خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين جهان‌کتاب :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/world_book Sat, 24 Feb 2018 10:22:54 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sat, 24 Feb 2018 10:22:54 GMT جهان‌کتاب 60 هیجان انگیزترین سفرنامه‌های سال 2018 http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257253/هیجان-انگیزترین-سفرنامه-های-سال-2018 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از تراول پالس - معمولاً سفرنامه‌ها کتاب‌هایی هستند که خاطرات و مشاهدات نویسنده را شامل می‌شوند، ولی در سال‌های اخیر این نوع کتاب‌ها به مراجعی برای سفر به مناطق مختلف تبدیل شده‌اند. از جمله مهمترین کتاب‌های سفرنامه که قرار است در سال جدید در کشور آمریکا منتشر شود می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: «راهنمای پارک‌های ملی آمریکا» نوشته مل وایت     در این کتاب 544 صفحه‌ای اطلاعات و شرح حالی از وضعیت و شرایط حدود 400 پارک ملی موجود در کشور آمریکا آورده شده است. در این کتاب با جلد گالینگور، تصاویر زیبایی از پارک‌های ملی آمریکا درج شده است که به ارزش مادی و معنوی آن اضافه می‌کند. وایت در کنار تصاویر، نقشه پارک‌ها با تمام جزئیاتشان را نیز آورده شده است که راهنمای کاملی برای گردشگران به حساب می‌آید. «بهترین سفرنامه آمریکایی» نوشته لورن کالینز     این کتاب نوعی سفرنامه و تجربیات کسانی است که به نقاط مختلف جهان سفر کرده‌اند که توسط کالینز جمع‌آوری و ویرایش شده است. در مقدمه کتاب آورده شده است که با استفاده از این کتاب مسافران می‌توانند لذت بیشتری از سفر به نقاط مختلف جهان ببرند. «راهنمای سفرهای انفرادی» تهیه شده توسط شرکت «لونلی پلانت»     شرکت لونلی پلانت یکی از معتبرترین شرکت‌های انتشاراتی و رسانه‌ای در حوزه گردشگری است که کتاب‌های بسیاری نیز در این زمینه منتشر کرده است. کتاب همانطور که از نامش پیداست، راهنمای جامعی از سفر به نقاط مختلف دنیا برای کسانیاست که به تنهایی سفر کردن علاقه دارند. در این کتاب 168 صفحه‌ای نکاتی آموزنده برای بالا رفتن تجربه افراد در برخورد با شرایط مختلف پیش‌بینی شده است. «جاده مرموز 66: راهنمایی به دنیای عجایب و شگفتی» نوشته جیم راس     در این کتاب 208 صفحه‌ای نویسنده سفرنامه‌های واقعی را با داستان‌های خیالی ترکیب کرده است و نوعی کتاب جذاب نوشته است که خواندن آن به همه توصیه می‌شود. در این کتاب یرخی سوالات و داستان‌های واقعی یا تخیلی درباره سفرهای مرموز جستجوگران گنج در رودخانه کلرادو آمریکا و ...  آورده شده است. آیا نام کارتون‌های وسترن هالیوود از یک منطقه آریزونا برداشته شده است؟ آیا سلاح‌های هسته‌ای برای ساخت جاده استفاده شده است؟ آیا این مسئله حقیقت دارد که ارواح و هیولاها در بزرگراه‌ها در کمین رانندگان هستند؟     ]]> جهان‌کتاب Sat, 24 Feb 2018 06:40:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257253/هیجان-انگیزترین-سفرنامه-های-سال-2018 نیمی از مادران جهان برای کودکانشان کتاب نمی‌خوانند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/258076/نیمی-مادران-جهان-کودکانشان-کتاب-نمی-خوانند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - تعداد مادرانی که برای کودکانشان کتاب می‌خوانند نسبت به پنج سال گذشته کاهش یافته است. نتایج این تحقیق که مؤسسه «نیلسن» منتشر کرده، زنگ خطری برای تربیت درست کودکان در دنیا است.   مؤسسه «نیلسن» در پاییز سال گذشته با 1596 والدینی که فرزندانی بین 1 تا 13 سال و 417 هزار والدینی که فرزندان تا 17 سال دارند در بریتانیا مصاحبه‌ای انجام داد و دریافت والدین در سال 2013 برای 69 درصد از کودکان روزانه کتاب می‌خواندند و حالا این مقدار به 51 درصد رسیده است.   19 درصد از والدین خستگی پس از کارهای روزانه را توجیه کتاب نخواندن برای فرزندانشان بیان کردند و 16 درصد دیگر گفتند فرزندانشان به فعالیت‌های دیگری جز کتابخوانی علاقه دارند.   «اِگموت»، یکی از ناشرانی است که برای انجام این تحقیق با مؤسسه «نیلسن» همکاری کرده است. آلیسون دیوید، مدیر انتشارات «اِگموت» اعتقاد دارد کتابخوانی فقط یک پنجم از وقت کودکان را پر می‌کند و تماشای ویدیوهای آنلاین بخش اعظم اوقات‌شان را در روز گرفته است. او می گوید: «کاهش کتابخوانی برای کودکان نشان از خطر جدی در توسعه ذهن‌شان دارد و در بلندمدت تأثیرات بدی بر اجتماع می‌گذارد.»   دیوید، می گوید: «اصلاً عجیب نیست که والدین خسته هستند زیرا فشارهای زندگی زیاد است مخصوصاً برای مادرانی که مدتی پس از زایمان به کار خود باز می‌گردند، اما کتابخوانی برای کودکان از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا نقش مهمی در شکل‌گیری افکار شخص دارد. والدین باید درک کنند خواندن کتاب هم برای خودشان و هم فرزندانشان دستاوردهای بزرگی به همراه خواهد داشت.»   مؤسسه «نیلسن» پس از انتشار نتایج این تحقیق در هفته گذشته طی بیانیه‌ای اعلام کرد:«بی‌شک والدین نگران این موضوع هستند که فرزندانشان وقت زیادی را پای تلویزیون و اینترنت سپری می‌کنند. . تحقیق ما نشان می‌دهد صرفاً توبیخ امکانات وسیع در حوزه اینترنت راهگشا نخواهد بود و باید به فکر ایجاد گزینه‌های بهتری در حوزه نشر برای کودکان باشیم. به عنوان مثال باید داستان‌های تصویری، مجلات و آثار کمیک متنوعی برای جذب فرزندانمان خلق کنیم تا احساس کنند آزادی انتخاب از میان آثار متفاوتی را در بازار دارند. این کار بیشتر از برنامه‌ریزی‌های سخت‌گیرانه سنتی برای کتابخوانی کارساز خواهد بود.»   والدین حاضر در این تحقیق معتقدند در گذشته کتابخوانی به عنوان برنامه روزانه انجام می شد اما حالا به عنوان تفریحی لذت‌بخش به آن نگریسته می‌شود. تحقیقات نشان می دهد که رفتارها دچار تغییر شده است. همه خانواده‌ها در طول روز فقط یک بار برای کودکانشان کتاب می‌خوانند.    البته آلیسون دیوید معتقد است میزان کتابخوانی از روی لذت به شدت کاهش یافته است. بسیاری از والدین به فرزندانشان کتاب هدیه نمی‌دهند و آن‌هایی که چنین نیستند در سال بین 1 تا 5 کتاب برای بچه‌هایشان می‌خرند. او می گوید: «باید فرهنگ کتابخوانی را تغییر دهیم و به دنبال دلایل کتاب نخواندن پدر و مادرها برای کودکان باشیم. آمارها نشان می‌دهد پیشرفت کودکانمان در خطر است. باید دست به دست هم بدهیم و این مشکل را حل کنیم.» ]]> جهان‌کتاب Fri, 23 Feb 2018 08:30:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/258076/نیمی-مادران-جهان-کودکانشان-کتاب-نمی-خوانند فوتبالیست مطرح، برنده جایزه کتاب سال کودک آلمان شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/258075/فوتبالیست-مطرح-برنده-جایزه-کتاب-سال-کودک-آلمان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از بوندسلیگا نیوز- ماریو گوتزه، ستاره توانمند تیم ملی فوتبال آلمان، توانست با کتابی که برای کودکان نوشته بود جایزه بهترین کتاب کودک سال آلمان را برنده شود. ماریو گوتزه سال گذشته با همکاری یک موسسه خیریه در مونیخ، کتابی را با عنوان «رویای بزرگ ماریو» منتشر کرد. این کتاب داستان پسر بچه‌ای را روایت می‌کند که آرزو دارد برای تیم ملی آلمان بازی کند. شخصیت اصلی این کتاب با آن‌که نامش ماریو است اما موضوع آن زندگی‌نامه گوتزه نیست. بازیکن تیم ملی آلمان در وبسایت کتابش درباره آن نوشته است: «داستان این کتاب احترام، تحمل، عدالت و آزادی را برای بچه‌ها شرح می دهد. زندگی‌نامه‌ نیست، اما حقیقتا زیباست.» گوتزه تمام درآمد حاصل از فروش این کتاب را به یک موسسه خیریه در آلمان که حامی کودکان فقیر سراسر دنیاست، بخشیده است. ]]> جهان‌کتاب Fri, 23 Feb 2018 08:14:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/258075/فوتبالیست-مطرح-برنده-جایزه-کتاب-سال-کودک-آلمان تاثیر ​رمان‌های جنایی در درمان افسردگی http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/258058/تاثیر-رمان-های-جنایی-درمان-افسردگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از دیلی‌میل - بسیاری از خوره‌های کتاب معتقدند که داشتن یک کتاب در دستشان، موجب آرامش ذهن و روحشان می‌شود و به نظر می‌رسد که دانشمندان هم با آن‌ها هم‌عقیده باشند. نتایج تحقیقات اخیر نشان می‌دهد خواندن رمان‌های جنایی در کاهش آثار افسردگی موثر است.  دکتر لیز بروستر، استاد پزشکی دانشگاه پزشکی لنکستر بریتانیا که تاثیرات کتاب‌درمانی در بیماران ذهنی را مطالعه کرده، معتقد است که خواندن درام‌های جنایی ساده می‌تواند در درمان سلامت بیماران افسرده موثر باشد؛ چرا که این بیماران می‌دانند معمای جنایت در پایان داستان حل خواهد شد و به همین علت با خواندن این آثار احساس راحتی و اطمینان می‌کنند.    او در این باره گفته است: «بسیاری از افراد افسرده احساس منزوی بودن می‌کنند؛ اما خواندن درباره تجربه‌های زیسته دیگران حتی اگر خیالی هم باشند می‌تواند برای آن‌ها امیدبخش تلقی شود.» نتایج تحقیقات دیگری در دانشگاه تورینو ایتالیا نشان می‌دهد مطالعه با این‌که نمی‌تواند به عنوان درمان قطعی بیماری افسردگی به شمار آید؛ اما «کتاب‌درمانی» در برخی موارد موجب کاهش وابستگی به داروهای ضدافسردگی شده است. دانشمندان در این مطالعه معتقدند که در حالت‌های روحی و روانی شرکت‌کنندگان در این تحقیق بعد از گذشت سه سال مطالعه مستمر، بهبودی زیادی حاصل شده و نشانه‌های افسردگی، نگرانی و اضطراب در آن‌ بیماران تا حد قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته است. پژوهشگران دانشگاه خرونینگن هلند نیز ثابت کرده‌اند مطالعه برای افراد مسن در کمک به درمان افسردگی موثر و امیدبخش است و تاثیر آن از  طریق پاسخ‌های عاطفی در کلمات مکتوب بیش‌تر تاثیر داروهای شیمیایی در مغز است. ]]> جهان‌کتاب Thu, 22 Feb 2018 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/258058/تاثیر-رمان-های-جنایی-درمان-افسردگی ​نامزدهای نهایی بوکر عربی اعلام شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258057/نامزدهای-نهایی-بوکر-عربی-اعلام-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از العین الاخباریه - اعضای کمیته داوران جایزه بوکر عربی با ریاست ابراهیم السعافین، شاعر و نویسنده اردنی، ساعاتی پیش اسامی شش نامزد نهایی امسال این جایزه بزرگ جهان عرب را معرفی کردند.  بر اساس اعلام این موسسه، رمان‌های برگزیده که از میان 16 اثر راه‌یافته به مرحله اول که از 124 اثر از 14 کشور عربی گزینش شده بودند، این‌ها هستند: - «نبرد سگ دوم» نوشته ابراهیم نصرالله از فلسطین - «ساعت بغداد» نوشته الشهد الراوی از عراق - «گل‌هایی که طعمه آتش شدند» نوشته امیر تاج السر از سودان - «میراث شواهد» نوشته ولید الشرفا از فلسطین - «وضعیت بحرانی میهمان تو» نوشته عزیز محمد از عربستان - «ترسوها» نوشته دیمه ونوس از سوریه اسامی نامزدهای نهایی این جایزه در حالی اعلام شد که در حاشیه این مراسم همایشی با موضوعات، ده‌سالگی جایزه بوکر عربی، تاثیر این جایزه و رمان عربی و ترجمه با حضور افرادی چون یاسر سلیمان، رئیس شورای امنیت، سحر خلیفه، رئیس هیئت داوران جایزه بوکر سال 2017 و شهلا العجیلی از نامزدهای نهایی این جایزه در سال 2016 برگزار شد. برگزیده نهایی این جایزه در تاریخ 24 آوریل (4 اردیبهشت) و در شب افتتاحیه نمایشگاه کتاب ابوظبی اعلام خواهد شد.  به هریک از شش نامزد راه‌یافته به مرحله نهایی 10هزار دلار آمریکا و به برنده نهایی 50 هزار دلار اهدا خواهد شد. جایزه بوکر عربی در سال 2007 به همت هیئت گردشگری و فرهنگ ابوظبی و با حمایت بوکر بریتانیا پایه‌گذاری شد.  این جایزه صرفاً در حوزۀ رمان برگزار و لیست نهایی آن شامل شش رمان می‌شود. از برگزیدگان پیشین این جایزه می‌توان به رمان‌های «مرگ کوچک» نوشته محمد حسن علوان از عربستان، «سرنوشت‌ها، کنسرتوی هولوکاست» نوشته ربعی المدهون از فلسطین(2016) «ایتالیایی» نوشته شکری مبخوت از تونس(2015) «فرانکشتاین در بغداد» نوشته احمد سعداوی از عراق(2014) و «ساق بامبو» نوشته سعود العنسوسی از کویت(2013) اشاره کرد. ]]> جهان‌کتاب Wed, 21 Feb 2018 12:58:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258057/نامزدهای-نهایی-بوکر-عربی-اعلام-شدند شعله ولپی: ترجمه روح شعر را از بین می‌برد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/258033/شعله-ولپی-ترجمه-روح-شعر-بین-می-برد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از دیلی‌بروین- شعله ولپی، مترجم، نویسنده و ویراستار ایرانی- آمریکایی اشعار زیادی را از فارسی به انگلیسی ترجمه کرده و معتقد است ترجمه شعر از زبانی به زبان دیگر دشوار است و نمی‌توان فقط از ترجمه لغوی بهره گرفت و باید تلاش کرد روح اثر را در ترجمه حفظ کرد.   خود ولپی می‌گوید در ترجمه اشعار شاعرانی چون فروغ فرخزاد و عطار نیشابوری تلاش کرده است بخشی از فرهنگ ایران را به مخاطبان انگلیسی‌زبان معرفی کند.   شاعر ایرانی فقط آن دسته از اشعار را برای ترجمه انتخاب می‌کند که دوست دارد و ساعت‌های زیادی را صرف درک معنی و آهنگ شعر می‌کند. او می‌گوید: «در آغاز ترجمه لغوی از شعر می‌نویسد و سپس تلاش می‌کند بار دیگر شعر را ترجمه کند و این بار پیغام شاعر برای مخاطب را در نظر بگیرد. مرحله دوم کار او تمرکز بیشتری بر آرایه‌ها و فرم شعر دارد و معنای کلمه به کلمه شعر در درجه دوم اهمیت قرار دارد.»   ولپی درباره روند کاری‌اش می‌گوید: «دوست ندارم اشعار را لغوی ترجمه کنم زیرا معتقدم مترجم با انتقال شعر از یک زبان به زبانی دیگر روح شعر را از بین می‌برد. وقتی در حال ترجمه «منطق‌الطیر» بودم یک سال تمام تلاش کردم معنای شعر را به زبان فارسی درک کنم و برای ترجمه از چند کامپیوتر مختلف کمک گرفتم. در یک صفحه ترجمه می‌کردم، بر روی صفحه دیگر شعر را به زبان فارسی داشتم و دو صفحه دیگر روبه‌رویم تحقیقاتم درباره «منطق‌الطیر» بود. سپس یک سال و نیم را برای ترجمه این مجموعه وقت گذاشتم و تلاش کردم اثری بسازم که روح و ارزش ادبی مجموعه شاعر ایرانی را حفظ کند و همزمان برای مخاطب انگلیسی قابل‌درک باشد.»   ولپی معتقد است شعر باید توسط شاعران ترجمه شود، زیرا شاعران لزوم حفظ روح و ساختار یک شعر را بهتر درک می‌کنند. خود وی هنگام ترجمه اشعار فروغ فرخزاد با عبارتی روبه‌رو شده است که خود شاعر خلق کرده بود. فروغ نوشته بود «دانه‌ها سبز می‌شوند» و منظورش این بود که «سعادتمند خواهیم شد» و اینجا بود که شاعر ایرانی-آمریکایی از ترجمه لغوی استفاده کرد تا جانِ شعر را حفظ کند و بدین ترتیب اصطلاحی جدید را با همکاری شاعر ایرانی به مخاطب انگلیسی معرفی کند.   شاعر ایرانی-آمریکایی که محقق دانشگاه یوسی‌ال نیز است می‌گوید ترجمه اشعار فروغ فرخزاد تأثیر زیادی بر شیوه نگارش وی داشته است. از دیدگاه وی فروغ به زنان کمک کرد تا نظرات خود را آزادانه بیان کنند و همین موضوع سبب شد از او الهام بگیرد و در مجموعه اشعار جدیدش تحت عنوان «زمانی با سنبل‌های آبی» عقاید شخصی خود را ابراز کند.ولپی می‌گوید: «بسیاری از آمریکایی‌ها نام ایران را در اخبار سیاسی می‌شنوند، اما با ترجمه اشعار فارسی می‌توانم فرهنگ اصیل ایرانی را به آنان معرفی کنم.»   شعله ولپی زاده تهران است و دوره نوجوانی خود را در انگلستان سپری کرده و سپس در ایالات متحده اقامت گزیده است. او اشعار مختلفی از فروغ فرخزاد و از مجموعه‌های «عصیان»، «تولدی دیگر»، «اسیر» و «عصیان» و همچنین «منطق‌الطیرِ» عطار را ترجمه کرده است. خود وی چند مجموعه شعر دارد و یک نمایشنامه نوشته است. ]]> جهان‌کتاب Wed, 21 Feb 2018 09:37:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/258033/شعله-ولپی-ترجمه-روح-شعر-بین-می-برد اوباما برای گرفتن تصمیمات حساس از چه کتاب‌هایی کمک گرفت؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258040/اوباما-گرفتن-تصمیمات-حساس-کتاب-هایی-کمک-گرفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایندیپندنت - باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق آمریکا می‌گوید چند ماه پیش از انتخاب مجدد به عنوان رئیس‌جمهوری، کتاب‌هایی می‌خوانده که در تصمیم‌گیری‌های حساس خرد و کلان مفید بودند. به عقیده اوباما مطالعه کتاب «تفکر، سریع و کند» نوشته دانیل کانمن، به طور قابل توجهی در تصمیم‌گیری موثر است و به افراد قدرت تفکر منطقی می‌بخشد که در زندگی‌شان کاربرد دارد. دنیل کانمن، روان‌شناس آمریکایی است که به خاطر تحقیقاتش در حوزه روان‌شناسی قضاوت و تصمیم‌گیری و نیز اقتصاد رفتاری شهرت دارد. او به خاطر این تحقیقات در سال 2002 توانست جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کند. یافته‌های تجربی او فرض رایج عقلانیت انسان در نظریه اقتصاد مدرن را به چالش می‌کشد.کانمن که از او به عنوان پدر علم اقتصادهای رفتاری یاد می‌کنند، در این کتاب دو نوع تفکر منطقی را توضیح می‌دهد که «سیستم1» و «سیستم2» خطاب می‌شود. تفکر سیستم1 بر پایه انگیزه‌های جسمی است و سیستم2 بر اساس واکنش و افکار انسان پایه‌ریزی شده است. کریستین امان‌پور خبرنگار شبکه سی‌ان‌ان در مصاحبه‌ای که با نویسنده انجام می‌دهد از او می‌پرسد که اوباما در تصمیم‌گیری‌های کشوری خود بر اساس سیستم 1 عمل کرده است یا سیستم 2. کانمن در پاسخ خبرنگار این شبکه می‌گوید که رئیس جمهور دارای تصمیمات کند است.   دیگر کتاب‌های پیشنهادی اوباما برای مطالعه «رابرت موزس و سقوط نیویورک» نوشته رابرت ای. کارو و «زندگی، مرگ و امید در زیرپوست بمبئی» نوشته کاترین بو است. ]]> جهان‌کتاب Wed, 21 Feb 2018 07:54:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258040/اوباما-گرفتن-تصمیمات-حساس-کتاب-هایی-کمک-گرفت برگزیدگان جایزه قلم آمریکا معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/258035/برگزیدگان-جایزه-قلم-آمریکا-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از وب‌سایت جایزه قلم، برگزیدگان جایزه قلم آمریکا در سال جدید میلادی بالاخره معرفی شدند. انتخاب اورسلا گویین، نویسنده‌ای که چند ماه پیش دار فانی را وداع گفت، به عنوان برنده بخش مقاله‌نویسی از نکات جالب‌توجه مراسم امسال بود.   «قلب زخمی» نوشته جنی ژانگ به عنوان بهترین کتاب در بخش نویسندگان کتاب‌اولی انتخاب شد. ده کتاب به عنوان نامزد اولیه جایزه پن در بخش کتاب‌اولی‌ها انتخاب شده بودند که  از میان آنان پنج اثر به بخش نهایی راه یافته بودند. این بخش به نام نویسنده آمریکایی «رابرت وورث بنگهان» خوانده می‌شود. جایزه کتاب‌اولی‌ها به نویسنده‌ای اهدا می‌شود که نخستین رمان یا مجموعه داستان کوتاهش را در سال 2017 میلادی منتشر کرده باشد. «سونورا» نوشته هانا اسدی، نویسنده فلسطینی، «مسیح سیاه‌پوست و دیگر قهرمانان» نوشته ونیتا بلکبرن، «تاریخچه گرگ‌ها» نوشته امیلی فریدلاند، «بدنش و دیگر اعضا» نوشته کارمن ماچادو از دیگر آثاری هستند که در فهرست نهایی بخش کتاب‌اولی‌ها حضور داشتند.   در بخش کتاب آزاد که به بهترین اثر نویسندگان رنگین‌پوست اهدا می‌شود که آثارشان را در سال 2017 در آمریکا منتشر کرده‌اند، نویسندگانی چون آلکسیس اوکئوو، جسیکا هریس، کی میلر، اِریکا سانچر، و نیکول شیلی رقابت می‌کردند که در نهایت جایزه به کتاب «آسمان بدون ماه، بدون ستاره» نوشته اَلکسیس اوکئوو رسید.    جایزه 10 هزار دلاری «دیامونشتاین –اشپیلفوگل» به اورسلا گویین، که چند ماه پیش از دنیا رفت، برای کتاب «وقتی برای تلف کردن نیست» رسید. جایزه «دیامونشتاین –اشپیلفوگل» به نویسندگانی اهدا می‌شود که هنر مقاله‌نویسی را به عنوان بخشی از ادبیات به همگان یادآوری می‌کنند. هیئت داوران در تجلیل از گویین گفتند: «او ما را ترک کرده است اما کلماتش همیشه با ما خواهد ماند.»   نامزدهای بخش 5 هزار دلاری زندگینامه‌نویسی، که به نام «بوگارد وِلد» خوانده می‌شود، زندگینامه افرادی چون لوئیس کان، ریچارد نیکسون و لنین را پوشش می‌داد. جایزه بهترین کتاب زندگینامه به جان ای. فاررل برای نوشتن زندگینامه «ریچارد نیکسون» اهدا شد.    جایزه قلم آمریکا نامزدهای خود را در بخش‌های دیگری چون آثار ترجمه، علمی و ورزشی نیز اعلام کرده است. در بخش ترجمه لِن ریکس برای ترجمه کتاب «خیابان کاتالین» نوشته ماگدا زابو از زبان مجارستانی به انگلیسی به عنوان برنده انتخاب شد. دکتر لیندسی فیتزهاریس برای کتاب «هنر قصابی» برنده بهترین اثر علمی شد. جایزه بهترین اثر ورزشی به کتابی تحت عنوان «علی: یک زندگی» نوشته جاناتان ایگ تعلق گرفت. ایگ داستان زندگی محمدعلی کلی، قهرمان بوکس را نگاشته است.   در این مراسم همچنین از اودنا اوبراین و ادموند وایت برای یک عمر خدمت و دستاورد ادبی تجلیل شد و به ترتیب جایزه قلم «ناباکوف» و «سال بلو» را دریافت کردند.   هیئت داوران جایزه قلم آمریکا متشکل از نویسندگان برنده جایزه‌های مهم، فروشندگان کتاب و منتقدین بود. پیش از این افرادی چون جورج ساندرز، آدا لیمون، و هیلتون آلس جزء هیئت داوران این جایزه بوده‌اند. امسال میجور جکسون، شاعر، مارگو جفرسون، برنده جایزه نقد پولیتزر، کلودیا پانکاین، شاعر و برنده پیشین جایزه قلم و پل یامازاکی، صاحب کتابفروشی موفق سیتی لایت در سانفرانسیسکو در بخش انتخاب کتاب سال داوری جایزه قلم آمریکا را به عهده داشتند.   جایزه قلم آمریکا 50 سال است که تلاش می‌کند استعدادهای ادبی این کشور را به دنیا معرفی کند. مدیران مؤسسه قلم معتقدند با در نظر گرفتن آثار ترجمه و آثار نویسندگان رنگین‌پوست نه تنها آثار ادبی را ارج می‌نهند بلکه از آزادی بیان در ایالات متحده دفاع می‌کنند.   ]]> جهان‌کتاب Wed, 21 Feb 2018 05:55:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/258035/برگزیدگان-جایزه-قلم-آمریکا-معرفی-شدند بدترین زوج‌های داستانی جهان http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257930/بدترین-زوج-های-داستانی-جهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب - «همه خانواده های خوشبخت به هم شبیه هستند، اما تیره بختی یک خانواده بدبخت مخصوص به خود است» این جمله‌‌ای است که لئو تولستوی، نویسنده بزرگ روس با آن رمان «آنا کارنینا» را آغاز کرده است. منظور خالق «جنگ و صلح» این است که بدها ممکن است زندگی خوبی نداشته باشند، اما داستان‌های خوبی می‌توان از زندگی‌شان نوشت. زوج‌های ادبی زیادی در داستان‌ها هستند که ارتباط خوبی با هم ندارند و الگوی خوبی برای زوج‌ها به حساب نمی‌آیند. در این مطلب در پی آن هستیم بدترین زوج‌های حاضر در داستان‌های معروف را به خوانندگان معرفی کنیم:   - جورج و مارتا در «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟» نوشته ادوارد آلبی زوج بداخلاق نمایش ادوارد آلبی در سال 1962 میلادی، روز خود را با بددهنی به هم سپری می‌کنند. هر دو الکلی هستند و برای انتقام از یکدیگر از بازی‌های احساسی استفاده می‌کنند.   - گابریل و گرتا در داستان «مردگان» نوشته جیمز جویس گابریل و گرتا در داستان کوتاهِ بلندِ «مردگان» نوشته جیمز جویس با یکدیگر به مهمانی می‌روند و مشکلی هم پیش نمی‌آید اما اینکه گرتا همچنان آرزوی وصال به عشق اول زندگی‌اش را، که دیگر زنده نیست، دارد نشان از زندگی شکست‌خورده‌ای دارد.   - هیت‌کلیف و کاترین در «بر بلندی‌های بادگیر» نوشته امیلی برونته عشق هیت‌کلیف و کاترین از کنترل خارج شده است. وقتی هیت‌کلیف کاترین را برای همیشه از دست می‌دهد تبدیل به شخصیتی شیطانی می‌شود و حاضر است هر کسی را، که سر راه او و عشق زندگی‌اش قرار گرفته بود، از بین ببرد. روح کاترین نیز پس از مرگ هیت‌کلیف را آزار می‌دهد.   - جین و آقای روچستر در «جین ایر» نوشته شارلوت برونته «جین ایر» اثر عاشقانه معروفی است اما عشق آقای روچستر به جین را می‌توان به راحتی زیر سؤال برد. آقای روچستر داستانِ «جین ایر» بی‌ادب است و مانند کولی‌ها لباس می‌پوشد تا زنان را فریب دهد و همسر اولش را در اتاقک شیروانی زندانی می‌کند!   - رومئو و ژولیت در «رومئو و ژولیت» نوشته ویلیام شکسپیر از نظر بسیاری از منتقدین این داستان اصلا عاشقانه نیست و نباید از نظر خوانندگان داستانی عاشقانه و جذاب تلقی شود. این دو شش روز پس از اینکه عاشق یکدیگر می‌شوند خود را از بین می‌برند. در نتیجه، داستان «رومئو و ژولیت» به نظر داستانی احمقانه است.   - پتروکیو و کاترینا در «رام کردن زن سرکش» نوشته ویلیام شکسپیر پتروکیو با کاترینا ازدواج می‌کند و با قطع کردن آب و غذا بر روی همسرش قصد رام کردنش را دارد. پتروکیو از همسرش می‌خواهد با هر چیزی که او می‌خواهد و می‌گوید موافقت کند. البته در آخر چنین اتفاقی رخ می‌دهد و کاترینا رام می‌شود اما به نظر از عناصر زوجی خوشبخت برخوردار نیستند. ]]> جهان‌کتاب Tue, 20 Feb 2018 18:17:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257930/بدترین-زوج-های-داستانی-جهان چاپ نسخه خطی «فرانکنشتاین» همراه با غلط املایی‌اش http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/258001/چاپ-نسخه-خطی-فرانکنشتاین-همراه-غلط-املایی-اش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، دست نوشته‌های داستان «فرانکنشتاین» نوشته مری شلی قرار است ماه مارس سال جاری منتشر شود. این نوشته‌ها که با غلط‌های املایی همراه بود پیش از انتشار توسط پرسی شلی، شاعر و غزلسرای معروف انگلیسی ویرایش شده بود. مری شلی داستان «فرانکنشتاین» را طی 9 ماه در دو دفترچه یادداشت بزرگ نوشت. رمان در سال 1816 میلادی به اتمام رسید ولی بعد از انتقاد چند شخصیت‌ مطرح ادبی آن روزگار مانند لرد بایرون از کتاب، پرسی شلی همسر  نویسنده اثر را ویرایش کرد و در نهایت کتاب در سال 1818 میلادی منتشر شد. نسخه دستنویس داستان «فرانکنشتاین» که نام دیگرش «پرومتئوس مدرن» است در کتابخانه «بودلیان» در آکسفورد نگهداری می‌شود. این نسخه به مناسبت دویست سالگی انتشار آن از سوی انتشارات «اس.پی بوکس» منتشر خواهد شد. ]]> جهان‌کتاب Tue, 20 Feb 2018 09:57:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/258001/چاپ-نسخه-خطی-فرانکنشتاین-همراه-غلط-املایی-اش آمازون؛ غول کتاب فروشی جهان از گذشته تا حال http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257946/آمازون-غول-کتاب-فروشی-جهان-گذشته-حال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از استریت‌تایمز - فروشگاه‌ آنلاین آمازون در حال حاضر یکی از مراجع اصلی خرید کتاب در آمریکا و سایر کشورهای جهان محسوب می‌شود و هرچند بسیاری از اقلام دیگر در این فروشگاه پیدا می‌شود اما فروش کتاب یکی از محصولات اصلی آن است. آمازون در ابتدا با یک سایت آنلاین معمولی فروش کتاب کار خود را آغاز کرد که به تدریج سایر کالاها نیز به محصولات آن اضافه شد. در این گزارش کوتاه سابقه‌ای از سیر پیشرفت آمازون ارائه شده است که هدف از آن ارائه یک الگوی فعالیت در عرصه فروش کتاب و در حالت ایده آل پیش‌بینی این سیر پیشرفت در آینده است. وب سایت آمازون در سال 1994 میلادی در سیاتل واشنگتن توسط جف بیزوس تاسیس شد که موفق شد اولین کتاب خود را به صورت آنلاین در ماه جولای سال 1995 میلادی به فروش برساند. در روزهای اول تاسیس سایت بیزوس شخصاً برای مشتری‌ها ایمیل می‌فرستاد تا از سایت خریداری کنند. در سال 1999 آمازون اقلامی مثل اسباب‌بازی، محصولات الکترونیک، لوازم خانگی و بازی‌های کامپیوتری را به محصولات ارائه شده در سایت خود اضافه کرد. در سال 2000 این فروشگاه لینکی به نام «بازار» (Marketplace)  به سایت خود اضافه کرد تا فروشگاه‌های دیگر بتوانند از طریق آمازون محصولات خود را به فروش برسانند. در سال 2002 آمازون سرویس خدمات وب خود را برای راه‌اندازی سایت و مراجع فروش آنلاین برای مشتری‌های خود راه‌اندازی کرد. از طریق این سرویس اپراتورهای حسابداری و فروش می‌توانستند به مشتری های خود خدمات دهند. در سال 2005 شرکت آمازون سرویس پرایم (Prime) خود را راه‌اندازی کرد که از طریق آن مشتری‌ها می‌توانستند با اشتراک در آمازون از خدمات مختلفی مثل حمل رایگان کالاها بهره بگیرند و طبق آمارهای غیررسمی گفته می شد که در همین سال 90 میلیون کاربر سایت آمازون در این سرویس ثبت نام کردند. بعد از این سال آمازون خدمات خود را به کشورهایی مانند کانادا، مکزیک، انگلستان، فرانسه، آلمان، ژاپن، ایتالیا، اسپانیا، هلند، ایرلند، چین، هند و استرالیا گسترش داد. در سال 2007 آمازون بخش موسیقی خود را بنا نهاد که از طریق پلتفرم مخصوص آن کاربران می‌توانستند به صورت آنلاین به آهنگ‌های مورد علاقه خود گوش کنند. در این پلتفرم مکانی آنلاین برای ذخیره موسیقی‌ به صورت آنلاین که در اصطلاح فضای ابری گفته می‌شود، برای کاربران در نظر گرفته شده بود. در همین سال آمازون با سرویس فرش خود (Amazon Fresh) به بازار خرده‌فروشی و حمل و نقل اقلام خواربار و مواد غذایی وارد شد. بعد از این سال آمازون به تدریج برای رقابت با شبکه‌هایی مثل نتفلیکس خدمات فروش دی‌وی‌دی فیلم‌ و سریال وارد شد که در حال حاضر خودش دارای استودیوی تولید فیلم و سریال است. اولین فیلم دریافت کننده جایزه اسکار تولید شده در این استودیو «منچستر تا دریا» به کارگردانی کنت لوکاس بود. در حقیقت در سال 2007 اتفاقات مهمی برای سایت آمازون رخ داد. در این سال اولین دستگاه کتاب‌خوان الکترونیک آمازون یعنی کیندل وارد بازار شد که تاکنون پیشرفت‌های زیادی کرده است. آمازون بعد از یک دهه فعالیت در اینترنت تصمیم گرفت وارد دنیای واقعی شود و اولین فروشگاه کتاب خود را در سیاتل واشنگتن در سال 2015 تاسیس کرد که بعد از آن ایالت های دیگر شاهد افتتاح فروشگاه‌های دیگری بود. در سال 2016 آمازون وارد عرصه چالش‌برانگیز تحویل کالا توسط پهباد شد که البته هنوز به طور کامل موفقیت این پروژه اعلام نشده است. همراه این پروژه آمازون فرودگاه اختصاصی خود را افتتاح کرد و انتقال کالا با هواپیما را آغاز کرد. در حال حاضر 540هزار کارمند در مراکز آمازون فعالیت می‌کنند و انتظار می‌رود همچنان به این تعداد اضافه شوند. گفته می‌شود مسئولان آمازون در حال ورود به عرصه‌های پژوهشی در زمینه ساخت روبات، هوش مصنوعی و تکنولوژی‌های دیگر است. در سال 2017 میزان درآمد آمازون 178 میلیارد دلار اعلام شد که 3میلیارد دلار آن سود خالص است. ]]> جهان‌کتاب Mon, 19 Feb 2018 10:24:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257946/آمازون-غول-کتاب-فروشی-جهان-گذشته-حال دعواهای نویسندگان مطرح با یکدیگر http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257982/دعواهای-نویسندگان-مطرح-یکدیگر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت هاب - حالا دیگر مانند قدیم شاهد دعواهای ادبی نیستیم. شاید نویسنده‌ها مهربان‌تر از قبل شده‌اند، یا شاید حالا دیگر در توییتر حرف‌هایشان را می‌زنند. قانونی که برای قرار گرفتن در این فهرست وجود دارد این است که هر دوطرف باید نویسنده باشند و جدال دوطرفه باشد. پس منظور از دعوا یک نقد بد نیست. به هر حال اگر دعواهای نویسندگان در زمان‌های قدیم و حتی جدید برایتان جالب است، در اینجا می‌توانید بهترین‌های ۲۰۰ سال اخیر را بخوانید.   ارنست همینگوی و ویلیام فاکنر   این یکی کمی از قاعده مستثنی است، چرا که مواجهه‌ای صورت نگرفته؛ اما با توجه به طرفین دعوا به نظر می‌رسد موضوع برای خواننده جذاب باشد. در سال ۱۹۴۷ در بازدید از دانشگاه‌ میسیسیپی برای کلاس نویسندگی خلاق از فاکنر خواسته شد تا خودش را در میان نویسندگان معاصرش رده‌بندی کند. پاسخ او چنین بود: ۱.توماس ولف؛ او بسیار شجاع بود و طوری نوشت که انگار فرصت زیادی برای زندگی کردن ندارد. ۲.ویلیام فاکنر ۳.جان دوس پاسوس ۴.ارنست همینگوی؛ او اصلا شجاعت ندارد و هرگز تنها حرکت نمی‌کند. او هرگز از لغتی استفاده نمی‌کند که ممکن باشد خواننده آن را با فرهنگ لغات چک کند تا ببیند درست به کار برده شده یا خیر. ۵.جان اشتاین‌بک؛ زمانی امیدهای زیادی به او داشتم- حالا را نمی‌دانم. وقتی اظهارات فاکنر به گوش همینگوی رسید، او اینطور پاسخ داد: «فاکنر بیچاره. او واقعا فکر می‌کند احساسات بزرگ از کلمات بزرگ می‌آیند؟ او فکر می‌کند من کلمات ده دلاری را بلد نیستم. من همه آنها را خوب بلدم. اما کلمات قدیمی‌تر، ساده‌تر و بهتری وجود دارد که همان‌هایی هستند که من استفاده می‌کنم. کتاب آخرش را خوانده‌اید؟ زمانی نویسنده خوبی بود، اما حالا نوشته‌‌هایش آبکی است.»   درک والکات و وی.اس. نایپل   درک والکات در جشنواره بین‌المللی ادبیات کالاباش در سال ۲۰۰۸ به حضار گفت: «حالا حرف‌هایم زننده می‌شود.» او حرفش را با خواندن یک شعر با عنوان «خدنگ» ادامه داد که این‌طور شروع می‌شد: گازم گرفته‌اند. باید مواظب عفونت باشم وگرنه مثل داستان نایپل می‌میرم. رمان آخرش را بخوانید. می‌فهمید که منظورم چیست: یک رخوت تقریبا ناخوشایند. اما نایپل چه کار کرده بود که مستحق چنین برخوردی باشد؟ به گفته گاردین: سال‌ها این دو نویسنده به طور نامحسوس در مصاحبه‌ها همدیگر را نقد می‌کردند. نایپل در مقاله‌ای درباره کتاب خاطرات والکات «مردمِ یک نویسنده» که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد یک تعریف طعنه‌آمیز ارائه کرد و نخستین اثر والکات را ستود. او ولکات را مردی می‌خواند که استعدادش استثنایی است اما با زمینه‌های مستعمراتی‌اش مانع رشد آن شده است. احتمالا همین این شاعر را تحریک کرده که در معرض عموم چنین حمله‌ای به نایپل بکند.   ریچارد فورد و آلیس هافمن   پس از آنکه آلیس هافمن نقدی نه چندان بی‌رحمانه بر «ورزشی‌نویس» ریچارد فورد در نیویورک تایمز منتشر کرد، ریچارد فورد یک تفنگ برداشت و به یکی از رمان‌های هافمن شلیک کرد و تکه‌های آن را برایش پست کرد. فورد به گاردین گفت: «اول همسرم به آن شلیک کرد. کتاب را به حیاط پشتی برد و به آن شلیک کرد. اما مردم از آن یک چیز بزرگ ساختند. شلیک کردن به یک کتاب به معنی شلیک کرد به نویسنده‌اش نیست.»   مارسل پروست و ژان لورن بونافه   این مورد شاید یکی از معدود دفعاتی باشد که نقد یک کتاب به یک دوئل واقعی انجامید؛ اما نه برای زیر سوال بردن کتاب. لورن در سال ۱۸۹۶ در نقد «خوشی‌ها و روزها»ی پروست، او را همجنسگرا خواند و پروست را یکی از آن کسانی توصیف کرد که توانسته خودش را از ادبیات باردار کند. چند ماه بعد در دومین نقدی که لورن تحت نام مستعار نوشت، اشاره کرد که پروست با لوسین دادت رابطه دارد. پس از آن پروست او را به یک دوئل دعوت کرد که تیر هر دویشان شاید به عمد، به خطا رفت.   ویلیام تاکری و چارلز دیکنز     این دو، دوستان نزدیکی بودند که در نهایت به رقیبان ادبی تبدیل شدند، هرچند دیکنز زودتر به شهرت رسید. در ۱۸۵۸ دیکنز از همسرش جدا شد و تاکری از دهنش در رفت و گفت دیکنز با الن ترنن، بازیگر نوجوان، رابطه دارد. در جواب، دیکنز اجازه داد که یکی از دست‌پرورده‌هایش، ادموند ییتس، در مجله «واژه‌های خانگی» متعلق به خود دیکنز به تاکری حمله کند. او نوشت: «موفقیت تاکری رو به افول است. نوشته‌های او هرگز حتی توسط طبقه متوسط هم درک نشد. طبقه اشرافی را به خاطر حملات بی‌امانش از خود فراری داد و تحصیل‌کرده‌ها و فرهیخته‌ها هم آنقدر نیستند که بخواهند مخاطبین را تشکیل بدهند. به علاوه در تمام نوشته‌هایش فقدان عاطفه احساس می‌شود که با درخشان‌ترین طنزها هم قابل جبران نیست.»   ارنست همینگوی و اسکات فیتزجرالد   معروف‌ترین دوست-دشمن‌های تاریخ ادبیات در سال ۱۹۲۵ ملاقات کردند و خیلی زود با هم دوست شدند. حتی فیتزجرالد به ویراستار بانفوذ، مکسول پرکینز، از همینگوی تعریف کرد تا برای آغاز کار او سکوی پرشی باشد. اما همینگوی سپاسگزار نبود و خیلی زود شروع کرد به بدگویی از فیتزجرالد. همینگوی درباره کارهای فیتزجرالد فخرفروشی می‌کرد و دوست سابقش را مثل یک بزدل دست می‌انداخت. او فیتزجرالد را به یک پروانه در حال مرگ تشبیه می‌کرد، به یک موشک بدون راهنما که در یک سطح شیب‌دار با زمین برخورد می‌کند. ده سال پس از مرگ فیتزجرالد، همینگوی نوشت: «من هرگز برای او احترامی قائل نبودم، مگر برای استعداد دوست‌داشتنی، طلایی و هدررفته‌اش. اگر خودبینی کمتر و تحصیلات بیشتری داشت، شاید کمی بهتر می‌شد.»    ترومن کاپوتی و گور ویدال   تمام این دعوا از حسادت ادبی شکل گرفت. ویدال از عکس و عنوان یک مجله خانواده دلخور شد که نوشته بود «نویسندگان جوان ایالات متحده: گروهی از تازه‌واردان به صحنه ادبیات آماده‌اند تا از پس همه چیز بربیایند.» مساله این نیست که ویدال عضو این گروه نبود؛ بود، در یک عکس کوچک بی‌ریخت. کاپوتی سه-‌چهارم صفحه اول را رتبه‌بندی کرده بود. به لحاظ معاشرتی این دو صمیمی بودند، اما ویدال از رفتار کاپوتی رنجیده بود و از اینکه نامش در آن رتبه‌بندی در رده‌های پایین بود، عصبانی بود. او نوشت: «فرم هنر ترومن یک دروغ مبرم است؛ کوچک اما متناقض و معتبر. به طوری که می‌توان روند آن را مشاهده کرد.»   گابریل گارسیا مارکز و ماریو بارگاس یوسا   ماجرا از اینجا شروع می‌شود که یوسا در جریان یک سفر عاشق یک مهماندار سوئدی می‌شود، همسرش را ترک می‌کند و به استکهلم می‌رود. پاتریشیا همسر ماریو شوریده و ناراحت نزد بهترین دوست شوهرش، مارکز، می‌رود. مارکز پاتریشیا را ترغیب می‌کند که طلاق بگیرد و با او رابطه برقرار می‌کند... سرانجام ماریو به زنش برمی‌گردد و پاتریشیا داستان گابریل را برایش تعریف می‌کند. پس از آن هر دو نویسنده برنده نوبل ادبیات می‌شوند اما دیگر هرگز با هم حرف نمی‌زنند.   ولادیمیر ناباکوف و ادموند ویلسون   این دعوا سر پوشکین بود. در ۱۹۶۵ ناباکوف یک مجموعه چهار جلدی اثر نویسنده روس، یوگنی آنگین، را ترجمه و منتشر می‌کند و دوستش در نقد کتاب نیویورک آن را به باد انتقاد می‌گیرد. ناباکوف در همان نشریه پاسخ می‌دهد: «در دهه ۱۹۴۰ در طول اولین دهه زندگی‌ام در آمریکا، او در بسیاری از موارد به من لطف داشت، آن هم نه فقط در امور مربوط به حرفه‌اش. من همیشه بابت ظرافتی که او در اجتناب کردن از نقد رمان‌های من نشان می‌دهد سپاسگزارم. ما گفت‌وگوهای مهیجی داشتیم و نامه‌های زیادی برای هم نوشتیم. کسی که شیفتگی ناامیدکننده‌ای به زبان روسی داشت. من همیشه سعی خودم را کردم که اشتباهات لفظی، گرامری و تفسیری‌اش را برایش توضیح بدهم.» ویلسون هم دوباره جواب داد، البته با آرامش بیشتر. این تنها مشکل این دو نبود. ویلسون از کتاب‌های ناباکوف هم متنفر بود و با ناباکوف که رفته رفته معروف‌تر می‌شد، رقابت داشت. آنها همچنین از نظر سیاسی در دو جناح مخالف بودند. مارتین امیس و جولیان بارنز   مارتین امیس، نویسنده بریتانیایی در طول دوران حرفه‌ای خود دشمنان زیادی برای خود دست و پا کرده است. اما یکی از اولین دشمنان او، دوست دیرینش، جولیان بارنز، نویسنده انگلیسی برنده جایزه من بوکر بود که بیشتر ریشه در طمع او داشت. امیس در سال ۱۹۹۵ برای رمان «اطلاعات» از ناشرش تقاضای ۵۰۰ هزار پوند پیش پرداخت کرد. جاناتان کیپ به او پیشنهاد ۳۰۰ هزار پوند را داد و به همین دلیل امیس کارگزارش پت کاوانا را اخراج کرد و اندرو ویلی را جایگزین او کرد. ویلی موفق شد ۵۰۰ هزار پوند را برای او بگیرد (گفته شده که او برای کار دندان‌پزشکی به این پول نیاز داشت). تنها مشکل این بود که پت کاوانا و شوهرش جولین بارنز، دوست نزدیک امیس بودند و بارنز به این دلیل از او دلگیر شد. امیس به ابزرور گفت که در آن زمان در شرایط بدی بود. او وسط ماجرای طلاق بود و پدرش را تازه از دست داده بود. به همین دلیل شوکه شد و اصلا انتظار چنین چیزی را نداشت. ظاهرا آن‌ها آشتی کرده‌اند اما اختلاف‌شان یک دهه به طول انجامید.     ]]> جهان‌کتاب Mon, 19 Feb 2018 10:19:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257982/دعواهای-نویسندگان-مطرح-یکدیگر ورود تازه نفس‌ها به فهرست پرفروش های نیویورک‌تایمز http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257979/ورود-تازه-نفس-ها-فهرست-پرفروش-های-نیویورک-تایمز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز - این مجله هر هفته فهرستی از آثار پرفروش خود در بخش‌های داستانی، غیرداستانی و کودک و نوجوان را منتشر می‌کند. در این مطلب نگاهی کوتاه به پرفروش‌ترین آثار داستانی هفته سوم فوریه خواهیم داشت.   «تنهای بزرگ» نوشته کریستین هانا در هفته نخست انتشار خود پرفروش‌ترین کتاب نیویورک‌تایمز شد. اسیر جنگی از ویتنام بازمی‌گردد و با خانواده‌اش به آلاسکا نقل‌مکان می‌کند، اما او با شرایط سختی روبه‌رو می‌شود که انتظارش را نداشت.   «ازدواج آمریکایی» نوشته تایِری جونز دومین کتاب جدیدِ پرفروش‌های این هفته نیویورک‌تایمز است. روی و سلستیال تازه ازدواج کرده‌اند، عاشقانه یکدیگر را دوست دارند و زندگی آرام و موفقی دارند، اما ناگهان و پس از دستگیری روی به اتهام تجاوز به زنی سفیدپوست در گذشته همه چیز تغییر می‌کند. روی بی‌گناه است اما به 12 سال زندان محکوم می‌شود اما آیا سلستیال می‌تواند 12 سال دوری از همسرش را تحمل کند؟ جونز در این کتاب نشان می‌دهد زندانی شدن عضوی از خانواده نه تنها بر خود فرد تأثیر می‌گذارد بلکه زندگی عزیزانش را نیز برای همیشه دچار تغییر می‌کند.   «زنی در پنجره» داستان جنایی و معمایی نوشته ای. جی. فین شش هفته پیش منتشر شد و با حضور در رتبه نخست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز همگان را شگفت‌زده کرد و حالا پس از یک ماه و نیم جایگاه خود را در میان پنج رتبه نخست پرفروش‌ها حفظ کرده است. «زنی در پنجره» با بیان هیچکاکی و قدرتمند خود قصه زنی را روایت می‌کند که فکر می‌کند شاهد جنایتی در خانه همسایه بوده است. زنی به نام آنا در خانه‌ای در نیویورک زندگی می‌کند و علاقه‌ای به ارتباط با دنیای بیرون و دیگران ندارد. او بیشتر اوقات را به تماشای فیلم می‌گذراند و به یاد خاطراتش روزگار می‌گذراند و گاهی اعمال همسایه‌هایش را زیر نظر می‌گیرد. یکی از این روزها که در حال نگاه کردن به خانه همسایه خوشبختش بود شاهد اتفاقی می‌شود که برایش باورپذیر نیست.   «هنوز من»، داستان جدید جوجو مویز در هفته نخست انتشار خود در جایگاه دوم پرفروش‌ها قرار گرفت اما این هفته با دو پله سقوط در جایگاه چهارم قرار گرفته است. نویسنده انگلیسی این بار باز هم به سراغ شخصیت اصلی داستان «من پیش از تو» و «پس از تو»، لوئیسا کلارک رفته و این بار سیر زندگی‌اش پس از سفر به نیویورک را نشان می‌دهد.   «دنبال من بگرد» نوشته لیسا گاردنر سومین کتاب تازه انتشار این هفته در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز است.  همه افراد یک خانواده به جز یک کودک در دعوایی یه ضرب گلوله کشته می‌شود. کاراگاه دی. دی در تلاش است این کودک را پیدا کند و به زندگی بازگرداند.   برای دیدن فهرست کامل پرفروش‌های هفته سوم فوریه به لینک زیر مراجعه کنید:    https://www.nytimes.com/books/best-sellers/hardcover-fiction/?action=click&contentCollection=Books&referrer=https%3A%2F%2Fwww.nytimes.com%2Finteractive%2F2017%2F11%2F24%2Fbooks%2Freview%2Fbest-sellers-promo-for-front-copy2.html®ion=Body&module=CompleteListLink&version=Fiction&pgtype=Reference ]]> جهان‌کتاب Mon, 19 Feb 2018 07:26:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257979/ورود-تازه-نفس-ها-فهرست-پرفروش-های-نیویورک-تایمز جویس کارول اوتس: «آلیس در سرزمین عجایب» زندگی‌ام را تغییر داد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257880/جویس-کارول-اوتس-آلیس-سرزمین-عجایب-زندگی-ام-تغییر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - جویس کارول اوتس، نویسنده آمریکایی است که تاکنون بیش از ۴۰ رمان به اضافه چندین نمایش‌نامه، داستان کوتاه، شعر و آثار غیرداستانی منتشر کرده است. او جوایز بسیاری نظیر جایزه کتاب ملی آمریکا، جایزه او.هنری و مدال ملی علوم انسانی را به دست آورده و کتاب‌هایش بارها در میان فینالیست‌های جایزه پولیتزر قرار گرفته است. وی در مطلبی که به تازگی برای روزنامه گاردین نوشته به نوعی با خود مصاحبه کرده و از کتاب‌هایی که بر زندگی‌اش تاثیر گذاشته‌، صحبت کرده است که در ادامه شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم:  - کتابی که در حال خواندنش هستم یک کتاب گُزیده جدید به نام «به فکرم خطور کرده که شاید من آمریکا هستم» گردآوری‌شده توسط جاناتان سانتلوفر، در مورد به مخاطره افتادن دموکراسی. (افشاگری: یک متن از من هم در آن هست.) - کتابی که زندگی‌ام را عوض کرد «آلیس در سرزمین عجایب» و «آن‌سوی آینه» نوشته لوئیس کرول تاثیر عمیقی هم بر زندگی و هم بر نوشتنم گذاشت. -کتابی که دلم می‌خواست من نوشته بودم این لیست می‌تواند خیلی طولانی باشد... اما در واقع بدون پاسخ است چون قابل تصور نیست: هیچکس دیگری نمی‌تواست «اولیس»، «جنایت و مکافات» یا «موبی-دیک» یا هر کتاب دیگری را بنویسد، به جز خود افرادی که آن‌ها را نوشته‌اند. - کتابی که بیشترین تاثیر را بر نویسندگی‌ام گذاشت احتمالا داستان‌های فرانتس کافکا یا «دوبلینی‌ها» یا «بلندی‌های بادگیر» یا ... - کتابی که افکارم را تغییر داد «برگ‌های علف» از والت ویتمن تاثیر عمیقی بر نویسندگان و شاعران –مخصوصا شاعران- گذاشته است که در طول دوران تحصیل به آنها گفته می‌شود که نگاه ویتمن عاشقانه و پرطمطراق است تا شاعرانه. - آخرین کتابی که باعث شد گریه کنم مرا به خاطر این چیزی که ممکن است به نظر عجیب و مسخره برسد ببخشید، اما من اغلب هنگام نوشتن رمان گریه‌ام می‌گیرد، تا موقع خواندن آن؛ آن هم وقتی که رمان تمام می‌شود و باید نمونه‌خوانی کنم. قدرت احساسی که رمان را هدایت می‌کند چیزی است که رمان‌نویس باید در نوشتن به کار ببندد یا شاید جلوی آن را بگیرد؛ اما هنگام خواندن آزاد و خام است و فرد احساس آسیب‌پذیری می‌کند. - آخرین کتابی که باعث شد بخندم مثل خیلی‌ها من هم با عبارات بی‌شمارِ نیشدار، خنده‌دار و هولناک «آتش و خشم» مایکل ولف بلند بلند خندیدم. - کتابی که نتوانستم تمام کنم ادعا به تمام نکردن «شب‌زنده‌داری فیگن‌ها» جیمز جویس چیزی است که شاید از یک رئیس جمهور دیوانه بتوان انتظار داشت؛ اما حقیقت دارد. در دفاع از خودم باید بگویم که بارها آن را شروع کردم و هر بار پاراگراف‌ها و صفحاتی از آن را نخوانده رد کردم و خلاصه آن را رها کردم. - کتابی که از نخواندنش خجالت‌زده‌ام این فهرست هم طولانی خواهد بود ... اما مطمئنا شامل آثار داستانی نظیر «آخرین عادل» اثر آندره شوارتس بارت درباره هولوکاست می‌شود. - کتابی که هدیه می‌دهم همیشه یک عنوان ثابت نیست. خریدهای حساب‌نشده برای هر خواننده به‌خصوص. - کتابی که بیشتر از همه دوست دارم با آن به یاد آورده شوم مثل بیشتر نویسندگان من هم خوشحال می‌شوم که به خاطر چیزی به خاطر سپرده شوم... قطعا به شخص خواننده بستگی دارد. شاید رمان «بلوند» که در سال ۲۰۰۰ میلادی منتشر کردم. این رمان بزرگ‌ترین اندوه‌ها را برایم به همراه داشت و بیشتر از همه خسته‌ام کرد. به جز آن، شاید کتاب خاطراتم: «منظره از دست‌ رفته: فرا رسیدن دوران یک نویسنده» ]]> جهان‌کتاب Sun, 18 Feb 2018 11:58:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257880/جویس-کارول-اوتس-آلیس-سرزمین-عجایب-زندگی-ام-تغییر آمارهای فروش کتاب آمریکا در یک دهه گذشته +جدول http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257937/آمارهای-فروش-کتاب-آمریکا-یک-دهه-گذشته-جدول به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از دیجیتال‌ریدر- اداره آمار آمریکا روز چهارشنبه هفته گذشته (25 بهمن‌ماه) آمارهای جامعی از وضعیت اقتصادی این کشور منتشر کرد. در این میان آمارهای مربوط به وضعیت بازار کتاب چندان رضایت‌بخش نبود و با وجود رونق نسبی در برخی حوزه‌های کتاب مانند کتاب‌های الکترونیک و صوتی، بازار فروش کتاب‌ در حالت کساد بوده است. آمارها نشان می‌دهد که اگرچه در نیمه نخست سال 2017 میلادی نسبت به سال‌ پیش شاهد رونقی نسبی در بازار فروش کتاب هستیم، اما در کل فروش کتاب در سال گذشته افتی 4درصدی داشته است. بر اساس آمارها، در سال 2017 میلادی فروش کتاب در بازار آمریکا حدود 10میلیارد دلار بوده، درحالیکه این رقم در سال 2016 میلادی بیش از 11میلیارد دلار ثبت شده است. از سوی دیگر جدول درآمدهای حاصل از فروش کتاب در آمریکا در یک دهه گذشته نشان از افت نسبی این بازار دارد. اداره آمار آمریکا این اطلاعات را بر اساس داده‌های به دست آمده از میزان فروش فروشگاه‌های زنجیره‌ای کتاب مثل بارنزاندنوبل اعلام کرده است.  