خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين هنر :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/art_media Tue, 17 Jul 2018 19:59:08 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Tue, 17 Jul 2018 19:59:08 GMT هنر 60 نخستین فیلم­‌های بلند سینمایی، اقتباس ادبی بودند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263272/نخستین-فیلم-های-بلند-سینمایی-اقتباس-ادبی-بودند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) پیچیدگی تولید فیلم عاملی است که گاهی تفسیر آن را ضروری می‌­کند. ما نیاز داریم که با دقت به قاب تصویر نگاه و درباره ساخت داستان فرضیه­‌سازی کنیم و درباره معانی ممکن آن حدس بزنیم. فیلم‌­ها در یک بافت اجتماعی و فرهنگی­ تولید و دیده می‌­شوند که شامل مواردی بیش از متون سایر فیلم­‌ها می‌­شود؛ فیلم از طریق روایت‌­هایش است که از کارکردی فرهنگی برخوردار می‌شود که فراتر از لذت داستان می‌­رود. گودرز میرانی، مترجم، به‌تازگی  کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» نوشته گریم ترنر را ترجمه و انتشارات علمی و فرهنگی آن را منتشر کرده است کتابی که به همین موضوعات می‌پردازد، به همین جهت گفت‌وگویی با گودرز میرانی درباره این کتاب انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانیم:   در کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» از چه نظریه‌هایی استفاده شده است؟ این نظریه‌ها چگونه در این فیلم‌ها مطرح می‌شود؟ از طیف گسترده‌ای از نظریه­‌ها استفاده شده است. اما این استفاده به معنای آن نیست که از همه نظریه‌­هایی که در کتاب آمده است برای تحلیل فیلم‌­ها استفاده شده است، بلکه به این معناست که نوعی کاربرد و کارکرد نظریه در تحلیل فیلم را توضیح داده است. اصولا وقتی ما از نظریه نام می‌­بریم، مراد ما بیشتر نوعی چارچوب نظری برای تحلیل فیلم است نه الزما استفاده از نظریه در خود فیلم. البته تردیدی نیست که فیلمساز هم برای ساخت فیلم خود نوعی چارچوب نظری و به عبارت بهتر نظریه دارد، اما زمانی که صحبت از مطالعه فیلم به عنوان یک امر اجتماعی است، بیشتر تحلیل فیلم بر مبانی مختلف نظری، مد نظر است. شاید بهتر است بگوییم چگونه از نظریه برای تحلیل فیلم‌­ها استفاده شده است؟ در این صورت، کتاب برای نظم بخشیدن به شیوه ارائه نظریه‌ها، نوعی دسته‌­بندی انجام داده است که به طور طبیعی در قالب فصل­‌های شش­گانه نشان داده شده است. شاید بگویید که کتاب هفت فصل دارد، چرا شش­گانه؟ در جواب باید بگویم که در فصل هفتم کاربرد عملی نظریه را در تحلیل فیلم شاهدیم و کتاب از مسیر شش فصل توضیحی خارج و وارد مرحله عملی کاربرد نظریه در تحلیل دو فیلم خاص شده است. البته فصول مختلف کتاب، بخشی تحت عنوان «پیشنهادهایی برای کار بیشتر» دارد که درواقع، نویسنده مایل است دانشجو یا خواننده علاقه­‌مند فیلم‌­هایی را بر اساس نظریه یا نظریه‌­هایی که در آن فصل توضیح داده شده است، تحلیل کند. نمونه خوب این نوع کاربرد در فصل هفتم کتاب در مورد فیلم­‌های «بوچ کسیدی و ساندنس کید» و «دربه‌­در به دنبال سوزان» آمده است. آیا این کتاب براساس نظریات جامعه­‌شناسی یا جامعه‌­شناسان خاصی است؟ اینجا باید ببینیم منظور از «خاص» چیست. اگر منظور شما، گلچینی از نظریه‌­های جامعه­‌شناسی است که برای تحلیل فیلم می­‌توان از آنها استفاده کرد، پاسخ مثبت است. به هر حال این کتاب درباره نظری‌ه­های زیادی صحبت کرده است و همه نظریه­های جامعه­شناسی را در خود ندارد، اما طیفی از نظریه­ها را که از سوی جامعه­شناسان مختلف در دوره­های گوناگون مطرح و ارائه شده است، در خود دارد. مثلا نظریه­های ساختارگرایی دامنه وسیعی دارند، اما در اینجا چند نمونه از این نوع نظریه­های جامعه­شناسان مختلف و کاربرد آنها در تحلیل فیلم توضیح داده شده است.   به نظر شما آیا این کتاب برای کسانی که می‌خواهند فیلم اجتماعی بسازند مناسب است؟ می‌توانند به این منظور از این کتاب استفاده کنند؟ این کتاب برای همه کسانی که به فیلم و سینما علاقه دارند، مفید است چه نویسنده فیلم­نامه باشد، چه کارگردان و سایر عوامل حتی عوامل صرفا فنی در سوی تولید، همچنین منتقدان و تماشاگران فیلم در سوی مصرف. نوع استفاده و بهره­گیری از مطالب کتاب در افراد مختلف، متفاوت است. طبیعتا سازندگان فیلم، برای تولید یک اثر خوب و تاثیرگذار، نیازمند آگاهی از مخاطب و شرایط جامعه هستند و هر میزان این آگاهی بیشتر باشد، در صورت رعایت کیفیت تولید فنی، اثری تاثیرگذارتر خلق خواهد شد. در عنوان کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» دو واژه و ترکیب واژگانی وجود دارد، «فیلم» و «کردار اجتماعی» که درواقع اتصال و ربط دو بخش را ترسیم می­‌کند. بنابراین، استفاده از مطالب این کتاب برای سوی تولید هم مفید خواهد بود. شاید بتوان گفت، تولیدکننده­‌ای که این کتاب را می­‌خواند، همواره نوعی منتقد را در کنار خود احساس می­‌کند که در مراحل مختلف تولید، درباره فیلم اظهار نظر می­‌کند.   با توجه به اینکه این کتاب به فیلم‌های خارجی پرداخته است، می‌توان از این نظریات درباره فیلم‌های ایرانی استفاده کرد؟ تولید فیلم در کل تابع اصول و قواعدی است که در همه جا برای ساخت فیلم باید در نظر گرفته شود، خواه هالیوود باشد، خواه بالیوود و خواه نالیوود (فیلم­هایی که در نیجریه تولید می‌­شوند). فیلمساز ایرانی هم بدون توجه به این اصول و قواعد فیلم نمی­‌سازد. در تحلیل فیلم هم طبیعتا استفاده از این کتاب و نظریه­‌های مطرح شده در آن برای تحلیل­گر حرف‌ه­ای کاربردی  دارد و برای خواننده علاقه­‌مند به فیلم، در تغییر نوع نگاه به فیلم و فیلم­‌دیدن مفید خواهد بود.    آیا فیلم‌هایی که در این کتاب بررسی شده است، فیلم‌های رئالیستی است یا شامل فیلم‌های غیر رئالیستی و فانتزی هم می‌شود؟ در این کتاب به طیف وسیعی از فیلم­ها اشاره شده و بر مبنایی تاریخی به بررسی ژانر، روایت و... در فیلم‌­های گوناگون در دوره­‌های مختلف پرداخته شده است. بنابراین، نمی‌­توان محدودیتی برای فیلم‌­های مورد بحث قائل شد. انتخاب فیلم برای تحلیل، بر اساس بحث نظری متناسب با آن صورت گرفته است. ژانر علمی-تخیلی که با جلوه‌­های ویژه رایانه‌­ای در سینمای معاصر جایگاه ویژه‌­ای پیدا کرده است، یکی از ژانرهای مورد اشاره در این کتاب است.   آیا بر اساس یافته‌های نویسنده، گریم ترنر، می‌توان یک قانون کلی درباره فیلم‌هایی که به منزله کردار اجتماعی هستند پیدا کرد؟ ترنر بر این باور نیست که برخی فیلم­‌ها به منزله کردار اجتماعی‌­اند و برخی دیگر نه، بلکه او فیلم را به عنوان یک کل، واجد این ویژگی می­‌داند. بنابراین، اینکه ترنر فیلم­‌ها را مثلا در دو دسته قرار داده باشد که یکی واجد انطباق‌­پذیری با عمل اجتماعی، هم از نظر کاربرد و هم از نظر ویژگی باشد و دیگری فاقد آن، مورد بحث این کتاب نیست. این کتاب خود فیلم را با همه خصوصیات و کارکردهایش، نوعی عمل اجتماعی می­‌داند و برای روشن ساختن ابعاد این مسئله به فیلم­‌های متعددی اشاره می‌­کند که الزاما در یک طیف مثلا به نام فیلم­‌های دارای خصیصه «کردار اجتماعی» نمی‌­گنجند.   به نظر شما آیا نویسنده در این کتاب به فلسفه و ادبیات نیز پرداخته است؟ چه مقدار در این کتاب به فلسفه تأکید دارد؟ اگر منظور پرداختن مستقیم به فلسفه و ادبیات و بحث درباره این موضوعات است، در این کتاب چندان جایی برای این مباحث وجود ندارد. اما اگر منظور داشتن مبانی فلسفی و ادبی است، سراسر این کتاب فلسفه است و ادبیات هم در لابه‌لای آن موج می‌­زند. مگر می­‌شود از نظریه صحبت کرد اما فلسفه غایب باشد؟ به نظر من هر جا صحبت ازنظریه باشد، فلسفه از قبل در آنجا حضور دارد. نخستین فیلم­‌های بلند تاریخ سینما، اقتباس از رمان‌­ها و داستان­‌های ادبی بودند و همچنان این روند ادامه دارد و متوقف نشده است. بسیاری از فیلم­‌هایی که در این کتاب مورد مطالعه قرار گرفته‌­اند، برداشت­‌ها و اقتباس‌­هایی از آثار ادبی هستند. با این توصیف، آیا امکان غیبت ادبیات در این کتاب وجود دارد؟   در ایران ژانری به نام ژانر اجتماعی مطرح شده است، اما بسیاری کارشناسان معتقدند این ژانر وجود خارجی دارد، آیا در این کتاب از ژانر اجتماعی صحبت می‌شود؟ من درست معنای ژانر اجتماعی را نمی­‌فهمم. اگر منظور شما فیلم اجتماعی یا ساختن فیلم درباره مسائل اجتماعی است که در حقیقت کشاندن مسائل بزرگ اجتماعی به رابطه میان شخصیت­‌هاست، طبیعتا در این کتاب هم فیلم‌­هایی با این مضمون وجود دارند.   انتشارات علمی و فرهنگی کتاب «فیلم به منزله کردار اجتماعی» اثر گریم ترنر، ترجمه گودرز میرانی را با شمارگان1000 نسخه و با قیمت18000تومان در311 صفحه منتشر کرده است. ]]> ادبيات Tue, 17 Jul 2018 08:05:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263272/نخستین-فیلم-های-بلند-سینمایی-اقتباس-ادبی-بودند شهبازی ترجمه‌هایش از رابرت کوهن را می‌خواند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263332/شهبازی-ترجمه-هایش-رابرت-کوهن-می-خواند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی گروه آرمان هنر، این درام تاریخی را رابرت کوهن در سال 2004  نوشته و غلامرضا شهبازی آن را به فارسی برگردانده است.   رابرت کوهِن در «ماکیاولی؛ هنر رعب و وحشت» با لحنی امروزی به زندگی نیکولو ماکیاول می‌پردازد. این نمایشنامه بر اساس کتاب «شهریار» نوشته‌ ماکیاوللی شکل گرفته است که یکی از مطرح‌ترین آثار سیاسیِ جهان است. این نمایشنامه‌خوانی در قالب فعالیت‌های گروه آرمان هنر اجرا می‌شود که قصد دارد آن را در آینده‌ای نزدیک به صحنه ببرد. این برنامه شنبه، 30 تیرماه ساعت 20:30 به تهیه‌کنندگی سید مصطفی موسوی‌منش و با نقش‌خوانی سجیه آشوری، پارسا پولادوند، عماد جاویدپور، محمد حسنی، آرمین خوش‌نیک، سیمین‌دخت شاکری، غلامرضا شهبازی، پونه عبدالکریم‌زاده و کامبیز منصف اجرا می‌شود. دیگر عوامل اجرایی این نمایشنامه‌خوانی عبارتند از: دستیار کارگردان: سید مصطفی موسوی‌منش، آهنگساز و نوازنده: سهیل الله‌یار (از گروه ددگو)، طراح پوستر و بروشور: سارا ندیمی، عکاس: امیر محنتی، نگاره روحانی و آتوسا امینی، دستیار تهیه: محمد حسنی و مدیران اجرا: آرین احمدی، شیما شامی. ]]> هنر Tue, 17 Jul 2018 07:55:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263332/شهبازی-ترجمه-هایش-رابرت-کوهن-می-خواند دفتر دوم «ردیف آوازی به روایت استاد محمود کریمی» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263309/دفتر-دوم-ردیف-آوازی-روایت-استاد-محمود-کریمی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) سیامک جهانگیری، آهنگساز، نوازنده نی و مدرس دانشگاه، در مورد این اثر گفت: مجموعه‌ حاضر به عنوان کتاب دوم شامل دستگاه همایون، نوا و آواز بیات اصفهان است. پیش از این در جلد اول، دستگاه شور و متعلقات آن در دو سی‌دی به چاپ رسیده بود و بقیه‌ دستگاه‌ها نیز در مجلد بعدی به چاپ خواهد رسید. وی افزود: نی یکی از نزدیک‌ترین سازها به حنجره ی انسان است و شاید از این بابت اجرای آواز یا ردیف آوازی برای این ساز مناسب تر باشد. به همین خاطر، این مجموعه برای ساز نی آوانویسی و اجرا شده است. وی در مورد آوانویسی و اجرای این ردیف بیان کرد: آنچه در آوانویسی‌ها برای این ساز مد نظر بوده، اجرای چپ کوکِ دستگاه همایون، نوا و آواز بیات اصفهان است، زیرا در اجرای چپ کوک با این ساز، توالی حرکت نغمگی از گستره‌ صوتی بم به زیر است و نسبت به اجرای راست کوک‌ها، در این ساز بهتر قابل اجراست.»   سیامک جهانگیری، نوازنده‌ی نی، آهنگساز و مدرس دانشگاه، نزد عبدالنقی افشارنیا فراگیری این ساز را آغاز کرد و پس از ورود به دانشکده‌ی هنرهای زیبا دانشگاه تهران نوازندگی نی را نزد محمدعلی کیانی‌نژاد دنبال کرد. این هنرمند در زمینه تألیف کتاب و سی‌دی برای آموزش ساز نی فعالیت‌های زیادی کرده است. آلبوم‌هایی چون «می‌رسد باران»، «ترنمی برای صبح»، «۲۴ چهارمضراب از ابوالحسن صبا»، «بدرقه‌ی ماه»، «در رگ تاک» و اجرای «ردیف استاد عبدالله دوامی» بخشی از فعالیت‌های سیامک جهانگیری در زمینه‌ی موسیقی هستند. ]]> هنر Tue, 17 Jul 2018 06:22:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263309/دفتر-دوم-ردیف-آوازی-روایت-استاد-محمود-کریمی-منتشر بررسی چند فیلم با موضوع نویسندگان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263292/بررسی-چند-فیلم-موضوع-نویسندگان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) موسسه فرهنگی هنری خوانش کارگاه 4 جلسه‌ای «اتاق‌های دیگر (صحنه‌هایی از زندگی دوگانه و نویسندگی) با آیدا مرادی‌آهنی» را در روزهای یکشنبه از ساعت پنج‌ونیم عصر برگزار می‌کند. اولین جلسه  این کارگاه در روز یکشنبه 24تیر برگزار شد. آیدا مرادی آهنی در شرح این کارگاه نوشته است: نویسنده چه‌طور میان دنیاهای موازی قدم می‌زند؟ در آن اتاق دیگر، اتاقی از آن خودش چه می‌کند که با دنیا کنار بیاید؟ آداب روزانه‌اش چیست برای اینکه نوشتن او را زمین نزند؟ برای اینکه آن دنیاهای موازی را تاب بیاورد، و برای سر کردن با چیزی که از آن رهایی ندارد. در این چهار جلسه می‌خواهیم کمی به آن اتاق‌ها سرک بکشیم. قرار است ابتدای هر جلسه با هم فیلمی ببینیم؛ داستان زندگی یک نویسنده، بعد با نگاهی به زندگی او، از آن زندگی دوگانه باهم حرف می‌زنیم. فیلم‌های مورد بررسی در این جلسات به شرح زیر است: از بیماری‌های یک سودایی تا هنر مدرن- فیلم: ساعت‌ها، استیون دالدری، 2002 (نگاهی به زندگی ویرجینیا وولف) انزوا یا سایه گریزان- فیلم: سلینجر، شِین سالرنو، 2013 (نگاهی به زندگی جی.دی سلینجر) اعتیادها و عادت‌ها- فیلم: کاپوتی، بنت میلر، 2005،‌(نگاهی به زندگی ترومن کاپوتی) نویسنده، رابطه‌ها و عشق‌هایش- فیلم: درباره سوزان سانتاگ، نانسی گیتس، 2014(نگاهی به زندگی سوزان سانتاگ) ]]> ادبيات Mon, 16 Jul 2018 11:28:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263292/بررسی-چند-فیلم-موضوع-نویسندگان برگزاری «رویداد خلق ایده» در بنیاد سینمایی فارابی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263275/برگزاری-رویداد-خلق-ایده-بنیاد-سینمایی-فارابی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، برای اولین بار درسینمای ایران، یک تیم استارتاپی جوان و مستقل، متشکل از هنرمندان عرصه سینما و نیز جوانانِ متخصص در زمینه رویدادهای نوین از دانشگاه شریف و تهران، به شکل خودجوش اقدام به طراحی رویدادی کرده‌اند که در آن به موضوعاتی همچون کارآفرینی، آموزش و تجربه در محیط حرفه‌ای، توانمندسازی فیلمنامه‌نویسان و افزایش مهارت‌های حرفه‌ای و روزآمد، توجه شایانی شده است. «رویداد خلق ایده»‌ از لحاظ ساختاری به شکل یک استارت‌آپ ویکند برگزار می‌گردد؛ در این رویداد سینمایی، ایده‌های کوتاه و خلاقانه‌ شرکت گنندگان، بشکل کار گروهی (Team Working) با همراهی و راهنمایی نویسندگانِ برجسته‌ کشور در مقام مربی (Mentor) به طرح‌هایی حرفه‌ای برای ساخت فیلم‌های سینمایی بدل شده و در انتها برای شتاب دهندگانی که همانا تهیه‌کنندگان، کارگردانان و مسئولان سینمایی هستند، ارائه (Pitching) خواهد شد. این رویداد پس از یکسال کار مطالعاتی، مشاوره از اساتید مختلف و نیز بررسی چالش‌های موجود در سینما، و با اخذ تایید و حمایت از مراکزی همچون معاونت توسعه فناوری و مطالعات سینمایی سازمان سینمایی، پردیس سینماگالری ملت، بنیاد سینمایی فارابی و ستاد توسعه فناوری‌های نرم و هویت‌ساز معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، و به دبیری مصطفی نظری‌ زاده، و با حضور اساتیدی همچون علی اکبر قاضی‌نظام، فرهاد توحیدی، کامبوزیا پرتوی، مهدی سجاده‌چی، عبدالرضا منجزی، عباس رافعی، مهراب قاسم‌خانی، سروش صحت و شهرام مکری اجرا خواهد شد. اولین دوره از«رویداد خلق ایده» با رویکرد کارآفرینی در زمینه فیلمنامه‌نویسی، تولید و ارائه‌ ایده‌ و طرح‌های متنوع برای سینمای حرفه‌ای، در تاریخ ۳، ۴ و ۵ مردادماه ۱۳۹۷ در پردیس سینماگالری ملت برگزار خواهد شد.   ]]> هنر Mon, 16 Jul 2018 09:55:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263275/برگزاری-رویداد-خلق-ایده-بنیاد-سینمایی-فارابی جلد سوم و چهارم مجموعه نمایشنامه‌های داوود رشیدی در حالت تعلیق http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263259/جلد-سوم-چهارم-مجموعه-نمایشنامه-های-داوود-رشیدی-حالت-تعلیق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) داوود رشیدی کارگردان، تهیه کننده و بازیگر فقید 25 تیر 1312 متولد شد. وی در طول عمر هنری‌اش در زمینه تئاتر، سینما نمایشنامه‌نویسی و... فعالیت داشت و در نهایت نشان درجه یک فرهنگ و هنر را دریافت کرد. البته بسیاری این هنرمند را با بازی‌هایش در سینما، تلویزیون و تئاتر می‌شناسند اما او در طول حیات هنری خود در حوزه نمایشنامه‌نویسی نیز فعالیت داشته و به عنوان بازیگر تئاتر نیز شناخته می‌شود؛ همچنین نمایشنامه‌های بسیاری را ترجمه و تعدادی را کارگردانی کرده است. در زمان حیات داوود رشیدی قرار بود یک مجموعه چهارجلدی از آثار و زندگی‌نامکه او به صورت یکجا و کامل منتشر شود، اما با گذشت دو سال از مگ او این اتفاق هنوز نیفتاده است. حتا آثار منتشر شده او نیز دیگر تجدید چاپ نشده و علاقه‌مندان برای سترسی به آن با مشکلاتی مواجه هستند.  اعظم کیان‌افراز مدیر انتشارت افراز، ناشر کتاب‌های رشیدی درگفت‌وگو با ایبنا در این باره گفت:‌ «مجموعه آثار نمایشی داوود رشیدی قرار بود در 4 جلد باشد که دو جلد آن را چاپ کردیم و راهی بازار شد اما مطالب دو جلد دیگر هنوز به دستمان نرسیده است و از مولف هم خبری نداریم و قرارداد این کتاب‌ها نیز با خود داوود رشیدی بود. امیدواریم بتوانیم زندگی‌نامه ایشان به همراه متن دو جلد دیگر را جمع‌آوری کرده و منتشر کنیم.»  مجموعه آثار نمایشی داوود رشیدی نمایشنامه‌هایی را شامل می‌شود که او ترجمه کرده است. جلد اول و دوم این مجموعه به کوشش محمدعلی منصوری جمع آوری شده است که در ذیل به آن اشاره می‌کنیم: این مجموعه دربردارنده نمایشنامه‌های «کاپیتن قراگز» اثر لوئی گولیس، «ماجرای کوچه لورسین» اوژن لابیش، «می‌خواهید با من بازی کنید؟» مارسل آشار، «درخت تبریزی دوم، دست چپ» ماتئی ویشنی‌یک، «آخرین گدو» ماتئی ویشنی‌یک،«جا‌دربرده» میشل‌ریپ، «لباس باشکوهی به رنگ بستنی شیری» ری‌بردبری، «مال بورو به جنگ می‌رود» مارسل آشار،«پیروزی در شیکاگو» اثر والتر وایدلی است. جلد اول مجموعه آثار نمایشی داوود رشیدی با نام  «درخت تبریزی دوم و چند نمایشنامه دیگر»، به کوشش محمد علی منصوری سال 1392 در انتشارات افراز منتشر شده است. مجموعه دوم شامل نمایشنامه‌های «بازی کشتار» اثر اوژن یونسکو، «آری» نوشته گابریل‌آروت، «شایعه» اثر ژان‌میشل ریپ، «معجزه درآلاباما» ویلیام گیپسن و «مهمان» اریک امانوئل اشمیت می‌شود. مجموعه آثار نمایشی داوود رشیدی جلد دوم «بازی کشتار و چند نمایشنامه دیگر» نیز به کوشش محمدعلی منصوری و علی رضائی‌زاده در سال 1395 در انتشارات افراز  منتشر و دیگر تجدید چاپ نشده است. گفتنی است داوود رشیدی نمایشنامه‌های بسیاری از نمایشنامه‌نویسان مطرح چو ساشا گیتری، ماتئی ویسنی‌یک، غلامحسین ساعدی و ... را کارگردانی و بازی کرده است. او 5شهریور 95 پس از طی یک دوره بیماری درگذشت.     ]]> هنر Mon, 16 Jul 2018 07:21:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263259/جلد-سوم-چهارم-مجموعه-نمایشنامه-های-داوود-رشیدی-حالت-تعلیق تام هنکس با داستان‌هایش مدرنیته را زیر سوال برده است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263214/تام-هنکس-داستان-هایش-مدرنیته-زیر-سوال-برده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) اولین اثر داستانی تام هنکس بازیگر، کارگردان و دوبلور آمریکایی به نام «داستان‌های ماشین تحریر» که شامل 17 داستان است، به تازگی به فارسی ترجمه شده است. محمد جوادی مترجم اثر، درباره این نویسنده به ایبنا گفت: ‌تام هنکس جمع کننده و مجموعه‌دار ماشین‌های تحریر است و همچنان با رشد تکنولوژی علاقه‌مند به نگهداری آنهاست. وی برای اولین‌بار است که وارد حوزه نویسندگی می‌شود و «داستان‌های ماشین تحریر» کار اول اوست. به گفته تام هنکس نوشتن این کتاب دوسال به طول انجامیده است. هنکس در زمان فیلم‌برداری، در حال سفر به شهرهای مختلف، در هواپیما و در قطار مشغول نوشتن داستان بوده است. وی درباره فضای داستان‌های این مجموعه گفت:‌ در ترجمه این کتاب متوجه شدم تعدادی از داستان‌ها برگرفته از فیلم‌هایی است که تام هنکس بازی کرده، به عنوان مثال یک داستان درباره سربازی است که از جنگ برگشته و آدم را یاد فیلم «نجات سرباز رایان» می‌اندازد. داستان دیگرش شباهتی به « آپلو 13» دارد. او همچنین بیان کرد: کتاب «داستان‌های ماشین تحریر» شامل 17 داستان است که سه داستان اول، وسط و آخر، 4 شخصیت را باهم دارد و 4 شخصیت آن یکی هستند. در مجموع داستان‌ها همه در آمریکا روایت می‌شود. موضوع آن‌ها اساسا درباره مهاجرت، مشکلات در شهرهای بزرگ مانند نیویورک و به نوعی بازگشت به زندگی دور از فضای شهرهای بزرگ دارد که این‌ها را در قالب داستان آورده است. نکته دیگر این که در تمام داستان‌ها ماشین تحریر ردپایی از خودش برجای گذاشته و این ماشین تحریر در بعضی داستان‌ها نقش پررنگی دارد و در بعضی دیگر کمتر دیده می‌شود.   مترجم «سربازان سالامیس» در ادامه اضافه کرد:‌ موضوعات این مجموعه بیشتر زندگی روزمره مردم آمریکا را روایت می‌کند و بخشی از داستان‌ها به نام «شهر ما امروز با هنکفیست» درباره یک روزنامه‌نگار است و 4 قسمت از داستان‌ها را تشکیل می‌دهد. این روزنامه‌نگار از سرنوشت نوشتن می‌نویسد، اینکه قبلا ماشین‌تحریر وجود داشته، به چه شکلی کار می‌کرده، در حال حاضر چگونه است، چطور این جریان تغییر کرده و تفاوت‌هایش را بازگو می‌کند؛ من فکر می‌کنم اینها تفکرات خود تام است که از زبان روزنامه‌نگار بیان می‌شود. این ده داستان به نوعی تجددگرایی و مدرنیته را زیر سوال برده است اینکه آیا این مقدار پیشرفت و تغییر زندگی و تکنولوژی  خوب است یا خیر؟ وی افزود:‌ همچنین هنکس زندگی خانواده‌های آمریکایی را روایت و به شخصیت‌های بزرگ آمریکایی مانند الن بین که فضانورد آمریکایی بود اشاره می‌کند. بعضی از داستان‌ها نیز برگرفته از فیلم‌های خود او و رویدادهایی است که در آمریکا رخ داده است، سربازهایی که به جنگ رفتند و یک دست و یک پای خودشان را از دست دادند. در مجموع می‌توان گفت داستان آمریکایی است. این مترجم در ادامه از نثر خوب تام هنکس خبر داد و افزود: من انتطار چنین داستان‌هایی قوی نداشتم. با توجه به این که معمولا از افراد مشهور و هنرپیشه‌های معروف انتظار نداریم که مانند یک نویسنده‌ حرفه‌ای بنویسند ولی این داستان‌ها خیلی خوب نوشته شده است. بافت قوی و انسجام دارد. در مواقعی انتظار داریم کتابی از تام‌ هنکس صرفا طنز باشد چون معمولا نوع دیالوگ وی طنزآمیز است و در کل انسان شوخ‌طبعی است؛ اما به غیر از یک یا دو داستان از این مجموعه سایر داستان‌ها با تم‌های مختلف هستند. یعنی تم غم یا طنز دارند و برخی نوستالژیک هستند. به نظر من کتاب کاملی است.   مترجم «مزرعه سنگی» درباره استقبال مخاطبان اظهار کرد:‌ فکر می‌کنم این کتاب در ایران موفق بود چون طبق صحبت‌های اخیر ناشر، برای چاپ دوم رفت و تا آخر تیرماه به کتاب‌فروشی‌ها می‌رسد. استقبال زیادی از این کتاب در خارج از ایران شد؛ زیرا داستان‌ها برگرفته از زندگی مردم آمریکاست و من را تاحدودی به یاد جان آپدایک نویسنده آمریکایی می‌اندازد؛ البته آپدایک زندگی قشر متوسط مردم آمریکا را می‌گوید و تام هنکس کمی جلوتر رفته و از هر قشر زندگی‌ها را نقد می‌کند، یعنی بازگشتی به گذشته دارد و این خیلی مهم بود. در صورتی که هنوز یک‌ سال از چاپ مجموعه داستان «داستان‌های ماشین تحریر» نگذشته جزو پرفروش‌های آمازون و نیویورک تایمز و بعد کل جهان شد. در ایران این مجموعه برای نمایشگاه کتاب امسال منتشر و سه ماه است وارد بازار کتاب شده است.به رغم اینکه بعد از نمایشگاه کتاب دوره خواب بازار کتاب است و  بعد از آن ماه رمضان بود و جام جهانی، این کتاب جزو پرفروش‌ها در ایران بود. باتوجه به بازخوردهای مخاطبان در شبکه‌های اجتماعی و معرفی کتاب از سوی آن‌ها متوجه شدم استقبال از این کتاب در ایران هم خوب بود.  این مترجم در پایان گفت:‌ از نشر افق به دلیل این که این کتاب را با کپی‌رایت گرفت تشکر می‌کنم. انتشار کتاب با کپی رایت مشکلات خاص خود را دارد به عنوان مثال ناشر باید از تام هنکس اجازه می‌گرفت و بعد به ناشر خارجی می‌گفت و به نشر افق منتقل می‌شد. درواقع یک کار تیمی خوب و تلاش شبانه روزی بود، در بحث ترجمه و چاپ آن، همه عوامل موسسه افق زحمت کشیدند. امیدوارم ناشران بیشتر به بحث کپی رایت توجه کنند و به‌جای اینکه برای چاپ کتاب‌هایی مانند همین کتاب که پرفروش هستند، رقابت کنند، کمی انرژی خود را برای انتشار کتاب‌های جدیدتر صرف کنند. بهتر است ناشران داخلی تلاش کنند ارتباط خود را با ناشران خارجی بیشتر کنند؛ این امر به توسعه فرهنگ ایران در کشورهای دیگر کمک می‌کند و باعث ارتباط بیشتر با ناشران خارجی، حداقل آن‌هایی که حاضر به همکاری هستند می‌شود. شاید راهی باشد تا کتاب‌های ایرانی هم ترجمه شوند. اینکه یک کتاب با چند ترجمه وارد بازار شود به فرهنگ کشور کمکی نمی‌کند و ترجمه‌های ضعیف‌تر وارد بازار می‌شود و مخاطب نمی‌داند چه کند و با یک آشفتگی روبه‌رو می‌شود، حتی ممکن است بر اثر تبلیغات سوء و تبلیغاتی که درست نیست، نتواند کتاب مناسب را تهیه کند. در مجموع به ضرر فرهنگ کتاب است.     نشر افق کتاب «داستان‌های ماشین تحریر» نوشته تام هنکس را با ترجمه محمد جوادی در 462صفحه با قیمت 35000هزارتومان و در 1100نسخه منتشر کرده است.  ‌   ]]> هنر Sun, 15 Jul 2018 05:20:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/263214/تام-هنکس-داستان-هایش-مدرنیته-زیر-سوال-برده بررسی جدیدترین اثر مسعود جعفری‌جوزانی با نام «پوریای ولی» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263213/بررسی-جدیدترین-اثر-مسعود-جعفری-جوزانی-نام-پوریای-ولی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب «پوریای ولی» نوشته مسعود جعفری‌جوزانی  برگزار می‌شود. فیلمنامه «پوریای ولی» به قلم مسعود جعفری جوزانی و با پژوهشگری فتح‌الله جعفری جوزانی عبدالکریم یونسی در قالب کتاب از سوی نشر «آناپنا» متعلق به آنا پناهی دختر زنده‌یاد حسین پناهی منتشر شده است. این فیلم‌نامه که برای ساخت یک سریال در پنج فصل و ٥٢ قسمت ٥٠ دقیقه‌ای نوشته شده است، در ۶۸۰ صفحه با شمارگان ۱۵۰۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان راهی بازار شده است. فتح‌الله جعفری جوزانی و  عبدالکریم یونسی پژوهشگران این اثر، از بیش از ٣٠ کتاب از جمله جامع التواریخ خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی، تاریخ جوینی و تاریخ ایران کمبریج برای نگارش این کتاب استفاده کرده‌اند. نشست معرفی و بررسی کتاب «پوریای ولی» با حضور مسعود جعفری‌جوزانی  محمدرضا جعفری جلوه روز چهارشنبه 27تیرماه ساعت 17-19 در سرای اهل قلم خانه کتاب به نشانی خیابان انقلاب، خیابان برادران مظفر، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 برپا می‌شود. ]]> هنر Sat, 14 Jul 2018 11:19:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263213/بررسی-جدیدترین-اثر-مسعود-جعفری-جوزانی-نام-پوریای-ولی پیتر ینی به زبان فلسفی هنرش آشناست/رهایی نقاشی از حصار آکادمیک http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262698/پیتر-ینی-زبان-فلسفی-هنرش-آشناست-رهایی-نقاشی-حصار-آکادمیک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «نگاه هنرمند» و «شگرد طراحی» اثر پیترینی، ترجمه کامران غبرایی از مجموعه چهارجلدی دیدآموزی است که دوجلد آنها منتشر شده است. پیتر ینی در این مجموعه کتاب قصد دارد نگاه مخاطب را نسبت به محیط و اشیای پیرامون خود تغییر دهد تا خواننده طور دیگری به آن‌ها بنگرد. این نویسنده هنر اندیشیدن، متفاوت دیدن و عمیق نگاه‌کردن را به مخاطب نشان می‌دهد. این دو کتاب شامل تمرین‌های ساده روزانه است تا هنر و خلاقیت درونی هر فرد را برانگیزد و تعالی بخشد و تلاش می‌کند فرد با هربار تمرین به دیدگاهی جدید نسبت به آن موضوع برسد. کامران غبرایی درباره پیتر ینی در گفت‌وگو با ایبنا اظهار کرد:‌ او معلم هنر در سوییس بوده و پس از مدتی در دانشگاه‌های مختلف استاد مهمان شده و درس گفتارهایی داشت. پیترینی در این کتاب به صورت مختصر مباحث را مطرح کرده و هر تمرین را به سرعت طرح می‌کند و درواقع تمرین‌ها را به‌گونه‌ای بیان می‌کند که نشان می‌دهد به زبان فلسفی هنرش کاملا آشناست.   وی درباره این مجموعه کتاب بیان کرد: ایده‌ای که نویسنده در این کتاب دنبال می‌کند این است که نقاشی را از آن حصار آکادمیک و سخت‌گیری که از دوره رمانتیک تا به الان دامنگیرش شده رها ‌کند. همچنین آن را تبدیل می‌‌کند به یک امر خلاقانه که می‌تواند به راحتی به هرکسی، مجموعه‌ای از ایده‌ها و روش‌ها و زمینه‌ها بدهد تا فرد بتواند از دل آن یک تصویر خلق کند. این مترجم در ادامه بیان کرد: در مقدمه کتاب نیز سعی برآن بوده تا این را شرح بدهم که هدف نویسنده بیدارکردن خلاقیت است. تمرین‌ها و ایده‌های آن نیز بسیار ابتدایی بوده به‌گونه‌ای که حتی ممکن است ناپخته به نظر برسد. این کتاب‌ها برای هر سن، هر فرد و هر گروهی مناسب است به‌طوری که برخی افراد در کلاس‌های موسیقی از این ایده‌های ابتدایی استفاده می‌کنند که رابطه‌هایی بین خلق تصویر و خلق موسیقی و خلاقیت پیدا کنند.   