسنده جوان یکی از روش‌های مرسوم ترویج مطالعه را خلاصه‌نویسی می‌داند و می‌گوید: خلاصه‌نویسی آثار ادبی برجسته یکی از روش‌های مرسوم ترویج مطالعه است. افراد بسیاری هستند که به رغم علاقه‌مند بودن به مطالعه، وقت کافی برای این کار ندارند به همین خاطر دنبال کتاب‌هایی کم حجم و در عین حال پربار می‌گردند. نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که خواندن خلاصه یک اثر ادبی به معنای کنار گذاشتن متن کامل آن نیست بلکه هدف خلاصه‌ها این است که انگیزه‌ای بشود تا فرد در یک فرصت مناسب به سراغ اثر اصلی برود.»   حمله دار فرد قضاوتی درباره نوشته‌اش دارد و می‌گوید: «روشن است که نه این کتاب و نه هیچ کتاب دیگری نمی‌تواند جایگزین خود شاهنامه شود اما از آنجایی که شاهنامه به قدری طولانی و مفصل است که گاهی خواننده را سردرگم می‌کند.»   وی که زاده 1372 است، توصیه‌ای به خوانندگان کتاب دارد که همزمان با خواندن شاهنامه، این کتاب و یا کتاب‌های دیگری که شاهنامه را به نثر روایت کرده‌اند مطالعه کنند تا در فهم داستان‌ها و ارتباط‌شان با همدیگر دچار مشکل نشوند. «جام گیتی نما» (خلاصه کامل شاهنامه) از سوی ناشر مولف به قیمت 12 هزار تومان منتشر شده است. همچنین نسخه الکترونیک کتاب از اپلیکیشن طاقچه وجود دارد که به قیمت 6 هزار تومان در دسترس قرار دارد. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 19 Nov 2018 06:03:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267600/شاهنامه-فردوسی-90-صفحه-بخوانید نام کوروش، داریوش و خشایارشا تا پیش از «تاریخ ایران باستان» پیرنیا مجهول بود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267943/نام-کوروش-داریوش-خشایارشا-پیش-تاریخ-ایران-باستان-پیرنیا-مجهول خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: آغاز جدی پژوهش تاریخی نوین در ایران را باید مربوط به زمانی دانست که کتاب سه جلدی و مفصل حسن پیرنیا (مشیر الدوله) به نام «ایران باستان» منتشر شد. پیرنیا که با روش پژوهش‌های تاریخی اروپاییان کاملا آشنایی داشت، شیوه‌ای را در تنظیم تاریخ خود برگزید که هنوز هم، کم و بیش، تازگی و اعتبار خود را از دست نداده است. او به سنجش باریک‌بینانه متن‌های تاریخی می‌پردازد و از تکیه به تحقیقات جدید و یافته‌های باستان‌شناسی غافل نمی‌ماند. در تحلیل تاریخی نیز فراتر از آگاهی‌های تاریخی نمی‌رود و از برداشت و استنباط‌های نادرست و به دور از چارچوب‌های تاریخی، پرهیز می‌کند. به‌ویژه در نقد پاره‌ای از اشارات متن‌های تاریخی (همانند نوشته‌های هرودوت)، دقت محققانه‌ای نشان می‌دهد. هر سخن و دریافت او نیز با تکیه و ارجاع به مستندات تاریخی است. نگارش «تاریخ ایران باستان» مقام پیرنیا را بالا برد زنده‌یاد باستانی‌پاریزی در کتاب «محیط سیاسی و زندگانی مشیرالدوله(پیرنیا)» (1341) درباره سیاستمدار و نخست‌وزیر ایران در اواخر عهد قاجار می‌نویسد: «مشیرالدوله در پیدایش مشروطیت، در ماجراهای محمدعلی شاه و مشروطه‌خواهان، در اعتراض به قرارداد 1919 در ختم قضایای خیابانی و جنگل و اعاده آذربایجان در وقایع کودتای 1299 و در قضایای جمهوریت همه جا دخیل و عضو موثر بوده و همه جا جانب مردم و عامه و در عین حال رعایت حق و حقیقت و انصاف و حفظ آرامش را می‌گرفته است. شخصیت مافوق عادی و قابل قبول او در بین اشراف و هم‌طبقات متوسط، باعث می‌شد که در بیشتر مسایل عنوان حکم و واسطه داشته باشد. در پیدایش فرهنگ جدید و ایجاد مدرسه علوم سیاسی و حقوق و همچنین ایجاد دادگستری جدید ایران سهم اکبر از آن اوست و با همه این‌‌ها نگارش سه جلد ایران باستان مقام و حق او را تا بدان پایه بالا می‌برد که حق فردوسی و شاهنامه بر ملت ایران، با کمی تسامح با آن تفاوت زیادی ندارد.» مشیرالدوله در تنظیم تاریخ خود هرگز تعصب راه نداد وی همچنین به کتاب سه جلدی «تاریخ ایران باستان» پیرنیا نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: «پیرنیا آخرین و تازه‌ترین و صحیح‌ترین اطلاعات عصر خود را در باب تاریخ ایران باستان بدست آورده است، البته بعد از مرگ او تا امروز کتیبه‌ها و آثار تازه بدست آمده و کتب و رسالات متعدد نوشته شده و صدها شرق‌شناس در باب تاریخ اعصار گذشته ما تحقیقات کرده‌اند ولی باز هم شاید بتوان ادعا کرد که مطالب