خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين جهان‌کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/world_book Wed, 24 Apr 2019 15:55:02 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 24 Apr 2019 15:55:02 GMT جهان‌کتاب 60 کوچکترین فروشگاه بارنزاندنوبل آمریکا افتتاح شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274509/کوچکترین-فروشگاه-بارنزاندنوبل-آمریکا-افتتاح به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از دیجیتال ریدر، فروشگاه زنجیره‌ای کتاب بارنزاندنوبل بزرگترین فروشگاه‌های کتاب در کشور آمریکا را دارد ولی این فروشگاه به تازگی کوچکترین کتابفروشی خود را در ایالت ویریجینیا افتتاح کرده است.   فروشگاه بارنزاندنوبل با فروش کتاب‌های الکترونیکی نوک و همین‌طور نشان خود که یک خرس عروسکی به نام بارنزی است شناخته می‌شود. این شرکت بیش از 700 فروشگاه در آمریکا دارد.   بارنزاندنوبل گفته است کوچکترین فروشگاه کتاب خود را در منطقه فایرفاکس ایالت ویرجینیا افتتاح کرده است. این فروشگاه سومین کتابفروشی نوبل در ایالت ویرجینیا است که کوچکترین آن نیز محسوب می‌شود.   فروشگاه‌های قبلی بارنزاندنوبل در ویرجینیا خدمات دیگری نیز به مشتری‌ها ارائه می‌کنند که به طور مثال فروشگاه منطقه آشبرن ویرجینیا علاوه بر کتاب مواد غذایی نیز به مشتری‌ها ارائه می‌کند. شرکت آمریکایی گفته است کوچکترین فروشگاه کتابش در ویرجینیا تنها کتاب خواهد فروخت.   مسئولان بارنزاندنوبل می‌گویند فروشگاه جدید علاوه بر 24هزار جلد کتابی که عرضه می‌کند دارای محصولات جانبی مربوط به کتاب‌ها مثل عروسک و بازی نیز است. ]]> جهان‌کتاب Wed, 24 Apr 2019 10:53:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274509/کوچکترین-فروشگاه-بارنزاندنوبل-آمریکا-افتتاح تصاویر مغزی دانشگاه تورنتو درباره تاثیر مطالعه بر انسان http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274483/تصاویر-مغزی-دانشگاه-تورنتو-درباره-تاثیر-مطالعه-انسان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از سی ان بی سی، خواندن کتاب تاثیرات باور نکردنی روی ذهن و عملکرد انسان در زندگی فردی و اجتماعی می گذارد فواید فوق العاده‌ای دارد، به زندگی انگیزه می‌دهد و تخیلات را بهبود می‌بخشد. بسیاری از مطالعات گذشته نشان داده‌اند که خواندن اثرات مثبت قوی بر مغز دارد. با تحرک ذهنی، شما می توانید از بیماری زوال عقل و بیماری آلزایمر جلوگیری کنید.   مغز یک عضله و مانند دیگر عضلات بدن است، ورزش آن را قوی و سالم نگه می دارد. خواندن کتاب ها یک راه عالی برای تمرین مغز شما است و آن را سالم نگه می‌دارد. هر بار که یک کتاب را میخوانید، باید تنظیمات کتاب، شخصیت ها، زمینه ها، تاریخ ، زیرمجموعه ها و خیلی چیزهای دیگر را به خاطر داشته باشید. همانطور که مغز شما یاد می گیرد تمام اینها را به خاطر بسپارد، حافظه شما بهتر می شود.   یکی از آخرین مطالعات و مشاهدات درباره تاثیر مثبت مطالعه روی سلامت روحی روانی مربوط به دانشگاه تورنتو کاناداست که با استفاده از روش عکسبرداری از ساختارهای مغزی موسوم به  ام آر آی کارکردی (fMRI) این تاثیر ثابت شده است.   بر اساس یافته‌های دکتر کیت اوتلی استاد تمام دانشگاه تورنتو و همکارانش مطالعه نقش مثبتی روی سلامت روحی روانی افراد و سلامت مغز آنها دارد. تیم تحقیقاتی این دانشگاه در مشاهدات خود از اسکن‌های مغزی نشان دادند که کسانی که عادت به مطالعه دارند دارای کارکردهای بهتری در مغز خود هستند.   تصاویر ثبت شده توسط دکتر اوتلی در مجله علوم اعصاب نوروایمیج منتشر شدند. محققان دانشگاه تورنتو بر اساس این تصاویر نتیجه گرفتند که کسانی که مطالعه کتاب را در کارهای روزمره خود قرار می‌دهند دارای ساختارهای مغزی سالم و بهتری هستند.   محققان این دانشگاه گفتند: خواندن لغاتی مثل عطر یا قهوه همان تاثیری را روی سلول‌های کورتکس مغز می‌گذارد که قهوه و بوی عطر روی بخش بویایی و چشایی مغز دارد. به عبارتی مغز در خیلی از موارد قادر به تشخیص تخیل و واقعیت نیست و همان تجربه‌ای از بو و مزه خوب را دارد که خواندن کلمات مربوط به آنها دارد.   دکتر اوتلی می‌گوید وقتی فردی کتاب مطالعه می‌کند تمام حوادث و چیزهایی که داخل کتاب نوشته شده‌اند در مغز انسان همان تاثیری را دارد که در واقعیت تجربه می‌کند.   حتی گفته می‌شود کتاب خوان‌های فعال همیشه نسبت به کسانی که مطالعه ندارند فعالیت‌های خیریه و داوطلبانه بیشتری دارند. مطالعه از ما انسان‌های خوبی می‌سازد که همیشه آماده کمک و یاری به نیازمندان هستند. حتی ثابت شده که مطالعه میزان تکرار جنایت در میان زندانیانی که دوره‌های سوادآموزی را در زندان با موفقیت گذراندند ۳۰ درصد کاهش داده است. ]]> جهان‌کتاب Wed, 24 Apr 2019 05:10:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274483/تصاویر-مغزی-دانشگاه-تورنتو-درباره-تاثیر-مطالعه-انسان ​برنده بوکر عربی 2019 معرفی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274473/برنده-بوکر-عربی-2019-معرفی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه النهار- اعضای هیئت داوران جایزه بوکر عربی، دیشب در مراسم افتتاحیه نمایشگاه کتاب ابوظبی در مراسمی که در هتل فیرمونت باب‌البحر شهر ابوظبی برگزار شد، برنده نهایی این دوره از مهم‌ترین جایزه ادبیات داستانی جهان عرب را از بین 6 نامزد نهایی که در ماه فوریه انتخاب شده بودند، معرفی کردند. هدی برکات، نویسنده لبنانی با رمان «پست شبانه» از سوی هیئت داوران به عنوان برنده بوکر عربی در سال 2019 معرفی شد. رئیس هیئت داوران درباره رمان برگزیده اظهار کرد «رمان «پست شبانه» روایتی انسانی و هوشمندانه درباره آن‌هایی است که از وطن رانده شده و بی‌خانمان در وزش بادهای هراس و سوار بر قایق‌‌های مرگ بر روی زمین آواره شدند و برای همیشه گمراه و سرگردان، یتیم سرزمین مادری‌شان گشتند. در این رمان توازن معناداری بین جدیت تکنیک، زیبایی اسلوب و موضوع آن برقرار است و قدرت نویسنده در به تصویر کشیدن عمق انسانی امور ستودنی است.» این اولین بار نیست که هدی برکات نامزد و برنده جایزه مهمی در دنیای ادبیات عرب می‌شود. رمان «ملکوت این زمان» نوشته این نویسنده لبنانی به مرحله نخست نامزدهای جایزه بوکر عربی در سال 2013 راه یافت و در سال 2015  نامزد جایزه من‌بوکر بین‌الملل شد. او در سال 2000 نیز جایزه نجیب محفوظ را برای رمان «نگهبان آب» و جایزه سلطان العویس را در سال 2018 از آن خود کرد. دولت فرانسه نیز دو مدال عالی‌رتبه را برای نگارش رمان‌های «سنگ خنده»، «اهل عشق» و « نگهبان آب» به وی اهدا کرده است. هدی برکات در سال 1952 در بیروت متولد شد  و مدتی به روزنامه‌نگاری و تدریس گذراند و سپس به پاریس مهاجرت کرد. از او تاکنون 6 رمان و نمایشنامه و مجموعه داستان و یک کتاب خاطرات منتشر و آثارش به زبان‌های بسیاری ترجمه و منتشر شده‌اند. لازم به ذکر است که پیش از این حقوق ترجمه رمان «پست شبانه» خریداری شده و قرار است در سال 2020 از سوی انتشارات وان‌ورلد در بریتانیا که صاحبش ایرانی است به زبان انگلیسی ترجمه شود.  جایزه بوکر عربی از مهم‌ترین و معتبرترین جوایز ادبی دنیای عرب است که از سال 2007 میلادی، هر سال با همکاری بنیاد من‌بوکر در لندن و با پشتیبانی اداره فرهنگ و گردشگری ابوظبی به بهترین رمان عربی جایزه می‌دهد. به هریک از شش نامزد راه یافته به مرحله نهایی مبلغ ده هزار دلار و برنده نهایی مبلغ 50 هزار دلار تعلق می‌گیرد و رمان برگزیده نهایی به انگلیسی نیز ترجمه خواهد شد.  دیگر نامزدهای راه‌یافته به مرحله نهایی این جایزه عبارت بودند از: «آفتاب سپید سرد» نوشته کفی الزعبی از اردن،«تابستانی با دشمن» نوشته شهلا العجیلی از سوریه، «وصیت‌ها» نوشته عادل عصمت از مصر، «دختر مطرود» نوشته انعام کجه‌‌جی از عراق و «به کدامین گناه رفت» نوشته محمد المعزوز از مراکش سال گذشته میلادی ابراهیم نصرالله، نویسنده فلسطینی موفق شد برای رمان «جنگ دوم سگ» جایزه بوکر عربی در سال 2018 را از آن خود کند که با ترجمه ستار جلیل‌زاده و از سوی انتشارات گل‌آذین وارد بازار نشر ایران شده است. از مهم‌ترین برندگان این جایزه در سال‌های گذشته می‌توان به بهاء طاهر، نویسنده مصری برای رمان «واحه غروب»، سعود العنسوسی، نویسنده کویتی برای رمان «ساق بامبو»،  یوسف زیدان، نویسنده مصری برای رمان «عزازیل» و احمد سعداوی، نویسنده عراقی برای رمان « فرانکشتاین در بغداد» اشاره کرد. ]]> جهان‌کتاب Tue, 23 Apr 2019 19:50:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274473/برنده-بوکر-عربی-2019-معرفی ​هند میهمان افتخاری نمایشگاه کتاب ابوظبی 2019 http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274446/هند-میهمان-افتخاری-نمایشگاه-کتاب-ابوظبی-2019 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه البیان- بیست‌و نهمین دوره نمایشگاه کتاب ابوظبی فردا (24 آوریل) با حضور 50 کشور و صدها ناشر و بیش از 500 هزار عنوان کتاب افتتاح می‌شود و تا تاریخ (30 آوریل) به مدت 6 روز به فعالیت‌های خود که شامل بیش از 80 برنامه فرهنگی، آموزشی، دیدار با نویسندگان و برگزاری جلسات متعدد است، ادامه خواهد داد.  شعار این دوره از نمایشگاه کتاب ابوظبی «معرفت... دروازه آینده» و شخصیت محوری سال نیز عوشه السویدی، بانوی شاعر اماراتی، انتخاب شده است. بیشتر برنامه‌های بیست ونهمین دوره نمایشگاه کتاب ابوظبی، حول محور معرفی تنوع و گستردگی فرهنگی هند که به عنوان میهمان افتخاری با بیش از 30 ناشر هندی در نمایشگاه حضور دارد اختصاص خواهد یافت. کشورهای اوکراین، جمهوری چک، استونی، مالت و پرتغال اولین بار است که در این دوره از نمایشگاه کتاب ابوظبی حضور خواهند یافت. عبدالله ماجد آل علی، مدیر اجرایی بخش ناشران در اداره فرهنگ و گردشگری ابوظبی، انتخاب هند را در این دوره از نمایشگاه کتاب ابوظبی، نمایانگر روابط تاریخی هند با جهان عرب دانست و نیز بیانگر نقش بارزی که این نمایشگاه در پذیرفتن فرهنگ‌‌های دیگر بر عهده دارد. او در ادامه افزود «از نویسندگان، ادبا و اندیشمندان هندی که در طی سال‌های گذشته با آثارشان در سطح جهانی درخشیده‌اند برای حضور در نمایشگاه کتاب دعوت به عمل آورده‌ایم تا از نزدیک با فرهنگ متمایز هندی آشنا شویم و یقین داریم که این دوره از نمایشگاه کتاب ابوظبی، بهترین دوره در طول تاریخ برگزاری آن خواهد بود.» امسال با افزایش استقبال از نشر الکترونیکی، این نشر یکی از فعال‌ترین بخش‌های نمایشگاه کتاب ابوظبی را تشکیل می‌دهد و تعداد زیادی از ناشران نیز نسخه‌های الکترونیکی کتاب‌هایشان را به همراه نسخه کاغذی آن عرضه خواهند کرد و برنامه‌های متنوعی برای معرفی امکانات نشر دیجیتال در دنیا و انتقال تجربه‌های تعاملی الکترونیکی با کتاب برای جذب جوان‌ها تدارک دیده شده است. ]]> جهان‌کتاب Tue, 23 Apr 2019 09:43:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274446/هند-میهمان-افتخاری-نمایشگاه-کتاب-ابوظبی-2019 یکسان سازی مالیات کتاب‌ها در لهستان http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274432/یکسان-سازی-مالیات-کتاب-ها-لهستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پابلیشینگ پرسپکتیو، دولت لهستان پیش نویس لایحه قانونی به مجلس این کشور را پیشنهاد کرد که طبق آن مالیات ارزش افزوده کتاب‌های دیجیتال و چاپی را کاهش می‌دهد. دولت می‌گوید این قانون جدید برای تعدیل قیمت کتاب‌ پیشنهاد شده است.   البته هنوز این قانون در پارلمان لهستان تصویب نشده است ولی در صورت تصویب طبق قانون جدید مالیات ارزش افزوده کتاب‌های الکترونیک از 23 درصد در سال گذشته به 5 درصد کاهش خواهد یافت. انتظار می‌رود این قانون از اول ماه ژوئن در لهستان اجرا شود.   پیش نویس این قانون از سوی وزارت اقتصاد لهستان تهیه شده است و برای همه انواع کتاب‌های الکترونیک، چاپی و صوتی اجرا خواهد شد. دولت پیش از این در تبعیت از قانون اتحادیه اروپا، مالیات کتاب‌های الکترونیک را کاهش داده بود.    میکولاژ مالاچنسکی مدیر انتشارات و خدمات کتاب الکترونیک لگیمی (Legimi) لهستان از این قانون دولت استقبال کرد و گفت: این قانون یکسان سازی مالیات کتاب‌ها به طور حتم بر بازار کتاب به خصوص کتاب‌های الکترونیک تاثیر مثبت خواهد گذاشت.   لگیمی بزرگترین مرکز دانلود و خرید کتاب‌های الکترونیک در لهستان است. این شرکت سال‌ها در تولید کتاب‌های الکترونیک و صوتی در این کشور تجربه دارد و در حال حاضر سالانه نزدیک به 25هزار کتاب تولید می‌کند.   مالاچنسکی گفت: امیدواریم ناشران با این قانون مالیاتی جدید قیمت کتاب‌های خود را کاهش دهند ولی هنوز سوال اساسی اینجاست که راهکاری برای تحت فشار قرار دادن ناشران برای کاهش قیمت‌ها پیش بینی شده است یا نه.   وی افزود: به نظر می‌رسد هنوز راهکاری قانونی برای تعدیل قیمت‌ها در نظر گرفته نشده است ولی همین اقدام قانونی از سوی دولت برای کاهش مالیات‌ها قدمی مثبت در ثبات بازار کتاب این کشور است. این امیدواری وجود دارد با این قانون دسترسی کتاب‌های الکترونیک در کتابخانه‌های عمومی نیز افزایش یابد.   پیش از این کتابخانه‌های عمومی برای تهیه کتاب‌های الکترونیک مجبور به پرداخت مالیات ارزش افزوده بودند ولی ظاهراً این قانون مقدمات اولیه برای دسترسی بهتر به این کتاب ها را فراهم می‌کند. ]]> جهان‌کتاب Tue, 23 Apr 2019 07:15:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274432/یکسان-سازی-مالیات-کتاب-ها-لهستان فروشگاه‌ کتاب چینی آمازون همچنان فعال است http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274429/فروشگاه-کتاب-چینی-آمازون-همچنان-فعال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گودایریدر، شرکت فروشگاه‌های آنلاین کتاب آمازون اعلام کرده است که همچنان به فروش کتاب در کشور چین ادامه خواهد داد. این شرکت پیش از این در خبری گفته بود فروشگاه‌های محلی و واسطه خود را در کشور چین تعطیل خواهد کرد.   آمازون بزرگترین فروشگاه‌ آنلاین جهان یکی از بازارهای اصلی محصولات خود را در کشور چین تعطیل کرده است ولی همچنان به تجارت کتاب در این کشور ادامه می‌دهد. مسئولان آمازون گفتند فروش کتاب‌خوان کیندل این شرکت طبق روال سابق خواهد بود.   بر اساس سیاست‌های جدید آمازون خریداران چینی می‌توانند محصولات مورد نیاز خود را به طور مستقیم از کشورهای آمریکا، انگلیس، دانمارک و ژاپن سفارش دهند ولی همچنان می‌توانند از طریق کتابخوان خود کتاب خریداری کنند.   آمازون گفته است وب سایت نسخه چینی خود را (Amazon.cn) فعال نگه خواهد داشت و کاربران چینی می‌توانند به طور مستقیم از این طریق کتاب‌های خود را سفارش دهند. کتابفروشی آنلاین کتابخوان کیندل چینی (Migu X) نیز یکی از روش‌های دیگر فروش کتاب آمازون در چین محسوب می‌شود.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 23 Apr 2019 06:06:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274429/فروشگاه-کتاب-چینی-آمازون-همچنان-فعال مرگ شاعر و نویسنده جوان مراکشی در حین سخنرانی http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274406/مرگ-شاعر-نویسنده-جوان-مراکشی-حین-سخنرانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه الکترونیکی هسبریس- محسن اخریف، شاعر و رمان‌نویس سرشناس مراکشی و رئیس اتحادیه نویسندگان شمال مراکش، در حالی‌که در خلال برنامه‌های عید کتاب در نمایشگاه کتاب تطوان، از شهرهای تاریخی مراکش مشغول سخنرانی و خواندن یکی از اشعارش بود در اثر تماس با میکروفن خیس دچار برق‌گرفتگی شد و دار فانی را وداع گفت. روز گذشته بسیاری از نویسندگان و ادباء مراکشی و عربی تاسف و اندوه شدید خود را برای از دست دادن غیرمنتظره شاعر و نویسنده محبوبشان در فضای مجازی ابراز کرده و مقامات محلی نیز در حال بررسی این پیشامد عجیب و تراژیک هستند. محسن اخریف در سال 1979 میلادی در شهر العرائش در شمال مراکش متولد شد و تحصیل خود را در رشته ادبیات مهاجرت تا مقطع دکترا ادامه داد. او در طول زندگی کوتاه حرفه‌ای خود چندین رمان، کتاب شعر، نقد و داستان کوتاه منتشر کرد و نیز جوایز بسیاری را از جمله جایزه شعر برای مجموعه «دو اسب بازنده» در مسابقه نوآوری ادبی و جایزه انجمن نویسندگان مغربی برای رمان «گیاه عشق» از آن خود کرد. از دیگر آثار ادبی او می‌توان به مجموعه شعر «رام کردن رویاهای سرکش»، «ترانه‌های رفتن» و مجموعه داستان «رویای خواب نیمروز» اشاره کرد. ]]> جهان‌کتاب Tue, 23 Apr 2019 04:41:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274406/مرگ-شاعر-نویسنده-جوان-مراکشی-حین-سخنرانی چرا سریال «بازی تاج و تخت» بهتر از کتاب جورج مارتین است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274402/چرا-سریال-بازی-تاج-تخت-بهتر-کتاب-جورج-مارتین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از تایم، «بازی تاج و تخت» نام اولین کتاب از مجموعه «ترانه اتش و یخ» نوشته جورج مارتین، نویسنده آمریکایی آثار فانتزی است. داستان دقیقاً همان‌طور آغاز می‌شود که در سریال شبکه اچ بی اُ تحت عنوان «بازی تاج و تخت» به تصویر کشیده شده است. سه مرد از گروه نگهبانان شب در شبی سرد به سمت جنوب دیوار می‌روند و در صحنه‌ای ترسناک با گروهی از وحشی‌ها روبه‌رو می‌شود که توسط مردگان مورد حمله قرار گرفته‌اند. و فقط یک نفر جان سالم به در می‌برد.   اقتباس تلویزیونی کتابِ اول تفاوت زیادی با کتاب ندارد اما در طول سال‌ها و فصل‌های بعدی این تفاوت زیاد شد و اقتباس تلویزیونی پا را فراتر از کتاب گذاشت و پیش از انتشار قسمت‌های بعدی کتاب قصه را ادامه داد. (در سال 2011 پنجمین کتاب از این مجموعه هفت جلدی تحت عنوان «رقص با اژدهایان» منتشر شد و هنوز تاریخ ششمین کتاب مشخص نیست. این در حالی است که هشتمین فصل از سریال در حال پخش است.)   اقتباس‌های تلویزیونی و سینمایی کتاب‌های محبوب دنیا اغلب کیفیت خوبی ندارند اما «بازی تاج و تخت» از این قاعده مستثنی است. مجموعه‌یِ جورج مارتین شخصیت‌هایی به یادماندنی و دنیایی جذاب را به خواننده معرفی می‌کند و از زمان انتشار اولین جلد در سال 1996 پرفروش بوده‌اند و 11 میلیون نسخه پیش از شروع سریال به فروش رفته بود.   از زمان آغاز سریال و با توجه به بودجه بالای آن توجه خوانندگان به سمت کتاب هم بیش از پیش جلب شد و فروش آثار مارتین افزایش یافت. علاوه بر این فصل هفتم سریال به طور میانگین 30 میلیون بیننده داشت و رکورد تماشاگر تلویزیونی را شکست.   موضوع اهمیت و کیفیت برتری کتاب بر نسخه سینمایی و تلویزیونی موضوعی قدیمی است اما در این مورد باید اذعان کرد که نسخه تلویزیونی به چند دلیل بهتر از مجموعه «ترانه آتش و یخ» است:   جورج مارتین نویسنده‌ای خلاق است. شاید دلیل محبوبیت‌اش پیش از شروع سریال به این دلیل است. قدرت تخیل مارتین نقش مهمی در آثارش ایفا می‌کند و دنیایی فانتزی حول محور نژاد، مذهب، و تاریخ خلق می‌کند. البته خوانندگان «ترانه آتش و یخ» را به دلیل سبک نثر دوست ندارند بلکه قصه برایشان جذابیت دارد. دلیل موفقیت سریال همین است؛ به سبک مارتین کاری ندارد و قصه از اهمیت زیادی برخوردار است و با این روش ثابت کرد سریالی تلویزیونی هم می‌تواند به اندازه فیلمی سینمایی جذاب باشد.   با توجه به لوکیشن‌های جذابی چون ایسلند و کرواسی، که فیلم‌برداری در آن انجام شده است، و جلوه‌های ویژه قدرتمند سرزمین وستروس رنگ واقعیت به خود می‌گیرد؛ این در حالی است که وستروس در کتاب پررنگ نیست.   علاوه بر این شخصیت‌پردازی در سریال قوی‌تر از کتاب است و بیننده با لایه‌های عمیق‌تری از شخصیت‌های قصه آشنا می‌شود. در کتاب با شخصیت‌های متعددی روبه‌رو می‌شویم. شخصیت‌های جدید توانایی تبدیل سرنوشت داستان را دارند یا ممکن است شخصیت اصلی از بین برود. (مارتین به کُشتن شخصیت‌های مهم داستان‌هایش معروف است.) زنان تک‌بُعدی توصیف می‌شوند و با جزئیات شخصیت خانم‌ها در کتاب آشنا نمی‌شویم. این در حالی است که در سریال توجه بیشتری به شخصیت‌های اصلی می‌شود. به عنوان نمونه سرسی لنیستر در کتاب به عنوان شخصیتی خبیث معرفی می‌شود و فقط به بقای خودش می‌اندیشد اما در سریال بخش انسانی سرسی هم به تصویر کشیده می‌شود و حتی قابلیت عاشق شدن را دارد.   مهم‌ترین نکته سریال این است که در هر قسمت بر روی موضوع خاصی تمرکز می‌کند و مانند کتاب نامنظم نیست. با این وجود قصه اصلاً کسل‌کننده نیست و شخصیت‌ها چند چهره مختلف از خود نشان می‌دهند. تغییر شخصیت کاتلین استارک به زنی سنگدل یا تغییر رفتار سانسا در فصل هفت و به دست گرفتن امور در وینترفل بیننده را شگفت‌زده می‌کند.   با در نظر گرفتن همه موارد، سریال «بازی تاج و تخت» به همه ثابت کرد همیشه کتاب بهتر از اقتباس تلویزیونی یا سینمایی نیست و با وجود قداست کتاب‌ها نزد دوستداران دنیای نشر می‌توان سریالی ساخت که برتری خود را به کتاب اثبات کند. ]]> جهان‌کتاب Tue, 23 Apr 2019 04:05:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274402/چرا-سریال-بازی-تاج-تخت-بهتر-کتاب-جورج-مارتین برنده شدن ریچارد پاورز در پولیتزر به نفع طرفداران محیط‌زیست است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274403/برنده-شدن-ریچارد-پاورز-پولیتزر-نفع-طرفداران-محیط-زیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از آتلانتیک، «فرا داستان» نوشته ریچارد پاورز روایت حماسه‌ای زیبا از زندگی شگفت‌انگیز و مرگ غم‌انگیز درختان است. داستانی که اخیراً برنده جایزه پولیتزر در بخش داستان شد و طرفداران محیط‌زیست را خوشحال کرد.   اهدای جایزه به «فرا داستان» موجب فروش بیشتر آثاری با موضوع محیط‌زیست می‌شود. از پاورز به عنوان نویسنده‌ای یاد می‌شود که به کشف موضوعات علمی علاقه‌مند است و پیش از این آثاری چون ژنتیک و هوش مصنوعی نوشته است.   «پژاواک ‌برانگیز»، داستان پیشین پاورز برنده جایزه کتاب ملی آمریکا شده است و در بین فینالیست‌های جایزه پولیتزر هم قرار داشت. خود وی معتقد است دریافت جایزه در اواخر حرفه نویسندگی‌اش خوب است: « «فرا داستان» دوازدهمین کتاب من است. 35 سال است که می‌نویسم و فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته‌ام و این جایزه انرژی خوبی به من تزریق کرد. مهم‌ترین جایزه‌ای که می‌توانستم دریافت کنم؛ جایزه پولیتزر را برای کتابی گرفتم که در پی جدی‌تر شدن روابط انسان‌ها با پدیده‌های غیرانسانی حاضر در طبیعت است.   شرایط کنونی محیط‌زیست خیلی بد است و معتقدم آدم‌هایی در دنیا وجود دارند که دوست دارند داستانی بخوانند که بار دیگر انسان را به طبیعت متصل می‌کند؛ به طبیعتی که مدت‌هاست از آن دور شده‌ایم.» داستان جذاب پاورز در بزرگداشت طبیعت نگاشته شده است و خواننده را به یاد زیبایی اشعار ثورو و امرسون می‌اندازد. رابطه انسان و طبیعت موضوع مهمی در «فرا داستان» است اما توصیف جزئی هر کدم از شخصیت‌ها در شکل‌دهی داستان تأثیرگذار است. پاورز دمی دیگر در روح طبیعت می‌دمد و مخاطب را چنان به میان سبزی درختان می‌برد تا نسیم دلنواز صبحی بهاری را در میان موهایش احساس کنند.   از دیدگاه «فرا داستان» همه انسان‌ها زندگی خود را مدیون درختان هستند. درختان هوا را تصفیه می‌کنند و خاک را بارور می‌کنند و تمدن انسانی را ممکن می‌سازند. دیدگاهی که دوستداران محیط‌زیست می‌پسندند.   