خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين هنر :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/art_media Wed, 24 Apr 2019 18:19:42 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 24 Apr 2019 18:19:42 GMT هنر 60 معلوم نیست حیات تئاتر با اجرا تضمین می‌شود یا با کاری نکردن http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/274190/معلوم-نیست-حیات-تئاتر-اجرا-تضمین-می-شود-یا-کاری-نکردن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نمایشنامه‌های جلال تهرانی، به صورت مجزا در «مکتب تهران» منتشر شده است که از آن جمله، می‌توان به دراکولا، سیندرلا، مخزن، به صدای زمین گوش کن، تک‌سلولی‌ها و... اشاره کرد. جلال تهرانی که اگر ابزوردنویس ندانیم‌اش، دست‌کم می‌توان گفت از دستاوردها و تکنیک‌های نمایشنامه‌نویسان ابزورد از جمله؛ تکرار، عدم ارتباط  کلامی و بازی‌های زبانی و... در کارهایش استفاده کرده، می‌‌گوید؛ در هر نمایشنامه استراتژی خاصی داشته است. با وجود این، از منظر مخاطب، شباهت‌های بسیاری در حوزه زبان و دیالوگ‌نویسی تمام نمایشنامه‌هایش وجود دارد. «مکتب تهران» علاوه بر کارهای جلال تهرانی، چند کار کودک و دو کتاب ناداستان از علیرضا مشایخی -آهنگساز- با نام‌های «فردا بدون من» و «همه‌ی آن‌ سال‌های بی‌خاطره» منتشر کرده است. تهرانی در مورد انتشار آثار نویسندگان دیگر در این نشر می‌گوید؛ «در حد و اندازه علیرضا مشایخی کسی باشد،‌ کار می‌کنم. نباشد، به متن‌های خودم اکتفا می‌کنم.» کتاب «پاییز پادشاه» که اقتباسی از لیرشاه است و چاپ دوم «مخزن» هم به تازگی منتشر شده است. مشروح مصاحبه با جلال تهرانی در پی می‌آید.      استراتژی شما در دیالوگ‌نویسی چیست؟ تکنیک‌های دیالوگ‌نویسی نویسندگان ابزورد در تمام کارهای شما  بارز است. استراتژی در هر پروژه فرق می‌کند. نویسندگان ابزورد هم تا جایی که می‌دانم نداریم. روزگاری اسلین پنج نفری را در یک فایل قرار داده است که خودشان هم اغلب این دسته‌بندی را نپذیرفته‌اند. زبان و تکنیک‌های دیالوگ‌نویسی هر پنج نفر هم با هم متفاوت است. در مورد من هم در هر متنی زبان، انتخاب و پرداخت شده.    فضای چکیده، موجز و مینی‌مالیستی «مخزن» آن را به اثری یگانه در کارنامه شما تبدیل کرده است. خودتان چه نگاهی دارید؟ از پس مقایسه متن‌هایم برنمی‌آیم. به نظر می‌رسد «مخزن» طرفدار بیشتری دارد. شاید به خاطر تعلیق ملودراماتیکی باشد که در «مخزن» هست. به هر حال «مخزن» یک ملودرام خانوادگی جنایی‌ است. از ابتدا هم با هدف یک اجرای پر تعلیق و مردم‌پسند نگاشته شده است.   چه نگاهی به اقتباس دارید. در نمایشنامه‌هایی مثل مکبث یا هملت دبستانی یا نگاه به زندگی حسن مقدم؟ ... چقدر دست خودتان را باز می‌گذارید و به چه میزان محدودیت‌های متن قبلی یا داشته‌های قبلی را رعایت می‌کنید؟ معمولاً با یک پرسش به سراغ متن‌ها رفته‌ام. بی‌مسئولیتی نسل پیشین در هملت یا خرافه پرستی در مکبث. و متن خودم را حول این پرسش‌ها جلو برده‌ام.   آیا می‌توان «هی مرد گنده گریه نکن» را اقتباسی از «خوان رولفو» پدرو پارامو دانست؟ «هی مرد گنده...» متن اقتباسی نیست.            در کنار تاکید بر دیالوگ، در برخی از نمایشنامه‌ها مثل «تک‌سلولی‌ها»، به برخی از ویژگی‌های اجرا مثل نور هم توجه شده است. چقدر این ویژگی‌ها باید توسط کارگردان‌های دیگر رعایت شود و اگر توضیح نور از متن حذف شود چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا این توضیح صحنه‌ها حین تمرین‌ها و اجرای شما  به متن اضافه شده یا حین نوشتن متن شکل گرفته است؟ در «سیندرلا» و «دراکولا» هم اشاراتی به نور شده اما نه به شدت «تک‌سلولی‌ها». شرح صحنه و نور در «تک‌سلولی‌ها» بیشتر یک واقعه‌نگاری است. غیر از سه، چهار مورد از نورها که به جای دیالوگ نشسته‌اند، باقی موارد حرف واضحی برای گفتن ندارند. فقط خواننده را متوجه این نکته می‌کنند که سه جهان متفاوت به واسطه‌ نور از هم تفکیک شده‌اند. در «دراکولا» رفت و آمد نور به جای رفت و آمد نقش‌ها کار می‌کند. نقش‌های دراکولا برای ورود به یک مکان نیازی به عبور از در ندارند و با این موضوع شوخی هم می‌کنند.  شما به جز کارهای خودتان، در آثار دیگران هم طراح نور بوده‌اید. با توجه به تاکیدی که بر دیالوگ در نمایشنامه‌های‌تان دارید، نور به عنوان یکی از ویژگی‌های اجرا چه بیان دراماتیکی دارد به خصوص در اجراهای شما؟ دیالوگ در تئاتر به زبان گفتاری خلاصه نمی‌شود. نه تنها نور و صحنه، بلکه خود دیالوگ‌ها هم برای ادراک کنش، در متن حضور دارند. یعنی که اگر گروه اجرایی بتواند بدون همه‌ این‌ها به کنش کامل و تندرست متن دست پیدا کند، می‌شود که همه را حذف کند. حتا دیالوگ‌ها را. پس اگر در یک اجرا دیالوگ‌ها حذف نمی‌شوند به این خاطر است که وجودشان برای شکل‌گیری کنش لازم بوده است. در مورد نورها هم همین‌طور است. که البته نورهای «تک‌سلولی‌ها» استثناست که برای قدردانی از نبوغ فرشید مصدق و مشارکت تاثیرگذار ایشان در شکل‌گیری کنش نهایی، به متن راه پیدا کرده‌اند و در کتاب هم مانده‌اند. در سایر موارد، هر جا که نور یا صحنه یا حرکتی می‌توانسته بهتر از دیالوگ کنش را بسازد، جایگزین گفتار زبانی شده است.    در نمایشنامه «به صدای زمین گوش کن» در عین حال که ویژگی‌های دیالوگ‌نویسی شما درش دیده می‌شود اما شعرخوانی برخی شاعران معاصر در کنار روایت‌های رادیویی، آن را به ترکیبی از شعر و داستان و نمایشنامه تبدیل کرده است. این همه بار روایی، از ویژگی‌های اجرایی کار نمی‌کاهد؟ پرسش در «به صدای زمین...» درمورد امکان تولید یک تئاتر با زنجیره‌ای از پاساژها بود. این که آیا می‌شود پدیده‌ای تئاتر باشد اما درام نباشد؟ کمی پارادوکس در این پرسش هست. جذابیتش هم به همین است. اما این که پاسخ چیست را فقط می‌شود در اجرا دید. حرف زدن در باره‌اش کار ساده‌ای نیست.   «دراکولا »در میان نمایشنامه‌های شما کار متفاوتی است. هم به لحاظ جنس تخیل و هم شیوه دیالوگ‌نویسی. چرا تا کنون این نمایشنامه را خودتان کارگردانی نکرده‌اید؟ چند باری به سمتش رفته‌ام. هر بار به دلیلی متوقف مانده. روزهای خوبی نیست برای تئاتر. یک جوری می‌گویم که انگار روزهای خوبی بوده که حالا نیست. شاید کمی بهتر بوده. شاید برای من کمی بهتر بوده. یا برای تئاتری که من به رسمیت می‌شناسم. این روزها آدم نمی‌داند حیات تئاتر با اجرای تئاتر تضمین می‌شود یا با کاری نکردن. من فعلا تئاترم را به سالن سی نفره‌ مکتب تهران محدود کرده‌ام. و بازیگرانی که به درد نقش‌های «دراکولا» می‌خورند، سالن بزرگ دوست دارند. نه این که حرفی در این باره شده باشد. آدم حدس می‌زند.     در توضیح صحنه «سیندرلا» آمده که اشیایی کوچک و به تکرار در صحنه استفاده شود. اما تاکید شده که اگر جوان هستید و خواستید از چاقو استفاده کنید، کارد سلاخی نباشد که کار شعاری نباشد. این توضیح را چرا به طور مشخص آورده‌اید؟ انگار هشداری است به کارگردان‌های جوان یا تجربه‌ای از اجرایی نادرست از متن‌تان توسط کارگردانی دیگر. این مربوط به متن است. چاقو به سرعت نماد می‌شود. پر شدن صحنه از چیز‌ها از هرچیزی با هدف انباشتگی در شرح صحنه آمده. چون پرسش متن از شایعه است. شایعه‌های بی‌ارزش که چون انباشته می‌شوند خطرناک می‌شوند. و چون سروان کلکسیون چاقو دارد، احتمال این‌ که استفاده از چاقو به ذهن کارگردان خطور کند کم نبوده است. منظور من هم از جوانی، سن و سال نبوده است. باید می‌گفتم ناپختگی یا بی‌هنری. گفته‌ام جوانی، که به پیرترها برنخورد.  سال گذشته در مسابقه نمایشنامه‌نویسی فجر و رادی اتفاق‌های جالبی افتاد. داوران فجر، نمایشنامه‌نویسان را محکوم کردند بر گزارش واقعیت بدون فیلتر نویسنده و جایزه رادی هیچ نامی را حتی به عنوان نامزد هم معرفی نکرد. شما چه نگاهی به این نحوه برخورد با نمایشنامه‌نویسان جوان دارید و آیا رفتارهایی از این دست، منجر به حرکتی رو به‌جلو در درام‌نویسی ما می‌شود؟ خب من که در جریان کیفیت آن متن‌ها نیستم. با این گزاره‌ «واقعیت بدون فیلتر نویسنده» در مورد طیف گسترده‌ای از نویسندگان جوان این روزگار موافقم. اما در میان نویسندگان جوان نخبگانی را می‌شناسم که خواننده را حسابی به وجد می‌آورند. مشکل این است که متن خوب به سختی به صحنه راه پیدا می‌کند. نخبگان جوانی که من می‌شناسم صحنه برا‌شان رویا شده است. وقتی هم که به هر ضرب و زوری به صحنه راه پیدا می‌کنند شکست می‌خورند. متن‌های موفق بدند. بی‌تعارف. و همان‌قدر که بدند مدعی هم هستند. ما نسل‌های پیش از خود را پذیرفتیم و از آن‌ها آموختیم و در نهایت هم کار خودمان را کردیم. امروزی‌ها فقط خودشان را می‌بینند و مارتین مک دونا را هم البته دوست دارند. که پرتعلیق و ابلهانه است. ابلهان دانند. قبلا می‌گفتیم عاقلان‌ دانند. حواس‌تان هست؟ ابلهان دانند. میدان از دست عاقلان درآمده. به دست ابلهان افتاده. آیا در عهد سعدی و حافظ این طور نبوده. فکر کنم بوده. تا بوده همین بوده. به هر حال. من نگران جوان‌هایی که در مسابقات فجر و غیره شرکت می‌کنند نیستم. نگران جوان‌هایی هستم که خوب می‌نویسند، و چون خوب می‌نویسند، بازار ندارند.      تجربه کار نشر در مکتب تهران چطور است؟ آیا موفق به ورود به تمام حوزه‌های نشر شده‌اید؛ پخش و...؟ آیا متب تهران می‌خواهد به عنوان یک ناشر حضور داشته باشد یا این‌که فقط به چاپ آثار خودتان می‌پردازید؟ از ابتدا مجوز نشر را برای چاپ کارهای خودم گرفتم. چندتایی کتاب کودک، به حساب خودم به‌درد‌خور، منتشر کردم و شکست خوردم. حالا هم برایم تعدد کتاب اهمیت ندارد. کتاب‌های خوب از نویسندگان خوب را منتشر می‌کنم. به متوسط و بفروش و این‌ها هم تن نمی‌دهم. دو کتاب از علیرضا مشایخی، نابغه‌ موسیقی، گرفته‌ام. «فردا بدون من» و «همه‌ی آن‌ سال‌های بی‌خاطره». این‌ها ناداستان هستند. نان‌فیکشن می‌گویند. کسی نمی‌خواند. من با افتخار منتشرشان می‌کنم. در حد و اندازه علیرضا مشایخی کسی باشد،‌ کار می‌کنم. نباشد، به متن‌های خودم اکتفا می‌کنم.   ]]> هنر Mon, 22 Apr 2019 05:24:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/274190/معلوم-نیست-حیات-تئاتر-اجرا-تضمین-می-شود-یا-کاری-نکردن در نمایشنامه‌نویسی هیچ ژانری بر دیگری ارجح نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273744/نمایشنامه-نویسی-هیچ-ژانری-دیگری-ارجح-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دو نمایش‌نامه «خرمگس» و «این خونه به هم ریخته‌ست» نوشته علی عابدی در یک کتاب، در نشر نیماژ منتشر شده است. عابدی که در نمایش‌نامه‌های پیشینش با نگاه به موقعیت‌های اجتماعی و بومی، جوایزی را کسب کرده بود، در این دو نمایشنامه، انتقادهای اجتماعی‌اش را با طنزی گزنده و در فضایی گروتسک و با تاکید بر ویژگی‌های زبانی کار، بیان می‌کند. با علی عابدی درباره این کتاب گفت‌وگویی داشته‌ایم که در پی می‌آید. در تاریخ نمایش‌نامه‌نویسی ایران و جهان خودتان را وامدار چه نمایشنامه‌نویسانی می‌دانید؟ من چندان به این موضوع توجه نکرده‌ام که وامدار چه نمایشنامه‌نویسانی خواهم بود یا هستم. بیشتر این نکته را مد نظر داشته‌ام که فضای شخصی و دنیای شخصی خودم را داشته باشم. خیلی توجه و نگاهی به آثار دیگران نداشته‌ام. هر چند آثاری که مطالعه کرده‌ام و در ناخودآگاه ذهن من قرار دارد و شاید در لحظه نوشتن، از جلوی چشم من رد ‌شوند. من در این برهه از زمان و سن و سالی که دارم به تئاتر ابزورد علاقه‌مندم. آثار نمایش‌نامه‌نویسانی نظیر فرناندو آرابال، بکت، یونسکو و نمایش‌نامه‌هایی از این دست علاقمندم. اما این که آثار این‌ها در هنگام نوشتن به چه میزان به من الهام می‌دهند، آگاهانه نیست. سعی می‌کنم با توجه به دانش و جهان‌بینی خودم که با آن زندگی می‌کنم و سرمشق آثارم هست، فضای شخصی و منحصر به فرد خودم را داشته باشم.   در شیوه دیالوگ‌نویسی شما، استفاده از تکنیک های ابزوردنویس‌ها دیده می‌شود. اما در ساخت جهان داستان، از رنگ‌های بومی استفاده نمی‌شود. چرا؟ بله. شاید آثار من به آن جنس از آثار نمایش‌نامه‌نویسان ابزورد پهلو می‌زند. اما در این مورد که رنگ‌های بومی در آثارم استفاده نمی‌شود، اتفاقا این نکته همیشه در ذهن من هست که به شکلی فضاهای بومی را پیوند دهم به نمایشنامه‌هایی که می‌نویسم. این قضیه یکی از دغدغه‌های من است که بتوانم آن روایت‌ها و داستان‌های بومی و فضاهایی که درش زندگی کرده‌ام و قصه‌هایی که شنیده‌ام را در آثارم بیاورم. در کار آخرم هم آن نوع روایت‌ها را تا حدودی دخالت داده‌ام. هر چند که قبل از این که در فضاهای گروتسک بنویسم، آثار من رنگ و بوی بافت محیطی و اجتماعی محل زندگی‌ام را داشت. در برخی از نمایشنامه‌هام مثل «تارا» یا «مرد حلبی» چنین بود. ولی کمرنگ بود. اما در نمایشنامه‌های «خرمگس»، «این خونه به ‌هم ریخته‌ست» و «تیولا»، این جنس کارها کمتر بوده و کمتر به آن توجه شده است. من فکر می‌کنم این نکته، خیلی تعمدی نیست. اما اینکه در کارهای بعدی هم این فضا خواهد آمد یا خیر، نمی‌توانم الان قضاوت کنم.     فضای دو نمایشنامه «خرمگس» و «این خونه به هم ریخته‌ست» به هم نزدیک است و همین طور شباهت‌هایی به تیولا دارد. با تاکیدی که شما بر دیالوگ‌نویسی دارید، برخی از ویژگی‌های اجرا هم از دل متن بیرون می‌آید؛ مثلا ریتم. در هنگام نوشتن متن به چه میزان به اجرا فکر می‌کنید؟ چون من معمولا نمایشنامه‌هایی را که می‌نویسم، کارگردانی هم می‌کنم، بخشی از ذهن من در حین نوشتن به سمت کارگردانی هم پیش می‌رود. و شاید در مواردی، در هنگام نوشتن، به لحاظ کارگردانی از متن جلوتر هستم. گاهی حتی پیش از پایان نمایشنامه، به لحاظ کارگردانی طراحی‌های خودم را در حین نوشتن انجام می‌دهم. و چون معمولا خودم کارگردانی می‌کنم، سعی می‌کنم که اگر قرار است چیزی حذف شود، حین نوشتن این کار انجام شود و نه در حین تمرین و رسیدن به اجرا. و چون خودم روی ریتم کار، خیلی حساس هستم در حین دورخوانی و تمرین هم، گاهی دستی در نمایشنامه می‌برم و سعی می‌کنم که ریتم ایده‌آلم، اجرایی و عملی شود.   اینکه کارهای نویسنده شباهت‌هایی به هم داشته باشد را چطور می‌بینید؟… امکان دارد یکدفعه شاهد نمایشی در ژانر و فضایی دیگر از شما باشیم؟   قبل از نمایش‌نامه‌های «خرمگس» و «تیولا» و «این خانه به هم ریخته‌ست»، بیشتر در فضاهای اجتماعی می‌نوشتم. مثل «مرد حلبی»، «تارا» و «حیدر». من در خیلی از جشنواره‌ها با این کارها بودم و خیلی از جوایز نمایشنامه‌نویسی این بخش‌ها را هم گرفتم. این نمایش‌نامه‌ها برآمده از شرایط سن و سال من در آن دوران بود. اما در این برهه از زمان، دیگر آن دغدغه‌ها را ندارم. هر چند که در کارهایی که الان می‌نویسم، دغدغه‌های فولکلور و بومی و محلی هست که به نوعی می‌کوشم آنها را در فضای درام بگنجانم. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های نمایش‌نامه‌های شما، زبان است. آیا زبان نمایش‌نامه، جهان و اتمسفر را می‌سازد یا جهان، منجر به شکل‌گیری زبان می‌شود؟ زبان، جهان تصویری من را نمی‌سازد، بلکه آن جهان، زبان نمایش‌نامه را می‌آفریند. یعنی آن جهانی که در ذهن من هست، با این دیالوگ‌های پینگ‌پنگی و این ریتم صحنه، کامل‌تر می‌شود. زبان صرف، جهان من را نمی‌سازد. بلکه برعکس است، جهان نمایش‌نامه است که باعث می‌شود من از این زبان استفاده کنم و چنین کارکردی برای زبان در نظر بگیرم. چون من ابتدا آن دنیایی را که می‌خواهم بسازم را در ذهن تصور می‌کنم و بعد کلمات را در قالب آن جهان ساخته، می‌آورم و کارکرد زبان را پی‌ریزی و برنامه‌ریزی می‌کنم.   شما و جلال تهرانی، هم نسل هستید. بین نمایش‌نامه‌های شما هم شباهت‌هایی هست. در کارگردانی؛ شاید. خودتان چه نگاهی به این موضوع دارید؟ خیلی خوشحالم که هم‌نسل جلال تهرانی عزیز هستم و به آثار ایشان هم خیلی علاقه دارم. اگر شباهتی هم بین کارهای ما هست باعث فخر و افتخار است. اما فکر می‌کنم که کارهای جلال بیشتر در فضای ابزورد است و من معمولا در فضای گروتسک و کاریکاتور‌گونه می‌نویسم. از سوی دیگر، کارهای جلال در فضای اجتماعی معاصر و پیرامون خودمان می‌گذرد. من به مساله جنگ و دغدغه‌های فرا ذهنی می‌پردازم. فکر می‌کنم مغایرت‌های مفهومی در آثار ما وجود دارد. موقعیت در کار شما کمدی نیست، اما با رگه‌هایی از طنز  مواجهیم. طنز چه کارکردی در نمایش‌نامه شما دارد؟ موقعیت در کار من، کمدی هست اما نه از جنس فکاهی و سرگرم‌کننده، بلکه یک کمدی سیاه است. کمدی‌ای که کارکرد زبانی‌اش طعنه و پهلو می‌زند به مسائل انسان معاصر و جریانات اجتماعی و چیزهایی که پیرامون زندگی خودمان هست. دیگر همه به تلخی و دهشتناکی مسائل جنگ واقف هستیم و به نظر من، تکرارش دیگر اهمیتی ندارد. به همین خاطر هم می‌کوشم آن را با یک لحن و زبان دیگری بیان و با طنزی گزنده به تماشاگر منتقل کنم.   در نمایشنامه‌های شما قحطی شوهر آمده؟… تقریبا تمام زن‌ها به دنبال شوهرند. این قحطی شوهر، به نوعی ساخته و پرداخته ذهن خودم است که با توجه به مسائل جنگ و مسائلی که همیشه ما با آنها درگیر بودیم، شکل گرفته است. به نظر من، اولین ضربه جنگ به خانواده است و بعد به اجتماع. طبیعی است که مردها همیشه در صف اول جنگ‌ها هستند. و خانواده با از دست دادن پدرها و شوهرها ضربه می‌خورد. در یک فضای فانتزی، این طور در نظر گرفته می‌شود که اگر وضعیت به همین روال پیش برود، قحطی شوهر پیش می‌آید. و زن‌ها همه در جست‌و‌جوی بهترین فرصت، برای شروع یک زندگی تازه هستند. در واقع یک فضای سیال و برساخته از ذهن خودم است.   کارگردان‌های دیگر در اجرا با متن‌های شما چطور برخورد می‌کنند؟ من تجربه واگذاری متن به کارگردان‌های دیگر را داشته‌ام و خیلی نتیجه مطلوبی نگرفتم. به جهت این‌که اگر امکانات و فضای متن را درک نکنند، به یک کمدی سطحی و نازل می‌رسند. این نکته‌ای ست که من اصلا علاقه‌ای به آن ندارم که به هر قیمتی بخواهم مخاطب را بخندانم و از هر فرصتی برای ایجاد سرگرمی صرف استفاده کنم. متاسفانه گاهی اجرای نمایش‌نامه‌های خودم را دیده‌ام که بخش طنز را تقویت کرده‌اند و آن جدیت ماجرا و روح تراژیک کار را نگرفته‌اند و در اجرا به یک کمدی سطحی بسنده کرده‌اند. به همین خاطر، دیگر خیلی تمایل ندارم که متنم را در اختیار دیگران قرار دهم. چون تا به حال نتیجه مطلوبی دریافت نکرده‌ام.    در داوری مسابقه نمایش‌نامه‌نویسی فجر ۹۷، هیات داوران نمایشنامه‌نویسان را به انعکاس بدون فیلتر و بی‌خلاقیت جامعه محکوم کردند. به نظر شما سبک‌های هنری بر  هم شرفی دارند؟ …مثلا سوریالیسم بر تیاتر مستند؟ به نظر من، این یک نظریه یک سویه است و خیلی جامعیت ندارد. و نمایش‌نامه‌نویسان با هر گرایش و انتخاب و در هر ژانری که بنویسند، می‌توانند درباره تمام مسائل اجتماعی و روان‌شناسی و مسائل جهان‌شمول قلم بزنند. و هیچ سبک و ژانری بر دیگری ارجحیت ندارد. چه تئاتر مستند و چه سورئالیسم و چه تئاتر ابزورد و عبث‌گرایی.   دو نمایش‌نامه «خرمگس» و «این خونه به هم ریخته‌ست» نوشته علی عابدی، در یک کتاب در شمارگان 700 نسخه و با قیمت 16هزارتومان در نشر نیماژ منتشر شده است. ]]> هنر Sun, 21 Apr 2019 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273744/نمایشنامه-نویسی-هیچ-ژانری-دیگری-ارجح-نیست داوران جشنواره ملی نمایشنامه‌نویسی «میرزا‌آقا تبریزی» معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/274294/داوران-جشنواره-ملی-نمایشنامه-نویسی-میرزا-آقا-تبریزی-معرفی-شدند  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی جشنواره، سیروس مصطفی دبیر جشنواره ملی نمایشنامه‌نویسی «میرزا‌آقا تبریزی» با اعلام خبر انتخاب داوران دو بخش فارسی و ترکی جشنواره ملی نمایشنامه‌نویسی میرزا آقا تبریزی اظهار کرد: داوران بخش فارسی را  حمیدرضا نعیمی، عبدالحی شماسی و عطااله کوپال تشکیل داده و داوری بخش ترکی نیز بر برعهده نادر برهانی مرند، اصغر نوری و سیروس همتی خواهد بود. به گفته وی، تمام داوران یاد شده از چهره‌های شناخته شده و ملی حوزه ادبیات نمایشی هستند که این جشنواره مفتخر به همکاری با آنان است.     وی با تاکید بر اینکه آخرین مهلت ارسال به دبیرخانه این جشنواره 31 اردیبهشت ماه سال جاری است گفت: با هدف احترام به حقوق شرکت کنندگان و نیز تاکید بر قانون‌مند بودن جشنواره، پس از این تاریخ هیچ اثری دریافت نخواهد شد. دبیر نخستین جشنواره ملی نمایشنامه‌نویسی میرزا آقا تبریزی ابراز کرد: تمامی شرکت کنندگان می‌توانند برای دریافت فراخوان و فرم شرکت در جشنواره به آدرس جشنواره www.tabrizdrama.ir مراجعه و آثار خود را به صورت فایل‌های Word و Pdf به آدرس ایمیل 1st.tdf@gmail.com ارسال کنند. وی با بیان اینکه در نخستین دوره این جشنواره در خصوص مواردی مانند سال تولید، انتشار، اجرا و .. حساسیتی وجود ندارد تصریح کرد: دبیرخانه جشنواره تمامی آثاری که منطبق با فراخوان جشنواره باشد را بدون لحاظ کردن موارد فوق خواهد پذیرفت. مصطفی در پایان متذکر شد: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری تبریز، حوزه هنری ، سازمان بسیج هنرمندان، موسسه بین المللی الف، دانشگاه نبی اکرم(ص)، انجمن هنرهای نمایشی، کمیسیون فرهنگی شورای شهر تبریز و اهالی رسانه استان از حامیان جشنواره ملی نمایشنامه‌نویسی «میرزا آقا تبریزی» به شمار می روند.  آیین اختتامیه این جشنواره 14 تیرماه سال جاری در تبریز برگزار می‌شود. ]]> هنر Sat, 20 Apr 2019 10:20:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/274294/داوران-جشنواره-ملی-نمایشنامه-نویسی-میرزا-آقا-تبریزی-معرفی-شدند ترجمه اثری کمتر خوانده شده از شکسپیر http://www.ibna.ir/fa/doc/book/274164/ترجمه-اثری-کمتر-خوانده-شده-شکسپیر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نام «شاه لیر»، «هملت»، «تاجر ونیزی» و «مکبث» شکسپیر را بارها شنیده‌ایم و خوانده‌ایم و حتی اجرای صحنه‌ای آن‌ها را نیز دیده‌ایم، اما اثر دیگری از شکسپیر هست که کمتر به آن پرداخته شده و آن «تراژدی کوریولانس» است. این نمایشنامه سرگذشت سردار افسانه‌ای رومی به نام گایوس مارسیوس کوریولانوس را روایت می‌کند و از  کامیابی‌اش در نبرد سخن می‌گوید و به دلایل اختلافات داخلی قصد می‌کند با دشمن مردمان رم همراه شود و از اهالی این سرزمین باستانی انتقام بگیرد. اما مادر و همسر کوریولانس مانع از انجام کارش می‌شوند در آخر رم به آرامشی نسبی می‌رسد که این آرامش را مدیون زنان است. درواقع این نمایشنامه علاوه بر جنگ و نبرد، قدرت زنان را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه زنان می‌توانند بر قدرت و مردان بر مسند نشسته اثر بگذارند.   صحنه‌ای از فیلم کوریولانس اثر رالف فاینس در قسمتی از نمایشنامه «تراژدی کوریولانس» می‌خوانیم: منینیوس: «ننگ بر تو... ننگ... این برافروختن است نه فرو نشاندن. سناتور اول: در هم شکستن شهر است و زیر و زبر کردنش. سسینیوس: شهر چیست جز مردم درونش؟ پلبی‌ها: آری، آری... شهر جز مردمش نیست. بروتوس: ما به رضای همه، عاملان برگزیده مردم شدیم. پلبی‌ها: چنین هم باقی خواهید ماند... منینیوس: یحتمل هم که جز این نخواهد شد. کومینیوس: با خاک یکسان کردن شهر است؛ فروافکندن سقف است به کف و در خاک نشاندن مصالح منظم برهم نشسته به شکل تل و توده‌هایی فروریخته و درهم آویخته. سیسینیوس: مستوجب مرگ است.» (صفحه 134) گفتنی است برتولت برشت از «تراژدی کوریولانس» اقتباسی انجام داده و نمایشنامه‌ای با همین نام نوشته است؛‌ همچنین «جان آزبرن» اقتباسی از این اثر شکسپیر انجام داده و نمایشنامه «جایی که رم می‌نامند» را نگاشته و جان لوکان نیز فیلمنامه‌ای از «تراژدی کوریولانس» نوشته که رالف فاینس آن را کارگردانی کرده است. حامد اصغرزاده نیز این نمایش را در ایران روی صحنه برده است.   صحنه‌ای از نمایش کوریولانس اصر حامد اصغر‌زاده     بنگاه ترجمه و نشر پارسه کتاب «تراژدی کوریولانس» اثر شکسپیر را با ترجمه مهران صفوی، در 327 صفحه، با قیمت 39000 تومان و در 700نسخه منتشر کرده است. ]]> هنر Sat, 20 Apr 2019 05:21:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/274164/ترجمه-اثری-کمتر-خوانده-شده-شکسپیر هیچ آرزویی ندارم جز تداوم کتاب‌ها/چاره‌ای جز بازگشتن به هویت خودمان نداریم! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/274103/هیچ-آرزویی-ندارم-جز-تداوم-کتاب-ها-چاره-ای-بازگشتن-هویت-خودمان-نداریم  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم رونمایی از مجموعه کتاب‌های «دانشنامه نهضت هنرهای مردمی ایران» تالیف هادی سیف که شامل کتاب‌های نقاشی روی چوب، نقش‌آفرینی روی سنگ، نقاشی قالی و قلمکارهای نقاشی می‌شود، با حضور مولف کتاب، نیکنام حسین‌پور، محمود دعایی، فاطمه کاتب (رئیس دانشکده هنر دانشگاه الزهراء)، احمد مسجدجامعی و جمعی از هنرمندان، پژوهشگران و علاقه‌مندان هنرهای مردمی ایران، عصر دیروز در فرهنگستان هنر برگزار شد. در ابتدای این مراسم، مجری برنامه به معرفی مولف این مجموعه کتاب پرداخت و گفت: آقای سیف اولین کسی است که در زمینه نقاشی قهوه‌خانه‌ای کار کرده است. او نزدیک به 30سال است که به کار پژوهش مشغول است و بیش از شصت اثر در حوزه مردم‌شناسی دارد.   در ادامه علیرضا اسماعیلی، سرپرست فرهنگستان هنر، گفت: کار استاد سیف در حوزه هنرهای مردمی، کار ارزشمندی است. البته در فرهنگستان هنر هم به این حوزه توجه شده، منتها جای کار زیاد است و امیدواریم امسال موفق به چاپ دیگر آثار دکتر سیف شویم. سپس بهروز فتحی، معاون برنامه‌ریزی و توسعه سازمان زیباسازی شهرداری تهران گفت: سال گذشته، برای انتشار این کتاب‌ها جلسه‌ای با استاد سیف داشتیم و البته به مساله گرانی کاغذ هم برخوردیم. با وجود این، سازمان زیباسازی شهرداری در سال گذشته، حدود شصت عنوان کتاب منتشر کرد. در اواخر سال هم مجموعه پژوهشی کم‌نظیر استاد سیف منتشر شد. فتحی در ادامه، ضمن تشکر از نامور مطلق و اسماعیلی گفت: فرهنگستان هنر در برگزاری این مراسم، خیلی به ما کمک کرد. شأن این کتاب‌ها چنین بود که مراسم رونمایی‌شان در فرهنگستان هنر برگزار شود. خودباختگی را پیشه خود نکنیم سپس هادی سیف، پژوهشگر و نویسنده مجموعه کتاب‌های دانشنامه نهضت هنرهای مردمی ایران، ضمن تشکر از فرهنگستان هنر و نامورمطلق گفت: سخن را با شعری از مرحوم شایسته شیرازی، نقاش 114ساله ایرانی، آغاز می‌کنم؛ دل پردرد من، دوا از درد می‌خواهد/ پیام گرم عشقی از نگاهی سرد می‌خواهد. وی در ادامه افزود: من توفیق زیارت صدرالدین شایسته شیرازی، شاگرد کمال‌الملک، را داشته‌ام. دوستی او با پدرم باعث شد که من را به منزلش راه دهد. در طول تاریخ هنر ایران، آنچه ناشناخته مانده، سهم بی‌چون و چرای هنرمندان این سرزمین است که در اعتلای هنر ایران، ادای دین کردند. سید صدرالدین شیرازی بر نهضت‌هایی تاکید داشت که بعد از مشروطیت ایران در بین هنرمندان رایج شده، نام رنسانس بگذارید. فقط در شیراز، 11 رنسانس بی‌چون و چرا در حوزه نقاشی دیواری و کاشی و ... روی داده است. او دفترچه جلد چرمی‌ای داشت که اسامی هنرمندان را در آن نوشته بود. وی افزود: نقش اصلی را در این کار، هنرمندان سرزمینم برعهده داشتند. هنرمندانی که نه نام داشتند و نه نشان. و من، درویشی دوره‌گرد بودم که کوبه‌های زنگار گرفته خانه پدری را به صدا درآوردم. شبی استاد رفعت درودگر گره‌ساز را در اردیبهشت شیراز، در نارنجستانی دیدم. گفت: اینجا پایتخت بهار عالم است. چطور می‌توانی ادای دین نکنی؟! من هم از خدا خواستم که موفق شوم تا از هنرمندان گمنام دفاع کنم و این چیزی نیست جز ذخایر فرهنگی هنر و هنرمندان سرزمینم. سیف گفت: با این