خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين دانش‌ :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/technology_science Thu, 27 Jun 2019 12:32:46 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 27 Jun 2019 12:32:46 GMT دانش‌ 60 کتاب‌هایی که به جرم فقدان ویراستار رها شده‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/277364/کتاب-هایی-جرم-فقدان-ویراستار-رها-شده-اند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بسیاری از مخاطبان و کتاب‌دوستان علمی معتقدند؛ بارها کتاب‌هایی با عناوین جذاب و ماهیت علمی فراگیر را تهیه کرده‌اند اما نتوانسته‌اند تا انتها با نویسنده و کتاب همراه باشند؛ در نهایت این آثار تبدیل می‌شوند به کتاب‌هایی رها شده. همواره ویراستاری نقش و نگار محتوای یک کتاب محسوب می‌شود. یک محتوای علمی هر چقدر هم که ماهیت جذاب و خواندنی داشته باشد، اگر ویراستار دستی بر آن نکشد و سیر تا پیازش را زیر و رو نکند، فهم محتوای خام برای خواننده به ویژه افرادی که اطلاعات آکادمیک هم در آن زمینه خاص ندارند، دشوار خواهد بود و  کتاب تنها در گوشه‌ای یک کتابخانه خاک می‌خورد.   صاحبنظران در حوزه‌های مختلف علمی معتقدند، کمتر کسی در دنیای دانش یافت می‌شود که علم و ادبیات را در تالیفاتش با هم به کار ‌گیرد؛ به همین دلیل وجود یک ویراستار مسلط را در کتاب‌های دانش عمومی لازم می‌دانند. شاید علت این امر که اغلب کتاب‌های علمی در سراسر دنیا جزو پرفروش‌ها می‌شوند، همواره جایگاه ویژه‌ای است که ویراستاران در محتوای این کتاب‌ها دارند. اگر نگاهی گذرا هم به کتاب‌های علمی منتشر شده از ناشرانی چون اشپرینگر یا پیرسون بیاندازیم کاملا به اهمیت این موضوع پی خواهیم برد؛ قطعا ویراستاری و ویراستار کتاب برای این ناشران جاگاه خاصی دارد.   عبدالحسن بصیره، فیزیک‌دان و نویسنده در گفت‌وگویی که با خبرنگار ایبنا داشته است معتقد است، گرانی چاپ و کاغذ در هیچ زمینه‌‌ای سودمند هم که نباشد در نوع نگرش ناشران در تولید انتشار کتاب تاثیر مثبتی گذاشته است. می‌توان گفت بعد از کش و قوس‌های فراوانی که ناشران متحمل شدند، آن‌ها تلاش می‌کنند محتوایی که به فروش برود را روانه بازار کتاب کنند. قطعا توجه بیشتری به صرفه اقتصادی هر کتاب خواهند داشت و این باعث می‌شود از مترجمان و ویراستاران توانمند‌تری در کتاب‌ها بهره ببرند. شرح مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:   چقدر تالیف‌ها و ترجمه‌های علمی منتشر شده  به ویراستاری تخصصی علمی نیاز دارند؟ چون پرسش شما اختصاص به تألیف‌ها و ترجمه‌های کتاب‌های علمی است باید بگویم که نقش ویراستار علمی برای چنین کتاب‌هایی بسیار مهم است. در مورد ویراستاری آثار تالیفی باید بگویم، چون در ایران تألیف کتاب علمی بسیار کم صورت می‌گیرد، نقش ویراستار نیز بسیار کمرنگ است، به این دلیل نیز ناشران به نقش ویراستار توجهی نمی‌کنند. اخیرا که چاپ کتاب بسیار پرهزینه و محدود شده است، برخی ناشران کتاب‌های علمی که می‌دانند چنین کتاب‌هایی مخاطبان خاص خودشان را دارند برای پاسخگویی به سلیقه مشکل‌پسند مخاطبانش به ویراستاری چنین کتاب‌هایی روی آورده‌اند و نقش ویراستار را مهم دیده‌اند. اما شاید نقش ویراستار در ترجمه کتاب‌های علمی بارزتر باشد. متن اصلی کتاب در زبان مبدأ، که عمدتا‌ انگلیسی است ویراستار باید ترجمه را با متن اصلی به دقت مطابقت کند که مطلبی از قلم مترجم نیفتد یا به اشتباه ترجمه نشده باشد. به دیگر سخن، مترجم امانت را در ترجمه کتاب رعایت کرده باشد، همراه با آن، ویراستار باید به ویرایش ادبی ترجمه نیز بپردازد که ترجمه شیوا و روانی به دست خواننده برسد.   