خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/ Wed, 18 Jul 2018 11:24:13 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 18 Jul 2018 11:24:13 GMT 60 مجمع تعاونی ناشران و کتاب‌فروشان برگزار شد اما انتخابات به تعویق افتاد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263356/مجمع-تعاونی-ناشران-کتاب-فروشان-برگزار-اما-انتخابات-تعویق-افتاد عبدالناصر ناظم بکایی؛ بازرس تعاونی ناشران و کتاب‌فروشان در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: در این مجمع تمامی دستور جلسه طبق روال عادی انجام شد به غیر از انتخاب هیات مدیره و بازرسان که به دلیل عدم حد نصاب لازم نامزدها ثبت‌نام نکرده بودند انجام نشد.   وی افزود: در این مجمع ارایه گزارش بازرس‌های قانونی، ارایه گزارش هیات مدیره، ارایه ترازنامه و حساب‌های سود و زیان منتهی به پایان سال ۹۶ پیگیری و به تصویب رسید.   بکایی با اشاره به دیگر اقدامات این مجمع توضیح داد: همچنین عضویت در تعاونی آشنا نیز به تصویب حاضران رسید و تعیین روزنامه کثیرالانتشار برای انتشار آگهی‌های تعاونی انجام شد.   وی ادامه داد: برای انتخاب هیات مدیره باید حداقل ۹ نفر نامزد انتخابات بودند تا ازمیان آن‌ها هفت نفر انتخاب می‌شد و ۵ نفر هم باید نامزد بازرس می‌شدند تا از میان آن‌ها سه نفر انتخاب می‌شدند اما تعداد نامزدها کافی نبود و انتخابات انجام نشد.   به گفته وی، انتخاب هیات مدیره و بازرس تعاونی ناشران و کتاب‌فروشان تهران با تصویب اعضای حاضر به مجمع عمومی عادی به طور فوق‌العاده بعدی که تاریخ آن به زودی اعلام می‌شود موکول شد.   تعاونی ناشران و کتاب‌فروشان تهران حدود ۶۳۰ عضو دارد و اکنون محمدمهدی داوودی پور به عنوان مدیرعامل و ارشد عین‌اللهی، فواد صبوری، محمدعلی مرعشی و ناصر بخشی اعضای هیات مدیره و عبدالناصر ناظم بکایی، مرتضی آخوندی و میثم حصارکی بازرسان تعاونی هستند. ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 18 Jul 2018 06:50:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263356/مجمع-تعاونی-ناشران-کتاب-فروشان-برگزار-اما-انتخابات-تعویق-افتاد دیدار مدیرعامل خانه کتاب با مدیر شرکت سهامی انتشار http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/263328/1/دیدار-مدیرعامل-خانه-کتاب-مدیر-شرکت-سهامی-انتشار ]]> چندرسانه‌ای Wed, 18 Jul 2018 06:48:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/263328/1/دیدار-مدیرعامل-خانه-کتاب-مدیر-شرکت-سهامی-انتشار میم مثل «محجوب» http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263341/میم-مثل-محجوب خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) ـ سمیه حسن‌نژاد؛ از بین تازه‌قد کشیده‌های سرد و سیمانی خیابان جمهوری، در همسایگی مغازه‌های لباس‌فروشی، همچنان بعد از 87 سال با گچ‌بری‌ها، پنجره‌های چوبی و نقش‌های آجری‌اش خودنمایی می‌‌کند؛ بنایی که گویای خموش 85 ساله تاریخ تهران، برگی از شناسنامه پایتخت است. ثبت ملی شده و امروز که 60 سال از عمر خود را با بزرگان دست به قلم این خاک، گذرانده، با مدیریت حسن محجوب اداره می‌شود. خاطره کتابگردی سال گذشته و پذیرایی محجوب نشر ایران از کتابگرد‌ها در ساختمان شرکت سهامی نشر، سرآغاز سخن نیکنام حسینی‌پور؛ مدیرعامل موسسه خانه کتاب است. بهانه دیدار نیز چهل سالگی انقلاب اسلامی است. حجت‌‌الاسلام و المسلمین حمید‌رضا زائری نیز در این دیدار، حسینی‌‌پور را همراهی می‌کند. پیرمرد لاغراندام، که حالا خستگی بالا آمدن از پله‌های سنگی عمارت تا اتاقش را از تن به در می‌کند، دنباله سخن درباره بنای معروف خیابان جمهوری را می‌گیرد: ـ بنا سال 1310 ساخته شده است. ارجاع می‌دهد به کتاب «عمارت مسعودیه» که سابقه تاریخی محله‌های تهران همراه با تصویری از عمارت را دارد. و در ادامه صحبت به وضعیت نشر می‌‌رسد: ـ اهل گلایه نیستم اما وضعیت با این تیراژ‌ها خوب نیست. و از کم لطفی‌های تامین ‌اجتماعی تا وزارت دارایی و امور مالیاتی می‌گوید: ـ اگر کار و درآمد دیگری بود،‌ می‌توانستیم پاسخگوی مردم باشیم اما این وضعیت نشر پاسخگو نیست. البته اتحادیه زورش رسید که کتاب‌فروشان را از پرداخت مالیات معاف کند.  بعد از چند سال دوندگی، توانست توافق‌نامه بین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت امور دارایی که جواز کتاب‌فروشی به‌عنوان مجوز معافیت از مالیات تلقی شود.   ممیزان سازمان امور مالیاتی کشور را بی‌اطلاع از تصمیمات مدیران فرهنگی و وضعیت صنعت نشر می‌داند و ادامه می‌دهد: ـ  باید بخشنامه سازمان امور مالیاتی را در کتاب‌فروشی داشته باشیم که به ممیزان بگوییم، کتاب‌فروشان از پرداخت مالیات معاف شده‌اند! این مشکلات وجود دارد. تلفن را برمی‌دارد، شماره می‌گیرد و درباره دفترچه آمار کتاب‌های شرکت می‌پرسد. مکالمه‌‌اش کوتاه است و صبر نمی‌کند تا کسی بیاید. کند از پشت میز بلند می‌شود، به طرف طاقچه روبه‌روی میز کارش راه می‌افتد. دولا می‌شود و از فرورفتگی زیر طاقچه که سرتاسر با کتاب‌های قدیمی و جدید پوشیده شده، دنبال دفترچه مورد نظر می‌گردد. کارمند جوان وارد می‌شود: ـ آقای محجوب آوردم.    دفترچه را می‌گیرد. به طرف میز برمی‌گردد و روی صندلی چرخدار مشکی رنگ می‌نشیند. ـ در این دفترچه از اول تاسیس شرکت عنوان کتاب‌های چاپ شده را یادداشت می‌کردیم. عنوان کتاب‌های شرکت سهامی انتشار در دفترچه خط‌‌داری که بیشتر مصرفش، نوشتن مشق شب است، نوشته شده: آمار‌ها در جدولی به پهنای دو صفحه با خودکار مشکلی خطی کشی شده؛ 14 ستونِ دو ردیفه است. کتاب «خدا‌پرستی و افکار روز» نوشته مهندس بازرگان اولین کتاب شرکت سهامی انتشار است. چاپخانه فردوسی در قطع وزیری و شمارگان دو هزار نسخه فروردین‌ماه سال 1338 چاپش کرده. قیمتش هم به گفته زائری بانمک است: ـ 10 ریال. «گفتار رمضان» شیخ علی طنطاوی، با ترجمه احمد آرام،‌ «داستان و راستان» مرتضی مطهری‌، «آئینه اسلام» نوشته دکتر طه حسینی با ترجمه محمد ابراهیم آیتی در نوبت‌های بعدی دفترچه آمار شرکت سهامی انتشار نشسته‌اند. حسینی‌پور در حال تورق دفترچه است که محجوب درباره استقبال مردم از کتاب «پرتویی از قرآن» آیت‌الله طالقانی می‌گوید: ـ چیز‌های جالبی دارد. مثلا کتاب «پرتویی از قرآن» آقای طالقانی با 300 هزار نسخه برای هر جلد منتشر شد. جلد پنجم این کتاب درنیامده بود که ایشان فوت کردند. جلد پنجم را فقط 220 هزار نسخه چاپ کردیم. سابقه نداشت که کتاب درسی را هم 220 هزار نسخه چاپ کنند! حرف از 60 سال پیش به امروز می‌رسد و حسینی‌پور درباره سهامداران امروز شرکت می‌پرسد. صدای پیرمرد خسته‌تر می‌شود: ـ نسل اولی‌ها که همه فوت کردند. آخری هم بنده خودم هستم. دوباره به عقب برمی‌گردد؛ زمان تاسیس شرکت. تکیه کلامش را تکرار می‌کند و ادامه می‌دهد: ـ بله. سرمایه سال‌های اولیه فعالیت شرکت،‌ 50 هزار تومن بود. سرمایه را با کمک کسبه بازار و محل، ‌دانشجویان و اهالی مسجد هدایت که محل سخنرانی آقای طالقانی بود افزایش می‌دادیم. از همان پشت میز که نشسته، به دو دفترچه قطور و مستطیل شکل اشاره می‌کند: ـ اسامی اولین سهامداران اینجا، هست.   حسینی‌پور دفترچه را باز می‌کند نام سهامداران صفحه اول را می‌خواند.  پیرمرد توضیح می‌دهد که دکتر کاظم یزدی جزو موسسین بود و اولین سهام‌ هم به نام خودش بود: ـ هزار سهم است که اسامی به ترتیب آمده. حسینی‌پور خاطره حضور کتابگرد‌های سال گذشته در شرکت سهامی انتشار را زنده کرد. روزی که رئیس شورای شهر تهران هم آمده بود و اوراق سهام پدرش را که سال‌ها پیش به شرکت داده بود، دریافت کرد. دفترچه اسامی سهامداران که دست‌به‌دست می‌چرخد و کارمند جوان درباره سهامداران مشهور می‌گوید، حسینی‌پور آمار نشر سال 1397 شرکت را بررسی می‌کند: ـ سال گذشته 22 عنوان چاپ اول و 32 عنوان چاپ مجدد منتشر کرده‌اید. در مجموع با شمارگان 43 هزار و 852 نسخه است. 32 عنوان هم چاپ اولی با شمارگان 11 هزار و 600 نسخه. حسینی‌پور برگه اطلاعات آمار چاپ کتاب سال گذشته شرکت را که کناری می‌گذارد درباره تعلق خاطر سهامداران جدید می‌پرسد.   تنها بازمانده نسل اول سهامداران شرکت سهامی نشر، تعلق خاطر نسل جدید اداره‌کننده‌های شرکت را با استناد به جلسه هفته گذشته توضیح و صورت جلسه را نشان می‌دهد: ـ به شما عرض کنم، اداره نشر به طریق سنتی دیگر جوابگو نیست. استفاده از اینترنت، فضای مجازی و کافه کتاب مرسوم شده و دیگر باید به‌روز شد. محجوب عمارت شرکت سهامی انتشار را برای تبدیل شدن به کتاب‌فروشی مدرن و محل برگزاری رونمایی کتاب متناسب می‌خواند و بعد خاطره‌گویی را از کتاب «عشق و پرستش» یا ترمودینامیک انسان مهندس بازرگان شروع می‌کند؛ کتابی که سال 1335 در زندان نوشته شده بود: ـ مهندس بازرگان بعد از اینکه آزاد شد پی من فرستاد. آشنایی طولانی نداشتند فقط یکبار برای چاپ کتاب هم‌کلام شده بودند که نتیجه نداشت... ـ دعوتم کرد به دفترش در چهار‌راه استانبول.   بازرگان خواست را کتابش را محجوب چاپ کند. ـ آن زمان بیش از هزار نسخه کشش نداشت آن ‌هم با قیمت 50 ریال. اما  با 3 هزار نسخه منتشر کردم؛ البته به نصف قیمت. بعد از تاسیس شرکت اما کتاب بازرگان که در قطع وزیری چاپ شده بود با شمارگان سه تا 5 هزار تایی در قطع جیبی چاپ شد. و از آقای طالقانی می گوید  و پرتویی از قرآن: ـ آقای طالقانی جلد اول «پرتویی از قران» را پیش از تاسیس شرکت سهامی انتشار با سرمایه شخصی منتشر کرده بود. شرکت که تاسیس شد کتاب را به محجوب سپرد... ـ  به من گفت: «فلانی، من حساب و کتاب ندارم. این کتاب دست تو باشد و حساب و کتابش را هم خودت نگه دار.» مرحوم طالقانی سهم شرکت را از محل فروش پرتویی از قرآن خریده بود. جلد‌های بعدی این کتاب هم در زندان نوشته شد.. ـ از زندان به دست ما می‌‌رسید و چاپ می‌کردیم. هر جلد به 300 هزار نسخه رسید. قیمت هر کتاب حداقل 200 ریال بود اما هر جلد پرتویی از قرآن 10 ریال قیمت می‌خورده. قیمت کم کتاب، همکاران محجوب را به شک انداخته بود که شاید سوبسیدی می‌گیرند... ـ مجموع حق‌التالیف ایشان که حسابش را نگه داشته بودم، 600 هزار تومان شده بود. بعد از انقلاب، رفته بود برای دیدار مرحوم طالقانی و او محجوب را بعد از مدت‌ها شناخت. ـ طالقانی وجوهات نمی‌گرفت. اگر هم می‌گرفت استفاده نمی‌کرد. مرحوم طالقانی آرزو کرده بود ای‌کاش جوری کتاب قیمت‌گذاری می‌شد که حق التایفی به او تعلق نگیرد... ـ بعد از گرفتن حق‌التالیف گفت: «گواراترین پولی که بخواهم در زندگی خرج کنم، همین پول است.» سرک‌کشی به اتاق‌های عمارت شرکت سهامی نشر بدون همراهی حسن محجوب صورت گرفت. یکی از اتاق‌ها، یادگار استراحت چند ساعته مصدق بعد از سخنرانی روی بالکن این عمارت که زمانی دفتر حزب میهمن بوده است. میز تحریر و چند عنوان کتاب درباره این مرد تاریخ ایران دیده می‌شود. از راهرو روبه‌روی اتاق محجوب که گذشتیم وارد یکی از بزرگترین اتاق‌های عمارت شدیم. تصویر بنیان‌گذاران چند قدم جلوتر از در ورودی کنار اولین پنجره نصب شده. از سمت راست ردیف بالا شادروان احمد آرام، شادروان مهندس مهدی بازرگان،‌ شادروان دکتر یدالله سحابی،‌ ردیف پایین از سمت راست شادروان آیت‌الله طالقانی، شادروان آیت‌الله مطهری و دکتر کاظم مزینانی.    از روی بالکن، در آغوش نمای آجری عمارت، خیایان ملت و ظهیر‌السلام و مغازه‌های فروش کارت‌ عروسی و رفت و آمد و شور زندگی را می‌تواند دید. پله‌های سنگی و راهروی نیمه تاریک عمارت را پشت سر می‌گذاریم و از کتابفروشی شرکت سهامی انتشار خارج می‌شویم و هورم گرما، تابستان داغ را یاد‌آوری می‌کند.                             ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 18 Jul 2018 06:41:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263341/میم-مثل-محجوب نشست کارنامه فلسفی دکتر احمد احمدی http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/263344/1/نشست-کارنامه-فلسفی-دکتر-احمد-احمدی ]]> چندرسانه‌ای Wed, 18 Jul 2018 06:30:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/263344/1/نشست-کارنامه-فلسفی-دکتر-احمد-احمدی رمان جاسوسی جدید برد ثور در میان پرفروش‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263210/رمان-جاسوسی-جدید-برد-ثور-میان-پرفروش-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، این مجله هر هفته فهرستی از آثار پرفروش خود در بخش‌های داستانی، غیرداستانی، و کودک و نوجوان را منتشر می‌کند. در این مطلب نگاهی به پرفروش‌ترین آثار داستانی هفته دوم جولای خواهیم داشت.   «رئیس‌جمهور گم شده است» نوشته بیل کلینتون و جیمز پترسون پس از گذشت پنج هفته از حضور در بازار کتاب در صدر پرفروش‌های «نیویورک‌تایمز» قرار دارد و استقبال مردم از این کتاب همچنان ادامه دارد. «رئیس‌جمهور گم شده است» داستان تهدیدی است که نه تنها کاخ سفید بلکه کل آمریکا را تحت تأثیر قرار می‌دهد. زمزمه‌هایی از حمله سایبری به گوش می‌رسد و همه خبر از وجود جاسوسی در کابینه دولت می‌دهند. حتی خود رئیس‌جمهور هم از مظنونین به شمار می‌رود اما کمی بعد خود رئیس‌جمهور ناپدید می‌شود. این کتاب به زودی توسط شبکه تلویزیونی «شو تایم» به سریالی تلویزیونی تبدیل می‌شود.   «استاد جاسوسان» نوشته برد ثور هجدهمین داستان از مجموعه جاسوسی اسکات هارواث است. مجموعه که همه کتاب‌هایش در میان پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفته است. بنیادی خصوصی در حال حمله به دیپلمات‌های سراسر اروپا است. متعهدا آمریکا از این کشور می‌خواهند پرده از جاسوسان مخفی خود بردارند تا شاید هویت قاتلین دیپلمات‌های اروپایی مشخص شود.   «زوج بی‌نقص» نوشته الین هیلدربَند هفته گذشته در جایگاه چهارم قرار داشت و این هفته با یک رده ارتقا در جایگاه سوم قرار دارد و پس از سه هفته از حضورش در بازار کتاب همچنان جایگاه خود را در میان پرفروش‌ها حفظ کرده است. مراسم عروسی زیبایی قرار است در شهر «ناتاکت» برگزار شود اما درست چند روز پیش از برگزاری مراسم جسدی در رودخانه شهر پیدا می‌شود و پلیس به همه افراد دعوت‌شده به عروسی مشکوک می‌شود.   «بیگانه» نوشته استفن کینگ پس از گذشت هفته هفته از انتشار همچنان در این فهرست قرار دارد و این هفته نیز در رده چهارم جای گرفته است. جسد پسرکی در وسط شهر پیدا می‌شود. آثار انگشت و همچنین شواهد حکایت از گناهکاری شهروندی محبوب به نام تری میتلند دارد. تری پدر دو دختر و مربی است. کارگاه آندرسون که روزی پسرش را برای آموزش به کلاس تری می‌برد، دستور دستگیری‌اش را صادر می‌کند. تحقیقات ادامه می‌یابد و پرسش‌های زیادی مطرح می‌شود. کینگ در کتاب جدیدش تنش زیاد و تعلیقی غیرقابل‌تحمل خلق می‌کند. به نظر می‌رسد تری میتلند انسان خوبی است، اما آیا شخصیت جدید کینگ دارای دو چهره مختلف است؟ جواب این سؤال خواننده را شوکه خواهد کرد، زیرا استفن کینگ تنها انسان روی زمین است که خوب می‌داند چطور مخاطبانش را پای کتابش میخکوب کند.   «تمام آنچه می‌خواستیم» نوشته امیلی گیفین در هفته نخست انتشار در جایگاه دوم پرفروش‌های «نیویورک‌تایمز» قرار گرفته است اما این هفته در جایگاه پنجم قرار دارد. شخصیت اصلی داستان به نام نینا برونینگ زندگی خوبی دارد، با همسرش، که به تازگی ثروت زیادی به دست آورده است، زندگی می‌کند و پسرشان در دانشگاه پرینستون پذیرفته شده است اما نینا احساس می‌کند زندگی‌ کنونی‌اش با آنچه در دوره جوانی‌اش در ذهن می‌پروراند تفاوت زیادی دارد. «شریک زندگی‌ات را دوست بدار» و «عشق اول می‌آید»، از دیگر آثار محبوب این نویسنده آمریکایی در ایران نیز ترجمه شده است.   برای دیدن فهرست کامل پرفروش‌های هفته دوم جولای به لینک زیر مراجعه کنید:    https://www.nytimes.com/books/best-sellers/hardcover-fiction/?action=click&contentCollection=Books&referrer=https%3A%2F%2Fwww.nytimes.com%2Finteractive%2F2018%2F03%2F23%2Fbooks%2Freview%2Fbest-sellers-promo-for-front-copy2.html®ion=Body&module=CompleteListLink&version=Fiction&pgtype=Reference     ]]> جهان‌کتاب Wed, 18 Jul 2018 05:46:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263210/رمان-جاسوسی-جدید-برد-ثور-میان-پرفروش-ها طرح‌های تخفیف فصلی باید تداوم داشته باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263278/طرح-های-تخفیف-فصلی-باید-تداوم-داشته-باشد محمدرضا توکل‌صدیق؛ مدیرانتشارات صابرین در گفت‌و‌‌گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) درباره طرح‌های تخفیف فصلی موسسه خانه کتاب بیان کرد: نگاهم به برگزاری طرح‌های تخفیف مثبت است چراکه معتقدم این طرح‌ها برای جامعه نشر نتایج مفیدی دارد. طرح‌های تخفیف زمینه‌‌ساز تقویت کتاب‌فروشی‌هاست.      وی با تاکید بر اهمیت تخصیص یارانه غیر‌مستقیم به صنعت نشر کتاب ادامه داد: یارانه طرح‌های فصلی برای فروش است و در جذب مشتری نقش اساسی دارد. در حالی‌که یارانه مستقیم به صنعت نشر آسیب‌‌وارد می‌کند، یارانه غیر‌مستقیم طرح‌‌های تخفیف تاثیرات مثبتی دارد و در جذب مشتری موثر است.   توکل‌صدیق با تاکید بر رویکرد تخصیص یارانه غیر‌مسقیم بر تاثیرات مثبت طرح‌های تخفیف فصلی گفت: طرح‌های تخفیف فصلی در ایجاد زمینه برای ارتباط مستقیم با مشتری و فعالیت بهتر کتابفروشان موثر است.   این فعال حوزه نشر درباره عملکرد معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در برگزاری طرح‌های تخفیف بیان کرد: میزان حمایت معاوت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران در حمایت از برگزاری این طرح باید بیش از گذشته باشد.                مدیرانتشارات صابرین با اشاره به وضعیت فعلی اقتصاد کشور بیان کرد: تقویت کتاب‌فروشان فعالیت ناشران را تقویت می‌کند علاوه براین با توجه به کاهش قدرت خرید مردم و همچنین موضوع گرانی کاغذ، برگزاری و حمایت از طرح‌های تخفیف فصلی موسسه خانه کتاب ضروری است.   توکل‌صدیق با بیان این مطلب که اجرای طرح‌های تخفیف در شرایط فعلی بیش از گذشته ضرورت دارد، افزود: طرح تخفیف فصلی حتما باید اجرا شود و تداوم داشته باشد چراکه در وضعیت فعلی برای اهالی نشر مفید است.   وی درباره دیدگاه برخی از فعالن نشر یه‌ویژه کتاب‌‌فروشان مبنی بر تاثیر برگزاری طرح‌های تخفیف بر کارکرد کتاب‌‌فروشی‌های سنتی ادامه داد: یارانه طرح‌های تخفیف در واقع به مردم می‌رسد به‌عبارت دیگر نتایج مثبت آن غیر‌مستقیم عاید کتاب‌فروشی‌ها می‌شود. اگر کتاب‌فروشی‌های بزرگ در جریان برگزاری طرح‌های تخفیف موفق‌تر عمل می‌کنند و توانسته‌اند در جذب مشتری پیشگام باشند به معنای  تبلیغات گسترده‌تر است.   مدیرانتشارات صابرین با تاکید بر لزوم توجه کتاب‌فروشی‌های کوچک به امر تبلیغات گفت: توجه به روش‌‌های مختلف تبلیغی از سوی کتاب‌فروشان سنتی و کوچک در موفقیت آن‌ها موثر‌ است. معتقدم صاحبان کتاب‌فروشی می‌توانند از تبلیغات محلی و حتی توزیع تبلیغات کاغذی برای هم محله‌‌ای‌ها نیز استفاده کنند. کتاب‌فروشان کوچک نیز مِی‌توانند در حد و بضاعت خود از طرح‌های تخفیف بهره‌مند شوند.   ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 18 Jul 2018 05:23:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263278/طرح-های-تخفیف-فصلی-باید-تداوم-داشته-باشد زینک چاپ و فیلم لیتوگرافی در فهرست اولویت کالایی یک قرار گرفت http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263294/زینک-چاپ-فیلم-لیتوگرافی-فهرست-اولویت-کالایی-یک-قرار-گرفت غلامرضا شجاع؛ نماینده تشکل‌های صنعت چاپ استان‌هاي كشور بجزء تهران در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با اعلام  این خبر افزود: مدیرکل صنایع شیمیایی و سلولزی ۲۱ تیرماه با ارسال نامه‌ای به مدیرکل دفتر مقررات صادرات و واردات وزارت صنعت، معدن و تجارت خواستار قرار گرفتن زینک چاپ افست و فیلم لیتوگرافی در اولویت کالایی یک به دنبال عدم تولید داخلی این اقلام، و اينكه زينك كالايي استراتژيك براي صنعت چاپ به شمار می‌آید درباره انتقال به گروه کالای یک شده است.   وی با اشاره به سابقه این موضوع ادامه داد: با توجه به اهمیت زینک در صنعت چاپ چندی پیش به نمایندگی از تشکل‌های صنعت چاپ استان هاي کشور به جز تهران نامه‌ای ابتدا به وزیر ارشاد سپس به وزير صنعت، معدن و تجارت ارسال و درخواست کردم ارز مبادله‌ای یا دولتی به زینک اختصاص پیدا کند و این کالا از ارز ۳۸۰۰ تومانی استفاده کنند.   شجاع با بیان اینکه خوشبختانه این درخواست در وزارت صنعت، معدن و تجارت پیگیری شده است، توضیح داد: متاسفانه حتی یک‌ سانتی‌متر زینک در کشور تولید نمی‌شود و در کشورهای همسایه نیز توليد نمي‌شود و در این حوزه ۱۰۰ درصد وابسته به واردات‌ایم. وی با اشاره به پیگیری‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این زمینه توضیح داد: مشاور وزیر و مدیرکل وزراتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز با ارسال نامه‌ای به معاون امور فرهنگی دکتر محسن جوادی درباره درج تعرفه زینک وارداتی به کشور خواستار پیگیری شده است و خوشحال هستیم که این تلاش‌ها اکنون جواب داده است.   شجاع با بیان اینکه بیش از ۸۵ درصد کارهای چاپی شامل محصولات فرهنگی کتاب، بسته‌بندی و مواد غذایی و دارویی، بهداشتي و خصوصا آموزش به زینک و کلیشه نیازمند است، یادآور شد: در فهرست واردکنندگانی که ارز دولتی دریافت کرده‌اند گشایش زینک نداشتیم و این موضوع نشان‌دهنده بحران زینک در آینده نزدیک است.   وی تاکید کرد: امیدواریم با دستور مستقیم وزیر صنعت، معدت و تجارت و پیگیری های زیرمجموعه این صنعت به زودی زینک و فیلم لیتوگرافی نیز از حمایت‌های دولتی بهره‌مند شود و دست‌اندرکاران صنعت چاپ از این حمایت‌ها برای پیشبرد بهتر کارهای خود استفاده کنند. ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 18 Jul 2018 05:21:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263294/زینک-چاپ-فیلم-لیتوگرافی-فهرست-اولویت-کالایی-یک-قرار-گرفت شعر متعهد کمرنگ نشده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263312/شعر-متعهد-کمرنگ-نشده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، علی باباچاهی به تازگی دست به انتشار یک گزیده اشعار با عنوان «ژوزف تو مرخصی!» زده که در زیر عنوان کتاب عبارت «کنش امر اجتماعی» آماده است و با توجه به انتشار مقاله‌ای 33 صفحه‌ای در ابتدای کتاب آن طور برداشت می‌شود که این کتاب گزیده‌ای از شعرهای متعهد و اجتماعی باباچاهی است. در این راستا گفت‌وگوی مفصلی را در با وی ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   کتاب «ژوزف تو مرخصی!»‌ گزیده‌ای از شعرهای شما از سال 1346 تا 1395 است. البته در ابتدای آن هم مقاله‌ای از شما درباره شعر متعهد آمده است. با توجه به اینکه در گذشته گزیده اشعار شما منتشر شده است، دلیل پرداختن به چنین کتابی و انتشار آن چیست؟ چند وقت پیش مازیار نیستانی از نشر مانیاهنر با من تماس گرفت و درخواست کتابی جدید داشت که به او گفتم کتاب جدیدی برای انتشار ندارم و هر چه بوده به دست دوستان ناشر سپرده‌ام. او در جواب به من گفت که ایده‌ای دارد و آن ایده انتشار این کتاب بود که خود من نیز مدتی به آن فکر کرده بود و به نوعی این ایده در ذهنم آماده بود؛ چراکه مدتی به این فکر می‌کردم که به مرور زمان از دهه 30 تا به امروز شعر ناب و شعر متعهد دوگانه‌ای را تشکیل داده که به غلط در زمان‌های گذشته روبه‌روی هم قرار گرفته‌اند و در تقابل با هم بودند. بنابراین این دو نوع شعر دوگانه‌ای را تشکیل می‌دادند که با تفکر ایدئولوژیک آن سال‌ها حضور خصومت‌آمیز با هم داشتند. حال آنکه این تصور غلط بود؛ چراکه می‌توان گفت که شعر ناب و متعهد کششی را در جامعه به وجود آورده بودند که خودش خبر از حیات و سرزندگی شعر می‌داد. من با الهام از شنیده‌ها از حاشیه شعر امروز که چرا شاعران امروز در دو، سه دهه اخیر هیچ توجهی به این همه شرارت که در سطح جهان بر مردم وارد می‌شود ندارند، دوست داشتم تا به این موضوع بپردازم. در این زمان حرف دوستان این است که چرا شعر بر این همه جنگ و کشتار سایه نینداخته است. من آمدم تا به این مساله اشاره کنم و بگویم که غیر از این است و بسیار هم وجود دارد. به همین دلیل گشتم و از میان کتاب‌هایم با نوع رویکردی که خودم به شعر متعهد داشتم، اشعاری را بیرون کشیدم و دیدم که شاید شعر ما ربطی به تعهد ندارد اما پر از اشاره است به آنچه در خیابان‌ها رخ می‌دهد و به نوعی نشان‌دهنده خشونت است. یعنی ما از قدرت‌ها استفاده و آنها را اعمال می‌کنیم، بی آنکه متوجه باشیم. بنابراین گشتم و این نوع تجلی ظلم و ستم و دانشی که در خدمت قدرت می‌رود را پیدا کردم که در نهایت حاصل این کتاب شد. همچنین همان طور که شما به آن اشاره کردید در ابتدای کتاب بر اساس کارهای گلچین شده یک مقاله 33 صفحه‌ای آورده‌ام که خواندن آن خالی از لطف نیست؛ چراکه روی نوشتن آن تامل بسیار زیادی کردم تا تفکیک بین شعر متعهد امروز با شعر متعهد دهه 40 که در آن ایدئولوژی حزبی مطرح بود را نشان دهم.   در ابتدای صحبت‌های خود به شعر «ناب» اشاره کردید. شاید مخاطبان با مفهوم شعر ناب آشنا نباشند؛ آیا منظور شما از شعر ناب، شعر غیر متعهد است؟ بله. شعر ناب شعری است که کاری به مسائل اجتماعی و سیاسی در عمق و در سطح ندارد.   با توجه به توضیحات داده شده ما می‌توانیم بگوییم که در این مجموعه شاهد مقایسه شعر متعهد دهه 40 با شعر متعهد امروز هستیم؟ دقیقا همین طور است اما با این تفاوت که ما در شعرهای این دهه تعریف دیگری از تعهد داریم.   اسم کتاب «ژوزف تو مرخصی!» است. این اسم روی جلد چنین کتابی چه کار می‌کند؟  به نظر من در اینجا بدون آنکه بخواهیم به این مساله پاسخ بدهیم باید به عنوان با ذره‌بین نگاه کنیم؛ چراکه این ژوزف اشاره به استالین دارد. شاید همین الان این سوال پیش بیاید که چرا استالین و چرا دیگران نه؟ و من در پاسخ به شما می‌گویم که این کتاب، یک اثر تاریخی نیست؛ بنابراین در آن یک اشاره‌ به این موضوع کرده‌ایم و از طرفی وقتی کتاب را باز می‌کنید در دیواره یکی از صفحات کتاب نیز مطلبی از دل کتاب درباره این موضوع آمده است.     بحث درباره شعر متعهد است. بد نیست به این موضوع بپردازیم که شعر متعهد در دنیای امروز چه تعریفی دارد و چه میزان تغییر کرده است؟ اینکه در کتاب به شعر دهه 40 و 50 اشاره می‌شود، نگاه سلبی نیست بلکه واقعیتی اجتماعی است که از جانب شاعران مورد نکوهش، سرزنش و نفی قرار گرفته است. شعر متعهد دهه 40 نیز در یک نوع خاص و با هدفی خاص در اینجا ارائه نمی‌شود؛ چراکه شعرهایی داریم که شاعرگونه و کارگری هستند و کارکردهای خاص خودشان را دارند اما در دل آن از جامعه‌ای می‌گوید که در حال انقلاب و تحقق آن است. در همان زمان‌ها ما شعرهایی داریم که همین نگاه در آن وجود دارد اما عجولانه نیست و حتی کمی هنری است مانند شعرهای شاملو، فروغ و اخوان که زبان و دیگر معیارهای شعر با آنها پیوند خورده‌اند و در آن لحاظ شده است. شعرهایی از این دست کارکردهای اجتماعی داشتند و حول مسائل اعتراض روشنفکری می‌چرخیدند و به تعبیر شاملو شعر در آن زمان حربه خلق بود و بعد هم دیدیم که در سال 57 و 56 ده شب شعر کانون نویسندگان ایران برپا شد و باقی قضایا؛ اما در شعری که الان درباره آن صحبت می‌کنیم من به‌عنوان کنش امر اجتماعی از آن یاد کرده‌ام؛ یعنی نوشتم «ژوزف تو مرخصی» اما خواستم یک کلید هم به مخاطب داده باشم؛ چراکه این مقاله طرح مبحثی جدید است. یعنی ما در این اثر زیر عنوان کتاب، عبارت «کنش امر اجتماعی» را آورده‌ایم و حرفی از شعر متعهد فلان نزده‌ایم. به اعتقاد من امر اجتماعی و سیاسی که در مجموع می‌شود کنش اجتماعی در ساحت روانشناسی فرد یا مولف اتفاق افتاده است. بنابراین شعر متعهد شعری است که به نوعی در تضاد روانی با وضعیتی است که بر جهان پیرامون می‌گذرد. این وضعیت گاه مثل یک جنگ تن به تن می‌ماند. برای درک این موضوع کافی است که به صفحه‌های روزنامه‌ نگاه کنید و ببینید که چه وضعیت وحشتناکی وجود دارد که حتی مخاطب هم نمی‌داند در برابر آن چه واکنشی باید نشان دهد. این مطالب نشان می‌دهد که از بس این موارد تکراری شده که ما دیگر به آن واکنشی نشان نمی‌دهیم.   یعنی تعهد کمرنگ شده است؟ نه کمرنگ نشده است؛ من این حرف‌ها را در حاشیه گفتم. به اعتقاد من کنش امر اجتماعی معطوف به شقاوت‌هایی است که حتی از وفور بیان این شقاوت‌ها مصونیت ایجاد شده است. حال این شعرهایی که من پیدا کرده‌ام شعرهایی است که حاصل کنش و واکنش‌هایی است که ما در مقابل مسائل داریم. در کل نوع و شیوه بیان عوض شده است. برای مثال برای بیان شیوه عشق اگر شاعری بیاید و بر اساس همان شیوه بیان دهه 40 و 50 شعر بگوید شاید مورد پسند نباشد. در چنین شرایطی شاعر امروز مجبور است که به شیوه دیگری به بیان مفهوم عشق بپردازد. بنابراین شعر متعهد کمرنگ نشده است. به نظر من این کنش امر اجتماعی در کنار تعهد آن زمان قرار می‌گیرد و این‌ها خویشاوند از آب درآمده‌اند و خیلی هم خویشاوند هستند اما خویشاوندی که امکان دارد یکی از آنها ابرو قاجاری باشد و یکی نوع دیگری. در کل این دو نوع شعر دوگانه‌ای است که می‌توانند در کنار هم باشند. یعنی می‌توانند گفتمان یکسانی داشته باشند؛ اما هر کدام با زبان و لهجه خودشان حرف می‌زنند.   اگر بخواهیم به شعر متعهد نگاهی بیندازیم باید از خودمان بپرسیم که چرا از همان دهه 40، شعر متعهد را به جریان چپ نسبت می‌دادند. نظر شما چیست؟ در گذشته چنین نگاهی بیشتر بود و امروز هم شاعران دچار آن اعتیاد شده‌اند؛ اعتیادی که میراث گذشتگان است. البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که همه شاعران کم‌وبیش چپ هستند اما نه چپ صرفا ایدئولوژیک. یعنی شاعران مانند مردم عادی جامعه از سمت راست خیابان عبور نمی‌کنند و همیشه از سمت چپ راه می‌روند؛ چراکه ذات شعر چه متعهد باشد و چه غیرمتعهد اعتراض به پلشتی‌هاست؛ یعنی شعر همین که متولد می‌شود، مخالف سرکوب‌ها و ناعدالتی است؛ بنابراین اینکه عده‌ای می‌گویند شاعران متعهد حزبی هستند از یک طرف درست است و ما می‌بینیم که تعداد بسیار زیادی از شاعران و نویسندگان قبل از انقلاب آشکارا عضو حزب توده بوده‌اند؛ البته برخی عمیق‌تر و برخی سطحی‌تر. از طرفی خیلی از شاعران در جهان هستند که هیچ حزب و تعهد ایدئولوژیکی ندارند؛ اما فراچپ هستند؛ چراکه با ستمگری در تضادند و با آن مخالفند؛ البته معمولا هر آدم روشنفکری چنین دیدگاهی دارد.   با همه این تفکرات هنوز هم در عوام چپ بودن نشانه روشنفکری است؟ ما باید در ابتدا به این فکر کنیم که روشنفکر چه تعریفی دارد؛ چراکه در هر دوره‌ای چندین تلقی از روشنفکری می‌شود. مثلا ما یک تفکر جلال احمدی از روشنفکری داریم، یک تفکر ادوارد سعیدی و یک تفکر فوکویی؛ بنابراین در چنین شرایطی ممکن است در پاره‌ای از نگاه‌ها یا در بخشی از ذهنیت اذهان این تفکر ایجاد شود که همه این افراد چپ حزبی هستند اما این درست نیست. امروز وقتی یک رسانه میکروفونی در خیابان انقلاب جلوی یک جوان 15-16 ساله می‌گذارد، بسیاری از مسائل اقتصادی و اجتماعی از زبان او بیان می‌شود و اعتراضش از شاعران و کسانی که داعیه روشنفکری دارند، به کررات بیشتر است یا اگر نگوییم بیشتر است کمتر هم نیست. امروز اگر شما اخبار روز گذشته را از رادیو، تلویزیون، روزنامه و خبرگزاری‌ها نشنیده باشید کافی است که به صف نانوایی بروید یا تاکسی سوار شوید؛ آنجاست که خواهید دید چیزی را از دست نداده‌اید. بنابراین این تفکر که روشنفکران ملتزم هستند که به توده‌ها اطلاعات دهند دیگر وجود ندارد. باید قبول کنیم که در ابتدا ما آنقدر کامل به مسائل نگاه نمی‌کردیم و همین شده است که ما امروز روشنفکر درباری، روشنفکر مزدور،‌ روشنفکر وطن‌فروش، روشنفکر حقوق‌بگیر، روشنفکر آزاد و روشنفکر تسلیم شده داریم اما نمی‌توانیم جلوی بقایای تفکر روشنفکری چپ را بگیریم.   عده‌ای معتقدند که مسائل سیاسی شعر را به حاشیه می‌برد و با توجه به گسترش رسانه‌ها و شیوه‌های بیان مشکلات، شعر ظرف مناسبی برای پرداختن به مسائل سیاسی نیست. شما با این دیدگاه موافق هستید یا مخالف؟ من با آگاهی خودم این طور به این مساله نگاه می‌کنم که به چه میزان جزمیت در این مساله وجود دارد. در این جمله یک باید است. یعنی روشنفکر و شاعر نباید درگیر مسائل سیاسی شود. یعنی مطلق کردن نباید و نباید هم چیزی در حد باید است و همین جا متوجه می‌شویم که صدور چنین رای و تصمیمی غلط و اشتباه است. ما در هنر و ادبیات هیچ باید و نبایدی نداریم. البته این نظر من است و شاید عده‌ای نظر دیگری داشته باشند؛ اما باید قبول کرد که ما در ادبیات و هنر تابلو ورود ممنوع‌ را برداشته‌ایم. به ویژه در جوامعی که شما اسم «آب» را هم بیاورید خود به خود رنگ سیاسی می‌گیرد. حال سوال این است که آیا ممکن است در جامعه‌ای که فضای فکر در این حد است که وقتی کلمه «آب» را می‌آوریم رنگ سیاسی به خود می‌گیرد ما درباره مسائل سیاسی شعر نگوییم. البته شعر در نهایت باید شعر باشد و دارای تفکر. این چه منطقی است که در آن تفکر عاشقانه و غنایی مشکل ندارد اما اگر در همان ظرف تفکر سیاسی بریزیم به مشکل خواهیم خورد. بنابراین شعر سیاسی از آنجایی منع می‌شود که دیگر از شعر بودن خارج می‌شود و دیگر شعر نیست. البته به نظر من وضعیت شعر عاشقانه و تغزلی و عارفانه هم به همین شکل است و اگر از ظرف شعر خارج شود قواعد بهم می‌ریزد و دیگر تغزل هم به داد آن نمی‌رسد؛ چراکه دیگر شعر نیست. شعر یک کلیت است مانند دنیا و هیچ چیز را نمی‌توان از آن جدا کرد. در مجموع صحبت‌های منتشر شده ما می‌توانیم این کتاب را گزیده‌ای از شعرهای متعهد علی باباچاهی بنامیم؟ این فرض شماست که به نگاه من هم تا حدودی نزدیک است؛ چراکه من این کتاب را با چنین نگاهی جمع‌آوری کرده‌ام. البته من در گذشته نیز چنین کتابی با عنوان «به شیوه خودشان عاشق می‌شوند»‌ داشتم که آن هم یک گزیده عاشقانه بود؛ اما این کتاب پیش از آنکه من و شما و منتقدان نمره‌ای به آن بدهیم، به‌عنوان طرح یک مبحث منتشر شده است و به این می‌پردازد که آیا امروز دیگر شاعران ایران به دلیل آنکه از ایدئولوژی‌ها ناامید شده‌اند و وعده‌های رهایی بخش دروغی بیش نبوده‌اند، شعر را پوچی یا یک نیهیلیسم افراطی می‌دانند؟ شاید همین می‌شود که اوژن یونسکو  می‌گوید «وقتی من می‌بینم که فردی از بشریت صحبت می‌کند، پا به فرار می‌گذارم چراکه دروغ می‌گوید.» به نظر من این اثر کار جدیدی است اما آیا شعرها از پس این عنوان‌گذاری و ادعا برآمده‌اند نمی‌دانم و دیگران باید نظر بدهند.   از کتاب که فاصله بگیریم این روزها علی باباچاهی شعر هم می‌نویسد؟ واقعیت این است که قرار بود این اتفاق رخ دهد و من شعر بنویسم اما امروز که با شما صحبت می‌کنم حدود یک سال و سه ماه است که تنها یک کار نوشته‌ام و آن هم دوستان مطبوعاتی گرفته‌اند و در چندین رسانه منتشر شده است.   به عنوان آخرین سوال؛ دلیل این کم کاری چیست؟ این کم کاری یک دلیل داشت و آن یک ضربه روحی بود که خوردم و فکر می‌کنم که آدم ضعیفی بودم که نتوانستم از پس آن بربیایم. بنابراین دکتر یک سری دارو تجویز کرد که همین مساله باعث توقف نوشتن و خلاقیتم شده است؛ اما خوشحالم که این روزها طوری مطالعه می‌کنم و کتاب می‌خوانم که گویی فردا با کامو و سارتر مسابقه دارم. کتاب خواندن تنها دلخوشی این روزهایم است. ]]> ادبيات Wed, 18 Jul 2018 05:16:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263312/شعر-متعهد-کمرنگ-نشده مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی همدان منصوب شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263339/مدیرکل-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-همدان-منصوب به گزارش خبرگزاری کاب ایران‌(ایبنا) به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در حکم سیدعباس صالحی خطاب به علیرضا درویش‌نژاد آمده است: «نظر به سوابق و تجربیات ارزنده جنابعالی به موجب این حکم به سمت مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان منصوب می‌شوید. امید است با استعانت از خداوند متعال و بهره گیری از ظرفیت های موجود و نیروهای کارآمد و فرهیخته و تعامل سازنده با مسئولان و مدیران استان و ارتباط نزدیک با اصحاب فرهنگ و هنر و مردم فرهنگ دوست و هنر پرور استان همدان در مسیر رشد فضائل اخلاقی، شکوفایی و اعتلای فرهنگ و هنر اسلامی و ایرانی موفق و موید باشید.» پیش از این فاضب عبادی، عهده‌دار این مسئولیت در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان بود که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از خدمات و تلاش‌های وی تقدیر کرد. ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 18 Jul 2018 04:38:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263339/مدیرکل-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-همدان-منصوب ​نیشابور میزبان شب شعر «ملکوت هشتم» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263353/نیشابور-میزبان-شب-شعر-ملکوت-هشتم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی نیشابور، رمضانعلی بیات با اشاره به این شب شعر، اظهارکرد: شب شعر «ملکوت هشتم»، رویداد بزرگ ملی است که به عرض ارادت شاعران به پیشگاه حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) اختصاص دارد. این برنامه از سوی موسسه آفرینش‌های فرهنگی هنری آستان قدس رضوی طراحی و با همکاری نیروی مقاومت بسیج، اداره اوقاف و امور خیریه، بخشداری زبرخان و  شورای شهر نيشابور امسال در دهه  فرخنده کرامت به میزبانی نیشابور برگزار می‌شود.   مسئول فرهنگی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیشابور، افزود: حضرت امام رضا (ع) در سال ۲۰۰ هجری وارد ایران شدند. رگه‌هایی از تشیع در برخی شهرهای ایران وجود داشت، اما امروز با قدوم مبارک ایشان نیشابور باب‌الرضا (ع) است و با بیان حدیث شریف «سلسله الذهب» در این شهر ایران پایگاه اصلی شیعه در عالم است.   وی گفت: در ويژه‌برنامه شب شعر ملی «ملکوت هشتم» شاعران مطرح  کشور از استان خراسان رضوی  و نیشابور همچون محمود اکرامی، مصطفی جلیلیان مصلحی، جلیل میرفخرایی، ابوالفضل عصمت‌پرست، خدابخش صفادل، سیدکمال سید موسوی، الهام دروگر، جعفر خوش‌بیان، ایمان کرخی، معصومه سادات شاکری، لیلا خاکان و حامد باغیشنی  به شعرخوانی خواهند پرداخت.   بیات بیان کرد: شاعران در این شب شعر، تازه‌ترين اشعار خود درباره میلاد باسعادت حضرت امام رضا (ع) وحضرت معصومه (س)،  سفر تاريخی امام رضا (ع) از مدينه به مرو، اقامت ايشان در نيشاور، وقايع اتفاقيه حضور ايشان، سيره علمی وعملی امام رضا (ع) و جايگاه نيشابور در گستره علوم اسلامی را می‌خوانند.   مسئول فرهنگی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیشابور، ادامه داد: شب شعر ملی «ملکوت هشتم» در مسیر عبور امام رضا (ع) از نیشابور به مرو در بقعه متبرک امامزاده یحیی (ع) روستای باغشن بخش زبرخان  نیشابور، روز شنبه   30تیر 97 بعد از نماز مغرب وعشاء، با حضور عموم علاقه‌مندان  برگزار می‌شود.   ]]> دین‌ Wed, 18 Jul 2018 04:37:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263353/نیشابور-میزبان-شب-شعر-ملکوت-هشتم صالحی بخشنامه اجرای رهنمودهای رئیس جمهور را ابلاغ کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263340/صالحی-بخشنامه-اجرای-رهنمودهای-رئیس-جمهور-ابلاغ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این بخشنامه که با عنوان «بخشنامه اجرای رهنمودهای رئیس جمهور محترم در اجلاس مدیران ارشد دولت (٦ تیر ماه ١٣٩٧)» ابلاغ شده است به برخی نکات مورد تاکید رئیس جمهور اشاره شده است.   این بخشنامه در ٩ بند تنظیم و به تمامی معاونان، مشاوران، مدیران استانی و تمامی بخش‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ابلاغ شده است.   ازجمله موارد مورد تاکید وزیر فرهنگ و ارشاد سلامی در این بخشنامه کاهش جدی برخورداری از امکانات همراه با افزایش ساعات کار، تغییرات در شیوه مدیریتی، صرفه جویی و کاهش جدی سفرهای خارجی مسئولان و کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.   براساس این بخشنامه تمامی سفرهای خارجی در ارتباط با برنامه‌های این وزارتخانه، علاوه بر گذراندن مراحل اداری سخت‌گیرانه، با هماهنگی حوزه وزارتی و مجوز نهایی از وزیر، مجاز خواهد بود.   صالحی در این بخشنامه متوسط ١٢ ساعت کار روزانه در روزهای کاری برای مدیران ارشد سازمانی را الزامی دانسته است و سوق دادن مدیریت‌های هزینه‌ای به مدیریت‌های درآمدی و مشارکتی را ضروری دانسته است.   وی در بخش دیگری از این بخشنامه با اشاره به ضرورت صرفه‌جویی با توجه به شرایط موجود در کشور، بر صرفه جویی جدی در هزینه‌ها برای عموم مدیران ارشد وزارتخانه تاکید کرده است.   از دیگر موراد مورد اشاره وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، اطلاع رسانی فعال و پاسخگویی به سوالات و شبهات است. براین اساس روابط عمومی معاونت‌ها و سازمان‌ها و مدیریت‌های تابعه و استان‌های کشور موظف هستند اقدامات خود را در این زمینه به روابط عمومی این وزارتخانه ارسال کنند و روابط عمومی وزارتخانه نیز موظف است علاوه بر اقدامات حوزه مدیریتی خود، با پایش مناسب، اقدامات تمامی روابط عمومی‌ها را به‌صورت مستمر گزارش کند.   همچنین براساس این بخشنامه، تقویت حوزه اشتغال و رفع موانع کسب و کار فرهنگی، هنری و رسانه‌ای، ارتباطات فعال تر با جامعه فرهنگ، هنر و رسانه، اتکای بیشتر به مردم و پاسخگویی به شکایات مردمی و شفاف‌سازی خدمات و حمایت‌ها و هزینه کرد از اموال عمومی از دیگر موضوعات مورد تاکید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است که اجرای آن‌ها را ضروری دانسته است. این بخشنامه در تاریخ ٢٥ تیر سال جاری به امضای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی رسیده و در نامه ای از سوی حوزه وزارتی به تمامی معاونان، روسای سازمان‌ها، مدیران کل استانی و بخش‌های مختلف این وزارتخانه ابلاغ شده است. ]]> مدیریت‌کتاب Wed, 18 Jul 2018 04:37:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263340/صالحی-بخشنامه-اجرای-رهنمودهای-رئیس-جمهور-ابلاغ ​هندی‌ها غزل‌های مولانا را می‌خوانند http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263343/هندی-ها-غزل-های-مولانا-می-خوانند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از دی‌ان‌ای‌ایندیا- بلرام شکلا، استاد دانشگاه دهلی هندوستان، به تازگی 100 غزل از غزل‌های کم‌تر شناخته‌شده مولانا را از زبان فارسی به هندی ترجمه کرده است. این اولین بار است که این حجم از آثار مولانا به طور مستقیم از زبان فارسی به زبان هندی ترجمه می‌شوند. ترجمه‌های دیگری که تاکنون از مولانا در هند وجود داشته از زبان انگلیسی به هندی برگردانده شده بودند. دکتر بلرام شوکلا درباره روند ترجمه غزل‌های مولانا که قریب شش سال را صرف آن کرده اظهار کرد: «رومی فقط یک شاعر نیست؛ او یک اعجوبه است. من زمانی که مشغول تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی بودم با آثار او آشنا و از همان اول مجذوب و شیفته زیبایی نوشتار او شدم و برای این‌که این زیبایی برای خواننده هندی ملموس‌تر شود تصمیم گرفتم برخی از بهترین غزل‌های ناب او را به زبان هندی ترجمه کنم. ترجمه اشعار او برای من مانند یک سفر شگفت‌انگیز و خیالی بود.» این کتاب در سه بخش با عناوین 1) باب طلب، 2) باب طرب و 3) باب وصال تقسیم‌بندی شده و قرار است در ماه آگوست سال جاری میلادی روانه بازار کتاب هند شود. مترجم غزل‌های مولانا به زبان فارسی در ادامه گفت: «اگر چه تمام تلاش خود را کردم تا جایی که ممکن است این ترجمه با اشعار مولانا برابری کند اما می‌دانم که هنوز در انتقال زیبایی‌های زبان فارسی نارسایی‌هایی زیادی دارد. در واقع ترجمه این غزل‌ها کار بسیار دشواری بود. در طی این سال‌ها با چندین استاد دانشگاه در ایران در ارتباط بودم و هر زمان در فرآیند ترجمه با مشکلی بر می‌خوردم با آن‌ها تماس می‌گرفتم و تمام هدفم هم این بود تا زیبایی‌های بکر این اشعار را بتوانم حفظ کنم.» انتشار این کتاب تحت حمایت طرح تاپ بوده که به منظور تشویق ترجمه و نشر آثار فارسی به زبان‌های دیگر در ایران راه‌اندازی شده و بخشی از هزینه‌های ترجمه آن از سوی دولت ایران تقبل شده است.  علی دهقانی، مشاور فرهنگی خانه فرهنگ ایران، در این خصوص گفت:«دولت ایران مشتاق است تا از طریق ترجمه ادبیات فارسی به زبان‌های خارجی تبادلات فرهنگی خوبی بین ایران و دیگر کشورها صورت بگیرد و این اثر چون مستقیما از زبان فارسی ترجمه شده ارزش منحصر به فردی دارد.» دکتر علیم اشرف خان، رئیس بخش ادبیات فارسی در دانشگاه دهلی نیز اشاره کرد که انتشار این اثر در هند باعث می‌شود که رومی در میان مردم هند ملموس‌ و قابل دسترس‌تر شود؛ چرا که بخش زیادی از جمعیت هند را خوانندگان هندی تشکیل می‌دهند که الزاما با زبان انگلیسی ندارند و از خواندن آثار مولانا محروم بوده‌اند. بنابراین این ترجمه کمک می‌کند تا مردم بیشتری از هند با این شاعر جاودانه ایرانی آشنا شوند و آثارش را بخوانند. بلرام شکلا، استاد دانشگاه دهلی هندوستان، پیش از این اقدام به ترجمه آثار دیگری از زبان و ادبیات فارسی در حوزه کلاسیک و معاصر کرده بود و با استقبال خوبی نیز از سوی هندوها مواجه شده بود که از آن میان می‌‌توان به ترجمه غزلیات صائب تبریزی و ترجمه ترکیب‌بند محتشم کاشانی درباره امام حسین(ع) اشاره کرد. ]]> جهان‌کتاب Wed, 18 Jul 2018 04:08:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/263343/هندی-ها-غزل-های-مولانا-می-خوانند تکرارِ تراژیکِ یک کمدی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263349/تکرار-تراژیک-یک-کمدی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_علی شروقی: امروزه دیگر اثبات حقانیت این گفته مارکس که تاریخ دوبار تکرار می‌شود، یک‌بار به‌صورت تراژدی و بار دیگر کمدی، شاید چندان کار دشواری نباشد، چنان‌که خود این عبارت مدت‌هاست که از فرط تکرار به یک نقل‌قول‌ کلیشه‌ای بدل شده است. برای اثبات مدعای مارکس مصداق در طول تاریخ فراوان است. اما آن‌چه غریب به نظر می‌رسد طرح امکانی معکوس است: امکان این‌که تاریخ دوبار تکرار شود اما بار اول به صورت کمدی و بار دوم به صورت تراژدی. این همان امکانی است که یوزف روت در رمان «مارش رادتسکی» پیش می‌کشد. روت در این رمان قصه‌ای را روایت می‌کند که وقتی به اتمام می‌رسد خواننده را با وارونه گزاره معروف مارکس مواجه می‌کند؛ یعنی با تکرار تراژیک آن‌چه بار اول به صورت کمدی اتفاق افتاده است.   رمان داستان سه نسل از خانواده فون تروتا را در دوران امپراتوری اتریش – مجارستان روایت می‌کند؛ این سه نسل عبارتند از پدربزرگ، پسر و نوه‌اش. تروتای پدربزرگ وقتی جوان بوده و با درجه ستوان پیاده‌نظام در ارتش خدمت می‌کرده، در نبرد سولفرینو جان قیصر را نجات داده و این عمل قهرمانانه که البته در هیئتی نه‌چندان حماسی بلکه بیشتر به صورتی کمیک تحقق می‌یابد، عنوان اصیل‌زادگی را برای تروتا به ارمغان می‌آورد و او را وارد تاریخ و کتاب‌ درسی کودکان می‌کند. اما در کتاب‌ درسی ماجرای نجات قیصر به همان صورتی که در واقعیت صورت گرفته روایت نشده و به آن ابعادی حماسی داده شده است. اصل ماجرا چنین است: «قیصر می‌خواست دوربینی را که یکی از ملازمانش به دستش رسانده بود به‌سوی چشمانش ببرد. تروتا معنای این حرکت را خوب می‌دانست: حتی بر فرضِ این‌که دشمن در حال عقب‌نشینی بود، عقب‌دارانش قطعا اتریشی‌ها را نشانه گرفته بودند و کسی که یک دوربین صحرایی را بالا می‌بُرد، داشت به زبان بی‌زبانی به آن‌ها می‌فهماند که او هدف است، هدفی درخور شلیک؛ و آن‌هم چه هدفی: قیصر جوان! چیزی نمانده بود تروتا از ترس قالب تهی کند. ترس از فاجعه غیرقابل‌تصور و بی‌حدوحسابی که خود او و هنگ و ارتش و دولت و تمام جهان را به ورطه نابودی می‌کشاند سرمایی سوزناک را به جانش انداخت. زانوانش می‌لرزیدند. و به حکم کینه جاودانه‌ای که افسر جزء خط مقدم از عالی‌جنابان ستاد فرماندهی داشت – که هنوز صابون جنگ به تنشان نخورده بود – همان کاری را کرد که نامش را در تاریخ هنگش جاودانه کرد. هر دو دست را به هوای گرفتن شانه‌های قیصر و نشاندن او به‌سویش پرتاب کرد. گویا ستوان شانه‌های قیصر را زیادی محکم گرفته بود؛ قیصر به سرعت نقش زمین شد. ملازمان خود را روی قیصر انداختند. در همین لحظه گلوله‌ای شانه چپ ستوان را شکافت، همان گلوله‌ای که قلب قیصر را نشانه رفته بود». به این صحنه و وجهِ کناییِ آن بازخواهیم گشت اما ابتدا ببینیم سال‌ها بعد ستوان تروتا که به پاس فداکاری‌اش برای امپراتور به درجه سروانی نائل شده در کتاب درسی پسرش، در درسی با عنوان «فرانتس یوزف اول در نبرد سولفرینو» با چه روایتی از این عمل قهرمانانه روبه‌رو می‌شود. در این درس آمده است: «امپراتور در گرماگرم نبرد چنان دلیرانه به‌پیش تاخته بود که ناگهان خودش را در محاصره سواران دشمن یافت. در آن وانفسا ستوانی نوجوان سوار بر اسب کَهَری خیسِ عرق، در حالی که شمشیرش را در هوا تاب می‌داد، به‌تاخت پیش آمد. وه! چه ضربه‌ها که بر سر و گردن سواران دشمن باریدند!» و چند سطر بعد: «نیزه دشمن سینه قهرمان جوان را شکافت، اما دیگر بیش‌تر نیروهای دشمن از پا درآمده بودند. امپراتور جوان و بی‌باکِ ما، شمشیر درخشان در کف، توانست از خود در برابر حملات رو به ضعف دشمن دفاع کند...». این روایت کذب سروان تروتا را چنان برمی‌آشوبد که به مقامات بابت آن اعتراض می‌کند و آن‌قدر پیش می‌رود که شخص امپراتور را ملاقات و قضیه را با او در میان می‌گذارد. قیصر به تروتا پیشنهاد می‌کند پی قضیه را نگیرد و وقتی سروان با پافشاری می‌گوید: «اما اعلی‌حضرت، این دروغ است!» قیصر می‌گوید: «چیزی که زیاد است، دروغ!» این واکنش دقیقا از جنس واکنش‌های مرسوم در سیستم‌های فاسد رو به زوال است. واکنشی از سرِ بی‌اعتنایی و باری‌به‌هرجهتی. و «مارش رادتسکی» چنان‌که در مقدمه ترجمه فارسی آن اشاره شده رمانِ انحطاط و فروپاشی است. در جایی از رمان اشاره می‌شود که نبرد سولفرینو که آغازگاه «مارش رادتسکی» است مقدمه‌ای بر فروپاشی امپراتوری اتریش – مجارستان و تجزیه این امپراتوری بوده است. از این منظر صحنه آغازین رمان، صحنه نجات امپراتور به دست ستوان تروتا، اهمیتی دوچندان می‌یابد چراکه این صحنه حامل باری کنایی است و همزمان نجات و سقوط را به تصویر می‌کشد: «هر دو دست را به هوای گرفتن شانه‌های قیصر و نشاندن او به‌سویش پرتاب کرد. گویا ستوان شانه‌های قیصر را زیادی محکم گرفته بود؛ قیصر به‌سرعت نقش زمین شد». سروان تروتا بعد از بی‌نتیجه‌ماندن اعتراضش به دروغ کتاب درسی از ارتش استعفا می‌دهد و در گوشه‌ای به کشاورزی مشغول می‌شود. بعدها تروتای پسر در شهری کوچک بخشدار می‌شود و وفادارانه و از سرِ صدق به امپراتوری خدمت می‌کند. در خانه‌اش تابلویی از تروتای پدر هست که کارل یوزف، نوه تروتای پدر و فرزند بخشدار، به آن زُل می‌زند و با آن هم‌ذات‌پنداری می‌کند به نحوی که بعدها وقتی همچون پدربزرگش وارد ارتش می‌شود در آرزوی این‌که بار دیگر فرصتی پیش بیاید که بتواند مثل پدربزرگش جان امپراتور را نجات دهد می‌سوزد. اما روزگار کارل یوزف، همان تروتای جوان و نوه قهرمان نبرد سولفرینو، در ارتش به علافی و بیهودگی و بلاتکلیفی و قمار می‌گذرد. مدتی است جنگی اتفاق نیفتاده است و ارتش در انتظار جنگ است تا بلکه از این بیهودگی که گریبانش را گرفته خلاص شود. روت در این بخش از رمان که بدنه اصلی آن را تشکیل می‌دهد روایت‌هایی از زندگی کارل یوزف و پدرش به دست می‌دهد که اغلب صحنه‌هایی از زوال، مرگ و ملال‌اند. با انتقال خودخواسته کارل یوزف به شهری مرزی انحطاط او نیز شدت می‌گیرد، همچنان‌که انحطاط امپراتوری نیز در حال شدت‌گرفتن است. جان قیصر و جان خاندان تروتا گویی به طرزی نمادین به هم بسته شده است و یوزف روت این همبستگی را با مهارت ترسیم کرده است. دنیای جدید گویی همان‌طور که در حال درنوردیدن طومار امپراتوری است طومار خاندان تروتا را نیز درمی‌نوردد. روت این‌گونه یک دوره تاریخی را در سرنوشت سه نسل از یک خاندان بازتاب می‌دهد. کارل یوزف به‌عنوان شخصیت اصلی رمان در مرز دو دنیای قدیم و جدید ایستاده است. او مردد است و موقعیت خود را گم کرده است. جایی از رمان بعد از آن‌که او از مرخصی چندروزه که در آن حسابی خوش گذرانده بازگشته است، گویی به جبران آن چند روز فراغت، به مأموریتی دشوار فرستاده می‌شود. باید گُردانی را برای سرکوب کارگران معترض فرماندهی کند. کارل یوزف دستور شلیک به کارگران را می‌دهد. دستوری که بیش از آن‌که بازتابی از اقتدار امپراتوری باشد نشانگر نوعی ضعف و گیجی و سستی است. صحنه اعتراض و شلیک به معترضان دقیقا طوری طراحی شده که این گیجی و ضعف و استیصال را بنمایاند. هیچ اقتداری در این صحنه نیست. روت سیرِ حوادث رمان خود را با دقتی مثال‌زدنی در جزئیات به نحوی طراحی کرده که هر قدم در این رمان قدمی به سمت فروپاشی نهایی باشد یا وجهی از این فروپاشی و نشانه‌های آن را به رخ بکشد. دقتِ او در جزئیات، حتی جزئیات اشیاء، تصویری از تجزیه را به دست می‌دهد. تصویری از یک کل که در حال تجزیه‌شدن به اجزائی است که آن اجزاء خود قرار است وجودی مستقل بیابند. مثل تأکید او بر پازلفی‌های بخشدار (پدرِ کارل یوزف) و تأکیدهای بسیار از این دست. امپراتوری دارد به کشورهای مستقل تجزیه می‌شود و جزئی‌نگری روت در ترسیم چیزها و آدم‌ها و مکان‌ها از این منظر است که در ساختار روایت معنا پیدا می‌کند. در پایان رمان، درست وقتی کارل یوزف از ارتش استعفا داده است، جنگ جهانی اول آغاز می‌شود. این جنگ نقطه پایان امپراتوری و نقطه آغاز یکی دیگر از رمان‌های مشهور درباره زوال امپراتوری اتریش – مجارستان است: رمان «شوایک» اثر واروسلاو هاشک که درست با وقوع جنگ جهانی اول آغاز می‌شود و برخلاف روند «مارش رادتسکی» که حرکتی از کمدی به تراژدی است، تصویری یکسره کمیک را از این فروپاشی به دست می‌دهد. قهرمان رمان هاشک برخلاف قهرمان رمان روت از فرودستان است. آن‌ها که رندانه و با دلقک‌بازی ناکارآمدی امپراتوری را علنی می‌کنند. همان‌ها که کارل یوزف گاه در تهِ ذهن‌اش حسرتِ‌شان را می‌خورد. کارل یوزف با شروع جنگ به ارتش بازمی‌گردد. جنگ اما آنگونه که فرماندهان می‌پنداشته‌اند افتخاری دربر ندارد و آن‌چه در پی دارد گریز و عقب‌نشینی لشگریان ارتش امپراتوری و محاکمه‌های شتابزده و بی‌پایه عده‌ای به‌عنوان خائن است. در سطرهایی از صفحات پایانی رمان تصاویری از جنگ به دست داده می‌شود که می‌توان آن‌ها را به مثابه فشرده‌ای تراژیک از صحنه‌های کمیک رمان «شوایک» قلمداد کرد. و دستِ‌آخر فرجامِ تراژیک کارل یوزف در تقابل با صحنه کمیک نجات قیصر در آغاز رمان و به مثابه نقطه پایانی بر امپراتوری و هم‌بسته با آن نقطه پایانی بر زندگی خاندان تروتا رقم می‌خورد. در این فرجام تراژیک اما چرخشی معنادار نهفته است. کارل یوزف که همواره آرزو می‌کرده مثل پدربزرگ جانِ قیصر را نجات دهد این‌بار جان خود را نه برای نجات قیصر که برای رساندن آب به سربازان تشنه فدا می‌کند و این یعنی فعال و برجسته‌شدنِ آن وجه کنایی که در نحوه نجاتِ قیصر نهفته است: نقشِ‌زمین‌شدن قیصر به دست پدربزرگ. کارل یوزف قهرمانِ روزگارِ تازه است. منبع: روزنامه شرق ]]> نقد و معرفی Wed, 18 Jul 2018 04:06:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263349/تکرار-تراژیک-یک-کمدی ابن‎سينا عميقا ايراني است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263348/ابن-سينا-عميقا-ايراني خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_محسن آزموده: محسن آزموده: غربيان او را با نام «اوسينا» (Avicenna) مي‌شناسند؛ فيلسوف، حكيم و دانشمندي كه نقش مهمي در «انتقال» فلسفه و دانش باستاني به اروپا در سده‌هاي متاخر ميانه ايفا كرده است. اين تصوير غالبي است كه بر پژوهش‌هاي ما نيز درباره ابن‌سينا سايه انداخته و معمولا او و ساير فيلسوفان مسلمان را از رهگذر نقشي كه در اين «انتقال» بازي كرده‌اند، ارزيابي مي‌كنند. اسكندر صالحي اما معتقد است كه ابن سينا تلاقي‌گاه سه سنت فكري بزرگ است: انديشه ايراني، فكر اسلامي و فلسفه يوناني. به نظر او در واكاوي دقيق‌تر حتي مي‌توان دريافت كه عنصر ايراني در انديشه پورسينا غلبه دارد. صالحي در كتاب «هستي از در چشم‌انداز» به مقايسه هستي‌شناسي ابن سينا در اشارات و تنبيهات، از امهات آثار او، با هستي‌شناسي ارسطو در كتاب متافيزيك فيلسوف بنيانگذار يوناني پرداخته است. قسمت نخست گفت‌وگوي حاضر به دشواري‌هاي تفسير ارسطو اختصاص دارد و در بخش دوم به ابن‌سينا و اصالت انديشه او پرداخته‌ايم: روايت رايج اين است كه ابن‌سينا شارح ارسطوست و نهايتا آنچه افزوده، برخي مسائل جزيي فلسفي است. شما برعكس معتقديد كه اين دو، به دو ساحت انديشگي متفاوت تعلق دارند. چطور به اين نتيجه رسيديد؟ در دوره فوق ليسانس كه كارهاي تطبيقي را دنبال مي‌كردم و مي‌خواستم به سرچشمه‌هاي يوناني اخلاق اسلامي بپردازم، دنبال تكرار مشهورات بودم و مي‌خواستم نشان بدهم آنچه به عنوان مسلمات در اخلاق اسلامي مي‌گوييم، كاملا برگرفته و اصطلاحا «كپي-پيست» انديشه يوناني است و تنها آرايه‌هايي به آن اضافه شده است. تنها دنبال اين بودم كه اين ديدگاه را اثبات كنم. اما در حين كار متوجه شدم كه بنياد اخلاق مسكويه دست كم با شخص ارسطو تفاوت بنيادي دارد و وقتي مساله را با برخي دوستان در ميان گذاشتم، گفتند كه اين فهم اگر غلط هم باشد، ارزش پيگيري دارد. البته پيگيري اين موضوع فراتر از يك پايان نامه كارشناسي ارشد زمان مي‌برد. اما نتيجه اين ترديد اين بود كه ديگر شارح صرف بودن يك فيلسوف در تمدن اسلامي را مسلم نگيريم، ضمن آنكه گشوده باشيم به اينكه هم «كپي-پيست» بودن را ممكن بدانيم، هم امكان فلسفه جديد را هم و امكان چيزي بين اين دو را كه متفاوت از هر دوست. اين تفاوت هم مي‌تواند محصول ابداع شخصي فيلسوف باشد و هم حاصل تفاوت در منظر (perspective) يا هر چيز ديگري. بعدا در دوره دكتري به دنبال كتاب يافتن گرانيگاه «متافيزيك» ارسطو بودم. منظورتان از گرانيگاه چيست؟ يعني مساله اصلي متافيزيك ارسطو چيست. به اين نتيجه رسيدم كه به يك معنا نمي‌توان براي متافيزيك ارسطو گرانيگاهي يافت؛ زيرا اين كتاب محصول تقريبا تمام دوره‌هاي زندگي فكر اوست، حتي دوره‌هايي كه چندان به‌خلافِ اپيكور در بند نوشته‌هايش نيست. دوره‌هايي كه ديوگنس بدون اينكه علت را دريابد، به ارسطو طعنه مي‌زند كه نوشته‌هايش را تنظيم نكرده است. اگر ديوگنس فيلسوفان معاصر ما مثل ويتگنشتاين و هيدگر را ديده بود، درمي‌يافت كه اهل انديشه فلسفي اصلا نمي‌تواند نوشته‌هايي منظم مثل ساير نويسندگان داشته باشد. در ابتداي پژوهش بر آن بودم كه شايد مساله ارسطو امكان كسب دانش يا شناخت است. برخي استادان ايراني كه رويكرد پوزيتيويستي داشتند، با تاييد اين ديدگاه مي‌گفتند كه ارسطو در متافيزيك مثل كانت مي‌كوشد بنيان‌هاي نظري فيزيك را بنا كند. اما با انس بيشتر با متافيزيك ارسطو و مطالعه كارهاي ديگر يونانيان باستان شاهد تركيبي از بازيگوشي و انديشيدن به سنت يوناني مي‌شويد. حتي شايد يكي از مسائل او اين است، كمااينكه اين تنها سوفسطاييان نيستند كه به مساله امكان دانش مي‌انديشند و پيش از آنها نيز اين مساله هست. در نتيجه يكي از كارهاي ارسطو نيز مهندسي كردن دانش تا روزگار خودش است و در نتيجه مسائل اصلي علوم را مطرح كند. البته وقتي وارد آن دوره مي‌شويد، با فيلسوفان و محققان جدي فراواني مواجه مي‌شويد و در مي‌يابيد كه يافتن يك مساله اصلي براي آن‌همه كار غيرممكن است. بنابراين به نظر من ارسطو فيلسوفي در راه است و به يك معنا انديشه‌اش گرانيگاه ندارد. البته مي‌توان ويژگي‌هاي سبكي او را استخراج كرد و با نشان دادن سازمان كارش مستدل ساخت كه ادامه بخشي از سنت يوناني و مقابل سوفسطاييان است كه شبيه فيلسوفان پست مدرن هستند، زيرا اينان بيشتر در كار نشان دادن نواقص هستند؛ به عبارت ديگر سوفسطاييان شبيه هكرها هستند كه باگ‌ها را نشان مي‌دهند، اما ارسطو شبيه يك نرم‌افزارنويس است و سازمان درست مي‌كند. گفتيد كه يافتن گرانيگاه يا مساله اصلي براي انديشه هستي‌شناختي ارسطو دشوار است. اما به هر حال آيا نمي‌توان گفت كه نزد فيلسوفان يوناني دغدغه محوري واحدي مثل يافتن آرخه‌اي در طبيعت يا ارايه تبييني براي نظام هستي هست؟ اين آرخه نيز در درون نظام هستي است و در نتيجه فلسفه كوششي براي ارايه تبييني عقلاني و درون‌بود از نظام هستي است؟ در پرسش شما چندين مفروض هست. بهتر است علي‌الحساب راجع به فلسفه يونان حرف نزنيم، زيرا طيف وسيعي از انديشه‌ها را در بر مي‌گيرد و مثلا همه مثل ارسطو فكر نمي‌كنند كه جهان محدود به طبيعت است و هر چه رخ مي‌دهد در طبيعت است و لزوما همه هم به دنبال آرخه نيستند. اين روايت ارسطويي از فلسفه يونان است كه به دليل جذابيت و غنا، ما را مرعوب مي‌كند. ضمن آنكه ساير روايت‌ها ثبت نشده است. به گونه‌اي كه حتي قطعاتي كه از پيشاسقراطيان نقل شده، در نوشته‌هاي ارسطو باقي مانده است. البته ما راه ديگري نيز نداريم، چون اصل آثار آنان را نداريم. اگر بود، شايد مي‌ديديم كه طبيعت‌ا‌نديشي بخشي فرعي از انديشه يوناني است. مساله بعدي اينكه وقتي تكليف ما راجع به ارسطو روشن نيست، بايد راجع به ديگران با احتياط بيشتري سخن گفت. به خصوص كه هرچه فيلسوفي بزرگ‌تر است، روايتش از گذشتگانش، بيشتر آفرينش است تا نقل ماوقع.مثلا هوشنگ گلشيري مي‌گويد اخوان ثالث خاطره سفر ناموفق خود به غرب را هر بار به نحوي روايت كرده است. اين به دليل آن نيست كه اخوان ثالث دروغگوست يا گلشيري قصد تهمت زدن به اخوان را دارد، بلكه دليلش آن است كه اخوان شاعر است، آفريننده است و هر بار داستان تازه‌اي مي‌آفريند. يعني شما معتقديد كه نمي‌توان براي ارسطو دغدغه اصلي خواند؟ هم مي‌توان گفت آري و هم خير. اين خصلت فلسفه است. اكثر دفاتر متافيزيك تقرير درسگفتارهاي ارسطو است، يا يادداشت‌هاي اشاره‌وار شبيه به كدي كه مي‌خواسته در درس بگويد. بنابراين مشخص نيست كه حرف نهايي او چه بوده است. اين را مقايسه بكنيد با تقرير درسگفتارهاي هايدگر توسط شاگردانش كه با نوشته‌هاي خود او فاصله زيادي دارد. بنابراين تقريرات درس‌هاي ارسطو دقيقا عين عبارات او، با آن دقت و كمال خاص ارسطويي، نيست. مشكل ديگر اين است كه ما ترتيب زماني نوشته‌هاي ارسطو را نمي‌دانيم و در نتيجه سير تطور انديشه او را نمي‌شود حدس زد. مثلا برخي جاها كه شبيه انديشه افلاطون است، برخي مي‌گويند متعلق به دوران ابتدايي زندگي فكري اوست كه شاگرد افلاطون بوده و هنوز افلاطوني بوده و عده‌اي مي‌گويند مربوط به دوران كهنسالي اوست كه گرايش انسان به مابعدالطبيعه زياد مي‌شود و هر دو ادعا نيز مي‌تواند درست باشد. اما به هر حال براي مقايسه ارسطو با ابن‌سينا به نحو ايجابي بايد چيزي را ميان گذاشت. آن وجه ايجابي انديشه ارسطو چيست؟ بله درست است. من براي اين كار كمي هم از طبيعيات ارسطو استفاده كردم كه بسياري از اين‌ابهامات را نداشت. ضمن آنكه اگر از منظر ابن‌سينا بنگريم، شايد فهم مساله راحت‌تر باشد. يعني به نظر شما تكليف ابن سينا روشن است؟ البته در مورد كتاب اشارات چنين است در حالي كه اگر اين كار را در مورد همه آثار ابن‌سينا مي‌كرديم، باز به مشكل «كدام ارسطو و كدام ابن‌سينا؟»، برمي‌خورديم. ضمن آنكه بهتر بود ما مثلا فقط يك دفتر از دفاتر كتاب متافيزيك يعني مثلا دفتر لامبدا را در نظر مي‌گرفتيم، زيرا سازمانش معلوم است و مشخص است كه هستي در آن اجمالا به چه معناست. اما فراموش نكنيم كه اين دفاتر مشتركاتي دارند. همان مشتركات چيست؟ اين است كه از نظر ارسطو هر چه هست طبيعت است و بيرون از طبيعت چيزي نيست. بقيه اجزاي فلسفه ارسطو توضيحي براي همين طبيعت است. مثلا اوسيا (جوهر) را مطرح مي‌كند كه برايش حركت رخ مي‌دهد و براي توضيح حركت از علل استفاده مي‌كند و... بنابراين تصوير ارسطو از هستي، طبيعت يا فوسيس است و اتفاقات آن نيز درون‌بود است. اما درك ابن سينا از هستي چيست؟ من بعد از نگارش كتاب متوجه شدم كه با محدود كردن خود به فلسفه اسلامي نمي‌توان ابن‌سينا را شناخت و براي فهم او بايد با فلسفه ايراني و آثاري مثل دينكردها هم آشنا شد. البته اينجا تعبير فلسفه به‌تسامح به كار مي‌رود، زيرا فلسفه در اصل جنس خاصي از انديشيدن در سنت يوناني است. با مطالعه دينكرد متوجه شدم كه همه ويژگي‌هاي واجب‌الوجود در انديشه زرتشتي وجود دارد، حتي نامحسوس بودنش كه معادل مينوي بودن است. الان گمان مي‌برم منطق‌المشرقين يا فلسفه مشرقي كه ابن‌سينا مي‌گويد، اگرچه خودش تصريح نمي‌كند، احتمالا، فلسفه زرتشتي است و به دليل محافظه‌كاري رايج در آن دوره به آن تصريح نمي‌كند زيرا دوره اوج تفكر ضد ايراني است و اگر مي‌گفت گرفتار مي‌شد. يعني به نظر شما سه سنت را مي‌توان تمييز داد؛ سنت يوناني، سنت ايراني و سنت اسلامي. آيا امكان گفت‌وگو ميان اين سه سنت هست؟ يك وقت مراد از گفت‌وگو در همين سنت ارسطويي است كه مسلط بر ما است، يعني هرچه طرفين مي‌گويند، عينا منتقل مي‌شود. چنين گفت‌وگويي هيچ جاي عالم رخ نمي‌دهد. اما اگر گفت‌وگو را هرمنوتيكي بفهميم، يعني نوعي فهم-تفسير و بازآفريني سخنان طرفين، آنگاه مي‌توان از گفت‌وگو سخن گفت، يعني بازآفريني حتما ممكن است. البته تمدن‌هاي همسايه درصد انتقال‌شان بيشتر است. مثلا ما شايد تمدن يوناني را بيشتر از تمدن چيني بفهميم. البته مقصود صرفا فاصله جغرافيايي نيست، بلكه فاصله فرهنگي است. ابن‌سينا مثال بارز تحقق اين گفت‌وگوست.اما در اين امتزاج افق‌ها در ابن‌سينا، مي‌توان تشخيص داد كه كدام افق تاثير بيشتري دارد؟ پاسخ اين پرسش بسيار دشوار است، زيرا ما نيز بي‌طرف نيستيم و جايي ايستاده‌ايم و از آنجا نگاه مي‌كنيم. اصولا بي‌طرفي ناممكن است. اما با وجود همه محدوديت‌ها بايد سنت‌هايي را واكاويد كه ابن‌سينا در دل آنها مي‌انديشيد. به نظر من ابن‌سينا و مسكويه به‌عمد و آگاهي ايراني بودند. حتي مي‌توانم نشان بدهم كه مسكويه با آگاهي ايراني است و به ايران تعصب دارد. البته بحث ما عمدتا راجع به ناخودآگاه و چشم‌اندازي است كه ناخودآگاه و از پيش براي انسان ساخته شده است. اما فيلسوفان بزرگي مثل ابن‌سينا در شكل‌دهي به اين چشم‌انداز هم نقش دارند و چيزي به آن مي‌افزايند. بنابراين ابن‌سينا ايراني مسلمان است و از آن منظر و چشم‌انداز به سه سنت پيش از خودش مي‌نگرد. او در اشارات آگاهانه چنين است؛ گو كه آنجايي هم كه مي‌خواهد فيلسوف مشايي باشد، مشايي نيست! سوال سخت‌تر اينكه ايراني بودن يعني چه؟ اگر به آثاري مثل دينكرد بنگريد، عناصري مي‌بينيد، مثل تمايز ميان امر مينوي و غيرمينوي و مادي كه در سنت‌هاي ديگر نيست و ابن‌سينا اينها را از اين سنت گرفته است. اتفاقا نزد ابن‌سينا اصلي‌ترين تفاوت واجب الوجود با ساير موجودات همين مينوي بودن است كه از سنت ايراني آمده است. رجوع امروز ما به ابن سينا از چه بابت است؟ آيا صرفا يك علاقه پژوهشي است يا مشكلي از مشكلات فلسفي امروز ما را حل مي‌كند؟ اين سوال را راجع به اصل فلسفه هم مي‌توان پرسيد. اصولا مي‌توان تمام مباحث فلسفه آلماني را (آگاهانه يا ناخودآگاه) در فلسفه يوناني ديد، اما نكته مهم اين است كه كانت و هگل و نيچه، تكرار آنها نيستند، بلكه مهم اين است در اين فاصله زماني، متفكران كثيري آمده‌اند و دستاوردهايي دارند كه خميرمايه فلسفه جديد است. يعني آلماني‌ها از آن خميرمايه بهره گرفته‌اند براي اينكه حرف خودشان را بزنند. رجوع ما به ابن‌سينا نيز از اين حيث است؛ ضمن آنكه مهارت‌هاي ما براي انديشيدن افزايش يافته است. مثلا ابن‌سينا با هرمنوتيك (دانش فهم) آشنايي نداشت و اگر آن را مي‌شناخت هيچ‌وقت نمي‌گفت من يك فيلسوف مشايي هستم. بنابراين حتي اگر بخواهيم سراغ ابن سينا برويم و خودمان باشيم، نمي‌توانيم تكرار او باشيم و كار خودمان را خواهيم كرد. نكته ديگر اينكه ابن سينا و فارابي و به خصوص كندي، انسان‌هاي زمانه خودشان بودند و به مسائل زمانه‌شان پاسخ مي‌دادند. ما مي‌توانيم اين نكته را از ايشان بياموزيم. ابن سينا گل سر سبد فرزندان زمانه خودش است و به مساله خودش فكر مي‌كرده است. بحث ديگر مشكلي در آموزش فلسفه در كشور ما است كه من آن را غربزدگي يا اليناسيون در انديشيدن مي‌نامم. يعني ما بر مبناي مسائل غربي و با نگاه ايشان به سنت فلسفي خودمان رجوع مي‌كنيم. ما بايد مسائل خودمان را پيدا كنيم و مسائل پژوهشگران غربي را تكرار نكنيم. همچنين بايد ببينيم كه گذشتگان ما به مسائل خودشان چگونه نگاه مي‌كردند و در ارتباط با آن، چه مي‌كردند. ما نمي‌توانيم صددرصد از سنت خودمان ببريم و از صفر شروع كنيم. فكر ما بايد فكر قمري و شمسي شود. آيا اين نافي جهانشمولي و نوعي بومي گرايي نيست؟ اگر ما در زماني بوديم كه بشر تازه شروع به تفكر كرده بود، اين سخن احتمالا خيلي طرفدار داشت. اما يكي از امكانات امروز ما اين است كه مي‌توانيم به دستاوردها و تاريخ فكر بشر نگاه كنيم. وقتي به اين دستاوردها نگاه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه از يكسو پرسش‌هاي انسان‌ها در دوره‌ها و محيط‌هاي مختلف اختصاص به آن دوره و محيط دارد و از سوي ديگر اين پرسش‌ها همه زماني و همه‌مكاني است. مساله پيچيده اين است كه هر دو حالت هست. براي مثال نيچه مي‌گويد عقل ماشيني نيست كه در همه زمان‌ها و مكان‌ها يك جور باشد و يك شكل عمل كند. يعني محتواي آن عين ساختار و قدرت و شكلش است و اين دو به هم وابستگي دارند. البته ممكن است گفته شود كه با اين نگاه گفت‌وگو غيرممكن مي‌شود، اما پرسش اين است كه آيا گفت‌وگوي تمام و كمال هيچگاه ممكن بوده است؟! شايد هزار سال ديگر همه ابناي بشر يكسان شوند و زمان و مكان نقشي در ماهيت‌شان نداشته باشد. اما اكنون چنين نيست. همين الان مساله و دغدغه و شكل زندگي مردم تهران با برخي شهرستان‌ها و حتي دغدغه مردم در مناطق مختلف تهران، با وجود اين همه امكان ارتباطي متفاوت است. من البته متوجه اين جهانشمولي هستم، اما وقتي به متن وارد مي‌شويم، پرسش پديد مي‌آيد كه اين جهانشموليت كجاست؟! منبع: روزنامه اعتماد ]]> علوم‌انسانی Wed, 18 Jul 2018 04:00:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263348/ابن-سينا-عميقا-ايراني عكس‌ها بيانگر ناگفته‌ها هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263347/عكس-ها-بيانگر-ناگفته-ها-هستند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_کیهان بهمنی: نويسنده‌ مشهور امريكايي آن تايلر (همسر تقي مدرسي) برخلاف ساير آثارش، آخرين اثر چاپ شده‌ خود را، به نام «دختر سركه‌اي» (٢٠١٦) با عنوان فرعي «بازخواني رام كردن زن سركش» منتشر كرده است. اما علت وجود اين عنوان فرعي چيست؟ انتشارات هوگارث كه در سال ١٩١٧ توسط ويرجينيا و لئونارد وولف تاسيس شد، در سال ٢٠١٢، به مناسبت گشايش دفاتر خود در لندن و نيويورك اقدام به چاپ مجموعه‌اي تحت عنوان «هوگارث شكسپير» كرد و از نويسندگان مشهور درخواست كرد هر يك رماني براساس يكي از آثار نمايشنامه‌نويس شهير انگليسي، ويليام شكسپير، بنويسند. بدين‌ترتيب تايلر نيز رمان «دختر سركه‌اي» را با عنوان جانبي «بازخواني رام كردن زن سركش» كه در واقع اقتباسي از نمايشنامه شكسپير است، نوشت. آثار اين انتشارات نويسندگان ديگري را نيز به اقتباس از نمايشنامه‌هاي شكسپير گماشت؛ بنابراين مارگارت آتوود با «توفان»، تريسي شواليه با «اوتلو»، گيليان فلين «هملت»، هوارد ياكوبسن «تاجر ونيزي»، يو نسبو «مكبث» و ادوارد سنت اوبين با «شاه لير» در اين مجموعه جاي دارند. تايلر در «دختر سركه‌اي» كه قرار بود نسخه‌اي مدرن از كمدي مشهور شكسپير باشد، بار ديگر تمام درونمايه‌ها و ابزارهاي رمان‌هاي پيشين خود را به كار گرفته است و ماحصل اين تلاش خلق اثري است كه همچون ساير آثار اين نويسنده، تعدد شخصيت‌ها اولين خصوصيت بارز آن است. خانم تايلر كه تاكنون نشان داده- احتمالا به واسطه همسر روانپزشك ايراني خود- به دو مقوله روانشناسي و برخورد افراد از مليت‌هاي مختلف علاقه‌مند است، در اين اثر نيز بار ديگر به بررسي موشكافانه روابط ميان افراد پرداخته است. داستان «دختر سركه‌اي» درباره دختر بيست‌ونه ساله‌اي است كه با پدر و خواهر جوان‌تر خود زندگي مي‌كند. كيت باتيستا كه در ايجاد رابطه با افراد خارج از چارچوب خانواده به‌شدت دچار مشكل است، در موقعيتي بسيار دشوار قرار دارد چرا كه خواهر كوچك‌تر او دختري است كه هواخواهان بسياري دارد حال اينكه كيت جز پرداختن به امور منزل و كاري نيمه‌وقت در يك پيش‌دبستاني هيچ دلمشغولي ديگري ندارد. دختري در آستانه بحران ربع قرن زندگي (quarter-life crisis) كه براي يافتن جفت مناسب و ايجاد نيروي عشق به مشكل برخورده است. در ادامه داستان، حضور دستيار روس پدر كيت در آزمايشگاه حوادث داستان را پيچيده‌تر مي‌كند. «دختر سركه‌اي» را مي‌توان در امتداد سنت داستان‌نويسي خانم تايلر، داستاني بيشتر روانشناختي دانست تا رماني حادثه‌محور. در اين داستان نيز آنچه بيشتر از حوادث مورد تاكيد قرار مي‌گيرد، نحوه تعامل انسان‌هايي است كه به واسطه پيوندهاي خانوادگي و اجتماعي در كنار يكديگر قرار گرفته‌اند. تايلر پيش‌تر در آثاري همچون «وقتي بزرگ بوديم» و «حفره‌اي تا امريكا» شخصيت‌هايي با مليت‌هاي غيرامريكايي را به داستان‌هاي خود راه داده بود. يكي از نكات جالب در مورد حضور شخصيت‌هاي غيرامريكايي در آثار خانم تايلر، موضوع زبان است. در رمان «وقتي بزرگ بوديم»، حكيم، داماد پاكستاني ربكا داويچ، در بسياري مواقع فقط با لبخند زدن سعي در همراهي با اعضاي امريكايي خانواده‌اش مي‌كند و در «حفره‌اي تا امريكا» مريم يزدان براي انتقال احساسات دروني خود به زبان انگليسي مشكل دارد. در «دختر سركه‌اي» نيز موضوع زبان به كرات در داستان انعكاس يافته است. خانم تايلر در جايي از اين رمان مي‌نويسد: «صحبت با مردي كه در زبان انگليسي تسلط بالايي نداشت، به كيت نوعي احساس آزادي مي‌داد. كيت مي‌توانست هر چه دلش مي‌خواهد به پيوتر بگويد و نيمي از حرف‌هايش بدون اينكه درك شوند، باد هوا مي‌شد، مخصوصا اگر كلمات به سرعت از زبانش جاري مي‌شدند.» يا جايي ديگر پيوتر، شخصيت روس رمان، مي‌گويد: «شايد به خاطر زبان باشه؟ من كلمات رو بلدم اما باز نمي‌تونم اون طوري كه دلم مي‌خواد مقصودم رو بيان كنم. مثلا تو انگليسي وقتي دارم با تو حرف مي‌زنم هيچ «توي» خاصي وجود نداره. تو انگليسي فقط يه «تو» هست و من بايد از همان «تويي» كه موقع صحبت كردن با تو ازش استفاده مي‌كنم، براي صحبت كردن با يه غريبه هم استفاده كنم. اين جوري نمي‌تونم صميميتم رو نشون بدم. من تو اين كشور احساس غربت مي‌كنم ولي وقتي فكرش رو مي‌كنم مي‌بينم حالا ديگه اگه برم كشور خودم، اونجا هم احساس غربت مي‌كنم. اصلا ديگه خونه‌اي ندارم كه برگردم. نه فاميلي، نه جايگاهي و دوست‌هام هم كه سه سال بدون من زندگي كردن. من ديگه هيچ جايي ندارم. بنابراين مجبورم وانمود كنم اينجا خوشبختم. بايد وانمود كنم همه چي... چي بهش مي‌گيد؟ معركه‌ست.» خانم تايلر كه خود نيز چندين سال در دانشگاه به تحصيل زبان روسي پرداخته است، به خوبي با بسياري از ظرافت‌ها و اصطلاحات اين زبان آشناست و در بخش‌هايي از اين رمان از اين دانسته‌هاي خود بهره برده است. عنصر ديگري كه در اين رمان رابطه بينامتنيت ميان اين اثر و ساير آثار خانم تايلر را نشان مي‌دهد، عكس و عكاسي است. به جرات مي‌توان گفت در تمامي آثار خانم تايلر عكس و آلبوم عكس جايگاهي ثابت و ويژه دارند. از ابتدايي‌ترين آثار او همچون «درخت قوطي حلبي»، عكس، كاركردي مفهومي دارد و در داستان‌هاي تايلر عكس‌ها و فيلم‌هاي خانوادگي، به نوعي كاركرد تك‌گويي نمايشي (Dramatic Monologue) را دارند. بدين‌ترتيب در رمان‌هاي تايلر، عكس‌ها بيانگر ناگفته‌ها هستند و ضمن روشن كردن زواياي تاريك و ناشناخته ذهن انسان، كاركردي نشانه‌شناختي نيز دارند. ]]> نقد و معرفی Wed, 18 Jul 2018 03:54:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263347/عكس-ها-بيانگر-ناگفته-ها-هستند هنوز از نويسنده شدنم متعجب هستم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263346/هنوز-نويسنده-شدنم-متعجب-هستم خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_چارلز مک گرث، ترجمه بهار سرلک:آن تايلر، نويسنده جامع‌الاطرافي است كه همواره آثار مرغوبي را به خواننده عرضه كرده و همين مرغوبيت دليلي براي خو گرفتن به سبك متمايز او شده است. منزوي‌ها، ناجورها، بي‌عرضه‌ها، خانواده‌هاي سودازده و از هم پاشيده‌شده شخصيت‌هاي داستان‌هاي او را تشكيل مي‌دهند. با انتشار تازه‌ترين اثر اين رمان‌نويس-«رقص ساعت»- احتمالا نخستين حدس‌مان اين است كه شخصيت‌هاي اين داستان‌ او را نيز مي‌شناسيم. اما اين نويسنده امريكايي معمولا براي معرفي كتاب‌هايش تلاشي نمي‌كند. جشن رونمايي برگزار نمي‌كند و به ندرت حاضر است مصاحبه كند. نيازي هم ندارد. يك جايزه پوليتزر، يك جايزه حلقه منتقدان كتاب ملي و طرفداران بي‌شماري دارد كه نويسندگاني مانند جودي پيكو، اما داناهيو و نيك هورنبي آنها را تشكيل مي‌دهند. جان آپدايك، نويسنده و منتقد ادبي، از ديگر ستايشگران تايلر است و زماني گفته بود اين نويسنده خوب نيست بلكه «عالي» است. اما تايلر منزوي - يا همان طور كه منتقدي يك بار او را گرتا گاربوي جهان ادبيات خوانده بود- نيست و فقط خلق‌وخوي خاصي دارد؛ او ٥١ سال گذشته را در بالتيمور گذرانده و به ندرت از خانه‌اش بيرون مي‌آيد. مصاحبه نمي‌كند چون از حسي كه روزنامه‌نگار روز بعد از مصاحبه به او مي‌دهد، خوشش نمي‌آيد. اخيرا گفته بود: «به اتاق نويسندگي در طبقه بالاي خانه‌ام مي‌روم تا كار منظم روزانه‌ام را شروع كنم. و همين موقع است كه صدايم را مي‌شنوم كه از نوشتن مي‌گويم و حرف‌هاي بي‌معني مي‌زنم، در نتيجه آن روز نمي‌توانم كار كنم. هميشه گفته‌ام وقتي شروع به نوشتن رمان مي‌كنيد ابتدا ٨٣ پيش‌نويسي را مي‌نويسي كه ترجيح مي‌دهي هيچ‌كس، هيچ‌كس آن‌ها را نخواند. » پس حالا چه شده كه او مقابل دستگاه ضبط صدا نشسته است؟ مي‌خندد و مي‌گويد: «نمي‌دانم. شايد چون پير شده‌ام و سلطه‌گري برايم راحت‌تر شده است.» تايلر كه حالا ٧٥ ساله است ١٠ سال گذشته را، در واقع از زماني كه همسرش از دنيا رفت و فرزندانش خانه را ترك كردند، در محله «رولاند پارك» پر‌دار و درخت زندگي كرده است. تميزي خانه‌اش، مهمان را نگران مي‌كند. اتاق نويسندگي‌اش آنقدر منظم و پاكيزه است كه مي‌توان با خيال راحت آنجا را اتاق جراحي كرد و البته پيچيدگي آنچه پشت ميز او روي مي‌دهد، تفاوت چنداني با عمل جراحي ندارد. نوشته‌هايش را پيش‌نويس پشت پيش‌نويس با قلم مي‌نويسد و وقتي متني او را راضي مي‌كند آن را تايپ مي‌كند. وقتي پيش‌نويسش را كامل مي‌كند، متن را چاپ و سپس با قلم بازنويسي مي‌كند و اين نسخه را با صداي بلند مي‌خواند و ضبط مي‌كند. نتيجه سبكي مي‌شود كه او متواضعانه آن را سبك نمي‌نامد اما بايد گفت بي‌ترديد اين سبك متعلق به اوست: شفاف و آگاه به ريزه‌كاري‌هاي ظاهرا پيش‌پاافتاده. تايلر كه همانند شخصيت‌هاي داستان‌هايش انساني متواضع و بي‌تكلف است، مي‌گويد هرگز قصد نداشته نويسنده شود و هنوز هم از نويسنده شدنش كمي متعجب است. والدينش جزو فرقه كوئيكرها و از مخالفان سربازي بودند و آن تايلر تا ١١ سالگي را در كاروليناي شمالي زندگي كرد. درباره اين دوره مي‌گويد: «كودكي‌ام را به خوبي به خاطر مي‌آورم نه چيز ديگري را. ٧ سالگي‌ام را به خاطر مي‌آورم كه تصميم‌هاي مهمي در مورد اينكه قرار است چه آدمي باشم، گرفتم. در اين سن بود كه تصور كردم، آه، قرار است يك روز بميرم و در همين سن بود كه فهميدم نمي‌توانم به خدا اعتقاد داشته باشم.» لبخند مي‌زند: «هيچگاه به اندازه ٧ سالگي‌ام باهوش نبوده‌ام. هرگز ‌اينقدر انديشمند و باطن‌بين نبوده‌ام. » در كودكي كتاب را از خود جدا نمي‌كرد؛ كتاب‌هايي مثل «زنان كوچك» را بارها و بارها خوانده بود اما حتي در دبيرستان هم به فكرش خطور نكرد كه روزي نويسنده شود چراكه تكاليف‌شان از كتاب‌هايي مانند «سايلس مارنر: بافنده راولو» و «جوليوس سزار» بود و تايلر مي‌دانست هرگز نمي‌تواند مثل آنها بنويسد. وقتي ١٤ ساله شد و ديگر در رالي كاروليناي شمالي زندگي نمي‌كرد، كتاب «پرده سبز و داستان‌هاي ديگر» نوشته يودورا ولتي را خواند. با خواندن اين كتاب گويي چيزي بر او افشا شد. آن روزها را به خاطر مي‌آورد: «آن زمان تابستان‌ها تنباكو مي‌چيدم. » مي‌گويد شغلش دادن برگ‌هاي تنباكو به فردي بود كه براي درمان آنها را روي چوب مي‌بست. «سازنده اين چوب‌ها معمولا زنان سياهپوست بودند و دلال‌ها زنان مزرعه‌داران و چند دختر نوجوان. مدام حرف مي‌زدند. يك تجربه تمام و كمال بود. هر شب كه به خانه مي‌رفتم تا آرنج‌هايم را شيره‌هاي تنباكو پوشانده بود. همان زمان بود كه متوجه شدم آدم‌هايي كه ولتي درباره‌شان مي‌نوشت آدم‌هاي روستايي شبيه به آدم‌هايي بودند كه من با آنها تنباكو مي‌چيدم. مات و مبهوت مانده بودم. گفتم ولتي دارد زندگي من را مي‌نويسد، آدم‌هايي كه من مي‌شناسم و متنش انگليسي شكسپيري نيست. او آن چيزي را كه در دنياي واقعيت مي‌گذرد و مي‌بيند، مي‌نويسد. بعدها حتي موقعيتي پيش آمد كه با او آشنا شوم. شبيه به داستان‌هايش بود. وقتي صحبت مي‌كرد يك جور حيرتي در نگاهش بود گويي هر چيزي كه نگاه مي‌كرد او را به شگفتي وامي‌داشت. » برخلاف ولتي كه در دانشگاه ادبيات انگليسي خواند، تايلر به دانشگاه دوك رفت و از رشته زبان روسي فارغ‌التحصيل شد. اما او علاقه‌اي خاص به زبان يا ادبيات اين كشور نداشت و فقط قصد داشت كاري متفاوت از پدر و مادرش انجام بدهد. او مي‌گويد: «اگر مي‌توانستم در رشته فضا تحصيل كنم حتما اين كار را مي‌كردم. » اين اتفاق‌ها در اوج جنگ سرد روي داد و اتفاق ديگري كه براي تايلر جذاب بود، اين بود كه رييس دانشكده زبان روسي مامور شخصي اف‌بي‌آي داشت كه همه جا او را دنبال مي‌كرد. تايلر به خاطر مي‌آورد: «هنوز هم خيال نداشتم نويسنده شوم. معلم‌هاي انگليسي دبيرستانم عالي بودند، بعد هم در دانشگاه دوك استاد انگليسي خوبي داشتم، بعد رينولدز پرايس به ما درس مي‌داد كه در اين دانشگاه نوشتن تدريس مي‌كرد. تك تك اين استادها مي‌گفتند تو خيلي خوب مي‌نويسي بايد نويسنده شوي و من هم مي‌گفتم خب، مي‌خواهم هنرمند شوم اگرچه اصلا چنين قصدي نداشتم. صادقانه بگويم حتي اين روزها هم گاهي فكر مي‌كنم قرار است چه كاره شوم؟» مهاجرت به بالتيمور برنامه‌ريزي‌شده نبود. سال ١٩٦٧ تايلر از مونترال به اين شهر نقل‌مكان كرد چون بيمارستاني در اين شهر به همسرش، تقي مدرسي، نويسنده و روانشناس ايراني، پيشنهاد كار داده بود. تايلر ابتدا از اين مهاجرت نفرت داشت. «حالا نمي‌دانم اگر مهاجرت نمي‌كرديم كجا زندگي كرده بودم. اهالي اين شهر خوش‌قلب، صميمي و مهربان هستند. شايد گفته‌ام طعنه‌آميز به نظر بيايد اما واقعيت همين است. » تقربيا داستان تمامي رمان‌هايش در اين شهر روي مي‌دهند و تا به امروز بالتيمور تايلر به نسخه شهري يوكناپاتافا تبديل شده است. اغلب اوقات بالتيموري كه او روايت مي‌كند-شهري نيمه‌واقعي و نيمه‌خيالي- شباهت آنچناني با محله‌اي كه در آن زندگي مي‌كند، ندارد. اهالي بالتيموري كه در رمان‌هاي تايلر اقامت دارند اغلب از طبقه متوسط يا حتي طبقه كارگر هستند؛ شهري با خيابان‌هاي شلوغ و خانه‌هاي كوچك كه در نخستين داستان‌هاي آن دفاتر اداره‌ها هم به عنوان مطب دكتر و هم بيمه كاركرد دارند و جايي كه مردمش كمي مهربان‌تر از مردم شهرهاي ديگر هستند. مي‌گويد: «هرگز عامدانه تصميم نگرفته‌ام كه از اين پس فقط درباره بالتيمور بنويسم. بخشي از دليل نوشتن درباره بالتيمور به تنبلي برمي‌گردد چون قرار دادن مكان داستان در جايي كه خودت زندگي مي‌كني، راحت‌تر است. بخشي از آن به تحسين من از اين شهر برمي‌گردد. از ثبات و ماهيتش خوشم مي‌آيد. اگر در سوپرماركت باشم و صداي مكالمه دو زن را بشنوم، يك جورهايي حرف‌هاي‌شان را در ذهنم يادداشت مي‌كنم. اين نوع روش حرف زدن به يادماندني است؛ گويش بالتيموري. » (در واپسين رمان او، شخصيتي كه هنوز به لهجه اين مردم عادت نكرده است فكر مي‌كند نام شخصيتي «سر جو» است تا اينكه مشخص مي‌شود اسم او «سرجيو» است.) تايلر در «رقص ساعت» از مسير هميشگي‌اش منحرف نشده است. اين رمان گلچيني از استعاره‌ها و موقعيت‌هايي است كه تايلر باب آشنايي با آنها را براي خواننده باز كرده است. اكثر رويدادهاي داستان در بالتيمور روي مي‌دهد اگرچه شخصيتِ محوري آن، اهل اين شهر نيست. مادري سختگير و خواهر و برادراني بيگانه با يكديگر درست مانند شخصيت‌هاي رمان «شام در رستوران دلتنگي»؛ ازدواجي كه ناشي از سوءتفاهم است درست مانند «آداب نفس‌ كشيدن» و از همه مهم‌تر، واكاوي كنجكاوانه معناي عضوي از يك خانواده بودن. برخي از شخصيت‌ها، سريالي تلويزيوني به نام «Space Junk» را تماشا مي‌كنند كه به نوعي داستانش نماد خود رمان است؛ داستان فيلم درباره چند آدم فضايي است كه با اين فرض كه برخي زميني‌ها با آنها مرتبط هستند، آنها را مي‌دزدند و بعد فكر مي‌كنند چرا اين‌طور رفتار كرده‌اند. تايلر مي‌گويد: «هر زمان كه كتابي را شروع مي‌كنم، فكر مي‌كنم اين رمان ديگر فرق خواهد داشت و بعد مي‌بينم نه. دوست دارم چيزي جديد و متفاوت بنويسم اما هرگز جاه‌طلبي آن را ندارم كه كاملا خودم را تغيير دهم. اگر سعي كنم به تاروپودهاي مشترك فكر كنم، به گمانم عميقا به تاب‌آوردن علاقه‌مند هستم. به نظرم زندگي كردن راحت نيست حتي براي آن دسته از ما كه صرفه‌جويي نمي‌كنيم. سخت مي‌توان روزها را يكي پس از ديگري از سر گذراند و بگوييم دليل مناسبي براي بيدار شدن در روز بعد داريم. وقتي مردم اين كار را با زنده‌دلي مي‌كنند، شوكه مي‌شوم. مشخص‌ترين راهي كه مي‌تواني تاب آوردن را نشان دهي اين است كه در كنار خانواده‌ات باشي. راحت مي‌تواني دوستت را ترك كني اما ترك كردن برادر سخت است. چقدر خواهر و برادرها با هم وقت مي‌گذرانند و در اين اوقات چه مي‌گذرد؟ همه اينها من را از خود بيخود مي‌كند. » تايلر در فكر بازنشستگي نيست. مي‌گويد: «تنها اتفاقي كه مي‌افتد اين است كه بعد از تمام كردن كتاب، شش ماه استراحت كنم و كم‌كم ديوانه مي‌شوم. من تفريحي ندارم، باغباني نمي‌كنم، از مسافرت هم بدم مي‌آيد. عزم و اراده مثل الهام گرفتن نيست، احساسي است كه مي‌گويد بهتر است اين كار را انجام دهي. هدايت زندگي ديگري ضمن اينكه زندگي خودت را مي‌كني، اعتيادآور است. » مكث مي‌كند و در ادامه مي‌گويد: «اگر به اين موضوع فكر كرده باشي حتما مي‌داني امرار معاش از اين راه خيلي عجيب است. » The New York Times منبع: روزنامه اعتماد ]]> جهان‌کتاب Wed, 18 Jul 2018 03:36:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263346/هنوز-نويسنده-شدنم-متعجب-هستم تاریخ شفاهی پرداختن به سوالاتی است که سانسور شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263325/تاریخ-شفاهی-پرداختن-سوالاتی-سانسور-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «از آبادان به حلبچه؛‌ تاریخ شفاهی سردار محمدجواد اسلامی» با مصاحبه و تدوین علی شیرخانی، سومین برنامه از سلسله‌ نشست‌های «سه‌شنبه‌های کتاب»، صبح سه‌شنبه 26 تیرماه با سخنرانی سرتیپ پاسدار محمدجواد اسلامی؛ راوی کتاب، سردار غلامرضا علاماتی؛ رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس، سرهنگ عبدالله اسماعیلی؛ مدیر دایره تاریخ شفاهی سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس، ساسان والی‌زاده؛ نویسنده، پژوهشگر و معاون فرهنگی هنری موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و امیرمحمد عباس‌نژاد و محمد قاسمی‌پور به‌عنوان منتقد در سالن فرماندهان موزه انقلاب اسلامی برگزار شد.   عبدالله اسماعیلی، مدیر دایره تاریخ شفاهی سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس در بخش ابتدایی این نشست، گفت: تاریخ شفاهی، بیان مطالب بازماندگان دفاع مقدس به‌عنوان سند دوم جنگ برای استفاده پژوهشگران و بازماندگان است. از سال 1378 بنیاد حفظ آثار کار شناسایی و جمع‌آوری مشخصات ایثارگران دفاع‌مقدس را آغاز کرد تا سال 90 این کار ادامه یافت و از آن زمان به بعد کار انجام مصاحبه‌ها پیاده‌سازی و تدوین آن‌ها انجام شد. تاکنون 50 عنوان کتاب با موضوع ایثارگران دفاع‌مقدس تدوین و چاپ شده است. در سال جاری در سطح ادارات تهران 50 عنوان کتاب دیگر نیز با این موضوع به چاپ خواهد رسید سعی کردیم با بهره‌گیری از اساتید فن اشکالات را به حداقل برسانیم.   وی ادامه داد: در این راستا از تجارب سازمان اسناد ملی و سازمان اسناد دفاع‌مقدس بهره بردیم. براساس برنامه‌ریزی انجام شده قرار است ماهیانه یک عنوان از کتاب‌های تاریخ شفاهی مرکز در قالب نشست‌های نقد و بررسی کتاب در موزه انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس بررسی شود.   اسماعیلی با اشاره به کتاب «از آبادان به حلبچه» بیان کرد: این کتاب حاصل 60 ساعت مصاحبه در طول یک سال است که در 640 صفحه تدوین شده و بناست در چاپ بعدی در قالب دو جلد ارایه شود. سردار اسلامی راوی این کتاب متولد آبادان بوده و وقایع قبل، حین و بعد از جنگ تا دوران امروز را روایت کرده است. سال 1394 در تفاهم‌نامه با سازمان اسناد ملی این کتاب رونمایی شد.   به اندازه سه برابر آنچه در کتاب آمده، حرف دارم سردار محمدجواد اسلامی راوی کتاب «از آبادان به حلبچه» در این نشست با اشاره به اهمیت کتاب در قرآن و آموزه‌های اسلام گفت: تاکنون چهار مجموعه درباره خاطراتم با من گفت‌وگو کرده‌اند که چهارمین آن‌ها به نتیجه رسید. اولین مصاحبه 10 سال طول کشید و دومین مصاحبه که از سوی موسسه شهید باقری انجام شد و 25 ساعت به طول انجامید نیز به سرانجامی نرسید. سومین مصاحبه از سوی بنیاد حفظ آثار بسیج به صورت 50 ساعت مصاحبه تصویری بود که نتیجه‌ای نداشت اما چهارمین مصاحبه به مدت 60 ساعت انجام شد که سرانجام آن کتاب «از آبادان به حلبچه» بوده است.   سردار سلامی اظهار کرد: به اندازه سه برابر آنچه در کتاب آمده، حرف دارم. امروز چون این حرف‌ها خریدار دارد و توجه به کتاب را می‌بینم مایلم که ناگفته‌ها را نیز بازگو کنم. درباره انتخاب شیرخانی به‌عنوان مصاحبه‌کننده نیز باید بگویم اگر انتخاب با من بود وی را برای انجام مصاحبه انتخاب نمی‌کردم چون همسن من نبوده و تجربه، تخصص و اطلاعات لازم را در این زمینه نداشتم.   این راوی دفاع‌مقدس ادامه داد: همه نقدهای واردشده به این کتاب را می‌پذیرم، اگر این کتاب تجدیدچاپ شود، ضمن رفع اشکالات پیشنهاد می‌کنم که بخش مربوط به شهدا جداگانه کار شود، چون حرف‌های زیادی درباره شهدا دارم. درباره نام کتاب نیز می‌خواستم از این طریق پیامی از پنج هزار شهید آبادان به پنج هزار حلبچه بدهم و به این دلیل این نام را به‌عنوان پل ارتباطی این دو شهر انتخاب کردم.   یک غفلت بزرگ درباره تاریخ دفاع‌مقدس داریم سردار غلامرضا علاماتی، رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس نیز در سخنانی کوتاه گفت: ما یک غفلت بزرگ درباره تاریخ دفاع‌مقدس داریم که همت و تلاش همگانی را می‌طلبد که با کمک هم بتوانیم واقعیت‌ها را بدون تحریف و غلو به جامعه و آیندگان عرضه کنیم.   وی با اشاره به برخی از موارد مربوط به این کتاب بیان کرد: کسی که می‌خواهد مصاحبه انجام دهد باید دوبرابر مصاحبه‌شونده اطلاعات و آگاهی در زمینه موردنظر داشته باشد. با همه موارد ذکر شده در این جلسه درباره کتاب «از آبادان به حلبچه» می‌توان گفت با بضاعت موجود، خروجی خوب بوده است.  ک تاریخ شفاهی باید بتواند حفره‌های تاریخ را  پُر کند ساسان والی‌زاده، معاون فرهنگی و هنری موزه انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس نیز در این نشست بیان کرد: قدم بزرگ سردار اسلامی برای بیان ناگفته‌های جنگ جای تقدیر دارد. به‌طور کلی یکی از تعاریفی از تاریخ شفاهی داریم این است که یک گفت‌وگوی قاعده‌مند و آگاهانه بین دو نفر درباره ابعاد از وقایع گذشته شکل می‌گیرد. این دیالوگ بین مورخ و مصاحبه‌شونده باید بتواند ناگفته‌ها و حفره‌های تاریخ را در زمینه موردنظر پُر کند. یکی از دلایلی که معمولا تاریخ شفاهی را خواندنی و جذاب می‌کند این است که دارای خوانشی متفاوت و بازنمایی از وقایع گذشته است و از طریق آن روی دیگر تاریخ را می‌شنویم، می‌بینیم و می‌خوانیم.   وی تصریح کرد: دفاع‌مقدس در تاریخ می‌درخشد و می‌توان از دل آن برای سالیان سال آثار فاخر تولید کرد، اما در این زمینه باید قواعد و اصول رعایت شود. مورخ خود باید آگاه به جزئیات و وقایع باشد که در این کتاب، شیرخانی بسیار منفعل عمل کرده و جریان مصاحبه به‌طور کامل در دست راوی است. راوی این کتاب حافظه دقیق، ذهن منسجم و طنز کلامی ظریفی دارد، نقاد و نکته‌بین است، اما در عین‌حال در همه قضایا در محور قرار دارد که به اعتقاد من یکی از اشکالات کتاب است. همچنین نگاه یکسویه کتاب به برخی وقایع از دیگر اشکالات کتاب حاضر بوده و هنر مصاحبه‌کننده است که بتواند مصاحبه‌شونده را به مسیر اصلی بازگرداند که در این کتاب مورخ و مصاحبه‌شونده چندان در این کار موفق نبوده است.    والی‌زاده در بیان برخی دیگر از نقدهای وارده به این کتاب افزود: راوی به صراحت گفته که صلاح نمی‌دانستم برخی موارد را در گفت‌وگو مطرح کنم و این نشان می‌دهد که وی به مصاحبه‌کننده یا ناشر اعتماد نداشته است. در تاریخ شفاهی ممکن است سه مشکل به‌وجود آید: کتمان، نسیان و مبالغه. اینجا نقش تعیین‌کننده را مصاحبه‌کننده دارد که این موارد را تعدیل کند. نکته دیگر درباره این کتاب مربوط به پانوشت‌های آن است. پانوشت‌های کتاب حرفه‌ای نیست در برخی موارد نیاز به توضیحات بیشتر وجود دارد و برخی توضیحات پانوشت‌ها نیز بسیار بدیهی و زائد است.   این نویسنده و پژوهشگر بیان کرد: در برخی از صفحات کتاب احساس می‌کنیم ای‌ کاش سئوالات حذف می شد. سردار اسلامی بسیار داستانی و به‌صورت روایی وقایع را بیان کرده که به‌نظر می‌رسد گاهی مصاحبه‌کننده هیچ نقشی در مصاحبه نداشته و یا آنقدر منفعل بوده که نقشش احساس نمی‌شود.   وی در بیان برخی از مهم‌ترین نقاط قوت این کتاب نیز گفت: این تاریخ شفاهی از چند جهت دارای اهمیت است. نخست اینکه ماجرای سینما رکس آبادان به‌عنوان یکی از وقایع حساس آن دوره به طرز زیبایی روایت شده است همچنین راوی آبادان قبل از انقلاب را بسیار خوب و جذاب توصیف کرده است. در این کتاب، ناگفته‌های خواندنی از ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران نیز ارائه شده، همچنین نحوه شهادت برخی رزمندگان بسیار زیبا و دراماتیک بیان شده است.   از «آبادان به حلبچه» خوشخوان است ولی خوشدست نیست امیرمحمد عباس‌نژاد نیز با‌عنوان منتقد درباره این کتاب اظهار کرد: عنوان کتاب در گذشته بیشتر برای کتاب‌های خاطره‌نویسی مورد استفاده قرار می‌گرفت. عنوان فرعی کتاب نیز مشخص نمی‌کند که این کتاب با موضوع جنگ است یا خاطرات و زندگی و زمانه سردار اسلامی. کتاب از «آبادان به حلبچه» خوشخوان است، ولی به‌خاطر قطع و نوع کاغذ آن چندان خوش‌دست نیست.   وی افزود: ادعا می‌کنم به‌عنوان یک خواننده حرفه‌ای همه کتاب‌های جنگ را خوانده‌ام و به این جهت پس از خواندن این کتاب، سوالاتی برایم پیش آمد. در مقدمه ذکر نشده که کجا و در چه زمانی مصاحبه‌ها انجام شده است. لحن و گویش‌های جنوبی با توجه به اینکه راوی کتاب خودش اهل آبادان است، در کتاب دیده نمی‌شود. همچنین مشخص نیست دخل و تصرف مصاحبه‌شونده در سوالات چقدر بوده است؟ آنچه بیشتر در کتاب نمود دارد، اوضاع سیاسی و انقلابی آبادان است و ردپای زیادی از اوضاع فرهنگی اجتماعی آن و فضایی که سردار کودکی خود را در آن گذرانده، نمی‌بینیم. به اعتقاد من این موارد به عدم توانایی مصاحبه‌گر برمی‌گردد.  این نویسنده و پژوهشگر ادامه داد: تاریخ شفاهی بر مبنای مجادله و مباحثه است که فکر می‌کنم مصاحبه‌گر نتوانسته از پس راوی برآید و بحث‌ها را در موارد لزوم به چالش بکشد. مصاحبه‌گر باید ضمن آشنایی با فن مصاحبه، باید حتما به موضوع اخاطه داشته باشد و تاریخ را نیز خوب بشناسد. در این کتاب پرسش‌گری را ندیدم. همچنین در مواردی اشکالات آماری و یا تناقضات و تداخل‌های تاریخی مشاهده می‌شود. در برخی بخش‌های کتاب نیز سردار به تفسیر پرداخته که به‌نظر من باید حذف شود.   