خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين تاریخ و سیاست :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Thu, 27 Jun 2019 11:23:13 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 27 Jun 2019 11:23:13 GMT تاریخ و سیاست 60 سیستم‌بانکی ایران غیراخلاقی‌تر از کشورهای غربی است/ آسیب‌‌شناسی ابتلای لیبرالیسم به ابتذال اخلاقی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/277399/سیستم-بانکی-ایران-غیراخلاقی-تر-کشورهای-غربی-آسیب-شناسی-ابتلای-لیبرالیسم-ابتذال-اخلاقی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بدون شک تاریخ سیاسی آمریکا یکی از بحث‌برانگیزترین و جالب‌ترین کشورهای دنیاست که در آن دوره‌های مختلفی بروز و ظهور پیداکرده‌اند و رفته‌رفته جامعه آمریکایی را به شکل و شمایل امروزی مبدل کرده‌اند. در بررسی فرار و فرود تاریخ سیاست آمریکا موضوع اخلاق و چگونگی ارتباطی که نظام لیبرالی این کشور با موضوع اخلاق برقرار کرده است هم ازجمله همان نکات جالب‌توجه است.   مایکل سندل، استاد دانشگاه هاروارد یکی از فیلسوفانی است که در حیطه اخلاق در حوزه سیاست آمریکا فرد صاحب اثری است. این استاد دانشگاه هاروارد در این خصوص کتابی دارد که در ایران با عنوان «اخلاق در سیاست» به چاپ رسیده  و نشر نو باهمت افشین خاکباز آن را منتشر کرده است.      جلسه نقد و بررسی کتاب «اخلاق در سیاست» نیز دیروز سه‌شنبه چهارم تیرماه در سرای اهل‌ قلم و با حضور صاحب‌نظران و کارشناسان علوم سیاسی برگزار شد. در این نشست رابطه میان لیبرالیسم، عدالت و نظریه جان رالز در این خصوص موردتوجه قرار گرفت و حاضران به‌نقد ظاهری، محتوایی، ساختاری و طرح چند نکته پیرامون ترجمه این اثر پرداختند.     برجسته بودن ویژگی معلمی سندل افشین خاکباز، مترجم کتاب اخلاق در سیاست در آغاز صحبت خود گفت: این اثر را به خاطر علاقه شخصی‌ام ترجمه کردم، ضمن اینکه به سندل علاقه‌مندم، او ساده صحبت می‌کند درحالی‌که مسائل عمیق فلسفی را می‌گوید. سندل اندیشمند اخلاقی است همچنین هنر معلمی دارد. این ویژگی آموزگاری او را در جای‌جای این کتاب هم می‌شد ملاحظه کرد.    خاکباز ادامه داد: به کمک سندل با فلسفه آشنا شدم، مثال‌های او ساده، ملموس و تفکر برانگیز است. در این کتاب هم اول یک معضل اخلاقی را مطرح می‌کند تا مخاطب در یک دوراهی قرار بگیرد، بعد خواننده را مجبور می‌کند در مورد این دوراهی تصمیم بگیرد. سپس خودش با تعمیم مثال مخاطب را با ظرایف فلسفی آشنا می‌کند.   وی با اشاره به اینکه سندل نویسنده شناخته‌شده‌ای است گفت: فیلم‌های سخنرانی وی در یوتیوب بازدیدکننده‌های فراوانی دارد و در  کلاس‌های آنلاین‌اش گاهی تا 15 هزار نفر شرکت‌کننده حضور پیدا می‌کنند.   اهمیت دادن توأم به خیر اجتماعی و حقوق فردی  خاکباز با بیان اینکه سندل اخلاق را از سیاست جدا نمی‌داند و منتقد «لیبرالیسم» است عنوان کرد: هرچند او به دنبال بر هم ریختن مبانی این تفکر نیست و نگاهی جامعه گرایانه به لیبرالیسم دارد.سندل بر حقوق فردی در لیبرالیسم معتقد است و به «خیر اجتماعی» قائل است.   مترجم این اثر در رابطه با دیگر دلیل انتخابش برای برگرداندن آن به فارسی گفت: این کتاب باوجودی که درباره جامعه آمریکاست و مثال‌های متعددی از این جامعه دارد، اما می‌شود مثال‌های آن را در مورد ایران هم در نظر گرفت. این مسئله چند دلیل دارد، اول اینکه بین انسان‌ها در تمام دنیا نقاط اشتراکی وجود دارد، ممکن است آن‌ها با مشکلاتی مواجه شوند که راه‌حل یکسانی دارد. دوم اینکه سرشت همه انسان‌ها یک‌جور است و بسیاری از احساسات (یکسان) اعم از خشم، شادی، نومیدی و .... می‌تواند تعیین‌کننده رفتار آدم‌ها باشد.   وی با اشاره به اینکه در جامعه ما برخلاف شعارهایی که می‌دهیم شباهت زیادی با آمریکا وجود دارد، گفت: خیلی از مشکلات جامعه آمریکایی می‌تواند مشکل ما هم باشد، یا درگذر زمان ما هم دچار آن مشکلات شویم. این موضوع می‌تواند برخاسته از نظام سرمایه‌داری باشد که ما هم داریم شبیه به این الگو رفتار می‌کنیم.    خاکباز بابیان اینکه روابط میان زمامداران، حقوق شهروندان ازجمله دغدغه‌های این کتاب است، تأکید کرد: در جامعه ما هم از الگوهای اقتصادی لیبرالی و نو لیبرالی استفاده می‌شود، درصورتی‌که ما دقت نظر جوامع غربی را هم نداریم. اقتصاد ایران به لحاظ بی‌ضابطه بودن از «آزادترین اقتصادهای جهان» است.   اولویت پیدا کردن روابط بازار مترجم این اثر افزود: در قضاوت آدم‌ها و همچنین برخوردار بودن و یا برخوردار نبودن به‌جای فضائل فردی روابط بازار قرارگرفته است. در سفرنامه ابن‌بطوطه می‌خوانیم زمانی در این کشور فردی با اندکی سرمایه و در داخل شبکه فتوت می‌توانست از یکسر کشور به‌جای دیگر برود. امروز بازمانده این روابط فتوت را هم داریم از بین می‌بریم و دچار زوال اخلاقی شدیم.    