به نظر شما اساساً ویراستار علمی چه استانداردهای علمی باید داشته باشد و در کل یک ویراستار علمی کیست؟ نخست آنکه ویراستار علمی باید به نثر شیوا و روان مأنوس و آشنا باشد. دوم باید با دانش آن متن علمی که ویرایش می‌کند تا حد بسنده‌ای آشنا و مسلط باشد. ویرایش کردن تنها جاگذاری یا جابه‌جایی چند ویرگول (،) یا انجام چند نقطه‌گذاری نیست. بی‌تردید ویراستار باید با مؤلف یا مترجم اثر هماهنگی داشته باشد و خودسرانه یا به دلخواه ناشر یا احیاناً برای رعایت برخی خط قرمزها، نباید بر اساس آنچه را سلیقه‌اش می‌پسندد و شرایط اقتضا می‌کند متن را تغییر دهد، بلکه باید با نوعی مشورت با صاحب‌اثر کار خود را انجام دهد. هرچند ویراستار باید نوعی استقلال کار داشته باشد چون قطعاً برای ویرایش خود دلیل‌هایی دارد. حال اینکه به چه کسی بگوییم ویراستار علمی -چون این حرفه هنوز در فرهنگ نشر ما جای خود را به درستی باز نکرده است- مشکل است. آیا می‌توان با بهره‌گیری از ویراستاری علمی تألیف‌های دانشگاهی و آکادمیک را در جریان جامعه انداخت و در حوزه دانش عمومی گام‌های موثری برداشت؟ جا انداختن هر تفکر و اندیشه نویی در جامعه زمان‌بر است. اگر منظور شما درباره نگارش آثار علمی برای مخاطبانی فراتر از خواص آکادمیک است، در آن صورت باید بگوییم آن کار صرفاً ویراستاری علمی نیست. تألیف‌های دانشگاهی و آکادمیک معمولا مخاطبان خاص خود را دارد. حالا فرد یا افرادی بیایند و این تألیف‌ها را به آثاری علمی برای مخاطبان بیشتری فراتر از مخاطبان خاص دانشگاهی تبدیل کنند، نویسندگانی حرفه‌ای را می‌طلبد که  در این کار تخصص دارند. برای نمونه چندی پیش گزارشی درباره کتاب «زنبورداری تجربی» اثر آقای سینا رادمنش را خواندم که یک دامپزشک است. از این گزارش چنین برداشت کردم که این کتاب، یک کتاب تخصصی کشاورزی یا دامپزشکی نیست بلکه برای مخاطبی چون من که مصرف‌کننده عسل هستم می‌تواند سودمند باشد و این مرا مشتاق کرده که آن را تهیه کنم. مولف این کتاب حاصل 8سال تجربه خود را در یک اثر کاربردی و تجربی و برای مخاطب عام نگاشته است. قطعاً این مولف محترم دغدغه‌ای داشته و آن یافتن مخاطب عام برای انتقال تجربه‌اش به اوست. بنابراین، این دغدغه‌ها را هر کسی نمی‌تواند داشته باشد.   از آخرین فعالیت‌های خودتان در امر تالیف کتاب و کتابی که در دست تألیف دارید بگویید؟ کتاب «فرهنگ واژگان فیزیک و رشته‌های وابسته» در یک‌هزار و سیصد صفحه، فرهنگی دوسویه (فارسی ـ انگلیسی و انگلیسی ـ فارسی) شامل بیش از سی‌هزار واژه فیزیک و رشته‌های وابسته است که افزون بر سر واژه‌های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، واژه‌های متداول و متعارف نیز در آن دیده شده است. کتاب دیگری که از سال‌ها پیش مشغول نگارش آن هستم، حاصل بیش از بیست تدریس درس تاریخ علم فیزیک من است که در کنار درس‌های تخصصی فیزیک آن را در چند دانشگاه ارائه داده‌ام. کتاب «فرهنگ دانشمندان فیزیک و فلسفه طبیعی» حاصل یادداشت‌‌برداری و گردآوری درس گفتارها و پرسش و پاسخ‌های موشکافانه دانشجویان کلاس است که اینک در چند هزار صفحه با استفاده از بیش از یکصد و بیست مرجع فارسی، عربی و انگلیسی از دانشنامه‌های بیست جلدی علمی گرفته تا کتاب‌های زندگینامه یا خودنوشت دانشمندان و آثار علمی آن‌ها انباشته شده است. این فرهنگ که پیش‌بینی می‌کنم به حدود سه هزار صفحه برسد شامل دانشمندانی است که هر یک در فیزیک و فلسفه طبیعی، قانون یا نظریه‌ای تاثیرگذار ارائه داده‌اند. شامل دانشمندان یونان باستان، دانشمندان ایرانی ـ اسلامی در دوران شکوفایی علم، دوران سده‌های میانه (معروف به قرون وسطا)، دوران نوزایی علم در اروپا، تا پایان قرن بیستم و تمام برندگان جایزه نوبل فیزیک از سال 1901 تا 2015 است.   