این مترجم همچنین اظهار کرد: اگر این چهار کتاب را از دور نگاه کنیم خیلی تفاوت‌های ماهوی ندارند. یعنی هر چهار جلد آن حول محور «بیدارشدن خلاقیت» می‌چرخد ولی تمرین‌هایی که در هرکدام از این چهار جلد تدوین شده یک موضوع مشخص را در نقاشی هدف گرفته است. به عنوان مثال  یکی از این جلدها به نام «طراحی پیکره» سعی دارد نقاشی فیگوراتیو را نشان بدهد اینکه چگونه باید پیکره کشید؟   غبرایی درباره کتاب «نگاه هنرمند» توضیح داد: نویسنده در این کتاب بیشتر به دنبال آن است که نگرش انسان نسبت به نقاشی را واسازی کند. یعنی از ابتدا تک به تک نگاه کنیم که هر کدام از اجزایی که در نقاشی است چطور است و بعد نگاه خود را بازخوانی کنیم و ببینیم چطور قبلا با پیش‌فرض، نقاشی‌ها یا ایده‌هایی تصویری را نگاه می‌‌کردیم و الان چطور می‌توانیم از آن بگذریم و به نگاه تازه‌ای برسیم. پیتر ینی در قسمتی از کتاب می‌گوید: ذهن انسان کارگاه اوست و چشمانش چراغ‌های کارگاه. او می‌خواهد چشم را به محل کار تبدیل کند و نگریستن برایش امری تازه است و شرح می‌دهد که چگونه از این نگریستن درس تازه بگیریم. مترجم «تاریخ موسیقی غرب» درباره جلد دوم این مجموعه یعنی «شگرد طراحی» گفت: همان‌طور که از اسم این کتاب پیداست بیشتر به جزئیاتی می‌پردازد که در کلاس‌های طراحی مطرح و نزد استادان طراحی تدریس می‌شود، تا با همین نگاه ساختار زدایانه ایده تازه‌ای به نقاش بدهد و وادارش کند از جای تازه شروع کند. مترجم تاریخ موسیقی غرب گفت:‌ این چهار جلد بایکدیگر ارتباط دارند اما ضرورتی ندارد که حتما بایکدیگر خوانده شوند. پیشنهادم به مخاطب این است که «شگرد طراحی» و «نوآموختن طراحی» که درحال انتشار است را با هم بخوانند، این دو جلد دو امر پی‌درپی هستند که هم دیگر را تجدید می‌کنند و به اصطلاح هم‌افزایی دارند. تردید ندارم هرکس که یکی از این چهار جلد را بخواند به خواندن بقیه نیز مشتاق می‌شود. امیدوارم این مجموعه تأثیر مثبتی بگذارد و ارزش‌های جدی ‌آن درباره بیدار کردن خلاقیت کشف شود.   نگاه هنرمند و شگردهای طراحی به قلم پیتر ینی و ترجمه کامران غبرایی در 1100نسخه با قیمت‌های 14500 و 13000تومان از سوی انتشارات چتر فیروزه منتشر شده است.   ]]> هنر Sat, 14 Jul 2018 05:36:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262698/پیتر-ینی-زبان-فلسفی-هنرش-آشناست-رهایی-نقاشی-حصار-آکادمیک تئاتر در دوران اجرا سالاری است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262945/تئاتر-دوران-اجرا-سالاری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) محمدرضا مرزوقی نویسنده و شاعر که پیش از این در حوزه ادبیات داستانی بخصوص ادبیات کودک و نوجوان، بیشتر فعالیت داشت، به تازگی نمایشنامه‌ای به نام «تئاتر بازی» نوشته که این نمایش در اردیبهشت سال جاری روی صحنه رفت. به همین دلیل گفت‌وگویی با او انجام دادیم که در ادامه می‌خوانیم. شمار را بیشتر با رمان و چه عاملی باعث شد نمایشنامه بنویسید و آن را روی صحنه ببرید؟ رشته‌‌ تحصیلی من در دانشگاه تئاتر با گرایش ادبیات نمایشی بود؛ به دلیل علاقه‌ای که به ادبیات و رمان داشتم سراغ این رشته رفتم چون نه آن روزها و نه حالا رشته‌ ادبیات داستانی یا مثلا ادبیات خلاقه در دانشگاه‌ها نداشتیم و نداریم. ارتباط من بیشتر با تئاتر و بچه‌های تئاتری است و اکثر دوستانم در حوزه تئاتر فعالیت می‌کنند. ایلناز شعبانی کارگردان «تئاتربازی» قصد داشت تئاتری کارکند و چند ماه بود که با بازیگران تمرین می‌کردند ولی هنوز متنی نداشتند. شعبانی و سرپرست گروه علی اصغر دشتی به من پیشنهاد نوشتن این نمایشنامه را دادند و گفتند: می‌توانی این متن را جمع کنی و  براساس موقعیتی که وجود دارد متنی برای اجرا بنویسی؟ بنابراین سرتمرین‌هایشان رفتم و صحنه و پشت صحنه را دیدم و در حین تمرین هم ایده‌هایی از ماجراهای بازیگران و روابط و دغدغه‌هایشان گرفتم. تمرین‌ها بر اساس نمایشنامه مشخصی نبود. در واقع چندین متن از متون نمایشی مطرح را انتخاب کرده بودند که همه زن‌محور بودند. در عین حال هنوز مطمئن نبودند که در نهایت کدام متن را انتخاب خواهند کرد. تمام اینها خود زمینه‌ یک درام صحنه‌ای را به من داد که متن را آماده کنم. ازکدام متون استفاده می‌کردند؟ در اجرای نمایش «تئاتر بازی» دیالوگ‌هایی از نمایشنامه‌های دیگر شنیده می شد. خودتان این دیالوگ‌ها را اضافه کردید؟ انتخاب دیالوگ از متون نمایشی با من بود. البته متن را طوری تنظیم کردم که ارتباط دراماتیک میان حرف‌های بازیگران، کار و آنچه از متون انتخاب می‌شد وجود داشته باشد. در نهایت متنی آماده کردم که زمینه‌ تمرین برای بازیگران شد و با آن شروع به کار کردند. در بخش کارگردانی هم چیز‌هایی به اجرای آن اضافه شد. از نمایشنامه‌هایی مانند: «کلفت‌ها» ژان ژنه، «سه زن بلندبالا» ادوارد آلبی و«ارکیده‌ها در مهتاب» کارلوس فوئنتس و همچنین نمایشنامه «دعوت» ساعدی را به نوعی در آن لحاظ کردیم و زن سرخ‌پوش میدان فردوسی را به آن افزودم. چون زن سرخ‌پوش نه تنها نماد عشق که به نوعی سمبل انتظار است و انتظار تم مشترک در نمایشنامه‌های دیگر هم بود. هرچند انتظار شخصیت­‌های تئاتربازی به فراموشی متصل می‌شود و در نهایت هر چهار شخصیت زن به نسیان زنِ نمایشنامه‌ دعوت ساعدی دچار می‌شوند.   این نمایشنامه­ها چه ویژگی‌هایی داشتند که گروه آن­ها را انتخاب کرد؟  نمایشنامه‌های انتخاب شده، بازی‌در‌بازی و غالبا نقش‌های زن محور دارند. شعبانی و گروهش نمایشنامه‌هایی را انتخاب کرده بودند که نقش‌هایی برای زنان دارد. شاید امکانات گروهی  و علاقه شخصی خودشان را هم در نظر داشتند. در عین حال همان‌طور که گفتم بین این متون اشتراکاتی وجود دارد. چه از حیث بازیگری و دغدغه‌ بازیگری و چه موضوع انتظار. اینکه همه در انتظار دیگری هستند که راهی برایشان باز کند تا نظم و نسقی به امورشان بدهد. انتظاری که گاه به فراموشی سپرده می‌شود و در کل مسیر خود را گم می‌کند. چه متنی باید می‌نوشتید؟ با چه ویژگی‌هایی؟ از ابتدا "باید" مشخصی در کار نبود. دواقع این امکان را داشتم که از آن چه در اختیار دارم مسیر درام را انتخاب کنم. در عین حال باید متنی می‌نوشتم که با دیالوگ و متن‌های این آثار منطبق شود. برای مثال اتفاقی که برای شخصیتی در صحنه رخ می‌داد باید با آن لحظه‌ درامی که در نمایشنامه‌ «ارکیده‌ها در مهتاب» بود هماهنگ باشد. این‌ عوامل راهکاری برایم شد تا بتوانم یک فضای دراماتیک برای این چهار بازیگر بسازم. آن‌ها را به شخصیت‌های خود تبدیل کردم، با نام اصلی خودشان. نمایشنامه‌ای که نوشتم یک کلاژ از متن‌هایی است که آن‌ها تمرین می‌کردند. همانطور که گفتم از چند نمایشنامه‌ دیگر هم بهره بردم: نمایشنامه«دعوت» غلامحسین ساعدی و درقسمتی اشاره‌ای کنایی به نمایشنامه‌ «درانتظارگودو»، چون این بازیگران خودشان  به نحوی در انتظار هستند؛ منتظر کارگردانی که آن‌ها را کارگردانی کند. مثل عروسک‌هایی هستند که فردی بیاید و نخشان را حرکت دهد. همچنین اشاره‌ای به «باغ آلبالو» چخوف و «اتوبوسی به نام هوس» تنسی ویلیامز می‌شود. برخی از این انتخاب‌ها به پیشنهاد گروه و کارگردان بود. حتی به فیلم‌هایی چون «برباد رفته» و «سانست بولوار» هم اشاره شده بود که انتخاب فیلم‌ها با خودم بود.   فضای این نمایش را توصیف ‌کنید؟ از دیالوگ و متن کدام یک از این نمایشنامه‌ها بیشتر استفاده کردید؟ فضا این نمایش در تمرین تئاتر می‌گذرد و درواقع یک پلاتویی است که بازیگران در آن تمرین می‌کنند و منتظر کارگردان هستند تا به این تمرین‌ها نظمی بدهد. در قسمت‌هایی از نمایشنامه«تئاتربازی» متن و دیالوگ‌های آن چند نمایشنامه به کار گرفته شده. به ویژه نمایشنامه‌های «کلفت‌ها» و «ارکیده‌ها در مهتاب».   کمی درباره این نمایشنامه‌ها توضیح دهید؟ خلاصه‌ای کوتاه از داستان هرکدام بگویید. نمایشنامه «ارکیده‌ها در مهتاب» درباره دو زن بازیگر دوران سینمای صامت هالیوود است که دوران طلایی‌شان را سپری کرده‌اند و نتوانسته‌اند جایی در سینمای صامت برای خود داشته باشند. بازیگران شکست خورده‌ای که همچنان درباره نقش‌هایی که بازی کرده‌اند و دوران طلایی‌شان صحبت می‌کنند. نمایشنامه«کلفت‌ها» داستان دو خواهر است که کلفت زنی به نام مادام هستند. آن دو همیشه درحال بازی کردن نقش مادام هستند. قسمت جالب این است که از مادام متنفرند و با بازی کردن نقش او به شخصیت و قدرت مادام تسلط پیدا می‌کنند. این قبیل متن‌ها مانور بازیگری بیشتری دارد و حرف اول را می‌زند و بازیگری و نقش به نقش شدن حرف اول را در آن‌ها می‌ِ‌زند. فکر کنم بازیگران کار تلاش زیادی کردند تا در مدت کوتاه تمرین به حد مورد انتظار از چنین کاری نزدیک شوند. عنصر فراموشی را از نمایشنامه «دعوت» ساعدی گرفتم. این نمایشنامه ماجرای دختری را روایت می‌کند که منتظر لباس مهمانی خود است تا شب بپوشد و به جایی که دعوت شده برود. دائم درباره مهمانی صحبت می‌کند و لباسی که قرار است به دست او برسد. اما شب وقتی همه چیز مهیا شده که به مهمانی برود یادش نیست به کجا دعوت بوده. فقط می‌داند جایی بوده که می‌توانسته بسیار خوش بگذراند. شخصیت‌های نمایش«تئاتربازی» هم دچار فراموشی می‌شوند. آن‌ها منتظر هستند کارگردانی آن‌ها را کارگردانی کند ولی کم‌کم انتظار به فراموشی سپرده می‌شود. کنایه‌ای به انسان­هایی است که گاه چیزی را چنان برای خود بزرگ می‌کنند و دغدغه‌شان می‌شود که کم‌کم آن دغدغه را فراموش می‌کنند. اصلا یادشان می‌رود دنبال چه بوده و چه کاری باید انجام دهند. فکر می‌کنم انسان به شکل فردی و جمعی همیشه دچار این چالش است. حوزه فعالیت شما درزمینه کودک نوجوان است یا در سایر حوزه‌ها نیز فعالیت می‌کنید؟ چرا نمایشنامه «تئاتربازی» را منتشر نکردید؟ من در حوزه کودک و نوجوان و بزرگسال هر دو کار می‌کنم. معمولا سالی یک نمایشنامه می‌نویسم. اما هیچ‌وقت آن‌ها را چاپ نکرده‌ام. همیشه فکر می‌کنم فعلا بهتر است تمرکزم را روی رمان‌ و داستان‌هایی که می‌نویسم بگذارم و آنها را منتشر کنم. هیچ وقت پیگیر چاپ نمایشنامه یا مثلا مجموعه اشعار نشدم. می‌دانم قابلیت نشر دارند. آنطور نیست که از چاپشان واهمه داشته باشم. حالا شاید از امسال برای انتشارشان وقت بگذارم. گفتید شعر و نمایشنامه ­هم می­نویسید و منتشر نمی‌کنید. چه عاملی باعث شد آثارتان را چاپ نکنید؟   در ایران انسان و کارهایش بسیار قضاوت می‌شود. خصوصا وقتی شما در کاری تعریف شوید به سادگی در کار دیگر مورد پذیرش قرار نمی‌گیرید. لااقل این‌که دائم مورد پرسش و گاه انکار قرار می‌گیرید. حالا نه این‌که اینها مانع من و کارم بوده باشند که هیچ چیز مانع کار ما نمی‌شود جز خودمان. اما دائم از دوستان شاعر، البته از معدودی از آنها، می‌شنوم که می‌گویند: «مگر تو هم شعر می‌گویی؟» انگار اگر من شعر بگویم جای او را تنگ کرده‌ام. شما فقط نگاهی به وضعیت کتب شعرهای موجود در بازار بیندازید تا ببینید چه عرصه‌ بی در و پیکری است. ترجیح دادم فعلا حضور فیزیکی نداشته باشم. من چاپ کتاب‌های بزرگسالم را قبل از کتاب‌های کودک و نوجوانم شروع کردم. یادم است وقتی کتاب‌هایی را که برای کودک و نوجوان نوشته بودم برای چاپ به انتشارات بردم یکی از شاعران مهم ادبیات کودک و نوجوان به من گفت: شما که در زمینه‌ی ادبیات بزرگسال کار می‌کنید چرا برای بچه‌‌ها و نوجوانان می‌نویسید؟ در پاسخ به ایشان گفتم: من فیلم مستند هم می‌سازم، وقتی می‌توانم کاری را انجام دهم چرا از انجام آن طفره بروم؟ این قضاوت‌ها و این نگاه‌ها همیشه وجود دارد، شاید یکی از دلایل عدم انتشار آثار همین بود. اما دلیل مهمتر پیگیر نشدن خودم بوده.   فکر می­کنید در فضای امروز ایران چه سوژه­ای برای نوشتن نمایش‌نامه مناسب‌تر است؟ ‌متن‌هایی که دغدغه‌‌های مهم بشری را زیر ذره‌بین بگذارند همچنان مورد توجه هستند. چه در ایران چه در هر جای دنیا. باقی موجی هستند که می‌گذرند. گیرم کلی شعار داشته باشند و اشاره‌های مستقیم و غیرمستقیم به مشکلات روز جامعه و سیاست و ... بکنند. به عنوان مثال: متنی مانند نمایشنامه «دعوت» غلامحسین ساعدی درباره یک موقعیت بشری صحبت می‌کند. این موضوع هیچ‌وقت کهنه نمی‌شود و دائم در حال تازه شدن است؛ نه اینکه لزوماً متن ساعدی کار شود بلکه می‌توان این متن را به اشکال مختلف درآورد. یا مثلا آن زن را تبدیل به مرد کرد. مردی که همه‌ی زندگی‌اش مهمانی رفتن و خیابان گردی است و کارش به فراموشی و روان‌پریشی می‌کشد. یعنی آنقدر که همه چیز برای او از معنا افتاده دچار بی‌معنایی شده است. فراموشی هم با بی‌معنایی می‌آید. فکر می‌کنم این‌جور سوژه‌ها ماندگار باشند.   چه عاملی باعث ماندگاری یک اثر می­شود؟ معتقدم نمایش‌ها و داستان‌هایی می‌توانند ماندگار شوند که درباره‌‌ دغدغه و مسئله‌ای از بشر که همیشگی است صحبت کنند. نه موضوع فرهنگی خاص یا یک موضوع سیاسی خاصی که مربوط به یک دوره خاص است. این متن‌ها معمولا متن‌هایی نیستند که دوام زمانی داشته باشند، به عنوان مثال: متن‌هایی که در دهه 40 قابل اجرا بودند لزوماً نمی‌توانند در دهه80 یا 90 هم اجرا شوند و همانقدر پویا باشند و با مخاطب هم ارتباط برقرار کنند. اما امروزه اجرا و شکل اجرا حرف اول را در ارائه‌ متن نمایشی می‌زند. مثلا من چندین اجرا از نمایشنامه «آنتیگونه» سوفوکل دیده‌ام، اما یکی از آن‌ها در ذهن من ماندگار شد. اجرایی که حدود بیست سال پیش حامد محمد طاهری از «آنتیگونه» روی صحنه برد.  بعدها اجرای تعزیه‌ این نمایشنامه را هم دیدم ولی اثرگذاری کار محمدطاهری را نداشت. در آن دوره رویکرد کارگردان به متن از منظر اجرایی رویکرد تازه‌ای بود. می‌خواهم بگویم مفهوم تغییری نکرده؛ خواهری می‌خواهد جنازه‌ برادرش را که روی زمین مانده دفن کند و برایش سوگواری کند ولی حکومت این اجازه را نمی‌دهد و... اما آن اجرا برای من ماندگار شد. هر کارگردانی برداشت خودش را از متن دارد. مهم شکل نگاه و زیبایی شناسی کارگردان است که اثری تازه از یک متن کلاسیک برای مخاطب خلق می‌کند. شاید برای همین بهتر است نویسنده‌ متن با گروه همراه باشد.   ‌اجرای چه نوع آثاری روی صحنه با استقبال بیشتری روبه‌رو می‌شود؟  فارغ از بازار تئاتر که گاهی آدم را گیج می‌کند و متنها و اجراهایی مورد توجه قرار می‌گیرند که برای تو سوال می‌شود چرا؟ فکر می‌کنم متنهایی که بخشی از دغدغه‌های روز جامعه را در دل خود داشته باشند می‌توانند شانس اقبال بیشتری داشته باشند. البته بسته به نگاه نویسنده به موضوع و تعمق او در شکل برخوردش با موضوع این متون می‌توانند ماندگار شوند یا با موجی گذرا از یاد مخاطب بروند. متن‌هایی که به روز باشند. اگر می‌خواهند متنی اجرا کنند و روی صحنه‌ ببرند، حتی متن‌های معروف و شناخته شده‌ی تاریخ تئاتر که همه می‌شناسیم مانند: نمایشنامه«هملت»، باید اتفاقی در آن بیفتد که موضوع آن را به مسائل روز نزدیک کند. یا مثلا دلیل اجرایی برای آن مقطع زمانی داشته باشد. طوری‌ که مخاطب بتواند این‌ همانی میان اجرا و دغدغه‌های روز جامعه و شخص خودش احساس بکند. فکر می‌کنم این متن‌ها، می‌توانند موفقیت بیشتری روی صحنه داشته باشند. به همین دلیل فکر می‌کنم باید ‌بین نویسنده و فضای تئاتر ارتباط نزدیک‌تری وجود داشته باشد. شما تجربه نوشتن نمایشنامه و رمان را دارید. فکر می‌کنید تفاوت نوشتن این دو در چیست؟ نوشتن کدام یک راحت‌تر است؟ نوشتن رمان که در خلوت نویسنده انجام می‌شود با نوشتن نمایشنامه که قرار است روی صحنه و به روز اجرا شود تفاوت‌هایی دارد. نمایشنامه باید با زمانی که قرار است اجرا شود پیوند داشته باشد. در نوشتن رمان باید به این فکر کرد که این رمان الان نوشته شده است امکان دارد چند سال دیگر چاپ شود و چند سال بعد دیده شود. در مورد خودم باید با تاسف بگویم آثاری دارم که پانزده سال از نوشتنشان می‌گذرد و همچنان در وزارت ارشاد خاک می‌خورند. البته این اتفاقی است که زیاد نمی‌ا‌فتد. برای خودم فقط شش بار پیش آمده! در این‌طور مواقع کار رمان سخت‌تر می‌شود چون مدت بیشتری زمان لازم است تا خودش را ثابت کند؛ درحالی که نمایشنامه زمان کمتری می‌خواهد و وابسته به زمان خود است. فکر می‌کنم برای نوشتن رمان باید تلاش کرد تا مدت بیشتری ماندگار باشد و تداوم پیدا کند. مانند گروه‌های موسیقی پاپ که اکثراً 5 سال دوام دارند، حال فکر کنید اگر یک گروه موسیقی 10 سال دوام داشته باشد کار بزرگی کرده است. اگر رمان فقط بخواهد به زمان خودش وابسته باشد خیلی رمان شکست خورده‌ای است و زود فراموش می‌شود. به نظر شما در ایران آثار تألیفی بیشتر دیده می‌شود یا آثار ترجمه؟  فکر می‌کنم ‌نمایشنامه‌های بازنویسی شده بر اساس آثار ترجمه بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند. شاید یک دلیلش خارجی بودن زمینه‌ اصلی متن و البته شهره بودن آن باشد و دلیل دیگرش باز بودن دست نویسنده در بازنویسی این آثار به نسبت آثار تالیفی است. چه از حیث موضوع و دغدغه و چه از نظر پرداخت آنها. در عین حال نمایشنامه‌هایی که به روز و درباره دغدغه‌های روز مردم باشند هم غالبا مورد اقبال هستند. این در مورد آثار تالیف و ترجمه هر دو صدق می‌کند. هرچند باید بگویم نگاه کلی این است که درحال حاضر دوران اجراسالاری در تئاتر است و اجرا حرف اول را می‌زند. البته به نسبت نمایشنامه می‌گویم. منظورتان از اجرا سالاری چیست؟ اجرا سالاری به این مفهوم که شما به عنوان کارگردان و در کنار آن دراماتورژ ایده‌ تازه‌ای برای اجرای یک متن داشته باشید. با این ایده‌های تازه است که مثلا دو اجرا از «هملت» می‌توانند تفاوتی ماهوی از نظر ریخت و ساختمان اجرایی داشته باشند و به خوانش‌هایی تازه از یک اثر کلاسیک برسند و متن و فکر پشت متن را مطابق پسند مخاطب به روز کنند. ممکن است تغییراتی در متن ایجاد کنند و به برداشت و اجرایی تازه از همان متن برسند که به اسانداردها و خواسته‌ها روز نزدیک باشد. کار به‌روزی که با مخاطب زمان خودش ارتباط برقرار کند.   آیا برای کودک و نوجوان هم نمایشنامه می‌نویسید؟ دوست‌دارم برای نوجوان‌ها نمایشنامه بنویسم. سنین نوجوانی تا جوانی که اوج احساسات بشری است. چون اگر قرار است همان موضوع‌های قبل باشد ترجیح می‌دهم ننویسم. بسیاری از متون نوجوان با پیش‌زمینه‌های فکری که از کودکان و نوجوانان داریم برایشان نوشته شده. بخش مهمی از آثار تالفی ما، چه داستان چه نمایشنامه یا برای کودکان نوشته شده یا بزرگسالان. در این میان طیف سنی بین سیزده چهارده سال تا مثلا هجده و نوزده و بیست سال اغلب فراموش شده‌اند. طیفی که اتفاقا به آثار عاشقانه و نگاه جدی مولف به خود و احساساتش نیاز دارد. شاید برای همین سراغ آثار بزرگسال و گاه خواندن و دیدن عاشقانه‌های آبکی می‌روند که در بازار فراوان و از تلویزیون اینجا و آنجا بسیار پخش می‌شوند. ما اغلب با دغدغه‌های بزرگسالان به سراغ نوجوانان می‌رویم. آثاری که برای نوجوانان نوشته شده معمولا این طبقه سنی را نمایندگی نمی‌کند. این سن فانتزی‌های خاص و عجیب خود را دارد. نوجوان از فانتزی کودکی خود جدا می‌شود وارد جهان بزرگسال می‌شود اما نگاهش همچنان همان ته مایه‌های فانتزی را دارد. سرش به آسمان می‌ساید و فکر می‌کند قرار است دنیا را دگرگون کند، این موارد برای نوشتن جذاب است. پرداختن به این دوره چه در رمان و چه در نمایشنامه سخت است. سخت‌تر از آن، آوردن این گروه سنی به سالن تئاتر و همچنین ترغیب آن‌ها به خواندن کتاب است. سخت اما شدنی است.         ]]> هنر Fri, 13 Jul 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262945/تئاتر-دوران-اجرا-سالاری ماجرای بلشویک‌ها پس از لنین در یک نمایشنامه http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263052/ماجرای-بلشویک-ها-لنین-یک-نمایشنامه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) احمد پوری نویسنده و مترجم، نمایشنامه‌ای از میخاییل شاتروف به نام «بلشویک‌ها» را ترجمه کرده است. نمایشنامه «بلشویک‌ها» یکی از موفق‌ترین آثار شاتروف محسوب می‌شود و چندین‌بار در شوروی سابق و روسیه امروزی روی صحنه رفت. این نمایشنامه در دو پرده و هفت صحنه روایت می‌شود 29 شخصیت دارد. این نمایشنامه با صحنه‌ای از جسله شورای کمسیر‌های خلق آغاز می‌شود و داستان تیر خوردن لنین مدیر شورای کمسیرهای خلق را روایت می‌کند. سایر اعضای این شورا در پی حل بحران‌ها در نبود لنین هستند. میخاییل شاتروف متولد 1932 در شوروی است و زمینه اصلی آثارش تئاتر مستند است. شاتروف با مطالعه دقیق حوادث  و اسناد و مدارک تاریخی، شخصیت‌های زنده و هیجان انگیزی در آثارش پدید می‌آورد.    در بخشی از این نمایشنامه می‌خوانیم: کرستینسکی: ما به عقوبتی که مستوجب آن بودیم دچار شده‌ایم. حق با لنین بود وقتی که می‌گفت: «پس کجاست دیکتاتوری پرولتاریایی ما؟ نشانش دهید. ما به جای دیکتاتوری یک آشغال حسابی داریم. همه‌اش حرف و شل گرفتن!» استوچکا: مبالغه نکنیم ما خیلی کارها کرده‌ایم. پوکروفسکی: خیلی وقت‌ها طرف دیگر صورتمان را برگردانده‌ایم تا سیلی بزنند.  استوچکا: مبالغه از ویژگی‌های یک شاعر است نه سیاستمدار. پوکروفسکی: مبالغه؟ ما بلافاصله پس از لغو انقلاب‌اکتبر لایحه‌ای برای لغو مجازات اعدام از تصویب گذراندیم. (صفحه86)                                                                                                   انتشارات مانیا هنر نمایشنامه «بلشویک‌ها» اثر میخاییل شاتروف، ترجمه احمدپوری را با تیراژ 1000نسخه و در 125 صفحه و 16000تومان منتشر کرده است.   ]]> هنر Wed, 11 Jul 2018 10:23:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263052/ماجرای-بلشویک-ها-لنین-یک-نمایشنامه ​بررسی چند و چون اقتباس سینمایی در «خاطره‌نگاری بر پرده جادو» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263007/بررسی-چند-چون-اقتباس-سینمایی-خاطره-نگاری-پرده-جادو مرادعباسی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: «خاطره‌نگاری بر پرده جادو» دو فصل اصلی دارد. فصل اول با عنوان «واژه‌ها و قاب‌ها» خود به سه بخش «داستان در آینه سینما»، «نقش مایه‌های اقتباس» و «مسیر اقتباس» تقسیم شده است. در  فصل نخست به ارایه پیشینه‌ای از رابطه ادبیات و سینما، شاکله روایی دو رسانه ادبیات و فیلم و نیز عناصر تاثیرگذار در مسیر اقتباس سینمایی و شیوه استخراج تفسیری سینمایی از متنی ادبی پرداخته شده است. وی افزود: فصل دوم با عنوان «سینمای واژه‌ها» به تحلیل تطبیقی و ساختاری بیش از 30 اقتباس سینمایی ماندگار در تاریخ سینما اختصاص دارد که ترجمه منبع ادبی آنها به فارسی در دسترس بوده است. تغییرات صورت گرفته در برداشتی سینمایی از دستمایه‌ای ادبی و بررسی نظام روایی متن مبدا و اقتباس سینمایی آن مباحث تحلیلی فصل دوم را سامان داده است. مرادعباسی ادامه داد: از میان آثار بررسی شده در فصل دوم کتاب می‌توان به این فیلم‌ها که خوانشی سینمایی از ادبیات بوده‌اند اشاره کرد: «شاهین مالت» به کارگردانی جان هیوستن، «مرد سوم» به کارگردانی کارول رید، «ربکا» به کارگردانی آلفرد هیچکاک، «سکوت بره‌ها» به کارگردانی جاناتان دمی، «قطار سه و ده دقیقه به مقصد یوما» به کارگردانی جیمز منگولد، «دره من چه سرسبز بود» به کارگردانی جان فورد، «ذهن زیبا» به کارگردانی ران هاوارد، «مسیر سبز» به کارگردانی فرانک دارابونت، «فارست گمپ» به کارگردانی رابرت زمکیس، «ماهی بزرگ» به کارگردانی تیم برتون و... این نویسنده و منتقد سینمایی همچنین در پاسخ به این سوال که «آیا که فیلم‌های اقتباسی در سینمای ایران نیز در این فصل از کتاب مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته‌اند یا خیر؟» نیز اشاره کرد: بله در کنار فیلم‌هایی از سینمای جهان که اسم بردم، فیلم‌های ایرانی «اتوبوس شب» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «پاداش سکوت» به کارگردانی مازیار میری و «چکمه» به کارگردانی محمدعلی طالبی نیز بررسی و چند و چون اقتباس آنها مورد تحلیل قرار گرفته است. مرادعباسی درباره مهم‌ترین هدف خود از تالیف این کتاب نیز گفت: اندیشه اصلی «خاطره نگاری بر پرده جادو» که بخش‌های مختلف آن را به هم پیوند می‌دهد معطوف به ارایه نگاهی تحلیلی و کاربردی درباره اقتباس سینما از ادبیات داستانی است. این کتاب به دنبال ایجاد شناختی بهتر و دستیابی به دیدگاهی روش‌مند نسبت به خوانش سینمایی متنی ادبی است که به اقتباس ادبی می‌انجامد. مزدا مرادعباسی دانشجوی مقطع دکتری رشته مطالعات فیلم در دانشگاه نیوساوت ولز استرالیاست. «خاطره نگاری بر پرده جادو: بازشناسی اقتباس سینما از ادبیات داستانی» پنجمین کتاب منتشر شده اوست. عناوین چهار کتاب پیشتر منتشر شده او به این شرح است: «واژه در قاب: ساختارشناسی جریان اقتباس ادبی در سینمای ایران»، «رویاهاتو از دست نده: سینمای کودک و نوجوان محمد علی طالبی»، «بانویی از زاگرس: سینمای پوران درخشنده با تکیه بر سیمای کم توانی بر پرده نقره‌ای» و ترجمه کتاب «راهنمای نگارش تحلیل فیلم» نوشته تیموتی کوریگان. انتشارات علمی و فرهنگی چاپ نخست کتاب «خاطره نگاری بر پرده جادو: بازشناسی اقتباس سینما از ادبیات داستانی» نوشته مزدا مرادعباسی را با شمارگان هزار نسخه، 872 صفحه و بهای 45 هزار تومان روانه بازار کتاب‌های سینمایی کرده است.   ]]> هنر Wed, 11 Jul 2018 06:32:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263007/بررسی-چند-چون-اقتباس-سینمایی-خاطره-نگاری-پرده-جادو سبک تقوایی به روش داستان‌گویی همینگوی نزدیک است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263042/سبک-تقوایی-روش-داستان-گویی-همینگوی-نزدیک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در میان آثار ادبیات داستانی معاصر کارهای قابل تحسینی وجود دارد که همواره مورد علاقه سینماگران ایرانی برای اقتباس بوده است. هرچه میزان رغبت سینماگران به ادبیات بیشتر باشد علاقه‌شان هم به اقتباس طبعا بیشتر می‌شود. یکی از سینماگرانی که تمایل وافری به ادبیات دارد،‌ ناصر تقوایی است. تقوایی در زمینه اقتباس نیز کارنامه درخشانی دارد و بسیاری از سینماگران داخلی اقتباس وی را از داستان «داشتن و نداشتن» همینگوی بسیار درخشان‌تر از اقتباسی می‌دانند که هاوارد هاکس آمریکایی انجام داده است. تقوایی از سینماگران اهل قلم است و دارای یک مجموعه داستان به نام «تابستان همان سال» نیز هست. امروز 19 تیرماه سالروز تولد این سینماگر ارزشمند معاصر است. به همین بهانه با عباس بهارلو،‌ محقق،‌ منتقد و پژوهشگر سینما و ادبیات گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.     ناصر تقوایی از معدود سینماگران ایرانی است که ادبیات را خوب می‌شناسد و به قول خودش عاشق ادبیات است. همین نکته باعث شده تقوایی در آثارش، بیش از سایر سینماگران ایرانی به اقتباس ادبی توجه نشان دهد. «آرامش در حضور دیگران» فیلمی است براساس داستانی از غلامحسین ساعدی. درباره این فیلم و نقاط قوتی که آن را درخشان می‌کند،‌ توضیح دهید. «آرامش در حضور دیگران»‌ از اين‌ بابت‌ كه‌ بسياري‌ از موضوع‌هاي‌ مورد نظرِ ساعدي‌ را روشن‌ و مؤثر تصوير كرده‌ كمابيش‌ موفق‌تر از متن‌ داستان‌ است‌. در فيلم‌ شخصيت‌های منيژه‌، سرهنگ‌ و آتشي‌ ظرايف‌ بيش‌تري‌ در قياس‌ با داستان‌ دارند. البته‌ شخصيت‌هايي‌ مثل دكتر روان‌پزشك‌، دختران‌ِ سرهنگ‌، مهندس‌ نراقي‌ و آمنه‌، كُلفت خانه‌، به‌ همان‌ نسبت‌ پرورده‌ نيستند؛ به‌عنوان مثال در آخرين‌ برخورد روان‌‌پزشك‌ و منيژه‌ در تيمارستان‌، كه‌ روان‌پزشك‌ از انتقال سرهنگ‌ به‌ اتاق‌ جديد اظهار بي‌اطلاعی می‌كند، منطقی وجود ندارد. او چرا بايد تا قبل‌ از خودكشی مه‌لقا، سرهنگ‌ و كسان او را تحويل بگيرد، اما پس‌ از مرگ مه‌لقا نسبت‌ به‌ منيژه‌ بی‌اعتنایی کند، و حتی دستور بدهد سرهنگ‌ به‌ اتاق‌ِ پست‌تري‌ انتقال داده شود؟ اين‌كه‌ رابطه روان‌پزشك‌ و مه‌لقا چه بوده‌ كه پس‌ از مرگ او اتاق بهتر و مراقبت ويژه‌ را از پدرش‌ دريغ‌ كند در فيلم‌ بي‌پاسخ‌ مي‌ماند. خود تقوايی، در همان سال‌ها، نگاه‌ واقع‌بينانه‌ای به‌ جنبه‌هاي‌ قوت‌ و ضعف فیلمش داشت. او گفته بود «آرامش...» از نظر اجرا می‌توانست فيلم‌ بهتر و درست‌تري‌ باشد؛ اما در عین حال خلوصي‌ در آن‌ هست‌ كه‌ معمولاً در فيلم‌هاي‌ اول فیلم‌سازان به چشم مي‌خورد، و اگر عيبي‌ در فیلم هست‌، که هست، اين‌ عيب صادقانه‌ است‌؛ نيتِ او‌ درست‌ بوده‌، اگر چه فیلم در اجرا خیلی موفق از کار درنیامده است. انتخاب داستان ساعدی برای فضای اجتماعی و فرهنگی اواخر دهه چهل و بازی‌های اکبر مشکین و ثریا قاسمی از نکات قوت «آرامش...» است. غلام‌حسین ساعدی و ناصر تقوایی در پشت صحنه آرامش در حضور دیگران   «ناخدا خورشید» هم  اقتباسی از «داشتن و نداشتن» ارنست همینگوی است. چه ویژگی‌هایی در این فیلم است که آن را به یکی از درخشان‌ترین آثار سینمای اقتباسی ایران بدل کرده است؟ «ناخدا خورشيد» فيلمي‌ است‌ كه‌ تقوايي‌ گفته‌ است‌ از سال‌ها پيش‌ مي‌خواسته‌ آن‌ را بسازد. نشانه‌هاي‌ چندي‌ در تأييد اين‌ گفته‌ او در دست‌ است‌: يكي‌ ترجمه‌ كتاب «داشتن و نداشتن‌» در سال‌ 1345 به‌ همت پرويز داريوش‌؛ دوم‌ نوشتن مجموعه داستان «تابستان همان سال‌»، كه‌ يكي‌ از شخصيت‌هاي‌ اصلي آن‌ شباهت نظرگيري‌ با قهرمان كتاب همينگوی دارد؛ سوم‌ وجود ناخداهاي‌ ماجراجويي‌ كه‌ در جنوب‌، از ديرباز، كارشان عبوردادن‌ قاچاقيِ‌ آدم‌هاي‌ فراري‌ و كارگرانِ مزدور به آن‌ سوي‌ مرزهاي‌ آبي‌ بود؛ حتي‌ از نوع‌ يك‌دست‌ آن‌ مانند هري‌ مورگان؛ اما مُقدّر بود كه‌ يك‌ دهه‌ پس‌ از آخرين‌ باري‌ كه‌ تقوايي‌ پشت دوربين فيلم‌برداري قرار گرفت‌ داستاني‌ را كه‌ سال‌ها در ذهن‌ خود ساخته‌ و پرداخته‌ بود به‌ تصوير درآورد. «ناخدا خورشيد» شايد اگر در آن‌ سال‌ها، مثلاً در دهه‌ پنجاه‌، پس‌ از «صادق‌ كرده»‌ ساخته‌ مي‌شد چيزي‌ كمابيش‌ شبيه‌ به همين‌ فيلم‌ از كار درمي‌آمد، با آميزه‌اي‌ از شخصيت مغرور و محبوب داستان‌ همينگوی كه‌ مي‌خواهد سر در راه‌ اعاشه خانواده‌ بگذارد، و ناخدا خلف ـ صاحب‌ِ لنجي ـ كه‌ در ازاي هزار تومان‌ تصميم‌ مي‌گيرد صادق‌ را قاچاقي‌ به آن دست آب‌ ببرد. همين‌جا بايد يادآور شد كه‌ تقوايي‌ ناخدا خلف‌ را براساس شخصيت خورشيد و قهرمان تلخ‌كام‌ِ داستان «بين‌ دو دور» (قصه‌ دوم «تابستان‌ همان‌ سال‌»)، كه‌ خود گَرده‌اي‌ از شخصيت هري‌ مورگان‌ را بر چهره‌ دارد، بازسازي‌ كرده بود. البته‌ دست‌كم‌ يك‌ تفاوت‌ متصور است‌. اگر خورشيد را آدم‌هاي‌ قانون‌، مأموران اداره‌ گمرك‌ و خواجه‌ماجد، كه‌ هم‌دست آن‌ها است‌، از راهش‌ منحرف‌ مي‌كنند، در دهه پنجاه‌ آدمي‌ ناباب‌، از جنس همان‌ راننده‌اي‌ كه‌ همسرِ صادق‌ را به‌ قتل‌ مي‌رساند، لازم بود تا خورشيد را به‌ راهي‌ كه‌ ظاهراً از آن‌ پرهيز كرده‌ بود بكشاند. اين‌ تفاوت‌ هر چند واقعي مي‌نمايد، البته‌ فرض‌ است‌. این را گفتم که بگویم شخصيت خورشيد موقعي‌ كه‌ رودرروي‌ قانون‌ قرار مي‌گيرد، يا روبه‌روي‌ قانون‌ قرارش‌مي‌دهند، يا به‌عبارت ديگر، مجريان قانون‌ مقابل‌ او مي‌ايستند فاقد مضمون اجتماعي‌ است‌؛ واكنش او ابتدايي‌ و غريزي است‌، و در اجتماعي‌ترين‌ تعبير براي‌ سيركردنِ شكم زن‌ و بچه‌اش؛ آن‌جا که می‌گوید‌: «تا وقتي‌ زن‌ و بچه‌ خواجه‌ماجد نان‌ مي‌خورند زن‌ و بچه من هم‌ بايد نان‌ بخورند.» اين‌ بديهي‌ترين‌ و در عين حال‌ محكم‌ترين‌ استدلالي‌ است‌ كه خورشيد مي‌تواند اقامه‌ كند، و بايستي‌ آن‌را تجلي بالاترين‌ مرحلة‌ آگاهی آدمي‌ تعبير كرد که‌ با غرور و غريزه‌ زندگي‌ مي‌كند و در دفاع‌ از خود مي‌ميرد. درواقع‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ آگاهي خورشيد يك‌ آگاهي منفي‌ است‌. او فقط‌ براي‌ حفظ‌ جان‌ و موقعيت خود با تبعيدي‌ها هم‌دست‌ مي‌شود و در سرقت مرواريدهاي‌ خواجه‌ماجد و فراري‌دادن‌ تبعيدي‌ها مشاركت‌ مي‌كند. او در پی سرنوشت خود به‌ ماجرايي‌ شوم‌ و بدفرجام‌ پا مي‌گذارد که پایانش مرگ است‌. تفاوت تقوایی با همینگوی در پرداخت شخصیت ناخدای یک دست در کجاست؟ تقوايي‌، برخلاف همينگوی، تحول شخصيت آن‌ ناخداي‌ يك‌دست‌ را در هنگامه‌ مرگ‌ نشان‌ نمي‌دهد. هري‌ مورگان آخرِ سر به اين‌ نتيجه‌ مي‌رسد كه «دستِ تنها فايده‌اي ندارد»، اما خورشيد، با نگاهي‌ مغرور، فقط‌ به‌ تيغه‌ خون‌آلود خنجري‌ كه‌ از عمق سينه‌اش‌ بيرون‌ مي‌كشد خيره‌ مي‌شود؛ چنان‌‌كه‌ گويي‌ هميشه‌ به دنبال آن‌ مي‌گشته‌ است‌؛ بدون آن‌كه «قاتل» واقعي‌ خود را بشناسد. آدم‌های داستان‌های به‌هم‌پیوسته «تابستان همان سال» هم از همین سنخ‌اند.   حالا که حرف به مجموعه داستان «تابستان همان سال» کشید، توضیحاتی درباره حال و هوا و سبک و سیاق تقوایی در این کتاب بدهید. تقوايي‌ در مجموعه‌ داستان «تابستان‌ همان سال‌» تقريباً از هيچ‌يك‌ از داستان‌نويس‌هاي‌ جنوبي‌ مثل‌ صادق‌ چوبك‌، احمد محمود و معاصران‌ خود: عدنان غريفي‌، نسيم‌ خاكسار و ناصر مؤذن‌ متأثر نيست‌. تأثيرپذيري‌ او را بايد از همينگ‌وي‌ و در لابه‌لاي‌ داستان‌هاي‌ كوتاه‌ و رمان‌هاي‌ او ديد‌. سبك‌ و سياق تقوايي‌ نه‌ فقط‌ در «تابستان‌ همان سال‌» بلكه‌ در فيلم‌هاي «صادق‌ كرده»، «نفرين» و «ناخدا خورشيد» هم‌ به روش داستان‌گويي‌، شخصيت‌پردازي‌ و گفت‌وگونويسي‌ همينگ‌وي‌ نزديك‌ است‌. داستان‌هاي‌ پيوسته «تابستان‌ همان سال‌»، كه‌ جزو نخستين‌ داستان‌هاي «كارگري‌ ـ صنعتي‌» ادبيات‌ ايران‌ محسوب‌ مي‌شود، وصف‌ زندگي آدم‌هاي‌ سرگردان‌ و بي‌پناهي‌ است؛‌ در روزهاي‌ گرم‌ِ كار و بي‌چارگي‌ِ ايام‌ِ بي‌كاري‌، باده‌نوشي‌ و عشق‌ورزي‌ و حماقت‌ و كله‌شقي‌؛ مثل‌ همان‌ تصويرهايي‌ كه‌ همينگ‌وي‌ در «خورشيد هم‌چنان مي‌دمد» از فساد و قهر و وحشت‌ و سرگشتگي‌ِ نسل‌ِ جوان‌ بعد از جنگ‌ بزرگ‌ ارايه‌ داده است‌؛ بدون‌ آن‌كه‌ متعرض‌ موجبات اجتماعي‌ِ بي‌چارگي‌ و بي‌عاري آن‌ها شود؛ عنصري‌كه‌ در تقوايي‌ سخت‌ رسوب‌ كرد و در فیلم‌هایش نیز نمود چشم‌گيري‌ دارد. داستان‌های «تابستان همان سال» جملگي‌ به‌ صيغه اول‌ شخص مفرد نوشته‌ شده‌اند، و هر كدام‌ از زاويه ديد يك‌ راوي‌ و با يك‌ زبان‌، اما با نام‌هاي‌ مختلف‌: عاشور، اسي‌، داود و چند تاي‌ ديگر که‌ بي‌نام‌ و نشان‌اند، مثل‌ آدم‌هاي‌ عاصي‌ و سرگشته‌اي‌ كه‌ وصف‌شان‌ در داستان‌ها آمده ‌است‌. اين‌ آدم‌هاي‌ آشفته‌ و پريشان‌ احوال‌، همان‌طور كه‌ اشاره‌ شد، با انتشار داستان‌هاي همينگ‌وي‌ و فاكنر و تا حدي‌ اشتين‌بك‌ به‌ صحنه‌ ادبيات‌ ايران‌ راه‌ باز كردند؛ گيرم مشابه‌ آن‌ها در بندري‌ كه‌ تقوايي‌ وصف‌ كرده ـ و مي‌دانيم‌ كه‌ آبادان‌ است ـ وجود داشته‌اند. شخصيت‌هاي «تابستان‌ همان سال‌» به سياق ضدقهرمان‌هاي‌ همينگ‌وي‌ بدون‌ روشن‌بيني‌ و انگيزه ‌متعارف‌ دست‌ به‌عمل‌ مي‌زنند؛ زيرا از لحاظ‌ تقوايي‌ آن‌ها آدم‌هايي‌ هستند كه‌ بعد از سركوبِ دهه‌ 1330 به خود قبولانده‌اند كه «همه‌ چيز تمام‌ شد؛ انگار هيچ‌ اتفاقي‌ نيفتاده بود، چرا كه‌ ديگر حرفش‌ را هم‌ نمي‌شد زد»، و پرورده‌ اوضاعي‌ بودند كه «عادت‌شان‌» داده‌ بود «خيلي‌ چيزهاي‌ بزرگ‌ را كوچك‌ ببينند».   عده‌ای انبوه کارهای ناتمام تقوایی را  نقطه قوتی در کارنامه سینمایی او و نشان از کمال‌گرایی‌اش می‌دانند نظر شما در این خصوص چیست؟ این‌را به‌عنوان معترضه و ختم‌کلام بگویم و بگذرم: خوش‌بختیِ هنرمند این است که مطابق میل خودش اثر هنری‌اش را بیافریند. آن کاری که تقوایی می‌توانسته بکند، به‌ویژه در سه‌چهار دهه اخیر، آن کاری نبوده که انجام داده است. استعداد او با کار نکردن، خانه‌نشین کردن او، معطل مانده است. البته کار نکردن، فیلم نساختن، همواره بهتر از کار بد کردن است. نباید بنا به گردش فصول و مضنه ایام فیلم ساخت. تقوایی به انتظاری که دیگران از فیلم‌ساز دارند تن نداده، یعنی درواقع وانداده است.     ]]> هنر Tue, 10 Jul 2018 07:06:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263042/سبک-تقوایی-روش-داستان-گویی-همینگوی-نزدیک راه‌یافتگان به مرحله نهایی جایزه پروین در بخش نمایشنامه معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262948/راه-یافتگان-مرحله-نهایی-جایزه-پروین-بخش-نمایشنامه-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) اسامی نمایشنامه‌ها و مولفان کاندیدای این بخش به شرح زیر است: آسمان کلاغ‌پوش/مهسا طالبی‌رستمی/ نشر نودا بانو و مرد مرده و دو نمایشنامه دیگر/چیستا یثربی/ نشر قطره برف زمین را گرم می‌کند/مریم منصوری/انتشارات نمایش دور از دسترس اطفال نگهداری شود/فرشته فرشاد/ نشر آواج هتلی‌ها و عامدانه، عاشقانه، قاتلانه /ساناز بیان/نشر قطره داوران این بخش عبارتند از: صدرالدین زاهد فواد نظیری شهرام کرمی   ]]> هنر Sat, 07 Jul 2018 07:20:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262948/راه-یافتگان-مرحله-نهایی-جایزه-پروین-بخش-نمایشنامه-معرفی-شدند ​کتاب «گفتارهای سینمایی فخرالدین انوار» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262941/کتاب-گفتارهای-سینمایی-فخرالدین-انوار-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بر اساس خبر دریافتی اين كتاب در چهار فصل، در قالب چهار گفتار تقسیم‌بندی شده است. گفتار نخست شامل سخنرانی‌هایی است که طی هفت سال در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر ایراد شده است. گفتار دوم شامل سخنراني در جمع اهالي سينماست كه از سال 1364 تا 1372 همه‌ساله در اسفندماه صورت مي‌گرفت. گفتار سوم گزارشی است از نشست فخرالدين انوار و محمدمهدي حيدريان با کارگردانان كه در تاریخ  30/02/1371 و 06/03/1371 انجام شد و گفتار چهارم به گفت‌وگوی جمعی فخرالدين انوار و سيدمحمد بهشتي با نویسندگان مربوط می‌شود. درباره این کتاب آمده است: سینمای ایران در دهه ی شصت، موضوعی است که این روزها بسیار به آن پرداخته می‌شود. در نگاه سينماگران و منتقدان، رخدادهای آن دوره همچنان منشاء تحلیل­‌ها و قضاوت­‌های گوناگون است، حال آنکه این رخدادها گاه در پی مناسبات و تصمیم­‌هايي رقم خورد که چه در آن زمان و چه در سال­‌های بعد در هاله­‌ای از ابهام باقی ماند. کتاب «گفتارهاي سينماييِ فخرالدين انوار» از این منظر منبعی تازه است درباره‌­ی یکی از حساس‌­ترین مقاطع در حیات سینمای نوين ایران. موضوعاتی همچون نقش نهادهای قانونگذار و قضایی در تصمیم گیری‌ها، وجود تشکیلات موازی، برگزاری جشنواره‌ فیلم فجر، نحوه سیاستگذاری‌ها، ارتباط با سینماگران و... نکاتی هستند که آگاهی از آنها مي‌تواند چشم‌انداز روشن‌تري از آن دوره و شاید وضعیت این دوره به دست دهد. محمدعلی حیدری گردآوردی کتاب‌هایی چون: «گفتگوهای سینمایی سیدمحمد بهشتی (دهه شصت- جلد 1)»، «سینمای دهه شصت؛ از نگاه مدیران سینمایی»، «سرگذشت لابراتوارها در سینمای ایران»، «سینمای دهه شصت از نگاه منتقدان»، «از نگاه سینماگران؛ دهه ۱۳۶۰» و «گفتگوهای سینمایی سیدمحمد بهشتی (دهه شصت- جلد 2)» را در کارنامه خود دارد و همچنین مجری طرح کتاب «زیر پوست قصه‌ها؛ سینمای رخشان بنی‌اعتماد» و «رازهای جدایی؛ سینمای اصغر فرهادی» بوده است. این کتاب در 386 صفحه و به قیمت 39500 تومان توسط نشر دیبایه منتشر شده است.   ]]> هنر Sat, 07 Jul 2018 05:44:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262941/کتاب-گفتارهای-سینمایی-فخرالدین-انوار-منتشر تعلق خاطر کیارستمی به سپهری، فروغ و خیام آشکار است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262895/تعلق-خاطر-کیارستمی-سپهری-فروغ-خیام-آشکار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) امروز 14تیرماه مصادف با سالروز درگذشت عباس کیارستمی است. کسی که بسیاری سینمای او را ناشی از تلفیق با ادبیات می‌دانند. عباس بهارلو منتقدی است که کتاب‌های زیادی درحوزه سینما دارد و به خصوص درباره سینمای کیارستمی کتاب‌هایی منتشر کرده است. به همین مناسبت گفت وگویی با او انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   بسیاری معتقدند خاستگاه عباس کیارستمی از کانون پرورش فکری کودکان بوده، شما چه‌قدر به این موضوع باور دارید؟  کیارستمی و سینمای او  چه میزان می‌تواند از کتاب‌های آن دوره و جو کانون تأثیر پذیرفته باشد؟ در این موضوع تردیدی نیست که کیارستمی پروردۀ «کانون» و فضای فیلم‌سازی آن سال‌ها است. چنان‌که می‌دانیم و من هم در کتابم دربارۀ کیارستمی (که توسط «نشر قطره» منتشر شده) گفته‌ام فيروز شيروانلو، كه‌ مسئوليت‌ داشت «امور سينمايي‌ كانون‌ پرورش‌ فكري كودكان‌ و نوجوانان‌» را فعال‌ كند، يكي‌ از نخستين مخاطبان فیلم‌های تبلیغاتی كيارستمي‌ بود، و در اواخر دهۀ 1340 از کیارستمی براي‌ هم‌كاري‌ دعوت‌ كرد. کیارستمی در مدت هشت‌ نه‌ ماه‌ تنها كارمند قسمت سينمايي «کانون» بود و به‌‌تدريج‌ افراد ديگري به جمع‌ دو نفري او و شيروانلو پيوستند؛ مثل آراپيک‌ باغداساريان‌، فرشيد مثقالي‌، بهرام‌ بيضايي‌ و محمدرضا اصلاني‌. نخستين‌ فيلم‌ «كانون»‌ را كيارستمي‌ در سال‌ 1349 ساخت، که موضوعش بی‌ارتباط به اساسنامه و برنامه‌ریزی‌های «کانون» نبود. فیلم‌های دیگری هم که کیارستمی در «کانون» ساخت در همان حال و هوای فیلم اولش بودند. مضمون اغلب این فیلم‌ها با کتاب‌هایی که «کانون» برای کودکان و نوجوانان منتشر می‌کرد بی‌ارتباط نبود. عباس بهارلو نقش قصه و داستان در سینمای کیارستمی چیست؟  آیا می­‌توان گفت سینمای او قصه‌گو نیست؟ کیارستمی در اغلب فیلم‌هایش ـ به شیوه خود ـ اعتنایش را به سینمای قصه‌پرداز نشان داده است، چه در فیلم‌های اولیه‌اش مثل «نان و کوچه»، «مسافر»، «تجربه» و مهم‌تر از همۀ این‌ها «گزارش»، و چه در فیلم‌های بعدی‌اش «خانۀ دوست کجاست؟»، «زندگی و دیگر هیچ»، «طعم گیلاس»، «کپی برابر اصل» و «مثل یک عاشق». البته او در فیلم‌هایی که در اواخر عمرش ساخت (مثل « ABCآفریقا»، «جاده‌ها»، «پنج» و «24 فریم») اعتنای کم‌تری به قصه‌گویی نشان داده است. راست این است که در چهارپنج سالِ آغاز قرن بیست‌ویکم رواج فن‌آوری دیجیتال فرصتی برای کیارستمی فراهم کرد که پاره‌ای از ایده‌هایش را بدون حضور عوامل فنی گسترده ثبت و ضبط کند. تعدد فیلم‌هایی که در این سال‌ها ساخته گویای آن هستند که او بیش از سایر فیلم‌سازان هم‌سن و سال خود از گسترش و رواج این فن‌آوری مشعوف بود. درواقع تجربه‌های بعد از «ABC آفریقا» و به‌ویژه «ده» کیارستمی را به این نتیجه رساند که دنیا برای او از زاویۀ دوربین دیجیتال دیدنی‌تر و جذاب‌تر شده است؛ زیرا با این دوربین ذهن‌اش سیال‌تر از گذشته عمل می‌کرد. آشکار است که کیارستمی در فیلم های «پنج» و «24 فریم» میلی به قصه‌گویی و کارگردانی ندارد و دست‌بالا قاب‌بندی‌های او در هر فصل چیزی شبیه به انتخاب زاویه برای گرفتن یک عکس است. به‌عبارت دیگر، به جای آن که قاب ثابتِ عکس او را به تصویر متحرک بیش‌تر علاقه‌مند کند، تصویر متحرک است که او را به انتخاب قاب ثابت ترغیب می‌کرد. طبعاً کیارستمی انتظار نداشت که مجموعۀ عکس‌های ثابت او در هر فصل از «پنج» یا «24 فریم» معناهای بیش‌وکم یک‌سانی داشته باشند؛ اما انتظار داشت که مخاطبان با دیدن سوژه‌های متحرک در قاب‌های ثابت او در واقعیتی که مورد نظر او است سیر کنند.   كیارستمی پس از انتشار گزیده شعرهای سعدی با انتقادات زیادی مواجه شد نظر شما راجع به این موضوع چیست؟ کیارستمی هنرمندانی پُرشور، سرزنده و تجربه‌گرا بود، اهل ذوق‌ورزی و آزمایش‌گری بود و انتشار گزیدۀ اشعار شاعران ایرانی را هم بایستی در امتداد همین ذوق‌ورزی‌ها ارزیابی کرد. مهم‌تر از همۀ این‌ها او هنرمندی پُرمدعا نبود. انتشار گزیدۀ شاعران نام‌آور ایرانی را از سوی او بایستی خوانش یا انتخاب کیارستمی از شعرهای شاعران قدیم دانست. قدر مسلم این است که او سعدی‌شناس یا حافظ‌شناس نبود، و ادعایی هم در این خصوص نداشت، و مسلماٌ کتاب‌های گزیدۀ اشعارش در ردیف آثار تحقیقی (مثلاً آن‌طور که دیوان سعدی به تصحیح غلام‌حسین یوسفی یا محمدعلی فروغی اهمیت دارد) قرار نمی‌گیرند.   به نظر شما شاعرانگی و ادبیات چه تاثیری بر سینمای کیارستمی گذاشته است؟ تعلق خاطر کیارستمی در فیلم‌های «خانۀ دوست کجاست؟» و «باد ما را خواهد برد» به سپهری و فروغ و خیام آشکار است؛ آن‌جا که سپهری می‌گوید: «خانۀ دوست کجاست/ در فلق بود که سوار پرسید»، یا عنوان فیلم «باد ما را خواهد برد» از شعري‌ به‌ همين‌ نام‌ از مجموعة‌ «تولدي‌ ديگر» وام‌ گرفته شده ‌است. لاية‌ ظاهري‌ و بيروني پاره‌ای از فیلم‌های او مثل «زندگي‌ و ديگر هيچ‌...»، «طعم‌ گيلاس‌...» و «باد ما را خواهد برد » مسئلة‌ مرگ‌ است‌؛ اما لاية‌ پنهاني‌ و دروني‌ این فيلم‌ها‌ بر شور و حرارت زندگي ‌دلالت‌ دارد. اين‌ شور و حرارت زندگي‌ از نوع خيامي‌ است‌؛ به‌ويژه ‌در حرف‌هايي‌ كه «دكتر» (در فیلم «باد ما را خواهد برد») خطاب‌ به‌ بهزاد، موقعي‌ كه‌ او بر ترک‌ موتورش‌ سوار است‌، مي‌زند: «روزي‌ كه‌ گذشته‌ است‌ از او ياد مكن/ فردا كه‌ نيامده‌ است‌، فرياد مكن/ بر نامده‌ و گذشته‌ بنياد منه‌/ حالي‌ خوش‌باش‌ و عمر بر باد  مكن.»‌ و فصل اختتامية‌ فيلم‌، صحنه‌اي‌ كه‌ بهزاد استخوان شخصِ مُرده‌اي‌ را در آب روان مي‌اندازد، اگر چه‌ بر تداوم‌ حيات‌ و زندگي‌ تأكيد دارد، اين‌ رباعي‌خيام‌ را نيز واگويي‌ مي‌كند‌: «اين‌ يک‌ دو سه‌ روز نوبت عمر بگذشت/ چون‌ آب‌ به‌ جويبار و چون‌ باد به‌ دشت‌.»   آیا کتاب‌شناسی کاملی دربارۀ کیارستمی وجود دارد یا خیر؟ تا آن‌جا که من دیده‌ام دست‌کم دو کتاب‌شناسی مفصل و بیش‌وکم دقیق از کتاب‌هایی که دربارۀ کیارستمی در ایران و جهان منتشر شده تهیه شده که در ویژه‌نامه‌هایی که فصلنامۀ «سینما حقیقت» و ماهنامۀ «فیلم» دربارۀ کیارستمی منتشر کرده‌اند درج شده است.‌                                                                                              ]]> هنر Thu, 05 Jul 2018 06:04:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262895/تعلق-خاطر-کیارستمی-سپهری-فروغ-خیام-آشکار همه کتاب‌هایی که به کیارستمی مرتبط‌ هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262887/همه-کتاب-هایی-کیارستمی-مرتبط-هستند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) دوسال از فوت عباس کیارستمی سینماگر شهیر ایران که برنده جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن شد می‌گذرد. عده­‌ای سینمای کیارستمی را شاعرانه می­‌دانند و دلیل این امر را پیوندی می‌دانند که او با ادبیات و شعر و کتاب داشته است. کیارستمی علاوه بر فعالیت در حوزه سینما نویسنده و شاعر نیز بود. در ادامه نگاهی داریم به کتاب‌هایی که کیارستمی نوشته یا کتاب‌هایی که درباره کیارستمی نوشته شد است. کتاب‌هایی که در آن کیارستمی ابیاتی از شاعران را انتخاب می‌کرد و به شیوه تقطیع خودش آن را در صفحات می‌چید مانند:   «حافظ به روایت کیارستمی» عباس کیارستمی (چاپ اول: ۸۵. چاپ ششم: ۱۳۹۵،انتشارات فرزان روز) این کتاب، کتابی بود که در زمان انتشار سروصدای زیادی به پا کرد. این اثر، دربرگیرنده ۶۴۷ نیم بیت از ۵۰۰ غزل حافظ است که هر نیم بیت در دو یا سه سطر زیرهم نوشته شده است و این شیوه نوشتار امکان دیگری به شعر حافظ بخشیده است. در این کتاب کیارستمی با سبکی مدرن به برجسته‌سازی برخی از مصرع‌های شعر حافظ پرداخته‌ است که تنوعی در بررسی اشعار حافظ است. «سعدی از دست خویشتن فریاد» (چاپ اول: ۸۶، چاپ پنجم: ۱۳۹۳، انتشارات نیلوفر) کیارستمی درباره این کتاب گفته بود: «انتخاب من از آثار سعدی و حافظ بر این اساس بود که مصرع‌های ابیاتی را که سرشار از مفهوم باشند و با بیت یا مصرع قبل و بعد هم ارتباط معنایی نداشته باشند پیدا کرده و به‌صورت مقطع بنویسم تا کمی از با آهنگ ادا کردن آن نیز کاسته شود.» کیارستمی نام این کتاب را از بیت زیر گرفته است:                       همه از دست غیر ناله کنند                 سعدی از دست خویشتن فریاد      «آتش درباد، جزئی از کلیات شمس» (چاپ اول:90 ،انتشارات نظر) کیارستمی در این کتاب ابیاتی از مولانا را طوری کنار هم چیده بود که به گفته خودش معلوم نباشد قسمتی از آن حذف شده است. او درباره این کتاب گفته بود: «امیدوارم شما هم وقتی کتاب را می‌خوانید فکر کنید که مولانا این غزل‌ها را دوبیتی یا سه‌بیتی گفته است. نگارش این کتاب ۷ سال طول کشید و امیدوارم کسی به من بگوید این کار را به خوبی انجام داده‌ام؛ چون کار سختی بود.» آخرین کتاب‌های کیارستمی، دو جلد: «شب عاشقان بی دل» (1394، نشر نظر) و «شب ندارد سر خواب» (1394، نشر نظر) بود که در آنها به گزینش اشعاری در مورد شب، از میان اشعار شاعران کلاسیک و شاعران معاصر پرداخته بود. «آب» گزیده‌‌نگری اشعار نیما (چاپ اول 1390، انتشارات نظر)           این کتاب نیز شامل گزیده‌ای از اشعار نیما یوشیج به انتخاب عباس کیارستمی است. مجموعه شعر: «باد و برگ» شعر (چاپ اول: ۹۰، چاپ دوم: ۹۲،انتشارات نظر)  کتاب شعر باد و برگ مجموعه‌ اشعار کوتاه کیارستمی است. وی هایکو می‌سرود. هایکوهایی برآمده از دل، لطیف، ریزبینانه و سرشار از عاطفه و احساس.        «همراه با باد» عباس کیارستمی، (سال 2002، انتشارات دانشگاه هاروارد)  مجموعه شعری که به صورت دوزبانه (فارسی و انگلیسی) منتشر شد. ترجمه آن به انگلیسی با همکاری احمد کریمی حکاک و مایکل بیرد صورت گرفت.   « داد از غم تنهایی/ در شعر شاعران کهن و معاصر» (سال 1397، انتشارات نظر) کارهای آماده سازی، طراحی و اجرای این کتاب در سال ۱۳۹۲ زیر نظر عباس کیارستمی انجام شد. انتشار آن به دلیل تمایل گردآورنده منصور ملکی، برای نگارش مقدمه‌ای از سوی یکی از شاعران معاصر به تعویق افتاد و زمانه فرصت زندگی از هردوی ایشان را دریغ کرد.     بخشی از آثاری که درباره کیارستمی نوشته شده است:   «عباس کیارستمی، فیلم‌ساز رئالیست» اثر ایرج کریمی (سال 1365، انتشارات آهو) در این کتاب ایرج کریمی به نقد از آثار کیارستمی می‌پردازد و می‌گوید: کیارستمی در سینما به نوعی کشف و شهود معتقد است که در اثر نخواندن و ندیدن به دست می‌آید. حقیقت این است که کیارستمی الفبای سینما را نمی‌دانست و از زمانی که با اقبال منتقدان مسحور شده و جشنواره‌های جهانی مواجه شد، هرگز نخواست یاد بگیرد. او زیرکانه تکنیک را نفی می‌کند تا تشخص هنری خود را در سایه رئالیسم بدوی سینمایی حفظ کند.  «مجموعه مقالات در نقد و معرفی آثارعباس کیارستمی» به کوشش زاون قوکاسیان، ‌(سال ۱۳۷۵، انتشارات دیدار) این کتاب دربردارنده‌ 36 جستار درباره‌ 36 عكس از فیلم‌های برجسته‌ تاریخ سینمای جهان است. نخستین عکس، از فیلم (سفر به ماه)، محصول 1902 و آخرین آن‌ها (پیروسمانی) تولید 1970 است. كتاب با مقدمه‌ «بابك احمدی» شروع می‌شود. احمدی در این مقدمه، درباره‌ ارتباط هنر عكس و فیلم بحث كرده است. پس از مقدمه‌ احمدی، در پیش گفتار نویسنده آمده است كه او در آن، درباره‌ی مضمون كتاب، نحوه شاخص شدن یك عكس برای فیلم و تقسیم‌بندی‌هایش در زمینه‌ی عكس فیلم صحبت كرده و جستارهای خود را به عنوان «نظرهای شخصی اعلام كرده است. «طرحی از دوست» اثر محمد شعبانی پیرپشته، (سال1376. انتشارات) ن‍گ‍اهی به زن‍دگی و آثار ف‍ی‍ل‍م‌‍ساز ان‍دی‍ش‍م‍ن‍د ع‍ب‍اس ک‍ی‍ارس‍ت‍می است. در این کتاب پس از معرفی نئورئالیسم در سینما در خلال چند گفت‌وگو به نئورئالیسم خاص کیارستمی که شهرتی بسزا درسینما یافته، اشاره شده است. همچنین در این کتاب به سخنان بزرگان در مورد کیارستمی و حضور و جوایز و فیلم‌های او در جشنواره‌های سینمایی پرداخته شده است. «عباس کیارستمیَ» اثر عباس بهارلو، (1396، انتشارات قطره) پیش از این، این کتاب در سال 1379 توسط نشر موسسه فرهنگی هنری نوروزهنر منتشر شد و شامل فیلم‌هایی بود که کیارستمی تا آن زمان ساخته بود. چاپ جدید این کتاب به زندگی،‌ نحوه تفکر و فیلم‌شناسی کیارستمی و فیلم‌هایش تا زمان چاپ کتاب پرداخته است.   «سینمای خرد» بررسی سینمای کیارستمی با تریلوژی، اثر ابوالفضل توسلی، (۱۳۹۰، انتشارت شلفین) این کتاب در بیست فصل تدوین شده است که در تعدادی از این فصول مضامینِ مختلف در فیلم‌های کیارستمی از قبیل طبیعت، راه، آسمان، زنان، کودکان و ارتباطشان با نحوه حضور این عناصر در ادبیات و شعر فارسی بررسی می‌شوند و همچنین در فصل‌هایی دیگر، فیلم برداری، صداگذاری، بازیگری و دیگر عناصر تکنیکیِ فیلم‌های این فیلم‌ساز بررسی می‌شوند. «فیلم کوتاهی درباره دیگران» محسن آزرم، چاپ دوم:1392، انتشارات چشمه) مکالمه با ژان‌کلود کری‌یر درباره سینما و مکالمه با عباس کیارستمی درباره ژان‌کلودکاری‌یر   «عباس کیارستمی و درس‌هایی از سینما» محمودرضا ثانی، (چاپ اول: ۱۳۹۲.انتشارات معین) این کتاب روایتی از کارگاه فیلم‌سازی کیارستمی در دنیا است. عباس کیارستمی طی سفری به اسپانیا برای دریافت نشان «ابن عربی» ورک‌شاپی برای 35 دانشجو از سراسر جهان برگزار کرد. ثانی به عنوان یک مستندساز در این ورک‌شاپ حضور داشت و این کتاب  حاصل شرکت او در این دوره است.  ژان کلود کاری‌یر فیلم‌نامه نویس و بازیگر فرانسوی مقدمه‌ای بر این کتاب نوشته است. قسمتی از این مقدمه آورده: عباس کیارستمی تنها سینماگری است که می‌تواند درس سینما بدهد اما خود درسی نگرفته است. او همچنین معتقد است نخستین درسی که باید از کیارستمی بیاموزیم این است که هرگز نمی توانیم فیلم هایی را که او ساخته است، بسازیم.             «واقعیت‌نمایی و بداهت» تأویل‌های ژان لوک نانسی از سینمای کیارستمی، ترجمه  منوچهر دین‌پرست، (سال 1394. انتشارات کتاب پارسه) در این کتاب مولف سعی کرده تا به تبیین تأویل‌های فلسفی در سینمای کیارستمی بر پایه آراء فلسفی ژان لوک نانسی و بر پایه مفهوم‌های «بداهت»، «ذات واقع» و «نگاه و تصویر» و در انتها «معنای زندگی» بپردازد. همچنین مولف سعی کرده در این کتاب به بررسی لایه‌های فلسفی سینمای کیارستمی و تأویل‌های آن بر اساس روش و متد نانسی و امکان‌پذیری فلسفه سینما بر اساس آراء و اندیشه‌های موجود در سینمای ایران بپردازد.                    «خانه‌ای با شیروانی قرمز» گفت‌وگو با عباس کیارستمی و آیدین آغداشلو، مرجان صائبی، (سال1395، نشر ثالث )   «سینمای عباس کیارستمی» روبرت صافاریان، نشر (1395، انتشارات روزنه) صافاریان در این اثر که در سه بخش تدوین شده به بررسی نزدیک چهاردهه فعالیت فیلم‌سازی عباس کیارستمی پرداخته است. بخش نخست کتاب به فعالیت‌های این فیلم‌ساز نام‌آشنای ایرانی در دوره پیش از انقلاب اختصاص داشته و در آن دو فیلم مسافر و گزارش مورد بررسی قرارگرفته است. نویسنده در بخش دوم که به دوره‌‌ی انقلاب تا اوایل دهه‌ی هشتاد تعلق دارد، به آثار موفق کیارستمی در جشنواره‌های جهانی تحت عنوان عمومی چهارگانه «زندگی ادامه دارد» پرداخته و در بخش سوم که شامل دهه هشتاد تا امروز است، کارهای تجربی‌تر او مانند ده و شیرین و همین طور فیلم‌هایی که در خارج از کشور ساخته مانند کپی برابراصل، بررسی کرده است. در صفحات پایانی به عنوان جمع‌بندی شخصیت هنری و سینمایی کیارستمی به عنوان پست مدرنیستی سنت‌گرا معرفی شده است. «سر کلاس با کیارستمی» پال کرونین، ترجمه سهراب مهدوی، ( سال1395، انتشارات نظر) کتاب سر کلاس با کیارستمی، چکیده‌ای از کارگاه‌هایی‌ست که او در سراسر جهان برگزار کرده‌است. کلاس‌ها و کارگاه‌هایی که هنرجویان زیادی را هدایت کرده و از بین‌شان فیلم‌سازان قابلی را به هنر جهانی عرضه داشته است. کتابی که نه مصاحبه است، نه دستورالعمل برای فیلم‌سازی، نه پژوهشی در مورد سینمای ایران و نه فیلم‌‌شناسی عباس کیارستمی. این کتاب در حقیقت جهان‌بینی، دانش، نگاه ظریف و همان جهان و دیدگاه شاعرانه‌ی او را به خواننده نشان می‌دهد. «گفت‌وگو با عباس کیارستمی» مهدی مظفری‌ ساوجی، (سال1395، انتشارات آبان) شامل روزنگاشت‌های مهدی مظفری‌ ساوجی از همنشینی‌اش با کیارستمی است، بخشی نیز به کتاب‌شناسی و فیلم‌شناسی و آثار و جوایز کیارستمی اختصاص دارد. همچنین بخشی نیز گفت‌وگو بین آن‌ها است.این گفت‌وگو شامل ناگفته‌ها کیارستمی از روزگاری که آن را سپری کرد و روایتی است از زندگی و آثار او.این کتاب مجموعه از کتاب های دیگر است  که به‌صورت پراکنده در اینجا جمع‌آوری شده است. «عباس کیارستمی» اثر جاناتان رزنبام، مهرناز سعید وفا، ترجمه یحیی نطنزی.(سال 1396، نشر چشمه) کتاب جاناتان‌رزنبام و مهرنازسعیدوفا دستاورد کامل و قابل اعتنایی محسوب می‌شود زیرا: علاوه بر مرور ویژگی‌های تحسین برانگیز کیارستمی، موقعیت او را به عنوان یک هنرمند بین‌المللی بررسی می‌کند و سراغ مسیری می‌رود که کیارستمی درآن از یک فیلم‌ساز حاشیه‌نشین و کارگردان فیلم‌های «کانونی» به جایگاهی رسید که بزرگان سینمای جهان تحسینش کردند و فیلم‌سازان زیادی تحت تأثیرش قرار گرفتند.در ابتدای این کتاب جاناتان‌رزنبام و مهرنازسعیدوفا مقاله‌های مفصل و مجزایی با تمرکز بر کارنامه کیارستمی نوشته‌اند و در ادامه با مکالمه‌ای دونفره دیدگاه‌های یکدیگر را بررسی و نقد کرده‌اند. بخش جذاب‌تر این کتاب به مکالمه آن‌ها با کیارستمی اختصاص دارد، به جامع‌تر شدن مباحث کتاب کمک زیادی کرده است. «کیارستمی، پشت وروی واقعیت» اثر یوسف اسحاق‌پور، ترجمه محمدرضا شیخی.(سال1397، انتشارات شورآفرین) برخی کیارستمی را وارث نئورئالیسم و موسیلینی خوانده‌اند این کتاب درباب مخالفت با همین ایده پذیرفته شده رایج است.در این کتاب یوسف اسحاق‌پور به صورت مستدل ایده‌هایی در باب بازخوانی مجدد سینمای کیارستمی ارائه می‌کند که برای دیدن دوباره‌ فیلم‌های کیارستمی بسیار راهگشاست.         ]]> هنر Thu, 05 Jul 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262887/همه-کتاب-هایی-کیارستمی-مرتبط-هستند نمایشنامه‌نویسی با رویای رفتن به مدارس خصوصی http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262830/نمایشنامه-نویسی-رویای-رفتن-مدارس-خصوصی  علی‌رضا معصوم‌نژاد در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب(ایبنا) اظهار کرد: سایمون استیونز نمایشنامه‌نویس مطرح انگلیسی است. او نمایشنامه‌نویس پرکار و جوانی است که اکثر آثارش در تئاتر رویال‌کورت لندن اجرا می‌شود. استیونز صرفا در حوزه نمایشنامه‌نویسی فعالیت و به عنوان مشاور هنری در تئاتر لیریک‌همراسمیت کار می‌کند و پیشه قبلی‌اش معلمی بود. مترجم «پانک راک» در ادامه افزود: استیونز در ایران شهرت چندانی ندارد و آثار زیادی از او منتشر نشده است. بعد از نمایشنامه «ماجرای عجیب سگی درشب»، نمایشنامه «پانک راک» دومین نمایشنامه از او است که  به فارسی ترجمه شد.   معصوم‌نژاد گفت:‌ این نمایشنامه‌نویس در کودکی رویای رفتن به مدرسه خصوصی را در سر می‌پروراند ولی هرگز در این مدارس درس نخواند. ماجرای «پانک راک» در یک مدرسه خصوصی در شهر استاک‌پورت منچستر، شهری که استیونز درآن متولد شد، رخ‌ می‌دهد. شخصیت‌های این نمایش دانش‌آموزان این مدرسه هستند و شش صحنه  از این نمایش در کتابخانه مدرسه و صحنه آخر در بیمارستان روایت می‌شود. او همچنین بیان کرد: نویسنده از واقعیت‌های رخ داده در مدارس آمریکا، از میل جامعه غایت‌انگار به کسب موفقیت‌های آکادمیک انتقاد می‌کند. شخصیت‌های اصلی این نمایش همان اندازه که از افراد غریبه هراس دارند، از عملکرد ضعیف‌شان در امتحانات نیز هراس دارند و این نقدی به نتیجه‌گرایی ثبات یافته در تمام امور است.  این مترجم در پایان افزود:‌ «پانک راک» نقد اجتماعی به ساحت امروز جامعه است. بخشی از کودکی و سال‌های نوجوانی استیونز در این نمایشنامه نمایان است و ترکیبی است از دنیای خیالی و واقعی او. همچنین مسئله اختلاف مدرسه‌ها در کودکی سایمون، خیالات دوران بزرگسالی او را نیز متأثر می‌کرد و او به سمت نگارش این نمایش‌نامه رفت. وقتی نمایش پانک راک اجرا شد منتقدان  از آن تعریف کردند. انتشارات مانیاهنر نمایشنامه «پانک راک»، اثر سایمون استیونز، ترجمه علی‌رضا معصوم نژاد را در 147 صفحه، 500 نسخه و با قیمت 14000تومان منتشر کرد.   ]]> هنر Wed, 04 Jul 2018 05:52:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262830/نمایشنامه-نویسی-رویای-رفتن-مدارس-خصوصی از شکسپیر تا چخوف؛ با زبان طنز http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262783/شکسپیر-چخوف-زبان-طنز به گزارش خبرگزاری کتاب (ایبنا) «الفتا/ 3 مجموعه نمایشنامه‌‌های نویسندگان شیراز»، منتشر شد. این اثر شامل چهار نمایشنامه از 2 نمایشنامه‌نویس شیرازی است. نمایشنامه «تراژدی مکلت» و «مرغ دریایی دایی وانیا» را آرمان طیران و نمایشنامه «مرثیه‌ای برای مادمازال کارمو» و «گاوچران‌های مفرغی» را سعیدرضا خوش‌شانس نوشته‌اند.   تراژدی مکلت  آرمان طیران با تلفیق نمایشنامه‌های «مکبث» و «هملت» از آثار ویلیام شکسپیر، نمایشنامه «تراژدی مکلت» را نوشته است. او در این نمایشنامه، داستان خود را با روایتی طنزگونه و زبانی ساده پیش می‌برد. صحنه این نمایش در دو سرزمین و قلعه‌هایی در اسکاتلند و دانمارک است. هنگامی که دانکن پادشاه اسکاتلند به همراه سردار شجاع خود مکبث و همسرش لیدی مکبث به مراسم عروسی گرترود(مادرهملت) و کلادیوس(عموی هملت) می‌رود، توسط سردار خود به قتل می‌رسد. مکبث بر اثر تلقین جادوگر و وسوسه همسر جاه‌طلب‌اش، دانکن را به قتل می‌رساند. همچنین هملت که توسط روح پدرش از خیانت سایرین مطلع می‌شود کمر به انتقام و برملا کردن خیانت‌ها می‌بندد. نمایشنامه‌ «مکبث» که طیران از اشخاص و موضوع آن در نمایشنامه خود استفاده کرده شرح زندگی سرداری به نام مکبث است. تمامی نمایشنامه‌های شکسپیر از مخلوطی از نظم و نثر تشکیل شده است. نمایشنامه «مکبث» به اسثتنای چند بخش کوتاه، تقریباً به‌طور کامل منظوم یعنی به شعر است. دانکن، پادشاه شریف اسکاتلند، همسر خویش در شبی که پادشاه مهمان اوست، او را در خواب به قتل می‌رساند و با این قتل، جهنمی برای خویش به‌وجود می‌آورد. مکبث از آن پس گرفتار عذاب وجدان می‌شود، چندان‌که هر آهنگی و هر در کوفتنی او را هراسان می‌کند. طیران همچنین از نمایشنامه «هملت» نیز در اثر خود سود جسته است. «هملت» یکی از مشهورترین نمایشنامه‌های تاریخ ادبیات جهان به‌شمار می‌آید. این نمایشنامه داستان شاهزاده دانمارک هملت است که پس از قتل پدرش به سرزمین خود بازمی‌گردد. او به درخواست روح پدرش به دنبال انتقام از کلادیوس(عمویش) می‌رود. نمایشنامه «مکلت» تاکنون در دو نوبت در جشنواره بین‌المللی فجر در سال‌های 1387 و 1389 در تهران روی صحنه رفته است. همچنین نخستین‌بار، رتبه اول نمایشنامه‌نویسی در نوزدهمین جشنواره و دومین همایش استانی تئاترفارس، شیراز، آذر 1387 را به خود اختصاص داده‌ است وبرای بار دوم توانست رتبه اول نمایشنامه‌نویسی را از بیست‌ و دومین جشنواره تئاتر منطقه 3کشور، زنجان، آذر 1389 کسب کند.   مرغ دریایی دایی وانیا نمایشنامه «مرغ دریایی دایی وانیا» نوشته آرمان طیران است. این اثر ابتدا با معرفی شخصیت‌ها شروع می‌شود. «مرغ دریایی» چخوف یکی از نمایشنامه‌هایی است که طیران در نوشتن نمایشنامه خود آن را با «دایی وانیا» تلفیق کرده است. چخوف در این اثر افکار و ایده‌های‌اش درباره هنر، قریحه هنری و چیستی هنر را با صراحت و شفافیتی کم‌نظیر ابراز می‌کند. سراسر این نمایشنامه پر است از رنج و حرمان و یأس و پوچی‌های آدم‌های به تنگ آمده از یکنواختی و روزمرگی زندگی. مرغ دریایی پر است از عشق، عشق‌های ناکام و شکست خورده، عشق‌های پرملال و کهنه و عشق‌های یک جانبه و مصیبت‌بار. شش رابطه تو در تو و پیچیده عاشقانه بستر اصلی نمایشنامه مرغ دریایی است. شخصیت‌های مرغ دریایی به مانند اغلب شخصیت‌های چخوفی مردمانی مردد، سست‌نهاد و حقیرند، که گاه از سر بیکاری و تنها برای قابل تحمل ساختن رخوت و ملال زندگی به سادگی دل می‌بازند. همچنین نمایشنامه «دایی وانیا» از آثار برجسته معاصر است که در آن ماجراهای اقتصادی و عاشقانه بسیاری در یک خانواده روسی رخ می‌دهد که هریک از اعضای این خانواده را دچار تحولی می‌کند. پروفسور سربریاکوف، دانشمندی میان مایه و متظاهر، سال‌هاست که با جان کندن دخترش سونیا و برادرزنش ایوان (دایی وانیا) که اداره ملکی را که از زن مرحومش به میراث برده برعهده دارند، زندگی بی‌دغدغه‌ای را می‌گذراند. سربریاکوف با یلنا، دختر جوانی که مجذوب شهرت او شده، ازدواج کرده است. بی‌قراری یلنا و خودخواهی سربریاکوف کار اداره ملک را مختل می‌کند و این اوضاع متشنج وقتی به اوج خود می‌رسد که سربریاکوف اعلام می‌کند می‌خواهد ملکش را بفروشد و در شهر زندگی کند.   مرثیه‌ای برای مادمازل کارمو و گاوچران‌های مفرغ  نمایشنامه سوم این کتاب «مرثیه‌ای برای مادمازل کارمو» اثر سعیدرضا خوش‌شانس است. او این نمایشنامه را با نگاهی به حکایت «نگریستن به عزرائیل برمردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکل بر جهد و قلت فایده‌ی جهد» از مثنوی معنوی، دفتر اول. سروده مولانا جلال‌الدین محمدبلخی نوشت.  این نمایش در نه بازی نوشته شده است. مادمازل کارمو دوشیزه 17ساله بنابر یک باور کهنه کلیسای کاتولیک به عنوان قدیس انتخاب شده است. او قرار است، در آستانه جوانی بمیرد تا قدیس این دوره باشد. کارمو خوابی می‌بیند و به سراغ فردی می‌رود تا خوابش را تعبیر کند و در طول نمایش سعی می‌کند از مرگ فرار کند و در پایان دچارش  می‌شود. حکایتی که سعید رضا خوش‌شانس در نوشتن این اثر خود از آن بهره گرفته‌ است درباره مردی است که عزرائیل را در راه می‌بیند، با ترس سراغ سلیمان نبی(ع) می‌رود و به او می‌گوید: امروز عزرائیل را دیده که با کینه و خشم به او نگاه می‌کرد. مرد از حضرت سلیمان می‌خواهد جان او را از مرگ نجات دهد و با سرعت زیاد باد او را به هندوستان بفرستد. سلیمان نبی (ع) علت را عزارائیل می‌پرسد و او در پاسخ می‌گوید: من از روی خشم و کین به آن مرد نگاه نکردم بلکه نگاه من از روی تعجب و شگفتی بود زیرا خداوند به من امر کرده بود که جان این مرد را امروز در هندوستان بگیرم و من از این مسئله حیرت کرده بودم که چطور می شود که این مرد خودش را امروز از بیت المقدس به هندوستان برساند. با خودم فکر کردم اگر او صد بال و پر هم داشته باشد نمی‌تواند امروز به هندوستان برسد ولی وقتی خود را به امر خداوند به هندوستان رساندم دیدم آنجاست . پس جانش را همانجا ستاندم . نمایشنامه «گاو چران‌های مفرغ» نوشته سعید رضا خوش‌شانس نیز در پنج بازی است. شخصیت‌های این نمایشنامه کف‌گیر، دیگ و کارد و... است. این اثر توسط  هنرمندان شیرازی در جشنواره تئاتر فجر شیراز، بر روی صحنه سالن استاد هودی رفت.                                                                      نشر عنوان، کتاب الفتا 3/مجموعه نمایشنامه‌‌های نویسندگان شیراز، اثر: آرمان طیران، سعیدرضا خوش‌شانس را در500 جلد و 206 صفحه باقیمت 15000تومان صفحه منتشر کرده است. ]]> هنر Tue, 03 Jul 2018 06:09:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262783/شکسپیر-چخوف-زبان-طنز تحلیل تک­‌پلان­‌ها و سکانس­‌های کریستوفر نولان با استدلال استقرایی http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262770/تحلیل-تک-پلان-ها-سکانس-های-کریستوفر-نولان-استدلال-استقرایی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-مهدی میرغیاثی: تماشاکردن فیلم­ برای سینه­‌فیل­‌ها قاعده و قانون مشخصی ندارد، هرکسی بنا به نوع نگاه­‌اش به سینما و دایره علایقش سلیقه‌­ای منحصر به فرد دارد و انتخاب­‌هایی برای فیلم دیدن؛ گاهی این انتخاب­‌ها محدود به ژانر خاصی از سینما یا فیلمسازی از ژانری خاص می‌­شود. مواجه شدن با آثار یک سینماگر از ابتدا و با هرآنچه به عنوان تصویر متحرک ساخته است و نام خود را بر عنوان‌­بندی آن قرار داده، بخشی از رویای سینه­‌فیلی یک نسل است. در این میان برای شناخت دنیای هرکدام از دو سوی این معادله یعنی فیلمساز و سینه­‌فیل نیازی وافر به خواندن درباره­ هرکدام از آن­هاست. بسته به نوع نگرش فیلمساز و دنیای او منتقدان و پژوهشگران در طول و عرض فیلم‌­ها عمیق شده‌­اند و نتایج قابل توجهی گرفته‌­اند. یکی از این منتقد-پژوهشگران دیوید بوردول است که فضای نقد فیلم به زبان فارسی از تأثیرگذارترین آن­هاست. کتاب­‌هایی همچون  «هنر سینما» و «تاریخ سینما» که توسط نشر مرکز منتشر شده­‌اند از این دسته­‌اند . به تاز­گی هم کتابی تحت عنوان «هزارتوی روابط» از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه از همین نویسنده به همراه همکارش کریستین تامپسن منتشر شده است. هدف این یادداشت بررسی  کتاب با نگاهی به روش­‌های به کار رفته نویسندگان آن جهت مواجهه با دنیای فیلمساز است. بوردول در جمله ابتدایی کتاب می­‌گوید: «پل تامِس اندرسن، برادران واچوفسکی، دیوید فینچر، دارن آرونوفسکی و کارگردان‌­های دیگری که در اواخر دهه نود میلادی فیلم‌­های موفقی ساختند، همگی یا توانسته‌­اند نظر مردم را جلب کنند یا نظر منتقدان را، و گاهی نیز هردو را. اما هیچ‌­یک از آن­ها در کارشان به اندازه کریستوفر نولان تا این اندازه خیره­‌کننده ظاهر نگشته‌­اند.» با همین جمله­ در ابتدای پیش­گفتار، نویسنده تکلیف خود را با خواننده‌­اش مشخص می‌­کند که قرار است با چه دیدگاهی وارد دنیای فیلمساز شود. جدا از درست یا نادرست بودن استدلال‌­های نویسنده در سطور بعد و نوع روبه‌­رو شدنش با فیلم‌­های نولان این که از همان ابتدا به نوعی استراتژی خود را در چند بخش شرح می‌­دهد و با استفاده از هرکدام بخشی از فیم‌­ها را می­‌کاود خود حاوی وجود نوعی چارچوب مشخص برای نویسنده است. در این کتاب قرار نیست بوردول با سویه‌­هایی انتقادی و زبانی تند  تک‌تک فیلم‌­ها را بررسی و با نگاهی منتقدانه به مصاف کاستی­های فرمال در اکثر فیلم­‌ها برود بلکه روش او تحلیل کردن تک­‌پلان­‌ها و گاهی سکانس­‌هایی با استفاده از استدلال استقرایی است. اشاره‌­های ظریف و گاهای به جای بوردول به قاب‌­هایی از فیلم حیثیت در اولین بخش کتاب تحت عنوان سبک در عین بی سبکی؟    و نگاه و نگرش و تحلیلی که از پلان‌­ها ارايه می‌­دهد نشانی از وجود همین بعد در روش اوست. برای رسیدن به درکی بهتر از فیلم­‌ها بوردول ترجیح می‌­دهد در این کتاب به تحلیل فیلم­‌ها بپردازد و با استفاده از ماده­ خامی که هر فیلم به عنوان متنی با قابلیت دیدن چندباره و واجد نکات زیبایی­‌شناسی در  تصویر به مخاطب ارائه می‌­دهد، با ایده­‌ای تازه با آن رو‌به‌رو شود. به طور مثال در فصل «تعقیب رو به عقب و جلو» با شرح و گسترش مفهومی تحت عنوان ساز و کار و انگیزش می‌­گوید: آن ایده‌­ای که هر اثر هنری برای توجیه اِلمان‌­ها و تدابیر به کار رفته در خود، کمابیش نیازمند آن است. وی با جدا کردن نولان از سینمای هالیوود و بسط دادن ایده‌­های روایت‌­محور خود درباره­ بعضی از فیلم‌­های دوره­ اول کاری نولان سعی در متمایزکردن او به هر وسیله­‌ای را دارد تا جایی که جمله­ عجیب و حیرت­‌انگیز «نولان تبدیل شده است به کوبریک عصر ما» را به کار می‌­برد. با همه­ موفقیت‌­هایی که در ارائه­ ایده­‌هایی نغز برای دوباره دیدن فیلم­‌های نولان به دست می­‌آورد اما گاهی خودش هم به کاستی­‌هایی در نوع فیلمسازی او معتقد است. در فصلی از کتاب تامپسن دست به تحلیل فیلم تلقین می‌­زند و در یک مقاله طولانی نسبت­‌هایی زیبایی­‌شناسی بین این فیلم و دنیای قبل و بعد از آن در کارنامه­ کارگردان پیدا می‌­کند، اما از ابتدا تا انتهای این مقاله­ بلند خواننده نمی‌­فهمد موضع تحلیلی تامپسن بر چه چیزی استوار است؟ آیا قرار است این فیلم گذرگاهی برای به ثمر ننشستن ایده­‌ها با دوربینی کاملا سوبژکتیو باشد یا قرار است صرفا اتکا به نقص­‌های روایتی فیلم و داستان آن بشود؟ عنوان کتاب هزار توی روابط  هم بر اساس ایده‌ه­ایی از فیلم­‌ها گرفته شده است تا هرچه بیشتر از نزدیکی روش آن و ارتباط نویسندگانش با دنیای فیلم پرده بردارد. اشاره­‌های بجا و تحلیل­‌هایی بر مبنای استفاده فیلمساز از تکنیک تدوین موازی برای ورود به عرصه­ ذهن کاراکترها نشان از همین روابط پیچیده و  هزارتووار دارد. منتشر شدن کتاب به زبان فارسی برای علاقه‌مندان نولان و فیلم­‌های او خبری خشنود کننده‌ای است و قطعا برای خواندن ایده‌­های تازه برای دوباره دیدن  فیلم­‌های او راهگشا خواهد بود. کریستوفر نولان هزارتوی روابط نوشته دیوید بوردل و کریستین تامپسن با ترجمه احسان چادگانی از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه با قیمت 19500 و در 500نسخه منتشر شده است.     ]]> هنر Mon, 02 Jul 2018 07:47:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262770/تحلیل-تک-پلان-ها-سکانس-های-کریستوفر-نولان-استدلال-استقرایی دیزاینر ایرانی به نحوه صدور ویزا در سفارتخانه‌ها واکنش نشان داد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262750/دیزاینر-ایرانی-نحوه-صدور-ویزا-سفارتخانه-ها-واکنش-نشان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ تورج صابری‌وند، دیزاینر ایرانی شهریور سال 96 برای دریافت جایزه «A Design» به ایتالیا دعوت شد اما بعد از مواجهه با سختی‌های گرفتن وقتِ سفارت و صدور ویزا، از سفر به این کشور منصرف شد و در انتقاد به این جریان، نامه‌ای خطاب به رایزن فرهنگی ایتالیا در تهران نوشت. او در اعتراض به آنچه از آن با عنوان «بی‌احترامی» توصیف کرد جایزه‌اش را به سفارت ایتالیا پس فرستاد. البته واکنش صابری‌وند به همین جا ختم نشد و او یک سال بعد از این ماجرا با انتشار کتاب «شکل‌های بی‌معنی»، باردیگر به برخورد سفارتخانه‌ها با شهروندان ایرانی در مورد نحوه تعیین وقت سفارت و صدور ویزا عکس‌العمل نشان داد. «شکل‌های بی‌معنی» همچون دیگر کارهای صابری‌وند از فضای مینی‌مالیستی برخوردار است. تنها متن کتاب هم جمله‌ای است که در ابتدای آن عنوان شده: «نه برای آنان که جهان را با مرزها ساختند». همچنین در دو صفحه میانی کتاب نقشه‌ای از کره زمین درج شده که فقط نام کشورها در آن قید شده است و به این موضوع اشاره می‌کند که هریک از این شکل‌ها،‌ نقشه کشورها هستند با این مضمون که می‌توان معناهای متعدد سیاسی، فرهنگی و ... را از آنها برداشت کرد. تنها کشوری که در این کتاب، تصویر نقشه آن منتشر نشده، ایران است که هنگام صدور مجوز از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حذف شد.   صابری‌وند برنده‌ جایزه نقره‌ای گرافیس (Graphis) آمریکا، جایزه برنز A'Design ایتالیا، برنز International Design Award آمریکا و جایزه سرو نقره‌ای ۹۴ ایران است و در کنفرانس‌ها و همایش‌های تجاری و فرهنگی و رویدادهایی چون TEDx سخنرانی کرده است. او همچنین در روزنامه‌های «شرق»، «جامعه»، «همشهری» و «شهروند» ستون‌نویس بوده است. روزنامه‌‎هایی همچون «گاردین»، «یورو نیوز»، «دویچ‌وله» و.. هم فعالیت‌های او را انعکاس داده‌اند. کمپین‌های اعتراض به تحریم دارو و پروژه ۲ هزار قایق‌ سفید از دیگر فعالیت‌های او هستند. صابری‌وند همکار رسمی راب جانوف، دیزاینر لوگوی اپل در ایران است. او موسسه «دیزاین وند» را نیز با هدف تمرکز بر دیزاین طراحی کرده که در زمینه مشاوره‌ دیزاین و برندینگ فعال است. کتاب «شکل‌های بی‌معنی» در 196 صفحه، قطع رحلی و قیمت 48 هزار تومان از سوی «نشر نظر» روانه بازار کتاب شده است.  ]]> هنر Sun, 01 Jul 2018 12:43:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262750/دیزاینر-ایرانی-نحوه-صدور-ویزا-سفارتخانه-ها-واکنش-نشان شب‌ها بیدار با «بیدار باش تهران» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262718/شب-ها-بیدار-باش-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،  میثم عبدی یکی از تهیه‌کنندگان برنامه بیدار باش تهران با بیان جزئیات بیشتر درباره این برنامه گفت: برنامه به صورت زنده از ساعت 2 تا 6 بامداد روی آنتن می‌رود و بعد از مدت‌های طولانی این اولین باری است که این ساعت از شب برنامه‌ای به‌صورت زنده و در این مدت زمانی پخش می‌شود. وی ادامه داد: توجه ویژه این برنامه به مخاطبان خاصی است که فقط به صورت شبانه می‌توانند شنونده رادیو باشند. یکی از مهم‌ترین اهداف این برنامه انرژی مثبت دادن و سرحال کردن کسانی است که شب‌ها کار می‌کنند و یا به هر دلیلی شب را بیدار هستند و از دیگر اهداف هم می‌توان به اطلاع‌رسانی اخبار و رویدادها اشاره کرد.  تهیه‌کننده بیدار باش تهران در پاسخ به این پرسش که برنامه‌ای به مدت زمان 240 دقیقه با چه رویکردی طراحی شده است، گفت: قبل از این بیشتر برنامه‌های شبانه تولیدی بود و کسانی که به هر دلیلی مجبور بودند، بیدار باشند نمی‌توانستند در برنامه مشارکت کنند و با برنامه‌سازان در تعامل باشند. در این برنامه هم ما سعی کردیم با گنجاندن آیتم‌های متنوع و انتخاب موسیقی‌های شاد لحظات مفرحی را برای مخاطبان‌مان فراهم کنیم. در حال حاضر این برنامه توانسته حدود 80 درصد، مخاطبان جدید به رادیو اضافه کند.  عبدی بیشتر توضیح داد و خاطر نشان کرد: برنامه ما بیشتر مبتنی بر موسیقی و ترانه است و هر شب رنگ خودش را دارد، برنامه هر شب با یک برنامه‌ساز مجزا روی آنتن می‌رود، هر گروه برنامه‌ساز فضای خاص خودشان را طراحی می‌کنند و این باعث می‌شود تا تنوع موسیقی برنامه بیشتر شود. وی به آیتم‌هایی که طراحی شده است اشاره کرد و گفت: هر شب آیتم‌ها به تناوب برنامه پخش می‌شود، در آن ساعت از شب علاوه بر ترانه و موسیقی برای سرگرم کردن مخاطبان و انرژی مضاعف دادن به شنوندگان آیتم‌های متنوعی طراحی شده است؛ بخشی با عنوان «تهرانگرد» پخش می‌شود که یکی از مکان‌های دیدنی تهران را معرفی می‌کند. عبدی در پایان اظهار کرد: حتی شنوندگان می‌توانند اخبار مرتبط با اکران برنامه‌های سینمایی کشور و رویدادهای آن را در بخشی با عنوان «کلاکت» دنبال کنند. «نگارخانه» از دیگر بخش‌هایی است که به گالری‌های تهران می‌پردازد. ما در آیتم «کتابخانه» کتاب‌های جدید که به تازگی چاپ شده است را معرفی می‌کنیم. حتی شنوندگان در این برنامه می‌توانند خبرهای جدید دنیای نرم افزار را  با «صفر و یک» دنبال کنند.     ]]> هنر Sun, 01 Jul 2018 06:48:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262718/شب-ها-بیدار-باش-تهران خیلی راحت نام مترجم را حذف می­‌کنند/دهه 50 سال‌­های رونق نمایشنامه­‌نویسی در ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262590/خیلی-راحت-نام-مترجم-حذف-می-کنند-دهه-50-سال-های-رونق-نمایشنامه-نویسی-ایران محمدرضا خاکی در گفت­‌وگو با خبرگزاری­ کتاب ایران(ایبنا) اظهار کرد:‌ نمایشنامه «پیرزن کرچ» اثر تادئوش روژه­‌ویچ نویسنده و شاعر معاصر لهستانی است. پیش از ترجمه «پیرزن کرچ» آثار دیگری از روژه‌­ویچ ترجمه کرده بودم که توسط نشر بیدگل منتشر شده بود؛ مانند: «شهادت یا یک­‌کم آسایشی که داریم/ فهرست» که از آثار مهم این نویسنده به‌شمار می­‌آید و شهرت جهانی دارد. وی درباره سبک و روش نگارش روژه­‌ویچ گفت:‌ این اثر تلفیقی از سوررئالیسم، رئالیسم و نوعی نمایش افسون است که می­‌شود این را در کنار آثارش تجزیه و تحلیل کرد. به طور کلی روژه‌­ویچ یک نویسنده اجتماعی است و در تئاتر خود به مسائل جامعه دقیق نگاه می­‌کند. جنگ دوم جهانی، آشویتس و تأثیرات غم‌باری که ایجاد کرد تأثیر عمیقی روی این نویسنده لهستانی گذاشته و این تأثیرات در آثار او منعکس شده است. او همچنین بیان کرد: روژه‌­ویچ به‌طور خاص در نمایشنامه «پیرزن کرچ» مسئله‌­ای مطرح می­‌کند که از دو جنبه مهم است: از طرفی جنگ و عوارض آن و از طرفی دیگر مسئله محیط زیست که امروزه به یک مسئله مهم جهانی تبدیل شده است و اینکه انسان به دست خودش محیط زیست را از بین می­‌برد و این یک تهدید بزرگ برای جهان و بشریت است. روژه­‌ویچ در این نمایشنامه تلاش می‌کند هشدار بدهد و نظرات را نسبت به این موضوع جلب کند. خاکی درباره وضعیت تألیف و ترجمه نمایشنامه در ایران گفت:‌ عده زیادی از سنین مختلف مشغول ترجمه هستند، نمایش­نامه­‌های متعددی از فرهنگ­‌ها و زبان‌­های مختلف به فارسی ترجمه می‌­شود؛ این موضوع به خودی خود خوب است ولی از آن­جا که امکان گفت‌­وگو بین مترجمان وجود ندارد و هرکس در گوشه خود دست به انتخاب می­‌زند و اثری را ترجمه می‌­کند می‌­تواند یک مسئله باشد. چون کارگردان و مدرس دانشگاه هستم و آثاری هم ترجمه می­‌کنم در عین حال آثاری که منتشر می‌­شود می‌­خوانم توجه به این نکته ضروری است:‌ لزوماٌ همه آثار از کیفیت یکسان برخوردار نیستند. آثاری با کیفیت خوب، متوسط و گاهی نیز ضعیف ترجمه می‌­شود. وی در ادامه اضافه کرد: نکته مهم دیگر این است که همه کسانی که کاری را ترجمه می­‌کنند تلاش می‌­کنند بخشی از فرهنگ مدرن تئاتر را از زبان‌­های مختلف به فارسی ترجمه کنند و این به فضای فکری و اندیشه‌ه­ای تئاتر کشور ما کمک خواهد کرد. نمایش­نامه همیشه یک تئاتر بالقوه است. یعنی نمایش­نامه را می‌­توان در مرحله اول در حوزه ادبیات بررسی کرد ولی درواقع همه نمایش‌­ها یک امر بالقوه­‌ هستند که زمانی که بتوانند اجرا شوند و روی صحنه بیایند حیات و زندگی واقعی پیدا می‌­کنند. درحال حاضر وضعیتی در اجرای نمایش‌­ها وجود دارد و در اکثر موارد با عنوان نمایش­نامه­‌های اروپایی و آمریکایی و خارجی روبه‌­رو می‌­شویم که روی صحنه اجرا می‌­شوند ولی خیلی راحت نام مترجم را حذف می­‌کنند و زحمتی که کشیده نادیده می‌­گیرند. از طرف دیگر یک نمایش که در اجرا دو ساعت است را به یک اجرای یک ساعت یا سه ربع ساعت تبدیل می­‌کنند، کارگردان و گروه اجرایی به میل خود و هر قسمتی را که بخواهند از این اجرا کم می­‌کنند و این را در مقابل تماشاگر می­‌گذارند. این یک مشکل بزرگ است و از نظر فرهنگی کار درستی نیست چون اثر نمایشی یک اثر مستقل است و ما نباید آن را به هر شکلی که می‌خواهیم تکیه پاره کنیم. این کار در ایران رواج پیدا کرده است. خاکی در ادامه اظهار کرد: جریان دیگری به‌وجود آمده است که به جای اینکه فرد خودش تلاش کند و نمایشنامه بنویسد از یک نمایشنامه ترجمه شده رونویسی می‌­کند و به شکلی که خودش می­‌خواهد درمی‌­آورد. این کار نیز کار شایسته­‌ای نیست و یک نوع جعل کردن از بدل یک اصل می­‌شود. این روشی که رایج شده و در حال حاضر در اجرای برخی از تئاترها می‌­بینیم چندان مناسب نیست. تماشاگر و علاقه­‌مند به تئاتر و دانشجوی تئاتر خواهان این هستند که یک اثر به­‌شکل کامل و با ویژگی‌­های خاص خود اجرا شود.  این کارگردان همچنین درباره تألیف و ترجمه در حوزه نمایشنامه‌­نویسی گفت: تألیف و ترجمه نمایش­نامه دو مقوله متفاوت است. تئاتر مانند بسیاری از پدیده­‌های مدرنیته بعد از انقلاب مشروطیت وارد ایران شد و ما با این پدیده­‌ها آشنا شدیم. ما دارای تجربه و پیشینه درازمدتی که تئاتر اروپا دارد نیستیم بنابراین باید درهردو زمینه فعالیت کنیم. یعنی نویسندگان باید تلاش کنند نمایش بنویسند، نمایش‌­­­هایی که منعکس کننده فضای اجتماعی، فرهنگی، روحیه، نیاز­ها و مسائل خود ما در جامعه هست باشد. از سوی دیگر اجراکردن نمایش‌­های فرنگی از لحاظ فنی، تکنیکی، غنا و ارزشی که خیلی از این‌­ها به عنوان آثار شاخصی که در همه‌­جای دنیا ترجمه و اجرا می‌شوند هم بخشی از کار نویسندگان و مترجمان است که باید به آن توجه کرد و هر دو را باید در کنار هم داشته باشیم. وی در ادامه افزود: نمی‌­توانیم یک نمایشنامه قوی و بالنده­‌ داشته باشیم بدون اینکه آثار برجسته دنیا را مطالعه کنیم. این یک نیاز دوطرفه و یک ضرورت به شمار می­‌آید. مخصوصاً درحال حاضر که تعداد زیادی دانشکده داریم و تعداد زیادی دانشجو در این دانشکده‌­ها در رشته‌­های مختلف تئاتری مشغول به تحصیل هستند، بنابراین ترجمه همچنان نقش عمده‌­ای را دارد و به مدد آن است که با تکنیک‌­ها و روش­‌های جدید هم در نمایشنامه‌نویسی و هم در اجرا آشنا می­‌شویم. خاکی درباره استقبال از نمایشنامه­‌های تألیفی یا ترجمه اظهار کرد:‌ برای بازیگر و کارگردان تفاوت چندانی ندارد که نمایشنامه فرنگی باشد یا تألیفی. مهم این است که یک نمایشنامه خوب در اختیار باشد. اگر یک ترجمه است باید یک متن ترجمه شده خوب باشد و اگر یک نمایشنامه تألیفی توسط نویسنده ایرانی است باید خوب نوشته شده باشد. متن نمایشنامه باید با دقت نوشته شده و از کیفیت‌­های لازم برای اجرا برخوردار باشد. هر دوی این­‌ها امکان ایجاد می­‌کند برای گروه اجرایی، بازیگر، کارگردان، طراح صحنه و طراح لباس و غیره که بتواند کار خودش را عرضه کند. اجرای نمایش یک کار زمان­‌بر و نیازمند وقت و تمرین زیادی است، بنابراین خود نوع نمایشنامه و میزان وقتی که برایش صرف می­‌شود و توجهی که توسط  کارگردان و بازیگران و همه گروه‌­های اجرایی به کار برده می‌­شود نقش بسیار مهمی در ارائه و اجرای با کیفیت و خوب یک نمایشنامه دارد. او درباره استقبال تماشاگران گفت:‌ نه تنها برای بازیگر که برای مخاطب نیز تفاوتی نمی­‌کند که نمایشنامه تألیفی باشد یا ترجمه شده، کافی است با کیفیت خوب ارائه شود، زیرا بعد از چند دقیقه می‌­تواند وارد متن داستان نمایشی شود و آن را دنبال کند. مسئله در هر دو سمت: چه در نمایش ایرانی چه در نمایش خارجی میزان کیفیت و دقتی که در خود آن اثر موجود است مهم است. تماشاگران علاقه­‌مند و خوب درتئاتر داریم. توجه به مخاطب یک امر مهم است، این تأتری‌ها هستند که مخاطب خود را می‌­سازند، اگر تئأتر خوب و با کیفیت ارائه دهند مخاطب به این نوع تأتر و به این کیفیت عادت می‌­کند. اگر این سطح را نازل کنید به عنوان اجراکننده، تماشاگر با این نوع اجرا عادت می­‌کند. نه‌­تنها در کشور ما در هر کشور دنیا تماشاگر به‌طور خاص یک مسئله مهم است که جزو اولویت‌­های مهم در تأتر به‌شمار می‌­آید. او در ادامه گفت‌­وگو بیان کرد: نمایشنامه­‌نویسی امروز ایران از یک سو به لحاظ کمیت و از سویی دیگر به لحاظ بعضی از جنبه‌­های کیفی نسبت به سال­‌های دهه 40 و 50 که سال‌­های رونق نمایشنامه­‌نویسی در ایران شناخته می‌­شود بسیار متفاوت است. بعضی از دوستان با تیراژ بالا در شکل­‌ها و سلیقه­‌ها و روش­‌های مختلف نمایشنامه نوشته‌­اند و کسانی هستند که با تیراژ پایین نوشته‌اند و به کمیت توجهی نکرده­‌اند. نمایش­نامه‌­نویسی امروز ایران هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است. یعنی هنوز جریان­‌های واقعی نمایشنامه­‌نویسی که به‌­نام شناخته شود و از نظر نوع، روش، سبک و شیوه­‌کاری کاملا مستقل و شناخته شده باشد نداریم یا هنوز ایجاد نشده است. البته دوستانی هستند که آثارشان قابل توجه است و خوانده می­‌شود ولی هنوز به آن شکل که از جریان واقعی تأتری در حوزه نمایشنامه‌­نویسی امروز ایران صحبت کنیم من بصورت مشخص نمی‌­شناسم. این مترجم در پایان  از بزرگترین معضل نمایشنامه­‌نویسی ایران گفت: فقط به یک بحث مربوط نمی‌­شود و شاید یکی از مواردی که بتوان نام برد این است که بعضی از نمایشنا‌مه‌هایی که می‌­خوانم فارق از هرگونه نگاه به فضای اجتماعی ایران نوشته می‌­شوند و نمایشنامه‌­هایی که می‌­خواهند یک نگاه واقع گرا و یک نگاه عینی به جامعه داشته باشند نادر و کم تعداد هستند. در اینجا منظورم تأتر به معنای واقع گرایی در ادبیات نیست بلکه به معنی انتقال دادن مسائل اجتماعی، فرهنگی و مسائل روز برصحنه است در هر شکل و حوزه تکنیکی که اتفاق بیفتد. درواقع خیلی مانده که نمایشنامه­‌نویسی ایران جایگاه خود را پیدا کند.   وی در ادامه افزود:‌ همزمان با نمایشنامه «پیرزن کرچ»، نمایشنامه دیگری از این نویسنده به نام «هنرمند گرسنگی و خروج از هنرمند گرسنگی» را ترجمه کرده­‌ام که توسط نشر روزبهان راهی بازار شد. این نمایشنامه دارای دو بخش است: بخش اول قطعه داستانی از کافکا به نام «هنرمند گرسنگی» و بخش دوم نمایشی است که تادئوش روژه‌­ویچ براساس این قطعه کافکا نوشته است و نام آن را «خروج از هنرمند گرسنگی» گذاشت.   ]]> هنر Sun, 01 Jul 2018 05:51:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262590/خیلی-راحت-نام-مترجم-حذف-می-کنند-دهه-50-سال-های-رونق-نمایشنامه-نویسی-ایران چگونه جهان کوانتومی تئاتر معاصر را دگرگون کرد؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262552/چگونه-جهان-کوانتومی-تئاتر-معاصر-دگرگون به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) از سده‌های پیشین تا به امروز، بر سامانه‌هایی که طبیعت در چهارچوب آنها عمل کرده است همواره برداشتی نوین از واقعیت را به تفکر خلاقانه در تئاتر وام داده است. از تئاتر ارسطویی تا تئاتر رئالیستی و ناتورالیستی. اما از آغاز قرن بیستم و با کشف تئوری کوانتوم برداشت‌های پیشین از واقعیت دچار چنان تغییر بنیادینی شد که پس‌لرزه‌های آن تا به امروز در همه‌ زمینه‌های علمی و ادبی از جمله تئاتر هم دیده می‌شود. در این گفت‌وگو چهارچوبی نوین بر پایه‌ فیزیک کوانتوم ارائه می‌شود که از طریق آن می‌توان تئاتر معاصر جهان را بررسی و در نهایت  شکاف میان علم و ادبیات را پر کرد. نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۵ تیر ساعت ۱۶:۳۰ به تاثیر فیزیک کوانتوم بر نمایش‌نامه‌های معاصر جهان اختصاص دارد که با حضور دکتر آناهیت کزازی ـ دکترای ادبیات انگلیسی از دانشگاه ساسکس انگلستان ـ در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> هنر Mon, 25 Jun 2018 11:33:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262552/چگونه-جهان-کوانتومی-تئاتر-معاصر-دگرگون چند نمایشنامه جنایی از چیستا یثربی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259679/چند-نمایشنامه-جنایی-چیستا-یثربی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتابی با سه نمایشنامه از چیستا یثربی نویسنده، کارگردان و مترجم با عنوان «بانو و مرد مرده» به تازگی منتشر شده است. «بانو و مرد مرده و دو نمایش‌نامه‌ی دیگر» عنوان کتابی از چیستا یثربی و شامل سه نمایش‌نامه است. نمایش‌نامه اول «بانو و مرد مرده» است و داستان نمایش در یک هتل درجه سه در شهرکی متروک می‌گذرد و با ورود زن باستان‌شناسی که ماشینش در میانه راه و در نزدیکی این هتل متروکه خراب شده‌، شروع می‌شود. داستان با ورود صاحبان هتل، آقای شهردار و نامزد شهردار رنگ و بوی دیگری می‌گیرد. زن باستان‌شناس فکر می‌کند شهردار را می‌شناسد و قبلا او را بارها و بارها دیده ولی آقای شهردار این‌طور فکر نمی‌کند. «بانو و مرد مرده»، در یک فضای رئال جادویی، سرنوشت جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که برای ما آشناست، اما در عین حال آن را نمی‌شناسیم. این داستان به نقد روابط انسانی امروز در جامعه‌ای می‌پردازد که در آن کم‌کم انسان از هویت راستین خود تهی می‌شود و باور می‌کند فرد دیگری است. این نمایشنامه را بازیگران آمریکایی در دانشگاه آیووا نمایشنامه‌خوانی کردند و در بین 10اثر از نمایشنامه‌نویسان برتر جهان مقام اول را کسب کرد.   