خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين هنر :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/art_media Wed, 21 Nov 2018 13:50:01 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 21 Nov 2018 13:50:01 GMT هنر 60 کتاب جدید مصطفی مستور در 10روز نوشته شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267998/کتاب-جدید-مصطفی-مستور-10روز-نوشته-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مصطفی مستور نویسنده‌ای است که هم در زمینه تالیف رمان و داستان و نمایشنامه فعالیت دارد، هم کار ترجمه انجام داده است و اغلب کارهای او هم با استقبال مخاطبان مواجه می‌شود. درونمایه داستان‌های مستور اغلب عشق و روابط انسانی است و در نمایشنامه جدید او هم بحث بر سر انسان‌ها و روابط و دغدغه‌های روزمره آنهاست.                                       نمایشنامه «پیاده‌روی در ماه» جدیدترین اثر مصطفی مستور است که به تازگی منتشر شده است. این نمایشنامه در یک پرده و پنج صحنه است و عملا 4 صحنه از این نمایش روایتگر مقطعی از زندگی 4گروه از افراد حاضر در این نمایش و صحنه پایانی گفت‌وگوی نمایشنامه‌نویس و کارگردان است. این نمایش 4 لحظه از زندگی 4 گروه را در دو مرحله به نمایش می‌گذارد. وجه اشتراک این 5 گروه این است که در یک برهه‌ای از زندگی خود گیر کرده‌اند و در پی راه حلی برای مشکلشان به گفت‌وگو و مشورت با یکدیگر نشسته‌اند. داستان این نمایش در یک کافه تاریک و مدور می‌گذرد. کافه‌ای گردان شامل 5میز با افرادی از گروه‌های سنی مختلف؛ از جوانی تا میانسال، به گونه‌ای می‌توان گفت این نمایش روایتگر دغدغه دو نسل، افراد و شخصیت‌های متفاوت نیز هست. مستور بر این باور است که نوشتن نمایشنامه نسبت به نوشتن رمان زمان کمتری می‌گیرد؛ ممکن است برای نوشتن یک رمان یا مجموعه داستان چندین ماه وقت بگذارد و گاهی نیز به چندین سال بکشد اما نگارش نمایشنامه مدت کمتری را به خود اختصاص می‌دهد، او برای نوشتن نمایشنامه «پیاده‌روی در ماه» 10 روز وقت گذاشته است و همچنین نمایشنامه پیشین او 48 ساعت زمان برده است. در قسمتی از نمایشنامه «پیاده‌روی در ماه» می‌خوانیم: «مینو: نه بابا کوسه کجا بود! فرشته: دبیرستان که بودم یه آقایی بود که تو فروشگاه مدرسه‌مون کار می‌کرد و یه دست نداشت. بچه‌هر می‌گفتند که تو دریا شنا می‌کرده که کوسه دستش رو خورده. می‌گفتند از خودش شنیده‌ن. هر وقت می‌دیدیمش یاد فیلم آرواره‌های اسپیلبرگ می‌افتادیم. مینو: خیلی وحشتناکه! شیوا: فیلم اسپیلبرگ؟ مینو: نه، این که دستت تو شکم کوسه باشه و تو ازش فرار کنی که یه تیکه دیگه از بدنت رو نخوره، خیلی وحشتناکه.» (صفحه 30) نشر چشمه نمایشنامه «پیاده‌روی در ماه» اثر مصطفی مستور را با قیمت 7500 تومان و در 1000 نسخه و 37صفحه منتشر کرده است. ]]> هنر Wed, 21 Nov 2018 09:40:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/267998/کتاب-جدید-مصطفی-مستور-10روز-نوشته-شده کاریکاتور یک ابزار فرهنگی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267657/کاریکاتور-یک-ابزار-فرهنگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کاریکاتور و کارتون را شاید بتوان یکی از شاخه‌های عمومی‌تر هنر دانست که در ارتباط بیشتری با مردم عادی قرار دارد و نسبت به شاخه‌های دیگر در حوزه نقاشی و طراحی، در مواجهه با مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه حساس بوده و دست به واکنش می‌زند. در دوره‌های مختلف انتشار مطبوعات، کاریکاتور و کارتون به عنوان بخش اساسی آن مطرح بوده‌اند و در این بین هنرمندان زیادی به چاپ آثارشان اقدام کرده‌اند که بعضی از آن‌ها با اقبال مواجه شده‌ و شاخص شده‌اند و برخی کم‌کم در طول زمان گوشه‌نشین و منزوی شده‌ و از یادها رفته‌اند. جواد علیزاده یکی از آن کاریکاتوریست‌هایی است که آثارش چنان ماندگارند که به بخشی جدانشدنی از حافظه تصویری ما بدل شده‌اند؛ هنرمندی که در طول حیات حرفه‌ای‌اش تلاش کرده مستقل و به قول خودش «فراجناحی» عمل کند و از همه مهم‌تر هنرش را همیشه در راه خدمت به کشورش، فارغ از مفاهیم مد نظر حاکمیت چه پیش از انقلاب و چه پس از آن به کار گرفته است. روز شنبه‌ای که گذشت همزمان با اختتامیه مسابقه ملی کاریکاتور و کتاب از این شخصیت تاثیرگذار و جریان‌ساز، تجلیل و قدردانی شد. جواد علیزاده را می‌شود از لابه‌لای حرف‌هایش بیشتر شناخت و به جهان‌بینی و طنز کلامی ظریف او نیز پی برد. برای شناخت بیش‌تر گوشه‌هایی دیگر از شخصیت‌اش از او دعوت کردیم تا در خبرگزاری ایبنا مهمانمان باشد تا ضمن گپ‌وگفت درباره کارهایش، از حال‌وهوای این روزهای این هنرمند کهنه‌کار با خبر شویم. در این راستا از هادی حیدری دبیر اولین دوره مسابقه کاریکاتور و کتاب نیز دعوت کردیم تا در نشست حضور داشته باشد تا این گفت‌وگو درواقع به گپ‌وگفتی دوستانه و صمیمی بین دو نسل کاریکاتوریست‌های مطبوعاتی کشورمان بدل شود. در ادامه مشروح این گفت‌وگو راکه با حضور خبرنگاران ایبنا و هادی حیدری برگزار شد می‌خوانید:  کمتر در جایی از شما و خانواده‌تان خواندم یا شنیدیم. از فضای خانوادگی‌تان بگویید قبل از این که وارد وادی هنر شوید. من در شهر اردبیل به دنیا آمدم و در کودکی کار پدرم به جعفر آباد مغان (شاه آباد قدیم) منتقل و مدیر بخش حسابداری شرکت شیار سازمان برنامه شد. دوران کودکی من در آن جا گذشت؛ پس از چند سال به تهران در منطقه مختاری آمدیم. 6 سال دبستان را در دبستان شهپرست و هوشمند گذراندم؛ در سال 42 از خیابان مختاری به نارمک اسباب کشی کردیم. منظور من بیشتر حال و هوای خانواده‌‌ای که در آن رشد کردید بود.  من تک پسر، و فرزند اول خانواده بودم، پنج خواهر داشتم و به اصرار پدر و مادر در دبیرستان رشته طبیعی را خواندم که دکتر شوم. منتها شیطنت می‌کردم، در دبستان همه‌اش شاگرد اول می شدم اما در دبیرستان درس‌ها سخت‌تر شد و من دیپلم طبیعی را ناپلئونی قبول شدم. در رشته طبیعی کنکور دادم و پزشکی را انتخاب کردم و قبول نشدم. ولی در چند رشته دیگر هم امتحان دادم، مانند رشته زبان انگلیسی، نمره خوبی هم آوردم در صورتی که کلاس زبان هم نمی‌رفتم؛ اما زبان انگلیسی را دوست داشتم و از کودکی غرب‌زده بودم! در جایی دیگر به نام دانشکده هنرهای تزیینی امتجان دادم که در آنجا نیز با نمره خوبی قبول شدم بدون این که کلاس طراحی رفته باشم -طراحی من از کودکی خوب بود- همچنین در مدرسه تلویزیون و سینما هم قبول شدم. مردد بودم که بین این سه رشته کدام را انتخاب کنم؛ هم به سینما علاقه داشتم و هم به نقاشی ولی همه می‌گفتند که این دو رشته آخر و عاقبت ندارد و رشته زبان و مترجمی را بخوان. همیشه به شوخی می‌گویم بین اولی و دومی، که هنر و سینما بود شیر یا خط انداختم و سومی، مترجمی زبان انگلیسی را انتخاب کردم.  چه اتفاقی افتاد که شما از زبان به سمت کارتون و کاریکاتور رفتید؟   از کودکی بسیار کم‌رو و خجالتی بودم و الان هم هستم. خاطره ای برای شما تعریف کنم که شاید برای‌تان عجیب باشد و برای کسی در دنیا اتفاق نیفتاده باشد! زمانی که سوار اتوبوس می‌شدم از خجالت نمی‌توانستم با صدای بلند بگویم در ایستگاه نگه‌دار. همیشه سعی می‌کردم همراه سایر مسافرانی که پیاده می‌شوند، پیاده شوم. یکبار در ایستگاه محل مان، راننده نام ایستگاه را گفت اما کسی پیاده نشد و من نیز رویم نشد بگویم آقا نگه دار. تا ایستگاه آخر کسی پیاده نشد و من هم تا آخر رفتم و دوباره با مسیر برگشت همان اتوبوس به خانه برگشتم! فقط به دلیل کم رویی. این‌ها همه عقده‌های روحی روانی است که در فرد انباشته می‌شود و سبب می شود کسی مثل من به زبان تصویر روی آورد. از بلند کردن صدای خود همیشه واهمه داشتم. همیشه می‌گویم من زبان انگلیسی خواندم و زبان ترکی را نیز می‌دانم اما این‌ها نتوانست مشکل بی‌سروزبانی مرا حل کند و هنوز که هنوز است به دلیل همین بی‌سرو زبانی در موارد بسیاری حق من خورده می‌شود. شاید همه این‌ها باعث شد که به زبان تصویری روی بیاورم.  شما ژانرهای مختلف طنز تصویری را بکار برده‌اید. می‌خواهم بدانم که  اولین رگه‌های طنز تصویری که شما کار کردید جنبه‌های فانتزی داشت یا طنز تلخ بود؟ من فکر می‌کنم در ابتدا کاریکاتوریست‌هایی که شروع به کار می‌کنند هیچ بینش و هیچ خط مشی‌ مشخصی ندارند. از دوران کودکی نقاشی من خوب بود و معلمان مرا تشویق می‌کردند و در مسابقه‌های منطقه برنده می‌شدم، سن‌ام کم بود، استعداد خاصی داشتم و این خارق‌العاده بود. اولین کار من در مجله کاریکاتور کاری سیاسی، درباره جنگ خاورمیانه بود. این که آن موقع چه جهان بینی داشتم هیچ توضیحی برای آن ندارم، فقط هدف من این بود که کارهایم چاپ شود و بتوانم کار کنم چون این کار مورد علاقه و عشق واقعی من بود. درگیر کار که شدم و کم کم سختی‌های زندگی را چشیدم و وقایع تلخ و شیرین زندگی را که تجربه کردم  گرایش‌ام به سمت طنز تلخ رفت.                                یعنی این استعداد در هنر و طراحی هیچ ریشه‌ای در خانواده نداشت؟   خب چرا؟ خط پدرم خوب بود. او مشوق من بود و از کودکی کتاب‌های مصوری که وجود داشت برایم تهیه می‌کرد. کتاب مصوری داشتم به نام کتاب «بیژن و شیر» که تصویر سازی‌های زیبایی داشت؛ داستان کودک و شیری بود که باهم به جاهای مختلف می‌رفتند. برایم بسیار جالب بود و تاثیر زیادی در من گذاشت. البته من به دلیل علاقه‌ام به نقاشی به کتاب تصویری نیز علاقه داشتم. پدرم هر سال کتاب سال را می‌خرید و من گاهی اوقات به کتاب‌هایش سرک می‌کشیدم و می‌خواندم و خواندن روی من اثر داشت. در مجله اطلاعات کودکان شاگردان نمونه را معرفی می‌کردند و عکس من نیز  در کنار نقاشی ام در آن جای می‌گرفت. مثلا در کودکی چهره ابن سینا را طراحی کردم و بعد از آن نیز چهره جواهر لعل نهرو را کشیدم که در اطلاعات کودکان چاپ شدند . انتخاب شخصیت‌هایم نیز به این صورت بود که احساس می‌کردم شخصیت‌های مثبت و خوبی هستند، یک نقاشی هم در کودکی از انیشتن با موهای ژولیده کار کردم.  اولین کارهایی که از کاریکاتور دیدم برایم خیلی شگفت‌انگیز بود که چطور مثلا ممکن است حالت عادی افراد به یک چهره‌های دفرماسیون تغییر کند! شما یادتان هست که اولین کاریکاتوری که دیدید و برایتان عجیب و غریب بود کدام بود؟  من از کودکی مجله اطلاعات کودکان را می‌خریدم و به قدری به مجله علاقه داشتم که به عنوان مثال صاحب دکه‌ای که مجله را از آن تهیه می‌کردم مرا می‌شناخت. در همین مجله اطلاعات کودکان کاریکاتورهای طنز خارجی داشت،‌ به خاطر دارم کاریکاتوری که در آن شخصی با ساز ترامپت بزرگ در حالی که چند نفری مقابل او ایستاده بودند قصد داشت خم شود و سکه‌ای را بردارد و سر فرد جلویی او داخل دهانه بزرگ شیپور او رفته بود، این اثر برایم جالب بود و خیلی روی من تاثیر داشت و دوست داشتم من هم  کاریکاتورهایی با چنین  شوخی‌ها کارکنم.                         گفتید که فرد کم رویی بودید و از بلند کردن صدای خود نیز واهمه داشتید. در کودکی چه ترس هایی داشتید؟  کودکی من در دشت مغان و مزارع گندم و کمباین آن گذشت، تابستان‌ها مارهای بسیاری داشت و گاهی با این خزندگان بازی می‌کردم و ترس حالیم نبود بعدها که بزرگ شدم از سوسک می‌ترسیدم و هنوز هم!. و زمانی که با مساله مرگ آشنا شدم اولین ترس من از دست دادن پدر و مادرم بود که به نظرم در آن سنین کودکی این ترس بر همه ما مستولی می‌َشود و همیشه این نگرانی را داشتم بعدها استرس‌ها و افسردگی‌های مقطعی زندگی را تجربه کردم و خودم راهکارش راهم پیداکردم، مثلا در نوجوانی با خواندن کتاب‌هایی که از صادق هدایت بر ترس و افسردگی خود غلبه می کردم برعکس کسانی که می‌گویند آثار هدایت افسردگی و فکر خودکشی در خواننده ایجاد می کند ،اما در مورد من کاملا برعکس بود و زمانی که در اوج افسردگی به سر می‌بردم سراغ آثار هدایت می‌رفتم و به این فکر‌ می‌کردم که قهرمان داستان چقدر از من بدبخت‌تر است. در آن سال‌ها سلسله‌کارهای تصویری هم درباره صادق هدایت خلق کردم  که معروفترینش  آن طرحی است که کلاه صادق هدایت تیدیل به جغد شده و بارها بدون اجازه من به شکل‌های گوناگون مورد بهره برداری قرار گرفته .تجربه کردن  جنبه‌های تلخ زندگی و آشنایی من با  کتاب‌های هدایت در من تحولی ایجاد کرد کلا نوشته های  افرادی مثل هدایت، بکت، یونسکو تاتر و  ادبیات تلخ یا فیلم‌های ژانر سیاه و کارتون های طنز سیاه را دوست دارم چون برعکس تصور عامه، هیچ زمان در مخاطب احساس ناامیدی و افسردگی ایجاد نمی‌کند. به نظر من طنز به  جنبه‌های تلخ زندگی هم باید اشاره کند تا مخاطب را تسکین دهد  چون فکر می‌کنم زندگی آمیخته ای از غم و شادی است. اولین جایی که به طور جدی کار کردید مجله کاریکاتور بود؟  اولین جایی که قبل از انقلاب کارکردم مجله کاریکاتور بود. در آن زمان مجله توفیق نیز منتشر می‌شد و کارتون هایش را می‌دیدم  اما احساس می‌کردم ورود من نوجوان به نشریات کار سختی است. مجله کاریکاتور در سال 46 منتشر شد که یک مسابقه  کاریکاتور با موضوع «دنیا از دید من» برای خوانندگان و آماتورها  گذاشته بود. کاری سیاسی  برای آن‌ها فرستادم. در این سن همه درباره مسائل داخلی کار می‌کردند اما من با دید بین المللی  درباره جنگ خاورمیانه  و جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل کارکردم که جایزه دوم یا سوم مجله کاریکاتور را گرفت. نوروز 1349 بود که متوجه شدم استاد محسن دولو کاریکاتوریست و مدیر مجله کاریکاتور، کار مرا در صفحه آخر مجله کاریکاتور چاپ کرده و توضیح داده که   این کار من در مجله میدایست mid east چاپ آمریکا منتشر شده و باعث شگفتی ام شد. همان کاریکاتور زندگی من را تغییر داد. بعد از خدمت سربازی قرار بود در شرکت صنایع هلیکوپتر سازی با حقوق هفت هزار تومان معادل هزاردلار-که آن زمان حقوق بسیار خوبی بود- به عنوان مترجم تخصصی قطعات هلیکوپتر مشغول کار شوم. روزی که قرار بود سرکار بروم -چون در روزنامه کیهان نیز به صورت غیرحضوری و حق التحریری  کار می‌کردم –مدیران هلیکوپتر سازی گفتند برای مدتی نباید در روزنامه کارکنی و روزنامه کیهان هم گفت که ما نمی‌گذاریم از کیهان بروی و به قولی زمانی  سر خواستن من دعوا بود که بعدا سر نخواستنم دعوا شد!و در آخر من روزنامه کیهان را با حقوق 4 هزارتومان پذیرفتم که تازه استخدام رسمی نیز نبودم کاری که کمتر آدم عاقلی می‌کند -از همان ابتدا در زندگی انتخابها و تصمیم گیری های من دلی، غیر منطقی و  براساس عشق و جنون بود- البته بعد از دو سال کارم را در روزنامه کیهان از دست دادم آن هم به این دلیل که از ارزش های  انقلاب دفاع کردم! چه شد که شما در مجله کاریکاتور کار می‌کردید؟ محسن دولو هم کارتونیست شاخص آن دوران بود و جزو اولین کسانی که کارهایش بین‌المللی شد و از طریق او خیلی از فراخوان‌های مسابقات جهانی وارد ایران شد. چون در آن زمان چنین ارتباط‌هایی وجود نداشت. محسن دولو  نماینده مردم ورامین در مجلس شورای ملی و کارگزار نظام محسوب می‌شد. شما در مجله او کار می‌کردید و در آستانه انقلاب به جمع اعتصابیون پیوستید. می‌خواهم درباره این موضوع هم حرف بزنید. چون مسابقه «کاریکاتور و کتاب» که امسال از سوی خانه کتاب برگزار می‌شود به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی است، چطور شد که شما به انقلابیون پیوستید؟ چه ذهنیتی از انقلاب داشتید؟                      من به عنوان یک نوجوان برای پیشرفت در کاریکاتور انتخاب دیگری غیر از مجله کاریکاتور نداشتم. در مورد تحول و گرایش جوانان به انقلاب، بسیاری از جوان‌های آن زمان به مد روز زندگی می‌کردند، ژیگول بودند و حجاب اختیاری بود. منتها این کتاب‌های دکتر شریعتی بود که باعث تحول درونی ما و انقلاب شد، بسیاری از جوانان  ظاهر  انقلابی نداشتند موهای بلند داشتند  و موزیک بیتلز و پینک فلوید گوش می‌کردند اما اکثرشان به انقلاب پیوستند...  کتاب‌های دکتر شریعتی تهییج به انقلاب می‌کرد؟ بله شریعتی ایدئولوژی جدیدی را پایه گذاری کرد. آن زمان ایدئولوژی‌های مارکسیسم و کاپیتالیسم یا لیبرالیسم مرسوم بود . من از دوران کودکی از کمونیسم خوشم نمی‌آمد، تصویر آن دیوار آهنین برلین که برخی درحال فرار از روی دیوار کشته می‌شدند! در ذهنم بود. برخی از روشنفکران، شوروی را به عنوان جامعه آرمانی قبول داشتند و این قضایا برایم عجیب بود و همیشه برخلاف جریان آب شنا می‌کردم و از بچگی این کنجکاوی را داشتم که چرا باید عده‌ای از روشنفکران با چنین جریانی که مخالف آزادی است و به آن دیکتاتوری پرولتاریا می‌گویند همسو شوند و از آن حمایت کنند؟ شریعتی کمونیسم را متفاوت ترسیم می‌کرد شاید برخی نکاتی که مطرح می‌کرد تحت تاثیر ایدئولوژی مارکسیسم نیز بود اما وی به صورت تئوری اسلام را مدرن و به روز کرد. یک اسلام انقلابی که نه طرفدار لیبرالیسم است نه طرفدار دیکتاتوری کمونیسم. یک جمله معروف داشت که می‌گوید ایدئولوژی اسلام، مجاهد می‌سازد و فقه اسلام فقیه. ما جوانان آن زمان درک  فقه برایمان سخت بود اما می توانستیم  ایدئولوژی اسلام را  به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی مستقل برای زندگی خود برگزینیم که این گرایش از روحیه استقلال طلبی ناشی می‌شد؛ ما نه طرفدار چپ بودیم نه راست و در اصل انقلاب براین اساس شکل گرفت. دوست نداشتیم از زیر سلطه آمریکا خارج شده و زیر یوغ شوروی برویم. ما بر اساس اصل نه شرقی نه غربی یا همان دکترین موازنه منفی دکتر مصدق  انقلاب کردیم که اصل 152 قانون اساسی است. خب شما و هم نسلانتان تحت تاثیر صحبت‌های دکتر شریعتی بودید و عموما به سمت انقلاب آمدید، در آستانه انقلاب مطبوعات اعتصاب می‌کنند و شما از مجله کاریکاتور خارج می‌شوید. از آن برهه بگویید.  در مطبوعات دو بار اعتصاب می‌شود. یک‌بار اعتصاب کوتاه مدت علیه سانسور و کشتار 17 شهریور در میدان ژاله در مهر ماه 57 که مسئولین قول کم شدن سانسور‌ها را دادند و مطبوعات دوباره شروع به کار کردند،  یادم است زمانی که دولت به اصطلاح آشتی ملی شریف امامی آمد. گفت هرچه می‌خواهید از من انتقاد کنید؛ من کاریکاتوری کشیدم که خبرنگاری طوماری از انتقاد در باره او می‌نویسد و می‌گوید مشغولیم قربان! که کیهان آن را چاپ کرد. اعتصاب دوم زمان حکومت نظامی ازهاری دوباره از سر گرفته شد و حدود 64 روز طول کشید که در این شرایط بختیار نخست‌وزیر شد و قول آزادی مطبوعات را داد. در اولین شماره کیهان که بعد از اعتصاب منتشر شد کاریکاتوری کشیدم که خون ملت داخل سرم است و به مطبوعات آزاد تزریق می‌شود و این اولین کارم درباره مطبوعات آزاد بود. کمی از محسن دولو بگویید؟  زمانی که در مجله کاریکاتور کار کردم سن کمی داشتم و فرد سیاسی نبودم، ‌محسن دولو با این که نماینده مردم بود اما زندگی اشرافی ّبه آن شکل نداشت. یک فرد هنرمند بود تا یک فرد سیاسی و زمانی که با گواش رنگ‌آمیزی می‌کرد بسیار لذت می‌برد. فرد مهربانی بود و با کارش ازدواج کرده بود و همیشه تنها زندگی کرد و بر خلاف بسیاری از افراد سیاسی‌ آن زمان خود را تافته جدا بافته نمی‌دانست، بی‌ریا بود و اجازه کار به همه در مجله‌اش را می‌داد. برخی گفته بودند که مجله محسن دولو آمده بود جای مجله توفیق را بگیرد اما اینگونه نبود آقای لطیفی گفته بود که دولو امتیاز مجله کاریکاتور را از 20 سال قبل گرفته بود و من این را نمی‌دانستم، سه چهار سال قبل از توقیف نشریه توفیق مجله کاریکاتور منتشر شد و افرادی که از توفیق به کاریکاتور آمدند اکثرا چپ بودند مانند آقایان محجوبی، لطیفی و رضایی و اگر دولو گرایش‌های محافظه کارانه و دست راستی داشت با چپ‌ها  همکاری نمی‌کرد. یادم است در آن زمان درباره هرچیزی می‌توانستیم کاریکاتور بکشیم. هم درباره کوبا و هم مناخیم بگین اسراییل می‌شد کارتون کشید که من ‌کشیده بودم، به ما نمی‌گفتند چه چیزی بکشیم یا نکشیم. بعدها که آن گروه از مجله رفتند، آن گروه مجله کاریکاتور کم‌کم رو به زرد شدن رفت و بیبشتر درباره مسایل فرهنگی و هنری جامعه و مثلا دستمزد زیاد خوانندگان کاباره‌ها و بی‌هنران و مسایلی چون ترافیک و ..کاریکاتور نیز می‌کشیدیم در آن زمان قصد من مطرح شدن بود‌ و شاید با خیلی از کارتون‌هایم موافق نبودم ، پس از این بود که به کیهان رفتم. زمانی که اعتصاب دوم شروع شد و همه نشریات خصوصی طرفدار انقلاب داوطلبانه دست از انتشار کشیدند  سراغ آقای دولو رفتم و گفتم که الان شما هم دست از کار بکشد و مجله را مدتی منتشر نکنید چون یکسری از نشریات که طرفدار انقلاب و مردم بودند به دلیل کشتار 17 شهریور،‌ حکومت نظامی و قانون شکنی‌های رژیم شاه دست از کار کشیده‌اند. اما آقای دولو نپذیرفت و من به‌رغم علاقه‌ای که به ایشان داشتم راه خود را از ایشان و مجله‌شان جدا کردم. برای نسل جدید بگویم که اگر شاه مطابق قانون اساسی عمل کرده، فقط سلطنت می‌کرد در قوه مققنه، مجریه و قضاییه دخالت نمی‌کرد و خود را همه کاره ملت نمی‌کرد مردم انقلاب نمی‌کردند. شاه کسی بود که با کودتا سر کار آمده بود پدرش نیز همینطور. برای مردم قابل قبول نبود؛ زمان مصدق فرار کرد و دوباره او را بازگرداندند، این‌بار که شاه رفت به او قول داده بودند که باز می‌گردانندش .به همین علت مردم به نخست وزیری بختیار رضایت ندادند به این دلیل که مردم نگران بودند اگر بختیار باشد شاه دوباره برمی‌گردد، یعنی مردم تا این اندازه از شاه نفرت داشتند. اگر عملکرد شاه متناسب بود طبیعتا مردم به سمت انقلاب نمی‌رفتند. همانطور که شما درباره اصل نسبی‌گرایی گفتید وقتی مقایسه می‌کنند برخی که از آن دوره اطلاعی ندارند فکر می‌کنند همه چیز مملکت گل و بلبل بود.  در زمان شاه تظاهرات ممنوع بود،‌ زمانی که در اخبار تلویزیون، تظاهرات مردم مخالف را در کشورهای اروپایی و آمریکا می‌دیدیم می‌گفتیم مگر ممکن است کسی مخالف رژیم‌اش باشد. اولین تظاهرات در زمان شاه در 17 شهریور بود که کشت و کشتار شد. صبح آن روز حکومت نظامی‌ اعلام شد،‌ اگر از شب گذشته اعلام می‌شد مردم معترض به میدان ژاله نمی‌آمدند. شاه اصلا قابل دفاع نیست. برخی شبکه‌های ماهواره‌ای اکنون فیلم‌های خانوادگی شاه را به صورت خندان نشان می‌دهند،اما واقعیت این‌گونه نبود شاه خیلی اخمو و متکبر بود و ما خنده‌های شاه را الان داریم در فیلم‌های خصوصی و خانوادگی‌شان می‌بینیم! درباره آقای دولو اضافه کنم که وقتی با مجلهشان قطع همکاری کردم در این‌جا کمی با یکدیگر زاویه پیدا کردیم و به ایشان گفتم با تمام احترامی که برای شما قائلم نمی‌توانم با شما کار کنم ....من هم کار نکردم حقوقم قطع شد و مطبوعات دیگر هم که در اعتصاب بودند. بعد از پیروزی انقلاب سراغ چند نشریه رفتند که به اعتصابیون و مردم نپیوسته بودند ازجمله مجله رستاخیز جوان، روزنامه رستاخیز، مجله کاریکاتور، امید ایران و‌ تهران مصور و...بعد از پیروزی انقلاب اسامی آن‌ نشریات به کمیته‌ای رفت که به بررسی این مسائل می‌پرداخت. البته اضافه کنم خیلی از افرادی که در آن زمان علیه انقلاب بودند و با مطبوعات طرفدارشاه کار می کردند در حال حاضر انقلابی شده‌اند و با فرصت‌طلبی به جاهایی رسیده‌اند و هنوز هستند. این چه خصلتی است که افرادی در آن زمان با نشریاتی که انقلابی نبودند کار کردند و بعد از انقلاب رنگ انقلابی به خود گرفتند؟ این پارادوکس خودش کاریکاتور است.  من جمله‌ای دارم که می‌گویم سخت‌ترین کار انقلابی شدن قبل از پیروزی انقلاب است و سهل‌ترین کار انقلابی شدن بعد از پیروزی انقلاب. سخت است چون وقتی در جریان اتقلاب انقلابی می شوی  نمی‌دانی که قرار است چه اتفاقی برایت رخ دهد. برخی افراد نه ایدئولوژی دارند نه وجدان و به نظر من فرد باید با وجدان خودش باید زندگی کند و تاوانش را پس دهد. من به سهم خودم با وجدان زندگی کردم و تاوانش را دادم .                            خب به کیهان آمدید و شروع کردید به کار کردن و بعد از مدتی شما را کنار گذاشتند. آن هم به دست کسانی که الان داعیه اصلاح طلبی دارند. به همین دلیل می‌گویم افراد را باید در زمان خودشان بررسی کرد اگر واقعا ذهنشان عوض شده باشد قابل تحسین است.  من می‌دانم تغییر اندیشه این‌ افراد در اثر چیست.در اثر تحولات سیاسی جهانی و فروپاشی شوروی سابق...اینان زمانی دراثر تبلیغات  حزب نا آگاه توده، شوروی را الگوی خود می‌پنداشتند و اعتقادی به دموکراسی و جامعه مدنی نداشتند و همه این ارزش‌ها را زایبده بورژوازی و سرمایه‌داری می‌پنداشتند و زمانی آنقدر  تندرو بودند طوری که اگر سر مقاله‌های زمانی را بخوانید که اصلاح‌طلبان در سال 60  مدیریت کیهان را به عهده داشتند، می‌بینید شبیه به کیهان الان است. اما بعد از فروپاشی شوروی سابق جمعی از اصلاح طلبان فهمیدند که شوروی خیلی هم الگوی مناسب و کاملی نبوده و کلا جوامع بسته هرقدرهم شعار عدالت بدهند، دارای نقص هستند. خیلی از آن‌ها بازنشر می‌شود. طنز ماجرا اینجاست که ریس وقت کیهان وقی در سال 60 من را به جرم لیبرال بودن اخراج کرد اکنون خودش در مظان اتهام لیبرال بودن است!  گرچه ایشان با من بد کردند  ولی من آن‌ها را بخشیدم و در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری به ایشان رای دادم چون منافع کشورم و آینده کشورم را از منافع شخصی‌ام مهم‌تر می‌پندارم. درست است که رای من یک نفر چندان تاثیری ندارد اما کمتر کسی اینگونه می‌تواند کشورش را مهم‌تر از خودش یپندارد من رسالتم را نسبت به کشورم ادا کردم و تاوانش را هم دادم و الان  با حقوق ناچیز بازنشستگی زندگی می‌کنم اما وجدانم آسوده است که حداقل به کشورم خیانت نکردم. زمان جنگ من کاریکاتورهایی علیه شوروی و آمریکا می‌کشیدم، الان اسناد آن منتشر شده است که حامی اصلی صدام در آغاز جنگ شوروی بود که جنگ را شروع کرد و قصد داشت به آب‌های گرم خلیج فارس برسد. در شروع جنگ رادیو مسکو هر شب می‌گفت صدام ضدامپریالیست است و مسئولان ما می‌گفتند صدام عامل امپریالیسم است  و من این تناقض‌ها را سوژه کارتون‌هایم می‌کردم و درکیهان زمان مدیریت دکتر یزدی به چاپ می‌رساندم اما با رفتن دکتر یزدی از کیهان و آمدن چپ‌های مذهبی  و اصلاح طلبان فعلی، مسوولان جدید روزنامه مایل به چاپ کارهایم نبودند .من بر اساس وقایع جنگ کاریکاتور موشک روسی می‌کشیدم که صدام می‌زند و آن‌ها می‌گفتند که دشمن اصلی ما آمریکاست. من می‌گفتم این‌ها تئوری‌های حزب توده است شما که توده‌ای نیستید  و نماینده ملت انقلابی هستید آن‌ها در جواب می‌گفتند: همین است که هست. ما اختلاف استراتژیک با شوروی داریم، شما هم کاریکاتور ضد روسی نکشید و سکوت کنید و فقط حقوق‌تان را بگیرید من می‌گفتم عراقی‌ها روز گذشته موشک روسی فراگ و اسکاد به دزفول زده‌اند و کودکان معصوم کشورم را کشته‌اند چطور می‌توانم سکوت کنم که در انتها چون کارهای چاپ نشده‌ام را به روزنامه میزان مرحوم بازرگان دادم، عذرم را از کیهان خواستند که خودم هم آمادگیش را داشتم. بعد از یک سال هم ماجرای حزب توده لو رفت و برخی از نفوذی‌هایی که در کیهان بودند مشخص شدند و همه آن جمعی را که با من درافتادند گرفتند ولی باز هم پیش من نیامدند که بگویند حق با تو بود. و یا یک ماه قبل از پذیرش قطع‌نامه 597، بازرگان نامه‌ای نوشت که قطعنامه را بپذیرید اما مسوولان با اینکه قطعنامه را پذیرفتند، نویسندگان نامه را  به زندان افکندند و  از آن‌ها عذرخواهی که نکردند هیچ، در زندان نگه‌شان داشتند. سیاست‌های غلط  مسئولان و خیانت‌های حزب توده باعث شد جنگ به آن شکل و با پذیرش قطعنامه به پایان بپذیرد و متاسفانه از صدام هم غرامت خواسته نشد. همانطور که گفتم روشنفکرانی که روزگاری می‌گفتند شوروی کشوری آرمانی و ایده‌آل است از فروپاشی شوروی، متعجب شدند. خیلی‌ها نمی‌دانند که  تحولات جهانی چه قدر می‌تواند در کشور ما تاثیربگذارد. ایدئولوژی که شکست خورده را می‌خواستند اینجا پیاده کنند نه به این دلیل که آن‌ها طرفدار عدالت‌اند بلکه به این دلیل که طرفدار دیکتاتوری هستند.  شما از کیهان بیرون می‌آیید و دهه خاص شصت است. خیلی‌ها به این دلیل که ما با جنگ با عراق بودیم می‌گفتند انتقادهای داخلی نباشد و یک وحدت ملی در مواجهه با دشمن داشته باشیم. در آن زمان که شما بیرون آمدید چطوری گذشت و چه کار کردید؟ به نظر من یکی از نقطه‌های عطف جواد علیزاده در همان دهه شصت شکل می‌گیرد.    سال شصت که شغل‌ام را در روزنامه کیهان از دست دادم به روزنامه میزان رفتم در دوره بازرگان. در آن زمان دفترشان در خیابان مطهری بالای انتشارات سروش بود در آن جا حکمی گرفتم و دبیر بخش گرافیک شدم و مسائل بنی صدر پیش آمد به همین دلیل پس از یک ماه این روزنامه را نیز بستند. پس از چند ماه مجله‌ای به نام مجله مشغولیات را برپا کردیم. قصدمان این بود که یک مجله طنز غیر سیاسی باشد و موضوعات سرگرمی، لورل و هاردی، هارولد لوید و چهره‌های دیگری را که جوانان دوست داشتند، می‌کشیدم. همه این‌ها را باهم ادغام می‌کردم. در برپایی این مجله با چند نفر شریک شدیم و از جمله حاج آقایی ظاهرالصلاح پسر غلامعلی لقایی چون در کار خرید و فروش کاغذ بود. او بیشتر به فکر پول بود و مجله‌ را به سایر شهرستان‌ها نیز ارسال می‌کرد. مشغولیات نیز ایده من بود و شماره اول آن را هنوز دارم؛ شماره اول خوب فروش کرد. در این مجله بحث علمی، اجتماعی و معرفی کاریکاتوریست داشتیم و کاملا خودمان را از سیاست بیرون کشیدیم. دفتر مجله مشغولیات در خیابان بزرگمهر بود روبه روی سینما سپیده (دیانا قدیم) نزدیک یک کمیته بود و یکبار من را به آن‌جا بردند و اتفاقاتی بر من گذشت و خیلی شانس آوردم الان زنده هستم. در این مجله همه گروه سنی را جذب کرده بودیم و به صورت تک شماره مجوز می‌گرفتیم.  کمی درباره مجوز گرفتن‌ها بگویید؟ زمانی که به ارشاد می‌رفتید چه اتفاقی رخ می‌داد. به دلیل رفتاری که با من داشتند به حدی از آن‌ها متنفر شده بودم که دیگر به وزارت ارشاد نمی‌رفتم. چون مجله را با یکی از دوستانم به صورت اشتراکی منتشر می‌کردیم و خودم برای گرفتن مجوز به وزارت ارشاد نمی‌رفتم یکی از دوستان را برای این کار می‌فرستادم؛ از خاطرات تلخ اینکه زمانی بنا برگزارش مغرضانه‌ای به دفتر ما ریختند و ماموری گفت علیزاده کیست و من خودم را معرفی کردم. گفت حکم تیرت را دارم! رنگم پرید! گفت چرا رنگت پریده؟ گفتم وقتی شما این حرف را می‌زنید توقع دارید چه کنم؟ برقصم؟ گفت درست صحبت کن. این دفتری که اجاره کرده بودیم دفتر انجمن هنر تعاونی مردمی بود. دفتر خانمی به نام کوبان که زرتشتی بود و چندسال پیش در فرانسه مرد. ما ارتباطی با یکدیگر نداشتیم فقط سر جریاناتی که رخ داد و دفترشان تعطیل شد ما آنجا را اجاره کردیم. یک پیانوی بزرگ و گران قیمت داشتند که سنگین هم بود. این پیانو را با خود نبردند، ما این ساز را در آشپزخانه بزرگی که داشت گذاشتیم و پارچه‌ای روی آن کشیدیم. ماموران همه دفتر را به دنبال آن کاریکاتور‌ها گشتند و چیزی پیدا نکردند از ظهر تا عصر در آن جا بودند و کمی با هم دوست شدیم و به آن‌ها چای می‌دادیم و باز شروع می‌کردند به گشتن. وقتی یکی از ماموران به آشپزخانه رفت پارچه را از روی پیانو برداشت و گفت زمان جنگ است و شما پیانو نگه می‌دارید؟ با پاشنه کفشش روی پدال پیانو می‌زد و صدای مهیبی از آن خارج می‌شد. این صحنه‌ها مانند فیلم‌ها می‌ماند. گفتم نزن خراب می‌شود مالک‌اش پولش را از من می‌گیرد؛ این چه ربطی به جنگ و کار شما دارد من قرارداد دارم و روی ساز پارچه کشیدم. او گفت شما اینجا مطرب‌خانه و رقاص‌خانه راه انداختید. تا عصر به دنبال کاریکاتورها گشتند و بعد من را سوار پیکان  کردند و به همین کمیته روبه روی سینما دیانا بردند. به من گفتند روی صندلی عقب بنشین و زیادهم حرف نزن. روی صندلی عقب تفنگ‌های ژ سه را به صورت افقی چیده بودند و به شوخی گاهی می‌گویم خوب شد عمودی نگذاشته بودند! گفتم شما که دفتر را گشتید و چیزی پیدا نکردید؛ گفتند نه رئیسمان باید اجازه دهد. گفتم خب اگر یک تیر در رود نیم تنه من هم می‌رود! گفتند روی لوله‌هایش بنشین.                     