بر اساس این اطلاعات میزان فروش بزرگترین فروشگاه زنجیره‌ای کتاب در آمریکا در 9 هفته انتهایی سال 2017 در مقایسه با زمان مشابه در سال 2016 کاهش نسبی داشته است. در گزارش اداره آمار به این نکته نیز اشاره شده که این آمارها مربوط به تمام اقلام فروخته شده در کتاب‌فروشی‌ها است و به طور حتم ارقام مربوط به فروش کتاب بسیار پایین‌تر از رقم‌های اعلام شده است. در این گزارش جدولی از میزان فروش کتابفروشی‌ها از سال 2006 تا 2017 اعلام شده است که در هر سال جدید کاهش فروش کتاب مشاهده می‌شود.   جدول زیر خلاصه‌ای از آمارهای منتشر شده اداره آمار آمریکا است که فروش کتاب را در سال‌های مختلف نشان می‌دهد: (قیمت به میلیارد دلار)    2006 $17.02 2007 $17.21 2008 $16.91     2016 $11.14 2017 $10.73       ]]> جهان‌کتاب Sun, 18 Feb 2018 10:26:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257937/آمارهای-فروش-کتاب-آمریکا-یک-دهه-گذشته-جدول ​همیشه نگران مسائل مالی بوده‌ام http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257898/همیشه-نگران-مسائل-مالی-بوده-ام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از سی‌ا‌ن‌بی‌سی، جالب است بدانید مارگارت اتوود، نویسنده سرشناس کانادایی تنها در داستان‌نویسی تبحر ندارد، او بسیار مقتصد و صرفه‌جو است و به مسائل مالی اهمیت فراوانی می‌دهد و آن‌ها را به خوبی مدیریت می‌کند. نویسنده 78 ساله کانادایی از زمانی که دختر بچه‌ای کوچک بوده به نقش پول و اهمیت آن در زندگی واقف بوده و همین روحیه او را وادار می‌کند از سنین خیلی پایین شغلی برای خودش دست‌‌و پا کند؛ به این ترتیب که در 8 سالگی در ازای گرداندن بچه‌ها در کالسکه‌هایشان  25 سنت برای هرساعت می‌گرفته و در 13 سالگی نیز در یک مدرسه محلی به بچه‌ها آموزش عروسک‌گردانی می‌داده است. اتوود حتی توانسته بود تا از مهارت‌هایش در عروسک‌گردانی در مدرسه کارآفرینی کند و گروهی از دانش‌آموزان را با خود همراه کند. به گفته خودش، او در دوران دبیرستان به کارهای عجیب و مختلف دیگری از جمله صندوق‌داری، خدمتکاری و مربی‌گری تیروکمان روی آورده بود و بعد از فارغ‌التحصیلی از مدرسه، بلافاصله مشغول به تدریس شده و همزمان شروع به نوشتن می‌کند. او در این باره می‌گوید: «اگرچه پول چندانی برایاین قبیل کارها به دستم نمی‌رسید؛ اما همین عادت‌های مقتصدانه و طرز فکر صرفه‌جویانه در تبدیل شدن به آن‌چه امروز هستم (نویسنده‌ای پرتلاش و مبارز) بی‌تاثیر نبوده است.» او در ادامه می‌گوید :«زمانی را به یاد می‌آورم که در اتاقی محقر زندگی می‌کردم و مجبور بودم تا در یک ظرف پلاستیکی سبزیجات پخته بخورم. یخچال نداشتم و ظرف‌هایم را هم باید در یک وان می‌شستم.» اتوود بعد از انتشار اولین آثارش چون «زن خوراکی» و «کفپوش» در اوایل دهه هفتاد میلادی و موفقیتی که پس از آن به دست آورد شغل معلمی را رها کرده و تمام‌ وقتش را به نوشتن اختصاص می‌دهد. او پس از مدتی به این نتیجه می‌رسد که می‌تواند از راه نوشتن زندگی خود را بگذراند و پول خوبی به درست آورد، اما مسئله پول همچنان دل‌مشغولی عمده او باقی مانده است. اتوود با آنکه امروز در شرایط مالی مساعدی به سر می‌برد، می‌گوید: «هیچ زمانی نبوده که نگران مسائل مالی نبوده باشم حالا هم نگران مردم هستم. نگران نابرابری‌های درآمدی و طبقاتی که باعث می‌شود که جامعه ناراضی و ناخشنود شود.» با این‌همه او در هزینه‌هایش نهایت دقت را می‌کند و به گفته خودش از قرض گرفتن بیزار است. او می‌گوید: «خودم را برای خرید چیزهایی که می‌دانم از عهده پرداخت هزینه‌شان بر نمی‌آیم به دردسر نمی‌اندازم و زیر بار قرض نمی‌‌روم.» برای اتوود، پول یک سمبل است؛ نمادی از استقلال، خودکفایی و اعتماد به نفس. او در این باره می‌گوید:«هرگز آرزویم این نبوده که با مرد ثروتمندی ازدواج کنم و بتوانم راحت بخورم، بپوشم و بگردم. همیشه می‌خواستم خودم بتوانم از پس مخارجم برآیم و خودکفا باشم و تا امروز هم همینطور بوده‌ است.» نگرانی اتوود در مورد تقسیم ناعادلانه ثروت بیراه نیست. یک مطالعه آماری که به تازگی از سوی موسسه خیریه آکسفام منتشر شده نشان می‌دهد که در سال گذشته  82 درصد از ثروت جهانی به جیب ثروتمندان که تنها یک درصد از جمعیت جهانی را شکل می‌دهند، رفته است در حالی که نیمه فقیر جمعیت جهانی هیچ سهمی از این ثروت تولید‌شده نداشته‌اند. ]]> جهان‌کتاب Sun, 18 Feb 2018 06:15:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257898/همیشه-نگران-مسائل-مالی-بوده-ام جهانی غریب و مضطرب از رویاهای ولادیمیر ناباکوف http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257726/جهانی-غریب-مضطرب-رویاهای-ولادیمیر-ناباکوف به گزارش خبرگاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورکر - کتاب تازه منتشر شده ولادیمیر ناباکوف، نویسنده و مترجم مطرح روس که «رویاهای بی‌خوابی» نام دارد، حاوی یادداشت‌هایی در مورد خواب‌های اوست که ذهنیت ناخودآگاه او از تصاویر بی‌پرده، ظریف و اضطراب‌آور را به نمایش می‌گذارد. بسیاری از خواب‌های ما کسل‌کننده و تکراری‌اند. این عادلانه نیست که ولادیمیر ناباکوف، دهه‌ها بعد از مرگش، با مجموعه‌ای از خواب‌ها پیدایش شود که باشکوه‌تر و جذاب‌تر از بسیاری از زندگی‌ها در بیداری است. ناباکوف که در سال ۱۹۶۴ در هتل مونترو پالاس زندگی مجللی داشت، شروع به جمع‌آوری خواب‌هایش در یک دفتر خاطرات کرد و آنها را روی کارت‌های بایگانی کنار تخت‌خواب خود ثبت می‌کرد. این کارت‌ها و تلاش‌های ناباکوف برای تجزیه آنها، مبنای کتاب «رویاهای بی‌خوابی» است که به تازگی منتشر و توسط گنیدی بارابتارلو، استاد دانشگاه میزوری ویرایش شده است. خواب‌های ناباکوف تفسیری نبودند. بارابتارلو توضیح می‌دهد:‌ «او چیزی ندارد جز بی‌اعتنایی به تفسیر خواب فروید و در دنبال کردن رویاهایش نگاهش درونی نبود. برای او رازی که وجود داشت بیرونی بود.» ناباکوف عمیقا سریالیسم (serialism) را مطالعه می‌کرد، فلسفه‌ای که فرض می‌کند زمان برگشت‌پذیر است. این تئوری توسط جی. دبلیو. دان، مهندس و فیلسوف انگلیسی مطرح شد که در ۱۹۲۷ «تجربه‌ای با زمان» را منتشر کرد که در قسمتی از آن اشاره می‌کند که خواب‌های ما، موجب می‌شوند به مرحله بالاتری از زمان دسترسی پیدا کنیم. آیا ممکن بود که در خواب‌هایمان بتوانیم آینده را ببینیم؟ شاید تمام این‌ها برای یک آدم دانشگاهی دیوانگی به نظر بیاید، با این وجود نظریه‌ دان در میان تعدادی از نویسندگان دیگر ازجمله جیمز جویس، تی. اس. الیوت و آلدوس هاکسلی هم رواج پیدا کرد. مسیر آن به سمت ناباکوف نامشخص است. این را هم در نظر بگیرید که هنگامی که ناباکوف نوشتن خواب‌هایش را در سال ۱۹۶۴ آغاز کرد، به ندرت پیش می‌آمد که اصلا بخوابد. در ۶۵ سالگی با وخیم شدن حال جسمانی‌اش، بی‌خوابی مادام‌العمری که داشت، تشدید پیدا کرد. او به آرام‌بخش‌های قوی و هیپنوتیزم روی آورد، اما حتی با وجود این‌ها قادر نبود در طول شب بخوابد. در نهایتِ بی‌خوابی، گرفتار در گیجی خواب‌آلودگی، کیست که احساس کمی غیبگویی نکند. برای تشخیص پیش آگاهی، دان یک رژیم غذایی سختگیرانه برای ثبت خواب‌ها ارائه کرد. ناباکوف تصمیم گرفت که آن را با دقت و وسواس دنبال کند و تقریبا بلافاصله خودش را سرشار از نیروهای عالم غیب یافت. شب دوم خواب یک ساعت را دید که روی ده و نیم تنظیم شده بود؛ روز بعد دقیقا در همان ساعت به کتاب دان برخورد. چند شب بعد با خوابی که درباره یک موزه دید، به موفقیت انکار ناپذیری دست یافت: «با حواس پرتی داشتم چیزی را که برای نمایش روی میز گذاشته بودند، می‌خوردم. آجرهایی از یک چیز ترد که ظاهرا آن را با یک جور شیرینی بی‌مزه خاک‌مانند اشتباه گرفته بودم که در واقع نمونه‌ای از یک خاک کمیاب بود.» پس از آن ناباکوف در تلویزیون فرانسه به برنامه‌ای برخورد که در آن درباره نمونه خاک‌های سنگال گفت‌وگو می‌کردند. او خاکی از زمان آینده را خورده بود. ناباکوف نوشتن کارت‌هایش را تا هشتاد شب ادامه داد و از شیوه‌ دان فاصله گرفت. به جای اینکه رویاهایش را برای قابلیت نهان پیشگویی‌شان علامت بزند، شروع کرد به یافتن الگویی میان آنها و به دسته‌های مختلف تقسیم‌شان کرد. ناباکوف یک رویابینِ حیرت انگیز بود، ذهن او منبعی سرشار از تصاویر صریح، ظریف و اضطراب‌آور بود که با اشتیاق شرح می‌داد. «یک همکلاسی قدیمی کمبریج با ناراحتی یک تکه استیک قرمز را می‌خورد، با ظرافت آن را نگه داشته بود، ناخن‌ انگشتان بلندش با لاک قرمز آلبالویی‌اش برق می‌زد.» یا این‌یکی: «یک تماس‌گیرنده مرموزِ تلفنی متعجب می‌شود که من چطور می‌فهمم که او اهل روسیه است. من با منطق خواب‌گونه جواب می‌دهم که تنها زنان روسی اینقدر بلند پای تلفن حرف می‌زنند.» در خواب‌های ناباکوف خلاف‌کاری هم وجود دارد: در یکی از آنها او و پسرش دیمیتری رد یک پسر کوچولوی چاق را می‌زنند که یک بچه  دیگر –شاید خواهرش- را کشته بود.   اگر ناباکوف از این آزمایش نتیجه‌ای به دست آورد، حواسش بود که آن را علنی کند. در ۱۹۶۹ او «آدا» را منتشر کرد؛ رمانی که بسیاری از تفکرات او درباره خواب و زمان را در بر داشت. بارابتارلو چکیده‌ای از آن و مجموعه آثار ناباکوف را در «رویاهای بی‌خوابی» آورده تا رابطه میان نویسنده و رویابین را تصویر کند. در جایی از رمان، ون وین، راوی نود ساله داستان می‌گوید: «رویا چیست؟ دنباله‌ای تصادفی از تصاویر بیهوده یا غم‌انگیز، در سفر یا ساکن، فوق‌العاده یا آشنا، همراه با حوادث معقول سرهم‌بندی شده با جزئیات مضحک و تغییر شکل افراد مُرده در موقعیت‌های جدید.» درست است اما این تعریف جادوی جاری در خواب‌ها را نادیده می‌گیرد –پیچک جادویی که باعث شد ناباکوف به پیشگویی باور پیدا کند. بارابتارلو اشاره می‌کند که زمان در داستان، مثل زمان در خواب‌ها شامل ویژگی‌های گذرا بودن، پریدن، چرخیدن، خزیدن، گذشتن، پیچیدن، گسستن و برگشتن است که ما تجربه می‌کنیم اما هرگز در طول زندگی نمی‌توانیم به آنها عادت کنیم. ناباکوف این اثرات را کنترل کرده بود، شاید به این خاطر که تمایل داشت بپذیرد که رودخانه زمان بیشتر شبیه به یک دریاچه نمک است که به سرعت در حال تبخیر است. یا حتی شاید آن هم نبود. یک بار خواب دید «جواب این معمای به تمام معنا این است که کائنات با تمام کهکشان‌هایش، قطره‌ای آبی‌رنگ است در فرورفتگی کف دستم.» ]]> جهان‌کتاب Sat, 17 Feb 2018 13:37:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257726/جهانی-غریب-مضطرب-رویاهای-ولادیمیر-ناباکوف ​نویسنده سوری برنده جایزه ادبی طیب صالح شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257888/نویسنده-سوری-برنده-جایزه-ادبی-طیب-صالح به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از الجزیره - دبیرخانه جایزه ادبی طیب صالح در طی مراسمی در شهر خرطوم (پایتخت کشور سوران)، رمان «اهل عشق» نوشته فیصل قرطش نویسنده سوری را به عنوان برنده بخش بهترین رمان این جایزه اعلام کردند. رمان «روزهای بوسنی» نوشته خدیجه یقین، نویسنده مراکشی در بخش بهترنی داستان کوتاه و «قصه خاطره» نوشته محمد اسماعیل، نویسنده مصری در بخش بهترین اثر مطالعاتی نیز دیگر برندگان جایزه امسال هستند. امسال و در هشتمین دور از اهدای این جایزه، 630 رمان‌نویس از 28 کشور دنیا آثار خود را برای رقابت در این جایزه ارسال کردند. این جایزه دو برنده اصلی (رمان و داستان کوتاه) دارد که برنده اول مبلغ 15 هزار دلار آمریکا و برنده دوم 10 هزار دلار را با خود به خانه می‌برند. برنده جایزه سوم که هرسال بین بخش‌های مطالعات، ترجمه، نمایشنامه، شعر، ادبیات کودک و مطالعات در رمان آفریقای جنوبی متغیر است، صاحب 8 هزار دلار می‌شود. جایزه ادبی طیب صالح در سال 2010 میلادی و به منظور بزرگداشت این رمان‌نویس شهیر سودانی تاسیس شد و هرسال به بهترین اثر که سبک جدیدی در خود داشته باشد، اهدا می‌شود. طیب صالح، ادیب فقید سودانی و از مشهورترین نویسندگان جهان عرب است که به عنوان نابغه رمان عربی از او یاد می‌شود. اثر مهم او  با عنوان «موسم هجرت به سوی شمال» جزء  100 رمان برتر تاریخ ادبیات به حساب می‌آید. ]]> جهان‌کتاب Sat, 17 Feb 2018 09:42:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257888/نویسنده-سوری-برنده-جایزه-ادبی-طیب-صالح نامزدهای اولیه قدیمی‌ترین جایزه کتاب کودک بریتانیا اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257878/نامزدهای-اولیه-قدیمی-ترین-جایزه-کتاب-کودک-بریتانیا-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین-یک سال پس از اینکه نویسندگان از مسئولان مدال «کارنیج» و «گریناوی» برای درنظر نگرفتن نویسندگان رنگین‌پوست و از نژادهای اقلیت در قدیمی‌ترین جوایز حاضر در بریتانیا برای بهترین کتاب کودک و بهترین تصویرگر انتقاد کردند، تغییر رویه زیادی در فهرست اولیه سال 2018 دیده می‌شود.   نویسندگانی چون فیلیپ پولمن، برگزیده مدال «کارنیج» در سال 1995، آلن گیبونز و آلکس ویتل جایزه سال 2017 را که همه نامزدهایش سفیدپوست بودند مورد انتقاد قرار دادند. این در حالی است که سال گذشته نویسندگان رنگین‌پوست حضور پررنگی در فهرست پرفروش‌ها داشتند و در جایزه «کاستا» و جایزه کتاب کودک مجله «گاردین» مورد توجه قرار گرفتند. تاکنون و در تاریخ 80 ساله مدال «کارنیج» هیچ نویسنده غیرسفیدپوستی موفق به دریافت این جایزه نشده است.   البته امسال اوضاع متفاوت از سال‌های گذشته است. 20 نویسنده در فهرست نامزدهای اولیه مدال «کارنیج» و 20 نویسنده در فهرست مدال «گریناوی» قرار دارند. 11 کتاب از 40 عنوان نامزده شده توسط انتشارات «واکر»، که رکورد بالاترین نامزدها را در سال جاری دارد، منتشر شده است. این 40 اثر از میان 237 کتاب انتخاب شده‌اند و در کنار نویسندگانی چون دیوید آلموند، پارتیک نِس، مارکوس سجویک، و فیلیپ ریو نام نویسندگان رنگین‌پوستی چون آنجی توماس، عرفان مستر، کران میلوود هارگرِیو نیز دیده می‌شود.   کارتین راندل نیز با برگزیده بهترین کتاب کودکِ «کاستا»، «جستجوگر» -داستان چند کودک که در جنگل آمازون گم می‌شوند- در این فهرست حضور دارد. فقط یک کتاب شعر در میان نامزدها حضور دارد. جوزف کوئیلو تنها شاعر حاضر در فهرست نامزدهای اولیه مدال «کارنیج» است.   برندگان مدال «کارنیج» و «گریناوی» هر کدام 5 هزار پوند به عنوان جایزه مالی و مدالی طلا دریافت می‌کنند و کتاب‌هایی به ارزش 500 پوند به آنان اهدا می‌شود تا به کتابخانه محل خود کمک کنند. فهرست کوتاه این جایزه در ماه مارس و برنده در ماه ژوئن اعلام خواهد شد.   قدیمی‌ترین و مهم‌ترین جایزه ادبی بریتانیا به نام آندرو کارنیج، بشردوست آمریکایی-اسکاتلندی شکل گرفت. آندرو کارنیج اهمیت زیادی برای کتابخانه‌ها قائل بود و بیش از 2800 کتابخانه را در کشورهای مختلف انگلیسی زبان تاسیس کرد. این جایزه نخستین بار در سال 1935 و توسط اتحادیه کتابخانه‌های بریتانیا شکل گرفت تا روز تولد آندرو کارنیج را گرامی بدارد. از سال 1956 تاکنون مدال «کارنیج» و «گریناوی» با هم همکاری می‌کنند و فهرست‌های اولیه، نهایی و برنده‌شان را با هم اعلام می‌کنند زیرا هر دو جایزه توسط اتحادیه کتابخانه‌های بریتانیا شکل گرفته است.   کتاب‌های نامزدشده باید در به زبان انگلیسی و در طول سال تحصیلی مدارس در بریتانیا منتشر شده باشند. تا سال 1969 فقط نویسندگان بریتانیایی برنده این جایزه می‌شدند، اما در سال 1972 ایوان ساتهال از استرالیا برای کتاب «جاش» اولین نویسنده غیربریتانیایی شد که توانست مدال «کارنیج» را به دست بیاورد. ]]> جهان‌کتاب Sat, 17 Feb 2018 09:18:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257878/نامزدهای-اولیه-قدیمی-ترین-جایزه-کتاب-کودک-بریتانیا-اعلام «تحمل صدای مخالف» شعار جایزه قلم آمریکا در سال 2018 http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257869/تحمل-صدای-مخالف-شعار-جایزه-قلم-آمریکا-سال-2018 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز- به نظر می‌رسد بنیاد قلم آمریکا نمی‌خواهد نارضایتی خود از سیاست‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا را مخفی نگه‌دارد و با انتخاب «تحمل صدای مخالف و رویاپردازی» به عنوان شعار امسال، قصد دارد اعتراض خود را به گوش جهانیان برساند.   پیش از این نیز بنیاد قلم آمریکا، اعتراض خود به تصمیم ترامپ مبنی بر جلوگیری از ورود شهروندان چند کشور مسلمان به ایالات متحده و همچنین روابط بد رئیس‌جمهور آمریکا با رسانه‌ها را علنی کرده بود و حالا اعلام کرده است شعاری در کنایه به ساکنین کنونی کاخ سفید برگزیده است.   علاوه بر این رکسان گی، کولسون وایت‌هد، دیو اِگرز و جومپا لاهیری در مراسم این جایزه، که بین تاریخ 16 تا 22 آوریل (27 فروردین- 2 اردیبهشت) برگزار می‌شود، شرکت خواهند کرد.   پیش از این بنیاد قلم آمریکا تلاش داشت دیدگاهی جهانی و نه فقط مربوط به ایالات متحده را در جایزه قلم ترویج دهد اما امسال چنین نخواهد بود و قرار است نویسندگانی از سراسر دنیا درباره ایالات متحده آمریکا و مسائلی که این روزها به واسطه وجود دونالد ترامپ در کاخ سفید با آن درگیر است سخن بگویند.   مراسم افتتاحیه در روز شانزدهم آوریل (27 فروردین) با سخنرانی کولوسن وایت‌ها، لیلا سَلیمانی و ماکسین کلارک درباره مهاجرت و فاجعه پناهندگان آغاز به کار می‌کند.   نویسندگانی چون جیلانی کاب، گرگوی پاردلو و نیکول جونز در تاریخ 20 آوریل (31 فروردین) 50 سال پس از مرگ مارتین لوتر فقید درباره موضوعات نژادی سخن خواهند گفت و در تاریخ 22 آوریل (2 اردیبهشت) حسن منهج، کمدین معروف هندی-آمریکایی درباره مسلمان بودن در عصر ترامپ سخنرانی خواهد کرد. ]]> جهان‌کتاب Sat, 17 Feb 2018 08:16:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257869/تحمل-صدای-مخالف-شعار-جایزه-قلم-آمریکا-سال-2018 من بوکر به دنبال بهترین اثر نیم قرن اخیر می‌گردد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257866/بوکر-دنبال-بهترین-اثر-نیم-قرن-اخیر-می-گردد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از وب‌سایت من بوکر- بنیاد جایزه «من بوکر» جایزه‌ای تحت عنوان «جایزه طلایی من‌ بوکر» را برای پنجاهمین سالش در نظر گرفته است که به بهترین داستان پنج دهه گذشته اهدا می‌شود.   نام‌های بزرگی چون آیریس مرداک، وی. اس. نایپول، ویلیام گولدینگ، کازوئو ایشی‌گورو، ایِن مک‌ایوان، آرونداتی روی، مارگارت آتوود، هیلاری منتل و کینگسلی آمیس تاکنون برنده جایزه «من بوکر» شده‌اند. برگزیدگانی که به انتخاب هیئت داوران خاص هر دوره به عنوان منتخب سال انتخاب شده‌اند اما این بار بنیاد جایزه «من بوکر» به مناسبت گذشت نیم قرن از مردم درخواست کرده است کتاب برگزیده این جایزه را انتخاب کنند.   پنج داور برای داوری هر دهه از پنجاه سال گذشته انتخاب شدند و هر کدام باید یک اثر را انتخاب کنند. در نهایت این پنج اثر به رأی عموم گذاشته و یک اثر به عنوان برگزیده انتخاب می‌شود. پنج اثر نهایی در تاریخ 26 مارس (6 فروردین) اعلام می‌شود.   مخاطبان فقط یک ماه فرصت دارند تا داستان مورد علاقه خود را از میان فهرست منتخب داوران برگزینند تا برنده نهایی مشخص شود؛ برنده‌ای که در ماه جولای (تیرماه) در لندن مورد تقدیر قرار می‌گیرد و برنده جایزه طلایی «من بوکر» را دریافت خواهد کرد.   این جایزه نخستین بار در سال 1969 میلادی برگزار شد به تدریج به مهم‌ترین جایزه داستانی بریتانیا تبدیل شد و موجبات موفقیت بسیاری از نویسندگان را فراهم آورد. جایزه‌ای که در آغاز فقط آثار نویسندگان کشورهای همسود بریتانیایی را مود تجلیل قرار می‌داد اما این قانون در دوسال گذشته تغییر کرد و «من بوکر» نام دو نویسنده آمریکایی را به فهرست برندگان خود اضافه کرد.   رابرت مک‌کرام، ویراستار بخش ادبی مجله «آبزرور» برای داوری دهه 70 میلادی، لمن سیسای، شاعر برای دهه 80، کامیلا شمسی، داستان‌نویس برای دهه 90، سیمون هویو، داستان‌نویس و گزارشگر برای دهه 2000 و در نهایت هولی مک‌نیش، شاعر برای داوری دهه اول قرن بیست و یکم برگزیده شده‌اند.   هلنا کندی، رئیس بنیاد «من بوکر» در این باره گفت: «آثار خوب داستانی سال‌ها پس از انتشار در اذهان خوانندگان باقی می‌مانند. بسیار مسرورم که داوران بی‌نظیرمان از جمله شاعران، داستان‌نویسان، گزارشگران، و ویراستاران و در نهایت مردم برنده این جایزه را مشخص خواهند کرد.»   پشتیبانی مالی جایزه طلایی «من بوکر» توسط چند کتابخانه‌ها، کتابفروشی‌ها، و ناشران سراسر بریتانیا و همچنین کمک‌های مالی آنلاین تأمین می‌شود و 51 اثر برگزیده سال‌های گذشته، که همچنان منتشر می‌شوند، در این رقابت شرکت دارند.   ]]> جهان‌کتاب Sat, 17 Feb 2018 07:43:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257866/بوکر-دنبال-بهترین-اثر-نیم-قرن-اخیر-می-گردد از خفاش‌های نگهبان تا کتابخانه‌ای مخصوص عطرها http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257748/خفاش-های-نگهبان-کتابخانه-ای-مخصوص-عطرها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ریدرزدایجست - کلر کاک استارکی، نویسنده کتاب‌های مستند بسیاری درباره کتابخانه‌ها و تاریخچه صنعت چاپ است. او در کارنامه ادبی خود کتاب‌های بسیاری درباره تاریخچه کتابخانه‌های مشهور دنیا دارد .از آخرین نمونه‌ این کتاب‌ها می‌توان به «دایره المعارف کتابخانه‌ها» چاپ انتشارات دانشگاه آکسفورد اشاره کرد که کتاب مرجع نفیسی است که اطلاعات ارزشمندی درباره کتابخانه‌های سراسر جهان ارائه می‌کند. استارکی از نوشته‌های این کتاب 10 نکته و حقیقت جالب توجه انتخاب کرده است که کمتر کسی درباره آن شنیده است: تاریخ ساخت قدیمی‌ترین کتابخانه جهان به قرن هفتم قبل از میلاد برمی‌گردد قدیمی‌ترین کتابخانه جهان به دستور پادشاه آشوربانی‌پال، از پادشاهان سلسله آشوری‌ در شهر باستانی نینوا، واقع در عراق کنونی ساخته شده است. باستان‌شناسان این کتابخانه را در سال 1850 کشف کردند. در فرانسه کتابخانه‌ای از عطرها وجود دارد کشور فرانسه یکی از بزرگترین تولیدکنندگان عطر در جهان است و این صنعت در فرانسه باعث تاسیس کتابخانه‌ای مخصوص عطرها و بوهای خوش در سال 1990 شده است. در این کتابخانه که «اسموتیک» نام دارد از 3200 رایحه نگهداری می‌شود که از میان آنها 400 رایحه هیچ وقت به تولید نرسید. از هر رایحه جدید تولید شده توسط کارخانه‌های عطرسازی، یک نمونه به این کتابخانه اهداء می‌کنند.  