عباس‌نژاد گفت: اگر مصاحبه‌گر، مباحثه و مجادله نکند، چه فرقی با یک روزنامه‌نگار دارد. کسی که کار انجام مصاحبه درباره تاریخ شفاهی جنگ را انجام می‌دهد باید با اطلاعات لازم و تسلط به موضوع، بتواند بحث را به عمق ببرد و به چالش بکشد. مصاحبه‌گر باید با سوالات خود، مصاحبه‌شونده را وادار کند اطلاعاتی را که مردم نمی‌دانند، بیان کند.  وی افزود: درباره خانواده سردار نیز بیش از چند صفحه نیامده که امیدوارم در ویرایش بعدی بیشتر شود. همچنین در بخش مربوط به اسناد، هیچ عکسی از سردار و یا حکم‌های وی نمی‌بینیم که افزودن این موارد می‌تواند بر جذابیت کتاب بیافزاید.  کتاب‌های تاریخ شفاهی جنگ نگاه جامعه را تقویت می‌کند محمد قاسمی‌پور دیگر منتقد این نشست نیز در سخنانی بیان کرد: تولد یک کتاب اتفاق مبارکی است و باید پدیدآورندگان آن‌را تحسین کرد. حال اگر این کتاب در حوزه تاریخ شفاهی باشد، خوشحال‌تر هستیم و امیدواریم پاسخی برای برخی مجهولات و ناگفته‌ها باشد. در نقد و بررسی کتاب‌های تاریخ شفاهی، اساسا روی نقد متوجه پدیدآورنده و مصاحبه‌کننده است و خیلی با راوی و مصاحبه‌شونده کاری نداریم. کتاب‌هایی در این قالب، ورای همه فایده‌ها و خدمات به علم و تاریخ و تمدن ایرانی اسلامی، برای ما کارکرد تربیتی دارد. این‌گونه کتاب‌ها در این زمینه می‌توانند موثر باشند و شاید بتواند موجب تقویت نگاه جامعه و به‌ویژه جوانان به این حوزه شود.  وی ادامه داد: در حوزه نشر کتاب‌های خاطره‌نگاری شاید حدود دو دهه از تاریخ شفاهی جلوتر باشیم و حوزه خاطره‌نگاری به نوعی تثبیت شده و کتاب‌های جدید این حوزه قواره درست پیدا کرده‌اند. اما در تاریخ شفاهی، تعریف روشنی در مراکز آکادمیک ارائه نشده و تولیدات شاخصی نیز دیده نمی‌شود. این شیوه اگرچه جایگاه محکمی در دانشگاه‌ ندارد ولی در سازمان‌ها کم کم راهکار پیدا می‌شود و نمونه‌های درمی‌آید. حتی بر کاملترین و پرهزینه‌ترین تاریخ‌های شفاهی دهه 90 هم نقدهای اساسی وارد است. این نویسنده و پژوهشگر گفت: در تاریخ شفاهی، اعتماد و ارتباط دوسویه اتفاق می‌افتد. فرد برای روشن شدن تاریخ، سفره دلش را باز می‌‌کند. اساسا تاریخ شفاهی پرداختن به سوالاتی است که تاکنون سانسور شده است. در این شیوه ناگفته نباید باقی بماند و هیچ پرسشی نیست که نتوان پرسید.  قاسمی‌پور تصریح کرد: عدم اشراف بر فن گفت‌وگو در تاریخ شفاهی، آفت جدی این کار است. در ارتباط‌گیری، هدایت، راهبری و ورود به دالان‌ها و مقابله با امتناع‌ها می‌توان با فنون تاریخ شفاهی بر آن‌ها غلبه کرد. در گفت‌وگوی تاریخ شفاهی، مصاحبه‌گر باید همه تکنیک‌های مصاحبه را بشناسد و بر آن‌‌ها مسلط باشد. باید در حد متعادل و هدایت‌شده وارد جدل شد.  وی افزود: مصاحبه‌شونده باید درباره دانش‌های محتلف مهارت داشته باشد و از هر کدام به اندازه‌ای بهره بگیرد. من وی را مسلط به جامعه‌شناسی اقلیم خاص مطرح شده در کتاب ندیدم. در زمینه تاریخ و جغرافیا نیز اطلاعات و دانش وی کافی نبوده است. همچنین در مصاحبه تاریخ شفاهی، تسلط بر تکنیک‌های کلامی بسیار مهم است. در پژوهش‌های مربوط به قبل، حین و بعد از مصاحبه، نقص‌هایی در کار مصاحبه‌کننده دیدم. تقاضا دارم سازمان اسناد دفاع مقدس در مرحله تحقیق حتما از مشاوره تحقیق و در مرحله تالیف نیز از مشاوره تدوین استفاده کند. این منتقد در پایان گفت: در چند مورد در کتاب حاضر، کدهایی به خواننده داده می‌شود و خواننده را کنجکاو می‌کند ولی ادامه پیدا نمی‌کند و او را تشنه باقی می‌گذارد. همچنین در این کتاب، بسیاری افراد در متن رها هستند و جای برخی پانوشت‌های پژوهشی نیز در اثر خالی است. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Tue, 17 Jul 2018 15:09:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263325/تاریخ-شفاهی-پرداختن-سوالاتی-سانسور-شده نقدوبررسی مجموعه داستان «شاید مرا دیده باشید» در کافه چنار http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263330/نقدوبررسی-مجموعه-داستان-شاید-مرا-دیده-باشید-کافه-چنار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه داستان کوتاه « شاید مرا دیده باشید» نوشته عباس باباعلی نقدوبررسی می‌شود. در این نشست رضا فکری،‌ داستان‌نویس و روزنامه‌نگار و رکسانا حمیدی،‌ داستان‌نویس به عنوان منتقد حضور دارند و به نقدو بررسی اثر خواهند پرداخت. این نشست چهارشنبه 27 تیرماه 1397 ازساعت 17:30 در کافه چنار واقع در ضلع شمال شرقی چهارراه کالج برگزار می‌شود. حضور کلیه علاقه‌مندان داستانی در این نشست آزاد است. ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 11:30:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263330/نقدوبررسی-مجموعه-داستان-شاید-مرا-دیده-باشید-کافه-چنار نشست نقد و بررسی کتاب «ازآبادان به حلبچه» http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/263326/1/نشست-نقد-بررسی-کتاب-ازآبادان-حلبچه ]]> چندرسانه‌ای Tue, 17 Jul 2018 10:51:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/263326/1/نشست-نقد-بررسی-کتاب-ازآبادان-حلبچه نمونه‌ای موفق از بسط دغدغه‌های تراژیک زندگی امروز http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263323/نمونه-ای-موفق-بسط-دغدغه-های-تراژیک-زندگی-امروز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) عصر دوشنبه بیست و پنجم تیرماه، در موسسه پیرسوک شیراز جلسه نقد و بررسی مجموعه داستان سایه‌های مخروطی نوشته زهره طحامی برگزار شد. در این جلسه کیوان اصلاح‌پذیر و احسان نعمت‌اللهی و سندی مومنی به نقد و بررسی مجموعه داستان سایه‌های مخروطی پرداختند. در ابتدای جلسه، نویسنده داستان «روی خط زلزله» را قرائت کرد. بعد از آن اولین منتقد جلسه سندی مومنی صحبت‌های خود را آغاز کرد. این نویسنده و منتقد ادبیات داستانی عنوان کرد: مجموعه داستان، شامل یازده داستان کوتاه است. این داستان‌ها سه ویژگی مشخص دارند: نخست تلاش شده است روایت داستان ها متنوع باشد، دوم داستان‌ها بعد از بحران روایت می‌شوند  و سوم خانه و روابط خانوادگی دست مایه اصلی داستان‌هاست. او در ادامه عنوان کرد: داستان‌های مجموعه سایه‌های مخروطی داستان‌های بی‌رحمی هستند. درواقع داستان‌ها با پرداختن به خشونت و مرگ، حس ناامنی را به مخاطب القاء می‌کنند. خانه و خانواده و روابط دوستانه در داستان‌ها آماج حملاتی قرار دارند که زندگی اشخاص درگیر با رویدادها را دستخوش تغییری اساسی می‌کنند. نویسنده کولی با شکلات تلخ در ادامه سه ویژگی عنوان شده را با توجه به داستان‌های مجموعه توضیح داد و گفت: دو مفهوم خشونت و مرگ در داستان‌ها حضوری پررنگ دارند. در جای امن به وضوح خشونت شوهر علیه زن و برعکس را شاهد هستیم. در این داستان خشونت از نوع فیزیکی و روانی است. در داستان ورق بزن خشونت جنسی علیه زن و خشونت فیزیکی و به دنبال آن خشونت روانی به خوبی دیده می‌شود. در داستان به نام خودم رشید و ما رهگذر نبودیم خشونت روانی به وضوح دیده می‌شود. در یک جمع‌بندی نهایی خشونت روانی که عمیق‌ترین و تاثیرگذارترین نوع خشونت محسوب می‌شود در داستان‌ها بسامد بیشتری دارند. مومنی در ادامه به مفهوم مرگ در داستان اشاره کرد: در داستان یک مکالمه ساده با سه مرگ روبه‌رو هستیم. در داستان روی خط زلزله با مرگی دسته جمعی روبه‌رو هستیم. در داستان ما رهگذر نبودیم خیانت مهین باعث مرگ پدر و مادر مهری می‌شود. در داستان به نام خودم رشید مینا در غربت و با درد و بیماری از دنیا می‌رود. در داستان سایه‌های مخروطی دو راوی (زن شوهر ساکن خیابان هشتم ممیز هفده و ساختمان الهه) مرده‌اند. اساسا مرگ دستمایه داستان‌های یک مکالمه ساده و روی خط زلزله و هشت ممیز هفده است. حتی در داستان این کفش‌ها می گویند برو، بعد از مرگ مردی که در استخر خفه می شود (آقای زرنجانی) پروانه شهامت رفتن پیدا می کند. حتی نام مجموعه داستان نیز از صحنه ای که راوی مرده‌ای صحبت می کند استخراج شده است. در واقع مرگ نمایش پرقدرتی در داستان ها اجرا می‌کند.   مومنی در قسمت پایانی نقد خود به هویت بخشی اشیاء در داستان‌ها اشاره کرد و گفت: توجهی که به اشیاء شده است را نباید از نظر دور داشت. در داستان ها اشیایی هستند که هدفمند به منظور انجام کاری حضور دارند. حتی غیاب یک شیء می‌تواند حرکت داستانی را آغاز کند. زن در داستان میدان گل در غیاب ساعتش که آن را در خانه خواهرش جا گذاشته است سر صحبت را با راننده باز می کند. این آغازی‌ست برای گفت‌وگوی دو شخصیت در داستان. در داستان این کفش‌ها می‌گویند برو کفش شخصیتی دارد که می‌تواند کاری انجام بدهد و گذشته و حال داستان را به هم گره بزند. در داستان ما رهگذر نبودیم مانتویی با طرح چهارخانه و هدبندی با رج های شکافته از بیست و پنج سال پیش نشانه ای است برای انتشار درد  و رنج. در داستان هشت ممیز هفده نام خیابان و ساختمانی به نام الهه و طبقه چهارم واحد هفت، اشیاء داستانی و موثر هستند. داستان درباره آپارتمانی ست که قرار بوده زن و مردی در آن سکنی گزینند و حالا هر دو مرده‌اند. منتقد دوم جلسه احسان نعمت‌اللهی نقد خود را این طور آغاز کرد: از ویژگی های برجسته  این مجموعه داستان، می‌توان به موارد زیر ، اشاره کرد: تکثر زوایای دید داستان‌ها و تنوع در فرم و اجرا  و نزدیکی دغدغه‌های نویسنده و تم داستان‌ها به زندگی روزمره ما  مثل آسیب های روانی؛ تنهایی عمیق ناشی از آسیب‌ها؛ بحران روابط ؛ بحران جایگاه؛ و رهنمون‌سازی مخاطب به بازخوانیِ داستان‌ها، نه به واسطه گنگی و ابهام ؛ بلکه به لحاظ : کاربست صحیحِ آشنایی زدایی در روایت، شگردهای ساختاری ، ساختمندبودن روایت‌ها و ذهنی‌بودن روایت. همچنین اجتناب نویسنده از دغدغه‌نگاریِ طبقاتی پذیرشِ ماهیت وجودی به شکلی که هست، و گذار از بازتعریف هویت ؛ آگاهی از فراتر بودن مسائل زنان از فمینیسم طبقاتی؛ غیبت عنصر جنسی در اعتراض به نگاهِ کالاواره و گذار از مدل‌هایِ تحلیلِ شخصیت و تعیین هویت ؛ در افق جوامعِ پسااستعماری و یا نظرگاه ماتریالیسم فرهنگی. در نتیجه : عدم نگاهِ عقلایی در روایت و یا عدم آگاهی و شناخت از پدیده ها، محور داستان قرار می‌گیرد . نعمت اللهی منتقد و پژوهشگر ادبیات داستانی عنوان کرد: در تحلیلِ اجمالی داستان‌ها، می‌توان به نکاتی اشاره کرد ، از جمله در داستانِ  «جایِ  امن» ، راوی در ذهن خود ( به ظاهر روی کاغذ ) ، مدام می نویسد و می‌گوید ؛ تا این که از طریقِ فزونیِ رخدادها ، همپوشانی های روایی و تکثیرِ حضور (به زعمِ آلن وایس) ؛ به نسیان و فراموشی برسد. از آن جا که از سویی با فازِ پیشازبانی و تداعی ها و سرکار داریم و از دیگر سو راوی ما در تلاش برای فراموشی بحران های لاینحل است ، بایستی تنها با اعوجاج و تشویش ایجاد شده تا سرحد جنون ، به نسیان رسید. پرسش این جاست که آیا تحت یک چنین شرایطی؛ می‌توان به چنین گره‌گشایی‌های روایی در یک چنین زاویه دیدی ، رسید یا خیر ؟ داستانِ» به نام خودم رشید «هم به نوعی؛ از همین قاعده تبعیت می‌کند. در داستان ورق بزن، نمونه بسیار موفقی از بسطِ دغدغه‌های تراژیکِ زندگی امروز ، به شگردها و تکنیک‌های ذهنی، ارائه می دهد که از دلایل توفیق آن ، می‌توان به گذار از دغدغه های تعیین هویت (که پیش تر به آن اشاره شد ) ، نام برد که سبب شده بتوان به یکی از فجایعِ خاموشِ زندگی شهری ( قتل های ناموسی ) ، به شکل ریشه‌ای ، پرداخت. مشابهِ این اتفاق ، در داستانِ «این کفش ها می گویند برو» نیز ؛ رخ داده است. داستان های «شما  مالِ اینطرف‌هایید ؟»  و «میدانِ گل» ، از دو زاویه دیدِ کمتر استفاده شده در سال‌های اخیر ، بهره می‌برند. به ترتیب : مونولوگِ نمایشیِ استفهامی ؛ و دیالوگ در زاویه دید ظاهری یا بیرون  . داستانِ «رویِ خط زلزله» ، می‌توانست واجدِ تفکیک بیشتری میانِ دانای کل نامحدود و سوم شخصِ معطوف به ذهنِ بیمارگونه شخصیتِ زنِ داستان باشد، تا شکافِ میانِ ذهنِ بیمار و توهمی شخصیتِ زن ، با ذهنِ سالم اما همراهِ شوهر و فرزندش با آسیب های ذهنی وی و در نتیجه ایجادِ منطقِ فضای جادویی حاکم بر داستان ، پررنگ ترگردد. در داستانِ «هیچ‌وقت حرف شنوی نداشتی»، با راوی فریبکاری مواجه هستیم که بایستی مکانیسمِ کشفِ دروغ‌های وی، بر پایه‌ استدلال های ذهنِ مخاطب از تناقضاتِ رفتاری و گفتاری وی باشد، و نه اشارات و ارجاعِ مستقیم. می‌توان به آن بخش از گفته‌های وی که معطوف به لو دادنِ رفتارِ نابهنجار خویش بوده ( در برخورد با منشیِ دکتر ) ، نقد وارد کرد و نقطه مقابلِ اشاره به ارجاعات و تداعی های غیرمستقیم وی با همسایه ها، دانست. منتقد سوم کیوان اصلاح‌پذیر نقد خود را متمرکز بر تکنیک و در‌هم آمیزی سورئالیسم و رئالیسم در داستان‌ها کرد. این منتقد و پژوهشگر ادبیات داستانی تک‌تک داستان ها را مورد نقد و بررسی قرار داد و از جریان سیال ذهن راوی روان‌پریش در داستان جای امن صحبت کرد. کیوان اصلاح پذیر عنوان کرد: در داستان جای امن راوی اول شخص است و در قالب نامه اطلاعاتی را به مخاطب می‌دهد. جالب اینجاست که در این داستان وقتی اطلاعات زمان گذشته روایت می‌شود روایت رئالیستی‌ست و وقتی راوی زمان حال را اطلاع می‌دهد روایت سوررئالیستی است. درواقع حضور واقعیت‌ها سوررئال را نشان می‌دهد و از قدرت می‌اندازد. در داستان ورق بزن روایت سوررئال پذیرفتنی است. با زنی روبه‌رو هستیم که روان‌پریش است. جالب این جاست که در پایان داستان حالت پریشان دختر به مادر منتقل می‌شود. در داستان شما مال این طرف‌هایید مکالمه یک طرفه راوی با افرادی که در واقعیت موجودند اما در داستان ناموجودند. در واقع کل داستان از نظر تکنیک، نوعی تنهایی راوی را به صورت سوررئال روایت می‌کند. داستان میدان گل، مکالمه‌ها به زمان حال و فلاش‌بک‌هایی عنوان می‌شود. درواقع زن مسافر و راننده آدم‌های معقولی هستند اما مخاطب، داستان واقعی را از زبان خواهر متوهم زنِ مسافر می‌فهمد. در داستان هشت ممیز هفده، با مکالمات و راه رفتن و رسیدن زن و مردی روبه رو هستیم که مردهاند. در این داستان به کمک خاطرات رئال و سوررئال معنا پیدا می‌کند. در داستان یک مکالمه ساده، اتفاقات رئال به سوررئال زبانی منجر می‌شود. در داستان به نام خودم رشید که به نظرم داستان ضعیفی است، واقعیات موجود، سوررئال رشید را شکست می‌دهند. در داستان هیچ وقت حرف‌شنوی نداشتی، راوی با گلی خشک شده صحبت می‌کند و این گفت‌وگوی سوررئال با گل بهانه‌ای است برای افشای وقایع رئال. داستان این کفش‌ها می‌گویند برو، ماجرای تعرض جنسی مردی به دختر جوانی است که می‌خواهد واقعیت را در ذهنش تغییر بدهد و برای همین دختر تلاش می کند با توهمات سورئالیستی، واقعیت تجاوز را محو کند. در ادامه جلسه، حاضران سئوالات خود را عنوان کردند. در این جلسه خانم‌ها طیبه گوهری، لیلا برزگر، شهربانو بهجت، فرحناز عباسی، پروین پورجوادی، شهین ده‌بزرگی و آقایان راحمی، رحیمی، اسدی، فیلی و... حضور داشتند.         ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 10:32:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263323/نمونه-ای-موفق-بسط-دغدغه-های-تراژیک-زندگی-امروز کتابخانه‌ها پایگاه اجتماعی ما بوده و هست http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263322/کتابخانه-ها-پایگاه-اجتماعی-بوده-هست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سیدعباس صالحی پیش از ظهر امروز در نشستی با دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و اعضای جدید هیات امنای این نهاد با تاکید بر این مطلب افزود: تعامل هیات امنای نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور با نهادهای حقوقی دیگر ازجمله کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، سازمان برنامه و بودجه، شهرداری و ... با هدف هم‌افزایی در اقدامات ضروری است. وی ادامه داد: نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در برخی موضوعات نیاز به تقویت دارد که از آن جمله تقویت و گسترش کمی کتابخانه‌های عمومی کشور است. اینکه شهری بدون کتابخانه باشد خوب نیست. کتابخانه‌ها پایگاه اجتماعی ما بوده و هست. بنابراین نباید در دسترسی به کتابخانه‌ها به‌ویژه در مناطق کم‌برخوردار با مشکل مواجه شد.   صالحی تصریح کرد: اینکه چگونه در توزیع کتابخانه‌ها و دسترسی به آن‌ها عمل کنیم نیاز به نقشه راهبردی و روشنی داریم.   عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: گسترش سرانه مطالعه موضوع دیگری است که نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور باید به آن توجه داشته باشد. درست است که این نهاد تنها مسئول این موضوع نیست ولی با توجه به راه کارها و نقشی که در ارتقای سرانه مطالعه می‌تواند داشته باشد، موضوع مهم و قابل‌توجهی است. بنابراین در این زمینه باید گسترش عادلانه را افزایش دهیم.   وی استفاده حداکثری از فضاهای فرهنگی، هنری و دینی ازجمله مساجد را موضوع دیگر مورد توجه برشمرد و گفت: فضاهای فرهنگی و هنری سرمایه‌های مادی و معنوی محسوب می‌شوند و نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور باید در افزایش بهره‌وری از این فضاها در جهت ارتقای حوزه‌های کتابخوانی اهتمام داشته باشد.   صالحی در ادامه توجه به ایجاد امکانات لازم برای ترغیب کودکان و نوجوانان به کتابخوانی را مهم دانست و افزود: این حوزه در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور باید با نگاه سرمایه‌گذاری بر تربیت انسان سالم، مفید و کتابخوان مورد توجه قرار بگیرد. کتابخوانی باید از کودکی شکل بگیرد و در درون فرد نهادینه شود. توجه این نهاد نیز به این حوزه نشان‌دهنده اهمیت این موضوع است.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوازدهم با تاکید بر توجه به اقشار خاص در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور گفت: توجه با این امر ازجمله قشر نابینایان در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور آغاز شده است و اقدام مناسبی است زیرا این اقشار دارای محرومیتی اجتماعی هستند که از طریق کتابخوانی بخشی از این محرومیت‌ها ترمیم می شود.   صالحی با تاکید بر تقویت پشتوانه علمی و پژوهشی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور افزود: در این زمینه می‌توان از ظرفیت نهادهای علمی برای تقویت بیش از پیش بخش پژوهشی این نهاد بهره برد.   وی همچنین استفاده از ظرفیت‌های علمی گروه‌های کتابداری و اطلاع‌رسانی، ادبیات و کودک و نوجوان را ضروری برشمرد و گفت: هر چقدر نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور با این سه گروه تعامل بیشتری داشته باشد به فرایند برنامه‌ریزی و عملیاتی کمک بیشتری می‌کند.   صالحی در پایان بر نقش بخش خصوصی در ارتقای کتابخوانی در کشور تاکید کرد و ادامه داد: باید تلاش کرد توجه بخش خصوصی در سرمایه‌گذاری زیرساختی و منابع را افزایش داد و از بزرگان حوزه کتاب و کتابخوانی در این زمینه بهره برد.   در ابتدای این جلسه علیرضا مختارپور دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور ضمن ارائه گزارشی از مجموعه اقدامات این نهاد در سال‌های ٩٦ و سه ماهه نخست ٩٧ گفت: از خرداد سال ٩٣ تا ٩٧ تعداد ٥٢٩ باب کتابخانه به کتابخانه‌های عمومی کشور افزوده شده است.   وی با اشاره به اقدامات ترویجی و فرهنگی این نهاد ادامه داد: در سال ٩٦ تعداد ٢١ هزار نشست کتابخوان از سوی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور برگزار شده است و پژوهش‌هایی نیز در این زمینه صورت گرفته است.   مختارپور گفت: از سال ٩٤ پویش مجازی در زمینه معرفی کتاب از سوی این نهاد راه‌اندازی شد که براساس آن هر فردی می‌تواند در یک ویدئوی یک تا سه دقیقه ای به معرفی کتاب بپردازد.   مختارپور همچنین گزارشی از مجموعه فعالیت‌های این نهاد از هشتمین جشنواره کتابخوانی رضوی، طرح کتابخانه گردی، طرح با هم بخوانیم و ... ارائه داد.   در پایان این جلسه احکام هوشنگ مرادی کرمانی، مهری پری رخ، فاطمه فهیم نیا و طیبه سیاوشی به‌عنوان اعضای حقیقی جدید هیات امنای نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به آن‌ها ارائه شد. ]]> مدیریت‌کتاب Tue, 17 Jul 2018 09:34:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263322/کتابخانه-ها-پایگاه-اجتماعی-بوده-هست کتاب‌فروشی در پارک غافلگیر‌کننده است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263320/کتاب-فروشی-پارک-غافلگیر-کننده حامد سلیمانی؛ مدیر کتاب‌فروشی «کتاب پارک» در گفت‌و‌‌گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) درباره فعالیت این فروشگاه کتاب بیان کرد: محور اصلی فعالیت این کتاب‌فروشی 200 متری با سه‌هزار عنوان کتاب عرضه کتاب‌های کودک و نوجوان است؛ بنابراین تلاش کردیم تا طی یک‌سال گذشته که از عمر این فروشگاه می‌گذرد، رویکرد تخصصی را دنبال کنیم.   «کتاب پارک»؛ کتاب در کنار بازی وی با اشاره به بخش‌های مختلف «کتاب پارک» ادامه داد: کتاب، مکان بازی و سرگرمی برای کودکان صفر تا 15 ساله و همچنین محل ویژه بازی والدین با کودکان از بخش‌های مهم فروشگاه «کتاب پارک» است. بخش ویژه پدر و مادر‌ها هم پیش‌بینی شده که مباحث تربیتی با برگزاری دوره‌های تخصصی ارائه می‌‌شود. برگزاری مسابقه قصه‌گویی پدر و مادر‌ها را نیز پیگیری می‌کنیم.   سلیمانی افزود: علاوه بر کتاب کودک به موضوعات مد و لباس کودک و نوجوان که چندان مورد توجه نبوده، در کتاب پارک توجه شده است. کارگاه‌های آموزشی مانند قصه‌خوانی،‌ کارگاه نمایش و مهارت‌های زندگی، کارگاه بازی مادر و کودک و پدر و کودک برگزار می‌شود. معتقدیم که برپایی این دست از فعالیت‌ها تلاش به سوی تخصصی‌تر شدن فروشگاه است.   «کتاب پارک» مدلی از کتاب‌فروشی تخصصی است مدیر کتاب‌فروشی «کتاب پارک» درباره کتاب‌فروشی تخصصی و مدرن گفت: معتقدم که در آغاز این فعالیت هستیم؛ مشق می‌کنیم تا به مدل جدیدی در اداره کتاب‌فروشی تخصصی کودک و نوجوان بر اساس فرهنگ کشورمان برسیم. فکر می‌کنم در ایران این نوع کتاب‌فروشی وجود ندارد، البته در مجموع فروشگاه تخصصی در کشور اندک است.   سلیمانی با اشاره به فعالیت مجموعه شهر کتاب ادامه داد: رویکرد مدیریت شهر‌ کتاب‌ها عمومی و حتی می‌توان گفت به هدف عرضه کتاب‌ بزرگسال است. در حالی‌که فروشگاه «کتاب پارک» در فضای سبز پارک ایجاد شده که مولفه مهمی برای جذب مخاطب کودک است. تلاش می‌کنیم از این فضا استفاده کنیم به بازی و سرگرمی‌های فکری نیز بپردازیم اما تاکید دارم که محور اصلی فعالیت ما کتاب است.   کتاب‌فروشی در پارک غافلگیر‌کننده است این فعال فرهنگی بیان کرد: برنامه‌های سرگرمی زمینه‌ای را برای توجه کودک به کتاب را فراهم می‌کند. فعالیت کتاب‌فروشی در پارک غافلگیر‌کننده است، علاوه براین تلاش داریم تا با تزئینات و همچنین رنگ و لعاب مورد پسند کودکان در جذب مخاطب بیشتر، موفق عمل کنیم. کتاب‌ها نیز رو به جلد چیدمان شده تا علاوه بر والدین مخاطب کودک و نوجوان سریع‌تر و آسان‌تر با کتاب آشنا شوند.   سلیمانی درباره بازخورد مخاطبان از فعالیت  فروشگاه کتاب در پارک ادامه داد: طی یک سال گذشته در جذب مشتری به روش‌های مختلف به‌عنوان مثال در فضای مجازی موفق بوده‌ایم. بسیاری از مشتری‌‌‌ها در فضای مجازی نیز ابراز لطف می‌کنند. یکی از خدمات کتاب‌فروشی کتاب پارک امکان دریافت سفارش است که در جلب نظر مشتری‌ها موثر بوده است. براساس بازخورد‌ها می‌توان گفت که مدل مدیریت کتاب‌فروشی را دوست دارند.        مدیر کتاب‌فروشی «کتاب پارک»  افزود: همچنان در حال مشق کردن هستیم تا به جزئیات بیشتر برای اداره بهتر کتاب‌فروشی تخصصی برسیم و ایده اداره این کتاب‌فروشی را دقیق‌تر دنبال کنیم. تاسیس «کتاب پارک» در فضای پارک، مصداق تقویت فرم و محتواست.       کتاب‌فروشی‌های تخصصی در محله‌ها را تقویت کنیم      این روزنامه‌نگار پیشین حوزه کودک و نوجوان درباره تاثیر و رویکرد تخصصی باغ کتاب و ترویج مطالعه گفت: به‌نظر می‌رسد که مسافت راه، امکان مراجعه بیش از دو یا سه بار در سال را به خانواده‌ها نمی‌دهد تا از باغ کتاب بازدید کنند. بنابراین باید شرایط را برای فعالیت کتاب‌فروشی‌های تخصصی در محله‌ها ایجاد شود.   به گفته وی، مجموعه باغ کتاب برای برگزاری رویداد‌های بزرگ مناسب است. گاهی به مطالبات ناقص پاسخ می‌دهیم. برای پاسخگویی سریع به مطالبات باید با ایجاد کتاب‌فروشی‌ در محله‌ها، کتاب را در دسترس قرار دهیم.   سلیمانی درباره آشنایی با حوزه کودک و نوجوان بیان کرد: کار در حوزه کودک و نوجوان را بلدم، با نویسندگان، تصویر‌گران و روزنامه‌نگاری این حوزه هم در ایران و هم در دنیا آشنا هستم. بنابراین معتقدم که به‌غیر از معدود کتاب‌فروشی‌هایی که براساس خلاقیت فردی موفق بوده‌اند، کتاب‌فروشی تخصصی حوزه کودک در کشور نداریم.   وی درباره انتخاب فروشنده برای کتاب‌فروشی کتاب پارک گفت: معتقدم که فروشنده آشنا با کتاب کودک در ایران بسیار اندک است. بنابراین علاقه‌مندان به فروشندگی در کتاب پارک را با برگزاری دوره‌‌های آموزشی تربیت کردیم.    مدیر کتاب‌فروشی «کتاب پارک» با تاکید بر اهمیت انتخاب کتاب کودک برای عرضه  در کتاب‌فروشی افزود: سالانه در کشور چند هزار عنوان کتاب در حوزه کودک منتشر می‌شود که البته همه آن‌‌ها با کیفیت نیستند. بنابراین به خانواده‌ها مشاوره می‌دهیم تا انتخاب بهتری داشته باشند.   به آینده کتاب‌فروشی‌ها خوشبینم سلیمانی درباره آینده کتاب‌فروشی‌ها با توجه به وضعیت نشر کشور بیان کرد: اظهار‌نظر درباره آینده کتاب‌فروشی‌ها در شرایط فعلی از‌جمله مباحث اقتصادی و به‌ویژه نوسنات قیمت کاغذ، کار آسانی نیست. شرایط سخت اقتصادی موجب می‌شود تا کتاب نخستین کالایی باشد که از سبد خرید خانوار خارج ‌شود. با وجود همه این شرایط به آینده نشر کتاب خوشبینم. جامعه کتابخوان‌تر خواهد شد و وضعیت صنعت نشر بهبود پیدا می‌کند. ]]> مدیریت‌کتاب Tue, 17 Jul 2018 08:50:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263320/کتاب-فروشی-پارک-غافلگیر-کننده شخصیت هولدن به سلینجر خیلی نزدیک است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263316/شخصیت-هولدن-سلینجر-خیلی-نزدیک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی موسسه بهاران شنبه خوانی بهاران در موسسۀ بهاران به سالینجرخوانی اختصاص داشت، این نشست شنبه بیست و سوم تیرماه در موسسه بهاران برگزار شد. میهمانان این نشست شرمین نادری و رامبد خانلری بودند که برای نوجوانان و دیگر علاقه‌مندان حاضر در جلسه پیرامون آثار سالینجر، جهانِ داستان‌هایش و به خصوص کاراکتر هولدن کالفیلد صحبت کردند. شرمین نادری، نویسنده و مدرس کارگاه داستان با گفتن از وجوه خوب و بدِ کاراکتر هولدن صحبتش را شروع کرد. با پیش بردن گفت‌وگویش با بچه‌ها به این نتیجه رسیدند که هولدن کاراکتر خاکستری‌ای دارد . تفکیک کردن خوب و بدهای این شخصیت کار سختی است. او گفت یک نکته  جالب نزدیکی شخصیت هولدن به خود سالینجر است که گفته می‌شود او نیز تنهایی زیادی داشته است . حتی خیلی از داستان‌هایش را هیچ وقت ارائه نکرده تا کسی از درونش باخبر نشود. یکی از نوجوان‌های این نشست درباره شخصیت هولدن گفت که این شخصیت مثل همه ما هست. با همه غر زدن‌ها و نامیدی‌ها و دلسوزی‌ها. اما ته نگاهش خیلی وقت‌ها امید هست. رامبد خانلری، نویسنده و میهمان دیگر این نشست گفت مسئله برخورد با شهر بعد از ناتوردشت باب شد . در هولدن یک نگاه از بالا به پایین به جامعه و اتفاقات هست که نگاه خیلی مدرنی هست که همیشه توی شخصیت‌های سالینجر وجود دارد . نگاه جالب دیگر نگاه به مذهب هست که آن هم خیلی نگاه مدرنی است که هولدن این‌ها را نقد می‌کند. رامبد خانلری  وی افزود: اما با وجود هنجارگریزی و ادعای مذهب نداشتن اما اطلاعاتی که درباره حواریون میدهد اطلاعات مذهبی صادقانه و درستی هستند . دیگر اینکه اصلی‌ترین چیزی که درباره او هست اینکه او هیچ چیزی را به عنوان حقیقت همیشه صادق قبول نمی‌کند . اما همان حقیقت‌های همیشه صادقی که از خودش بروز می‌دهد خیلی شبیه به همان حقیقت‌هایی که خودش دارد نقض می‌کند . واقعیت این هست که هولدن کالفیلد زمانی که آدمهایی شبیه به ما وجود نداشتند شبیه به ما بود. درباره نگاه به مذهب در هولدن شرمین نادری گفت که با وجود غیرمذهبی بودن ِ این کارکتر که اتفاقا به مذهبی ها احترام می گذارد و مشخصه دیگر هولدن این هست که با وجود همۀ غر زدنها اما او امیدی دارد برای اینکه آیندۀ بهتری وجود داشته باشد. در حالیکه همۀ هولدن های امروزی دنیای مجازی فقط تلخی می بینند. و چیزی که کتاب‌های سالینجر را خیلی با ارزش می‌کند این امیدی هست که سالینجر برای آینده قائل است که مدل مشابهش هم در داستان‌های دیگرش مثل خانوادۀ گلس می بینیم که فرنی و زویی مدام با هم بحث‌های فلسفی دارند. یکی از نوجوانان حاضر در نشست گفت که هولدن پر از تضاد است و چون خودش را برتر از بقیه می‌بیند دچار سرخوردگی شده و دنبال آدم‌های شبیه خودش می گردد.  و در پایان رامبد خانلری گفت: تا قبل از ناتور دشت نمودار داستان‌ها شبیه یک سینوس بود و گره ها در اکسترمم بودند اما بعدتر داستان‌هایی شبیه ناتور دشت نوشتن به یک سنت تبدیل میشه مثل باد ما را خواهد برد.   ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 08:20:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263316/شخصیت-هولدن-سلینجر-خیلی-نزدیک بازدید رییس سازمان اسناد عمان از کتابخانه مجلس http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263317/بازدید-رییس-سازمان-اسناد-عمان-کتابخانه-مجلس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل کتابخانه مجلس، محمد حمد الضویانی، رئیس سازمان اسناد و آرشیو ملی عمان، با حضور در کتابخانه مجلس، از بخش‌های اسناد و خطی کتابخانه مجلس بازدید کرد و با فعالیت‌های آرشیوی این مرکز آشنا شد. در بازدید از بخش خطی، محمود نظری، مسئول بخش خطی کتابخانه، آماری از منابع و موضوعات کتب خطی ارائه و اشاره کرد: حدود 30 هزار نسخه خطی در موضوعات متنوع اعم از کلام، فقه،‌ اصول، عرفان،‌ ادبیات فارسی،‌ ادبیات عرب، نجوم و.. در کتابخانه مجلس موجود است. همه نسخ اسکن شده و تصویرش در اختیار محققان قرار می‌گیرد. نظری، نمونه‌هایی از نسخه‌های نفیسی که در نمایشگاه بخش خطی کتابخانه نگهداری می‌شود را به این هیئت نشان و توضیحات لازم را ارئه داد. از جمله این نسخ می‌توان به دو مورد زیر اشاره کرد:  نهج‌البلاغه کتابت شیخ‌زاده سهروردی، شاگرد یاقوت مستعصمی به تاریخ 727 و قرآن (نسخه هنری همراه تزئینات) به خط احمد وقار، فرزند وصال شیرازی. محمد حمد الضویانی، رئیس سازمان اسناد و آرشیو ملی عمان، پس از بازدید از بخش‌های مختلف کتابخانه، با حجت‌الاسلام سیّد علی عماد، به گفتگو پرداخت و شرحی از فعالیت‌های اسنادی و آرشیوی در  سلطنت عمان ارائه داد.  در این ملاقات وی به پیشینه روابط دو کشور اشاره کرد و گفت: علاقه داریم تا با برگزاری همایش‌ها و نمایشگاه‌های مشترک با ایران، به همکاری و تبادل تجربیات بپردازیم. در عمان، اسناد مشترک زیادی با کشورهای مختلف از جمله هند، پاکستان، روسیه، انگلیس و برخی از کشورهای اروپایی وجود دارد که در پی آن هستیم تا با برگزاری رویدادهای مشترک، عمق روابط خود با جهانیان را نشان دهیم. حسن همجواری و همسایگی، می‌تواند روابط دو کشور را تعمیق بخشد. او یادآور شد: سازمان اسناد و آرشیو ملی عمان، تابع مجلس عمان، اما به لحاظ اداری و سیاسی مستقل است که وظیفه محافظت از اسناد و مدارک ملی را برعهده دارد. طبق قانون، هر وزارتخانه یا سازمان، بخش اسناد دارد که تابع شخص وزیر یا رئیس آنجا است تا امکان هماهنگی در سطح عالی آن نهاد وجود داشته باشد. این اتفاق، حرکتی پیشرو بوده و به همین سبب سازمان اسناد و آرشیو ملی عمان، این مسیر را انتخاب کرد. به گفته وی نگاه پیشرفته به این معنا است که از زمان نگارش یا انتشار، سند تحت توجه ما قرار می‌گیرد. برای آرشیو اسناد، رشته دانشگاهی تعریف شد تا در دو دانشگاه، تدریس شود و افراد متخصص به کار گرفته شوند. اکنون هرسال، با برنامه‌‎ریزی وزارت اقتصاد، افرادی به کار گرفته می‌شوند. حجت‌الاسلام سیّد علی عماد، رئیس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس نیز در ادامه این دیدار با ذکر اهمیت مناسبات تاریخی و فرهنگی میان دو کشور، بر آمادگی این کتابخانه برای گسترش همکاری‌های عملیاتی در خصوص استخراج اسناد و منابع مرتبط و ارتباط با  کتابخانه مجلس عمان تأکید کرد.  