داستان‌هایی با موضوع محیط‌زیست پدیده‌ای تازه نیست اما در دهه اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. تی. سی. بویل، آنی پرو، و لیدیا میلت رمان‌هایی را درباره بلایای زمین و نیاز به اقدامات فوری برای حفظ محیط‌زیست منتشر کرده‌اند.   پاورز می‌گوید: «این جایزه به این دلیل برای من ارزش دارد که به نویسندگان جوان قدرت می‌دهد تا دغدغه‌های خود را درباره طبیعت گسترش دهند.»   «فرا داستان» در سال 2018 موردتمجید مجلات مهم ادبی مختلف قرار گرفت. واشنگتن‌پست کتابِ جدید پاورز را جزء 10 کتاب برتر سال قرار داد. علاوه بر این در میان فینالیست‌های جایزه فاکنر قرار دارد که برنده آن در پایان ماه جاری میلادی در واشنگتن اعلام می‌شود.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 23 Apr 2019 03:49:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274403/برنده-شدن-ریچارد-پاورز-پولیتزر-نفع-طرفداران-محیط-زیست وارن ادلر، نویسنده رمان پرفروش «جنگ رزها»، درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274405/وارن-ادلر-نویسنده-رمان-پرفروش-جنگ-رزها-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز - وارن ادلر،‌ رمان‌نویس دیریافته‌ امریکایی که «جنگ رزها»، کمدی تلخ پرفروشی درباره سیر قهقهرایی هولناک یک ازدواج را نوشت، در ۹۱ سالگی بر اثر سرطان کبد درگذشت.   آقای ادلر داستان‌های پلیسی، عاشقانه، معمایی و تاریخی می‌نوشت. اما جای پای محکمی در توصیف اختلالات در روابط داشت؛ مانند جاناتان و باربارا رز، زوجی که محور اصلی داستان «جنگ رزها» بودند. ایده این رمان پس از مواجهه او با یک زندگی زناشویی واقعی شکل گرفت که در آن زن و شوهر از یکدیگر بیزار بودند اما همچنان با هم مانده بودند.   نه تنها این کتاب یکی از پرفروش‌ترین‌های عمده زمان خود بود، بلکه اقتباس سینمایی آن نیز که در سال ۱۹۸۹ با بازی کاتلین ترنر و مایکل داگلاس منتشر شد، تنها در ایالات متحده فروشی معادل ۱۷۸ میلیون دلار به پولِ امروز داشت.   آقای ادلر هرگز به طور کامل رُزها را کنار نگذاشت. او در سال ۲۰۰۴ با «بچه‌های رزها» به آنها بازگشت و در سال ۲۰۱۳ نمایشی بر اساس رمان اصلی نوشت که در اروپا و امریکای جنوبی تولید شد. یک اقتباس جداگانه از این اثر، نوشته پیتر تولان و با توافق ادلر قرار است در سال ۲۰۲۱ رونمایی شود.   بسیاری از آثار ادلر برای فیلم و تلویزیون انتخاب شدند، هرچند تعداد کمی به مرحله تولید رسیدند. یکی دیگر از رمان‌های او که به فیلم تبدیل شد، «قلب‌‌های تصادفی» است که ادلر در سال ۱۹۸۴ آن را نگاشت، یک رمان پلیسی عاشقانه درباره دو نفر که پس از مرگ همسرانشان در حادثه هواپیما می‌فهمند که آنها با هم رابطه داشتند.   وارن ادلر در ۱۶ دسامبر ۱۹۲۷ در بروکلین زاده شد. او در دانشگاه نیویورک در رشته ادبیات انگلیسی فارغ‌التحصیل شد و در «مدرسه جدید برای تحقیقات اجتماعی»، نویسندگی تدریس کرد.   ادلر اگرچه از ۱۵ سالگی می‌خواست رمان بنویسد، اما نوشتن را به طور جدی در دهه چهارم زندگی‌اش آغاز کرد. او اواسط دهه ۱۹۷۰ نویسندگی را به صورت تمام وقت در پیش گرفت و در کل حدود ۵۰ رمان و داستان کوتاه نوشت که از آن جمله می‌توان به مجموعه ۹-جلدی درباره یک کارآگاه آدم‌کش به نام فیونا فیتزجرالد اشاره کرد. رمان دیگر او «چرچیل را هدف بگیر» در سال ۲۰۱۳ یک داستان پلیسی درباره نقشه قتل نخست وزیر بریتانیا به دست استالین در جریان جنگ جهانی دوم است.   ادلر در سال ۲۰۱۲ وقتی ۸۴ ساله بود به پابلیشرزویکلی گفت: «من نیاز وحشتناکی به ادامه نوشتن دارم. بدون روحیه مبارزه و استقامت به برهوت پا نمی‌گذارم. من شبیه یک دونده استقامتی هستم. ادامه می‌دهم.»   آخرین رمان ادلر، «آخرین تماس» که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، الهام‌گرفته از تغییراتی است که بر اثر زوال عقل همسرش در زندگی‌اش به وجود آمد. ادلر در مقاله‌ای که ماه فوریه در مجله ای‌ای‌آرپی منتشر شد به توصیف درد ناشی از جزئیات خاطرات زندگی‌ مشترکشان پرداخت که برای او باقی مانده، در حالی که همسرش چیزی از آنها به یاد ندارد.   او نوشت: «طبیعی است اگر این حافظه روشن را یک هدیه خارق‌العاده بنامیم، اما باید اعتراف کنم که بیشتر یک مسئولیت سنگین است. معشوقه‌ام کجا رفته؟ هنوز زنده است. قلبش می‌زند و باور کنید ته‌مانده‌هایی از زیبایی هنوز در او باقی مانده، اگرچه خاطراتی که چنین عمیق و غنی در من مانده، برای او به کل از بین رفته است. من در سلولی خالی زندانی‌ام.» ]]> جهان‌کتاب Tue, 23 Apr 2019 03:47:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274405/وارن-ادلر-نویسنده-رمان-پرفروش-جنگ-رزها-درگذشت کتاب‌های صوتی راه‌حل ناشران برای فروش بیشتر http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274379/کتاب-های-صوتی-راه-حل-ناشران-فروش-بیشتر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از کریتیوپن، تکنولوژی صدا یکی از بخش‌های اصلی صنایع نشر اطلاعات به یکی از امور روزمره اکثر علاقمندان به کتاب تبدیل شده است. هر روز بر تعداد کتاب‌های صوتی ناشران در کشورهای مختلف جهان اضافه می‌شود. ناشران و نویسندگان اهمیت کتاب‌های صوتی را بیش از پیش درک کرده و در حال تولید کتاب‌های صوتی هستند به طوری بعضی از ناشران بزرگ قراردادهای کلان با شرکت‌های رسانه‌ای برای تولید این کتاب‌ها منعقد می‌کنند.   مخاطبان کتاب در عصر کنونی به چند دسته تقسیم شده‌اند و مثل قبل برای رسیدن به مخاطب دیگر یک شاهراه وجود ندارد و چندین راه فرعی ایجاد شده است. صدا یکی از این راه‌هاست که «پاول ستینگ» نویسنده و تولیدکننده کتاب صوتی اعتقاد دارد نویسندگان نیز باید خودشان را به تکنولوژی روز دنیا مجهز کنند. وی دلایلی برای ورود نویسنده‌ها به حوزه تولید پادکست و فایل‌های صوتی از کتاب‌های خود ذکر می‌کند که عمده‌ترین و مهمترین آن دسترسی همه مردم به این فایل‌ها و ارزان بودن آنهاست.   وی می‌نویسد: امروز پادکست به یکی از منابع اصلی دریافت خبر و اطلاعات از سوی کاربران تلفن همراه تبدیل شده است و نویسنده‌ها نیز باید خودشان را به این ابزار مجهز کنند. ممکن است کتابی که منتشر می‌کنید آنقدرها طرفدار نداشته باشد ولی ممکن است صدای شما تاثیرگذاری خاصی روی مخاطب کتاب داشته باشد. قرار نیست مثل استودیوهای حرفه‌ای فایل صوتی بسازید کافی است بخش‌هایی از کتاب نوشته شده خودتان را برای مخاطب بخوانید و آنها با گوش کردن این فایل‌ها حتی برای خرید کتاب رغبت پیدا کنند. هر ماه میلیون‌ها جلد کتاب داستانی و مستند در بازار کتاب عرضه می‌شود ولی تجربه نشان داده آنهایی می‌توانند کتاب خود را به گوش مخاطب برسانند که از رسانه‌های متفاوت شانس خود را برای تبلیغ استفاده می‌کنند.   بر اساس این گزارش انتشار پادکست از کتاب‌ها می‌تواند خودش تبلیغی برای برند انتشارات و نویسنده باشد ولی مهمترین دلیل موفقیت این روزهای فایل‌های صوتی دسترسی سریع آن است. کاربران تلفن‌های همراه بخش عمده‌ای از مخاطبان فضای مجازی و حتی کتاب‌ها را تشکیل می‌دهند و نویسنده‌ها و ناشران نیز برای دیده شدن اقدام به تولید فایل‌های صوتی و گاهی اوقات تصویری از کتاب‌های خود می‌کنند. فضای صمیمی پادکست‌ها نوعی اعتماد برای مخاطب ایجاد می‌کند تا محتواهای مورد نیاز خود را در نهایت آرامش گوش کنند. علاوه بر این پادکست کتاب‌ها فضای قابل انعطافی برای ناشر ایجاد می‌کند که در رسانه‌های مختلف قابل توزیع است. گفته می‌شود این فضا آنقدر انعطاف و گنجایش دارد که حتی با وجود هزاران پادکست نیز هنوز جا برای شما وجود دارد. بسیاری از ناشران با تجربه سال‌های اخیر تولید فایل‌های صوتی از کتاب ها را جدی گرفته‌اند که نتایج اولیه آن در بالا رفتن فروش کتاب‌های چاپی را مشاهده می‌کنند.   انجمن ناشران آمریکا (AAP) در جدیدترین گزارش ماهیانه خود هرچند از کاهش 5 درصدی فروش کتاب‌های الکترونیکی در این کشور خبر داد. در همین گزارش افزایش تولید و فروش کتاب‌های صوتی آورده شده است. در آمار منتشر شده انجمن ناشران آمریکا کتاب‌های صوتی در بین دیگر انواع کتاب‌ها وضعیت بهتری دارد. طبق این آمار میزان فروش این کتاب‌ها در سال 2017 حدود 30 درصد رشد داشته است و درآمد ناشران از طریق فروش این کتاب‌ها به 343 میلیون دلار رسید. این اولین بار است که فروش کتاب‌‌های صوتی به این نرخ از فروش می‌رسد. ]]> جهان‌کتاب Mon, 22 Apr 2019 10:30:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274379/کتاب-های-صوتی-راه-حل-ناشران-فروش-بیشتر کتابخانه شما چقدر ارزش دارد؟ / یادداشت جالب فوربس http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274357/کتابخانه-چقدر-ارزش-یادداشت-جالب-فوربس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از فوربس، در قیمت گذاری کتاب‌های قدیمی و نایاب کارشناسان یک سری شاخص‌های خاص به کار می‌برند که بسیاری از این شاخص‌ها در حراجی‌های مختلف کاربرد دارد. اگر بخواهید کتابخانه قدیمی خود را قیمت‌گذاری کنید باید این معیار و شاخص‌ها را در نظر بگیرید که مجله فوربس به قلم دیوید سیدمن بعضی از آنها را آورده است. سیدمن تجربه‌های خودش از حضور در حراجی کتاب‌های نایاب در نیویورک و نمایشگاه‌های این گونه کتاب‌ها را ذکر می‌کند و می‌نویسد بسیاری از کتاب‌های کمیاب و نایاب مربوط به نویسندگان بزرگی است که شاید ارزش آنها کمتر یا بیشتر از رقم فروش آنها باشد. وی نکاتی در مورد ارزش‌گذاری کتاب‌های قدیمی آورده است که ممکن است برای اکثر افراد دارای کتابخانه‌ شخصی مفید باشد.   1. اکثر کتاب‌های مذهبی و انجیل و فرهنگ‌های لغت و تقویم سالیانه را فراموش کنید. اگر این کتاب‌ها قدیمی هم شوند ارزش مادی پیدا نمی‌کنند. معمولاً در خانه همه از این جور کتاب‌ها پیدا می شود و زیاد مشتری خاصی ندارد.   2. معمولاً کتاب‌هایی که بعد از دهه 70 میلادی چاپ شده‌اند در اینترنت پیدا می‌شود و کمتر می‌توان نسخه‌ای از کتاب‌های چاپ شده در این سال‌ها را پیدا کرد که نایاب و کمیاب باشد.   3. نسخه‌های ابتدایی کتاب‌ها و رمان‌های معروف همیشه طرفداران زیادی دارند. رمان‌هایی مثل گتسبی بزرگ معمولاً در بازار کتاب‌های نایاب همیشه مشتری‌های خاص خودش را دارد. اگر در کتابخانه شخصی خود نمونه‌ای از این کتاب‌ها را داشتید حتماً پیش خود نگه دارید.   4. حواستان به کتاب‌هایی با امضاهای جعلی باشد. خیلی‌ها از این امضاهای جعلی برای بالا بردن ارزش کتاب خود استفاده می‌کنند ولی اگر کتابی با امضای یک نویسنده مشهور داشتید مثل استیون کینگ معاصر بدانید که ارزش آن از کتاب‌های بدون امضاء بیشتر خواهد بود.   5. کتاب‌ها و رمان‌هایی که نویسندگان به خاطر نوشتن آنها جوایز معتبر مثل پولیترز و من بوکر گرفته باشند ارزش بیشتری نسبت به دیگر کتاب‌ها دارند. این کتاب‌ها اگر نسخه‌های اولیه باشند به طور حتم در بازار کتاب‌های نایاب مشتری زیادی دارند. نسخه‌های اولیه از داستان‌های کوتاه اشتاین بیش از هزار دلار و گتسبی بزرگ بیش از 1500 دلار ارزش دارند.   6. کتاب‌های خطی مربوط به قرون گذشته همیشه ارزشمند هستند. اگر این کتاب‌ها دارای اطلاعات خاص تاریخی باشند ارزش آنها چند برابر خواهد شد. البته هر کتاب خطی نیز ارزش ندارد. معمولاً دست نوشته افراد غیر مشهور زیاد ارزش خاصی ندارد ولی اگر کتابی مربوط به دست نوشته مشاهیر مختلف را دارید، بدانید که قیمت کتابخانه شما را افزایش خواهد داد.   7. اطلس‌های تاریخی دارای نقشه‌های جالب هستند که بعدها با رشد و توسعه تکنولوژی تغییرات زیادی پیدا کرده‌اند. این اطلس‌ها اشتباهات علمی بسیاری دارند ولی این اشتباهات ارزش این کتاب‌ها را زیادی می‌کند. نقشه‌های به جا مانده از قرن هجدهم و نوزدهم میلادی همگی ارزش زیادی دارند و کتاب‌هایی که دارای این نقشه‌ها هستند به طور حتم تجربیات ناب دریانوردان و گردشگران را دارند.   8. بعضی از کتاب‌ها دارای اطلاعات ارزشمندی مثل طرز تهیه غذاها، آموزش‌ مهارتها و دیگر اطلاعات ارزشمند همیشه جزء کتاب‌های با ارزش هستند. این کتاب‌ها در بازار کتاب به خصوص در میان حرفه‌های شغلی و دانشجویان مشتری زیادی دارند. ]]> جهان‌کتاب Mon, 22 Apr 2019 10:29:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274357/کتابخانه-چقدر-ارزش-یادداشت-جالب-فوربس «ناجی» در میان پرفروش‌های نیویورک‌تایمز http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274327/ناجی-میان-پرفروش-های-نیویورک-تایمز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، این مجله هر هفته فهرستی از آثار پرفروش خود در بخش‌های داستانی، غیرداستانی، و کودک و نوجوان را منتشر می‌کند. در این مطلب نگاهی به پرفروش‌ترین آثار داستانی چاپی هفته سوم آوریل خواهیم داشت.   «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» نوشته دِلیا اُوِنز 31 هفته است در فهرست پرفروش‌ها قرار دارد و این هفته هم جایگاه نخست را حفظ کرده است و قصد ندارد جایگاه خود را از دست بدهد. داستانی هیجان‌انگیز از روابط انسانی و عشق و تقلای انسانی تنها برای حیات. زنی که سال‌ها به تنهایی در جنگل زندگی کرده است ناگهان متهم به قتل می‌شود و سرنوشتی نامعلوم در انتظارش است.   «وقتی کورنوال‌ها رفته‌اند» نوشته جیمز پترسون و برِندن دوبوآس در هفته نخست انتشار موفق شد در جایگاه دوم پرفروش‌ها قرار بگیرد و این هفته هم جایگاهش را حفظ کرده است. داستان کارمند بخش جاسوسی ارتش که یا باید جرمی مرتکب شود یا شوهر و دخترش را که گروگان گرفته‌شده‌اند از دست بدهد.   «ناجی» نوشته جی. آر. وارد موفق شد در هفته اول انتشار در جایگاه سوم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار بگیرد. هفدمین جلد از مجموعه فانتزی «دشنه سیاه برادری» اقدامات غیرانسانی شرکتی پزشکی را روایت می‌کند.   «فراری» نوشته هارلن کوبن در هفته نخست انتشار در رتبه دوم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفت اما حالا و پس از سه هفته در جایگاه چهارم جا خوش کرده است. دختری از خانه فرار کرد، به مواد اعتیاد دارد، و به همه نشان می‌دهد که گم نشده است و دوست ندارد کسی پیدایش کند. روزی در سنترال پارک او را می‌بینند که در حال گیتار زدن است اما کاملاً تغییر کرده است و همان دختری نیست که خانواده‌اش در ذهن دارند. خانواده به او نزدیک می‌شوند و التماس می‌کنند که به خانه بازگردد اما دختر فرار می‌کند و پدر و مادر همان کاری را می‌کنند که از آن‌ها انتظار می‌رود: به دنبال دخترشان می‌روند و به دنیایی قدم می‌گذارند که تا آن لحظه نمی‌دانستند وجود خارجی دارد و برای محافظت از دخترشان مجبورند با شرایطی خطرناک روبه‌رو شوند.   «امپراتوری سلتیک» نوشته کلیو کاسلر و دیرک کاسلر نیز در هفته نخست انتشار موفق شد در جایگاه سوم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفت اما این هفته در رده پنجم است. 25مین کتاب از مجموعه داستان دیرک پیست قصه جنایی دیگر را روایت می‌کند و مثل جلدهای پیشین مورد استقبال خوانندگان قرار گرفته است.     برای دیدن فهرست کامل پرفروش‌های هفته سوم به لینک زیر مراجعه کنید: https://www.nytimes.com/books/best-sellers/2019/04/21/?action=click&contentCollection=Books&referrer=https%3A%2F%2Fwww.nytimes.com%2Finteractive%2F2018%2F11%2F21%2Fbooks%2Freview%2Fbest-sellers-promo-for-front-copy2.html®ion=Header&module=ArrowNav&version=Right&pgtype=Reference ]]> جهان‌کتاب Mon, 22 Apr 2019 04:10:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274327/ناجی-میان-پرفروش-های-نیویورک-تایمز «داستان‌های خانوادگی از تهران» به زبان انگلیسی منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274318/داستان-های-خانوادگی-تهران-زبان-انگلیسی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از ویلج‌نیوز- کتابی  با عنوان «داستان‌های خانوادگی از تهران» به قلم منیژه بدیع‌الزمانی از سوی انتشارات باوکر در 186 صفحه به زبان انگلیسی منتشر شده که نویسنده در آن به بازگویی خاطرات دوران کودکی خود در تهران و توصیف زندگی و خانه قدیمی پدربزرگش در محله بازار بزرگ تهران که در آن سه نسل از خانواده‌اش در کنار یکدیگر در صلح و آرامش می‌زیسته‌اند پرداخته است.  نویسنده در این کتاب که در تاریخ 5 آوریل منتشر شده با لحنی به شدت صمیمانه به بازآفرینی فضای حاکم بر تهران دهه 40 و 50 میلادی، زمانی که خانم بدیع‌الزمانی قبل از مهاجرتش به امریکا در آن دوره زندگی می‌کرده، پرداخته و حال و هوای تهران را در آن سال‌های آمیختگی سنت و مدرنیته، خانواده شگفت‌انگیز، دایره دوستان و تاثیر آن‌ها را بر کیفیت زندگی‌ خود، برای خوانندگان انگلیسی‌زبان آشکار کرده است. او در داستان‌های این کتاب که پر است از شوخ‌طبعی و گاه غم و اندوه، هم‌چنین بر تفاوت‌های فرهنگی بین ایران و امریکا و مشکلات مشترک سالخوردگی، زمانی که پس از گذشت 40 سال برای مراقبت از مادر پیر خود به تهران بازمی‌گردد تمرکز کرده است.  منیژه بدیع‌الزمانی متولد و بزرگ ‌شده تهران است. او در دهه 40 میلادی برای ادامه تحصیل از تهران به اهایو، در شرق امریکا می‌رود و پس از اتمام دوران دبیرستان به تهران باز می‌گردد و در رشته ادبیات انگلیسی در مقطع فوق لیسانس فارغ‌التحصیل می‌شود. او پس از ازدواج دوباره به امریکا مهاجرت می‌کند و اکنون به همراه خانوده‌اش در روستایی در امریکا با نام پین ریدج زندگی می‌کند و همچنان به مراسم و سنت‌های ایرانی خود پایبند است و آن‌ها را گرامی‌ می‌دارد. یکی از داستان‌هایی که او در این کتاب آورده درباره روز سیزده‌بدر است که همه فامیل در خانه بزرگ عمویش دور هم جمع می‌شده‌اند. ]]> جهان‌کتاب Sun, 21 Apr 2019 11:09:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274318/داستان-های-خانوادگی-تهران-زبان-انگلیسی-منتشر سوالاتی که نویسندگان باید پاسخ دهند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274296/سوالاتی-نویسندگان-باید-پاسخ-دهند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از فاکس نیوز، مایکل لووین صاحب سایت نویسندگان سایه (ghostwriting) است که در این سایت راهنماهایی برای نویسندگی و نوشتن ارائه می‌کند. او در یادداشتی می‌گوید اگر می‌توانید در یک روز یک رمان بنویسید به طور حتم می‌توانید در شش ماه نیز یک کتاب را تمام کنید. البته این جمله نوعی شعار سمبلیک برای تمرکز نویسندگان است ولی لووین می‌گوید سرعت بستگی به نویسنده و شروع نوشتن دارد. وی بر اساس تجربه خود در 30 سال تدریس در دانشگاه نیویورک اعتقاد دارد شروع به نوشتن از ادامه و انتهای آن مهم‌تر است که توصیه‌های زیر برای این منظور آورده شده است:   1. چیزی به نام مانع نویسنده وجود ندارد. شاید شنیده باشید که گفته می‌شود قسمت‌های چپ و راست مغز هر کدام وظیفه انجام یک سری از کارها را بر عهده دارد و بین آنها موانع ساختاری وجود دارد ولی این مطالب مربوط به دروس پزشکی هستند و در حوزه نویسندگی منطقی نیستند. وقتی بخواهید مطلبی بنویسید مطمئن باشید همه قسمت های مغز با شما همراه خواهند بود و هیچ سد و مانعی برای همراهی آن با شما وجود ندارد. کافی است نقشه مسیر را تعیین کنید.   2. جملات زشت و کوتاه کلید موفقیت همیشه به دانشجویانم می‌گویم وقتی می‌‌خواهید کار نویسندگی را شروع کنید سعی نکنید جملات زیبا و شیک بنویسید. دو صفحه پر از کلمات و جملات زشت و زننده بنویسید تا قدرت نویسندگی شما افزایش یابد. شاید خنده‌دار باشد ولی بر اساس تجربه من نوشتن جملات زیبا و به اصطلاح با کیفیت نیاز به وسواس و تجربه زیاد دارد و این کار انرژی نویسندگان تازه‌کار را می‌گیرد. پس برای تمرین با جملات ساده و پیش پا افتاده شروع کنید و تمرین کنید.   3. نگران کیفیت نباشید. همیشه فکر کنید چیزی که در حال نوشتن آن هستید بهترین چیزی است که انجام داده‌اید. فکر کنید چیزی که نوشته‌اید بهتر از آن نمی‌شود. و در ضمن فکر کنید که چیزی که نوشته‌اید بدترین چیزی است که ممکن است وجود داشته باشد. به عبارتی زیاد به کیفیت فکر نکنید. سعی کنید هرچیزی که در ذهن دارید روی کاغذ بیاورید و بعداً این نوشته‌ها قابل ویرایش هستند.   4. هیچ وقت به عقب نگاه نکنید. همیشه نویسندگان تازه‌کار هیجان و انرژی زیادی برای نوشتن داستان‌هایی دارند که خودشان خلق کرده‌اند ولی این خلق را دوست دارند با نهایت کمال و درستی به مخاطب ارائه کنند تا میزان اعتبار خود را افزایش دهند. آنها ساعت‌ها وقت صرف ویرایش و بازنویسی داستان خود می‌کنند. 10 صفحه داستان می‌نویسند و سه بار ویرایش می‌کنند ساختارهای مغزی می‌گوید شما 30 صفحه داستان نوشته‌اید ولی در عمل همان 10 صفحه وجود دارد. فرض کنید داستان به 600 صفحه برسد. تصور کنید چه زمانی باید صرف نوشتن 1800 صفحه داستان در مغزتان کنید. پس زیاد به نوشته‌های قبلی توجه نکنید و تنها به جلو بروید.   5. بیشتر از محتویات به مخاطب نگاه کنید. خیلی از نویسندگان حرفه‌ای مخاطبان خاص خود را دارند و تنها روی نوشته‌ها و محتویات کتاب خود تمرکز می‌کنند. نویسندگان تازه‌کار قبل از شروع باید به فکر مخاطب خود و نحوه جذب آنها فکر کنند. بر اساس تجربه من نویسندگان موفق در آمریکا کسانی هستند که مخاطب محور هستند. یعنی قبل از نوشتن به ذائقه مخاطب توجه می‌کنند. سوالاتی در این حوزه وجود دارند. چه قشری مخاطب کتاب هستند؟ آنها کجا هستند؟ چگونه می‌خواهید آنها را تحت تاثیر درآورید؟ با خواندن کتاب‌ شما دوست دارید چه واکنشی بدهند؟ اگر توانستید به این سوالات پاسخ دهید بهتر است نوشتن را شروع کنید.   6. کتاب‌ها ابزار نفوذ هستند نه داستان نقش ما به عنوان نویسنده روشن ساختن و سرگرم کردن است. ما در ظلمات شب شمعی را روشن می‌کنیم تا بقیه راه را ببینند. علاوه بر شمع نویسندگان آینه جامعه هستند و مخاطبان باید از طریق کتاب‌های آنها باید خودشان را تماشا کنند. پس اگر نتوانید آدم‌های اطراف خود را بشناسید نمی‌توانید برای آنها داستان بنویسید. مطالب کتاب شما بیشتر از اینکه یک داستان واقعی یا تخیلی برای سرگرم کردن باشند باید حل کننده مسائل و نشان دادن مشکلات مردم اطراف باشند. وقتی نویسنده بتواند خودش را بخشی از جامعه بداند شروع کردن برای نوشتن کار ساده‌ای خواهد بود ولی وقتی یک نویسنده از کره دیگری آمده باشد نوشتن برای مردمان این کره خاکی کمی سخت خواهد شد. ]]> جهان‌کتاب Sun, 21 Apr 2019 06:06:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274296/سوالاتی-نویسندگان-باید-پاسخ-دهند ترزا لولا ملک‌الشعرای جوانان لندن نام گرفت http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274315/ترزا-لولا-ملک-الشعرای-جوانان-لندن-نام-گرفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین – ترزا لولای شاعر، عنوان ملک‌الشعرای جوانان لندن را از آن خود کرد و امیدوار است بتواند از این نقش برای کمک به جوانان در راهِ یافتن اعتماد به نفس خود استفاده کند.   این شاعر ۲۴ ساله انگلیسی-نیجریه‌ای از برملی در جنوب لندن پیش از رفتن به سمت شعر، در دانشگاه حسابداری و امور مالی می‌خواند. او پس از کِیلیب فمی و ممتاز مهری، سومین ملک‌الشعرای جوانان است. برنده مشترک جایزه بین‌المللی شعر افریقایی برونل در سال ۲۰۱۸، اولین مجموعه شعر خود «در جست‌وجوی تعادل» را در ماه فوریه منتشر کرد که برناردین اواریستوی نویسنده آن را «نفس‌گیر» توصیف می‌کند.   لولا گفت می‌خواهد جوانان را تشویق کند تا از قدرت و احساس زبان برای تحسین خود استفاده کنند. او گفت: «برای ما ساده است که جوانان و شبکه‌های اجتماعی را شیطانی کنیم. شعر برای من ابزاری بود تا صدایم را بیابم، اعتماد به نفس پیدا کنم و خوشبختانه این کار را می‌تواند برای بقیه جوانان هم بکند.»   