باور کنید ماشین‌ اسلحه‌خانه بود. چون در آن زمان ماشین مجاهدین یکهو می‌پیچید جلویشان و این‌ها نیز تق تق تیر می‌انداختند. در فاصله‌ دفتر تا کمیته فقط خدا خدا می‌کردم مجاهدین و منافقین سر نرسند. وقتی به کمیته رسیدیم شماره تلفن منزل را گرفتند، در خانه کتاب‌های خارجی داشتم که درآن‌ها کاریکاتور بود و من هیچ نقشی در طراحی آن‌ها نداشتم و فقط علاقه‌مند بودم و کلکسیون جمع می‌کردم، ولی خب ممکن بود همان‌ها نیز باب طبعشان نباشد و همان را می‌توانستند مدرک کنند. تنها شانسی که آوردم این بود که زمانی که به کمیته هفت حوض نارمک نزدیک محل زندگیم زنگ زدند پس از سه بار تماس، تلفن کمیته مشغول بود و از این کار منصرف شدند. این تلفن اشغال، جان من را نجات داد. پس از چند شماره که مشغولیات را منتشر کردیم درگیر این شکایت شدیم و پس از آن نیز مجله توقیف شد.  بعد از آن برای همه باید علت خروج از کیهان را توضیح می‌دادم. حال آن که من به دلیل همکاری نکردن با حزب توده کیهان را ترک کردم. بعد از چند شماره مشغولیات گفتند کارهای‌تان خیلی حرفه‌ای است چرا کاریکاتوریست‌ها اسم ندارند و دوستم در پاسخ گفت چون این‌ها اهل ریا نیستند. بعد گفتند که باید اسم نشریه‌تان را تغییر دهید و مشغولیات در زمان جنگ اسم بی محتوایی است. باید اسم مجله را تغییر دهید و سیاسی کار کنید. اسم مشغولیات را به نمکدون تغییر دادیم، کارهای سیاسی برخلاف نظر آن‌ها منتشر می‌کردیم و دو ابر قدرت آمریکا و شوروی را می‌کشیدیم که از صدام حمایت می‌کردند. مجله نمکدون را نیز پس از 10 یا 11 شماره بستند. روزگار عجیبی بود. مانند فیلم‌ها در خیابان‌ می‌دیدیم یک نفر پایش تیر خورده و کلت دستش بود و بنزی می‌آمد شلیک می‌کرد و ماشین کمیته با افراد ژسه به دست می آمد و شلیک می‌کرد و آن طرف خیابان نیز بقالی بود و مردم در صف شیر ایستاده بودند. من منتظر بودم که این‌ها بروند اما دیدم این بگیروببندها همچنان ادامه دارد. با حفظ همان اصول و اعتقاداتی که دارم شروع کردم به انتشار گاهنامه‌هایی با موضوعات ورزشی. رفتم ارشاد، یکی از مسوولان ارشاد به من گفت به شرطی به شما مجوز می‌دهیم که کاریکاتور علیه بازرگان بکشید. که من نپذیرفتم . بگذریم من در حال حاضر مشکلی با اصلاح‌طلبان امروز و رادیکال‌های دیروز ندارم و این‌ها نیز تاوان داده‌اند منتها مسئله این است که چرا این‌ها در آن زمان که پست‌های مهمی داشتند در اثر اشتیاه در تحلیل‌های‌شان، چنین اشتباهی را مرتکب شدند و چرا من بی‌ادعا و بی‌تجربه در سیاست، مرتکب این اشتباه نشدم. به هر حال ارزش شما به دلیل همه این کارهایی است که نکردید. یک جمله معروفی است که می‌گوید ارزش آدم‌ها لزوما به دلیل کارهایی که کردند نیست بلکه به دلیل کارهایی است که انجام نداده‌اند. همانطور که فرد در یک برهه‌ای می‌تواند کارهایی را بکند، همانطور نیز می‌تواند کارهایی را انجام ندهد و این یک مقاومت است.  شما سه علاقه شاخص دارید. فوتبال، سینما و کاریکاتور؛ کمی در این زمینه بگویید. کسی باعث به وجود آمدن این علاقه شخصی شد؟  یکسری علاقه‌ها خود به خود به وجود می‌آید. شما زمانی که به یک موسیقی علاقه نشان می‌دهید کسی نمی‌گوید که این را باید گوش کنی و خوشت بیاید. خود به خود علاقه‌مند می‌شوید.  چندی بعد شما تعدادی گاه‌نامه منتشر می‌کردید. درباره این‌ها نیز توضیح دهید. برای گرفتن مجوز گاهنامه‌ کتابچه را تهیه می‌کردیم و به وزارت ارشاد می‌بردیم و آن‌ها بعد از دو هفته جواب می‌دادند که می‌توانیم منتشر کنیم یا خیر و جالب این است که قیمت را نیز آن‌ها تهیه می‌کردند. در میدان بهارستان بخشی بود که کتاب و نشریات را برای انتشار بررسی می‌کردند و می‌توانستیم منتشر کنیم. درباره گاهنامه‌های ورزشی بگویید.  گاهنامه‌‌ای به نام گاهنامه آلبوم فوتبال منتشر کردم و تمام چهره‌های مطرح جام جهانی 62 شیلی تا 82 اسپانیا را کار کردم که حدود 50 چهره می‌شد. در آن زمان نیز بیکار و در خانه بودم؛ برای این چهره‌ها وقت بسیاری می‌گذاشتم و فوتبالیست‌ها را براساس تکنیک بازی استیل بدنی طراحی می‌کردم. چون من فوتبال را سرشار از حرکات و فیگورهای زیباشناسانه می‌دانم. جهش دروازه‌بان و پرشی که فوتبالیست‌ها انجام می‌دهند برایم جالب بود. این کارها را برای گرفتن مجوز به ارشاد بردم گفتند باید از آن‌ها فتوکپی بگیری و پیش ما بماند تا بررسی کنیم، رفتم کپی بگیرم گفتند چون کاریکاتور است بدون مجوز ارشاد فتوکپی نمی‌گیریم؛ بدون مجوز ارشاد از هیچ چیز فتوکپی نمی‌گرفتند. رفتم وزارت ارشاد و گفتند قبل از چاپ مجوز نمی‌دهیم. گفتند اصل کارهایت بماند تا بررسی شود. میزهایشان به قدری شلوغ بود که من گفتم کارهایم گم می‌شود، این افراد که قدر این کارها را نمی‌دانند! من زندگی‌ام را سر این‌ها گذاشته بودم. برگشتم خانه و دوباره از نو با خودکار  آن 50 چهره را کشیدم و خودم شدم دستگاه فتوکپی کارهایم. فقط برای این که تسلیم نشوم.  فکر می‌کنم خود این کار در تندشدن دست شما در انجام کار تاثیر داشت. به نوعی توفیق اجباری شد.  ‌شاید...بدون هیچ امیدواری این کار را انجام دادم چون فکر نمی‌کردم جواب مثبت بدهند. این‌ها با من مخالف بودند چون من کاریکاتور بازرگان را نکشیدم و سر همان 3 ماه با من مخالفت کردند. در آن زمان می‌گفتند جنگ است و کاریکاتور فوتبالیست‌ها را نکشید. مدیر شبکه سه، آقای متقی گفت که فوتبال را نباید مستقیم پخش کنید چون در جوانان هیجان ایجاد می‌کند و جنگ را فراموش می‌کنند. الان فوتبال را پخش می‌کنند در آن زمان این گونه نبود، البته الان برای سرگرم کردن مردم  پخش می‌کنند. جام جهانی 86 مکزیک من به اسکوپیه یوگسلاوی برای داوری دعوت شدم و همیشه می‌گویم که من این جام جهانی را در سه کشور ترکیه بلغارستان و یوگسلاوی سابق دیدم. از راه زمینی سفر می‌کردیم و در اسکوپیه در اتاق‌ هتل تلویزیون نبود و زمان پخش فوتبال در لابی هتل می‌نشستم و مسئولین متعجب بودند و فکر می‌کردند تلویزیون ندیده‌ام. زمان رفتن در گمرگ بلغارستان ماموران از برد تیمشان خشنود بودند و با مسافران خوب برخورد می‌کردند زمان بازگشت بازی را باخته بودند و با مسافران درگیر شدند و دوتا از ایرانی‌ها را نیز مصدوم کردند. از بد روزگار زمان پخش بازی فینال به ایران رسیدیم. گفتند خلاصه فوتبال را شب نشان می‌دهیم و در اخبار ساعت دو نتیجه فوتبال را اعلام کردند که جوان هیجان نداشته باشد. من آن روز از دیدن اخبار اجتناب کردم و کل روز در خانه ماندم و برای بیرون رفتن ساعتی را انتخاب کردم که زمان پخش اخبار نباشد تا مبادا خبر را بشنوم و منتظر ماندم تا خلاصه فوتبال را شب به صورت زنده و پر هیجان  ببینم.  رسیدیم سال 69 و شما گاهنامه‌ها را به مجله طنز و کاریکاتور تبدیل کردید. در آن زمان من در خانه کار می‌کردم و پول نداشتم که دفتر بگیرم. در آگهی که روزنامه منتشر کرده بود اتاقی از یک دفتر را با 70 هزار تومان پول پیش و ماهی 2500 تومان اجاره کردم. فردای آن روز که به دفتر رفتم دیدم که ماموران آمدند و فردی که دفتر را اجاره داده بود با خود می‌برند؛ از منشی ماجرا را پرسیدم که گفت این شخص صاحب این مکان نیست و خودش دوسال است که اجاره نداده است. به منشی گفتم چرا دیروز این‌ها را به من نگفتید و او گفت اگر می‌گفتم مرا از کار اخراج می‌کرد؛ 6 ماه است حقوق نگرفتم، منتظر بودم از شما پول بگیرد و حقوق مرا بدهد. فردای آن روز که از زندان آزاد شد گفتم می‌خواهم از اینجا بلند شوم گفت تمام پولی که دادی رفت! بعد هم گفت خوب اجاره نده. گفتم خود تو هم اجاره نداده‌ای و از اینجا بلندت می‌کنند، گفت من هرجا رفتم همراه من بیا. نزدیک یکسال با او به دفترهای مختلف رفتم که پول اجاره‌ام دربیاید. در این شرایط بحرانی مجله طنز منتشر می‌کردم تا مردم را بخندانم. در سال 69 روزنامه ابرار کار می‌کردم.  غفور گرشاسبی هم در آن‌جا بود. به یاد دارم در آن زمان مرسوم نبود که کاریکاتور در صفحه اول کنار تیتر یک قرار بگیرد شما در آن جا ماجرای فروپاشی شوروی را کار کردید.  کاریکاتور در صفحه آخر را نیز من در روزنامه کیهان باب کردم تا پیش از آن کاریکاتور در صفحه لایی منتشر می‌شد. من از سال 63 درخواست مجوز برای مجله طنز و کاریکاتور را دادم که بعد از 8 یا 9 سال با تقاضایم مخالفت شد. یک نامه اعتراضی نوشتم که هیچ امیدی نداشتم و باز هم تاثیری نداشت. دوباره نامه‌ای تند نوشتم که به خارح از کشور می‌روم و قلمم را علیه شما بکار می‌برم‌؛ در حق من ناعدالتی‌های بسیاری شده است و از زمانی که در کیهان بودم همه چیز را خواهم گفت. اول به نشریه گل آقا امتیاز دادند و من در دی 69 اولیه شماره نشریه را منتشر کردم. چون این مجوز را با بی‌مهری به من دادند و در ابتدا با آن مخالفت کردند من برای درخواست مجوز روش مجله را جای اسم گذاشتم و امیدی نداشتم که مجوز بدهند. زمانی که مجوز دادند برای تعویض اسم رفتم که یک پروسه طولانی داشت و گفتم احتمال این که نظرشان برگردد زیاد است پس با همان نام طنز و کاریکاتور شروع به کار کردم. با گاهنامه‌هایی که پیش از آن منتشر کردم مخاطبانی بدست آوردم، گاهی حتی برخی از این گاهنامه‌ها تجدید چاپ می‌شد. بعد از این که از کیهان بیرون آمدم از وزارت کار شکایت کردم و نزدیک 50 هزار تومان به من پول دادند. یکی از اقوام مغازه‌ لوازم صوتی داشت که با این پول جنس خرید و کارش رونق گرفت منتها مشکلی که بود این بود که گاهی شاگردش جنس‌های دست دوم رادیو و اکمن و... را تمیز می‌کرد و به جای جنس‌های نو می‌فروخت. من با این موضوع مشکل داشتم و چندباری با این فامیل بحثمان شد. به من می‌گفت تو را به خاطر عقاید مثلا مردم دوستانه‌ات از روزنامه اخراج کرد ه‌اند! الان هم دلت برای مردم می‌سوزد که چه بشود  آیا بابت این دلسوزیت  کسی به تو پاداش می‌دهد؟ اما من دست خودم نبود و زمانی که من در مغازه تنها بودم مشتری که برای خرید می‌آمد به او می‌گفتم این جنس دست دوم است؛ پس از مدتی خبر این کارم به گوش صاحب مغازه رسید به من گفت که تو با این کار مغازه را ورشکست می‌کنی چه کار به این  کارها داری؟ تو فقط باید فروشت را بکنی که سر همین ماجرا این کار را نیز کنار گذاشتم. شما بدون این که ادعای این را داشته باشید که نیرو تربیت کنید آدم‌هایی از دل طنز و کاریکاتور شما متولد می‌شوند که بعدها افراد شاخص و فعالی می‌شوند. طنز و کاریکاتور چه مشی داشت و دارد که همچین فضایی را ایجاد کرد که چهره‌های جدید و نسل جدید را تربیت کرد؟  من طرفدار کار خوب بودم و هرکسی از هرجایی که کارش از نظر سوژه و اجرا قوی باشد کارش را چاپ می‌کنم بدون این که بخواهند مراحل خاصی را طی کنند. من برخورد خوبی با همه داشتم و افرادی که می‌آمدند و با آن‌ها صحبت می‌کردیم و با مشی ما آشنا می‌شدند. به آن‌ها می‌گفتم که باید اصل بر صداقت و منافع ملی باشد. وقتی که بحث‌های سیاسی می‌شد تعدادی ناآگاه بودند و نمی‌دانستند چی به چی است. من ادعایی در تربیت افراد نداشتم همیشه دوست داشتم با کار مورد علاقه‌ام زندگی کنم که با آن همه سختی و مشکلات همراه بود. تا به حال با برخورد بدی از کسی که کاریکاتور چهره‌اش را کشیدید مواجه شدید؟   در دوران مدرسه وقتی کاریکاتور معلمان را می‌کشیدیم با برخوردهای مختلفی روبه رو می‌شدیم. برخی دوست داشتند و برخی من را از کلاس اخراج می کردند. این برخورد دوم هنوز وجود دارد و برخی تحمل انتقاد را ندارند. عابد‌زاده از کاریکاتوری که از او کشیده بودیم گله‌مند شده بود.  ‌تا به پیغام اشتباهی به کسی ارسال کردید؟   یک عکس خانواد‌گی اشتباهی برای سایت سینمایی فرستادم که سریعا به ادمینش گفتم این عکس را کار نکنید.  در کودکی یا نوجوانی اهل دعوا کردن بودید؟   نه زیاد اهل دعوا نبودم. منتها آخرین دعوایی که کردم در سال 1344 درکلاس هفتم دبیرستان خوارزمی در میدان بهارستان بود. خیلی عقده‌ای بودم از این که چرا من مثل بقیه نمی توانم دعوا کنم. زبان فحش و دعوا هم نداشتم؛ چون قبل از دعوا فحاشی می‌کنند و بعد دعوا شروع می‌شود. در مدرسه یک پسر ریقویی بود که فکر کردم حریف این می‌شوم! وقت و قرار دعوا را تعیین کردم و در دعوا بینی‌اش خون آمد، مرا از کلاس اخراج کردند؛ بعدها با آن پسر دوست شدم، عقده‌ام خالی شد و دعوا بهم چسبید. دوباره با یک پسر دیگر دبیرستانمان در نبش میدان بهارستان قرار دعوا گذاشتم که او بلافاصله  مشتی روانه صورتم کرد و دندانم کج شد. پس از آن نیز دیگر دعوا نکردم.  امسال اولین دوره مسابقه کارتون و کاریکاتور کتاب است که توسط خانه کتاب برگزار می‌شود. فکر می‌کنید که چقدر کارتون و کاریکاتور می‌تواند موثر باشد که مخاطب و افکار عمومی را به سمت کتاب خواندن تشویق کند و کلا فرهنگ کتاب و کتاب‌‌خوانی رایج شود؟  کاریکاتور خودش یک ابزار فرهنگی است. مسئله مشترک بین کتاب و کاریکاتور این است که هر دو مخاطب را به اندیشیدن وادار می‌کنند و این خیلی می‌تواند موثر باشد. هفته کتاب و مسابقه کتاب نیز تاثیر دارد. متاسفانه  از طرفی هم نشر دیجیتال و فضای مجازی مانع می‌شود. البته این یک معضل جهانی است اما در مقایسه با ایران این مشکل در کشور ما بیشتر است. به عنوان مثال در کشور ترکیه تیراژ روزنامه حریت 300هزار نسخه و متوسطتیراژ کتاب 50 هزار تا است، با توجه به این که در این کشور و سایر کشورها موبایل و فضای مجازی هست اما آن‌ها کتاب می‌خوانند البته نه شبیه به سابق. اما در کشور ما تیراژ کتاب کم است و سرانه مطالعه پایین. از نویسندگان هم کاریکاتور کشیدید؟ از بکت، کافکا، هدایت چون فضاهای سوررئالیستی تخیلی دارد و راحت می‌توان آن‌ها را کار کرد البته شخصیت خود هدایت نیز برایم جذاب بود و همچنین بوف که در کارهای هدایت مشهود است. من از عکس بسیار الهام می‌گیرم. از اوژن یونسکو هم کشیدم، چون تئاترش پوچی تلخ است و پیامی به مخاطب نمی‌دهد. کارهایی که پیام دارند را دوست ندارم. کاریکاتورهایی موردیلو را دوست دارم چون کارش از هیچی همه چی ساختن است. کاریکاتورهای کینو را کمتر می‌پسندم  چون که کارهایش پیام اجتماعی ملموس و قابل توضیح دارد.  درباره موضوع و مفهوم کاریکاتورهایتان کمی حرف بزنید.   هر کاریکاتوریستی معمولا با کاری که ارائه می‌دهد خط فکری‌اش را نشان می‌دهد. از زمانی که شروع به کار کردم سعی کردم متنوع کار کنم و مسائل زیبایی شناسی، روانشناسی مسائل ملی، سیاسی و اجتماعی را در نظر گرفته‌ام و سعی کردم اتفاقاتی که در جامعه رخ می‌دهد با زبان طنز و از زاویه دیگری  در معرض دید بینندگان قرار دهم. ابزار کار کاریکاتوریست در انتقال مفاهیم چه تاثیری دارد؟  چون کاریکاتوریست با زبان تصویری موثر و برنده حرف خودش را می‌زند می‌تواند نسبت به متن یا مقاله طولانی موثرتر باشد و تاثر آنی تری روی مخاطب بگذارد. ابزار کار کاریکاتوریست از نظر اجرا با یک قلم و کاغذ ساده سرو کار دارد، منتها مهم‌تر از ابزار کار آن طرز فکر، بینش، فرهنگ و دانشی است که کاریکاتوریست دارد و آن را به مخاطب منتقل می‌کند. مرز بین کاتون و کاریکاتور چیست؟  کارتون و کاریکاتور هر دو کلمات خارجی هستند و به نظر من هیچ اشکالی ندارد که از این کلمات در ایران استفاده شود؛ برخی حساسیت‌های بی جایی دارند، در حال حاضر اصطلاحاتی مانند سینما، تاکسی و فوتبال و...کلمه‌های غیر ایرانی است که وارد زبان ما شده است؛ در واقع این‌ها هیچ آسیبی به زبان ما نمی‌زند و هرکدام به جای خود قرار گرفته است. ما الان در یک جامعه جهانی زندگی می‌کنیم کارتون و کاریکاتور نیز به همین شکل است که معادل فارسی برای آن نداریم و مدتی به آن طنز تصویری می‌گفتند. کارتون از نظر تخصصی به موضوعاتی که مربوط به مسائل روزمره است و سوژه طنز دارد می‌گویند. کاریکتور معمولا فقط به چهره اختصاص دارد، اغراق کردن اجزای صورت. چون هردو واژه غیر ایرانی هستند خیلی نیازی نیست که قید و بندی باشد که این کاریکاتور است یا کارتون. در برخی از کشورهای اروپایی روی بروشورهایی که برای فراخوان نمایشگاه‌های کاریکاتور منتشر می‌کنند برخی کارتون می‌نویسند و عده‌ای دیگر کاریکاتور؛ تفاوت آنچنانی ندارد. در ایران زمانی که می‌گوییم کاریکاتور منظورمان صرفا کاریکاتور چهره نیست بلکه همه کاریکاتورهای طنزی است که در نشریات و مطبوعات منتشر می‌شود.   به نظر شما کسی که در حوزه طنز و کاریکاتور کار می‌کند هم کارتون و هم کاریکاتور را به صورت همزمان می‌تواند کارکند؟ یعنی به این شکل نیست که یکی متخصص کارتون باشد و دیگری متخصص کاریکاتور؟  می‌تواند بدین شکل هم باشد. کاریکاتوریست‌هایی داریم که فقط چهره کار می‌کنند مانند کروگر در آلمان؛ اگر کسی بخواهد صرفا کار چهره انجام دهد، کار پر درآمدی نیست. یعنی کاریکاتوریست‌ها کارهای دیگری انجام می‌دهند مانند تصویرسازی و گرافیک و در کنار آن کاریکاتور نیز می‌کشند. در خارج معمولا کارتونیست یا ادیتوریال کار می کند یا فقط چهره اما به نظر من کارتونیست کامل کارتونیستی است که هم توانایی کاریکاتور چهره را داشته باشد و هم توانایی کشیدن کاریکاتورهای روزمره انتقادی معمولی. به نظر من یک کارتونیست باید بتواند هردوکار را انجام دهد. من خود در هر دو بخش کار می‌کنم چون هم علاقه داشتم و هم بسیار تمرین می‌کردم. در افکار عمومی این موضوع جا افتاده است که کاریکاتور وسیله‌ای است برای اعتراض سیاسی و بیان مسائل سیاسی و اجتماعی است به نظر شما کارتون و کاریکاتور چگونه می‌تواند وارد بحث فرهنگی شود؟ خود کاریکاتور وسیله‌ای فرهنگی است. یکی از شاخه‌هایش می‌تواند مسائل سیاسی باشد. از نظر من هرکاری که انسان را به فکر وادارد کاری فرهنگی است. کاریکاتور نیز یک هنر فرهنگی است چون در آمد آنچنانی ندارد و اگر از مسائل سیاسی انتقاد می‌کند از روی دلسوزی است و مشکلات جامعه را منتقل می‌کند کاریکاتوریست مخاطب را وادار می‌کند که مشکلات خود را تحمل کنند و به آن بخندند. همچنین کاریکاتور می‌تواند جنبه‌های فلسفی داشته باشد. من خودم در زمینه کاریکاتور چهار بعدی کار می‌کنم. طنزی که درباره فیزیک است و جنبه‌های عرفانی، سورئالیستی و روانشناسانه دارد و هیچ کس از این زاویه نگاه کرده است.  اگر در تاریخ طنز نگاه کنید در نشریه گل آقا، توفیق و نشریه‌های قبل‌تر از آن بیشتر جنبه سیاسی داشتند. نباید از نشریات طنز صرفا توقع سیاسی بودن داشت. طنز به کار کاریکاتوریست برمی‌گردد و می‌تواند در موضوع تنوع ایجاد کند و هم این که در فرهنگ ما جا افتاده است که کاریکاتور صرفا طنز سیاسی است. اما می‌توان به ابعاد دیگری پرداخت و بیننده را وادار کرد به جنبه‌های دیگر طنز و کاریکاتور توجه کند. از دیدگاه من کاریکاتور یک هنر چندوجهی است که از نظر سیاسی می‌تواند موجب ارتقای فرهنگ سیاسی و انتقاد پذیری در جامعه شود. در بعد روحی روانی هم می‌تواند مخاطب را تسکین دهد که بتواند به مشکلات بخندد و زندکی را تحمل کند. از بعد هنری کاریکاتور مخاطب را وادار می‌کند فکر کند و عمیق دیدن را در مخاطب موجب می‌شود، که این عمیق دیدن به تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی توسط مخاطب کمک می‌کند. کمی هم درباره چهار بعدی بودن کاریکاتورهایتان بگویید.  کاریکاتور محدود نیست و در هر حوزه‌ای می‌توانی وارد شوی. به جامعه و خود کاریکاتوریست بستگی دارد. من چون به سینما هم علاقه دارم از کودکی در این زمینه هم کار می‌کردم. طنز چهار بعدی نیز به همین صورت است؛ من ادعای این را ندارم که کار علمی انجام می‌دهم از روی کنجاوی به سراغش رفتم. درباره فیزیک است؛ از بچگی مسائل فیزیک و انیشتین با آن موهای ژولیده برایم جذاب بود و این که چطور یک دانشمند مقابل دوربین عکاسی زبانش را دراز می‌کند. برای هیچ‌کس جالب نبود و به این موضوع توجه نمی‌کردند. در مدت زمانی که بیکار بودم برخی کتاب‌های انیشتن را خواندم و تعدادی از کارهایم بر اساس آن است و درواقع می‌خواستم نسبی‌گرایی را در مقابل مطلق گرایی ترویج کنم.   ]]> هنر Tue, 20 Nov 2018 05:56:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267657/کاریکاتور-یک-ابزار-فرهنگی ​کتاب «ارتباطات بازاریابی مد» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267893/کتاب-ارتباطات-بازاریابی-مد-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد ملی مد و لباس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کتاب «ارتباطات بازاریابی مد» اولین نسخه ویرایش شده در زمینه مدیریت بازاریابی مد است که به قلم پروفسورگینورلی گرینوود به رشته تحریر درآمده است. این کتاب ابتدا توسط انتشارات (جان وایلی و پسران)در سال ۲۰۱۳میلادی منتشر شده و سپس توسط کامبیز حیدرزاده و مجید افتخاری به زبان فارسی برگردانده شده است. راهبرد(استراتژی)بازاریابی، ابزارها و رسانه‌ها، قدرت مجلات، نقش روابط عمومی، افرادمشهور، محیط فروشگاه خرده فروشی مد، ارتباطات بازاریابی تجاری، ارتباطات بین‌المللی بازاریابی مد، چارچوب و قوانین، ارزیابی اثر بخشی ارتباطات بازاریابی مد، تغییرات آتی در ارتباطات بازاریابی مد، عنوان فصل‌های این کتاب است‌. مولف در بخشی از مقدمه کتابش نوشته است: به‌رغم وجود فناوری‌های جدید، هیچ رسانه‌ای نمی‌تواند به اندازه مجلات، تجمل و ظرافت آگهی‌های چاپی را به نمایش بگذارد. در فصل اول این کتاب؛ ابزارها و کانال‌های رسانه‌ای موجود، بر اساس مزایا و معایبشان مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. در بخشی از این کتاب نیز آمده است: ترجمه این کتاب برای علاقمندان به حوزه «ارتباطات بازاریابی مد» به زبان فارسی تهیه شده است تا کمبودهای موجود در بازار کتاب های تخصصی دراین زمینه را تاحدودی رفع کند. این کتاب هم اکنون در مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد دانشگاه‌ها در رشته های تخصصی در حال تدریس است. مترجمان مطالعه این کتاب را به دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری (رشته های مدیریت بازارگانی، مدیریت اجرایی، ام بی ای و دیگر رشته‌ها ) و تمام علاقمندان بازاریابی و فعالان صنعت نیز توصیه می‌کنند.   کتاب «ارتباطات بازاریابی مد» در ۲۴۴صفحه و ۱۲ فصل تدوین، با شمارگان یک هزار و  ۱۰۰نسخه به بهای ۳۶هزار و پانصدتومان از سوی انتشارات تمدن علمی راهی بازار نشر شده است.   ]]> هنر Mon, 19 Nov 2018 08:05:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267893/کتاب-ارتباطات-بازاریابی-مد-منتشر عکاس‌ها صاحب کتابخانه تخصصی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267884/عکاس-ها-صاحب-کتابخانه-تخصصی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ویژه برنامه‌هایی را با همکاری کتابداران در کتابخانه‌های عمومی شهر تهران و با شعار «کتاب، سایه‌بان شهر» برگزار می‌کند که افتتاح کتابخانه تخصصی عکسخانه شهر از جمله آنهاست.   کتابخانه تخصصی عکسخانه شهر در سال ۱۳۷۴ و همزمان با موزه عکسخانه شهر افتتاح شده است. این کتابخانه در سال ۱۳۹۷ به شبکه کتابخانه‌های عمومی شهر تهران پیوست. به همین دلیل و همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی، این کتابخانه تخصصی سه‌شنبه ۲۹ آبان ماه ساعت ۱۰ افتتاح می‌شود.   کتابخانه عکسخانه شهر شامل کتاب‌های مرجع حوزه عکاسی است و دانشجویان و فعالان حوزه عکاسی و رشته‌های مرتبط می‌توانند عضو این کتابخانه شوند و از کتاب‌های مرجع در فضای کتابخانه و از دیگر کتاب‌ها در بیرون از کتابخانه نیز استفاده کنند.   موزه عکسخانه شهر در میدان هفت تیر، خیابان بهار شیراز، میدان بهار شیراز واقع شده است. ]]> هنر Mon, 19 Nov 2018 06:51:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267884/عکاس-ها-صاحب-کتابخانه-تخصصی-شدند درمبخش: مهمترین تاثیر کاریکاتوریست‌ها فرهنگ‌سازی برای کتاب‌خواندن است/ عربانی: کاریکاتورها ایرانیزه‌تر شده‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267856/درمبخش-مهمترین-تاثیر-کاریکاتوریست-ها-فرهنگ-سازی-کتاب-خواندن-عربانی-کاریکاتورها-ایرانیزه-تر-شده-اند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) این روزها با افزایش استفاده از شبکه‌های مجازی و سرعت زندگی شهری میزان استقبال از کارتون و کاریکاتور به دلیل سرعت در انتقال مفاهیم و جذابیت بصری بیشتر شده است و در کنار عکس می‌توان گفت از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین بخش در صفحات مطبوعات هستند. با توجه به اهمیت کاریکاتور و کارتون اینکه ما چگونه از آن برای فرهنگسازی و انتقال مفاهیم استفاده کنیم نکته‌ای است که شاید بهتر باشد فعالان این عرصه بیشتر به آن بپردازند. از جمله مفاهیم مورد نظر اهالی فرهنگ که به خصوص در سال‌های اخیر تلاش زیادی برای فرهنگسازی آن صورت گرفته، بحث اهمیت کتاب و لزوم توجه به کتابخوانی در بین مردم کشورمان است. کامبیز درمبخش کارتونیست پیشکسوت کشور و از داوران اولین دوره مسابقه ملی کاریکاتور با موضوع کتاب در گفت‌وگو با ایبنا در این خصوص بیان کرد: یکی از مهم‌ترین کارهای هنرمندان این رشته فرهنگ‌سازی برای کتاب‌خواندن است به ویژه برای نسل جوانی که خیلی خیلی کم کتاب می‌خوانند و هدف از برگزاری نمایشگاه‌هایی با این موضوع این است که ما  فرهنگ‌سازی کنیم، البته این یک کار زمان‌بر است اما بی‌تاثیر نیست. مردم عادی با حوزه کاریکاتور به ویژه کاریکاتور طنز بیشتر آشنا هستند و بهتر ارتباط برقرار می‌کنند تا بخواهیم یک حرف جدی بزنیم؛ بنابراین از این نظر مقبولیت خاصی دارد و هنرمندان بیشتر می‌توانند حرف‌های خود را در قالب طنز و کاریکاتور بزنند.   کامبیز درمبخش وی در ادامه با اشاره به جشنواره ملی کتاب و کاریکاتور افزود: سعی بر این بود که مردم ترغیب شوند تا بیشتر کتاب بخوانند مخصوصا جوان‌های این دوره که همه دست به موبایل هستند و سراغ کتاب نمی‌روند. خیلی دوران عجیب و غریب و سختی است؛ در عین‌ حال که موبایل، اینترنت و رسانه‌های جدید جذاب است مشکلاتی نیز به همراه دارد که حواس آدم‌ها را پرت می‌کند. این دوره از مسابقات اولین‌بار است که در ایران برگزار می‌شود؛ در این حوزه نمایشگاه‌های متعددی بود و قرار است از سال آینده بین‌المللی شود. همچنین در این خصوص نظر احمد عربانی کاریکاتوریست‌ و پویانما را جویا شدیم، عربانی درباره تشویق به کتاب خواندن گفت: در گذشته کار کپی زیاد بود به ویژه در بخش کاریکاتور چهره که اکثرا از چهره‌های افراد غیر ایرانی می‌کشیدند و مشخص بود که کپی است ولی الان کارها اورجینال است و این باعث خرسندی است. این هنر است و وقتی هنری را با فیلم‌های انیمیشن زنده می‌کنیم، یا کاریکاتور را با هنرهای دیگر تلفیق می‌کنیم، خوب و جالب است و کمتر این اتفاق افتاده است. کاریکاتور برای تشویق کتاب خواندن مناسب است؛ کسانی هستند که به کاریکاتور، انیمیشن یا کارهای تجسمی علاقه دارند و از این طریق جذب کتاب می‌شوند چون متاسفانه خواندن کتاب در بین جوان‌ها رایج نیست این تکنولوژی جدید جوانان را تنبل کرده است و کاریکاتور آن‌ها را به سمت کتابخوانی تشویق می‌کند که اتفاق قشنگی است. او درباره مسابقه ملی کاریکاتو و کتاب نیز بیان کرد: کارها خوب است و از این بابت خوشحال می‌شویم کاریکاتوریست‌ها و کارتونیست‌ها زیاد شده‌اند خصوصا کاریکاتورها ایرانیزه‌تر شده‌اند.  مهناز یزدانی نفر اول مسابقه ملی کتاب و کاریکاتور نیز در گفت‌گو با ایبنا درباره تفاوت کاریکاتور با سایر هنرها اظهار کرد: تفاوتی که کاریکاتور با سایر هنر‌های تجسمی دارد این است که از زبان طنز استفاده می‌کند. طنز باعث می‌شود که راه دریافت مفهوم را برای مخاطب باز کند و تاثیر گذاری‌اش را بیشتر کند در عین‌حال یک شیرینی و ملاحتی می‌دهد که بیشتر در حافظه می‌ماند. کتاب در زمینه کاریکاتور چهره بسیار زیاد است اما در زمینه کارتون که بخواهید یک موضوع را با زبان طنز بیان کنید کمتر است. در حال حاضر یک کتاب «دستورالعمل‌های فیل آبی برای ایده یابی» اثر محمد حسین نیرومند که در بازار موجود است از این نوع کتاب است. او همچنین در ادامه گفت: بیشتر ذوق طنز کارتونیست‌هاست که اتفاقات را طنز ببینند تا بتوانند کاریکاتوریست شوند. نحوه ساماندهی این طنز با دیدن کارتون یا استفاده از این کتاب‌ها می‌تواند کمک کند اما لزوما به این معنی نیست که کارتونیست‌ها حتما با کتاب یا آموزش کارتونیست شوند. همچنین این مسابقه از لحاظ کیفیتی در سطح بالایی قرار داشت و تفاوتش با سایر مسابقه‌ها در این بود که کارتونیست‌ها از قشرهای مختلف شرکت کرده بودند، چه از نظر نگرش‌های سیاسی چه از نظر حوزه فعالیت.   احمد عربانی یزدانی در پایان گفت: به عنوان مثال تعدادی کارتونیست داریم که بیشتر در جشنواره شرکت می‌کنند و در مطبوعات نیستند و یکسری کارتونیست‌های مطبوعاتی داریم که جشنواره را قبول ندارند و خوبی این مسابقه در این بود که همه را دورهم جمع کرد و یکی از دلایلش حضور هادی حیدری به عنوان دبیر جشنواره به دلیل فعالیت مطبوعاتیش بود که باعث حضور کاریکاتوریست‌های مطبوعاتی در این مسابقه شد.   ]]> هنر Mon, 19 Nov 2018 05:43:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267856/درمبخش-مهمترین-تاثیر-کاریکاتوریست-ها-فرهنگ-سازی-کتاب-خواندن-عربانی-کاریکاتورها-ایرانیزه-تر-شده-اند حدود 70کتاب برای جایزه کتاب سال سینمایی رقابت می‌کنند/معرفی داوران http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267849/حدود-70کتاب-جایزه-کتاب-سال-سینمایی-رقابت-می-کنند-معرفی-داوران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست خبری هشتمین جشن کتاب سال سینمای ایران با حضور خسرو دهقان دبیر این دوره از جشن کتاب سال سینمای ایران، علیرضا محمودی یکی از داوران این دوره و کامران ملکی بازیگر و کارگردان در خانه سینما برگزار شد. در ابتدای این نشست کامران ملکی بیان کرد: یکی از اهداف خانه سینما در برگزاری جشن کتاب سال سینما ایران ارج گذاشتن به تلاش‌های نویسندگان، مترجمان، مولفان و ناشران حوزه ادبیات سینماست. این حوزه سهم بسیار زیادی در ارتقای دانش سینماگران دارد و مراجعتشان به کتاب‌ها و آثار تالیفی و ترجمه می‌تواند همه سینماگران را کمک کند. باتوجه به این که به این حوزه کمتر توجه می‌شود به‌رغم اهمیتش خانه سینما تصمیم گرفت در این حوزه وارد عمل شود و از مکتوبات سینمایی حمایت کند. خسرو دهقان دبیر هشتمین دوره مسابقه کتاب سال سینمای ایران مطرح کرد: خانه سینما حدود ۳۰ صنف دارد که همه اهالی سینما به گونه‌ای گذرشان به خانه سینما می‌خورد، دو کار اصلی جز برنامه‌های خانه سینماست که ممکن است به صورت مکتوب نباشد. کار صنفی آن من‌باب رسیدگی به امورات و اهالی سینما در جریان بیمه و مراقبت‌های سینماست که بیشتر وجه مادی و عینی‌تری دارد. حدود ۷۰ درصد از انرژی خانه سینما صرف این مورد می‌شود. دوم اینکه مقداری از فعالیت خانه سینما کار فرهنگی است، به عنوان مثال کانون فیلم و نشست‌های تخصصی سخنرانی. پاسداری از نوشته و کتاب جزو رسالت خانه سینماست. او همچنین اسامی داوران این دوره را معرفی کرد: هفت داور اصلی هشتمین دوره کتاب سال سینمای ایران عبارت‌اند از علیرضا محمودی، حسن حسینی، مازیار اسلامی، فتاح محمدی، حسن خجسته، لیلا ارجمند و ناصر صفاریان و همچنین از نظرات مهرزاد دانش و اصغر یوسفی‌نژاد نیز در این دوره بهره‌مند خواهیم شد.   علیرضا محمودی   علیرضا محمودی از داوران حاضر در این مراسم گفت: مهلت ارسال آثار در هشتمین دوره تا 30 آبان ماه تمدید شده است. 66 عنوان کتاب به دست ما رسیده که 33 عنوان کتاب ترجمه و 33 عنوان کتاب تالیفی است. نامزدهای این بخش در اول بهمن اعلام خواهد شد و مراسم نیز در 5 بهمن برگزار می‌شود. همچنین در این دوره اگر کتابی منتشر شود و ناشر آن را برای ما ارسال نکند، تصمیم بر آن شد اگر کتاب مناسب و قابل تاملی بود داوران آن را مورد ارزیابی قرار دهند. خسرو دهقان در ادامه این نشست مطبوعاتی بیان کرد: در این دوره تعداد جوایز محدود است و به نفرات اول در بخش کتاب تالیفی،‌ کتاب ترجمه و به ناشر برگزیده اهدا خواهد شد.