طبقه بندی کتاب آیزاک اسیموف بر اساس روش دیویی نخستین بار ملویل دیویی، معلم و کتابدار آمریکایی در سال 1873 میلادی سیستم طبقه بندی و شماره گذاری کتب و نشریات در کتابخانه ها را با اعداد سه رقمی ابداع کرد. در این روش تقسيمات فرعى کتب بعداز مميز اعشارى مشخص می‌گردد. گفته می‌شود آیزاک اسیموف اولین نویسنده‌ای است که کتاب‌هایش را بر اساس روش طبقه بندی دیویی منتشر کرده است. بعد از او تا کنون 200هزار کتاب‌خانه در 200 کشور جهان بر این اساس کتاب‌های خود را طبقه بندی می‌کنند. آرشیو محرمانه واتیکان در اصل محرمانه نیست اسناد محرمانه واتیکان که قلب مسیحیت جهان نامیده می شود، در کتابخانه ای نگهداری می‌شود که نخستین بار توسط پاپ پاول پنجم، در سال 1612 تاسیس شد. در این آرشیو محرمانه تمام کتاب‌ها و اسناد ارزشمند مربوط به دین مسیحیت نگهداری می‌شود. در اصل مالک خصوصی این اسناد پاپ است که نسل به نسل به پاپ بعدی منتقل می‌شود. بر اساس همین اسناد کلمه محرمانه در حقیقت همان معنی خصوصی را می‌دهد که مالک آن فقط پاپ است و اصلاً هیچ چیز عجیب و غریب دیگری نیست. کتابخانه جادوگری در شهر نیویورک در محله منهتن نیویورک موسسه‌ای خصوصی فعالیت می‌کند که کارش را به تحقیق و بررسی درباره جادوگری اختصاص داده است. این موسسه نام خود را مرکز تحقیقات هنر جادوگری انتخاب کرده است که در اصل فعالیت اصلی‌اش جمع‌آوری کتاب‌های نوشته شده با موضوع جادوگری است. در حال حاضر در این کتابخانه 12هزار جلد کتاب وجود دارد که با موضوع جادو و سرزمین جادو نوشته شده است. کتابداران از دست خط ویژه‌ای استفاده می‌کنند! دست خط کتابداران نوعی سبک نوشتاری خاصی است که امروزه در بین کتابداران به زبان انگلیسی رایج شده است. این دست خط برای کتابخانه‌ها به یک استاندارد تبدیل شده است که از قرن نوزدهم ابداع شد و در آن زمان کتابداران باید این دست خط را یاد می‌گرفتند تا در کتابخانه استخدام شوند. در قرن بیستم که ماشین‌های تحریر اختراع شد این قانون برداشته شد. روش سنتی برای نگهداری از کتاب‌ها و رمان‌های قدیمی نخستین بار کتابخانه «روکوکو» زیرمجموعه کاخ سلطنتی در کشور پرتغال برای نگهداری از رمان‌ها و کتاب‌های ارزشمند قدیمی خود در مقابل حشرات موزی و موریانه‌ها از خفاش استفاده کرد. در سقف این کتابخانه دسته‌های بسیاری از خفاش‌ها زندگی می‌کنند که وظیفه اصلی آنها نابودی حشرات و موریانه‌هاست. شب‌ها که کتابخانه تعطیل است این خفاش‌ها کار خود را آغاز می‌کنند. بازدید از الهام بخش داستان وینی پو «وینی پو» یا «پو خرسه» نام کتاب مشهور نوشته ای. ای. میلن، نویسنده انگلیسی است. نخستین کتاب از مجموعه داستان‌های وینی پو در 1926 چاپ شد که بعد از آن کتاب‌های مصور آن با تصویرگری ای. اچ. شپرد منتشر شد. میلن در سال 1921 یک خرس عروسکی برای پسرش کریستوفر خرید که نامش را بر اساس نام خرس باغ وحش لندن وینی پو انتخاب کرد. این خرس عروسکی در حال حاضر در کتابخانه عمومی شهر نیویورک نگهداری می‌شود که روزانه محل بازدید کودکان و بزرگسالان است. 122 سال رکورد برگشت یک کتاب به کتابخانه در سال 2011 کتابخانه دانشکده هنر کامدن در استرالیا اولین نسخه از کتاب گیاهان حشره‌خوار نوشته چارلز داروین را پس گرفت. این کتاب 122 سال پیش در سال 1889 توسط یک دانشجو قرض گرفته شده بود که توسط نواده‌هایش به کتابخانه بازگردارنده شد. تاسیس کتابخانه کتاب های نایاب در دانشگاه هاروارد به خاطر تایتانیک کشتی بزرگ تایتانیک در سال 1912 در اقیانوس اطلس با کوه یخ برخورد کرد و اکثر سرنشینان آن به جز تعداد اندکی غرق شدند. یکی از این افراد غرق شده فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد و کتابدار کتابخانه این دانشگاه بود. به خاطر بزرگداشت این کتابدار، دانشگاه هاروارد در سال 1915 بخش جدیدی به کتابخانه خود اضافه کرد که در آن 3300 کتاب کمیاب و نایاب نگهداری می‌شود. ]]> جهان‌کتاب Fri, 16 Feb 2018 11:48:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257748/خفاش-های-نگهبان-کتابخانه-ای-مخصوص-عطرها جایزه توماس‌مان برنده‌اش را شناخت http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257833/جایزه-توماس-مان-برنده-اش-شناخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از رومانیا اینسایدر - میرچا کارتاسکو، نویسنده رومانیایی که نامش در سال‌ 2011 در ردیف بخت‌های اصلی نوبل ادبیات نیز مطرح شده بود جایزه توماس‌مان 2018 را از آن خود کرد. هیئت داوران ضمن تحسین آثار این نویسنده اهل رومانی گفتند: «نزدیک به چهار دهه است که نام میرچا کارتارسکو به مهم‌ترین صدای ادبیات رومانی تبدیل شده است. او در آغاز با مجموعه شعرهایش و سپس با رمان‌ها، داستان‌های کوتاه و مقاله‌های با ارزشش توانست به‌خوبی جای خود را در دنیای ادبیات باز کند.» کارتارسکو پس از شنیدن این خبر در صفحه فیسبوک خود نوشت: «باخبر شدم که جایزه توماس‌مان را که از معتبرترین جوایز ادبی آلمان محسوب می‌شو‌د، برده‌ام. بردن این جایزه برای من بسیار باارزش است. از هیئت داوران سپاسگزارم.» جایزه توماس‌مان از سال 2010 میلادی در لوبک و مونیخ از سوی آکادمی هنرهای زیبای باوارین به بهترین اثر ادبیات داستانی تعلق می‌گیرد. این جایزه که ارزشی به مبلغ 25 هزار یورو دارد، در تاریخ 17 نوامبر (26 آبان ماه) به برنده اهدا خواهد شد. توماس هرلیمان، ژان آسمان، کریستا ولف، دنیل کویین و جولی زه از برندگان پیشین این جایزه ادبی هستند.  میرچا کارتارسکو در سال 1965 میلادی در شهر بخارست متولد شد. او کار نویسندگی را در سال 1978 و با نوشتن در مجله ادبیات رومانی شروع کرد و اکنون یکی از مطرح‌ترین نویسندگان رومانی است که جوایز متعددی را برنده شده و  آثارش بیش از دیگر نویسندگان این کشور و به بیش از 20 زبان از جمله انگلیسی، فرانسه، اسپانیایی و آلمانی ترجمه شده‌ است.   ]]> جهان‌کتاب Fri, 16 Feb 2018 08:23:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257833/جایزه-توماس-مان-برنده-اش-شناخت آیا کتاب‌خوان‌های الکترونیک تقلیدی از کتاب‌های چاپی هستند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257737/آیا-کتاب-خوان-های-الکترونیک-تقلیدی-کتاب-های-چاپی-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گودایریدر - با اختراع کتاب‌های الکترونیک، بسیاری از علاقمندان کتاب‌ از آن جهت که این دستگاه های دیجیتال از روح اصلی کتاب‌های سنتی فاصله دارند، انتقادهای تندی بر آن کردند. بسیاری بر این باور هستند که انسان ها، به کتاب‌هایی با دو صفحه در روبروی یکدیگر عادت دارند و به  همین خاطر در سال‌های اخیر چند کتابخوان الکترونیک با این سبک و سیاق به بازار آمده است. مدل‌های «انتوریج اج» (Entourage Edge) و «پاکت اج» (Pocket Edge) کتابخوان‌هایی بودند که اولین نسل از این نوع کتابخوان‌های با دو صفحه مشابه کتاب‌های چاپی به حساب می آمدند . بعد از ورود این دو دستگاه به بازار مدل‌های بسیار دیگری مثل «گویدو» (GVIDO) نیز به بازار آمد که البته با استقبال نسبتاً خوبی مواجه شد. در سال‌های اخیر تولید این مدل‌ کتابخوان‌های مشابه کتاب‌های چاپی زیاد شده است، ولی این مدل‌ها به خصوص «گویدو» بیشتر برای مصارف اختصاصی مانند خواندن نت‌های موسیقی برای رهبران ارکستر یا خوانندگان اپرا استفاده می‌شود. کارشناسان تکنولوژی اعتقاد دارند در آینده شاهد تحول عظیمی در صنعت تولید دستگاه‌های دیجیتالی مربوط به کتاب خواهیم بود. ولی هنوز در این مسئله شک وجود دارد که اگر  کتابخوان‌های الکترونیک بخواهند از سبک کتاب‌های چاپی تقلید کنند، دیگر چه نیازی به دستگاه‌های خواهد بود. پروژه‌هایی مانند جوهر الکترونیک (E-Ink) هنوز طبق انتظار کارشناسان به موفقیت چشم‌گیری نرسیده‌اند و مانند آن کتابخانه‌های الکترونیک نیز وضعیت مشابهی دارند و حالا صاحبان صنایع تولید کتابخوان‌های الکترونیک به فکر چند کاربردی کردن این کتاب‌ها افتاده‌اند که پروژه تولید این دستگاه‌ها با دو صفحه قوت خواهد گرفت. آنها می‌گویند مثلاً دستگاهی با دو صفحه تولید شود که با یک صفحه بتوان کتاب مطالعه کرد و با صفحه دیگر بتوان موسیقی یا هر کاری شبیه آن انجام داد. کارشناسان این سوال را مطرح می‌کنند که اگر این کتاب‌خوان‌های دو صفحه‌ای به تولید انبوه برسند به طور حتم با هزینه بیشتری نسبت به سایر کتاب‌خوان‌ها به بازار خواهند آمد و آیا کسی حاضر است قیمت بیشتری برای یک کتاب سنتی دیجیتال بپردازد؟ آیا سیستم‌های عامل معمول کتاب‌های الکترونیک برای این نوع دستگاه‌ها مناسب است؟ آیا ...؟ و سوالات مشابه بسیار دیگر که فعلا بی پاسخ هستند. ]]> جهان‌کتاب Fri, 16 Feb 2018 08:17:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257737/آیا-کتاب-خوان-های-الکترونیک-تقلیدی-کتاب-های-چاپی-هستند «دوستان قدیمی»؛ شاهکاری برای همه نسل‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/256972/دوستان-قدیمی-شاهکاری-همه-نسل-ها خبرگزاری كتاب ايران (ايبنا) - اوسامو دازای، نویسنده مطرح ژاپنی همواره می‌کوشید تا مردم دوران خود را از معضلات اجتماعی چون بیماری روحی و روابط اجتماعی آگاه سازد. آخرین اثر وی که «دوستان قدیمی» نام دارد برای کسانی که تاکنون از این نویسنده کتابی نخوانده‌اند، شروع خوبی به حساب می‌آید. این کتاب که در سال 1946 به زبان ژاپنی نوشته شده، هنوز به زبان‌ها مختلف ترجمه شده و تحسین خوانندگانی از همه سنین را برمی‌انگیزد. داستان «دوستان قدیمی» در سال 1946 میلادی، دو سال پیش از مرگ خودخواسته نویسنده می‌گذرد؛ به طور ناگهانی مردکی لاوبالی با لباس کار مزرعه‌اش که نشان می‌داد کشاورز است، مقابل در خانه‌ نویسنده‌ مشهور ظاهر می‌شود. او ادعا می‌کند دوست قدیمی و هم مدرسه‌ا‌‌ی صاحبخانه است. مرد صاحبخانه که پس از بمب‌باران توکیو همراه خانواده‌اش به حومه شهر نقل مکان کرده، با آنکه او را به خاطر نمی‌آورد اما اجازه می‌دهد که وارد خانه شود. دوست قدیمی که گویا حال مساعدی ندارد، وارد خانه می‌شود و شروع به نصیحت‌های پوچ و پرچانگی می‌کند. حتی هنگامی که او به همسر نویسنده بی احترامی می‌کند، مرد با وجود عصبانیت اما سکوت می‌کند تا اینکه هنگام خداحافظی با مهمان ناخوانده‌اش و دیدار کوتاه و نامفهومشان، همزمان که کشاورز سیگاری روشن می‌کند، چیزی را در دست میچرخاند و به وی نشان می‌دهد. یک حقیقت یا دروغ... آنچه باهم به مطالعه اش پرداختیم خلاصه‌ای از کتاب کوچک و جیبی «دوستان قدیمی»، برگرفته از آخرین نوشته‌های اوسامو دازای، نویسنده پرآوازه قرن بیستم ژاپن بود. اگر کسی تاکنون از این نویسنده کتابی مطالعه نکرده، با خواندن این اثر او را تا حد زیادی خواهد شناخت.   اوسامو دازای، متولد 1909 میلادی شمال ژاپن، یکی از با استعدادترین نویسندگان کشورش بود. آثار او جزو ادبیات مدرن_کلاسیک ژاپن به شمار می‌آیند. داستان های دازای با ذهنیتی شفاف،مانند آینه ای گویا زندگی شخصی اش را  روایت می‌کنند و ذهن خوانندگان بسیاری را جذب کرده اند. کتاب های او همچنین به آگاهی از موضوعات مهم زندگی مانند طبیعت انسانی، بیماری روحی، روابط اجتماعی و ژاپن پس از جنگ پرداخته اند. هم چنین او درطول زندگی روزمره اش، رهبری بوهمیان را بر عهده داشته است. خودکشی آکووتاگاوا ضربه شدیدی برای نویسندگان جوان مارکسیست آن زمان بود چراکه آکووتاگاوا برای اکثر این جوانان بتی ادبی بود. یکی از کسانی که از مرگ آکووتاگاوا تاثیر منفی گرفت، دازای بود. او که به هنگام مرگ آکووتاگاوا هیجده سال سن داشت دو سال بعد ازآن و در دسامبر 1929 با خوردن قرص کالموتین برای اولین بار اقدام به خودکشی کرد که ناموفق بود.دازای با احتساب این خودکشی تا پایان عمر، شش بار عمل خودکشی را آزمود.او از نویسندگانی است که دو جنگ بزرگ جهانی را تجربه کرد وسرانجام  13 ژوئن سال 1948 با پشت سر گذاشته شدن جنگ جهاني دوم، قبل از انتشار این کتاب، همراه عشق زندگی‌اش در كانال تاماگاوا در توكيو خودكشي كرد و به زندگی‌اش پایان داد . «ناانسان» و «غروب‌كنان» دو اثر شناخته شده و ترجمه شده دازای به زبان انگليسی هستند. هم چنین تعدادی ديگر از آثارش چون «بازگشت به تسوگارو» ، «بامبوي آبي» و مجموعه داستان كوتاه‌های او توسط مترجمان هميشگی او راف مك‌كارتی و جيمز اوبرايان به انگليسی برگردانده شده‌اند. آثار او با بسياری از داستان‌های معاصر نويسندگان ژاپنی چون آثار هاروكی موراكامی قابل قیاس هستند. ‌ ]]> جهان‌کتاب Thu, 15 Feb 2018 08:36:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/256972/دوستان-قدیمی-شاهکاری-همه-نسل-ها خواندن را با این کلاسیک‌ها آغاز کنید / پیشنهاد کتاب برای خوانندگان تازه‌کار http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257730/خواندن-این-کلاسیک-ها-آغاز-کنید-پیشنهاد-کتاب-خوانندگان-تازه-کار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب، بی‌شک همه افراد دوست دارند در بحث‌های مختلف کتابخوانی بگویند کتابی از ویرجینیا وولف، ارنست همینگوی، فئودور داستایوسکی و تونی موریسون خوانده‌اند. نویسندگان مشهور دنیا آثار زیادی نوشته‌اند که یا خواندنشان بسیار سخت است یا تعدادشان زیاد است و خواننده نمی‌داند از کدام اثر شروع کند. قطعاً انتخاب با شماست و می‌توانید از آثار شناخته‌شده آغاز کنید اما اگر کمی واقع‌گرا باشید بهتر است هدفی ساده‌تر برای برنامه کتابخوانی‌تان برگزینید و با آثار کوتاه نویسندگان معروف شروع کنید.   در این مطلب تلاش می‌کنیم آثار کوتاه چند نویسنده مطرح در حوزه داستانی را به عنوان نمونه معرفی کنیم:   «سولا» نوشته تونی موریسون تونی موریسون نویسنده معروف کتاب «دلبند» است. آثار خانم نویسنده گاهی بسیار سخت است اما نویسنده مهمی است و همچنان کتاب می‌نویسد. «دلبند» شاهکار موریسون است اما «سولا» نیز از جذابیت بالایی برخوردار و قدرتش بیش از تعداد صفحاتش (192 صفحه)  است.   «چشم» نوشته ولادیمیر ناباکوف ناباکوف، خالق داستان «خنده در تاریکی» برای استفاده از نثر فاخر و بازی با کلمات در آثارش شناخته می‌شود که گاهی درک آثارش را برای خواننده دشوار می‌سازد. به همین دلیل بهتر است از چهارمین رمان نویسنده تحت عنوان «چشم» آغاز کنید که با خودکشی راوی داستان آغاز می‌شود.   «نقطه امگا» نوشته دن دلیلو این رمان کوتاه از دن دلیلو جزء آثار مهم نویسنده نیز به حساب می‌آید. خود دلیلو در توصیف عنوان کتاب گفته است منظور از نقطه‌ امگا رسیدن انسان به نقطه‌ای از ملال ذهنی است. ایده‌ای که دلیلو در آثار دیگر خود نیز مطرح می‌کند و برای درک نقطه‌نظراتش می‌توانید از این داستان کوتاه 117 صفحه‌ای آغاز کنید.   «در میان دو پرده نمایش» نوشته ویرجینیا وولف «در میان دو پرده نمایش» آخرین و کوتاه‌ترین داستان ویرجینیا وولف، نویسنده انگلیسی قرن بیستم است. این اثر نمایشی است که در یک خانه روستایی و پیش از جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد. وولف در تاریخ 27 آوریل سال 1941 میلادی،  در پاسخ به نامه‌ ناشرش که از کتاب تمجید کرده بود، گفت: «پیش از اینکه نامه‌ات را دریافت کنم به این نتیجه رسیدم که نمی‌توانم داستان را بدین شکل منتشر کنم زیرا بسیار سطحی و مسخره به نظر می‌آید. به همین دلیل تصمیم گرفتم بازنویسی‌اش کنم. خواهش می‌کنم مرا ببخش. وقتی این داستان را دوباره خواندم دریافتم چقدر بد نوشته‌ام. قول می‌دهم تمام تلاشم را انجام دهم.» روز پس از این ماجرا ویرجینا وولف خود را غرق کرد و از دنیا رفت و این رمان 176 صفحه‌ای چند ماه پس از مرگش به همان شکل سابق منتشر شد.   «قلب سگی» نوشته میخائیل بولگاکف «قلب سگی» آخرین داستان بولگاکف است و پس از این رمان چند مجموعه داستان کوتاه و نمایشنامه منتشر کرده است. داستان 126 صفحه‌ای بولگاکف قطعاً به پای «مرشد و مارگاریتا» نمی‌رسد اما حسی سورئال به خواننده می‌دهد که ویژگی نوشته‌های نویسنده روس است.   «چهره مرد هنرمند در جوانی» نوشته جیمز جویس این کتاب 256 صفحه‌ای در مقایسه با «اولیس» بسیار کوتاه است. البته بهتر است برای خواندن جیمز جویس با «دوبلینی‌ها» شروع کنید، اما «دوبلینی‌ها» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه نویسنده ایرلندی است. به همین دلیل «چهره مرد هنرمند در جوانی»، که در واقع زندگینامه جویس به قلم خودش است، انتخاب بهتری به نظر می‌رسد.   «صومعه شمالی» نوشته جین آستن «صومعه شمالی» نخستین رمان کامل جین آستن است، اما پس از دیگر داستان‌هایش منتشر شد. البته بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند خواندن داستان‌های آستن سخت نیست و بسیاری از خوانندگان بهتر است کتابخوانی را با رمان‌های کلاسیک آستن آغاز کنند، اما «صومعه شمالی» فقط 220 صفحه است و بد نیست برای شروع این کتاب را انتخاب کنید.   «پیرمرد و دریا» نوشته ارنست همینگوی خواندن هیچ کدام از رمان‌های ارنست همینگوی سخت نیست اما «پیرمرد و دریا» با 127 صفحه، کوتاه‌ترین رمانی است که این نویسنده نوبلیست نوشته است. این رمان جایزه معتبر پولیتزر را برای نویسنده‌اش به ارمغان آورد و گزینه مناسبی برای خوانندگان تازه‌کار است.   «یادداشت‌های زیرزمینی» نوشته فیودور داستایوسکی داستان‌های داستایوسکی اغلب بلند و حجیم هستند. علاوه براین، خواندن آثار نویسندگان روس‌ بسیار سخت است. «یادداشت‌های زیرزمینی» فقط 136 صفحه دارد و بی‌شک خواندنش آسان‌تر از «جنایت و مکافات» و «ابله» است.   «به آواز باد گوش بسپار» نوشته هاراکی موراکامی انتخاب یکی از آثار موراکامی سخت است، زیرا نویسنده ژاپنی آثار زیادی دارد و تقریباً همه این آثار در میان خوانندگان و منتقدین محبوب هستند. اگر دوست دارید کوتاه‌ترین مسیر تا درک موراکامی را طی کنید با این کتاب 165 صفحه‌ای شروع کنید.   «فرزند پنجم» نوشته دوریس لسینگ مجموعه آثار دوریس لسینگ مورد تأیید صاحب‌نظران در تمام دنیا است. البته این موضوع اصلاً عجیب نیست زیرا لسینگ برنده جایزه نوبل است. «کودک پنجم» کوتاه‌ترین داستان وی و درباره تربیت کودک است و به زعم بسیاری از منقدین داستان ترسناکی است. زیرا فرزند پنجم یک خانواده آرامش آن را به صورت کامل به هم می‌ریزد.   «دوران سخت» نوشته چارلز دیکنز چارلز دیکنز نویسنده شناخته‌شده‌ای است و رمان‌های زیادی نگاشته شده است. «آرزوهای بزرگ»، «الیور توئیست»، و «داستان دو شهر» هم گزینه‌های مناسبی برای خوانندگان تازه‌کار است اما «دوران سختِ» 321 صفحه‌ای کوتاه‌تر و انتخاب مناسب‌تری است. ]]> جهان‌کتاب Thu, 15 Feb 2018 06:29:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257730/خواندن-این-کلاسیک-ها-آغاز-کنید-پیشنهاد-کتاب-خوانندگان-تازه-کار ​انتشار یک کتاب جدید از فرانسوا اولاند http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257751/انتشار-یک-کتاب-جدید-فرانسوا-اولاند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه فیگارو - فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور سابق فرانسه در کتابی که با عنوان «درس‌های قدرت» منتشر خواهد کرد فهرست اشتباهات،  موفقیت‌ها و به طور کلی عملکرد دوره ریاست‌جمهوری خود را ذکر کرده است. این کتاب قرار است در روز 11 آوریل (22 فروردین) سال جاری از سوی انتشارات استوک فرانسه منتشر شود. نمی‌توان گفت که فرانسوا اولند پس از خروجش از کاخ الیزه به طور رسمی از سیاست کناره‌گیری کرده است. او تا به حال چندین بار مداخله‌های غیر مستقیمی را برای دفاع از عمکلرد خود در دوره ریاستش انجام داده و از نزدیک نیز تحولات حزب سوسیالیست را دنبال کرده است. طبق گفته نزدیکانش او هم‌چنین قصد دارد تا در رای دادن به انتخابات رهبر بعدی حزب مشارکت کند. روزنامه فیگارو نوشته است که اولاند برخلاف زمانی که بر سر قدرت بود و سخنرایی‌های خود را خیلی سرسری بر روی کاغذ می‌نوشت و زحمت تایپ آن را به منشی‌اش می‌داد این کتاب را تماما توسط خودش و با دست و بدون کمک دیگران به نگارش درآورده است. او پس از کمپین انتخاباتی خود در سال 2012 تا به حال اثر دیگری منتشر نکرده بود. انتشار این کتاب تقریبا همزمان می‌شود با سالگرد پیروزی امانوئل مکرون در انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه. حزب سوسیالیست فرانسه تا به حال انتقادهای بسیاری از او کرده است و احتمال دارد در کتابی که توسط اولاند می‌نویسد به طور مستقیم و یا غیرمستقیم به این موضوع پرداخته شود. ]]> جهان‌کتاب Thu, 15 Feb 2018 06:14:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257751/انتشار-یک-کتاب-جدید-فرانسوا-اولاند معرفی مشهورترین رمان‌های ضد رمانتیک تاریخ ادبیات http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257785/معرفی-مشهورترین-رمان-های-ضد-رمانتیک-تاریخ-ادبیات به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ریدری‌دایجست. امروز در بسیاری از کشورها «روز عشق» نامیده شده است. سایت ریدری‌دایجست به مناسبت این روز در اقدامی عجیب پنج رمان معرفی کرده است که به عقیده خبرنگار این سایت ضد عاشقانه یا آنتی رمانتیک محسوب می شوند. «گتسبی بزرگ» نوشته اف.اسکات فیتزجرالد   گتسبی بزرگ هم اکنون یکی از مشهورترین رمان‌های آمریکایی به شمار می‌آید و آن را در مدارس و دانشگاه‌های سراسر جهان (در رشته ادبیات آمریکا) به‌عنوان یکی از کتب استاندارد تدریس می‌کنند. داستان اصلی این رمان در سال‌های 1920 آمریکا و در دوران بعد از جنگ جهانی اول اتفاق می‌افتد. در این سال‌ها آمریکا با رشد اقتصادی خوبی مواجه است و مردم به مهمانی‌های مجلل و اشرافی روی آورده‌اند و نویسنده با کنایه از شخصیت‌های درون این مهمانی یاد می‌کند که علارغم ظاهر شیک هیچ احساسی از عشق و دوستی ندارند. «قتل مهربانی» نوشته پیتر سوانسون   این رمان معاصر از همان صفحه اول به روابط عاشقانه زنان و مردانی می‌پردازد که منجر به حوادث غم انگیز می‌شود. داستان از نگاه آدم‌های مختلف روایت می‌شود که هر کدام به روابط عاشقانه با نگاه خاص خود می‌نگرند. در این کتاب شخصیت اصلی، تد سورسون همسرش را با همکاری زنی به نام لیلی کینتنر به قتل می‌رساند و بقیه شخصیت‌ها هم حول این حادثه به مخاطب معرفی می‌شوند که آنها نیز شبیه قاتل داستان هستند.   «تالار خونین و داستان‌های دیگر» نوشته آنجلا کارتر   شاهزاده خسته و شوالیه‌ای با اسب سفید و داستان‌های اینگونه در این کتاب به مراتب به چشم می‌خورد ولی داستان‌های عاشقانه این کتاب هیچ شباهتی به دیگر داستان‌های اینگونه ندارد. شاید در این کتاب از بسیاری از کلیشه‌های عاشقانه استفاده شده ولی داستان‌های کوتاه روایت شده در این کتاب به نوعی مخالف همه آن داستان‌های دیو و دلبر، زیبای خفته و ... هستند.  «تصویر دوریان گری» نوشته اسکار وایلد   دوریان گری جوان خوش‌سیما و برازنده‌ای است که تنها به زیبایی و لذت پایبند است و پس ازآنکه که دوست نقاشش از او پرتره ای در کمال زیبایی و جوانی می‌کشد، او با دیدن آن از اندیشه گذشت زمان و نابودی جوانی و زیبایی در اندوه عمیقی فرو می‌رود، پس در همان لحظه آرزو می‌کند که چهره خودش پیوسته جوان و شاداب بماند و در عوض، گذشت زمان و پیری و پلیدی‌ها بر پرتره او منتقل شود. پس از مدتی متوجه می‌شود که آرزویش برآورده شده؛ ولی یکی از دوستان او به نام لرد هنری، کم‌کم او را به راه‌های پلید می‌کشاند و تصویر دوریان گری در پرتره، به مرور، پیرتر، پلیدتر، و کریه تر می‌شود. دوریان گری به مرور تا جایی پلید می‌شود که اولین قتل خود را انجام می‌دهد. «دختر گمشده» نوشته گیلیان فلین   این رمان در سال 2012 در ژانر ترس در صدر پرفروش‌ترین کتاب‌های سال قرار گرفت. داستان این کتاب تماماً با موضوع انتقام در موارد شکست روابط عاشقانه نوشته شده است که اگر بتوان این موضوع را یک ژانر ادبی به حساب آورد شاید این کتاب بهترین نمونه آن باشد. ایمی دان، شخصیت اصلی داستان است که هر فصل از کتاب از نگاه او یا شوهرش نیک روایت می‌شود. صبح روز پنجمین سالگرد ازدواج نیک دان و ایمی، نیک متوجه می‌شود همسرش ناپدید شده‌ است. پلیسی به نام روندا بانی، شواهدی در مورد مشکلات مالی این زوج و زندگی ناآرام آنها پیدا می‌کند و متوجه می‌شود ایمی می‌خواسته یک تفنگ بخرد. در ادامه معلوم می‌شود ایمی برای نیک پاپوش دوخته و طوری وانمود کرده که نیک او را کشته ‌است. ]]> جهان‌کتاب Wed, 14 Feb 2018 19:16:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257785/معرفی-مشهورترین-رمان-های-ضد-رمانتیک-تاریخ-ادبیات خاطرات بان کی‌مون از احمدی نژاد و اوباما منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257781/خاطرات-بان-کی-مون-احمدی-نژاد-اوباما-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بوک‌سلر، کتاب خاطرات بان کی مون دبیر کل سابق سازمان ملل متحدد توسط انتشارات انگلیسی «جان مورای» منتشر خواهد شد. به گفته جوزف زیگموند ویراستار ارشد انتشارات مورای فعلا نام موقت «راهکار بحران: درس‌هایی از سازمان ملل در یک دنیای پاره‌پاره» برای کتاب انتخاب شده است. قرار است این کتاب در نیمه ابتدایی سال 2019 میلادی منتشر شود. به گفته مسئولان انتشارات در این کتاب، خاطرات تلخ و شیرین بان کی‌مون در تعامل با کشورهای مختلف آورده شده است. در کتاب تاریخچه‌ کوتاهی از زندگی بان کی‌مون نیز ذکر شده است. در صفحاتی از کتاب خاطرات آقای دبیر کل در جلساتش با روسای جمهور کشورهای مختلف مثل اوباما، احمدی‌نژاد، هیلاری کلینتون، قذافی، سارکوزی، نتانیاهو و ... نوشته شده است. بان کی مون خودش درباره این کتاب اینگونه اظهارنظر کرده است: «امیدوارم کتاب خاطراتم بتواند ارزش کار سازمان ملل متحدد را بازگو کند. هدف من از نوشتن این کتاب این بود که بگویم تمام استعدادهای انسان در جهانی با صلح و ثبات محقق خواهد شد.» ]]> جهان‌کتاب Wed, 14 Feb 2018 13:57:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257781/خاطرات-بان-کی-مون-احمدی-نژاد-اوباما-منتشر-می-شود بودن یک نویسنده در هر خانواده‌ای نفرین بزرگی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257665/بودن-یک-نویسنده-خانواده-ای-نفرین-بزرگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - کارل اووه. ناسگارد، نویسنده نروژی کتاب «مبارزه من» است که به عنوان رمان- اتوبیوگرافی محبوبی در جهان شناخته می‌شود و با «در جستجوی زمان از دست رفته»، شاهکار مارسل پروست مقایسه می‌شود. ناسگارد نویسنده چهار فصل معروف است که دو بخش اول آن تحت عنوان «پاییز» و «زمستان» شناخت‌نامه‌ای از دنیای مادی به حساب می‌آید و برای دخترش که در زمان نگارش کتاب به دنیا نیامده بود، نوشته است. سومین جلد این چهارگانه تحت عنوان «بهار» این هفته منتشر شده است. گاردین به همین بهانه مصاحبه کوتاهی با ناسگارد انجام داده‌است که شما را به مطالعه آن دعوت می‌کنیم.   - سه سال پیش با شما مصاحبه‌ای انجام دادم و گفتید روزی از سبک نوشتن خود در آینده خسته خواهید شد. آیا امروز همان روزی است که پیش‌بینی کرده بودید و نگارش چهارگانه فصلی‌تان فرار از سبک همیشگی‌تان است؟ دوست داشتم کاری متفاوت از «مبارزه من» انجام دهم و کمی از فضای نوشتنِ درباره خودم دور شوم. دلم می‌خواست کتابی درباره دنیای بیرون بنویسم. می‌خواستم خوانندگانم کمی شادتر باشند و از موضوعاتی که در «مبارزه من» با آن درگیر شدند دورشان کنم.   - در «بهار» ماجرای افسردگی همسر سابقتان را مطرح می‌کنید و از تأثیرش در زندگی‌تان سخن می‌گویید و در بخش‌هایی از کتاب از عصبانیت خود برای اینکه همسرتان مسئولیت زندگی خود و کارهایش را بر عهده نمی‌گرفت، نوشته‌اید. بسیاری از نویسندگان در این شرایط از بیان واقعیت طفره می‌روند و نگران هستند که «بی‌عاطفه» خوانده شوند. شما نگران این موضوع نبودید؟ تلاش داشتم به خوانندگانم بگویم چگونه افسردگی شدید بر افکار، احساسات، محیط اطراف و در واقع همه چیز تأثیر منفی می‌گذارد. بهتر است در این شرایط صادق باشیم و خجالت نکشیم. همسر سابقم این کتاب را خواند و مشکلی با مطرح کردن این اتفاق نداشت.   - شخصیت‌های آثار شما از میان مردم و اطرافیانتان انتخاب می‌شوند. چطور تلاش می‌کنید هویت اصلی‌شان را مخفی نگه دارید و جلوی کنجکاوی خواننده را بگیرید؟ فکر می‌کنم خواننده باید به حریم شخصی من احترام بگذارد اما وقتی سوالی شخصی از من می‌کنند ناراحت نمی‌شوم و سعی می‌کنم دلیل این کنجکاوی را درک کنم. خود من تصمیم گرفتم موضوعی شخصی را مطرح کنم و باید تبعات آن را نیز بپذیرم.   - فیلیپ راث گفته بود: «وقتی یک نویسنده در خانواده‌ای متولد می‌شود آن خانواده نابود می‌شود.» نظر شما چیست؟ موافقم. این جمله در مورد همه نویسندگان صدق می‌کند و گونه نوشتاری خاصی را دربرنمی‌گیرد. بودن یک نویسنده در هر خانواده‌ای نفرین بزرگی است. وقتی می‌نویسم احساس عذاب وجدان می‌کنم. بیشتر به خاطر فرزندانم. وظیفه من حمایت از آنهاست. دوست ندارم از حضور آنان سوءاستفاده کنم اما این کتاب هدیه‌ای به دخترم است. شاید وقتی 40 ساله شود به من افتخار کند زیرا خود من قبل از چهل سالگی پدر و مادرم را درک نمی‌کردم.   - درون‌مایه اصلی کارهایتان این است که آدم خوبی باشید. وقتی در حال زندگی خودتان هستید چنین موضوعی کمی سخت نمی‌شود؟ از وقتی که پسرکی بی‌تجربه بودم سؤالی مهم ذهنم را مشغول کرده بود. همیشه فکر می‌کردم آدم خوبی هستم اما وقتی به توصیفات دیگران درباره خودم گوش سپردم دریافتم از من با عنوان پسرکی «بی‌پروا» یا «بی‌توجه» و «غیرمسئول» یاد می‌کنند. من تلاش می‌کنم در حد توانایی‌ام آدم خوبی باشم. شوخی نمی‌کنم. حرف من حقیقت محض است و نوشتن در واقع فراری از دنیای اطرافم است و نوشتن حوزه‌ای است که در آن احساس آزادی می‌کنم. وقتی جوان‌تر بودم از خود می‌پرسیدم آیا امکان دارد که هم نویسنده و هم انسان خوبی باشم؟ در حال حاضر پدرِ خوب بودن برای من از اهمیت بیشتری برخوردار است.   - جایی گفتید «خودفریبی انسانی‌ترین ویژگی بشر است و راهی برای بقاست.» آیا نوشتن برای شما نوعی خودفریبی یا تمرین در این حوزه انسانی است؟ بنابر تجربه من، وقتی شروع به نوشتن می‌کنید دوست دارید حقیقت را بنویسید و دلتان نمی‌خواهد از کسی عذرخواهی کنید اما پیچیدگی عملِ نوشتن سبب می‌شود به این هدف دست نیابید. بنابراین همزمان هر دو اتفاق رخ می‌دهد. به تازگی از کسی درخواست کردم مطلبی درباره من بنویسد تا بتوانم از زاویه دید فردی دیگر به خودم نگاه کنم که البته کار بسیار سختی است. آنقدر با نوشتن و آثارم خود را نشناختم که این نوشته به من کمک کرد به خودشناسی برسم.   - در حال حاضر کجا زندگی می‌کنید؟ نیمی از سال را در لندن و نیمی دیگر را در سوئد سکونت دارم.   - آخرین کتابی که خواندید چه بود؟ در حال خواندن «مردی بدون ویژگی» نوشته رابرت موسیل هستم. 20 بار است شروع به خواندن این کتاب کرده‌ام اما هر بار نتوانستم آن را به پایان برسانم. این کتاب شاهکار است. از همه جملات این کتاب لذت می‌برم که پدیده نادری است.   - از آثار کدام نویسندگان در حوزه ادبیات داستانی و غیر داستانی لذت می‌برید؟ در بخش غیرداستانی آثار اسوتلانا الکسیویچ، که برنده جایزه نوبل نیز شده را دوست دارم. کتابِ «تراژدی مردم» نوشته اورلاندو فیگز را هم خیلی دوست دارم که درباره انقلاب روسیه است. در بخش داستانی این مک‌ایوان را دوست دارم. در میان نویسنده‌های جدیدتر نیز به مگی نلسون علاقه دارم.   - چه کتابی را به مخاطبان جوان پیشنهاد کنید؟ کتاب «دریای زمین» نوشته اورسلا گویین. وقتی ده ساله بودم این کتاب را از مادرم هدیه گرفتم و نقش مهمی در شکل‌گیری عقاید من داشت و چندین بار خواندمش.   - چه کتاب‌هایی را مبالغه‌آمیز می‌دانید؟ به نظر من ادبیات معاصر بسیار مبالغه‌‌آمیز است اما نمی‌توانم نامی بیاورم. معتقدم هر ده سال یک یا دو اثر خوب نوشته می‌شود.   - ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. خواهش می‌کنم. ]]> جهان‌کتاب Wed, 14 Feb 2018 12:51:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257665/بودن-یک-نویسنده-خانواده-ای-نفرین-بزرگی وزیدن «بادهای زمستانی» در بازی تاج و تخت http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257778/وزیدن-بادهای-زمستانی-بازی-تاج-تخت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اکسپرس - جرج آر.آر. مارتین، نویسنده مجموعه کتاب‌های «بازی تاج و تخت» اعلام کرده است که کتاب ششم از این مجموعه در آینده نزدیک به بازار خواهد آمد. پیش از این گمانه‌زنی‌های بسیاری درباره این کتاب از سوی رسانه‌ها شده بود. مارتین در وبلاگ رسمی خود تصویری از جلد کتاب ششم منتشر کرده است که در حقیقت بخش ششم بعد از داستان بازی تاج و تخت است. این کتاب «بادهای زمستانی» نام گرفته است و مارتین می‌گوید یک کتاب دو جلدی دیگر نیز بعد از این کتاب می‌نویسد. وی در وبلاگش اعلام کرد که در حال نوشتن داستان دو جلدی دیگری به نام «خون و آتش» است و اولین جلد آن به زودی منتشر خواهد شد. مارتین مشخص نکرد که کتاب «بادهای زمستانی» قبل یا بعد از داستان «خون و آتش» منتشر خواهد شد. مارتین گفته است کتاب «بادهای زمستانی» آخرین کتاب مجموعه «یخ و آتش» خواهد بود. در حال حاضر در آمریکا آخرین فصل از سریال «بازی تاج و تخت» در حال نمایش است. «بازی تاج و تخت» نخستین کتاب از مجموعه فانتزی-حماسی «ترانه یخ و آتش» است که برای اولین بار در ششم آگوست 1996 میلادی منتشر شد. این رمان در سال 1997 برنده «جایزه لوکاس» و «جایزه جهان فانتزی» شده و در سال 1998 میلادی «جایزه نبولا» را کسب کرد.رمان کوتاه «خون و اژدها»، برگرفته از بخش دنریس تارگریان این کتاب نیز برنده بهترین رمان کوتاه در «جایزه هوگو» شد. در ژانویه ۲۰۱۱ این رمان توسط نیویورک تایمز به عنوان رمانی پر فروش معرفی شد و در جولای همان سال به رتبه اول این فهرست رسید. ]]> جهان‌کتاب Wed, 14 Feb 2018 08:03:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257778/وزیدن-بادهای-زمستانی-بازی-تاج-تخت از رانندگی ليفتراك و کارگری تا «مردی به نام اُوه» http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/256592/رانندگی-ليفتراك-کارگری-مردی-نام-ا-وه  خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، تهیه و ترجمه: مرسده حیدری - فردریک بکمن، نویسنده و وبلاگ‌نویس سوئدی‌، متولد دوم ژانویه 1981 میلادی است. پیش‌ترها، شهرت بکمن در سوئد به‌خاطر وبلاگ‌نویسی و مقاله‌هایی بود که برای روزنامه‌های متعدد می‌نوشت. اما پس از انتشار چند کتاب موفق امروزه دیگر آوازه او در همه جای جهان به گوش می‌رسد. او در سال 2012 میلادی با انتشار رمان «مردی به نام اُوِه» که همان سال بیش از 600 هزار نسخه در سوئد فروخت به شهرت رسید. کتاب پس از ترجمه به زبان انگلیسی 30 هفته در صدر فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز قرار گرفت. فیلم با اقتباس از کتاب، با همین نام در سال 2016 در سینماهای جهان اکران شد. این فیلم به کارگردانی هانس هولم، توانست جزء پنج نامزد نهایی دریافت جایزه اسکار در کنار فیلم اصغر فرهادی شود و رکورد فیلم «جنگ ستارگان» را در سوئد بشکند. «مردی به نام اُوِه» تا به امروز به 25 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. ترجمه فارسی این رمان که در ایران نیز با استقبال زیادی روبرو شده توسط نشر نون، تندیس و چشمه منتشر شده است. اثر دیگر این نویسنده؛ «بریت ماری اینجا بود» که در سال ۲۰۱۶ چاپ شده، توسط نشر نون و با ترجمه فرناز تیمورازف منتشر شده است. اما ایده نوشتن این رمان چگونه به ذهن بکمن 36 رساله رسید و منتقدان جهانی در مورد این کتاب چه می‌گویند؛ ایده نگارش «مردی به نام اُوِه» در سال 2007 در ذهن بکمن جرقه زد؛ یعنی زمانی که بکمن در یک مجله سوئدی کار می‌کرد. این رمان در ابتدا تنها نوشته‌هایی بودند که بکمن برای سرگرمی در وبلاگش منتشر می‌کرد. بخش‌هایی از نوشته‌هایش شامل موضوعاتی راجع به شخصیت و اخلاقیات پدرش بود که بیش‌تر خوانندگان وبلاگش آنها را دوست داشتند. بکمن نقطه آغاز کار خود را برای مجله فیشر آلمان چنین شرح می‌دهد: «هنگامی که همسرم نوشته‌هایم را خواند، گفت: که این مرد؛ «اوه»، خیلی شبیه توست.» چون من هم با دیگران کم صحبت می‌کنم و زیاد اجتماعی نیستم. از آن به بعد «مردی به نام اُوِه» شکل گرفت. هنگامی که او دست‌نوشته رمان «مردی به نام اُوِه» را نخستین بار برای چند ناشر ارسال کرد، اکثر ناشران او را نادیده گرفتند و پاسخی ندادند. حتی چند تن آن را به طور صریح رد کردند. در این میان آنچه سبب امیدواری وی می‌شد بازخورد خوب خوانندگان وبلاگش بود. پس از چند ماه و چند پاسخ منفی دیگر، او کم‌کم مأیوس شده بود و فکر می‌کرد که شاید بازاری برای داستانی پیرامون یک مرد 59 ساله که سعی می‌کند خود را بکشد اما نمی‌تواند وجود ندارد.   او می‌گوید: «با آنکه برخی ناشران نوشته‌های این کتاب را افسانه‌ای نامیده‌اند، اما این داستان‌ها از اتفاقات روزمره من در جامعه و رفتار پدرم با من سرچشمه گرفته و خوانندگان وبلاگم آنها را دوست داشتند.» بکمن برای نوشتن به ابزار خاص و مكان ويژه‌ای نياز ندارد. او در مكالمات بی‌شمار روزمره خود به چيزهای خيلی مهم‌تری توجه می‌کند كه هرچند كوچك‌ شمره می‌شوند، اما مهم هستند. وقتی كه او با اطرافیانش صحبت می‌كند، به جزئيات بامزه‌ای توجه می‌كند که خواننده نیز می‌تواند اين مشاهدات را در شخصيت‌هاي لجباز داستانش حس مي‌كند. بکمن می‌گوید:«من مدام در حال نوشتن وقایع روزمره هستم .همه‌جا، پشت پاكت نامه‌ها، روی زيرليوانی‌های مخصوص نوشیدنی و  تلفن همراهم و در آخر آنها را وارد كامپيوترم می‌کنم. بعضی وقت‌ها نیز برای نوشتن از ماشين تحرير قديمی‌ام یا مداد و قلم استفاده می‌کنم. يك ديالوگ، يك ايده، يك عبارت! فكرش را بكنيد، برای مثال سه هفته بعد آن را وسط خرت‌وپرت‌ها دوباره پيدا می‌كنم.» این زبان طنز، ویژگی منحصر به فرد این نویسنده سوئدی است. او دربخشی از مصاحبه‌اش با رادیو آلمان می‌گوید:«از کودکی برنامه‌ای برای نويسنده‌ شدن نداشتم. من حس می‌کنم نويسنده شدم، چون می‌نوشتم و برحسب تصادف نويسنده شدم. بعد از گرفتن ديپلم دبيرستان واقعا نمی‌دانستم كه بايد چه‌كاری را شروع كنم. كمی مطالعه كردم اما به جايی نرسیدم. بعد يكی از دوستانم برای من يك كار به‌عنوان راننده ماشين باربر (ليفتراك) در يك عمده‌فروشی ميوه پيدا كرد. همزمان برای مدتی یادداشت‌های يك روزنامه جديد محلی را پیگیرانه می‌خواندم. بعد خودم چند متن نوشتم و آنها را برای سردبير روزنامه فرستادم. آنها از اين متن‌ها خوششان آمد اما خبری از پول نبود. با وجود این، كار من را تائيد كردند. من کارم را در انبار ميوه ادامه دادم و در زمان باقيمانده، مقاله و متن می‌نوشتم. من اهل یک خانواده اصیل و سنتی جنوب سوئد هستم. با آنکه پول خوبی از کار در میوه فروشی به دست می آوردم اما هم خودم و هم خانواده متوجه این مساله شدیم که این کاری نیست که بتوانم در آینده آن را دنبال کنم و خانواده‌ام از من خواستند یک برنامه عاقلانه برای زندگی‌ام داشته باشم. در نهایت يك چيز براي من روشن شد: تنها چيزی كه واقعا به آن علاقه دارم، نوشتن است؛ چرا با آن پول درنياورم؟ » در ادامه می‌گوید:« وقتی از من می‌پرسند که از چه موقع نوشتن را شروع كرده‌ام، می‌گویم: «ا ز وقتی یک پسربچه بودم نوشتن را شروع كردم، نوشتن برای من راهی برای ارتباط برقراركردن با احساساتم بود. بعضی‌ها برای بيان احساسات خود از ورزش يا موسيقی استفاده می‌كنند. من هم به وسيله داستان‌ها، هويتم را جست‌وجو و پیدا كردم. يك دليل دیگر برای علاقه‌ام اين بود كه من خيلی زود - چهار يا پنج ساله که بودم- خواندن را ياد گرفتم. جالب اينكه مادرم معلم بود. وقتی كه مدرسه رفتم كتاب‌های بسیاری از جمله كتاب‌های بزرگسالان را خوانده بودم.به طور مثال در هشت سالگي كتاب «ارباب حلقه‌ها» تالكين را خوانده بودم.»   همسر بکمن یک بانوی ایرانی به نام ندا شفتی است که شخصیت قوی و با اراده‌ای دارد. این نویسنده در پردازش پروانه، زن همسایه اوه در کتابش از شخصیت همسرش الهام گرفته است. فردریک معتقد است که ندا در زندگی او بسیار تاثیرگذار بوده است و به نوعی خیلی از او حساب می‌برد. او می‌گوید :«آن زمان من و همسرم يك بچه كوچك در خانه داشتیم و من شب‌ها و آخر هفته‌ها، مقاله می‌نوشتم. در كنار آن همچنان به‌عنوان يك روزنامه‌نگار كار می‌كردم. همسرم شاخص اندازه‌گيری نوشته‌هايم است. وقتی او هنگام خواندن نوشته‌هايم می‌خندد، آنگاه می‌دانم كه آن اثر موفق است.» آنا ماريا ميشل، منتقد آلمانی در مورد «مردی به نام اُوِه» می‌نویسد: « كجای این خنده دار است؟ يك مرد افسرده می‌خواهد خودش را بكُشد. اين كمدی سياه كه فيلم آن نيز تهيه شده در سوئد موفق‌تر از «جنگ ستارگان» ری پرده سينماها بود. اوه به كنترل‌كردن علاقه زيادی دارد. او هر روز درهای گاراژ را كنترل می‌كند كه بسته باشند. او اسم كسانی را كه در مكان‌های اشتباهی پارك كرده‌اند يادداشت می‌كند و به زنی كه به سگش اجازه داده در پياده‌رو ادرار كند، اعتراض می‌كند. بدتر از همه او با كسی برخورد می كند كه با ماشينش از بين منطقه مسكونی ممنوعه عبور كرده است. اوه يك همسايه عجيب و جالب است كه با علاقه اغراق‌آميزش با نظم روي اعصاب همه می‌رود. وقتی كه مردها به يك سن معينی مي‌رسند عبوس مي‌شوند. اما قبل از عبوس‌بودن، خيلي دلسوز هستند - درست مثل اُوِه، كه با داستانش و رفتار عبوسانه‌اش می‌تواند قلب‌ها را نرم كند. آدم می‌تواند بگويد كه او يك آدم خيلی سنتی است. اما اين هم برای توصيف يك مرد ۵۹ ساله كافی نيست. او يك مرد تنفرآور خيلی سنتی است كه اطرافيان خود را آزار میدهد. دائما ناسزا می‌گوید و هر روز صبح در يك ساعت معين بازرسی خود را انجام می‌دهد. چون باید همه چیز منظم باشد. آنوك شولين، دیگر منتقد آلمانی در مورد «مردی به نام اُوِه» می‌نویسد: « «مردی به نام اُوِه» كتابی است كه در سوئد در صدر فهرست كتاب‌های پرفروش قرار گرفته است. فردريك بكمن در اين كتاب‌، شخصيت مردی را توصيف كرده كه همه ما با آن آشنا هستيم: مردی كه همسايه‌هايش را با دقت زيرنظر دارد. در نگاه اول، اوه چيزی به جز يك همدرد و غمخوار است. او هر روز صبح يك گشت بازرسی در محوطه دارد، پلاك ماشين‌های مهمان همسايه‌ها را يادداشت می كند، در سطل‌های زباله را باز و وضعيت تفكيك زباله را چك می‌كند. دوچرخه‌ها را در اتاق دوچرخه قرار می‌دهد و فورا با هرشخصی كه جرات كند با ماشين از بين منطقه مسكونی رد شود، برخورد می‌كند. اما درعين‌حال او يك فرد افسرده نیزهست. بعد از مرگ همسرش و از دست‌دادن كارش او ديگر انگيزه‌ای ندارد و می‌خواهد به زندگی‌اش پايان دهد. خواننده در طول داستان همچنين درمی‌يابد كه چرا او اينگونه شده، او چطور و از كدام اتفاقات ناگوار سرنوشت رنج می‌برد. اين كتاب آنچنان زيبا نگاشته شده كه من هنگام خواندن آن هم می‌خنديدم و هم اشك می‌ریختم. اين كتاب داستان مردمی است كه از زندگی دست كشيده و به وسيله موقعيت‌های مختلف به زندگی بازگردانده می‌شوند. «مردی به نام اُوِه» بسيار احساساتی و تاثربرانگيز نوشته شده، است؛ يك كتاب واقعا فوق‌العاده و عالی است.» «مردی به نام اُوِه» همانند یک بمب در سوئد صدا کرد و تا کنون بیش از 840 هزار نسخه از آن به فروش رفته است. هرچند ناشران در ابتدای کار تمایل چندانی برای چاپ کتاب نداشتند، اما اثر بکمن توانست رکورددار شود و از فروش کتاب‌هایی چون «دختری در قطار» پیشی گیرد. فردريك بكمن با کتاب این رمان موفق شد داستانی از زندگی مردی را تعريف كند كه همه را مجذوب خود می‌کند. روند داستان و كارهای ناگهانی و عجيب در برخی مواقع خوانندگان را در اين كتاب به خنده می‌اندازد و در مواقع ديگر در بهت عميقی فرو می‌برد. «مردی به نام اُوِه» نه يك كتاب هيجان‌انگيز است، نه يك كتاب صرفا كمدی. اين رمان كه از سوی نويسنده موفق سوئد نوشته شده، يك رمان صادقانه و پر از احساسات صمیمی است.» ]]> جهان‌کتاب Wed, 14 Feb 2018 07:33:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/256592/رانندگی-ليفتراك-کارگری-مردی-نام-ا-وه عاشقانه‌ترین داستان‌های جهان http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257777/عاشقانه-ترین-داستان-های-جهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، داستان‌های عاشقان قدمتی دیرینه دارند و قرن‌هاست مرم از خواندن این گونه داستان‌ها لذت می‌برند و تا زمان کنونی نیز جذابیت خود را در میان مخاطبان دنیای ادبیات از دست نداده است. از اولین داستان‌های جفری چاسر در ادبیات انگلیس گرفته، داستان عشق پاریس به هلن در حماسه «ایلیاد و اودیسه» تا نمایشنامه‌های عاشقانه ویلیام شکسپیر همچون «رومئو و ژولیت» و عشق آتشین داستان‌های جین آستن و امیلی برونته، همه و همه نشان از ماندگاری داستان‌های رمانتیک در طول اعصار و قرون مختلف دارد.   داستان عاشقانی که فقط یکدیگر را باور دارند و حتی اگر همه دنیا علیه‌شان باشند عشق در زندگی الهام‌بخششان می‌شود. با نگاهی به معروف‌ترین داستان‌های عاشقانه دنیا درمی‌یابیم بسیاری از عاشقان پایان تراژیکی را تجربه کرده‌اند اما داستان‌های عاشقانه بار دیگر به انسان یادآوری می‌کنند که عشق حقیقی از هر چیز دیگری در دنیا قدرت بیشتری دارد و به ما نشان می‌دهند که بشر بیش از هر چیزی در دنیا در پی عشق است و البته امیدوار است به پایانی خوش برسد. در این مطلب به بهانه روز عشق در دنیا برخی از محبوب‌ترین داستان‌های عاشقانه دنیا را مرور می‌کنیم:   «رومئو و ژولیت» نوشته ویلیام شکسپیر  داستان عشق تراژیک بین رومئو و ژولیت، از دو خانواده مختلف که خصومتی دیرینه دارند. عشق ممنوعی که هر دو را به کام مرگ می‌کشاند. عشاقی که دلدادگی‌شان منبع الهام داستان‌های زیادی پس از شکسپیر شد و اقتباس‌های سینمایی متعددی از آن در سال‌های مختلف ساخته شده است.   «بر باد رفته» نوشته مارگارت میچل همیشه از «بر باد رفته» به عنوان یکی از عاشقانه‌ترین داستان‌های دنیا یاد می‌شود که البته کمی عجیب است، زیرا عشق در این داستان شکست می‌خورد یا به گوشه‌ای رانده می‌شود. قصه دلدادگی بین «رت باتلر» و «اسکارلت اوهارا» در بستری تاریخی در هنگام جنگ‌های داخلی آمریکا شکل می‌گیرد. البته عشق بیان شده در «بر باد رفته» بسیار تراژیک است اما مگر عشق و غم دوشادوش یکدیگر حرکت نمی‌کنند! شاید همین موضوع داستان کتاب را ماندگار کرده است.   «غرور و تعصب» نوشته جین آستن داستان معروف جین آستن بر خلاف «بر باد رفته» و «رومئو و ژولیت» پایانی خوش دارد. الیزابت بنت بر خلاف دیگر خواهرانش سودای ازدواج کردن ندارد و از افکاری مستقل برخوردار است. دارسی، پسر اشراف‌زاده و مغروری است که بر خلاف آنچه تصور می‌کرد شیفته الیزابت می‌شود. اتفاقات و مشکلاتی زیادی در طول داستان وجود دارد که فقط آتش عشق دو شخصیت جذاب داستان را در ذهن خواننده افزایش می‌دهد، اما در نهایت با وصال دارسی و الیزابت یکی از رمانتیک‌ترین داستان‌های عاشقانه تاریخ ادبیات رقم می‌خورد.   «بر بلندی‌های بادگیر» نوشته امیلی برونته تنها کتاب امیلی برونته که او را در تاریخ ادبیات دنیا جاودانه کرد زیرا چنان هنرمندانه و متفاوت قصه عشق یتیمی ظالم به نام هیت‌کلیف به دختر ارباب، کاترین ارنشاو را نشان می‌دهد که سبب ماندگاری‌اش در تاریخ ادبیات می‌شود.  عشق هیت‌کلیف به تمسخر گرفته می‌شود و حس انتقام‌جویی را در هیت‌کلیف به وجود می‌آورد. با وجود همه خشم و نفرتی که در هیت‌کلیف ریشه می‌دواند عشقش به کاترین از بین نمی‌رود اما فضای گوتیک و تلخ داستان خواننده را آزار داده و سبب شد هیچ‌گاه این داستان را از بین نبرد.   «پرنده خارزار» نوشته کالین مک‌کلاف داستان عشق دخترکی به نام مگی به کشیشی به نام رالف. رالف که به دلیل پذیرش رَدای کلیسا حق ازدواج ندارد مجبور است عشقش به دخترک را به فراموشی بسپارد؛ فارغ از اینکه عشق راه خود را می‌یابد و مقاومت در مقابل آن فایده‌ای ندارد.   «دفترچه» نوشته نیکلاس اسپارکس داستان عاشقانه اسپارکز در سال 1996 نگاشته شده و نسبت به آثار قبلی معرفی‌شده جدید است. داستان عشق فراموش‌نشدنی نوآ به دخترکی به اسم اَلی. داستان از آنجا آغاز می‌شود که پیرمردی در خانه سالمندان قصه‌ای عاشقانه را برای پیرزنی می‌خواند. کمی بعدتر در داستان درمی‌یابیم پیرمرد همان نوآ است و اَلی را در دوره بیماری آلزایمر به فراموشی نسپرده و در کنارش است و با خواندن داستان خودشان تلاش می‌کند حافظه اَلی را بازگرداند. از خلال این ماجرا داستان عشق این دو در گذشته را می‌خوانیم و تب عشقشان خواننده را فرامی‌گیرد. شخصیت‌های اصلی داستان در نهایت در کنار هم از دنیا می‌روند تا بار دیگر به انسان یادآوری کنند عشق افسانه نیست و واقعیت دارد.   ]]> جهان‌کتاب Wed, 14 Feb 2018 07:20:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257777/عاشقانه-ترین-داستان-های-جهان اهدای جایزه برتولت برشت 2018 به نویسنده گرجی‌تبار http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257736/اهدای-جایزه-برتولت-برشت-2018-نویسنده-گرجی-تبار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از آجاندا نیوز- اعضای هیئت داوران جایزه ادبی برتولت برشت شهر آوگسبورگ نینیا خاراتیشویلی، نویسنده آلمانی‌زبان گرجی‌تبار را به عنوان برنده این جایزه ادبی در سال 2018 معرفی کردند. اثر خاراتیشویلی با عنوان «زندگی هشتم» که پس از انتشار نقدهایی مثبت بسیاری را دریافت کرده بود، زندگی چند نسل مختلف از یک خانواده در چند کشور متفاوت را روایت می‌کند. این رمان هم‌چنین در روزنامه فرانکفورت آلگماینه زایتونگ که از مهم‌ترین روزنامه‌های آلمان است به عنوان بهترین و جسورانه‌ترین رمان آلمانی زبان معرفی شده بود. هیئت داوران این نکته را یادآوری کرد که رمان انتخاب‌شده «روز هشتم» نوشته خاراتیشویلی می‌تواند یک شناخت کاملاً تازه از گذشته‌ به مخاطب اروپای غربی از دیدگاه راوی اروپای شرقی بدهد. اعضای هیئت داوران این جایزه شامل افرادی چون اندریا کوشویتز، هوبرت اشپیگل،توماس وایتزل، ماتیاس مایر و شرمین لانگوف بودند. خاراتیشویلی در سال 1983 میلادی در تفلیس متولد شد و در سال 1995 به آلمان مهاجرت کرد. این نویسنده آلمانی‌زبان هم‌چنین برای آثار دیگرش تا به‌حال توانسته جوایز ادبی آلمانی متعددی را برنده شود.  