خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين جهان‌کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/world_book Wed, 20 Feb 2019 13:03:44 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 20 Feb 2019 13:03:44 GMT جهان‌کتاب 60 برندگان جوایز نمایشگاه کتاب کودک بولونیا ایتالیا http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272179/برندگان-جوایز-نمایشگاه-کتاب-کودک-بولونیا-ایتالیا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پابلیشینگ پرسپکتیو، هر سال در شهر بولونیا ایتالیا نمایشگاهی اختصاصی از کتاب‌های کودکان برگزار می‌شود که تقریباً یکی از بزرگترین و مهمترین نمایشگاه‌های کتاب کودک در جهان محسوب می‌شود. نخستين بار این نمایشگاه در سال 1963 آغاز شد و هر سال در ماه‌های مارس یا آوریل طی چهار روز برگزار می‌شود.   برگزارکنندگان این نمایشگاه جایزه معتبری نیز دارند که به جایزه کتاب راگازی (Ragazzi)  مشهور است که از مشهورترین جوایز کتاب کودک در ایتالیا و جهان است. جوایز در پنج بخش داستانی، مستند، نویسندگان تازه‌کار، نویسندگان نوجوان، و بخش افق‌های تازه اعطاء می‌شود. قرار است جوایز برندگان در طی برگزاری نمایشگاه امسال از اول تا چهارم آوریل به برندگان داده شود.   برندگان در بخش‌های مختلف طبق زیر اعلام شده است:   برنده بخش داستانی عروسک و بطری آلو نوشته جوتک ماسک نویسنده از جمهوری چک و تصویرگری کردوس والوسک / انتشارات باوباب لوح تقدیر تراورس نوشته تام هاگومات از فرانسه/ انتشارات ادیشنز تیری ماگنیر آن مرد نوشته آسینوری از فرانسه/ انتشارات آلبین میشل ماه روی باغ سیب نوشته وون جئونگ سانگ از کره جنوبی و تصویرگری یون می سوک /انتشارات چانگبی ادیتورز   برنده بخش مستند اطلس مسافران و کاشفان: سفرهای راهبان در طول تمام تاریخ نوشته ایزابل مینهوس و تصویرگری برناردو کاروالو از کشور پرتغال /انتشارات پلانتا تانگرینا لوح تقدیر اطلس تصاویر جهان نوشته ژوهانس آموس و تصویرگری پائولو کرتسبرگ از اسپانیا/ انتشارات لیبروس هر ثانیه در دنیا نوشته برونو گیبرت از فرانسه/ انتشارات آکتس سود جونیور   برنده بخش نویسندگان تازه کار جولین یک پری دریایی است نوشته جسیکا لاو از آمریکا / انتشارات کاندلویک پرس لوح تقدیر یک سایه نوشته چاسونگ یئون از کره جنوبی / انتشارات باندال اورست نوشته سانگما فرانسیس از انگلیس/ انتشارات لینگ آیبوکس   برنده بخش افق‌های تازه   تاریخچه تصاویر برای کودکان نوشته دیوید هاکنی و مارتین گیفورد با تصویرگری رز بلیک از انگلیس/ انتشارات تیمس اند هادسون لوح تقدیر موزه مدیا واکا از 31 تصویرگر اسپانیایی ویرایش ویسنته فریر /انتشارات مدیا واکا   برنده بخش نویسندگان نوجوان خواب بچه گربه نوشته و تصویرگری باربارو کاسترو اوریو از اسپانیا/ انتشارات زاهوری بوکس لوح تقدیر حیوانات نازنین من از باغ نوشته خاوریر دیناکس از فرانسه/ انتشارات بایارد ما برای تو خواندیم نوشته ریچارد وان کمپ و تصویرگری جولی فلت از کانادا/ انتشارات اورکا بوک دودکش پاک کن نوشته دومینیکا زرنیاک از لهستان / انتشارات ویدانیکتو ]]> جهان‌کتاب Wed, 20 Feb 2019 09:12:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272179/برندگان-جوایز-نمایشگاه-کتاب-کودک-بولونیا-ایتالیا ده سوالی که نویسندگان از آن‌ها تنفر دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272166/ده-سوالی-نویسندگان-آن-ها-تنفر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بوک رایِت، نویسندگان نیاز به حمایت خوانندگان و مخاطبان دارند بنابراین وقتی از رفتاری ناراحت می‌شوند پنهانش می‌کنند و سعی می‌کنند ناراحتی‌هایشان را با دوستانشان در میان بگذارند اما وقتی از آنان درخواست کردیم نظرشان را بگویند و قول دادیم نامی از کسی نبریم گله‌های خود را بیان کردند:   چقدر درآمد داری؟ نویسندگان زیادی این سوال را در رتبه نخست سوال‌هایی که از آن تنفردارند قرار دادند. البته پرسیدن چنین سؤالی در همه صنعت‌ها بی‌ادبی تلقی می‌شود.   کتاب بعدی، فیلم اقتباسی کتابتان، یا ترجمه کتاب کی وارد بازار می‌شود؟ یکی از نویسندگان می‌گوید از این سوال که چه زمانی فیلم کتابت اکران می‌شود متنفرم! نویسنده اطلاعی از این موضوعات ندارد. خوانندگان اطلاعات بیشتری درباره این موضوعات دارند. اگر دوست دارید از روی کتاب موردعلاقه‌تان فیلمی ساخته شود خودتان دست به کار شوید و نقد و نظرتان را درباره کتاب در اینترنت منتشر کنید.   سوالاتی که توهین به ژانرها و نویسندگان دیگر را شامل می‌شود: خیلی از خوانندگان به کتاب‌های عاشقانه و علمی-تخیلی توهین می‌کنند که در نهایت به توهین به صنعت نشر ختم می‌شود. وقتی چنین کاری می‌کنید نویسنده یا باید در جمع با شما مخالفت کند یا با توهین شما همراه شود. در هر دو صورت انتخاب خوبی نیست و فقط سخنگویان ماهر قادرند از جواب دادن به چنین سؤالاتی طفره بروند.   بیشتر نظر می‌دهید و سؤال نمی‌کنید: البته اگر عادلانه به موضوع نگاه کنیم همه از این کار بدشان می‌آید. افراد برای شنیدن نظرات شما به جلسه رونمایی یا امضای کتاب نمی‌آیند و برای شنیدن حرف‌های نویسنده موردعلاقه‌شان در این جلسه حضور می‌یابند بنابراین وقت دیگران را تلف نکنید.   «اوضاع کتاب چطوره؟» قطعاً کسی که چنین سؤالی می‌پرسد نیت خیری دارد اما هیچ نویسنده‌ای نمی‌داند چطور به این سؤال جواب دهد. آیا دوست دارید میزان فروش کتاب را بدانید؟ نویسندگان که از آمار فروش چند ماه بعد باخبر می‌شوند. هر نویسنده‌ای موفقیت کتابش را به شکلی متفاوت تفسیر می‌کند و چنین پرسشی ممکن است منجر به گفت و گویی دو ساعته شود.   «من را به ناشرت معرفی می‌کنی؟» این سؤال خیلی آزاردهنده است؛ به خصوص اگر رابطه‌ای صمیمانه با نویسنده ندارید. اگر نویسنده یا مترجمی مایل به این کار باشد خودش به شما پیشنهاد می‌دهد. از نویسنده نخواهید کار شما را بخواند و نظر دهد چون خواندن اثری منتشرنشده کار اشتباهی است و اصلاً وقت خواندنش را ندارند. علاوه بر این، اگر کارتان را خواندند و خوششان نیامد چگونه می‌توانند احساسات واقعی‌شان را به شما بگویند؟!   موضوعات شخصی و بی‌ربط به کتاب و دنیای نوشتن از گفتن حرف‌هایی که ربطی به کتاب ندارد اجتناب کنید؛ حتی اگر فکر می‌کنید در حال تمجید از نویسنده هستید. یکی از نویسندگان می‌گوید متنفرم از اینکه مردم درباره وزنم نظر می‌دهند حتی اگر چند کیلو وزن کم کرده باشم. البته بعضی نویسندگان دوست دارند درباره موضوعاتی متفاوت صحبت کنند. مثلاً اگر نویسنده‌ای در صفحه اینستاگرامش عکس‌های زیادی از دست‌پُختش را با دیگران به اشتراک می‌گذارد مشکلی با پاسخ دادن به سؤالی در این مورد ندارد. اگر مطمئن نیستید که سؤالتان مودبانه است یا نه، از مطرح کردنش خودداری کنید. ظاهر، سیاست، سن، ارتباط شخصی، بچه‌ها، و خانه‌یِ‌ نویسندگان موضوعاتی مناسب نیستند.   «آیا تا به حال به انتشار کتاب با سرمایه‌گذاری خودتان فکر کردین؟ شنیدم درآمد خوبی دارد.» اگر چنین سؤالی بپرسید همه نویسندگان جواب می‌دهند که تا به حال به این موضوع فکر نکرده‌اند. اگر دوست دارید بپرسید که چرا از یک روش خاص برای انتشار آثارتان استفاده می‌کنید اما بیشتر نویسندگان در ژانرهایی می‌نویسند که با آن ارتباط برقرار می‌کنند و اگر فقط به دنبال پول باشند موفقیت‌شان ماندگار نخواهد بود.   «شما نویسنده‌اید؟ چند تا از کتاب‌هایتان را که من شاید خوانده باشم نام ببرید؟ اول اینکه نویسنده از کجا باید بداند شما چه خوانده‌اید. دوم اینکه نویسنده بودن یک فرد در صورت شنیدن نام کتاب‌هایشان توسط شما معنا نمی‌یابد!   «ایده‌یِ کتاب‌هایتان چگونه به ذهنتان می‌رسد؟» البته سؤال بدی نیست اما از آنجا که از نویسندگان مختلف بارها پرسیده شده است برایشان کمی آزاردهنده شده است. جواب این سؤال اغلب انتزاعی است چون خود نویسندگان هم نمی‌دانند ایده‌هایشان چگونه و از کجا به ذهنشان می‌رسد! ]]> جهان‌کتاب Wed, 20 Feb 2019 05:20:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272166/ده-سوالی-نویسندگان-آن-ها-تنفر تونی موریسون، برنده جایزه نوبل و پولیتزر 88 ساله شد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272164/تونی-موریسون-برنده-جایزه-نوبل-پولیتزر-88-ساله به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روت، تونی موریسون در مقدمه کتاب جدیدش تحت عنوان «منبع توجه به خود» می‌گوید: «زندگی و کار نویسنده هدیه به بشر نیست، بلکه نیاز انسان است.» کتاب برنده نوبل ادبیات هفته پیش و در آستانه 88 سالگی نویسنده منتشر شد تا نویسنده سیاه‌پوست آمریکایی به حرفه پربار خود ادامه دهد.   طی پنج دهه گذشته موریسون در عمل اثبات کرده است که هم نیاز و هم هدیه نوع بشر است و انسان‌ها برای به دست آوردن آگاهی فرهنگی به او نیاز دارند. «آبی‌ترین چشم»، اولین کتاب خانم موریسون طبیعت ادبیات آمریکا را تغییر داد و در پی آن رمان‌ها، آثار غیرداستانی، و حتی نمایشنامه‌ها و کتاب‌های کودک زیادی منتشر شد که برای خانم نویسنده جایزه نوبل ادبیات، جایزه پولیتزر، و همچنین مدال آزادی بنیاد ریاست‌جمهوری را به ارمغان آورد.   موریسون اولین نویسنده آفریقایی بود که توانست جایزه نوبل ادبیات را به دست آورد. سال 2012 باراک اوباما به او مدال آزادی هدیه کرد و در سال 2008 جایزه گرمی را دریافت کرد.   موریسون در سال 1931در اوهایو به دنیا آمد.  در سال 1953 از دانشگاه هَووارد مدرک کارشناسی و در سال 1955 مدرک کارشناسی ارشدش را از دانشگاه کورنل دریافت کرد. هفت سال در دانشگاه هَووارد تدریس کرد و در حال حاضر در دانشگاه پرینستون تدریس می‌کند.   در سال 1958 با هارولد موریسون ازدواج کرد، دو فرزند به دنیا آورد و در سال 1964 از معمار جامائیکایی جدا شد.   در سال 1988 جایزه کتاب آمریکا و پولیتزرِ بهترین داستان را برای رمان «دلبند» به دست آورد.  ده سال بعد اقتباسی سینمایی از «دلبند» با بازی اُپرا وینفری تولید شد.   اولین داستانش را تحت عنوان «آبی‌ترین چشم» در سال 1970 نوشت و «خدا به بچه کمک کند»، «سولا»، «آواز سلیمان»، «بهشت»، و «عشق» از دیگر رمان‌هایش هستند.   موریسون از چندین دانشگاه معتبر جهان از جمله هاروارد، آکسفورد، ژنو، و روتگرز دکترای افتخاری دریافت کرده است.   در سال 1977 جایزه حلقه منتقدین کتاب ملی آمریکا را برای «آواز سلیمان» گرفت و بنیاد قلم آمریکا در سال 2016 از موریسون برای یک عمر دستاورد ادبی تقدیر کرد.   خانم نویسنده در آخرین کتابش به ما می‌آموزد جامعه از تفکر انسان‌ها سود می‌برد و این سوال را مطرح می‌کند که چگونه ما-مردم، فرهنگ، هنرمندان، و سیاست- می‌توانیم تاریخ، اشتباهات، انگیزه‌ها، و اهدافمان را با عدالت قضاوت کنیم؟ از نظر موریسون تفکر و توجه به نفس انسان یکی از ملزومات زندگی خوب است و باید درباره انسان و جایگاه انسان در دنیا کنجکاو بود. خود موریسون در 88 سالگی به ما یادآوری می‌کند که روند تفکر هیچ‌وقت به پایان نمی‌رسد. ]]> جهان‌کتاب Wed, 20 Feb 2019 05:06:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272164/تونی-موریسون-برنده-جایزه-نوبل-پولیتزر-88-ساله گزارش نمایشگاه تایپه و رونق بازار کتاب کودک http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272139/گزارش-نمایشگاه-تایپه-رونق-بازار-کتاب-کودک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پابلیشرزویکلی، نمایشگاه کتاب تایپه (TIBE) پایتخت کشور تایوان در حالی بیست و هفتمین سال خود را پشت سر گذاشت که مسئولان تایوانی از فروش بالای کتاب‌های کودک خبر می‌دهند. نمایشگاه کتاب تایپه تا 17 فوریه ادامه داشت. این نمایشگاه با ایام سال نو چینی نیز همزمان بود و رنگ و بوی خاصی داشت. نمایشگاه کتاب تایپه آنطور که مسئولانش ادعا می‌کنند سومین نمایشگاه بزرگ در جهان از نظر وسعت و حجم ناشران شرکت کننده در آن محسوب می‌شود.  مسئولان تایوانی امسال از حضور گسترده ناشران کتاب‌های کودک در نمایشگاه امسال خبر دادند. مسئولان گفتند سال گذشته بازار کتاب‌ کودک نیز رونق زیادی داشت که طبق آمارها بیش از 17هزار نسخه کتاب کودک در این کشور منتشر شد که نسبت به سال گذشته 11درصد رشد داشته است.   انتشارات هسین یی امسال برای اولین بار در نمایشگاه کتاب تایوان حضور داشت. این انتشارات به طور اختصاصی کتاب‌های کودک مصور چاپ می‌کند. سینگ جو چانگ مدیر اجرایی این انتشارات می‌گوید از زمان تاسیس این انتشارات در سال 1971 تا کنون چنین رونقی را در بازار کتاب کودک تجربه نکرده است. وی کیفیت کتاب‌های کودک امسال را در نمایشگاه قوی ارزیابی کرد و گفت به نظر می‌رسد بازار کتاب تایوان فصل جدیدی از نشر و چاپ کتاب کودک را تجربه می‌کند.   چانگ گفت: در بازار کتاب این روزهای کشور تایوان تنوع زیادی در حوزه کودک ایجاد شده است و ناشران برای بالا بردن کیفیت کتاب‌های خود بیش از پیش تلاش می‌کنند.   انتشارات بوکمن با کتاب‌های کودک آموزش زبان امسال حضور گسترده‌ای در نمایشگاه تایوان داشت. جروم سو مدیر این انتشارات نیز از فروش بالای کتاب‌های کودک در بازار تایوان می‌گوید و اینکه کتاب‌های کودک در دوره معاصر تنها به کتاب‌های آموزشی خلاصه نمی‌شود. وی گفت: امسال شاهد چاپ طیف گسترده‌ای از کتاب‌های کودک به زبان‌های مختلف بودیم که نمایشگاه تایوان عرضه کرده بود.   این ناشر خارجی حاضر در نمایشگاه تایوان افزود: امسال ثبات بازار کتاب تایوان عامل اصلی حضور خارجی‌ها در این کشور بود. وی درباره تجربه حضور انتشاراتش در کشور تایوان نیز گفت و اینکه رابطه خوب با مدارس و دانشگاه موجب افزایش فروش کتاب‌های آموزشی این انتشارات شده است.   مارکو رودینو ناشر ایتالیایی حاضر در نمایشگاه کتاب تایپه از سال 1992 در این نمایشگاه حضور داشته است. وی اعتقاد دارد تایوان بعد از کشور ژاپن بزرگترین بازار کتاب‌های آسیایی است که در این میان بازار کتاب‌های کودک جایگاه ویژه‌ای دارد. وی گفت: امسال از غرب و شرق در نمایشگاه حضور داشتند و معلوم بود که رشد و رونق بازار کتاب تایوان خوب است که تعداد ناشران نسبت به سال گذشته افزایش داشته است.   رودینو اعتقاد دارد تایوان هنوز قطب اصلی کتاب‌های خارجی و ترجمه آنها به زبان‌های آسیایی است که بیشتر حجم کتاب‌ها را نیز کتاب‌های مستند و کودک شامل می‌شود.   لارنس ریچارد رئیس بخش فروش انتشارات بونیر انگلیس نمایشگاه کتاب امسال تایوان را نسبت به سال‌های گذشته پررونق ارزیابی کرد و گفت: علاقه به عناوین کتاب‌های آموزشی و مستند بسیار چشمگیر است. وی گفت: نکته بسیار جالب نمایشگاه تایپه حضور ناشران خارجی است که به هیچ وجه در نمایشگاه‌های دیگری مثل بولونیا یا فرانکفورت حضور نداشتند. ]]> جهان‌کتاب Wed, 20 Feb 2019 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272139/گزارش-نمایشگاه-تایپه-رونق-بازار-کتاب-کودک نامزدهای اولیه مدال «کارنگی» و «گرین‌وی» اعلام شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272133/نامزدهای-اولیه-مدال-کارنگی-گرین-وی-اعلام-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، نامزدهای اولیه مدال کارنگی ، که مهم‌ترین جایزه ادبی کتاب کودک در انگلیس است، اعلام شد و بیست اثر برای به دست آوردن جایزه پنج هزار پوندی به رقابت می‌پردازند.   نامزدهای امسال مدال کارنگی از آثاری تشکیل شده است که تنهایی، فقر، و سوگواری عزیزی از دست رفته را در قالب داستان ارائه می‌کنند. «رنگ شگفت‌انگیز بعدی» نوشته امیلی پَن و «وزن هزاران پَر» نوشته برایان کاناگان درباره مرگ مادران شخصیت‌های اصلی داستان است. «پسری در عقب کلاس» نوشته اونجالی رئوف درباره پناهنده‌ای سوری است که در بریتانیا زندگی می‌کند. «گِل» نوشته امیلی توماس درباره دختری است که پدرش الکلی‌اش در حاشیه رودخانه تیمز زندگی می‌کند و «سخن استخوانی» نوشته کندی گورلِی درباره پسری فیلیپینی است که قبیله‌اش از حمله آمریکایی‌ها در سال 1899 در خطر است.   هیئت داوران پس از خواندن 254 کتاب نامزدهای نهایی را انتخاب کردند. آلیسون برامول، رئیس هیئت داوران می‌گوید: «موضوع کنار آمدن با تنهایی و همچنین در اقلیت بودن، فقر، و غم از دست دادن عزیزی توجه اصلی نویسندگان کتاب کودک در سال گذشته را تشکیل داده است: «این آثار بدون ‌توجه به ساختاری که نویسنده به کار برده است روایتی قوی دارد.»   نامزدهای امسال شامل چهار رمان منظوم هم است. «عقب‌نشینی» نوشته کوئام الکساندر، «راهی طولانی» نوشته جیسون رینولدز، «شاعر ایکس» نوشته الیزابت ایسودو ، «طلوع ماه» نوشته سارا کروسان چهار داستانی منظومی هستند که در فهرست نامزدهای اولیه قرار دارند. سارا کروسان پیش از این یک بار برنده مدال کارنگی شده است.   آلیسون برامول می‌گوید موضوعات داستان امسال واکنشی به آنچه در دنیا در حال رخ دادن است نوشته شد و باید بدانیم که چنین میراثی را برای فرزندانمان به جا گذاشته‌ایم. داستان یکی از راه‌هایی است که کودکان می‌توانند شرایط ترسناک را تحمل کنند و سرنوشت خود را به دست بگیرند.»   دیگر نامزدهای اولیه، که توسط کتابداران کتابخانه‌ها انتخاب می‌شوند، شامل داستان‌نویسانی چون دیوید آلموند، سالی گاردنر، کروسان، و فیلیپ ریو است که پیش از این هم برنده مدال کارنگی شده‌اند.   «کلمات گمشده» نوشته روبرت مک‌فارلن و جکی موریس، «اسطوره‌های شمالی» نوشته آلن لاو و کوین هلند نیز هم برای مدال کارنگی و هم گرین‌وی نامزد شده‌اند.   جایزه ادبی «کارنگی» به افتخار اندرو کارنگی، کارآفرین اسکاتلندی-آمریکایی که در طول عمرش ٢۸۰۰ کتابخانه انگلیسی‌زبان در دنیا ایجاد کرد، راه‌اندازی شده است. نخستین مدال در سال ۱۹۳۶ به برنده اهدا شد.   مدال کیت گرینوی در سال ۱۹۵۵ برای بهترین تصویرگری کتاب کودک در انگلستان برپا شد. این مدال به نام کیت گرین وی، تصویرگر محبوب کتاب‌های کودکان سده نوزدهم نامگذاری شده است. این مدال طلا هر سال به همراه کتاب هایی به ارزش ۵۰۰ پوند برای اهدا به یک کتابخانه از سوی کتابداران انجمن کارشناسان کتابخانه‌ای و اطلاعاتی به برجسته‌ترین تصویرگر اهدا می‌شود. در این مسابقه تصویرگران از انگلستان و دیگر کشورهای انگلیسی زبان (به شرط آن که کتاب حداکثر ۳ ماه پس از چاپ در کشور دیگر در انگلستان نیز چاپ شده باشد) با هم رقابت می‌کنند. از سال ۲۰۰۰ برنده مدال کیت گرین وی، جایزه نقدی کولین میرز برابر با ۵۰۰۰ پوند را نیز دریافت می‌کند. کولین میرز حسابدار و گردآورنده کتاب‌های کودکان بود که بخشی از ثروت خود را به این کار اختصاص داد.   تا سال ٢۰۰٢ انجمن کتابداران مدیریت جوایز را بر عهده داشت و بعد از آن به کیلیپ یا «موسسه خبره کتابداری و اطلاعات» سپرده شد. تری پرچت، شرلی هیوز، ریموند بریگز و کوئنتین بلیک نیز پیش‌ از این موفق به کسب این جوایز شده بودند.   نامزدهای نهایی در تاریخ نوزدهم مارس و برنده در تاریخ هجدهم ژوئن اعلام می‌شود.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 19 Feb 2019 10:10:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272133/نامزدهای-اولیه-مدال-کارنگی-گرین-وی-اعلام-شدند درخواست کمک آکادمی نوبل از روزنامه‌نگار 31 ساله برای بررسی نامزدهای نوبل 2019 http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272047/درخواست-کمک-آکادمی-نوبل-روزنامه-نگار-31-ساله-بررسی-نامزدهای-2019 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از کانفیدنشال، میکائلا بلومویست دوست دارد در سکوت و هنگام نوشیدن یک فنجان چای کتاب بخواند. این بدان معنا نیست که منتقد ادبی 31 ساله نظری نداشته باشد اما مایل است نظراتش را در چارچوبی مطمئن و مشخص بیان کند.   شاید به همین دلیل است که آکادمی سوئدی نوبل از این منتقد ادبی جوان درخواست کرد تا در کمیته‌ای که نامزدهای سال 2019 نوبل ادبیات را انتخاب می‌کنند حضور داشته باشد. میکائلا بلومویست در روزنامه گوتبرگز، که دومین روزنامه مهم کشور سوئد است، مشغول به فعالیت است و این پیشنهاد فرصت بزرگی در زندگی کاری‌اش به حساب می‌آید.   خود وی، که به نظر می‌رسد هنوز اهمیت این کار را به خوبی درک نکرده است، در این باره می‌گوید: «به نظر شغل بی‌نظیری است. در این حالت می‌توانم زیاد کتاب بخوانم و با افراد دیگر در موردش صحبت کنم.»   این اولین بار از آغاز فعالیت آکادمی نوبل در سال 1901 تاکنون است که افرادی به جز اعضای اصلی به کمیته انتخاب نامزدها می‌پیوندند تا مهم‌ترین افتخار ادبی دنیا را به نویسنده‌ای اهدا کنند. البته امسال جایزه نوبل دو برنده خواهد داشت زیرا سال گذشته و به دلیل اتهامات اخلاقی واردشده به بعضی از اعضا هیچ برنده‌ای اعلام نشد.   آکادمی سوئدی با انجام این کار قصد دارد انتقادات به کمیته انتخاب را کاهش دهد. انتقادات زیادی مبنی بر اینکه اعضا یا مَرد و یا از افراد پا به سن گذاشته انتخاب می‌شوند به آکادمی سوئدی انجام شده بود.   ماه مِی سال 2018 بود که آکادمی نوبل اعلام کرد اهدای جایزه سال 2018 به سال بعد موکل خواهد شد و در سال 2019 دو برنده نوبل ادبیات معرفی خواهد شد که اولین بار پس از جنگ جهانی دوم بود که آکادمی سوئدی تصمیم گرفت تا مهم‌ترین جایزه ادبی جهان مهمانِ خانه‌یِ هیچ نویسنده‌ای نشود.   کارل هنریک هلدین، رئیس بنیاد نوبل در بیانیه‌ای گفته بود: «اگرچه این جایزه باید هر سال اهدا شود، اما اگر بنیاد جایزه گرفتار یک موقعیت جدی شود که این احتمال برود که تصمیمات آن معتبر نیست می‌تواند به تعویق بیفتد و یا اصلا اهدا نشود.»   در ماه نوامبر سال 2016 یک روزنامه سوئدی ادعا کرده بود که ۱۸ زن مدعی شده‌اند که از سوی ژان کلود آرنالت، که نفوذ زیادی در آکادمی نوبل دارد، مورد سواستفاده جنسی قرار گرفته‌اند. آرنالت همسر کاترینا فراستونسون، از اعضای نوبل و از دوستان نزدیک سایر اعضای این آکادمی است.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 19 Feb 2019 07:05:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272047/درخواست-کمک-آکادمی-نوبل-روزنامه-نگار-31-ساله-بررسی-نامزدهای-2019 جان گریشام و آگهی‌های ترحیم نیویورک تایمز http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/272058/جان-گریشام-آگهی-های-ترحیم-نیویورک-تایمز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پیج سیکس، جان گریشام نویسنده مشهور آمریکایی در رشته حقوق تحصیل کرده است و اکثر رمان هایش نیز با حال و هوای رشته تحصیلی‌اش نوشته می‌شوند. چند سالی در شغل وکالت کار می‌کرد ولی بعد به طور تمام وقت نویسندگی را انتخاب کرد و حالا یکی از مطرح‌ترین نویسنده‌های رمان‌های حقوقی در آمریکاست.   رمان‌های گریشام به بسیاری از زبان‌های زنده دنیا ترجمه و  بیشتر کتاب‌هایش به فارسی هم ترجمه شده‌اند. از اکثر کتاب‌های وی یک نسخه سینمایی نیز ساخته شده ‌است.   گریشام به تازگی در اظهارنظری گفته است یکی از چیزهایی که به خواندنش علاقه دارد آگهی ترحیم است که یکی از منابع اصلی الهام بخش در نوشتن داستان‌هایش است.   وی گفت: هر روز در آگهی های ترحیم روزنامه نیویورک تایمز به دنبال سوژه کتابهایم هستم. خیلی وقت‌ها مطالب این آگهی‌ها را مطالعه می‌کنم و ایده‌های جدیدی برای نوشتن می‌گیرم. مثلاً برای نوشته کتاب مرد معصوم از یک آگهی ایده گرفتم که مرگ مردی به نام رون ویلیامسون را اطلاع می‌داد که به خاطر جرم نکرده اعدام شده بود.   وی افزود: ویلیامسون هم سن من بود و سابقه شغلی‌اش نیز با من یکی بود. در بعضی از آگهی‌های ترحیم نیویورک تایمز داستان‌های واقعی بسیار ارزشمندی نوشته می‌شوند که هر کدام از آنها یک رمان هستند. نویسنده آثاری چون شیاد، مرد معصوم، وکیل، زمانی برای کشتن و اتاق مجازات معتقد است اکثر نوشته‌هایش را بر اساس تجربیات شخصی خود از حوادث و نوشته‌هایی می‌گیرد که هر روز در روزنامه‌ها نوشته می‌شوند.   