کتاب‌ها، حدود هفت هزار هنرمند را به دوسیه هنرمندان ایران اضافه کردیم. این کتاب را تقدیم می‌کنم به سید یوسف، نقاشی که در 43 سالگی از دو چشم کور شد و جلال شاگردش به او گفت: تو نقاشی را ادامه بده، من رنگ‌ها را انتخاب می‌کنم. سید تا 74 سالگی نقاشی کرد و راهبر نقاشی بر سقف‌های چوبی شد. این پژوهشگر و نویسنده ادامه داد: عمری اگر گذشت به شیدایی و شور گذشت و امروز من هیچ آرزویی ندارم جز تداوم کتاب‌ها. من کتاب نقاشی قالی را زمانی شروع کردم که خدمت استاد جمشید امینی بودم که زمانی شاگرد کمال‌الملک بود. راهبر نقاشی روی چوب، سید یوسف، نقاش کور بود. قلمکار نقاشی، توسط زنی به نام رباب سلطان در بازار قیصریه اصفهان، در راسته چیت‌سازها رایج شد و سخت‌کوش‌ترین نگارگران ما، سنگ‌نگاران بودند. سیف در پایان گفت: من در حال نگارش کتاب دیگری هستم با عنوان « آنچه خود داشتیم.» بعد از نهضت مشروطیت این چه بلایی بود که تحت عنوان نوپردازی‌های بی‌منطق به جان ما افتاد. اگر عمری باشد می‌خواهم این کتاب را بنویسم و به سمساری‌ها و یادگارهای پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها سر بکشم. ما چاره‌ای جز بازگشتن به هویت خودمان نداریم و فاتحان همیشه سربلند فرهنگ و هنر جهانی هستیم. تا سایه حضرت مولانا، حافظ، نظامی و سعدی بزرگ بر سر ماست، ما از فاتحانیم. خودباختگی را پیشه خود نکنیم.   پنجره‌ای به مدرسه کمال‌الملک در ادامه این مراسم محمدمهدی هراتی، نگارگر، گفت: هر یک از این دانشنامه‌ها یک اثر مستقل است. اثری که یک نقد به مدرسه کمال‌الملک دارد. شاگردان گذشته آن، در قلم استاد سیف تاثیر داشتند و کاری که او انجام داده، حتی از نظر چاپ و اندازه کاغذ، عناصر ایرانی دارد. وی افزود: کتاب نقش آفرینی روی سنگ، آدم را به یاد تخت جمشید می‌اندازد. امروز چینی که در آستین کارهای نگارگری است، همان چینی است که در آستین نقش‌برجسته‌های تخت جمشید است. در کارهایی که روی سنگ انجام داده، صدای شیشه فرهاد شنیده می‌شود که با کلام موزون استاد همراه شده است. این نکته را هم در نظر داشته باشیم که قلمکارها، اولین نمونه‌های چاپ سنگی هستند. وقایع عاشورا هم در 9 مجلس قلمکاری شده است. دکتر سیف در این کتاب، پنجره‌ای به مدرسه کمال‌الملک گشوده است. هنرهای مردمی باید رو به اینده احیاء شوند در ادامه، بهمن نامورمطلق، رئیس دانشگاه هنرهای ایرانی استاد فرشچیان، گفت: ما در زمینه هنرهای مردمی خیلی کم کار کردیم. نام‌های مختلفی هم به آن می‌دهیم؛ از هنرهای مردمی تا عامیانه که نشان‌دهنده تشتت ذهنی ما است. باید در این زمینه کار کنیم. ایران بهشت هنرهای مردمی است. ما بیشترین صنایع دستی دنیا را داریم و بیشترین تنوع در حوزه هنرهای مردمی که برگرفته از باورها و کنش‌ها و امیال مردم و بازندگی آنها هستند. هنرهای مردمی، همیشه کاربردی بودند. امروز به خاطر فقدان این هنرها در اطراف ما، حس زیبایی‌شناسی کاهش یافته است. نامور مطلق گفت: امروز در سخن از این هنرها، بیشتر به گذشته رجعت داریم. در حالی که هنرهای مردمی باید رو به آینده احیاء شوند. این‌ها نتیجه خلاقیت عامیانه هستند. رئیس دانشگاه هنرهای ایرانی استاد فرشچیان تاکید کرد: روشی که آقای دکتر سیف در پژوهش به کار بردند هم بسیار مهم است. ما معلمان آکادمیک تا چند دهه پیش، این رفتار را قبول نمی‌کردیم و معتقد بودیم که باید مبتنی بر رویکرد دراماتیک پیش رفت. اما هنرهای مردمی نگاه خاص خودش را دارد. در این دانشنامه از روش سینه به سینه برای ضبط هنرها استفاده شده است. یعنی با آنها با همان روش خودشان گفت‌وگو کرده است و ترکیب زیبایی از موضوع، روش و سبک نگارش به وجود آمده است. در برخی موارد هم هنرهای مردمی با هنرهای فاخر گفت و گو کرده‌اند. وی در پایان افزود: ما در این مملکت به هنرهای مردمی بدهکاری داریم. باید هنرهای مردمی در شهرها جلوه داشته باشند و حتی در این زمینه، جشنواره‌ای برگزار شود.   در حوزه هنر، پیشرفتی نداشتیم در ادامه، احمد مسجد جامعی، عضو شورای شهر تهران، گفت: ما قدر این فرهنگ و تاریخ و میراث و هنر خودمان را نمی‌دانیم. همین سیلی که آمد، طرح یک سوال را جدی کرد که چرا در لرستان، پل‌هایی که صدها سال پیش ساختیم باقی ماند و پل‌های تازه ساز از دست رفت. در زلزله بم هم بناهای قدیمی مقاومت کرد و بناهای جدید از دست رفت. همه این‌ها نشان می‌دهد که ما در حوزه هنر، پیشرفتی نداشتیم و به این میراث هم بی‌توجه بودیم. البته تواضع هنرمندان مردمی هم کار را مشکل کرده ااست. مسجد جامعی تاکید کرد: حتی در هنر جدید اگر درخششی داریم، جایی است که با هنر مردمی پیوند داریم. ما باید از این ظرفیت‌ها در دنیای مدرن هم بهره ببریم. مکتب سقاخانه‌ای را کسانی بنیان گذاشتند که با هنر گذشته ما آشنایی داشتند. در پایان، از چهار عنوان کتاب دانشنامه نهضت هنرهای مردمی ایران، تالیف هادی سیف با حضور اساتید، هنرمندان و مدیران فرهنگی رونمایی شد.   ]]> هنر Tue, 16 Apr 2019 04:24:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/274103/هیچ-آرزویی-ندارم-جز-تداوم-کتاب-ها-چاره-ای-بازگشتن-هویت-خودمان-نداریم ايبسن چشم‌اندازهای جديد را فرا راه تئاتر واقع‌گرا گشود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273928/ايبسن-چشم-اندازهای-جديد-فرا-راه-تئاتر-واقع-گرا-گشود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «فرهنگ کوچک ایبسن» ترجمه و تالیف علیرضا کوشک جلالی به تازگی در شش فصل منتشر شده است. کوشک جلالی قصد داشته تا در این کتاب، مخاطب به شناخت نسبی‌ای از این نمایش‌نامه‌نویس نروژی برسد. این نگاه در فصل‌بندی کتاب هم رعایت شده است؛ زندگی‌نامه، تحلیل اولین نمایش‌نامه سمبلیک ایبسن؛ مرغابی وحشی، خلاصه داستان و تحلیل مختصر مهم‌ترین نمایش‌نامه‌های او، ایبسن و ایران، بخش‌های مختلف این کتاب را تشکیل می‌دهد. علاوه بر ‌این‌ها ترجمه دو نمایش‌نامه دیگر از ایبسن؛ مرغابی وحشی و عروسک‌خانه، فصل‌های دیگر این کتاب را شامل می‌شود. با کوشک جلالی درباره «فرهنگ کوچک ایبسن» گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌‌خوانید:   آیا شما هم با نظر برنارد شاو موافقید که نمایش‌نامه‌های ایبسن از شکسپیر اهمیت بیشتری دارند؟   اگر نگاه مختصری به زندگی برنارد شاو بیاندازیم و به علائق هنری و سیاسی و اجتماعی‌اش، نگاهی داشته باشیم، متوجه می‌شویم که برنارد شاو یک نویسنده اصلاح‌گرای سوسیالیست است که گرایش‌های اجتماعی داشت و بیش از پنجاه نمایش‌نامه نوشت و موفق به دریافت جایزه ادبی نوبل شد و از روشنفکران سختکوش بود که تمام عمرش برای عدالت و آزادی مبارزه کرد. به قول برشت «برنارد شاو یک شخصیت جهانی بود و در تمام عمرش یک تروریست بود که با اسلحه طنز، بسیاری از افکار را گروگان می‌گرفت.» از سوی دیگر اگر بخواهیم نمایش‌نامه‌های ایبسن را در یک کلمه خلاصه کنیم؛ آن کلمه شورش است. شورش ضد ناعدالتی، شورش برای کسب آزادی، شورش برای رسیدن به حقوق زنان و تک تک افراد مردم که در زیر بار خرافه و مجموعه شرایط دردناک اجتماعی دست و پا می‌زنند. برنارد شاو با توجه به شناخت خیلی خوبی که از ایبسن داشت گفته که ایبسن از شکسپیر در دوره معاصر مهم‌تر است. البته این می‌تواند یک سلیقه شخصی باشد. ابعاد جهانی آثار شکسپیر چنان است که من نمی‌توانم آن‌ها را با هم مقایسه کنم. بعد از شکسپیر، خود برنارد شاو یکی از مهم‌ترین نمایش‌نامه‌نویسان انگلیسی‌زبان است. اما مسائلی که ایبسن در نمایش‌نامه‌هایش مطرح می‌کند، مثل مساله نورا در «خانه عروسک» خیلی در عصر ما ملموس‌تر است تا مساله قدرت و مشکلاتی که در آثار شکسپیر به‌ آن پرداخته می‌شود. البته در تمامی نمایش‌نامه‌های شکسپیر، به وجوه مختلف شخصیت‌های انسانی پرداخته می‌شود. اما در این میان، شخصیت‌های ایبسن قابل درک‌تر و قابل لمس‌تر است. یعنی تماشاگران تئاتر، افرادی نظیر شخصیت‌های نمایش‌نامه‌های ایبسن را بیشتر در اطراف خودشان دیده‌اند. اما افرادی نظیر ریچارد دوم یا مکبث را به آن شکلی که در نمایش‌نامه آمده، نمی‌بینند. ولی کاراکترهای خانه عروسک یا اشباح یا استاد معمار، ملموس هستند و در زندگی افراد عادی هم دیده می‌شوند. من فکر می‌کنم مسائل اجتماعی در این که برنارد شاو چنین نظری داشته باشد، موثر بودند.   تاثیر ایبسن بر نویسندگان روز جهان، افرادی چون یاسمینا رضا که بیشتر به درام‌های خانوادگی می‌پردازند، چیست؟ ایبسن یکی از ستون‌های اصلی ادبیات مدرن جهانی است که تاثیر بسیار زیادی بر تئاتر دنیا و نمایش‌نامه‌نویسان جهان داشته است و نامش در کنار کسانی مانند اوریپید، مولیر و... قرار می‌گیرد. به خاطر نگاه بسیار موشکافانه و انتقادی که به دنیا و تمام وجوه انسانی شخصیت‌هایش دارد و توانسته استادانه در لایه‌لایه روح انسانی کنکاش کند. شما این نوع برخورد را در کارهای یاسمینا رضا هم می‌بینید. حتما یاسمینا رضا از فضا و نگاه انتقادی ایبسن و نویسندگان کلاسیک تاثیر گرفته است. چه در شخصیت‌پردازی‌ها و چه در بافت کلی نمایش‌نامه. در نمایش‌نامه «دشمن مردم» می‌بینید که آدم‌ها چه ماسک‌هایی به صورت دارند و به خاطر منافع شخصی خودشان حاضرند که از روی نعش دیگران بگذرند. در طول نمایش، ماسک‌های این افراد می‌افتد و ما با شخصیت عریان آن‌ها مواجه می‌شویم. در نمایش‌نامه‌های یاسمینا رضا هم به شکل دقیق، همین فرم را شاهد هستیم.     