خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين علوم‌انسانی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Wed, 22 Nov 2017 17:51:41 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 22 Nov 2017 17:51:41 GMT علوم‌انسانی 60 جنگی که هزاران لهستانی را آواره تبعیدگاه‌ها کرد/ استلماخ: قلبم متعلق به لهستان و وجودم به ايران وابسته است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254499/جنگی-هزاران-لهستانی-آواره-تبعیدگاه-ها-استلماخ-قلبم-متعلق-لهستان-وجودم-ايران-وابسته خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر- سال 2017 هفتاد و پنجمین سالگرد ورود مهاجران و آوارگان لهستانی به ایران در خلال جنگ جهانی دوم است. در این گزارش به کتاب‌های «فجایع جنگ جهانی دوم» نوشته حمید عشقی و «از ورشو تا تهران» روایت محمدعلی نیک‌پور نگاهی انداخته‌ایم که در ادامه می‌خوانید: در ساعت 45/5 دقيقه بامداد اول سپتامبر 1939 ميلادي سربازان رايش سوم از مرزهاي لهستان عبور كردند و به سرعت به پيشروي خود ادامه دادند. هفده روز بعد ارتش سرخ شوروي، مرزهاي ديگر لهستان را پشت سر گذاشت و به گرفتن شهرهاي اين كشور همسايه پرداخت. نيروهاي مقاومت لهستان كه از دو سو مورد حمله قرار گرفته بودند، تنها چهار هفته توانستند به پايداري خود ادامه دهند. سرانجام پس از كشته شدن سيصد هزار نفر، نبردها در روز 28 سپتامبر به پايان رسيد. كشور لهستان ميان مهاجمان ارتش سرخ و سربازان رايش سوم تقسيم شد و هزاران انسان بي‌گناه به اسارت درآمدند و سپس آواره شدند.  در جنگ دوم جهاني و در فاصله سال‌هاي 1939 تا 1945، شش ميليون شهروند لهستاني به قتل رسيدند. هزاران نفر با تهديد سرنيزه‌هاي سربازان شوروي، به تبعيدگاه‌هاي سرد سيبري رانده شدند و شمار اندكي از آن‌ها كه از رنج‌هاي هولناك تبعيد نجات پيدا كردند، به اجبار در گوشه و كنار جهان پراكنده شدند. 120 هزار تن از این جمعیت پس از پشت سر گذاشتن شرایط سخت و طی توافق نامه دولت لهستان با شوروی سابق، از طریق بندر انزلی در تاریخ 1321 هجری شمسی وارد ایران شده و به اردوگاه بندر انزلی پناهنده و پس از مداوا، بخشی از این جمعیت در انزلی ساکن شده و بخشی دیگر به شهرهای بزرگ کشور مهاجرت کردند. لهستانی‌های جنگ‌زده در ایران کتاب «فجایع جنگ جهانی دوم» تالیف حمید عشقی به تاریخ مهاجرت لهستانی‌ها در جنگ جهانی دوم به ایران پرداخته و مسائلی مانند کشتار دسته‌جمعی، قحطی و تجاوز پرداخته شده است. در بخش‌هایی از کتاب «فجایع جنگ جهانی دوم» به آوارگان جنگ پرداخته شده است و روایتی از لهستانی‌های جنگ‌زده در ایران ارائه می‌دهد. درباره ورود آوارگان لهستانی به ایران می‌خوانیم: «تلفات بالای ارتش سرخ از یک سو و فشار ارتش آلمان از دیگر سو موجب شد تا استالین پس از مذاکره با مقامات انگلیسی و امریکایی دستور آزادی باقی‌مانده اسرای لهستانی را صادر نماید. براساس توافق استالین با قدرت‌های غربی، اتحاد شوروی تعداد زیادی از افسران باقی مانده لهستانی را در قالب ارتشی جدید تحت هدایت ژنرال ولادیسلاو آندرس سازمان‌‌دهی نمود اجازه داد تا این ارتش به همراه اسرای غیرنظامی از اتحاد شوروی خارج شده و وارد خاک ایرن شود.  این در حالی بود که ایران در اشغال نیروهای انگلیسی و روسی قرار داشت. هدف از خروج این افرد از خاک اتحاد شوروی، ورود آنان به خاورمیانه و انضمام آنان به نیروهای انگلیسی برای جنگ با قوای محور بود. نخستین گروه از مهاجرین که شامل 2.900 سرباز و مهاجر لهستانی بود در مارس 1942 با چهار گستی روسی از طریق دریای کاسپین وارد بندر انزلی شدند. طی یک ماه بعد تعداد آنان به بیش از 12 هزار نفر رسیده بود. بنا بر اسناد تاریخی این افراد از بیماری و سوء تغذیه و خستگی و فرسودگی ناشی از کار اجباری در گولاکها رنج می‌بردند؛ اما به محض ورود به ایران با کمک‌های انسانی ایرانیان و نیروهای متفقین مواجه شدند.» یکی از لهستانی‌ها آواره در این کتاب نوشته است: «ما سوار بر کشتی شدیم در حالی که گرسنه و رنجور بودیم. ما سرزمین سختی‌ها را ترک کردیم و این به مانند رؤیا بود. زمانی که به بندرانزلی رسیدیم، بارش باران به استقبال ما آمد. آنجا سرزمینی گرم‌تر و سرسبز با مردمانی مهربان بود...»   برخی از افرادی که از نزدیک شاهد ورود وضعیت آوارگان لهستانی به ایران بودند، در تشریح شرایط وخیم آنها چنین می‌نویسند: «یک عکاس ایرانی در انزلی به نام غلام رحیمی که تصاویر ورود این آورگان را ثبت نموده است، در خاطراتش می‌نویسد: «یک روز صبح وقتی که از خواب بیدار شدم شاهد کشتی‌هایی بودم که‌ آوارگانی را تخلیه می‌کردند. آنان زشت، لاغر و بیمار بودند و لباس‌هایی کهنه در برداشتند. یکی از دوستان من که نجار بود برای قربانیان تابوت می‌ساخت. به طور میانگین روزانه 50 نفر جان می‌باختند.» ادعا شده تصویر گرفته شده توسط رحیمی مستندترین اثر درخصوص مصیبت‌ آوارگان به محض ورود به ایران است؛ اما این مجموعه تصاویر هرگز به طور کامل شناسایی نشد و چاپ نگردید. غلام رحیمی در سال 1999 و در سن 83 سالگی درگذشت؛ اما یکی از دوستانش می‌گفت که او تا آخرین روز حیاتش فراموش نکرد روزی را که از خواب برخواست و ورود آوارگان مصیبت‌دیده لهستانی را دید.»   برخی عکاسان در رابطه با حضور لهستانی‌ها در ایران  تصاویری را ثبت کردند. تصاویری که می‌تواند گویای وضعیت ورود آنها به ایارن باشد: «گروه‌های دیگر از آوارگان لهستانی از طریق خاک ترکمنستان وارد استان خراسان شده و در مشهد اسکان گزیدند. بیشتر آوارگان پس از ورود به ایران به اردوگاه‌های مختص خود اعزام می‌گردید و در آنجا گندزدایی شده و لباس‌های جدید و آذوقه دریافت می‌کردند. تعدادی از مردان و زنان جوان در ارتش آندرسن ثبت‌نام نموده و تحت آموزش‌های نظامی قرار گرفتند. تعدادی از کودکان یتیم که فاقد سرپرست بودند در یتیم‌خانه‌های اصفهان و تهران تحت قیمومیت قرار گرفتند. یک عکاس اصفهانی به نام ابوالقاسم جلا از این کودکان عکس‌هایی گرفت که بعدها در کتابی به نام بچه‌های اصفهان چاپ شد.» کتاب دیگری که به این رویداد تلخ تاریخی پرداخته «از ورشو تا تهران» روایتی از محمدعلي نيك‌پور است. وی راوی «هلن استلماخ»  كودك 8 ساله‌اي است كه در آن روزها طعم تلخ تبعيد و آوارگي را چشيده و يكي از همان مهاجراني كه پس از گذشت سال‌ها، خاطرات خود را از روزهاي توان فرساي جنگ بازگو كرده است. وی که زاده ۱۳۱۰ شهر کراکوف لهستان است پنجم اردیبهشت 1396 درگذشت. استلماخ داستان زندگي خود را با حسرت و اندوه آغاز مي‌كند و مي‌گويد: «امروز همه چيز برايم تمام شده و تبديل به يك رويا گشته و جز حسرت و آه چيزي از گذشته نمانده است. اما مي‌توانم داستان آن روزگار را قصه‌وار تعريف كنم». بدين سان خواننده پا به پاي ماجراهاي زندگي پرفراز و نشيب هلن استلماخ، از روزهاي خوش سال‌هاي آغازين زندگي او مي‌گذرد و به روزها و سال‌هاي دهشت‌بار تبعيد مي‌رسد. سپس آوارگي و اقامت او را در تهران مي‌نگرد و از سخت‌كوشي و پايداري شگفت‌آور او و مادرش ماجراها مي‌خواند كه هر كدام حكايت از ستمي دارد كه در آن ساليان جنگ و ويراني، بر انسان‌هايي همچون او رفته است. هنگامي كه ارتش سرخ، ورشو، پايتخت لهستان، را تسخير مي‌كند، خانواده هلن در شهر كوچك «هرودنو» در صد كيلومتري ورشو زندگي مي‌كردند. روزي سربازان شوروي آن‌ها را وادار مي‌كنند كه خانه و زندگي خود را رها كنند و راهي تبعيدگاهي شوند كه براي آن‌ها در نظر گرفته بودند. هلن مي‌گويد: «بايد آماده حركت مي‌شديم. ماشين‌ها و كاميون‌هاي باري نظامي روس‌ها در بيرون خانه منتظر ما بودند و سربازان روس فرصت را تنگ كرده و فرياد مي‌زدند كه حركت كنيم. نمي‌دانستيم به كجا و براي چه خواهيم رفت. همه چيز شبيه يك كابوس بود. هزاران سوال كه هرگز براي آن‌ها جوابي وجود نداشت، در سرم مي‌پيچيد. از خودم مي‌پرسيدم آيا دوباره به خانه قشنگي كه در آن به دنيا آمده بودم، باز خواهم گشت؟» اين مهاجرت ناخواسته در شبي سرد و تاريك از ماه سپتامبر 1939 آغاز مي‌شود. سربازان، كاميون‌ها را مملو از تبعيديان مي‌كنند و با وضعيتي رقت‌بار و دردناك آن‌ها را به مقصدي نامعلوم مي‌برند. در راه نيمي از