خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين هنر :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/art_media Sun, 20 May 2018 14:23:53 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sun, 20 May 2018 14:23:53 GMT هنر 60 فرزانه شبانی بازرس انجمن صنفی فیلمنامه‌نویسان سینما شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261346/فرزانه-شبانی-بازرس-انجمن-صنفی-فیلمنامه-نویسان-سینما به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجمع عمومی انجمن صنفی فیلمنامه‌نویسان سینما بعد از ظهر شنبه (29 اردیبهشت‌ماه) برای انتخاب بازرس جدید این تشکل در تالار زنده‌یاد سیف‌الله داد خانه سینما با حضور جمعی از فیلمنامه‌نویسان کشور تشکیل جلسه داد و ضمن ارایه گزارش عملکرد هیئت مدیره، خزانه‌دار و بازرس پیشین انجمن، نامزدها معرفی و با توزیع برگه‌های رای، انتخابات صورت گرفت. پس از اخذ و شمارش آرا فرزانه شبانی با 26 رای به عنوان بازرس اصلی و حسن مهدوی‌فر با 16 رای به‌عنوان بازرس علی‌البدل انجمن صنفی فیلمنامه‌نویسان سینما انتخاب شدند. فرزانه شبانی در سال 1339 در شهر شیراز متولد شد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم متوسطه در این شهر ادامه داد. در سال 1363 با مجید فرازمند ازدواج کرد و به تهران آمد. او دوره‌های مونتاژ، انیمیشن و مدیریت تولید را در مرکز آموزش فیلمسازی گذراند و کارش را با نگارش و کارگردانی فیلم کوتاه داستانی «فرنگیس» آغاز کرد. «شور زندگی» اولین فیلمنامه سینمایی اوست که توسط فریال بهزاد ساخته شد و پس از آن فیلمنامه «تو را دوست دارم» را نوشت که توسط عبدالله باکیده ساخته شد. سپس به همراه همسرش فیلمنامه «این زن حرف نمی زند» به کارگردانی احمد امینی و فیلمنامه کمدی «سیزده گربه روی شیروانی» را با مشارکت و کارگردانی علی عبدالعلی زاده نوشت. از دیگر آثار وی در زمینه فیلمنامه نویسی می توان به «مادربزرگ»، «وفا»، «مادر کامپیوتری»، «بمانی هفتم»، «راز سر به مهر»، «فرنگیس»، «دلقک» و... اشاره کرد. ]]> هنر Sun, 20 May 2018 09:44:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261346/فرزانه-شبانی-بازرس-انجمن-صنفی-فیلمنامه-نویسان-سینما عارف کشته شده در شهر «گفت‌وگو»/سرنوشت خونین مبدع سیم چهارم «سه‌تار» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261228/عارف-کشته-شده-شهر-گفت-وگو-سرنوشت-خونین-مبدع-سیم-چهارم-سه-تار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهر و استان کرمان تاریخ کهنی دارند. کرمان صاحب یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان یعنی تمدن جیرفت است که قدمت آن به هزاره سوم پیش از میلاد باز می‌گردد. شهر کرمان نیز در طول تاریخ تحولات بسیاری از سر گذرانده و در هر دوره شاهد رخدادهای شگفت‌انگیز و بعضا خونینی بوده است. کرمان به لحاظ طیف نخبگانی در طول تاریخ نیز منطقه مشهوری بوده و بسیاری از بزرگان فرهنگ، هنر، دین و سیاست در طول تاریخ تا دوران معاصر از این خطه برخاسته‌اند. بنابراین کرمان جای پژوهش بسیاری دارد. سیدمحمدعلی گلاب‌زاده، رئیس مرکز کرمان‌‌شناسی، یکی از محققانی است که به طور تخصصی روی تاریخ، فرهنگ و هنر کرمان پژوهش می‌کند. به قلم او تاکنون کتاب‌هایی چون «تاریخ اقتصاد و تجارت کرمان از هزاره نهم پیش از میلاد»، «کرمان در آینه گردشگری»، «نام‌ها و لقب‌های جالب در تاریخ کرمان»، «باب برزویه طبیب» و «تاریخچه مهدیه و مسجد صاحب‌الزمان کرمان» منتشر شده‌اند. سیدمحمدعلی گلاب‌زاده همچنین یکی از کتاب‌های مهم گلاب‌زاده «پژوهشی در رویداد قتل مشتاق» است که از سوی انتشارات ولی در کرمان فرصت نشر پیدا کرده و در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. اهمیت این کتاب نخست در پرداختن به شخصیتی چون میرزا محمدخان تربتی است که در زمینه‌های عرفان و موسیقی از چهره‌های مشهور تاریخ ایران است و دیگر در پرداختن به شرایط اجتماعی کرمان. اینکه چطور در کرمان که شهری مشهور به تساهل است، اهالی‌ آن به حرکت خونینی چون قتل میرزا محمدخان اقدام می‌کنند. مروری بر کرمان کرمان موطن و محل رشد و نمو بسیاری از پیروان ادیان و مذاهب مختلف است. در این شهر از مسلمانان پیروان مذاهب: شیعه، اهل سنت، شیخیه و اسماعیلیه زندگی می‌کنند. همچنین جمعیت زرتشتیان کرمان نیز محل توجه است. جشن‌های زرتشتیان کرمان مشهور است و جشن سده آن‌ها در سال ۱۳۹۰ در فهرست آثار فرهنگی ملی ایران ثبت شد. اقلیتی از کلیمیان (یهودی‌ها) نیز در این شهر زندگی می‌کنند. کرمان پذیرای مسیحیان نیز بوده و قبرستان آن‌ها نیز مشهور است. جالب اینجاست که پیروان این ادیان در طول تاریخ تا به امروز نیز همیشه به صلح و صفا زیسته و بین آن‌ها یک سنت گفت‌وگویی به معنای درست کلمه رواج داشته است. این پیروان حتی در جشن‌ها و آیین‌های مذهبی همدیگر شرکت می‌کنند. به عنوان مثال زرتشتیان کرمان سنت کهنی در سوگواری حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع) دارند که به آن «پرسه امام» می‌گویند. کرمانی‌ها در طول تاریخ هیچگاه آغازگر جنگی نبوده‌ و همیشه پذیرا و مامن کسانی بوده که به دلایل گوناگون از سرزمین خود نفی بلد شده بودند و تا پای جان نیز از میهمانان نفی بلد شده خود پذیرایی کردند. مشهورترین این نفی بلد شدگان، لطفعلی خان زند است. در تاریخ ثبت است که کرمانی‌ها در ایام محاصره حاضر نشدند برای رهایی خود لطفعلی خان را تحویل آقامحمدخان قاجار بدهند. کرمانی‌ها اهل گفت‌وگو به معنای واقعی کلمه و به شدت اهل مدارا هستند. جامعه‌شناسان در تحلیل این خصلت کرمانی‌ها شرایط سخت اقلیمی را دلیل آن گفته‌اند. به عنوان مثال فراهم آوردن آب در این نقطه از ایران بسیار سخت است و باید قنات‌های متعدد برای انتقال آب احداث کرد. سختی‌های بسیار برای فراهم کردن شرایط زندگی و کشاورزی به کرمانی‌ها مدارا و گفت‌وگو را آموخته تا مشکلات خود را از طریق آنها حل کنند. چرا که اگر کار به جدل بکشد حتی یک حرکت کوچک در تخریب قنات‌ها و راه‌آبه‌ها، چندین سال سختی و مشقت را برای بهبود آن می‌طلبد. مشتاق که بود و چه کرد؟ میرزا محمدخان تربیتی که به مشتاق علیشاه معروف شد، یکی از چهره‌های مهم ادبیات، هنر و عرفان در اواخر دوران زندیه و اوایل قاجاریه است. بنا به روایت مشهور مشتاق، در تربیت حیدریه چشم به جهان گشاده و دوران خردسالی تا نوجوانی را در اصفهان می‌گذراند. در جوانی به کرمان آمده و مدتی را در مقبره و بارگاه شاه نعمت‌الله ولی در ماهان کرمان به سر می‌کند و بعد به شهر کرمان وارد می‌شود. اما عجیب آنکه مشتاق در کرمان سرنوشت خونینی پیدا کرد و به طرز فجیعی کشته شد. هم‌اکنون مزارش به عنوان گنبد مشتاقیه یا سه‌گنبدان در میدان مشتاقیه کرمان مشهور است و مشتاقان به زیارت و دیدن آن می‌روند. میدان مشتاقیه سال‌هاست که به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز توریستی و گردشگری کرمان مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی قرار دارد. مشتاق به جز شهرت در عرفان و ادبیات در موسیقی نیز چهره ماندگاری از خود به جای گذاشت. از چیره‌دستی او در نوازندگی هنوز هم داستان‌ها و روایت‌های بسیاری بر سر زبان‌هاست. همچنین او کسی است که سیم چهارم را به ساز سه‌تار اضافه کرد و اکنون این ساز برخلاف اسمش چهار تار دارد. سیم چهارم هم به نام مبدع خود نامگذاری شد: «سیم مشتاق». مشتاق این سیم را بین سیم دوم و سوم اضافه کرد و بر مبنای آن ساختار ساز به این‌گونه تغییر پیدا کرد که دو سیم اول سیم‌های تک هستند و دو سیم دوم زوج. اضافه کردن این سیم باعث شد تا صدای سه‌تار شفاف‌تر شود. مرور «پژوهشی در رویداد قتل مشتاق» «پژوهشی در رویداد قتل مشتاق» یک کار ترکیبی است و در آن سعی شده ضمن معرفی مشتاق و شرح زندگی او و تحلیلی از چیستی موسیقی مطلوب از منظر دین مبین اسلام، یک بررسی تاریخی نیز از چرایی قتل مشتاق و ساختار جامعه در آن دوران نیز به مخاطبان ارائه شود. همانطور که بیان شد قتل مشتاق در کرمان عجیب است، چرا که مردمانش در طول تاریخ همیشه به تساهل و تسامح شهره بوده‌اند. کتاب هشت فصل دارد. در فصل نخست اوضاع اجتماعی کرمان در زمان زندگی مشتاق روایت شده است. تحلیل حضور اسماعیلی‌ها در کرمان و کیفیت حضور آنها در این شهر چند مذهبی از نکات جذاب این فصل است. روایت قتل مشتاق در فصل نخست ارائه می‌شود و در دیگر فصول نویسنده به تحلیل چرایی این قتل می‌پردازد. در علت قتل گفته‌اند که یکی از علمای بزرگ کرمان شیفته تفکر و هنر مشتاق شد که باعث حیرت دیگر عالمان بود. عده‌ای از نابکاران در این میان به گوش این علما رساندند که مشتاق کاری غیرشرعی کرده و قرآن را با نوای ساز می‌خواند که البته تهمت بزرگی به مشتاق بود که به رعایت موازین شرع پایبندی داشت. عالمی دیگر حکم به تعذیر داد، اما منظور قتل نبود و وقتی با پیکر خونین مشتاق مواجه شد که کار از کار گذشته بود. در فصل دوم درباره همراهان مشتاق به ویژه همراهانی که در سال‌های پایانی عمرش با آنها محشور بود، معرفی شده‌اند. گلاب‌زاده در فصل سوم زندگینامه مشتاق و روایت‌های تاریخی و مستند از سیره او و همچنین روایت‌هایی از مشتاق را که در اصل در حوزه فرهنگ عامه‌ قرار می‌گیرند و سندیت تاریخی ندارند، نقل کرده است. تحلیل این روایت‌ها کار دیگر نویسنده در این فصل است. در فصل چهارم موسیقی از منظر اسلام، موسیقی در عرفان اسلامی، جایگاه موسیقی در علم فیزیک و تجربیات مشتاق در حوزه موسیقی شرح داده شده است. گلاب‌زاده بحث مبسوطی در این فصل درباره درباره «سیم مشتاق» دارد و شرح می‌دهد که چگونه این اضافه شدن این سیم باعث شده تا از نظر فیزیکی صدای سه‌تار شفاف‌تر شود. به جهت آنکه در برخی منابع اشاره شده که روحانیت وقت در انتهای دوره زندیه و ابتدای قاجاریه در قتل مشتاق نقش داشتند، فصل پنجم کتاب به دفاع از روحانیت و اعلام عدم نقش آنها در کشته شدن مشتاق می‌پردازد. در فصل ششم به فاجعه‌ای که پس از قتل مشتاق در کرمان رخ داد، اشاره می‌شود. فاجعه‌ای که مشتاق پیش از کشته شدن، مردم را به آن هشدار داده و از عاقبت کار ترسانده بود. این فاجعه حمله آقامحمدخان قاجار به کرمان، محاصره شهر و در نهایت فتح و کشتار بزرگ مردم کرمان است. به عبارتی مشتاق به کرمانی‌ها که همیشه به مدارا شهره بودند، هشدار می‌دهد که از قتل و سنگسارش دست بکشند که فرجام بدی دارد. عده‌ای نیز بر این باورند که مشتاق کرمانی‌ها را نفرین کرد و آن‌ها به فاصله یکسال پس از کشته شدن مشتاق به بلایی چون آقامحمدخان قاجار دچار شدند. در فصل هفتم بر پشیمانی کرمانی‌ها از قتل مشتاق تاکید می‌شود. آن‌ها به فاصله کمی از جریان قتل نادم شده و برای جبران نقاط مختلفی از شهر را به نام مشتاق نامگذاری کردند. میدان مشتاق و بعدها دبستان و دبیرستان و پرورشگاه‌های به نام مشتاق نامگذاری شد. همچنین گنبدهای سه‌گانه مشتاقیه در کرمان که مزار و مدفن اوست در این فصل معرفی شده و نوع معماری خاص آن نیز مورد بحث قرار گرفته است. گلاب‌زاده در این فصل بخشی از باورهای فرهنگ عامه‌ای مردم کرمان درباره مشتاق را هم گردآوری و نقد کرده است. در نهایت در فصل هشتم به سایر کسانی پرداخته شده که در مشتاقیه به خاک سپرده شده‌اند. در این فصل اسناد وقفنامه‌های مشتاقیه نیز به مخاطبان معرفی شده است. در نهایت باید گفت که قلم شیرین نویسنده باعث شده تا پرده از راز قتل عجیب مشتاق برداشته شود. تحلیل جامعه شناختی این رویداد در میان پژوهش‌های جدید منحصر به فرد است. *** «پژوهشی در رویداد قتل مشتاق» نوشته سید محمدعلی گلاب‌زاده با شمارگان دو هزار نسخه، 236 صفحه و بهای 12 هزار تومان از سوی انتشارات ولی در کرمان روانه کتابفروشی‌ها شده است. ]]> هنر Sat, 19 May 2018 04:53:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261228/عارف-کشته-شده-شهر-گفت-وگو-سرنوشت-خونین-مبدع-سیم-چهارم-سه-تار راه‌حل ویسنی‌یک هم مانند یونسکو تخیل است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261264/راه-حل-ویسنی-یک-هم-مانند-یونسکو-تخیل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در ابتدای جلسه، احمد پوری درباره‌ ترجمه‌ این دو نمایشنامه و مبحث ترجمه به‌طور کلی صحبت کرد و با اشاره به اینکه زبان مبدأ مهم‌تر است یا زبان مقصد گفت: وزن و اندازه‌ای برای این که بگوییم کدام مهم‌تر است وجود ندارد؛ ولی برای مترجم، اصل، زبان مقصد است. چون مخاطب وقتی با اثر روبه‌رو می‌شود نمی‌داند در زبان مبدأ چه بوده و زبان مقصد برایش مهم است. هنگامی که مترجم به زبان مقصد تسلط کامل دارد ما با ترجمه‌های درخشان روبه‌رو می‌شویم. البته این به آن معنا نیست که زبان مبدأ مهم نیست، بلکه مترجم باید درک درستی هم از زبان مبدأ داشته باشد و آهنگ کلام و مقصود اصلی متن را دریابد.   محمد قاسم‌زاده نیز درباره‌ تفاوت سوررئال در نمایشنامه‌های ویسنی‌یک و در افسانه‌های ایرانی گفت: «سوررئالیسمی که در افسانه است با سوررئالیسمی که در قرن بیستم در ادبیات اروپا باب شد متفاوت است. در افسانه‌ها ما فقط آن امر فراواقع و شگفت‌انگیز را می‌بینیم، اما در سوررئالیسم اروپایی شکافتن روان آدمی و روان اجتماع را می‌بینیم و عرضه‌ی آن را به‌صورت امری متفاوت از آنچه به چشم می‌آید شاهدیم. این نویسنده در ادامه در مورد مبحث پوچی در دو نمایشنامه‌ مورد بحث صحبت و گفت: مثلاً در نمایش‌نامه‌ «حالا کی قراره ظرفا رو بشوره؟» قهرمان داستان به دلیل ادرارکردن پای مجسمه‌ استالین دستگیر می‌شود، ولی وقتی به زندان می‌رود پرونده‌ دیگری برایش درست می‌کنند... یعنی امر ظاهر کنار می‌رود و لایه‌های پنهانش ظهور می‌کند.   سپس مجتبا گلستانی درباره‌ تئاتر ابزورد صحبت کردند و گفت: «طبق گفته‌ یونسکو، نمایش‌نامه وسیله‌ای برای انتقال پیام نیست. نمایش‌نامه مستقل است، حتی از خودِ نویسنده. مثلاً مهم‌ترین درونمایه در این دو نمایش‌نامه مقابله با استالینیسم و توتالیتاریسم است؛ ولی این که بگوییم تنها پیام این دو نمایش‌نامه هم همین است کاملاً اشتباه خواهد بود. مهم‌ترین اتفاقی که در نمایش‌نامه‌های ویسنی‌یک رخ داده، تأکید بر اهمیت تخیل است برای تغییر جهان. من معتقد نیستم که آثار ویسنی‌یک درونمایه‌ی سوررآل دارد و از نظر من آنچه در آثار او می‌خوانیم فراتر از تجربه‌ی سوررئال است. او از بلوک شرق می‌آید، با تجربه‌هایی از محدودیت که حتی به نویسندگانش دیکته می‌کند چگونه باید بنویسند. راه‌حل ویسنی‌یک هم مانند یونسکو تخیل است که اولین و مهم‌ترین دستاوردش رسیدن به فردیت است. نمایش‌نامه با تخیل راه را برای آزادی باز می‌کند. یونسکو معتقد است اگر جهان آزادی و طنز نداشته باشد خیلی هولناک خواهد بود و ررئالیسم از نظر او یعنی مرگ.»   پس از پایان بخش اول صحبت‌های مجتبا گلستانی، احمد پوری درباره‌ شکسته‌نویسی در ترجمه گفت: «زبان شکسته با زبان عامیانه فرق دارد. جایی که التزام داشته باشد باید با زبان شکسته ترجمه کرد. این مترجم نیست که انتخاب می‌کند به زبان شکسته بنویسد یا معیار، بلکه متن به مترجم تحمیل می‌کند که کدام را باید به کار ببرد. مترجم باید نوشته را طوری به زبان مقصد برگرداند که همان حسی را منتقل کند که خواننده در زبان مبدأ تجربه کرده است و از این نظر، مترجم این دو نمایش‌نامه کاملاً موفق بوده و توانسته آن حس‌وحال را خیلی خوب به فارسی منتقل کند.» پس از صحبت‌های احمد پوری، مجتبا گلستانی درباره‌ پارودی در تئاتر ابزورد و در نمایش‌نامه‌های ویسنی‌یک صحبت کرد و توضیح داد: «ویسنی‌یک در نمایش‌نامه‌های مختلفش نشان داده که تسلط زیادی بر متون ابزورد و بر نویسندگان ابزورد پیش از خود دارد و با این آگاهی توانسته حتی از بکت و یونسکو هم فراتر برود. در نمایش‌نامه‌های ویسنی‌یک به شکل بازیگوشانه‌ای جدیت جهان زیر سؤال رفته است. نوشته‌های او از تن‌دادن به هرگونه تأویل و تفسیری که بتواند آن‌ها را به معنای ثابتی تقلیل دهد می‌گریزد.»   سپس احمد پوری درباره‌ ترجمه از زبان واسط صحبت کرد و محمد قاسم‌زاده درباره‌ اِلمان‌های تاریخی، سیاسی و اجتماعی در کارهای ویسنی‌یک سخن گفت. مجتبا گلستانی درباره‌ پایان‌بندی‌های نمایش‌نامه‌های ویسنی‌یک گفت: «پایان‌بندی‌های ویسنی‌یک همیشه بر ابهامی که در روایت‌ها وجود دارد چیزی اضافه می‌کند. مثلاً در مورد این دو نمایش‌نامه، نمی‌دانیم که واقعاً استالین در آخر نمایش‌نامه اول از جلوی پنجره گذشت یا نه؟ در نمایش‌نامه‌ دوم نمی‌دانیم شخصیت شاعر بالاخره از زندان آزاد شد یا نه؟ اعدام شد یا نه...» ]]> هنر Wed, 16 May 2018 12:45:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261264/راه-حل-ویسنی-یک-هم-مانند-یونسکو-تخیل تا خودمان دست به کار نشویم اتفاقی نمی‌افتد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261261/خودمان-دست-کار-نشویم-اتفاقی-نمی-افتد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی استودیو هورخش، جلسه رونمایی و جشن امضا کتاب «عروسک‌های متحرک» نوشته هرمز حقیقی به همت استودیو هورخش روز گذشته، 25 اردیبهشت ماه با حضور نویسنده کتاب، مدیران استودیو هورخش و جمعی از علاقه‌مندان در کتاب‌فروشی «نشر هنوز» برگزار شد.  اشکان رهگذر موسس و یکی از مدیران ارشد استودیو هورخش در این مراسم درباره آشنایی‌اش با هرمز حقیقی گفت: آشنایی با استاد حقیقی از مهم‌ترین شانس‌های زندگی من بوده است. برای هنرجویانی مانند من که می‌خواستیم کارمان در حوزه‌ انیمیشن را از صفر شروع کنیم، قدم اول بسیار مهم بود. کارگاه استاد حقیقی در مرکز صبا حدود هفت سال برگزار ‌می‌شد و او کسی بود که هنر انیمیشن را برای ما از جعبه سیاه خارج کرد و ما را متوجه کرد که می‌توانیم برای ساخت انیمیشن از ابزارهای ساده شروع کنیم و این هنر آن‌طور که فکر می‌کردیم دست‌نیافتنی نیست. او علاقه استادش به تدریس را زمینه‌ساز روی کار آمدن نسل جوان انیمیشن ایران دانست و بیان کرد: استاد در این کتاب هم اشاره می‌کند که فکر می‌کنیم فرآیند انیمیشن بسیار پیچیده و دست‌نیافتنی است اما می‌توان با امکانات و ابزارهای موجود به خلق عروسک‌های کاربردی در انیمیشن پرداخت. همان‌طور که در آن کارگاه‌ها ما از تکنیک فلیپ‌بوک شروع کردیم و بعد به پیچیده‌ترین دستگاه‌های وقت انیمیشن رسیدیم، در این کتاب می‌بینیم استاد چقدر ساده ما را تشویق می‌کند که کار را به راحتی شروع کنیم و نیاز نیست که حتماً ابزار خاصی در دسترس داشته باشیم. کارگردان انیمیشن «آخرین داستان» با اشاره به این‌که اراده هنرمند مهم‌ترین خصیصه برای شروع مسیر اوست گفت: استاد حقیقی در حوزه‌های مختلف مانند سابقه کار طولانی در زمینه کتاب و انیمیشن کودک دارد اما فکر می‌کنم این نخستین کتاب تخصصی است که از این دریای بی‌کران دانش او منتشر شده و کسانی که می‌خواهند وارد این عرصه شوند باید با همین کتاب‌ها شروع کنند. رهگذر با بیان این‌که از دوران هنرجویی‌اش در کلاس‌های هرمز حقیقی خاطرات بسیاری دارد، توضیح داد: همیشه وقتی به آن دوران فکر می‌کنم، می‌گویم کاش دانشگاه‌های ما حال‌وهوای کارگاه‌های استاد حقیقی را داشتند. یادم هست استاد ما را تشویق می‌کردند طراحی کنیم. در آن کارگاه تابلوی طراحی وجود داشت که استاد آن را به طراحی‌های دختران و پسران هنرجوی کلاسش اختصاص داده بود. استاد همیشه طراحی‌های دختران را در مقایسه با پسران بهتر می‌دانست و این مقایسه‌ها و ایجاد فضای رقابتی باعث شده بود ما هم انگیزه پیدا کنیم. او چاپ و انتشار کتاب «عروسک‌های متحرک» را کار کوچکی در مقابل زحمت‌های استادش در حق نسلی از هنرمندان جوان دانست که خودش هم یکی از آنهاست و عنوان کرد:  قرار بود کتاب‌های استاد حقیقی زودتر منتشر شوند. تجربه به من ثابت کرده تا خودمان دست به کار نشویم اتفاقی نمی‌افتد. بنابراین ما با کمک بچه‌های هورخش این کتاب را منتشر کردیم و البته استاد در نهایت این کتاب را به استودیو تقدیم کردند. امیدوارم انتشار «عروسک‌های متحرک» شروعی برای انتشار کتاب‌های دیگری از تجربیات استاد باشد. هرمز حقیقی، نویسنده کتاب «عروسک‌های متحرک» با اشاره به کارگاه‌های دهه‌ هشتاد مرکز صبا آغاز کرد گفت: هر وقت هنرجویان آن کارگاه‌ها من می‌رسند، می‌گویند در آن دوره بهترین خاطرات زندگی ما شکل داد. اشکان رهگذر بسیار خوب درباره آن دوره نکاتی را بیان کردند و امروز می‌بینیم که او یکی از بزرگ‌ترین استودیوهای انیمیشن ایران را هدایت می‌کند. او ادامه داد: علاوه بر او، چندین هنرمند از همان کارگاه‌ها امروز صاحب بزرگ‌ترین استودیوهای فیلم‌سازی در ایران و خارج از ایران هستند که هنوز با من در تماس هستند. هر چند که در نهایت آن مرکز فرهنگی هنری به «شرکت صبا» تبدیل شد و این جریان را متوقف کرد. حقیقی با اشاره به این‌که پس از توقف کارگاه‌های آموزشی‌اش در مرکز صبا، شروع به نوشتن تجربیاتش کرده درباره موضوع کتاب «عروسک‌های متحرک» گفت: در این کتاب می‌آموزید که چطور می‌شود با استفاده از خمیر عروسک‌های ثابت و یا با استفاده از اسکلت‌ فلزی سبک عروسک متحرک درست کنید. او با نشان دادن اولین عروسک متحرکی که از دوران تحصیلش در خارج از کشور به ایران آورده توضیح داد: آن زمان در شرکت صبا یک آهن‌تراش پیدا کردیم و با سیستم‌های ضعیفی که در آن دوران داشتیم این عروسک‌ها را ساختیم. در‌حالی‌که امروز خوشبتختانه کسانی هستند که عروسک‌های مفصلی به‌شکل حرفه‌ای‌تری می‌سازند. علاقه‌مندان می‌توانند با همین کتاب بدون نیاز به حضور در کلاس‌های آموزشی، عروسک‌سازی را شروع کنند. در کتاب تمام مواد موجود در بازار و ابزارهای لازم برای این کار را توضیح داده‌ام. در پایان این مراسم، جشن امضای کتاب با حضور دست‌اندرکاران چاپ «عروسک‌های متحرک» برگزار شد. هرمز حقیقی که فارغ‌التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه تهران است، دوره کارشناسی ارشد خود را در رشته انیمیشن در کالجی در شهر کلمبیا گذرانده است. او سابقه همکاری با استودیو والت دیزنی را نیز در کارنامه خود دارد. هرمز از سال ۵۷ که به ایران بازگشت در شبکه یک سیما آغاز به فعالیت کرد و تا کنون بیش از ۸۰ انیمیشن کوتاه ساخته که همین فعالیت‌ها او را به یکی از پایه‌گذاران انیمیشن در ایران تبدیل کرده است. ]]> هنر Wed, 16 May 2018 11:28:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261261/خودمان-دست-کار-نشویم-اتفاقی-نمی-افتد ​«فرش‌های ترکمن» خواندنی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261249/فرش-های-ترکمن-خواندنی-شدند حسین کمندلو، به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: کتاب «فرش‌های ترکمن» با عنوان فرعی «شاهکارهایی از هنر دشت‌های وسیع آسیای مرکزی از سدۀ دهم تا سیزدهم هجری در مجموعه هوفمیستر» نوشته النا تزاروا محقق و متخصص برجستۀ آکادمی علوم روسیه است که به تازگی با ترجمه من از سوی انتشارات دانشگاه سمنان فرصت طبع پیدا کرده است. وی افزود: این کتاب در مورد فرش‌هایی است که پیتر هوفمَیِستر  طی سال‌های متمادی با سختی بسیاری گردآوری ‌کرده است. با اینکه پیتر هوفمَیِستر در نوشتن مقاله، کتاب و همکاری پژوهشی فعالیت مناسبی داشته است، اما ایشان گنجینه گرانبهای خود را در اختیار محققی توانمند قرار داده است تا اثری بدیع و جذاب پدید آید. کمندلو ادامه داد: انتخاب النا تزاروا توسط پیتر هوفمَیِستر انتخاب کاملا مناسبی بود. با توجه به سابقه محققان روس در زمینه پژوهش در مورد فرش‌های ترکمنی، کتاب حاضر نیز غنای خوبی به خود گرفته و خواندنی شده است. «فرش‌های ترکمن: شاهکارهایی از هنر دشت‌های وسیع آسیای مرکزی از سده دهم تا سیزدهم هجری در مجموعه هوفمیستر» با شمارگان 400نسخه، در 360 صفحه همراه با تصاویر رنگی و بهای 34 هزار تومان از سوی انتشارات دانشگاه سمنان در سال 1397روانه کتابفروشی‌ها شده است. حسین کمندلو، هم‌اکنون به عنوان عضو هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه سمنان به تدریس و پژوهش اشتغال دارد. از دیگر کتاب‌های منتشر شده او می‌توان به «طرح و نقش در فرش‌های عشایری روستایی خراسان شمالی» و «شاهکارهای فرش‌بافی مشهد در عصر قاجار» اشاره کرد. ]]> هنر Wed, 16 May 2018 10:20:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261249/فرش-های-ترکمن-خواندنی-شدند فیلمنامه‌نویسان باید با گرایشات گوناگون در کار خود آشنا باشند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260365/فیلمنامه-نویسان-باید-گرایشات-گوناگون-کار-خود-آشنا-باشند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به تازگی کتابی به نام «نجات گربه» نوشته بلیک اسنایدر منتشر شده است که راهکارهای جدیدتری برای فیلم‌نامه‌نویسی در آن ارائه شده و به ادعای خود نویسنده که در مقدمه کتاب نیز آمده است؛ این کتاب دربرگیرنده تمام نکات کلیدی است که یک فیلم‌نامه‌نویس باید بداند. درباره لزوم انتشار چنین کتاب‌هایی و همچنین مباحث مطرح شده در این کتاب با  بهزاد افشار، مترجم این کتاب گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید. کمی درباره سوابق ترجمه و آغاز کار خود به عنوان مترجم توضیح دهید. پیش از این با دفاتر ترجمه کار کرده‌ام، مقاله و زیرنویس هم ترجمه کرده‌ام. اما «نجات گربه» اولین کتابی است که برای ترجمه به سراغش رفتم.   چطور شد که تصمیم گرفتید کتابی درباره فیلم‌نامه‌نویسی ترجمه کنید؟ آیا این مبحث به رشته تحصیلی  و تجربیات خودتان ارتباط پیدا می‌کند؟ مدتی بود که با این کتاب آشنایی داشتم و در مورد آن حرف‌های زیادی شنیده بودم و به دلیل علاقه‌ام به داستان‌نویسی قصد مطالعه‌اش را داشتم. وقتی با تعجب متوجه شدم که هنوز ترجمه نشده است، دیگر برایم روشن بود که کتاب دلخواهم را برای ترجمه پیدا کرده‌ام.   بیشتر کتاب‌هایی که درباره آموزش فیلم‌نامه‌نویسی در بازار موجودند تقریبا قدیمی هستند. ترجمه‌های زیادی از کتاب‌های سید فیلد و مک کی و... وجود دارد. ضرورت انتشار کتاب‌های جدید از مولفان دیگر را در این زمینه تا چه حد می‌دانید؟ نیاز به ترجمه و انتشار کتاب بستگی به تقاضای بازار و نظر مثبت ناشر یا مترجم  دارد  و پتانسیل کتاب که برای به میان آوردن حرفی جدید بتواند برای خواننده جذاب و کاربردی باشد. فکر می‌کنم «نجات گربه» شامل این موارد می‌شود. شخصا از خواندنش لذت بردم. از طرفی، از بعضی از دوستانم در دانشگاه‌های سینمایی شنیده بودم که خواندن آن توسط اساتید به آنها پیشنهاد شده است.   کتاب‌های آموزش فیلم‌نامه معمولا با توضیحات و مثال‌هایی از فیلم‌های مطرح دنیا همراه هستند و به صورت پاورقی یا در متن اصلی ارجاعاتی به آن‌ها داده می‌شود. ضرورت ضمیمه لوح فشرده‌ای که حاوی برخی از صحنه‌های این فیلم‌ها باشد را همراه این قبیل کتاب‌ها تا چه حد ضروری می‌دانید؟ بستگی به کتاب دارد. مثال‌های «نجات گربه» جهان‌شمول هستند و آن قدر منحصر به فرد نیستند که فقط مثالی خاص بتواند آنها را توضیح دهد. اگر به خودم بستگی داشته باشد، قرار دادن نشانی منابع اینترنتی در کتاب را به لوح فشرده ترجیح می‌دهم.   به نظرتان ارجحیت کتاب «نجات گربه» نسبت به کتاب‌های دیگری که در این حوزه ترجمه شده،‌ مانند کتاب‌های سیدفیلد و... در چیست؟ به غیر از لحن خطابی و صمیمانه کتاب، و طرح مبحثی به نام تفکرِ تک سطری، احتمالا بیش از هر چیز توجه نشان دادن به جنبه اقتصادی سینما که بسیاری دیگر از رساله‌های فیلمنامه‌نویسی آن را کسر شأن خود می‌دانند.   به نظر شما مخاطب این کتاب چه کسانی هستند؟ صرفا علاقه‌مندان به فیلم‌نامه‌نویسی یا قشر وسیع‌تری از مخاطب را در بر می‌گیرد؟ به نظرم برای هر خواننده‌ای که به داستان (حالا در هر مدیومی که می‌خواهد باشد) علاقه داشته باشد و بخواهد نسبت به ساختار و فوت و فن‌های  آن اطلاعات بیشتری پیدا کند جالب و مفید است.    فکر می‌کنید مباحث طرح شده در این کتاب آنقدر کامل هست که بتوان این کتاب را در زمره کتاب‌های آموزشی قرار داد یااینکه این کتاب می‌تواند در مقام یک خودآموز فیلم نامه‌نویسی به کار برود؟ بله. و به نظرم هدف نویسنده هم از نگارش آن کاملا همین بوده.    به عنوان مترجم این کتاب و کسی که به مباحث طرح شده در کتاب اشراف دارد، کاربرد این مباحث را برای فیلمنامه‌نویسی در سینمای ایران تا چه حد مفید می‌دانید؟ شاید بد نباشد سینمای ایران آن طور که این کتاب پیشنهاد می‌کند به تقاضا و علایق سینماروها بیشتر توجه نشان بدهد. فیلمنامه‌نویسان باید با روش‌ها و گرایشات گوناگون در دنیای کاری خود آشنا باشند. البته اینکه در نهایت تصمیم می‌گیرند با علم خود چه کنند به تصمیم فیلمنامه‌نویس و فیلم‌ساز بستگی دارد.     ]]> هنر Wed, 16 May 2018 05:18:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260365/فیلمنامه-نویسان-باید-گرایشات-گوناگون-کار-خود-آشنا-باشند تعدد ناشران سینمایی در ایران امکان انتخاب کتاب‌ را بیشتر کرده http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261008/تعدد-ناشران-سینمایی-ایران-امکان-انتخاب-کتاب-بیشتر-کرده  پرویز جاهد به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: امسال تقریبا بعد از 20 سال دوباره به نمایشگاه کتاب تهران آمدم. سال‌های پیش زمانی که فرصتی دست می‌داد  و به ایران می‌آمدم در فصل نمایشگاه کتاب نبود. به نسبت آن سال‌ها، اکنون تعداد ناشران و همچنین تعداد استقبال‌‌کنندگان زیاد شده و آدم‌های بسیاری در سالن‌ها رفت و آمد می‌کنند؛ اما با وجود این همه جمعیت بازدید کننده از نمایشگاه حیرت زده هستم که چرا شمارگان کتاب‌ها 500 نسخه است. تعدد ناشران: امکان انتخاب مخاطبان این منتقد سینما همچنین به بیشتر شدن تعداد ناشران سینمایی و امکان انتخاب مخاطبان، اشاره کرد و ادامه داد: آیا این تعداد زیاد بازدیدکننده، مخاطبان واقعی کتاب هستند یا صرفا رهگذرند و برای گذراندن وقت، تفریح و خوردن ساندویچ و نوشیدن قهوه به نمایشگاه کتاب می‌آید؟ این سوال مهمی است که پاسخی برای آن ندارم. شاید کتاب زیاد منتشر می‌شود و تعداد بسیار ناشران باعث شده تا مخاطبان تقسیم شوند. در حوزه کاری خود من یعنی سینما، مخاطب اکنون با تعداد زیادی از ناشران تخصصی سینما مواجه است که هرکدام بیش از 10، یا 20 عنوان کتاب منتشر کرده‌اند و مخاطب می‌تواند از بین آنها دست به انتخاب بزند. جاهد افزود: به عنوان مثال کتاب «دیالوگ» نوشته رابرت مک‌کی با دو ترجمه یکی از سوی نشر افراز و دیگری از طرف نشر ساقی ترجمه و منتشر شده است. شاید یک مخاطب عام نداند که کدام ترجمه بهتر و کدام مترجم معتبرتر است؟ مخاطب خاص یا کتاب را می‌شناسد یا مقدمه آن را مطالعه می‌کند یا اینکه ممکن است اصل کتاب به زبان انگلیسی را هم دیده باشد. شاید این امکان انتخاب و تعدد ناشران و مترجمان باعث شده تا شمارگان پایین باشد. تازه‌ترین کتاب‌های پرویز جاهد این منتقد، مترجم و پژوهشگر حوزه سینما در بخش دیگری درباره کتاب‌های تازه خود در سی‌ویکمین نمایشگاه کتاب تهران نیز اشاره کرد: امسال من با دو ناشر کار کردم و پنج کتاب تازه را در نمایشگاه کتاب دارم. البته نشر اختران هم کتاب «آندره بازن و نظریه واقع‌گرایی فیلم» را در سال گذشته منتشر کرده و در نمایشگاه امسال نیز عرضه می‌کند. یکی از کتاب‌ها با عنوان «همچون در یک آینه: دیروز و امروز سینمای ایران» را نشر افراز منتشر کرده و چهار کتاب دیگر با عناوین «جهان تیره و تار بلا تار»، «سلطان موج نو؛ بازخوانی آثار فرانسوا تروفو»، «پازولینی و سینمای شعر» و «سینمای مستقل جان کاساوتیس» را نشر ایجاز. این چهار عنوان مجموعه مقالات مختلف تالیف و ترجمه هستند که با گردآوری من منتشر شده‌اند. نویسنده کتاب «همچون در یک آینه: دیروز و امروز سینمای ایران» در توضیح محتوای این کتاب گفت: این کتاب مجموعه مقالات من درباره تاریخ و گذشته و امروز سینمای ایران است. کتاب دو بخش کلی دارد. در بخش اول به سینمای روشنفکری، مدرن، غیر متعارف یا به اصطلاح موج نویی سینمای ایران پرداختم. از سینماگران مدرن و متقدم سینمای ایران مثل ابراهیم گلستان، فرخ غفاری و فریدون رهنما شروع می‌شود و می‌رسد به آثار سینماگرانی چون سهراب شهید ثالث، آربی اوانسیان، پرویز کیمیاوی و دیگر سینماگرانی از این دست. درباره سینمای پس از انقلاب اسلامی هم درباره فیلمسازانی از این ژانر یا دسته‌بندی که به Art House Cinema در غرب معروف است، صحبت می‌شود. سینمایی که از آن به سینمای هنری تعبیر می‌شود و شامل آثار فیلمسازانی چون عباس کیارستمی، جعفر پناهی، اصغر فرهادی، ابوالفضل جلیلی، کیانوش عیاری و دیگرانی از این دست، است. وی افزود: رویکرد من در این کتاب «تحلیلی تاریخی» بوده تا با بهره‌بردن از آن به چگونگی زاده‌شدن سینمای مدرن در ایران، تحول سینمای ایران از آن جریان موج نو به سینمای هنری امروز برسم. من به گذشته تاریخی سینمای ایران چندان کاری ندارم و معمولا پژوهش‌های خود را درباره سینمای مدرن که از دهه 40 شروع شده، انجام داده‌ام. این جریان سینمایی در ایران از دهه 40 تا به امروز ادامه پیدا کرده و من سینمای هنری امروز ایران را ادامه دهنده جریان موج نوی سینمای ایران می‌دانم. برخی فیلمسازان سینمای مدرن امروز هم مانند عباس کیارستمی و بهمن فرمان آرا در واقع از آن دوره به این دوره حرکت کرده‌اند و در کنار نسل‌های جدید سینمای ایران مثل اصغر فرهادی، جعفر پناهی، محسن مخملباف و دیگران مشغول به فعالیت بوده‌ یا هستند. جاهد در ادامه با اشاره به این نکته که برخی فیلمسازان سینمای هنری امروز ایران خود از بزرگان جریان موج نوی سینمای ایران بودند، گفت: برخی از این سینماگران هم پیش از انقلاب و هم پس از انقلاب فعال بودند و فیلم می‌ساختند. گرچه کارشان در دوره‌های مختلف با افت و خیزهایی همراه بود. دلایل این افت و خیزها بخشی سیاسی، بخشی اقتصادی و بخشی هم فرهنگی است. به عنوان مثال بهرام بیضایی که همیشه آثارش تداوم داشته، در مقطعی روند آثارش قطع می‌شود. او دوباره شروع می‌کند، اما در نهایت خانه‌نشین شده و مجبور به مهاجرت می‌شود. اگر مخاطب با دقت مقاله‌های این کتاب را مطالعه کند با این سیر تاریخی آشنا شده و با تحلیل تازه‌ای از این ارتباط‌ها و گسست‌ها آشنا می‌شود. «سینماچشم‌«هایی که کتاب شدند پرویز جاهد در بخش دیگری از این گفت‌وگو به معرفی بیشتر چهار کتاب مجموعه مقالات منتشر شده خود در نشر ایجاز پرداخت و ادامه داد: من در لندن سردبیری نشریه‌ای را به نام «سینما چشم» بر عهده داشتم. این نشریه تا 10 شماره به صورت چاپی منتشر و به صورت آندیماند و درخواستی توسط سایت آمازون فروخته می‌شد. به عبارتی ما تیراژ نداشتیم، نشریه چاپ شده و ناشر آن یعنی انتشارات H&S Media نسخه pdf آن را روی آمازون عرضه می‌کرد. هرکسی که درخواست نسخه چاپی را داشت، آمازون آن را انجام داده و به آدرسش پست می‌کرد. این روند در غرب رایج است و بسیاری از ناشران به صورت آندیماند کار می‌کنند. مترجم نمایشنامه «لئونس و لنا» ادامه داد: سیستم آندیماند در غرب برای کتاب‌ها و نشریات فارسی چندان مناسب نیست. به همین دلیل ما هرچند که تلاش کردیم پلی میان نویسندگان و منتقدان فیلم با سینما دوستان یا «سینه‌فیلی‌»های داخل ایران و سینه‌فیلی‌های ایرانی مقیم غرب، اما موفق نبودیم، هرچند که در ابتدا فکر می‌کردیم این نشریه می‌تواند حداقل سینه‌فیلی‌های ایرانی مقیم کشورهای غربی را به خود جلب کند. البته بازخوردهای مناسبی از مخاطبان این نشریه گرفتیم، اما از نظر مالی نتوانستیم انتشار آن را ادامه دهیم. جاهد همچنین با اشاره به این نکته که شماره‌های دهگانه نشریه «سینماچشم» هنوز هم به آمازون فروخته می‌شود، گفت: مخاطب داخلی به این نشریه دسترسی نداشت و اکنون نیز ندارد. من با درخواست‌های بسیاری برای انتشار محتوای این نشریه‌ در ایران یا خریداری مستقیم آنها، روبه‌رو بودم. نشریه برای انتشار چاپی در ایران مجوز نداشت و من راهی برای رساندن آن به مخاطبان داخلی به ذهنم نمی‌رسید. حتی یکبار در ایران دوستی به من گفت که شماره‌های این نشریه به صورت غیرقانونی در ایران و بدون مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تکثیر شده و در پیاده‌روهای خیابان انقلاب عرضه می‌شود. به این دلایل تصمیم گرفتم که مقالات شماره‌های دهگانه «سینماچشم» در ایران در قالب کتاب به مخاطبان عرضه شود. خوشبختانه همه کتاب‌ها هم مجوز گرفتند و تاکنون چهار مجلد از آن منتشر شده است. اهمیت بلا تار و کمبود منابع مطالعاتی درباره این فیلمساز مجارستانی نویسنده کتاب «برگزیده یک قرن موسیقی فیلم» درباره میزان استقبال مخاطبان نمایشگاه از چهار کتاب سینمایی منتشر شده‌اش در نشر ایجاز اشاره کرد: کتاب مجموعه مقالات تالیف و ترجمه «جهان تیره و تار بلا تار» با استقبال مخاطبان مواجه شد. بلا تار سینماگر بسیار مهمی است که پیشتر صرفا یکی دو عنوان کتاب درباره او به فارسی منتشر شده بود. آن دو عنوان کتاب هم یکی تک‌نگاری مشهور ژاک رانسیر درباره او به نام «بلا تار پس از پایان» است که دو بار با ترجمه‌هایی از محمدرضا شیخی و رضا خلیلی منتشر شده و کتاب دیگر هم ترجمه مجموعه مقاله‌های مختلفی که با گردآوری سعیده طاهری و بابک کریمی در نشر شورآفرین رنگ انتشار به خود دیده است. جاهد گفت: زمانی که ما در نشریه «سینماچشم» درباره بلا تار نوشتیم، هنوز کتابی در ایران درباره این سینماگر برجسته مجارستانی منتشر نشده بود، اما اکنون چند کتاب خوب و مهم در کنار «جهان تیره و تار بلا تار» وجود دارد و خلا کمبود منابع مطالعاتی درباره او را پر می‌کند. البته بلا تار در سطح عموم ایرانیان شناخته شده نیست، چرا که هیچکدام از 10 فیلمش در ایران اکران نشده‌‌اند. فقط یکبار فیلم «مردی از لندن» او در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد. بنابراین فقط قشر خاصی در ایران بلا تار را می‌شناسند. این جریان عجیب و متناقضی است که درباره سینماگری کتاب کار کنی و درباره او بنویسی که هیچگاه فیلم‌هایش در ایران اکران نشده‌اند. مقایسه سینه‌فیلی‌های ایرانی با همتایان غربی خود جاهد در بخش دیگری از گفت‌وگو با ایبنا به علاقه زیاد مخاطبان و سینه‌فیلی‌های ایرانی به سینمای جدی جهان اشاره کرد و گفت: امروزه دیگر سینما، شناخت سینما و مطالعات سینمایی محدود به فضای رسمی نیست. فضای غیررسمی آنقدر پیشرو، قوی و مستقل است که دیگر منتظر بخشنامه‌های دولتی نمی‌ماند که آنها بررسی کنند که آیا آثار بلا تار، لارس فون تریه در ایران قابل نمایش هست یا نیست؟ همچنین این طیف منتظر تلویزیون هم نمی‌ماند که مگر یک زمانی فیلمی از بلا تار را پخش کنند. وی افزود: علیرغم تمام محدودیت‌ها اما سینه فیلی‌های ایرانی و علاقه‌مندان پروپاقرص سینمای جدی در ایران، بسیار پیشروتر و به‌روزتر از سینه‌فیلی‌های غربی هستند. علاقه‌ای که در ایران به سینمای روشنفکری، سینمای آوانگارد، سینمای اکسپریمنتال و سینمای غیرمتعارف و سینماگران شاخص مدرن و پست مدرن غربی وجود دارد در خود غرب وجود ندارد. نویسنده کتاب «نوشتن با دوربین» ادامه داد: در غرب شاید صرفا در جشنواره‌های سینمایی سینه‌فیلی‌ها را می‌بینید و اگر مثلا خود بلا تار بیاید و سخنرانی کند، مخاطبان چندانی در سالن جمع نمی‌شوند، اما در ایران اگر حتی یک مترجم بیاید درباره بلا تار سخنرانی کند، غوغا شده و سالن آنقدر پر می‌شود که دیگر جای سوزن انداختن در آن نیست. تعداد مخاطبانی که در جشنواره جهانی فیلم فجر امسال برای دیدن الیور استون یا ژان پیر لئو آمدند، حیرت انگیز بود. اکنون ژان پیر لئو در فرانسه یک بازیگر بازنشسته است و حتی در جشنواره‌های فیلم هم او را به جا نمی‌آورند، اما در ایران آدم‌های بسیاری برای دیدن او آمده و از او امضا می‌خواستند. علت عدم تجدید چاپ «از سینما تک پاریس تا کانون فیلم تهران» جاهد در بخش پایانی این گفت‌وگو درباره حضور کتاب‌های «نوشتن با دوربین: رو در رو با ابراهیم گلستان» و «از سینما تک پاریس تا کانون فیلم تهران: رو در رو با فرخ غفاری» نیز چنین گفت: پنجمین و آخرین چاپ «نوشتن با دوربین» دو سال پیش منتشر شد. کتاب در اصل نزدیک به هشت سال تجدید چاپ نشده بود، چرا که در دولت‌های نهم و دهم فعالیت انتشارات اختران را به حالت تعلیق درآورده بودند. برای تجدید چاپ آن در سال 95 با ناشر به توافق رسیدیم که بهترین یادداشت‌های منتقدان درباره کتاب را به همراه گفت‌وگوهای تازه‌ای با گلستان و نگاهش به بازخوردهایی که از کتاب گرفته، به آن اضافه کنیم. وی در پایان گفت: «از سینما تک پاریس تا کانون فیلم تهران» هم تا مدت‌ها در دولت‌های نهم و دهم غیرقابل چاپ تشخیص داده شده بود، اما با روی کار آمدن دولت آقای دکتر حسن روحانی، منتشر شد. من دوست داشتم که مقدمه‌ای که بهمن فرسی برای این کتاب نوشته بود، نیز در آن منتشر شود، اما نشر نی به من اطلاعی مبنی بر صدور مجوز نشر این کتاب نداد و ناگاه آن را در سال 93 منتشر کرد. اکنون نیز من در هیچ کتابفروشی آن را نمی‌بینم در صورتی که باید تجدید چاپ شود. کتاب دیگری نیز با نشر آگه کار کردم به نام «برگزیده یک قرن موسیقی فیلم» که در واقع گزیده‌ای است از بازخوانی و مرور من بر موسیقی فیلم و بهترین آثاری که در این عرصه ساخته شده است. متاسفانه این کتاب نیز نایاب است و نمی‌دانم چرا تجدید چاپ نمی‌شود.   ]]> هنر Fri, 11 May 2018 08:40:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261008/تعدد-ناشران-سینمایی-ایران-امکان-انتخاب-کتاب-بیشتر-کرده ​رونمایی از کتاب بزرگترین رویداد فوتبالی چهان در بزرگترین رویداد فرهنگی ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261015/رونمایی-کتاب-بزرگترین-رویداد-فوتبالی-چهان-فرهنگی-ایران حسین حسین‌زاده مولف کتاب درگفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با اعلام این خبر گفت: پس از ماه‌ها تحقیق و پژوهش در راستای تالیف این کتاب، در آستانه برگزاری جام جهانی۲۰۱۸ روسیه و در ایام برگزاری بزرگترین رخداد فرهنگی کشور یعنی سی‌و یکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، کتاب «بیست هجده» رونمایی شد.   حسین زاده درباره این کتاب گفت: کتاب «بیست هجده» در نوع خود بی‌نظیر بوده و با محوریت برگزاری جام جهانی فوتبال، به فرهنگ، آداب، رسوم، سنت‌ها، باورها، اقتصاد، اجتماع و سیاست ۳۲ کشور راه یافته به جام جهانی ۲۰۱۸ پرداخته است.   پژوهشگر این اثر در پایان گفت: علیرضا فغانی، داور بین‌المللی فوتبال که سابقه قضاوت در بزرگترین رویدادهای جهانی را دارد، روی این اثر مقدمه‌ای نوشته است.   کتاب «بیست هجده» به قلم حسین حسین‌زاده در ۳۵۵ صفحه، قطع وزیری، با شمارگان ۲۰۰۰ نسخه و به قیمت 20 هزار تومان و با جلد شومیز چاپ و روانه بازار نشر شده است.    سی‌و‌یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با شعار (نه به کتاب نخواندن) از ساعت ۱۲ الی۲۲ اردیبهشت ۹۷ در محل مصلی امام خمینی(ره) تهران درحال برگزاری است.   ]]> هنر Fri, 11 May 2018 08:23:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261015/رونمایی-کتاب-بزرگترین-رویداد-فوتبالی-چهان-فرهنگی-ایران فیلمنامه‌های سه‌گانه «سیاه و سفید» پولانسکی در نمایشگاه http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260696/فیلمنامه-های-سه-گانه-سیاه-سفید-پولانسکی-نمایشگاه غلامرضا صراف در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: «بن‌بست و دو فیلمنامه دیگر» رومن پولانسکی به همراه انتشارات مروارید، «ضیافت و چند نمایشنامه دیگر» و «دیالوگ با سه نفر و چند نمایشنامه دیگر» هر دو از هرولد پینتر از انتشارات مانیا هنر، سه کتاب تازه من برای سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است. وی افزود: فیلمنامه‌های «بن‌بست»، «چاقو در آب» و «انزجار» معروف به سه‌گانه سیاه و سفید» پولانسکی هستند. او «بن‌بست» و «انزجار» را به همراه ژرارد براش و «چاقو در آب» را به همراه یرژی اسکولیموفسکی نوشت. «چاقو در آب» در سال 1962 و «انزجار» و «بن‌بست» نیز به ترتیب در 1965 و 1966 به فیلم تبدیل شدند. صراف ادامه داد: «دیالوگ با سه نفر و چند نمایشنامه دیگر» هرولد پینتر هم شامل 12 نمایشنامه است؛ «شبی بیرون از خانه»، «طرح‌های کمیک/مشکل در کارخانه»، «سیاه و سفید»، «پیشنهاد مخصوص»، «آخریش هم رفت»، «شب»، «مشکلت اینه»، «همه‌ش همین»، «متاضی»، «مصاحبه» و «دیالوگ با سه نفر». «ضیافت» هم نام یکی دیگر از مشهورترین نمایشنامه‌های پینتر است. نشر مروارید در سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در شبستان، راهروی 25 غرفه شماره 22 حضور دارد.   ]]> هنر Wed, 09 May 2018 12:12:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260696/فیلمنامه-های-سه-گانه-سیاه-سفید-پولانسکی-نمایشگاه این کتاب یک موزه سیار است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260877/این-کتاب-یک-موزه-سیار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)  آیین رونمایی از کتاب «سی هزار سال هنر» با حضور سعید شهلایی مجسمه‌ساز و استاد دانشگاه، ولی‌الله کاووسی دکترای تاریخ هنر، علی بوذری منتقد هنری و منیره پنج تنی و گلناز صالح‌کریمی مترجمان کتاب برگزار شد. سعید شهلایی در ابتدای این نشست گفت: اولا بگویم تخصص من تاریخ هنر نیست و ای کاش از دوستان متخصص این حوزه مانند رویین پاکباز دعوت می‌شد. نسخه انگلیسی این کتاب را اولین بار حدود هفت سال پیش در شهر کتاب شعبه نیاوران خریدم و خواندم، و بسیار شگفت زده شدم. بسیار کتاب جذابی بود و ابعاد آن بزرگتر از این کتاب است و نکته جالب این بود که در هر چند صفحه از این کتاب آثاری از ایران وجود دارد از دوران­‌های مختلف و از چهارهزار سال قبل از  میلاد. از اولین اثر که یک کاسه است تا آخرین اثری که چهره فتحعلی شاه  اثر مهرعلی نقاش دوره قاجار است، البته هرچه از صفحات گذشت فاصله بین آثار هم بیشتر شده است. این مجسمه‌ساز بیان کرد: بسیاری از آثار این کتاب که منوط به کشور­های دیگر است برای فرهنگ ایرانی بود، به عنوان مثال در جایی کاری از بهزاد آورده شده و در قسمتی دیگر هم اثری از بهزاد است که آن را یک اثر هنری مربوط به هرات دانسته‌اند و این مساله اهمیت دارد. این کتاب مارا را متوجه نقشی می‌کند که در فرهنگ و تمدن جهان داشته‌ایم. شهلایی ادامه داد: در تمام موزه های دنیا اثری از این فرهنگ و تمدن هست، مثلا در موزه لوور نمایشگاه بسیار بزرگی به نام امپراطوری گل­سرخ هست و بسیاری از آثار هنری بازاری از دوره قاجار از همه جای دنیا جمع شده و آثار با ارزشی هم از کاخ گلستان قرض گرفته‌اند، که احتمالا این قرض گرفتن در مقابل کارهایی است که از فرانسه آمد. او در ادامه گفت: زمانی که فیلم نمایشگاه را دیدم برخی از این کارها را برای اولین‌بار بود می‌­دیدم،  60 کلکسیون و مکان مختلف جهان در این نمایشگاه مشارکت کردند، چه آثاری که از این مملکت در دوران‌های مختلف خارج شد! البته من هیچ‌وقت تاسف خروج این آثار به کشور­های دیگر را نخورده‌­ام چون در آن­جا این آثاربهتر مرمت شده و به خوبی محافظت و نگهداری می­‌شوند و در اینجا ازبین می‌روند. مانند زمان حمله اعراب که آثار هنری بسیاری را سوزاندند و از بین بردند. همچنین در چهل سال قبل نیز آثار بسیاری را به دلیل پوشش نامناسب از بین بردند، آثار هنری زیادی در کاخ­‌های نیاوران بود به صرف این که برهنه هستند آنها را از بین بردند، البته می­‌دانم که برخی از دوستانی که فرصت داشتند این آثار را دسته‌بندی و در زیر گنجینه کاخ‌­ها پنهان کردند، چون اینها جزء فرهنگ و تمدن همه مردم جهان است که نقش مشارکتی ایران راهم نشان می‌­دهد. ولی الله کاوسی دکترای تاریخ هنراز نگاه خود کتاب «سی­‌هزار سال با هنر» را معرفی کرد و گفت: من 20سال است که در فضای دانشکده‌های هنراین کشور هستم، دقیقا از سال ۱۳۷۶ که وارد دانشگاه شیراز شدم تا به الان که در دانشگاه تهران هستم همیشه در دانشکده‌های هنری این کشور خودم و یا دوستانم حضور داشتیم، یک نکته جالب برای من در این ۲۰ سال گذشته این است که یک فرهنگ کنکوری‌محور در مطالعات تاریخ هنر داشتیم، یعنی همه دانشجویان هنر و کسانی که می‌خواهند وارد رشته هنری شوند یک جبر کنکورخوانی بر آنها حاکم بوده، یک نظام کنکوری و سازمان‌سنجش باعث شده که ما آدم‌های کنکوری خوانی بار بیاییم.  او در ادامه این مبحث گفت: یعنی چند سوال تکراری همیشه در مغز ما بوده است، به عنوان مثال نخستین نمایشنامه‌نویس ایران که بود؟ میرزافتحعلی آخوندزاده و نمونه دیگر پیشوای مکتب کوبیسم که بود؟ پل سزان، نقاش شام آخر اثر کیست؟ اثر لئوناردو داوینچی و اگر از من دانشجوی لیسانس یا فوق لیسانس هنر سوال کنند که یک کلمه دیگر درباره میرزا فتحعلی آخوندزاده بگو نمی‌داند. هیچوقت از ما دانشجویان هنر خواسته نشده که تعمقی کنیم و دو کلمه دیگر جز همان تستی که در کنکور می آید یاد بگیریم. کاووسی در ادامه صحبت‌هایش گفت:  طی این 30 یا 40 سال اخیر  حتی شاید بیشتر و در حدود دهه ۴۰ شمسی چندین تاریخ هنر غرب و چندین نوع از کتاب‌هایی که ما با عنوان تاریخ هنر می‌شناسیم در بازار کتاب وجود داشت، شاید نخستین کتابی که ما و نسل قبل از ما با آن آشنا شدیم کتاب معروف تاریخ هنر هلن گاردنر است که نسخه‌های متعددی از آن آمد و در همان سال‌ها چکیده‌ای از آن را علی‌نقی وزیری موسیقیدان مشهور منتشر کرد. این‌ها کتاب‌های کلاسیک تاریخ هنر ایران بود و بعد از آن تاریخ هنر جنسن آمد و این کتاب را خیلی می‌شناسیم و مدام به آن رجوع می‌کنیم یعنی هرکس تاریخ هنر می‌خواند یا به کتاب هلن گاردنر رجوع می کند یا کتاب جنسن. کتاب دیگری که در دهه ۷۰ شمسی با ترجمه خیلی خوب علی رامین منتشر شد کتاب تارخ هنر ارنست گامبریج است که همه ما آن را می‌شناسیم نام آن «سرگذشت هنر  و داستان هنر»  است و به نظرم از هردو کتاب جنسن و گاردنر آموزنده‌تر بود چون در این کتاب یک مطالعه تطبیقی عمیقی است در فرهنگ هنری مغرب زمین از دوره باستان و یونان باستان و روم به هنر معاصر عرب می‌رسد. کاووسی افزود: من خودم همیشه شوق داشتم که کتاب ارنست گامبریج را بخوانم و شیفته کتاب هنر گامبریج هستم. در دهه‌های بعدی کتاب‌هایی منتشر شد که هنوز خیلی کلاسیک نشده‌اند مانند کتاب «سی و دو هزار سال هنر» که گروهی از ویراستاران به سرپرستی  هرمز ریاحی منتشر کردند و کتاب دیگری به نام «انگیزه آفرینندگی در سیر تاریخی هنر»که جلال الدین اعلم آن را ترجمه کرد. این کتاب‌ها همه یک پکیج تاریخ و هنر برای ما دوست‌داران و دانشجویان هنر پدید آورد و یک فهمی از هنرغرب برای ما ایجاد کرد، اینجاست که برای  انتخاب یک کتاب جدید در زمینه تاریخ هنر مقداری وسواس ایجاد می‌شود، الان من چند کتاب در این زمینه معرفی کردم و در بازار موجود است که اهل فن و دانشجویان سطح پایین‌تر مردم حرفه‌ای‌تر آن را بخوانند و به درجه‌ای از فهم تاریخ و هنر برسند. چه نیازی است که ما یک کتاب دیگر ترجمه کنیم؟ او در ادامه درباره کتاب سی‌هزارسال تاریخ هنر گفت: مهمترین حسن این کتاب این است که یک موزه سیار است موزه‌ای است که می‌­توانیم در کتاب­خانه خود نگه ­دایم کتاب‌هایی که پیشتر از آن نام بردم این کار را برای ما نمی­‌کند توضیحات طولانی دارد تصاویر خوبی هم البته دارد اما حکم این که یک موزه سیار باشد را ندارد چون تعداد تصاویر آن محدود است، تصاویر مطالب را پیش می­‌برند یا در خدمت مطالب هستند کتابی که این دو خانم زحمت کشیده و ترجمه کرده‌­اند حسن اولش این است که یک موزه سیار برای مخاطب حرفه‌ای و مخاطب نوآموز است و مخاطب حرفه‌ای طیف وسیعی از تصاویر را که ندیده می­‌بیند و با آن آشنا می­‌شود، این لایه اول است و لایه دوم آن با مناطقی که هنر درآن پرورده شده و اثر هنری که ایجاد شده است آشنا می­‌شود طیف وسیع‌تری از اسامی که ما می­‌دانیم مانند یونان و روم فراتر از آن است و از  اقصی نقاط آفریقا، قطب شمال، قطب جنوب، قاره امریکا، منطقه شرق آسیاو هند و منطقه وسیعی از جهان آثارشان در این کتاب هست، تقریبا هر اسمی که  شما فکرش را می­‌کنید از کاستاریکا و از افریقای بزرگ، این حسنی است که من مخاطب که خود را حرفه ای می‌­دانم به نظرم می‌رسد. او در ادامه بیان کرد: لایه دیگر این که علاوه‌بر منطقه جغرافیایی پرورنده این هنرها با مناطق نگهدارنده این آثار و با انبوهی از موزه‌ها که نمی‌شناختیم هم آشنا می‌شویم، از موزه‌های مختلف جهان مانند لوور و ترکیه و توضیحات مختصری هم درباره این اثار می‌‌خوانیم که چه بوده است. کاووسی در خصوص ترجمه این کتاب نیز بیان کرد: ترجمه این کتاب ترجمه روانی است و زبان فارسی را این مترجم‌ها خیلی خوب می­‌دانند، ازنظر من این مهم است که مترجم بسیار بیشتر از زبان مبدا زبان فارسی را بداند چون که زبان مبدا را دیکشنری هم کمک می‌کند این که مترجم بداند چه واژه­ ای را به­ جای واژه‌­ای دیگر برگزیند به دانش و سواد زبان فارسی برمی‌­گردد، با این حال شاید به دلیل کم ­تجربگی شان و این­که خیلی وارد اصطلاحات نشدند چندین لغزش هایی در کتاب وجود داشت، می­‌توانم در خلوت به خانم‌­ها بگویم اما ترجیح می‌­دهم عمومی اعلام کنم البته من ادعای مترجم بودن نمی‌کنم اما این‌هایی که به ­نظرم رسیده برای سایر کسانی که شاید روزی دست به ترجمه شدند و این برایشان مفید باشد و باید حواسشان را به جاهای متعددی جمع کنند. اگر این کتاب ویراستاری بهتری می‌شد و فرد پرورده‌تری این­ کار را انجام می‌داد بهتر بود.  او درباره مهمترین دستاورد از ترجمه این کتاب گفت: ما دو مترجم جوان و با انرژی داریم که وارد کار ترجمه شدند و این را درک می­‌کنم و هم خودم کار ترجمه کرده‌­ام و هم دانشجویانی که کار ترجمه می‌کردند داشتم، صریح می­‌گویم مترجمان ما غالبا علیل هستند به‌خصوص مترجمان بخش هنر. مثلا فردی شغل دیگری داشته سرهنگ ارتش بوده در دوران بازنشستگی‌اش کتاب هنر ترجمه می‌کند یا مترجم های سطح بالارشته ادبیات تحصیل کردند هیچ عیبی ندارد اما اینها مترجمان هنری نیستند، این که دو خانم تحصیل کرده در این زمینه وارد شدند مهمترین دستاوردی است که از این کتاب داریم. شهلایی درباره صحبت های کاووسی گفت: البته خدمت دوستان باید بگویم آنقدر کار نشده در این مملکت وجود دارد که هرکسی هرکاری انجام بدهد حتی اگر اشتباه داشته باشد، باید بگوییم دستت درد نکند! چون واقعا تصور این که چنین کاری را انجام دهیم خیلی است! بخصوص در دورانی که بسیاری می‌­خواهند تمام معلومات خود را از موبایل کسب کنند. کتاب خریدن در کشور ما سالی یک بارشده آن هم به‌صورت تفریح، حداقل در دوران و نسل ما روزهای پنجشنبه روز کتاب خریدن داشتیم و همه خود را مقابل کتابخانه و کتاب فروشی‌ها ملاقات می­‌کردیم. این مجسمه ساز گفت: درحال حاضر سالی یکبار همه کتاب می‌­خرند، درمقابل دانشگاه تمام کافی شاب ها موج می­زند از کسانی که نشسته و گپ می­زنند اما در کنار آن کتابخانه ها خالی از افراد است، نکته­ ای که در اینجا  وجود دارد  این است که کار نشده بی‌عیب است و آنکه انجامش می‌دهد عیب دارد.  آنچه که درمورد این کتاب برای من اهمیت دارد این است که: اولا آنقدر در این جهان کتاب خوب وجود دارد که نیاز است ترجمه شود حتی ممکن است به فرض بیست نفر این کتاب را بخرند و با دقت ورق بزنند و تعدادی هم برای کتاب­خانه خود آن را تهیه کنند اشکالی ندارد خیلی از دوستان جوان که نقاشان و مجسمه سازان خوبی هم هستند و ازشان می‌پرسی فلان کتاب را خواندی جوری نگاه می­‌کنند که گویی خواندن امری قدیمی و کهنه شده است! در ادامه این نشست علی بوذری از تاخیر خودعذرخواهی کرد و گفت: از صحبت‌های دوستان استفاده کردید و شاید برخی حرف‌های من تکراری باشد اما زمانی که این کتاب به دست من رسید خیلی تجربه جالبی بود که تاریخ هنر را به این شکل مورد بررسی قرار دهیم و یک بار به این شکل بخوانیم، مخصوصا در قسمت پیش تاریخی بسیار جذاب بود و زمانی که پیش­تر می‌­رفتیم شاهد این بودیم که تمدن از یک کشور در یک منطقه جغرافیایی تازه شروع شده است . در آثار پیش تاریخی بیشتر نگاه‌هایی را داریم که نگاه آثار انتزاعی هستند و آثاری را داریم که خیلی وابسته هستند به اسطوره‌ها و ایزدها و ایزدبانوها و زمانی که پیش­تر می‌­آمدیم شاهد عبور برخی تمدن‌ها بودیم و تمدنی که تازه به این مرحله رسیده بود در بخش های بعدی کار قدری مشکل می‌­شد تاریخ هنراروپا،شرق و خاورمیانه با توجه به مسائل فرهنگی و سیاسی که وجود دارد به شکل کاملا متفاوتی رشد می‌کند به همین دلیل کنار هم قرار دادن این آثار و نگاه مقایسه‌ای که وجود داشت نگاه مقایسه‌ای معناداری نبود و درواقع  نمی­‌توانستم ارتباط آنها را درک کنم. وی افزود: همانطور که گفتم در بخش پیش تاریخی این جریان ملموس و جذاب بود که شباهت‌های بین آثار پیش تاریخی مناطق مختلف وجود دارد اما زمانی که تمدن­‌ها شکل گرفت این کنار هم قرارگرفتن آثار هنری چندان معنادار نمی‌شد خود من وقتی ورق می‌زدم ترجیح می‌دادم این آثار و سیر تحول را درکنار یکدیگر ببینم البته این یک نوع نگاه متفاوت به تاریخ هنر است. شهلایی  در پاسخ به صحبت های بوذری اضافه کرد: این کتاب تاریخ هنر نیست و قرار نیست برای دانشجویی که تاریخ هنر می‌­خواند باشد، این کتاب مخاطبش کسی است که همه این‌ها را خوانده و سیر حرکت تمدن را می‌بیند هرکتابی یک الگو و یک مخاطبی دارد، مخاطب این کتاب یک دانشجو نیست و هرکدام از آن ها کنجکاوی می‌کنند تا بدانند چه‌خبر است بوذری ادامه داد: هرکس از یک منظری به کتاب نگاه می‌کند من ابتدا درباره خود کتاب محتوا و بعد به ترجمه می‌پردازم. شما گفتین این کتاب برای کسی مناسب است که تاریخ هنر را خوانده باشد و به آن مراجعه کند و در انتهای صحبت خود گفتین این بخش برای کسی مفید است که ببیند و کنجکاو شوذ که تاریخ هنر بخواند و مطالعه کند. شهلایی در پاسخ به سخنان بوذری گفت: این کتاب برای یک آماتور نیست بلکه برای کسی است که تاریخ هنر را می‌داند، شما این کتاب را بررسی کنید و باز کنید ولی نقد نکنید چون نقد کتاب در این جا جایی ندارد و تاثیری ندارد و مولفان آن نیستند. پنج‌تنی در ابتدای سخنان خود گفت: از نقد‌های شما بسیار استفاده کردیم. فکر می‌کنم یک مشکل جدی وجود دارد، حتی اگر درباره مولفان این کتاب صحبت کنیم باید روش پژوهش این کتاب چه بود و کتاب‌های تاریخ هنری که مثال زدید و این‌ها عملا تکرار هم‌دیگر هستند کتاب های دوره محور، منطقه محور، سبک محور و کشورمحور هستند به استثنای کتاب «تاریخ تحلیلی هنر جهان» که حتما دیده‌اید و انتشارات بهجت آن را منتشر کرده و کتاب شناخته شده‌ای هم نیست. تفاوت و مزیتی که این کتاب دارد روش پژوهش عامدانه مولفان کتاب برای نگارش چنین تاریخ هنری است. وی در ادامه افزود: همانطور که استاد گفتند زمانی که می‌خواهیم در حوزه های مختلف جستجو کنیم مثلا در تاریخ اسلامی مطالعه کنیم با توجه به این‌که مخاطب ما چه کسی است متن را انتخاب می‌کنیم و با توجه به مسائل فرهنگی و سیاسی که وجود دارد، این کتاب‌ها طیف و درجه‌بندی دارد. اگر کسی بخواهد اطلاعات مشخصی درباره تاریخ هنر بداند و ذهن تاریخی به دست آورد مطمئنا این کتاب برای او سودمند نیست ولی اگر کسی اطلاعات اولیه داشته باشد بخواهد کتاب را با نگاه پژوهشی بخواند کتاب کارآمدی است و اگر کسی نخواهد اطلاعات مدون و منظم تاریخ هنری داشته باشد مخاطب عام بخواهد این کتاب را بخواند این کتاب مناسب است.  