خاکباز با اشاره به برخی مثال‌های داخلی زوال اخلاقی در جامعه ایرانی همچون بی‌تفاوتی افراد نشسته بر صندلی معلولان و افراد ناتوان داخل اتوبوس‌های بین‌شهری و ماجرای قتل همسر دوم محمدعلی نجفی به‌عنوان زوال اخلاقی نخبگان به طرح این موضوع پرداخت که مباحث این کتاب همچون بلیت بخت‌آزمایی آمریکایی شباهت زیادی به طرح ارمغان بهزیستی در سال‌های گذشته و برنامه‌های تلویزیونی همچون برنده باش دارد که نشان می‌دهد روابط بازار جای همه‌چیز می‌تواند بنشیند.   وی نظام بانکی ایران را هم غیراخلاقی‌تر از کشورهای غربی دانست و دلیل آن را کمتر بودن کنترل این سیستم نسبت به آن‌ها عنوان کرد و گفت: درحالی‌که شعار می‌دهیم معدن اخلاقی هستیم، شاهد بودیم در شهرستان آمل فردی (خانمی) رفت داخل یک تابلوی تبلیغاتی نشست که این نمونه استفاده ابزاری از یک انسان است.   در بخش دیگری مترجم کتاب «اخلاق در سیاست» به توضیح ساختار آن پرداخت و گفت: کتاب شامل 30 مقاله است، 7 مقاله اول آن درباره زندگی مدنی در آمریکا و احزاب اصلی این کشور یعنی دموکرات و جمهوری‌خواه است.   نقد سندل به عدالت توزیعی وی در ادامه ضمن توضیحی درباره چگونگی روی کار آمدن بیل کلینتون و بیان تجاربی از دو حزب اصلی آمریکا گفت: سندل به رشد اقتصادی و عدالت توزیعی نقد وارد می‌کند و بر این نظر است که این موضوعات همواره حرف اول را در جامعه آمریکا نمی‌زنند. او همچنین می‌گوید مشارکت واقعی مردم به معنای تصمیم‌گیری در غایت همه‌چیز است و صرف رأی دادن به معنای دموکراسی نیست.    خاکباز در ادامه گفت: بخش دوم این کتاب به موضوعاتی همچون نقد کالایی شدن در همه شئون جامعه می‌پردازد. همچنین سندل درزمینه تمرکز برابر خیر عمومی صحبت می‌کند و بر این نظر است که نباید حقوق فرد فدای خیر جامعه شود، البته خیر جامعه هم نباید فدای حقوق فردی شود. او به دنبال راه میانه‌ای است. سندل در این بخش از خصوصی شدن بسیاری از امور که در حوزه عمومی قرار داشتند صحبت می‌کند.   وی با اشاره به اینکه در این بخش بحث چوب حراج زدن به تاریخ و یکی شدن حوزه خصوصی افراد و عمومی مطرح می‌شود، افزود: یکی از مثال‌هایی که در این بخش آمده است پولی شدن بیمارستان‌هاست که کارکرد دیگری دارد اما کسب پول اولویت پیداکرده است.   مترجم کتاب سپس به آخرین بخش کتاب پرداخت و گفت: در بخش آخر کتاب شامل 9 مقاله از اندیشمندان مختلف است. از «جان رالز»، «کانت» و... مقالاتی آورده است و سندل نقدهایی مطرح می‌کند و بعد نگاه جامعه‌گرایی خود را در این بخش قرار می‌دهد. درنهایت با طرح سه نقد می‌گوید باید به‌جای روابط اقتصادی، شهروندان مسئول موردتوجه قرار گیرد.   قضاوت سندل تحمیل نشده است! ضیاءالدین صبوری، در صحبت‌های خود درباره این اثر با اشاره به قوت ترجمه کتاب گفت: مترجمان اغلب با تکیه‌بر توانایی خود در تسلط بر زبان دیگر و یا توانایی فلسفی‌شان در حوزه دانشی مرتبط با یک اثر، اقدام به ترجمه می‌کنند.   وی در ادامه با طرح این موضوع که برای توانمند شدن یک اثر تألیفی دارای جایگاه والا باید چهار مؤلفه «مؤلف اثر»، «خواننده»، «بافت (Context)» و «متن» موردتوجه قرار گیرد، تأکید کرد: سندل استاد دانشگاه هاروارد است و از نحله جماعت گرایان (جامعه‌گراها) است که در مقابل فردگرایی قرار دارند. او منتقد جان رالز هم هست.   صبوری افزود: سندل در تبیین مباحث فلسفی انتزاعی به مسائل عینی فرد توانمندی است و در ساده‌سازی توفیق دارد. همچنین با مخاطب غیردانشگاهی هم رابطه برقرار می‌کند. او توجیه مسئولیت شهروندی را به‌خوبی انجام می‌دهد.   وی تأکید کرد: شاه‌بیت کلام سندل این است که عدالت زمانی معنا پیدا می‌کند که همه وجوه را در برگیرد. ما در این کتاب مسائل بسیاری را می‌بینیم که می‌توانیم با نگاه خاص خودمان به آن‌ها نگاه کنیم. می‌توانیم مباحث کتاب را در مورد جامعه ایرانی مدنظر قرار دهیم.   به گفته صبوری، متن این کتاب دارای آراستگی و پیراستگی است و این ویژگی ترجمه و متن اصلی اثر دارد اما از سوی دیگر متن کتاب دارای فراز و نشیب است بدین معنی که مستندهای تاریخی دارد و سری زمانی آن از زمان رئیس‌جمهوری جانسون تا کلینتون و بعداز آن ادامه دارد. این اثر قضاوت خود را بر مخاطب تحمیل نمی‌کند و آن را را بر عهده خواننده می‌گذارد، فقط کاری می‌کند که خواننده خود به قضاوت برسد.   این کارشناس روابط بین‌الملل با اشاره به اینکه ارتباط و تسلسل مفهومی در این کتاب رعایت شده است گفت: بامطالعه این کتاب احساس نمی‌کنیم که از مقالات پراکنده‌ای تشکیل‌شده است. البته بهتر بود همچون فصل اول و هفتم آن اشاراتی همچون لید در مطبوعات در همه فصل‌ها تکرار شود.   سنجه اخلاقی مناسب برای عدالت‌گستری صبوری با تقدیر از ناشر کتاب «اخلاق در سیاست» گفت: نویسنده باوجود نقد به دیدگاه لیبرالی به اصول لیبرالیسم وفادار است و این اثر فردگرایی را یکجا نقد نمی‌کند و سندل اخلاق و سنجه‌های اخلاقی را بستری برای عدالت لیبرالی قرار می‌دهد.   