تبعيديان مي‌ميرند و ديگران، ناگزير، جسدهاي سرد مردگان را به بيرون پرتاب مي‌كنند «همه با خودشان مي‌گفتند آن‌هايي كه تلف شده‌اند، راحت شدند.» هلن استلماخ همراه مادرش نظاره‌گر رنج‌هاي انسان‌هاي پيرامونش است. پدر او را دستگير كرده‌اند و اموال خانواده‌اش را به غارت برده‌اند. تبعيديان را در مسافتي ديگر با قطار باري، كه مخصوص حمل حيوانات بود، به سوي سيبري مي‌برند. هوا 40 درجه زير صفر است. هلن مي‌گويد «ما نام روزها و تاريخ را گم كرده بوديم و از پنجره تاريك و سياه دود گرفته تنها نور و روشنايي را از بيرون مي‌ديديم.» هلن و مادرش نزديك به دو سال در منطقه‌اي نظامي سيبري در بازداشت به‌سر مي‌برند. شيوع انواع بيماري‌ها بر سختي روزگار آن‌ها مي‌افزايد. كمبود غذا، بيماريي را رواج داده بود كه سبب ريختن دندان‌ها مي‌شد. او مي‌گويد «آرزوي همه ما مرگ بود. دلمان مي‌خواست قبل از مردن يك وعده غذاي گرم مي‌خورديم» نيروهاي دولت كمونيستي شوروي هر روز تبعيديان بخت برگشته را به اردوگاه‌هاي كار مي‌بردند و آن‌ها را وادار مي‌كردند كه با اندك توش و تواني كه برايشان مانده است، در ازاي خوراكي ناچيز، كار كنند. شمار مهاجران لهستاني كه در اين زمان در اردوگاه‌هاي سيبري به‌سر مي‌بردند، به 115 هزار لهستاني (شامل 78 هزار غير نظامي و 37 هزار نظامي) مي‌رسيد. سرانجام تبعيديان را آزاد مي‌گذارند كه به جاهاي ديگر بروند. استلماخ مي‌گويد «اول باورمان نمي‌شد. ولي حقيقت داشت. اما مگر ناي رفتن و توشه سفر داشتيم؟ يك مشت مردم مفلوك، مريض و فقير كه قدرت انتخاب مسير را نداشتند. پناهگاهي و حمايتي در كار نبود. ما را سرگردان و به اميدي واهي رها كرده بودند و ديگر حتي آش روزانه زندان هم قطع شده بود. ما هم هر كدام به نوعي نقشه فرار مي‌كشيديم و نوعي اميد در دل‌هامان زبانه مي‌كشيد.» از اين به‌ بعد فداكاري‌هاي مادر هلن كه با زبان روسي آشنا بود، آن‌ها را از چنگ مصائب و دشواري‌ها رها مي‌كند. زمان كوتاهي نيز سرنوشت اين مادر و دختر با زن جوان لهستاني ديگري گره مي‌خورد. سفر با كشتي و رسيدن آن‌ها به بندر انزلي نيز خالي از سختي‌ها و رنج‌ها نبود. شماري از تبعيديان جان خود را از دست مي‌دهند و كاركنان كشتي به ناچار جسد آن‌ها را به داخل دريا پرت مي‌كنند. استلماخ مي‌گويد «كشتي نبود. بلكه يك تابوت دسته جمعي بود كه مرده‌ها و زنده‌ها به طور مساوي در آن روي هم مي‌غلتيدند.» سرانجام آن‌ها وارد بندر انزلي مي‌شوند و از طرف صليب سرخ بين‌الملل از مهاجران استقبال مي‌شود. استلماخ نفسي به آسودگي مي‌كشد و مي‌گويد «براي اولين بار بعد از دو سال، راحتي را بدون بيم و هراس تجربه كرديم» اما هنوز حادثه‌هاي ديگري در راه بود. در مسير رشت به تهران يكي از اتوبوس‌هاي حامل اسيران لهستاني در رودخانه سپيد رود سقوط مي‌كند و همه سرنشينان آن كشته مي‌شوند. دختر جوان اين اتفاقات را مي‌بيند و مي‌گويد «انگار ما فقط براي گريستن و درد كشيدن خلق شده بوديم» اما اميد خود را از دست نمي‌دهد، به ويژه آن كه مادر او استوار و مصمم است تا در برابر رنج‌ها پايداري كند. همه آن‌ها آرزوي بازگشت به كشورشان را دارند. تبعيديان لهستاني در تهران، در كمپ‌هاي مخصوص نگهداري مي‌شوند. اين زمان نخستين ماه سال 1321 خورشيدي است. سكونت آن‌ها در چادرهاي كمپ يك سال و نيم طول مي‌كشد. صليب سرخ تصميم مي‌گيرد كه مهاجران را به كشورهاي ديگر منتقل كند. اما رفتن آن‌ها از ايران، آرزوي تبعيدشدگان را براي رسيدن به ميهن‌شان را بر باد مي‌داد. پس مادر و دختر تصميم مي‌گيرند كه از كمپ فرار كنند تا اميدهاي بازگشت را از دست ندهند. مادر هلن به او مي‌گويد «اگر در ايران بمانيم اين اميدواري هست كه روزي به ورشو برگرديم.» از اين پس ماجراهاي ديگري بر آن‌ها مي‌گذرد. حمايت يك خانواده زرتشتي از آن دو و مهرباني ايرانيان با مهاجران آن‌ها را آرام آرام با جامعه و فرهنگ ايراني انس مي‌دهد. جنگ به پايان مي‌رسد. اما آن‌ها هنوز راه طولاني ديگري در پيش دارند. اتفاقات يكي پس از ديگري روي مي‌دهند و خواننده را با خود به دهه‌هاي پيش مي‌برند. دشواري استلماخ و مادرش در اين‌جاست كه دولت لهستان، به اجبار، نظام كمونيستي را پذيرفته بود و آن‌ها ديگر تمايلي براي بازگشت به كشورشان نداشتند. آغاز به كار مغازه‌داري، ماجراي پيدا كردن پدر، ازدواج و حوادث پس از آن، همه در كتاب «از ورشو تا تهران» و از زبان هلن استلماخ بازگو شده است. ارزش خاطرات اين زن مهاجر لهستاني بيش از آن است كه تنها شرح رويدادي غم‌انگيز به حساب آيد. حتي مي‌توان گفت كه موضوع كتاب براي درك بهتر اوضاع اجتماعي ايران در دهه بيست، از اهميت بسياري برخوردار است. محمدعلي نيك‌پور كه نوشتن خاطرات و سرگذشت هلن استلماخ را بر عهده داشته است، در ابتداي كتاب فشرده‌اي از تاريخ لهستان و پيوندهاي سياسي و فرهنگي اين كشور با ايران را مي‌آورد تا زمينه نقل ماجراي بعدي فراهم شود. نويسنده گاه از توصيف حالات چهره و رفتار استلماخ، هنگام بازگويي خاطراتش، نكته‌هايي را با خواننده در ميان مي‌گذارد. يك‌جا مي‌نويسد «صداي خانم استلماخ بغض‌آلود است». باز در صفحات بعد مي‌آورد «در اين هنگام خانم استلماخ با گفتن خاطراتش به گريه مي‌افتد و از ادامه صحبت‌هايش تا لحظه‌اي كه كاملا آرام مي‌شود، باز مي‌ماند» يا خواننده را از اتفاقاتي كه هنگام مصاحبه روي مي‌داده است، مثل زنگ تلفن و صحبت‌هاي مصاحبه‌شونده، آگاه مي‌كند. نويسنده با اين شگرد، خواننده را به فضاي گفت‌وگو مي‌كشاند و بر گيرايي و اثرگذاري كتاب مي‌افزايد. هلن استلماخ همه جا از ايران به نام «كشور دوم من» ياد مي‌كند و خود را قدرشناس ايرانيان مي‌داند و مي‌نويسد «ايران را دوست دارم. اگر قلبم متعلق به لهستان است، اما تمامي وجودم به كشور ايران وابسته است و خود را يك ايراني كامل مي‌دانم و در وطن‌پرستي از ديگران كمتر نيستم». به هر روي استلماخ پس از پايان خاطراتش، با يادكرد از آن روزهاي تيره جنگ، با درد و تاثر مي‌گويد «در اين ميان سهم ما چه بود و جريمه نابودي ميليون‌ها انسان، فلاكت و خفت ما اسيران لهستاني را چه كسي مي‌داد؟» اين سخن او حس همدردي خواننده را بر مي‌انگيزد. كتاب ياد شده همراه با تصاويري از ساليان مختلف زندگي هلن استلماخ، منسوبان و خويشاوندان اوست. ]]> علوم‌انسانی Tue, 21 Nov 2017 07:31:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254499/جنگی-هزاران-لهستانی-آواره-تبعیدگاه-ها-استلماخ-قلبم-متعلق-لهستان-وجودم-ايران-وابسته پساساختارگرایی و خوانش گفتمان‌ها بر بنیاد اندیشه‌های دریدا، فوکو و لیوتار http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254472/پساساختارگرایی-خوانش-گفتمان-ها-بنیاد-اندیشه-های-دریدا-فوکو-لیوتار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «پساساختارگرایی و خوانش گفتمان‌ها(بر بنیاد اندیشه‌های دریدا، فوکو و لیوتار)» نوشته مایکل ای. پیترز، نیکلاس سی. بوربولس با ترجمه رمضان برخورداری از سوی نشر گام نو منتشر شده است. بیشتر نظریه‌پردازان و پژوهشگران تربیتی از اصطلاح پساساختارگرایی برای توصیف فعالیت‌هایشان استفاده می‌کنند. پرسش محوری در کتاب حاضر این است که پساساختارگرایی برای نویسندگان یاد شده به چه معناست و اهمیت آن در پژوهش تربیتی چیست؟ در این کتاب به جستجوی بررسی تاثیر پساساختارگرایی در زبان پرداخته شده و مسائل اساسی به گونه‌ای آشکار و فهم‌پذیر که برای طیف گسترده‌ای از کسانی که با مسائل تعلیم و تربیت درگیر هستند، بیان شده است. در این نوشتار دلالت‌های موضع پساساختارگرایی برای مفهوم محقق و موضوع تحقیق در تعلیم و تربیت، اهداف پژوهش تربیتی و اشکال تحلیل‌ها و روش‌های بررسی در پژوهش‌های تربیتی نشان داده شده است. همچنین از شیوه‌هایی سخن گفته شده که در آن محققان مهم و تاثیرگذاری از جمله هنری ژیرو، پاتی لاتر و استفن بال کوشیده‌اند چشم‌انداز پساساختارگرایانه را با بررسی‌های خود از مسائل تربیتی در آمیزند. در کتاب حاضر بر این مسائل نظری پیچیده تاکید می‌شود و گاهی با روشن ساختن تعهدات اخلاقی و سیاسی است که جبش‌های فکری انتزاعی پدیدار می‌شود.   