خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/ Sat, 19 Oct 2019 12:06:37 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sat, 19 Oct 2019 12:06:37 GMT 60 ترجمه آلمانی حافظ نوشته بهاالدین خرمشاهی رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282225/ترجمه-آلمانی-حافظ-نوشته-بهاالدین-خرمشاهی-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران در این مراسم توماس اوگر (استاد اسبق ایران شناسی دانشگاه برلین) در سخنانی با اشاره به تاثیر عمیق حافظ بر آثار گوته به بیان اشعاری از دیوان این شاعر نامی آلمانی پرداخت. وی به ترجمه بخشی از آثار حافظ شیرازی به قلم مرحومه "پرفسور گیزلا کرافت" اسلام شناس آلمانی اشاره کرد و ابیاتی از این اشعار را خواند. توماس اوگر در سخنرانی خود با اشاره به تاثیر فرهنگی شعرای بزرگ ایران بر جوامع بین المللی از شعر سعدی بر سر در سازمان ملل یاد کرد. دیوان حافظ را مجتبی حسینی ترجمه و انتشارات شمع و مه چاپ کرده است. این کتاب با حمایت دبیرخانه طرح گرنت(طرح حمایت از ترجمه و انتشار آثار ایرانی در بازارهای جهانی)منتشر شده است . نسخه فارسی این کتاب را انتشارات ناهید منتشر کرده بود . نمایشگاه کتاب فرانکفورت تا 28 مهر ادامه دارد  ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 08:34:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282225/ترجمه-آلمانی-حافظ-نوشته-بهاالدین-خرمشاهی-رونمایی تبلیغ برنامه‌های ترویج کتابخوانی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282224/تبلیغ-برنامه-های-ترویج-کتابخوانی-نمایشگاه-کتاب-فرانکفورت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی, ابراهیم حیدری از تبلیغ برنامه‌های ترویج کتابخوانی در هفتاد و یکمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت خبر داد و گفت: همزمان با برپایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت در کشور آلمان، گزارشی از برنامه‌های ترویج کتاب‌خوانی در ایران به این نمایشگاه ارسال شده است.    وی ادامه داد: این گزارش‌ها درقالب چند فیلم مستند با زیرنویس انگلیسی، بروشور و کتاب و لوح فشرده هستند که به زبان انگلیسی ترجمه و در راستای دیپلماسی فرهنگی در نمایشگاه عرضه می‌‌شوند.    مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه‌‎ریزی‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به معرفی ۹ نویسنده ایرانی و آثار آن‌ها در نمایشگاه کتاب فرانکفورت عنوان کرد:‌ همچنین پرونده ۹ نفر از نویسندگان ایرانی که شامل معرفی و آثار آن‌هاست در قالب کتاب و لوح فشرده به این نمایشگاه ارسال شده است. این نویسندگان عبارتند از سوسن طاقدیس، احمد اکبرپور، محمدرضا شمس، آتوسا صالحی، سید نوید سید علی اکبر، مهدی رجبی، حمیدرضا شاه آبادی، آرمان آرین و عباس جهانگیریان.    بر اساس این گزارش، برنامه‌های ترویج کتابخوانی شامل جشنواره‌های روستاها و عشایر دوستدار کتاب، جشنواره تقدیر از مروجان کتابخوانی، برنامه انتخاب و معرفی پایتخت کتاب ایران و جام باشگاه‌های کتابخوانی کودک و نوجوان است که زیر نظر دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی‌های فرهنگی و با همکاری نهادهای دولتی و عمومی برگزار می‌شوند.     نمایشگاه کتاب فرانکفورت از ۲۴ تا ۲۸ مهرماه در شهر فرانکفورت آلمان دایر است و شهر یزد به عنوان پنجمین پایتخت کتاب ایران نیز در این نمایشگاه به معرفی برنامه‌های کتابخوانی خود می‌پردازد.   ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 08:11:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282224/تبلیغ-برنامه-های-ترویج-کتابخوانی-نمایشگاه-کتاب-فرانکفورت قول مساعد وزارت خارجه آلمان برای حل مشکل روادید ناشران ایرانی در فرانکفورت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282223/قول-مساعد-وزارت-خارجه-آلمان-حل-مشکل-روادید-ناشران-ایرانی-فرانکفورت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران، توبیاس ووس(معاون نمایشگاه کتاب فرانکفورت) و ینس شورینگ(مسئول سیاست رسانه ای و فرهنگی وزارت خارجه آلمان) به اتفاق درغرفه ملی ایران حضور پیدا کردند و برای حل مشکل صدور روادید ناشران در سال های بعد قول همکاری جدی دادند. قادر آشنا ضمن تاکید بر این که موضوع روادید ناشران باید حل شود گفت : نمایشگاه کتاب فرانکفورت و نمایشگاه کتاب تهران از نمایشگاه‌های معتبر جهان هستند. ما باید فرصت استفاده از این ظرفیت‌‌ها را برای ناشران دو کشور فراهم کنیم. وی در پاسخ به نماینده وزارت امور خارجه آلمان که در این خصوص عنوان کرده بود این کار ، مشکل است گفت : ما این اراده را از مسئولان نمایشگاه کتاب فرانکفورت می خواهیم و اگرشما و وزارت خارجه آلمان عزم جدی داشته باشید این مشکل حل شدنی است. به دنبال این ملاقات هم نماینده وزارت امور خارجه آلمان قول مساعد داد و از حضور ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت ابراز رضایت کرد. وی همچنین ابراز امیدواری کرد که با هماهنگی هایی که انجام می شود ناشران برای سال آینده مشکلی نداشته باشند. ابن روزها هفتاد و یکمین دوره برگزاری نمایشگاه کتاب در حال برگزاری است. ناشران ایرانی در قالب غرفه ای به نام غرفه ملی حضور دارند و بیش از هزار عنوان کتاب عرضه کرده اند. ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 08:06:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282223/قول-مساعد-وزارت-خارجه-آلمان-حل-مشکل-روادید-ناشران-ایرانی-فرانکفورت به تعداد آدم‌های که در مراسم اربعین شرکت می‌کنند داستان وجود دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282216/تعداد-آدم-های-مراسم-اربعین-شرکت-می-کنند-داستان-وجود خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم - یونس عزیزی: کنگره اربعین علاوه بر ایجاد زمینه حضور خیل عظیم عاشقان و دلدادگان سیدالشهداء (ع) زمینه‌های ویژه‌ای برای هنرمندان ایجاد کرده است، تا با خلق آثار هنری زوایای مختلف این رویداد و تجمع بزرگ بشری را آشکار کنند. از این میان نویسندگان می‌توانند با تولید آثار مکتوب نقش موثرتری در این رخداد داشته باشند. محسن امامیان از آن دسته نویسندگان حوزه ادبیات داستانی است که با نوشتن رمان «ارمعان طوبی» در این مسیر گام نهاده است. درباره همین موضوع با او به گفتگو نشستیم که در ادامه از نظر می‌گذرد. ابتدا از خودتان و سابقه نویسندگی بگویید؟ ظاهراً قبلا فیلمنامه‌نویس بوده‌اید؟ بله. من کارم را با فیلمنامه‌نویسی مدرسه اسلامی هنر آغاز کردم. سال‌ها در حوزه فیلمنامه‌ی انیمیشن فعالیت داشتم و چند کار انیمیشن تولید کردم. در بعضی از سریال‌ها نویسنده کمکی یا مشاور بودم. طرح‌ها و فیلمنامه‌هایی را به بعضی مراکز عرضه کردم که به دلایلی تولید نشد‌. در این مسیر اساتیدی داشتم که پایه کارشان خیلی به داستان مربوط می‌شد. تمرین‌هایی که می‌نوشتم داستانی بود. همراه دوستان علاوه بر فعالیت در رشته فیلمنامه داستان‌های کوتاه می‌نوشتم یا طرح‌هایی که می‌نوشتم داستان واره بود. مجبور بودم رمان، حکایت و روایت‌ها را بخوانم و همین ارتباط باعث شد که با فضای داستان‌نویسی مانوس شوم. از طرفی چون عرصه داستان را راه مناسب‌تر و سریع‌تری به مخاطب تشخیص دادم، پا در ساحت داستان نویسی گذاشتم.   نوشتن در زمینه موضوعات مذهبی چقدر برایتان دغدغه است؟ بالاخره این مساله برمی‌گردد به زیست، کسوت و محیطی که ما در آن زندگی می‌کنیم. فردی که زیست مذهبی دارد، باورهایش در آثارش مشهود می‌شود. به‌شخصه چون در این زمینه احساس خلأ می‌کنم، برای خودم تکلیف می‌دانم که کارم تم مذهبی داشته باشد. ممکن است روزی برسد و کارهایی هم داشته باشم که رگه‌های مذهبی در آنها پررنگ نباشد، اما گریزی نیست چراکه هر کسی بنا به زیستی که دارد، لاجرم باورها، اعتقادات و تفکرش بین خطوط، کلمات و جمله‌هایش بروز می‌کند.   از میان وقایع متعدد مذهبی چرا مسئله پیاده‌روی اربعین را انتخاب کردید؟ داغ بودن سوژه باعث این تصمیم نشد؟ یا از جایی سفارش گرفتید؟ واقعاً ربطی به داغ بودن بازار ندارد چون اصولاً در این زمینه، بازاری داغ نیست. اگر هم داغی وجود دارد، بیشتر در زمینه مستندسازی است. این کار را برای طرح یک سریال نوشته بودم، اما به خاطر شرایطی تولید نشد و دوستان، مستندی از شخصیت واقعی آن تهیه کردند. زمانی که بر اساس آن شخصیت رمان نگارش شد، دیدم که جانِ مطلب بیان نشده و زندگی و منش شخصیت رمان ابعاد دیگری دارد که لازم است به آن پرداخته شود.   کار سفارشی نبود. بنده به عنوان کارشناس ادبی در نشر جمکران مشغول بودم. زمانی که آنجا بودم طرح را بیان نکردم، از آنجا که آمدم بیرون، طرح را ارائه کردم و مورد استقبال قرار گرفت. از آنجا که سال‌ها به این موضوع فکر کرده بودم و یادداشت‌برداری‌ها انجام شده بود، در مدت کوتاهی آن را نوشتم و رمان به چاپ رسید.   به نظر شما پیاده‌روی اربعین چقدر ظرفیت برای خلق ادبی دارد؟ من فکر می‌کنم به تعداد آدم‌های که در مراسم اربعین شرکت می‌کنند داستان وجود دارد چون همه برای شرکت در این راهپیمایی اهداف و نیت‌های متفاوتی دارند. هر کدام از این آدم‌ها موانعی بر سر راهشان قرا می‌گیرد. فراز و فرود‌هایی را طی می‌کنند که همه این‌ها باعث شکل‌گیری داستان می‌شود.   سرزمین عراق داستان‌آفرین است. برخورد فرهنگ‌های متفاوت در این سرزمین و رنگ‌های مختلف داستان ایجاد می‌کند. اگر تاریخ ادیان را بررسی کنیم، می‌بینیم سرزمین بین النهرین جایگاه ویژه‌ای دارد، بسیاری از پیامبران ظهور و بروز کرده‌اند؛ و از طرفی حکام جور از نمرود تا صدام باعث تلاطم‌هایی در این سرزمین شده‌اند. همه خفقان‌ها و محدودیت‌ها داستان ایجاد می‌کند. اربعین هم فرصتی است برای کشف این داستان‌ها.   ایده «اربعین طوبی» چگونه در ذهن شما شکل گرفت؟ ما میهمان خانواده‌ای ایرانی-عراقی بودیم که صاحب خانه خانمی متولد تهران بود. از دوران نوجوانی ازدواج می‌کنند و در عراق ساکن می‌شوند. در مورد این خانم تحقیقاتی کردم و ابعاد مختلفی از زندگی این خانم کشف شد. دیدم الگوی مناسبی برای روایت تاریخ مشترک این دو ملت می‌تواند باشد.    بخش وسیعی از رمان به واقعیت تاریخی و جغرافیایی ما برمی‌گردد. چقدر تخیل در اثر دخالت دارد؟ ساختار کلی اثر برگرفته از واقعیت است اما جزئیات تماماً تخیل شده است. همه حالات و روحیات و خرده‌داستان‌ها را تخیل کرده‌ام. مسیر بصره تا نجف را خود بنده نرفته‌ام، آن‌ها را هم تخیل کردم، شاید این مسیر به این شکلی که من نوشته‌ام نباشد و مسیر دشوارتر از فضای ساخته شده من باشد. فکر می‌کنم 60 درصد از کل کار زائیده تخیل است.   با وجود پیشینه تاریکی که از سوی حزب بعث عراق در جنگ تحمیلی برای حافظه تاریخی ملت ایران به وجود آمد، در «اربعین طوبی» پیوندی بین دو ملت ایران و عراق نشان داده می‌شود که حکایت از روابط تاریخی بین دو ملت دارد. چقدر این موضوع برایتان اهمیت داشت؟ جنگ تحمیلی و حزب بعث خیلی خاطره تلخ و تاریکی روی ذهن ایرانی‌ها گذاشته است. به همان اندازه روی ذهن عراقی‌ها خصوصاً شیعیان هم تاثیرگذار بوده است.‌ با این وجود روابط بین دو ملت هیچ‌وقت قطع نشده است. شاید مثالش تلاش‌های مردمی برای عدم کمک به صدام بود. شواهدی وجود دارد که افرادی مثل سریال «ارتش سری» تشکیلاتی داشته‌اند و به نیروهای ایرانی کمک می‌کردند. این پیوند گسستنی نیست. این دو ملت زمانی یک سرزمین واحد بودند. خیلی ازدواج‌ها و وصلت‌ها شکل گرفته است. این اعتباریات مرز و جنگ باعثِ فاصله‌ی کوتاه مدت شد. بنابراین موضوع برای من خیلی مهم و اهمیت داشت.   شما در این رمان تاریخ را از کودتای 28 مرداد 1332 تا امروز روایت کرده‌اید. وقتی اربعین محور رمان شماست، چه نیازی به استفاده از این بستر زمانی بود؟ اینکه رمان از کودتای 28 مرداد شروع می‌شود برمی‌گردد به بحث اقتباس از واقعیت. زندگی قهرمان اثر از همان موقع شروع می‌شود. پدر او در کودتای 28 مرداد به تیر غیب گرفتار شد. در داستان هم آمده است که همیشه تیر غیب به آدم‌های بد نمی‌خورد. از همان موقع زندگی آنها دچار نوسان شد و داستان شکل گرفت.   اینکه چه لزومی داشت این بستر و طول تاریخی مورد توجه قرار گیرد، فکر می‌کنم کنگره عظیم اربعین به همین راحتی‌ها شکل نگرفته است. از زمان جابر ابن عبدالله انصاری که اولین زائر اربعین محسوب می‌شود تا به امروز مسائل متعدد و افراد بسیاری تاثیر گذار بوده‌اند تا زمینه حضور این خیل عظیم شکل گیرد. من اتفاق‌های تاریخی بین دو کشور ایران و عراق را در این موضوع موثر می‌دانم.   یکی از مشخصه‌های کتاب نثر روان و عدم پیچیدگی‌های فرمی آن است. این استراتژی به علاقه ی خودتان بر می‌گردد یا رعایت حال خواننده را کرده اید؟ انتخاب بود. خود بنده خیلی به تاریخ‌نویسی، و یا حتی ادبی‌نویسی علاقه دارم و بعضی از نوشته‌هام این فرمی است. در این اثر خیلی دقت کردم کار ساده باشد، چون مخاطب نوجوان را هم هدف قرار دادم تا برای آنها و عامه مفید باشد.   در زمینه ادبیات داستانی با رخدادهایی از قبیل اربعین در ابتدای راه قرار داریم. دورنمای این مسیر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ همین طور است که می‌گویید. شانس بنده بود که اولین رمان را با این موضوع نوشتم و از بعضی تصویرهای ناب یا غیر ناب مثل چایی غلیظ و فلافل عراقی استفاده کنم. از این به بعد دوستان باید به ابعاد دیگری نگاه کنند. خیلی موضوعات زمین مانده است. مثلا زائرانی که از مناطق دور می‌آیند، مثل زائران پاکستانی، این‌ها باید تبدیل به داستان شود. در مورد ادبیات اربعین حرکت کُند است. نیاز به آثار مکتوب بیشتری هستیم. همان طور که عرض کردم‌ سرزمین عراق ظرفیت‌های زیادی برای مکتوب شدن دارد.   این روزها مشغول کار جدیدی هستید؟ بعد از رمان «اربعین طوبی»، رمان دیگری نوشتم که آماده چاپ است، ولی هنوز نشرش را متوقف کرده‌ام تا در موعد مناسب منتشر کنم. یک کار نصفه و نیمه دارم که آن هم یک مقدار احتیاج به تحقیق و پژوهش دارد، به همین دلیل یک جورهایی متوقف است. ]]> استان‌ها Sat, 19 Oct 2019 08:00:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282216/تعداد-آدم-های-مراسم-اربعین-شرکت-می-کنند-داستان-وجود معرفی پایتخت کتاب ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/282217/معرفی-پایتخت-کتاب-ایران-نمایشگاه-فرانکفورت مجید جوادیان‌زاده، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در یزد، با اشاره به برگزاری بزرگترین رویداد کتاب دنیا گفت: امسال شهر جهانی یزد به عنوان پایتخت کتاب ایران در نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت حضور پیدا کرده و به ارائه دستاوردهای خود در زمینه فرهنگی و کتابخوانی می‌پردازد. وی افزود: با توجه به انتخاب یزد به عنوان پایتخت کتاب ایران و همچنین چشم‌انداز این استان به جهت ورود به عرصه پایتختی کتاب جهان، مقرر شد که بخشی از غرفه کتاب ایران در نمایشگاه فرانکفورت به این استان اختصاص داده شود که با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای اسلامی شهر یزد این امر محقق شد. مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد افزود: زمان برگزاری این نمایشگاه بزرگ کتاب از 24 تا 28 مهرماه است که غرفه جمهوری اسلامی ایران با طراحی بر اساس نمادها و سمبل‌های فرهنگ و معماری یزد، توانسته حال و هوای فرهنگ این شهر جهانی را به خود بگیرد. وی بیان کرد: روز 25 مهرماه نیز به عنوان «روز پایتخت کتاب ایران» بود که در این روز برنامه‌های فرهنگی و رونمایی از کتاب‌های معرفی یزد به زبان‌های آلمانی، مجاری و انگلیسی با حضور شهردار یزد و مسئولان ملی و بین المللی حاضر در نمایشگاه صورت گرفت. جوادیان زاده ادامه داد: هر ساله بیش از هفت هزار و ۵۰۰ شرکت کننده از بیش از ۱۰۰ کشور در این رویداد حاضر می‌شوند و آمار بازیدکنندگان این نمایشگاه در دوره قبل ۲۸۵ هزار نفر اعلام شده و بیش از ۴ هزار برنامه در این نمایشگاه اجرا می‌شود و حدود ۱۰ هزار خبرنگار و بلاگر رویدادهای این نمایشگاه را پوشش می‌دهند. وی گفت: غرفه ملی جمهوری اسلامی ایران همانند سال‌های گذشته از طریق موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران و با مشارکت تشکل‌های صنفی نشر و ناشران در غرفه‌های به متراژ ۱۹۰ مترمربع برپا شده است. رایزنی فرهنگی ایران در برلین، سفارت جمهوری اسلامی ایران در بوداپست، اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد، شورای شهر یزد و دبیرخانه طرح گرنت در غرفه ملی ایران فعالیت دارند. ]]> استان‌ها Sat, 19 Oct 2019 07:46:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/282217/معرفی-پایتخت-کتاب-ایران-نمایشگاه-فرانکفورت اعلام جزئیات جشنواره شعر یادمان قیصر امین‌پور http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/282204/اعلام-جزئیات-جشنواره-شعر-یادمان-قیصر-امین-پور حمید بهداروندی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در خوزستان، با بیان این مطلب گفت: جشنواره شعر در کوچه آفتاب که تا دوره دهم به صورت همایش برگزار می‌شد، امسال برای دومین سال متوالی در سطح ملی و جشنواره‌ای در سه بخش بخش آئینی، دفاع مقدس و پژوهشی زندگی و آثار شاعر انقلاب و دفاع مقدس در نهم آبان ماه در گتوند برگزار می‌شود. وی این جشنواره را یکی از مهمترین برنامه‌های فرهنگی و هنری در سطح استان خوزستان و کشور برشمرد و تصریح کرد: جشنواره ملی شعر «در کوچه آفتاب» بزرگداشت زنده‌یاد قیصر امین‌پور که به نام شاعر انقلاب و دفاع مقدس نامگذاری شده است، به عنوان برنامه فرهنگی، هنری مهم و شاخص در سطح استان و کشور باید در شان و جایگاه واقعی قیصر شعر ایران برگزار شود است. بهداروندی ادامه داد: با توجه به استقبال زیاد علاقه‌مندان مهلت ارسال آثار از 20 مهرماه تا 25 مهر تمدید شد و پس از آن کار داوری آثار آغاز می‌شود. دبیر جشنواره شعر «در کوچه آفتاب» گفت: تاکنون آثار زیادی از تهران، اصفهان، قم، مشهد، رشت، نیشابور، یاسوج و بیشتر شهرستان‌های استان به دبیرخانه رسیده است و با توجه به اینکه سال گذشته بیش از ۶۰۰ اثر به جشنواره ارسال و داوری شد، انتظار می‌رود امسال نیز با توجه به ملی شدن جشنواره تعداد شرکت‌کنندگان افزایش یابد. رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان گتوند اضافه کرد: در راستای برگزاری باکیفیت جشنواره ستادی در فرمانداری به ریاست فرماندار تشکیل شد و اکثر ادارات شهرستان برای هرچه با شکوه برگزار کردن این رویداد مهم اعلام آمادگی کردند. بهداروندی با تاکید بر سخنان مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان مبنی بر برگزاری هرچه باشکوه‌تر این جشنواره، بیان کرد: از تمام ظرفیت‌های موجود در شهرستان از جمله شاعران، هنرمندان، انجمن‌های فرهنگی و هنری، خبرنگاران، چاپخانه‌ها و صاحب نظران برای برگززاری هر چه باشکوه‌تر این رویداد این زمینه استفاده می‌کنیم. وی با اشاره به بخش‌های دیگر این جشنواره گفت: در جشنواره دوازدهم مانند سال‌های گذشته در کنار جشنواره، نمایشگاه خوشنویسی با عنوان «در مسیر باد» آثار اساتید برجسته خوشنویسان استان خوزستان در گالری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به نمایش گذاشته می‌شود. رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان گتوند در پایان یادآور شد: به منظور ترویج فرهنگ کتابخوانی و شناخت بیشتر آثار زنده‌یاد «قیصر امین‌پور» مسابقه کتابخوانی از آثار این شاعر فرزانه طراحی شده که با مشارکت اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان گتوند قبل از جشنواره برگزار و از نفرات برتر این مسابقه فرهنگی در روز برگزاری جشنواره تجلیل می‌شود. ]]> استان‌ها Sat, 19 Oct 2019 07:41:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/282204/اعلام-جزئیات-جشنواره-شعر-یادمان-قیصر-امین-پور روایت‌های پیاده‌روی اربعین را در چه کتاب‌هایی جست‌وجو کنیم؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282151/روایت-های-پیاده-روی-اربعین-کتاب-هایی-جست-وجو-کنیم به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، ادیان الهی و آئین‌های مختلف با هدف هویت‌بخشی به جریان اجتماعی خود، روزهایی را مشخص می‌کنند و پیروانشان را به شرکت در این اجتماعات فرا می‌خوانند. یکی از دستاوردهای اینگونه تجمعات، تبلیغ جریان اجتماعی مورد نظر است. در اسلام، به‌ویژه مذهب تشیع نمادها و جریان‌های مختلفی این نقش را بازی می‌کنند؛ کربلا اما از چنان ظرفیتی برخوردار است که می‌تواند به‌عنوان نمادی مقدس نمودی جهانی داشته باشد.   در میان آئین‌ها و فرهنگ‌ها پیرامون نهضت کربلا، پیاده‌روی عظیم اربعین نقش پررنگ‌تری دارد. در سال‌های اخیر این حرکت آن‌قدر شکوه و عظمت پیدا کرده که به عنوان بزرگ‌ترین اجتماع بشری در دنیا شناخته می‌شود؛ اجتماعی که با صرف‌نظر از نژاد، ملیت، رنگ و زبان، انسان‌هایی را گرد هم جمع می‌کند که انگیزه‌شان چیزی جز حب‌الحسین (ع) نیست.   هنرمندان، پژوهشگران، استادان حوزه و دانشگاه هر کدام از منظر خود به زوایای این رویداد بزرگ می‌پردازند. ادبیات داستانی اما از آن دسته قالب‌هایی است که ظرفیت‌های مناسبی برای بازنمایی پیاده‌روی اربعین در خود نهفته دارد؛ گرچه هنوز در ابتدای راه و آغاز یک حرکت ادبی هستم، اما تلاش‌هایی در این زمینه انجام شده و تالیفاتی ببه چاپ رسیده است. در گزارش زیر چند عنوان از این آثار ادبی را مرور کرده‌ایم.   اربعین طوبی: داستان این رمان درباره طوبی دختری نوجوان است که در روزگار یتیمی به ازدواج تاجری عراقی درمی‌آید و به بصره می‌آید. طوبی داستان زندگی خود را در مسیر پیاده‌روی اربعین از بصره تا کربلا برای نوه‌هایش تعریف می‌کند. متن داستان این کتاب ۴۰ گام دارد و در هر گام با دستمایه قرار دادن داستان زمان حال طوبا و پیاده‌روی او به سمت کربلا با رجوع به گذشته، نوجوانی، جوانی و میان‌سالی او روایت می‌شود.   برشی از کتاب: خانه عبدالله، خانه بزرگی بود اما همان روز اول دلم برای همه کودکی‌ام تنگ شد. خوب شد مامانی همراهم آمده بود و الّا دق‌مرگ می‌شدم. مامانی حال و روزش از من بدتر بود و یک هوس زیارت سرپا نگهش می‌داشت. روز سوم شد و هوویم پا به خانه‌اش نگذاشت. مامانی حالش دست خودش نبود. هر وقت اینطوری می‌شد، می‌نشست پای چرخ خیاطی‌اش و هی می‌دوخت و هی می‌دوخت تا خستگی جای فکر و خیالش را بگیرد.   چاپ چهارم «اربعین طوبی» از سوی انتشارات جمکران با تعداد 328 صفحه در سال 98 به چاپ رسیده است.   جوادی کجایی؟: «مقصدمان شارع العباس بود، اما به لطف شانس همایونی‌مان این‌بار نیز مسیر اصلی مسدود شد و آواره و سرگردان مسیر فرعی شدیم. در نگاه خسته‌ی همه‌مان، یک «به جان مادرم دیگه نمی‌تونم راه برم» خاصی بود و هرچه پیش‌تر می‌رفتیم، آثار گم شدنمان مشهودتر می‌نمود ...»   این پاراگراف برشی از کتاب «جوادی کجایی؟» است؛ اولین سفرنامه طنز اربعین که به‌قلم فاطمه تقی‌زاده به نگارش درآمده است.   در این کتاب با اتفاقات طنز و شیرینی همراه خواهیم بود که در مسیر پیاده‌روی نجف تا کربلا برای راوی اتفاق افتاده است. طراحی جدید این کتاب از دیگر ویژگی‌های آن به شمار می‌رود. تمام روایت این کتاب در قالبی مشابه پست‌های اینستاگرام طراحی و چاپ شده است.   «جوادی کجایی؟» از سوی نشر شهید کاظمی با 114 صفحه و قیمت 9 هزار تومان منتشر شده است.   موکب رنگی پنگی: «موکب رنگی پنگی» سومین کتاب از مجموعه پادشاهان پیاده است. یک موکب کوچک پر از مداد رنگی، پارچه‌ها و کاغذ‌های رنگی؛ پر از عروسک‌های دست ساز و کاموا و یونولیت. یک موکب پر از بازی و شوق و ذوق و سروصدای بچه‌ها. زنان و دختران هنرمندی که چندسالی است بدون هیچ پشتیبان و در یک حرکت خودجوش و مردمی خودشان را می‌رسانند به زیارت اربعین تا زائران کوچک این اجتماع باشکوه را دریابند. موکب رنگی پنگی شامل خرده روایت‌هایی است که از این هنرمندان روایت شده است.   در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: می‌گویم کلاً توی زندگی عشق خیلی شیرین است. وقتی آدم می‌خواهد ازدواج کند تا فرد جدیدی توی زندگی‌اش می‌آید، زندگی‌اش شیرین می‌شود. من از وقتی امام حسین (ع) را پیدا کردم، زندگی‌ام شیرین شد. شاید همان روز عاشورایی بود که یک مجلس مقتل‌خوانی رفتم. سِنی نداشم. توی آن مجلس خیلی خیلی دلم شکست. خیلی گریه کردم. شاید چند ساعت آن مقتل‌خوانی طول کشید و من هم داشتم گوش می‌کردم. بعد حس کردم که نظرم در مورد عالم عوض شد؛ یعنی حس کردم بجز امام حسین (ع) واقعاً هیچ چیزی برایم ارزش ندارد.   «موکب رنگی پنگی» را انتشارات عهدمانا در ۱۴۴ صفحه و با قیمت 18 هزار تومان تومان عرضه کرده است.   ستون ۱۴۵۳: مسلم ناصری نویسنده رمان «ستون ۱۴۵۳»، سفر اربعین را سفر عشق می‌داند و هدف از نگارش کتاب را قدم گذاشتن دل در مسیر این سفر معنوی دانست. این نویسنده در رمان «ستون ۱۴۵۳» ضمن نقل وقایع تاریخی و بیان حال و هوای راهپیمایی اربعین سفری به زمان گذشته و شرایط امروز داشته که در ادامه داستان، این دو سفر مکانی و زمانی با هم تلاقی پیدا کرده و نهایتاً در عشق پاگیر خواهند شد.   برشی از کتاب: در نجف سرگذشت اثیب و پسرانش را خوانده بودم؛ یعنی سه شب در زیرزمین مهمان پدر این دو جوان بوده‌ام. زهی عالم بی‌خبری! وقتی رفته بودم به زیارت پدرش، سرنوشت او را بر تابلویی خوانده بودم و حالا در عالم واقع با پسرانش روبه‌رو شده‌ام.   «ستون ۱۴۵۳» با ۱۶۳ صفحه و قیمت ۹ هزار تومان از سوی کتاب جمکران به چاپ رسیده است.   موکب آمستردام: «موکب آمستردام» خرده‌روایت‌هایی است از زائران دوردست سیدالشهدا؛ زائرانی که از اروپا به مقصد زیارت پیاده امام حسین رهسپار می‌شوند.   این زائران امام حسین (ع) را نه در کربلا و نجف و قم و مشهد، بلکه در قلب اروپا یافته‌اند، و متوجه شده اند که عشق حسین (ع) زمین و زمان و مکان نمی‌شناسد و چه بخواهی و چه نخواهی عالم‌گیر خواهد شد. فقط باید خود را به این دریای عظیم سپرد تا به ساحل آرامش رسید.   بهزاد دانشگر، در این کتاب در تلاش است با به تصویر کشیدن عشق زائران امام حسین (ع)، روایتی از تلاش آنان برای فدا شدن در مسیر سیدالشهدا را برای مخاطبان تصویر کند.   «موکب آمستردام» در 136 صفحه و به قیمت 16 هزار تومان به همت انتشارات عهدمانا در راهی بازار کتاب شده است. ]]> استان‌ها Sat, 19 Oct 2019 07:27:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282151/روایت-های-پیاده-روی-اربعین-کتاب-هایی-جست-وجو-کنیم کتاب «روزنامه‌ها و مجله‌های کمیاب دانشگاه تهران» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282222/کتاب-روزنامه-ها-مجله-های-کمیاب-دانشگاه-تهران-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به تازگی کتابی از سیدفرید قاسمی پژوهشگر حوزه تاریخ مطبوعات با عنوان  اصلی «روزنامه ها و مجله های کمیاب دانشگاه تهران» و عنوان فرعی «موجودی کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تأمین منابع علمی» منتشر شده است که جدیدترین کار پژوهشی این کارشناس حوزه مطبوعات است.  بر روی جلد این کتاب عنوان نشریاتی همچون «طلیعه صبح»، «سعادت ایران»، «بهار»، «ایرآن»، «جریده غیرمعمولی»، «سروش ایران»، «صحّت»، «تکامل»، «بی سیم مسکو»، «گل اتشی»، «گلشن»، «روزنامه اطلاعات»، «خنده» و «طلیعه سعادت» به چشم می خورد. این اثر به مناسبت افتتاح تالار نشریات کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران با شمارگان 200 نسخه در 127 صفحه به چاپ رسیده است. ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 06:36:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282222/کتاب-روزنامه-ها-مجله-های-کمیاب-دانشگاه-تهران-منتشر کافه هنر نمایشگاه بولونیا به نام هنرمندان ایرانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282221/کافه-هنر-نمایشگاه-بولونیا-نام-هنرمندان-ایرانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران، النا پازولی در دیدار با قادرآشنا مدیر عامل موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران به موضوع نمایشگاه کتاب بولونیا که یکی ازمعتبرترین نمایشگاه های کتاب کودک است پرداخت. وی ضمن تاکید بر همکاری های بین نمایشگاهی قول داد که در نمایشگاه کتاب تهران حضور پیدا کند. النا پازولی و قادر آشنا همچنین در خصوص حضور تصویرگران و هنرمندان ایرانی در کافه هنر بولونیا توافق کردند و قول همکاری مساعد دادند. کافه هنر نمایشگاه بولونیا قرار است اعتبار فرهنگ و هنر ایران و دستاوردهای تصویرگری کتاب کودک را به نمایش بگذارد. نمایشگا کتاب بولونیا برای اولین بار۵۶ سال قبل برگزار شد و بزرگترین رویداد جهان در زمینه کتاب و محصولات چند رسانه ای کودکان است. این نمایشگاه به خاطر تأکید بر تصویرگری کتاب کودک شهرت دارد. ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 06:32:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282221/کافه-هنر-نمایشگاه-بولونیا-نام-هنرمندان-ایرانی جلوه‌های بصری و محتوایی غرفه ملی ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت چشمگیر است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282220/جلوه-های-بصری-محتوایی-غرفه-ملی-ایران-نمایشگاه-کتاب-فرانکفورت-چشمگیر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه های فرهنگی حمید محمدی با بیان این مطلب افزود : نمایشگاه کتاب فرانکفورت مهم ترین رویداد فرهنگی در حوزه نشر است که ناشران زیادی به صورت بین المللی در آن شرکت می کنند. وی گفت : ناشران حاضر در غرفه ملی ایران کارهای قابل تاملی انجام داده اند. البته چون نمایشگاه بین المللی است ما باید به سمت آثاری برویم که فرهنگ و هنر ایران اسلامی را به زبان های دیگر معرفی کنیم. رایزن فرهنگی ایران در برلین ضمن قدر دانی از حضور ناشران در غرفه ملی ایران گفت : بعضی از ناشران این ویژگی را دارند که آثارشان را به زبان انگلیسی ارائه می کنند و در مجموع برایند حضور ناشران در این غرفه بسیار خوب بوده است. وی افزود: قطعا حضور ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت اثر گذار است .چون مردم با کتاب و نشر و آن چه با قلم نویسندگان روی کاغذ می آید می توانند با فرهنگ یکدیگر آشنا شوند. محمدی گفت : آشنایی با فرهنگ های دیگر مجال خوبی هم هست که سوتفاهم میان ملت ها از بین برود و امیدوارم حضور ناشران ایرانی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت پررنگ تر باشد. امسال در غرفه ملی ایران بیش از بیست ناشر ایرانی حاضر شدند. در روزهای گذشته، ویژه برنامه های رونمایی کتاب و معرفی طرح گرنت و نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در غرفه ملی ایران برگزار شد . نمایشگاه کتاب فرانکفورت تا 28 مهر برپاست. ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 06:25:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282220/جلوه-های-بصری-محتوایی-غرفه-ملی-ایران-نمایشگاه-کتاب-فرانکفورت-چشمگیر ورود اندیشه لوفور به ایران به دلیل تقاضای نهاد قدرت است http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282186/ورود-اندیشه-لوفور-ایران-دلیل-تقاضای-نهاد-قدرت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «آنری لوفور» اولین کتاب از مجموعه فلسفه، سیاست و شهر که با همکاری موسسه فضا و دیالکتیک منتشر می‌شود، به بازخوانی آراء و اندیشه‌های لوفور در حوزه شهری و برنامه‌ریزی شهری پرداخته است. از آغاز دهه ۹۰ شمسی آرا و آثار لوفور جسته‌وگریخته به فارسی برگردانده شده و مخاطب ایرانی به انبان نظری او ناخنکی زده است. اینجا و آنجا جلساتی با عنوان «حق بر شهر» برگزار می‌شود و نشریات از تولید فضا می‌نویسند. حقیقت آنکه این اقبال عمومی به لوفور متناظر است با تب لوفورشناسی در جامعه دانشگاهی غرب، البته با کمی تاخیر زمانی. اگرچه لوفور در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی جایگاهی رفیع در مرزهای فرانسه یافته بود اما آثار او چندین دهه از چشمان مخاطبان آنگولاساکسون پنهان مانده بود. این غفلت سه‌دهه‌‌ای اما دو دلیل داشت. نخست آنکه شاگرد قدرناشناسش مانوئل کاستلز نه تنها به آموزه‌های استاد وفادار نماند که در رساله‌اش ردی بلندبالا بر او نگاشت. کاستلز در جایی لوفور را متهم می‌کند که با ایستادن ورای جهان واقع، چیزی از آنچه در عمل بر روی زمین در حال وقوع است نمی‌داند. آثار کاستلز تا مدت‌ها قلب تپنده رویکردهای جدید در مطالعات شهری بود و از این رو نظریه لوفور با همان چوب نقد به حاشیه رانده شد. البته ایمان واقفی در جستار «آنری لوفور: میل؛ مقاومت، میدان» دلیل دیگری را هم درباره چرایی این تاخیر مطرح می‌کند: آنکه لوفور نه‌تنها زبانی به‌غایت مغلق به‌کار می‌گرفت بلکه منطق اندیشه‌اش عمیقا با خطوط رسمی و غالب سر عناد داشت. بی‌جهت نیست که او را مارکسیست دیگرگون می‌خوانند. او نه فقط در زندگی سیاسی و اجتماعی‌اش که در جهان نظری‌اش نیز تن به هیچ سازمان و ساختاری نمی‌داد. حتی کسانی که او را پساساختارگرا می‌خواندند به چوب عتاب می‌نواخت. همین تن ندادن به جریان‌های غالب و نامتعارف بودن اندیشه‌هایش او را چندین دهه و تا آغاز دهه ۹۰ که مکتوبات او یکی پس از دیگری به انگلیسی ترجمه شد، از تیررس مخاطبان عمومی دور نگاه داشت. اما به زعم واقفی آنچه ورود اندیشه لوفور به ایران را باعث شده و سرعت بخشیده، به‌نوعی تقاضای نهاد قدرت بوده است. میل فزاینده دم‌ودستگاه حکمرانی شهری به تولید و کنترل فضای شهری خود عاملی برای معرفی و ادغام همزمان لوفور بوده است. بی‌جهت نیست که بخش چشمگیری از تالیفات و ترجمه‌های لوفوری به نحوی از انحاء با حمایت و همکاری شهرداری به بازار آمده است.  خود لوفور هم معتقد است دیگر نمی‌توان صرفا با اتکا به آموزه‌های مارکس وضعیت امروز را تبیین کرد. چراکه اگر در دوره صنعتی‌شدن استیلای سرمایه‌داران از خلال مدیریت کارخانه و به نظم درآوردن کارگران محقق می‌شد، در دوره شهری‌شدن کنترل و سامان‌بخشیدن به کلیت شهر است که می‌تواند قدرت را تحکیم بخشد. درواقع دیگر کلیت شهر به موضوعی برای تنظیم و اداره تبدیل شده است و نه تنها کارخانه!» آن‌طور که واقفی می‌نویسد، در دوره شهری شدن سرمایه حکمرانان شهری هم‌وغم خود را صرف تولید شهر می‌کنند تا از این رهگذر بتوانند فضای کالبدی و نظام باوری خود را در آن ساری و جاری کنند. دیگر نه فقط کارگران که ساکنان شهر باید تحت انقیاد درآیند و این محقق نمی‌شد مگر به اتکای ساخت شکلی از زندگی.  