در سه سال اخیر، فروش کتاب‌های شعر افزایش داشته و در سال ۲۰۱۸ به بالاترین حد خود یعنی ۱۲ میلیون پوند رسیده است. دو-سوم خریداران کتاب‌های شعر هم‌اکنون زیر ۳۴ سال هستند و دختران نوجوانان و زنان جوان بیشترین طیف خوانندگان شعر در سال گذشته را تشکیل می‌دادند. لولا باور دارد که با افزایش موفقیت شاعران جوان و جسور –مثل ریموند آنتروباس ۳۳ ساله و دنیز اسمیت ۲۹ ساله که جایزه تد هیوز و جایزه فوروارد را از آن خود کرد- فروش کتاب‌های شعر نیز افزایش خواهد یافت.   لولا گفت: «جوانان زیادی دارند می‌بینند که شعر بازتابی از تجربیات و تربیت آنهاست. دارند می‌فهمند که شعر همه جا وجود دارد. امیدوارم که افراد جوان متفاوت و زیادی ببینم و به آنها کمک کنم تا شعر را در زندگی‌شان ببینند.»   عنوان ملک‌الشعرای جوانان در سال ۲۰۱۶ توسط موسسه توسعه نویسندگی «اسپرید دِ وُرد» با هدف ترویج شعر در میان جوانان شکل گرفت. لولا که توسط هیئتی از موسسات هنری انتخاب شده، در چهار منطقه فعالیت خواهد کرد که هدف آنها پرورش شاعران جوان بااستعداد در پایتخت است.   راث هریسون، مدیر «اسپرید دِ وُرد» گفت: «در زمانه‌ی بی‌ثباتی سیاسی، وقتی زندگی، نگرانی‌ها و آرزوهای جوانان اغلب نادیده گرفته می‌شود، شنیده شدن آنها توسط کسانی که در قدرت هستند موضوعی حیاتی است. به همین خاطر است که ترزا لولا انتخابی فوق‌العاده است. او از بیان موضوعات پیچیده ابایی ندارد و با استعداد و تعهدی که برای باز کردن سر گفت‌وگو با جوانان دارد، به این نقش حسی واقعی می‌بخشد.» ]]> جهان‌کتاب Sun, 21 Apr 2019 05:11:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274315/ترزا-لولا-ملک-الشعرای-جوانان-لندن-نام-گرفت شارجه برای مراسم پایتخت جهانی کتاب آماده می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274311/شارجه-مراسم-پایتخت-جهانی-کتاب-آماده-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه الاتحاد- یونسکو از سال 2001 بر اساس شرایط و ضوابطی به برخی از شهرهای دنیا عنوان پایتخت جهانی کتاب را داده که هدف از آن ارتقای فرهنگ مطالعه است. شهر شارجه واقع در کشور امارات نوزدهمین شهری است که به سبب نقش بارز خود در حمایت از کتاب و تقویت فرهنگ مطالعه و تلاشی که در راستای نشر فرهنگ مطالعه در سطح عربی و بین‌الملل داشته به عنوان پایتخت جهانی کتاب در سال 2019 از سوی این سازمان انتخاب شده است.  به همین مناسبت برنامه‌های شارجه از تاریخ 23 آوریل با شعار «من تو را می‌خوانم، در شارجه هستی» با تمرکز بر روی موضوعات شش‌گانه همدردی، مطالعه، میراث، آگاهی، نشر و جوانی آغاز خواهد شد و تا تاریخ 22 آوریل سال 2020 ادامه خواهد داشت.  از جمله برنامه‌های شارجه به مناسبت مراسم افتتاحیه این رویداد جهانی، اجرای نمایشی از «هزار و یک شب» است که قرار است از تاریخ 23 تا 27 آوریل در تئاتر المجاز با حضور گسترده عموم و مشارکت 537 نفر از نویسندگان، روزنامه‌نگاران، هنرمندان و شخصیت‌های برجسته سیاسی از 25 ملیت مختلف بر روی صحنه برود. این نمایش که نزدیک به یک سال، یک گروه بین‌الملل از کشورهای مختلفی چون مکزیک، امریکا، کانادا، برزیل، سوریه، لبنان، ارمنستان، جمهوری چک، ژاپن، فرانسه، هلند وصربستان، بر روی آن کار و تمرین می‌کنند به سه زبان انگلیسی، عربی و فرانسوی به صورت زنده اجرا خواهد شد و نمایانگر مشارکت بین‌الملل در امارت شارجه به مناسبت بزرگداشت بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی در جهان خواهد بود. شیخ سلطان احمد قاسمی، حاکم شارجه و رئیس کمیته مراسم افتتاحیه این رویداد فرهنگی عنوان کرد که این نمایش از حیث تعداد کشورهای شرکت‌کننده، هنرها، تکنولوژی و تکنیک‌های صوتی و بصری به کار رفته در آن بزرگ‌ترین نمایش در نوع خود در مقیاس جهانی و اولین در تاریخ منطقه به شمار می‌رود و در حافظه تاریخی نسل‌های عربی ماندگار خواهد شد. شهر شارجه علاوه بر عنوان پایتخت جهانی کتاب در سال 2019 تجربه‌های دیگری را نیز در کارنامه ‌خود دارد که می‌توان به لقب پایتخت فرهنگی جهان عرب در سال 1998، پایتخت فرهنگی اسلامی در سال 2014 و پایتخت گردشگری عربی در سال 2015 اشاره کرد. سالم عمر سالم، مدیر شهر ناشران شارجه عنوان کرد «جایگاهی که شارجه به آن رسیده نتیجه 4 دهه تلاش مستمر  و کار سخت و مداوم در مسیر فرهنگی و انعکاس آن در نظام فرهنگی جهانی است.» او درباره آینده صنعت نشر در این کشور گفت «آمارهای اتحادیه ناشران اماراتی نشان می‌دهد که بازار نشر امارات امروزه یکی از سریع‌ترین بازارهای نشر در دنیا به شمار می‌رود که سالانه شاهد 12 درصد رشد در طی ده سال گذشته بوده است که این کشور را در رتبه 43 جهان از حیث تعداد کتاب‌های منتشر شده قرار می‌دهد. امارات در طول سال حدود 500 عنوان کتاب منتشر می‌‌کند که این رقم در سال 1970 تنها 6 عنوان کتاب بوده است و پیش‌بینی می‌شود که تا سال 2020 بیش از 6 هزار شغل در حوزه صنعت نشر در این کشور ایجاد شود.» ]]> جهان‌کتاب Sat, 20 Apr 2019 17:56:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274311/شارجه-مراسم-پایتخت-جهانی-کتاب-آماده-می-شود نویسندگی شبیه آشپزی نیست/ رمان‌های مهربان و داستان‌های سنگدل http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274299/نویسندگی-شبیه-آشپزی-نیست-رمان-های-مهربان-داستان-های-سنگدل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از گاردین، الیزابت مک‌کراکن  رمان‌نویس آمریکایی در سال ۲۰۱۵ برنده جایزه ۲۰ هزار دلاری داستان آمریکایی برای داستان کوتاه شد. وی همچنین برنده جوایزی همچون کمک هزینه گوگنهایم شده ‌است. مشهورترین رمان‌های کراکن خانه غول پیکر، دوباره آبشار نیاگارا و رمان متحیر است که در سال 2014 منتشر شد. وی دانش‌آموخته رشته زبان انگلیسی از دانشگاه بوستون، رشته هنرهای زیبا از دانشگاه آیووا و رشته علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی از دانشگاه درکسل است ولی هم اکنون در دانشگاه تگزاس مشغول تدریس نویسندگی خلاقانه است و در گفتگو با روزنامه گاردین اعتقاد دارد نویسندگی شبیه آشپزی نیست.   رمان جدید شما اسمی عجیب دارد که ظاهراً از ورزش بولینگ گرفته شده است. (Bowlaway) شخصیت اصلی این رمان به نام برتا یک باشگاه بولینگ تاسیس می‌کند. چرا بولینگ؟ من از دوران کودکی عاشق این ورزش بودم. البته باید بگویم بازی. در ماساچوست خیلی‌ها بولینگ بازی می‌کنند و عاشق آن هستند.   معمولاً کتاب‌های شما با عناوین عجیب دارای محتوای عجیب و غریب نیز هستند. چرا؟ بله خب خانواده من کلاً آدم‌های عجیبی هستند. خوم هم عجیب هستم. والدین آنها نیز عجیب بودند.   در رمان بولینگ خیلی به علم شجره‌شناسی علاقه نشان دادید. دلیل خاصی دارد؟ پدربزرگ من در رشته دیرینه شناسی و ژنتیک کار می‌کرد و تقریباً همیشه در قبرستان‌ها مشغول کار بود. بیشتر شخصیت‌های داستان جدید نیز از تحقیقات پدربزرگ گرفته شده است.   برگردیم به شغل اصلی شما. در کارنامه ادبی شما هم رمان وجود دارد هم داستان کوتاه. ویژگی هر کدام چیست؟ چیزی که باید در مورد نوشتن رمان بگویم این است که آنها دارای فرم و قالبی هستند که می‌توان واژه مهربان را برای آن انتخاب کرد. ولی در مقابل داستا‌ن‌های کوتاه خیلی خشن و سنگدل هستند. نوشتن یک داستان کوتاه خیلی سخت است چون خیلی وقت ندارید یک داستان بگویید ولی در رمان‌ها با شخصیت‌ها زندگی می‌کنید و با خیال راحت درباره آنها داستان می‌گویید.   چه نوع کتاب‌هایی در میز تحریر شما پیدا می‌شوند؟ آخرین کتابی که خواندم یکی از آثار مک پورتر به نام «لنی» بود. خیلی کتاب تحسین برانگیزی بود. اخیراً مجموعه داستانی نیز از نفسیه تامسون به نام ذهن‌های آدم‌های رنگی خواندم.   در کودکی چه نوع کتاب‌هایی می‌خواندید؟ خیلی کتاب می‌خواندم. بیشتر از همه داستان‌های کاتلین هیل را می‌خواندم.   در زمان فعلی کدام نویسنده را می‌پسندید؟ ادوارد پی.جونز یکی از نویسنده‌های مورد علاقه این روزهای من است. خیلی کارهای رز ترمینن را دوست دارم. ترمین از نویسندگانی همچون ویلیام گلدینگ خالق اثرسالار مگس‌ها و گابریل گارسیا مارکز نگارنده مشهور اثر صد سال تنهایی و سبک واقع‌گرایی جادویی تأثیر گرفته ‌است. او یک رمان‌نویس تاریخی است که تمرکز نوشتارهای او بر روی زوایا و حوادث غیر منتظره و مسحور کننده یک رویداد است.   شنیدیم خیلی رابطه ادبی صمیمی با «آن پچت» (نویسنده آمریکایی) دارید؟ بله ما دوستان صمیمی هستیم. پاچت در آوریل ۲۰۱۲ به عنوان یکی از ۱۰۰ چهره تاثیرگذار دنیا از سوی مجله تایم انتخاب شد. «بدو»، «تافت»، «دستیار شعبده باز» و «کشور عجایب» از آثار اوست. «کشور عجایب» ششمین رمان آن پچت است.   به عنوان آخرین سوال اجازه دهید درباره شغل کنونی‌تان صحبت کنیم. فکر می‌کنید نویسندگی خلاقانه قابل تدریس باشد؟ خب من در حال حاضر در رشته نویسندگی خلاقانه تدریس می‌کنم ولی اعتقاد دارم نویسندگی شبیه دستور آشپزی نیست. هیچ مرحله‌ای در نویسندگی وجود ندارد که بتوانید به بقیه آموزش دهید و در اصل نمی‌توان مثل چیزهای دیگر به مردم یاد داد چگونه بنویسند. آنها باید یاد بگیرند و ببینند که چه نوشته‌ای مورد تحسین دیگران است. وقتی نوشته‌ای از سوی دیگران تحسین می‌شود می‌تواند الگویی برای دیگران باشد ولی رسیدن به این تحسین راه‌های مختلفی دارد که بستگی به اشخاص دارد. ]]> جهان‌کتاب Sat, 20 Apr 2019 12:29:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274299/نویسندگی-شبیه-آشپزی-نیست-رمان-های-مهربان-داستان-های-سنگدل تماشای اروپا با چشمانی بیگانه؛ نویسنده فرانسوی و مشاهداتش از ایران، سوریه و لبنان http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273847/تماشای-اروپا-چشمانی-بیگانه-نویسنده-فرانسوی-مشاهداتش-ایران-سوریه-لبنان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  به نقل از مجله‌ ادبی گرنتا، ماتیاس اِنار نویسنده و استاد دانشگاه فرانسوی است که بیشترِ پانزده سال گذشته را در بارسلونا زندگی کرده است. پیش از اقامت در بارسلونا، به مدت 10سال در خاورمیانه (در سوریه، ایران و لبنان) زندگی و در رشته‌ زبان‌های فارسی و عربی تحصیل کرده است. از اِنار نُه کتاب منتشر شده که برنده‌ جوایز متعدد ادبی شده‌اند. آخرین رمان او، قطب‌نما، زمانی که به زبان فرانسه منتشر شد جایزه‌ گنکور را برد و بعدتر نامزد جایزه‌ من بوکر بین‌المللی شد. رمان‌های بلندتر او –قطب‌نما و منطقه- آثاری هستند که پیچیدگی ویژه‌ای دارند و تجربه‌گرایی متعارف داستان‌نویسی مدرن با انبوهی از واقعیت‌های تاریخی آمیخته است. قطب نما داستان ارتباط میان اروپا و خاورمیانه را در طی پرسه‌زنی‌های شبانه‌ یک موزیکولوژیست عاشق‌پیشه‌ اتریشی، فرانس ریتر، بازگو می‌کند. منطقه تقریباً یک رمانِ بیش از ۵۰۰ صفحه‌ایِ تک‌جمله‌ای است که میان بقایای خشونت در دور و اطراف دریای مدیترانه در حرکت است. خواندن این کتاب‌ها تجربه‌ای بی‌مانند است؛ این کتاب‌ها زیبا، خشن، مشوش و تکان‌دهنده‌اند؛ گاهی ملال‌آور، اغلب تاسف‌بار، و در نهایت فراموش‌ناشدنی‌اند. مصاحبه‌ زیر بخش‌هایی از گفت‌وگوی ماتیاس اِنار با یان ملینی است که در لندن انجام شده است.   شما کجا بزرگ شدید؟ من در نیور به‌دنیا آمدم که شهر کوچکی در غرب فرانسه است، در سواحل آتلانتیک. پدر و مادرم هم از طبقه‌ متوسط و آدم‌هایی خیلی فرانسوی‌مآب بودند. دوران کودکی من فوق‌العاده بود، اما می‌دانید که نیور شهر کوچکی است و همیشه سرم سودای سرزمین‌های دوردست و کشورها و زبان‌های خارجی را داشت. در نتیجه خیلی کتاب می‌خواندم –سفرنامه، گزارش، رمان. و خیلی زود فهمیدم که دلم می‌خواهد نویسنده شوم، اما قبل از آن باید چیزی این وسط پیدا می‌کردم که پیش از نوشتن دنیا را بهتر بشناسم. این شد که تصمیم گرفتم در دانشگاه رشته‌ زبان‌های عربی و فارسی را بخوانم، که برای من دو مزیت داشت. یکی اینکه از رفتن به دانشگاه نزدیک شهر سکونتم که فقط ۶۵کیلومتر از خانه‌ام فاصله داشت در بروم و پایم به پاریس باز شود. و دیگر اینکه به‌واسطه‌ این زبان‌های خارجی، یعنی عربی و فارسی، یک قدم به آن سرزمین‌ها نزدیک‌تر شوم. و واقعاً هم این اتفاق افتاد. سال اول دانشگاهم که تمام شد، برایم فرصتی پیش آمد که در آن کشورها زندگی کنم. اول ایران، بعد مصر، و فقط برای امتحان‌ها به پاریس برمی‌گشتم. تمام تحصیلاتم را از لیسانس تا دکتری در تهران گذراندم. ده سالی در خاورمیانه زندگی کردم و حدود سال ۲۰۰۰ با همسرم آشنا شدم. در بیروت ازدواج کردیم. آن زمان در بیروت زندگی می‌کردیم. همسرم اسپانیایی کاتالونیایی اهل بارسلونا است، و همان حدودها بود که در دانشگاه بارسلونا برایش فرصت کاری پیش آمد، شغلی به او پیشنهاد شد و درنتیجه در بارسلونا مستقر شدیم و الآن حدود پانزده سال است که آنجا هستیم.   وقتی به خاورمیانه رفتید، آیا دیدگاهتان نسبت به کشورتان تغییر کرد؟ نسبت به نیور، فرانسه، و به طور کل اروپا؟ صد درصد، از بیخ و بن تغییر می‌کند، نگاهتان به کشورتان، زبانتان، ادبیات خودتان. نوع زندگی‌تان هم. همه‌چیز را خیلی نسبی‌تر نگاه می‌کنید، و تازه می‌فهمید چه شانسی آورده‌اید، شانس بودن در اروپا، البته مسلماً در قیاس با آن سرزمین‌ها. این را به وضوح می‌بینید که موقع تولد چقدر خوش‌شانس بوده‌اید. نوجوان که بودم، آثار چندتایی از نویسندگان فرانسوی و اروپایی را خوانده بودم، ولی اصلاً هیچ تصوری از آثار ادبی کلاسیک عرب یا فارسی نداشتم. بنابراین، دستیابی به امکان ارتباط دست اول با آن واقعا فوق‌العاده بود. و بعد از آن رفتم سراغ نویسندگان، رمان‌نویسان و شاعران معاصر که آثار بسیاری از آن‌ها به زبان‌های اروپایی ترجمه نشده بودند، هنوز هم ترجمه نشده‌اند. این موضوع برای من در دست یافتن به یک دورنمای درست، دیدگاه مناسب نسبت به مسائل، و درک درست معنای ادبیات اهمیت زیادی داشت.   در کتاب‌های شما، انگار رگه‌ مشترکی وجود دارد. دغدغه‌ مشترکشان این است که کجا اروپا تمام می‌شود و چیز دیگری آغاز می‌شود. آیا زمانی که اروپا را ترک کردید، حس شما نسبت به اینکه مرزهای اروپا کجاست –مرزهای فیزیکی و مرزهای اندیشه و فرهنگش- تغییر کرد؟ بله، مسلماً جای شما را در جهان عوض می‌کند. وقتی مدت زیادی در سرزمین‌های بیگانه زندگی کنید، معنای خانه هم برایتان عوض می‌شود. دیگر خارج نیستید، آنجا محل زندگی شماست. درنتیجه، برای من، اینطور نیست که فرانسوی نباشم –مسلماً همچنان شهروند فرانسه‌ام، این تنها پاسپورتی است که دارم، و اگر کتاب را ملاک قرار دهیم همچنان به فرانسه می‌نویسم، و فقط به فرانسه نوشته‌ام- اما با تمام این‌ها، آنقدر تغییرات زیادی می‌کنید که دیگر فقط فرانسوی نیستید، یک چیز دیگرید. چیزی به شخصیتتان اضافه کرده‌اید، به شیوه‌ نگاهتان به مسائل، نحوه‌ درکتان از دنیا و زندگی در آن و ذائقه‌تان. بسیاری امور متفاوت‌اند. راستش دارم کتاب جدیدی می‌نویسم، اولین کتاب کاملاً فرانسوی‌ام است و درباره‌ جایی است که در آن بزرگ شده‌ام، و آنجا خیلی به چشمم غریب و بیگانه می‌آید. سراسر عجیب. برایم بسیار بسیار بسیار بسیار غریب و بیگانه است. اما زمانی که آنجا زندگی می‌کردم چنین حسی نداشتم. فکر می‌کردم همه چیز معمولی است. فکر می‌کنم وقتی به این صورت خارج از کشورتان زندگی کنید، تغییر می‌کنید و این ظرفیت در شما ایجاد می‌شود که سرزمین خود را با چشمانی بیگانه بنگرید.   به نظرم می‌آید کتاب خیابان دزدها از سر تا ته رمانی است درباره‌ مرزها، و دشواری‌هایی که بعضی‌ها نه تنها در عبور از مرزهای فیزیکی و جغرافیایی، که در گذر از مرزهای اجتماعی هم با آن دست به گریبان‌اند. مرزهای اجتماعی، زبانی، سیاسی. موضوع خیابان دزدها این چیزها هستند.   این داستان را، که احساس کردید به این شیوه باید گفته شود، از کجا پیدا کردید؟ خیابان دزدها پروژه‌ی دیوانه‌واری بود. ایده‌ای بود که در زمانِ، آن‌طور که آن زمان می‌گفتند، بهار عربی در سر داشتم. آن‌موقع من در بارسلونا بودم و آنجا هم همزمان جنبش «ایندیگنادوس» به راه افتاده بود. من این رویدادها را دنبال می‌کردم –ایندیگنادوس را به این دلیل که تقریباً صد متر از خانه‌ام فاصله داشت، و بهار عربی را به این دلیل که آن کشورها را می‌شناسم و عربی هم بلدم، در نتیجه رادیو را روشن می‌کردم که ببینم چه خبر است. در آن زمان، فکر می‌کردم می‌شود چیزی بنویسم، یا سعی کنم رمانی را به صورت «زنده» بنویسم، رمان زنده‌ای که شبیه گزارش باشد، اما داستان و شخصیت داستانی داشته باشد. دفتر کار کوچکی داشتم در یکی از خیابان‌های بارسلونا به نام «خیابان دزدها». آنجا همیشه در خیابان یا در بار به جوانک‌های مراکشی برمی‌خوردم که داشتند دوچرخه‌های دزدی می‌فروختند –آدم‌های بامزه و مهربانی‌اند. خلاصه یکی از آن‌ها را دیدم و داستان زندگی‌اش را برایم تعریف کرد که اهل کجاست و این‌ها. از او پرسیدم چطور به بارسلونا آمده و داستانش برق از سرم پراند. و گفتم این می‌تواند شخصیت داستان من باشد. یک جوان مراکشی که می‌تواند شاهد این رویدادها در مراکش و بارسلونا باشد، و از دریچه‌ چشم او صدایی پیدا می‌کنم، نگاهی بیرونی به تمام این اتفاقات. بنابراین شروع کردم به گزارش‌نویسی. داشتم داستان می‌نوشتم، اما همزمان رویدادها را با این شخصیت، الاخضر، دنبال می‌کردم. البته درست است که تم این کتاب مرزهایی است که برای رفتن از جایی به جای دیگر باید از آن‌ها عبور کرد. اما فقط درباره‌ عبور کردن نیست –عبور از موانع فیزیکی و یافتن راهی برای ورود به اسپانیا- بلکه درباره‌ عبور از موانع زبانی، اقتصادی و اجتماعی هم هست. یا اینکه دلبستگی به کسی، عاشق کسی شدن که می‌دانی تاریخی به کل متفاوت، فرهنگی به کل متفاوت دارد یعنی چه. این کتاب درباره‌ این چیزهاست. پرداختن به این موضوعات از دریچه‌ چشم الاخضر خیلی جذاب بود.   کتاب قطب‌نما نقطه مقابل این کتاب است. کتابی به‌شدت پیچیده است که خواننده را دعوت به آرامش می‌کند. مثل خیابان دزدها به‌تاخت جلو نمی‌رود. من می‌خواستم مردم برای خواندن این کتاب وقت بگذارند، چون خیلی داستان‌ها و خیلی چیزها دارد. قطب‌نما برای من دست‌ساخته‌ عجیبی بود که شاخک‌های بسیارش تا بیرون کتاب کشیده می‌شد. به این صورت که می‌توانید بروید در اینترنت و دنبال یکی از شخصیت‌های کتاب بگردید و ببینید زندگی واقعی‌اش در خارج از کتاب چگونه بوده. یا می‌توانید آهنگ یا آهنگ‌سازی را ببینید و به موسیقی‌اش گوش کنید تا به دنیای دیگری ببردتان. برای من قطب‌نما یک رمان قرن بیست و یکمی بود –با اینکه شاید ظاهرش اینطور نباشد- به خاطر ارتباطش با بیرون و امکانات امروزی اینترنت. در نتیجه موقع انتخاب آهنگساز، یا زمان و مکان خیلی حواسم بود که به راحتی در اینترنت قابل دسترسی باشد. که مردم بتوانند در اینترنت به آن موسیقی گوش بدهند یا راجع به آن موضوع بیشتر اطلاع کسب کنند. یا نکنند! می‌شود فقط کتاب را خواند و همانقدر لذت برد. اما کتاب این در را باز گذاشته. امکان بیرون رفتن را گذاشته. به نظر من، این کار خواندن را سخت‌تر نمی‌کند، اما کندتر می‌کند. تک‌گویی فرانس ریتر به فرم‌های گوناگون نوشته شده و گفتمان‌های گوناگونی در آن وجود دارد –نامه هست، ایمیل هست، غیر از آن مقاله، متون علمی و بافت‌های گوناگون متنی در آن وجود دارد. شعر. نوشتنش با این تنوع کار جالبی بود. فکر می‌کنم برای خواننده هم تجربه‌ جالبی باشد، اما مسلماً خواندنش از خیابان دزدها وقت بیشتری می‌برد. قطب‌نما به دلیل اطلاعات زیادی که در بر دارد، شیوه‌ نوشتن، و فشردگی بافتش، زمان زیادی می‌گیرد. ولی من می‌گویم این پیچیدگی‌ها برای خواننده هم جذاب‌تر است.   وقتی حرف مهاجرت به اروپا پیش می‌آید، تمرکز بیشتر بر خود مرز است، و کمتر درباره‌ اینکه با ورود مهاجران به سیستم اروپایی، اگر اصلاً وارد این سیستم شوند، چه اتفاقی برای این مردم می‌افتد، یا هستی‌شان خارج از این سیستم چگونه است. این جهنم جدیدی که به آن پا می‌گذارند، طبق گفته‌ شما، جهانی مخفی است. بله، واقعاً همینطور است. استثمار شدنشان غم‌انگیز است. در دویست کیلومتری غرب بارسلونا شهری به نام لیدا هست. این شهر پایتخت کشاورزی منطقه است. بسیاری از کارگران غیرقانونی که وارد اسپانیا می‌شوند به آنجا می‌روند. بازار سیاه و کارهای غیرمجاز. و در حومه‌ی شهر چادر می‌زنند. یک جور بن‌بست است، که همه‌ آدم‌های زیادیِ اروپا سر از زمین‌های فراموش‌شده یا زیتون‌زارهای متروک در می‌آورند. روی دامنه‌ کوه‌های پیرنه زندگی می‌کنند. خیلی ترسناک است، چون نمی‌دانند چه کار کنند، اضافی‌اند، مطرود همگان‌اند. وقتی هم کار پیدا می‌کنند –کشاورزان آنجا هر از گاه بهشان کار می‌دهند- کارهایی بسیار سخت با دستمزد بسیار پایین است. بنابراین، درواقع برده‌داری است، در بهترین حالت. بسیار بسیار بسیار ناراحت‌کننده است. همه در این باره می‌دانند، اما هیچ‌کس برای تغییر آن گامی برنمی‌دارد. با این حساب، حرف شما درست است، بدترین وضعیت بعد از ورود غیرقانونی به اتحادیه‌ اروپا، به کشوری اروپایی پیش می‌آید. چه کار می‌کنید؟ باید کسانی را پیدا کنید که کمکتان کنند جا بیفتید، سیستمی که بتوانید کار، جایی برای ماندن، جایی برای زندگی پیدا کنید. اگر سوری باشید، می‌توانید تقاضای پناهندگی کنید. اما باز هم باید یکی دو سالی صبر کنید تا در موردتان تصمیم گرفته شود و فرصتِ گیر آوردن کار برای دوام خود و خانواده‌تان را پیدا کنید. خیلی سخت است، دشوار است.   اینطور به‌نظر می‌آید که الآن وقتی مردم به دهه‌ ۹۰ میلادی و دوران پس از جنگ سرد نگاه می‌کنند، اروپا را بسیار آرام و بی‌تنش می‌بینند. مسلماً اینطور نبوده، اما کتاب منطقه پیچیدگی‌های سیاسی و خشونت آن زمان را کاملاً رو می‌آورد. آیا احساس نیاز می‌کردید که آن دوران را و تعارضاتش را به مردم یادآوری کنید؟ بله، احتمالاً. شاید دوازده سال پیش که شروع کردم منطقه را بنویسم، این مسائل حضور پررنگ‌تری داشتند. مثلاً جنگ‌های بالکان، هنوز هم تمام نشده‌اند، اما آن زمان واقعی‌تر بودند، حضور بیشتری داشتند. امیدوارم رمان‌ها –نه فقط منطقه، رمان‌های نویسندگان دیگر نیز- به‌ویژه در یادآوری اینکه اروپا آن‌جایی نیست که ما فکر می‌کنیم کمک کنند. از بعد از جنگ جهانی دوم، اروپا چندان هم برای زندگی جای گل و بلبلی نبوده. نه. جنگ سرد بوده، دوره‌های خشونت‌بار زیادی را گذرانده، و در پایان کارِ یوگسلاوی جنگ مخوفی درگرفت. امیدوارم ادبیات کمکمان کند این‌ها را به‌یاد بیاوریم. ]]> جهان‌کتاب Sat, 20 Apr 2019 04:42:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273847/تماشای-اروپا-چشمانی-بیگانه-نویسنده-فرانسوی-مشاهداتش-ایران-سوریه-لبنان ۶۰۰ کتاب غارت‌شده در جنگ جهانی دوم به خانه خود برگردانده شد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274277/۶۰۰-کتاب-غارت-شده-جنگ-جهانی-دوم-خانه-خود-برگردانده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اسمیتسونیان - در سال ۲۰۱۷ یک زن بلژیکی به نام تانیا گره‌گویر، گنجینه‌ای از ۱۵۰ کتاب عتیقه را به حراج‌خانه ساتبیز در لندن فرستاد. کارشناسان بلافاصله متوجه چیز مشکوکی درباره این مجموعه شدند. جلد و صفحات عنوان بسیاری از آنها، جایی که معمولا مهر کتابخانه می‌خورد، گم شده بود و در چند مورد، مهر کتابخانه خراش داده شده یا با مواد شیمیایی از بین برده شده بود. با این حال هنوز برخی از علائم کتابخانه و قفسه‌بندی قابل مشاهده بود که این کتاب‌ها را به کتابخانه بن آلمان نسبت می‌داد.   