آیا در نگارش زندگینامه این دانشمندان، افزون بر کارهای علمی آن‌ها، به زندگی خصوصی آنان نیز اشاره‌‌ای داشته‌اید؟ بله و این بیشتر به شیطنت‌های دلنشین دانشجویانم در سال‌های تدریسم بازمی‌گردد که من را بسیار به این موضوع علاقه‌مندتر می‌کرد. برای من جالب بود که وقتی پرسشی می‌کردند پاسخ آن را با اسنادی مستند در آستین داشتند که این منابع مستند اینک برای من بهترین مرجع شده‌اند. برای نمونه، می‌پرسیدند چرا ابن‌‌سینا در تمام طول زندگیش ازدواج نکرد؟ آیا ایشان زن گریز بود؟ یا برخی دختران از من می‌پرسیدند: آیا درست است مادام کوری که به قول شما در دانش فیزیک و شیمی با دریافت سه جایزه نوبل در خانواده‌اش و به تعبیر شما در دانش زنی مردانه‌تر از هرچه مردان بود، چندسال پس از مرگ همسر دانشمندش، عاشق دانشجوی متأهلش شود که تقریبا هم‌‌سن و سال دخترش باشد؟ یا چرا فلان دانشمند معروف و نابغه زنش را طلاق داد؟ به یاد دارم در این مورد به مزاح داستانی از استاد فاضل‌ تونی برایشان نقل کردم که روزی وی رساله‌هایی را برای دانشجویانش تعیین می‌کرد. دانشجوی دختری که سیمای چندان زیبایی نداشت از وی خواست که استاد رساله‌ای را برایش تعیین کند. استاد ظاهراً نگاهی به سیمایش می‌کند و می‌گوید «تو برو مصیبت‌نامه عطار را تصحیح کن» به دانشجو گفتم شاید آن دانشمند گرفتار مصیبت‌نامه عطار بوده است!!   در واقع هر آنچه که از زندگی خصوصی دانشمندان می‌دانید و پژوهش کرده‌اید در کتابتان آورده‌اید؟   هر آنچه را که بسیار خصوصی می‌شود نیاورد‌ه‌ام. نمی‌خواستم آن قداستی را که از خواندن علم و دانش آن دانشمند فرا گرفته‌ایم یکباره به هم بریزم. برای نمونه در مورد مادام کوری در کنار نگارش شکوه دانش این زن فرهیخته، اشاره‌ای به این مطلب کرده‌ام. در بسیاری از موارد این چنین خودسانسوری کرده و خط قرمزهایی را رعایت کرده‌ام تا برداشت‌های ناروایی به وجود نیاید.   ]]> دانش‌ Wed, 26 Jun 2019 04:28:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/277364/کتاب-هایی-جرم-فقدان-ویراستار-رها-شده-اند نسخه‌ای طبیعی برای قرار گرفتن در بهترین وضعیت سلامتی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/277304/نسخه-ای-طبیعی-قرار-گرفتن-بهترین-وضعیت-سلامتی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «بهترین دارو، خود شما هستید!»، بهار 98 از سوی انتشارات البرز به بازار کتاب آمد. فردریک سالدمان این اثر را در 10 فصل با عنوان‌های «رهایی از اضافه وزن»، «بدنتان را به تکاپو وادارید»، «خوابتان را بهبود ببخشید»، «رهایی از دردسرهای روزمره: مشکلات گوارشی، انواع حساسیت‌ها...»، «مبارزه با بیماری‌های عفونی و مراقبت از کودکان»، «آشنایی با رفتارهای نجات‌بخش و محافظت‌کننده»، «شکوفایی جنسی»، «از میان بردن استرس و افسردگی»، «مغز خود را پرورش دهید» و «جذب، روشن‌بینی، درمان‌های اسرارآمیز...» نوشته و سعیده بوغیری آن‌ را به فارسی ترجمه کرده است.   با روش‌های طبیعی به درمان بیماری‌ها بپردازیم سالدمان در مقدمه کتابش بیان می‌کند: «من، با نوشتن این کتاب خواستم نسخه‌ای را در اختیار شما قرار بدهم که در صورتی‌که به مطب من مراجعه می‌کردید، شاید هرگز جرئت نوشتن آن‌ را نداشتم، خواستم روشی را با شما در میان بگذارم تا با آن، در بهترین وضعیت سلامت قرار بگیرید و خود به درمان خود بپردازید... ما با استفاده از روش‌های طبیعی، می‌توانیم به دست خود، در برابر بسیاری از بیماری‌ها از خود محافظت کنیم و به درمان آن‌ها بپردازیم. اگر بخواهم محتوای این کتاب