تازه آن‌قدرها نیست که بتواند مطالب ایران باستان را حتی در چند جمله مختصر تخطئه کند. ایران باستان تنها تاریخ ایران نیست، بلکه دائره‌المعارفی است در باب تاریخ و تمدن و فرهنگ اعصار باستانی ممالک مهم دنیا خصوصا یونان و روم و سوریه و مصر و عربستان و بین‌النهرین و هند، چنانکه در مطالعه این تاریخ سرگذشت اقوام ماد یا هخامنشی و پارتی را تنها نمی‌بینیم، بلکه از بسیاری مسائل و مطالب مربوط به خاورمیانه امروز و دنیای متمدن آن‌روز آگاه می‌شویم. مشیرالدوله در تنظیم تاریخ خود هرگز تعصب راه نداده است، هر چند روحیه ناسیونالیستی او در سطر سطر کتاب خودنمایی می‌کند، اما صورت تعصب ندارد. او به سائقه علاقه به ایران و توجه به تمدن ایران کوشش کرده است که هر جا جمله‌ای یا مطلبی در باب خصوصیات و مزایای روحی و اخلاقی ایرانیان بیابد، نقل کند و آن ‌را تجلی بخشد، اما هرگز از جاده انصاف خارج نشده است. چنانچه نتیجه دخالت زنان در دستگاه سلطنت اردشیر دوم و فلسفه پرستش شاه را تا مقام اولوهیت و انتقاد آن و سبکسری‌های خشایارشا را در قشون‌کشی‌ها هرگز از یاد نمی‌برد و حقیقت را می‌گوید و همه حقیقت را هم می‌گوید: «خشایارشا دست بازدارد و دل‌جوانمرد، ولی نظرش در انتخاب اشخاص صائب نیست و به‌خطا می‌رود، رای صحیح را می‌پسندد ولی قوت اراده برای اجرای آن ندارد، مغلوب زنان است و زمام امور را به‌دست خواجه‌سرایان و زنان می‌سپارد، درباره اشخاص مفرط است یا مفرّط. خلاصه آن‌که از او دوره انحطاط در خانواده هخامنشی شروع شد و کار به‌دست زنان و خواجه‌سرایان افتاد.» مشیرالدوله سرمویی از تاریخ‌نویسی مورخان خارجی دور نشد باستانی‌پاریزی به نکته جالبی درباره اسکندر اشاره می‌کند و می‌نویسد: «عجیب است که مرحوم مشیرالدوله که خود مسلما داستان اسکندرنامه نظامی را دقیقا خوانده است، وقتی صحبت از مرگ دارا می‌کند و از کید بسوس و نبرزن گفت‌وگو می‌دارد، شعر نظامی را از یاد ببرد. او آخرین دقایق عمر دارا را با این شکوه و در عین حال رقّت و طنین (از قول کنت کورث مورخ خارجی) بازگو می‌کند: «باسکندر بگو که از محن، حتی ازین بلیه که بعمر من خاتمه می‌دهد، بدتر این است که در ازای نیکی‌هایی که او (اسکندر) به مادر و زن و اطفال من کرد، نتوانستم حق‌شناسی کنم و می‌میرم، در حالی که دشمن او هستم، ولی اگر راست است که آخرین دعای بیچارگان در نزد خداوند مقبول است، از او خواهانم که اسکندر را از هر مخاطره‌ای محفوظ بدارد... بعد داریوش آب خواست، پس از چند لحظه اسکندر در رسید و به طرف نعش داریوش دویده بحال دلخراش این شاه مقتدر رقت آورد و بگریست، بعد ردای خود را کنده روی نعش انداخت و امر کرد با احترامات زیاد نعش شاه را حرکت داده به مقبره شاهان ببرند. واقعا ظلم است که آدمی تاریخ را باین دقت و لطافت بازگو کند و آن‌وقت این اشعار را در مورد مرگ دارا فراموش کند. شاید مشیرالدوله می‌خواست سرمویی از تاریخ‌نویسی و ضبط وقایع از قول مورخان خارجی دور نشود.» خانه حسن پیرنیا(مشیرالدوله) وی سپس به آثار پیرنیا اشاره کرد که ایران باستان وامدار اوست و ادامه داد: «حق مرحوم پیرنیا از جهت ایران باستان بر ملت ایران با قدری تسامح (یعنی منهای شور و حال و ذوق و تعصب فردوسی و قدرت ادبی او)، کم از حق فردوسی نیست. این بیان اگر ظاهرا اغراق به‌نظر آید، باید توجه داشته باشیم که ما امروز صحبت از ایجاد تاریخی می‌کنیم که مربوط به 2500 سال پیش از این ایران است و متاسفانه برای ما مجهول و نامعلوم بود، مقام و شخصیت مردانی مانند کوروش که مقام رهبر عالم بشریت را یافته و نجات دهنده لقب گرفته و حتی بعضی او را ذوالقرنین مذکور در قرآن خوانده‌اند، برای ایرانیان مجهول بود. کسی نام داریوش و خشایارشا را نمی‌دانست، حیطه حکمرانی و مقام فرماندهی هخامنشیان و پارت‌ها و مادها را کسی تشخیص نمی‌داد، منابع ایران به‌کلی از میان رفته بود و به منابع یونانی و رومی و اروپایی کسی دسترسی نداشت و در حقیقت ایران بود و تاریخی مبهم از ساسانیان به بعد، پس چرا اغراق است اگر بگوییم مشیرالدوله زنده‌کننده تاریخ ایران باستان است. کار مشیرالدوله دیگر است و خدمت او بر هیچ یک از اهل فن و تحقیق پوشیده نیست و بجاست از قول فردوسی در باب ایران باستان بگوییم: پی افکنده از «نثر» کاخی بلند / که از باد و باران نیابد گزند» ]]> تاریخ و سیاست Tue, 20 Nov 2018 08:34:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267943/نام-کوروش-داریوش-خشایارشا-پیش-تاریخ-ایران-باستان-پیرنیا-مجهول آقاجری: به دو قرن سکوت اعتقادی ندارم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267931/آقاجری-دو-قرن-سکوت-اعتقادی-ندارم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آیین رونمایی چهار جلد نخست کتاب‌های مجموعه «تاریخ ایران: روایتی دیگر» دو‌شنبه 28 آبان 1397 با حضور  هاشم آقاجری و کاوه بیات پژوهشگران شناخته شده حوزه تاریخ و نیز بهزاد کریمی دبیر این مجموعه در شهر کتاب دانشگاه برگزار شد. مجموعه «تاریخ ایران: روایتی دیگر» شامل بررسی سیر تحولات تاریخ ایران با نگاهی تازه است. تا کنون چهار جلد از کتاب‌های این مجموعه از سوی نشر ققنوس منتشر شده‌ است و کتاب‌های دیگری از این مجموعه هم در دست انتشار است. کتاب‌هایی که تاکنون منتشر شده‌اند و در این آیین از آن‌ها رونمایی شد عبارتند از: «شاه اسماعیل صفوی و تغییر مذهب» نوشته بهزاد کریمی، «رواداری فرهنگی در عصر مغولان» نوشته نسیم خلیلی، «پایان دو قرن سکوت» نوشته امیرحسین حاتمی و «ایران در جنگ جهانی دوم» نوشته شیدا صابری. در ابتدای این مراسم زهره حسین‌زادگان مدیر روابط‌عمومی نشر ققنوس ضمن خوش‌آمدگویی به حاضران در برنامه گفت: «یکی از سیاست‌های نشر ققنوس این است که دانش و علم را به سطح جامعه ببرد. در رابطه با تاریخ نیز ما در نشر ققنوس همین مشی را دنبال می‌کنیم و در پی ارائه روایتی قابل فهم برای عموم از تاریخ بوده‌ایم و هستیم. بر این اساس مجموعه تاریخ جهان را در ققنوس ترجمه و منتشر کردیم که بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت. وی افزود: در این میان خلاء وجود کتاب‌های عام در رابطه با تاریخ ایران نیز حس می‌شد و تصمیم گرفتیم به سبک کتاب‌های مجموعه تاریخ جهان، مجموعه‌ای درباره تاریخ ایران منتشر کنیم. در اوایل دهه 80 با دکتر روزبه زرین‌کوب در این زمینه توافق کردیم ولی متاسفانه این مجموعه پا نگرفت. به همین خاطر از حدود سه سال پیش از آقای دکتر کریمی خواستیم این مجموعه را احیا کنند و خوشبختانه با دبیری ایشان این مجموعه را شکل دادیم.» پس از حسین‌زادگان نوبت به بهزاد کریمی دبیر مجموعه تاریخ ایران رسید تا توضیحات ابتدایی خود را درباره این مجموعه ارائه کند. کریمی گفت: «نوشتن برای مخاطب عام در حوزه تاریخ سهل است و ممتنع. سهل به دلیل رهایی از تقیدات آکادمیک و ممتنع به دلیل سخت بودن ارائه تاریخ درست و مستند به صورت ساده. به همین دلیل خیلی کم به سراغ این ژانر تاریخ‌نویسی رفته شده و دلیل عمده آن نیز کمبود نویسندگانی است که جذاب روایت کنند و در عین حال مقید به چارچوب‌های تاریخ‌نویسی باشند.» این استاد دانشگاه درباره طراحی و برنامه‌ریزی مجموعه تاریخ ایران: روایتی دیگر گفت: «ما در این مجموعه مضمون‌محور عمل می‌کنیم و به دنبال بازگویی پیوسته و سلسله‌وار تاریخ نبوده‌ایم. اگر چه در نهایت با تکمیل شدن مجموعه روایتی کورنولوژیک از تاریخ ایران به دست خواهد آمد. ما دو جدول تدوین کرده‌ایم. جدولی کورنولوژیک و جدولی مسئله‌محور. اگر مجموعه کامل شود بر مبنای این جدول 80 جلد کتاب تدوین خواهیم کرد.» وی همچنین درباره مشکلاتی که در روند تدوین این مجموعه با آن روبه‌رو شده است، گفت:«مشکل عمده‌ای که برای من به عنوان دبیر مجموعه وجود داشت این بود که باید پل بین ناشر و نویسنده می‌بودم. اینکه بتوانم استقلال نویسنده را محترم بشمارم و در عین حال خواسته ناشر که حفظ روح کلی مجموعه بود را رعایت کنم سخت بود.» کریمی همچنین گفت: «به گمان من یک شورای علمی به عنوان اتاق فکر این مجموعه باید شکل بگیرد. اتاق فکری که البته زینت‌المجالس نباشد. هیچ کس نمی‌تواند به تمام حوزه‌های تاریخ ایران احاطه داشته باشد و برای اینکه مجموعه از منظر علمی دچار کمبود نشود لازم است که متخصصان فن ناظر بر کار مولفین باشند.»            