نمایشنامه دوم «جنایت و مکافات» است که دو شخصیت یا بازیگر اصلی به نام‌های راسکلنیکوف یا رودیا  دارد - که در نمایش به صورت مخفف «راس» نامیده می‌شود- و دیگری سونیاست که سونیا در طول نمایش نقش‌ زن‌های دیگر را هم به خود می‌گیرد. «جنایت و مکافات» قصه مردی (راس) است که پیرزنی را با تبر کشته و حالا منتظر است مکافات این جنایت است.   نمایشنامه سوم با عنوان «عکس دسته‌جمعی با خانم‌‌بزرگ» است که پنج بازیگر دارد و قصه دو برادر به نام‌های ناصر و نادر است که به همراه  اکرم‌ (زن عقدی ناصر) و ساناز(زن صیغه‌ای نادر) با ماشین یک راننده به نام یعقوب عازم سفر به جایی هستند و در جعبه یک کلمن سنگین دارند که خودشان می‌گویند گوشت نذری است و باید بروند در ده پخش کنند اما واقعیت چیز دیگری است.     نمایش‌نامه «بانو و مرد مرده» به قلم چیستا یثربی در 122 صفحه با تیراژ 400 نسخه و بهای 10هزار تومان از طرف نشر قطره چاپ و روانه بازار کتاب شده است. ]]> هنر Mon, 25 Jun 2018 09:24:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259679/چند-نمایشنامه-جنایی-چیستا-یثربی برگزاری نمایشگاه «اولین شاهنامه شیشه‌ای جهان» در مجموعه سعدآباد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262534/برگزاری-نمایشگاه-اولین-شاهنامه-شیشه-ای-جهان-مجموعه-سعدآباد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی مجموعه فرهنگی-تاریخی کاخ سعدآباد، آیین افتتاحیه این نمایشگاه از ساعت 17 تا 19 روز چهارشنبه 6 تیر برگزار خواهد شد. این نمایشگاه به همت کاخ سبز سعدآباد برگزار می‌شود و شامل 19 اثر نفیس از شاهنامه نسخه عهد تیموری، در ابعاد 40*70 سانتی‌متر است که پس از 2 سال مطالعه، ترمیم و بازسازی تصاویر، از سوی استاد مرضیه سادات کمانیان و هنرمندان یاسمن سیاوشی، فاطمه کهلویی و معصومه کریمیان، برای اولین بار به‌صورت مجموعه تصاویر شاهنامه بر پشت شیشه ثبت شده است. به منظور آشنایی بیشتر علاقه‌مندان با این هنر، هم زمان با آیین افتتاحیه این نمایشگاه، کارگاه آموزشی هنر نقاشی روی شیشه در نگارخانه سعدآباد برگزار می‌شود. نسخه نفیس و نایاب شاهنامه عهد تیموری، با نقوشی خاص، سبک نگارگری بی‌نظیر و رنگ‌های بسیار زیبا و درخشان، میراثی ارزشمند است که در گنجینه نسخ خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود و ثبت و بازسازی آن برروی شیشه توسط این گروه، تلاشی در جهت معرفی این اثر و همچنین احیای هنر نقاشی پشت شیشه است. مرضیه سادات کمانیان متولد 1351، فارغ‌التحصیل رشته‌های هنرهای سنتی و هنرهای اسلامی (نگارگری) و مدرس هنرهای سنتی است. او تاکنون نمایشگاه‌های متعددی در ایران و در کشورهایی مانند روسیه، آلمان، انگلستان و آذربایجان برپا نموده و همچنین پروژه نقاشی پشت شیشه در ضریح خیمه‌گاه امام سجاد (ع) واقع در کربلا را در دست اجرا دارد.  علاقه‌مندان هنر می‌توانند برای بازدید از این نمایشگاه از 6 الی 13 تیر ماه 1397 ساعت 10 تا 18 به نگارخانه و مرکز هنری سعدآباد به نشانی میدان تجریش، میدان دربند، مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد مراجعه کنند.               ]]> ادبيات Mon, 25 Jun 2018 09:19:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262534/برگزاری-نمایشگاه-اولین-شاهنامه-شیشه-ای-جهان-مجموعه-سعدآباد ورود«فیلمنامه‌نویسی در قرن 21» به بازار کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262530/ورود-فیلمنامه-نویسی-قرن-21-بازار-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، کتاب «فیلمنامه‌نویسی در قرن ۲۱» نوشته «لیندا آرنسون» استرالیایی است که توسط شاپور عظیمی ترجمه شده است. این اثر، راهنمای جامع فیلمنامه‌نویسی برای فیلم‌های فرداست که در ۷۴۳ صفحه تالیف شده است. تا کنون کتاب‌های بسیاری در مورد فیلمنامه‌نویسی ترجمه و منتشر شده است و این گفته اغراق‌آمیز نیست که تحقیقاً همه‌ این آثار براساس رویکرد سنتی فیلمنامه‌نویسی به رشته‌ تحریر درآمده‌اند؛ یعنی همان روش آشنای سه‌پرده‌ای که با ترجمه کتاب‌های سید فیلد بیش از سه دهه رویکرد غالب تدریس فیلمنامه، نه تنها در کشور ما بلکه در سینمای جهان، بوده است. این رویکرد با استقبال بسیاری روبه‌رو شد و کمتر شاهد آن بوده‌ایم که نویسنده‌ای به رویکردهای دیگر پرداخته باشد. در دهه اخیر، با ساخته شدن آثاری در سینمای جهان که از رویکرد سه‌پرده‌ای تبعیت نکرده‌اند و مورد استقبال قرار گرفته‌اند، به‌تدریج، در میان سینمادوستان، رویکردهای دیگری به فیلمنامه مورد توجه قرار گرفت. اکنون دیگر آثاری مانند «۲۱ گرم»، «بابل»، «سه خاکسپاری برای ملکیادس استرادا» و آثاری از این دست، با رویکردهایی ساختارشکنانه، به نمادهای جدید سینمای جهان بدل شدند. بر این اساس، لیندا آرنسون، نویسنده‌ استرالیایی، در حوزه روایت موازی کتابی را به نگارش درآورد که معادلی در میان کتاب‌های سینمایی آموزش فیلمنامه‌نویسی ندارد. او در کتاب حاضر، چندین شیوه در روایت آثار نامتعارف را مطرح کرده و برای هر یک چندین نمونه از فیلم‌های گوناگون عرضه کرده است. کتاب وی، که اکنون ترجمه‌ فارسی آن تقدیم علاقه‌مندان به فیلمنامه‌نویسی می‌شود، در نوع خود بی‌نظیر است و شاید همین امر مطالعه‌ آن را برای خوانندگان کتاب اندکی دشوار کرده باشد. «آرنسون» اصطلاحات خاص خودش را در این کتاب آفریده و مثال‌هایی ارائه داده که از نظر وی، به تبیین تئوری‌هایش یاری می‌رساند. برای همین، به خوانندگان این کتاب توصیه می‌شود که هر فصل را با دقت دنبال کنند و از همه مهم‌تر، برای شناخت هرچه بیشتر روایت‌های گوناگونی که در کتاب در موردشان بحث شده است، حتماً به نمونه‌هایی که مؤلف اشاره می‌کند رجوع کنند. یافتن برخی از آثاری که، در ظاهر، شاید از نظر ما مهجور باشند اما، در فضای مجازی، به بسیاری از آن‌ها می‌توان دسترسی داشت کلید درک کتاب فیلمنامه‌نویسی در قرن ۲۱ است.   ]]> هنر Mon, 25 Jun 2018 06:31:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262530/ورود-فیلمنامه-نویسی-قرن-21-بازار-کتاب موثرترین عامل در نمایشنامه‌های مستند پرداخت کاراکترهاست http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262453/موثرترین-عامل-نمایشنامه-های-مستند-پرداخت-کاراکترهاست احمد پوری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره نمایشنامه‌ای که به تازگی با ترجمه او منتشر شده،‌ گفت: من در سال 1359 تا 1360 نمایشنامه «بلشویک‌ها» را ترجمه کردم و این اثر در تبریز منتشر شد. اما متاسفانه پخش خوبی نداشت و در دسترس خوانندگان قرار نگرفت. وی افزود: خوشبختانه نشر مانیاهنر دوباره این کتاب را منتشر کرد و خوشحالم که بالاخره این نمایشنامه در اختیار خوانندگان قرار گرفته است. نویسنده «پشت درخت توت» درباره سبک نویسندگی و فضای کلی آثار شاتروف توضیح داد: شاتروف از نمایشنامه‌نویسان برجسته پس از انقلاب شوروی است. کار اصلی شاتروف نگارش نمایشنامه‌های مستند  است. آثار شاتروف همگی بر مبنای تمام ‌اخبار و سندهایی است که وی از کمیته مرکزی به دست آورده و اغلب صحبت‌هایی که در نمایشنامه‌های او ذکر آن می‌رود، واقعی است. مترجم «در بندر آبی چشمانت» درباره فضا و موضوع نمایش‌نامه «بلشویک‌ها» گفت: این نمایشنامه روند تیرخوردن لنین را توصیف می‌کند. لنین در روزی که تیر می‌خورد جلسه داشته و ماجراهایی که در آن جلسه می‌گذرد تماما در این نمایشنامه آمده است. این جلسه با لنین که بیهوش است برگزار شده و در اتاق برگزاری ادامه می‌یابد. این نمایشنامه به دلیل مستندبودن آن ارزش زیادی دارد و معلومات زیادی را نصیب خواننده می‌کند. مترجم «خلسه بر ویرانه‌ها» درباره نمایشنامه‌های مستند عنوان کرد: تخیل در این نمایشنامه‌ها راه ندارد. نویسنده اینگونه آثار، از طریق پررنگ‌کردن شخصیت‌ها و ایجاد حرکت و بهره‌گیری از میزانسن است که به آفرینش اثر ادبی می‌پردازد. بیشترین چیزی که در این آثار به چشم می‌خورد،‌ رنگ‌پردازی و پرداخت کاراکترهاست. در نمایشنامه‌های مستند ماجراها واقعی است و دیالوگ‌ها حقیقی‌اند. احمد پوری در انتها درباره استقبال از آثار شاتروف در دیگر نقاط جهان گفت: نمایشنامه «بلشویک‌ها» به کرات در شهرهای مهم روسیه به روی صحنه رفته است. آثار  شاتروف  از اقبال جهانی نیز  برخوردار است و به طور مثال بیشتر نمایشنامه‌های او در لندن اجرا شده است. در پشت جلد این نمایشنامه می‌خوانیم: «فعلا گورکی در طرف راست قرار گرفته است. دائم از افراط به تفریط در نوسان است. یک لحظه از ما پشتیبانی می‌کند و فریاد برمی‌آورد که «هیچکس جرئت ندارد حرفی بالای حرف لنین بگوید» این کار او از گذشته بلشویکی‌اش سرچشمه می‌گیرد و لحظه دیگر لنین را متهم به چنین گناهان وحشتناکی می‌کند... گاهی فرهنگ بورژوازی را به باد ناسزا می‌گیرد و زمانی دیگر برای عطوفت آن سینه چاک می‌کند. امروز به اختلاف درون حزب دامن می‌زند و فردا خواستار یکپارچگی حزب می‌گردد و الی آخر ... وحشتناک است.»    نمایش‌نامه «بلشویک‌ها» نوشته میخائیل شاتروف با ترجمه احمد پوری به تازگی در 126 صفحه و شمارگان 1000 نسخه به قیمت 16000 تومان از سوی انتشارات مانیاهنر راهی بازار کتاب شده است.   ]]> هنر Sun, 24 Jun 2018 05:01:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262453/موثرترین-عامل-نمایشنامه-های-مستند-پرداخت-کاراکترهاست کتابی در باب تئاتر سیاسی و چریکی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262434/کتابی-باب-تئاتر-سیاسی-چریکی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «خیابان صحنه است» به تازگی از سوی انتشارات مانیا هنر راهی بازار کتاب شده است. این کتاب دارای دو بخش مقدمه و یادداشت‌هایی درباره تئاتر خیابانی سیاسی پاریس است. در بخش مقدمه این کتاب مقالاتی تحت عنوان، «در باب تئاتر سیاسی» نوشته مایکل کربی، «خیابان صحنه است» به قلم ریچارد شکنر، «تئاتر چریکی» به قلم رانی دیویس و ریچارد اشکنر می‌خوانیم. در بخش دوم این کتاب، تئاتر خیابانی از سال 1968 تا 1969 به قلم ژان ژاک لوبل بررسی می‌شود. در مقاله‌ای که در ابتدای این بخش آمده است،  پیتر هاندکه «تئاتر در خیابان و تئاتر در تئاترها» را  بررسی می‌کند. در مقالاتی که در انتهای کتاب به قلم ریچارد اشکنر،‌ سودیپتو چترجی و آگوستو بوال آمده است «تئاتر قانون‌گذار و مجلس خیابانی» به طور کامل بحث می‌شود.  مقالات و یادداشت‌های این کتاب در باب پیوند تئاتر و سیاست و خیابان از نگاه نظریه‌پردازان،‌ اجراگران گروه‌های گوناگون و کنشگران جنبش‌های سیاسی دهه‌های 1960 و 1970 در فرانسه، آلمان و آمریکاست. نخستین مقاله از مایکل کربی است که می‌توان آن را در حکم درآمدی به بحث سایر مقالات خواند. پرسش کربی این است که آیا تئاتر سیاسی که بسیار درباره آن نوشته‌اند،‌ توانایی تغییر در افکار جامعه را دارد یا در حد توصیف خواهد ماند؟ اگر مقالات اول و دوم کتاب را دارای رابطه‌ای علت و معلولی بدانیم چهار مقاله دیگری که در ادامه کتاب می‌آید، بدون ترتیب خاص، منظومه‌ای گرد ایده‌های شکنر در «خیابان صحنه است» می‌سازند. این مجموعه با بحث‌های پراکنده آن‌ها و شکایت‌های بوال از زدوبندهای سیاستمداران برزیلی و پرونده‌سازی برای او تمام می‌شود. بی‌شک از شکایت‌های بوال و مصائب حقوقی و حزبی او درمی‌یابیم که در پیوند تئاتر و سیاست و خیابان از نگه او چیزی از دست رفته است به خصوص آنچه اثبات می‌کرد: «خیابان صحنه است.» مایکل کربی در نخستین مقاله این کتاب در باب تئاتر سیاسی می‌نویسد: «طبق تعریف تئاتری که مستلزم حضور تماشاگر است، فعالیت ویژه‌ای محسوب نمی‌شود، اما منظور این نیست که تئاتر ناگزیر با دولت ارتباط دارد؛ یا اینکه باید جهت‌گیری سیاسی داشته باشد. شاید مانند «تراموایی به نام هوس» عناصر روان‌شناختی و روابط میان افراد در تئاتر به صورت اظهارنظرهای اجتماعی برجسته شوند.» کربی درباره خصوصیات یک تئاتر سیاسی در جای دیگری از این مقاله اشاره می‌کند: «اگر در پس متن یک تئاتر غرضی سیاسی وجود داشته باشد و آن غرض درک نشود،‌ دیگر نیازی نیست تا آن را از مقوله «تئاتر سیاسی» بدانیم. بنابراین اگر تلاش نمایش معطوف به سیاسی شدن نباشد، آن نمایش سیاسی نیست.» در بخش بعدی مقدمه این کتاب در  مقاله «خیابان صحنه است» نوشته ریچارد شکنر که یکی از اصلی‌ترین مقالات کتاب است می‌خوانیم: «وقتی که مردم همه با هم به خیابان می‌آیند،‌ امکان خلاق زندگی را می‌ستایند. آن‌ها می‌خورند، می‌نوشند، تئاتر می‌سازند، عشق می‌ورزند و از معاشرت با هم لذت می‌برند. ماسک بر چهره می‌نهند،‌ لباس خاص می‌پوشند و پرچم‌هایی برافراشته و به این سو و آن سو می‌گردانند. آدمک‌هایی می‌سازند و حالت معمولی خود را با پوشیدن لباس‌های مبدل و آرایش تغییر می‌دهند، اما هدف‌شان صرفا پز نامتعارف نیست، بلکه برای به نمایش درآوردن کثرتی است که در زندگی بشر می‌بینیم.» پس از مقاله شکنر به مقاله تئاتر چریکی  نوشته رانی دیویس می‌رسیم. در ابتدای این مقاله می‌خوانیم: «تئاتر نهادی اجتماعی است، تئاتر توانایی تحمیق شهروندان، زدودن جرم و تحقق ایده «جامعه بزرگ» را دارد، تئاتر می‌تواند روش زندگی آمریکااااایی را به همه یاد بدهد یا می‌تواند جامعه را تغییر دهد... و این چیزی نیست جز امر سیاسی» تئاتر سیاسی و چریکی بینش مخصوص به خود را دارد و شبیه به نقاش و یا داستان‌نویس یکه و تنهایی نیست که سال‌ها برای رفع ممنوعیت آثارش تلاش کرده و مصیبت می‌کشد تا سرانجام به زور خود را به سوژه یک مجله تبدیل کند و به اوج موفقیت شغلی و تجاری برسد. این نوع تئاتر برای نقد، مجادله و درک موضوعات و مشکلات جامعه مناسب است. در بخش بعدی کتاب که به یادداشت‌هایی درباره تئاتر خیابانی سیاسی پاریس در سال‌های 1968 تا 1969 اختصاص دارد، به مقاله ژان ژاک لوبل می‌رسیم. در این مقاله لوبل به تاریخچه شکل‌گیری گروه‌های نمایشی خیابانی پرداخته و برخی از تجربیات این گروه‌ها را ذکر می‌کند. در بخش انتهایی این مقاله می‌خوانیم: « هیچ‌کس در آغاز ایده مشخصی برای چگونگی کار نداشت و زمان به نسبت زیادی طول کشید تا ایده استفاده از کارتون‌های تئاتری برای موضوعات امپریالیستی را پرورش دادیم. در نهایت ما چهار شخصیت کهن‌الگویی از کتاب داستان‌های ذهن‌مان بیرون کشیدیم.» در مقاله آخر این کتاب به قلم سیمون توین به نام «طنز به مثابه تاکتیک چریکی» درباره جنبش دانشجویی آلمان در دهه شصت مطالبی می‌خوانیم. روش‌های متداول تفکر و زندگی و واکنش‌های اجتماعی به این جریانات با شدت گرفتن تاثیر اقدامات معترضان و جذب هواداران از مطالبی است که در این مقاله بحث می‌شود. تحلیل شوخی از موارد قابل تامل این مقاله است. در جایی از این مقاله در همین باب می‌خوانیم: «در تحلیل شوخی یعنی جنبه‌ای که در مطالعه جنبش‌های اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است،‌ تمایز قائل شدن میان استفاده درونی و خارجی از شوخی ضروری است. جنبش‌های اجتماعی می‌توانند به عنوان حوزه‌های مجزا تعریف شوند یا به عنوان خرده‌فرهنگ‌هایی که خود را در تضاد با محیط پیرامونشان یا جنبه‌هایی از آن محیط تعریف می‌کنند.» کتاب «خیابان صحنه است» نوشته آگوستو بوال، پیتر هانکه، سیمون توین، ژان ژاک لوبل، رانی دیویس، مایکل کربی و ریچارد شکنر با ترجمه علی قلی‌پور و انیسا رئوفی به تازگی در222 صفحه در شمارگان 1000 به قیمت 20000 تومان از سوی انتشارات مانیا هنر منتشر شده است.                         ]]> هنر Sat, 23 Jun 2018 08:11:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262434/کتابی-باب-تئاتر-سیاسی-چریکی مراسم یادبود مدیر انتشارات پارت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262407/مراسم-یادبود-مدیر-انتشارات-پارت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، طبق اعلام صفحه اینستاگرام انتشارات پارت، مراسم ختم زنده‌یاد حسن مفیدی با حضور چهره‌های فرهنگی و هنری کشور، ظهر روز جمعه (1 تیرماه) در مسجدالرضا (ع) تهران برگزار خواهد شد. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند از ساعت 14 الی 15 و 30 دقیقه روز جمعه (1 تیرماه) به مسجدالرضا واقع در بزرگراه شهید صدر، خیابان شهید دیباجی شمالی، خیابان نوریان مراجعه کنند. حسن مفیدی، مدیر مسئول انتشارات پارت بیش از 30 سال  در حوزه هنر و به صورت تخصصی در زمینه موسیقی مشغول فعالیت و انتشار کتاب بود که متاسفانه در روزهای گذشته درگذشت. خبرگزاری کتاب ایران درگذشت این چهره فرهنگی را به خانواده و جامعه نشر تسلیت می گوید. ]]> هنر Fri, 22 Jun 2018 07:38:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262407/مراسم-یادبود-مدیر-انتشارات-پارت ​کتابی برای علاقه‌مندان به استندآپ کمدی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262313/کتابی-علاقه-مندان-استندآپ-کمدی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ این روزها بحث استندآپ کمدی در ایران بسیار داغ است و شاهد استعداد‌های مختلفی در این حوزه هستیم. در این راستا نشر نودا به تازگی دست به انتشار کتابی برای علاقه‌مندان به این حوزه به نام «شروع به کار استندآپ کمدی» زده است که این کتاب از سوی نشر نودا راهی بازار نشر شده است.   ایستخند یا کمدی ایستاده یا کمدی استندآپ یا استندآپ کمدی نوعی از کمدی است که در آن، اجراکننده بدون وجود دیوار چهارم و به‌صورت مستقیم با شنوندگان صحبت می‌کند. این کمدی معمولاً توسط یک نفر اجرا می‌شود. در این نمایش، کمدین با اجرای سریعی از داستان‌گویی، لطیفه و شوخی‌های کوتاه و گذرا و بداهه‌سازی‌هایی که جمع تماشاگران پذیرای آنها باشند، به انتقال مضامین می‌پردازد. اجراکننده معمولاً سرنوشت مسائل و معضلاتی را که به‌طور بسیار مهم و جدی اجتماع کلی را درگیر خود ساخته به چالش می‌کشد،  به این امید که باعث شگفتی و خنده تماشاگران شود و مشکلات اجتماع را با لبخند تبدیل به آرامش کند.   این کتاب از چهارده فصل به نام‌های «جک‌ها از کجا می‌آیند؟»، «ساختن جک»، «قوانین اصلی کمدی»، «شما چطور کمدینی هستید؟»، «رمزگشایی از خلاقیت»، «گزافه‌گویی احساسی»، «ساخت ماده»، «ابراز صحنه»، «تکنیک میکروفون»،‌ «مزه‌پران‌های مختلف و کنترل جمعیت»، «دیگر کمدین‌ها چه فکرهایی دارند؟»، «تجارت»، «اولین اجرا» و «آینده» دارد.   در مقدمه این کتاب آمده است: «پيش از آنكه فضاي اصلي استندآپ كمدي را معرفي كنيم، بهتر است ادبيات عامه، ادبيات در معناي كلي و هنر استندآپ را به طور ساده و تقريبا شفاف با يكديگر مقايسه كنيم تا با ورودي‌هاي اطلاعاتي استندآپ بيشتر آشنا شويم؛ زيرا هنر توليدی نيز به نوبه خود می‌تواند خروجی ساير اطلاعات محسوب شود كه پيش‌تر از فضاهای ديگر گرفته شده‌اند. به بيانی ساده‌تر، هنرمند ايده توليد اثر هنری يا اثر اجرايی را از جاهای ديگر الهام می‌گيرد. در واقع، می‌توان ادبيات را سرچشمه خوبی برای هنرمند استندآپ كمدی دانست. استندآپ كمدی هنر جوانی است كه پراكندگی آمروزش را می‌توان در رهگذر ادبيات معنا كرد. شايد بتوان قضيه را چنين مطرح كرد: ادبيات در وجه شفاهی كار نمود پيدا می‌كند، صدايی كه به شیء يا مكانی متصل نيست،گسترده می‌شود، تاثير می‌گذارد و محيط را به خود وابسته و پيوسته می‌گرداند.» کتاب «شروع به کار استندآپ کمدی» نوشته لوگان مورای با ترجمه معین محب‌علیان در 384 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و به‌‌بهای 30 هزار تومان از سوی نشر نودا راهی بازار نشر شد. ]]> هنر Fri, 22 Jun 2018 06:37:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262313/کتابی-علاقه-مندان-استندآپ-کمدی از چخوف تا اکبر رادی با حنجره‌ای در صدر http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262402/چخوف-اکبر-رادی-حنجره-ای-صدر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): شعری است که می‌گوید؛‌ تنها صداست که می‌ماند. به راستی هم چنین است. صدا هیچ‌وقت از بین نمی‌رود حتا با زیرخاک رفتن صاحب صدا. هنوز 24 ساعت هم از شتافتن صدرالدین شجره به دیار باقی نگذشته است اما از لحظه شنیدن خبر کوچ همیشگی‌اش خاطرات شنیدن نمایش‌نامه‌های رادیویی‌اش مثل یک نوار ضبط شده مدام در گوش ذهن‌مان در حال پخش شدن است . هرگز از یک متخصص بینایی‌سنجی انتظار نمی‌رود که به حس شنوایی هم توجه ویژه‌ای داشته باشد اما صدرالدین شجره از همان دوران دانشجویی و تحصیل در رشته اپتومتری شیفته شعر و ادبیات و هنر بود. هنری که از راه گوش وارد روح و جسم‌مان می‌شد نه چشم. این علاقه خیلی زودتر در او پا گرفته بود؛ شجره در دوره دبيرستان، بعد به روی صحنه بردن نمایشی در مدرسه، با اکبر رادی آشنا شد. یک آشنایی که رویه زندگی او را به کلی تغییر داد. شجره نوجوان در سال ۱۳۴۶، در ۱۵ سالگی به رتبه اول کشوری در آزمون فن بیان دست پیدا کرد و به دنبال آن وارد خانه دومش یعنی رادیو شد. شجره جوان هفت سال در رادیو جوانان بود. خودش همیشه از آن سال‌ها به عنوان بهترین سال‌های کاری یاد می‌کرد.  پیشتر از آن در نوجوانی هم این شانس را داشت که مباحث موسیقی، سولفژ و آواز را در محضر مصطفی کمال پورتراب بیاموزد. صدرالدین در ابتدا بازیگری در نمایش‌های رادیویی را در صدر کار خود قرار داد اما بعد از مدتی شوق نوشتن در او بیدار شد و نویسندگی و تنظیم نمایشنامه برای رادیو را آغاز کرد.  مدتی بعد هم به کارگردانی نمایش رادیویی روی آورد. دهه‌های بعدی زندگی شجره در رادیو گذشت. به اقتباس و اجرای شاهکارهای نمایش‌نامه‌های جهان؛ «خوشه‌های خشم»، «راه آزادی»، «خانه عروسک»، «مسخ» و تقریبا تمام آثار چخوف. شجره به آثار وطنی نیز دین خود را ادا کرد و اکثر نمایشنامه‌های اکبر رادی، را برای پخش در رادیو تنظیم و کارگردانی کرد.حتا در برخی از آن‌ها هم به نقش‌آفرینی پرداخت. «ارثیه ایرانی» از آن جمله است. این برنامه به صورت چند قسمتی در رویداد «داستان شب» که به خوانش آثار ادبی اختصاص دارد هم مورد استقبال قرار گرفت. فعالیت‌های او به همین چیزها ختم نمی‌شد و  تله‌تئاترها، فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی هم از هنر او بی نصیب نماندند. صدرالدین شجره در اکثر شبکه‌های رادیویی به گویندگی می پرداخت و کارشناس بسیاری از برنامه‌های مانند؛  چشم‌انداز (رادیو ایران)، جمعه‌ها با تئاتر (رادیو فرهنگ)، رنگین‌کمان هنر (رادیو تهران)، توان مثبت (رادیو تهران)، گفتگوی هنر (شبکه گفتگو)، بخش شبانگاهی (رادیو پیام) وکارگردانی نمایش‌ها (رادیو نمایش) نیز بود. صدرالدین شجره با اقتباس‌های رادیویی خود گنجینه‌ای بی‌نظیر از ادبیات را به اهل فرهنگ هدیه داد. خواندن شاهکارهای ادبی به جای خود اما شنیدنش صفای دیگری دارد. رهبر ارکستر حنجره‌ها در شامگاه سی‌ام خرداد 1397 زندگی را بدرود گفت.               ]]> هنر Thu, 21 Jun 2018 12:58:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/262402/چخوف-اکبر-رادی-حنجره-ای-صدر کیانی از موسیقی ایرانی دفاع کرده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262383/کیانی-موسیقی-ایرانی-دفاع-کرده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست معرفی و بررسی کتاب «شناخت هنر موسیقی» عصر چهارشنبه (30 خردادماه) با حضور ساسان فاطمی، داریوش طلایی و عبدالمجید کیانی مولف این اثر در سرای اهل قم موسسه خانه کتاب برگزار شد.   کتاب کیانی دایره‌المعارف موسیقی است داریوش طلایی در ابتدای این نشست با پرداختن به نویسنده این کتاب گفت: در توضیح این کتاب آمده است که این اثر حاصل 25 سال تلاش عبدالمجید کیانی است؛ اما من معتقدم که این اثر حاصل یک عمر تلاش استاد کیانی است. من از سال 1350 با وی همکار هستم و از همان 47 سال پیش شاهد فعالیت‌های مهم و غیرقابل انکار وی بوده‌ام.   وی ادامه داد: به نظر من برای درک این کتاب لازم است که ابتدا عبدالمجید کیانی را بشناسیم؛ چراکه این موضوع مانند آن است که ما بخواهیم درباره مثنوی صحبت کنیم و نیاز نباشد تا مولانا را بشناسیم. این کتاب یک جست‌وجوی هنری، معنوی، ریاضی و زیبایی‌شناسی است و داده‌های خاصی است که کیانی در آن قرار گرفته و با طریق کردن در تلاش بوده تا آن را با دیگران تقسیم کند.   این نوازنده تار و سه‌تار کیانی را استادی نمونه در زمینه موسیقی دانست و اظهار کرد: کیانی زندگی خود را صرف موسیقی کرده است و توانسته در این سال‌ها شاگردان و پیروان زیادی را تربیت کند. می‌گویم پیروانی داشته؛ چراکه کار وی تنها نوازندگی سنتور نبوده است و او کسی است که تلاش کرده تا به موسیقی ایرانی هویت دهد.   وی افزود: امروزه بسیار رایج شده است که وقتی فردی صحبت از پژوهش می‌کند از روش‌های آکادمیک استفاده می‌کند و بر همین اساس به بحث می‌پردازد اما در کنار مسائل آکادمیک ما یک نوع حکمت شرقی نیز داریم که بر اساس آن دستیابی به علم و معرفت از طی کردن مراحلی به دست می‌آید و آن روش دیگر روش آکادمیک نیست.   برگزیده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران با اشاره به اهمیت دانش شهودی گفت: ما نباید فراموش کنیم که معرفت‌هایی در هنر و علوم انسانی وجود دارند که در عمل به آنها می‌توانیم به سطوحی از دانش دست پیدا کنیم و اگر غیر از این بود، دلیلی نداشت که هنر وجود داشته باشد. در 18 مقاله این کتاب مسائل از نگاه‌های مختلفی بیان شده و نویسنده به موضوعات بسیاری اشاره داشته است.   وی ادامه داد: کیانی مانند معلم‌های دیگر به رسالات مختلف رجوع کرده است. این نگرش به موسیقی اگر نگوییم جامع و کلی است، باید بگوییم که فراگیر بوده است. به نظر من کیانی با همین راه و روش و نوع نگاه به موسیقی و به دلیل علاقه‌ای که به علم اعداد، ریاضی و نجوم داشته، اعداد طلایی یا زرین را در معماری، خط و سایر هنرها جست‌وجو کرده و بعد از کشف ارتباط آن با موسیقی به بیان آن پرداخته است.   طلایی در توضیح نگاه آکادمیک کیانی به موسیقی گفت: کیانی در کارهایی که انجام داده تلاش کرده است تا مخاطبان آکادمیک موسیقی را نیز راضی کند و به همین دلیل است که به او ارجاعات بسیار زیادی می‌دهند.   این استاد موسیقی در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: کتاب وی یک دایره‌المعارف موسیقی است که در آن از دید موضوعاتی که برایش جذاب بوده، به موسیقی پرداخته است و با مطالعه این اثر متوجه خواهیم شد که در این کتاب هیچ نکته مهمی از چشم او دور نمانده است.   کیانی از موسیقی ایرانی دفاع کرده است ساسان فاطمی که دیگر سخنران این نشست بود با اشاره به اختلافاتش با کیانی گفت:‌ من با آقای کیانی اختلافات زیادی داشته‌ام که این اختلافات به دوگانه دانش شهودی و دانش آکادمیک برمی‌گردد که در این بین گاهی مشاجره‌های قلمی نیز داشته‌ایم. البته این نکته را نیز باید بگویم که همان مقدار که ما با هم اختلاف داشتیم، فصل اشتراک بسیار زیادی نیز بین ما وجود داشته است.   وی ادامه داد: کتاب‌های «‌هفت دستگاه موسیقی ایران» و «مبانی نظری موسیقی ایران» بعد از مدت‌ها به تئوری موسیقی ایران پرداخت و نشان داد که وی چقدر مطالعه آکادمیک دارد.  من هنوز هم به کتاب وی مراجعه می‌کنم و به نظرم شاخص‌ترین اثری که به ریتم موسیقی ایرانی اشاره داشته، همین کتاب «هفت دستگاه» است.   این استاد تمام دانشگاه در توضیح اشتراک فکری خود با کیانی اظهار کرد: اشتراک دیگر من با کیانی، دفاع از موسیقی ایرانی است که او این رسالت را در خود دیده است و به بهترین شکل ممکن به آن می‌پردازد. متاسفانه دوستان همیشه موسیقی ایرانی را با موسیقی غربی مقایسه کرده‌اند و بعد از آن موسیقی ایرانی را پایین‌تر از آن دانسته‌اند که کیانی همیشه به این موضوع انتقاد داشته و از موسیقی ایرانی دفاع کرده است که در این امر احساس مشترکی داشته‌ایم.   این دکترای موسیقی‌شناسی قومی از دانشگاه پاریس با اشاره به سه محور دفاع کیانی از موسیقی ایرانی گفت: کیانی در سه محور از موسیقی ایرانی دفاع کرده است. نخست در بیان موسیقی است؛ چراکه عده‌ای معتقدند که موسیقی ایرانی غمگین است که برای آن فرض و استدلال می‌آورند که کیانی هر دو را رد می‌کند و می‌گوید که شما یک فرض اشتباه را در نظر می‌گیرید و بعد بر اساس آن به استدلال می‌پردازید که اگر فرض را نیز در نظر نگیریم، استدلال ایراد دارد. در این بحث نکته مهم آن است که ما نباید ملال را با غم اشتباه بگیریم.   