چرا نمایش‌نامه‌های ایبسن هنوز در جامعه ما جواب می‌دهد؟… آیا شباهت‌هایی بین امروز ما و روزگار او وجود دارد؟ اگر نقبی بزنیم به مسائل و مشکلاتی که ایبسن به‌ آن‌ها اشاره کرده و آنها را با وضعیت ایران مقایسه کنیم، متوجه می‌شویم که چرا هنوز آثار ایبسن در ایران محبوب است. ایبسن نگاه انتقادی بسیار تندی به انسان‌ها و روابط‌‌‌شان داشته است و مبارزه پیگیرش با سنت‌های متحجر اخلاقی و اجتماعی در تمام کارهایش به چشم می‌خورد. این سنت‌های اخلاقی و اجتماعی هنوز در ایران کارکرد زیادی دارد. به همین دلیل هم انتقاد به آنها می‌تواند برای تماشاگر، بازیگر و کارگردان جالب باشد.  مبارزه شدید ایبسن با انسان‌های نخ‌نما شده بسیار برجسته است. نمونه این انسان‌ها در جامعه ما زیاد است و مبارزه با آن‌ها می‌تواند دلچسب باشد. ایبسن از نمایش‌نامه‌نویسان بدنه تئاتر اجتماعی است و می‌تواند مسائل اجتماعی را به صورت لخت و عریان نشان دهد و تمامی زشتی‌های این شخصیت‌ها را برملا و با آنها مبارزه کند. مجموع نگاه ایبسن به خرافات و شخصیت‌هایی که خیلی متحجر و نخ‌نما هستند، باعث شده که دید انتقادی ایبسن، کماکان با علاقه در ایران دنبال شود.   شما در این کتاب یک نمایش‌نامه از دوره سوم ایبسن برای ترجمه انتخاب کرده‌اید؛ مرغابی وحشی و یک نمایش‌نامه از دوره دوم؛ عروسک خانه. چرا؟ شاید به این دلیل نمایش‌نامه‌هایی را از این دو دوره ترجمه کرده‌ام که علاقه خیلی زیادی به این دو دوره داشته‌ام. از طرف دیگر شاید وقت نداشتم که به مجموع آثار ایبسن بپردازم. خیلی دوست داشتم که مجموع آثارش را ترجمه کنم. ولی «خانه عروسک» را اجرا کردم و در واقع ترجمه متن به خاطر آماده سازی برای اجرا بود. ایبسن در دوره دوم آثارش، مهم‌ترین نمایش‌نامه‌هایش را خلق کرد و انقلاب باشکوهی را در دنیای درام به راه انداخت. مثل «ارکان جامعه»، «خانه عروسک»، «دشمن مردم» و... در این آثار مضامینی مانند ریاکاری‌های مالی، اصلاحات اجتماعی و کسب حقوق زنان و مبارزه برای روشن کردن کثافت‌هایی که داخل جامعه هست با شکل و معماری بسیار دقیقی در درام پایه‌ریزی شده است. خیلی جالب است که شخصیت‌های این دوره را از دوران کودکی خودش و وضعیت خانواده‌ و پدر و مادرش و روابط ملموس اطرافش الهام گرفته است. برنارد شاو اثری دارد به نام «عصاره ایبسنیسم» که در آن می‌گوید؛ «هنر درام نویسی در آن زمان به هنر موقعیت‌پردازی تقلیل یافته بود. سلیقه رایج برای نوشتن نمایش‌نامه‌ها چنین بود؛ هرچه موقعیت غریب‌تر باشد، بهتر می‌توان بازی کرد. اما ایبسن، کاملا علاقه دیگری داشت. هر چه موقعیت واقعی‌تر باشد برای تماشاگران جذاب‌تر است. قوانین تئاتر کلاسیک و متعاقب آن، تئاتر رمانتیک آن بود که نمایش با یک مقدمه آغاز می‌شد و کم‌کم اوج می‌گرفت، اما ایبسن از همان مقدمه خواننده را در بطن ماجرا قرار می‌دهد و هیجان نمایش تا آخر حفظ می‌شود و سرانجام خواننده را در گردابی وحشت‌انگیز از خلاء رها می‌کند.» الان یکی از مشکلات خیلی بزرگ تئاتر ما این است که خیلی‌ها سعی می‌کنند چه در نوشتن و چه در کارگردانی به سمت موقعیت‌های عجیب و غریب بروند. چیزی که بیش از صد سال پیش، ایبسن با آن مبارزه می‌کرد و می‌گفت؛ هر چه موقعیت، واقعی‌تر و ملموس‌تر باشد برای تماشاگران جذاب‌تر است. اما الان صمیمیت در خیلی از تئاترهای سوپر روشنفکری ما از بین رفته است. واقعیت از بین رفته و تبدیل شده به مجموعه‌ای از کارها که با تعبیر غلطی از پست‌مدرن تولید می‌شوند. ما می‌بینیم که در آن زمان، ایبسن در شکل دیگری با این شیوه تئاتر مبارزه می‌کرد و سعی می‌کرد تئاتر را برای توده مردم ملموس کند و مشکلات مردم را مطرح کند تا مردم عادی به تماشای تئاتر بیایند و فرهنگ را به دل مردم عادی ببرد و به این ترتیب بتواند با خرافات مبارزه کند.   چرا معتقدید ایبسن در دوره سوم نمایش‌نامه‌نویسی‌اش، به دوره اول کارش بازگشت داشت؟ دوره سوم را به گونه‌ای می‌توان بازگشت به دوره اول هنری‌ ایبسن تفسیر کرد، چرا که او بار دیگر، البته به شیوه‌ای کاملا نوین، که به گونه‌ای وام‌دار دوره دوم فعالیت هنری‌اش بود، به کنکاش در تار و پود وجود انسانی روی‌آورد.  البته بسیاری از شخصیت‌هایش ممکن است «ضد اخلاقی» به نظر برسند، و برخورد با آن، نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت‌هایش دارند. او يك اخلاق‌گرای رادیکال است. آدم‌ها در روند نمایش به نقطه‌ای می‌رسند که باید انتخاب کنند: یا اوج می‌گیرند یا سقوط می‌کنند. عکس تراژدی‌های یونان، شخصیت‌های ایبسن حق انتخاب دارند، حتی اگر سقوط کنند، به اوج می‌رسند. به این ترتیب، گویی مرزهای وجودشان، مرزهای روح‌شان را وسعت می‌بخشند. این اوج گرفتن و سقوط در بسیاری از صحنه‌های نمایش‌ را به راحتی می‌توان دید (براند در کوهستان، استاد معمار در پشت‌بام کلیسا...). گره‌گرش نیز در مرغابی وحشی سقوط می‌کند. اما چگونه می‌توان این "سقوط" را از نظر "اخلاقی" بررسی کرد؟ هسته مرکزی اتفاقات نمایش "مرغابی وحشی" بر محور جنگ میان "دروغ زندگی" و "خواست ایده‌الی" می‌چرخد، جنگی که بدون برنده باقی می‌ماند، و مثل تمام جنگ‌ها فقط بازنده دارد! ایده‌آل‌های گره‌گرش، درست مثل دروغ‌ها و سطحی‌نگری‌های یالمار، چیزی نیستند، جز یک مشت مشکلات درهم پیچیده حل نشده گذشته که در زوایای روح‌شان جا خوش کرده‌اند. هیچ‌کدام‌شان با کارهایی که انجام می‌دهند احساس خوش‌بختی نمی‌کنند و "انسان بهتری" نمی‌شوند. گره‌گرش طبق گفته خودش، تبدیل شده است به یک موجود مضر و اضافی ("نفر سیزدهم میز"). یالمار در جهل و نادانی‌اش دست و پا می‌زند و چنین به نظر می‌رسد که به درد هیچ کاری نمی‌خورد. مرگ هدویگ اثبات می‌کند که عقاید تند و یک‌جانبه راه به جایی نمی‌برند و حقیقت‌ همیشه جایی در میانه است. مرغابی وحشی، همچون صحنه‌ يك دادگاه، خاطره‌ دردبار گذشته را، كه در آن خيانت و رياكاری رخ داده، به تصویر می‌کشد. ایبسن به این پرونده‌ وحشتناک از نظر "اخلاقی" باید رسیدگی کند. او بحران زمان گذشته را همیشه باید حل کند، حتی اگر حل آن به‌معنای پدیدار شدن فاجعه جدیدی باشد. گناهکار باید حساب پس بدهد و مسئولیت اعمال ننگینش را به عهده بگیرد. این است مانیفست درام‌های ایبسن. بنابراین رفتار "غير منطقی و فاجعه‌بار" گره‌گرش را به گونه‌ای می‌توان "اخلاقی" خواند، زيرا از يك سو رياكاری‌ها قبلی پدرش او را به اين سمت كشانده و از سوي ديگر، خودش اين راه انتخاب کرده، ترکیبی از جبر و اختیار. پس گره‌گرش در "آزادی کامل"، خود را "مجبور" می‌بیند راه دردناکی را "انتخاب" کند که ناچار به خودکشی "هدویگ" می‌انجامد و این نمونه دقیقی است ازاخلاق‌گرايی ناب فلسفی  و آبزورد ايبسن. پس از "دشمن مردم"، سمبلیسم، مکتبی که در اواخر قرن نوزدهم به وجود آمده بود، در تمامی آثار ایبسن، (از مرغابی وحشي تا آخرين نمايش‌نامه‌اش، وقتي ما مردگان برمی‌خیزیم) با قدرت چهره نشان می‌دهد. و این آغاز دوره سوم هنری ایبسن است.  تحلیل زندگی، جای خود را به ترسیم زندگی می‌دهد. بودلر، پایه‌گذار این مکتب، معتقد بود: "دنیا جنگلی است سرشار از اشارات. حقیقت از چشم مردم عادی پنهان است و فقط شاعر می‌تواند به رمز و راز این اشارات پی ببرد." ایبسن هم گویا به این نتیجه رسیده بود که حقایق مخفی باطنی و رمزآمیزی وجود دارند که به وسیله نمادها (سمبل ها) بهتر می‌توان آن‌ها را کشف، مشاهده و به نمایش درآورد. به این ترتیب با چینش درست نمادها، خوانندگان و تماشاچیان پس از دیدن پوسته رویی حقیقت، که هر کس در نگاه اول آنها را به عنوان واقعیت می‌پندارد، قادر به یافتن و دیدن ابعاد مخفی پدیده‌ها می‌شوند. در بسیاری از این آثار، به مرور زمان، پرده از روی اتفاقی تراژیک که در گذشته افتاده و سرنوشت بسیاری از کارکترها را رقم می‌زند، برداشته می‌شود، که این نوع چینش را به گونه‌ای در نمایش‌نامه‌های دوره دوم، مثل عروسک‌خانه،  اركان جامعه و اشباح هم می توان دید. بحران‌های پیش‌آمده تشریح و سرچشمه کنش و واکنش شخصیت‌های نمایش می‌شوند، که در نتیجه نه تنها بحران حل نمی‌شود، بلکه ابعاد عمیق‌تری به خود می‌گیرد تا تراژدی نهايی شکل بگیرد. تنها نمايشنامه‌ها‌ی اركان جامعه، بانوی دريايی و ايولف كوچك به فاجعه ختم نمی‌شوند. تکنیک واگویی داستان را می‌توان با نمایش‌های یونان باستان (سوفوکل، اوریپید) مقایسه کرد. البته ایبسن برخلاف نیاکانش، مسئولیت فردی انسان‌ها را بسیار پر رنگ‌تر از نقش سرنوشت کور، پی می‌ریزد. در اين دوره، ايبسن چشم‌اندازهای جديد را فرا راه تئاتر واقع‌گرا گشود. او با نقد تئاتر رئاليستی و دگرگون کردن چهارچوب‌های آن، که خود پرچم‌دارش بود، توانست رئاليسم را از چارچوب تنگ و محدود شده‌اش رهايی بخشد و هوای تازه‌ای برای صحنه‌ها به ارمغان بیاورد. این تغییر سلیقه در نگارش را بسیاری از منتقدین چپ‌گرا تاب نیاوردند و بر پیشانی‌اش انگ آنارشی‌گری و فرار از رئالیسم چسباندند. اما این منتقدین سطحی‌نگر، موفق نشدند صعود ایبسن به قله بالاتری را شاهد باشند. دوره سوم خلاقیت هنری ایبسن دوره‌ای است که موفق می‌شود به کمک نمادها، کنکاش ژرفی