‌ اصولا بزرگداشت‌ها بر این مبناست که از یک فرد که کتابی نوشته و کارهایی در حوزه سینما انجام داده است تقدیر می‌شود و معمولا برای اشخاصی است که مسیر زندگیشان دو ایستگاه به بهشت زهرا مانده است انجام می‌شود. در هشتمین دوره کتاب سال سینما ایران بزرگداشت از حالت سنتی پیشین خارج شده است که این کار به پیشنهاد هیات داوران بود. در این دوره سه بزرگداشت که کاملا یک کار نوین و جدید است خواهیم داشت. علیرضا محمودی بیان کرد: نسل جدیدی از مولفان و مترجمان وارد بازار کتاب سینمای ایران شدند که برخلاف نسل‌های گذشته که اغلب مترجمان و مولفان اساتید دانشگاه بودند و از جایگاه آکادمیک وارد کار ترجمه می‌شدند، اخیرا بیشتر این مترجمان در حوزه کتاب‌های سینمایی سینه فیل‌ها و علاقه‌مندان سینمایی هستند. باتوجه به گسترش ارتباطات و گسترش آشنایی با زبا‌های غیر فارسی تعداد مولفان و مترجمان افزایش پیدا کرده است و جایگاه آکادمیک در مولف و مترجم بودن اهمیتی ندارد. وی همچنین در ادامه گفت: لزوما این که یک علاقه‌مند به سینما بخواهد یک کتاب آکادمیک را ترجمه کند این تضمین کننده کیفیت کتاب از لحاظ ترجمه نیست. ترجمه کردن کتاب توسط سینه‌فیل‌ها هیچ اشکالی ندارد اما این ناشران هستند که باید با استخدام ویراستاران فنی سطح ترجمه‌هایی که علاقه‌مندان به سینما در قالب کتاب وارد بازار کتاب می‌کنند را بالا ببرند. یکی از مشکلات اصلی که کتاب‌ها دارند ترجمه اسامی، نداشتن منابع آکادمیک و عدم ارتباط بین بازار کتاب و محافل آکادمیک است. علت اصلی این است که ناشران در زمینه بهره‌مندی از ویراستاران کم کاری می‌کنند، ویراستارانی که اسامی و نام فیلم‌ها را بازبینی کنند و صحیح آن را بنویسند. یکی از مسائلی که داوران در هفتمین و هشتمین دوره کتاب سینمای ایران دارند فقر ویراستاران فنی در بازار کتاب است. داور هشتمین دوره کتاب سال سینمای ایران بیان کرد: نکته جالب توجه علاقه‌مندان سینما و مترجمان به مسئله تئوری ژانر است. تعداد کتاب‌هایی که درباره تئوری ژانر ترجمه می‌شود رو به افزایش است. برای فضای نقد ایران که از نظر تئوریک هنوز با تئوری‌های جدید آشنا نیست و فیلم‌های عامه‌پسند و فیلم‌های ژانری را نمی‌توانیم در ساختار نقد فارسی ترجمه کنیم خوشبختانه کتاب‌های خوبی ترجمه می‌شود ولی متاسفانه در نقد و ترجمه این‌ها فقر ویراستاران فنی باعث شده کتاب‌های بسیار مهمی در زمینه تئوری ژانر به فارسی ترجمه شود که متاسفانه سرشار از غلط‌ها و اشتباهاتی است که برای استفاده از این کتاب‌ها مخاطبان را دچار مشکل می‌کند. او همچنین بیان کرد: مسئله دیگر رویکرد جدید به تاریخ سینمای ایران به ویژه سینمای بعد از انقلاب است که یک نوع خاطره نگاری و مصاحبه محوری در کتاب‌ها وجود دارد. امیدوار کسانی که بعد از این در این زمینه می‌خواهند فعالیت می‌کنند قبل از این که وارد مصاحبه شوند روزنامه و فیلم‌های آن دوره را ببینند و بخوانند. اگر کسی بخواهد الان در سینمای ایران تحقیق تاریخی انجام دهد یکی از معضلات اصلی تماشای فیلم‌ها و منابع است. همچنین منابعی که واکنش‌ مخاطبان نسبت به فیلم‌ها در دوره نمایش فیلم‌ها را بسنجد. محمودی افزود: از حدود 2000فیلمی که از  سال 1309 تا سال 1357 ساخته شده بیش از 170 فیلم از بین رفته‌اند. همچنین تعدادی از فیلم‌ها ظاهرا ساخته شده‌اند اما زمانی که سراغ آن‌ها می‌رویم متوجه می‌شویم درواقع این فیلم‌ها اصلا ساخته نشده‌اند ولی مدخل آن‌ها در کتاب‌های سینمایی وجود دارد. در همین راستا تصمیم گرفتیم از کسانی که برای محققان و پژوهشگران سینمای ایران که زمینه در دسترس قرار دادن منابع را فراهم می‌کنند یک بزرگداشتی را در جشن کتاب سال سینما برگزار کنیم. در این مراسم از سه نفر از کسانی که هم در زمینه پیداکردن نسخه‌های مفقود شده و احیای فیزیکال به روز کردنشان و ارائه آن‌ها به فیلم‌خانه ملی یران و هم در زمینه مرتب‌کردن آن‌ها معرفی و تقدیر می‌شود. میترا پیش‌نماز مدیر کتابخانه خانه سینما بیان کرد: کتابخانه خانه سینما آثار سینمایی و تئاتری را شامل می‌شود که امکان استفاده از آن فقط در محل خانه سینما وجود دارد. از اولین دوره کتاب سال سینمای ایران تا هشتمین دوره آن هر سال بر تعداد کتاب‌های ارسالی افزوده می‌شود و جایزه کتاب سال به حوزه نشر و تالیف کتاب سینمای کمک بسیاری کرده است. همچنین هر سه شنبه قبل از برنامه نمایش فیلم قرار است نماشگاه کتاب‌های سینمایی برگزار شود که با تخفیف برای فروش عرضه می‌شود. از بین آثاری که به خانه سینما می‌رسد حتما باید کتاب‌های سینمایی چاپ اول باشد و از بین این آثار کسانی که تمایل دارند می‌توانند آیین رونمایی، نشست، نقد و بررسی را در خانه سینما برگزار کنند. دهقان در ادامه این نشست مطرح کرد: در ترجمه دو اصطلاح متن‌محور و خواننده محور داریم، ترجمه‌هایی وجود دارد که سعی می‌کنند به متن وفادار باشند که در این صورت خواننده را گم می‌کنند. بعضی از آثار نیز وجود دارد که کتاب را کنار می‌گذارند و گویی از نوع می‌نویسند و طرفدار خواننده هستند که ذبیح‌الله منصوری از افراد شاخص این حوزه است.   خسرو دهقان علیرضا محمودی اظهار کرد: حجم بسیاری از کتاب‌هایی که در حوزه سینما ترجمه می‌شود کتاب‌های آموزشی است؛ متاسفانه به نظر من نبود ویراستار در کتاب‌های آموزشی به بحران بزرگ‌تری ختم می‌شود؛ چون این‌ کتاب‌های بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند و موارد غلط را گسترش می‌دهند و اصطلاحات غلط  را رواج می‌دهند برخی از این اصطلاحات رایج در حوزه سینما را نمی‌توان به درستی ترجمه کرد مانند میزانسن. بهتر است برای تغییر این اصطلاحات، کلماتی جایگزین شود که فرهنگستان و خانه سینما در انتخاب آن دخیل باشد و کلماتی باشند که برای مترجمان معیار شود. خسرو دهقان در پایان گفت: فارسی را پاس داشتن ظریف است. اگر نمی‌توانیم یک معادل‌های دلنشین و همه فهم درباره یک کلمه خارجی پیداکنیم چه لزومی دارد که آن را ترجمه کنیم و واژه‌های غریب برگردانیم که خود آن نیز نیازمند فرهنگ لغت باشد. به عنوان مثال کلمه سماور فارسی‌ترین و سنتی‌ترین کلمه است که در اصل یک لغت روسی است. اگر این کلمه به فارسی ترجمه شود لغت جالبی نخواهد شد. درپایان خبرنگاران نیز از کتابخانه خانه سینما دیدن کردند. ]]> هنر Sun, 18 Nov 2018 10:56:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267849/حدود-70کتاب-جایزه-کتاب-سال-سینمایی-رقابت-می-کنند-معرفی-داوران تیزی قلم کارتونیست‌ها همچون چاقوی جراحی به قصد بهبود است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267798/تیزی-قلم-کارتونیست-ها-همچون-چاقوی-جراحی-قصد-بهبود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آئین اختتامیه جشنواره ملی کارتون و کاریکاتور با موضوع کتاب عصر امروز (26 آبانماه) با حضور نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل موسسه خانه کتاب، سعید اوحدی، رئیس سازمان فرهنگی شهرداری تهران، علی‌اصغر کاراندیش، معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حجت‌الاسلام محمدرضا زائری،عضو هیات مدیره موسسه خانه کتاب، حجت‌الاسلام محمود دعایی، محمدجواد حق‌شناس، عضو شورای اسلامی شهر تهران، کامبیز درمبخش، جواد علیزاده، احمد عربانی و محسن سلیمانی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.   سلیمانی، مدیر فرهنگسرای ارسباران در ابتدای این مراسم ضمن عرض خیرمقدم به میهمانان حاضر در اختتامیه گفت: از هفته‌های پیش در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران موضوعی مطرح شد تا ما در هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران ارتباط خوبی با نهادهای مربوطه و موسسه خانه‌کتاب داشته باشیم؛ اما این مراسم به طور کامل از سوی موسسه خانه‌کتاب در حال برگزاری است و ما تنها میزبان مراسم اختتامیه هستیم.  کاریکاتوریست‌ها تلاش می‌کنند جامعه را اصلاح کنند در ادامه این مراسم علی‌اصغر کاراندیش، معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره این مراسم گفت: خوشحالم که در مراسم اختتامیه نخستین جشنواره کارتون و کاریکاتور کتاب هستم. جشنواره‌ای که برای عزیزانی برگزار شده که به سمت اصلاح می‌رود و طبیعی است که تمام تلاش‌های این دوستان در این راستا انجام می‌شود و ما به سمتی برویم که بتوانیم نقاط ضعف و ایرادات را مطرح و به فکر راه‌حل آن باشیم. در این موضوع باید بخش خصوصی و دولتی به ایرادات بپردازند تا مشکلات مشخص و حل شود و ما در مسیر تعالی قرار گیریم.   وی ادامه داد: کاریکاتور با همه جذابیت‌ها و لذت‌بخش بودنش با انتقاد همراه است و اگر مسئولان دولتی بفهمند که هدف اصلاح و کمک است، بیشتر به آن توجه می‌کنند؛ وضعیتی که در حال حاضر در دولت و نظام نیز به همین شکل جلو می‌رود و کمتر کسی است که از یک انتقاد طنز ناراحت شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در همین راستا تلاش کرد تا در حوزه فرهنگ و هنر، رسانه دیجیتال و همه حوزه‌های مربوطه این نگاه را حاکم کند.   این مسئول فرهنگی با اشاره به اقدامات انجام شده اظهار کرد: هم از لحاظ اصلاح امور کوتاه‌مدت و هم اصلاح امور بلندمدت اقدامات بسیار خوبی انجام شده است و اعتباراتی نیز به این حوزه اختصاص یافته؛ اما کافی نیست. ما امیدواریم که در آینده‌ای نزدیک شاهد بهبود اوضاع باشیم.   در ادامه این مراسم با حضور شخصیت‌های حاضر در مراسم از سال‌ها فعالیت و تلاش جواد علیزاده، پیشکسوت کاریکاتور تقدیر و قدردانی شد.   کار دستگاه کپی را انجام می‌دادم بعد از مراسم تقدیر و قدردانی علیزاده پیشت تریبون حاضر شد و گفت: من قیافه جدی‌ای دارم اما درونم اینطور نیست. وقتی تصمیمات مهم زندگی‌ام را بررسی می‌کنم، متوجه برخی از این انتخاب‌ها می‌شوم که گاها عجیب هم است. من در دوران سربازی به دلیل صاف بودن کف پا از رژه معاف بودم، اما گاهی وقت‌ها به دلیل تحمل فضای پادگان با بچه‌ها فوتبال بازی می‌کردم. در آن زمان بچه‌ها با کنایه به من می‌گفتند که اگر کف‌پای تو صاف است، پس چطور اینقدر خوب فوتبال بازی می‌کنی. بعد از شنیدن این موارد به سراغ فرمانده‌مان رفتم و گفتم که می‌خواهم رژه بروم، او گفت به دلیل این مشکل جسمانی بعدها به مشکل خواهی خورد اما من گوش نکردم و در رژه‌ها حضور پیدا کردم و الان نتیجه آن اقدامات را می‌بینم.   وی ادامه داد: من پس از قبولی در آزمون‌های ورودی یک سازمان با حقوق ماهی 7هزار تومان که معادل هزار دلار بود به روزنامه کیهان رفتم. در آن زمان روزنامه کیهان به من چهار هزار تومان حقوق می‌داد. به کیهان رفتم اما بعد از دوسال شغلم را از دست دادم. در آن دوران من به شعار نه شرقی، نه غربی اعتقاد عجیبی داشتم و آن را در طرح‌هایم استفاده می‌کردم. در آن زمان روشنفکران طرفدار شوروی بودند؛ اما من خلاف جریان شنا می‌کردم و بی‌طرف بودم و سر همین موضوع شغلم را از دست دادم.   این کاریکاتوریست در توضیح نگاهش به یک انسان چپ اظهار کرد: به نظرم چپ به کسی گفته می‌شود که منافع کشورش را به منافع خودش ترجیح دهد. من همیشه این نگاه را سرلوحه زندگی‌ام قرار دادم و خیلی وقت‌ها ضرر کردم. من در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری به شخصی رای دادم که باعث اخراج من از روزنامه شد؛ چراکه نفع کشور از اتفاقاتی که برایم رخ داده بود مهم‌تر بود.   وی با اشاره به وضعیت مجله کاریکاتور خود گفت: الان چند سالی است که مجله‌ام را بدون آگهی منتشر می‌کنم که شاید خیلی‌ها حاضر به چنین کاری نباشند. در دوره‌ای به من می‌گفتند که به دلیل شرایط کشور باید طرح‌ها در دفتر ارشاد بماند و بعد در مورد آن تصمیم بگیرند؛ اما من نمی‌خواستم طرح‌های اصلی را به آن‌ها بدهم؛ بنابراین باید کپی کارها را به آنها می‌دادم؛ اما در آن شرایط دهه 60 واحدهایی که کار کپی انجام می‌دادند؛ کاریکاتور را کپی نمی‌کردند و می‌گفتند که به نامه وزارت ارشاد نیاز است. از آن طرف، وزارت ارشاد هم برای کاری که مجوز نگرفته، نامه‌ای صادر نمی‌کرد. به همین دلیل مجبور بودم که خودم دوباره کار را بکشم و کار دستگاه فتوکپی را انجام دهم.   علیزاده در ادامه با اشاره به ذکر خاطره‌ای گفت: در همان سال‌ها کتاب «کاریکاتور جدی» را در تیراژ 20هزار نسخه چاپ کردیم که 10هزار نسخه آن برای تهران و 10هزار نسخه آن برای شهرستان‌ها ارسال شد. تیراژ کتاب در آن سال‌ها در همین شمارگان بود؛ اما در کمال ناباوری 8هزار نسخه برگشت خورد و ناشر به من گفت که «اگر دنبال تسویه حساب هستی باید کتاب‌ها را از انبار ببری.» به همین دلیل وانت گرفتم و کتاب‌ها را به انبار خانه مادربزرگم بردم. وی ادامه داد: در آن زمان دایی من تاجر چرم بود و وسایلش را به خانه مادرش می‌آورد و از آنجا پخش می‌کرد و درآمد خوبی داشت. مادربزرگم با دیدن کتاب‌های من تصور کرد که کار من هم رونق گرفته و به همین دلیل کتاب‌ها را به آنجا بردم. در آن روز من کتاب‌ها را به انبار می‌بردم و زیرلب فحش می‌دادم اما مادربزرگم که تصور می‌کرد کارم رونق پیدا کرده است بلند بلند می‌گفت ماشاءالله ماشاءالله.   این پیشکسوت کاریکاتور با گلایه از برخی نامهربانی‌ها گفت: در سال 92 قرار بود که به‌عنوان مفاخر فرهنگی کشور از من تقدیر کنند. در همین راستا به من گفتند که برایت ماشین می‌فرستیم تا به مراسم جشن بروم؛ اما من گفتم که با وسیله شخصی به مراسم می‌آیم که دوستان اصرار داشتند که این کار را نکنم؛ به‌هرحال من با ماشینی که فرستادند به مراسم آمدم؛ اما وقتی که مراسم تمام شد کسی نبود تا من را به خانه برساند؛ به همین دلیل مجبور شدم که مسافت زیادی را پیاده بروم. این را گفتم تا بگویم که بعضی وقت‌ها برخورد با اهالی فرهنگ به این شکل است.   کارهای علیزاده شبیه یک شهر توریستی می‌ماند در ادامه مراسم سوشیانس شجاعی‌فر در توضیح آثار علیزاده گفت: کارهای استاد علیزاده بیشتر شبیه به یک شهر توریستی است. وقتی به آثار وی می‌رسیم، فرض می‌کنیم که به اصفهان، شیراز یا پاریس سفر کرده‌ایم. همه‌چیز این شهر برای ما جذاب خواهد بود. کارهای او طیف وسیعی از موضوعات و فضاها و المان‌ها را شامل می‌شود. به همین دلیل برای من تا به امروز این مجموعه کارها لذت یک شهر توریستی را داشته است. کاریکاتورهای استاد علیزاده حتی اگر مصرفی و روزنامه‌ای هم باشد یا اینکه طرح‌های عمیق و شخصی، بی‌نظیر هستند و در ذهن جلوه می‌کند.   وی با اشاره به دوره‌ای از درگیری‌های کاریکاتوریست‌ها گفت: زمانی که جنگی بین کاریکاتور هنری و مطبوعاتی بود علیزاده در وسط این دعوا قرار گرفت و از هر دو طرف دفاع کرد. او تاثیر عمیقی روی نسل بعد از خودش داشته است و امیدوارم که ما نیز بتوانیم در آینده همان‌گونه که او الگوی مناسبی برای کاریکاتوریست‌های بعد از خودش بوده است، برای نسل‌های بعدی باشیم.   در ادامه این مراسم حجت‌الاسلام دعایی به خاطره دیدار مرحوم گل‌آقا با حضرت امام خمینی(ره) اشاره کرد و گفت که برای وی خیلی مهم بوده است که در کنار مردم، کارهایش مورد تایید حضرت امام (ره) باشد.   تیزی قلم کارتونیست‌ها همچون چاقوی جراحی به قصد بهبود است آخرین سخنران این نشست هادی حیدری، دبیر جشنواره بود که در صحبت‌های خود گفت: در ایام پربرکت ماه ربیع‌الاول قرار داریم و پیشاپیش فرارسیدن سالروز ولادت پیام‌آور مهربانی و دوستی و منادی اسلام رحمانی، پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق (ع) را به همه شما عزیزان تهنیت عرض می‌کنم. همچنین هفته‌کتاب را به تمام تلاشگران عرصه کتاب و نشر تبریک می‌گویم.   این کاریکاتوریست با اشاره به نقش کاریکاتور در دنیای امروز گفت: کارتون و کاریکاتور هنر گفت‌وگوست. هنر پیوند فرهنگ‌ها و زبان‌هاست. هنر انتقال ظریف اندیشه برای گشودن پنجره ارتباط است. کاریکاتوریست‌ها، این هنرمندان بی‌ادعا و صادق همواره در تلاشند تا از رهگذر نقد دلسوزانه جهت اصلاح امور راهی به ذهن و جان مخاطب باز کنند تا از رهگذر این مفاهمه، جهانی بهتر و قابل‌ تحمل‌تر بسازند.   وی ادامه داد: چه خوشبخت هستند جوامع توسعه‌یافته‌ای که حضور هنرمندان کاریکاتوریست، این سفیران گفت‌وگو و این خیرخواهان دلسوز را غنیمت شمرده و بستر لازم جهت فعلیت آنان را فراهم می‌کنند.   دبیر نخستین دوره جشنواره کارتون و کاریکاتور با موضوع کتاب با اشاره به اهمیت نقد گفت: باور کنید تیزی قلم نقاد کارتونیست‌ها همچون چاقوی جراحی به قصد بهبود اوضاع به کار گرفته می‌شود؛ پس با نگاهی مهربانانه به این هنرمندان عاشق ایران بنگرید و تکثر نگاه و اندیشه آنان را به رسمیت بشناسید.   هادی حیدری با اشاره به چگونگی شکل‌گیری مسابقه کارتون و کتاب گفت: اندیشه برگزاری مسابقه ملی کارتون و کاریکاتور به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بهار امسال به پیشنهاد مدیرعامل خانه‌کتاب شکل گرفت. با حمایت و پشتیبانی وی و طی جلسات برنامه‌ریزی فراخوان این مسابقه در ماه مرداد منتشر شد و با یک مرحله تمدید دهم مهرماه به عنوان پایان مهلت ارسال آثار اعلام شد.   وی ادامه داد: کتاب موضوعی عام است که بارها هنرمندان رشته‌های مختلف با آن طبع‌آزمایی کرده و آثار پرشماری را خلق کرده‌اند. به‌ویژه کارتونیست‌های سراسر جهان با این موضوع آثار بسیاری خلق و عرضه کرده‌اند. از این رو یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌هایمان ارائه کمی و کیفی کارتون‌هایی با این مضمون بود.   حیدری با اشاره به استقبال از این جشنواره گفت: پس از گذشت مدت کمی از انتشار فراخوان با استقبال قابل توجهی از سوی علاقه‌مندان در سراسر کشور مواجه شدیم. 184 هنرمند از سراسر ایران طرح‌های خود را ارسال کردند و در مجموع 393 اثر کارتون به دبیرخانه اولین مسابقه ملی کارتون و کاریکاتور کتاب رسیده و ثبت شد. هنرمندانی که آثارشان به دبیرخانه رسید از تنوع سنی قابل توجهی برخوردار بودند. به‌طوری که از نوجوان 13 ساله تا هنرمند 66 ساله در این مسابقه شرکت کردند.   وی ادامه داد: استان‌های سیستان و بلوچستان، خراسان شمالی، خراسان رضوی، اصفهان، آذربایجان شرقی، تهران، فارس، اراک، ایلام، کرمانشاه و مرکزی بیشترین هنرمندان حاضر در این مسابقه را داشتند. یکی دیگر از نکته‌های قابل توجه در این جریان فرهنگی و هنری حضور برابر هنرمندان زن و مرد بود به‌طوری که 92 کارتونیست زن و 92 کارتونیست مرد در این مسابقه شرکت کردند که در جای خود ارزشمند و چشمگیر است.   این کاریکاتوریست با اشاره به داوری آثار گفت: با پایان یافتن مهلت ارسال آثار جلسه داوری با حضور داوران برگزار شد و پس از بررسی موشکافانه از میان هنرمندان شرکت‌کننده آثار 38 هنرمند و در مجموع 58 کارتون به مرحله دوم راه یافت و از آن میان آثار 3 هنرمند حایز رتبه‌های اول تا سوم شدند. و سه هنرمند نیز شایسته تقدیر شناخته شدند. در کنار آثار راه‌یافته به مرحله دوم مسابقه موسسه خانه‌کتاب نیز وجود 40 کارتون خارج از بخش مسابقه از برخی کارتونیست‌های فعال ایرانی خریداری کرده که همگی در کتاب موردنظر منتشر شدند.   وی در پایان گفت: از ابتدای این حرکت تمام تلاش من به‌عنوان دبیر مسابقه، مدیریت محترم و عزیزان موسسه خانه‌کتاب بر برنامه‌ریزی دقیق و منظم در تمام مراحل برگزاری و انجام این رویداد فرهنگی و هنری بوده است. امیدوارم این تجربه گرانسنگ در سال‌های آینده نیز تکرار شود تا از این رهگذر افزایش فرهنگ کتابخوانی در ایران عزیزمان حاصل شود. در پایان این مراسم از کتاب «کاریکتاب» رونمایی شد. این کتاب شامل تمامی آثاری است که از طرف هیات داوران این مسابقه برای نمایش و انتشار در این نمایشگاه انتخاب شده‌اند. همچنین با حضور چهره‌های حاضر بعد از مراسم اختتامیه، گالری این کاریکاتورها افتتاح شد. ]]> هنر Sat, 17 Nov 2018 16:37:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267798/تیزی-قلم-کارتونیست-ها-همچون-چاقوی-جراحی-قصد-بهبود برگزیدگان جشنواره ملی کتاب و کاریکاتور معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267796/برگزیدگان-جشنواره-ملی-کتاب-کاریکاتور-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) عصر امروز در مراسم اختتامیه جشنواره ملی کتاب و کاریکاتور برگزیدگان این جشنواره معرفی و تقدیر شدند. در این مراسم که با حضور جمعی از مسئولان و هنرمندان این حوزه برگزار شد، از نفرات زیر به عنوان برگزیدگان دوره اول مسابقه ملی کتاب و کاریکاتور تجلیل شد: نفر اول: مهناز یزدانی از اصفهان نفر دوم: مهدی عزیزی از گرگان نفر سوم: مجتبی حیدرپناه از آباده   همچنین نفر اول تا سوم این جشنواره که شایسته تقدیر معرفی شدند به شرح زیر است: نفر اول: جابر اسدی از تبریز نفر دوم: محمد افلاک از کرج نفر سوم: مرجان جعفرپور از شهرکرد اولین جشنواره ملی کتاب و کاریکاتور به همت موسسه خانه کتاب به مناسبت هفته کتاب به دبیری هادی حیدری برگزار شد. ]]> هنر Sat, 17 Nov 2018 14:45:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267796/برگزیدگان-جشنواره-ملی-کتاب-کاریکاتور-معرفی-شدند آثار رسیده از مناطق کمتر توسعه‌یافته ما را شگفت‌زده کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267790/آثار-رسیده-مناطق-کمتر-توسعه-یافته-شگفت-زده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مراسم اختتامیه مسابقه ملی کاریکاتور و کتاب با حضور مسئولان و چهره‌های فرهنگی چون نیکنام حسینی‌پور، محمدرضا زائری، محمدجواد حق‌شناس، کامبیز درمبخش، جواد علیزاده، احمد عربانی و.. در حال برگزاری است. در ابتدای این مراسم نیکنام حسینی‌پور مدیرعامل موسسه خانه کتاب ضمن قدردانی از فرهنگسرای ارسباران و محسن سلیمانی، رئیس این فرهنگسرا گفت: از جناب آقای اوحدی، ریاست محترم سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، به دلیل این همکاری و همکاری در زمینه‌های دیگر تشکر و قدردانی دارم. امیدوارم تفاهم‌نامه کلی‌تر در هفته کتاب میان این سازمان و خانه کتاب به امضا برسد. همچنین از جناب آقای کاراندیش، معاون محترم توسعه منابع وزارتخانه که همیشه همراه و همدل و پشتیبان ما در اجرای برنامه‌های خانه کتاب بوده‌اند باید تشکر کنم و به‌دنبال فرصتی بودم که از ایشان و همکاران صبور و خوب ایشان در حوزه رفاهی و پشتیبانی تقدیر کنم که این فرصت اینجا مهیا شد. حسینی‌پور افزود: خانه کتاب از ابتدای سال جاری به‌مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برنامه‌های مختلفی را همسو با سیاست‌های مصرح وزارتخانه و معاونت امور فرهنگی پیشی‌بینی کرده که جملگی آنها به یاری خدا تا پایان سال جاری برگزار و اجرایی خواهد شد. یکی از این برنامه‌ها، برگزاری «مسابقه ملی کارتون و کاریکاتور کتاب» است که جناب آقای هادی حیدری، دبیری آن را به عهده داشت و از اول قرار بود آیین پایانی آن را، همزمان با هفته کتاب که در واقع به‌نوعی جشن کتاب است، برگزار کنیم. کارتون‌ها و کاریکاتورها، با آوردن لبخند حاکی از عمق معنا بر لب مخاطب، حال خوش معنوی را در روح و جان او ایجاد می‌کنند. این دقیقا در راستای شعار محوری هفته کتاب امسال یعنی «حال خوش خواندن» است. مدیرعامل خانه کتاب کارتون و کاریکاتور را یکی از مهم‌ترین شاخه‌های تاثیرگذار هنر در بیان مفاهیم و مضامین مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی عنوان کرد و افزود: تأثیرات آن را در جهان و هم در ایران به‌ویژه در عرصه روزنامه‌نگاری و مطبوعات و رسانه به‌وضوح می‌توان مشاهده کرد. کدام هنر را در جهان سراغ دارید که با حداقل خطوط و فضا بیشترین تاثیر را بر ذهن و روان مخاطب بگذارد. این، همان معجزه کارتون و کاریکاتور است. هنری که در بسیاری از موارد بیش از چندین نوشته، یادداشت و مقاله مؤثر است. ما با برگزاری این مسابقه یک هدف مهم را می‌خواستیم دنبال کنیم. هدف این بود که چطور می‌توان با کارتون و کاریکاتور، ضرورت کتاب و کتابخوانی را به میان مردم آورد. به عبارت دیگر چطور می‌توان از کارتون و کاریکاتور برای ترویج کتاب و کتابخوانی بهره گرفت. وی افزود: در آثار رسیده به این مسابقه می‌توان ابعاد مختلف کتاب و نشر را از زوایای گوناگون مشاهده کرد. هنرمندان حوزه کارتون و کاریکاتور به مدد آزموده‌ها و تجربه‌های خود توانستند پیام‌های روشن و تأمل‌برانگیزی، هم برای ما متولیان امور کتاب هم برای مخاطبان و خوانندگان درباره وضعیت کتاب و کتابخوانی و احاطه‌ای که فضای مجازی بر آن یافته، داشته باشند. امیدواریم که این مسابقه، گام کوچکی باشد در راه ترویج کتاب و کتابخوانی که هدف عمده و اصلی ماست. حسینی‌پور در پایان خاطر نشان کرد:  آثاری که از سرتاسر ایران عزیز حتی از مناطق کمتر توسعه‌یافته به دبیرخانه رسید، ما را شگفت‌زده کرد؛ آثاری ارزشمند و ستودنی که از زاویه‌ای دیگر می‌تواند به رشد و توسعه این هنر در ایران نیز کمک کند. البته دبیر مسابقه، درباره روند داوری و آثار رسیده به دبیرخانه گزارشی ارائه خواهند کرد. در پایان جا دارد از آقای هادی حیدری، دبیر مسابقه، و استاد کامبیز درم‌بخش و آقایان حسن کریم‌زاده و محمدرضا دوست‌محمدی داوران این مسابقه تشکر کنم که آثار را دقیق و موشکافانه بررسی و ارزیابی کردند و نتایج آن را ما شاهد هستیم. دعا کنید که بتوانیم در سال‌های آینده هم این مسابقه را برگزار کنیم و شما هنرمندان هم با مشارکت خود ما را دلگرم‌تر کنید. به‌امید روزهای بهتر برای کتاب و ایجاد حال خوش خواندن برای کتاب‌دوستان عزیز.   ]]> هنر Sat, 17 Nov 2018 12:51:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267790/آثار-رسیده-مناطق-کمتر-توسعه-یافته-شگفت-زده محمدرضا اصلانی از «فرخ غفاری» می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267786/محمدرضا-اصلانی-فرخ-غفاری-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این نشست با حضور محمدرضا اصلانی، نوید پورمحمدرضا، محمدحسین میربابا و سعید نوری(مؤلف کتاب) و همراه با نمایش فیلم‌های دیده‌نشده‌ای از فرخ غفاری برپا خواهد شد. علاقه‌مندان برای حضور در این جلسه می‌توانند روز پنجشنبه یک آذر ساعت ۱۶:۳۰ به نشانی اتوبان حقانی، باغ کتاب تهران، پردیس سینمایی باغ کتاب، سالن شماره ۸ مراجعه کنند. ]]> هنر Sat, 17 Nov 2018 12:21:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267786/محمدرضا-اصلانی-فرخ-غفاری-می-گوید «کاریکتاب» فردا رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267700/کاریکتاب-فردا-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این کتاب شامل تمامی آثاری است که از طرف هیات داوران این مسابقه برای نمایش و انتشار در این کتاب انتخاب شده اند. در کتاب «کاریکتاب» علاوه بر کاریکاتورهایی که با موضوع کتاب به این جشنواره ارسال شده اند، فصلی درباره جواد علیزاده کاریکاتوریست پیشکسوت منتشر شده که قرار است در آیین اختتامیه این جشنواره از او به پاس یک عمر فعالیت هنری در زمینه کارتون و کاریکاتور تجلیل شود. همچنین تعدادی از آثار این هنرمند به همراه بیوگرافی او در این کتاب منتشر شده است. اسامی شرکت کنندگان در این جشنواره، تصاویری از جلسه هیات داوری، بیانیه هیات داوران و دو مقدمه از مدیرعامل موسسه خانه کتاب و دبیر جشنواره از دیگر بخش های این کتاب هستند. گفتنی است در این کتاب آثار برگزیده اول تا سوم و همچنین سه اثر شایسته تقدیر در فصلی جداگانه در نظر گرفته شده‌اند. کتاب «کاریکتاب» در 168 صفحه شامل حدود 100اثر، در قطع خشتی، با کیفیت نفیس و قیمت 85هزارتومان از سوی انتشارات خانه کتاب چاپ شده است و شرکت کنندگان در اختتامیه این جشنواره می توانند کتاب را با 30درصد تخفیف تهیه کنند. جشنواره ملی کارتون و کاریکاتور با موضوع کتاب به دبیری هادی حیدری به مناسبت هفته کتاب و از سوی موسسه خانه کتاب برگزار شده است و آیین اختتامیه آن شنبه 26 آبان در فرهنگسرای ارسباران برپا خواهد شد.       ]]> هنر Fri, 16 Nov 2018 08:48:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267700/کاریکتاب-فردا-رونمایی-می-شود دختر استن لی: داشتیم یک شخصیت جدید خلق می‌کردیم http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/267608/دختر-استن-لی-داشتیم-یک-شخصیت-جدید-خلق-می-کردیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایندیپندنت، استن لی اسطوره دنیای داستان‌های مصور و خالق شخصیت‌ها و مجموعه‌های محبوب ابرقهرمانی در سن 95 سالگی درگذشت. طبق خبرهای منتشر شده وی در خانه خود در هالیوود هیلز دچار سکته قلبی شد. مرد عنکبوتی، ایکس من، اونجرز، بلک پنترز و هالک شخصیت‌های مشهوری بودند که توسط استن خلق شده بودند. بر اساس این گزارش بعد از مرگ استن لی معلوم شده است که او روی خلق یک شخصیت ابرقهرمانی جدید بوده است که مرگ به او فرصت این کار را نمی‌دهد. جی.سی. لی دختر خالق مرد عنکبوتی می‌گوید پدرش روی ابرقهرمان مردی کار می‌کرده که دکتر مان نام داشت. وی در گفتگو با شبکه خبری تی.ام.زد گفت: من و پدرم روی شخصیتی کار می‌کردیم که نسبت به شخصیت‌های قبلی جذابیت بیشتری داشت. اتمام این شخصیت هنوز تمام نشده بود که پدرم از دنیا رفت. جی.سی در گفتگو درباره کار پدرش به جدی بودن استن روی خلق شخصیت‌های مصور اشاره کرد و گفت: این کار از تمام چیزهایی که پدرم داشت برایش مهم بود. دختر استن لی گفته است در حال تاسیس بنیادی برای یادبود پدرش است که  بنیاد ادبیات کودکی استن لی نام دارد. ]]> جهان‌کتاب Fri, 16 Nov 2018 06:40:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shorttrans/267608/دختر-استن-لی-داشتیم-یک-شخصیت-جدید-خلق-می-کردیم تقدیر از جواد علیزاده در مراسم اختتامیه مسابقه ملی کارتون و کاریکاتور کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267610/تقدیر-جواد-علیزاده-مراسم-اختتامیه-مسابقه-ملی-کارتون-کاریکاتور-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) جواد علیزاده، متولد 1331 در اردبیل است و در حال حاضر صاحب امتیاز قدیمی‌ترین مجله کاریکاتور یعنی مجله «طنز و کاریکاتور» است. در ادامه به صورت خلاصه به سوابق و فعالیت‌های هنری این این کارتونیست پرداخته می‌شود:   ـ کارتونيست خودآموخته از سال 1350 و از طريق مجله طنز و کاريکاتور متعلق به مرحوم محسن دولو ملقب به پدر کارتون مدرن ايران؛ ـ کارتونیست سیاسی نشریه کیهان در روزهای پرخطر انقلاب اسلامی؛ ـ ترک روزنامه کیهان در خرداد سال 1360 (به‌علت مخالفت شورای سردبیری وقت کیهان با چاپ کاریکاتورهای نه شرقی و نه غربی او در بحبوحه جنگ تحمیلی)؛ ـ آغاز انتشار مجله طنز و کاریکاتور از سال 1369 تاکنون به‌عنوان قدیمی‌ترین نشریه طنز حال حاضر ایران؛ ـ مبتکر طنز چهاربعدي و طنز اينشتيني به‌منظور ترويج علم و نيز اشاعة نگاه معتدل و نسبي‌گرا در مقابل نگاه مطلق‌گرا و راديکاليسم؛ ـ دارای توان کارکردن در همة ژانرهای کارتون و کاریکاتور و در هردو بخش کارتون سياه و کارتون شاد (چون براین باور است که زندگي هم آميخته‌اي از وقايع تلخ و شيرين است)؛ ـ برنده حدود 30 جایزه کارتون بین‌المللی در کشورهای آمریکا، فرانسه، ایتالیا، ترکیه، ژاپن، کره جنوبی، چین، اوکراین، رومانی و سه جایزه داخلی.   گفتنی است مسابقه ملی کارتون و کاریکاتور امسال برای اولین بار به همت خانه کتاب به مناسبت هفته کتاب و با دبیری هادی حیدری برگزار شده و قرار است در مراسم اخختامیه این جشنواره علاوه بر تقدیر از جواد علیزاده،‌ نفرات برگزیده این جشنواره معرفی و تجلیل شوند. ]]> هنر Wed, 14 Nov 2018 11:29:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267610/تقدیر-جواد-علیزاده-مراسم-اختتامیه-مسابقه-ملی-کارتون-کاریکاتور-کتاب موج کوتاه بر اساس داستانی از غلامحسین ساعدی بهترین فیلم بخش اقتباس شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267571/موج-کوتاه-اساس-داستانی-غلامحسین-ساعدی-بهترین-فیلم-بخش-اقتباس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌ (ایبنا) در مراسم اختتایه جشنواره فیلم کوتاه تهران فیلم برگزیده در بخش کتاب-سینما معرفی شد.  