خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين تاریخ و سیاست :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Sun, 17 Feb 2019 17:47:17 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sun, 17 Feb 2019 17:47:17 GMT تاریخ و سیاست 60 ردپای زنان در تاریخ‌نگاری پس از انقلاب کمرنگ است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271768/ردپای-زنان-تاریخ-نگاری-انقلاب-کمرنگ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهام عدیمی: زنان به‌عنوان نیمی از جمعیت ایران، همراه با مردان در پیروزی انقلاب 1357 حضور داشتند اما نقش آن‌ها بیشتر در عکس‌ها و فیلم‌های بازمانده از آن دوران بازنمایی می‌شود و کمتر کتابی درباره این حضور به‌صورت مستقل صحبت کرده است. اگر چه جامعه ایران بیشتر در شهرهای بزرگ این حضور را تاب آورد با این حال، پس از پیروزی انقلاب و با آغاز جنگ ۸ ساله ایران و عراق این حضور شکل دیگری به خود گرفت و از خیابان‌های شهرها به حضور در جبهه‌ها تغییر ماهیت داد. زنان چند سال پس از آغاز جنگ از خط مقدم به پشت جبهه‌ها فرستاده شدند و تصویری که از آن‌ها داریم شکل دیگری به خود گرفته است؛ زنانی که مشغول تدارکات و پشتیبانی برای جبهه‌ها هستند. در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب ۵۷، زنان در بخش‌ها و فعالیت‌های مختلف به‌صورت جدی مشارکت دارند با این حال این سوال مطرح است که کدامین کتاب‌ها حضور زنان در روزهای پر التهاب انقلاب و پس از آن را به تصویر کشیده‌اند. به همین منظور گفت‌وگویی با الهام ملک‌زاده، پژوهشگر تاریخ و زنان و عضو هیأت علمی پژوهشکده علوم تاریخی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی انجام داده‌یم که در ادامه می‌خوانید: در ۴۰ سالگی انقلاب، حضور زنان در تاریخ‌نگاری انقلاب به چه صورت بوده است؟ آیا می‌توان درباره حضور زنان در این حرکت جایگاه ویژه‌ای در نظر گرفت؟ طرح بحث این موضوع بسیار اهمیت دارد و شاید سرآغازی برای پژوهش باشد اما اگر به‌دنبال گردآوری اطلاعاتی تازه در این حوزه‌ها باشیم، مطلبی به‌دست نمی‌آوریم. در دوران انقلاب، امام خمینی(ره) بارها درباره نقش زنان در انقلاب و لزوم حضور آنان تاییدهایی دادند که باعث قوت قلب می‌شود، به خصوص برای خانواده‌هایی که سنتی بودند و نمی‌خواستند زنان و دخترانشان در عرصه اجتماعی نقش و حضور داشته باشند. روایت‌های مختلفی داریم که در روزهای دهه فجر به کرات به حضور زنان اشاره شده و نقش آن‌ها غیرقابل انکار است. تصاویر و روایت‌های مستندی در حوزه‌های مختلف رسانه‌ای مورد تایید است که زنان با هر طیف فکری، مرامی، مذهبی و قومی پابه‌پای مردان، با هر سن و سالی از دختران کم سن و سال تا دانشجو و زنان میانسال در وقایع حضور داشتند. از سمبل‌های این مشارکت چند نماد مهم داریم، از مقاومت‌ها، فردی مانند اعظم طالقانی را می‌توان نام برد و درباره حضوری در حد مبارزه مسلحانه به شخصی مانند مرضیه حدیدچی (دباغ) برمی‌خوریم که با ترک زندگی روزمره یک زن خانه‌دار برای رسیدن به یک آرمان و هدف انقلابی پای هدف و ایدئولوژی خودش می‌ایستد و نقش‌آفرینی می‌کند که در انقلاب حضور او ارج گذاشته شده است.   پس چطور با وجود زنانی چون اعظم طالقانی و مرضیه حدیدچی، کمتر به نام‌های دیگر یا تاثیر زنان در دوران انقلاب برمی‌خوریم؟ خلأیی در این زمینه وجود دارد که ردپایی از زنان در تاریخ‌نگاری پس از انقلاب نیست؛ در واقع تقریبا رد پایی از هیچ یک از اقشار حاضر در انقلاب، وجود ندارد، چرا که پس از انقلاب، کشور دستخوش مسائلی می‌شود که از ریل اصلی خود خارج می‌شود و آن بروز جنگ بین ایران و عراق است. در کشوری که پس از انقلاب با دوران ثبات مواجه نیست، تحریم بین‌المللی و جنگی تحمیلی چندجانبه باعث تحت‌الشعاع قرار گرفتن سیاست‌های داخلی و خارجی آن معطوف به حفظ مرزهاست، مورخی نیست که تاریخ بنویسد که بگوییم زنان را نادیده گرفته باشد. زنان در دوران جنگ هم نقش‌آفرینی می‌کنند و حضور دارند. اگر بخواهید حیات زنان پس از انقلاب را در نظر بگیرید، ۸ سال از آن باید در دوران جنگ در نظر گرفته شود، چون جنگ در بستر دوران انقلابی ایران شکل گرفته است. پس از این ۸ سال و از سال ۷۰ به بعد که دوران سازندگی نام گرفته، فعالیت‌های پراکنده‌ای انجام شده است و به این شکل نیست که زنان حضور ندارند اما تداوم این حضور مربوط به زنانی است که وابسته به طبقات بالا و سیاستمدار جامعه هستند و در حوزه‌هایی مانند آموزش، اشتغال و بخش‌های مختلف حضور دارند. در این دوران حضور زنان با اعلام این که بیشترین تعداد قبول‌شدگان در کنکور زنان هستند نشان‌دهنده نسلی است که در این دوره به دنیا آمده و رشد کرده‌اند و حضورشان را نشان می‌دهند؛ هر چند این امر هم ناشی از تبعات جنگ است که باعث از بین رفتن نفوس شده و پس از جنگ توازن جنسی به هم ریخته است. در فرایند طبیعی حیات که در ایران جاری است زنان حضور دارند اما ثبت و ضبط این حضور به دستگاه‌هایی برمی‌گردد که کار آن‌ها تدوین تاریخ است. تدوین تاریخ را یا دستگاه‌ها یا مراکز پژوهشی برعهده دارند یا مورخان. این مورخان یا زنانی هستند که قلم می‌زنند یا مردان. داده‌های لازم برای نگارش تاریخ زنان در انقلاب و پس از آن وجود ندارد و جنس تاریخ انقلاب از نظر تاریخ‌نگاری کلاسیک از جنس تاریخ نیست چون سوژه زنده است و نقطه مقابل سوژه هم زنده است و به همان اندازه اطلاعات آماده و کامل نیست. ممکن است مطلبی را براساس سندی منتشر کنیم که ۱۰ نفر آن را رد کنند یا سندهایی پیدا شود که آن را باطل کنند، پس این تاریخ‌نگاری نیست. نقل روایت روز، در بهترین شرایط با توجه به فضایی که به‌عنوان تاریخ شفاهی یا تاریخ روایی وجود دارد از جنس کار مورخ و تاریخ‌نگار نیست. کسی که تاریخ شفاهی کار می‌کند،‌ با داشتن دانش تاریخی روایت به‌روز و اکنون را ارائه می‌کند اما فقط روایت ارائه می‌دهد. این‌که در قالب خاطره، بیوگرافی و مصاحبه چقدر متن تولید شده یک بحث است و اینکه انتظار داشته باشید که من به‌عنوان تاریخ‌نگار، این تاریخ را بنویسم باید بگویم من و بسیاری از همکارانم این کار را نمی‌کنیم چرا که کار ما از جنس کار اکنونی نیست. یک جامعه‌شناس می‌تواند این کار را بکند، اگر کاری درباره وضعیت زنان انجام شده از جنس پژوهش‌های جامعه‌شناختی یا جمعیت‌شناختی و علوم سیاسی است که فرضیه‌ای می‌دهد و در یک فرایند فرض را مورد آزمون قرار می‌دهد که تایید یا رد می‌شود. تاریخ‌نگاری به مفهوم تاریخ واقعی که مد نظر مورخان است، مانند دوران سلجوقی یا قاجار امکان‌پذیر نیست بلکه باید توجه معطوف به گزارش‌ها و مصاحبه ها، خاطرات و بیوگرافی‌ها باشد یا روزنوشت‌ها. در سیستم‌های آرشیوی مستنداتی هست که آزاد نشده است. بنابراین استاندارد نیست که بگوییم چرا تاریخ زنان نوشته نشده یا چرا آنان حضور ندارند. می‌توانیم بگوییم چرا روایت حضور زنان ثبت و ضبط نشده است اما الزاما از جنس تاریخ نیست.   درباره تاریخ‌نگاران زن وضعیت چطور است؟ آیا آن‌ها متن‌هایی درباره حضور زنان در انقلاب و پس از آن تولید کرده‌اند؟ این‌که تاریخ‌نگاران زن چه کسانی بودند که در این ایام نوشتند، شامل تمام افرادی که در رشته تاریخ هستند، زنانی که درباره دوره‌های مختلف تاریخی نوشته‌اند. زنان تاریخ‌نگاری داریم که کسی درباره آن‌ها، روش‌شناسی، مشرب علمی و قلم و آثارشان بررسی نکرده، به‌جز دکتر منصوره اتحادیه که یک پایان‌نامه ارشد درباره او نوشته شده که جنس کار اتحادیه از مربوط به مطالعات قاجار و اسناد خانوادگی است. یا در زمینه دوره صفویه زنان تاریخ‌نگاری داریم که با تنوع موضوعات کار کرده‌اند، همین‌طور دوران پهلوی، باستان، مغول و ... مثلا دکتر شیرین بیانی. اما تاریخ انقلاب حوزه تخصصی هیچ کدام نبوده است. در دانشگاه و در رشته تاریخ، چیزی به عنوان تاریخ انقلاب نداریم و فقط درس دو واحدی «گزیده انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن» کتابی از عباسعلی عمید زنجانی است که از زمان پیامبر تا انقلاب ۵۷، فلسفه انقلاب را مرور می‌کند و درس عمومی تمامی رشته‌هاست. پژوهشکده‌ها یا دانشگاه‌هایی که به تاریخ انقلاب اسلامی اختصاص دارند سه مورد هستند که جنس کارشان از رشته تاریخ نیست و متمرکز بر تاریخ انقلاب اسلامی است و بازه زمانی‌شان از ۱۵ خرداد ۴۲ شروع می‌شود و بر موضوع‌هایی چون انقلاب، اندیشه‌های امام و ... تمرکز دارند. در چارت آموزش عالی رشته تاریخ چنین عنوانی نیست که بخواهد زیرعنوانی به نام زنان در انقلاب داشته باشد که دانشجو حداقل سرکلاس گوشش با نقش زنان در انقلاب آشنا شود. بین تاریخ و بین مورخان نباید تاریخ انقلاب را جست‌وجو کنیم.   در تاریخ‌نگاری‌های پس از انقلاب کمتر اثری از زنان، انجمن‌ها و گروه‌های زنانه که در دوره‌های مختلف از مشروطه تا پهلوی فعال هستند، دیده می‌شود، علت آن چیست؟ از پیش از مشروطه زنان در ماجرای تنباکو حضور داشتند یا موردی که طلاهای خود را می‌فروشند اما در مشروطه به آن‌ها هیچ حقی داده نمی‌شود. با این حال آنان شروع به ایجاد انجمن‌های پنهان و آشکار می‌کنند، اما ساختار غلط است همان‌طور که مردان هم ساختار غلطی در ایجاد انجمن‌ها دارند که هنوز هم ادامه دارد. این انجمن‌ها براساس رفتارهای احساسی و حول یک فرد شکل می‌گرفتند. مرامنامه و هدف نداشتند و افراد دور یک فرد کاریزماتیک جمع می‌شدند که اگر آن فرد نمی‌بود این انجمن‌ها هم از هم می‌پاشید. اما عملکرد زنان در دوره‌های مختلف ارتباطی با هم ندارد. به دلایل مختلف این انجمن‌ها پایدار نبودند که برای آرمانی ادامه مسیر بدهند. انفصال در تداوم آن‌ها به ساختارشان مرتبط است نه انقلاب. حیات این انجمن‌ها به دوره رضاشاه هم کشیده نمی‌شود و در مدت حدود ۲۰ سال از هم می‌پاشند که در کتاب «انجمن‌های نیمه سری زنان در نهضت مشروطه» ژانت آفاری می‌توانید درباره آن‌ها بخوانید. افرادی که سابقه حضور در این انجمن‌ها را داشتند، در دوره رضاشاه فرصت پیدا کردند که از شرایط استفاده کنند. اما این زنان هم به طبقات بالای جامعه وابستگی داشتند یعنی پدران، همسران و برادران آن‌ها با سیاست مرتبط بودند یا خانواده‌های سیاسی داشتند. در دوره رضاشاه آن‌ها چه از لحاظ ظاهری و چه از نظر افکاری وارد عرصه عمومی می‌شوند که محترم اسکندری از این زنان است؛ با این حال، محترم اسکندری در سن کم می‌میرد و انجمن هم از بین می‌رود. یا مورد «کانون بانوان» که دستوری و فرمایشی است و زنان زیادی در شهرهای مختلف در آن حضور دارند اما با برداشته شدن اجبار حکومتی، از بین می‌روند. زنان در این فرایند حضور نیم‌بند دارند اما مانند مردان کم‌کم مشق سیاست کردند. مهرانگیز دولتشاهی، مریم فیروز و مهرانگیز منوچهریان از زنانی خودساخته به‌شمار می‌آیند که آگاهانه و نه الزاما به واسطه حضور پدر، برادر یا همسر خود فعالیت می‌کردند. زنان در برنامه‌هایی مانند انقلاب سفید و در مجلس شورای ملی بیستم و بیست‌ویکم حضور داشتند و با تصویب قانون حمایت از خانواده تا زمان انقلاب به فعالیت پرداختند. چه عاملی باعث شده تا حضور زنان از رویدادهای منتهی به انقلاب اسلامی در کتاب‌ها کمرنگ باشد؟ از قیام ۱۵ خرداد ۴۲ زنان از طیف‌های مختلف اعتراضی به‌خصوص با زمینه مذهبی در تمام اعتراض‌ها حضور دارند و در گروه‌های مختلف از چریک‌های خلق، مجاهدین، پیکار و حتی توده‌ای‌ها و مذهبی‌ها شرکت داشتند و کسی هم فعالیت آنان نیست اما اگر نگارش نشده یا به‌صورت پراکنده نوشته شده به این دلیل است که روایتگر تاریخ انقلاب به مفهوم واقعی نداریم و گروهی که در این‌باره می‌نویسند در حوزه تاریخ شفاهی هستند. اما این خلأ که کمتر درباره حضور زنان در انقلاب نوشته شده به این دلیل است که نه زنان در این زمینه کار کرده‌اند و نه مردان به سبب نگاه مردانه و کلاسیک حضور آن‌ها را مکتوب کرده‌اند. رویکرد تاریخی به نوعی کلیشه جنسیتی است که انقلاب را از جنس مردانه می‌دانند و نهایتا حضور زنان در تظاهرات بوده است، اگر چه زنانی بوده‌اند که مبارزه کرده‌اند زندان رفته یا شکنجه شده‌اند. در پروژه‌های تاریخ کمترین سهم برای زنان در نظر گرفته شده است، از سوی دیگر زنان هم کاری در این حوزه نکرده‌اند، یعنی یا باید زنان درباره این حضور بنویسند یا کسی که زنان را دیده است، اما مردانی که تاریخ نوشته‌اند خودشان را با همان نگاه مردانه ثبت و ضبط کرده‌اند. باید از زنان دست‌اندرکار انقلاب پرسید که چرا از خودشان خاطراتی باقی نگذاشته‌‌اند و فعالیت‌هایشان را ننوشته‌اند.   زنان در دوران انقلاب به‌عنوان همراه و پابه‌پای مردان در اعتراض‌ها دیده می‌شوند اما پس از انقلاب این اعتراض‌ها که گاه مشخصا زنانه بوده‌اند کمتر مکتوب شده است. دلیل آن را چه می‌دانید؟ من فکر می‌کنم تمام این موارد به دلیل جنگ است. حتی اعتراض‌هایی که پس از انقلاب از سوی زنان شکل می‌گیرد به‌دلیل مسائل مربوط به جنگ به حاشیه رانده می‌شود. اتفاقات با برنامه‌ریزی انجام نشده و مطالبات زنان نیز تعیین تکلیف نشده بود. این مطالبات مشمول مرور زمان شد که با تغییر نسل و خلأیی که در عدم پاسخ به این مطالبات شکل گرفت، باعث شد که پیوند ارگانیکی بین نسل کنونی و زنان آن دوره وجود نداشته باشد. مستندهایی از اعتراضات زنان وجود دارد که در حد فیلم یا شفاهی است. نگفتن از این جنس اعتراض‌ها در تمام کشورهای دنیا معمول است. در کدام سیستم در کتاب‌های درسی یا رسمی از اعتراض‌ها نوشته‌اند؟ در کشورهای دیگر مثل فرانسه، ترکیه یا آمریکا هم همین وضعیت است. اما این‌که ما امروز درباره این اعتراض‌ها می‌دانیم به این دلیل است که در جایی منتشر شده‌اند تا امروز به‌دست ما رسیده‌اند. در نتیجه نمی‌توان گفت این اعتراض‌ها برای مطالبات زنان دیده نشده است حتی اگر در تاریخ‌نگاری رسمی ما دیده نشده باشند. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 13:59:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271768/ردپای-زنان-تاریخ-نگاری-انقلاب-کمرنگ گوشه‌های ناگفته، از تاریخ ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271927/گوشه-های-ناگفته-تاریخ-ایران به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ نصرالله حدادی: پنج‌شنبه، بیست و دوم بهمن‌ماه 1326، در ساعت 9 شب، در خیابان اکباتان تهران و روبه‌روی چاپخانه‌ مظاهری، روزنامه‌نگار معروف و جنجالی آن زمان، محمد مسعود در داخل خودرویش به قتل رسید و با توجه به سمت‌وسوگیری نوشته‌ها و مقالات وی علیه دربار پهلوی، و جار و جنجال به پا خاسته شده ـ بخصوص از سوی عوامل حزب توده و روزنامه‌های آشکار و پنهان وابسته به این حزب ـ باعث شد تا سال‌ها، عموماً دربار پهلوی و خصوصا اشرف پهلوی را قاتل او بنامند و بدانند. حسام لنکرانی ـ برادر شیخ حسین لنکرانی و از جمله کسانی که خود در تصفیه‌های درون حزبی به‌وسیله عوامل حزب کشته شد ـ ابوالحسن عباسی، بانو صفیه خاتمی (صفا خانم)، ناصر صارمی، سیف‌الله همایون فرخ، منوچهر رزم‌خواه، و ابراهیم پرهام، در ترور محمد مسعود مشارکت داشتند و تا زمان لو رفتن اسامی سازمان افسران حزب توده ـ 21 مرداد/ 1333 ـ و دستگیری سروان ابوالحسن عباسی، نظام پهلوی دوم نمی‌دانست، حزب توده و شاخه نظامی، تا بدان حد در ارکان ارتش نفوذ کرده و با دستگیری خسرو روزبه در پانزدهم تیرماه سال 1336 و اعترافات او، مشخص شد، عامل اصلی قتل محمد مسعود، خسرو روزبه و ابوالحسن عباسی بوده‌اند و دربار پهلوی، در کشتن یکی از سرسخت‌ترین مخالفانش کوچک‌ترین نقشی را نداشته و بعدها که روزنامه اطلاعات «28 روز تاریخ ایران و جهان»را در ابتدای دهه 1350 منتشر ساخت، مرحوم محمدعلی سفری، بخشی از اعترافات او را ـ گویا به خطِ خودش ـ به چاپ رساند، چه بسیار بودند افرادی که آن را جعلی می‌دانستند، چراکه برای نخستین بار این اعترافات در کتاب سرهنگ علی زیبایی به نام «کمونیسم در ایران» که توسط فرمانداری نظامی (ساواک بعدی) به چاپ رسیده بود، غیر قابل باور می‌دانستند و تا سال‌های سال، این نعل وارونه، باعث بدنامی اشرف پهلوی شده بود. اشرف پهلوی هرچه بود و هرچه کرد، نقشی در کشتن محمد مسعود، نداشت و نباید به‌خاطر دیگر اعمالش، دروغ و بهتون به او ببندیم. سرهنگ (دکتر) ماشاالله ورقا، رییس پیشین دایره اطلاعات و مراقبت شهربانی کل کشور، که از جمله اعضای سازمان افسران حزب توده بود، تا زمانی که اسامی افسران این سازمان لو رفته بودند، از جمله محافظین شاه بود و دیگر اعضای این سازمان، در زمره محافظین فضل‌الله زاهدی نخست‌وزیر کودتا بودند و هرگز به فکر از میان برداشتن شاه و نخست‌وزیر کودتاگرش نیفتادند. «چند و چون فروریزی دولت دکتر مصدق و بررسی کنش حزب توده ایران» در سال 1396، توسط نشر اشاره به بازار کتاب آمد و تحلیل‌های او، درباره حکومت دکتر مصدق و چگونگی وقوع کودتا و واکنش حزب توده و از جمله افسران عضو این حزب به قلم او خواندنی است. کودتای 28 مرداد چهار ضلع داشت 1ـ عوامل دربار و آشوب‌طلبان داخلی. 2ـ عوامل انگلوفیل. 3ـ سازمان یسا و دولت آمریکا. و 4ـ سکوت اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، که تأیید تلویحی کودتا را در پی داشت. طبق تقسیم‌بندی جهانی، بعد از جنگ جهانی دوم، بین امریکا و شوروی، هیچ دولت مستقلی را در جهان عموماً و در جوار این دو کشور خصوصاً نمی‌پسندید و نباید عرض اندام می‌کرد و حکومت مصدق نیز از این امر مستثنی نبود و می‌باید سرنگون می‌شد و شد. ترور، به هر دلیل، بنابر هر عقیده و مرام، به وسیله هرکس، و به هر بهانه دستاویز، عملی غیرانسانی است و کشور ما که بزرگترین قربانی تروریسم در جهان است ـ آخرین نمونه آن حادثه سیستان و بلوچستان در روز چهارشنبه 24 بهمن 97، که منجر به شهادت 27 پاسدار رشید اسلام و زخمی و مجروح‌شدن تنی چند دیگر شد ـ همواره و باید، در هر شرایطی این عمل را محکوم کند و قبل و بعد هم ندارد و سیره امام راحل در تمامی سال‌های مبارزات ایشان علیه نظام پهلوی، عدم تأیید افراد و سازمان‌هایی بود که دست به اسلحه برده بودند و اتکا به مردم را بهترین راهِ، پیروزی بر رژیم ستم‌شاهی می‌دانستند و تاریخ این امر را به اثبات رساند. پس از لو رفتن کمیته مرکزی سازمان افسران حزب توده، سرهنگ عزت‌الله سیامک، سرهنگ محمد مبشری و تنی چند دیگر به جوخه اعدام سپرده شدند و سرسپرده‌گانی مثل نورالدین کیانوری، تحلیل‌شان بر این اعدام‌ها، چنین بود که، رژیم شاه هرچند تن از اعضای حزب ما را اعدام کند، نفعی دوسویه برای ما دارد. رسوایی رژیم و در موضع مظلومیت و حقانیت قرار گرفتن ما! سرهنگ ورقا درباره عدم واکنش سازمان افسران حزب توده در مقابل عوامل کودتا ـ و بعدها سرکوب وحشیانه سازمان افسران حزب توده ـ برای ترور شاه و زاهدی می‌نویسد: «سازمان افسران ... برخلاف ادعای حکومت کودتا، درصدد برچیدن سلطنت به تنهایی و خودسرانه چه به صورت کودتا و یا ترور شاه دیگر گردانندگان رژیم نبود. دلیل ساده این واقعیت که نافی اتهامات دادستان نظامی و بیدادگاه‌های دولت کوتاه است، این که تعدادی از افسران سازمان در چنان مقام‌های مساعدی بودند که می‌توانستند زمینه و امکان ترور شاه، سرلشکر زاهدی و دیگران را فراهم سازند، اما برپایه اصول عقیدتی حاکم بر سازمان هیچ افسری از رهبر و مسئول یا عضو ساده ترور را، راهِ برون رفتِ کشور از قیدو بند دیکتاتوری و استثمار داخلی و خارجی نمی‌دانست، زیرا باور به جهان‌بینی سوسیالیسم علمی داشتند. دکترینی که راه خلاصی ملت‌ها را تنها در مبارزه دسته‌جمعی مردم زحمت‌کش می‌داند و نه زور و کودتا و یا به پاخیزی مستقلانه و جدا از توده مردم». «یکی از مسئولیت‌های نویسنده این سطور [سرهنگ ورقا] در مقام رئیس دایره مراقبتِ اداره اطلاعات شهربانی حفظ و نگهبانی جانِ شاه و افراد خانواده سلطنتی در تشریفات رسمی و دیگر بازدیدها بود. اولین بازدید شاه پس از کودتا و بازگشت او به کشور افتتاح ساختمان نوین بانک سپه بود. برنامه امنیت شاه و زاهدی و دیگر شرکت کنندگان در این تشریفات در کمیسیونی با حضور سرهنگ کسرا مسئول آن روز گاردِ شاهنشاهی، سرهنگ دوم فرشچی نماینده رکن دوم ستاد ارتش و نویسنده [ورقا] این کتاب در اتاق معاون بانک سپه به نام خوش کیش تهیه و تنظیم گردید. چون بر کمیسیون ترس و تردید از بیم خطرِ احتمالی به جان شاه حکم فرما بود، همه مسئولیت‌ را برعهده گرفتم و صورت مجلس در چهار نسخه تنظیم و به امضای چهارنفر اعضای کمیسیون رسید. قبول همه مسئولیت‌ها و جوابگویی‌ها به علت شهامت و نترسی و یا جوانی و نادانی نبود، بلکه بدین باور بودم که از جانب حزب توده و اعضا و دوستداران جبهه ملی و مصدق خطری متوجه جان شاه و دیگر کسانی که در آن گشایش شرکت خواهند داشت، نخواهد بود. اوباشان و چاقوکشان و به قول دکتر مصدق رجاله‌ها که برای هوراکشیدن و زنده‌باد شاه گفتن بسیج خواهند شد، بدین جهات برایم جای واهمه و ترس باقی نبود. در تمامی داوران بعد از کودتا تا زمان کشف سازمان افسران بارها و بارها سرپرستی کارآگاهان و مسئولیت‌ مراقبت از جان شاه، شاهپورها و دیگر اعضای خانواده سلطنتی را برعهده داشته‌ام، صدها عکس‌هایی که در کنار شاه، بالای سر او در برابر او از من در مجلات و روزنامه‌های آن زمان کشور انتشار یافته است، گویای این واقعیت است». حزب توده، در جریان ترور شاه، در 15 بهمن سال 1327 در دانشگاه تهران توسط ناصر فخرآرایی بود. به تصفیه‌های درون حزبی دست میزد و اعضای وفاداراش چون لنکرانی را به بدترین شکل ممکن می‌کشت، اما شاه و زاهدی، به رغم کودتا و سرنگونی