جایزه ادبی برتولت برشت که هر سه سال یک بار اهدا می‌شود در سال 1995 میلادی در شهر آوگسبورگ، محل تولد برتولت برشت، شاعر و نمایشنامه‌نویس شهیر آلمانی راه‌اندازی شد. این جایزه که از مهم‌ترین جوایز ادبی آلمانی‌زبان شناخته می‌شود، امسال برای نهمین بار است که برنده‌اش را معرفی می‌کند. نویسندگان، نمایشنامه‌نویسان و شاعرانی چون اورس ویدمر، سیلکه شویارمن، اینگو شولتسه از برندگان پیشین این جایزه هستند. ]]> جهان‌کتاب Tue, 13 Feb 2018 11:35:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257736/اهدای-جایزه-برتولت-برشت-2018-نویسنده-گرجی-تبار بازیگر و کشتی‌‌کج مطرح آمریکایی برای کودکان کتاب نوشت http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257675/بازیگر-کشتی-کج-مطرح-آمریکایی-کودکان-کتاب-نوشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از یاهو نیوز- جان سینا، قهرمان کشتی‌کج و بازیگر آمریکایی نخستین تجربه خود در زمینه نویسندگی را با نوشتن یک مجموعه کتاب کودک آغاز کرده است. مجموعه کتاب‌های قهرمان کشتی که حول محور یک خانواده شلوغ از کامیون‌های غول پیکر می‌گردد با عنوان‌های «زحمت»، «پین‌بال»، «درخشش»،« غرش» و «تخته گاز رفتن» منتشر خواهد شده است. نخستین کتاب از این مجموعه که «زحمت؛کار شاق» نام دارد، کتاب تصویری است که قصه یک ماشین غول پیکر را روایت می‌کند که از چهار برادر دیگر خود کوچکتر بوده، اما در موقعیتی قرار می‌گیرد که توانایی و قابلیت خود برای انجام کارهای بزرگ ثابت می‌کند. سینا در یک کنفرانس مطبوعاتی هدف خود از نگارش این مجموعه را آموختن ارزش‌های پشتکار و اعتماد به نفس در کودکان عنوان کرد. او هم چنین گفت: «با نوشتن کتاب «زحمت» و کتاب‌های دیگر می‌خواستم یک راه مفرح و در عین حال کاربردی به کودکان درباره قدرت جاه‌طلبی، ایثار و از خودگذشتگی را آموزش دهم. چرا که همین ایده‌ها در زندگی من از کودکی تا بزرگسالی الهام‌بخش و تحول‌آفرین بوده است. برای من هم‌چنین بسیار مهم است که مثبت ‌اندیشی را رواج دهم و به نسل جوان کمک کنم تا بدانند افکار و اندیشه‌های مثبت کلید موفقیت و پیروزی است.» تصویری‌گری نخستین کتاب از این مجموعه را هاورد مک ویلیام بر عهده داشته و قرار است کتاب  9 اکتبر (17 مهرماه) از سوی انتشارت رندوم هاوس منتشر شود.انتشارات رندوم هاوس گفته است که سینا قصد دارد این مجموعه از کتاب‌ها را در فرمت‌های متفاوتی برای کودکان به چاپ برساند. مجموعه کتاب‌های کودک سینا، اولین اقدام این قهرمان کشتی‌کج برای ورود به عرصه دنیای کودک نیست. آخرین فیلمی که سینا در آن نقش‌آفرینی کرده با عنوان «فردیناند» در حوزه سینمای کودک و نوجوان است که داستان آن درمورد یک گاو  صلح‌طلب است که زندگی در کنار گل‌ها را به بودن در میدان گاوبازی ترجیح می‌دهد. ]]> جهان‌کتاب Tue, 13 Feb 2018 08:22:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257675/بازیگر-کشتی-کج-مطرح-آمریکایی-کودکان-کتاب-نوشت برندگان قدیمی‌ترین جایزه کتاب کودک جهان معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257731/برندگان-قدیمی-ترین-جایزه-کتاب-کودک-جهان-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از تایم - «سلام، دنیا» نوشته ارین اِنترادا کِلی، که داستان چند دانش‌آموز از طبقه متوسط است دیشب به عنوان برنده مدال «نیوبری» و همچنین کتاب برتر سال 2017 توسط کتابخانه ملی آمریکا معرفی شد. مدال «رندولف کالدِکات» که به بهترین تصویرگری کتاب کودک داده می‌شود نیز به ماتیو کوردل برای داستان تصویری زیبایش تحت عنوان «گرگی در برف» تعلق گرفت.   از دیگر بخش‌های کتاب کودک سال کتابخانه ملی آمریکا می‌توان به جایزه «کورتا اسکات کینگ» اشاره کرد که به بهترین نویسنده آفریقایی-آمریکایی تعلق می‌گیرد. این جایزه امسال به رنه واتسون برای کتاب «وصل کردن تکه‌های من به هم» داده شد و اکوآ هولمز با کتاب تصویری «از روی شگفتی» به عنوان بهترین کتاب تصویری این بخش از جایزه «نیوبری» برگزیده شد.   جایزه «پورا بلپر» نیز که به بهترین کتاب کودک از آمریکای لاتین اهدا می‌شود، امسال به «دختر دل‌شکسته‌ خوش‌شانس» نوشته روث بِهار رسید. برنده بهترین کتاب تصویری آمریکای لاتین نیز  جوآنا مارتیز-نیل برای کتاب «شاهزاده و نخود فرنگی» شد. از الوئیس گرینفیلد نیز که آثار متعددی در حوزه کودک نوشته برای دستاوردها و خدمتش تجلیل شد. گرینفیلد نویسنده آثار مشهوری چون «عزیزم، دوست دارم» و «در سرزمین کلمات» است. جایزه یا مدال «نیوبری» و «کالدِکوت» بیش از 80 سال قدمت دارد. پیش از این نویسندگانی چون ژاکلین وودسان و مادلین لانگلز برگزیده این جایزه بوده‌اند.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 13 Feb 2018 07:18:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257731/برندگان-قدیمی-ترین-جایزه-کتاب-کودک-جهان-معرفی-شدند موفقیت دوباره جوجو مویز در بازار جهانی کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257728/موفقیت-دوباره-جوجو-مویز-بازار-جهانی-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز- این مجله هر هفته فهرستی از آثار پرفروش خود در بخش‌های داستانی، غیرداستانی و کودک و نوجوان را منتشر می‌کند. در این مطلب نگاهی کوتاه به پرفروش‌ترین آثار داستانی هفته دوم فوریه خواهیم داشت.   «تاریکی در مرگ» داستانی جنایی از جی. دی. راب است که در هفته اول انتشار خود در جایگاه نخست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفته است. قصه زن و شوهری که تلاش می‌کنند بر اساس تجربیاتشان از طریق فیلم و کتاب معمای قتلی را حل کنند.   «هنوز من»، داستان جدید جوجو مویز در هفته اول انتشار خود در جایگاه دوم پرفروش‌ها قرار گرفته است. نویسنده انگلیسی این بار باز هم به سراغ شخصیت اصلی داستان «من پیش از تو» و «پس از تو»، لوئیسا کلارک رفته و این بار سیر زندگی‌اش پس از سفر به نیویورک را نشان می‌دهد.   «زنی در پنجره» داستان جنایی و معمایی نوشته ای. جی. فین در هفته دوم ژانویه منتشر شد و با حضور در رتبه نخست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز همگان را شگفت‌زده کرد، اما حالا و در هفته دوم فوریه به جایگاه سوم سقوط کرد. «زنی در پنجره» با بیان هیچکاکی و قدرتمند خود قصه زنی را روایت می‌کند که فکر می‌کند شاهد جنایتی در خانه همسایه بوده است. زنی به نام آنا در خانه‌ای در نیویورک زندگی می‌کند و علاقه‌ای به ارتباط با دنیای بیرون و دیگران ندارد. او بیشتر اوقات را به تماشای فیلم نشسته و به یاد خاطراتش روزگار می‌گذراند و گاهی اعمال همسایه‌هایش را زیر نظر می‌گیرد. یکی از این روزها که در حال نگاه کردن به خانه همسایه خوشبختش بود شاهد اتفاقی می‌شود که برایش باورپذیر نیست.   حضور دنیل استیل در فهرست پرفروش‌ها اصلاً عجیب نیست و سال‌هاست این نویسنده با آثار عامه‌پسندش در فهرست پرفروش‌های مجلات مختلف قرار می‌گیرد. کتاب جدید دنیل استیل تحت عنوان «پشت کردن اقبال» هفته گذشته منتشر شده و این هفته در جایگاه چهارم قرار گرفته است. داستان زن بیوه‌ای که همسرش نامی از او در وصیت‌نامه‌اش نمی‌آورد و او در تلاش است تا بدون پول و سرمایه‌ای خاص زندگی جدیدی بسازد و به عنوان طراح لباس مشغول به کار می‌شود.   «آتش در همه جا» نوشته سلست نِگ چهار هفته پیش موفق به حضور در فهرست پرفروش‌ها شد و این هفته با یک رتبه سقوط به جایگاه پنجم رسیده است. سلست نگ، نویسنده آمریکایی- چینی در کتاب دوم خود به موضوع خانواده، اتفاقات زندگی نوجوانان، احساسات مادرانه، و روابط انسانی می‌پردازد. پیش از این نگ با رمان اول خود تحت عنوان «چیزهایی که هیچ‌وقت به تو نگفتم» در فهرست پرفروش‌های «نیویورک‌تایمز» و «آمازون» قرار گرفته بود.   برای دیدن فهرست کامل پرفروش‌های هفته دوم فوریه به لینک زیر مراجعه کنید:    https://www.nytimes.com/books/best-sellers/hardcover-fiction/?action=click&contentCollection=Books&referrer=https%3A%2F%2Fwww.google.com%2F®ion=Body&module=CompleteListLink&version=Fiction&pgtype=Reference ]]> جهان‌کتاب Tue, 13 Feb 2018 07:00:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257728/موفقیت-دوباره-جوجو-مویز-بازار-جهانی-کتاب اتحاد کوبو و والمارت برای شکست آمازون http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257678/اتحاد-کوبو-والمارت-شکست-آمازون به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل گودایریدر - شرکت والمارت و کوبو کانادا برای بالا بردن توان رقابتی خود در مقابل فروشگاه آنلاین آمازون ائتلافی تشکیل دادند. والمارت یکی از بزرگترین سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در آمریکا است. شرکت کانادایی کوبو اعلام کرده است از این پس کتابخوان‌های الکترونیک خود را در فروشگاه‌های والمارت عرضه می‌کند. مسئولان کوبو می‌گویند امیدوارند فروش کتاب‌های صوتی‌ و الکترونیک متعلق به این شرکت در آمریکا از طریق عرضه آنها در فروشگاه‌های والمارت افزایش پیدا کند. بر اساس این گزارش کاربران آمریکایی کوبو می‌توانند کتابخوان‌های الکترونیک و همچنین کتاب‌های صوتی و الکترونیک تولید شده توسط شرکت کانادایی را با مراجعه به وب سایت فروشگاه والمارت نیز تهیه کنند. شرکت کانادایی کوبو پیش از این نیز برای بالا بردن فروش خود در کشور آمریکا با شرکت‌های توزیع کتاب مانند «بوردرز بوکس» قرارداد امضاء کرده بود که چندان موفقیت‌ آمیز نبود. در حال حاضر بارنزاندنوبل صاحب بزرگترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای کتاب در کشور آمریکاست که 600 فروشگاه مستقل کتاب در سراسر این کشور دارد. آمازون نیز در حال افزایش تعداد فروشگاه‌های کتاب خود در آمریکاست. در مقابل این عدد، 6 هزار فروشگاه سوپرمارکتی والمارت قرار دارد که شرکت کانادایی کوبو امیدوار است قرارداد همکاری با این فروشگاه بتواند آن را در مقابل فروشگاه‌های کتاب آمریکایی موفق کند. بسیاری از آمریکایی‌ها خریدهای روزانه خود را از طریق فروشگاه‌های والمارت انجام می‌دهند. شرکت آمازون حدود یک دهه است که بر بازار فروش کتاب الکترونیک در آمریکا تسلط دارد و شرکت کانادایی کوبو امیدوار است این تسلط را از طریق والمارت بشکند. ]]> جهان‌کتاب Tue, 13 Feb 2018 05:59:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257678/اتحاد-کوبو-والمارت-شکست-آمازون پنج راهکاری که کودکان‌ را به کتابخوانی علاقه‌مند می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257708/پنج-راهکاری-کودکان-کتابخوانی-علاقه-مند-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ساوت‌چاینا مورنینگ‌پست - هفته پیش در شهر هنگ‌کنگ مراسمی با عنوان «کنفرانس ادبی مدارس جهان» برگزار شده بود که یکی از حاضران این مراسم کتی کالینز، جامعه‌شناس آمریکایی بود که به عنوان سخنران مهمان در این مراسم شرکت کرده بود. وی در این کنفرانس درباره علاقمند کردن کودکان به کتابخوانی سخنرانی کرد که با استقبال حاضران روبرو شد. کالینز سال‌ها در ارتباط تنگاتنگ با اساتید ادبیات دانشگاه کلمبیا تحقیقاتی درباره مطالعه و جایگاه آن در دنیای امروزی انجام داده است. این جامعه‌شناس آمریکایی در گفت‌وگو با روزنامه مورنینگ پست چاپ شهر هنگ کنگ نکاتی درباره نحوه علاقمند کردن کودکان به مطالعه و کتاب‌‌خوانی ارائه می‌کند. وی اعتقاد دارد در عصر دیجیتال، کتاب خواندن اولویت‌ کودکان نیست و باید این امر را به اولویت اصلی آن‌ها تبدیل کرد. کالینز در کتابی با عنوان «بزرگ شدن خوانندگان» چاپ انتشارات «استنهاوس» آمریکا مسائل بسیاری درباره نحوه علاقمند کردن کودکان به مطالعه کتاب ذکر کرده، که روزنامه مورنینگ پست پنج نکته از مهمترین این نکات را منتشر کرده است: 1. از سنین پایین شروع کنید مطالعات مختلفی نشان داده که کودکان از سنین پایین از گوش دادن به داستان لذت می‌برند. آن‌ها وقتی به دنیا می‌آیند صدای والدین خود را تشخیص می‌دهند و خواندن داستان برای آن‌ها لذت بخش‌ترین فعالیت است و والدین باید بدانند که کودکان همه چیزهایی را که برای آن‌ها خوانده می‌شود به خوبی درک می‌کنند. 2. سرزنش هیچ وقت مفید نیست این نکته یکی از تجربیات شخصی کالینز با یکی از فرزندان خودش است. کتاب خواندن برای پسر کالینز، یکی از سخت‌ترین کارهای روزمره است ولی کالینز بر اساس تجربیاتش به این نتیجه رسیده است که سرزنش کردن این رفتار فرزندش به هیچ وجه نتیجه مثبتی ندارد. وی می‌گوید: «ما همیشه وقتی می‌‌خواهیم با هم کتاب بخوانیم اول من شروع می‌کنم و پیشنهاد می‌کنم که بقیه‌اش را او تمام کند.» به اعتقاد کالینز یکی از اشتباهات رایج والدین در مورد کتاب‌خواندن کودکان تصورات و خیال‌پردازی‌های خود والدین است. چون آن‌ها تصوری از کتاب خواندن دارند که این تصور در ذهن کودکان وجود ندارد. آن‌ها باید از خواندن لذت ببرند و تا این شرایط برای آنها مهیا نشود نمی‌توان امیدی به ایجاد این علاقه در آنها داشت. 3. برای کودکان با صدای بلند کتاب بخوانید کالینز می‌گوید که تا 13 سالگی برای یکی از فرزندانش با صدای بلند کتاب می‌خوانده است و این نوع کتاب خواندن تاثیر بسیار بیشتری از روش‌های عجیب و غریب مدرسه داشت. حتی ورق زدن کتاب با سر و صدا ایجاد صمیمیت بین کودک و والدین می‌کند. کالینز اعتقاد دارد باید کتاب خواندن با صدای بلند را نوع سنتی کتاب خواندن نامگذاری کرد که در مقابل روش‌های مدرن تاثیر بسیار بیشتری برای علاقمند کردن کودکان به کتاب‌خوانی دارد. 4. هنگام خواندن کتاب از بحث‌های جانبی کمک بگیرید کتاب خواندن برای کودکان همه ماجرا نیست، چون باید او را درگیر موضوعاتی کنید که احیاناً در کتاب مطرح می‌شود. مهمترین بخش کتاب خواندن مکث‌های چندثانیه یا چند دقیقه‌ای است که در این توقف‌های کوتاه مثلاً می‌توان نظر کودک را در مورد داستان یا شخصیت‌های آن پرسید. باید از این مسئله مطمئن شوید که داستان یا مطالب خوانده شده برای کودک توسط او درک می‌شود یا اینکه احساس خوبی نسبت به آن دارد. 5. انتخاب نوع کتاب را به کودکان واگذار کنید برخی والدین دارای مشاغل خاص، دوست دارند کودکانشان از همان ابتدا موضوعاتی را مطالعه کند که آن‌ها دوست دارند. این مسئله به اعتقاد کالینز موجب ضربه زدن به علاقه کودکان برای مطالعه می‌شود. سعی کنید انتخاب کودکان در ژانر و حوزه داستان را آزاد بگذارید و طوری باشد که آن‌ها بتوانند بر اساس علاقه خود نوع کتاب را انتخاب کنند. به گفته کالینز همیشه بهترین کتاب در هیچ جای جهان وجود ندارد و این مسئله به خصوص در مورد کودکان یک مسئله نسبی است. ممکن است یک کتاب عالی در نظر آن‌ها ضعیف باشد و شاید یک کتاب ضعیف برای آن‌ها بسیار جذاب‌تر از کتاب‌های نوشته شده توسط نویسندگان مشهور باشد.   ]]> جهان‌کتاب Tue, 13 Feb 2018 05:56:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257708/پنج-راهکاری-کودکان-کتابخوانی-علاقه-مند-می-کند رمان جدیدم از دل «درک یک پایان» درآمده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257240/رمان-جدیدم-دل-درک-یک-پایان-درآمده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - جولین بارنز، نویسنده ۱۳ رمان ازجمله؛ «درک یک پایان» است که در سال ۲۰۱۱ میلادی جایزه من‌بوکر را برای وی به ارمغان آورد. او همچنین سه داستان کوتاه، چهار مجموعه مقالات و دو کتاب غیرداستانی به نام‌های «هیچ چیز برای ترسیدن وجود ندارد» و کتاب پرفروش «مراحل زندگی» را نیز در کارنامه خود دراد. بارنز در سال ۲۰۱۷ میلادی نشان لژیون دونور را به دست آورد. رمان جدید او که داستانش در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی اتفاق می‌افتد «تنها داستان» نام دارد. این نویسنده بریتانیایی در جدیدترین مصاحبه‌ خود با گاردین، از واپسین اثر خود و بسیاری موضوعات دیگر صحبت کرده که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم. - رمان جدیدتان درباره رابطه عاشقانه میان یک مرد جوان به اسم پل و یک زن بزرگ‌تر از خودش، سوزان است. کدام‌ یک اول به ذهن‌تان رسید: شخصیت‌ها، موقعیتشان و یا مضمون سادگی و تجربه؟ مثل همیشه موقعیت. من هیچ‌وقت با ساختن یک سری شخصیت شروع نمی‌کنم که تازه بعدش بخواهم فکر کنم چه اتفاقی ممکن است برایشان بیفتد. به موقعیت فکر می‌کنم، یک تنگنای غیرممکن، یک سردرگمی اخلاقی یا عاطفی و بعد فکر می‌کنم این ممکن است برای چه کسی، چه وقت و کجا اتفاق بیفتد. این رمان تا حدی از دل درک یک پایان درآمده که در آن رابطه‌ای بین یک مرد جوان با زنی میانسال وجود دارد که درباره آنها چیزی به ما گفته نشده است و باید از روی شواهد بسیار ناچیز حدس بزنیم اوضاع از چه قرار است. اما در این داستان به ما گفته می‌شود، گرچه این زوج با زوج آن داستان متفاوت است. - آیا عشق اول منحصرا دردناک، تماما پوشیده و بالقوه خطرناک است؟ خواننده ممکن است چنین احساسی پیدا کند. هر عشقی پوشیده و ذاتا خطرناک است؛ بالاخره شما قلب‌تان را در دستان یک نفر دیگر می‌گذارید. با این کار یک نیروی باورنکردنی انواع دردها را برایتان به همراه می‌آورد. این واضح است. اما یک مطلق‌گرایی دیگر نیز در مورد عشق اول وجود دارد، چرا که چیزی برای مقایسه ندارید. شما هیچ چیز نمی‌دانید، در عین اینکه حس می‌کنید همه چیز را می‌دانید. این می‌تواند فاجعه‌بار باشد. ایوان تورگینف را به خاطر بیاورید؛ یکی از بزرگ‌ترین رمان‌نویسان پیرامون موضوع عشق. رمان او «اولین عشق» بر اساس رویدادی در اوایل زندگی‌اش نوشته شده است. او در سن ۱۳ سالگی به شدت شیفته یک زن حدودا ۲۰ ساله می‌شود تا اینکه این واقعیت تکان‌دهنده را در می‌یابد که این زن معشوقه پدرش است. و همانطور که پل در کتابم می‌گوید: «عشق اول زندگی را برای همیشه تثبیت می‌کند، چه به عنوان یک الگو و چه به عنوان یک مثال نقض. تورگینف در بسیاری از مراحل بعدی زندگی‌اش عاشق می‌شود، اما وضعیتی که سرانجام برمی‌گزیند زندگی با پولین ویاردو، خواننده پیشگام اپرا و شوهرش است. دشوار است که بخواهیم این راه حل محتاطانه را به اثر سوزاننده عشق اول مرتبط نکنیم.» -پل یک راوی غیرقابل‌ اعتماد نیست، اما اصرار دارد به خواننده یادآوری کند که حافظه، غیرقابل اعتماد است و وقایعی که او توصیف می‌کند تمام چیزی نیست که اتفاق افتاده. چرا؟ نه، من هم فکر نمی‌کنم پل غیر قابل اعتماد باشد. او تلاش می‌کند حقیقت را بگوید، اما این حقیقت می‌تواند، همانطور که برای همه ما هست، تنها از دریچه چشم او باشد. او سعی می‌کند شرافتمند باشد و به حقیقت و سوزان احترام بگذارد. اما احساس می‌کند باید به خواننده هشدار بدهد که به نوسانات حافظه تن در داده است. من فکر می‌کنم حافظه خطی نیست و وقایع را بیشتر برحسب اولویت دسته‌بندی و تفکیک می‌کند تا ترتیب زمانی و به تدریج غیر قابل اعتمادتر می‌شود. -در مورد سوزان چطور؟ ما او را تنها از چشم پل می‌بینیم؛ او در آن واحد حاضر و غایب است. او یک زن در زمان و کلاس خودش است: ذاتا باهوش، بامزه و خوش‌بین، در عین حال محروم از تحصیل و در تلاش برای یافتن راهش در دنیایی که به نظر می‌رسد تنها مردان قوانین آن را نوشته‌اند. با این همه علاقه‌ای به پذیرفتن آن محدودیت‌ها ندارد که باعث می‌شود وقتی فشارهای مغایری بر او قرار می‌گیرد، بسیار آسیب‌پذیر باشد. پل تا آنجایی که می‌تواند او را خوب توصیف می‌کند، اما او را با چشمان یک عاشق می‌بیند و به همین خاطر چیزی که می‌بیند نسبی است. اما من فکر می‌کنم او مثل بسیاری از زنان در دنیایی گنجانده می‌شود که خود را در آن می‌بیند. - چه کتاب‌هایی روی پاتختی‌تان است؟ ژورنال‌های کیت وان، نقاش بریتانیایی، اشعار برگزیده جیمز فنتون، زندگی ادبی نوشته پاسی سیموندز، بیوگرافی جان آپدایک نوشته آدام بگلی. اما روی همه این‌ها کتاب‌های مناسب برای هنگام خواب قرار دارد: مجله چشم محرمانه و روزنامه هنر. - آخرین کتاب واقعا بی‌نظیری که خواندید چیست؟ می‌توانم این سوال را به «آخرین کتاب یک نویسنده بی‌نظیر» تغییر بدهم؟ ژنرال ارتش مُرده از اسماعیل کاداره. در تعجبم که چرا او برنده نوبل نشده است. - کدام رمان کلاسیک را این اواخر برای اولین بار خواندید؟ «نورثنگر ابی» از جین آستن. همیشه از خواندنش اجتناب می‌کردم چون فکر می‌کردم کمی پایین‌تر از استاندارهای جین آستن است. اما بعد دیدم چند دوست رمان‌نویسم از آن به عنوان بهترین اثر او نام می‌برند. تصور می‌کنم آنها از ارجاعات او به خودش لذت بردند. اما از میانه داستان به بعد کتاب افت می‌کند. بنابراین من هنوز فکر می‌کنم «ترغیب» بهترین اثر اوست. - در کودکی چه جور کتابخوانی بودید؟ می‌توان گفت بیشتر از وسواسی، پیگیر بودم. تا ۱۰ سالگی‌ام هنوز تلویزیون نداشتیم، بنابراین تخیلاتم اول از همه با کلمات چا‌پ‌شده برانگیخته شد. کمیک‌ها و کتابخانه‌های عمومی، کتاب‌های انید بلایتون، بیگلز، ویلیامز و غیره. داستان مورد علاقه‌ام یک کمیک درباره یک گروه از فوتبالیست‌ها بود که به هم می‌پیوندند و گردان پالس را در جریان جنگ جهانی اول راه می‌اندازند. آنها یک توپ فوتبال با خود داشتند و همانطور که بالا می‌رفتند و از سرزمین ها می‌گذشتند، همینطور دریبل می‌زدند و توپ را جلو می‌بردند. یک چرت و پرت معرکه برای یک بچه ۱۰ ساله. - مردم ممکن است از دیدن چه کتاب‌هایی در قفسه کتاب‌هایتان تعجب ‌کنند؟ «شکار گراز» نوشته سر رابرت بادن پاول، «طناب‌ریسی» از دی.دبلیو پینکنی،«چرا جوان بزرگ نشوم؟» از رابرت سرویس، «سیستم من برای کودکان» از جی.پی مولر و بسیاری از همین دست کتاب‌ها. - بهترین کتابی که به عنوان هدیه دریافت کردید چیست؟ بهترین از نظر بیشترین رجوع؛« اطلس جهان» از سری کتاب‌های تایمز که یک دوست برای پنجاهمین سالگرد تولدم به من داد. بسیار لازم برای جدول و عالی برای سفرهای رویایی. ]]> جهان‌کتاب Mon, 12 Feb 2018 16:00:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257240/رمان-جدیدم-دل-درک-یک-پایان-درآمده 10 اثر برتر یک کتابخانه 10 هزار کتابی http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257614/10-اثر-برتر-یک-کتابخانه-هزار-کتابی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روزنامه جهان آلمان - رودیگر سافرانسکی، فیلسوف و بیوگرافی‌نویس مشهور آلمانی که تاکنون آثاری چون «زندگینامه آرتور شوپنهاور» ، «زندگینامه مارتین هایدگر»، «گوته و شیلر تاریخچه یک دوستی»و «فریدریش نیچه» از او منتشر و مورد توجه عموم مردم جهان قرار گرفته است در کتابخانه‌اش بیش از ده هزار جلد کتاب نگهداری می‌کند. این فیلسوف 73 ساله که برنده جوایز ادبی مهمی همچون «جایزه فردریش نیچه» ، «جایزه ارنست روبرت کورتیوس» و «جایزه بین‌المللی ادبیات آلمان» است به تازگی 10 کتاب برتر کتابخانه‌اش را معرفی کرده‌ است.    «رابینسون کروزوئه» نوشته دانیل دفو  «رابینسون کروزوئه» مشهورترین رمان دانیل دفو است که بی‌شک بسیاری از مردم آن را می‌شناسند. این کتاب یک خودزندگینامه منحصر به فرد و روحانی است. به سبب این رمان لقب «پدر رمان‌نویسی انگلیسی» را به دفو نسبت داده‌اند. سافرانسکی می‌گوید: «هنگامی که حدود یازده سال داشتم آن را خواندم. نمی‌توانم بگویم در آن سن این کتاب جذابیتی همانند امروز برایم ایجاد کرد ولی به عقیده من  دفو به طور تدریجی در حال ساختن فرهنگ بشری بوده‌است. البته نقدهای زیبایی به آن شده‌است که در ایجاد گرایش مطالعه‌اش برای جوانان بسیار موثر است» ژان ژاک روسو در رمان «امیل» در رابطه با این کتاب می‌گوید: «آرزو می‌کنم که آن را همه جوانان بخوانند تا زندگی در آزادگی و سادگی و سازندگی را بیاموزند.»     «مون بزرگ» نوشته آلن فورنیه کتاب فوق‌العاده «مون بزرگ»، تنها رمان آلن فورنیه است. فورنیه در نخستین هفته‌های جنگ جهانی اول در جوانی درگذشت و کتاب وی به عنوان یکی از بی‌نظیرترین آثار کلاسیک‌ ادبیات سده‌ بیستم فرانسه در اختیار مردم قرارگرفت. سافرانسکی در تعریف کتاب می‌گوید: «هنگامی که تعطیلات بین دو ترم دانشگاهم را می‌گذراندم نسخه قدیمی‌ای از آن را مطالعه کردم و متوجه شدم قطعا این شاهکار ادبی و عاشقانه بهترین انتخاب برای دورانی بود که در حال گذار از آن بودم. «مون بزرگ» یک داستان کلاسیک نیست بلکه تنها در معنای عام، یک اثر کلاسیک (اثر فاخر ملی) فرانسوی محسوب می‌شود و این اثر را می‌توان به صراحت در حوزه آثار رمانتیک، دسته بندی کرد.«مون بزرگ» برای من، شاید زیباترین کتابی است که تا به حال مطالعه کرده‌ام: یک نوشتار صمیمی که  آن را بارها و بارها خوانده‌ام.»   «در جستجوی زمان از دست رفته» نوشته مارسل پروست کتاب «در جستجوی زمان از دست رفته» را قطعاً می‌توان یکی از رمان‌های کلاسیک تاریخ ادبیات جهان دانست. از همان‌ دست کتاب‌هایی که مارک تواین در مورد آنها می‌گوید: «همه آرزو دارند آنها را خوانده باشند، اما هیچ‌کس حوصله‌ی خواندن آنها را ندارد.» سافرانسکی می‌گوید:«هنگامی که من خواندن جلد اول از این مجموعه را آغاز کردم، متوجه علاقه و کشش درونی‌ام به مطالعه جلدهای دیگر شدم. مارسل، فقط به دلیل عادتی که ریشه در زبان غیرصمیمی دیباچه‌ها و تقدیم‌نامه‌ها دارد می‌گوید: «خواننده من» در حالی که در واقع هر خواننده‌ای زمانی که کتابی را می‌خواند، خواننده خودش است. پروست کتاب‌هایش چیزی جز نوعی وسیله‌ بصری نیست که او در اختیار خواننده می‌گذارد تا با آن بتواند آنچه را که شاید بدون آن کتاب نمی‌توانست در خودش ببیند، درک کند. محک حقیقت کتاب این است که خواننده آنچه را که کتاب می‌گوید در خودش بیابد.»   «اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر» نوشته ژان-پل سارتر این فیلسوف آلمانی در تعریف کتاب می‌گوید: «در دوره تحصیلم، تعداد اگزیستانسیالیست‌ها افزایش یافته‌بود. درآن زمان کتاب‌های سارتر به شهرت فراوانی رسیدند. مقاله‌های کلاسیک سارتر باعث ایجاد سوال‌هایی بنیادی برای افراد می‌شدند. از آن زمان من تحت تأثیر نحوه نگرش سارتر به زندگی و این سخنش قرار گرفته‌ام: « از شانس نداشته‌تان استفاده کنید.» به عقیده وی انسان‌ها برای تنبلی و بطالت به حال خود رها نشده‌اند و باید برای مشکلات خود چاره‌جویی کنند. در اگزیستانسیالیسم، درون گرایی فرد اهمیت دارد و بشر اخلاق را می‌سازد و انسان موجود ساخته و پرداخته‌ای نیست بلکه با انتخاب خود، خویش را می‌سازد. دنیا به خودی خود پوچ است و به تنهایی معنایی ندارد .»   «شجاعتِ بودن» نوشته پل یوهانس تیلیش  سافرانسکی می‌گوید: «در اصل من می‌خواستم به تحصیل در رشته الهیات بپردازم اما  فقط به سبک‌های خفیف‌تر در فلسفه و ادبیات بسنده کردم زیرا ایده تبدیل شدن به یک کشیش برای من خیلی ترسناک بود. اساسا آثار تیلیش با الهیات وجودی مرتبط است. «شجاعت بودن» رساله‌ای دینی-آموزشی نیست، بلکه اثری زیبا و فلسفی است که هدف اصلی تیلیش از فعالیت‌های علمی و دانشگاهی‌اش، یعنی همان معرفی مسیحیت به طور قابل فهم و درک برای مردم  را به خوبی بیان میکند. او در آثارش تلاش می‌کرد به طریقی بین فرهنگ معاصر و مسیحیت ارتباط خوبی برقرار کند. از این رو تمایل کلی او در برخورد با الهیات را می‌توان عمل‌گرا دانست.به  اعتقاد تیلیش پاسخ همه مسائل جدید بشری در نمادهای دینی متجلی است و در حقیقت رسالت الهیدانان این است که با رمزگشایی از این نمادها پاسخ‌های مناسب را به جامعه ارائه کنند.»   «زایش تراژدی» نوشته فردریش نیچه فیلسوف آلمانی در تعریف کتاب می‌گوید: « «زایش تراژدی» یک نوشتار بی‌نظیر است که اسرار فرهنگی را نشان می‌دهد. این اثر نیچه مبتنی بر دو مفهوم فلسفیِ دو وجهی است: دیونیسی و آپولونی. او در این متن مخالف نفی بودایی شوپنهاور از اراده است و به ارایه داوری‌ شوپنهاوری در باب موسیقی می‌پردازد. در واقع به عقیده نیچه موسیقی بیانی است بنیادی از جوهره هر چیز. او استدلال کرد که زندگی با وجود سختی‌های بسیارش ارزش زندگی کردن را دارد. با این اثر نیچه به مخاطبان می‌آموزد که همه جوامع نیازمند اسطوره‌هایی هستند که گرد هم آمده و روشن‌گر راه حقیقت برای نسل آینده باشند.»    «اشتیلر» نوشته ماکس فریش  سافرانسکی می‌نویسد: «ماکس فریش اگر زنده بود این روزها صد و هفت  سالش می شد. او دارای قلمی همچون کافکا و توماس مان برخوردار بود. «اشتیلر» را نیز هنگام دوره تحصیلم خواندم. -من اشتیلر نیستم - این آغاز رمان است. این جمله سرآغاز داستانی است که حرف های زیادی درباره آن زده شده است. مردی که حاضر به پذیرفتن و قرارگرفتن در جایگاه نمادینش نیست و خود را کس دیگری می‌داند، و این نیز اگزیستانسیالیسم خالص است. چند وقت پیش مجدد به مطالعه این کتاب پرداختم و با تمام وجود احساس کردم که پس از این سال‌ها این متن هنوز زنده است. و قلم ماکس به گونه ایست که آدم گمان میکند او هنوز در بین ما زندگی می‌کند و از زاویه دیدمان به مسایل می‌نگرد و آنهارا به می نویسد.فریش همچون کافکا، هویت و سرگشتگی انسان معاصر را دستمایه آثارش قرار می‌داده‌است.»    «تزهایی درباره فویرباخ»نوشته کارل مارکس سافرانسکی در تعریف کتاب می‌گوید: «این کتاب یازده تز دارد. تزها بصورت بسیار خلاصه و حداکثر در چند جمله نوشته شده‌اند که طرحی کلی از نگرش مارکس به نظریات فویرباخ و ماتریالیست‌های زمان خود ارائه می‌دهد. مجموعه جریان‌های فکری الهام گرفته از کارهای مارکس با نام مارکسیسم شناخته می‌شوند. برای من که در سال 1968 میلادی یک مارکسیست بودم این متن مانند گنجینه‌ای با ارزش بود. در آن زمان، مارکس به همه ما کمک کرد تا همه جامعه را به طور متفاوت درک کنیم. یکی از مشهورترین گفتارهای مارکس در تز یازدهم این کتاب ذکر شده‌است: «فیلسوف‌ها تنها جهان را به شیوه‌های گوناگون تعبیر کرده‌اند. مسئله اما بر سر دگرگون کردن جهان است» »   «یادداشت‌هایی درباره ادبیات» نوشته تئودور آدورنو     سافرانسکی کتاب را چنین تعریف می‌کند: «یادداشت‌هایی درباره ادبیات» مجموعه‌ای از مشکلات را در حوزه نقد ادبی به بحث می‌گذارد. من می‌توانم بسیاری از عنوان‌های مقاله‌های آدورنو را که با شور و شوق فراوانی خوانده‌ام، به یاد بیاورم و نام ببرم. اما در این کتاب، او تسلط خود را در سبک نوشتارش به همگان نشان می‌دهد. سبک و شیوه‌ نگارش آدورنو در عین فخیم و فاخر بودن، از صلابت و سنگینی شعرگونه‌ای برخوردار است که از دانش ادبی و هنری وی حکایت دارد.   «قصر» فرانتس کافکا سافرانسکی می‌نویسد: « این اثر برای من ادبیات مطلق است. با وجود نقدهای متعدد به آن که به عنوان مثال برخی شالوده متن را دینی-الهی تعبیر می‌کنند و قصر را محکمهٔ اسرارآمیز الهی (مقام قدسی)، اما به عقیده من این به نوع سبک ادبیات او اشاره دارد که در آن همه‌چیز واقعا قابل درک و برداشت است. از سویی، «قصر» کاملا واقع بینانه به نظر می‌رسد و از سوی دیگر به طور کامل متافیزیکی است. از سوی دیگر این اثر رمانی است ناتمام و مرگ زودهنگام کافکا در چهل و یک سالگی به او این فرصت را نداد تا آن را به پایان برساند. اما این اثر از نظر حجم و اعتبار بزرگترین کار او به شمار می‌آید.» ]]> جهان‌کتاب Mon, 12 Feb 2018 08:29:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257614/10-اثر-برتر-یک-کتابخانه-هزار-کتابی دیوید میچل از نویسندگانی می‌گوید که زندگی‌اش را تغییر دادند http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257633/دیوید-میچل-نویسندگانی-می-گوید-زندگی-اش-تغییر-دادند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - دیوید میچل، داستان‌نویس 50 ساله بریتانیایی تاکنون دو بار برای کتاب‌های «اطلس ابر» و «رویای شماره 9» در فهرست نهایی جایزه من‌بوکر قرار گرفته و جایزه جهانی بهترین کتاب فانتزی را برای کتاب «ساعت‌های استخوانی» دریافت کرده است.   میچل پیش از این و در مراسم دریافت جایزه بهترین کتاب فانتزی سال نیز گفته بود که تالکین، اورسلا گویین و سوزان کوپر از نویسندگان موردعلاقه‌اش هستند اما حالا و در مطلبی جداگانه از نویسندگان مختلفی گفته است که بر او و حرفه‌اش تأثیر گذاشته‌اند.   کتابی که در حال حاضر می‌خوانم: در حال حاضر مجموعه داستان کوتاه «مادام صفر» نوشته سارا هال را می‌خوانم و احساس می‌کنم کلمات نمی‌توانند میزان علاقه من به این کتاب را وصف کنند. «داستان‌های کوتاه هلندی» و «مریض ایکس» از دیگر آثاری هستند که هم اکنون در دست مطالعه دارم.   کتابی که زندگی‌ام را تغییر داد: خواندن آثار نویسندگانی چون اورسلا گویین در کودکی سبب شد عاشق کتاب خواندن شوم و رویای نویسنده شدن را در سر بپرورانم.   کتابی که آرزو می‌کنم من نوشته بودم: ای کاش آثار فیلیپ دیک را من نوشته بودم. البته تنها راه نوشتن کتابی که نویسنده‌اش خودت نیستی این است که راه آن نویسنده را در زندگی طی کنی، که البته بسیار سخت است.   کتابی که بر نوشته‌های من تأثیر گذاشت: به نظر من بعضی از آثار من در حال گفت‌و‌گو با آثار دیگری هستند. به عنوان نمونه معتقدم «اطلس ابر» و «اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری» نوشته ایتالو کالوینو با هم سخن می‌گویند. البته نمی‌توان اسم آن را تأثیر گذاشت و بهتر است بگوییم منبع الهام من بوده است.   کتابی که دیدگاه من را تغییر داد: نویسندگان زیادی هستند که دیدگاه من به زندگی و دنیا را تغییر دادند. تا-نهیسی کوتس، چینوآ آچه‌به، سیمون دوبوار، سم سِلوون، ویرجینا وولف با کتاب «اتاقی از آن خود»، ربکا سولنست، جورج مونبیو و ریچل کارسون. می‌دانم از نویسندگان زیادی نام برده‌ام اما مگر کتابخوانی در بهترین شکل خود، نظر ما نسبت به خودمان و زندگی تغییر را نمی‌دهد و سبب نمی‌شود فقط عقاید خود را درست نپنداریم؟!   آخرین کتابی که سبب شد گریه کنم: «سرشماری» نوشته جس بال داستان برادرِ این نویسنده اهل شیکاگو را که مبتلا به سندروم دان است روایت می‌کند. دیروز وقتی در هواپیما بودم و بین دو نفر یگر نشسته بودم کتاب را تمام کردم و جایی برای پنهان شدن نداشتم. مجبور شدم کلاه پشمی‌ام را پایین بکشم و شبیه سارقین بانکی شوم، که فراموش کرده‌اند در قسمت چشم‌های روی کلاه را سوراخ کنند!   آخرین کتابی که سبب شد بخندم: «خشم‌های نامرئی قلب» نوشته جان بوین سبب شد خیلی بخندم. به شکلی که اطرافیانم آرزو می‌کردند صدای خنده من برای لحظه‌ای قطع شود.   آخرین کتابی که هدیه دادم: وقتی یکی از دوستانم بچه‌دار می‌شود دوست دارم کتاب «خون‌آشام گرسنه» را هدیه بدهم. در حالت عادی اگر کسی «مرشد و مارگاریتا» را نخوانده باشد ترجیح می‌دهم این داستان میخائیل بولگاکف را هدیه بدهم.   کتابی که دوست دارید مردم بدانند نقشی در آن داشته‌اید: مقدمه‌ای بر کتاب «هفت بار افتادن و برخاستن در هشتمین بار» نوشته نائوکی هیگاشیدا نوشته‌ام که قرار است در ماه مارس (اسفند) منتشر شود. دوست دارم مردم این کتاب را بخوانند.   ]]> جهان‌کتاب Mon, 12 Feb 2018 06:55:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257633/دیوید-میچل-نویسندگانی-می-گوید-زندگی-اش-تغییر-دادند با حنیف قریشی درباره آخرین کتابش، مرگ و نژادپرستی فزاینده در اروپا http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257535/حنیف-قریشی-درباره-آخرین-کتابش-مرگ-نژادپرستی-فزاینده-اروپا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب - حنیف قریشی در سال ۱۹۹۰ اولین رمان خود «بودای حومه‌نشینان» را منتشر کرد که در آن بیوگرافی خود را می‌کاود و درباره یک پسر پاکستانی حومه‌نشین می‌نویسد که در دهه ۱۹۶۰ به لندن نقل مکان کرده و به دنبال مواد مخدر می‌رود. قریشی تا کنون هفت رمان دیگر هم منتشر کرده، به اضافه دو مجموعه داستان و چندین نمایش‌نامه و فیلم‌نامه. در سال ۲۰۰۸ نشریه تایمز لندن قریشی را در لیست ۵۰ رمان‌نویس برتر بریتانیا از سال ۱۹۴۵ تا به آن زمان قرار داد. در هشتمین رمان قریشی «هیچ» شخصیت اصلی، والدو، یک کارگردان فیلم هشتاد ساله است که زمانی مورد تحسین بوده و حالا ماه‌های آخر زندگی‌اش را سپری می‌کند. یک شب والدو، این کارگردان خلاق که حالا فلج شده، متوجه می‌شود که همسر زیبا و جوانش در اتاق کناری با اِدی، یک منتقد فیلم و دوست والدو، است. والدو تلاش می‌کند تا ادی را از خانه بیرون بیندازد تا احتمالا بقایای زندگی‌اش را نجات دهد. قریشی می‌گوید:‌ «رمان جدیدم با یک مرد کلاهبردار و یک نقشه ویران‌کننده آغاز می‌شود. چند سال پیش قربانی یک کلاهبردار شدم که پول زیادی از من و بسیاری افراد دیگر دزدید. در آن زمان زیاد کار نداشتم و با دوستم فیلم‌های قدیمی امریکایی با بازی جوآن کرافورد و بت دیویس را تماشا می‌کردیم. آن موقع ‌رمان‌های پلیسی هم می‌خواندم، مخصوصا از ژرژ سیمنون و داستان‌های کارآگاه مگره. می‌خواستم رمانی بنویسم که تا حدودی پلیسی باشد.» او یک روز صدای والدو را می‌شنود. «صدای این مرد را شنیدم. او ۶۰ یا ۷۰ ساله بود، روزگارش به سر آمده و منتظر مرگی آسان و رضایت‌بخش بود. همان‌طور که در حال مرگ است، می‌فهمد که همسرش با یک مرد کلاهبردار و شیاد رابطه دارد. او هفت سال آخر عمرش را روی صندلی چرخدار بوده. ایده روایت داستان از زبان مردی که کمتر از اطرافش آگاه است برایم جالب بود. کاراکتر والدو که نمی‌تواند خوب ببیند یا بشنود شبیه به کارهای بکت بود.» فناپذیری و مرگ هم راهش را به داستان باز می‌کند. قریشی می‌گوید: «یکی از چیزهایی که به آن فکر می‌کردم درباره مادرم و زوال او بود. چرا آدم‌های پیر اغلب عصبانی‌اند؟ هر چقدر هم که در زندگی اندوخته باشید، اواخر زندگی درباره از دست دادن است. دوستانتان می‌میرند، فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند، موقعیت و شغلتان در جامعه احتمالا از دست می‌رود. منزلت اجتماعی و احترام مردم به شما از بین می‌رود. لازم نیست که مرگ همیشه یک تجربه فلاکت‌بار باشد، اما قرار است چیزهای زیادی را از دست بدهید.» قریشی می‌گوید: «در اروپا مردم بیشتر عمر می‌کنند. این نسل دهه ۱۹۶۰ است. بچه‌هایی که ضدفرهنگ را ساختند حالا در هفتاد سالگی به سر می‌برند. نسل آزادی جنسی، تحمل جنسی و فرم جدیدی از روابط . می‌خواستم بازتاب همین را بنویسم. من در دهه ۱۹۵۰ به دنیا آمدم و تغییرات زیادی را دیده‌ام. این واقعا برایم جالب بود.» والدو تلاش می‌کند ادی را از صحنه خارج کند. قریشی می‌گوید: «او تلاش می‌کند ادی را بیرون کند. به زنش می‌گوید که او یک مرد فاسد است، رذل و باج‌بگیر است، اما به نظر نمی‌رسد که فایده داشته باشد. این برای والدو وحشتناک است. آنچه بیش از همه برای او ویرانگر است این است که به رسمیت شناخته نمی‌شود. وقتی کودک هستید، یک جور حس اطمینان در والدین‌تان وجود دارد که شما غیرقابل جایگزین هستید. حالا والدو ناگهان به خاطر عشق زنش نسبت به یک مرد دیگر احساس گمنامی می‌کند. اینکه او ادی را می‌ستاید، توهینی است به جایگاه او در دنیا و حس واقعی او به خودش به عنوان یک مرد.» در نوشتن درباره ادی، قریشی به سبک فیلم‌های نوآر روی می‌آورد. «آنچه در فیلم‌های نوآر بیشتر از همه برایم لذت‌بخش است، سیاهی درون روح کاراکترهاست. آن‌ها جذاب و از بسیاری جهات پیچیده‌اند. با توجه به جذابیت اندوختن پول، امروز این در دنیا کاملا مطرح است. می‌توان آن را در سریال «بریکینگ بد» هم دید. مردی که ناچار است برای درمان سرطانش پول جمع کند، اما بعد به یک کلاهبردار و گانگستر تبدیل می‌شود که این در نهایت روحش را کاملا سیاه می‌کند.» «چیز دیگری که در مورد دنیای نوآر دوست دارم این است که همه آنها شخصیت کلاهبردار دارند، اما هیچکدام از آن‌ها کلاهبردارهای موفقی نیستند. کلاهبرداری آن‌ها هیچوقت کاملا اثرگذار نیست. در دنیای نوآر این‌ها مجرمین پولداری نیستند، برعکس کاملا فقیرند.» حنیف قریشی در سال ۱۹۵۴ در حومه لندن به دنیا آمد؛ از یک مادر انگلیسی و پدر هندی که برای تحصیل حقوق به بریتانیا آمده بود. در نوجوانی وارد دنیای جدیدی شد. در سال ۲۰۱۲ به یک روزنامه پاکستانی گفت: «من با پسران هندی دوست بودم که شلوار مخمل می‌پوشیدند و ال‌اس‌دی مصرف می‌کردند.» او سرانجام به شهر نقل مکان کرد و به دنبال مواد رفت. قریشی می‌گوید: «من در حومه شهر بزرگ شدم و مثل تمام بچه‌هایی بودم که در حومه بزرگ می‌شوند، به غیر از اینکه پدرم مهاجری از هند بود. سرانجام خانواده‌ام از هند به پاکستان نقل مکان کردند.» «دهه ۱۹۶۰ بود و بسیاری از افراد طبقه متوسط رو به پایین به دنبال راک-اند-رول، عکاسی و مد می‌رفتند. برای من اینطور نبود. اما از آنجایی که به بیتلز علاقه داشتم فکر می‌کردم یک پسر از طبقه پایین که به مدرسه شیک و دانشگاه نرفته، می‌تواند هنرمند شود. در آن زمان نسبت به الان احساس پویایی اجتماعی بیشتری در بریتانیا وجود داشت.» «بعضی از دوستانم به گروه‌های راک ملحق شدند. من فکر کردم که می‌توانم نویسنده شوم. با خواندن آثار نویسنده‌های امریکایی نظیر جیمز بالدوین و ریچارد رایت از موضوع نژاد آگاه می‌شدم که تا به آن زمان هرگز در بریتانیا درباره‌اش نوشته نشده بود. هیچکس درباره شخصیت‌های سیاه‌پوست نمی‌نوشت. بیشتر نوشته‌های انگلیسی‌ها درباره امپراطوری بود. هرگز از زاویه دید یک کاراکتر سیاه‌پوست نمی‌نوشتند. با خودم فکر کردم بیا با گفتن این داستان‌ها شروع کنیم.» در سال ۱۹۸۵ و در سن ۳۱ سالگی کانال ۴ بی‌بی‌سی از قریشی خواست که یک فیلم‌نامه بنویسد. نتیجه «رخت‌شویخانه زیبای من» به کارگردانی استفان فریرز بود. این فیلم تاثیر قابل‌توجهی بر زندگی حرفه‌ای او داشت. قریشی می‌گوید: «زندگی‌ام را عوض کرد. چند هفته پیش با پسرانم به دیدن فیلم جدید دنیل دی-لوییس، فانتوم، رفتم. فردای آن روز پسرهایم از من پرسیدند بالاترین نقطه‌ای که در نویسندگی به آن رسیده‌ام چیست؟ من فستیوال فیلم ادینبورگ در سال ۱۹۸۵ را به خاطر آوردم که با دنیل دی-لوییس از میان جمعیت می‌گذشتیم. جمعیت راه را برای ما باز می‌کردند و به دنیل نگاه می‌کردند که چقدر زیبا بود. شبیه یک مارلون براندوی جوان بود. آن زمان بود که فهمیدم می‌توانم به عنوان یک نویسنده زندگی کنم. این اولین بار بود که می‌دیدید یک مهاجر هم می‌تواند سوژه یک داستان باشد.» «جالب است که بدانید پیش از رخت‌شویخانه زیبای من در تلویزیون و سینما هیچ رنگین پوستی ظاهر نشده بود. من از این غیبت روی صفحه نمایش واقعا شوکه شدم.» هنگامی که این فیلم در ۱۹۸۶ در نیویورک نمایش داده شد، تظاهرکنندگانی از کمیته عملیات محلی پاکستان آن را زاده یک ذهن شرم‌آور و منحرف خواندند. قریشی می‌گوید: «وقتی درباره یک جامعه حداقلی می‌نویسید، واقعن پردردسر است. چون آن‌ها می‌خواهند که تو چیزهای خوبی بگویی، اما مطمئنا اکثر فیلم‌ها و کتاب‌ها چیزهای خوبی درباره مردم نمی‌گویند.» «در ابتدا وقتی یک فرد رنگین‌پوست آمد و یک داستان گفت، حقیقتا از سوی جامعه خود بد و بیراه شنید. با نقدهایی که در آغاز از رخت‌شویخانه زیبای من گرفتم، فهمیدم که واقعا نیاز است که این جامعه وسیع‌تر نشان داده شود. حالا می‌بینید که جامعه چندفرهنگی و چندنژادی‌تری داریم. حالا افراد با رنگ پوست‌های متفاوت را جلو و پشت دوربین و در حال نوشتن فیلم‌نامه می‌بینید. از این شوکه می‌شوید که پیش از این چقدر همه چیز سفید بود.» با توجه به ریتم صحنه سیاسی در بریتانیا و اروپا، قریشی ظهور نژادپرستی را خطرناک‌تر و هدایت‌شده‌تر از زمانی می‌داند که خودش به عنوان یک پاکستانی آن را در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی تجربه کرد. «چیزهای نژادپرستانه‌ای که مردم در بریتانیا در ملا عام می‌گویند پنج سال پیش پذیرفته‌شده نبود. می‌توانید آن‌ها را در احزاب سیاسی در لهستان ببینید، می‌توانید آن را در اتریش و مجارستان و نقاط دیگر هم ببینید. می‌توانید ظهور سیاست‌های نژادپرستانه و نوع جدیدی از آن را شاهد باشید که من تا پیش از این در زندگی‌ام ندیدم.» قریشی می‌گوید: «نژادپرستی که من با آن بزرگ شدم بسیار سطحی‌تر بود. حالا نژادپرستی بسیار متمرکزتر و سازمان‌یافته‌تر حول محور مسلمانان است؛ همانطور که اروپا در دهه ۱۹۳۰ با یهودها رفتار می‌کرد. این چیزها برای افرادی مثل من که از جایی با پس‌زمینه مسلمانی آمده‌‌ام بسیار وحشتناک است.» برای قریشی هنر و فرهنگ سلاح‌های ضدتهاجمی هستند. «ما باید با نژادپرستی به هر طریقی مبارزه کنیم. از طریق روزنامه‌نگاری، از طریق سینما و در هر جایی که آن را می‌بینیم. باید تلاش کنیم تا واقعیت را بازگردانیم. زمانه بسیار سیاهی است.»   ]]> جهان‌کتاب Sun, 11 Feb 2018 09:57:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257535/حنیف-قریشی-درباره-آخرین-کتابش-مرگ-نژادپرستی-فزاینده-اروپا ​نسخه تلویزیونی «فرار کن، خرگوش » ساخته می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257524/نسخه-تلویزیونی-فرار-کن-خرگوش-ساخته-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از دیدلاین- اندرو دیویس، فیلم‌نامه‌نویس بریتانیایی پس از نگارش فیلم‌نامه‌های موفق تلویزیونی از رمان‌هایی چون «جنگ و صلح» و «بینوایان» به تازگی نوشتن یک مینی‌سریال تلویزیونی دیگر بر اساس رمان «فرار کن، خرگوش» اثر جان آپدایک، نویسنده فقید آمریکایی را بر عهده گرفته است. او قصد دارد چهارگانه «خرگوش‌ها» آپدایک را یکی پس از دیگری به تلویزیون ببرد. چهارگانه «خرگوش‌ها» مهم‌ترین اثر جان آپدایک است. این مجموعه درباره شخصی به نام هری ربیت انگسترام است که داستان زندگی‌اش روایت می‌شود. قهرمان اصلی این رمان‌ها در قالب شخصیت‌های مختلفی از جمله بسکتبالیست دبیرستانی، فروشنده خانه‌دار و شوهر خیانتکار به عنوان نمادی از طبقه متوسط آمریکا باز شناخته می‌شود.  «فرار کن، خرگوش» که نخستین جلد از این مجموعه به شمار می‌رود درباره هری آنگسترام، ملقب به هری ربیت(خرگوش) جوانی 26 ساله است که دوران دبیرستان و اوایل جوانی بسکتبال بازی می‌کرد و ستاره تیم بود. او یک روز تصمیم می‌گیرد که خود را از وضعیتی که گرفتار آن شده که نتیجه یک ازدواج بی‌عشق وکاری کسل‌کننده است رها سازد. این رمان پیش از این در سال 1970 میلادی به کارگردانی جک اسمیت و با بازی جیمز ادموند کان در نقش قهرمان داستان بر پرده نقره‌ای سینما روایت شده بود.  این چهارمین همکاری دیویس با کمپانی فیلم‌سازی ‌‌‌‌(lookout point) بعد از ساخت نسخه‌های تلویزیونی «جنگ و صلح»، «بینوایان» و «شوهر دلخواه» نوشته ویکرام ست، نویسنده هندی است. دیویس در سینما هم برای همکاری در نوشتن فیلمنامه مجموعه فیلم‌های «خاطرات بریجیت جونز» براساس رمان‌های هلن فیلدینگ و همکاری در اقتباس از «خیاط پاناما» نوشته جان لوکاره برای فیلمی به همین نام به کارگردانی جان بورمن و بازی پیرس برازنان شهرت دارد. دیویس درباره چهارگانه آپدایک گفته است: «این مجموعه از کتاب‌ها برای من بسیار مهم و باارزش هستند. وقتی جوان بودم رمان «فرار کن، خرگوش» را خواندم و با حیرتی وصف‌ناشدنی به خود گفتم این رمان دقیقا درباره خود زندگی است. از نظر من هیچ نویسنده دیگری این‌طور در شرح جزئیات زندگی روزمره با چنین احساسات قوی و تاثیرگذاری به اندازه جان آپدایک موفق نبوده است. مدت‌ها بود که آرزو می‌کردم که کاری از او را در دست بگیرم.» جان آپدایک،نویسنده، رمان‌نویس و شاعر آمریکایی بود که در سال 2009 درگذشت. او بیش از همه به خاطر نگارش رمان‌های چهارگانه «خرگوش‌ها» از جمله «فرار کن،خرگوش »، «خرگوش برگرد»، «خرگوش پولدار است» و «خرگوش در آرامش» به شهرت رسید.   ]]> جهان‌کتاب Sat, 10 Feb 2018 11:36:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257524/نسخه-تلویزیونی-فرار-کن-خرگوش-ساخته-می-شود باید آنچه را می‌دانی بنویسی؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257632/باید-آنچه-می-دانی-بنویسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب - هر کسی که تا به حال کلاس نویسندگی رفته یا کتاب‌های مهارت‌یابی را مطالعه کرده باشد، این توصیه نویسندگی را حتما شنیده –حتی اگر بلافاصله بعدش آن را نقض کرده باشند: «چیزی را که می‌دانی بنویس». اما کدام درست است؟ باید آنچه را که می‌دانی بنویسی یا نه؟ در اینجا مجموعه‌ای از جواب‌های نویسندگان سرشناس به این سوال از اورسلا کی. لو گویین گرفته تا ارنست همینگوی و کازوئو ایشی گورو را می‌خوانیم. جواب هر چه باشد، این به خودتان بستگی دارد که آن را مانند هر توصیه نویسندگی دیگر بپذیرید یا خیر.   کازوئو ایشی گورو: آنچه را می‌دانی ننویس «آنچه می‌دانی را بنویس» یکی از احمقانه‌ترین چیزهایی است که تا به حال شنیده‌ام. این مردم را تشویق می‌کند که یک زندگی‌نامه خسته‌کننده بنویسند. این خلاف برانگیختن تخیل و توانایی‌های نویسنده‌هاست.   پائولا فاکس:‌ خب حالا چه می‌دانی؟ یک نوع حقیقت مرکزی وجود دارد و اگر شما به آن برسید، دیگر بقیه چیزها ضمنی خواهد بود. سوال اصلی اینجاست که چیزی که می‌دانید را چطور می‌خواهید تعریف کنید.   اورسلا کی. لو گویین: آنچه را می‌دانی بنویس، اما به خاطر داشته باش که ممکن است درباره هیولاها بدانی زمانی که یک تازه‌کار بودم این جمله را زیاد می‌شنیدم. فکر می‌کنم قانون خوبی است و من همیشه از آن پیروی کردم. من درباره کشورهای خیالی، جوامع ناآشنا در سیارات دیگر، اژدها و جادوگرها می‌نویسم. من این چیزها را می‌دانم. من این‌ها را بهتر از هر کسی می‌دانم، بنابراین این وظیفه من است که درباره آنها شهادت بدهم. تمام چیزی که این قانون نیاز دارد یک تعریف خوب از «دانستن» است. خواهران برونته نمونه شگفت‌انگیزی از دانش داستانی‌اند، زیرا اهمیت نسبی تخیل و تجربه را به وضوح نشان می‌دهند. پاتریک اوبرایان نیز همینطور.   تونی مویسون: تو هیچ‌ چیز نمی‌دانی شاید در این باره اشتباه کنم، اما به نظر می‌رسد بسیاری از داستان‌ها علی‌الخصوص آن‌هایی که توسط جوان‌ترها نوشته‌ شده‌اند، خیلی درباره خودشان است. عشق و مرگ و این‌جور چیزها، اما عشق‌ِ من، مرگِ من، فلان‌چیزِ من. هر کس دیگری در این نمایش یک شخصیت جانبی است. هنگامی که در دانشگاه پرینستون نوشتن خلاق را تدریس می‌کردم، می‌دیدم که تمام عمر به دانش‌آموزانم گفته شده بود که آنچه را می‌دانند بنویسند. من این درس را همیشه با گفتن این حرف شروع می‌کردم: «به این جمله توجه نکنید.» اول به این خاطر که شما هیچ چیز نمی‌دانید و دوم اینکه من نمی‌خواهم درباره عشق حقیقی‌تان، پدر و مادرتان یا دوستتان بدانم. به کسی فکر کنید که او را نمی‌شناسید. آن را تخیل کنید، آن را بسازید. آنچه را که قبلا زندگی کرده‌اید ثبت و ویرایش نکنید. همیشه از تاثیر این حرف شگفت‌زده می‌شوم.   دن براون: آنچه را که می‌خواهی بدانی، بنویس بسیاری می‌گویند «آنچه را می‌دانی بنویس». من فکر می‌کنم باید چیزی را بنویسید که لازم است به دنبالش بروید و درباره‌اش یاد بگیرید. فرآیند نوشتن را برای خودتان به یک فرآیند یادگیری تبدیل کنید. در رمان «دوزخ»، من چیزهای زیادی درباره مهندسی ژنتیک یاد گرفتم، همینطور درباره دانته چیزهایی فهمیدم که پیش از آن نمی‌دانستم. و این یادگیری در طول رمان، از طریق تحقیق‌ها و صحبت با متخصصین چیزی بود که به من انگیزه می‌داد. درنتیجه من به نویسنده جوانی که می‌گوید نمی‌دانم درباره چه بنویسم، می‌گویم همیشه دوست داشتی درباره چه چیزی بیشتر بدانی؟ برو و آن را یاد بگیر. اگر تو می‌خواهی چیزی را بدانی، قطعا کسان دیگری هم هستند که می‌خواهند درباه آن بدانند.   میل ملوی: فقط آنچه را که می‌دانی ننویس من فکر می‌کنم خودتان باید یک رابطه احساسی با داستان پیدا کنید تا کاری کنید که افراد دیگر به آن توجه کنند. من با جزئیاتی شروع می‌کنم که به نظر واقعی و امیدبخش می‌آیند و با نوشتن درباره آن‌ها شروع می‌کنم. تمایل دارم ابتدا روابط عاطفی میان کاراکترها را بنویسم و بعد بخش‌هایی را که اشتباه کرده‌ام اصلاح کنم و دوباره جزئیات دیگری به آن اضافه کنم. پس از آن به رمان فکر می‌کنم که نیازمند تحقیقاتی بیشتر از آن چیزی است که تا به حال انجام دادم. و نمی‌دانم پس از این تحقیق‌ها این فرآیند قرار است چگونه تغییر کند.   مگان ابوت: آنچه را که نمی‌دانی بنویس بدترین نصیحتی که یک نویسنده می‌تواند به یک نویسنده دیگر بکند این است که «آنچه را می‌دانی بنویس». این کاملا بی‌معنی است. همیشه اینطور بوده که باید چیزی را که نمی‌دانی و می‌خواهی درباره‌اش بیشتر بدانی بنویسی. فیلیپ پولمن: آنچه را می‌دانی  ننویس فکر نمی‌کنم این نصیحت خوبی باشد. اینکه «آنچه را بنویس که فکر می‌کنی مردم دوست دارند» هم توصیه خوبی نیست. فکر می‌کنم احمقانه است. نباید موقع نوشتن به فکر بقیه مردم باشیم. به آنها ربطی ندارد که ما چه می‌نویسیم. پیش از ۱۹۹۶ چه کسی را دیدید که بگوید:‌ «آرزو دارم یک کسی اولین کتاب هری پاتر را بنویسد! هیچکس هنوز درباره هری پاتر ننوشته.» یکی از دلایل موفقیت جی.کی رولینگ این بود که اهمیتی نداد که مردم فکر می‌کنند چه می‌خواهند. تا زمانی که رولینگ درباره هری پاتر ننوشته بود، آن‌ها نمی‌دانستند که هری پاتر را می‌خواهند. این راه صحیح است.   گور ویدال: نوشتن از آنچه می‌دانی ادبیات نیست قرار است ادبیات درباره ارزش‌ها باشد و هیچ چیز دیگری نیست که مهم باشد. یک بار داور جایزه کتاب ملی بودم. هیچ داستانی آنجا نبود. هیچ چیز. مطلقا هیچ ادبیاتی وجود نداشت. تنها «درباره آنچه می‌دانی بنویس» و چیزی که آن نویسنده‌ها می‌دانستند زیاد نبود.   پی.دی. جیمز: آنچه را می‌دانی بنویس مسلما باید آنچه را می‌دانید بنویسید. کلی چیزهای کوچک وجود دارد که باید ذخیره و استفاده کنید، برای یک نویسنده هیچ چیز نباید از دست برود. باید یاد بگیرید که بیرون از خودتان باستید. تمام تجارب، چه دردناک و چه شادی‌آور به نحوی ذخیره می‌شوند و دیر یا زود استفاده می‌شوند.   ریموند کارور: نوشتن از آنچه می‌دانی خطرناک است البته که وقتی داستان‌های زندگی‌تان را می‌نویسید باید بدانید دارید چه کار می‌کنید. باید جسارت داشته باشید، بسیار ماهر و خلاق باشید و مشتاق باشید که همه چیز را درباره خودتان بگویید. اما اگر یک نویسنده خاص یا بااستعداد نباشید، نوشتن از داستان زندگی‌تان خطرناک خواهد بود. خطر یا وسوسه‌ای بزرگ برای بسیاری از نویسندگان که برای رسیدن به داستانشان ممکن است زیاد از حد زندگی‌نامه‌نویس شوند. کمی زندگی‌نامه‌نویسی و یک عالم تخیل، بهترین ترکیب است.   جان گاردنر: طوری بنویس که انگار دوربین هستی هیچ چیز احمقانه‌تر از این حرف نیست: «آنچه را می‌دانی بنویس». اما چه درباره مردم بنویسید و چه درباره هیولاها، مشاهدات شخصی شما از چگونگی وقوع مسائل در دنیا، می‌تواند یک صحنه مرده را به صحنه‌ای زنده تبدیل کند. یک توصیه مقدماتی می‌تواند این باشد:«طوری بنویسید که انگار یک دوربین فیلمبرداری هستید. همه چیز را دقیق ببینید. همه با دقت می‌بینند اما لزوما همه همانقدر دقیق نمی‌نویسند.»   ارنست همینگوی: از آنچه می‌دانی خلق کن همه را دور بریزید و از آنچه می‌دانید بیافرینید. این تمام چیزی است که باید درباره نوشتن بدانید.   ویلیام گاس: آنچه را می‌دانی ننویس وقتی «در قلب قلب کشور» را می‌نوشتم زمان زیادی را صرف کردم تا مطمئن شوم آنچه می‌نویسم درباره زندگی خودم نیست، چون فکر می‌کنم خیلی مهم است که این موضوع روشن شود. بسیاری از نویسندگان درباره زندگی خودشان می‌نویسند. این کار وسوسه‌کننده و آسان‌تر است و می‌تواند فاجعه‌بار هم باشد.   تام پروتا: چیزی را بنویس که برایت معنا داشته باشد من همیشه درباره هرگونه تعمیم دادنی محتاطم. فکر می‌کنم یکی گفته که دو نوع نویسنده وجود دارد؛ آنهایی که خانه را ترک می‌کنند و آنهایی که در خانه می‌مانند. من همیشه در دسته دوم هستم اما لزوما فکر نمی‌کنم که این راه برای همه جواب می‌دهد. فکر می‌کنم باید یک عالم بخوانید، یک عالم بنویسید و اگر خوش شانس باشید بالاخره آن صدا یا موضوعی را که برایش شور و شوق دارید پیدا خواهید کرد.   ]]> جهان‌کتاب Sat, 10 Feb 2018 07:58:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257632/باید-آنچه-می-دانی-بنویسی سرقت ادبی شکسپیر از «مباحثه کوتاهی در باب شورش و شورشیان» http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257631/سرقت-ادبی-شکسپیر-مباحثه-کوتاهی-باب-شورش-شورشیان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز- سال‌هاست صاحب‌نظران در پی یافتن منبع الهام نوشته‌های ویلیام شکسپیر، نویسنده انگلیسی هستند. حالا دو نویسنده با کمک نرم‌افزاری که استادان دانشگاه برای کشف تقلب‌ و سرقت‌ دانشجویان از متون دیگر مورد استفاده قرار می‌دهند، ادعا کردند متنی را کشف کردند که معتقدند شکسپیر ایده «شاه لیر»، «مکبث»، «ریچارد سوم»، «هنری پنجم»، و هفت نمایشنامه دیگرش را از آن وام گرفته است.   این خبر سبب شد کسانی که سال‌ها آثار و زندگی شکسپیر را مورد بررسی قرار دادند، نظرات خود را اعلام کنند. مایکل ویتمور، مدیر کتابخانه شکسپیر در واشینگتن گفت: «اگر این دو محقق بتوانند نظریه خود را به اثبات برسانند، اتفاقی جدید رخ خواهد داده که تنها چند نسل یک بار شاهد آن می‌شویم.»   دنیس مک‌کارتی و جون شلوتر دو محقق-نویسنده‌ای هستند که ادعا می‌کنند شکسپیر ایده آثارش را سرقت کرده است. توضیحات و یافته‌های این دو در کتاب جدیدی آمده است که هفته آینده توسط انتشارات کتابخانه ملی بریتانیا منتشر می‌شود. البته این دو در پی اتهام سرقت ادبی به شکسپیر نیستند، اما معتقدند منبع الهام نمایشنامه‌نویس انگلیسی کتاب دست‌نوشته‌ای تحت عنوان «مباحثه کوتاهی در باب شورش و شورشیان» نوشته جورج نورث، در قرن پانزدهم است. نورث شخصیتی ساده در دربار ملکه الیزابت و سفیر بریتانیا در سوئد بود.   مک‌کارتی سال‌هاست آثار شکسپیر را مورد مطالعه قرار داده است. وی در مصاحبه با شبکه خبری «نورث همپتون» گفت: «کتاب جورج نورث بر زبان شکسپیر تأثیر گذاشت، صحنه‌های مختلف را شکل داده است و تا حدی بر فلسفه کلی آثارش نیز تأثیرگزار بوده است.»   مک‌کارتی از روش‌های مدرن برای اثبات حرفش استفاده کرده است. برای این کار نسخه‌ای از نرم‌افزار «کپی‌فایند» را، که با هدف کشف سرقت ادبی و کلمات کپی‌شده از آثار دیگر شکل گرفته است، بر روی آثار شکسیر امتحان کرده است. به عنوان نمونه شکسپیر در قسمت آغازین نمایشنامه «ریچارد  سوم» دقیقا از همان کلمات و ترتیبی استفاده کرده که نورث در «مباحثه‌ کوتاهی در باب شورش و شورشیان» به کار گرفته است.   مک‌کارتی می‌گوید: «شاید مردم عادی درک نکنند که این کلمات در آن دوره خاص تا چه حد نادر بودند، اما شکسپیر از همان کلمات و به همان شکل استفاد می‌کند. مانند بلیت بخت‌آزمایی است. داشتن یکی از اعداد برنده آسان است اما همه نمی‌توانند اعداد نهایی را به صورت کامل داشته باشند.»   شلوتر، دیگر مدعی سرقت ادبی شکسپیر می‌گوید: «در کتاب نورث چندین صفت مختلف و کمیاب در توصیف سگ‌ها آمده است و شکسپیر دقیقاً از همان کلمات در «شاه لیر» استفاده کرده است.»   مک‌کارتی و شلوتر به این موضوع هم شک کردند که شاید شکسپیر و نورث از یک کتاب مشترک دیگری به عنوان منبع الهام خود استفاده کرده‌اند. به همین دلیل این عبارات مشترک را با استفاده از نرم‌افزار «کپی‌فایند» در پایگاه داده‌ای مربوط به همه آثار انگلیسی زبان نوشته شده میان سال‌های 1473 تا 1700 امتحان کردند. آثاری که به طور کل 17 میلیون صفحه هستند. این دو نویسنده دریافتند در هیچ اثری از این کلمات استفاده نشده و فقط یکی از این کلمات در اثری که در سال 1623 نوشته شده به کار رفته است.   مک‌کارتی امیدوار است در آینده‌ای نزدیک بتواند همه آثار شکسپیر را به همین شکل بررسی کند و دریابد نمایشنامه‌نویس انگلیسی چگونه آثارش را نگاشته است.   به نظر می‌رسد زوایای جدیدی از معمای زندگی شکسپیر در سال‌های آینده واکاوی و کشف خواهد شد.   ]]> جهان‌کتاب Sat, 10 Feb 2018 06:02:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257631/سرقت-ادبی-شکسپیر-مباحثه-کوتاهی-باب-شورش-شورشیان سباستین بارری به مهم‌ترین جایگاه ادبی ایرلند رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257630/سباستین-بارری-مهم-ترین-جایگاه-ادبی-ایرلند-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین- سباستین بارری، نویسنده ایرلندی که سال گذشته توانست جایزه بهترین کتاب سال را برای رمان «روزهای بی‌پایان» به دست بیاورد، برای سه سال مقام سفیری داستان را به دست آورد و جایگزین آن اینرایت شد.   مایکل هیگینز، رئیس‌جمهور ایرلند روز گذشته سباسیتن بارری را به عنوان جانشین آن اینرایت معرفی و اعلام کرد بارری وارث و جانشین نسل بزرگی از نویسندگان ایرلندی، از سالی رونی 26 ساله گرفته تا رادی دویل 59 ساله شده است.   بارری پس از انتخاب به عنوان «لوریِت داستان» سوگند یاد کرد که حضور در عصر طلایی نوشته‌های نثر در ایرلند را قدر بداند. او گفت: «به دست آوردن چنین عنوانی پس از 40 سال کار بسیار لذت‌بخش است. بسیار خوشحالم که برای چند سال سفیر ادبیات کشورم هستم.»   نویسنده ایرلندی تاکنون دو بار و با کتاب‌های «روزهای بی‌پایان» و «دست‌نوشته محرمانه» موفق به دریافت جایزه کتاب سال کاستا شده است. بارری پس از دریافت این مقام متنی بلند بالا قرائت کرد، که بخشی از آن را ادامه می خوانید؛ عصر طلایی داستان‌نویسی کنونی، پدیده‌ای جدید است؛ آن هم در کشوری که نویسندگانی چون دونال رایان، ایمیر مک‌براید، راب دویل، کوین بارری، مایک مک‌کورمک و سارا بائم را به خود دیده است.در حال حاضر به نظر من 20 نفر دیگر صلاحیت به دست گرفتن این مقام را دارند، اما در دهه 70 شاید چهار یا پنج نفر بودند که قابلیت به دست آوردن این مقام را داشتند. البته امروز اهداف و سبک‌ها گوناگون است و ارزش و اهمیت لحظه کنونی به همین دلیل است. نویسندگانی هستند که موفق شدند در دهه دوم زندگی خود معروف شوند و برخی دیگر دهه‌هاست محبوب هستند. قدرت ادبیات ایرلند بسیار عجیب و غریب است. نمی‌دانم خودمان این کار را کردیم یا نه و چگونه چنین اتفاقی رخ داده است. شاید به این دلیل است که در بزرگی اروپا گم شده‌ایم. هر چه بیشتر به این موضوع فکر می‌کنم، کمتر درکش می‌کنم اما هر چه کمتر می‌فهمم اهمیت آن بیشتر محرز می‌شود. شاید دلیل این عجیب بودن این است که ما اهل کشوری با شرایط نامطمئن هستیم و اعتماد به نفسمان از ارزش و اهمیت کشورمان در قاره اروپا نشأت می‌گیرد. این اعتماد به نفس با شرایط کشورمان در تضاد است. گاهی اوقات از دیدن رابی دایل و سالی رونی تحت تأثیر قرار می‌گیرم زیرا نویسندگان بسیار خوبی هستند و نوشته‌هایشان از قدرت زیادی برخوردار است. قدرت آثارشان در شگفتی است که در خواننده به وجود می‌آورند. وقتی مخاطب انعکاس و سبگ زندگی خود را در یک اثر هنری می‌بیند شگفت‌زده می‌شود.   مسئولیت بارری به عنوان سفیر داستان ایرلند تا سال 2021 ادامه خواهد داشت. او با هدف اذعان دِین زندگی هنری و فرهنگی ایرلند به نویسندگان ادبیات داستان و قدردانی از داستان‌نویسان ایرلندی آغاز به کار خواهد کرد و نویسندگان نسل جدید را تشویق می‌کند تا در حوزه بین‌المللی بیشتر دیده شوند و از مردم می‌خواهد کیفیت بالای داستان‌نویسان ایرلندی را رصد کنند.   بارری توسط گروهی از نویسندگان به ریاست پل مالدونِ شاعر انتخاب شد. هیئت داوران طی بیانیه‌ای اعلام کردند: «امید داریم بارری با داستان‌های نفس‌گیر و تأثیرگذارش، داستان‌نویسی ایرلند را به سمتی رهنمون سازد که تاکنون نرفته است. او با بینش متعالی و زکاوت داستان‌گویی‌اش به ما می‌آموزد دنیا را متفاوت ببینیم و کمی عمیق‌تر به احساساتمان بنگریم.» ]]> جهان‌کتاب Fri, 09 Feb 2018 16:49:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/257630/سباستین-بارری-مهم-ترین-جایگاه-ادبی-ایرلند-رسید داستانی جدید از جیمز باند به بازار می‌آید http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257629/داستانی-جدید-جیمز-باند-بازار-می-آید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین، آنتونی هورویتس قرار است اتفاقات و ماجراهای پیش از نخستين کتاب جیمز باند تحت عنوان «کازینو سلطنتی» را بر اساس طرحی از خالق این شخصیت به شکل داستان دربیاورد.   امتیاز قانونی این کتاب، که قرار است «ابد و یک روز» نام بگیرد، به بنیاد ایان فلمینگ تعلق دارد و به گفته هورویتس قرار است؛ «ماجراهای اولین مأموریت جیمز باند را و اینکه چه موضوعاتی سبب شد جیمز باند شخصیتی معروف در دنیا باشد» پوشش دهد.   بنا بر گفته جاناتان کیپ، ناشر کتاب جدید جیمز باند؛ داستان از ماجرای قتل چند کاراگاه خبره در وسط آب‌های مارسی آغاز می‌شود و در واقع جیمز باند تلاش می‌کند جای آنان را پر کند.   هورویتس پیش از این نیز یک داستان جیمز باندی تحت عنوان «شلیک مرگ» از روی یکی از طرح‌های فلمینگ برای تلویزیون نوشته بود. کتاب جدید هورویتس در تاریخ 31 می ( 10 خرداد) منتشر می‌شود و مانند گذشته با اقتباس از یکی از طرح‌های خود فلمینگ نگاشته می‌شود.   هورویتس در مورد نگارش رمان جدید جیمز باند نوشته: «از اینکه بنیاد فلمینگ من را به این پروژه دعوت کرده تا دومین داستانم را درباره جیمز باند بنویسم، بسيار خوشحالم. امیدوارم خود ایان فلمینگ راضی به این کار باشد.»   ایان فلمینگ 14 داستان درباره جیمز باند نوشته بود؛ اين مجموعه با انتشار كتاب «کازینو سلطنتی» در سال 1953 آغاز و با انتشار «اختاپوس» و «روشنایی‌های زنده» در سال 1966 به پایان رسید.   آنتونی هورویتس نویسنده کهنه‌کاری است و پیش از این با زنده کردن شخصیت شرلوک هولمز در کتابش تحت عنوان «خانه ابریشمی» در میان مخاطبان بسیار معروف شده بود. علاوه بر هورویتس نویسندگان دیگری چون کینگزلی آمیس، سباستین فالکز، و ویلیام بوید نیز چند اثر با محوریت شخصیت جیمز باند نوشته‌اند. ]]> جهان‌کتاب Fri, 09 Feb 2018 14:15:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257629/داستانی-جدید-جیمز-باند-بازار-می-آید ‌میهن‌دوستان، اولین رمان تحسین شده نویسنده‌ای جوان http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257356/میهن-دوستان-اولین-رمان-تحسین-شده-نویسنده-ای-جوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - رمان «میهن‌دوستان»، اثری بین‌نسلی و درخشان درباره ایدئالیسم، خیانت و رازهای خانوادگی است که داستانش در ایالات متحده و روسیه می‌گذرد. این کتاب نخستین رمان سانا کراسیکوف، رمان نویس ۳۷ ساله آمریکایی اوکراینی‌تبار است که مجله بریتانیایی گرانت او را به عنوان یکی از بهترین نویسندگان جوان آمریکایی معرفی کرده است. داستان «میهن‌دوستان» از جایی شروع می‌شود که همزمان با رکود اقتصادی بزرگ، فلورانس فین، کالج بروکلین را ترک می‌کند تا در مسکو دنبال کار بگردد و در آنجا به عشق و استقلال برسد. اما وقتی به مسکو می‌رسد خیلی زود در کشوری که نمی‌تواند از آن بگریزد، گرفتار می‌شود. سال‌ها بعد پسر فلورانس، جولیان به ایالات متحده مهاجرت می‌کند، اگرچه کار او در صنعت نفت باعث می‌شود که گاهی به مسکو برگردد. وقتی او می‌فهمد که پرونده فلورانس در کا.گ.ب از حالت محرمانه خارج شده، سفری کاری تدارک می‌بیند تا حقیقت را درباره مادرش کشف کند و پسرش، لنی را متقاعد کند و به خانه برگردد و بختش را در کشور تحت حکومت پوتین بیازماید. چیزی که جولیان می‌فهمد اندوه‌بار است: داستانی ناگفته از نسلی از آمریکایی‌ها که کشورشان رهای‌شان کرد و تاریخ اسرارآمیز دو کشور عجیب که زیر لوای دشمنی دیرینه با هم سازش می‌کنند. میهن‌دوستان یادگاری از سال‌های جنگ سرد است که با بینشی مثال‌زدنی و مهارتی فوق‌العاده روایت می‌شود. رمان بین دو زاویه دید روایی از منظر فلورانس و جولیان در رفت و آمد است. از یکسو داستان مادر پسری است، از طرف دیگر داستان دو کشوری است که رقصی دیالکتیکی با یکدیگر دارند؛ یک داستان عاشقانه و یک داستان جاسوسی؛ و هر دو مورد روایتی عالی است، یک روایتح حماسی قدیمی و رمانی معاصر درباره اندیشه‌های مختلف. رمان مهین‌پرستان از خلال تاریخ یک خانواده از سه نسل که بین قاره‌ها در رفت و آمد است، داستانی تکان‌دهنده درباره قدرت عشق، مزایا و مخاطرات و رازهایی است که والدین و بچه‌ها از یکدیگر پنهان می‌کنند. ناتانیل ریچ، منتقد روزنامه نیویورک تایمز، میهن‌دوستان را یک عاشقانه تاریخی با سبک قدیم خوانده که چندنسلی، چندروایتی و بین‌قاره‌ای است. خالد حسینی، نویسنده رمان برجسته «بادبادک‌باز» نیز درباره اولین رمان سانا کراسیکوف نوشت: «من در هر صفحه از این کتاب، ملاحظه‌ای دقیق دیدم، هر سطر چنان سرشار از حقیقت و جزئیات درخشان است که برای لذت بیشتر لازم است دوباره خوانده شود. میهن‌دوستان متقاعدم کرد که کراسیکوف، نمادی از نویسندگان نسل خودش است.» یان مارتل، نویسنده رمان زندگی پی، میهن‌درستان را یک شاهکار خواند و آن را دکتر ژیواگوی زمان ما توصیف کرد. سانا کراسیکوف، نویسنده زاده اوکراین در آمریکا زندگی می‌کند. او در گرجستان و آمریکا بزرگ شده و در سال ۲۰۰۱ از دانشگاه کورنل فارغ‌التحصیل شده است. در سال ۲۰۱۷ مجله گرانتا او را یکی از بهترین نویسندگان جوان آمریکا نامید. در سال ۲۰۱۰ اولین مجموعه داستان کراسیکوف با نام «یک سال دیگر» منتشر شد و مین‌پرستان اولین رمان اوست که انتشارات اشپیگل و گراو آن را در ۵۴۲ صفحه و با قیمت ۱۸.۵۳ دلار منتشر کرده است. ]]> جهان‌کتاب Fri, 09 Feb 2018 10:28:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257356/میهن-دوستان-اولین-رمان-تحسین-شده-نویسنده-ای-جوان ​انتشار یک رمان منحوس بعد از گذشت قرن‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257433/انتشار-یک-رمان-منحوس-بعد-گذشت-قرن-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از گاردین- رمانی با عنوان «قصه یتیم» که درباره عصر طلایی اسپانیا و مستعمرات آن در امریکای لاتین نوشته شده بود بعد از 400 سال منتشر شد.  این رمان درباره یک پسر 14 ساله اسپانیایی است که گردانا(شهری در اسپانیا) را در جستجوی ثروت به سوی امریکا ترک می‌کند و در این مسیر از مستعمره‌های امپراطوری اسپانیا در امریکای لاتین عبور می‌کند.  قهرمان داستان بعد از پشت ‌سر گذاشتن حوادث عجیب و غریب از جمله ماجرای غرق شدنش در دریا و برخورد با دزدان دریایی، آرامش را در زندگی راهبه‌ها در کشور پرو پیدا می‌کند. این رمان که در فاصله سال‌های 1608 تا 1615 میلادی نوشته شده، وقایع بسیاری را از طبیعت زندگی در پرو که زمانی مستعمره اسپانیا بود و مبادله کالا و انسان بین اروپا و امریکا روایت می‌کند. رمان «قصه یتیم» قرار بود سال 1621 میلادی منتشر شود اما این اتفاق نیفتاد. دلیل آن شاید این بود که نویسنده این کتاب که یک راهب اسپانیایی به نام مارتین دی لیون کاردیناس بود می‌ترسید که انتشار آن مشکلات بسیاری را در مسیر حرفه او ایجاد کند و زحمات او را در راه رسیدن به مقام ریاست اسقف اعظم بر باد دهد.  در سال 1965 یک دانشجوی اسپانیایی، دست‌نویس این اثر را در میان آرشیو انجمن امریکا و اسپانیا پیدا کرد؛ اما تلاش‌های اولیه برای انتشار این اثر کهنه بی‌نتیجه ماند که دلیل آن رواج شایعات زیادی در آن زمان بود حاکی از این‌ که یک چیز ملعون و خبیث در بین صفحات این رمان 320 صفحه‌ای موجود است.  بیلندا پالاسیس، دانشجوی اهل پرو که این رمان به همت او منتشر شده گفت: «وقتی شروع به کار بر روی این رمان کردم، عده‌ای به من می‌گفتند که این رمان نفرین شده است و تمام افرادی که زمانی روی آن کار می‌کرده‌اند مرده‌اند. این موضوع برای من مضحک بود، اما قدری هم می‌ترسیدم و می‌دانستم چند نفری که روی این رمان کار می‌کرده‌اند به اسباب مختلفی از جمله در حادثه تصادف و یا در اثر یک بیماری عجیب درگذشته‌اند.» او همچنین اضافه کرد که این رمان مملوء است از سفرهای بسیار و ترکیبی است از خیال، زندگی‌نامه و سندهای تاریخی که تصویری کامل از دنیای نویسنده آن ارائه می‌دهد. پالاسیس اظهار امیدوار کرده تا نحوست این رمان بعد از انتشار آن از سوی موسسه خوزه آنتونیو که در راستای حمایت از آثار ادبیات اسپانیایی فعالیت می‌کند رفع شود. ]]> جهان‌کتاب Fri, 09 Feb 2018 10:23:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257433/انتشار-یک-رمان-منحوس-بعد-گذشت-قرن-ها