بهزاد کریمی پس از کریمی نوبت به هاشم آقاجری، استاد دانشگاه تربیت مدرس رسید تا با برقراری تمایزی میان مفهوم گذشته و مفهوم تاریخ، به بررسی وضعیت رشته تاریخ بپردازد. آقاجری گفت: «اگر تمایزی بگذاریم بین گذشته به مثابه گذشته و گذشته به مثابه تاریخ، ناگزیر بحثی به نام خودآگاهی تاریخی شکل می‌گیرد. میان گذشته و تاریخ کسانی ایستاده‌اند به نام مورخ که روایتگر تاریخ است.» آقاجری افزود: «خودآگاهی تاریخی برخلاف ادعای گفتمان‌های پسامدرن افراطی یکسره برساخته و تخیل محض نیست. چرا که در این صورت ما به پایان تاریخ (آلبته نه به تعبیر فوکویامایی) می‌رسیم. پایان تاریخ در گفتمان‌های پسامدرن افراطی عبارت است از انحلال تاریخ در زبان و اراده و این به شکل‌گیری نوعی نونهیلیزم می‌انجامد. در چنین قرائتی تاریخ به نوعی زبان‌آوری و بوطیقای سوفیسطی تبدیل می‌شود. این اصطلاحات همان اصطلاحاتی است که کیت جنکینز تاریخ‌دان معاصر انگلیسی در آثار جدیدش ارائه داده است. این قرائت نوعی تلقی شبه‌نیچه‌ای از تاریخ است. جنکینز یکی از تبارهای خود را نیچه معرفی می‌کند ولی ما می‌دانیم که مقابله نیچه با تاریخ آبژکتیوی است و او یکسره دشمن تاریخ نیست. نیچه در نهایت تاریخ انتقادی را می‌پذیرد.» به گفته آقاجری در برابر گفتمان پست مدرن دو گفتمان دیگر نیز در رهیافت تاریخی مشاهده می‌شود: «این دو گفتمان، گفتمان سازه‌گرایانه و گفتمان بازسازی‌گرایانه هستند. هر دوی این گفتمان‌ها بر اهمیت تاریخ و اهمیت خودآگاهی تاریخی برای امروز و آینده تاکید دارند.» آقاجری متذکر شد: «ستیز میان گفتمان‌ها و ایدئولوژی‌ها تنها ستیز بر سر اکنون و آینده نیست. بلکه ستیز بر سر گذشته هم هست. هر نیرو سعی می‌کند تا ایده خود درباره تاریخ را تثبیت کند تا بتواند اکنون و آینده را در انحصار بگیرد. در نظام‌های سیاسی توتالیتر تاریخ را سلطه می‌نویسد تا بتواند مبانی سلطه اکنونی را مشروعیت بخشد. اما ما می‌دانیم از آنجا که بین تاریخ و گذشته مورخ ایستاده است که در تاریخ با حقیقت مطلق روبه‎رو نیستیم.» وی به تمایز میان تاریخ‌نگاری توتالیتر و پلورال پرداخت و گفت: «می‌توان گفت بین تاریخ‌نگاری و نظام سیاسی ارتباط وجود دارد. در نظام‌های سیاسی پلورال با روایت‌های چندصدایی از تاریخ روبه‌رو هستیم در حالی که در نظام‌های سیاسی توتالیتر همانگونه که سیاست تک‌صدایی است، تاریخ هم تک‌صدایی است و البته با تغییر و جابه‌جایی در نیروهای سیاسی با ورژن‌های مختلفی از تاریخ مواجه می‌شویم.»      هاشم آقاجری او افزود: «پروسه دولت‌ملت‌سازی در ایران همچنان در راه و در حال تکمیل است و ما در این زمینه هنوز چالش‌هایی داریم. به ویژه که تجربه پسامشروطیت ما مایل به پیش بردن یک پروژه دولت‌ملت‌سازی تک‌صدایی بود. در نتیجه اگر می‌خواهیم فرآیند دولت‌ملت‌سازیمان را آسیب‌زدایی کنیم یکی از کارهایی که باید انجام دهیم این است که تاریخ‌نگاری را به سمت چندصدایی شدن ببریم. امروز در سطح جهان صداهای بسیاری در تاریخ‌نویسی به گوش می‌رسد. تاریخ زنان، تاریخ سیاهان و... ما نیز باید به سمت نوشتن تاریخ صداهای مختلف برویم.» آقاجری سپس به آسیب‌شناسی تاریخ در ایران پرداخت و گفت: «وضعیت تاریخ هم در حوزه عمومی و هم در حوزه آکادمیک دچار بحران است. در حوزه رسمی به دلیل بی‌صلاحیتی نویسندگان و یکّه بودن و در عین حال آسیب‌پذیر بودن روایت‌هایی که از سوی رسانه‌های رسمی ارائه می‌شود و در حوزه عمومی هم به دلیل کمبود منابع ما دچار بحرانیم. به گمانم کاری که نشر ققنوس در مجموعه تاریخ ایران کرده است گامی در جهت پر کردن خلاءهایی است که در این حوزه وجود دارد و روایتی در کنار روایت‌های بسیار دیگر ارائه می‌دهد تا تنوع روایت‌ها در حوزه تاریخ ایران را افزایش دهد.» آقاجری سپس به بررسی کتاب‌هایی پرداخت که به صورت مجموعه تاریخ ایران را مورد بررسی قرار می‌دهند و گفت: «ما در سطح آکادمیک آنچه در حوزه تاریخ ایران به صورت کامل داشتیم تاریخ کمبریج بود و هست. حتی اثر تاریخ جامع ایران که دائره‌المعارف اسلامی آن را ارائه داده است هم نتوانست خلاء موجود در فضا را پر کند. در حوزه عمومی نیز کارهایی نظیر آنچه ذبیح‌الله منصوری انجام داده را داشته‌ایم که علی‌رغم مشکلات بسیارشان بسیاری را به تاریخ علاقه‌مند کرد. نمونه دیگری که جنبه‌های استنادی بهتری نسبت به کارهای منصوری دارد، آثار استاد باستانی پاریزی است. تجربه‌ای که اکنون ققنوس در حال انجام آن است را پیش از انقلاب ناشرانی مانند کتاب‌های جیبی و امیرکبیر آغاز کردند اما تداوم پیدا نکرد. هر چند که این کارها بعضاً ماندگار هم بودند. به عنوان نمونه کاری که دکتر رضوانی در مجموعه