گریشام در اولین سال برگزاری جایزه‌ رمان حقوقی هارپر لی به عنوان برنده شناخته شد. گریشام تا کنون 22 رمان به نگارش در آورده است‌ که اکثر آنها جزء کتاب‌های پرفروش بازار کتاب آمریکا بودند. ]]> جهان‌کتاب Tue, 19 Feb 2019 05:06:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/272058/جان-گریشام-آگهی-های-ترحیم-نیویورک-تایمز الیف شافاک: وارد مرحله جدیدی از تاریخ شده‌ایم http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272043/الیف-شافاک-وارد-مرحله-جدیدی-تاریخ-شده-ایم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایندیپندنت، عجیب است که الیف شافاک معتقد است انسانی درون‌گرا است. در نوشته‌ها و سخنرانی‌هایش ناگهان از اهمیت خیلی چیزها صحبت می‌کند. از نظر زبانشناسی، جغرافیایی، و خلاقیت چندگانگی شخصیت خود را پذیرفته است و علیه قبیله‌گرایی و خطرات پیله‌های فرهنگی سخنرانی می‌کند. شافاک دانشمندی سیاسی، روشنفکری اجتماعی و همچنین نویسنده‌ای پرکار است، به زبان ترکی و انگلیسی داستان می‌نویسد و از تغییر زبانی در آثارش لذت می‌برد و قصه‌هایش در سراسر دنیا رخ می‌دهند.   خود وی پشت تلفن از لندن، جایی که در دهه گذشته با دو فرزندش و شوهرش در آن زندگی می‌کند، در این باره می‌گوید: «صادقانه بگویم سخنرانی در محیطی عمومی سخت است اما وقتی که داستان‌نویسی زخم‌خورده از کشورهایی چون ترکیه، پاکستان، فیلیپین، و روسیه باشید نمی‌توانید خیلی راحت بگویید «دوست دارم بر روی نوشتن داستان‌هایم تمرکز کنم و علاقه‌ای به سیاست ندارم!»   به همین دلیل شافاک فعالیت اجتماعی زیادی داشته است و مطالب زیادی برای روزنامه‌ها می‌نویسد، جوایز ادبی را داوری می‌کند، و برای حقوق اقلیت‌ها و زنان می‌جنگد. دو سخنرانی وی در اپلیکیشن «تِد» میلیون‌ها بیننده داشته است. ده رمان منتشر کرده که آخرینشان «سه دختر حوا» نام دارد.   شافاک از کارنامه‌ای درخشان و تخیلی قوی دارا است. شافاک در سال 1971 از والدینی ترک در بروکسل به دنیا آمد. دوران کودکی را در آنکارا سپری کرد و در جامعه‌ای که پدرسالاری اساسش را تشکیل می‌داد توسط مادری آزاداندیش بزرگ شد.   از نظر شافاک دموکراسی فقط در برگه رأی خلاصه نمی‌شود بلکه قانون اساسی، وجود رسانه‌های آزاد، دانشگاه‌های مستقل و البته حقوق زنان بخش اصلی یک حکومت دموکراتیک را تشکیل می‌دهند: «همه مکتب‌های افراطی یک نقطه اشتراک دارند: نگاهی غیرانسانی به دیگران دارند و هنگامی چنین اتفاقی رخ دهد و انسان‌های دیگر را به عنوان هم‌تراز خود نپذیریم بذر نژادپرستی، جنسیت‌گرایی، و تبعیض به شکل‌های مختلف کاشته می‌شود.   به همین دلیل درک دیگران و داستان‌هایشان برای من از اهمیت زیادی برخوردار است. قصه‌گویان باید یاد بگیرند که روحی انسانی به قصه دیگران ببخشند. دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم بر اساس دوگانگی و تبعیض بنا شده است و فرهنگ به ابزاری جنگی تبدیل شده است اما باید بدانیم فرهنگ محلی برای جنگ نیست بلکه راهی برای ارتباط انسان‌هاست.»   شافاک معتقد است از سال 2016 وارد مرحله جدیدی از تاریخ شده‌ایم و نویسندگان غربی هم تلاش می‌کنند از خطراتی که دموکراسی را تهدید می‌کند بنویسند: «به نظر من یک نویسنده باید از سیاست و قدرت سر دربیاورد‌. این شعار قدیمی درست است که شاید شما به سیاست علاقه‌مند باشید اما سیاست به شما علاقه‌مند است.» ]]> جهان‌کتاب Tue, 19 Feb 2019 05:04:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272043/الیف-شافاک-وارد-مرحله-جدیدی-تاریخ-شده-ایم تجربه موفق تولید کتاب‌های صوتی سیمون اند شوستر http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/272065/تجربه-موفق-تولید-کتاب-های-صوتی-سیمون-اند-شوستر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گودایریدر، انتشارات سیمون اند شوستر آمریکا از فروش بالای کتاب‌های صوتی در سال گذشته خبر داد و اعلام کرد بخش تولید کتاب‌های صوتی موجب افزایش ارزش سهام این شرکت شده است. به گفته مدیر اجرایی این انتشارات سال 2018 فروش کتاب صوتی بی سابقه بوده است.   کارولین رایدی مدیر اجرایی انتشارات سیمون اند شوستر می گوید سال گذشته نزدیک به 825 میلیون دلار از طریق فروش کتاب‌های صوتی درآمد کسب کردیم و حالا امیدواریم در سال جاری این رقم به دوبرابر مقدار فعلی برسد.   انتشارات سیمون اند شوستر یکی از بخش‌های اصلی شرکت سی بی اس آمریکا در شهر نیویورک و جزء معتبرترین انتشارات این کشور است. این موسسه انتشاراتی در کنار موسسات نشری مثل هارپرکالینز، پنگوئن و رندوم هاوس از بزرگترین مراکز چاپ کتاب به زبان انگلیسی در جهان هستند.   مدیر انتشارات سیمون اند شوستر می‌گوید به لطف فروش کتاب‌های صوتی بخش تولید کتاب‌های دیجیتال این انتشارات نیز رونق خاصی را تجربه می‌کند ولی هرچند نسبت به کتاب صوتی در رده پایین‌تری قرار دارد.   وی گفت: سال 2018 در بخش کتاب‌های صوتی موفقیت چشمگیری تجربه کردیم و حتی فروش بخش دیجیتال نیز در مقایسه با سال 2017 نزدیک به 50درصد رشد داشت. کتاب‌هایی مثل ترس نوشته باب وودوارد از پرفروش ترین کتاب‌های انتشارات آمریکایی بود. ]]> جهان‌کتاب Mon, 18 Feb 2019 14:33:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/272065/تجربه-موفق-تولید-کتاب-های-صوتی-سیمون-اند-شوستر رمان فرار از واقعیت نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272049/رمان-فرار-واقعیت-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از سایت شبکه تلویزیونی2‌ام مراکش-الیاس خوری، از برجسته‌ترین روشنفکران و نویسندگان معاصر عرب به شمار می‌آید که قلم و سلاح را با هم به دست گرفته و علاوه بر این که رمان‌نویس و منتقد و استاد دانشگاه است، در نقش یک مبارز و انقلابی در همراهی با جنبش ملی فلسطین در مقابل رژیم صهیونیستی نقش به‌سزایی داشته است. او نویسنده بیش از 10 رمان، چهار کتاب نقد و نمایشنامه است که تالیفاتش به بیش از 10 زبان ترجمه‌ و برخی از آن‌ها دستمایه ساخت فیلم سینمایی قرار گرفته است. نویسنده لبنانی در سال 2011 موفق به دریافت مدال ملی اسپانیا شد که باارزش‌ترین نشانی است که خوان کارلوس، پادشاه اسبق اسپانیا به نویسنده‌ای در مسیر ادبی‌اش اهدا می‌کرد. سازمان یونسکو نیز در همان سال جایزه فرهنگ عربی را به او برای نقشی که در نشر فرهنگ عربی و معرفی آن به جهان داشته اعطاء کرد. سایت القناه الثانیه اخیرا گفت‌وگویی را با الیاس خوری به مناسبت حضورش در نمایشگاه کتاب دارالبیضاء داشته که نویسنده لبنانی در این مصاحبه از خط سیر فکری خود در حیطه ادبیات، سیاست و روزنامه‌نگاری، دلبستگی‌اش به رمان، واقعیت فرهنگی و سیاسی در منطقه عربی و علاقه‌اش به غسان کنفانی و محمود درویش مطالبی را عنوان کرده است. کدام عنوان را برای الیاس خوری ترجیح می‌دهید رمان نویس، روزنامه‌نگار و یا منتقد؟  ترجیح‌ من این است که به هیچ صفتی خوانده نشوم. هر کدام را که خودتان می‌پسندید. پیشینه شخصیت سیاسی شما به عنوان مبارز و انقلابی چه نقشی در پرورش موهبت و توانایی‌های ادبی شما داشت؟ کار ادبی عصاره و جوهر زندگی انسان است. هر چه که به تکوین، تغییر و پیشرفت من منجر شد به من ادبیات و قدرت نوشتن را آموخت. تردیدی نیست که مبارزه، مدرسه بزرگ من بوده و هنوز هم هست. چرا که در آن مدرسه در تاریخ غوطه‌ور می‌شویم. تاریخی که استاد همه چیز است؛ استادی بی‌رحم. مبارزه سیاسی را مدرسه خود می‌دانید. درباره کار در مطبوعات و روزنامه‌نگاری چطور؟ آیا آن را تجربه دوم خود به حساب می‌آورید. جایی گفته بودید که روزنامه‌نگاری بیش از مطالعه تاریخ و علوم اجتماعی به شما در نوشتن رمان کمک کرد؟ بله و هنوز هم از آن می‌آموزم. شروع کار من با مقاومت فلسطین همراه بود. و زندگی‌ام با مقاومت در مقابل اشغال و حضور بین پناهندگان و فقرا و حاشیه‌نشینان گره خورده بود. اما پس از آن روزنامه‌نگاری دری بود که از آن وارد این دنیا شدم. از طریق نوشتن روزانه که لزوما نگارش ادبی نیست توانستم با گروه بیشتری از خوانندگان ارتباط بگیرم و از آن قدرت تمرکز و یکراست رفتن به اصل مطلب را بیاموزم. روزنامه‌نگاری به این شکل به من در نگارش رمان کمک کرد. چطور توانستید بین ادیب و روزنامه‌نگار درون خود موافقت و سازگاری برقرار کنید. بین بی‌طرفی و قاطعیت روزنامه نگاری با شاعرانگی کار ادبی؟ به اعتقاد من ادبیات و نوشتن رمان همان اندازه که به نیروی عاطفه و شاعرانگی وابسته است به عینیت و قاطعیت نیز نیاز دارد. ترکیبی از هردو لازم است. کار روزنامه‌نگاری در نوشتن رمان برایم بسیار کارساز بود از این لحاظ که توانستم زبان ادبی را از تشبیه و استعار‌ه‌های انبوه و صفات بی‌معنی منفک کنم. موضوع اغلب آثار شما قضیه فلسطین و جنگ داخلی لبنان است. آیا ماهیت کار روزنامه‌نگاری که شرح وقایع و رویدادها است نقشی در این امر داشته؟ این‌ها وقایع روزنامه‌نگارانه نیست. آن‌ها وقایعی هستند که مطبوعات آن‌ها را دنبال می‌کند و ما آن‌ها را زندگی می‌کنیم. این وقایع مثل طوفان به زندگی ما زده شدند و این خود زندگی ما است و من از تجربه زندگی می‌نویسم از دشواری‌های آن و امکاناتی که زندگی اجازه آن را می‌دهد. شما رمان «دروازه خورشید» را که یکی از مهم‌ترین آثارتان است لحظاتی قبل از اینکه به ناشر دهید آن را از نو و به شکلی کاملا متفاوت بازنویسی کردید. چه چیزی باعث شد این تصمیم را بگیرید و چه چیزی را در رمان تغییر دادید؟ تغییر آهنگ و ریتم نوشتار. در لحظه آخر فهمیدم که مشکلی در آن وجود دارد و تصمیم گرفتم تغییرش دهم. مردم فکر می‌کنند که نثر، نثر است و و نیاز به آهنگ ندارد اما رمان نیز مثل شعر کاری ریتمیک و آهنگین است که البته  قواعد آن متفاوت است. درباره کارهای دیگرتان آیا از آن‌ها راضی هستید اگر فرصتی دوباره دست دهد حاضرید که آن‌ها را نیز از نو و به صورتی کاملا متفاوت بنویسید؟  من الان شخص متفاوتی هست و اگر قرار بود از نو بنویسم حتما تغییر می‌دادم. اگر سوالتان درباره احساس پشیمانی است، فکر نمی‌کنم این احساس در من باشد. پشیمانی احساس سخیفی است و شایسته نیست. آن‌هایی که پشیمان می‌شوند نمی‌خواهند مسئولیت آنچه کرده‌اند را بر عهده بگیرند. بنابراین من پشیمان نیستم. امروز بسیاری بر این عقیده هستند که رمان دارد سلطنت می‌کند و فروش آن بر دیگر کتاب‌ها پیشی گرفته. آیا می‌توان اشتیاق خواننده عربی را به رمان فرار از واقعیت به سوی خیال تعبیر کرد؟ درباره من رمان فرار و هزیمت نیست. رمان رویارویی با خود حقیقت و واقعیت است. مکتبی است که در آن مواجهه با حقیقت و واقعیت را می‌آموزیم. خواندن رمان، ارتباط مستقیم با حقیقت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که هرروز زندگی‌اش می‌کنیم. آیا به قدرت رمان در تغییر ایمان دارید؟ به قدرت رمان که زیبا باشد اعتقاد دارم و اگر زیبا باشد بر نوشتن تاثیرگذار است. اگر بتوانیم بر نوشتن تاثیر بگذاریم، مقصود و معنا را نیز تغییر داده‌ایم که در این صورت به تغییر جامعه نیز دست می‌یازیم که کاری سخت و پیچیده است. علاقه شخصی شما به ادیبان بزرگی چون محمود درویش و غسان کنفانی ادوراد سعید چه تاثیری در تکوین شخصیت الیاس خوری داشته است؟ کنفانی زمانی به شهادت رسید که من دانش‌آموز بودم و هرازگاهی به محل کارش می‌رفتم تا از نزدیک او را تماشا کنم. علاقه من به او از سر تحسین و اعجاب بود. اما علاقه دوستی راستین من را به نویسندگانی چون ادرواد سعید، محمود درویش و جبران خلیل جبران پیوند داد. این‌ها هرکدام تاثیر به سزایی در تکوین شخصیت من داشتند. زمانی مردند حس می‌کردم بخش از من مرده است؛ چرا که هر کدام بخش از وجود من را شکل داده بودند. هر شخصی مجموعه‌ای از دیگران است. خصوصا آن‌ها که دوستشان داری، از آن‌ها می‌آموزی و باورشان داری. همه آن نویسندگان هر کدام به روش خود محملی برای ارتباط عمیق و کشف امور بودند. از آن‌ها آموختیم که به تعبیر مناسب برسیم. تعبیری مناسب از لحظه ای که زندگی می‌کنید و لحظه‌ای که مردم آن را احساس می‌کنند. و با این 4 نفر جستجوی تعبیر مناسب را آموختم. سوال آخر اوضاع کشورهای عربی را به خصوص فلسطین، سوریه و لبنان را چطور می‌بینید؟  ای کاش می‌توانستم ببینم. من نمی‌بینم. به لحظه کوری کامل رسیده‌ایم. ما مضروب بی‌بصری شده‌ایم.   ]]> جهان‌کتاب Mon, 18 Feb 2019 06:04:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272049/رمان-فرار-واقعیت-نیست چیزی را بنویس که دوست داری بخوانی http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272046/چیزی-بنویس-دوست-داری-بخوانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب - شاید نتوان نویسنده دیگری را پیدا کرد که در سرتاسر جهان به اندازه تونی موریسون محبوب باشد. آثار او باشکوه و میراثش تردیدناپذیر است و در هر فرصتی مهارت خود را نشان می‌دهد. او سال‌ها در دانشگاه پرینستون تدریس کرد و مسلما چیزهای زیادی برای پرورش ذهن‌های جوان می‌داند. به بهانه تولد این نویسنده‌ی برنده نوبل گوشه‌هایی از مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های او درباره نوشتن را در ادامه می‌خوانید. چیزی را بنویس که دوست داری بخوانی اولین کتابم را نوشتم چون می‌خواستم آن را بخوانم. فکر کردم به این نوع کتاب، با این موضوع –دختران کوچک سیاه‌پوست، آسیب‌پذیرترین، توصیف‌نشده‌ترین و جدی‌گرفته‌نشده‌ترین موجودات- هرگز در ادبیات به طور جدی پرداخته نشده است. از آنجایی که کتابی در این زمینه پیدا نکردم فکر کردم «خب، خودم می‌نویسم و بعد می‌خوانمش.» حقیقتا انگیزه‌ی خواندن بود که مرا به سمت نوشتن کشاند. بفهم که چطور بهتر کار می‌کنی به دانشجویانم می‌گویم یکی از مهم‌ترین چیزهایی که باید بدانند این است که چه وقت در بهترین و خلاقانه‌ترین حالت خود هستند. باید از خودشان بپرسند اتاق ایده‌آل چه شکلی است؟ آیا در آن موسیقی پخش می‌شود؟ ساکت است؟ بیرون اتاق شلوغ است یا آرام؟ برای رهاسازی تخیلم به چه چیز نیاز دارم؟ از دنیای اطرافت استفاده کن همه چیزهایی که می‌بینم یا کارهایی که می‌کنم، هوا و آب، ساختمان‌ها ... همه چیزهای حقیقی وقتی که می‌نویسم به سود من هستند. شبیه یک منو یا جعبه ابزار بزرگ است که می‌توانم چیزی را که می‌خواهم از آن انتخاب کنم. وقتی نمی‌نویسم، یا مهم‌تر، وقتی در ذهنم چیزی برای نوشتن یک کتاب ندارم، آشفتگی‌ها، اغتشاش‌ها و بی‌نظمی‌ها را می‌بینم. بگذار کاراکترها خودشان حرف بزنند من واقعا تلاش می‌کنم حتا اگر یک کاراکتر فرعی هم وجود داشته باشد، حرف‌هایش را بشنوم. وقتی دارید می‌نویسید واقعا در سرتان شناور می‌شوند، مثل ارواح یا آدم‌های زنده. من خیلی توصیفشان نمی‌کنم و فقط خطوط کلی را می نویسم. لزوما نخواهید دانست که کاراکترها قدشان چقدر است، چون نمی‌خواهم خواننده را مجبور کنم چیزی را که من می‌بینم ببیند. مثل گوش کردن به رادیو به عنون یک کودک است. باید به عنوان یک شنونده کمک می‌کردم و تمام جزئیات را به کار می‌بستم. تا وقتی تمام نشده، آن را بلند نخوان من به اجرا اعتماد ندارم. ممکن است پاسخی دریافت کنم که باعث شود تصور کنم کار موفقی است، در صورتی که اصلا اینطور نیست. قسمت مشکل برای من در نوشتن –در میان مشکلات- نوشتنِ زبانی است که بتواند روی صفحه برای خواننده‌ای که چیزی نمی‌شنود، به آرامی عمل کند. برای این کار آدم باید با چیزی که بین کلمات هست به دقت رفتار کند. چیزی که می‌دانی را ننویس شاید اشتباه کنم، اما داستان‌های زیادی، خصوصا آنهایی که توسط نویسندگان جوان نوشته شده، تا حد زیادی درباره خودشان است. عشق و مرگ و این چیزها، اما عشقِ من، مرگِ من، فلانِ من. بقیه، کاراکترهایی بی‌وزن در نمایش‌اند. وقتی در دانشگاه پرینستون کلاس داستان‌نویسی خلاق داشتم، تمام عمر به همه دانشجویانم گفته شده بود چیزی که می‌دانند را بنویسند. من همیشه از اینجا شروع می‌کردم که «اصلا به این موضوع توجه نکنید». اول به این خاطر که شما هیچ چیز نمی‌دانید و دوم برای اینکه من نمی‌خواهم درباره عشق واقعی، پدر، مادر یا دوستانتان بشنوم. به کسی فکر کنید که او را نمی‌شناسید. مثلا یک پیشخدمت مکزیکی که به زحمت انگلیسی صحبت می‌کند. تصورش کنید، خلق کنید. اتفاقاتی که قبلا زندگی کرده‌اید را ثبت و ویرایش نکنید. همیشه در عجبم که این کار چقدر تاثیرگذار است. حواست به بازنگری‌ها باشد قسمت‌هایی هست که نیاز به بازنگری دارد و من تا جایی که بتوانم این کار را می‌کنم، شش بار، هفت بار، دوازده بار. اما میان بازنگری و فرسودن متن یک خط باریک وجود دارد. مهم است که بدانید چه وقت دارید آن را می‌فرسایید، چون این کار جواب نمی‌دهد. یاد بگیر که چطور کار خودت را بخوانی و نقد کنی مردم گاهی می‌گویند من برای خودم می‌نویسم، و به نظر افتضاح و سراسر خودشیفتگی می‌آید، اما اگر بدانید چطور کارهای خودتان را بخوانید، تبدیل به نویسنده و ویرایشگر بهتری می‌شوید. همیشه در کلاس‌هایم درباره اینکه چطور باید کار خودتان را بخوانید حرف می‌زنم؛ منظورم این نیست که چون خودت نوشتی، لذت ببر. منظورم این است که از آن فاصله بگیر و طوری بخوان که انگار اولین بار است می‌بینی‌اش. با این شیوه نقد کن. شکست را بپذیر به عنوان یک نویسنده، شکست فقط اطلاعات است. چیزی است که من در نوشتن، اشتباه یا ناصحیح و ناواضح انجام داده‌ام. من شکست را تشخیص می‌دهم، آن را می‌پذیرم –بعضی از افراد این کار را نمی‌کنند- و آن را درست می‌کنم، چون اطلاعاتی است از چیزی که جواب نمی‌دهد. همه چیز دست خودم است و باید به جای افسرده یا شرمسار شدن، به آن توجه ویژه کرد. ]]> جهان‌کتاب Mon, 18 Feb 2019 05:16:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/272046/چیزی-بنویس-دوست-داری-بخوانی سُلطه جان گریشام در میان پرفروش‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271997/س-لطه-جان-گریشام-میان-پرفروش-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، این مجله هر هفته فهرستی از آثار پرفروش خود در بخش‌های داستانی، غیرداستانی، و کودک و نوجوان را منتشر می‌کند. در این مطلب نگاهی به پرفروش‌ترین آثار داستانی چاپی هفته دوم فوریه خواهیم داشت.   «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» نوشته دِلیا اُوِنز 22 هفته است در فهرست پرفروش‌ها قرار دارد و این هفته بار دیگر در جایگاه نخست پرفروش‌ها قرار گرفت. داستانی هیجان‌انگیز از روابط انسانی و عشق و تقلای انسانی تنها برای حیات. زنی که سال‌ها به تنهایی در جنگل زندگی کرده است ناگهان متهم به قتل می‌شود و سرنوشتی نامعلوم در انتظارش است.   «دختر ناشناس» نوشته گریر هندریک و سارا پکانن پس از گذشت 4 هفته از انتشار در جایگاه دوم قرار گرفته است. جسیکا فاریس، شخصیت اصلی داستان به سراغ روانشناسی به نام دکتر شیلدز می‌رود و در جلسات دونفره رازهای زندگی خود را برملا می‌کند.   «فرضی» نام آخرین کتاب جان گریشام است که پس از 15 هفته از انتشار هنوز در میان پرفروش‌ها است و این هفته با دو پله صعود در جایگاه سوم قرار گرفت.‌ داستان جنایی دیگر از نویسنده آمریکایی که مثل دیگر آثارش مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. سربازی به جا مانده از جنگ جهانی دوم به نام پیت یک روز صبح از خواب بیدار می‌شود، لباس‌هایش را می‌پوشد، وارد کلیسایی می‌شود، و پدر روحانی را به به قتل می‌رساند! و در جواب قاضی، وکیل، و اطرافیانش اعلام می‌کند «حرفی برای گفتن ندارم!» پیت از مرگ نمی‌ترسد و دوست دارد انگیزه‌هایش از انجام این کار را با خود به گور ببرد. آمازون و مجلات مختلف دیگر اثر جدید گریشام را شاهکار خواندند و معتقدند نویسنده آمریکایی بیشتر از داستان‌های دیگرش برتری خود را در به کار بردن «تعلیق» نشان داده است.   «دروغگو دروغگو» نوشته جیمز پترسون با همکاری کندیس فاکس در هفته نخست انتشار در جایگاه دوم پرفروش‌ها قرار گرفت اما این هفته در رده چهارم است. کاراگاه هریت بلوز به دنبال یافتن قاتلی است اما کارهای خطرناک وی بر خلاف قانون است و همین موضوع سبب می‌شود خود وی تحت پیگرد قانونی قرار گیرد و مجبور به فرار شود.   «قابل‌نفوذ» نوشته جیمز رولینز، نویسنده آثار پرفروش در هفته اول انتشار در جایگاه دوم قرار گرفت اما این هفته با سه پله سقوط در جایگاه پنجم است. سیگما فورس، فرمانده جنگ در تلاش است یکی از افرادش را نجات دهد و بدین منظور یکی از عمیق‌ترین مسائل معنوی و فلسفی دنیا ذهنش را مشغول می‌کند. آیا او حق دارد برای نجات جان یکی از اعضایش افراد زیادی از طرف مقابل را به قتل برساند؟   برای دیدن فهرست کامل پرفروش‌های هفته دوم فوریه به لینک زیر مراجعه کنید: https://www.nytimes.com/books/best-sellers/2019/02/17/?action=click&contentCollection=Books&referrer=https%3A%2F%2Fwww.nytimes.com%2Finteractive%2F2018%2F11%2F21%2Fbooks%2Freview%2Fbest-sellers-promo-for-front-copy2.html®ion=Header&module=ArrowNav&version=Right&pgtype=Reference ]]> جهان‌کتاب Sun, 17 Feb 2019 05:13:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271997/س-لطه-جان-گریشام-میان-پرفروش-ها کتاب بخش مهم فرهنگ هر کشور است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271944/کتاب-بخش-مهم-فرهنگ-کشور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از تایم، لیزا لوکاس مدیر اجرایی بنیاد قلم آمریکا و جایزه کتاب ملی این کشور در سخنرانی اخیرش در مراسم اعطای جوایز این بنیاد به زنده بودن کتاب در آمریکا و سایر کشورهای جهان اشاره کرد و گفت: کسانی که می‌گویند کتاب در حال مرگ است باید بدانند که هنوز کتاب به زندگی خود ادامه می‌دهد.   سخنان مدیر معتبرترین جایزه ادبی آمریکا در واکنش به یک گزارش منتشر شده از سوی موسسه تحقیقاتی پیو بود که آماری از میزان مطالعه کتاب توسط مردم آمریکا در سال 2017 ارائه می‌کرد. موسسه پیو در آخرین گزارش خود اعلام کرد در سال 2017 نزدیک به 24درصد از مردم آمریکا اصلاً یک کتاب هم نخواندند.   لوکاس در ادامه سخنرانی خود با اشاره به آمارهای موسسه پیو گفت: بله ممکن است در این سال یک تعدادی هم کتاب نخوانده باشند ولی توجه داشته باشید که 76درصد کتاب می‌خوانند و تعداد کتاب‌هایی هم که می‌خوانند به طور حتم بیشتر از یک جلد است. خب حالا این رقم را با آمارهای موسسه نظرسنجی پیو مقایسه کنید. به طور حتم مثل من خواهید گفت کتاب هنوز نمرده است. بهتر است همیشه در اینگونه آمارها نیمه پر لیوان را ببینید که در این مورد بیشتر از نیمه خالی آن است. من هر روز کسانی در مترو، خیابان، فرودگاه و ... را می‌بینم که کتاب می‌‌خوانند و حتی از کوچکترین زمان خود برای مطالعه استفاده می‌کنند.   طبق آمارهایی که لوکاس در سخنرانی‌اش در مقابل حاضران ارائه کرد در حال حاضر بر خلاف سال‌های گذشته بر تعداد کتابفروشی‌های فیزیکی در آمریکا اضافه شده است و با وجود افزایش سایت‌های آنلاین فروش کتاب هنوز هم بسیاری از کتاب‌خانه‌های عمومی در بیشتر ایالت‌های این کشور از افزایش اعضای خود خبر می‌دهند. طبق گزارش انجمن کتابفروشان آمریکا خرده‌فروشی آنلاین نتوانسته لطمه جدی به کار کتابفروشان سنتی وارد کند و بر اساس آمارها از سال 2013 تا کنون بیشتر کتابفروشان از رضایت خوبی برخوردار بودند. در سال 2018 نسبت به یک سال قبل از آن نزدیک به 2درصد رشد را شاهد بودیم.   مدیر اجرایی بنیاد قلم آمریکا گفت: البته می‌دانیم که بعضی اصلاً کتاب نمی‌‌خوانند و برای دانستن این نیازی به نظرسنجی نیست ولی باید بدانیم که چه کسی کتاب می‌‌خواند و برای دانستن این نیاز به نظرسنجی داریم. باید نظرسنجی‌ به این سوال پاسخ بدهد که چه کسانی دیگران را تشویق به کتاب خواندن می‌کنند و چه کسانی به کتاب خواندن علاقه پیدا می‌کنند.   وی به وظیفه بنیاد قلم آمریکا برای علاقمند کردن مردم به فرهنگ و ادبیات اشاره کرد و افزود: در اینجا نویسندگان از سراسر کشور گردهم می‌آیند تا این پیام به گوش مخاطب رسانده شود که کتاب بخش مهمی از فرهنگ هر کشور است و بنیاد قلم به خود افتخار می‌کند که سهم بزرگی در این فرهنگ بازی می‌کند. یکی از وظایف من و همکارانم در بنیاد قلم آمریکا این است که به همه کس در همه جا این پیام را برسانیم که کتاب خواندن چقدر لذتی عمیق و متعالی است. ناشران، کتاب‌داران، کتابفروشان و هر کسی که در بازار کتاب حضور دارد به عنوان همکاران بنیاد قلم باید سعی در انجام این چالش داشته باشد.   