خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين اندیشه و علوم اجتماعی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/social Wed, 26 Jun 2019 20:35:16 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 26 Jun 2019 20:35:16 GMT اندیشه و علوم اجتماعی 60 ناظمی: تاریخ انقضای متن‌های آل‌احمدی به سر آمده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/277352/ناظمی-تاریخ-انقضای-متن-های-آل-احمدی-سر-آمده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «دغدغه ایران» نوشته محمد فاضلی عصر روز گذشته دوشنبه سوم تیرماه در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.  محمدفاضلی، جامعه‌شناس و نویسنده کتاب در این نشست درباره اثر خود گفت: کتاب «دغدغه ایران» یادداشت‌های تلگرامی سال‌های ۹۴ تا ۹۷ من را شامل می‌شود. البته از ابتدا بنای انتشار آن را نداشتم و با تشویق‌های مدیر انتشارات «کویر» به فکر چاپ آن‌ها افتادم. من همواره احساس می‌کردم جامعه ایران الکن است و الکن‌تر از جامعه، دولت و حکومت است که قادر نیست با مردمش حرف بزند و ارتباط بگیرد. من با این یادداشت‌های تلگرامی می‌خواستم امتحان کنم و ببینم می‌توان با مردم حرف زد که خوشبختانه بازخوردهای خوبی گرفتم و برخی از مطالب کانالم حتی تا ۷۰۰ هزار بازدید نیز داشته است.  او ادامه داد: من متن‌های سخت و آکادمیک جامعه‌شناسی حرفه‌ای هم می‌نویسم ولی در این کتاب رویکردم نگاه آکادمیک به علوم اجتماعی نبود و سعی کردم جامعه‌شناسی را میان مردم بیاورم. به نوعی همان چیزی که به اسم کنش‌گری مرزی می‌شناسیم یعنی اینکه دانش و سیاست را با هم ترکیب کنیم. اساسا در علوم انسانی بدون نوشتن، محصولی نخواهیم داشت و اگر ننویسیم هویت ماندگاری نخواهیم داشت. من سعی کردم در این یادداشت‌ها یک طنز تلخ را وارد حوزه جامعه‌شناسی و سیاستگذاری عمومی کنم و به نظرم برای بازتاب دادن یک درد خیلی نیازمند ارایه دانش عمیقی از آن حوزه نیستیم.  این جامعه‌شناس تاکید کرد: خیلی از دوستان به تلخی کتاب اشاره دارند. بله کتاب تلخ است اما من سعی کردم در پایان هر مبحث راه‌حلی نیز ارایه دهم منظورم از مسأله بدخیم مساله‌ای که راهکار ندارد، نیست بلکه مسأله تعریف نشده‌ای است که صرفا گمان می‌کنیم آن را می‌شناسیم. مسایل اجتماعی ما از تعدد و دشواری به سمت پیچیدگی رفته است که من تعبیر بدخیم را برایشان استفاده کردم. برای برون‌رفت از این مسائل راه‌حلی جزء گفت‌وگو نداریم. در واقع ما همه مردم و نه صرفا سیاستمداران هر روز با پرونده‌های اجتماعی‌ای روبه‌رو هستیم که برای همه ما باز هستند. فاضلی با بیان اینکه برداشتش از این کتاب القای حس ناامیدی نیست عنوان کرد: من صرفا بیان کردم ما صدها مسأله داریم ولی می‌توانیم حلشان کنیم. بازهم تاکید می‌کنم تعمد داشتم در این کتاب با مردم حرف بزنم و قصدم پیچیده‌گویی نبود. از سویی قائل به ساختارگرایی هستم و مشکلات را معلول ساختار می‌بینم. اینکه چرا در کتاب انگشت بیشتر به سوی سیاستگذاران است تا مردم دلیلش همین است. اساسا ما چرا باید از جامعه‌شناسی و علوم سیاسی خوانده‌ها توقع داشته باشیم که نقطه قوت‌ها را هم بگویند در حالیکه وظیفه اینها بیان مسائل و مشکلات است.  عباس کاظمی، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی با بیان اینکه فاضلی یک علوم اجتماعی خوانده با تجربه آشنایی با روند سیاستگذاری‌هاست، گفت: او همچنین پس زمینه مهندسی دارد و به همین دلیل تمام رفت و برگشت بین دنیای علم و علوم اجتماعی و تلفیق آنها را انجام داده است. توان زبانی خوبی هم برای داستان گفتن و خاطره گفتن در او می‌بینیم. وقتی که متنی در تلگرام منتشر می‌شود مخاطبش متفاوت از مخاطب است که کتاب می‌خواند و سوال اینجاست که چطور می‌توان کتابی با محتوای تلگرامی منتشر کرد که برای مخاطب کتابخوان هم جذاب باشد.  کاظمی افزود: ما اساسا با دو الگوی روشنفکری در ایران مواجه هستیم؛ الگویی بر مبنای گفت‌وگو با مدیران سیاسی و روشنفکری بر مبنای گفت‌وگو با مردم. کمتر جامعه‌شناسی هم داریم که به صورت مستمر با سیاستگذاران صحبت کند و حتی نظرات خود را در این باره منتشر کند. این که چقدر چنین متن‌هایی در روند سیاستگذاری‌های ما تاثیرگذار بوده زود است که قضاوت شود و هنوز فرصت زیادی است تا فاضلی این مسیر را ادامه دهد و بعد نتیجه‌اش را روی سیاستگذاران ببیند. فاضلی برای وارد کردن ایده‌های جامعه‌شناسی به عرصه عمومی موفق بوده و مفاهیمی را از دل کنش‌های روزمره که خاطره عام بین جامعه دارد بیرون کشیده است. مفاهیمی که چون روزمره هستند به سرعت به گردش درمی‌آیند و منتقل می‌شوند.  