را به چیزی تشبیه کنم، چاقوی سوییسی را برمی‌گزینم؛ چندکاره است و امکان روبه‌رو شدن آنی و عملی با هرگونه وضعیتی را فراهم می‌کند. هدف من این است که به شما نشان دهم چطوری می‌توانید از دل بیماری‌ها عبور کنید و با ابزارهایی که در دسترستان قرار دارد، از خود محافظت کنید. تا به شما کمک کنم، مدت درازی در سلامت کامل زندگی کنید.» آب گیلاس، خواب‌آور طبیعی «پژوهشگران انگلیسی به‌تازگی آثار اعجاب‌انگیز آب گیلاس را در به‌خواب رفتن نشان داده‌اند. آب گیلاس، با افزایش میزان ملاتونین که شب‌ها ترشح می‌شود، پا به میدان می‌گذارد و آهنگ خوابیدن را سهولت می‌بخشد. داوطلبان دریافتند تنها دو بار نوشیدن آب گیلاس در روز و هربار به میزان سی‌میلی‌لیتر، خوابشان پس از یک هفته، بیست و پنج دقیقه افزایش پیدا کرد. کیوی نیز اثر جالبی در این مورد نشان می‌دهد. من به‌جای خواب‌آورها، شربت کیوی و آب گیلاس را برای گذراندن شبی آرام، به شما توصیه می‌کنم، زیرا داروهای خواب‌آور، خوابی دل‌ناپذیر و بیداری همراه با خماری به همراه دارند.»   یکجانشینی ممنوع! «وقتی درمی‌یابیم نشستن کمتر از سه ساعت در روز، امید به زندگی را افزایش می‌دهد، به فکر فرو می‌رویم! بنابراین، من به دوستداران تلویزیون توصیه می‌کنم برنامه‌های مورد علاقه خود را در حال پدال زدن بر روی دوچرخه ثابت تماشا کنند. اگر باید زمان زیادی را در حالت نشسته بمانید، در فواصل منظم از جایتان بلند شوید و چند دقیقه‌ای بیرون از اتاق قدم بزنید. اگر در خانه هستید، لباس‌ها را بر روی طناب پهن کنید. وان حمام را برق بیندازید، کاشی‌ها را تمیز کنید. خلاصه کلام، همیشه فعالیتی بدنی را با حالتی ثابت ترکیب کنید. این کارها مدت زندگی در سلامت را به‌گونه‌ای چشمگیر افزایش می‌دهد. پژوهشگران بر این واقعیت تاکید داشتند که در حالت نشسته، عضله‌های ساق پا و ران‌ها غیرفعال و به این ترتیب، در اختلال سوخت‌وساز قند و چربی سهیم هستند.»   ذهن خود را احیا کنید «مغز این قابلیت را دارد که چنانچه در جریان روزمرگی نیفتاده باشد، از خواب بیدار و قدرتمند شود. عادت‌ها و تکرارها، حکم سمی ویرانگر را برای قابلیت‌های ذهنی فرد دارند. سرعت تفکر، حافظه و هوش به تغییر نیازمندند، زیرا تغییر، سوخت حیاتی اعتمادپذیر و پیشرو بودن و عدم افول گریزناپذیر در طول زمان است. بیماری‌های تخریب‌کننده دستگاه اعصاب، مصائب حقیقی هستند که پیوسته رو به افزایش‌اند. چه تعداد افراد، با افزایش سن، به تخریب کارکردهای ذهنی دچار می‌شوند و خشک شدن مغز خود را به‌عنوان جبر قضا و قدر می‌پذیرند؟ درست در همین زمان است که کارکردهای یاد شده، برخلاف کارکردهای سالم، عمل می‌کنند: یعنی در مدارهای روزمره و تکراری می‌افتند، گویی می‌خواهند از خود محافظت کنند. درست در همین محافظت است که خود را در معرض خطر قرار می‌دهند. نبود خطرات کوچک روزمره، سهولت بیش از اندازه کارهای معمول، نبود امور پیش‌بینی نشده و روابط اجتماعی تازه، در واقع خطراتی حقیقی به‌شمار می‌روند. جامعه امروزی هر روز در حال کاستن تلاش و تقلا از زندگی مردم است: آسانسور، خودرو، خوراک‌هایی که همواره کم‌انرژی‌تر می‌شوند، همه و همه برای کاهش فعالیت‌های بدنی و نیز تلاش‌های ذهنی به‌وجود آمده‌اند.»   