وی با اشاره به اینکه سندل راه‌حل اینکه دولت می‌تواند به خیر اجتماعی دست پیدا کند را در اخلاق می‌داند، به طرح نظریات اخلاق افلاطونی پرداخت و به این جمع‌بندی رسید که همان‌طور که افلاطون معتقد است برای بهبود شرایط باید فرد را تبدیل به شهروند کرد، سندل هم به دنبال این است که بر اساس فلسفه جماعت گراها همین اتفاق بیفتد.   مقبول نبودن سندل در جامعه آمریکا حسین دهشیار، استاد تمام دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی در این نشست با بیان ویژگی‌هایی در مورد مقالات این کتاب همچون دوره 20 ساله انتشار آن‌ها در مطبوعات گفت: سندل یک فیلسوف است که نظرات غلطی ندارد، اما در جامعه آمریکای امروز موردقبول نیست. حرف‌های سندل مبتنی از اخلاق‌مداری و عدالت محوری در جامعه مبتنی بر «دین» است.   وی با اشاره به اینکه حزب دموکرات آمریکا امروز معتقد است نباید قضاوت‌های ارزشی بر اساس دین صورت گیرد، افزود: جامعه آمریکا امروز با گسل‌های اقتصادی مواجه نیست، بلکه با مسائلی همچون هم‌جنس‌گرایی مواجه است که این‌ها در حوزه مسائل دینی این جامعه هستند.   این کارشناس علوم سیاسی سپس با اشاره به تقسیم‌بندی دوره‌های زمانی تاریخ آمریکا گفت: جمهوری‌خواهان معتقدند که باید آزادی مذهبی وجود داشته باشد، درحالی‌که دموکرات‌ها بر این نظرند که نباید مذهب مبنای سیاست‌گذاری قرار گیرد.   فرازوفرودهای لیبرالیسم در آمریکا دهشیار ادامه داد: در آمریکا سه دوره تاریخی برجسته است، دوره اول که پدران و بنیان‌گذاران آن همچون جفرسون حضور دارند و آن‌ها کشاورزی را دارای فضیلت می‌دیدند. در این دوره کشاورزی فضیلت داشت چراکه فرد وابسته به سرمایه‌داری نیست. در این مقطع وابستگی را بی‌اخلاقی می‌دانستند. از سویی در این دوره رأی دادن برای همه آزاد نبود تنها مردان سفیدپوستی که مالک بودند حق رأی داشتند و در روزهای سه‌شنبه پای صندوق می‌رفتند. بن جامعه در این مقطع مذهبی است و دین تعیین‌کننده خوبی و بدی است؛ سندل هم تصویر این وضع را می‌بیند.   وی ادامه می‌دهد: این مقطع با پایان جنگ داخلی آمریکا که نبرد بین سیاهان و سفیدهاست تمام می‌شود درحالی‌که دلیل اصلی پایان این جنگ اقتصادی است. چراکه سرمایه‌داری نیاز پیداکرده بود نیروی کار را به کارخانه‌ها بکشاند. بنابراین برده‌داری در این مقطع منسوخ شد و کارخانه‌دارها بی‌تفاوت نسبت به سفید یا سیاه‌پوست بودن نیروی کار می‌خواستند افراد را به کار بگیرند.   این استاد دانشگاه ویژگی دوره بعدی در آمریکا را با عنوان آغاز دوره «سرمایه‌داری کازینویی» به این شکل شرح داد: در این دوره شرایطی شکل گرفت که یکی برنده باشد و دیگری بازنده؛ ما در فارسی به این مدل سرمایه‌داری درنده می‌گوییم. در این مقطع شاهد هستیم که راه‌آهن و تلگراف پا گرفت و پول و قدرت دست صاحبان سرمایه متمرکز شد.   دهشیار با اشاره به قدرت گیری نوع خاصی از لیبرالیسم با عنوان لیبرال ترقی‌خواه در مقطع مذکور تأکید کرد: در دوره‌ای که قدرت و ثروت متمرکز است، قدرتی شکل گرفت که وظیفه دولت را تأمین بهداشت و آموزش برای مردم عنوان کرد. در این دوره عقیده بر این است که اگر فرد می‌خواهد از قدرت خود استفاده کند باید در رفاه باشد. اینجا بود که حق آزادی مطرح شد، شهروندی که حق استفاده از آزادی دارد در این زمان به وجود آمد. این کارشناس علوم سیاسی دوره بعدی را مقطع شکل‌گیری نوع دیگری از لیبرالیسم با عنوان لیبرال مدرن عنوان کرد و گفت: در این مقطع بر تمرکز قدرت اقتصادی به‌عنوان یک ضرورت نگاه می‌شود، اما تأکید می‌شود دولت نواقص را جبران کند. بنابراین عدالت توزیعی که تمرکز را زیاد می‌کند در این مقطع شکل می‌گیرد. مدرسه مجانی، خوب شدن وضع کارگران و... مربوط به این دوران است و این نوع از لیبرالی تأکید بر حق انسان می‌کند درحالی‌که در نوع قبلی تأکید بر حق بهره بود.   به گفته وی، تفکر لیبرالی مدرن معتقد است دولت باید در اخلاق بی‌طرف باشد و می‌گوید وظیفه دولت ایجاد رشد است. به‌عنوان‌مثال افزایش رشد اقتصادی تا افراد بهره‌مند شوند. اما دولت در مقوله مذهبی نقشی ایفا نمی‌کند و در امور مذهبی قضاوتی نمی‌کند. از ویژگی این مدل از تفکر لیبرالی این است که نظری راجع به محتوای حق فرد ندارد.   سندل مقبول جمهوری‌خواهان؟ در ادامه دهشیار صحبت‌های خود را این‌طور پی گرفت: محافظه‌کاران در ابتدا مخالف عدالت توزیعی بودند، اینجاست که سندل وارد می‌شود و به طرح این موضوع می‌پردازد که لیبرالیسم خوب است اما حرف‌های جمهوری‌خواهان را می‌زند. او هرچند غیر آشکار اما می‌گوید جامعه کلیسا می‌خواهد. سندل همانند جمهوری‌خواهان تأکیدی بر برپایی جماعت‌های محلی همچون کلیسا، جمع‌های محلی و مردمی دارد. با این حساب چنانچه این جماعت‌ها شکل بگیرد می‌توان قضاوتی هم در مورد حق افراد کرد.   در بخش دیگری از این نشست، این کارشناس علوم سیاسی با مقایسه‌ای میان لیبرال‌های امروزی و پساکینزی که معتقدند ارزش‌های مشترک اجتماعی مبنای قضاوت باشد، با اشاره به اینکه یکی از دلایلی که جمهوری‌خواهان در انتخابات در شهرهای بزرگ بازنده می‌شوند این است که افراد تحصیل‌کرده مبنای قضاوت ارزشی این حزب را نمی‌پسندند، گفت: اکنون جمهوری‌خواهان مواضع سندل را می‌پسندند چراکه او می‌گوید شهروند خوب کسی است که مبنای قضاوتش مذهب است.   