خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين علوم انسانی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Thu, 17 Oct 2019 13:24:44 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 17 Oct 2019 13:24:44 GMT علوم انسانی 60 اهمیت نسخه‌های خطی سفرنامه‌های سیاحان ایتالیایی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282117/اهمیت-نسخه-های-خطی-سفرنامه-های-سیاحان-ایتالیایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «شب سیاحان ایتالیایی در ایران» در ادامه سلسله نشست‌های بخارا، با حضور جوزپه پرونه- سفیر ایتالیا در تهران و با همکاری موزه کتاب و میراث مستند کتابخانه ملی ایران برگزار ‌شد.   در این نشست جوزپه پرونه با بیان اینکه نسخ خطی به جا مانده از سفرهای سیاحان ایتالیایی نشانگر تاریخ دیرینه همکاری کشور ایتالیا با ایران است، گفت: نسخ خطی برجای مانده متعلق به قرون 15، 16 و 17 میلادی هستند که دربرگیرنده بستر تاریخی بوده و ما را از غنای تاریخی موجود در آن بهره مند می‌سازد.   پرونه تصریح کرد: این نسخ نشانه ای از دورانی بدون رسانه های ارتباط جمعی و شبکه‌های تارنما هستند. در این دوران سیاحان مشاهدات خود را به خاطر سپرده و از رشته قلم آنها نسخ خطی جاری و به نسل‌های آینده منتقل شدند.   سفیر ایتالیا در ایران تجربیات نسل‌ها را حاصل این تبادل اطلاعات دانسته و ادامه داد: از طریق تبادل اطلاعات و دیدگاه ها بین کشورها است که میل شناخت و حس قرابت و نزدیکی به وجود می‌آید.   وی سفرنامه مارکوپولو را از جمله شاخص ترین سفرنامه های موجود دانست که شامل تجربیات و گزارش‌های سفرای وقت ونیز و اقدامات در زمینه تبادلات اجتماعی و دیپلماتیک است.   جوزپه در ادامه گفت: کشور ایتالیا همواره در شرایط دشوار در کنار ایران بوده است و در آینده نیز همین راه را طی خواهد کرد و هدف غایی ما بهره جستن از توشه تجربیات گذشتگان و ایجاد آینده‌ای روشن و دوستی غنی‌تر و منسجم‌تر با کشور ایران است.   در ادامه این نشست ایمان منسوب بصیری استاد دانشگاه تهران به بررسی واژگان فارسی راهیافته به زبان ایتالیایی و شیوه راهیابی آن پرداخت و منشا آن را داد و ستد و سفرهای جهان گردان ایتالیایی ذکر کرد.   در ادامه محمد بهفروزی ضمن تشریح سفرنامه و چگونگی ترجمه آن گفت: سفرنامه سیاح معروف ایتالیایی به نام پیترو دلاواله در چهار قسمت نوشته شده است که هر بخش شامل 9 نامه می‌شود.   بهفروزی که مترجم سفرنامه پیترو دلاواله است درباره نگارش این سفرنامه از سیاح ایتالیایی تصریح کرد: نویسنده با رندی کامل از قانون انتصاب به 9 الهه تبعیت کرده و بر همین اساس هربخش از این کتاب را به 9 نامه اختصاص داده است.   وی یادآور شد: این کتاب به سرعت در رم به چاپ رسید و در سال‌های 1630 و 1640 میلادی در فرانسه چاپ و در آن زمان به تمام زبان‌های دنیا ترجمه شد.   این مترجم با بیان اینکه ترجمه فارسی این اثر سالها طول کشید، تصریح کرد: 50 سال پیش یک بخش از این کتاب به همت شجاع الدین شفا ترجمه شد و یک قسمت از آن (سه چهارم آن) به چاپ رسید.   وی درباره چگونگی ترجمه کامل این سفرنامه توسط خود، گفت: من در ابتدا درصدد بودم که فقط قسمت مربوط به ایران را به طور کامل ترجمه کنم اما در نهایت تصمیم گرفتم که تمام این کتاب را ترجمه کنم چراکه به نظر من نباید به سادگی از کنار چنین اثری گذشت.   وی همچنین به مشکلات و محدودیت‌های پیش روی ترجمه این کتاب اشاره کرد و افزود: سیاح ایتالیاتی بر اساس این سفرنامه به تمام  نقاط ایران سفر کرده است و چنان قلم شیوا و روانی داشته که یک نقاش هندی فقط با خواندن شرح او از تخت جمشید تابلوی این مجموعه باستانی را ترسیم کرده است.   بهفروزی زمان صرف شده برای ترجمه این کتاب را حدود دو سال عنوان کرد و گفت: چاپ جدید این سفرنامه در سه جلد منتشر خواهد شد.   همچنین بهرام پروین گنابادی در این باره گفت: این سفرنامه بهترین منبع برای شناخت خود و شناخت غربی و گفت و گویی که آنها در سفرنامه خود با ما دارند بوده و از این حیث حائز اهمیت است.   وی با بیان اینکه ونیزی‌ها معمولا سفرهای فراوانی به ایران داشتند، گفت: سفرنامه های موجود غالبا توسط سفیران ونیزی که به ایران سفر کرده بودند نوشته شد.   به گفته وی؛ در مجموعه سفرنامه‌های ونیزی تعصبات مذهبی، نژادی و خودبرتر بینی در خصوص ایرانیان دیده نمی‌شود به طوری که می‌توان گفت ویژگی اصلی سفرنامه‌های ایتالیایی تعادل است.   در حاشیه این مراسم، از نمایشگاه کتاب‎ها و اسناد سیاحان ایتالیایی که در مخازن سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران موجود است بازدید شد.   بر اساس این گزارش، پیترو دلاواله یک جهانگرد ایتالیایی بود که در سال 1027ق به ایران آمد و مدت شش سال در ایران بود. او در طی اقامت و سفر خویش نامه‌هایی را به یکی از دوستانش در ناپل می‌فرستد که مجموعه این نامه‌ها بعدا توسط خود وی تنظیم شده و به صورت کتابی در آمد. بخشی از این کتاب در سال 1348 به وسیله شجاع‌الدین شفا ترجمه و انتشار یافت اما گویا حتی همه آن چه مربوط به ایران بوده نیز نشر نیافته بود، بنابر این در سال 1380 محمود بهفروزی کل کتاب را ترجمه و تحت عنوان «سفرنامه پیترو دلاواله انتشار داد.   یکی از مشخصات این سفرنامه آن است که به آداب و رسوم مذهبی و نیز ملی ایرانی توجه زیادی نشان داده و آن ها را به شکل مفصل توصیف کرده است. ماجرای قربانی کردن شتر در اصفهان در روز عید قربان، برگزاری مراسم محرم و آداب و رسومی از این دست در سفرنامه وی بسیار مورد توجه قرار گرفته‌اند. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 08:13:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282117/اهمیت-نسخه-های-خطی-سفرنامه-های-سیاحان-ایتالیایی مثلث دانشی که محدث را دلبسته تصحیح کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281891/مثلث-دانشی-محدث-دلبسته-تصحیح خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: میرهاشم محدث در سال 1331 در محله پاچنار تهران در خاندانی علمی به دنیا آمد. وی سال‌ها ریاست کتابخانه موسسه لغت‌نامه دهخدا را به عهده داشت و در سال 1391 با رتبه استادیاری دانشگاه تهران بازنشسته شد. محدوده کارهای محدث، تصحیح متون خطی تاریخی ایران (پس از اسلام) و تصحیح متون طبی و طبیعی است و تاکنون بیش از پنجاه و هفت جلد کتاب تصحیح و چاپ کرده است که از آن جمله می‌توان به مطرح الانظار فی تراجم اطباء الاعصار و فلاسفه الامصار، طیب و بایسته‌های اخلاقی درع‌الصحه خواص الحیوان (ترجمه حیاه الحیوان دمیری، با همکاری دکتر یوسف بیگ باباپور صیدیه حمیات (تب‌ها) و چند کتاب دیگر اشاره کرد. پدرش مرحوم دکتر میرجلال‌الدین محدث ارموی، استاد دانشکده‌های الهیات و ادبیات دانشگاه تهران از بزرگترین مصححان ایران بود که در طول نزدیک به چهار دهه، آثار ارزشمندی چون «الغارات»، «النقص»، «الایضاح»، «شرح دعای ندبه» و بسیاری دیگر از متون عربی و فارسی را به جویندگان معارف اهل بیت (ع) عرضه کرد، از این رو یکی از تالارهای بخش ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی سازمان اسناد و کتابخانه ملی به پاس نکوداشت یاد «محدث اُرمَوی» به نام وی نامگذاری و از آن پرده‌برداری شده است. دایی‌های وی نیز جلال و شمس آل احمد اهل تحقیق و علم بودند و دایی مادربزرگش مرحوم شیخ آقا بزرگ طهرانی مولف الدریعه بزرگترین کتابنامه شیعه است. کسانی که با نامتان آشنا هستند شناخت نسبی از شما دارند، لطفا در گام نخست و برای آغاز مصاحبه خودتان را معرفی کنید. سال 1331 در خانواده روحانی و فرهنگی به دنیا آمدم. پدرم اهل ارومیه و پدرش فئودال و زمین‌دار بوده و برای این‌که از آن زندگی فئودالی فرار کند به مشهد رفته و پناه به امام رضا (ع) برده است. آقای نوراللهیان که نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در کتابخانه ملی بود یک روز از من خواست که خاطره‌ای که از پدرم به یاد دارم برای آن‌ها نقل کنم. خاطره این بود که در سال 1300 که نه پست و تلفن و نه بانکی بود و تا مسافری از ارومیه به تهران و مشهد بیاید ماه‌ها طول می‌کشید. پدرم می‌گفت در مشهد زندگی را به سختی می‌گذراندم و چندین روز بود غذا نخورده بودم، به حرم امام رضا(ع) رفتم و گفتم اکنون که به شما پناه آوردم این‌گونه از مهمان پذیرایی می‌کنید. پدرم گفت داشتم از حرم بیرون می‌آمدم که شخصی قد بلند من را صدا زد و گفت آقا این بسته را به شما دادند، بسته‌ای دستمال‌پیچ به من داد و تا کفش‌هایم را تحویل بگیرم دیگر آن شخص را ندیدم. وقتی به حجره برگشتم دستمال را باز کردم، پول زیادی درون دستمال بود و تا روزی که در مشهد بودم یکی از پولدارترین طلبه‌ها در مشهد بودم. پدرم تا زمان به توپ بستن مسجد گوهرشاد توسط رضاشاه به تهران آمد و می‌خواست برای فراگیری علم و ادامه تحصیل به نجف برود که منصرف شد و در تهران ازدواج کرد و ماندگار شد. میر جلال‌الدین محدث ارموی در کنار جلال آل احمد و حجت‌الاسلام سید علی آل احمد برادرزاده جلال در مجلس عروسی مهدی آل احمد خواهرزاده جلال آل احمد پدرتان حوزه را تا چه مقطعی ادامه می‌دهد؟ پدرم تحصیلات مقدماتی را در ارومیه فرا گرفت سپس به مشهد رفت و در سال ۱۳۲۰ خورشیدی به تهران آمد و در کتابخانه ملی به خدمت مشغول شد. در سال ۱۳۳۵ به تدریس در دانشکده الهیات پرداخت که تا سال ۱۳۴۷ خورشیدی ادامه داشت. یکی از استادان او علامه سید حسین عرب باغی به او لقب محدث ارموی داد. وی تا آخرین روز عمرش به تألیف و تحقیق متون کهن اشتغال داشت. او داماد سید احمد طالقانی یعنی شوهر خواهر جلال آل‌احمد بود. چه اتفاقی می‌افتد که پدرتان به تهران می‌آید؟ در دوره‌ای که مسجد گوهرشاد را به توپ می‌بندد در مشهد چند روزی او را دستگیر می‌کنند و بعد متوجه می‌شوند که در زمان وقوع واقعه گوهرشاد در حجره بوده و وی را آزاد کردند. وی سپس به تهران می‌آید و تا سال 1348 در دانشگاه بود و سپس بازنشسته شد. وی به دعوت آقای فروزانفر به دانشگاه دعوت شد برای تدریس اما او کتابخانه ملی را استراحتگاه خوبی می‌دانست و با بزرگانی مانند سید نصرالله تقوی، محیط‌طباطبایی و سعید نفیسی همنشین بود و چون در بخش خطی کتابخانه بود تعداد بیشماری از بزرگان به کتابخانه نزد او می‌آمدند. اما اختلافی که با دکتر بیانی رئیس کتابخانه پیدا کرد باعث شد دعوت فروزانفر را برای تدریس در دانشگاه بپذیرد و به دانشکده الهیات بیاید. پدرم فکر می‌کرد از برخی چیزها رها شده اما این‌گونه نبود بلکه از چاله درآمد و به چاه افتاد. تا سال 1348 و 10 سال باقی مانده عمرش فقط و فقط تصحیح می‌کرد. پدرتان هم‌دوره چه کسانی بود؟ وی هم دوره آقای شهابی، ذبیح‌الله صفا، عبدالحمید بدیع‌الزمان کردستانی، فروزانفر و... بود آیا پدرتان با خانواده این افراد نیز رفت و آمد داشت؟ خیر. پدرم فردی منزوی بود و از دوستان نزدیکش می‌توان به اقبال آشتیانی، سید جمال اخوی، عبدالحمید بدیع‌الزمان کردستانی اشاره کرد و خیلی با رفیق‌هایش ارتباط زیادی نداشت. رابطه پدرتان با جلال آل احمد چگونه بود؟ رابطه پدرم با جلال آل احمد بسیار خوب بود. جلال و شمس از آن توده‌ای‌های صدر درصد بودند ولی هیچ‌گاه در عرض این‌ سالیان یاد ندارم که به خانه ما بیایند و به پدر ما حرفی بزنند و او را به حزب توده دعوت کنند غیر از احترام و حرمت بین این دو چیز دیگری نبود. شمس دایی کوچک ما مقاله‌ای با عنوان «در کنار فرات» در زمان فوت پدرم نوشت و تلفن کرد که مقاله را در جایی چاپ کن. بزرگداشتی در کتابخانه مجلس برای پدرم گرفتند و این مقاله در آن مراسم به چاپ رسید. شمس می‌گفت وقتی محدث به خواستگاری خواهر ما آمد از تیپ و رفتارش خوشم نیامد تا اینکه محدث کلیه راستش را عمل جراحی کرد و من آن زمان یکساله بودم. شمس گفت بچه‌های محدث کوچک بودند و من شب‌ها بیمارستان نزد وی می‌خوابیدم و بعد از این‌که خوب شد، به دیدنش رفتم خواست جبران محبت‌هایم را بکند یک دوره کتاب تفسیر قرآن (گازر جرجانی) به من داد. من نمی‌دانستم که کتاب قرآن تفسیر به این بزرگی داشته باشد. شمس در این مقاله نوشته بود ما سرگرم مبارزات حزب توده بودیم می‌دیدیم که اطراف محدث پر از نسخه‌های خطی است. اکنون می‌بینم که محدث موفق بود و من بازنده. آدمی که در سن 75 سالگی چنین اعترافی بکند بسیار مهم است، پدرم مثل من از صبح که از خواب بیدار می‌شوم سرگرم کار تصحیح بود تا شب. تصویری از جلال به یاد دارید؟ وقتی جلال‌آل احمد فوت کردند شما چندساله بودید؟ تصویر جلال‌آل احمد بسیار جلوی خاطرم است و با خانم دانشور بیشتر در ارتباط بودم. وقتی جلال فوت کرد من 18 ساله بودم.   شما به نوعی در مسیر پدرتان حرکت کرده‌اید و اهل علم و تحقیق هستید. دیگر اعضای خانواده شما هم در همین مسیر حرکت کردند؟ 6 برادر و دو تا خواهر دارم. مادرم اهل طالقان بود و شیخ آقا بزرگ طهرانی دایی مادربزرگم است. پدرم هم بر این باور بود که من ادبیات و الهیات خواندم و دایی‌هایتان که از شهرت بالایی برخودارند همین رشته را خواندند و هر سه داریم از گرسنگی می‌میریم! پدرم به ما می‌گفت باید ریاضی و طبیعی بخوانید و یا به هنرستان بروید. برادر ارشدم علی به اجبار ریاضی خواند و کلاس دوازدهم رفوزه شد وقتی دیپلم گرفت 19 ساله بود که ترجیح داد الهیات بخواند. چهار سال در مشهد شاگرد اول بود، سپس می‌خواست به مصر برود و دکترا بگیرد ولی دید ادامه تحصیل بدهد 10 سال طول می‌کشد. همان سال کنکور داد و فوق لیسانس ادبیات عرب قبول شد و تا مرحله دکتری ادبیات عرب را ادامه داد. خودتان چطور؟ تحصیلاتتان از همان ابتدا در حوزه‌ای بود که اکنون در آن مشغول تحقیق و پژوهش هستید؟ نوبت به من هم رسید همان نصیحت پدر تکرار شد که رشته الهیات را انتخاب نکنم و طبیعی و ریاضی بخوانم که من زیست شناسی خواندم و برای فوق لیسانس رشته کتابداری را انتخاب کردم. می‌خواستم به خارج ازکشور بروم و پزشکی بخوانم. در سال 1358 پدرم فوت کرد و من در ایران ماندگار شدم. بعد از اینکه زیست‌شناسی خواندم کارمند لغت‌نامه دهخدا با مدیریت دکتر جعفر شهیدی شدم که بهترین دوره عمر من بود و بعد از آن لغت‌نامه دهخدا دچار نشیب شد. من همیشه دیرتر از شهیدی به کتابخانه وارد می‌شدم و هیچ‌گاه به من نگفت این‌جا اداره است و باید سر ساعت در این مکان حضور داشته باشی. فقط یکبار که من دیر آمده بودم پاسخ سلام مرا داد و تنها به ساعتش نگاه کرد و این از هر سخنی برای من بدتر بود. چرا می‌گویید لغت‌نامه دچار افت شد؟ دو سال پیش از من خواستند درباره دکتر دبیرسیاقی در لغت‌نامه صحبت کنم رئیس جدید فکر نمی‌کرد من اینقدر تند درباره لغت‌نامه صحبت کنم و بعد از آن من دیگر به لغت‌نامه دهخدا نرفتم. تا زمانی که دکتر شهیدی زنده بود موسسه لغت‌نامه دهخدا معتبرترین نهاد علمی ایران بود اما متاسفانه بعد از فوت وی لغت‌نامه به جولانگاهی تبدیل شد. وقتی من این سخن را مطرح کردم رئیس لغت‌نامه بسیار ناراحت شد. با این مواردی که بیان کردید شما در کنار یک مثلث دانشی رشد کرده‌اید. یک ضلع پدر، ضلع دیگر دایی‌‌هایتان و ضلع بعدی مرحوم آقا بزرگ تهرانی است و هر ضلع این مثلث را که مشاهده می‌کنی یک شخصیت بزرگ را می‌بینی که در راس آن پدرتان است در رشته الهیات و تفسیر قرآن و رجال و ضلع دیگر آن دایی‌هایتان در حوزه ادبیات داستانی و ضلع دیگر خاندان شیخ آقا بزرگ تهرانی که فهرست‌نویس نسخه‌های خطی هستند، در چنین خاندانی بالنده شدن نشان می‌دهد که شما از کودکی با تاریخ و تصحیح نسخه‌های خطی بزرگ شده‌اید و این از علاقه شما به تصحیح است. خودتان بیشتر در این زمینه بگویید. علینقی منزوی و احمد منزوی پسرهای آقابزرگ تهرانی هر دو از مصححان برجسته هستند و افرادی که در آن مثلث قرار گرفته‌اند ناخودآگاه به موضوع تصحیح نسخه‌های خطی روی آورده‌اند. علاقه من از همان نوجوانی تاریخ بود و به تاریخ ایران عباس اقبال آشتیانی دلبستگی داشتم. تا زمانی که پدر زنده بود به ایشان کمک بسیاری می‌کردم. 27 ساله بودم که پدر فوت کرد. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی می‌خواست مرا به استخدام دربیاورد که بازرگان اولین کادو را برای ما آورد که تا پنج سال استخدام ممنوع است. در همین پنج سال که بیکار بودم به کتابخانه‌هایی مانند مجلس، ملک، کتابخانه مرکزی دانشگاه می‌رفتم و با نسخه‌های خطی سرگرم می‌شدم. نخستین کتابی که تصحیح کردید چه بود؟ اقبال آشتیانی تصمیم گرفته بود تاریخ ایران را تا آخر بنویسد. «تاریخ مغول» که از ابتدای حمله چنگیز تا تاسیس دولت تیموری را شامل می‌شد از اقبال به چاپ رسیده بود و وی می‌خواست این سلسله‌های تاریخی را ادامه دهد. من زمانی که در کتابخانه مرکزی دانشگاه مشغول جستجو بودم یک دست نوشته چند برگی از عباس اقبال آشتیانی پیدا کردم که به تیموریان اختصاص داشت. وی تازه می‌خواسته تیموریان را آغاز به نگارش کند که مرگ فرصت به ایشان نداد. من این چند برگ دست‌نوشته را گرفتم و چون اسم نداشت نامش را «ظهور تیمور» گذاشتم زیرا اقبال تازه می‌خواسته تیموریان را شروع به نوشتن کند. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی این کتاب را دید و چون به ما حقوقی نمی‌دادند گفتند اگر کتابی دارید بیاورید ما آن را چاپ کنیم. دومین کتابم هم «آثار تاریخی تهران» نام داشت که مرحوم سید محمدتقی مصطفوی خزانه‌دار انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و رئیس باستان‌شناسی ایران آن را به رشته تحریر درآورده بود. این کتاب دربردارنده چه مطالبی از تهران بوده است؟ مصطفوی تصمیم داشت این کتاب را در چند جلد بنویسد. یک جلد کتاب فقط به اماکن متبرکه مربوط می‌شود، سید نصرالدین، چهل تن، امامزداه بی بی خاتون، امامزاده سکینه، امامزاده فرات و... تمام امامزاده‌های تهران از عبدالعظیم تا درکه را در این کتاب گردآوری کرده و نوشته است. در این کتاب به امامزاده‌هایی پرداخته شده که دارای شجره‌نامه‌ هستند و بر اساس اسناد تاریخی به امامزاده‌ها اشاره شده است زیرا مصطفوی باستان‌شناس بوده و به مستندات پرداخته است. امامزاده‌ها را مصطفوی با اشراف کامل نوشته است و اگر امامزاده‌ای نامش در این کتاب نیست ساخته و پرداخته امروز است. این کتاب با عکس است و می‌خواسته آن را ادامه بدهد که فوت کرده است. پس از فوت مصطفوی رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی گفت ما که حقوق نمی‌توانیم بدهیم دست‌نوشته‌های مصطفوی را دسته‌بندی کنید و برای ما بیاورید تا آن چاپ کنیم. این کتاب بسیار مستند است. مصطفوی بر این باور بود که شاید در اثر عواملی (زلزله و سیل) امامزاده‌ها که در درکه است آسیب ببیند و باید اصالت این امامزاده‌ها حفظ شود. یکی دیگر از آثار شما که به کار تهران‌پژوهی می‌آید مرآه‌‌البلدان تالیف محمدحسن خان اعتمادالسلطنه است درباره این کتاب نیز توضیح بدهید. ما کتاب بسیار معتبری با نام معجم‌البلدان داریم که به زبان عربی است و با اینکه هزار سال از تالیف آن گذشته اما هنوز اعتبار دارد و مانند یک سند است. اعتمادالسلطنه که وزیر ارتباطات ناصرالدین شاه بوده این کتاب را ترجمه می‌کند و هم به حکام و ولایات نامه می‌نویسد که تاریخچه شهر، مشاهیر و اینکه آب‌ شرب هر ولایت چگونه است بنویسید و برای ما به مرکز بفرستید و بر اساس این نوشته‌ها کتاب مراه‌البلدان را شروع به نوشتن می‌کند و وقتی به حرف جیم می‌رسد هم ناصرالدین شاه می‌میرد هم اعتمادالسلطنه. تا حرف جیم این کتاب 2700 صفحه دارد و شهرها از الف تا جیم آمده است. درباره جاجرود 6 صفحه نوشته است و این‌ها سندهایی برای آینده است. پس شروع کار شما با دو کتابی آغاز شده که یادگاری از دو دانشمند بوده و شما آن را به عرصه چاپ رسانده‌اید؟ از کتابی بگویید که خودتان به تنهایی تالیف کرده‌اید؟ «مکاتبات ایران و انگلیس» (درباره پناهندگی فرهاد میرزا معتمدالدوله به آن سفارت) کتاب بعدی من بود که تالیف کردم. ماجرای کتاب این‌ بود، تابستان‌ها که بیکار بدم به کتابخانه پدرم می‌رفتم تا آن‌جا را تمیز کنم. هنگامی که در کتابخانه پدرم بخش خطی را از چاپی جدا می‌کردم یک کتاب چند برگی جزوه‌مانند پیدا کردم که به شکل نامه بود. (33 نامه) این نامه‌ها بین نخست وزیر ایران و سفیر انگلیس در ایران رد و بدل شده که وقتی خدمت دکتر نوایی رفتم و تا این نامه‌ها را دید، گفت که اسنادی بسیار ارزشمند هستند. فرهاد میرزا عموی ناصرالدین شاه به سفارت انگلیس پناهنده می‌شود، نخست وزیر نامه می‌نویسد و مامور می‌فرستد که این شخص ایرانی است و ما باید وی را محاکمه کنیم در این جریان 33 نامه بین این دو نفر رد و بدل می‌شود که از لحاظ تاریخی بسیار مهم هستند. اصل نامه‌ها نزد ما بود و من آن را تصحیح کردم و به چاپ رساندم. وقتی کارنامه کاری شما را می‌بینیم تقریبا در همه زمینه‌ها تصحیح داشته‌اید، درباره آتشکده آذر، یوسف و زلیخا، سفرنامه جنوب، تاریخی، ادبی، طبی، فقهی. آثارتان را چگونه دسته‌بندی می‌کنید؟ در سه دسته می‌توان کارهایم را تقسیم‌بندی کرد. نخست تاریخی، جغرافیایی، دوم ادب فارسی با توجه به تذکره‌ها و آتشکده آذر، صحف ابراهیم و مجمع‌النفایس هر سه تذکره هستند و من علاقه به شرح‌حال‌ها بیشتر دارم که این هم نگاه تاریخی دارد. سومین دسته نیز پزشکی ایرانی است که آن طب سنتی نمی‌گویم زیرا این کلمه اینقدر متداول شده و برای من جالب نیست و من آن را پزشکی ایرانی نامیده‌ام. چگونه شد که به آثار پزشکی علاقه‌مند شدید؟ من تقریبا حدود 50 جلد کتاب تاریخی تصحیح کرده بودم تا این‌که کتابی به نام «مطرح الانظار فی ترجم اطباء الاعصار و فلاسفه الامصار» تصحیح کردم. این کتاب نوشته عبدالحسین زنوزی تبریزی فیلسوف‌الدوله بود. وی پزشکان معروف را از صدر اسلام تا دوره قاجار در سه جلد نوشته است. جلد اول شامل پزشکانی هستند که از حرف الف تا سین شرح حالشان نوشته شده است وقتی این کتاب را تصحیح کردم علاقه‌مند به حوزه پزشکی شدم و دیدم پزشکان ما اهل تصحیح متون پزشکی نیستند، این شد که کمی تاریخ را رها کردم و به متون کهن پزشکی پرداختم زیرا متون پزشکی ارزش بیشتری دارد. آخرین کتابی که به آن پرداخته‌اید، در چه حوزه‌ای بود؟ آخرین کتاب نیز «‏منهاج البیان في ما یستعمله الانسان» نوشته ابن جزله، یحیی بن عیسی به زبان عربی است. وی هزار سال پیش این کتاب را نوشته است یعنی هشتاد سال بعد از فوت ابن سینا. دو مترجم که از هم خبر نداشته‌اند این کتاب را به فارسی ترجمه کرده‌اند. این دو ترجمه را در 850 صفحه تصحیح کردم که سال گذشته چاپ شد و کار بسیار بسیار دشواری بود. شما کتابی با نام «صیدیه» دارید که منبع ارزشمندی در احکام شکار و صید و کشتار حیوانات است. کمی درباره این کتاب بگویید. مولف کتاب «سید حسین بن روح الله حسینی طبسی» است که از خفقان فکری صفویان به دربار «ابراهیم قطب شاه» در هند پناه برده است. کتاب صیدیه یکی آثار ارزشمند است که در زمینه صید و شکار در قرن دهم هجری به زبان فارسی در هندوستان نوشته شده و خوشبختانه چند نسخه خطی از آن از آفات و اتفاقات مصون مانده و به دست ما رسیده است. کتاب درباره مسایل فقهی است که اگر کسی شکاری انجام دهد در چه صورت حلال و در چه صورت حرام است و بخش دیگر آن جانورشناسی است. در این کتاب اطلاعاتی درباره طب سنتی وجود دارد که بسیار مفید است اما پزشکان ما بر این مساله عناد دارند و فکر می‌کنند این دکان و دستگاهشان را تعطیل می‌کند بلکه این‌طور نیست. در حال حاضر مشغول تصحیح یا نگارش چه اثری هستید؟ کتابی در دست نگارش دارم که شاهکار است. حجتی کرمانی پرسید چه کتابی در دست نگارش دارید. وقتی درباره‌اش برایش شرح دادم. گفت: این کتاب به درد طلبه‌ها می‌خورد. «شاهد ساده» نام کتابی است که مولف آن محمدصادق مینای اصفهانی است که تخلص خود را مینای اصفهانی گذاشته و سال 1056 آن را نوشته است. بیشتر شبیه دانشنامه است مثل نزهت‌القلوب که 5 فصل و یک خاتمه را دربرمی‌گیرد. هر کدام از فصل‌هایش 110 باب است. این کتاب 445 باب است و از توحید، عدل و نبوت گرفته تا گرفتن ناخن، نوره کشیدن و چیزهایی که مبتلابه انسان است در آن گردآمده است. دارای اشعار فراوان است و ضرب‌المثل‌های جالبی دارد و بسیار متن ارزشمندی است. من دو باب را تصحیح کردم و فعلن در باب سوم هستم و آرام آرام دارم کار را انجام می‌دهم. می‌خواستم مقاله سوم را جدا چاپ کنم که دلم نیامد آن را تکه تکه کنم و می‌خواهم آن‌ها را یکجا به چاپ برسانم. دو کتابم حروفچینی‌شده و دارم فهرست‌هایش را درمی‌آورم. «خلاصه‌الاخبار فی احوال الاخیار» نوشته خواندمیر کتابی است که مشغول فهرست‌نویسی‌اش هستم. سه کتاب مهم تاریخ ایران دارد: نخست روضه‌الاصفا، حبیب‌السیر و دیگر خلاصه‌الاخبار است. مولف نوه شخصی است که روضه‌الاصفا را نوشته است. یعنی پدربزرگ کتابی نوشته که جمشید کیانفر آن را در 16 جلد تصحیح کرده است. نوه بر این باور بود که 16 جلد برای آدم‌ها سخت است و من کتاب جد خود را خلاصه می‌کنم که بعد از 15 سال که خلاصه را نوشته دیده خیلی خلاصه است کمی به آن بال و پر داده و به شکل «حبیب‌السیر» ارائه داده است. این سه کتاب تاریخ ایران را دربرمی‌گیرد که اگر پژوهشگری بخواهد در زمینه خوازمشاهیان تحقیق کند ناگیر است که  به یکی از این سه کتاب مراجعه کند. این کتاب دایره‌المعارف بزرگ اسلامی حروفچینی کرده و در 1100 صفحه تنظیم شده است. کتاب بعدی مقاله سوم خلد برین است که در تاریخ بنی‌امیه و بنی‌عباس بسیار مهم است و پیش‌تر جلدهای قبلی را درآورده‌ام. قرار است این کتاب را انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به چاپ برساند. تصمیم ندارید خلدبرین را کامل کنید؟ این کتاب را تکه تکه چاپ کرده‌ام اگر بخواهم کامل آن را چاپ کنم باید پنج سال صبر کنم در نهایت شاید ناشری پیدا شود و سهم بقیه ناشران را بخرد و متحدالشکل آن را به چاپ برساند. آشیخ عبدالله نوری روزی مرا دید گفت: من یک جلد از خلدبرین را باید از موقوفات افشار در شمیران بخرم یک جلد را از میراث مکتوب در خیابان انقلاب بخرم و یک جلد را به پل امیربهادر بروم و از انجمن آثار و مفاخر فرهنگی آن را خریداری کنم. جلد نخست با نام صفویان را بنیاد موقوفات افشار چاپ کرد. وقتی من تیموریان را تصحیح کردم که جلد پیشین آن است زنده‌یاد افشار گفت من تیموریان را چاپ نمی‌کنم این شد که کتاب را به مرکز پژوهشی میراث مکتوب دادم. جلد بعدی مغول بود که آقای دکتر ایرانی آن را چاپ نکرد و من آن را به پژوهشگاه علوم انسانی دادم. حالا اگر بعد از سال‌ها ناشری پیدا شود و همه را یکجا چاپ کند کار شایسته‌ای انجام می‌دهد. برای شما به لحاظ فنی این سه حوزه چه تفاوتی در تصحیح دارند؟ تفاوتی ندارند من اولین و دومین کتاب پزشکی را که چاپ کردم دوستان و همکارانم ایراد گرفتند که مگر پزشکی خوانده‌ام گفتم مگر آقای محقق پزشکی خوانده است که دارد کتاب‌های پزشکی منتشر می‌کند. محمد مشیری کتاب «ارشادالزراعه» که مهمترین کتاب کشاورزی ایران است را تصحیح کرد. برای تصحیح یک کتاب باید به آثار مختلف مراجعه کرد تصحیح یک متن بیشتر پشتکار می‌خواهد. تصحیح متن برای من بازنشسته بهترین کار است. یعنی تصحیح علم محض نیست؟ علم محض هست ولی حوزه‌های مختلف را می‌تواند دربربگیرد. اگر با واژه‌ تخصصی برخورد کنید چه می‌کنید؟ تمام این‌ها در لغت‌نامه‌ها آمده است اگر شیوه تصحیح را بلد باشید و بر اساس نسخه اقدم کار خود را آغاز کنید می‌توانید به‌درستی کار خود را پیش ببرید. شیوه‌های تصحیح ارتقاطی تصحیح تک نسخه است. بیشتر شیوه تصحیح کار محتوایی است و می‌توانید به متن‌های مختلف مراجعه ‌کنید که این واژه درست است یا خیر؟   میرهاشم محدث و سید سعید میرمحمدصادق برخی در متون کهن دست می‌برند تا مخاطب راحت‌تر آن را بخواند. نظر شما در این باره چیست؟ نه من این‌گونه تصحیح نمی‌کنم. کتاب معتبری را پدرم تصحیح کرد با نام «النقض عبدالجلیل قزوینی رازی» (قرن ۶) که شامل مطالب جغرافیایی، تاریخی و مذهبی بود. برادر بزرگم علی گفت این را تلخیص کنیم و من مخالف این کار بودم مثل این است که گلستان سعدی را در دو باب چاپ کنید. شاید به دلیل این‌که جوان‌ها گرایشی به آن پیدا کنند آثاری مانند مرزبان‌نامه، کلیله‌دمنه و... را گزیده چاپ کنیم اما این‌که بخواهم اصل کتاب را گزیده کنم مخالف این کار هستم. حتی اگر برخی جاها را نتوانم بخوانم نقطه‌چین می‌گذارم و می‌گویم یک چیزی شبیه این نقاشی شده است و کاتب نیز نتوانسته آن را بخواند اما مواردش بسیار کم است. زمانی که نزهت القلوب را تصحیح می‌کردم گفته بود اگر این گیاه را با عرق بخورند شفا می‌گیرند. با خودم فکر کردم که عرق 50 سال است که این اصطلاح را به‌کار می‌برند. قبلن مُسکر می‌گفتند. این‌قدر دنبال این واژه بودم دیدم مَرق است یعنی گوشت مرغ را با نخود بپزند و این گیاه را در نخود بریزند بخورند و برای فلان درد کارساز است. در خلاصه‌الاخبار لغتی بود که در هیچ لغت‌نامه‌ای آن را پیدا نکرده بودم که به فرهنگستان زبان رفتم و پس از جست‌وجوی فراوان نتوانستم آن را پیدا کنم. گفتند این لغت فقط در متن تو آمده است و آن را وارد دایره لغات خود کردند. مورد دیگر درباره مارها بود که چطور زندگی می‌کنند و چگونه زاد ولد می‌کنند. نوشته شده بود که مارهای بزرگ معمولن مارهای کوچک را می‌خورند بنابراین سمیت این مارها دو برابر می‌شود مانند زنانی که با زنان دیگر مشورت می‌کنند! در یک متن جدی به چنین نوشته‌ای برمی‌خوریم. این نشان می‌دهد که نویسنده در زمان خودش یا از زنش یا از جامعه زن‌سالار آن موقع شکایت داشته است. تصحیح‌هایی که انجام داده‌اید چقدر مورد توجه پژوهشگران اروپایی قرار گرفته است؟ ما در میدان انقلاب زندگی می‌کردیم روبه‌روی کوچه مشتاق که خانه ما قرار داشت پستخانه بود من سه نسخه از عبدالله حافظ ابرو را روی میز گذاشتم و می‌خواستم برای دوستانم پست کنم خانمی بود که داشت عطف کتاب‌ها را می‌خواند. گفت شما روی حافظ ابرو کار می‌کنید و با دیدن چهره‌ و لهجه‌اش متوجه شدم که ایرانی نیست. تا اسم مرا روی کتاب دید گفت من در آکسفورد کتاب‌های شما را تدریس می‌کنم و بسیار مسلط در تاریخ مغول بود. گفتم من تا به حال پایم را از ایران بیرون نگذاشتم گفت: مگر شما خلدبرین و تقویم‌التواریخ را تصحیح نکردید. همین مساله باعث شد باب آشنایی ما باز شود و در سفری که در ایران بود به کاشان رفتیم. وی بسیار شیفته سوهان بود و با لذت سوهان می‌خورد. برادرم که در سوئد زندگی می‌کند می‌گوید هر کتابی چند ماه بعد از انتشار در کتابخانه اوپسالای سوئد است اما در ایران این‌گونه نیست. تا به حال شده بگویید از تصحیح خسته شدم و دیگر ادامه نمی‌‌دهم؟ خیر امیدوارم چنین روزی نیاید. بسیار خسته می‌شوم گاهی اوقات بدن درد می‌‌گیرم اما هیچ‌گاه نمی‌گویم که خسته شدم. به کدام یکی از کتاب‌هایتان بیشتر دلبستگی دارید. من در مصاحبه‌هایم گفتم کتاب‌ها مانند فرزندانی است که وقتی از پدر می‌پرسی کدام بچه‌ات را بیشتر دوست داری نمی‌تواند یکی را انتخاب کند. اما این‌بار با قاطعیت می‌گویم نزهت‌القلوب. این کتاب شاهکار است از لحاظ لغت و سبک نوشتن و انسجام نسخه بی‌نظیری است. کتاب دانشنامه است و در 10 علم است. زانکه در اندر حکمت و منطق و معانی و بیان در نجوم و طب و فقه و شعر و اخبار و کلام است. این کتاب در سه فصل تنظیم شده است و یک فصل آن انسان نام دارد و از مغز سر تا کف پا را تشریح می‌کند و برای 700 سال پیش است. از لحاظ مسایل روحی و احساسی فصل انسان می‌تواند به تنهایی یک کتاب باشد. مقاله اول در گیاه‌شناسی و جانورشناسی و سنگ‌شناسی است سپس قسمت اصلی آن جغرافیا است و نصف کتاب به جغرافیا می‌پردازد. درباره شهرهایی چون ایران، عراق مصر، افغانستان مطالبی آمده و مسافت آن‌ها نیز نوشته شده است مانند مسافت مکه تا مدینه. در مقدمه کتاب نوشته‌ام سه سال و نیم روزی 10 ساعت وقت مرا گرفته است. روزانه با این کتاب بسیار سر کرده‌ام. سعی کرده‌ام چیزهایی ارائه بدهم که بعد از 40 سال کتاب تجدیدچاپ می‌شود نشان بدهد که چقدر روی کتاب کار شده است. آیا تا به حال کتابی را  به همسرتان پیشکش کرده‌اید؟ «نزهت‌القلوب» که عصاره زندگی من بود تقدیم کردم به همسرم شهرزاد سپاهیان. عنوان یک شخص امضای کار اوست و می‌توان فهمید که از چه دوره‌ای کار کرده‌ و در این حوزه برند شده است. ناشر از امضای نویسنده بهره‌مند می‌شود و مولف نیز از امضای ناشر بهره‌مند می‌شود. برای برخی از ناشران این شبهه ایجاد شده است که کتاب‌هایی چاپ کرده‌اند که سمت و سوی کتابسازی دارد. در تصحیح متن چقدر می‌توان کتابسازی کرد؟ بسیار زیاد. اما وقتی در این وادی می‌آیی باید درست کار کنی. اکنون 40 سال از مرگ پدرم می‌گذرد و من سعی نکردم و نگذاشتم حرف و سخنی درباره پدرم گفته شود. مساله بسیار مهمی است یادم است که ظهور تیمور را منتشر کردم می‌گفتند کتاب‌ها برای پدرش است و این دارد به نام خودش کار می‌کند. من این سخنان را تحمل و کار کردم و وقتی کتاب‌هایم به پنجم و ششم رسید. گاهی می‌گفتند تحقیقی نیست و پاورقی ندارد. اما در پایان وادار شدند بپذیرند که من روی تصحیح جدی کار می‌کنم. باید بگویم وقتی در این وادی می‌آیید جوری راه بروید که شبهه‌ای برای کسی ایجاد نکنید. بزرگداشتی برای پدر شما در ارومیه گرفتند و باستانی پاریزی در این مراسم سخنرانی جالبی داشتند. از آن روز و سخن استاد تاریخ بگویید. پدرم کتابی با نام کتاب النقض عبدالجلیل قزوینی رازی داشت و چون برای قرن ششم بود. پدرم خود متن کتاب را که چاپ کرده 700 صفحه شده اما 1500 صفحه تعلیقات به آن افزوده است. کتاب در سه جلد است، یک جلد متن و دو جلد تعلیقات. من نیز کتاب «مجمع‌الانساب» تالیف محمدبن علی بن محمد شبانکاره‌ای را چاپ کرده بودم که از آدم تا روزگار مغول را دربردارد. من روی جلد دوم کار کردم که شامل سلسله‌‌های صفاریان، سامانیان، غزنویان، دیالمه، سلاجقه، غوریان، ملاحده و خوارزمشاهیان بود و جلد نخست را که شامل شیث، ادریس، نوح، هود، صالح، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یوسف، ایوب، شعیب، موسی و... بود نپرداختم. باستانی پاریزی در آن مراسم گفت: یک پدر میرجلال محدث می‌شود که کتاب یک جلدی را سه جلد می‌کند و پسری دارد که کتاب دو جلدی را یک جلد می‌کند. گفتم استاد نیمه نخست را نیز حتمن تصحیح می‌کنم و این کار را انجام دادم. وضعیت کاغذ در کشور، در انتشار کتاب‌های تصحیح چه تاثیری می‌گذارد؟ گاهی می‌بینیم که تنها 100 یا 200 نسخه کتاب چاپ می‌شود. رسول جعفریان بزرگترین کمکی که به اهل علم کرد زمانی بود که رئیس کتابخانه مجلس بود. می‌گفت چاپ اول در هزار جلد حق‌التالیف را به مولف بدهند، سپس 200 نسخه چاپ می‌کرد. می‌خواهم این پیشنهاد را به حجتی کرمانی نیز بدهم. میرهاشم محدث، مصحح نسخه‌های خطی در پایان سخنانش ما را میهمان سروده‌ای از ادیب برومند کرد. چکامه‌ای که ادیب به عشق ایران سروده بود و محدث نیز با همان عشق و دلبستگی به وطن آن را خواند: من ايرانيم باشد ايران سرايم به وصف سرايم، قصيدت سرايم درخشنده فرهنگ ايران زمين را ستايشگر قدر و فرّ و بهايم ز ايران همه شوق پا تا به فرقم ز ايران همه شور سرتا به پايم تو گويى يكى ارغنونم خوش ‏آوا كه از پنجه اوست دلكش نوايم به ميراثِ پر ارج دانشورانش چنان بسته‌ام دل كه از خود رهايم هنرهاى زيباى اين سرزمين را به جان دوستدارم، به چشم آشنايم... ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 04:57:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281891/مثلث-دانشی-محدث-دلبسته-تصحیح نظریه‌های فلسفی حاکم بر جامعه از آغاز تا پایان عصر صفوی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282159/نظریه-های-فلسفی-حاکم-جامعه-آغاز-پایان-عصر-صفوی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «حکمت ایرانی در معماری اسلامی؛ از آغاز تا پایان عصر صفوی» نوشته فرزانه فرشیدنیک، استادیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات از سوی انتشارات پژوهشگاه منتشر شد.   بررسی زیربنای فکری تغییرات معماری ایرانی-اسلامی و جستجوی ریشه‌های آن در جهان­‌بینی و نظریه‌های فلسفی حاکم بر جامعه، در دوره‌‌های مختلف پس از اسلام تا پایان عصر صفوی هدف این کتاب است.   این کتاب تلاش می‌کند تا گوشه­‌ای از تأثیر حکمت و اندیشه بر معماری اسلامیِ ایران به‌­ویژه در عصر صفوی را بررسی کند. بدین­‌منظور، پس از مرور مختصر دوره‌‌های مختلف پس از اسلام، عصر صفوی، به‌عنوان نقطه اوج حیات فکری اسلامی و شیعی بررسی و تحلیل شده است تا از این طریق، چگونگیِ تجلی حکمت در هنر اسلامیِ ایران آشکار شود؛ بنابراین، ابتدا سیر اندیشه اسلامی از صدر اسلام تا پایان دوره مغول به ­اجمال معرفی و ویژگی‌­های شاخص دوره‌­های مختلف حیات فکری ایرانی‌ـ‌اسلامی و تأثیر آن بر معماری تبیین شده است.   پس از آن از مکتب فکری اصفهان با شرح بیشتر سخن گفته شده تا امکان معرفی ویژگی‌­های شاخص معماری این دوره فراهم­ آید. پژوهشگر این اثر با بیان اینکه عصر صفوی، از زبان زیباشناختی منحصربه‌فردی برخوردار است که به ‌شکل‌­گیری یکی از درخشان­‌ترین دوره­‌های هنر و معماری ایرانی منجر شده و یکی از نمونه­‌های شاخص در نمایش ارتباط تنگاتنگ میانِ هنر و مکاتبِ فلسفی و عرفانی است، از اصفهانِ عصر صفوی، به‌‌عنوان نمونه­‌ای شاخص در زمینه ارتباط تنگاتنگ میان معماری و مکتب متعالی اسلام و الگویی منسجم از شهر اسلامی، یاد می‌کند.   