تاریخ برای جوانان نوشت کاری بود که برای مخاطبان جذاب و ثمربخش بود.» آقاجری سپس توصیه‌هایی برای ادامه راه مجموعه ارائه داد: «این مجموعه می‌تواند در شکل‌گیری خودآگاهی انتقادی در میان جوانان موثر باشد. تاریخ اگر نسبتی با اکنون نداشته باشد همان‌چیزی می‌شود که نیچه آن را تاریخ عتیقه‌ای نامید. این آثار درباره هویت جمعی ایرانیان است. من فکر می‌کنم باید به هویت‌های دیگر هم در این مجموعه توجه کرد. ما نباید تاریخ را فقط برای مرکز بنویسیم. باید به تاریخ پیرامون هم توجه کنیم و صدای بی‌صدایان را در تاریخ بلند کنیم.» وی سپس به انتقاد از رویکرد ناسیونالیستی‌ای که به ویژه در عنوان یکی از کتاب‌های مجموعه بروز پیدا کرده است پرداخت و گفت: «دکتر زرین‌کوب هنگامی که دو قرن سکوت را می‌نوشت به شدت متاثر از ایدئولوژی ناسیونالیسم بود ولی ایشان در تداوم کارشان از دوگانه ایرانی/ عرب گذر کرد. این دوگانه یک برساخته معاصر است. در جهان اسلامی قرون گذشته این تضاد چندان معنادار نبوده است. من اصلاً معتقد نیستم ایران در دو قرن اول هجری سکوت کرده بوده است. در این دو قرن درگیری و جدال میان گفتمان‌های مختلف شدید بوده است و به همین دلیل نمی‌توان گذار از این دو قرن را «پایان دو قرن سکوت» نامید.      کاوه بیات پس از آقاجری نوبت به کاوه بیات پژوهشگر تاریخ معاصر رسید تا به بیان نظرات خود درباره این مجموعه بپردازد. وی گفت: «ما تقریباً از سال‌های بعد از شهریور بیست با مجموعه‌پردازی آشنا شدیم و شاید مهمترین مجموعه‌ای که در آن سال‌ها منتشر شد مجموعه «چه می‌دانم؟» بود که در فرانسه منتشر می‌شد و هنوز هم می‌شود. ناشرانی مانند علمی، امیرکبیر و جیبی این مجموعه را منتشر کردند ما را با مجموعه‌پردازی آشنا کردند. مجموعه موفق دیگر، مجموعه «گردونه تاریخ» بود که توسط انتشارات فرانکلین منتشر می‌شد و به ویژه از منظر نقش ویرایش در شکل‌گیری آن بسیار پراهمیت است.» بیات با توجه به محدودیت‌های تالیف مجموعه در ایران، آینده مجموعه حاضر را نیز چندان روشن توصیف نکرد. وی گفت: «ما در شکل دادن به مجموعه‌ها دچار محدودیت‌های فراوانی هستیم. فقر در تاریخ‌نگاری خود را به این مجموعه‌ها تحمیل می‌کند و یافتن نویسنده برای چنین مجموعه‌‎هایی را مشکل می‌سازد. این مشکل در جوامع توسعه یافته وجود ندارد و دلیل تداوم مجموعه‌های آنها همین است. بر مبنای کمبودهای موجود در ایران می‌شود گفت کاری که ققنوس شروع کرده جسورانه است اما امید به پایان یافتن مجموعه اندک است.» وی سپس به نقد برخی از کتاب‌های مجموعه پرداخت و گفت: «دو کتاب مرتبط با شاه اسماعیل و مغولان با یک محور اصلی به هم متصل می‌شوند. این حلقه اتصال نسبت میان باور و خشونت است. نتیجه کتاب رواداری مغولان این است که ابتدایی بودن باورهای مغولان آن‌ها را روادار می‌کند و در کتاب شاه اسماعیل تاکید زیادی بر قساوت و خشونت صفویان شده است. مشکل من این است که در کتاب رواداری... خشونت مغولان به ویژه هنگام ورود به ایران نادیده گرفته شده است. رواداری مفهومی مدرن است. آنچه من در مغولان می‌بینم نوعی بی‌تفاوتی نسبت به مذهب در جوامع متمدن‌تر است.» او سپس تمرکز بحث خود را بر کتاب ایران در جنگ دوم جهانی قرار داد و گفت: «کتاب ایران در جنگ دوم جهانی از نظر من و در نگاه اول درهم و آشفته به نظر می‌رسید. در ابتدا فکر کردم غرابت کتاب برای من از دیدگاه متفاوت آن درباره تاریخ نسبت به نگاه من ناشی می‌شود ولی وقتی با اشتباهات کتاب مواجه شدم به این نتیجه رسیدم که نویسنده تصویر درستی از کلیت موضوع تحقیقش نداشته است.» او سپس نمونه‌های از اشتباهات این کتاب را ذکر کرد: «در جایی از کتاب اشاره شده که در تابستان 1320 فشار آلمان بر بریتانیا روز به روز بیشتر می‌شد. در حالی که در این زمان فشار آلمان کم شده بود و فشار اصلی سال پیش از آن رخ داده بود. در جایی دیگر نویسنده می‌گوید در نیمه اول دهه 20 آمریکا از بی‌طرفی خارج شده بود، در حالی که آمریکا وقتی ایران اشغال شد هنوز بی‌طرف بود. این موارد و مواردی دیگر از این دست نشان می‌دهد که نویسنده بر موضوع تحقیقش احاطه نداشته است.» بیات از نقص‌های دیگر این کتاب را ارجاعات عجیب آن دانست: «ماخذهای جدی در این دوره تاریخی وجود دارد که به برخی از آنها در این کتاب اشاره شده اما کتاب‌های