مصدق، نباید ترور می‌شدند و نشدند. ورقا، در ارتباط با عدم خطور ترور شاه به ذهنش، چنین می‌نویسد: «باید بدین‌نکته اشاره شود که خود هرگز بی‌باکی یا شهامت ترور و حتی میل و قدرت کُشتن یک کبوتر را نه داشته و نه دارم، اما امکان فراهم ساختن زمینه ترور ساده و قطعی شاه و درباریان را در اختیار داشته‌ام. به رغم داشتن چنین امکانی در همه دوران زندگانی بر اثر پرورش پاک و ساده زندگی خانوادگی و برپایه اصول عقدیتی با ترور و قتل، به هر نام و بهانه و دلیلی که باشد مخالف بوده و هستم و بر این باورم که افسران سازمان نیز چنین می‌اندیشیده‌اند.» (ص 435 ـ 432). پاسخِ این بخش از ادعای ورقا مرتبط با ترور مسعود و حسام لنکرانی را می‌توانید در کتاب بس ارزنده «نظر از درون به نقش حزب توده ایران»، نقدی بر خاطرات نورالدین کیانوری، نوشته بابک امیرخسروی، انتشارات روزنامه اطلاعات، 1375، بخوانید و بیابید و فراموش نکنید، در هر دو ترور شاه ـ 15 بهمن 1327 و 21 فروردین ماه سال 1344 ـ که به نام رضا شمس‌آبادی بیدگلی تمام شد ـ تنی چند از عناصر چپ و مائوئیست نیز متهم شده و دستگیر شدند، و بعدها در جریان ربودن رضاپهلوی و فرح پهلوی در جشنواره سپاس، باز هم عناصری چون شکوه فرهنگ رازی، عباس سماکار و همپالگی‌هایشان دخالت داشتند و می‌دانیم سرانجام آن چه شد. حزب توده که با داعیه «آزادی خلق‌های تحت ستم ایران» علیه رژیم پهلوی قدبرافراشته بود، در جریان ملی شدن صنعت نفت، با کارشکنی و تشنج‌آفرینی، زمینه‌های کودتای 28 مرداد را فراهم آورد و بهانه به دست دشمن داد و با فرار سران این حزب به خارج از کشور، سال‌ها، نوکری اجانب را به جان خریدند و بعد از پیروزی انقلاب و در اختیار نهادن اسرار نظامی ایران در طول جنگ تحمیلی توسط بقایای این سازمان افسری ـ ناخدا افضلی، سرهنگ عطاریان، سرهنگ شمس و سرهنگ کبیری ـ به روس‌ها و آنها به صدام، صدمات جبران‌ناپذیری را متوجه کشور ساختند. خاطرات سرهنگ ورقا و تحلیل وی در این کتاب، بس خواندنی است: «چند و چون فروریزی دولت دکتر مصدق و بررسی کنش حزب توده ایران، نوشته دکتر ماشاالله ورقا، رئیس پیشین دایره اطلاعات و مراقبت شهربانی کل کشور، 450 صفحه رقعی، انتشارات اشاره، 1396، تهران». و توصیه می‌کنم این کتاب را با دیگر کتاب او «در سایه بیم و امید» را در ایام نوروز حتماً مطالعه بفرمایید، که بس خواندنی است و جذاب و جالب.   ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 07:24:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271927/گوشه-های-ناگفته-تاریخ-ایران نسخه‌شناس پاکستانی: بنیاد سعدی متولی مرکزی است که نسخه‌هایش طعمه موریانه‌ها شده http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271988/نسخه-شناس-پاکستانی-بنیاد-سعدی-متولی-مرکزی-نسخه-هایش-طعمه-موریانه-ها-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) شانزدهمین همایش حامیان نسخ خطی (جایزه سید عبدالله انوار) که به تجلیل از استاد سید محمد مشکات پیشکسوت عرصه نسخه‌شناسی نیز اختصاص داشت، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ با حضور منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، اشرف بروجردی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و همچنین پیشکسوتان عرصه نسخه‌شناسی، در مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.   در ابتدای این مراسم سید صادق سجادی دبیر علمی همایش گزارشی از روند برگزاری جایزه عبدالله انوار ارائه داد. وی گفت: «این مجلس نقطه پایان کوشش‌هایی است که قریب به یک سال ادامه داشته است. از اوایل سال ۹۷ کمیته علمی متخصصی تشکیل شد و پس از گردآوری آثار، مراحل داوری برای رسیدن به آثار برتر در بخش‌های هشت‌گانه جایزه به دقت و با امانت انجام پذیرفت.»   به گفته سجادی، «در این دوره از جایزه، 108 ناشر، 453 عنوان اثر چاپ شده در دو سال اخیر را به دبیرخانه جایزه ارسال کردند و این آثار در هشت مقوله دسته‌بندی شدند. مقولات مورد نظر عبارت بودند از فهرست‌نگاری نسخ خطی و اسناد، علوم دینی، عرفان نظری، علوم عقلی، ادبیات فارسی، تاریخ و جغرافیا، علوم و فنون و چاپ عکسی.»   سید صادق سجادی به گفته دبیر علمی همایش، علاوه بر بخش اصلی، جایزه انوار بخش فرعی‌ای نیز داشته است. سجادی گفت: «در بخش فرعی جایزه کارنامه و پیشینه علمی فعالان عرصه نسخ خطی مدنظر قرار گرفته و در چهار حوزه از فعالان این عرصه تقدیر به عمل می‌آید. این حوزه‌ها عبارتند از: مرمت و صحافی و آسیب‌شناسی نسخ خطی و اسناد، کتابداری، اهدای نسخ خطی و اسناد و در نهایت پیشکسوت عرصه مخطوطات.»   سجادی در پایان سخنانش گفت: بنا بوده اثری به نام و یاد استاد سید محمد مشکات تدوین و در آئین اختتامیه جایزه رونمایی شود که به دلایل فنی کار چاپ اثر به پایان نرسید و رونمایی آن به زمان دیگری موکول شد.   پس از سجادی نوبت به سید عبدالله انوار، نسخه‌شناس و پژوهشگر حوزه متنوع علوم انسانی رسید تا در جایزه‌ای که نام و احترام او شکل گرفته است سخن بگوید. انوار گفت: «من نمی‌دانم با چه زبانی از کتابخانه ملی که خانه من است تشکر کنم. از سال‌هایی که ما در کتابخانه ملی بودیم همواره فریاد من این بود که کتابخانه ملی، کتابخانه مادر است و هر کار که در زمینه‌های مختلف مربوط به کتاب از جمله نسخ خطی قرار است انجام شود باید کتابخانه ملی در آن پیش‌قدم باشد.»   انوار ضمن تعریف خاطره‌ای در باب تهیه کاربرگ تدوین و معرفی نسخ خطی که به سرپرستی مجتبی مینوی و همراهی گروهی از خبرگان این فن از جمله ایرج افشار و همچنین عبدالله انوار صورت گرفته است گفت: «در آن روزگار نسخ خطی احترامی را نداشت که امروز دارد و بودجه لازم برای چاپ فهرست‌های نسخ خطی که بر مبنای کاربرگی که ما تهیه کردیم صورت‌بندی شده بودند وجود نداشت و حتی امنیت و سلامت نسخ خطی در معرض تهدید بود ولی امروز عمده‌ترین بخش کتابخانه ملی بخش نسخ خطی آن است.»   انوار افزود: «کتابخانه ملی و هر کتابخانه مادر دیگر باید قسمت نسخ خطی خود را پراهمیت بداند، زیرا کتاب‌های چاپی را جای دیگر هم می‌شود یافت ولی مرکز کتاب‌های خطی کتابخانه‌های مادر است.»   وی در پایان سخنان خود گفت: «امیدوارم فهرست‌نگاری کتاب‌های خطی از منظر توصیفی و تحلیلی تقویت شود و کتابداران نسخ خطی در این زمینه کوشا باشند.»   عبدالله انوار پس از عبدالله انوار نوبت به عارف نوشاهی، نسخه‌شناس پاکستانی رسید تا سخنان خود را به سمع حضار برساند. وی گفت: «منطقه شبه قاره نه فقط از نظر مساحت، بلکه از نظر تنوع فرهنگ‌ها هم از مهم‌ترین مناطق جهان است. در این سرزمین میلیون‌ها اثر به وجود آمده که از این میان بسیاری آثار از بین رفته‌اند ولی صدها هزار نسخه باقی مانده است. به عنوان نمونه در دانشگاه پنجاب هشت هزار نسخه سانسکریت وجود دارد.»    وی افزود: «در پاکستان دو مرکز مهم نسخه خطی وجود دارد. یکی دانشگاه پنجاب که ۳۰ هزار نسخه خطی به زبان‎های عربی، فارسی، اردو، سانسکریت و... در آن وجود دارد. مرکز دیگر کالج اسلامی پیشاور است که کتابخانه غنی آن در سال‌های ۱۹۱۸ و ۱۹۳۹ در دو جلد فهرست نویسی شده است.» نوشاهی در ادامه گفت: «تمام کتاب‌های خطی اردو پس از جدایی هند و پاکستان به کراچی منتقل شد. این نسخ خطی در شش جلد فهرست‌نویسی شده و یک جلد از این کتاب‌ها که به نسخ فارسی اختصاص دارد را هم من فهرست‌نویسی کردم.»   