جایزه اول بخش بهترین کتاب و سینما به «موج کوتاه»  به کارگردانی محمد اسماعیلی براساس  طرحی از غلامحسین ساعدی اهدا شد. محمد اسماعیلی در این مراسم با آمدن بر روی سن و دریافت جایزه خود، گفت: این جایزه مشترک بین من و آقای ساعدی است. گفتنی است از بین 13 فیلم کوتاه اقتباسی که به سی‌و‌پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران رسید ۵فیلم نامزد بخش کتاب-سینما شد، شب گذشته در مراسم اختتامیه این بخش، فیلم «بازمانده» اثر فرزاد قبادی با اقتباس از داستان «چرا نمی‌رقصید» نوشته ریموند کارور شایسته تقدیر اعلام شد. همچنین فیلم «آن سوی دریاچه» ساخته عماد خدابخش با اقتباس از داستان «ویلاهای آن سوی دریاچه» اثر سیامک گلشیری جایزه سوم و فیلم «بچه» به کارگردانی مصیب حنایی اقتباسی از «بچه مردم» نوشته جلال‌آل احمد جایزه دوم را از آن خود کردند. ]]> هنر Tue, 13 Nov 2018 18:08:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267571/موج-کوتاه-اساس-داستانی-غلامحسین-ساعدی-بهترین-فیلم-بخش-اقتباس خوانش نمایشنامه جان هاج در «گفتمان شنبه‌ها» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267560/خوانش-نمایشنامه-جان-هاج-گفتمان-شنبه-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، «گفتمان شنبه‌ها» عنوان تازه ترین پروژه نمایشی مجموعه تئاتر شهر است که شنبه های آخر هر ماه با همکاری اداره کل هنرهای نمایشی و مدیریت محمدرضا خاکی در تالار قشقایی میزبان علاقه مندان خواهد بود. در این نشست ها نمایشنامه های تازه منتشر شده توسط گروهی از هنرمندان تئاتر خوانده شده و پس از آن با حضور مترجم اثر و یک مهمان متخصص در مورد اثر خوانش شده گفتگو صورت می‌گیرد. نخستین برنامه «گفتمان شنبه ها» با خوانش نمایشنامه «همدستها» اثر جان هاج به ترجمه و کارگردانی نریمان افشاری خواهد بود. در این برنامه که از ساعت 17 تا 20 روز شنبه 26 آبان ماه در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر برگزار می شود رضا سرور پژوهشگر و مدرس دانشگاه به عنوان مهمان حضور خواهد داشت. برای کسب آخرین اطلاعات و اخبار تئاتر شهر به سایت این مجموعه به آدرس www.teatreshahr.com مراجعه کنید. ]]> هنر Tue, 13 Nov 2018 11:02:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267560/خوانش-نمایشنامه-جان-هاج-گفتمان-شنبه-ها کارگردان «عاذلان»: فیلمسازان به یک مشاور ادبی نیاز دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267381/کارگردان-عاذلان-فیلمسازان-یک-مشاور-ادبی-نیاز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امروز آخرین روز از سی‌وپنجمین دوره از جشنواره فیلم کوتاه تهران است  که روز جمعه (18 آبان‌ماه) کار خود را آغاز کرد. در این دوره 13 فیلم در بخش «کتاب-سینما» که به فیلم‌های اقتباسی می‌پردازد، حضور دارند که شب گذشته فیلم سوم و دوم این بخش مشخص و قرار است در اختتامیه نهایی این جشنواره فیلم اول نیز معرفی شود. یکی از فیلم‌های این بخش «عاذلان » نام دارد که در 8دقیقه و با کارگردانی امیرحسین رکنی به روی پرده رفته است که البته جزو نامزدهای این بخش نبوده اما از آنجایی که در بخش اقتباس قرار دارد و بر اساس رمان «جنایت و مکافات»، اثر داستایفسکی نوشته است، گفت‌‌وگویی    امیرحسین رکنی در گفت‌وگو با ایبنا در توضیح اثرش اظهار کرد: «عاذلان» فیلمی است که با اقتباس از رمان «جنایت و مکافات» داستایفسکی ساخته شده است. «عاذلان» به معنی سرزنش‌کننده است و از طرفی یکی از شخصیت‌های مثنوی مولوی نیز نامش «عاذلان» است. «عاذلان» نام شخصیت اصلی این فیلم است که پس از قتل یک پیرزن مجبور می‌شود تا دختر او را هم بکشد و وقتی در حال فرار است اتفاقات جالبی برای او رخ می‌دهد و در واقع با خودش روبه‌رو می‌شود.   وی ادامه داد: در این فیلم سعی کردیم همانند داستان اصلی روی مکافاتی که بعد از گناه ایجاد می‌شود، فوکوس کنیم. اگر شما به پیام اخلاقی این داستان هم دقت کنید، متوجه خواهید شد که هم پیشوایان دینی ما در احادیث بسیار تاکید داشته‌اند و هم بسیاری از بزرگان علمی جهان اظهار کرده‌اند که انسان در همین دنیا از هر دستی که بدهد از همان دست می‌گیرد. ​     این فیلمساز جوان با اشاره به شخصیت اصلی اثرش گفت: در این اثر مخاطب با شخصیت جنون‌آمیزی روبه‌رو می‌شود؛ شخصیتی که با هدف به سراغ قتل پیرزن می‌رود؛ اما بلافاصله بعد از انجام این جرم پشیمان می‌شود. در ادامه داستان او مجبور می‌شود تا دختر پیرزن را هم به قتل برساند؛ اما برای بار دوم طبیعی‌تر با موضوع برخورد می‌کند و گویا این کار برای او عادی شده است. این موضوع نشان می‌دهد که هر کاری اولش سخت و برای بار چندم عادی می‌شود. وی با اشاره به دلایل روی آوردن به اقتباس گفت: متاسفانه ما از نظر کتابخوانی زیرصفر هستیم و خیلی‌ها از من سوال می‌کنند که اصلا داستایفسکی کیست که تو از اثر او اقتباس کرده‌ای؟ خوشبختانه موضوع اهمیت کتابخوانی کم‌کم در حال شکل‌گیری است اما واقعیت آن است که هنوز فرهنگ کتابخوانی و مطالعه در ما شکل نگرفته است. معضل دیگر این است که بسیاری از دوستان حتی کتاب نمی‌خوانند و وقتی اقتباس انجام می‌دهند از روی شنیده‌ها یا فیلمی که قبلا دیده‌اند این کار را می‌کنند و در نتیجه کار خوب از آب درنمی‌آید.   کارگردان فیلم کوتاه «عاذلان» در توضیح کیفیت آثار اقتباسی در جشنواره فیلم کوتاه تهران اظهار کرد: من امسال تعدادی از فیلم‌ها را دیده‌ام و باید بگویم که با حفظ احترام برای دوستان فیلمسازم، واقعا سطح کارهای اقتباسی بسیار بالا بود و من از دیدن آثاری با این سطح کیفیت لذت بردم.   وی افزود: همچنین وقتی به لیست آثار اقتباسی نگاه کردم از دیدن نام نویسندگانی مانند بیژن نجدی، جلال آل‌احمد، سیامک گلشیری و غلامحسین ساعدی لذت بردم؛ چراکه درخشیدن نام این عزیزان نشان می‌دهد که ما علاوه بر آثار خارجی، آثار ایرانی بسیار ارزشمندی داریم که قابلیت اقتباس دارند.   رکنی با اشاره به راهکاری برای افزایش کمیت کارهای اقتباسی گفت: وضعیت موجود به ما این نکته را گوشزد می‌کند که فیلمسازان در کنار سایر عوامل فیلم به یک مشاور ادبی هم نیاز دارند، کسی که اشراف کامل روی ادبیات داشته باشد و بتواند آثار خوب را به کارگردان و فیلمساز معرفی کند تا در صورت توافق کار ساخته شود.   وی در پایان با اشاره به دلایل اقتباس از داستایفسکی گفت: نکته مثبتی که نوشته‌های داستایفسکی دارند، ویژگی تصویرسازی آن است؛ چراکه وقتی ما به سراغ آثار او می‌رویم و آنها را ورق می‌زنیم، به سرعت تصویر آنچه خواندیم در مقابل چشمان‌مان شکل می‌گیرد و این تنها مختص این اثر او نیست و در سایر آثارش مانند «ابله»، «قمار باز»، «برادران کارامازوف»، «خاطرات خانه اموات» هم می‌بینیم؛ ویژگی که شاید در آثار نویسنده‌ای مانند صادق هدایت نبینیم، چراکه ما معمولا از متن داستان‌های هدایت بسیار لذت می‌بریم اما شاید این نوشته‌ها تصویری نباشد و ما نتوانیم تصویر روشنی از آن ترسیم کنیم. ]]> هنر Tue, 13 Nov 2018 08:33:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267381/کارگردان-عاذلان-فیلمسازان-یک-مشاور-ادبی-نیاز سینما با سلامت جسم و روان انسان ارتباط جدی و ذاتی دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267540/سینما-سلامت-جسم-روان-انسان-ارتباط-جدی-ذاتی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مسعود امینی تیرانی، مدیر بخش فیلمنامه کوتاه جشنواره ادبیات سلامت در گفت‌وگو با روابط عمومی جشنواره در خصوص کمک سینما به سلامت انسان‌ها و جامعه گفت: یکی از وظایف و کارکردهای سینما، کمک به حوزه‌های فرهنگی و علوم اجتماعی و انسانی است. سینما امکان طرح معضلات و چالش‌ها و حتی فضیلت‌های انسانی را دارد و به دلیل قدرت و البته تاثیری که بر مخاطبان خود می‌گذارد می‌تواند به حل مسائل و چالش‌های انسانی در حوزه‌های مختلف کمک کند. سلامت جسم و روان انسان از مهم‌ترین حوزه‌هایی است که سینما ارتباط جدی و ذاتی با آن دارد؛ چراکه اساسا موضوع سینما را شاید با کمی اغماض بتوان انسان و مسایل روانی و جسمی او دانست. تیرانی اشاره با بیان اینکه سال‌های اخیر تعداد فراوانی از فیلم‌های کوتاه به شکل جدی و موثر به جنبه‌های مختلفی از موضوعات مرتبط با سلامت پرداخته‌اند که از این میان می‌شود به  «سگ جون‌»، «ضدآب»‌، «بچه خو» و «تو هنوز اینجایی» و «مثل بچه آدم» و ... اشاره کرد و افزود: در فیلم‌های کوتاه، فیلمسازان ‌جسارت بیشتری در طرح مسائل دارند؛ چرا‌که بسیاری از مشکلاتی و محدودیت‌هایی که در اکران فیلم‌های بلند با آن روبه‌روییم در این حوزه وجود ندارد و خودسانسوری‌هایی که در فیلم بلند اتفاق می‌افتد در این حوزه کمتر دیده می‌شود. فیلم کوتاه آزادتر و جسورتر و بی‌پرواتر با جامعه برخورد می‌کند؛ بنابراین مسائل را روشن‌تر بیان می‌کند. فیلم‌های بلند معمولا بسیار دیرتر و با مجموعه‌ای از محدودیت‌ها به موضوعات مربوط به سلامت روح و روان و جسم می‌پردازند ولی  فیلم‌های کوتاه بدون حاشیه به اصل موضوعات می‌پردازند. وی افزود: برای نمونه در فیلم‌های بلند موضوعی مثل فیلم کوتاه «سگ جون» که با موضوع استفاده از هورمون‌ها در ورزش ساخته شده اساسا دیده نشده،  و یا فیلمی مثل «روی بام» که به رفتار مردم با  مبتلایان «سندورم داون» پرداخته و یا  فیلم «بچه خور» که به شکل بی‌پروا و صریح به رفتار معتادان می‌پردازد. سینماگران بسیار زود می‌توانند متوجه مشکلات شوند. شاخک‌هایشان خیلی زود جهت مشکلات را تشخیص می‌دهد. برای نمونه سینماگران خیلی زودتر از بقیه جامعه به طرح این نکته پرداختند که «اعتیاد یک بیماری است و نه جرم» بنابراین در دیگر مسایل هم جامعه باید به سینماگران اعتماد کند. بخش‌های دیگر جامعه باید پیام سینماگران را درک کنند و براساس آن به فکر چاره‌جویی باشند. در مورد همین اعتیاد، بخشی که می‌توانست این موضوع را کنترل و رفع کند خیلی دیرتر از بقیه بخش‌های جامعه دست به کار شد و امروز به صورت یک چالش بزرگ با آن دست بگریبانیم. مدیر بخش فیلمنامه جشنواره سلامت در ادامه اشاره کرد: حوزه فرهنگ و سینما ، حوزه درمان نیست و بخش‌های مربوط باید از پتانسیل تاثیرگذاری این حوزه استفاده کرده و کار خود را انجام دهند. تیرانی درخصوص فیلم درمانی گفت: فیلم‌ها امکان درد دل عمومی را فراهم می‌کنند، و درددل باعث کاهش و التیام درد و معضل  مخاطب می‌شود. با همذات پنداری با آنچه در فیلم ها مطرح می‌شود مردم می‌توانند به تجربه‌های مشترک برسند و عملا در مسیر درمان قرار گیرند. موضوع سلامت متوجه همه افراد جامعه و با هر وضعیت فرهنگی و یا اقتصادی است و بنابراین هر کسی در هر وضعیت نیازمند این ارتباط خواهد بود . در واقع سینما امکان یک گفت و گوی عمومی را فراهم می کند و هر چه این گفت و گوها جدی تر و موثرتر باشد جامعه در مسیر یک درمان عمومی قرار می‌گیرد. هر چه قدر امکان انجام وظیفه هنرمندان در جامعه فراهم شده و به آنها آزادی و اختیار عمل بیشتری داده شود،  امکان پیشگیری و درمان عمومی نیز بیشتر فراهم می‌شود. مسعود امینی تیرانی در خصوص فیلمنامه های کوتاه ارسال شده به دبیرخانه جشنواره اظهار داشت : با توجه به اینکه این جشنواره برای اولین بار برگزار می‌شود استقبال قابل توجهی صورت گرفته و موضوعاتی در آثار مطرح شده که جای امیدواری است که تا این اندازه به موضوعات این حوزه توجه می‌شود .  وی درخصوص امکان تولید برای آثار ارسالی گفت: با قطعیت نمی‌توانم قولی بدهم ولی مذاکراتی انجام شده که حداقل برای آثار برگزیده امکان تولید فراهم شود . کارگردان «بیداری برای سه روز» در خصوص هدف اصلی این جشنواره بیان کرد: توجه و تمرکز بخش هنری و فرهنگی جامعه به حوزه سلامت دغدغه اصلی ماست، این توجه موجب خلق آثار جدیدی در این حوزه خواهد شد. ]]> هنر Tue, 13 Nov 2018 08:13:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267540/سینما-سلامت-جسم-روان-انسان-ارتباط-جدی-ذاتی کارگردان فیلم «موج کوتاه»: نبود «حق مالکیت معنوی» اقتباس را با مشکل روبه‌رو کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267526/کارگردان-فیلم-موج-کوتاه-نبود-حق-مالکیت-معنوی-اقتباس-مشکل-روبه-رو-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فیلم «موج کوتاه» یکی از فیلم‌های حاضر در بخش سینما-کتاب جشنواره فیلم کوتاه تهران است که در کنار دو فیلم بچه و بی‌زمین برای دریافت جایزه نخست این بخش رقابت می‌کند. این فیلم 15دقیقه‌ای با کارگردانی محمد اسماعیلی به روی پرده رفته است، فیلمی که اسماعیلی فیلمنامه این اثر را بر اساس نمایشنامه «ما نمی‌شنویم»، اثر غلامحسین ساعدی نوشته است. در ادامه گفت‌وگویی را با این فیلمساز جوان انجام داده‌ایم که می‌خوانید.   کمی درباره فیلم «موج کوتاه» توضیح دهید؟ «موج کوتاه» فیلمی 15 دقیقه‌ای است که اقتباسی از اثر «ما نمی‌شنویم»، غلامحسین ساعدی است. در این اثر من دست به اقتباس آزاد زده‌ام؛ اما به هر حال کار بسیار نمادین است و ما با شکلی از استبداد یا قدرت رسانه‌ای طرف هستیم که به شکل بلندگو در فضا می‌پیچد و می‌تواند هر نگاهی حتی نگاه فرهنگی و هنری داشته باشد. به نظر من واکاوی این قصه به فیلم ضربه خواهد زد؛ چراکه اگر نقطه پایان لو برود، لذت فیلم از بین می‌برد.   پس مخاطب با فیلمی تک خطی روبه‌رو است؟ بله دقیقا. برای توضیح بهتر باید بگویم که یک سری از فیلم‌هایی که ما در جشنواره می‌بینیم شکل مصاحبه رادیویی دارند و آنقدر اتفاق کلامی در آن رخ می‌دهد که اگر ما پنج تا از روایت‌ها را هم تعریف کنیم، اتفاقی رخ نمی‌دهد؛ اما در این فیلم ما با یک اتفاق طرف هستیم و همین دست ما را برای تشریح موضوع فیلم می‌بندد.   شما از  کتاب نمایشنامه «ما نمی‌شنویم» غلامحسین ساعدی اقتباس کردید که در این کتاب ما با سه نمایشنامه روبه‌رو هستیم. از طرفی این نمایشنامه قبلا از سوی خود ساعدی به فیلمنامه هم تبدیل شده است. شما از آن فیلمنامه در این اثر استفاده کرده‌اید؟ خیر. همان‌طور که گفتم من دست به اقتباس آزاد زده‌ام. واقعیت این است که داستان «ما نمی‌شنویم» را یک نفر برای من تعریف کرد و من بسیار به این قصه علاقه‌مند شدم. وقتی به سراغ تهیه این اثر رفتم، فایلی به دستم رسید که از سه فیلمنامه تشکیل شده بود. سوال شما برای من جالب است؛ چراکه من از این موضوع اطلاع نداشتم اما الان که فکر می‌کنم می‌بینم که دو تا از این فیلمنامه‌ها چقدر به نمایشنامه نزدیک است و تنها همین اثر ویژگی‌های محسوس فیلمنامه را دارد. از طرفی من فکر می‌کنم که «ما نمی‌شنویم» نمی‌توانسته در ابتدا نمایشنامه بوده باشد، شاید هم بوده؛ اما به دلیل آنکه صدا عنصر مهم این داستان است، کار روی نمایشنامه آن بسیار سخت است. من فیلمنامه را خوانده‌ام و تغییرات اساسی به آن داده‌ام و کار نهایی «موج کوتاه»‌ است که این روزها در حال اکران است.   پیش از شما بزرگانی مانند ناصر تقوایی و داریوش مهرجویی هم در فیلم‌های «دایره مینا» و «گاو» به سراغ آثار غلامحسین ساعدی رفته‌اند. این موضوع کار را برای شما سخت نکرد؟ واقعیت این است که من قصد مقایسه، مقابله یا رقابت با بزرگانی مثل مهرجویی و تقوایی را نداشته و ندارم. نکته مهمی که در این بین وجود دارد این است که ما نباید از ذات اقتباس ادبی غافل شویم. متاسفانه سینمای ما در این سال‌ها از اقتباس دوری کرده است و چنین نگاه‌هایی ما را دورتر می‌کند. اگر در کشور ما هم اقتباس رونق داشت بدون شک ما امروز فقط از فیلم «گاو» یا «دایره مینا» به عنوان آثار فاخر نام نمی‌بردیم. متاسفانه ما راه را اشتباه رفته‌ایم.   چرا فکر می‌کنید که ما راه را اشتباه رفته‌ایم؟ متاسفانه مسیر اقتباس بعد از دهه 60 بسته شد و امروز انقدر تعداد این فیلم‌ها انگشت‌شمار است که نام همه این آثار در ذهن ما باقی مانده است. ما باید به این موضوع توجه داشته باشیم که  اگر مبنای قصه برای یک فیلمساز جذاب باشد و بتواند آن را تبدیل و آداپته کند، موفق خواهد شد.   نمونه‌ای از این اقتباس‌های موفق می‌توانید، ذکر کنید؟ شاید یکی از موفق‌ترین اقتباس‌های سینمای ایران فیلم «ناخدا خورشید» باشد. در این فیلم ناصر تقوایی به قدری درخشان عمل کرده و توانسته به خوبی آن را بومی کند که آدم حس می‌کند، این داستان از اول هم برای او بوده و این تقوایی نبوده که دست به اقتباس زده است، بلکه همینگوی از او اقتباس کرده‌ و از روی فیلم تقوایی، داستانی را نوشته است.   شما قبول دارید که اکثر آثار اقتباسی در سینمای ایران با موفقیت همراه بوده است؟ با بله یا خیر نمی‌توان به این سوال پاسخ داد. به نظر من به قدری سهم اقتباس در سینمای ایران کم است که ما تقریبا نام همه این آثار را می‌دانیم و شاید این ماندگاری به دلیل خوب بودن فیلم نباشد و تنها به کم بودن آثار اقتباسی برگردد. در کشور ما اقتباس‌گران کم هستند در صورتی که فیلم‌سازی دنیا بر پایه اقتباس جلو می‌رود. شما توجه کنید که این روزها خیلی از کمپانی‌های مشهور دنیا بلافاصله بعد از پرفروش شدن یک اثر به سراغ نویسنده و ناشر آن می‌روند و شروع به اقتباس و ساخت فیلم از آن اثر می‌کنند. در تکمیل پاسخ به سوال قبلی شما باید بگویم، من وقتی به سراغ ساخت این فیلم رفتم به ذات اقتباس نگاه می‌کردم و خودم را در مقایسه با بزرگانی مثل تقوایی و مهرجویی نمی‌دیدم. درسته که اداپته کردن اقتباس برای من جذاب است اما تلاش می‌کنم تا به سراغ داستانی بروم که درون‌مایه آن نظر من را به خودش جلب کند.   چه اتفاقی رخ داده است که بیشتر فیلمسازان ما برای اقتباس به سراغ چند نویسنده خاص مثل غلامحسین ساعدی می‌روند و توجهی به سایر نویسندگان ندارند؟ به نظر من این انتخاب‌ها به خلق و خوی فیلمسازان برمی‌گردد. شاید برای من داستان «داشتن و نداشتن» جذابیت نداشته باشد یا اگر به من باشد همین فیلم «دایره مینا» که از داستان «آشغالدونی» اقتباس شده، مورد پسند نباشد. من فیلم «گاو» را خیلی دوست دارم؛ اما خودم می‌دانم که از اگر با کتاب «عزادران بیل» روبه‌رو می‌شدم این داستان را برای اقتباس انتخاب نمی‌کردم؛ چراکه مورد پسند من نیست. بنابراین ما به این نتیجه می‌رسیم که نام نویسنده چندان برای اقتباس تاثیرگذار نیست و نکته مهم این است که خلق و خوی فیلمساز به چه داستانی نزدیک است و با آن ارتباط برقرار می‌کند. به نظرم شما در اینجا به این دلیل این سوال را مطرح کردید که تعداد اقتباس‌ها در سینمای ایران بسیار کم است و اگر تعداد آثار اقتباسی چند برابر بود، هیچ وقت شما چنین سوالی را از من نمی‌پرسیدید. البته نباید در پاسخ به این سوال از ضعف فیلمسازان چشم‌پوشی کنیم، چراکه اگر ما گرفتار چنین وضعیتی شده‌ایم، مقصر اصلی فیلمسازان هستند.     اگر در آینده نزدیک دوباره به سراغ اقتباس اثری بروید، چه نویسنده‌ای را برای این کار انتخاب می‌‌کنید؟ من بسیار علاقه‌مندم که اگر شرایط فراهم باشد، به سراغ داستان‌های صادق هدایت بروم؛ چراکه با توجه علاقه من به اقتباس آزاد، این ویژگی به خوبی در داستان‌های صادق هدایت فراهم است. من فضای مجموعه داستان «ترس و لرز» ساعدی را هم بسیار دوستم، داستان‌هایی که به قدری به هم وصل هستند که خواننده فکر می‌کند با یک رمان روبه‌رو است و نه یک مجموعه داستان؛ اما به هر حال با اینکه به آن داستان‌ها علاقه دارم؛ اما دوست ندارم تا از آن آثار دست به اقتباس بزنم. باید توجه داشته باشیم که اقتباس شرایط خاص خودش را دارد.   با همه این تفاسیر چرا سینماگران ما کمتر به اقتباس ادبی می‌پردازند؟ در پاسخ به این سوال باید به دو نکته توجه کنیم. اولین نکته این است که ما ساخت و ساز درست و حسابی برای موضوع «حق مالکیت معنوی» نداریم و سیستم صنعتی چرخه فرهنگ آنقدر قدرتمند نشده است که یک نفر جلو بیاید و بگوید که ما این قصه را از شما می‌خریم. در حال حاضر داستان‌های بسیار قدرتمندی از دهه 60، 70 و 80 داریم؛ اما به دلیل معیوب بودن چرخه اقتصادی نه آنقدر قدرت داشته‌ایم که برویم جلو و با شخصی مثل محمود دولت‌آبادی همکاری کنیم و نه از آن طرف نویسنده‌ای حاضر است بیاید و اثرش را رایگان به فیلم‌ساز بدهد؛ چراکه بعد از ساخته شدن اثر دیگر چه کسی به سراغ خواندن اثر می‌رود و او باید از کجا پول دربیاورد. متاسفانه سیستم بیمار است. البته ما نباید همه تقصیرها را گردن فیلمساز بیندازیم و بگوییم چرا اقتباس نمی‌کنید. بدون شک باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که نویسنده‌ای که اثرش فروش خوبی دارد، حاضر نیست اثرش را رایگان به فیلمساز بدهد و فروش کتابش را متوقف کند. اگر سیستم اقتصادی صحیح باشد و کتاب خریداری شود. دیگر چنین شرایطی را نمی‌بینیم و نویسنده هم راضی است که یک پولی دریافت کند و اثرش به فیلم تبدیل شود. این یکی از پاشنه اشیل‌های سینمای ماست که ما از آن ضربه خوردیم؛ از طرفی من فقط اصل داستان را می‌خواهم بردارم اما نویسنده می‌خواهد اعمال نظر کند، در صورتی که من می‌خواهم داستان را به شکلی که دوست دارم روایت کنم. همین موضوع دلیلی می‌شود تا به سراغ نویسندگان نسل قبل بروم و همین می‌شود که شما می‌گویید چرا فیلمسازان آنقدر از بیژن نجدی یا غلامحسین ساعدی اقتباس می‌کنند.   نکته دوم به اتفاقات دهه شصت برمی‌گردد؛ درست زمانی که سینمای شکل گلخانه‌ای پیدا می‌کند و خبری از سینمای آزاد نیست و همه چیز مدیریت می‌شود و ما شاهد یک سینمای دولتی هستیم. بعد از اتفاقات دهه 60 به یکباره سینما تصمیم می‌گیرد که مستقل شود و همین موضوع باعث می‌شود جایگاه فیلمنامه‌نویس ارتقاء پیدا کند. در چنین شرایطی فیلمنامه‌نویسان اصرار داشتند که بگویند ما به داستان‌های گذشته نیازی نداریم و مستقل می‌نویسیم. از طرفی نگاه مدیران فرهنگی این بود که ما در شرایط فعلی همه چیز داریم و خودمان تولید محتوا می‌کنیم. این اصرار تا امروز هم پابرجا بوده است؛ در حالی که در ادبیات بستر مناسبی وجود دارد و می‌شود از این گنجینه استفاده کرد. در چنین شرایطی تنها کافی است که ما کتاب بخوانیم تا این فضاها و داستان‌های بکر را کشف کنیم.   خواندن نکته بسیار مهمی است. آیا این خواندن در فیلمسازان ما فرهنگ‌سازی شده است و آیا این افراد واقعا کتاب می‌خوانند؟ واقعیت این است که خود من نیز فرد کتاب‌خوانی نیستم و شاید کل کتاب‌هایی که خوانده‌ام به عدد 150 نرسد اما با هدف می‌خوانم. من با یک آدم کتابخوان فرق می‌کنم و با یک نگاه سینمای به سراغ کتاب می‌روم. برای مثال اگر کتابی باشد که به من سوژه تصویری بدهد از آن استفاده می‌کنم و گاهی چنین کتاب‌هایی را چندین بار می‌خوانم.   به‌عنوان آخرین سوال، با توجه به شرایط موجود راهکار شما برای خروج از شرایط فعلی چیست؟ یک جایی مثل فیلم کوتاه که چرخه اقتصادی ناقصی دارد، نمی‌تواند هزینه‌ها را جبران کند و بازگشت سرمایه ندارد. مگر آنکه فیلم چند جایزه ببرد تا حداقل هزینه‌های تولید دربیاید. بنابراین در چنین شرایطی اگر فیلمساز فیلم کوتاه به سراغ اقتباس می‌رود، این یک کار حسی و دلی است و اگر ما قصد داریم که این موضوع را بررسی کینم باید به سراغ سینمای بلند برویم؛ یعنی جایی که عرضه و تقاضای مناسبی وجود دارد و چرخه اقتصادی درست است. سوال من این است که در سینمای بلند ما چرا این اتفاق رخ نمی‌دهد. پیشنهاد من این است که سازمان‌هایی که به عنوان سرمایه‌گذار در سینما فعالیت می‌کنند، بخشی از فعالیت‌های خود را به این موضوع اختصاص دهند. یعنی اگر قرار است 20 فیلم در سال تولید کنند، چهار فیلم را اقتباسی بسازند. اگر ما واقعا به دنبال راهکار هستیم، باید چنین راهی را در پیش بگیریم. در چنین شرایطی فیلمساز به سراغ قصه‌هایی می‌رود که مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و به این شکل اقتباس رونق می‌گیرد. ]]> هنر Tue, 13 Nov 2018 06:05:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267526/کارگردان-فیلم-موج-کوتاه-نبود-حق-مالکیت-معنوی-اقتباس-مشکل-روبه-رو-کرده فیلم کوتاه خلاقیت‌های جوانانه ما را در سال‌های اخیر صادر کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267517/فیلم-کوتاه-خلاقیت-های-جوانانه-سال-های-اخیر-صادر-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از ستاد خبری سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در چهارمین روز برگزاری جشنواره فیلم کوتاه تهران در پردیس ملت حاضر شد و طی بازدید از روند برگزاری جشنواره به سوالات خبرنگاران پاسخ داد. او درباره روند برگزاری جشنواره فیلم کوتاه تهران گفت: فیلم کوتاه از زاویه‌های مختلف برای ما بسیار مهم بوده و هست. فیلم کوتاه یک نقطه ارائه بخشی از خلاقیت‌های جوانانه زندگی اجتماعی ما است. وقتی پنجره جوانی در کشور ما باب شد، رهبر معظم انقلاب و دیگران بسیار تاکید داشتند که این پنجره جوانی فرصت تمدنی و ملی خوبی می‌تواند برای ما باشد و باید از جوانان استفاده کنیم. به نظر می‌آید در حوزه‌های مختلف نمایه این اتفاق را داریم و یکی از این حوزه‌ها هنر است که در آن سینما بسیار اهمیت دارد و یکی از حوزه‌های قابل توجه سینما، فیلم کوتاه است که خلاقیت‌های جوانانه ما را در سال‌های اخیر صادر کرده است. سید عباس صالحی ادامه داد: نکته دوم این است که جشنواره فیلم کوتاه نقطه جهش برای کل سینمای ایران است. سینمای کوتاه، فرصتی است برای کل حوزه صنعت و فرهنگ ما که آن را در برگرفته است. اگر در گذشته تئاتر جهش فرهنگی ما بود، امروز سینمای کوتاه ایران این جهش را برعهده گرفته است. لذا از این نگاه فیلم کوتاه دریچه جهش کل سینماست نه فقط فیلم کوتاه. به نظر می‌آید جشنواره فیلم کوتاه یک فرصت دیپلماسی هنری و سینمایی ایجاد کرده‌است. سینمای بلند در بخش داستانی و مستند موفقیت‌های خوبی در طی این سال‌ها در بخش بین‌المللی داشته و شناخته شده است، اما فیلم کوتاه ما قدرت مانور و حضور سریع را در فضاهای مختلف داشته است. ما در سال ۹۶ بالغ بر ۱۸۰۰ حضور جهانی داشته‌ایم و این رقم قابل توجهی است و جوایز بین‌المللی که دریافت کرده‌ایم نیز حائز اهمیت است و این نشان می‌دهد که باید به فیلم کوتاه به عنوان یک ابزار دیپلماسی فکر کنیم و نگاه کنیم. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه درباره فضای مناسب برای دیده شدن آثار کوتاه نیز اظهار کرد: اگر مسیرهایی که برای فیلم کوتاه طی شده‌است را نگاه کنیم. فضای مجازی امروز به کمک فیلم کوتاه آمده است و فرصتی را فراهم کرده تا فیلم کوتاه دیده شود. زمانی کسی که دراین عرصه کار می‌کرد بیشتر فعالیتش دلی بود و خیلی به دیده شدن آن توجه نداشت، اما امروز با توجه به وجود فضای مجازی که در کنار فضای واقعی قرار گرفته است وحتی واقعی‌تر از فضای حقیقی شده است کمک کرده و دیگر نسبت به گذشته این دغدغه وجود ندارد. شاید سینماها این شرایط را نداشته باشند که آثار را به نمایش بگذارند، اما فضای مجازی به این اتفاق کمک کرده است و فیلمساز امروز، مخاطب راهم در کنار خود دارد. در کنار این موضوع اقتصاد نیز وجود دارد، ما هرچقدر بتوانیم به طرف گسترش سالن‌های سینمایی حرکت کنیم فرصت‌های بییشتری برای نمایش آثار ایجاد کرده‌ایم طبیعی است که وقتی سالن‌های کمتری داریم باید به سالن دارها حق دهیم که منابع سرمایه‌گذاری خود را تامین کنند. امروز فیلم کوتاه در تهران و شهرستان‌ها شرایط خود را پیدا می‌کند. وی بیان کرد: حوزه سینماسیار نیز حوزه دیگری است که از ظرفیت آن دراین راستا استفاده می‌کنیم. سینما سیار برای این که مقاطع خاصی را در بر بگیرد بسیار به فیلم‌های کوتاه کمک می‌کند. ]]> هنر Mon, 12 Nov 2018 20:11:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267517/فیلم-کوتاه-خلاقیت-های-جوانانه-سال-های-اخیر-صادر-کرده نیکنام حسینی‌پور: 85درصد فیلم‌هایی که برنده اسکار شده‌اند اقتباسی هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267516/نیکنام-حسینی-پور-85درصد-فیلم-هایی-برنده-اسکار-شده-اند-اقتباسی-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عصر امروز ۲۱ آبان ماه مراسم اختتامیه بخش کتاب-سینمای سی و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران در پردیس سینمایی ملت برگزار شد. در این مراسم که با حضور جمعی از اهالی سینما و ادبیات برگزار شد نفر دوم و سوم مسابقه بخش اقتباسی فیلم کوتاه کتاب-سینما معرفی شدند.  در ابتدای این مراسم سید صادق موسوی دبیر سی و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران گفت: در سال گذشته نیز ما این مراسم را به همت خانه کتاب برگزار کردیم و امسال سومین سالی است که با همکاری خانه کتاب وابسته به معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توجه ویژه‌ای به مقوله اقتباس ادبی در فیلم کوتاه می‌کنیم. امسال دبیرخانه در بخش بین‌الملل 5100 اثر از 120 کشور جهان دریافت کرد و در نهایت 67 اثر را از 29 کشور انتخاب کرد؛ در بخش ملی نیز 1600 فیلم رسید که 172 فیلم انتخاب شدند؛ از این 172 فیلم، 7 فیلم دوباره گزینش شده و برای داوری به بخش بین‌الملل فرستاده شدند. از این 7 اثر یک فیلم مستند، دو فیلم انیمیشن و در نهایت 4 فیلم داستانی در کنار 67 اثر خارجی رقابت می‌کند و نکته مهم در این است که از این 4 اثر دو اثر برگرفته از ادبیات داستانی است. او در ادامه افزود: این نشان می‌دهد با وجود این که 13 اثر در بخش اقتباسی داشتیم اما حضوری تعیین‌کننده و اثر بخش داشتند. پیوند سینما و ادبیات پیوند مبارکی می‌تواند باشد مخصوصا در حوزه ادبیات داستانی؛ یکی از بهترین فیلم‌هایی که در سال گذشته در فیلم کوتاه درخشید و جوایز بین‌المللی بسیاری گرفت برگرفته از داستانی از بیژن نجدی است. داستان‌های معاصر، ادبیات داستانی معاصر‌، داستان کوتاه ایران و البته داستان کوتاه جهانی ظرفیت‌های مناسبی برای اقتباس‌های تصویری دارند.                      موسوی در پایان گفت: در سال گذشته 1819 حضور بین‌المللی توسط فیلمسازان کوتاه کشور در سراسر جهان رقم خورد. من هیچ رشته تخصصی دیگری مانند فیلم بلند، کتاب، تئاتر، سینما و رشته‌های ورزشی را سراغ ندارم که در یک سال 1819 بار در  جشنواره‌های بین‌المللی حضور داشته باشد. این ادعا به قدری بزرگ و پرسش برانگیز بود که مدیران عالی‌رتبه در وزارت فرهنگ و ارشاد با تردید به این عدد نگاه می‎کردند به همین دلیل کتاب آن را به تازگی منتشر کردیم. این سند افتخار فیلم کوتاه ایرانی است و لازم به ذکر است که 375 جایزه در جهان گرفتیم و بیش از 120 بار نامزد جشنواره شدند. جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز بدون اغراق بزرگترین جشنواره فیلم کوتاه در خاورمیانه است و دلایل مختلفی دارد. و داوران آن نیز شناخته شده هستند و جوایز آن نیز از بسیاری از جشنواره‌ها ارزش نقدی بیشتری برخوردار است و تعداد فیلم‌هایی که به دبیر خانه می‌رسد نیز بسیار زیاد است. وضع فیلم کوتاه ایران درحال حاضر خوب است. نیکنام حسینی‌پور مدیرعامل موسسه خانه کتاب نیز در ابتدای سخنان خود گفت: هنر در فرهنگ ایران زمین پیشینه‌ای تاریخی دارد. هنر واژه‌ای با هویت ایرانی به معنای توانمندی خوب و نیک است و در متون کهن اوستایی و پهلوی با دو جزء «هو» به معنای خوب و خوش و نیک، و «نر» به معنای توانایی آمده است. وی ادامه داد: برای واژه هنر در فرهنگ‌ها معنای بسیاری بیان شده است، صناعت یا صنعت و فن از جمله این واژه‌هاست. تاجیک ها به جای هنر از صنعت استفاده می‌کنند و عرب‌ها فن را به کار می‌گیرند. ابن سینا صنعت را به کار می‌برد و حافظ از فن و هنر یاد می‌کند. این واژه در گذر ایام تطور شده و نسبت مستقیم با هنری دارد که امروزه از آن استفاده از فن و هنر یاد می کنیم، و آنچه مسلم است امروز هنر در معنای مجموعه‌ای از آثار یا فرآیندهای ساخت انسان است که در جهت اثرگذاری بر عواطف، احساسات و هوش انسانی یا به منظور انتقال یک معنا یا مفهوم خلق می‌شوند.                      