نخستین چاپ کتاب «بهترین دارو، خود شما هستید!» در 308 صفحه با شمارگان 300 نسخه به بهای 39هزار تومان از سوی انتشارات البرز راهی بازار نشر شده است. ]]> دانش‌ Wed, 26 Jun 2019 04:06:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/277304/نسخه-ای-طبیعی-قرار-گرفتن-بهترین-وضعیت-سلامتی شرح بزرگترین نظریه تاریخ انقلاب علمی جهان در یک کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276881/شرح-بزرگترین-نظریه-تاریخ-انقلاب-علمی-جهان-یک-کتاب محمدرضا معمارصادقی، مترجم و مدیر مجموعه مطالعات نظریه تکامل در گفت‌گو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) درباره کتاب سال داروین با محوریت عامه‌فهم بودن نظریه تکامل گفت: مجموعه مطالعات نظریه تکامل نشر کرگدن در نظر دارد سالانه کتابی درباره داروین و تاثیراتش بر علوم دیگر با محورهای گوناگون منتشر کند. در حقیقت هدف این است که مقالات و محتوای پراکنده در یک کتاب برای علاقه‌مندان و پژوهشگران جمع‌آوری و ساماندهی شوند.   وی ادامه داد: رویکرد ما در تدوین این اثر ترویج علم است و مقالاتی که برای این منظور در نظرگرفتیم باید دارای ادبیاتی عامه‌فهم باشد. در کل همه شاخه‌های وابسته به نظریه تکامل و تمامی جنبه‌های علمی و تاریخی آن در این اثر منعکس خواهد شد؛ بنابراین از پژوهشگران رشته‌های تاریخ، تاریخ علم، زیست‌شناسی و حتی پژوهش محققان دیگری که به گونه‌ای فعالیت میان‌رشته‌ای داشتند استقبال خواهد شد و نتایجی که در علوم انسانی داشته و حتی الهاماتی که از نظریه تکامل در هنر گرفته شده است در این اثر درج خواهد شد. در اصل می‌خواهیم به این موضوع اشاره کنیم که نظریه تکامل چقدر در علوم گوناگون گستره داشته است و ما باید آن را جدی بگیریم.   معمارصادقی گفت: با توجه به اینکه دیدگاه غلطی از ابتدا نسبت به این نظریه در ایران وجود داشت می‌خواهیم آن اطلاعاتی که باید از ابتدا دانشگاهیان و دیگر افراد درباره این نظریه می‌دانستند را ترویج کنیم. وظیفه‌ای که آموزش و پرورش در این‌باره باید انجام می‌داده است این بود که بزرگترین انقلاب‌های علمی تاریخ بشریت را به درستی برای افراد تشریح کند که متاسفانه سال‌ها مورد غفلت واقع شد؛ به همین دلیل امروز ما در یک انتشارات خصوصی این مهم را برعهده گرفته‌ایم.   وی با اشاره به ارتباط با دانشگاهیان درباره گردآوری این اثر گفت: یکی از اصلی‌ترین گروه‌هایی که قصد داریم در تدوین این کتاب با آن‌ها همکاری داشته باشیم دانشگاهیان و انجمن‌های علمی است که انعکاس مقالات و محتوای این قشر می‌تواند اطلاعات آکادمیک و قطعی‌تری را به مخاطبان بدهد.   این مترجم از انتشار و معرفی این کتاب در روز جهانی داروین در دانشگاه تهران خبر داد و گفت: از امسال می‌خواهیم یک موضوع خاص را به روز جهانی داروین اختصاص دهیم از طرفی کتاب سال داروین هم قرار است هر سال با یک محور خاص منتشر شود. در حقیقت می‌خواهیم هر سال یک موضوع اصلی از داروین را در این اثر بگنجانیم که با موضوع روز جهانی داروین هماهنگ باشد که این مراسم در دانشگاه تهران برگزار شود.   معمارصادقی ادامه داد: موضوع روز داروین که در 12 فوریه سال آینده میلادی برگزار خواهد شد، مربوط به تمامی آثار این دانشمند است؛ هم آثار مکتوب هم آثار غیرمکتوب که شامل انقلاب داروینی در زیست‌شناسی، فلسفه، الهیات و تاثیرات دیگر داروین در جهان و در کشورهای مختلف است. برای این منظور با استادان و اعضای هیات‌علمی دانشگاه‌ها ارتباط برقرار کردیم و سفارش مقاله و ترجمه آثار داروین را به این دست افراد هم دادیم؛ همچنین در گروه‌هایی در بستر فضای مجازی، با استادان دانشگاه که اکثرا زیست‌شناس هستند و برای این اثر از دانشگاه هم تغذیه می‌شویم.   وی با اشاره به نوع ادبیات کتاب گفت: در اصل قرار نیست محتوای کتاب روایتی از مجموعه مقالات درج شده در آن باشد اما قرار هم نیست عینا مقالات در آن گنجانده شود بلکه به صورت یک زندگینامه منتشر خواهد شد و تلاشمان بر این است که ادبیات کتاب بیشتر شبیه به یک زندگینامه یا توالی تاریخی یا ترکیبی از این دو باشد. چراکه می‌خواهیم مخاطبان ما فقط متخصصان نباشند.   