او سپس در نقد اثر گفت: به نظر می‌رسد فاضلی در کتاب مسائل مثبت را نادیده گرفته و چنان وانمود می‌کند که ما با یک جامعه کاملا از هم پاشیده روبه‌رو هستیم با این حال تاکید زیادی روی بحران‌ها و اینکه پیامده آنها چیست نشده است. آیا این رویکرد ناامیدانه باعث فراری شدن مردم از کشور نمی‌شود؟ کتاب امید هم می‌دهد ولی در کل فضای بحرانی را ترسیم می‌کند که بیشتر باعث استرس و ناامیدی می‌شود. به واقع ما به کسی که در آستانه مرگ است اجازه داریم بگوییم که داری می‌میری. نکته مهم دیگر آنکه وقتی متنی در تلگرام منتشر می‌شود نیازی به ارجاع و سند ندارد اما اگر این متن کتاب شد باید به منبع ارجاع دهیم. فاضلی در سه یا چهار سال اخیر در سیاستگذاری‌ها مشاوره داده ولی در این کتاب صرفاً نقش اپوزیسیون را ایفا می‌کند. در حالی که مخاطب انتظار دارد او درباره کارهایی که در سیاستگذاری صورت گرفته نیز آمار و سندی ارایه دهد.  مسعود عالمی‌نیسی با بیان اینکه ویژگی اصلی کتاب دغدغه‌مند بودن آن است عنوان کرد: فاضلی قلم دوست‌داشتنی‌ای هم دارد و اصرار او بر گفت‌وگو را بسیار می‌پسندم آن هم گفت‌وگویی در آرامش و بدون تهمت‌زدن. با این حال مقوله‌ای مانند جلد کتاب شائبه‌ انتخابات را به وجود می‌آورد و همین طور که آقای کاظمی اشاره کرد، نداشتن منبع در تحلیل‌ها مشکل‌ساز است چراکه احتمالا در مقاله‌ها و پژوهش‌هایی به این کتاب ارجاع داده می‌شود ولی خودش منبعی ندارد. از نظر من کتاب ظرفی از شکلات‌هاست که سیری کاذب به ما می‌دهد یعنی خواننده با خواندن کتاب به این نتیجه می‌رسد که آگاهی کامل نسبت به مسائل اجتماعی دارد در حالی که این تحلیل‌های اجتماعی آمار و داده‌هایی به‌عنوان منبع ندارند.  او ادامه داد: علاوه بر این یک سطحی از پوپولیسم که می‌دانم فاضلی از آن فراری است در کتاب احساس می‌شود. و احتمالا ناشی از حرکت نویسنده به سمت مردمی‌شدن و عمومی‌کردن جامعه‌شناسی است؛ یعنی برخی از جملات از سطح دانش عمومی و رسانه‌ای بالاتر نرفته است. برخی تعابیر مثل جامعه مسائل حل نشده نیز به نظرم تعابیر بسیار سنگینی است ما بالاخره در این جامعه مشغول زندگی هستیم اینکه مسائل ما بدخیم و به نوعی غیرقابل حل معرفی شوند ناامیدانه است. آیا ما واقعا هیچ نقطه قوتی نداریم؟ مجتبی لشکربلوکی هم در این نشست طی سخنانی گفت: کتاب مجموعه‌ای از مسائل و راه‌حل‌هاست و از عناصر شناخته‌شده فرهنگی و اجتماعی برای توضیح مسائل استفاده می‌کند. این یعنی فاضلی برای مفهوم‌سازی یک توانمندی از خود نشان می‌دهد. فاضلی همچنین در نوشته‌های خود وارد دعواهای سیاسی نشده است. اما کتاب از آنجا که متن‌های جداگانه تلگرامی است و استقرایی نوشته شده انسجام لازم را ندارد و همان‌طور که اشاره شد تلخ‌کامی ناشی از خواندن کتاب از امیدواری بیشتر است. در حالی که برای کتابی با عنوان دغدغه ایران ما نیاز به یک نگرانی توام با امیدواری داریم. او ادامه داد: لبه تیز نقد نیز به سمت مدیران و مسئولان گرفته شده و گویی مردم همه آدم‌های خوب و فرشته صفتی هستند که اسیر مدیران مساله‌دار شده‌اند تعابیری فرسایش تمدنی هم برآیندی بحران‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ... بسیار سنگین است. در کتاب به این مسائل کمتر پرداخته شده که چرا ما همه چیز خارج را خوب می‌بینیم و مشکلات خودمان را بزرگ و اینکه چرای روی کاری تا انتها تمرکز نمی‌کنیم و کلی قانون روی زمین مانده داریم. واقعیت این است که ما سواد مالی، جنسی و رسانه‌ای نداریم و اصلاح مشکلات جامعه به چنین فرهنگ‌سازی و سوادی نیاز دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد.  امیر ناظمی عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور هم با بیان اینکه فاضلی یک روشنفکر است گفت: اما سوال این است که آیا نگارش چنین کتابی کار یک روشنفکر و یک عمل روشنفکرانه است؟ روشنفکر خاص کسی است که موضوعات مختلف را با عینک خودش و بر اساس تخصصی که دارد حلاجی می‌کند. مخاطب این روشنفکر فردی است که در حوزه دیگر تخصص دارد و او به عنوان زبان میانجی دست به کار می‌شود. بر این اساس مشکلم این است که این متن‌های تلگرامی از منظر جامعه‌شناسی به موضوعات پرداخته و نه از منظر یک روشنفکر عام. متن‌ها هرکدام یک جلال آل‌احمد امروزی را به یاد من می‌آورد و دیگر تاریخ انقضای متن‌های آل‌احمدی گذشته و نیاز داریم تا روشنفکر ما با عینک تخصصی و مشخصی به مسائل نگاه کند.  