از آنجایی هم که تولید شهر همانند تولید صنعت نیازمند آموختن علوم جدیده است، نهادهای قدرت نخستین گروه‌اند که به فراگیری این دانش مدرن اقدام می‌کنند. رونق گرفتن علوم شهری هم یعنی معماری، طراحی شهری، شهرسازی و برنامه‌ریزی شهری به استخدام حاکمان درمی‌آیند تا پدیده‌ای به نام شهر را برسازند و به نظم درآورند.  به عبارت دیگر احتمالا این گفته‌های لوفور برای امروز ما بیش از هر زمان دیگری معنادار است که «فضا صرفا یک موضوع علمی نیست که عاری از طنین ایدئولوژیک و سیاسی باشد؛ فضا همیشه و همواره موضوعی سیاسی و استراتژیک بوده است. اگر می‌بیند امروزه عقلانیت انتزاعی چنان وانمود می‌کند که فضا تماما فرمی/ تهی‌ست که گویی نسبت به هرآنچه درونش رخ می‌دهد خنثی و بی‌تفاوت است، از آن روست که فضا پیشاپیش اشغال شده است... تولید فضا ابزاری‌ست در دست اشخاص و گروه‌هایی که فضا را از آن خود می‌کنند تا مدیریت و استفاده از آن را در ید قدرت خود نگه دارند.» هرچند که علوم شهری از همان بدو تولد سودای «حل» مسائل شهری را در شهر می‌پروراند. بر این سیاق مطالعات شهری در مراحل نخستین رشد خود به‌عنوان ابزاری در خدمت حاکمان شهری درآمد تا به‌خیال خود با آن مسائل و مشکلات شهری را حل و فصل کند.  در واقعیت هم می‌بینیم که هرچه فضاهای جمعی شهرمان کوچک‌وکوچک‌تر می‌شوند، برج‌ها سر به فلک می‌کشند و مال‌های بی‌انتها پرشمارتر می‌شوند، طبیعت دست‌نخورده اطرافمان عرصه جولان بساز و بفروش‌ها می‌شود.  سرفصل‌های کتاب عبارتند از: لوفور و ماتریالیسم دیالکتیکی، دوازده تز درباره دیالکتیک و منطق، تاملی روش‌شناختی در آراء لوفور، آیا طبقه کارگر انقلابی است؟، بسوی فرافلسفه امر شهری، تاملی در نظریات متقدم لوفور، تبدیل شدن شهر به جهان: نانسی، لوفور و تصور جهانی ـ شهری.   کتاب «آنری لوفور» با تالیف و ترجمه ایمان واقفی، همن حاجی‌میرزایی، آیدین ترکمه و نریمان جهانزاد در ۱۲۸ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و به قیمت ۲۵۰۰۰ تومان از سوی انتشارات کتابکده کسری منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 06:19:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282186/ورود-اندیشه-لوفور-ایران-دلیل-تقاضای-نهاد-قدرت با آسیب‌ها و فرصت‌های پیاده‌روی اربعین آشنا شوید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282198/آسیب-ها-فرصت-های-پیاده-روی-اربعین-آشنا-شوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در این پژوهش، کوشش شده است به این سؤال پاسخ داده شود که اربعین و پیاده‌روی آن، چه موقعیت‌ها و فرصت‌های ذی‌قیمتی را در اختیار علاقه‌مندان اباعبدالله (ع) قرار می‌دهد و چه کاستی‌ها و آسیب‌هایی متوجه این راهپیمایی جهانی است؟ این کتاب در سه فصل سامان یافته است: فصل نخست عهده‌دار بیان جایگاه، ارزش و فضیلت، تاریخچه زیارت و راهپیمایی اربعین و دیدگاه اندیشمندان درباره آن است؛ در فصل دوم فرصت‌های باز آمده از اربعین و لزوم بهره‌برداری از آن مورد تأکید قرار گرفته است؛ در فصل سوم، کاستی‌ها و آسیب‌هایی که روند رو به رشد اربعین را تهدید می‌کند، بررسی می‌شود و راه حل‌هایی ارائه می‌گردد. مولف در کتاب به این موضوع می‌پردازد که عنوان اربعین، عنوانی عام است که تاکنون مقالات و کتاب‌های مختلفی درباره آن نگارش شده است. هرچند در نگرش صحیح دینی، اعداد به لحاظ عدد بودن، نقش خاصی در القای معنا و منظوری مشخص ندارند. اما از برخی آیات و روایات استفاده می‌شود که در عدد چهل، خصوصیتی وجود دارد که در اعداد دیگر نیست. این امر موجب شده است که عنوان اربعین، در اصطلاح و کاربردهای دینی، از قداست و اهمیت زیادی برخوردار باشد. بنا بر مفاد برخی آیات، اربعین سند کمال و نشانه رشد عقلی انسان است. انسان در چهل سالگی به درک نعمت و مقام شکر دست می‌یابد و به حقیقت عبودیت واقف می‌شود. از این رو غالب انبیای الهی، به ویژه حضرت ختمی مرتبت (ص) در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند. در بخشی دیگر از کتاب به فضیلت پیاده‌روی برای امور عبادی و معنوی اشاره شده و آمده است: «پیاده‌روی برای انجام اعمال عبادی و امور خیر و مستحبی، به ویژه زیارت ائمه معصوم (ع) در روایات و سخنان اهل بیت (ع) بسیار تأکید شده است. امام صادق (ع) فرمود: هرکس پیاده به مسجدها رود، قدم‌هایش را هر شی‌تر و خشک بگذارد، زمین برای او تسبیح می‌گوید. بر این اساس، روایات بسیاری درباره ارزش و منزلت پیاده‌روی به سوی بیت‌الله الحرام و انجام اعمال و مناسک حج وجود دارد. هیچ امری محبوب‌تر از پیاده‌روی به سوی بیت‌الله الحرام نیست و انسان را به ساحت مقدس ربوبی نزدیک نمی‌کند. اهمیت پیاده‌روی اربعین در زمان کنونی چیست؟ فصل دوم کتاب به فرصت‌های پیاده‌روی زیارت اربعین اختصاص دارد. آنچه در این کتاب درباره فرصت‌های اربعین بدان پرداخته شد، شمهایی از عظمت اربعین، آثار و دستاوردهای بزرگ آن است که فرصتی با ارزش را در اختیار برنامه‌ریزان و دلسوزان فرهنگ شیعی قرار دهد. به اعتقاد نویسنده، راهپیمایی اربعین، نوعی رویارویی فرهنگ دینی، معنویت و خدامحوری در برابر فرهنگ مبتذل غربی است. برگزاری راهپیمایی حسب نظر علما و مراجع، در صورتی که برای اقامه عزا برای زیارت قبر سید‌الشهدا (ع) باشد ثواب زیاد داشته و امری پسندیده برای اعتلای کلمه توحید و بیانگر زنده بودن ماجرای عاشورا و کربلاست. همانگونه که امام خمینی (ره) محرم و صفر را عامل زنده ماندن اسلام بیان داشت. نویسنده در بخشی دیگر معتقد است: «باید به زائران آموزش داده شود که در طول مسیر، وقتی به صورت گروهی حرکت می‌کنند یا در جایی توقف نمایند، بهتر است برنامه‌ای برای آن محل در نظر بگیرند و از نظر معنوی، آن جمع را تغذیه کنند. مثلاً با بیان ویژگی‌های شخصیتی حضرت اباعبدالله و یاران باوفاویش و ارائه طرح‌های قرآنی و برگزاری مجلس سخنرانی و ... می‌توان بدان هدف جامه عمل پوشاند. فصل سوم کتاب به آسیب‌ها و توصیه‌ها درباره راهپیمایی اربعین اختصاص دارد و به مواردی مانند بی‌نظمی، کم حوصلگی و کم ظرفیتی، مزاحمت و آزار دیگران، انحصارطلبی و خودخواهی، دوری از اهداف معنوی، تبلیغ خارج از حد راهپیمایی اربعین، آلودگی محیط زیست و نداشتن وسائل سفر را از جمله آسیب‌های این راهپیمایی عنوان می‌کند.  به اعتقاد مولف ضعف بنیه بدنی، عدم آمادگی جسمانی و نداشتن تجربه پیاده‌روی طولانی، می‌تواند بسیاری از شرکت‌کنندگان در راهپیمایی اربعین را با مشکل مواجه سازد. بنابراین کسانی که بدنی ورزیده و آماده برای پیاده‌روی و نیز تجربه کافی برای آن ندارند، نباید در این راه قدم بگذارند. زیرا چنین افرادی در همان کیلومترهای اولیه از ادامه مسیر باز می‌مانند. این کتاب با این نتیجه به پایان می‌رسد که اربعین، آثار و دستاوردهای بزرگ آن است که فرصتی با ارزش را در اختیار برنامه‌ریزان و دلسوزان فرهنگ شیعی قرار می‌دهد.   کتاب «پیاده‌روی اربعین، فرصت‌ها، آسیب‌ها و توصیه‌ها» تألیف حافظ نجفی در 248 صفحه از سوی موسسه فرهنگی هنری نشر مشعر به بهای 215000 ریال منتشر شده است.  ]]> دین‌ Sat, 19 Oct 2019 06:10:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282198/آسیب-ها-فرصت-های-پیاده-روی-اربعین-آشنا-شوید استقبال بچه‌ها از کتاب‌های مربوط به شخصیت‌های کربلا زیاد است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282115/استقبال-بچه-ها-کتاب-های-مربوط-شخصیت-های-کربلا-زیاد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امروز بیست و هفتم مهرماه مصادف با اربعین حسینی است. کودکان و نوجوانان می‌توانند در این روز با مطالعه آثاری که درباره امام‌حسین (ع)، فرزندان و یاران ایشان منتشر شده، با ابعاد مختلف شخصیتی و زندگی این بزرگواران آشنا شده و از آن‌ها الگوبرداری کنند. «دوست خوب امام» از جمله این آثار است که در قالب مجموعه 14 معصوم به تازگی از سوی انتشارات کتاب تارا روانه کتابفروشی‌ها شده است.   این کتاب که به قلم عباس رمضانی به رشته تحریر درآمده، دربردارنده 10 قصه‌ از زندگی امام‌ حسین‌(ع) با نام‌های «خواب عجیب، چراغ هدایت، دوست خوب امام، باران رحمت الهی، هم سفره با فقرا، نگاه مهربان امام، بیعت هرگز، حکومت ری، غلام فداکار و پیراهن کهنه» است که با تصویرگری فروغ بیژن منتشر شده است.   عباس رمضانی که آثار زیادی را برای کودکان و نوجوانان در کارنامه‌اش دارد، درباره این اثر به ایبنا گفت: کتاب «دوست خوب امام» یک جلد از مجموعه 20 جلدی است شامل قصه‌هایی از زندگی 14 معصوم علیهما سلام و شش جلد بقیه شامل قصه‌هایی از زندگی حضرت زینب (س)، حضرت فاطمه معصومه (س)، حضرت ابوالفضل (ع)، حضرت علی اصغر (ع)، حضرت علی اکبر (ع) و حضرت قاسم (ع) است.   وی درباره انتخاب عنوان کتاب «دوست خوب امام» توضیح داد: انتخاب نام این کتاب براساس روایتی است که از زندگی حضرت پیامبر (ص) نقل شده است؛ وقتی که حضرت با اصحابشان درحال عبور از کوچه‌های مدینه بودند تعدادی بچه را می‌بینند که در حال بازی هستند، پیامبر می‌ایستند و به سمت بچه‌ها می‌روند و دست نوازش برسر یکی از بچه‌ها می‌کشند، وقتی که پیامبر برمی‌گردند، اصحابشان می‌پرسند این بچه‌ چه کسی بود؟ و پیامبر پاسخ می‌دهند جبرئیل به من پیغام داده این بچه دوست حسین من است. و من نام این کتاب را از روی این روایت برداشتم.     رمضانی با بیان اینکه همه کتاب‌های این مجموعه نثر ساده و روانی دارند، افزود: این مساله مطالعه کتاب‌ها را برای بچه‌ها جذاب کرده است. همچنین سعی کرده‌ام از روایت‌های مورد علاقه بچه‌ها انتخاب کنم. این روایت‌ها کاملا مستند است و از اسناد قابل اعتماد استخراج شده است.   نویسنده «مردان مبارز» با اشاره به اینکه کتاب «دوست خوب امام» امسال منتشر شده و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه شده است، میزان بازخورد آن را خوب ارزیابی کرد و گفت: این مجموعه مورد استقبال بچه‌ها قرارگرفته است، مخصوصا کتاب‌های «دو دست چون دو بال» شامل قصه‌هایی از زندگی حضرت ابوالفضل العباس (ع)، «دوست خوب امام» و «قصه‌هایی از زندگی حضرت علی اصغر (ع)». در حال حاضر هم برخی از جلدها به پایان رسیده و امیدواریم بتوانیم چاپ دوم این مجموعه را منتشر کنیم. به گفته این نویسنده، به‌طورکلی استقبال بچه‌ها از کتاب‌های مربوط به شخصیت‌های کربلا خیلی زیاد است و این محدود به ماه محرم و صفر نمی‌شود. بچه‌ها کلا علاقه خاصی به شخصیت‌های کربلا دارند. و این علاقه نشأت گرفته از محیط خانواده، اجتماع و تا حدی کتاب‌های درسی است. هرچند که در کتاب‌های درسی اطلاعات خیلی مختصر است و بچه‌ها برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب‌های داستانی روی می‌آورند. رمضانی در ادامه به آثار دینی در حوزه کودک و نوجوان اشاره کرد و گفت: در این حوزه کتاب‌های زیادی منتشر شده، هر کدام از این کتاب‌ها ویژگی‌های خاص خودشان را دارند. از جمله قلم نویسنده، محتوای اثر، کتابسازی و ... و هرکسی از زاویه‌ای خاص به کار نگاه می‌کند.   این نویسنده و معلم آموزش و پرورش، افزود: نمی‌توانیم بگوییم تعداد کتاب‌های این حوزه زیاد است زیرا هرچه در این حوزه کار شود بازهم جای کار وجود دارد. بچه‌ها با این کتاب‌ها با سیره امامان و معصومین آشنا می‌شوند که تاثیرات مثبتی در شناخت راه و روش زندگی‌شان و اخلاق و رفتار آن‌ها دارد.   وی درباره کیفیت آثار دینی نیز توضیح داد: کیفیت کتاب‌هایی که در این حوزه منتشر می‌شود چه از نظر فیزیکی و چه از نظر محتوایی افت و خیزهایی وجود دارد اما آنچه مورد توجه مخاطبان است، محتوای آثار است. بیش از 70 درصد آثاری که در حوزه دین منتشر شده، برای بچه‌ها جاذبه دارند، و 30 درصد بقیه هم به دلایل مختلف مانند کتابسازی ضعیف یا محتوای غیرمستند برای بچه‌ها جذابیتی ندارد. یکی از چالش‌های اصلی کتاب‌های مذهبی این است که برخی مستند نیستند و براساس اسناد معتبر نوشته نمی‌شوند.   رمضانی گفت: آنچه که من به عنوان معلم آموزش و پرورش در برخورد با بچه‌ها متوجه شدم این است که آن‌ها از هر کتابی که محتوای خوب داشته باشد استقبال می‌کنند و این مساله مختص به حوزه دین یا تاریخ نیست درمورد همه حوزه‌ها همین‌گونه است.     ]]> کودک و نوجوان Sat, 19 Oct 2019 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282115/استقبال-بچه-ها-کتاب-های-مربوط-شخصیت-های-کربلا-زیاد نوستالژی بازگشت امپراطوری عثمانی نمادی از سلطه است/ چرا به کردهای سوریه پرداخته نمی‌شود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282189/نوستالژی-بازگشت-امپراطوری-عثمانی-نمادی-سلطه-چرا-کردهای-سوریه-پرداخته-نمی-شود خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- بهاران سواری: جلیل کریمی در کتاب «نظریه پسااستعماری و کردشناسی»، آثار نویسندگان غربی از جمله دوارد سعید را درباره مردم کرد و سرزمین آن‌ها در حوزه‌های تاریخ، مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی در این کتاب به نقد کشیده است. در سیر تاریخی مطالعات پسااستعماری و توصیف فضای فکری و موضوعی مورد نظر کرمی حوزه‌های تاریخی، مردم‌شناختی و جامعه ‏شناختی کردها و چگونگی بازنمایی جامعه آن‌ها در پژوهش‌هایی تحت عنوان کردشناسی از سوی غربی‌ها مورد بررسی قرار گرفته است.   از دید او بیشتر مطالعات کردشناسی منشعب از گفتمان حاکم بر شرق‌شناسی است و در بسیاری از آن‌ها لایه‌های شرق‌شناسانه هست. اما آیا این نوع تفکیک و تمایز بین غرب و غیرغرب؛ خود بیانگرد نوعی استعمار نوین و تقلیل یک نژاد به سوژه‌ای پژوهشی نخواهد بود؟   به بهانه وقایع اخیر در کردستان سوریه و حمله نظامی ترکیه به این منطقه، این موضوع را با کرمی درمیان گذاشتیم که چرا در تمامی این پژوهش‌های کردشناسی؛ کردهای سوریه کمتر از کردهای ایران و عراق و ترکیه مورد توجه بوده‌اند؟ و آیا تبانی آمریکا و ترکیه و ناتو برای حمله به کردهای سوریه که این روزها شاهدش هستیم را هم می‌توان در چارچوب تلاش‌های استعماری برای سلطه دانست؟   چرا در اغلب کتاب‌ها و پژوهش‌هایی که به نوعی در دایره کردپژوهی و قوم‌نگاری کردها تعریف می‌شوند؛ کردهای سوریه کمتر از کردهای ایران و عراق و ترکیه مورد توجه مولف و پژوهشگر بوده‌اند؟  بخش عمده‌ای از مطالعات اصلی کوردی قبل از تقسیمات جغرافیایی و سیاسی کنونی انجام گرفته و نویسندگان مربوط نیز توجه چندانی به مرزها نداشته‌اند. اما مثلاً در مورد کردستان ایران، از آنجا که ایران‌شناسی از جمله دیسپلین‌های مورد علاقه شرق‌شناسان بوده، و نیز به این دلیل تاریخی که کردها بیشترین نسبت را با فرهنگ و سرزمین ایران داشته‌اند، به تناسب، به کردهای ایران هم پرداخته شده است. ملیت شرق‌شناسان هم احتمالاً تأثیر داشته است. مثل اینکه، نویسندگان روس بیشتر به مطالعه درباره ایران و عراق علاقمند بودند. اگر هم منظور مطالعات تحلیلیِ انجام شده از سوی نویسندگان کورد در باب مطالعات کوردشناسی باشد، دلیل آن را می‌توان در سطح و ویژگی‌های تحصیلی پایین‌تر در کردستان سوریه جست. از آنجا که مطالعاتی ازین دست نیازمند سطح بالاتری از تحلیل علمی است، به نظر می‌رسد این شرایط در سه بخش دیگر کردستان بیشتر از سوریه فراهم بوده است. با این حال، در این اواخر مطالعات مرتبط با کردستان سوریه هم افزایش یافته است.   در این نظریه پسااستعماری که شما در کتاب مد نظر داشته‌اید، آیا پیش‌فرض یک کردستان واحد است یا چهار اقلیم مرزی متفاوت که کردها در آن ساکن هستند؟  در تحلیل گفتمان، به ویژه در آن رویکردی که چندان به جهان بیرون از گفتمان تمرکز نمی‌شود، مرزهای واقعی دیگر معنا ندارد. با اینکه رهیافت کتاب من بیشتر انتقادی بوده، اما با توجه به متون مورد بررسی اصولاً مرزهای جغرافیایی مورد نظر نبوده است. هدف محوری، تحلیل متن‌ها بوده است.   تضادهای ناسیونالیستی کرد و ترک، کرد و عرب و ... در این نظریه پسااستعماری چگونه قابل تبیین و تعریف است؟  ایده بنیادی نظریه‌ها (و نه نظریه) پسااستعماری، واسازی ساختارهای فکری موجود در جهان اندیشه است. (با این تذکر که این نظریه‌ها، در یک جایی، که به پست‌کلونیالیسم معروف است، می‌تواند به یک مکتب سیاسی دوفاکتو بدل شود). اما، در مقام تنوری، نظری‌های پسااستعماری، نگاهی نقادانه به سلسله مراتب موجود در تفکر و در نهایت در عالم واقع دارد. یکی از ایده‌ها یا سلسله‌مراتب اجتماعی ـ سیاسی مورد نقد، ایده و برنامه ناسیونالیسم است. ناسیونالیسم، نوعی گزافه‌گویی است؛ زیرا آن چیزی نیست که ادعا می‌کند. از منظر کارکردی نیز به دلیل تمرکزگرایی ذاتی، نمی‌تواند عدالت را در پی داشته باشد. زیرا همواره در پی کاستن تفاوتها به نفع یکسانی و به عبارتی قربانی‌کردن امر جزیی در آستانه امر کلی است. ناسییونالیسم از این منظر شکل ظاهرفریبی از سلطه است.     جایگاه کردها در ساخت‌های سیاسی دولت‌ ـ ملتی منطقه و روند تاریخی شکل‌گیری ساخت‌های سیاسی کردی پیش از تشکیل دولت‌ ـ ملت‌ها در منطقه و بعد از مرزبندی‌های مشخص امروزی دستخوش چه تغیراتی بوده که به امروز و ماجرایی مثل ترکیه و سوریه رسیده است؟  این پرسش، موضوع کتاب نبوده است. اما به هر حال، ادراک اجتماعی و سیاسی تا قبل از دوره روشنگری بر ایده ملی‌گرایی استوار نبوده است. ناسیونالیسم عمدتاً بعد از انقلاب فرانسه به تدریج رایج شد. به همین ترتیب در جوامع مورد نظر شما هم ایده‌های ناسیونالیستی وجود نداشت. در وجه انضمامی هم، در بیشتر این سرزمین‌هایی که کردها در آن زندگی می‌کردند، صورت اصلی حکمرانی، خودگرانی بوده است. برای مثال تا قبل سلطنت قاجار، در کردستان و کرمانشاه، حکمرانی در دست خاندان‌های کرد بوده است. در سایر کشورها هم به همین ترتیب. این نظام به نوعی فدراتیو، با ظهور نظام تمرکزگرای آتاتورکی و رضاشاهی و بعدها نظام‌های بعثی در عراق و سوریه، جای خود را به نظام متمرکز حکمرانی داد و تراژدی آغاز شد. از نظر تاریخی هم مرزهای مناقشه‌برانگیز فعلی، برآمده از هیچ نوع گفتگو یا در نظرگرفتن خواست دیگری‌های فرودست نبوده و اصولاً با مبنای خواست‌ها و منافع دولت‌های غربی به وجود آمده‌اند.   آیا همبن تبانی آمریکا و ترکیه و ناتو برای حمله به کردهای سوریه که این روزها شاهدش هستیم را هم می‌توان در چارچوب تلاش‌های استعماری برای سلطه دانست؟  استعمار، طبق ایده‌های نظریه پسااستعماری، به پایان نرسیده است. میل به سلطه به شیوه‌ها و حیله‌های مکارانه‌تر و خوش‌آب و رنگ‌تر متوسل شده است. این میل را در امریکا، ایده‌های نئولیبرال کسانی مثل ترامپ و بیشتر حکمرانان آن کشور پیش می‌برد. در ترکیه، این نیروی پیشران، وجوه دینی و ناسیونالیستی بیشتری دارد. نوستالژی بازگشت امپراطوری عثمانی و آرمان ترکیه‌ای واحد در مقام کلیتی بدون هر گونه ترک‌خوردگی و عنصر مزاحم، از جمله این خواست‌هاست.   اساسا همین مفهوم کردپژوهی خودش نمودی از جریان پسااستعماری و تقلیل کرد بودن و پیشنیه تاریخی که پشت سر دارد به یک سوژه پژوهشی و زیبایی‌شناسی نیست؟  مفاهیم عمومی و آکادمیکِ موجود به نحوی از انحا اجزا یا اشکالی از سلطه با خود دارند. از سوی دیگر هیچ تحلیل نمی‌تواند تمامی مفاهیم و واژگان خود را از نو بیافریند. راه حل این مشکل استفاده خودآگاهانه از مفاهیم، آشنایی‌زدایی از آنها و در نهایت خلق مفاهیم و اصطلاحات جدیدی است که دست کم در زمان خلق‌شدن، به نظر بری از سلطه هستند. مفهوم «کردشناسی» در عنوان کتاب، به این دلیل آمده است که شرقشناسان آن را به کاربرده بودند. به عبارتی معنای عنوان کتاب این است که نظریه استعماری چگونه پژوهش‌هایی تحت عنوان «کردشناسی» را تحلیل خواهد کرد. محتوای تحلیل‌های کتاب بیانگر رویکرد انتقادی به مفاهیم و مطالب ازین دست است. اما خارج از بحث کتاب، عنوان کردشناسی می‌تواند شکلی از نگاه پوژیتیویستی به ابژه به خود بگیرد که مضموم و مورد انتقاد است. همچنانکه مثلا در حوزه جامعه‌شناسی اصلاحات کلاسیک جامعه‌شناسی فرهنگی، جامعه شناسی دین و علم، جای خود را به مطالعات فرهنگی، مطالعات دین و مطالعات علم داده است. این بازاندیشی در حوزه مطالعات کوردی هم باید صورت بگیرد. اما اگر این تغییر در مفاهیم و واژگان خودآگاه صورت نگیرد، همچنان خطاهای تحلیلی مانند زیبایی‌شناسانه‌کردن امور پیش خواهد آمد. زیبایی‌شناسانه کردن موضوعات مرتبط با کردها در پژوهش‌های شرقشناسان بسیار جدی بوده و در فیلم‌ها و سریال و تحلیلهای فرهنگی فعلی نیز، ویژگی غالب بازنمایی کردها بوده است. از قضا، طرح جلد کتاب، به نحوی به این عیب مبتلاست.   ]]> علوم انسانی Sat, 19 Oct 2019 04:49:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282189/نوستالژی-بازگشت-امپراطوری-عثمانی-نمادی-سلطه-چرا-کردهای-سوریه-پرداخته-نمی-شود داور جایزه بوکر: افتخار می‌کنم که دو برنده انتخاب کردیم http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/282219/داور-جایزه-بوکر-افتخار-می-کنم-دو-برنده-انتخاب-کردیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، هفته گذشته مارگارت آتوود و برناردین اِواریستو به عنوان برندگان بوکر 2019 اعلام شدند و جایزه 50 هزار پوندی من‌بوکر را به طور مساوی بین خود تقسیم کردند.   البته طبق قوانین بوکر جایزه نباید بین دو نفر تقسیم شود اما هیئت داوران اعلام کردند که نمی‌توانستند یکی از این دو اثر را به عنوان برنده اعلام کنند.   گَبی وود، مدیر ادبی بنیاد بوکر با تصمیم هیئت داوران چندین بار مخالفت کرد و هر بار هیئت داوران تلاش کردند یک نفر را به عنوان برنده انتخاب کنند اما به نتیجه نرسیدند و در نتیجه وود تصمیم گرفت به رأی هیئت داوران احتران بگذارد. فلورانس، رئیس هیئت داروان گفته بود: «هر دو کتاب پیام‌های مهمی دارند. علاوه بر این داستان‌های معمایی جذابی هستند که خواننده را پای کتاب میخکوب می‌کند. امیدواریم برندگان ارزشمندی برای جایزه بوکر انتخاب کرده باشیم. از نظر من اهمیت بوکر فقط به جایزه مالی نیست که حالا نگران تقسیم کردنش باشیم.»   آفوآ هیرش، یکی از اعضای هیئت داوران بوکر امسال نیز در این باره رای گاردین نوشت: «نمی‌دانم چرا این کتاب‌ها برای داوری انتخاب شدند. ساعت‌ها درباره اینکه چه کتابی شایستگی بیشتری برای عنوان بوکر دارد بحث کردیم. درباره جزئیات اجاره ندارم صحبت کنم اما باید بگویم موضوعات زیادی برای ما اهمیت داشت. از تصمیم نهایی خودمان هم شوکه بودیم اما انتخاب برنده برای جایزه‌ای چون بوکر سخت است. کتاب می‌خوانید، می‌خوانید، و باز می‌خوانید. هر ماه با همکاران دور هم جمع می‌شوید و درباره آثار مختلف صحبت می‌کنید و در نهایت مجبور به انتخاب فقط یک کتاب هستید. کار خیلی سختی است. همه 13 کتاب حاضر در فهرست اولیه شایستگی خوانده شدن و دیده شدن را دارند. هنوز برای حذف بعضی از کتاب‌ها سوگواری می‌کنم. به نظر من هر شش اثر حاضر در فهرست نهایی توانایی برنده شدن در جایزه بوکر را داشتند. چگونه می‌توان زیبایی استانبول را در داستان شافاک نادیده گرفت و لوسی اِلمان را ندید؟ چگونه می‌توان راوی اودیسه‌وار اوبیاما را نادیده گرفت؟ در پایان کوتاه نیامدیم. دو برنده انتخاب کردیم. نتیجه کار ایده‌ال نیست زیرا انتخاب بین این نویسندگان خوب واقعاً سخت بود اما به تصمیم‌مان افتخار می‌کنم. از اینکه جرئت شکستن قوانین را داشتیم افتخار می‌کنم. خیلی‌ها می‌گویند چطور توانستید آتوود و اِواریستو را با هم مقایسه کنید. در جواب باید بگویم ما تصمیم نگرفتیم مقایسه کنیم اما تصمیم گرفتیم هر دو را خوب ببینیم و به آن‌ها اهمیت دهیم و خوشحالم چنین کردیم.»   جایزه «من بوکر» به بهترین اثر تازه انگلیسی‌زبان که نوشته شهروندان همسود بریتانیا است اهدا می‌شود. پیش از این نویسندگانی چون هیلاری منتل، آیریس مرداک، و ایِن مک‌ایوان برنده این جایزه معتبر شده‌اند. به برنده جایزه من‌بوکر 50 هزار پوند و به هر کدام از نامزدها 2500 پوند به عنوان هدیه مالی اهدا می‌شود.   ]]> جهان‌کتاب Fri, 18 Oct 2019 19:36:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/282219/داور-جایزه-بوکر-افتخار-می-کنم-دو-برنده-انتخاب-کردیم پیتر هاندکه: دیگر با هیچ خبرنگاری مصاحبه نمی‌کنم http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/282218/پیتر-هاندکه-دیگر-هیچ-خبرنگاری-مصاحبه-نمی-کنم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، پیتر هاندکه، نویسنده اتریشی برای اولین بار به شبهات درباره اهدای نوبل ادبیات به او عکس‌العمل نشان داد و پس از اینکه از او درباره جنگ یوگسلاوی پرسیدند گفت دیگر هیچ‌وقت با رسانه‌ها صحبت نمی‌کند.   پیتر هاندکه، نویسنده اتریشی که در جلسه مدیران شهرداری در شهر گریفین در جنوب اتریش حضور پیدا کرده بود از خبرنگاران گلایه کرد که دائم از او سؤال‌هایی درباره دیدگاه‌های سیاسی‌اش می‌پرسند و سوالی درباره نوشته‌هایش نمی‌کنند.   هاندکه گفت: «جلوی در خانه بودم و 50 خبرنگار آنجا حضور داشتند و همه سؤال‌هایی درباره سیاست پرسیدند و حتی یک نفر آثارم را نخوانده بودند و نمی‌دانستند چه کتاب‌هایی نوشته‌ام. همه از من درباره عکس‌العمل دیگران می‌پرسند. من نویسنده و از نسل تولستوی، هومر، و سروانتس هستم. من را رها کنید و این سؤال‌ها را از من نپرسید.»   بنابر گفته مدیران شهرداری هاندکه در جلسه گفت دیگر با هیچ خبرنگاری صحبت نمی‌کند. گویا یکی از خبرنگاران از هاندکه پرسیده بود آیا از انتقادات ساشا استانیشیچ، نویسنده بوسنیایی-آلمانی برنده جایزه کتاب آلمان خبردارد یا نه!   استانیشیچ در مراسم دریافت جایزه کتاب آلمان به انتقاد از اهدای جایزه نوبل ادبیات به پتر هاندکه پرداخت و گفته بود: «من خیلی خوش‌شانس بودم که از آنچه پتر هاندکه از توصیف آن در نوشته‌هایش عاجز بود، فرار کرده‌ام. خیلی عجیب است که واقعیت را طوری نشان دهیم که تنها شامل دروغ‌ها شود.»   البته نویسندگان دیگری چون سلمان رشدی و هاری کونزرو نیز از کمیته نوبل برای اهدای جایزه به پیتر هاندکه انتقاد کرده بودند. الکساندر هِمون، نویسنده بوسنیایی-آمریکایی هم در نیویورک‌تایمز هاندکه را «باب دیلنِ نادمین نسل‌کشی» خواند!   با کمیته نوبل تماس‌های زیادی گرفته شد تا به انتقادات مربوط به جایزه نوبل ادبیات هاندکه پاسخ دهد اما هنوز به این موضوع عکس‌العملی نشان نداده‌اند.   در شناسنامه هاندکه رمان، مقاله، و نمایشنامه‌‌هایی چون «کاسپار» و «دشنام به تماشاچی» دیده‌ می‌شود. از سال 1990 تاکنون ساکن پاریس است و بیشتر از همه با کتاب «بر فراز دهکده‌ها» و البته رمان «تکرار» شناخته می‌شود.   هاندکه که از سمت مادر اسلوونیایی است و در سال 2006 در مجلس ختم مجرم جنگی صربستان، اسلوبودان میلوشویچ سخنرانی کرد. سخنرانی که سبب شد انتقادات شدیدی به نویسنده اتریشی بشود و حتی جایزه هاینریش هینه به دلیل مواضع سیاسی هاندکه را از نامزدی جایزه خط بزند. در سال 2014 هم برنده جایزه ایبسن شد که با اعتراضاتی در اسلو روبه‌رو شد.       ]]> جهان‌کتاب Fri, 18 Oct 2019 18:45:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/282218/پیتر-هاندکه-دیگر-هیچ-خبرنگاری-مصاحبه-نمی-کنم باارزش‌ترین جایزه ادبی اسپانیا به خاویر سرکاس رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282205/باارزش-ترین-جایزه-ادبی-اسپانیا-خاویر-سرکاس-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از اکتوالیته- خاویر سرکاس، نویسنده سرشناس اسپانیایی موفق شد 67امین دوره جایزه ادبی پلنتا را که معتبرترین و باارزش‌ترین جایزه ادبی اسپانیایی ‌زبان است به خود اختصاص دهد.  او برای رمان پلیسی با عنوان «ترا آلتا» که روایتی درباره تحقیق یک پلیس در کاتولونیا بعد از حملات مرگ‌بار ماه آگوست سال 2017 شهر بارسلون و کمبریلز اسپانیا است، شایسته دریافت این جایزه شناخته شد. خاویر سرکاس در مراسم اهدای این جایزه که روز 15 اکتبر در بارسلون برگزار شد گفت «من اکنون 57 ساله هستم و در این سن وسال خطرناک‌ترین چیز برای یک نویسنده این است که به تکرار خود روی بیاورد و من تلاش کرده‌ام از طریق یک اثر کاملا متفاوت از این خطر خود را دور نگه دارم؛ اما در عین حال به آثار قبلی‌ام وفادار باشم. پس‌زمینه آثار قبلی من همانند این رمان پلیسی است اما با این تفاوت که در آثار پیشین از همان اول پیدا بود چه کسی باید مورد سرزنش قرار بگیرد. این رمان در واقع بازتاب موضوعات و پرسش‌های خاصی باشد که مورد علاقه من است. پرسش‌هایی که متاسفانه در دوران اخیر خیلی مد شده‌اند: ارزش قانون، امکان عدالت و مشروعیت انتقام.» هیئت داوران این جایزه نیز درباره اثر برگزیده بیان داشت:«کرکاس در این اثر نیز همانند دیگر آثارش مرزهای واقعیت و خیال را در هم آمیخته است. این رمان وضعیت سیاسی کاتولونیا معاصر را روایت می‌کند.» سال گذشته جایزه ادبی پلنتا به شانتیاگو پستگیلو، نویسنده اسپانیایی برای رمان «یو، جولیا»  که بر اساس زندگی جولیا دومنا، امپراطور رومانی نوشته شده بود تعلق گرفت. خاویر سرکاس، نویسنده 57 اسپانیایی، نویسنده و استاد دانشگاه خیرونا اسپانیا است. رمان «سربازان سالامیس» مهم‌ترین اثر نویسنده اسپانیایی است که در سال 2001 منتشر شد و تاکنون به 20 زبان در دنیا از جمله فارسی ترجمه شده است. این جایزه با ارزش 601 هزار یورو که بالاترین جایزه نقدی دنیا بعد از نوبل به شمار می‌رود سال 1952 توسط «پلنتا» یکی از برترین ناشران اسپانیا تاسیس شد و تنها به نویسندگان اسپانیایی و آمریکای لاتین می‌رسد.  ماریو بارگاس یوسا و کاملو خوزه سلا، برندگان نوبل ادبیات از جمله برندگان دوره‌های پیشین این جایزه بوده‌اند. ]]> جهان‌کتاب Fri, 18 Oct 2019 12:51:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282205/باارزش-ترین-جایزه-ادبی-اسپانیا-خاویر-سرکاس-رسید کارنامه تلاشی 27 ساله که به بادیه ختم نشد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282164/کارنامه-تلاشی-27-ساله-بادیه-ختم-نشد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «به راه بادیه رفتن؛ نقد علوم اجتماعی و بن‌لادهای آن در ایران» بخشی از فعالیت‌های علمی مرتضی فرهادی، یکی از اساتید به نام مردم‌شناسی در ایران را در خود منعکس ساخته است. او خود در این زمینه گفته است: «به راه بادیه رفتن، یادداشت‌ها و برداشت‌های مولف است در خداحافظی با مجله‌ای که با صبوری دهقانی 26 سال به شکل‌های گوناگون با آن درگیر بوده است.»   نشریه‌ای که فرهادی از آن سخن گفته است، فصل‌نامه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی است.   اولین فصل اثر که هم‌نام با کتاب است را فرهادی به بهانه 50 سال کار مطبوعاتی و 27 سال انتشار فصلنامه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی نوشته است. به بهانه چاپ هفتادمین شماره از این فصل‌نامه. ایده مرکزی نقدی که فرهادی به علوم اجتماعی در ایران دارد را می‌توان چنین بیان کرد: اگر علم وارداتی و سفارشی از بیرون و یا پژوهش قراردادی و حق‌الزحمه‌ای مونتاژی و سر هم بندی از درون، می‌توانست مشکلات جوامعی نظیر ما را حل کند، در این دهه‌ها و با این همه طرح‌های پژوهشی درون و برون دانشکده‌ای و دانشگاهی و وزارت خانه‌ای و در سطح ملی و غیره، می‌توانست کاری بکند.   علوم اجتماعی باید بیش از بیرون، با آتش درون پژوهشگر یا پژوهشگران هم دامنه و همدل تشدید شود، پخته شود و قوام یابد. هنگامی که پول با علم و بدون هیچ تمهیدی و به شکل عریان و بی‌واسطه معاوضه می‌شود، معنی آن در فرهنگ و از آن جمله در فرهنگ ایرانی این است که یا علم تجاری و بازاری شده است و یا پول مقدس و سماواتی که هر دوی این‌ها از نظر اخلاقی ناپسند و ناشایست و از نظر زیباشناسی زشت است. حتی اگر از نظر منطق دکاندارانه نظام سوداگری درست باشد. دغدغه پول هرگز نمی‌تواند جای شور و آگاهی رسالت‌آمیز و ریشه‌دار و درونی پژوهشگر را اشغال کند و در مرکز دل‌مشغولی وی قرار گیرد. اگر چه پول در شرایط اکنونی جهان، برای امرار معاش پژوهشگر ممکن است ناگزیر باشد، اما این لازم برای کار دانشمند علوم اجتماعی هرگز کافی نیست. چرا که به قول بوبن محال است فرشته‌ای به مدرسه بازرگانی رفته و دلبسته پول نشود.   او در این مقاله به ذکر کژ و کاستی‌های کلی علوم اجتماعی با خاستگاه غربی، نگاه تقلیل‌گرایانه به علوم اجتماعی از مسیر زیست‌شناسی گزینشی و مقوله سیطره علوم اجتماعی اروپایی پرداخته است.   رویکرد خاص فرهادی به علوم اجتماعی و مقوله فرهنگ که به ویژه در کتاب «صنعت بر فراز سنت یا در برابر آن؟» که به‌تقریب همزمان با کتاب حاضر منتشر شد قابل مشاهده است را در این مقاله به خوبی می‌توانیم مشاهده کنیم. نگاهی که در پی ساخت اندیشه‌ای درون‌زا و مخالف واردات مفاهیم اندیشه‌ای از غرب است. فرهادی توانسته است در نقد مفصل خود، به تفصیل و واضح، نوع نگرش خود نسبت به مسئله فرهنگ را تبیین کند. نقد مفصل فرهادی در عمل به یک رساله کوچک تبدیل شده و حدود صد صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده است.   نقد دوم فرهادی که دومین فصل از کتاب را شامل شده است، بر مردم‌شناسی که رشته تخصصی او است متمرکز است. این مقاله «مردم‌نگاری دانش‌ها و فناوری‌های سنتی: «نان شب» مردم‌نگاران ایران» نام دارد. فرهادی چنان که خود در پیشگفتار کتاب نیز گفته است، از سال 1347 و در دوران دانشجویی درگیر با مقوله مردم‌شناسی و مردم‌نگاری بوده است و همین ویژگی، اهلیت قابل قبولی برای نقد روند مردم‌شناسی در ایران به او می‌دهد. فرهادی ایران را «گنجینه ناشناخته دانش‌ها و فناوری‌های مردمی» (ص 122) می‌داند و معتقد است هم مسئولین و مدیران و هم مردم‌شناسان و مردم‌نگاران در بازشناسی و معرفی این گنجینه کاهل و ناکام بوده‌اند. او به نادیده گرفتن اهمیت قنوات تا مدتی پیش اشاره می‌کند و می‌نویسد: «در کتاب "کتاب‌شناسی فرهنگ عامه و مردم‌شناسی ایران" (این کتاب در سال 1350 منتشر شده است) حتی یک مقاله درباره قنوات و فناوری‌های مرتبط با آن وجود ندارد.» (ص 132)   به اعتقاد فرهادی اگر چه در حال حاضر قنات بیش از پیش مورد توجه قرار می‌گیرد اما هنوز هم هستند فناوری‌هایی که ناشناخته و کم‌شناخته باقی مانده‌اند. از جمله فناوری «کبوترخانه‌ها» که «نمونه بارز درهم‌آمیزی زیبایی و کارایی در معماری ایرانی» (ص: 136) هستند و اهمیت اقتصادی آنها به حدی بوده است که غازان خان مغول در اصلاحات کشاورزی خود فرمان‌هایی برای حفظ کبوتران صادر کرده و در زمان صفویه امتیاز ساخت کبوترخانه به ایرانیان غیر شیعه داده نمی‌شد.   