تصمیم برای برپایی نمایشگاه اسناد موجود از ایران و عمان در روز ملی عمان، تبادل کارشناسان و دستیابی به تفاهم‌نامه همکاری‌های مشترک، بخشی دیگری از مذاکرات انجام شده در جلسه مشترک کتابخانه با هیأت عمانی است. ]]> مدیریت‌کتاب Tue, 17 Jul 2018 08:14:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263317/بازدید-رییس-سازمان-اسناد-عمان-کتابخانه-مجلس نخستین فیلم­‌های بلند سینمایی، اقتباس ادبی بودند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263272/نخستین-فیلم-های-بلند-سینمایی-اقتباس-ادبی-بودند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) پیچیدگی تولید فیلم عاملی است که گاهی تفسیر آن را ضروری می‌­کند. ما نیاز داریم که با دقت به قاب تصویر نگاه و درباره ساخت داستان فرضیه­‌سازی کنیم و درباره معانی ممکن آن حدس بزنیم. فیلم‌­ها در یک بافت اجتماعی و فرهنگی­ تولید و دیده می‌­شوند که شامل مواردی بیش از متون سایر فیلم­‌ها می‌­شود؛ فیلم از طریق روایت‌­هایش است که از کارکردی فرهنگی برخوردار می‌شود که فراتر از لذت داستان می‌­رود. گودرز میرانی، مترجم، به‌تازگی  کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» نوشته گریم ترنر را ترجمه و انتشارات علمی و فرهنگی آن را منتشر کرده است کتابی که به همین موضوعات می‌پردازد، به همین جهت گفت‌وگویی با گودرز میرانی درباره این کتاب انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانیم:   در کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» از چه نظریه‌هایی استفاده شده است؟ این نظریه‌ها چگونه در این فیلم‌ها مطرح می‌شود؟ از طیف گسترده‌ای از نظریه­‌ها استفاده شده است. اما این استفاده به معنای آن نیست که از همه نظریه‌­هایی که در کتاب آمده است برای تحلیل فیلم‌­ها استفاده شده است، بلکه به این معناست که نوعی کاربرد و کارکرد نظریه در تحلیل فیلم را توضیح داده است. اصولا وقتی ما از نظریه نام می‌­بریم، مراد ما بیشتر نوعی چارچوب نظری برای تحلیل فیلم است نه الزما استفاده از نظریه در خود فیلم. البته تردیدی نیست که فیلمساز هم برای ساخت فیلم خود نوعی چارچوب نظری و به عبارت بهتر نظریه دارد، اما زمانی که صحبت از مطالعه فیلم به عنوان یک امر اجتماعی است، بیشتر تحلیل فیلم بر مبانی مختلف نظری، مد نظر است. شاید بهتر است بگوییم چگونه از نظریه برای تحلیل فیلم‌­ها استفاده شده است؟ در این صورت، کتاب برای نظم بخشیدن به شیوه ارائه نظریه‌ها، نوعی دسته‌­بندی انجام داده است که به طور طبیعی در قالب فصل­‌های شش­گانه نشان داده شده است. شاید بگویید که کتاب هفت فصل دارد، چرا شش­گانه؟ در جواب باید بگویم که در فصل هفتم کاربرد عملی نظریه را در تحلیل فیلم شاهدیم و کتاب از مسیر شش فصل توضیحی خارج و وارد مرحله عملی کاربرد نظریه در تحلیل دو فیلم خاص شده است. البته فصول مختلف کتاب، بخشی تحت عنوان «پیشنهادهایی برای کار بیشتر» دارد که درواقع، نویسنده مایل است دانشجو یا خواننده علاقه­‌مند فیلم‌­هایی را بر اساس نظریه یا نظریه‌­هایی که در آن فصل توضیح داده شده است، تحلیل کند. نمونه خوب این نوع کاربرد در فصل هفتم کتاب در مورد فیلم­‌های «بوچ کسیدی و ساندنس کید» و «دربه‌­در به دنبال سوزان» آمده است. آیا این کتاب براساس نظریات جامعه­‌شناسی یا جامعه‌­شناسان خاصی است؟ اینجا باید ببینیم منظور از «خاص» چیست. اگر منظور شما، گلچینی از نظریه‌­های جامعه­‌شناسی است که برای تحلیل فیلم می­‌توان از آنها استفاده کرد، پاسخ مثبت است. به هر حال این کتاب درباره نظری‌ه­های زیادی صحبت کرده است و همه نظریه­های جامعه­شناسی را در خود ندارد، اما طیفی از نظریه­ها را که از سوی جامعه­شناسان مختلف در دوره­های گوناگون مطرح و ارائه شده است، در خود دارد. مثلا نظریه­های ساختارگرایی دامنه وسیعی دارند، اما در اینجا چند نمونه از این نوع نظریه­های جامعه­شناسان مختلف و کاربرد آنها در تحلیل فیلم توضیح داده شده است.   به نظر شما آیا این کتاب برای کسانی که می‌خواهند فیلم اجتماعی بسازند مناسب است؟ می‌توانند به این منظور از این کتاب استفاده کنند؟ این کتاب برای همه کسانی که به فیلم و سینما علاقه دارند، مفید است چه نویسنده فیلم­نامه باشد، چه کارگردان و سایر عوامل حتی عوامل صرفا فنی در سوی تولید، همچنین منتقدان و تماشاگران فیلم در سوی مصرف. نوع استفاده و بهره­گیری از مطالب کتاب در افراد مختلف، متفاوت است. طبیعتا سازندگان فیلم، برای تولید یک اثر خوب و تاثیرگذار، نیازمند آگاهی از مخاطب و شرایط جامعه هستند و هر میزان این آگاهی بیشتر باشد، در صورت رعایت کیفیت تولید فنی، اثری تاثیرگذارتر خلق خواهد شد. در عنوان کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» دو واژه و ترکیب واژگانی وجود دارد، «فیلم» و «کردار اجتماعی» که درواقع اتصال و ربط دو بخش را ترسیم می­‌کند. بنابراین، استفاده از مطالب این کتاب برای سوی تولید هم مفید خواهد بود. شاید بتوان گفت، تولیدکننده­‌ای که این کتاب را می­‌خواند، همواره نوعی منتقد را در کنار خود احساس می­‌کند که در مراحل مختلف تولید، درباره فیلم اظهار نظر می­‌کند.   با توجه به اینکه این کتاب به فیلم‌های خارجی پرداخته است، می‌توان از این نظریات درباره فیلم‌های ایرانی استفاده کرد؟ تولید فیلم در کل تابع اصول و قواعدی است که در همه جا برای ساخت فیلم باید در نظر گرفته شود، خواه هالیوود باشد، خواه بالیوود و خواه نالیوود (فیلم­هایی که در نیجریه تولید می‌­شوند). فیلمساز ایرانی هم بدون توجه به این اصول و قواعد فیلم نمی­‌سازد. در تحلیل فیلم هم طبیعتا استفاده از این کتاب و نظریه­‌های مطرح شده در آن برای تحلیل­گر حرف‌ه­ای کاربردی  دارد و برای خواننده علاقه­‌مند به فیلم، در تغییر نوع نگاه به فیلم و فیلم­‌دیدن مفید خواهد بود.    آیا فیلم‌هایی که در این کتاب بررسی شده است، فیلم‌های رئالیستی است یا شامل فیلم‌های غیر رئالیستی و فانتزی هم می‌شود؟ در این کتاب به طیف وسیعی از فیلم­ها اشاره شده و بر مبنایی تاریخی به بررسی ژانر، روایت و... در فیلم‌­های گوناگون در دوره­‌های مختلف پرداخته شده است. بنابراین، نمی‌­توان محدودیتی برای فیلم‌­های مورد بحث قائل شد. انتخاب فیلم برای تحلیل، بر اساس بحث نظری متناسب با آن صورت گرفته است. ژانر علمی-تخیلی که با جلوه‌­های ویژه رایانه‌­ای در سینمای معاصر جایگاه ویژه‌­ای پیدا کرده است، یکی از ژانرهای مورد اشاره در این کتاب است.   آیا بر اساس یافته‌های نویسنده، گریم ترنر، می‌توان یک قانون کلی درباره فیلم‌هایی که به منزله کردار اجتماعی هستند پیدا کرد؟ ترنر بر این باور نیست که برخی فیلم­‌ها به منزله کردار اجتماعی‌­اند و برخی دیگر نه، بلکه او فیلم را به عنوان یک کل، واجد این ویژگی می­‌داند. بنابراین، اینکه ترنر فیلم­‌ها را مثلا در دو دسته قرار داده باشد که یکی واجد انطباق‌­پذیری با عمل اجتماعی، هم از نظر کاربرد و هم از نظر ویژگی باشد و دیگری فاقد آن، مورد بحث این کتاب نیست. این کتاب خود فیلم را با همه خصوصیات و کارکردهایش، نوعی عمل اجتماعی می­‌داند و برای روشن ساختن ابعاد این مسئله به فیلم­‌های متعددی اشاره می‌­کند که الزاما در یک طیف مثلا به نام فیلم­‌های دارای خصیصه «کردار اجتماعی» نمی‌­گنجند.   به نظر شما آیا نویسنده در این کتاب به فلسفه و ادبیات نیز پرداخته است؟ چه مقدار در این کتاب به فلسفه تأکید دارد؟ اگر منظور پرداختن مستقیم به فلسفه و ادبیات و بحث درباره این موضوعات است، در این کتاب چندان جایی برای این مباحث وجود ندارد. اما اگر منظور داشتن مبانی فلسفی و ادبی است، سراسر این کتاب فلسفه است و ادبیات هم در لابه‌لای آن موج می‌­زند. مگر می­‌شود از نظریه صحبت کرد اما فلسفه غایب باشد؟ به نظر من هر جا صحبت ازنظریه باشد، فلسفه از قبل در آنجا حضور دارد. نخستین فیلم­‌های بلند تاریخ سینما، اقتباس از رمان‌­ها و داستان­‌های ادبی بودند و همچنان این روند ادامه دارد و متوقف نشده است. بسیاری از فیلم­‌هایی که در این کتاب مورد مطالعه قرار گرفته‌­اند، برداشت­‌ها و اقتباس‌­هایی از آثار ادبی هستند. با این توصیف، آیا امکان غیبت ادبیات در این کتاب وجود دارد؟   در ایران ژانری به نام ژانر اجتماعی مطرح شده است، اما بسیاری کارشناسان معتقدند این ژانر وجود خارجی دارد، آیا در این کتاب از ژانر اجتماعی صحبت می‌شود؟ من درست معنای ژانر اجتماعی را نمی­‌فهمم. اگر منظور شما فیلم اجتماعی یا ساختن فیلم درباره مسائل اجتماعی است که در حقیقت کشاندن مسائل بزرگ اجتماعی به رابطه میان شخصیت­‌هاست، طبیعتا در این کتاب هم فیلم‌­هایی با این مضمون وجود دارند.   انتشارات علمی و فرهنگی کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» اثر گریم ترنر، ترجمه گودرز میرانی را با شمارگان1000 نسخه و با قیمت18000تومان در311 صفحه منتشر کرده است. ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 08:05:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263272/نخستین-فیلم-های-بلند-سینمایی-اقتباس-ادبی-بودند شهبازی ترجمه‌هایش از رابرت کوهن را می‌خواند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263332/شهبازی-ترجمه-هایش-رابرت-کوهن-می-خواند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی گروه آرمان هنر، این درام تاریخی را رابرت کوهن در سال 2004  نوشته و غلامرضا شهبازی آن را به فارسی برگردانده است.   رابرت کوهِن در «ماکیاولی؛ هنر رعب و وحشت» با لحنی امروزی به زندگی نیکولو ماکیاول می‌پردازد. این نمایشنامه بر اساس کتاب «شهریار» نوشته‌ ماکیاوللی شکل گرفته است که یکی از مطرح‌ترین آثار سیاسیِ جهان است. این نمایشنامه‌خوانی در قالب فعالیت‌های گروه آرمان هنر اجرا می‌شود که قصد دارد آن را در آینده‌ای نزدیک به صحنه ببرد. این برنامه شنبه، 30 تیرماه ساعت 20:30 به تهیه‌کنندگی سید مصطفی موسوی‌منش و با نقش‌خوانی سجیه آشوری، پارسا پولادوند، عماد جاویدپور، محمد حسنی، آرمین خوش‌نیک، سیمین‌دخت شاکری، غلامرضا شهبازی، پونه عبدالکریم‌زاده و کامبیز منصف اجرا می‌شود. دیگر عوامل اجرایی این نمایشنامه‌خوانی عبارتند از: دستیار کارگردان: سید مصطفی موسوی‌منش، آهنگساز و نوازنده: سهیل الله‌یار (از گروه ددگو)، طراح پوستر و بروشور: سارا ندیمی، عکاس: امیر محنتی، نگاره روحانی و آتوسا امینی، دستیار تهیه: محمد حسنی و مدیران اجرا: آرین احمدی، شیما شامی. ]]> هنر Tue, 17 Jul 2018 07:55:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263332/شهبازی-ترجمه-هایش-رابرت-کوهن-می-خواند بازخوانی اثری از کنوت هامسون در خانه اندیشمندان علوم انسانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263331/بازخوانی-اثری-کنوت-هامسون-خانه-اندیشمندان-علوم-انسانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست بازخوانی و بررسی رمان «گرسنه» نوشته کنوت هامسون برگزار می‌شود.  در این نشست رضا فکری و رامین رامبد به عنوان منتقد و کارشناس حضور دارند و به بررسی اثر خواهند پرداخت. علاقه‌مندان به شرکت در این نشست می‌توانند پنجشنبه 28 تیرماه 1397 از ساعت 15 به خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان نجات‌الهی نبش خیابان ورشو مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 07:39:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263331/بازخوانی-اثری-کنوت-هامسون-خانه-اندیشمندان-علوم-انسانی «عصری با داستان» در فرهنگسرای ارسباران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263315/عصری-داستان-فرهنگسرای-ارسباران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای ارسباران، نشست «عصری با داستان» با حضور محمدرضا گودرزی، نویسنده و مدرس ادبیات داستانی امروز عصر برگزار می‌شود. دراین نشست چند داستان کوتاه از بین داستان‌های ارائه شده توسط شرکت‌کنندگان انتخاب می‌شود و پس از خوانش توسط صاحب اثر با حضور محمدرضا گودرزی مدرس داستان‌نویسی، منتقد ونویسنده نقد و بررسی می‌شود. این نشست با رویکرد حمایت از نویسندگان جوان و نوقلمان هرماه در این فرهنگسرا برگزار می‌شود . علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند به فرهنگسرای ارسباران به نشانی خیابان جلفا مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 07:36:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263315/عصری-داستان-فرهنگسرای-ارسباران افتتاح ۲ کتابخانه مرکزی بجنورد و مشهد در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263329/افتتاح-۲-کتابخانه-مرکزی-بجنورد-مشهد-چهلمین-سالگرد-انقلاب-اسلامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، نخستین جلسه هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور در دوره جدید، سه‌شنبه ۲۶ تیر‌ماه، با حضور سیدعباس صالحی؛ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، طیبه سیاوشی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، محسن جوادی، معاون امورفرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، فاطمه فهیم‌نیا، مدیرگروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، هادی جعفری‌نژاد؛ نماینده معاون سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، مهری پری‌رخ؛ استاد پیشکسوت کتابداری، هوشنگ مرادی کرمانی؛ نویسنده پیشکسوت و علیرضا مختارپور؛ دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور برگزار شد.   علیرضا مختارپور در این جلسه از افتتاح دو پروژه بزرگ همزمان با چهل سالگی انقلاب اسلامی خبر داد و گفت: خوشبختانه کتابخانه مرکزی بجنورد با مساحت هزار متر مربع و زیربنای ۴ هزار و ۲۵ متر مربع، ان‌شاالله با حضور وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی در مرداد ماه سال جاری افتتاح خواهد شد.   دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور افزود: این کتابخانه مرکزی با بیش از ۱۰۰ هزار جلد ظرفیت آثار ارزشمندی از جمله ۸ هزار جلد کتاب اهدایی از کتابخانه شخصی آیت‌الله مهمان‌نواز را در خود جای داده است.   وی ادامه داد: همچنین پس از گذشت بیش از ۲۰ سال، کتابخانه مرکزی مشهد در دهه فجر سال جاری افتتاح خواهد شد. خوشبختانه با پیگیری‌های انجام شده، کارهای عمرانی این کتابخانه مرکزی در ۶ طبقه و ۱۱ هزار و ۶۰۰ متر مربع زیربنا به پایان رسیده است. کتابخانه مرکزی مشهد با دارا بودن ظرفیت ۲۰۰ هزار جلد کتاب در بخش‌های مختلف فضای بسیار مناسبی به لحاظ سالن‌های مطالعه و سایر امکانات از جمله خدمات اینترنتی را برای اعضای خود پیش‌بینی کرده است. ]]> مدیریت‌کتاب Tue, 17 Jul 2018 07:30:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263329/افتتاح-۲-کتابخانه-مرکزی-بجنورد-مشهد-چهلمین-سالگرد-انقلاب-اسلامی حقوق اسلامی در سیر تحول تاریخی مفهوم شهروندی و حقوق آن در کتاب مغفول است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263311/حقوق-اسلامی-سیر-تحول-تاریخی-مفهوم-شهروندی-کتاب-مغفول به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «سیر تحول تاریخی مفاهیم شهروندی و حقوق شهروندی» نوشته عطاالله صالحی دوشنبه (25 تیرماه) با حضور فریدون جعفری، معاون وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در امور شهروندی، نادر شکری، مدرس حقوق، مونس کشاورز دبیر کنگره بین‌المللی حقوق شهروندی و مولف اثر در سرای اهل قلم برگزار شد. صالحی در این نشست توضیحاتی را درباره اثر خود ارایه کرد و گفت: مفهوم حقوق شهروندی دیرینه است و تلاش من این بوده که در فصل نخست کتاب این مفهوم را شرح داده و جایگاه آن را در دوره‌های تاریخی مختلف تبیین کند. همچنین باید براساس واقعیت‌های موجود در جامعه بتوانیم تعریف درستی از حقوق شهروندی ارایه دهیم و توجه داشته باشیم که تاریخ را راهنمای خویش قرار دهیم در غیر این‌صورت در تاریخ گم می‌شویم.   وی با اشاره به تفاوت بین حقوق شهروندی و حقوق بشر ادامه داد: در حقوق بشر اصلی‌ترین حیات است و حقوق دیگر در مرتبه‌های بعدی قرار می‌گیرند اما در حقوق شهروندی اصلی‌ترین بحث مشارکت است. ضمن آنکه در حقوق بشر، بشر تکیه‌گاه اصلی است اما در حقوق شهروندی شهر بیشتر مدنظر است.   این حوزه حقوق شهروندی در بخش دیگری از سخنانش به تطور حقوق شهروندی در یکی از شهرهای سوریه و رم اشاره کرد و گفت: اصلی‌ترین شهری که در آن حقوق شهروندی بحث  می‌شود روم یونان باستان است که مردم امکان حضور در یک مکان عمومی و بحث درباره مسائل مختلف را داشتند به همین دلیل است که یک فیلسوف بزرگ آن زمان این مفاهیم را تدوین کرده و از آن سخن می‌گوید.   به گفته صالحی، حقوق شهروندی مولفه‌هایی دارد که از آن‌جمله می‌توان به مولفه وضعیت اشاره کرد که به معنی وضعیتی است که شهروندی حق و حقوقی را با خود به همراه می‌آورد. دومین مورد مجموعه حقوقی است که مشتمل بر وضعیت شهروندی می‌شود و سومین مولفه مشارکت است که امکان حضور شهروند فعال و منفعل را در جامعه به وجود می‌آورد.   صالحی با بیان اینکه ارسطو در تدوین حقوق شهروندی از واژه حکومت استفاده نمی‌کند و زمامدار را به کار می‌برد، گفت: ارسطو می‌گوید حاکم کسی است که حکمرانی می‌کند و مورد حکمرانی قرار می‌گیرد. او براساس طبقه‌بندی حکمرانی بر اشیاء، حیوانات، بردگان و زنان را تئوریزه می‌کند. ارسطو می‌گوید کسی می‌تواند شهروند باشد که در امور خانه حکمرانی کنند او در اینجا بین حوزه عمومی و خصوصی تفکیک قائل می‌شود و زنان را به حوزه خصوصی منتقل می‌کند.   این مولف حوزه حقوق شهروندی با اشاره به مباحث مطرح‌شده در کتابش درباره تحولاتی که انقلاب صنعتی برای حقوق زنان ایجاد کرد گفت: انقلاب صنعتی موجب شد که کالای مازاد در جامعه تولید شده به تبع‌ آن اوقات فراغت امکان آموزش و آمادگی در عرصه کار را فراهم کند وقتی زنان به عرصه اقتصاد آمدند درخواست درآمد داشتند و به هرحال به مرور با توجه به مشارکت آن‌ها در جامعه حقوقی برایشان تدوین شد. هرچند که در طول تاریخ متفکرانی چون روسو و مونتسکیو علی‌رغم موافق با حضور زنان در جامعه مخالفت‌هایی به لحاظ سنتی در درون خود داشته‌اند.   وی در پایان گفت: با توجه به اینکه در حال جهانی‌شدن هستیم مفهوم شهروندی باید به شهروندی جهانی تغییر یابد و ما حقوق شهروندی را در تعامل با شهروندی جهانی ببینیم.   جعفری نیز در این نشست میان‌رشته‌ای بودن کتاب را ویژگی مثبت آن دانست و افزود: نویسنده توانسته از حوزه‌هایی مانند فلسفه و تاریخ مفاهیم مورد نظر خود را استخراج کند همچنین در کتاب اصطلاح‌نگاری و اصطلاح‌سازی‌های خوبی صورت گرفته که نشان‌دهنده اعتبار نویسنده آن است از سوی دیگر تلاش شده که ترتیب منطقی بین فصول رعایت شود. منابع انگلیسی کتاب با توجه به تحصیلات نویسنده بیشتر از منابع فارسی است در حالی که در زبان فارسی هم اکنون مقالات و کتب متعددی در این حوزه تدوین شده که می‌توانست بیشتر مورد توجه قرار گیرد.   وی با اشاره به پررنگ شدن بحث حضور زنان در این کتاب عنوان کرد: بخش اعظمی از این کتاب به زنان اختصاص می‌یابد که با توجه به عنوان کلی کتاب قابل تامل است بدین معنی که یا باید مباحث خلاصه‌تر ارایه می‌شد و یا اینکه عنوان کتاب روی زنان تمرکز می‌کرد. از سوی دیگر در قسمت‌های مختلف کتاب نقد و تحلیل شخصی نویسنده کمتر دیده می‌شود و بیشتر شاهد اتمام پاراگراف‌ها با ارجاع به منابع هستیم.   به گفته معاون وزیر علوم، یکی از مهم‌ترین منابع حقوقی ما حقوق اسلام در این حوزه است که متاسفانه در کتاب کمتر مورد توجه قرار گرفته در حالی که ما در اسلام حقوق مرتبط با بردگان داشتیم. در صفحه 21 کتاب به انواع حقوق شهروندی اشاره شده اما مشخص نیست که معیار تفکیک چیست؟ برخی مطالب کتاب بدون ارجاع به منبع اصلی رها شده است و از سوی دیگر به نظر می‌آید که بهتر بود به جای نسل حقوق بشر از واژه دیگری استفاده شود.   وی با اشاره به تجربه تاریخی کشورها که در کتاب ذکر شده گفت: در این تجربه به نظرات مارکسیستی که اتفاقا حاوی نظرات مهمی در این باره است اشاره نشده است همچنین لازم است که به این سئوال پاسخ داده شود که شهروندی در پروسه جهانی‌سازی چه جایگاهی دارد؟   شکری نیز در ادامه با اشاره به ضرورت ورود به مباحث حقوق شهروندی گفت: از مواردی که لازم بود در کتاب به آن اشاره شود بحث تعریف شهر است چرا که ابتدا این مفهوم باید مشخص شود تا به دنبال آن حقوق شهروندی تبیین شود. برخی معتقدند حقوق شهروندی فقط ویژه شهرنشینی است در حالی که این نگاه اساطیری است.   این مدرس حقوق ادامه داد: تحقیق مشتمل بر دایره‌ای از موضوعات است اما در این کتاب دیده می‌شود بسیاری از مطالبی که بیان شده از محدوده موضوع کتاب خارج است.    وی با تاکید بر توجه به مطالعه اندیشه‌های اسلامی در سیر تطور حقوق شهروندی گفت: مولف به بحث حقوق اسلامی در این باره نپرداخته و از سوی دیگر با توجه به اینکه ما قدیمی‌ترین منشور حقوق شهروندی مرتبط با کوروش را داریم اما سیر تطور این مفهوم در ایران نیامده است. همانطور که می‌دانید در ایران باستان بردگی ممنوع بوده و زنان امکان زمامداری حکومت را داشتند.   شکری در پایان سخنانش با تاکید بر اینکه محل استفاده از واژه نسل را در حقوق شهروندی درست است از موضع نویسنده در این باره دفاع کرد. کشاورز هم در این نشست توضیحاتی را درباره ضرورت نگاه نقادانه به متون تالیفی در عرصه شهروندی ارایه کرد و گفت: امروز بیش از حد حقوق شهروندی ترویج پیدا کرده و تبدیل به ادبیات غالب در سطح جامعه شده است از همین منظر است که شاهد رشد پایان‌نامه‌های بسیاری با این موضوع هستیم که لازم است در مسیر نقادی قرار گیرند تا خروجی کار آثار باکیفیت در این حوزه باشد. اگر با نگاه نقادانه به متون تالیفی نگاه کنیم شاهد سامان‌یابی حوزه نشر و تربیت منتقدان مرتبط توسط برگزاری این نشست‌های هم‌اندیشی خواهیم بود. بخش پایانی این نشست به پرسش و پاسخ حاضران اختصاص داشت. ]]> علوم‌انسانی Tue, 17 Jul 2018 07:22:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263311/حقوق-اسلامی-سیر-تحول-تاریخی-مفهوم-شهروندی-کتاب-مغفول دومین دوره «مدرسه جهادی خواندن» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263313/دومین-دوره-مدرسه-جهادی-خواندن-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از پایگاه‌ اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، دومین دوره «مدرسه جهادی خواندن» به همت نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و با هدف پرداختن به مقوله «خواندن» در کتابخانه‌های عمومی مناطق محروم و کمتر برخوردار کشور، با حضور ۱۹۰ نفر از دانش‌آموزانِ پسر و دختر مقاطع راهنمایی و دبیرستان شهرستان بشاگرد در استان هرمزگان و در قالب ۱۰ کارگاه آموزشی به همراه کلاس ویژه‌ برای معلمان، از سه‌شنبه ۲۶ الی جمعه ۲۹ تیرماه در کتابخانه عمومی زنده‌یاد حاج عبدالله والی روستای خمینی‌شهرِ این شهرستان برگزار می‌شود.   طبق برنامه اعلام شده؛ مباحث این دوره در ۴ موضوع داستان، شعر، خبر و نقاشی با سرفصل‌های «داستان‌نویسی»، «درست‌خوانی»، «سوژه‌یابی»، «چرا بنویسیم؟»، «برخورد شاعرانه با متن»، «لذت خواندن»، «خاطره‌نویسی»، «داستان‌های شاعرانه»، «بلندخوانی»، «آشنایی با تاریخ ادبیات»، «هزار سال شعر فارسی»، «چگونه شعر بخوانیم؟»، «چگونه شعر بنویسیم؟»، «خبر‌نویسی»، «گزارش‌نویسی»، «ارزش خبری»، «خاطره‌نویسی» و «اصول نقاشی و طراحی» توسط آقایان مجید استیری، محسن جوکار، علی‌اکبر شیروانی، سیدحسین موسوی‌نیا، مرتضی اردستانی، حامد محقق، علی داودی، علی افسری، سجاد محقق، علی صلواتیان، حمیدرضا بشارتی‌نیا و علی دانشور تدریس و ارائه خواهند شد.   در بخش پایانی نیز مدرسان دومین دوره «مدرسه جهادی خواندن» جمعه ۲۹ تیر در شهر سِندرکِ شهرستان میناب برای جمعی از کودکان و نوجوانان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) این شهر کارگاهی آموزشی برگزار می‌کنند. بعد از اتمام دومین دوره «مدرسه جهادی خواندن نیز، ۵۰ نفر از شرکت‌کنندگان در این دوره آموزشی به عنوان برگزیده انتخاب خواهند شد.    نخستین دوره طرح «مدرسه جهادی خواندن» نیز اردیبهشت‌ماه سال جاری به همت نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در کتابخانه عمومی حاج عبدالله والی روستای خمینی‌شهرِ شهرستان بشاگرد برگزار شده بود.   کتابخانه زنده‌یاد حاج عبدالله والی روستای خمینی‌شهرِ شهرستان بشاگرد در آبان‌ماه سال گذشته‌(۱۳۹۶) با پیام دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و حضور معاون برنامه‌ریزی، پژوهش و فناوری اطلاعات و مدیرکل روابط عمومی نهاد، مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان هرمزگان، مسئولان اداره کل شهرستان بشاگرد و جمعی از اهالی این منطقه در زمینی با زیربنای ۱۹۰ و مساحت ۶۰۲ متر مربع، با هزینه ۱ میلیارد و ۵۶۰ میلیون ریال از محل اعتبارات نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور (ماده ۶۴ ) به بهره‌برداری رسیده بود. ]]> مدیریت‌کتاب Tue, 17 Jul 2018 07:22:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263313/دومین-دوره-مدرسه-جهادی-خواندن-برگزار-می-شود تعبیر خواب‌های روشنفکران از سوی جامعه شکل می‌گیرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263299/تعبیر-خواب-های-روشنفکران-سوی-جامعه-شکل-می-گیرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «بررسی و نقد آثار و افکار و کوشش‌های علمی و اجتماعی دکتر احسان نراقی» با سخنرانی مقصود فراستخواه، عضو هیأت‌علمی موسسه‌ی پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، با موضوع «بومی‌گرایی در ایران صحیح و غلط ندارد» و دکتر رحیم محمدی، عضو هیأت‌علمی دانشگاه امام‌حسین، دوشنبه (25 تیر 1397) در سالن کنفرانس انجمن جامعه‌شناسی ایران مستقر در دانشکده‌ علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. فراستخواه، سخنران اصلی این نشست، در ابتدا به ارائه‌تصویری روشن از شرایط علمی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی عصر ظهور اندیشمندی به‌نام احسان نراقی در سال‌های دهه‌ 20 و 30 پرداخت و نحوه‌ شکل‌گیری و سیر پیدایش «بومی‌گرایی» در ایران را به‌اجمال تشریح کرد. وی ترسیم فضای حاکم بر آن دوران را با تشریح وضعیت ناموفق نهضت مشروطه و ناکامی‌های آن آغاز کرد. سپس مداخله و لشکرکشی نیروهای نظامی دول خارجی به ایران و تاثیر آن بر شرایط سیاسی و اجتماعی کشور در دهه‌ی 30 را از نظر گذراند. دورانی که تغییر حدود هفت دولت در بازه‌ زمانی یک‌ساله با اعمال فشار و مذاکرات پشت‌پرده، گواه وضعیت آشفته‌ آن است. آغاز جنبش عظیم نوسازی در ایران با راه‌اندازی راه‌آهن، کارخانجات، دانشگاه‌ها، اداره‌ها و... مسأله‌ بعدی مورد اشاره‌ فراستخواه بود. این استاد دانشگاه درباره‌ سیر جنبش نوسازی در کشورمان گفت: روند جنبشی که در نیمه‌ دوم آن به‌نوعی خودکامگی گرایش پیدا کرد و این پروژه، برخلاف نیمه‌ اول آن، دیگر چنگی به دل روشنفکران نمی‌زد. در این شرایط اقتدارگرایی معقول که منجر به توسعه شود، حاکم نبود و خودکامگی به طرق مختلف رواج داشت. این پروژه‌ نوسازی نسبت به سنت یک رفتار سرکوبگرانه داشت و نتوانست با سنت‌های جامعه همراهی داشته باشد. سرکوب ساختارهای جمعیتی کشور و برخورد دلبخواهانه با ساختارهای اجتماعی، محور پایانی این بخش از صحبت‌های فراستخواه بود. وی برای مثال به ایجاد اختلال در زندگی ایلات ایران و مهاجرت اجباری ایشان از سوی حاکمیت اشاره کرد و افزود: البته در این شرایط مردم به‌شکلی ذوق‌زده شاهد نوسازی و حضور پدیده‌های جدید عصر نو بودند و مقهورانه با دستاوردهای علمی و تکنولوژیک روبه‌رو شده بودند. در نتیجه جامعه‌ آن روزگاران ایران، به‌نوعی جهان‌زده شد و به حس لامکانی، زمین‌زدایی، مکان‌زدایی و تاریخ‌زدایی دچار شد. در این شرایط است که بومی‌گرایی در بین روشنفکران به‌عنوان نوعی گفتمان مفصل‌بندی و ارائه می‌شود. این محقق و جامعه‌شناس، پیش از پرداختن به آرا، اندیشه‌ها و زمینه‌های فعالیت احسان نراقی، چهار گروه از روشنفکران ایرانی را که به مسأله‌ بومی‌گرایی پرداخته‌اند، مختصراً معرفی کرد: روشنفکران دینی چون بازرگان و شریعتی که به پیگیری پروژه‌ علم‌گرایی و نوسازی در زمینه‌های دینی می‌پرداختند؛ روشنفکران حوزه‌ آکادمیک که سرسلسله‌ آنان فخرالدین شادمان بود و در ادامه، نراقی و حلقه‌ فردید در این گروه قرار می‌گرفتند؛ روشنفکران حوزه‌ عمومی همچون آل‌احمد که در زمینه‌ ادبیات، سیاست و... فعال بودند؛ روشنفکران حوزه‌ چپ که با صورت‌بندی بومی‌گرایی در گفتمان چپ، در مبارزه با امپریالیسم مواضع بومی‌گرایانه داشتند و آرین‌پور نمونه‌ی بارز این قسم از روشنفکران بود. برنده‌ «جایزه‌ ترویج علم» در سال 1396 در ذیل این مقدمه و در معرفی فخرالدین شادمان افزود: شادمان در سال 1304 موفق به اخذ درجه‌ دکتری حقوق از دانشگاه پاریس شد. در سال 1318 از دانشکده‌ علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه لندن دکترای اقتصاد و در سال 1339 از کمبریج مدرک دکترا گرفت. او در حوزه‌های بیمه، نفت، راه‌اندازی فرهنگستان، وزارت دادگستری و اقتصاد و کشاورزی، سازمان برنامه و... مشغول به کار بود. کتاب «تسخیر تمدن فرنگی» شادمان روایتی است از بومی‌گرایی که تاکید دارد نمی‌بایست ما ابژه‌ تمدن فرنگ بشویم و باید آن را تسخیر کنیم. مقاله‌ «تراژدی فرنگ» وی که در سال 1340 تالیف و منتشر شده است، در بحث بومی‌گرایی از اهمیت فراوانی برخوردار است. شادمان اهمیت شناخت غرب را تا حدی مهم می‌دانست که راه‌اندازی رشته‌ «فرنگ‌شناسی» در دانشگاه‌های کشور را الزامی می‌دانست و با این پیشنهاد تاکید داشت که ما نباید مفعولی برای فاعل شناسایی فرنگ باشیم. وی در ادامه به همین سیاق به معرفی احمد فردید، فارغ‌التحصیل سوربن و هایدلبرگ آلمان، و حلقه‌ او که شامل عنایت، شایگان، آشوری، نراقی، آل‌احمد، امیرحسین جهانبگلو و... می‌شد، پرداخت و در معرفی جلال آل‌احمد گفت: آل‌احمد پس از پیوستن به حزب توده به حرکات دینی و اسلامی دل بست. وی به تشویق نراقی داستان‌هایش را به‌سوی تصویرهای دراماتیک روستاها و شهرهای ایرانی سوق داد. او در این آثار نوعی ایدئولوژی مدرنیزاسیون دولتی را نقد می‌کند. در دهه‌ چهل او غرب‌زدگی را می‌نویسد. فراستخواه در جمع‌بندی این بخش از سخنانش گفت: اگر به گفتارها و واکنش‌های این افراد توجه می‌شد، مسیر نوسازی ایران تغییرات بسیاری پیدا می‌کرد و به‌احتمال فراوان گفتارهای انقلابی به این سرعت ظهور و بروز پیدا نمی‌کرد. این نویسنده و استاد دانشگاه با ورود به بحث معرفی آثار و نظرات نراقی گفت: نراقی نوزده سال داشت که به اروپا رفت. در سال 1337 «مؤسسه‌ مطالعات و تحقیقات اجتماعی» را راه‌اندازی کرد و در دهه‌ پنجاه ریاست مؤسسه‌ «تحقیقات و برنامه‌ریزی آموزش عالی» را بر عهده داشت. بررسی مسأله‌ سانسور در ایران؛ برگزاری اجلاس کیفیت زندگی؛ مشارکت در راه‌اندازی «بنیاد مطالعه‌ فرهنگ‌ها»؛ راه‌اندازی «مجمع گفت‌وگوی فرهنگ‌ها» و... از جمله اقدامات این روشنفکر و کنش‌گر ایرانی است؛ روشنفکری که در نهایت، در سال 1361 به‌عنوان وابسته‌ طاغوت به زندان افتاد. این پژوهشگر در ادامه به زمینه‌های فکری نراقی اشاره کرد و گفت: به‌لحاظ فکری ادامه‌ افکار شادمان را در نراقی می‌بینیم. کتاب «آینده‌نگری وضع جهان سوم در سال 2000» نوشته‌ نراقی در دهه‌ شصت است. او در این اثر چند دهه پیش‌تر به پیش‌بینی آینده می‌نشیند و سرمایه‌داری و سوسیالیسم را در مصرف‌زدگی و ماشین‌زدگی یکسان می‌بیند. تأثیر سوء فن‌سالاری و تکنوکراسی و عدم درک پیچیدگی‌های سنتی در پروژه‌ نوسازی را پیش‌بینی می‌کند و پیش‌بینی مهم او این‌گونه است که وی گسترش گرایش به ایدئولوژی‌ها و آرمان‌شهرهای دینی را اجتناب‌ناپذیر می‌بیند. فرهنگ غربی را جهان‌شمول نمی‌داند و جهان چندفرهنگی را مطالبه می‌کند. به‌گفته‌ فراستخواه، نراقی معتقد است ما در مواجهه با غرب دچار مقاطعه‌کاری شده‌ایم و به‌دنبال این هستیم که راه‌های آسان توسعه در غرب را به‌کار بگیریم و بدون بینش شرقی سراغ دانش غربی برویم. این در حال است که نراقی در دهه‌های پنجاه و شصت و هفتاد میلادی در جهان حضور پیدا کرد و در آن زیست و فهمید سرمایه و دانش نوعی قدرت است. او دانش برنامه‌ریزی را نوعی قدرت می‌دانست که منجر به توسعه می‌شود. نراقی پیش از روشنفکران غربی در مورد وضعیت دوره‌ مدرن مسأله و پرسش دارد و آن را به نقد می‌کشد به‌طوری که به‌جد می‌توان گفت نراقی در مرزهای آگاهی زمانه‌اش حرکت می‌کرد و نوعی آوانگاردی و گفتار پیش‌رو در او دیده می‌شد و به‌هیچ‌وجه از زمانه‌اش عقب نماند. و اما پرسش اصلی از منظر فراستخواه این است که مشکل این کردار گفتمانی چیست؟ و در پاسخ می‌افزاید: گفتمان پهلوی و پروژه‌ مدرنیزاسیونش نراقی را در رده‌ دیگران دیده است و به بیانی قورتش داده است. همین‌طور ساختارهای علمی و پیشامدرن و پیشاعلمی جامعه، گفتارهای پسامدرن برایش قامض و پیچیده بود. به‌طوری‌که در این‌جا شکاف نخبگان (نراقی) و جامعه را می‌بینیم زیرا آن چیزی که در جامعه‌ ایران دیده می‌شود طبقات متوسط سنتی است که در این جامعه‌ معیشتی گفتارهای نراقی در نقد مدرنیته و سرمایه‌داری مطرح می‌شود، و طبیعی است که روئسای این طبقات سنتی گفتار نراقی را تصاحب می‌کنند زیرا تعبیر خواب‌های روشنفکران از سوی جامعه شکل می‌گیرد. وی در پایان سخنانش اذعان داشت که بازنمایی اجتماعی گفتارهای نراقی به‌شکل دیگری صورت گرفته و از سوی گروهی خاص مصادره به مطلوب شده است. نراقی بهانه‌ای است که ما برگردیم به گفتارهای خودمان تا بدانیم تعبیر گفتارهای امروزمان چه نسبتی با جامعه برقرار می‌کند. در پایان این نشست، محمدی، محقق و عضو هیأت‌ علمی دانشگاه امام حسین، به جمع‌بندی مباحث طرح‌شده پرداخت و در سخنانی کوتاه افزود: در اینجا هم موضوع سیر حرکت واژگان در زبان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و تأمل بر سیر تطور واژگان در زبان و در به‌کارگیری واژه‌هایی چون: فرنگ، غرب، اروپا، تجدد، جهان‌ذدگی و...راهگشاست. در این بین ما براساس شناخت خودمان از غرب با آن معامله می‌کنیم. در این موضوع، فاصله‌ گرفتن روشنفکران از مفاهیم و وابستگی‌های طبقاتی، دینی، اقتصادی و... مسأله است و باید پرسید که آیا چنین توانی در روشنفکران ایرانی معاصر وجود داشته است، یااینکه آنان در پارادایم مسلط قرار داشتند و توان خروج از آن را نداشتند و از اندیشه‌ی درون‌پارادایمی برخوردار بودند. پرداختن به علل مهاجرت روستائیان به شهرها و ساختار اجتماعی ایران در دهه‌های اولیه‌ سده‌ اخیر، و لزوم عبور از گفتمان روشنفکری و روآوردن به گفتمان دانشگاهی، به‌دلیل کارنامه‌ نامطلوب جریان روشنفکری در ایران، پایان‌بخش صحبت‌های دکتر محمدی بود. در پایان برخی از حضار و دانشجویان، به طرح سوالاتی از دکتر فراستخواه با نگاه عمدتا انتقادی پرداختند. ]]> علوم‌انسانی Tue, 17 Jul 2018 07:16:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263299/تعبیر-خواب-های-روشنفکران-سوی-جامعه-شکل-می-گیرد برای ترجمه «الغدیر» از هیچ بودجه دولتی استفاده نشده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263333/ترجمه-الغدیر-هیچ-بودجه-دولتی-استفاده-نشده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از خبرگزاری حوزه، نشست خبری رونمایی از ترجمه کتاب «الغدیر» تألیف علامه امینی، پیش از ظهر امروز (سه‌شنبه 26 تیرماه) با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی، مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت در محل خبرگزاری حوزه در قم برگزار شد.   حجت‌الاسلام سبحانی در این نشست اظهار کرد: بنیاد فرهنگی امامت عهده دار ترجمه کتاب گرانسنگ و اثر بزرگ و سترگ علامه امینی به نام «الغدیر» بوده که تمام 11 جلد این کتاب ترجمه شده است. رونمایی از این ترجمه فاخر را بهانه‌ای برای اعلام این خبر مهم می‌دانیم که در آستانه پنجاهمین سالگرد وفات مرحوم علامه امینی هستیم که به این مناسبت، امیدواریم مجموعه‌های مختلف و شخصیت‌های علمی کشور و جهان تشیع در احیای شخصیت بزرگ علامه امینی و اوصاف این بزرگوار، نقش وافری داشته باشند.   مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت افزود: رونمایی از ترجمه کتاب ارزشمند «الغدیر» را در ایام عید غدیر خم امسال با حضور شخصیت‌های علمی کشور خواهیم داشت و این حرکت را آغازی می‌دانیم که در طول یک سال بعد در معرفی شخصیت علامه و در حوزه غدیرشناسی فعالیت خوبی شکل گیرد.   علامه امینی از نمونه‌های نادر شخصیت‌های علمی ماست   وی با اشاره به شخصیت مرحوم علامه امینی، تصریح کرد: ایشان از نمونه‌های نادر شخصیت‌های علمی ماست که هرچه زمان می گذرد، ابعاد ناشناخته این محقق بزرگ، شناخته‌تر شده و تاریخ به صیقل آن می‌پردازد.   حجت‌الاسلام سبحانی گفت: ما معمولا علامه امینی را با کتاب ارزشمند «الغدیر» می‌شناسیم که برای بزرگی ایشان کافی است؛ اما این شخصیت علمی، آثار زیبای دیگری هم دارد که دارای کاربردهای ویژه است.   مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت با بیان سه ویژگی مهم علامه امینی ادامه داد: «آرمان‌خواهی و عشق او به آرمان‌ها»، «سخت‌کوشی» و «غیرت‌ورزی در مقابل مخالفان و معاندان راه حقیقت» سه ویژگی بارز این شخصیت بزرگ است. اگر کسی زندگی علامه امینی را بررسی کند چه در نجف و چه در کتابخانه‌های کشورهای گوناگون، نشان می‌دهد که ایشان انسانی سخت‌کوش و تلاش‌گر طاقت‌فرسا در عرصه کار خود است.   وی تصریح کرد: مجموعه این سه ویژگی از علامه امینی انسانی ساخته که به اندازه یک مؤسسه بزرگ محصولات علمی داده که همان کتاب «الغدیر» ایشان، به اندازه یک موسوعه بزرگ علمی است. اگر کسی مجلدات یازده‌گانه «الغدیر» را تورق کند، مشاهده خواهد کرد که در آن تمام دانش‌های مرتبط استخراج شده و مطالب مربوط با آن آمده است. «الغدیر» یک موسوعه ادبی است حجت‌الاسلام سبحانی در ادامه گفت: «الغدیر» یک موسوعه ادبی است؛ «الغدیر» یک موسوعه تاریخی است؛ «الغدیر» یک موسوعه حدیثی است؛ «الغدیر» یک مطالعه جامعه‌شناختی نیز هست که اگر کسی این کتاب ارزشمند را با دقت بخواند، متوجه این نکات خواهد شد. شخصیت‌های بسیاری از جمله علمای اهل‌سنت درباره مجموعه «الغدیر»، کتاب‌هایی نوشته‌اند که پیشنهاد می‌کنم رسانه‌ها، نوشته‌های اهل‌سنت درباره «الغدیر» را منتشر نمایند.   مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت افزود: علامه امینی با وجود اینکه یک ایرانی است، اما متأسفانه برای فارسی‌زبانان کمتر بازنمایی و معرفی شده است؛ حتی کسانی که «الغدیر» را می‌شناسند، فرصت مطالعه این کتاب را کمتر به‌دست آورده‌اند.   وی اظهار کرد: در گذشته بزرگان و نویسندگانی تلاش کردند که این کتاب را ترجمه کنند و موفق به ترجمه و انتشار هم شدند، اما ترجمه قبلی این اثر دارای اشکالات فراوان بود، به‌طوری‌که تقریبا این ترجمه نتوانست جایگاه «الغدیر» را به فارسی‌زبانان نشان دهد.   حجت‌الاسلام سبحانی با اشاره به اشکالات ترجمه قبلی کتاب ارزشمند «الغدیر»، گفت: وجود نویسندگان گوناگون، عدم ترجمه بخش‌هایی از این کتاب، عدم ترجمه یا ترجمه نامناسب اشعار این کتاب به‌عنوان یکی از مهمترین بخش‌های آن، عدم تسلط مترجمان به زبان فارسی یا عربی و ... از جمله اشکالات ترجمه فارسی قبلی این کتاب است.   مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت ادامه داد: خوشبختانه در 10 سال قبل، گروهی از علاقه‌مندان به عرصه امامت و ولایت تصمیم گرفتند که این کار بزرگ را ترجمه کنند که ایده اصلی ترجمه این اثر ارزشمند، از سوی حجت‌الاسلام والمسلمین حکیمی بوده و دکتر سید ابوالقاسم حسینی ژرفا، بار ترجمه این اثر را برعهده گرفت.   وی بیان کرد: ترجمه این اثر، دارای متن ادبی فاخری است که با مطالعه آن می‌توان به این نکات دست یافت. البته از همان آغاز، سید مهدی نبوی به‌عنوان یکی از اساتید بنام زبان عربی، عهده‌دار نظارت بر این کار شد که در کنار این دو عزیز، محققان بنیاد فرهنگی امامت کمک شایانی داشته و انشاءالله از این اثر در شب عید غدیر رونمایی خواهد شد.   از هیچ بودجه دولتی برای ترجمه «الغدیر» استفاده نکرده‌ایم   حجت‌الاسلام سبحانی افزود: برای این ترجمه کتاب ارزشمند «الغدیر»، از هیچ بودجه دولتی استفاده نشده و کار خودجوش مردمی است و معتقدیم کارهای دینی به این نحو بهتر شکل گرفته و در نفوذ اجتماعی مؤثرتر است. ما باید این کتاب و ترجمه فاخر آن را به حوزه فارسی زبان معرفی کنیم، چون معتقدیم که این اثر باید به نام ایران و عالمان ایرانی بماند و معرفی شود.   مدیرعامل بنیاد فرهنگی امامت، همچنین گفت: ترجمه کتاب 11 جلدی «الغدیر» نیز همان 11 جلد است و حتی در ترجمه فارسی، صفحه متن اصلی کتاب نیز آمده تا علاقه‌مندان بتوانند ترجمه فارسی را با متن اصلی کتاب تطبیق دهند.   هدیه ترجمه «الغدیر» به کتابخانه‌های عمومی   وی در پاسخ به سؤال خبرنگار خبرگزاری حوزه مبنی بر این‌که برای عرضه مناسب ترجمه فاخر کتاب «الغدیر» چه اقداماتی صورت می‌گیرد، اظهار کرد: تلاش ما این است که این اثر با قیمت مناسب تولید شده و با تخفیف مناسب عرضه کنیم. همچنین این کتاب را به کتابخانه‌های عمومی کشور نیز هدیه خواهیم داد تا مورد استفاده همگان قرار گیرد. ]]> دین‌ Tue, 17 Jul 2018 07:15:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263333/ترجمه-الغدیر-هیچ-بودجه-دولتی-استفاده-نشده ضرورت شناخت زبان و رفتارهای کودک در آثار هنری http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263335/ضرورت-شناخت-زبان-رفتارهای-کودک-آثار-هنری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) هم‌زمان با برپایی نمایشگاه آثار منتخب تصویرگری دوسالانه براتیسلاوا در کردستان کارگاه آموزشی تصویرگری علیرضا گلدوزیان نیز در سنندج برگزار شد. تصویرگر برجسته کشور در این کارگاه ضمن تاکید بر ضرورت رعایت برخی بایدها و نبایدها در تولید آثار هنری برای کودک و نوجوان گفت: کسی که در حوزه تئاتر، موسیقی، تصویرسازی و آموزش کودکان فعالیت می‌کند علاوه بر این که باید به حوزه تخصصی‌اش تسلط کافی داشته و تحصیلات آکادمیک را به بهترین نحو گذرانده باشد لازم است شناخت جامعی نیز از زبان و ذهن و رفتارهای کودک داشته و در حال رفت و آمد میان بزرگ‌سالی و کودکی خودش باشد.   وی افزود: همان‌طور که اگر کسی بخواهد برای کودک داستان بنویسد یا شعر بگوید باید احاطه کامل به ادبیات روز و درک نسبی از ذهنیت مخاطبش داشته باشد تصویرگر نیز باید بدانند که از نظر مردم‌شناسی، روانشناسی، شرایط اجتماعی، بومی، آداب و رسوم و… با چه قشری از مخاطبان سرو کار دارد.   تصویرگر برجسته حوزه کودک و نوجوان با بیان این‌که تصویرگر باید بداند که هر مطلبی را در تصویرگری برای چه گروه سنی‌ای تا چه حد باز کند و به آن بپردازد یادآور شد: آشنایی با مواد، و تکنیک‌های تصویرگری برای کتاب و حدود ساختار طراحی متناسب با ساختار فکری، ذهنی مخاطب از دیگر موضوع‌های با اهمیت در این حوزه است. وی ادامه داد: تصویرگر باید بداند که چرا و با چه هدفی کار تصویرگری انجام می‌دهد و برای ارتباط‌گیری مخاطب با کتاب بیاندیشد و سوژه‌ها و تصویرهایی را استفاده کند که دریافت درستی از متن به مخاطب بدهد تا فضای تصویرسازی صحیحی را برای کتاب کودکان ایجاد کند.  گلدوزیان با اشاره به این‌که تصویرگر باید در آثارش با کودک تعامل داشته باشد تا بتواند او را جذب کند خاطرنشان کرد: نگاه تصویرگر نیز به داستان بسیار مهم و حایز اهمیت است و هنرمند باید بداند درست‌ترین وضعیت چیست اوج داستان، افت و خیز و نتیجه داستان کجاست و زوایای دیدش را متناسب با داستان لحظه به لحظه تغییر دهد. وی همچنین اظهار داشت: جهان کودکان جهان مقدسی است سادگی‌های خاص خود را دارد، من علاقه خاصی به این جهان دارم و همیشه مجذوب آن بوده‌ و تلاش کرده‌ام به آن نزدیک‌تر شوم، همین باعث شد تا به تصویرگری ادبیات کودک رو آوردم. تنها برنده‌ ایرانی جایزه بزرگ مسابقه تصویرگری براتیسلاوا در سال ۲۰۰۵ گفت: برخلاف کتاب‌های بزرگ‌سال، تصویرگری برای کتاب کودک مهم‌تر از نوشتن متن است. چون برخی کودکان نمی‌توانند بخوانند و از طریق تصویر با کتاب ارتباط برقرار می‌کنند. وی افزود: یکی از نکته‌هایی که برای تصویرگر لازم است آشنایی با کودکان است، باید توجه داشت که مخاطب ما کودک است و باید با او ارتباط برقرار کنیم.  گلدوزیان هم‌چنین با اشاره به این‌که باید در تصویرسازی به محتوای داستان و قصه توجه ویژه‌ای داشت و برای هر داستانی از تکنیک خاصی استفاده کرد ابراز داشت تصویرگر بر حسب نوع موضوع و مخاطب، زبان بصری مناسب را مد نظر قرار داده و تصویر خود را خلق می‌کند. بر اساس خبر اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، کارگاه آموزش تصویرگری علیرضا گلدوزیان با هدف بالا بردن سطح توانایی هنرمندان استان کردستان در بخش تصویرگری با همکاری و مشارکت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ‌و انجمن تصویرگران ایران برگزار شد. علیرضا گلدوزیان، تصویرگر کتاب‌های کودکان و نوجوانان سال ۱۳۵۵ در تهران به دنیا آمد. او کارشناس ارشد رشته گرافیک از دانشگاه هنر است و فعالیت حرفه‌ای خود را از سال ۱۳۷۴ با طراحی پوستر برای فیلم سینمایی گروگان آغاز کرده است. گلدوزیان تا کنون برای آثار فراوانی در حوزه کودک و نوجوان تصویرسازی کرده است، که از آن جمله می‌توان به  کتاب‌های «این همانی»، «آغوشت را باز کن»، «بازی‌ها جورواجورند»، «باعلی، یاعلی»، «خانم معلم آقای نقاش»، «زرافه من آبی است»، «سنگ قرمز کوچولو»، «بازی‌های پنج انگشت»، «قصه‌ دوتالاکپشت تنها» و «کفش توری گل بلوری» اشاره کرد. ]]> کودک و نوجوان Tue, 17 Jul 2018 06:43:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263335/ضرورت-شناخت-زبان-رفتارهای-کودک-آثار-هنری می‌خواهی دوست من باشی؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263334/می-خواهی-دوست-باشی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «می‌خواهی دوست من باشی؟» به نویسندگی و تصویرگری اریک باتو با ترجمه ویدا رامین از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.   براساس خبر اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، «می‌خواهی دوست من باشی؟» داستان موش سبز کوچکی است که می‌خواهد دوست پیدا کند. او به هر حیوان سبزی که می‌رسد درخواست دوستی می‌دهد. موش بالاخره با بچه فیلی دوست می‌شود و ادامه ماجرا... این کتاب که مناسب برای کودکان 3 تا 6 سال است، در قالب کتاب‌های تصویری خلق شده است و اریک باتو با متن‌های کوتاه و تصاویر ساده روایت خود را برای خردسالان بازگو کرده است. حق نشر این کتاب را کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از انتشارات Didier Jeunesse فرانسه خریداری کرده است. کتاب «می‌خواهی دوست من باشی؟» در قالب 28 صفحه‌ با شمارگان  7000 نسخه و قیمت 3هزار و 100 تومان منتشر شده است. ]]> کودک و نوجوان Tue, 17 Jul 2018 06:36:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263334/می-خواهی-دوست-باشی ۲۲ کتاب انتشارات مدرسه در آمریکا منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263310/۲۲-کتاب-انتشارات-مدرسه-آمریکا-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب(ایبنا) به نقل از روابط عمومی انتشارات مدرسه؛ به دنبال معرفی آثار انتشارات مدرسه در بازارهای بین المللی نشر ، انتشارات سوپرم سنجر از کشور آمریکا پس از مذاکره با آژانس ادبی پل به عنوان نماینده انتشارات مدرسه تفاهم‌نامه برای خریدکپی رایت مجموعه کتاب‌های قصه‌های کوچولو موچولو (10 جلد) نوشته مهری ماهوتی، قصه‌های گیلی گیلی(7 جلد) نوشته سوسن طاقدیس و قصه‌های دوست داری ...بشی (5 جلدی ) اثری از لاله جعفری را امضا است. این کتاب‌ها طی تفاهم نامه مابین انتشارات مدرسه و آژانس ادبی پل به انگلیسی ترجمه و از سوی این ناشر آمریکایی منتشر خواهد شد ]]> کودک و نوجوان Tue, 17 Jul 2018 06:23:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263310/۲۲-کتاب-انتشارات-مدرسه-آمریکا-منتشر-می-شود دفتر دوم «ردیف آوازی به روایت استاد محمود کریمی» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263309/دفتر-دوم-ردیف-آوازی-روایت-استاد-محمود-کریمی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) سیامک جهانگیری، آهنگساز، نوازنده نی و مدرس دانشگاه، در مورد این اثر گفت: مجموعه‌ حاضر به عنوان کتاب دوم شامل دستگاه همایون، نوا و آواز بیات اصفهان است. پیش از این در جلد اول، دستگاه شور و متعلقات آن در دو سی‌دی به چاپ رسیده بود و بقیه‌ دستگاه‌ها نیز در مجلد بعدی به چاپ خواهد رسید. وی افزود: نی یکی از نزدیک‌ترین سازها به حنجره ی انسان است و شاید از این بابت اجرای آواز یا ردیف آوازی برای این ساز مناسب تر باشد. به همین خاطر، این مجموعه برای ساز نی آوانویسی و اجرا شده است. وی در مورد آوانویسی و اجرای این ردیف بیان کرد: آنچه در آوانویسی‌ها برای این ساز مد نظر بوده، اجرای چپ کوکِ دستگاه همایون، نوا و آواز بیات اصفهان است، زیرا در اجرای چپ کوک با این ساز، توالی حرکت نغمگی از گستره‌ صوتی بم به زیر است و نسبت به اجرای راست کوک‌ها، در این ساز بهتر قابل اجراست.»   سیامک جهانگیری، نوازنده‌ی نی، آهنگساز و مدرس دانشگاه، نزد عبدالنقی افشارنیا فراگیری این ساز را آغاز کرد و پس از ورود به دانشکده‌ی هنرهای زیبا دانشگاه تهران نوازندگی نی را نزد محمدعلی کیانی‌نژاد دنبال کرد. این هنرمند در زمینه تألیف کتاب و سی‌دی برای آموزش ساز نی فعالیت‌های زیادی کرده است. آلبوم‌هایی چون «می‌رسد باران»، «ترنمی برای صبح»، «۲۴ چهارمضراب از ابوالحسن صبا»، «بدرقه‌ی ماه»، «در رگ تاک» و اجرای «ردیف استاد عبدالله دوامی» بخشی از فعالیت‌های سیامک جهانگیری در زمینه‌ی موسیقی هستند. ]]> هنر Tue, 17 Jul 2018 06:22:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263309/دفتر-دوم-ردیف-آوازی-روایت-استاد-محمود-کریمی-منتشر محمود حسینی‌زاد سراغ برشت رفت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263284/محمود-حسینی-زاد-سراغ-برشت-رفت محمود حسینی‌زاد در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره آثار جدیدی که در دست ترجمه و انتشار دارد گفت: این روزها مشغول ترجمه یک رمان اتریشی هستم و همچنین نمایشنامه‌ای از برشت نیز با ترجمه من در حال انتشار است. مترجم «لتی پارک» درباره نمایشنامه‌ای که قرار است با ترجمه وی منتشر شود توضیح داد: این نمایشنامه «توران‌دخت» نام دارد و جزو آخرین کارهای برشت به حساب می‌آید. این نمایشنامه بر اساس یک قصه چینی نوشته شده و درون‌مایه آن روابط سرمایه‌داری و استثمارگونه است. این اثر آماده انتشار است و به زودی از سوی انتشارات بان راهی بازار کتاب می‌شود.  نویسنده «بیست زخم کاری» از اثر دیگری که در دست ترجمه دارد خبر داد و گفت: همچنین مشغول ترجمه رمانی اتریشی هستم. این رمان «اتاق لودویگ» نام دارد و نام نویسنده آن آلویس کوچنیک است. تا به حال اثری از این نویسنده به فارسی برگردانده نشده است. وی افزود: امیدوارم ترجمه رمان «اتاق لودویگ» تا پاییز به اتمام برسد. احتمالا نویسنده این کتاب در اوایل مهرماه به ایران سفر خواهد کرد. نثر و موضوع این کتاب به حدی برایم جذاب بود که دوست دارم باز هم از آثار این نویسنده ترجمه کنم. حسینی‌زاد درباره موضوع این رمان توضیح داد: این کتاب داستان بسیار جالبی دارد. موضوع آن به روابط انسانی و احساسات مابین آدم‌ها برمی‌گردد و همچنین موضوع و ماجرای آن به تاریخ و دوران فاشیست‌ها  نقب می‌زند و در کل کتاب بسیار جالبی است.     ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 05:39:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263284/محمود-حسینی-زاد-سراغ-برشت-رفت کتاب‌های زرد اگر مخاطب نداشتند از سطح بازار جمع می‌شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263261/کتاب-های-زرد-اگر-مخاطب-نداشتند-سطح-بازار-جمع-می-شدند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_ملیسا معمار: کیفیت کتاب‌هایی که در هر جامعه‌ای منتشر می‌شود نقش مهمی در آگاهی بخشی درست و صحیح به جامعه دارد. اهمیت این مساله در حوزه کتاب‌های کودک و نوجوان، بیشتر نمایان می‌شود چرا که لوح پاک ذهن کودکان به راحتی پذیرای مطالبی است که در کتاب‌ها مطالعه می‌کنند. در این میان نقش کارشناسان نشر و تاثیری که در تعیین کیفیت آثار منتشر شده دارند مهم و تعیین کننده است. فریبا نباتی از نویسندگان، مترجمان و پژوهشگرانی است که علاوه بر نویسندگی، سال‌ها به عنوان کارشناس نشر در انتشاراتی مانند به‌نشر و امیرکبیر فعالیت داشته است و در حال حاضر مشاور فرهنگی نشر پیدایش است. به این بهانه با او گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید.   به عنوان کسی که سال‌ها به عنوان کارشناس و مشاور نشر در انتشارات مختلف فعالیت داشته، معیارهای انتخاب و گزینش آثار در طول سال‌ها چه تغییر و تحولاتی داشته است؟ سوال خوبی است. این معیارها تغییر کرده‌اند اما نه چندان زیاد. به عنوان کسی که از کار قصه‌نویسی و گزارش‌گری وارد حیطه کارشناسی نشر کتاب شدم و در چند انتشاراتی به طور فعال کار کرده‌ام، با قاطعیت می‌گویم که همیشه نگاهی کیفی به آثار داشته‌ام. تسلط نویسنده و مترجم بر متن، موفقیت نویسنده در نوشتن متن (اعم از داستان و غیر و داستان) همیشه برایم ملاک اول بوده و هست. همچنین در بسیاری از موارد کافی بوده و هست که موضوع مخاطب داشته باشد. بهتر است بگویم با تغییر ذائقه مخاطب طبیعتا ملاک‌های انتخاب اثر هم براساس آن تغییر کرد اما ملاک کیفی همچنان ثابت ماند. زمانی آثار واقع‌گرایانه بیشتر مخاطب داشت و رویکرد ما نیز به این‌گونه آثار بود. در این مقطع زمانی مخاطبان کودک و نوجوان از آثار فانتزی و ژانری استقبال می‌کنند و طبیعتا ما هم برای اقناع آنان به این‌گونه آثار توجه می‌کنیم. اما تاکید می‌کنم برای بسیاری از کارشناسان نشر ملاک اصلی انتخاب اثر کیفیت آن است که کیفیت هم در آثار داستانی و غیر داستانی ملاک‌های بسیاری دارد که در حوصله این مقال نیست. چه معیارها و ویژگی‌هایی برایتان اهمیت بیشتری دارد؟ کیفیت،کیفیت،کیفیت. این اصلی‌ترین ملاک انتخاب و کارشناسی است.   اسم نویسنده و برند بودنش در کارشناسی کتاب‌ها چقدر برایتان مهم است؟ هر چند سابقه و توان صاحب اثر برایم بسیار مهم است اما این تنها معیار انتخاب اثر نیست. سابقه و نام صاحب اثر تا جایی مهم است که بر روی کیفیت اثر تاثیر داشته باشد، اگر نه چه بسیارند نویسندگان و مترجمان و تصویرسازانی که با نخستین آثارشان ثابت کرده‌اند که می‌توان نام نداشت و اثری با کیفیت خوب نوشت. در گزینش آثار چقدر به سلیقه و خواست مخاطب توجه می‌کنید؟ سلیقه مخاطب بی‌شک یکی از مهم‌ترین معیارهای هر صنعتی است که نشر کتاب هم از آن جدا نیست. اما وظیفه ما این نیست که فقط خوراکی مطبوع برای مخاطبانمان تولید کنیم. به طور قطع وظیفه ما این است که ضمن رعایت ذائقه مخاطب، سلیقه و سواد آن‌ها را ارتقا دهیم. دلیل بسیاری از پژوهش‌ها و نقدها و جلسات و همایش‌ها هم همین ارتقاء کیفی آثار و سلایق مختلف است. در طول سال‌هایی که به عنوان کارشناس نشر یا مشاور فعالیت داشته‌اید، توانسته‌اید نویسنده‌ یا کتاب خاصی را که ناشناخته بوده در جامعه معرفی و مطرح کنید؟ بله، سعی کرده‌ام چنین فرصتی را برای همکاران و دوستان نویسنده و مترجم و تصویر سازمان فراهم کنم. اما بهتر است بگوییم که این خود همکارانمان بوده‌اند که با همت و پشتکار بسیارشان توانسته‌اند آثار بسیاری را وارد حوزه نشر کنند و موفق شوند. و اجازه بدهید از کسی نام نبرم چرا که به نظرم خود این دوستان می‌دانند که نخستین اثرشان را در کدام انتشاراتی منتشر کرده‌اند و کدام ناشر این امکان را برایشان فراهم کرده‌است. اما جواب سوالتان را باز قاطعانه می‌دهم:بله. در زمینه کارشناسی کتاب‌ها با چه چالش‌هایی روبه‌رو هستید؟ چالش‌ها بسیارند. از کیفیت اثر و جذابیت موضوع گرفته تا اداره صدور مجوز کتاب و میزان ممیزی اثر و نحوه برخورد با صاحب اثر و جلب رضایت کارشناسان دیگر و رعایت الویت‌های انتشارات و ...به عبارتی کارشناس نشر فقط درباره کیفیت اثر فکر نمی‌کند بلکه باید نسبت به بسیاری از حواشی چاپ اثر هم حساس باشد. هر چند که در ظاهر تنها رعایت ملاک کیفی کافی به نظر می‌رسد اما بنا بر سیاست‌های انتشاراتی‌های مختلف، ملاک‌ها و طبیعتا چالش‌ها تغییر می‌کند و بیشتر و کمتر می‌شود. کیفیت کتاب‌های کودک تالیفی و ترجمه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ طی بیست سال اخیر با توجه به رویکرد مخاطب محور می‌توانم بگویم که در زمینه تالیف کتاب کودک بسیار جلو رفته‌ایم. به جد می‌توان گفت برخی از نویسندگان ما توانسته‌اند آثاری هم‌پایه آثار خوب نویسندگان مطرح غربی خلق کنند. تعدادشان هم کم نیست، اما نام نمی‌برم مبادا کسی را و اثری را از قلم بیندازم و البته نامشان هم در این چند خط نمی‌گنجد. اما در زمینه رمان نوجوان صرف نظر از تلاش دوستان و همکاران در نشرهای مختلف و مخصوصا حمیدرضا شاه‌آبادی در کانون پرورش فکری می‌توانم بگویم هنوز راه طولانی‌ای در پیش داریم. هر چند که نویسندگان‌مان گاهی اوقات آثار برجسته‌ای تولید کرده‌اند که نمی‌توان به راحتی از کنارشان گذشت اما این راه درازی‌ است که برای طی آن باید سال‌ها تلاش کرد. از طرفی هم شاید توقع زیادی از نویسندگان‌مان داریم. می‌دانید که وضع نشر کتاب چگونه است. یک نویسنده برای خلق یک اثر درخور مقایسه با آثار برتر غرب، چند سال باید کار کند تا هزار یا حداکثر دو هزار شمارگان اثرش وارد بازار شود؟ در طی این چند سال چقدر می‌تواند درآمد داشته باشد تا با فراغ بال اثرش را خلق کند؟ ناشر هم که همین وضع را دارد. سرمایه‌ای را که روی کتاب می‌گذارد چند سال بعد باید پس بگیرد؟ سودش را چند سال بعد دریافت می‌کند؟ قبلا هم گفتم وضع تولید و نشر کتاب بسیار پیچیده است. هم و عزم جدی می‌طلبد، فداکاری و گاهی ایثار می‌خواهد. اصلا کار فرهنگی در کشورمان فداکاری می‌خواهد، به شرط اینکه صاحب خانه‌ها هم برای گرفتن اجاره‌شان و تاجران هم برای دریافت سود بیشترشان و حاکمان هم برای رسیدن به قدرتشان کمی فداکاری به‌خرج دهند. اگر نه ما پیش نخواهیم رفت، ما فرو می‌رویم.   چرا در بازار کتاب کودک و نوجوان با انبوه کتاب‌های زرد و بازاری مواجه‌ایم؟ کتاب‌های زرد، مطبوعات زرد، اغذیه زرد، پوشاک زرد، تفریح زرد و زرد و زرد و زرد. باید باور کنیم این زردها اگر مخاطب نداشتند از سطح بازار جمع می‌شدند اما مخاطب دارند، بازار دارند، فروش دارند. هم فروشنده دارند و هم خریدار. ‌اما به نظرم مهم‌ترین دلیل بازار اینگونه اجناس (بگذارید با همین لفظ درباره‌شان سخن بگویم،اگر نه نمی‌شود نام این جنس‌ها را کالای فرهنگی و یا کتاب گذاشت، که کتاب نامش حرمت دارد) ارزان بودنشان است. ببینید وقتی کتابی با کیفیت چه از نظر محتوا و چه از نظر ظاهر منتشر می‌شود قطعا برای تولید آن سرمایه بیشتری مصرف شده. جدای از کارشناسی اثر، هزینه‌های ویرایش، تصویرسازی و صفحه‌آرایی و گرافیک، جلد و کاغذ و چاپ و صحافی هزینه‌های کمی نیستند. ناشران زردکار به معماران بساز و بفروش شبیه‌اند و ناشران کتاب و آثار فرهنگی با کیفیت به مهندسازان کارآزموده و متعهد و قانون‌مدار. خب طبیعی است که چنین می‌شود. مخاطب ما کتاب می‌خواهد. ‌برخی قیمت را در نظر می‌گیرند و برخی کیفیت را. بنابراین به نظرم علت اصلی فروش این نوع اجناس این است که مخاطب هنوز به این نتیجه نرسیده است که کیفیت چه نقشی در ارضای نیازش دارد.از طرفی دیگر نهادهای نقش دهنده و هدف ‌گذار و سیاست گذار در این بساز و بفروشی اجناس زرد بسیار موثرند. مثلا فکر کنید که ما بعد از چند ماه سرمایه‌گذاری مادی و زمانی اثری را - که جوایز جهانی بسیار برده و موضوعی جذاب و تاثیرگذار و انسانی دارد-  به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌فرستیم تا بررسی کنند و مجوز  بدهند. ارشاد هم بعد از یکی دو ماه نامه‌ای می‌دهد و می‌گوید یک فصل از رمان را حذف کنید چرا که در آن فصل سگ وارد خانه شده و این جزو خطوط قرمز است. حالا هر چه قسم آیه و قرآن بخورید که این سگ فرار کرده و ناآگاه وارد خانه شده و در همان فصل هم آمده که بانوی خانه مخالف حضور سگ در خانه بوده و پسرک شخصیت اول داستان هم در تمام طول فصل داشته دنبال سگ می‌دویده تا از خانه بیرونش کند و...، فایده‌ای ندارد که ندارد. فصل باید حذف شود. یعنی بخشی از طرح داستان حذف شود. یعنی از صفحات وسط کتاب صفحه آرایی شده ۶ صفحه حذف شود و‌... در این شرایط شما چند ناشر بساز بفروش سراغ دارید که اینگونه معضلات را داشته باشد؟ یا مثلا ناشری آثار چاپ شده ناشران دیگر را انتخاب می‌کند و به مترجمی دم دستی می‌دهد و بدون ویرایش و هزار زحمتی که ناشر خوب کتاب را عرضه کرده، همان اثر را با چند هزار تومان تفاوت قیمت وارد بازار می‌کند. مخاطب از همه جا بی‌خبر هم می‌رود و ارزان‌تر را می‌خرد و ناخودآگاه به عرضه اجناس زرد کمک می‌کند. البته تبلیغات زردها هم کم موثر نیست. از آن طرف این را هم در نظر بگیرید که اصلا این رنگ زرد هم عجیب طرفدار دارد. نقش کارشناسان نشر در این زمینه چیست؟ خب اول این را بگویم که من فعلا فقط مشاور فرهنگی انتشارات پیدایش هستم‌. اما به عنوان کسی که بیش از 30 سال است که در بخش فرهنگ مکتوب کشور نقش کوچکی داشته‌ام خیلی راحت بگویم که سر کلاف دست من و امثال من نیست. ما سا‌ل‌هاست که کار می‌کنیم، فریاد می‌زنیم، بحث می‌کنیم و فقط راهپیمایی نکرده‌ایم، کسی هم به علامت تایید و یا تکذیب سری تکان نداده است. وضعیت فرهنگ کشور مثل وضعیت اقتصاد و اجتماع کلاف سردرگمی ‌است که همه ما را مشغول چه کنم کرده است. متاسفم از صراحت لهجه‌ام. وقتی دولت‌ها در تمام این سال‌ها خواسته‌اند بر همه عرصه‌های فرهنگی مسلط باشند بهتر است راهکارها را هم خودشان تبیین کنند و ماهم این وسط همچنان کار می‌کنیم و کار می‌کنیم تا تمام شویم.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 17 Jul 2018 05:18:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263261/کتاب-های-زرد-اگر-مخاطب-نداشتند-سطح-بازار-جمع-می-شدند ادبیات زنان به شکل حیرت‌انگیزی رشد داشته است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263229/ادبیات-زنان-شکل-حیرت-انگیزی-رشد-داشته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) هر ساله تعداد زیادی رمان به قلم نویسندگان زن در کشورمان منتشر می‌شود.  با توجه به تفاوت فضاها و درون‌مایه این آثار به نظر می‌رسد که  اولویت موضوعی زنان برای نوشتن بیشتر از جنس و مسائل خودشان است. شخصیت‌های اصلی آثار داستانی زنان نویسنده را بیشتر زنان تشکیل می‌دهند و مسائل و دغدغه‌هایی که در این آثار به آن‌ها پرداخته می‌شود تاکید ویژه‌ای بر مسائلی است که زنان به طور معمول با آن‌ها سروکار دارند. اخیرا رمانی به نام «بگذار تروا بسوزد» به قلم آناهیتا آروان منتشر شده که توجه ویژه‌ای به زنان و مسائل‌شان دارد. این رمان همچنین توانسته در هشتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی در بخش ادبیات داستانی شایسته تقدیر شود.  با این نویسنده درباره رویکرد خود در این اثر،‌ پیش‌نیازهای نویسنده برای نوشتن و همچنین اولویت‌های موضوعی برای نوشتن گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   به عنوان نویسنده کتاب درون‌مایه و خط فکری اصلی رمان «بگذار تروا بسوزد» را چه چیزی می‌دانید و این رمان را در چه دسته و طبقه‌ای به لحاظ موضوعی قرار می‌دهید؟ رمان «بگذار تروا بسوزد» ترکیبی از عواطف انسانی، وفاداری، خیانت‌ها، اعتماد و عدم اعتماد است و بیشتر فصل‌های آن در سفر می‌گذرد. در حقیقت این رمان یک رمان سفر است. به نظرم این رمان یک اثر اجتماعی- عاشقانه به حساب می‌آید و اولین رمان من هم هست. قبل از آن مجموعه داستانی به نام «پسرم قدش بلند است» داشتم که از لحاظ درون‌مایه و موضوعی تجربه‌ای کاملا متفاوت با این رمان به شمار می‌آید.  