وی ادامه داد: محور دوم تمایز بین شکل سنتی و غیرسنتی موسیقی است. درست است که کیانی دانش شهودی دارد اما بسیار اهل دانش، پژوهش و مکتوب کردن است. کیانی بارها از توقعاتی که می‌خواهد موسیقی ایرانی را تبدیل کند به راه‌حل‌هایی که موسیقی غربی ارائه می‌دهد، دفاع کرده و معتقد است که نباید این دو را با هم قاطی کنیم.   فاطمی در توضیح محور سوم دفاع از موسیقی ایرانی اظهار کرد: محور سوم دفاع کیانی جایی است که من موافق آن نیستم و آن زیبایی‌شناسی موسیقی ایرانی است. البته بر خلاف آن چه من فکر می‌کنم تاثیر کیانی روی شاگردانش در این محور غیرقابل انکار است؛ چراکه من شاگردانی داشته‌ام که در محضر او بوده‌اند و می‌گویند که از وقتی به کلاس‌های استاد رفته‌اند و با او آشنا شده‌اند، نظرشان در این حوزه تغییر کرده است و به درک جدیدی رسیده‌اند.   وی افزود: به بیان ساده‌تر شاگردانی که در محضر استاد کیانی موسیقی را آموخته‌اند، نحوه نواختن‌شان زمین تا آسمان تغییر کرده است. بنابراین اینکه من موافق وی باشم یا خیر، چندان مهم نیست؛ زیرا او تاثیرش را گذاشته است.   این استاد دانشگاه در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: دانش شهودی کیانی یک دانش شهودی خالص نیست و وجوه آکادمیک در آن کاملا قابل ملاحظه است و نمی‌شود آن را نادیده گرفت.   ما در موسیقی دست به درست کردن بت‌های جعلی زده‌ایم عبدالمجید کیانی، نویسنده کتاب که خود آخرین سخنران این نشست بود با اشاره به انواع علم گفت: من علم را به دو دسته علم آکادمیک و علم شهودی تقسیم می‌کنم که در علم آکادمیک نیاز است با منبع و مستند صحبت کنیم؛ به همین دلیل وقتی که دکتر فاطمی از من ایرادی می‌گیرد، آن را قبول می‌کنم؛ چراکه کار اصلی من نوازندگی است. حال شاید شما از من سوال کنید که با این دیدگاه چرا کتاب نوشته‌ام. وی ادامه داد: در جواب این سوال باید به شما بگویم که من به این نتیجه رسیده‌ام که برای رسیدن به موسیقی خوب، باید ابتدا موسیقی خوب گوش کرد. من موسیقی «گل‌ها» که در آن زمان بسیار مطرح بود را با لذت عجیبی گوش می‌کردم و تصمیم گرفتم که موسیقی یاد بگیرم به همین دلیل دنبال آن رفتم و متوجه شدم که در آموزشگاه‌ها به صورت تفننی به موسیقی می‌پردازند. بنابراین به هنرستان موسیقی (مکتب وزیری) رفتم که اساتید بزرگی در آن تدریس می‌کردند.   کیانی با اشاره به تحصیلش در هنرستان موسیقی گفت: در هنگام تحصیل متوجه شدم که تئوری‌هایی که اینجا آموزش می‌دهند غربی است و آنها موسیقی گل‌ها را قبول نداشتند. یعنی آنجا هنرستان مدرنی بود که می‌خواستند گذشته را نفی کنند. وقتی به دانشگاه تهران آمدم با استاد برومند آشنا شدم. یک روز یک صفحه موسیقی اصیل به دستم رسید که بعد از گوش کردن آن تمام کتاب‌های هنرستان را پاره کردم؛ چراکه متوجه شدم این موسیقی که من خواندم آن موسیقی نیست که به دنبال آن بودم. البته در ادامه راه و بعد از سال آموزش نزد استاد برومند متوجه شدم که موسیقی گل‌ها هم آن موسیقی اصیل نیست.   وی افزود: بعدها متوجه شدم که باید به موسیقی قاجار برگردم؛ بنابراین به جست‌وجو موسیقی قاجار پرداختم و بعد از پیدا کردن صفحه‌های بسیار فهمیدم که ریتم گل‌ها با ریتم موسیقی گذشته تغییر کرده و کارها بسیار ساده‌تر و مردم‌پسند‌تر شده است. به همین دلیل در کتاب «هفت دستگاه» موسیقی را به دو دسته جدی و جدید تقسیم کردم و با مقایسه بیان کردم که موسیقی گل‌ها تفریحی است؛ چراکه اگر رسانه‌ها به مردم توجه نکنند ورشکست خواهند شد. چهره ماندگار موسیقی ایران معتقد است که خیلی‌ها نمی‌توانستند با موسیقی او ارتباط برقرار کنند و در همین راستا گفت: وقتی متوجه شدم که مخاطب به سختی با موسیقی من ارتباط برقرار می‌کند به توضیح آن پرداختم؛ بنابراین قبل از هر اجرا برای مخاطب توضیح می‌دادم و بعد از آن با چشم می‌دیدم که او چگونه ارتباط می‌گیرد.   وی ادامه داد: همراه با همین کتاب نیز یک سی‌دی شامل پنج ساعت موسیقی قرار داده‌ام که خواننده بعد از مطالعه هر مقاله می‌توانند نمونه‌های آن را در سی‌دی گوش دهد. من در این کتاب از کنایه استفاده کرده‌ام؛ یعنی به مخاطبان می‌گویم که به تصویر این مسجد و معماری آن نگاه کنید و اگر آن را درک کردید به سادگی می‌توانید موسیقی را نیز درک کنید. کیانی در پایان گفت: متاسفانه رادیو و تلویزیون ما روی یک عده آدم تمرکز کرده‌‌اند که هیچ سوادی در موسیقی ندارند و سر همین است که ما هیچ اسمی از امیر قاسمی و نکیساها نمی‌شنویم. متاسفانه ما در موسیقی دست به درست کردن بت‌های جعلی زده‌ایم و به همین دلیل اساتید در گوشه‌ای نشسته‌اند. ]]> هنر Thu, 21 Jun 2018 06:58:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262383/کیانی-موسیقی-ایرانی-دفاع-کرده رونمایی از کتاب «228» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262390/رونمایی-کتاب-228 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در مقدمه این کتاب که از سوی انتشارات  «پرگار» منتشر شده، آمده است: «توسعه فناوری اطلاعات و قدم‌نهادن در عصر تحول‌گرایی، راه و روش بشر را در ثبت و ضبط تاریخ تغییر داده و نوآوری‌های رسانه‌ای متقارن با انقلاب صنعتی هزاره سوم، ضمن تغییر پارادایم‌های ارتباطی، زمینه ظهور انسانی جدید را ایجاب کرده‌اند. بشر در جریان نوگرایی و پسامدرنیسم، نه‌تنها با انسان سنتی که با انسان قرن بیست‌ویکمی هم فاصله گرفته و ماهیتی آنلاین و مجازی را در تعامل با رسانه‌های امروزی تجربه می‌کند. انسانی که با عبور از چارچوب‌های مادی، موجودیت و احساسات خود را نیز مجازی‌شده می‌بیند، ولی بودنش منوط به تداوم خویش در رسانه است و به‌محض فصل این پیوند خود را گم خواهد کرد و هویتش باطل می‌شود.  بشر امروزی در تقابل با «زمان»، شکست‌خورده است و مانند عکس‌های اینستاگرامی بر محور «شتاب گرایی» و در لحظه عمل می‌کند. چه‌بسا جاذبه‌های اولیه در شبکه‌های اجتماعی جملگی دولت مستعجل هستند و به‌سرعت غرق در گرداب اطلاعات و نگاه‌های بی‌علاقه می‌شوند. بدین‌جهت نمود هنر بر دیوارهای دیجیتالی به‌هیچ‌وجه با هنر آویزان بر دیوار گالری‌ها برابری نمی‌کند، چه در نوع مخاطب و چه در ارزش و اهمیت نگاه وی!   از این رو قدم در حفظ و نشر آثاری برداشتیم که از مدت‌ها پیش در صفحه اینستاگرام فصلنامه عکاسی و در کالبدی مجازی به نمایش درآمده بودند، آثاری که یک‌قدم تا ماندگاری داشتند و عزم انتشار ضمان تاریخ‌سازی آن‌ها خواهد شد. کتاب پیش رو، شامل ۲۲۸ عکس و منتخبی از بهترین آثار عکاسان ایرانی است که طی دو سال گذشته در صفحه مجازی این مجله منتشر شده‌اند. سعی کردیم آثار برگزیده دربرگیرنده نگاه فردی طیف وسیعی از عکاسان ایرانی باشد و حتی‌المقدور شمایی کلی از عکاسی امروز و عرصه مجازی انتشار آن‌ها در فضای اینستاگرام را عرضه کند. پراکندگی جغرافیایی هنرمندان حاضر در این رویداد، نمایی کلی از فرهنگ ایران را نشان می‌دهد که در تاریخ یکم تیرماه هزار و سیصد و نودوهفت در گالری راه ابریشم به نمایش درآمده‌اند. این اتفاق؛ بدون مشارکت عکاسان کهنه‌کار و عکاسان آماتور امکان‌پذیر نبود و هر چه می‌بینید مرهون انتشار آثار ایشان در دنیای مجازی و گشودن پنجره‌ای رو به دنیای شخصی و نگاه ویژه هر یک از آن‌هاست. ]]> هنر Thu, 21 Jun 2018 06:52:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262390/رونمایی-کتاب-228 گلی امامی: خودم را خادم کتاب می‌دانم/ فرانکلین بهترین دانشگاهی بود که می‌توانستم آنجا چیزی بیاموزم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262384/گلی-امامی-خودم-خادم-کتاب-می-دانم-فرانکلین-بهترین-دانشگاهی-می-توانستم-آنجا-چیزی-بیاموزم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چهارمین دوره جایزه فرشته با موضوع آژیر قرمز عصر چهارشنبه 30 خرداد ماه 1397 به کار خود پایان داد. در این مراسم از گلی امامی مترجم باسابقه آثار ادبیات داستانی تقدیر ویژه به عمل آمد. در این مراسم هنرمندان،‌نویسندگان، ناشران و مترجمانی چون لیلی گلستان، حسین پاکدل، مژده دقیقی، منیژه حکمت،‌مسعود فروتن،‌ امید روحانی، علیرضا تابش، حسن محمودی،‌شیوا مقانلو، بلقیس سلیمانی،‌ علی خدایی،‌افشین شحنه‌تبار،‌ناهید طباطبایی، آرش صادق بیگی، شاهرخ تویسرگانی، فرشته احمدی، پوریا عالمی، آرش خاموشی و هوشنگ مرادی کرمانی حضور داشتند. اجرای این مراسم به عهده مهسا ملک‌مرزبان، داستان‌نویس،‌مترجم و مجری صداوسیما بود. در ابتدای مراسم ملک‌مرزبان شعری از احمدرضا احمدی خواند و سپس از صالح بهشتی، مدیریت شهرکتاب فرشته برای سخنرانی دعوت کرد. صالح بهشتی درباره تفاوت این دوره با باقی دوره‌های جایزه فرشته عنوان کرد: سعی کردیم چهارمین دوره را در سطح ملی و بین‌المللی برگزار کنیم. در راستای این هدف نمایشگاه عکسی از آثار برگزیدگان در شهرهای مختلفی چون اصفهان،‌شیراز، کرمان، کرمانشاه و رشت برگزار خواهیم کرد و همچنین در دوسلدورف آلمان نیز این نمایشگاه را بر پا می‌کنیم. وی افزود: در بخش داستان نیز مجموعه داستانی از آثار برگزیدگان به چاپ می‌‌رسد و همچنین با مساعدت و همکاری انتشارات شمع‌ومه این کتاب به زبان انگلیسی نیز ترجمه و در کشورهای مختلف منتشر خواهد شد. سخنران بعدی مراسم،‌لیلی گلستان بود. این مترجم درباره جوایزی چون جایزه فرشته توضیح داد: هر چه این جوایز بیشتر باشد بهتر است چون جوانان به ادبیات توجه بیشتری می‌کنند. در این سه دهه اخیر جوایز زیادی آمدند و متاسفانه نماندند؛ مانند جایزه گلشیری و جایزه عکس کاوه گلستان. لیلی گلستان وی افزود: جوایز به جوانان جرات ارائه داستان‌هایی را می‌دهد که در حالت عادی آن‌ها را ارائه نمی‌کنند. اینکه در جوانی در کتابی یا نشریه‌ای داستانی از تو چاپ بشود بسیار لذت‌بخش است. اما نقدی که به برخی از برگزیدگان دارم این است که چرا پس از برگزیده شدن راه را ادامه نمی‌دهند و از این فرصت استفاده نمی‌کنند. تنبلی و بی‌انگیزگی هم خودش یک عامل بازدارنده است و جوان‌ها نباید به یک قصه اکتفا کنند و باید همینطور ادامه دهند. امیدوارم این جایزه به بلایی دچار نشود که بر سر جایزه گلشیری و جایزه عکس کاوه گلستان آمد. سپس اسلایدی از سخنان پژمان موسوی دبیر چهارمین دوره جایزه فرشته پخش شد و وی توضیحاتی درباره انتخاب هیئت داوران و طراحی پوستر این دوره ارائه داد. طراحی پوستر این دوره از جایزه فرشته به عهده ساعد مشکی بود. آرش خاموشی به نیابت از هیئت داوران بخش عکس بیانیه این بخش را خواند و جایزه رتبه نخست این بخش به آرش قاضی داده شد. از باقی برگزیدگان این بخش با لوح تقدیر و بن خرید شهرکتاب فرشته تقدیر به عمل آمد. سپس  مازیار حامدی بداهه نوازی سه‌تار انجام داد. در ادامه برنامه ملک‌مرزبان متنی درباره فعالیت‌های گلی امامی قرائت کرد و سپس اسلایدی از فعالیت‌ها و زندگی گلی امامی و همچنین تاریخچه تاسیس کتابفروشی «زمینه» پخش شد. مژده دقیقی، مترجم در متنی که برای بزرگداشت گلی امامی در مراسم خواند عنوان کرد: کار در موسسه فرانکلین آغاز خوبی برای گلی امامی بود. او در طی فعالیت‌های خود تنها به حوزه کودک و نوجوان بسنده نکرد و در زمینه‌های متنوعی دست به ترجمه کتاب زد. او در ابتدا به عنوان ویراستار با مجلات پیک فرانکلین همکاری داشت و اولین کتاب‌هایی که ترجمه کرد،‌«سرافینا» و« پی‌پی جوراب بلند» برای کودکان  بودند. با وجود تنوعی که امامی در کارش داشت اما هیچ‌وقت ترجمه برای کودکان را رها نکرد و سال گذشته به دلیل تاثیر زیادش بر ادبیات کودک و نوجوان نشان لاک‌پشت پرنده را گرفت. گلی امامی از طریق ترجمه شوق خواندن را در جوانان برمی‌انگیخت. وی کتاب‌های روز ادبیات دنیا را ترجمه کرده است. در سال‌های اخیر با ترجمه آثار آلن دوباتن کتابخوانان ایرانی را با لذت خواندن فلسفه به زبان امروز آشنا کرده است. گلی امامی مترجم سخت‌کوشی است که به گواهی تجدید‌چاپ‌های مکرر مخاطبانی پیدا کرده که پی‌گیر ترجمه‌هایش بوده‌اند. مترجم «کیک عروسی و داستان‌های دیگر» در ادامه از دیگر فعالیت‌های گلی امامی یاد کرد و گفت: از تالیفات گلی امامی کتاب «آشپزی بدون گوشت» است که از استقبال خوبی برخوردار شد و همچنین از دیگر فعالیت‌های او کتابداری و کتابفروشی در کتابفروشی «زمینه» است. گلی امامی هنوز همچنان یار نشریات ادبی و جوایز است. دقیقی در انتهای صحبتش از شانس بزرگ گلی امامی در زندگی، کریم امامی یاد کرد. گلی امامی سپس مراسم تقدیر از گلی امامی با حضور صالح بهشتی، هوشنگ مرادی کرمانی،‌لیلی گلستان و عباس سجادی انجام شد. گلی امامی از مژده دقیقی بابت دقت‌نظرش به فعالیت‌های او تشکر کرد و گفت: من این موقعیت امروز را به فال نیک می‌گیرم. چون 50 سال پیش در چنین ماهی در تاریخ 1347 وارد انتشارات فرانکلین شدم. فرانکلین بهترین دانشگاهی بود که می‌‌توانستم آنجا چیزی بیاموزم و آموختم. کتاب عامل مهمی در زندگی من بوده است و من خودم را خادم کتاب می‌دانم. از افتخاراتم این است که برای دانشجویان دانشگاه هنر فارابی کتابخانه فراهم کردم و در عرض 5 سال تعداد کتاب‌های آنجا به عدد قابل توجهی رسید. سپس علی خدایی به نیابت از هیئت داوران داستان کوتاه جایزه فرشته بیانیه هیئت داوران را خواند و عنوان کرد: امیدوارم این جایزه با بخش‌های بیشتری ادامه پیدا کند. مسابقات داستان‌نویسی اگر بهانه داشته باشند،‌ مانند آژیر قرمز، محیط زیست و ... ما بر اساس آن بهانه داستان را ارزیابی می‌کنیم به این معنی که آیا این بهانه‌ها تبدیل به کاراکتر می‌شوند و اینکه سایه آن  بهانه‌ها چقدر به رگ‌وپی داستان رفته است. معیار من و باقی داوران همین مسائل بوده است. مهسا ملک‌مرزبان در انتهای مراسم از اعضا هیئت داوران و هیئت انتخاب برای اهدا جوایز دعوت به عمل آورد و علی خدایی، ناهید طباطبایی، بلقیس سلیمانی، حسین پاکدل، حسن محمودی و شیوا مقانلو به همراه امید بلاغتی روی سن آمدند و جوایز را اهدا کردند. حسین پاکدل در انتهای مراسم درباره سوژه این مسابقه گفت: جوانان غالبا تصور درستی از مفهوم آژیر قرمز ندارند. من در آن سال‌ها مدیر پخش شبکه یک بودم و دائما در کتابفروشی زمینه رفت‌وآمد داشتم. عاشق کتابفروشی زمینه و خاطره‌ای هم دارم که خانم امامی به من می‌گفت قیافه تو در دوران موشک‌باران وحشتناک آرام بود آژیر قرمز در آن زمان برای اعلام خطر بود؛ اعلام احتمال حمله هوایی. آژیر چیز بدی نیست. برای هشدار است. امروز تمام اندیشمندان ما به شکل آژیر درآمده‌اند اما این آژیرها شنیده نمی‌شوند. کاش آژیری به صدا دربیاید. اختتامیه جایزه فرشته با موضوع آژیر قرمز عصر چهارشنبه از ساعت 17 تا 19:30 در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.   ]]> ادبيات Thu, 21 Jun 2018 06:27:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262384/گلی-امامی-خودم-خادم-کتاب-می-دانم-فرانکلین-بهترین-دانشگاهی-می-توانستم-آنجا-چیزی-بیاموزم رونمایی کتاب «تدوینگر از نگاه تدوینگر» در خانه‌ سینما برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262362/رونمایی-کتاب-تدوینگر-نگاه-خانه-سینما-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این برنامه علاوه بر مترجم کتاب، ضابطی جهرمی، سعید عقیقی و مهران کاشانی حضور داشتند. در ابتدا حسن حسندوست ضمن ایراد نکاتی درباره انگیزه‌های خود از ترجمه چنین اثری، گفت: این کتاب یک کتاب تخصصی است و من معتقد هستم اگر یک کتاب را متخصصان آن حرفه ترجمه کنند، نتیجه بهتری حاصل می‌شود. زیرا برای مثال مترجمی که تدوین را نمی‌شناسد اگر بخواهد این کتاب را ترجمه کند، قطعا در مورد اصطلاحات تخصصی به مشکل بر می‌خورد. وی در مورد روند چاپ کتاب افزود: ترجمه کتاب یک طرف، این که حالا چه کسی می‌خواهد این را منتشر کند یک طرف. تازه فهمیدم که چاپ مثل فیلم‌سازی است. من 5 سال برای ترجمه این کتاب زحمت کشیدم. ولی بعد از این که کار مدون می‌شود، نگرانی این را داری که حالا چه کسی آن را چاپ می‌کند، دست چه کسانی می‌رسد و به چه صورت عرضه می‌شود. سعید عقیقی در ادامه اظهار داشت: به نظرم گفت‌و‌گوی تام هنکه که تدوینگر مستند است، گفت‌و‌گویی خواندنی است. تام هنکه یکی از بهترین کارهای مستند سینما را به اسم خط باریک آبی تدوین کرده که این فیلم، وابستگی زیادی به تدوین دارد. این گفت‌و‌گو بسیار درخشان است و به تدوینگران مستند پیشنهاد می‌کنم حتما آن را مطالعه کنند. در ادامه برنامه احمد ضابطی جهرمی به ایراد سخن پرداخت و ضمن بیان اینکه «تدوین یک علم است و نه یک هنر صرف» و همچنین ارائه توضیحاتی در این خصوص، درباره مقدمه حسندوست در کتاب افزود: همانطور که مترجم در مقدمه کتاب نوشته است، دغدغه‌های تدوینگران در تمام دنیا مشترک است. در این حرفه اصول، متد و فرایند وجود دارد. وقتی از این 3 جنبه به کار تدوین نگاه می‌کنیم، تمام مسائل تدوینگران در تمام دنیا و در طول تاریخ سینما مشترک است. مهران کاشانی نیز ضمن توصیه مطالعه کتاب به تمام رشته‌های سینمایی، در پاسخ به سوال عقیقی که کدام بخش کتاب برایت جذاب تر بود، گفت: یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این کتاب مصاحبه با تام هنکه، تدوینگر مستند است. تام هنکه در جایی از این کتاب می‌گوید: «تلاش ما در فیلم داستانی این است که بازی بازیگران را طبیعی کنیم. ولی در فیلم مستند ما با آدم های واقعی کار داریم و خودشون هستند. حالا باید آنجا ساختار روایی بدهیم.» اینجاست که شما متوجه می شوید مونتاژ چه حاکمیتی دارد. حسندوست در پاسخ به سوال عقیقی که در ترجمه این کتاب چقدر به فرهنگ‌های مصاحبه‌شوندگان دقت کرده است، گفت: یکی از دلایلی که ترجمه این کتاب 5 سال طول کشید، همین موضوع بود. من 3بار این کتاب را از ابتدا تا انتها مرور کردم و تا جایی که امکانش را داشتم، سعی کردم زبان ترجمه به زبان اصلی نزدیک باشد. بعضی از مصاحبه شوندگان خیلی عامیانه صحبت می‌کردند و بعضی دیگر کاملا رسمی. تا جایی که ممکن بود، سعی کردم این موضوع را لحاظ کنم. این کتاب که شامل گفت و گو با 22 تدوینگر مشهور جهان است، که توسط گابریل اولدهام انجام شده و حسن حسندوست آن را ترجمه کرده است و  نشر سفیدسار با همکاری خانه سینما آن را منتشر کرده است. ]]> هنر Wed, 20 Jun 2018 09:27:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262362/رونمایی-کتاب-تدوینگر-نگاه-خانه-سینما-برگزار ​یادبود هوشنگ آزادی‌ور در خانه هنرمندان ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262278/یادبود-هوشنگ-آزادی-ور-خانه-هنرمندان-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، یادبود هوشنگ آزادی‌ور چهارشنبه 30 خرداد ساعت 18 در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود. در این مراسم محمدرضا اصلانی، همایون امامی، سودابه فضایلی، میترا کارآگاه و حامد هاتف به سخنرانی می‌پردازند. در این مراسم هم‌چنین فیلمی با صدای هوشنگ آزادی‌ور برای حاضران به نمایش درخواهد آمد. هوشنگ آزادی‌ور شاعر، مترجم و مستندساز ایرانی بود. وی دانش‌آموخته مدرسه عالی سینما بود. «گل قالی» از آثار او در مقام یک مستندساز است. او از شاعران «شعر دیگر» و از ویراستاران مؤسسه انتشارات فرانکلین بود. گویندگی برای فیلم‌های مستند ساخته دیگر کارگردانان مانند «تهران درجه ریشتر» ساخته پیروز کلانتری و «خدایخانه» ساخته فضل‌الله تاری و فیلم‌های داستانی «بلور تار»، «مکان اخلاق» و «استراحتگاه» از دیگر فعالیت‌های حرفه‌ای آزادی‌ور هستند. در سال ۱۳۶۲ مجموعه تلویزیونی قصه‌ای به‌نام دارو پخش شده از شبکه یک تلویزیون ایران را کارگردانی کرد. از دیگر فعالیت‌های او در این سال ترجمه کتاب «تاریخ تئاتر جهان» نوشته اسکار گ. بروکت بود. ترجمه «باغ‌وحش شیشه‌ای» و «اتوبوسی به نام هوس» نوشته تنسی ویلیامز، «کوروس» نمایشنامه نیکوس کازانتزاکیس (۱۳۵۳)، نمایشنامه «رومئو و ژولیت» اثر ویلیام شکسپیر (۱۳۷۲) و «راهنمای آثار شکسپیر» نوشته جان گوردون (۱۳۸۰) از دیگر ترجمه‌های آزادی‌ور در زمینه تئاتر هستند. او دلیل خود را برای ترجمه دوباره نمایشنامه‌های شکسپیر جنبه ادبی داشتن ترجمه‌های موجود و نه نمایشی آنها بیان می‌کرد. ترجمه دو جلدی «تاریخ سینمای جهان» نوشته دیوید کوک (جلد اول ۱۳۸۰ و جلد دوم ۱۳۸۲) از دیگر فعالیت های او بودند. در طی سال‌ها آزادی‌ور مقالاتی را درباره سینما و تئاتر در نشریات هنری می‌نوشت یا ترجمه می‌کرد. مدتی نیز در دانشکده‌های هنر تهران و اصفهان «مبانی نمایشنامه‌نویسی» تدریس می‌کرد. در سال ۱۳۷۹ کتاب «ب‍دی‍ه‍ه‌س‍ازی: ش‍ی‍وه ب‍ی‍ان ه‍ن‍ری در ای‍ران» در پ‍ژوه‍ش درباره ه‍ن‍ر س‍ن‍ت‍ی ای‍ران‍ی و اس‍لام‍ی نوشت. مراسم یادبود هوشنگ آزادی‌ور چهارشنبه 30 خرداد ساعت 18 در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود. ]]> هنر Mon, 18 Jun 2018 10:52:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262278/یادبود-هوشنگ-آزادی-ور-خانه-هنرمندان-ایران فراخوان جشنواره فیلم کوتاه تهران منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262266/فراخوان-جشنواره-فیلم-کوتاه-تهران-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، فیلم‌هایی که با رویکردی خلاقانه و نوآورانه بر هویت ملی و فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی تاکید می‌کنند، در این جشنواره از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. اهداف جشنواره: الف– تثبیت جایگاه فیلم کوتاه به عنوان جریانی مستقل و اندیشمند در سینمای کشور ب– شناسایی و معرفی استعدادهای سینمایی ج– روز آمد کردن دانش و مهارت های سینمایی د– تقویت چرخه اقتصادی فیلم کوتاه با ایجاد زمینه‌های بازاریابی داخلی و خارجی ه– تلاش برای گسترش و جذب مخاطبان فیلم کوتاه بخش‌های‌ جشنواره: جشنواره فیلم کوتاه تهران در دو بخش سینمای ایران و سینمای بین‌الملل برگزار می‌شود. الف: سینمای ایران بخش مسابقه بخش ویژه مسابقه سینمای ایران همه‌ آثار تولیدی در چارچوب اهداف جشنواره و در قالب‌های داستانی، مستند، تجربی و پویانمایی می‌توانند در این بخش حضور یابند. * مقررات خاص بخش سینمای ایران  ۱-حداکثر زمان برای فیلم‌ها ۳۰ دقیقه است. ۲-آثار قابل پذیرش: الف- فیلم‌های داستانی، مستند، پویانمایی و تجربی تولید شده از سال۱۳۹۵ تاکنون ب- فیلم‌هایی که در جشنواره‌های منطقه‌ای سینمای جوان در سال ۹۶ و ۹۷ موفق به اخذ جایزه بهترین فیلم و یا بهترین کارگردانی در بخش‌های داستانی، مستند، تجربی و پویانمایی شده‌اند، مشروط به آن که تاکنون در جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به نمایش در نیامده باشند، مستقیما به بخش مسابقه سینمای ایران راه خواهند یافت. جوایز مسابقه‌ سینمای ایران: – تندیس جشنواره و مبلغ ۲۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به عنوان جایزه بهترین فیلم در بخش سینمای ایران (این جایزه به تهیه‌کننده حقیقی تعلق می‌گیرد) -تندیس جشنواره و مبلغ ۱۲۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به عنوان جایزه ویژه هیأت داوران در بخش فیلم‌های داستانی – تندیس جشنواره و مبلغ ۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین کارگردانی در بخش فیلم داستانی – تندیس جشنواره و مبلغ ۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین کارگردانی در بخش فیلم تجربی – تندیس جشنواره و مبلغ ۸۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین کارگردانی در بخش فیلم مستند – تندیس جشنواره و مبلغ ۸۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین کارگردانی در بخش فیلم پویانمایی – تندیس جشنواره و مبلغ ۷۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین فیلمنامه – تندیس جشنواره و مبلغ ۶۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین صدای فیلم (صدابرداری یا صداگذاری) – تندیس جشنواره و مبلغ ۶۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین تدوین – تندیس جشنواره و مبلغ ۶۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین فیلمبرداری هیأت داوران می‌تواند حداکثر سه دیپلم افتخار به هر ویژگی « بازیگری، موسیقی ، تیتراژ ، جلوه‌های ویژه ،طراحی صحنه و لباس و …» در فیلم کوتاه اهداء کنند. (جایزه نقدی دیپلم افتخار مبلغ ۳۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال است.»  به بهترین فیلم از نگاه تماشاگران تندیس جشنواره و جایزه نقدی تعلق خواهد گرفت. بخش ویژه: الف: «سینما و کتاب» به منظور رشد و اعتلای فرهنگ و هنر ایران اسلامی و ترویج کتاب و کتاب‌خوانی در «سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران» از فیلم‌های داستانی، مستند و پویانمایی تولیدشده با موضوع کتاب و کتاب‌خوانی، اقتباس ادبی، پاس‌داشت، سرگذشت و سرنوشت مؤلفین و ناشرین تجلیل به عمل می‌آید. کتاب و کتاب‌خوانی و یا اقتباس از یک کتاب می‌تواند محوریت موضوع آثار باشد. اقتباس از آثار ایرانی و اسلامی در اولویت قرار دارد. جوایز این بخش از سوی خانه کتاب اهدا خواهد شد. جوایز: -دیپلم افتخار و مبلغ ۷۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به بهترین فیلم -دیپلم افتخار و مبلغ ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به فیلم دوم -دیپلم افتخار و مبلغ ۳۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به فیلم سوم ب: « فرهنگ بومی و هویت ملی»: این بخش به فرهنگ بومی اقوام مختلف مردم ایران زمین، تجربه زیسته فیلم‌سازان، توجه و تاکید بر هویت ایرانی اسلامی و تقویت اندیشه وطن دوستی و انعکاس آن از نگاه فیلم‌سازان جوان می‌پردازد. جوایز: دیپلم افتخار و مبلغ ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به عنوان جایزه بهترین فیلم با موضوع « فرهنگ بومی» دیپلم افتخار و مبلغ ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به عنوان جایزه بهترین فیلم با موضوع « هویت ملی » ج: « انقلاب اسلامی، آرمان‌ها و دستاوردهای آن»: با توجه به چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، فیلم‌هایی با مضامین انقلاب، آرمان‌ها و ارزش‌های آن به این بخش راه پیدا خواهند کرد. جوایز: تندیس جشنواره و مبلغ ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به عنوان جایزه بهترین فیلم در بخش « انقلاب اسلامی، آرمان‌ها و دستاوردهای آن» ب: سینمای بین‌الملل مسابقه بین‌الملل با رویکرد ارزش های انسانی و جامعه در ۲ بخش «سینمای بین الملل» و «ویدیوآرت» برگزار می‌‌شود:   مسابقه بین‌الملل این بخش  شامل آثار فیلم‌سازانی است که فیلم‌های خود را در قالب داستانی، مستند، پویانمایی و تجربی با تهیه‌کننده غیر ایرانی تولید کرده باشند. (آثار این بخش می‌باید بعد از سال ۱۳۹۶ ( ۲۰۱۷ میلادی تولید شده) و همچنین تاکنون در هیچ جشنواره دیگری در ایران نمایش داده نشده باشند.) ویدئو آرت: این جشنواره می‌کوشد با حمایت از “ویدئو آرت” مجالی را برای حمایت از تفکر خلاق و بی حد و مرز با استفاده از تکنولوژی‌های نوین سینمایی فراهم آورد.  جوایز مسابقه بین‌الملل – تندیس جشنواره و مبلغ ۵۰۰۰ دلار جایزه بزرگ بخش بین‌الملل – تندیس جشنواره و مبلغ ۳۰۰۰ دلار به برترین  فیلم داستانی – تندیس جشنواره و مبلغ ۳۰۰۰ دلار به برترین  فیلم مستند – تندیس جشنواره و مبلغ ۳۰۰۰ دلار به برترین  فیلم پویانمایی – تندیس جشنواره و مبلغ ۳۰۰۰ دلار به برترین  فیلم تجربی – تندیس جشنواره و مبلغ ۱۰۰۰ دلار برای بهترین ویدئوآرت  ***دیگر اطلاعات بخش بین‌الملل از طریق سایت اختصاصی جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران قابل دسترسی است.  شرایط عمومی برای شرکت در بخش ملی جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران: شرکت همه‌ی فیلم‌سازان ، نهادها ، سازمان‌های دولتی و تهیه‌کنندگان بخش خصوصی آزاد است. با توجه به تغییر شرایط فنی پذیرش آثار، لازم است متقاضیان پیش از ارسال آثار ، مفاد بخش “شرایط فنی آثار” را به دقت مطالعه کنند. ثبت‌نام در جشنواره تنها به شیوه‌ی اینترنتی  امکان‌پذیر است بنابر این لازم است درخواست‌کنندگان با مراجعه به سایتtisff.ir و www.iycs.ir  فرم تقاضای شرکت در جشنواره را تکمیل کرده و کد رهگیری مربوطه را دریافت کنند و سپس هنگام ارسال نسخه اثر، نام فیلم خود را به نام کد رهگیری  که از سایت دریافت کرده اند تغییر دهند (کد رهگیری نام فایل فیلم شود). فیلم‌هایی که به بخش مسابقه راه می‌یابند باید دارای نسخه زیرنویس انگلیسی باشند. شرایط فنی زیرنویس: زیرنویس انگلیسی آثار باید به صورت یکپارچه با خود تصویر (Merg)  آماده شده باشد. همچنین پیشنهاد می‌شود برای تمامی آثار از فونت Arial black  در اندازه ۳۶ با رنگ زرد و حاشیه (stork)  مشکی استفاده گردد. توجه: فیلم‌سازان فقط یک‌بار می‌توانند فیلم خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال نمایند و امکان اصلاح و ارسال مجدد وجود ندارد. ارسال تیزر با فرمت MPG4 ؛ حداکثر یک دقیقه و حجم حداکثر ۱۵ مگابایت الزامی است. فیلم‌هایی که به بخش مسابقه راه می یابند گواهی شرکت در جشنواره دریافت خواهند کرد. فیلم‌هایی که استانداردهای فنی را نداشته باشند از بخش مسابقه حذف می‌شوند. دبیرخانه جشنواره، هیچگونه مسئولیتی در قبال آسیب‌های ناشی از ارسال نامطلوب آثار از جانب شرکت کننده را نمی‌پذیرد. پس از راه‌یابی فیلم‌ها به بخش‌های جشنواره امکان خارج کردن آن ها از برنامه جشنواره وجود ندارد. تصمیم نهایی درباره موارد پیش‌بینی نشده که در مقررات حاضر لحاظ نشده و یا ابهامات ناشی از مفاد آن و تغییر در بعضی از مقررات،  با دبیر جشنواره است. با ارسال فیلم به جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، تهیه‌کننده اثر یا نماینده قانونی ایشان به انجمن سینمای جوانان ایران، اختیار و اجازه می‌دهد که فیلم‌های منتخب را فارغ از جنبه انتفاعی و مالی و به منظور بهره‌برداری آموزشی به ویژه در دفاتر و نمایندگی‌های انجمن سینمای جوانان ایران درسراسر کشور و در قالب پاتوق فیلم کوتاه به نمایش درآورد و در این زمینه اعتراضی نخواهد داشت. تکمیل فرم تقاضای شرکت در جشنواره به معنای پذیرش کلیه مقررات اعلام شده است.  