این کتاب در قالب دو فصل تنظیم شده است: در فصل اول، مبانی فکری و فلسفی در ایران پس از اسلام تا پایان دوره مغول (در چهار دوره شامل سده­‌های نخست، قرن سوم و چهارم، قرون پنجم و ششم و دوران ایلخانان و تیموریان) معرفی و سپس تعدادی از بناهای شاخص مربوط به هر دوره بررسی شده تا چگونگی ارتباط میان اندیشه اسلامی با ساختار معماری و شهرسازی در هر یک از این دوره‌­ها آشکار شود.   فصل دوم نیز به بررسی بازتاب مکتب فلسفی اصفهان در معماری و شهرسازی عصر صفوی اختصاص یافته است. در این فصل، با توجه به اوج تعالی اندیشه شیعی در عصر صفوی، نخست تأثیر تشیع بر شکل­‌گیری مکتب فلسفی اصفهان بررسی­ شده است و سپس با بررسی مشروح­ اندیشه در عصر صفوی و شناخت شاخصه­‌های فلسفی در این دوره، ویژگی‌های مکتب فلسفی اصفهان و جایگاه ویژه اندیشمندان عصر صفوی و به‌ویژه شیخ بهایی، میرداماد و ملاصدرا در مبانی اندیشه عصر صفوی معرفی شده است. پس از آن ویژگی­‌های شاخص معماری و معیارهای شهرسازیِ سبک اصفهان بررسی شده تا انطباق ساختار معماری و شهرسازی عصر صفویه با هستی­‌شناسی آن عصر آشکار شود.   کتاب «حکمت ایرانی در معماری اسلامی؛ از آغاز تا پایان عصر صفوی» در ۲۰۲ صفحه و با بهای ۲۵ هزار تومان وارد بازار نشر شده است. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 07:38:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282159/نظریه-های-فلسفی-حاکم-جامعه-آغاز-پایان-عصر-صفوی کتابی برای تقویت روح جمعی و مقابله با فردگرایی منفی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282075/کتابی-تقویت-روح-جمعی-مقابله-فردگرایی-منفی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «مسائل اجتماعی در ایران» با زیر عنوان هشت پرسش جامعه‌شناختی جامعه ایرانی نوشته طاها عشایری و فاطمه نامیان به خواننده نشان می‌دهد مسائل اجتماعی چیست، چگونه در فرآیند تاریخی شکل و ظهور یافته و چه راه‌حل‌هایی دارد. این کتاب همه مسائلی را مطرح می‌کند که دغدغه تمامی کسانی است که برای آینده اجتماعی جامعه ایرانی اهمیت قائل‌‌اند. وقایع اجتماعی، حوادث، وقوع اتفاقات منفی، بازگوکننده و انعکاس‌دهنده رواج فردگرایی، کاهش نوع‌دوستی، رواج بی‌تفاوتی اجتماعی، عبور از قانون و سایر مسائلی است که جامعه‌شناسان، مدیران و سیاست‌مداران را به کنکاش وامی‌دارد تا سیاست‌گذاری اجتماعی ـ فرهنگی متناسب برای آینده‌ای متعادل‌تر ایجاد کند و دغدغه و تلاش‌های جامعه‌شناسان را بیشتر کانون توجه برای ایجاد جامعه عاری از مسائل اجتماعی قرار دهند. درواقع کتاب ضمن رجوع به آثار منتشر شده درباره مسائل اجتماعی ایران و الگو گرفتن از آن‌ها، سعی کرده، رویکرد جدیدی در باب مسائل اجتماعی داشته باشد و به مهمترین چالش‌های اجتماعی کشور که دغدغه امروز و فردای ما را تشکیل می‌دهد و به دلسوزانی که برای آن‌ها، نسل آتی مهم است و به جامعه ایرانی و تبدیل آن به جامعه عاری از مسئله اجتماعی علاقه‌مند هستند، توجه کرده است.  نویسندگان در مقدمه کتاب تاکید می‌کنند که کتاب «مسائل اجتماعی در ایران» خود را متعهد به بازگویی و شناسایی و حل مسائل اجتماعی مهم ایران می‌داند و با طرح هشت پرسش اساسی درباره اوضاع کلی جامعه ایرانی، اهمیت جامعه‌شناسی را در پاسخ، تبیین و تحلیل آن‌ها بازگو می‌کند.  آن‌ها همچنین توضیح می‌دهند که کتاب با این امید نوشته شده که با شناخت عمیق مسائل اجتماعی، روح جمعی را تقویت کند تا دربرابر فردگرایی منفی مقاومت کنیم. در مقابل تحریم‌ها مقاوم باشیم، نوع‌نگر و نوع‌دوست و جمع‌گرا باشیم. از احتکار کالاها دست برداریم و به طبقات پایین جامعه بیشتر بیندیشیم.  بر همین اساس کتاب حاضر در دو بخش و ده فصل آماده شده و از نگاه به پاردایم‌ کارکردگرایی ـ ساختاری، تضاد و کنش متقابل نمادین مسائل اجتماعی کلان از قبیل آنومی اجتماعی در جامعه درحال گذار، بی‌تفاوتی اجتماعی و ساختار سیاسی را بررسی کرده و نهایتا به ریشه‌شناسی فساد و آسیب‌های اجتماعی مثل مواد مخدر و شکنندگی بینیان خانواده و خودکشی و خشونت علیه زنان می‌پردازد. در فصل آخر نیز نگاهی دارد به آینده پژوهشی جامعه‌شناسی و مسائل اجتماعی ایران. کتاب «مسائل اجتماعی در ایران» با زیر عنوان هشت پرسش جامعه‌شناختی جامعه ایرانی نوشته طاها عشایری و فاطمه نامیان در ۵۱۳ صفحه، شمارگان ۲۰۰ نسخه و به قیمت ۷۸۰۰۰ تومان از سوی انتشارات جامعه‌شناسان منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 05:36:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282075/کتابی-تقویت-روح-جمعی-مقابله-فردگرایی-منفی گفت‌وگویی درباره‌ متافیزیک زمان در شهر کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282150/گفت-وگویی-درباره-متافیزیک-زمان-شهر-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «گفت‌وگویی درباره‌ی متافیزیک زمان» نوشته‌ برادلی داودن با ترجمه‌ حسن امیری‌آرا به تازگی از سوی نشر کرگدن منتشر شده است. این کتاب در قالب گفت‌وگوهای خیالی می‌کوشد بخشی از مهم‌ترین مسائل فلسفی و متافیزیکی مرتبط با مفهوم «زمان» را تشریح و خواننده را از برخی تلاش‌های فلاسفه و دانشمندان متقدم و متأخر برای حل این مساله آگاه کند.   نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه سی‌ام مهر ساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی کتاب «گفت‌وگویی درباره‌ی متافیزیک زمان» اختصاص دارد که با حضور دکتر حامد بیکران‌بهشت، دکتر ابوتراب یغمایی و دکتر حسن امیری‌آرا در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 06:50:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282150/گفت-وگویی-درباره-متافیزیک-زمان-شهر-کتاب نشست نسبت منطق و معرفت برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282127/نشست-نسبت-منطق-معرفت-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «نسبت منطق و معرفت» با سخنرانی غلامرضا ذکیانی ۲۸ مهرماه در دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار می‌شود.   به همت انجمن علمی ـ دانشجویی فلسفه و همکاری کارگروه منطق گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی، نشست نسبت منطق و معرفت با سخنرانی غلامرضا ذکیانی عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی برگزار می‌شود.   این نشست ۲۸ مهرماه از ساعت ۱۳ در دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی واقع در بزرگراه شهید چمران، پل مدیریت، خیابان علامه جنوبی، طبقه سوم، سالن سرای سخن برپا می‌شود. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 06:13:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282127/نشست-نسبت-منطق-معرفت-برگزار-می-شود نقد و بررسی کتاب «ایده آموزش عالی» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282157/نقد-بررسی-کتاب-ایده-آموزش-عالی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هشتمین نشست از سلسله نشست‌های «فرهنگ و دانشگاه» به معرفی و بررسی کتاب «ایده آموزش عالی» اختصاص دارد. حسین مصباحیان، رضا ماحوزی، میثم سفیدخوش و احسان اکرادی (مترجم اثر) در این نشست که روز دوشنبه بیست‌نهم مهرماه ساعت ۱۶ تا ۱۸ در سرای کتاب برگزار می‌شود، سخنرانی می‌کنند.   علاقه‌مندان برای حضور در جلسه به خیایان انقلاب، بین فلسطین و برادران مظفرريال پلاک ۱۰۸۰، طبقه منفی ۲ مراجعه کنند. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 07:37:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282157/نقد-بررسی-کتاب-ایده-آموزش-عالی انتشار مجموعه مقالات «تحلیل مصرف رسانه‌ای ایرانیان» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282196/انتشار-مجموعه-مقالات-تحلیل-مصرف-رسانه-ای-ایرانیان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مجموعه مقالات «تحلیل مصرف رسانه‌ای ایرانیان» شامل 10 مقاله علمی بر مبنای تحلیل ثانویه داده‌­های «پیمایش ملی ارزش­‌ها و نگرش­‌های ایرانیان» است که به بررسی وضعیت مصرف رسانه‌­ای و رابطه آن با نگرش‌­ها و کنش‌های اجتماعی-سیاسی میان شهروندان ایرانی می­‌پردازد.   شناسایی نسبت مصرف رسانه‌ای با نگرش‌های اجتماعی، تأثیر مصرف رسانه‌ای بر هویت‌یابی شهروندان، بررسی تغییرات مرجعیت رسانه‌ای در جامعه ایران طی دهه گذشته، بررسی رابطه بین مصرف رسانه‌ای و مشارکت سیاسی شهروندان و بررسی نسبت بین مصرف رسانه‌ای و زندگی روزمره از مهمترین اهداف این مجموعه مقاله است.   عناوین 10 مقاله این مجموعه که با مدیریت خیام عزیزی مهر و نظارت عبدالله بیچرانلو تدوین شده است.   تحلیل مصرف فرهنگی جامعه‌ ایرانی نوشته سید محمد مهدی خوئی، مطالعه‌ رابطه‌ مصرف رسانه‌ای و نگرش‌های سیاسی در بین ایرانیان نوشته مهدی غلامزاده، رژیم مصرف رسانه‌های اجتماعی ایرانیان: تحلیل برآیند نگرش‌های فرهنگی و اجتماعی نوشته مجتبی حاجی‌جعفری، تحلیلی بر تغییر مرجعیت رسانه‌ای نوشته محمد گرامیان، وضعیت مصرف رسانه‌­ای در ایران: از مصرف تا مشارکت رسانه­‌ای نوشته سیاوش قلی­پور  و علیرضا مرادی از جمله مقالات این مجموعه است.   اثرات رسانه‌ای و جامعه: یک مطالعه میدانی روی جامعه ایران نوشته خیام عزیزی مهر و احسان شاه قاسمی، بررسی رابطه‌ مصرف رسانه‌ای و هویت در ایرانیان نوشته علیرضا عبداللهی‌نژاد و سعید محمدی، مصرف رسانه‌­ای و مجازی شدن زندگی روزمره: از پاشایی تا پلاسکو نوشته عباس خورشیدنام، آسیب‌شناسی جریان اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی، بررسی ساده‌پذیری و به اشتراک‌گذاری مطالب نامعتبر نوشته شاهو صبّار و محمدرضا سعیدآبادی، فرهنگ شهرت در ایران: پژوهشی بر روی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان نوشته احسان شاه قاسمی از دیگر مقالات تشکیل‌دهنده این مجموعه مقالات است.   