صالح کریمی دیگر مترجم این کتاب نیز  گفت: کار ترجمه این‌گونه نیست که کلمات یک متن انگلیسی را از روی دیکشنری پیدا کرده و کنار هم بگذاریم، بسیاری از مترجمان با این روش ترجمه کردند و مثلا در زندان نشستند از روی دیکشنری کلمات را کنار هم چیدند اما ما فارسی را خوب بلدیم و انگلیسی راهم  خوب می‌دانیم و برای اینکه بتوانید از زبان انگلیسی خوب ترجمه کنید باید ساختارهای انگلیسی را بفهمید باید متن را بفهمید و بدانید از کجا شروع می‌شود در کجا تمام می‌شود، اگر خیلی از کلمات جملات ررا کنار هم بگذارید یک جمله فارسی  در نمی‌آید. پنج تنی درباره دلیل انتخاب این کتاب نیز بیان کرد: چون این مساله به طرق مختلف مطرح شد باید بگویم برمی‌گردد به نقد شما از این کتاب، در اصل نقد زمانی سازنده است و وقتی از اصول حرفه‌ای خود پیروی می‌کند که زمانی که از موضوعی ایراد می‌گیریم بتوانیم دلیل‌اش را هم بیان کنیم، مثلا اگر می‌گویید یک انتخاب هوشمندانه بهتری می‌شد چند کتاب نام ببرید و بگویید بهتر بود این کتاب ها ترجمه می‌شد پس بنابراین حقیقتا به لحاظ  آداب نقد این را نمی‌توانم بپذیرم و اگر شما نمونه‌ای مثال می‌زدید برسی می‌کردم. اما تاکید ویژه ما براین است که این اثر در نوع خودش حتی در زبان انگلیسی هم خاص است. در انتهای این نشست لوح تقدیری به منیره پنج‌تنی، گلناز‌ صالح کریمی‌، ولی‌الله کاوسی و سعید شهلایی اهدا شد. ]]> هنر Wed, 09 May 2018 07:58:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260877/این-کتاب-یک-موزه-سیار کتاب‌های پرفروش حوزه سینما و تئاتر در نمایشگاه کتاب کدامند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260829/کتاب-های-پرفروش-حوزه-سینما-تئاتر-نمایشگاه-کتاب-کدامند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-فاطمه میرغیاثی: 10روز از فعالیت ناشران در نمایشگاه کتاب تهران گذشت و روز به روز بر جنب‌وجوش راهروها افزوده می‌شود. در روزهای پایانی هفته جمعیت بیشتری در نمایشگاه حضور دارند. معمولا غرفه ناشران مشهورتر شلوغ‌تر از سایر غرفه‌هاست. در بخش ناشران عمومی نمایشگاه به دنبال اسامی ناشرانی می‌گردم که در حوزه سینما و هنر فعالیت می‌کنند و سراغ چندتایی می‌روم و از پرفروش‌های امسال در حوزه سینما و نمایش‌نامه می‌پرسم، سعی می کنم در این گزارش به پرفروش ترین کتاب‌های حوزه سینما و تئاتر بپردازم.   شلوغی نمایشگاه باعث شده بود برخی از ناشران پاسخگو نباشند و برخی دیگر با وجود اینکه سرشان شلوغ بود سریع نام چند کتاب را گفتند، انتشارات آونداندیش یکی از این ناشران بود و چند کتاب پرفروش امسال را معرفی کرد: «نمایش‌نامه‌نویسی» اثرآنچلو پارا ترجمه سارا کاظمی‌منش، «فیلم سازی» اثربرایان مایک ترجمه پیام یزدانی، «فیلم نامه نویسی» نوشته لورا شلهارد  ترجمه مهسا ملک‌مرزبان، «نویسندگی برای سینما و تلویزیون» اثر گریک‌بتی و زارا والدیک ترجمه محمدگذرآبادی، «101 نکته‌ فیلم‌نامه نویسی» نوشته الکسیس‌نیکی ترجمه محمدگذرآبادی و « فلسفه‌ی هنرهای اجرایی» نوشته دیوید دیوس ترجمه سلمامحسنی اردهالی آثار پرفروش این انتشارات بودند.  جوانه‌توس هفت نمایش‌نامه آنتوان چخوف را با ترجمه ناهید کاشی‌چی از زبان‌ روسی منتشر کرده که در نمایشگاه امسال «باغ آلبالو» جزء پرفروش‌ترین‌های این انتشارات بوده است.     بعد از چندبار رفت‌وآمد به غرفه نشر شورآفرین بالاخره با حسن کاظمیان مدیراجرایی انتشارات گفت‌وگوی کوتاهی درباره پرفروش‌های امسال داشتم. او  کتاب «مجموعه مقالات جان‌کاساوتیس» که سعیده طاهری و بابک میرکریمی آن را گردآوری کرده‌‌اند همچنین «کیارستمی، پشت و روی واقعیت» اثر یوسف اسحاق‌پور ترجمه محمدرضا شیخی، «دفاع از دیوانگی» مجموعه کامل داستان‌های وودی آلن ترجمه مازیار عطاریه و «گفتگو با ولز» اثر مارک دبلیو استرین ترجمه آرمان صالحی از پرفروش‌های این انتشارات بود.   پس از آن به نشر چشمه رفتم و بهرنگ کیائیان خیلی سریع نام کتاب‌های «دردنیای تو ساعت چند است» صفی یزدانی، «راهنمای کوچک برای نوشتن درباره‌ی‌ فیلم» تیموتی گوریگان ترجمه مهسا رضوی، «سینمای آزار» درباره آثار «میشائیل هانکه» اثر سعید عقیقی و مجموعه آثار استادمحمد را جزو پرفروش‌ها اعلام کرد و رفت.   چند قدمی بالاتر از چشمه غرفه نشر ثالث قرار دارد رفتم و از سینا جعفریه پرفروش‌های حوزه هنری نشر ثالث را پرسیدم و او کتاب‌های «خانه‌ای با شیروانی قرمز» گفت‌وگوی آیدین آغداشلو با عباس کیارستمی نوشته مرجان صائبی، «جدال با جهل» گفت‌وگو  نوشابه‌امیری با بهرام بیضایی و «غریبه بزرگ» زندگی و آثار بهرام بیضایی نوشته محمد عبدی را نام برد.     راهرو 21 به نسبت دیگر راه روها خلوت‌تر بود و توانستن برای دقایقی راحت‌تر قدم بزنم: جاوید مسئول این انتشارات فرهنگ جاوید «آگهی» اثر ناتالیاگینزبورگ ترجمه کاظم‌ فرهادی و فرهاد خردمند، «پرومته درزنجیر» نوشته اشیل با ترجمه شاهرخ مسکوب، «محاکمه ژان‌دارک در رُوان» نوشته برتولت‌ برشت ترجمه عبدالله کوثری و « آواز خوان طاس» نوشته اوژن‌ یونسکو ترجمه محمدتقی غیاثی را جزو آثار پرفروش این نشر دانست.    به غرفه نشر روزنه‌کار رفتم مدیر انتشارات نبود اما مسؤل غرفه پاسخم را داد: امسال فروش کتاب چندان خوب نبود و در این بین کتاب‌های پرفروش‌ بخش سینما: جلد سوم و چهارم «راهنمای فیلم» بهزاد رحیمیان، «شاهین‌ مالت» اثر داشیل‌ همت ترجمه پرویز نصیری، «سینمای وسترن» احسان خوشبخت، «کتاب‌شناسی سینما درایران» اصغر یوسفی نژاد آثار پرفروش ما بودند.   دوباره برگشتم سمت راهرو‌های اولیه شبستان و انتشارات افراز که مانند روز‌های قبل پراز جمعیت بود و دورتادور غرفه شلوغ، اعظم کیان‌افراز مدیر انتشارات افراز تا مرا دید جلو آمد و با طمأنینه به سوالم درباره پرفروش‌های امسال پاسخ داد: در حوزه سینما «دکور در سینما» و «قصه درسینما» از مجموعه دفترهای کوچک کای‌دوسینما، «اگر دوباره شروع ‌می‌کردیم» اثر امانوئل اشمیت ترجمه رویا لهراسبی، «موسیو ابراهیم و گل‌های قرآنی» ( براساس رمانی از اریک امانوئل‌اشمیت) نوشته علی‌رضا کوشک جلالی و در بخش نمایش‌نامه «خدای‌کشتار» ( برنده جایزه تونی نمایش‌نامه نویسی2009 شدو به چاپ چهارم رسید) از یاسمینا رضا ترجمه علی‌رضا کوشک‌جلالی و از همین نویسنده نمایش‌نامه «بلافیگورا» با ترجمه بهروز سروعلیشاهی و «مأموران‌اعدام» اثر مارتین مک‌دونا ترجمه سروش زاغیان و امیر نجفی را به عنوان آثار پرفروش معرفی کرد و گفت: نمایش‌نامه‌های ایرانی چندان خوب نیستند. او همچنین کتاب «دیالوگ» (هنر کنش کلامی برصفحه،صحنه و پرده) اثر رابرت مک‌کی ترجمه مهتاب صفدری را به عنوان پرفروش‌ها نام برد و اظهارکرد: این کتاب در نمایشگاه امسال به خوبی به فروش رفت و به چاپ دوم رسید.   کاوه کاغذچی در نشر چلچله با خوشرویی پاسخم را داد: چلچله اولین ناشری است که در زمینه نمایش‌نامه خارجی توانسته کپی‌رایت داشته باشد. پروفروش‌ترین نمایشنامه‌های خارجی این انتشارات «بیماری خانواده مین» اثر فاستوپاراوادیانو با ترجمه نیایش بهمنی از زبان ایتالیایی، « زنگوله تبتی» والریودی پیرامو که در سفارت ایتالیا از این کتاب رونمایی شد و دو نمایشنامه از ایتالاکونتی ترجمه هدی عرب‌شاهی که در صفحه اول این سه نمایشنامه برگه کپی ‌رایت و  قرارداد ناشر با مترجم وجود دارد. همچنین نمایش‌نامه «حقایقی درباره برادرم فریدون» از سپیده قربانی براساس فرهنگ و خانواده ایرانی نوشته شده که دعوای یک خانواده سر ارث و میراث را روایت‌ می‌کند و برنده جایزه اکبر رادی و کاندید نمایشنامه‌نویسی هجدهمین جشنواره تئاتر تجربی شد، این‌ها ‌جزو پرفروش‌ترین‌های امسال بود اما استقبال از نمایش‌نامه خیلی کم‌تر از رمان است.   این ناشر همچنین عنوان کرد که درسال آینده تمرکز نشر چلچله بر نمایش‌نامه خواهد بود و همه این نمایشنامه‌ها نیز با خرید کپی‌رایت در این انتشارات منتشر خواهد شد.   فکر می‌کنم با اکثر ناشران حوزه هنر البته آنهایی که مایل به پاسخ بودند صحبت کرده‌، نزدیک ظهر است و راهرو‌های نمایشگاه در آخرین پنجشنبه نمایشگاه بسیار شلوغ و پر از ازدحام است. چشم‌ام به غرفه انتشارات حکمت‌کلمه می‌افتد. نیستانی مسئول غرفه « پیرزن کرچ» تادئوش روژه ویچ با ترجمه محمدرضا خاکی را اثرپرفروش این نشر اعلام می‌کند و می گوید: این نمایشنامه از ترجمه بسیار خوبی برخوردار است و فروش خوبی داشت، «بلشویک ها» اثر میخائیل شاتروف با ترجمه احمد پوری نیز جزو پرفروش ها بوده است. او گفت: اولین‌بار است اثری از میخائیل شات‌روف ترجمه می‌شود، این کتاب چهل سال پیش ترجمه شده بود اما پخش نشد و دوباره چاپ شد. وی همچنین یک نمایشنامه پنج جلدی ازهارولد پینترکه را نیز نام می‌برد: تاکنون دو جلد از آن را منتشر کرده‌ایم: «ضیافت و چند نمایش‌نامه دیگر» و «‌دیالوگ با سه نفر وچند نمایش‌نامه دیگر » باترجمه غلامرضا صراف، «پانک راک» سایمون‌ استیونز ترجمه علی‌رضا معصوم‌نژاد دیگر آثار پرفروش ما هستند. در همین روز پنج نمایشنامه ايوب آقاخانى با نام‌هاى پياده در مه، هفت عصر هفتم پاييز، اروندخون، زنانى که به بزها خيره شدند و نمايشنامه‌هاى راديويى معاصر در انتشارات سيراف با حضور نویسنده رونمایی شد و حضور مردم علاقه مند برای گرفتن امضا از ایوب آقاخانی من را به استقبال از کتاب های هنری امیدوار کرد.   آخرین انتشاراتی که به سراغش می‌روم چترنگ است ، پس از کمی انتظار سارا رضوان‌فر مسئول غرفه اینگونه پاسخم را می‌دهد: «سینمای کریستوفر نولان» نوشته جکلین فربی و استوارت‌ جوی ترجمه نیوشاصدر فروش بسیار خوبی داشتند. همچنین در میان فیلمنامه و استوری‌بورد «میان‌ستاره‌ای » اثر جاناتان نولان، کریستوفر نولان ترجمه ماهان تیرماهی و «شوالیه تاریکی» از جاناتان نولان،کریستوفر نولان ترجمه امیرعطا جولایی و «بتمن آغاز می‌کند » کریستوفرنولان، دیوید اس‌گویر ترجمه امیر عطا جولایی آثار پرفروش ما بودند. فکر می‌کنم تقریبا به تمام غرفه‌هایی که آثار سینمایی و نمایشی منتشر می کنند سر زده‌ام. در نمایشگاه کتاب معمولا همه به سراغ کتاب های داستان و شعر می‌روند اما یکسری ناشران به انتشار کتاب‌های تخصصی حوزه سینما و تئاتر دست می‌زنند و من پیش خود فکر می کنم پیوند هنر و ادبیات چه پیوند فرخونده‌ای خواهد بود و چقدر بهتر خواهد بود اگر اهالی سینمای نیز بیشتر به سراغ کتاب بیایند.    ]]> هنر Tue, 08 May 2018 10:26:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260829/کتاب-های-پرفروش-حوزه-سینما-تئاتر-نمایشگاه-کتاب-کدامند اولین «کتاب سال تصویرگری اصفهان» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260828/اولین-کتاب-سال-تصویرگری-اصفهان-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این کتاب دربردارنده مقدمه‌ای از جمعی از نویسندگان حوزه ادبیات و تصویرگری ایران از جمله افسانه شعبان نژاد، بیوک ملکی، محمود پوروهاب، ابوالفضل همتی آهویی، فرزاد ادیبی، کمال طباطبایی، نگین احتسابیان، سعید سلیمی، هدی حدادی، آرین خانی، سینا پاکزادکسری و... نیز بوده که می‌تواند خط مشی مناسبی برای هنرمندان نوپا و دانشجویان جویای نام باشد. مدیرهنری این کتاب و رویداد امین سلیمانی است و طرح جلد «کتاب سال تصویرگری اصفهان »طرحی از «برج فلکی قوس» است که نماد فرهنگی و تاریخی اصفهان است. مراسم رونمایی از این کتاب قرار است به زودی در  یکی از دانشگاه‌های هنر اصفهان برگزار شود. ]]> هنر Tue, 08 May 2018 10:24:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260828/اولین-کتاب-سال-تصویرگری-اصفهان-منتشر جشن امضای نمايشنامه‌هاى ايوب آقاخانى http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260748/جشن-امضای-نمايشنامه-هاى-ايوب-آقاخانى به گزارش خبرگزارى کتاب ایران(ایبنا) روز پنجشنبه بيستم ارديبهشت ماه١٣٩٧ و همزمان با پرپايى سى‌و‌يکمين  نمايشگاه بين‌المللى کتاب تهران مراسم رونمايى و جشن امضاى پنج نمايشنامه از ايوب آقاخانى، در محل نمايشگاه کتاب برگزار خواهد شد. در اين مراسم که از ساعت ١٥روز پنجشنبه بيستم ارديبهشت ماه در شبستان مصلى(سالن ناشران عمومى)، راهرو ١٩غرفه١٩ برپا می‌شود، پنج کتاب ايوب آقاخانى با نام‌هاى: پياده در مه، هفت عصر هفتم پاييز، اروندخون، زنانى که به بزها خيره شدند و نمايشنامه‌هاى راديويى معاصر از انتشارات سيراف، رونمايى خواهند شد.   ]]> هنر Mon, 07 May 2018 08:34:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260748/جشن-امضای-نمايشنامه-هاى-ايوب-آقاخانى نمایشگاه کتاب و آشنایی بیشتر با بلا تار، کیارستمی و جان کاساوتیس http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260633/نمایشگاه-کتاب-آشنایی-بیشتر-بلا-تار-کیارستمی-جان-کاساوتیس محمدرضا شیخی‌محمدی به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: تازه‌ترین کتاب من که خوشبختانه از طرف انتشارات شورآفرین به سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رسید ترجمه «کیارستمی: پشت و روی واقعیت» نوشته یوسف اسحاق‌پور است. این کتاب در اصل شامل دو کتاب مختلف با ساختاری متفاوت از هم، درباره سینمای کیارستمی است که در دو بازه زمانی متفاوت منتشر شده بودند، اما در ترجمه فارسی در یک مجلد به مخاطبان ارائه شدند. وی افزود: جلد نخست این کتاب با عنوان « کیارستمی: پشت و روی واقعیت» که در سال 2002 منتشر شد، به صورت قطعه‌نگاری کار شده و در آن مخاطب با دنیای کیارستمی عکاس و فیلمساز روبه‌روست. اسحاق‌پور در جلد دوم  که برای نخستین بار در سال 2012 منتشر شد، برای هرکدام از فیلم‌های متاخر کیارستمی مثل «مثل یک عاشق»، «شیرین» و «کپی برابر اصل» یک مقاله مستقل نوشته است. شیخی‌محمدی ادامه داد: به لطف ژاک رانسیر من نشانی آقای اسحاق‌پور را پیدا کردم و ارتباط دوستانه‌ای بین ما برقرار شد. با نظر و صلاحدید او قرار شد که ترجمه فارسی این دو کتاب هرچند که از نظر ساختاری با هم تفاوت دارند، در یک مجلد منتشر شوند. این مترجم همچنین به انتشار دو کتاب مجموعه مقالات و گفت‌وگوها درباره «جان کاساواتیس» و «بلا تار» در نشر شورآفرین اشاره کرد و گفت: کتاب «جان کاساوتیس» و «بلا تار به روایت بلا تار و همکارانش» در ادامه کتاب‌های گروهی نشر شورآفرین است که با گردآوری و نظارت سعیده طاهری و بابک کریمی منتشر می‌شوند. مقالات و نوشتارهایی در این دو کتاب را من ترجمه کرده‌ام. از این دست فعالیت‌های گروهی نشر شورآفرین در سال‌های گذشته کتاب‌هایی چون «هو شیائو شین»، «بلا تار» و «ونگ کار وای» منتشر شده بودند. شیخی‌محمدی گفت: معمولا شناخت ما درباره سینماگران برجسته، یک شناخت تک‌بعدی است و دلیل آن هم بیشتر به مطالعه تک‌نگاری‌های منتشر شده پیرامون این سینماگران بازمی‌گردد، اما در کتاب‌های گروهی نشر شورآفرین مقالات مختلف و بعضا متفاوتی انتخاب و ترجمه می‌شوند تا مخاطب بتواند با طیف‌های مختلف اندیشه درباره این سینماگران برجسته و متفاوت دنیا مواجهه مستقیم داشته و خود به یک نتیجه‌گیری مشخص برسد. به عنوان مثال در کتاب «جان کاساوتیس» دو مقاله داریم که مقاله دوم به راحتی مقاله اول را نقض و سرکوب می‌کند. محمدرضا شيخی محمدی متولد 1353 مترجم کتاب‌هایی در حوزه‌های سیاست و سینماست. وی فارغ‌التحصیل مقطع كارشناسی ارشد زبان و ادبيات فرانسه از دانشگاه تهران است. از جمله ترجمه‌های او درحوزه‌ سياست می‌توان به «سرگذشت سازمان سيا» نوشته فرانک دانینوس، «قدرت ويرانگر: گفت‌وگوی اشتفان شالوم با نوام چامسکی»، «نفرت از دموکراسی» نوشته ژاک رانسیر و «وضعیت دموکراسی: هشت مقاله از هشت متفکر چپ‌گرای معاصر» اشاره کرد. «بلا تار پس از پایان» اثر ژاک رانسیر، «چاپلین به روایت بازن» اثر آندره بازن و اریک رومر و «هانکه به روایت هانکه» اثر میشل سیوتا و فیلیپ رویه نیز عناوین شماری از ترجمه‌های شیخی محمدی در حوزه‌ سینماست. نشر شورآفرین در سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سالن شبستان، راهروی 20 غرفه شماره 44 حضور دارد. ]]> هنر Sun, 06 May 2018 06:55:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260633/نمایشگاه-کتاب-آشنایی-بیشتر-بلا-تار-کیارستمی-جان-کاساوتیس بیشتر منابع درباره نگارگری ترجمه است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260639/بیشتر-منابع-درباره-نگارگری-ترجمه  به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «دریچه‌ای بر زیبایی‌شناسی ایران، گل و مرغ» عصر شنبه 15 اردیبهشت 1397 با حضور مهدی حسینی، کاظم رهبر، مسعود کازری و جهانگیر شهدادی مولف کتاب در سرای اهل‌قلم سی‌ویکمین بین‌المللی کتاب تهران برگزار شد. در ابتدای نشست، مسعود کازری مدیر انتشارات «کتاب خورشید» مهمانان را معرفی  و از جهانگیر شهدادی به عنوان اولین سخنران دعوت به صحبت کرد. جهانگیر شهدادی، نویسنده کتاب دلیل انتخاب محور و موضوع کتاب را اینگونه توضیح داد: دلیل انتخاب این موضوع این بود که من در پی پیداکردن تفاوت ارزش‌های تصویری میان نقاش ایرانی و آن چیزی که از غرب آمده است بوده‌ام. من در پی کشف هویت در هنرهای تجسمی ایران هستم. و به دنبال این مسئله ذهنی متوجه یک موضوع نقاشی به‌ظاهر ساده‌ای شدم که کمتر از آن صحبت شده بود و این همان گل و مرغ است. من در این کتاب سعی کرده‌ام کمتر اظهار فضل کنم و برداشت‌هایم از اسناد تئوریک معتبر در این زمینه بوده است. جهانگیر شهدادی   در ادامه نشست مهدی حسینی گفت: درباره نگارگری ایران کتاب‌های زیادی نوشته شده است. کاری که شهدادی انجام داده و آن را استثنا می‌کند این است که روی بخشی از نگارگری انگشت گذاشته که بقیه به‌طور گذرا به آن نگاه کرده‌اند. نقاشی گل‌ و مرغ از جلوه‌های خاص نگارگری ایران است و در دوره هرات، صفوی و مکتب دوم تبریز در لابه‌لای نگاره‌ها دیده می‌شود. در دوره‌ای که پایتخت از قزوین به اصفهان رفت. گل و مرغ تبدیل به یک مکتب خاص شد. پایگاه نگارگری گل و مرغ در ایران به طور اخص از مکتب صفوی است و آن هم در زمان انتقال پایتخت به اصفهان است. در رأس هنرمندانی که به این هنر پرداخته‌اند، رضا عباسی است. البته هستند کسانی که در خارج از کشور به هنر نگارگری پرداخته‌‌اند. مانند امی لندلو که رساله دکتری‌اش درباره نگارگری اصفهان است. اما حرف اصلی‌اش مسئله گل و مرغ نیست.  مهدی حسینی وی افزود: تا قبل از شهدادی هیچ تحقیق کاملی روی این مبحث انجام نشده بود. البته کسانی مانند نوشین نفیسی بودند که در حد مقاله به این مبحث پرداختند.  نفیسی از اولین کسانی بود که مقاله‌ای در این زمینه نوشت که در مجله «هنر و مردم» چاپ شد. این کتاب صرفا گل و مرغ نیست و درباره تاریخ نگارگری ایران نیز صحبت می‌کند.   کاظم رهبر، نویسنده و روزنامه‌نگار درباره آثار منتشرشده در این زمینه‌ها گفت: منابع تالیفی کمی درباره نگارگری وجود دارد و بیشتر آن ترجمه است. انتشار این کتاب اتفاق مهمی است و امیدوارم انتشار اینگونه کتاب‌ها ادامه داشته باشد. وقتی شما به منابع این کتاب مراجعه می‌کنید می‌فهمید که چقدر منبع ایرانی کم داریم. متاسفانه اساتید ما دانش خود را کمتر نوشته و منتشر کرده‌اند.  کاظم رهبر در ادامه جهانگیر شهدادی در باب تفاوت نقاشی ایرانی و غربی گفت: تفاوت‌های نقاشی ایرانی با غیر ایرانی به وسیله هر نقاشی به روش خودش شناخته می‌شود. چون این تفاوت‌ها فاکتورهای مشخص ملموسی به‌صورت تیتروار ندارند. ما می‌توانیم از تفاوت صحبت کنیم اما به صورت جزئی نمی‌توانیم به آن اشاره کنیم.   سپس کاظم رهبر درباره به‌کار بردن عنوان «گل و مرغ» به جای ترکیب ملموس‌تر «گل و پرنده» پرسید و جهانگیر شهدادی اینگونه پاسخ داد: می‌شود به بخشی از نقاشی‌هایی که در این زمینه‌اند «گل و پرنده» گفت. پرنده شاخه‌ای از موجودات است که می‌توانند پرواز کنند اما مرغ سردسته تقسیم‌بندی موجوداتی افسانه‌ای است که قابل شناسایی نیستند مانند سیمرغ و مرغ‌های افسانه ای که شکل مشخصی ندارند. مسعود کازری، جهانگیر شهدادی، مهدی حسینی و کاظم رهبر گفتنی است سروش صحت از دیگر سخنرانان، در این نشست حاضر نشد.       ]]> هنر Sat, 05 May 2018 14:11:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260639/بیشتر-منابع-درباره-نگارگری-ترجمه از ​«موج نوی سینمای فرانسه» تا نمایشنامه‌های جدید ایبسن http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260627/موج-نوی-سینمای-فرانسه-نمایشنامه-های-جدید-ایبسن عماد شاطریان، مدیر نشر بیدگل به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: هشت نمایشنامه جدید از جمله تازه‌های نشر بیدگل برای سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است. از مجموعه آثار ایبسن نشر بیدگل «استاد سولنس معمار» ترجمه بهزاد قادری، از مجموعه آثار یوجین اونیل «گوریل پشمالو» با ترجمه بهزاد قادری، از مجموعه کلاسیک‌های یونان «زنان تروا» و «مده‌آ» اثر اوریپید با ترجمه غلامرضا شهبازی، از مجموعه نمایشنامه‌های آمریکایی بیدگل «هوم بادی / کابل» نوشته تونی کوشنر و ترجمه خاطره کردکریمی،«دروغگو» از کارلو کولدونی و ترجمه علی شمس، «چرخ» نمایشنامه‌ای نوشته‌ زینی هریس و ترجمه محمد منعم و «سایکوس 4:48» اثر سارا کین و ترجمه عرفان خلاقی، عناوین این نمایشنامه‌هاست. وی افزود: در حوزه سینما نیز کتاب «موج نوی سینمای فرانسه» نوشته میشل ماری و ترجمه محمدرضا یگانه دوست را به سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران آورده‌ایم. از دوره آثار زنده‌یاد بیژن الهی نیز ترجمه کتاب «زمرد و حمله» اثر تی اس الیوت و ادموند روستان را نیز به تازگی منتشر کرده‌ایم که در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شود. شاطریان ادامه داد: از مجموعه کتاب‌های حوزه فلسفه نیز سه کتاب به تازگی منتشر شده‌اند که در نمایشگاه عرضه می‌شوند. عناوین این کتاب‌ها به این شرح است: «درباره عکاسی» سوزان سانتاگ، «پانن برگ: الهیات تاریخی» نوشته آلن کاووی ترجمه مراد فرهادپور و «ساختار روان‌شناسی فاشیسم» نوشته ژرژ باتای و ترجمه سمانه مرادیان. نشر بیدگل در سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در شبستان، راهروی هفت غرفه شماره دو حضور دارد. ]]> هنر Sat, 05 May 2018 12:05:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260627/موج-نوی-سینمای-فرانسه-نمایشنامه-های-جدید-ایبسن تازه‌های نشر ناسنگ در سی‌ویکمین نمایشگاه کتاب تهران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260541/تازه-های-نشر-ناسنگ-سی-ویکمین-نمایشگاه-کتاب-تهران میترا متاجی امیررود، به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: نشر ناسنگ با بیش از 10 عنوان جدید در حوزه‌های هنر، ادبیات و حقوق به سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران آمده است. «اسطوره و شعر» نوشته مشترک جلیل قیصری، از شاعران و پژوهشگران برجسته کشور و ابراهیم نجاری، «آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی در آثار سعدی» نوشته میترا متاجی، «خواهمونی: شعر محلی مازندرانی» سروده داود عباسی‌فر و «نامه‌های سپید: آنتولوژی شعر سپید دهه 80 ماندران» اثر میثم متاجی از جمله تازه‌های نشر ناسنگ در حوزه ادبیات است. وی افزود: کتاب‌های «شکوه معماری سلجوقی در مناره‌های اصفهان»، «سیمای سیمگون ساسانی» نوشته جعفر جودکی و «نئورئالیسم و سینمای ایران» نوشته علی کیانی از جمله کتاب‌های انتشارات ناسنگ در حوزه هنر است که در نمایشگاه کتاب به مخاطبان عرضه می‌شود. همچنین کتاب‌های «نگاهی دیگر به گردشگری ساحلی (غرب مازندران)» نوشته اسماعیل نجفی نیز از تازه‌های ناسنگ است. متاجی ادامه داد: ناسنگ از زمان تاسیس در انتشار کتب حقوقی نیز فعال بوده است. در نمایشگاه امسال ما این کتاب‌ها را در حوزه حقوق عرضه کرده‌ایم: «تمکین و مقتضیات زمانی» نوشته میرسعید موسوی، «نگاهی نو به مسئله تابعین مضاعف و اعطای تابعیت جمهوری اسلامی ایران» نوشته داود هرمیداس باوند و سیدناهید موسوی، «کتمان حقیقت» نوشته سیدمهدی نقیبی و «اموال بلاوارث در مذاهب اسلامی»، «حمایت کیفری از اطلاعات اشخاص در نظام کیفری ایران» و «سیاست جنایی تقنینی ایران در پیشگیری از نقض حقوق شهروندی» هر سه عنوان اثر گروه تحقیق و پژوهش نشر ناسنگ. نشر ناسنگ در سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سالن شبستان، راهروی 28 غرفه شماره 6 واقع است.     ]]> هنر Fri, 04 May 2018 08:50:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260541/تازه-های-نشر-ناسنگ-سی-ویکمین-نمایشگاه-کتاب-تهران ناصر چشم‌آذر درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260540/ناصر-چشم-آذر-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ناصر چشم آذر آهنگساز و موسیقیدان کشورمان صبح روز جمعه ۱۴ اردیبهشت ماه درگذشت. کتاب «باران عشق» اثر حسین عصاران با موضوع زندگی نامه و نیم قرن فعالیت هنری ناصر چشم آذر موسیقیدان، آهنگساز پرآوازه ایران می‌پردازد. این کتاب، حاصل تلاش‌های شبانه‌روزی این نویسنده برای جمع‌آوری زندگینامه و فعالیت‌های هنری استاد چشم‌آذر و تحلیل جریانات حاشیه‌ای، هنری و موسیقایی ۵۰ سال اخیر، مصاحبه با هنرمندان، کارورزان سینما، موسیقی نظیر داریوش مهرجویی، فرهادفخرالدینی، احمدپژمان، جهانبخش پازوکی، صادق نوجوکی، محمدحیدری و سعید دبیری با بازنگری و نگاهی نو است. ناصر چشم‌آذر صبح امروز در بیمارستان باهنر  تهران بر اثر سکته قلبی‌ دار فانی را وداع گفت.   ]]> هنر Fri, 04 May 2018 07:21:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260540/ناصر-چشم-آذر-درگذشت انتشار کتابی از اریک امانوئل اشمیت پس از 10سال http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260485/انتشار-کتابی-اریک-امانوئل-اشمیت-10سال اعظم کیان‌افراز مدیرمسئول نشر افراز درگفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: انتشارات افراز در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با بیش از 100 عنوان کتاب چاپ اول و 100 عنوان کتاب تجدید چاپ شرکت دارد.  وی افزود: از این 100 عنوان در حوزه سینما، دکور سینما، قصه در سینما و تدوین سینما از مجموعه دفترهای کوچک کایه‌دوسینما آورده‌ایم و کتاب «در یک آیینه‌ دیروز و امروز سینمای ایران» نوشته‌ پرویز جاهد. در حوزه شعر نیز مجموعه کامل اشعار هوشنگ چالنگی تجدید چاپ شده و مجموعه کامل اشعار قاسم آهنین برای اولین بار چاپ شده است. مجموعه اشعار از حاشیه شامل شعرهایی از شاعرانی است که شعرشان کمتر دیده شد یا منتشر نشده است. این نویسنده در ادامه افزود:‌ اتفاق خوب امسال حضور کتاب‌هایی بود که بعد از حدود 10 سال مجوز چاپ گرفت مانند «موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن»‌ اثر اریک امانوئل اشمیت و «بروکلین» ترجمه شبنم سعادتی.  او درخصوص داستان‌های ایرانی از کتاب‌های «هفت‌دهلیز» جمشید ملک‌پور و «روزگار شاد محله نفت‌آباد» از قباد آذرآیین گفت.  کیان‌افراز ادامه داد: برگزاری نمایشگاه در مصلی نسبت به شهر آفتاب برتری دارد و دسترسی مردم به نمایشگاه را راحت‌تر کرده است. نمایشگاه کتاب فرصتی برای مردم است تا به کتاب نزدیک‌تر و درگیر کتاب شده و با ناشران آشنا شوند.  ]]> هنر Thu, 03 May 2018 07:12:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260485/انتشار-کتابی-اریک-امانوئل-اشمیت-10سال داستان‌خوانی ایرج راد در نمایشگاه کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/260472/داستان-خوانی-ایرج-راد-نمایشگاه-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از ستاد خبری و رسانه‌ای سی‌و‌یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، ایرج راد بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ساعت 17 روز پنجشنبه 13 اردیبهشت در فرهنگسرای کتاب در نمایشگاه کتاب تهران به عنوان مهمان ویژه حضور یافته و داستان‌خوانی می‌کند.   همچنین در ساعت 16 در همین مکان، نشست «بررسی شعر انقلاب» با حضور علاقه‌مندان کتاب و فرهنگ برگزار می‌شود.   