کم‌اعتباری مانند از سیدضیا تا بختیار نوشته مسعود بهنود یا کتاب‌های خسرو معتضد هم ماخذ قرار گرفته‌اند. در صورتی که این دو نفر خودشان هم اذعان دارند که تاریخ را با داستان مخلوط می‌کنند تا روایت جذابی ارائه دهند. از این دو عجیب‌تر ارجاع دادن به آثار ذبیح‌الله منصوری است که در این کتاب اتفاق افتاده است.» بیات در پایان با تاکید دوباره بر سخت بودن این عرصه و آرزوی موفقیت برای این مجموعه چند پیشنهاد برای بهتر شدن آن هم ارائه کرد: «بد نیست که نوعی کتاب‌شناسی مختصر مربوط به حوزه مورد بررسی کتاب هم در پایان آن وجود داشته باشد. ثبات در نحوه ارجاع دادن هم مهم است که در این کتاب دیده نمی‌شود. در کتاب اول مجموعه ارجاع وجود ندارد و در آثار بعدی ارجاع دیده می‌شود. وجود ثبات زبانی و یکدستی زبان هم در چنین مجموعه‌ای مهم است. در صورتی که به عنوان نمونه زبان کتاب «پایان دو قرن سکوت» تخصصی‌تر از آثار دیگر مجموعه است.» پس از سخنان بیات یکی از مولفان مجموعه به بیان روایتی از چگونگی نوشته شدن کتاب پرداخت و از اهمیت نوشتن تاریخ برای عموم مخاطبان گفت. سپس دبیر مجموعه بهزاد کریمی توضیحاتی را درباره برخی از نقدها ارائه داد. کریمی گفت: «در جلد اول مجموعه ساختار کتاب‌ها به درستی شکل نگرفته بود و به همین دلیل ارجاع در آن جلد وجود ندارد. در مورد یکدستی زبان هم می‌شود گفت به دست آمدن چنین یکدستی‌ای بسیار مشکل است اما تلاش می‌کنیم در ادامه مجموعه زبان یکدست‌تری ارائه دهیم.» ]]> تاریخ و سیاست Tue, 20 Nov 2018 08:06:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267931/آقاجری-دو-قرن-سکوت-اعتقادی-ندارم تازه‌ترین آثار زرتشتی، ارمنی و کلیمی رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267964/تازه-ترین-آثار-زرتشتی-ارمنی-کلیمی-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آثار منتشر شده در سال 1397 انتشارات فروهر و بَرسم (زرتشتی)، نائیری (ارمنی) و انجمن کلیمیان تهران از سوی دفتر مجامع، تشکل‌ها و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رونمایی می‌شود. این نشست چهارشنبه 30 آبان ساعت 9 تا 12 در سرای کتاب موسسه خانه کتاب برگزار می‌شود. سرای کتاب موسسه خانه کتاب به نشانی خیابان انقلاب، بین فلسطین و برادران مظفر جنوبی، پلاک 1080، طبقه منهای دو است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 20 Nov 2018 12:15:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267964/تازه-ترین-آثار-زرتشتی-ارمنی-کلیمی-رونمایی-می-شود یک تاریخ‌نگار چطور می‌تواند به اطلاعات جدیدی از دل منابع قدیمی برسد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267935/یک-تاریخ-نگار-چطور-می-تواند-اطلاعات-جدیدی-دل-منابع-قدیمی-برسد  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «مطالعات هخامنشی؛ کارنامه و چشم‌انداز» با حضور پروفسور پی‌یر بریان، استاد برجسته مطالعات هخامنشی در جهان دوشنبه 28 آبان‌ماه، در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد. این نشست که به دعوت و میزبانی دبیرخانه همایش‌ها و همکاری‌های علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و بخش فرهنگی سفارت فرانسه در تهران و انجمن ایران‌شناسی فرانسه در ایران برگزار شد، با استقبال بی‌نظیر مخاطبان روبه‌‌رو شد. چنانکه برگزارکنندگان مراسم که فکر می‌کردند این نشست، تخصصی با مخاطبان محدود این حوزه برگزار خواهد شد، از میانه سخنرانی، مجبور به استفاده از همکاری مترجم همزمان شدند تا سخنرانی پی‌یر بریان را برای حاضران و دانشجویان در سالن ترجمه کنند و به گفته مجری، استقبال بیش از حد انتظار آنها بود. در این نشست «ژاله آموزگار» - استاد فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران -، «دنی هرمان» - رئیس انجمن ایران‌شناسی فرانسه در ایران - و «ناهید فروغان» - مترجم آثار پروفسور پی‌یر بریان در ایران - حضور داشتند که به خوشامدگویی به سخنران و حاضران اکتفا کردند و جلسه را به این پژوهشگر تراز اول هخامنشی در جهان واگذار کردند. بریان سخنانش را این‌گونه آغاز کرد و گفت: در ادبیات روزمره، وقتی می‌گوییم کسی در سایه دیگری قرار دارد، یعنی زیر نفوذ او است. ما پس از مطالعات تاریخی مختلف، شخصیت داریوش را به