تحقیق و مطالعه درباره چیزی که نویسنده قصد نوشتن‌اش را دارد یک ضرورت است. به عنوان مثال بسیاری از نویسندگان برای نوشتن یک رمان تاریخی، سراغ کتب تاریخ می‌روند و در این باره تحقیق می‌کنند. شما برای نوشتن این رمان در چه زمینه‌ای مطالعه و تحقیق انجام داده‌اید و رویکردتان به عنوان نویسنده درباره تحقیق قبل از نوشتن چیست؟ گاهی ارجاعاتی در اثر وجود دارد که می‌تواند ظاهری یا پنهان باشد به طور مثال حتا می‌توان در اثری ارجاعات را با نقل‌قول‌های بدون گیومه داشته باشیم. اما طبیعی است که هر آنچه نویسنده در زندگی‌اش آموخته و هر آنچه مطالعه کرده و می‌دانسته ناخودآگاه در اثرش نشت می‌کند. حال ممکن است این اشارات و ارجاعات اصلا آشکار هم نباشند اما تمام دانسته‌های نویسنده در اثر دیده شود. منظورم این نیست که برای نشان دادن اینکه من فلان چیز را خوانده‌ام،‌ نویسنده مطلبی را مطالعه کند و در اثر بگذارد. در چنین صورتی کار به شدت باسمه‌ای می‌شود. مثلا اینکه آثار هنری را مطالعه کند تا بتواند نشانه‌ای در رمان بگذارد،‌ کار درنمی‌آید و با ساختار اثر جفت وجور نمی‌شود. هر مطالعه‌ای اگر جزو تجربیات زندگی نویسنده شده و درونی باشد و همچنین نویسنده سال‌ها در آن زمینه کار کرده باشد،‌ می‌تواند روی کار نویسنده اثرگذار باشد. در رمان «بگذار تروا بسوزد» هم ارجاعات پنهان می‌بینیم هم ارجاعات آشکار و هم چیزهایی که سال‌ها قبل تجربه و کشف شده. پیش‌نیاز اینکه یک نویسنده بتواند به طور ملموس‌تری از این ارجاعات در آثارش بهره ببرد،‌ چیست؟ صرفا مطالعه کفایت می‌کند یا چیزهای دیگری هم مورد نیاز است؟ اول این را بگویم که در رمان من هم ارجاعات خیلی پنهان نیستند و ارجاعات آشکاری نیز وجود دارد. اما مساله این است که گاهی برخی چیزها در تاروپود اثر نمی‌رود و نشان می‌دهد که آنچه نویسنده در اثرش آورده تجربه زیسته‌اش نبوده و کاری درباره آن انجام نداده است. مهم این است که چیزهایی که نویسنده قصد آوردنش در اثر خود را دارد در رمان و داستان به خوبی بنشیند و نشان از سال‌ها فعالیت نگارنده در آن زمینه داشته باشد. مساله دیگر اینکه بریده شدن آثار داستانی از سایر آثار هنری ضعف بزرگی است نه اینکه به طور مشخصی آثار داستانی مدام از آثار دیگر حرف بزنند. منظورم این است که داستان‌نویس موظف است آثار هنری را مطالعه کند و بشناسد،‌ نقاشی ببیند، تئاتر را بشناسد،‌ موسیقی بشنود و در کل هر آنچه که نویسنده بداند به او در نوشتن کمک خواهد کرد. همه این هنرها در ریشه هایشان به هم وابسته هستند. مثال در برخی از  آثار سینمایی ارجاع به یک اثر ادبی و یک تابلوی نقاشی وجود دارد و بنابراین داستان‌نویس هم نباید خودش را از دیگر آثار هنری ببرد. یک نویسنده همیشه باید به عنوان یک تجربه زیستی طولانی‌مدت و درونی‌شده با آثار هنری در ارتباط باشد. مجموعه اتفاقات مهم در نقاشی، موسیقی و تئاتر را به طور سالیان دنبال کند و خود را از آن جریانات جدا نکند. طبیعی است که در این صورت هر آنچه که بداند اثر را ژرف‌تر و عمیق تر خواهد کرد. تمرکز جایزه ادبی پروین اعتصامی بر ادبیات زنان است. به نظر شما  به عنوان نویسنده اثر در رمان « بگذار تروا بسوزد» چه ویژگی خاصی وجود دارد که توانسته در این جایزه شایسته تقدیر شود و مورد توجه قرار بگیرد؟ به نظر خودم در نثر داستان و همچنین در شخصیت‌پردازی. خلق شخصیت‌های زنی که در رمان بسیار پررنگ بوده‌اند هم می‌تواند یکی از دلایلش باشد. برای خلق این شخصیت‌‌ها بیشتر از تخیل خود کمک گرفته‌اید یا وام‌دار جامعه و شرایط اجتماع هستید؟ معمولا در تمام آثار هنری و داستانی یک راست کوچولو وجود دارد و یک کوه دروغ. شخصیت‌ها ممکن است ما‌به‌ازای بیرونی داشته باشند اما این کاراکترها معمولا ترکیبی هستند از تمام آدم‌هایی که نویسنده در زندگی خود هر چند کوتاه با آن‌ها مواجه شده و البته که بخش عظیمی از آن‌ها تخیل است. تاکید شما به عنوان نویسنده رمان روی کدام بخش از هویت یک زن است و کدام بخش از شخصیت یک زن را در خلق کاراکترها به خصوص کاراکتر اصلی در رمان «بگذار تروا بسوزد» پررنگ کرده‌اید؟ تمرکز من روی بخش انسانی یک زن است. به عنوان یک انسان به زن نگاه کرده‌ام و به ویژه هدفم نشان‌دادن زنی است که می‌تواند زن متفکری باشد؛ زنی که در عین حال به نظر خیلی عادی هم می‌رسد و درونش سرشار ار احساسات عمیق انسانی است. هدفم نشان دادن زنی بوده که جسارت نشان دادن این احساسات عمیق انسانی و به‌ویژه زنانه را نیز داشته باشد. شما تجربه داوری در مسابقات و جشنواره‌های داستانی را نیز داشته‌اید. این تجربیات روی داستان‌نویسی شما تا چه اندازه موثر بوده و چه کمکی به نوشتن شما کرده است؟ مطلقا تاثیری نداشته. تجربه داوری در داستان‌نویسی نمی‌تواند تاثیرگذار باشد چون داستان‌نویس داستان خود را با توجه به معیارهای داوری که در ذهن دارد نمی‌نویسد. اگر بنا باشد این کار را کند،‌ برای جشنواره و جایزه می‌نویسد. هیچ داستان‌نویس حرفه‌ای این کار را نمی‌کند. او می‌نویسد چون باید و نیاز دارد که بنویسد. طبیعی است که اگر اثر قابلیت دیده‌شدن داشته باشد،‌ در داوری‌ها هم دیده می‌شود. هر جشنواره و جایزه‌ای معیارهایی دارد و برجستگی‌هایی که در یک اثر وجود دارد ممکن است با برخی از این معیارها هماهنگی و سازگاری داشته باشد و بتواند در آن جشنواره برگزیده شود که جای بسی خوشحالی است.   به عنوان نویسنده‌ای که به لحاظ تجربه داوری بسیاری از آثارادبی روز را مطالعه کرده‌اید،‌ سطح ادبی زنان داستان‌نویس و رمان‌نویس معاصر را در چه حدی می‌بینید؟ در سال‌های اخیر آثار خوبی به قلم نویسندگان زن داشته‌ایم. آثار خواندنی و آثاری که نشان دادند مخاطب را نیز با خودشان همراه می‌کنند و حتا در بازار نیز موفق‌اند. ادبیات زنان به شکل حیرت‌انگیزی رشد داشته است. حتا در زمینه‌هایی که قبلا نویسندگان زن به آن‌ها نزدیک نمی‌شدند نیز پیشرفت‌هایی صورت گرفته است. مثلا جنگ که به نظر می‌رسیده قلمرو مردانه‌ای است و بیشتر داستان‌نویسان مرد به این مساله می‌پرداختند اما امروز حتا نویسندگان زن جوان هم آثار بسیار قدرتمندی می‌نویسند و جنگ را از دیدگاه دیگر و تازه‌تری تقدیم مخاطب کرده‌اند. در سال‌های اخیر نویسندگان زن بسیار خوب عمل کرده‌اند داستان‌نویسان خانم موفق در سال‌های اخیر را دنبال کرده و آثارشان را دوست داشته‌ام.   با این نظر موافقید که اولویت موضوعی زنان نویسنده از جنس و مسائل خودشان باشد یا خیر؟ معمولا توصیه می‌شود که بهتر است نویسندگان زن تجربیات جنس خود را بنویسند اما لزومی ندارد هر آنچه که می‌نویسند،‌ تجربه شده باشد. بهتر است یک نویسنده از حس‌های تجربه شده خود برای خلق آثاری که اصلا فضاهایش را تجربه نکرده‌،‌ استفاده کند.   چه اثر تازه‌ای در دست نوشتن دارید؟ مشغول نگارش یک رمان اجتماعی هستم که باز هم زن در آن حضور پررنگ دارد. در اینجا هم روی یک زن اندیشمند متفکر مانور داده‌ام ولی با این حال قصه‌ای کاملا متفاوت با «بگذار تروا بسوزد» روایت کرده‌ام.   ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 05:16:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263229/ادبیات-زنان-شکل-حیرت-انگیزی-رشد-داشته بیانیه‌‌ای از جانب ستارگان http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263304/بیانیه-ای-جانب-ستارگان خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا):گالیلئو گالیلئی دانشمند و مخترع سرشناس ایتالیایی در قرون شانزدهم و هفدهم میلادی بود. گالیله در فیزیک، نجوم، ریاضیات و فلسفه علم بسیار تأثیرگذار بود چنان‌ که او را یکی از پایه‌گذاران تحول علمی و گذار به دوران دانش نوین می‌دانند. او در پیدایش شیوه علمی سنجش و بررسی نقش مهمی داشت. کمتر کتابی در حوزه علوم دقیقه، تاریخ و فلسفه علم می‌توان سراغ گرفت که نامی از گالیله در آن نباشد. تاکنون مطالب زیادی درباره گالیله به فارسی ترجمه و حتی نوشته شده است. به تازگی یکی از مهم‌ترین آثار خود گالیله به همت نشر مرکز ترجمه و منتشر شده که در 60 صفحه و در سال 1610 میلادی در ونیز به طبع رسیده بود: رساله «پیام‌آور ستارگان». مترجم مقدمه‌ای بر نسخه فارسی نوشته که به فهم موضوع کتاب کمک می‌کند. پیام گالیله در این کتاب واضح و روشن است: عصر جدید در دانش بشری آغاز شده و شیوه و چارچوب‌های فکری‌ای که دانشمندان هم‌عصر و پیشینیان گالیله در آن پرورش یافته‌اند هرگز رهیافت درستی نداشته است. اگرچه این کتاب در زمره آثار پرآوازه تاریخ علم نیست، از بسیاری جهات نقشی مهمی در تاریخ و فلسفه علم و حتی تاریخ اندیشه بشر داشته است: 1) این رساله یا کتابچه اولین اثر علمی است که پس از نگاه انسان به آسمان با چشمان مسلح منتشر شده است. 2) این متن آغاز علم اخترشناسی به معنای مدرن آن است. 3) این رساله را بیشتر یک بیانیه می‌دانند تا یک کتاب، بیانیه‌ای کوتاه و به زبانی روشن که مخاطب آن فیلسوفان، دانشمندان و نخبگان هستند. 4) در این کتاب برای اولین‌بار تأییدهای مشاهداتی در حمایت از نظریه کپرنيک  ارائه شد.   قبل از انتشار این کتاب، نظام کپرنیکی برای بسیاری صرفا مدل ریاضیاتی ساده‌تر و زیباتر بود که می‌توانست پیش‌بینی‌های دقیق‌تری با درنظرگرفتن تعداد کمتر فلک «تدویر» انجام دهد. تدویر در الگوی بطلمیوسی از سیارات فلک کوچکی است که مرکز آن بر روی فلک حامل حرکت می‌کند و سیاره واقعی بر روی محیط آن قرار دارد. مدلی که می‌توانست الزاما ربطی به واقعیت جهان واقعا موجود نداشته باشد. اما تا پیش از گالیله و انتشار کتاب «پیام‌آور ستارگان» نه کپرنیک بدعت‌گذار شناخته می‌شد و نه اثرش در فهرست آثار ممنوعه بود. از این‌رو، بسیاری «پیام‌آور ستارگان» گالیله را آغاز مهم‌ترین مواجهه نهاد سنت با عقلانیت مدرن و علم مدرن به‌عنوان یکی از فرآورده‌های آن می‌دانند. گالیله در این کتاب به وضوح به پیروان ارسطو می‌تازد، اگرچه روش خود او نیز تاحدودی منطبق بر روش ارسطو است. او در واقع پیروان ارسطو را محکوم می‌کند و در جمله معروفی می‌گوید که «اگر ارسطو بود و از درون تلسکوپ نگاه می‌کرد، نظر خویش را تغییر می‌داد». او در نامه‌ای به کپلر می‌نویسد «اینان (ارسطوییان) حتی به توصیه خود ارسطو نیز عمل نمی‌کنند، چون ارسطو می‌گوید از مشاهده آغاز کنید. اینان به جای اینکه از مشاهده آغاز کنند از سخنان ارسطو آغاز می‌کنند». در نظر او برای شناخت علمی به جای گمانه‌زنی، باید هر چیزی را اندازه‌گیری و سنجش کرد. آنچه را هم که نمی‌توان اندازه گرفت باید قابل اندازه‌گیری کرد. گالیله همچنین اثبات کرد ریاضیات نه‌تنها قابل اعمال بر جهان واقعی بلکه معرفت‌بخش است. دستاورد بزرگ دیگر گالیله تغییر مواجهه با علیت بود، یعنی به جای اینکه در طلب غایت‌های طبیعی مفروض باشیم برای یافتن علل مادی تلاش کنیم. او تأکید داشت قانون طبیعت با زبان مادی نوشته شده‌ است. ضمن اینکه گالیله از آزمایش‌های فکری و علمی استفاده می‌کرد. ‌از این‌رو، با نگارش این کتاب بود که پرسش‌های بسیاری در حوزه‌های روش‌شناسی، معرفت‌شناسی و جامعه‌شناسی علم و همچنین حوزه علم و دین مطرح یا پررنگ شدند که هنوز هم بسیاری از آن‌ها پرسش‌های گشوده‌ای هستند و بسیاری از فیلسوفان معاصر برای بررسی یا پاسخ به این پرسش‌ها ماجرای گالیله و این کتاب را شاهد مثال خود می‌آورند. پرسش‌هایی نظیر اینکه: آیا می‌توان قوانینی را که از مشاهدات خاص و جزئی استخراج می‌شود به کل طبیعت نسبت داد؟ تمثیل‌ها و استعاره‌ها چه جایگاهی در علم مدرن دارند؟ آیا نظریات علمی درباره امور واقعا حقیقی جهان سخن می‌گویند یا صرفا ابزارهایی‌اند که برای پیش‌بینی‌ها و محاسبات مفیدند؟ آیا ابزارهای علمی نظیر تلسکوپ صلاحیت یا مشروعیت این را دارند که به ما چیزی از حقیقت طبیعت بگویند؟ آیا ریاضیات نقشی بنیادی و ضروری در مطالعه همه حوزه‌های علوم طبیعی ایفا می‌کند؟ آیا می‌توان از متون مقدس گزاره‌های علمی استخراج کرد؟ تبلیغات سیاسی و اجتماعی چه نقشی در پیشبرد علم ایفا می‌کند؟ چگونه می‌توان ارتباط علم با نهادهای قدرت را ارزیابی کرد؟ مجموعه این پرسش‌ها پس از چاپ کتاب «پیام‌آور ستارگان» به پرسش‌هایی حیاتی بدل شدند. منبع: روزنامه شرق ]]> نقد و معرفی Tue, 17 Jul 2018 05:14:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263304/بیانیه-ای-جانب-ستارگان اتحادیه سراسری نشر می‌تواند مطالبات اهالی نشر را برآورده کند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263287/اتحادیه-سراسری-نشر-می-تواند-مطالبات-اهالی-برآورده-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، صنعت نشر در ایران دارای مشکلات فراوانی است و شاید یکی از مهمترین آسیب‌هایی که فعالان این حوزه را تهدید می‌کند، بهره‌مند نبودن از یک تشکیلات صنفی منسجم و قدرتمند است. موضوعی که اگر در طول این سال‌ها از سوی اهالی نشر جدی گرفته می‌شد، اکنون می‌توانست به بالندگی رسیده باشد.   ایبنا در سلسله گفت‌وگوهای تخصصی با دست‌اندرکاران و فعالان نشر در تهران و شهرستان‌ها،‌ فراز و فرودهای تشکیل اتحادیه سراسری نشر را بررسی کرده است. پیش از این با 14 ناشر و فعال صنفی حوزه نشر در این زمینه مصاحبه شده که در این گزارش نگاهی کوتاه به اهم دیدگاه‌ها و نظرات آ‌ن‌ها به صورت تجمیعی داریم. اتحادیه‌ای با قدرت صنفی فتح‌الله فروغی؛ عضو هیات مدیره اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران با بیان اینکه ما نتوانستیم آنطور که باید در صنف همدلی صنفی داشته باشیم، گفت: این موضوع به این دلیل است که یک نهاد صنفی فراگیر در کشور نداریم، زیرا از یک سو با اتحادیه‌ای روبرو هستیم که مسئولیت در قبال ناشران عضو خود در تهران دارد و از سوی دیگر تعاونی آشنا، که نماینده اتحادیه تعاونی‌های ناشران کشور است و داعیه نمایندگی ناشران و تعاونی‌های کشور را دارد.   او در این زمینه به راهکار برون‌رفت از این موضوع هم اشاره کرد و افزود: به نظر من برای برون‌رفت از مشکلاتی از این دست، ایجاد یک اتحادیه صنفی فراگیر که همه ناشران و کتاب‌فروشان و موزعان سراسر ایران در آن عضو و سهیم باشند، می‌تواند تا حد زیادی به رفع مسائل این حوزه کمک کند زیرا این اتحادیه با قدرتی که از دست‌اندرکاران نشر سراسر کشور می‌گیرد می‌تواند فعالیت‌های مختلفی را اجرایی کند.   فروغی همچنین به مزایای تشکیل اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان کشوری اشاره کرد و توضیح داد: از جمله مزایای تشکیل اتحادیه ملی در این است که اعضای خود از یکسری مزایا بهره‌مند و آن‌ها را به رعایت برخی محدودیت‌ها مکلف می‌کند. ولی در نهایت جمع آن‌ها برآیند نیروهایی است که می‌تواند به نفع صنف باشد زیرا نگرش ملی خواهد بود.   نیازی به اتحادیه جدید نداریم هادی مدرس‌نیا؛ رییس هیات مدیره تعاونی ناشران خوزستان اما می‌گوید نیازی به راه‌اندازی اتحادیه کشوری در حوزه ناشران و کتاب‌فروشان نیست، زیرا همین کار را در اتحادیه تعاونی آشنا انجام می‌شود. همچنین معتقد است برای اجرایی شدن یک اتحادیه کشوری قبل از آن باید در هر استان یک اتحادیه تشکیل شود و بعد همه آن‌ها در یک اتحادیه سراسری ساماندهی شوند.   به گفته وی، اکنون هر استانی که تعاونی ناشران داشته باشد در اتحادیه آشنا عضویت دارند و البته ممکن است استان‌هایی نیز تعاونی نداشته باشند و ناشران به صورت مستقل فعالیت کنند اما به صورت کلی اگر می‌خواهیم تشکیلات قانونی و رسمی در حوزه نشر داشته باشیم، باید در چارچوب تعاونی باشد.   مدرس‌نیا با اشاره به مزایای راه‌اندازی اتحادیه سراسری در هر صنفی نیز گفت: تشکیل اتحادیه کشوری که سیاست، عملکرد و مطالبات مشترکی داشته باشند خوب است و کسی نمی‌تواند با آن مخالفت کند چراکه تشکل‌های صنفی به صورت متمرکز و کشوری می‌توانند راهگشا باشد و در دل هر یک از آن‌ها کارگروه‌های مختلفی پیش‌بینی شود.   رفع محدودیت‌های اهالی نشر به کمک یک اتحادیه قوی در این میان، محمدتقی‌ عرفان‌پور؛ رئیس هیات مدیره انجمن فرهنگی ناشران دانشگاهی نیز با بیان اینکه اتحادیه سراسری می‌تواند به رفع برخی محدودیت‌ها و موانع کمک کند، یادآور شد: زمانی که این اتحادیه فعالیت خود را آغاز کند، به مرور می‌توانیم قوانین فراگیرتری داشته باشیم و تسهیلاتی برای اتحادیه‌ها در نظر بگیریم. به عنوان مثال اکنون در تهران ناشران یا افراد می‌توانند در محل مسکونی خود کتاب‌فروشی دایر کنند و منعی برای این کار وجود ندارد که این رویه را می‌توان به سایر استان‌ها و شهرستان‌ها تسری داد.   وی ادامه داد: با سراسری شدن اتحادیه ناشران در کشور، می‌توان قوانین و لوایح را به صورت گسترده تعمیم داد، زیرا چنین اقداماتی موجب وحدت رویه در قوانین و مقررات نظام صنفی می‌شود.  عرفان‌پور به بعد دیگر این موضوع هم اشاره کرد و گفت: به نظرم حتی با این اتحادیه می‌توان در موضوع قاچاق کتاب و تکثیر غیرقانونی آثار هم قوی‌تر و موثرتر از الان اقدام کرد و برخورد با متخلفان تسهیل می‌شود زیرا کل کشور پشت ماجرا هستند که وضعیت صنعت نشر را به شکل گسترده رصد می‌کنند.   امکان پیگیری مطالبات صفر تا صد نشر مهدی نقش؛ رییس هیات مدیره تعاونی ناشران اصفهان با بیان اینکه اتحادیه کشوری و دربردارنده ناشران همه استان‌های ایران می‌تواند منجر به اتفاقات خوبی شود، گفت: این اتحادیه می‌تواند با قدرتی که از سوی اعضا به دست می‌آورد مطالبات اهالی نشر را از صفر تا صد انجام دهد و زمینه‌ای فراهم کند که ناشران همه استان‌ها از مزایای اتحادیه‌های صنفی بهره‌مند شوند. وی با اشاره به نقش مسوولان در حمایت از راه‌اندازی اتحادیه‌ها و تشکل‌های صنفی، توضیح داد: معتقدم اگر مسئولان حمایت کنند و اتحادیه آشنا که الان مشغول فعالیت است را تقویت کنند، می‌تواند به نتایج خوبی منجر شود. به‌عنوان مثال از ورود کاغذ تا کارهای دیگر حمایت کنند زیرا این اتحادیه به کل ایران خدمات می‌دهد و اگر آن‌ها را تقویت کنیم قطعا جواب خواهیم گرفت. نفش تاکید کرد: من به عنوان یک ناشر استانی مطالبه‌ام این است که دولت سیاست‌های خود را به صنف و تشکل‌ها واگذار کند و در بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها امور را به آن‌ها بسپارد تا آن‌ها با تقویت فعالیت‌‌های جمعی و گروهی بتوانند موفق‌تر از امروز باشند و در کل کارهای بزرگی انجام بدهند.   از سیاسی‌کاری پرهیز کنیم نادر قدیانی؛ رییس انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان می‌گوید: امروز تشکل‌های مختلفی در حوزه نشر فعالیت می‌کنند؛ از ناشران کتاب‌های آموزشی، دانشگاهی تا کتاب‌های دینی و دفاع مقدس. به نظر من در شرایط فعلی انجمن‌ها نمی‌توانند در کنار هم قرار گیرند و وحدت داشه باشند و ممکن است تشکیل اتحادیه سراسری نتواند زیاد موفق باشد.  وی معتقد است که شکل‌گیری اتحادیه سراسری ناشران ایده بسیار خوب و مثتبی است اما پیش از صنف آن باید در کنار هم بودن را تمرین کند، در کنار هم بودن را یاد بگیرد و مساله تشکل و وحدت صنفی را به هم آموزش دهند تا بتوانند با همدیگر کار کنند. قدیانی با انتقاد از اقدامات غیرحرفه‌ای برخی از اعضای صنف، گفت: نباید وضعیت به‌گونه‌ای باشد که گروهی خاص که در برخی جاها نفوذ دارند تشکل‌ها را به سمت و سوی سیاسی بودن هدایت کنند و صنف را چند شاخه کنند زیرا این موضوع یکی از آسیب‌های جدی صنعت نشر ما است. وی با تایید تشکیل اتحادیه سراسری، تاکید کرد: به نظر من در شرایط فعلی می‌توان مقدمات این اتحادیه را ایجاد کرد تا تشکل‌های مختلف نشر در کنار هم بنشینند، ما الان غیر از اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران در شهرهای دیگر هم اتحادیه و تعاونی ناشران فعال هستند که می‌توانند در کنار هم قرار گیرند اما متاسفانه هر کس سمت و سوی خودش را می‌رود.   افزایش قدرت چانه‌زنی در تعامل با نهادهای دولتی سعید جلالی؛ رییس هیات مدیره اتحادیه ناشران آذربایجان شرقی درباره هدف اصلی تشکیل این اتحادیه گفت:‌هدف اصلی تشکیل اتحادیه سراسری این است که صنعت نشر از قدرت گفت‌وگو و چانه‌زنی بالایی در ارتباط با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و حوزه نشر درباره مسائل پدیدآورندگان و موضوع کپی‌رایت کتاب‌ها بهره‌مند باشد. اتحادیه سراسری ناشران می‌تواند مشاوری قوی برای دولت در امر سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی در حوزه فرهنگ به خصوص در بخش نشر باشد. جلالی با اشاره به موفقیت برخی از اتحادیه‌ها در کشور، توضیح داد: اتحادیه‌ها و تشکل‌های صنفی در چند حوزه اصلی توانسته‌اند به موفقیت دست پیدا کنند؛ به عنوان مثال در حوزه مسکن، طلا و ارز و برخی فعالیت‌های زیست‌محیطی تشکل‌های صنفی به خصوص اتحادیه‌ها توانسته‌اند بسیار خوب و موفق عمل کنند. وی با بیان اینکه سال‌های زیادی است که پیگیر تشکیل و راه‌اندازی اتحادیه سراسری ناشران هستم، گفت: اما مساله اینجا است که برای شکل‌گیری این اتحادیه باید فرایند خاصی طی شود تا بتوانیم آن را تاسیس کنیم زیرا ما هیچ قدرت فراگیری در حوزه نشر نداریم به‌جز آشنا که آن هم اتحادیه تعاونی‌های نشر است و اجرایی شدن بسیاری از کارها توسط این اتحادیه عملی نیست.   در کنار هم بودن را یاد بگیریم همچنین محمدرضا توکل صدیق؛ نایب رییس اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران  با اشاره به عدم کارایی موفق اتحادیه سراسری ناشران، عنوان کرد: معتقد نیستم که مشکلات حوزه نشر به خصوص صنف نشر با ایجاد اتحادیه سراسری نشر حل می‌شود زیرا مشکل جامعه ما این است که نمی‌دانیم چگونه می‌توانیم در کنار همدیگر قرار گرفته و یکدیگر را تحمل کنیم. متاسفانه ما نمی‌دانیم چگونه با هم تعامل داشته باشیم.   وی افزود: این امکان وجود دارد که اگر اتحادیه سراسری ناشران تشکیل شود، همان تشکل‌ها شامل اتحادیه‌ها و تعاونی‌های مختلف باز هم در این مکان به ناسازگاری با یکدیگر بپردازند و نتوانند کار جمعی انجام دهند.   توکل با بیان اینکه باید یاد بگیریم که چگونه به اعتقاد همدیگر احترام بگذاریم، گفت: صنف ما نمی‌تواند صنف تک‌صدایی باشد. خیلی‌ها می‌گویند اتحادیه سراسری تشکیل شود تا تشکل‌های دیگر حذف شوند که این نگاه خیلی اشتباه است و به این معنا است که کانون قدرتی تشکیل دهیم که هیچ کس جز آن نتواند صحبت کند.   امکان اجرای قوانین به شکل متوازن در سراسر کشور از میان ناشران موفق استانی، داریوش نویدگویی؛ مدیرانتشارات نوید شیراز را می‌توان نام برد که دیدگاه‌ متفاوتی درباره تشکیل اتحادیه سراسری دارد، او معتقد است: اگر اتحادیه سراسری تشکیل شود بسیاری از محرومیت‌هایی که در حوزه‌های مختلف امور شهرداری‌ها، مالیات، بیمه و شورای شهر در استان‌ها وجود دارد به واسطه قدرت اتحادیه سراسری برای همه به صورت یکسان اجرا می‌شود، اما مشکلی که بر سر راه استان‌ها وجود دارد نداشتن اتحادیه است.  وی تاکید کرد: اغلب ناشران شهرستانی از بسیاری از لوایح پشتیبانی‌ها و سیاست‌های حمایتی در حوزه نشر محروم هستند در حالی که ارزش کار یک ناشر شهرستانی که با همه کمبودها کتاب تولید می‌کند خیلی بالاتر از ناشری است که در مرکز استان کتاب چاپ می‌کند. این ناشران نه تنها حمایت نمی‌شوند بلکه در مسیر کار خود با مشکلاتی از سوی نهادهای دولتی روبه‌رو هستند. نویدگویی همچنین درباره حرکت در مسیر تشکیل اتحادیه سراسری، توضیح داد: به نظرم در این حوزه اداره‌های کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی اصلی ناشران باید پیش‌قدم شوند و موانع قانونی در این مسیر را با پشتیبانی‌های اولیه و رایزنی با سازمان‌ها و نهادهای دیگر برطرف کنند تا شکل‌گیری این اتحادیه هرچه زودتر انجام زیرا هر چه دیرتر آغاز شود فقط صنعت نشر است که ضرر می‌کند.   اصلاح قوانین دست و پاگیر برای ناشران حسین معینی؛ رئیس هیات مدیره اتحادیه شرکت‌های تعاونی‌ ناشران (آشنا) نیز به عنوان یکی از فعالان صنفی حوزه نشر درباره مزایای تشکیل این اتحادیه توضیح داد: از جمله اقداماتی که اتحادیه کشوری می‌تواند دنبال کند، اصلاح بخش‌هایی از قانون برای تسهیل فعالیت ناشران و دست‌اندرکاران حوزه نشر است.   وی با بیان اینکه اجرایی شدن این کار زمان‌بر خواهد بود، یادآور شد: این اتحادیه می‌تواند قوانین دست و پاگیر حوزه نشر را اصلاح کند و از سوی دیگر مطالبات ناشران را از طریق سیستم دولتی پیگیری کند. این فعال حوزه نشر افزود: اتحادیه سراسری می‌تواند در راستای اجرای یک‌پارچه معافیت‌های مالیاتی در سراسر کشور، نقش موثری داشته باشد و همچنین درحوزه ممیز‌ها نیز برخوردهای یک‌سان و به‌دور از سلیقه را از مسئولان مطالبه کند. معینی همچنین نخستین گام برای تشکیل اتحادیه سراسری نشر را تاسیس اتحادیه‌های استانی دانست و گفت: تا زمانی که اتحادیه‌های استانی تشکیل نشود اتحادیه کشوری معنایی ندارد. البته باید اقدامات اولیه توسط صنف انجام شود و تا جایی که می‌دانم رئیس اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران نیز در این زمینه پیگیر است تا در استان‌ها اتحادیه شکل بگیرد.   منافع صنفی را به شخصی ترجیح دهیم علی‌اکبر تورانیان؛ مدیر انتشارات شهرآب در این‌باره گفت: به نظر من اگر این روند در اتحادیه سراسری هم باشد مشکلات کنونی ادامه پیدا می‌کند مگر اینکه نگرش افراد نسبت به کاندیدا شدن و قبول مسئولیت در اتحادیه صنفی و با هدف حل مشکلات اعضا باشد، در غیر این‌صورت اینکار خروجی مناسبی ندارد.  تورانیان ادامه داد: الان در اتحادیه شاهد دو‌دستگی و سه‌دستگی هستیم و چه توقعی می‌توان از این اتحادیه داشت، در اینجا اگر همین افراد مجددا به یک اتحادیه سراسری ورود پیدا کنند صنف متضرر می‌شود و این تشکل نمی‌تواند یک صنف پویا، مدافع حق و حقوق و برطرف‌کننده مطالباتش باشد.   وی درباره شرایط ورود افراد به اتحادیه سراسری نشر نیز گفت: دیدگاه اصلی من این است افرادی که می‌خواهند به این اتحادیه بروند باید شرط برای آن‌ها گذاشته شود که منافع ملی و کشور بر منافع صنفی، منافع صنفی بر منافع گروهی و منافع گروهی بر منافع شخصی ارجحیت داشته باشد و اگر نتوانند این موضوع را حل کنند با عوض کردن روش‌ و شکل قضیه چیزی عاید صنعت نشر نخواهد شد.   پیگیری همه امور نشر از یک تشکل به نفع صنعت نشر اما حمید بلوری؛ مدیرعامل تعاونی ناشران گیلان درباره فواید و ثمرات تشکیل این اتحادیه برای اهالی نشر، گفت: کاربرد این اتحادیه در صورت شکل‌گیری منظم و مدون آن می‌تواند خیلی بهتر و بیشتر از یک اتحادیه در تهران یا مجموعه‌ای از تعاونی‌های ناشران کشور باشد، از آنجایی که همه خواسته‌ها و مطالبات از یک نهاد کلی ارایه می‌شود می‌تواند خیلی بهتر به گوش مسئولان برسد. به گفته وی، به نظرم یک اتحادیه سراسری می‌تواند به شکل کاملا هدفمند از خواسته‌های ناشران حمایت کند و راهکاری بیندیشد تا ناشران دیگر مجبور نباشند با کاغذهای گران‌قیمت مجبور به چاپ کتاب باشند تا قیمت پشت جلد افزایش پیدا کند و مردم دیگر رغبتی به خرید کتاب نداشته باشند و اگر همه این مطالبات از یک مکان متمرکز پیگیری شود قطعا به نتیجه بهتری خواهیم رسید.  بلوری یادآور شد: در این زمینه اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران که اعضای بیشتری دارد و تجربه کار صنفی بیشتری دارند می‌توانند در این زمینه پیشقدم شوند تا کارهای تشکیل اتحادیه آغاز شود و ناشران استانی نیز با حمایت از این اقدام در شکل‌گیری موثر این اتحادیه همراه شوند.    اتحادیه سراسری در کنار آشنا به سراغ حمید خرمی؛ رییس اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان قم رفتیم تا درباره دیدگاه‌ها او بیشتر بدانیم، او با اشاره به مزایای تشکیل این اتحادیه، گفت: اتحادیه سراسری می‌تواند مانند شرکت اتحادیه تعاونی‌های ناشران (آشنا) و اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران به کمک این وزارتخانه بیاید و همانطور که در سال‌های اخیر در زمینه برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و نمایشگاه‌های استانی از کمک آن‌ها بهره گرفتند از ظرفیت‌های این اتحادیه استفاده شود. وی با بیان اینکه استفاده از ظرفیت همه استان‌ها باید در دستور کار این اتحادیه قرار گیرد، گفت: این اتحادیه باید با تعامل، همکاری و همیاری از ناشران سراسر کشور و استان‌های مختلف شکل بگیرد و در کنار شرکت تعاونی‌ آشنا همکاری خوبی برای برگزاری نمایشگاه‌ها، برنامه‌ها و پیگیری منافع صنف را دنبال کند.   خرمی یادآور شد: البته پس از تشکیل اتحادیه نیز باید شرایطی پیش‌بینی شود که از همه استان‌هایی که اتحادیه دارند با توجه به سابقه و پیشینه افراد، اهالی نشر از استان‌ها و شهرهای مختلف در هیات مدیره حضور داشته باشند و به صورت جمعی و کشوری کارها را جلو ببرند. اتحادیه سراسری به تخصصی شدن فعالیت‌ها کمک می‌کند محمود آموزگار؛ رییس اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران با بیان اینکه تشکل‌های صنفی تخصصی می‌تواند نقش موثری برای اعضای خود داشته باشند، تاکید کرد: در این میان به نظر من یکی از مسائلی که اتاق اصناف و اتحادیه‌های صنفی با آن مواجه هستند این است که باید تغییرات و تحولات هر حرفه را در عرصه بین‌الملل رصد کنند و بتوانند اعضا را به موقع از این تغییرات مطلع کنند و علاوه بر آموزش‌های لازم، آمادگی‌های مورد نیاز افراد را برای مواجه شدن با تحولات و تغییرات ایجاد کنند.   وی افزود: به عنوان مثال در حرفه ما زمانی که بحث نشر الکترونیک و کتاب الکترونیک مطرح شد که لازم بود یک تشکل حرفه‌ای در این زمینه مسایل را به صنف منتقل کند و به دنبال راهکارهای لازم برای رشد و ارتقای اعضا باشد.   