نقش مهم تعلیم و تربیت در فلسفه‌های فردریش نیچه و مارتین هایدگر دو اندیشمندی که بارها از آنها به عنوان پیشگامان جنبش پساساختارگرایی یاد می‌شود بارز است. همچنین رولان بارت، میشل فوکو و ژاک دریدا نیز از دیگر کسانی هستند که در این حوزه فعالیت‌هایی داشته‌اند اما مشهورترین اظهار نظر در مورد نقش و جایگاه دانش و تعلیم و تربیت از ژان فرانسوا لیوتار در کتاب شرایط پست مدرن است. در سراسر کتاب حاضر نیز سهم لیوتار و نظریه‌های دیگر وی برای فهم تعلیم و تربیت بیشتر توشیح و تشریح داده شده است.  فصل نخست این کتاب با تمایز پساختارگرایی از پست مدرنیسم آغاز می‌شود، هر چند پست مدرنیسم با پساختارگرایی پیوند دارد، اندیشه‌ای کاملا متفاوت است. یکی از سرچشمه‌های پریشانی ادبیات تمایل به درآمیختن این دو است. در ادامه به سنت ساختارگرایی بازمی‌گردیم با توجه به آن می‌دانیم که پساختارگرایی در مواجهه با آن شکل گرفته است و برایمان آشکار می‌شود که در چه زمینه‌ای از آن برآمده است و در کجا از هم متمایز می‌شوند. در خلال این مطالعه و بررسی، مفاهیم و اصطلاحات مهم و زیربنایی چون تفاوت دگربودگی، باستان‌شناسی، تبارشناسی و بنیان‌فکنی پرداخته می‌شود.   در فصل دوم با پرسش از مفاهیم علم و تحقیق که برآمده از غالب پژوهش‌های دانشگاهی است به توضیح اهداف پژوهش پساختارگرایانه پرداخته می‌شود. در چنین پژوهشی تاریخ علوم طبیعی و انسانی از این حیث که در کجا ظهور یافته و چرا تشعب پیدا کرده است، به ویژه با تمرکز بر دانش و فهم به عنوان اهداف اساسی ردیابی می‌شود. به منظور دریافت چنین مفاهیمی باید در این باب پژوهش شود که چه کسی، چه چیز را به عنوان علم و تحقیق به شمار می‌آورد، کجا مورد حمایت واقع می‌شود، چگونه به وجود آمده است و چگونه به طور خاص به امر سیاسی و نقش دولت ارتباط پیدا می‌کند. البته این حقیقت پژوهش تربیتی است. در فصل سوم به پرسش از روش پرداخته می‌شود. هر چند در این فصل نیز دیگر بار از منظر پساساختارگرایی پرسش از شیوه‌های فنی و سخن از روش‌ها و کاربست تحقیق است و به این معنای فنی روشی عرضه نمی‌شود، بلکه برخی از مهمترین شیوه‌های تحلیل از جمله باستان‌شناسی، تبارشناسی، بنیان‌فکنی و پساساختارگرایی فمنیستی به کار گرفته می‌شود، از این رو خوانندگان شیوه‌های متعددی را که در آن رویکردهای یادشده مورد تایید قرار می‌گیرند خواهند دید و خواهند توانست به تحلیل و نقد تربیتی توام با باریک‌نگری بپردازند. در فصل چهارم به بحث‌های مبسوط محققانی که از اندیشه‌ها و رویکردهای پساساختارگرایانه در مطالعه مسائل تربیتی بهره برده‌اند پرداخته می‌شود. به ویژه ما بر سه الگوی شناخته شده متمرکز خواهیم شد. هنری ژیژ، پاتی لاتر و استفن بال. شخصیت‌های مذکور به هیچ وجه در روش و یا درون‌مایه هم‌سخن نیستند، بلکه از اندیشمندان اصلی پساساختارگرا متاثر بوده و این تاثیر در ملاحظات و نحوه نگاهشان نمود یافته است. نوشته‌های آن‌ها مانند دیگر نوشته‌های نویسندگان پساختارگرا، همواره با نگاهی به فهم و نقد پویایی‌های قدرت و دانش؛ جهت‌گیری دولت و نظارت فرایندهای‌تربیتی و تحقیقی و محدودیت‌های آزادی انسان، خلاقیت و تکثر(تفاوت) همراه است. مسائل یاد شده برای پژوهش تربیتی تا به روزگار ما مسکوت مانده است. کتاب «پساساختارگرایی و خوانش گفتمان‌ها(بر بنیاد اندیشه‌های دریدا، فوکو و لیوتار) نوشته مایکل ای. پیترز، نیکلاس سی. بوربولس با ترجمه رمضان برخورداری در 200 صفحه با شمارگان 500 نسخه به بهای 165 هزار ریال از سوی نشر گام نو روانه بازار نشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Tue, 21 Nov 2017 07:35:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254472/پساساختارگرایی-خوانش-گفتمان-ها-بنیاد-اندیشه-های-دریدا-فوکو-لیوتار آیا مهاجرت لهستانی‌ها در تاریخ‌نگاری ما متجلی شده است؟/ تثبیت جایگاه ایران در حافظه جهانی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254535/آیا-مهاجرت-لهستانی-ها-تاریخ-نگاری-متجلی-شده-تثبیت-جایگاه-ایران-حافظه-جهانی به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم افتتاحیه «کنفرانس بین‌المللی در جستجوی خانه دوم» به مناسبت هفتاد و پنجمین سالگرد مهاجرت لهستانی‌ها در جنگ جهانی دوم به ایران امروز سه‌شنبه 30 آبان‌ماه در دانشکده ادبیات و علوم انسانی برگزار شد. اشرف بروجردی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در این مراسم با تاکید بر ضرورت دیپلماسی علمی و فرهنگی به حدیثی از حضرت علی (ع) اشاره کرد و گفت: ایشان می‌فرماید بهترین سرزمین جایی است که تو را در خودش جا می‌دهد و زمینه رشد و تعالی تو را فراهم می‌کند بنابراین اگرچه ما قائل به تعلق خاطر به سرزمین مادری هستیم اما چنانچه سرزمین دیگری بتواند زمینه رشد علمی فرد را فراهم کند می‌توان به آنجا نیز مهاجرت کرد.   وی با بیان اینکه توسعه مناسبات فرهنگی ایران و لهستان یکی از راهگشاترین راهکارها برای مناسبات سیاسی است، افزود: البته باید توجه داشت که توسعه مناسبات فرهنگی نباید منجر به دور شدن ملت‌ها از فرهنگ اصیل خودشان شود. در سال 1365 به دلیل وجود جنگ نیروی کار در ایران کم شده بود و به همین دلیل مساله ارسال نیروی کار به کشورهای دیگر طرح شد و دو رویکرد نسبت به این موضوع مطرح بود اینکه افراد با رفتن به کشورهای دیگر و برخورد با فرهنگ‌های کشورهای مبدا نسبت به فرهنگ خود بیگانه نشوند و رویکرد دیگر اینکه به صورت نیروهای متخصص به کشور خود بازگردند. به هرحال این مباحث منجر به تحقیقاتی شد که مبدا ساختن تاریخ قرار گرفت همان‌گونه که می‌دانید تاریخ را عده‌ای می‌آفرینند و عده‌ای می‌نگارند و اساسا نگاشته‌های تاریخی مهم‌تر از آفرینندگان آن است.   بروجردی در ادامه به مهاجرت لهستانی‌ها پس از جنگ جهانی دوم به ایران اشاره کرد و گفت: باید دید که آثار این موضوع در تاریخ‌نگاری ما متجلی شده است یا خیر. به هرحال ما خوشحال هستیم که این تعاملات در سطحی انجام می‌شود که با هم گفتگو کنیم چون تنها چیزی که راهگشای عرصه‌های فرهنگی است، گفتگو است. رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با اشاره به منابع کتابخانه ملی ایران درباره لهستان گفت: امسال نیز ایفلا در کشور لهستان برگزار شد و ما چندین مقاله علمی در این کشور ارایه کردیم و امروز هم اعلام آمادگی می‌کنیم که زمینه توسعه مناسبات بیشتر بین ایران و لهستان را داریم.   آمادگی‌ راه‌اندازی رایزن فرهنگی در لهستان را داریم ابوذر ابراهیمی‌ترکمان، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز در بخش دیگری از این مراسم با اشاره به اینکه صدمیلیون نفر از 30 کشور جهان درگیر جنگ جهانی دوم بوده‌اند، گفت: آغاز تاریخ جنگ جهانی دوم مصادف با حملات آلمانی‌ها به لهستان بود. در تاریخ اول تیر 1320 آلمانی‌ها به شوروی حمله کردند و دو سال بعد از آغاز جنگ جهانی توانستند آنجا را تسخیر کنند، این جنگ ادامه پیدا کرد تا اینکه در نتیجه جنگ آلمان‌ها و روس‌ها و کشته‌شدن 27 میلیون روس، آلمان‌ها شکست خوردند.   وی ادامه داد: علی‌رغم اینکه ایران در جنگ جهانی اول و دوم اعلام بیطرفی کرده بود اما هر بار این موضوع نقض شد و در 16 فروردین 1321 نخستین گروه از لهستانی‌ها وارد ایران شدند و گفته شده که جمعیت 150هزار نفری از لهستانی‌ها زمانی وارد ایران شدند که آن زمان ایران 14 میلیون جمعیت داشت. این را در شرایطی در نظر بگیرید که در آن سال بلوای نان در ایران وجود داشت و مردم در شرایط گرسنگی به سر می‌بردند با این وجود ایران میزبان جمعیت به این گستردگی شد.   ترکمان با اشاره به امضای موافقت‌نامه فرهنگی با کشور لهستان در سال 1968 افزود: طی این موافقتنامه قرار شد تا دفاتر فرهنگی در دو کشور احداث شود اما همچنان این موضوع به ثمر نرسیده و ما هم‌اکنون اعلام آمادگی می‌کنیم که دفاتر رایزن فرهنگی را در لهستان برقرار کنیم البته کشور لهستان خواستار تغییراتی در برخی مفاد موافقتنامه فرهنگی است ولی با توجه به پیچیدگی‌هایی که این تغییرات با توجه به مصوبات مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان در ایران وجود دارد امیدواریم زمینه‌های همکاری‌های بیشتر ایجاد شده و مشکلات مرتفع شود.   