او گفت: می‌پذیریم که در متن تلگرامی نیازی به سند و منبع نداریم ولی در مورد یک کتاب عدم منبع مشکل‌ساز است. البته کتاب نقاط قوت خوبی هم دارد و مثلا از استعاره‌های خوبی برای تبیین مسائل استفاده کرده است.   ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 25 Jun 2019 06:31:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/277352/ناظمی-تاریخ-انقضای-متن-های-آل-احمدی-سر-آمده پیام ادیان جهانی‌تر از معیارهای سوسیالیسم و سرمایه‌داری است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/277319/پیام-ادیان-جهانی-تر-معیارهای-سوسیالیسم-سرمایه-داری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ماکسیم رودنسون در کتاب «اسلام و سرمایه‌داری» سعی دارد به این پرسش‌ها پاسخ بدهد که آیا آن‌چه اسلام تجویز می‌کند به سود اعمال شیوه تولید سرمایه‌داری (یا شیوه‌های همانند آن) است یا در جهت بازداشتن و پرهیز از این اعمال می‌باشد؟ و یا اینکه این احکام در مورد اعمال یاد شده وجهی خنثی دارند؟ او در این مسیر با استناد قرار دادن قرآن تاکید دارد که بی‌گمان قرآن رساله‌ای درباره اقتصاد سیاسی نیست و بیهوده است اگر بکوشیم که تصدیق یا طرد سرمایه‌داری به معنای مطلق را در آن جست‌وجو کنیم. اما آیا نمی‌توان دست‌کم ارزیابی‌هایی از آن نهادهای اقتصادی که خصلتا سرمایه‌داری تلقی می‌شوند ـ یا عناصر و بنیادهای شکل‌بندی اقتصادی- اجتماعی سرمایه‌داری را تشکیل می‌دهند ـ در این کتاب پیدا کرد؟ رودنسون در اثر خود مطرح می‌کند که  قرآن چیزی علیه مالکیت خصوصی ندارد، چراکه برای نمونه، خود قواعدی برای توارث می‌نهد. حتی قرآن توصیه می‌کند که برخی از نابرابری‌ها مورد اعتراض قرار نگیرد و بدین قناعت می‌کند که ناپارسایی ثروتمندان را نکوهش کند و بر بی‌ثمری ثروت در پیشگاه داوری خداوند و وسوسه غفلت از دین (به خاطر ثروت)  تاکید ورزد. سپس این بحث را به پیش می‌کشد که آیا قرآن مالکیت به صورت وسایل تولید را از این قاعده مستثنی می‌ساز؟ و پاسخ می‌دهد کاملا روشن است که این مفهوم هرگز برای پیغمبر مطرح نگشته بود. کار دستمزدی، نهادی طبیعی است که در مورد آن اعتراضی نمی‌تواند باشد. بارها قرآن از دستمزد یا اجر انسان در ارتباط با خداوند سخن می‌گوید. نویسنده همچنین با مقایسه اسلام با دین‌هایی که متون مقدس آن‌ها فعالیت اقتصادی را کلا نمی‌پسندند و به پیروانشان اندرز می‌دهند که از خدا بخواهند تا روزی آن‌ها فراهم سازد، یا دقیق‌تر دنبال سود رفتن را به چشم حقارت می‌نگرند، متذکر می‌‌شود که اسلام به فعالیت بازرگانی به چشم خوب نگاه می‌کند. قرآن نه تنها نمی‌گوید که شخص باید سهم خویش را از این دنیا فراموش کند(سوره «قصص» آیه ۷۷) بلکه می‌گوید که درست این است که عمل دینی و زندگی مادی را با هم ترکیب کند و حتی در مدت زیارت نیز تجارت کند و تا آنجا پیش می‌رود که از سو تجاری به عنوان «فضل خداوندی» یاد می‌کند (سوره بقره، آیه‌های ۱۹۴-۱۹۳، ۱۹۸-۱۹۷، سوره جمعه، آیه‌های ۹ و ۱۰) البته رودنسون این نکته را نیز از نظر دور نداشته که حق مالکیت مورد پذیرش اسلام نیز به وسیله ملاحظات خاصی، چون حقی که هرکسی برای زندگی کردن دارد، محدود می‌شود. مثلا مردی که از گرسنگی رو به مرگ است، این حق را دارد که کمترین آذوقه‌ای را که برای زنده ماندن نیاز دارد به زیان مالک «قانونی» بردارد (حتی به زور البته اگر نتواند از راه دیگری آن را به دست بیاورد)، اما یادآور می‌شود چنین محدودیت‌هایی از سوی متالهان مسیحی نیز تصویب گشته‌اند و همچنین در انواع قوانین، چه دینی و چه دنیوی، نیز این محدودیت‌ها نهاده شده‌اند. یعنی همه این‌ها در عمل به هیچ‌روی مالک مسلمان دارایی خصوصی را از کاربرد مشروع دارایی‌اش به منظور بهره‌برداری به شیوه سرمایه‌داری، باز نمی‌دارد و محدودیت‌های قانونی، دینی، اخلاقی یا مرسومی که او در این راه دارد ذره‌ای از محدودیت‌های یک مالم خصوصی مسیحی بیشتر نیستند.  محسن ثلاثی (مترجم کتاب) در گفت‌وگو با ایبنا؛ به تشریح این بحث می‌پردازد که اساسا می‌توان یافتن نمودهایی مثل پذیرش مالکیت خصوصی؛ کار مزدی و ... را نشانی از زمینه‌سازی اسلام برای فراهم شدن مناسبات سرمایه‌داری تلقی کرد؟ و به اين پرسش پاسخ می‌دهد که مفهوم «جامعه بی‌طبقه توحیدی» چقدر می‌تواند مبنای عینی و عملی بیابد. آیا نبود مخالفت با روش‌های اقتصادی نوین و پیشرو در سنت دینی اسلامی؛ یا اینکه در قرآن چیزی علیه مالکیت خصوصی وجود ندارد و ما حتی با قواعد توارث و پذیرش کار مزدی از سوی اسلام مواجه هستیم را می‌توان به زمینه‌سازی این دین برای بروز و ظهور سرمایه‌داری تعبیر کرد؟ این کتاب بیشتر در پاسخ به نظریه ماکس وبر نوشته شده که در کتاب «اخلاق پروتستانی و روح سرمایه‌داری» عنوان می‌کند در میان مذاهب جهان فقط مسیحیت کالونی؛یعنی مسیحیت پروتستانی شاخه کالون است که معتقد بوده کار برای جلوگیری انسان از وسوسه شیطانی مسئله‌ مهمی است. یعنی شما باید با اشتغال به یک کار خودتان را از هوس‌های شیطانی خلاص کنید و بعد کار خودش نوعی عامل انضباط‌دهنده به انسان معرفی می‌شود که او را از هر نوع کج‌روی و هوس‌رانی‌های بیش از اندازه دور می‌کند. از طرف دیگر این نظریه وبر می‌گوید کسی که موفق شده، موفقیتش ناشی از لطف و خواست خدا بوده و دست خودش نیست. اگر بخواهیم بسنجیم که خدا به چه دلیل و به چه کسانی لطف کرده یا می‌کند مبنایش همین است که خداوند به فردی توفیق مادی داده است یا خیر. به عبارت دیگر یکی از نشانه‌های نظرکردگی یک مومن در این شاخه پروتستانی همین است که فرد به ثروت رسیده باشد. درواقع در این دیدگاه هرکسی بنا بر موفقیت در کسب‌وکار می‌تواند بفهمد که خدا چقدر به او لطف دارد.  همچنین در این دیدگاه، کسی کار خداپسندانه انجام می‌دهد که نتیجه کار خودش را صرف عیش و نوش نکند پس وقتی شما نمی‌توانی از مواهب مادی دارایی خودتان بهره ببرید و بنا هم نیست پول‌تان را دور بریزید باید آن را سرمایه‌گذاری کنید. همه این موارد منتهی به سرمایه‌گذاری پشت سرمایه‌گذاری می‌شود و حجم سرمایه را در جامعه زیاد می‌کند و امکان تسلط سرمایه بر جامعه را هم بالا می‌برد.  به همین خاطراز دید وبر این نوع فرقه پروتستانی مشوق سرمایه‌داری است؛ نه اینکه خودش خواسته باشد سرمایه‌داری را رواج بدهد بلکه به طور غیر مستقیم باعث ترویج و توصیه و رشد سرمایه‌داری شده است. وبر در یک جاهایی هم اشاره می‌کند که اسلام اینگونه نبوده است. ماکسیم رودنسون در این کتاب می‌گوید که اسلام هیچ‌وقت نه در قرآن و نه در احادیث مخالفتی با سرمایه‌داری نداشته و اساسا اسلام در مکه که یکی از مراکز بازرگانی و تجارت آن زمان بود رشد کرده است. مضاف بر اینکه خود پیامبر هم فرد بازرگانی بوده و در میان بزرگان سنی و شیعه هم هیچ‌کسی را نمی‌شناسیم که داشتن سرمایه و ثروت را ننگ و مایه نکبت بداند.   رودنسون حتی نتیجه می‌گیرد که اسلام خودش مشوق سرمایه‌داری البته نه به آن شکلی که امروز ما سرمایه‌داری را می‌شناسیم بوده است. اساسا این چیزی که ما امروز به عنوان سرمایه‌داری می‌شناسیم یک پدیده جدید سیاسی، اقتصادی و اجتماعی‌ست و نمی‌توان کارهای بازرگانی را که در زمان حضرت محمد(ص) در مکه صورت می‌گرفت، بر اساس آن قضاوت کرد. منتها به هر حال از آنجایی که مکه خود محل بازرگانی و تجارت بوده و خود پیامبر هم در این زمینه فعال بوده می‌توان نتیجه گرفت که اسلام هیچ مخالفت اصولی با کار تجاری و کسب درآمد و ثروت نداشته است.    پاسخ ماکسیم رودنسون به این پرسش چیست که چرا این زمینه‌های پذیرش اقتصاد و سرمایه از سوی اسلام منجر به پیشرفت اقتصادی و توسعه به همان میزانی که در اروپای مسیحی شاهدش هستیم نشده است؟  اگر می‌بینیم که در کشورهای اسلامی سرمایه‌داری یا به نوعی رشد اقتصادی و توسعه بروز و ظهور نداشته مطمئنا عواملی خارج از دین و مذهب در این امر دخیل بوده‌اند. عواملی مثل فردگرایی و عدم وجود استبداد شدید در بخش غربی جهان و وجود استبداد شدید در بخش شرقی جهان اجازه رشد و توسعه سرمایه را نمی‌داد شاید به همین علت است که کشورهای مسلمان با وجود رشد فرهنگی بالاتر نسبت به غربی‌ها در دوره‌ای مصادف با قرون وسطی، نتوانسته‌اند این رشد را به حدی برسانند که به سرمایه‌داری و توسعه برسند. منظور رودنسون این است که اینجا نمی‌توان اسلام را مانع رشد و توسعه و سرمایه‌داری دانست و عوامل دیگری هم در کار بوده که جلوی آن را گرفته‌اند و دلیل به سرمایه‌داری نرسیدن این جوامع مسلمان بودن آن‌ها نیست. علاوه بر این‌ها اساسا کسب‌وکار و حرفه بازرگانی درمیان تمام جوامع سنتی و امپراتوری‌های قدیم رشته نازلی بوده و هیچ بازرگانی را در رده بالای اجتماعی آن دوره نمی‌بینیم و این شغل از حرفه‌های طبقه اشراف نبوده است. پس آنچه را که به نام «جامعه بی‌طبقه توحیدی» از سوی برخی مسلمانان می‌شنویم؛  مبنای واقعی و عملی ندارد؟ این یکی از مباحثی‌ست که رودنسون به قدر کافی در کتاب به آن پرداخته است. از دید او اینکه برخی و بعضا مسلمان‌های سوسیالیست فکر می‌کنند اسلام دینی است که به سوسیالیسم نزدیک است مبنای درستی ندارد. آن حدی را که اسلام برای برابری انسان‌ها قائل است، در ادیان دیگر هم می‌توان پیدا کرد و اسلام به هیچ‌وجهی طرفدار برابری مطلق آدم‌ها نبوده و نمی‌خواسته که همه امور در دست طبقات مختلف مردم یا طبقه خاصی باشد یا اینکه قصدش این باشد که برابری محض بین تمام افراد جامعه اسلامی برقرار کند. رودنسون اینگونه نتیجه می‌گیرد که چنین حدیثی یا آیه‌ای و آموزه‌ای را در اسلام نمی‌توان پیدا کرد و کسانی که می‌خواهند حتما سوسیالیسم را به اسلام نسبت بدهند حرف‌های‌شان مبنای علمی و تاریخی ندارد. او اصلا موافق کسانی نیست که استنباط سوسیالیستی از اسلام می‌کنند.  با توجه به آنچه که وبر درباره مسیحیت و ماکسیم رودنسون درباره اسلام می‌گوید می‌توان مدعی شد که اساسا تمامی ادیان به نوعی تعریف افقی از طبقه اجتماعی دارند و نهایتا در آموزه‌های خود طبقات عمودی جامعه را خنثی می‌کنند؟ یعنی می‌توان مدعی شد عدالت اجتماعی مورد نظر ادیان با آنچه که ما امروز در مناسبات اجتماعی با آن طرف هستیم متفاوت است؟یا اینکه اصلا چیزی که ما امروز به نام برابری حقوق اجتماعی می‌شناسیم طی دوران نیاز و خواسته‌اش برای انسان به وجود آمده و به نوعی نتیجه سیر تکامل اجتماعی است و  در دوره بروز و ظهور ادیان چنین تعریفی مبای نیاز انسان نبوده و دغدغه‌اش وجود نداشته که دین بخواهد برایش راه‌کاری ارائه بدهد. مخاطبان ادیان بزرگ و جهانی یک قشر خاص یا طبقه خاص نیستند. در همه ادیان برای طبقات مختلف یک نوع تشویق‌ها و تهذيب‌هایی وجود دارد. یعنی یک دین بزرگ خودش را مختص به یک طبقه خاص نمی‌داند و همه جامعه را به تساوی مخاطب قرار می‌دهد و می‌خواهند جمعیت بسیار عظیمی را به عنوان مومنان خودشان داشته باشند؛ نه صرفا یک جمعیت کوچک و طبقه خاص از بین طبقات جامعه. اصولاً پیام ادیان جهانی‌تر و منطبق با معیارهایی فراتر از سوسیالیسم و سرمایه‌داری و مناسبات بشری است. به عبارت دیگر ادیان مرزهای مناسبات اجتماعی بشری را در می‌نوردند و اساسا برای این ساخته شده‌اند که فاصله میان طبقات را از بین ببرند و درضمن طرفدار برابری مطلق آدم‌ها هم نیستند. اگر قرار بود چنین رویکردی داشته باشند عده زیادی از جمعیت جهان را از خودشان می‌راندند و اصولا ادیان می‌خواهند تا جایی که ممکن است طبقات مختلف اجتماعی را به خودشان جذب کنند. درواقع در هیچ‌کجا شما برابری توحیدی اسلامی به معنای نزدیک به سوسیالیسم اسلامی را نمی‌توانید پیدا کنید. بالاخره اسلام بردگی را لغو نکرده بود. البته تذکر داده شده بود آدم برده‌دار؛ برده‌اش را آزاد کند ولی حکمی دال بر لغو بردگی صادر نکرده و در جامعه اسلامی پس از پیامبر برده آزاد‌نشده هم داشته‌ایم. اتفاقا آن‌هایی هم که برده داشتند مسلمانان مومنی بوده‌اند نه اینکه افراد بی‌دینی باشند. از سوی دیگر اصلا برخی برابری را عدالت نمی‌دانند و برخی از متفکران اجتماعی معتقدند معنا ندارد افرادی که زحمت بیشتر می‌کشند و تلاش بیشتری می‌کنند با آدم‌های دیگر برابر باشند. یعنی عدالت اجتماعی و برابری لزوما همخوان نیستند و ممکن است یکی از ارکان عدالت اجتماعی نابرابری باشد.  محدودیت اخلاقی در بحث سود و زیان یا مقوله‌ای مثل ربا در اسلام؛ چگونه با بحث سود بانکی در بانک‌داری اسلامی، یا آنچه که حتی همین چند وقت اخیر از سوی یکی از مراجع مورد اعتراض قرار گرفت یعنی مسابقات تلویزیونی و پرداخت‌های مربوط به آن... هم‌پوشانی پیدا می‌کند؟ تکاثر سرمایه یا انباشت سرمایه در جوامع بدوی مکه و مدینه و یا جوامع مسیحی تا قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم آنقدر زیاد نبود. سرمایه باید حجم زیادی پیدا کند تا سرمایه‌داری در سطح وسیع بر جامعه حاکم شود. در هیچ‌یک از ادیان بزرگ سرمایه تا این حد وجود نداشت. مثلا در مورد ربا و پول قرض دادن و ... باید گفت اکثر آدم‌ها تقریبا در نظام معیشتی‌شان و گذران زندگی‌شان خودکفا بودند و نیازی به پول با حجم عظیم نداشتند. این‌طور نبوده اگر کسی می‌خواسته کسب‌وکاری راه بیندازد به بانک بزرگی مراجعه کند و قرض بزرگی به عنوان وام دریافت کند. به عبارت دیگر جوامع از بعد مالی تا این اندازه وسیع نشده بودند که موضوع قرض و ربا مسئله مهمی باشد. امروزه است که تا یک بانک و سرمایه‌گذار بزرگ از شما حمایت نکند نمی‌توانید تولید و کسب‌وکاری راه بیندازید. سرمایه‌دارانی هم که مثلا از استارت‌آپ‌ها حمایت مالی می‌کنند خودشان پولی ندارند و ما در واقعیت با یک سیستم بانکی طرف هستیم، حتی گوگل و اپل هم به واسطه سرمایه‌داران تامین مالی می‌شوند.  