ادبیات تصورات و خیال‌پردازی ما را تقویت می‌کند و برای اینکه هر کدام از ما بتوانیم دنیا را بهتر تصور کنیم می‌توانیم با خواندن داستان‌هایی از فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف تا حد زیادی به این قدرت خودمان اضافه کنیم. هر روز که کتاب‌های جدیدی متولد می‌شوند مخاطبان جدیدی نیز برای آنها ایجاد می‌شوند و بهتر است به آینده کتاب با این مخاطبان که هر روز تعدادشان زیادتر می‌شود، امیدوار باشیم. ]]> جهان‌کتاب Sun, 17 Feb 2019 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271944/کتاب-بخش-مهم-فرهنگ-کشور تجربه موفق عادت کردن به بیشتر کتاب خواندن http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271954/تجربه-موفق-عادت-کردن-بیشتر-کتاب-خواندن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لایفهکر، عادت به مطالعه به طور حتم یکی از روزمره‌های زندگی افراد موفق است و تجربه ثابت کرده این عادت در برنامه‌های روزانه بسیاری از این افراد وجود دارد. خواندن کتاب به طور حتم یکی از تجربه‌های خوب زندگی است چون با خواندن کتاب‌ها تجربه‌های مختلفی از نویسندگان به مخاطب انتقال داده می‌شود. وقتی نوشته‌های واقعی یا خیالی یک نویسنده از حوادث روزگار را می‌‌خوانیم به طور ناخودآگاه در حال افزایش تجربیات خودمان از این حوادث هستیم. در این گزارش یک سری روش‌هایی آموزش داده شده که عادت کتاب خواندن را تقویت می‌کند و موجب می‌شود این عادت تبدیل به یکی از اولویت‌های‌ زندگی‌تان شود. روش‌های کاربردی این مقاله چگونه بیشتر کتاب خواندن را یادآوری می‌کند:   مطالعه را به تجربه‌ای لذت‌بخش تبدیل کنید فکر نکنید چند دقیقه مطالعه نمی‌تواند تجربه‌ای لذت بخش نباشد. از کوتاه‌ترین زمان برای مطالعه استفاده کنید. چنددقیقه مطالعه لذت بخش را با هیچ چیز عوض نکنید طوری که برای رسیدن به این دقایق لحظه شماری کنید. بهترین جای خانه را برای مطالعه کتاب مورد علاقه خود انتخاب کنید. بهتر است وقتی کتاب می‌خوانید بهترین زمان مورد نظر مثل طلوع آفتاب یا غروب آن را انتخاب کنید تا لذت مطالعه عمق بیشتری پیدا کند.   برای مطالعه زمان معینی را انتخاب کنید شاید بعضی ها بگویند هر وقتی از روز برای مطالعه مناسب است چون با توجه به مشغله‌های امروزی چنین چیزی امکان ندارد ولی باید گفت که باید ساعات مشخصی برای مطالعه انتخاب شود چون این مسئله باید به یک عادت تبدیل شود. در این مدت ‌زمان کوتاه فقط روی مطالعه تمرکز کنید و به هیچ‌چیز دیگری فکر نکنید. پس بهتر است ساعاتی کوتاه از روز خود را به مطالعه صرف اختصاص دهید. این تمرین به تدریج به یک عادت تبدیل خواهد شد.   همیشه کتابی همراه خود داشته باشید شاید همیشه به خودتان یادآوری می‌کنید که فلان چیز را فراموش نکرده باشید و یا کیف پولتان همراه‌تان باشد ولی معمولاً کمتر افرادی هستند که همیشه به خودشان یادآوری می‌کنند که فلان کتاب را همراه خود ببرند. اهمیت دادن به کتاب مثل کیف پول یا گوشی همراه برای علاقمندان به کتاب یکسان است پس اگر می خواهید به کتاب علاقمند شوید یک جلد از آن را همیشه همراه خود داشته باشید.   از تلویزیون و اینترنت کمتر استفاده کنید اگر واقعا قصد دارید به مطالعه عادت کنید، سعی کنید وابستگی‌تان را به تلویزیون و اینترنت کمتر کنید. ترک این عادت دشوار است، اما هر دقیقه‌ای که از اینترنت و تلویزیون کمتر استفاده کنید، به زمان مطالعه‌تان افزوده‌اید. رفته‌رفته این دقیقه‌ها به ساعت‌های شیرینی تبدیل می‌شوند که با مطالعه سپری‌شان می‌کنید.   فهرست تهیه کنید فهرستی از کتاب‌های خوب تهیه کنید. هرزمان که از طریق رسانه‌ها یا از زبان کسانی که می‌دانید اهل مطالعه‌اند، کتاب خوبی معرفی شد، نامش را به فهرست خود اضافه کنید. از طولانی‌شدن این فهرست با ارزش نترسید.     مکانی دنج و راحت پیدا کنید جایی را در خانه انتخاب کنید که بتوانید راحت روی صندلی یا مبل بنشینید و شروع به خواندن کنید. دراز نکشید، چون باعث خواب‌آلودگی‌تان می‌شود. محل مطالعه‌ی شما باید از تلویزیون، کامپیوتر، موسیقی یا سروصدای اعضای خانواده یا هم‌اتاقی‌ها دور باشد. اگر چنین محیطی برای شما فراهم نیست، باید چنین جایی را برای خودتان دست‌وپا کنید.   به‌سراغ کتاب‌های دست‌دوم بروید به کتاب‌فروشی‌هایی بروید که کتاب‌های دست‌دوم می‌فروشند یا با دریافت کتاب‌های کهنه‌ی شما، کتاب‌هایشان را با تخفیف در اختیارتان می‌گذارند. با این روش، با مبلغ کمتری صاحب کتاب‌های بیشتری می‌شوید. به‌علاوه، خواندن کتابی که میزبان نگاه فرد دیگری در زمان و مکان نامعلومی بوده است، کتابی منقوش به دست‌خط صاحب قبلی که گواه جرقه‌های ذهنی او حین خواندن کتاب بوده است و خلاصه مواردی ازاین‌دست ممکن است برای شما جذاب و لذت‌بخش باشد.   کتاب‌های جذاب و سرگرم‌کننده بخوانید کتاب‌هایی برای مطالعه انتخاب کنید که شما را جذب خود کنند و انگیزه‌ی خواندنتان را بالا ببرند. حتی اگر کتاب‌هایی که انتخاب می‌کنید در زمره‌ی شاهکارهای ادبی نباشند، همین که خودتان به آنها علاقه داشته باشید و باانگیزه‌ سراغشان بروید، کافی است. هدف شما باید ایجاد انگیزه برای خواندن باشد. پس از ایجاد این انگیزه و عادت‌کردن به مطالعه، می‌توانید به‌سراغ شاهکارهای ادبی بروید.   در وبلاگ خود درباره‌ این کتاب‌ها بنویسید این کار، یکی از بهترین‌ راه‌های عادت‌کردن به مطالعه است. اگر وبلاگ ندارید، دست‌به‌کار شوید. از خانواده و دوستانتان بخواهید از وبلاگ شما بازدید کنند، به شما کتاب پیشنهاد کنند و درباره‌ی نوشته‌هایتان اظهارنظر کنند. با نوشتن درباره‌ی کتاب‌هایی که خوانده‌اید، انگیزه‌تان برای مطالعه بیشتر می‌شود، به‌ویژه اگر دیگران را هم با نوشته‌هایتان به خواندن کتاب ترغیب کنید. ]]> جهان‌کتاب Sat, 16 Feb 2019 14:54:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271954/تجربه-موفق-عادت-کردن-بیشتر-کتاب-خواندن خودسانسوری با تصمیمات سیاسی گره خورده است/کوبا جان زندگی من است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271805/خودسانسوری-تصمیمات-سیاسی-گره-خورده-کوبا-جان-زندگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لس‌آنجلس آو ریویو، لئوناردو پادورا فوئنتس، نویسنده و روزنامه‌نگار کوبایی ۶۴ ساله، در سال‌های اخیر یکی از مهم‌ترین کاندیداهای کشورهای اسپانیایی‌زبان برای کسب جایزه نوبل بوده است. او یکی از مشهورترین نویسندگان کوبایی است و دو مجموعه داستان کوتاه و یک مجموعه داستان کارآگاهی نوشته که به بیش از ۱۰ زبان ترجمه شده‌اند. پادورا در سال ۲۰۱۲ جایزه‌ ملی ادبیات را که مهم‌ترین جایزه‌ ادبی کوباست دریافت کرد. سه سال بعد، برنده‌ جایزه‌ پرنس دو آستوریاس، مهم‌ترین جایزه ادبیات اسپانیا، شد. او در مصاحبه‌ای درباره تعلق خاطرش به کوبا و همچنین شیوه‌های نوشتن‌اش سخن گفته است.   دوست دارید درباره‌ کودکی‌تان حرف بزنیم؟ چه چیزی به کار شما شکل داد و در رشد شما به‌عنوان نویسنده نقش داشت؟ کودکی من بسیار معمولی بود و خلاصه شده بود به زندگی در شهر کوچک مانتیا، که در هیچ کجای این دوران کودکی نشانی حاکی از امکان یک زندگی حرفه‌ای نویسندگی نمی‌بینم. بیشتر به شیوه‌های تجربه کردن جهان ربط داشت که تجربه‌هایی بنیادین بود: فلسفه‌ ماسونی پدرم و آدابش،‌ فلسفه‌ کاتولیک مادرم و آدابش، زندگی در محله‌ای که همه چیز مثل جهان کوچکی عمل می‌کرد که همه ارتباطات تاریخی و خانوادگی داشتند و همه چیز حول دو یا سه نقطه‌ کاملا مشخص می‌چرخید: موقعیت جاده‌ شماره‌ی ۴ و یکسری مشاغل و مدارس. البته من بیش از هر کاری مشغول توپ بازی بودم. بیشترین زمانِ ۱۷ ۱۸ سال از زندگی‌ام را روی توپ‌بازی سرمایه‌گذاری کردم. وقتی مدرسه نبودم، و حتی وقتی که می‌بایست مدرسه می‌بودم،‌ داشتم توپ بازی می‌کردم. خیلی کم کتاب می‌خواندم. اگر می‌خواندم هم همان کتاب‌هایی را می‌خواندم که وقتی بچه هستید می‌خوانید، ژول ورن، امیلیو سالگاردی. بعد در نوجوانی، رمان «کنت مونت کریستو» را خواندم که به شدت من را تحت تاثیر قرار داد. بعدها در جوانی کتاب‌های بیشتری خواندم، اما دیگر بچه نبودم.   شهر مانیتلا چه معنا و مفهومی برای شخص شما دارد و چه معنایی در آثارتان دارد؟ مانیتلا کانون زندگی من است، چون من در مانیتلا به‌دنیا آمدم، و پدرم و مادربزرگ و پدربزرگم همگی در مانیتلا به‌دنیا آمده‌اند. تمام عمرم در آنجا زندگی کرده‌ام و نخستین شناختم از جهان، واقعیت و روابط میان مردم را مدیون مانیتلا هستم. مسلماً این شهر در فضای احساسی و فکری زیستی من وجود دارد، و پس از آن در فضای اجتماعی، جغرافیایی و «فرهنگی». روی فرهنگی تاکید می‌کنم چون در مانیتلا ما خیلی فرهنگ نداریم، بنابراین اشاره‌ام به فرهنگ در گسترده‌ترین مفهومش است که روابط میان آدم‌ها را در بر می‌گیرد. آنجا، در گهواره‌ای که مانیتلا بود و همچنان به بودنش ادامه می‌دهد، آنجا بود که زندگی را فهمیدم و شروع کردم به مشق زندگی به شکل‌های مختلف. و از آن نقطه بود که من شروع کردم به تصرف شهر، تصرفی که از نظر جغرافیایی، حرکت از جنوب بود -که مانیتلا در آن قرار دارد- به سوی شمال شهر. چون اول من از خانه‌ام به سمت شمال حرکت کردم، برای رفتن به مدرسه راهنمایی‌ای که کمی دورتر از خانه‌ام بود؛ بعد، در دوره دبیرستان، به طرف منطقه لاویبونا؛ و بعد، حتی جنوب‌تر، به طرف دانشگاه ادبیات و محل کارم در منطقه ودادو که حالا هاوانای قدیم است. در تمام این مدت بود که من داشتم خودم می‌شدم، شهر را زیر سلطه خودم می‌گرفتم، اما همیشه این حس رفتن و برگشتن، رفتن و برگشتن همراهم بود. در مانیتلا، حتی هنوز هم، وقتی کسی به همسایگی وداد یا به مرکز هاوانا می‌رود، می‌گوید: «دارم می‌روم هاوانا»  و آن «می‌روم هاوانا» برای من یکی از راه‌های گسترش شناختم از شهری بود که درباره‌اش می‌نویسم.   شما ماریو کانده، شخصیت مجموعه داستان‌های کارآگاهی مشهور خود به نام «چهارگانه‌ هاوانا»، را به یک زندگی در حسرت و نوستالژی هاوانا محکوم کرده‌اید. ماریو کانده چه چیزی را از دست داده؟ چه می‌خواهد؟ دردش چیست؟ پاسخ به این پرسش واقعا دشوار است، چون کانده خیلی چیزها می‌خواهد، چیزهای زیادی را از دست داده و نیازهای مختلفی دارد -پاسخ به این پرسش پایانی ندارد. کانده ذاتاً در حسرت گذشته و ماهیتاً سودازده است و به عنوان یک مکانیسم دفاعی شخصیتی شوخ و طعنه‌زن دارد. شخصیت‌های دیگری در داستان‌های پلیسی هستند که او با برخی از آنها اشتراکاتی دارد. بعضی از آن‌ها نسبت به واقعیت بدبین‌اند، اما کانده جزو آنها نیست. دید او به جهان نه بدبینانه، که طعنه‌آمیز است. طعنه یک مکانیسم دفاعی در برابر حمله است، اما شخصیت کانده ذاتاً طعنه‌زن است. او مانند نسل من چیزهای زیادی را از دست داده و نیازهای گوناگونی دارد. رویاها و فرصت‌هایش بر باد رفته -او به امید نیاز دارد؛ نیاز به امید در بسیاری از اتفاقات داستان و به خصوص در افکار او دیده می‌شود. کانده شخصیتی متفکر دارد و این یکی از خصوصیات این رمان‌هاست: عمل او حداقلی و تفکراتش حداکثری است. و کانده در این افکار تمام رمانتیسم یک دوران را و بی‌قراری‌ای را که در این کشور تجربه می‌کنیم، در کشوری که چشم‌هایش را به روی آینده و راه رسیدن به آن بسته، بروز می‌دهد. چرا که من معتقدم حتی کسانی که بر روی پیش‌نویس جدید قانون اساسی ما کار می‌کنند نمی‌دانند به کدام سمت می‌روند یا اینکه تا کجا می‌توانند پیش بروند. آنها به جایی رسیدند که احساس می‌کردند موظفند به آنجا برسند، اما نه به این دلیل که دوست داشتند به اینجا برسند - و مطمئناً نه به این خاطر که این عالی‌ترین جهان ممکن است.   در «مردی که عاشق سگ‌ها بود»، نویسنده‌ ناامید دورانی از زندگی‌اش را به خاطر می‌آورد که سی سال پیش اتفاق افتاده است. او در ساحل کوبا با مردی رازآلود مواجه می‌شود که دو سگ شکاری گری‌هاوند همراهش است. پس از آن‌که با هم صمیمی شدند، مرد رازآلود داستانی برایش تعریف می‌کند که قهرمان‌هایش کسی نیستند جز لئون تروتسکی، سیاستمدار و تئوریسین انقلابی شوروی، و رامون مرکادر، قاتل او. چرا تروتسکی؟ تروتسکی با کوبا چه ارتباطی دارد؟ تروتسکی به دلایل پیش پا افتاده‌ای در داستان است؛ حضور او در داستان، نتیجه‌ آگاهی ناچیز من از شخصیتی است مشهور به خیانت و ارتداد. قتل تروتسکی نمایانگر نقطه‌ای است که آرمان‌شهر سوسیالیستی در آنجا به بن‌بستی بی‌بازگشت می‌رسد. همانطور که می‌دانید، شناختن شخصیتی مثل تروتسکی و توانایی کار کردن با او در عالم داستان کار صعب و دشواری است. رمان‌نویس، بر خلاف یک مورخ یا محقق اجتماعی، در صورتی که شاه‌کلید داستان یا شخصیت مورد نظر را در اختیار داشته باشد می‌تواند با یک شخصیت تاریخی کار کند. برای این کار نیازی به آگاهی کامل و مستند از دوره و شخصیت مورد نظرتان ندارید، بلکه باید بستر شکل‌گیری شخصیت و برداشت او را از واقعیت خویش بشناسید؛ همین آگاهی است که شما را در مسیر رمان هدایت می‌کند و رمان‌نویس از همین مجال برای تسلط بر داستان استفاده می‌کند. به همین دلیل، مطالعات زیادی درباره‌ تروتسکی و دوره‌ او انجام دادم و بسیاری از نوشته‌های او را خواندم تا بتوانم بین اطلاعات تاریخی و امکان شکل‌گیری فضایی دراماتیک فصل مشترکی قائل شوم. به اعتقاد من، بزرگ‌ترین چالش این است که بدانیم کدام یک از مؤلفه‌های زندگی یک شخصیت تاریخی -یک انقلابی روس که شخصیت اصلی رویدادهای تاریخی بوده و اکنون جزئی از تاریخ جهان است- رمان‌نویس را به خلق رمان و پرداختن به آن شخصیت نزدیک کرده است. شخصیت‌های تاریخی زیادی هستند که هرگز جرئت کار کردن با آنها را نداشته‌ام، مثلاً خوزه مارتی (رهبر جنبش استقلال کوبا) چون فکر می‌کنم هرگز نمی‌توانستم به درک لازم برای نزدیک شدن به این شخصیت و حفظ فاصله‌ لازم با او دست یابم. در مورد خوزه ماریا هردیا (شاعر ملی کوبا) هم به درک عمیقی رسیدم و هم فاصله لازم را به دست آوردم. این مسئله در مورد تروتسکی هم صدق می‌کند.   برای آن کتاب چه تحقیقاتی انجام دادید؟ تحقیق کردن برای رمان تروتسکی چالش‌برانگیز بود، چون دائما به اطلاعات جدیدی برمی‌خوردم. هر بار فکر می‌کردم کارم به پایان رسیده، به اطلاعات جدیدی دست می‌یافتم. در طی دو سال نهایی نوشتن رمان، سه یا چهار کتاب منتشر شد؛ «خیانت اسپانیا» یکی از آنها بود. این کتاب حاوی یکسری از اسناد بایگانی‌های مسکو در رابطه با نقش مشاوران شوروی در اسپانیا بود. کتاب بعدی «جان‌پناه جمهوری» نام داشت که یک مورخ اسپانیایی نوشته و تحلیلی کاملا متفاوت از علل و روند توسعه‌ جنگ داخلی اسپانیا ارائه کرده بود. از طرفی، این کتاب‌ها مجبورم کردند رویدادها را از زوایای مختلف بررسی کنم. از طرف دیگر، کمبود نسبی اطلاعات در مورد رامون مرکادر دلسردکننده بود. رامون مرکادر یک روح است، مردی است که تنها به این خاطر می‌شناسیمش که تروتسکی را کشته. تصورش را بکنید، کمونیست‌های اسپانیایی زیادی در مکزیک بودند که می‌خواستند تروتسکی را به قتل برسانند. از این همه، فقط نام یکی را می‌دانیم که از اسم مستعار فلیپه استفاده می‌کرد، اما کسی نمی‌داند فلیپه که بود. امکانش وجود دارد که این اطلاعات در جایی بایگانی شده باشد، هرچند بعید است؛ استالین تمام اطلاعات مربوط به قتل تروتسکی را از بین برد. رامون مرکادر می‌توانست یکی مثل ژاک مورنارد باشد که در آن زمان در مکزیک بود؛ یا سیلویا آگلوف که از دوستان خانوادگی تروتسکی بود. اگر مرکادر تروتسکی را نکشته بود، کاملا از تاریخ محو می‌شد.   و این تحقیق حدود سه سال طول کشید؟ دو سال فقط تحقیقات و سه سال تحقیق و نوشتن.   شب‌ها می‌نویسید یا روزها؟ صبح‌ها می‌نویسم و عمدتا در کوبا. البته یاد گرفته‌ام خارج از کوبا هم بنویسم-چاره‌ای نداشتم. اما وقتی خانه هستم، نوشته‌هایم پُربارتر است.   کارهای جدید را چطور شروع می‌کنید؟ شروع کار همیشه روند خاصی است، چون تا وقتی شروع نکرده‌ام نمی‌دانم چطور می‌خواهم داستان بنویسم یا داستانم چطور پیش خواهد رفت. در حال حاضر، فصل چهارم از یک رمان را می‌نویسم که حدود ۱۱۰ صفحه پیش رفته است. می‌دانم فصل پنجم چطور شروع می‌شود، اما درباره‌ اتفاقاتی که قرار است بعد از فصل پنجم بیفتد هیچ ایده‌ای ندارم. وقتی نوشتن فصل پنجم را تمام و فصل ششم را شروع کردم متوجه می‌شوم. بنابراین، این روند شامل طرح‌های اولیه‌ای است که در نسخه‌های بعدی بازنویسی می‌شوند.   پس مانند بسیاری از نویسندگان دیگر وقتی شروع به نوشتن می‌کنید، پایانی در ذهنتان ندارید؟ موقع نوشتن فقط یک هدف در ذهنم دارم: اینکه «چرا من رمان می‌نویسم؟» این پرسش در حقیقت موضوع مقاله‌ای است که قرار است برای انتصابم در آکادمی زبان کوبا در ماه نوامبر بخوانم. عجیب است، نه؟ من قبلا عضو سه آکادمی زبان دیگر، در کاستاریکا، پاناما و پرو، بوده‌ام. حالا تازه دارم به عضویت آکادمی زبان کوبا درمی‌آیم [خنده]. در این مقاله به طور مفصل به چراها می‌پردازم. اینکه هدف رمان چیست؟ تعریف چند و چون مقاله آسان‌تر است، مخصوصا اگر قرار باشد با شخصیت‌های تاریخی کار کنم. مثلا از اول می‌دانستم که تروتسکی کشته خواهد شد. اما در سایر موارد، مسیر داستان را باید در طی نوشتن کشف کنم.   از این روند برایمان بگویید. چه وقت‌هایی کار می‌کنید؟ آیا از زمان‌بندی دقیقی پیروی می‌کنید؟ هر روز از ساعت هفت و نیم هشت صبح تا یک بعدازظهر می‌نویسم -تا وقتی که لوسیا داد می‌زند: «لئوناردو، ناهار آماده است!» و می‌روم ناهار می‌خورم.   شما این امتیاز را دارید که پاسپورت کوبایی داشته باشید و شهروند اسپانیا هم باشید. آیا در اسپانیا هم مثل کوبا احساس راحتی می‌کنید؟ نه، به هیچ‌وجه. در اسپانیا احساس می‌کنم در خانه‌ دومم هستم. خانه‌ نخست من کوبا است. در اسپانیا دوستان و شبکه‌ روابط کاری بسیار مهمی دارم. بدون وجود ناشران، مؤسسات و بنیادهای اسپانیایی، آثار من از وسعتی که اکنون دارند برخوردار نمی‌شدند. درواقع باید گفت بسیاری از جوایز و بخش عمده‌ای از زندگی حرفه‌ای خود را مدیون اسپانیا هستم. اما خانه‌ام هنوز کوبا است- من یک نویسنده‌ کوبایی هستم و نمی‌توانم به جای دیگری تعلق داشته باشم. و این واقعیت که از دیده شدن لذت می‌برم و در کشور دیگری حمایت می‌شوم -طوری که حتی خبر آثارم به کشورم نیز می‌رسد، جایی که مدت‌ها در آن نامرئی بودم- نقش عمده‌ای درزندگی حرفه‌ای من به عنوان یک نویسنده ایفا کرده است. کوبا جان زندگی من است، جزیره‌ ایتاکای زندگی من است. و اگر روزی مجبور به ترک کوبا شوم، اگر روزی وادارم کنند کوبا را ترک کنم، ارتباط معنوی، فرهنگی و حیاتی‌ام با شیوه‌ی زندگی کوبایی قطع خواهد شد.   فاصله‌ فیزیکی از کوبا یکی از استعاره‌های ثابت در ادبیات ملی کوباست. این جزیره به چه کسی تعلق دارد؟ به کسانی که در داخل کوبا زندگی می‌کنند و می‌نویسند یا کسانی که در خارج زندگی می‌کنند و می‌نویسند؟ این پرسش پاسخی ندارد. به اعتقاد من کوبا متعلق به کوبایی‌هاست، و همه، به‌رغم تمام تفاوت‌های اعتقادی، سیاسی، مذهبی یا هنری، کوبایی‌اند. تا زمانی که کسی احساس کند کوبایی است، صرف نظر از موقعیت جغرافیایی، کوبایی خواهد بود. چه کسی اینجا در ایالات متحده زندگی کند، چه در هائیتی، چه بتوانند چراغ‌های مایسی را از آن سوی جزیره ببینند، تا زمانی احساس کند کوبایی است، کوبا به او تعلق دارد. هیچ یک نفری مالک این کشور نیست -کشور متعلق به همه‌ی ماست.   خودسانسوری در آثارتان در این سال‌ها چه نقشی داشته است؟ خودسانسوری یک مکانیسم پیچیده است، چون همیشه با تصمیمات سیاسی گره خورده است. نویسنده به محدودیت‌های خود احترام می‌گذارد، یا حداقل من به عنوان نویسنده، به دلایلی فراتر از مسائل سیاسی مراقب محدودیت‌هایم بوده‌ام. من به شرایط خارج از حوزه‌ خود نیز توجه می‌کنم، یا به تفکراتی که اقشار اجتماعی مختلف را در بر می‌گیرد، از موضوعات قومیتی گرفته تا اولویت‌های جنسی یا اعتقادات مذهبی. و شاید، برای یک لحظه بتوانم فکر کنم کسی که اعتقاد خاصی دارد، به باورهای دیگر بی اعتنا خواهد بود. با این حال، هیچ وقت نمی‌توانم درک شخصی‌ام را به همین شیوه در ادبیات بیان کنم. اعتقاد ندارم که هنگام دفاع از یک موضع، حق توهین به مواضع دیگر را دارم. در مورد مسائل سیاسی، که مسائل جنسیتی نیز جزئی از آن است، برخی از منتقدان بر این باورند که کتاب‌های من رفتار مردانه و نرینه را ترویج می‌کنند و شاید حق با آنها باشد. فکر می‌کنم حق با آنها است. من متعلق به فرهنگ نرینه‌رفتار (ماچو) هستم و شکل‌گیری فلسفی‌ام ورای چیزی است که می‌خواهم آگاهانه افشای‌اش کنم. حق با آنهاست، این دیدگاه ماچویی، که سعی کرده‌ام مهارش کنم و موفق نشده‌ام، گاهی در نوشته‎‌های من بروز پیدا می‌کند. اما به لحاظ سیاسی تا جایی که می‌خواسته‌ام پیش رفته‌ام. من در ادبیات سیاسی حضور دارم، اما علاقه‌ای به سیاسی نوشتن ندارم. من سیاست‌مدار نیستم و علاقه‌ای به نوشتن برای آنها ندارم. اگر در زندگی چیزی باشد که هرگز نخواهم به آن بدل شوم، سیاست‌مدار شدن است. در دهه‌ ۱۹۸۰، جدایی ادبیات از سیاست در کشوری که همه چیزش سیاسی بود و سیاسیون از شما می‌خواستند وارد سیاست نشوید اهمیت بسیاری داشت. من به آنچه در دهه‌ی ۱۹۸۰ در ادبیات کوبا به دست آوردیم پایبند مانده‌ام. همچنان به نوشتن ادامه داده‌ام و همان‌طور که قبلا گفتم، تا جایی که می‌خواستم پیش رفته‌ام و تا جایی که لازم بوده گفته‌ام.   خیلی‌ها می‌گویند در طی دو سال آینده نامزد دریافت جایزه‌ نوبل ادبیات خواهید شد. این حرف‌ها بی‌معنی است؛ نمی‌شود از چنین مسائلی مطمئن بود یا چنین فکری کرد.  و اگر روزی حتی یکی از نورون‌های مغزم را درگیر این موضوع کنم، به لوسیا این اجازه را می‌دهم که با مشت و لگد خودش آن نورون را از سرم بیرون کند.   این چیزی است که دیگران می‌گویند. اگر بعضی‌ها اینطور فکر می‌کنند، خب از آنها متشکرم. اما می‌دانید الان فکرم درگیر چه چیزی است؟ فصل ششم رمانی که در حال نوشتنش هستم - مسئله‌ اصلی من این است، نه جایزه‌ نوبل ادبیات.   ]]> جهان‌کتاب Sat, 16 Feb 2019 05:36:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271805/خودسانسوری-تصمیمات-سیاسی-گره-خورده-کوبا-جان-زندگی آندرا لوی،‌ خالق «جزیره کوچک» درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271916/آندرا-لوی-خالق-جزیره-کوچک-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - آندرا لوی، رمان‌نویس برتانیایی که تجربه مردمان بریتانیایی جامائیکایی را در طول ۲۰ سال در رمان‌هایش نگاشت، در ۶۲ سالگی بر اثر سرطان درگذشت. جامعه ادبی از او به عنوان کسی که شکل تازه‌ای به دنیای ادبیات داد، قدردانی کرد. این نویسنده شش سال پس از تشخیص ابتلا به سرطان روز پنج شنبه از دنیا رفت. اکتبر گذشته لوی گفت: «همه ما می‌میریم. قضیه این است که من کاملا خبر دارم که چه زمانی قرار است بمیرم و شما نمی‌دانید.» لوی پس از شروع به نوشتن به عنوان سرگرمی در اوایل دهه سوم زندگی خود، سه رمان در دهه ۱۹۹۰ منتشر کرد که نقدهای مثبتی برایش به همراه داشت. اما چهارمین رمان او «جزیره کوچک» با موفقیت چشمگیری روبه‌رو شد: جوایزی نظیر جایزه اورنج، جایزه کتاب سال وایت‌برد و جایزه کاستا را در سال ۲۰۰۴ از آن خود کرد، بیش از یک میلیون نسخه از آن در سرتاسر جهان فروخته شد و الهام‌بخش اقتباس فیلمی موفق در شبکه بی‌بی‌سی در سال ۲۰۰۹ شد. لوی در سال ۱۹۵۶ در لندن از والدینی متولد شد که بخشی از داستان رواج مهاجرت‌هایی بودند که بریتانیای پس از جنگ را شکل داد. او در سال ۲۰۱۴ نوشت نژادپرستی‌‌ای که در طول کودکی‌اش با آن مواجه شد به ندرت خشونت‌آمیز یا شدید بود اما تاثیر عمیقی داشت. با افزایش شهرت و بلندپروازیِ او، لوی به تدریج پا را فراتر از تجربیات خود گذاشت. داوری در جایزه اورنج ۱۹۹۷ چشمان او را به این واقعیت باز کرد که داستان برای چه وجود دارد. لوی در سال ۲۰۱۰ به گاردین گفت:‌ «مجبور بودم کتاب‌هایی را بخوانم که شاید لزوما خودم به سمت خواندنشان نمی‌رفتم. باید آنها را به خوبی و در زمان محدودی می‌خواندم. پشت سر هم. آنی پرولکس، مارگرت آتوود، بریل بینبریج و آنه مایکلز. از آنجا بود که فهمیدم داستان چه می‌تواند باشد. و فکر کردم، خدای من! می‌توان بلندپرواز بود، می‌توان کلمات را به خدمت گرفت. واقعا می‌شود.» آخرین رمان او، «شعر بلند» که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد در قرن ۱۹ در جامائیکا اتفاق می‌افتد و داستان یک برده خانگی است. این رمان در سال ۲۰۱۸ به فهرست نهایی من‌بوکر راه یافت و همچنین توسط بی‌بی‌سی مورد اقتباس قرار گرفت. «شش داستان و یک مقاله» نیز آخرین اثر منتشر شده از لوی است که شامل داستان‌های کوتاه و قطعه‌ای است که او درباره میراث کارائیبی خود نوشته و در سال ۲۰۱۴ روانه بازار شده است. ۱.