حافظه تاریخی خود را دست کم گرفته‌ایم داریوش رحمانیان، دبیر علمی کنفرانس نیز در بخش دیگری از این مراسم با انتقاد از اینکه ما حافظه تاریخی خود را دست کم گرفته‌ایم، گفت: برای اینکه با گفتما‌ن‌هایی که علیه ما ساخته شده دست و پنجه نرم کنیم و جایگاه ایران را در حافظه جهانی تثبیت کنیم باید روی حافظه تاریخی‌مان کار کنیم این حافظه از ابعاد گوناگون نمایانگر خلقیات و روحیات ملت ایران است و علی‌رغم اینکه تاکنون کوشش‌های خوبی صورت گرفته و منابع و کتاب‌هایی منتشر شده اما کافی نیست.   وی ادامه داد: ما در این حوزه نیازمند کارهای روشمند و تفسیرهای درست و عمیق و علمی هستیم اگرچه من با تاریخ دهه 20 آشنایی زیادی ندارم و با مهاجرت لهستانی‌ها کمتر آشنایی دارم اما می‌دانم که دانشگاه تهران نهاد قدرتمندی در این حوزه است و با توجه به توانمندی‌ها و مناسباتی که دارد می‌‌تواند کارهای روشمندی را در این حوزه تولید کند.   رحمانیان در پایان سخنانش گفت: امروز اگرچه ما پذیرای بیش از سه‌میلیون مهاجر افغانی هستیم اما بیشتر روایت‌ها علیه ما استفاده می‌شود چون با تاریخ و تاریخ‌نگاری برخورد درستی نکردیم و از این حوزه‌ها غفلت ورزیده‌ایم. دیپلماسی علمی و نقش آن در مناسبات سیاسی و فرهنگی محمود نیلی احمدآبادی، رئیس دانشگاه تهران با اشاره به تاریخچه‌ای از روابط ایرانیان و لهستانی‌ها پس از جنگ جهانی دوم و مهاجرت آنها به ایران گفت: در دنیای منازعات امروز دوستی ملت‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و یکی از مکان‌هایی که می‌تواند دوستی ملت‌ها را به ارمغان بیاورد مراکز علمی و پژوهشگاه‌ها است.   وی با اشاره به دیپلماسی علمی و نقش آن در مناسبات سیاسی و فرهنگی ادامه داد: دانشگاه تهران با توجه به ارتباطاتی که با سایر دانشگاه‌های دنیا دارد می‌تواند این نقش را ایفا کند و امیدواریم برگزاری این نشست زمینه‌های تعمیق همکاری بین ایران و لهستان را فراهم کند.   دریافت 70 مقاله به «کنفرانس بین‌المللی در جستجوی خانه دوم» حامد کاظم‌زاده، مدیر موسسه نگارستان اندیشه نیز در بخش دیگری از این نشست توضیحاتی را درباره روند برگزاری این همایش ارایه کرد و گفت: پیش از این به‌خصوص طی سه سال گذشته ایران و لهستان در عرصه‌های فرهنگی و سیاسی گام‌های مشترک و مهمی برداشته‌اند. سال 2014 به‌عنوان 540‌امین سالگرد آغاز روابط سیاسی ایران و لهستان در دفتر مطالعات وزارت خارجه نمایشگاه و کنفرانس کوچکی برگزار شد که معاون وزیر فرهنگ لهستان و دکتر صالحی معاون وقت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آن شرکت کردند در پی این اتفاق موسسه نگارش اندیشه با همکاری دانشگاه ورشو طرح برگزاری یک کنفرانس دو روزه با موضوع روابط فرهگی و تمدنی ایران و لهستان را تدوین کرد.   وی ادامه داد: در گام‌های بعدی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران به این همکاری افزوده شد و نهایتا در اردیبهشت 1394 یک کنفرانس با حضور 15 نفر از استادان ایرانی و 10 نفر از استادان لهستانی در ورشو برگزار شد پس از برگزاری موفق این برنامه برای برگزاری یک همایش مشترک با گروه ایرانشناسی دانشگاه کراکوف که از قدیمی‌ترین مراکز ایرانشناسی در اروپاست برنامه مشابهی طراحی شد و به این ترتیب در اردیبهشت ما سال 96 با مدیریت موسسه نگارستان اندیشه و مشارکت دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران کنفرانس رویکردها نو در مطالعات ایرانی در دانشگاه یاگلونی کراکوف برگزار شد.   کاظم‌‌زاده یادآور شد: برگزاری این همایش نیز نتیجه پیشنهاد زنده‌یاد محسن جعفری‌مذهب به سفارت لهستان است که با استقبال این سفارتخانه برگزار شده است. بیش از 70 چکیده مقاله به دبیرخانه واصل شده که طی داوری‌ها 50 مقاله تایید شد و در نهایت 12 مقاله در 2 کارگروه تخصصی در این کنفرانس ارایه می‌شود و مجموعه مقالات نیز تا پایان سال 2018 میلادی توسط دانشگاه تهران و موسسه نگارستان اندیشه در قالب کتاب به چاپ خواهد رسید.   وی در پایان اظهار امیدواری کرد که برگزاری این همایش بتواند به آشنایی ایرانیان با تجربه تاریخی سخت جامعه لهستان و بازخوانی خاطره‌های گذشته بینجامد و نیز همایش‌های مشابه دیگری نیز در آینده برگزار شود.   براساس این گزارش در بخش‌های دیگری از این مراسم پاتریسیا اوزجان کارولوسکا؛ کاردار سفارت جمهوری لهستان در تهران، آنا ماریا آندرس؛ معاون نخست‌وزیر جمهوری لهستان، کریشتوف اولنسکی؛ رئیس بنیاد آدام میتسکویچ لهستان سخنرانی کردند. همچنین از کتاب «تعاملات فرهنگی و تاریخی ایران و لهستان» رونمایی شد.  ]]> علوم‌انسانی Tue, 21 Nov 2017 09:50:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254535/آیا-مهاجرت-لهستانی-ها-تاریخ-نگاری-متجلی-شده-تثبیت-جایگاه-ایران-حافظه-جهانی رونمایی از «عربستان سعودی، یک پادشاهی در معرض خطر» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/254548/رونمایی-عربستان-سعودی-یک-پادشاهی-معرض-خطر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب « عربستان سعودی، یک پادشاهی در معرض خطر» توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است. این کتاب را پل آرتز و کارولین رولانتز به رشته تحریر درآورده‌اند و محمدرضا دهشیری با همکاری سعیده اجتهادی و زهرا رحیمی آن را به فارسی ترجمه کرده‌اند. نویسندگان کتاب بر امکان گسست میان مفتی­‌های وهابی و خاندان سلطنتی تاکید کرده و بر این باورند که نفت به عنوان منبع انرژی، راهی نامعلوم را فراروی زمامداران سعودی قرار داده است؛ به گونه‌ای که بلندپروازی­‌های فزاینده نسل جدید حاکمان در عربستان سعودی می­‌تواند این جامعه را به حالت انفجار درآورد. در آیین رونمایی «عربستان سعودی، یک پادشاهی در معرض خطر» پل آرتز، یکی از نویسندگان کتاب به همراه محمدرضا دهشیری حضور خواهند داشت. آرتز استاد بازنشسته دانشگاه آمستردام و متخصص در امور خاورمیانه است. این مراسم در روز شنبه 4 آذرماه از ساعت 16 تا 17 و 30 دقیقه در سالن اجتماعات انتشارات علمی و فرهنگی به نشانی تهران، خیابان آفریقا، چهارراه جهان کودک، کوچه کمان، پلاک 25 برگزار می‌شود و ورود برای همه علاقه‌مندان آزاد است.       ]]> علوم‌انسانی Tue, 21 Nov 2017 11:42:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/254548/رونمایی-عربستان-سعودی-یک-پادشاهی-معرض-خطر سروش محلاتی: علامه طباطبایی در «تفسیرالمیزان» بحث مفصلی درباره آزادی دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254509/سروش-محلاتی-علامه-طباطبایی-تفسیرالمیزان-بحث-مفصلی-درباره-آزادی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «علامه طباطبایی و آزادی در حکومت اسلامی» به مناسبت سی‌وششمین سالگرد درگذشت علامه طباطبایی دوشنبه 29 آبان با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی در سالن شهید مدنی دانشکده الهیات دانشگاه تهران برگزار شد. سروش محلاتی در این نشست گفت: مساله آزادی، به‌ویژه آزادی در جامعه دینی و حکومت اسلامی یکی از دغدغه‌های مهم علامه طباطبایی بود که در آثار خود به‌ویژه «تفسیر المیزان» بسیار به آن پرداخت. بحث من در این باره دو جنبه از مباحث علامه را دربرمی‌گیرد: نخست اینکه علامه چه تعریفی از آزادی دارد و نسبت دین با آزادی را چگونه می‌بیند و جنبه دوم بررسی این سوال خود علامه است که آیا مسلمانان در طول تاریخ حظ و بهره کافی از آزادی را برده‌اند یا خیر؟ در این میان نباید فراموش کنیم که علامه این مباحث را در 60 سال پیش مطرح کرده است. وی افزود: روش علامه در ورود به مباحث این‌گونه است که معمولا از مبنای فطری آغاز می‌کند و می‌گوید که آزادی یک نیاز طبیعی در وجود انسان است و بشر در ذات خود میل به آزادی دارد و این میل برای او فطری است، چرا که خدا انسان را با اختیار و اراده آفریده است. علامه پس از این بحث به قلمرو آزادی بشر می‌پردازد. تفسیر آزادی در آثار علامه طباطبایی نویسنده کتاب «تاملات سیاسی علامه طباطبایی» در ادامه به موارد محدود کننده آزادی از دید علامه طباطبایی پرداخت: قهرا آزادی مطلق برای بشر امکان‌پذیر نیست، چرا ما زندگی اجتماعی داریم و آزادی مطلق هر یک از ما جامعه را دچار مشکل می‌کند. علامه نیز اعتقاد دارد که آزادی مطلق در زندگی اجتماعی انسان غیرقابل قبول است و عموم اندیشمندان شرق و غرب این مساله را قبول دارند. البته علامه به‌جز این وجوه دیگری را نیز برای تحدید آزادی در نظر می‌گیرد و می‌گوید که قبول اسلام هم قیود جدیدی را بر آزادی می‌افزاید. نخستین قید این است که اسلام اساس و پایه خود را بر توحید قرار داده است و قید دیگر در این است که اسلام در قلمرو وسیعی از حیات بشری الزاماتی را برای زندگی ما به صورت واجب و حرام قرار داده که بین عقاید و این احکام، اصول اخلاقی وجود دارد. سروش محلاتی ادامه داد: مباحث علامه طباطبایی درباره آزادی در مجلدات دوم و چهارم «تفسرالمیزان» بحث مفصلی ذیل سرفصل مستقل درباره آزادی مطرح کرده است. غیر از این دو فصل مستقل، علامه در لابه‌لای دیگر مباحث تفسیری خود نیز به کرات به مبحث آزادی گریز زده‌ است. همچنین علامه یک مقاله فارسی نیز درباره آزادی نوشته‌ است که در جلد نخست کتاب مجموعه مقالات «بررسی‌های اسلامی» منتشر شده است. وی ادامه داد: گفتیم که نخستین قید آزادی از نظر علامه توحید است. اسلام نسبت به توحید حساسیتی دارد که بر اساس آن اجازه نمی‌دهد که هیچ انسانی توحید را کنار بگذارد. آیا ممکن است  خداوند که شرک را گمراهی می‌داند، انسان را برای انتخاب بیان توحید و شرک آزاد بگذارد؟ علامه می‌گوید: «برخی گمان کرده‌اند که اسلام طرفدار آزادی عقیده به طور مطلق است و اجازه می‌دهد که هر کسی هر دینی را که خواست، حتی بت‌پرستی و شرک را انتخاب کند. این نظر به‌هیچ عنوان صحیح نیست. چگونه ممکن است اسلام که سنگ‌بنایش بر توحید است، مردم را در انتخاب بین توحید و شرک آزاد بگذارد؟ این عین تناقض است.» با این مبنا جایی برای آزادی عقیده باقی نمی‌ماند. سروش محلاتی تحمیل عقیده از جانب مسلمانان بر کفار را از دید علامه طباطبایی نادرست خواند و گفت: علامه قید توحید بر آزادی را با تفسیر آیه «لا اکراه فی الدین» می‌پذیرد. به باور او با پذیرش این آیه از عقیده توحید نفی اکراه می‌شود، بنابراین قبول ایمان از راه اجبار و اکراه امکان‌پذیر نیست. به باور علامه به دلیل آنکه دین مبتنی بر نوعی از علایق بشر است، اگر از زور و فشار برای پذیرش دین استفاده شود، نه تنها علاقه‌ای حاصل نشده بلکه نفرت مردمان را برمی‌انگیزد. البته در تفسیر دیگر این نکته مطرح می‌شود که درست است که ایمان قابلیت اجبار و اکراه ندارد، اما می‌توان مردم را بر رفتار مسلمانی اجبار کرد تا کسی علنا با دستورات اسلام مخالفت نداشته باشد. نویسنده کتاب «اسلام و مقتضیات زمان» بحث علامه در موضوع جهاد را کمی پیچیده خواند و ادامه داد: علامه در جلد دوم «تفسیر المیزان» بحث جهاد ابتدایی را مطرح می‌کند. به باور علامه تفسیر آیات مربوط به جهاد این است که باید با مشرکان جهاد کرد تا اسلام را بپذیرند، اما این با آزادی عقیده سازگار نیست. علامه در پاسخ به این مشکل می‌گوید که برای دفاع از توحید به عنوان یک اصل انسانی چنین جهادی جایز است. این نظر علامه با بحث او درباره آزادی عقیده تا به اینجا چندان قابل جمع نیست، اما هرچه بیشتر در «تفسیر المیزان» دقیق شویم موضوع برای ما روشن‌تر می‌شود. کتاب خدا وظیفه پیامبر را صرفا «بلاغ مبین» می‌داند سروش محلاتی در بخش دیگری از این نشست به تفسیر سوره «تغابن» از «تفسیر المیزان» و روشن شدن نظر علامه طباطبایی درباره آزادی عقیده، رسید و گفت: در سوره مبارکه «التغابن» خداوند می‌فرماید: «وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ» به عبارتی خداوند به مشرکین اعلام می‌کند که اکر شما رویگردانی از دین داشته باشید، پیامبر ما جز «بلاغ مبین» یا پیام‌رسانی آشکار وظیفه دیگری ندارد. علامه طباطبایی در اینجا می‌گوید که وظیفه پیامبران فقط بلاغ مبین است و آنها نمی‌توانند مردم را به پذیرفتن حقیقت مجبور کنند. وی ادامه داد: بنابراین علامه به‌کارگیری ابزار فشار برای پذیرفتن دین را نفی می‌کند. جالب است که طرف خطاب خداوند در این آیه نیز نه پیغمبر، بلکه کفار هستند. بنابراین پیامبر بیش از بلاغ مبین وظیفه دیگری ندارد و اگر مردم قبول نکردند، دیگر کسی کاری به آنها ندارد. این مدرس حوزه علمیه قم همچنین به تفسیر «بلاغ مبین» در دیگر سوره‌های قرآن کریم نیز اشاره کرد و گفت: در آیه 92 سوره مبارکه «المائده» نیز ما با مفهوم «بلاغ مبین» مواجه هستیم: «وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ». در تفسیر این آیه ما متوجه می‌شویم که از نظر تقنینی انسان آزاد نیست و وظیفه‌اش تبعیت کردن است، اما اگر رویگردان شد و اعتنا به دستور خدا و پیغمبر نکرد، باز هم پیغمبر بیش از بلاغ مبین وظیفه‌ای ندارد. این آیه نیز خطاب به متخلفان است. سروش محلاتی اضافه کرد: برخی از علما در پذیرفتن دلالت آیاتی مثل آیه 92 سوره مائده که تعداد آنها در قرآن کم نیست، قیدی می‌زنند و می‌گویند که بسیاری از این آیات مکی است و در مکه وظیفه پیغمبر جهاد با مشرکان نبود؛ اما سوره‌های مائده و تغابن مدنی هستند و این قید علما بر آن وارد نیست. علامه در توضیح این آیه سوره مائده می‌گوید؛ خداوند به مسلمانان و غیرمسلمانان اعلام می‌کند که اگر از دستورات پیغمبر به عنوان حاکم جامعه اسلامی اعراض کنند، پیامبر اجبار و اکراه نمی‌کند. در اینجا به‌جز آزادی عقیده، آزادی رفتار هم مطرح می‌شود. در سوره مبارکه نسا نیز چنین مضمونی وجود دارد. نویسنده کتاب «دین و دولت در اندیشه اسلامی» در ادامه با اشاره به این نکته که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان پیوسته اجبار و اکراه را نفی می‌کند، گفت: در آیه دیگری نیز پیامبر می‌گوید که من پاداشی از مردم نمی‌خواهم فقط توقع دارم که هرکسی که اراده و مشیتش بر پذیرفتن راه اسلام بود، اسلام را انتخاب کند. این سخن نیز دلایت بر این می‌کند که وظیفه پیامبر صرفا تبشیر و انذار است. بنابراین نتیجه می‌گیریم که خداوند تکلیف را مقرر کرده، اما پیامبر در مقام عمل و اجرا از ابزار زور استفاده‌ای نمی‌کند. اگر کسی عمل به تکلیف نکرد، خداوند خود می‌داند که با او چگونه برخورد کند. علامه طباطبایی می‌گوید که شرایط انتخاب در ظرف اختیار صورت می‌گیرد و دعوت به اسلام در ظرف انتخاب است. به نظر من مباحثی که در لابه‌لای تفسیرالمیزان آمده نظر ابتدایی علامه در موضوع جهاد ابتدایی را تعدیل می‌کند. حتی نسبت به مسلمانان متخلف نیز جریان اجبار تعدیل شده است. در مباحث علمی این موضوع کمتر مورد التفات قرار گرفته است. آزادی سیاسی در تفسیر المیزان سروش محلاتی در بخش دیگری از این نشست به بحث درباره آزادی سیاسی در منظومه فکری علامه طباطبایی پرداخت و گفت: علامه در «تفسیر المیزان» حتی بیش از آزادی فکری به آزادی سیاسی حساسیت دارد. به باور او تک تک مسلمان‌ها از این حق برخوردارند که در صحنه جامعه آنچه را که خلاف تشخیص می‌دهند به عنوان امر به معروف و نهی از منکر، تذکر بدهند. با این اوصاف اما نظر علامه بر این است که چنین کاری در جامعه اسلامی بسیار مشکل است، چرا که حاکمان چندان قداستی پیدا می‌کنند که اعتراض به آنها مساوی اعتراض به خداست. نویسنده کتاب «آزادی، عقل، ایمان» ادامه داد: علامه در بحث درباره آزادی سیاسی در جوامع دینی دو تجربه از حکومت‌های دینی را مثال می‌زند؛ تجربه قرون وسطی و تجربه اسلام در قرون اول و دوم هجری. علامه در سلسله گفت‌وگوهای خود با هانری کربن که در کتاب «رسالت شیعه در دنیای امروز» منتشر شده می‌گوید که مسیحیان ابتدا حلول الوهیت در مسیح را مطرح کردند تا از آن به حلول الوهیت در آبای کلیسا برسند. مساله اول مشکل اعتقادی داشت، اما در مساله دوم علاوه بر مشکل اعتقادی به مشکل سیاسی نیز برمی‌خوریم. چرا که بر این اساس حاکمان خود را تجلی خدا در روی زمین و در نتیجه مصون از انتقاد دانستند و این قدرت مطلقه مفاسد زیادی را به بار آورد. سروش محلاتی تجربه جهان اسلام از حکومت در قرون اول و دوم از نظر علامه طباطبایی را نیز به این شرح بیان کرد: به باور علامه پس از وفات پیغمبر نیز تغییرات مهمی در جامعه اتفاق افتاد و به مرور زمان حکومت دینی تبدیل به سلطنت کاملا مستبدانه