مدیرعامل موسسه خانه کتاب ادامه داد: هنر توان و مهارت خلق زیبایی است و چنانچه معمول است هنر را به هفت بخش بر می‌شمارند و هنر چهارم کتاب و ادبیات «شعر، داستان و فیلمنامه» و هنر هفتم هنرهای نمایشی «سینما و تئاتر» است. امروز بر آنیم تا بار دیگر پیوند میان این دو هنر را جشن بگیریم. کتاب، هنر کلامی و سینما، کتاب تصویری و زبان گویای کتاب است. اقتباس فیلم وسینما از کتاب، روح حیات بخش دنیای تصویر است و ادبیات و فرهنگ غنی ایرانی اسلامی می‌تواند به بهترین وجه ماده خام و زیربنای ارائه یک فیلم متعالی باشد. کتاب و سینما، دو رسانه دوسویه است که تکامل یکی در گرو دیگریست و تصویری شدن یک کتاب و اثر ادبی بسیار ارزشمند است. دبیر بیست و ششمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران گفت: آثار سینمایی اقتباسی منشوری است برای معرفی فرهنگ، تمدن، ادبیات و هنر هر ملت به جهانیان که در میانه انبوه سطور کتاب‌ها نهان و مهجور است. با نگاهی به سینمای دیگر کشورها نیز می‌توان دریافت که بسیاری از آثار سینمایی آن‌ها بر اساس رمان و ادبیات داستانی آنان شکل گرفته و حتی در سینمای تجاری نیز که هدف آن حفظ گیشه است این امر پنهان نیست؛ 85 درصد کل فیلم‌هایی که برنده جایزه اسکار شده‌اند اقتباسی است. وی ادامه داد: در چند سال اخیر نیز که معضل فیلمنامه و فقدان طرح داستانی منسجم، و شکل گیری یک فیلمنامه با معنا و محتوا یک نقص در سینمای کشور به شمار می‌رود، نگاهی جدی و دوباره به گنجیه غنی و ادبیات و فرهنگ ایران زمین بسیار ضروری است و آثاری که از دل آداب و رسوم و فرهنگ این مرز و بوم و میراث مکتوب ایران برآید بستر مناسبی برای رسانه ملی و سینما فراهم می‌کند. آيا وقت آن نیست که رویکرد سینماگران به ادبیات و تاریخ این سرزمین معطوف شود و سینمای ایران رو به ترقی نهد و از این وادی حیرت رهایی یابد، چه بسا که فیلم‌هایی که بر شالوده ادبیات داستانی ایران شکل نگرفته در تاریخ سینمای ایران نشده و دیگر نام و نشانی از آن اثر، فیلمساز و نویسنده باقی نمانده است. حسینی‌پور در پایان گفت: بیایم و به ادبیات غنی خود وفادار باشیم و نسل جدید خود را با دریچه دوربین با آن آشنا کنیم. با توجه به اینکه در طول سال حدود 100 هزار عنوان کتاب در ایران و منتشر می‌شود و حداقل 15 هزار عنوان کتاب در حوزه ادبیات و داستان است؛ چقدر فیلمسازان ما توانسته‌اند از این آثار استفاده کنند؟ به نظرم ارتباط بین اهل قلم و فیلمسازان باید تداوم داشته باشد. ما آماده هستيم در سراي اهل قلم حلقه اين ارتباط باشيم. در اختتامیه بخش سینما-کتاب جشنواره فیلم کوتاه تهران میرجلال الدین کزازی درباره پیوند ادبیات و سینما بیان کرد: من از دوست داران هنر سینما هستم و از سالیان دانش‌آموزی به این هنر دلبستگی داشتم. اما هرگز به شیوه دانشورانه به این هنر نپرداخته‌ام. آنچه خواهم گفت بازمی‌گردد به آزموده‌های من در پیوند ادب پارسی که هنری است گران‌سنگ در پهنه فرهنگ و ادب ایران زمین. وارونه هنر سینما پیشینه دیرینه نه تنها در ایران بلکه در جهان ندارد، این هنرِ دیگر، هنری که در زبان رخ می‌دهد پیشینه کهن در تاریخ و فرهنگ ایران داراست، ما ایرانیان به آن می‌نازیم که نخستین سروده آیینه جهان در این سرزمین سپند اهورایی در پیوسته آمده است گاهان زرتشت.                    این پژوهشگر مطرح کرد: تاریخ‌نگاران یونانی نوشته‌اند که در دربار ماد و هخامنشی پیشینه سخن سالاری روایی داشته است. مردمی می‌باید دیری با سخن زیسته باشند که چنین پیشه‌ای در کنار پیشه‌های دیگر پدید بتواند آمد. سعدی در شیراز غزل می‌سروده است؛ کمتر از ۶۰ سال پس از در گذشت سعدی جهانگردی نام آور از مراکش به نام ابن بطوطه هنگامی که به زورقی در نشسته بود بر رودی در چین می‌رفته است این سروده را از زبان زورقبان می‌شنود، زورقبانی که دانش نیاموخته است. ابن بطوطه پارسی نمی‌دانسته است اما این ترانه را به همان سان که می‌شنیده در سفرنامه خود بر نگاشته است. غزل سعدی در زمانی کوتاه سرزمین‌ها را در می‌نوردد از ایران می‌رسد به چین که در آن روزگار نماد دوری بوده است. این نویسنده همچنین بیان کرد: باک نیست هنر سینما در ایران پدید نیامده و پیشینه چندان دیرینه‌ای در این زمینه ندارد. چرا باک نیست؟ چون ایران سرزمین هنر است. یکی از ویژگی‌های بنیادین در خوی ایرانی یکی از پایه‌های آنچه من نام آن را ناخودآگاهی تباری ایرانی می‌نامم که منش تباری ایران بر آن بنیاد گرفته است زیباپرستی و هنر دوستی است. ایرانی هنگامی که می‌خواسته است اندیشه‌های ژرف جهان‌شناسانه خود را بازنماید با دیگران در میان بنهد می‌کوشیده است جامه هنری زیبا بر پیکر آنها بپوشد. حتی از آن روی که آموزش دانش‌ها آسان‌تر بشود در یاد آموزنده بیش کارگر بیوفتد آموزه‌ها‌ را در زبان آهنگین، کارساز و اثر گذار می‌سرودند. پس ما ایرانیان می‌توانیم این هنر را هم از دیگران بستانیم اما مهر خود را چونان ایرانی بر آن بزنیم. هنری که هیچ نمونه‌ای در جهان باستان ندارد، به یکبارگی برآمده از جهان نو است. وی در ادامه مطرح کرد: ما چگونه می‎توانیم از گنجینه گران‌سنگ ادب پارسی در آفرینش سینمایی چه فیلم کوتاه، چه فیلم بلند و چه پویانمایی بهره ببریم؟ سخن پارسی پیکره‌ها و قلمروهای گوناگون یافته است. نمونه شاهنامه شاهکاری است که در افزون بر ۵۰ هزار بیت و مثنوی مولانا در ۳۰ هزار بیت سروده شده است؛ پیکره‌هایی که دراز دامانده‌اند، اما از آن میان پیکره‌هایی در سخن پارسی است بسیار کوتاه. برجسته‌ترین آنها کالبدی است که آن را چارانه یا رباعی می‌نامند. سرودن رباعی از دید ساختار دشوارتر است از سرودن داستان‌های دراز دامان. سرودن چارانه بر پایه آن داستان پارسی بدان می‌ماند که کسی بخواهد دریایی را در کوزه‌ای بریزد، پیکره‌ای بسیار کوته اما اندیشه‌ای بسیار فراخ. اگر این گونه نباشد چارانه بی ارزش خواهد بود. بگونه‌ای می‌توان گفت هر چارانه داستانی کوتاه است. همه آن شگردهایی که در داستان بکار می‌بریم در چارانه به گونه‌ای گوهرین می‌توان یافت. کزازی نمونه‌ای از رباعی خیام را خواند و گفت: ز من رمقی ز سعی ساقی مانده است وز صحبت خلق بیوفاقی مانده است از باده دوشین قدحی بیش نیامد از عمر ندانم که چه باقی مانده است خیام در این چارانه داستانی می‌گوید، مصرع اول پیشینه داستان است؛ سخنور می‌گوید نیم جانی در تن من تنها نهفته است. در مصرع دوم می‌گوید که چرا نیم جانی تنها برای او مانده است! چون در جهانی می‌زید که مردم آن با وی ناسازگارند و همدلی نمی‌یابد. مصرع سوم همان شگردی است که داستان پژوهان آن را گره افکنی می‌گویند زیرا خیام گفت زندگانی او در گرو باده است. وی در پایان مثالی از گلستان و خاقانی آورد مطرح کرد: من می انگارم کارگردانی آفرینشگر و چرب دست همین چارانه خیام را بی آنکه نیاز به نوشتن فیلمنامه داشته باشد می‌تواند فیلمی بر پایه آن بسازد. شاهنامه آنچنان سنجیده و در هم تنیده است که مانند همین سروده‌های کوتاه فیلمساز هنرمندی می‌تواند آنها را به صحنه ببرد. در ادامه مراسم اختتامیه از کتاب «فن نگارش فیلمنامه کوتاه»، کم یعنی زیاد اثر کلودیا هانتر جانسون با ترجمه محمد گذرآبادی؛ کتاب «درباره عکاسی» اثر سوزان سانتاگ با ترجمه فرزانه طاهری و کتاب «ترکیب بندی تصویر در سینما و تلویزیون؛ تاریخ، زیباییشناسی و قاب بندی تصویر قطع عریض» اثر پتر وارد با ترجمه حمیدرضا احمدی لاری رونمایی شد. احمدی لاری درباره کتاب «ترکیب بندی سینما و تلویزیون» گفت: این کتاب کم و بیش مانند همه کتاب‌های تصویری، قاب‌بندی و ترکیب بندی است اما تفاوتش با سایرین در این است که عمدتا نگاهش به  تصویر در پرده عریض است. زمانی که قطع پرده عریض وارد تلویزیون شد بسیاری به این سمت گرایش پبداکردند. این نوع پرده محاسن و معایبی دارد به عنوان مثال برای یک قاب درام خانوادگی، قاب پرده عریض در ابتدا چندان مناسب نبود چون ما برای گرفتن یک قاب دو نفره ما مجبور بودیم یا فاصله دو نفر را زیاد کنیم یا فضای اطراف را اضافه کنیم. در واقع جهان واقع برای تبدیل شدن به تصویر یک استحاله از سر می‌گذراند که بخشی از آن قاب بندی می‌شود و نکاتی که باید رعایت کنیم تا بخشی از ذهن بیننده را به هدف مورد نظر معطوف کنیم. در این کتاب از تاریخچه پیدایش پرده عریض و نکات کاربردی در بکار گیری آن نیز می‌گوید. در پایان مراسم نفر دوم و سوم مسابقه بخش کتاب-سینما در سی و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران معرفی و جوایزی به آنها اهدا شد. از بین 13 فیلم کوتاهی که به سی و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران رسید ۵ فیلم نامزد بخش کتاب-سینما شد، فیلم «بازمانده» اثر فرزاد قبادی با اقتباس از داستان «چرا نمی‌رقصید» نوشته ریموند کارور شایسته تقدیر اعلام شد. همچنین فیلم «آن سوی دریاچه» ساخته عماد خدابخش با اقتباس از داستان «ویلاهای آن سوی دریاچه» اثر سیامک گلشیری جایزه سوم و فیلم «بچه» به کارگردانی مصیب حنایی اقتباسی از «بچه مردم» نوشته جلال‌آل احمد جایزه دوم را از آن خود کرد.   ]]> هنر Mon, 12 Nov 2018 17:32:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267516/نیکنام-حسینی-پور-85درصد-فیلم-هایی-برنده-اسکار-شده-اند-اقتباسی-هستند نباید اقتباس را به داستان و رمان محدود کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267442/نباید-اقتباس-داستان-رمان-محدود سعید پور اسماعیلی مدیر کمیته فرهنگی و آموزش سی و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران در گفت و گو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره اقتباس سینمایی از آثار ادبی گفت: اقتباس از دو زاویه دارای اهمیت است؛ نخست این است که چون از یک اثر ادبی استفاده می‌شود قالب و ساختارش و در واقع نوع هنری که به عنوان مثال در داستان کوتاه به کار گرفته شده است مناسب فیلم کوتاه است؛ در نتیجه گرفتن ایده از آن و تعدیل کردنش در مدیوم سینما می‌تواند کمک بزرگی بکند به این که بخشی از فضای آرتیستی فیلم از یک اثر دیگری بیاید. به نظر من این وجه دارای اهمیت است. زاویه دوم اهمیت اقتباس این است که اگر از داستان‌های محلی استفاده شود بسیار قوم نگارانه‌ است. وقتی از داستان کوتاه محلی استفاده می‌کنید دقیقا فضای فیلم خود را به سمت فرهنگی می‌بریم که این داستان بخشی از آن فرهنگ است. وی در ادامه افزود: اگر فیلمسازان فیلم کوتاه ما از داستان‌های کوتاه ایرانی استفاده کنند اولا از ساختار ادبی برای تولید فیلم کوتاه استفاده کردند و این موضوع به آن‌ها کمک می‌کند، دوم این که از قصه ایرانی استفاده کرده که نویسنده در آن قصه به وجود تمدن و فرهنگ ایرانی اشاره کرده است. با این دو مولفه به نظر من حتما به بچه‌ها توصیه می‌کنیم که سراغ آثار اقتباسی بروند. گنجینه بسیار زیادی از مفاهیم و معانی، از شعر گرفته تا داستان در ادبیات ما وجود دارد که می‌تواند در سینما مورد استفاده قرار بگیرد. در فیلم‌های سینمایی بلند شاهد آثار بسیار خوب و موفق اقتباسی هستیم که رمان‌ها به فیلم تبدیل شدند. آثار درخشانی در حوزه اقتباس در سینمای خودمان وجود دارد و در سینمای جهان نیز این اقتباس در سینما سبقه طولانی دارد. مدیر کمیته فرهنگی و آموزش جشنواره درباره جایگاه اقتباس در ایران اظهار کرد: برنامه مدون آموزشی برای فیلم‌های اقتباسی وجود ندارد و بیشتر به صورت کارگاهی عمل می‌شود. سال قبل و امسال در حاشیه جشنواره روز سینما و کتاب در نظر گرفته شده که بخشی از آن به بررسی فیلم‌هایی اختصاص دارد که از آثار ادبی اقتباس شده‌اند. امسال در سی‌وپنجمین جشنواره فیلم کوتاه آثار اقتباسی در یک بخش مجزا قرار گرفته‌اند؛ یعنی مجموعه فیلم‌هایی که در آن‌ها اقتباس انجام شد در قالب یک سانس نمایش داده می‌شوند. برای افرادی که به این حوزه علاقه‌مند هستند اتفاق خوبی است. او همچنین بیان کرد: قرار برگزاری یک کارگاه آموزشی هم گذاشته شد که قبل از جشنواره انجام آن ممکن نشد؛ بعد از جشنواره به سرپرستی سعید عقیقی  برگزار شود قرار است یک کارگاه فیلمنامه‌نویسی اقتباسی با تعداد محدودی از کسانی که ثبت‌نام می‌کنند. در این کارگاه آموزش می‌بینیم که چگونه می‌توان یک اثر هنری را به هنر دیگر آداپته کرد یا چگونه می‌شود مولفه‌های تصویری از رمان و داستان گرفت و به تصاویری در یک فیلم تبدیل کرد؟ پوراسماعیلی در ادامه افزود: در نهایت خروجی این کارگاه تبدیل شود به فیلمنامه‌هایی که برای تولید آماده شوند و بتوان نمونه‌های خوبی از کارگاهی که مستقیما به فیلمنامه اقتباسی تبدیل شده است نام ببریم. در حال حاضر بخش «کتاب-سینما» که در جشنواره موجود است بخشی است که فیلمساز خودش اقدام به ساخت فیلم اقتباسی کرده است، ولی اگر ما فیلم‌ها و فیلمنامه‌های اقتباسی را از یک فعالیت کارگاهی دربیاوریم می‌توانیم بگوییم خروجی چنین کارگاه‌هایی به آثاری تبدیل می‌شوند که احتمالا مولفه‌های بهتری از اقتباس را در خودشان دارند و امیدواریم با همکاری خانه کتاب موفق شویم این دوره کارگاه اقتباسی را برگزار کنیم. معاون فرهنگی و آموزشی انجمن سینمای جوانان ایران درباره ویژگی‌های اثر ادبی برای اقتباس بیان کرد: می‌توان گفت هر اندازه اثری که نویسنده می‌نویسد توصیفی‌تر باشد اجرایش سخت‌تر است و هرچقدر تصویری‌تر باشد به سینما نزدیک‌تر است؛ ولی به نظر من آن چیزی که فیلمساز از داستان می‌گیرد روح قصه است؛ چون اگر در اقتباس، یک داستان خوب را عینا به فیلم تبدیل کنیم گویی یک گزارش از آن اتفاق تهیه کردیم، به عنوان مثال اگر ما یک رویداد خوب داشته باشیم، آن را ضبط کنیم و بگوییم ما فیلم مستند تهیه کردیم صحیح نیست. درواقع این کار ساخت مستند نیست، این یک گزارش از یک رویداد مهم است که فیلمساز اجرا کرده است. او در ادامه افزود: انتخاب کتاب و قصه کوتاه خیلی اهمیت دارد. این که شما چیزی انتخاب کنید برای ساخت فیلم مهم و تاثیرگذار است. البته الزاما نباید از ادبیات به معنی داستان اقتباس کرد، گاهی اوقات می‌توان از شعر برای ساخت فیلم کوتاه بهره برد. به نظر من هرچیزی که از شعر بگیرید به گونه‌ای اقتباس است؛ ممکن است شما از نمایشنامه یا خبر معمولی اقتباس کنید. هستند فیلمسازانی که از یک قطعه موسیقی الهام گرفته‌اند، یک عکس یا تابلوی نقاشی منبع الهامشان بود. به نظر من همه این‌ها اقتباس است و ما اقتباس را به داستان رمان محدود کردیم. پور اسماعیلی همچنین مطرح کرد: همیشه در سینما عینا قالب و ساختار اثر هنری را نمی‌توان جای داد، چون هر اثر در قالب متفاوت و شرایط زبانی متفاوت تولید شده‌ است؛ اما روح آن اثر است که می‌تواند در یک اثر دیگرقرار بگیرد. فرض کنید یک موقعیت در داستان ایجاد شده است، باید آن موقعیت و چگونگی بازسازی آن در سینما صحیح و به جا باشد تا آن حسی که با زبان، کلمات و ادبیات ایجاد می‌شود در فیلم نیز نمایان شود؛‌ وگرنه اگر شما آن داستان را عینا تبدیل کنید و آنچه که از خواندن داستان دریافت می‌کنید از دیدن فیلم دریافت نکنید اقتباسی انجام نشده است و این فقط یک رونویسی از کتاب است؛ یک تصویر از کلمات تولید کردید. وی همچنین بیان کرد: برای اقتباس کردن نه فقط داستان کوتاه برای تبدیل شدن به فیلمنامه بلکه ایده هر اثر هنری برای تبدیل شدن به یک فیلم کوتاه مناسب است.  در این میان حتی می‌توان فیلمنامه را حذف کرد، در سینمای اکسپرمنتال و سینمای تجربی فیلمنامه‌ای موجود نیست که مدعی شود داستان کوتاه را به فیلم تجربی تبدیل کرده اتفاقا برعکس عناصر تصویری در آن اهمیت دارد. ممکن است شما یک اقتباس را از یک اثر تجسمی انجام دهید کما این که در گسترش زبان سینما به آن نیاز دارید. او درباره تاثیر حضور فیلم‌های اقتباسی در جشنواره فیلم کوتاه گفت: تعداد این فیلم‌ها در سال گذشته کمتر بود، امسال به حدی رسید که یک بخش مجزا به آن اختصاص دادند. به نظر من حرکت سال قبل و حضور تعدادی از فیلم‌های اقتباسی در جشنواره گذشته باعث افزایش تعداد فیلم‌های کوتاه اقتباسی شد. همین که مورد توجه قرار بگیرد، از آن خبر تهیه شود، در یک سانس مستقل اکران شود، با رونمایی از چند جلد کتاب برگزار می‌شود و به روز سینما و کتاب اختصاص پیدا می‌کند، همه این‌ها یعنی مطلع کردن فیلمساز‌ان به شکلی از تولید فیلم در قالب اقتباس؛ این خود باعث می‌شود که گرایش بعدی بچه‌ها، به سمت آن باشد حتی اگر کارگاهی نگذاریم، موضوعی تعریف نکنیم، بخش مستقلی در جشنواره برای آن نگذاریم و جایزه‌ ویژه‌ای هم به آن اختصاص ندهیم اما وقتی برایش برنامه می‌ذاریم توجه فیلمسازان را به آن جلب می‌کنیم. اما اگر هرچقدر بخواهیم کیفیت را بالا ببریم کارگاه‌ها، آموزش‌ها و نشست‌ها می‌تواند کمک کند که صرفا اقتباس انجام ندهیم. اقتباس‌ها به سطحی که به یک زبان جهانی تصویری تبدیل تبدیل ‌شوند. سعید پوراسماعیلی درپایان گفت: نشست‌ها مستقیما به اقتباس تبدیل نمی‌شود. یعنی با عنوان اقتباس نیست ولی نشست‌ها در چهار روز و با چهار محور رئاليسم، مينيماليسم، فرماليسم و ا كسپريمنتال برگزار می‌شود. زمانی که این سیر طی می‌شود می‌تواند همه آنچه که در قالب مثلا ژانر و سبک از خاستگاهش در هنرهای دیگر شکل گرفت، وارد سینما شده و چگونه امروزه در فیلم کوتاه می‌توان نشانه‌هایی از آن را پیدا کرد در این نشست‌ها بررسی می‌شود و به نظرم بزرگترین مسیر برای اقتباس است. بنابراین کارگاه‌ها می‌تواند برای کسی که می‌خواهد کار اقتباسی انجام دهد مسیر را نشان دهد و بگوید به نظرم کاملا هدفمند می‌توان از این نشست‌ها برای آموزش اقتباس استفاده کرد، اما ما عنوان آن را اقتباس قرار ندادیم و صرفا به اقتباس نمی‌پردازد.َ   ]]> هنر Mon, 12 Nov 2018 15:21:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267442/نباید-اقتباس-داستان-رمان-محدود ارسال ۳۹۳ اثر به مسابقه «كارتون و كاريكاتور كتاب» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267502/ارسال-۳۹۳-اثر-مسابقه-كارتون-كاريكاتور-كتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومي موسسه خانه كتاب به نقل از ستاد خبري بيست و ششمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران هادي حيدري، درباره برگزاري مسابقه «كارتون و كاريكاتور» گفت: بهار امسال پيشنهاد برگزاري چنين برنامه اي توسط مديرعامل فعلي خانه كتاب ارايه شد.   وي ادامه داد: دغدغه ما از ابتدا اين بود كه برنامه‌اي براي ارسال آثار كارتون و كاريكاتور با موضوع كتاب داشته باشيم. ابتدا انتظار استقبال فراوان از اين مسابقه را نداشتيم ولي حجم ارسالي آثار از شهرها و استان‌ها بسيار بالا بود.   هادي حيدری با اشاره به تعداد شركت‌كنندگان گفت: در اولين دوره برگزاري اين مسابقه ۱۸۴ كارتونيست از سراسر ايران با ارسال ۳۹۳ اثر در اين جشنواره حضور پيدا كردند كه اكثر شركت كنندگان از استان‌هاي سيستان و بلوچستان، خراسان شمالي، خراسانرضوي، اصفهان، آذربايجان شرقي، تهران، فارس اراك، كرمانشاه و مركزي بودند.   وي درباره ميانگين سني شركت‌كنندگان نيز گفت: در اين مسابقه شركت‌كنندگانی از ۱۳ تا ۶۶ سال حضور دارند و نكته مهم‌ برابري تعداد زنان و مردان شركت‌كننده است كه هركدام با ۹۲ اثر در مسابقه حضور داشتند.   هادي حيدري ادامه داد: داوران اين مسابقه كامبيز درم‌بخش و محمدرضا دوست محمدي هستند كه آثار فرستاده شده را داوري كردند. از ميان ۱۸۴ هنرمند تنها ۳۸ هنرمند به مرحله دوم راه پيدا كردند و بعد از بررسي، آثار سه هنرمند در رتبه‌هاي اول دوم و سوم قرار گرفت و سه هنرمند نيز شايسته تقدير شدند.   دبير مسابقه «كارتون و كاريكاتور كتاب» با اشاره به مشاركت فرهنگسراي ارسباران در برگزاري مراسم اختتاميه گفت: اختتاميه اين مسابقه ۲۶ آبان از ساعت ۱۵ الي ۱۷ در سالن آمفي تئاتر فرهنگسراي ارسباران برگزار خواهد شد. همچنين آثار برگزيده در قالب يك كتاب با كيفيت از آثار منتخب جشنواره با همكاري خانه كتاب منتشر و در مراسم اختتاميه رونمايي خواهد شد. پس از مراسم اختتاميه نيز آثار برگزيده در گالري ارسباران به مدت يك هفته به نمايش گذاشته مي‌شود.   وي با اشاره به ديگر برنامه‌هاي اين مسابقه گفت: از ديگر برنامه‌هاي ما تجليل و نكوداشت جواد عليزاده؛‌ هنرمند كارتونيست، صاحب امتياز، مدير مسئول و سردبير برنامه طنز و كاريكاتور است. همچنين در حال رايزني براي استفاده از اين كاريكاتورها جهت نمايش در مكان‌هاي ديگر يا چاپ تقويم هستيم كه اميدواريم از اين طريق بتوانيم به پويايي مسابقه كمك كنيم.   بيست و ششمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران با شعار «حال خوش خواندن» از تاريخ ۲۴ آبان تا ۱ آذرماه با مشاركت بيش از ۶۰ نهاد و سازمان در سراسر كشور برگزار مي‌شود. ]]> هنر Mon, 12 Nov 2018 12:41:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267502/ارسال-۳۹۳-اثر-مسابقه-كارتون-كاريكاتور-كتاب دو دلیلی که از ترجمه و اجرای شکسپیر در ایران استقبال می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267288/دو-دلیلی-ترجمه-اجرای-شکسپیر-ایران-استقبال-می-شود خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-فاطمه میرغیاثی: اگر اهل مطالعه هم نباشیم و نویسندگان را نیز نشناسیم برای یک بار هم که شده نام ویلیام شکسپیر به گوش‌‌مان خورده است و برخی از جملات قصار او را از زبان دیگران یا عکس نوشته‌‌های مختلف شنیده و خوانده‌ایم؛ شکسپیر از جمله نویسسندگانی است که برخی از آثارش در ایران بارها ترجمه شده است و گروه‌های تئاتری مختلف آن‌ها را اجرا کرده‌اند که از جمله آن می‌توان به نمایشنامه «هملت» اشاره کرد. ویلیام شکسپیر، نویسنده انگلیسی است که برخی او را بزرگ‌ترین نویسنده و شاعر ملی انگلستان و بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویس تاریخ می‌دانند. البته می‌توان گفت آثار او جهانی است و در بیشتر کشورهای دنیا ترجمه شده و نمایشنامه‌هایش در شهرها و روستاهای بی‌شماری به اجرا در آمده‌اند؛ بیش از چهار قرن از زمان حیات شکسپیر می‌گذرد و همچنان از آثار او در زمینه‌های مختلف از جمله تصویر و نمایش  اقتباس‌ می‌شود. نمایشنامه «شاه یوحنا» نمایشنامه تاریخی شکسپیر است که علی‌رضا مهدی‌پور آن را ترجمه کرده و به تازگی از سوی نشر چشمه منتشر شده است؛ این اثر برای اولین‌بار در ایران ترجمه شده است. از این رو گفت‌وگویی با مهدی‌پور، نویسنده و مترجم انجام داده است که در ادامه می‌خوانید. علت انتخاب شما برای ترجمه نمایشنامه «زندگی و مرگ شاه یوحنا» و این متن از آثار شکسپیر چیست؟ نمایشنامه­‌های شکسپیر معمولا به سه دسته تراژدی، کمدی و تاریخی تقسیم‌­بندی می­‌شوند. نمایشنامه «شاه یوحنا» نخستین نمایشنامه تاریخی شکسپیر از نظر ترتیب تاریخی است و قصد و آرزوی من ترجمه این سلسله نمایش‌ها بود. دلیل محکم‌تری هم داشتم و آن این که با وجود ترجمه مکرر بسیاری از آثار شکسپیر، این نمایشنامه هنوز ترجمه نشده بود. البته بین زمان ارائه آن به ناشر در سال 94 تا چاپ آن در امسال (97) ترجمه­ای دیگر از آن با نام «شاه جان» به بازار آمد.  همان‌طور که در مقدمه کتاب مطرح کردید لحن شکسپیر در نمایشنامه «زندگی و مرگ شاه یوحنا» شاعرانه است، در ترجمه آن با چه مشکلاتی مواجه بودید؟ ترجمه از شعر شکسپیر چه ویژگی‌هایی دارد؟ تنها لحن شکسپیر نیست که شاعرانه است بلکه زبان این نمایشنامه اساسا و تماما به شعر است و همان‌طور که در مقدمه کتاب آورده­‌ام این نمایشنامه مانند «ریچارد دوم» در قالب blank verse  سروده شده که موزون و عمدتا بی­‌قافیه است و فقط در پایان صحنه­‌ها و جاهای خاص ممکن است مقفا باشد. اگر این نمایشنامه به صورت شعر سنتی ترجمه شود، ای بسا به ابتذال بیانجامد و جنبه­‌های دیگر آن به ویژه به جنبه نمایشی آن لطمه ببیند. من متن را به نثر ادبی فارسی برگرداندم و تنها قسمت‌های مقفا را به صورت مثنوی ترجمه کردم. مشکل عمده ترجمه شعر به شعر در تجربه من این است که برخلاف آن چه که تصور می‌­شود، ترجمه شعر مقفا آسان‌تر از شعر بی‌­قافیه است و من این را در ترجمه­ پیشینم «منظومه حکایت‌­های کنتربری» اثر جفری چاسر تجربه کرده‌­ام. ترجمه منثور شکسپیر به مراتب از ترجمه منظوم چاسر دشوارتر است و کمتر به کمال و ایده‌­آل می‌­رسد.  از لحاظ تاریخی چه مقدار متن نمایشنامه «زندگی و مرگ شاه یوحنا» مستند است؟ و به نظر شما چهره‌ای که شکسپیر از شاه یوحنا در این نمایشنامه نشان می‌دهد تا چه اندازه با چهره واقعی او تناسب دارد و تا چه اندازه دور از شخصیت اوست؟ پرسشی متعارف که پاسخی مشکل دارد: پیشتر، نمایشنامه و دیگر متون داستانی را ادبیات تخیلی قلمداد می­‌کردند و تاریخ را واقعیت عینی و مستند. اما امروزه در گفتمان نقد پسامدرن واقعی و عینی بودن تاریخ زیر سئوال رفته چرا که آن چه از تاریخ می‌­بینیم خود نیز متن و روایت هستند و بنابراین نمی­‌توانند عینی و مستند باشند. از این رو هیچ اثر ادبی تاریخی را نمی‌­توان با واقعیت (که خود ناملموس و ذهنی است) وفق داد. درست است که شکسپیر از منابع به اصطلاح تاریخی استفاده کرد ولی علاوه بر دخل و تصرف خود از دخل و تصرف راویان و تاریخ­‌نگاران نیز مصون نبود. این البته به این معنی نیست که ارزش کار شکسپیر و یا دیگر نویسندگان نمایشنامه‌­های تاریخی کمتر از متون تاریخی است.   اما پاسخی متعارف: شاه یوحنا در تاریخ انگلستان چهره‌ه­ای ضد و نقیض دارد. طبق معمول، دوستانش او را ستوده و دشمنانش او را سخت نکوهیده­ و به سخره گرفته‌­اند. شکسپیر اما جانب اعتدال را پیش گرفته و از این نظر می‌­توان گفت نگاهش واقعگرایانه‌­تر بوده است. مواردی هم هست که شکسپیر آشکارا و عامدانه تاریخ را تحریف کرد تا با سبک و مضامین نمایشی­‌اش جور در بیاید. مثلا با استفاده از صنعت نابهنگام‌سازی (anachronism) توپ و تفنگ در نمایشنامه به کار برده، در حالی که در زمان شاه یوحنا این‌ها هنوز اختراع نشد و یا وارد انگلستان نشده بودند. همچنین، شکسپیر که در فضای ضد کاتولیک دوره ملکه الیزابت اول و شاه جیمز اول می‌­نوشت، اختلاف شاه یوحنا با پاپ را بزرگ‌نمایی کرده و حتی این شاه را شهید آرمان پروتستانیزم قلمداد کرد در حالی که این هنری هشتم (پدر ملکه الیزابت و سوژه آخرین نمایشنامه تاریخی شکسپیر از نظر ترتیب تاریخی) بود که بیعت خود با پاپ زمان را شکست و از کلیسای کاتولیک اعلام برائت کرد و خود را به مقام بالاترین مرجع مسیحی انگلستان منصوب کرد.   از دیدگاه شما به چه دلیل نمایشنامه‌های تاریخی شکسپیر کمتر ترجمه شده است؟ و به چه علت مترجمان سراغ این نوع نمایشنامه‌های شکسپیر نرفته‌اند؟ چرا، اتفاقا از ده نمایشنامه تاریخی شکسپیر بیش از نیمی از آنها ترجمه شد و برخی مانند «ریچارد سوم» بارها ترجمه شده‌­اند. یکی از مترجمان خوب نمایشنامه­‌های تاریخی شکسپیر آقای احمد خزاعی هستند که «ریچارد دوم»، «هنری چهارم» (بخش یک و دو) و «هنری پنجم» را ترجمه کرد. شاید علت کم کاری نسبی در ترجمه نمایشنامه‌های تاریخی این باشد که مترجمان و خوانندگان و هنرمندان تراژدی‌­ها و کمدی­‌های شکسپیر را جهان‌شمول­‌تر و قابل فهم‌­تر می­‌یابند و نمایشنامه­‌های تاریخی را به تاریخ انگلستان محدود می­‌شمارند.   لیرشاه و دلقک در طوفان، اثر ویلیام دایس آیا در دوره‌ای که گرایش به ترجمه آثار مدرن در تئاتر افزایش پیدا کرده است ترجمه کردن و روی صحنه بردن آثار او در ایران با استقبال مواجه می‌شود؟ در کشورهای دیگر چه مقدار از این نوع آثار شکسپیر استقبال شد و روی صحنه اجرا می‌شود؟ دست کم به دو دلیل از ترجمه و اجرای آثار شکسپیر در ایران استقبال می­‌شود: نخست اینکه شکسپیر در میان نمایشنامه­‌نویسان انگلیس و حتی جهان یک استثناست و همیشه تأمل برانگیز و جذاب بوده است و در بسیاری از کشورها از جمله ایران هم خواننده و تماشاگر فراوان دارد. دوم این که فضا و مضامین نمایشنامه­‌های شکسپیر و کلا دوره رنسانس برای ما ایرانی­‌ها (و خاورمیانه) ملموس‌­تر است تا خود غربی­‌ها. البته منظور از این نکته تحقیر و کم بها دادن به فرهنگ خاورمیانه نیست بلکه به این معنی است که مدرنیزاسیون پرشتاب غرب آنها را با آثار تاریخی و کلاسیک خودشان بیگانه کرده، در حالی که جوامع خاورمیانه هنوز پای در سنت‌­ها دارند و آثار تاریخی آنها را بهتر می‌­فهمند. از نمایشنامه‌های «شاه یوحنا» و «ریچارد دوم» در انگلستان استقبال می‌شود؟ نمی­‌دانم. اگر چه مثل دیگر آثار شکسپیر فیلم­‌های خیلی خوبی از این دو نمایشنامه ساخته شد و شاه یوحنا به قدری مشهور است که والت دیسنی کارتون معروف رابین هود را در هجو او ساخته است. علیرضا مهدی‌پور عبدالله کوثری از نمایشنامه «ریچارد سوم» ترجمه‌ای انجام داده است؛ شما آن را خوانده‌اید؟ این ترجمه و اثر را در چه وضعیتی می‌بینید؟ متأسفانه هنوز توفیق خواندن آن را پیدا نکرده­‌ام اما یقین دارم که ترجمه­ این استاد پیشکسوت و خوش­ ذوق بسیار ارزشمند و خواندنی است. اثر جدید برای ترجمه در دست دارید؟ ترجمه‌­ام از «مکبث» آماده انتشار است و ترجمه برخی دیگر از آثار شکسپیر را آغاز کرده بودم، از جمله «ریچارد دوم» (که دومین نمایشنامه تاریخی شکسپیر است) و «هنری چهارم» (بخش نخست) و یک کمدی به نام «خنده‌­بازار خطاها» (که به نام کمدی اشتباهات توسط زنده­‌یاد علاءالدین پازارگادی ترجمه شده بود). به دلیل ادامه تحصیل مدتی وقفه‌ای در ترجمه­‌ها ایجاد شد. اما اثر جدیدی نه در دست ترجمه که در دست چاپ دارم که قدیمی­‌تر از همه ترجمه­‌هایم هست و به علت سنگینی کار انتشار آن به تعویق افتاد. این اثر «کلیات حکایت‌­های کنتربری» اثر جفری چاسر پدر شعر انگلیسی و معاصر حافظ شیرازی و عبیدزاکانی است. بخشی از آن در دو جلد در سال 88 منتشر شده بود و در اوایل سال 92 تمامی اثر ترجمه و ویرایش و به ناشر ارائه شد. من سیزده سال روی این اثر کار کرده‌­ام و و پنج سال هم به انتظار انتشار آن نشسته­‌ام (و ترجمه­‌هایم از شکسپیر و یک رمان از شرلی جکسون حاصل این انتظار بود). نشر چشمه وعده داد که اگر خدا بخواهد «حکایت­‌های کنتربری» در سال آینده (98) چاپ شود. این اثر عمدتا منظوم است و من آن را در قالب مثنوی و با یک وزن ترجمه کرده‌­ام و من این موفقیت را مدیون معجزه کلامی جفری چاسر هستم:                    طبع من خام و زبانم از سرودن قاصر است                    آن چه آمد ترجمان طبع جفری چاسر است   ]]> هنر Mon, 12 Nov 2018 06:07:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267288/دو-دلیلی-ترجمه-اجرای-شکسپیر-ایران-استقبال-می-شود افتتاح نمایشگاه آثار نقاشی محمدعلی علومی در نمایشگاه کتاب کرمان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267466/افتتاح-نمایشگاه-آثار-نقاشی-محمدعلی-علومی-کتاب-کرمان به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از کرمان, امروز دوشنبه بیست‌ویکم آبان‌ماه و در سالروز زلزله کرمانشاه، نمایشگاه آثار نقاشی محمدعلی علومی در کرمان افتتاح می‌شود. مراسم افتتاحیه نمایشگاه نقاشی محمدعلی علومی نویسنده و طنزپرداز در نمایشگاه کتاب کرمان برگزار می‌شود. امروز دوشنبه ۲۱ آبان ماه و در سومین روز برگزاری هفدهمین نمایشگاه بزرگ کتاب کرمان، نمایشگاهی از آثار نقاشی محمدعلی علومی نویسنده و طنزپرداز افتتاح می‌شود. در این مراسم محمدعلی جوشایی (شاعر)، سیامک زند‌رضوی (جامعه‌شناس) و جمعی از نویسندگان، هنرمندان و اهالی رسانه حضور خواهند داشت. این نمایشگاه امروز و همزمان با سالروز زلزله کرمانشاه و از ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰ در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی کرمان طبقه دوم سالن باستانی‌پاریزی برپا می‌شود. ]]> استان‌ها Mon, 12 Nov 2018 06:06:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267466/افتتاح-نمایشگاه-آثار-نقاشی-محمدعلی-علومی-کتاب-کرمان نامزدهای بخش کتاب-سینمای جشنواره فیلم کوتاه تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267443/نامزدهای-بخش-کتاب-سینمای-جشنواره-فیلم-کوتاه-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) پنج فیلم راه‌یافته به مرحله نهایی جایزه کتاب-سینمای جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند. بر اساس این خبر این فیلم‌ها به ترتیب حرف الفبا به شرح زیر هستند:   آن‌ سوی دریاچه، ساخته عماد خدابخش، بر اساس داستانی از سیامک گلشیری بازمانده، ساخته فرزاد قبادی‌نژاد، بر اساس داستانی از ریموند کارور بچه، ساخته مصیب حنایی، بر اساس داستانی از جلال آل‌احمد بی‌زمین، ساخته سرور مهدی بیگی‌سروستانی، بر اساس داستانی از بیژن نجدی موج کوتاه، ساخته محمد اسماعیلی، بر اساس داستانی از غلامحسین ساعدی گفتنی است داوری بخش کتاب-سینمای جشنواره فیلم کوتاه تهران را محمدرضا گوهری، امیرحسن چهلتن و مهدی رحیمیان به عهده دارند. نفر سوم و دوم این بخش فردا در مراسم اختتامیه بخش کتاب-سینما در پردیس ملت و نفر اول روز سه‌شنبه 22آبان در اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه تهران در برج میلاد اعلام خواهند شد.       ]]> هنر Sun, 11 Nov 2018 12:43:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267443/نامزدهای-بخش-کتاب-سینمای-جشنواره-فیلم-کوتاه-تهران کدام فیلم‌های اقتباسی امروز در بخش «کتاب-سینما» اکران می‌شوند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267426/کدام-فیلم-های-اقتباسی-امروز-بخش-کتاب-سینما-اکران-می-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فیلم‌های «ثبوت» به کارگردانی مصطفی سلیمانی و «آن‌سوی دریاچه» ساخته عماد خدابخش فیلم‌هایی هستند که امروز از بخش کتاب-سینما در جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درمی‌آیند. فیلم کوتاه «ثبوت» ساخته مصطفی سلیمانی اقتباسی از داستان «پالتو سیاه» نوشته یکی از نویسندگان معاصر روسیه به نام‌ لردمیلا پتروشفسکایا است. این داستان در مجموعه داستان «رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید» با ترجمه آبتین گلکار از سوی نشر چشمه منتشر شده است. در خلاصه این فیلم آمده است: «دختری در یک ساختمان متروکه گم شده است. کنجکاوی‌اش باعث می‌شود بفهمد که این ساختمان و آدم‌هایش غریبه نیستند. فیلم «ثبوت» امروز در سالن 2 پردیس سینمایی ملت در سانس 5 از ساعت 19:45 تا 21:15 به نمایش درخواهد آمد. فیلم دیگری که امروز در بخش کتاب-سینما اکران می‌شود، فیلمی به نام «آن‌سوی دریاچه» ساخته عماد خدابخش است. این فیلم اقتباسی از داستان « ویلاهای آن‌سوی دریاچه» نوشته سیامک گلشیری است که در مجموعه داستان «رژ قرمز» از این نویسنده به چاپ رسیده است. در خلاصه این فیلم آمده است؛ «نیمه‌شبی دو مرد کنار دریاچه‌ای به هم برخورد می‌کنند، هر کدام رازی دارند...» فیلم «آن‌سوی دریاچه» امروز در سالن 4 پردیس سینمایی ملت در سانس 1 از ساعت 10 تا 11:30 به نمایش  درآمد.   ]]> هنر Sun, 11 Nov 2018 10:22:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267426/کدام-فیلم-های-اقتباسی-امروز-بخش-کتاب-سینما-اکران-می-شوند روز فوتبالی جشنواره فیلم کوتاه http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267417/روز-فوتبالی-جشنواره-فیلم-کوتاه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) روز دوم جشنواره فیلم‌ کوتاه تهران با وجود اینکه مصادف با روز شنبه، اول هفته بود، همانند روز اول با استقبال خوب مخاطبان مواجه بود. حضور این تعداد از مخاطب برای تماشای فیلم کوتاه در جشنواره امسال تامل‌برانگیز است و تقریبا کمتر کسی حدس می‌زد این میزان استقبال صورت بگیرد. این در حالی است که بازدیدکنندگان از بخش ملی فیلم‌های کوتاه بیشتر از بخش بین‌المللی بود و ازدحام جمعیت در مقابل سالن‌های یک و چهار که فیلم‌های بخش ملی را اکران می‌کردند بیشتر از سایر سالن‌ها بود. مخاطبان با صبر و حوصله در صف‌های طولانی به انتظار بودند تا سانس فیلم‌ها شروع شود؛ قرار بود دیدار حساس تیم پرسپولیس و کاشیما در ورزشگاه آزادی برگزار شود و در این میان نیز برخی از فوتبال حرف می‌زدند، برای هم کری می‌خوانند و از برد و باخت سال‌های مختلف تیم محبوبشان حرف می‌زدند. عده‌ای دیگر نیز از فیلم‌های پخش شده حرف می‌زدند و تجزیه و تحلیلشان می‌کردند، تعدادی نیز از آثاری که قصد دیدنشان را داشتند صحبت می‌کردند و دیگران را تشویق می‌کردند تا آن‌ها را ببینند. بالاخره این انتظار به سر ‌رسید و در سالن‌ها باز شد تمام گپ و گفت‌ها تمام شده و نشده رها شد و تمرکز دوباره به سوی فیلم‌ها رفت. در سالن‌ها نیز مخاطبان علاوه بر این که صندلی‌ها را پر کرده بودند همچنان روی پله‌های سالن نشسته و چندین نفری نیز در انتها ایستاده به تماشای فیلم‌ها در هرجایی که گیر می‌آوردند اقدام می‌کردند. سالن‌ها مدام پر و خالی می‌شد و مخاطبان جدید جایگزین می‌شدند. ظرفیت برخی از سالن‌هایی که فیلم‌های کوتاه بخش ملی را نمایش می‌داد تکمیل بود و درها را روی مخاطبان بسته بودند.                    بر خلاف روز اول که سالن‌ها زودتر پر می‌شد و تعداد کثیری از مخاطبان از مقابل در ورودی سالن‌ها بر می‌گشتند روز دوم جشنواره افراد کمتری از فیلم‌ها جاماندند و همچنین در ساعات پخش فیلم‌ها شاهد حضور افراد کمی در راه روها بودیم. مخاطبان نه حاضر بودند فوتبال را از دست بدهند نه فیلم‌ها را. اما حتی در ساعات پخش فوتبال نیز شاهد حضور مردم در سالن‌های سینما بودیم. با رسیدن زمان پخش فوتبال کمی از تعداد مخاطبان کاسته شد، اما برخی در صف‌ها به صورت آنلاین فوتبال را تماشا می‌کردند و همچنان سویی از ذهنشان به دیدن فیلم‌ها نیز بود.  با همه این شلوغی‌ها عده‌ای از مخاطبان از بی‌نظمی جشنواره‌ بایکدیگر حرف می‌زدند، از تعداد کم سالن‌ها و تک سانس بودن پخش فیلم‌ها گله‌مند بودند و شکایت داشتند؛ برخی نیز از خوب نبودن محل برگزاری جشنواره (پردیس سینمای ملت) و مسیر طولانی‌اش می‌گفتند. اما با همه خوب و بد سعی می‌کردند تمرکزشان را روی فیلم‌ها و نشست‌ها بگذارند.                    در روز دوم جشنواره فیلم کوتاه تهران، هفت فیلم اقتباسی باقی مانده در بخش «کتاب-سینما» در سانس اول ساعت 30/11 – 10 اکران شد. این فیلم‌های کوتاه شامل «من زالم» ساخته هومن نادری، «موج کوتاه» اثر محمد اسماعیلی، «عاذلان» به کارگردانی امیر حسین‌رکنی،‌ «دیده‌بان» اثر نرگس معزرستمی، «بچه» به کارگردانی مصیب حنایی، «گیر» ساخته محمد رحمتی و «بی زمین» به کارگردانی سرور مهدی بیگی، را در برمی‌گیرد.   در این دوره جشنواره فیلم کوتاه تهران نشست‌های تخصصی با عنوان «35 - 20» برگزار می‌شود. این نشست‌ها روزانه در چهار نوبت با عناوين رئاليسم، مينيماليسم، فرماليسم و ا كسپريمنتال طراحى، برنامه‌ريزى و برگزار می‌شود که اساتید مختلف در آن به گفت‌وگو درباره آن‌ها می‌پردازند. نشست‌های «35 - 20» با هدف ايجاد تنوع در شكل و محتوای فيلم‌ها به همراه بحث‌هایى كليدی در فيلم كوتاه از قبيل سبک، باورپذيری متن فيلم، چگونگى شكل دادن به آغاز و پايان فيلم‌ها برگزار می‌شود. نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد این است که علاوه بر سالن‌های سینما، مخاطبان در نشست‌های تخصصی نیز حضور پر شوری دارند. در روز دوم جشنواره نشست‌های مجید شیخ انصاری با موضوع سبک، ‌علیرضا سمیع‌آذر با موضوع مینیمالیسم در هنر، سعید عقیقی با موضوع مینیمالیسم در سینما و مجید برزگر با موضوع مینیمالیسم در فیلم کوتاه برگزار شد که مخاطبان زیادی در این‌ نشست‌ها شرکت کردند. در این سلسله نشست‌ها به طور پراکنده به موضوع اقتباس و سینما نیز پرداخته شد. همچنین در این روز شاهد حضور بازیگران، سینماگران و هنرمندان بودیم. آزیتا حاجیان، همایون ارشادی، مهراوه شریفی نیا و علیرضا شجاع نوری در جشنواره حاضر شدند.     ]]> هنر Sun, 11 Nov 2018 09:46:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267417/روز-فوتبالی-جشنواره-فیلم-کوتاه کارگردان فیلم «بچه»: مطالعه نمی‌کنیم، تصور اشتباهی هم از اقتباس داریم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267382/کارگردان-فیلم-بچه-مطالعه-نمی-کنیم-تصور-اشتباهی-هم-اقتباس-داریم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) فیلم «بچه» یکی از فیلم‌های حاضر در بخش سینما-کتاب جشنواره فیلم کوتاه تهران است.این فیلم 18دقیقه‌ای با کارگردانی مصیب حنایی به روی پرده رفته است، فیلمی که حنایی فیلمنامه این اثر را بر اساس داستان «بچه مردم»، اثر جلال آل‌احمد نوشته است.     مصیب حنایی در گفت‌وگو با ایبنا در توضیح این اثر اظهار کرد: چند وقت پیش تصمیم گرفتم تا یک فیلم مستند بسازم؛ حین جمع‌آوری اطلاعات بودم که با زنی برخورد کردم که شباهت بسیار زیادی به زن داستان «بچه مردم» جلال آل‌احمد داشت. زنی افغانستانی که قصد داشت از مرز عبور کند؛ اما هزینه پرداخت برای عبور فرزندش را نداشت به همین دلیل در ابتدا بچه را در ساک گذاشت و وقتی که کارش لو رفت، مجبور شد بچه‌ را رها کند؛ چراکه پول کافی برای عبور فرزندش را نداشت. همین سوژه جرقه بود تا به سراغ اقتباس از داستان «بچه مردم» جلال بروم.   وی ادامه داد: من عاشق ادبیات هستم و از بین نویسندگان معاصر نیز علاقه غیرقابل وصفی به جلال و آثارش دارم؛ بنابراین طبیعی است که فردی مثل من وقتی سر از سینما در‌می‌آورد به سراغ آثار اقتباسی برود. همین الان نیز در حال نگارش فیلمنامه‌ای از عزیز نسین هستم که ان‌شالله به زودی و قبل از سال نو، فیلم‌برداری آن شروع خواهد شد.   این فیلمساز جوان با اشاره به تعداد کم آثار اقتباسی در سینمای کشور گفت: متاسفانه میزان مطالعه در همه قشرها کم شده است و همین باعث می‌شود که در سینمای ما هم اثرات این موضوع نمایان باشد. به اعتقاد من اگر فردی اهل مطالعه و ادبیات باشد، باتوجه به مطالعه آثار برتر ادبی به خودش جرات نمی‌دهد تا به سراغ نوشتن برود و به نوعی سخت دست به قلم می‌برد؛ چراکه سعی می‌کند تا از این گنجینه ارزشمند (ادبیات)‌ استفاده کند. حنایی با گلایه از نبود حامی برای ساخت فیلم‌های اقتباسی اظهار کرد: شما به فیلم «مهمان مامان» که یک اثر اقتباسی است، دقت کنید. خیلی ساده متوجه می‌شوید که شاید در ظاهر فیلم چیز خاصی نباشد؛ اما این اثر در محتوا حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. دلیل دیگری که شاید فیلمسازها به سراغ اقتباس نمی‌روند، شرایط تولید است؛ چراکه تولید اینگونه آثار کار سختی است و متاسفانه حمایت خاصی هم از این آثار نمی‌شود. وی افزود: برای مثال فیلمنامه همین اثر در دو جشنواره کشوری جایزه گرفته است؛ اما متاسفانه حمایت لازم صورت نگرفت و من برای ساخت آن با مشکلات زیادی روبه‌رو شدم. امروز نیز تصورم این است که مصیب حنایی این توانایی را داشته تا از این فیلمنامه، اثر بهتری بسازد. ما در ساخت فیلم کوتاه با مشکلات مالی روبه‌رو هستیم و همین موضوع باعث می‌شود تا بخش قابل توجهی از کارها را کارگردان به تنهایی انجام دهد و همین موضوع بهانه‌ای است تا کارهای اقتباسی که نسبت به آثار داستانی پروژه سنگین‌تری است، آن طور که باید و شاید نشود و وقتی دست به مقایسه با آثار خارجی بزنیم در کیفیت پایین‌تری قرار گیرند.   این فیلمساز جوان با اشاره به نقش زن در آثار جلال‌ آل‌احمد و این فیلم اظهار کرد: زن مقوله‌ای اجتماعی در داستان‌های جلال است؛ زنی که حقی ندارد و برای ساده‌ترین حقوق‌اش تلاش می‌کند. من در این اثر مشکلات جامعه زنان را به جنگ ربط داده‌ام. البته در این اثر یک دیدگاه کلی از نگاه جلال را آورده‌ام؛ برای مثال قسمتی از داستان «لاک صورتی» را نیز می‌بینیم که مظلومیت زن را نشان می‌دهد. در واقع من نگاه جلال به زن را در یک زن افغانستانی نشان داده‌ام که در حال فرار از مشکلات است.   وی ادامه داد: ادبیات فارسی سرشار از داستان‌های تصویری است و این بستگی به دید ما دارد که به سراغ کدام داستان برویم. به اعتقاد من داستان‌های جلال آ‌ل‌احمد و هوشنگ گلشیری پر از تصویرهای ناب و بکر است. در چنین شرایطی تنها کافی است، فیلمساز با این داستان‌ها آشنایی داشته باشد تا بتواند به بهترین شکل از این منابع استفاده کند. برای مثال مگر می‌شود فیلمسازی داستان «بادباک‌باز» خالد حسینی را بخواند و تاثیر نگیرد؛ داستانی که وقتی آن را می‌خوانیم، احساس می‌کنیم که در حال تماشای یک فیلم هستیم.   کارگردان فیلم کوتاه «بچه» با گلایه به نظام آموزش آکادمیک گفت: به دلیل آنکه مطالعه نمی‌کنیم؛ از این رو تصور اشتباهی هم از اقتباس داریم. البته بخشی از این موضوع هم به نظام آموزشی ما برمی‌گردد که ضعف‌هایی دارد. برای مثال خوب به‌خاطر دارم که در زمان دانشجویی یکی از دوستان من به نام «رضا فهیمی» قصد داشت تا یک فیلم اقتباسی به نام «کودکان ابری» بسازد و ما به او می‌گفتیم که مگر می‌شود در فیلم کوتاه هم اقتباس کرد؟ وی افزود: فهیمی فیلمش را ساخت و استقبال بسیار خوبی هم از اثرش شد و توانست چند جایزه معتبر بگیرد؛ متاسفانه این موضوع نشان می‌دهد که ما به عنوان دانشجویان تخصصی سینما حتی نیاموخته‌ایم که چنین کارهایی هم می‌شود انجام داد و ادبیات معاصر می‌تواند یک منبع مناسب برای ساخت فیلم‌هایمان باشد.   حنایی در پایان با اشاره به ساخت اثر جدیدش گفت: همان‌طور که توضیح دادم، این روزها در حال آماده‌سازی و پیش‌تولید فیلمی از عزیز نسین هستم؛ بسیاری از دوستان به این تصمیم من واکنش نشان دادند و می‌گویند که پیش از تو رخشان بنی‌اعتماد از این اثر اقتباس کرده است و چرا تو به سراغ آن می‌روی؟ و این در حالی است که من معتقدم که این نگاه اشتباهی است و کتاب به قدری پتانسیل دارد که می‌توان از یک اثر ده‌ها فیلم اقتباس کرد. به هر حال و با همه تفاسیر من به حوزه اقتباس گام گذاشته‌ام و این مردم هستند که باید کارم را قضاوت کنند و بگویند که موفق یا ضعیف عمل کرده‌ام. ]]> هنر Sun, 11 Nov 2018 07:21:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267382/کارگردان-فیلم-بچه-مطالعه-نمی-کنیم-تصور-اشتباهی-هم-اقتباس-داریم کارگردان «آ‌ن سوی دریاچه»: این اقتباس تجربه بسیار جذابی بود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267357/کارگردان-آ-ن-سوی-دریاچه-این-اقتباس-تجربه-بسیار-جذابی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) فیلم کوتاه «آن سوی دریاچه» به کارگردانی عماد خدابخش بر اساس داستانی از مجموعه «رژ قرمز» نوشته سیامک گلشیری ساخته شده است. این فیلم به عنوان یکی از فیلم‌های اقتباسی در بخش کتاب-سینمای جشنواره فیلم کوتاه تهران حضور دارد. مجموعه داستان رژ قرمز دارای بیست‌ودو داستان نوشته سیامک گلشیری است که از سوی نشر چشمه منتشر شده و علاوه بر فضاهای اغلب مورد علاقه گلشیری، یعنی فضاهای رعب‌آور با درونمایه‌های عشق و عواطف انسانی نیز قرابت دارد.  عماد خدابخش کارگردان فیلم «صبح روز بعد» که با اقتباس از یکی از داستان‌های این مجموعه فیلم «آن سوی دریاچه» را ساخته در حاشیه این جشنواره در گفت‌وگو با ایبنا گفت: فیلم کوتاه آن سوی دریاچه سومین فیلم کوتاه و اولین فیلم اقتباسی من است. من از سال‌ها پیش همشهری داستان را به طور مرتب می‌خواندم. با داستان گلشیری اولین‌بار پیش از انتشار کتاب «رژ قرمز» آشنا شدم. این مجموعه داستان و به ویژه داستان «ویلاهای آن سوی دریاچه» را دوست داشتم و به نظرم داستانی تصویری بود. چهار نفر از فیلمسازان کوتاه دیگر نیز قصد اقتباس از این داستان گلشیری را داشتند.               وی در ادامه افزود: قبل از نوشتن فیلمنامه با سیامک گلشیری درباره داستان، ساخت فیلم و اقتباس از اثر او صحبت کردیم، زمانی که فیلمنامه را نوشتیم برای گلشیری فرستادیم او نظر داد و چندباری پایان فیلمنامه تغییر کرد؛ در حال حاضر نیز پایان این فیلم با پایان داستان «ویلاهای آن سوی دریاچه» متفاوت است. حتی در زمان فیلمبرداری، انتخاب لوکیشن و بازیگر با گلشیری هماهنگ می‌شد و زیر نظر او انتخاب می‌شد. همچنین اولین بار فیلم برای گلشیری به نمایش در آمد زمانی که حتی عوامل فیلم نیز آن را ندیده بودند. این کارگردان بیان کرد: این یکی از تجربه‌های لذتبخش من بود که فکر‌ می‌کنم اقتباسی هم از یکی از کارهای بلند گلشیری برای ساخت فیلم سینمایی انجام دهم اما جذب سرمایه برای این کار سخت است. من دغدغه ساخت فیلم نداشتم و بیشتر درگیر کار تدوین هستم، اما چون این داستان را خیلی دوست داشتم سراغ ساخت فیلم اقتباسی از این داستان رفتم و فکر می‌کنم می‌توان به اقتباس برای یک کار بلند نیز فکر کرد.                                نمایی از آنسوی دریاچه خدابخشی از سختی‌های ساخت فیلم اقتباسی گفت: مسئله اصلی که بسیاری از فیلمسازان سراغ این نوع کار نمی‌روند این است که اگر از لحاظ اجرایی نیز نگاه کنید متوجه می شوید در وهله اول باید کارگردان با نویسنده ارتباط برقرار کند و این دو دنیا و افکار خود را با یکدیگر یکی کنند؛ ضمن این که در ادبیات مواردی وجود دارد که به تصویر کشیدن آن کار سختی است. یعنی به شکل انتزاعی کارگردان ذهنیتی از داستانی که خوانده  دارد و قطعا نویسنده با اشرافی که به متن خودش دارد ذهنیت جدایی دارد، این ذهنیت چون هنوز ساخته نشده باید یکی شود و نویسنده به عنوان خالق این قصه بخواهد به کارگردان اعتماد کند که این اعتماد پروسه زمان‌بری است. او همچنین در ادامه بیان کرد: به علاوه این که چیزهایی در داستان وجود دارد مانند المان‌ها، حتی شکل روایت قصه‌پردازی و کاراکترها که ممکن است زمانی که به یک فیلم تبدیل می‌شود به گونه‌ای دیگر شکل بگیرد. این ارتباط و تغییر قصه به فیلمنامه و فیلم کار سختی است و احتیاج به تسلط دارد. من نمی‌توانم بگویم چقدر در این کار موفق بودم اما تجربه بسیار جذابی بود، به این دلیل که الان که ساخت فیلم به اتمام رسیده می‌توانم حدس بزنم کدام قسمت‌های فیلم با داستان متفاوت است، ولی انجام این کار ارزش وقت گذاشتن را داشت. وی درباره علت کم بودن فیلم‌های اقتباسی نیز اظهار کرد: من فکر می‌کنم یکی از دلایلی که فیلم‌های اقتباسی کمی داریم این است که حلقه ارتباطی بین نویسنده‌ها و فعالین ادبی با فیلمسازان حداقل در فضای فیلم کوتاه برقرار نشده است. به نظر من خانه کتاب می‌تواند اقداماتی در خصوص نمایش فیلم به صورت مستمر انجام دهد تا این ارتباط بین نویسنده و کارگردان شکل بگیرد. حداقل کاری که می‌توان انجام داد برای این که یک همکاری بین نویسندگان و فیلمسازان شکل بگیرد، نمایش فیلم به صورت مستمر در خانه کتاب است. یا حتی جلساتی گذاشته شود که نویسندگان با دنیای حال حاضر فیلمسازان فیلم‌های کوتاه آشنا شوند و این تعامل شکل بگیرد چون متاسفانه همیشه ضعف در کارهای سینمایی یا فیلم‌های کوتاه فیلمنامه بود. هیئت مدیره انجمن صنفی فیلم کوتاه هستم در پایان گفت: چندتا از دوستان من که در پی ساخت فیلم بلند هستند با نویسندگان فیلمنامه مشترک می نویسند. اقتباس یک راه است و یک راه نوشتن فیلمنامه همراه با کسی است که ذهنیت ادبیات داستانی دارد و به نظر من این حلقه ارتباطی می‌تواند از راه‌های مختلف به وجود بیاید که دنیای ادبیات و سینما به یکدیگر نزدیک شوند. به نظر من تا الان روی این مسئله کم کار شده است؛ همیشه درباره آن حرف زده شده اما به عمل تبدیل نشده است، اگر این اتفاق رخ دهد هم برای سینما خوب است هم برای نویسنده‌ها که این اعتماد در آن‌ها شکل می‌گیرد تا بتوانند با فیلمسازان کار کنند.       ]]> هنر Sun, 11 Nov 2018 06:17:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267357/کارگردان-آ-ن-سوی-دریاچه-این-اقتباس-تجربه-بسیار-جذابی ​رونمایی از کتاب «خاطرات ناصر ملک ‌مطیعی» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267385/رونمایی-کتاب-خاطرات-ناصر-ملک-مطیعی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «خاطرات ناصر ملک‌ مطیعی» بازیگر پیشکسوت سینمای ایران از سوی نشر کتاب‌سرا منتشر شده و قرار است تا در روز پنجشنبه «اول آذرماه» رونمایی شود. این کتاب که به قلم زنده‌یاد ناصر ملک مطیعی به رشته تحریر درآمده، شامل مجموعه خاطرات او از سینمای قبل از انقلاب، زندگی شخصی‌اش و درددل‌های این بازیگر سینمای ایران است. این کتاب با بیش از 300صفحه به همراه مجموعه‌ای از عکس‌های منتشر نشده از این بازیگر است که با قیمت 50هزارتومان وارد بازار شده است.   نشر کتاب‌سرا در نظر دارد در مراسمی در اول آذر ماه با حضور جمعی از اهل هنر و ادب در محل نشر کتاب‌سرا از این کتاب رونمایی کند. علاقه‌مندان برای حضور در این برنامه می‌توانند از ساعت 17 روز پنجشنبه 1 آذرماه به دفتر این نشر واقع در خیابان خالد اسلامبولی، خیابان ششم، کوی دل‌افروز، پلاک 17 مراجعه کنند. ]]> هنر Sun, 11 Nov 2018 05:15:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/267385/رونمایی-کتاب-خاطرات-ناصر-ملک-مطیعی کارگردان فیلم «بازمانده»: اقتباس از آثار ایرانی و خارجی فرقی ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267372/کارگردان-فیلم-بازمانده-اقتباس-آثار-ایرانی-خارجی-فرقی-ندارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سی‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران در پردیس سینمایی ملت در حال برگزاری است. یکی از بخش‌های مهم این جشنواره بخش «کتاب-سینما» است که به فیلم‌های اقتباسی از آثار داستانی ایرانی و خارجی اختصاص دارد. فیلم «بازمانده» ساخته فرزاد قبادی‌نژاد بر اساس داستانی به نام «چرا نمی‌رقصید» نوشته ریموند کارور از مجموعه «وقتی از عشق حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم؟» نوشته ریموند کارور نویسنده آمریکایی است.                                        کارگردان این فیلم درباره دلیل انتخاب این اثر و نویسنده برای اقتباس در گفت‌وگو با خبرگزاری ایبنا گفت: در این انتخاب هم علاقه شخصی من به آثار کارور دخیل بود و هم اینکه آن چیزی که در ذهنم داشتم با داستان کارور قرابت معنایی زیادی داشت. بخش‌هایی که با فرهنگ ما سازگاری نداشت را حذف و با مسائلی جایگزین کردم که به فرهنگ خودمان نزدیک‌تر بود. به طور کلی داستان کارور شاکله و ساختار کلی‌ای داشت که می‌شد به آن شاخ و برگ داد و به نتیجه‌ای که مد نظر خودم بود رسید. به همین دلیل در بسیاری از زمینه‌ها نتیجه کلی اثر من با آن چیزی که کارور مدنظر داشته، تفاوت زیادی دارد.                                         نمایی از فیلم «بازمانده» این کارگردان درباره لزوم ایرانیزه‌کردن فضای کارهایی که از آثار خارجی اقتباسی می‌شوند، عنوان کرد: از ابتدا قصدم ایرانیزه کردن بود و به همین دلیل آن حذفیات و جایگزینی را در اثر اعمال کردم تا نتیجه نهایی به فرهنگ ما نزدیک باشد. این فیلمساز درباره اولویت خود برای اقتباس توضیح داد: برای من اقتباس از آثار ایرانی و خارجی فرقی ندارد و باید ببینم کدام داستان به ذهن من نزدیک‌تر است. اگر در اثری خارجی بتوانم فضاها را به فضای ایرانی نزدیک کنم قطعا از آن اقتباس می‌کنم و درباره آثار ایرانی هم اگر فضاهای مدنظرم در آن وجود داشته باشد،‌ از آن استفاده خواهم کرد. ]]> هنر Sun, 11 Nov 2018 05:06:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267372/کارگردان-فیلم-بازمانده-اقتباس-آثار-ایرانی-خارجی-فرقی-ندارد مسعود رضایی‌فخر: آثار بیژن نجدی سینمایی‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267354/مسعود-رضایی-فخر-آثار-بیژن-نجدی-سینمایی-اند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سی‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران در پردیس سینمایی ملت از 18 تا 21 آبان 1397 در حال برگزاری است. یکی از بخش‌های مهم این جشنواره بخش «کتاب-سینما» است که به فیلم‌های اقتباسی از آثار داستانی و کتاب‌ها اختصاص دارد. مسعود رضایی‌فخر کارگردانی است که فیلم خود را به نام «بیمارستان نه، قطار» بر اساس داستانی به همین نام از بیژن نجدی از مجموعه داستان «دوباره از همان خیابان‌ها» ساخته است.                                       رضایی‌فخر درباره دلیل انتخاب این داستان از این نویسنده معاصر ایرانی در گفت‌وگو با ایبنا می‌گوید: «من به آثار بیژن نجدی علاقه‌مندم و آثار او را بارها و بارها خوانده‌ام و نجدی جزو نویسندگان محبوب من است. من فکر می‌کنم بیژن نجدی در نگاه اول نویسنده ای است که می‌توان خیلی راحت از او اقتباس کرد و آثار او سینمایی به نظر می‌آیند. مصداق آن هم فیلم‌هایی است که از آثار او اقتباس شده‌اند و نمونه‌های آن فیلم‌های «مانیکور» و «بی‌زمین» است.  البته در عین حال اقتباس از آثار او بسیار سخت است. شاعرانگی که در نثر او وجود دارد دلیل همین سختی است و اقتباس از آثار او هم نیاز به شناخت از اقتباس دارد و هم نیاز به شناخت از ادبیات و جنس نوشته‌های بیژن نجدی.  وی افزود: در آثار بیژن نجدی تصویرهایی وجود دارد که قابلیت سینمایی‌شدن دارد و البته باید این نکته را خاطرنشان کنم که برخی تصویرها تنها در جهان ادبیات جذاب است و قابلیت سینمایی‌شدن ندارد و این مساله درباره آثار نجدی هم صدق می‌کند اما در نهایت به نظر من داستان «بیمارستان نه، قطار» قابلیت اقتباس داشت و با اینکه در اقتباس از آن با چالش‌های بسیاری روبه‌رو شدم اما در نهایت فکر می‌کنم اقتباس خوبی از کار درآمده است.                              نمایی از فیلم کوتاه «بیمارستان نه، قطار»  این کارگردان و فیلمساز درباره اولویت خود برای انتخاب داستان و اقتباس از آن عنوان کرد: صراحتا می‌گویم که اولویت انتخاب دارم. با وجود شناخت نسبی که از ادبیات جهان دارم اما بسیار علاقه‌مندم که از آثار ادبیات ایرانی- نه البته داستان نویسان هم نسل خودم- اقتباس کنم. بیشتر منظورم داستان‌هایی است که سی، چهل سال پیش نوشته شده‌اند. به نظرم در این سی، چهل سال اخیر چندان نویسنده سرپایی نداریم. اما ادبیات کهن و معاصر دهه‌های قبل ما قوی است و از همه مهم‌تر اینکه این داستان‌ها به کلام من نزدیک‌اند و هر قدر هم اثری جهانی و قوی باشد ترجمه، از انتقال پیام اصلی منِ اقتباسگر ناتوان است. حس من نسبت به آثار ایرانی و ادبیات خودمان بسیار قوی است و آثار خودمان حس و حال مرا بهتر انتقال می‌دهد. فیلم دیگری که در دست تهیه دارم نیز اقتباسی از یکی از داستان‌های غلامحسین ساعدی به نام «خواب‌های پدرم» از مجموعه داستان « شب‌نشینی باشکوه» است. من ترجیح و اولویتم این است که از آثار ایرانی اقتباسی کنم.  رضایی‌فخر درباره علت رغبت کمتر فیلمسازان به اقتباس از آثاری که در سال‌های اخیر نوشته و منتشر شده‌اند، گفت: در کانون سینمای کودک و نوجوان در دهه‌های قبل- در دهه چهل- سیستم مدیریتی‌ای وجود داشت که طی  آن جوانان استعدادیابی شدند، فیلمسازان جوانی در آن به فعالیت پرداختند، رشد پیدا کردند و فیلم کوتاه ساختند. خروجی آن هم فیلمسازانی مانند بهرام بیضایی، عباس کیارستمی، مسعود کیمیایی و ناصر تقوایی بودند. این سیستم در سینما و ادبیات امروز ما وجود ندارد اگر هم امروز زمانی نویسنده و فیلمسازی شناخته می‌شود حاصل کار مدیریت و استعدادیابی نیست و استثناست. ما موج داستان‌نویس نداریم. شاید داستان‌نویس خوبی هم وجود داشته باشد اما من فیلمساز باید خیلی داستان‌خوان باشم و ذره‌بین به دست بگیرم تا به داستانی خوب برسم. البته گاهی اقتباس از یک داستان ضعیف و پاورقی و دم دستی هم نتیجه خوبی دارد و الهامی به فیلمساز می‌دهد که بر اساس آن فیلم خود را بسازد.   ]]> ادبيات Sat, 10 Nov 2018 10:23:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267354/مسعود-رضایی-فخر-آثار-بیژن-نجدی-سینمایی-اند رستمی‌معز: اقتباس از یک اثر به معنای تمام‌شدن آن اثر ادبی نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267341/رستمی-معز-اقتباس-یک-اثر-معنای-تمام-شدن-ادبی-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سی‌وپنجمین دوره از جشنواره فیلم کوتاه تهران روز گذشته (جمعه 18 آبان‌ماه) کار خود را آغاز کرد. در این دوره 13 فیلم در بخش «کتاب-سینما» حضور دارند که همگی فیلم‌های اقتباسی هستند. یکی از فیلم‌های این بخش «دیده‌بان» نام دارد که در 4 دقیقه و با کارگردانی نرگس رستمی‌معز به روی پرده رفته است. رستمی‌معز این فیلمنامه را بر اساس داستان «دهقان فداکار» نوشته است.   رستمی‌معز در گفت‌وگو با ایبنا با اشاره به داستان این اثر گفت: همان‌طور که در معرفی اثر ذکر کرده‌ام، این فیلم، اقتباسی از داستان «دهقان فداکار» است. من برای ساخت این فیلم از تکنیک استاپ‌موشن استفاده کردم که در اثر ما با یک سربازی روبه‌رو هستیم که در دیده‌بانی پست می‌دهد.   وی ادامه داد: این فیلم کاملا انتزاعی است و در آن قطار به کبریت و انسان‌ها به چوب‌کبریت تعریف شده‌اند. در این فیلم چهار دقیقه‌ای سرباز دیده‌بان متوجه مسدود شدن مسیر قطار می‌شود، به همین دلیل به سراغ ریل می‌رود تا راه را باز کند اما هر چه تلاش می‌کند به نتیجه مشخصی نمی‌رسد، بنابراین خودش را آتش می‌زند تا بتواند قطار و سرنشینانش را نجات دهد.     این فیلمساز جوان با اشاره به محور اقتباس از داستان «دهقان فداکار» اظهار کرد: تنها دلیل من برای اقتباس از این داستان تغییر شیوه‌های رفتاری ما در اجتماع است. در جامعه امروز از خودگذشتگی و فداکاری بسیار کم شده است و همه به فکر خودشان هستند.   وی افزود: من با این اقتباس قصد داشتم تا چنین فداکاری‌هایی را دوباره به جامعه یادآوری کنم و یاد انسان‌هایی را در ذهن‌‌مان زنده کنم که روزی برای دفاع از جامعه و مردم، جان خودشان را به خطر انداخته‌اند. نمونه‌ای از این فداکاری‌ها را ما در هشت سال دفاع مقدس نیز داشتیم.   کارگردان فیلم کوتاه «دیده‌بان» در توضیح دلایل این اقتباس گفت: من خیلی به دنبال اقتباس اثر نبودم و با هدف ساختن یک فیلم اقتباسی به سراغ این کار نرفتم؛ اما وقتی دیدم که این فیلم بسیار به داستان دهقان فداکار نزدیک است، آن را اقتباسی اعلام کردم. دلم‌ می‌خواست به سراغ این سوژه و این داستان ناب بروم تا دهقان فداکار تنها در کتاب‌های درسی ما نباشد. به اعتقاد من جای آثار اقتباسی در سینمای ما خالی است.   وی ادامه داد: متاسفانه در جامعه ما مد شده است که فیلمسازها نویسنده آثار خودشان باشند و به اعتقاد من در چنین فضایی که همه ادعای نویسندگی دارند، وجود فیلم‌های اقتباسی یک امتیاز محسوب می‌شود. باید توجه داشته باشیم که ما آثار بکر بسیاری در ادبیات داریم که هنوز دست‌نخورده باقی مانده است؛ اما اگر بخواهند می‌توانند به سراغ آثاری که قبلا از آنها کار ساخته‌اند نیز بروند؛ چراکه هر کس می‌تواند از زاویه دید، گویش و ریتم خودش به داستان بپردازد.   رستمی‌معز معتقد است که یک اثر داستانی بعد از اقتباس‌شدن هنوز جای کار دارد و در توجیه حرفش می‌گوید: اقتباس از یک اثر به معنای تمام شدن آن اثر ادبی نیست و فیلمسازان دیگر می‌توانند دوباره به سراغ همان داستان بروند. برای مثال شاید در آینده من دوباره به سراغ داستان «دهقان فداکار» بروم و با گویش و شکل دیگری این داستان را به فیلم تبدیل کنیم.   این کارگردان جوان در پایان صحبت‌هایش گفت: به نظرم مطالعات ادبی فیلمسازان ما بسیار کم است و گویی داستان را دور ریخته‌ایم و تنها به این فکر می‌کنیم که خودمان خالق باشیم و اینکه کیفیت اثر به چه میزانی باشد، چندان اهمیت ندارد. شما توجه کنید که شاهنامه گنجینه ارزشمند زبان فارسی است و سوال من این است که ما در اقتباس از این اثر ارزشمند چه کار فاخری تولید کرده‌ایم؟ ]]> هنر Sat, 10 Nov 2018 09:45:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267341/رستمی-معز-اقتباس-یک-اثر-معنای-تمام-شدن-ادبی-نیست کدام فیلم‌های اقتباسی امروز در بخش «کتاب-سینما» اکران می‌شوند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267346/کدام-فیلم-های-اقتباسی-امروز-بخش-کتاب-سینما-اکران-می-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سی‌و‌پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به منظور شناسایی و معرفی برترین فیلم‌های کوتاه این روزها درحال برگزاری است. یکی از بخش‌های مهم و جذاب این جشنواره بخش «کتاب-سینما» است که به فیلم‌های اقتباسی از آثار داستانی می‌پردازد. در این بخش 13فیلم کوتاه حضور دارد. از این سیزده فیلم کوتاه در بخش «کتاب-سینما» که به جشنواره فیلم کوتاه راه یافتند، هفت فیلم آن از داستان‌های نویسندگان خارجی اقتباس شده که دو فیلم کوتاه از دو اثر چخوف، یک فیلم از لرد میلا پتروشفسکایا، یک فیلم از ریموند کارور، یک فیلم از داستایفسکی، فیلمی از دیوید پلرز و فیلم کوتاه دیگر از کانن دویل است. همچنین دو فیلم کوتاه دیگر در بخش اقتباس از آثار فارسی از دو داستان بیژن نجدی برداشت شده و در بین این اقتباس‌ها همچنین آثاری از غلامحسین ساعدی، سیامک گلشیری و جلال آل‌احمد نیز دیده می‌شود. یکی دیگر از این فیلم‌ها، اقتباسی از داستان دهقان فداکار است. در ادامه نگاهی انداخته‌ایم به فیلم‌هایی که امروز در بخش «کتاب-سینما» اکران می‌شوند: فیلم کوتاه «من زالم» درباره کودکی به نام دانیال است که به بیماری آلبینیسم دچار شده و قرار است در نمایش مدرسه‌ای نقش اسطوره زال را بازی کند اما مادرش مانند دفعات گذشته او را تنبیه می‌کند و مانع این کار می‌شود. این فیلم به کارگردانی هومن نادری از اصفهان، به مدت 13 دقیقه است که از رمان «نجات» اثر دیدوید پلرز اقتباس شده است. دومین فیلم کوتاه، فیلم «موج کوتاه» ساخته محمد اسماعیلی از تهران و با مدت زمان 14 دقیقه است که از داستان «ما نمی‌شنویم» اثر غلامحسین ساعدی اقتباس شده است؛ خلاصه داستان این فیلم بدین شکل است که مردی از کار شبانه به خانه‌اش برمی‌گردد. در هنگام استراحت صدای بلندگویی مزاحم خوابش می‌شود. در مسیر خفه کردن صدای مزاحم ماهیت خود او نیز تغییر می‌کند. اثر بعدی، فیلم کوتاه «دیده‌بان» داستان یک سرباز است که در برج دیده بانی متوجه خطر برای قطار و مسافرانش می‌شود و برای نجات آن‌ها تصمیم بزرگی می‌گیرد. این فیلم به کارگردانی نرگس رستمی‌معز از همدان، به مدت 4 دقیقه است که این کارگردان این اثر را از داستان ‌«دهقان فداکار» اقتباس کرده است. همچنین سومین فیلم کوتاه، «عاذلان» ساخته امیرحسین رکنی از تهران و به مدت زمان 8 دقیقه است که از رمان معروف «جنایات و مکافات» داستایوفسکی برداشت شده است در خلاصه این داستان آمده هرکسی از ظن خود شد یار من/ از درون من نجست اسرار من. فیلم کوتاه «بچه» دیگر فیلم بخش «کتاب- سینما» به کارگردانی مصیب حنایی از شیراز، به مدت 18 دقیقه و اقتباسی از داستان «بچه مردم» اثر جلال آل احمد است. فیلم کوتاه «گیر» ساخته محمد رحمتی از تهران فیلم دیگر امروز است که به مدت زمان 26 دقیقه ساخته شده و برداشتی از داستان «مرد مرموز» آرتور کانن دویل است. در خلاصه فیلم «گیر» نوشته شده محسن دزدی سابقه‌دار غافل از این که برای او دامی گسترانده‌اند برای سرقت به خانه‌ای پا می‌گذارد.  