۲۳ میلیون نسخه از کتاب‌های لوی به ارزش ۷.۹ میلیون پوند در بریتانیا به فروش رفته است. کتاب «جزیره کوچک» تا کنون پرفروش‌ترین کتاب برنده جایزه ادبیات داستانی زنان بوده است. ]]> جهان‌کتاب Sat, 16 Feb 2019 05:18:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271916/آندرا-لوی-خالق-جزیره-کوچک-درگذشت وظیفه رمان رصد کردن از یاد‌رفته‌ها در تاریخ است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271905/وظیفه-رمان-رصد-کردن-یاد-رفته-ها-تاریخ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه الخلیج-زمانی که امیمه الخمیس، نویسنده سعودی، اولین رمانش را با عنوان «دریایی‌ها» منتشر کرد موفقیتی به دست آورد که انتظارش را نداشت. با این‌همه انتشار رمان «مسیر شبانه درناها در شهرهای عتیق» او را در مسیر درست و صحیح یک رمان‌نویس قرار داد؛ مسیری که به برنده شدن جایزه نجیب محفوظ در سال 2018 منتهی شد. وقایع و حوادث رمان«مسیر شبانه درناها در شهرهای عتیق» در قرن 4 هجری می‌گذرد؛ دوره‌ی که تجربه فکر اسلامی در آن به پختگی رسید. بانوی نویسنده سعودی در مصاحبه اخیرش با روزنامه الخلیج درباره رمان اخیرش و موضوعات دیگر مطالبی را عنوان کرده که می‌خوانیم.   آیا مقصود اصلی شما از نوشتن این رمان ثبت آن دوره از تاریخ بود؟ رمان وظیفه‌اش مستندسازی نیست. بلکه کارش مشاهده دقیق اوضاع اجتماعی و صحبت درباره به حاشیه رانده‌شدگان و آن چیزی است که مسکوت مانده است. تاریخ رسمی را پیروزمندان نوشته‌اند؛ در حالی که رمان امور غایب و از یادرفته در تاریخ را رصد می‌کند و این همان چیزی است که مقصود من از نوشتن این رمان بود. چرا که مسائل مغفول‌ خلاقانه در ادبیات عرب بسیارند. می‌خواستم از این طریق روشنایی بر آن‌ها ببخشم. شاید دوباره آن ماجراها محل پرسش قرار گیرد. چطور به زبان رمانی که وقایع آن مربوط به قرن 4 هجری است رسیدید؟  خب به زبان کلاسیک متوسل شدم و سعی کردم استواری و متانت آن تا حدی باشد که با زبان حال نیز همخوانی داشته باشد. من شیفته کلمات هستم و آن‌ها را مانند توپ‌های رنگارنگی می‌بینم که در هوا شناورند و  هرآنچه بخواهم از میان آن‌ها برمی‌چینم. ماجراجویی‌های من با زبان زیاد است و هرگز به پایان نمی‌رسد. برخی از منتقدان این رمان را تصویری از مسائل فرهنگی و سفر فکری تلقی کرده‌اند. نظر شما چیست؟ خب دلیلش این است که مسائل فرهنگی بسیاری در ضمن آن آمده که در آن دوران در جریان بود که در راس آن جدال علوم عقلی و نقلی در آن برهه است. تجربه تفکر عقلانی که به ظهور فلاسفه معروفی مثل ابن هیثم، کندی  ابن رشد منجر شد. آیا انسان باید بهای دانش و معرفت را  بپردازد؛ همان‌طور که قهرمان رمان شما که برنده جایزه نجیب محفوظ شد پرداخت؟ در اسطوره یونانی زمانی که پرومتئوس رمز آتش را می‌دزدد و به بشر اعطا می‌کند، بهای سنگینی را برایش می‌پردازد و معرفت و دانش را مادامی که به صید انسان درمی‌آید باید بهایش را پرداخت. در این رمان نیز قهرمان داستان متعارف‌ها را به چالش می‌کشد و  از خلال ماجراجویی‌ها به سوی ناشناخته‌ها می‌‌رود و در طی این مسیر ماجراجویانه است که هزینه سنگینی را می‌پردازد. از سوی متحجرانی که هیچ گونه تغییری را بر نمی‌تابند و آن را به زیان امتیازات محرزشان می‌دانند. همین امر موجب طرح پرسش‌های متعدی در رمان می‌شود. عمر رمان در کشورهای عربی کوتاه است و تا این لحظه هیچ رمان بزرگی که بتوان آن را شاهکار نامید نوشته نشده برعکس شعر که قرن‌های طولانی میراث این سرزمین‌ها بوده. دلیل آن را در چه می‌بینید؟ شعر عربی تنها یک ماجراجویی زبانی نیست؛ بلکه هویت است. فرزند دختری از نسل و نژاد وادی عبقر در فلات نجد؛ اما رمان درعصر حاضر توانسته گوی سبقت نوشتار را از شاعر برباید و بر دایره خوانندگان خود بیفزاید و آثار بیشتری منتشر کند. ]]> جهان‌کتاب Fri, 15 Feb 2019 13:21:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271905/وظیفه-رمان-رصد-کردن-یاد-رفته-ها-تاریخ مخاطب هیجان را در جملات جستجو می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271823/مخاطب-هیجان-جملات-جستجو-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پاریس ریویو، بسیاری از نویسندگان و شعرای زبان‌‌ها و فرهنگ‌های مختلف قوانینی برای نوشتن توصیه می‌کنند. بعضی اعتقاد دارند باید یک سری قوانین منظم را رعایت کرد تا بتوان نویسنده خوبی شد و بعضی نیز خیلی به این قواعد و قوانین پایبند نیستند. خیلی‌ از ادبیان و کارشناسان ادبیات می‌گویند اگر می‌‌خواهید ببینید جمله‌ای را صحیح و زیبا نوشته‌اید آن را بلند بخوانید و در جای لزوم آن را ویرایش کنید. به اعتقاد بنجامین دریر ویراستار ارشد انتشارات معتبر رندوم هاوس جمله‌ای زیباست که خواننده وقتی شروع به مطالعه آن می‌کند تا انتها بدون وقفه پیش برود و به اصطلاح حوصله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش سر نرود. مهم نیست طول جمله چقدر است تنها به محتوا توجه کنید و جذابیت.   دریر سال‌ها در انتشارات رندوم هاوس رمان‌ها و کتاب مشاهیر ادبیات زبان انگلیسی را ویرایش کرده است و هرچند خودش در کارش به قوانین منظم و اجرای آنها اعتقاد راسخ دارد ولی به نویسنده‌ها توصیه می‌کند همیشه هم نباید قوانین را رعایت کرد. یک قانون خوب در نوشتن وجود دارد و آن هم شکستن قوانین مرسوم و سنتی است. سه قانون اصلی ویراستاری وجود دارد که وی اعتقاد دارد نادیده گرفتن آنها زیاد هم بد نیست و حتی در بعضی اوقات به نویسنده کمک می‌کند جذابیت متن خود را افزایش دهد. سه قانون نویسندگی اگر خواستید نادیده بگیرید همین‌ها هستند:   1. هیچ وقت یک جمله را با حروف اضافه مثل «و» یا کلمه اما شروع نکنید. نه راحت باشید. اول جمله را با حروف اضافه شروع کنید. نویسندگان بزرگ همیشه این کار را کرده‌‌اند. البته معمولاً حروف اضافه قوی‌ترین‌ها برای شروع جمله نیستند ولی خودتان را عادت ندهید برای اول جمله حروف عجیب و غریب پیدا کنید.   2. هیچ وقت دو کلمه مصدر را پشت سر هم نیاورید. نخیر این قانون زیاد هم در دنیای معاصر طرفدار ندارد. در نوشته‌های قدیمی همیشه داستان‌ها با جملات رسمی و رعایت اصول قواعد و قوانین ادبی نوشته می‌شد ولی حالا ظاهراً داستان‌ نویس‌ها برای جذاب تر و به گفته خودشان شاعرانه تر شدن داستان‌شان از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنند. بارها داستان‌هایی مثل استارترک (Star Trek) را دیده‌ام که مصدرها را برای زیباتر شدن جمله پشت سرهم می‌آورد. مثلاً  نویسنده جمله‌ای مثل او آنقدر شهامت داشت که جایی رفت که هرگز کسی نرفته است» را اینگونه نوشته است: «رفتن باشهامت به جایی که هرگز کسی نرفته است» حالا به نظر شما کدام جمله از نظر مخاطب امروزی زیباتر است. به طور کلی در قدیم جملات رسمی‌تر نوشته می‌شد ولی حالا خواننده کمی هیجان را در کلمات و جملات جستجو می‌کند.   3. هیچ وقت جمله را با حرف اضافه تمام نکنید. خب در اینجا هم لازم به توضیح بیشتر نیست. حروف اضافه کلماتی هستند که جملات یا کلمات را به هم ارتباط می‌دهند و از نظر دستور زبان نباید در ابتدا یا انتهای جملات استفاده شود. نویسندگان در قدیم برای نوشتن یک جمله طولانی با یک دوجین حرف اضافه راهی پرپیچ و خم را طی می‌کردند تا جمله‌ای شسته و رفته با رعایت اصول و قواعد نگارشی بنویسند و حتی به گفته بعضی از آنها ساعت‌ها طول می‌کشیده تا کلمات و حروف اضافه را طوری بچینند که وقتی جمله به انتها می‌رسد همه چیز سرجایش باشد ولی به نظر می‌رسد این قاعده در نوشته‌های اخیر طرفدار نداشته باشد. اگر مجبور شدید جمله را با حرف اضافه تمام کنید نگران نباشید مخاطب خودش جمله شما را تمام خواهد کرد. انتهای باز یعنی این. ]]> جهان‌کتاب Fri, 15 Feb 2019 07:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271823/مخاطب-هیجان-جملات-جستجو-می-کند اعلام برندگان جایزه ادبی طیب صالح http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271886/اعلام-برندگان-جایزه-ادبی-طیب-صالح به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از سایت النیلین- هیئت داوران جایزه ادبی طیب صالح که به منظور بزرگداشت طیب صالح، ادیب سودانی، برای نوآوری در نوشتن رمان و داستان کوتاه در سال 2010 بنیان‌گذاری شد و با شعار (هر شخصی از اول راه آغاز می‌کند و دنیای کودکی را پایانی نیست) نهمین دوره برگزاری خود را پشت سر می‌گذارد اسامی برندگان این دوره از این جایزه را معرفی کردند. امسال 568 نویسنده از از 26 کشور عربی آثار خود را برای دریافت این جایزه در سه بخش رمان، داستان کوتاه و مطالعات نقدی شرکت داده بودند و هیئت داوران، اسامی سه برگزیده را در هر بخش به شرح زیر اعلام کردند: بخش رمان برگزیده اول:  اثر «خنده کوکوبارا» نوشته حسن النواب از کشور عراق برگزیده دوم: اثر «گل اندلس» نوشته دعاء جمال فهیم از کشور مصر برگزیده سوم: «وقایع کوه مویا» نوشته مهند رجب الامین از کشور سودان بخش داستان کوتاه  برگزیده اول: اثر «زبان زمین» نوشته علی حسین عبید از کشور عراق برگزیده دوم: اثر «امواج بهار» نوشته عبدالرحیم سلیلی از کشور مراکش برگزیده سوم: اثر «چهره‌هایی خارج تصویر» نوشته نادر ابراهیم عبدالحلیم از کشور سودان بخش مطالعات نقدی(تاثیرات جهانی شدن در نوشتار خلاقانه) برگزیده اول: اثر «جوامع مجازی و تحولات زنانه» نوشته محمد محمود حسین هنیدی از کشور مصر برگزیده دوم: اثر «جابه‌جایی اسلوب‌های موجود در نوشتار خلاقانه بین مطابقات جهانی‌سازی و تفاوت‌های آن» نوشته مازن اکثم مصطفی از کشور سوریه برگزیده سوم: اثر «استراتژی جهان سازی فرهنگی:پراکندگی معنا و شکست شیوه ادبی» نوشته محمد صابر عبید از کشور عراق طیب صالح، ادیب فقید سودانی و از مشهورترین نویسندگان جهان عرب، در شمال سودان در منطقه کرمکول متولد شد و بسیاری از منتقدان عنوان نابغه رمان عرب را به او داده‌اند. آثار او به بیش از 30 زبان ترجمه شده و جوایز متعددی را برایش به ارمغان آوردند. مهم‌ترین اثر او با عنوان «موسم هجرت به سوی شمال» یکی از 100 رمان برتر دنیاست و در سال 2001 نیز توسط آکادمی عرب در دمشق به عنوان بهترین رمان عرب قرن بیستم شناخته شد. او در سال 2009 در لندن درگذشت. ]]> جهان‌کتاب Thu, 14 Feb 2019 09:42:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271886/اعلام-برندگان-جایزه-ادبی-طیب-صالح گرایش کاربران کتاب‌های صوتی به نرم‌افزارهای قصه‌گو http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271838/گرایش-کاربران-کتاب-های-صوتی-نرم-افزارهای-قصه-گو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، در سال‌های اخیر میلیون‌ها نفر از طرفداران کتاب و کسانی که مطالعه کتاب در زندگی روزمره آنها وجود دارد به سمت کتاب‌های صوتی، پادکست و دیجیتالی روی آورده‌اند. در این بخشاپلیکیشن‌های قصه‌گو پدیده جدیدی است که طرفداران خاص خود را پیدا کرده است.   طبق آمارهایی که انتشارات معتبری مثل هارپرکالینز منتشر کرده است در پنج سال اخیر رشد بی‌سابقه‌ای برای خرید داستان‌های صوتی وجود داشته است به طوری که از سال‌ 2012 تا کنون فروش این کتاب‌ها تقریباً دوبرابر شده است.   پدیده اپلیکشین‌های قصه‌گو به یکی از بخش‌های جدی کار انتشاراتی های معتبر در دنیا تبدیل شده است. این اپلیکشین‌ها قصه‌ها را با صدایی آرام برای افراد می‌خوانند تا آنها بهتر و زودتر به خواب بروند. تولیدکنندگان این نرم‌افزارهای تلفن همراه می‌گویند این روزها تقریباً همه تلفن همراه دارند و دوست دارند با تلفن خود کتاب بخوانند.   به گفته این تولیدکننده‌ها، اپلیکیشن‌های قصه‌گو برای آرامش و خواب افراد طراحی شده است و همانطور که دکتر اورما می‌گوید این اپلیکیشن‌ها به خوبی برای آرامش قبل از خواب مفید است. دکتر استیو اورما استاد روان‌شناختی دانشگاه سانفرانسیسکو سال‌ها در زمینه معالجه بیماران دچار کم‌خوابی تحقیق کرده است.   وی اعتقاد دارد بسیاری از مشکلات مربوط به کم‌خوابی یا بی‌خوابی مربوط به مشغله‌های ذهنی بی‌مورد است که وقتی به جای این مسائل متفرقه به یک کتاب گوش کنید، بهتر می‌توانید به خواب بروید. در حقیقت گوش کردن به یک کتاب بهتر از هر نوع موسیقی است.   شبکه اجتماعی توئیتر اخیراً آماری درباره کاربران این اپلیکیشن‌های کتاب منتشر کرده است که نشان می‌دهد بیشتر از 3میلیون کاربر این اپلیکیشن‌های قبل از خواب وجود دارد که این آمار مربوط به آنهایی است که خودشان در شبکه توئیتر درباره تجربه کار با این اپلیکیشن ها اظهار نظر کرده‌اند. ]]> جهان‌کتاب Thu, 14 Feb 2019 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271838/گرایش-کاربران-کتاب-های-صوتی-نرم-افزارهای-قصه-گو نامزدهای نهایی جایزه شیخ زاید در بخش‌های داستانی و نویسندگان جوان http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271827/نامزدهای-نهایی-جایزه-شیخ-زاید-بخش-های-داستانی-نویسندگان-جوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پابلیشینگ پرسپکتیو، جایزه کتاب شیخ زاید متعلق به کشور امارات متحده عربی یکی از معتبرترین و گران‌ترین جوایز ادبی دنیای عرب است که هر سال از نویسندگان و کتاب های منتشر شده در کشورهای عرب زبان تقدیر می‌کند. این جایزه به افتخار موسس کشور امارات در سال 2007 تاسیس شد و هر سال به نویسندگان نزدیک به 7میلیون درهم جایزه می‌دهد. این جایزه 9 بخش دارد که در هر بخش به برندگان 700هزار درهم جایزه نقدی اعطاء می‌شود.     جایزه کتاب شیخ زائد به طور کلی در هفت حوزه به کتاب‌های نوشته شده در دنیای عرب جایزه اعطاء می‌کند که امسال 25 آوریل مراسم اعطای جوایز برگزار خواهد شد. جایزه زاید در سیزدهمین سالگرد برگزاری‌اش نامزدهای نهایی سه حوزه اصلی از جوایز خود را در بخش‌های ادبیات داستانی، کتاب کودک و نویسندگان جوان اعلام کرده است.   هیئت برگزارکننده این جایزه در هر بخش سه تا پنج نفر داور تغیین کرده است که معمولاً از بین نویسندگان و شخصیت‌های ادبی ناشناس در دنیای عرب انتخاب می‌شود. یکی از نکات جالب این جایزه این است که کتاب‌های برگزیده در تمام بخش‌ها با حمایت مالی برگزارکنندگان جایزه به زبان‌های دیگر ترجمه می‌شود.   نامزدهای نهایی بخش داستانی خود: ایجاد و وجود نوشته بن سالم هیمیچ رمان‌نویس مراکشی از انتشارات مرکز فرهنگی کتاب قلابدوزی طلایی نوشته نزار عبدالستار رمان نویس عراقی از انتشارات نوفال هچت انتونی غواصان سه ماه تعطیلی نوشته امال الفران رمان نویس عربستانی از انتشارات الجداول   نامزدهای نهایی بخش نویسندگان جوان پرندگان خانه نوشته سعود السنوسی نویسنده کویتی از انتشارات عرب ساینتیفیک علم و قدرت: نزدیک شدن به دنیای میشل فوکو نوشته عمر الطاور نویسنده و محقق مراکشی از انتشارات ادیشنز اپروچس ماهیت ارزش‌ها و آزادی مفاهیم اجتماعی نوشته عبدالرزاق بلعقروز محقق و نویسنده الجزایری از انتشارات عربین استبلیشمن   نامزدهای نهایی بخش کتاب کودک من تو نیستم نوشته ژکار خورشید نویسنده سوری از انتشارات الحدائق رویای ساختمان ساز شدن من نوشته حسین المطوع نویسنده کویتی از انتشارات الحدائق منقار من کجاست نوشته و تصویرگری یامرا بامیه از انتشارات کارگاه نویسندگی فلسطین ]]> جهان‌کتاب Wed, 13 Feb 2019 16:20:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271827/نامزدهای-نهایی-جایزه-شیخ-زاید-بخش-های-داستانی-نویسندگان-جوان افسانه‌زدایی از بیماری روانی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271771/افسانه-زدایی-بیماری-روانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از نیویورک جورنال آو بوکز، اسکیزوفرنی مثل یک دیو سیاه فرهنگی است که پشت دیوار کمین کرده و وقتی بیرون می‌آید، قربانی‌اش را می‌بلعد و تنها وحشت و دیوانگی به جا می‌گذارد، «نه لزوماً مرگ یا خودکشی، اما توقف ویرانگر هستی». در ادبیات و تلویزیون، اسکیزوفرنی به صورت یک دیوانگی خشونت‌آمیز، وحشت‌انگیز، اما نادر تصویر شده و این ساختاری است که سایه‌ خلأ بر آن می‌اندازد. مبتلایان به اسکیزوفرنی در خلأ زندگی می‌کنند: وحشت‌زده و وحشت‌زا، هیولاهایی عاری از انسانیت. اِسمه وِیجون وانگ در مجموعه مقالاتش تعارضات تجربیات خود را از اختلال اسکیزوافکتیو (اختلالی روانی در طیف اختلالات روان‌پریشی که اسکیزوفرنی را نیز در برمی‌گیرد) به تفصیل بیان می‌کند. کتاب مجموعه‌ اسکیزوفرنی‌ها برنده‌ جایزه‌ بخش غیرداستانی گری‌ولف پرس شد. نوشته‌های وانگ از طریق تجربیات شخصی، که در آن نویسنده را چون راوی قابل اعتماد و سمپاتیک در کانون قرار می‌دهد و خواننده را در عرصه‌ای مبهم و بی‌ثبات هدایت می‌کند، با معضلات اجتماعی گلاویز می‌شود. تشخیص بیماری در نظر او شکاف میان حوزه‌ تشخیص و تجربیات شخصی را پر می‌کند. علاقه‌ی وانگ به چارچوب‌ها هم غافلگیرکننده و هم قابل درک است: «برخی افراد از تشخیص بیماری گریزان‌اند و آن‌ها را قالب و برچسب می‌خوانند، اما من همیشه در وضعیت‌های از پیش موجود احساس آسودگی می‌کنم؛ دوست دارم بدانم که من اولین کسی نیستم که تجربه‌ای غیر قابل توصیف را از سر می‌گذرانم.» هرچند، این تمایل او به دسته‌بندی لزوماً روند روان‌درمانی را به امری سهل و آسان تبدیل نمی‌کند. روانشناس خود وانگ در نامگذاری اختلال او تردید می‌کند: «من فکر می‌کنم او از انتقال من از سرزمین‌های عادی اختلالات عصبی و خلقی به جنگل‌های وحشی اسکیزوفرنی نگران بود. این تشخیصی بود که مرا انگشت‌نما می‌کرد.» وانگ از موفقیت‌های خود در زندگی بهره می‌گیرد تا در جنگ علیه این ننگ پزشکی از سرمایه‌ فرهنگی خود استفاده کند. تحصیلات عالی و تجربیاتش در حوزه‌ صنعت مُد هر دو در تقویت و نیروبخشی به ارزشمندی او تاثیرگذارند. او فردی تحصیل‌کرده با سابقه‌ کاری معتبر است و بیانی قوی و شیوا دارد: «با این نشانه‌ها سعی دارم بگویم که من همسر، بیماری خوب و فردی کارآفرین‌ام. به جز این‌ها، اسکیزوافکتیو هم هستم، با اختلال اسکیزوافکتیو زندگی می‌کنم، با بیماری روانی زندگی می‌کنم، با چالش‌ها و مشکلات سلامت روان مواجه‌ام، دیوانه‌ام، مجنونم –اما مثل شما هستم.» وانگ نه دستاوردهایش را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد و نه وخامت بیماری روانی‌اش را. به جای این کار با کلماتش نشان می‌دهد چگونه می‌توان همزمان بسیار کارآمد و عمیقاً دچار بیماری روانی بود. به‌کارگیری آثار فرهنگی پرمخاطب برای پیشبرد پروژه‌ی او مسئله‌ مهمی بود. او با تصویری که فیلم‌ها –از مشهورترین آن‌ها می‌توان به ذهن زیبا اشاره کرد- و کتاب‌های معروف –مانند شاد خشمگین اثر جنی لاسون- از اسکیزوفرنی به‌دست می‌دهند مقابله می‌کند. بحث و جدال او بیش از آن که بر سر ناکامی این آثار در نشان دادن اسکیزوفرنی باشد، بر سر دشواری توضیح احساس فرد اسکیزوفرنیک است به کسانی که هرگز تجربه‌ روان‌پریشی نداشته‌اند. مجموعه‌ اسکیزوفرنی‌ها آن بدبینی معمول را که در نوشته‌هایی با محوریت بیماری روانی دیده می‌شود ندارد. وانگ به غیر قابل اطمینان بودن خود معترف است. درباره‌ کشمکش‌ها و درگیری‌های خود ذهن بازی دارد. اما اسکیزوفرنی‌اش واقعی است و تلاش‌های علم روانشناسی برای تخفیف علائمش را ارج می‌نهد. حتی تاکید می‌کند که قرص‌ها چه کمک موثری هستند. با این وجود به حدود و مرزهای پزشکی آگاهی دارد و برخی از تشخیص‌ها را فاقد صلاحیت و بی‌خاصیت می‌شناسد. در جاهایی از کتاب اشاره می‌کندکه تشخیص‌هایی بوده‌اند که او را متحمل درمان‌هایی نامتعارف و پرهزینه کرده‌اند و به این نتیجه رسیده که «بیماران ... عموماً به داروهای جایگزین رو می‌آورند، نه به این دلیل که از فکر دست زدن به عملی افراطی و پیروی از آنچه دیگران شیادانه می‌خوانند لذت می‌برند، بلکه به این دلیل که از پزشکی سنتی غربی قطع امید کرده‌اند.» دو مقاله‌ پایانی این مجموعه از خاصیت موثق و مطمئن مقالات اولیه‌ وانگ فاصه می‌گیرد. این دو جستار شخصی‌ترند و حاوی تجربیات غیرعلمی بیشتری هستند، و با وجود اینکه در مجموعه‌ی دیگری ممکن بود به خوبی جای بگیرند، وجودشان در صفحات پایانی این کتاب خلل ایجاد می‌کنند و شفافیت و اطمینان اولیه‌ وانگ در دانسته‌هایی متزلزل و تردیدهای فرهنگی مضمحل می‌شود. با این حال، علیرغم این نکته‌ پایانی، مجموعه‌ اسکیزوفرنی‌ها کتابی به غایت هوشمندانه است. وانگ با گشودگی و زبانی علمی به معضلات اجتماعی می‌پردازد. کتاب او هم برای متخصصان و پزشکان و هم برای غیرمتخصصان ارزشمند است؛ هر کسی که به درک تجربه‌ یک زن مبتلا به روان‌پریشی علاقمند باشد، می‌تواند با خواندن این کتاب مسیر خود را آغاز کند. ]]> جهان‌کتاب Wed, 13 Feb 2019 14:28:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271771/افسانه-زدایی-بیماری-روانی پاسکیت: اگر نحوه نوشتن شما صحیح باشد، تبدیل به راهی متفاوت برای معلم بودن خواهد شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271758/پاسکیت-اگر-نحوه-نوشتن-صحیح-باشد-تبدیل-راهی-متفاوت-معلم-بودن-خواهد خبرگزاری کتاب ایران- محمدرضا چهارسوقی امین-کیارتان پاسکیت مجری شصت و دوساله انگلیسی بیشتر به‌خاطر نوشتن سری کتاب‌های ریاضیات خفن (ریاضیات ترسناک) در بین مردم ایران شناخته شده است اما دایره فعالیت‌های او به نوشتن کتاب‌های علمی محدود نمی‌شود. او یکی از محبوب‌ترین مجری‌های شبکه‌های بی‌بی‌سی و همچنین آهنگسازی خبره است که وظیفه ساخت آهنگ برای بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی را برعهده داشته. تاکنون هفت عنوان از کتاب‌های وی توسط نشر پیدایش و انتشارات کلام در ایران منتشر شده که تمامی این عناوین مورد استقبال مردم ایران قرار گرفته است. خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران طی گفت‌و‌گویی اختصاصی که با این نویسنده داشته، برخی از سوالات مخاطبان ایرانی این نویسنده را با وی در میان گذاشته است.   آیا می‌توان روی کتاب‌هایی که نوشته‌اید به‌عنوان کتاب مرجع حساب کرد؟ بله، من راجع به تمامی حقایقی که در کتاب‌هایم آورده‌ام تحقیق کرده‌ام و تمامی این مطالب توسط متخصصین بررسی شده‌اند. البته کتابی که راجع به سیارات نوشته‌ام نیازمند بروزرسانی است چراکه دانشمندان هر روز چیزهای جدیدی کشف می‌کنند. موضوعاتی که شما راجع به آن‌ها می‌نویسید بسیار گسترده است و یک جورهایی می‌توان گفت همه چیزدان هستید،رشته تحصیلی‌تان در دانشگاه چه بوده و این طیف وسیع دانش را از کجا کسب کرده‌اید؟ در دانشگاه به تحصیل در یکی از رشته‌های مهندسی پرداختم اما همزمان تا می‌توانستم برای اجرا روی صحنه رفتم و یک عالم پیانو نواختم. وقتی که ده سالم بود برای اولین بار آموختم چطور با اعداد بازی کنم و بعد از آن همیشه دنبال این بودم که بازی ریاضی‌ها و حقایق بیشتری یاد بگیرم، جدای از همه اینها همیشه به تماشای آسمان شب علاقه داشتم و از آموختن، نوشتن و صحبت راجع به چیزهایی که آموخته‌ام لذت می‌بردم. حال که شما همچنان پیگیر آسمان شب هستید و کتابی که راجع به کهکشان‌ها نوشته‌اید نیاز به بروزرسانی دارد، آیا می‌شود جواب بروز شده  سوال محوری کتابتان را به ما بگویید تا ما هم بدانیم در فضای تاریک بین ستاره‌ها چه چیزی وجود دارد؟ سوال بسیار خوبی است! بعضی از مردم فکر می‌کنند که در واقع هیچ فضای خالی و تاریکی وجود ندارد و آنقدر ستاره هست که تمامی این فضاها را پر کند، هرچند که بسیاری از آن‌ها به اندازه‌ای دور هستند که نورشان به ما نمی‌رسد و ما نمی‌توانیم آن‌ها را ببینیم. اما جواب خود من این است که ما در بعد سوم زندگی می‌کنیم و این فضا ی تاریک کناره‌های بعد چهارم جهان هستند که فهم آن‌ها برای ما غیرممکن است.   