گفتنی است، سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با شعار «نه به کتاب نخواندن» تا 22 اردیبهشت‌ماه در مصلای امام خمینی (ره) برگزار می‌شود. ]]> هنر Wed, 02 May 2018 15:20:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/260472/داستان-خوانی-ایرج-راد-نمایشگاه-کتاب گونه موفقی که فرم بکت را بازتولید کند در ایران نداریم http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260466/گونه-موفقی-فرم-بکت-بازتولید-کند-ایران-نداریم  سیامک بهرام‌پرور نویسنده، مترجم و پزشک که در نمایشگاه کتاب حضور پیدا کرده، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: کتاب مجموعه‌ شعرهایی از نزار قبانی به نام «پرتابی از ترانه» و کتاب «گمگشتگان» از ساموئل بکت را از زبان انگلیسی ترجمه کرده‌ام که ترجمه فرانسه به انگلیسی آن را خود بکت انجام داد. این مترجم گفت:‌ کتاب‌های بکت به دلیل پیچیده‌نویس بودن مخاطبین خاص خود را دارد. کتابی که من ترجمه کرده‌ام هم از نظر زبانی و هم از نظر تصویر فضای پیچیده‌ای دارد. برای ترجمه گمگشتگان حدود دو سال وقت گذاشتم، بهتر است بدانید در این نمایشنامه از جملات پایه و پیرو استفاده شده است و فهم آن را کمی سخت کرده، با این حال این کتاب به چاپ دوم رسیده است. بهرام‌پرور در ادامه درباره استقبال از کارهای بکت در ایران اظهار کرد: دو یا چند تئاتر از نمایشنامه‌های بکت در ایران دیدم، مسلماً همانقدر که خوانش کار بکت دشوار است اجرای کار بکت هم دشوار است. طراحی صحنه، بازی، و اجرای و کارگردانی پیچیده‌ای دارد. مترجم گمگشتگان گفت:‌ در ایران از نظر سبک نوشتاری چندان به شیوه‌ بکت نزدیک نمی‌شوند زیرا نویسنده‌های بزرگ فقط شیوه‌ نوشتاری ندارند بلکه نوع اندیشه آنها متفاوت است که شیوه‌ نوشتاری را پدید می‌آورد. فرم زاییده محتوایی است که نویسندگان بزرگ دارند و محتوا از آن است که  بکت انجام می‌دهد. شاید یک نوع نبوغ و یک نگاه خاص به دنیا دارد و این نگاه و نبوغ خاص باید به طور توأمان باشد تا آن فرم بازتولید شود. من گونه موفق و مشهوری در ایران ندیدم که این فرم را بازتولید کند. رمان گمگشتگان با ترجمه سیامک بهرام‌پرور و از سوی نشر کارنامه منتشر شده است.  ]]> هنر Wed, 02 May 2018 14:20:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/260466/گونه-موفقی-فرم-بکت-بازتولید-کند-ایران-نداریم منتقدان فرانسوی فیلم‌های فرهادی را تلویزیونی می‌خوانند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260182/منتقدان-فرانسوی-فیلم-های-فرهادی-تلویزیونی-می-خوانند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،نشست معرفی و بررسی کتاب «رازهای جدایی:سینمای اصغر فرهادی» عصر چهارشنبه در سرای اهل قلم برگزار شد. در این نشست سعید عقیقی، مولف کتاب و نوید پورمحمدرضا به عنوان کارشناس حضور داشتند. سعیدعقیقی، فیلم‌نامه‌نویس،‌کارگردان و منتقد سینما درباره کتاب‌های تالیفی در حوزه سینما توضیح داد: تعداد کسانی که کار تالیفی انجام می‌دهند، زیاد نیست و طبعا راهکارهای تحلیل فیلم هم به همان نسبت چندان زیاد نیست. این کتاب رابطه بین سینما و واقعیت است و بخش‌هایی از آن را به عنوان راهنمای فیلم‌ساز در کتابی مجزا چاپ کرده‌ام و این کتاب درواقع کتاب دوم از همین مجموعه است. در کتاب اول که «زیر پوست قصه‌ها» نام داشت به سینمای رخشان بنی‌اعتماد پرداخته‌ام. مواجهه بنی‌اعتماد با رئالیسم اجتماعی مستندگونه است در حالیکه مواجهه فرهادی دراماتیک‌تر است  و در کتاب بعدی به سینمای سهراب شهیدثالث و مواجهه مینیمالیستی او پرداخته‌ام. وی افزود: در سینمای فرهادی رابطه‌ای بین یک داستان واقعی و فرمول‌هایی که از دل سینمای کلاسیک بیرون آمده،‌ وجود دارد. یعنی با فرمول کلاسیکی کار می‌کند که به آن شاهپیرنگ می‌گوییم. هر آنچه بخواهیم از این شکل ارتباطی بیابیم باید در ارتباط آن بین فرمول‌های سینمای کلاسیک از یک سو و فرمول سینمای واقع‌گرا جست‌وجو کنیم. سعید عقیقی سپس نوید پورمحمدرضا،‌منتقد سینما گفت: من در ابتدا حس و نگاهم را درباره این کتاب با شما درمیان می‌گذارم . چیزی که در خصوص این کتاب بسیار مهم است این است که شما وقتی آن را در دست گرفته‌اید در واقع یک کتاب را دارید می‌خوانید و این یعنی تماتیک و محتوا در قالب یک کتاب است. کتاب‌های سینمایی ایران که به شکل تالیفی نوشته شده‌اند،‌  عمدتا مجموعه مقالاتی هستند که پیشتر چاپ شده و بر مبنای یک عنوان تازه و نظم و سیاق نو خودشان را در قالب کتاب بازتولید می‌کنند. عقیقی درباره فیلم‌های شهرزیبا و جدایی قبلا هم نقد نوشته بود اما نقدهایی که در این کتاب درباره این دو فیلم آمده است،‌ کاملا با آن‌ها متفاوت است و ربطی به نقدهای قبلی ندارد. وی افزود: سنت تحلیل در ایران نحیف است. این که کسی بتواند نقدها را به هم پیوند بدهد و از دل آن یک هسته مرکزی بیرون بیاورد،‌ نادر است. ایده کلیدی این کتاب این است که سینمای فرهادی حاصل امتزاج دو الگوی رئالیسم و داستانگویی کلاسیک است و در قالب یک سری ایده‌های کلی در پهنه سینمای فرهادی آن را نشان می‌دهد. این نوشته‌ها صرفا نقد فیلم نیستند و مقالاتی هستن در خصوص این فیلم ها و قرار است همان امتزاج را در این نوع سینما واکاوی کند. این کتاب با حساسیت زیادی درباره مناسبات و رابطه بین شخصیت‌ها در فیلم‌نامه صحبت می‌شود و علاوه بر اینکه در فصل کلیات به فیلم‌نامه اشاره می‌شود به مواردی نظیر الگوی میزانسنی فرهادی هم اشاره می‌کند. غلبه بیشتر با فیلم‌نامه و روابطی است که توسط فرهادی به فیلم و تصویر تبدیل می‌شوند و دائما این هفت فیلم در خدمت تحلیل غلبه و تعادل یکی از الگوهای رئالیستی و کلاسیک است. پس وقتی گفتم که شما با یک کتاب طرف هستید به این دلیل بود که این نوشته‌ها بر یک ایده و هسته مرکزی متمرکز است و تمام مطالب مدام به آن هسته مرکزی وصل می‌شوند. نوید پورمحمدرضا این منتقد سینما ادامه داد: به راستی چرا ایده این که سینمای فرهادی حاصل امتزاج این دو الگو است آنقدر مهم است؟ چرا من تاکید دارم که این نقطه عزیمت یک نقطه کلیدی است و درک این نقطه هم بسیار مهم و در عین حال سخت است. این دوگانگی می‌گوید؛ ما  در یک سو فرمول‌های برآمده از سینمای کلاسیک را داریم و به آلفرد هیچکاک و آگاتا کریستی اشاره می‌شود و در طرف مقابل سینمای رئالیستی را داریم . عقیقی سال‌ها منتقد بوده و همین امر به او کمک کرده تا زمانی که از الگوی رئالیسم فرهادی حرف می‌زند آن را با الگوی رئالیسم مهرجویی، کیارستمی و شهیدثالث مقایسه کند و کتاب بر مبنای یک نگرش تاریخی اصطلاح رئالیسم را به سینمای فرهادی نسبت می‌دهد. پورمحمدرضا درباره وجوه خاص سینمای فرهادی گفت: همیشه لفظ واقع‌گرا بودن به دنبال سینمای فرهادی بوده است و گاه آن را با سینمای اجتماعی اشتباه می‌گیرند. این مساله باعث شده تا فیلم‌های فرهادی یک کیفیت سردستی پیدا کند و هر کسی از سالن سینما بیرون می‌آید بتواند از فیلم‌های فرهادی صحبت کند. گواه این امر هم خیل عظیم یادداشت‌هایی است که در فضای مجازی و روزنامه‌ها منتشر شده‌اند. ورِ رئالیستی یا به تعبیر غلط ور اجتماعی سینمای فرهادی کیفیت سردستی و ساده‌ای به آن می‌دهد که همه بتوانند مانند یک محصول پاپیولار درباره آن صحبت کنند. اما این کتاب بین مفهوم رئالیستی و اجتماعی تفاوت قائل می‌شود. این کتاب به مخاطبان سینماتوگرافی را یادآوری می‌کند که مساله کلیدی این کتاب است. سعید عقیقی در تکمیل صحبت‌های پورمحمدرضا گفت: واقعیت در سینما همیشه مساله بیننده ایرانی بوده است که برخلاف بیننده غربی عادت کرده که واقعیت را بر پرده سینما ببیند. نکته جالبی که در مواجهه فرهادی با طبقه متوسط در فیلم‌هایش وجوددارد را می‌توان به زندگی خودش تعمیم داد؛ به لحاظ ناخودآگاه فرهادی فیلمسازی است که این راه را در این دو دهه طی کرده است. پسر خواروبار فروشی در اصفهان به تهران می‌آید و طبقه اجتماعی‌اش آرام آرام تغییر می‌‌کند. پیرمرد فروشنده بخشی از شخصیتش آدمی است که در شرایط سخت دست به کارهایی می‌زند که دلش به آن راضی نیست اما شرایط اطراف، طبقه آن‌ها را در همان طبقه نگه‌می‌دارد. فروشنده از این نظر نقطه تلاقی سینمای کلاسیک و واقع‌گراست که در الگوی مرگ فروشنده هم نمود پیدا می‌کند. نویسنده فیلم نامه «شب‌های روشن» درباره تقلید کورکورانه از الگوی سینمای فرهادی گفت: ما در ایران به تکامل معتقد نیستیم و فکر می‌کنیم هر کس منابع الهامش از بدو تولد همراهش است. می‌توان به لشکر فیلم‌هایی که پس از درباره الی و جدایی نادر از سیمین ساخته شده‌اند و فقط این نکته را دنبال می‌کنند که کسی دروغ گفت و بعد به پیش ‌پاافتاده‌ترین شکل ممکنه به آن نکته می‌رسند را گواه این مطلب دانست. آنالیز یک فیلم حرکت در مسیر فیلم برای دریافت حقیقت از الگویی است که فیلم در آن می‌گذرد. سپس عقیقی درباره تناقض سبکی که درفیلم «گذشته» نسبت به باقی فیلم‌هایی فرهادی موجود است،‌ صحبت کرد و آن را شبیه به سبک ملودرام‌های شخصیت‌محور فرانسوی دانست و اذعان داشت که فیلم ساز در میانه فیلم مجبور می‌شود که به الگوی قبلی خود بازگردد. در ادامه منتقد جلسه درباره چگونگی تجربه و دریافت مخاطب غیر فارسی‌زبان از سینمای فرهادی صحبت کرد و گفت: یک مخاطب غیر فارسی زبان به علت اینکه حساسیت‌های کمتری نسبت به برقراری توازن با طبقات اجتماع دارد و زبان آن را هم متوجه نمی‌شود، احتمالا باید ارتباط اصیل تر و بی خط وخال تری داشته باشد. در عین حال متوجه است که این آدم‌ها خیلی دراماتیزه شده‌اند و داستان در یک فضای روزمره اتفاق می‌افتد و راحت‌تر می‌تواند آن را در داخل یک فریم‌وُرک سینمایی قرار بدهد و به سنتز معمایی کاراگاهی خود برسد. سعید عقیقی درباره نوع نگاه و انتقاداتی که از سوی منتقدان ملل مختلف به سینمای فرهادی شده است،‌توضیحاتی داد و گفت: توجه منتقدان انگلیسی زبان به فیلم «جدایی...» را نشانه‌ای قابل تامل می‌دانم و نشانه ای قابل دنبال کردن. اگر چه منتقدان فرانسوی نظر چندان مساعدی به فیلم‌های فرهادی ندارند و آن را تلویزیونی می‌خوانند. سپس پورمحمدرضا نقدهایی را که از سوی منتقدان غربی به سینمای فرهادی و کیارستمی شده با هم مقایسه کرد و عنوان کرد: منتقد غربی هم به فرهادی اعتبار داده است اما از نوشتن درباره این سینما به شدت بین او و کیارستمی فاصله است. کیارستمی لیترچری به شدت قوی دارد که باعث شده مقالاتی به حجم دو کتاب قطور درباره آثار او نوشته شود. اما در این مورد چیز دندان گیری از فرهادی نصیب مان نشده است و بهترین نوشته‌ها درباره فرهادی را در همین زبان فارسی باید به دنبالش گشت. عقیقی کمی با این نظر زاویه داشت و از برخی نقدهای ضعیفی که به آثار کیارستمی وارد شده‌بود،‌مثال آورد و برخی از آن نقدها را بسیار سطح پایین دانست. وی گفت: به همان اندازه که واقعیت برای مخاطب سینما ایران مهم است ایده پذیرفته شدن هم مهم است. وقتی یک فیلم از نظر ایرانیان خوب است که یک منتقد غربی درباره آن خوب بنویسد. منتقدان معروف غربی هر چه بگویند انگار از آسمان نازل شده است. آن‌ها بیشتر به دنبال هرمنوتیک‌اند و در آثار کیارستمی بیشتر آن را پیدا می‌کنند. وی افزود: با حذف وابستگی‌هایی که درام با آن‌ها شکل می‌گیرد، کاملا می‌توان برخورد و برداشت متفاوتی از فیلم داشت. بخش سینمای واقع‌گرا در هر کشوری راهکاری تازه برای درک مضامین به دست می‌دهد و بر مخاطب ایرانی است که این راهکار را پیدا کند. عقیقی درباره باور اشتباهی که درباره پایان بندی فیلم‌های فرهادی وجود دارد، گفت: بر خلاف عقیده عده‌ای فیلم‌های فرهادی پایان باز ندارند و دارای پایانی کاملا قطعی‌اند. پایانی قطعی که مواضع آینده قهرمان را معلق نشان‌ می‌دهند اما نمی‌شود به آن پایان باز گفت. به طور مثال در فیلم سرگیجه با دو الگوی آ و ب مواجه هستیم؛‌در الگوی آ مردی به زنی افسرده علاقه مند است و بعد از مدتی زن را صحیح و سالم در خیابان می‌بیند و می فهمد که فریب خورده است،‌ در الگوی ب؛ شخصی است که سرگیجه دارد و بعد از مدتی از آن رهایی می‌یابد. در الگوی فیلم‌نامه «جدایی...» هم وضع به همین صورت است؛ الگوی آ: مردی شخصی را از بالای پله‌ها هل می‌دهد و الگوی ب: زن ومردی برای جداشدن از هم به دادگاه می‌روند. در هر دوی این فیلم‌ها هم نام فیلم از الگوی ب برداشته شده است. در انتهای جلسه سعید عقیقی درباره نقدو تحلیل بر اساس گفته‌های منتقدین غربی گفت: کشف درجه‌بندی فیلم‌های خودمان بر اساس گفته‌های منتقدان غربی یک نوع خودباختگی است و انگار که ما اعتماد به نفس تحلیل پدیده‌های داخلی را نداریم. همانطور که منتقد غربی منتظر اظهارنظر منتقد ایرانی نمی‌ماند ما هم نباید منتظر نقد و تحلیلی آن‌ها و تایید از سوی آن‌ها بمانیم.     ]]> ادبيات Thu, 26 Apr 2018 04:15:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/260182/منتقدان-فرانسوی-فیلم-های-فرهادی-تلویزیونی-می-خوانند ​سرژی بِلبِل با «پس از باران» به ایرانیان معرفی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/260057/سرژی-ب-لب-ل-باران-ایرانیان-معرفی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایشنامه کمدی «پس از باران» نوشته سرژی بِلبِل با ترجمه نگار یونس‌زاده منتشر شد. این اثر چهل‌وسومین مجلد از مجموعه نمایشنامه‌های دور تا دور دنیای نشر نی است. «پس از باران» نخستین اثر از این نویسنده معاصر کاتالونی است که به فارسی ترجمه و منتشر می‌شود. «پس از باران» هشت شخصیت و 12 صحنه دارد و به روایت کارکنان یک موسسه مالی و وضعیت آنها می‌پردازد. سرژی بِلبِل برای نگارش این اثر در سال 1999 معتبرترین جایزه ملی تئاتر فرانسه یعنی جایزه مولیر را به عنوان بهترین نمایشنامه کمدی دریافت کرد. سرژی بِلبِل در ۱۹۶۳ در شهر تاراسا بارسلونا متولد شد. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به نمایشنامه‌های «السا اشنایدر»، «تخت خواب عروسی»، «نوازش» و «مردن» اشاره کرد. سرژی بلبل، در کنار نویسندگی، سابقه‌ ترجمه و کارگردانی تئاتر نیز دارد و مدرس انجمن تئاتر بارسلوناست. از جمله آثاری که او ترجمه کرده است می‌توان به نمایشنامه‌های «فِدْر» از راسین، «نبرد سیاهان و سگ‌ها» و «در خلوت پنبه‌زاران» هر دو از برنار ماری کلتس و «صدای پا» اثر ساموئل بکت، اشاره کرد. در سال‌های ۱۹۹۱، ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳، سرژی بلبل در بخش تئاتر جایزه‌ ملی ادبیات کاتالان و در ۱۹۹۶ جایزه‌ ملی ادبیات نمایشی وزارت فرهنگ اسپانیا را دریافت کرد. در بخشی از نمایشنامه «پس از باران» می‌خوانیم: «مهندس کامپیوتر: می‌تونم یه سوال ازتون بکنم؟ پیک: بله. مهندس کامپیوتر: به نظرتون من چطوری‌ام؟ پیک: چی؟ مهندس کامپیوتر: به نظر شما من چطوری‌ام؟ پیک: خب... نمی‌دونم، مهربون، معمولی. مهندس کامپیوتر: منظورم قیافه‌ست. پیک: خب... چرا این سوال رو می‌کنین؟ مهندس کامپیوتر: نمیدونم، ذهنم رو مشغول کرده. پیک: آهان. مهندس کامپیوتر: کلافه‌م کرده. پیک: چی؟ مهندس کامپیوتر: قیافه‌م. پیک: آه. راستش من راجع به این جور چیزها هیچی نمی‌دونم. مهندس کامپیوتر: حیف شد. پیک: اگه بخوایید، می‌تونم برم دنبال برادرم. مهندس کامپیوتر: برادرتون؟ پیک: هه، آره، آره، تو قیافه و هرچی که به ظاهر ربط داره خیلی حرفه‌ایه.» «پس از باران» نوشته سرژی بِلبِل با ترجمه نگار یونس‌زاده با شمارگان هزار نسخه، 144 صفحه و بهای 12هزار تومان از سوی نشر نی روانه کتابفروشی‌ها شده است. ]]> هنر Tue, 24 Apr 2018 07:02:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/260057/سرژی-ب-لب-ل-باران-ایرانیان-معرفی فرهنگ اجمالی مصور معماری اسلامی ایران منتشر شد/دایره‌المعارفی برای معماران http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259715/فرهنگ-اجمالی-مصور-معماری-اسلامی-ایران-منتشر-دایره-المعارفی-معماران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) فرهنگ اجمالی مصور معماری اسلامی ایران تالیف مریم کامیار، به تازگی از سوی بنیاد دانشنامه‌نگاری ایران منتشر شده است. واقعیت این است که فرهنگ‌های تخصصی مستلزم تراکم علم و تحقیق فراوان هستند. هنگامی که فعالیت علمی و تحقیقی در حوزه‌ای از دانش به میزانی است که احاطه بر آنها برای ادامه تحقیقات علمی دشوار می‌شود، فرهنگی در آن حوزه تعریف می‌شود تا انعکاسی جامع و اجمالی از دانش آن حوزه باشد. در صورتی که در این موضوع تراکم تحقیق چندان نیست که تدوین فرهنگی تصویری را به راحتی میسر کند. اگرچه در بسیاری از جنبه‌های معماری ایران اسناد تصویری کافی گردآوری شده، با این وجود آرشیوهای ذی‌ربط، تصاویر را به راحتی در اختیار محققان قرار نمی‌دهند اما فرهنگ اجمالی مصور معماری اسلامی ایران، امکاناتی را در ارائه اسناد و اطلاعات تصویری در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد. وجهه اصلی این فرهنگ تصویری بیشتر آموزشی است تا دانشنامه‌گی و بنیادی‌ترین بخش پژوهشی این اثر تصویر است. این اثر مجموعه‌ای آموزشی است که بر ساحت‌های مغفول‌مانده‌ای از آثار معروف تاکید دارد. از آنجایی که معماران، محققان، دانشجویان و همه استادان این رشته علمی به تمام تصاویر معماری در آرشیو‌های مختلف دسترسی ندارند و از طرفی برخی از تصاویر موجود در بایگانی‌های معماری مربوط به سال‌ها قبل بوده و با وسایل فنی و نرم‌افزاری جدید فاصله دارد -به‌گونه‌ای که تصاویر از روشنی و شفافیت برخوردار نبوده و زاویه تصویربرداری نیز بعضا مناسب انتخاب نشده است- این اثر می‌تواند برای فعالان این حوزه بسیار مفید واقع شود. این اثر با ارائه تصاویر و نگاره‌های سه‌بعدی و جدید از مؤلفه‌های مهم معماری ایران در اماکنی چون مدرسه، مسجد، حمام و خانه‌های تاریخی، لطایف و دقایق و ظرایف معماری و هنر اعجاب‌انگیز معماران خلاق، خوش‌ذوق و فهیم ایرانی فرهنگی جامع در حوزه معماری به شمار می‌رود.   مریم کامیار در پیشگفتار این کتاب می نویسد: «معماری ایران، برگرفته از «سنت» ازلی، مقتضای حال است. اشاره به مفهوم سنت در تاریخ معماری، شرح اصول ثابتی است که در مقاطع مختلف زمان کاربرد داشته‌اند. توجه به سنت، در عین حال تداوم فرهنگی است که آموزه‌ها و دانش موجود را به نسل بعدی منتقل می‌کند. سنت، به معنی خلق‌وخوی و عادت نیست و به شیوه گذرای یک عصر مستعجل اطلاق نمی‌شود. ضروری‌ترین پایه سنت، مذهب است و تا زمانی که فرهنگ نشأت گرفته از آن  است زنده است، پایدار و پابرجاست. پایه دیگر سنت، هنر است.»  این مولف در بخشی از کتاب به تمدن اسلامی و تاثیر آن در فرهنگ و معماری ما اشاره می‌کند. او این تمدن را ارائه‌دهنده نمونه‌های برجسته تمدنی می‌داند که در آن تداوم اصول تبدیل‌ناپذیر به روشنی پیداست. معماری اسلامی چیزی جز تفکر و تعمق در عالم ماده نیست. این هنر تاکنون به‌ندرت به منظور درک مفاهیم ساختاری‌اش مورد بررسی قرار گرفته است و کتاب حاضر برای اولین بار معماری سنتی اسلامی را بر بستر ایرانی‌اش، از دیدگاه تصویری و مفاهیم ساختاری مورد بررسی قرار می‌دهد. در نهایت هدف مجموعه مذکور، ارائه تصاویری بود که شناخت فضاهای معماری اسلامی ایران را برای دانشجویان آسان کند. محور اصلی کتاب حاضر، تکمیل تعاریف معماری به‌وسیله تصویر است و سعی شده از محدوده تصاویر اختصاص‌یافته متعلق به هر مدخل خارج نشود، اما در مواردی برای آنکه ارتباط فضای موردنظر با معماری مجموعه‌ای که در آن قرار گرفته مشخص شود، به تشریح عملکرد زمینه‌های دیگر نیز پرداخته شده است. در این اثر برخی تصاویر برای نخستین بار، با نرم‌افزارهای معماری ترسیم شده است. فرهنگ اجمالی مصور معماری اسلامی ایران نوشته مریم کامیار با ویراستاری مسعود امیرخانی اواخر سال 96 در 500نسخه با قیمت 25000تومان منتشر شد.    ]]> هنر Sun, 22 Apr 2018 12:15:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259715/فرهنگ-اجمالی-مصور-معماری-اسلامی-ایران-منتشر-دایره-المعارفی-معماران سینمای اصغر فرهادی به روایت سعید عقیقی http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259900/سینمای-اصغر-فرهادی-روایت-سعید-عقیقی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست معرفی و بررسی کتاب «رازهای جدایی: سینمای اصغر فرهادی»، اثر سعید عقیقی عصر روز چهارشنبه (5 اردیبهشت‌ماه) با حضور نویسنده اثر و نوید پورمحمدرضا در سرای اهل قلم موسسه خانه‌کتاب برگزار می‌شود.   کتاب «رازهای جدایی: سینمای اصغر فرهادی» در زمستان 96 از سوی انتشارات روزنه راهی بازار نشر شد. این کتاب در فصل ابتدایی در قالب کلیات، راه‌های تکامل فیلم‌سازی فرهادی را بررسی می‌کند و سپس با تاکید بر حرکت ساختار کلاسیک بر بستری واقع‌گرایانه در ۷ فیلم سینمایی فرهادی طی ۷ فصل، رابطه‌ چند وجهی فرمول‌های کلاسیک و الگوهای واقع‌گرایی را می‌کاود. علاقه‌مندان می‌توانند برای حضور در این مراسم از ساعت 17 روز چهارشنبه (5 اردیبهشت‌ماه) به سرای اهل قلم موسسه خانه‌کتاب به نشانی خیابان انقلاب اسلامی، نرسیده به چهارراه ولیعصر (عج)، خیابان برادران مظفر جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک دو مراجعه کنند.   ]]> هنر Fri, 20 Apr 2018 08:09:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259900/سینمای-اصغر-فرهادی-روایت-سعید-عقیقی ​کتاب «دورنمات، سمندریان» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259819/کتاب-دورنمات-سمندریان-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) فریدریش دورنمات یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان جهان است که به گفته‌ بسیاری بعد از برشت مهم‌ترین نمایشنامه‌نویس آلمانی زبان محسوب می‌شود. خصوصیتی که دورنمات را از دیگر نویسندگان هم عصرش متمایز کرده، سبک نوشتاری اوست. دورنمات علاوه بر نمایش‌نامه، فیلم‌نامه، نوول و رمان نیز نوشته است. سبک نوشتاری خاص دورنمات، «گروتسک»، درنمایش‌نامه‌های وی تبلور بیشتری  پیدا کرده است. به همین دلیل ترجمه و اجرای نمایش‌نامه‌های دورنمات نیازمند آشنایی با آراء برخی از اندیشمندان آلمانی که دورنمات از آنها تأثیر گرفته، همچون نیچه، هگل و کی‌یرگارد و فهم دقیق فاصله‌ی بین کمدی و تراژدی است. در ایران نام فردریش دورنمات با نام زنده‌یاد حمید سمندریان گره خورده است. تئاتر ایران به‌واسطه‌ی ترجمه‌ها و اجراهایی که حمید سمندریان از آثار دورنمات داشته است، دورنمات را می‌شناسد. در این کتاب تلاش شده است، تا با در نظر گرفتن فعالیت‌های ارزشمند سمندریان در زمینه‌ی ترجمه و اجرای آثار دورنمات، به این سوال مهم  پاسخ دهیم که او در معرفی فردریش دورنمات به تئاتر ایران به چه میزان موفق بوده است؟   به همین  منظور در طول چهار فصل کتاب حاضر، ابتدا اندیشه‌ها و آثار دورنمات مورد بررسی قرار گرفته است، در ادامه مروری بر تئوری‌های ترجمه صورت گرفته ‌و سپس دیدگاه سمندریان در مورد دورنمات به صورت نقل‌قول مستقیم، که برگرفته از کتاب «این صحنه خانه‌ی من است»، آورده شده است. در فصل سوم متون آلمانی سه اثر مهم فردریش دورنمات با ترجمه‌ی سمندریان، مورد مقایسه قرار گرفته است. در سخن آخر، سعی شده است تا به پرسش اصلی مطرح شده در کتاب یعنی این پرسش که حمید سمندریان در معرفی فردریش دورنمات به تئاتر ایران تا چه حد موفق بوده است، پاسخ داده شود. وحید نظربیگی کارشناس ارشد ادبیات نمایشی از دانشکده هنرومعماری است. وی فعالیت‌های خود در زمینه تئاتر را از سال 84 آغاز نموده و تا کنون در نمایش‌های مختلفی به ایفای نقش پرداخته است و زهرا نوربخش فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد زبان و ادبیات آلمانی، مترجم و مدرس زبان آلمانی است.وی تا کنون ترجمه چندین کتاب از جمله کتاب «تاریخ ادبیات آلمان» نوشته راینر روفینگ را در کارنامه خود دارد و اکنون دبیر بخش آلمانی انتشارات علمی و فرهنگی است. کتاب «دورنمات، سمندریان» در 128 صفحه و در قطع رقعی با قیمت پشت جلددوازده هزار تومان از سوی انتشارات روزنه کار در اختیار پژوهشگران و علاقه مندان حوزه تئاتر قرار گرفته است.        ر ]]> هنر Tue, 17 Apr 2018 12:26:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259819/کتاب-دورنمات-سمندریان-منتشر فراخوان ثبت‌نام در دیزاتن؛ اولین رویداد توسعه محصول کمیک http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259745/فراخوان-ثبت-نام-دیزاتن-اولین-رویداد-توسعه-محصول-کمیک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس خبر دریافتی، رویداد دیزاتن از خانواده رویدادهای توسعه محصول بوده و طی فرآیندی ۹روزه و در راستای تقویت توانمندی‌های لازم جهت تبدیل تولیدات پراکنده کمیک در کشور به صنعت کمیک، طراحی گردیده است. شرکت‌کنندگان طی ۹ روز علاوه بر توانمندی‌های هنری (در سه دستۀ نویسندگی، تصویرسازی و کارگردانی) توانمندی‌های لازم جهت تولید صنعتی کمیک ( شامل تیم‌سازی، کار تیمی و مدیریت پروژه) را زیر نظر افراد با تجربۀ این حوزه و طی فرآیندی مشخص تجربه کرده و ضمن ارتقاء توانمندی‌های خود، پیش‌تولید کمیک مورد نظر خود را آماده خواهند کرد. اکثریت قریب به اتفاق مخاطبان ایرانی کمیک، محصولات غربی یا شرقی را به شکل آنلاین و از طریق سایت‌ها مطالعه می‌کنند. بنابراین تصمیم گرفته شد تا شرایط استفادۀ تیم‌های شرکت‌کننده در این رویداد از تجربیات و سلایق مخاطبان آثار فوق ایجاد گردد. این مهم با همکاری برخی سایت‌ها و گروه‌های مترجم که در حال حاضر محصولات فوق را به مخاطبان عرضه می‌کنند صورت خواهد گرفت و کاربران حرفه‌ای این سایت‌ها به تیم‌های شرکت‌کننده حین تولید کمیک مشورت خواهند داد تا محصولات قابلیت بیشتری برای عرضه به بازار و جذب مخاطب داشته باشند. در پایان رویداد نیز به‌منظور اتصال دو چرخۀ تولید محتوا و عرضه و نزدیک‌تر کردن خروجی‌های رویداد به فضای کسب‌وکار، تیم‌های برتر طی نشستی پیش‌تولید کمیک خود را به ناشران و سرمایه‌گذاران ارائه خواهند نمود. برگزارکنندگان خانۀ پی‌نمای ایران کفا انجمن‌های علمی دانشجویی دانشگاه‌های هنر، تهران و الزهرا(س) مجموعه‌های همکار (به ترتیب حروف الفبا) انیمانیا ترینیتی کمیکز سفید فانتزی کمیک کرونکو کمیک اسکواد کمیک سیتی نقادین محتوای تولید شده در مراحل مختلف رویداد به‌منظور گردآوری نظر مخاطبان حرفه‌ای کمیک و مانگا و تعیین تیم منتخب منتقدان، در اختیار سایت‌ها و مجموعه‌هایی که با رویداد همکاری دارند قرار خواهد گرفت. حامیان ستاد توسعۀ فناوری‌های نرم و هویت‌ساز مرکز همکاری‌های تحول و پیشرفت ریاست‌جمهوری مرکز شتابدهی نوآوری صندوق نوآوری و شکوفایی طاقچه فانتازیما   شرایط ثبت‌نام افراد صاحب مهارت و تخصص در حوزه‌های زیر می‌توانند در رویداد توسعۀ محصول دیزاتن شرکت کنند: نویسندگی (سناریونویسی، دیالوگ‌نویسی، شخصیت‌پردازی و …) تصویرسازی – دستی یا دیجیتال (طراحی کاراکتر، طراحی بک‌گراند و فضاسازی، طراحی کانسپت، جوهرکاری، رنگ‌آمیزی و …) کارگردانی کمیک (دکوپاژ و کمیک پنلینگ). حداقل سن شرکت‌کنندگان در این رویداد ۱۶ سال است. در زمان ثبت‌نام شرکت‌کنندگان هر بخش می‌توانند مشخص کنند که دارای ایدۀ داستانی هستند. ظرفیت ارائۀ ایده در این رویداد حداکثر ۴۰ ایده است. صاحبان ایده تا پایان روز ۲۵فروردین۱۳۹۷ فرصت دارند که ایدۀ داستانی خود را در فرمت تعیین‌شده (پیوست شمارۀ ۱) طی ایمیلی با عنوان IDEA به آدرس info@peinama.ir ارسال کنند و یا فایل تکمیل‌شده را با عنوان IDEA به شناسۀ تلگرامی desathonfile@ بفرستند و در غیر این صورت، از فرایند ارائۀ ایده حذف خواهند شد. اولویت ارائۀ ایده با ۴۰نفر اولی است که در هنگام ثبت‌نام مشخص کرده‌اند دارای ایدۀ داستانی هستند و آن را در فرمت مشخص‌شده و در زمان تعیین شده به آدرس ایمیل فوق ارسال نموده‌اند. هزینۀ ثبت‌نام در این رویداد مبلغ یک میلیون ریال معادل صدهزار تومان برای هر نفر است. زمان ثبت‌نام ثبت نام در این رویداد به‌صورت آنلاین و از طریق سایت ایوند از تاریخ ۱۴فروردین۱۳۹۷ آغاز شد و در ابتدا قرار بود تا تاریخ ۲۵فروردین۱۳۹۷ ادامه داشته باشد که به دلیل استقبال علاقه‌مندان به این رویداد و درخواست‌های مکرر آنان تا پایان روز ۲۸ فروردین‌ماه تمدید شده است. زمان برگزاری رویداد دیزاتن به مدت ۹ روز از تاریخ ۵اردیبهشت۱۳۹۷ تا ۱۳اردیبهشت۱۳۹۷ در مجتمع شکوفایی شرکت‌های دانش‌بنیان به آدرس تهران، تقاطع بزرگراه کردستان و خیابان ملاصدرا، نبش زاینده‌رود شرقی، پلاک۲۴ برگزار خواهد شد. فرایند برگزاری افراد شرکت‌کننده باید در نخستین روز رویداد در مکان برگزاری حضور داشته باشند و تا پیش از ساعت ۱۰ صبح پذیرش شوند. زمان ارائۀ ایده برای هر نفر ۱دقیقه درنظرگرفته شده است. با توجه به اینکه فرایند رویداد تیم‌محور است، لازم است افراد در مهلت زمانی تعیین‌شده با افراد دیگر تیم تشکیل دهند. تیم‌ها تا پایان روز دوم زیر نظر تسهیلگران و منتورها به تولید محصول خود مشغول خواهند بود. در پایان روز دوم تیم‌ها از محل رویداد خارج شده و تا پایان روز هفتم طبق جدول زمان‌بندی (پیوست شمارۀ ۲) زیر نظر نمایندگان تیم اجرایی به فعالیت خویش ادامه خواهند داد. طبق جدول زمان‌بندی (پیوست شمارۀ ۲) هر تیم ملزم خواهد بود تا ساعت ۱۲ ظهر روز هشتم نتیجۀ نهایی فعالیت‌های خود را به تیم اجرایی تحویل دهد. تیم‌های برگزیده در زمان اختتامیه معرفی خواهند شد. شرایط تیم‌ها حداقل تعداد افراد هر تیم ۳نفر درنظر گرفته شده است. هر تیم موظف است یک نفر از اعضاء خود را به عنوان نماینده معرفی نماید. ارائۀ گزارش‌ها و انجام تعاملات با تیم اجرایی برعهدۀ نمایندۀ تیم خواهد بود. فرایند داوری تیم‌ها از منظر کار تیمی و هنری مورد