آخرین فیلم کوتاه نیز فیلم «بی‌زمین» به کارگردانی سرور مهدی‌بیگی از تهران به مدت 15 دقیقه، که اقتباسی از داستان «سپرده به زمین» بیژن نجدی است؛ در خلاصه این داستان آمده است که داستان در حومه شهری صنعتی روایت می‌شود، کارخانه‌جاتی نیمه ورشکسته که همه چیز در آن معلق، گنگ و نیکه کاره رها شده است. گفتنی است برخی از این فیلم‌ها در روزهای دیگر و در سانس‌های مختلف و به طور مجزا در گروه‌های مختلف اکران می‌شود.         ]]> هنر Sat, 10 Nov 2018 08:49:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267346/کدام-فیلم-های-اقتباسی-امروز-بخش-کتاب-سینما-اکران-می-شوند چرا در جشنوارهای فیلم‌های بلند ما بخش اقتباس وجود ندارد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267338/چرا-جشنوارهای-فیلم-های-بلند-بخش-اقتباس-وجود-ندارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سی‌و‌پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به دبیری سیدصادق موسوی درحال برگزاری است. یکی از بخش‌های مهم این جشنواره بخش «کتاب-سینما» است که به فیلم‌های اقتباسی از آثار داستانی و کتاب‌ها اختصاص دارد. یکی از آثار اقتباسی در این بخش فیلم کوتاه «آن سوی دریاچه» ساخته عماد خدابخشی است که از یکی از داستان‌های مجموعه داستان کوتاه «رژ قرمز» اثر سیامک گلشیری اقتباس شده است و جزو 5 نامزد بخش «کتاب-سینما» نیز قرار دارد.  سیامک گلشیری نویسنده، در گفت‌وگو با ایبنا درباره ویژگی آثار نویسنده برای اقتباس گفت: امسال به طور رسمی دو فیلم از مجموعه داستان «رژ قرمز» از کارهای کوتاه من اقتباس شده است که فیلم کوتاه آن سوی دریاچه به کارگردانی عماد خدابخش به جشنواره فیلم کوتاه تهران رسید. اینکه از چه آثاری می‌شود فیلم ساخت، به گمان من هر اثری را می‌شود به فیلم تبدیل کرد. چه آثار ذهنی و چه آثار عینی یا نمایشی. منتها در آثار ذهنی قطعا کار فیلمساز دشوارتر است. برای اینکه باید شروع کند به تخیل درباره‌ هر چیزی در داستان و خودش فضایی خلق کند؛ البته بر اساس نشانه‌هایی که از داستان می‌گیرد. کار در آثار عینی یا نمایشی راحت‌تر است. چون ما داده‌های بیرونی زیادی داریم. منظورم دیالوگ‌هاست، رفتار آدم‌هاست، واکنش‌هایشان و چیزهای دیگر که به نویسنده در ساختن فیلم خیلی کمک می‌کند. کارهای من معمولا از نوع دوم است. به‌خاطر همین هم فیلمسازان تمایل زیادی به ساختن این کارها نشان می‌دهند. حتی خیلی وقت‌ها در این کارها از دیالوگ‌هایی که در متن است استفاده می‌شود. البته به این مفهوم نیست که هیچ خلاقیتی در فیلمنامه به کار برده نمی‌شود. به نظر من باز این برمی‌گردد به ذهنیت فیلمساز و چیزی که از داستان می‌گیرد. نویسنده «آخرین رؤیای فروغ» درباره فایده و مضرات اقتباس برای ساخت آثار تصویری بیان کرد: جایی منتقدی گفته بود برای چه باید کارهای تصویری را خواند. کارهایی که عینی یا نمایشی است. نوشته بود خب،‌ فقط می‌شود فیلم آنها را دید و تمام. به گمان من چیزی که آن منتقد نمی‌داند این است که در این کارها نویسنده جز دیالوگ شخصیت‌ها و رفتارهایشان و حرکت داستان، چیز دیگری را به نمایش نمی‌گذارد. هیچ کجا نویسنده تصویری از قیافه‌ ظاهری آدم‌ها ارائه نمی‌دهد. و خیلی چیزهای دیگر و البته همه‌چیز را به عهده‌ خواننده می‌گذارد. این اتفاقی است که در خواندن داستان می‌افتد و هر کس بنا به ذهنیت خودش شخصیت‌ها را می‌سازد. فیلمساز مثل هر خواننده‌ دیگری آنچه را که در ذهنش از شخصیت‌ها می‌گیرد، به تصویر برمی‌گرداند. درواقع نوعی بازخوانی متن با لحن فیلمساز اتفاق می‌افتد. می‌خواهم بگویم گاهی به این شکل کسی که فیلم را می‌بیند، تصویر همان شخصیت‌ها در ذهنش شکل می‌گیرد که ممکن است با تصویری که نویسنده در ذهن داشته متفاوت باشد. وی در ادامه افزود: کوندرا حرف جالبی می‌زند. می‌گوید وقتی رمان هاشک را می‌خوانده، تمام مدت شخصیت اصلی داستان او را به یاد بیس‌بالیستی می‌انداخت که در بچگی به آن علاقه داشته. این شاید از مضرات فیلم باشد، اما فکر می‌کنم گاهی فیلم خلق مجدد است می‌تواند چیزی به داستان اضافه کند.   او درباره‌ حسن این کار افزود: من فکر می‌کنم ادبیات و سینما مکمل همدیگرند. می‌توانند به شدت روی هم تاثیر بگذارند و درس‌های خیلی زیادی برای هم دارند. ترکیب این دو می‌تواند باعث خلق آثار ماندگاری شود. کما اینکه بارها این اتفاق افتاده است. گلشیری درباره فیلم اقتباس‌شده از داستان‌‌اش گفت: فکر می‌کنم «ویلاهای آن سوی دریاچه» یک برداشت آزاد از داستان است تا یک اقتباس صددرصدی؛ فضای داستان خیلی نزدیک به چیزی بود که در ذهن داشتم. حتی شخصیت اصلی داستان تا حدودی به ذهن من نزدیک بود. اما شخصیت دیگر، از چیزی که در ذهن داشتم، متفاوت است. وقتی داشتم فیلم را می‌دیدم، این موضوع کمی سردرگمم کرد. اما بعد فکر کردم که خب، کارگردان بر اساس ذهنیتش این فیلم را ساخته و البته شخصیت دیگری خلق کرده است؛ ویژگی‌هایی که تا حدودی همان‌طور که گفتم از چیزی که من در ذهن داشتم، متفاوت است. اشکالی هم ندارد. همان‌طور که گفتم این فقط یک برداشت آزاد از فیلم است و البته تجربه‌ خیلی خوبی برای هر دو ما بود. نویسنده «خانه‌ای در تاریکی» در ادامه اظهار کرد: از دیدگاه من هسته اصلی سینما ادبیات است. درجایی در مصاحبه‌ای خواندم که فیلمسازی با افتخار از اینکه کتاب نمی‌خواند حرف زده بود. مطمئنم این کارگردان فیلم هم نمی‌بیند. به گمان من فیلمسازی که رمان نخواند، داستان نخواند،‌ باید این کار را رها کند. فقط رمان است که می‌تواند فیلمساز را با مقوله‌ سیر تحول آشنا کند. با دیالوگ‌های خوب و با صحنه‌پردازی‌های خوب آشنا کند. از همه‌ اینها مهم‌تر آشنایی با مقوله‌ تخیل است. حتما نباید فیلم اقتباسی ساخت، اما برای ساختن فیلم حتما باید با ادبیات آشنا بود، آن هم خیلی دقیق. اگر این اتفاق نیفتد حاصلش می‌شود این فیلم‌هایی که این روزها گاهی در سینمای ایران می‌بینیم. فیلم‌هایی که واقعا یک پاپاسی نمی‌ارزند و احتمالا کارگردان‌شان مثل آن کارگردانی که گفتم، با افتخار از کتاب نخواندن حرف می‌زنند. سیامک گلشیری در پایان گفت: برایم جالب بود که جشنواره یک بخش اقتباسی نیز دارد و امیدوارم این جریان شامل حال فیلم‌های بلند هم شود و زمانی احساس کنند که به یک بخش اقتباسی در ساخت آثار بلند احتیاج است. این را هم بگویم واقعا تعجب می‌کنم چرا در جشنوارهای فیلم‌های بلند ما چنین چیزی وجود ندارد. واقعا جای تعجب دارد. نکته‌ آخر اینکه قرار نیست فقط ادبیات روی سینما تأثیر داشته باشد. خیلی وقت‌ها سینما هم این کار را می‌کند. در مورد خود من، خیلی وقت‌ها از کارگردان‌های بزرگ و خوب چیزهای زیادی یاد گرفته‌ام. درست مثل رمان‌های خوب.   ]]> هنر Sat, 10 Nov 2018 06:49:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267338/چرا-جشنوارهای-فیلم-های-بلند-بخش-اقتباس-وجود-ندارد پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آغاز جشنواره‌ فیلم کوتاه تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267323/پیام-وزیر-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-آغاز-جشنواره-فیلم-کوتاه-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در آستانه برگزاری سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، سیدعباس صالحی پیامی را خطاب به این دوره از جشنواره منتشر کرد که متن آن بدین شرح است: «در روزهایی به سر می‌بریم که بخشی از جهان، با تاریخ و دولتی نو پدید، در تلاش است تا سرزمین کهن و با تمدن دیرینه را منزوی نشان دهد. سیاستمداران امریکایی، می‌کوشند روابط ما و جهان را گسسته سازند. میلیاردها دلار باج و رشوه می‌دهند تا داد و ستدها را قطع کنند، تهدیدها و فشارها می‌آورند تا روابط سیاسی- اقتصادی ما را در هم ریزند. اما باید بدانند که گوهر تمدن ایرانی، فرهنگ و هنر است و این جانمایه، مرز و انزوا نمی‌شناسد. از این رو در همین روزهای پرتب و تاب تهدید و تحریم، بیشترین درخواست برای حضور در جشنواره فیلم کوتاه از کشورهای گوناگون جهان ثبت می‌شود و سینمای کوتاه ایران پذیرای چهره‌های سرشناس سینمای جهان می‌گردد و این یعنی، صدا و تصویر و هنر است که در جهان شنیده می‌شود، مردمان را گرد می‌آورد و امکان بی‌نظیر گفت‌وگو را فراهم می‌سازد. امیدوارم سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم کوتاه تهران فرصت پیوند عمیق‌تر سینمای ایران و جهان و مخاطبان این هنر انسانی باشد.  برای تمامی هنرمندان و برگزارکنندگان این رویداد آرزوی بهروزی و شادکامی دارم. سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی» سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به منظور شناسایی و معرفی برترین آثار کوتاه در سطح ملی و بین‌المللی و همچنین ایجاد رقابت سازنده بین فیلم‌سازان تا ۲٢ آبان ۹۷ در حال برگزاری است. ]]> هنر Fri, 09 Nov 2018 11:57:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267323/پیام-وزیر-فرهنگ-ارشاد-اسلامی-آغاز-جشنواره-فیلم-کوتاه-تهران فیلمسازان ما پیوندی میان ادبیات و سینما برقرار کرده‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267307/فیلمسازان-پیوندی-میان-ادبیات-سینما-برقرار-کرده-اند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از ستاد خبری سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، عضو هیئت داوران بخش جنبی کتاب و سینما (اقتباسی) گفت: آثار جشنواره فیلم کوتاه در این بخش دو وجه دارد؛ وجه تکنیکی این آثار نسبت به گذشته بسیار خوب و پیشرفته است و آثار کیفی‌تری را از نظر نور، رنگ، میزانسن و غیره مشاهده می‌کنیم. از سویی محتوایی که معمولا در قضایای هنری تعیین‌کننده است در این آثار دیده نمی‌شود و ما با دغدغه‌هایی که برای جامعه خودمان نیاز باشد مواجه نیستیم. او در ادامه عنوان کرد: وظیفه هنرمند است تا درد، رنج، بدبختی و این گونه مسائل جامعه را منعکس کند و آن را نشان دهد اما درون آن نشان دادن، نیاز به یک ذهن امیدوارکننده است تا کورسوی امیدی را با خود داشته باشد. رحیمیان اظهار کرد: آنچه در این آثار هویداست این است که هنرمند نوعی بدبینی نسبت به جامعه اطرافش دارد و معمولا سینماگران زمانی که در نظر دارند اثری را تولید کنند به دنبال این مقولات هستند. من از رویکرد بسیاری از آن‌ها استقبال نمی‌کنم و معتقدم اگر قرار است ما موضوع دردناکی را هم نشان دهیم باید راه نجات و امید گریزگاه را نیز به نمایش بگذاریم. اما باید بگویم فیلمسازان به لحاظ تکنیکی بسیار پیشرفت کرده‌اند. او همچنین تصریح کرد: به عقیده من جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه می‌تواند یکی از جشنواره‌های تعیین‌کننده باشد که در آن آینده سینمای ایران ساخته می‌شود چراکه  این افراد در آینده فیلم بلند خواهند ساخت. این جشنواره خط مشی آینده سینمای ایران را تعیین می‌کند و از این منظر اهمیت دارد. از سویی می‌تواند یک رقابت سازنده میان جوانان ایجاد کند تا بیایند و خودشان را عرضه کنند. رحیمییان خاطرنشان کرد: به عقیده من باید این جشنواره را خیلی جدی بگیریم چرا که در سراسر دنیا، در جشنواره‌های فیلم کوتاه نوعی امید و آینده‌نگری وجود دارد. عضو هیئت داوران بخش جنبی کتاب و سینما (اقتباسی) گفت: برخی از فیلم‌های کوتاه ما به سطحی رسیده است که می‌تواند با فیلم‌های کوتاه خارجی رقابت کند؛ به خصوص در حوزه داستانی، ما می‌توانیم با بسیاری از فضاها رقابت کنیم. ما از لحاظ فنی چیزی کم نداریم اما به لحاظ موضوع و پرداخت نیاز به تمرین بیشتری داریم که این اتفاق در مسیر تجربه به وجود خواهد آمد و دستوری نیست. در نهایت بسیار خوب است که فیلمسازان ما پیوندی میان ادبیات و سینما برقرار کرده‌اند. یادآور می‌شود از میان ۱۳ اثر راه یافته به بخش کتاب و سینمای سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، ۵ فیلم از سوی هیئت داوران این بخش متشکل از مهدی رحیمیان، محمدرضا گوهری و امیرحسین چهل تن به مرحله نهایی معرفی شدند که در آئین پایانی سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران اعلام خواهندشد. ]]> هنر Thu, 08 Nov 2018 21:06:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267307/فیلمسازان-پیوندی-میان-ادبیات-سینما-برقرار-کرده-اند گوهری: فیلمسازان ما کمتر به سراغ ادبیات می‌روند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267305/گوهری-فیلمسازان-کمتر-سراغ-ادبیات-می-روند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از ستاد خبری سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به نقل از هنر آـنلاین، محمدرضا گوهری عضو هیئت داوران بخش جنبی کتاب و سینما (اقتباسی) گفت: فیلم‌سازانِ فیلم کوتاه و به صورت کلی فیلمسازان ما کمتر به سراغ ادبیات می‌روند و در صورتیکه از سوی آن‌ها به ادبیات و اقتباس توجه بیشتری شود قابل تامل و ارزشمند است. در این دوره از جشنواره سیزده فیلم کوتاه را در این بخش به اتفاق دیگر اعضای هیئت داوران دیدیم که ظاهرا نسبت به دوره پیشین رشد کمی داشته است.. این فیلم‌نامه‌نویس همچنین خاطرنشان کرد: از آنجا که من با داستان اصلی بیشتر آثار راه‌یافته به بخش کتاب و سینما آشنایی داشتم، به نظر می‌رسد که فیلمسازان نگاه اقتباسی درستی نداشته‌اند و نکاتی در داستان وجود داشت که می‌شد با توجه به آن‌ها اقتباس بهتری را رقم زند. در برخی از موارد نیز محتوای اثر مکتوب از فیلم حذف شده که این به خودی خود ایرادی ندارد اما فیلمساز اندیشه یا مسئله خود را جایگزین نکرده است.  گوهری با اشاره به اینکه فیلم‌سازان فیلم کوتاه از لحاظ تکنیکی رشد بسیاری داشته‌اند، تصریح کرد: فیلمبرداری، تدوین، صدا در این آثار پیشرفت قابل توجهی داشته است اما جهان‌بینی و نگاهی که باید به این تکنیک‌ها سامان بدهد، در این آثار دیده نمی‌شود و به نظر می‌رسد که فیلمسازان ما بیشتر اسیر فرم هستند و به تکنیک هم توجه زیادی می‌کنند اما این موضوع تمامیت سینما نیست. او در ادامه صحبت‌هایش متذکر شد: متاسفانه در فیلم‌ها نگاه، دغدغه و مسئله دیده نمی‌شود. فیلم‌ساز درنظر دارد تا اثر خوبی را تولید کند اما دغدغه‌ای فارغ از پیشرفت‌های تکنیکی در فیلم دیده نمی‌شود. دلیل این اتفاق را نمی‌دانم و نیاز است تا توسط جامعه‌شناسان و اهل فن مورد توجه قرار گیرد.. نویسنده فیلم «یک حبه قند» درباره سطح کیفی فیلم‌های کوتاه ایرانی در مقایسه با آثار بین‌المللی اظهار کرد: فیلم‌سازان فیلم کوتاه ما رشد بسیاری داشته‌اند اما هنوز رسما جشنواره آغاز نشده و من نیز هنوز فیلم‌های فیلم‌سازان خارجی را در این دوره ندیده‌ام که بتوانم مقایسه‌ای داشته باشم. یادآور می‌شود از میان ۱۳ اثر راه یافته به بخش کتاب و سینمای سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، ۵ فیلم از سوی هیئت داوران این بخش متشکل از مهدی رحیمیان، محمدرضا گوهری و امیرحسین چهل تن به مرحله نهایی معرفی شدند که در آئین پایانی سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران اعلام خواهندشد. ]]> هنر Thu, 08 Nov 2018 21:02:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267305/گوهری-فیلمسازان-کمتر-سراغ-ادبیات-می-روند امیرحسن چهل‌تن: سینمای اقتباسی ما امیدوارکننده است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267304/امیرحسن-چهل-تن-سینمای-اقتباسی-امیدوارکننده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)  امیرحسن چهل‌تن عضو هیئت داوران بخش جنبی کتاب و سینما (اقتباسی) درباره این بخش در جشنواره فیلم کوتاه تهران گفت: مسئله این است که ادبیات داستانی ما همگانی نشده است و باید همگانی شود. همگانی شدن ادبیات ما به این معناست که محدودیت‌هایی که بر سر راه آن است برداشته شود. البته محدودیت بزرگ وجود سانسور است که براین اساس بخش بزرگی از کتاب‌های ما اجازه نشر پیدا نمی‌کنند و زمانی که امکان انتشار می‌یابند نیز تبلیغ و اطلاع‌رسانی وسیع نمی‌شوند.      او در ادامه اضافه کرد: اصولاً ادبیات مستقل که ما آن را ادبیات جدی می‌دانیم به رادیو و تلویزیون راه پیدا نمی‌کند. درصورتیکه حتی ادبیات داستانی ما نیز باید به مدارس راه یابد و دانش‌آموزان زنگ ادبیات داستانی و کتاب‌خوانی داشته باشند و به این ترتیب بچه‌ها با کتاب داستانی مانوس شوند. این یک اقدام پایه‌ای است که در کشور ما صورت نمی‌گیرد. این نویسنده برجسته کشور خاطرنشان کرد: این اتفاق منجر می‌شود تا اقشار گسترده‌ای من جمله فیلمسازان از ادبیات دور بمانند. در شرایطی که همه اقشار جامعه از دبستان و مدرسه با داستان‌های ایرانی آشنا شوند، تاثیر این آشنایی بر فیلم‌ها و در وجهی گسترده‌تر بر سینمای ما مشاهده خواهدشد. بنابراین، وجود چنین جشنواره‌هایی بسیار مناسب و خوب است اما باید به منظور آشنایی مردم و به خصوص سینماگران با ادبیات، موانع موجود بر سر راه ادبیات به صورت ویژه‌ای برداشته شود. چهل‌تن درباره کیفیت  آثار راه‌یافته به  بخش سینما و کتاب این دوره از جشنواره یادآور شد: در مجموع اغلب آثار راه‌یافته به این بخش امیدوارکننده بودند و به لحاظ فنی سطح خوبی دارند و برخی از آثار ضعیف‌تر بودند. او همچنین اظهار کرد: با این که این بخش دومین دوره است که در جشنواره برگزار می‌شود اما توقع بر این بود که تعداد این فیلم‌ها بیشتر باشد. زمانیکه طبق اطلاع‌رسانی بیش از هزار فیلم به جشنواره ارسال شده است، انتظار می‌رود که ۲۰ درصد این تعداد  اقتباسی باشند چراکه اقتباس مادر ادبیات است. ادبیاتِ روایت کلمات در سینما روایتِ تصویری است اما همواره ما تنها با یک روایت روبه‌رو هستیم. زبان تصویر با کلمات و بالعکس، متفاوت است اما در سینما هیچ‌گاه نمی‌توانیم از قصه جدا شویم بنابراین فیلمسازان نیازمند رجوع به ادبیات هستند. چهل‌تن درباره مقایسه سطح فیلم‌های کوتاه ایرانی با استانداردهای جهانی خاطرنشان کرد: من فیلم‌های کوتاه خارجی محدودی دیده‌ام و ممکن است نتوانم مقایسه دقیقی داشته باشم اما با توجه به آثاری که در جشنواره دیده‌ام می‌توانم بگویم آثار ما بیشتر، روایت ماجرای صرف است و این زبان، گویش سینمایی نیست. نکته مهم این است که ما باید ادبیات را به سینما تبدیل کنیم و این موضوعی است که باید تمرین بیشتری در این باره صورت گیرد. یادآور می‌شود از میان ۱۳ اثر راه یافته به بخش کتاب و سینمای سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، ۵ فیلم از سوی هیئت داوران این بخش متشکل از مهدی حبیبیان، محمدرضا گوهری و امیرحسین چهل تن به عنوان نامزد به مرحله نهایی معرفی شدند که منتخبان در آئین پایانی سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران اعلام خواهندشد. ]]> هنر Thu, 08 Nov 2018 20:58:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267304/امیرحسن-چهل-تن-سینمای-اقتباسی-امیدوارکننده فیلم کوتاه از ادبیات جدا نیست/ فیلم کوتاه جریان فرهنگی جامعه را نمایندگی می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267226/فیلم-کوتاه-ادبیات-جدا-نیست-جریان-فرهنگی-جامعه-نمایندگی-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به منظور شناسایی و معرفی برترین آثار کوتاه در سطح ملی و بین‌المللی و همچنین ایجاد رقابت سازنده بین فیلمسازان ۱۸ تا ۲۲ آبان‌ماه۹۷ به دبیری سیدصادق موسوی برگزار خواهد شد. یکی از بخش‌های جذاب این جشنواره بخش «کتاب-سینما» است که به فیلم‌های اقتباسی می‌پردازد؛ از این رو گفت‌وگوی را با سیدصادق موسوی، دبیر این جایزه انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   صادق موسوی در گفت‌وگو با ایبنا در توضیح و معرفی جشنواره فیلم کوتاه تهران گفت: جشنواره فیلم کوتاه تهران، بدون شک بزرگ‌ترین جشنواره فیلم کوتاه خاورمیانه است؛ جشنواره‌ای که 35 دوره از عمرش می‌گذرد و از نظر جوایز نقدی هم از بسیاری از جوایز دیگر بهتر است و داوری آن هرساله از سوی بهترین داوران داخلی و خارجی انجام می‌شود؛ برای مثال امسال هم هیات داورانی که در جشنواره حضور دارند، بسیار شناخته‌‌ شده هستند و تقریبا همه علاقه‌مندان سینما آن را می‌شناسند.   وی ادامه داد: درباره بخش «کتاب-سینما» نیز که مورد توجه رسانه شماست، باید بگویم که این بخش مسیر رو به رشدی را در حال طی کردن است. در این بین چیزی که اهمیت دارد، این است که کمیت نباید ما را نگران کند؛ چراکه اولا همان‌طور که گفتم، این بخش از جشنواره در مسیر رو به رشد قرار داد و ثانیا کیفیت برای ما عامل بسیار تعیین‌کننده‌ای است؛ به این معنا که آثاری اقتباسی در حال حاضر بیشتر جوایز را می‌گیرند.    دبیر سی‌وپنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران با اشاره به اهمیت بخش «کتاب-سینما» اظهار کرد: اگر توجه کنید، متوجه خواهید شد که شاید از 170 فیلم ما بخش محدودی اقتباسی باشند؛ اما آنها آثار هستند که بالا می‌آیند، جایزه می‌گیرند و در فستیوال‌های جهانی حضور دارند. این موضوع نشان می‌دهد که فیلم کوتاه از ادبیات جدا نیست و ما باید به پیوند بیشتر بین نویسندگان و فیلمسازان کمک کنیم. وی افزود: من درباره سینمای بلند نمی‌خواهم صحبت کنم؛ چراکه سینمای بلند یک سینمای تجاری است و باید بتواند هزینه‌ها را برگرداند؛ اما فیلم کوتاه جریان فرهنگی جامعه را نمایندگی می‌کند و از این جهت می‌تواند به جریان ذات ناب ادبیات نزدیک‌تر باشد. برخی دوستان تصور می‌کنند که ساخت فیلم کوتاه کار آسانی است؛ اما باید بگویم که تصور اشتباهی دارند و کار بسیار سختی است؛ چراکه در یک ظرف کوچک‌تر و با امکانات کم‌تر و در زمان کوتاهی و هزینه محدود باید یک داستان را به تصویر کشید.   موسوی در توضیح فواید ورود به بخش «کتاب- سینما» برای فیلمسازان جوان گفت: دوستان فیلمساز باید به این نکته توجه داشته باشند، که اگر در جشنواره امسال فیلم‌شان مورد تایید قرار گرفته باشد، کمتر از یک درصد شانس برای برگزیده شدن دارند؛ اما اگر فیلم اقتباسی می‌ساختند، علاوه بر شرکت در بخش عمومی بیش از 30 درصد شانس برگزیده شدن در این بخش را داشتند. وی ادامه داد: حضور در این بخش فرصت بسیار خوبی است که امیدوارم دوستان در سال‌های آینده از آن استفاده کنند. ما باید به این موضوع فکر کنیم که اگر از یک داستان درجه یک، تصویری ضعیف هم بسازیم، مخاطب را نگه خواهیم داشت. نکته بعدی و مهم دیگر این است که جایزه نقدی این سال‌های بخش «سینما-ادبیات» هم رقم قابل قبولی بوده و تقریبا با بخش اصلی ما برابر بوده است؛ لذا به نظرم می‌رسد که ما باید توجه بچه‌ها را به این سمت جلب کنیم تا کارهای بیشتر و بهتری در بخش اقتباسی انجام دهند.   مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران با اشاره به حضور شخصیت‌های ادبی در این دوره از جشنواره اظهار کرد: ما در جشنواره امسال از بزرگان ادبیات دعوت خواهیم کرد تا در ایام برگزاری جشنواره در محل برگزاری حضور داشته باشند تا بتوانیم جلساتی را میان این افراد و فیلمسازان برگزار کنیم و به نوعی باعث اتصال این دو حلقه ارزشمند جامعه هنری و فرهنگی کشور شویم.   موسوی در پایان گفت: ما با افتخار منتظر کمک‌های خانه کتاب هستیم تا بتوانیم در جشنواره امسال بزرگان ادبیات را پذیرا باشیم. من از همین تریبون از همه دوستان نویسنده، شاعر و مترجم دعوت می‌کنم که در جشنواره امسال با همراه باشند و نظرات‌شان را مطرح کنند تا بتوانیم از آنها بهره ببریم. ما علاقه‌مند هستیم که در روزهای برگزاری جشنواره هر روز میزبان یک چهره شاخص در حوزه ادبیات باشیم تا بتوانیم از تجربیات آنها استفاده کنیم. ]]> هنر Thu, 08 Nov 2018 08:23:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/267226/فیلم-کوتاه-ادبیات-جدا-نیست-جریان-فرهنگی-جامعه-نمایندگی-می-کند ترجمه آثار شکسپیر بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267240/ترجمه-آثار-شکسپیر-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مرکز تحقیقات ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی با همکاری نشر چشمه نشست «بررسی ترجمه نمایشنامه‌های ویلیام شکسپیر» را برگزار می‌کند. این نشست دوشنبه 21 آبان ماه در دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه‌طباطبایی با حضور علیرضا مهدی‌پور، محسن آزرم، امیر نصری، طاهره رضایی و محمدرضا حاجی‌آقا‌بابایی برگزار می‌شود. در نشست «بررسی ترجمه نمایشنامه‌های ویلیام شکسپیر»، علیرضا مهدی‌پور درباره دشواری ترجمه آثار شکسپیر، محسن آزرم درباره اقتباس سینمایی از مکبث شکسپیر،‌ امیر نصری از مکبث و راسکولنیکوف،‌ طاهره رضایی از زیباشناسی تراژدی‌های شکسپیر و محمدرضا حاجی آقابابایی درباره آشنایی ایرانیان با شکسپیر سخن می‌گویند.   گفتنی است نشست «بررسی ترجمه نمایشنامه‌های ویلیام شکسپیر» دوشنبه 21 آبان از ساعت 10 الی 12 در دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه‌طباطبایی واقع در سعادت آباد، ‌خیابان علامه جنوبی، طبقه سوم، سالن شهید مطهری برگزار می‌شود. ]]> هنر Tue, 06 Nov 2018 11:54:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267240/ترجمه-آثار-شکسپیر-بررسی-می-شود کتاب «موسیقی ایرانی» منبعی برای ردیف‌شناسی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267231/کتاب-موسیقی-ایرانی-منبعی-ردیف-شناسی بهرنگ آزاده، نوازنده و مدرس ویولون و از شاگردان مرحوم علی تجویدی به مناسبت سالروز تولد استاد علی تجویدی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره پژوهش‌های تجویدی در حوزه موسیقی گفت: علی تجویدی سه جلد کتاب در حوزه موسیقی دار که بعد از انقلاب به چاپ رسیده است. کتاب «موسیقی ایرانی1» در سال 1370 و «موسیقی ایرانی 2» در سال 1375 توسط انتشارات سروش به چاپ رسید و جلد سوم این مجموعه، یعنی «موسیقی ایرانی 3» هم در سال 81 توسط انتشارات ماهور منتشر شده است.   او ادامه داد: دو کتاب اول شامل قسمتی از ترانه‌ها و قطعات باکلام و ردیف موسیقی ایرانی با ساز ویولون است. در کتاب سوم هم که انتشارات ماهور به چاپ رسانده، دستگاه ماهور را به صورت تحلیلی- تطبیقی نوشته است. علی تجویدی روی موسیقی ایرانی بسیار تحقیق می‌کرد، به همین سبب آنچه را که از قدیم یاد گرفته بود، در این کتاب، در دستگاه ماهور آورده است.   آزاده در توضیح کتاب «موسیقی ایرانی 3» اضافه کرد: این کتاب ماهور به صورت ردیف تحلیلی- تطبیقی چاپ شده ، یعنی درآمد ماهور را به صورت الف و ب دارد. درآمد ماهور به صورت الف، همان چیزی است که تجویدی از اساتید قدیم خود یاد گرفته؛ بعد بلافاصله پشت سر آن، درآمد ماهور را به صورت ب آورده که آن درآمدی است که خود تجویدی با توجه به مقدورات اجرایی ویولون، این‌ها را نوشته است. «موسیقی ایرانی 3» کتاب بسیار جالب و مفیدی برای کسانی است که می‌خواهند درباره ردیف‌شناسی تحقیق کنند و ببینند چه اتفاقاتی در گذر زمان روی ردیف افتاده است. یعنی یک نسخه اصل از هر گوشه‌ای در این کتاب هست و گوشه ب هم گوشه‌ای است که خود تجویدی با توجه به مقدورات اجرایی موسیقی روز نوشته‌ است.   بهرنگ آزاده شاگرد علی تجویدی درباره اشراف موسیقایی استاد خود گفت: تجویدی متولد 1298 بوده و آن موقع تحصیلات آکادمیک موسیقی خیلی مطرح نبوده، ولی نزد بهترین استادان موسیقی زمان کار کرده‌ است. هارمونی خوانده یا مثلا ردیف را پیش اساتید مختلف کار کرده است بنابراین می‌بینیم که در کتاب خود از چندین کانال و جنبه‌های مختلف به ردیف نگاه کرده و تک بعدی نبوده است. از طرفی تجویدی استاد دانشگاه هم بوده و قبل از انقلاب در دانشگاه هم تدریس داشته است.   آزاده درباره تجربه شاگردی در محضر تجویدی بیان کرد: من دوازده سال به صورت خصوصی شاگرد علی تجویدی بودم و ساز ویولون را از  او یاد گرفتم. روند کلاس‌های خصوصی او هم به این صورت بود که معمولا در روز بیشتر از یک یا دو شاگرد نمی‌پذیرفت. گاه مشغول تدریس که می‌شد در درس و مطالب غرق می‌شد و متوجه گذر زمان نمی‌شد، به همین دلیل بعضی مواقع پیش می‌آمد که کلاس چهار یا پنج ساعت طول می‌کشید. یا مثلا بعضی مواقع مطلبی یادش می‌آمد، کتاب حافظ را باز می‌کرد، وسط کلاس شروع به ساختن قطعه‌ای می‌کرد و توضیح می‌داد که مثلا این شعر برای این گوشه خیلی خوب است.   او ادامه داد: تجویدی در آموزش هم خیلی دقیق و نکته‌بین بود و تدریسی هم که داشتند کاملا آکادمیک و ریزبینانه بود. خیلی از معلمین ویولون ممکن است که فقط به حالت ویولون زدن و ایجاد صدای ساز خوشایند تاکید داشته باشند اما تجویدی اجزا و تکنیک‌ ویولون را ریزبه‌ریز آنالیز می‌کرد و به هنرآموز می‌گفت که دقیقا چه کار باید انجام دهد تا صدای سازش پخته شود که این برای معلم خیلی مهم است.   تجویدی علاوه بر ویولون که ساز اختصاصی او بود، سه‌تار را هم خیلی خوب می‌زد. تنبک و تار می‌نواخت. با پیانو هم آشنایی داشت، چون در آهنگسازی به او کمک می کرد. تجویدی همچنین مشهورترین ترانه‌های زمان خودش را با صدای خواننده‌های مطرح ایران ساخته است. بعد از انقلاب هم در سال 1377 به پیشنهاد او ارکستر ملی شروع به فعالیت کرد که فرهاد فخرالدینی رهبر آن بود. من هم از همان ابتدا در این ارکستر نوازندگی می‌کردم، تا همین دو، سه سال پیش که کلا  ارکستر و اعضای آن عوض شدند.   لازم به ذکر است که علی تجویدی در 15 آبان ماه سال 1298 شمسی در تهران به دنیا آمد، او پسر هادی خان تجویدی اولین استاد مینیاتور در ایران و از شاگردان ممتاز کمال الملک بود. تجویدی از همان کودکی با راهنمایی‌های پدرش که خود او نوازنده توانا تار بود به آموختن این ساز پرداخت. در دوران نوجوانی وارد پیشاهنگی شد و نواختن فلوت را نزد استاد ظهیرالدینی آغاز کرد و نزد استاد خود نت موسیقی را نیز فرا گرفت. در 16 سالگی نواختن ویلن را آغاز کرد و نزد استاد سپهری و سپس دو سال نزد استاد حسین یاحقی به فراگرفتن ردیف های موسیقی مشغول شد.   علی تجویدی به مدت 8 سال به کلاس استاد ابوالحسن‌خان صبا رفت و نزد او به آموختن ویولن و سه تار پرداخت. بعد از این دوران بنا به توصیه استاد صبا برای تکمیل تکنیک نواختن ویلن و آشنایی با موسیقی غرب، چند سالی را با ملیک آبراهیمیان و تامبدازیان تمرین کرد. تجویدی برای تکمیل هنر موسیقی، مدت چندسال به مطالعه در زمینه هارمونی و ارکستراسیون نزد هوشنگ استواری پرداخت و پس از گذراندن این دوران، خود شخصاً برای ارکستر بزرگ آهنگ‌هایی تنظیم و اجرا نمود.   