دهشیار در پایان صحبت خود در این نشست از ترجمه این اثر ابراز رضایت کرد و نسبت به استفاده نکردن از لغات انگلیسی کلیدی متن در پاورقی به‌جای برخی معادل‌های فارسی شده انتقاد کرد.   اثری که در تاریخ مانده است رحمت حاجی مینه، عضو هیئت‌علمی دانشگاه آزاد و کارشناس روابط بین‌الملل دیگر شرکت‌کننده در نشست نقد و بررسی کتاب «اخلاق در سیاست» بود، او با اشاره به‌سختی‎های ترجمه یک اثر، برگردان فارسی این کتاب را در کل روان و توأم با اصطلاحات مناسب دانست و گفت: اشاره نشدن به بعضی اصطلاحات انگلیسی در کتاب همانند جایی که از عبارت «خودفرمانی» استفاده می‌کند یک مشکل این کتاب است. در بعضی جاهای این اثر هم احساس می‌کنم مترجم در کتاب دست برده است. به‌عنوان‌مثال درحالی‌که برای لیبرال‌ها موضوع «هم‌جنس‌بازی» مطرح است، اصطلاح «هم‌جنس دوستان» در این کتاب به‌کاررفته است و چنین انتخاب‌هایی در کتاب مهم هستند.   وی بابیان اینکه در طرح مفاهیم «دموکرات» و «مردم‌سالار» هم تعابیری که به‌کاررفته است از مفهوم اصلی دور است و در بعضی نقاط کتاب مفهوم «دموکراسی» معنی می‌دهد، ادامه داد: البته در کل این کتاب چنین اشکالاتی بسیار کم است.   حاجی مینه با اشاره به اینکه انتخاب اثر برای ترجمه و چاپ اثر 18 سال بعد از پایان موضوعات مطرح در دل متن اتفاق افتاده است، تأکید کرد: این برای یک اثر نقطه مثبتی نیست و با یک اثر کلاسیک هم مواجه نیستیم. کتاب هرچند متعلق به یک استاد دانشگاه هاروارد و در سال 2006 منتشرشده است اما مباحث کتاب در حدفاصل سال‌های 1984 تا 2002 است و با ترتیب یکسری زمانی مقالات ژورنالیستی گردآوری‌شده‌اند. اگر این کتاب زمانی که کلینتون سرکار بود، منتشر و مطالعه می‌شد لطف دیگری داشت.   وی با اشاره به اینکه به لحاظ رده‌بندی این اثر متعلق به آثاری در زمره فلسفه عمومی است، ادامه داد: مقالاتی که در متن به‌کاررفته در مورد اصل موضوع فلسفه عمومی است، اما در ترجمه به فارسی عنوان «اخلاق در سیاست» انتخاب‌شده است. درصورتی‌که حفظ عنوان اصلی برای یک کتاب اهمیت دارد.   این کارشناس روابط بین‌الملل همچنین گفت: کتاب ازنظر شکلی و فیلسوفانی که نظر آن‌ها در متن واردشده قابل‌قبول است اما در بخش ساختاری و محتوایی کتاب یکسری مقالات جمع‌آوری‌شده است و این کتاب یک (نوع) روزنامه است. ماهیت کتاب هم باوجود طرح بحث‌های جدالی مشابه آثار دانشگاهی ماهیت ژورنالیستی دارد.   تقدم مصداق بر نظریه حاجی مینه بابیان اینکه در کتاب یک نوآوری صورت گرفته است به این شکل که برخلاف دیگر آثار به‌جای اینکه از نظریه شروع کند و به مثال‌های عملی برسد از مصداق‌ها شروع کرده و به نظریه مرتبط ختم می‌شود، گفت: کتاب به لحاظ به کار بردن مقالات شناسنامه‌دار اما قدیمی در تاریخ مانده است. به‌عنوان‌مثال از دوره ریاست جمهوری باراک اوباما و دونالد ترامپ حرفی نیست و مترجم باید مراقبت می‌کرده که آیا بعد از سال 2006 نسخه اصل این کتاب مورد بازبینی قرارگرفته است؟   این کارشناس روابط بین‌الملل با اشاره به اینکه کتاب در آمریکا مانده است، تأکید کرد: فرهنگ سیاسی جوامع با یکدیگر تفاوت می‌کند به‌عنوان‌مثال بین جامعه آمریکا و کانادا هم  ـ باوجود تشابه‌ها ـ یکسری فرق وجود دارد. این کتاب هم برای جامعه آمریکایی به‌راحتی قابل‌فهم است.   حاجی مینه در بخش دیگری درباره نقاط قوت کتاب «اخلاق در سیاست» هم گفت: این کتاب ماهیت مونولوگ ندارد و یک دوگانه از جامعه آمریکا و احزاب آن ارائه می‌دهد و بر این دوگانه هم سوار است. ارزش این کتاب در این است که مطالعه آن باعث تفکر می‌شود و خواننده دوگانه میان دموکرات و جمهوری‌خواه را تصور می‌کند و طرفداری مای خود در مقاطع مختلف از این احزاب را دنبال می‌کند.   وی بابیان اینکه کتاب سیاست فضیلت ساده را تشریح می‌کند و اندیشه بزرگ را در برابر اندیشه کوچک قرار می‌دهد به طرح این موضوع پرداخت که در این کتاب مشکل مدنیت آمریکا مطرح و موضوعاتی همچون استیضاح تبیین می‌شود.   مسئله محوری «اخلاق در سیاست» این استاد دانشگاه نقطه قوت دیگری این کتاب را سؤال محوری یا مسئله محوری آن دانست و افزود: کتاب باوجود کنار هم قرار دادن موضوعات مختلفی همچون سقط‌جنین و آلایندگی هوا که در ظاهر بی‌ربط به نظر می‌رسد، اما نویسنده توانسته این‌ها را به هم متصل کند و ارائه آن به شکل یک کتاب زمینه‌ساز ایجاد بحث در فضای دانشگاهی آمریکا شده است.   حاجی مینه در بخش دیگری هم گفت: اینکه لیبرالیسم چطور مبتلابه ابتذال اخلاقی شده را این کتاب به‌خوبی آسیب‌شناسی می‌کند و به طرح این سؤال می‌پردازد که آیا حقوق فردی و آزادی به‌تنهایی می‌تواند مبنای یک جامعه دموکراتیک باشد؟   