داوری قرار خواهند گرفت. هیئت‌داوران کار تیم‌ها را با توجه به شاخص‌های عملکرد، مدیریت پروژه، برآورد هزینه، منابع انسانی، زمان‌بندی و در بخش هنری از نظر نویسندگی، طراحی و دکوپاژ ارزیابی خواهد کرد. جوایز گروه منتخب اول: دو میلیون و پانصد هزار تومان گروه منتخب دوم: یک میلیون و پانصد هزار تومان گروه منتخب سوم: یک میلیون تومان از تیم منتخب منتقدین به‌صورت جداگانه تقدیر خواهد شد. قوانین کلی این رویداد مطابق قوانین جمهوری اسلامی برگزار می‌شود. مسئولیت عدم رعایت شئونات در اثر تولیدشده بر عهدۀ تیم شرکت‌کننده خواهد بود. آثار مغایر با قوانین از روند داوری خارج می‌شوند. در شرایط زیر افراد از ادامۀ فعالیت در رویداد بازمی‌مانند و تیم اجرایی مسئولیتی برای استرداد وجه ندارد: داشتن رفتار و شئونات خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران پذیرش نشدن در زمان تعیین شده ایجاد اخلال در نظم رویداد موفق نبودن در تشکیل تیم با افراد دیگر شرکت‌کردن در رویداد با اثر ازپیش‌تولیدشده به‌همراه‌داشتن رزومۀ هر فرد طبق فرمت تعیین‌شده (پیوست شمارۀ ۳) به‌هنگام پذیرش الزامی است. اخذ تصمیم نهایی دربارۀ هر نکته‌ای که در مقررات حاضر پیش‌بینی نشده برعهدۀ دبیر جشنواره است. ثبت‌نام در رویداد به منزلۀ موافقت با کلیۀ شرایط مندرج در آیین‌نامه است. قوانین نشست با سرمایه‌گذاران فقط ده تیم برتر رویداد می‌توانند در جلسات مذاکرات تجاری شرکت کنند. هر تیم حداکثر ۱۰دقیقه برای مذاکره با سرمایه‌گذار زمان در اختیار خواهد داشت. پیش از شروع نشست، تیم اجرایی زمان‌بندی مذاکرات را در اختیار سرمایه‌گذاران و تیم‌ها قرار خواهد داد. در هر جلسۀ مذاکره حداکثر دو نفر به نمایندگی از تیم می‌توانند حضور داشته باشند. تیم اجرایی هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال تعاملات طرفین نداشته و صرفاً زمینه‌ساز برگزاری مذاکرات خواهد بود. توضیحات تکمیلی به منظور آشنایی با رویداد دیزاتن کمیک و فرایند برگزاری آن پیش‌رویدادهای مختلفی در دانشگاه‌های هنر، تهران و الزهرا (س) برگزار خواهد شد. شرکت در این پیش‌رویدادها الزامی نیست اما توصیه می‌شود. یکی از بخش‌های رویداد آموزش نکاتی برای تیم‌سازی درست و اصولی است؛ بنابراین بهتر است تیم‌ها حین رویداد شکل بگیرند. به منظور آشنایی بهتر افراد شرکت‌کننده در رویداد با یکدیگر، هر فرد در صورت تمایل می‌تواند سوابق کاری و تحصیلی خود را طبق فرمت تعیین‌شده (پیوست شمارۀ ۳) تا تاریخ ۳۱فروردین۱۳۹۷ به آدرس info@peinama.ir و یا به شناسۀ تلگرامی desathonfile@ بفرستد تا در کانالی که قبل از رویداد برای ثبت‌نام‌کنندگان ایجاد خواهد شد، ارائه شود. آثار باید برای اولین بار در این رویداد تولید شوند و امکان حضور در رویداد با اثری ازپیش‌تولیدشده وجود ندارد. مالکیت اثر تولیدشده متعلق به تمامی اعضای تیم خواهد بود و برگزارکننده در قبال تعاملات اعضای تیم مسئولیتی ندارد. خانۀ پی‌نمای ایران اجازۀ انتشار محتوای تولیدشده در رویداد را دارد ولی کلیه حقوق مرتبط با محصول نهایی متعلق به تیم‌ها و سرمایه‌گذاران خواهد بود. پیوست‌ها فرمت ارائۀ ایده: پیوست شمارۀ ۱ جدول زمان‌بندی: پیوست شمارۀ ۲ ]]> هنر Mon, 16 Apr 2018 09:22:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259745/فراخوان-ثبت-نام-دیزاتن-اولین-رویداد-توسعه-محصول-کمیک حمید حسام چهره سال هنر انقلاب شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259722/حمید-حسام-چهره-سال-هنر-انقلاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در آیین پایانی هفته هنر انقلاب اسلامی که شامگاه یکشنبه (26 فروردین‌ماه) در حوزه هنری برگزار شد، نشان هنر انقلاب به حمید حسام اهدا شد. دیگر نامزدهای این دوره از چهره سال هنر انقلاب، حسن روح‌الامین (نقاش و گرافیست)، محمدرضا دوست محمدی (گرافیست)، محمدحسین مهدویان (کارگردان) و مهدی نقویان (مستندساز)‌ بودند. فرآیند انتخاب چهره سال 96 هنر انقلاب، طی چند مرحله داوری توسط 60 هنرمند مطرح و شاخص کشور در حوزه‌های مختلف صورت گرفت. در دوره های گذشته مرتضی سرهنگی (نویسنده و پژوهشگر)، مجید مجیدی (کارگردان) و سیدمسعود شجاعی طباطبایی (کاریکاتوریست) این عنوان هنری را به دست آوردند. حسام سال 1340 در همدان متولد شد. وی فارغ التحصیل کارشناسی ارشد ادبیات فارسی دانشگاه تهران است. وی جوانی خود را در جبهه های نبرد سپری کرد و همین مساله باعث شد تا دفاع مقدس رویکرد اصلی حمید حسام در نوشتن و خلق آثارش باشد. سردار حسام معاون ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، در زمینه نویسندگی نیز کارنامه قابل توجهی دارد و چهار کتاب حاصل دوران نویسندگی این مسئول فرهنگی است. در زمینه داستان کوتاه کتاب «دهلیز انتظار»، در بخش خاطره کتاب «غواص‌ها بوی نعنا می‌دهند»، «دلیل» و در بخش رمان «راز نگین سرخ» مجموع فعالیت‌های این نویسنده را تشکیل می‌دهند. حسام سال گذشته با انتشار کتاب «آب هرگز نمی میرد» تغریظ و تحسین رهبر معظم انقلاب اسلامی را نیز بدست آورد. چهارمین دوره هفته هنر انقلاب از 20 فروردین همزمان با سالروز شهادت سید مرتضی آوینی، در حوزه هنری آغاز شد و بعد از یک هفته اجرای برنامه‌های مختلف فرهنگی و هنری در سراسر کشور، شب گذشته به کار خود پایان داد.   ]]> هنر Mon, 16 Apr 2018 05:53:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259722/حمید-حسام-چهره-سال-هنر-انقلاب الگوهای جادویی «کلود مونه» و «بیلی واکار» تجدید چاپ شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259670/الگوهای-جادویی-کلود-مونه-بیلی-واکار-تجدید-چاپ-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این سری کتاب‌ها (الگوهای رنگ‌آمیزی ضد استرس بزرگسالان) در چند سال اخیر همزمان با موج گسترش در کشورهای جهان، در ایران نیز ازسوی ناشران مختلفی عرضه شده است. در این میان، انتشارات آرادمان گونه‌ای خاص از این کتاب‌ها را برای نخستین‌بار در ایران منتشر کرد که الگوهای آن‌ها بر مبنای آثار نقاشی هنرمندان بنام جهانی طراحی شده‌اند. «باغ مونه» یکی از این آثار است که بر مبنای الگوهای امپرسیونیستی اسکار کلود مونه - هنرمند مشهور فرانسوی و بانی سبک امپرسیونیسم - شکل گرفته است.   «باغ مونه» شامل ۳۰ الگوی رنگ‌آمیزی مونه با تصویری رنگی از اصل اثر نقاشی است اما در فصل دوم آن، علاقه‌مندان این امکان را دارند که گزیده‌ای ۱۵ طرحی از این آثار را با ایده‌ هنرمند درون خود رنگ‌آمیزی کنند و رنگ‌های جدیدی را به استادِ سرشناس امپرسیونیست پیشنهاد کنند. از همین ناشر، «باغ ون‌گوک» با الگوهای پسادریافتگرا (پُست امپرسیونیسم) ونسان ون‌گوگ و نیز «باغ مشاهیر» با الگوهای آثار مشهوری از لئوناردو داوینچی، میکل‌‌آنژ، پابلو پیکاسو و همچنین عموم نقاشان سرشناس چند قرن گذشته، (از کلاسیک تا مدرن) نیز منتشر شده و به چاپ دوم رسیده است. آرادمان که مجموعه تجدید چاپ شده خواب‌های طلایی (با گزیده عاشقانه‌های علیرضا بهرامی) و نیز نقش بهشت (با مجموعه هایکوها) و شازده کوچولو (دوزبانه بر مبنای شاهکار آنتوان دو سنت اگزوپری) را هم از همین سری آثار منتشر کرده، اکنون چاپ دوم کتاب «رؤیای رنگی» را هم با بیش از ۸۰ طرح از «بیلی واکار» به بازار نشر کشور عرضه کرده است. در مقدمه‌ کتاب آمده است: «رنگ‌آمیزی نه‌تنها یک فعالیت مهم آرامش‌بخش و خلاقیت‌ساز برای کودکان و نوجوانان، بلکه برای بزرگسالان هم فرصتی است برای رسیدن به آرامشی مؤثر که به زندگی جلوه‌ بهتری می‌بخشد. در تفکرات کهن نیز رنگ تسکین‌دهنده است و آرامش‌بخش؛ حال وقتی فرصت رنگ‌آمیزی ده‌ها صفحه طرح‌های استاندارد، هنرمندانه و علمی برای همگان فراهم می‌شود، علاوه بر افزودن رنگ بهتر به زندگی، این فرصت هم فراهم می‌شود که هنرمند درون هر فردی کشف شود. این طرح‌ها طوری طراحی شده‌اند که انگار عشق را، هم در داخل و هم در خارج خطوط جست‌وجو و درنهایت کشف می‌کنید... این شیوه اکنون در جوامع توسعه‌یافته بیش از هر وسیله‌ دیگری توصیه می‌شود؛ زیرا یک رفتار باوقار هنرمندانه را تجویز می‌کند که هدف و دستاورد آن تنها یک فرصت سرگرمی نیست، بلکه وجوهی از انسان معاصر را بیدار و نمایان می‌کند که شاید در لابه‌لای لایه‌های سنگین و ضخیم زندگی پراضطراب ماشینی ما، هیچ‌گاه فرصت بروز نیافته‌اند. ضمن آن‌که با ایجاد فرصت تمرکز، شهروندانِ زندگی پرشتاب و پرتنش امروز را نرم و آرام به تمرکز و آرامش رهنمون می‌کند.» برگردان و بعضا گردآوری این کتاب‌ها را فاطمه فرقانی انجام داده است. ]]> هنر Sun, 15 Apr 2018 06:25:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259670/الگوهای-جادویی-کلود-مونه-بیلی-واکار-تجدید-چاپ-شدند چه کتاب‌هایی درباره آثار فیلم‌نامه‌نویس جمهوری چک در ایران ترجمه شدند؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259648/کتاب-هایی-درباره-آثار-فیلم-نامه-نویس-جمهوری-چک-ایران-ترجمه-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) یان توماس فورمن (به زبان چکی:Jan Tomáš Forman) که بیشتر با نام میلوش فورمن شناخته شده (زاده ۱۸ فوریه ۱۹۳۲)، هنرپیشه، کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس اهل جمهوری چک است. پدرش یهودی و مادرش پروتستان است. او چک‌تبار و زاده کشور چکسلواکی پیشین است. در اوایل کودکی، با از دست دادن پدر و مادرش در اردوگاه آلمانی اسرای جنگی آشویتز، یتیم شد. پدرش به خاطر عضویت در یک گروه مقاومت چک و مادرش به خاطر خرید و فروش غیرقانونی خواربار، زندانی شدند. فورمن دو بار به خاطر فیلم‌های پرواز بر فراز آشیانه فاخته (در ایران با نام دیوانه از قفس پرید نمایش داده شده) و آمادئوس برنده جایزه اسکار شده‌است. «تاریخچه سینمای چکسلواکی و زندگی و آثار میلوش فورمن: قوی‌ترین سنت سینمای جهان زیر چکمه‌های استبداد» نوشته همایون دهکردی؛ «میلوش فورمن از چکسلواکی دهه شصت می‌گوید: پارادکس‌های جامعه کمونیستی» به ترجمه بهروز سلطانزاده؛ «نگاهی به سینمای میلوش فورمن و سینمای اروپای شرقی: روان پریشی و روانکاوی در نستب با سینما» نوشته حسین مهکام؛ «بازخوانی سه فیلماز میلوش فورمن: پیتر سیاهپوش، عشق‌های یک بلوند و جشن آتش‌نشان‌ها/ ایده‌هایی کمیک برای رستگاری در جهان تراژیک» نوشته میلاد روشنی پایان؛ «در باب بازی لنگه بازی» نوشته شهریار وقفی پور؛ «نگاهی به اقتباس پیتر شفر فیلمنامه‌نویس آمادئوس از نمایشنامه خودش: شبح است اما این شبح آن شبح نیست» نوشته مهدی میرمحمدی؛ «نگاهی به فیلم آمادئوس/ ولفگانگ آ» نوشته ادئوس سالی بری به ترجمه رضا مولایی؛ «نگاهی به جشن آتش‌نشان‌ها غمنامه یک قوم» نوشته رضا غیاث؛ «نگاهی به فیلم مرد روی ماه/ توی حقیقی وجود ندارد» به ترجمه شهریار خلفی و «یادداشتی کوتاه درباره فیلم پیتر سیاه/ میلوش فورمن: لمس کردن با دوربین» نوشته کاوه مهندی عناوین برخی از کتاب‌هایی هستند که درباره این آثار این فیلمساز منتشر شده است. «یادداشتی بر فلیم پرواز بر آشیانه فاخته/ دیوانه در فقس مرد» نوشته مسعود حقیقت ثابت؛ «یادداشتی بر فیلم مردم علیه لری فلینت ساخته میلوش فورمن: آه اگر آزادی سرودی می‌خواند…» نوشته محمد فرقدانی؛ «درباره فیلم ارواح گویا/ ارواح سرگردان» نوشته کیوان پاک فر؛ «از رابطه‌های خطرناک تا والمونت: آن که بیشترین گناه را مرتکب شده باید بمیرد» نوشته هدایت مشعل و «سکون و حرکت ناسازه چشمگیر نمای یرزی منزل: تلخندهای بندباز دوره‌گرد» نوشته امیرحسین سیادت از دیگر عناوین منتشر شده درباره فورمن هستند. ]]> هنر Sat, 14 Apr 2018 08:23:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/259648/کتاب-هایی-درباره-آثار-فیلم-نامه-نویس-جمهوری-چک-ایران-ترجمه-شدند فرش‌بافی در مشهد تا اوایل دهه 80 رونقی نسبی داشت http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259370/فرش-بافی-مشهد-اوایل-دهه-80-رونقی-نسبی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به تازگی کتاب «شاهکارهای فرش‌بافی مشهد در عصر قاجار» نوشته حسین کمندلو با شمارگان هزار نسخه، 201 صفحه و بهای 55 هزار تومان از سوی موسسه تالیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) فرهنگستان هنر روانه کتابفروشی‌ها شده است. در این اثر پژوهشی برای نخستین‌بار به صورتی نظام‌مند و آکادمیک، تاریخچه و پیشینه فرش‌بافی در مشهد و همچنین چگونگی بافت آن و طرح‌ها و نقش‌ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و نمونه‌های ارزشمند تاریخی آن معرفی شده است. بخش‌ انتهایی کتاب نیز آلبومی غنی شامل 200 عکس از مجموعه قالی‌های مشهد در طرح‌های مختلف و عکس‌هایی جزیی از ساختار آن‌هاست.   حسین کمندلو، نویسنده این کتاب هم‌اکنون به عنوان عضو هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه سمنان به تدریس و پژوهش اشتغال دارد. از دیگر تالیفات منتشر شده او می‌توان به «طرح و نقش در فرش‌های عشایری روستایی خراسان شمالی» اشاره کرد. به مناسبت انتشار «شاهکارهای فرش‌بافی مشهد در عصر قاجار» با این پژوهشگر حوزه فرش‌ گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه آن را مطالعه خواهید کرد. فرش‌بافی در مشهد چه پیشینه‌ای دارد و معمولا هنرمندان برای بافت از چه طرح‌ها و نقش‌هایی استفاده می‌کردند؟ از دوران صفویان تا دوران معاصر فرش‌های مشهد بیشتر با طرح افشان شاه‌عباسی، یعنی بدون لچک یا ترنج و تنها با نقوش ختایی، تزیین شده‌اند و طراحان فرش در میان گل‌ها و برگ‌های ختایی اسلیمی‌های ابری (ابر چینی یا ماری) را در کمال زیبایی ترسیم می‌کردند. عمده رنگ‌های به کار رفته در حاشیه و متن فرش‌های مشهد لاکی قرمزدانه، سورمه‌ای و کرم است و این سنت رنگ‌بندی همچنان ادامه دارد. بیشتر محققان خارجی در کتاب‌ها و مقالاتی که در مورد فرش ایران نوشته‌اند، فرش‌های شرق ایران را که در عصر صفویان بافته‌ شده‌اند، با نام هراتی معرفی کرده‌اند. در این میان سیسیل ادواردز در کتاب «قالی ایران» این نظریه را رد کرده و اعتقادی به فرش‌بافی در شهر هرات و ایجاد کارگاه سلطنتی توسط شاهرخ و جانشینان او در عصر تیموریان و یا بعد از آن ندارد. با این حال الگوی فرش‌های افشان شاه‌عباسی را می‌توان بر کاشی‌کاری یکی از ایوان‌های مسجد گوهرشاد مشهد (821ق/ 1418م) مشاهده کرد. قالی افشان شاه‌عباسی محفوظ در موزه فرش آستان قدس رضوی با همین الگو در عصر صفویان بافته شده است. برخی معتقدند که این قالی در مشهد مقدس و به دستور شاه‌ عباس اول برای حرم مطهر رضوی بافته شده است. بنابراین نخستین دوره فرش‌بافی مشهد به دوران صفویه بازمی‌گردد.   دوره‌های بعدی فرش‌بافی در مشهد به چه دوره‌ای تعلق دارد؟ دومین دوره فرش‌بافی در مشهد را می‌توان به اواسط دوران قاجاریه نسبت داد. در این دوران هنرمندان و صنعتگرانی از نواحی معتبری همچون تبریز و کرمان به مشهد کوچ کرده و در کنار تولیدکنندگان مشهدی، با الگوبرداری از آثار شاخص عصر صفویان اقدام به تولید فرش کردند. فرش مشهد در عصر قاجار اعتباری خاص پیدا می‌کند به‌طوری‌که در اوایل حکومت پهلوی برخی از کاخ‌های تازه تأسیس، با فرش‌های بافت مشهد مفروش شده‌اند. در اواخر دوران قاجار و اوایل دوران پهلوی علاوه بر قالی افشان شاه‌عباسی عصر صفویان، نوع دیگری از قالی افشان بافته می‌شود که گل‌های ظریف و کوچکی دارد و با عنوان افشان گل ریز شناخته می‌شود. تولیدکنندگان مشهدی با توجه به سلیقه خریداران و بازار هدف سایر طرح‌های مشهور عصر صفویان همچون شیخ صفی، موج و دریا، چلسی و... را نیز بافته‌اند که برخی از آنها زینت بخش موزه‌ها و کاخ موزه‌های ایران هستند.   با ایجاد ثبات و رونق اقتصادی در ایران، هنرمندان و صنعتگران متعددی در مشهد کارگاه‌های فرش‌بافی، رنگرزی و طراحی ایجاد کردند. به استثنای فرش‌های نفیس و گران قیمتی که در کارگاه‌های شاخص مشهد تولید می‌شدند، حفظ سنت‌های طراحی و رنگرزی عصر صفویان، رج‌شمار پایین، مواد اولیه مرغوب از مهم‌ترین ویژگی‌های فرش‌های بافت مشهد هستند. تمامی عوامل ذکر شده به همراه قیمت مناسب و به نسبت ارزان کالای تولید شده، باعث می‌شود که طبقه متوسط به پایین اقبال زیادی به قالی‌های تولید شده در مشهد داشته باشند و ما شاهد رونق و اعتبار آن تا اوایل دهه 80 شمسی باشیم.   پیشتر پژوهشی در قالب کتاب درباره فرشبافی مشهد در عصر قاجار انجام و منتشر شده بود؟ با نگاهی به بافته‌های مشهد از دوران صفویان تا دوران معاصر شاید بتوان گفت آثار تولید شده در اواخر دوران قاجار تا اواسط دوران پهلوی جایگاه و اعتبار ویژه‌ای در هنر فرش‌بافی ایران داشته‌اند و محققان بسیاری همچون سیسیل ادواردز در کتاب «قالی ایران»، تورج ژوله در کتاب «برگی از قالی خراسان»، شیرین صوراسرافیل در کتاب «طراحان بزرگ فرش ایران» احمد دانشگر در کتاب «فرهنگ جامع فرش ایران» و تنی چند از پژوهشگران به تولیدکنندگان و فرش‎‌های شاخص آن پرداخته‌اند که جای تقدیر و تشکر دارد.   درباره سختی‌های این پژوهش هم مختصری توضیح دهید؟ برای بررسی و تحلیل ساختاری نمونه‌های آثار، دسترسی به آنها چگونه بود؟ در کتاب «شاهکارهای فرش‌بافی مشهد در عصر قاجار» سعی شده آثار موجود در موزه‌ها و کاخ موزه‌های ایران معرفی شوند و در این میان به تاریخ فرش‌بافی در خراسان، برخی از هنرمندان و تولیدکنندگان فرش مشهد نیز اشاره شده است. حمایت معنوی و مادی فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران باعث شد این کتاب سرانجام گیرد و موانع پیش‌رو را تا حدی سهل و آسان شوند و موزه‌ها و کاخ موزه‌ها در حد توان (هر چند اندک) همکاری لازم را داشته باشند. در هنگام پژوهش و مطالعه فرش‌ها شاید مهمترین مشکل ابعاد بسیار بزرگ برخی از آثار محفوظ در موزه‌ها و کاخ موزه‌ها است، همین امر باعث می‌شود دسترسی به آثار موجود در انبار یا گنجینه‌ها سخت‌تر و یا غیرممکن شود.   مواردی این‌چنین باعث می‌شود تا برخی از محققان نگاهی گذرا به فرش‌های مشهد داشته باشند و آثار بافته شده در این دوران را شاخص و استادانه بدانند، در صورتی که با مشاهده فرش‌های محفوظ در موزه‌ها و کاخ موزه‌های ایران می‌توان کارهای شاخص، متوسط و گاه ضعیفی را مشاهده کرد که بنا بر نیاز یا نوع سفارش بافته شده‌اند.   وضعیت کنونی هنر - صنعت فرش‌بافی در مشهد چگونه است؟ نمی‌خواهم وضعیت هنر - صنعت فرش‌ در مشهد مقدس را با دوران قاجار یا پهلوی مقایسه نخواهم کرد، چون هیچ‌کدام از این دوره‌ها را به چشم ندیدم، اما می‌توانم فاصله بین تیرماه سال 1382 شمسی را‌ تا فروردین 1397 اینچنین توصیف کنم: پیشتر بازار فرش مشهد سرشار از رونق و جنب ‌و جوش بود، چراغ اغلب حجره‌های فرش‌فروشی روشن و مشتریان ایرانی و خارجی در رفت و آمد بودند. مرمت‌گران، طراحان، ابزار فروشان و باربران متعددی در گوشه و کنار بازارهای شاخص مشهد فعال و پرکار بوده‌اند، این‌ها جلوه نمایان بازار فرش بود و می‌توان بافندگان، رنگرزان، نخ‌تابان، ابزارسازان و... را نیز به این فهرست بلند بالا اضافه کرد که در گوشه و کنار شهر مشهد و یا روستاهای اطراف فعالیت می‌کردند، اما در سال‌های اخیر نیمی از بازار بزرگ مشهد با حجره‌ها و بازارچه‌های فرش فروشی متعدد از بین رفته است. چراغ‌های اغلب حجره‌‌های سرای مهدیه، سرای سعید و سرای امیر در خیابان خسروی نو، خاموش شده‌اند، تلخ‌ترین تصویر را نوروز امثال در سرای مهدیه مشهده کردم، در انتهای حجره‌ای نیمه روشن قالی ماشینی با طرح پیش پا افتاده و ضعیف آویخته و در معرض فروش قرار داده بودند. با اینکه نیروهای با استعداد و تازه نفس دانشگاهی وارد بازار فرش شده‌اند اما کارخانه‌های نوظهور فرش ماشینی بهترین‌ها را جذب خود کرده‌اند و بازار نیمه جان فرش دست‌باف، تنها نظاره‌گر این حقیقت تلخ است. ]]> علوم‌انسانی Fri, 13 Apr 2018 04:30:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259370/فرش-بافی-مشهد-اوایل-دهه-80-رونقی-نسبی فراخوان هشتمین دوره جشن کتاب سال سینمای ایران اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259518/فراخوان-هشتمین-دوره-جشن-کتاب-سال-سینمای-ایران-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی خانه سینما اعلام کرد؛ خانه سینما، به منظور ارج نهادن به تلاش‌های نویسندگان و مترجمان حوزه ادبیات سینمای ایران که سهمی شایسته در رشد و ارتقای سینمای کشور دارند و نیز، برای کمک به جریان سازی در زمینه تالیف، ترجمه و نشر ، هشتمین دوره جشن کتاب سینمای ایران را برگزار می‌کند. ضوابط: - تمام کتاب‌های سینمایی که از مهر  ماه  96تا پایان شهریور ماه 97 برای نخستین بارچاپ و توزیع شده باشد. - کتاب‌هایی که به دبیرخانه‌ جشن ارائه می‌شوند باید دارای شابک باشد. - هر ناشر ، مولف و یا مترجم می‌تواند با تکمیل فرم شرکت و ارسال 8 نسخه از کتاب‌های خود به دبیرخانه جشن (‌مستقر در کتابخانه خانه سینما ) در این رویداد شرکت کند. هیئت داوری: - یک گروه7 نفره  متشکل از نویسندگان، مولفان و مدرسان سینمایی، مجموعه آثار را ارزیابی و داوری می‌کنند و جوایز زیر را اهدا می‌نمایند: - هدهد زرین ، دیپلم افتخار و هدیه نقدی به بهترین تالیف -هدهد زرین ، دیپلم افتخار و هدیه نقدی به بهترین ترجمه -هدهد زرین، دیپلم افتخار و هدیه نقدی به بهترین ناشر - هیات داوران همچنین می‌تواند در صورت صلاحدید ،جایزه‌ای را ( شامل هدهد زرین و هدیه نقدی ) به انتخاب ویژه خود اختصاص دهد‌. نکوداشت:  دبیر جشن  کتاب سال سینمای ایران‌؛ جایزه‌ای با نام ‌«‌دستاورد ادبیات  سینمایی‌» ‌به یکی از دست اندرکاران این حوزه به پاس یک عمر فعالیت اهدا خواهد کرد. گاه شمار جایزه: - 31 شهریور ماه  نود و هفت      آخرین مهلت تکمیل نمون برگ  شرکت و ارسال5نسخه از کتاب به دبیرخانه - اول  بهمن نود و هفت                 اعلام نامزدهای جشن کتاب سال سینمای ایران - اول اسفند نود و هفت             برگزاری آیین جشن کتاب سال سینمای ایران واعلام برندگان و اعطای جوایز ]]> هنر Mon, 09 Apr 2018 12:19:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259518/فراخوان-هشتمین-دوره-جشن-کتاب-سال-سینمای-ایران-اعلام محمد ابراهیم جعفری یادآور نگاه و اندیشه سهراب بود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259483/محمد-ابراهیم-جعفری-یادآور-نگاه-اندیشه-سهراب علیرضا مجابی(م.آذرفر) در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ضمن عرض تسلیت به خانواده و دوست‌داران زنده‌یاد محمدابراهیم جعفری اظهار کرد:‌ محمدابراهیم جعفری متعلق به نسلی بود که شاید اگر نگاهی به فرهنگ معاصر بیندازیم، متولدان این‌ سال‌ها یعنی 1319 و 1318 نقش بسزایی در فرهنگ ما داشته‌‌اند. وی افزود: زنده‌یاد جعفری متولد بروجرد بود و نقاشی را زیر نظر معلمی که قهوه‌خانه‌ای بود شروع کرد اما بعد از آن و با ورود به دارالفنون و آشنایی با اساتیدی مثل علی‌محمد حیدریان و بعدتر در دانشگاه هنرهای زیبا با محسن وزیری‌مقدم وارد مسیر جدیدی می‌شود؛ او را می‌‌توان جزو نسل دوم نقاشان نوگرا محسوب کرد. این پژوهشگر هنر با اشاره به چهره شاعرانگی زنده‌یاد جعفری گفت: طبق صحبت‌هایی که با محمدابراهیم جعفری داشتم، متوجه شدم که او از سال‌های نوجوانی دغدغه شعر نوشتن داشته است، به همین دلیل به شعر روی می‌آورد و به سرودن آن مشغول می‌شود. اگر بخواهم خلاصه‌ای از شناخت 20 ساله‌ام را از جعفری بگویم باید بگویم که او را وامدار نگاه و اندیشه سهراب می‌دانم.  وی ادامه داد: زنده‌یاد جعفری در شعرهایش نگاه خاص و ویژه‌ای به طبعیت داشت، نگاه ویژه‌ای که در تفکر سهراب سپهری نیز به شدت مشهود بود؛ بنابراین در شعرهای او می‌توان سهراب را ردیابی کرد. از طرفی حتی من فکر می‌کنم که نقاشی‌های وی نیز ادامه راه و نگاه سهراب است بلحاظ نوع بیان و استفاده از اتمسفر آزاد و سپیدخوانی در نقاشی. علیرضا مجابی این شاعر در مقایسه شعرها و نقاشی‌های مرحوم جعفری عنوان کرد: زنده‌یاد جعفری در حوزه شعر بسیار فعال بود و شعرهای زیادی می‌نوشت که برخی از آنها را برای من می‌خواند؛ از طرفی بیشتر نقاشی‌های او را نیز دیده‌ام و در یک نتیجه‌گیری می‌توانم بگویم که او در حوزه نقاشی و هنرهای تجسمی موفق‌تر عمل کرده و جهان نقاشانه او از کودک پرشور شاعرانه او منسجم تر و جدی تر بوده است. مجابی در توضیح این موضوع که چرا تنها یک کتاب از محمدابراهیم جعفری، آن هم در قالب ترانه منتشر شده است، گفت:‌ زنده‌یاد جعفری به شکل جدی دغدغه چاپ کتاب شعر را داشت اما شرایطش فراهم نشد و همیشه ناراحت بود که چرا فضا برای چاپ آثارش وجود ندارد؛ آن هم در شرایطی که این روزها حتی بازیگران نیز به راحتی دست به چاپ کتاب شعر می‌زنند، کتاب‌هایی که متن‌های آنها هیچ شباهتی با شعر ندارد. این نقاش در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد:‌ امیدوارم که هر چه سریع‌تر و با حمایت یک ناشر و پیگیری خانواده، مجموعه شعری از زنده‌یاد محمدابراهیم جعفری منتشر شود تا مورد ارزیابی قرار گیرد و برای آیندگان به یادگار بماند. ]]> هنر Mon, 09 Apr 2018 06:23:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/259483/محمد-ابراهیم-جعفری-یادآور-نگاه-اندیشه-سهراب حسینی درگذشت محمد ابراهیم جعفری را تسلیت گفت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259493/حسینی-درگذشت-محمد-ابراهیم-جعفری-تسلیت-گفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید مجتبی حسینی پیام تسلیت خود برای درگذشت محمد ابراهیم جعفری را با شعری از این هنرمند شروع کرد و نوشت: «در سفر هر کس به مقصد می‌رسد، می‌ایستد من سفر را دوست دارم، مقصد من رفتن است محمدابراهیم جعفری؛ نقاش و شاعر همواره جست‌وجو و حرکت کرد، تجربه کرد و تجربه‌های زیستی خود را با نگاه و بیانی ساده اما نو و با هویت و فرهنگ بومی سرزمین خود نقاشی کرد و آنچه را از فرهنگ و هنر داشت عاشقانه یاد داد. هنرمندان در مواجهه حسی، عاطفی و ادراکیِ خود، به فضلِ هنر جاودانگی را برمی‌گزینند و از این رو نام و یاد محمد ابراهیم جعفری زنده و پایدار است. درگذشت این هنرمند ارجمند را به خانواده گرانقدرش و هنرمندان تسلیت می‌گویم و برای زنده یاد جعفری بهترین درجات را از درگاه خداوند متعال خواستارم.» محمد ابراهیم جعفری شب ۱۸ فروردین ماه در سن ۷۸ سالگی بر اثر سکته مغزی در بیمارستان مدائن درگذشت. ]]> هنر Mon, 09 Apr 2018 05:34:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259493/حسینی-درگذشت-محمد-ابراهیم-جعفری-تسلیت-گفت پست‌دراماتیک؛ ژانر متداول نمایشنامه‌نویسی در ایران است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259429/پست-دراماتیک-ژانر-متداول-نمایشنامه-نویسی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران نمایش‌نامه‌نویسی در ایران به شیوه کنونی متأثر از ادبیات دراماتیک غرب است و ایرانیان چهارچوب و اسلوب مورد نظر را از آن‌ها وام گرفته‌اند. یکی از مهم‌ترین نمایش‌نامه‌نویسان واقع‌گرای رئالیستی در صد سال اخیر،‌ اکبر رادی است که در خلال این دهه‌های پرتنش ناشی از تضادهای فرهنگی با تحولات نوین درام واقع‌گرای اروپا به خصوص آثار ایبسن و استریندبرگ و چخوف آشنا شده و سبک خاص خود را در نوعی زمینه اجتماعی- مردمی در آثار خود مطرح کرد. البته به دلیل وجود لایه‌های معنایی گسترده، آثار او از اقبال صحنه‌ای کمتری برخوردار شده‌اند. اخیرا کتابی با نام « رویکردهای نوین در خوانش آثار رادی» منتشر شده که آثار رادی را از منظرهای متفاوتی مورد نقدوبررسی قرار داده است. همچنین کتاب «تئاتر خیابانی روند تغییر محیط قراردادی نمایش» از سوی نشر نودا منتشر شده است. به منظور تفحص بیشتر درباره آثار رادی و آشنایی بیشتر با مباحث کتاب با مولف آن فریندخت زاهدی، دانشیار دانشگاه تهران،  محقق و پژوهشگر در حوزه درام شناسی و تحلیل آثار نمایشی، که در حال حاضر در آمریکا به سر می‌برد، گفت‌وگوی مفصلی انجام دادیم که در ادامه آن را می‌خوانید.   مختصری درباره هدف و انگیزه خود از نگاشتن کتاب «رویکردهای نوین در خوانش آثار رادی» توضیح دهید و همچنین به لزوم  انتشار چنین کتاب‌هایی و آشنا کردن نسل جدید با آثار نویسندگان دوره‌های پیشین نیز اشاره فرمایید. ما در طول 150 سال گذشته ادبیات نمایشی داشتیم  و متاسفانه این شاخه از ادبیات که از مهم‌ترین شاخه‌های ادبیات جهان است در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. حتی در کتاب‌های ادبیات معاصر هم کمتر صحبتی از ادبیات نمایشی می‌شود که نوعی بی‌توجهی ناشی از عدم آگاهی به این ژانر بسیار بسیار مهم ادبی است. من سعی کردم با توجه به اینکه مسئول هیئت علمی بنیاد رادی هستم نگاه متفاوت و جدی به آثار رادی را در این کتاب ارائه کنم و ضمن تدریس نگرش‌های جدید به آثار ایرانی با تکیه بر آثار اکبر رادی این کتاب را گردآوری و تالیف کنم. این کتاب برای جلب توجه جوان‌ها و علاقه‌مندان تئاتر است که بدانند سرمایه‌های ادبی خودمان در حوزه نمایش تا چه اندازه حائز اهمیت هستند و چقدر لایه‌های مهم فلسفی، اجتماعی، روانشناختی و فکری در این‌ها هست که در صورت تحقیق و تفحص در آثار نمایشی نمایشنامه‌نویسان ایرانی می‌توانیم بسیاری از زاویه‌های ناشناخته فرهنگ خودمان را در دوره‌های مختلف تاریخی شناسایی کنیم. این کتاب درواقع بخشی از آن مجموعه‌ مقالاتی است که از پروژه‌های پایان تحصیلی دانشجویان من به دست آمده است. من دانشجویانم را که پایان‌نامه‌شان درباره رادی بود را به یک سمینار یک‌روزه دعوت کردم تا مقاله‌های مستخرج از تز خود را ارائه کنند؛ آن هم با نگرش‌های زیباشناختی کاملا متفاوت. این کار برای این بود که نشان بدهیم آثار رادی تا چه اندازه قابلیت نقادی با نگرش‌های مختلف از نظر زیبایی‌شناختی دارند. در نهایت مجموع آنچه خودم نوشته بودم و نتیجه‌ای که از سمینار حاصل شد را مورد بازبینی قرار و شکل علمی‌تر به آن دادم و همچنین از همکاری دانشجویانم نیز بهره‌مند شدم. در نهایت نتیجه آن را در این کتاب ارائه دادیم تا نشان دهیم که آثار ادبی خودمان که رادی یکی از بهترین‌های آن است- با توجه به اینکه 50 سال نمایشنامه‌نویسی کرده و روی سبک‌های مختلف تجربه داشته- چقدر لایه‌های جذاب و قابل تأملی دارد که ناشناخته مانده و محققین را متوجه کنیم که نمی‌توانند از یک شاخه ادبی با این اهمیت به‌راحتی بگذرند و در تحلیل ادبیات معاصر ایران ادبیات نمایشی را نادیده بگیرند.   