چرا دانش‌آموزانی که بعضا از خواندن کتاب‌های مدرسه فراری‌اند، کتاب‌های شما را با علاقه دنبال می‌کنند؟ مدارس مجبورند که سرفصل‌های تعیین شده‌ای را دنبال کنند تا از یادگیری دانش‌آموزان اطمینان حاصل کنند. کتاب‌های من گرچه طیف گسترده‌تری از مطالب را پوشش می‌دهند اما چون من اجازه دارم مطالب و تصاویر طنز را در آن‌ها بگنجانم کتاب‌هایم معمولا محبوبیت بیشتری دارند. شما رمان‌نویس، موزیسین و همه چیزدان هستید، نقطه مشترک این سه در کجا است؟ هر چیزی تنها در صورتی درست است و تفاوت ایجاد می‌کند که شما را به پیشرفت در چیز دیگری ترغیب کند. هیچ جایی برای گیج‌شدن وجود ندارد. آیا تابه‌حال به معلمی فکر کرده‌اید و دلتان خواسته است معلم باشید؟ فرق بین معلمی و نوشتن کتاب‌های آموزشی چیست؟ نه، هرچند که مادرم همیشه عاشق این بود که معلم بشوم اما من همیشه عاشق مجری‌گری بودم. نوشتن راجع به ریاضیات به من این فرصت را داد که دور دنیا سفر کنم و درباره کلی مطلب جالب و بامزه در تئاترهای بزرگ دنیا صحبت کنم. اگر نحوه نوشتن شما صحیح باشد، نوشتن تبدیل راهی متفاوت برای معلم بودن خواهد شد. وقتی که می‌توان کودکان را به بازی و کلی چیزهای دیگر سرگرم کرد،خواندن کتاب‌هایی مانند کتاب‌های شما چگونه برای آن‌ها ضرورت پیدا می‌کند؟ متاسفانه کودکان ما قرار نیست تا ابد کودک بمانند. آن‌ها باید رشد کنند و مهارت‌هایشان را افزایش دهند تا با به کار بستن آن‌ها نجات پیدا کنند. بعضی از بچه‌ها هنر و تاریخ را ترجیح می‌دهند و بعضی دیگر ریاضیدان و مهندس می‌شوند. بهترین زمان برای یادگیری زمانی است که شما کم سن هستید، این همان دلیلی است که ثابت می‌کند کودکان باید در کنار بازی‌کردن به آموختن چیزهای مختلف بپردازند. ]]> جهان‌کتاب Wed, 13 Feb 2019 05:23:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271758/پاسکیت-اگر-نحوه-نوشتن-صحیح-باشد-تبدیل-راهی-متفاوت-معلم-بودن-خواهد رمان کمیک نیازی به توضیح و تفسیر ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263941/رمان-کمیک-نیازی-توضیح-تفسیر-ندارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک تایمز، جف اسمیت نقاش و نویسنده آمریکایی با مجموعه کتاب‌های داستان «بون» (Bone) به شهرت رسیده است. داستان‌های بون نخستین بار در سال 1991 در آمریکا منتشر شد که اسمیت انتشار کتاب‌های این مجموعه را تا سال 2004 ادامه داد. اسمیت به خاطر مجموعه داستان‌های بون جوایز بسیاری گرفته است که معتبرترین آن‌ها جایزه آیزنر است. این جایزه با حمایت سازمان غیردولتی کامیک کان سن دیگو هر سال به بهترین کتاب‌های مصور اعطاء می‌شود. اسمیت بیشتر از اینکه خودش را نقاش بداند احساس می‌کند نویسنده است و اعتقاد دارد رمان‌های تصویری خیلی بیشتر از نوشته‌ها به خصوص برای قشر کودک تاثیر گذار است. او در گفت‌وگو با روزنامه نیویورک تایمز درباره شخصیت‌های مجموعه داستانی بون و تجربه‌اش در زمینه رمان‌های مصور صحبت می‌کند. اسمیت «هاکلبری‌فین» و «موبی دیک» را الهام‌بخش آثارش عنوان می‌کند. به گفته اسمیت مجموعه داستان‌های بون تاکنون به 20 زبان زنده دنیا ترجمه شده است.   اول اینکه درباره خلق  بون‌ها بگویید. چرا بون... شبیه حیوان خاصی است؟ خب مسئله شخصیت حیوانی یا انسانی نیست. از بچگی همیشه می‌دیدم که شخصیت‌ کارتون‌های والت دیزنی هرچند از روی حیوانات الهام می‌گرفتند ولی هیچ بچه‌ای آنها را حیوان یا پرنده صدا نمی‌کرد. همه کودکان هم نسل من دامبو را فیل صدا نمی‌کردند یا اینکه دونالد داک را اردک نمی‌‌دانستند. مثل اینکه آنها شخصیت انسانی داشته باشند. این مسئله نقطه عطف کار یک کارتونیست است. مخاطب وقتی شخصیت کارتونی شما را با نام حیوان صدا نکرد مطمئن باشید که در کارتان موفق بودید. شاید شخصیت بون شبیه سگ‌ها است ولی دوست ندارم حداقل خودم از نام حیوان برای شخصیت‌های رمانم استفاده کنم. چرا در سال‌های اخیر کتابی از این مجموعه چاپ نمی‌کنید؟ به نظرم این شخصیت که معمولاً مخاطبان آن کودکان 2 تا 6 سال هستند، و در نه جلد مفصل منتشر شده است. به عبارتی 1400 صفحه رمان تصویری برای نشان دادن تمام چیزی که قرار است درباره بون تعریف شود، کافی است. به عنوان کسی که هم کار نقاشی می‌کند و هم کار نویسندگی بگویید کدام کار سخت‌تر است. کشیدن تصاویر بون یا نوشتن مطلب درباره آن؟ خب البته مجموعه بون هر دو داستان و تصویر را با هم دارد ولی همیشه کشیدن یک تصویر سخت‌تر از نوشتن کلمات درباره یک شخصیت یا تعریف ماجراهای واقعی و تخیلی است. تصویر و یا به عبارتی بهتر رمان کمیک نیازی به توضیح و تفسیر ندارد و با نخستین نگاه مفهوم را به مخاطب خود منتقل می‌کند. به طور کلی بین خلق یک رمان و یک رمان کمیک استریپ یا همان رمان مصور زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد. سختی کار در هر دو رمان بستگی به خود نوشته‌ها یا نقاشی‌ها دارد ولی از نظر من خلق تصاویر خیلی سخت‌تر از نوشتن کلمات هستند. شما جمله یا داستانی را در یک روز می‌نویسید ولی برای کشیدن تصاویر مربوط به این جملات باید یک یا دو هفته وقت بگذارید. کودکان کتاب‌های شما را دوست دارند ولی به نظر می‌رسد شما نقاشی‌های خود را در ابتدا با هدف قشر بزرگسال می‌کشیدید. درست است؟ در سال‌های اول خلق شخصیت بون این کتاب ها بیشتر در کتابفروشی‌هایی فروخته می‌شد که معمولاً کتاب‌هایی با مخاطب بزرگسال عرضه می‌کردند. هیچ کودکی این شخصیت را نمی‌شناخت چون اطرافشان پر از شخصیت‌های کارتونی والت دیزنی مثل باگزبانی بود. حالا زمانه کمی تغییر یافته و رمان‌های مصور یا کتاب‌های کمیک کمی از آن فضا فاصله گرفتند. کجا فهمیدید که این داستان می‌تواند برای مخاطب کودک باشد؟ نقاشی‌های کمیک من در سال‌های قبل برای روزنامه‌ها بود و به طور اتفاقی وارد دنیای کودکان شدم. وقتی فهمیدم شخصیت بون برای کودکان جذاب بود و به همین خاطر انتشار این کتاب را ادامه دادم. همانطور که می‌دانید مجموعه کتاب‌های بون را خودمان منتشر کردیم و می‌شنیدیم که کتاب‌خانه‌ها برای این کتاب‌ها درخواست می‌دادند. کتابخانه‌ها معمولاً این کتاب را برای کودکان درخواست می‌دادند و به نظر می‌رسید داستان‌های بعدی باید با هدف قشر کودک منتشر می‌شد. چه شد که تصمیم گرفتید دیگر کتابی با شخصیت بون منتشر نکنید؟ در جایی دیدم که بعضی از تصویرگران از شخصیت بون برای نقاشی‌های خود سوءاستفاده کرده بودند. در تصاویر بون را در حال نوشیدن الکل نشان داده بودند و به همین خاطر تصمیم گرفتم که دیگر انتشار کتاب‌های بعدی را معلق کنم. ]]> جهان‌کتاب Tue, 12 Feb 2019 06:36:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263941/رمان-کمیک-نیازی-توضیح-تفسیر-ندارد افت چشم‌گیر فروش کتاب در فرانسه در سال 2018 http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271754/افت-چشم-گیر-فروش-کتاب-فرانسه-سال-2018 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه فیگارو-گزارشی که اخیرا از بازار کتاب فرانسه در مجله فرهنگی لیورابدو منتشر شده نشان می‌دهد که بازار کتاب فرانسه در سال 2018 نسبت به سال 2017 کاهشی %1,7 داشته است. اگر سال 2015 را که بازار کتاب فرانسه شاهد افزایش جزئی در فروش کتاب بوده، استثنا قرار دهیم صنعت کتاب فرانسه از سال 2010 میلادی به طور مستمر روند کاهشی داشته؛ اما در سال 2018 بیشترین میزان افت فروش کتاب را در طی 10 سال گذشته به ثبت رسانده است. بررسی میزان فروش 50 کتاب پرفروش فرانسوی در سال 2018، کاهش 17 درصدی را در تعداد نسخه‌های فروخته شده که 29 میلیون یورو فروش کم‌تر را شامل می‌شود نشان می‌دهد. به این ترتیب که فروش کتاب در سال 2018 حدود 146 میلیون یورو برآورد شده که این رقم در سال 2017  176 میلیون یورو بوده است. با این‌همه آثار نویسندگان برجسته‌ای چون گیوم موسو، میشل بوسی و ژوئل دیکر در این میان فروش خود را داشته؛ به عنوان نمونه گیوم موسو در سال گذشته میلادی، رمان «دختر جوان و شب» را منتشر کرد و بیش از یک‌و نیم میلیون نسخه از آن در فرانسه فروش رفت. صنعت نشر فرانسه در سال‌های اخیر به لطف کتاب‌های کمیک و کتب کودک سرپا بوده و گزارش‌ها حاکی از آن است که در سال گذشته میلادی هر دو بخش، افزایش 1 درصدی را در میزان فروش داشته به‌طوری که کتاب‌های کمیک در سال 2018 بهترین سال را از نظر میزان فروش از سال 2003 تجربه کرده است. کتاب‌های جیبی نیز در این میان تاحدودی بازار کتاب را در دست گرفته‌اند و فروش نسبتا خوبی نسبت به سال‌های گذشته داشته‌اند. ونسان موناده، رئیس مرکز ملی کتاب با اظهار تاسف در این باره به خبرگزاری فرانسه توضیح داد: «این کاهش به اوضاع و شرایط کنونی و کاهش مستمر سرانه مطالعه برمیِ‌گردد. رقابت‌های تفریحی، ظهور شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های ویدئویی، سریال‌ها و عرضه محصولات فرهنگی متعدد، تاثیر خود را گذاشته است و آسیب و ضرر آن به خود ما بازمی‌گرد.» ]]> جهان‌کتاب Mon, 11 Feb 2019 21:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271754/افت-چشم-گیر-فروش-کتاب-فرانسه-سال-2018 برگزاری نمایشگاه دستاوردهای برندگان نوبل ادبیات در امارات http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271770/برگزاری-نمایشگاه-دستاوردهای-برندگان-نوبل-ادبیات-امارات به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گالف نیوز، نمایشگاه دستاوردهای برندگان نوبل ادبیات در سال 2019 با عنوان «جایزه نوبل برای ادبیات: اشتراک‌گذاری کلمات: با یاد و خاطره نجیب محفوظ» در حال حاضر در شهر دوبی در امارات در حال برگزاری است.   نمایشگاه نوبلِ سال 2019 بر اهمیت بخش نوبلِ ادبیات تأکید دارد و حرفه چند نویسنده برجسته برنده نوبل ادبیات و دستاوردهایشان را بررسی می‌کند. نمایشگاه فُرم‌های مختلف ادبیات از جمله شعر، تئاتر، و سینما و همچنین چگونگی پیشرفت جایزه نوبل ادبیات در طول سال‌های مختلف را نیز ارائه می‌کند. البته به طور اختصاصی آثار نجیب محفوظ، داستان‌نویس مصری و اولین نویسنده عرب برنده نوبل ادبیات مورد بررسی قرار می‌گیرد و آثار مهم نویسنده عرب را که موجب غنای ادبیات عرب و اقتباس‌های موفق سینمایی و تلویزیونی از آن‌ها ساخته شد به معرض عموم قرار می‌دهد.   جمال بن هوایرِب، مدیر نمایشگاه نوبلِ دوبی اعلام کرد این نمایشگاه در پی افزایش نقش بنیاد محمد بن رشید در رخدادهای فرهنگی است و علاوه بر این بعضی از بزرگ‌ترین خلاقیت‌های بشر در ادبیات را به معرض دید عموم می‌گذارد تا بذر دانش را پخش و به ایجاد جامعه‌ای با دانش و همچنین افزایش توسعه یاری رساند.   دکتر اُلُو آملین، مدیر سابق نمایشگاه جایزه نوبل در سوئد در این باره گفت: «موزه جایزه نوبل مایل است با مخاطبین جوان خود در سراسر دنیا ارتباط برقرار کند و به آنان الهام ببخشد تا در زمینه‌هایی که به جایزه نوبل ختم می‌شود فعالیت کنند. این جایزه برای بزرگداشت یاد آلفرد نوبل به کسانی اهدا می‌شود که خدمتی به بشر کنند. برندگانی چون محفوظ و دیگران الگوهای خوبی هستند و با نوشته‌هایشان به ما الهام می‌بخشند. باعث افتخار موزه نوبل است که بتواند پنجمین دوره خود را در دوبی برگزار کند.»   موزه نوبل ادبیات در هشت بخش مختلف برگزار می‌شود و هر بخش بر موضوعی خاص تمرکز دارد. بخش «صلح» مراجعه‌کنندگان را با آن دسته از آثار برندگان نوبل آشنا می‌کند که موضوع جنگ یا صلح دارند. این در حالی است که بخش «شرایط انسانی» سوالاتی در باب ماهیت انسان مطرح می‌کند. از بخش‌های دیگر موزه می‌توان به قسمت «زندگی»، «خانواده»، «قصه‌های شاه‌پریان»، «شهر»، و «عشق» اشاره کرد.   با توجه به اینکه سال 2019 در امارات به عنوان «سال بردباری» نام‌گذاری شد بخشی از نمایشگاه هم با این عنوان طراحی شده است و آثاری را ارائه می‌کند که در آن موضوع اصلی صبر و بردباری است.   نمایشگاه نوبل ادبیات از سوم فوریه آغاز به کار کرد و تا سوم مارس به فعالیت خود ادامه می‌دهد.   ]]> جهان‌کتاب Mon, 11 Feb 2019 15:39:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271770/برگزاری-نمایشگاه-دستاوردهای-برندگان-نوبل-ادبیات-امارات انتشار کتاب جدید برنده بوکر 2015 / «بازی تاج و تخت» جدیدی در قفسه کتابفروشی‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271769/انتشار-کتاب-جدید-برنده-بوکر-2015-بازی-تاج-تخت-جدیدی-قفسه-کتابفروشی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از تایم، بیش از سه سال پیش مارلون جیمز، نویسنده کتاب «تاریخچه مختصر هفت قتل» که تازه برنده جایزه بوکر شده بود اعلام کرد کتاب بعدی‌اش مانند «بازی تاج و تختِ آفریقایی‌» خواهد بود.   بعدها جیمز اعلام کرد حرفش شوخی بوده است اما حالا و با رونمایی از داستان جدیدش تحت عنوان «پلنگ سیاه، گرگ قرمز» که در ژانر فانتزی نوشته است همه خبرنگاران در حال مقایسه کار جدیدش با «بازی تاج و تخت» هستند.   «پلنگ سیاه، گرگ قرمز»، که سه جلدی است، هفته پیش وارد بازار کتاب شد و از چند منظر شبیه «بازی تاج و تخت» است. جنگ‌های خونین، گروه‌های سلطنتی مختلف، و حیوانات بزرگ. خود مارتین می‌گوید در اثر محبوب جورج مارتین دقت زیادی کرده است تا دریابد نویسنده آمریکایی چگونه از حیوانات افسانه‌ای در «افسانه یخ وآتش» استفاده کرده است.   البته جیمز آفریقا را به عنوان مکان داستان انتخاب کرده است و شخصیت‌های رنگین‌پوست در تاریخچه و اسطوره‌شناسی آفریقا در داستان نقش مهمی دارند. از این لحاظ جیمز در رده نویسندگانی چون تونی آدیمی و ان. کی. جمیسین قرار دارد که معتقدند باید کلیشه‌های حاضر در داستان‌های فانتزی را درهم شکست اما در داستان جیمز جان اسنویی وجود ندارد. خود جیمز در این باره می‌گوید: «دوست نداشتم جنگجویی مقتدر و باشکوه خلق کنم. شخصیت اصلی داستان من از طرق حس بویایی‌اش نزدیک شدن دشمن را متوجه می‌شود. شخصیتی خشن و بی‌اعتماد به عشق دارد و از این خصوصیات برای یافتن کودکی گم‌شده بهره می‌گیرد.»   «پلنگ سیاه، گرگ قرمز» ایده خط‌کشی بین ادبیات و ژانر داستانی را رَد می‌کند. مارلون می‌گوید بعضی از ناشران بریتانیایی کتابش را قبول نکردند زیرا معتقد بودند «به عنوان کتابی ادبی بیش از حد علمی-تخیلی است و بیش از ظرفیت داستان‌های علمی-تخیلی ادبی است. مسخره است که ناشران معتقدند کسی که علاقه‌ای به این کتاب داشته باشد توانایی خواندن آثار تونی موریسون را ندارد.»   «پلنگ سیاه، گرگ قرمز» اولین کتابی است که مارلون جیمز از زمان برنده شدن جایزه بوکر نوشته است. «تاریخچه مختصر هفت قتل» داستانی جنایی و برگرفته از ترور واقعی باب مارلی در سال 1976 است. جیمز اولین جامائیکایی بود که موفق شد جایزه بوکر را به دست آورد و با دریافت این جایزه معروف شد و به ستاره‌ای در آسمان ادبیات تبدیل شد. ]]> جهان‌کتاب Mon, 11 Feb 2019 14:36:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271769/انتشار-کتاب-جدید-برنده-بوکر-2015-بازی-تاج-تخت-جدیدی-قفسه-کتابفروشی-ها کلمات نژادپرست کتاب‌ها/ چرا کتاب سفیدها بیشتر چاپ می‌شود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271599/کلمات-نژادپرست-کتاب-ها-چرا-کتاب-سفیدها-بیشتر-چاپ-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیوزساینتیست، یک بررسی میدانی از کتاب‌های منتشر شده در آمریکا طی سال‌های 1800 تا 2000 میلادی این حقیقت تلخ را نشان می‌دهد که هنوز در این کشور نژادپرستی وجود دارد. طبق داده‌های مرکز آمار آمریکا در سال 2016 حدود 86درصد از نویسندگانی که کتابشان توسط ناشران چاپ شد سفیدپوست بودند.      گزارش‌ها حاکی از این است که نویسندگان زن، مهاجران و رنگین پوستان کمتر از سوی ناشران استقبال می‌شوند و اعتقاد بر این است که هنوز نژادپرستی به طور کامل از جامعه آمریکا نرفته است.   جاشوا جکسون استاد دانشگاه کارولینای شمالی تحقیقی گسترده همراه همکارانش در این دانشگاه انجام داد. تیم تحقیقاتی جکسون بیش از 155 میلیون کلمه موجود در کتاب‌های منتشر شده در چند دهه گذشته را بررسی کردند و معلوم شد جای بعضی از کلمات در میان این کلمات به شدت خالی احساس می‌شود. به اعتقاد جکسون هنوز نسبت کلماتی مثل یکسانی و یکنواختی، رتبه یکسان و ... در میان کلمات دیگر بسیار ناچیز است.   تیم تحقیقاتی دانشگاه کارولینا الگوریتمی طراحی کردند که تکرار کلمات در میان پاراگراف‌های کتاب را اندازه‌گیری می‌کرد. بررسی‌ها نشان می‌دهد بعضی از کلمات مربوط به روحیه نژادپرستی هنوز در میان کلمات چاپ شده در کتاب‌های موجود در کشور آمریکا وجود دارد. مثلاً کلمه جلوگیری معمولاً در مواردی مثل انتخاب یک زن به عنوان رئیس جمهور استفاده شده است.   دکتر جکسون و تیمش اعتقاد دارند رابطه قوی بین کلمات استفاده شده در کتاب‌ها با هنجارهای اجتماعی وجود دارد. آنها می‌گویند وقتی کلمات را کنار هم می‌گذاریم می‌‌توانیم افکار افراد را حدس بزنیم. البته دقت این موضوع هنوز به سطح بالایی نرسیده است و متقاعدکننده نیست که بگوییم این الگوریتم‌ها فرهنگ جامعه را تعیین می‌کند ولی در صورت ترکیب این الگوریتم‌ها با آمارهای موجود موضوع کمی روشن خواهد شد. ]]> جهان‌کتاب Mon, 11 Feb 2019 06:40:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271599/کلمات-نژادپرست-کتاب-ها-چرا-کتاب-سفیدها-بیشتر-چاپ-می-شود ماجرای ورزش نویسنده مسخ و کتابی که کافکا را جذب کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271450/ماجرای-ورزش-نویسنده-مسخ-کتابی-کافکا-جذب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از منتال فلوس، اگر در سال‌های 1910 زندگی می‌کردید و عصر روزی در خیابان‌های پراگ پرسه می‌زدید به طور حتم فرانس کافکا را جلوی پنجره‌ آپارتمانش می‌دید که با ظاهری نیمه برهنه و گاهی اوقات برهنه در حال گرم کردن و ورزش‌ سنگین است.   کافکا در جایی نوشته بود بدن من خیلی وقت است که ضعیف شده و باید کمی از انرژی خود را صرف رسیدن به خودم کنم. در سال 1907 پزشکی به کافکا گفته بود که بدنش ضعیف و نحیف است و بدنش شبیه پای مرغ لاغر و چروکیده است.   گفته‌های این پزشک به کافکا باعث شده بود علاقه‌اش به یورگن پیتر مولر بیشتر از گذشته شود. مولر ورزشکار پرورش اندام اهل لهستان بود که در سال 1904 کتابی با عنوان «سیستم من» منتشر کرد که در آن نحوه تبدیل یک بدن لاغر به یک بدن ورزیده را نوشته بود. این کتاب در آن سال‌ها با استقبال عجیبی روبرو شده بود به طوری که به 25 زبان زنده دنیا ترجمه شد و میلیون‌ها نسخه از آن در سراسر این قاره به فروش رفت. مولر در کتابش ورزش‌هایی آموزش داده بود که به هیچ ابزار و دستگاه اضافی نیاز نداشت.   در مورد فرانس کافکا انگار این کتاب برای او نوشته شده بود چون هر روز مجبور بود در دفترش بدون تحرک بنشیند و از آموزش‌های این کتاب استفاده کند. کافکا روزی 12 ساعت در دفتر یک شرکت بیمه کار می‌کرد و مجبور بود بدون تحرک پشت میز پرونده‌ها را بررسی کند. او به شدت شروع به انجام ورزش‌های گفته شده در کتاب کرد که در زمان کنونی به ورزش‌های سوئدی شهرت پیدا کرده است.   حتی در نامه کافکا به نامزدش نیز توصیه به ورزش وجود دارد و شاید به همین خاطر است که آنها هیچ وقت ازدواج نکردند. او بدون اینکه از کسی خجالت بکشد ورزش و نرمش‌های مولر را جلوی پنجره آپارتمانش انجام می‌داد بدون اینکه لباسی بر تن داشته باشد. ]]> جهان‌کتاب Mon, 11 Feb 2019 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271450/ماجرای-ورزش-نویسنده-مسخ-کتابی-کافکا-جذب کازوئو ایشی‌گورو نشان شوالیه بریتانیا را دریافت کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271756/کازوئو-ایشی-گورو-نشان-شوالیه-بریتانیا-دریافت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از آیریش تایمز، کازوئو ایشی‌گورو، نویسنده آثاری چون «بازمانده روز»، «هرگز رهایم مکن»، و «غول مدفون» روز پنج‌شنبه برای خدمات و دستاوردهای ادبی‌اش نشان شوالیه را دریافت کرد و پس از دریافت جایزه اعلام کرد نشان شوالیه بخش دیگری از «رابطه عاشقانه‌اش با بریتانیا» را شکل می‌دهد.   ایشی‌گورو اعلام کرد مراسمی که توسط شاهزاده چارلز برگزار شد تجربه جذابی بود و روحیه فروتنی را در او تقویت کرد.   نویسنده ژاپنی که تا پنج سالگی ساکن سرزمین مادری‌اش بود می‌گوید: «همه این‌ها بخشی از داستان خود من است که از کشوری دیگر به اینجا آمدم و بزرگ شدم. این نشان بخشی از عشقِ من به بریتانیا و فرهنگ بریتانیایی است.   همیشه از فرهنگ بریتانیا به عنوان فرهنگ دشمن یاد شده است اما من این فرصت را داشتم که اینجا حرفه‌ای موفق داشته باشم. اگر والدینم زنده بودند بی‌شک با دیدن نشان شوالیه‌ام از تصمیم‌شان برای مهاجرت خوشحال‌تر هم می‌شدند.   احساس می‌کنم جایگاه خود را در کنار دیگر آدم‌های مفید این جامعه پیدا کرده‌ام. این در حالی است که خیلی از آدم‌های موفق هیچ‌وقت به چشم نمی‌آیند.» ایشی‌گورو که به همراه همسر و دخترش در کاخ باکینگهام حضور پیدا کرد گفت: «همسر و دخترم خیلی خوشحال هستند.»   آثار ایشی‌گورو در بریتانیا محبوبیت زیادی دارند. اخیراً اقتباسی از «بازمانده روز» در لندن به روی صحنه تئاتر رفت.   آکادمی نوبل کازئو ایشی‌گورو را در سال 2017 به عنوان برنده نوبل ادبیات اعلام کرد که در رمان‌های پراحساسش از شکاف زیرین حس خیالی ما از ارتباط با جهان پرده برداشته است.   او سال 1954 میلادی در شهر ناگازاکی ژاپن متولد شد و وقتی 5 ساله بود همراه خانواده‌اش به انگلستان مهاجرت کرده بود و از آن پس همواره زبان اصلی خود را انگلیسی ‌دانسته است.    نخستین رمانی که از او به فارسی ترجمه شد رمان «بازمانده‌ روز» بود که با ترجمه‌ی نجف دریابندری در دهه‌ی هفتاد شمسی توسط انتشارات کارنامه منتشر شد. پس از آن رمان‌های دیگری از جمله «وقتی یتیم بودیم»، «هرگز رهایم مکن» و «منظر پریده‌رنگ تپه‌ها»، «تسلی‌ناپذیر»، «هنرمندی از جهان شناور» و «غول مدفون» از او به فارسی ترجمه شد.    ایشی‌گورو سال 1989 برای رمان «بازمانده‌ی روز» برنده‌ی جایزه‌ی بوکر شده بود.  این رمان قصه‌ی خدمتکاری را روایت می‌کند که در یک خانه‌ی اعیانی با فرهنگ بریتانیایی زندگی و خدمت می‌کرد و وقتی ارباب این خانه تغییر می‌کند جهان تازه‌ای نیز به روی این خدمتکار گشوده می‌شود.    رمان‌های «بازمانده‌ی روز» و «هرگز رهایم مکن» از جمله رمان‌هایی هستند که در دو دهه‌ی اخیر جزو بهترین آثار ادبیات انگلیسی به شمار می‌رفتند و بارها در نظرخواهی‌ها رتبه‌ی بالایی به دست آورده بودند. از این دو رمان اقتباس‌های سینمایی نیز شده است. ]]> جهان‌کتاب Sun, 10 Feb 2019 19:07:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271756/کازوئو-ایشی-گورو-نشان-شوالیه-بریتانیا-دریافت لیلا سلیمانی: «آنا کارنینا» زندگی‌ام را تغییر داد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271709/لیلا-سلیمانی-آنا-کارنینا-زندگی-ام-تغییر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، لیلا سلیمانی، نویسنده جوان مراکشی تا پیش از نوامبر سال 2016 شخصیت شناخته‌شده‌ای نبود اما پس از موفقیت در جایزه مهم «گنکور» با کتاب «لالایی» یا «ترانه لطیف» به چهره مشهوری تبدیل شد. داستان پرستار بچه‌ای از دومینیکن که به اتهام قتل دو کودک در سال 2012 میلادی در آستانه محاکمه قرار دارد.   از او درباره آثاری که می‌خواند، دوست دارد، هدیه می‌دهد و ..... سؤال کردیم. خواندن پاسخ‌های این نویسنده مراکشی-فرانسوی خالی از لطف نیست:   کتابی که در حال حاضر می‌خوانم: «پیرانهاس» نوشته روبرتو ساویانویِ خبرنگار. این کتاب اولین رمانِ نویسنده و خیلی تأثیرگذار است. احترام زیادی برای روبرتو قائلم. سال‌هاست کارهایش را دنبال می‌کنم.   کتابی که زندگی‌ام را تغییر داد: هنوز هم حسی را که هنگام خواندن «آنا کارنینا» نوشته لئو تولستوی در مراکش به من دست داد به یاد دارم. خیلی تحت تأثیرش قرار گرفتم.   کتابی که ای کاش من نوشته بودم: موقع خواندن کتاب «بلوند» نوشته جویس کارول اوتس، که درباره زندگی مریلین مونرو است، نمی‌توانستم زمین بگذارمش. همیشه افسردگی و شخصیت مونرو برایم جذاب بوده است. «بلوند» رمان محشری است.   