به گفته معمارصادقی به احتمال زیاد کتاب مذکور برای روز داروین منتشر خواهد شد و نمایشگاهی هم در کنار این مراسم در دانشگاه تهران برگزار خواهیم کرد که کتاب در این نمایشگاه برای عموم در دسترس قرار خواهد گرفت.     معمارصادقی درباره تاثیر دیدگاه‌های متفاوت درباره نظریه تکامل گفت: هیچ دانشگاهی در جهان و ایران نیست که نظریه‌ای غیر از نظریه تکامل تدریس کند؛ ما اگر نظر دیگری داریم باید با نظریات علمی و دانشگاهی هماهنگ شویم و باید مقداری فروتنی به خرج دهیم و یادبگیریم و اگر چیزی که در هیچ دانشگاهی تدریس نمی‌شود باید این را در نظر داشته باشیم و به جهل خود اعتراف کنیم. ما با چاپ چنین کتاب‌هایی دست خود را به سمت افرادی که می‌خواهند یادبگیرند دراز می‌کنیم.   ]]> دانش‌ Wed, 26 Jun 2019 11:33:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/276881/شرح-بزرگترین-نظریه-تاریخ-انقلاب-علمی-جهان-یک-کتاب مقاله‌سازی؛ اخلالی بزرگ در سیستم علمی-پژوهشی کشور http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/277454/مقاله-سازی-اخلالی-بزرگ-سیستم-علمی-پژوهشی-کشور خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): شمار زیاد مجلات علمی در کشور که زیر نظر دانشگاه‌ها یا مراکز تحقیقاتی دواتی و خصوصی هستند و هم‌پایه آن مقالات علمی منتشر شده در این مجلات، می‌تواند خبر خوبی برای نشر علمی کشور باشد. اینکه در امر پژوهش پویا هستیم و می‌توانیم در زمینه‌های گوناگون محتوای تخصصی علمی تولید کنیم و در نهایت توسعه علم را به عنوان یک کشور درحال توسعه تجربه کنیم؛ این نتیجه‌گیری حاصل نگاهی سطحی به آمار و ارقام و شمار کمی مقالات است، پرسش اصلی اینجاست؛ اینکه کیفیت محتوا و مهم‌تر از آن پژوهش‌ها چه جایگاهی در مجلات علمی کشور دارد؟ که این پرسش می‌تواند دغدغه اساسی برخی منتقدان و پژوهندگان علم و حتی بسیاری از مردم عادی باشد. مهدی زارع، پژوهشگر و زلزله‌شناس نام‌ آشنای کشورمان در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس دانش و فناوری ایبنا به ارزیابی شمار کمی و کیفیت مجلات و مقالات علمی پرداخته است. شرح این گفت‌وگو را در زیر می‌خوانید. به نظر شما کمیت مقالات علمی در یک جامعه تا چه میزان نسبت به کیفیت آن می‌تواند اهمیت داشته باشد آیا صرفا کمیت مقالات می‌تواند به توسعه و تولید علم بیانجامد یاخیر؟ و اینکه آیا اجبار در تالیف مقاله در دوران تحصیلات تکمیلی امری صحیح است یا خیر؟ جامعه‌ای که دستگاه آموزش عالی آن اعم از دولتی و خصوصی بیش از حد گسترده است و به لحاظ کمیت تعداد زیادی دانشجو و مدرس دانشگاه دارد، می‌توان از آن انتظار داشت که پروژه‌های پژوهشی به لحاظ آماری در دوران تحصیلات تکمیلی رقم زیادی را به خود اختصاص دهد. علاوه‌بر آن انجمن‌های علمی را هم به این موسسات اضافه کنید. بنابراین باید انتظار تعدد مجلات را داشت. فروانی مجلات علمی مشکلی به خودی خود برای سیستم پژوهشی و آموزشی به وجود نمی‌آورد؛ حال باید کیفیت آن را بررسی کنیم؛ اینکه آیا مقالات در همه مجلات با نظارت دقیق و با کیفیت کامل چاپ می‌شود یا خیر؟ مجلات با کیفیت مختلف نه تنها در ایران بلکه در سراسر دنیا وجود دارد که صرفا با هدفی اقتصادی و غیراقتصادی منتشر می‌شوند و الزاما تمامی آن‌ها داوری سخت‌گیرانه‌ای ندارد. بنابراین تفاوت کیفیت مجلات در اغلب کشورهای دنیا وجود دارد. حال اینکه چرا در تحصیلات تکمیلی نگارش مقالات اجباری است خود جای بحث دارد؛ نگارش مقاله نتیجه یک فعالیت پژوهشی است یعنی کسی که یک فعالیت علمی انجام می‌دهد در اصل تولید علم نمی‌کند بلکه به توسعه علم می‌پردازد و ما باید از مقالات به عنوان راهی برای توسعه علم یاد کنیم نه تولید علم. این سنت و روش ارائه یافته‌های علمی در هر جای دنیا مرسوم است که با مقالاتشان به گفتمان می‌پردازند و در ماهیت اصلا ایرادی ندارد. بخشی از توسعه علم هم در داخل کشور ما اتفاق افتاده و پیش می‌رود؛ اینکه نتیجه فعالیت‌های علمی به صورت مقاله منتشر شود، یک روال عادی است و فقط صرف کشور ما نیست. اغلب دانشگاه‌ها هم در سراسر دنیا در بستر مقالات و مجلات داخلی به تبادل علم و گفتمان می‌پردازند.     