وی سپس با اشاره به نسخ خطی‌ای که در مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان نگه‌داری می‌شوند گفت: «حضور استاد علی‌نقی منزوی در پاکستان به چهارده مجلد فهرست‌نویسی منجر شد و پس از آن نیز من کار ایشان را ادامه دادم و حاصل کارم ۴ مجلد بود که در تهران منتشر شد.»   پایان سخنان نوشاهی هشداری در مورد وضعیت مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان بود. وی گفت: «در حال حاضر این مرکز نه مدیر دارد و نه کتابدار و نه هیچ چیز دیگر. امروز این مرکز مثل چراغی است که روغنش ته کشیده. بنیاد سعدی که متولی این مرکز است اگر می‌خواهد نسخ این مرکز طعمه موریانه نشود باید در زمینه مدیریت این مرکز اهتمام کند.»   وی در پایان گفت: «زبان فارسی با برنامه‌ریزی حساب شده از نظام آموزشی پاکستان حذف شده و من امید ندارم در آینده نسخه شناس فارسی در پاکستان ظهور کند. مگر اینکه مردی از غیب پدید آید و کاری بکند.»   سخنران بعدی مراسم حسن نصیری، جامی مصحح و محقق حوزه عرفان بود که در این دوره از جایزه، با تصحیح خلاصه مقامات ژنده‌پیل حضور پیدا کرده بود. وی با اشاره به آثاری که از شیخ احمد جام تصحیح و منتشر شده است گفت: «آغاز تصحیح آثار مرتبط با شیخ احمد جام، انتشار کتاب مقامات ژنده‌پیل بود و انتشار این اثر، تاثیری منفی بر شناخت محققان ایرانی از شیخ داشت. به گونه‌ای که او را قداره‌بند و ستیهنده نامیدند. در صورتی که اگر به آثار دیگر مرتبط با شیخ مراجعه کنیم خواهیم دید که او عارفی پرخاش‌جو نیست.»   وی در معرفی اثری که با تصحیح آن در جایزه انوار شرکت کرده بود گفت: «خلاصه المقامات ژنده پیل گزیده‌ای از حکایات عقلانی شیخ احمد جام را شامل می‌شود و نیز گزیده‌ای از آثار اوست و این همنشینی می‌تواند تصویری تازه از شیخ احمد جام ارائه دهد.» پس از سخنان نصیری جامی، محمد رجبی، یکی از رئیسان سابق کتابخانه ملی، درباره شرایط نگه‌داری نسخ خطی کتابخانه ملی در هنگام بمباران شهر تهران توضیحات و خاطراتی ارائه داد. وی گفت: «در زمان بمباران شهر تهران هر آن امکان داشت موشکی به کتابخانه برخورد کند و تمامی این آثار از بین بروند. روزی موشکی در نزدیکی کتابخانه فرود آمد و شیشه‌های کتابخانه که در آن زمان در مرکز شهر واقع بود شکست. پس از آن من نخست‌وزیر وقت را به یاری طلبیدم و ایشان به بانک مرکزی دستور دادند فضایی برای نگه‌داری نسخ خطی فراهم کنند و ما ظرف ده روز تمامی نسخ خطی را به کتابخانه مرکزی منتقل کردیم و این آثار تا پایان جنگ در آن مکان نگه‌داری می‌شدند.» منصور غلامی   پس از رجبی نوبت به آخرین سخنران مراسم، منصور غلامی، وزیر علوم رسید. وی گفت: «کتب خطی غیرقابل قیاس با هر گنجینه‌ای است و خوشبختانه ایران و منطقه فرهنگی ایران زمین از این منظر جایگاه ویژه‌ای دارد.در این میان هم وجوه دل‌انگیز داشتن نسخ خطی جالب توجه است و هم نگرانی‌ها در زمینه نگه‌داری این نسخ باید مورد توجه قرار گیرد.»   وی گفت: «واقفان آثار طی تاریخ در جمع‌آوری نسخ خطی نقش پراهمیتی داشته و دارند و جا دارد در معرفی این شخصیت‌ها تلاش بیشتری صورت گیرد. امروز ما در عرصه علم و فرهنگ نیازمند حامیانی هستیم تا ضعف‌های معمول مراکز فرهنگی را پوشش دهند.»   در پایان مراسم برگزیدان بخش‌های اصلی و فرعی جایزه عبدالله انوار معرفی شدند.  ]]> تاریخ و سیاست Sun, 17 Feb 2019 05:28:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271988/نسخه-شناس-پاکستانی-بنیاد-سعدی-متولی-مرکزی-نسخه-هایش-طعمه-موریانه-ها-شده برگزیدگان شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ خطی معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272004/برگزیدگان-شانزدهمین-دوره-همایش-حامیان-نسخ-خطی-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ خطی (جایزه سید عبدالله انوار) شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ با حضور منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، اشرف بروجردی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و همچنین پیشکسوتان عرصه نسخه‌شناسی، در مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.   همچنین در این آیین یاد سیدمحمد مشکوه، پیشکسوت عرصه نسخه‌شناسی گرامی داشته شد. برگزیدگان بخش‌های اصلی و فرعی جایزه عبدالله انوار معرفی شدند. برندگان این جایزه به شرح زیر هستند: • بخش فهرست‌نگاری نسخ خطی و اسناد   در این بخش، از میان 40 اثر ارسال شده به دبیرخانه، یک اثر از سوی گروه داوری به مرحله دوم راه یافت که فهرست نسخه‌های خطی فارسی پاکستان، تألیف عارف نوشاهی به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.   • بخش علوم دینی   با نظر گروه داوری، از میان 14 اثر ارسال‌شده در بخش علوم دینی به دبیرخانه، یک اثر به مرحله دوم راه یافت. اما در نهایت این بخش اثر برگزیده نداشت و لطایف التفسیر» با تصحیح و تحقیق عبدالله رادمرد و عبدالله غفرانی به عنوان اثر شایسته تقدیر انتخاب شد.   • بخش عرفان نظری   در بخش عرفان نظری، از میان 7 اثر ارسال شده به دبیرخانه، پنج اثر از سوی گروه داوری به مرحله دوم راه یافتند و در نهایت کتاب «خلاصة المقامات» حسن نصیری جامی به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.   • بخش علوم عقلی   در بخش علوم عقلی، از میان 39 اثر ارسال شده به دبیرخانه، چهار اثر به مرحله دوم راه یافت و در نهایت کتاب «منطق در ایران سده ششم»، تصحیح غلامرضا دادخواه و اسدالله فلاحی به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.   • بخش ادبیات   در بخش ادبیات، از میان 75 اثر ارسال شده به دبیرخانه، دو اثر از سوی گروه داوری به مرحله دوم راه یافت و «اشعار فارسی پراکنده در متون» با تصحیح علی صفری و «تذکره نفایس المآثر» با تصحیح سعید شفیعیون به صورت مشترک برگزیده شدند. • بخش تاریخ و جغرافیا   از میان ۸۰ اثر ارسال شده به دبیرخانه، کتاب «دستور الکاتب» تصحیح علی‌اکبر احمدی دارانی به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.   • بخش علوم و فنون   دراین بخش از میان ۵۳ اثر ارسال شده به دبیرخانه، کتاب «خواص الحیوان» تصحیح فاطمه مهری به عنوان اثر برگزیده انتخاب و معرفی شد.   • چاپ عکسی   در بخش چاپ عکسی نیز از میان ۱۴۵ اثر ارسال شده، یک اثر از سوی گروه داوری به مرحله دوم راه یافت و کتاب «المشیخة» (کنزالسالکین) تصحیح سیدمحمد طباطبایی بهبهانی به عنوان اثر برگزیده معرفی شد.   • بخش جنبی   در بخش جنبی نیز براساس کارنامه‌ها و پیشینه‌های علمی و عملی ارسال شده از سوی شخصیت‌های حقیقی و حقوقی به دبیرخانه، هیئت علمی به بررسی و ارزیابی آن‌ها پرداخته و سرانجام نفرات برتر را در چهار حوزه به عنوان برگزیده و شایسته تقدیر معرفی کرده است.   • مرمت، صحافی و آسیب‌شناسی نسخه‌های خطی و اسناد   در این بخش از میان ۱۹ کارشناس و فعال این حوزه، نیره محمدیان فخر و رقیه محمودی به صورت مشترک به عنوان کارشناس برگزیده این حوزه انتخاب شدند.   • کتابداری   در این بخش از میان ۶ کتابدار، فرشیده کونانی از کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران به عنوان «کتابدار برگزیده نسخ خطی و اسناد» انتخاب شد.   • اهداگر نسخ خطی و اسناد   از میان ۱۲ اهداگر، حسن معصومی اشکوری، اهداکننده ۸۴ جلد نسخه خطی و کتاب چاپ سنگی به کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران به عنوان اهداگر برگزیده نسخ خطی و اسناد انتخاب شد.   • پیشکسوت عرصه مخطوطات   در این بخش زنده‌یاد محمدحسن نوری‌نیا از کتابخانه آستان قدس رضوی به پاس سال‌ها تلاش خالصانه در این عرصه، انتخاب شد. در انتهای مراسم نیز به نمایندگی از کارکنان کتابخانه ملی در بازه زمانی جنگ تحمیلی که در حفظ نسخ خطی کوشا بودند، لوح تقدیر و تندیسی به محمد رجبی اهدا شد. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 17 Feb 2019 05:41:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272004/برگزیدگان-شانزدهمین-دوره-همایش-حامیان-نسخ-خطی-معرفی-شدند همه عمر من به کاریز گره خورده است/کتاب‌های ما حرف‌های بسیاری برای عرضه دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271790/همه-عمر-کاریز-گره-خورده-کتاب-های-حرف-های-بسیاری-عرضه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: جواد صفی‌نژاد که با عنوان پدر علم کاریز ایران شناخته می‌شود از جمله برگزیدگان سی‌وششمین دوره جایزه ملی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران بود. کتاب او با نام «کاریز در ایران و شیوه سنتی بهره‌گیری از آن» نام کتابی بود که صفی‌نژاد را به این مهم نائل کرد. با او درباره کتاب کاریز در ایران و مقوله کاریز گفت‌وگویی انجام داده‌ایم: چه شد که به فکر تدوین کتابی در رابطه با کاریز افتادید؟ از هنگامی که پا در مسیر تحقیق گذاشتم، به این دلیل که پدرم در شهرری در کار کشاورزی بود و کودکی‌ام در شهرری با مقوله کاریز گره خورده بود، تصمیم گرفتم به پژوهش در زمینه کاریز بپردازم و اطلاعات مرتبط با مقوله کاریز را گردآوری و تدوین کنم. سال‌های متمادی است که من مشغول تحقیق در این زمینه هستم و کتاب حاضر حاصل این تحقیقات است. به عبارتی شاید بشود گفت همه عمر من به کاریز گره خورده است. روشی که با آن در این کتاب به مقوله کاریز پرداخته‌اید چگونه بوده است؟ این کتاب، نخستین کتابی است که به صورت جامع به مسئله کاریز پرداخته است. من کتاب‌های زیادی در این زمینه داشته‌ام و مقالاتی هم نوشته‌ام. اما در این کتاب تلاش کردم اطلاعات کاربردی قابل قبولی در مورد کاریز بگنجانم. به گونه‌ای که اگر نهادی امروز یا در آینده قصد احیای کاریزها را داشته باشد، از اطلاعاتی که در کتاب کاریز در ایران درج شده است می‌تواند برای این مهم بهره ببرد.   مصطلح‌تر است که به جای کاریز از واژه قنات استفاده کنند. از اساس چرا برای یاد کردن از این پدیده از واژه کاریز بهره می‌برید؟ واژه کاریز در شرق ایران هنوز هم مصطلح است. در افغانستان و تاجیکستان هم رایج است. در غرب ایران از واژه قنات استفاده می‌شود. ترجیح من این است که از واژه کاریز استفاده کنم چون ریشه ایرانی قوی‌تری دارد. قنات هم در اصل فارسی بوده ولی معرب شده است.  از اساس تاریخچه حفر کاریز به چه زمانی بازمی‌گردد؟ تاريخ کاریز در ايران به دوره‌ باستان و عصر آهن برمي‌گردد. تمدن پنج‌هزار ساله‌ شهر سوخته و تمدن هگمتانه و وجود کاریز در اين شهرها دليل روشني بر ساخت کاریز در دوره‌ ماقبل هخامنشي است. يكي از قديمي‌ترين اسناد مكتوب شناخته شده كه در آن به کاریز اشاره شده، شرح هشتمين نبرد سارگون دوم، پادشاه آشور است كه در سده هشتم قبل از ميلاد مي‌زيسته.  سارگون به نبرد با امپراتوری اوراتور آمده بوده است و شرح این نبرد بر لوحی مسی که اکنون در موزه لوور نگه‌داری می‌شود ثبت شده است. سارگون از خرمی و سرسبزی اوراتور شگفت زده شده و از آنجا که آب رو زمینی در آن منطقه وجود نداشته، کنجکاو شده است منشاء آبی که به این سرسبزی منتهی شده است را پیدا کند. در نهایت او فناوری کاریز را در آن منطقه کشف می‌کند و در کتیبه‌اش نوشته که اوراتوری‌ها این فناوری را ابداع کرده‌اند. اوراتور تمدنی در حوالی دریاچه ارومیه بوده است. از آن زمان تا کنون فناوری کاریز مورد استفاده قرار گرفته است و تفاوت چندانی هم در مکانیزم آن به وجود نیامده است.   در حال حاضر وضعیت کاریزها در ایران چگونه است؟ همان‌طور که در کتابم گفته‌ام بيش از ٣٧ هزار کاریز تا سال ١٣٨٨ در ايران فعال بوده است كه متوسط طول آنها حدود ١٠ كيلومتر است. ولی وضعیت چندان مساعد نیست. بر اثر خشکسالی و عدم تغذيه کامل آب زير زمينی و از سوی ديگر به دلیل برداشت زياد از سفره‌های زيرزمينی، سطح آب پايين رفته و آب کاریزها کم شده است. به گونه‌ای که آب بسياری از آنها به کل خشک شده است. در مواردی که کم آب يا خشک شدن کاریز تنها بر اثر خشکسالی بوده ولی چاه در آن منطقه حفر شده باشد، مي‌توان با لايروبی کاریز و نيز کف‌کنی و همچنين افزودن بر طول کاریز به آب بيشتری دست يافت يا کاریز را از خشک شدن نجات داد. همچنين درصورتی که آب مازاد در منطقه وجود داشته باشد می‌توان تغذيه مصنوعی انجام داد. در هر صورت باید فکری برای احیای این سازه‌های باستانی که در شرایط کنونی ایران بسیار حیاتی محسوب می‌شوند صورت بگیرد.   مزیت‌های استفاده از کاریز چیست که تا این میزان بر احیای آن تاکید دارید؟ مزیت‌های فراوانی دارد. استخراج آب در کاریزها توسط نيروی ثقل وبدون استفاده از انرژي و وسائل مکانيکي صورت می‌گیرد و با دانش و آگاهي محلي مطابقت دارد، لذا هزينه استحصال آب و نيز قيمت تمام شده آب نسبت به روش چاه بسیار ارزان‌تر است. در کاریز استحصال آب بر اساس توازن طبيعي لايه‌هاي آبدار صورت می‌گیرد و به همین خاطر اتفاقی که می‌افتد این است که توازن میزان آب در منطقه حفظ می‌شود و سطح آب منطقه افت نمی‌کند. از سوی دیگر باید این نکته را مدنظر قرار داد که هزينه نگه‌داري کاریز از چاه کمتر است. همین‌طور کاریز در تقويت و تثبيت و پرورش روحيه همکاري و تعاون و مشارکت نقش بسيار مثبتی دارد. با توجه به وجود نظام بهره‌برداري از آب کاریزها بر اساس رضايت عموم بهره‌برداران، تجارب گذشته و انطباق آن با فرهنگ بومي، اين سازه نقش بسيار مثبتي در تثبيت و پرورش روحيه همکاري و تعاون و مشارکت و قابليت الگوبرداري از سازه‌هاي مدرن دارد. علاوه بر مواردی که گفته شد، اغلب آب کاریزها شيرين است و به همین خاطر در آب‌شوئی خاک‌های شور پايين‌دست نقش موثری ايفا می‌کند. چون در عمليات کاریز اغلب از ابزارآلات ساده و به خصوص نيروی کارگری بهره‌برداران سهيم در کاریز استفاده می‌شود، لذا با امکانات محلی قابل نگه‌داری است و به همین خاطر به ویژه در مناطق کوهستانی و کوهپايه‌ها، کاریز منطقی‌ترين راه استحصال آب است. کاریز موجب اشتغال‌زايی می‌شود و به رونق اقتصادی و توسعه پايدار کمک می‌کند.   