شد. این مضمون بارها در «تفسیر المیزان» تکرار شده است. از این نکات نتیجه می‌گیریم که مساله آزادی برای علامه بسیار مهم و اساسی بود. او به هیچ عنوان نبود آزادی در جامعه دینی را نمی‌پسندید. نویسنده کتاب «شهر مردگان» به انتقاد علامه طباطبایی از استبداد در جامعه دینی نیز اشاره کرد و گفت: گلایه مهم علامه از روحیه مستبدانه مسلمان‌ها و متدینان بود. بر این اساس در جلد چهارم «تفسیر المیزان» می‌گوید که اسلام به انسان‌ها اجازه برخورداری از آزادی فکر و عقیده را داده است. بنابراین باید علما و متفکران در جمع‌های خود به گفت‌وگو بنشینند و مباحث علمی را مطرح کنند، اما اینکه عقیده خود را به دیگری تحمیل کنند و جلوی فکر و اندیشه را قهرا و با ابزارهایی چون تازیانه، تکفیر و... بگیرند، دین الهی منزه است از چنین اموری. این موارد در زمره فرهنگ کلیساست و متاسفانه در جامعه اسلامی هم همین فرهنگ کلیسایی که تکفیر را رواج می‌داد حاکم شده است. سروش محلاتی در پایان سخنانش گفت: به باور علامه نمی‌توان امید به پیشرفت جامعه‌ای داشت که به نام دین تفکرات دیگران را نفی و طرد می‌کند. علامه از منتقدان جدی محدودیت آزادی‌ عقیده و آزادی سیاسی در جامعه دینی بود و اعتقاد داشت که متدین‌ها به آن بردباری که اسلام از آنها خواسته، بی‌توجه هستند. به باور علامه این مشکل نیز به علمای اسلام بازمی‌گردد چرا که آنها این بردباری را به طیف متدین جامعه آموزش نداده‌اند. فراموش نکنیم که علامه طباطبایی این مباحث را در دهه‌های 30 و 50 مطرح کرد یعنی در دوره‌ای که خود ایشان دچار چنین محدودیت‌های شد. در آن سال‌ها عده‌ای نابردبار دروس فلسفه علامه را تعطیل کرده و نگذاشتند که تعلیقاتش بر کتاب «بحار الانوار» منتشر شود. ]]> علوم‌انسانی Tue, 21 Nov 2017 06:00:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254509/سروش-محلاتی-علامه-طباطبایی-تفسیرالمیزان-بحث-مفصلی-درباره-آزادی کتاب «دانشگاهی که بود» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254599/کتاب-دانشگاهی-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «دانشگاهی که بود» نوشته ناصر فکوهی سه‌شنبه 7 آذرماه در سرای اهل قلم برگزار می‌شود. در این نشست، ناصر فکوهی از تجربه زیسته خود در دانشگاه خواهد گفت و عباس کاظمی نیز به عنوان منتقد کتاب را نقد خواهد کرد. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند از ساعت 15 تا 17 به سرای اهل قلم در خیابان فلسطین جنوبی کوچه خواجه نصیر شماره 2 مراجعه کنند. مطالبی که در این کتاب گرد آمده‌ است، حاصل بیست سال کار مستقیم و تجربه روزمره نگارنده در محیط دانشگاهی به‌عنوان استاد پژوهشگر و سردبیر مجله‌های علمی در دانشگاه تهران و درگیر شدن با مشکلاتی است که تقریبا همه آن‌ها از آغاز تا پایان این نوشته‌ها وجود داشته‌اند. در این مجموعه، 45 مطلب، شامل 9 مقاله، 13 یادداشت، و 23 گفت‌وگو و نشست گرد آمده‌اند که در طول سال‌های 1384 تا 1394، در مطبوعات، گردهمایی‌های علمی، مجله‌های دانشگاهی و... ارائه شده‌اند. روش، این کتاب همچون بسیاری دیگر از کتاب‌های نگارنده، از رویکردی خاص پیروی می‌کنند که رویکرد دخالت‌جویانه علوم اجتماعی در واقعیت زنده و پویای اجتماعی در یک زمینه خاص است. در حقیقت، روش‌های نوشتاری همچون مقاله و به‌ویژه یادداشت و گفت‌وگو، روش‌هایی هستند که یک پژوهشگر یا نویسنده و کنشگر فکری می‌تواند از طریق آن‌ها به‌سرعت در واقعیت اجتماعی برای بهبود بخشیدن به آن و برای پاسخ دادن به نیازهایی که افکار عمومی و تخصصی به نظریه‌های ما دارند، وارد عمل شود. به‌ویژه در عصری که انقلاب اطلاعاتی، سرعت مبادله اطلاعات و تحلیل‌ها را بی‌نهایت بالا برده است. این روش، به هیچ رو نافی روش‌های دیگری همچون نگارش کتاب‌ها و رساله‌های دانشگاهی ساختارمند نیست و نگارنده خود، کتاب‌های بسیاری را نیز به آن روش، تألیف و ترجمه کرده است که ده‌ها سال است به‌عنوان کتاب‌های مرجع در دانشگاه‌های کشور تدریس می‌شوند و بی‌شک، در آینده نیز چنین خواهد کرد. فکوهی در این روش، کمتر به‌دنبال پیروی از روش‌های علمی هنجارمند در متون تخصصی بوده؛ به‌جز در گروهی از مقاله‌های علمی ـ پژوهشی که در آن‌ها موازین دقیق و اثبات‌گرایانه به‌طور کامل رعایت شده‌اند. در واقع این یادداشت‌ها و گفت‌وگوها به‌دنبال آن نیستند که دیدگاه‌های نگارنده را ثابت کنند و یا علم او را در برابر علم‌های دیگر در نسبتی بالاتر قرار دهند، بلکه براساس شیوه‌ای مداخله‌گرانه علم می‌کنند که در رابطه با مخاطبان متخصص و نخبه جامعه، به سرعت و با بیشترین توان ممکن بر واقعیت اجتماعی تأثیر بگذارند. کتاب «دانشگاهی که بود...» نوشته ناصر فکوهی با شمارگان هزار نسخه در 472 صفحه به بهای 25 هزار تومان از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Wed, 22 Nov 2017 09:59:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/254599/کتاب-دانشگاهی-نقد-بررسی-می-شود کتاب «ایران مهد همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان» در سن پترزبورگ رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254595/کتاب-ایران-مهد-همزیستی-مسالمت-آمیز-ادیان-سن-پترزبورگ-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، کتاب «ایران مهد همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان» که توسط مرکز گفتگوی ادیان و تمدن‌های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تدوین شده و رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مسکو آن را به زبان روسی ترجمه و منتشر کرده است در موزه تاریخ ادیان سن پترزبورگ رونمایی شد. سید محمد بهشتی، رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در مراسم رونمایی از کتاب «ایران مهد همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان» در موزه دولتی تاریخ ادیان سنت پترزبورگ به ارتباط کاری محل دفتر پژوهشگاه با حوزه فعالیت موزه تاریخ ادیان سنت پترزبورگ اشاره کرد. او گفت: از محل پژوهشگاه تا سفارت روسیه خیابانی وجود دارد که در آن همه ادیان رسمی دارای مراکز و عبادتگاه‌های دینی (شامل مسجد، کنیسه، کلیسا و آتشکده زرتشتیان) هستند یعنی تقریبا از زمانی که تهران تاسیس شده این مراکز بوده‌اند. این مسئله حکایت از این دارد که ایران سرزمین معنویت ادیان بوده است. وی ایران را  اولین مکانی دانست که مسیحیان می‌توانند آن را رسما اعلام کنند و خطری برای آنها وجود ندارد و گفت: اولین سرزمینی‌هایی که در آن بودیسم و بودایی‌ها قدرت سیاسی پیدا می‌کنند؛ حوزه فرهنگ ایرانی (خراسان بزرگ) بوده است. آئین زرتشت از جمله ادیانی است که رویکرد معنوی در آن قدرت زیادی دارد. رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به اینکه تمامی مذاهب اسلامی که در آنها توجه به معنویت اولویت دارد گفت: مهد همه آنها تقریبا در ایران است. وی تصریح کرد: شاید ایران تنها کشوری باشد که محله یهودی‌ها درست در مرکز و قلب شهر قرار دارد به همین دلیل است که مطالعات مربوط به ادیان در ایران می‌تواند دریچه جدیدی را  در تعامل بین ادیان باز کند. بهشتی پس از برشمردن نمونه‌هایی از مصادیق همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان در ایران افزود: در بسیاری از کشورها وقتی درباره وضعیت ادیانشان مطالعه و بررسی می‌کنیم؛ بیشتر با موارد اختلاف و درگیری پیروان ادیان مواجه می‌شویم. او اظهار کرد: جالب است در روسیه وقتی مسیحیت شرقی را با مسیحیت غربی مقایسه می‌کنیم؛ می‌بینیم مثلا مسیحیت غربی هیچ‌وقت دست به شمشیر نبرده و این به‌خاطر همان رویکرد شرقی بودنش است و این امکان را می‌دهد که نمایندگان ادیان مختلف دراین کشور باصلح درکنارهم همزیستی داشته باشند. بهشتی گفت: هانری کربن، فیلسوف فرانسوی جمله خیلی مهمی دارد که فکر می‌کنم برای کسانی که در زمینه فرهنگ و مسائل بین ادیانی مطالعه می‌کنند؛ جمله و نکته‌ای کلیدی است، او می‌گوید قرآن در شبه جزیره عربستان نازل می‌شود ولی در ایران فهمیده می‌شود. بهشتی تصریح کرد: این در واقع به‌خاطر بستر فرهنگی است که ما در ایران دارا هستیم. در فرهنگ ایرانی؛ اولویت