به نظر شما کارکرد مقالات علمی در داخل کشور کجاست؟ حال دو کارکرد برای مجلات داخلی در کشور می‌توان متصور شد؛ ابتدا اولویت ‌آن باید مسائل علمی مربوط به ایران باشد. کارکرد دوم اولویت آن زبان فارسی است که هر دو اهداف خوبی است و رعایت هم می‌شود. اما نقطه عطف بروز مشکلات در مقالات و مجلات علمی، اجباری است که بدون بستر‌سازی پژوهشی دانشجویان متحمل برخی دردسرهایی خارج از فرآیند علمی می‌شوند. آن چیزی که باید اجبار شود این است که ابتدا سنت و اصول یک فرایند پژوهشی باید رعایت شود اینکه استادان و اعضای هیات‌علمی دانشگاه‌ها اهمیت این موضوع را درک کنند و در کل  برای کمک به پژوهشگران نوپا و دانشجویان تربیت شده باشند؛ برای مثال وقت کافی هم برای ارائه دانش خود به این افراد داشته باشند. مشکل اصلی اغلب دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه‌های ما این است که استادان زمان کافی برای همراهی با این دانشجویان در روند پژوهشی ندارند. در مرحله بعد امکانات و تجهیزات پژوهشی است که باید برای دانشجویان و محققان فراهم شود در اصل ما دستگاه‌های پژوهشی داریم اما بودجه کافی برای آن صرف نمی‌شود این مسئله به بخشی از پژوهش‌های ما فشار می‌آورد که یا این فرآیند در نتیجه یا تعطیل، یا به حاشیه رانده می‌‌شوند. به عنوان مثال؛ وقتی اولویت پژوهشی معاونت علمی ریاست جمهوری برای حمایت مالی با پژوهشگران ایرانی مقیم خارج باشد به نفس خود ایده نا‌مطلوبی نیست. اما زمینه برای پژوهشگران داخلی که در دانشگاه‌های داخل کشور تحصیلات خود را سپری کرده‌اند، چگونه باید فراهم شود و برای آن‌ها چه تدبیری باید اندشیده شود؟  بنابراین الزامات یک فرآیند استاندارد پژوهشی در دانشگاه‌ها اینگونه است که ابتدا پژوهشگر؛ تیم همراه و بودجه کافی سه رکن اصلی کمک و بسترسازی برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی هستند، اینجاست که باید از دانشجویان تحصیلات تکمیلی انتظار داشت که پژوهش و مقاله علمی بنویسند و در این مرحله یک پژوهش استاندارد و درخور انجام شده است که می‌تواند به صورت مقاله یا کتاب منتشر شده باشد، بنابراین ارائه مقالات فقط یک مسیری برای انتقال و ارائه دانش است نه صرفا الزامی برای دریافت مدرک یا ترفیع رتبه.   آیا وزارت علوم، تحقیقات و فناوری می‌تواند نقش موثری در این امر داشته باشد؟ زمانیکه ورودی یک فرآیند غلط باشد قطعا خروجی غلطی از آب درمی‌آید. وزارت علوم هم نه وظیفه‌ای درباب نظارت آن امر دارد و نه فرآیندی برای آن چیده است. برخی از قوانینی که این وزارتخانه برای مجلات علمی تدبیر کرده است لازم است و باید اعمال شود اما در برخی موارد هم نیاز به بازبینی وجود دارد. برای مثال یک قانون نانوشته‌ای وجود دارد که مقالات علمی -پژوهشی درجه علمی بالاتری نسبت به مقالات علمی -ترویجی دارند درحالیکه در اغلب دانشگاه‌ها و مجلات معتبر دنیا مقالات علمی ‌- ترویجی حاصل فعالیت اساتید برجسته و دانشمندان درجه یک و بنام است که اصول و ضوابط خاصی نسبت به مقالات علمی-پژوهشی داشته باشد. درست عکس این حالت درکشور ما رخداده است و هر فردی که مقاله‌اش در مجلات علمی-پژوهشی چاپ نشود و به لحاظ علمی ضعیف باشد در مجلات علمی‌-ترویجی به چاپ می‌رساند. به عقیده من نوشتن مقالات علمی – ترویجی بسیار کار سختی است چون فرآیند مخاطب‌سنجی در آن دخیل است. ما باید الزامات مقاله‌نویسی را در دانشگاه‌ها مورد بازبینی عمیقی قرار دهیم تا بسترسازی استانداردی برای این امر انجام شود. وقتی فرایند زیربنایی در پس پژوهش‌های ما وجود ندارد انتظاری هم نباید داشته باشیم که مقالاتمان به توسعه علم بیانجامد. از دیگر مشکلات دانشگاه‌های ما وجود بروکراسی پژوهش به جای روال پژوهش است؛ یعنی کاغذبازی‌هایی که وقت و زمان پژوهشگران را بیشتر از خود پژوهش می‌گیرد و در بیشتر موارد ذهن و فکر دانشجویان را بیش از حد به خود درگیر می‌کند. دانشجویان ما اغلب دچار سیستم سخت اداری می‌شود که در اصل نیازی به وجود آن نیست.   برخی معتقدند اغلب مقالات منتشر شده در مجلات خارجی حاصل فعالیت دانشجویان و محققانی است که قصد ادامه تحصیل و پذیرش در دانشگاه‌های معتبر دارند و صرفا هدفی در داخل کشور دنبال نمی‌کنند؛ آیا این انتقاد می‌تواند بر این محققان وارد باشد که عملا در توسعه علم بی تاثیر هستند یا خیر؟ هیچ ایرادی ندارد که برخی یا شمار زیادی از دانشجویان برای پذیرش از دانشگاه‌ها بین‌المللی به نگارش مقاله روی می آورند و به اعتقاد من این یک امر شخصی است به هر حال هر فردی دست به هر امری که می‌زند هدفی برای آن درنظر گرفته است و در اصل به اعتقاد من هیج ربطی به توسعه علم یا دور زدن علم هم ندارد و افرادی که بر این باورند شمار زیاد مقالات در مجلات داخلی یا خارجی حال فعالیت علمی این دست از دانشجویان است، و از آن به عنوان معضل یاد می‌کنند، دچار نوعی نیت‌خوانی منفی شده‌اند که گریبانشان را گرفته است. چیزی که ایراد دارد این است که ما دچار یک تورم در توسعه دانشگاه‌ها و دوره‌های تحصیلات تکمیلی چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی شده‌ایم. اما اینکه روندی ایجاد شده است که افراد حریص دریافت مدرکی بالاتر از کارشناسی می‌شوند بدون آنکه تغییری در فرآیند علم و حتی زندگی خودشان به وجود بیاید اشتباه است و باید از این روند انتقاد کرد.   به عقیده شما یک پژوهشگر یا یک صاحب کرسی در دانشگاه در طول سال چند مقاله می تواند به چاپ برساند با دقت اینکه ما می‌دانیم هر شاخه علمی فرایند و روند خاص خود را در پژوهش دارد و نمی تواند زمان مشخصی را برای یک فعالیت پژوهشی تعیین کرد اما در یک فرایند ثابت زمان تالیف یک مقاله تا چه حد می‌تواند باشد؟ این امر بستگی به عوامل مختلف از جمله نوع پروژه علمی و روش اتخاذ شده در آن دارد. در برخی موارد یک پروژه علمی یک سال به طول می‌انجامد و نتیجه کار را به صورت مقاله یا کتاب منتشر کرد. در در مواردی هم ممکن است نتیجه آن فعالیت علمی در طول یک سال به بار ننشیند اما در طی مدت زمان مشخص صرف شده بتوان چند مقاله از ان استخراج کرد. به اعتقاد من اگر فردی یک پژوهشگر درجه یک باشد که صرفا به امر پژوهشگری بپردازد نهایتا در طول یک سال هفت الی هشت مقاله می‌تواند منتشر کند که این عدد فقط یک میزان تقریبی است. اینکه برخی از افراد به اصطلاح کارخانه مقاله‌سازی دارند و در طول یک سال چندین مقاله به چاپ می‌رسانند. در حالیکه پژوهشگری بخش کمی از فعالیت‌هایشان را به خود اختصاص می‌دهد، حاصل یک اخلال بزرگ در سیستم علمی و پژوهشی در دانشگاه‌های ماست. در واقع یک نظام بهره‌گیری فرد از فرد به وجود آمده است. این امر سرمایه‌های کشور را بیش از حد از بین می‌برد. ]]> دانش‌ Thu, 27 Jun 2019 07:10:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/277454/مقاله-سازی-اخلالی-بزرگ-سیستم-علمی-پژوهشی-کشور