این دانشگاه فهرستی طولانی از ۱۸۰ هزار کتاب دارد که در طول سال‌های جنگ گم شدند. با اینکه اکثر کتاب‌های گم‌شده هنگام آتش‌سوزی محوطه دانشگاه با بمب‌های آتش‌زا خاکستر شدند، برخی هم در سال‌های پس از جنگ، زمانی که این منطقه توسط نیروهای بلژیکی اشغال شد، ناپدید شدند. در‌ آن زمان، بین سال‌های ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۰، کتاب‌های ارزشمند که از کتابخانه باقی مانده بودند در پناهگاه‌ها انبار شدند.   مایکل هرکنهوف، متصدی کتاب‌های تاریخی و نسخه‌های خطی دانشگاه بن گفت: «این احتمال وجود دارد که سربازان بلژیکی انبارهای کتاب را به خاطر کتاب‌های ارزشمند غارت کرده باشند.»   احتمالا این مورد درباره کتاب‌های گره‌گویر صادق است. این‌طور که گزارش شده، پدر گره‌گویر در زمان جنگ در بن مستقر بود. او پس از آنکه فهمید کتاب‌هایی که به دنبال حراجشان بود ممکن است غارت‌شده باشند، ۴۵۰ جلد دیگر را که در گاراژ خود در بروکسل نگه داشته بود، به مقامات مسئول نشان داد تا فرآیند بازگرداندن آنها به خانه آغاز شود.   در نهایت گنجینه‌ای شامل بیش از ۶۰۰ جلد کتاب به کتابخانه بازگردانده شد. در میان آنها نسخه خطی «کمدی ترِنس»، یک کتاب دعا مربوط به قرن هفدهم که به زیبایی تزیین شده، یکی از اولین کتاب‌هایی که با حروف یونانی چاپ شده و مجموعه بزرگی از کتاب‌های پرندگان به چشم می‌خورد. ارزشمندترین آنها نسخه‌ای از کتاب «پرندگان امریکا» نوشته جان جیمز اودبون بود که یک نسخه از آن سال گذشته به مبلغ ۱۰ میلیون دلار به فروش رسید.   گره‌گویر به خاطر همکاری در این امر، مژدگانیِ یابنده را از دولت آلمان دریافت کرد. هرکنهوف گفت: «او از ابتدا برخوردی اخلاقی در مورد این موضوع نشان داد، کاملا از اینکه فهمیده بود چطور این کتاب‌ها در اختیارش قرار گرفته شوکه شده بود و تلاش بسیاری کرد که منصفانه با ما برخورد کند.»   این‌ها تنها کتاب‌هایی نیستند که در سال‌های اخیر به کتابخانه بن بازگردانده شده‌اند. در سال ۲۰۱۱ یک سرباز امریکایی کتابی که از کتابخانه برداشته بود را به آن برگرداند و در سال ۲۰۱۸ وارثان یک سرباز امریکایی دیگر سه کتاب را که در وسایل او پیدا کرده‌ بودند، به این کتابخانه بازگرداندند.   کتاب‌ها در جهت عکس هم در جریان‌اند. کتابخانه‌ها در آلمان و اتریش که هزاران کتابی که از شهروندان دزدیده شده بود را دریافت کردند، همچنان در حال بازگرداندن آنها به صاحبانشان هستند و طی یک دهه گذشته ۳۰ هزار کتاب به ۶۰۰ مالک برگردانده شده است. ]]> جهان‌کتاب Sat, 20 Apr 2019 03:47:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274277/۶۰۰-کتاب-غارت-شده-جنگ-جهانی-دوم-خانه-خود-برگردانده اشعاری از نویسنده «ربه‌کا» پشت یک قاب عکس پیدا شد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274278/اشعاری-نویسنده-ربه-کا-پشت-یک-قاب-عکس-پیدا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، اشعاری از دافنه دوموریه، نویسنده انگلیسی رمان «ربه‌کا» هنگام مرتب کردن آرشیو نامه‌هایش به همراه چند شعر پشت یک قاب عکس پیدا شد.   این اشعار روی کاغذی نوشته شده بود و پشت یک قاب عکس از خودِ نویسنده انگلیسی پنهان شده بود. قاب عکسی که 40 سال است نزد مارین بیکر-مانتون، دوست صمیمی دوموریه بود و حالا این اشعار به همراه نامه‌های خانم نویسنده قرار است توسط پسر مانتون به حراج گذاشته شود.   رودی لیولد، متخصص حراج در حال مرتب کردن آرشیو اموال دوموریه بود که این عکس را دید: «در حال جست و جو در آخرین جعبه مستندات و اموال روی میز آشپزخانه بودیم که تصمیم گرفتم عکس را از قاب بیرون بیاورم و از نزدیک نگاهش کنم. وقتی عکس را بیرون آوردم کاغذی از پشت آن به بیرون افتاد. فکر می‌کنم این اشعار مربوط به دهه 1920 میلادی هستند.»   در یکی از این اشعار آمده است که «چرا من را خسته و پیر می‌بینند و با اندوه می‌فروشند» درطرف دیگر کاغذ نوشته بود «وقتی ده ساله بودم احساس می‌کردم بزرگ‌ترین خوشبختی / دراز کشیدن روی ماسه‌های داغ زیر آفتاب سوزان است/ زمان گذشت تا من فریب ساحل زیر آسمان را بفهمم / و دریابم رویاهایم دروغ‌های گمراه‌کننده‌ای هستند و/ خدای من! چقدر استراحت در تنهایی مسخره است.»   لیولد معتقد است این اشعار در دهه سوم زندگی دوموریه نگاشته شده است: «این اشعار به نظر بچه‌گانه نیست و از طرف دیگر پختگی سال‌های بعد نوشته‌های دوموریه را ندارد. شاید به همین دلیل است که نویسنده این اشعار را مخفی کرده است.»   علاوه بر این اشعار صدها نامه قرار است در حراج به فروش رود که نشان‌دهنده نوع رابطه دوموریه با شوهرش است. همسر دوموریه به او وفادار نبود و نویسنده در این نامه‌ها کشمکش‌های روحی خود را بیان کرده است. در یک نامه، که پس از مرگ شوهرش ثبت شده بود، جدایی از کسی را که 33 سال در کنارش بود سخت توصیف کرد و نوشت «احساس می‌کنم مردان و زنان جوان خیلی راحت‌تر با غم از دست دادن عزیزشان کنار می‌آیند. من چگونه پس از 33 سال زندگی با این مرد فراموشش کنم؟»   قرار است نامه‌های دافنه دوموریه به همراه چند شعر دست‌نویس در تاریخ 27 آوریل در لندن به حراج گذاشته شود. ]]> جهان‌کتاب Sat, 20 Apr 2019 03:45:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274278/اشعاری-نویسنده-ربه-کا-پشت-یک-قاب-عکس-پیدا افزایش فروش رمان گوژپشت نوتردام بعد از حادثه کلیسای پاریس http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274265/افزایش-فروش-رمان-گوژپشت-نوتردام-بعد-حادثه-کلیسای-پاریس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایندیپندنت، فروش رمان گوژپشت نوتردام بعد از حادثه کلیسای نوتردام در شهر پاریس به طور قابل توجهی افزایش یافته است. فروش آنلاین این رمان نوشته ویکتور هوگو در آمازون و دیگر فروشگاه‌ها بیشتر از فروشگاه‌های فیزیکی است.   در روزهای گذشته رمان ویکتورهوگو در صدر پرفروش‌ترین کتاب‌ها قرار داشت. لیست پرفروش‌ترین کتاب‌های کشورهای مختلف مربوط به این رمان است.   رمان گوژپشت نوتردام اولین بار در سال 1831 میلادی منتشر شد. این رمان یکی از آثار برجسته ادبی در جهان است که از کلیسای نوتردام پاریس الهام گرفته شده است.   ویکتور هوگو خودش در مقدمه این رمان نوشته است: چند سال پیش نویسنده این کتاب به هنگام تماشا یا بهتر بگوییم ضمن کاوش در کلیسای نوتردام پاریس در یکی از زوایای تاریک برجهای آن کلمه ANATKH را که دستی عمیقاً بر یکی از دیوارها کنده بود مشاهده کرد. کسی که این کلمه را بر دیوار برج کلیسای نتردام نقش زده بود چندین قرن پیش از جهان رخت بربسته و نوشته او هم به‌دنبال وی ناپدید گردیده، پایان عمر کلیسا نیز بسیار نزدیک است. کتاب حاضر دربارهٔ سنگ نوشته مزبور به رشته تحریر درآمده است. ]]> جهان‌کتاب Fri, 19 Apr 2019 09:29:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274265/افزایش-فروش-رمان-گوژپشت-نوتردام-بعد-حادثه-کلیسای-پاریس توصیه‌های نویسندگی خبرنگار نویسنده آمریکایی/ صحنه‌های طلایی و چیزهای دیگر http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274216/توصیه-های-نویسندگی-خبرنگار-نویسنده-آمریکایی-صحنه-های-طلایی-چیزهای-دیگر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پابلیشرزویکلی، مارک بودن خبرنگار مجله آتلانتیک و نویسنده کتاب‌های بسیاری است ولی بیشتر به خاطر نوشتن کتابی درباره گزارش دستگیری پابلو اسکوبار قاچاقچی بزرگ کلمبیایی مشهور شده است. هرچند بیشتر گزارش‌های بودن در مجله درباره مسائل سیاسی نوشته می‌شود ولی کتاب‌های ژانر جنایی وی طرفداران بسیاری دارند. او روش خاصی در روایت داستان های جنایی و کارآگاهان دارد که سبک خاصی در نویسندگی او ایجاد کرده است. او گزارش‌های سیاسی و داستان را با هم تلفیق می‌کند و برای نویسنده‌های تازه‌کار نیز توصیه‌هایی دارد که می‌تواند برای هر نویسنده‌ای که می‌خواهد نوشتن را شروع کنید مفید خواهد بود:   1. چیزهای دیگری بدانید. شاید کمی عجیب باشد ولی نویسنده باید نسبت به دیگران چیزهای بیشتری بداند. یعنی شما باید در کتاب درباره چیزی یا موضوعی بنویسید که دیگران اطلاعی از آن ندارند. این همان گزارش نویسی توسط خبرنگاران است که وقتی در داستان می‌آید جذاب می‌شود. به طور کلی گزارش نویسی کار جذابی است. در زندگی حرفه‌ای من این گزارش‌ها همیشه وجود داشتند و وقتی آدم‌های جدیدی ملاقات می‌کنید مطالب بیشتری برای نوشتن گزارش وجود دارد در غیر این صورت باید انگشت بمکید و منتظر بمانید چیزی درون ذهنتان وارد شود. پس بهتر است از اینترنت یا هر وسیله دیگر برای دانستن قصه مردمان دیگر استفاده کنید.   2. بدانید چه کار می‌کنید. اگر از قبل ندانید سعی دارید درباره چه چیزی بنویسید مطمئن باشید خواننده نیز از نوشته‌هایتان چیزی نخواهد فهمید. آیا یک داستان می‌نویسید یا یک گزارش سیاسی؟ یک مصاحبه پیاده می‌کنید یا سعی دارید یک یادداشت بنویسید؟ هر کدام از این اهداف و موضوعات نیاز به قالب‌های خاصی دارد که باید از قبل خودتان را در چارچوب‌ آنها آماده کنید. من خودم وقتی برای روزنامه می‌نویسم پاسخ این سوالات روشن است و نوشته‌ها باید بدون ابهام تنها به مقصد فکر کنند. ولی وقتی قرار است یک داستان نوشته شود، نیاز به فضاسازی بیشتری وجود دارد. شخصیت‌پردازی لازم است و گفتگوها باید متناسب با ابتدا و انتهای داستان باشد. برای این کار بهتر است خلاصه‌ای از داستان را در ذهن خود مرور کنید و کلمات بعدی داستان خودش می‌آید.   3. بازنویسی کنید و بازنویسی... من شانس زیادی داشتم که در زندگی شخصی با تعداد زیادی ویراستار دوست بودم. اکثر آنها در کار خود حرفه‌ای بودند. به واسطه آنها در نوشتن داستان عادت دارم همیشه نوشته‌ها را بازنویسی کنم. جمله‌های بازنویسی شده بعدی به طور حتم بهتر از قبلی‌هاست. مثل فشردن یک اسفنج پر از آب است که وقتی آب اضافی‌اش گرفته می‌شود سبک و سرحال می‌شود.   4. خودتان باشید. رایج‌ترین اشتباه اکثر نویسنده‌های تازه‌کار تقلید و به قول خودشان الهام گرفتن از نویسند‌ه‌های بزرگ است ولی یادتان باشد خواننده‌ها داستان‌های این نویسنده‌های بزرگ را خوانده‌اند و اگر داستان شما شبیه آنها باشد به طور حتم مردود خواهد شد. بهترین صدا، صدای خودتان است. به همان شیوه‌ای بنویسید که صحبت می‌کنید. سعی نکنید طرز صبحت دیگران را بنویسید. به جای استفاده از لغات ادبی نویسنده‌های بزرگ از لغات ساده خودتان استفاده کنید تا ببینید همیشه لغات سخت و ادبی زیبا نیستند.   5. صحنه‌های طلایی مهم نیست درباره چه چیزی می‌نویسید. سعی کنید هر موقع که توانستید از صحنه‌های موجود استفاده کنید. نمایش‌نامه نویس‌ها همیشه به صحنه توجه دارند و دیالوگ‌های خود را بر اساس صحنه‌های داخلی و خارجی و هر صحنه دیگری تنظیم می‌کنند. فکر نکنید در داستان صحنه مهم نیست. وقتی نتوانید صحنه را برای خواننده تفسیر و نمایش بدهید، نوشته‌هایتان تاثیرگذاری خوبی نخواهند داشت. نویسنده‌ها بهترین جملات خود را در صحنه‌های طلایی خلق می‌کنند. یعنی برای یک نمایش خوب باید صحنه را از قبل آماده کنید. به همان اندازه صحنه‌سازی و به قول تئاتری‌ها دکور خوب روی خواننده تاثیر بیشتری دارد. ]]> جهان‌کتاب Fri, 19 Apr 2019 05:53:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274216/توصیه-های-نویسندگی-خبرنگار-نویسنده-آمریکایی-صحنه-های-طلایی-چیزهای-دیگر تجربیاتی که نوجوان‌ها با آن رو‌به‌رو می‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/274113/تجربیاتی-نوجوان-ها-رو-به-رو-می-شوند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - محمدرضا چهارسوقی: کتاب «همان خواهم شد که تو می‌خواهی» اثر مایندی مجیا، که توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه و با ترجمه اعظم خرام به دست پارسی‌زبانان رسیده، داستان یک‌سال از زندگی دختری از اهالی مینسوتا را روایت می‌کند و در خلال آن ما را از روابط پیچیده شخصیت‌های این کتاب مطلع می‌کند. این اثر لقب بهترین داستان معمایی از نگاه وال‌استریت ژورنال را از آن خود کرده است. نویسنده این اثر مدرک دانشگاهی را از دانشگاه هنر هملاین گرفته و خود همراه با همسر و دو فرزندش در ایالت مینسوتا زندگی می‌کند. کتاب «همان خواهم شد که تو می‌خواهی» دومین داستان بلند او است که از نگاه مجله people به‌عنوان بهترین کتاب جدید انتخاب شده است. خبرگزاری کتاب ایران با وی گفت‌و‌گویی داشته که متن این گفت‌وگو در ادامه آورده شده است. کتاب شما توسط بسیاری از منتقدان با کتاب تحسین‌شده دختر گمشده مقایسه شد ،از شما میخواهم که خودتان این دو کتاب را با هم مقایسه کنید. کتاب همان خواهم شد که تو می‌خواهی از نظر داستان و محتوا با دختر گمشده شباهتی ندارد، اما هر دوی این کتاب‌ها تحت خرده ژانر “grip lit” نوشته شده‌اند. کتاب‌های “grip lit”، کتاب‌هایی هستند که درون‌مایه روان شناسانه دارند، هیجان‌انگیزاند و شخصیت اصلی این کتاب‌ها زنی است که از نظر روانی غیر قابل اتکا است. اگر خودم بخواهم این کتاب‌ها را با هم مقایسه کنم سراغ شخصیت‌های اصلی این کتاب‌ها می‌­روم، ایمی در دختر گمشده به‌وضوح ثبات روانی ندارد و هتی در همان خواهم شد که تو می‌­خواهی نیز وضعیتی مشابه دارد. هتی دختری هفده ساله است، با این حال گاهی دست به کارهای پیچیده و سختی می‌زند که معمولا دختران هفده ساله از پس آن برنمی‌آیند، فکر نمی‌کنید که کمی زیاده‌روی کرده باشید؟ هتی از بعضی جهات واقعا بالغ است، در حالی که چنین خصوصیتی را در بسیاری از موارد ندارد. درست است، بلوغ هتی در بعضی زمینه‌ها باعث می‌شد. که او بتواند نقشه‌های پیچیده‌ای بکشد اما چیزی که خامی او را نشان می‌­دهد، عدم توانایی او در درک نتایج اعمالش و تاثیری است که کارهایش روی دیگران می‌گذارد. کاملا حق با شما است او نمی‌تواند نتیجه کارهایش را حدس بزند و همین قضیه سوالی برای من ایجاد می‌کند، آن هم اینکه آیا محرک او برای انجام چنین کارهایی صرفا خودخواهی بوده است، در بعضی موارد من احساس می‌کردم که هتی از روی مهربانی دست به چنین کارهایی می‌زند. هتی هرگز خودش را متعلق به جامعه کشاورز و روستایی اطرافش نمی‌دانست. او هرگز نمی­‌توانست هویت خودش را به وسیله محیطی که در آن زندگی می‌کرد و افرادی که دور و برش بودند تعیین کند، دلیل اصلی همه کارها او این بود که می‌خواست یک جورهایی خودش را جا کند. این که هتی می‌خواست خودش را وارد جامعه کند، باعث می‌شد که بعضی وقت‌ها مهربان یا دلپذیر به نظر برسد اما در حقیقت هیچکدام از کارهای او به علت نوع دوستی‌اش نبود، علت تمام کارهایی که هتی می‌کند این است که انتخاب دیگری پیش‌روی خودش نمی‌­بیند. شما نویسنده داستان دختری هستید که اسیر تصمیم‌های ناگهانی‌اش شده است، گرفتن تصمیم‌های ناگهانی و بی‌حساب و کتاب از خصوصیات نوجوانان است، والدین چگونه می‌توانند این تصمیم‌ها را کنترل کنند؟ واقعا سوال سختی است. گرفتن تصمیم‌های بدون فکر و عملی‌کردن آ‌‌‌‌‌ن‌ها بخشی از تجربیاتی است که همه نوجوا‌‌ن‌ها با آن روبه‌رو می‌­شوند. شخص من به‌عنوان یک نویسنده، همواره به این موضوع توجه می‌کنم که شخصیت‌هایم بیشتری در طلب چه چیزی هستند و در نهایت همین خواسته‌ها است که آن‌ها را در معرض جدی‌ترین خطرها قرار می­‌دهد. والدین و مربیان هم باید تلاش کنند تا خواسته‌های اصلی نوجوان خود را بدانند. به‌طور مثال اگر نوجوانان ما خواهان استقلال هستند، ما می‌­توانیم به جای نهی کردن آن‌ها راهی مناسب و امن رسیدن به استقلال را برای آنان فراهم کنیم. آیا باید برای کتابتان رده ی سنی تعیین کرد؟ از آن جایی که هتی نوجوان است، می‌توان گفت که مخاطبان من بزرگسالان بوده‌اند. یا اینکه بخواهیم داستان را از زبان چند شخصیت جلو ببریم کار نوشتن را سخت می‌کند؟ زمانی که من داستان را از زبان شخصیت‌های متعدد بیان می‌کنم، باید خودم را داخل مغز هرکدام از شخصیت‌هایم تصور کنم. وقتی که من نحوه صحبت‌کردن، تکه کلام‌ها، انگیزه‌ها، منطق و ترس شخصیت‌هایم را بشناسم آنگاه شروع و اتمام نوشتن هر فصل برایم راحت می‌شود. راهش این است که سعی نکنید به هیچ شخصیتی تقلب برسانید. به‌عنوان آخرین سوال، چه سخنی با مخاطبان ایرانی خود دارید؟ واقعا به اینکه داستان هتی، پیتر و دل به زیان‌فارسی ترجمه شده است افتخار می‌کنم، امیدوارم از این داستان لذت ببرید. خیلی ممنون که با من تماس گرفتید و این فرصت را در اختیار من قرار دادید تا با مخاطبانم صحبت کنم. افتخار بزرگی بود. ]]> جهان‌کتاب Fri, 19 Apr 2019 05:46:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/274113/تجربیاتی-نوجوان-ها-رو-به-رو-می-شوند جین وولف، غول ژانر علمی-‌تخیلی درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274257/جین-وولف-غول-ژانر-علمی-تخیلی-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - جین وولف، نویسنده برجسته ژانر علمی-تخیلی که شاهکارش «کتاب خورشید نو» از سوی اورسولا کی لو گویین به عنوان یک شاهکار ادبی شناخته شده، در ۸۷ سالگی درگذشت.   تور، مدیر نشر آثار وولف با اعلام این خبر او را به عنوان یک «اسطوره محبوب» توصیف کرد. او با اشاره به جایگاه سوم «کتاب خورشید نو» در رده‌بندی رمان‌های فانتری مجله لوکاس (پس از «ارباب حلقه‌ها» و «هابیت») گفت:‌ «او اثر باشکوه و تاثیرگذاری از خود به جا گذاشت، اما با این‌همه جایش بسیار خالی خواهد بود.»   داستان این کتاب که توسط «سِوریان»، یک کارآموز انجمن شکنجه‌گران در دنیایی رو به زوال روایت می‌شود، در چهار جلد منتشر شد و دستاوردی بود که باعث شد لو گویین که خود از پیشتازان ژانر علمی-تخیلی است، وولف را «ملویلِ ما» بنامد. برای نیل گیمن، وولف «بهترین نویسنده زنده مرد امریکایی علمی-تخیلی و فانتزی بود –شاید هم بهترین نویسنده زنده امریکایی»؛ برای مارتین او «یک نویسنده عالی ... یکی از بهترین‌هایی که ژانر ما تا به حال خلق کرده و کتاب‌هایش تا جایی که ژانر علمی-تخیلی ادامه یابد، خوانده خواهد شد.»   وولف در سال ۱۹۳۱ در نیویورک زاده شد و پیش از کار به عنوان یک مهندس، در جنگ کره جنگید. او نقش مهمی در توسعه دستگاه پخت «چیپس پرینگلز» داشت و همزمان ویراستار مجله حرفه‌ای «مهندسی تولیدات گیاهی» بود. وولف یک بار گفت بیشترین تاثیر را از «جی. کی. چسترتون» و «کتاب راهنمای استاندارد مارکس برای مهندسین مکانیک» نوشته لیونل سیمون مارکس، گرفته است.   وقتی وولف در سال ۲۰۱۲ از سوی «نویسندگان علمی-تخیلی و فانتزی امریکا» (SFWA)، به عنوان استاد بزرگ علمی-تخیلی و فانتزی نام گرفت، دوران سخت مشکلات مالی با همسرش رزماری و فرزندانش و انتشار سه داستان نه چندان خوب که در یک مجله دانشگاهی منتشر کرد را به یاد‌ آورد. او گفت: «دوباره زمان شروع مدرسه بود و رزماری مرا به خاطر پول لباس مدرسه بچه‌ها به ستوه آورده بود. داستان دیگرم، «ماشین شوم» فروخته شد، پولش را به رزماری دادم و گفتم: «این تمام پولی است که برای آن داستان گرفتم. تمام پولی که که برای خرید لباس مدرسه داریم.» چند روز گذشت، کف آشپزخانه نشسته بودم و سعی می‌کردم یک صندلی را تعمیر کنم. رزماری آمد پشتم و گفت: «تو نباید بنویسی؟» این زمان بود که فهمیدم نویسنده‌ام.»   وولف رمان کوتاه «پنجمین سرِ سربروس» را در سال ۱۹۷۲ منتشر کرد و بیش از ۳۰ رمان نوشت. آخرین اثر او، «مرد قرضی» یک قطعه نوآر علمی-تخیلی بود که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. برنده جوایزی نظیر نبولا، جهان فانتزی و لوکاس، در سال ۱۹۷۱ به اشتباه توسط ایزاک آسیموف به عنوان برنده جایزه نبولا برای داستان کوتاهش «جزیره دکتر مرگ و داستان‌های دیگر» شد. وقتی مشخص شد که هیچ جایزه‌ای به این دسته تعلق نگرفته، آسیموف به شوخی گفت که وولف باید داستانی به نام «جزیره دکتر مرگ» بنویسد. وولف این کار را کرد و اولین جایزه نبولایش را در سال ۱۹۷۴ به دست آورد. ]]> جهان‌کتاب Thu, 18 Apr 2019 15:05:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274257/جین-وولف-غول-ژانر-علمی-تخیلی-درگذشت انتشار آثاری جدید از فرانتس کافکا http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274245/انتشار-آثاری-جدید-فرانتس-کافکا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، پس از یک دهه کشمکش قرار است آثار منتشرنشده فرانتس کافکا، نویسنده آلمانی‌زبان اهل چک وارد بازار کتاب شود و در دسترس علاقه‌مندان نویسنده «مسخ» قرار بگیرد.   این نوشته‌ها در جعبه امانی بانکی در سوئیس نگهداری می‌شد و می‌تواند نوری جدید بر شخصیت یکی از نویسندگان تیره‌نویسِ دنیا بتابد.    متخصصین معتقدند این کاغذهای یافت‌شده ممکن است حاوی پایان‌بندی بعضی از آثار ناتمام کافکا باشد. بسیاری از این آثار پس از مرگ کافکا منتشر شدند و ناتمام هستند.   کافکا پیش از مرگش در سن 40 سالگی چند نوشته به مکس بُرود، دوست، ویراستار، و ناشرش داد و درخواست کرد پس از مرگش منتشر نشود و سوزانده شود اما بُرود به وصیت کافکا توجه نکرد بسیاری از این نوشته‌ها از جمله داستان «محاکمه» را منتشر کرد. «محاکمه» سبب شد کافکا یکی از مهم‌ترین نویسندگان قرن بیستم لقب بگیرد.   با این وجود بُرود همه این نوشته‎‌ها را منتشر کرد و هنگام مرگش در سال 1968 از اِستر هوف، منشی شخصی‌اش درخواست کرد نوشته‌های کافکا را به سازمان‌های دانشگاهی اهدا کند. هوف چنین نکرد. بعضی از این آثار را فروخت و بعضی دیگر را نگه داشت. دست‌نوشته کتاب «محاکمه» در یک حراج در لندن به قیمت یک میلیون پوند به فروش رفت و به کتابخانه آرشیو ادبیات آلمان در اشتوتگارت رفت.   هوف در سال 2008 در سن 101 سالکی از دنیا رفت و دست‌نوشته‌ها را به دو دخترش سپرد. هر دو دختر هوف هم از دنیا رفته‌اند و نوه هوف دست‌نوشته‌ها را به ارث برد و درگیر کشمکش بین حقوق این کاغذها است.   جاشایا اِتگار، وکیل نوه‌یِ هوف می‌گوید موکلش این دست‌نوشته‌ها را به صورت قانونی به ارث برده است و دستور چاپ این آثار را بدون اجازه موکلش غیرقانونی و سرقت درجه اول دانست اما دادگاه سوئیس اعلام کرد این آثار مجوز انتشار دارند و مانعی برای چاپ‌شان وجود ندارد.   ]]> جهان‌کتاب Thu, 18 Apr 2019 05:01:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274245/انتشار-آثاری-جدید-فرانتس-کافکا ​برنده جایزه خوانش کتاب کودکان استرالیا معرفی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274240/برنده-جایزه-خوانش-کتاب-کودکان-استرالیا-معرفی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از بوکس‌اند‌ پابلیشینگ- کارلی نوجنت، نویسنده استرالیایی با کتاب «کاشفان طاووس» موفق شد از بین 6 نامزد نهایی که برای دریافت این جایزه در ماه فوریه انتخاب شده بودند به عنوان برنده نهایی جایزه 3 هزار دلاری خوانش کتاب کودکان سال 2019  انتخاب و معرفی شود. هیئت داوران این جایزه در توصیف اثر برگزیده گفتند «کتاب «کاشفان طاووس» داستان دلگرم‌کننده‌ای دارد که همه گروه‌های سنی از خواندن آن لذت خواهند برد. نویسنده این اثر، طیف گسترده‌ای از موضوعات از قبیل تهدید، فروپاشی خانوده، بیماری ذهنی، مراقبت‌های کودک، پذیرفتن فرزند، مرگ، دوستی، اعتماد و تعلق را با چنان لحن لطیف و استادانه‌ای در متن گنجانده که درک مقصود آن‌ها برای کودکان دشوار، آموزشی و قضاوت‌گونه به نظر نمی‌رسد. شخصیت‌های این کتاب آن قدر به دنیای واقعی نزدیک هستند که بعد از که خواندن کتاب دلتنگشان خواهید شد.» جایزه خوانش کتاب کودکان که از سال 2014 و با هدف شناساندن نویسندگان نوقلم استرالیایی کتب کودکان پایه‌گذاری شده به آن دسته از کتاب‌های حوزه کودک در استرالیا جایزه می‌دهد که کودکان دوست داشته باشند آن‌ها را بخوانند و نویسندگان آن‌ها بیشتر از 3 کتاب کودک برای گروه سنی 5 تا 12 سال منتشر نکرده باشند. سال گذشته میلادی جو سندهو با کتاب «تارین ماموت‌‌ها» برنده جایزه خوانش کتاب کودکان در سال 2018 شناخته شد. ]]> جهان‌کتاب Thu, 18 Apr 2019 03:15:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274240/برنده-جایزه-خوانش-کتاب-کودکان-استرالیا-معرفی بازگشت پترسون به پرفروش‌های نیویورک‌تایمز http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274037/بازگشت-پترسون-پرفروش-های-نیویورک-تایمز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، این مجله هر هفته فهرستی از آثار پرفروش خود در بخش‌های داستانی، غیرداستانی، و کودک و نوجوان را منتشر می‌کند. در این مطلب نگاهی به پرفروش‌ترین آثار داستانی چاپی هفته دوم آوریل خواهیم داشت.   «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» نوشته دِلیا اُوِنز 30 هفته است در فهرست پرفروش‌ها قرار دارد و این هفته هم جایگاه نخست را حفظ کرده است و قصد ندارد جایگاه خود را از دست بدهد. داستانی هیجان‌انگیز از روابط انسانی و عشق و تقلای انسانی تنها برای حیات. زنی که سال‌ها به تنهایی در جنگل زندگی کرده است ناگهان متهم به قتل می‌شود و سرنوشتی نامعلوم در انتظارش است.   «وقتی کورنوال‌ها رفته‌اند» نوشته جیمز پترسون و برِندن دوبوآس در هفته نخست انتشار موفق شد در جایگاه دوم پرفروش‌های این هفته قرار بگیرد. داستان کارمند بخش جاسوسی ارتش که یا باید جرمی مرتکب شود یا شوهر و دخترش را که گروگان گرفته‌شده‌اند از دست بدهد.   «فراری» نوشته هارلن کوبن در هفته نخست انتشار در رتبه دوم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفت اما حالا و پس از دو هفته در جایگاه سوم جا خوش کرده است. دختری از خانه فرار کرد، به مواد اعتیاد دارد، و به همه نشان می‌دهد که گم نشده است و دوست ندارد کسی پیدایش کند. روزی در سنترال پارک او را می‌بینند که در حال گیتار زدن است اما کاملاً تغییر کرده است و همان دختری نیست که خانواده‌اش در ذهن دارند. خانواده به او نزدیک می‌شوند و التماس می‌کنند که به خانه بازگردد اما دختر فرار می‌کند و پدر و مادر همان کاری را می‌کنند که از آن‌ها انتظار می‌رود: به دنبال دخترشان می‌روند و به دنیایی قدم می‌گذارند که تا آن لحظه نمی‌دانستند وجود خارجی دارد و برای محافظت از دخترشان مجبورند با شرایطی خطرناک روبه‌رو شوند.   «امپراتوری سلتیک» نوشته کلیو کاسلر و دیرک کاسلر نیز در هفته نخست انتشار موفق شدند در جایگاه سوم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفت اما این هفته در رده چهارم است. 25مین کتاب از مجموعه داستان دیرک پیست قصه جنایی دیگر را روایت می‌کند و مثل جلدهای پیشین مورد استقبال خوانندگان قرار گرفته است.   «مأمور آمریکایی» نوشته ژاکلین وینسپر در هفته نخست انتشار در جایگاه پنجم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفت. پانزدهمین جلد از مجموعه داستان مِیزی داب به حمله آلمانی‌ها به جزایر بریتانیا و تلاش مِیزی برای حل معمایی دیگر می‌پردازد.     برای دیدن فهرست کامل پرفروش‌های هفته دوم به لینک زیر مراجعه کنید:    https://www.nytimes.com/books/best-sellers/2019/04/14/?action=click&contentCollection=Books&referrer=https%3A%2F%2Fwww.nytimes.com%2Finteractive%2F2018%2F11%2F21%2Fbooks%2Freview%2Fbest-sellers-promo-for-front-copy2.html®ion=Header&module=ArrowNav&version=Right&pgtype=Reference   ]]> جهان‌کتاب Wed, 17 Apr 2019 20:04:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274037/بازگشت-پترسون-پرفروش-های-نیویورک-تایمز دیویس، مورخ برجسته برنده پولیتزر، درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274176/دیویس-مورخ-برجسته-برنده-پولیتزر-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از واشینگتن‌پست - دیوید بریِن دیویس، مورخ برنده جایزه پولیتزر که اهمیت برده‌داری در فرهنگ غرب را با یک سه‌گانه مهم و تاریخ‌ساز مستندسازی کرد و با این اثر به عنوان یکی از تاثیرگذارترین و معتبرترین محققان شناخته شد، درگذشت.   دیویس، استاد برجسته تاریخ امریکا در دانشگاه ییل که بیش از ۳۰ سال در این دانشگاه تدریس کرد، روز یکشنبه در ۹۲ سالگی درگذشت. ییل اعلام کرد که او به مرگ طبیعی مرده است.   دیویس در سال ۱۹۶۷ با شروع از «مشکل برده‌داری در فرهنگ غرب»، تکامل چگونگی نگرش غرب به برده‌داری انسان از زمان قدیم تا به اکنون را ترسیم کرد. دیویس از کتاب مقدس، فلسفه یونان و مجادلات سیاسی و اقتصادی استفاده کرد تا نشان دهد غرب چگونه از برده‌داری حمایت کرد، آن را معقول جلوه داد و برایش جنگید، پیش از آنکه در قرن ۱۸ و ۱۹ علیه آن شود. او بحث‌های پیرامون اینکه آیا کتاب مقدس برده‌داری را توجیه یا محکوم می‌کند و اینکه چطور رهبران انقلابی در ایالات متحده و فرانسه حتا زمانی که برای آزادی خود می‌جنگیدند، از برده‌داری حمایت کردند، بررسی کرد.   او نوشت: «متقاعد شدم که مشکل برده‌داری از طرقی که انتظارش را نداشتم از مرزهای ملی فراتر رفته. در فرهنگ غرب، این با اعتقادات مذهبی و فلسفی که به آن بالاترین تاییدها را می‌داد، پیوند داشت.»   کتاب‌های دیگرِ این سه‌گانه «مشکل برده‌داری در دوران انقلاب» منتشر شده در سال ۱۹۷۶ و «مشکل برده‌داری در دوران رهایی» است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. یک مطالعه حماسی که تکمیل آن نیم قرن طول کشید، نزدیک به ۱۵۰۰ صفحه شد و برای دیویس جایزه پولیتزر، جایزه کتاب ملی، جایزه حلقه منتقدین کتاب ملی و جایزه بنکرافت را به همراه آورد.   او به خاطر تمامیت تحقیقاتش، اصالت طرز فکر و نثری که طیف وسیعی از زمان و تفکر را به زیبایی با هم تلفیق کرده بود، تحسین شد. اریک فانر که خود نیز به خاطر کتابی درباره برده‌داری و نژادپرستی برنده جایزه پولیتزر است، به خاطر آموزش نسل آینده برای دیویس امتیاز قائل است. فانر در سال ۲۰۱۴ نوشت: «مورخان پیشین، علی‌الخصوص در ایالات متحده، تمایل داشتند که برده‌داری را به عنوان یک مورد استثنا ببینند، مساله‌ای پیش پا افتاده در روایت فرجام‌گرایانه پیشرفت. اما دیویس نشان داد که برده‌داری به یک نهاد کلیدی در فتح اروپا و توافق دنیای جدید تبدیل شد.» او همچنین سه‌گانه دیویس را یکی از دستاوردهای چشمگیر دانش تاریخی در نیم قرن گذشته نامید.   از کسان دیگری که دیویس را تحسین می‌کنند می‌توان به دیوید بلایت، استاد کنونی دانشگاه ییل اشاره کرد که کتاب بیوگرافی فردریک داگلاس او روز دوشنبه برنده جایزه پولیتزر شد. در بیانیه‌ای از سوی دانشگاه ییل، بلایت دیویس را یک مرد عمیقا معنوی خواند که هنر مورخ را به عنوان جست‌وجویی در ذهن و روح مردم در گذشته می‌دید.   دیویس چندین کتاب دیگر ازجمله «باند غیرانسانی: ظهور و سقوط برده‌داری در دنیای جدید»، «برده‌داری و فرایند انسانی» و «چالش مرزهای برده‌داری» در کارنامه خود دارد. او همچنین مقالات و نقدهای فراوانی نوشت، گزیده‌های بسیاری را ویرایش کرد، تاثیرگذاری شدیدی در کلاس درس داشت و معلم مورخان آینده نظیر سین ویلنتز، جکسون لیرز و جان استافر بود.   در سال ۲۰۱۴ دیویس مدال ملی انسانیت را برای «روشن کردن تناقض یک کشور آزاد که توسط نیروی کار اجباری ساخته شده» از باراک اوباما، رئیس جمهور وقت امریکا، دریافت کرد. ]]> جهان‌کتاب Wed, 17 Apr 2019 04:04:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274176/دیویس-مورخ-برجسته-برنده-پولیتزر-درگذشت دنیا هیچ‌وقت به اندازه امروز نیازمند رمان نبوده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274048/دنیا-هیچ-وقت-اندازه-امروز-نیازمند-رمان-نبوده  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از مجله نشنال- لیلا سلیمانی یکی از جنجالی‌ترین و بحث‌برانگیزترین زنان نویسنده فرانسوی‌زبان در دنیای حاضر ادبیات است که بخش عمده شهرت خود را مدیون دومین رمانش با عنوان «ترانه شیرین» است که ترجمه انگلیسی آن سال گذشته میلادی با عنوان «لالایی» منتشر شد و اکنون در بخش بهترین اثر داستانی برای دریافت جایزه کتاب سال بریتانیا با آثار نویسندگان سرشناسی چون آنا برنز، جوجو مویز و سالی رونی رقابت می‌کند. سلیمانی در این رمان از سطوح پرزرق و برق یک خانواده خوشبخت پاریسی پرده برمی‌دارد تا به عمق نگران‌کننده حقیقت برسد. حقایقی درباره موضوعاتی چون عشق، جنسیت کار، پول، نژاد و خانواده که از نویسنده‌اش یک سوپراستار واقعی ساخته است. او که برای تور رمان «لالایی» به کشورهای مختلفی سفر کرده بود درباره شیوه خوانش مختلف و برداشت‌های گوناگون از رمانش در این کشورها به خبرنگار مجله نشنال می‌گوید «گرچه موضوع این رمان جهان‌شمول است اما هر کشوری آن را به شیوه و رسم خودشان خوانده بودند. به عنوان مثال در چین و آسیا جایگاه زن در خانه اهمیت داشته و در جامعه مرد سالار ژاپن، زنان بسیاری به من می‌گفتند زن بودن و در عین حال نویسنده و مادر بودن کار دشواری است و در برزیل نیز بر خشونتی که از دل اختلاف طبقاتی بیرون می‌آید تمرکز کرده بودند.» سلیمانی در پاسخ به این سوال که رسیدن به شهرت چه تاثیری بر خود او داشته می‌گوید «من خیلی شخصیت خصوصی دارم و چیزی را که می‌توانم و می‌خواهم بگویم می‌دانم و چیزی را که می‌خواهم پنهان کنم و نیز چیزی را که هرگز بر زبان نخواهم آورد. بنابراین شهرت برای من جذاب نیست.» این محافظه‌کاری را می‌توان در پرهیز از حضور نویسنده مراکشی در شبکه‌های اجتماعی سراغ گرفت «از شبکه‌های اجتماعی متنفرم. هرگز عکسی از خودم و یا خانواده‌ام و البته بچه‌هایم را منتشر نمی‌کنم. این بخشی از جامعه امروز و روشی از زندگی است اما روشی که من هیچ از آن سر در نمی‌آورم.» ایده محافظه‌کارانه و شخصیت خصوصی نویسنده مراکشی با مواقف صریح سیاسی او که درباره همه امور از بنیادگرایی تا حقوق زنان در مراکش به صراحت اظهار عقیده می‌کند در تضاد است. اما خود او این تنش‌ها و تضادها را بخش‌های اجتناب‌ناپذیری از زنده بودن تلقی می‌کند. «همه انسان‌ها در خود تناقض به همراه دارند. ما مبهم و دوپهلو هستیم. اگر بخواهیم تعریف ساده و دقیقی از انسان به دست آوریم حقیقت نخواهد داشت. من متنفرم از این‌که مردم بدانند کجا هستم چه کار می‌کنم و در کافه چه می‌نوشم. این‌ها من را می‌ترساند.» ادل، قهرمان رمان جدید سلیمانی یک دروغ‌گوی قهار است به طوری که بارها همسر وفادار و ساده‌اش، ریچارد را فریب می‌دهد و به او دروغ می‌گوید سلیمانی می‌گوید «همه ما همیشه در حال دروغ گفتن هستیم. در زندگی واقعی دروغ می‌گوییم. ماسکی بر چهره داریم و لبخند‌های مصنوعی و دروغین می‌زنیم. من نویسنده هستم چون از دروغ گفتن خسته‌ام و دنبال جایی می‌گردم که در آن نتوان دروغ گفت. خوانندگانم می‌گویند ما ادل را نمی‌فهمیم. برای این‌که  آن‌ها درک روشنی از خودشان ندارند.» بخشی از جذابیت رمان ادل وجود نقاط مشترک بین ادل و نویسنده‌اش است. آن‌ها هردو روزنامه‌نگار و مادر و همسر هستند. اما بر خلاف نویسنده مراکشی، ادل کاملا منفعل است. سلیمانی هرجا که در طی این سال‌ها به عنون روزنامه‌نگار مشغول به کار بوده همواره اخبار مهم و جنجال‌برانگیز را پوشش ‌داده؛ اما ادل میز کارش را در پاریس ترک نمی‌کند و سعی می‌کند دست‌آویزی بیاید تا کارش زود تمام شود.  سلیمانی می‌گوید «امروزه از زنان انتظار می‌رود که قدرتمند و قوی باشند. اما ادل می‌خواهد تنها یک شی باشد. می‌خواهد با یک مرد ثروتمند ازدواج کند. برای یک زن مناسب نیست که بگوید من تنبل هستم. نمی‌خواهم کار کنم. نمی‌خواهم قدرت داشته باشم. تنها جاه‌طلبی و خواسته ادل این است که خواستنی باشد.»  ادل ممکن است بسیاری از ایده‌آل‌هایی را که خالقش آن‌ها را ارزشمند می‌شمارد نادیده بگیرد؛ اما سلیمانی می‌گوید این خصوصیات باید جز حق قانونی او باشد «برخی زنان دلشان نمی‌خواهد کار کنند. این یک انتخاب شخصی است و باید خیلی هوشیار باشیم تا به دام قضاوت انتخاب دیگران دچار نشویم. رمان‌ها شما را از قضاوت کردن بازمی‌دارند. به همین سبب است که من شخصیت ادل را دوست می‌دارم. به عنوان نویسنده خودم را در نقش ناجی این دسته از افراد می‌بینم. در زندگی واقعی می‌دانم که شخصیتی مانند ادل درست و خوب فهمیده نمی‌شود و از سوی دیگران قضاوت می‌شود.»  رمان« ادل» نیز قرار است بار دیگر نویسنده مراکشی را به کشورهای مختلفی ببرد. «این خیلی خوب است. زیرا فکر می‌کنم دنیا هیچ‌وقت به اندازه امروز نیازمند به رمان نبوده است.» ]]> جهان‌کتاب Tue, 16 Apr 2019 10:31:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274048/دنیا-هیچ-وقت-اندازه-امروز-نیازمند-رمان-نبوده قانون نهایی کپی رایت اتحادیه اروپا تصویب شد/ پیروزی نویسندگان http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274137/قانون-نهایی-کپی-رایت-اتحادیه-اروپا-تصویب-پیروزی-نویسندگان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از بوکسلر، شورای سیاست‌گذاری اتحادیه اروپا طرح جدید این اتحادیه برای تشدید قانون کپی رایت را در کشورهای عضو را نهایی کرد. طبق این طرح کشورهای عضو باید قوانین حقوق نویسندگان و مولفان را با جدیت بیشتری اجرا کنند.   طبق قانون جدید اتحادیه اروپا برای مخافظت از حقوق نویسندگان در فضای مجازی شرکت های گوگل و فیس بوک نیز باید بر محتواهای منتشر شده در شبکه‌های خود نظارت کامل داشته باشند. اتحادیه اروپا از مسئولان این سایت‌ها خواسته مسئولیت کامل محتواهای خود و موارد نقض قوانین مربوط به آن را بر عهده بگیرند.   قانون کپی رایت اتحادیه اروپا به قانون 26 ماه مارس معروف است. نمایندگان اروپایی طرح نهایی اصلاحیه این قانون را تصویب کردند و طبق آن سایت‌های آنلاین فروش کتاب و منتشر کننده محتواهای داستانی و غیرداستانی باید قبل از انتشار مطالب نویسندگان ساکن این قاره اجازه کتبی از آنها گرفته باشند.   اتحادیه اروپا فروشندگان آنلاین و شبکه‌های اجتماعی را ملزم کرده است که موافقت کتبی نویسندگان و ناشران را برای استفاده از آثار آنها کسب کنند.   ژان کلود یانکر رئیس کمیسیون اروپا گفت: با تصویب این قانون اتحادیه اروپا امیدوار است بتواند قوانین کپی رایت خود را در عصر دیجیتال به طور کامل اجرا کند. این اتحادیه در حال حاضر قوانین شفافی در حوزه نشر مطالب در فضای مجازی دارد و از این مسئله اطمینان دارد که دیگر حقوق نویسندگان پایمال نخواهد شد.   یانکر با اشاره به قانون جدید اتحادیه اروپا و ضرورت آن برای حفظ حقوق نویسندگان افزود: به نظر می‌رسد در دوره کنونی با تعدد ناشران دیجیتال قطعه گمشده پازل در این حوزه اصلاحیه قانون کپی رایت بود که ما آن را انجام دادیم. وی تصویب این قانون را پیروزی نویسندگان و خلق کنندگان آثار نوشتاری عنوان کرد.   طبق این قانون بریتانیا که در حال حاضر عضو اتحادیه اروپا محسوب می‌شود، دو سال وقت دارد قوانین خودش را با اصلاحیه جدید اروپایی‌ها هماهنگ کند. ]]> جهان‌کتاب Tue, 16 Apr 2019 10:26:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274137/قانون-نهایی-کپی-رایت-اتحادیه-اروپا-تصویب-پیروزی-نویسندگان «هزار و یک شب» اولین کتابی بود که مجذوبم کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274112/هزار-یک-شب-اولین-کتابی-مجذوبم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز - خولیا آلوارز، شاعر و نویسنده امریکایی برنده جوایز مختلف ادبی است که در کالج میدلبری نیز تدریس می‌کند. او با رمان‌های «چگونه دختران گارسیا لهجه خود را از دست دادند» و «در زمانه پروانه‌ها» که فیلم آن نیز ساخته شد، به شهرت رسید. بسیاری از منتقدین ادبی آلوارز را یکی از مهم‌ترین نویسندگان لاتین می‌دانند. او موفقیت‌های بسیاری در مقیاس بین‌المللی کسب کرده است. آثار منتشر شده او شامل یک کتاب مقالات، چهار مجموعه شعر، چهار کتاب کودک و دو داستان برای بزرگسالان می‌شود.   چه کتاب‌هایی روی پاتختی‌تان است؟ من کتاب‌ها را روی پاتختی انبار نمی‌کنم وگرنه مشکل بیشتری با بی‌خوابی خواهم داشت. چطور می‌توانم بخوابم وقتی می‌توانم بخوانم؟   آخرین کتاب فوق‌العاده‌ای که خواندید چه بود؟ دوستان کتاب‌خوانم از اینکه می‌شنوند من اینقدر رمان «رفتن، رفت، رفته» را تحسین می‌کنم خسته شده‌اند. این رمان نوشته‌ جنی ارپنبک درباره یک استاد دانشگاه کلاسیک بازنشسته است که رفته رفته درگیر مصیبت‌های پناهندگان افریقایی می‌شود که در میدانی در برلین چادر زده‌اند. رمانی شاعرانه و جذاب که به درستی نشان می‌دهد که چگونه در برابر درگیری مقاومت می‌کنیم و بعد جلب می‌شویم.   رمان کلاسیکی هست که به تازگی برای اولین بار خوانده باشید؟ مطمئن نیستم که «آمریکاییِ آرام» گراهام گرین چقدر کلاسیک باشد، اما یکی از رمان‌های پرطرفدار نسل جنگ ویتنام بود و من آن را در سفر اخیرم به ویتنام با خود برده بودم. تصویری از اینکه امریکایی‌ها و بیگانگانِ دیگر چطور یک فرهنگ را با تبعات تاریخی ویران‌گر دستکاری کردند.   وقتی روی یک کتاب کار می‌کنید چه می‌خوانید؟ و از خواندن چه کارهایی اجتناب می‌کنید؟ همیشه وقتی می‌نویسم کتاب می‌خوانم، علی‌الخصوص کتاب‌هایی که کاری که سعی می‌کنم انجام بدهم را یاد می‌دهند. «خانم دالوی» یا «مردگان» را می‌خوانم، یا یک صحنه جشن از هر کدام از رمان‌های آستن. برای خواندن صحنه شکنجه سراغ «یک پرچم برای طلوع» از رابرت استون می‌روم؛ یک دیدگاه جنون‌آمیز، «بین‌ایالتی» استیون دیکسون؛ اقتصاد جزئیات و سبک به ظاهر ساده که بسیاری از زمینه‌ها را پوشش می‌دهد، داستان‌های ویلیام ترور و البته چخوف. لزوما از نوع خاصی از کتاب اجتناب نمی‌کنم، اما بعد از یک نقطه خاص باید بگویم: هی، کافی است! لازم نیست یک کتاب دیگر درباره زبان پنهان طرفداران در قرن هجدهم بخوانی. به تعویق انداختنِ نوشتن بسیار وسوسه‌انگیز است.   چه چیزی در یک اثر ادبی بیشتر از همه احساساتتان را برانگیخته می‌کند؟ درستیِ زبان و ادراک. نویسنده برای تاثیرگذار بودن تقلا نمی‌کند و از سر راه کنار می‌رود تا ما از طریق لنز زبان، دنیا را ببینیم. حرفی که استنلی کونیتزِ شاعر درباره رویای «هنری آنقدر شفاف که بتوانی به آن نگاه کنی و دنیا را ببینی» زد، بسیار دوست دارم. این چیزی است که بیش از همه در یک اثر ادبی تحسین می‌کنم. اما این با جادوی صدای داستان شروع می‌شود. این صدا در سرم می‌ماند و روزها، حتا پس از اتمام کتاب، درمان‌بخش زندگی‌ام خواهد بود.   از خواندن چه ژانرهایی لذت می‌برید و از کدام آنها دوری می‌کنید؟ من عاشق قالبی هستم که آن را «رمان کوتاه شاعرانه» می‌نامم. رمان‌های کوتاه شاعرانه که در واقع در دسته رمان کوتاه طبقه‌بندی می‌شوند اما به چیزی عمیق‌تر و وسیع‌تر برگردانده می‌شوند؛ به همان شکل که یک هایکوی ۱۷ هجایی ظاهر می‌شود و تخیل را جاری می‌کند. پیش از مرگم می‌خواهم یکی از این‌ها بنویسم. نوشتن آنها بی‌اندازه دشوار است.   دوست دارید چطور کتاب بخوانید؟ کاغذی یا الکترونیک؟ یک کتاب یا چند کتاب همزمان؟ صبح یا شب؟ از دست کشیدنِ من روی جلد کتاب‌ها متوجه می‌شوید که نیاز به یک کتاب فیزیکی دارم. اگر روی آی‌پدم دست بکشم، همه جور چیزی روی صفحه ظاهر می‌شود. من همیشه می‌خوانم –هر زمان و هر جایی که بتوانم و تمام ژانرها را. دوست دارم روزِ نوشتن را با شعر آغاز کنم؛ مثل یک رهبر گروه کُر که یک نت را می‌نوازد، این کار استاندارد را بالا می‌برد و مرا در دانگِ درست قرار می‌دهد. رمان‌ها برای زمان‌های استراحت عالی‌اند –یک پاداش و رهایی از کارِ نوشتن. حتا یک قفسه مجله و کتاب‌های غیرداستانی دارم که وقتی مسواک می‌زنم می‌خوانم. فصلی هم می‌خوانم، مثلا هر ژانویه دوست دارم «چهار کوارتت» الیوت را دوباره بخوانم. در این چند دهه‌ای که معلم بودم و تنها تابستان‌های طولانی را می‌توانستم صرف خواندن کل آثار یک نویسنده کنم، هنوز از تابستان‌ها برای تمرکز بر مجموعه آثار یک نویسنده خاص استفاده می‌کنم.   کتاب‌هایتان را چطور مرتب می‌کنید؟ قفسه‌هایم به هم ریخته‌اند. اما همین قفسه‌های آشفته، نظم خاصی دارند. قسمت‌های مختلف دارم: شعر و داستان در اتاق کار، تاریخ در زیرزمین (توهین به تاریخ‌نگاران نباشد!)، موسیقی، هنر، کتاب کودک و آشپزی در اتاق اصلی. و هال به کتاب‌های چندفرهنگی، مذهبی و اسطوره‌شناسی اختصاص دارد.   دیدن چه کتابی در قفسه کتاب‌هایتان ممکن است دیگران را متعجب کند؟ من کمی روی گیل‌گمش، اولین اثر ادبی نجات‌یافته، وسواس دارم. نه اینکه مردم از دیدن یک یا دو نسخه از این کتاب با مترجمان مختلف در کتابخانه‌ام تعجب کنند، من یک قفسه کامل از اقتباس‌ها و ترجمه‌های مختلف این کتاب دارم. چیزهای جذابی در آن برایم هست: چه چیزی انسان را می‌سازد، چه چیزی شجاعت را به وجود می‌آورد، چگونه با از دست دادن برخورد می‌کنیم. اول شیفته اقتباس هربرت میسون شدم، بعد ترجمه‌ی عالی دیوید فری را پیدا کردم، ترجمه گاردنر/مِیر، تفسیر شاعرانه استیون میچل و حتا یک رمان تصویری از کنت و کوین دیکسون. این واقعیت که این داستان در طول این سال‌ها با اجراهای مختلف نجات یافته نشان می‌دهد که من تنها کسی نیستم که مسحور این داستان قدیمی شده‌ام.   بهترین کتابی که هدیه گرفته‌اید چیست؟ وقتی دختر کوچکی بودم و در جمهوری دومینیکن، در فرهنگی گفتاری بزرگ می‌شدم، زیاد چیزی نمی‌خواندم. کتاب‌ها برایم کسل‌کننده بودند. اما بعد خاله‌ام، تیتی، که کتاب‌خوان فامیل بود، یک نسخه تصویری از کتاب «هزار و یک شب» به من داد که مجذوبم کرد. شهرزاد، قهرمان جوان کتاب دختری بود که مثل دومینیکن‌ها بود، چشم‌های تیره، موهای تیره، پوست زیتونی. کل این ایده که یک دختر زندگی‌ خود و تمام زنان آن قلمرو را نجات می‌دهد و سلطان بی‌رحم را با گفتن داستان، متحول می‌کند باعث شد بفهمم که داستان قدرت دارد، می‌تواند متحولت کند و زندگی‌ات را نجات دهد.   تصور کنید که قرار است یک مهمانی شام ادبی برگزار کنید. کدام سه نویسنده مُرده یا زنده را دعوت می‌کنید؟ چه صمیمیت و ارتباطی بیشتر از خواندن کتاب‌هایشان؟ من لزوما نویسندگان کتاب‌هایی را که دوست دارم به مهمانی شام دعوت نمی‌کنم. متنفرم از اینکه به خاطر رفتارشان، علاقه‌ام به کارهایشان خدشه‌دار شود.   چطور تصمیم می‌گیرید که چه بخوانید؟ از روی نقدها، توصیه دوستان یا ...؟ آیا به حال و هوایتان بستگی دارد یا از قبل برنامه‌ریزی می‌کنید؟ چندین دوست دارم که به توصیه‌هایشان اعتماد دارم. این دوستان اغلب سر به سرم می‌گذارند، چون دفترچه کوچکم را برای نوشتن عناوین کتاب با خودم به مهمانی‌‌های شام می‌برم. نقدها هم می‌توانند نویسندگان جدید را به من معرفی کنند. نقد جیمز وود بر رمان ارپنبک، چیزی است که مرا به سمت خواندن این نویسنده ناشناخته (برای من) فرستاد. همچنین نقدش بر کتاب «همه برای هیچ» از والتر کمپوسکی.   کتاب بعدی که می‌خوانید چه خواهد بود؟ کتاب‌های زیادی برای خواندن دارم. گاهی از توده کتاب‌هایم به همسرم، بیل می‌دهم که از من سریع‌تر می‌خواند، چون خودم به طرز خسته‌کننده‌ای آرام می‌خوانم. اگر بیل پر آب و تاب از آن کتاب حرف بزند، می‌دانم که نمی‌توانم با سپردن آن به دیگری از آن بگذرم. اما کتاب‌های که قطعا در صف خواندن هستند: «نزدیکیِ دوردست» از ربکا سلنیت –که کتاب «امید در تاریکی»‌اش را از انتخابات گذشته تا الان سه بار خواندم. «آخرین داستان‌ها» از ویلیام ترور، «موزه اختاپوس» از برندا شونسی، «بهشت کور» از دونگ تی هونگ، یک نویسنده ویتنامی که پیش از سفر ویتنام به بیل دادم و گفت باید آن را بخوانم. «تحصیل‌کرده» از تارا وست‌‌اُور، «میراث» از دنی شپریو و «آنجا آنجا» از تامی اورنج.