پس از این مقاله روشنگر و جذاب، فرهادی دو یادداشت در کتاب منتشر کرده است. «نوبر نارس گیاه‌مردم‌شناسی» یادداشت اوست عنوان سردبیر بر اولین ویژه‌نامه گیاه‌مردم‌شناسی در فصل‌نامه علوم اجتماعی و «راه تنهای مرا بنگر» یادداشت دیگری در حوزه گیاه‌مردم‌شناسی است که فرهادی آن را در دومین ویژه‌نامه فصل‌نامه علوم اجتماعی مرتبط با این حوزه تخصصی منتشر کرده است. چنان‌که فرهادی در پیشگفتار کتاب مکتوب کرده است: «گیاه‌مردم‌شناسی سرشاخه‌ای از دانش‌ها و فناوری‌های سنتی است که دانش ترکیبی از مردم‌نگاری و مردم‌شناسی گیاهان آن‌گونه که در چشم مردم محلی دانسته می‌شود و اطلاعات گیاه‌شناسی و جغرافیای طبیعی و زبان‌شناسی و ادبیات شفاهی و داروپزشکی و پزشکی عامیانه است که در جهات مختلف زندگی مردم راه یافته است؛ در رنگریزی، صیادی، بافت و ساخت وسایل چوبی و حصیری و غیره.» (ص: 10)   مرتضی فرهادی   این دو یادداشت نیز در آشنا کردن مخاطب با سرفصلی کمتر مورد توجه قرار گرفته در حوزه مردم‌شناسی مفید هستند. در مجموع مطالبی که فرهادی در این کتاب گردآوری و منتشر کرده است، علاوه بر اینکه کارنامه تلاش طولانی‎مدت او در حوزه تحقیق و تدریس مردم‌شناسی و علوم اجتماعی محسوب می‌شود، در ارائه چشم‌انداز مطلوب و مدنظر فرهادی برای آینده این علوم نیز می‌تواند مفید واقع شود. غیر از این، جذابیت و صمیمیت نوشته‌های فرهادی، اثر او را فراتر از یک اثر علمی، به اثری دلنشین برای مخاطب نیز تبدیل می‌سازد.   نقطه تاریک پنجاه صفحه‌ای اما نقطه تاریک کتاب «به راه بادیه رفتن»، فصل آخر آن است. این فصل که «بیست‌وهفت سال با کاروان حله نام دارد» به مقاله‌شناسی 77 شماره فصل‌نامه علوم اجتماعی در ذیل عنوان اختصاص دارد. فهرستی که با کوشش مرتضی سالمی قمصری احصا و منتشر شده است.   در این‌که ساختار مناسب برای انتشار چنین فهرستی، چنین کتابی است، شک و تردید فراوان وجود دارد. به‌ویژه که خواننده در صورت مراجعه به این فهرست هم بهره قابل قبولی از آن نخواهد برد، چرا که امکان جست‌وجوی ساده در این فهرست وجود ندارد و از سوی دیگر در صورت جست‌وجوی مقالات نیز امکان دسترسی به اصل مقاله از مسیر این کتاب فراهم نیست.   بهتر این بود که چنین فهرستی (اگر که واقعا لزومی برای انتشار آن وجود داشته باشد) در فضای مجازی منتشر می‌شد، چرا که همه مقالات فصل‌نامه علوم اجتماعی به صورت فایل‌های پی‌دی‌اف در سایت اینترنتی این نشریه موجود است و پژوهشگران می‌توانند پس از مراجعه به چنین فهرستی بلافاصله اصل مقاله‌ای که به آن نیازمند هستند را نیز پیدا کنند. این بخش کتاب بیش از 50 صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده است؛ در این شرایط کمبود کاغذ و ازدیاد فزاینده قیمت کتاب، به نظر نمی‌رسد انتشار چنین فهرست‌هایی آن هم در قالب کتاب توجیه اقتصادی چندانی نیز داشته باشد.   به راستی خواننده علاقه‌مند به مباحث حوزه مردم‌شناسی که مایل است مجموعه‌ای از سعی سالیان دکتر مرتضی فرهادی را در کتابخانه‌اش داشته باشد چرا باید پنجاه صفحه فهرست نشریه علوم اجتماعی را هم بخرد؟ کتاب حاضر حدود 300 صفحه حجم و 48 هزار تومان قیمت دارد. به‌عبارتی، مبلغی در حدود 8000 هزار تومان از قیمت این کتاب برای فهرست نشریه علوم اجتماعی از خواننده اخذ می‌شود. به نظر نمی‌رسد این کار منطقی و قابل قبول باشد. ]]> علوم انسانی Fri, 18 Oct 2019 08:03:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282164/کارنامه-تلاشی-27-ساله-بادیه-ختم-نشد سیزدهمین نمایشگاه کتاب لرستان به کار خود پایان داد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282215/سیزدهمین-نمایشگاه-کتاب-لرستان-کار-خود-پایان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان، شامگاه پنجشنبه ۲۵ مهرماه در آخرین روز فعالیت سیزدهمین نمایشگاه کتاب این استان، استاندار لرستان در بازدید از این رویداد فرهنگی، گفت: ریشه توسعه نه جاده است و نه سیمان و سنگ، بلکه اصلی‌ترین عامل توسعه، فرهنگ است. سیدموسی خادمی در جریان این بازدید ضمن ابراز رضایت از برگزاری این رویداد فرهنگی در استان متبوعش، گفت: نمایشگاه کتاب بزرگترین رویداد فرهنگی هر استان است که امسال نیز برای چندمین مرتبه متوالی به‌خوبی و در سطح قابل قبولی در استان برگزار شد.  استاندار لرستان با تاکید بر سابقه فرهنگی طولانی و علاقه‎مندی مردم لرستان به دانش و دانستن، تصریح کرد: آنگونه که اعلام شده، علی‌رغم افزایش قیمت کتاب که بنا به گفته ناشران بین دو تا دو نیم درصد افزایش داشته، تمامی ۴۵۰ میلیون تومان بن اختصاص یافته به نمایشگاه به فروش رسید و تقریبا به همین میزان هم خرید نقدی صورت گرفته است که این موضوع بیانگر استقبال بسیار خوب مردمی از این نمایشگاه بوده است. همچنین آیت‌الله سیداحمد میرعمادی، نماینده ولی فقیه در استان لرستان و امام جمعه خرم‌آباد در جریان بازدید از سیزدهمین نمایشگاه کتاب استا، ضمن ابراز رضایت از کیفیت برپایی این رویداد فرهنگی و تقدیر از دست‌اندرکاران آن، گفت: کتاب یک رسانه ماندگار است و امروز گرچه رسانه‌های بسیاری برای دستیابی به اطلاعات و آگاهی در اختیار افراد قرار دارد ولی جایگاه کتاب هیچگاه از بین نمی‌رود. وی افزود: نمایشگاه کتاب موثرترین و مهمترین رویداد فرهنگی استان در طول یک سال است و خوشبختانه نمایشگاه امسال نسبت به سال‌های گذشته از یک ویژگی مهم برخوردار است و آن اینکه، نیازمندی‌های استان به‌خوبی دیده شد و موضوعاتی که در این نمایشگاه ارائه گردیده متناسب با شرایط امروز استان بود. نماینده ولی فقیه در استان ادامه داد: نقش کتاب در سالم نگه داشتن فضای جامعه بر هیچکس پوشیده نیست و والدین باید کودکان خود را از همان آغاز با کتاب انس دهند تا سلامت جامعه تضمین شود. توسعه فرهنگی استان، پیش‌نیاز توسعه همه‌جانبه است و ما اگر می‌خواهیم به توسعه دست یابیم، باید فعالیت‌های فرهنگی را گسترش داده و در تمام رویداد‌ها پیوست فرهنگی را لحاظ کنیم. تجلیل از مروجان کتاب و حامیان فرهنگ استان همچنین بر اساس این گزارش، همزمان با برگزاری سیزدهمین نمایشگاه کتاب استان لرستان و در مراسمی با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، از چهار تن از مروجان کتاب و حامیان فرهنگ استان تجلیل شد. در این مراسم از حبیب جمشیدی، رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی الیگودرز و عرت جعفری، رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کوهدشت به عنوان مروجان کتاب، قاسم ولی‌زاده، مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری لرستان، به پاس سال‌ها حمایت از فعالیت‌های فرهنگی و هنری و نیز داریوش جعفری، نویسنده حوزه کودک و نوجوان به عنوان فعال فرهنگی این حوزه تجلیل شد. رونمایی از ۱۳ عنوان کتاب در آخرین روزهای نمایشگاه همچنین در جریان برگزاری سیزدهمین نمایشگاه کتاب استان لرستان و در مراسمی با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و معاون فرهنگی این اداره‌کل از ۱۳ عنوان کتاب انتشارات هاویر و انجمن داستان نویسی رونمایی شد. کاج‌های سوزنی، چشمکی از سر اجبار، آریتمی‌های فوق بطنی، شایع‌ترین مسمومیت‌های دارویی، بیماری‌های نفرولوژی و ارولوژی کودکان، جراحی thorax، ایران به سوی توسعه و آن سوی فردا، تعدادی از کتب رونمایی شده در این مراسم بود. این سرزمین، نگاهی به فرهنگ و باور‌های مردم، آسیب شناسی نظام آموزشی در ایران، شهروند گفتمان نظریه‌ها و دیدگاه‌های فرا ملی و اصحاب حسین عنوان دیگر کتاب‌های رونمایی شده بود. ]]> استان‌ها Fri, 18 Oct 2019 07:52:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282215/سیزدهمین-نمایشگاه-کتاب-لرستان-کار-خود-پایان اعمال قدرت در عصر نظام‌های پساتوتالیتر از نگاه واتسلاف هاول http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282185/اعمال-قدرت-عصر-نظام-های-پساتوتالیتر-نگاه-واتسلاف-هاول به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «قدرت بی‌قدرتان» نوشته واتسلاف هاول در اکتبر ۱۹۷۸ در اصل طرح بحثی است از هاول (که بعدا گفت «سریع» دست‌به‌کار نوشتنش شده) برای مجموعه جستارهایی درباره موضوع قدرت و آزادی که قرار بود از نویسندگان لهستانی و چکسلواک در یک مجلد چاپ بشود. از قرار هر نویسنده می‌بایست جستار اول هاول را می‌خواند و در جوابش مطلبی می‌نوشت. با اینکه ابتدا از هر کشور بیست نویسنده انتخاب شده بودند، فقط نوشته‌های نویسندگان چکسلواک سروسامان کاملی پیدا کرد. در همین حال بعضی از نویسندگان چکسلواک این مجموعه، از جمله خود هاول، که در کمیته دفاع از متهمان ستمدیده عضویت داشتند، در ماه مه ۱۹۷۹ بازداشت شدند و تصمیم بر آن شد که کار متوقف نشود و جستارهای چکسلواک این مجموعه جداگانه منتشر شوند. «قدرت بی‌قدرتان» با ترجمه پل ویلسون چندین بار در دنیای انگلیسی‌زبان به چاپ رسیده که مهمترین آن‌ها در کتاب «قدرت بی‌قدرتان: شهروندان در برابر دولت در کشورهای شرق اروپا» به ویراستاری جان کین و همراه مقدمه‌ای از استیون لوکس بوده است. البته این کتاب 9 جستار دیگر از مجموعه اصلی نوشته‌های چک و اسلواک هم بود.  هاول در این جستار برای بررسی نیروی بالقوه «بی‌قدرتان» قبل از هر چیز ماهیت قدرت و شرایطی که این آدم‌های بی‌قدرت در آن عمل می‌کنند و دست به کنش می‌زنند را تشریح می‌کند. از نظر او لفظ «دیکتاتوری» صرف‌نظر از اینکه چقدر در موقعیت‌های دیگر می‌تواند مفهوم و قابل درک باشد، به جای اینکه ماهیت واقعی قدرت را در نظام حاکم روشن‌تر کند، به ابهام و نامفهومی‌اش دامن می‌زند. چراکه با این واژه معمولا گروه کوچکی از افراد در ذهنمان تداعی می‌شود که حکومت و زمام‌داری یک کشور را با توسل به زور قبضه کرده‌اند، و کاملا علنی و با استفاده از ابزارهای بلاواسطه‌ای که در اختیارشان است اعمال قدرت می‌کنند و به لحاظ اجتماعی از اکثریت مردم تحت حکمرانی‌شان به راحتی قابل تشخیص هستند.  او نتیجه چنین رهیافت و برداشت سنتی و کلاسیک از دیکتاتوری را این می‌داند که دیکتاتوری امری موقتی و گذار و فاقد ریشه‌های تاریخی تعبیر می‌شود که وجودش تنها به حیات بنیان‌گذارانش وابسته است و گستره و اهمیتش هم به یک محل مشخص منحصر می‌شود. فارغ از ایدئولوژی‌ خاصی که برای مشروعیت‌دادن به خودش به کار می‌گیرد و قدرتش تنها در تعداد و توان تسلیحاتی سربازان و نیروی پلیس محدود می‌شود. اصل اساسی قدرت در نگاه هاول این است که صاحب قدرت، صاحب حقیقت هم می‌شود. نویسنده نهایتا با اشاره به آنچه در روسیه دوران شوروی گذشته نتیجه می‌گیرد که ترکیب ذهنیت رعیتی و احترام کورکورانه و تقدیرباورانه به ارباب و احساسات میهن‌پرستانه در یک نظام توتالیتر باعث می‌شود منافع امپراتوری قدرت به منافع انسان‌ها ترجیح داده شود. البته هاول به شیوه‌ اعمال قدرت در دیکتاتوری‌های کلاسیک و سنتی و نظام‌های پساتوتالیتر هم گریزی می‌زند و می‌نویسد: «در دیکتاتوری‌های سنتی سازوکارهای قبضه قدرت معمولا درست و اصولی برقرار نشده‌اند و درنتیجه شرایط برای اتفاق‌های آنی و اعمال قدرت دلبخواهی بی‌قاعده بسیار مهیاست و از آن‌طرف به لحاظ اجتماعی و روانی و فیزیکی، میدان برای شیوه‌هایی از ابراز مخالفت هنوز باز است. یعنی پوسته بیرونی درزهای زیادی دارد که چه‌بسا تا پیش از تحکیم و تثبیت کل ساختار قدرت شکافته شوند.» هرچند در نگاه او خصوصیت ساختاری ریشه‌دار به ارث‌برده‌شده از سابقه تاریخی استبداد سازوکاری بی‌عیب و نقص و پیچیده‌ای را برای اعمال مستقیم و غیرمستقیم قدرت بر کل مردم می‌آفریند که دیگر قدرت را به عینیتی کاملا تازه بدل می‌کند. به‌کارگیری تمام ابزارهای تولید نیز به ساختار قدرت این توانایی و مهارت بی‌سابقه و مهارنشدنی را می‌دهد که هم هرچه می‌خواهد خرج خودش کند (در حوزه‌های تشکیلات اداری و امنیتی) و هم در مقام کارفرمای انحصاری بتواند به ‌آسانی بر هستی و معاش و رومزه همه شهروندان مسلط شود. به عبارت در نگاه هاول دیگر شور انقلابی و رشادت و ازجان‌گذشتگی و محصور و جداافتادن از دنیا دیگر مشخصه دیکتاتوری و قدرت نیستند. به عکس نظام‌های نظام پساتوتالیتر بخشی جدایی‌ناپذیر از دنیا بزرگتری شده‌اند و در سرنوشت آن دنیا سهیم هستند و نقش دارند. صریح‌تر اینکه سلسله‌مراتب ارزشی کشورهای پیشرفته غربی و هم‌زیستی با دنیای پیشرفته حالا دیگر عملا در نظم قدرت نوین هم دیده می‌شود.  البته منظور نویسنده از به کار بردن پسوند «پسا» این نیست که در نظام قدرتی که او شرح می‌دهد دیگر توتالیتریته جریان ندارد، بلکه می‌خواهد بگوید ما با نظام توتالیتری روبرو هستیم که از پایه و اساس با دیکتاتوری کلاسیک و تعارف معمول از توتالیتاریسم تفاوت دارد. مثلا در جایی از کتاب سازوکار اعمال قدرت در نظام پساتوتالیتر را اینگونه توضیح می‌دهد: «نظام پساتوتالیتر همیشه و در هر قدم مردم را لمس می‌کند، اما همیشه با دستانی پوشیده در دستکش‌های ایدئولوژیک. برای همین است که زندگی در این نظام چنین آکنده از دورویی و ریا و دروغ است. لازم نیست مردم همه دروغ‌ها و مغلطه‌های این نظام را باور کنند، اما باید چنان رفتار کنند که گویی باورشان دارند، یا دست‌کم در سکوت از کنارشان بگذرند. لزومی ندارد این دروغ‌ها را بپذیرند، کافی‌ست بپذیرند که با این دروغ‌ها و در بطن آن‌ها زندگی کنند، زیرا بدین‌ترتیب بر نظام صحه می‌گذارند، اطلاعاتشان را از نظام نشان می‌دهند، نظام را می‌سازند و اصلا خود نظام می‌شوند.»   کتاب «قدرت بی‌قدرتان» نوشته واتسلاف هاول با ترجمه احسان کیانی‌خواه از مجموعه دوم «تجربه و هنر زندگی» در ۱۶۴ صفحه، شمارگان۲۲۰ نسخه و به قیمت ۲۱۰۰۰ تومان از سوی فرهنگ نشر نو: آسیم منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Fri, 18 Oct 2019 07:11:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282185/اعمال-قدرت-عصر-نظام-های-پساتوتالیتر-نگاه-واتسلاف-هاول برپایی ایستگاه صلواتی کتاب در بوشهر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282214/برپایی-ایستگاه-صلواتی-کتاب-بوشهر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در بوشهر، به نقل از روابط عمومی و اطلاع رسانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر، در این ایستگاه صلواتی به شهروندان بوشهری کتاب اهدا شد. مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر در این خصوص گفت: در این ایستگاه، کتاب‌هایی که به‎منظور حمایت از ناشران و نویسندگان بوشهری خریداری شده بود، توزیع شد. فاطمه کرمپور در ادامه با بیان اینکه اهدای کتاب یکی از برنامه‌های اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در راستای اشاعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی در جامعه است که در مناسبت‌های گوناگون از سوی این اداره‌کل اجرائی می‎شود، افزود: بی‌شک گامی موثر در راستای ترویج فرهنگ کتابخوانی به شمار می‎رود. مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان در پایان یادآور شد: کتاب مهم‌ترین مولفه در جوامع بشری است که علاوه بر افزودن دانایی فرد موجب پیشرفت اجتماعی و فرهنگی نیز می‌شود. یادآوری می‎شود، در این ایستگاه صلواتی ۳۵۰ جلد کتاب به شهروندان بوشهری اهدا شد. ]]> استان‌ها Fri, 18 Oct 2019 06:29:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282214/برپایی-ایستگاه-صلواتی-کتاب-بوشهر اسلام‌آباد غرب در رویای پایتختی کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282213/اسلام-آباد-غرب-رویای-پایتختی-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از کمیته اطلاع رسانی اسلام آبادغرب نامزد پایتخت کتاب ایران، روز پنجشنبه 25 مهرماه مراسمی تحت عنوان روستای قباد شیان روستای دوستدار کتاب ایران، با حضور محمدی‌زاد بخشدار مرکزی اسلام آبادغرب، خسرو تمری رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهرستان، عزتی معاون حوزه هنری استان کرمانشاه، امین شیرزادی شاعر و جمع از دانش‌آموزان و مردم این روستا که از توابع بخش مرکزی شهرستان اسلام آباد غرب است، برگزار شد. در این مراسم دهیار روستای قباد شیان با اشاره به جایگاه ادبی روستا گفت: بنا داریم برنامه‌ریزی مناسب برای جهت‌گیری فعالیت‌های فرهنگی به ویژه روستاهای دوستدار کتاب داشته باشیم و از ظرفیت همه نخبگان در این زمینه استفاده کنیم. در ادامه محمدی‌زاد بخشدار مرکزی اسلام آبادغرب با بیان اینکه بدون توجه به موضوع فرهنگ تمام فعالیت‌های ما ناقص باقی خواهند ماند و راه به جایی نخواهیم برد، گفت: امروز در سطح ۴ دهستان تابع بخش مرکزی اقدامات ارزشمندی در حوزه فرهنگ و هنر در حال تحقق است و یکی از این برنامه‌ها روستاهای دوستدار کتاب است که بسیار چشمگیر و قابل توجه است. وی افزود: امروز نگاه ما در کنار عمران و فعالیت‌های عمرانی، به موضوع فرهنگ منعطف شده است و باور داریم تنها راهی که می‌تواند به روستاها پویایی و نشاط ببخشد فعالیت فرهنگی از جمله کتاب و کتابخوانی است. بخشدار مرکزی شهرستان اسلام‌آباد غرب با تاکید بر لزوم انجام کارهای فرهنگی به‌ویژه موضوع کتاب از حمایت این بخشداری در راستای کارهای فرهنگی با محوریت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اشاره سخن گفت و افزود: بستر پیشرفت و توسعه روستایی با نگاه فرهنگی فراهم است. در ادامه مراسم خسرو تمری رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اسلام آبادغرب به نقش بخشدار و دهیاری روستای قباد شیان در برگزاری این کار فرهنگی اشاره کرد و خواستار مشارکت تمام نخبگان و فعالان فرهنگی این روستا به مقوله کتاب و روستای دوستدار کتاب شد. تمری افزود: اولویت اصلی ما طرح پایتخت کتاب ایران و از آن مهمتر گسترش فرهنگ مطالعه در سطح جامعه است و باور داریم که کتاب با خودش دانایی به ارمغان خواهد آورد و حاصل دانای رشد و پیشرفت و تربیت نخبگان است. وی با اشاره به فعالیت‌های صورت گرفته در این رابطه افزود: هم اکنون اقدامات خوبی در سطح روستاهای بخش مرکزی اسلام آبادغرب در حال تحقق است و این مساله به همت بخشدار مرکزی و مجموعه دهیاران عزیز است که به دنبال آن هستند تا با کتاب روستایی فرهیخته و اهل دانش داشته باشند. امین شیرزادی از شاعران و نویسندگان استان و کشور که برای شرکت در برنامه‌های روستای دوستدار کتاب به زادگاه خود آمده بود، با اشاره به اهمیت موضوع کتاب و کتابخوانی، به نقل خاطراتی از دوران دبستان خود در این روستا پرداخت و گفت: انتظار دارم دانش آموزان از همین دوران ابتدایی با کتاب آشنا شوند که در آینده بتوانند جامعه‌ساز باشند و اگر فرهنگ کتاب و کتابخوانی اشاعه پیدا کند، روند پیشرفت و آبادانی با محوریت دانایی شکل خواهد گرفت. محسن عزتی معاون حوزه هنری انقلاب اسلامی استان کرمانشاه نیز در این مراسم با اشاره به اهمیت جایگاه نخبگان در توسعه کتابخوانی در جامعه، گفت: باید به معرفی نخبگان همت بگماریم و در این راستا بیش از هر کس مردم نقش دارند. بر اساس این گزارش، در خاتمه به دانش آموزان شرکت کننده در مسابقه نقاشی با موضوع کتاب هدایایی تقدیم شد. یادآوری می‌شود، جشنواره روستاها و عشایر دوستدار کتاب برنامه‌ای است که هر سال با محوریت معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با همکاری مجموعه‌ای از دستگاه‌های دولتی و غیردولتی اجرا و هر ساله 10 روستا یا آبادی عشایری به عنوان روستاها و عشایر دوستدار کتاب کشور معرفی می‌شوند. ]]> استان‌ها Fri, 18 Oct 2019 06:26:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282213/اسلام-آباد-غرب-رویای-پایتختی-کتاب شاهکارهای مهندسی دوران دفاع مقدس کدامند؟/نقش شهید صفوی و قرارگاه مهندسی صراط‌المستقیم در جنگ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282194/شاهکارهای-مهندسی-دوران-دفاع-مقدس-کدامند-نقش-شهید-صفوی-قرارگاه-صراط-المستقیم-جنگ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سال‌های دفاع مقدس، یکی از درخشانترین دوران‌های در تاریخ تمدن ایران زمین است. بجز ثبت اوراق زرینی از وجوه انسانی این سال‌ها از نظر کار تکنولوژیک و دستاوردهای مهندسی نیز خاص و یکه است. چه آنکه ایرانیان تازه از بند جاهلیت رژیم شاهنشاهی رسته، به ناگاه با هجوم یکپارچه رژیم بعث عراق مواجه شده‌اند و ناچار بودند در مقابل ارتش تا دندان مسلح و خوانخوار صدام هرچه را که در فکر و توان دارند، به مرحله عمل درآورند. به همین منظور بسیاری از کارخانه‌جات ایران و همچنین شرکت‌های مهندسی و عمرانی نیز وارد در جنگ شدند. نیروهای نظامی ایران برای عملیات‌های خود بسیار به نیروهای مهندسی برای زدن پل، جاده، سنگر و... نیاز داشتند و متخصصان ایرانی با تعهدی مثال زدنی ایده‌های مهندسی خود را در این راستا به کار گرفتند. انتشارات ستارگان درخشان اصفهان در مجموعه «شاهکارهای مهندسی دفاع مقدس» در سه مجلد به ثبت این دستاوردها که تحسین جهانیان را برانگیخته بود، پرداخته است. قطعا دستاوردهای آن دوران برای مهندسان امروز می‌تواند بسیار آموزنده باشد. جلد نخست نخستین جلد از این مجموعه «شاهکارهای مهندسی دفاع مقدس: سردار شهید مهندس سیدمحسن صفوی و قرارگاه مهندسی صراط‌ المستقیم» نام داشت که با گردآوری طیبه کیانی برای نخستین بار سال گذشته (۱۳۹۷) منتشر شد، اما چاپ دوم این کتاب در بهار امسال با شمارگان هزار نسخه، ۱۰۴ صفحه و بهای ۳۰ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت. این مجلد شامل چهار فصل است: «سردار شهید سید محسن صفوی و تشکیل قرارگاه مهندسی صراط المستقیم»، «بخشی از فعالیت‌های انجام شده قرارگاه مهندسی صراط المستقیم»، «ویژگی‌های بارز شهید سید محسن صفوی» و «پی‌نوشت‌ها و تصاویر». شهید سیدمحسن صفوی متولد ۱۳۳۳ در یکی از روستاهای اطراف اصفهان است. او پس از گذراندن دوران تحصیلات دبستانی و دبیرستانی، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته راه و ساختمان در اصفهان به پایان رساند. او پس از آغاز جنگ مدتی را با سمت مسئول مهندسی وزارت سپاه در استان اصفهان به خدمت پرداخت. پس از جنگ، با توجه به لزوم شرکت گسترده‌تر دولت در جنگ، هیات دولت به منظور پشتیبانی فعال‌تر از جنگ، طبق مصوبه‌ای، وزارت سپاه را مامور تأسیس قرارگاهی بنام صراط الستقیم کرد، تا از توان وزارتخانه‌ها درامر جنگ به نحو مطلوب‌تری استفاده کند. مسئولیت این قرارگاه با حکم وزیر وقت سپاه (محسن رفیق دوست) به شهید صفوی محول شد. قرارگاه صراط الستقیم تمام پروژه‌های مهندسی وزارتخانه‌های مختلف را زیر پوشش خود قرار داد و علاوه بر پشتیبانی آنها نسبت به حسن اجرای پروژه‌ها نیز نظارت فنی می‌کرد. شهید صفوی پس از عملیات کربلای ۵ او جهت انجام ماموریتی از جبهه به تهران آمد و در هنگام بازگشت در یک سانحه هوایی در مسیر تهران-اهواز در تاریخ ۱۸ اسفند ماه ۱۳۶۵ به شهادت رسید. جلد دوم دومین مجلد از این مجموعه «شاهکارهای مهندسی دفاع مقدس: پل خیبر (پل افتخار)» نام دارد که به قلم حسین سالمی است. این کتاب امسال با شمارگان هزار نسخه، ۷۴ صفحه و بهای ۳۰ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. در این کتاب جزييات و نحوه ساخت و اجرای پل خيبر همراه با نقشه‌های اين پل بررسی و شرح مفصل شده است. در سال ۶۳ یگان مهندسی رزمی سپاه با مشارکت جهاد سازندگی و وزارت صنایع سنگین وقت در طرحی ابتکاری برای وصل کردن ساحل شرقی هورالهویزه به جزایر مجنون در مدت ۷۵ روز پل شناوری به طول ۱۳ کیلومتر ساختند که ساخت چنین پلی در تاریخ جنگ‌ها بی سابقه بود. این پل طولانی‌ترین پل شناور نظامی جهان با مواد جدید و پایدار در مقابل بمباران بود. خبرگزاری فرانسه در سوم فروردین ۱۳۶۳ اعلام کرد: «به گفته مسئولان دولتی امریکا، دست یافتن به پل قایقی با چنین طولی در تاریخ نظامی مدرن بی سابقه است.»  از این خبر معلوم می‌شود آنها هنوز نفهمیده بودند کیفیت ساخت پل قایقی چیست.   برای شناورسازی آن از مواد پلیمری استفاده شد تا در صورت حمله هوایی دشمن به سرعت قابل تعمیر و تعویض باشد و در فواصل معینی از طول پل پارکینگ و محل توپ ضد هوایی تعبیه شد و قطعات یدکی نیز در طول مسیر به پل اصلی متصل شد تا در صورت نیاز به سرعت عوض شود. طراحی پل، حاصل مطالعات و کار شبانه روزی شهید مهندس بهروز پورشریفی و جهادگران جهاد سازندگی خراسان و همکاری مؤثر وزارت سپاه و قرارگاه صراط المستقیم بود. جلد سوم این مجلد «شاهکارهای مهندسی دفاع مقدس: جاده سیدالشهدا» نام دارد که به قلم حسین سالمی است و امسال با شمارگان هزار نسخه، ۸۲ صفحه و بهای ۳۰ هزار تومان منتشر شده است. در این کتاب جزئيات و نحوه ساخت و اجرای جاده يا به عبارت بهتر بزرگراه سيدالشهدا (ع) شرح شده است و نقشه‌های این بزرگراه نیز به مخاطبان ارائه می‌شود. جاده ۱۴ کیلومتری سیدالشهداء(ع) به عرض ۱۷متر در شرق هورالهویزه و از منطقه جفیر آغاز شده و پس از طی مسافت در داخل آب‌های منطقه، وارد جزیره مجنون‌شمالی می‌شود. با توجه به اهمیت عملیات خیبر و تصرف جزایر‌مجنون توسط رزمندگان و نیز تأکید امام‌خمینی(ره) نسبت به حفظ جزایر‌مجنون، طرح احداث جاده سیدالشهداء(ع) در دستورکار قرارگاه حمزه(ع) و جهادسازندگی قرارگرفت. چرا که پل خیبر مرتباً زیر آتش سنگین دشمن قرار داشت و تعمیر صدمات ناشی از انفجار و ترکش این پل در بلند‌مدت، مقرون‌به‌صرفه نبود و از طرفی به عنوان مکمل پل خیبر، با تسهیل تردد دو طرفه خودروهای سنگین و زرهی، می‌توانست نقش مهمی را در حفظ جزایر‌مجنون ایفا کند. بنابراین ۱۰ روز پس از نصب پل خیبر عملیات احداث جاده زیر نظر شهید مهندس بهروز ‏پورشریفی آغاز شد و بیش از هزار کامیون کمپرسی به مدت دو ماه ونیم حمل خاک را بر عهده گرفتند. علیرغم حرکت آب در هور و وجود باتلاق متعدد در طول مسیر و همچنین قرارداشتن در زیرگلوله باران توپخانه و بالگردهای دشمن، جاده از دو سو به هم نزدیک شد و در روز سوم شعبان و هم‌زمان با میلاد امام‌حسین(ع) ساخت جاده به اتمام رسید و از آن تاریخ به بعد این جاده نام سید‌الشهداء(ع) را به خود گرفت. ارتفاع این جاده از سطح زمین و سنگرهای حاشیه شمالی آن که برای حفظ جان افراد احداث شده بود، عملاً جاده را به یک مانع پدافندی در منطقه تبدیل کرده بود. پس از پایان جنگ و برگشت نیروهای دوطرف به مرزهای بین المللی بخشی از جاده که در خاک دشمن قرار داشت تخلیه و حدفاصل نیروهای دشمن و خودی توسط مهندسی رزمی مسدود شد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Fri, 18 Oct 2019 05:52:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282194/شاهکارهای-مهندسی-دوران-دفاع-مقدس-کدامند-نقش-شهید-صفوی-قرارگاه-صراط-المستقیم-جنگ خروج زبان فارسی از هند توطئه بزرگ انگلیسی‌ها بود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281869/خروج-زبان-فارسی-هند-توطئه-بزرگ-انگلیسی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) تا حدود دویست سال قبل و پیش از آنکه هندوستان مستعمره انگلستان شود، زبان فارسی دومین زبان رسمی و زبان فرهنگی و علمی این کشور به‌شمار می‌رفت. زبان فارسی که در دوره غزنویان به هند راه یافت؛ با تاسیس امپراطوری مغول در هندوستان به اوج پیشرفت خود رسید و زبان رسمی هند شد؛ شاعران بزرگی هم‌چون بیدل دهلوی، امیرخسرو دهلوی و دستگاه شعری سبک هندی را در خود پروراند و بخش‌های زیادی از تاریخ و ادبیات هند به این زبان نگاشته شده است؛ اما پس از استعمار، انگلیسی‌ها در سال ۱۸۳۲ میلادی، با اجبار زبان انگلیسی را جایگزین زبان فارسی کردند.    با این حال و پس از گذشت بیش از دویست سال از خروج اجباری زبان فارسی از محافل رسمی و علمی هندوستان، هنوز هم زبان فارسی در میان مردم و محیط آکادمیک هند خواهان دارد و بیش از 40 کرسی رسمی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه‌های هند دایر است. عددی که از هیچ، کمی بهتر است، اما با توجه به پیشینه زبان فارسی در هند و نقش و سهمی که در تاریخ و ادبیات و نسخه‌های خطی هند دارد، عدد ناچیزی است. هرچند که اهل فن بر این نظرند که همین مقدار هم رو به زوال است و سال به سال از توجه به زبان و ادبیات فارسی در هند، کاسته می‌شود. این مسئله نه تنها برای زبان فارسی به عنوان یک زبان کلاسیک، بلکه برای حفظ فرهنگ و تاریخ هند هم مهم و قابل بحث و پیگیری است. همین مسائل باعث شد که با اخلاق احمد ‌انصاری (آهن) ، شاعر زبان فارسی و اردو و استاد بخش مطالعات زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جواهرلعل‌نهرو که تالیفات، تصحیح و ترجمه‌هایی هم به زبان فارسی دارد، گفت‌وگویی داشته باشیم و وضعیت زبان و ادبیات فارسی را در هند امروز جویا شویم. اگر اجازه دهید، گفت‌وگو را با معرفی مختصری از شما شروع کنیم و اینکه از چه زمانی و در کدام دانشگاه تدریس زبان فارسی را آغاز کردید؟ اسم بنده اخلاق احمد و تخلصم «آهن» است. تقریبا 22 سال است که در دانشگاه جواهرلعل‌نهرو تدریس می‌کنم. البته ابتدا حدود 4 سال در دانشگاه جامع ملیه اسلامیه دهلی، تدریس داشتم. همراه با تدریس، حدود 23 کتاب هم چاپ کرده‌ام، که شامل کتاب‌های انتقادی و تحقیقی و چندین تصحیحی است که انجام داده‌ام. علاوه بر این  چند مجموعه شعر و چندین ترجمه هم دارم. بنده به چهار زبان کار علمی و تحقیقی انجام می‌دهم، که به شمول فارسی، اردو، هندی و انگلیسی است. در همایش‌ها و سمینارهای زیادی در کشورهای فارسی‌زبان، به خصوص ایران و کشورهای آسیای مرکزی و بعضی از کشورهای غربی  شرکت کرده‌ام. مدتی هم در دانشگاه تاشکند به عنوان استاد اعزامی در بخش مطالعات فارسی و دری بوده‌ام.   در جلسه‌ای که با عنوان «وضعیت حال و آینده زبان فارسی در شبه قاره» برگزار شده بود؛ شما عنوان کردید که زبان فارسی در هند رو به زوال است.  دلیل شما برای این ادعا چیست؟ و منظور شما کرسی‌های زبان فارسی در دانشگاه و محیط آکادمیک است، یا به طور کلی زبان فارسی به عنوان زبانی که سال‌ها زبان رسمی هند بوده‌است؟ اینکه زبان فارسی در هند رو به زوال است، دلایل مختلف تاریخی و سیاسی دارد؛ البته دلایل اجتماعی و اقتصادی هم تا حدی هست. همان‌طور که مستحضرید، در هند زبان فارسی تقریبا هزار سال، زبان علمی، ادبی و زبان رسمی بوده و تقریبا 200 سال پیش، یعنی در سال 1835 میلادی، توسط انگلیس‌ها که به عنوان حکمرانان استعماری در هند حضور داشتند، از رسمیت خارج شد. در واقع انگلیسی‌ها متوجه شدند که زبان فارسی، قرن‌ها در هند بوده و مباحث علمی و فرهنگ و تاریخ به زبان فارسی و در ادبیات فارسی حفظ شده بود. آن‌ها می‌خواستند که این ارتباط با نسل‌های بعد قطع شود و مردم و تمدن هند، از این میراث دور بشود. این یک توطئه بزرگ بود که در آن زمان مردم، یا خیلی متوجه نشدند، یا اینکه مجبور بودند به آن تن دهند. بعدا هم این‌ها زبان‌ها را با شناخت‌های مختلف، یعنی با گروه‌های مردم مختلف وابسته کردند و از طریق این سیاست، بعدا مردم فکر کردند که زبان فارسی به عنوان یک زبان خارجی است؛ یا اینکه زبان یک گروه خاص است و به این دلایل زبان فارسی را نادیده گرفتند. باز هم چون تقریبا تمام زبان‌های جدید هند، تحت تاثیر زبان فارسی بوده و شعر، ادب، وزن‌ها و اصطلاحات فراوان فارسی، در تمام این زبان‌ها در سراسر هند حضور دارد؛ بنابراین زبان فارسی در هند ادامه پیدا کرده و خیلی از کتاب‌های مذهبی از هزاران نویسنده از ادیان و گروه‌های مختلف در هند، به زبان فارسی است. همچنین مثلا خیلی از انواع شعری و ادبی و دستورهای زبان مختلف به اردو، تحت تاثیر زبان فارسی بوده است. اما الان کم کم نه تنها زبان فارسی در هند رو به زوال است، بلکه  متاسفانه شاهد هستیم که خود زبان‌های هندی، اردو و خیلی زبان‌های اصلی دیگر هم، میان جوان‌ها و نسل‌های جدید زیاد متداول و رایج نیست؛ به‌خصوص به عنوان زبان علمی و به نظرم این یک مسئله بزرگ تمدنی است؛ به‌خصوص در این منطقه و شبه‌قاره که مردم در حال دور شدن از میراث فرهنگی خود هستند. به این دلایل است که بی‌توجهی به زبان فارسی روز‌افزون است و با وجود اینکه بزرگترین مخزن مخطوطات و نسخه‌های خطی فارسی در هند هست، اما متاسفانه مردم متوجه ارزش آن نیستند.   در همین نشست به اساتید زبان فارسی در دانشگاه‌های هندوستان اشاره داشته‌اید. به نظر شما نقش اساتید زبان فارسی در حفظ این زبان در هند چیست و این نقش از گذشته تا به حال چقدر فرق کرده است؟ نقش استاد بیشتر محدود به دانشگاه و محیط آموزشی و نقش دیگر او در کارهای علمی است و من بیشتر از این نقش استادها را در نشر و اشاعه زبان نمی‌بینم. چون اگر شما زبان را در نظر دارید، زبان چیزی است که اگر به عنوان وسیله ترسیل استفاده شود، زنده می‌ماند، وگرنه می‌میرد. مثلا زبان سانسکریت در هند یک زبان نیم‌مرده است. یعنی زبان علمی هست، اما محدود به یک گروه و دانشگاه‌ها است. زبان فارسی هم در هند چنین وضعیتی دارد؛ که الان زبان علمی هم نیست و فقط محدود به بخش‌های زبان فارسی در دانشگاه شده است. از حدود بیست سال قبل به این‌طرف، اول کسانی که خیلی علاقه‌مند به خدمت به زبان فارسی بوده‌اند و دوم اینکه استعداد کار تحقیقی و علمی داشته‌اند، کمتر شده‌اند و در گزینش استادها هم کمی بی‌توجهی و تا حدی خیانت شده است. یعنی استادهای بزرگ می‌توانستند به جای اینکه یک استاد جوان خوب و علاقه‌مند به زبان و ادبیات فارسی و کار علمی و تحقیقی را انتخاب کنند؛ یک نفر دیگر را می‌پذیرند، که خیلی به این حوزه علاقه‌ ندارد، یا صلاحیت استعداد ندارد؛ که این هم به ضرر زبان فارسی می‌شود. از طرفی توجه دولت و سازمان‌ها هم به زبان فارسی نیست. به همین دلیل هم مردمی کمی افسرده و ناامید می‌شوند. دیگر اینکه باید خود کشورهای فارسی‌زبان هم توجه کنند. چون معمولا استادهایی که در مناطق دوردست هستند، نادیده گرفته می‌شوند و توفیق مسافرت و شرکت در همایش‌های ایران و جاهای دیگر را ندارند؛ که همین باعث می‌شود آن‌ها از کارهای علمی و خیلی مسائل دیگر در این حوزه دور شوند.   در گفت‌وگویی که با شیخ اشتیاق احمد، از استادان همکار شما در دانشگاه جواهر لعل نهرو داشتیم، بیان کردند که بسیاری از اسناد و کتاب‌های هندی، از دوره‌ای که زبان فارسی به عنوان زبان رسمی هند بوده، به زبان فارسی است و لزوم اطلاع از این بخش از تاریخ، آشنایی و احاطه به زبان فارسی است. با این تفسیر کم‌رنگ شدن زبان فارسی در هند، چقدر به ضرر تاریخ و فرهنگ هند است؟  