رادی از نمایشنامه‌نویسان غرب بسیار تاثیر پذیرفته است اما در عین حال خیلی هم ایرانی می‌نویسد در حالی که نمایشنامه‌نویسان جدید از غرب تاثیر می‌گیرند و غربی می‌نویسند و کمتر ایرانی بودن در آثارشان به چشم می‌آید دلیل این تفاوت را در چه می‌بینید؟ من با بخش اول صحبت شما خیلی موافقم. رادی متاثر از ادبیات نمایشی جهان هست اما با بخش دوم آن خیلی موافق نیستم. تیم نمایش‌نامه‌نویسان حرفه‌ای امروز ما نمایش‌نامه ایرانی می‌نویسند با اینکه تحصیلات آکادمیک دارند و با ژانرها و ساختارهای متفاوت می‌نویسند اما نوشته‌هایشان برگرفته از فرهنگ ایرانی است. اما اگر منظورتان ویژگی‌های بومی آثار رادی است بله با شما موافقم. نویسندگان جدید ما تا آن حد بومی‌نویسی نمی‌کنند و در آثار رادی ویژگی‌های بومی زیاد است. نویسندگان امروز ما خواه و ناخواه تحت تاثیر ژانرهای جدید نمایشی هستند و از سبک‌های مختلف استفاده می‌کنند. ما دیگر رئالیست‌نویسی را به آن صورت که رادی می‌نوشت در هیچ‌جای جهان متداول نمی‌بینیم از جمله در ایران. ژانرهای متداول در ایران ژانرهایی است که به آن پست دراماتیک می‌گوییم که از شاخه‌های آن می‌توان به ژانر پرفورمنس اشاره کرد. بعضی کارها صرفا پرفورماتیو است. آنچه الان ارائه می‌شود نشان‌دهنده گرایش جهانی به این هنر است که در تمام دنیا شکلی دیگر پیدا کرده است. ما هم بخشی از جهان هستیم و با آنچه که در جهان اتفاق می‌افتد مواجه می‌شویم. امروزه با توجه به گسترش ارتباطات، چاپ زیاد نمایشنامه‌ها و ترجمه‌های متعدد، اجراهای زیاد و متنوع‌تر، رفت‌وآمدهای بیشتر و تقاضای صحنه اوضاع فرق کرده است. تقاضای مخاطب امروز تقاضای 50 سال پیش نیست رادی اگر در دهه 30 و 40 شروع به نوشتن آثار رئالیستی کرد در دهه‌های آخر عمرش به دلیل مواجه شدن با سبک‌های جدید مثلا «خانمچه و مهتابی» سبک او تغییر می‌کند و این یک امر غیرقابل اجتناب است. معتقدم که تیم حرفه‌ای نمایشنامه‌نویسی ما خیلی خوب کار  و سبک‌های مختلف نمایشی را تجربه می‌کند و وجه ایرانی آن از لحاظ محتوای فکری رعایت می‌شود. ممکن است ساختار را تحت تاثیر غرب بدانیم حتی بعضی هم خودشان سبک‌های متفاوتی ارائه می‌کنند اما نمی‌توانیم بگوییم که غیر ایرانی عمل می‌کنند.   در آثار نمایشنامه‌نویسی امروز کمتر ارجاعاتی به ادبیات فارسی و ادبیات وطنی خود می‌بینیم و بیشتر ارجاعات به ادبیات غرب می‌رسد. به عنوان مثال کمتر اثری داریم که ارجاعی به آثار هدایت یا به عنوان مثال بهرام صادقی داشته باشد. فکر می‌کنید دلیل این امر چیست؟ ممکن است شاید همین مواجه‌بودن با رویکرد جهانی مسبب آن باشد.  البته این ارجاعات به ادبیات نمایشی غرب داده می‌شود و نه به ادبیات غرب. شاید به این دلیل است که روی آن‌ها بیشتر کار و تحقیق شده است.   و شاید لزوم انتشار کتاب حاضر هم برای همین باشد. البته رادی هم در زمان خودش آوانگارد بوده است. هنگام خوانش آثار رادی می‌بینیم که در دهه و دوره‌ای نسبت به شرایط آن دهه عکس‌العمل نشان می‌دهد. دیدرو در جایی می‌گوید: «ادبیات حقیقی‌ترین تاریخ است.» تاریخ را می‌شود تحریف کرد اما ادبیات را نه. ادبیات با تمام ایما و اشاره و استعاره‌ای که استفاده می‌کند حقیقتی را عریان می‌کند که در پس‌زمینه آن قطعه ادبی مشهود است و  اینکه ادبیات نمی‌تواند حقیقت یک دوره را تحریف کند. با مطالعه آثار رادی به تمام تنش‌های اجتماعی که در دوره‌ای نگارش اثر وجود داشته پی می‌بریم و این مسائل در تمام آثار رادی منعکس شده است و این همان چیزی است که در این کتاب آورده‌ایم. به این صورت که از دیدگاه‌های اشخاص مختلفی مانند بارت و آدورنو به اثر نگاه کرده‌ایم. این نگاه‌های متفاوت این امکان را ایجاد می‌کند تا یک محقق جوان با نگاه‌های متفاوتی که می‌توان یک اثر ادبی را مطالعه کرد آشنا شود، به نظرم لازم است که روی آثار دیگران هم این عمل انجام بشود کسانی مانند بیضائی و ساعدی و ...   اتفاقا همین را می خواستم بپرسم بعد از رادی قصد ندارید سراغ کس دیگری بروید؟ خیر. امسال سال پرمشغله‌ای داشتم باید روی این کتاب و کتاب «تئاتر خیابانی» کار می‌کردم و به آن مطالبی می‌افزودم.   سئوال بعدی‌ام درباره کتاب «تئاتر خیابانی» است به نظرتان می‌توان به تئاتر خیابانی به مثابه پله اول فرهنگ‌سازی نگریست و آن را یک‌جور آینه تمام‌نمای جامعه دانست تا بتوان بعضی چیزها را در آن منعکس کرد؟ من اولین چاپ «تئاتر خیابانی» را حدود 20 سال پیش نوشتم و در واقع انگیزه‌ام را برای نوشتن از دیدن یک اجرا در خیابان گرفتم. دوره فوق‌لیسانس در دانشگاه یوسی‌ال‌ای روی تئاتر دهه 60 امریکا کار کرده بودم و 6 ماه هم با یکی از همین گروه‌ها تجربه کاری داشتم. وقتی شنیدم در ایران قرار است که تئاتر خیابانی اجرا شود بلافاصله خودم را رساندم  اما با نمایش عروس‌گلی مواجه شدم و زن‌پوشی که در وسط خیابان می‌رقصید. فکر می‌کردم این پدیده جدیدی که من هم روی آن اشراف دارم دارد در ایران باب می‌شود و خودم را برای دیدنش به آنجا رسانده بودم اما آن یک تئاتر خیابانی نبود. تنها یک نمایش سرگرم‌کننده به شمار می‌آمد. تئاتر خیابانی پایه فرهنگی بسیار قوی و فلسفه اجتماعی ـ سیاسی محکمی پشت خود دارد. و همین انگیزه نوشتن من برای فلسفه تئاتر خیابانی شد و اینکه چه مراحلی طی می‌شود تا تئاتر خیابانی از سالن کلاسیک‌اش بیرون بیاید و آرام آرام تمام سنت‌هایی که او را به چهاردیواری صحنه محدود می‌کرد پس بزند و بتواند از امکانات فضا و مکان استفاده کند. در دوره‌ای در کشورهای مختلف مانند روسیه و آمریکا هم آن را با نمونه نمایش‌نامه‌ها بررسی کرده‌ام و چند نمونه از صحنه‌های سیار را نیز ارائه داده‌ام تا جامعه جوان ما بداند صرفا رفتن به خیابان و جنگولک‌بازی درآوردن تئاتر خیابانی نیست. تئاتر خیابانی بسیار هدفمند با گرایشات بسیار جدی اجتماعی است و در هر دوره که جامعه دچار معضلات اجتماعی است آن‌‌ها را به صورت درجا نشان می‌دهد. این کتاب در آن زمان نوشته شد اما پخش مناسبی نداشت تا امسال که نشر نودا با تغییرات 30 تا 40 درصدی که من انجام دادم بازچاپ شد. علاوه بر این کتاب کتاب دیگری با نام «سامان‌دهی گروه‌های نمایشی با شیوه‌های نوین مدیریتی» نوشته‌ام تا جامعه جوانی که گروه‌های نمایشی تشکیل می‌دهند به بقا، ادامه کار و مدیریت آن توجه داشته باشند.   می‌توان گفت که تئاتر خیابانی در ادبیات نمایشی و تئاترهای صحنه ای معمول تاثیر می‌گذارد یا خیر؟ تئاتر خیابانی اگر واقعا از نظر پایه فکری تأمل‌برانگیز باشد می‌تواند تاثیر گذارد. تئاتر دهه 60 امریکا مانند گروه‌های لیوینگ تیئاتِر، اوپن تیئاتِر، رد اند پاپِت و ... گرایشات سیاسی اجتماعی اساسی داشتند و شیوه‌ اجرایی آن‌ها روی نوشتن آثار پست‌مدرن بسیار تاثیر داشته‌اند. مثلا کارهای داریوفو و همچنین بعضی نویسندگان دیگر مانند کاریل چرچیل را هم می‌توان به کارهای تئاتر خیابانی تبدیل کرد و همچنین برخی آثار  می‌تواند از یک تئاتر خیابانی گرفته و تبدیل شده باشد به کاری مانند «سالار زنان» از کاریل چرچیل.   مخاطب این کتاب‌ها صرفا دانشجویان تئاتر هستند یا برای عموم هم قابل استفاده است؟ به‌نظر من هر علاقه‌مندی به تئاتر و دانستن در مورد آن مخاطب این کتاب هست و این کتاب صرفا محدود به دانشجویان تئاتر نیست.   چه کارهایی در دست انتشار دارید؟ کتابی به نام «از آئین تا پرفورمنس در ژاپن» به زودی از انتشارات دانشگاه تهران منتشر می‌شود و همچنین کتاب «ساماندهی گروه‌های نمایشی با شیوه‌های نوین مدیریتی» کتابی است که روی آن تاکید ویژه دارم. من کتاب را برای استفاده در کتابخانه نمی‌نویسم و وجه کاربردی آن بسیار برایم مهم است به نظر جامعه جوان ما که درسال نزدیک به هزار فارغ‌التحصیل تئاتر دارد باید سیستماتیک و با مطالعه کار کند تا بتواند به یک نتیجه مطلوب برسد و این کتاب به آن‌ها آگاهی لازم برای مدیریت گروه‌های نمایشی خود را می‌دهد.     ]]> هنر Mon, 09 Apr 2018 05:18:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/259429/پست-دراماتیک-ژانر-متداول-نمایشنامه-نویسی-ایران محمدابراهیم جعفری شاعر و نقاش پیشکسوت درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259445/محمدابراهیم-جعفری-شاعر-نقاش-پیشکسوت-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ محمد ابراهیم جعفری در سال 1319 در شهر بروجرد به دنیا آمد. او فارغ التحصیل از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران بود و به عنوان موسس کانون آموزش اصول هنرهای تجسمی شناخته می شود. آثار این هنرمند نقاش در ده‌ها نمایشگاه داخلی وخارجی به نمایش در آمده‌اند و او در بی‌ینال‌های مهم هنری و بین‌المللی همچون بی‌ینال پاریس (سال 1348) شرکت داشت. شرکت در فستیوال هنر کانی سورمر در جنوب فرانسه و کسب جایزه ملی دولت فرانسه در همین فستیوال (1353) از دیگر افتخارات این هنرمند است که در کارنامه فعالیت هنری این هنرمند به چشم می خورند. محمد ابراهیم جعفری مدرس و کارشناس هنرهای تجسمی علاوه بر فعالیت در این حوزه، از دوران جوانی به سرودن اشعار مشغول بوده است و در جامعه هنری او را به‌عنوان نقاش و شاعری برجسته می‌شناسند. مجموعه ترانه «چو مرغ شب، خواندی و رفتی» از آثار این شاعر و نقاش است که در پاییز سال 95 توسط انتشارات مشکی منتشر شده است. زنده‌یاد جعفری روی آثار بسیاری از طراحان و نقاشان معاصر مقدمه نوشته بود که از این بین می‌توان به مقدمه‌ای که بر کتاب «خط نگاره» اثر ابراهیم حقیقی نوشته، اشاره کرد. او عضو رسمی هیات علمی دانشگاه هنر و انجمن نقاشان ایران و ساعتی پیش در آخرین دقایق روز 18 فروردین ماه 1397 درگذشت. ]]> هنر Sun, 08 Apr 2018 06:43:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259445/محمدابراهیم-جعفری-شاعر-نقاش-پیشکسوت-درگذشت شماره ۱۶ فصلنامه «نقد كتاب هنر» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259405/شماره-۱۶-فصلنامه-نقد-كتاب-هنر-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومي موسسه خانه كتاب؛ «نقد شفاهي»، «نقد تاليف»، «نقد ترجمه»، «نقد موجز»، «شايسته ترجمه»، «از ديروز به امروز» و «هنر پژوهي» بخش‌هاي مختلف شماره جديد فصلنامه نقد كتاب هنر است. اين فصلنامه با سرمقاله سردبير «علي بوذري» آغاز مي‌شود كه در بخشي از آن مي‌خوانيم: «فصلنامه نقد كتاب هنر در آستانه پنجمين سال انتشار قرار دارد. در چهار سال گذشته، دست‌اندركاران نشريه براي ارتقاي كيفي مقالات و انتشار جامع و كامل نظرات بي‌طرفانه منتقدان كتاب، تمام تلاش خود را به كار برده‌اند. اين در حالي است كه انتشار نشريه‌اي در نقد كتاب كه نه سود دنيوي دارد و نه ثواب اخروي و گاهي نيز زيان اين دنيا و نفرين آن دنيا را در بردارد، كاري دشوار است... با اين حال، شايد بتوان گفت كه اين مقالات، اندكي از خلأ  نقد و نقدنويسي در حوزه كتاب در ايران را پر كرده اند... تمام اين تلاش‌ها براي جا انداختن نگاه نقادانه، بي‌طرفانه، اصولي و آكادميك در حوزه كتاب هنر و به منظور بالا بردن سطح كيفي كتاب‌هاي منتشر شده بوده و هر بار تلاش شده تا به نوعي جديد و آوانگارد به اين موضوع پرداخته شود.» در اين فصلنامه نشست «نقد و بررسي كتاب كتيبه هاي صحن انقلاب(عتيق)» در بخشي با عنوان «نقد شفاهي» آمده است. نقد و بررسي كتاب‌هاي«يك دسته گل دماغ پرور؛ نگاهي به كتاب دگرگوني رنگ، طرح و تزيين پوشاك ايرانيان»، « نقدي بر كتاب منار جام؛ كتيبه‌ها و نقوش تزييني و مفاهيم نمادين»، «شيرين شكر نمي‌شود؛ نگاهي به كتاب خمسه نظاميِ ميرزا عليقلي خويي»، «ديوارنگاري معاصر ايران»، «مروري بر كتاب ساختار درون متني طرح و نقش فرش دستباف ايران» و... در بخش «نقد تأليف» گنجانده شده است. همچنين نقد مريم صلح كننده سردرود بر كتاب «فرهنگ زيباشناسي» ترجمه محمدرضا ابوالقاسمي؛ نقد كيوان موسوي اقدم بر كتاب «مباني تاريخ هنر» ترجمه هادي آذري؛ نقد بنفشه مقدم بر كتاب «مد ومدرنيته» ترجمه ناصرالدين غراب؛ نقد علي اتحاد بر كتاب «هنر چه مي‌تواند باشد؟ درباره كتاب آن چه هنر است» ترجمه فريده فرنودفر و نقد كامران افشار مهاجر بر كتاب «بياني پيچيده براي فرايندي ساده؛ نقدي بر كتاب لياوت» ترجمه نسرين صدقيان، از  مطالب ارائه شده در بخش «نقد ترجمه» است. فصلنامه «نقد كتاب هنر» در بخش «نقد موجز» به ارائه مطلبي از سعيد رفيعي منفرد با عنوان «دو كتاب از يك نويسنده؛ نگاهي به دو كتاب درباره ديوارنگاري ايران» و مطلبي از دلارام كاردار طهران درباره كتاب «كتيبه‌ها و سنگ نبشته‌هاي ايران» پرداخته است. از نگاه اين فصلنامه، كتاب‌هاي«حقيقت در نقاشي»،«جوهر در چارچوب» و «كشفيات هيجان‌انگيز شاعر فرهنگي؛ مروري بر آثار استيون گرين بلات» به عنوان«شايسته ترجمه» انتخاب شده‌اند. «بررسي و شناخت آثار نقاشي ديواري در شهر تهران با رويكرد ساده‌نگاري» نوشته مهدي ابراهيمي لامع در بخش پاياني اين فصلنامه با عنوان «هنر پژوهي» آمده است. شماره‌ شانزدهم فصلنامه «نقد كتاب هنر» ويژه زمستان ۱۳۹۶ با سردبيري علي بوذري در ۲۶۸ صفحه و بهاي ۱۰ هزار تومان از سوي موسسه خانه كتاب منتشر شده است.   ]]> هنر Sat, 07 Apr 2018 09:45:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259405/شماره-۱۶-فصلنامه-نقد-كتاب-هنر-منتشر انتشار کتاب جدیدی درباره عباس کیارستمی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259307/انتشار-کتاب-جدیدی-درباره-عباس-کیارستمی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس خبر رسیده، سیدعماد حسینی مسئول واحد پژوهش و انتشارات کمیته علمی و دانشگاهی سی‌و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر درباره فعالیت‌های این حوزه در جشنواره امسال گفت: کتابی حاوی مقالات تالیفی و ترجمه با موضوع سینمای عباس کیارستمی و سه گفت‌وگو با او  در حال آماده‌سازی است که در ایام برگزاری سی‌وششمین جشنواره جهانی فیلم فجر طی مراسمی در پردیس سینمایی چارسو و با حضور هنرمندان و سینماگران ایرانی و غیرایرانی رونمایی خواهد شد. به گفته مسئول واحد پژوهش و انتشارات کمیته علمی و دانشگاهی سی‌وششمین جشنواره جهانی فیلم فجر، این کتاب شامل هشت مقاله و سه گفت‌وگو است که برخی از مقالات و گفت‌وگوهای این کتاب حاصل کار پژوهشگران ایرانی و برخی نیز محصول صاحب‌نظران غیرایرانی است.  وی در توضیح بیشتر مطالب کتاب عنوان کرد: هر یک از مقالات این کتاب از زاویه‌ای متفاوت به بخشی از آثار عباس کیارستمی می‌پردازد به عنوان مثال در یک مقاله از خانم دکتر پاک شیراز استاد دانشگاه ادینبورو فیلم‌های کیارستمی از منظر جهان‌بینی اسلامی و شیعی تحلیل شده اند. حسینی افزود: در فرم و محتوای آثار عباس کیارستمی می‌توان به طور جدی رد پای مؤلفه‌های فرهنگی هویت ایرانی را جستجو کرد، با وجود این، آثار او، تماشاگران جهانی بسیاری را همراه و در جشنواره‌های مهم دنیا جوایز متعددی را دریافت کرده است. شاید بی‌مناسبت نباشد اگر بگوییم او شناخته‌شده‌ترین فیلمساز ایرانی در سطح جهان است که امیدواریم این کتاب گامی موثر برای پژوهش‌های گسترده‌تر درباره شیوه‌های فیل‌سازی و تفکر این شخصیت برجسته سینمایی کشورمان باشد.  مسئول واحد پژوهش و انتشارات کمیته علمی و دانشگاهی سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر در پایان گفت: در سی و پنجمین جشنواره جهانی فیلم فجر کتابی با عنوان «غربی‌زداییِ مطالعات فیلم» مشتمل بر ترجمه مقدمه، چهار مقاله و سه گفت‌گوی منتخب از کتابی با همین نام از انتشارات راتلج منتشر و رونمایی شد که امسال نیز نشستی تخصصی با همین موضوع و با حضور استادان مطرح دانشگاه‌های اروپایی برگزار خواهد شد که یکی از مولفان همین کتاب مهمان جشنواره امسال خواهد بود. سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر ۱۹ تا ۲۷ آوریل ۲۰۱۸ (۳۰ فروردین تا ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷) به دبیری سیدرضا میرکریمی در تهران برگزار می‌شود. ]]> هنر Tue, 03 Apr 2018 11:56:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259307/انتشار-کتاب-جدیدی-درباره-عباس-کیارستمی میرنوروزی و تکم‌گردانی در منابع کهن جایگاه ویژه‌ای دارند/متون کهن باید دستمایه نمایش‌های ایرانی شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/218594/میرنوروزی-تکم-گردانی-منابع-کهن-جایگاه-ویژه-ای-متون-باید-دستمایه-نمایش-های-ایرانی-شوند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- کوثر سامانی : عروسک‌های بومی ایران، یادآور آیین‌ها، باورها و سنت‌های کهن و دیرپای این سرزمین‌ به‌شمار می‌آیند و هرکدام یادگار زنان و دخترانی‌ هستند که با دستان هنرمند خود فرهنگ قومی را در دست‌ساخت‌های ساده خود منعکس می‌کنند. با وجود این اهمیت، ردپای آنها را در کمتر کتابی می‌توان یافت. همین امر بهانه‌ای شد تا سراغ یکی از پژوهشگران پرتلاش نمایش عروسکی برویم و ضمن جویا شدن دلایل بی توجهی پژوهشگران به بحث عروسک‌های بومی، از او درباره ردپای عروسک‌های ویژه نوروزی در منابع کهن سخن بگوییم و موضوع ثبت عروسک بومی بیرجند در یونسکو را پیگیری کنیم. پوپک عظیم‌پور، پژوهشگر حوزه آیین و نمایش عروسکی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و عضو کمیته پژوهش یونیمای جهانی است و سابقه تدریس در دانشگاه‌های هنر و سوره را دارد. «تکه و تکه‌چی قاصدان بهار»، «زیباشناسی عروسک»، «فرهنگ عروسک‌ها و نمایش‌های عروسکی آیینی و سنتی ایران» و «بوکه بارانه و هوله بارانی؛ عروسک‌های باران‌خواهی کردستان» برخی از آثاری است که او تاکنون تالیف و ترجمه کرده است. با وی در این زمینه به گفت‌وگو نشسته‌ایم. اندیشه پژوهش درباره نمایش عروسکی در ایران از کجا آغاز شد؟ شاید تا قبل از اینکه کتاب «نمایش در ایران» بهرام بیضایی بخشی را به طور مفصل به نمایش عروسکی در کنار دیگر گونه‌های نمایش ایرانیِ ثبت شده، اختصاص داد، به این دقت به این موضوع پرداخته نشده بود. نکته بعد این‌که تا پیش از قرن چهارم هجری ما نمی‌توانیم ردپایی از حضور عروسک‌ها در آیین‌ها پیدا کنیم، البته که جسته و گریخته در سیاحت‌نامه‌ها و سفرنامه‌ها به آنها اشاره شده است. مثلا ردپای نمایش عروسکی را  در برخی از اشعار می‌توان یافت. گاهی اوقات از نوع شعری که شاعران سرودند، این‌گونه استنباط می‌شود که نمایش را دیده‌ و با آن آشنا بودند. مانند دوبیتی معروف خیام که ما نمایشگران عروسکی همیشه به آن استناد می‌کنیم: «ما لعبتکانیم و فلک لعبت‌باز / از روی حقیقتیم نه از روی مجاز / یک چند در این بساط بازی کردیم / رفتیم به صندوق  عدم یک‌یک باز»  علاوه بر تعابیر حکمی، فلسفی یا عرفانی که از این شعر می‌کنند، استنباط می‌شود که خیام نوعی از نمایش عروسکی نخی که امروزه به نام خیمه شب بازی می‌شناسیم را نظاره کرده است. خیام شاهد این بوده که استاد عروسک‌بازی عروسک‌هایی را از صندوق درآورده و بر صحنه‌ای در جلوی چشم تماشاگران اینها را به بازی درآورده و بعد از اتمام نمایش آنها را دوباره به آن صندوق برگردانده است. در این دوبیتی لعبت‌باز مترادف عروسک‌باز و لعبت‌ها نیز به عروسک‌ها اطلاق می‌شود. می‌توان استنباط کرد که خیام اینگونه نمایشی را دیده ولی از آن استنباط فلسفی و حکمی خودش را داشته است. هرچه‌ به دوران جدیدتر می‌رسیم در سفرنامه‌های خارجی‌ها و سفرای فرهنگی کشورهای مختلف که در ایران بودند، ردپای نمایش عروسکی را می‌بینیم. شاید بتوان گفت این سیاحان دِین بیشتری نسبت به مردان فرهنگی و مردمان فرهنگی کشور خودمان داشتند. چراکه حداقل این گونه نمایش را ثبت کردند و ما الان می‌توانیم به انواعی از نمایش‌های پهلوان کچل خیمه‌شب بازی در سفرنامه‌ها یا گزارش‌های که اوژن اوبن، سفیر فرهنگی فرانسه یا خوچکو، ایرانشناس لهستانی و بسیاری دیگر از ایرانشناسان داده‌اند، دسترسی داشته باشیم. در دوران معاصر، بیضایی این کار را دقیق و مفصل انجام داد ولی بعدها از سال 1350 که نمایش عروسکی در دانشگاه تهران به‌عنوان یک رشته دانشگاهی تاسیس شد در خلال رساله‌ها و پایان‌نامه‌های دانشگاهی توجه دانشجویان و اساتید به نمایش بومی و حتی نمایش معاصر عروسکی جلب شد و به هر حال برخی از استادان همچون زنده‌یاد جواد ذوالفقاری، زنده‌یاد کشاورزی و  بهروز غریب‌پور تحقیقاتی درباره نمایش عروسکی ایرانی انجام دادند و بعدها بنده فرهنگ‌نامه‌ای را براساس تمامی تحقیقاتی که همه استادان انجام داده بودند و تحقیقات میدانی  خودم که حاصل پانزده سال تحقیق و پژوهش است تحت عنوان «فرهنگ‌ عروسک‌ها و نمایش‌های عروسکی آیینی و سنتی ایران» تدوین کردم که سال 89 چاپ شد. در دوره‌ای تحقیقات و پژوهش‌هایی درباب نمایش عروسکی ارائه شد که نمونه‌های برجسته آن همانطور که اشاره کردید کار آقای بیضایی و غریب‌پور است، چرا بعد از آن آثار شاخصی در این حوزه نداریم؟ چرا پژوهش‌های جدی درباره نمایش عروسکی صورت نمی‌گیرد؟ متاسفانه نمایش عروسکی یک گونه غریب است هرچند که در اغلب نقاط مختلف دنیا این گونه نمایش یکی از گونه‌هایی است که همپای انواع نمایش‌ها به آن پرداخته شده است اما در ایران نمایش عروسکی مهجور باقی مانده باتوجه به اینکه سه دانشکده نمایشی این رشته را در دوره کارشناسی تدریس می‌کنند و اخیرا چهارسالی است که در دانشگاه تهران دوره کارشناسی ارشد این رشته هم برگزار می‌شود. عدم توجه پژوهشگران و یا عدم علاقه آنها می‌تواند علت این ضعف باشد. بعد از تحقیقات و ترجمه‌ها و تالیفات استادانی که نام بردم شکاف عمیقی چه به لحاظ ترجمه و چه به لحاظ گردآوری پیش آمد. این غفلت‌زدگی هم به دانشگاه و آکادمی‌های ایران برمی‌گردد و هم عدم توجه از طرف بخش‌های فرهنگی کشور به این گونه نمایشی. به‌طور صریح‌تر مجموعا در جامعه عروسکی ایران افراد کمی به امر پژوهش و تالیف و ترجمه علاقه‌مندی نشان می‌دهند. آیا کمبود منابع در این حوزه به کم‌کاری پژوهشگران نمایش عروسکی کمک کرده است؟ دقیقا. کمبود منابع یکی از آسیب‌های اصلی برای این رشته است. البته که درباره تالیف همچنان که گفتم در بخش‌های پایان‌‌نامه یا رسالاتی که تدوین می‌شود به بعضی از مدارک نمایش‌های بومی دسترسی داریم ولی متاسفانه چون توجه ویژه‌ای به این بخش نشده و یا تشویق‌های ویژه‌ای نشده بازخورد خوبی نداشته است. فرهنگ‌نامه‌ای که من تدوین کردم در 700 صفحه تمام شد اما اگر آرشیو هنرهای نمایشی، آرشیو دقیق و زنده‌ای بود و از این گونه نمایشی قدر می‌دانست، آرشیو پرباری را جمع‌آوری می‌کرد. اگر دانشگاه آرشیو و اسناد را گردآوری می‌کرد حتما این کتاب می‌توانست هفت هزار صفحه باشد یعنی من از حدود 20 سال پیش که شروع به تحقیق کردم بسیاری از استادان و منابع باارزش از بین رفته بودند، از سوی دیگر آرشیو و کتابخانه‌ها چیز زیادی نداشتند. با وجود این معتقدم دلیل اصلی کم‌کاری پژوهشگران این حوزه، نه کمبود منابع که غفلت‌زدگی خود ماست. نقش عروسک در ایران باستان چقدر پررنگ بوده است؟ و امروزه چه پیوندی با نمایش‌‌های ایران باستان دارد؟ عروسک در تمدن ایرانی و فرهنگ و زندگی مردمان ایران‌زمین نقش بسیار عمده‌ای داشته همچنان که در بسیاری از نقاط جهان عروسک یا پیکره‌ها این کارکرد را داشتند. برای مثال می‌توان به پیکره‌های باران‌ساز یا تمنای باران اشاره کنیم. شروع این آیین به دوران کهن و ایران باستان برمی‌گردد و بعدها در دوران اسلامی نیز به صورت عروسک‌های باران‌خواهی بوکه بارانه کردستان  و چمچه‌گلین مناطق آذری‌نشین ظهور پیدا می‌کند. در میان بسیاری از عشایر و قوم‌های ایرانی همراه با کودکی که تازه متولد می‌شود پیکره‌ای را به‌عنوان همزاد در گهواره‌اش قرار می‌دهند تا کودک از چشم شور و نظرهای بد در امان باشد، بعدها عروسک تبدیل می‌شود به عروسک بازی بچه و در بعضی از جاها گزارش شده عروسک را به مرور در سطوح بلندتری قرار می‌دهند تا کودک وقتی راه رفتن یاد گرفت خودش عروسک را بردارد. در بسیاری از شهرهای ایران رسم بر این بود، وقتی دخترشان را به خانه بخت بفرستند، با او عروسکی همراه می‌کنند تا هم بازیچه دختر باشد، هم سنگ‌صبور و همراهش و هم‌ به تمثیل نشان از اینکه همراه عروس خودمان عروس دیگری هم فرستادیم تا شما هوو برای عروس ما نیاورید. بعدها عروسک‌ها را در آیین‌های بلاگردانی می‌بینیم. در چهارشنبه آخر سال در مناطقی از کردستان عروسک‌هایی به نام ولیکان درست می‌کنند و بچه‌ها در این روز برای دفع نحوست و بیماری این عروسک‌ها را در آتش می‌اندازند. از عروسک‌ها برای شفاخواهی نیز استفاده می‌شوند. در نقاط مختلفی از ایران آش معروفی به نام آش ابودردا طبخ می‌شود که در هنگام پخت آش از خمیری که با آن رشته درست می‌کنند، دو عروسک درست می‌کنند به تمثیل از ابودردا و همسرش، ابودردا از صحابه پیامبر(ص) بوده که به دلیل آنکه بیشتر سال را در بیماری به سر می‌برده به پدر درد معروف شده است. این سنت را ایرانی‌ها اینگونه در زندگی جاری کردند که اگر در خانه‌ای بیماری باشد و این بیماری طولانی شود برای درخواست شفا و صحت و سلامت آشی را دست‌جمعی می‌پزند و این پیکره‌ها را در آش می‌اندازند و جالب است بعد از آنکه آش پخته شد آن را در میان همسایگان تقسیم می‌کنند و این پیکره‌ها از کاسه آش هرکسی که بیرون بیاید، موظف است آن را به آب بسپارد و اورادی را بخواند. به این ترتیب می‌بینیم از ایران باستان تا به امروز عروسک‌ها کاردکردهای متنوع و گوناگونی از تولد  زندگی و حتی مرگ را  در زندگی مردم داشته‌اند. آیا این آیین‌های کهن دستمایه نمایشنامه‌های معاصر می‌شوند؟   متاسفانه بسیار کم به گنجینه عظیم فرهنگ عامیانه، قومی و اساطیر قدرتمند رجوع می‌کنیم. گاه تاسف‌بار است که غربی‌ها از آثار کلاسیک ادبیات ما دست به خلق آثاری می‌زنند و خود ما که ایرانی هستیم به‌ندرت و گاه با اکراه به سراغ ادبیات کهن ایرانی می‌رویم. این دامن‌گیر نمایش عروسکی نیز هست. شاید بشود گفت اصلی‌ترین منبعی که نمایشگران دوست دارند سراغ آن بروند شاهنامه فردوسی است ولی هرگز یا خیلی کم دیده شده سراغ نظامی، عطار و یا اساطیر قدرتمند ایرانی چون تیشتر و آناهیتا بروند. یک جور غفلت‌زدگی در این میان وجود دارد. جهان، نمایش عروسکی ما را به خیمه‌شب بازی می‌شناسد اما متاسفانه ما درباره خیمه‌شب‌بازی پژوهش‌های اصیل و برجسته‌ای نکرده‌ایم. در یک برهه‌ای برخی از استادان چون بیضایی به این امر توجه کردند اما بعد از یاد رفته است. عدم توجه، سهل‌انگاری، عدم علاقه همه موجب این کم کاری شده است. گاهی وقت‌ها در بین اهالی تئاتر و تئاتر عروسکی می‌بینیم که اساطیر یونانی را بهتر از اساطیر ایرانی می‌شناسند. در حالیکه شخصیت‌های قدرتمندتری در اساطیر ما تجلی کرده‌اند که می‌توانند دستمایه نمایش عروسکی قرار بگیرند. در کل مجموعه‌ای از عوامل از بی‌توجهی گرفته تا کم‌کاری و غفلت می‌تواند موجب کم‌کاری پژوهشگران این عرصه باشد. از متون کهنی که می‌تواند دستمایه نمایش باشد، مثل تیشتر یشت‌ها یا نمایش‌های آیین مزدایسنا و یا میرنوروزی بگویید، چقدر ما می‌توانیم از این منابع برای نمایش‌های ایرانی استفاده کنیم؟ از میان منابع کهن یادگار زریران، ارداویراف‌نامه، کتاب‌هایی با عنوان خدای نامک‌ها، هزار افسان‌ها که اکنون به‌عنوان هزار و یکشب به دست ما رسیده است، سندبادنامه‌ها، بختیارنامه‌ها و سمک عیار که شاید یکی از متونی است که هرچند در قرن ششم و هفتم تالیف شده ولی مهجور باقی مانده است، همه می‌توانند دستمایه نمایش قرار گیرند. حدود چهار سال پیش زنده‌یاد ذوالفقاری نمایشی را به صورت ماسک - بازیگر برپایه سمک عیار به روی صحنه برد. ولی در حال حاضر می‌بینیم که صنعت فیلم‌سازی هالیوود هری‌پاتر را تولید می‌کند و ما بیشتر از آنکه سراغ متون کهن خود برویم و جوانان ما بیشتر از آنکه اشتیاق داشته باشند حماسه‌های پهلوانان ایرانی را بخوانند و بشناسند در انتظار نسخه‌های جدید هری‌پاتر هستند در حالی که کتاب سمک‌ عیار بسیار غنی‌تر و اعجاب برانگیزتر از هری‌پاتر است. شاید به دلیل آنکه کار کردن بر متون کهن سخت است و به زبان ساده‌تر برگردانده نشده و یک فرآیند سختی را ‌می‌خواهد که ترجمان امروزی شود، سراغش نرفتند و گاهی‌ اوقات هم مسائل مادی و تکنیکال موجب این بی‌توجهی می‌شود. والت دیزنی به راحتی می‌تواند بر پایه  داستان‌های عامیانه اروپایی و داستان پریان سیندرلا و سفیدبرفی و زیبای خفته تولید کند در حالیکه نمونه‌های شاعرانه‌تر و غنی‌تر آن را در فرهنگ و ادبیات خود داریم اما به آنها مراجعه نمی‌کنیم و با وجود اینکه تکنولوژی آمده، باز می‌بینیم محصولاتی که بیرون می‌آید بی‌توجه و بی‌وفا به گنجینه عظیم فرهنگ عامه و فرهنگ کهن اساطیری ماست. فرهنگی  که به ما رسیده و باید حفظش کنیم و به‌ آیندگان بدهیم. باتوجه به اینکه در ایام نوروز هستیم درباره میرنوروزی که یک نمایش باستانی محسوب می‌شود، توضیح دهید؟ در کتاب‌ها چقدر به میرنوروزی و تکم‌گردانی که از آیین‌های پیشواز نوروز محسوب می‌شود، اشاره شده است؟ یکی از معروف‌ترین عروسک‌هایی که با نوروز نسبت دارد، عروسک قوم آذری به نام تِکه است که جزو آیین‌های باستانی ایرانی محسوب می‌شود. تکه گردانی آیینی برای آماده شدن و پیشواز بهار بوده و به‌عنوان آیین‌های پیش‌بهاری شناخته می‌شده است. محور و مرکز این آیین با یک عروسک شکل می‌گیرد. در چهل یا پنجاه روز مانده به رسیدن بهار در مناطق آذری‌نشین منتظر آمدن یک پیغام‌آور و خبر رسان هستند که همراه با عروسک یا پیکره‌ای که به شکل بُز است به منطقه می‌آید و با ورود این پیغام‌آور مردم دلشاد می‌شوند که بهار و نوروز نزدیک است و زمین در حال بیدار شدن از خواب است. بُز در اساطیر ایرانی نمادی از باروری است، به دلیل چُست و چالاکی‌ و قوی بودنش در بین دامداران از احشام محبوب است. اینکه از مواقع و مراتب سخت هم به راحتی عبور می‌کند، سمبل این آیین قرار می‌گیرد. با ورود یک پیام‌آور همراه با رقصاندن یک پیکره که حامل نشانه‌های باروری و حیات دوباره است، نوید فرارسیدن بهار داده می‌شود. پس این برای مردم منطقه بسیار ضروری بوده است. تکه گردانی یک آیین تک‌نفره بوده که روایتگری یا به تعبیر ما عروسک‌گردانی عروسک چوبی را می‌رقصانده و آرزوی سلامت و خیر و برکت می‌کرده و به اهالی منطقه مژده بهار را می‌داده است و اهالی چون چشم‌ انتظار بودند، دوست داشتند انعامی را برای او آماده کنند. خیر و برکت و دعایی که این پیام‌آور می‌کرد برای مردم مقدس بوده است. خوشبختانه این آیین هم در سال 91 ثبت ملی شده و خوشحالیم از اینکه بالاخره با ثبت میراث فرهنگی آن مناطق موظف شدند در تداوم و بقای این آیین تلاش کنند. امیدواریم با توجه به اینکه رقبای زیادی در کشورهای اطراف چون آذربایجان دارد، به ثبت جهانی یونسکو برسد. و میرنوروزی... میر نوروزی از دیگر آیین‌های ویژه نوروز است. این مراسم از آیین‌هایی است که در سال نو و در بهار انجام می‌شود و به یکی از آیین‌های قربانی اشاره دارد که در سرتاسر جهان به طرق مختلف انجام می‌شده است. اینکه در پنج روز از سال حکام امور مملکت را به یک میر دروغین می‌سپردند و آن میر با اشراف به اینکه در آن پنج روز هر کاری را می‌خواهد می‌تواند انجام دهد و به‌عنوان زبان حال مردم و یک منتقد قهرمان می‌تواند در آن پنج روز تمام ظلمی را که در 360 روز گذشته شده به مسخره بگیرد و به داوری بگذارد با علم به اینکه بعد از پنج روز عمر او به سر خواهد آمد. بخش  شاعرانه قضیه این است که این قهرمان می‌داند که شهید خواهد شد اما حرف خود را می‌زند. میرنوروزی یکی از آیین‌های کم‌نظیر است که مشابه آن در بسیاری نقاط جهان هم انجام می‌شود و در ایران در مناطق کردنشین به میرنوروزی و در برخی نقاط ایران به کوسه برنشین معروف است که در آنجا هم شخصی را که کوسه است، سوار بر الاغی می‌کنند و او اختیار این را دارد که وزیر چپ و راستی انتخاب ‌کند و وزرای واقعی مملکت را به همراه حاکم و ظلم و نارسایی‌هایی که هست، در کسوت لباس طنز و شوخی به سخره بگیرد و بعد از پنج روز با خیال راحت به استقبال مرگ می‌رود چون می‌داند در راه ظلم‌خواهی قربانی خواهد شد. در کتاب‌ها به این موارد (تکه گردانی و میرنوروزی) بیشتر از موارد دیگر اشاره شده است. اخیرا هم کتابی را با عنوان «تکه و تکه‌چی، قاصدان بهار» تالیف کرده‌ام که برای انتشار آن را به سازمان میراث فرهنگی سپرده‌ام. درباره عروسک‌های دیگر که در نوروز و پیش از آن کاربرد داشته است و منابع به آن اشاره کرده‌اند می‌توان به آش ابودردا اشاره کرد که در چهارشنبه‌سوری برای رفع نحوست هنگام خانه تکانی انجام می‌دهند و همراه آن عروسک‌ها را به آب روان می‌دهند تا بدی‌ها و نواقص دفع شود. عروسک‌های ولیکان کردها، گلین بالای قوم آذری که آنها هم عروسک‌های پارچه‌ای را می‌سازند و بچه‌ها موظفند اینها را به دورترین نقطه روستا ببرند و بدون اینکه به پشت سر خود نگاه کنند عروسک را رها کرده و به روستا برمی‌گردند و همراه این عروسک آرزوی خوشبختی و سعادت و دور شدن نحوست از خانواده می‌کنند. آیا این نماد بز می‌تواند برگرفته از منظومه درخت آسوریک باشد؟ بله؛ این نماد به این منظومه نیز ارتباط پیدا می‌کند. منظومه درخت آسوریک در میان اهالی تئاتر جزو اولین متونی است که دیالوگی بین دو شخصیت درمی‌گیرد. جالب است که این تقابل دو نمود از دو شیوه زندگی دامداری و کشاورزی است. بز نمادی از زندگی دامداری و درخت نمادی از زندگی کشاورزی یا برزیگری است که هر کدام در این مناظره شروع می‌کنند به مناظره و محسنات خود را به رخ کشیدن. یکی از متونی است که ترجمه‌های روان و حتی قابل فهم برای کودکان به بازار آمده است. در پایان از طرح احیای عروسک‌های بومی بیرجند و ثبت آن در فهرست جهانی یونسکو بگویید. این ایده از چه زمانی مطرح شد؟ احیای عروسک‌های دتوک منطقه سربیشه حسین آباد در بیرجند(خراسان جنوبی) از دل پروژه‌ای به نام ترسیب کربن که تعدادی از فعالان محیط‌زیست انجام می‌دادند، مطرح و پیگیری شد. عروسک‌هایی که در طول زمان از خاطره جمعی پاک شده بودند. این گروه با شناسایی عروسک‌های بومی و تشویق به ساخت و احیای دوباره آن به فکر هم‌افزایی یا توانمندسازی زنان منطقه افتادند تا با این کار به معیشت این زنان کمک کنند. برای رسیدن به این هدف با مادربزرگ‌ها و گیس‌سفیدان صحبت کردند تا اینکه کم کم این خاطره زنده و عروسک‌ها ساخته شدند. به مرور افراد یادشان می‌آمد که این عروسک‌ها چه لباسی برتن داشتند یا سربندها چه بود تا اینکه شکل و شمایلی پیدا کردند و با همکاری کارشناس میراث فرهنگی، لیلا کفاش‌زاده و موسسه آوای طبیعت به مدیریت افسانه احسانی و بنده هم به‌عنوان کارشناس پژوهشی در  دفتر ثبت آثار میراث فرهنگی پرونده‌ای تشکیل داده شد و با حمایت دکتر نظری و دیگر دست‌اندرکاران خوشبختانه توانستیم روش ساخت عروسک دتوک را به‌عنوان یک میراث ناملموس در فهرست میراث فرهنگی کشور ثبت ملی کنیم و در هفته جهانی کودک در مهرماه 93 از پرونده ثبت ملی این عروسک بومی رونمایی شد و در حال حاضر در راه تشکیل پرونده برای ثبت در فهرست آثار ناملموس فرهنگی یونسکو است.   از میان گونه‌های نمایش سنتی ایران خیمه‌شب بازی را در بیشتر نقاط جهان می‌شناسند. ولی متاسفانه با وجود اینکه عروسک در زوایای مختلف فرهنگ و زندگی ایرانی‌ها نقش به‌سزایی داشته هنوز نتوانستیم خیمه‌شب بازی را ثبت یونسکو کنیم. احیای عروسک‌های خراسان جنوبی(دتوک) که از چند روستای دورافتاده و محروم ایرانی پیدا و احیا شدند ما را دچار شعف کرد و تصمیم گرفتیم از هر فرصت و رسانه‌ای استفاده کنیم تا اهمیت آنهارا بیان و  رقبای غربی بی‌هویت مانند باربی را از میدان به در کنیم. حتا اینها می‌توانند جایگزین عروسک‌های ملی ایران شوند. نقدی که ما به این دو عروسک (دارا و سارا) می‌کنیم، این است که می‌گوییم عروسکی که در خارج ایران تولید می‌شود و فقط به اعتبار اینکه ما چارقدی یا لباس محلی را برتنش می‌کنیم، نمی‌تواند عروسک ملی نام بگیرد.  به لحاظ فرم‌شناسی و زیبایی‌شناسی این عروسک‌ها هیچ‌کدامشان به قومیت‌های ایرانی تعلق ندارند. درحالیکه عروسک‌های خراسان جنوبی دست‌ساز مردم آن منطقه است. زیبایی‌شناسی زنان و کودکان بومی منطقه در این عروسک‌ها قابل مشاهده است. لباس و نوع سربند، اصیل متعلق به آن منطقه است و شگفتی بزرگ دیگر اینکه بخشی از فرهنگی که به فراموشی سپرده شده بود با همت یک عده جوان غیور ایران‌دوست و با احیای این عروسک‌ها زنده شد. در لیست میراث فرهنگی عروسک‌های بومی هیچ جایی نداشتند. مسوولان این سازمان دلیل ثبت امری به نام عروسک را نمی‌پذیرفتند. اما وقتی این تلاش‌ها را دیدند و خود عروسک‌ها را از نزدیک مشاهده کردند جادوی عجیبب این عروسک‌ها آنها را جذب کرد.  از آن‌جایی که این عروسک‌ها از مواد طبیعی ساخته می‌شوند و  دست‌ساز اصیل منطقه‌اند و در کنار ساخت آنها لالایی‌ها، داستان‌ها و پوشاک منطقه دوباره احیا شده است، اهمیت زیادی دارند و با احیای دوباره دتوک خاطره جمعی قوم دوباره مرور می‌شود. در روز جهانی کودک ثبت ملی این عروسک‌ها را رونمایی کردیم و آنجا وقتی که اهالی میراث فرهنگی فیلمی را که همکارانم تهیه کرده بودند، دیدند علاقه‌مند شدند که این را به‌عنوان پروژه و فعالیتی در رده‌بندی بست پرکتیس از طرف ایران به یونسکو معرفی کنند. برای اینکه از ایران تا الان یا پرونده‌های در حال خطر گزارش شده که باید محافظت شوند یا تنها معرفی آثار ملموس و ناملموس است. اما در رده‌بندی سازمان یونسکو عنوان بست پرکتیس هم هست اینکه در کمتر از یکسال این پروژه جواب داده هزاران نوع از این عروسک ساخته می‌شود و در جشنواره‌های مختلف به معرض نمایش و فروش گذاشته می‌شود و نکته جالب اینکه برخی اوقات خانواده‌ها برای خرید آنها مقاومت می‌کنند اما کودکان آنها را به آغوش می‌کشند و انتخاب می‌کنند و این پیروزی بزرگی است. یک عروسک ساده با یک سوزن‌دوزی زیبا که محصول دوخت و دوز یک زن مهجور روستایی است که از سود حاصل از فروش آن توانسته وام خود را بپردازد. توانسته خرج تحصیل فرزندش را تامین کند و کمک خرج خانواده و در کنار شوهرش علاوه بر وظایف روزمره با خلق اثری هنری دارای اعتماد به نفس شود از دیگر مزایای احیا و ساخت دوباره دتوک است. با این کار اهالی روستا شوق دوباره‌ای پیدا کردند. روش ساخت  این عروسک‌ها در پرونده بست پرکتیس در حال تدوین است و امیدواریم با حمایت سازمان میراث فرهنگی و رسانه‌ها و فرهنگ دوستان ایرانی در یونسکو به ثبت برسد. ]]> هنر Fri, 30 Mar 2018 09:44:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/218594/میرنوروزی-تکم-گردانی-منابع-کهن-جایگاه-ویژه-ای-متون-باید-دستمایه-نمایش-های-ایرانی-شوند نقش ما در دنیای امروز بازتاب هویت ماست http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259205/نقش-دنیای-امروز-بازتاب-هویت-ماست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- جمشید مشایخی در پیامی که به مناسبت 7 فروردین و روز ملی هنرهای نمایشی نوشت آورده است:   از من خواستند چند کلمه‌ای به مناسبت روز نمایش بنویسم تا شاید یادگاری برای آنها که تک تک سلول‌های تنم با عشق به آنها زنده مانده‌اند، همه آن‌هایی که در طول شصت سال با تماشای ده‌ها و ده‌ها انسانی که زاییده تخیل نویسنده‌ها، کارگردان‌ها و من بازیگر بوده‌اند را به زندگی خود راه دادند و با قدم گذاشتن به دنیای آنها زوایای پنهان و آشکار بشری را تجربه کرده‌اند. و من همیشه در آن لحظات غایب بوده‌ام. بله، من بازیگر همیشه تنها هنرم غیب شدن در صحنه و تبدیل شدن به انسان دیگر بوده است، هربار در هیبتی یا مسلکی یا مسندی. خب، این زندگی همه ما آکتورهاست که هراز چندگاهی در قالبی نو سر کنیم تا بتوانیم زیر و بم غم ها، شادی ها و آرزوهای بشر خاکی را گاهی همچون غمنامه ای که بر صفحه روزگار نقش بسته و گاه همچون مجنونی که با نمایش اشتباهات انسانی خنده می گیرد بر روی صحنه زندگی کنیم. گفتم من همیشه غایب بوده‌ام. شاید این شعبده بازی بود که در هر غیب شدن یکبار دیگر باید تلنگری به گوشه‌ای از زندگی انسان زده می‌شد تا در خلق‌الساعه‌ای از دنیای ابری اش به جهان روشنایی هدایت شود و در آیینه صحنه خود را بیابد. شاید ما نمایشگران لعبتکانی هستیم که نقش‌های فلک لعبت باز را اینجا و آنجا زنده می‌کنیم تا در حین غیبت تبدیل به هزار کس و هیچکس شویم. آنچه بر پیشانی هر نمایشگر نوشته شده صادر کردن شناسنامه‌هایی با مهرهای رنگی است که هر رنگ آن حکایت از کاراکتری دارد که یا دوستش می‌داریم یا دوستش نمی‌داریم، آنکه دوستش داریم در قلبمان جای گرفته و به تلطیف روحمان نشسته و آنکه مهرش بر جانمان ننشسته همچون مفیستویی در ذهنمان خانه کرده تا هشداری باشد در راه زندگیمان. امروز به همت جوانان پرشور و هنرمندان راستین کشورمان هنر نمایش سربلند، سر از تاریخ این هنر در آورده و آنچه را که نسل های پیشین کاشته اند با پایبندی به فرهنگ ملی و بکارگیری دانش و فنون هنری به خوبی درو می‌کنند و خاک صحنه از تن پیشینیان می‌روبند. آرزو می‌کنم چراغ صحنه‌های نمایش این آب و خاک همیشه روشن باشد و فرزندان این سرزمین در همه زمینه‌های علمی، فرهنگی و هنری سر افراز باشند. هنر ما هویت ماست و نقش ما در دنیای امروز بازتاب هویت ماست. ]]> هنر Tue, 27 Mar 2018 08:28:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/259205/نقش-دنیای-امروز-بازتاب-هویت-ماست ثمر سفير انتشارات اميركبير شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258992/ثمر-سفير-انتشارات-اميركبير به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آكادمي ثمر كه از سال 1389 توسط محمدرضا ژيان با هدف آموزش هنرجويان تئاتر كار خود را آغاز كرده است، 25 اسفند با شعار «تئاتر آگاهي؛ آگاهي كتابخواني» اختتاميه هفتمين دوره خود را برگزار كرد. انتشارات اميركبير كه يكي از مهمترين حاميان فرهنگي و معنوي اين جشنواره بود ( 17 تا 25 اسفند) بواسطه حضور گرم و پررنگي كه در اين جشنواره داشت به اذعان برگزاركنندگان جشنواره،سبب دلگرمي اهالي تئاتر شد.  اين حضور  سبب شد تا گروه هاي تئاتري ثمر بپذيرند تا سفيران انتشارات اميركبير براي كتابرساني به مناطق محروم باشند. در اين طرح با كمك خيرين و مساعدت انتشارات اميركبير كتاب‌هاي اين نشر در حوزه‌هاي گوناگون به علاقه مندان كتاب كه در اقصي نقاط كشور زندگي مي كنند و توان خريد كتاب را ندارند توسط ثمري‌ها كتاب‌هاي مورد علاقه خود را دريافت خواهند. ]]> هنر Sat, 17 Mar 2018 10:48:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258992/ثمر-سفير-انتشارات-اميركبير «پاراگراف» چهاردهم با یاد ثریا قاسمی منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/258894/پاراگراف-چهاردهم-یاد-ثریا-قاسمی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ ماهنامه هنرهاي نمايشي «پاراگراف» در هر شماره،‌ به سراغ چهره‌‌ای تاثیرگذار در سینما می‌رود و با اختصاص بیشترین صفحه‌ ها به او، گفته‌ها، نکته‌ها، حرف‌هایی که نزده و خاطراتی را که تعریف نکرده، به گوش مخاطبان  می‌رساند. شماره چهاردهم این نشریه، ویژه بهمن و اسفندماه 96  با پرونده‌ای برای ثریا قاسمی با نگاهی به زندگی و آثار او و با نوشتاری از جمعی از بازیگران، کارگردانان و دیگر سینماگران درباره این هنرمند به صاحب‌ امتیازی و مدیر مسئولی بهاره برهانی و سردبیری محمدرسول صادقی منتشر شده است. پرونده‌ ویژه‌‌ این شماره «پاراگراف» به «ثریا قاسمی» اختصاص دارد. این پرونده با عنوان «نادره‌ای هنوز ثریا»، نگاهی به آثار و زندگی این هنرمند سینمای ایران انداخته است. «بعضی آدم‌ها از جنس صدا و نگاه هستند؛ کافی است حسی (لبخند یا بغض) از چهره‌شان عبور کند، با خلوص تمام آن را بروز و ظهور می‌دهند؛ مصداقش همین ثریاست» آغاز متن بهاره برهانی، مدیر مسئول این ماهنامه درباره ثریا قاسمی است که با عنوان «نادره‌ای هنوز ثریا» کار شده و «سوختیم اما سلام» عنوان سخن سردبیر ماهنامه، محمد‌رسول صادقی است که در این مطلب و آستانه دو سالگی «پاراگراف»، به سوال‌های احتمالی پیرامون این ماهنامه پاسخ داده است.   در این شماره از «پاراگراف» یادداشت‌ها و دلنوشته‌هایی از دکتر اکبر عالمی با عنوان «پراثر و پرثمر»، خسرو سینایی با عنوان «همکاری خوب با یک همکار خوب»، مهدی صباغ‌زاده با عنوان «جز خوبی از او ندیده‌ام»، حمید لبخنده با عنوان «در پناه تو و در قلب من»، حسن فتحی با عنوان «الگوی تعادل»، محمدمهدی عسگرپور با عنوان «با تمرکز و بی‌حاشیه»، کامبیز دیرباز با عنوان «مثل یک مادربزرگ واقعی»، کتایون ریاحی با عنوان «آرامش برای دیگران»، محمدعلی سجادی با عنوان «شمایل زن ایرانی»، دکتر محمود عزیزی با عنوان «بانوی دل‌پسند»، دکتر محمدهادی کریمی با عنوان «مرزی به اندازه یک پلک زدن»، محمد مهدی دادگو با عنوان «پس از شصت سالگی»، اصغر هاشمی با عنوان «آوارزهای مادرانه»، یدالله صمدی با عنوان «برق چشم‌هایش»، منوچهر شهسواری با عنوان « کوه‌ها چه سبز بود، چه کبود – پیش تیشه فرهاد هیچ بود»، منوچهر والی‌زاده با عنوان «دنیای محبت»، میکائیل شهرستانی با عنوان «بزرگ‌ترین فداکاری خانم بازیگر»، صدرالدین شجره با عنوان «فریادرس»، ابراهیم وحیدزاده با عنوان «نسل بی‌تکرار» و علیرضا افخمی با عنوان «بانوی سخت‌کوش» درباره ابعاد شخصیتی و آثار سینمایی، تلویزیونی و تئاتری ثریا قاسمی منتشر شده است.   «زود پیر شدم» عنوان گفت‌وگوی مفصل محمدرسول صادقی با ثریا قاسمی است که از بخش‌های اصلی این شماره از پاراگراف است و در بخش‌های دیگری از این شماره گفت وگویی مجازی با بنفشه برفراز تنها فرزند دختر ثریا قاسمی که ساکن آلمان است و بهروز برفراز سومین و کوچکترین فرزند ثریا قاسمی صورت گرفته که در آن به ابعاد خانوادگی و شخصی این چهره ماندگار پرداخته شده است.   علاوه بر این عکس‌های کمتر دیده شده یا دیده نشده‌ای از زندگی شخصی و حرفه‌ای وی در بخش پایانی و آلبوم خاطرات این شماره از «پاراگراف» به چاپ رسیده است.   ماهنامه هنرهاي نمايشي «پاراگراف» با صاحب‌ امتیازی و مدیرمسئولی بهاره برهانی و سردبیری محمدرسول صادقی در 80 صفحه و با قيمت 9000 تومان منتشر شده است.               ]]> هنر Wed, 14 Mar 2018 09:29:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/258894/پاراگراف-چهاردهم-یاد-ثریا-قاسمی-منتشر آخرین محفل «در حلقه رندان»سال 96 برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257556/آخرین-محفل-حلقه-رندان-سال-96-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از سپهر سوره هنر؛ یکصد و چهل و چهارمین محفل طنز «در حلقه رندان» شب گذشته-یکشنبه 20 اسفند - در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.  در آخرین محفل طنز ادبی «در حلقه رندان» امسال با اجرای داریوش کاردان عبدالله مقدمی به معرفی کتاب «لب خط قرمز» نوشته اسماعیل امینی منتشر شده در انتشارات سوره پرداخت. وی موضوع این کتاب را انتخابات سیاسی و وعده دادن های مسئولین عنوان کرد.  در ادامه این نشست یاسمن حسینی شعری را درباره مسائل مربوط به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک خواند. حمید اسماعیل نفر چهارمی بود که شعری را درباره ترافیک خواند.  ناهید نوری نیز در ادامه یک شعر طنز را تقدیم حاضران کرد. مهدی فرج اللهی نوازنده و طنز پرداز کشورمان در بخش بعدی به اجرای دو قطعه موسیقی پرداخت. علیرضا لبش، شهزاد اسماعیلی نفرات دیگری بودند که در این محفل به شعرخوانی پرداختند. روح الله احمدی مجموعه طنز «شیرین بیان» را که منتخبی از اشعار طنز شاعران جوان و به کوشش محمدعلی قربانی منتشر شده است، معرفی کرد و به خوانش یک ترکیب بند پرداخت.سیامک روشن، حجت الاسلام و المسلمین حسینی شعر «خوش اقبال» را در نقد کسانی که اصرار بر ناشاد کردن مردم دارند، خواندند. پس از آن اسماعیل امینی طنز پرداز و شاعر شناخته شده کشورمان به شعرخوانی از مجموعه «لب خط قرمز» پرداخت.    سید امیر سادات موسوی نوبت بعدی خوانش شعر این محفل را به خود اختصاص داد.  اکبر کتابدار کارشناس و طنزپرداز کشورمان طبق روال هر ماه توضیحاتی را درباره فنون و شیوه های طنزپردازی ارائه کرد. وی در آستانه نوروز 97 درباره پیام آوران شادی در ادبیات و سنن ایرانی گفت: امیران نوروزی پنج روز آخر سال را در اواخر آبان اضافه می کردند که بعدها این روزها را به انتهای اسفند ماه به دلیل نحس دانستن آن موکول کردند و مردم این 5 روز به شادی و شادمانی می پرداختند و فردی را به عنوان امیر انتخاب می کردند.  وی ادامه داد: در زمان ساسانیان برای محاسبه دقایق اضافه، هر 120 سال یکبار یک ماه به سال اضافه می کردند و حکومت و دولت در آن ماه خرج مردم را می دادند و این اصطلاح که می گویند «120 ساله شوی» از این ماجرا نشات می گیرد.   این استاد ادبیات افزود: همچنین بازی ترنابازی نیز از میرنوروزی برگرفته شده است. آتش افروزان که لباس سراسر قرمزی به تن داشتند، معمولا چوبی را آتش می زدند و در محل تجمع مردم شعر می خواندند. غول بیابانی ها نیز به آتش افروزان شباهت زیادی داشتند و یکی دیگر از پیام آوران شادی در نوروز بودند.  مجتبی احمدی، نادر خطایی، علی رضی، رضا احسان‌پور، استاد بانی، فرامرز ریحان صفت، امید مهدی‌نژاد و... از دیگر شاعرانی بودند که در این محفل به شعرخوانی پرداختند.  آخرین «در حلقه رندان» امسال با توصیه های داریوش کاردان به مردم برای چهارشنبه سوری پایان یافت. او خطاب به جوانان گفت: بیایید چهارشنبه سوری را تبدیل به سوگواره نکنیم. خواهش می کنم این جشن خوب قدیمی و باستانی ایرانی را تبدیل به مجلس عزا برای مادران نکنید. خواهشمندم در اینستاگرام و هر جایی می توانید سنت های قدیمی  چهارشنبه سوری مثل آتش روشن کردن و پریدن از آن را تبلیغ کنید. ترقه بازی یک تفریح نیست. راضی نشوید شادی شما به قیمت غم دیگران تمام شود. ]]> هنر Mon, 12 Mar 2018 08:41:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257556/آخرین-محفل-حلقه-رندان-سال-96-برگزار ​چگونه با «بازاریابی مد» بیشتر بفروشید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/258219/چگونه-بازاریابی-مد-بیشتر-بفروشید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «بازاریابی مد: بیشتر بفروشید» نوشته کارولین لوبن با ترجمه کوروش محمودی از سوی موسسه انتشاراتی جمال هنر منتشر شده است و بر صنعت محصولات مد و لوازم جانبی آن تمرکز دارد و به مدیران این صنعت در تاثیرگذاشتن ارزش افزوده‌شده مد به محصولات و همچنین به وجود آوردن مشتریان و درواقع به بازارهای رقابتی مد کمک می‌کند.   مد درواقع به مثابه یک عرضه چالش‌برانگیز و تحریک‌برانگیز است که در آن عوامل چندگانه با یکدیگر تعامل دارند و با تغییرات گرایش‌های مختلف مد سازگاری دارند. این کتاب شامل توضیحات، تحلیل‌ها و تشریحاتی است که لوبن در طول شغل حرفه‌ای و دانشگاهی و علمی‌اش در رابطه با بازاریابی مد به دست آورده و چند دیدگاه جدید درباره صنعت جذاب مد، شرکت‌های مد و خریداران مد ارائه می‌کند.   این کتاب، در قالب 8 فصل مطالبی مانند مد به مثابه امپراطوری وسوسه، مد به مثابه دنیای تاثیرات، مد و محصولات متنوع مد، نظارت بر هزینه و قیمت در بازاریابی مد، مد به مثابه یک وسیله ارتباطی، مدیریت کانال‌های توزیع و بهبود تاثیرات مدف اهرم ارزش ویژه مد به مثابه یک مزیت مطلق و مدیریت چالش‌های مدیران برای محصولات موفق مد را بیان کرده است.   لوبن در تمام فصل‌های این کتاب پرسش‌هایی مانند چرا و چگونه محصولات مد علی‌رغم تغییرات دائمی خود برای مصرف‌کنندگان جذاب و گیرا هستند، کدام عوامل و مزایای مد بر مصرف‌کنندگان تاثیرگذار هستند و شرکت‌های مد چگونه می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند، شرکت‌های مد باید از کدام استراتژی‌ها و تاکتیک‌های بازاریابی برای افزایش موفقیت محصولات مد استفاده کنند و وجهه مشتریان را مدیریت کنند، شرکت‌های مد چگونه می‌توانند وفاداری مشتریان را حفظ کنند و سود بیشتری از محصولات مد بدست آورند و شرکت‌های مد چگونه باید تجارت الکترونیکی و معیارهای مهم تجارب اخلاقی را مدیریت کنند، مطرح کرده و به بررسی دقیق و پاسخ به آنها پرداخته است.   کتاب «بازاریابی مد: بیشتر بفروشید» به مدیران براساس آخرین تحقیقات بازاریابی مد، دیدگاه‌های شرکت مد، بهترین روش‌ها و الگوها و مصاحبه‌ با مصرف‌کنندگان مد، در تاثیرگذاشتن بر ارزش افزوده مد به محصولات و خلق مشتریان وفادار در بازار رقابتی مد کمک می‌کند.   موسسه انتشاراتی جمال هنر، کتاب «بازاریابی مد: بیشتر بفروشید» را در قالب 113 صفحه با شمارگان 500 نسخه و قیمت 120 هزار ریال منتشر کرده است.   ]]> هنر Sun, 11 Mar 2018 08:54:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/258219/چگونه-بازاریابی-مد-بیشتر-بفروشید زمینه برای رشد نمایشنامه‌نویسی ایرانی ابتر است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/258183/زمینه-رشد-نمایشنامه-نویسی-ایرانی-ابتر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) روزبه حسینی نویسنده و کارگردانی است که خودش می‌گوید، حدود 70 نمایش‌نامه منتشر شده و نشده در حوزه کودک و بزرگسال نوشته است. او نگارش نمایشنامه‌هایی از جمله «ببند اون دهنو»، «با مسیح به صلیب می‌کشند با ما چه می‌کنند»، «همینه»، «حکایت الکتریک عاشق»‌، «هشت دقیقه توکَت من نمی‌ره»، «‌دستی نام تو را روی ماه نوشته است»، «هشت نمایش‌نامه‌ی عروسکی»، «آنچه می‌شنوی ساز کج کوک سکوت است» و «مجنون آن بوسه بریده گلو که لیلا سر به دار کرد»، «وقتی روح لیر از ژوکر مرخصی می‌گیرد»، «سه مرثیه هذیان ....» را در کارنامه داشته و نمایشنامه‌های زیادی هم کارگردانی کرده است. او در حوزه شعر و رمان هم آثاری دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به «یک توی هزار معنی گرفته من» و «یا انگار نمی‌شود به تو رسید» اشاره کرد. درباره‌ فرازهایی از آثار او و نیز وضعیت نمایشنامه‌نویسی در ایران و چالش‌های این حوزه با او گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   نویسندگی را چگونه آغاز کردید؟ من از سال 1373 در کارگاه‌های نمایشنامه‌ و فیلمنامه‌نویسی بهرام بیضایی ثبت‌نام کردم و خیلی جدی‌تر از شکلی که در زمان نوجوانی می‌نوشتم به این حوزه پرداختم و همزمان شعر و قصه هم می‌نوشتم. لطفی که بهرام بیضایی کرد این بود که وقتی آثار مرا خواند گفت من تخصصی در شعر و قصه ندارم و مرا به کارگاه شعر و قصه معرفی کرد. البته بدون استفاده از معرفی ایشان، در جلسه‌ شعرخوانی عمومی کارگاه رضا براهنی پذیرفته شدم. از سال 1374 تا 1376 توانستم هفته‌ای 2 جلسه در این کارگاه‌ها شرکت کنم (به علاوه‌ی جمعه‌های آخر ماه) و آن‌جا زیربنای آنچه که در نمایشنامه‌نویسی هم وجود دارد که قطعا شعر و قصه است را آموختم و تنها تئاتری این سرزمینم که توانستم شاگرد شعر و قصه رضا براهنی باشم. شعر و قصه همواره به اندازه نمایشنامه برای من جدی بوده و نخستین کتابی که منتشر کردم «یک توی هزار معنی گرفته من»، مجموعه شعرهای 16 تا 18 سالگی من است که به همراه سایر بچه‌های کارگاه ازجمله مهسا محبعلی، فرخنده حاجی‌زاده، شمس آقاجانی، رویا تفتی و فریبا صدیقیم کتاب‌هایمان را در نشر خیام (تحت عنوان ادبیات دیگر) منتشر کردیم. بعد از آن 5 مجموعه شعر دارم که وقتی دومین مجموعه‌ام مجوز چاپ نگرفت سراغ بعدی‌ها هم نرفتم، شرایط گفتمان شعر هم پس از رفتن دکتر براهنی از ایران، بحرانی ناخوشایند برایم داشت که نمی‌خواستم آن میان داوری شوم. نخستین رمانم با عنوان «یا انگار نمی‌شود به تو رسید» را در سال 78 نوشتم. اما دو سال پیش مجوز گرفت و پارسال از سوی نشر میلکان منتشر شد و 5 رمان دیگر، تمام شده و نیمه‌کاره نوشته‌ام نمی‌دانم چندسال بعد از مرگم منتشر خواهند شد. چون وقتی 16 سال برای چاپ یک رمان 60 صفحه‌ای صبر کنی و دست آخر با حذف دو کلمه‌اش منتشر شود، می‌فهمی که 16 سال بیهوده معطل بوده‌ای!   شما در حوزه شعر هم فعالیت داشته‌اید، از دیرباز نمایش و شعر پیوستگی عمیقی داشته‌اند، این پیوند چگونه بوده است؟ درواقع به همان اندازه‌ای که نمایشنامه برای من اهمیت دارد به همان اندازه هم شعر و رمان برایم مهم است. به همین دلیل در نمایشنامه‌نویسی متهم‌ هستم به نوشتن شعر و شاعرانگی‌ام و نه نمایشنامه به معنایی که از درام در اذهان هست. به نظر من نمایشنامه چیزی است که نمی‌تواند خیلی از شعر منفک باشد؛ به قول ویسلونِ بزرگ، نوشتار خوش‌آهنگی با خطی ظریف از روایت، من که هنوز مراعات مخاطب را می‌کنم! از حدود 200 سال پیش جریانی پیدا می‌شود که شعر از نمایشنامه جدا می‌شود و قبل از آن به نمایشنامه‌نویس می‌گفتند شاعر و نمایش‌نویس‌ها شاعر و خطیب بودند و رگه‌‌ قصه‌ای را که وجود داشت، با شعر تبدیل به درام می‌کردند. من هم تابع 3هزار سال پیش هستم زمانی که ما خودمان اصول نمایشنامه‌نویسی و تئاتر نداشتیم. ما  هرآنچه که داریم و آموختیم از رمان و نمایشنامه‌نویسی از غرب است و شعری هم که امروز به کار نمایشنامه می‌آید نظم فردوسی و نظامی نیست. شاید شعر مولوی خیلی بیشتر مایه درام داشته باشد. من نمایشنامه‌ای نوشتم که بخشی از آن با شعرهای دیوان شمس تبریزی است: «ای رشک ماه و مشتری، آخر نگویی تا کجا». اما درواقع با اینکه نمایشنامه‌نویسی آغاز کار حرفه‌ای من بود و کار من در حوزه مطبوعات در دهه 70 نیز با نقد و نظریه در حوزه تئاتر و پژوهش در حوزه نمایشنامه‌نویسی توام شد اما همواره رمان، سینما و شعر در کنارش بوده است.   