کتابی که بر نوشته‌های من تأثیر گذاشت: «بیگانه» نوشته آلبر کامو. سبک ساده‌‌ و جذابی دارد.   کتابی که نظرتان را تغییر داد: همیشه فکر می‌کردم همه انسان‌ها دوست دارند آزاد باشند اما وقتی «سیاست اطاعت» نوشته اِتیان دو لا بوئتیه را خواندم نظرم تغییر کرد. نویسنده به من یاد داد خیلی‌ها حاضرند آزادی خود را ببخشند تا به جای آن امنیت و پول به دست آورند. اگر بخواهید آزاد باشید باید خیلی چیزها را فدا کنید و همه آدم‌ها توانایی انجام چنین کاری را ندارند.   کتابی که بیش از حد معروف شده است: کتاب‌های زیادی این روزها بیش از حد مشهور می‌شوند. این روزها نویسندگان به موضوع بیشتر از سبک اهمیت می‌دهند و شهرت یک کتاب به بازاریابی خوب در ارتباط است.   کتابی که از نخواندنش شرمنده هستم: هیچی. خجالت در دنیای ادبیات معنی ندارد.   آخرین کتاب خنده‌داری که خواندم: «تنها داستان» نوشته جولیان بارنز». این کتاب داستان غم‌انگیزی دارد اما بارنز این قدرت را دارد که با روایت یک داستان ناراحت‌کننده هم لبخند به لب من بیاورد. عاشق شوخ‌طبعی بریتانیایی‌اش هستم.   دوست دارم با این کتاب از من یاد شود: هنوز ننوشتمش!   برای کسب آرامش چه می‌خوانید: مجله و روزنامه می‌خوانم.         ]]> جهان‌کتاب Sat, 09 Feb 2019 20:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271709/لیلا-سلیمانی-آنا-کارنینا-زندگی-ام-تغییر اعلام نامزدهای اولیه جایزه نویسندگان زن استرالیا http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271746/اعلام-نامزدهای-اولیه-جایزه-نویسندگان-زن-استرالیا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، ده رمان و دو اثر غیرداستانی به عنوان نامزدهای اولیه جایزه معتبر نویسندگان زن استرالیایی اعلام شدند. فهرستی که شامل نویسندگان کتاب‌اولی چون بری لی و داستان‌نویسان موفقی چون گیل جونز است.   جایزه اِستلا که در سال 2019 هفتمین دوره خود را جشن می‌گیرد در تلاش برای تشویق زنان داستان‌نویس استرالیایی ایجاد شد و جایزه 50 هزار دلاری به برگزیده اهدا می‌کند. فقط آثار داستانی و غیرداستانی که در سال 2018 در استرالیا منتشر شدند اجازه شرکت در این رقابت را دارند. علاوه بر اهدای جایزه 50 هزار دلاری به برنده، نامزدهای حاضر در فهرست اولیه نیز هزار دلار به عنوان هدیه دریافت می‌کنند.   فهرست نامزدهای اولیه جایزه اِستلا سال 2019 به شرح زیر است: «خدایان کوچک» نوشته جنی آکلند «مردی خارج از زمان» نوشته استفنی بیشاپ «بطری آبی» نوشته بلیندا کستل «پل» نوشته اِنزا گندولفو «آشوبگر: ذهنی در آتش» نوشته کلوئی هوپر «مرگ نوآ گِلَس» نوشته گیل جونز «کوهستان صورتی در جزیره لوکست» نوشته جیمی مارینا لائو «خرابکاران» نوشته ویکی لاوو-هاروی-اثر غیرداستانی «جمجمه پوست‌تخم‌مرغی» نوشته بری لی «لبِ زیادی» نوشته ملیسا لوکاشنکو «بدیهی» نوشته ماریا تومارکین- غیرداستانی «دنیا کامل بود» نوشته فیونا رایت   لوئیس سوئین، رئیس هیئت داوران این دوره معتقد است آثار انتخاب‌شده، مسائل مهم حاضر در جهان را به عنوان موضوع انتخاب کرده‌اند و بعضی دیگر در تلاش بوده‌اند تغییری در سبک داستانی به وجود آورند. علاوه بر این داورانِ جایزه اِستلا در پی انتخاب آثاری از ناشران مختلف و همچنین حضور نویسندگان رنگین‌پوست در جایزه امسال بودند.   دنیل برونینگ، مجری رادیو ملی، میشل کرستر، برنده جایزه میلز فرانکلین، آمیلیا لاش، برنامه‌ریز فستیوال نویسندگان جوان سیدنی، کیت مک‌کلایمنت، روزنامه‌نگار و محقق، و لوئیس سوئین، مدیر انتشارات اسلیپرز و بنیان‌گذار جایزه اِستلا هیئت داوران جایزه استلاِ سال 2019 را تشکیل می‌دهند.   فهرست نهایی جایزه اِستلا در تاریخ هشتم مارس و برنده در تاریخ نهم آوریل در ملبورن اعلام می‌شود.     ]]> جهان‌کتاب Sat, 09 Feb 2019 11:42:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271746/اعلام-نامزدهای-اولیه-جایزه-نویسندگان-زن-استرالیا ریاضیات و هری پاتر همگی رایگان هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271592/ریاضیات-هری-پاتر-همگی-رایگان-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بی بی سی، ویترین کتاب‌فروشی کوین هارت 63 ساله در شهر نیوپورت کشور ولز پر از تبلیغات و جملات ادبی از کتاب‌های مختلف است ولی اولین چیزی که توجه هر عابر پیاده‌ای را جلب می‌کند جمله‌ای است که روی شیشه ویترین این کتابفروشی‌ چسبانده شده است: کتاب‌ها رایگان هستند. هرچند در این کتاب‌فروشی کتاب‌های دست دوم نیز فروخته می‌شود ولی رایگان بودن کتاب‌ها شعار نیست.   کتاب‌فروشی آقای هارت در یکی خیابان‌های اصلی شهر نیوپورت واقع شده است و از سوی یک بنیاد خیریه تحصیلات برای همه مردم جهان (Global Educational Trust) حمایت مالی می‌شود. این بنیاد هدفش ارتقای سطح سواد و آگاهی در بریتانیا و سراسر جهان است و یکی از فعالیت‌هایش تامین کتاب برای کودکان و نوجوانان است.   یکی از فعالیت‌های اصلی این موسسه جمع‌آوری کتاب‌های دست دوم از منازل مسکونی است که قرار است برای بازیافت فرستاده شوند. موسسه با همکاری کتاب فروشی کتاب‌ها را برای خواندن عرضه می‌کند که شامل هر نوع کتابی از کتاب‌های ریاضی گرفته تا داستان‌های هری پاتر می‌شود.   هارت می‌گوید بسیاری از این کتاب‌ها روزی قرار بود در زباله‌ها برای بازیافت داخل ماشین خردکنی کاغذ برود ولی اینجا بسیاری از مردم هستند که می‌توانند از این کتاب‌ها استفاده کنند. هر روز بسیاری از عابران برای خواندن کتاب‌ها به داخل مغازه می‌آیند و ما در کنار کتاب محصولات جانبی خودمان را می‌فروشیم. شاید مشتری بیاید اینجا و یک کتاب داستان رایگان ببرد ولی داشتیم کسی را که هر هفته 30 فیلم سینمایی از ما خریده و خب اینطوری ما هم می‌توانیم کاسبی کنیم.   اینجا همه کتاب‌ها رایگان هستند و هدف موسسه نیز این است که به جای سوزانده شدن این کتاب‌ها توسط رهگذران و حتی بی خانمانان خوانده شوند.   طبق آخرین آماری که بنیاد خیریه گلوبال در سایتش منتشر کرده حدود یک میلیون نفر از سالمندان در انگلیس در زندگی خود حتی به یک کتاب هم دسترسی نداشته اند. در سال‌های گذشته 445 کتابخانه در این کشور تعطیل شده و انتظار می‌رود تا 12 ماه آینده 105 کتابخانه نیز تعطیل شود. 4میلیون کودک انگلیسی در فقر زندگی می‌کنند و خرید کتاب از اولویت‌های زندگی‌شان نیست.   موسسه خیریه گلوبال در وب سایتش هدف اصلی‌اش را تهیه کتاب برای نیازمندان عنوان کرده است. طبق ادعای این سایت نزدیک به یک میلیون کتاب رایگان برای مردم تهیه شده است. ]]> جهان‌کتاب Sat, 09 Feb 2019 09:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271592/ریاضیات-هری-پاتر-همگی-رایگان-هستند یکه‎‌تازی 21 هفته‌ای «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» در میان پرفروش‌های نیویورک‌تایمز http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271731/یکه-تازی-21-هفته-ای-جایی-خرچنگ-ها-آواز-می-خوانند-میان-پرفروش-های-نیویورک-تایمز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، این مجله هر هفته فهرستی از آثار پرفروش خود در بخش‌های داستانی، غیرداستانی، و کودک و نوجوان را منتشر می‌کند. در این مطلب نگاهی به پرفروش‌ترین آثار داستانی چاپی هفته اول فوریه خواهیم داشت.   «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» نوشته دِلیا اُوِنز 21 هفته است در فهرست پرفروش‌ها قرار دارد و این هفته بار دیگر در جایگاه نخست پرفروش‌ها قرار گرفت. داستانی هیجان‌انگیز از روابط انسانی و عشق و تقلای انسانی تنها برای حیات. زنی که سال‌ها به تنهایی در جنگل زندگی کرده است ناگهان متهم به قتل می‌شود و سرنوشتی نامعلوم در انتظارش است.   «قابل‌نفوذ» نوشته جیمز رولینز، نویسنده آثار پرفروش در هفته اول انتشار در جایگاه دوم قرار گرفته است. سیگما فورس، فرمانده جنگ در تلاش است یکی از افرادش را نجات دهد و بدین منظور یکی از عمیق‌ترین مسائل معنوی و فلسفی دنیا ذهنش را مشغول می‌کند. آیا او حق دارد برای نجات جان یکی از اعضایش افراد زیادی از طرف مقابل را به قتل برساند؟   «دختر ناشناس» نوشته گریر هندریک و سارا پکانن در هفته نخست انتشار در جایگاه اول پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفت اما این هفته با 2 پله سقوط در جایگاه سوم قرار دارد. جسیکا فاریس، شخصیت اصلی داستان به سراغ روانشناسی به نام دکتر شیلدز می‌رود و در جلسات دونفره رازهای زندگی خود را برملا می‌کند.   «دروغگو دروغگو» نوشته جیمز پترسون با همکاری کندیس فاکس در هفته نخست انتشار در جایگاه دوم پرفروش‌ها قرار گرفت اما این هفته در رده چهارم است. کاراگاه هریت بلوز به دنبال یافتن قاتلی است اما کارهای خطرناک وی بر خلاف قانون است و همین موضوع سبب می‌شود خود وی تحت پیگرد قانونی قرار گیرد و مجبور به فرار شود.   «فرضی» نام آخرین کتاب جان گریشام است که پس از 14 هفته از انتشار در جایگاه پنجم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار دارد. داستان جنایی دیگر از نویسنده آمریکایی که مثل دیگر آثارش مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. سربازی به جا مانده از جنگ جهانی دوم به نام پیت یک روز صبح از خواب بیدار می‌شود، لباس‌هایش را می‌پوشد، وارد کلیسایی می‌شود، و پدر روحانی را به به قتل می‌رساند! و در جواب قاضی، وکیل، و اطرافیانش اعلام می‌کند «حرفی برای گفتن ندارم!» پیت از مرگ نمی‌ترسد و دوست دارد انگیزه‌هایش از انجام این کار را با خود به گور ببرد. آمازون و مجلات مختلف دیگر اثر جدید گریشام را شاهکار خواندند و معتقدند نویسنده آمریکایی بیشتر از داستان‌های دیگرش برتری خود را در به کار بردن «تعلیق» نشان داده است.     برای دیدن فهرست کامل پرفروش‌های هفته اول فوریه به لینک زیر مراجعه کنید:   https://www.nytimes.com/books/best-sellers/2019/02/10/?action=click&contentCollection=Books&referrer=https%3A%2F%2Fwww.nytimes.com%2Finteractive%2F2018%2F11%2F21%2Fbooks%2Freview%2Fbest-sellers-promo-for-front-copy2.html®ion=Header&module=ArrowNav&version=Right&pgtype=Reference   ]]> جهان‌کتاب Fri, 08 Feb 2019 09:16:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271731/یکه-تازی-21-هفته-ای-جایی-خرچنگ-ها-آواز-می-خوانند-میان-پرفروش-های-نیویورک-تایمز بارت وَن اِس: روایت موضوعی تاریخی در دنیای امروز دشوار است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271711/بارت-و-ن-ا-س-روایت-موضوعی-تاریخی-دنیای-امروز-دشوار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، روزی مادر لین دو جونگ به او می‌گوید: «باید رازی را با تو در میان بگذارم. باید برای مدتی از ما دور باشی.» این گفت و گو بین مادر و دختر در ماه آگوست سال 1942 در هلند اشغال‌شده رخ داد و لین دو جونگ فقط هشت سال داشت. خانواده یهودی باهوش نبودند زیرا آن زمان نفهمیدند که دیگر هیچ‌وقت دخترشان را نخواهند دید. همه خانواده شش ماه بعد در آشویتز به قتل رسیدند و لین دو جونگ با خانواده‌های هلندیِ غیریهودی مختلفی زندگی کرد.    بارت وَن اِس، استاد ادبیات دانشگاه آکسفورد و متولد هلند، نوه یکی از خانواده‌هایی است که لین دو جونگ با آن‌ها زندگی کرد. بارت وَن اِس کتاب‌ها و مقالات زیادی درباره شکسپیر و اشعار دوره رنسانس نوشته است. بارت وَن اِس نوه جانز و هنک ون اس است که به عنوان اعضای مقاومت هلند در دوره اِشغال به کودکانی چون لین پناه دادند. داستان ون اس درباره عشق، نجات، و عشق تحت عنوان «دختری مناسب» اخیراً برنده کتاب سال کاستا شد.   لین 85 ساله می‌گوید: «شگفت‌زده شدم. فکر می‌کردم آن نویسنده جوان برنده جایزه شود.»   ون اس می‌گوید: «منظورش سالی رونی است.» حقیقت این است که خیلی‌ها اعتقاد داشتند که دومین داستان سالی رونیِ جوان تحت عنوان «آدم‌های عادی» برنده جایزه کتاب سال کاستا شود اما بنابر گفته سوفی راوورٍ، رئیس هیئت داروان جایزه کاستا کتابِ «دختر مناسب» ثروتی مخفی در خود دارد و همه باید این کتاب را بخوانند.   ون اس می‌گوید: «اعتقاد دارم این کتاب دو نویسنده دارد. این کتاب خاصیتی هزاره‌ای دارد. یعنی علاوه بر جنگ توصیفی درباره تاریخ اروپا است.» «دختر مناسب» داستان لین را با سفرهای نویسنده در سراسر هلند ترکیب می‌کند. «با وجود اینکه هلندی‌ها به صبر و تحمل شهره هستند اما کشور هلند بخش کثیفی را هم در خود جای داده است. ون اس که به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته بود احساس کرد تحقیق درباره تاریخچه یهودیان کار دشواری است. «این موضوع من را به فکر فرو برد که در دنیای کنونی که همه چیز مرزبندی شده است روایت موضوعی تاریخی خیلی سخت است زیرا هر کس از زاویه دید خود به یک اتفاق خاص می‌نگرد. کتاب من روایت گفت و گوی فردی غیریهودی با فردی یهودی است اما به جز این این روایت داستان انسانی در قرن بیست و یکم است که به گذشته و قرن بیستم می‌نگرد. اگر کتاب من پیغامی داشته باشد بی‌شک این است که فراتر از دید خود به یک موضوع بنگرید و افرادی که در جنگ به یهودی‌ها کمک کردند اغلب به هیچ گروه سیاسی خاص تعلق نداشتند و توانستند با آزادی به کرامت انسان‌ها بیندیشند.   دی جونگ می‌گوید: «خانواده ون اس بسیار منظم بودند و بی‌عدالتی را به هیچ وجه نمی‌پذیرفتند.»   ون اس می‌گوید: «قرار نوشیدن چای من با لین تبدیل به گفت و گویی ده ساعته شد و یک ماه پس از آن مصاحبه‌های زیادی انجام دادم. این مصاحبه‌ها سبب شد او را بیشتر از هر فرد دیگه‌ای در زندگی‌ام بشناسم. آدم حتی از دوستان نزدیکش هم درخواست نمی‌کند داستان زندگی‌شان را با جزئیات تعریف کنند. به دست آوردن فرصت برقراری این ارتباط مزیت بزرگی برای من بود. این کار من را تغییر داد و سبب شد احساس همدردی‌ام نسب به دیگران افزایش یابد.»   خود لین می‌گوید در اولین ملاقتشان گفته است: «من داستان خاصی ندارم. چه درخواستی از من داری؟ اما با صحبت کردن داستانی شکل گرفت. دوره‌ای که در خانه خانواده ون اس گذراندم خیلی خوب بود. تنها جایی بود که در آن احساس امنیت می‌کردم و می‌توانستم با بچه‌های دیگر بازی کنم. اما خیلی زود آن دوره خوب تمام شد و با لو رفتن جایمان بار دیگر مجبور به فرار شدیم.»   ون اس می‌گوید تا به حال متوجه نشده است که حافظه انسان نمی‌تواند خاطرات بد زندگی را به صورت کامل بازسازی کند. «در اواخر جنگ لین دو جونگ شبیه زامبی می‌شود. هیچ لذتی در زندگی نبرده و فقط نفس کشیده است و چیز زیادی از این دوره به خاطر ندارد.»   این اتفاق چالش بزرگی را برای نویسنده که قصد دارد که زندگینامه‌اش را روایت کند به همراه دارد. اینجاست که ون اس اعتراف می‌کند چیزی به قسمت‌های فراموش‌شده اضافه نمی‌کند و برای به دست آوردن حقیقت تلاش می‌کند: «دوست داشتم با خواننده صادق باشم و موضوعات روایت‌شده در کتاب از نظر تاریخی درست باشد. به همین دلیل تحقیق زیادی انجام دادم و سعی کردم از خاطرات افراد دیگری که چنین تجربه‌ای داشتند استفاده کنم.»   لین دو جونگ حالا انسانی شاد است. «با حضور فرزندان و نوه‌هایم زندگی خوبی دارم. آمستردام را هم دوست دارم و از عضویت در جامعه فرهنگی این کشور لذت می‌برم. امیدوارم داستان زندگی من به کودکانی که در حال حاضر زندگی خوبی ندارند کمک کند. هیچ‌کس بی‌نقص نیست و در این کتاب می‌بینیم که اشتباهات و خاطرات خوب است که انسان را به وجود می‌آورد. ]]> جهان‌کتاب Thu, 07 Feb 2019 20:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271711/بارت-و-ن-ا-س-روایت-موضوعی-تاریخی-دنیای-امروز-دشوار نامزدهای اولیه جایزه وِلکام اعلام شد/ حضور آتوسا مشفق در میان نامزدها http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271712/نامزدهای-اولیه-جایزه-و-لکام-اعلام-حضور-آتوسا-مشفق-میان-نامزدها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل وبسایت جایزه، دهمین سال برگزاری جایزه وِلکام در سال 2019 و برای تقدیر از آثار ادبی و غیرداستانی که راهی جدید در زمینه سلامت، پزشکی، و بیماری‌ها به وجود می‌آورند برگزار می‌شود. جایزه 30 هزار پوندی که سبب می‌شود وِلکام یکی از گران‌ترین جوایز ادبی دنیا باشد.   پنج کتاب به عنوان نامزدهای اولیه جایزه وِلکام در بخش داستان قرار گرفتند. «سال استراحت و آرامش من» نوشته آتوسا مشفق از آمریکا، «زمزمه» نوشته ویل ایوز، «بینایی» نوشته جسی گرینگراس، و «آستراتورف» نوشته متیو اسپرلینگ از بریتانیا، و «آب تازه» نوشته آکواکی اِمِزی از نیجریه نامزدهای اولیه جایزه وِلکام در سال 2019 هستند.   هفت کتاب هم در میان نامزدهای اولیه بخش غیرداستانی جایزه وِلکام قرار دارند. «غیرحرفه‌ای: داستانی واقعی از آنچه یک انسان را می‌سازد» و «تحصیل‌کرده» نوشته تارا وست‌اور از آمریکا، «قلب: تاریخچه» نوشته ساندیپ جااوهار از هند و آمریکا، «مغزی بر آتش: تاریخچه دیوانگی و درمان» نوشته آرنولد توماس از ایرلند، «اودیسه ریشه‌کن کردن» نوشته توماس آبراهام از بریتانیا، «پاک‌کننده آسیب» نوشته سارا کراسنشتاین از استرالیا و آمریکا، «ماجرا درباره تو نیست» نوشته جین هانا از بریتانیا و آمریکا نامزدهای اولیه بخش غیرداستانی این جایزه ارزشمند هستند.   الیف شافاک، نویسنده اهل ترکیه رئیس هیئت داروان این دوره است و نویسندگانی چون کوین فانگ، ویو گروسکاپ، جون دِی، و ریک ادواردز او را یاری می‌کنند.   شافاک درباره فهرست اولیه جایزه وِلکام در سال 2019 گفت: «در دنیایی که به دو بخش موافق و مخالف تقسیم شده است جایزه وِلکام از این جهت که موضوعات مختلفی را در کنار هم قرار می‌دهد بی‌نظیر است. موضوعاتی چون پزشکی، سلامتی، ادبیات، هنر و علم. خواندن و گفت و گو درباره کتاب‌های این جایزه از آغاز خیلی جذاب بوده است. حالا کتاب‌هایی در نامزدهای اولیه داریم که به آن‌ها افتخار می‌کنیم.»   سه کتاب از پنج کتاب حاضر در بخش داستان اولین کتاب نویسنده به حساب می‌آیند. «بینایی»، که در فهرست نهایی جایزه زنان هم قرار گرفت، «آب تازه»، و «آستراتورف» اولین کتاب‌های نویسنده‌هایشان به حساب می‌آیند.   فهرست نهایی جایزه در تاریخ بیستم مارس اعلام و برنده در تاریخ سی‌ام آوریل اعلام می‌شود. ]]> جهان‌کتاب Thu, 07 Feb 2019 06:39:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271712/نامزدهای-اولیه-جایزه-و-لکام-اعلام-حضور-آتوسا-مشفق-میان-نامزدها دنیای نویسندگی از زبان نویسندگان/ تعارف غذای خوشمزه به دیگران http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271648/دنیای-نویسندگی-زبان-نویسندگان-تعارف-غذای-خوشمزه-دیگران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از  آتلانتیک، برای نویسنده و نویسندگی تعاریف مختلفی ارائه شده است ولی کلی‌ترین و شاید بهترین این تعاریف این باشد که نویسنده کسی است متنی را خلق می‌کند و خیلی ها گفته‌اند که نویسنده را نباید با راوی داستان اشتباه گرفت ولی بسیاری از خود نویسندگان این نظر را ندارند. آنها نویسندگی را همان روایت داستان و نویسنده را روایت کننده یک داستان یا قصه خطاب می‌کنند. به هر حال نظرات مختلفی درباره نویسنده وجود دارد ولی شاید نظرات کمتری درباره خود نویسندگی وجود داشته باشد. دنیای نویسندگی و حال و هوایش کمتر از سوی کسی اظهار نظر شده است. در این گزارش به برخی اظهار نظرات نویسندگان مشهور درباره این دنیا می‌پردازیم:   جان کنت گالبرایت گالبرایت در سال‌های بعد از جنگ جهانی در دولت آمریکا پست‌های متعددی داشت ولی بیشتر به خاطر نوشتن کتاب‌های سیاسی مشهور شده است. وی درباره نویسندگی می‌گوید: یک نویسنده باید آنقدر باهوش باشد که پیش از هر چیز صداقت داشته باشد. و آنقدر شهامت داشته باشد که اگر نوشته‌هایش نتایج بدی برای او داشت تحمل آن را داشته باشد. نوشتن حقیقت کار هر نویسنده‌ای نیست ولی به اعتقاد من نویسنده کسی است که حقیقت را بنویسد.   یودورا ولتی نویسنده آمریکایی داستان‌های کوتاه و صاحب کتاب‌هایی مثل پرده سبز و سیب‌های طلایی است. او اعتقاد دارد نویسندگی دنیایی است که نویسنده را در این دنیا با انسان‌های دیگر ارتباط می‌دهد. وی می‌نویسد: من فکر می‌کنم ما داستان‌ها را می‌نویسیم تا غذایی خوشمزه به مردم اطراف تعارف کنیم و درباره مزه و طعم آن از دیگران سوال کنیم. تا حالا شده است که نویسنده‌ای غذای خودش را مزه کند.   ایدیت وارتون وارتون نویسنده آمریکایی داستان‌های کوتاه به خاطر رمان عصر بی‌گناهی نخستین زنی بود که توانست جایزه پولیتزر را دریافت کند. او درباره دنیای نویسندگی ترجیح می‌دهد درباره شخصیت‌های قصه و خلق آنها صحبت کند. وی می‌نویسد: این آدم‌هایی که مربوط به خیال‌پردازی من هستند و سرنوشت آنها را پیش از هر کسی می‌دانم همان‌هایی هستند که شاید خودشان شخصیتی داشته باشند و اصلاً هم به من مربوط نباشند چون هر کدام از این شخصیت‌ها در آن بیرون جایی وجود دارد و من شاید خبر نداشته باشم.   توماس هیگینسون نویسنده آمریکایی و یکی از فعالیت جنبش مبارزه با برده‌داری در آمریکا بود. او درباره نویسندگی و دنیایش خطاب به جوان‌ترها اینطور می‌نویسد: یک دقیقه یا حتی یک ثانیه هم وقت خود را تلف نکنید و سعی کنید شایستگی خودتان را به بقیه ثابت کنید. اگر خودتان احساس می‌کنید نوشته‌هایتان ارزش خواندن دارد پس اجازه دهید آنها خودشان را ثابت کنند و شما کنار بنشینید و لذت ببرید. ]]> جهان‌کتاب Wed, 06 Feb 2019 23:30:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271648/دنیای-نویسندگی-زبان-نویسندگان-تعارف-غذای-خوشمزه-دیگران نامزدهای نهایی جایزه بوکر عربی 2019 معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271634/نامزدهای-نهایی-جایزه-بوکر-عربی-2019-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه النهار- بنیاد جایزه بوکر عربی شامگاه سه‌شنبه 5 فوریه در کنفرانسی مطبوعاتی که در سالن تئاتر ملی فلسطینی در شهر قدس برگزار شد فهرست نامزدهای نهایی جایزه بوکر عربی در سال 2019 را معرفی کردند. در فهرست نخست این جایزه 16 رمان از بین 134 اثری که برای دریافت این جایزه در سال جاری میلادی وارد رقابت شده بودند قرار داشتند که در فهرست دوم و و نهایی آن 6 نامزد انتخاب و معرفی شدند. اسامی 6 نامزد نهایی جایزه بوکر عربی عبارتند از: «پست شبانه» نوشته هدی برکات از انتشارات دارالآداب- لبنان «آفتاب سپید سرد» نوشته کفی الزعبی از انتشارات دارآلاداب- اردن «تابستانی با دشمن» نوشته شهلا العجیلی از انتشارات منشورات ضفاف- سوریه «وصیت‌ها» نوشته عادل عصمت از انتشارات الکتب خان- مصر «دختر مطرود» نوشته انعام کجه‌‌جی از انتشارات دارالجدید- عراق «به کدامین گناه رفت» نوشته محمد المعزوز از انتشارات المرکز الثقافی للکتاب- مراکش رئیس هیئت داوران این جایزه درباره آثار راه یافته به مرحله نهایی گفت «شش رمان برگزیده در موضوع‌، اسلوب‌ و روش‌های زیبایی‌‌شناسی تفاوت‌های چشمگیری با یکدیگر دارند و مضامین مختلفی را اعم از رمان خانوادگی، خاطره‌نگاری و موضوعاتی در باب ناامیدی‌ها، مهاجرت و تبعید را در بر می‌گیرد. این داستان‌ها گرچه هر کدام متعلق به سرزمین‌های دور عربی هستند و فضاها و جریان‌های محلی مختلف و متنوعی را به نمایش می‌گذارند اما همگی با بیان واقعیت موجود دنیای عرب و با کاربرد شیوه‌های روائی بدیع، پاسخ‌گوی طیف وسیعی از خوانندگان با سلیقه‌های مختلف هستند.» اعضای هیئت داوران این جایزه به ریاست شرف‌الدین ماجدولین، منتقد مراکشی، اشخاصی را چون فوزیه ابوخالد، شاعر و نویسنده سعودی، زلیخه ابوریشه، شاعر و نویسنده اردنی و لطیف زیتونی، منتقد ادبی لبنانی شامل می‌شود. برگزیده نهایی این جایزه روز 23 ام ماه آوریل سال جاری میلادی و در شب افتتاحیه بیست‌و‌نهمین نمایشگاه کتاب ابوظبی معرفی خواهد شد. جایزه بوکر عربی از مهم‌ترین جوایز داستانی جهان عرب به شمار می‌رود که در سال 2007 به همت هیئت گردشگری و فرهنگ ابوظبی و با حمایت و پشتیبانی جایزه بوکر بریتانیا پایه‌گذاری شد. این جایزه صرفا در حوزه رمان برگزار می‌شود.  