شرایط فنی آثار: – تمامی آثار ارسالی باید به صورت فایل دیتا به دبیرخانه جشنواره ارائه گردند، فیلم‌هایی که به صورت  DVD Video یا همان فایل VOB ارسال شوند در جشنواره پذیرفته نخواهند شد. آثار بایستی در یکی از قطع‌های Full HD- HDV – DV   و لزوماً با فریم ریت های ۲۴p-  ۲۵p یا ۵۰i به دفتر جشنواره تحویل داده شوند. فرمت‌های قابل پذیرش: MXF MOV (H.264) MPEG 4 (H.264) MPEG 2 DV AVI تذکر مهم:   با توجه به تک مرحله‌ای بودن دریافت آثار، در صورت راه‌یابی هر فیلم به بخش مسابقه، فایل ارائه شده توسط فیلم‌ساز مستقیماً به نمایش درخواهد آمد، از این‌رو ضروری‌است فیلم‌سازان از ابتدا نسخه نهایی اثر را با کیفیت مناسب به دفتر جشنواره ارائه دهند. صاحبان آثاری که به شیوه ۱ صداگذاری شده‌اند، می‌توانند این نسخه را (۵٫۱) به همراه نسخه استریو به دبیرخانه جشنواره ارائه نمایند در صورت پذیرفته شدن هر اثر در بخش مسابقه نسخه ۵٫۱ به نمایش درخواهد آمد. بدیهی است به علت فراوانی آثار و محدودیت زمانی، فرمت‌های متفرقه یا فایل‌های دارای اشکال، در مرحله انتخاب آثار شرکت داده نخواهند شد. نکته: مدیاهای دریافتی از فیلم‌سازان (شامل فلش‌مموری و هارد) از دی ماه ۹۷ به‌صورت حضوری به صاحبان آثار عودت خواهد شد. اقلام مذکور برای متقاضیان ساکن شهرستان (در صورت عدم مراجعه) از طریق پست سفارشی ارسال خواهد شد. توجه: ۱- نسخه‌های فیلم‌ها بازگشت داده نمی‌شوند. ۲- نتایج بازبینی فقط از طریق جراید و سایت‌های معتبر و سایت اختصاصی جشنواره اعلام می‌شود. گاه‌شمار جشنواره:  تاریخ شروع ثبت نام در سایت : ۱۲خردادماه  تاریخ پایان ثبت نام در سایت و ارسال آثار: ۱ مردادماه   اعلام فیلم‌های راه یافته به بخش مسابقه : نیمه اول مهرماه  زمان برگزاری جشنواره : ۱۸ تا  ۲۳ آبان ماه ۱۳۹۷ توجه: تأکید می شود که مهلت ارسال آثار به هیچ عنوان تمدید نشده و رأس تاریخ اعلام شده، سایت ثبت‌نام بسته خواهد شد. نشانی برای ارسال آثار: تهران – میدان ونک – خیابان گاندی جنوبی – خیابان نوزدهم – پلاک ۲۰ – دبیرخانه سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران کدپستی: ۱۵۱۷۸۷۳۸۱۱ تلفن: ۸۶۰۸۴۸۲۹ سایت جشنواره  www.tisff.ir پست الکترونیک iycs.fest@gmail.com   ]]> هنر Mon, 18 Jun 2018 10:31:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262266/فراخوان-جشنواره-فیلم-کوتاه-تهران-منتشر نمایشگاه چندرسانه‌ای گوزن زرد ایرانی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262237/نمایشگاه-چندرسانه-ای-گوزن-زرد-ایرانی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایشگاه چندرسانه‌ای گوزن زرد ایرانی از مجموعه نمایشگاه‌های ایران-ایران برگزار می‌شود. آیین گشایش این نمایشگاه با اکران مستند جام حسنلو اثری از محمدرضا اصلانی، با سخنرانی سودابه فضائلی و اجرای کتیبه‌خوانی از ح.هاتف خواهد بود. این نمایشگاه به همت خانه نمایش دا در روز سه‌شنبه 29 خرداد 1397 در ساعت 18 گشایش می‌یابد و تا اول تیرماه ادامه خواهد داشت. نمایشگاه از ساعت 18 تا 21 پذیرای علاقه‌مندان خواهد بود. علاقه‌مندان به بازدید از نمایشگاه می‌توانند به خانه نمایش دا واقع در میدان فاطمی، ابتدای خیابان شهید گمنام، خیابان جهان‌مهر پلاک 26 مراجعه کنید. ]]> ادبيات Sun, 17 Jun 2018 12:12:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262237/نمایشگاه-چندرسانه-ای-گوزن-زرد-ایرانی-برگزار-می-شود معرفی و بررسی «شناخت هنر موسیقی» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262131/معرفی-بررسی-شناخت-هنر-موسیقی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست معرفی و بررسی کتاب «شناخت هنر موسیقی» برگزار می‌شود. این نشست با حضور ساسان فاطمی، داریوش طلایی و عبدالمجید کیانی مولف این اثر  روز چهارشنبه 30خرداد 1397، ساعت 17 تا 19 برگزار می‌شود. مجید کیانی مدرس موسیقی ایرانی، نوازندهه سنتور و از چهره‌های ماندگار است. کتاب هفت دستگاه موسیقی ایران، کتاب مبانی نظری موسیقی ایران، کتاب ستاره عشق (داستان)، کتاب چگونگی پژوهش در موسیقی ایران و... از جمله تالیفات اوست. علاقه‌مندان می‌توانند به نشانی خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک2، سرای اهل قلم مراجعه کنند. ]]> هنر Wed, 13 Jun 2018 10:41:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262131/معرفی-بررسی-شناخت-هنر-موسیقی بدن هنرمند همچون میدان نبرد در جنگ گوشت و روح http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262094/بدن-هنرمند-همچون-میدان-نبرد-جنگ-گوشت-روح به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «قصه مری‌کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری» یکی از دل‌انگیزترین حکایت‌های مثنوی معنوی است که در دفتر اول آن روایت شده است. ملای روم در این قصه به جدال دو گروه هنرمند نقاش (رومی و چینی) در نزد پادشاهی می‌پردازد و در ذیل آن راه اصلی و راستین را برای رسیدن به مرحله آفرینش هنری بیان می‌کند. جدال و محاجه این هنرمندان با اختصاص دو اتاق روبه‌روی هم به آن‌ها که پرده‌ای را از هم جدا می‌کند، آغاز می‌شود. چینیان رنگ‌های بسیاری گرفته و دیوارها را رنگ می‌کنند، اما رومیان فقط زنگار دیوار را صیقل می‌زنند: «در فرو بستند و صیقل می‌زدند*همچو گردون ساده و صافی شدند» کار که تمام می‌شود چینیان شادی می‌کنند. پادشاه می‌آید و نقاشی چینیان را می‌بیند: «می‌ربود آن، عقل را و فهم را»، اما پرده را که بالا می‌کشند اتفاق عجیبی رخ می‌دهد «عکس آن تصویر و آن کردارها*زد بر این صافی شده دیوارها» و در ادامه «هرچه آنجا دید، اینجا به نمود*دیده را از دیده‌خانه می‌ربود». مولانا صوفیان را همان رومیان در این داستان می‌داند که با صیقل زدن سینه‌ها به همه چیز دست یافته‌اند. هنر اصلی همین صیقل‌زدن سینه‌هاست و کار مهم هنرمندان برجسته در تاریخ بشری در همین صیقل زدن خلاصه بوده است. این صیقل زدن راه هنرمندان را از سایر انسان‌ها جدا می‌کند. عنصر «تنهایی» و «سکوت» بدل به دو ویژگی و «ژست» می‌شود که برای هنرمندان‌گریزی از آنها نیست. در کنش‌ها و روابط غالب در جوامع انسانی معمولا هنرمندان به صورتی خودخواسته جایی ندارند و در بسیاری از مواقع تقابلی بین این دو شکل می‌گیرد. هنرمندان اگر بتوانند مسیر جامعه را به سمت فرهیختگی عوض کنند، جان خود را خریده‌اند، اما اگر نتوانند، چاره در عذاب آنهاست. این عذاب نیز خودخواسته است تا مانند مسیح بار نافهمی جامعه را خود به دوش کشند. بدن آنها در این میانه قربانی مقدسی است که بدل به میدان نبردی در جنگ هستی (جنگ میان گوشت و روح) می‌شود. این نبرد مقدس برای تغییر راه جامعه، اما با واکنش مناسبی از سوی عامه مردمان مواجه نمی‌شود. آنها از آیینه‌ای که هنرمندان در مقابلشان می‌گیرند، متوحش شده و به مقابله برمی‌خیزند و چاره را در طرد هنرمندان و تبعید آنها می‌بینند. محل این تبعید در جوامع مدرن، تیمارستان‌ها و درمانگاه‌های روان‌درمانی است. شاید دانش روانکاوی هنری از دل این تبعیدها به وجود آمده باشد. اما منابع درباره این هنرمندان و همچنین در موضوع کلی «روانکاوی هنرمندان» به زبان فارسی بسیار اندک است و چندان معلوم نیست که چرا همین منابع اندک صرفا یکبار فرصت نشر پیدا کرده و دیگر رنگ تجدید چاپ را به خود نمی‌بینند. یکی از این منابع کتاب «ون‌گوگ: مردی که جامعه او را خودکشی کرد» اثر آنتونن آرتوست. این کتاب برای نخستین و آخرین بار در سال 1383 منتشر شد.  کتاب در 32 صفحه به همراه تصاویر رنگی برخی از آثار ون‌گوگ مانند تابلوهایی چون «مردی با گوش بریده»، «شکوفه‌های درخت گلابی»، «کافه شبانه»، «دختری بر زمینه صورتی» و... در دسترس مخاطبان قرار گرفت. هم حجم و هم بهای این کتاب بسیار اندک بود و عدم تجدید انتشار آن مبهم است. «ون‌گوگ: مردی که جامعه او را خودکشی کرد» از دو جهت بسیار مهم است. نخست اینکه درباره نقاش مشهور و اثرگذاری چون ون‌گوگ است که هنرمندان مدرنیست از بسیاری جهات مدیون او هستند و دیگر اینکه این متن به قلم آنتونن آرتوست که نظریاتش درباره تئاتر و فرهنگ بر هنرمندان پس از خود بسیار تاثیر گذاشت؛ البته نباید فراموش کرد که آرتو این متن و تک‌نگاری کم حجم را در شرایط خاصی نوشت که در ادامه به آن اشاره می‌شود. آنتونن آرتو (در گذشته در سال 1949) هنرمند و نظریه‌پرداز مشهور فرانسوی هم برای اهالی تئاتر و هم برای اهالی سینما چهره شناخته‌ شده‌ای است. علاقه‌مندان سینما بازی درخشان او در فیلم «مصائب ژاندارک» ساخته شده در 1928 به کارگردانی کارل تئودور درایر را از یاد نخواهند برد. همچنین فیلمنامه «صدف و کشیش» به کارگردانی ژرمن دولاک، بانوی فیلمساز فرانسوی نیز به قلم اوست. نظریات آرتو در حوزه تئاتر که به «تئاتر خشونت» مشهور است آغازگر راهی شد که بعدها بزرگانی چون یرژی گروتفسکی و پیتر بروک آن را با درخشش هرچه بیشتر ادامه دادند. نمی‌توان هنرمند تئاتری را پس از آرتو پیدا کرد که تحت تاثیر نظریات او نبوده باشد. کتاب او با عنوان «تئاتر و همزادش» با ترجمه نسرین خطاط از سوی نشر قطره به فارسی منتشر شده است. همچنین جلال ستاری نیز با تالیف کتاب «آنتونن آرتو، شاعر دیده‌ور صحنه تئاتر» و ترجمه «فرهنگ، تئاتر و طاعون» تلاش بسیاری در بسط و شرح نظریات آرتو در میان جامعه تئاتر ایران داشت. از میان آثار ادبی آرتو نیز نمایشنامه «خاندان چن چی» او با ترجمه بهزاد قادری فرصت نشر به زبان فارسی را پیدا کرده است.  آرتو از سال 1943 به دلیل بی‌ثباتی روانی مکرر تحت معالجه پزشکی به نام گستون فردیر قرار گرفت که خود کلکسیونر هنرهای روان‌پریشی بود. به دلیل خواص درمانی نقاشی دکتر فردیر آرتو را تشویق به این کار کرد و به این ترتیب اشکال نوشتاری و تصویری برای بیان فردی، در نظر آرتو تبدیل به دو شکل جدایی ناپذیر شدند. متن بلندی که گزیده آن در این کتاب ترجمه شد، در واکنش به نمایشگاهی که در ژانویه و مارس سال 1947 از آثار ون‌گوگ در پاریس برگزار شد، نوشته شده است. این متن در سپتامبر 1947 در تعداد محدود 630 نسخه که شامل تصاویر چاپی آثار ون‌گوگ نیز بود در پاریس به چاپ رسید. «ون‌گوگ؛ مردی که جامعه او را خودکشی کرد»، در تبعید نوشته شده است. آرتو در این متن جامعه‌ای را که در آن گوشت بر روح غلبه کرده به محاکمه می‌کشد. آرتو اعتقاد دارد در جامعه‌ای که گوشت حرف اول را می‌زند و فضاحت غلبه گوشت به قدری فراگیر است که بدل به سرنمون جامعه شده، می‌توان از سلامت روانی ون‌گوگ سخن گفت که در تمام عمرش فقط یک دستش را پخت و بجز بریدن گوش چپش کار دیگری نکرد. او در این متن می‌گوید: «جامعه‌ای گندیده، روان‌پزشکی را ابداع کرده تا از خود در مقابل تحقیقات برخی از خردمندان بلندپایه که قدرت پیش‌گویی‌شان می‌تواند مساله‌ساز باشد، دفاع کند.» مثال مهمی که آرتو در این میان می‌زند ژرار دو نروال، شاعر، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس قرن نوزدهمی فرانسه است. او می‌نویسد: «نروال دیوانه نبود، اما جامعه او را متهم به دیوانگی کرد تا برخی از افشاگری‌های بسیار مهمی را که می‌خواست انجام دهد بی‌اعتبار کند و علاوه بر متهم شدن بر سرش هم ضربه‌ای وارد شد. در شبی خاص واقعا بر سرش ضربه‌ای زدند تا حافظه‌اش از واقعیات مخوفی که می‌خواست افشا کند، پاک شود.» و آرتو می‌خواهد با نقل این سخنان، درون خود را توصیف کند. سوزان سانتاگ درباره آرتو می‌گوید: «پیامد این حکمِ آرتو درباره‌ خودش – یعنی سرزنشِ خود نسبت به روندِ روبه‌تزایدِ خودبیگانگی او از آگاهی‌اش- این است که مستقیم یا غیرمستقیم پریشانی‌ روحی‌اش تبدیل به موضوع همیشگی و پایان‌ناپذیر نوشته‌هایش می‌شود. خواندن برخی روایت‌های آرتو از رنج‌های ذهنی‌اش بسیار زجرآور است. او احساساتش را بسیار کم تشریح می‌کند – چیزهایی مانند دهشت، سردرگمی، خشم و هراس. ره‌آورد او نه فهمی روانشناسانه (که با آن چندان سر سازش ندارد و آن را بی‌اهمیت می‌شمارد) بلکه تشریح دست‌اولی از حالات و وضعیت‌های خودش است. نوعی پدیدارشناسی روانشناسانه از ویرانی بی‌پایانِ خودش.» به باور آرتو ون‌گوگ به دلیل دیوانگی از دنیا نرفت، بلکه مرگ او به خاطر این بود که جسما تبدیل به میدان جنگی برای مبارزه با مساله‌ای شد که روح شیطانی بشر از ابتدا در حال نزاع پیرامون آن بوده است: مساله غلبه گوشت و خون بر روح، یا جسم بر گوشت و خون یا روح بر هر دوی آنها. مساله آرتو این است که در این روان آشفتگی جای خویشتن انسان کجاست؟ ون‌گوگ به باور آرتو در تمام طول زندگی‌اش با عزمی راسخ و انرژی‌ای غریب به دنبال خویشتن خود گشت. او می‌نویسد: «ون‌گوگ به دلیل طغیان یک جنون، یا ترس از عدم موفقیت خودکشی نکرد. برعکس زمانی که خودآگاهی جمعیِ جامعه برای تنبیه او به دلیل فرار از چنگالش او را خودکشی کرد، او تازه به موفقیت رسیده بود و به اینکه «کیست» و «چیست» پی برده بود.» نکته اینجاست که تمامی این توصیفات درباره خود آرتو نیز مصداق دارد و این ویژگی تمامی هنرمندان راستین در طول تاریخ بشری است. «ون‌گوگ؛ مردی که جامعه او را خودکشی کرد» نوشته آنتونن آرتو و ترجمه مریم مجد با شمارگان سه هزار نسخه در 32 صفحه قطع جیبی و بهای 600 تومان در سال 1383 از سوی نشر دیگر روانه کتابفروشی‌ها شده بود. ]]> هنر Wed, 13 Jun 2018 05:08:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/262094/بدن-هنرمند-همچون-میدان-نبرد-جنگ-گوشت-روح انتشار نمایشنامه‌ای که بولگاکف با آن استعداد هجونویسی‌اش را نشان داد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261747/انتشار-نمایشنامه-ای-بولگاکف-استعداد-هجونویسی-اش-نشان عباس‌علی عزتی در گفت‌گو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: «خانه‌ی زویا» از ترجمه‌های اولیه‌ من از زبان روسی است که در سال 1388 ترجمه شده و از جمله نمایشنامه‌هایی است که ناشر قرار بود در سال 91 منتشر کند که خلف وعده کرد و سرانجام امسال بعد از 6 سال تأخیر آن را چاپ کرده است. وی افزود: بولگاکف با نوشتن کمدی‌ «خانه‌ی زویا» استعداد هجونویسی‌اش را در نمایشنامه هم نشان می‌دهد. او پیشتر در داستان‌هایی که در دهه‌ 20 از وی چاپ می‌شد، مهارت هجو‌نویسی و بذله‌گویی خود را بروز داده بود. بولگاکف همچنین در این نمایشنامه شیفته‌ گروتسک می‌شود و با حاضرجوابی‌ شخصیت‌هایش سعی می‌کند مردم را بخنداند. عزتی ادامه داد: در «خانه‌ی زویا» با نهایت ظرافت و مهارت، نقایص ناشی از «سیاست اقتصادی جدید» را هجو می‌کند و به سخره می‌گیرد. بولگاکف همچنین در این نمایشنامه از همه‌ فرم‌های کمیک استفاده کرده و به کمک گروتسک، تغییر سریع موقعیت دراماتیک، حاضر جوابی‌های ظریف و توسل به قرینه‌سازی، درون و بیرون کارگاه مد زویا را به نمایش می‌گذارد و ماهیت واقعی دلال‌های فاسد و حقه‌باز، و کسانی را که از «سیاست اقتصادی جدید» در جهت منافع شخصی استفاده می‌کنند، آشکار می‌سازد. این مترجم همچنین به بازتاب «سیاست اقتصادی جدید» در ادبیات شوروی در دوران بولگاکف اشاره کرد و گفت: «سیاست اقتصادی جدید» در هنر و ادبیات شوروی بازتاب گسترده و متنوعی پیدا کرد. بعضی آثار به تأیید انگیزه‌های ‌تمایلات بورژوازی و دستاوردهای «سیاست اقتصادی جدید» می‌پرداختند، بعضی نیز نشان‌دهنده‌ دستپاچگی نویسندگانشان در برابر سلطه و برتری نظام شوروی بودند، اما آثار مطرح و تأثیرگذار این دوره، نوشته‌های مایاکفسکی و بیدنی بود که مستقیماً به خرده‌بورژوازی، عوام‌‌گرایی، فرصت‌طلبی و انگیزه‌های تمایلات بورژوازی می‌پرداخت. هرچند بولگاکف هم هدفی مشابه هدف مایاکفسکی را دنبال می‌کرد، اما برخلاف مایاکفسکی در شرایطی قرار نداشت تا به طنز سیاسی روی آورد، برای همین مسیر دیگری را پیمود. بولگاکف و مایاکفسکی دشمن مشترکی به‌نام خرده‌بورژوازی، عوام‌گرایی و فرصت‌طلبی داشتند و هر دو برای پاکی ضمیر انسان‌ها تلاش می‌کردند. عزتی جان کلام بولگاکف در «خانه‌ی زویا» را نقد جنبه‌های منفی «سیاست اقتصادی جدید» دانست و ادامه داد: بولگاکف در این نمایشنامه که بیشتر از کمدی‌های دیگرش به آن دلبستگی داشته، در قالب فارس تراژیک تصویری وهم‌انگیز از دلالان زرنگ به‌دست می‌دهد و به تمسخر طنزآلود معایب «سیاست اقتصادی جدید» می‌پردازد. این دلالان حقیر که تمام هم و غمشان به چنگ آوردن پول است و برای تحصیل آن حاضرند به هر کاری دست بزنند، مانند میکروب‌هایی نشان داده می‌شوند که فقط در سایه‌ «سیاست اقتصادی جدید» مجال رشد و زندگی دارند. مترجم نمایشنامه «خانه‌ی زویا» همچنین ساختار این نمایشنامه را قوی و محکمی توصیف کرد و گفت: صحنه‌های فارس، حاضر‌جوابی‌ها و کنایه‌های ظریف همه در خدمت ایده‌ مرکزی نمایشنامه است، و تیپ‌ها مفهومی سمبلیک دارند. تم مهاجرت در «خانه‌ی زویا» حضوری پررنگ دارد؛ هدف غایی بیشتر شخصیت‌های این نمایشنامه خارج شدن از شوروی است. برای همین است که به پول هنگفت نیاز دارند و برای تحصیل آن به بیراهه می‌زنند. نویسنده با خلق صحنه‌های فارس تراژیک، آفریدن تیپ‌های مختلف و انطباق ماهیت اجتماعی و روان‌شناختی آنها مهارت نمایشنامه‌نویسی‌اش را به رخ می‌کشد و تصویر زویا به‌عنوان زنی غارتگر و سودجو که از هر وسیله‌ای برای منفعت خود استفاده می‌کند، به این صورت ساخته می‌شود. بولگاکف به موقعیت‌های کمیک مفهومی نمادین می‌دهد و سعی دارد حیله‌گری، نفاق و حقه‌بازی جامعه‌ خشن و چپاولگر به‌جامانده از دوران پیش از انقلاب اکتبر را به نمایش بگذارد. او کارگاه زویا را سمبل جهان می‌داند که در مقابل زندگی شورایی و سوسیالیسم ایستاده است. عزتی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به تبدیل شدن گروتسک در آثار بولگاکف به اصلی دراماتیک اشاره کرد و افزود: موقعیت‌های خنده‌آور، گروتسک، بذله‌گویی‌های به‌جا و تیپ‌های کمیک ویژگی خاصی به کمدی‌های بولگاکف داده و اتمسفر ویژه‌ای به آن بخشیده‌‌اند. گروتسک در آثار بولگاکف درحالی‌که به اصلی دراماتیک تبدیل می‌شود، با تأثیر گذاشتن بر اصالت ژانر کمدی، به آن ماهیت هجو یا طنز بذله‌گویانه می‌دهد. در نتیجه‌ چنین کارکردی است که در «خانه‌ی زویا» پدیده‌های زشت ناشی از سیاست‌ اقتصادی جدید دارای تأثیری طنزآمیز می‌شوند؛ شخصیت‌های نمایش رشد می‌کنند و به تیپ‌های کمیک تبدیل می‌شوند؛ و حاضرجوابی‌های زننده‌ شخصیت‌های منفی نمایش جملاتی پرمعنا به‌نظر می‌آیند. عزتی در پایان با اشاره به اجرای این نمایشنامه پس از نگارش آن گفت: تئاترهای مسکو در سال 1928 کمدی‌ «خانه‌ی زویا» را به‌ نمایش گذاشتند. اگرچه این نمایش با استقبال کم‌نظیر مردم روبه‌رو شد، اما منتقدان هنری آن‌ را نپسندیدند. تصویری که پس از خواندن «خانه‌ی زویا» در ذهن خواننده شکل می‌گیرد تصویری جهنمی از انحطاط و زوال در جامعه‌ شوروی است. بولگاکف در این نمایشنامه نیز مانند کاری که در رمان «مرشد و مارگاریتا» کرده، سعی در اثبات این مسأله دارد که واقعیت‌های زندگی در نظام سوسیالیستی را از طریق فانتزی بهتر می‌توان نشان داد، که نمونه‌ بارز آن به‌صحنه آوردن جنازه‌ ایوان مخوف است که با معیارهای نمایشی آن روزگار امری ناممکن و حتی نادرست شمرده می‌شد. «خانه‌ی زویا» نوشته میخاییل بولگاکف در 143 صفحه و بهای 17 هزار تومان از سوی نشر افراز منتشر شده است. این ترجمه یکصدوشصت‌وششمین جلد از مجموعه «نمایشنامه‌های برتر جهان» نشر افراز است.   درباره مترجم عباس‌علی عزتی دکترای مدیریت فرهنگی دارد. او منابعی از دو زبان روسی و ایتالیایی را در حوزه‌های تاریخ و نظریه‌های هنر و همچنین نمایشنامه ترجمه کرده است. «جهان دوگانه مینیاتور ایرانی» نوشته ماییس نظرلی، «هنر تاریخی پنجکنت» نوشته الکساندر بلنیتسکی و «تاریخ و نظریه 6 مقام» نوشته اصل‌الدین نظامف، از ترجمه‌های منتشر شده او در حوزه تاریخ هنر است. همچنین از میان ترجمه‌های منتشر شده عزتی در حوزه ادبیات نمایشی نیز می‌توان به این موارد اشاره کرد: «عروس بی‌نوا» نوشته الکساندر آستروفسکی، «دن‌کیشوت»، «ژوردن کم عقل»، «مولیر» و «جنگ و صلح» همگی نوشته میخاییل بولگاکف، «نوری در تاریکی می‌درخشد و پتر خباز» و «قزاق‌ها» هر دو اثر لف تالستوی، «قهوه خانه»، «مهمان‌خانه‌چی»، «ارباب»، «باد بزن» و «دعواهای کیتوزا و نوکر دو ارباب» همگی به قلم کارلو گولدونی و «قانون شکن» اثر پائولو جاکومتی. لازم به توضیح است که ترجمه‌ عزتی از نمایشنامه‌ «دن‌کیشوت» اثر بولگاکف در هشتمین دوره‌ انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران در پاییز 1396 به‌عنوان ترجمه‌‌ برگزیده انتخاب شد. ]]> هنر Tue, 12 Jun 2018 04:18:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261747/انتشار-نمایشنامه-ای-بولگاکف-استعداد-هجونویسی-اش-نشان خوانش و بررسی نمایش‌نامه «در» در فرهنگسرای ارسباران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261925/خوانش-بررسی-نمایش-نامه-فرهنگسرای-ارسباران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی فرهنگسرای ارسباران، نشست خوانش و بررسی نمایش‌نامه «در» نوشته علی‌محمد رحیمی امروز  عصر برگزار می‌شود. در یازدهمین نشست تئاترکاغذی نمایش «در» بهزادصدیقی کارشناس مجری، فرهاد امینی نمایش‌نامه‌نویس، منتقد و پژوهشگر تئاتر حضور دارند و به بررسی نمایش‌نامه «در» خواهند پرداخت. همچنین پژند سلیمانی، مجتبی طباطبایی، نیلوفر ترک و علی‌محمد رحیمی نقش خوانان این نمایش هستند. حضور دراین نشست برای عموم آزاد است و علاقه‌مندان می‌توانند به فرهنگسرای ارسباران به نشانی خیابان دکترشریعتی، سیدخندان، خیابان جلفا مراجعه کنند.   ]]> ادبيات Sat, 09 Jun 2018 06:50:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261925/خوانش-بررسی-نمایش-نامه-فرهنگسرای-ارسباران «در» نمایش‌خوانی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261898/نمایش-خوانی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به نقل از روابط عمومی مؤسسه  افرامانا، در یازدهمین نشست تئاتر کاغذی ابتدا نمایش‌نامه «در» نوشته و کارگردانی علی محمدرحیمی نمایش نامه‌خوانی می‌شود و سپس این اثر با حضور مهمانان این نشست مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این نشست تئاتر کاغذی که ساعت 17:30 روز شنبه 15 اری بهشت ماه 97 در سالن استاد ذوالفقاری فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌­شود، مجتبا طباطبایی، پژند سلیمانی، نیلوفر تُرک و علی محمدرحیمی نمایش‌نامه  «در» را نقش‌­خوانی می­‌کنند. این گزارش در ادامه می­‌افزاید: نمایش نامه «در» نوشته ی علی محمدرحیمی شامل چهار نمایش نامه است که هر کدام مقطعی از یک زندگی مشترک را به تصویر کشیده است. قصه  اول، با عنوان بزن به چاک، زن ومردی هستند که روزگار خود را با دزدی می‌گذرانند. آن‌ها قرار است بزرگترین سرقت خود را انجام داده و دست از دزدی بکشند اما تا کنون دم به تله نداده‌اند. ولی این بار به وسیله  دری که از پول‌ها محافظت می‌کند، گرفتار می‌شوند. در قصه  دوم با نام می‌خوام خودمو خلاص کنم، زن و مردی از هم جدا شده‌اند. مرد برای کار مهمی بازمی‌گردد ولی زن در را به روی او باز نمی‌کند و پس از گرفتن امتیازی، وقتی در را باز می‌کند که دیگر دیر شده است. قصه  سوم که آخرین سطر از یک قصه  طولانی نام دارد، داستان پیرزن و پیرمردی است که پنجاه سال عاشقانه با هم زندگی کرده‌اند و درِ خانه‌شان به علت فرسودگی باز نمی‌شود و یک سوتفاهم ساده باعث بروز مشکلات عدیده می‌شود و ... بر اساس این گزارش، نمایش نامه  «در» نوشته  علی محمدرحیمی در سال 1396 در 82 صفحه  قطع پالتویی با شمارگان 500 نسخه توسط نشر ورا به قیمت 8000 تومان منتشر شده و در دسترس علاقه‌­مندان قرارگرفته است. لازم به یادآوری است پیش از این در سلسله نشست‌های تئاتر کاغذی، نمایش‌نامه‌های وقتی روح لیر از ژوکرمرخصی می‌گیرد نوشته روزبه حسینی، یافت‌آباد نوشته محمد مساوات، بالستیک زخم نوشته  پیام لاریان، دوزخ و راه نوشته سیروس همتی، خواب خیس ماهی نوشته  مهدی میرباقری، برف زمین را گرم می‌کند نوشته مریم منصوری و لابی نوشته  آرش عباسی، یه کلیک کوچولو نوشته  محمدرضا کوهستانی، موزه  خصوصی نوشته  تهمینه محمدی و تلخی ته گلو نوشته  امیر امجد معرفی، نمایش نامه‌خوانی و بررسی شده بود. گفتنی است سلسله نشست‌های تئاتر کاغذی با هدف معرفی و بررسی نمایش‌نامه‌های منتشرشده  جدید ایرانی ماهی یک بار در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود. ]]> هنر Fri, 08 Jun 2018 07:53:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261898/نمایش-خوانی-می-شود نمایشنامه‌ای که فقط بزرگان تئاتر می‌توانند آن را اجرا کنند! http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261815/نمایشنامه-ای-فقط-بزرگان-تئاتر-می-توانند-اجرا-کنند  علی مجتهدزاده در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب( ایبنا) درباره نمایشنامه «یک شماره» که به تازگی با ترجمه او منتشر شده است اظهار کرد: این نمایشنامه آخرین اثر کریل چرچیل است. این نویسنده شهرت چندانی در ایران ندارد، او در بین نمایشنامه‌نویسان به‌خصوص نمایشنامه‌نویسان بریتانیا بسیار مشهور است و به عقیده بسیاری بهترین نمایشنامه‌نویس بریتانیا و انگلیسی‌زبان به‌شمار می‌آید.  تا به‌حال در ایران اثری از این نویسنده به فارسی ترجمه نشده و این اولین نمایش‌نامه از کریل چرچیل است که به زبان فارسی برگردانده شد. می‌توان گفت این نمایش‌نامه دغدغه فردیت دارد و هویت را به چالش می‌کشاند. درواقع قهرمان اصلی با این پرسش روبه‌رو است: این خودی که الان حاضر است تا چه حد حقیقت دارد و وجودش معنا دارد؟   وی افزود: نمایش‌نامه «یک شماره» نمایشنامه سختی است و خواندنش هم سخت است. پایه جریان، یک طرح و پلات علمی تخیلی دارد و با آن شروع می‌کند و از میان آن دغدغه هویت را بیرون می‌کشد. زمانی که کارگردان بخواهد آن نمایشنامه را دست بگیرد و اجرا کند با سختی بسیاری روبه‌رو می‌شود. تا الان کسانی که این نمایش را اجرا کردند جزو بزرگان تئاتر به شمار می‌آیند. به عنوان مثال: ایان‌مک‌ کلن و دنیل گریک در اجرای لندن این نمایش بازی کرده‌اند که بازیگران بزرگی هستند.   او درباره مخاطبان نمایش‌نامه «یک شماره» گفت: به نظر من مخاطب این نمایش‌نامه تئاتری‌ها هستند. نمی‌دانم دوباره فرصت می‌شود سراغ کریل چرچیل بروم یا نه ولی فکر می‌کنم خیلی حیف است که آثار کمی از ایشان ترجمه  شده و  همچین متن‌ها و آثار او ظرفیت این را دارند که دیده، خوانده و اجرا شوند.  وی درباره سایر آثار چرچیل گفت: نمایشنامه دیگری هم از او خوانده‌ام ولی فرصت نکردم سراغ ترجمه آن بروم. کریل چرچیل فمنیست دو آتشه‌ای است و در  خیلی از نمایشنامه‌هایش دغدغه زن و هویت زنانه در جامعه مدرن خیلی به چالش کشیده می‌شود به خصوص در جامعه خودش. در کارهایی که نوشته از نابرابری نسبت به جنسیت زن گفته  و بی‌عدالتی‌ها را خیلی برجسته کرده است. نمایشنامه «یک شماره» انسان را  کانون توجه خود قرار داده است. در «یک شماره» خیلی ساده می‌شود هردو شخصیت را زن فرض کرد چون دیگر مرد یا زن بودن مهم نیست؛ مهم وجود آن ها ست که نظام معنایی این اثر بر پایه آن بنا شده است. مترجم نمایشنامه «بین دیوانه و روخانه» همچنین درباره انتخاب این اثر گفت: خوبی زمانه ما وجود اینترنت است که به واسطه آن راحت می‌توانیم تمام اطلاعات را درباره اثری به دست آوریم. با جست‌وجویی در اینترنت، در آخرین برندگان جایزه پولیتزر نمایشنامه «بین دیوانه و رودخانه» اثر استیفن ادلی گرجیس پیدا شد. قطعا جوایزی که این دواثر گرفته‌اند در انتخاب من برای ترجمه آن‌ها مؤثر بوده است. وقتی به طرف یک اثر می‌رویم تا زمانی که اثر به‌دستمان برسد چیز زیادی از آن نمی‌دانیم مگر همین جوایزی که می‌گیرند و اینکه چقدر اقبال داشته و منتقدان از آن تعریف کردند. ناشر هم راحت‌تر می‌تواند اثر را نشر دهد و به نمایش‌نامه اعتماد کند.   این مترجم همپنین درباره نمایش‌نامه «بین دیوانه و روخانه» بیان کرد: این نمایشنامه طنزی سیاه است و پیچیدگی کمتری دارد. ماجرای فردی را تعریف می‌کند که با دروغی بزرگ یک سیستم فاسد را مدت‌ها بازی داده، اطراف‌اش پر از انسان‌های ناسالم است که هرکدام مشکلات خود را دارند. این فرد سعی می‌کند زندگی خود را معنی کند و با این دروغ هم کنار بیاید. در آخر قصه تمام دنیای پیرامون خود را رها می‌کند و دنبال چیز واقعی‌تری می‌رود. این فرد حدود ۳۰سال با دروغ تارها و شبکه‌ای که دور خود تنیده را کنار می‌زند و به دنبال چیز واقعی‌تری می‌رود.   مجتهدزاده در ادامه اظهار کرد: نمایشنامه «بین دیوانه ورودخانه» را می‌توان دست گرفت و خواند و لذت هم برد، درواقع کمدی و آمریکایی‌تر است اما «یک شماره» حتما باید اجرا شود یا دست کم دو نفر آن را با هم بخوانند. طبق پیشینه تئاتری که دارم زمانی که این نمایش‌نامه را ترجمه می‌کردم به این موضوع پی بردم و گاهی بندهایی از آن را بلند برای خودم می‌خواندم تا متوجه شوم کدام قسمت راحت‌تر بیان می‌شود و کدام قسمت را باید راحت ترجمه و ادا کرد در قالب‌هایی که آدم‌ها با یکدیگر حرف می‌زنند. نمایشنامه بسیار دقیقی بود که حتی  یک خط آن را هم نمی‌توان دستکاری کرد این نمایش‌نامه فوق‌العاده نمایشنامه سختی است. این مترجم گفت‌وگو را چنین ادامه داد: در تئاتر داشتیم نمایش‌نامه‌هایی که به این شکل بودند، نمایش‌نامه‌هایی که بیشتر گفت‌وگومحور باشد. مانند: نمایشنامه «هنر» یاسمینا رضا و این هم در همان دسته‌بندی قرار می‌گیرد و فکر می‌کنم هم در خواندن و هم بعدها اگر فرصتی دست داد در اجرا مخاطب خود را دارد.     