آخرین اثری که از شما منتشر شد در چه حوزه‌ای بود؟  نمایشنامه‌ای است باعنوان «سه مرثیه هذیان برای بودن، ماندن و رفتن در دیاری که پروانه‌ها به انتظار تو نشسته‌اند» این نمایشنامه سال 87 برگزیده خانه‌ تئاتر شد. 4 سال فرصت اجرا پیدا نکرد و سال 91 با سه بانو از سه نسل و سه گونه تجربه: رؤیا نونهالی، زنده‌یاد ماهگل مهر و پژند سلیمانی این نمایش را در تئاتر شهر اجرا کردم و استقبال بسیار خوبی از آن شد و بعد از چندسال به همراه ترجمه بسیار خوبی از بونا الخاص که نمایشنامه را به همان صورت شاعرانه به زبان انگلیسی برگرداند، همراه مقدمات مفصلی برای نمایشنامه به قلم علی باباچاهی، غلامرضا آذری، حمید پورآذری، رضا شیرمرز، رامتین شهبازی، صادق رشیدی و ... از سوی نشر افراز منتشر شد. قبل آن هم نمایشنامه «وقتی روح لیر از ژوکر مرخصی می‌گیرد» در سال 95 از سوی نشر بوتیمار منتشر شد.   شما فعالیت‌های زیادی هم در حوزه نمایشنامه‌نویسی برای کودک و نوجوان انجام داده‌اید، با توجه به اینکه نمایشنامه و تئاتر تأثیر زیادی روی کودکان و نوجوانان دارد، درباره نمایشنامه‌هایی که در این حوزه نوشته‌اید توضیح دهید. از نخستین کارهای من در دهه 80 کتابی است با‌عنوان «سیاهی که می‌خواست سفید باشد» با تصویرگری سیامک احمدی که کاری ریتمیک و پیرو تجربه‌های قصه‌های عامیانه زنده‌یاد احمد شاملو بود که زبانی موسیقایی دارد و مثل «دخترها ننه دریا» وزن دارد. انتشارات امیرکبیر آن را با تیراژ 5هزار نسخه منتشر کرد و در عرض دو هفته تمام شد و دیگر چاپ نشد. کتاب دوجلدی دیگری نیز دارم که در سال 91، 92 منتشر شد. جلد اول مقالات و جلد دوم نمایشنامه‌ها است به‌نام «وقتی عروسک‌ها ساکتند» و در جلد دوم کتاب دو نمایشنامه عروسکی مربوط به کودک و نوجوان وجود دارد. من در این حوزه کارهای خیلی جدی انجام داده‌ام. هم کانون پرورش فکری کودک و نوجوان و هم تالارهای مختلف دعوت کردند که برای کودکان تئاتر کار کنم اما من فقط به نوشتن نمایشنامه و مشاوره و طراحی اکتفا کردم. وقتی به من پیشنهاد می‌شود که بودجه سه نمایشنامه کودک را به شما می‌دهیم تا یک کار فاخر برای تالار هنر انجام دهی با 90 شب اجرا، قبول نمی‌کنم چون معتقدم در این 90 شب قرار است سه گروه تئاتری دیگر که فقط کودک کار می‌کنند اجرا کنند و من حاضر نیستم بودجه آن سه کار را بگیرم و خودم کار کنم. چون دو تالار داریم که در حوزه تئاتر کودک و نوجوان فعالند و تالار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان و تالار هنر دو سالنی هستند که این حوزه دارد. من به حوزه کودک و نوجوان در حدی علاقه داشتم که حدود 300 تا 350 قسمت نمایش عروسکی تلویزیونی نوشته‌ام. کار «شهر قشنگ» و کار کودک و نوجوان «فری فضایی»، «عکاسخانه»، «جنگل بلوط»، «گروه امداد»، «جمال و کمال» و ده‌ها مجموعه تلویزیونی نمایشی عروسکی کودک نوشته‌‌ام (عمده را با دوستم فرهاد نقدعلی یا بچه‌های کارگاهم) که همه بازخورد بسیار خوبی داشته است.   مهمترین مشکلی که در حوزه تئاتر و نمایشنامه کودک وجود دارد به نظرتان چیست؟ همواره این حوزه در همه ردیف‌های بودجه‌اش از نویسندگی گرفته تا تصویرسازی و ... به‌جای اینکه بودجه‌اش چندبرابر بخش بزرگسال باشد متاسفانه یک چندم آن‌هاست. این درحالی است که در حوزه کودک هم باید جذاب باشید و هم با آیتم‌های بسیار پیشرفته و عجیب انیمیشنی و عروسکی غیرایرانی مقابله کنید. هم باید پیام مثبت بدهید، هم بدآموزی نداشته باشید، هم روان‌شناس کودک باشید و در عین حال دستمزد بسیار کمتری از بخش بزرگسال دریافت کنید و این بزرگ‌ترین مشکل این حوزه است. اما چون حوزه کودک تمیزترین کار است به معنای واقعی کلمه «تمیز» آن را انجام داده‌ام و همچنان اگر پیش بیاید ادامه می‌دهم.     به عنوان یک داستان‌نویس و یک نمایش‌نامه‌نویس به نظر شما آثاری که در حوزه کودک و نوجوان منتشر می‌شود چقدر ظرفیت اقتباس و تبدیل‌شدن به نمایشنامه را دارد؟ البته قصه‌نویس! من از سال 89 کارگاه‌های بینامتن قصه- نمایشنامه را راه‌اندازی کردم که اولین باری بود که در ایران همچین کارگاه‌هایی برگزار می‌شد و در واقع مانیفست من این بود که بین جهان شعر، قصه و نمایشنامه روابط آشکار و پنهانی وجود دارد که برای اشراف بر هرکدام از این رشته‌ها نیاز به دانستن و کشف آن دیگری و روابط بین آن‌ها هستیم. اما از سمت دیگر اگر بخواهم راجع‌به منابع فارسی حرف بزنم اساسا در مقوله اقتباس، آثاری مانند شاهنامه، حافظ، مولوی زندگینامه‌ها و منظومه‌هایی مثل نظامی، فردوسی اصلا به‌درد تئاتر نمی‌خورند. بارها به بزرگانی که نمایش‌هایی در این زمینه کارگردانی کرده‌اند یا درامی براساس این اشعار نوشته‌اند، گفته‌ام که شما زندگی حافظ را نمایشنامه کرده‌اید و با موسیقی و ساز و آواز اجرا کرده‌اید و افراد زیادی هم دیده‌اند، حالا این نمایشنامه را منتشر کنید و ببینید چه تعداد از آن در طول یکسال فروش می‌رود؟  قطعا به این نتیجه می‌رسید که کماکان کتاب حافظ پرفروش‌ترین اثر است و هر ناشری که کم بیاورد می‌تواند یک نسخه حافظ چاپ کند تا کارش بگیرد. در این شرایط کماکان نقالی بهترین راه استفاده از شاهنامه و ... است. اما اینکه در نمایشنامه‌ای مانند «سهراب، اسب و سنجاقک» از بیژن مفید بتوان پسرکشی را در طول تاریخ کاوید و این مساله را در فضای پارادوکسیکال و سیال ذهن قرار داد و از ایران و چین و تهران تا دوره فردوسی همه را با هم تلفیق کرد، هنری بی‌همتاست که توانسته پسرکشی تاریخی و اختلاف نسل را بیان کند. درواقع اگر رویکردهای انتقادی یا چالشی یا بازخوانی کاملا معاصر و پساتاریخی داشته باشیم می‌توانیم در این حوزه جایی داشته باشیم. اما به اعتقاد من مهمترین منابعی که در زبان فارسی باید از آن‌ها اقتباس کنیم قطعا فولکلور است که بهترین منبع است. اصولا جهان فانتزی برای کودک مربوط به ما نیست و مربوط به غرب است ما افسانه و خیال داریم در شرق مانند هزار و یک شب و متل‌ها و افسانه‌هایی که بیژن مفید و حتا صمد بهرنگی به سراغشان رفتند که مال ایران است و قصه‌های کوتاه از برخی نویسندگان مهم‌مان مثل صادق چوبک. ما باید بتوانیم از آئین‌هایمان در روش‌های اجرایی بهره بگیریم به‌گونه‌ای که بوی بومی دهد. که البته بی‌تردید ساختار نمایشنامه‌نویسی ما از غرب آمده است و کمتر از 150 سال است که نمایشنامه‌نویسی داریم.   با توجه به اینکه شما سال گذشته داور جشنواره تئاتر فجر بودید و امسال نیز داور خانه تئاتر بوده‌اید و بسیاری از نمایشنامه‌های چاپ شده و چاپ نشده را مطالعه کرده‌اید، وضعیت نمایشنامه‌هایی که در حوزه کودک و نوجوان یا بزرگسال در سال‌های اخیر تولید شده است را از نظر کمیت و کیفیت چگونه ارزیابی می‌کنید؟ من سال 88 و امسال داور خانه تئاتر بودم و بعد از 4 سال توقف در ادبیات نمایشی نمایشنامه‌های 4 سال اخیر چاپ شده را که حدود 500 نمایشنامه بود، مطالعه کردم. به‌نظر من دو وضعیت وجود دارد. یکی اینکه آثاری که چاپ نمی‌شوند، گاهی نسبت به آثار چاپ‌شده برتری دارند. وقتی سال گذشته 200 نمایشنامه در جشنواره فجر را مطالعه کردم به این نتیجه رسیدم که حداقل 20 نمایشنامه از آن‌ها باید چاپ و اجرا می‌شد. این در حالی بود که ما فقط می‌توانستیم سه برگزیده و 10 کاندیدا داشته باشیم و جالب این است که این کارها نه تنها دیده نمی‌شود بلکه نویسندگانشان هم می‌سوزند و از بین می‌روند. سازوکار اینکه نمایشنامه‌ها داوری شوند در جشنواره‌های مختلف به‌وجود آمده است. اما اینکه بعدا برای برگزیده‌ها چه اتفاقی می‌افتد اصلا روشن نیست مثلا همین نمایشنامه «سه مرثیه هذیان برای بودن، ماندن و رفتن در دیاری که پروانه‌ها به انتظار تو نشسته‌اند» وقتی برگزیده شد قرار بود از سوی نشر افراز منتشر شود اما کلا منتفی شد یعنی خانه‌ی تئاتر اصلا پیگیر نشد. بعد از 7 سال مدیر نشر افراز که آثار دیگری را هم از من منتشر کرده است (و به قولی اصلی‌ترین ناشر آثار من به ویژه در حوزه‌ی تئاتر است) از من پرسید: «نمی‌خواهی آن کارت را منتشر کنی؟» در حال حاضر جشنواره فجر فقط آثار سه نفر برگزیده را چاپ می‌کند و جدیدا هم می‌گویند که از 5 کار هم حمایت تولیدی می‌شود اما وقتی که آثار می‌خواهند به اجرا برسند آنقدر سنگ جلوی پایشان است که مانع از دیده‌شدن آن‌ها می‌شود.   بزرگ‌ترین معضلی که حوزه نمایشنامه‌نویسی در ایران را تهدید می‌کند، از نگاه شماچیست؟ به نظر من بزرگترین معضلی که در آثار منتشر شده و منتشرنشده در حوزه نمایشنامه‌نویسی ما وجود دارد (به جز دو یا سه نمایشنامه از دو سه نمایش‌نامه‌نویس و البته آثار یکی از نمایش‌نامه‌نویسان معاصرمان حمید امجد) همه درگیر آن هستند، این است که زبان برایشان هیچ اهمیتی ندارد، هیچ‌گونه فکری راجع‌به اینکه شخصیت‌ها به‌گونه‌ای مختلف صحبت کنند و یا نمایشنامه دارای جغرافیای زبانی متفاوتی باشد یا دیالوگ‌نویسی آن از نوعی موسیقی درونی برخوردار باشد، نداریم. اصلا چیزی به نام زبان برای نوشتن و خلقِ جهانِ نمایش، ادراک نشده است. ایده‌ها همه جذابند اما پایان‌ها همه بد. خودِ نقطه شروع و پایان‌بندیِ همه نمایشنامه‌ها مشکل دارد. نمایشنامه‌نویس فقط به این فکر می‌کند که چگونه بحران و کنش ایجاد کند و همه اینها مربوط به این است که به آن طیفی که از دانشگاه نمایشنامه‌نویسی یاد گرفته‌اند یک سری مفاهیم ارائه داده و گفته‌اند این منحنی ارسطویی و این‌ها نقطه شروع، اوج و پایان هستند و همه می‌کوشند همین کار را انجام دهند و وقتی نمایشنامه‌ای مانند «در انتظار گودو» را روبه‌رویشان می‌گذاری، چون اثر بکت است، می‌گویند شاهکار است؛ بپرسی چرا، فقط سر تکان می‌دهند یا اگر همین نمایشنامه توسط یک ایرانی نوشته شود می‌‌گویند واقعا مزخرف است. درحالی‌که حتا در انتظار گودو هم با همان قیاس ارسطویی قابل تحلیل و بررسی است، به شرطی از پای خودِ ارسطو را درست خوانده و فهمیده باشیم. طبق نظر ارسطو نمایشنامه قرار است یکی از اجزای تئاتر باشد در حالی که ما یک واژه من درآوردی در تئاترمان داریم به نام ادبیات نمایشی. یعنی دوچیزی که به هم ربطی ندارند. ادبیات و نمایش دو چیز متفاوتند و این واژه من‌درآوردی به پایه نمایشنامه‌نویسی ما ضربه زده است. ما نمایشنامه می‌نویسیم تا خوانده و چاپ شود (و دیگر این یکی از شاخه‌های منزوی در دنیاست) در حالی که نمایشنامه نوشته می‌شود برای اینکه اجرا شود و قرار نیست ضرورتا یک سری مترجم آن را ترجمه کرده و به کشورهای مختلف صادر کنند. نه شکسپیر از لندن بیرون آمد، نه سوفوکل از آتن، نه خیام از نیشابور. اینکه می‌گویند «تئاتر برای همه»، یک جنایت است. صندلی‌های سالن تئاتر بسیار محدود است و تئاتر چیزی نیست که در کیفت بگذاری و آن را به همه‌جا صادر کنی و قرار است بالاخره یک شب تمام شود.     نمایشنامه‌‌هایی که در کشور ما نوشته و اجرا می‌شود تا چه اندازه پاسخگوی نیاز جامعه مخاطب است؟ ما در شرایطی هستیم که بدون احتساب فرهنگسراها، شبی 130 نمایش در سالن‌های حرفه‌ای تئاتر روی صحنه می‌رود. از این 130 نمایش حداکثر بین 10 تا 20 نمایش ایرانی هستند و سهم نمایشنامه ایرانی فارسی اینقدر کم است. اصولا دولت همیشه ترجیح داده که نمایشنامه خارجی کار شود چون بی‌دردسر است و اینکه راجع‌به خودمان حرف نزنیم بهتر است چون نمایشنامه‌‌نویسی که اهل فکر باشد نمی‌تواند در کارش آسیب‌شناسی جامعه نداشته باشد و بهتر است خودمان را درگیر نکنیم! از سویی وقتی می‌خواهیم نمایشنامه خارجی اجرا کنیم چون مال خودمان نیست حتی اگر 30 صفحه از آن را هم حذف کنند، مشکلی نخواهیم داشت. زمینه و پایه برای رشد نمایشنامه‌نویسی ایرانی کلا ابتر است. عمده جشن‌ها و مسابقات نمایشنامه‌نویسی غیر از جشنواره تئاتر فجر و خانه تئاتر عمدتا موضوعی است و ما یک سری نمایشنامه‌نویس حرفه‌ای که شغل‌شان نمایشنامه‌نویسی است، که هم همه‌جا درس می‌دهند و هم همه جا داور و سانسورچی‌اند و برای همه موضوعاتی که مطرح می‌شود نمایشنامه می‌نویسند و جایزه‌ها را می‌برند و سالی 30 ، 40 میلیون تومان فقط جایزه نمایشنامه‌نویسی می‌برند. من در مسابقه ادبیات نمایشی خانه تئاتر آثار این افراد را کلا کنار گذاشتم که از نظر من دولتی‌ و مزدبگیرند. چون باید وقتم را برای 400 اثر دیگر صرف می‌کردم. دیگر قرار نیست که جشنی داشته باشیم و که از دلِ آن عباس نعلبندیان بیرون بیاید، قرار نیست تئاتری باشد اصلا که نمایشنامه‌نویس‌اش درست یا غلط بنویسد یا اگر درست نوشت، بتواند حتی ادامه حیات دهد.   ]]> هنر Sat, 10 Mar 2018 05:32:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/258183/زمینه-رشد-نمایشنامه-نویسی-ایرانی-ابتر «پوریای ولى» به‌قلم مسعود جعفری جوزانی منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/258596/پوریای-ولى-به-قلم-مسعود-جعفری-جوزانی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ کتاب فیلمنامه «پوریای ولى» به‌نویسندگی مسعود جعفری جوزانی فیلمنامه‌نویس و کارگردان سینما و تلویزیون ایران و با پژوهشگری فتح‌الله جعفری جوزانی و عبدالکریم یونسی توسط نشر «آناپنا» متعلق به آنا پناهى دختر زنده‌یاد حسين پناهى منتشر شد. این فیلم‌نامه كه براى ساخت يک سريال در پنج فصل و ٥٢ قسمت ٥٠ دقيقه‌اى نوشته شده است در ۶۸۰ صفحه با شمارگان ۱۵۰۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان راهی بازار شد و در اختیار علاقمندان به سینما، ادبیات و کتاب و کتاب‌خوانی در سراسر کشور قرار گرفت. فتح‌الله جعفرى جوزانى و عبدالكريم يونسى پژوهشگران این اثر ماندگار؛ از بيش از ٣٠ كتاب ارزشمند از جمله؛ جامع التواريخ خواجه رشيدالدين فضل‌الله همدانى، تاريخ جوينى و تاريخ ايران كمبريج استفاده كرده‌اند.   داستان زندگى اين پهلوان بزرگ، از سال ۵۹۷ خورشیدی، آغاز مى‌شود كه کشور ایران مورد هجوم مغولان قرار گرفت. این مهاجمان وحشی نه اندیشه‌ نویی برای ساختن جهان برتری داشتند و نه حامل رسالتی بودند. استعداد آنان در کشتن و گسترش ترس بود و بس. پس آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و ماندند تا شیره‌ جان آن‌چه را از کرامت انسانی باقی مانده بود بِمکند. به فرمان حاکمان مغول در فاصله‌ بین سال‌های ۶۴۸ تا ۶۶۱ هجری قمری، صنعتکاران، پشت در پشت، برده شمرده می‌شدند و مجبور بودند ساز و برگ لشکریان مغول را تهیه کنند. رعاياى روستایی نیز که قادر به پرداخت اخراجات و مالیات نبودند، خود و خانواده‌شان به بردگی فروخته می‌شدند. محمود خوارزمی پهلوان، شاعر، عارف قرن هشتم ميلادى؛ متخلص به قتالى و مشهور به «پورياى ولى» در چنين دورانى با ايجاد سازمان و تأسيس زورخانه موفق مى‌شود پيكارجويان و آزادى‌‌خواهان را گردآورده و اقدام به آزادى ايران زمين كند. از شخصيت‌هاى ديگر تاريخى كه در «پوریای ولى» ديده شده‌اند؛ مى‌توان به شيخ الرئيس سعدى، عبيد زاكانى، خواجه نصيرالدين طوسى، خواجه رشيدالدين فضل‌الله همدانى، پهلوان فيله همدانى و بسيارى ديگر اشاره كرد.   ]]> هنر Tue, 06 Mar 2018 12:28:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/258596/پوریای-ولى-به-قلم-مسعود-جعفری-جوزانی-منتشر اسامی کاندیداهای نمایشنامه‌نویسی همایش رادی‌‌شناسی اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258576/اسامی-کاندیداهای-نمایشنامه-نویسی-همایش-رادی-شناسی-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) روابط عمومی بنیاد اکبر رادی، هیئت داوران بخش مسابقه‌ نمایشنامه‌نویسی پنجمین همایش ملی رادی‌شناسی، محمد رحمانیان، بهزاد صدیقی و رحمت امینی، پس از مطالعه، بررسی و ارزیابی 110 نمایشنامه ارسال شده به دبیرخانه این همایش، هشت نمایشنامه را به عنوان کاندیدا انتخاب و معرفی کردند. بر اساس این گزارش، اسامی نامزدهای بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی پنجمین همایش ملی رادی‌شناسی به شرح ذیل است: 1- آپ. آرت. مان. نوشته سپیده قربانی 2- اعتراف‌ها و دروغ‌ها نوشته مهدی میرباقری 3- بالستیک زخم نوشته  پیام لاریان   4- جهنم روی میز ناهارخوری نوشته  لادن شیرمرد 5- خرمگس نوشته  علی عابدی 6- شماعی‌زاده نوشته رضا بهاروند 7- غلامرضا لبخندی نوشته کهبد تاراج 8-  یخ کف دست بخار می‌شود نوشته  ابراهیم پشتکوهی پنجمین همایش ملی رادی‌شناسی به دبیری بهزاد صدیقی عصر 16 اسفندماه سال جاری در تالار مشاهیر تئاتر ایران در مجموعه ی تئاتر شهر برگزارمی شود.   ]]> هنر Tue, 06 Mar 2018 08:43:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258576/اسامی-کاندیداهای-نمایشنامه-نویسی-همایش-رادی-شناسی-اعلام «دومتر در دومتر جنگ» حمیدرضا آذرنگ رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258430/دومتر-جنگ-حمیدرضا-آذرنگ-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مراسم جشن امضا و رونمایی از  کتاب «دومتر در دو مترو جنگ» نوشته حمیدرضا آذرنگ برگزار می‌شود. در این مراسم تعدادی از  شخصیت‌های مطرح تئاتر ایران حضور خواهند داشت.  نمایشنامه «دو متر در دو متر جنگ» به تازگی از سوی نشر نودا منتشر شده است و قرار است مراسم رونمایی از این کتاب سه‌شنبه ۱۵اسفند در ساعت ۱۹:۳۰ در تماشاخانه پالیز برگزار  شود. ]]> هنر Sat, 03 Mar 2018 10:38:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258430/دومتر-جنگ-حمیدرضا-آذرنگ-رونمایی-می-شود شاعران و نویسندگان در تورهای نوروزی قزوین گشت http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/258371/شاعران-نویسندگان-تورهای-نوروزی-قزوین-گشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، محمدعلی حضرتی، مدیرکل اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان قزوین یکی از چهره‌های فرهنگی است که در حوزه نگارش آثار مکتوب بسیار فعال عمل کرده است و به همت او آثار بسیار زیادی در حوزه پژوهشی، شعر و تاریخ منتشر شده است. به بهانه حضور او در خبرگزاری ایبنا گفت‌وگویی با این چهره فرهنگی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.  لطفا کمی درباره آثار مکتوبی که در میراث فرهنگی منتشر کردید، توضیح دهید. از جمله کتاب های تازه منتشر شده سال ۹۶ کتاب «الموت‌نامه»  مجموعه ای از 27 مقاله دکتر عنایت‌الله مجیدی است که جستارهای ارزشمندی در قلمرو تاریخ و جغرافیا ، اسناد، نام آوران  ، مردم شناسی، دژها و میراث فرهنگی الموت را شامل می شود و زوایای ناشناخته بسیاری را برای نخستین بار روشن کرده است. همچنین یک مجموعه سه جلدی هم به نام «قصه‌های سرزمین الموت» که درواقع پژوهشی درباره قصه‌های عامیانه مردم منطقه الموت شرقی است و توسط یوسف علیخانی و افشین نادری گردآوری شده به چاپ رسیده است .   نگاه شما در میراث فرهنگی به انتشار آثار مکتوب به چه شکلی بوده است؟ ما در دوره‌ای (حدود سال 83-84)‌ شروع بسیار خوبی داشتیم و چند اثر شاخص منتشر کردیم. ‌برای مثال کاری با نام ” یادگار ماندگار ” مجموعه ای از پلان و مقطع  و نقشه بناهای مهم تارخی استان قزوین بود یا کتاب «رسم گردون ، قوس در معماری ایرانی» منتشر شد که مجموعه‌ درس‌گفتارهای استاد حسین  زمرشیدی بود  و شیوه اجرای بیش از ۲۷۰ نوع قوس را گام به گام در. حدود ۱۰۰۰ صفحه تشریح  می کرد. انتشار  این کتاب همزمان شد با تغییر دولت اصلاحات و متاسفانه تیمی که بعد از ما روی کار آمد روی تمام گذشته خط کشید و به همین دلیل کتاب دیده نشد. باید اینجا اعلام کنم که در هشت سال دوره آقای احمدی‌نژاد کتابی توسط میراث منتشر نشد و کار تقریبا تعطیل بود و فقط من خودم به‌صورت شخصی چند کتاب منتشر کردم. در این سال‌ها روی تاریخ و معماری و سندشناسی  «پیغمبریه» کار کردم و مجموعه عکس «نگین الموت» به بازار آمد که آلبوم عکسی در باره دریاچه اُوان الموت بود. اثر دیگری نیز به نام «سرزمین روزگاران» منتشر شد که مجموعه عکسی از معماری، مردم‌شناسی و طبیعت قزوین است .کتابچه‌ای هم به نام «دریچه‌ای به دروازه بهشت» که راهنمای گردشگری قزوین است در سال 86 منتشر شد و  به چاپ هشتم رسیده  است. من سال 93 دوباره به میراث برگشتم و تا دو سه سال مشغول پرداخت بدهی‌های مدیران  قبلی و ساماندهی مجموعه بودم؛ اما بعد از آن کار روی آثار مکتوب را مجددا آغاز کردم.   از کارهای منتشر نشده و جدید برای ما بگویید. یکی از آثار جدید مجموعه مقالات «تاریخ معماری و شهرسازی قزوین»‌ است که قرار است پژوهشگاه میراث فرهنگی منتشر کند و من این احتمال را می‌دهم که کتاب تا اردیبهشت‌ماه چاپ  و روانه بازار شود. کار «دیلم‌نامه» نیز که مجموعه متونی درباره ناحیه دیلم قزوین است و با ترجمه و تصحیح استاد عنایت الله مجیدی فراهم آمده سعی ما این است که این اثر نیز تا نمایشگاه منتشر  شود. خوشبختانه بخش الموت‌پژوهشی در سال‌های اخیر بسیار فعال شده است اما ما سعی کردیم که تک‌نگاری‌هایی که درباره نقاط دیگر قزوین نیز انجام شده، دیده و منتشر شوند. در حال حاضر مدتی است که برنامه‌ای ثابت داریم و درباره کتاب‌هایی که نویسنده‌های قزوینی نوشته‌اند یا درباره قزوین نوشته شده است،‌ صحبت می‌کنیم. برای مثال در هفته‌های گذشته کتاب «فارسی قزوینی»‌، علی صلح‌جو و «خاما» اثر یوسف علیخانی رونمایی و بررسی شدند. شما علاوه بر حوزه تاریخ‌نگاری در حوزه شعر نیز فعالیت‌هایی دارید. از مجموعه شعرتان برای ما بگویید. مجموعه شعر «با چشم های باز خواب می بینم» گزیده‌ای از چند دفتر قبلی من است. شعرها گاه عاشقانه و بیشتر اجتماعی و  انتقادی هستند و همه فرم های کلاسیک و آزاد را شامل می شوند .   شما فعالیت‌های آموزشی هم داشتید؟ بله، به جز. تدریس در. دانشگاه سال‌ها کارگاه شعر و داستان در قزوین برگزار می‌کردم. برای مثال در  « کانون ادبی سحر» از سال 68 تا 74 هر هفته جلسه‌ای داشتیم و با دانش‌آموزان شعر و داستان کار می‌کردم و بیشتر شاعران امروز قزوین اعضای همان کارگاه‌ها هستند. بعد از آن مرکز ادبی عبید را راه‌اندازی کردیم که هنوز هم به فعالیت ادامه می‌دهد. به دلیل مشغله‌های کاری، کمتر به محافل شعری می‌روم اما آن جمع هنوز به کار خودش ادامه می‌دهد و فعالیت دارد.   مجموعه شعر جدیدی در دست انتشار دارید؟ این روزها شعر می‌نویسم اما تمایل چندانی برای انتشار آن ندارم؛ چراکه کمی دیدگاهم تغییر کرده است و سختگیرانه‌تر به موضوع انتشار نگاه می‌کنم. از طرفی این نگرانی را هم دارم که کتاب از ممیزی عبور نکند.  کتاب شعر هم می خوانید؟ به جرات می‌توانم بگویم که کمتر مجموعه شعری است که در بازار عرضه شده و من آن را نخوانده‌ام. یعنی خوشبختانه علی رغم مشغله های فراوان کاری و اداری مطالعاتم قطع نشده است.   با این همه مطالعه وضعیت شعر را چطور ارزیابی می‌کنید؟  من فکر می‌کنم که ما در وضعیت اجتناب‌ناپذیری قرار داریم و با شیوه‌هایی از شعر روبه‌رو هستیم که هنوز تثبیت نشده اند و همه در حال تجربه کردن هستند. شتابزدگی‌ای که ما امروز شاهد آن هستیم به ما می‌فهماند که بسیاری از کارهایی که منتشر می‌شود، دارای لغزش ‌ها و ایرادهای آشکار زبانی، فرمیک و... و ناگزیر نیازمند ویرایش و بازنگری است. احساس می‌کنم که سال‌هاست شعر ما فاقد پشتوانه تفکر است و شاید منشاء بسیاری از مشکلات ما همین باشد. ما در حال حاضر شاعر اندیشه ورز نداریم یا اگر داریم تعدادشان بسیار اندک‌شمار است. البته عده‌ای هستند که دوست دارند به ساحت تفکر نزدیک شوند؛ و هنوز  جایگاه یک شاعر متفکر را ندارند. این در حالی است که وقتی ما به دوره‌های گذشته مثل دهه 40 نگاه می‌کنیم می‌بینیم اتفاقات خوبی برای شعر و اندیشه رخ داده است . به نظر من یکی از دلیل های آن این است که شاعران مطالعه می‌کردند و عمیق تر و جدی تر بودند. فکر می‌کنم که خیلی از شاعران روزگار ما فقط کتاب‌های خودشان را می‌خوانند و با شعر شاعران دیگر و دستاوردهای نقد ادبی و دانش های امروزین  ارتباطی ندارند. متاسفانه ما در حوزه شعر دچار شهوت شهرت شده‌ایم؛ یعنی افرادی هستند که می‌خواهند به وسیله شعر سری در سرها دربیاورند. از  همین روی بسیاری اشعارشان را با هزینه خود منتشر می‌کنند. نکته دوم اینکه گویی در سطح رسانه شاعرانی بیشتر جدی گرفته می‌شوند که مجموعه شعر و کتاب داشته باشند. خوب به خاطر دارم که در یک دوره‌ای شاعران را با اسم مجموعه‌هایشان صدا می‌کردند و این خیلی بد بود و همین کار شاعران را ناخودآگاه تشویق می‌کند تا به سمت چاپ مجموعه‌های مکرری بروند که لطف چندانی ندارد و در حقیقت باعث تکرار خود شاعر می‌شود. از طرفی ما با ناشران تخصصی شعر روبه‌رو  هستیم . چنین شرایطی ضمن آنکه یک فرصت است و می تواند بازار نشر را به سامان برساند انگیزه های اقتصادی نیز پیدا می‌شود و همواره شاعران را قلقک می‌دهد تا به فکر چاپ مجموعه شعر باشند. بنابراین ما شاهد نوعی کتاب‌سازی می‌شویم و می‌بینیم که شاعر سه سطر شعر را در یک صفحه چاپ می‌کند یا صفحات را به وسیله تصویرهای گرافیکی پر می‌کند تا کتاب داشته باشد و با 12 شعر یک کتاب عرضه می‌کند. این کارها ایرادی ندارد اما به شرطی که واقعا شعر باشد و ما شاهد تمرین‌های شاعرانه نباشیم. این اتفاق رخ داده است، فراگیر شده و همه در حال سبقت گرفتن از هم هستند.   به سراغ فعالیت‌هایتان در استان قزوین برویم، برنامه ویژه‌ برای عید  امسال دارید؟  امسال در. کنار. برپایی نوروزگاه ها و جشنواره ها و نمایشگاه های هنری و صنایع دستی ، برنامه هرروز همگام با یک نویسنده و شاعر  را داریم. به این صورت که ما 15 نویسنده و شاعر خوب قزوینی را انتخاب کردیم که هرکدام یک روز با تورهای قزوین گشت ما همراه  می‌شوند و برای افراد حاضر در تور گفتگو یا شعر و داستان‌خوانی خواهند کرد. همه نام‌ها را در دست ندارم اما از این میان می‌توانم به ناصر تکمیل‌همایون، احسان اشراقی،‌ رضا شعبانی، مهشید میرمعزی، مهرزاد پرهیزگاری ، جواد مجابی، رضا جوادی ، یوسف علیخانی، محسن فرجی، حسن لطفی، سیامک عاقلی، محمد حسینی، مجید شفیعی و یاسر قنبرلو اشاره کرد. از طرفی ما برای گردشگران نوروزی یک کتابچه آماده کرده‌ایم، که همه اطلاعات مورد نیاز آنان در باره شهر ، آثار تاریخی ، خدمات و رویدادها در آن آمده  است ]]> هنر Sat, 03 Mar 2018 05:23:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/258371/شاعران-نویسندگان-تورهای-نوروزی-قزوین-گشت از «دارودسته دلقک‌ها» تا «ظرافت‌های یک ژوکر» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/257794/دارودسته-دلقک-ها-ظرافت-های-یک-ژوکر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فیلمنامه «گات‌هام» نوشته سارا سلطانی در چهار پارت و 27 سکانس در قالب کتابی از طرف نشر پوینده چاپ و روانه بازار کتاب شده است.  نویسنده در ابتدای فیلمنامه «گات‌هام» اشاره کرده قصه چندان براساس واقعیت نیست و شخصیت‌ها واقعی نیستند برای 11 شخصیت یا بازیگر نوشته شده است که در چهار قسمت قابل پخش است. «دارودسته دلقک‌ها»، «چتری برای آربی»، «ظرافت‌های یک ژوکر» و «من با شیطان به مشکل برخوردم» عناوین چهار پارت این فیلمنامه هستند. هر پارت از سه یا چهار سکانس تشکیل شده است و در این میان پارت دوم با 16 سکانس طولانی‌ترین پارت این فیلمنامه به شمار می‌آید. فیلمنامه «گات‌هام» با سکانس قرعه‌کشی در یک سیرک شروع می‌شود، قصه از این قرار است که شش نفر در این قرعه‌کشی برنده شده‌اند و قرار است یک هفته دیگر، ساعت ده صبح برای شرکت در مراسمی که برای گرفتن جایزه در گات‌هام تدارک دیده شده شرکت کنند. گات‌هام زمینی مستطیل شکل با مساحتی حدود دو هزار متر مربع است. مرزهای اطرافش با خطوط پهن سفید رنگ مشخص شده و سمت چپ ضرب‌در تابلوی دست‌نویس بزرگی به چشم می‌خورد با این مضمون: «لعنت بر پدر و مادر کسی که خودش را در اینجا منفجر کند.» که قسمت دوم تا پایان این فیلم به نحوه و چگونگی ورود هرکدام از این شش برنده به گات‌هام، آشنایی با «ال.کی» که مسئول ثبت اسامی آن‌ها در گات‌هام و ... است. قصه حول محور گات‌هام و نحوه آشنایی این شش نفر با یکدیگر و فضا می‌چرخد و ماجراهایی پیش می‌آید که همه چیز آن‌طور که انتظار دارند، پیش نمی‌رود. در پشت جلد کتاب نوشته شده است: «راوی: اِل.کی یه مدت گماشتگی بَتمَن رو می‌کرد. اون لالوها کرمشم می‌ریخت. اُوردوز که کرد از ریخت افتاد. بتمن براش قاطی کرد، گفت این ریخت‌ و قیافه‌ دیگه مایه آبروریزیه و با یه اُردنگی از گات‌هام انداختنش بیرون. یهو اون همه منم منم، این رگ چاقِ گردنم همه‌ش دود شد رفت هوا. افسرده و کج و کوله پناهنده شد اینجا که از همه جا امن‌تره. شاکال یه غروبی تو به داروخونه ته میدون مُشیریه دیدش. گفت: مرد حسابی دست بردار از این بَدَویت کپک‌زده. زیر پر و بالشو گرفت، بالای آبرو و رفاقت رازشو تو سینه‌ش نگه داشت. به همه گفتن افتخاری زده به فان (fun ) و تفریحات جمعی... ولی هنو یه نموره لجنه! آقای شاکال همون روزا واسه این‌که دل ال.کی گرم شه اسم سیرکشو گذاشت "گات‌‌هام"...»   فیلمنامه «گات‌‌هام» نوشته سارا سلطانی در ۱۵۳ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۲هزار تومان در نشر پوینده عرضه شده است. ]]> هنر Tue, 27 Feb 2018 06:45:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/257794/دارودسته-دلقک-ها-ظرافت-های-یک-ژوکر