به هریک از شش نامزد راه یافته به مرحله نهایی مبلغ ده هزار دلار و برنده نهایی مبلغ 50 هزار دلار تعلق می‌گیرد؛ علاوه بر این‌که رمان برگزیده نهایی به انگلیسی نیز ترجمه خواهد شد. سال گذشته میلادی ابراهیم نصرالله، نویسنده فلسطینی موفق شد برای رمان «جنگ دوم سگ» جایزه بوکر عربی در سال 2018 را از آن خود کند که اخیرا با ترجمه ستار جلیل‌زاده و از سوی انتشارات گل‌آذین وارد بازار نشر ایران شده است.  ]]> جهان‌کتاب Wed, 06 Feb 2019 05:21:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271634/نامزدهای-نهایی-جایزه-بوکر-عربی-2019-معرفی-شدند رمان جدید کینگ با نام موسسه در راه است/داستان خوبی و بدی http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271589/رمان-جدید-کینگ-نام-موسسه-راه-داستان-خوبی-بدی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایندیپندنت، استیون گینگ نویسنده مشهور داستان‌های ترسناک و ژانر وحشت در سایت شخصی‌اش اعلام کرده رمان جدیدش در تاریخ 10 سپتامبر سال جاری وارد بازار کتاب خواهد شد. گفته می‌شود رمان جدید کینگ با عنوان موسسه حال و هوای داستان ترسناک «آن» را دارد. این رمان در سال 1986 چاپ شد و داستان موجود عجیبی به نام پنی وایز است که خودش را به شکل یک دلقک به کودکان نشان می‌دهد.     وایز در شکل یک دلقک با تغذیه کردن از ترس کودکان به زندگی خود ادامه می‌دهد.این کتاب از مشهورترین و پرفروش‌ترین کتاب‌های استیون کینگ است. کینگ گفته داستان موسسه جنگ دراماتیک بین خوبی و بدی است ولی در دنیای اتفاق می‌افتد که همیشه خوب‌ها پیروز میدان نیستند.   طبق نوشته‌های کینگ در سایتش بخش‌هایی از داستان رمان جدیدش از کتاب آتش افروز چاپ شده در سال 1980 الهام گرفته شده است. کتاب آتش افروز داستان دختری به نام چارلی را روایت می‌کند که قدرت عجیبی در ذهنش دارد که می‌تواند همه جا را آتش بزند.   به نوشته وب سایت کینگ (StephenKing.com) رمان موسسه داستان پسری به نام لوک الیس است که بعد از قتل والدینش ربوده شده و در جایی به نام موسسه از خواب بیدار می‌شود. در موسسه اتاقی برای او ساخته شده است که شبیه اتاق خانه‌اش است ولی با این تفاوت که هیچ پنجره‌ای در آن وجود ندارد.   در اتاق‌های دیگر موسسه کودکان دیگری نگهداری می‌شوند که در ادامه داستان لوک قهرمان داستان با بچه‌های دیگر موسسه ملاقات می‌کند که آوری، آیریس، جرج، نیک  و کالیشا نام دارند. هر کدام از این بچه‌ها استعداد و توانایی خاصی مثل حرکت دادن اجسام دارند. کالیشا به لوک می‌گوید در اینجا شما وارد می‌شوی ولی حق خارج شدن نداری.   مدیر موسسه خانم سیکسبی و کارمندش بی‌رحم هستند و به نوعی از نیروها و توانایی بچه‌ها سوءاستفاده می‌کنند. در صورت سرپیچی از دستورات تنبیه سختی برای بچه‌ها در نظر گرفته شده است. در ادامه داستان لوک می‌تواند از موسسه فرار کند و کمک بیاورد. تا آن موقع هیچ کس نتوانسته بود از موسسه فرار کند.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 05 Feb 2019 06:50:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271589/رمان-جدید-کینگ-نام-موسسه-راه-داستان-خوبی-بدی نیل گیمن: من رمان‌نویس نیستم، قصه‌گو هستم http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271581/نیل-گیمن-رمان-نویس-نیستم-قصه-گو-هستم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ونیتی‌فیر - اکثر مردم از اهمیت مسترکلاس‌ها آگاهند، یک پلتفرم سمینار آنلاین که به افراد اجازه می‌دهد از کسانی که در زمینه تخصصی خود در مدارج بالا قرار دارند چیزهای بسیاری یاد بگیرند. سرآشپز توماس کلر می‌تواند طریقه درست کردن یک سس را به شما آموزش دهد، ورنر هرزاگ می‌تواند زیر و بم لنز دوربین را یادتان بدهد. اما با رشد این کلاس‌ها نامی که بارها و بارها به عنوان کسی که نویسندگان آینده بخواهند از او یاد بگیرند پدیدار شد، نیل گیمن بود. این نویسنده که جایزه‌های فراوانی کسب کرده، سه دهه پیش پا به صحنه گذاشت، زمانی که مجموعه سندمَن غوقایی در دنیای کتاب‌های کامیک به پا کرد. گیمن از آن زمان تا کنون نه تنها در حیطه کامیک، که در داستان کوتاه، داستان بلند، کتاب کودک، رادیو، فیلم و تلوزیون فعالیت کرده و موفق بوده است. حتا آنهایی که با آثار مکتوب او آشنایی ندارند، فیلم‌ها و برنامه‌های تلوزیونی که بر اساس داستان‌های پرطرفدار او ساخته شده، ازجمله غبار ستاره، کورالاین و خدایان امریکایی را می‌شناسند.   چرا این دوره آنلاین مسترکلاس بیشتر درباره «داستان‌سرایی» است تا «نویسندگی»؟ مسلما درباره نوشتن صحبت می‌کنم، اما چیزی که می‌خواهم بیشتر به آن بپردازم –چراکه بسیار برایم جذاب‌تر است- فنِ چگونگی یافتن و ساخت داستان و جالب‌تر کردن کاراکترهاست و تصمیم‌گیری برای اینکه آیا طول لازم برای تبدیل شدن به یک رمان را دارد یا خیر. فکر می‌کنم این توجیهم است. رمان‌نویسان زیادی را می‌شناسم. آدم‌های خوبی هستند. اما من رمان‌نویس نیستم. من یک قصه‌گو هستم که گاهی رمان، رمان مصور و داستان‌ کوتاه می‌نویسد و فیلم و برنامه تلوزیونی می‌سازد.   پس می‌توان گفت که جهت‌گیری کلاس‌تان تحت تاثیر این است که این روزها مشغول ساخت برنامه‌های تلوزیونی هستید؟ کمی درباره این چیزها حرف می‌زنیم، اما به کامیک هم می‌پردازیم که برایم بسیار سرگرم‌کننده بوده –به برخی از موضوعات موردعلاقه‌ام در «سندمن» برمی‌گردیم، علی‌الخصوص «رویای شب نیمه تابستان». آن را تجزیه و تحلیل می‌کنیم و نشان می‌دهیم که یک متن کامیک چطور نوشته می‌شود. این چیزی است که برای گفتن داستان روی صفحه نمایش و صفحه کتاب‌های کامیک مناسب است. افراد زیادی هستند که می‌توانند مسترکلاس‌های عالی برای نوشتن یک سریال تلوزیونی و این‌طور چیزها برگزار کنند. من مطمئن نیستم که بتوانم این کار را بکنم، اما در زمینه داستان واقعا خوبم.   اگر می‌توانستید با یک نفر مسترکلاس بردارید، او که بود؟ من واقعا خوش‌شانس بودم، وقتی ۲۴ سال داشتم توانستم با تری پرچت کار کنم که کتاب‌هایش را برایم می‌فرستاد. او برایم فلاپی‌دیسک می‌فرستاد که در آن ۱۰ هزار کلمه نوشته بود، من آنها را می‌خواندم و بعد تری و من درباره چیزهایی که خوانده بودم صحبت می‌کردیم. این کار را برای چندین رمان انجام دادم و درباره فرآیند نوشتن تری و ساختار داستان‌هایش با او صحبت می‌کردم. که به این خاطر بود که وقتی چند سال بعد تصمیم گرفتیم «خوش‌یمن» را با هم بنویسیم، بسیار با هم هماهنگ بودیم. و من حس می‌کردم دارم با یک استاد کار می‌کنم. دوست داشتم با تری پرچت مسترکلاس برمی‌داشتم، چون او بیش از هر نویسنده دیگری می‌دانست که چطور داستان‌ها را کنار هم بگذارد.   شخص دیگری هم هست؟ داگلاس آدامز. من این شانس را داشتم که یک کتاب درباره او و «راهنمای مسافران مجانی کهکشان» بنویسم، درنتیجه باید فایل‌هایش را بررسی می‌کردم و تمام نوشته‌هایش را می‌خواندم. چیزی که وقتی ۲۲ یا ۲۳ ساله بودم داگلاس به من گفت همچنان امروز استفاده می‌کنم. یادم هست که برایم توضیح می‌داد که هرگز نباید کاری کنی که شوخی‌آمیز باشد. هرگز این کار را طوری انجام نده که به نظر برسد فکر می‌کنی تو بالاتر از بقیه‌ای.   کار کردن روی «خوش‌یمن» در حال حاضر و دیدن دوباره آن دوران خلاقانه از زندگی‌تان چه معنایی برایتان دارد؟ فکر می‌کنم لحظه موردعلاقه‌ام همزمان، کمترین چیزی است که به آن علاقه دارم. در اتاق ویرایش، روی اپیزود اول ماه‌ها کار کردیم و جور در نمی‌آمد. ما ارائه زیبا و درخشانی از کاراکترها داشتیم و فیلمبرداری کردیم و یک جای کار می‌لنگید. ناگهان یک چیز را امتحان کردیم. یک نفس عمیق کشیدیم و آن را دقیقا مثل کتاب انجام دادیم. تمام چیزهای هوشمندانه‌ای که در فیلم‌نامه اضافه کرده بودم تا بهتر شود را حذف کردم و آن را دقیقا مثل آنچه در کتاب بود انجام دادم و جواب داد. یک جایی آن بیرون، یک ورژن ۲۶ ساله از من وجود داشت که لبخند می‌زد و می‌گفت: «می‌بینی؟ تمام این مدت حق با من بود.» و این تحقیرکننده و فوق‌العاده فوق‌العاده شیرین بود. ]]> جهان‌کتاب Tue, 05 Feb 2019 05:28:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271581/نیل-گیمن-رمان-نویس-نیستم-قصه-گو-هستم داستان‌های کوتاه یک آواره‌ ابدی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271324/داستان-های-کوتاه-یک-آواره-ابدی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) روث پراور جابوالا (۱۹۲۷ – ۲۰۱۳)، نویسنده‌ یهودی آلمانی، از معدود کسانی است که هم جایزه‌ ادبی بوکر را دریافت کرده (برای رمان هشتم‌اش، گرما و غبار) و هم جایزه‌ اسکار را (دو بار، برای فیلمنامه‌ی اقتباسی). او بیش از ۱۲ رمان، 8مجموعه داستان کوتاه و تعدادی فیلمنامه نوشته است و کتاب در انتهای قرن، که مجموعه‌ای از ۱۷ داستان کوتاه منتشر نشده‌ جابوالا است، پس از مرگ او و به تازگی منتشر شده. الهام‌بخش داستان‌های او عمدتاً مهاجران اروپایی‌اند، کسانی که مفهوم دلتنگی برای نوعی از زندگی را که دیگر وجود ندارد درک می‌کنند. خانواده‌ جابوالا در 12سالگی از آلمان نازی به انگلستان گریختند و پس از آن با فرهنگ بریتانیایی رشد کرد. در سال ۱۹۵۱، با معماری هندی به نام سیروس جابوالا ازدواج کرد و به هند رفت. در آن زمان به شدت تحت تاثیر فرهنگ هند قرار گرفت و گفت آنجا «مثل دوران کودکی بود، همان‌طوری که دوران کودکی باید باشد». هرچند، سال‌های آخر عمر خود را در نیویورک سپری کرد. او خود را آواره‌ای ابدی و «فاخته‌ای که تا انتهای زمان در آشیان دیگران سکنی می‌گزیند» توصیف می‌کرد، و شاید همین احساس «دیگری بودن» در هر جا و مکانی بود که به او اجازه داد چیره‌دستانه شخصیت‌هایی چنین منفرد خلق کند. جابوالا در اواخر دوران حرفه‌ای خود تنها داستان کوتاه می‌نوشت و بنابراین بجاست که کتابی که پس از مرگش منتشر شده است بر فرم محبوبش متمرکز باشد. این مجموعه‌ ۴۳۳صفحه‌ای سرشار است از کشف و اکتشاف و انسان‌های گوناگون و شرایط پیچیده و بغرنج انسانی. به گفته‌ مگان اوگریدی، نویسنده‌ نیویورک تایمز، فراز و نشیب‌های داستان‌های این کتاب از آثار قبلی او تیره‌ترند. هلنا مالکرنز، نویسنده‌ مجله‌ رایتینگ، نیز بخش بزرگی از جذابیت در انتهای قرن را تنوع گسترده‌ی شخصیت‌ها می‌داند. شخصیت‌های او گاه فوق‌العاده و گاه نفرت‌انگیزند. از دختر مدرسه‌ای‌های زودباور گرفته تا انقلابی‌های آرمان‌گرا، گوروهای جامعه‌ستیز، انگلیسی‌های اشرافی پر ادا و اطوار، موزیسین‌های خودبزرگ‌بین، غربی‌های خسته از ملال زندگی‌های از درون متلاشیِ خود که دست به دامن غرابت هند می‌شوند، و بسیاری دیگر در کتاب او ظاهر می‌شوند. اکثر این داستان‌ها سرگذشتِ غالبا غم‌انگیز انسان‌هایی منزوی و اسیر توهمات است.     به عنوان مثال، «بیوه‌زن» داستان زنی جوان به نام دورگاست که پس از مرگ شوهری بسیار مسن‌تر و ناتوان، خود را در محاصره‌ چنگال‌های حریص بستگانش می‌بیند. از بد روزگار، امیال خفته‌ مادرانه‌اش –آغشته به قدری امیال و احساسات دیگر- توسط پسر نوجوان مستاجرش بیدار می‌شود. «تقاص گناه» در عوض، وفاداری خالصانه‌ پارچه‌فروشی را به برادر کوچک‌ترش تصویر می‌کند که به پسربچه‌ مدرسه‌ای مرفهی تجاوز کرده و اسکیتش را دزدیده. در نقطه‌ مقابل، داستان‌های جابوالا درباره‌ی غربی‌ها، که اکثرا زنانی جوان‌اند که طعمه‌ چشمان شعله‌ور گوروها یا دیگر کلاشان عارف‌مسلک می‌شوند، شفافیت داستان‌های دیگرش را ندارند. جست‌وجوی این افراد به دنبال معنا و مفهومی عاریتی –مانند «تجربه‌ی هند»- به صورتی نمایشی و مضحک پرداخته شده است. مریدی نحیف و نزار دیگری را به پذیرش «زیبایی تسلیم، دست‌شستن از اراده و نداشتن فکری از آن خود» وادار می‌کند. تحقیر و انزجار نویسنده در این داستان‌ها آشکار است. گفت‌وگوهای خوش‌دوخت جابوالا در کنار چشم تیزبینش در دیدن ظرافت‌های اجتماعی باعث شده او را با آستن، فورستر و چخوف مقایسه کنند. او شیفتگی و فریفتگی غرب را نسبت به هند، به‌خصوص با در کنار هم قرار دادن زنان مسن متمکن و گوروهای کاریزماتیک، ترسیم کرد و همچنین قشر متوسط و متوسط رو به پایین هند در ارتباط با تعدادی خارجی. داستان‌های اخیرتر او حول تجربیات مهاجران اروپایی در نیویورک می‌چرخید؛ برای جابوالا، اروپا تا ابد «بوی خون» می‌داد. جابوالا هرگز مستقیما درباره‌ گذشته‌ خود چیزی ننوشت، اما تاریخچه‌ زندگی شخصی‌اش تلویحا از ورای خشونت، آرزوهای نافرجام و جبرگرایی داستان‌هایش پیداست. کلمات جی ام کوتزی طنین‌انداز می‌شود که می‌گفت: «خودزندگی‌نامه تماما داستان‌سرایی است، نوشتن تماما خودزندگی‌نامه.» ]]> جهان‌کتاب Mon, 04 Feb 2019 16:13:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271324/داستان-های-کوتاه-یک-آواره-ابدی مصاحبه با اندرو میلر/ چرا هنوز دون کیشوت نخواندم ؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/269593/مصاحبه-اندرو-میلر-چرا-هنوز-دون-کیشوت-نخواندم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، اندرو میلر نویسنده انگلیسی از جمله معدود نویسندگان هم وطن خود است که بسیاری از سال‌های عمرش را خارج از جزیره سپری کرده است. میلر در سال 2011 به خاطر نوشتن رمان «خلوص » توانست جایزه کتاب کاستا را دریافت کند ولی بیشتر شهرتش به خاطر اولین رمانش با نام «درد باهوش» است. وی در مصاحبه با گاردین درباره کتاب‌های مورد علاقه خود می‌گوید:   کتابی که هم اکنون می‌خوانم گوشه‌ای که گیر افتادند نوشته سیلویا وارنر . این کتاب قرون وسطایی درباره زندگی راهبه‌ها و زندگی آنهاست که نوعی نگاه است که تا کنون گفته نشده است.   کتابی که زندگی‌ام را متحول کرد فکر می‌کنم باید رنگین کمان باشد نوشته دی.اچ. لارنس . نوشته های لارنس همیشه جزء انتخاب‌هایم بوده است. این کتاب در بین آنها چیز دیگری است و باعث شد سبک نوشتن من را شکل دهد. می‌‌توانم این کتاب را یکی از گنجینه‌های ادبیات انگلیسی مثال بزنم.   کتابی که کاش من نوشته بودم سال‌های روشنایی نوشته جیمز سالتر. داستان این کتاب درباره ازدواج زوجی است که خودشان را رویایی‌تر از چیزی می‌بینند که در واقعیت وجود دارد.   کتابی که تاثیر زیادی روی سبک نویسندگی‌‌ام گذاشت شاید این سوال را نتوانم خودم جواب دهم چون فکر می‌کنم دیگران باید به این سوال پاسخ دهند که چه کتابی به سبک نوشتن من نزدیک است. به هر حال برای الهام بخشی شعر می‌خوانم و فیلم سینمایی را ترجیح می‌دهم.   کتابی که اشک من را درآورد پسران روز تولد نوشته بریل بینبریج. این رمان داستان شخصی به نام کاپیتان اسکات است که به قطب جنوبی سفر می‌کند. اولین بار این کتاب را در قطار خواندم و خیلی تاثیرگذار بود. ساعت‌ها از پنجره قطار بیرون را نگاه می‌کردم.   کاش این کتاب‌ها را خوانده بودم آیا باید دون کیشوت را می‌خواندم؟ جنگ و صلح را چطور؟ هاکلبری فین. به نظرم شاید یک روزی این کتاب‌ها را خواندم ولی خودم هم شرمنده هستم که تا کنون این کتاب‌ها را نخواندم.   بهترین کتابی که هدیه گرفتم آغاز بهار نوشته پنلوپه فیتزجرالد. ]]> جهان‌کتاب Mon, 04 Feb 2019 11:32:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/269593/مصاحبه-اندرو-میلر-چرا-هنوز-دون-کیشوت-نخواندم گزارش فروش آمازون در سال 2018/افزایش درآمد نویسندگان http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271500/گزارش-فروش-آمازون-سال-2018-افزایش-درآمد-نویسندگان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پابلیشرزویکلی، میزان فروش سایت آمازون در سال 2018 بیشترین مقدار خود نسبت به سال‌های گذشته بود. آمازون اعلام کرد در سال 2018 نزدیک به 200 میلیارد دلار فروخته است و این رقم نسبت به 177 میلیارد سال 2017 حدود 31درصد رشد داشته است.   به گفته مسئولان آمازون یکی از دلایل اصلی افزایش فروش این سایت مشارکت خرده‌فروشان واسطه است که از آنها با عنوان بخش سوم یاد می‌شود. حدود 50درصد فروش در روزهای تعطیل مربوط به این بخش بوده است. آمازون می‌گوید این نوع فروش از طریق واسطه خرده‌فروشان مورد رضایت نویسندگان، ناشران و کتابفروشان است.   طبق گزارشی که مسئولان آمازون ارائه کردند میزان فروش در بخش واحد خدمات کلود (AWS) حدود 47درصد رشد و به 25 میلیارد دلار رسیده است که نسبت به سال گذشته بیش از 7میلیارد افزایش داشته است. فروش در بخش آمریکای شمالی و شعبات مربوط به آن نسبت به بقیه نقاط کره زمین بیشتر بوده است. فروش آمازون در شعبه‌های آمریکای شمالی 141 میلیارد دلار بود.   در آخرین گزارش آمازون از فروش این سایت درباره کتابفروشی و صنعت نشر به افزایش درآمد نویسندگان همکار آمازون اشاره شده است به طوری که رقم همکاری نویسندگان در سال 2018 بیشترین مقدار خود را داشته است. به گفته آمازون نویسندگان در سال گذشته بیش از 260 میلیون دلار از طریق بخش نشر مستقیم کیندل درآمد کسب کردند. ]]> جهان‌کتاب Sun, 03 Feb 2019 08:17:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271500/گزارش-فروش-آمازون-سال-2018-افزایش-درآمد-نویسندگان لغو انتشار رمان نویسنده ادبیات نوجوانان توسط خودش بعد از اتهام به نژادپرستی http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271485/لغو-انتشار-رمان-نویسنده-ادبیات-نوجوانان-توسط-خودش-بعد-اتهام-نژادپرستی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - نویسنده ادبیات نوجوانان که در حال حرکت به سمت موفقیت بود، انتشار اولین رمان خود را که گمان می‌رفت با استقبال خوبی مواجه شود، به خاطر سیل انتقادات آنلاین از سوی خوانندگان مبنی بر توصیف او از نژادپرستی و برده‌داری، متوقف کرد. «وارث خون» امیلی وِن ژائو، ژانویه‌ی گذشته به مبلغ بالای شش-رقمی به ناشر فروخته شد. یک بازگویی شگفت‌انگیز از داستان آناستازیا که در آن یک پرنسس، رازی مخوف را پنهان می‌کند و آدم شیادی که پرنسس مجبور است به او اعتماد کند تا نامش را از فهرست مظنونان به قتل پدرش پاک کند. قرار بود این رمان در ماه ژوئن منتشر شود. اما در بیانیه‌ای که روز چهارشنبه منتشر شد ژائو گفت بازخورد‌های منفی از سوی جامعه نوجوانان باعث شد که او از ناشرش بخواهد که کتاب را در این زمان منتشر نکند. پس از بررسی‌های مثبت اولیه، ماه گذشته سیل ناگهانی انتقادها از «وارث خون» آغاز شد، با نقدهایی که در گودریدز و توییتر منتشر شد و خوانندگان آن را به عنوان یک کتاب ضد-سیاه‌پوستان و حاوی تعصبات آشکار توصیف کردند. علی‌الخصوص توصیفی که از برده‌داری و مرگ کاراکتر سیاه داستان شده بود. در مقایسه با دیگر اختلاف‌نظرهای انتشاراتی که خشم خوانندگان را در پی داشتند، نظیر رمان نوجوانان کِیرا دریک «قاره» که به خاطر راوی «ناجی سفیدپوست» به باد انتقاد گرفته شد و کتاب تصویری «کیک تولد برای جورج واشینگتن» که به خاطر نگاه مثبت به برده‌داری مورد سوال قرار گرفت و دیگر منتشر نشد، انتقادها از رمان ژائو نسبتا محدود بود، شاید به این دلیل که نویسنده سریعا با لغو انتشار کتابش به این انتقادها پاسخ داد. ژائو در ۳۰ ژانویه نوشت: «هرگز قصد نداشتم که به هیچ خواننده‌ای از این جامعه ارزشمند صدمه بزنم، به ویژه آنهایی که برایشان به دنبال نوشتن بودم. نمی‌خواهم توضیح بدهم، از خودم دفاع کنم یا کسی از من دفاع کند. این یک عذرخواهی است.» و اضافه کرد: «از کسانی که درباره بازنمایی، رموز و مضمون کتابم سوالاتی مطرح کردند سپاس‌گزارم.» ژائو که در پکن بزرگ شده و در ۱۸ سالگی از چین به امریکا مهاجرت کرده می‌گوید این کتاب را بر اساس دیدگاه فرهنگیِ آنی‌اش نوشته و داستان‌های برده‌داری در رمانش نقد ویژه‌ای به اپیدمی کارگرهای اجیرشده و قاچاق انسان در بسیاری از صنایع در سراسر آسیا، ازجمله کشور خودش دارد. او نوشت: «روایت تاریخ برده‌داری در ایالات متحده چیزی نیست که من بتوانم، بخواهم یا قصد داشته باشم درباره‌اش بنویسم، اما متوجه بودم که فقط در زمینه فرهنگی خودم نمی‌نویسم.» ژائو پیش از این در وبسایت خود گفته بود که قصد دارد داستانی با کاراکترهای متنوع بنویسد که برای بسیاری از کودکان فرهنگ-سومی که مثل خودش در کشوری غیر از کشور مادری‌شان رشد یافته‌اند محبوب خواهد بود. او سال گذشته نوشت: «من داستان تخیلی می‌نویسم، اما داستان‌هایم الهام‌گرفته از مضامینی است که امروز در دنیای واقعی می‌بینم. به عنوان یک خارجی در امریکای ترامپ با برچسب‌های ناخوشایندی مواجه شدم و به عنوان یک غیرشهروند احساس کردم که صدایم به هیچ جایی نمی‌رسد. که به همین دلیل است که خشم، سرخوردگی و نیاز به فعالیتم را به قدرتمندترین سلاحی که داشتم یعنی «کلمات» هدایت کردم.» در حالی که بسیاری او را به خاطر لغو انتشار کتابش تحسین کردند، بقیه از این تصمیم ناراضی بودند. ناشر او، رندوم هاوس، به نیویورک تایمز گفت: «ما به تصمیم امیلی احترام می‌گذاریم و منتظریم که ارتباط خود را با او ادامه دهیم.»   ]]> جهان‌کتاب Sun, 03 Feb 2019 05:53:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271485/لغو-انتشار-رمان-نویسنده-ادبیات-نوجوانان-توسط-خودش-بعد-اتهام-نژادپرستی کتاب‌های سالینجر به زودی چاپ خواهند شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271458/کتاب-های-سالینجر-زودی-چاپ-خواهند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از آسوشیتدپرس،  پسر جی.دی. سالینجر نویسنده مشهور آمریکایی به یکی از بزرگترین رازهای دنیا ادبیات پایان داد و از انتشار آثار پدرش در آینده‌ای نزدیک خبر داد. جی.دی.سالینجر نویسنده مشهور آمریکایی صاحب رمان ناطوردشت در زمان حیات خود چند داستان و رمان منتشر کرد.   مثل کتاب‌های محدودش اطلاعات اندکی درباره زندگی سالینجر منتشر شده‌است. سالینجر دارای شخصیت گوشه‌گیر و منزوی داشت و سعی می ‌کرد همیشه از رسانه‌ها به دور باشد.   مت سالینجر پسر نویسنده ناطوردشت در گفتگو با رسانه‌ها گفت: پدرم تمام عمر خود را در حال نوشتن بود ولی به خاطر شخصیت گوشه‌گیرش دوست نداشت هیچ یک از آنها چاپ شود. وی خبر داد به زودی کتاب‌های پدرش را منتشر خواهد کرد.   سالینجر در سال 2010 از دنیا رفت و از سال 1960 به بعد کتابی منتشر نکرد. پسر سالینجر می‌گوید که پدرش از او می‌‌خواسته همیشه نوشته‌هایش را جمع کند چون چاپ آنها زمان زیادی طول می‌کشد. مت سالینجر می‌گوید: پدرم حدود 50 سال در حال نوشتن بود ولی سعی می‌کرد نوشته‌هایش را منتشر نکند و حالا من می‌خواهم آنها را با دیگران به اشتراک بگذارم.   سالینجر پسر افزود: بسیاری از نوشته‌های منتشر نشده پدرش بدون عنوان یا موضوع خاصی هستند و قبل از چاپ باید آماده شوند.   در روزهای پایانی ماه نوامبر ۲۰۱۳، سه داستان از جی. دی. سالینجر به فضای اینترنت نشت کرد که اقیانوس پر از توپ‌های بولینگ، پائولا و تولد نام داشتند.   مت سالینجر می‌گوید ممکن است آثاری که از پدرش منتشر خواهد کرد طرفدارانش را نا امید کند ولی برای خوانندگان واقعی آثار داستانی این کار لازم است. امسال صدمین سالگرد تولد پدرم است و در حال بررسی کارهای اولیه برای چاپ آثارش هستیم.   