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 16 Apr 2019 07:38:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274112/هزار-یک-شب-اولین-کتابی-مجذوبم جوایز ادبی پولیتزر برندگان خود را اعلام کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274126/جوایز-ادبی-پولیتزر-برندگان-خود-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از سایت دانشگاه کلمبیا، هیئت داوران جایزه پولیتزر اسامی برندگان حوزه‌های مختلف این جایزه را اعلام کرد. جایزه پولیتزر جایزه‌ای در روزنامه‌نگاری، ادبیات و موسیقی است که بخش‌های گوناگون دارد. این جایزه معتبرترین جایزه روزنامه‌نگاری در آمریکا است که هر ساله (از سال ۱۹۱۷) با نظارت دانشگاه کلمبیا به روزنامه‌نگاران (و نیز به نویسندگان و شاعران و موسیقی‌دانان) داده می‌شود. این جایزه به‌نام بنیان‌گذار آن جوزف پولیتزر، روزنامه‌نگار مجاری‌تبار آمریکایی، در سده نوزدهم نام‌گذاری شده‌است.   هر ساله بنیاد پولیتزر جوایز نیم میلیون دلاری خود را به بهترین عکسهای خبری در زمینه‌های مختلف اهدا می‌کند که در میان تمام عکسهای خبری جهان به عنوان بهترین عکس خبری افشاگرانه و جسورانه معرفی می‌شوند.   جوایز ادبی پولیتزر 2019 طبق زیر اعلام شده است:   داستان: سرپرستی نوشته ریچارد پاورز / انتشارات نورتون نمایش‌نامه: نگاه منصفانه نوشته جکی سیبلیس دروری تاریخی: فردریک داگلاس: پیامبر آزادی نوشته دیوید بلایت / انتشارات سیمون اند شوستر بیوگرافی: نگرو جدید: زندگی آلن لاک نوشته جفری سی. استیوارت / انتشارات دانشگاه آکسفورد شعر: بودن با نوشته فارست گاندر/ انتشارات نیو دیرکشن مستند: موفقیت و کامیابی: یک خانواده و شکست آمریکا نوشته الیزا گریسولد/ انتشارات فرار،استراتوس و گیروکس   جوزف پولیتزر روزنامه‌نگار معروف آمریکایی بود که بطور داوطلبانه به دانشگاه کلمبیا جهت راه اندازی یک مدرسه روزنامه‌نگاری پول پرداخت کرد. او جایزه ای بالغ بر ۲۵۰ هزار دلار و بورس تحصیلی تعیین کرد. بعد از مرگش، اولین بار در تاریخ ۱۹۱۷ این جایزه اهدا شد و بعد از آن هرساله در ماه آوریل به بهترین اثر ادبی تقدیم می‌شود. ]]> جهان‌کتاب Mon, 15 Apr 2019 21:23:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/274126/جوایز-ادبی-پولیتزر-برندگان-خود-اعلام یک داستان را 30 بار بازنویسی کردم/ اولین تجربه‌های داستان کوتاه جرج ساندرز http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274085/یک-داستان-30-بار-بازنویسی-کردم-اولین-تجربه-های-کوتاه-جرج-ساندرز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از الکتریک لیتریچر، جرج ساندرز نویسنده و استاد دانشگاه آمریکایی از سال 1992 در سن 34 سالگی اولین کتاب داستان خود را منتشر کرد ولی قبل از آن داستان‌های کوتاه بسیاری در مجلات و روزنامه‌ها منتشر می‌کرد. مضمون غالب آثار وی پوچی مصرف‌گرایی و نقش رسانه‌های جمعی در زندگی معاصر است. ساندرز در سال 2017 با کتاب لینکلن در باردو توانست جایزه معتبر من بوکر را بگیرد و نام خود را به عنوان دومین آمریکایی ثبت کند که موفق به کسب این جایزه ادبی می‌شود. ساندرز در سال‌های گذشته بارها جازه مجله ملی آمریکا را به خاطر داستان‌هایش کسب کرده است ولی شاید برای خود نویسنده مجله نیویورکر چیز دیگری است. او اولین داستان‌هایش را در این مجله نوشته است و یک بار هم توانست در سال 2006 به خاطر داستان کوتاه «کام کام» که یک سال پیش در این مجله منتشر شده بود جایزه ادبیات فانتزی جهان را کسب کند. اریک روزنبلوم از مجله لیتریچر درباره تجربه کاری ساندرز در نیویورکر و زندگی ادبی‌اش می‌پرسد که در قالب مصاحبه‌ زیر می‌خوانید:   اولین حضور شما در مجله نیویورک شبیه چه چیزی بود؟ یک چیز بسیار بزرگ. وقتی دانشجو بودم اولین داستانم را برای مجله فرستادم و آنها محترمانه آن را رد کردند. آنها از من دعوت نکردند که دوباره داستان را بازنویسی کنم و البته من هم آدمی نبودم که یک داستان را دوبار بنویسم. سال ها بعد که دوباره داستانی برای آنها فرستادم برایم نوشته بودند که چیز دیگری بنویس و برای ما بفرست. تغییر دادن داستان چیزی شبیه عوض کردن سبک زندگی است. بالاخره بعد از کلی داستان فرستادن نیویورک اولین داستانم را چاپ کرد. یادم می‌آید آن موقع مدیرم می‌گفت چاپ کردن داستان در نیویورکر سخت‌تر از چاپ یک رمان است. خب من این کار را کردم. اولین بار که داستانم در نیویورکر چاپ شده بود یادم هست پائولا (همسر نویسنده) همه مجله‌های این مطب‌های دندان‌پزشکی و ... را جمع کرده بود. جشن کوچکی گرفته بودیم.   چه جالب. سالی که داستان شما رد شد اشتباه نکنم 1985 بود. چه داستانی بود؟ یادم نیست ولی فکر کنم در سه یا چهار  صفحه نوشته بودم. وقتی در شرکت کار می‌کردم (سیراکوس) کمی از آن را ویرایش کردم و برای مجله فرستادم. سعی می‌کردم واقع‌گرایانه بنویسم ولی یادم هست خیلی انرژی خوبی داشت و شبیه اولین کتابی بود که چاپ کردم.   من به هر کسی که می‌رسم داستان بلوط دریایی شما را پیشنهاد می‌کنم که فکر کنم سال 1998 چاپ شد. این داستان درباره مردی است که همسرش مرده است. این داستان را نیز خیلی بازنویسی کردید؟ بله آن موقع یادم هست تینا براون ویراستار مجله بود و خیلی روی کارش حساس بود. خیلی دوست داشت داستانی بنویسم که کار جدیدی باشد. خب شاید بشود گفت اولین‌های داستان ژانر علمی تخیلی مجله چند اثر از جان آپدایک و کارهای من بود. بازی با دینامیک نوشته آپدایک یک کلاسیک واقعی بود. وقتی نوبت به داستان من رسید خیلی دستپاچه بودم ولی خوشحالم مردم از خواندنش راضی بودند.   معمولاً در موقعی که در نیویورکر داستان می‌نوشتید چه زمانی برای ویرایش یا بازنویسی داستان‌ها وقت می‌گذاشتید؟ خب بستگی به حال روحی من داشت. من تجربه رد شدن از سوی مجله را داشتم و تا آخر هم همیشه این ترس با من بود. شاید برای بعضی از آن‌ها چهار یا پنج ماه وقت می‌گذاشتم. همراه نوشتم ویرایش هم می‌کردم و گاهی اوقات یک پاراگراف را چند بار می‌نوشتم. پیشرفت داستان همراه با ویرایش بود. شاید بلوط دریایی اولین داستانی بود که با این سبک نوشتم. خیلی وسواس به خرج می‌‌دادم چون عوامل مجله خیلی وسواسی بودند. معمولاً داستان‌ها که از نیمه می‌گذشتند راحت‌تر می‌شد. کمی تفریح می‌کردم و از نوشتن لذت می‌بردم. شاید بعضی اوقات چند داستان با هم می‌نوشتم.   بیل بافورد ویراستار نیویورکر در جایی نوشته بود شما انتهای داستانی را 20 یا 30 مرتبه بازنویسی کردید. حقیقت دارد؟ او ویراستار خیلی خوبی بود. خب وقتی تعداد بازنویسی‌ها از انگشتان دست تجاوز می‌کند به طور حتم باید انتظار تعداد بیشتری از آن را داشته باشید. هر بار که می‌نویسی احساس می‌کنی بهتر شده و همینطور ادامه پیدا می‌کند. وقتی داستان را برای نیویورکر می‌فرستی و آنها تایید می‌کنند ارزش این همه بازنویسی را دارد. ]]> جهان‌کتاب Mon, 15 Apr 2019 13:04:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274085/یک-داستان-30-بار-بازنویسی-کردم-اولین-تجربه-های-کوتاه-جرج-ساندرز ضروریات شغل طبع به روایت گاردین/ چاشنی سواد و سلیقه اضافه شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274064/ضروریات-شغل-طبع-روایت-گاردین-چاشنی-سواد-سلیقه-اضافه-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از گاردین، شغل چاپ و نشر کتاب یکی از مشاغل سختی است که ورود به آن کار هر کسی نیست چون در کنار سواد ادبی نیاز به اطلاع از امور تجارت و صنایع مربوط به این شغل دارد. چاپ کتاب ضروریاتی دارد ولی شاید نکاتی که ذکر می‌شود بتواند راهکارهای خوبی برای تازه‌کارهای این حوزه باشد:   سلیقه شخصی مهم است موفقیت کار نشر و طبع به طور شدیدی به فردی بستگی دارد که در راس انتشارات قرار دارد. به گفته کلر پالمر ویراستار انتشارات هارپرکالینز اگر به کتا‌ب‌های مستند علاقه دارید از چاپ و پذیرش کتاب‌های داستان خودداری کنید چون قبل از چاپ یک کتاب باید خودتان آن را دوست داشته باشید. ناشران یک اصطلاحی دارند که شخصی سازی یا شخصی کردن می‌گویند. به عبارتی شخص ناشر وقتی بتواند با کتابی ارتباط برقرار کند در آن صورت است که می‌توان به ارتباط برقرار کردن مخاطب با کتاب امیدوار بود.   آیا مدرک دانشگاهی لازم است اگر بخواهیم با جرات بیشتری صحبت کنیم باید جواب این سوال را منفی اعلام کنیم. البته برای ناشران تخصصی نیاز به کسب دانش تخصصی مربوطه نیاز است ولی معمولاً برای چاپ کتاب به خصوص کتاب‌های داستانی نیاز به مدارک و مدارج بالای دانشگاهی وجود ندارد چون شما کتاب‌هایتان را باید به قشر عادی جامعه بفروشید و معمولاً یک سواد خواندن و نوشتن کفایت می‌کند. البته به گفته بعضی ناشران مثل مسئولان رندوم هاوس داشتن مدارک دانشگاهی در حوزه ادبیات هر زبان مربوط به زبان کتاب نیاز است.   ذهن باز داشته باشید بهتر است به حوزه‌های مختلف سری بزنید و خودتان را در یک حوزه خاص محدود نکنید. سعی کنید با بسیاری از نویسندگان ژانرهای مختلف ارتباط داشته باشید و از تجربه‌های آنها در فروش، طراحی، بازاریابی و حتی تولید کتاب‌های صوتی آنها استفاده کنید. نویسنده‌ها معمولاً خودشان تیم‌های چاپ کتاب بسیاری می‌شناسند پس خودتان را به یک سری اطلاعات کسب شده از سایت‌های اینترنتی محدود نکنید.   استقامت و علاقه اصل کار انتشاراتی‌هاست شاید از بیرون کمی کار نشر و چاپ کتاب ساده به نظر برسد ولی صنعتی است که چالش‌های فراوانی در آن وجود دارد. صبر و استقامت و به خصوص علاقه شخصی ناشر در ماندن در این حرفه بسیار ضروری است. بهتر است قبل از ورود به این حرفه کمی تجربه عملی در کار انتشارات کسب کنید. مثلاً اگر دانشجو هستید در روزنامه دانشجویی و کارهای مربوط به چاپ آن مشارکت کنید تا با مشکلات این حوزه آشنا شوید. آلیس بارتوسینکی ویراستار انتشارات اگمونت می‌گوید یکی از ضروریات شغل انتشارات صبر و استقامت است که حتماً باید چاشنی علاقه به آن اضافه شود.   آیا ناشران نیز باید نویسنده باشند؟ یکی از سوالاتی که حتی بسیاری از خوانندگان کتاب‌ها می‌پرسند این است که معمولاً ناشران خودشان نیز نویسنده هستند یا اینکه نویسنده کار خودش را بکند و ناشر نیز به عنوان یک مدیر کار خاص خودش را انجام دهد. لزوماً جواب به این سوال بله یا خیر نمی‌تواند باشد چون نویسنده بودن ناشر خودش یک مزیت برای شغل چاپ و نشر کتاب محسوب می‌شود. به گفته بسیاری از کسانی که در حوزه نشر کار کرده‌اند، نویسندگی ناشران خودش یک اعتبار برای آنها است. ]]> جهان‌کتاب Mon, 15 Apr 2019 08:06:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274064/ضروریات-شغل-طبع-روایت-گاردین-چاشنی-سواد-سلیقه-اضافه-شود نویسنده زندگینامه جان درایدن از دنیا رفت http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274035/نویسنده-زندگینامه-جان-درایدن-دنیا-رفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، جیمز ای. وین، که نوشته‌هایش درباره جان درایدن و ملکه آن معروف است، در سن 71 سالگی درگذشت. فیلیپ، پسر اقای وین اعلام کرد پدرش بر اثر سرطان پانکراس از دنیا رفته است.   وین استاد دانشگاه بوستون بود و علاقه زیادی به موضوعات مختلف و متفاوت داشت. وی در آثارش به شعر جنگ و همچنین نامه‌های الکساندر پوپ نیز پرداخت. مقاله‌هایی هم درباره باخ و گروه بیتلز نوشته است.   رابرت فریمن، مدیر سابق مدرسه موسیقی ایستمان و مشاور پروفسور وین درباره‌اش می‌گوید: «جیمز از آغاز به موضوعات بین‌رشته‌ای علاقه داشت و معتقد بود دنیای آکادمیک بی‌جهت خود را به یک موضوع خاص محدود می‌کند.»   وین در عمل هم خود را به یک موضوع محدود نمی‌کرد. هنگامی که در حال نگارش موضوعی در باب دوره بازگشت در ادبیات انگلیس نبود فلوت می‌نواخت و در ارکسترهای مختلف اجرا می‌کرد.   مهم‌ترین اثرش تحت عنوان «جان درایدن و دنیایش» 11 سال پیش پیش منتشر شد و پت راجرز در یادداشتی که در نیویورک‌تایمز چاپ شد اعلام کرد که این کتاب مهم‌ترین زندگینامه‌ای است که تاکنون درباره جان درایدن نوشته شده است.   در «جان درایدن و دنیایش» وین معتقد بود که درایدن، شاعر، منتقد، و نمایشنامه‌نویس شناخته‌شده دوره بازگشت ادبی انگلیس به اندازه کافی مورد تقدیر قرار نگرفت. وین می‌گفت: «درایدن ما را به چالش می‌کشد تا عقاید کلیشه‌ای خود درباره پیوریتان یا پارسایان‌ها را دور بریزیم. پارسایان دشمن هنر بودند و درایدن این موضوع را به خوبی می‌دانست.»   در سال 1993 کتابی درباره شعر تحت عنوان «دیگر چیزی درباره جنگ نمی‌خوانم» نوشت و در سال 2008 درباره شعرِ جنگ نوشت. وین می‌گفت: «درست مانند اقیانوس، آتش‌های بزرگ، و طوفان‌های مخرب جنگ هم به شاعران به عنوان منبع تعالی‌بخش و گردآورنده ترس، شگفتی، قدرت، و احترام در یک زمینه وسیع می‌نگرد.»     جیمز آندرسون وین در سال 1947 در شهری به نام شارلوت به دنیا آمد. پدرش، آلبرت پیشوای مذهبی و مادرش معلم بود. در دوران کودکی به همراه پدر سفر زیاد کرد و با فرهنگ موسیقایی شهرهای مختلف آشنایی پیدا کرد و همین موضوع زمینه علاقه‌اش به موسیقی را ایجاد کرد.   در سال 1974 مدرک دکترایش را در دانشگاه ییل دریافت کرد و پایان‌نامه‌اش تحلیل نامه‌های الکساندر پوپ، شاعر انگلیسی بود. و در نهایت در 21 مارس سال 2019 میلادی از دنیا رفت.   ]]> جهان‌کتاب Mon, 15 Apr 2019 04:13:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/274035/نویسنده-زندگینامه-جان-درایدن-دنیا-رفت چرا ما به «بازی تاج و تخت» نیاز داریم؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273924/چرا-بازی-تاج-تخت-نیاز-داریم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک تایمز سریال «بازی تاج ­و ­تخت» که بر اساس رمانی با همین نام نوشته­ شده ­است، این یکشنبه برمی­‌گردد و همزمان با آن، ناگزیر بازار ساختن جوک‌هایی با جملاتی مثل «زمستان بالاخره از راه رسید» و شنیدن کلماتی مثل اژدها یا شوالیه نیز داغ خواهد ­شد. داستان بازی تاج و تخت، داستانی نیست که پیش از این حتی کسی داستانی شبیه به آن را نقل کرده­‌ باشد. بالا و پایین‌های این داستان تبدیل به موضوع بحث عوام و سرزمین خیالی داستان تبدیل به نمادی از آمریکا شده است. این اولین باری نیست که یک داستان فانتزی با تم قرون وسطایی به چنین موفقیتی می‌رسد. پیش از این مجموعه کتاب ارباب حلقه‌ها که بر پایهٔ تجربیات دردآور یکی از سربازهای جنگ جهانی اول نوشته شده بود، بین سال‌های 1960 تا 1970 به محبوبیتی همه گیر بین مردم آمریکا دست یافته بود در حدی که گروه هیپی‌ها به شوخی گاندولف را به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب کردند و با پوشیدن تیشرت هایی که رویشان جملاتی مانند«فردو زنده است» نوشته شده بود همبستگی خود را با شادی و عموم مردم جامعه اعلام می‌داشتند. بعد از حملهٔ یازده سپتامبر، یک بازی چند نفره گسترده به نام «دنیای وار کرفت» بازار بازی‌های دنیا را تسخیر کرد. این بازی روایتگر جنگی بین قبیله اورک ها و گروه متحدی از انسان‌ها بود که در فضایی محسور کننده که بازیکن را به واکنش وامی­داشت می‌گذشت. جی . کی رولینگ با نوشتن هری پاتر، قصهٔ قهرمانان جوانی را روایت کرد که به جنگ جادوگری می‌روند که می‌خواهد مانع از جریان دموکراسی شود، توانست در همان زمانی که بازی وارکرفت محبوب شده بود به صدر جدول نویسندگان پر فروش برود. در تمامی این دنیاها، این جادو بود که قوانین را تعیین می‌کرد، جنگ‌ها و کشمکش‌ها هم بر سر به دست آوردن افسون‌ها و طلسم‌ها بودند. به نظر می‌رسد که هر موقع مشکلی روی زمین به وجود می‌آید، ذات قصه گو درونمان ما را به گذشته می‌برد و به ما پیشنهاد می‌کند که ریشهٔ مشکلاتمان را در افسانه‌های قدیمی که روایتگر داستان دنیاهای بدون کاپیتالیسم هستند بیابیم و به سمت آن‌ها فرار کنیم. اما فرار کردن صرفا به معنا پرواز بر فراز واقعیت نیست. اورسلا له گوین، نویسندهٔ شهیر کتاب‌های فانتزی، خطاب به تولکین می­‌نوسید: " اگر سربازی توسط دشمن اسیر شود، آیا فکر نمی‌کنید که وظیفه‌اش فرار کردن باشد؟" و اینگونه سر اینکه فرار کردن به هر شکلی که باشد، همواره یک استراتژی نجات و راهی برای رها انگاشتن خود است بحث می‌کرد. در رمان‌های خانم له گوین، جادوگرها جادو را به واسطهٔ کلمات خواندند و در واقع سعی می‌کردند با نشان دادن واقعیت‌ها از همه گیر شدن یک بیماری وحشتناک جلوگیری کنند. اگر ما پناه بردن به دنیای فانتزی را به عنوان راه فراری از سرنوشت سیاه خود بدانیم، داستان فانتزی "بازی تاج و تخت " کلید فرار ما است. در این مورد می‌خواهیم بدانیم که زندان ما چیست و چرا مغز ما همیشه به دنیای قرون وسطی پناه می‌برد؟ یکی از جواب‌های ممکن برای این پرسش این است که شاید داستان "بازی تاج و تخت" به هیچ وجه مربوط به گذشته نباشد. کتاب‌های زیادی وجود دارند که از احتمال اینکه آیندهٔ زمین شکل شمایلی مانند دنیاهای تاریخی و به دور از مدرنیته داشته باشد، سخن گفته‌اند. در رمان "شاهزادهٔ مریخ" که توسط ادگار رایس در سال 1912 نوشته شد، دنیای قرون وسطایی مارتین ما را یاد تکنولوژی های فوق پیشرفتهٔ قدیمی و دنیای پیچیده ای که تکنولوژی بر آن چیره است می‌اندازد. کتاب "زمین در حال مردن" اثر جک ونس که در سال 1950 نوشته شد، زمین پیری را به ما نشان داد که خورشیدش در حال محو شدن بود، ماهی در آسمانش دیده نمی‌شد و اتفاقا جادو بر آن حاکم شده بود. در همین اواخر هم دیوید میشل و ان.کی.جیمسین به ترتیب با نوشتن کتاب‌های محبوب "ابر اطلس" و سه گانهٔ "زمین شکسسته شده" آیندهٔ زمین را شبیه به گذشته‌های باستانی آن ترسیم کرده‌اند. هر دوی این نویسنده‌ها راوی سبک زندگی عصر حجری یا قرون وسطایی مردم آینده هستند چراکه مردم به مرور زمان اشتباهات زیست محیطی و سیاسی مصیب­باری را مرتکب شده بودند. اینکه بخواهیم آینده دورمان را بدون داستان پیش‌بینی کنیم بسیار سخت است. ما کامپیوتر­هایی داریم که تاثیرات تغییرات آب و هوایی روی زمین را طی قرن‌ها نشان ما می‌دهند و باعث می‌شوند تصوراتی مبهم از آیندهٔ جامعه و سیستم اقتصادی خود داشته باشیم. اما وقتی که بحران‌های فعلی ما عمدتا ناشی از انتخابات ها و پسرفت‌های اقتصادی است ،به سختی می‌توان تصوری مدرن از آینده داشت. شاید داستان بازی تاج و تخت نمایانگر دکمهٔ شروع مجدد فرهنگ ما است که ما را به تصور بنای دوبارهٔ تمدن بشری و صنعت در صورت داشتن شانس مجدد وا می‌دارد.چه می‌شد اگر ما دوباره وارد اثر مدرنیته می‌شدیم و این بار راه درست را انتخاب می‌کردیم؟ شاید این بار دیکتاتور ها دیگر رعیت‌ها را طی جنگ‌های ممتد نمی‌کوبیدند. این عاملی است که باعث می‌شود افسانه‌های آمیخته به تاریخ، به شکل عجیبی ،تبدیل به کلید تفکر پیرامون آیندهٔ زمین شوند. آیا دیوار محکمی که اکنون ساخته‌ایم پس از تغییرات عمدهٔ آب و هوا همچنان به این شکل باقی می‌ماند؟  آیا در نهایت رقابت‌های سیاسی را کنار خواهیم گذاشت تا خودمان را نجات دهیم؟ اگر اعتراف کنیم که امکان این وجود دارد که مرتکب خطا شویم، آنگاه می‌توانیم گزینه‌هایمان را بررسی کنیم. اکنون بازی تاج و تخت می‌تواند با زندگی ما تطبیق یابد، نه صرفا به خاطر اینکه می‌توانیم نماد شاه جوفری سادیسمی را در زندگی واقعی خود بیابیم و نه به خاطر اینکه می‌توانیم با تاثیر تغییرات آب و هوایی روی پژمرده کردن زمین به وسیله به حکومت رساندن امور ماوراطبیعه آشنا شویم.درست مانند هر داستان قرون وسطایی دیگری، بازی تاج و تخت نیز تاریخ را مو به مو برایمان روایت نمی‌کند اما عطش ما را برای یافتن روایتگری آینده­نگر فروکش می‌کند، روایتگری که به ما یادآوری می‌کند که دنیای آینده انسان هرچقدر هم دور باشد و در هر شکلی هم که باشد، امروز و توسط ما پایه­ریزی می‌شود. در آیندهٔ نزدیک، زمانی که ما با فجایاع احتمالی رو به رو می‌شویم، نیاز به این داریم که تخیلمان را از بند برهانیم. ما به اینکه راه فرار خود را بیابیم احتیاج داریم. ترجمه : محمد رضا چهارسوقی   ]]> جهان‌کتاب Sun, 14 Apr 2019 07:53:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273924/چرا-بازی-تاج-تخت-نیاز-داریم تأثیر مخاطبان بر نگارش پایان داستانی محبوب http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273981/تأثیر-مخاطبان-نگارش-پایان-داستانی-محبوب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، وقتی جورج آر. آر. مارتین با ساخت اقتباسی سینمایی از «حماسه اتش و یخ» موافقت کرد اصلاً انتظار نداشت با چنین استقبالی مواجه شود اما حالا همه منتظرند تا فصل آخر این اقتباس تلویزیونی ساعت 9 امشب پخش شود و چند هفته هیجان‌انگیز را سپری کنند تا ببیند در نهایت چه کسی بر روی تخت آهنین می‌نشیند.   نام جورج مارتین، نویسنده 70 ساله انگلیسی در سال‌های اخیر بارها شنیده شده است. سریال «بازی تاج و تخت» با اقتباس از مجموعه داستان «ترانه آتش و یخ» سبب شد محبوبیت نویسنده انگلیسی در میان مردم و اقبال خوانندگان به کتاب‌هایش افزایش یابد.    مارتین در سال 2011 در فهرست 100 فرد تأثیرگذار سال برگزیده شد و هر سال اقتباس تلویزیونی از کتابش برنده جوایز متعددی در مراسم «اِمی» می‌شود. این در حالی است که نویسندگان سریال پا را فراتر از کتاب گذاشتند و از آنجا که مارتین مجموعه جدید را منتشر نمی‌کند دست به کار شدند و ادامه سریال را نوشتند. ادامه‌ای که حالا به قدم‌های آخرش نزدیک شده است.   سؤال اینجاست که نویسندگان مجموعه «بازی تارج و تخت» به سرپرستی مارتین پایان‌بندی داستان را طبق نظر خود نوشته‌اند یا نظر خوانندگان را در نظر گرفته‌اند.   نگارش پایان داستان بر اساس نظر خواننده در دنیای ادبیات بی‌سایقه نیست. چارلز دیکنز، نویسنده انگلیسی که داستان‌هایش را به صورت اپیزودیک در مجلات منتشر می‌کرد همیشه به نظرات خوانندگانش توجه می‌کرد. دیکنز که استاد نگارش پایان‌های شاد است در داستان «آرزوهای بزرگ» پایانی غم‌انگیز نوشت و استلا و پیپ دو شخصیت اصلی داستان به هم نرسیدند. کمی بعد و در پی عکس‌العمل خوانندگان دیکنز پایانی متفاوت و شاد برای استلا و پیپ نوشت.   البته تغییر اتفاقات کتاب «ترانه آتش و یخ» در سریال «بازی تاج و تخت» هم رخ داده است و پس از اعتراض بینندگان به از بین بردن جان اسنو در فصل بعدی بار دیگر به سریال بازگردانده شد.   خیلی‌ها معتقدند آریا استارک چهره جیمی لنیستر را به صورت می‌کند و سرسی را به قتل می‌رساند، عده دیگری می‌گویند گِندری، تنها پسر رابرت باراتیون پادشاه می‌شود و عده دیگری معتقدند جان اسنو شمشیری در قلب مادر اژدها فرو می‌کند تا آتش بگیرد و پادشاه شب را که پشت دنریس ایستاده است بُکُشد. در هر صورت از آنجا که جورج مارتین ادامه کتاب را هنوز منتشر نکرده است هیچ‌کس نمی‌داند نظر واقعی نویسنده برای پایان داستان چیست و باید منتظر ماند تا کتاب منتشر شود و سریال به پایان برسد تا فرصت مقایسه فراهم شود.  ]]> جهان‌کتاب Sun, 14 Apr 2019 06:55:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273981/تأثیر-مخاطبان-نگارش-پایان-داستانی-محبوب «سلاخ‌خانه شماره پنج» ۵۰ ساله شد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273962/سلاخ-خانه-شماره-پنج-۵۰-ساله به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایندیپندنت - این روزها یک نقاشی دیواری ۱۱ متری از کرت وانه‌گت در زادگاهش ایندیاناپولیس به چشم می‌خورد. شهری که وقتی پسر مشهورش چند هفته پس از انتشار «سلاخ‌خانه شماره پنج» در ۳۱ مارس ۱۹۶۹ برای جشن امضای کتابش به آنجا بازگشت، چندان به او بها نداد. وانه‌گت که در زمان سفر به شهرش برای تبلیغ رمانی که درباره نجات از بمباران درسدن در سال ۱۹۴۵ نوشته بود، یکی از پرفروش‌ترین رمان‌نویسان بود، به طرز طعنه‌آمیزی درباره فقدان هیاهویی که زمان بازگشت به آنجا با آن روبه‌رو شد می‌نویسد:‌ «در ایندیاناپولیس به کتابفروشی رفتم. در عرض دو ساعت ۱۳ جلد کتاب فروختم، هر کدام را به یکی از اقوام. قسم می‌خورم.» وانه‌گت که در ۱۱ آوریل ۲۰۰۷ در سن ۸۴ سالگی درگذشت، مطمئنا اگر زنده بود از شیوه گرامیداشت پنجاهمین سالگرد انتشار «سلاخ‌خانه شماره پنج» لبخند به لب می‌زد. موزه و کتابخانه کرت وانه‌گت در ایندیاناپولیس ۸۶ هزار نسخه از این رمان را که زمانی ممنوع بود و سوزانده می‌شد به تمامی دبیرستان‌های ایالت محل تولد او یعنی ایندیانا اعطا کردند. جولیا وایتهد، مدیر این موزه این اتفاق را به عنوان مهیج‌ترین مراسم یادبود توصیف کرد. انتشارات پنگوئن نسخه یادبود پنجاهمین سالگرد «سلاخ‌خانه شماره پنج» را منتشر کرد. کتابخانه‌های سراسر امریکا در حال برنامه‌ریزی برای خوانش عمومی کل کتاب در تولد پنجاه سالگی آن هستند. در دوازدهمین سالگرد مرگ وانه‌گت در ماه آوریل نویسندگانی نظیر داگلاس برینکلی از سخنرانان اصلی جشن «شب وانه‌گت» در ایندیاناپولیس خواهند بود. ماه آینده نیز دانشگاه ایندیانا بلومینگتون برنامه «یک اتحاد کرت وانه‌گاتی» را با صحبت‌های دیو اگرز برگزار خواهد کرد. رمان وانه‌گت که در ۱۹۷۲ به یک فیلم تبدیل شد که جرج روی هیل آن را کارگردانی کرد، در سال ۲۰۱۹ در قالب یک اقتباس تلویزیونی جدید آماده بازگشت به صفحه نمایش می‌شود، با کارگردانی کاری اسکاگلند، که برای کار خود در «سرگذشت ندیمه» نامزد جایزه امی شد. یکی از دلایکی که نیم قرن پس از انتشار این کتاب، چنین هیاهویی برای آن برپا شده این است که یکی از تخیلی‌ترین رمان‌هایی است که تا به حال درباره جنگ نوشته شده است. وانه‌گت پیش از این پنج رمان دیگر ازجمله کتاب‌های برنده جایزه –سیرن‌های تایتان و گهواره گربه- نیز منتشر کرده بود اما این «سلاخ‌خانه شماره پنج» بود که برایش شهرت بین‌المللی را به همراه آورد. دو دهه طول کشید تا او بالاخره درباره کشتار ۱۳ فوریه ۱۹۴۵ نوشت که در آن او و چند زندانی جنگی دیگر تنها به این خاطر که در یک سلاخ‌خانه زیرزمینی بودند، نجات یافتند. وانه‌گت تصمیم گرفت نه تنها بمباران ۴۵۰۰ تن بمب انفجار قوی و آتش‌زا توسط نیروهای متفقین و ویرانی ۳۹ کیلومتر مربع از آنچه وانه‌گت آن را «احتمالا زیباترین شهر جهان» می‌نامد، توصیف کند، بلکه طنز و علمی‌تخیلی را کنار هم گذاشت تا یک رمان سورئال تراژیک-کمدی خلق کند. پیش‌نویس‌های متعددی از «سلاخ‌خانه شماره پنج» در مجموعه دست‌نویس‌های وانه‌گت در کتابخانه لیلی دانشگاه ایندیانا وجود دارد که نشان می‌دهند نویسنده که زمان انتشار رمان ۴۶ ساله بود، چطور موشکافانه کار کرد تا به نتیجه دلخواه خود برسد؛ درست از همان جمله به یادماندنی آغازین: «تمام این‌ها کمابیش اتفاق افتاده.» این کتاب تا سال ۲۰۱۱ همچنان از سوی دبیرستان ریپابلیک در میزوری ممنوع بود. اگرچه خشم بخش‌های کوچکی از محافظه‌کاران امریکا نتوانست ضربه بزرگی به محبوبیت کلی کتاب علی‌الخصوص در میان خوانندگان جوان بزند. گزارش شده که «سلاخ‌خانه شماره پنج» تنها در قرن ۲۱ بیش از ۴۰۰ هزار نسخه فروش داشته است. اگرچه وانه‌گت در میان خوانندگان ضدجنگ یک قهرمان محسوب می‌شد، عقاید مختلفی درباره‌اش وجود داشت. طرفدارانش شامل مارتین امیس و گراهام گرین می‌شدند که وانه‌گت را به عنوان یکی از بهترین نویسندگان امریکایی توصیف می‌کردند. در مقابل، بعضی منتقدین به کتاب‌هایش به خاطر اینکه «بی‌مزه» و «خودمانی» است حمله می‌کردند و حتی گور ویدالِ تندخو وانه‌گت را «بدترین نویسنده امریکا» خواند. وانه‌گت همچنان به «سلاخ‌خانه شماره پنج» افتخار می‌کرد و بارها به شوخی گفت: «تنها یک نفر در کل این سیاره وجود دارد که از کشتار درسدن سود برد و آن من بودم. من بابت هر فردی که کشته شد، سه دلار گرفتم. تصور کنید.» ]]> جهان‌کتاب Sat, 13 Apr 2019 09:52:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273962/سلاخ-خانه-شماره-پنج-۵۰-ساله برندگان احتمالی جایزه پولیتزر برای داستان http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273941/برندگان-احتمالی-جایزه-پولیتزر-داستان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از الکتریک لیتریچر، جایزه پولیتزر را اولین بار جوزف پولیتزر روزنامه‌نگار مجاری الاصل ساکن آمریکا در قرن نوزدهم تاسیس کرد و از سال 1917 تا کنون هر سال از بهترین آثار ادبی، موسیقی و روزنامه‌نگاری کشور آمریکا تقدیر می‌کند. در اصل این جایزه با نظارت دانشگاه کلمبیا به روزنامه‌نگاران، نویسندگان، شاعران و موسیقی‌دانان داده می‌شود.   جایزه پولیتزر برای داستان یکی از هفت جایزه پولیتزر آمریکایی است که معمولاً از داستانی تقدیر می‌شود که درباره زندگی داخل کشور آمریکا نوشته شده باشد. از سال ۱۹۸۰، معمولاً دو نفر دیگر در کنار برنده به عنوان نامزدهای نهایی اعلام می‌شود که سال گذشته رمان کمدی «کمتر» نوشته اندرو شان گریر توانست جایزه پولیتزر داستانی را کسب کند. برندگان امسال پولیتزر 15 آوریل (26 فروردین) اعلام خواهد شد و گمانه‌زنی‌ها برای برندگان احتمالی از بین آثار زیر هستند.   سرهای آدم‌های رنگی نوشته نفیسه تامسون اسپایرز مجموعه داستان تامسون پیش از این جوایز متعددی کسب کرده و در بین نامزدهای نهایی جایزه کرکاس، جایزه کتاب لس‌آنجلس‌تایمز و کتاب ملی آمریکا قرار داشته است. در این کتاب نویسنده به مسائل مربوط به طبقات اجتماعی و نژادی در جامعه آمریکا پرداخته است. اگر هیئت داوران بخواهد یک مجموعه داستان انتخاب کند این کتاب یکی از بهترین‌هاست.   سرزمین‌های وحشی نوشته آبی جنی اولین رمان این نویسنده در بین نامزدهای اولیه جایزه مرکز داستان آمریکا قرار گرفته بود و حالا دومین رمانش به حوادث طوفان آمریکا در اوکلاهاما پرداخته است. در این رمان نگاه ویژه‌ای به روابط انسان‌ها با حیوانات و طبیعت شده است. این رمان از سوی داوران جایزه بازفید و کرکاس تقدیر شدند و در بین لیست نامزدهای نهایی جایزه کتاب لس‌آنجلس تایمز قرار گرفته بود.   انتظار برای بهشت نوشته الیوت آکرمن نویسنده این کتاب پیش از این در بین نامزدهای نهایی جایزه کتاب ملی آمریکا دیده شده است و حالا آخرین رمانش دنیا را از نگاه یک مرد مرده روایت می‌کند که همچنان منتظر است تا معنای زندگی پیش و پس از مرگ را احساس کند. هم منتقدان و هم مردم این رمان را تحسین کرده‌اند و احتمال می‌رود داوران پولیتزر نیز به آن نگاه ویژه‌ای داشته باشند.   عشق تفنگ نوشته جنیفر کلمنت این رمان ماه مارس گذشته منتشر شد و در لیست نامزدهای اولیه جایزه کتاب ملی آمریکا قرار گرفت و خوانندگان بسیاری از آن موقع پیدا کرده است. مجله تایم و لایبرری این کتاب را بهترین رمان سال انتخاب کردند و حالا یکی از شانس های پولیتزر است. داستان اصلی رمان رابطه دختر و مادری است که در مسائل مربوط به طبقه و تفنگ ماجرایشان روایت می‌شود.   تجزیه نوشته لینگ ما شاید رمان‌های مذهبی زیاد مورد توجه جوایز ادبی نباشند ولی این رمان گفته می‌شود چیز دیگری است. روزنامه نیویورک تایمز این رمان در بین 100 رمان برتر سال 2018 اعلام کرد. برنده جایزه کرکاس و نامزد نهایی جایزه پن/همینگوی 2019 از دیگر افتخارات این رمان است.   دوست نوشته سیگرید نونز این رمان جایزه کتاب ملی آمریکا را برده است ولی معمولاً داوران جایزه پولیتزر کمی متفاوت از داوران جایزه کتاب ملی فکر می‌کنند. با این وجود یکی از شانس‌های جایزه پولیتزر امسال رمان مورد تحسین نونز است که ظاهرش رابطه انسان و سگ‌هاست ولی معنای اجتماعی فراتری را دنبال می‌کند.   اتاق مریخی نوشته ریچل کوشنر بسیاری حدس می‌‌زدند رمان سال 2013 کوشنر با عنوان شعله افکنان بتواند جایزه پولیتزر را کسب کند ولی این اتفاق نیفتاد. حالا این رمان شانس زیادی برای گرفتن این جایزه دارد. این کتاب روایت مادر یک پسر نوجوان است که پیش از این در یک باشگاه رقص بوده است. کوشنر، نویسنده‌ آمریکایی ۵۰ساله، پیش از این با رمان‌هایش نامزد جوایز بوکر و کتاب ملی آمریکا شده است.   فلوریدا نوشته لارن گروف نویسنده پیش از این رمان‌های متعدد و موفقی منتشر کرده است که از جمله آنها می‌توان به آرکادیا اشاره کرد. رمان فلوریدا پیش از این در لیست نامزدهای نهایی جایزه کرکاس و کتاب ملی آمریکا قرار گرفته است و جایزه استوری را نیز برده است ولی هنوز هیچ جایزه پولیترزی نصیب این نویسنده نشده است.   یک ازدواج آمریکایی نوشته تایاری جونز این روزها در آمریکا بسیاری از مردم این رمان را خوانده و یا در حال خواندن هستند. این رمان به گفته بسیاری از منتقدان پر از عشق و امید است ولی تا کنون توانسته تنها در لیست نامزدهای نهایی جایزه کتاب لس آنجلس تایمز قرار بگیرد.   مومنان واقعی نوشته ربکا ماکای ماجرای اصلی این رمان در سال‌های دهه هشتاد میلادی و قصه مربوط به مشکل همه گیر شدن بیماری ایدز است. منتقدان می‌گویند این رمان اصلی‌ترین شانس جایزه پولیتزر امسال است. مدال کارنگی سال 2019 یکی از افتخارات این رمان است.   ]]> جهان‌کتاب Sat, 13 Apr 2019 07:40:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273941/برندگان-احتمالی-جایزه-پولیتزر-داستان آیا نویسنده استرالیایی برنده جایزه نوبل ادبیات می‌شود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273913/آیا-نویسنده-استرالیایی-برنده-جایزه-نوبل-ادبیات-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ای بی سی، شش ماه دیگر بنیاد نوبل دو برنده برای جایزه نوبل ادبیات انتخاب می‌کند و خیلی‌ها معتقدند جرالد مورنان یکی از بخت‌های اصلی دریافت نوبل ادبیات در سال جاری را دارا است. جایزه‌ای که امسال دو برنده خواهد داشت تا رسوایی‌های سال گذشته هیئت انتخاب در سال 2018 را جبران کند.   مورنان از اولین رمانش تحت عنوان «صف درخت گز» که در سال 1974 منتشر شد به عنوان «نویسنده‌یِ نویسندگان» خوانده شد. «نویسنده‌یِ نویسندگان» در دنیای ادبیات به نویسنده‌ای اطلاق می‌شود که آثارش ارزش ادبی بالایی دارند اما به مذاق عامه مردم خوش نمی‌آید.   مورنان 16 کتاب داستانی، غیرداستانی، و شعر نوشته است و متأسفانه هیچ‌وقت برنده جایزه مایلز فرانکلین، که در واقع‌ترین مهم‌ترین جایزه ادبی کشور استرالیا است، نشده است   با این حال اتفاقاتی در سال 2018 رخ داد که به نظر تغییر بزرگی در حرفه مورنان به وجود آورد. در سال 2017 داستان «منطقه مرزی» در میان نامزدهای فهرست نهایی جایزه مایلز فرانکلین قرار گرفت، برنده جایزه ادبی نخست‌وزیر در بخش داستان شد و به همراه مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاهش توسط انتشارات «فِررار، استرائوس، و گیرو» در ایالات متحده منتشر شد.   کمی بعد نیویورک‌تایمز مورنان را بخت بعدی دریافت جایزه نوبل ادبیات اعلام کرد و او را «بهترین نویسنده انگلیسی زبان در قید حیاتی توصیف کرد که افراد زیادی نمی‌شناسندش اما متأسفانه در سال 2018 نوبل ادبیات برنده‌ای نداشت.   البته این نوع تمجیدها اتفاق جدیدی برای مورنان به شمار نمی‌رود؛ خود وی می‌گوید در طول ده سال گذشته همیشه نام او به عنوان یکی از برندگان احتمالی نوبل ادبیات مطرح شده است اما از اینکه همچنان این اتفاق رخ می‌دهد خوشحال است: «از این موضوع که به عنوان یک نویسنده استرالیایی برای دریافت نوبل ادبیات مطرح هستم خوشحالم، نه از اینکه احتمال دارد واقعاً برنده شوم.»   توجه رسانه‌های بین‌المللی سبب شد تعداد خوانندگانش افزایش یابد. در سال 2019 دو کتاب جدید منتشر کرد: داستانی دارای چهار بخش تحت عنوان «فصلی در زمین» که 40 سال پیش به صورت ناقص منتشر شد و همچنین مجموعه شعری تحت عنوان «سایه‌های سبز».   مورنان اخیراً اعلام کرد دیگر برای جلب توجه در دنیای نشر کتاب نمی‌نویسد و دوست دارد برای رضای دل خود دست به قلم بگیرد.   تجدید فعالیت مورنان با نقل مکان به شهر کوچک «گوروک» همز‌مان شد. در سال 2009 از ملبون به گوروک رفت و از آن زمان هشت کتاب نوشت و منتشر کرد. خود وی از اهمیت این شهر کوچک در نوشته‌هایش گفته است: «تحقق هندسه زندگی من در این مکان علاقه من به این شهر را اثبات می‌کند. انتظار ندارم کسی این رابطه را درک کند.»   مورنان در ماه فوریه 80 ساله شد و انتشار «فصلی روی زمین» بهترین هدیه تولد برایش بود زیرا 43 سال منتشر ماند تا این کتاب به صورت کامل منتشر شود. انتشار این کتاب و برگشتن نام مورنان به سرخط خبرها سبب شد نامش به عنوان یکی از برندگان نوبل ادبیات امسال بیش از پیش مطرح شود. باید منتظر ماند و دید آیا نوبل به استرالیا می‌رسد یا نه!   جایزه نوبل ادبیات که به طور معمول سالیانه برگزیده خود را اعلام می‌کند در سال 2018 برگزار نشد زیرا آکادمی سوئدی اعلام برندگان نوبل ادبیات به رسوایی اخلاقی، فساد مالی، و همچنین بی‌وفایی بعضی از اعضا به قوانین نوبل مبنی بر فاش نکردن نامزدهای جایزه به عموم متهم شد.   کاترینا فراستنسن، شاعر و عضو آکادمی نوبل در آن زمان و شوهرش جان کلود آرنالت افراد مورد اتهام بودند. این دو مؤسسه‌ای فرهنگی در استکهلم داشتند که پول زیادی هم از آکادمی سوئدی دریافت می‌کرد. آرنالت به سوءاستفاده از قدرت خود در مؤسسه فرهنگی و همچنین تعرض به 18 زن متهم شد. آرنالت، که سال گذشته به دو سال زندان هم محکوم شد، همچنین متهم شد که نام برنده‌های نوبل را در اختیار رسانه‌ها قرار داده است.    پس از عمومی شدن رسوایی بعضی از اعضای آکادمی نوبل ادبیات، دیگر اعضا تصمیم به استعفا گرفتند. حتی بعضی از حامیان جایزه مثل پادشاه سوئد به صورت علنی درخواست ایجاد تغییراتی اساسی در چینش اعضا کرد. تغییرات زیادی در اعضای هیئت داوران ایجاد شد و افراد تازه‌نفس اضافه شدند و حالا امسال با انتخاب دو برنده فرصت اثبات شایستگی خود را دارند تا بار دیگر بنیاد نوبل به جایزه نوبل در بخش ادبیات مفتخر باشد. ]]> جهان‌کتاب Fri, 12 Apr 2019 13:36:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273913/آیا-نویسنده-استرالیایی-برنده-جایزه-نوبل-ادبیات-می-شود مستند با چاشنی داستان/ چرا کسی رمان سیاسی نمی‌نویسد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273903/مستند-چاشنی-داستان-چرا-کسی-رمان-سیاسی-نمی-نویسد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لس آنجلس تایمز، تام روزنتیل نویسنده و منتقد آمریکایی روزنامه لس آنجلس تایمز اخیراً در فستیوال کتاب شهر لس آنجلس از کتاب جدید خود با عنوان دروغ خوب رونمایی کرد. او سال‌ها مدیر اجرایی موسسه انتشارات آمریکایی امریکن پرس و عضو ارشد اندیشکده بروکینز است. در کتابش روزنتیل اعتقاد دارد در سال های اخیر بسیاری از روزنامه و مجلات مطالب سیاسی منتشر می‌کنند که نوعی بردبختی و روزگار سیاه انسان‌ها را نشان می‌دهد درحالی که می‌توان مطالبی سیاسی نوشت که انسان‌ها را به آینده امیدوار کند.   وی در یادداشتی می‌نویسد من سال‌ها کتاب‌های متعددی درباره این موضوع نوشتم که چگونه می‌توان در همین خبرها و گزارش‌های سیاسی از حوادث روزگار کمی نگاه مثبت داشت. از سال‌های پیش همیشه در حوزه نوشتن مستند و گزارش‌های سیاسی کار کردم ولی به این نتیجه رسیدم که می‌توان درباره همین اوضاع و احوال سیاسی داستان‌ نیز نوشت. همیشه این سوال از سوی اطرافیان و خودم مطرح بوده که چطور می‌توان در دنیای آشفته امروزی با این همه خبرهای سیاسی بد یک داستان خوب سیاسی نوشت.   جواب همان چیزی است که لیلی تاملین کمدین آمریکایی درباره سیاست گفته است که نمی‌شود حس بدگمانی نسبت به سیاست را از خود دور کرد ولی می‌شود خودتان را در برابر آن محافظت کنید. داستان خوب همان کاری را می‌کند که مستندهای بد نمی‌تواند انجام دهد. در داستان می‌شود شخصیت‌های سیاسی را همانطور که خودتان دوست دارید بازطراحی کنید و شرایط را طوری ایجاد کنید که رهبری سیاسی به نوعی رهبری اخلاقی در زندگی عمومی مردم تبدیل شود.  یا اینکه داستان‌های دروغی درباره سیاستمداران بسازید طوری که خواننده از مطالعه داستان امیدوار شود.   زندگی شخصی مردم در دنیای خیالی و اختراع شده من آمیخته‌ای از هیجان و واقعیت‌های شک برانگیز زندگی است. در این گونه داستان‌های سیاسی شخصیت های مثبت یا همان آدم‌های خوب برای مبارزه با شخصیت‌های منفی یا آدم‌های بد داستان کمی بیشتر به اخلاق نزدیک‌تر می‌شوند. ولی آدم‌های شرور به همان اندازه به سمت تاریکی و شرارت بیشتر می‌روند. من به عنوان یک خبرنگار عادت دارم سیاستگذاران را همانطوری که هستند گزارش کنم ولی در داستان‌هایم که از سال 2008 نوشتن آنها را شروع کردم این شخصیت‌های سیاسی آمیخته‌ای از انسان‌های واقعی و شخصیت‌های خیالی بودند.   در داستان سیاسی شما نمی‌توانید دنیای تخیلی نداشته باشید چون سیاستمداران آنطوری نیستند که مردم دوست دارند. در یکی از رمان‌هایم داستان درباره سیاستمداران جوانی بود که می‌‌خواستند در حزب خود پیشرفت کنند و حتی روزی رئیس جمهور شوند ولی قوانیم محافظه‌کارانه حزب به آنها چنین اجازه‌ای نمی‌داد. در اصل وقتی داستان به سیاست و سیاسیون مربوط می‌شود و یا درباره آنهاست باید نوشته‌های مستند با نوعی خیال‌پردازی چاشنی کار شود. باید برای جذابیت جوان‌ترها را جایگزین سیاسیون قدیمی و محافظه‌کار کرد تا کمی داستان هیجان‌انگیز شود.   در اواخر سال 2016 رمانی را شروع کردم که ماجرای دعواهای سیاسی درون حزبی را تعریف می‌کرد ولی این مسائل برای مخاطب چندان هیجان ندارد و باید چیزی شبیه یک بحران سیاسی در سطح دولت یا ریاست جمهوری باشد. داستان سیاسی با شخصیت‌های متنوع مثل ماجراهای مجلس نمایندگان و کارتل‌های فساد و میلیاردرهایی که رئیس جمهور و دولت و مجلس را کنترل می‌کنند، همگی باعث می‌شود داستان از یک مستند خسته‌کننده به یک ماجرای هیجان‌انگیز برگرفته از واقعیت و کمی تخیل تبدیل شود.   در نوشته‌های مستند سیاسی نمی‌‌توان از واژه‌هایی استفاده کرد که این آدم‌های سیاسی پشت دوربین می‌زنند. در روزنامه یا مجله همان چیزهایی نوشته می‌شود که رئیس گفته است ولی در داستان نویسنده می‌تواند از زندگی شخصی این افراد رسمی جلوی دوربین نیز بگوید و همین است که داستان را جذاب می‌کند. نویسنده این سیاستمداران را در موقعیت‌هایی به تصویر می‌کشد که روزانه برای هزاران نفر در جامعه پیش می‌آید.   مثلاً می‌توانید در داستان شخصیت خود را ترامپ صدا کنید و بگویید که ترامپ داستان شما درباره مردم دیگر چه فکر می‌کند. لازم نیست به کاخ سفید بروید و از ترامپ نظرش را درباره دیگران بپرسید. اینجا صفحه اول روزنامه نیست. شما دارید یک داستان می‌‌نویسید. داستان با زندگی واقعی با حوادث‌ش تفاوت دارد چون داستان پایان دارد ولی زندگی همچنان ادامه دارد. شاید به همین خاطر باشد که کمتر نویسنده‌ای درباره سیاست داستان می‌نویسد. ]]> جهان‌کتاب Fri, 12 Apr 2019 13:22:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273903/مستند-چاشنی-داستان-چرا-کسی-رمان-سیاسی-نمی-نویسد انتشار کتاب خاطرات دیوید کامرون در فصل پاییز http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273912/انتشار-کتاب-خاطرات-دیوید-کامرون-فصل-پاییز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، ناشر دیوید کامرون اعلام کرد همچنان قرار است کتاب خاطرات نخست‌وزیر سابق بریتانیا در فصل پاییز وارد بازار شود. این در حالی است که پیش از این شایعه شده بود با وجود تمدید ضرب‌الاجل برگزیت انتشار این کتاب نیز به تأخیر افتاده است.   گفته می‌شود دیوید کامرون کتاب زندگینامه‌اش را 800 هزار پوند به انتشارات کالینز فروخته و قول داده است که «هنگام نوشتن صداقت داشته باشد.» قرارداد این کتاب کمی پس از آن که کامرون از رقابت با ترزا می کنار رفت بسته شد.   در سال 2017 گزارش شد که نخست‌وزیر سابق بریتانیا استودیویی گران‌قیمت خریده است تا بتواند آزادانه به نوشتن کتاب خاطراتش مشغول شود. تا ماه ژانویه هم 400 هزار کلمه نوشت و کتاب را به اتمام رساند و در روند ویرایش کتاب 100 هزار کلمه حذف شد. پیش از این قرار بود کتاب در سال 2018 منتشر شود اما انتشارش به تأخیر افتاد تا از شایعات مبنی بر دخالت غیرمستقیم در ماجرای برگزیت جلوگیری شود.   اما روز پنج‌شنبه دیلی میل اعلام کرد که کامرون در مصاحبه‌ای با آن گفته است: «صادقانه بگویم که نمی‌دانم چه زمانی کتاب زندگینامه‌ام منتشر می‌شود.»   بنا بر گزارش دیلی میل کامرون قبلاً به صورت ضمنی به ترزا می قول داده بود که کتاب خاطراتش پس از مشخص شدن تکلیف خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا منتشر خواهد شد تا دخالتی در کار می صورت نگیرد و خاطر مردم مکدر نشود. اما با وجود تمدید مهلت ضرب‌الاجل برگزیت تا 31 اکتبر که در روز چهارشنبه اعلام شد دیلی میل اعلام کرد که کتاب خاطرات کامرون فعلاً منتشر نمی‌شود.   البته انتشارات هارپر کالینز این ادعا را رَد و سخنگوی ناشر روز پنج‌شنبه در مصاحبه‌ای با گاردین اعلام کرد: «کتاب را طبق برنامه در ماه پاییز منتشر خواهیم کرد.»   باید منتظر ماند و دید کتابی که هنوز عنوان هم ندارد منتشر خواهد شد یا خیر و در صورت انتشار چه تأثیری بر اذهان عمومی درباره موضوع برگزیت خواهد داشت. ]]> جهان‌کتاب Fri, 12 Apr 2019 11:57:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273912/انتشار-کتاب-خاطرات-دیوید-کامرون-فصل-پاییز نخ الکترونیک کتاب‌خوان‌های آمازون هم آمد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/273905/نخ-الکترونیک-کتاب-خوان-های-آمازون-هم-آمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گودایریدر، بسیاری از انتشارات داخلی و خارجی معمولاً برای راحتی مشتری‌ها و خوانندگان کتاب‌ و رمان‌ها نخی نازک بین کتاب‌ها قرار می‌دهند تا خواننده بداند تا کدام صفحه را خوانده است و دفعه بعد به دنبال صفحه مورد نظر نباشد.   حالا این امکان به کتاب‌های الکترونیک نیز وارد شده است. شرکت آمازون در دستگاه‌های کتاب‌‌خوان کیندل خود امکانی برای کاربران قرار داده است تا صفحات و کلمات خوانده شده را از صفحات خوانده شده شناسایی کنند.   آمازون گفته است تمام کاربران دستگاه‌های کیندل از ماه آوریل می‌توانند با به روز رسانی سیستم عامل کتاب‌خوان‌های خود از این امکان استفاده کنند. نسخه 5.11.1 نرم افزار کیندل این امکان را دارد که در دستگاه‌های مدل پیپروایت نسخه چهار وجود دارد.   پیش از این آمازون وعده ایجاد چنین امکانی را برای کاربران کتاب‌خوان الکترونیک کیندل در زمان ساخت جوهر الکترونیکی خود داده بود. کاربران در کتاب‌خانه الکترونیک خود نیز می‌‌توانند کتاب‌های خوانده شده را از آنهایی که جدید هستند تفکیک کنند. ]]> جهان‌کتاب Fri, 12 Apr 2019 09:16:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/273905/نخ-الکترونیک-کتاب-خوان-های-آمازون-هم-آمد اولین مینی‌بوک های انگلیسی انتشارات پنگوئن http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273906/اولین-مینی-بوک-های-انگلیسی-انتشارات-پنگوئن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بوک ریوت، انتشارات پنگوئن اخیراً فرمت جدیدی از کتاب را منتشر کرده است که برای اولین بار در دنیای چاپ کتاب انگلیسی دیده می‌شود. اولین کتاب‌های کوتوله یا مینی‌بوک‌های (Dwarsliggers) پنگوئن به مجموعه داستان‌های جان گرین نویسنده آمریکایی اختصاص داده شده است.   