همیشه با معنویت دین بوده، برای همین است که وقتی اسلام به ایران می‌آید ایرانی‌ها خیلی سریع با جنبه‌های معنوی اسلام ارتباط و انس پیدا می‌کنند و به همین دلیل منشا شاخه‌های مختلف اسلام نیز عمدتا ایران است. رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری افزود: نخستین مکانی که مسیحی‌ها قدرت سیاسی پیدا می‌کنند در حوزه فرهنگ ایرانی (در دوره اشکانی) است. مانند همین را در مورد بودیسم داریم نقطه آغاز بودیسم در هندوستان است ولی گسترش آن در غرب رودخانه سند یعنی همان حوزه خراسان بزرگ است. بهشتی در پایان انتشار کتاب «ایران مهد همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان» به زبان روسی و رونمایی آن را تبریک گفت و اظهار کرد:  آنچه در این کتاب آمده تبلیغاتی نیست؛ بلکه واقعیتی است که  در جامعه ایران وجود دارد. رئیس موزه تاریخ ادیان سن پترزبورگ نیز در این مراسم با تشکر از حضور هیات ایرانی در موزه و تسلیت به‌مناسبت قربانیان زلزله اخیر در ایران؛ به سفر موفقیت‌آمیز هیات موزه تاریخ ادیان سن پترزبورگ به ایران در ماه گذشته اشاره کرد و از رایزنی فرهنگی کشورمان در مسکو و مرکز گفتگوی ادیان و تمدن‌های سازمان که میزبانی هیات را برعهده داشت؛ تشکر کرد. ]]> علوم‌انسانی Wed, 22 Nov 2017 08:59:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254595/کتاب-ایران-مهد-همزیستی-مسالمت-آمیز-ادیان-سن-پترزبورگ-رونمایی انتشار شماره ۱۴۰ ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت/ از «دائودِه جینگ» تا «دفتر مقدّس حق و راستی» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254593/انتشار-شماره-۱۴۰-ماهنامه-اطلاعات-حکمت-معرفت-دائود-ه-جینگ-دفتر-مقد-س-حق-راستی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) شماره ۱۴۰ ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت مشتمل بر نوشته‌هایی در زمینه ادب و هنر، اندیشه و نظر، کتاب و گزارش است.  در بخشی از سخن دبیر شماره ۱۴۰ به قلم نغمه پروان چنین آمده است: «عمده مسئولیت مباحث ساده‌زیستانه هشیار ساختن ما به آگاهانه مصرف کردن و ندادن عنان زندگی به‌دست این فرهنگ مصرفی است که به‌هیچ‌روی با برخورداری از رفاه و امنیت در حد معتدل و معمول ناسازگار نیست، زیرا همان‌گونه که فیلسوفانی چون ارسطو نیز بر آن صحه می‌گذارند برخورداری از حدی از خواسته‌های بیرونی لازمه به‌چنگ آوردن خواسته‌های درونیِ روح و ذهن است.» نخستین نوشتار دفتر ماه این شماره گفت‌وگویی با عنوان کم مصرفی، شادکامی و اخلاق روزمره با امری وستاکات، استاد فلسفه و نویسنده کتاب عقلانیت کم‌مصرفی است که حسین کرمانشاهی به فارسی ترجمه کرده است. این گفت‌وگو با تمرکز بر ساده‌زیستی می‌خواهد این مطلب را روشن کند که چرا فیلسوفان همواره از صرفه‌جویی مخارج دفاع می‌کنند، اما چنین سخنانی همواره نادیده انگاشته می‌شود. دومین نوشتار به قلم ریچارد گِرِگ در ارزش ساده‌زیستی داوطلبانه نام دارد و علی کلانی طهرانی به فارسی برگردانده است. او در این مقاله «با تکیه بر شرایط بیرونی و درونی ساده‌زیستیِ داوطلبانه ساده‌زیستی را  نوعی خویشتن‌داری نسبی در برخی جوانب زندگی به‌منظور تأمین منافع بااهمیت‌تر در زندگی تلقی می‌کند و دستیابی به آن را به نوعی سازماندهی حساب‌شده در زندگی محتاج می‌داند.» در نوشتار سوم روز و یوسیما در مقاله رویکردی فضیلت‌محور به مصرف ازمنظر مک‌اینتایر  و بی‌بو با ترجمه علیرضا رضایت اخلاق فضیلت را به‌دلیل پویاییِ روبه‌کمال آن در حوزه مصرف چارچوب نظری مناسبی برای تحلیل اخلاقی مصرف مطرح می‌کنند و بر این باورند که دنبال کردن خواسته‌ها و خیرات درونی در مصرف برای عامل مصرف فضیلت‌مندی به ارمغان خواهد آورد. چهارمین نوشتار اهمیت اخلاقی و معنویِ ساده‌زیستیِ اختیاری به قلم ژاکوب گَرت و با ترجمه یدالله رستمی است. نویسنده در این مقاله از منظر اخلاق فضیلت باستان، وظیفه‌گرایی کانت و زیبایی‌شناسیِ وجودِ فوکو به‌ضرورت این شیوه زندگی می‌پردازد و با تأکید بر خوبی زندگی و سعی در جهت کاستن از درد و رنج دیگران، به ساده‌تر زیستن ما را سفارش می‌کند. پنجمین نوشتار با عنوان جنبش ساده‌گراییِ خودخواسته را ساموئل الکساندر نگاشته و فرناز تبریزی به فارسی ترجمه کرده است. «الکساندر معتقد است نیاز جهان امروز به سبک‌هایی بدیل برای زیستن، طلب می‌کند که شمائی کلی از ساده‌گراییِ خودخواسته مطرح شود. مؤلف در این مقاله ابتدا تصویر روشنی از این جنبش و مؤلفه‌های بنیادی آن به بیان مفاهیم، انگیزه‌ها و شیوه‌های عمل ساده‌گرایی خودخواسته می‌پردازد و در آخر نیز به ذکر مخالفت‌هایی می‌پردازد که علیه ساده‌گراییِ خودخواسته به‌عنوان یک جنبش و سبکی از زندگی مطرح شده است.» غلامعلی کشانی در نوشتار ششم با عنوان ساده‌زیستی؛ مهاتما گاندی و دیوید ثورو از منظر دو انسان اندیشمند به ساده‌زیستی می‌نگرد که به صرفِ نظر اکتفا نکردند و تا جای ممکن باورهای ساده‌زیستانه خود را با عمل همراه کردند. مؤلف در ادامه منافعی را بر می‌شمرد که گاندی و ثورو آن‌ها را پیامدهای «ساده زندگی کردن» معرفی کرده‌اند. پیتر سینگر در مقاله هفتم با عنوان راهِ‌حل فقر جهانی آزمایش‌هایی فکری را برای ما ترسیم می‌کند تا به ما یادآوری کند که هنگام صرف پول بابت امور تجملی و غیرضروری، می‌توانستیم با پولمان کار بهتری نیز انجام دهیم. او اذعان دارد که زندگی اخلاقی در دنیای کنونی بسیار سخت و دشوار است اما آگاهی از مفاد این‌گونه زندگی می‌تواند اولین قدم برای قرار گرفتن در مسیر درست را پیشِ‌پایمان قرار دهد. این مقاله را حامد مرآتی به فارسی ترجمه کرده است. هشتمین نوشتار این شماره را اسماعیل رادپور با عنوان در آغوش کشیدن سادگی نگاشته است که با تلقی سادگی به‌مثابه یکی از بنیادی‌ترین معانی در معارف مابعدالطبیعی و نیز آیین‌های عرفانیِ شرقِ دور به‌ توصیف وضعِ دست‌ناخورده، نخستین و فطریِ موجودات در کمال ازلی می‌پردازد که در چنین طریقتی عموماً با تمثیل کنده‌چوب تراش‌ناخورده بدان اشاره می‌شود. مقاله رادپور را می‌توان پژوهشی در دو اشاره «دائودِه جینگ» یا «دفتر مقدّس حق و راستی» به مفهوم سادگی و شروح استادان سنّت دائویی در کهن‌ترین تفاسیر نوشته شده بر این کتاب دانست. نهمین و آخرین مقاله دفتر ماه این شماره از نشریه به قلم دکتر سید حسن اسلامی اردکانی با عنوان در فضیلت سادگی است. مؤلف در این مقاله سادگی را در جهان امروز هم‌زمان دشوار و ضروری تلقی می‌کند و بر این نظر است که گسترش وابستگی‌های انسان گاه حتی تصور ساده کردن زندگی را برایش هولناک جلوه می‌دهد. او همچنین به معرفی گام‌های آغازین ساده بودن و پنج مفهوم کلیدی سادگی از منظر اسلامی می‌پردازد. بخش دوم ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت ادب و هنر نام دارد و مشتمل بر دو مقاله است. مقاله نخست زیبایی‌شناسی در سال ۱۶۰۰ به قلم ووادیسواف تاتارکیویچ است که سیدجواد فندرسکی ترجمه کرده و شادی حدادپور خیابانی ویراستار آن بوده است. دومین مقاله با عنوان قاسم انوار به قلم راجر مروین سیوری است و  ترجمه و تحقیق آن را محمودرضا اسفندیار و جمشید جلالی شیجانی عهده‌دار بوده‌اند. اندیشه و نظر عنوان سومین بخش ماهنامه است و از دو نوشتار دیگر تشکیل شده است. نخستین نوشتار با عنوان الهیات در جهان معاصر گفت‌وگویی با همایون همتی است. دومین نوشتار این بخش با عنوان وجود به عنوان پدیدارشدن: بازیابی تجربه یونانی از فوسیس به قلم چارلز گیگنون و با ترجمه انشاءالله رحمتی است. دو بخش پایانی نشریه به ترتیب کتاب و گفت‌وگو نام دارند. بخش گفت‌وگو با مقاله‌ای به قلم سیدمسعود رضوی با عنوان سندبادنامه آغاز می‌شود. در ادامه مقاله‌ای از منیره پنج‌تنی با عنوان داستان و آموزش تفکر آمده است. سپس او در گفت‌وگویی با سعید ناجی به موضوع معیار فبک برای داستان پرداخته است. در ادامه نیز چند کتاب در حوزه فلسفه و علوم انسانی معرفی شده‌اند. آخرین بخش نشریه به گزارش مهم‌ترین وقایع حوزه اندیشه در یک ماه اخیر اختصاص دارد. صد و چهلمین شماره نشریه اطلاعات حکمت و معرفت ویژه آذرماه ۱۳۹۶ با عنوان «فضیلت سادگی» به سردبیری و مدیر مسئولی انشاءالله رحمتی با بهای ۵۰۰۰ تومان در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفت. ]]> علوم‌انسانی Wed, 22 Nov 2017 09:08:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/254593/انتشار-شماره-۱۴۰-ماهنامه-اطلاعات-حکمت-معرفت-دائود-ه-جینگ-دفتر-مقد-س-حق-راستی کراسنوولسکا: ایرانشناسی همواره در حاشیه بوده است/ دلبستگی لهستانی‌ها به ایران‌شناسی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254620/کراسنوولسکا-ایرانشناسی-همواره-حاشیه-بوده-دلبستگی-لهستانی-ها-ایران-شناسی به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «ایران‌شناسی در لهستان پیشینه و چشم‌انداز فرارو» با حضور آنا کراسنوولسکا، رناتاروسک کوالسکا، ماتئوش کواگیش، استانسیواو یاشکوسکی و ایونانویتسکا عصر امروز چهارشنبه (یکم آذر) در سرای اهل‌قلم برگزار شد.    