این مجموعه پس از ویرایش و آماده‌سازی از سوی انتشارات پژوهشگاه در قالب کتاب منتشر خواهد شد. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 12:00:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282196/انتشار-مجموعه-مقالات-تحلیل-مصرف-رسانه-ای-ایرانیان ششمین همایش دانشجویی فلسفه در ایران اعلام فراخوان داد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282129/ششمین-همایش-دانشجویی-فلسفه-ایران-اعلام-فراخوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت گروه و انجمن علمی دانشجویی فلسفه دانشگاه تربیت مدرس ششمین همایش دانشجویی فلسفه در ایران ۲۰ آذرماه برگزار می‌شود.   در فراخوان این همایش آمده است: دانشجویان و علاقه مندان به فلسفه در رشته‎ها، گرایش‎ها و مقاطع مختلف می توانند مقالات خود را به منظور ارزیابی به ایمیل همایش ارسال کنند.   در همایش امسال علاوه بر دانشجویان فلسفه از دانشجویان سایر رشته‎هایی که به‎نحوی پژوهش آنها به فلسفه مربوط می‎شود استقبال می‎کنیم. همچنین بنا داریم به مناسبت چهارصدمین سال درگذشت میرداماد در بخشی ویژه به بزرگداشت او بپردازیم.   مهلت ارسال مقالات ۳۰ آبان ۱۳۹۸ و غیرقابل تمدید است. زمان اعلام نتایج نیز ۱۰ آذر ۱۳۹۸ است.   ساختار مقاله‌ها به این شکل است:   ۱) حجم مقاله بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ کلمه باشد (شامل منابع/ارجاعات/...). ۲) در ابتدای مقاله عنوان، مشخصات مؤلف(ان) ذکر شود (مشخصات شامل نام، ایمیل، شماره تماس، مقطع یا آخرین مدرک تحصیلی و دانشگاه). ۳) مقاله باید حاوی چکیده‌ای حداکثر ۱۰۰ کلمه‎ای باشد. ۴) همایش محدودیت موضوعی ندارد. ۵) مؤلف (ان) باید مقاله خود را مطابق با شیوه نامه ارجاع مندرج در سایت jphil.ir یا کانال تلگرامی @tmuphil تنظیم کند (مقالاتی که مطابق با شیوه نامه مزبور نباشد عودت می‌شود). ۶) فایل مقاله منحصرا در فرمت WORD و با قلم B Lotus و در اندازۀ ۱۴ ارسال شود. ۷) مقالات به دو زبان فارسی و انگلیسی پذیرفته می‎شود.   ارائه مقاله برای اعضای هیئت علمی و فارغ التحصیلان دکتری مجاز نیست. برای آشنایی با ساختار مقاله مطلوب می‎توانید مجموعه مقالات ادوار قبل را از صفحه همایش در سایت مجله فلسفه www.jphil.ir دریافت کنید.   ایمیل دبیرخانه همایش: spc.tmu@gmail.com ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 06:33:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282129/ششمین-همایش-دانشجویی-فلسفه-ایران-اعلام-فراخوان نخستین همایش ملی تخصصی فلسفه و اخلاق نقد برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282132/نخستین-همایش-ملی-تخصصی-فلسفه-اخلاق-نقد-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت مجمع فلاسفه ایران، اولین همایش ملی تخصصی فلسفه و اخلاق نقد برگزار می‌شود.   حلقه انتقادی مجمع فلاسفه ایران در راستای ایفای رسالت خویش برای اعتلای خردورزی و تفکر فلسفی و انتقادی آزاد و امکان گسترش نگرش کاربردی به آن اولین همایش ملی و تخصصی فلسفه و اخلاق نقد را در روزهای دوم و سوم اردیبهشت ماه ۱۳۹۹ برگزار می‌کند.   محورهای همایش به قرار زیر است:   الف) مفهوم شناسی و مبانی فلسفه و اخلاق نقد (معناشناسی نقد، چیستی فلسفه نقد، چرایی و چگونگی نقد، اهداف نظری و عملی نقد، چیستی اخلاق نقد، ضرورت اخلاق نقد)   ب) روش‌شناسی و ویژگی‌های فلسفه و اخلاق نقد (نظریات و روش‌های مطرح در باب فلسفه و اخلاق نقد، رویکردهای علت محور و دلیل محور، لوازم نظری و عملی فلسفه و اخلاق نقد، سطوح و دسته بندی‌ها و معیارهای فرآیند نقد اندیشه‌ها، رابطه نقد و آزادی بیان، رابطه نقد و گفتگو، رابطه نقد و تخریب، معیارهای کلی اخلاق نقد، حوزه‌های دین، فلسفه، سیاست، فرهنگ، هنر، اجتماع، اقتصاد و...   ج) وضعیت‌شناسی فلسفه و اخلاق نقد در ایران و جهان معاصر (آسیب شناسی وضعیت فلسفه و اخلاق نقد در ایران و جهان معاصر، نتایج کاربردی گسترش فرهنگ اخلاق نقد در جامعه امروز)   عوامل مؤثر بر اخلاق نقد در ایران و دیگر موضوعات مربوط به فلسفه و اخلاق نقد که دارای جنبه کاربردی هستند.   از محققان، اساتید و دانشجویان علاقه مند دعوت می شود چکیده مقاله علمی خود را به نشانی h.entegadi@gmail.com ارسال کنند.   حداقل تعداد ۷ مقاله برتر و برگزیده، پاداش نقدی دریافت می‌کنند. مقالات برگزیده در کتاب ویژه مجموعه مقالات همایش به چاپ خواهد رسید. مهلت ارسال چکیده مقالات ۳۰ آبان ۱۳۹۹ است.   مکان همایش نیز تهران، خیابان کارگر جنوبی، پایین‌تر از جمهوری، کوچه آیرم، پلاک ۱۳ است. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 08:38:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282132/نخستین-همایش-ملی-تخصصی-فلسفه-اخلاق-نقد-برگزار-می-شود سی سال از عمرم را به پای این کتاب گذاشتم/ «اقتصاد بادآورده» را طرح کردم و نقد شدم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282077/سی-سال-عمرم-پای-این-کتاب-گذاشتم-اقتصاد-بادآورده-طرح-کردم-نقد-شدم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: دکتر مرتضی فرهادی استاد مردم‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی که از امسال بازنشسته شده است، در پاسخ به این سوال من درباره چند و چون گذران دوران بازنشستگی، با شوقی که در صدایش موج می‌زد گفت از وقتی بازنشسته شده‌ام کارهایم بیشتر شده که کمتر نشده است. آنقدر مطلب برای نوشتن هست که احساس بازنشستگی نمی‌کنم. این مردم‌شناس پیشکسوت که سالیان سال، منادی ایده لزوم تناسب میان توسعه و سنت بوده است، در سال 1398 دو کتاب به اهل پژوهش و علاقه‌مندان به مباحث مرتبط با فرهنگ، توسعه و علوم اجتماعی عرضه کرده است. یکی کتاب «به راه بادیه رفتن؛ نقد علوم اجتماعی و بن‌لادهای آن در ایران» که نشر حبله‌رود سمنان منتشرش کرده و مجموعه‌ای است از مقالات انتقادی فرهادی در باب آموزش و پژوهش در حوزه علوم اجتماعی و مردم‌شناسی و دیگری کتاب دو جلدی «صنعت بر فراز سنت یا در برابر آن؟» با عنوان فرعی «انسان شناسی توسعه نیافتگی و واگیره پیشرفت همه جانبه فراداری و فتوتی در ایران» که به‌نوعی حاصل عمر فرهادی محسوب می‌شود. او در گفت‌وگویی که خواهید خواند بیان کرده که برای نوشتن این کتاب 1200 صفحه‌ای چهارده‌سال از محدوده تهران خارج نشده است و مسافرت و مهمانی و تفریح را فراموش کرده تا بتواند ایده‌هایش را به رشته تحریر درآورد. در این گفت‌وگو به طور مشخص درباره چند و چون نوشته شدن کتاب صنعت در برابر سنت سخن گفته‌ایم.   آقای دکتر کتاب صنعت در برابر سنت چطور شکل گرفت؟ ایده‌اش از کجا آمد و چگونه نوشته شد؟ بعد از بازگشایی دانشگاه‌ها پس از انقلاب فرهنگی در سال 1363، من مامور تدریس مبانی مردم‌شناسی شدم. برای تدریس این درس یکی از سرفصل‌های مدنظرم مبحث فرهنگ و توسعه بود و دوست داشتم فصلی از درس من به این موضوع اختصاص داشته باشد. همین شد که به جست‌وجوی منبعی که بتواند در تدریس این بحث به من یاری برساند پرداختم و هر چه گشتم چیزی نیافتم. بعد از مدتی به خودم گفتم این توقع بی‌جایی است که از غربی‌ها انتظار داشته باشیم سخنی درباره توسعه متناسب با مسائل فرهنگی ما بیان کرده باشند. همین شد که به فکر نوشتن افتادم و نسخه اولیه مبحثی که در نهایت به این کتاب 1200 صفحه‌ای منتهی شد را همان زمان نوشتم. این مبحث ابتدا به صورت یک جزوه درسی ارائه شد که یادم است در آن زمان پنج ریال و مدتی بعد ده ریال قیمت داشت. در سال 1371 همایشی به نام توسعه و فرهنگ برگزار شد که من مقاله‌ای بر مبنای آن مباحث تدوین شده را در آن همایش ارائه دادم. بعدتر فشرده‌ای پانزده صفحه‌ای از آن مقاله در تابستان 1375 در شماره اول فصلنامه پژوهش منتشر شد و پس از آن هم در نشریاتی مانند فصلنامه فرهنگ، روزنامه همشهری و روزنامه کار و کارگر این مبحث دوباره طرح شد. بعد از آن نسخه منقح و مفصل آن به همراه مستندات تازه‌تر، در سال 1393 در فصل‌نامه دانش‌های بومی ایران که در دانشگاه علامه طباطبایی منتشر می‌شود هم ارائه شد. به عبارت دیگر درگیری من با مباحث این کتاب سابقه‌ای بیش از سی ساله دارد و در این میان، برای نوشتن این کتاب من چهارده سال تمام بسیاری از بخش‌های زندگی‌ام را تعطیل کردم تا این کتاب مفصل را تدوین کنم. مسافرت نرفتم، به‌جز دروس موظف هیچ واحد درسی‌ای را قبول نکردم و در عمل خودم را وقف این کتاب کردم.   ایده اصلی‌ای که در کتاب مطرح می‌شود، چنان که از نام کتاب هم مشخص است به نسبت میان صنعت و سنت بازمی‌گردد. این‌که این دو در کنار هم معنا پیدا می‌کنند یا در برابر هم. درباره ریشه‌های این ایده و اینکه از کجا نشات گرفته است می‌توانید کمی برای ما توضیح دهید؟ البته همان‌طور که در کتاب توضیح داده‌ام من در این اثر، صنعت را با تساهل به کار برده‌ام و آن را نمادی از توسعه گرفته‌ام. این انتخاب به این دلیل بوده که به دلیل جناس لفظی میان صنعت و سنت این دو را همواره همراه با هم به کار برده‌اند و معمولاً هم در این ترکیب، صنعت نمادی از توسعه است. در متن کتاب آنچه مدنظرم بوده توسعه است و توسعه و به‌ویژه توسعه پایدار به‌مراتب پردامنه‌تر و پیچیده‌تر از مفهوم صنعت و صنعتی است. ایده نسبت میان سنت و توسعه از زمانی که ما در جنگ‌های ایران و روس گرفتار شدیم و مجبور شدیم به عهدنامه‌هایی مانند ترکمانچای تن بدهیم همراه ما بوده است. من هم مانند هر ایرانی از مدت‌ها پیش ذهنم درگیر این دو گانه بود. دوگانه‌ای که یک سمت آن به جدایی صنعت یا توسعه و سنت رای می‌دهد و اینکه برای توسعه یافتن باید سنت را کنار نهاد و یک سمت آن به توسعه درون‌زا و برآمده از سنت معتقد است. رای من در همه تحقیقاتم و همچنین در این کتاب به این بخش دوم گرایش داشته است.   این دوگانه‌سازی میان صنعت و سنت که شما به چون و چرا در برابر آن می‌پردازید از کجا نشات گرفته است؟ ریشه‌های چنین دوگانه‌ای را به عنوان نمونه می‌توان در ادبیات شرق‌شناسی و همچنین ایده‌هایی که توسط مکتب نوسازی ارائه شده جست‌وجو کرد. چند سده ادبیات شرق‌شناسی به شکل بیشتر توصیفی و غیرمستقیم و از پس از جنگ جهانی دوم به شکل مستقیم و تئـوریزه شـده، فرهنـگ سنتی کشورهای توسعه نیافتـه را به‌عنـوان عامل اصـلی توسـعه‌نیـافتگی، آمـاج حملات مکتب نوسازي قرار داده است اما من از ربع قرن پیش بر پایه تجربیات زیـسته، مطالعات کتابخانه‌ای و به‌ویژه کارهای میدانی و غالبا اکتشافی خـود در ایران بـه نتـایج متفاوتی دست یافته‌ام. تناقضات مکتب نوسازی و پیش‌فرض‌هـای آن بـا واقعیات هم با تـاریخ اروپـا و هـم جـوهره فرهنـگ کـشورهای توسـعه نیافتـه، سربرآوردن کشورهای توسعه‌یافته موج دوم مانند ژاپن ، چـین و هنـد و ... در آسیا تناقض دارد. سر بر آوردن کشورهای موج دوم توسعه که من در همان مقاله ابتدایی‌ای که به این کتاب منتهی شد قدرت گرفتنشان را پیش‌بینی کرده بودم نشان داد که مسائل توسعه‌ای بسیار پیچیده‌تـر و فراتـر از ادعاهـاي ضـدواقعیت و ضدتجربی و تاریخی شرق‌شناسان و مکتب نوسازی و به‌ویژه بخـش متقدم آن است.   رویکرد شما در کتابتان درباره نسبت صنعت و سنت چگونه بوده است؟ من در این کتاب به نقـد طبقـه‌بنـدی شـرق‌شناسـانه از نـوع وبری پرداخته‌ام و نادرستی تقابل سنت و صنعت و فهم برخاسته از آن را به چالش کشیده‌ام و کوشیده‌ام که با مصادیق نقـض‌کننـده و متعـدد نـشان بدهم که برخلاف بدیهی پنداشتن تضاد سنت و صنعت، راه صنعت چه در کشورهاي موج اول صنعتی و به‌ویژه انگلستان و چه در کشورهای صنعتی شده موج دوم از پایگاه، جایگاه و سکوي پرتاب سنت گذشته است. البته طبقه‌بندی جوامع جهان به سنتی و صنعتی در صورتی طبقه‌بندي نامناسب و گمراه کننده‌ای است که تلویحاً و تصریحاً سنت را در برابر صنعت، و سنتی را در برابر صنعتی قرار دهد. اما اگر منظور گذر جوامع سنتی از سنت به صنعت باشد که امری طبیعی و تداومی است و نه تقابلی و خلق‌الساعه که مسئله دیگری است.     گفتید که در مقاله‌ای که بنیان کتاب واقع شد و سال‌ها پیش نوشته شده، اوج گرفتن اقتصاد کشورهایی نظیر ژاپن و چین و هند را پیش‌بینی کرده‌اید. کمی درباره این پیش‌بینی توضیح دهید. من این پیش‌بینی را زمانی ارائه دادم که ایرانی‌ها از توسعه ژاپن فقط توشیبا را می‌شناختند و معتقد بودند توسعه آنها هم ذاتی نیست و تحت تاثیر و به کمک آمریکا گامی کوچک در مسیر توسعه برداشته‌اند. مدتی پیش از سخن من خروشچف گفته بود مائو نمی‌تواند تا صد سال دیگر برای چینی‌ها حتی یک شلوار هم بدوزد. وضع هند که از این هم بدتر بود. به نوعی که همکارانم به من می‌خندیدند و می‌گفتند از بین 124 هزار پیغمبر جرجیس را انتخاب کرده‌ای و هند برای آنها حکم همان جرجیس را داشت. ولی من بر مبنای منطق نظری‌ای که دیدگاهم را بر آن پایه شکل داده بودم پیش‌بینی می‌کردم که موج دوم توسعه در کشورهایی از گونه چین و هند و ژاپن رخ می‌دهد. در آن مقاله اولیه، بخش پیش‌بینی موج دوم توسعه سه صفحه از مقاله را شامل می‌شد اما در کتاب فعلی من حدود چهارصد صفحه از اثر را به سه فصل اختصاص داده‌ام. فصلی درباره ژاپن، فصلی درباره چین و فصلی درباره هند. این فصول در پی پاسخ به این پرسش هستند که آنها چه کرده‌اند و ما در ایران چه می‌کنیم. این البته تنها پیش‌بینی من در کتاب نبوده است. در این کتاب و مقالات مبنائی آن پیش‌بینی‌های زیادی وجود دارد که برخی از آنها به وقوع پیوسته است و برخی دیگر هم که به وقوع نپیوسته امید دارم تحقق پیدا کنند. از اساس پیش‌بینی با روش‌های علمی بخشی جداناپذیر از جامعه‌شناسی است.   البته ضعف در زمینه ارائه پیش‌بینی‌های به موقع یکی از آسیب‌های جامعه‌شناسی در ایران هم هست. بله متاسفانه. یکی از جامعه‌شناسان ما نه تنها مانند بسیاری از همکاران ما نتوانست انقلاب ایران را پیش‌بینی کند حتی مدتها بعد از انقلاب هم می‌گفت ما آخرش نفهمیدیم انقلابی رخ داد یا نه. البته جسارت او در بیان این موضوع قابل ستایش است.   از جمله مباحثی که در کتاب طرح کرده‌اید مقوله اقتصاد بادآورده است. در این زمینه هم توضیح دهید. یکی از مباحثی که من در این تحقیق برای اولین‌بار طرح کردم و حالا به شکل گسترده در حال طرح شدن است، مبحث «اقتصاد بادآورده» است. یکی از عواملی که باعث شده بود ایده من مورد انتقاد همکارانم قرار بگیرد هم همین مبحث بود ولی حالا مشاهده می‌کنم یکی از زیرعنوان‌های این مبحث با نام آزار یا بیماری هلندی در سطوح مختلف و حتی در مناظره‌های مربوط به انتخابات ریاست جمهوری طرح می‌شود. من در ذیل مبحث اقتصاد بادآورده ده آزار اقتصاد ایران را طرح کرده‌ام. آزارهایی مانند تلاش بدون معاش، خوابیدن زیر دکل نفت و غیره. ]]> علوم انسانی Thu, 17 Oct 2019 04:43:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282077/سی-سال-عمرم-پای-این-کتاب-گذاشتم-اقتصاد-بادآورده-طرح-کردم-نقد-شدم کتیبه‌هایی که دیدگاه رسمی حکومت ساسانی را نشان می‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282095/کتیبه-هایی-دیدگاه-رسمی-حکومت-ساسانی-نشان-می-دهد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتیبه‌های خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی موجود از دوره ساسانی به چند دسته تقسیم می‌شوند. کتیبه‌های سلطنتی یا دولتی که به الفبای پهلوی کتیبه‌ای یا منفصل نوشته شده‌اند. این کتیبه‌ها یا مربوط به شاهان ساسانی است مثل اردشیر اول، شاپور اول، نرسی، شاپور دوم و سوم و یا بزرگان و مقامات دولتی و دینی مثل کتیبه ابنون، کرتیر، مهرنرسی و دیگران. این کتیبه‌ها دیدگاه رسمی حکومت ساسانی را نشان می‌دهد. اما دسته دیگر که مربوط به اواخر دوره ساسانی تا سده‌های پنجم هجری است کتیبه‌های موسوم به کتیبه‌های خصوصی است. این دسته کتیبه‌ها به الفبای پهلوی متصل نوشته شده‌اند و چون مربوط به جامعه ایرانی در دوره ساسانی و دوره اسلامی است اطلاعات بیشتری درباره این جامعه می‌دهد و به دلیل کمبود منابع از اواخر دوره ساسانی و آغاز اسلام در ایران، به‌ویژه تا سده پنجم هجری، می‌تواند اطلاعات تاریخی خوبی از جامعه زرتشتی در اختیار قرار دهد. از عصر ساسانی دو گونه کتیبه موجود است. گونه نخست مشهور به «کتیبه‌های دولتی» یا «سلطنتی» هستند. وجه تمایز این کتیبه‌ها با دوره دوم استفاده از «الفبای کتیبه‌ای منفصل» است. این دسته از کتیبه‌ها یا متعلق به شاهان ساسانی هستند و یا به مقامات درباری تعلق دارد. وجه مشخصه دیگر این کتیبه‌ها در آغاز، سه زبانه بودن (فارسی میانه ساسانی و پهلوی اشکانی و یونانی) آن‌هاست. سه زبانه بودن این کتیبه‌ها حامل پیام سیاسی و تبلیغاتی در اثبات و تأیید حاکمیت سیاسی سلسله تازه است. روایت یونانی، به جهت زبان بین‌المللی اکثریت سوریه و شرق امپراتوری روم و برای «جهانی کردن گفتار شاپور به زبان میانجی آن زمان» است و روایت پهلوی اشکانی، برای جامعه پارتی زبان ایرانی و فارسی میانه ساسانی که زبان رسمی حکومت بود. این سه روایت قابل مقایسه با سه زبانگی کتیبه‌های هخامنشی است. کتیبه‌های دیگر این دوره یا دو زبانه (فارسی میانه ساسانی و پهلوی اشکانی) هستند یا تک زبانه (فارسی میانه ساسانی) دسته دوم، کتیبه‌های اواخر دوره ساسانی و آغاز اسلام در ایران است که به «خط متصل پهلوی یا کتابی» نوشته شده‌اند و مشهور به کتیبه‌های خصوصی هستند. این کتیبه‌های خصوصی متنوع‌اند. یک بخش گورنوشته‌ها هستند که بسیار فراوان و دسته دیگر کتیبه‌های یادبودی را دربرمی‌گیرند. تمامی این کتیبه‌های خصوصی جز دو مورد، به خط متصل کتابی یا تحریری نوشته شده‌اند. آن دو مورد یکی «دو کتیبه شوشتر» است که به الفبای متصل نوشته شده و محتملا باید به دوره ساسانی مربوط باشد و دیگری کتیبه دربند که خط منفصل و متصل در آن با هم آمده است. علاوه بر این منابع کتیبه‌ای در دوره آغازین اسلامی در ایران، برخی کتیبه‌های دیگر نیز به دست آمده است. اهمیت زبان‌شناسی تمامی کتیبه‌های دوره ساسانی و شیوه روایی آن‌ها بحث بسیار مهمی است که باید بیشتر به آن پرداخت. جلد اول کتاب متن و جلد دوم تصویر است. سیروس نصراله‌زاده در کتاب «کتیبه‌های خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی» 122 کتیبه را بررسی و خوانده و به همراه تعلیقات آورده ‌است. شیوه بررسی هر کتیبه مشتمل است بر معرفی مختصر کتیبه، چگونگی پیدایی آن و سابقه پژوهش. سپس حرف‌نویسی، آوانویسی و ترجمه فارسی آورده شده است. متناسب با هر کتیبه تعلیقات زبانی و تاریخی داده شده است. شیوه تقسیم‌بندی کتیبه‌های خصوصی نیز به ترتیب فصل‌هاست. در مجلد دوم عکس‌های کتیبه به طور مفصل آمده ‌است. در جلوی عنوان هر کتیبه شماره صفحه‌های تصویرها آمده است. عناوین اصلی جلد اول در سه فصل است. فصل نخست: تدفین در ایران باستان، گورنوشته‌ها، فصل دوم: کتیبه‌های یادبودی، فصل سوم: کتیبه‌های خصوصی پهلوی ساسانی مسیحیان ایرانی است.  