یک کتاب «پسارالزی» این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: نکته‌ای که به‌واسطه آن می‌شود گفت این اثر را نوآورانه کرده است یا زمینه‌ای فراهم کرده است تا کتاب حرفی برای گفتن داشته باشد در این است که سندل معتقد است نگرانی لیبرال‌ها برای واردکردن بحث اخلاق به سپهر عمومی بی‌مورد است. همچنین نویسنده فلسفه را به حوزه عمومی برمی‌گرداند و اوج کتاب جایی است که نظریه عدالت رالز را می‌آورد و به‌نوعی کتاب را می‌توان «پسارالزی» نام نهاد.   حاجی مینه در پایان صحبت خود با اشاره به اینکه سندل خود را لیبرال می‌داند و اطلاق وی به جامعه‌گرایی را یک اتهام می‌داند، گفت: سندل تأکید بر عدالت دارد و معتقد است این عدالت در «شهروندی» و «مشارکت» خود را نشان می‌دهد. مترجم این کتاب هم در بخش پایانی با صحه گذاشتن بر نقدهایی که به کتاب وارد شد، به انتقاد از سیستم مجوز چاپ کتاب پرداخت و گفت: برخی اصطلاحات همچون «هم‌جنس دوستان» اگر «هم‌جنس‌بازی» به کار می‌رفت امکان اذیت‌هایی در مجوز چاپ وجود داشت.   خاکباز بابیان اینکه بحث اصلی کتاب بازگرداندن اخلاق در سیاست است و این منظور نویسنده را بازگو کردیم، ادامه داد: کتاب در حال حاضر قدیمی است اما اگر 12 سال قبل این اثر ترجمه می‌شد بسیاری از مباحث آن برای خوانندگان ملموس نبود. از سویی فاصله زمانی بین بعضی مباحث اندیشه‌ای بین ایران و آمریکا به‌گونه‌ای است که اتفاقاتی که پیش‌تر در آمریکا افتاده است امروز در جامعه ایرانی ملموس است. حاجی مینه هم به‌طور مختصر این گزاره فاصله زمانی میان ایران و آمریکا در مباحث اندیشه‌ای را قابل نقد و موردتردید دانست.   ]]> تاریخ و سیاست Wed, 26 Jun 2019 05:45:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/277399/سیستم-بانکی-ایران-غیراخلاقی-تر-کشورهای-غربی-آسیب-شناسی-ابتلای-لیبرالیسم-ابتذال-اخلاقی شناخت بهائیان ایرانی از واقعیت‌های این تشکیلات کم است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/277382/شناخت-بهائیان-ایرانی-واقعیت-های-این-تشکیلات-کم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛‌ از زمان پیدایش بهائیت آموزه‌های این نحله فکری همواره در معرض نقد و انتقاد قرار گرفته‌ است و گاهی این انتقادها ماهیت اعتراض به خود گرفته‌اند. عالمان مسیحی،‌ مسلمان و به طور کلی طرفداران ادیان الهی اغلب بیشترین اعتراض‌ها را به مشروعیت بهائیت انجام داده‌اند. علاوه بر طرفداران ادیان توحیدی،‌ صدای اعتراض به آموز‌ه‌های بهائیت گاهی از سوی اندیشمندان و پژوهشگران اجتماعی و دینی هم شنیده می‌شود. در میان بسیاری از اندیشمندان علوم انسانی که بهائیت معترض می‌شوند هستند افرادی که در مقاطعی از زندگی خود عضو جامعه بهائی بوده‌اند و حتی در سطوح بالای آن هم راه یافته‌ بودند اما به دلیل اینکه دغدغه‌های ذهنی این روشنفکران در جامعه بهائی بی پاسخ ماند و حتی تفکرات‌شان سرکوب شد ترجیح داده‌اند که عضویت‌شان در این جامعه را خاتمه دهند و امروز به یکی از منتقدان این نحله تبدیل شده‌اند. واکنش جامعه بهائی به این اعتراض‌های روشنفکران تا قبل از گسترش فضای مجازی و اینترنت بیشتر ماهیت انکار داشت. این تشکیلات سعی می‌کرد طرفداران بهائی کمتر در جریان انتقادات و اعتراض‌های مخالفان قرار بگیرد،‌ بنابراین خواندن کتاب‌ها و مقالات مخالفان خود را توصیه نمی‌کرد و طی دستورالعملی از اعضای خود می‌خواست همه این آثار را بدون مطالعه به محفل محلی (محل شورای 9 نفره اداره کننده تشکیلات بهائی در هر شهر) ارسال کنند. اما با گسترش فضای مجازی به عنوان یک فضای عمومی گسترده برای تبادل آرای نخبگان و اندیشمندان با اعضای جامعه،‌ تشکیلات بهائی برای نادیده گرفتن مقالات مخالفان خود که روزگاری عضو این تشکیلات بودند تحت فشار قرار گرفت. بنابراین از شیوه برچسب‌زنی به مخالفان استفاده می‌کند تا به هر طریق ممکن اعضای خود را از قدرت تأثیر این اعتراض‌ها مصون نگه دارد. استفاده از برچسب‌هایی همچون «بی‌سواد»،‌ «مزدور»،‌ «بهائی ستیز»،‌ «جاه‌طلب» تنها بخشی از اَنگ‌هایی است که رهبران جامعه بهائی به مخالفان خود می‌زند تا به این طریق بین توده‌های بهائی و افراد مطلع و منتقد به بهائیت شکاف عمیقی ایجاد کند. کتاب «بهائیت از دیدگاه منتقدان و روشنفکران بهائی» یکی از آثاری است که به گسترش دیدگاه منتقدانه روشنفکرانی می‌پردازد که روزگاری عضو جامعه بهائی بوده‌اند و بنابه دلایل مختلفی از این تشکیلات خارج شده‌اند. در این کتاب راجع‌به این افراد آمده است: «این روشنفکران که نوعا از نخبگان جامعه بهائی بودند، از تحصیلات آکادمیک و مطالعات میدانی در حوزه بهائیت برخوردار بوده و شناخت کافی نسبت به بهائیت و آموزه‌های آن دارند،‌ تشکیلات بهائی و رهبری آن در حیفا را زیر سوأل برده و به حرکت‌های مستبدانه و خداگونه آن معترض شده‌اند.» یکی از نقدهایی که این نوع از افراد گسسته شده از جامعه بهائی به شرایط کنونی آن وارد می‌دانند به ساختار رهبری و اداره این جامعه است،‌ در بخشی از کتاب در این‌باره می‌خوانیم:‌ «رهبری روحانی (کاریزماتیک) بهائیت