تقریبا خیلی چیزها، چه در تمدن و فرهنگ و تاریخ هند و چه در رشته‌های مختلف علمی و اسناد و حتی اسناد زمین و املاک به زبان فارسی است. اصطلاحات و تقریبا تمام کتاب‌های ادیان هند در زبان فارسی ترجمه شده و از طریق این ترجمه ادیان و فلسفه هند، نه تنها در غرب، بلکه در کل دنیا معرفی شده است. اما چیزی که هست، این است که افراد خیلی با سواد هند، با زبان فارسی آشنایی دارند، اما در حال حاضر خیلی‌ها هم در دانشگاه‌های مختلف هستند، که با وجود آشنایی با ارزش این زبان، اما با خود زبان و بخش‌های تاریخ آشنا نیستند؛ به‌خصوص تاریخ میانه هند که تقریبا اسناد و منابع و ماخذ آن، به طور کامل به زبان فارسی است. چون فارسی زبان متداول رسمی و علمی هند در آن زمان بوده است. به همین دلیل خود تاریخ‌نویسی هم رو به زوال است؛ چون مردم با این منابع اصلی و اساسی آشنایی ندارند. دوم سیاست شناخت فعلی و افراطی است، که زبان فارسی و حتی زبان اردو که در هند متولد شده را وابسته به مسلمان‌ها کرده‌اند و به این دلیل آن را نادیده می‌گیرند. این یک حقیقت تلخ است، اما وجود دارد. علاوه بر این، شاهدیم که خود زبان‌های دیگر هندی معاصر هم نادیده گرفته شده و زبان انگلیسی به عنوان زبان علمی هند جای گرفته، که این یک معضل بزرگ است.   آیا شما از چاپ و نشر پژوهش‌ها و تحقیق‌هایی که درباره زبان فارسی در هند انجام می‌شود، هم حمایت می‌کنید؟ چقدر برای تحقیق در این زمینه پژوهشگران را تشویق می‌کنید؟ اطلاع  دارید که جدیدا در این حوزه آثار جدیدی منتشر شده یا نه؟ بله. خوشبختانه شوق، علاقه و عشق بنده همین کار علمی و ادبیات و زبان فارسی است. بنده در این زمینه، ‌کارهای علمی، تحقیقی و انتقادی انجام داده‌ام و کتاب‌های زیادی چاپ کرده‌ام. هم شعر می‌سرایم و هم به دوستان و جوانانی که در این زمینه کار می‌کنند، کمک می‌کنم. تا به حال تحت راهنمایی بنده، حدود 50 پایان‌نامه دکتری و پیش‌دکتری در حوزه زبان و ادبیات فارسی نوشته شده و خیلی از این دانشجویان را هم تشویق کرده و هم کمک کرده‌ام که کتاب چاپ کنند. ضمن این روی یک نسخه خطی با عنوان «مکتوبات محب‌الله الله‌آبادی» -که یکی از مشایخ بزرگ عهد شاه‌جهانی بوده و هم یکی از استادان داراشکوه بوده است،- که خیلی نایاب بوده، کار کردم و آن را به چاپ رساندم. همچنین دیوان و کلیات «اظهر علی آزاد کاکوروی» که آخرین شاعر زبان فارسی در هند است که  صاهب دیوان بوده را هم تصحیح کرده و به چاپ رسانده‌ام.  علاوه بر این کتابی با عنوان «خیام‌شناسی» کار کرده‌ام؛ که تمام کارهای تحقیقی که ظرف 140 سال گذشته در هند و در زبان اردو انجام شده را جمع‌آوری کردم و از بین آن‌ها، کارهایی که خیلی پر ارزش بود را انتخاب کردم و با حواشی و تعلیقات و مقدمه‌ای به قلم خودم، آن را به چاپ رساندم. از دیگر کتاب‌های بنده مربوط به زبان فارسی، کتابی با عنوان «تاریخ روزنامه‌نویسی فارسی در هند» است، که اولین اثر درمورد این موضوع در شبه‌قاره است. به تازگی هم کتابی با عنوان «شعر نو و سهراب سپهری از تهران» به چاپ رسانده‌ام.  علاوه بر این‌ها یک کتاب به نام «هند امیرخسرو» به زبان انگلیسی نوشته‌ام؛ که در پاریس به چاپ رسیده و پس از آن در نیویورک، هنگ‌کنک و هند هم انتشار یافته است. همچنین دو تا مجموعه شعر، یکی به زبان اردو و دیگری به خط هندی هم از بنده به چاپ رسیده، که مردم هم استقبال کرده‌اند. علاوه بر این تصحیح نسخه‌های خطی و کارهای دیگری هم در دست دارم و آرزومند توفیقات بیشتری هستم. آرزو دارم که با وجود ضعف علمی که دارم، بتوانم کارهای بیشتری در زمینه زبان زیبا و شیرین فارسی به انجام برسانم.     ارتباط شما با ایران چگونه است؟ با کدام نهاد یا سازمان‌ها در ایران ارتباط دارید؟ آیا با دانشگاه‌های ایران هم همکاری و برنامه مشترکی داشته یا دارید؟ ایران کشوری است که من زیاد دوست دارم و همیشه آن را به عنوان وطن دوم خود حساب می‌کنم. واقعیت این است که من به کشورهایی زیادی در دنیا مسافرت رفته‌ام، اما همیشه وقتی که به ایران می‌روم، خوشحال‌تر می‌شوم. چون وقتی که به ایران می‌روم، انگار به خانه خودم رفته‌ام، دوستان زیادی در آنجا دارم و با مردم هم راحت هستم. شاید به دلیل حضور فرهنگ بزرگ فارسی در ایران، شاید هم به خاطر هم‌زبانی است که ایران را خیلی دوست دارم. یک بار خودم مدتی برای دوره دانش‌افزایی میهمان دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین بودم. در همان زمان به شب‌های شعر و برنامه‌های مختلف و حرم در مشهد رفتم. همچنین توفیق به شرکت در بعضی از برنامه‌های فرهنگستان هم داشتم؛ به خصوص با حدادعادل، نصیری، توفیق سبحانی، مهدی محقق، سروش سپهری، عبدالجبار کاکایی، محمدعلی بهمنی و هادی سعیدی‌کیاسری در بنیاد بیدل ملاقات‌هایی داشتم و از حضور ایشان مستفیض شدم. همچنین به دعوت حوزه هنری که علیرضا قزوه آنجا حضور داشت، به برنامه‌های مختلف رفتم. یک بار توفیق دیدار با رهبر ایران، آیت‌الله خامنه‌ای هم داشتم و آنجا شعر خواندم. در ایران سفرهای زیادی به شیراز، اصفهان، شمال، تهران، مشهد و...داشته‌ام. خیلی خوشحال می‌شوم و همیشه آرزومندم که دوستان و آنجا را ببینم و از حضورشان ایشان استفاده کنم.   اطلاع دارید که در هند چند کرسی زبان فارسی فعال است؟ آیا این کرسی‌ها مختص دانشگاه‌ها است یا در مدارس هم آموزش زبان فارسی را دارید؟ در هند تقریبا 40 کرسی زبان فارسی در دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها دایر است. علاوه بر این مثلا موسسات طب سنتی، همچنین آرشیوها و موزه‌ها را داریم، که آنجا هم اسناد و آثار فارسی است و مردمی که آشنایی با فارسی دارند، حضور دارند. بنده در انجمن استادان فارسی، به عنوان معاون مدیر هم هستم. در آنجا ما تمام اشخاص یا اساتید و محققان و گزارشگرانی که وابسته به زبان و ادبیات فارسی هستند را دعوت می‌کنیم و با هم ارتباط داریم. همچنین در رادیو هم دو بخش زبان فارسی و زبان دری داریم؛ که آنجا هم کارمندانی هستند، که با زبان فارسی آشنایی دارند و به زبان فارسی و دری برنامه اجرا می‌کنند. خیلی از استادان هم در این برنامه حاضر می‌شوند و درباره زبان و ادبیات فارسی و در مورد موضوعات مختلف سخنرانی می‌کنند.   در دانشگاه شما چند سال است که کرسی زبان فارسی دایر است و آیا از استاد ایرانی هم برای تدریس زبان فارسی در دانشگاه جواهرلعل نهرو استفاده می‌کنید؟ بنده در دانشگاه جواهر لعل‌نهرو که در شهر دهلی است، در بخش مطالعات زبان و ادبیات فارسی و آسیای میانه هستم. این دانشگاه در سال 1969 تاسیس شده و بخش مطالعات  فارسی، یکی از اولین بخش‌های این دانشگاه است. از اولین استادان ما، مرحوم «اظهر دهلوی» و خانم «صبر هووالا»  و «دکتر فتانه» بودند. علاوه بر این استادان دیگری هم داشتیم. در طی این سال‌ها، استادهای اعزامی مثل «توفیق سبحانی» از ایران و «عبدالخالق رشید» از دانشگاه کابل را داشتیم. همچنین بعضی از استادهای دیگر هم بودند، که در دانشگاه جواهر لعل‌نهرو دانشجو بودند و به عنوان استاد اعزامی کار تدریس زبان فارسی را انجام می‌دادند. اما نیاز است که با دانشگاه‌های ایران همکاری داشته باشیم و استادانی از ایران در اینجا حضور یابند و استادانی هم از هند به ایران بروند. این همکاری به سود دو کشور است و به‌خصوص به توسعه این بخش کمک می‌کند.   در گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جواهرلعل‌نهرو در چه مقاطعی (لیسانس، فوق‌لیسانس و دکتری) دانشجو می‌پذیرد؟ چند استاد زبان فارسی دارید؟ در دانشگاه ما، زبان فارسی در سه دوره لیسانس، فوق‌لیسانس و دکتری تدریس می‌شود و تقریبا بالغ بر 250 دانشجو داریم. در مورداستادان این بخش، 4 نفر استاد تمام، همچنین دو دانشیار و سه استادیار داریم، که به همراه دو استاد اعزامی، در مجموع حدود 13 استاد می‌شود. علاوه بر این استادان میهمان هم داریم، که کار تدریس هم انجام می‌دهند و با این حساب تقریبا 15 استاد و معلم در بخش زبان فارسی دانشگاه جواهر لعل نهرو داریم. البته در بخش زبان و ادبیات فارسی، یک بخش مطالعات پشتو هم هست، که آن هم وابسته و زیر نظر بخش ما اداره می‌شود.   استقبال از زبان فارسی در هندوستان چگونه است؟ آیا جوانان و نسل امروز هند هم به زبان فارسی علاقه دارند؟ در هند و در دانشگاه ما از زبان فارسی استقبال می‌شود. چرا که زبان فارسی به عنوان زبان خیام، سعدی، مولانا و حافظ شناخته می‌شود و مردم نسبت به آن علاقه‌مند هستند. ما هر سال دانشجویان زیادی داریم که خودمان، بر اساس توانمان انتخاب می‌کنیم، چند نفر بپذیریم و بیشتر دانشجویان علاقه‌مند پذیرش هستند. اما اگر بیشتر همکاری می‌شد، بچه‌ها تشویق می‌شدند و استقبال بیشتر می‌شد.   وضعیت ادبیات فارسی  را در هند چگونه می‌بینید؟ کدام شاعر یا نویسنده ایرانی در هند بیش از دیگران شناخته شده است؟  در هند معمولا مردم باسواد با شاعران بزرگ ایران، مثلا مولانا، حافظ، سعدی و خیام و خود شاعران هندی مثل امیرخسرو و بیدل و اقبال آشنایی دارند؛ اما متاسفانه درباره شاعران جدید خیلی آشنایی ندارند. فقط به واسطه ترجمه، کمی با شعر فروغ آشنا هستند. به نظر من باید کارهای ترجمه بیشتر توجه شود، تا مردم بیشتر با ادبیات ایران آشنا شوند. قبلا شاهد بودیم که خیلی از شاعران زبان اردو، هندی و بنگالی و زبان‌های دیگر، تحت تاثیر این شاعران بزرگ فارسی، شعرها سروده بودند. مثلا پدر«تاگور» که همه ما او را می‌شناسیم، حافظِ حافظ بود. خود شعر تاگور هم تاثیری از امیرخسرو و حافظ دارد. همچنین خیام بسیار مورد توجه شاعران زبان‌های مختلف هند بوده؛ ترجمه‌های فراوان شده و شرح‌ها بر او نوشته شده است؛ که یکی از دلایل این توجه، ترجمه «فیتزجرالد» از رباعیات خیام است. به این دلیل به نظرم ترجمه هم بسیار ضروری و لازم است؛ به‌خصوص ترجمه شاعران جدید که ظرف 200 سال گذشته و امروز شعر سروده و می‌سرایند؛ که مردم معمولا با کارهایشان آشنا نیستند.   در پایان بفرمایید که به نظر شما برای بهبود وضعیت زبان فارسی در هند باید چه کار کرد؟ نقش ایران در این زمینه چیست و چه باید بکند؟ به نظرم یکی از مسائل امروز، چه در ایران و چه در هند و چه جاهای دیگر این است -که شاید قبلا هم همین‌طور بود- مردم به خاطر معاش، یک چیز را می‌خوانند یا یاد می‌گیرند. زبان فارسی  در هند از لحاظ معاش و کار محدود شده است؛ یعنی محدود به کار در بخش‌های فارسی و در برخی کتابخانه‌ها است؛ اما جدیدا بعضی از کشورهای بین‌المللی که نیروی زبان فارسی نیاز دارند، تعدادی از دانش‌آموخته‌های زبان فارسی را استخدام می‌کنند. که حدود 40 نفر از دانشجویان ما از دو سال قبل در این شرکت‌ها کار می‌کنند. علاوه بر این باید همکاری با ایران بیشتر باشد، یعنی مثلا مردم توفیق داشته باشند، که به ایران بروند و مثلا روش‌های تدریس تازه، یا روش‌های تحقیقاتی که تازه رواج یافته را یاد بگیرند. همچنین استادان فارسی ایران، به هند تشریف بیاورند و با بخش‌های مختلف زبان فارسی در هند ارتباط داشته باشند، تا مردم هم شوق بیشتری پیدا کنند. این چیزها بسیار نیاز است. باید همایش‌ها و سمینارهای بیشتری برگزار شود، آمد و رفت بیشتر شود. چون همین‌ها است که باعث علاقه‌مندی بیشتر مردم به زبان و ادبیات فارسی می‌شود.   در پایان هم یکی از سروده‌هایم درباره حضرت علی(ع) را به شما تقدیم می‌کنم.  بہ عرش گوش نھادم شبی بحمداللہ ز قدسیان بشنیدم، علی ولی اللہ خوشم که مهر ولی خدا نصیبم شد روم به شوق زیارت به دیدن آن ماه جھان کفر بیاد جلال وی لرزد بیا به بازوی خیبرکنش بریم پناه به روز جنگ احد آسمانیان دیدند که کوه کفر زبون گشت پیش او چون کاه نبی مدینه علم است و باب آن علی است ز راز هر دو جهان کیست چون علی آگاه؟ منم فقیر در بارگاہ آن مولیٰ کہ ھست رازگشای رموزِ سر اللہ ]]> ادبيات Fri, 18 Oct 2019 05:00:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281869/خروج-زبان-فارسی-هند-توطئه-بزرگ-انگلیسی-ها در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282063/ره-عشق-نشد-کس-یقین-محرم-راز خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - آن‌هایی که پیاده‌روی اربعین را تجربه کرده‌اند می‌دانند که عشق سبب می‌شود سختی راه را هرگز حس نکنی. برخی میان نجف و کربلا یا بعضی از شهرهای دورتر از نجف تا کربلا است؛ بعضی از بصره، بعضی از مرز، بعضی از شهرهای دیگر، پیاده راه می‌اُفتند و حرکت می‌کنند. در میانه راه بیگانه و آشنا وجود هم ندارد؛ همه یک‌دل هستند و یک‌رنگ. بسیاری در این راه به ثبت حرکت‌های عاشقانه خود می‌پردازند و پیاده‌روی اربعین را وسیله معرفی جهانی امام حسین (ع) می‌دانند.   در سال‌های اخیر کتاب‌های بسیاری درباره این حرکت عظیم نگارش شده است ـ کتاب‌هایی که شاید بیشتر جنبه کمی دارد نه کیفی ـ اما به هرحال توجه نویسندگان و زائران را به این حرکت بزرگ نشان می‌دهد. در ادامه به کتاب‌هایی اشاره می‌شود که در یک سال اخیر درباره پیاده‌روی اربعین توسط نویسندگان و زائران نگارش شده است. اسرار پیاده‌روی اربعین مهدی دهبان‌لنگرودی - تولی - 216 صفحه - جیبی (شومیز) - چاپ 1 سال 1396 - 1000 نسخه - 80000 ریال پياده‌روی اربعين عبارت است از حرکت شمار زيادی از مسلمانان شيعه به سمت شهر کربلا، در جنوب بغداد، به منظور جمع شدن همه آن‌ها در چهلمين روز پس از سالگرد شهادت امام حسین (ع). نويسنده در اين اثر به اسرار پياده‌روی اين روز با عظمت می‌پردازد. اربعین، حماسه ظهور محمد شجاعی ؛ مترجم: سیدمبین‌حیدر رضوی - محیی - 133 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1397 - 5000 نسخه - 90000 ریال اثر حاضر درباره اربعین و آثار معنوی، اجتماعی و سیاسی راهپیمایی این روز مقدس تهیه و تدوین شده است. مؤلف در این کتاب، راهپیمایی اربعین و زیارت سیدالشهداء (ع) را در محدوده جهان اسلام و سایر نقاط جهان مورد بررسی قرار می‌دهد. این تحقیق، تشویق مردم برای حضور در راهپیمایی اربعین را با ایجاد دو شرط اصلی ظهور یعنی «وفاداری و همدلی» معرفی می‌نماید. نویسنده ابتدا مبحث سبقت وجودی اهل‌بیت (ع) بر سایر انبیاء را ذکر و زمینه‌های عزاداری امام حسین (ع) را یادآوری و تلاش اهل‌بیت (ع) را در معرفی امام حسین (ع) بی‌نظیر جلوه می‌دهد. نوشتار پیش رو در ادامه زیارت اربعین را علامت مؤمن معرفی کرده و در پایان راهپیمایی اربعین را مقدمه‌ساز ظهور منجی عالم بشریت قلمداد می‌کند. آثار معنوی، اجتماعی و سیاسی راهپیمایی اربعین از موضوعات قابل توجه این اثر محسوب می‌شود.  پیاده تا بهشت: سفرنامه اربعین حسینی جواد محمدزمانی ؛ تهيه و تنظيم: کمیته فرهنگی و آموزشی ستاد مرکزی اربعین حسینی - مشعر - 228 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1397 - 1000 نسخه - 180000 ریال به گفته نویسنده این کتاب حقایقی از اربعین حسینی است. در لابلای خاطرات اربعین قطعه‌های ادبی و دل‌نوشته‌های بسیاری وجود دارد که پاره‌ای از آن‌ها حاصل سفر نویسنده و برخی نیز به قلم دیگران آمده و منتشر شده است.    پیاده‌روی اربعین: تاملات جامعه‌شناختی (مجموعه مقالات) گردآورنده: محسن‌حسام مظاهری - آرما - 248 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1397 - 500 نسخه - 300000 ریال به گفته نویسنده در این کتاب اربعين، پديده‌ای است كه در ميدان مذهب ظهور يافته است اما اثرات و پيامدهای آن منحصر به ميدان مذهب نمی‌شود. اين پديده، پيامدهای جدی دينی، مذهبی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی داشته است و خواهد داشت. فهم اربعين و تحليل آن به عنوان پديده‌ای صرفا مذهبی نوعی تقليل‌گرایی جدی است كه فهم آن را به صورت جدی تحت تأثير قرار خواهد داد. اين كتاب مشتمل بر مجموعه مقالاتی در حوزه شناخت پديده اربعين است. در اين مقالات «اهميت و ضرورت شناخت اربعين»، «اربعين و بازنمایی هويت شيعی»، «ويژگی‌ها و ساختار نهادی شده اربعين» و... بررسی می‌شود.       پیاده‌روی اربعین، مغناطیس حسینی نويسنده: محمودرضا ذکاوت - میراث ماندگار -  104 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1395 - 1000 نسخه - 80000 ریال. کتاب حاضر، براساس تجربيات يک طلبه در عتبات عاليات و پياده‌روی اربعين نگاشته شده است. نگارنده با توجه به مشکلاتی که بعضا زائرين اربعين در خصوص آن‌ها آگاهی نداشته‌اند بر آن شده تا براساس اطلاعات موجود و عنوان شده در اربعين سال 1394 از سوی مراکز ذیربط کشورمان مجموعه حاضر را گردآوری کند. توصيه‌های مهم امنيتی، ليست اشيای ممنوعه، نکات بهداشتی، موکب‌های ايرانی و ... از جمله مباحث مطرح شده در اين اثر است. قدم‌های عاشقی: مجموعه خاطرات برگزیده اولین فراخوان خاطرات مکتوب پیاده‌روی اربعین تدوين: موسسه فرهنگی هنری سیب سرخ نیکان - موسسه فرهنگی هنری سیب سرخ نیکان - 192 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1397 - 200 نسخه - 220000 ریال در این کتاب خاطرات افراد مختلف از زیارت امام حسین (ع) در پیاده‌روی اربعین مکتوب شده است و زائرانی که اهل سفر هستند در این کتاب اثری نوشته‌اند.   موکب آمستردام بهزاد دانشگر - عهد مانا - 136 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1397 - 1000 نسخه - 100000 ریال «موکب آمستردام»، خرده‌روایت‌هایی است از زائران دوردست سیدالشهدا(ع)؛ زائرانی که از اروپا به مقصد زیارت پیاده امام حسین(ع) رهسپار شده‌اند. زائرانی که امام حسین(ع) را نه در کربلا و نجف و قم و مشهد و... بلکه در قلب اروپا یافته و دریافته‌اند که عشق حسین(ع) زمین و زمان و مکان نمی‌شناسد و چه بخواهی و چه نخواهی، عالم‌گیر خواهد شد. فقط باید خود را به این دریای عظیم سپرد تا به ساحل آرامش رسید. موکب آمستردام، دومین گام و تلاش پس از کتاب موفق پادشاهان پیاده است که در کمتر از یک سال به چاپ پنجم رسید. بهزاد دانشگر، در این کتاب در تلاش است با به تصویر کشیدن عشق زائران امام حسین(ع)، روایتی از تلاش آنان برای فدا شدن در مسیر سیدالشهدا(ع) را برای مخاطبان تصویر کند.   به صحرا شدم، عشق باریده بود...: گزارشی از راه‌پیمایی اربعین غلامعلی حدادعادل - فرهنگ اسلامی 104 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 2 سال 1398 - 500 نسخه - 130000 ریال این کتاب ره‌آورد سفر کربلاست. سفری که در آبان‌ماه نود و شش نویسنده توفیق همراهی با راهپیمایی اربعین حسینی را داشته است. به عقیده نویسنده راهپیمایی اربعین برای عموم ایرانیان پدیده تازه‌ای است که با ظرفیت بسیار و ابعاد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی گوناگون و فرصت مغتنمی است برای مردمی که به انقلاب اسلامی دل بسته‌اند.       پیاده‌روی اربعین (فرصتها،‌ آسیبها و توصیه‌ها) حافظ نجفی‌زنجانی - مشعر - 248 صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ 1 سال 1398 - 500 نسخه - 215000 ریال يكي از بی سابقه‌ترين اجتماعات و راهپيمايی‌های چندين ميليونی كه هر ساله در ايام اربعين شهادت امام حسين (ع) انجام می‌شود «پياده‌روي اربعين» در سرزمين عراق است. اين راهپيمایی فرصت خودسازی و تربيت نفس، تقويت پيوند عشق و محبت و تجديد عهد با امام خود و ... را در اختيار زائران قرار می‌دهد. در اين كتاب كوشش بر آن است به اين سؤال پاسخ داده شود كه اربعين و پياده‌روی آن چه موقعيت‌ها و فرصت‌هايي را در اختيار علاقه‌مندان به امام حسين (ع) قرار می‌دهد و چه كاستی‌ها و آسيب‌هایی متوجه اين راهپيمایی جهای است؟ تحفه‌ی اربعین  رسول عربان - 162 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1398 - 1000 نسخه - 200000 ریال   کتاب حاضر شامل مجموعه مقالاتی به قلم مؤلف است که با موضوع معرفی سفرهای اربعین، جایگاه امام حسین (ع) و همچنین مفاهیم عاشورایی تألیف شده است. هر مقاله، شامل تاریخ و معرفی مکان نوشتن آن می‌باشد که نویسنده در تلاش بوده آنچه که در آن زمان و مکان مشاهده می‌کند را به رشته قلم در آورد. همچنین تعدادی شعر عاشورایی نیز به تشخیص مؤلف در این کتاب ذکر شده است. جوادی کجایی؟: پیاده‌روی اربعین به روایت یک طنزچی فاطمه تقی‌زاده - شهید کاظمی صفحه - جیبی (شومیز) - چاپ 1 سال 1398 - 1000 نسخه - 90000 ریال در این کتاب با اتفاقات طنز و شیرینی همراه خواهیم بود که در مسیر پیاده روی نجف تا کربلا برای راوی اتفاق افتاده است. طراحی جدید و خلاقانه این کتاب از دیگر ویژگی‌های کتاب جوادی کجایی؟ به شمار می‌رود. تمام روایت این کتاب در قالبی مشابه پست های اینستاگرام طراحی و چاپ شده است.     چهل منزل: کتاب همراه زائر اربعین حسینی  محمدمهدی نجاتی - ابومسلم کتابدار توس - 136 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1398 - 1000 نسخه - 70000 ریال    این کتاب، ویژه مسافرین و زائرین اربعین حسینی تألیف شده است تا آن را ضمن پیاده‌روی همراه خود داشته و مطالعه کنند. کتاب حاضر تلاشی است برای ایده پردازی، طراحی و الگودهی انجام برنامه‌های فرهنگی در جریان پیاده‌روی اربعین حسینی از مبداء تا مقصد و برعکس. مخاطب این کتاب، طلاب، دانشجویان، تشکل‌های فرهنگی دینی، هیئت‌های مذهبی و نیز زائران پیاده‌ای هستند که گرایش فرهنگی دارند و می‌خواهند در طول مسیر کاری محتوایی و نرم‌افزاری متفاوتی انجام بدهند. این کتاب برای چهل منزل در طول سفر برنامه‌ریزی و ایده پردازی دارد. که شامل روضه‌خوانی‌ها، تدبر و بصیرت در واقعه عاشورا، عملیات فرهنگی، کارگاه‌های زبان‌آموزی، نقالی و پرده‌خوانی و غیره است.   روایتی از پیاده‌روی اربعین (روایت مردم‌شناسانه و جامعه‌شناختی از پیاده‌روی اربعین) محمدرضا جوادی یگانه - محمد روزخوش - پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با همکاری مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهری، 971 صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ 1 سال 1398 - 3000 نسخه - 1000000 ریال. به استناد مقدمه این کتاب، نمونه یا پیشینه‌ای از تدوین گزارش‌های توصیفیِ محققانه و مبتنی بر جزئیات از چنین واقعه‌ای در ایران نمی‌توان یافت. آنچه در این کتاب منتشر شده است، گزارش محققانی است که با حضور در راهپیمایی اربعین، تلاش کرده‌اند توصیف دقیق و روایت محققانه از آنچه مشاهده کرده‌اند، ارائه دهند. محققان این طرح در تدوین گزارش نهایی عمدتاً فرم گزارش روایی و گزارش‌ توصیفی متعارف و درمواردی فرم یا ژانر سفرنامه را برگزیده‌اند. ]]> دین‌ Fri, 18 Oct 2019 04:53:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282063/ره-عشق-نشد-کس-یقین-محرم-راز شهر تاکنون پیروز میدان مبارزه برای آزادی نبوده است/ نقد دبور به مارکس چه بود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282152/شهر-تاکنون-پیروز-میدان-مبارزه-آزادی-نبوده-نقد-دبور-مارکس خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- بهاران سواری: کتاب «جامعه نمایش» نوشته گی دبور با وجود متن کم‌حجم آن، جایگاه اثری کلاسیک را به دست آورده است. گی دبور به شیوه‌ای فشرده و آنچنان که در غرب رایج است، به شیوه‌ای گزین‌گویه کتاب را به رشته تحریر درآورده است. این اثر رساله‌ای است به سبک رساله‌های فلسفی و ادبی قرن هجدهم و نوزدهم که در آن خبری از ارجاع به متون دیگر به صورت مشخص نیست؛ اما به روشنی می‌توان ردپای بسیاری از متون یا متفکران را در آن دید. دبور استعمار را نه سلطه اقتصادی صرف، بلکه سلطه جامعه نمایش/تماشا می‌داند و تاکید دارد که سرمایه‌داری به جهان نشانه‌هایش را می‌فروشد تا خود کالاها را. این فراتر رفتن نشانه از خود کالا و مصرف تظاهری که ویلن و بودریار و دیگر نظریه‌پردازان نیز به آن پرداخته‌اند؛ از دیدگاه دبور چیزی جز گسترش نوعی ابتذال در جامعه معاصر نیست. گودرز میرانی (مترجم اثر) در گفت‌وگو با ایبنا، از تفاوت تاثیر اندیشه فوئرباخ بر دبور و بودریار گفته و اینکه با خوانش دبور نسبت به شیء‌شدگی چقدر می‌توان جنبش‌های اجتماعی نمایشی و کالاشده را نیز تحلیل کرد؟ اصلا نگاه دبور در این اثر وارد حوزه کنش‌ها و اکت‌های اجتماعی نیز می‌شود؟ او همچنین پیوند دگرگونی‌های تخریبی محیط‌زیستی و شیوه تولید و برنامه‌ریزی شهری سرمایه‌دارانه و مفهومی مثل خصوصی‌سازی را تشریح کرده و به این پرسش پاسخ داده که اساسا آیا می‌توان پیوندی میان جامعه تماشا و مالکیت خصوصی متصور بود؟ دبور این کتاب را با نوشته‌ای از فوئرباخ آغاز کرده و ظاهراً اندیشه فوئرباخ، بودریار و گی دبور هر دو را متأثر کرده است؛ تاثیرپذیری او از فوئرباخ با آنچه بودریار در نظریه «وانموده» از فوئرباخ مدنظر داشته چه تفاوت‌هایی دارد؟ ابتدا می‌خواهم درباره خود گی دبور به اختصار مواردی را توضیح دهم چون ممکن است به فهم موضوع کمک کند. می‌دانیم که دبور را علاوه بر این کتاب به خاطر بنیانگذاری یک جنبش پیشگام به نام «بین‌الملل موقعیت‌گرا» و فعالیت سیاسی و فرهنگی برجسته‌اش می‌شناسند. دبور شخصیتی دیرفهم و معماگونه داشت و با وجود تأثیرگذاری سیاسی و اجتماعی‌ای که در جنبش دانشجویی می ۱۹۶۸ داشت، سال‌های آخر عمرش را در یک خانه روستایی و دور از دیگران گذراند.  برخی معتقدند که اندیشه موقعیت‌گرا حتی پیش از مرگ دبور پایان یافت اما برخی دیگر بر این باورند که این اندیشه به موزه نقد فرهنگی سپرده نشده است بلکه همچنان در شکل دادن به سیاست رادیکال نقش دارد. به اعتقاد آنان در فرانسه، این دیدگاه همچنان بر مجله فلسفی تیکون (Tiqqun) و گروه‌های کمیته نامرئی (Invisible Committee) تاثیر مهمی دارد. ریشه موقعیت‌گرایان از نظر ادبیات و هنر در سوررئالیسم، دادائیسم و لتریسم و از نظر سیاسی در مارکسیسم، آنارشیسم و سوسیالیسم آرمانشهری قرار دارد. کن ناب، مترجم انگلیسی آثار موقعیت‌گرایان، این کتاب دبور را «مهم‌ترین کتاب رادیکال قرن بیستم» می‌خواند. حتی برخی غلو کرده و این اثر دبور را با وجود حجم اندک «سرمایه قرن بیستم» توصیف کرده‌اند. منظور اثر چندجلدی و بسیار مشهور مارکس یعنی «سرمایه» است.   با این مقدمه به پرسش شما بازمی‌گردم. دبورفصل اول جامعه نمایش را با نقل قولی از فوئرباخ آغاز می‌کند. فوئرباخ در کتاب جوهر مسیحیت در بحث مسیحیت و دین معتقد است که خدا تجسم آرزوها و امیال برآورده نشده انسان است، به این معنا که خدا نوعی تصویر و تصور است که زاییده ذهن آدمیان است. آنچه بودریار تحت عنوان «وانموده» مطرح می¬کند نیز به نحوی نوعی تصور است که با حقیقت هیچ سنخیت و رابطه¬ای ندارد. این مفهوم را دبور در «نمایش» مطرح می‌کند. نمایش نیز یک واقعیت تخیلی است و با حقیقت فاصله زیادی دارد. تأثیرپذیری دبور و بودریار از فوئرباخ، پناه بردن انسان به واقعیت تخیلی و جدا شدن او از حقیقت جهان است. اینکه ما این تأثیرپذیری را یکسان بدانیم، درست نیست اما وجه اشتراک تأثیرپذیری بسیار قوی است. شما اگر جامعه مصرفی بودریار را پیش از جامعه نمایش بخوانید، متن جامعه نمایش برای شما بسیار آشنا به نظر می‌رسد و برعکس، اگر جامعه نمایش را اول بخوانید، شاید جامعه مصرفی را تقلیدی از این اثر دبور بدانید! هر دو اثر نقد فرهنگ مصرف هستند و جامعه امروز را تحت سیطره تصویر توصیف می‌کنند. البته نباید فراموش کنیم که جامعه نمایش و جامعه مصرفی به خاطر نقد اندیشمندانه سرمایه‌داری همچنان آثار مورد توجهی هستند.    فصل دوم کتاب به نوعی به مفهوم کلیدی «شئ‌شدگی» لوکاچ پرداخته است؛ شئ‌شدگی به مفهوم خارج شدن کالا از وحدت و یکپارچگی، هنگامی که نشانه به جای آن می‌نشیند است. این فصل درواقع در تلاش اساسی برای پیوند نظریه شئ‌شدگی لوکاچ و تحلیل او از نشانه‌هاست. به عبارت دیگر وفور کالا در جامعه سرمایه‌داری جدایی انسان از کالا را تشدید کرده به گونه‌ای که انسان با نشانه کالا بیش از خود کالا آشناست. با خوانش دبور نسبت به شیء‌شدگی چقدر می‌توان جنبش‌های اجتماعی نمایشی و کالاشده را نیز تحلیل کرد؟ اصلا نگاه دبور در این اثر وارد حوزه کنش‌ها و اکت‌های اجتماعی نیز می‌شود؟  اگر مارکس را استثنا کنیم، دبور بیش از هر اندیشمندی تحت تأثیر گئورگ لوکاچ مجارستانی بوده است. البته همین ابتدا یادآوری کنم که او از جمله منتقدان لوکاچ هم بوده است و در بخش‌هایی از همین کتاب به نقد او می‌پردازد. اما همان‌طور که شما اشاره کردید و در فصل دوم جامعه نمایش شاهدیم، تأثیر مفهوم «شیءشدگی» (Reification) لوکاچ بر دبور کاملاً مشهود است. نظریه شیءشدگی بسط اندیشه‌های مارکس در نظریه ازخودبیگانگی است. مارکس ازخودبیگانگی را در حد طبقه کارگر و روابط تولید مطرح کرد ولی لوکاچ به این مفهوم عمومیت داد و دامنه آن را به روابط اجتماعی کشاند. لوکاچ اوائل قرن بیستم را در تاریخ سرمایه‌داری عصر عقلانیت بی‌سابقه تولید (که تیلوریسم و تخصی‌شدن کار نمونه مهمی از آن است) و پیامد آن می‌داند که در آن نوعی شیءشدگی گسترده و درواقع «کامل» جامعه اتفاق افتاده است.  مارکس شیءشدگی را در روابط تولید نظریه‌پردازی کرده بود اما اکنون شیءشدگی از حوزه تولید به حوزه مصرف آمده است. به عبارتی بهتر، شیءشدگی در زمان ما به دنیای اشیاء مصرفی و آگاهی کاذب و سطحی تبدیل شده است. نقش رسانه‌ها در این فرایند بسیار چشمگیر است. به قول یکی از منتقدین، رسانه‌ها تولید و صنعت را فروبلعیده‌اند و ما به‌عنوان مصرف‌کننده باید منتظر بیرون آمدن لقمه فرآوری شده آن‌ها از دل رسانه باشیم.  و اما در مورد تأثیرپذیری دبور از این مفهوم، اکسل هونت در کتاب «شیءشدگی: نگاهی جدید به یک ایده قدیمی» معتقد است که یادآوری شیءشدگی توسط دبور نشانی بود از تمایل به تعلق به یک دوره فرهنگی که مدت‌ها در سایه دوران بعد از جنگ حقانیت خود را از دست داده بود. البته به این تمایل، باید گسترش رسانه‌ها به‌ویژه تلویزیون را نیز اضافه کرد. همین رسانه‌ها از طرق مختلف که یکی از بارزترین آن‌ها تبلیغات تجاری است، کالا را از وضعیت واقعی آن در آورده‌اند و آن را به نشانه‌ای برای مصرف تبدیل کرده‌اند. داگلاس کلنر، نویسنده آمریکایی، در کتابی به نام «نمایش رسانه‌ای» که اتفاقاً خود بنده آن را ترجمه کرده‌ام و احتمالاً به‌زودی انتشارات علمی و فرهنگی آن را منتشر می‌کند، به مصرف همین نشانه‌های مد نظر این نظریه‌پردازان می‌پردازد. بنابراین، یکی از کارکردهای این نظریه تحلیل روابط اجتماعی است خواه این روابط در حوزه مصرف باشد و خواه در حوزه جنبش‌های سیاسی و اجتماعی. همان‌طور که اشاره کردم، بسیاری از مفسران نقش این اثر دبور را در جنبش اجتماعی متعاقب انتشار کتاب که حدود یک سال بعد اتفاق افتاد، بسیار برجسته تحلیل کرده‌اند.    کتاب، گسترش سرمایه‌داری به فراسوی مرزهای خود و گشودن بازارهای جهانی را استعمار نوین می‌خواند. وقتی دبور می‌گوید استعمار نه سلطه اقتصادی صرف، بلکه سلطه جامعه نمایش/تماشا است و سرمایه‌داری به جهان نشانه‌هایش را می‌فروشد تا خود کالاها را. نقش این نشانه‌ها و سمبول‌ها در برندسازی و بولد کردن طبقات اجتماعی از نگاه دبور چگونه تفسیر می‌شود؟ ببینید، تفاوت نظریه‌پردازان این نحله فکری با خود مارکس شاید در همین باشد. مارکس بیش از هر چیز درگیر روابط تولید بود و به‌نسبت سایر کارهایش کمتر وارد عرصه نظریه‌پردازی رسانه شده است. در حالی که در آثاری چون جامعه نمایش دبور، جامعه مصرفی بودریار و سایر نظریه‌پردازان بعد از جنگ، رسانه و پرداختن به نقش آن در ترویج اندیشه‌های سرمایه‌داری نقش محوری دارند. ما در دنیای جدید با پدیده‌ای به نام تکه‌تکه‌شدن (fragmentation) مواجهیم که ناشی از تخصصی‌شدن است. اما نمایش این پدیده را به‌گونه‌ای یکپارچه نشان می‌دهد. نمایش هر بار یک کالا را به‌عنوان آفرینشی ممتاز و یگانه به مصرف‌کننده معرفی می‌کند. دبور در تز ۶۹ کتاب جامعه نمایش این ویژگی تولید و مصرف را به زیبایی تشریح می‌کند. او کالای تولیدشده با صفات پیش‌گفته را نیازمند نام‌گذاری توصیف می‌کند و این نام‌گذاری را با اسامی اشرافی مقایسه می‌کند که معمولاً اسامی منحصر به فردی هستند اما بعد از مدتی توده مردم هم آن نام یگانه اشرافی را روی فرزندان خود می‌گذارند و آن نام خاص به یک نام عام تبدیل می‌شود. دبور تولید کالا را هم به همین شکل ترسیم می‌کند. شیئی که در نمایش نامی اشرافی‌گونه دارد به محض اینکه مصرف‌کننده آن را به خانه ببرد، به چیزی معمولی و پیش پا افتاده تبدیل می‌شود. درواقع نمایش، ابتذال کالا را تا فرارسیدن کالای جدید به تعویق می‌اندازد. اما با ورود کالای جدید، آن را به امر معمول تقلیل می‌دهد و به ابتذال می‌کشاند.  اکنون با گسترش امکانات ارتباطی که جریان اصلی و غالب آن در اختیار نظام سرمایه‌داری است، کالا به‌شکل نماد به فروش می‌رسد و مصرف‌کننده این نشانه‌ها مردم سراسر جهان با فرهنگ‌های مختلف‌اند. اجازه بدهید یک مثال مشهور را ذکر کنم. مک‌دونالد در حقیقت یک رستوران است که غذای آماده تولید می‌کند اما نام و نشان مک‌دونالد بسیار فراتر از غذایی که تولید می‌کند، مصرف دارد. هنگامی که یک پدر چینی تصمیم می‌گیرد جشن تولد فرزندش را در یک رستوران مک‌دونالد برگزار کند، دلالت این نشانه سرمایه‌داری در یک فرهنگ با آن پیشینه تمدنی و نظام سیاسی چه می‌تواند باشد؟ آیا در این رستوران، فقط ساندویج‌های مک به فروش و مصرف می‌رسد؟ یا زمانی که یک نوجوان ایرانی پدر و مادرش را با وجود وضعیت مالی پایین‌شان مجبور به خرید کفش نایک می‌کند، تلاش او برای پوشیدن کفش نایک چه چیزی را می‌خواهد نشان دهد؟ آیا کفش در اینجا صرفاً یک کالاست؟ آیا کفش نایک مورد علاقه این نوجوان صرفاً یک پاافزار است؟ احساس فخر این نوجوان در پوشیدن کفش نایک از کجا می‌آید؟ و موارد چنین فراوان و پرسش‌های فراوان دیگر. البته نباید فراموش کنیم که این نام‌ونشان‌ها دائماً در حال گسترش دامنه تأثیرگذاری خود به شیوه‌های جدید هستند. سیستم دائماً کالاهایش را تغییر می‌دهد و ذائقه جدید تولید و محصولات پیشین را تقبیح می‌کند اما خودش پایدار می‌ماند.   جایگاه طبقه کارگر در این معرکه‌ای که دبور روایت می‌کند کجاست؟ وقتی او نظریه بازنگری‌شده انقلاب خود را به مفهوم جدایی و نمایش پیوند می‌زند؛ چقدر می‌توان با این خوانش اکت‌های اجتماعی و مدنی قلابی و کالاشده که از کانال‌های مختلف سرمایه‌داری جامعه تماشا را تحت تاثیر قرار می‌دهد مورد واکاوی قرار داد؟ بحث طبقه کارگر و انقلاب موضوع اصلی فصل چهارم کتاب است. دبور ابتدا به نقد تفکر دگرگونی یا به عبارتی انقلاب از نگاه هگل می‌پردازد و فلسفه هگل را نوعی فلسفه انقلاب بورژوایی توصیف می‌کند که نه کل فرایند این انقلاب بلکه فقط مرحله نتیجه‌گیری را نشان می‌دهد. لذا با ارجاع به کتاب «تزهایی درباره هگل و انقلاب» از  کارل کورش، معتقد است که فلسفه هگل فلسفه انقلاب نیست، بلکه نوعی بازگشت است. او سپس به نقد دیدگاه سوسیالیست‌های آرمان‌گرا می‌پردازد و آنان را گرفتار زندان «شیوه علمی تبیین حقیقت» به روشی غیرتاریخی توصیف و به نیوتن فیزیکدان تشبیه می‌کند. دبور در این بخش حتی به نقد ضعف‌های نظریه مارکس از نظر برخورداری از جنبه جزم‌گرایی علمی می‌پردازد و اندیشه او را در مقابل «ایدئولوژیک‌سازی» آسیب‌پذیر می‌داند.  دبور هم مانند مارکس درباره انقلاب دیدی تاریخی دارد و معتقد است که مارکس در طول زندگی‌اش دیدگاه واحدش درباره تاریخ را حفظ کرده بود، اما نمود و ظهور نظریه او در میدان تفکر غالب صورت گرفت و همین باعث شد که نظریه‌اش شکل نقد اقتصاد سیاسی بگیرد که علم بنیادین جامعه بورژواست. او ضعف نظریه مارکس را با ضعف مبارزه انقلابی پرولتاریای زمان او مرتبط می‌داند و نمونه‌هایی چون ناکامی انقلاب ۱۸۴۸ آلمان و شکست کمون پاریس را ذکر می‌کند و این ناکامی و شکست را ناشی از فقدان شناخت کافی نظریه انقلاب می‌داند.  دبور معتقد است که بورژوازی تنها طبقه انقلابی‌ای است که تاکنون برنده شده و تنها طبقه‌ای است که از طریق توسعه اقتصادی کنترل جامعه را به دست گرفته است. به نظر او تنها دو طبقه‌ای که واقعاً با نظریه مارکس انطباق دارند، بورژوازی و پرولتاریا هستند. دبور بر این باور است که انقلاب بورژوایی صورت گرفته اما انقلاب کارگری (پرولتاریایی) هنوز یک پروژه ناشناخته است. به باور او طبقه کارگر در فرایند سازمان‌دهی مبارزات انقلابی و در سازمان‌دهی مجدد جامعه در برهه انقلاب به‌شکل یک فاعل در می‌آید و با پدیدار شدن شرایط آگاهی عملی، این اتفاق می‌افتد اما در مقطعی که این امکان برای اولین بار به وجود آمد، مشکل سازمان‌دهی باعث شد که خود این فرایند در تاکتیک‌های سلسله‌مراتبی و آماری انقلاب بورژوا گرفتار شود. این غفلت نظری، نظریه واحد مبتنی بر اندیشه تاریخی را به رشته‌های مختلف تخصصی و تکه‌تکه تبدیل کرد. بنابراین از نظر دبور باید اندیشه تاریخی در جنبش کارگری فهم و به عرصه عمل در آید. در این صورت انقلاب پرولتاریا از کیدهای پیش‌گفته انقلاب بورژوا رها شده، مقهور و منکوب مشکل سازمان‌دهی نمی‌شود.    دبور در بخش دیگری از تحلیل خود درباره انقلاب کارگری به پیدایش بلشویسم روسی اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که چگونه بلشویک‌ها از فرصت طلایی سال‌هال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ به نفع تحکیم توسعه بلشویکی استفاده و خود را نماینده طبقه کارگر معرفی کردند. دبور معتقد است که این نمایندگی با ایجاد نوعی انحصار دولتی به‌عنوان تنها نماینده و مدافع قدرت طبقه کارگر، خودش به دشمن طبقه کارگر تبدیل شد و درحقیقت به چیزی تبدیل شد که ازقبل بوده است. او آنان را حزب مالکان پرولتاریا می‌نامد که تنها تفاوت‌شان با مالکان سابق از بین بردن اشکال پیشین مالکیت و قبضه آن در دست دولتی است که خود گرداننده آنند. دبور سیستم بلشویک حاکم را «نوعی دیوان‌سالاری انقلابی» توصیف می‌کند که خود را در رأس پرولتاریا قرار داده و قدرت دولتی را در دست گرفته که نتیجه آن تحمیل شکل نوینی از سلطه طبقاتی است. این نقد هوشمندانه دبور نسبت به انقلاب به‌اصطلاح سوسیالیستی و کارگری روسیه در زمانی بود که شوروی اوج زمامداری خود را طی می‌کرد.  دبور دیوان‌سالاری تمامیت‌خواه (مدل استالینی حکومت) را فاقد عقلانیت لازم برای اداره یک جامعه صنعتی-شده می‌داند. او این دیوان‌سالاری را گرفتار در نوعی تناقض می‌بیند. سیستمی که برای مدیریت خود به عقلانیت نیاز دارد اما به دلیل ناسازگاری‌اش با ایدئولوژی نظام می‌خواهد آن را سرکوب کند. همین یکی از ضعف‌های اصلی این سیستم بود که نمی‌گذاشت پا به پای سرمایه‌داری که رقیب اصلی و سرسخت آن است، پیشرفت کند. این عدم موفقیت در پیشرفت مناسب ناشی از برنامه‌ریزی خودکامه و غیرواقع‌گرایانه این نوع دیوان‌سالاری است چراکه مبتنی بر تحریف و کذب فراگیر است.    دبور در بخشی دیگر از این فصل گریزی هم به فاشیسم می‌زند زیرا به اعتقاد او جنبش طبقه کارگری انقلابی در فاصله بین دو جنگ جهانی با اقدام مشترک دیوان‌سالاری استالینیستی و تمامیت‌خواهی فاشیستی نابود شد. او فاشیسم را عامل مهمی در شکل‌گیری نمایش مدرن می‌داند.  اما در مورد انقلاب کارگری، دبور معتقد است که زمانی این اتفاق می‌افتد که توده‌ها نظریه را به عنوان راهی برای درک عمل تشخیص دهند و با آن زندگی کنند که تحقق آن کارگران استدلال‌گری را در پی دارد که اندیشه خود را به نوعی تجربه تبدیل می‌کنند. او در پایان این فصل به این باور می‌رسد که «نظریه انقلاب اکنون دشمن کل ایدئولوژی انقلابی است». دبور همچنین تاکید دارد که مفهوم اشتباهی از زمان در جامعه سرمایه‌داری معاصر جا افتاده است؛ زمان مرتبط با تولید، زمانی «چرخشی»، زمانی ۲۴ ساعته که صرفا نماینده زندگی برای کار و کار برای زندگی است و ابدا حرکتی رو به جلو در راستای تحقق انقلاب یا انسانیت در مفهوم کلی خود ندارد. این زمانی که مصرفی، قابل خرید و فروش و قابل پس‌انداز است چقدر با مفهومی که مارکس از آزادی ارائه می‌دهد و آزادی واقعی را رهایی از قلمروی ضروریاتی می‌داند که به نوعی از سوی همین کارکردهای نمایشی و مصرفی برای ما برساخته می‌شود. جایگاه مفهومی مثل اوقات فراغت در این تعریف از زمان کجاست؟ زمان چرخشی یعنی زمان رفت و برگشتی که در آن برهه‌هایی از زمان تکرار می‌شود. زمان چرخشی در میان مردمان قبیله‌ای غلبه دارد چون در هر مرحله از سفرشان شرایط یکسان تکرار می‌شود. زمان در چنین جوامعی مانند فضای محصور، بی‌حرکت باقی می‌ماند. این جوامع از زمان آگاهی ندارند. اما جامعه که پیچیده می‌شود از زمان آگاهی می‌یابد و به انکار آن روی می‌آورد. برای این جوامع زمان نمی‌گذرد بلکه بازمی‌گردد. بنابراین، در جوامع ایستا زمان چرخشی است و مطابق با تجربه مستقیم از طبیعت تنظیم می‌شود.  دبور معتقد است که با ظهور قدرت سیاسی پیوندهای خویشاوندی رو به اضمحلال گذاشتند. توالی خطی قدرت تسلسل نسل‌ها را در یک زمان طبیعی و کاملاً چرخشی به هم می‌ریزد. این زمان برگشت‌ناپذیر، زمان کسانی است که حکمرانی می‌کنند. اقتصاد بورژوازی مبتنی بر زمان برگشت‌ناپذیر است. بورژوازی به دلیل ارتباطش با زمان کار از زمان چرخشی رها می‌شود. بورژوازی نخستین طبقه حاکم است که کار برایش یک ارزش است. بورژوازی مبتنی بر زمان عمیقاً تاریخی است. بنابراین زمان تاریخی برگشت‌ناپذیر را شناسانده و آن را بر جامعه تحمیل کرده است. با پیدایش و توسعه سرمایه‌داری، زمان برگشت‌ناپذیر در سراسر جهان یکپارچه شد. دبور زمان تولید را زمان کالایی‌شده می‌داند. این زمان قابلیت تبادل دارد. این زمان قابل مصرف است زیرا هرچیزی که قابلیت تولید و مبادله داشته باشد مانند یک کالا قابلیت مصرف هم دارد. او این زمان را زمان شبه‌چرخشی می‌داند که همان زمان کالایی‌شده نظامِ تولید است که برای قابل مصرف شدن به لباس جدیدی در آمده است. این زمان قابل مصرف شکل روز و شب، زمان کار و تعطیلی آخر هفته و تعطیلات هرچندوقت یک‌بار به خود می‌گیرد. سرمایه‌داری این زمان را به شکل بسته‌های قابل مصرف می‌فروشد. این زمان شبه‌چرخشی قابل مصرف، زمان نمایشی است. این زمان را حتی می‌توان پس‌انداز کرد. مثلاً زمانی برای رسیدن از محل کار تا منزل، یک کارگر مجبور بود مسافت زیادی را پیاده یا با دوچرخه طی کند اما نظام‌ سرمایه‌داری با استفاده از پیشرفت‌های صنعتی خود وسایل رفت و آمد تندرو را در اختیار او قرار داد تا زمان پس‌انداز و آن را پای تلویزیون خرج تماشای تصاویر کند. غذاهای آماده نیز با هدف پس‌انداز زمان پا به زندگی انسان‌ها گذاشته‌اند.  البته در جوامع پیشاصنعتی هم روش‌هایی برای پس‌انداز زمان وجود داشت اما در آن زمان چون زمانِ چرخشی واقعی بود، زمان‌پس‌اندازشده صرف انجام بهتر همان کار یا کار دیگری می‌شد. اما در زمان شبه‌چرخشی، مصرف زمان پس‌انداز شده تحت سلطه اوقات فراغت و تعطیلاتی است که مصرف‌کننده پس از اتمام آن چشم به راه بازگشت چرخشی آن‌هاست. البته نمایش بسته‌های بعدی را در سطح بالاتری از شور و هیجان بازتولید می‌کند و تحت تبلیغات اغواکننده، اشتیاق به مصرف زمان پس‌اندازشده را بیشتر می‌کند.  دبور در کتاب اشاره می‌کند که سلطه سرزمینی ناشی از شیوه تولید سرمایه‌داری با یکپارچه‌سازی فضاها مرز بین جامعه‌ها را فروریخته و مرز بین روستا و شهر را از بین برده و حتی مفاهیمی مثل محیط‌زیست، شهر و برنامه‌ریزی شهری و گردشگری را دگرگون کرده است. او این دگرگونی‌های تخریبی و شیوه تولید سرمایه‌داری را چقدر در پیوند با مفهومی مثل خصوصی‌سازی می‌داند؟ به عبارت دیگر آیا می‌توان پیوندی میان جامعه تماشا و مالکیت خصوصی متصور بود؟ دبور «برنامه‌ریزی شهری» (City planning) را روش سرمایه‌داری برای غلبه بر محیط طبیعی و انسانی می‌داند که از این طریق و با آرایش مطلوب خود شهر را به‌گونه‌ای توسعه دهد که بتواند بر آن سلطه کامل بیابد. به نظر او شهرنشینی تکنولوژی جدایی است. شرایط تولید شهری معمولاً کارگران را گرد هم می‌آورد اما برنامه‌ریزی شهری روشی است برای حفاظت از قدرت طبقاتی با بخش‌بخش کردن کارگران. برنامه‌ریزی شهری در نظام سرمایه‌داری متناسب با نیازهای تولید و مصرف است. در گذشته معمولاً شاغلین در یک حرفه جماعت‌هایی را تشکیل می‌دادند که زندگی آن‌ها را به هم وابسته می‌کرد. اما برنامه‌ریزی شهری مطلوب سرمایه‌داری در پی ایجاد شبه‌جماعت‌ها یا جماعت‌های دروغین برای جمع‌کردن افراد کاملاً جداافتاده در کنار هم است که می‌توان آن را انزوای جمعی یا جمعیت تنها نامید.  یکی از نمونه‌های این تنهاسازی جمعی، انبوه‌سازی مسکن برای فقراست که به تعبیر دبور برای اولین بار در تاریخ، معماری را به خدمت فقرا درآورد چون پیش از آن معماری در خدمت اغنیا بود. پدیده معماری یکسان برای ساخت انبوه مسکن محصول صنعتی‌شدن است. این معماری به‌عنوان نوعی بنیان ضروری برای نوع جدیدی از حیات اجتماعی وارد عرصه شد. اکنون شهر قدیمی با سه عامل تولید سرمایه‌داری یعنی، خودرو، بزرگراه و مراکز خرید بسیار بزرگ در حال به اصطلاح برون‌پاشی است. این برون‌پاشی در کشورهای صنعتی با توسعه حومه شهر خود را نشان می‌دهد. اکنون مراکز خرید بزرگ مانند معابدی هستند که گرداگرد آنها را خودروهای پارک‌شده احاطه کرده است. دسترسی به این مراکز عظیم نیز یکی از دغدغه‌های برنامه‌ریزی شهری است که نمود آن ساخت بزرگراه در دل شهر است.   مارکس یکی از مزیت‌های بورژوازی را این می‌دانست که روستا را تحت سلطه شهر درآورده است. به نظر او روستا محل انزوا و جدایی است. علت جانبداری او از مزیت شهر، این بود که فضای شهر را رهایی‌بخش و میدانی برای مبارزه می‌دانست. اما دبور این دیدگاه را نقد می‌کند با این باور که اگر شهر تاریخ آزادی است، تاریخ خودکامگی هم هست و تاکنون پیروز میدان مبارزه برای آزادی نبوده است.  دبور معتقد است که برنامه‌ریزی شهری، شهر را ویران و به جای آن نوعی «شبه‌روستا» به وجود می‌آورد که عاری از روابط طبیعی روستای سنتی و روابط اجتماعی شهر تاریخی است. بنابراین افراد ساکن در این شهرِ شبه‌روستا، شبه‌دهقانان تکنولوژیک هستند که برخلاف دهقانان قدیم، بی‌احساس‌اند. محیط آرمانی دبور، محیط سازگار با نیازهای شوراهای کارگری، مطابق با دیکتاتوری ضددولتِ پرولتاریا و گفتگوی الزام‌آور است. وقتی شرایط محیطی مطابق با این نیازها دگرگون شود، شوراهای کارگری می‌توانند مؤثر باشند.  در مورد پرسش شما درباره رابطه برنامه‌ریزی شهری و خصوصی‌سازی باید به این نکته توجه کرد که مالکیت خصوصی یکی از ارکان اصلی نظام سرمایه‌داری است و برنامه‌ریزی شهری و هرگونه برنامه‌ریزی دیگری در این نظام قطعاً با هدف تقویت این بنیان صورت می‌گیرد. در اینجا دبور، شاید به دلیل بدیهی بودن رابطه، به آن نپرداخته است.  جدایی فرهنگ از زندگی اقتصادی یا انضمامی که مدنظر دبور است و  انتقاد او از هنر مدرن را به دنبال دارد؛ صرفا ناشی از جدایی نشانه‌های هنر و زندگی انضمامی یا زندگی مردم است؟ مثلاً دبور تاکید دارد جامعه سرمایه‌داری هنری می‌خواهد که طبقه کارگرد نتواند زبان آن را بفهمد ولی خب اتفاقا به نظر می‌رسد با دخیل کردن بعد سرگرمی در هرمنوتیک هر تولید هنری، حتی این مقوله مورد نظر او نیز به ابتذال کشیده شده است. در بحث فرهنگ نیز، دبور معتقد است که سرمایه‌داری این بخش را نیز مانند اقتصاد تکه‌تکه و منقسم کرده است. او فرهنگ را عرصه عمومی دانش و بازنمایاندن تجربیات زیسته جامعه طبقاتی و میدان جستجو برای یافتن یکپارچگی گم‌شده می‌داند. سرمایه‌داری می‌کوشد به جای فرهنگ واقعی که امری تاریخی است، از طریق نمایش، «شبه‌فرهنگ» را جایگزین کند، فرهنگی که مانند کالا قابلیت مبادله دارد. سرمایه‌داری فرهنگ را هم به کالا تبدیل کرده است و این کالا را بدون محدودیت به همه مردم جهان می‌فروشد. پیش از شکل‌گیری جامعه نمایش، کالای فرهنگی به‌شدت وابسته و مقید به محل بود اما نمایش با ایجاد آگاهی کاذب و فریب‌های راست‌نمایانه، فرهنگ تولیدی خود را به گونه‌ای عرضه می‌کرد که از قید محل خارج شود. یک مثال ساده از این محصولات در مقطع کنونی تولیدات هالیوود و شاید مهم‌تر از آن بازی‌های رایانه‌ای باشد. امروز بازی رایانه‌ای در آمریکا، چین، عربستان، ایران و ژاپن یکسان است و همه این فرهنگ‌ها با اشتیاق از یک تولید واحد استفاده می‌کنند بدون اینکه حساسیتی برانگیزد. یک علت آن به خود فناوری بازمی‌گردد.  ساخت و توزیع فناوری بازی زمینه را برای این همگن‌سازی فراهم می‌کند. فناوری موبایل یکی از تاثیرگذارترین نمونه‌هایی است که باعث از بین رفتن تفاوت‌ها در موضوع کاربرد شده است. جامعه امروز همچنان بسیاری از ساختارهای گذشته را دارد اما کارکرد این ساختارها کاملاً متفاوت شده است. جامعه‌ای که مرکب از جماعت‌ها بود اکنون، به تعبیر دبور، به جامعه بدون جماعت تبدیل شده است که دیوید رایزمن آمریکایی آن را «انبوه تنها» نظریه‌پردازی کرده است. دبور معتقد است که نمایش در استفاده از فرهنگ به جای ایجاد حافظه تاریخی، سعی در مدفون‌سازی کل حافظه تاریخی دارد. به تعبیر او رویدادهای جامعه امروز رویداد واقعی نیستند بلکه برساخته نمایش و شبه‌رویداد هستند، اینجاست که ما دوباره به یاد مفهوم «وانموده» ژان بودریار می‌افتیم.  از نظر او از سرگیریِ مبارزه طبقاتیِ انقلابی، می‌تواند از طریق به راه انداختن نقدِ نمایش این وضعیت را دگرگون کند. به اعتقاد او هنر مدرن با پوشش نمایشی و دادن آگاهی کاذب در خدمت اهداف سرمایه‌داری است و برای رهایی از این وضعیت باید به انکار روی آورد و درباره خودش آگاهی ببخشد. از این طریق است که این هنر می‌تواند توان بالقوه پنهان و نهفته خود را آشکار سازد.  من در اینجا لازم می‌دانم به یک نکته درباره نظریه نمایش دبور اشاره کنم و آن استمرار قابلیت تحلیل رویدادهای جدید با استفاده از این نظریه است. این قابلیت در حوزه فرهنگ بسیار چشمگیرتر از سایر حوزه‌هاست. یکی از اندیشمندانی که نظریه گی دبور را برای تحلیل مطالعات موردی خود که بیشتر بر حوزه فرهنگ متمرکز است، به کار برده داگلاس کلنر است. او با استفاده از این نظریه نمایش‌هایی چون مک‌دونالد، نایک و مایکل جردن، محاکمه اُ. جی. سیمسون، نمایش تلویزیونی پرونده‌های مجهول و ... را تحلیل کرده است. استفاده او از اصطلاح «موقعیت سایبر» (Cybersituation) برای اشاره به ورود نمایش به عرصه مجازی در یک مقاله دیگر دلالتی است بر تداوم اندیشه دبور برای تحلیل رویدادهای امروز جامعه. ابزارهایی مانند اینترنت و شبکه‌های اجتماعی گرچه در زمان حیات دبور وجود یا پیشرفت چندانی نداشتند، امروز به بهترین بستر برای نمایش مجازی از یک سو و نقد سرمایه‌داری با طیفی گسترده تبدیل شده است. این نشان می‌دهد که دیدگاه‌های دبور درباره فرهنگ و دستگاه‌های به اصطلاح ایدئولوژیک فرهنگ‌ساز به پایان نرسیده و وارد حوزه‌های جدید زندگی اجتماعی مردم شده است.  دبور می‌گوید ایدئولوژی هنگامی می‌تواند چاره‌ساز باشد که از شکل آگاهی صرف بیرون آید و به یکپارچگی زندگی انضمامی توجه کند و نام «ایدئولوژی مادی‌شده» را روی آن می‌گذارد. این ایدئولوژی که در نگاه او گرفتار توهمی که جامعه نمایش در پی گسترش آن است؛ نمی‌شود چه ملاک‌ها و معیارهایی دارد و چگونه شکل می‌گیرد؟ ببینید، دبور در سرتاسر کتاب بر این نکته تأکید دارد که آگاهی دادن به طبقه کارگر و تبدیل نظریه به عمل تنها راه مبارزه با نمایش است زیرا آنچه فضای نمایش را برساخته و حفظ کرده است، آگاهی کاذب و ماندن در سطح نظریه است. سرکوب عمل و آگاهی کاذبِ ضددیالکتیکیِ حاصل از این سرکوب که ابزار بقای نمایش است، مدام تکرار و تحمیل می‌شود. در فصل پایانی جامعه نمایش، دبور بیانات ایدئولوژیک را آگاهی تحریف‌شده درباره واقعیت‌ها می‌داند و بر این باور است که ایدئولوژی کل واقعیت را به شکل خودش درآورده است. به باور دبور، ایدئولوژی به‌عنوان یک تمامیت (Totality)، در نمایش بی‌تحرک می‌شود و در ناتاریخ (آنچه فاقد ریشه در تاریخ است) به اوج خود می‌رسد. به عبارت دیگر، ایدئولوژی نمی‌خواهد تاریخ داشته باشد و زمانی که به اوج می‌رسد، انحلالش آغاز می‌شود، زیرا به اوج رسیدن آن به معنای انحلال جامعه است و این انحلال شامل ایدئولوژی به‌عنوان آخرین بی‌عقلانیت آن نیز می‌شود. دبور نمایش را اوج ایدئولوژی می‌داند زیرا فقیرسازی، برده‌سازی و انکار زندگی واقعی را که جوهر نظام‌های ایدئولوژیک است، عیان می‌سازد.  دبور در این بخش نیز مانند سایر بخش‌ها ارجاعات بی‌نشانی به متون سایر اندیشمندان دارد. مثلاً همان‌طور که اشاره شد، با طرح ایدئولوژی تام (عام) در مقابل ایدئولوژی خاص از کارل مانهایم، بر نوع تمامیت‌خواه دوگانه ایدئولوژیک مانهایم تمرکز می‌کند و آن را ایدئولوژی جا خوش کرده در نمایش توصیف می‌کند. او در بحث ایدئولوژی به مفاهیم اسلاف خود بازمی‌گردد و نمایش را حاوی ویژگی‌های ایدئولوژیک ماتریالیسم و ایده‌آلیسم می‌داند. بر این اساس، نمایش، تحقق بازنمایی و مادی بودن جهان ماتریالیستی و فعالیت رؤیایی دنیای ایده‌آلیستی است. یكی بر اصالت روح و ذهن و دیگری بر اصالت ماده و عین تأکید دارد. در واقع مواردی که ذکر شد ویژگی‌های ایدئولوژی نهفته در نمایش است که ترویج آگاهی کاذب و سرکوب عمل را دستورجلسه همیشگی خود دارد و راه مقابله با آن رسیدن به آگاهی و عمل است که انقلاب کارگری را محقق می‌سازد.  ]]> علوم انسانی Fri, 18 Oct 2019 04:36:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282152/شهر-تاکنون-پیروز-میدان-مبارزه-آزادی-نبوده-نقد-دبور-مارکس برگزاری اختتامیه دوسالانه‌ داستان کوتاه نارنج در اواخر آذر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282210/برگزاری-اختتامیه-دوسالانه-داستان-کوتاه-نارنج-اواخر-آذر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) دبیر هفتمین دوسالانه‌ داستان کوتاه نارنج با اعلام اینکه اسامی نویسندگان راه‌یافته به مرحله‌ نهایی هفتمین دوسالانه‌ داستان کوتاه نارنج اول آبان‌ماه منتشر خواهد شد گفت: داوری مرحله اولیه‌ این دوسالانه که به وسیله‌ی گروهی از نویسندگان جوان و‌ صاحب‌کتاب کشور انجام می‌شود چند روز دیگر به پایان خواهد رسید. محمد بادپر با بیان اینکه از میان ۱۶۳۰ داستان، ۱۰۰ داستان به مرحله‌ نهایی این دوسالانه راه پیدا خواهند کرد، افزود: اسامی برگزیدگان اول تا سوم و همچنین نفرات تقدیری نیز در روز اختتامیه که اواخر آذرماه است اعلام خواهد شد. بادپر با اعلام اینکه در این دوره نیز علاوه بر شرکت نویسندگانی از تمام استان‌های کشور، نویسندگان فارسی‌زبان مقیم در ۱۵ کشور؛ افغانستان، امارات متحده‌ عربی، قطر، ترکیه، هلند، بلژیک، سوئد، اتریش، مالزی، انگلیس، آلمان، ایتالیا، چک، کانادا و امریکا نیز برای ما داستان ارسال کرده‌اند افزود: مستقل بودن و سلامت دوسالانه‌ی داستان کوتاه نارنج علی‌رغم حمایت بسیاری از ارگان‌ها مربوط و نهادهای شهرستان یکی از دلایل اصلی استقبال نویسندگان از این جایزه‌ ادبی است. دبیر این دوسالانه با تشکر از اداره‌ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس و اداره‌ فرهنگ و ‌ارشاد اسلامی و همچنین سایر مسئولین و ارگان‌های دولتی شهرستان جهرم ابراز امیدواری کرد با کمک آنها جهت تامین هزینه‌های این جایزه ادبی، امسال نیز اختتامیه باشکوهی برگزار کنند. گفتنی است اطلاعات و اخبار مربوط به این دوسالانه در سایت نارنج به نشانی dastannaranj.ir و همچنین صفحات مجازی این دوسالانه در اینستاگرم به نشانی dastan.naranj منتشر می‌شود. ]]> ادبيات Thu, 17 Oct 2019 12:20:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282210/برگزاری-اختتامیه-دوسالانه-داستان-کوتاه-نارنج-اواخر-آذر برپایی غرفه نشر شاهد در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282208/برپایی-غرفه-نشر-شاهد-نمایشگاه-بین-المللی-کتاب-فرانکفورت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، رحیم نریمانی مدیرکل اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران با اعلام این خبر افزود: ژانر ایثار و ادبیات حوزه ایثار و مقاومت در عرصه بین المللی جنبه مشترک و در بین افکار عمومی جهانیان از جایگاه ویژهای برخوردار است و جزو هویت ملی و تاریخ کشورها محسوب می شود و برای توسعه فرهنگی به عنوان شاخص پیشران عمل نموده و همبستگی ،انسجام و همدلی را تقویت می نماید. وی به زیست بوم جهانی و تسهیم، تشریک و تداوم جریان اطلاعات و ارتباطات در دنیا اشاره و ادامه داد: دیپلماسی ایثار در بنیاد شهید و امور ایثار گران و تبیین مفاهیم آن جز اولویت ها اعلام گردیده است و برای رسیدن به این هدف بایستی محصولات ادبی و فرهنگی با الهام از تجربیات جهای تولید شود. نریمانی هدف از شرکت در این نمایشگاه را ارتباط با ناشران کشورهای خارجی و آشنایی مخاطبان سایر کشورها با کتابهای نشر شاهد عنوان کرد و گفت:کتاب های نشر شاهد در این دوره از نمایشگاه فرانکفورت شامل منتخبی از بهترین آثار ترجمه ای نشر شاهد در سالهای اخیر است. نریمانی در ادامه بر ضرورت ترجمه آثار حوزه ایثار و شهادت تاکید و اظهار کرد: تاکنون ۷۰ عنوان از کتاب‌های نشر شاهد به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. مدیرکل اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران در پایان با بیان اینکه نمایشگاه کتاب فرانکفورت یکی از معتبرترین نمایشگاه‌های بین‌المللی کتاب است، یادآوری کرد: نشر شاهد در غرفه ملی ایران در کنار ۲۰ ناشر مطرح کشور هفتادویکمین دوره نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضوری فعال دارد. ]]> مدیریت‌کتاب Thu, 17 Oct 2019 12:01:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282208/برپایی-غرفه-نشر-شاهد-نمایشگاه-بین-المللی-کتاب-فرانکفورت ​رونمایی از کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» به زبان آلمانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282207/رونمایی-کتاب-انسان-۲۵۰-ساله-زبان-آلمانی  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران، این کتاب توسط انتشارات اسلامیکا در شهر برمن به آلمانی ترجمه و منتشر شده است. کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» مجموعه بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی و مبارزاتی ائمه و امامان شیعه است و به این نکته مهم اشاره دارد که زندگی امامان شیعه علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری، در مجموع یک حرکت مستمر و طولانی است، که ۲۵۰ سال ادامه پیدا کرده است. این کتاب شامل ۱۷ فصل است که نحوه چینش عناوین فصل ها به ترتیب تاریخی زندگی ائمه(ع)، از دوران پیامبر اعظم (ص) تا دوره امام جواد (ع)، امام هادی (ع) و امام عسکری (ع) است که بیانات مقام معظم رهبری درباره این سه امام(ع) در یک فصل ارایه شده است.  عنوان کتاب عینا برگرفته از کلام مقام معظم رهبری است و بیانگر نوع نگاه ایشان به زندگی سیاسی مبارزاتی ائمه است و علت این نامگذاری بر در مقدمه کتاب به تفصیل از بیانات ایشان تشریح شده است. مترجم کتاب دکتر یاووس اوزاوس است. ]]> مدیریت‌کتاب Thu, 17 Oct 2019 11:56:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282207/رونمایی-کتاب-انسان-۲۵۰-ساله-زبان-آلمانی رونمایی از ۱۳ عنوان کتاب فارسی ترجمه شده به ترکی استانبولی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282206/رونمایی-۱۳-عنوان-کتاب-فارسی-ترجمه-شده-ترکی-استانبولی  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران، در عصر روز گذشته(۲۴مهر) با حضور مدیران انتشارات «داملا» و «نار» ترکیه، و مسئولان غرفه ملی ایران در اولین روز از فعالیت های غرفه ایران از این ۱۳ عنوان کتاب رونمایی شد. کتاب‌ «ماه من ماه ما» آناهیتا تیموریان از نشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، «الف دال میم» مهدی حجوانی از نشر افق، «سلطان آشغالگرد‌ها» مهدی میر‌کیائی از نشر افق، پریانه‌های لیاسندماریس به قلم طاهره آیید از نشر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، «چهل تکه» نوشته جمال‌الدین اکرمی از نشر پیدایش از سوی انتشارات «دماوند» ترکیه، «یاسمین» نوشته  م. مودب‌پور از نشر نسل نو‌اندیش، «برزخ اما بهشت» به قلم نازی صفوی از نشر ققنوس، «من و او» رضا امیر‌خانی از نشر افق، «چه کسی آقای صورتی را می‌شناسد» اثر مژگان کلهر از نشر افق، «خانه‌ام کجاست» نوشته رضا دالوند از کانون پرورش فکری کودک و نوجوان، «افسانه پیاز» فاطمه‌الزهرا امامی و «وسط راهروی تاریک» نوشته مهدی رحبی از نشر هوپا، «مسابقه تونل کنی» به قلم کلر ژوبرت از نشر محراب قلم، «هرس» نوشته نسیم مرعشی از نشر چشمه عناوین کتاب های رونمایی شده در غرفه ملی ایران بوده است. این فهرست نتیجه همکاری مستقیم دبیر‌خانه و ناشران ترکیه‌ای است. ]]> مدیریت‌کتاب Thu, 17 Oct 2019 11:53:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282206/رونمایی-۱۳-عنوان-کتاب-فارسی-ترجمه-شده-ترکی-استانبولی ​انتشار نامه‌های منتشرنشده آلبر کامو به نویسنده ایتالیایی http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/281995/انتشار-نامه-های-منتشرنشده-آلبر-کامو-نویسنده-ایتالیایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه فیگارو- به نظر می‌رسد که جستجو برای کشف دوباره آلبر کامو همچنان ادامه دارد و هنوز می‌توان از طریق خواندن نامه‌‌‌های منتشر نشده او به اطلاعات بسیاری از زوایای پنهان زندگی نویسنده «بیگانه» دست یافت. بعد از انتشار مکاتبات کامو با رنه شار، شاعر مطرح فرانسوی، آندره مالرو، رمان‌نویس فرانسوی و دست آخر ماریو کارسیس، معشوقه کامو حالا نوبت به انتشار نامه‌های خصوصی خالق رمان «بیگانه» با نویسنده و روشنفکر ایتالیایی نیکولا گرمونته رسیده تا حقایق پنهان زندگی این نویسنده فرانسوی را برای نسل‌های آینده روشن‌تر سازد. نیکولا گرمونته، مبارز ضد فاشیست و ضد کمونیست که از او به عنوان یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های بزرگ فرهنگ سیاسی و فرهنگی ایتالیا در قرن بیستم یاد می‌کنند در الجزایر با آلبر کامو ملاقات کرد. آن دو قریب به دو دهه در دلمشغولی‌های سیاسی و مسائل عمیق روحی اشتراک و مقاربت داشتند که در نامه‌های منتشر شده از آن دو به خوبی انعکاس یافته است. این نامه‌ها که به تازگی از سوی انتشارات گالیمار منتشر شده، بیش از 90 نامه منتشر نشده بین آن دو را در طی 14 سال از 1945 تا 1959 در بر می‌گیرد و به دوستی شگفت بین آن دو حیاتی دیگر بار بخشیده است.  انتشار این نامه‌‌ها به خوانندگان امکان رفتن در دنیای روشنفکری بعد از جنگ جهانی دوم و وضعیت هنر و ادبیات آن دوره را که کامو و نیکولا چرمونت در نامه‌ها به اشتراک می‌گذاشتند داده است. انتشارات گالیمار عنوان کرده که محتوای این نامه‌ها درباره دیالوگ‌هایی عمیق و پرسش‌گرانه درباره جایگاه انسان در تاریخ و مسئولیت و تعهد او در روریارویی با فاجعه رژیم‌های توتالیتر است. به همین منظور موسسه فرهنگی ایتالیایی با همکاری انتشارات گالیمار روز 30 سپتامبر شبی را برای بزرگداشت دو شخصیت مهم فرهنگی و سیاسی فرانسوی و ایتالیایی با حضور اهالی ادب و فرهنگ دو کشور برگزار کرد. آلبر کامو از نویسندگان بزرگ و تاثیرگذار قرن بیستم، روزنامه‌نگار و فیلسوف فرانسوی‌زبان و نخستین نویسنده افریقایی بود که توانست نوبل ادبیات را در سال 1957 میلادی زمانی که تنها  44 سال بیشتر نداشت از آن خود کند. او سه سال بعد از دریافت این جایزه در ژانویه سال 1960 در حالی که سرگرم نوشتن رمانی با عنوان «آدم اول» بود در یک سانحه رانندگی از دنیا رفت.  از معروف‌ترين آثار كامو مي‌توان «بيگانه»، «طاعون»، «افسانه‌ي سيزيف»، «كاليگولا» و «سقوط» را نام برد ]]> جهان‌کتاب Thu, 17 Oct 2019 10:49:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/281995/انتشار-نامه-های-منتشرنشده-آلبر-کامو-نویسنده-ایتالیایی وضعیت پست مدرن در رمان «نامه‌هایی به پیشی» http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282144/وضعیت-پست-مدرن-رمان-نامه-هایی-پیشی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، حامد حسینی‌پناه‌کرمانی: برایان مک هیل در کتاب خود با عنوان داستان پست مدرنیستی مشخصه گذار از داستان مدرن به داستان پسامدرن را گذار از توجه به مسائل معرفت شناختی به تفحص در پرسش‌های هستی شناختی عنوان می‌کند. «فاطی امروز روی دیوار کمپ ترک اعتیاد، جای میخی را دیدم که دیگر نبود. میخی که کسی زمانی به دیوار کوبیده بود و بعدها به دلایلی میخ از انجا رفته بود یا کشیده بودنش. به هر حال جای میخ خالی بود و توی ذوق می‌زد. بدجوری هم توی ذوق می‌زد. چیزی به ذهنم رسید. با چنگالی که برای غذا خوردن بهمان داده بودند روی همان دیوار زیر جای خالی میخ نوشتم: وقتی اقدام به کندن میخی می‌کنید که مدت هفت سال به دیواری چسبیده، بی هوا این کار را نکنید چون ممکن است توی این هفت سال ان میخ، فقط و فقط ان میخ، دلیل وجودی این دیوار شده باشد. کشیدن میخ باعث فرو ریختن دیوار شود.» به نظر مک هیل داستان پسامدرن خواننده را در معرض سوالاتی قرار می‌دهد و این که در متن به چه کسی و چیزی می‌تواند باور داشته باشد یا تکیه کند و این‌ها همه پرسش‌های هستی شناختی‌اند. پرسش‌های که با عدم قطعیت و انسجام در رمان پست مدرن در هم می‌آمیزد و نمایشی می‌شود از وضعیت سرگردانی و تنهایی انسان مدرن. جدیدترین اثر محمدرضا ذوالعلی رمانی است با عنوان «نامه‌هایی به پیشی». شک و تردید بذری است که نویسنده این رمان با انتخاب این عنوان در دل مخاطب خود می‌کارد و دودلی و شک تا پایان رمان مخاطب را دست به گریبان نگاه می‌دارد. چند خطی از این رمان که در بالا ذیل مباحث مک هیل آورده شد به خوبی نشان می‌دهد که «نامه‌هایی به پیشی» در قالبی جدید و با رویکردی تازه سعی در طرح مباحث دنیای مدرن دارد تا از این طریق بتواند به چرایی و چیستی هستی پاسخی ورای انچه قبل از این شنیده‌ایم بدهد. این موضوع را شاید می‌شد که در قالب‌های مرسوم رمان ایرانی جای داد اما تدبیر محمدرضا ذوالعلی برای پرداخت این رمان انتخاب قالب «پست مدرن» بوده است. نویسنده این رمان موفق شده بسیاری از ویژگی‌های رمان پست مدرن را رعایت کرده تا به لحاظ شکلی و ساختاری، نامه‌هایی به پیشی رمانی باشد با طرحی متفاوت و نو.   عدم قطعیت در رمان‌های پست مدرنیستی بیش از انچه با ابهام متن مواجه‌ایم با عدم قطعیت سر و کار داریم. عدم قطعیت در همه چیز. مثلا در بسیاری از رمان‌ها شخصیت‌ها وضع مبهمی دارند. معلوم نیست فلان کس که راوی اسم می‌برد واقعا همان کس است که می‌پندارند یا فرد دیگری است. عدم قطعیت در پایان این قبیل داستان‌ها غوغا می‌کند. برخی از نویسندگان پست مدرن اصلا داستان را تمام نمی‌کنند تا خواننده بنا به اطلاعاتی که در طول متن دریافت کرده است پایانی ذهنی را برای خود ترسیم کند. در رمان «نامه‌هایی به پیشی» آتنا کیا یا همان رمان‌نویس ما که راوی بخش‌هایی از رمان نیز هست به دنبال سرنخی از فاطی و نویسنده می گردد. از روی دست نوشته‌های نویسنده که به دستش رسیده است همه جا سرک می‌کشد ولی هیچ رد و نشانی پیدا نمی‌کند. نه در مدرسه نه در انجمن داستان و نه در کمپ ترک اعتیاد که نویسنده مدتی در آنجا بوده است. گویی هیچگاه این دو نبوده‌اند و حالا مخاطب درمی‌ماند که آیا این شخصیت‌ها وجود داشته‌اند یا نه. اگر نویسنده‌ای وجود نداشته پس این دست‌نوشته‌ها از کجا آمده و خالق آنها چه کسی است.  حتی اداره ارشاد هم نمی‌تواند در یافتن چنین داستان‌نویسی به راوی کمک کند: «دیروز وقتی ناامید از پیدا کردن نشانی‌ای نامی از نویسنده اداره ارشاد را ترک کردم...» حتی در صورت وجود نویسنده آدم به حضور فاطی شک می‌کند چون هیچ رد و نشانی از وی نه در مدرسه‌هایی هست که ذکر آنها در یادداشت‌های نویسنده رفته است و نه اسمی از وی در آموزش و پرورش. حتی خانه‌ای که محل ملاقات‌های عاشقانه نویسنده با فاطی بوده است، و بارها در دست نوشته‌های نویسنده به آنها اشاره شده است، در هاله‌ای از ابهام قرار می‌گیرد و حتی با وجود همه اشارات باز هم اتنا کیا موفق به یافتن محل دقیق آن نمی‌شود و جای را پیدا می‌کند که برای خود او هم قطعی نیست. همان خانه‌ای که: «زمان کافی داشتند که بنشینند، خودشان را از خودشان خالی کنند و از هم پر شوند. کاری که ظاهرا آن دو خوب بلد بودند: پرشدن از همدیگر.»   