ماکسیم رودنسون همچنین این نکته را در کتاب پیش می‌کشد که در اسلام تلقی دشمنانه نسبت به پول‌داران و سرمایه‌داران وجود ندارد؛ هرچه که در فرقه‌ای مثل اسماعیلیه نمودی از این تخاصم نسبت به پول‌داران را می‌بینیم چیزی که در مورد پیروان مسیحیت هم به صورت نمونه‌ای مثلا در مورد رابین‌ هود وجود دارد؛ همه این‌ها می‌توان این تلقی را به ما بدهد که اساس این تخاصم نسبت به پول‌داران  از دل دین بیرون نیامده و بروز آن ناشی از مقولات اجتماعی است. در صدر مسیحیت هم هیچ دشمنی خاصی با سرمایه‌داران و آدم‌های متمول و طبقات بالای اجتماعی وجود نداشته است. هرچند بیشتر تمایل داشته تا طبقات برده را که در یونان و رم باستان به ۳۰ تا ۴۰ درصد جامعه می‌رسیدند، جذب کند و اساسا می‌توان گفت با روی آوردن بردگان به مسیحیت؛ این دین رشد پیدا کرده است. همچنین چهار حواری مهم مسیحی هم اهل کسب‌وکار و تجارت بوده‌اند. رودنسون می‌گوید اسلام هم مثل دیگر ادیان بزرگ دشمنی خاصی با سرمایه و سرمایه‌داران ندارد و دشمنی خاصی هم با طبقات فقیر ندارد و هر طبقه را با احادیث و آیاتی که دارد کم‌وبیش تائید می‌کند و هیچ مخالفت خصمانه‌ای با هیچ طبقه اجتماعی ندارد. واقعیت این است که در دین‌های بزرگ مثل اسلام و مسیحیت، پيامبر، پیامبر همه طبقات اجتماعی‌ست و یک دین نمی‌توانسته یک طبقه سوگلی برای خودش معرفی کند. هدف اصلی نویسنده این است که بگوید این‌هایی که سروصدا راه انداخته‌اند و اسلام را مبشر و مروج سوسیالیسم معرفی می‌کنند هیچ مستندات و شواهدی دال بر نظرشان در دست نیست. خاصه آنکه آیا تجمیع گفته‌های ماکس وبر و ماکسیم رودنسون نمی‌تواند نشان‌دهنده این باشد که شکل‌بندی اقتصادی در نظام سرمایه‌داری امروز مسئله اجتماعی‌ست نه دینی؟ دین هم بالاخره یک امر اجتماعی‌ست؛ اما دین یکی از ارکان امر اجتماعی‌ست و عوامل دیگری هم در شکل‌دهی به پدیده‌های اجتماعی دخیل هستند. البته شکی نیست که دین تا امروز یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده امر اجتماعی بوده و هست.  ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 25 Jun 2019 06:10:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/277319/پیام-ادیان-جهانی-تر-معیارهای-سوسیالیسم-سرمایه-داری کنفرانس ادعا و اثبات برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277370/کنفرانس-ادعا-اثبات-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کنفرانس ادعا و اثبات در روزهای ۱۲ تا ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۹ در دانشگاه سلنتو ـ ایتالیا برگزار می‌شود.   موضوعات پیشنهادی و محوری کنفرانس شامل، سیستم‌های منطقی برای بیان، سازگاری و اعتقاد، ادعا و انکار، استدلال استنتاج، جنبه‌های منطقی ادعا و نفی، منطق اکتسابی و عملی برای ادعاها و دیگر اعمال گفتاری، اظهارنظر و محتوا (محتوای گزاره‌ای و…)، اظهار نظر، دانش و جهل، اظهارنظر و زمینه، اظهار نظر و (رسمی) استدلال، تاریخ و فلسفه مفهوم منطقی ادعا و… است. علاقه‌مندان به این موضوعات می‌توانند با ارسال چکیده آثار خود به آدرس ایمیل assertionproof@gmail.com در این کنفرانس مشارکت کنند. مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۵ ژوئیه ۲۰۱۹ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس https://philevents.org/event/show/73690 مراجعه شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Tue, 25 Jun 2019 09:41:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277370/کنفرانس-ادعا-اثبات-برگزار-می-شود نکوداشت مقام علمی مرحوم محسن جهانگیری برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277440/نکوداشت-مقام-علمی-مرحوم-محسن-جهانگیری-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نخستین نشست تخصصی از سلسله نشست‌های حوزه نشر دانشگاهی با عنوان «نشر دانشگاهی در حوزه فلسفه» برگزار می‌شود.   