تجویدی در رشته ادبیات فارسی تحصیل کرد و در نزد استاد صبا آموختن ویلن ایرانی را ادامه داد و بعداز مدتی خود در کنار استاد صبا به آموزش ویلن پرداخت که سمت استاد یاری را به عهده داشت. این روند تا بعد از مرگ استاد صبا ادامه داشت. او بعد از فوت استاد صبا سمت استادی را در هنرستان عالی موسیقی ملی به عهده گرفت. تجویدی اقدام به نوشتن یکی از دستگاه‌های موسیقی ایرانی بر اساس بداهه نوازی کرد که خود مبتکر آن بود و اثری ارزشمند و خدمتی بزرگ در موسیقی ملی و اصیل ایران است. ]]> هنر Tue, 06 Nov 2018 09:56:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/267231/کتاب-موسیقی-ایرانی-منبعی-ردیف-شناسی اسامی فیلم‌های راه‌یافته به بخش کتاب و سینمای جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267308/اسامی-فیلم-های-راه-یافته-بخش-کتاب-سینمای-جشنواره-بین-المللی-فیلم-کوتاه-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از ستاد خبری سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، هیئت انتخاب بخش جنبی کتاب و سینما (سینمای اقتباسی)  از میان آثار رسیده به دبیرخانه جشنواره، ۱۲ فیلم داستانی و یک انیمیشن را برای رقابت در این بخش از سی‌و‌پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران انتخاب کردند که اسامی آن به شرح زیر است:   –              دیده‌بان/ نرگس رستمی معز/ همدان –              پسرم مرده/ سالار طهرانی/ تهران –              ثبوت/ مصطفی سلیمانی/ تهران –              آن سوی دریاچه/ عماد خدابخش/ تهران –              موج کوتاه/ محمد اسماعیلی/ تهران –              بازمانده/ فرزاد قبادی‌نژاد/ شیراز –              بی زمین / سرور مهدی بیگی / تهران –              عاذلان/ امیرحسین رکنی/ تهران –              بیمارستان نه، قطار/ مسعود رضایی فخر/ تهران –              سفید/ سجاد مشتاق و علی محمودی/ مشهد –              من زالم/ هومن نادری/ اصفهان –              بچه/ مصیب حنایی/ شیراز –              گیر/ محمد رحمتی/ تهران سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به منظور شناسایی و معرفی برترین آثار کوتاه در سطح ملی و بین‌المللی و همچنین ایجاد رقابت سازنده بین فیلم‌سازان ۱۸ تا ۲۲ آبان‌ماه ۹۷ به دبیری سیدصادق موسوی برگزار خواهد شد. ]]> هنر Sun, 04 Nov 2018 21:07:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267308/اسامی-فیلم-های-راه-یافته-بخش-کتاب-سینمای-جشنواره-بین-المللی-فیلم-کوتاه-تهران موسوی: ادبیات یک گام جلوتر از سینما حرکت می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267085/موسوی-ادبیات-یک-گام-جلوتر-سینما-حرکت-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جلسه معارفه هیات داوران بخش «کتاب-سینما» سی‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران عصر دیروز (شنبه 12 آبان‌ماه) با حضور نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل موسسه خانه کتاب، سید سعید میر محمد صادق، معاون فرهنگی خانه کتاب، سیدصادق موسوی، مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران و دبیر سی‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، سیدجواد میرهاشمی، امیرحسن چهلتن، محمدرضا گوهری و مهدی رحیمیان در دفتر انجمن سینمای جوانان ایران برگزار شد.   در ابتدای این جلسه سیدجواد میرهاشمی در توضیح کوتاهی پیرامون جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران و بخش «کتاب-سینما» گفت:‌ در این دوره از جشنواره همه فیلم‌ها داستانی هستند و تنها یک انیمیشن در جشنواره وجود دارد. در توضیح بخش «کتاب-سینما» نیز باید بگویم که این بخش با همت موسسه خانه کتاب و انجمن سینمای جوان به جشنواره اضافه شد که خوشبختانه استقبال بسیار خوبی هم از آن صورت گرفته است. وی ادامه داد: این بخش باعث شده است تا تعاملی بین فیلمساز و نویسنده شکل گیرد؛ برای نمونه فیلمی را داشتیم که بیش از شش بار فیلمنامه آن از سوی نویسنده و فیلمساز اصلاح شده است. ما در جشنواره امسال به سه نفر برگزیده جایزه خواهیم داد که به ترتیب به نفر نخست هفت میلیون تومان، نفر دوم، پنج میلیون تومان و به نفر سوم، سه میلیون تومان اهدا خواهد شد. این جوایز از سوی موسسه خانه کتاب اهدا می‌شود. میرهاشمی با اشاره به شیوه اقتباس آثار اظهار کرد: ما تاکیدی روی اقتباس از آثار ایرانی نداریم و چه بسا فیلمسازانی از روی کتاب‌های خارجی اقتباس کرده‌ باشند؛ اما بدون شک به آثاری که از داستان‌ها و رمان‌های ایرانی اقتباس شده است، اقبال بهتری نشان خواهیم داد.   وی در پایان گفت: در این دوره از جشنواره 946 فیلم کوتاه داستانی به دبیرخانه آمده است که تعدادی از آنها به عنوان اثر اقتباسی معرفی شد و از این میان، اقتباس 13 اثر تایید شده است که تنوع موضوعی بسیار خوبی هم دارند.     اقتباس ضرورت سینمای امروز است در ادامه و پیش از اهدای احکام هیات داوران، نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل موسسه خانه کتاب گفت: بسیار سپاسگزارم از کسانی که در سال‌های گذشته این جشنواره را بنا نهادند؛ اما باید به این نکته توجه داشته باشیم که امر مهم و اساسی در جشنواره‌ها، تداوم آن است و بسیار خوشحالم از اینکه جشنواره فیلم کوتاه تهران تداوم یافته است و ما امروز اینجا جمع شده‌ایم تا مراسم معارفه هیات داوران یکی از بخش‌های مهم این جایزه، یعنی بخش «کتاب – سینما»‌ را داشته باشیم. اعتقاد من این است که در حوزه فرهنگ، تداوم برگزاری کار فرهنگی عاملی برای شکوفایی است و منجر به زایش‌های جدیدی خواهد شد.   وی ادامه داد: خوشبختانه ما ادبیات بسیار غنی و پرباری داریم و بدون شک اگر پیوند مناسبی میان سینما و ادبیات ایجاد شود، نتایج خوب و قابل قبولی را به همراه خواهد داشت. به نظر من با وجود همه محدودیت‌ها ما بعد از انقلاب شاهد شکوفایی سینما و ادبیات بوده‌ایم و این مسیر رو به رشد است. مدیرعامل خانه کتاب در توضیح ضرورت پیوند میان ادبیات و سینما گفت: اقتباس ضرورت سینمای امروز است و اگر این پیوند به شکل مستحکمی ایجاد شود، خیلی زود نتایج آن در حوزه فرهنگ و هنر نمایان خواهد شد. ما قصد نداریم که همه برنامه سینما و کتاب را در این جشنواره خلاصه کنیم و به نظرم باید در آینده نزدیک نشست‌هایی را برنامه‌ریزی کنیم که به واسطه آن شاهد ارتباط بهتر نویسندگان و فیلمسازان باشیم تا حرف‌های مشترک بهتر درک شود و خودش را در جامعه بروز دهد. ما امروز به گفت‌وگو میان نویسندگان، فیلمسازان و حتی ناشران نیاز داریم و امیدوارم که این اتفاق به زودی رخ دهد.     ادبیات یک گام جلوتر از سینما حرکت می‌کند در ادامه جلسه سیدصادق موسوی نیز در صحبتی کوتاه در جمع داوران گفت:‌ بسیار سپاسگزارم از استاید که قبول زحمت کردند و این مسئولیت مهم را بر عهده گرفتند؛ امیدوارم که تصمیم این عزیزان روی آینده فیلمسازان جوان اثربخش باشد و به غنای بهتر سینما کمک کند. من مطمئنم با تمام محدودیت‌هایی که ادبیات داستانی ما را تهدید می‌کند، باز هم ادبیات یک گام جلوتر از سینما حرکت می‌کند و این پیوند به موفقیت سینمای ما بسیار کمک کرده است.   وی افزود: اقتباس موضوع بسیار مهمی در سینما است و اگر من بخواهم مثالی برای شما بزنم، باید بگویم که بیش از پنج هزار عنوان فیلم خارجی برای ما آمد که بعد از هشت ماه بررسی به 70 فیلم رسیدیم. در این انتخاب سختگیری بسیار زیادی انجام شد؛ چراکه بسیاری از این فیلم‌ها در جشنواره‌های مطرحی مانند اسکار، کن، ونیز و برلین بودند. لذا 70 فیلم درجه یک به بخش بین‌الملل راه پیدا کرد و از آن طرف نیز 6 فیلم ایرانی را برای بخش بین‌الملل انتخاب کردیم که از این بین 2 فیلم انیمیشن و چهار فیلم داستانی بوده است. شاید بد نباشد که بدانید از چهار اثر داستانی، دو اثر اقتباسی است. این موضوع نشان می‌دهد که اگر پیوند مناسبی میان ادبیات و سینما شکل گیرد، بچه‌های فیلمساز از این موضوع استقبال می‌کنند.   مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران در پایان اظهار کرد: تشکر ویژه دارم از موسسه خانه کتاب که مانند سال‌های گذشته از این اقدام شایسته حمایت کرد و همین حمایت باعث شد تا ما شاهد شکوفایی بخش اقتباسی باشیم و سال به سال به تعداد آثار این بخش اضافه شود. امسال روز پایانی جشنواره یعنی 21 آبان ماه، روز کتاب و سینماست که در آن روز برنامه رونمایی از 6 کتاب را خواهیم داشت.     در پایان این جلسه احکام داوران از سوی مدیرعامل خانه کتاب و مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران به امیرحسن چهلتن، محمدرضا گوهری و مهدی رحیمیان اهدا شد. ]]> ادبيات Sun, 04 Nov 2018 05:18:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/267085/موسوی-ادبیات-یک-گام-جلوتر-سینما-حرکت-می-کند شانزدهمین نشست نقد تئاتر کاغذی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267034/شانزدهمین-نشست-نقد-تئاتر-کاغذی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی فرهنگسرای ارسباران، نمایشنامه «درکوه‌های کابل زنی است» سومین نمایش از مجموعه نمایشنامه  «حقیقت دارد تورا در خواب بوسیده‌ام» اثر میلاد اکبرنژاد با داستانی است که راویان آن از سرزمین فارسی‌زبان همسایه انتخاب شدند و نویسنده سعی دارد به کمک روایت داستانی آن، شرحی از باورهای مذهبی و اعتقادی مسلمانان افغانستان و مکتب مبارزاتی مجاهدان افغان به ویژه احمد شاه مسعود را در مقابل نیروهای طالبان بیان کند. این نمایشنامه با حضور و خوانش میلاد اکبرنژاد (نمایش نامه نویس، کارگردان و مدرس تئاتر)، بهزاد صدیقی (نمایشنامه‌نویس، پژوهشگر و مدرس تئاتر)، علیرضا نراقی(منتقد و پژوهشگر تئاتر) نقد و بررسی می‌شود. ]]> هنر Sat, 03 Nov 2018 11:57:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/267034/شانزدهمین-نشست-نقد-تئاتر-کاغذی-برگزار-می-شود رستم کسی است که روح قدرتمندی داشته باشد! http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266959/رستم-کسی-روح-قدرتمندی-داشته-باشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) این پروژه حاصل 18 سال تجربه کار نمایش­درمانگری میرکمال میرنصیری به عنوان کارگردان این اثر است و گروه 30 نفره نمایش­درمانی آسایشگاه خیریه کهریزک که همگی درمانجویانی با محدودیت­‌های جسمانی و اختلالات حرکتی هستند، 9 سال از زندگی­‌شان را صرف تمرین این نمایش کرده‌­اند. میرنصیری درباره خوانش خاص این پروژه از داستان «رستم و سهراب» توضیح می­‌دهد: «حقیقتی که با الهام از داستان «رستم و سهراب» درصدد بازگو کردنش هستیم این است که: مهم نیست روی پایت باشی یا چرخ! مهم نیست بتوانی شمشیر و گرز دستت بگیری یا نه! مهم این است که با داشته­‌هایت بتوانی زندگی را بفهمی و زندگی­‌ساز باشی. بتوانی با فکرت دنیای بهتری برای هم‌نوعانت بسازی. با ناتوانی و یاس بستیزی و رستم زمانه خود باشی». کارگردان نمایش «رستم و سهراب» با اشاره به این­که «هدف از این کار، نمایش نیست بلکه، پیدا کردن یک نگاه جدید در باره زندگی و هم‌نوعانمان است»؛ در باره دیگر اهداف این حرکت می­‌گوید: «ما همواره در باره مددجویان بر این نکته تاکید داشته‌­ایم که نخواسته­‌ایم او بازیگر شود بلکه خواسته­‌ایم بودنش را برای خود و برای دیگران اعلام کند. هدف، اجرای نمایش نیست بلکه آموختن زندگی در کنار هم و احساس مسئولیت در برابر خود و دیگری و جامعه و در نهایت، هدف، آشتی با زندگی است». وی در بخش دیگری از سخنانش تاکید می­‌کند: «دورانی که رستم به زور بازو شناخته می­‌شد و به گرز و کمان، به سر آمده؛ در دنیای امروز ما رستم کسی است که فکر توانمندی داشته باشد و روح قدرتمندی، به همین خاطر در این نمایش گرچه رستم و سایر پهلوان­‌های روی صحنه قادر به حمل سلاح نیستند اما حقیقتا رستم­‌اند». میرنصیری با یادآوری این نکته که کلیه عواید حاصل از اجرای این نمایش به آسایشگاه خیریه کهریزک تعلق خواهد گرفت، از پخش فیلم­‌هایی از روند تمرینات 9 ساله گروه نمایش درمانی «رستم و سهراب» در روزهای اجرا خبر داد. امین تارخ بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در روزهای اخیر با حضور در جلسات تمرین گروه نمایش‌­درمانی «رستم و سهراب» ضمن آشنایی با روند کار این گروه نمایشی از نزدیک، طی اظهارنظری این نمایش را «اثری بسیار روان، انسانی و زنده» توصیف کرد و گفت: توصیه می­‌کنم همه این کار را ببینند و فکر می­‌کنم دیدن این نمایش بدون تردید برای ما لذت‌بخش خواهد بود». هانیه توسلی، سامان احتشامی، لیلی رشیدی، یلدا قشقایی، پوریا شکیبایی، سام کبودوند، پرستو صالحی، علی اوجی، سپند امیرسلیمانی و...  از دیگر هنرمندانی بودند که طی هفته­‌های گذشته با حضور در محل تمرین گروه نمایش درمانی «رستم و سهراب» ضمن آشنایی با اعضای گروه، حمایت خود را از این حرکت اعلام کردند.     میرکمال میرنصیری علاوه بر بیش از دو دهه فعالیت در زمینه نمایش ­درمانی و کار با معلولان، معتادان و آسیب­ دیدگان اجتماعی، به عنوان نویسنده، کارگردان، نمایش ­درمانگر و مشاور خانواده آثار متعددی را در کارنامه هنری خود ثبت کرده از جمله: نمایش «و اما انسان» (نخستین کار نمایش ­درمانی در ایران و برنده جایزه بهترین کارگردانی و جایزه ویژه هیات داوران در جشنواره مهرآیین در سال 83)؛ مستند «بر باد رفته» (در باره زندگی معلولان)؛ نمایش ­درمانی و مستند «خلیفه خداوند» (در باره زنان کارتن خواب)؛ نمایش­ درمانی و مستند «آن فرستاده» (در باره مردان کارتن­ خواب).  نمایش رستم و سهراب در روزهای 20، 21 و 22 آبان­ماه امسال، ساعت 18 در تالار وحدت تهران واقع در خیابان انقلاب، خیابان خارک به روی صحنه می­‌رود. علاقه­‌مندان برای تهیه بلیت می­‌توانند به سایت ایران­‌نمایش مراجعه کنند.   ]]> هنر Mon, 29 Oct 2018 11:41:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/266959/رستم-کسی-روح-قدرتمندی-داشته-باشد تماشاخانه‌ها را در میان قبرستان‌ها بسازید! http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/266753/تماشاخانه-ها-میان-قبرستان-ها-بسازید به گزارش خبرگزاری کتاب (ایبنا) آغاز به کار ژان ژنه شاعر و نمایشنامه‌نویس فرانسوی از زندان بود و برخی از داستان‌ها و رمان‌هایش الهام گرفته از اتفاقات زندگی او در آن زمان است. او فعال سیاسی نیز بود اما ابتدا مجرم و بزهکار بود و چندباری به زندان و دارالتادیب نیز فرستاده شد. ژنه همچنین به دلیل اتهامات مختلف محکوم به اعدام شده بود، اما با نوشتن طوماری از سوی ژان پل سارتر و دیگران به رئیس‌جمهور فرانسه حکم اعدام ژنه تعلیق شد و او دیگر راهی زندان نشد. زمانی هم که انتشار آثار ژنه در آمریکا به دلیل بی‌پرده‌گویی ممنوع اعلام شد، سارتر تحلیلی بر رشد ژنه با عنوان «ژنه قدیس» نوشت که باعث شد ژان ژنه تا چند سال پس از آن دست به تالیف اثری جدید نزند.  پیش از انقلاب یکی، دو اثر از او به زبان فارسی ترجمه شد و اخیرا در ایران به ژنه و آثارش توجه بیشتری شده و آثار دیگری از او ترجمه شده است. تالیفات او شهرت جهانی دارد و به زبان‌های مختلفی ترجمه شده است؛ نمایش‌نامه‌هایش نیز که بیشتر به سبک ابزورد است در کشورهای گوناگون روی صحنه رفته است؛ از جمله در ایران نمایشنامه «کلفت‌ها» چندباری اجرا شده است. به تازگی مجموعه مقالات و برخی نامه‌هایی که ژنه به کارگردانانی نوشته که آثارش را اجرا کرده‌اند، به دست مهتاب بلوکی با عنوان «زیبایی‌شناسی نمایشی ژان ژنه، مجموعه مقالات، نامه‌ها و گفت‌وگو‌ها» جمع‌آوری و منتشر شده است.   صحنه‌ای از تاتر «کلفت‌ها» مهتاب بلوکی نویسنده و مترجم، دکترای خود را در رشته ادبیات و تمدن فرانسه از دانشگاه سوربن اخذ کرده و پس از بازگشت از فرانسه در دانشگاه شهید بهشتی مشغول به تدریس شده است. او چندین اثر از ژنه را به فارسی ترجمه کرده و همچنین رساله دکترای او پژوهشی در زمینه آثار ژنه به زبان فرانسوی بود که در قالب کتابی به نام «ژان ژنه و معماری در خلا» به فارسی ترجمه شده است. مهتاب بلوکی در گفت‌وگو با ایبنا درباره چگونگی انتخاب کتاب «زیبایی‌شناسی نمایشی ژان ژنه، مجموعه مقالات، نامه‌ها و گفت‌وگو‌ها» بیان کرد: «این کتاب درواقع با کتاب قبلی که آن نیز مقالاتی درباره «زیبایی شناسی هنر» ژان ژنه است و  نشر ققنوس آن را چاپ کرد مجموعه‌ای را با هم تشکیل می‌دانند، اما به علت این که انتشارات بیدگل به صورت تخصصی در حوزه نمایش کار می‌کند بنابراین آن چه که مربوط به نمایش، اجرا و حواشی نمایش بود را در کتابی جداگانه و به صورت مجزا در اختیار انتشارات بیدگل قرار داده تا آن را چاپ کنند و در دسترس کسانی که بیشتر در کار نمایش، اجرا و تمام حواشی نمایش هستند قرار گیرد.»   پیتر بروک از کارگردانانی که نمایشنامه کلفت‌ها را با موفقیت روی صحنه برد او درباره کتاب «زیبایی‌شناسی نمایشی ژان ژنه» گفت:‌ «این کتاب درواقع گزیده‌ای از یک مقاله بسیار مهم به اسم «واژه غریب» است که ژنه در این مقاله در کل به مبحث شهرسازی می‌پردازد؛ شاید این مقاله مستقیم مربوط به نمایش نباشد اما به علت این که ژنه در آن از ساخت تماشاخانه‌هایی صحبت کرده است و اینکه باید تماشاخانه را در مرکز شهر و وسط آرامگاه‌ها ساخت این مقاله در این مجموعه گنجانده شده است.» در قسمتی از کتاب که مربوط به مقاله «واژه غریب...» ژان ژنه می‌شود می‌خوانیم: «در شهرهای کنونی، تنها مکانی که می‌توان در آن یک تماشاخانه ساخت، قبرستان است. این انتخاب به همان اندازه برای تماشاخانه مفید خواهد بود که برای قبرستان. مهندس معمارِ تماشاخانه تحمل بناهای احمقانه‌ای که خانواده‌ها مردگانشان را در آن دفن می‌کنند نخواهند داشت.» (صفحه 22)   نویسنده کتاب «ژان ژنه و معماری خلا» همچنین بیان کرد: «مقالات بعدی کتاب «زیبایی‌شناسی نمایشی ژان ژنه» تمام توصیه‌هایی است که ژنه به کارگردان‌هایی که مورد تایید خودش بودند می‌کند؛ یعنی کارگردان‌هایی که برای روی صحنه بردن نمایش‌هایش به آن‌ها اعتماد داشت. ژنه این توصیه‌ها را که توصیه‌های دقیقی هستند انجام می‌دهد، پیشنهاد‌هایی از قبیل این که چگونه نمایشنامه «بالکن» و  نمایشنامه «کلفت‌ها» را اجرا کنید! وی در ادامه افزود:‌ «درواقع ژنه به همه مسائل درباره بازی روی صحنه، نورپردازی، لحن صدای بازیگران، لباس، دکور و هر آنچه که مربوط به اجرای نمایشنامه است می‌پردازد؛ در حال حاضر این‌ها می‌تواند برای آن‌هایی که دست‌اندرکاران اجرای نمایش‌ هستند مفید باشد و ایده‌هایی به‌ آن‌ها بدهد؛ خصوصا از آن جهت که ژان ژنه از نمایشنامه‌نویسان تئاتر نو فرانسه بود اما در واقع هیچ وقت به طور مشخص در کوران تئاتر نو هم قرار نگرفت. فرض بفرمایید می‌توان برای اوژن یونسکو و ساموئل بکت یکسری ویژگی‌هایی را پیدا کرد که در هر دو مشترک باشد در  حالی که این ویژگی‌ها را ژان ژنه نیز در خود دارا بود و هم ویژگی‌های دیگری نیز داشت که در واقع تاثیرات خیلی زیادی از شیوه‌های اجرایی آسیای شرق دور، چین و اجراهای آیینی برای فرهنگ‌های قدیمی‌تر بود.» این مترجم همچنین مطرح کرد: «بنابراین تمام توصیه‌های ژنه برای اجرا روی صحنه می‌تواند به افرادی که می‌خواهند آثار او را روی صحنه ببرند کمک کند. ممکن است عده‌ای بگویند شیوه‌های اجرا در تئاتر نو فرانسه را خیلی‌ها می‌دانند و حال و هوای نمایشنامه‌های بکت و یونسکو را درک کرده‌اند و آثار آن‌ها از سال‌ها پیش روی صحنه رفته است؛ اما ژنه هم در زمره نویسندگان تئاتر نو قرار می‌گیرد و هم این که تمام این تاثیرات دیگر را در خود دارد.»   صحنه‌ای از تئاتر «بالکن» مهتاب بلوکی در پایان گفت: «این کتاب همچنین شامل چند مصاحبه کوتاه است با خانم و آقای آکار که طراح صحنه و لباس برخی از نمایش‌های مهم ژنه مانند «پاراوان‌ها» بودند و تمام خاطراتی که از ژنه و هنرپیشه‌هایی که با آن‌ها کارکردند را جای داده‌ایم. یکی دو تا مصاحبه‌ دیگر به این شکل نیز قرار دارد. همچنین در کتاب نامه‌هایی که  ژنه به برنارد فرچمن نوشته نیز آمده است که به نظر من از این جهت جالب است، زیرا نشان می‌دهد یک نویسنده تا چه حد می‌تواند در کنار دغدغه‌های زیباشناسی، دغدغه‌های مالی هم داشته باشد.» این کتاب پیچیدگی و اغراق را از ویژگی‌های آثار ژنه می‌داند و بازنمایی ناواقعیت در آثار او را بسیار مشهود می‌بیند. همان‌طور که در مقدمه کتاب در رابطه با نوع اجرای نمایشنامه «سیاهان» آمده است: «همه هنرپیشه‌ها باید حتما سیاهپوست باشند. اگر تصادفا یک شب تمام تماشاچیان سیاهپوست بودند باید حتما یک عروسک سفیدپوست در میان جمعیت نشانده شود. نور صحنه و نور سالن هردو باید هم‌زمان روشن شوند و باید نوری سفید و بسیار قوی باشد.» (صفحه 12)   آندره آکار صراح صحنه و لباس مورد پسند ژنه در بخشی از کتاب نیز شاهد خلاصه‌ای تحلیل گونه از 5 نمایشنامه ژنه یعنی «بالکن»، «سیاهان»،‌ «کلفت‌ها»،‌ «مراقبت ویژه» و «پاراوان‌ها» هستیم. نثر کتاب «زیبایی‌شناسی نمایشی ژان ژنه، مجموعه مقالات، نامه‌ها و گفت‌وکو‌ها»، همانند سایر آثار ژنه کمی دشوار و پیچیده است و علاوه بر جنبه تئوریک به جنبه اجرای تئاتر نیز پرداخته شده،  همچنین جنبه اقتصادی و فرهنگی در نامه‌های ژنه منعکس است.     گفتنی است کتاب «زیبایی‌شناسی نمایشی ژان ژنه، مجموعه مقالات، نامه‌ها و گفت‌وگو‌ها»، گزینش و ترجمه مهتاب بلوکی، در 1000 نسخه، 124 صفحه و با قیمت 17500تومان از سوی نشربیدگل منتشر شده است. ]]> هنر Mon, 29 Oct 2018 05:17:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/266753/تماشاخانه-ها-میان-قبرستان-ها-بسازید بحث و گفت‌وگوى آزاد با موضوع شكسپير؛ با تمركز بر «شاه لير» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266909/بحث-گفت-وگوى-آزاد-موضوع-شكسپير-تمركز-شاه-لير به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پروژه، گروه شاه لیر، روز جمعه يازدهم آبان ماه، ساعت ۱۴ تا ۱۶ در كافه تئاترشهر پذيراى دوستان و علاقه مندان گرامى خواهد بود. در این جلسه، بحث و گفت‌وگوى آزاد با موضوع شكسپير و با تمركز بر نمايشنامه «شاه لير" که از ۲۰ آبان، با کارگردانی  مسعود دلخواه در تئاتر شهر به روی صحنه میرود برگزار می‌شود. جلسه به زبان انگليسى و با حضور اساتيد دانشگاهى زبان و ادبيات و هنر مسلط به زبان انگليسى و با دبیری طلایه زهره وندی برگزار مى‌شود و حضور در جلسه براى عموم، آزاد و رايگان است. شایان ذکر است، نمايش شاه لير به كارگردانى و دراماتورژى مسعود دلخواه و با بازی هنرمندانی همچون؛ مهدی سلطانی، بهاره رهنما، الهام پاوه نژاد، خسرو شهراز، رحیم نوروزی و دیگر هنرمندان، از بيستم آبان ماه سال جارى در سالن اصلى مجموعه تئاتر شهر به روى صحنه مى رود.   ]]> هنر Sun, 28 Oct 2018 12:19:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/266909/بحث-گفت-وگوى-آزاد-موضوع-شكسپير-تمركز-شاه-لير حتی فرزندان علی عباسی نمی‌دانستند پدرشان چه تاثیری در سینمای ایران داشت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266900/حتی-فرزندان-علی-عباسی-نمی-دانستند-پدرشان-تاثیری-سینمای-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رونمایی از کتاب «علی عباسی تقدیم می‌کند: روایت یک کابوس سی ساله» نوشته‌ قصیده گلمکانی همراه با نمایش مستند سیب‌های درخت آلو شب گذشته شنبه (5 آبان ماه) در خانه سینما برگزار شد. این مراسم با سخنرانی امیر پوریا به عنوان منتقد آغاز شد. امیر پوریا گفت: من اولین بار نام علی عباسی را از خاطراتی که پدرم تعریف می‌کرد شنیدم؛ اینکه او فردی خوشتیپ بود، گوینده، مجری رادیو بود و صدای بسیار قوی داشت؛ همچنین در جایگاه نویسنده و قلم به دست نیز فعالیت می‌کرد. فکر می‌کنم تنها کسی که از بعد از انقلاب مجموع این ویژگی‌ها را در خود داشت علی معلم بود. خوشتیپ بودن علی عباسی در این کتاب هم مشهود است، البته معمولا در ایران از همین خوشتیپ بودن شروع می‌رود؛ در فضای فرهنگی که آدم‌ها فکر می‌کنند خیلی لزومی ندارد که به ظاهرشان برسند. وی درباره دیدارش با علی عباسی گفت: من علی عباسی را در هشتمین جشن منتقدان دیدم، جایی که هوشنگ گلمکانی، کیانوش عیاری و دوستانی دیگر روی سن بودند، علی عباسی نیز بود. حضور او روی سن در این صورت اتفاق افتاد که محمدرضا داوودنژاد، عباسی را در میان جمعیت دید و او را روی سن دعوت کرد؛ در حقیقت حتی حضور علی عباسی در ایران یک سورپرایز بود. فکر می‌کنم صحبت‌کردن درباره علی عباسی در حالی که من او را فقط روی همان سن و در همان برنامه دیدم خیلی روا نباشد و بزرگترهایی که او را می‌شناسند باید درباره او صحبت کنند. یکی از ویژگی‌های این کتاب همین است، یعنی کسی که اصلا متعلق به آن دوره نیست و شناخت و خاطره‌ای از آن دوره ندارد این کتاب را نوشته است.   امیر پوریا این منتقد مطرح کرد: در ایران در فضای فرهنگی و کسانی که مدعیان فرهنگ بودند دو چیز را به ‌عنوان ادعا مدام می‌شنویم! یکی اینکه افراد ادعا می‌کنند که من اسامی یادم نمی‌ماند. آن فیلم را دیدم و این کارگردان را می‌شناسم اما اسامی یادم نمی‌آید در حالی که آمار بیماری دیسلکسیا که فرد اسامی و اعداد را یادش نمی‌ماند ۴درصد است نه این که در ایران ۹۸ درصد از افراد به دلیل نادقیقی اسامی یادشان نماند. نکته دوم اینکه به کسی می‌گویی همشهری کین، مهدی میثاقیه، علی عباسی و یا چند اسم دیگر را میشناسی؟  فرد در پاسخ می‌گوید نه! من که آن زمان نبودم. این چه جوابی است که می‌دهند؟ مگر از زمان داوینچی کسی مانده؟ اولین حرف به عنوان نشناختن تاریخِ یک چیزی در حالی که منابع، اطلاعات و روش برای شناخت وجود دارد به نظرم به عنوان مهم‌ترین ویژگی این کتاب است که این حرف انکارناپذیر می‌شود. کسی که از نسل بعد از ماست دلبستگی و سماجتی را پیدا می‌کند و این ماجرا را دنبال می‌کند و این کتاب شکل می‌گیرد. او درباره ساختار کتاب «علی عباسی تقدیم می‌کند: روایت یک کابوس سی ساله» گفت: به عنوان نکته دوم درباره ساختار کتاب بگویم که همان‌طور که در ابتدای کتاب می‌بینید موضوع این کتاب در حقیقت پایان‌نامه قصیده گلمکانی در دانشگاه سوربن فرانسه بود؛ ولی کتاب کاملا ساختاری متفاوت از شکل کسالت‌بار یک متن آکادمیک را دارد. یعنی ساختار متفاوت لازم برای این کتاب را به درستی شناسایی کرده و به کار برده است. در این کتاب سیر وجود دارد و سرگرم‌کنندگی روایی هم در ساختار کتاب جاری است؛ حتی به‌گونه‌ای قصه فردی نویسنده نیز هست، تصویری که مراوده، معاشرت و مصاحبت‌هایی که نویسنده با عباسی داشته و تاثیراتی که روی گلمکانی گذاشته مشهود است. امیر پوریا در پایان گفت: محور اصلی در این کتاب زندگی فردی عباسی است. از هر زاویه‌ای که بخواهیم به بیوگرافی، فعالیت‌ها و فیلم‌های مهمی که تهیه کرد بپردازیم در این کتاب موجود است. درنهایت به این می‌رسیم که آن اتفاق ناپدیدشدن نگاتیو و فیلم‌ها و این اتفاق مهم در زندگی عباسی تا همین امروز که اینجا نشسته‌ایم ادامه دارد در قالب‌های دیگری انجام می‌شود.      مستند سیب‌های درخت آلو ساخته قصیده گلمکانی در این مراسم به نمایش گذاشته شد. ]]> هنر Sun, 28 Oct 2018 12:06:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266900/حتی-فرزندان-علی-عباسی-نمی-دانستند-پدرشان-تاثیری-سینمای-ایران کتابت؛ یکی از پر زحمت‌ترین شاخه‌های هنر خوشنویسی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266828/کتابت-یکی-پر-زحمت-ترین-شاخه-های-هنر-خوشنویسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مراسم رونمایی و جشن امضای کتاب «وصیت‌نامه امیرالمومنین علی علیه‌السلام به فرزندش امام حسن علیه‌السلام» به خط محمودرضا گودرزی شب گذشته جمعه (4 آبان ماه) در گالری خروش برگزار شد. در این مراسم مهبد توانائیان مدیر مسئول نشر موج مثبت، محمودرضا گودرزی، کیخسرو خروش و داود رواسانی از هنرمندان برجسته خوشنویس حضور داشتند. مهبد توانائیان پس از توضیحاتی درباره کتاب و مشکلات موجود بر سر راه انتشار کتاب بیان کرد: در کشور ما صنعت نشر از سال ۱۳۹۰ به بعد آن شکوفایی‌هایی را که تا قبل از سال ۹۰ داشت را از دست داد. واقعیت این است که عشق و علاقه ما به این صنعت است که باعث می‌شود همچنان در پی آن باشیم.  کتاب پیش رو کتاب بسیار خوبی است چون کلام امیرالمومنین است و برای هنرجویانی که می‌خواهند تمرین خط کنند خیلی خوب است که کلام امیرالمومنین را مشق کنند. کیخسرو خروش نقاش و خوشنویس، درباره خطاط کتاب «وصیت‌نامه امیرالمومنین علی علیه‌السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام» گفت: خط محمودرضا گودرزی از ابتدا جای تمجید و تحسین داشت. او از معدود افرادی است که شیوه را خیلی خوب گرفته است و من خوشحالم از این بابت که افرادی که با من کار کردند پیشرفت کرده و شیوه عماد را زنده کردند. عمادی که مورد بی‌مهری عده‌ای از خوشنویسان قرار گرفت و عظمت و قدرتش را کمتر کسی می‌شناسد. این هنرمند در ادامه بیان کرد: کتابت کتاب یکی از پر زحمت‌ترین شاخه‌های هنر خوشنویسی است. در اینجا من نقل قولی از استادحسین می‌آورم که کتابت را به زورخانه تشبیه می‌کردند، در زورخانه انواع هنرنمایی‌ها هست، چرخ و کباده وجود دارد ولی به این‌ها قهرمان نمی‌گویند؛ قهرمان کسی است که پشت حریف را به خاک برساند. در کتابت نیز به همین شکل است؛ ممکن است خوشنویس شیرینکاری‌های انجام دهد ولی کار را تمام نکرده باشد. تنها بخشی از هنر خط که دارای ارزش و تعالی است کتابت است، درواقع در ابتدا خط به خاطر کتابت به وجود آمد و اگر خط نبود بسیاری از کتاب‌هایی که در حال حاضر در اختیار ماست وجود نداشت و کسی خبر نداشت. این هنر کتابت است که آثار نیاکان را حفظ کرده است. کیخسرو خروش در پایان گفت: نکته دیگر این است که گودرزی در جوانی خط را به مرحله‌ای از تعالی رساند که بعضی‌ها در سنین بالا نیز موفق به انجام این کار نشدند. افراد زیادی در کلاس خوشنویسی هستند که مایه و استعداد کافی برای این کار را ندارند اینها ۱۵ یا ۲۰ سال در کلاس حضور پیدا می‌کنند. باید این را بگویم که استاد در کلاس همه را به یک چشم نگاه می‌کند و این استعداد شخص است که در مدت کوتاهی موفق می‌شود و این استعداد خود شخص است که او را به جایگاهی می‌رساند که هیچ‌کس مانع دیدنش نخواهد شد. این جوانان مرا زنده کردند و خوشحالم در همه این سال‌ها زحمتی که کشیدم و چیزی که یاد گرفتم و به دیگران آموزش دادم به ثمر نشسته است. خوشبختم از آن که این آموزه‌ها را به هنرجویان جوان منتقل کردم در حال حاضر موفقیت‌شان را می‌بینم و لذت می‌برم. در ادامه مراسم محمودرضا گودرزی خطاط کتاب «وصیت‌نامه امیرالمومنین علی‌علیه‌السلام به فرزندش امام حسن علیه‌السلام» مطرح کرد: در کنار هنر زیبای خروش، اخلاق و حسن رفتار او همواره سرلوحه کار من بود. اگر انسان استعداد داشته باشد و کار کند هنر  به دست می‌آید. ولی هنر بزرگ‌تر اخلاق خوب است که در حال حاضر خیلی نایاب و کم است. درواقع می‌توان گفت برنامه امروز بزرگداشتی برای خروش است. او هر نکته و آموزشی را در این زمینه بدون هیچ خساستی به من آموخت.   سخنرانی پایانی این مراسم نیز داود رواسانی بود که در صحبت‌هایی بیان کرد: خط در مقوله کتابت به مراتب برای خوشنویس سخت‌تر است. زیرا اگر خوشنویسی قرآن را کتابت کند در طول مدت کار کاتب اجازه ندارد به هر مراسم که دعوت شد برود، حتی دوات کتابت قرآنش باید از دوات سایر کارهایش جدا باشد. در متون ادبی کار برای کاتب سخت‌تر است به این دلیل که برای کتابت باید از ابتدا تا انتها  اندازه قلم و نوع و غلظت مرکب یکی باشد؛ این از سختی‌های کار کتابت است به همین دلیل استاد حسین می‌گوید پهلوانی در کتابت است. مراسم رونمایی و جشن امضای کتاب «وصیت‌نامه امیرالمومنین علی علیه‌السلام به فرزندش امام حسن علیه‌السلام» به خط محمود گودرزی، با تقدیر و تشکر از دیگر اساتید حاضر و امضای کتاب توسط محمود گودرزی و کیخسرو خروش به پایان رسید.   انتشارات موج مثبت کتاب «وصیت‌نامه امیرالمومنین علی علیه‌السلام به فرزندش امام حسن علیه‌السلام» را به همراه خطبه ۱۹۳ نهج‌البلاغه به خط محمودرضا گودرزی  در ۵۰۰نسخه و با قیمت ۴۰هزار تومان در ۳۲صفحه منتشر کرد. ]]> هنر Sat, 27 Oct 2018 09:00:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/266828/کتابت-یکی-پر-زحمت-ترین-شاخه-های-هنر-خوشنویسی