پیش از انتشارات آمریکایی در کشور هلند این نوع چاپ از کتاب‌های داستان رواج داشته است. نزدیک به 10 سال پیش انتشارات هلندی رویال جونگبلود (Royal Jongbloed) کتاب‌هایی در این قطع چاپ می‌کرد که البته تنها حاوی جدول‌ کلمات متقاطع بود.   این نوع کتاب‌ها بر خلاف کتاب‌های معمول دیگر به صورت عمودی چاپ می‌شوند و کلمات انگلیسی را باید از بالا به پایین مطالعه کرد. در این کتاب‌های کوتوله که ظاهراً برای قشر خاصی از مخاطبان چاپ می‌شود کلمات 90 درجه نسبت به حالت معمول تفاوت دارند.   مینی‌بوک‌ها از کاغذهای نازک‌تر از کتاب‌های دیگر استفاده می‌کنند تا مطالب بیشتری را در خود جای دهند. مجله ادبی نیویورکر این کتاب‌ها را ورود به عرصه جدیدی از چاپ کتاب‌های انگلیسی عنوان کرده بود.   اولین مجموعه از مینی‌بوک‌های انتشارات پنگوئن چهار کتاب داستان جان گرین شامل «درجستجوی آلاسکا، فراوانی کاترین‌ها، شهرهای کاغذی و نحسی ستاره‌های بخت ما» می‌شود.   کتاب نحسی ستاره های بخت ما از همان آغاز انتشار، با اقبال بالای خوانندگان روبه‌رو شد. این کتاب تا هفته‌ها پس از انتشار درصدر پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک‌تایمز قرار داشت. این کتاب به ۴۷ زبان ترجمه شده‌ و تاکنون ده میلیون نسخه از آن به‌ فروش رسیده‌ است. در سال ۲۰۱۴، مجله‌ی تایم، نویسنده‌ مشهور این کتاب را به‌عنوان یکی از صد چهره‌ی تأثیرگذار در جهان معرفی کرد.   در سال ۲۰۱۴، جاش بون فیلمی با اقتباس از همین کتاب، ساخت. موفقیت این فیلم نیز به‌اندازه‌ کتاب چشمگیر بود و در هفته‌ی نخست اکران به‌صدر جدول فیلم‌های در حال‌ اکران رسید.   این کتاب با توصیف زندگی دشوار هیزل آغاز می‌شود. هیزل با بیماری سرطان دست‌و‌پنجه نرم می‌کند. ناامیدی، نخستین حسی‌ است که با شروع کتاب، دریافت می‌کنید. بیماری هیزل، او را به دختری افسرده و گوشه‌گیر تبدیل کرده‌ است. والدینش که نگران این وضعیت هستند، به او پیشنهاد می‌دهند تا در جلسات گفت‌وگو با همسالان خود که دچار بیماری سرطان هستند، شرکت کند. هیزل، بی‌میل و رغبت، درخواست آنها را می‌پذیرد. او در همین نشست‌ها با پسری به‌نام آگوستوس آشنا می‌شود. آگوستوس به‌خاطر سرطان استخوان، یک پایش را از دست داده‌ است. درست در اوج ناامیدی، این عشق است که همچون شوالیه‌ای قهرمان، وارد داستان می‌شود و مسیر زندگی هیزل و آگستوس را تغییر می‌دهد.   ]]> جهان‌کتاب Fri, 12 Apr 2019 08:47:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273906/اولین-مینی-بوک-های-انگلیسی-انتشارات-پنگوئن ​جشنواره کتاب‌خوانی کودکان شارجه در راه است http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/273895/جشنواره-کتاب-خوانی-کودکان-شارجه-راه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه الاهرام- یازدهمین دوره جشنواره کتابخوانی کودکان شارجه که یکی از مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی منطقه است با شعار «دانش را کشف می‌کنم» از 17 آوریل (28فروردین‌ماه) شروع به کار کرده و به مدت ده روز به فعالیت‌های خود ادامه خواهد داد.  این جشنواره که هر ساله فضایی بانشاط، مفرح و سرگرم‌کننده را با هدف ایجاد فرهنگ مطالعه بین کودکان و نوجوانان، در طی یازده روز ترتیب می‌دهد محل دیداری بین خوانندگان، نویسندگان و ناشران خواهد بود تا با یکدیگر وارد تعامل و ارتباط شوند و به عرضه آثارشان بپردازند. جشنواره کتابخوانی کودکان شارجه در یازدهمین دوره خود میزبان نویسندگان برجسته ادبیات کودک، هنرمندان و 33 نویسنده و متفکر بین‌المللی از 26 کشور عربی و غیرعربی برای شرکت در جلسات و برنامه‌های جشنواره با محوریت گفت‌وگو  پیرامون ادبیات کودک و چالش‌های آن خواهد بود.  برگزاری ورک‌شاپ‌های کتابخوانی متعدد و مسابقات فرهنگی، ادبی و آموزشی، فیلمسازی و نمایش‌های مخصوص کودکان با هدف کشف استعدادهای کودکان در زمینه‌های مختلف اعم از نوشتار خلاقانه، روزنامه‌نگاری و آموزش شعر عربی از جمله رویدادهای مهم این جشنواره است. در این جشنواره جوایز متعددی از جمله جایزه‌ای تحت عنوان "من راوی هستم" در زمینه داستان کوتاه با هدف تشویق دانش‌آموزان با استعداد مدارس در نوشتن داستان کوتاه عربی و یا انگلیسی ترتیب داده شده که برگزیده اول 4 هزار درهم و برنده دوم و سوم به ترتیب صاحب 3 هزار و 2 هزار درهم خواهند شد. احمد بن رکاض العامری، رئیس هیئت کتاب شارجه اظهار کرد که جشنواره کتاب‌خوانی کودکان شارجه با حمایت و پشتیبانی شیخ دکتر سلطان بن محمد قاسمی، عضو شورای عالی و حاکم شارجه در تلاش است تا نسل جدیدی از خوانندگان کتاب را تربیت کند که قادر به رسیدن به روزنه‌های دانش و معرفت و گسترش توانایی‌‌ها و مهارات‌های خلاقانه ‌باشند و نیز بتوانند با همسالان خود در فرهنگ‌های مختلف وارد گفتمان انسانی و روشنگرانه شوند. این همان چیزی است که این جشنواره را به رکن و پایه اساسی در مسیر بیداری جامعه تبدیل کرده که ما را سال به سال در مقابل نسلی قرار می‌دهد که براساس ارتباط استوار با کتاب و دانش نشو و نما یافته است. ]]> جهان‌کتاب Thu, 11 Apr 2019 09:49:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/273895/جشنواره-کتاب-خوانی-کودکان-شارجه-راه روبات‌ها در ادبیات شرق و غرب/ ماشین عاشق یا قاتل ! http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273642/روبات-ها-ادبیات-شرق-غرب-ماشین-عاشق-یا-قاتل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از بوک ریوت، در سال‌های اخیر داستان‌ها و رمان‌های چاپ شده در آمریکا و به طور کلی در کشورهای غربی بسیار متاثر از تکنولوژی و ابزارهای مربوط به آن بوده است. در قدیم نویسندگان وقتی می‌خواستند دنیای تاریک را به تصویر بکشند به هیچ عنوان از جملاتی مثل تمام شدن شارژ استفاده نمی‌کردند ولی حالا این جملات کمی عادی شده است. در فرهنگ و ادبیات غرب نوشته‌ها متاثر از تکنولوژی به سمت ماشینی شدن می‌رود و به عقیده نویسنده این مقاله در فرهنگ آمریکا روبات‌ها داستان‌ها به خصوص داستان‌های علمی تخیلی را می‌سازند.   در فرهنگ لغت وبستر روبات به وسیله‌ای بدون شکل خاصی گفته می‌شود که قادر است یک یا چند کار تکراری را به طور همزمان انجام دهد ولی در داستان‌های علمی تخیلی روبات‌ها اشکال انسان‌نمایی دارند که قادر هستند هر کاری انجام دهند. آنها قادر هستند انسان‌ها را نابود کنند و جای آنها را در زمین بگیرند. آنها می‌توانند برای خود حکومت تشکیل دهند و انسان‌ها را به بردگی بگیرند. در داستان‌های معاصر چاپ شده در آمریکا روبات‌ها ماشین‌هایی هستند که انسان‌ها را می‌کشند و نوعی تهدید معرفی می‌شوند که می‌توانند نسل بشر را منقرض کنند. آیساک آسیموف در داستان‌هایش سه قانون برای جلوگیری از قدرت گرفتن روبات‌ها پیشنهاد می‌کند که این سه قانون در تمام داستان‌هایش وجود دارد.   در داستان‌های ژاپنی روبات‌ها نه تنها تهدیدی برای بشر محسوب نمی‌شوند بلکه در بسیاری از داستان‌ها رابطه عاشقانه بین آنها برقرار می‌شود. در داستان‌های مصور مانگا روبات‌ها این سوال را از انسان‌ها دارند که آیا آنها نیز می‌توانند دارای روح انسانی باشند ولی وقتی به این روح می‌رسند کشتن را با روحیه انسانی در تناقض می‌بینند. در ادبیات ژاپن و به طور خاص رمان پسر آسترو نوشته اوسامو تازوکا روبات مثل داستان پینوکیو می‌تواند فرزند انسان شود بدون اینکه تهدیدی برای او به حساب آید. آسترو روباتی است که دوست داشتنی است و در نهایت صاحب روح انسانی می‌شود.   بر اساس داده‌های ارائه شده در این یادداشت می‌توان گفت تفاوت ادبیات غرب و شرق در پرداختن به داستان‌های ماشین و روبات‌ها در نقطه نظر برخورد انسان و ماشین است. در ادبیات کشورهای غربی به خصوص آمریکا روبات‌ها تهدید می‌شوند تا برای مخاطب جذاب باشند ولی در ادبیات شرق و به خصوص در آیین‌های باید رابطه عاشقانه بین روبات و انسان وجود داشته باشد تا روح انسانی به واسطه ماشین‌ها برای انسان‌ها تعریف شده و تلنگری برای بازگشت به روح واقعی انسانیت باشد. به اعتقاد نویسندگان شرقی انسان روبات‌ها را دوست دارد و وقتی اطلاعاتش توسط آلکسا یا فیس‌تایم شرکت اپل لو می‌رود، روبات‌ها را مقصر نمی‌داند بلکه برنامه‌ریزان آنها را مسئول این عمل اعلام می‌کنند. ]]> جهان‌کتاب Thu, 11 Apr 2019 07:39:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273642/روبات-ها-ادبیات-شرق-غرب-ماشین-عاشق-یا-قاتل کسی داستان عاشقانه نمی‌خواند مگر اینکه در طول زمان خواندن کتاب خودش را در دنیای کتاب بیابد/ همه دوست دارند دیگران را عاشق خود کنند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/273605/کسی-داستان-عاشقانه-نمی-خواند-مگر-اینکه-طول-زمان-خواندن-کتاب-خودش-دنیای-بیابد-همه-دوست-دیگران-عاشق-خود-کنند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- محمدرضا چهارسوقی: کارول میسون، نویسنده کتاب محبوب «پس از آنکه رفتی» است که اگرچه کپی‌رایت آن توسط نشر کتاب کوله‌پشتی خریداری شده اما در نشرهاي ديگر نیز به چاپ رسیده است. میسون توانست پس از نوشتن این کتاب در صدر نویسندگان پرفروش آمازون قرار بگیرد. وی اصالتی بریتانیایی دارد اما بیشتر طول زندگی‌اش را در کانادا سپری کرده است و همسرش نیز اهل کشور کانادا است. کتاب «پس از آنکه رفتی» توانسته مخاطبان زیادی را در ایران به خود جذب کند، به‌همین مناسبت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت‌وگویی اختصاصی با وی انجام داده است. اگر بخواهیم از دیدگاه طرفداران حقوق زنان به کتاب شما نگاه کنیم، شما به‌عنوان یک نویسنده زن پرمخاطب، چهره‌ای ضعیف از زنان جامعه به‌تصویر کشیده‌اید. من داستان یک عشق را نوشته‌ام، عشقی که برای بقا تلاش می­‌کند و در برابر چیزهایی که آن را می‌آزمایند تسلیم نمی‌شود. هرکسی که عاشق شده باشد دلشکستگی را تجربه کرده است. هم اولین و هم آلیس که شخصیت‌های اصلی داستان من هستند دلشان بدجوری شکسته شد اما با این وجود بازهم ذهنشان را تقویت می‌کنند تا خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند، این تصمیمات می‌توانستند درست یا غلط باشند اما در نهایت آن‌ها را به سمت جلو پیش می‌بردند. این‌ها خصوصیات یک زن قوی است اما نمی‌شود از زندگی یک آدم نوشت و منکر این شد که آدم‌ها گاهی احساس ضعف می‌کنند. مهم این است که وقتی احساس ضعف می‌کنیم چگونه آن را پشت سر بگذاریم و از آن به‌عنوان سکوی پرش استفاده کنیم، این همان چیزی است که نشان می‌دهد ما از چه چیزی ساخته شده‌ایم.  کتاب شما مدام خواننده را به این وامی‌دارد که خودش را با شخصیت‌های کتاب مقایسه کند، چه چیزی می‌تواند چنین حسی را در خواننده زنده کند؟  من از همان اول هم دوست داشتم چنین اتفاقی بیفتد، داستانی که من نوشته‌ام باورپذیر است و ممکن است حتی برای خود تو که به‌عنوان دانشجوی دکترا از انسان‌های باهوش جامعه هستی اتفاق بیفتد. مضامین داستان‌های من جهانی هستند – عشق، جدایی، درگیری‌های شخصی، مشکلات ازدواج، پیچیدگی‌های روابط دوستانه و ... – من دوست داشتم خوانندگانم هنگام خواندن داستان مدام از خودشان بپرسند که اگر خودشان در آن موقعیت بودند چکار می‌کردند. سوال شما و بازخوردهایی که از دیگران گرفته‌ام باعث شده که متوجه این قضیه شوم که داستانم روح مخاطب را لمس کرده است و به آن متصل شده است. این بهترین تعریفی بود که می‌توانستید از من نویسنده بکنید. مطمئن باشید که صرفا تعریف نبود و شخص من لحظه به لحظه داستان را حس کردم. آیا برای اینکه داستان عاشقانه نوشت، باید عشق را تجربه کرد؟ ما قوه‌ای داریم به نام "تخیل" پس لازم نیست حتما از تجربیات‌مان بنویسیم. یک نویسنده بدون قوه تخیل تبدیل به چه چیزی می‌­شود؟ اما در مورد عشق باید بگویم که، عشق پدیده‌ای است که در مقاطع مختلف زندگی ما را به شکل‌ها و فرم‌های گوناگونی می‌آزماید، می‌توانم بگویم که برای نوشتن این داستان از تجربیات عاشقانه خود هم کمک گرفته‌ام، هر کسی باید عشق را تجربه کند. داستان عاشقانه شما چگونه بود؟ من در سنین جوانی ازدواج کردم. وقتی بیست و یک ساله بودم همسرم را ملاقات کردم، آن موقع‌ها فکرش را هم نمی‌کردم که عاشقش شوم. این عشق باعث شد که از انگلیس به کانادا مهاجرت کنم چراکه روی عشقم به‌عنوان کسی که می‌خواستم در تمام طول عمرم کنارم بماند حساب کردم. الان بیست و پنج سالی می‌شود که ازدواج کرده‌ام، مانند هر زوج دیگری گاهی اوقات به مشکل برمی‌خوریم اما اگر بخواهم به عقب برگردم و دوباره انتخاب کنم دوباره عاشق همین مرد خواهم شد. چه تعریفی از عشق ارائه می‌دهید؟ منظورم از عشق این است که کسی پیدا شود که اگر هر کاری هم بکنید با تمام قلبش پشتتان بایستد، اشتباهاتمان را به ما گوشزد کند، ما را برای رسیدن به رویاهایمان تشویق کند، کسی که کنارمان بماند اما صدایمان را خفه نکند. کسی که بتواند به همان اندازه که در بلندی‌های زندگی ما را همراهی می‌کند در پستی‌های زندگی نیز کنارمان بایستد. کسی که در بهترین و بدترین حالت نیز عاشق بماند و ما از بودن در کنارش لذت ببریم. خب می‌خواهم بحث را با پرسش دیگری درباره کتابتان ادامه دهم. شخصیت‌های کتاب شما زندگی‌هایی در هم تنیده دارند، چنین ارتباط تنگاتنگی بین داستان‌های مختلف را با نقشه قبلی به وجود آوردید؟  واقعا نقشه قبلی در کار نبود، من فقط می‌خواستم داستان زندگی دو زن از نسل‌هایی متفاوت را که شکستی عشقی آن‌ها را به هم مرتبط می‌کند بنویسم. اما به‌خاطر اینکه داستان را جذاب‌تر کنم نقاط اشتراک بیشتری نسبت به آنچه خودشان فکر می‌کردند بین‌شان ایجاد کردم. کلیت کتاب با نوشتن داستان آلیس پا گرفت و من فکر می‌کردم داستان او قرار است داستان اصل کاری باشد، اما به‌تدریج جذب شخصیت اولین شدم تا حدی که می‌خواستم کتابی متفاوت درباره او بنویسم. همین شد که با تمام قوا تلاش کردم که شخصیت او هم درست مانند شخصیت آلیس جذاب شود اگرچه می‌خواستم این جذابیت سبک متفاوتی داشته باشد. می‌خواستم داستانی پیچیده بنویسم که در نهایت دلگرم‌کننده و لذت‌بخش باشد. نوشتن چنین داستانی نیاز به مهارت‌هایی ویژه و حرفه‌ای دارد، نویسندگان آماتور چگونه می‌توانند چنین مهارت‌هایی را کسب کنند.  هر کتابی که من می‌نویسم مانند یک فرآیند به یادگیری من کمک می‌کند. نویسندگان تازه‌کار باید کارشان را با نوشتن راجع‌به چیزهایی که در آن مهارت دارند تقویت کنند. عشق به کارتان در داستان خودنمایی خواهد کرد. سعی نکنید باهوش بازی دربیاورید، ساده‌ترین داستان‌ها گاهی عمیق‌ترین آن‌ها هستند. وقتش که برسد، هرچه بیشتر داستان بگوییم راه‌های متفاوت‌تری برای روایت داستان‌هایمان روایت می‌کند. به‌نظر من کسی نمی‌تواند به زور این راه‌ها را یادمان بدهد بلکه خودمان باید به تدریج آن‌ها را بیابیم. همواره باید در یاد داشته باشیم که داستان اصلی‌مان باید پیچ و تاب خودش را داشته باشد و داستان‌هایی که در حاشیه داستان اصلی روایت می‌شوند روی داستان اصلی سایه نیندازند. همیشه اینکه می‌خواهید چه چیزی را روایت کنید در ذهن‌تان داشته باشید و حتما قبل از شروع راجع‌به هر شخصیت و داستان کلی فکر کنید. شروع داستان‌تان باید بسیار جذاب باشد و خواننده باید بتواند با خواندن آن بخشی از اواسط یا حتی اواخر کتاب را حدس بزند. اگر می‌خواستید پایان متفاوتی برای کتابتان در نظر بگیرید، کتاب چگونه تمام می‌شد؟ می‌خواهم حرفی بزنم که داستان برای آن‌ها که هنوز کتاب را نخریده‌اند لو برود، همین بگویم که آلیس در پایان داستان دو انتخاب داشت، اینکه برگردد پیش جاستین یا اینکه او را از زندگی‌اش بیرون کند. اگر کتاب را خوانده باشید می‌دانید که پایان آن چگونه بوده است و اگر می‌خواهید پایان دوم آن را بدانید تنها کافی است به برعکس پایان فعلی فکر کنید. راستش را بخواهید ابتدا داستان را کمی در مسیر رسیدن به پایان دوم پیش بردم و پایان دیگری برای آن در نظر داشتم اما در نهایت منصرف شدم و به این نتیجه رسیدم که این پایان به درد داستانم نمی‌خورد. ما همیشه در دلمان می‌دانیم که داستان قرار است چگونه تمام شود، صادقانه بگویم اکثر اوقات داستان آن‌طور که خواننده انتظارش را دارد پایان می‌یابد. اگر داستان خوب نوشته شده باشد انتظار نویسنده و مخاطب از پایان داستان یکی خواهد بود. چطور می‌شود که داستان عاشقانه همچنان برای مردمی که در مشکلات روزمره خود غرق شده‌اند جذاب باشد؟ همه دوست دارند دیگران را عاشق خود کنند. در زندگی ما افراد مختلفی مانند دوستانمان، همسرمان و خانواده‌مان عاشق ما می‌شوند. عشق تنها چیزی است که ما در طول زندگی با خود به همراه می‌بریم و اگر خوش‌شانس باشیم پس از مرگمان نیز آن را همراه خود خواهیم داشت. کسی داستان عاشقانه نمی‌خواند مگر اینکه در طول زمان خواندن کتاب خودش را در دنیای کتاب بیابد. داستان‌های عاشقانه به‌تدریج روی ما تاثیر می‌گذارند، ما خود، آرزوها و رویاهایمان را در داستان‌های عاشقانه می‌یابیم. با خواندن یک داستان عاشقانه درست و حسابی ما برای مدتی دنیای خودمان و هرچه دغدغه در ذهنمان است کنار می‌گذاریم. بعضی وقت‌ها خواندن داستان‌های عاشقانه باعث می‌شود که بیشتر درباره زندگی خود فکر کنیم و به دید جدیدی از آن برسیم. چیزهای زیادی وجود دارد که با خواندن یک رمان خوب می‌توانیم به آن‌ها دست پیدا کنیم. اگر می‌خواستید از روی کتابتان یک فیلم بسازید چه کسانی را به‌عنوان بازیگران فیلم انتخاب می‌کردید؟ هلن میرن، اولین فوق‌العاده‌ای می‌شد، مارگو رابی هم می‌توانست یک آلیس بی‌نقص باشد. چه پیامی برای مخاطبان ایرانی خود دارید. عاشق این هستم که بدانم مخاطبان ایرانی‌ام از مطالعه کتابم لذت می‌برند. اینکه کتابم به یک زبان دیگر و برای یک فرهنگ دیگر باز هم جذاب باشد واقعا عالی و باعث افتخارم است. پیامم به خوانندگان ایرانی است که همواره وقتی برای آرام کردن خود و عشق ورزیدن به خود پیدا کنید، مثلا یک رمان خوب بخوانید. اگر قبل از هرچیزی سعی کنیم خودمان را خوشحال کنیم آنگاه مادران، همسران و حتی همکاران بهتری برای اطرافیان‌مان خواهیم بود. بعضی وقت فقط نیم ساعت مطالعه در روز برایمان مغزمان کافی است تا قدرتش را بازیابد. امیدوارم مخاطبان ایرانی‌ام در طول روز اوقاتی برای فرار از دنیای واقعی و کارهای روزمره پیدا کنند. بابت حمایت‌تان از کتابم و اینکه به من فرصت پاسخ دادن به این سوالات را دادید واقعا ممنونم. ما هم بی‌اندازه از شما ممنونیم. ]]> جهان‌کتاب Thu, 11 Apr 2019 07:29:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/273605/کسی-داستان-عاشقانه-نمی-خواند-مگر-اینکه-طول-زمان-خواندن-کتاب-خودش-دنیای-بیابد-همه-دوست-دیگران-عاشق-خود-کنند قیمت بالای کتاب‌های درسی همچنان معضل دانشجویان آمریکایی http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/273867/قیمت-بالای-کتاب-های-درسی-همچنان-معضل-دانشجویان-آمریکایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از گودایریدر، وقتی بحث از هزینه‌های تحصیلی کالج‌ها و دانشگاه‌ها می‌شود اولین نکته‌ای که به ذهن هر کسی خطور می‌کند شهریه‌های بالای آن است؛ اما بسیاری از دانشجویان برای تأمین هزینه‌های کتاب درسی نیز با مشکل روبه‌رو هستند.   با وجود تحلیل کارشناسان به کاهش قیمت‌های بازار کتاب با وجود دسترسی سریع و راحت به کتاب‌های الکترونیک هنوز قیمت کتاب‌های چاپی بالاست و این افزایش قیمت در سال‌های اخیر روند صعودی نیز داشته است. دانشجویان از افزایش کتاب‌های درسی چاپی شکایت دارند و می‌گویند قیمت این کتاب‌ها با وجود اینکه نوع الکترونیکی‌اش موجود است ولی همچنان افزایش دارد.   بر اساس این گزارش قیمت کتاب‌های چاپی به خصوص کتاب‌های درسی و آکادمیک از سال 2006 تا کنون در آمریکا نزدیک به 88درصد افزایش قیمت داشته است و این افزایش در مورد کتاب‌های غیرانگلیسی بسیار فاحش بوده است. کتاب‌های دانشگاهی به زبان اسپانیایی گران‌ترین کتاب‌های درسی در آمریکا محسوب می‌شود.   چند ماه پیش دانشجویان دانشگاه‌های کالیفرنیا از مسئولان این کشور خواستند نسبت به افزایش قیمت کتاب‌های درسی واکنش نشان دهند. دانشجویان لایحه‌ای برای انتشارات کتب درسی نوشته‌اند تا از افزایش قیمت آنها جلوگیری شود. در یکی از کلاس‌های علوم سیاسی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا از دانشجویان خواسته شد تا لایحه‌ای بنویسند که به ساکنان این ایالت کمک کند اما هزینه‌ای برای دولت در برنداشته باشد.   طبق قانون جدید، ناشران موظف هستند تغییرات ایجادشده بین نسخه‌های کتاب را در وب‌سایت خود به‌اشتراک بگذارند. قیمت بالای کتاب‌های درسی، ویرایش‌های مکرر و تغییرات نامعلوم آنها باعث شد که ناشران کتاب در تمرکز اصلی این پروژه قرار بگیرند. ]]> جهان‌کتاب Wed, 10 Apr 2019 13:58:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/273867/قیمت-بالای-کتاب-های-درسی-همچنان-معضل-دانشجویان-آمریکایی اعلام فهرست نهایی جایزه شعر گریفین / حضور برنده جایزه شعر تد هیوز در میان نامزدها http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273829/اعلام-فهرست-نهایی-جایزه-شعر-گریفین-حضور-برنده-تد-هیوز-میان-نامزدها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از تورنتو استار، جایزه شعر گریفین کانادا شش شاعر را به عنوان نامزدهای نهایی این جایزه در سال 2019 معرفی کرد.   بنیاد گریفین برای بزرگداشت اعتلا در شعر هفت کتاب شامل چهار اثر از نویسندگان بین‌المللی و سه نویسنده کانادایی را برای دریافت جایزه 65 هزار دلاری انتخاب کرد. در این جایزه یک شاعر کانادایی و یک شاعر غیر کانادایی هر کدام 65 هزار دلار دریافت می‌کنند و به هر کدام از فینالیست‌ها ده هزار دلار به عنوان جایزه اهدا می‌شود.   در میان نامزدهای نهایی بخش نویسندگان کانادایی نام سه شاعر زن به چشم می‌خورد. «کارمند آبی» نوشته دیون برند، «مباحثات» نوشته ایو جوزف، «هنر مردن» نوشته سارا تالمی سه اثر کانادایی حاضر در فهرست نهایی هستند. دیون برند پیش از این یک بار در سال 2011 موفق شد جایزه گریفین را به دست آورد و در سال 2003 هم در میان نامزدهای نهایی بود.   «مقاومت» نوشته ریموند آنتروباس، نویسنده جامائیکایی-بریتانیایی در بخش آثار بین‌المللی نامزد شده است. مجموعه شعر «مقاومت» که تجربیات خود نویسنده از ناشنوا شدن را روایت می‌کند هفته پیش برنده جایزه معتبر شعر تد هیوز هم شد و نامش در میان نامزدهای نهایی جایزه فولیو سال 2019 هم قرار دارد.   علاوه بر این «دریاچه میشیگان» نوشته دنیل بورزوتسکی از ایالات متحده، «زندگینامه مرگ» نوشته دان می چی، نویسنده اهل کره و ساکن سیاتل، «فضای منفی» نوشته آنی گیکا از آلبانی در بخش نامزدهای شعر در بخش نویسندگان بین‌‍‌المللی حضور دارند.   مدیران جایزه شعر گریفین اعلام کردند هیئت داوران این جایزه متشکل از اولریکا گرنس از دانمارک، سریکانث رِدی از ایالات متحده، کیم مالتمان از کانادا 510 مجموعه شعر از 32 کشور و 37 کتاب ترجمه را خواندند تا هفت اثر فهرست نهایی را نتخاب کنند.   جایزه شعر گریفین با جایزه 65 هزار دلاری به دو برنده یکی از گران‌ترین جوایز ادبی دنیا به شمار می‌رود. برنده جایزه شعر گریفین سال 2019 در تاریخ پنج ژوئن اعلام می‌شود. سال گذشته «این زخم یک دنیا است» نوشته بیلی ری بلکورت و «قرض» نوشته سوزان هو به عنوان برندگان دو بخش شاعران کانادایی و بین‌المللی انتخاب شدند.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 09 Apr 2019 20:31:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/273829/اعلام-فهرست-نهایی-جایزه-شعر-گریفین-حضور-برنده-تد-هیوز-میان-نامزدها