شیوه‌های مختلفی بررسی کرده‌ایم. همه منابع یونانی و رومی، تصویر یکسانی از داریوش ارائه داده‌اند که گویای این است که او زیاد جاه‌طلب نبود و در میدان جنگ، تا جایی که امکان داشت از خون‌ریزی پرهیز می‌کرد. معمولا شخصیت او را در مقابل الکساندر قرار می‌دهند که بسیار خون‌ریز بود. وی ادامه داد: شخصیت داریوش حتی در منابع فارسی چندان درخشان نیست. در منابع فارسی هم دارا فردی است که شکست خورده و مسئولیت شکست بر شانه‌هایش سنگینی می‌کند. بر اساس همین منابع بود که من به این نتیجه رسیدم که چطور یک تاریخ‌نگار می‌تواند به اطلاعات جدیدی از دل منابع قدیمی برسد. به همین دلیل من بخشی را به اختلافات امپراطوری فارس و مقدونیه اختصاص دادم و هدف این بود که داریوش را از زیر سایه اسکندر بیرون بکشم. این پژوهشگر مطرح مطالعات هخامنشی در جهان، درباره اشارات ساسانیان به دوره هخامنشی گفت: در مکتوبات و منابع زمان ساسانیان به دوره هخامنشی اشاره شده بود و حتی در شاهنامه به اتفاقات دوره هخامنشی اشاراتی شده و از اطلاعات آن دوره استفاده شده است. مساله‌ای که به دوره ساسانیان بازمی‌گردد این است که آنها می‌خواستند خودشان را به عنوان گروهی که مسئولیت بازیابی نام و خاطره ایران را به عهده داشتند، معرفی کنند. البته این امر به معنای این نیست که در آن دوران تاثیر هخامنشیان از بین رفته بود. اما آیا ساسانیان خودشان را ادامه دهنده راه هخامنشیان می‌دانستند؟ ما از سوی خود ساسانیان به هیچ جواب مشخصی نمی‌رسیم. ما متون مختلفی داریم که نشان دهنده این است که ساسانیان از منابع هخامنشیان استفاده کرده‌اند. اما در هیچ کدام از این متن‌ها، اطلاعاتی راجع به اینکه پرسپولیس، توسط داریوش ساخته شده نیست. وی در ادامه به بررسی و ارائه چند نمونه از اسناد مربوط به این دوره پرداخت که به گفته خودش آنها را برای انجام کار پژوهشی به متخصصان این حوزه سپرده بودند و نتایج تحقیقات آنها در سال 2012 در کتابی منتشر شد. نخستین سند، نامه‌ای بود که در زمان اسکندر نوشته شده بود و حاوی اطلاعاتی از آن زمان بود. بریان گفت: این نامه در سال 348 پیش از میلاد به وسیله یکی از ساتراپ‌ها نوشته شده و در آن زمان خیلی هم رسم نبود که نامی از ساتراپ‌ها ذکر شود. او این نامه را به بالادستی خودش نوشته بود. در چنین نامه‌هایی ما معمولا شاهد بحثی هستیم. امکان دارد دستور ساخت یک قصر یا دژ را داده باشند و امکانات مورد نیاز برای ساختن آن دژ، در این نامه‌ها ذکر می‌شود. در این نامه می‌بینیم که ساتراپ از مخاطبش می‌خواهد که اجازه دهد تا سرباز‌ها به سراغ کار کشاورزی‌شان بروند و بعد از انجام کار کشت، به کار ساخت دژ برسند. در ادامه جلسه، این پژوهشگر به ارائه سند دیگری پرداخت و گفت: این نامه از لحاظ نوشتاری، به الواح تخت جمشید نزدیک است. کلمات و اصطلاحات فنی، دقیقا همان‌هایی هستند که ما در الواح تخت جمشید می‌بینیم. بریان با اشاره به نامه‌ای دیگر از زمان اسکندر، گفت: در همه این اسناد، ساختار اداری خیلی شبیه به ساختار اداری تخت جمشید است. به خوبی ما می‌توانیم اطلاعات قومی و انسان‌شناسی را ببینیم که نشان‌دهنده اطلاعات آن منطقه خاص است. نکته دیگر، در مورد این سند که در زمان اسکندر نوشته شده، این است که اسکندر، روش‌های حکومتی را از هخامنشیان یاد گرفته است. اهمیت این اسناد این است که در ارتباط با همه جزئیات و حتی ویژگی‌های زندگی روزمره هم صحبت می‌کند. اطلاعاتی راجع به سربازها، جابه‌جایی ساتراپ‌ها و اطلاعاتی درباره دیگر اعضای حکومت نشان می‌دهد. وی افزود: ما سندهای جدیدتری هم پیدا کردیم. چرا که سندهای اولیه به مرور زمان پاک شده اما در کنار آن، متن‌های ثانویه‌ای هم بود و این نشان‌دهنده این است که محقق باید به اسناد ثانویه هم توجه کند. ما در قرون وسطی با چنین اسنادی مواجه هستیم. به عنوان مثال ما با سندی مربوط به سال 405 و زمان خشایارشاه مواجه هستیم؛ این یک دفترچه حسابرسی است که ورودی‌های گمرک در آن ثبت شده است. همه اطلاعاتی که در این سند هست در مرحله اول، نشان‌دهنده این است که چه کشتی‌هایی به آن منطقه وارد شده و این کشتی‌ها از کجا آمده‌اند و خلاصه‌ای از تحویل بارها و این که حجم بار هر کشتی چقدر است و گزارشی از مواد و فرآورده‌هایی که این کشتی با خودش به مصر برده هم ذکر شده است. این