آموزگار با بیان اینکه برخی تصمیم‌سازی‌ها فقط در شهر تهران انجام می‌شود و حتی شهرستان‌های استان نمی‌توانند از برخی فرصت‌ها استفاده کنند، عنوان کرد: مساله این است که برخی اقدامات و فعالیت‌ها فقط در تهران است به همین دلیل به این ضرورت رسیدیم که در هیات مدیره قبلی درخواست استانی شدن اتحادیه را دادیم که در اجلاس اتاق اصناف تصویب شده است. ]]> مدیریت‌کتاب Tue, 17 Jul 2018 04:58:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263287/اتحادیه-سراسری-نشر-می-تواند-مطالبات-اهالی-برآورده-کند بازتولید مناسبات قدرت در دانشگاه http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263303/بازتولید-مناسبات-قدرت-دانشگاه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_آرش روحی:در طول نیم‌ قرن اخیر، به‌خصوص پس از رخداد مه 68، دانشگاه همیشه در متن مبارزات و در برابر قدرت‌های مسلط قرار داشت. در بیشتر آرشیوها دانشجویان در کنار کارگران و سایر اقلیت‌های اجتماعی دیده می‌شوند اما ساختارهای قدرت درون خود دانشگاه چگونه عمل می‌کنند. پیر بوردیو، جامعه‌شناس و انسان‌شناس بزرگ فرانسوی، در کتاب «انسان دانشگاهی» به واکاوی این مسئله می‌پردازد. «انسان دانشگاهی» در سال 1984 در فرانسه منتشر شد که در کارنامه بوردیو اثر مهم و تأثیر‌گذاری به حساب می‌آید. بوردیو در این کتاب، سازوکارهای ساختار دانشگاه را با ارائه ریز آمارهایی به مثابه یک میدان بررسی می‌کند. او هدف خود را از نوشتن کتاب تحلیل جامعه‌شناختی از جهان آکادمیک می‌داند: «انسان دانشگاهی یعنی عالی‌ترین طبقه‌بندی‌کننده در میان طبقه‌بندی‌کنندگان را در تور طبقه‌بندی خود او بتوانیم به دام بیندازیم». (ص15) او دانشگاه را مانند بسیاری از حوزه‌های فعالیت اجتماعی که بدل به حرفه شده‌اند تمثیلی از فیزیک می‌گیرد. دانشگاه به‌عنوان مبانی که در آنجا نیز با نوعی تقسیم امتیازات مادی مواجهیم. بوردیو دلیل خود را برای این بررسی به‌تصویرکشیدن تناقضات دانشگاه می‌داند، از نظر او پیشرفت علوم اجتماعی در گرو تلاش بی‌وقفه برای نقد جامعه‌شناختی از استدلال‌های جامعه‌شناسی است. بوردیو در پیش‌گفتار جامعی که بر چاپ انگلیسی کتاب نوشته است، تحلیل خود را محصول تأمل انتقادی روی فعالیت علمی می‌داند که در کسوت یک مردم‌شناس جوان منطقه زادبوم خود را تحلیل و بررسی کرده است. او در ابتدای کتاب می‌نویسد شاید این پروژه کمیک به نظر برسد، گویی درباره دون ژوانی است که خود اغفال گشته یا خسیسی که اموالش را بالا کشیده‌اند و البته اساتیدی نیز هستند که شاید به دلیل احساس خطر و تهدیدی که در آن می‌یابند، ترجیح دهند آن را بیشتر به تراژدی شبیه بدانند. برای مثال، بوردیو از قهرمانان فکری دهه‌های شصت و هفتاد چون آلتوسر، بارت، دریدا و فوکو نام می‌برد؛ چهره‌هایی که در آن دوران موقعیت‌های حاشیه‌ای در نظام دانشگاهی داشتند و دانشگاه‌ها غالبا صلاحیت آنها را برای راهنمایی رسمی پژوهش‌ها تأیید نمی‌کردند. (شاید از این منظر بتوان گفت کتاب بوردیو تصفیه‌حسابی با جهان دانشگاهی فرانسه نیز محسوب می‌شود). او در ادامه با ترسیم موقعیت دانشجویان در دانشگاه‌های علوم انسانی می‌نویسد: «دانشجویانی که از خانواده‌های بورژوا و متوسط آمده‌اند و به لحاظ دانشگاهی افت طبقاتی کرده‌اند قربانی احکامی هستند که همچون مدرسه با توسل به عقل و علم مسیرهای دانشگاهی منتهی به قدرت را مسدود می‌کنند». (ص36)  او دلیل خود را از نوشتن کتاب همین سرخوردگی فراگیر از نهاد دانشگاه می‌داند: «بدون شک با نیاز مبرمی که به مهار عقلانی یأس و سرخوردگی خویش حس می‌کردم، مانند یأس «خادمانی» که تمامی حقایق و ارزش‌هایی که به آن باور داشتند و خود را وقف آن کرده بودند پیش چشم‌شان نیست و نابود می‌شود». (ص37) بوردیو در ادامه شیوه نوشتن خود را مبتنی بر بیگانه‌سازی می‌داند. وقتی جامعه‌شناس تصمیم می‌گیرد نزدیک‌ترین و مأنوس‌ترین جنبه‌های دنیای خویش را مورد مطالعه قرار دهد، نباید همچون مردم‌شناس‌ها امر خارجی را مألوف و خانگی سازد، بلکه باید از انس و الفت اولیه با شیوه‌های زندگی و تفکری که برای او تیره و مبهم می‌مانند - چون بسیار آشنا و مأنوس‌اند - فاصله بگیرد تا آن را غریبه و مأنوس گرداند. در واقع هدف و نقطه اوج شناخت‌هایی که از دنیای بیگانه و غیرعادی به دست آورده است، این است که دنیای اولیه و عادی خود را بشناسد. مثال‌های بوردیو در کتاب از جامعه‌شناسان بزرگی چون امیل دورکیم و لوی‌ استروس است که هیچ تحلیلی از شکل‌های طبقه‌بندی مورد استفاده دانشمندان و کند‌وکاو در دنیای آکادمیک انجام نداده‌اند. بوردیو پس از این پیشگفتار در فصل اول با عنوان «کتابی برای سوزاندن» یکی از خطرهای اصلی گریبان‌گیر جامعه‌شناسی را افتادن به ورطه کین‌توزی و کاستن رخدادهای تاریخی به مجموعه‌ای از اختلالات و مشکلات فردی می‌داند. او در این‌باره می‌نویسد: «این دریافت معیوب که به کمک رانه‌های فروکاهنده پا می‌گیرد و از کینه‌توزی قوت می‌گیرد، به دیدگاه فرجام‌گرایانه خامی نسبت‌به تاریخ می‌انجامد که از درک اصول پنهان و کارکردهای اجتماعی عاجز است». (ص43) بوردیو در بیشتر کتاب تلاش دارد در جایگاه موعظه‌گر قرار نگیرد اما نقد او به نظام سلسله‌مراتبی دانشگاه‌ها که مانند هر میدان دیگری عرصه نبردی برای قدرت بدل شده است در کتاب مشهود است. او به جامعه‌شناس پیشنهاد می‌دهد، کار او فقط با ایستادگی در برابر هر گرایشی به استفاده از علم یا آثار و نتایج علم برای دستیابی به نفع ظفر اجتماعی در میدان علمی به چنگ می‌آید. (ص61) بوردیو در فصل دوم کتاب با عنوان «تضاد دانشکده‌ها» به تعارض میان طبقات دانشگاهی و طبقات هنرمندان و نویسندگان در وجوه مختلف زندگی می‌پردازد. در ادامه فصل، او با ذکر شباهت میان ساختار میدان دانشگاه و میدان قدرت به پیگیری روابط موروثی دانشگاه‌ها می‌پردازد. بوردیو در این‌باره می‌نویسد: «بورژواها از دیرباز فرزندان خود را به سوی تحصیلات خصوصی فرستاده‌اند که پشتیبان نظم اخلاقی، خانواده و به‌ویژه خانواده‌های بزرگ و طبقه بالا، شرف و افتخار آنها، اخلاقیات آنها و بنابراین بازتولید پسران نیک‌نهاد هستند. پسران دکترها یا والامقام‌هایی که خود نیز دکتر و والامقام می‌شوند و قدرشناس و خشنود در پی دریافت ارثیه خویش هستند». (ص109) او در ادامه میدان آکادمیک را گرچه مشابه میدان قدرت می‌داند اما معتقد است این میدان منطق خاص خود را نیز دارد. فصل سوم کتاب با عنوان «انواع سرمایه و شکل‌های قدرت» با بررسی شکل‌های مختلف طبقه‌بندی و رقابت در دانشگاه آغاز می‌شود. دنیای سلسله‌مراتبی دانشگاه مبتنی بر رقابت است، رده‌های پایین این سلسله‌مراتب همیشه در آرزوی رسیدن به بالاترین نهادها هستند. «به‌طورکلی، انباشت موقعیت‌های تحت کنترل شرط مبادله خدمات میان قدرتمندان است که آنان را قادر به داشتن و حفظ ارباب‌رجوع‌شان می‌کند». (ص 159) بوردیو ذکر می‌کند، در فضای دانشگاه دغل‌بازترین شاگردان محبوب‌ترین‌ها نیز هستند. او در ادامه یکی از وجوه قدرت آکادمی را توانایی آن در منتظرگذاشتن افراد می‌داند. او در این رابطه توضیح می‌دهد، پاگرفتن روابط پایدار اقتدار و وابستگی برپایه «انتظار» بنا می‌شود، یعنی انتظار و آرزوی خودخواهانه هدفی در آینده، که رفتار شخص موردنظر را به مدتی طولانی یعنی در تمام مدتی که او انتظار می‌کشد تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. فصل چهارم با عنوان «دفاع از ابواب جمعی و برهم‌خوردن تعادل‌ها» درباره رخدادهایی چون مه‌68 است که نظم ازپیش‌موجود در فضاهای قدرت را دچار ترک‌خوردگی می‌کنند. از منظر بوردیو، این کشمکش‌ها و دگرگونی‌ها بر کل میدان اجتماعی دانشگاه‌ها تأثیر می‌گذارد، به‌ویژه از رهگذر تغییرات ریخت‌شناختی، که مهم‌ترین آنها افزایش شایان توجه دانشجویان از طبقات مختلف است. او پیش از این رخدادها ساختار دانشگاه را این‌گونه توصیف می‌کند: «نظام دانشگاهی در مرحله پیشین خود با تولیدکردن معلمانی که ویژگی‌های آکادمیک و به‌خصوص اجتماعی پایدار و متجانسی داشتند که می‌توانستند جای یکدیگر را همیشه پر کنند بازتولید خود را قطعی می‌کرد». (ص 228) فصل پنجم و نهایی کتاب با عنوان «هنگامه بحران» درباره برهه‌هایی است که در خلال آن زندگی اجتماعی فرومی‌پاشد، از منظر بوردیو، این موقعیت چالشی برای همه است و نه‌ فقط روشنفکرانی که حرفه‌ آنها خواندن معنای جهان است. او در ادامه به دلایل ضعف علوم اجتماعی در هنگامه بحران‌ها می‌پردازد، از نظر او «از دلایل عقب‌ماندگی علوم اجتماعی، که همواره در معرض تهدید رجعت به قطعات ادبی است دچار همان ایراد قدیمی است که پژوهشگر حوزه جامعه‌شناسی فقط پس پایان نمایش می‌تواند وارد سالن شود، وقتی چراغ‌ها خاموش و صحنه برچیده شده است و اجرائی را تماشا می‌کند که جذابیت‌های ناشی از بداهه‌گویی را از دست داده است». از این نظر، هنگامه بحران فرصتی برای برهم‌خوردن بروکراسی‌های دانشگاهی است. او می‌نویسد: «شک نیست که وضعیت بحران برای واژگونی فضای نمایندگان و سخن‌گویان، یعنی میدان سیاسی، بسی مساعدتر از نظم عادی است. در اصل، هرقدر تأثیر فنون اجتماعی مقابله با کنترل بداهه‌گویی‌های غیرحرفه‌ای نیرومند باشد، این بداهه‌گویی‌ها که با گردهم‌آمدن قریحه‌های مشابه و هم‌سنخ تقویت و حفظ می‌شود، می‌تواند از برداشته‌شدن تابوها و ممنوعیت‌ها برای مشارکت در انقلاب سود جوید». (ص 295) بوردیو در پی‌نوشت کتاب با عنوان «مقوله‌های قضاوت استادی» نیز به بررسی معیارهای سنجش دانشجویان می‌پردازد. او می‌نویسد: «قضاوت استادی در دانشگاه عموما برپایه مجموعه کاملی از معیارهای پراکنده بنا می‌شود که هرگز روشن، رتبه‌بندی‌شده یا نظام‌مند نیستند». او در ادامه از فراوانی قرائت‌های شخصی و باب روز در دانشگاه‌ها انتقاد می‌کند، «رایج‌ترین قرائت‌های متون کلاسیک (باغ اپیکوری) ممکن است تا چه حد وامدار فضایل باغبان‌های شهرستانی باشد و تفسیرهای معمول و فوق‌معمول آکادمیک از هایدگر تا چه حد وامدار زهد‌گرایی اشرافی است». (ص 234) در پایان درباره کتاب «انسان دانشگاهی» می‌توان گفت تحقیق جامع و دقیقی است از شکل‌های نفوذ قدرت در دانشگاه. علوم اجتماعی می‌تواند امیدوار باشد که قطعی‌ترین پیشرفت خود را از تلاش بی‌وقفه برای نقد جامعه‌شناختی استدلال جامعه‌شناختی به چنگ آورد. این علوم باید نشان دهد که نه‌فقط مقوله‌های تفکری که آگاهانه یا ناآگاهانه به کار می‌گیرد، مانند همه جفت‌واژه‌های متضادی که غالبا مشخصه برساخت علمی دنیای اجتماعی است، بلکه همچنین مفاهیم مورد استفاده‌اش که غالبا چیزی بیش از تصورات عقل سلیمی نیست که به صورت غیرانتقادی و نیندیشیده وارد گفتمان علمی و پژوهشی شده‌اند (مانند مفهوم «حرفه» که در این مطالعه به صورت تلویحی رد شده است) یا مسایلی که برای مطالعه برمی‌گزیند، که به‌وفور چیزی جز روایت‌هایی از آخرین «مسائل اجتماعی» روز نیست که به صورتی کم‌وبیش ماهرانه تغییر چهره یافته است، همگی سرچشمه و تکوین اجتماعی دارند. مثال‌های بوردیو در کتاب هرچند از دنیای آکادمیک فرانسوی است اما شباهت‌های ساختاری روابط توصیف‌شده در کتاب در عصر ما نیز مشهود است. منبع: روزنامه شرق ]]> نقد و معرفی Tue, 17 Jul 2018 04:32:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263303/بازتولید-مناسبات-قدرت-دانشگاه همه ديوانه پروست نيستند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263302/همه-ديوانه-پروست-نيستند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_اميلي تمپل/ ترجمه : بهار سرلك_بسياري عاشق مارسل پروست هستند و اغلب نويسندگان او را مي‌ستايند. بارها و بارها شنيده‌ايم كه او بزرگ‌ترين نويسنده تاريخ بوده است اما همه با اين گفته موافق نيستند. نويسندگانِ منتقد پروست از بنام‌هاي دنياي ادبيات به شمار مي‌روند كه از آنها با اين عنوان‌ها ياد مي‌كنيم: برنده جايزه نوبل، رمان‌نويس سبك گوتيك، دو استاد زبردست مدرنيست و نويسنده فمينيست درخور توجه. در ادامه نظرات كوبنده اين منتقدان را درباره نويسنده فرانسوي و رمان پرشور تمام‌نشدني و مشهورش مي‌خوانيد. كازوئو ايشي‌گورو، نويسنده انگليسي برنده جايزه نوبل، در مصاحبه با «هافينگتون پست‌» گفته: «رك‌وراست بگويم، به غير از جلد نخست رمان «روزهاي از دست رفته» پروست، از نظرم كسل‌كنندگي‌اش غيرقابل تحمل است. مشكل پروست اين است كه گاهي متن مبهوت‌كننده‌اي از او مي‌خواني اما بعد بايد ٢٠٠ صفحه فضل‌فروشي‌هاي تندوتيز فرانسوي، رزمايش‌هاي قشر مرفه و خودپسندي‌هاي محرز را بخواني. و اين روند ادامه خواهد يافت. اما گه‌گاه وقتي به ايده‌هاي او از حافظه و خاطره فكر مي‌كنم، مي‌بينم او مي‌تواند زيبا بنويسد.»   اِوِلين وو، رمان‌نويس انگليسي در نامه‌اي كه سال ١٩٤٨ براي نانسي ميتفورد نوشت، آورده: «نخستين‌باري است كه پروست مي‌خوانم-البته به زبان انگليسي- و وقتي احساس كردم او ساختار ذهني معيوبي دارد، غافلگير شدم. هيچ‌كس چنين چيزي را به من متذكر نشده بود. قطعا او هيچ دركي از زمان ندارد. سن هيچ‌كس را به خاطر نمي‌آورد.» جرمن گرير، نويسنده استراليايي سال ٢٠٠٩ در مقاله‌اي در «گاردين» نوشت: « اگر تا به حال پروست نخوانده‌ايد، نگران نباشيد. نيازي نيست جاي خالي‌اش را در سير تكاملي فرهنگي‌تان پر كنيد. به عبارت ديگر، اگر تمامي مجلدات «در جست‌وجوي زمان از دست رفته» را خوانده‌ايد، بايد نگران خودتان شويد. چراكه خود پروست به خوبي مي‌دانست خواندن كتابش سبب مي‌شود «زماني از دست برود»، زماني حرام شود، زماني كه بهتر است صرف بازديد قوم‌وخويشي مجنون شود، صرف مراقبه، پياده‌روي كردن با سگ‌تان يا يادگيري زبان يونان باستان.» سوزان هيل، نويسنده انگليسي سال ٢٠١٢ در نشريه «اسپكتيتور» نوشت: «از زماني كه ١٨ ساله بودم افرادي كه هفت جلد «در جست‌وجوي زمان از دست رفته» را از حفظ بودند و خطوط آن را مي‌پرستيدند، به من توصيه مي‌كردند اين كتاب را بخوانم. گويي كه نمي‌توان به خواندن پروست اشتياقي نداشت. مي‌دانستم عشق به او بسان نشان افتخار و نشانه ذهن ادبي هماهنگ و مشتاق است و چندين و چندبار تلاش كردم از جلد اول اين كتاب فراتر بروم. در نهايت به اينجا ختم شد كه جلد نخست را بيشتر از «آرزوهاي بزرگ» كه محتوايي داشت، خواندم. حتي پيش آمده مجلدهاي سوم يا هفتم را از قفسه كتابخانه بردارم و از همين جا ادامه داستان را شروع كنم، بنابراين قضاوتم نكنيد يا نگوييد شانسي به اين كتاب نداده‌ام. اصلا خوب نيست. جملات طولاني و تمام‌نشدني باعث مي‌شود با عمق داستان فاصله بگيريد و شخصيت‌هاي كتاب نيز جذاب نيستند. من به آدم‌هاي قشر مرفه فرانسه قرن نوزدهم اهميتي نمي‌دهم. البته تقصير به گردن خودم مي‌افتد و ضررش را خودم مي‌بينم. اما اگر نتوانم كليد كتاب را تا ٧٠ سالگي بيابم، فكر نمي‌كنم هرگز از عهده‌اش بربيايم. من لذت خواندن مشهورترين كتاب پروست را انكار كرده‌ام. كوشيدم يك كلمه براي خلاصه كردن معناي اين كتاب پيدا كنم: رنگ‌پريده.» كنداس بوشنل، نويسنده و روزنامه‌نگار امريكايي در مصاحبه با «نيويورك‌تايمز» گفته: آنقدر سنم بالا است كه نمي‌شود براي نخواندن برخي كتاب‌ها شرمنده باشم. در هر حال، تنها نويسنده‌اي كه هرگز نتوانستم تحملش كنم پروست است. جيمز جويس در نامه‌اي كه سال ١٩٢٠ براي فرانك باجن، دوست نقاشش نوشت در اين باره آورده است: «چند صفحه از كتابش را خواندم. استعداد خاصي در آن نديدم اما بايد اضافه كنم كه من منتقد خوبي نيستم.» آناتول فرانس، رمان‌نويس فرانسوي كه يكي از شخصيت‌هاي «جست‌وجوي زمان...» است اما هرگز اين كتاب را نخواند، گفته بود: «زندگي كوتاه است و پروست خواندن وقت‌گير.» Literary Hub منبع: روزنامه اعتماد ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 04:28:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263302/همه-ديوانه-پروست-نيستند کارگاه «تصویرسازی و خلق داستان وحشت» ویژه نوجوانان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263285/کارگاه-تصویرسازی-خلق-داستان-وحشت-ویژه-نوجوانان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انتشارات پیدایش، در قالب کمپین وحشت پیدایش، کارگاه «تصویرسازی و خلق داستان وحشت» ویژه نوجوانان را در روزهای دوم و سوم مردادماه 1397 در باغ کتاب تهران برگزار می‌کند.   نوجوانان می‌توانند دراین کارگاه دو روزه شامل دو جلسه علمی و کارگاهی به خلق شخصیت‌های داستانی و تصویری در ژانر وحشت بپردازند.   مدرسان این کارگاه دو روزه، در روز نخست آرین خانی، تصویرگر و مدرس روز دوم محمدرضا ایدروم، داستان‌نویس ژانر وحشت است.   علاقه‌مندان برای ثبت نام می‌توانند 24 تا 31 تیرماه به کانال تلگرامی نشر پیدایش مراجعه یا با شماره 66970270 تماس حاصل کنند.   کارگاه «تصویرسازی و خلق داستان وحشت» دوم و سوم مرداد 1397 ساعت 15 تا 17 در باغ کتاب تهران واقع در اتوبان حقانی، فروشگاه کتاب کودک و نوجون برگزار می‌شود. ]]> کودک و نوجوان Tue, 17 Jul 2018 04:15:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263285/کارگاه-تصویرسازی-خلق-داستان-وحشت-ویژه-نوجوانان نگاه سرزنش‌آلود روشنفکران به کتا‌ب‌های روانشناسی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263235/نگاه-سرزنش-آلود-روشنفکران-کتا-ب-های-روانشناسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انتشارات شمعدونی مدتی است که با مدیریت مصطفی قاجار با محوریت انتشار کتاب‌های تخصصی حوزه روانشناسی آغاز به کار کرده است. گرچه قاجار پیش از این نیز تجربه فعالیت در این حوزه را داشته اما این بار از منظر یک ناشر تخصصی حوزه روانشناسی وارد بازار نشر شده است. به همین بهانه با او گفت‌وگویی درباره فعالیت‌های این انتشارات و بازار کتاب‌های روانشناسی عامه‌پسند داشتیم که در ادامه می‌خوانید: انتشارات شمعدونی به مدیریت شما به تازگی آغاز به کار کرده لطفا درباره ضرورت تاسیس، اهداف و چشم‌انداز این انتشارات توضیح دهید؟   باتوجه به علاقه‌ای که از کودکی به کتاب و کتابخوانی داشتم و در دوران جوانی به عنوان فروشنده در کتابفروشی‌های انقلاب کار کرده‌ام و سپس تجربیاتی که در مدیریت بخش فرهنگی یکی از شهر کتاب‌ها داشتم، از سال‌ها پیش در فکر ایجاد یک انتشارات و چاپ کتاب‌های مورد علاقه خود بودم. تجربیاتی که طی سال‌ها حضور در فضای اینترنتی از مدیریت فروم‌ها و تالارهای گفتگو فارسی در ابتدای ورود اینترنت به ایران، دوره وبلاگ‌نویسی با وبلاگ روزنامه نگارنو تا حضور در شبکه‌های اجتماعی مختلف مانند اورکات، فیس بوک، اینستاگرام، تلگرام و اندوخته‌هایم باعث شد تا این کسب و کار را بر محوریت فضای آنلاین تعریف کنم. تجربه پنج سال معرفی کتاب در اینستاگرام کتابدونی دلیلی بر این مساله شد که از یک سو با نیازهای مخاطب به طور دقیق و مملوس آشنا شوم و از سوی دیگر موانع و معضلات فرهنگی کمبود کتابخوان و نبود فرهنگ صحیح مطالعه و البته پتانسیل‌های استفاده از ظرفیت‌های مخاطبان را شناسایی کنم.  البته پشتوانه تحصیلات آکادمیک در رشته علوم ارتباطات را نیز به همراه دارم چرا که در سال 88 از پایان نامه کارشناسی ارشدم با موضوع شبکه اجتماعی فیس بوک که جزو اولین پایان نامه‌ها با محوریت شبکه‌های اجتماعی بود؛ دفاع کردم. به اینها سابقه و تجربه بیست سال روزنامه‌نگاری را اضافه کنید که در بهترین و پرمخاطب‌ترین روزنامه‌های ایران سال‌ها مطلب نوشتم. همه این تجربیات و سوابق برای من انگیزه‌ای است که بتوانم امروز از ثمره سال‌ها تلاش و کار در رسانه‌های چاپی و دیجیتال استفاده کنم.    چه اهدافی را برای انتشارات‌تان تعریف کردید؟ برای انتشارات شمعدونی یک هدف کوتاه مدت پنج ساله تعریف شده که در پنج سال باید تعداد معینی کتاب روانه بازار کند و شمعدونی تبدیل به یکی از برندهای خوب و خوشنام در عرصه انتشارات کشور تبدیل شود. هرچند آن قدر متغیرها و سختی‌های فراوانی پیش روست که رسیدن صد در صد به این هدف تقریبا غیرممکن است اما همه تلاش ما این خواهد بود که به درصد قابل توجهی از اهداف کمی طی پنج سال دست یابیم. برای 10 سال آینده این اهداف بر روی ایجاد مرکز فرهنگی شمعدونی به عنوان یک مرکز آموزشی فرهنگی که دارای تولیدات فرهنگی در فرمت‌های صوتی، آنلاین چاپی، برنامه‌ها و کارگاه‌های آموزشی و ایجاد فروشگاه‌های اینترنتی و فروشگاه در سطح شهر تهران و شهرستان‌هاست، هدف گذاری شده است که امیدوارم مجال و فرصت برآوردن چنین اهدافی فراهم شود.    با توجه به زمینه کاری‌ که دارید ارزیابی شما از بازار کمی و کیفی کتاب‌های روانشناسی عامه‌پسند چیست؟ از آنجایی که یکی از محورهای تولیدات انتشارات شمعدونی کتاب‌های روانشناسی خواهد بود لازم است این نکته را بگویم که ما به شدت نیاز به تغییر نگاه به کتاب‌های روانشناسی داریم. متاسفانه اگر امروز شما به فردی روشنفکر خواندن یک کتاب روانشناسی را پیشنهاد کنید، احتمالا شما را با نگاه سرزنش آلودی بدرقه خواهد کرد. واقعیت این است که در حق کتاب‌های روانشناسی در جامعه ما جفا شده است. البته من این مشکل را بیشتر از سمت تولیدکنندگان می‌بینم. آن قدر کتاب‌های بازاری، غیر علمی و ناصحیح در بازار کتاب توزیع شده که مخاطبان از آن دور شده‌اند. بنابراین اکنون کاری که باید نسبت به همه کتاب‌های روانشناسی صورت گیرد یک ری برندینگ (بازسازی برند) واقعی است. به این صورت که مخاطب متوجه شود که می‌تواند از یک کتاب روانشناسی اطلاعات و دانشی کاربردی دریافت کند که آنها را در زندگی شخصی‌اش به کار بندد. خوانندگان حرفه‌ای کتاب با نویسندگانی و مولفانی مواجهه شوند که اطلاعاتی صحیح، ساده و واقعی می‌دهند. مخاطب کتاب‌های روانشناسی میان کتاب‌های تخصصی و سطح بالایی که توسط فروید، یونگ، پیاژه و اخیرا لاکان نوشته تا کتاب‌های صد گام برای موفقیت سرگردان مانده‌اند و کمتر کتابی است که بتواند نیازهای روزمره آنها را در فضای پرتنش امروز جوابگو باشد و راهنمای درستی برای حل مشکلات شخصی آنان ارائه دهد.    چرا این کتاب‌ها در سال‌های اخیر توانسته‌اند در فهرست پرفروش‌ها جا بگیرند؟   البته اینکه کتاب‌های روانشناسی عامه‌پسند فقط در طی این سال‌ها توانسته‌اند در فهرست پرفروش‌ها باشند قدری نادقیق است، چرا که سال‌هاست کتاب‌های روانشناسی عامه‌پسند در بازار ایران فروش خود را داشته و هر سال این عناوین تجدید چاپ می‌شوند. تنها می‌توان از شبکه‌های اجتماعی به عنوان یک کاتالیزور یاد کرد که باعث شده سرعت تجدید چاپ این گونه کتاب‌ها بیشتر شود.    اغلب کتاب‌های روانشناسی عامه‌پسند با رویکرد ترجمه‌ای بهشتی را برای مخاطب ترسیم می‌کنند که قابل دسترس نیست به ویژه آثاری که درباره پولدار شدن است. نظر شما چیست؟   جامعه ایران این روزها بیش از هر زمان دیگری در تب و تاب مسائل اقتصادی است. بسیاری دوست دارند بدون زحمت و تلاش ثروتمند شوند. بیکاری و کاهش درآمدها نیز باعث شده تا بازار کتاب‌های موفقیت، ثروت و کارآفرینی داغ شود. بسیاری علاقه‌مند هستند تا با خواندن این کتاب‌ها به درآمد سرشار برسند. غافل از این که اولا شرایط اقتصادی جوامع با یکدیگر متفاوت است. به طور مثال اکثر این کتاب‌ها برای شرایط اقتصاد آزاد و سرمایه‌داری ایالات متحده نوشته شده که قابل مقایسه با شرایط اقتصادی و ساختار اقتصاد دولتی ایران نیست. ضمن آن که برخی از این کتاب را یک روانشناس ننوشته بلکه یک بیزنس من یا یک تاجر موفق نوشته است. به طور مثال سال‌ها پیش از دونالد ترامپ رییس جمهور فعلی ایالات متحده کتاب‌هایی در حوزه روانشناسی موفقیت به عنوان یک تاجر موفق چاپ شده بود. بنابراین باید میان کتاب‌هایی که در زمینه روانشناسی موفقیت با کتاب‌هایی که توسط یک روانشناس یا یک روانپزشک نوشته می‌شود، تفاوت گذاشت.    با نگاهی به آمار منتشر شده از سوی موسسه خانه کتاب شاهد غلبه تالیف بر ترجمه در حوزه روان‌شناسی هستیم. تحلیل‌تان نسبت به این موضوع چیست؟ متاسفانه نه فقط در حوزه روانشناسی بلکه در حوزه ادبیات و سایر بخش‌های علوم انسانی اگر نگاه کنید ترجمه بر تالیف غلبه دارد، دلیل این امر ضعف بنیادین علوم انسانی در ایران است که متاسفانه هنگامی که شما نتوانید دانش خود را همسو با دنیای امروز بالا ببرید طبعا نمی‌توانید تولیدات علمی شایسته‌ای داشته باشید. ما در گذشته روانشناسان بسیار بزرگ و مطرحی در سطح جهانی داشته‌ایم از جمله محمدنقی براهنی، علی‌اکبر سیاسی، علی‌اکبر صنعتی، پروفسور سعید شاملو؛ علی اکبرشعاری نژاد، علی‌محمد کاردان و محمد ولی سهامی که بیشتر این افراد تحصیلات آکادمیک خود را در بهترین دانشگاه‌های دنیا دنبال کرده‌اند و سپس به کشور برگشته‌اند و دانش خود را انتقال داده‌اند. اما بسیار طبیعی است وقتی دانشجوی رشته‌های روانشناسی و روانپزشکی به خارج از ایران مهاجرت می‌کند و روند انتقال دانش صورت نمی‌گیرد، روز به روز کیفیت تحصیلات آکادمیک در ایران افت می‌کند. بنابراین به طور کلی وقتی ما چیزی در حوزه علوم انسانی نمی‌کاریم نباید انتظار برداشت داشته باشیم. ]]> علوم‌انسانی Tue, 17 Jul 2018 04:12:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263235/نگاه-سرزنش-آلود-روشنفکران-کتا-ب-های-روانشناسی هیات مدیره جدید انجمن ناشران دانشگاهی مشخص شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263300/هیات-مدیره-جدید-انجمن-ناشران-دانشگاهی-مشخص محمدتقی عرفانپور؛ رییس هیات مدیره کنونی انجمن ناشران دانشگاهی با اعلام این خبر به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: عصر روز گذشته دوشنبه 25 تیر ماه، با حضور جمعی از اعضای انجمن ناشران دانشگاهی پس از برگزاری مجمع عمومی، انتخابات برگزار شد.   وی افزود: در این انتخابات ۱۱۰ نفر از اعضای انجمن حضور داشتند و در نهایت از میان اعضایی که خود را برای حضور در هیات مدیره کاندیدا کرده بودند، هفت نفر انتخاب شدند.   عرفان‌پور با اشاره به اسامی افراد برگزیده بر اساس آرای اعضا، توضیح داد: در این انتخابات عباس حسینی‌نیک با ۵۹ رای، شهروز گهواره‌ای با ۵۸ رای، مریم رونق با ۵۷ رای، مرتضی زینعلی ۵۴ رای، محمدتقی عرفانپور ۵۰ رای، عباس غمگسار با ۵۰ رای  و محمدرضا ناجیان با رای ۵۰ رای هفت نفر برگزیده اعضا بودند.   وی تاکید کرد: همچنین علی اکبر تورانیان با ۴۸ رای و مسعود پایدار با ۴۷ رای به عنوان اعضای علی‌البدل هیات مدیره هشتم انجمن ناشران دانشگاهی انتخاب شدند.   عرفان‌پور با اشاره به بخش دیگر این انتخابات، توضیح داد: همچنین حسن قربانی با ۵۹ رای به عنوان بازرس اصلی و عادل تقوی با ۴۲ رای به عنوان بازرس علی البدل انجمن ناشران دانشگاهی برگزیده شده‌اند. ]]> مدیریت‌کتاب Tue, 17 Jul 2018 04:03:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263300/هیات-مدیره-جدید-انجمن-ناشران-دانشگاهی-مشخص راه‌های جدید برای بها دادن بیشتر به شعر http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263301/راه-های-جدید-بها-دادن-بیشتر-شعر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از لیت‌هاب - از سال ۲۰۰۹ بیش از ۵۰۰ پروژه مربوط به شعر به مدد سایت سرمایه‌گذاری جمعی «کیک استارتر» از طرح به واقعیت تبدیل شد. این تابستان مارگو آتوِل، رئیس کیک‌استارتر امیدوار است که این رقم به طور چشمگیری افزایش داشته باشد. در یک ژوئن آتول اولین «تابستانِ شعر» سایت را راه‌اندازی کرد. یک دوره سه ماهه برای برجسته ساختن پروژه‌های بسیار زیاد با زمینه شعر که به دنبال تامین‌کننده مالی هستند. آتول به عنوان یک دوستدار شعر می‌خواهد تقاضای شعر را به آن‌هایی که خارج از فضای آکادمیک هستند برگرداند. او می‌گوید: «در طول زمان، شعر کمی مورد انتقاد قرار گرفت. مردم به آن به چشم یک معما نگاه می‌کنند که نیاز به تجزیه و تحلیل دارد، و برای باز کردن قفلش به یک‌جور کلید نیاز است. من فکر می‌کنم گاهی اوقات افرادی که شعر را در مقاطع ابتدایی به ما یاد می‌دهند اگر خیلی خبره نباشند نمی‌توانند دانش آموزان را با این بینش آشنا کنند که شعر چیزی است که می‌توان مثل یک دسر از آن لذت برد، یا چیزی است که می‌توان از آن تغذیه کرد و روح را زنده نگه داشت.» پیش از آغاز کار در کیک‌استار، یعنی چهار سال پیش، آتول هفت سال را در یک نشریه کوچک مستقل «کتاب بوفورت» سپری کرد. در آنجا او چالش تامین هزینه پروژه‌های ادبی را تجربه کرد. او می‌گوید: «من چالش‌های بسیاری را پیرامون پول و نشر و مخاطب‌سازی برای یک پروژه یا عنوان خاص دیده‌ام. کارم در کیک‌استارتر به من کمک کرد که ناشران، نویسندگان و باقی افراد در جامعه ادبی را با مخاطب مرتبط کنم و برای کاری که دارند انجام می‌دهند هزینه تامین کنم.» آتول تمامی پروژه‌های کیک‌استارتر مربوط به نشر، کمیک و روزنامه‌نگاری را تحت نظارت دارد. «هر چیزی در سایت که به کلمات مربوط می‌شود، احتمالا در حوزه من است.» کار عمده او آموزش نویسنده‌ها و ناشران درباره پتانسیل سرمایه‌گذاری جمعی است. «ناشران مستقل خیلی کارهای خوب و هیجان‌انگیزی انجام می‌دهند اما چالش‌های تامین مالی بسیار زیادی وجود دارد. اگر کیک‌استارتر می‌تواند در این کار کمک کند، پس فکر می‌کنم جای فوق‌العاده‌ای برای گذران وقت برایم باشد.» آتول که از به جنب و جوش انداختن مخاطبان جدید برای شعر از طریق اینترنت و رسانه‌های جمعی دلگرم شده، فکر می‌کند که کیک‌استارتر هم پتانسیل انجام این کار را دارد. او می‌گوید: «به نظر می‌رسد که کیک‌استارتر می‌تواند یک مکان فوق‌العاده برای مردم باشد تا با شعر ارتباط برقرار کنند. هم کسانی که شعر می‌خوانند و هم افرادی که هنوز نمی‌دانند که می‌توانند از شعر لذت ببرند.» «تابستان شعر» چندین مولفه دارد که اولین آن جلب توجهات به پروژه‌های شعری است که به صورت زنده روی سایت قرار دارند. مثل «ترجمه فمینیسم» از انتشارات تیلتد اکسیس که مجموعه‌ای از کتاب‌های شاعران زن ویتنام، نپال و هند را منتشر کرده است. استر کیم، مدیر بازاریابی و تبلیغات تیلتد اکسیس می‌گوید از اینکه بخشی از برنامه تابستانه کیک‌استارتر است خوشحال است. «تریبون‌هایی مثل کیک‌استارتر به ناشران کوچک مستقل مثل ما اجازه می‌دهد که اَشکال نشر متکی بر مردم را تجربه کنیم و برای پروژه‌ها منابع مالی دست و پا کنیم.» دومین مولفه، کمک به شاعران برای ارتباط با مخاطبین است. برای این کار آتول مجموعه‌هایی برای خوانش زنده در کیک‌استارتر فراهم کرده است. فرن وایلد، نویسنده و شاعر، این مجموعه را روز جمعه ۱۵ ژوئن آغاز کرد. او می‌گوید: «خیلی خوب بود. نگران بودم، برای اینکه عادت دارم برای مردم بخوانم و چهره‌شان را ببینم. اما نظرات و سوالاتی که هنگام خواندن دریافت می‌کردم و صحبت‌هایی که بعد از آن از مردم شنیدم که چقدر از شعرهای متفاوت لذت بردند، برایم بسیار ارزش داشت.» هدف آتول برای تابستان دوگانه است. اول اینکه می‌خواهد به ناشران نشان دهد که چیزی که دانش سنتی می‌گوید نخواهد فروخت، لزوما در کیک‌استارتر درست نخواهد بود. او می‌گوید: «با به‌کارگیری ابزارهای متفاوت و خلاقیت و ابتکار و پذیرفتن ریسک‌ها مردم می‌توانند کارهایی را که به نظر غیرممکن می‌رسند انجام دهند.» بیش از هر چیزی آتول می‌خواهد مردم قدرت کیک‌استارتر در حمایت از افراد خلاق و علایق‌شان را بشناسند. او می‌گوید: «در زمانه‌ای که شرکت‌ها تصمیم‌هایشان را به نفع هنر، فرهنگ و به نفع هنرمندان نمی‌گیرند، کیک‌استارتر در جایگاه مقابل ایستاده. ما تلاش می‌کنیم دنیایی بسازیم که مردم در آن بتوانند بنویسند و هنر خلق کنند و برایش دستمزد بگیرند.» شما می‌توانید پروژه تابستان شعر کیک‌استارتر را اینجا دنبال کنید. ]]> جهان‌کتاب Tue, 17 Jul 2018 03:59:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263301/راه-های-جدید-بها-دادن-بیشتر-شعر نشست معرفی و بررسی کتاب سیر تحول تاریخی مفاهیم شهروندی و حقوق شهروندی http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/263298/1/نشست-معرفی-بررسی-کتاب-سیر-تحول-تاریخی-مفاهیم-شهروندی-حقوق ]]> چندرسانه‌ای Mon, 16 Jul 2018 13:14:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/gallery/263298/1/نشست-معرفی-بررسی-کتاب-سیر-تحول-تاریخی-مفاهیم-شهروندی-حقوق جان هنر به حرمت است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263295/جان-هنر-حرمت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از مرکز رو‌ابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید‌عباس صالحی، ظهر امروز در آیین تجلیل از هنرمندان پیشکسوت متولد تیر با تاکید بر این مطلب افزود: پیشکسوتان سرمایه‌های اجتماعی و خط ارتباطی نسل‌ها با یکدیگر هستند.   وی ادامه داد: هنر یک معرفت متفاوت از جهان و انسان است و جهان به هنرمند به شکل دیگری توجه می کند زیرا مهارت‌ها و هنر هنرمند متفاوت است. پیشکسوتان در جامعه ایرانی مهم تر هستند زیرا خلاقیت های خاص و مهارت های ویژه ای که مختص یک هنرمند است همگی در هنرمند پیشکسوت ایرانی دیده می شود. صالحی در عین حال تصریح کرد: هنرمندان پیشکسوت به دلیل اینکه هم هنرمند هستند و هم پیشکسوت از جایگاه و نقش ویژه‌ای در جامعه برخوردار هستند و باید آن را ارج نهاد و از تجربیات ایشان بهره برد.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به فعالیت‌های موسسه هنرمندان پیشکسوت ادامه داد: این موسسه به هنرمندان پیشکسوت توجه می‌کند و قدم‌های ارزشمندی در تکریم هنرمندان پیشکوت برداشته است. جان هنر به حرمت است و جان هنرمند به این است که ببیند مورد احترام قرار می‌گیرد.   وی افزود: هنرمندان نقش‌های بسیار با تجریات زیاد دارند، بنابراین باید بدانیم پیشکسوتان، بازنشستگان خانه‌نشین نیستند بلکه افرادی هستند که باید به کمک هنر بیایند. مشورت‌ها و تجربیات آن‌ها می‌تواند در ساختار تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری مهم باشد.   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: ارتباط پیشکسوتان هنر با نسل جدید از اهمیت زیادی برخوردار است و نباید پیشکسوتان را به‌عنوان موزه‌های گذشته و تاریخی دید، بلکه باید نگاه حیاتی به این جریان خلاق داشته باشیم و آن‌ها را به جریان موجود وصل کنیم.   مراسم تجلیل از هنرمندان پیشکسوت متولدین تیرماه ظهر امروز به همت موسسه هنرمندان پیشکسوت برگزار شد. در این مراسم محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت، محسن هاشمی رفسنجانی رئیس شورای شهر تهران، حجت الاسلام مازنی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، و حق‌شناس عضو شورای اسلامی شهر تهران و تعدادی از معاونان و مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حضور داشتند. ]]> مدیریت‌کتاب Mon, 16 Jul 2018 11:59:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263295/جان-هنر-حرمت