این نشست، یادبود علمی مرحوم محسن جهانگیری است که در آن رضا داوری اردکانی، سیدمحمدرضا بهشتی، نصرالله حکمت و شهین اعوانی سخنرانی می‌کنند. جلسه فوق، با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی و دبیرخانه جشنواره بین المللی فارابی، روز دوشنبه ۱۰ تیر ماه۱۳۹۸ از ساعت 17 تا 19 در سالن خیام خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود. ورود برای علاقمندان در این نشست آزاد است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 26 Jun 2019 11:00:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277440/نکوداشت-مقام-علمی-مرحوم-محسن-جهانگیری-برگزار-می-شود فروشگاه انقلاب انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) افتتاح می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/277435/فروشگاه-انقلاب-انتشارات-دانشگاه-امام-صادق-ع-افتتاح-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مراسم افتتاحیه فروشگاه انقلاب انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام روز یکشنبه مورخ 23 تیر از ساعت 10 تا 12 برگزار می‌شود. در این مراسم سعدی رئیس دانشگاه امام صادق(ع)، حجت‌الاسلام میر لوحی مدیر روابط عمومی دانشگاه، هومان حسن‌پور رییس اتحادیه ناشران و کتابفروشان، محسن جوادی معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،‌ مهدی اسماعیلی راد مدیر عامل شرکت تعاونی ناشران آموزشی، نیکنام حسینی پور مدیر عامل خانه کتاب و جمعی از اساتید و فرهیختگان حضور خواهند داشت. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند به نشانی خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان فخر رازی و خیابان دانشگاه، ساختمان پارسا، واحد 2 و 3 مراجعه کنند. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 26 Jun 2019 11:43:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/277435/فروشگاه-انقلاب-انتشارات-دانشگاه-امام-صادق-ع-افتتاح-می-شود نشست «نقد کتاب مرگ مدرسه؟» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277441/نشست-نقد-کتاب-مرگ-مدرسه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) پانزدهمین نشست کافه‌خرد با موضوع «نقد کتاب مرگ مدرسه؟» با همکاری پایگاه خبری رب برگزار می‌شود. این نشست با محوریت کتاب مرگ مدرسه، نگاه‌های انتقادی به کارآمدی مدرسه را به گفت‌وگو می‌گذارد.   برنامه ارائه این نشست به شرح زیر است: در دوران پیش رو، چه کارکردی برای مدرسه می‌توان در نظر گرفت؟ علی‌رضا صادق‌زاده چگونه در مرگ می‌توان حیات مدرسه را جست‌وجو کرد؟ محمود مهرمحمدی نظام آموزش مدرسه‌ای در ایران پساانقلاب اسلامی: پرسش از امکان / چگونگی ادامۀ حیات؛ علی لطیفی نهاد مدرسه در ایران چگونه با روانشناسی‌بسندگی اتانازی می‌کند؟ حبیب رحیم‌پور ازغدی چه چیزی مدرسه را می‌میراند؟ یحیی قائدی نظام مدرسه‌ای چگونه از مرگ نجات خواهد یافت؟ علی‌رضا صادقی کدامیک بقای مدرسه را تضمین می‌کنند: مدرسه شناختی یا مدرسۀ موفق؟ ابوطالب سعادتی تجربه زیسته زندگی با دانش‌آموزان روستا؛ اسماعیل آذری‌نژاد همچنین نعمت‌الله فاضلی و مرتضی نظری، از نویسندگان کتاب، در این نشست حضور خواهند داشت. نشست «کارآمدی و بقای مدرسه»، ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶ در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار خواهد شد. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 26 Jun 2019 11:26:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277441/نشست-نقد-کتاب-مرگ-مدرسه-برگزار-می-شود کنفرانس تاریخ منطق برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277444/کنفرانس-تاریخ-منطق-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کنفرانس تاریخ منطق در روز ۱۴ و ۱۵ فوریه ۲۰۲۱ در دبی- امارات متحده عربی برگزار می‌شود.   محور کلی موضوعات شامل تاریخچه فلسفه غرب، منطق و فلسفه، فلسفه ریاضیات، تاریخ منطق، منطق نمادی، نظریه استدلال، مبانی فلسفی منطق، سنت منطق و فلسفه روم است. علاقه‌مندان به موضوعات فوق می‌توانند با ارسال چکیده آثار خود به https://waset.org/apply/2021/02/Dubai/ICHL?step=2 در این کنفرانس مشارکت کنند. مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۱۵ نوامبر ۲۰۲۰ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://waset.org/conference/2021/02/Dubai/ICHL مراجعه شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 26 Jun 2019 11:24:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/277444/کنفرانس-تاریخ-منطق-برگزار-می-شود «حق حیوان، خطای انسان» روی میز منتقدان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/277447/حق-حیوان-خطای-انسان-روی-میز-منتقدان به گزارش خبرگزاری انسان (ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «حق