آنا کراسنوولسکا در این نشست تاریخچه‌‌ای از شکل‌گیری کرسی ایران‌شناسی در دانشگاه کراکوف، لهستان ارایه کرد و گفت: این دانشگاه قدیمی‌ترین دانشگاه در لهستان و حتی کل منطقه‌ است و سابقه 650 ساله دارد. رشته ایرانشناسی نیز در چارچوب دانشکده ادبیات و زبان‌شناسی فعالیت می‌کند و انستیتو زبان‌شناسی و ادبیات در سال 2019 صدساله می‌شود. ایرانشناسی کراکوف ویژگی خاصی دارد و آن این است که نمی‌تواند از ساختارهای دانشکده ادبیات خارج شود زیرا زیربنای عملی و نظری زبان‌شناختی و ادبیات‌شناختی برای تحقیقات ما اهمیت دارد.   وی با اشاره به بنیانگذار شرق‌شناسی به معنای مدرن آن گفت: در کرسی ایرانشناسی زبان‌های مختلفی به دانشجویان تدریس می‌شود و اکنون کتاب‌های بیشتری برای تدریس زبان فارسی جمع‌آوری شده ولی باز هم نیازمند کتاب‌های بیشتری هستیم اکنون ایرانشناسی آبرومندی در دانشگاه تدریس می‌شود و آموزش زبان هم به‌صورت عملی وجود دارد تلاش ما این است که یک آگاهی عملی به دانشجویان درباره تاریخ زبان بدهیم.   کراسنوولسکا در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه در کنار تدریس زبان فارسی در کرسی ایرانشناسی زبان‌های کردی هم تدریس می‌شود، گفت: تلاش ما این است که گویش‌های کرمانجی و سورانی که زیرمجموعه زبان کردی است به دانشجویان ایران‌شناسی تدریس شود.   وی با بیان اینکه ایرانشناسی یکی از رشته‌هایی است که کمتر مورد توجه دانشگاه کراکوف قرار گرفته است، گفت: ایرانشناسی همواره در حاشیه بوده است چرا که ما از دولت کمک نمی‌گیریم و همواره سعی کرده‌ایم در حالی که روی پای خودمان می‌ایستیم دانشجویان این رشته را تربیت کنیم. اکنون قرارداد دوجانبه مبادله فرهنگی با ایران باطل شده و تمدید نشده است و این موضوع روی تبادل دانشجو با ایران تاثیر گذاشته است.   این استاد دانشگاه در ادامه توضیحاتی درباره کارهای در دست تالیف و ترجمه خود ارایه کرد و گفت: اکنون در حال تالیف کتابی درباره باورداشت‌های عامیانه قهرمانان اساطیر تقویمی در ایران هستم برای این کار سعی کردم از ادبیات وسیع روسی و همچنین پژوهش‌های صورت‌گرفته در منطقه روسیه مرکزی استفاده کنم و ببینیم که سیستم باورهای تقویمی در بین اقوام ایرانی چگونه بوده است.   وی همچنین درباره روند ترجمه شاهنامه نیز به زبان لهستانی گفت: به هر حال تصحیح شاهنامه به زبان لهستانی کار بسیار سنگینی است و از سال آینده که بازنشسته می‌شوم می‌توانم این کار را آغاز کنم اما در انجام این کار دو موضوع مطرح است نخست اینکه ببینیم آیا روایت مسکو درست است یا خیر و از طرف دیگر زبان لهستانی هم دقت بسیاری می‌خواهد. از سوی دیگر سبکی که شاهنامه در آن سروده شده است به زبان لهستانی وجود ندارد بنابراین باید این سبک ابداع شود تا هم به گونه‌ای قدیمی و هم برای خواننده قابل فهم باشد.   این استاد دانشگاه با اشاره به برگزاری دو جشنواره ادبی در کشور لهستان گفت: یکی از این جشنواره‌ها در فصل پاییز برگزار می‌شود و در آن نویسندگان مختلف از تمامی دنیا دعوت می‌شوند امسال نیز با توجه به ترجمه کتاب «خواب زمستانی» گلی ترقی به زبان لهستانی از وی دعوت شد که در این مراسم حضور پیدا کند و استقبال چشمگیری هم از ایشان به‌عمل آمد. همچنین محمود حسینی‌زاد نیز که از مترجمان باسابقه در ایران است یکی از آثارش به زبان لهستانی به چاپ خواهد رسید او نیز در این جشن حضور داشت.   ادبیات ایران و جایزه نوبل ایونانویتسکا نیز در ادامه این نشست توضیحاتی را درباره کرسی ایرانشناسی در دانشگاه ورشو ارایه کرد و گفت: دانشگاه ورشو در سال 1816 تاسیس شد و ما 200 سالگی آن را جشن گرفتیم. دانشکده شرق‌شناسی که ذیل آن ایرانشناسی فعالیت می‌کند نیز چندی پیش 85 سالگی خود را جشن گرفت. ایرانشناسی در دانشکده شرق‌شناسی توسط دو شاگردی که در رشته ترک‌شناسی تحصیل می‌کردند به این دانشکده اضافه شد و در شرایط فعلی نیز دروس مختلفی مانند ادیان، هنر اسلامی و... ذیل ایرانشناسی به دانشجویان تدریس می‌شود همچنین برای مدتی زیررشته‌ای با عنوان افغانستان‌شناسی به مدت سه‌سال در دانشگاه راه‌اندازی شد که بعدها منحل شد.   این استاد دانشگاه نیز توضیحاتی درباره کارهای در دست ترجمه خود ارایه داد و افزود: به مناسبت 75 سالگرد ورود آوارگان لهستانی به ایران مقاله‌ای را ترجمه کردم. همچنین مقاله دیگری را از یک ترک‌شناس لهستانی درباره لهستانی‌هایی که در قرن 19 زندگی می‌کردند ترجمه کردم که در مجله بخارا به چاپ رسید. علاوه‌ بر این درباره لهستانی‌هایی که بین 20 سال جنگ جهانی اول و دوم در ایران ساکن بودند مقاله‌ای به زبان فارسی ترجمه کردم که آن نیز به چاپ می‌رسد.   نویتسکا درباره حضور ادبیات ایران در عرصه جهانی عنوان کرد: همه می‌دانند که ادبیات ایران به چه میزان غنی است با این وجود ایران برنده هیچ جایزه نوبل نشده‌ای است و این باعث تاسف است چون جایزه نوبل مانند کلید در بسته است. همان‌طور که می‌دانید ادبیات ترکیه نیز علی‌رغم غنی بودن شناخته‌شده نبود اما از زمانی که به‌طور مثال اورهان‌ پاموک برنده جایزه نوبل شد همه ناشران و حتی ناشران لهستانی برای ترجمه کتاب‌های او اظهار تمایل کردند. بنابراین اینکه کتابی برنده جایزه نوبل شود می‌تواند موجب جذب ناشران به آن اثر شود و امیدوارم این اتفاق برای ادبیات ایران نیز صورت بگیرد.   وی در بخش پایانی سخنانش با بیان اینکه رشته ایرانشناسی در دانشگاه ورشو برای بسیاری از دانشجویان رشته دوم دانشگاهی است، گفت: بسیاری از دانشجویان در این دانشگاه ایرانشناسی را به‌عنوان رشته دوم خودشان انتخاب می‌کنند و از این منظر علاقه دانشجویان به این رشته قابل تأمل است. مطالعه آثار کلاسیک ادبیات فارسی برای لهستانی‌ها رناتاروسک کوالسکا، دکترای ادبیات فارسی در ادامه این نشست با تاکید بر مطالعه متون ادبی و آشنا کردن دانشجویان ایرانشناسی با زبان فارسی گفت: مطالعه آثار کلاسیک ادبیات فارسی برای لهستانی‌ها یک چالش متفاوت است چرا که ادبیات لهستانی با ادبیات فارسی تفاوت دارد و ما باید طی تدریس زبان فارسی دانشجویان را قانع کنیم که ادبیات کلاسیک ارزشمند است.   وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به علاقه دانشجویان لهستانی به رشته ایرانشناسی گفت: تعداد دانشجویان ایرانشناسی کاهش پیدا نکرده و این نشان‌دهنده این است که هنوز هم نسبت به بهبود روابط ایران و لهستان امیدواری‌هایی وجود دارد.   برنامه ایران‌شناسی به روز است ماتئوس کوآگیش در ادامه نشست درباره علاقه دانشجویان به ادبیات کلاسیک توضیحاتی را ارایه کرد و گفت: البته دانشجویان در روال تحصیل خود به ادبیات کلاسیک علاقه‌مند می‌شوند و از همین رو برای پایان‌نامه لیسانس و فوق‌لیسانس یکی از موضوعات ادبیات کلاسیک را انتخاب می‌کنند. از سوی دیگر از زمانی که من دانشجوی ایرانشناسی در سال 2001 بوده‌ام تاکنون برنامه ایرانشناسی دانشگاه کراکوف تغییرات بسیاری کرده است و امروز ما برنامه به‌روز شده‌ای را در اختیار دانشجویان قرار داده‌ایم.  بخش پایانی این نشست به پرسش و پاسخ حاضران اختصاص داشت. ]]> علوم‌انسانی Wed, 22 Nov 2017 13:32:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/254620/کراسنوولسکا-ایرانشناسی-همواره-حاشیه-بوده-دلبستگی-لهستانی-ها-ایران-شناسی