عدم انسجام در رمان پست مدرن گاهی بین جملات و حوادث هیچ ربطی نیست. برخی از نویسندگان اصولا کار را بر عدم انسجام گذاشته‌اند. «رابطه ما این جوری آغاز شد. یک پیشی چشم و گوش بسته که معاون مدرسه بود و از قضا عکس فروغ و هدایت را به دیوار جلوی تختش چسبانده بود و شب‌ها نگاه‌شان می‌کرد و یک راننده آژانس که از قضا داستان می‌نوشت.» به نظر می‌رسد قرار است با داستانی عاشقانه روبه‌رو باشیم ولی نگاه متفاوت فاطی و نویسنده به مقوله عشق و رابطه‌شان ناگهان به شکلی غریب رخ می‌نماید. نویسنده عشق را مقدس و فاطی آن را گناه الود می‌بیند: «عشق ما همه تقدسش را برایت از دست داد. پیش خودت فکر کردی که تمامش گناهی، حماقتی، دروغی پست و پلید بیش نبود. ... در حالیکه از دید من تمام این هفت سال در عبادتی گذشت. با تو هفت سال خدا را ستایش می‌کردیم، می‌پرستیدیم. در واضح‌ترین، صادقانه‌ترین و البته سخت‌ترین شکل عبادتش. قطعا پرستش خداوند از طریق مهر، عشق و از خودگذشتگی، با شکوه‌تر،عالی‌تر، انسانی‌تر و خردمندانه‌تر از هر شیوه تکراری دیگری است. اجازه دادی عشقت را با حس گناه و شرم و خجالت بی‌آمیزند.» رابطه عاشقانه و ساختار کلی و نیز انسجام داستان در حال از هم پاشیدن است و مخاطب این را به خوبی درک می‌کند. بعدها نویسنده با خودش و شاید برای توجیه رفتار معشوق می‌گوید: «بودن در یک قایق هر قدر هم جذاب و لذتبخش، یک تفریح تابستانه است و نمی‌شود تمام عمر روی آن زندگی کرد و بهتر است آدم پایش را روی زمین قرص و محکم بگذارد. زمین محکمی که در چشم‌انداز داشت، مهندس بود.»   فقدان قاعده عدم انسجام خود به خود به بحث بی‌قاعدگی منجر می‌شود. لاج می‌گوید پست‌مدرنیست‌ها به منطق پوچی و عبث بودن و عدم ضرورت معنا معتقدند و چون ذهن انسان نظم و انسجام دارد باید این بی قاعدگی را به‌صورت شگردهایی به متن تحمیل کرد. نویسنده رمان «نامه‌هایی به پیشی» به شکلی کاملا جدید ترکیبی از متون مختلف را در بخش‌های مختلف پیش روی مخاطب می‌گذارد از جملات عربی و تاریخی گرفته: «ایلی ایلی لما سبقتنی؟ خدایم چرا رهایم کردی؟»  تا آوردن داستان از نویسنده‌ای واقعی و یا واگذار کردن ترجمه‌ای خیالی به مترجمی واقعی مانند علیرضا دوراندیش. مصاحبه با فاطی نیز از جمله همین بی قاعده‌گی‌ها در این رمان پست مدرن است. جملات عاشقانه‌ای مانند: «عشق یک ساحته. نوعی بودن. یک جور زیستنه. ممکنه شما منظرگاه عشقتون عوض بشه یا اصلا نظرگاهی نداشته باشین اما عشق می‌مونه. شبیه نشستن پشت یک دریچه. ممکنه چشم‌هاتون بسته باشه اما شما آنجا هستین. پشت پنجره.» که جمله اخیر می‌تواند چکیده جان مایه رمان باشد در کنار جملاتی همچون : «همه‌ی ما، حتی ماهایی که شکاک و مایوس و ناامید از متافیزیک هستیم، گاهی به ایمان و معجزه نیاز داریم. (معجزه من تو هستی)» و یا: «ایمان آن چیزی نیست که ما فکر می‌کنیم وجود دارد. ایمان آن چیزی است که ما فکر می‌کنیم باید باشد تا جهان‌مان این همه خشک و ترسناک نباشد. همه‌ی ما جهانی با امکان معجزه می‌خواهیم. حضور دین به این دلیل است که تنها چیزی که امکان معجزه را فراهم می‌کند، ایمان به خداست. به همین دلیل آدم‌ها ایمان می‌آورند.» ذوالعلی مخاطب را در سرگردانی می‌گذارد که به عشق معتقد است یا به جادوی ایمان و یا به ارامش و تجرد روح: «بهشت انسان روح مجرد و خالص است.» مخاطب گاه حتی در ساختار وجود و همه باورهای خودش شک می‌کند: «... آدم و حوا به زمین تبعید نشدند. آنها به جسم خودشان تبعید شدند. به محدودیت‌ها و احساسات و تخیلات آزار دهنده خود تبعید شدند. بهشت دنیایی بدون خاطره، بدون گذشته و بدون آینده است.»   زیاده روی استفاده بیش از حد از استعاره و مجاز به نحوی که مسخره جلوه داده شوند، یا افراط در توضیح وجوه شبه یا غرابت در طرفین تشبیه. «بهشت  تو آن وقت‌ها خانه برادرت بود و کانون خانوده‌ات. وقتی دیدی می‌شود هم سیب را خورد و هم توی بهشت ماند، چقدر می‌بایست لذت برده باشی.» هر چند خود نویسنده چند خط قبل توضیح می‌دهد که: «اینجا هم همان بحث نمادهاست. بهشت نماد پذیرش و مقبولیت در خانواده بود.» اشاره مستقیم به استعاره بدون اینکه به مخاطب اجازه دهد مستعاره به را دریابد کتاب را به سمت شیوه‌ای از پست مدرن بودن سوق می‌دهد: «من، بی تو، شبیه آدم توی گل و مرداب بین النهرین، تنها، گیج، سردرگم، دنبال برگ انگوری  هستم تا با آن رنج و دردم را پنهان کنم.» دیگر از مصادیق افراط و زیاده روی، توضیح بیش از حد جزییات است به نحوی که خواننده اصل مطلب را از دست می‌دهد و اصلا نمی‌تواند موضوع مورد توصیف را مجسم کند. مانند توصیفاتی که از میراث پدری اتنا کیا(که قرار است موزه شود)  داده می‌شود و یا توصیفات صحنه تصادف مادر که ما را از موضع اصلی، که قرار است ماجرایی عاشقانه باشد، به دور می‌اندازد.   اغتشاش رمان پست مدرنیستی یکپارچه و منسجم نیست. اساسا جهان ما جهان بی‌معنی‌هاست. واقعیت مخدوش و پیچیده است. رمان پست مدرنیستی آیینه این اغتشاش و از هم گسیختگی‌هاست. این اغتشاش در بخش‌بندی‌های خاصی که نویسنده رمان «نامه‌هایی به پیشی» در نظر گرفته است رخ می‌نماید. جابجا شدن بین راوی‌ها در بخش‌های مختلف و یا دو بخشی که به‌عنوان مصاحبه در میان بخش‌های رمان گنجانده شده و حتی داستان و نیز ترجمه بخش‌هایی از رمان اتنا کیا همه بر اغتشاش عمدی این رمان می‌افزاید تا چیزی که به نظر ما می‌رسد را مخدوش کرده و بر عدم قطعیت که قبلا نیز به آن اشاراتی شد بیفزاید.   اختلال زمانی نویسنده عالما و عامدا نظم و توالی زمانی را بهم می‌ریزد و لذا در روایت حوادث نظم زمانی نیست. ساختار زمانی داستان «نامه‌هایی به پیشی» ساختاری غیر خطی هست و حتی از سفر به آینده نیز کمک گرفته شده است مثلا  فصل 6 در یازدهم فروردین نود و هشت روایت می‌شود و یا فصل 37 جایی که گویی داستان اتنا کیا با نام شیر ترشیده اسب با ترجمه علیرضا دوراندیش در معرض دید مخاطب قرار می‌گیرد. با مقدمه‌ای از مترجم در قالب یادداشت که از نحوه آشنایی خود با اتنا کیا برای ما می‌گوید و اینکه چگونه ترجمه این اثر را قبول کرده است و در نهایت زیر یادداشت علیرضا دوراندیش می‌بینم که تاریخ دی ماه نود و نه ثبت شده است. ساختار غیر خطی داستان و برش‌های مداوم به گذشته و آینده و حتی روایت چند صدایی داستان که غالبا توسط دو راوی روایت می‌شود بر بار عدم قطعیت در این رمان می‌افزاید.   شیفته گونگی  قهرمان داستان پسامدرنیستی شیفته گونه و به اصطلاح روان‌پریش است. «وقتی من از عطش حرف می‌زنم معنایش این است که تشنه‌ام. به طرز شدید و رنج‌آوری تشنه توام.» و یا «با رفتنت  تکه‌ای از روح را هم با خودت برده‌ای. همان تکه‌ای که ایمان و اعتماد و محبت و امید تویش هست. باقی چیزهایی که مانده‌اند،اهمیت چندانی ندارند.» این شیفته گونگی قهرمان داستان یا همان نویسنده (اگر بشود به آن قهرمان گفت) کار را به اعتیاد وی می‌کشاند.   نویسنده در نقش قهرمان نویسنده خود به عنوان یکی از قهرمانان در داستان حضور دارد. اما خواننده دقیقا نمی‌داند که با واقعیت مواجه است یا با تخیل. یکی از راوی‌های ما همان آتنا کیا (پدربزرگش باستان‌شناس معروف) است که بدنبال خلق رمان جدید خود از میان دست‌نوشته‌های نویسنده کرمانی است ولی خودش در این شهر غریب گیر افتاده. در جایی که مدام خاطرات مادرش که در جاده کوهپایه زیر چرخ‌های کامیون رفته است را برایش تداعی می‌کند. جاده کوهپایه که قرار بوده است منتهی به بهشت شود برای اتنا کیا رنجی ابدی و عذابی بی پایان نیز هست. راوی دیگر ما گویی نویسنده است که ما صدای وی را از لابلای دست نوشته‌ها و یادداشت‌هایش می‌شنویم آن هم با سانسور و با انتخاب اتنا کیا. نویسنده عاشق و همیشه مضطربی که بعد از رفتن فاطی گویی مجنون شده و از دست خاطرات خود خلاصی ندارد و درون شهر و بیرون شهر بر حالت مجنون‌وار این نویسنده دامن می‌زند. نشانه‌های پست مدرن بودن گاه چنان در این رمان پررنگ می‌شود که نویسنده بی محابا در سیر حوادث و اطلاعات‌گیری خواننده دخالت می‌کند؛ نکاتی را حذف و اطلاعاتی را تکرار می‌کند.   کتاب از باورهای عامیانه نیز بی‌بهره نیست؛ مثلا نویسنده از آوردن حکایت مردوزما که مردان را فریب داده و به کوه می‌برد و آنها را به پایین پرتاب می‌کند غفلت نکرده است. در رمان پست مدرن تکنیک و فرم بر وجه داستانی کار غالب می‌شود که آخرین اثر محمدرضا ذوالعلی نیز از این قاعده مستثنی نیست. رمان «نامه‌هایی به پیشی» بی شک می‌تواند به‌عنوان اثری ماندگار در تاریخ ادبیات ایران شناخته شده و در صورت پرداخته شدن به آن و بررسی دقیق‌تر، جنبه‌های بیشتری از هنرنمایی نویسنده آن‌را پیش روی مخاطب آشنا به هنر و ادبیات بگذارد و این شاید همان هدف نویسنده است که می‌گوید: «زندگی شاید ثبت اثری از خودت، در دنیایی فراتر از تنت است. تنها تن کافی نیست. برای انسان بودن باید جای وسیع‌تری را گرفت. باید گسترده‌تر شد. انسانیت همین است. گستراندن خودت در جان‌های دیگر، در عقاید دیگر، در ارزش‌های دیگر.» ]]> ادبيات Thu, 17 Oct 2019 09:44:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/282144/وضعیت-پست-مدرن-رمان-نامه-هایی-پیشی نگاهی به چالش‌های استفاده از گیاهان دارویی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282148/نگاهی-چالش-های-استفاده-گیاهان-دارویی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مباحث وابسته به گياهان دارویی و داروهای گياهی از بحث‌انگيزترين و پرجاذبه‌ترين موضوعات مربوط به علوم پزشکی در دهه‌های اخير بوده است. در یک‌سو، افرادی وجود دارند که درمان هر بيماری را در داروهای گياهی يافته‌اند و معتقدند داروها منشأ طبيعی داشته و لذا با طبیعت بدن انسان همخوانی دارند. در طرف ديگر، عده‌ای بر اين باور هستند که گياهان فاقد اثر هستند و استدلال آن‌ها فقدان اطلاعات مستند علمی در زمينه کاربرد اين داروها يا اثربخشی يک گياه در بيماری‌های مختلف و يا فقدان اطلاعات دارويی گياهی در کتاب‌های مرسوم پزشکان است.    کتاب «چالش‌های علمی کاربرد گیاهان دارویی» اثر مشترک محمد عطار و فاطمه اشرف‌زاده، در روزهای اخیر از سوی انتشارات طب سنتی ایران به بازار نشر عرضه شده است.   در مقدمه کتاب درباره هدف از تألیف آن آمده است: «این اثر با هدف رفع نقص‌های آثار کلاسیک طب و داروسازی سنتی تدوین نشده است، بلکه قصد دارد مهم‌ترین و دشوارترین کار در فعالیت علمی که ممکن است سال‌ها طول بکشد، یعنی ساختن و فرموله کردن مسأله علمی را برانگیزد... در این اثر به تعدادی از چالش‌های موجود اشاره خواهد شد. تعدادی از این چالش‌ها سال‌ها پیش به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی به‌صورت پراکنده در آثار متعدد ذکر شده است. در این اثر، ضمن گردآوری این چالش‌ها، پیشنهاداتی برای تحقیقات بیشتر یا راهکارهای کاربردی ارائه شده است.»   نخستین چاپ کتاب «چالش‌های علمی کاربرد گیاهان دارویی» در 81 صفحه به بهای 10 هزار تومان از سوی انتشارات طب سنتی ایران راهی بازار نشر شده است. ]]> دانش‌ Thu, 17 Oct 2019 09:38:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282148/نگاهی-چالش-های-استفاده-گیاهان-دارویی ایرانیان چه نظراتی درباره تکامل داروین داشته‌اند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282199/ایرانیان-نظراتی-درباره-تکامل-داروین-داشته-اند محمد معصومی، پژوهشگر و نویسنده در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) درباره دو اثر جدید خود که به مواجهه اندیشمندان گوناگون با نظریه داروین برمی‌گردد گفت: آشنایی نخبگان فارسی زبان با اندیشه‌های جدید دنیای مدرن و از جمله علوم تجربی به عصر قاجاریه بازمی‌گردد. افکار ادبی و علوم انسانی ابتدا در قالب ترجمه های مترجمان ایرانی در دوره قاجار وارد ادبیات نخبگان شد و سپس به علت فقدان زیرساخت‌های آموزشی و عوامل فرهنگی و اجتماعی مساعد، علوم تجربی نتوانست مانند علوم انسانی جای خود را باز کند و هم‌چنانکه می‌بینیم، علوم تجربی نیز از وجوه فلسفی و الهیاتی‌اش به فکر جامعه ایرانی وارد شد.   وی افزود: نظریه داروین نیز علی‌رغم اینکه در حوزه زیست‌شناسی مطرح شده است اما مشمول همین قانون شد و به شکلی دیگر وارد اندیشه ایرانیان شد. ایرانیان از چند سو با آرای داروین آشنا شدند؛ از سمت شمال و غرب از راه اندیشمندان ترک و عرب امپراتوری عثمانی و از سوی شرق هم از طریق اندیشمندان هند و شبه قاره. البته این روایت‌ها تفاوت‌هایی با هم دارند که اکنون مجال پرداختن به آن‌ها را نداریم.   معصومی با اشاره به روند گردآوری کتاب‌های مورد مطالعه خود گفت: پس از نگاهی به آثار مکتوب فارسی‌زبانان در این حوزه روشن می‌شود که رساله‌ها و کتاب‌های موجود از دوره قاجاریه وجود دارند. من در دهه اخیر کوشیده‌ام تا حد ممکن همه این رساله‌ها و کتاب‌ها را گرد آورم و پس از بررسی آن‌ها به شکلی دقیق ارتباط  تاریخی آن‌ها را به دست دهم. در این اثر کتابشناسی بیش از سیصد عنوان کتاب و رساله و مقاله معرفی شده است که در آن‌ها به نحوی از نظریه داروین سخن به میان آمده است. نخستین بار است که به زبان فارسی چنین کتابی نوشته می‌شود که تقریبا همه آثار را معرفی کرده است که نگارش آن به اتمام رسیده و امیدوارم تا سال آینده روانه بازار کتاب شود.   وی افزود: در گام اول زمان زیادی صرف شد و چندین سال گذشت تا آثاری که درباره نظریه داروین نوشته شده بود را پیدا کنم؛ چراکه بسیاری از کتاب‌ها جزو آثار نایاب بودند. این اثر نوعی کتاب‌شناسی در باب مواجهه اندیشمندان ایرانی در برخورد با نظریه داروین است. به‌گونه‌ای که بسیاری از افراد می‌توانند در مطالعات خود به آن رجوع کند. در واقع هر آثاری که از دوره  قاجار به بعد درباره داروین نوشته شده بود را جمع‌‌آوری کردم و در مرحله بعد این آثار نه تنها معرفی شدند بلکه به تحلیل و ارتباط موضوعی که با یکدیگر داشته‌اند هم پرداختم.   این پژوهشگر عرصه تاریخ علم ادامه داد: مخاطبان می‌تواند ارزیابی خود را درباره هر اثری که درباره داروین از دوره قاجار به بعد نوشته شده است را با بهره‌گیری از این کتاب به خوبی ارائه کنند. لازم به ذکر است که همه مواجهات با داروین در این اثر بررسی شده است؛ ازجمله خوانش علمی، الهیاتی، فلسفی و غیره. در حقیقت هر فردی از هر دیدگاهی که می‌خواهد در باب نظریه تکامل مطالعه کند می‌تواند با مراجعه به این کتاب اطلاعات جامع و کاملی را به دست بیاورد.   معصومی با اشاره به برخی قضاوت‌های نادرست درباره تقابل نظریه داروین با باورهای مذهبی و دینی که در نهایت منجر به اشاعه گزاره‌های زرد علمی شده است، گفت: با توجه به سیر پژوهش‌هایی که در سال‌های اخیر درباره مواجهه الهیات با نظریه تکاملی داروین داشتم، به این نتیجه رسیدم که علمای تراز اول که صاحب فتوا بودند و مرجعیت هم داشتند، قضاوتی درباره نظریه داروین نداشتند؛ مبنی بر اینکه این نظریه ضد دین است. در هیچ منبعی هم مشاهده نمی‌شود که این افراد این نظریه را تکفیر کرده‌اند. اما همواره در یک جامعه گروهی از افراد مذهبی میانی وجود دارند که اغلب تحلیل‌های آن‌ها مبتنی بر متون و محتوای مکتوب نیست؛ در واقع آن‌ها شناخت دقیقی نه از نظریه تکامل و نه از منابع دینی دارند و به شدت هم به مکتوب شدن برداشت‌های خودشان از این نظریه تاکید می‌کنند.   وی افزود: ممکن است به لحاظ علمی ما نتوانیم نظریه داروین را بر آیات قرآن و باورهای دینی تطبیق دهیم، اما نباید قضاوت قاطعانه‌ای هم نسبت به آن داشت. اصولا نظریات علمی باید در قالب محوریت علمی ارزیابی شود؛ همانگونه که باورهای دینی با اسلوب دینی سنجیده می‌شوند. زمانیکه این نظریه‌ها در دل جامعه راه پیدا می‌کنند، نظرات شخصی که غالبا متعصابانه هم هست تاثیر زیادی بر تحلیل و تعریف آن‌ها می‌گذارند؛ به همین دلیل منجر به شکل‌گیری سوءتفاهم‌های زیادی در علم و دین می‌شود.   این پژوهشگر گفت: در این‌باره باید بگویم آشنا نبودن هر دو قشر از علم و مذهب چه دانشمندان و چه مذهبیون، باعث شده است که امروز شاهد انتشار برخی نتیجه‌گیری‌ها و قضاوت‌های نادرست از برخی نظریه‌های علمی و باورهای دینی باشیم. این دسته از افراد به نوعی دو لبه قیچی هستند که پارچه ظریف حقیقت را برش می‌دهند و باعث کج فهمی‌های فراوانی از سوی مردم می‌شوند. عالمان علوم دینی و دانشمندان علوم تجربی خوب می‌دانند که نظریاتی که ارائه می‌دهند برداشت‌های خود از علم و دین است نه تمام حقیقت این دو مولفه. به هر حال این روندی ناعادلانه در مورد علم و دین است که از سوی برخی افراد که تنها هدفشان نشان‌دادن تناقض میان علم با دین است.   معصومی درباره دومین اثر خود که در آینده‌ای نزدیک روانه بازار کتاب‌های تاریخ علم خواهد شد، گفت: کتاب دوم که در دست تصحیح و تحقیق دارم نسخه‌ای خطی به زبان فارسی است که در سال 1330 قمری و توسط عالم بزرگوار  شیعی آیت الله سنقری حائری نوشته شده است. این کتاب با توجه به اینکه به زبان فارسی و در رد نظریه داروین و نیز در سال 1330 قمری نوشته شده است بخش مهمی از مواجهات اولیه اندیشمندان مسلمان ایرانی را با نظریه داروین آشکار می‌سازد.   وی ادامه داد: چنانکه در تاریخ هم آمده است نخستین رساله‌ای که در رد نظریه داروین به فارسی نوشته شده است، رساله نِیچِریّه سیدجمال‌الدین اسدآبادی که در سال 1298 قمری در هند منتشر شده است . سپس در سال 1299 قمری رساله آیات بینات شهرستانی در لاهور منتشر شده است؛ با نظرداشت این دو رساله، مرآت العقل سنقری حائری سومین کتابی است که در این حوزه به نگارش درآمده است. برای معرفی این نسخه خطی مقاله‌ای در مجله تاریخ علم دانشگاه تهران نوشته و امیدوارم به زودی بتوانم آن را تصحیح کنم و در اختیار دانش پژوهان تاریخ علم در ایران قرار دهم. ]]> دانش‌ Thu, 17 Oct 2019 09:00:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282199/ایرانیان-نظراتی-درباره-تکامل-داروین-داشته-اند قرائت اسطوره‌های یونانی تحت تاثیر اندیشه‌های ارنست کاسیرر http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282180/قرائت-اسطوره-های-یونانی-تحت-تاثیر-اندیشه-های-ارنست-کاسیرر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «انسان و خدایان» نوشته رکس وارنر را می‌توان مجموعه‌ای از زندگی‌نامه‌های خدایان و پهلوانان اسطوره‌ای یونان باستان دانست. در این کتاب که با ترجمه منوچهر پارسایی به فارسی ترجمه شده، داستان زندگی شخصیت‌هایی اسطوره‌ای شناخته شده‌ای نظیر ادیپ، آنتیگون، هرکول، جیسن، مده‌آ در کنار روایت شخصیت‌های کمتر شناخته‌شده‌ای نظیر کادموس، آکتائون، پرسه‌ئیوس، فائتوس و... مکتوب شده است.   در مجموع، تعداد مدخل‌های این کتاب 31 مدخل است و پیش از آن نیز نویسنده پیش‌سخنی برای ورود به کتاب به رشته تحریر در آورده است. نویسنده در این پیش‌سخن برای تاکید بر اهمیت داستان‌های اسطوره‌ای بیان می‌کند که هرگاه بخواهیم باوری انتزاعی را به مردم انتقال دهیم، آن را به صورت داستان و قصه درمی‌آوریم؛ در این صورت، مردم آن را می‌پذیرند و به کار می‌برند.   در باور وارنر قهرمانان اسطوره‌ای، مجموعه‌ای از نیروها و توانمندی‌هایی هستند که انسان عادی از داشتن آنها عاجز است. این قهرمانان نامدار در بسیاری از موارد، جان خود را به خاطر مردم، به خاطر فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی ملتی به مخاطره می‌اندازند تا این معیارها و این انسان‌ها، بری از ستم و دور از استعمار و استثمار به حیات خود ادامه دهند و بدین‌سان حماسه، زاده می‌شود. افسانه‌های قهرمانی، تجسم هنجارهای اجتماعی است و در اصل ریشه استانداردهای فرهنگی یک جامعه را باید در میان همین اسطوره‌ها جست.   ایده‌هایی که نویسنده درباره کارکرد اسطوره‌ها و اهمیت آنها ارائه داده است، به شدت تحت تاثیر ارنست کاسیرر است و می‌توان گفت او بر پایه اندیشه‌های این فیلسوف آلمانی است.   کاسیرر یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان در حوزه اسطوره محسوب می‌شود و در کتاب‌هایی نظیر «اسطوره دولت»، «سرچشمه‌های زبان و اسطوره» و مهم‌تر از همه کتاب «اندیشه اسطوره‌ای» که جلد دوم کتاب شناخته شده او «فلسفه صورت‌های سمبلیک» محسوب می‌شود، به اندیشه‌ورزی فلسفی در حوزه اسطوره پرداخته است.   به اعتقاد کاسیرر ایجاد و رشد اسطوره‌ها با رشد زبان و ذهن انسان مرتبط است. او به این نتیجه رسیده بود که اگر ذهن و زبان، خود را معطوف رشد علم و تکنولوژی نمی‌کردند، احتمالاً اسطوره‌های بیشتری ساخته می‌شدند ولی با ظهور ادیان الهی اسطوره‌ها پایان یافتند.   البته این نگرش کاسیرری که مورد توجه نویسنده این کتاب نیز بوده است، در نیمه دوم قرن بیستم و در نگرش اندیشه‌ورزانی نظیر رولان بارت و اومبرتو اکو مورد تردید قرار گرفت که خارج از بحث این مطلب است.   بر پایه نگرشی کاسیرری، وارنر نویسنده کتاب «انسان و خدایان» معتقد است اسطوره‌های حماسی، تعین اندیشه‌های انسان‌ها هستند که برآمده از کارویژه‌های زبانی آنهاست. به گفته وارنر عرصه مبارزه این قهرمان اسطوره‌ای، صرفاً میدان جنگ با دیوها و شیاطین، غول‌ها و دیوها نیست، آنان گاه مجبورند تا با نیروهای درونی خود هم بجنگند، با گرسنگی، تشنگی، هوس، طمع و... اوج قهرمانی یک پهلوان اسطوره‌ای زمانی بهتر آشکار می‌شود که نیروهای دشمن او قوی‌تر و برتر از تصور باشند و این پهلوان نه تنها به اتکای نیروی بازو و تعقل، بل با یاری و حمایت خدایان به پیروزی رسیده باشد تا بتواند رد پای نسل‌ها و قوم‌ها در تاریخ شود.   اینان همان الگوهای رفتاری و گاه سیاسی قوم و نژاد خودشان می‌شوند، چرا که با زندگی و گاه با مرگ خود ارزش‌های جدیدی را ایجاد می‌کنند، ارزش‌هایی که در جهان نسل‌های آتی، به صورتی ـ حتی به صورت توتم‌ ـ حفظ می‌شوند تا برای فرهنگ‌ها، هدف ایجاد کرده و برای نسل‌ها، مسیر زندگی را مشخص نمایند. از این روی است که ملت‌ها، به قهرمانان خود می‌بالند و آنان را الگوهای رفتاری خود قرار می‌دهند.   هر یک از این اسطوره‌ها دلایل خاص خود را برای از‌جان‌گذشتگی دارند؛ از آشیل که نمادی از خودخواهی و خودشیفتگی است؛ تا گیل‌گمش که خود را فدا می‌سازد تا راز نامیرایی را بیاموزد و انسان را فناپذیر کند؛ تا رستم که همه حیات خود را فدای ملیت می‌کند؛ تا بودا که عرصه مبارزه را از درون خود آغاز می‌کند.   در این نگرش نسبت به اسطوره، مهم‌ترین نقش اسطوره ایجاد یک گذشته باشکوه از مردمی است که با این اسطوره‌ها ارتباط قومی و نژادی دارند. بر این پایه،‌ نویسنده کتاب معتقد است که خواننده هنگام خواندن قصه‌های این کتاب، آنها را برای پرکردن وقت فراغت خود نمی‌خوانند، می‌خوانند تا لذت ببرند و در اندیشه فرو روند که چگونه اجداد ملت‌های مختلف برای بقای نسل کنونی‌شان، چه قصه‌هایی که نساخته‌اند.   باید باور داشته باشیم که چنین داستان‌های هوشمندانه‌ای حاصل ذهن‌های آدم‌های معمولی نیستند، روایت این قصه‌ها را انسان‌های وارسته‌ای که هدف‌های آموزشی و تربیتی داشته‌اند بر عهده گرفته‌اند و درون اینها عشقی پنهان و نمایان زندگی می‌کند که همچنان زنده است و نفس می‌کشد.   بیشتر قصه‌های مجموعه «انسان و خدایان» به دورانی اشاره می‌کند که به لحاظ تاریخی مقارن با پایان دوران مادرسالاری و آغاز پدرسالاری است. در این قصه‌ها در کنار عشق زنان به مردان‌شان، عجوزه‌ها عمدتاً زن هستند؛ زنانی با هیبت‌های عجیب و مخوف؛ انگار اندیشمندان آن دوران دست به کار تبلیغی علیه زنان شکست‌خورده زده‌اند، اگر زنی یا زنانی هم همچنان در قدرت می‌تازند، در محیطی بس دور، مثل آمازون زندگی می‌کنند. این زنان با وجود سلحشوری‌شان هر بار در نبرد با دلاوران مرد شکست می‌خورند و حال آنکه همین زنان در شرق به دوره متفاوت تقسیم می‌شوند: الف) بکارت (دوران معصومیت)، ب) دوران زنانگی (معبودی برای عشق) و ج) عجوزگی (شخصیتی مخوف از زن.)   بر پایه چنین رویکردی، آنچه از مضمون خدایان می‌توان فهمید این است که انسان دوران باستان می‌خواهد به این نتیجه برسد که بهتر است تا جهان از سوی یک نیروی ماوراءالطبیعه اداره شود تا یک انسان فانی و هر گاه که انسانی اقدام می‌کند تا پا جای خدایان بگذارد، نظم هستی را به مخاطره می‌اندازد.   کتاب «انسان و خدایان» سرگرم‌کننده و جذاب است. روایت زیست خدایان و پهلوانان باستانی را به شکلی بیان کرده است که علاوه بر کارآمدی برای محققان (و به ویژه محققانی که رشته یا تمرکز اصلی تحقیقشان اسطوره‌شناسی نیست) به کار خواننده عام هم بیاید. چنین است که به اعتقاد نویسنده، خواننده با خواندن قصه‌های این کتاب به سؤالات زیادی درباره تک‌تک شخصیت‌ها خواهد رسید؛ اینکه چرا پیشگوها عمدتاً شاهان را از فرزندان ذکورشان برحذر داشته‌اند؟ چرا سلاطین برای حفظ تاج و تخت‌شان بیش از همه به نزدیک‌ترین اعضای خانواده‌شاه خیانت کرده‌اند یا چرا این آدم‌ها این همه رب‌النوع ساخته‌اند.   انتشارات سمندر کتاب «انسان و خدایان؛ اسطوره‌های یونان باستان»، نوشته رکس وارنر را با ترجمه منوچهر پارسایی، در سال 1398 با تیراژ 500 نسخه و قیمت 32 هزار تومان در 222 صفحه منتشر کرده است. ]]> علوم انسانی Thu, 17 Oct 2019 07:53:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282180/قرائت-اسطوره-های-یونانی-تحت-تاثیر-اندیشه-های-ارنست-کاسیرر کتیبه‌هایی که دیدگاه رسمی حکومت ساسانی را نشان می‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282095/کتیبه-هایی-دیدگاه-رسمی-حکومت-ساسانی-نشان-می-دهد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتیبه‌های خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی موجود از دوره ساسانی به چند دسته تقسیم می‌شوند. کتیبه‌های سلطنتی یا دولتی که به الفبای پهلوی کتیبه‌ای یا منفصل نوشته شده‌اند. این کتیبه‌ها یا مربوط به شاهان ساسانی است مثل اردشیر اول، شاپور اول، نرسی، شاپور دوم و سوم و یا بزرگان و مقامات دولتی و دینی مثل کتیبه ابنون، کرتیر، مهرنرسی و دیگران. این کتیبه‌ها دیدگاه رسمی حکومت ساسانی را نشان می‌دهد. اما دسته دیگر که مربوط به اواخر دوره ساسانی تا سده‌های پنجم هجری است کتیبه‌های موسوم به کتیبه‌های خصوصی است. این دسته کتیبه‌ها به الفبای پهلوی متصل نوشته شده‌اند و چون مربوط به جامعه ایرانی در دوره ساسانی و دوره اسلامی است اطلاعات بیشتری درباره این جامعه می‌دهد و به دلیل کمبود منابع از اواخر دوره ساسانی و آغاز اسلام در ایران، به‌ویژه تا سده پنجم هجری، می‌تواند اطلاعات تاریخی خوبی از جامعه زرتشتی در اختیار قرار دهد. از عصر ساسانی دو گونه کتیبه موجود است. گونه نخست مشهور به «کتیبه‌های دولتی» یا «سلطنتی» هستند. وجه تمایز این کتیبه‌ها با دوره دوم استفاده از «الفبای کتیبه‌ای منفصل» است. این دسته از کتیبه‌ها یا متعلق به شاهان ساسانی هستند و یا به مقامات درباری تعلق دارد. وجه مشخصه دیگر این کتیبه‌ها در آغاز، سه زبانه بودن (فارسی میانه ساسانی و پهلوی اشکانی و یونانی) آن‌هاست. سه زبانه بودن این کتیبه‌ها حامل پیام سیاسی و تبلیغاتی در اثبات و تأیید حاکمیت سیاسی سلسله تازه است. روایت یونانی، به جهت زبان بین‌المللی اکثریت سوریه و شرق امپراتوری روم و برای «جهانی کردن گفتار شاپور به زبان میانجی آن زمان» است و روایت پهلوی اشکانی، برای جامعه پارتی زبان ایرانی و فارسی میانه ساسانی که زبان رسمی حکومت بود. این سه روایت قابل مقایسه با سه زبانگی کتیبه‌های هخامنشی است. کتیبه‌های دیگر این دوره یا دو زبانه (فارسی میانه ساسانی و پهلوی اشکانی) هستند یا تک زبانه (فارسی میانه ساسانی) دسته دوم، کتیبه‌های اواخر دوره ساسانی و آغاز اسلام در ایران است که به «خط متصل پهلوی یا کتابی» نوشته شده‌اند و مشهور به کتیبه‌های خصوصی هستند. این کتیبه‌های خصوصی متنوع‌اند. یک بخش گورنوشته‌ها هستند که بسیار فراوان و دسته دیگر کتیبه‌های یادبودی را دربرمی‌گیرند. تمامی این کتیبه‌های خصوصی جز دو مورد، به خط متصل کتابی یا تحریری نوشته شده‌اند. آن دو مورد یکی «دو کتیبه شوشتر» است که به الفبای متصل نوشته شده و محتملا باید به دوره ساسانی مربوط باشد و دیگری کتیبه دربند که خط منفصل و متصل در آن با هم آمده است. علاوه بر این منابع کتیبه‌ای در دوره آغازین اسلامی در ایران، برخی کتیبه‌های دیگر نیز به دست آمده است. اهمیت زبان‌شناسی تمامی کتیبه‌های دوره ساسانی و شیوه روایی آن‌ها بحث بسیار مهمی است که باید بیشتر به آن پرداخت. جلد اول کتاب متن و جلد دوم تصویر است. سیروس نصراله‌زاده در کتاب «کتیبه‌های خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی» 122 کتیبه را بررسی و خوانده و به همراه تعلیقات آورده ‌است. شیوه بررسی هر کتیبه مشتمل است بر معرفی مختصر کتیبه، چگونگی پیدایی آن و سابقه پژوهش. سپس حرف‌نویسی، آوانویسی و ترجمه فارسی آورده شده است. متناسب با هر کتیبه تعلیقات زبانی و تاریخی داده شده است. شیوه تقسیم‌بندی کتیبه‌های خصوصی نیز به ترتیب فصل‌هاست. در مجلد دوم عکس‌های کتیبه به طور مفصل آمده ‌است. در جلوی عنوان هر کتیبه شماره صفحه‌های تصویرها آمده است. عناوین اصلی جلد اول در سه فصل است. فصل نخست: تدفین در ایران باستان، گورنوشته‌ها، فصل دوم: کتیبه‌های یادبودی، فصل سوم: کتیبه‌های خصوصی پهلوی ساسانی مسیحیان ایرانی است.  بخش یکم که شامل گورنوشته‌ها می‌شود، بخش مهمی از کتیبه‌های خصوصی گورنوشته‌های جامعه زردشتی است که در ایران، چین و استانبول یافته شده است. این گورنوشته‌ها بر اساس نوع تدفین دین زردشتی است و تنوع کتیبه‌ای بسیاری دارد. در مقدمه این بخش در خصوص تدفین از دوره هندی‌و‌اروپایی تا دین زردشتی دوره ساسانی و دوره اسلامی و نیز تدفین در شاهنامه بحث شده است. قدیمی‌ترین این کتیبه‌ها از اواخر دوره یزدگرد سوم آغاز می‌شود و متاخرترین آنها برج‌ لاجیم در استان مازندران است. بخش دوم کتیبه‌های یادبودی نام داد. این کتیبه‌ها گاه در خصوص وقف چاه یا زمین است و گاه دیدار جامعه زردشتی از جایی مثل هند و یا تعمیر قلعه‌ای در فارس. این نوع کتیبه‌ها در ایران، هند، دربند قفقاز در داغستان یافته شده‌اند. بخش سوم به کتیبه‌های خصوصی مسیحیان ایرانی می‌پردازد. در دوره ساسانی مسیحیت در ایران توسعه بسیاری یافت و حتی حکومت ساسانی توانست نوعی مسیحیت ایرانی به نام نستوری را در ایران در تقابل با مسیحیت ارتودوکس بیزانس شکل دهد. از اینان کتیبه‌هایی به خط و زبان پهلوی ساسانی باقی مانده‌است. یکی از آنها گورنوشته‌ای است که در استانبول امروزی قرار دارد و بخش دیگر کتیبه‌های یادبودی آنهاست که در هند و هرات یافته شده است. «کتیبه‌های خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی» نوشته سیروس نصراله‌زاده است در 500 نسخه از سوی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به چاپ رسیده است.  ]]> علوم انسانی Thu, 17 Oct 2019 06:59:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282095/کتیبه-هایی-دیدگاه-رسمی-حکومت-ساسانی-نشان-می-دهد فضای احساسی در آثار پیاد‌ه‌روی اربعین غلبه دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282169/فضای-احساسی-آثار-پیاد-ه-روی-اربعین-غلبه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - در سال‌های اخیر که پیاده‌روی اربعین جایگاه خود را در جهان تشیع یافته است، بسیاری از زائران و نویسندگان تجربیات خود را از این سفر مکتوب کرده‌اند که هرکدام در جایگاه خودش اهمیت ویژه‌ای دارد. حمید حسام که بیشتر او را یک نویسنده دفاع مقدس می‌شناسیم، کتابی منتشر کرده است به نام «خس بی‌سروپا» که تصاویری از پیاده‌روی شهید همدانی در اربعین حسینی در آن منتشر شده و به روح بلند این شهید مدافع حرم تقدیم شده است. این کتاب شامل سفرنامه این هنرمند در سال ۹4 به کربلاست که به بیان شور و حال مردم برای شرکت در اربعین حسینی پرداخته است. در ادامه گفت‌وگو با این نویسنده درباره این سفرنامه‌ و سفرنامه‌نویسی پیاده‌روی اربعین را می‌خوانید:  در پرسش نخستین درباره کتاب «خس بی‌سروپا» سفرنامه اربعین خود توضیح دهید؟  سال 1394 در راهپیمایی اربعین با برادر بزرگترم و یکی از دوستان همرزم سالیان دفاع مقدسم جمشید طالبی همسفر شدم. این سفر نخستین سفرم برای پیاده‌روی اربعین بود؛ دیدن کربلا آرزوی دیرساله بود و از زمان جنگ، حسرت دیدن آنجا را داشتم. در آن زمان با خود فکر کردم از لحظه آغاز حرکت ـ یعنی از شهر تا رفتن به مرز و این راهپیمایی 90 کیلومتری از نجف تا کربلا ـ را به نگارش دربیاورم و یک سفرنامه بنویسم. طبیعتاً با پیش‌زمینه ذهنی دنبال نگارش سفرنامه بودم و برایم موضوعات اعتقادی، فکری و حسی بسیار پررنگ بودند. از لحظه آغاز این سفر احساس می‌کردم باید اذنی از شهدا بگیرم. برای همین به گلزار شهدا رفتم و با دیدن عکس دوستان دفاع مقدس خاطراتی در ذهنم زنده شد که برخی از آنها حاکی از عشق رفتن به کربلا بود. همرزمانی که به ظاهر آن فضا را ندیدند ولی معنا و ملکوت آن حقیقت را درک کردند. این نگاه باعث شد که از همان آغازین لحظات آن را بنویسم و شاکله و ساختار این سفرنامه را درک کنم و یک پیوند و هارمونی بین امروزی که من بعد از سالهای دفاع مقدس به زیارت سیدالشهدا (ع) رفتم ایجاد کنم. در این سفر هرچیزی بهانه‌ای شده و من را به آن گذشته‌ها برگرداند تا یادی از شهدا و عملیات‌ها کنم و آرزویی که رزمندگان برای رفتن به کربلا داشتند. این کتاب دو فصل دارد؛ فصل اولش «سِرّ اربعین» است و حاکی از نگاه من به مکتب خود عاشورا و قصه اربعین حضرت زینب (س) و بخش دوم خود سفرنامه اربعین است. در بخش اول به ماجرای پیام عاشورا و در نهایت اربعین اشاره شده است. در این بخش نگاهی هم به واژه چهل دارم که باور تکامل در نگاه دینی ماست. در بخش اول سعی کردم با یک زبان ادبی و زبانی که با فضا منطبق باشد بنویسم. اما بخش دوم که خود سفرنامه است کاملاً قصه شخصی می‌شود و از نگاه خودم که اول شخص است می‌نویسم و رفت و برگشتی به دوران دفاع مقدس دارم و یادی از شهدا و عملیات‌ها کرده‌ام. بخشی از سفرنامه‌های اربعین به موکب‌ها، فضای معنوی و حتی پوشش زائران اختصاص دارد. در حقیقت توصیف در این سفرنامه‌ها پررنگ است. توصیف در سفرنامه شما چگونه بوده است؟ اربعین چون یک اتفاق بی‌نظیر و خارق‌العاده است هرچیزی که مشاهده کرده‌ام را سعی می‌کنم توصیف کنم. مثلاً زمان عزیمت از مرز و پل زائر از مهران فلاش‌بکی به دوران جنگ زد‌ه‌ام که چقدر این عزیمت به آن سال‌ها شباهت دارد که پشت ماشین‌های ساده می‌نشستیم تا به مرز برویم که شاید به کربلا برسیم. در ماجرای لحظاتی که به نجف وارد می‌شویم. از وادی‌السلام توصیفاتی شده تا نهایتاً زیارت امیرالمومنین (ع) و حسی که هر کسی پیدا می‌کند از حرکت از عمود اول تا عمود آخر. این عمودها به تعبیر ادبا هرکدام بسامدی دارد. هم برگشته‌ام به عمودی که در باورهای دینی ماست که چقدر شبیه ایستگاه‌های صلواتی دوران دفاع مقدس است و با رنگ و لعاب جدیدتر و اجتماعی‌تر که همه آدم‌ها از همه ملیت‌ها می‌آیند و پای خوان کریمانه می‌نشینند که چیز عجیبی است. لحظه به لحظه سعی کردم موضوعات را شکار کنم و اتفاقاتی که در خواب یا در حرکت در ایستادن افتاده را توصیف کنم. در این اثر از ویژگی‌های موکب‌داران گفتم که برخی خانواده شهدا هستند و فرزندشان در نبرد با داعش به شهادت رسیده است. سعی کردم موضوعات مبتلابه و اجتماعی آن سالها ـ که در اوج موضوعات خبری بود ـ در پیوند با مشاهدات سخن بگویم. موضوعات بسیار متنوع شد اما خواننده در ساختار روایت مفارقتی بین این موضوع و سفرنامه کتاب احساس نمی‌کند و فکر می‌کند یک موضوع واحد است. طبیعتاً توصیفات نقش اصلی در رنگ‌آمیزی کار دارد و کیمیای جذابی است که می‌تواند خواننده را تا آخر کار با خود همراه کند. سفرنامه‌هایی که درباره اربعین نگارش شده می‌توان گفت بیشتر مستنداتی هستند در قالب سفرنامه. از این رو کمتر اثر ادبی در این سفرنامه‌ها به مانند کتاب‌هایی مانند «خسی در میقات» ماندگار شده‌اند. دلیل اینکه تاکنون یک کتاب نتوانسته موفق عمل کند از نگاه شما چیست؟ پیاده‌روی اربعین جریان جدیدی است و اولین گام در سفرنامه‌ای مثل موضوع اربعین ثبت و ضبط مشاهدات است. خیلی طبیعی است که نگارندگان و نویسندگان در ابتدای امر به دنبال مستندنگاری هستند. غیر از دلنوشته‌‌ها چیزی که به شکل مکتوب درآمده است اثر دیگری نمی‌بینیم و این نشان می‌دهد کسانی که به پیاده‌روی اربعین می‌روند شیفته آن اتفاق می‌شوند و حیف می‌دانند آن‌ها را ثبت نکنند. اما طبیعتاً در سال‌های بعد این تجربه به وجود می‌آید که کارهای ادبی از دل این مستندنگاری‌ها متولد شود. اتفاق طبیعی است که ما شاهد باشیم در حوزه مکتوبات عینی با فضای مستندنگاری در شکل سفرنامه مواجه شویم. اما قطعاً در آینده کارهای خلاقه و ادبی اتفاق می‌افتد. در همین سفرنامه‌هایی که تاکنون درباره پیاده‌روی اربعین خلق شده چه ضعف‌هایی دیده‌اید که باید جبران شود؟ متأسفانه آثار زیادی در این موضوع ندیدم و بیشتر غلبه احساس بر باورها است. فضای عاطفی و احساسی به قدری بیشتر است که حقیقت و محتوای باورمندانه را کمرنگ کند. ما باید نخست در مکتوباتمان حقیقت اربعین و به عنوان چیزی که تکامل عاشورا بوده را جست‌‌وکنیم. بعد طبیعتاً در ذیل آن مشاهدات و اتفاقات پیرامونی جذاب خواهد بود. شما در سفرنامه‌خود پیوندی بین پیاده‌روی اربعین و هشت سال دفاع مقدس ایجاد کردید. چه عناصر مشترکی بین این دو وجود دارد؟ واقعیت دفاع هشت ساله ما این بود که اگر اتصال از سرچشمه زلال عاشورا نداشت این همه فتوحات اتفاق نمی‌افتاد. در واقع عاشورا و حماسه امام حسین (ع) اکسیر درخشان دفاع هشت ساله ما و تأثیر آموزه‌های مکتب سیدالشهدا (ع) بود. پیوند اعتقادی که بسیجیان ما داشتند و حالت ندبه که بسیبجیان را از این زندگی روزمره و خودشان جدا می‌کرد و خود را  در سالهای جنگ در رکاب سیدالشهدا (ع) می‌دیدند. دفاع مقدس نسخه عملی از مکتب عاشورا و دفاع هشت ساله ما بوده که در باور رزمندگان و کنش آنها هویدا بوده است. حسرت برای کسانی است که نسل ما بودند و جنگ را تجربه کردند. آن حسرت امروز برآورده شده که کربلا را ببینند و راه بسته آن باز شده است. این لذت چیزی نیست در کلمات بگنجد. توصیف هم نمی‌تواند آن را که در وجود انسان پیش می‌آید را بیان کند. از این جهت ماجرای دفاع هشت ساله و عاشورا یگانه است و ترکیب این‌ها هرچند 1400 سال فاصله دارد ولی از لحاظ مفهومی مشابهت زیادی دارد و نویسنده اگر تأمل داشته باشد به راحتی این دو مقوله را می‌تواند ترکیب کند. حال برای آنان که می‌خواهند پیاده‌روی اربعین را ثبت کنند باید چگونه عمل کنند تا ماجرای پیاده‌روی برای همه افراد و مخاطبان عام ملموس‌تر باشد؟ وقتی «خسی در میقات» جلال آل احمد یا کتاب «حج» نوشته دکتر شریعتی را می‌خوانیم ضمن اینکه اتفاق‌ها و فکت‌های تاریخی را درک می‌کنیم لذت بسیاری هم می‌بریم. به نظر می‌رسد ترکیب این دو موضوع در قلم نویسندگان خوب دیده شود. یعنی هم ماهیت این اتفاق تاریخی دیده می‌شود و هم این اتفاق با زبان هنرمندانه بیان می‌گردد. زبانی که فصل مشترک همه انسان‌ها است و قطعاً می‌تواند تأثیر بگذارد. البته کتاب من هم برگرفته از بیت علامه طباطبایی است «من خس بی سر و پایم که به سیل افتادم / او که می رفت مرا هم به دل دریا برد». اگر نویسنده در این اقیانوس شناور می‌شود اراده‌ای از خودش ندارد و به سمت یک دریای بیکرانه و جاودانه می‌رود و ادبیات می‌تواند مدد و کمک باشد برای تاریخی که 1400 سال پیش اتفاق افتاده و این قلم می‌تواند در ذائقه‌ها بنشیند و آن‌ها را علاقه‌مند و مشتاق کند. ]]> دین‌ Thu, 17 Oct 2019 06:08:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282169/فضای-احساسی-آثار-پیاد-ه-روی-اربعین-غلبه سی سال از عمرم را به پای این کتاب گذاشتم/ «اقتصاد بادآورده» را طرح کردم و نقد شدم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282077/سی-سال-عمرم-پای-این-کتاب-گذاشتم-اقتصاد-بادآورده-طرح-کردم-نقد-شدم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: دکتر مرتضی فرهادی استاد مردم‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی که از امسال بازنشسته شده است، در پاسخ به این سوال من درباره چند و چون گذران دوران بازنشستگی، با شوقی که در صدایش موج می‌زد گفت از وقتی بازنشسته شده‌ام کارهایم بیشتر شده که کمتر نشده است. آنقدر مطلب برای نوشتن هست که احساس بازنشستگی نمی‌کنم. این مردم‌شناس پیشکسوت که سالیان سال، منادی ایده لزوم تناسب میان توسعه و سنت بوده است، در سال 1398 دو کتاب به اهل پژوهش و علاقه‌مندان به مباحث مرتبط با فرهنگ، توسعه و علوم اجتماعی عرضه کرده است. یکی کتاب «به راه بادیه رفتن؛ نقد علوم اجتماعی و بن‌لادهای آن در ایران» که نشر حبله‌رود سمنان منتشرش کرده و مجموعه‌ای است از مقالات انتقادی فرهادی در باب آموزش و پژوهش در حوزه علوم اجتماعی و مردم‌شناسی و دیگری کتاب دو جلدی «صنعت بر فراز سنت یا در برابر آن؟» با عنوان فرعی «انسان شناسی توسعه نیافتگی و واگیره پیشرفت همه جانبه فراداری و فتوتی در ایران» که به‌نوعی حاصل عمر فرهادی محسوب می‌شود. او در گفت‌وگویی که خواهید خواند بیان کرده که برای نوشتن این کتاب 1200 صفحه‌ای چهارده‌سال از محدوده تهران خارج نشده است و مسافرت و مهمانی و تفریح را فراموش کرده تا بتواند ایده‌هایش را به رشته تحریر درآورد. در این گفت‌وگو به طور مشخص درباره چند و چون نوشته شدن کتاب صنعت در برابر سنت سخن گفته‌ایم.   آقای دکتر کتاب صنعت در برابر سنت چطور شکل گرفت؟ ایده‌اش از کجا آمد و چگونه نوشته شد؟ بعد از بازگشایی دانشگاه‌ها پس از انقلاب فرهنگی در سال 1363، من مامور تدریس مبانی مردم‌شناسی شدم. برای تدریس این درس یکی از سرفصل‌های مدنظرم مبحث فرهنگ و توسعه بود و دوست داشتم فصلی از درس من به این موضوع اختصاص داشته باشد. همین شد که به جست‌وجوی منبعی که بتواند در تدریس این بحث به من یاری برساند پرداختم و هر چه گشتم چیزی نیافتم. بعد از مدتی به خودم گفتم این توقع بی‌جایی است که از غربی‌ها انتظار داشته باشیم سخنی درباره توسعه متناسب با مسائل فرهنگی ما بیان کرده باشند. همین شد که به فکر نوشتن افتادم و نسخه اولیه مبحثی که در نهایت به این کتاب 1200 صفحه‌ای منتهی شد را همان زمان نوشتم. این مبحث ابتدا به صورت یک جزوه درسی ارائه شد که یادم است در آن زمان پنج ریال و مدتی بعد ده ریال قیمت داشت. در سال 1371 همایشی به نام توسعه و فرهنگ برگزار شد که من مقاله‌ای بر مبنای آن مباحث تدوین شده را در آن همایش ارائه دادم. بعدتر فشرده‌ای پانزده صفحه‌ای از آن مقاله در تابستان 1375 در شماره اول فصلنامه پژوهش منتشر شد و پس از آن هم در نشریاتی مانند فصلنامه فرهنگ، روزنامه همشهری و روزنامه کار و کارگر این مبحث دوباره طرح شد. بعد از آن نسخه منقح و مفصل آن به همراه مستندات تازه‌تر، در سال 1393 در فصل‌نامه دانش‌های بومی ایران که در دانشگاه علامه طباطبایی منتشر می‌شود هم ارائه شد. به عبارت دیگر درگیری من با مباحث این کتاب سابقه‌ای بیش از سی ساله دارد و در این میان، برای نوشتن این کتاب من چهارده سال تمام بسیاری از بخش‌های زندگی‌ام را تعطیل کردم تا این کتاب مفصل را تدوین کنم. مسافرت نرفتم، به‌جز دروس موظف هیچ واحد درسی‌ای را قبول نکردم و در عمل خودم را وقف این کتاب کردم.   ایده اصلی‌ای که در کتاب مطرح می‌شود، چنان که از نام کتاب هم مشخص است به نسبت میان صنعت و سنت بازمی‌گردد. این‌که این دو در کنار هم معنا پیدا می‌کنند یا در برابر هم. درباره ریشه‌های این ایده و اینکه از کجا نشات گرفته است می‌توانید کمی برای ما توضیح دهید؟ البته همان‌طور که در کتاب توضیح داده‌ام من در این اثر، صنعت را با تساهل به کار برده‌ام و آن را نمادی از توسعه گرفته‌ام. این انتخاب به این دلیل بوده که به دلیل جناس لفظی میان صنعت و سنت این دو را همواره همراه با هم به کار برده‌اند و معمولاً هم در این ترکیب، صنعت نمادی از توسعه است. در متن کتاب آنچه مدنظرم بوده توسعه است و توسعه و به‌ویژه توسعه پایدار به‌مراتب پردامنه‌تر و پیچیده‌تر از مفهوم صنعت و صنعتی است. ایده نسبت میان سنت و توسعه از زمانی که ما در جنگ‌های ایران و روس گرفتار شدیم و مجبور شدیم به عهدنامه‌هایی مانند ترکمانچای تن بدهیم همراه ما بوده است. من هم مانند هر ایرانی از مدت‌ها پیش ذهنم درگیر این دو گانه بود. دوگانه‌ای که یک سمت آن به جدایی صنعت یا توسعه و سنت رای می‌دهد و اینکه برای توسعه یافتن باید سنت را کنار نهاد و یک سمت آن به توسعه درون‌زا و برآمده از سنت معتقد است. رای من در همه تحقیقاتم و همچنین در این کتاب به این بخش دوم گرایش داشته است.   این دوگانه‌سازی میان صنعت و سنت که شما به چون و چرا در برابر آن می‌پردازید از کجا نشات گرفته است؟ ریشه‌های چنین دوگانه‌ای را به عنوان نمونه می‌توان در ادبیات شرق‌شناسی و همچنین ایده‌هایی که توسط مکتب نوسازی ارائه شده جست‌وجو کرد. چند سده ادبیات شرق‌شناسی به شکل بیشتر توصیفی و غیرمستقیم و از پس از جنگ جهانی دوم به شکل مستقیم و تئـوریزه شـده، فرهنـگ سنتی کشورهای توسعه نیافتـه را به‌عنـوان عامل اصـلی توسـعه‌نیـافتگی، آمـاج حملات مکتب نوسازي قرار داده است اما من از ربع قرن پیش بر پایه تجربیات زیـسته، مطالعات کتابخانه‌ای و به‌ویژه کارهای میدانی و غالبا اکتشافی خـود در ایران بـه نتـایج متفاوتی دست یافته‌ام. تناقضات مکتب نوسازی و پیش‌فرض‌هـای آن بـا واقعیات هم با تـاریخ اروپـا و هـم جـوهره فرهنـگ کـشورهای توسـعه نیافتـه، سربرآوردن کشورهای توسعه‌یافته موج دوم مانند ژاپن ، چـین و هنـد و ... در آسیا تناقض دارد. سر بر آوردن کشورهای موج دوم توسعه که من در همان مقاله ابتدایی‌ای که به این کتاب منتهی شد قدرت گرفتنشان را پیش‌بینی کرده بودم نشان داد که مسائل توسعه‌ای بسیار پیچیده‌تـر و فراتـر از ادعاهـاي ضـدواقعیت و ضدتجربی و تاریخی شرق‌شناسان و مکتب نوسازی و به‌ویژه بخـش متقدم آن است.   رویکرد شما در کتابتان درباره نسبت صنعت و سنت چگونه بوده است؟ من در این کتاب به نقـد طبقـه‌بنـدی شـرق‌شناسـانه از نـوع وبری پرداخته‌ام و نادرستی تقابل سنت و صنعت و فهم برخاسته از آن را به چالش کشیده‌ام و کوشیده‌ام که با مصادیق نقـض‌کننـده و متعـدد نـشان بدهم که برخلاف بدیهی پنداشتن تضاد سنت و صنعت، راه صنعت چه در کشورهاي موج اول صنعتی و به‌ویژه انگلستان و چه در کشورهای صنعتی شده موج دوم از پایگاه، جایگاه و سکوي پرتاب سنت گذشته است. البته طبقه‌بندی جوامع جهان به سنتی و صنعتی در صورتی طبقه‌بندي نامناسب و گمراه کننده‌ای است که تلویحاً و تصریحاً سنت را در برابر صنعت، و سنتی را در برابر صنعتی قرار دهد. اما اگر منظور گذر جوامع سنتی از سنت به صنعت باشد که امری طبیعی و تداومی است و نه تقابلی و خلق‌الساعه که مسئله دیگری است.     گفتید که در مقاله‌ای که بنیان کتاب واقع شد و سال‌ها پیش نوشته شده، اوج گرفتن اقتصاد کشورهایی نظیر ژاپن و چین و هند را پیش‌بینی کرده‌اید. کمی درباره این پیش‌بینی توضیح دهید. من این پیش‌بینی را زمانی ارائه دادم که ایرانی‌ها از توسعه ژاپن فقط توشیبا را می‌شناختند و معتقد بودند توسعه آنها هم ذاتی نیست و تحت تاثیر و به کمک آمریکا گامی کوچک در مسیر توسعه برداشته‌اند. مدتی پیش از سخن من خروشچف گفته بود مائو نمی‌تواند تا صد سال دیگر برای چینی‌ها حتی یک شلوار هم بدوزد. وضع هند که از این هم بدتر بود. به نوعی که همکارانم به من می‌خندیدند و می‌گفتند از بین 124 هزار پیغمبر جرجیس را انتخاب کرده‌ای و هند برای آنها حکم همان جرجیس را داشت. ولی من بر مبنای منطق نظری‌ای که دیدگاهم را بر آن پایه شکل داده بودم پیش‌بینی می‌کردم که موج دوم توسعه در کشورهایی از گونه چین و هند و ژاپن رخ می‌دهد. در آن مقاله اولیه، بخش پیش‌بینی موج دوم توسعه سه صفحه از مقاله را شامل می‌شد اما در کتاب فعلی من حدود چهارصد صفحه از اثر را به سه فصل اختصاص داده‌ام. فصلی درباره ژاپن، فصلی درباره چین و فصلی درباره هند. این فصول در پی پاسخ به این پرسش هستند که آنها چه کرده‌اند و ما در ایران چه می‌کنیم. این البته تنها پیش‌بینی من در کتاب نبوده است. در این کتاب و مقالات مبنائی آن پیش‌بینی‌های زیادی وجود دارد که برخی از آنها به وقوع پیوسته است و برخی دیگر هم که به وقوع نپیوسته امید دارم تحقق پیدا کنند. از اساس پیش‌بینی با روش‌های علمی بخشی جداناپذیر از جامعه‌شناسی است.   البته ضعف در زمینه ارائه پیش‌بینی‌های به موقع یکی از آسیب‌های جامعه‌شناسی در ایران هم هست. بله متاسفانه. یکی از جامعه‌شناسان ما نه تنها مانند بسیاری از همکاران ما نتوانست انقلاب ایران را پیش‌بینی کند حتی مدتها بعد از انقلاب هم می‌گفت ما آخرش نفهمیدیم انقلابی رخ داد یا نه. البته جسارت او در بیان این موضوع قابل ستایش است.   از جمله مباحثی که در کتاب طرح کرده‌اید مقوله اقتصاد بادآورده است. در این زمینه هم توضیح دهید. یکی از مباحثی که من در این تحقیق برای اولین‌بار طرح کردم و حالا به شکل گسترده در حال طرح شدن است، مبحث «اقتصاد بادآورده» است. یکی از عواملی که باعث شده بود ایده من مورد انتقاد همکارانم قرار بگیرد هم همین مبحث بود ولی حالا مشاهده می‌کنم یکی از زیرعنوان‌های این مبحث با نام آزار یا بیماری هلندی در سطوح مختلف و حتی در مناظره‌های مربوط به انتخابات ریاست جمهوری طرح می‌شود. من در ذیل مبحث اقتصاد بادآورده ده آزار اقتصاد ایران را طرح کرده‌ام. آزارهایی مانند تلاش بدون معاش، خوابیدن زیر دکل نفت و غیره. ]]> علوم انسانی Thu, 17 Oct 2019 04:43:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282077/سی-سال-عمرم-پای-این-کتاب-گذاشتم-اقتصاد-بادآورده-طرح-کردم-نقد-شدم خاطرات رزمندگان کرجی جبهه گیلانغرب در «تپه کرجی‌ها» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282168/خاطرات-رزمندگان-کرجی-جبهه-گیلانغرب-تپه-کرجی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشارات حنظله، وابسته به اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان البرز، کتاب «تپه کرجی‌ها» اثر سعید علامیان را با شمارگان هزار نسخه، ۲۹۶ صفحه و بهای ۱۸ هزار تومان منتشر کرد. در سال ۱۳۵۹ در پی تجاوزات پراکنده به مناطق مرزی در استان کرمانشاه، ارتش عراق در تاریخ ۳۱ شهریور این سال، با پشتیبانی هوایی و آتش سنگین توپخانه، هجوم سراسری خود را به شهرهای استان کرمانشاه آغاز کرد. در این هجوم سپاه دوم عراق با بهره گیری از ۸۰ درصد از توان رزمی خود ـ لشکرهای ۴ و  ۸ پیاده و ۶  و ۱۲ زرهی حمله را از هشت محور فرعی آغاز کرد: محور اول، باویسی ـ تیله کوه ـ سرپل ذهاب. محور دوم، باباهادی ـ قصرشیرین ـ و سرپل ذهاب. محور سوم، پاسگاه هدایت ـ قصرشیرین. محورم چهارم، پاسگاه پرویز خان ـ قصرشیرین. محور پنجم، خانقین ـ خسروی ـ قصرشیرین. محورم ششم، خان لیلی ـ چم امام حسن ـ گیلانغرب. محروم هفتم، نفت خانه ـ نقت شهر و محور هشتم، مندلی ـ سومار. لشکر4 ارتش عراق در نخستین روزهای هجوم به دلیل عدم پیشروی لشکر 6 زرهی در محور خانقین ـ قصرشیرین ـ سرپل ذهاب به حفظ جناح جنوبی این لشکر اکتفاء کرد تا اینکه با سقوط قصرشیرین، لشکر ۴ پیاده در صبح روز پنجم مهر ۱۳۵۹، به همراه تیپ ۲۴ مکانیزه با عبور از سه راهی سرپل ـ قصرشیرین ـ گیلانغرب و حرکت در جاده قصرشیرین به گیلانغرب خود را به غرب شهر گیلانغرب رساند. این قوای دشمن به دلیل مقاومت دلاورانه مردم غیور و شجاع گیلانغرب خسارت زیادی دیدند و در ادامه حرکت مردم عملیات واحد های هوانیروز هم، آسیب فراوانی به انتهای ستون قوای دشمن وارد آورد ، طوری که آنان مجبور به عقب نشینی از شهر و استقرار در چند کیلومتری غرب آن شدند. از دی ۱۳۵۹ تا شهریور ۱۳۶۰، پنج گروه رزمنده بسیجی و سپاهی از کرج به فرماندهی و هدایت سردار شهید مهدی شرع پسند، به گیلانغرب اعزام شدند. سردار شرع‌پسند توانست در دو  عملیات ایذایی، قله استراتژیک چغالوند را تسخیر کرده و در نتیجه گیلانغرب از دید و تیر مستقیم عراق خارج کند. سردار شرع‌پسند که در شهر کرج به دنیا آمد، از فرماندهان شجاع در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل بود. او در علمیات آزاد سازی خرمشهر نیز نقش مهمی داشت. پس از فتح او نخستین کسی بود که از منار مسجد جامع این شهر بالا رفت و پرچم ایران را به اهتزاز در آورد. سردار شهید مهدی شرع پسند نخستین گروه شامل ۴۴ نفر، دهم دی ۱۳۵۹ به طرف گیلانغرب رفت. عملیات در منطقه آوزین و آزادسازی تپه مشهور به ابرویی در این دوره اتفاق افتاد. آنها از چهاردهم تا هجدهم دی‌ماه با کمترین امکانات توانستند اولین طعم شکست را بر دشمن مجهز و تا بن دندان مسلح بچشانند. گروه دوم پاسدار و بسیجی کرجی ۱۲ اسفند ۱۳۵۹ عازم گیلانغرب شد و این جمع ۵۸ نفره در عملیات فتح قله چغالوند شرکت کردند. این عملیات روز ۲۵ اسفند آغاز شد و در پی تدبیر فرمانده جوان پس از چهار روز نبرد قهرمانانه این قله استراتژیک فتح شد. در جریان این عملیات نیروهای کرجی روی تپه‌ای سنگر گرفته و مانع پیشروی دشمن شده بودند. از آن پس این تپه به نام تپه کرجی‌ها مشهور شد. برای حفظ قله چغالوند باید جبهه تپه کرجی‌ها تقویت می‌شد. این ماموریت بر عهده گروه سوم قرار گرفت. این گروه که متشکل از ۶۸ نفر پاسدار و بسیجی بود در هفتم اردیبهشت ۱۳۶۰ از کرج به گیلانغرب و محور آوزین اعزام شد. پس از آن اول تیر و چهارم شهریور ۱۳۶۰ گروه‌های چهارم و پنجم نیز از کرج به این محور اعزام شدند. کتاب «تپه کرجی‌ها» فراهم آمده از خاطرات شفاهی ۴۱ رزمنده‌ای است که در جمع آن گروه‌ها به گیلانغرب اعزام شده و شاهدان عینی وقایع آن مقطع تاریخی و آن قطعه جغرافیایی بودند. کتاب شامل ۱۱ فصل به همراه یک گزارش تصویری غنی است که در پیوست درج شده است. عناوین سرفصل‌های کتاب به ترتیب از این قرار است: «جمع یاران می‌رسند»، «به سوی گیلانغرب»، «اولین یاران سفر کرده»، «روزهای دلتنگی»، «گام دوم»، «یاران کرجی بر قله چغالوند»، «شور جوانی در اردوی برغان»، «نبض زندگی در تپه کرجی‌ها»، «قمقمه‌های خالی»، «بازی تیر و ترکش در بازی دراز» و «گام آخر». سعید علامیان از چهره‌های شاخص در حوزه تاریخ نگاری انقلاب و دفاع مقدس است. به قلم و کوشش او پیشتر کتاب‌هایی «چون برای تاریخ می‌گویم: خاطرات محسن رفیق‌دوست»، «ملاقات در فکه: زندگی‌نامه شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی)»، «دارساوین: یادداشت روزانه فتح‌الله جعفری ۵۹ - ۱۳۵۲ به همراه توضیحات تکمیلی و شرح وقایع»، «ماموریت در ساحل نیسان: خاطرات سرتیپ ۲ زرهی ستاد محمود فردوسی»، «حسن باقری: روایت زندگی»، «در راه: خاطرات آزاده جانباز، سرباز وظیفه علی خسروی نیک» و... منتشر شده‌‌اند. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Thu, 17 Oct 2019 03:50:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282168/خاطرات-رزمندگان-کرجی-جبهه-گیلانغرب-تپه-کرجی-ها ادبیات ریسمان نامرئی پیوند دهنده مردمان جهان است http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/282178/ادبیات-ریسمان-نامرئی-پیوند-دهنده-مردمان-جهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پابلیشینگ پرسپکتیو، نمایشگاه کتاب فرانکفورت امروز به مدت چهار روز به طور رسمی کار خود را آغاز کرد. دیروز در مراسم افتتاحیه این نمایشگاه، اولگا توکارچوک نویسنده لهستانی برنده جایزه نوبل ادبیات یکی از سخنرانان اصلی مراسم بود. وی طی سخنانی به قدرت ادبیات در همبستگی و اتحاد مردم جهان اشاره کرد که می‌تواند از مرزهای سیاسی و فرهنگی گذشته و یکدلی ایجاد کند.   توکارچوک ۵۷ ساله نویسنده و فعال اجتماعی به عنوان یکی از موفق‌ترین نویسندگان نسل خود شناخته می‌شود. وی سال ۲۰۱۸ برنده جایزه من بوکر بین‌المللی برای رمانی با عنوان «پروازها» شد و به عنوان اولین نویسنده لهستانی این جایزه را از آن خود کرد.   وی گفت: من باور دارم ادبیات قدرت این را دارد که بتواند مردمی با افکار، فرهنگ، نژاد و گرایش‌های مختلف را با یکدیگر پیوند دهد و بتواند این اختلافات را کمتر کند. من به ادبیاتی اعتقاد دارم که به طور عمیق از طریق ریسمانی نامرئی مردم را به هم پیوند می‌دهد.   توکارچوک قبل از حضور در مراسم افتتاحیه نمایشگاه کتاب فرانکفورت در یک تور فرهنگی یک هفته در شهرهای مختلف آلمان سفر کرده بود.   در مراسم خبری افتتاح نمایشگاه کتاب فرانکفورت یورگن بوس رئیس نمایشگاه و فرانسیس گوری دبیر کل سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) نیز سخنرانی کردند. گوری در سخنان خود به نیاز جهانی بر پیوستگی و همبستگی افکار و فرهنگ ها تاکید کرد. وی گفت: در عصر تکنولوژی یک پارادوکسی ایجاد شده است. تا سال‌های پیش چنین تکنولوژی برای ارتباطات نداشتیم ولی ارتباط انسان‌ها کمتر شده است.   وی به وظیفه سازمان تحت مدیریت خود اشاره کرد و گفت امیدواریم بتوانیم در جهانی با گسترش ادبیات و آثار فرهنگی شاهد کاهش چالش‌ها در زمینه ارتباط مردم باشیم. ]]> جهان‌کتاب Wed, 16 Oct 2019 15:12:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/282178/ادبیات-ریسمان-نامرئی-پیوند-دهنده-مردمان-جهان حضور حداکثری ناشران ایرانی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت را پیگیری می‌کنیم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282200/حضور-حداکثری-ناشران-ایرانی-نمایشگاه-کتاب-فرانکفورت-پیگیری-می-کنیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران، در این دیدار که ظهر‌امروز چهارشنبه‌(24 مهر) در دفتر رئیس نمایشگاه کتاب فرانکفورت برگزار شد، قادر آشنا، محمود آموزگار، غلامرضا نوعی و مهدی عمرانلو حضور داشتند. قائم‌مقام نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در این دیدار گفت: حضور در نمایشگاه کتاب فرانکفورت از اولویت‌های نشر جمهوری اسلامی ایران است و ناشران و صاحب‌نظران حوزه نشر کشورمان تمایل زیادی برای حضور در این نمایشگاه دارند و علاقه‌مندیم که ارتباطات فرهنگی ما در حوزه نشر با کشور آلمان، بیشتر شود. وی ادامه داد: متأسفانه هرساله تعدادی از کاروان اعزامی نشر جمهوری اسلامی ایران به‌واسطه عدم صدور ویزا از حضور در این نمایشگاه بی‌بهره می‌مانند و امیدواریم که نمایشگاه کتاب فرانکفورت برای حضور هیات ایرانی در این نمایشگاه مکاتبات لازم را با سفارت آلمان صورت دهد و هماهنگی‌های لازم، انجام شود. آشنا افزود: برای حضور هیات ناشران ایران در نمایشگاه فرانکفورت شورایی از ناشران، نویسندگان و اتحادیه‌های نشر تصمیم‌گیری می‌کنند و زمانی که قسمتی از این پازل با مشکل روبه‌رو شود، تمام پازل ما با مشکل روبه‌رو خواهد شد. علی‌رغم این که ما امسال برای حضور در این نمایشگاه در زمان مناسب اقدام کردیم، اما متأسفانه بازهم مشکلاتی برای تیم اعزامی به‌وجود آمد و از حضور در نمایشگاه بازماندند. مدیرعامل موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران با ارائه پیشنهادی برای تسهیل در حضور هیات اعزامی جمهوری اسلامی ایران به نمایشگاه فرانکفورت بیان کرد: برای سال آینده ما یک فهرست از هیات اعزامی به مسئولان نمایشگاه در زمان مناسب ارائه می‌دهیم تا با سفارت آلمان برای حضور همه افرادی که از طریق این فهرست معرفی می‌شوند، رایزنی‌های لازم را انجام دهد و مشکلات در این خصوص به صفر برسد. نمایشگاه کتاب فرانکفورت برای ناشران ایرانی آموزشگاه بزرگی است محمود آموزگار نیز در این نشست گفت: ناشران در ایران، نگاه متفاوتی به کشور آلمان و نمایشگاه کتاب فرانکفورت دارند و این نمایشگاه را به‌عنوان یک آموزشگاه بزرگ برای خود می‌دانند. وی افزود: اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران و موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران ارتباط تنگاتنگ و خوبی با نمایشگاه فرانکفورت دارند. در دوران سخت تحریم همواره دیدیم که دوستان نمایشگاه فرانکفورت ما را تنها نگذاشتند و ما هرساله شاهد حضور متخصصان نشر آلمان در نمایشگاه کتاب تهران هستیم و روابط آموزشی، نزدیکی بین ناشران ایران و آلمان وجود دارد. آموزگار ادامه داد: چند سال است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پروژه پایتخت کتاب ایران را دنبال می‌کند و پنجمین پایتخت کتاب که سال گذشته انتخاب شد، شهر یزد بود. غرفه جمهوری اسلامی ایران امسال بر این اساس طراحی شده و شهر یزد نیز برای سال 2020 که پایتخت جهانی کتاب اعلام می‌شود درخواست کاندیداتوری داده است. توقف فعالیت سالن 5 نمایشگاه فرانکفورت       در ادامه این نشست، یورگن بووس، رئیس نمایشگاه کتاب فرانکفورت گفت: خوشحالیم که جمهوری اسلامی ایران در این دوره از نمایشگاه شرکت کرده است و هر ساله با دکوری زیبا در نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور دارد. وی در ادامه گفت: قرار است سالن پنج نمایشگاه کتاب فرانکفورت جمع‌آوری و مدرن‌تر شود به همین خاطر سال آینده تمام ناشران و کشورهایی که در این سالن حضور دارند به سالن چهار منتقل می‌شوند و ما تمام تلاش خود را می‌کنیم تا به ایران جایگاه مناسب و شایسته‌ای را اختصاص دهیم. بووس از پیشنهاد ارائه شده توسط قائم مقام نمایشگاه کتاب تهران برای حضور هیات ایرانی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت استقبال کرد و گفت: پس از ارسال نامه و معرفی هیات ایرانی برای حضور در این رویداد تمام توان خود را به کار می‌گیریم و پیگیری می‌کنیم که حضور هیئت ایرانی حداکثری باشد و این برای ما مهم است و از درجه اهمیت بالایی برخوردار است و با بخش فرهنگی سفارت آلمان در تهران مکاتبات لازم را برای رسیدن به نتیجه مطلوب و بهتر انجام می‌دهیم. وی در ادامه بیان کرد: اعتقاد من هم این است و روابط فرهنگی ما با ایران سابقه طولانی دارد و برای ما مهم است که این روابط فرهنگی را تقویت کنیم. در ادامه فعالیت‌های غرفه ایران در روز اول نمایشگاه، در نخستین دیدار رسمی، معاون نمایشگاه چین، ضمن دیدار با مدیر‌عامل موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران بر فعالیت‌های مشترک نشر میان ایران و چین تاکید کرد. در این دیدارقادر آشنا، مدیرعامل موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران با اشاره به اینکه چین مهمان ویژه نمایشگاه کتاب تهران بود بیان کرد: چین ازجمله کشورهایی است که ناشران ایرانی برای همکاری‌های مشترک فرهنگی با آن علاقه‌مند هستند.ما از حضور چین در نمایشگاه کتاب تهران استقبال می‌کنیم و به این حضور علاقه‌مند هستیم. نی هونگ ری نیز از همکاری مشترک استقبال کرد و دو طرف در زمینه جانمایی مناسب‌تر در نمایشگاه‌های کتاب هر دو کشور به توافق رسیدند. در این دیدار، طرف چینی با اشاره به حضور سه تصویرگر ایرانی در چین برای گسترش همکاری‌ها ابراز رضایت کرد و گفت: اعزام تصویرگران بسیار موفقیت‌آمیز بود و ما دوست داریم باز این اعزام‌ها صورت بگیرد. قادر آشنا هم از حضور داوران چینی در مسابقه تصویرگری استقبال کرد و افزود: ما هم از آمدن داور چینی استقبال می‌کنیم . نمایشگاه کتاب فرانکفورت تا 28 مهر برپاست. ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 16 Oct 2019 14:36:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282200/حضور-حداکثری-ناشران-ایرانی-نمایشگاه-کتاب-فرانکفورت-پیگیری-می-کنیم کاغذ به وفور در بازار وجود دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282197/کاغذ-وفور-بازار-وجود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، به نقل از مرکز روابط‌ عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیش از ظهر چهارشنبه(24 مهر‌‌ماه) در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران، در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره‌ وضعیت کاغذ در بازار گفت: کاغذ امروز شرایط بهتری دارد و نرخ آن پایین آمده و به وفور در بازار وجود دارد.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به پرسش دیگری درباره‌ برنامه‌های این وزارتخانه برای فراگیر کردن پوشش صندوق بیمه هنرمندان، گفت:‌ از سال ۹۵ تا سال ۹۷ تقریبا هم تعداد و هم مبلغ اعتبارات این صندوق دو برابر شد و ما امیدوار بودیم که در بودجه سال ۹۸ با ارقام بهتری بتوانیم این روند را دنبال کنیم، اما شرایط کشور در بخش منابع با مشکلاتی مواجه شده است. ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 16 Oct 2019 14:36:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282197/کاغذ-وفور-بازار-وجود شعر طنز باید حرفی برای گفتن داشته باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282191/شعر-طنز-باید-حرفی-گفتن-داشته-باشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ سه‌شنبه، بیست‌وسوم مهرماه یازدهمین نشست اختصاصی شیرازه شعر در خانه شاعران ایران و به همت دفتر شعر جوان برگزار شد. در این نشست که شاعران و علاقه‌مندان به ادبیات حضور داشتند، به بررسی کارنامه شعری ناصر فیض، شاعر، طنزپرداز و مترجم پرداخته شد. در ابتدای برنامه، ناصر فیض از تجربه‌های خود گفت و در پایان با ذکر خاطراتی، از مجموعه آثار خود، اشعاری را قرائت کرد. او درباره کارنامه شاعری خود گفت: برخلاف خیلی از دوستان شاعرم، سرودن شعر را خیلی دیر شروع کردم. حدود بیست‌وهفت سالگی، زمزمه‌هایی که فکر می کردم شعر است در من شروع شد. پدرم در حوزه علمیه تحصیل کرده اما گاهی شعر هم می‌سرود و به گفته خودش، اشعار ترکی‌اش بهتر از شعرهای فارسی‌اش بود. او به اشعار سعدی و نظامی بسیار علاقه داشت و شعرهای خودش هم بیشتر جنبه تعلیمی و کاربردی داشتند. اولین کتاب‌های شعری هم که مطالعه کردم، از کتابخانه وی بود. این شاعر با اشاره به نخستین جلسه شعرش گفت:‌ نخستین جلسه شعری که رفتم، انجمن محیط بود که در منزل آقای مجاهدی تشکیل می‌شد. هنوز هم با گذشت سال‌ها، حس خوبی نسبت به آن زمان و آن جلسه دارم.  مجاهدی همیشه به ما جوان‌ترها میدان می‌داد و از اشعارمان استقبال می‌کرد. او گاهی با استفاده از ردیف و قافیه‌های تازه‌ای که جوان‌ها بیشتر استفاده می‌کردند، شعر می‌گفت و برخی از تجربیات خود را بعدا به عنوان شعر امروزی‌تر جمع‌آوری و منتشر کرد. وی ادامه داد:‌ در همین حوالی، کم‌کم به شعر علاقه‌مند شدم و نخستین شاعرانی هم که با آثارشان آشنا شدم  سهیل محمودی و ساعد باقری بودند. سال هفتاد در حوزه هنری قم، واحد ادبیات را راه‌اندازی کردیم و حدود یک سال در آن فعالیت داشتم. شاعران زیادی آنجا رفت و آمد داشتند از جمله محمدشریف سعیدی، زکریا اخلاقی، یدالله گودرزی، صادق رحمانی و شاعرانی که بعدها آثار قابل توجهی را منتشر کردند. در سال 72 که به تهران نقل مکان کردم، به حوزه هنری رفتم. در آنجا و به ابتکار مرحوم زرویی، دفتر طنز تاسیس شد که در ابتدا باور نداشتیم آنقدر طنزنویس داشته باشیم و شرکت‌کننده‌گان زیادی به این جلسه بیایند اما پس از مدتی، این جلسات بسیار پررونق شد و جای خود را میان شاعران و طنزپردازان تثبیت کرد. فیض در توضیح جلسات طنز حوزه هنری گفت: در آن دوره فعالیت طنزنویسان به مروز افزایش پیدا می‌کرد و علاوه بر جلسات شعری و جشنواره‌های سراسری، در مطبوعات بسیاری هم ستون طنز ایجاد شد. به اعتقاد من، یکی در دوره مشروطه شاعران طنزپرداز در مطبوعات حضور پررنگ داشتند و یکی در همان دهه‌ها فعالیت طنزپردازان بسیار زیاد شده بود. او در ادامه به بیان تاثیر و وظیفه شعر طنز پرداخت و گفت: پس از مدتی به این نتیجه رسیدم که در شعر طنز، علاوه بر شوخ‌طبعی باید کاری هم صورت پذیرد و حرفی هم از مسائل جاری جامعه به میان آید. همان طور که در طول تاریخ ادبیات هم، طنز چنین کارکردی داشته است. به عنوان مثال، تقریبا در همه اشعار عبید، یک ماجرای اجتماعی پیگیری می‌شود. اگر فقط به دیده تفنن به شعر طنز نگاه شود، در حق آن اجحاف کرده‌ایم. این شاعر طنزپردار افزود: زبان طنز ابزاری برای گفتن حرف‌هایی است که شاید به زبان دیگر نتوانیم از آنها سخن بگوییم. هرچند من خودم را هرگز مبارز ندانسته‌ام و معتقدم که هیچ شاعری هم در طول تاریخ نتوانسته است موجبات یک تحول یا تغییر یک وضعیت اجتماعی را فراهم کند. شاید در کنار فرهنگ، اشعاری هم تاثیر اندکی داشته‌اند از این رو، خیلی خوش‌بینی است که گمان کنیم یک شاعر با چند شعر بتواند تاثیری شگفت در نسل بعد ایجاد کند. اما به هر حال این باعث نمی‌شود که  حرف جامعه را در قالب طنز نزنیم ، غافل شویم و تنها برای تفنن شعر بگوییم.  وی در پایان گفت: باید یادآور شوم که امروز اغلب جوانان طنزنویس نسبت به زبان بسیار بی‌تفاوت شده‌اند و در اشعارشان نوعی شلختگی زبانی به چشم می‌خورد. نباید فراموش کنیم که وقتی شعر طنز می‌گوییم باید چیزی فراتر از شعر باشد که به آن بیفزاییم. شیرازه شعر، عنوان نشست ماهانه و تخصصی دفتر شعر جوان، پیرامون شعر و شاعران امروز است که به دبیری محمد رمصانی‌فرخانی، سه‌شنبه‌های آخر هر ماه در محل خانه شاعران ایران برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Wed, 16 Oct 2019 12:58:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282191/شعر-طنز-باید-حرفی-گفتن-داشته-باشد «مغز مبتلا به اوتیسم» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282192/مغز-مبتلا-اوتیسم-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «مغز مبتلا به اوتیسم» روز دوشنبه بیست‌ونهم مهرماه سال جاری در سرای اهل قلم برگزار خواهد شد.   