یک سند خیلی مهم است که اطلاعات دست اولی از اطلاعات کشتی‌رانی آن زمان و داد و ستد با مصر به ما داده می‌شود. بریان متذکر شد: برخی از این اسناد، قطعات سرامیکی هستند که به منطقه‌ای در شرق غزه مربوط می‌شوند. اغلب این اسناد متعلق به دوره هخامنشی هستند و متون‌شان هم خیلی پیچیده است. می‌توانیم حدس بزنیم که موضوع آنها شبیه به اسناد دیگری‌ است که ما قبلا در  جاهای دیگر پیدا کرده بودیم. این یک ارائه خیلی کوتاه و شماتیک از اسناد مربوط به این دوره بود. این پژوهشگر در ادامه به ارائه نتیجه‌گیری بحث پرداخت و گفت: مساله اول این است که پیشرفت‌هایی که در این زمینه داریم مربوط به مطالعه گذشته و مطالعه جدید اسناد گذشته است. در دوباره‌خوانی اسناد با سوال‌های جدید، می‌توان به اطلاعات جدیدی رسید. یک سند نوشتاری به خودی خود و به تنهایی با شما سخن نخواهد گفت. و تنها به سوالاتی پاسخ می‌دهد که مورخ و تاریخ‌شناس از او می‌پرسند. اگر شما سوالات جدیدی بپرسید طبیعی است که سند به شما اطلاعات جدیدی خواهد داد. بریان افزود: نکته دیگر، مساله چند زبانی در امپراطوری هخامنشی است که می‌تواند ما را در یک بن‌بست قرار دهد. اما از سوی دیگر هم اطلاعات جدیدی از آن روزگار به ما می‌دهد. به هر حال، چند زبانی بودن محدوده حکومت هخامنشیان، یک واقعیت آن دوران است. شما هر متنی را که به هر زبانی نوشته شده باشد، در این امپراطوری پیدا کنید، در آن ویژگی‌های خاص این امپراطوری دیده می‌شود. این مساله هم که زبان‌های خارجی، واژه‌هایی از زبان فارسی می‌گیرند، نشان‌دهنده قدرت زبان فارسی در آن منطقه است. طبیعی است که آنها به هر منطقه‌ای که وارد می‌شدند، اعتقادات محلی را از بین نمی‌بردند اما سعی می‌کردند سیستم یکپارچه‌ای در هر منطقه بر جای بگذارند. یکی از چشم‌اندازهای این دوره، این است که اسناد و مدارک قبلی را بازخوانی کنیم و مورد مطالعه قرار دهیم. بریان در پایان با ارائه عکسی گفت: با توجه به همین سند بود که ما توانستیم خط میخی را به تدریج بشناسیم. اسنادی که ما قبلا خوانده‌ایم و رمزگشایی کرده‌ایم به ما اطلاعات جدیدی می‌دهند. این عکس، داریوش و ملازمانش را نشان می‌دهد. در اینجا داریوش توضیح می‌دهد که چطور توانسته بر شورش‌ها غلبه کند و با کمک اهورامزدا خودش را پادشاه معرفی کند. سوالی که بعد از کشف این سند مطرح شد این بود که ما چطور می‌توانیم داستانی را که داریوش تعریف می‌کند در کنار روایت هرودوت قرار دهیم؟ به نظر من، دیگر وقتش است که هرودوت را کنار بگذاریم. وی افزود: اینجا می‌بینیم که داریوش به سه زبان مختلف حرف می‌زند؛ بابلی، عیلامی و پارسی کهن. در مصر، روایتی آرامی هم از آن موجود است. هر یک از این ورژن‌ها هم به وسیله متخصصان آن زبان، مورد مطالعه قرار گرفت. اما این چهار نسخه با هم همخوانی صد‌درصد ندارند و تفاوت‌های جالب و چشمگیری در هر یک از آنها وجود داشت. مثلا در نسخه بابلی، تعداد کشته‌شده‌های در جنگ آمده است. فهم درست این سند، به خاطر استفاده از منابعی است که از هر چهار زبان استفاده کرده‌اند. این کاری است که ما انجام می‌دهیم و نتیجه این تحقیقات تا چند ماه آینده منتشر خواهد شد و این سند جدیدی در این زمینه خواهد بود. منظورم سوال‌های جدیدی است که در این زمینه مطرح کرده‌ایم. وی تاکید کرد: تاریخ امپراطوری هخامنشی، مملو از اطلاعات فرهنگی مختلف است و طبیعی است که با استفاده از منابع باستان‌شناسی مختلف، به اطلاعات بیشتری درباره تاریخ هخامنشی می‌رسیم و جدای از این مسائل، تاریخ هخامنشی، امروزه در بسیاری از دانشگاه‌های جهان  تدریس می‌شود و این امر، فقط مختص دانشگاه‌های ایران نیست. در پایان، ژاله آموزگار، ضمن تشکر از پی‌یر بریان گفت: «خوش‌تر آن باشد که سر دلبران/ گفته آید در حدیث دیگران» ما خوشحالیم که مطالعات هخامنشی هنوز ادامه دارد و تمام نشده است و البته خوشحالیم که یک سرزمین با فرهنگ‌های مختلف، با یک حکومت اداره می‌شود. لازم به ذکر است در کنار این نشست، مجموعه ارزشمندی از کتاب‌های پژوهشی مربوط به دوره هخامنشی برای فروش ارائه شده بود. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 20 Nov 2018 12:35:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267935/یک-تاریخ-نگار-چطور-می-تواند-اطلاعات-جدیدی-دل-منابع-قدیمی-برسد