جای خود را به سلسله مراتب نیمه‌انتخابی داده که ساختار و تصمیماتش مرتبا از سوی مخالفان و متعقدان داخلی و بهائیان سابق مورد انتقاد قرار می‌گیرد و توسعه اینترنت زمینه‌ساز گسترش هرچه بیشتر این نارضایتی‌ها شده است.» نویسنده کتاب «بهائیت از دیدگاه منتقدان و روشنفکران بهائی» حمید فرناق است،‌ پژوهش‌های او در حوزه بهائیت است و همکاری گسترده‌ای با موسسه بهائی‌پژوهی دارد. این کتاب فرناق هم از سوی همین موسسه و انتشارات گوی به چاپ رسیده است. فرناق می‌گوید از دوران دانشجویی‌اش که پیش از انقلاب اسلامی بوده‌، به موضوعات دینی علاقه پیدا کرده و به دلیل اینکه متوجه شده بود در محیط دانشگاهی‌اش (مدرسه عالی ترجمه) افرادی به تبلیغ بهائیت می‌پردازند نسبت به این تشکیلات کنجکاو شد و طی دوستی با چند فرد بهائی اطلاعاتی از نحوه زندگی و رفتار آن‌ها کسب می‌کند. این تحصیل‌کرده رشته حقوق بین‌الملل دارای گرایش‌های مذهبی است و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی متوجه می‌شود یکی از جریاناتی که در سازمان‌های بین‌المللی برای جمهوری اسلامی ایران هزینه ایجاد می‌کند همین تشکیلات بهائی است. فرناق معتقد است هم‌اکنون هم جامعه ایرانی و حتی بهائیان ایرانی عضو این تشکیلات اطلاع چندانی از ماهیت این گروه ندارند. فرناق معتقد است، بهائیان از تریبون‌های مختلفی استفاده می‌‌کردند و با ابزارهای خود فشار روانی وارد می‌کردند و مجموع این عوامل زمینه تحقیق گسترده در حوزه بهائیت و ترجمه یک‌سری مقالات غیر فارسی را توسط فرناق ایجاد می‌کند. نویسنده کتاب «بهائیت از دیدگاه منتقدان و روشنفکران بهائی» و از همکاران موسسه بهائی پژوهی می‌گوید به منظور شناخت بهتر و اطلاع رسانی این موسسه گام‌هایی را برداشته است و 2 سال است فصل‌نامه‌ای با رویکرد علمی و ارائه شناخت بی‌طرفانه از بهائیان منتشر می‌کند. وی به تازگی گفت‌وگویی با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انجام داده است که مشروح آن را از نظر می‌گذرانید:‌ در ابتدا لطفا بفرمائید مطالب این کتاب چطور تدوین شده است؟‌ درباره بهائیان یک‌سری مقالات در دنیا وجود داشت که کمتر در ایران قابل دسترس بودند،‌ من هم تلاش کردم این مقالات غیر فارسی‌زبان را جمع‌آوری کنم. توأم با مطالعه آن‌ها کتاب‌های زیادی خواندم و با بحث‌های زیادی در همین رابطه آشنا شدم. متوجه شدم که یک‌سری روشنفکرانی هستند که در مقطعی از زندگی‌شان بهائی بودند اما به خاطر «اختلاف دیدگاه» از این گروه خارج شدند. در میان عقاید آن‌ها یک هماهنگی‌هایی وجود دارد و در دیدگاه‌هایشان مباحث مشترکی به چشم می‌خورد که نشان می‌دهد این افراد با دلزدگی و طرد از این جامعه از این گروه خارج شده‌اند. این کتاب هم در واقع حاصل مطالعاتم در همین زمینه‌هاست.   الزام به جواب‌گویی رهبران بهائیت نسبت به انتقادات درباره تشکیلات بهائی از چه زمانی آغاز شد؟ چنین الزمامی هم‌زمان است با گسترش فضای مجازی،‌ چرا که شرایطی را فراهم کرد تا آن‌ها بتوانند حرف بزنند. چهل سال پیش چنین فضایی نبود و انتقادها به بیرون درز نمی‌کرد اما امروز سایت‌ها، وبلاگ‌ها به محملی تبدیل شده‌اند که مطالب مخالفان در آن‌ها بیان می‌شود.   نقش رسانه‌های بین‌المللی در رساندن صدای اعتراض این روشنفکران جداشده از جامعه بهائی چیست؟‌ آیا صدای آن‌ها در این رسانه‌ها انعکاسی دارد؟ منتقدانی که از جامعه بهائی جدا شده‌اند تلاش می‌کنند با نوشتن کتاب،‌ مقالات و حتی نگارش پایان‌نامه‌هایی صدای اعتراض‌شان را به گوش دیگران برسانند. رسانه‌های بین‌المللی بیشتر تریبونی برای تبلیغات بهائیت است. به طوری که نظم و گستردگی این تبلیغات امروز به حدی است که سهم آن‌ها از تریبون‌ رسانه‌های بین‌المللی با داشتن 1.5 میلیون جمعیت پیروان بیش از تبلیغات برای مسلمانان با جمعیت بیش از 1 میلیارد نفر است. رهبران بهائی خیلی منسجم و سازمان‌دهی شده تبلیغ می‌کنند. یکی از رسانه‌های بین‌المللی که به بهائیان تریبون می‌دهد «گاردین انگلیس» است. برای جامعه ایرانی هم شبکه‌های «بی‌بی‌سی فارسی»،‌ «من‌وتو» و «صدای آمریکا (VOA)» با نوع خاص پوشش خبری و انعکاس اخبار خاکستری زمینه‌ای تحریک کننده به نفع بهائیان بوجود آورده‌اند. در واقع پردازشی که از اخبار مرتبط با بهائیان می‌کنند حاکی از «جانب‌داری بارز» این شبکه‌هاست. در شبکه‌های اجتماعی متعلق به این رسانه‌های بین‌المللی همچون فیس‌بوک (Facebook) هم اگر کاربران بخواهند صدای اعتراض‌شان را بازتاب دهند این شبکه‌ها کامنت‌ها را پاک می‌کنند. کشورهای غربی و آمریکا برای بهائیت بودجه‌ای ویژه اختصاص می‌دهند که به طور عمده این بودجه صرف تبلیغات می‌شود و همین موضوع سبب می‌شود صدای‌ بهائیان در دنیا گسترده‌تر منعکس شود. بخشی از این بودجه‌ها حتی به فیلم‌سازان ایرانی هم رسیده است. به عنوان مثال «مازیار بهاری» و «محسن مخملباف» از جمله افرادی هستند که با دریافت پول‌هایی به تبلیغ این گروه پرداختند. البته لازم است بگویم برای افرادی که کتاب‌های مختلف در خصوص بهائیان مطالعه کرده‌اند و از جزئیات این گروه باخبر هستند به خوبی آشکار است که فیلم‌های تبلیغاتی در مورد بهائیان با واقعیت زندگی‌آنها متفاوت است.   