در طول پنجاه سال گذشته همواره شایعات بسیاری درباره سالینجر در رسانه‌های آمریکایی وجود داشت. یکی از این شایعات می‌گفت آثار منتشر نشده سالینجر در خانه‌اش واقع در نیوهمپشایر توسط دخترش مارگارت نگهداری می‌شود. ]]> جهان‌کتاب Sat, 02 Feb 2019 12:09:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271458/کتاب-های-سالینجر-زودی-چاپ-خواهند آیا یک رمان خوب نباید کمی باعث ناراحتی ما شود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271315/آیا-یک-رمان-خوب-نباید-کمی-باعث-ناراحتی-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لس آنجلس ریویو آو بوکز، از سال ۱۹۹۳، تقریبا تمام کتاب‌‌های باربارا کینگسالور بلافاصله پس از انتشار به فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌‌های نیویورک تایمز راه یافته‌اند. عدالت اجتماعی، تنوع زیستی و تاثیر متقابل انسان‌ها و جوامع و محیط‌های‌شان از تم‌های اصلی آثار این نویسنده جوان آمریکایی است. کینگسالور جوایز متعددی، از جمله جایزه‌ اورنج و جایزه‌ دستاورد برجسته‌ ریچارد سی. هولبروک را دریافت کرده است. او نامزد دریافت جوایز پن/فاکنر و پولیتزر نیز شده است. انتشار آخرین رمان باربارا کینگسالور به نام «بی‌پناه» باسی‌اُمین سال انتشار اولین رمان او، «درخت لوبیا» (۱۹۸۸) همزمان شده است. از آن زمان تاکنون، سبک کینگسالور تغییر کرده، اما درون‌مایه‌ اصلی داستان‌هایش، که موضوعاتی نظیر جامعه، عدالت اجتماعی، سیاست، علم و رفتار انسان‌ها در شرایط دشوار زمانه را در برمی‌گیرد، ثابت مانده است. «بی‌پناه» داستان موازی دو خانواده‌ ساکن واینلند، نیوجرسی است. داستان نخست که در سال ۲۰۱۶ رخ می‌دهد به معرفی «ویلا» و خانواده‌اش از جمله دختر، نوه و پدرشوهر معلولش می‌پردازد؛ داستان آن‌ها در خانه‌ای که از خاله‌ «ویلا»به ارث رسیده اتفاق می‌افتد. مجله‌ای که «ویلا» برایش کار می‌کند ورشکست و او از کار بیکار شده است. شوهرش با دانشگاهی در نزدیکی واینلند قرارداد یک‌ساله‌ تدریس دارد. پسرش بیش از صدهزار دلار بابت وام دانشجویی بدهی دارد و صاحب یک نوزاد است. پدر شوهرش به مراقبت‌های پزشکی گران‌قیمت نیاز دارد و خانه در حال فرو ریختن است. تنها راه نجات این است که ثابت کند خانه ارزش تاریخی دارد. داستان دوم که در سال ۱۸۷۱ رخ می‌دهد ماجراهای یک معلم علوم به نام «تاچر» و تازه‌عروس شش ماهه‌اش «رز» را دنبال می‌کند. خانه‌ آن‌ها (منزل خانواده‌ی «رز»، که ویلا و خانواده‌اش در آن زندگی می‌کنند) نیاز به تعمیر دارد. «تاچر» معلم است و پول کافی برای پرداخت هزینه‌ تعمیرات ندارد. این در حالی است که کارش به دلیل بحث‌وجدل‌های پی در پی با مدیر مدرسه بر سر اینکه آیا باید اجازه‌ تدریس نظریه‌ تکامل داروین را به دانش‌آموزانش داشته باشد یا نه در معرض خطر است. «بی‌پناه» دو شخصیت حقیقی دارد: «مری تریت» که در سال ۱۸۶۸ به همراه شوهرش دکتر «جوزف تریت» به واینلند آمد و تحقیقاتش در زمینه تاریخ طبیعی را با چارلز داروین، دکتر آسا گری (هاروارد) و چارلز رایلی (حشره‌شناس اهل میسوری) به اشتراک گذاشت. متاسفانه، زندگی شخصی «تریت» اندکی پس از آمدن به واینلند، و پس از آنکه شوهرش او را به‌خاطر زنی دیگر در نیویورک ترک کرد، از هم پاشید. «چارلز لندیس» که وینلند را در سال ۱۸۶۱ بنا نهاد، یکی از شخصیت‌های فرعی داستان است: «کینگسالور» اشاره می‌کند: «[او] به بنا نهادن این به‌اصطلاح آرمان‌شهر [شهر بدون الکل] افتخار می‌کرد که جامعه‌ای تاریخی را نیز در بر داشت.» لس آنجلس ریویو آو بوکز با باربارا کینگسالور گفت‌وگویی انجام داده که ترجمه‌ آن را در ادامه می‌خوانید. شما در مصاحبه‌های مختلف اشاره کرده‌اید که بیش از همه به کتاب «شکاف» افتخار می‌کنید. هنوز هم همین را می‌گویید؟ بله، تا دیروز بهترین کار من بود. اما حالا می‌گویم به «بی‌پناه» بیش از همه افتخار می‌کنم، چون این رمان مرا در خود فرو برد و به زمان، مطالعه، تحقیق و تفکر زیادی نیاز داشت. ساختار این رمان بلندپروازانه است و چیزهای زیادی درباره‌ آن وجود دارد که در ابتدا برایم غیرممکن بود، اما این همان موقعیتی است که یک هنرمند دوست دارد در آن قرار گیرد. وقتی «شکاف» را می‌نوشتم، یکی از چیزهایی که در ذهن داشتم یک ازدواج شاد بود. حتی با اینکه این رمان، اتفاقات بسیار بسیار ناخوشایندی دارد، دوست داشتم روایت یک ازدواج شاد باشد. چون فکر می‌کنم این موضوع ارزش نوشتن دارد و هیچ‌کس تا به حال این کار را نکرده. آخرین رمانی که درباره یک زن و شوهر خواندید که واقعا همدیگر را دوست داشتند کی بود؟ فکر می‌کنیم همه خانواده‌های خوشحال مثل هم هستند. اما اینطور نیست. خانواده‌های خوشحال انواع مختلفی دارند. و این مسئله در کار من خیلی مؤثر بود. «بی‌پناه» از اساس داستان آدم‌هایی را تعریف می‌کند که جهان‌شان در حال فروپاشی است. یکی از کارهایی که مردم در چنین شرایطی انجام می‌دهند، زمانی که احساس وحشت می‌کنند، تکیه کردن به گذشته است، به چیزهایی که می‌شناسند. اینکه سعی کنید به یک شرایط محیطی یا اقتصادی که دیگر وجود ندارد یا از بین رفته تکیه کنید اساسا بی‌فایده است. اما پایبندی به یک ازدواج کاملا منطقی است.   بله، تا اندازه‌ای منطقی است. و در «بی‌پناه» در ازدواج «ویلا» و شوهرش تغییری اتفاق می‌افتد، در حالی که «تاچر» و همسرش به پایان راه رسیده‌اند، چون او با زن همسایه، «مری تریت»، رابطه دارد (کسی که شوهرش به نیویورک رفته). بله، در داستان «بی‌پناه» شاهد از بین رفتن ازدواج «تاچر» هستیم. نخستین چیزی که درباره‌ ازدواج «تاچر» و «رز» می‌فهمید این است که تازه ازدواج کرده‌اند و خوشبخت به نظر می‌رسند.    خب، آن‌ها به سختی با هم حرف می‌زدند. همیشه یک نفر باید می‌بود تا رسیدگی کند. دقیقا! شب عروسی در واقع اولین قرار عاشقانه‌ آن‌ها بود. در ابتدای کتاب او مبهوت همسرش است، اما به تدریج می‌بینید که ازدواج‌شان شکست می‌خورد، چون از اول توخالی بوده است. اما وقتی به ازدواج «ویلا» نگاه می‌کنید، ممکن است به این فکر کنید که یک ازدواج ناجور بوده. اما همان‌طور که داستان پیش می‌رود، به استحکام و ارزش ازدواج آن‌ها پی می‌برید. من این پویایی را دوست داشتم. می‌خواستم درون‌مایه‌ داستان این دو زوج یکی باشد، که در هر فصل پناه‌داشتن در برابر بی‌پناهی قرار گیرد. اما پویایی روابطشان این دو را در دو سوی مخالف پیش برد.   آیا برای رمان‌های‌تان زیاد تحقیق می‌کنید؟ من متوجه الگویی در رمان‌هایم شده‌ام: از بزرگ تا کوچک و دوباره تا بزرگ. «بی‌پناه» بزرگ بود و پس از کتاب «سلوک فرار» نوشته شد که داستانش در محل زندگی‌ام رخ داده است، به همین دلیل نوشتنش به سرعت پیش رفت. مطمئنم هرگز برای نوشتن سوژه کم نمی‌آورم.   «بی‌پناه» یک شخصیت اصلی مرد دارد که در رمان‌های شما به ندرت دیده می‌شود. چه چیزی شما را به خلق شخصیت «تاچر» وادار کرد و نوشتن از دیدگاه یک مرد چه تفاوتی با نوشتن از دیدگاه یک زن دارد؟ رمان دوم من، «آرزوهای حیوانات» هم یک شخصیت اصلی مرد دارد (در یک روایت جداگانه از پدر و دختر)، درست مثل «شکاف». چیز مهمی نبود. پس از کار کردن روی طرح اولیه‌ «بی‌پناه» به یک شخصیت اصلی نیاز داشتم که بتواند کارهایی بکند که فقط مردان در آن زمان قادر به انجام آن بودند. فکر نمی‌کنم دیدگاه مردانه وجود داشته باشد -میلیون‌ها دیدگاه وجود دارد. در خلق شخصیت‌های مرد از دانسته‌هایم استفاده می‌کنم (برای مثال، کنجکاوی علمی «تاچر») و از چیزهایی که نمی‌دانم دوری می‌کنم (مثلاً اینکه نعوظ چه حسی دارد).   قبلا گفته‌اید که از خوانندگان خود سؤال می‌کنید: نظرتان چیست، آیا داستان نگران‌تان می‌کند، آیا می‌ترساندتان؟ همچنین روشن است که بسیاری از اتفاقات داستان از طریق دیالوگ بیان شده است. اشاره داشتید که داستان‌گویی می‌تواند برای معرفی ایده‌های جدید به ذهن‌های مشتاق مورد استفاده قرار گیرد -در مورد شما، ایده‌ عدالت اجتماعی یا محیط‌زیستی. یک بار یکی از همکارانم پیشنهاد کرد که باید رمان‌های عاشقانه‌ای بنویسیم که به موضوعات مربوط به محیط‌زیست، تغییرات اقلیمی و علم بپردازد، چون بازار این کتاب‌ها داغ است و او فکر می‌کرد این رمان‌ها روش خوبی برای انتقال ایده به ذهن خوانندگان خواهد بود. آیا فکر می‌کنید رمان‌های عاشقانه چنین کارکردی دارند که بتوانید موضوعات سیاسی خود را در این سبک پیاده کنید؟ من هیچ چیزی در مورد سبک عاشقانه نمی‌دانم، اما شک دارم به اندازه‌ داستان‌های ادبی مؤثر باشد. نویسندگان داستان‌های تجاری در همان دنیایی زندگی می‌کنند که من در آن هستم، خیلی از این مسائل فکر آن‌ها را نیز درگیر کرده. تصور من این است که مسائل نژادی، جنسیتی و شاید حتی مسائل زیست‌محیطی باید وارد سبک عاشقانه شوند. من عامه‌پسند نمی‌نویسم، اما آگاهانه از عشق یا پیروزی می‌نویسم؛ طرح داستانی‌ام طوری است که همیشه یک شخص به دنبال کشف چگونگی انجام کارهایش است. اساسا، رمان‌های من داستان انسان هستند. هیچ وقت نمی‌گویم «این کتاب در مورد سرمایه‌داری است» یا «این یکی در مورد تغییرات آب و هوا است». همیشه درباره مردم و جهانی که در آن زندگی می‌کنند می‌نویسم، بنابراین مشکلات جهان، بخشی از محیط و بخشی از زندگی آنها را شامل می‌شود. خانواده «ویلا» در «بی‌پناه» بدهی دارند و مشکلات کاری و کمبود مراقبت‌های بهداشتی دارند، به خصوص از وقتی که به ایالات متحده آمده‌اند. این چیزی است که مردم هر روز با آن سر و کار دارند. بنابراین بله، من فکر می‌کنم حتی داستان‌های عامه‌پسند نیز بر جهانی که در آن زندگی می‌کنیم تمرکز دارند.   برخی از منتقدین اذعان دارند که نوشته‌های شما موعظه‌آمیز است و خوانندگان را با مسائل مربوط به عدالت محیط‌زیستی و اجتماعی بمباران می‌کند. اما من می‌گویم که بسیاری از این اطلاعات در قالب گفت‌وگو و در روابط بین شخصیت‌ها ارائه می‌شوند. صرفاً شخصیت‌ها در حال صحبت درباره‌ مسائل مربوط به عدالت اجتماعی و محیط‌زیستی‌اند. نمی‌دانم منظورشان از «موعظه‌آمیز» چیست. شخصیت‌ها با هم بحث می‌کنند، اما موضوع وعظ چیست و چه کسی واعظ است؟ این حرف کمی به من بر می‌خورد. منظورم این است که هیچ کدام از شخصیت‌‌های «بی‌پناه» نماینده‌ من نیستند و از جانب من حرف نمی‌زنند. پس حرف آنها درست نیست.   بحث بین «تیگ» و برادرش «زیک» اغلب به این ختم می‌شود: «تو سرمایه‌دار هستی، اما ضد سرمایه‌داری هستی.» در قسمت تقدیمی به این اشاره کردید که کتاب «این همه‌چیز را تغییر می‌دهد» اثر «نائومی کلاین» را خواندید. به نظر می‌رسد بخش عمده‌ای از بحث و جدل‌های «تیگ» و «زیک» بر اساس موضوعات کتاب «کلاین» شکل گرفته. فکر می‌کنم کتاب «نائومی کلاین» شیوه‌ای بسیار جالب برای گنجاندن محیط‌زیست‌گرایی در درون سازوکار سرمایه‌داری جهانی است. اما نه، فکر نمی‌کنم بحث و جدل‌های «تیگ» و «زیک» از این کتاب وام گرفته باشند. به نظر من اگر به هر دانشگاهی سر بزنید، شاهد این بحث و جدل‌ها بین دانشجویان اقتصاد و دانشجویان محیط‌زیست خواهید بود. این‌ها مسائلی هستند که جوانان سرشان دعوا دارند.   فکر می‌کنم خوانندگان با سطح بحث بین «زیک» و «تیگ» در مورد سرمایه‌داری راحت نیستند، آیا این ناراحتی به این خاطر نیست که این بحث و جدل‌ها خیلی واقعی و به‌روز هستند؟ فکر نمی‌کنید وقتی رمان را می‌خوانیم، احساس می‌کنیم با همان چیزهایی طرفیم که هر روز از طریق اخبار روزانه به خوردمان می‌دهند؟ آن هم وقتی تمام آنچه از یک رمان می‌خواهیم، ​​گریز از شرایط موجود است؟ خب، نمی‌دانم. اگر کتابی درباره یک ازدواج ناموفق یا یک همسر خیانتکار بخوانید و به این فکر کنید که همه شخصی را می‌شناسند که چنین تجربیاتی داشته، حتما نمی‌گویید «اوه نه، این خیلی شبیه زندگی واقعی است، و نباید در رمان باشد.» منظورم این است که آیا یک رمان خوب نباید کمی باعث ناراحتی ما شود؟ کمی از این موضوع ناراحتم. چون «بی‌پناه» رمانی در باره پویایی و دیالکتیک است، اینکه بحث و جدل‌ها چگونه شکل می‌گیرند و چه چیزی برنده و بازنده را تعیین می‌کند. به این موضوع هم می‌پردازد که حل این مشکلات به عهده‌ی چه کسانی می‌افتد.   گفته‌اید نمی‌توانید یک رمان جدید را بدون این‌که دفتر کارتان را کاملا مرتب کنید شروع کنید. خنده‌ام گرفت، چون الان خیلی به‌هم‌ریخته است. قصد دارم خانه‌تکانی بهار را در سپتامبر انجام دهم.   می‌خواستم بپرسم آیا پس از اتمام «بی‌پناه» خانه‌تکانی را شروع کرده‌اید؟ بله، شروع کردم. هنوز عکس «مری تریت» و «لندیس» و همه‌ آن شخصیت‌های تاریخی روی دیوار است. تور کتابم که تمام شود، برشان می‌دارم و بایگانی می‌کنم تا تابلوی جدیدی نصب کنم.   قصد دارید درباره چه موضوعی بنویسید؟ فکر می‌کنم چیزی جز تغییرات اقلیمی نخواهد بود!   جالب است، چون یکی از نکاتی که درباره‌ کتاب «سلوک فرار» گفته‌اید این است که این رمان در مورد جنگ سکوت در برابر تغییرات اقلیمی است. «این رمان در مورد این است که چطور درباره تغییرات آب و هوا صحبت می‌کنیم، چطور درباره آن فکر می‌کنیم، چرا درباره‌اش حرف نمی‌زنیم و چرا صحبت کردن درباره‌ آن اینقدر دشوار است.» وقتی می‌گویید احساس می‌کنید درباره‌ چیزی جز تغییرات اقلیمی نباید بنویسید، فکر می‌کنم کاملا بجاست، چون ما در موردش صحبت نمی‌کنیم. بر اساس آخرین گزارش مجمع بین‌المللی تغییرات آب‌وهوایی (IPCC)، این موضوع مسکوت مانده و باید بیشتر به آن توجه کنیم. شاید رمان جای خوبی برای پرداختن به این موضوع باشد. بله، همینطور فکر می‌کنم.   ]]> جهان‌کتاب Sat, 02 Feb 2019 05:44:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271315/آیا-یک-رمان-خوب-نباید-کمی-باعث-ناراحتی-شود «خوش‌یمن»؛ بهترین رمان‌ مشترکی که تا کنون نوشته شده http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271422/خوش-یمن-بهترین-رمان-مشترکی-کنون-نوشته-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - آیا اغراق آمیز است اگر «خوش یمن» را یکی از موفق‌ترین رمان‌های مشترک تمامی اعصار بنامیم؟ مطمئنا این یک موفقیت است: هوشمندانه و بامزه است و بعد از گذشت سه دهه همچنان چاپ می‌شود. بالاتر از همه اینکه عمیقا محبوب است. دشوار است که رمان‌های مشترک دیگر را تا این اندازه موفق بدانیم. «خاطرات هیچکس» از جورج و ویدان گراسمیت که به ما مفهوم «جدی گرفتن بیش از حد خود» را نشان می‌دهد، از سال ۱۸۹۲ طبقه متوسط را به خود جلب کرده است. از رمان‌های اخیر، «موتور متفاوت» از ویلیام گیبسون و بروس استرلینگ که در ژانر استیم‌پانک (زیر-سبکی از علمی-تخیلی) تعریف می‌شود، تحسین‌ها و جوایز بسیاری از آن خود کرد و طرفداران بسیاری پیدا کرد. راما ۲ از جنتری لی و آرتور سی. کلارک هم خوب است اما نه به اندازه‌ «میعاد با راما» که کلارک به تنهایی نوشته است. اکثر کارهای مشترک، از نظر حرفه‌ای برجسته نیستند. آیا می‌دانستید که جوزف کنراد و فورد مادوکس فورد تلاش کردند که با هم یک رمان علمی-تخیلی بنویسند؟ کتابِ حاصل «وارثان» لذت‌بخش است اما نه به خوبی «دل تاریکی» یا «سرباز خوب» و توجه خوانندگان را هم چندان جلب نکرد. مثل بسیاری کارهای مشترک دیگر، در درجه اول به عنوان یک طرح پول‌ساز تصور می‌شد. وقتی فورد و کنراد در آغاز قرن بیستم طرح این رمان را می‌ریختند، هر دو با مشکلات مالی بسیار مواجه بودند. حتا کنراد در فکر بازگشت به زندگی سابق خود به عنوان ملوان بود. ایده آنها این بود که مثل اچ.جی ولز با خلق یک ماجرای عاشقانه علمی-تخیلی می‌توانند پول خوبی به دست آورند. مردم بدگمانی‌شان را با محکوم کردن کتاب پاسخ دادند. تفاوت این کتاب‌ها با «خوش یمن» واضح است. در حالی که طنز پریچت و گیمن، هر دو اغلب طعنه‌آمیز است، این کتاب هر چیزی هست غیر از طعنه‌آمیز. گرم و انسانی است و پر از خشم و عصیان و همچنین لطیفه‌هایی که خوب گفته شده‌اند و سکوت‌های به موقع. پریچت یک بار گفت: «ما این کار را برای پول نکردیم. این کار توسط دو نفر انجام شد که با لذت و تفریح چیزی برای از دست دادن نداشتند. اگرچه آنطور که مشخص شد، پول زیادی هم به ما رسید.» داستان همکاری گیمن و پریچت به دفعات مورد بحث قرار گرفته است، بخشی به این خاطر که یک موفقیت غیرعادی بود. گیمن یک بار در مصاحبه‌ای گفت: «از همان ابتدای کار فهمیدیم که نمودار وِن ذهن‌هایمان هم‌پوشانی دارد.» و وقتی که گیمن ۲۵ صفحه اول از کتابی را که درباره جاست ویلیامِ ضدمسیح نوشته بود برای پریچت فرستاد، پریچت به او زنگ زد و گفت: «یا این ایده را به من بفروش، یا اینکه می‌توانیم آن را با هم بنویسیم، چون می‌خواهم بفهمم بعد از این چه اتفاقی می‌افتد.» و گیمن ادامه می‌دهد: «من گفتم با هم می‌نویسیم، چون احمق نیستم... مثل این بود که میکل‌آنژ زنگ بزند و بگوید دوست داری سقف را با هم رنگ کنیم؟» آنها طرح‌های خود را با تلفن با هم در میان می‌گذاشتند و با پست برای هم فلاپی‌دیسک می‌فرستادند و برای اینکه چه کسی بهترین صحنه‌ها را اول بنویسد با هم رقابت داشتند، برای متن‌های همدیگر پانوشت می‌گذاشتند و کاراکترها را تغییر می‌دادند و بازنویسی می‌کردند، تا جایی که هیچکدام نمی‌دانستند چه چیز را کدام‌یک نوشته و این جوک‌ها از کجا آمده‌اند. و اینجاست که جاستین جردن در سال ۲۰۱۵ درباره «خوش یمن» می‌نویسد: «حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، به نظر شگفت‌انگیز است که دو نیروی فعال و خلاق توانستند نوشتن یک رمان را با هم قسمت کنند: هماهنگیِ خارق‌العاده، زمان‌بندی مناسب و خوش‌شانسیِ خواننده. اگر به خاطر موضوع رمان نبود، وسوسه می‌شدم که آن را معجزه بنامم.»   ]]> جهان‌کتاب Fri, 01 Feb 2019 10:09:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271422/خوش-یمن-بهترین-رمان-مشترکی-کنون-نوشته-شده کتاب‌خوانی با طعم مک دونالد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271413/کتاب-خوانی-طعم-مک-دونالد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایندیپندنت، شعبه مک دونالد در نیوزیلند پیش از این همراه غذاهای خود به مشتری‌ها به خصوص کودکان اسباب بازی هدیه می‌داد ولی به تازگی رویه خود را تغییر داده و تصمیم گرفته کتاب هدیه کند.   مک‌دونالد بزرگترین رستوران زنجیره‌ای جهان است که ساندویچ هایش طرفداران بسیاری در سراسر جهان دارد. بسیاری از مک‌دونالدها مکانی برای بازی کودکان دارند ولی شعبه مک دونالد نیوزیلند اعلام کرده همراه ساندویچ کتاب‌های روالد دال را به کودکان هدیه می‌کند.   مک دونالد هدف از این اقدام خود را تشویق کودکان به مطالعه کتاب عنوان کرده است. در این پروژه کتاب‌خوانی طی شش هفته آینده حدود 800هزار نسخه از کتاب‌های دال به کودکان هدیه داده خواهد شد.   روالد دال نویسنده انگلیسی نویسنده کتاب‌هایی مثل چارلی و کارخانه شکلات سازی، جیمز و هلوی غول پیکر، ماتیلدا و داستان‌های چشم‌نداشتنی است. مک دونالد اکثر کتاب‌های دال را در بسته‌هایی به کودکان نیوزیلندی هدیه می‌کند.   این پروژه تنها برنامه هدیه کتاب مک دونالد نیست و در سال‌های گذشته نیز در کشورهای دیگر چنین پروژه‌هایی را اجرا کرده است. جو میشل مدیر شعبه نیوزیلند مک دونالد می‌گوید شخصیت داستان‌های دال برای کودکان و والدین جذاب هستند و ما به همین خاطر تصمیم گرفتیم این کتاب‌ها را همراه ساندویچ به کودکان هدیه کنیم.   به گفته میشل طی شش هفته آینده هر هفته یک کتاب از آثار دال در شعبه‌های مختلف کشور برای کودکان توزیع خواهد شد. ]]> جهان‌کتاب Fri, 01 Feb 2019 08:27:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271413/کتاب-خوانی-طعم-مک-دونالد باارزش‌ترین جایزه ادبی استرالیا به نویسنده ایرانی رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271418/باارزش-ترین-جایزه-ادبی-استرالیا-نویسنده-ایرانی-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، برنده جایزه با ارزش‌ترین جایزه ادبی استرالیا امسال در مراسم اعطای جوایز حضور نداشت. بهروز بوچانی مهاجر ایرانی الاصل هم اکنون در جزیره مانوس گینه تحت بازداشت قرار دارد. وی توانست با اولین کتاب خود هر دو جایزه 25هزار دلاری کتاب مستند ویکتوریا و جایزه 100هزار دلاری ادبی را دریافت کند.  مراسم اعطای جوایز پنج شنبه شب برگزار شد که بوچانی اجازه حضور در این مراسم را پیدا نکرد. بوچانی از شش سال پیش تا کنون در جزیره مانوس تحت بازداشت پلیس استرالیا قرار دارد. او قصد داشت به طور غیرقانونی وارد خاک این کشور شود.   این نویسنده ایرانی کردزبان توانست با نوشتن کتابی با عنوان هیچ دوستی به غیر از کوهستان‌ها این جایزه را کسب کند. بوچانی در گفتگو با خبرنگار گاردین از احساس متناقض خود حرف زد و گفت: واقعاً نمی‌دانم در این لحظه چه بگویم. من این کتاب را به خاطر بردن جایزه ننوشتم و تنها هدفم بیان سیستم ظالمانه پلیس استرالیا بود که چگونه انسان‌ها را بازداشت می‌کنند. امیدوارم این کتاب بتواند گوشه‌ای از دردهای کسانی را بگوید که این شرایط را تحمل می‌کنند.   تحت قوانین مهاجرتی استرالیا پناهجویانی که از طریق قایق قصد ورود به خاک این کشور را دارند در جزایر و کمپ‌های ساحلی نگهداری می‌شوند.   بوچانی گفت: از طرف یک پناه جویی که توانست یک جایزه مهم ادبی را کسب کند خطاب به پلیس و دولت استرالیا می‌گویم که شرم بر شما باد. امید توفیقیان ایرانی دیگر ساکن استرالیا کتاب بوچانی را به انگلیسی ترجمه کرده است. در شب مراسم توفیقیان جایزه را تحویل گرفت.   جایزه کتاب ویکتوریا در هفت بخش اعطا می‌شود که امسال زنان عمده برندگان آن بودند. در بخش داستانی الیزه والموربیدا با کتاب مدونای کوهستان‌ها، در بخش داستان‌های نمایشی کندال فیور با نمایش‌نامه‌ای تحت عنوان قادرمطلق گاهی اوقات، کیت کیلی در بخش شعر با کتاب نوسان، ویکتوریا هانان جایزه نسخه منتشر نشده برای کتاب کوکومو، بری لی جایزه انتخاب مردم برای کتاب خاطراتش با عنوان اسکلت نازک، آمبلین وایمولینا با کتاب گرفتن کلاغ سخنگو در بخش کودکان و کیم اسکات با کتاب ممنوعه در بخش نویسنده بومی برندگان دیگر جایزه ویکتوریا بودند.   ]]> جهان‌کتاب Thu, 31 Jan 2019 19:15:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/271418/باارزش-ترین-جایزه-ادبی-استرالیا-نویسنده-ایرانی-رسید جیمز پترسون با عنوانی جدید در میان پرفروش‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271354/جیمز-پترسون-عنوانی-جدید-میان-پرفروش-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز، این مجله هر هفته فهرستی از آثار پرفروش خود در بخش‌های داستانی، غیرداستانی، و کودک و نوجوان را منتشر می‌کند. در این مطلب نگاهی به پرفروش‌ترین آثار داستانی چاپی هفته چهارم ژانویه خواهیم داشت.   «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» نوشته دِلیا اُوِنز 20 هفته است در فهرست پرفروش‌ها قرار دارد و در کمال شگفتی این هفته بار دیگر در جایگاه نخست پرفروش‌ها قرار گرفت. داستانی هیجان‌انگیز از روابط انسانی و عشق و تقلای انسانی تنها برای حیات. زنی که سال‌ها به تنهایی در جنگل زندگی کرده است ناگهان متهم به قتل می‌شود و سرنوشتی نامعلوم در انتظارش است.   «دروغگو دروغگو» نوشته جیمز پترسون با همکاری کندیس فاکس در هفته نخست انتشار در جایگاه دوم پرفروش‌ها قرار گرفت. کاراگاه هریت بلوز به دنبال یافتن قاتلی است اما کارهای خطرناک وی بر خلاف قانون است و همین موضوع سبب می‌شود خود وی تحت پیگرد قانونی قرار گیرد و مجبور به فرار شود.   «فرضی» نام آخرین کتاب جان گریشام است که پس از 13 هفته از انتشار در جایگاه سوم پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار دارد. داستان جنایی دیگر از نویسنده آمریکایی که مثل دیگر آثارش مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. سربازی به جا مانده از جنگ جهانی دوم به نام پیت یک روز صبح از خواب بیدار می‌شود، لباس‌هایش را می‌پوشد، وارد کلیسایی می‌شود، و پدر روحانی را به به قتل می‌رساند! و در جواب قاضی، وکیل، و اطرافیانش اعلام می‌کند «حرفی برای گفتن ندارم!» پیت از مرگ نمی‌ترسد و دوست دارد انگیزه‌هایش از انجام این کار را با خود به گور ببرد. آمازون و مجلات مختلف دیگر اثر جدید گریشام را شاهکار خواندند و معتقدند نویسنده آمریکایی بیشتر از داستان‌های دیگرش برتری خود را در به کار بردن «تعلیق» نشان داده است.   «نقطه عطف» نوشته دنیل استیل در هفته اول انتشارش در جایگاه سوم قرار گرفت و این هفته با یک پله سقوط در رتبه چهارم است. این در حالی است که آثار دنیل استیل اغلب در هفته اول انتشار در جایگاه نخست قرار می‌گیرند. داستان چهار پزشک اهل سان‌فرانسیسکو که زندگی خانوادگی‌شان از هم پاشیده است و تصمیم می‌گیرند در برنامه آموزشی در پاریس شرکت کنند و زندگی خود را تغییر دهند اما دست سرنوشت آن‌ها را با اتفاقات عجیبی روبه‌رو می‌کند.   «دختر ناشناس» نوشته گریر هندریک و سارا پکانن در هفته نخست انتشار در جایگاه اول پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفت اما این هفته با 4 پله سقوط در جایگاه پنجم است. جسیکا فاریس، شخصیت اصلی داستان به سراغ روانشناسی به نام دکتر شیلدز می‌رود و در جلسات دونفره رازهای زندگی خود را برملا می‌کند.     برای دیدن فهرست کامل پرفروش‌های هفته چهارم ژانویه به لینک زیر مراجعه کنید: https://www.nytimes.com/books/best-sellers/ ]]> جهان‌کتاب Thu, 31 Jan 2019 07:49:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/271354/جیمز-پترسون-عنوانی-جدید-میان-پرفروش-ها