بخش یکم که شامل گورنوشته‌ها می‌شود، بخش مهمی از کتیبه‌های خصوصی گورنوشته‌های جامعه زردشتی است که در ایران، چین و استانبول یافته شده است. این گورنوشته‌ها بر اساس نوع تدفین دین زردشتی است و تنوع کتیبه‌ای بسیاری دارد. در مقدمه این بخش در خصوص تدفین از دوره هندی‌و‌اروپایی تا دین زردشتی دوره ساسانی و دوره اسلامی و نیز تدفین در شاهنامه بحث شده است. قدیمی‌ترین این کتیبه‌ها از اواخر دوره یزدگرد سوم آغاز می‌شود و متاخرترین آنها برج‌ لاجیم در استان مازندران است. بخش دوم کتیبه‌های یادبودی نام داد. این کتیبه‌ها گاه در خصوص وقف چاه یا زمین است و گاه دیدار جامعه زردشتی از جایی مثل هند و یا تعمیر قلعه‌ای در فارس. این نوع کتیبه‌ها در ایران، هند، دربند قفقاز در داغستان یافته شده‌اند. بخش سوم به کتیبه‌های خصوصی مسیحیان ایرانی می‌پردازد. در دوره ساسانی مسیحیت در ایران توسعه بسیاری یافت و حتی حکومت ساسانی توانست نوعی مسیحیت ایرانی به نام نستوری را در ایران در تقابل با مسیحیت ارتودوکس بیزانس شکل دهد. از اینان کتیبه‌هایی به خط و زبان پهلوی ساسانی باقی مانده‌است. یکی از آنها گورنوشته‌ای است که در استانبول امروزی قرار دارد و بخش دیگر کتیبه‌های یادبودی آنهاست که در هند و هرات یافته شده است. «کتیبه‌های خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی» نوشته سیروس نصراله‌زاده است در 500 نسخه از سوی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به چاپ رسیده است.  ]]> علوم انسانی Thu, 17 Oct 2019 06:59:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282095/کتیبه-هایی-دیدگاه-رسمی-حکومت-ساسانی-نشان-می-دهد قرائت اسطوره‌های یونانی تحت تاثیر اندیشه‌های ارنست کاسیرر http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282180/قرائت-اسطوره-های-یونانی-تحت-تاثیر-اندیشه-های-ارنست-کاسیرر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «انسان و خدایان» نوشته رکس وارنر را می‌توان مجموعه‌ای از زندگی‌نامه‌های خدایان و پهلوانان اسطوره‌ای یونان باستان دانست. در این کتاب که با ترجمه منوچهر پارسایی به فارسی ترجمه شده، داستان زندگی شخصیت‌هایی اسطوره‌ای شناخته شده‌ای نظیر ادیپ، آنتیگون، هرکول، جیسن، مده‌آ در کنار روایت شخصیت‌های کمتر شناخته‌شده‌ای نظیر کادموس، آکتائون، پرسه‌ئیوس، فائتوس و... مکتوب شده است.   در مجموع، تعداد مدخل‌های این کتاب 31 مدخل است و پیش از آن نیز نویسنده پیش‌سخنی برای ورود به کتاب به رشته تحریر در آورده است. نویسنده در این پیش‌سخن برای تاکید بر اهمیت داستان‌های اسطوره‌ای بیان می‌کند که هرگاه بخواهیم باوری انتزاعی را به مردم انتقال دهیم، آن را به صورت داستان و قصه درمی‌آوریم؛ در این صورت، مردم آن را می‌پذیرند و به کار می‌برند.   در باور وارنر قهرمانان اسطوره‌ای، مجموعه‌ای از نیروها و توانمندی‌هایی هستند که انسان عادی از داشتن آنها عاجز است. این قهرمانان نامدار در بسیاری از موارد، جان خود را به خاطر مردم، به خاطر فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی ملتی به مخاطره می‌اندازند تا این معیارها و این انسان‌ها، بری از ستم و دور از استعمار و استثمار به حیات خود ادامه دهند و بدین‌سان حماسه، زاده می‌شود. افسانه‌های قهرمانی، تجسم هنجارهای اجتماعی است و در اصل ریشه استانداردهای فرهنگی یک جامعه را باید در میان همین اسطوره‌ها جست.   ایده‌هایی که نویسنده درباره کارکرد اسطوره‌ها و اهمیت آنها ارائه داده است، به شدت تحت تاثیر ارنست کاسیرر است و می‌توان گفت او بر پایه اندیشه‌های این فیلسوف آلمانی است.   کاسیرر یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان در حوزه اسطوره محسوب می‌شود و در کتاب‌هایی نظیر «اسطوره دولت»، «سرچشمه‌های زبان و اسطوره» و مهم‌تر از همه کتاب «اندیشه اسطوره‌ای» که جلد دوم کتاب شناخته شده او «فلسفه صورت‌های سمبلیک» محسوب می‌شود، به اندیشه‌ورزی فلسفی در حوزه اسطوره پرداخته است.   به اعتقاد کاسیرر ایجاد و رشد اسطوره‌ها با رشد زبان و ذهن انسان مرتبط است. او به این نتیجه رسیده بود که اگر ذهن و زبان، خود را معطوف رشد علم و تکنولوژی نمی‌کردند، احتمالاً اسطوره‌های بیشتری ساخته می‌شدند ولی با ظهور ادیان الهی اسطوره‌ها پایان یافتند.   البته این نگرش کاسیرری که مورد توجه نویسنده این کتاب نیز بوده است، در نیمه دوم قرن بیستم و در نگرش اندیشه‌ورزانی نظیر رولان بارت و اومبرتو اکو مورد تردید قرار گرفت که خارج از بحث این مطلب است.   بر پایه نگرشی کاسیرری، وارنر نویسنده کتاب «انسان و خدایان» معتقد است اسطوره‌های حماسی، تعین اندیشه‌های انسان‌ها هستند که برآمده از کارویژه‌های زبانی آنهاست. به گفته وارنر عرصه مبارزه این قهرمان اسطوره‌ای، صرفاً میدان جنگ با دیوها و شیاطین، غول‌ها و دیوها نیست، آنان گاه مجبورند تا با نیروهای درونی خود هم بجنگند، با گرسنگی، تشنگی، هوس، طمع و... اوج قهرمانی یک پهلوان اسطوره‌ای زمانی بهتر آشکار می‌شود که نیروهای دشمن او قوی‌تر و برتر از تصور باشند و این پهلوان نه تنها به اتکای نیروی بازو و تعقل، بل با یاری و حمایت خدایان به پیروزی رسیده باشد تا بتواند رد پای نسل‌ها و قوم‌ها در تاریخ شود.   اینان همان الگوهای رفتاری و گاه سیاسی قوم و نژاد خودشان می‌شوند، چرا که با زندگی و گاه با مرگ خود ارزش‌های جدیدی را ایجاد می‌کنند، ارزش‌هایی که در جهان نسل‌های آتی، به صورتی ـ حتی به صورت توتم‌ ـ حفظ می‌شوند تا برای فرهنگ‌ها، هدف ایجاد کرده و برای نسل‌ها، مسیر زندگی را مشخص نمایند. از این روی است که ملت‌ها، به قهرمانان خود می‌بالند و آنان را الگوهای رفتاری خود قرار می‌دهند.   هر یک از این اسطوره‌ها دلایل خاص خود را برای از‌جان‌گذشتگی دارند؛ از آشیل که نمادی از خودخواهی و خودشیفتگی است؛ تا گیل‌گمش که خود را فدا می‌سازد تا راز نامیرایی را بیاموزد و انسان را فناپذیر کند؛ تا رستم که همه حیات خود را فدای ملیت می‌کند؛ تا بودا که عرصه مبارزه را از درون خود آغاز می‌کند.   در این نگرش نسبت به اسطوره، مهم‌ترین نقش اسطوره ایجاد یک گذشته باشکوه از مردمی است که با این اسطوره‌ها ارتباط قومی و نژادی دارند. بر این پایه،‌ نویسنده کتاب معتقد است که خواننده هنگام خواندن قصه‌های این کتاب، آنها را برای پرکردن وقت فراغت خود نمی‌خوانند، می‌خوانند تا لذت ببرند و در اندیشه فرو روند که چگونه اجداد ملت‌های مختلف برای بقای نسل کنونی‌شان، چه قصه‌هایی که نساخته‌اند.   باید باور داشته باشیم که چنین داستان‌های هوشمندانه‌ای حاصل ذهن‌های آدم‌های معمولی نیستند، روایت این قصه‌ها را انسان‌های وارسته‌ای که هدف‌های آموزشی و تربیتی داشته‌اند بر عهده گرفته‌اند و درون اینها عشقی پنهان و نمایان زندگی می‌کند که همچنان زنده است و نفس می‌کشد.   بیشتر قصه‌های مجموعه «انسان و خدایان» به دورانی اشاره می‌کند که به لحاظ تاریخی مقارن با پایان دوران مادرسالاری و آغاز پدرسالاری است. در این قصه‌ها در کنار عشق زنان به مردان‌شان، عجوزه‌ها عمدتاً زن هستند؛ زنانی با هیبت‌های عجیب و مخوف؛ انگار اندیشمندان آن دوران دست به کار تبلیغی علیه زنان شکست‌خورده زده‌اند، اگر زنی یا زنانی هم همچنان در قدرت می‌تازند، در محیطی بس دور، مثل آمازون زندگی می‌کنند. این زنان با وجود سلحشوری‌شان هر بار در نبرد با دلاوران مرد شکست می‌خورند و حال آنکه همین زنان در شرق به دوره متفاوت تقسیم می‌شوند: الف) بکارت (دوران معصومیت)، ب) دوران زنانگی (معبودی برای عشق) و ج) عجوزگی (شخصیتی مخوف از زن.)   بر پایه چنین رویکردی، آنچه از مضمون خدایان می‌توان فهمید این است که انسان دوران باستان می‌خواهد به این نتیجه برسد که بهتر است تا جهان از سوی یک نیروی ماوراءالطبیعه اداره شود تا یک انسان فانی و هر گاه که انسانی اقدام می‌کند تا پا جای خدایان بگذارد، نظم هستی را به مخاطره می‌اندازد.   کتاب «انسان و خدایان» سرگرم‌کننده و جذاب است. روایت زیست خدایان و پهلوانان باستانی را به شکلی بیان کرده است که علاوه بر کارآمدی برای محققان (و به ویژه محققانی که رشته یا تمرکز اصلی تحقیقشان اسطوره‌شناسی نیست) به کار خواننده عام هم بیاید. چنین است که به اعتقاد نویسنده، خواننده با خواندن قصه‌های این کتاب به سؤالات زیادی درباره تک‌تک شخصیت‌ها خواهد رسید؛ اینکه چرا پیشگوها عمدتاً شاهان را از فرزندان ذکورشان برحذر داشته‌اند؟ چرا سلاطین برای حفظ تاج و تخت‌شان بیش از همه به نزدیک‌ترین اعضای خانواده‌شاه خیانت کرده‌اند یا چرا این آدم‌ها این همه رب‌النوع ساخته‌اند.   انتشارات سمندر کتاب «انسان و خدایان؛ اسطوره‌های یونان باستان»، نوشته رکس وارنر را با ترجمه منوچهر پارسایی، در سال 1398 با تیراژ 500 نسخه و قیمت 32 هزار تومان در 222 صفحه منتشر کرده است. ]]> علوم انسانی Thu, 17 Oct 2019 07:53:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282180/قرائت-اسطوره-های-یونانی-تحت-تاثیر-اندیشه-های-ارنست-کاسیرر