برخی از افراد که در این کتاب نام آن‌ها آمده است همچون «ویلیام گارلینگتن» از جمله کسانی هستند که در مقطعی از زندگی تحصیلات خودشان را هم وقف بهائیت کرده‌اند، اما به ناگاه از این تشکیلات جدا می‌شوند. این جدایی‌ها چطور اتفاق می‌افتد؟‌ چنین اتفاقاتی از یک نقطه کوچک آغاز می‌شود،‌ غربی‌ها در یک نظام سیاسی مبتنی بر دموکراسی زندگی می‌کنند، آن‌ها دوست دارند سوال کنند و پاسخ آن را بگیرند. رهبری بهائیت مبتنی بر یک الگوی سنتی و محافظه‌کار است آن‌ها خودشان را ملزم به پاسخ نمی‌دانند و انتظار دارند که پیروان‌شان از آن‌ها تابعیت محض داشته باشند. گارلینگتن در پایان‌نامه‌ای که پیرامون وضعیت بهائیان هند نوشته است به این جمع‌بندی می‌رسد که افراد هندی محلی «مالوا» به طور کامل به این تشکیلات نپیوسته بودند. زمینه این موضوع از همان زمانی که مبلغان بهائی به سراغ‌شان رفته بودند شکل گرفت و هندی‌ها تصور می‌کردند ضمن حفظ آئین هندو عضو بهائیت هستند. از سویی رهبران بهائی بر عضویت میلیونی هندی‌ها حساب ویژه‌ای باز کرده بودند. در صورتی که هندی‌ها تعلق خاطری به این بهائیت نداشتند و تحقق پیش‌بینی گارلینگتن برای رهبران بهائی گران تمام شد و آن‌ها هم دیدند که عضویت میلیونی هندی‌ها واقعیت ندارد. گارلینگتن در مورد نوع تبلیغات بهائیت در جامعه آمریکایی هم منتقد است، به طوری که او می‌گوید اینکه افرادی در پارک‌ها فرمی را ببرند که از افراد سوأل شود آیا شما با صلح‌دوستی موافقید،‌ یا با انسان‌دوستی موافق هستید و بعد از دریافت پاسخ از فرد امضا بگیرند تا او را تابع بهائیت نشان دهد،‌ شیوه‌ای نیست که توفیقی برای بهائیان به‌همراه داشته باشد. شواهد هم نشان می‌دهد در بسیاری از مناطق دنیا پیروان بهائیت به اندازه رشد جمعیت گسترده نشده و ثابت مانده است. یکی از دلایل این وضع در جوامع غربی این است که آن‌ها به تساوی حقوق زن و مرد قائل هستند. در صورتی که بر اساس قوانین بهائی بین زن و مرد حقوق برابر وجود ندارد. به عنوان مثال زنان نمی‌توانند وارد «بیت‌العدل» شوند. در حال حاضر روشنفکران زیادی در خصوص بهائیان صحبت می‌کنند و به آن نقد وارد می‌کنند، سال گذشته خانم «مهرانگیز کار» موضوعی را پیرامون «طاهره قرة العین» مطرح کرد. صحبت خانم کار بود که قرة العین در وهله اول یک «بابی» است و بهائی نیست. اما با فرض اینکه او را یک بهائی تلقی کنیم سوأل این است که اگر همین الان او زنده شود آیا رهبری بهائیت اجازه می‌دهد او کاندیدای رهبری این تشکیلات شود؟‌   نقدهایی که روشنفکران به تشکیلات بهائیت وارد می‌کنند آیا به ساختارهای غیر قابل تغییر امروزی آن است یا اینکه هدف اصلاح این تشکیلات است؟ برخی افراد به ساختار این تشکیلات منتقد هستند،‌ به عنوان مثال معتقدند محفل‌های محلی،‌ ملی و بین‌المللی آن برای همه افراد امکان حضور در بدنه رهبری و شرکت در انتخابات را نمی‌دهد بلکه در عمل انتساب وجود دارد و برگزاری انتخابات یک شکل ظاهری دارد. در جامعه بهائی یک عضو نمی‌تواند کتابی را بدون اجازه چاپ کند و اگر کتاب یا پایان‌نامه‌ای بدون اجاز چاپ شود آن فرد را طرد می‌کنند. «دنیس مک‌کوئیل» (Denis McQuail) که خود مدتی عضو این تشکیلات بوده در مورد آن‌ها کار عمیقی را انجام داده است. او می‌گوید بهائیت ادعای صلح دارد و چهره‌های مطرح بابیت را به عنوان پشتوانه خود قلمداد می‌کنند. به عنوان مثال در قریب به 100 تا 200 کتاب خود کشته‌شدگان وابسته به بابیت را «شهدا» خود قلمداد می‌کنند، در صورتی که مک کوئیل با استناداتی از کتاب‌های بابیت ثابت می‌کند که آن‌ها در دوره قاجار جنایت‌های متعددی انجام دادند. به عنوان مثال اشاره می‌کند بابیان بعد از ورود به روستایی با وجود آنکه اهالی آن در منازل سکونت داشتند خانه‌ها را به آتش کشیدند. یا به بهانه‌های واهی مرتکب جنایت‌های فجیعی شدند. در همین خصوص می‌توان به موردی اشاره کرد که از فردی آدرسی می‌پرسند و به دلیلی همچون درست آدرس ندادن (یا موردی قریب به این مضمون) آن فرد و فرزندش را می‌کشند. رهبران بیت‌العدل می‌خواهند این مستندات تاریخی منتشر نشود،‌ اما غربی‌ها با توجه به نوع نگاه‌شان (عینیت‌‌گرایی) و اینکه باید هر اتفاقی اعم از خوب یا بد منتشر شد،‌ به دنبال این هستند که نباید جلوی انتشار مستندات مختلف گرفته‌ شود. من در تدوین این کتاب با «خوان کول» که مقاله‌ای از ایشان هم در کتاب آمده است تماسی گرفتم و خواستم به عنوان یک جمع‌بندی و ارائه نکات جدید به مقاله‌ برگردانده‌اش به فارسی صحبت کند. اما او گفت حتی حاضر نیست یک ساعت وقت خود را صرف بهائیت کند. از نگاه او بهائیت «پوچ» است. بسیاری از این روشنفکران معتقدند بهائیان خوب شعار می‌دهند اما عمل‌شان از نگاه‌ آن‌ها با این شعارها فاصله دارد.   