این نشست علمی با حضور مجید ابراهیم‌پور، پژوهشگر و روانشناس؛ سعید رضایی، کارشناس و پژوهشگر؛ میرشهرام صفری، مترجم اثر برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند به سرای اهل قلم به آدرس خیابان انقلاب، خیابان برادران مظفر جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک دو ساختمان سرای اهل قلم مراجعه کنند.   ]]> دانش‌ Wed, 16 Oct 2019 12:53:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282192/مغز-مبتلا-اوتیسم-نقد-بررسی-می-شود ​قصه‌ «یک سال مزخرف» برنده‌ جایزه‌ اول ادبیات کودک کانادا در سال ۲۰۱۹ http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282193/قصه-یک-سال-مزخرف-برنده-جایزه-اول-ادبیات-کودک-کانادا-۲۰۱۹ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این مهم‌ترین جایزه‌ شورای ادبیات کودک کاناداست که هر ساله به شاخص‌ترین کتاب کودک و نوجوان انگلیسی‌زبان اهدا می‌شود. قصه‌ یک سال مزخرف که پیش از این جایزه‌ وینترست ۲۰۱۸ را نیز از آن خود کرده بود، داستان زیبایی در قالب شعر آزاد است که به غفلت، خیانت، بخشش و دوستی می‌پردازد. اسمیت در این کتاب با استفاده از شخصیت‌های واقعی، خصلت‌های خوب و بد انسانی را با هم به تصویر می‌کشد. جت که یک سال فاجعه‌بار و تلخ را پشت سر گذاشته است، برای سپری کردن تعطیلات تابستان به خانه‌ ساحلی مادربزرگش می‌رود. او امید دارد که در آنجا همه‌ خاطرات بد گذشته را فراموش کند و به آرامش برسد اما رازی دارد که... کیوان عبیدی آشتیانی، مترجم کتاب می‌گوید: «این داستان، قصه‌ی آدم کوچولوهایی است که زود بزرگ می‌شوند و آدم بزرگ‌هایی که کوچولو می‌مانند. قصه‌ی غفلت‌ها و اشتباهات. همه‌ی ما اشتباه می‌کنیم، مگر نه؟» کتاب‌های طوطی، بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، با خرید حق ترجمه و نشر این اثر، به‌ زودی آن‌ را به‌زبان فارسی منتشر خواهد کرد. ]]> کودک و نوجوان Wed, 16 Oct 2019 12:51:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282193/قصه-یک-سال-مزخرف-برنده-جایزه-اول-ادبیات-کودک-کانادا-۲۰۱۹ حضور نشر شاهد با 23 عنوان کتاب در نمايشگاه كتاب فرانكفورت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282187/حضور-نشر-شاهد-23-عنوان-کتاب-نمايشگاه-كتاب-فرانكفورت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، به نقل از روابط عمومی انتشارات بنياد شهيد، رحیم نریمانی، مديركل اسناد و انتشارات بنياد شهيد، ضمن اعلام اين خبر افزود: ژانر ایثار و ادبیات حوزه ایثار و مقاومت در عرصه بین‌المللی جنبه مشترک و در بین افکار عمومی جهانیان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و جزو هویت ملی و تاریخ کشورها محسوب می‌شود و برای توسعه فرهنگی به عنوان شاخص پیشران عمل نموده و همبستگی ،انسجام و همدلی را تقویت می‌کند. وی به زیست بوم جهانی و تهیه، تشریک و تداوم جریان اطلاعات و ارتباطات در دنیا اشاره و ادامه داد: دیپلماسی ایثار در بنیاد شهید و امور ایثارگران و تبیین مفاهیم آن جز اولویت‌ها اعلام شده است. برای رسیدن به این هدف بایستی محصولات ادبی و فرهنگی با الهام از تجربیات جهانی تولید شود. نریمانی هدف از شركت در اين نمايشگاه را ارتباط با ناشران كشورهای خارجی و آشنايی مخاطبان ساير كشورها با کتاب‌های نشر شاهد عنوان كرد و گفت: كتاب‌های نشر شاهد در این دوره از نمایشگاه فرانکفورت شامل منتخبی از بهترین آثار ترجمه‌ای نشر شاهد در سال‌های اخیر است. وی در ادامه بر ضرورت اهتمام به ترجمه آثار حوزه ايثار و شهادت تاكيد و اظهاركرد: تاكنون 70 عنوان از كتاب‌های نشر شاهد به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. مديركل اسناد و انتشارات بنياد شهيد و امور ايثارگران در پايان با بيان اينكه نمايشگاه كتاب فرانكفورت يكی از معتبرترين نمايشگاه‌های بين‌المللی كتاب است، يادآوری كرد: نشر شاهد در غرفه ملی ایران در کنار 20  ناشر  مطرح کشور در هفتادویکمین دوره نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضوری فعال دارد. ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 16 Oct 2019 12:18:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282187/حضور-نشر-شاهد-23-عنوان-کتاب-نمايشگاه-كتاب-فرانكفورت انتشار مجموعه مقالات «تحلیل مصرف رسانه‌ای ایرانیان» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282196/انتشار-مجموعه-مقالات-تحلیل-مصرف-رسانه-ای-ایرانیان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مجموعه مقالات «تحلیل مصرف رسانه‌ای ایرانیان» شامل 10 مقاله علمی بر مبنای تحلیل ثانویه داده‌­های «پیمایش ملی ارزش­‌ها و نگرش­‌های ایرانیان» است که به بررسی وضعیت مصرف رسانه‌­ای و رابطه آن با نگرش‌­ها و کنش‌های اجتماعی-سیاسی میان شهروندان ایرانی می­‌پردازد.   شناسایی نسبت مصرف رسانه‌ای با نگرش‌های اجتماعی، تأثیر مصرف رسانه‌ای بر هویت‌یابی شهروندان، بررسی تغییرات مرجعیت رسانه‌ای در جامعه ایران طی دهه گذشته، بررسی رابطه بین مصرف رسانه‌ای و مشارکت سیاسی شهروندان و بررسی نسبت بین مصرف رسانه‌ای و زندگی روزمره از مهمترین اهداف این مجموعه مقاله است.   عناوین 10 مقاله این مجموعه که با مدیریت خیام عزیزی مهر و نظارت عبدالله بیچرانلو تدوین شده است.   تحلیل مصرف فرهنگی جامعه‌ ایرانی نوشته سید محمد مهدی خوئی، مطالعه‌ رابطه‌ مصرف رسانه‌ای و نگرش‌های سیاسی در بین ایرانیان نوشته مهدی غلامزاده، رژیم مصرف رسانه‌های اجتماعی ایرانیان: تحلیل برآیند نگرش‌های فرهنگی و اجتماعی نوشته مجتبی حاجی‌جعفری، تحلیلی بر تغییر مرجعیت رسانه‌ای نوشته محمد گرامیان، وضعیت مصرف رسانه‌­ای در ایران: از مصرف تا مشارکت رسانه­‌ای نوشته سیاوش قلی­پور  و علیرضا مرادی از جمله مقالات این مجموعه است.   اثرات رسانه‌ای و جامعه: یک مطالعه میدانی روی جامعه ایران نوشته خیام عزیزی مهر و احسان شاه قاسمی، بررسی رابطه‌ مصرف رسانه‌ای و هویت در ایرانیان نوشته علیرضا عبداللهی‌نژاد و سعید محمدی، مصرف رسانه‌­ای و مجازی شدن زندگی روزمره: از پاشایی تا پلاسکو نوشته عباس خورشیدنام، آسیب‌شناسی جریان اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی، بررسی ساده‌پذیری و به اشتراک‌گذاری مطالب نامعتبر نوشته شاهو صبّار و محمدرضا سعیدآبادی، فرهنگ شهرت در ایران: پژوهشی بر روی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان نوشته احسان شاه قاسمی از دیگر مقالات تشکیل‌دهنده این مجموعه مقالات است.   این مجموعه پس از ویرایش و آماده‌سازی از سوی انتشارات پژوهشگاه در قالب کتاب منتشر خواهد شد. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 12:00:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282196/انتشار-مجموعه-مقالات-تحلیل-مصرف-رسانه-ای-ایرانیان مدیریت منابع حیاتی؛ معادله‌ای چندمجهولی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282176/مدیریت-منابع-حیاتی-معادله-ای-چندمجهولی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مدیریت منابع حیاتی، شامل همه منابعی است که حیات انسان به آن وابسته است؛ منابع آب، خاک و غذا. به این موارد، انرژی و تنوع زیستی را نیز می‌توان افزود. منابع حیاتی شامل منابع آب، خاک و وابسته‌های آن مانند انرژی است که می‌تواند معادلات جوامع بشری را با پیچیدگی‌های فراوان همراه کند. برهم کنش این منابع و شناخت آن در مدیریت منابع حیاتی، می‌تواند ضامن توسعه پایدار باشد. توسعه‌ای که با درنظر گرفتن ظرفیت‌های امروز و بهره‌برداری بهینه، نیاز نسل فردا را نیز درنظر بگیرد.   کتاب «مدیریت منابع حیاتی»، تألیف مشترک هوشنگ قمرنیا؛ فارغ‌التحصیل دکترای مهندسی آب از دانشگاه نیوکاسل، عضو هیأت علمی و استادتمام دانشگاه رازی و کمال طاهری؛ رئیس گروه تحقیقات کاربردی شرکت آب منطقه‌ای کرمانشاه است که در پنج فصل با عنوان‌های «منابع آب»، «منابع زیستی»، «پساب»، «منابع انرژی» و «کم‌آبیاری» تدوین و در سال جاری از سوی انتشارات سیمای دانش به بازار نشر عرضه شد. حیات انسان بدون آب و خاک و انرژی چگونه است؟ «مدیریت منابع حیاتی یا به عبارتی مدیریت بر منابعی که در حیات بشر موثرند، می‌تواند شامل طیفی گسترده از منابعی باشد که انسان پیش از تاریخ تا به امروز خواسته یا ناخواسته برای تأمین نیازهایش از آن‌ها بهره‌برداری کرده است. توسعه شهرهای بزرگ و انفجار جمعیت جهان با چالش‌های زیست‌محیطی فراوانی همراه شد. ابرشهرهای جهان بزرگ و بزرگ‌تر شدند و نیاز به منابع بیشتر و بیشتر گردید. شهرهای بزرگ برای نگهداشتن شهروندانشان به منابع آب، خاک و انرژی برای تولید غذا و رفاه نیاز داشته و دارند. استفاده بیشتر از خاک با فرسایش آن توأم گشت و استخراج بی‌رویه آب زیرزمینی فرونشست را به ارمغان آورده است. استفاده بی‌رویه از آفت‌کش‌ها و سموم و ساخت سدهای بزرگ، چهره سیستم‌های طبیعی را تغییر داده‌اند. منابع آب زیرزمینی با افزایش بهره‌برداری برای کشاورزی در معرض کاهش جدی است. در این میان استفاده از انواعی از تخصص‌ها است که می‌تواند منابع حیاتی را مدیریت کند. استفاده از مدل‌ها و روش‌های نوین به همراه برخی تدابیر هدفمند و روش‌های استفاده بهینه، می‌تواند به شناخت بیشتر منابع حیاتی کمک کرده و از این منظر امنیت منابع برای توسعه پایدار رقم بخورد.» کاربرد پساب در کشاورزی، بهترین شیوه دفع آن است «در شرایطی که کشور به شدت از لحاظ کمبود آب شیرین رنج می‌برد و مسأله بحران آب به‌صورت یک مسأله جدی مطرح می‌باشد، توجه به منابع نامتعارف آب (آب‌های باکیفیت نامطلوب)، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. از سوی دیگر، تمرکز مراکز جمعیتی و صنعتی در نقاط مختلف، باعث شکل‌گیری حجم زیادی از پساب می‌گردد که عدم توجه به یافتن بهترین شیوه‌های دفع آن، دشواری‌های زیست‌محیطی زیادی در اطراف این مناطق به همراه خواهد آورد. بررسی‌های نشان داده است که کاربرد پساب در کشاورزی، بهترین شیوه دفع آن است.»   نخستین چاپ کتاب «مدیریت منابع حیاتی» در 415صفحه با شمارگان 100نسخه به بهای 100هزار تومان از سوی انتشارات سیمای دانش با همکاری انتشارات آذر راهی بازار نشر شده است. ]]> دانش‌ Wed, 16 Oct 2019 11:58:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282176/مدیریت-منابع-حیاتی-معادله-ای-چندمجهولی فروش کتاب به زبان ترکی در بازار کتاب باکو http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/282173/فروش-کتاب-زبان-ترکی-بازار-باکو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، ششمین دوره نمایشگاه کتاب باکو به مدت سه روز با حضور 92 غرفه و ۱۲ کشور از جمله جمهوری اسلامی ایران، هندوستان، فرانسه، ایتالیا، مصر، روسیه، ترکیه، قزاقستان، آمریکا و سوریه برگزار شد. میزگرد بررسی دستاوردهای ایران در نمایشگاه کتاب باکو با حضور علیرضا سبحانی‌نسب، مدیر انتشارات جمال و یکی از اعضای شورای سیاستگذاری نمایشگاه کتاب تهران و رئیس انجمن ناشران کتاب کودک قم، غلامرضا حیدری، نویسنده و محقق حوزه کتاب کودک، احمد ذوعلم، مدیرعامل آژانس ادبی دایره مینا و مراد خزایی مسئول غرفه ایران در نمایشگاه باکو برگزار شد. گزارش این میزگرد را در ادامه می‌خوانید:   لطفا با اشاره به اهداف و برنامه‌ریزی‌های قبلی، درباره اقدامات و برنامه‌هایی که در نمایشگاه باکو انجام دادید، توضیح دهید. خزایی: امسال از طرف موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران برای دومین سال پیاپی در نمایشگاه کتاب باکو شرکت کردیم؛ می‌دانید که این نمایشگاه به‌صورت دوسالانه برگزار می‌شود. تفاهم اولیه برای حضور در این نمایشگاه، در نمایشگاه کتاب بلونیا حاصل و با حضور در نمایشگاه کتاب باکو و دیدار با مسئولان نمایشگاه و پس از بررسی نحوه همکاری‌، قطعی شد. براساس این تفاهم‌نامه و بر اساس گفت‌و‌گوهایی که با جعفراف، رئیس سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ جمهوری آذربایجان داشتیم، متراژ غرفه را از 12 متر به 18 متر افزایش دادیم و این تفاهم‌نامه به مدت سه سال در جریان و قابل تمدید است. همچنین رسما از او و رئیس کتابخانه ملی و وزیر فرهنگ جمهوری آذربایجان دعوت کردیم تا در نمایشگاه کتاب تهران حضور پیدا کنند.   در روز نخست نمایشگاه باکو، معاون نخست‌وزیر و وزیر فرهنگ جمهوری آذربایجان از غرفه ما بازدید داشتند و در همین بازدید توضیحاتی درباره نمایشگاه کتاب تهران، اینکه کشورهای مختلف تا کنون در چه دوره‌هایی در نمایشگاه کتاب تهران حضور داشتند و شهرهایی که مهمان نمایشگاه تهران بودند، توضیحاتی ارائه دادیم و گفتیم که این امکان وجود دارد تا درخواست نمایشگاه کتاب باکو برای حضور در نمایشگاه کتاب تهران، به‌عنوان شهر مهمان مورد بررسی قرار گیرد. موسسه نمایشگاه‌ها سعی دارد با حضور در کشورهای مختلف، بسترهای مناسب برای فروش رایت کتاب‌های ایرانی و ترجمه کتاب به صورت معکوس را فراهم کند. شرکت در نمایشگاه کتاب باکو نیز براساس مذاکراتی اتفاق افتاد که در جلسه تصمیم‌گیری حضور ایران در نمایشگاه‌های خارج کشور، انجام شد. سه جلسه کارشناسی با حضور فعالان نشر بین‌الملل برگزار شد  و این مساله که نگاه به سمت کشورهای همسایه برود، در این جلسات مورد بررسی دقیق قرار گرفت. براساس نتایج این جلسات نمایشگاه باکو انتخاب شد که ما در آن حضور پیدا کردیم در این دوره، در غرفه ایران یک آژانس ادبی، یک نویسنده و یک مدیر نشر حضور داشتند و فعالیت‌های خوبی صورت گرفت. توافق‌های ابتدایی انجام شد که توضیحات آن توسط آقای ذوعلم، مدیر آژانس ادبی دایره مینا بیان خواهد شد. مجموعا در باکو فرصت‌های خوبی برای ترجمه و نشر کتاب‌های کودک و رمان به زبان ترکی وجود دارد که در دوره‌های بعد مورد هدف ما قرار خواهد گرفت.   جانمایی غرفه ایران در نمایشگاه باکو چطور بود؟ آیا از محل غرفه رضایت داشتید؟ خزایی: کل نمایشگاه چهار راهرو داشت که ما در راهروی چهارم بودیم و غرفه ما هم 6 در 2 متری و در کنار غرفه رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. البته همانطور که اشاره کردم، در دوره بعدی نمایشگاه غرفه جمهوری اسلامی ایران به 18 متر خواهد رسید.   سبحانی‌نسب: امسال عمده غرفه‌ها 6 متری بود. با مدیران نشر کشورهای مختلف گپ می‌زدیم تا افسردگی نگیرند سازو کار انتخاب همراهی ناشر و نویسنده در این حضور به چه صورت است؟ خزایی: برخی از ناشرها دوست دارند که در فضای بین‌الملل فعالیت کنند و با توجه به تنگناهای مالی که وجود دارد، همواره تلاش شده که با حمایت به شکل‌های مختلف این مهم فراهم شود. به همین دلیل از حضور ناشر، نویسنده، تصویرگر و آژانس ادبی در نمایشگاه‌های بین‌المللی حمایت می‌کنیم. سیاست این است که بسترهای لازم برای حضور ناشران در عرصه نشر بین‌الملل و ترجمه آثار ایران به زبان‌های دیگر فراهم شود.   چه کشورهایی در این نمایشگاه شرکت کرده بودند؟ سبحانی‌نسب: بیشتر رایزین‌ها بودند؛ ایران، مصر هند، آمریکا، ترکیه روسیه، سوریه، کوبا و ... انتشارات اکسفورد از طرف انگلیس بود، اما نمایشگاه معتبری مانند فراکفورت حضور نداشتند. مسئولان نمایشگاه باکو در تلاش برای جذب هستند تا بتوانند دوره‌به‌دوره فعالیت‌های خود را گسترش دهند. ایران در این نمایشگاه غرفه شلوغی داشت. غیر از ایران، غرفه آذربایجان شلوغ بود و آن‌هایی که در غرفه رمان داشتند. غرفه آکسفورد به‌دلیل کتاب‌های خاصی که داشت و غرفه جمهوری اسلامی شلوغ بود. گاهی افراد کتاب می‌خریدند. باقی غرفه‌ها، واقعا خیلی رونق نداشت و گاهی خودمان با مدیر نشر آن‌ها گپ می‌زدیم تا افسردگی نگیرند.   نشست و رونمایی داشتید؟ خزایی: نمایشگاه کتاب باکو فضایی را به برنامه‌های جنبی اختصاص داده بود. مانند نمایشگاه‌های استانی خودمان بود. حتی کتاب‌های حوزه جنگشان را رونمایی کردند.   حیدری: من نقدی که به نمایشگاه خودمان دارم؛ فضایی است که برای سرای اهل قلم در نظر گرفته می‌شود که فرد باید 40 پله بالا برود تا به آن برسد. همچنین فضای مرده دور از مردم برای گرفتن بن و گفتگوی اهل قلم در نظر گرفته شده است. در باکو برنامه‌های جمعی را در جای شلوغ نمایشگاه گذاشته بودند تا مردم عادی بتوانند حضور پیدا کنند. ما در بخش کودک‌ونوجوان برای نویسندگان کودک، رونمایی کتاب، گفت‌وگوی علمی، معرفی کتاب و ... برگزار می‌کنیم و اگر همانجا فضای کوچکی را به‌عنوان سرای اهل قلم در نظر بگیریم، بهتر از فضای بزرگ فاخری است که دور باشد؛ زیرا خیلی‌ها نمی‌داستند، که فضای اختصاص داده شده به بن کجا و فضای گفت‌وگو کجاست؟   باید ترتیبی داد تا نمایشگاه کتاب تبدیل به اتفاق فرهنگی شود و نویسنده‌ها دیده شوند، ناشران دیده شوند و مراحل چاپ کتاب دیده شود. نمایشگاه کتاب باید جشنواره باشد؛ نه فروشگاه. به نظرم نمایشگاه باکو علی‌رغم کوچکی‌اش، این امتیاز را داشت که در ورودی‌اش برنامه‌ها را برگزار کند تا در دسترس مردم باشد. این امتیازی است که در نمایشگاه ما منظور نشده. فقط یک تصمیم گرفته می‌شود تا سرای اهل قلم تاسیس شود و فعالیت‌هایی انجام دهد و دیگر مهم نیست که کجای نمایشگاه باشد. آن‌قدر جنبه فروشگاهی در نمایشگاه زیاد شده است و آن‌قدر ناشران در این حوزه فعالیت می‌کنند که سایر فعالیت‌ها نادیده گرفته می‌شود.   همچنین فکر می‌کنم بهتر است مکان در نظر گرفته شده برای آژانس‌های ادبی میان ناشرها باشد تا افراد بتوانند به‌راحتی با هم مذاکره کنند. نمایشگاه کتاب برای آسان‌شدن رفت و آمدها است. لازم است در نمایشگاه فضای مناسبی ایجاد کنند تا ناشرها با مولف‌ها، مردم با هم و با ناشرها و مولف‌ها مذاکره کنند.   گفته می‌شود ناشران در نمایشگاه ما فقط به جنبه خرید و فروش توجه دارند، نه مباحث نمایشگاهی. نظر شما چیست؟ سبحانی‌نسب: این یک رویکرد کلی و ملی است و اینکه نمایشگاه در واژه، محل نمایش است اما عملکرد فروشگاهی دارد، اتفاقی است که سال‌ها افتاده. فکرمی‌کنم از ابتدا فروشگاه بوده اما اگر سیاست‌ها تغییر کند، کار ناشرها تغییر خواهد کرد. امروز انتظار مردم و ناشرها از نمایشگاه، یک فروشگاه بزرگ است. مسئولان هم با دیدگاه فروشگاهی به این رویداد نگاه می‌کنند. الان انتظار تولیدکننده و مصرف‌کننده از نمایشگاه کتاب، یک فروشگاه بزرگ است؛ بازدیدکنندگان انتظار دارند بیشترین تخفیف‌ها را از آن بگیرن و ناشران می‌خواهند بهترین فروش را در آن داشته باشند.   مردم تمایل به خرید کتاب‌ داشتند با چه برنامه‌هایی به نمایشگاه باکو رفتید و موفق به انجام کدام بخش از آن‌ها شدید؟ سبحانی‌نسب: ما دوسال پیش هم به عنوان نخستین گروهی که به نمایشگاه باکو رفته بودند، در نمایشگاه باکو شرکت کرده بودیم و تجربه داشتیم. یکی از تجربه‌های ما بر این اساس است که باید کتاب‌هایی به زبان مقصد داشته باشید تا مورد اقبال قرار بگیرد. از سال 2011 به خیلی از نمایشگاه‌ها رفتم و دیدم در نمایشگاه فرانکفورت کتاب فارسی با عنوان مثلا بررسی مالاریا در تالاب‌های انزلی عرضه شده و باید توجه کنیم که کتاب‌های فارسی زبان چه اندازه در آلمان مخاطب دارند و موضوعاتی از این دست‌، چقدر درخواست دارد. عکس‌هایی از نمایشگاه 2011 و 2013 دارم که می‌توان در آن‌ها دید این کتاب‌ها مخاطبی در آلمان ندارد. از همان سال 2013 هر نمایشگاهی که رفتم، کتاب‌هایی به زبان مقصد همراه خود داشتم. در این نمایشگاه هم کتاب‌هایی را به زبان ترکی آذری ترجمه کرده بودیم و آنجا در معرض دید مخاطب‌ها قراردادیم. نکته جذاب این بود که مردم تمایل به خرید کتاب‌هایی داشتند که به‌صورت دیجیتال چاپ کرده بودیم؛ کتاب‌هایی که کیفیت عالی نداشتند اما کتاب‌های زیبایی بودند. در سال قبل کتاب‌های نمونه خود را نفروختیم اما امسال کتاب‌هایی که به‌عنوان نمونه همراه خود به نمایشگاه کتاب باکو برده بودیم، فروختیم، تقریبا از کتاب‌هایی که برده بودیم چیزی بازنگشت.     چند کتاب برده بودید؟ سبحانی‌نسب: غرفه جمهوری اسلامی محدودیت بار داشت؛ زیرا در غرفه ایران بخشی برای ما، بخشی برای موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی و بخشی برای آژانس ادبی دایره مینا بود. تقریبا 100 کتاب همراه من بود که عمدتا ترجمه ترکی و بخشی فارسی بودند که همه مورد توجه و استقبال قرار گرفت.   وقتی کتاب به زبان مقصد همراه خود می‌بریم، بیشتر دیده، بررسی و حتی نقد می‌شود. در یک دوره نمایشگاه، یک کتاب ویراستاری نشده همراه خود برده بودم و یک ویراستار ترک گفت که این کتاب نیاز به ویراستاری دارد. مخاطب‌های ما بیشتر ناشرها بودند؛ البته ناشرها بیشتر به غرفه‌های خود می‌پرداختند و ما سعی کردیم در روزهای بعد از نمایشگاه آن‌ها را در فروشگاه‌های خودشان ببینیم و گفت‌وگو کنیم. در باکو هنوز کتاب کودک ایرانی به‌صورت جدی مورد توجه قرار نگرفته است. کتاب‌های بزرگسال ایرانی در باکو به دلیل تشنگی مردم نسبت به معارف، ترجمه، چاپ و برخی موارد دیگر، چندین بار چاپ شده اما در باکو کتاب‌های کودک کمی دیدم که ترجمه و ارائه شده باشد. با توجه به اینکه بیشتر کتاب‌های ارائه شده ما در حوزه کودک و نوجوان بود، توانستیم تا مخاطب‌های خود را جذب کنیم. کتاب‌های کودک به‌خصوص کتاب‌های جدید کودک ایران می‌تواند رقابت جهانی داشته باشد زیرا در متن، غنای خوبی دارد و در تصویرگری، آثار زیبایی تولید می‌شود. برخی از کتاب‌های کودک ایران جوایز جهانی هم دارند. ما کتابی ارائه داده بودیم که تصویرگرش در بلونیا جایزه گرفته بود. با این روند مخاطب‌ها و ناشرهای آذربایجان کتاب‌های با کیفیتی را می‌دیدند. به نظر من می‌توان آینده خوبی برای تعامل ناشران ایرانی و آذربایجانی تصور کرد.   باید اثر ترجمه شده به نمایشگاه بین‌المللی ببرید! اکثر ناشرها در شرایط سختی قرار دارند و به سمت ورشکستگی می‌روند اما شما پیش از اینکه بدانید کتابی خریدار خارجی دارد  یا نه، آن را ترجمه می‌کنید، که ممکن است هزینه‌ای مضاعف برای شما باشد. سایر ناشرها برای معرفی کتاب خود، تنها برگه‌ای به زبان کشوری که نمایشگاه در آن برگزار می‌شود، تهیه می‌کنند که شامل مشخصات کتاب است. سبحانی‌نسب: من از سال 2011 در عرصه بین‌الملل فعالیت می‌کنم و اگر بخواهیم نگاه بین‌المللی به نشر داشته باشیم، باید هزینه‌هایی را در نظر بگیریم. چاره‌ای هم نداریم. یا باید ریسک ترجمه را بپذیرید و کار ترجمه شده با خود ببرید؛ یا اینکه از آن موقعیت محروم بمانید. یک تجربه در نمایشگاه فرانسه دارم؛ زمانی که به این نمایشگاه رفته بودم، زبان فرانسوی نمی‌دانستم و نتوانستم با هیچ کدام از کتاب‌هایشان ارتباط بگیرم. نمی‌خواهم تجربه فرانسه را تکرار کنم. می‌خواهم از نمایشگاه چیزی یاد بگیرم لذا نمایشگاه شارجه برای من مفیدتر از نمایشگاه فرانسه است. در فرانسه حتی نمی‌توام اسم کتاب‌ها را بخوانم. در نمایشگاه باکو نخواستم کاری کنم که مخاطبی که فارسی نمی‌داند، کتاب‌هایم را ببیند و همان حسی که درنمایشگاه فرانسه داشتم، تجربه کند. بنابراین ناشرها اگر بخواهند در عرصه بین‌المللی مشارکت داشته باشند، باید هزینه‌های رشد، ارتقا و بین‌المللی شدنِ خود را بپردازند. این مساله‌ای بود که از یکی از ناشرهای پرکار بین‌الملل آموختم. او ترجمه آثارش را با لیبلی روی متن به نمایشگاه کتاب برده بود. ما این رویکرد را به صورت پیشرفته‌تر انجام دادیم، ترجمه را با پرینت دیجیتال منتشر کردیم. به نظرم یکی از دلایل موفق نبودن غرفه جمهوری اسلامی ایران در همه نمایشگاه‌ها، نداشتن کتاب به زبان مقصد است. وقتی به نمایشگاه بلونیا می‌روند و همه کتاب‌هایی که در غرفه ایران چیده شده به زبان فارسی است، مخاطب‌ها با آثار ارتباط برقرار نمی‌کنند. مجموعه بسیار کوچکی از مشخصات نویسندگان و کتاب‌ها به صورت کاتالوگ است اما افرادی که به نمایشگاه کتاب مراجعه می‌کنند، می‌خواهند از کتاب لذت بصری ببرند و با کاتالوگ قانع نمی‌شوند که این کتاب ارزش هزار دلار یا دوهزار دلار دارد. پس کمترین کاری که ناشر در مسیر بین‌المللی شدن می‌تواند انجام دهد این است که کتاب‌هایی که خود کیفیت آن‌ها را قبول دارد برای ترجمه به یک نفر بسپارد. حداقل باید ترجمه زبان انگلیسی کتاب را داشته باشیم؛ زیرا یک زبان عمومی است و بیشتر مردم با آن ارتباط دارند. لزومی ندارد ناشر کتاب را به همه زبان‌های مقصد ترجمه کند؛ اما اگر ارتباط با مخاطب‌های کشوری برای ناشر مهم است، باید کتاب را به زبان آن کشور ترجمه کند. اگر ناشر بخواهد کار عمومی انجام دهد، حداقل باید آثار منتخب خود را به زبان نگلیسی ترجمه کرده باشد و در کنار کاتالوگ کتاب‌ها ارائه کند.   شما هم کتاب‌های خود را ترجمه کرده بودید؟ چه اقداماتی در نمایشگاه باکو داشتید؟ حیدری: من روی علاقه‌مندی شخصی به نمایشگاه باکو رفته و هیچ برنامه کاری برای خود طراحی نکرده بودم. تنها هدفم آشنایی با فضای فرهنگی جمهوری آذربایجان بود، زیرا دو سال پیش که آقای سبحانی‌نسب به نمایشگاه باکو رفته بودند، به من گفتند که در جمهوری آذربایجان یکی از کتاب‌هایم بدون هماهنگی با من ترجمه و چاپ شده است. فکر می‌کردم فقط کتاب من است که بدون اطلاع منتشر شده؛ اما بعد دیدم کتاب دوست دیگری هم ترجمه و چاپ شده است. اینکه کتاب خوب من می‌تواند مرزها را طی کند، اتفاق خوبی است. همچنین «خداشناسی قرآنی کودکان» که انتشارات جمال منتشر کرده در آذربایجان به زبان آذری توسط یک انتشار دیگر ترجمه و منتشر شده بود.   غرفه ایران تشریفاتی نبود جمهوری آذربایجان که عضو کنوانسیون برن است و باید کپی‌رایت را رعایت کند! حیدری: حق‌رایت که هیچ، اگر فقط به ما خبر دهند هم کافی است. به‌هر حال اینگونه متوجه شدم در آذربایجان چقدر امکان خوبی برای انتشار کتاب‌ در حوزه معارف وجود دارد. طلبه‌های آذربایجانی به قم می‌آیند و کتاب‌ها را از ایران به آذربایجان می‌برند و این کتاب‌ها بدون مذاکره، ترجمه و منتشر می‌شوند. وسوسه شدم تا امسال با آقای سبحانی‌نسب در نمایشگاه شرکت کنم و از نزدیک شاهد فضای کاری باشم.   مسأله جالب برای من، تشریفاتی نبودن غرفه ایران بود. غرفه مصر کاری نمی‌کرد و فقط پرچم مصر آنجا بود. برخی از سال‌ها به غرفه‌ ایران می‌رفتم که در نمایشگاه‌های بین‌الملل دایر بود حسم این بود که کاری تشریفاتی انجام می‌شود و یک‌سری کتاب حافظ لوکس، نقشه و پرچم جمهوری اسلامی در غرفه چیده شده بود؛ اما امسال در غرفه جمهوری اسلامی کار انجام و خرده ارتباط‌هایی با آمادگی‌های قبلی برقرار شد. قابلیت‌هایی در آنجا دیدم که برایم بسیار جالب بود.   باید به این نکته توجه داشته باشیم که در روابط بین‌الملل جایی که ظرفیت وجود دارد، سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم؛ اما می‌خواهیم داشته‌های خود را به جایی که با ما مشترکات فرهنگی، اجتماعی و دینی ندارد، منتقل کنیم.   نکته دیگری که در غرفه جمهوری اسلامی جالب بود، حضور کتاب‌های کودک در این غرفه بود که به آن گرمی و صمیمیت خوبی می‌داد. کودکان و والدینشان به غرفه ایران می‌آمدند؛ بنابراین فکر می‌کنم اگر روی کارهای کودک به‌طور ویژه برنامه‌ریزی‌ کنیم. اگر ناشرهای کودک و نوجوان و نظام تعلیم تربیت کشورهای مختلف با ما همکاری کنند، آثار زیادی از جمهوری اسلامی، در حوزه ادبیات، تاریخ، دین و مستند می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.   حضور ترکیبی صنف‌ها در غرفه ایران اگر ممکن است درباره تبادل رایت و مذاکراتی که در این نمایشگاه انجام دادید، توضیح دهید. آیا قرارهایی از قبل ترتیب داده بودید؟ ذوعلم: امسال ترکیب خوبی از صنف‌های نشر در غرفه ایران حضور داشتند؛ آقای خزایی به‌عنوان نماینده رسمی غرفه، سبحانی‌نسب به‌عنوان مدیر نشر و حیدری به‌عنوان نویسنده حضور داشتند و من به‌عنوان آژانس ادبی در این دوره نمایشگاه باکو فعالیت کردم. این ترکیب خوبی بود زیرا تبادل‌ها و فهم مشترک میان حوزه‌های مختلف می‌تواند راهگشا و موثر باشد.   از طرف آژانس ادبی دایره مینا با دو هدف در نمایشگاه باکو حضور پیدا کردم. نخستین هدف پیدا کردن و ارتباط گرفتن با آژانس‌های مختلف بود؛ مدلی که ما بنا داریم کار کنیم و خیلی از آژانس‌ها بر آن اساس فعالیت می‌کنند. در این حوزه فراتر از چیزی که فکر می‌کردیم، با افرادی به تفاهم‌های ابتدایی رسیدیم. علاقه‌مندی به ایران در میان مردم آذربایجان زیاد بود و حتی تعداد افرادی که فارسی می‌دانستند، بسیار بیشتر از افرادی بود که انگلیسی می‌دانند.   هدف دوم مذاکره با ناشرها بود. البته اقدام حرفه‌ای‌تر و درست‌تر این است که قرارهایی را پیش از شروع نمایشگاه باکو هماهنگ می‌کردیم، این روشی است که در نمایشگاه‌های بزرگ اتفاق می‌افتد. در نمایشگاه باکو تقریبا 92 غرفه فعالیت می‌کرد و از این تعداد، 20 غرفه برای رایزنی‌ها بود. مساله بعدی این بود که تقریبا اکثر ناشرهای شرکت‌کننده در نمایشگاه باکو زبان انگلیسی نمی‌دانستند و اطلاعاتی از آن‌ها در فضای مجازی منتشر نشده بود. با انشارات قانون Qanun nəşriyyatı مذاکرات ابتدایی برای ترجمه و انتشار داشتیم. با انتشارات امضای درخشان  Parlaq İmzalar Nəşriyyatı گفت‌وگویی داشتیم که خیلی خوب بود و قرار شد پنج رمان نوجوان و پنج رمان بزرگسال به او معرفی کنیم. انتشارات امضای درخشان همان ناشری است که پیش از این هم کتاب‌هایی از ایران ترجمه و چاپ کرده است؛ مثل دو کتاب از مصطفی مستور و ما فکر می‌کنیم این پیشینه، فروش کتاب سوم را آسان‌تر می‌کند. اگر جامعه کتابخوان در ایران کوچک است باید توجه داشت که جامعه کتابخوان در جمهوری آذربایجان کوچکتر است و اگر یک کتاب هزار نسخه در آذربایجان بفروشد و به چاپ دوم برسد، یعنی اتفاق بزرگی افتاده است.   کتاب‌هایمان در فضای بین‌المللی نقد نمی‌شوند چه اقداماتی برای تبادل حق‌رایت کتاب در نمایشگاه باکو انجام دادید؟ ذوعلم: برای اینکه بتوانیم با ناشرها مذاکره کنیم، فهرستی از کتاب‌ها را با خود به نمایشگاه بردیم که در حوزه عمومی و زبان مشترک ما با دیگر کشورها باشد. در این کشور روی فضای مذهبی حساسیت وجود دارد. کتاب‌هایی به نمایشگاه کتاب باکو بردیم که محتوای با زبان بین‌المللی هماهنگی داشته باشد. همچنین کتاب‌های پرفروشی بردیم که جوایزی گرفته باشند. حدود 500 عنوان کتاب از ناشرانی بردیم که نمایندگی آن‌ها را برعهده داشتیم. از انتشارات مدرسه، براق، به‌نشر کتاب داشتیم، 90درصد آن‌ها کتاب‌های فارسی زبان بودند. حدود 60 تا 70 جلد کتاب فارسی فروختیم. البته ما طرحی برای فروش کتاب نداشتیم اما اگر دو سال دیگر حتی اگر بخواهیم به‌عنوان آژانس ادبی در نمایشگاه باکو شرکت کنیم، حتما روی این مساله فکر می‌کنم تا کتاب‌هایی به این نمایشگاه ببرم که به فروش بروند. البته بخشی از کتاب‌ها باید ترجمه شود.   در این سفر، با چهار آژانس ادبی مذاکره کردیم. حتی با افرادی آشنا شدم که درباره کتاب‌های ایران در باکو نقد ادبی می‌نویسند. بخشی از مشکلی که در فضای بین‌الملل درباره کتاب‌های ایرانی داریم این است که کتاب‌هایمان در فضای بین‌المللی نقد نمی‌شوند. برای تبادل رایت باید گفته شود که نویسنده چه نقدهایی تا به امروز داشته و در چه مجله‌هایی درباره کتاب او صحبت شده است. این‌ها مقدماتی قبل از تبادل حق‌رایت کتاب است که معمولا مورد بررسی قرار می‌گیرد. نمی‌خواهیم بر طرح گرنت تکیه کنیم از طرح گرنت استفاده می‌کنید؟ ذوعلم: طرح گرنت طرح خوبی است؛ اما گاهی کار را خراب می‌کند. این طرح خاص کشور ما نیست. کشورهایی که زبان ناشناخته‌ای دارند و جمعیت کمی از آن زبان استفاده می‌کند، از این سبک طرح‌ها استفاده می‌کنند. طرح‌های متعددی برای جذب مخاطب دارند اما طرح گرنت گاهی باعث می‌شود که اتفاق‌ها، صوری بیافتد و کتابی که در حال انتشار است، به تعداد کم منتشر شود و اتفاق خوبی نیافتد. در ابتدای راه دوست داریم از طرح گرنت استفاده کنیم اما نمی‌خواهیم بر این طرح تکیه کنیم. در ابتدای راه، گرنت می‌تواند به ما کمک کند تا کتاب زودتر در کشورهای مختلف دیده شود و ما هم در مذاکرات از معرفی گرنت استفاده می‌کردیم اما بر آن تاکید نداشتیم و دوست داشتیم خود کتاب این نقش را ایفا کند.   برای من جالب بود که مراجعه‌کنندگان بیشتر دنبال کتاب خوب بودند و می‌داستند که در ایران محتوای خوبی تولید می‌شود. گرنت می‌تواند به عنوان کاتالیزور عمل کند تا محتوای خوبی تولید شود.   با آقای سبحانی‌نسب هم همکاری داشتید؟ ذوعلم: ابتدای کار با او همکاری نداشتیم اما با گذشت روزها وقتی دیدند که ما کتاب‌هایمان را به‌فروش می‌رسانیم، قرار شد که با هم همکاری داشته باشیم. الان تقریبا کمتر از 6 ماه است که شروع به‌کار کردیم و این نخستین حضور بین‌المللی دایره‌ مینا بود. تا حالا تقریبا با 15 ناشر به قرار قطعی رسیدیم و با ناشرهای بیشتری برای قراردادهای جدید مذاکره می‌کنیم. ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 16 Oct 2019 11:57:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/282173/فروش-کتاب-زبان-ترکی-بازار-باکو مسابقه هنرهای تجسمی کتابخانه ملی به مناسبت هفته کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282182/مسابقه-هنرهای-تجسمی-کتابخانه-ملی-مناسبت-هفته-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، گالری کتابخانه ملی در نظر دارد مسابقه‌‌ای از آثار خوش‌نویسی، نقاشی و حجم  برگزار کند. در بخش خوش‌نویسی شرکت‌کنندگان می‌توانند بهترین جمله از کتاب مورد علاقه‌ خود را خطاطی کنند. لازم به ذکر است رقابت در این بخش شامل شعر نمی‌شود. (نوشتن نام کتاب در فرسته الزامی است) هم‌چنین در حوزه نقاشی و حجم نیز آثار باید کاملا با موضوع کتاب و کتابخوانی مرتبط باشند. همزمان با هفته کتاب، در مراسمی به سه اثر برگزیده جوایزی اهدا خواهد شد. همچنین 50 اثر برتر این مسابقه به مدت یک ماه در گالری کتابخانه ملی نمایش و در معرض دید علاقمندان قرار خواهد گرفت. در پایان این مراسم نیز به تمامی آثار ارسالی گواهی و نشان کتابخانه ملی اهدا خواهد شد. علاقمندان می‌توانند آثار خود را تا 18 آبان ماه سال 1398 به آدرس پستی: بزرگراه حقانی، غرب به شرق، بعد از مترو حقانی، بلوار کتابخانه ملی، ساختمان کتابخانه ملی، صندوق پستی  3693/15875 و کدپستی 14111/15376 ارسال کنند. علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و در صورت نیاز می‌توانند با شماره تلفن 09125005519 تماس بگیرید. ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 16 Oct 2019 11:30:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282182/مسابقه-هنرهای-تجسمی-کتابخانه-ملی-مناسبت-هفته-کتاب