به نظر می‌رسد نقش کاریز در زمینه توسعه گردشگری هم پر اهمیت باشد. بله. وجود کاریز در روستاها اهمیت فرهنگی دارد و از آنجا که کاریزها عمری بسیار طولانی دارند بخشی از میراث فرهنگی ما محسوب می‌شوند. من پیشتر هم جایی گفته بودم که کاریزهای ایران دو طبقه هستند و حدود 340 متر ارتفاع دارند به‌طوری که اگر مجموع این ارتفاع‌ها را حساب کنیم 9 بار، دور کره زمین پیچیده می‌شوند. دیوار چین هفت هزار کیلومتر طول دارد و در فهرست عجایب هفتگانه جدید قرار گرفته در حالی که کاریزهای ایران با طولی حدود 80 هزار کیلومتر در این فهرست‌ها جایی ندارند و باید آن را به‌عنوان هشتمین عجایب دنیا معرفی کرد اما متاسفانه مدیریت‌های نادرست باعث خشک شدن این کاریزها شده است. در کتاب کاریز در ایران هم پیشنهاد داده‌ام که با بازسازی و آماده كردن برخی کاریزها برای بازديد گردشگران در راستاي گسترش گردشگری می‌توان گام‌های مهمی برداشت. درباره دریافت جایزه کتاب سال و اهمیت آن برای شما و از اساس روند برگزاری این جایزه اگر نکته‌ای مدنظر دارید بفرمایید. این‌طور جوایز لازم و مهم هستند و من هم از متولیانی که کتاب من را مورد توجه قرار داده‌اند سپاسگزارم. امیدوارم که روند برگزاری این جایزه به گونه‌ای باشد که همه کتاب‌ها، حتی کتاب‌هایی که در شهرستان‌های کوچک منتشر می‌شوند مورد توجه قرار بگیرند. یک پیشنهاد اجرایی هم دارم که می‌تواند برای به ثمر رسیدن تلاش برگزارکنندگان این جایزه موثر باشد. پیشنهادم این است که کتاب‌های برگزیده در کتاب سال یا حداقل در مورد کتاب‌هایی مثل کاریز در ایران که قطور است و تعداد صفحات بالایی دارد، خلاصه‌ای از کتاب‌ها به زبان‌های اروپایی ترجمه شود و با حمایت نهادهای متولی کتاب در خارج از ایران منتشر شود. کتاب‌های ما حرف‌های بسیاری برای عرضه دارند ولی به خاطر اینکه به درستی در اختیار جهانیان قرار نمی‌گیرند نادیده مانده‌اند. به عنوان نمونه خود من در سال‌های گذشته به عنوان نماینده ایران در جایزه‌ای که یونسکو در ارتباط با تحقیق در زمینه آب در سطح جهانی اهدا می‌کرد معرفی شدم. تعداد تحقیقاتی که من در این زمینه داشتم در حدی بود که بتوانم این افتخار را برای کشورم به دست بیاورم ولی به این دلیل که تحقیقات من به زبان فارسی بود و به زبان‌های بین‌المللی ترجمه نشده بود، این جایزه را در رقابت با محققی از کشور استرالیا که به دلیل نوشتن به زبان انگلیسی تحقیقاتش در سطح جهان شناخته شده بود واگذار کردم. به گمانم یکی از وظایف نهادهایی مثل وزارت ارشاد این است که از ترجمه و انتشار بین‌المللی کتابی که به عنوان کتاب سال انتخاب می‌شود حمایت کند. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 05:24:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271790/همه-عمر-کاریز-گره-خورده-کتاب-های-حرف-های-بسیاری-عرضه پژوهش‌های مرتبط با زنان در جنگ بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271971/پژوهش-های-مرتبط-زنان-جنگ-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست سوم از سلسله جلسات زنان در جنگ به‌همت حلقه مطالعات مسائل زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران با عنوان «نگاهی بر پژوهش‌های مرتبط با زنان در جنگ» چهارشنبه یکم اسفندماه در انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می‌شود. در این نشست میترا معدنی، کارشناس ارشد مطالعات زنان، نویسنده و پژوهشگر حوزه جنگ، بیتا بختیاری، دکترای مطالعات فرهنگی، کارشناس فرهنگی بنیاد شهید و مدرس دانشگاه و الهام عدیمی، کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی و عضو حلفه مطالعات اجتماعی زنان درباره این موضوع سخنرانی می‌کنند. پیش از این دو نشست با عنوان‌های «تجربه زیسته زنان از جنگ» و «تیپولوژی به تصویر کشیده شدن زنان در روایت‌ها و آثار هنری جنگ» با محور زنان در جنگ برگزار شده بود. نشست «نگاهی بر پژوهش‌های مرتبط با زنان در جنگ» چهارشنبه یکم اسفندماه از ساعت از ساعت 17 تا 19 در سالن کنفرانس انجمن جامعه‌شناسی ایران به نشانی پل گیشا، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نیم طبقه اول برگزار می‌شود و ورود برای تمامی علاقه‌مندان آزاد است. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 11:42:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271971/پژوهش-های-مرتبط-زنان-جنگ-بررسی-می-شود فرهنگ سغدی قصه‌های زیادی را به جهان‌های پیرامونی انتقال داده است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271930/فرهنگ-سغدی-قصه-های-زیادی-جهان-های-پیرامونی-انتقال-داده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «شبی با قصه‌های سغدی»، «افسانه‌های پهلوانی عامه»، «سرزمین افسانه‌های زرین»و «قصه‌های پریان و خود آگاهی فرهنگی در ایران معاصر» با حضور جمعی از اندیشمندان در نشست علمی شب افسانه بررسی شد.   در این نشست زهره زرشناس استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی مطالبی را درباره «شبی با قصه های سغدی» مطرح کرد و گفت: فرهنگ سغدی به عنوان یکی از حوزه‌های فرهنگ و تمدن ایرانی، قصه‌های بسیاری را به عنوان یک فرهنگ و زبان میانجی در خود حفظ کرده و به جهان‌های پیرامونی و  نسل‌های بعد انتقال داده است. او در ادامه نمونه‌هایی از قصه‌های سغدی چون بازرگان و شبح دریا را تحلیل کرد. دیگر سخنران این نشست، حسن ذوالفقاری استاد دانشگاه تربیت مدرس سخنانی را درباره افسانه‌های پهلوانی عامه ارائه و در آن به معرفی ویژگی‌های افسانه‌های پهلوانی در میان مردم، ساختار و نمونه‌های آن چون حمزه نامه و... پرداخت. مهرداد ملک‌زاده عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری نیز در ادامه با بیان مواردی در خصوص سرزمین افسانه‌های زرین با ذکر تاریخی از شهرهای افسانه‌ای به  بررسی این موضوع در حوزه جغرافیایی تاریخی ماد پرداخت و به نمونه‌هایی از منابع افسانه‌ای چون حمزه نامه اشاره کرد. در ادامه علیرضا حسن‌زاده عضو هیئت علمی پژوهشکده مردم شناسی سخنرانی‌اش را با نام قصه‌های پریان و خود آگاهی فرهنگی در ایران معاصر ارائه و ضمن مروری بر دو پارادایم اصلی در برخورد با قصه‌های پریان، بازنویسی و بازتفسیر قصه‌های پریان انقلابی را در آثار نویسندگانی چون بهرنگی در پهلوی دوم به بحث نهاد. مجله بخارا با همکاری پژوهشکده مردم‌شناسی و خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست علمی شب افسانه را که با یادی از انجوی شیرازی به پایان رسید برگزار کرد. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 07:20:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271930/فرهنگ-سغدی-قصه-های-زیادی-جهان-های-پیرامونی-انتقال-داده شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271939/شانزدهمین-دوره-همایش-حامیان-نسخ-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ خطی (جایزه سید عبدالله انوار) با حضور اشرف بروجردی،‌ رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود.   در این آیین  یاد سیدمحمد مشکوه، پیشکسوت عرصه نسخه‌شناسی گرامی داشته می‌شود.   شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ خطی شنبه ۲۷ بهمن‌ماه از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران  واقع در اتوبان حقانی (غرب به شرق)، بلوار کتابخانه ملی، ساختمان کتابخانه ملی، مرکز همایش‌های بین‌الملل برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 07:55:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271939/شانزدهمین-دوره-همایش-حامیان-نسخ-برگزار-می-شود ​معرفی و بررسی رویارویی با منابع در سرای اهل قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271982/معرفی-بررسی-رویارویی-منابع-سرای-اهل-قلم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «رویارویی با منابع؛ راهنمای پژوهش و نگارش تاریخ» نوشته آنتونی براندیج با ترجمه محمد غفوری در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب معرفی و بررسی می‌شود. این نشست با حضور حسن حضرتی، زهیر صیامیان، محمد غفوری و ابراهیم موسی‌پور چهارشنبه یکم اسفند ساعت 16 تا 18 برگزار می‌شود. سرای اهلق لم در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 واقع شده است.   ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 12:19:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271982/معرفی-بررسی-رویارویی-منابع-سرای-اهل-قلم ​«خاطرات و تاملات در زندان شاه» بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272012/خاطرات-تاملات-زندان-شاه-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جلسه بررسی و معرفی کتاب «خاطرات و تاملات در زندان شاه» با حضور محمد محمدی (گرگانی) و بهمن بازرگانی در نشر نی برگزار می‌شود.   در این کتاب می‌خوانیم: «عمل سیاسی و اجتماعی، به‌اصطلاح «استراتژی» یا خط مشی، بسیار پیچیده است. در بسیاری موارد، آن‌چه در پس ذهن فرد می‌گذرد گفته نمی‌شود و یا در مواردی قابل گفتن نیست. افرادی در اعماق ذهنِ خود، محاسباتی دارند. گاه زمانه چنان است که قادر نیستند چیزی بگویند، لذا دردمندانه و هشیارانه و یا فرصت‌طلبانه، مهر سکوت بر لب می‌گذارند، اما در گوشه و کنارِ بعضی خاطره‌ها، مسائلی مطرح می‌شود که می‌تواند در مواردی، ریشه و مبنای بعضی «مواضع» را روشن کند و تجربه‌های گران‌قیمتی را به نسل‌های بعدی انتقال دهد. همواره نگران بوده‌ام که خاطرات به‌اصطلاح «حدیث نفس» و یا از خود تعریف‌کردن است، و چه سخت است از این خودستایی رها باشی. اما قانع شدم که این مسئله را باید با خود و خدا حل کرد و نباید به این دلیل از گفتن تاریخ اجتناب نمود، هرچند از یک نگاه و یا از یک زاویه باشد.» این نشست یکشنبه 28 بهمن ساعت 17 و 30 تا 19 به نشانی خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک 20 برگزار می‌شود و ورود برای عموم آزاد است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 17 Feb 2019 07:26:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272012/خاطرات-تاملات-زندان-شاه-بررسی-می-شود آرمان همگرایی بین مردمان کشورهای حوزه ایرانِ تاریخی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272030/آرمان-همگرایی-بین-مردمان-کشورهای-حوزه-ایران-تاریخی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی؛ از پیشنهاد تا پویش» با موضوع همگرایی بین ایران و دیگر کشورهای حوزه تمدن ایران تاریخی نوشته حسین رمضانی خردمردی در یک مقدمه، سه بخش با 17 فصل و یک نتیجه منتشر شده است. نویسنده در پیشگفتار کتاب با اشاره به این که آرمان همگرایی بین مردمان کشورهای حوزه ایرانِ تاریخی که در اثر توطئه‌های استعماری از هم جدا شده‌اند، اندیشه‌ای قدیمی است و در طول سده‌های گذشته، دغدغه بسیاری از ایران دوستان و اندیشمندان سرزمین ایران کنونی و کشورهای بیرون آن بوده است، چگونگی علاقه‌مندی خود به این موضوع را شرح داده و پیشینه شکل‌گیری ایده تشکیل اتحادیه‌ای به نام «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» را با مخاطب در میان می‌گذارد. بخش اول کتاب با هدف آشنایی با سابقه طرح «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» (با نام اختصاری اکوتا) تدوین شده است و نوشته‌هایی که رمضانی، در سال‌های گذشته، برای ترویج اندیشه همگرایی منطقه‌ای و تشکیل «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» منتشر کرده را در هشت فصل آورده است. در بخش دوم فعالیت‌هایی که از سال 1382 تاکنون برای ترویج همگرایی و تشکیل «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» از سوی نویسنده یا با همراهی دیگر علاقه‌مندان صورت گرفته، در پنج فصل آورده شده است. بخش سوم کتاب نیز به دیدگاه چهار تن از اندیشمندان به نام حوزه ایران فرهنگی که درباره این طرح اعلام نظر کرده‌اند، اختصاص یافته که سخنان دکتر میرجلال‌الدین کزازی، دکتر ناصر تکمیل همایون، استاد فریدون جنیدی و دکتر صفر عبدالله، ادیب و ایران شناس تاجیک را شامل می‌شود. کزازی درباره شاخص‌های ایران فرهنگی می‌گوید: «سنجه اول نوروز است که درفش ایرانی است؛ هر کجا نوروز باشد، می‌توان گفت که فرهنگ ایران به آنجا راه یافته است و سنجه دیگر «زبان پارسی» است که از کاشغر در چین تا قیروان در مراکش و بخش باختری این کشورها را دربرمی‌گیرد؛ کشورهایی که هرگز بخشی از ایران سیاسی نبوده‌اند؛ اما ادب پارسی به آن‌جا راه یافته است. در سنجش با چند سال پبش، امروز بهتر می‌توان برای تحقق آرمان هم‌پیوندی میان کشورهای ایران فرهنگی کوشید چرا که ایرانیان این زمان ایرانی‌ترینند و جشن‌هایی که امروزه گرفته می‌شود پیشترها به این‌گونه برگزار نمی‌شد.» تکمیل‌همایون نیز به این مساله اشاره کرده است: «هر کس به ایران علاقه‌مند است برای صلح و پیشرفت ایران و مردمان هر یک از این کشورها برای صلح و پیشرفت کشورشان و در نهایت دولتمردان همه این کشورها برای صلح و پیشرفت مشترک منطقه و مردمان‌شان به تشکیل اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی کمک کنند. بی‌تردید تشکیل این اتحادیه در ایجاد صلح جهانی و دوستی ملت‌ها نقش برجسته‌ای خواهد داشت و به بسیاری از خصومت‌ها و دشمنی‌ها و نابود کردن انسان و انسانیت پایان خواهد داد.»   در بخش نتیجه هم از شخصیت‌هایی چون علامه محمد اقبال لاهوری (پاکستانی)، محمود افشار یزدی، پرویز ناتل خانلری، اقرار علی‌اف (آذربایجانی) و لایق شیرعلی (تاجیکستانی) به عنوان گذشتگانی که هر یک در کشورهایشان دل مشغول همگرایی مردمان حوزه ایران فرهنگی بوده‌اند یاد شده و از دکتر چنگیز پهلوان، داریوش فرهود، سیدجواد طباطبایی و عبدالغفور آرزو، فرهیخته و سیاستمدار افغانستانی، به عنوان دیگر اندیشمندان ایران دوستی که در این راه عاشقانه می کوشند، نام برده شده است.   کتاب «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی؛ از پیشنهاد تا پویش» از سوی نشر فرهنگ صبا در 151 صفحه، شمارگان یک‌هزار نسخه و قیمت 20 هزار تومان منتشر شده است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 17 Feb 2019 11:47:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272030/آرمان-همگرایی-بین-مردمان-کشورهای-حوزه-ایران-تاریخی