حیوان، خطای انسان» نوشته تام ریگان روز یکشنبه نهم تیرماه در سرای اهل قلم برگزار می‌شود. امیرحسین خداپرست و اردشیر منصوری مهمانان این نشست هستند. کتاب «حق حیوان، خطای انسان؛ درآمدی بر فلسفه اخلاق» را نشر کرگدن در چارچوب مجموعه «از منظر اخلاقی» که با ویراستاری علمی امیرحسین خداپرست تهیه می‌شود منتشر کرده است. این کتاب تلاشی است برای استدلال عقلانی در جهت حمایت از حقوق حیوانات. این کتاب را «تام ریگان» نوشته است. استاد فلسفه در دانشگاه کارولینای شمالی که فعالان حقوق حیوانات به او لقب «پدر حقوق حیوانات» داده‌اند. علاقه‌مندان برای شرکت در این جلسه می‌توانند روز یکشنبه نهم تیرماه ساعت ۱۶ تا ۱۸ به سرای اهل قلم به نشانی خیایان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه‌نصیر، پلاک ۲ مراجعه کنند. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 26 Jun 2019 11:45:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/277447/حق-حیوان-خطای-انسان-روی-میز-منتقدان پیوند میان هنر و روان‌کاوی پس از فروید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/277436/پیوند-میان-هنر-روان-کاوی-فروید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «لکان در قابی دیگر» نوشته استیون زد.لواین تلاشی است برای تشریح دغدغه‌های هنری روان‌کاو فرویدی، ژاک لکان، که با شعار معروف «بازگشت به فروید» در پی آشکار ساختن بنیادهای هر پرسش و حقایق نهفته در پس هر اثر است. اکثر ارجاعات لکان به هنر از خلال سخنرانی‌های هفتگی او در پاریس و در برابر گستره‌ای از روان‌شناسان، فیلسوفان، شاعران نقاشان و دیگر علاقه‌مندان انجام‌ می‌شد. لکان از ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۳ در مرکز روان‌درمانی قدیس‌آن به سخنرانی می‌پرداخت که مخاطب آن در ابتدا عبارت بودند از روان‌کاوان و روان‌کاوان تحت تعلیم انجمن روان‌کاوی پاریس، که او در سال ۱۹۳۴ به عضویت آن درآمده بود، و افرادی از انجمن فرانسوی روان‌کاوی که او در سال ۱۹۵۳ به تشکیل آن کمک کرده بود.  مهدی ملک مترجم اثر در مقدمه‌ای که برای کتاب نوشته تاکید دارد که بیش از یک قرن از آغاز خوانش‌های روان‌کاوانه از هنر می‌گذرد و اکنون بخش مهمی از تفسیر آثار هنری با ترسیم جنبه‌های روان‌کاوانه آن‌ها معنا می‌یابد. به‌باور استیون زد.لواین، خوانش‌های روان‌کاوانه از آثار هنری به‌ویژه از آن رو اهمیت دارند که لایه‌های ناخودآگاه سوژه‌های بصری امروز را گره‌گشایی کرده و عاقبت امکان رهایی او را فراهم می‌کنند. در پیش‌گفتار کتاب با عنوان «چرا لکان؟» نیز درباره پیوند میان هنر و روان‌کاوی آمده است: «پیوند میان هنر و روان‌کاوی پس از فروید دو مسیر متفاوت را طی می‌کند: نخست خوانش‌های اسطوره‌محور یونگ و پیروانش از آثار هنری به مثابه تجسد افکار، تصورات و عواطف جمعی با به یک معنا نوعی «ناخودآگاهی جمعی» سرکوب‌شده که به میانجی کهن‌الگوهایی مشترک در تاریخ فرهنگ‌های گوناگون حضور دارد. مسیری که در آن وظیفه نویسنده کشف الگوها و مفاهیم مقرر و فروبسته‌ای چون سایه، آنیما و آنیموس، نقاب و ... در اثر هنری است. مسیر دوم شاهراه ناهموار لکان و لکانی‌هاست. دهرچقدر یونگ و پیروانش بر فاصله‌گیری از فروید تاکید می‌کنند، در مقابل شعار همیشگی لکان، بازگشت به فروید است. با این حال هر تکرار . بازگشتی پیشاپیش تفاوتی را در خود نهفته دارد و از این رو بازگشت لکان به فروید نیز با سویه‌هایی اساسا متفاوت همراه است.» به عبارت دیگر ادعای کتاب این است که آموزه‌های لکان بر مبنای سه بعد تجربه امر واقع، نمادین و خیالی که موقعیت ما را نه در چنگال آهنین غرایز بلکه در دام منعطف و نرم فرهنگی سه ساحت از تجربه انسانی تبیین می‌کند، رویکردهای مفیدی را برای ما در مواجهه با درباره چگونگی تبدیل شدن‌مان به عضو جدیدی از گروه‌های فرهنگی کاملا متفاوت و پرسش‌های اساسی در زندگی و هنر پیشنهاد می‌کند. عناوین سرفصل‌های کتاب نیز عبارتند از: رمز داوینچی از منظر لکان، شی‌ء از دنیایی دیگر، ابژه گم‌شده، تصویر چیست؟، نشانگر بازنمایی، زن هستیم یا مرد؟، لذت ببر. کتاب «لکان در قابی دیگر» نوشته استیون زد با ترجمه مهدی ملک در ۱۷۹ صفحه و شمارگان ۷۰۰ نسخه و به قیمت ۱۸۰۰۰ تومان از سوی انتشارات شوند منتشر شده است. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Wed, 26 Jun 2019 10:57:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/277436/پیوند-میان-هنر-روان-کاوی-فروید