در حال حاضر چند کتاب از این روشنفکران پیرامون تشکیلات بهائیت نوشته شده است؟ اغلب این افراد بعد از بازگشت از بهائیت به سراغ چه دین و آئینی می‌روند؟‌ قریب به 20 تا 21 کتاب از این روشنفکران خارج از ایران در نقد به بهائیت نوشته شده است،‌ ما هم تلاش می‌کنیم این آثار را به فارسی برگردانیم. البته در قالب فصل‌نامه بهائی‌شناسی هم بسیاری از مقالات را به فارسی منتشر می‌کنیم. این روشنفکران اغلب مسیحی بوده‌اند و بعد از بازگشت هم مجدد به آن باز می‌‌گردند،‌ البته بسیاری از آن‌ها جذب برنامه‌های عرفانی جدیدی می‌شوند به خصوص که عرفان شرقی امروز در اروپا علاقمندان فراوانی دارد. این افراد در برنامه‌های شعرخوانی همچون مولوی خوانی شرکت می‌کنند یا جذب عرفان هندی می‌شوند.   در بخشی از کتاب به چالش بهائیت با مدرنیته پرداختید،‌ از نگاه شما دلیل این چالش در چیست؟ نویسندگان بهائی اثبات کرده‌اند که ریشه‌های آن به یک‌سری مجموعه عقاید باز می‌گردد که در قرن نوزدهم میلادی وجود داشته است. بهائیت از یک سری افکار سنتی دوران قاجاریه نشأت می‌گیرد و بعد از آنکه رهبران آن از ایران به عثمانی تبعید می‌شوند تفکرات آنجا هم وارد تشکیلات بهائی می‌شود. البته بهائیان یک‌سری از تفکرات خودشان را هم از اروپا و به‌ویژه فرانسه می‌گیرند،‌ که این دریافت بیشتر به منظور جلب توجه به نظر می‌رسد. اما چون بهائیان نمی‌توانند در مورد نظریات صریح «بهاالله» دخل‌وتصرفی انجام دهند امروز در آن محدوده ایستاده‌اند. یکی از قوانین سخت‌گیرانه بهائیت در مورد زنان است که اجازه نمی‌دهد هیچ زنی به «بیت‌العدل» پای بگذارد. از سویی بهائیان در مورد مهریه زنان روستایی و شهری تبعیض قائل می‌شوند. همه این موارد هم از نظرات بهاالله گرفته شده است و باعث شده‌ است که عقاید این تشکیلات با روشنفکری در چالش قرار گیرد.   آینده جامعه بهائیان را چطور پیش‌بینی می‌کنید؟‌ رهبران جامعه بهائی در ظاهر به تبلیغات روشنفکرانه می‌پردازد،‌ اما در عمل به خاطر مواضع محافظه‌کارانه‌شان و اینکه ماهیت فرقه‌ای دارند و انتظارشان از پیروان اطاعت محض است وقتی فردی از مرحله برخورد با این تبلیغات عبور می‌کند و به عضویت‌شان در می‌آید خیلی زود «فرار» می‌کند. جامعه بهائی طبق آمارهایی که داریم رشدی نداشته  و نمی‌تواند رشد هم پیدا کند. جامعه بهائیان طی 20 تا 25 سال گذشته رشد عددی نکرده‌ است. به عبارتی رشد جمعیتی آن‌ها از رشد جوامع اصلی که بهائیان در آن‌جا مستقر هستند کمتر است. با این وجود رهبران بهائی تبلیغ گسترده‌ای انجام می‌دهند،‌ البته در بعضی کشورها به شکل‌های مختلفی جلوی بهائیان گرفته می‌شود. به عنوان مثال در یک‌سری از کشورها به دلیل قوانین سخت‌گیرانه اجازه تبلیغ برای تغییر دادن دین افراد داده نمی‌شود این وضع را در کشورهایی همچون اندونزی و مالزی می‌بینیم و این قوانین به منظور جلوگیری از درگیری‌های فرقه‌ای و مذهبی وضع شده‌اند.  و در بعضی کشورها همچون آمریکا و کانادا تلاش برای تغییر دین افراد مذموم شمرده می‌َشود،‌ به عنوان مثال اینکه فردی با فرزند خود به جلسه‌ای برود تا دین جدیدی اختیار کند ناپسند قلمداد می‌شود. در ایران بهائیان جلسات مخفیانه‌ای برگزار می‌کنند که در آن‌ها «شعرخوانی» صورت می‌ِگیرد و بعد سراغ اشعار مورد نظر بهائیت می‌روند و در نهایت به شعارهای بهائیان می‌رسند و شعارهایشان را ترویج می‌کنند. بهائیان با وجود اینکه برنامه‌های جدی 5 ساله‌ای برای تبلیغات خود دارند در بسیاری جوامع با شرایط بسته‌ای مواجه می‌شوند و همین وضعیت سبب می‌شود با رشد جمعیتی مواجه نشوند.   اگر در حال حاضر باز هم کتابی پیرامون بهائیت در دست نگارش دارید برای مخاطبان علاقمند ما که می‌خواهند در این‌باره مطالعه داشته باشند،‌ معرفی بفرمایید؟ هم‌‌اکنون کتابی از «فرانچسکو فیچیکیا» که فردی سوئیسی الأصل است و آلمانی زبان که خودش عضو بهائیت بوده است و زمانی در مرکز جهانی حیفا حضور داشته در دست دارم،‌ کتاب دیگری هم که حاصل یک ترجمه دو نفره  است «تاریخ پنهان بهائیان» نام دارد. این کتاب برگرفته از خاطرات دو تن از نواده‌های بهاالله (نگار و ملیحه) که مورد غضب شوقی افندی و عبدالوهاب هستند. این کتاب را «اریک استتسون» که او هم یک بهائی برگشته است به رشته تحریر درآورده است و از نواده‌های بهاالله یادداشت‌ها و خاطراتی را جمع‌آوری کرده است. کتاب تاریخ پنهان بهائیان از جمله آثاری است که رهبران بهائی نمی‌خواهند پیروان‌شان از محتوای آن سر در بیاورند. نسخه ترجمه به فارسی هر دو این کتاب‌ها هم‌اکنون در نوبت اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند. همچنین کتابی را در دست تدوین دارم که از مجموعه مقالات «خوان کول» است،‌ این کتاب به پنهان‌کاری‌هایی که بهائیان انجام داده‌اند می‌پردازد.     ]]> تاریخ و سیاست Thu, 27 Jun 2019 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/277382/شناخت-بهائیان-ایرانی-واقعیت-های-این-تشکیلات-کم