مجتهدزاده در خصوص ترجمه نمایشنامه اظهارکرد: تئاتر برای ما نیست و به عنوان یک هنر وارداتی ناچاریم برای این که در چرخه مدرن این هنر بمانیم اطلاع داشته باشیم که آن طرف چه خبر است و چه کار میکنند و چه‌گونه کار می‌کنند. او در این‌باره ادامه داد: بلاخره در نمایشنامه‌هایی که می‌نویسیم نه اینکه بخواهیم کپی کنیم ولی ساختار و شکل حرف زدن را باید از آن‌ها یاد بگیریم، زیرا این هنر مال آن طرف است. به نظر من خیلی لازم است که نمایشنامه ترجمه شود و به همان میزان هم لازم است تجربه شود و نوشته شود. من هردو را به یک میزان لازم و مهم می‌دانم و فکر می‌کنم هر دو باید حتما انجام شود.   مترجم «رویای شب نیمه تابستان» درباره وضعیت اقبال به آثار تالیف و ترجمه بیان کرد: من در فضای تئاتری تهران نیستم و نمی‌دانم که کارهای تالیفی بیشتر برش دارد یا کارهای ترجمه؛ باید ببینیم که فضای تئاتر تهران چگونه است بیشتر با آثار ترجمه توانستیم کنار بیایم یا آثار تالیفی. تا آنجایی که من می‌دانم در هردو حیطه کارهای قابل توجه و درخور تحسین داریم؛ درواقع هم کارهای خوب نوشته می‌شود و هم کارهای خوب به زبان فارسی ترجمه می‌شود که اجراهای دیدنی هم دارند. او همچنین گفت: بسیاری از استادان که در زمینه تئاتر تدریس می‌کنند گزینه اول آن‌ها برای تدریس و یادگیری هنرجو کارهای ترجمه شده است. به عنوان مثال حمید سمندریان زمانی که در دانشگاه تدریس می‌کرد به هیچ عنوان متن‌های فارسی را دست نمی‌گرفت، به دانشجویان نیز توصیه می‌کرد آثار ترجمه شده را بخوانند و کارکنند. بخشی از این کار سمندریان بر می‌گردد به این که هنر تئاتر مال ما نیست. زمانی که می‌خواهی مطلبی را به خصوص در محیط آموزشی برای هنرجویی که تازه کار خود را شروع کرده آموزش بدهی مجبوری با یک متن قابل اعتماد از همه جهت شروع کنی. متنی که با ضعف‌های خود هنرجو را دچار مشکل نکند و حرفی برای آموزش دادن داشته باشد. وی همچنین درباره اقتباس از داستان‌های کهن ایرانی برای تالیف نمایشنامه اظهار کرد: داستان‌های کهن نیز منبع خوبی برای اقتباس هستند. این اقتباس بسیار مهم است: این که با چه رویکری به سمت داستان قدیمی می‌رویم. اینکه یک داستان قدیمی را صرفا روی صحنه بیاوریم بعد قصد نشان دادن هزار سال پیش که گوینده‌ای مانند فردوسی آن را گفته داشته باشیم دردی را دوا نمی‌کند. بلکه باید با یک ساختار جدید دوباره بیان کنیم و دوباره بازآفرینی شود. اقتباس به معنای عام آن و نه تکرار. به عنوان مثال اگر در این زمانه کسی رستم با کلاهخود دوشاخ و...را بیاورد خیلی کمکی نمی‌کند. درواقع باید جان قصه را بیرون بکشیم و ببریم در قالب امروز بریزیم و تعریف کنیم. به این معنا که این داستان هارا به روز رسانی کنیم. زمانی می‌شود از داستان مدرن اقتباس کرد که مسأله‌ای که در آن مطرح می‌شود اول از آن خود بکنیم و بعد چیزی تولید کنیم. درواقع داستان مدرن باید با زندگی کسی که می‌خواهد آن را ترجمه کند ببیند و یا بخواند هماهنگی و همخوانی داشته باشد.  گفتنی است نمایش‌نامه «یک شماره» با قیمت 10000تومان در 70صفحه و «بین دیوانه و رودخانه» در 143صفحه و با قیمت 16500تومان در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه و با ترجمه علی مجتهدزاده منتشر شده‌اند.   ]]> هنر Thu, 07 Jun 2018 10:03:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261815/نمایشنامه-ای-فقط-بزرگان-تئاتر-می-توانند-اجرا-کنند ​چاپ نمایشنامه سود کمتری برای ناشران دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261420/چاپ-نمایشنامه-سود-کمتری-ناشران سپیده قربانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) اظهار کرد: به واسطه رشته‌ ادبیات نمایشی که در آن تحصیل کرده‌ام، رمان‌ها و داستان‌ها و نمایش‌نامه‌های ایرانی و خارجی بسیاری را خوانده و دنبال کرده‌ام ولی هرگز پیرو شخص و داستان خاصی نبوده‌ام. در عین حال وضعیت تالیف نمایشنامه را چندان مساعد نمی‌بینم زیرا بعضی از ناشران تمایل چندانی به چاپ نمایشنامه ندارند و می‌گویند سود دهی انتشار نمایشنامه نسبت به رمان و داستان کوتاه کمتر است. وی درباره چگونگی استقبال مخاطب از ترجمه یا تالیف نمایشنامه گفت: این یک موضوع نسبی است و باتوجه به این که چه مؤلفی نمایشنامه را نوشته و کار کدام نویسنده ترجمه شده استقبال مردم و فروش آن متفاوت است. این نویسنده افزود: به عنوان مثال باید توجه داشت که مثلا این کار تألیفی را محمد یعقوبی نوشته یا یک نویسنده گمنام ولی در سال‌های اخیر مردم تمایل بیشتری به کارهای تألیفی پیدا کرده‌ و استقبال از آن بیشتر شده و فکر می‌کنم مخاطبان و چاپ کارهای تالیفی هم بیشتر شده است. این نمایشنامه‌نویس همچنین بیان کرد: برای یک بازیگر اینکه چه نقشی را بازی می‌کند مهم است و به هر نقشی که امکان بازی بیشتری داشته باشد رغبت بیشتری دارد و برای او تفاوتی بین آثار تالیفی یا ترجمه وجود ندارد. سیاست‌ها به سمتی رفته است که مردم به کارها و آثار ایرانی بسیار توجه می‌کنند و نسبت به سال‌های گذشته کار ایرانی با استقبال بیشتر مخاطبین مواجه شد.   قربانی درمورد اقتباس از داستان‌های کهن ایرانی هم اظهار کرد: اگر اقتباس درست و کارآمد باشد خوب است لیکن به قدری از ایده‌های تکراری و دراصطلاح دست‌مالی شده استفاده می‌شود که مخاطب خود را از دست داده ولی اگر بحث اقتباس به صورت خلاقه انجام شود بسیاری از مخاطبان می‌پسندند، البته من تا به حال کار اقتباسی نکرده‌ام. وی در ادامه درخصوص اقتباس از داستان‌های مدرن گفت: بعضی از داستان‌های مدرن هم ظرفیت اقتباس را دارند و نویسنده می‌تواند از آن‌ها بهره بگیرد به عنوان مثال اثری از ادگار آلن‌ پو خواندم که یکی از دوستان نمایشنامه‌نویس آن را نوشت. برخی از کارهای ایرانی بر پایه سنت و آیین و فرهنگ ایرانی نوشته شده و اگر ترجمه شود شاید مخاطبان خارجی نتوانند درک درستی از آن داشته باشند و فکر می‌کنم اگر کسی به فرهنگ ایران علاقه داشته و تا حدودی ایران و ایرانیان را بشناسد بتواند آن‌ها را درک کند، در هر حال ترجمه آثار خالی از لطف نیست. وی افزود: ناشران رغبت چندانی به انتشار نمایشنامه ندارند و نویسنده نمی‌تواند به تنهایی کار خود را ترجمه کند و پخش آن را در کشوری دیگر به عهده گیرد ولی اگر ناشران حمایت کنند اتفاقات خوبی رخ می‌دهد. قربانی درباره علاقه شخصی خود بیان کرد: از زمان دانشجویی تحت تأثیر چهار نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی عباس نعلبندیان، بهمن فرسی، نغمه ثمینی و غلامحسین ساعدی بودم و در نمایش‌نامه‌نویسان خارجی کارهای هارولد پینتر را می‌پسندم و از نویسندگان مورد علاقه‌ام است. علاقه‌ام به نمایش‌نامه‌نوشتن بسیار است ولی به واسطه اینکه می‌نویسم باید رمان بخوانم تا آرشیو ذهنی و دایره لغاتم کامل باشد و در این راستا رمان هم زیاد می‌خوانم. گفتنی است سپیده قربانی متولد 1368 و فوق لیسانس ادبیات نمایشی است. نمایش‌ «آپارتمان» به نویسندگی او برنده جایزه اکبر رادی، ششمین جشنواره تئاتر شهر و همچنین رتبه اول جشنواره تأتر دانشجویی پستو شد. نمایشنامه «حقایقی درباره برادرم فریدون» کاندید بخش نمایشنامه‌نویسی هجدهمین جشنواره تئاتر تجربه و «متولد سال صفر» نیز کاندید جشنواره تئاتر دانشگاهی شده است.                                                                                                                                              ]]> هنر Thu, 07 Jun 2018 09:24:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261420/چاپ-نمایشنامه-سود-کمتری-ناشران «توران خانم» اكران مي‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261871/توران-خانم-اكران-مي-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بر اساس اعلام روابط عمومی موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، فیلم مستند «توران خانم» به زندگی توران میرهادی به عنوان یکی از شخصیت‌های تأثیرگذار سده کنونی ایران در حوزه آموزش و پرورش و فرهنگ و ادبیات کودکان می‌پردازد. این فیلم مستند ۲۵ خرداد ساعت ۷ اکران خواهد شد. توران میرهادی نویسنده و آموزشگر، استاد ادبیات کودکان و یکی از پایه‌گذاران شورای کتاب کودک و همچنین پایه‌گذار فرهنگنامه کودکان و نوجوانان و مدرسه فرهاد بود. محمدهادی محمدی در کتاب «توران دختر ایران» از او به عنوان چهره‌ای یاد می‌کند که «در راستای مفهوم‌سازی و شالوده‌ریزی نظام نهاد کودکی در ایران نقش بسیار داشته است.» فیلم مستند «توران خانم» از مجموعه فیلم‌های مستند «کارستان» است. «کارستان» سری فیلم‌های مستندی است که برنامه‌ریزی و تولید آن در بخش خصوصی از سال ۱۳۹۳ آغاز شده و در حال حاضر شش مستند از این مجموعه آماده نمایش است. پروژه «کارستان» با ماموریت «ترسیم تصویری از کارآفرینان جامعه و انتقال این الگو به جامعه پر نیاز کشور به‌ ویژه جوانان ایرانی» طراحی‌ شده است. یادآوری می‌شود انتشارات موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان نیز مستند کوتاهی شامل فرازهای زندگی توران میرهادی و مصاحبه‌هایش را به همراه گفت‌وگو با همکارانش مانند یحیی مافی، ثریا قزل‌ایاغ و ... به کارگردانی پویا دلیلی در لوح فشرده‌ای به همراه کتاب «توران، دختر ایران»، منتشر کرده است که علاقمندان می توانند برای خرید آن به  سایت کتاب هدهد مراجعه کنند. گفتنی است، رخشان بنی‌اعتماد یکی از فیلم‌سازان مطرح سینمای ایران است که با فیلم‌هایی مانند «نرگس»، «روسری آبی»، «بانوی اردیبهشت»، «زیرپوست شهر»، «گیلانه»، «خون‌بازی» و «قصه‌ها» نام خود را به عنوان فیلم‌سازی با دغدغه‌های اجتماعی در سینمای ایران ثبت کرده است. او در سینمای مستند نیز آثار قابل‌توجه‌ای مانند «این فیلم‌ها رو به کی نشون می‌دین؟»، «کهریزک،‌ چهار نگاه»، «حیاط‌خلوت خانه خورشید»، «ما نیمی از جمعیت ایرانیم»، «روزگار ما»، «همه درختان من» و «آی آدم‌ها» را کارگردانی و تهیه کرده است. مجتبا میرتهماسب هم یکی از شناخته‌شده‌ترین فیلم‌سازان ایرانی در سینمای مستند است که پژوهش، نویسندگی و کارگردانی بیش از سی فیلم مستند را در کارنامه خود از جمله «شش قرن و شش سال»، «این فیلم نیست»، «ساز مخالف»، «صدای دوم»، «رودخانه هنوز ماهی دارد»، «نشان» و «بانوی گل سرخ» دارد. میرتهماسب شش سال عضو هیأت‌مدیره و دو سال رئیس هیأت‌مدیره انجمن مستندسازان سینمای ایران بوده و در سال‌های گذشته در کنار پژوهش و کارگردانی فیلم‌های خود، تهیه‌کنندگی پروژه‌های متعدد دیگری را نیز بر عهده داشته است.   ]]> ادبيات Wed, 06 Jun 2018 07:16:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261871/توران-خانم-اكران-مي-شود معیارم برای ترجمه نو بودن کار است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261568/معیارم-ترجمه-نو-بودن-کار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) یکی از بهترین‌ راه های آشنایی با تحولات فکری،‌ سیاسی و اجتماعی یک جامعه مطالعه نمایشنامه‌های معاصر است. در این بین مطالعه آثار ادبی روسیه از جایگاهی ویژه برخوردار است. یکی از این نویسندگان لودمیلا اولیتسکایا، نویسنده ده‌ها مجموعه کتاب قصه‌، نمایشنامه‌ و چند داستان و برنده جایزه ادبی «کتاب بزرگ» روسیه است. از نمایشنامه‌های مهم او می‌توان «مربای روسی» را نام برد که در حقیقت نمایشنامه‌ای با یادداشت نویسنده تحت عنوان «پس از چخوف» است که امروزه در سالن‌های تئاتر زیادی در روسیه روی صحنه می‌رود. نویسنده دیگری که نامش برای اهالی تئاتر شناخته‌شده‌تر است، آلکساندر وامپیلوف، درام‌نویس مشهور زمان اتحاد جماهیر شوروی است. آثار او و به ویژه نمایشنامه‌های‌اش تحول بزرگی در دراماتورژی روسی و تئاتر روسی به حساب می‌آیند. نوشته‌های او نمونه بارزی از شخصیت‌پردازی دوران او، یعنی اتحاد جماهیر شوروی است که در آن دوره داشتن امید و آرزو جایی در زندگی فردی اشخاص نداشت. از آثار قابل تامل او نمایشنامه «شکار مرغابی» است که در خردادماه 1395 به کارگردانی حمیدرضا قطبی در تهران، تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفت. این دو نمایشنامه به تازگی از سوی انتشارات هرمس منتشر شده است. برای بحث بیشتر درباره لزوم ترجمه آثار معاصر به‌ویژه نمایشنامه و مخاطبان این آثار با مترجم این دو نمایشنامه مهم، مریم شفقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.   کار برگرداندن آثار نمایشی ادبیات جهان را از کجا آغاز کردید و ترجمه‌های قبلی‌تان چه تاثیری در این کار داشت؟ تا کنون دو کار اصلی در حوزه برگردان پژوهش­‌های ایران­‌شناسان شوروی از زبان روسی به فارسی انجام داده‌ام. کار نخست، ترجمه‌ای است از «دستور زبان ادبی معاصر فارسی» به تألیف یوری آرونویچ روبینچیک که توسط پژوهشگاه علوم انسانی به چاپ رسید و دومین کارم نیز ترجمه­ جلد سوم از دوره سه جلدی پایان­‌نامه دکتری والنتین آلکسیویچ ژوکوفسکی است که با عنوان «موادی برای مطالعه گویش بختیاری» منتشر شد. در این کار علاوه بر مقابله و تصحیح اشعار شفاهی بختیاری و برگردان ترجمه روسی این اشعار، تحلیلی زبان‌شناختی، ادبی و تاریخی نیز با تلاش دکتر سیدمهدی دادرس، مدرس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه فدرال قازان، که خودشان هم گویشور بختیاری هستند، انجام شد.  به طور کلی معیار شما برای انتخاب اثر برای ترجمه چیست؟ معیار انتخاب یک کار برای برگردان به فارسی برای من، نو بودن کار و معاصر بودن آن هست. دیگر اینکه معیار و یا نکته‌­ای متمایز در خود نویسنده و یا اثر وی وجود داشته باشد که به آن اثر اولویت ببخشد. درباره دو نمایشنامه‌ای که به تازگی با ترجمه شما منتشر شده بگویید (کار در آستانه انتشار است) و اینکه چه خصوصیت ویژه‌ای در این دو اثر بود که شما را ترغیب به ترجمه آن‌ها کرد؟ علت اصلی انتخاب این دو اثر، موفقیت نویسندگان آن بوده و تنها معیار انتخاب این کارها قالب نمایشنامه نبوده است. کارهای لودمیلا اولیتسکایا تاکنون به بیش از 20 زبان ترجمه شده­‌اند. «مربای روسی» از معدود نمایشنامه‌­های وی در قالب پسامدرن است که در حقیقت دیالوگ اولیتسکایا با آنتون چخوف است و دنباله و سرنوشت تلخ «باغ آلبالو» را در عصر حاضر نشان می‌دهد. آلکساندر وامپیلوف نیز نثرنویس و درام‌نویس بنام دوران شوروی است و «شکار مرغابی» او تصویری از کاستی‌ها و معایب زندگی مردم در زمان نظام اتحاد شوروی است و تاثیر بی‌نظمی آن زمان را در زندگی فردی و اجتماعی شخصیت‌ها نشان می‌دهد: در این نمایشنامه می‌بینیم که چگونه نظام اجتماعی موجود، اراده شخص را در زندگی کاری و مدیریت او را در زندگی خصوصی تحت تاثیرات منفی قرار داده است. چرا به سراغ ترجمه نمایشنامه رفته‌اید و نه رمان. با توجه به اینکه مخاطبان رمان خارجی از نمایش‌نامه‌ها بیشترند. علت انتخاب نمایش‌نامه­‌های روسی برای برگردان به فارسی، قبل از هر چیز، به تمایل درونی و اشتیاقم به کار روی آثار ادبی روسی و بعد تئاتر برمی­‌گردد. این را هم بگویم که «شکار مرغابی» وامپیلوف حتی پیش از انتشار ترجمه آن، به همت حمیدرضا قطبی، خرداد ماه 95 در سالن ایرانشهر به روی صحنه رفت. البته تفاوت عمیق اجرای نمایش در روسیه با ایران، این است که در روسیه هر نمایش سالیان سال، تا حتی 10 سال می‌تواند با توجه به زحمات انجام شده برای اجرا و هزینه دکور ادامه پیدا کند. ولی «شکار مرغابی» آقای قطبی، علی رغم زحمات بسیار بازیگران و دکور بسیار جذابی که داشت تنها یک ماه بر روی صحنه اجرا بود. بسیار علاقمندم این اجرا در زمان دیگری تکرار شود و بهتر از آن این که نمایشنامه «مربای روسی» هم امکان اجرا روی صحنه‌های تئاتر را پیدا کند. تئاتر «شکار مرغابی» به کارگردانی حمیدرضا قطبی/ تماشاخانه ایرانشهر خرداد 1395 به نظرتان مخاطبان دو اثری که ترجمه کرده‌اید چه قشری را شامل می‌شوند؟  آیا طبقه متوسط هم قادر به برقراری ارتباط با آن هست یا خیر؟ هر دوی این آثار، ویژگی طنزی تلخ از مشکلات اجتماعی اطراف را با خودشان همراه دارند و این طنز تلخ، بار فلسفی کار را معتدل ساخته و از این راه می‌تواند جذابیت خواندن یا دیده شدن را برای قشر متوسط هم ایجاد کند.       ]]> ادبيات Sat, 02 Jun 2018 04:34:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261568/معیارم-ترجمه-نو-بودن-کار نشاط سازنده «اسب ‌تورین» به بازار کتاب‌های سینمایی ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261686/نشاط-سازنده-اسب-تورین-بازار-کتاب-های-سینمایی-ایران خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ بلا تار، سینماگر مجارستانی یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین فیلمسازان تاریخ سینماست. این مدعا را هم فیلم‌های بلا تار و هم کسانی که به تحلیل آثار او پرداخته‌اند، ثابت کرده‌اند. محبوبیت زیاد این سینماگر در میان سینه‌فیلی‌ها و سایر مخاطبان، حتی در دوران بازنشستگی‌اش هم بسیار حیرت انگیز است. «آشیانه خانوادگی»، «بیگانه»، «مردم پیش ساخته»، «سالنمای خزان»، «نفرین»، «تانگوی شیطان»، «هارمونی‌های ورکمایستر»، «مردی از لندن» و «اسب تورین»، عناوین 9 فیلم بلند بلا تار هستند. او پس از ساخت این فیلم‌ها اعلام بازنشستگی کرد. به باور بسیاری از منتقدان برجسته سینما، هرکدام از این فیلم‌ها هم برای عامه مخاطبان جذابند و هم اینکه اصل فلسفیدن در قاب تصویر را بازنمایی می‌کنند. به عبارتی شيوه تار در تصويرسازی، روايت و استفاده از زمان و فضاسازی‌های منحصربه فرد، او را به فيلمسازی اصيل در سينمای معاصر بدل كرده است. هرچند که هیچکدام از 9 فیلم بلند بلا تار رنگ پرده‌های سینمایی در ایران را برای نمایش عموم به خود ندیدند و صرفا در سال 1394، سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران یک دوره را به نمایش محدود آثار تار اختصاص داد، اما او هم‌اکنون در میان ایرانیان بسیار محبوب است. DVD فیلم‌های بلا تار مدام دست به دست شده و نشریات سینمایی به هر بهانه‌ای به او می‌پردازند. همچنین اندک کتاب‌های منتشر شده درباره بلا تار در ایران مخاطبان مناسبی دارند؛ اما تازه‌ترین منابع منتشر شده درباره سینمای بلا تار به زبان فارسی کدامند؟ به تازگی کتاب مجموعه مقالات «جهان تیره و تار بلا تار» با گردآوری و کوشش پرویز جاهد روانه کتابفروشی‌ها شده و همچنین کتاب‌های «بلا تار به روایت بلا تار و همکارانش» و «بلا تار: مجموعه مقالات» هر دو با گردآوری سعیده طاهری و بابک کریمی و «بلا تار پس از پایان» نوشته ژاک رانسیر و ترجمه محمدرضا شیخی به چاپ دوم رسیدند. این کتاب‌ها تنها منابع موجود درباره سینمای بلا تار به زبان فارسی هستند. اقبال مخاطبان به این منابع نشان دهنده اشتیاق و عطش آنها به کتاب‌های مستقل درباره سینماگران متفاوت است. در ذیل نگاهی به این منابع داشته‌ایم. «جهان تیره و تار بلا تار» این کتاب که با کوشش و گردآوری پرویز جاهد منتشر شده شامل 19مقاله (تالیفی و ترجمه‌ای) درباره بلا تار و ترجمه یک گفت‌وگو با این فیلمساز است. عناوین مقالات و گفت‌وگوی منتشر شده در کتاب به ترتیب به این شرح است: 10 عنوان اول: «جهان تیره و تار بلا تار» نوشته پرویز جاهد، «شفقتی در کار نیست: گفت‌وگو با بلا تار» ترجمه مرضیه هاشمی، «تعالی ملال آور بلا تار» نوشته رُز مک لارن، ترجمه سمانه قلی‌زاده، «جهان به روایت بلاتار» نوشته آندرآش بَلینت کووَچ، ترجمه کتایون یوسفی، «سینمای بلاتار: دایره بسته می‌شود» نوشته آندراش بلینت کووچ، ترجمه و تلخیص: بهرنگ منصورنژاد، «آری گویی به زندگی، به نکبت‌بارترینِ زندگی: شرحی بر مواجهه سینمایی بلاتار با فلسفه فردریش نیچه» نوشته فرهاد سلیمان‌نژاد، «مالیخولیای مقاومت» نوشته پیتر هیمز، ترجمه مهشید تاجیک، «مویه‌های گزنده بلاتار» نوشته دیوید بوردول، ترجمه وحید مرتضوی، «سنجشِ امکانِ زیستن:درباره سینمای بلاتار» نوشته محمدحسین میربابا و «نقد کتاب بِلاتار، زمان پسین، اثر ژاک رانسیر» نوشته رَز مک لارن، ترجمه شادی جوادی. 10 عنوان دوم: «جنایتِ اندام‌یافته؛ مکبث از بلاتار» نوشته رسول رحمان‌زاده، «حلقه ظلمت: باتلاق مشترک انسان و تاریخ در هارمونی‌های ورک‌مایسترِ بلاتار و خوشی من اثر سرگئی لوزنیتسا» نوشته وحید طارمی، «درباره مردمان پیش‌ساخته و ایده شکست» نوشته علی جمشیدی، «نفرین و هویت انسانی از نگاه جان لاک» نوشته مهدی امیدواری، «کوتاه در مورد نفرین» نوشته الوک، ترجمه میثاق جوادپور، «فرشتگان سقوط ‌کرده: نگاهی به تانگوی شیطان» نوشته انوش دلاوری، «تصویری از زمان بازگردنده: تأملاتی در باب تصویر سینمایی و مساله نگاه خیره در «تانگوی شیطان» بلاتار» نوشته یانا دادکوا، ترجمه بهرنگ منصورنژاد، «اسب تورینِ بلا تار» نوشته جاناتان رامنی، ترجمه مهدی جمشیدی، «باد: شرح عکسی از فیلم اسب تورین، بِلا تار» نوشته یوریک کریم‌مسیحی و «آموزش فیلم سقراطی به شیوه بلاتار: گزارشی از کارخانه فیلم بلاتار» نوشته جاناتان رزنبام، ترجمه نیلوفر صمیمی. «جهان تیره و تار بلا تار» با شمارگان هزار نسخه، 232 صفحه و بهای 20 هزار تومان از سوی نشر ایجاز روانه کتابفروشی‌ها شده است. «بلا تار به روایت بلا تار و همکارانش» این کتاب که با کوشش و گردآوری سعیده طاهری و بابک کریمی منتشر شده شامل دو بخش «بلا تار به روایت بلا تار» و «بلا تار به روایت همکارانش» است. عناوین بخش نخست کتاب به ترتیب به این شرح است: «گفت‌وگو: تمامی آثار بلا تار» آر. اِمِت سوئینی، «مردی از بوداپست: گفت‌وگو با بلا تار» کریستین فیگلسون، «در جست‌وجوی حقیقت» فیل پالارد، «زمین خوردن، راه رفتن، نابود کردن، فکر کردن: گفت‌وگویی با بلا تار» جاناتان رزنبام، «در انتظار شاهزاده: گفت‌وگویی با بلا تار» فرگس دیلی و ماکسیمیلیان لوکین، «دلسوزی، بی‌دلسوزی» مانوئل بوردو و سیریل نیرا، «بلا تار در گفت‌وگو با فیون مناده و «گفت‌وگو با بلا تار درباره اسب تورین» پل اسبریتزی. سرفصل‌های بخش دوم کتاب نیز این قرار است: «نجات گنجینه: سه گفت‌وگو با بلا تار، فِرِد کِلِمِن و میهالی ویگ» مایکل گارنری، «دو گفت‌وگو با لاسلو کراسناهورکای»، «دو گفت‌وگو با فِرِد کلمن» و «تصویر متفکر: فرد کلمن در مورد بلا تار و اسب تورین» رابرت کوهلر. ضمیمه کتاب نیز گفت‌وگویی با یانیس لی نویسنده کتاب «نفرین». این گفت‌وگو به دلیل نبودن گفت‌وگوی مبسوط از بلا تار درباره فیلم «نفرین» به کتاب اضافه شده است. لازم به توضیح است که از میان اسامی مطرح شده در بخش دوم، لاسلو کراسناهورکای، فیلمنامه‌نویسی است که بلا تار اکثر کارهایش را با کمک او نوشته است و همچنین فرد کلمن و میهالی ویگ به ترتیب فیلمبردار و آهنگساز فیلم‌های تار بوده‌اند. محمدرضا شیخی، آیین فروتن، عیسی دهقان، سعیده طاهری و بابک کریمی مترجمان «بلا تار به روایت بلا تار و همکارانش» هستند. چاپ دوم این کتاب با شمارگان هزار نسخه، 160 صفحه و بهای 15 هزار تومان از سوی نشر شورآفرین به پیشخان کتابفروشی‌ها راه پیدا کرده است. «بلا تار پس از پایان» این کتاب برگردان محمدرضا شیخی از تک‌نگاری ژاک رانسیر، فیلسوف مشهور و در قید حیات فرانسوی درباره فیلم‌های بلا تار است. این کتاب تنها اثر در میان مکتوبات رانسیر است که موضوع آن را یک فیلمساز به خود اختصاص داده و همین مساله‌ نیز دلیل دیگری بر اهمیت بلا تار و آثارش در تاریخ سینماست. رانسیر در این کتاب  با استناد به ایده‌هایی پراکنده از آثار بلاتار، به هزارتوی اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی و هستی‌شناختی این کارگردان مجارستانی نقب می‌زند. کتاب پنج فصل دارد که عناوین آن به ترتیب عبارتند از: «سینمای بلا تار»، «داستان‌های خانوادگی»، «امپراطوری باران»، «شیادان و ابلهان و دیوانگان» و «دایره بسته‌یِ باز». در بخش انتهایی کتاب نیز چکیده‌ای درباره زندگی و آثار بلا تار به مخاطبان ارائه شده است. چاپ دوم این کتاب با شمارگان هزار نسخه، 100 صفحه و بهای 10 هزار تومان از سوی انتشارات شورآفرین روانه کتابفروشی‌ها شده است.  همچنین انتشارات نقد فرهنگ ترجمه‌ دیگری از این کتاب را با عنوان «بلا تار زمان بعد» به قلم علی پیرحیاتی و رضا خلیلی با شمارگان 500 نسخه، 178 صفحه و بهای 15 هزار تومان روانه کتابفروشی‌ها کرده است. «بلا تار: مجموعه مقالات» این کتاب نیز با کوشش سعیده طاهری و بابک کریمی گردآوری و منتشر شده است. کتاب دو بخش کلی دارد: «فیلم‌های تار» و «جهان تار». مقدمه کتاب ترجمه گردآوردگان کتاب از یادداشت کوتاه درب جاناتان رزنبام درباره بلا تار است. از میان مقالات بخش اول کتاب می‌توان به این موارد اشاره کرد: «سبک در سال‌های اولیه سینمای بلا تار» نوشته آندراش بالینت کواچ، ترجمه مسعود ناسوتی، «از ایستایی تا ایستادگی: ریتم شناسی حرکت موجود زنده» نوشته سیلوی روله، ترجمه محمدرضا شیخی محمدی، «در سرزمین محکومان: نفرین بلا تار» نوشته سعیده طاهری و بابک کریمی، «بلا تار کارِ زمان: درباره تانگوی شیطان» نوشته ژاک رانسیر، ترجمه مسعود منصوری، «قطره‌هایی که دریا نمی‌شوند: درباره مردی از لندن» نوشته سعید عقیقی، «تانگوی شیطان (فیلم و رمان) به مثابه خواب و خیال فاکنری» نوشته جاناتان رزنبام، ترجمه سعیده طاهری و بابک کریمی، «تصویری از زمان بازگشتی: یادداشت‌هایی در باب تصویر سینمایی و نگاه در تانگوی شیطان بلا تار» نوشته یانا دودکووا، ترجمه محمدرضا مهدی فر، «همه چیز ناچیز است: نما و رخداد در هارمونی‌های ورکمایستر» نوشته استیون مارچنت، ترجمه آیین فروتن؛ و... بخش دوم کتاب نیز شامل پنج مقاله به ترتیب با این عناوین است: «جهان به روایت بلا تار» نوشته نوشته آندراش بالینت کواچ و ترجمه عیسی دهقان، «به تصویر کشیدن فیگور انسانی در میان چیزها: سینما از نگاه بلا تار» نوشته سیلوی روله و ترجمه محمدرضا شیخی محمدی، «نگاهی به چند شاخصه در آثاری که وقف سیاهی شده‌اند: از آشیانه خانوادگی تا اسب تورین، گامی به سوی ناامیدی محض» نوشته امیل برتون و ترجمه محمدرضا شیخی محمدی، «سینما به مثابه هنر و فلسفه در واکاوی آفریننده واقعیت» نوشته الزبیتا بوسلووسکا و ترجمه سعیده طاهری، بابک کریمی و «زیبایی شناسی اکسپرسیونیسم بصری: چشم اندازهای سیمایی بلا تار» نوشته یارمو والکولا، ترجمه سعیده طاهری و بابک کریمی. چاپ دوم این کتاب نیز با شمارگان هزار نسخه، 324 صفحه و بهای 23 هزار تومان از سوی نشر شورآفرین روانه کتابفروشی‌ها شده است.   ]]> هنر Fri, 01 Jun 2018 09:05:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261686/نشاط-سازنده-اسب-تورین-بازار-کتاب-های-سینمایی-ایران چیدن عشق از سفره جنگ در رمان «حلیه» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261657/چیدن-عشق-سفره-جنگ-رمان-حلیه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ جنگ، بستر تولد و مرگ هزاران داستان است. از خون‌دادن تا خون گرفتن، از عاشق شدن تا پاک بازی. جنگ به تعبیری مانند سفره‌ای است که وقتی گسترده و باز می‌شود هر کس به قدر توانش و بر اساس قدرتش از آن بر می‌چیند و انبان پر می‌کند. اما شاید در این میان زیباترین بخش جنگ را بتوان در چیدن عشق از سفره آن تعبیر کرد. چیدنی که از سوی هر یک از افراد حاضر در این کارزار به شکلی عجیب و تازه تعبیر می‌شود. ادبیات داستانی دفاع مقدس و ادبیات جنگ در ایران با اینکه تاکنون خالی از روایت‌های عاشقانه نبوده است اما کمتر داستان بلند عاشقانه‌ای را در بطن خود دیده که اساس آن نه جنگ که عشق باشد. داستانی که این مساله را دستمایه درامی بکند که جنگ بخشی از شاکله آن باشد و نه تمامی آن. رمان «حلیه» نوشته سارا شجاعی در زمره یکی از تازه‌ترین داستان‌های بلند حوزه جنگ است که محور و شاکله داستانی خود را نه جنگ که عشق قرار داده است. داستان مرد جوانی به نام علیمردان که در روزهای منتهی به آغاز جنگ در جنوب ایران زندگی سپری می‌کند و دلداده حلیمه دختر مدیر مدرسه خود است و این دلدادگی او را تا انتهای نبرد و کشف معانی متنوعی از عشق پیش می‌برد. شجاعی در «حلیه» پیش از هرچیز یک داستان‌گوی شش دانگ و تمام عیار است، نویسنده‌ای که می‌داند مهمترین مساله در پیشبرد یک داستان بلند، عنصر قصه و درام است و برای بازگویی این قصه دست به دامن فضاسازی‌های وهمی نمی‌شود. همه عناصر رمان «حلیه»؛ تمامی شخصیت‌ها، فضاها و رویدادهایی که مخاطب در داستان با آنها روبه‌رو می‌شود در خدمت داستان است و همین موضوع به مغز داستان به عنوان محور پیش‌برنده رمان چنان افزوده که به جرات می‌توان گفت این داستان را نمی‌توان تا پیش از به پایان رسیدن زمین گذاشت. شجاعی در «حلیه» همچنین به تلفیقی هنرمندانه از زبان و ادبیات بومی جنوب ایران با زبان معیار برای روایت دست پیدا کرده است و بر مبنای همین مساله توانسته داستانی را بنویسد که برای هر دو قشر از مخاطبان زبان بومی و معیار خواندنی و در عین حال جذاب باشد. «حلیه» با اینکه داستانی در بستر جنگ به شمار می‌رود با تمهید نویسنده در فصول ابتدایی و میانی خود به یک میزان بار دراماتیک برای مخاطب خود به ارمغان آورده و از این رهگذر توانسته توازنی ایجاد کند که مخاطبش را در تمامی بخش‌های خود با یک شدت با خود همراه داشته باشد و از لذت خوانش داستانی با موضوع عاشقانه در بستر جنگ سیراب کند. کتاب نیستان رمان «حلیه» را در 128 صفحه و با قیمت 12000 تومان منتشر کرده است.  ]]> هنر Wed, 30 May 2018 07:24:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261657/چیدن-عشق-سفره-جنگ-رمان-حلیه