در روان پيچيده‌ آدمی انجام دهد. در بسیاری از آثار این دوره ما شاهد بلندپروازی‌های قهرمانانش هستیم که برخلاف پرگونت در دوره اول که ذهنیاتش ریشه در اسطوره و افسانه داشت، ریشه‌هایش از واقعيت‌های روانی انسان سرچشمه گرفته‌اند و نه از ورای روان او. یعنی این حالات روحی وام‌دار واقعیت پيچيده درون انسان‌هاست و ربطی به اسطوره‌ها ندارند. از همه مهم‌تر، او دیگر تنها یک منتقد اجتماعی نیست، بلکه منتقد بخشی از روحیات بشری است که ضعف‌هایش در تمام جوامع انسانی به چشم می‌خورد. این روان‌شناختی دقیق، ورای سیستم‌های اجتمایی، در هر زمان و هر مکانی قانون‌مند عمل می‌کند. با "مرغابی وحشی" (اولین اجرا 1884) ایبسن برای نخستین بار در این سبک قلم می‌زند. عنوان این اثر بر محور یک پرنده سمبولیک، متمرکز است و آن مرغابی وحشی است که هنگام زخمی شدن، به اعماق دریاچه فرو می‌رود. به باور بسیاری از منتقدان "مرغابی وحشی" قوی‌ترین و همچنین دشوارترین اثر ایبسن است. در مرغابی وحشی، ایبسن به تحلیل فردی شخصیت‌ها بیش‌تر می‌پردازد و با ظرافت روان‌کاوی‌شان می‌کند. حضور سنگین مرغابی وحشی (نماد اصلی نمایش) در تمام صحنه‌ها به چشم می‌خورد. شخصیت‌های نمایش هر کدام به گونه‌ای نمادی از مرغابی وحشی هستند: اکدال پیر زندگی در طبیعت را رها کرده و در "جنگل خانگی" اسیر است، یالمار که به اعماق رودخانه فرو رفته و با نوکش به جلبک‌ها و دیگر گیاهان چسبیده و نمی‌تواند بالا بیاید، هدویک که در انتها خود مرغابی وحشی می‌شود که برای خوش‌آمد پدرش باید قربانی شود و... در این نمایش‌، ایبسن به معرفی سرشت آسیب‌پذیر و شکنندۀ انسان‌های ایده‌الیست‌ در زند‌گی خشن مدرن می‌پردازد. ‌ ‌ چرا به این کتاب عنوان " فرهنگ کوچک ایبسن" داده‌اید؟ کلمه "فرهنگ" این تصور را ایجاد می‌کند که همه چیز درباره ایبسن در این کتاب موجود است. اما به نظر من چنین جامعیتی ندارد؟ فرهنگ یک کلمه نسبی است. من قصدم این بود که اگر کسی بخواهد با ایبسن آشنا شود و معرفی آثارش در دوره‌های مختلف، کارهایی که از او در ایران اجرا شده و جهان‌بینی‌اش بتواند به این کتاب مراجعه کند و به شناخت مختصری از آن برسد. به همین دلیل هم نامش را «فرهنگ کوچک ایبسن» گذاشتم. به نظر من با توجه به مطالب کتاب و حجمش، این نام برایش مناسب است. از سوی دیگر این نکته هم مطرح است که در تمام دنیا کتابخانه‌های بزرگی وجود دارد که فقط به ایبسن و کتاب‌هایی که در مورد او نوشته شده، اختصاص دارد. به همین دلیل هم هیچ فرهنگی در مورد ایبسن، نمی‌تواند جامع باشد. شاید این نام‌گذاری اشتباه بوده اما به هر حال این سلیقه من بود. در قسمتی که به اجرای آثار ایبسن در ایران پرداخته‌اید، به طور ضمنی گفته‌اید که بیضایی تحت تاثیر دوره اول نمایش‌نامه‌نویسی ایبسن است. رادی، متاثر از دوره دوم و ساعدی وامدار دوره سوم است. این نگاه چقدر شخصی است و چقدر پایگاه پژوهشی دارد؟ دوره‌ اول آثار ايبسن از كاتيلينا تا قيصر و جليلی را در برمي‌گيرد. 16 نمايش‌نامه‌ای كه ايبسن در اين 24 سال نوشت دارای موضوعات تاريخی و برگرفته از افسانه‌های نروژی هستند. نمایش به طور عمده در بارگاه‌های سلطنتی، كوهستان‌های صعب‌العبور، بیابان‌ها، صومعه‌ها و يا عالم ملكوت در جریان است که به زبان منظوم و شاعرانه نوشته شده‌اند. این آثار برگرفته از اسطوره‌ها، اگرچه حال و هوای رمانتیک دارند ولی رگه‌های واقع‌گرایی و صراحت هم در آن‌ها دیده می‌شود. بیضایی نیز با استفاده از بُن مایه‌های اسطوره‌ای و افسانه‌ای، جهان دراماتیک آثارش را به قلمروهای حماسه کشاند. پرداختن به دنیای حماسه و اسطوره در نمایش‌نامه‌های "هشتمین سفر سندباد"، "آرش"، " اژی دهاک"، "مرگ یزدگرد"، "سلطان مار"، "دیوان بلخ" بیضایی را می‌توان متاثر از آثار دوره‌ اول ایبسن، بخصوص "پرگینت" دانست.   اکبر رادی پس از دیدن اولین اجرای ایرانی «خانه عروسک» بر روی صحنه‌ در سال 1337 با ایبسن آشنا شد. بعدها گفت: «اگر آن نمایش‌نامه را نمی‌دیدم، هرگز نمایش‌نامه‌نویس نمی‌شدم». رادی دو نمایش‌نامه اول خود، «افول» و«روزنه آبی» را، پس از دیدن نمایش‌های ایبسن نوشت. اکبر رادی با الهام از روش پیشبرد عناصر درام در آثار ایبسن، و استفاده از پروسۀ کنش دراماتیک، از تاثیر پذیرفته‌ترین نمایش‌نامه‌نویسان از ایبسن به شمار می‌رود. او در کارهای تجربی خود، نگرش‌ها و واقعیت مفهومی ایبسن‌ را در سبک نوآورانه خود به کار برد. ایبسن در دوره دوم، روش‌های واقع‌گرایانه در نمایش‌نامه‌نویسی را مثل هم‌تای روسی‌اش، آنتوان چخوف، رواج داد. آثار این دوره ایبسن، تمامی سنت‌های متحجر حاکم بر جامعه را زیر شلاق می‌گیرد. این نابغه شورشی با نمایش‌نامه‌هایش به جنگ سنت‌ها و انسان‌های نخ نماشده‌ جامعه رفت. ایبسن کسی بود که به معنای واقعی کلمه، تئاتر اجتماعی را شکل داد و آن را به حد کمال پرورش داد، جامعه را عریان و بی پرده به نمایش درآورد. این نمایش‌نامه‌ها که جامعه و روابطش را بی‌رحمانه به باد انتقاد می‌گرفت، همیشه جنجال‌آفرین بودند. نمایش‌نامه‌های اکبررادی نیز بر مبنای واقع گرایانه نوشته شده‌اند و به کنکاش مشکلات اجتماعی می‌پردازند. طنزهای گزنده و تلخ همراه با شور و شعف در دیالوگ‌های جاندارش، تاثیرپذیری از چخوف و ایبسن را در آثار او نمایان می‌کند. بیش از آنکه به نمادها توجه داشته باشد، گزینه‌های دقیق از بطن زندگی در ساختار درام او راه پیدا کرده‌اند. درام‌های او به همین خاطر  مخاطب‌های عام‌تری را جذب می‌کنند. آنچه رادی و نمایش‌نامه‌نویسان هم‌دوره او در سبک واقع‌گرا تجربه کردند، در حوزۀ فعالیت‌های نمایشی در محاق قرار گرفت. زبان صریح در طرح مسائل اجتماعی که در هر حال به تیغ سانسور دچار می‌شد، همیشه مورد غضب حاکمان بود. شاهین سرکیسیان هرگز نتوانست نمایش‌نامۀ محبوبش «روزنۀ آبی» را به دلیل ممنوعیت ساواک به صحنه ببرد و نهایتاً با یک جلد از این نمایش‌نامه به خاک سپرده شد.   آثار ساعدی را می توان به دو دسته تقسیم کرد. نمایش‌نامه‌های نمادین یا رمز گونه (مثل شب‌نشینی باشکوه، آی باکلاه آی بی‌کلاه، دیکته، زاویه، پرواربندان ...) و دسته دیگر داستان‌ها و نمایش‌نامه‌های رئالیستی (عزاداران بیل، واهمه‌های بی‌نام‌ونشان، آرامش در حضور دیگران، بهترین بابای دنیا، چوب به‌دست‌های ورزیل... ). دسته اول آثار ساعدی تحت تاثیر دوره سوم آثار ایبسن است: سمبلیسم. مکتبی که در اواخر قرن نوزدهم به وجود آمده بود و نمادها در تمامی آثار ایبسن، از مرغابي وحشي تا آخرين نمايش‌نامه‌اش، وقتي ما مردگان برمی‌خیزیم، با قدرت چهره نشان می‌دهند. تحلیل زندگی، جای خود را به ترسیم زندگی می‌دهد. بودلر، پایه‌گذار این مکتب، معتقد بود: "دنیا جنگلی است سرشار از اشارات. حقیقت از چشم مردم عادی پنهان است و فقط شاعر می‌تواند به رمز و راز این اشارات پی ببرد." ایبسن هم گویا به این نتیجه رسیده بود که حقایق مخفی باطنی و رمزآمیزی وجود دارند که به وسیله نمادها (سمبل ها) بهتر می‌توان آن‌ها را کشف، مشاهده و به نمایش درآورد. به این ترتیب با چینش درست نمادها، خوانندگان و تماشاچیان پس از دیدن پوسته رویی حقیقت، که هر کس در نگاه اول آنها را به عنوان واقعیت می پندارد، قادر به یافتن و دیدن ابعاد مخفی پدیده‌ها می‌شوند. در بسیاری از این آثار، به مرور زمان، پرده از روی اتفاقی تراژیک که در گذشته افتاده و سرنوشت بسیاری از کاراکترها را رقم می‌زند، برداشته می‌شود. ساعدی نیز هم‌چون ایبسن، کارکردهای نماد و سمبُل را به عاریت گرفت و رویکردهای روانشناختی را در نمایش‌نامه هایش به کار بست. ساعدی در آثار سمبلیکش، با استفاده از تکنیک تمثیل سازی در افسانه های کهن ایرانی و نوعی از اشاره و رمز ما را متوجه عمق فاجعه‌ای می‌کند که در ورای یک اتفاق به ظاهر معمولی در شرف رخ دادن است. فقر و جهل مادی و معنوی و فضای وهن آلود و ترسناکی که در زندگی انسان به وجود می آورند، بخش مهمی از توجه ساعدی را در امر نویسندگی به خود مشغول کرده است.   شما تجربه کارگردانی آثار ایبسن را داشته اید. این متن‌ها چه امکاناتی برای کارگردان های امروز دارند؟ امکانات بسیار زیادی در اختیار کارگردان قرار می‌دهد. شخصیت‌ها به قدری  جهانی هستند، فقط نروژی یا غربی یا اروپایی نیستند، که در همه‌جای دنیا شما این شخصیت‌ها را می‌توانید ببینید و به همین خاطر است که این نمایش‌نامه‌ها، کلاسیک می‌شوند. کما اینکه آنتیگونه را دو هزار سال پیش داریم و الان هم داریم. ادیپ و مکبث هم از این قرارند. نویسندگان این آثار به قدری دقیق در مسائل اجتماعی و روانی شخصیت‌ها  وارد می‌شوند که دست کارگردان را باز می‌گذارند که با توجه به آن موضوعی که در آن لحظه آزارش می‌دهد یا مورد علاقه‌اش هست، می‌تواند آن شخصیت‌ها را بر اساس نیاز زمان خودش لباس بپوشاند، نوع گویش‌شان را تغییر دهد و بر اساس آن زمان جلو برود. فقط به یک دوره خاص تعلق ندارد. کارهای ایبسن موزه‌ای نیست.     کتاب «فرهنگ کوچک ایبسن» با ترجمه و تالیف علیرضا کوشک جلالی در پانصد نسخه و با قیمت 45هزار تومان در نشر افراز منتشر شده است.   ]]> هنر Mon, 15 Apr 2019 08:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273928/ايبسن-چشم-اندازهای-جديد-فرا-راه-تئاتر-واقع-گرا-گشود از «اتوبوسی به نام هوس» و «الیا کازان» تا «بیگانه» و «بهرام توکلی» http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272689/اتوبوسی-نام-هوس-الیا-کازان-بیگانه-بهرام-توکلی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) تنسی ویلیامز در زمینه نمایشنامه‌نویسی نویسنده‌ای شناخته شده‌ است و آثار او در بسیاری از کشورها از جمله ایران روی صحنه رفته است. مضمون نمایشنامه‌های ویلیامز بیشتر در زمینه تحول، دگرگونی‌ها و دگـردیسی‌های‌ اجتماعی و سیاسی است و او  این موضوعات در جامعه را نقد می‌کند، همچنین در برخی از آثارش نیز از صلح سخن می‌گوید.   از جمله نمایشنامه‌های او می‌توان به «اتوبوسی به نام هوس»، «باغ وحش شیشه‌ای»، «خالکوبی رز»،‌ «شب ایگوانا»، «ناگهان تابستان گذشته» و «گربه روی شیروانی داغ» اشاره کرد. ویلیامز برای نگارش نمایشنامه‌های «اتوبوسی به نام هـوس» و «گربه روی شیروانی‌ داغ»، جایزه «پولیتزر» را به ترتیب در سال‌های 1948 و 1955 دریافت کرده است.   صحنه‌ای از فیلم «اتوبوسی به نام هوس» اثر الیا کازان تنسی ویلیامز از جمله نویسندگانی است که اقتباس‌های بسیاری از روی آثار او برای ساخت فیلم انجام شده است، در ایران نیز نمونه‌هایی از آن را داریم. «الیا کازان» و بهرام توکلی از کارگردانانی هستند که آثار ویلیامز را به فیلم بدل کرده‌اند.     صحنه‌ای از فیلم «بیگانه» بهرام توکلی یکی از این فیلم‌ها «اتوبوسی به نام هوس» با بازی مارلون براندو است که از آن نمایشنامه‌ای هم با همین نام اثر ویلیامز به کارگردانی الیا کازان ساخته شده است. از این نمایشنامه ویلیامز فیلم‌های تلویزیونی و سینمایی دیگری نیز ساخته شده است که فیلم «بیگانه» ساخته بهرام توکلی یکی از این‌هاست. توکلی سال 1392 «بیگانه» را با اقتباسی آزاد از روی نمایشنامه «اتوبوسی به نام هوس» ساخته است. مرجان بخت‌مینو این نمایشنامه را به فارسی ترجمه کرده، مهدی اصغریان و محسن حاج‌نوروزی از کارگردانان عرصه تئاتر نیز این نمایشنامه را روی صحنه برده‌اند.   صحنه‌ای از نمایش «باغ وحش شیشه‌ای» ندا هنگامی   «باغ وحش شیشه‌ای» از دیگر نمایشنامه‌های ویلیامز است که بهرام توکلی فیلم «اینجا بدون من» را بر اساس این نمایشنامه ساخته است. گفتنی است که پل نیومن نیز سال 1987 فیلمی بر اساس این نمایشنامه ویلیامز کارگردانی کرده،‌ همچنین اروینگ ریر و آنتونی هاروی نیز اقتباسی از این نمایشنامه انجام داده‌اند. همچنین این نمایشنامه توسط کارگردانانی چون کیهان پرچمی، میکائیل شهرستانی، ندا هنگامی، ماه‌گل کرامتی و سید علی‌اصغر حسینی اجرا شده است. مهدی فروغی، منوچهر خاکسارهرسینی، مرجان بخت‌مینو و امیرمحمد جوادی نیز مترجمانی هستند که این نمایشنامه را به طور مجزا ترجمه کرده‌اند. قطره، افراز و مینو از جمله ناشران این نمایشنامه هستند.   صحنه‌ای از فیلم «اینجا بدون من» اثر بهرام توکلی تنسی ویلیامز نمایشنامه‌ای با نام «خالکوبی رز» نوشته که دانیل مان فیلم آن را ساخته است و آنا مانیایی با بازی در این فیلم جایزه اسکار بهترین نقش اول زن را گرفته است. همچنین بابک رستم‌زاد این نمایشنامه را در ارومیه اجرا کرده است. «شب ایگوانا» اثر دیگری از این نویسنده است که آن را بر پایه داستان زندگی خود نوشته و جان هیوستون سال 1964 آن را به فیلم تبدیل کرده است. مسعود خیام و مرجان بخت‌مینو نیز آن را به فارسی ترجمه کرده‌ و نشر قطره و مینو آن را منتشر کرده‌اند. ویلیامز «ناگهان تابستان گذشته» را سال 1958 نوشته است و جوزف ال. منکیه‌ویچ فیلمی بر پایه این نمایش‌نامه‌ را کارگردانی کرده است. «گربه روی شیروانی داغ» نمایشنامه‌ای از تنسی ویلیامز  است که او در سال ۱۹۵۵ نوشته و چندین فیلم سینمایی و تلویزیونی نیز از این اثر ساخته شده‌است. ریچارد بروکس فیلمی بر اساس این نمایشنامه در سال ۱۹۵۸ با حضور پل نیومن و الیزابت تیلور ساخته است و ایوب آقاخانی این اثر را روی صحنه برده است. همچنین مرجان بخت‌مینو، آراز بارسقیان، جمشید ارجمند و پرویز راشد از جمله مترجمان نمایشنامه «گربه روی شیروانی داغ» هستند.   صحنه‌ای از فیلم «گربه روی شیروانی داغ» اثر ریچارد بروکس در نمایشنامه «گربه روی شیروانی داغ» با خانواده‌ای از طبقه مرفه جامعه روبه‌رو هستیم که در دروغ، نیرنگ، پنهان‌کاری و خیانت غوطه‌ور شدند و به دنبال تصاحب اموال پدر هستند تا پس از مرگش سهم بیشتری از ارث ببرند و در این بین سعی در ضایع کردن دیگری دارند تا پیش چشم پدر خوشتر آیند. اما پدر  از اموال خود حفاظت می‌کند و در عین مریض بودن عاشق زندگی است.   این نمایشنامه با جشن تولد شصت‌وپنح سالگی پدر خانواده آغاز می‌شود و مگی عروس این خانواده در برخی‌قسمت‌ها با تک‌گویی‌های خود مسائلی را برای خواننده و تماشاگر روشن می‌کند. ویلیامز در «گربه روی شیروانی داغ» داستان ارتباط بین افراد خانواده را روایت می‌کند، ارتباطی که روبه سردی رفته و مگی سعی در بازگرداندنش را دارد. مگی برای جلب توجه بیشتر همسرش بریک دروغ‌هایی را به او می‌گوید و برای فرار از عذاب وجدان روز تولد، همه راز‌ها را برملا می‌کند، اما به هدفش نمی‌رسد و فاصله او با همسرش بیشتر می‌شود. در پایان این عشق است که همه مسائل را سر و سامان می‌دهد.   صحنه‌ای از نمایش «گربه روی شیروانی داغ» اثر ایوب آقاخانی انتشارات مروارید نمایشنامه «گربه روی شیروانی داغ» اثر تنسی ویلیامز، با ترجمه پرویز ارش را در 143 صفحه، 550نسخه و با قیمت 20000 تومان منتشر کرده است.   ]]> هنر Mon, 15 Apr 2019 06:22:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272689/اتوبوسی-نام-هوس-الیا-کازان-بیگانه-بهرام-توکلی برای اقتباس از آثار کهن فرد باید درد وطن داشته باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273987/اقتباس-آثار-کهن-فرد-باید-درد-وطن-داشته-باشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) امروز 25فروردین‌ماه روز بزرگداشت عطار نیشابوری است، عارف و شاعر قرن هفتم که به دلیل حکایت‌های بسیاری که در آثارش وجود دارد ظرفیت‌های بالایی برای اقتباس دارد و همچنین جنبه نمایشی‌‌ آثارش نیز قابل تامل است. اما آثار عطار در بین هنرمندان و نویسندگان تقریبا مغفول مانده و در حوزه اقتباس برای نگارش آثار نمایشی توجه چندانی به آن نشده است. به جز نمایشنامه‌‌ای که نمایشنامه‌نویس مصری به نام صلاح‌الدین عبدالصبور با اقتباسی از «تذکرةالاولیاء» و نمایشنامه‌های «مجمع مرغان» اثر ژان کلود کریر، «شیخ صنعان و دختر ترسا» اثر بهروز غریب‌پور و «سی‌مرغ، سیمرغ» نوشته قطب‌الدین صادقی که برداشتی از «منطق‌الطیر» عطارند نمایشنامه دیگری نمی‌توان یافت که اقتباسی از آثار عطار باشد. عطار نیشابوری قطب‌الدین صادقی نویسنده و کارگردان در این باره در گفت‌وگو با ایبنا گفت: کسانی که به آثار کهن خود علاقه دارند به گونه‌ای به دنبال ریشه‌‌های خودشان هستند و کسانی که سراغ چنین کارهایی نمی‌روند از دیدگاه من وطن، ادبیات و هنر خود را نمی‌شناسند و آن‌ را دوست ندارند. این قبیل افراد شش دانگ حواسشان پی اروپا و آمریکاست و اقتباس‌‌های درجه هجده آن‌ها را کار می‌کنند، من مسئول آن‌ها نیستم و می‌توانم بگویم چرا خودم علاقه دارم. ولی در هر حال این نوعی از خود بیگانگی فرهنگی است که بسیار بد است. او درباره علت اقتباس از آثار کهن فارسی اظهار کرد: برای رفتن سراغ این کارها فرد باید درد وطن داشته باشد. کمی باید این فرهنگ، تاریخ، عرفان و شعر را دوست داشته باشد. متاسفانه جوانانی که در دانشگاه‌ها تربیت می‌کنند بیشتر متمایل به آمریکا و اروپا بارشان می‌آورند؛ نه تنها دانشگاه بلکه آموزش و پرورش نیز به همین شکل است، چیزی از سرزمین ایران به صورت درست به دانش‌آموزان و دانشجویان نمی‌آموزند؛ کمبود این فرهنگ باعث شده است که گرایش به این نوع آثار کم شود در حالی که از نظر من «منطق‌الطیر» هم از نظر شکلی و هم از نظر محتوایی جذاب است. از نظر شکلی برای این که این وجه داستان در داستانش در تئاتر، قصه و سینما بسیار کاربرد دارد و کهنه نشده است. از نظر محتوایی نیز به همین شکل است. این کارگردان همچنین بیان کرد: دو چیزی که جهان امروز ما را به شدت محدود و تلخ کرده یکی قاطعیت‌گرایی است که بازتابش در ایدئولوژی‌های بزرگ است و به آن عقل کاذب می‌گویند؛ دیگری درباره پوزیتیویسم فلسفی است و مثبت‌گرایی علمی که ظاهرا می‌خواست جواب دغدغه‌های فلسفی بشر را بدهد که نداد. من فکر می‌کنم در برابر این دو راه حل به اشتباه رفته، هنوز آن گرمای انسانی و عرفانی، عشق، شور، هیجان و انسان گرایی که در این آثار کهن است می‌تواند برای ما الهام بخش باشد. وی در ادامه افزود: به خصوص آثار عطار نیشابوری، چون که از معدود عرفای بزرگی است که هم وابسته به یک جریان عرفان مبارز است که نقش اجتماعی را می‌فهمد و هم این که با انسان خدایی که در آثارش آورده در واقع روح فعال و پویا به تمام عرفان ما بخشیده و آن را زنده و انسانی کرده است. به نظر من به این چند دلیل می‌توانیم سراغ عطار برویم و از او الهام بگیریم و کار بکنیم. چیزی از او بگیریم که برای از خودبیگانگی و تنهایی معاصر ما درمانی باشد، من به دنبال مسکن نیستم بلکه به دنبال راه‌حل‌های سازنده در برابر راه‌حل‌های غلط بزرگی که به زور به ما عقنه کرده‌اند هستم. نویسنده «مویه جم» درباره اقتباس خود از عطار  اظهار کرد: من از «الهی نامه» و «منطق‌الطیر» اقتباس کرده و کار کرده‌ام. به نظر من آثار عطار هنوز منبعی لایزال است و می‌تواند الهام‌بخش باشد. هم زبان، هم شخصیت‌هایی که آفریده و هم بخش عملکرد انسان درسرنوشت خودش جنبه اقتباس دارد. قطب‌الدین صادقی در پایان گفت: از  «الهی‌نامه» عطار، بهرام بیضایی هم الهام گرفته و فیلمنامه «پرده نئی» را نوشته است. دیگران هم در این زمینه کار کرده‌اند و تنها من نیستم که این علاقه را دارم. من عطار را به عنوان یکی از منابع بسیار موثق شعر، ادبیات و عرفان می‌شناسم که پیوندهای ناگسستنی، هم با فرهنگ مهری و هم فرهنگ اسلام دارد و به نظرم بازتابش در آثارش بسیار زیباست. درواقع بخشی از تئاتر ماست که دغدغه فرهنگ خودی و ملی را دارد، که آن‌ها بسیار خوب سراغ عطار رفتند و مطمئنم در آینده نیز سراغ آن می‌روند.   ]]> هنر Sun, 14 Apr 2019 06:25:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273987/اقتباس-آثار-کهن-فرد-باید-درد-وطن-داشته-باشد معرفی چکیده مقالات راه یافته به بخش پژوهش هفته تئاتر http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/273942/معرفی-چکیده-مقالات-راه-یافته-بخش-پژوهش-هفته-تئاتر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط‌عمومی این جشن، پس از بررسی مقالات رسیده به دبیرخانه جشن هفته تئاتر، هشت مقاله توسط داوران این بخش متشکل از قطب الدین صادقی، شهرام زرگر، محمدحسین ناصربخت، رحمت اميني و بهروز بختیاری، تحت مسوولیت مجید کریمی انتخاب گردیده‌اند. راه یافتگان به این بخش صدرالدین زاهد، محمد محمدی، شیرین میرزانژاد، محمد اوحدی‌حائری، محمدرضا رسولی و پریسا کیومرثی (به صورت مشترک)، آباریس تنظیفی، معین محب‌علیان و زینب مجدمی بوده که باید اصل مقالات خود را تا مدت تعیین شده در فراخوان به دبیرخانه این جشن ارائه دهند. جشن هفته‌ تئاتر به دبیری محمودرضا رحیمی از هفتم تا چهاردهم اردیبهشت ماه سال جاری برپا بوده و دربرگیرنده برنامه‌های نمایشی، آموزشی و علمی خواهد بود. ]]> هنر Sat, 13 Apr 2019 06:40:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/273942/معرفی-چکیده-مقالات-راه-یافته-بخش-پژوهش-هفته-تئاتر کتاب خاطرات علی نصیریان منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/273927/کتاب-خاطرات-علی-نصیریان-منتشر-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از فرهنگستان هنر، در دیدار سرپرست فرهنگستان هنر با علی نصیریان، انتشار کتاب خاطرات وی توسط فرهنگستان هنر مطرح شد. در این دیدار که علیرضا اسماعیلی، سرپرست فرهنگستان هنر، علی منتظری، رئیس گروه تخصصی نمایش و ادبیات نمایشی و جمعی از مدیران فرهنگستان هنر حضور داشتند، درخصوص نمایش‌های ایرانی و نمایشنامه‌نویسی ایرانی گفت‌وگو کردند. علی نصیریان در این همنشینی درخصوص تاریخ معاصر تئاتر ایران و اهمیت نمایشنامه‌نویسی و لزوم جدی گرفتن آن تاکید کرد و برای انتقال تجارب خود در حوزه هنرهای نمایشی ایران و بازخوانی آن برای جوانان علاقه‌مند اظهار تمایل کرد. علیرضا اسماعیلی، سرپرست فرهنگستان هنر نیز با توجه به اظهارات نصیریان، پیشنهاد برگزاری کارگاه‌های عملی نمایش‌های ایرانی در فرهنگستان هنر را مطرح کرد. همچنین پیشنهاد شد، کتاب خاطرات علی نصیریان که به کوشش محمدعلی منصوری تدوین شده و شامل زندگینامه و سلوک هنری این هنرمند است، برای انتشار در اختیار فرهنگستان هنر قرار گیرد. ]]> هنر Sat, 13 Apr 2019 04:47:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/273927/کتاب-خاطرات-علی-نصیریان-منتشر-می-شود انتشار 3 کتاب نمایشنامه از احسان حاجی‌پور http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/273852/انتشار-3-کتاب-نمایشنامه-احسان-حاجی-پور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «معاشر»، «30 دی 95» و «گزارش یک مهمانی» نام نمایشنامه‌هایی به قلم احسان حاجی‌پور، نویسنده و کارگردان تئاتر، است که در قالب 3 کتاب مجزا ازسوی انتشارات آرادمان منتشر شده‌اند.   حاجی‌پور که از دوره چهاردهم در جشن‌های خانه تئاتر نیز مسئولیت داشته، هر سه این نمایشنامه‌ها را پیش‌تر به صحنه برده است. آخرین آن‌ها نمایش «30 دی 95» بود که بهمن و اسفندماه سال گذشته در تهران به روی صحنه رفت. سام درخشانی، بازیگر سینما و تلویزیون در این نمایش، نخستین تجربه تئاتری خود را در مقام بازیگر تجربه کرد. متین ستوده، سمیرا حسن‌پور، محمدرضا سامیان و جوانه دلشاد از دیگر بازیگران این نمایش بودند که قرار است در سال 98 نیز در شهرهای دیگری به صحنه رود. «متل‌نامه» و «دیوان تئاترال» از دیگر نمایش‌های اجرا شده حاجی‌پور هستند. نمایشنامه «معاشر» در 101 صفحه، نمایشنامه «گزارش یک مهمانی» در 55 صفحه و نمایشنامه «30 دی 95» نیز در 52 صفحه همگی با شمارگان 500 نسخه و به‌ترتیب به‌بهای 10، 15 و 10 هزارتومان توسط نشر آرادمان به بازار نشر کشور عرضه شده‌اند.   ]]> هنر Wed, 10 Apr 2019 07:10:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/273852/انتشار-3-کتاب-نمایشنامه-احسان-حاجی-پور «هنر موسیقی» ویژه «سیما بینا» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273815/هنر-موسیقی-ویژه-سیما-بینا-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «گُلبُن همیشه‌بهارِ ترانه و آواز ایران» نام پرونده‌ای است که در صدوهفتادوپنجمین شماره مجله فرهنگی، هنری و اجتماعی «هنر موسیقی»، به خواننده آهنگ‌ها و ترانه‌های محلی ایران یعنی سیما بینا اختصاص داده شده است.   مطالب این بخش شامل سرمقاله سردبیر تحت‌ عنوان «بانوی آواهای ماورءالنهری»، تصاویری از روزنامه‌های قدیمی درباره سیما بینا، دستخط‌های شعری سیمین بهبهانی و فریدون مشیری برای سیما بینا و نگاهی به فعالیت‌های هنری سیما بیناست.   ادامه این بخش به گفت‌وگویی مفصل با سیما بینا با عنوان «مجنون نبودم، مجنونم کردی» اختصاص دارد که در یازده صفحه ارائه شده است. «سه خواننده در یک حنجره» هم عنوان مطلب دیگر این بخش و مقاله‌ای از سجاد پورقناد درباره سیما بینا است و در پایان در صفحاتی با عنوان «سیما بینا در قاب تصاویر» عکس‌هایی از او به همراه هنرمندان دیگر در پیش چشم مخاطبان قرار گرفته است.   علاوه بر پرونده ویژه این شماره مجله که به سیما بینا اختصاص دارد، «گذری بر فعالیت‌های موسیقایی احمد عاشورپور»، بازنشر «گفت‌وگوی بابک بیات و بهرام بیضایی»، تحلیل انتقادی عنصر ریتم در شعر مولوی و بررسی مقایسه‌ای آن با شعر حافظ، مقایسه تطبیقی ویژگی‌های موسیقایی سه شیوه تنبورنوازی در مناطق صحنه و گوران و لکستان، زندگی و هنر هیدر نودشه‌ای؛ استاد مسلم سیاوچه‌مانه، ارزیابی آثار گروه موسیقی «راش» و ... دیگر مطالبی است که در صد و هفتاد و پنجمین شماره مجله فرهنگی، هنری و اجتماعی «هنر موسیقی» به آن پرداخته شده است.   ویژه‌نامه نوروزی هنر موسیقی، شماره ۱۷۵، بهمن و اسفند ۱۳۹۷ با پرونده‌ای برای سیما بینا به صاحب‌امتیازی، مدیر مسئولی و سردبیری مهدی ستایشگر در 128 صفحه و با بهای 20 هزار تومان منتشر شده است. ]]> هنر Wed, 10 Apr 2019 05:09:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273815/هنر-موسیقی-ویژه-سیما-بینا-منتشر ترجمه‌ای جدید از «رومئو و ژولیت» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273259/ترجمه-ای-جدید-رومئو-ژولیت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) تراژدی «رومئو و ژولیت» داستان عشق دختر و پسری را روایت می‌کند که درگیر رقابت و اختلاف خانواده‌هاشان با یکدیگر شده‌اند و زمانی که خانواده‌ها متوجه عشق این دو می‌شوند اختلافشان با یکدیگر بیشتر می‌شود. این درگیری‌ها مانع اصلی سر راه رسیدن این دو به یکدیگر است. پدر ژولیت قصد دارد مراسم ازدواج او را با کنت پاریس برگزار کند، آنطور که از نمایشنامه برمی‌آید در جامعه آن زمان مردسالاری حاکم بوده و ژولیت قهرمان این تراژدی در برابر این فضا می‌ایستد تا به خواسته خود برسد. ژولیت در پی رسیدن به عشقش و با پیشنهاد لارنس،‌ مایعی را می‌نوشد که او را 42 ساعت به خواب می‌برد و مراسم ازدواجش با کنت به هم می‌خورد و تبدیل به عزا می‌شود، خبر مرگ او در شهر می‌پیچید،‌ لارنس در رساندن پیامی مبنی بر مرگ غیرواقعی او به رومئو ناکام می‌ماند و در نهایت رومئو با دیدن جسم بی‌جان ژولیت خودکشی می‌کند، چندی بعد که 42 ساعت به پایان می‌رسد رومئو با دیدن مرگ ژولیت خنجر را در قلب خود فرو کرده و با مرگ این دو معشوق خانواده‌ آن‌ها دست دوستی با یکدیگر می‌دهند. در قسمتی از این نمایشنامه می‌خوانیم: «رومئو: آری، سخن شما را فرمان‌بردارم. تنها مرا عشق بخوان که من اکنون به مذهب عشق درآمدم و زین‌پس دگر رومئو نیستم، که بنده عشقم. ژولیت: آی، که هستی در تاریکی شب پنهان شده و این‌گونه بر راز دل من ناخوانده می‌گذری؟ رومئو: بی‌ذکر نام، کاش می‌دانستم خود را چگونه به شما بنمایم. آری، بانوی زیبا، من از نام خود بیزارم که نامم دشمن شماست. اگر نوشته بود بر قامتم،‌ اکنون چون کاغذ آن را می‌دریدم. ژولیت: گوش من هنوز کلامی چند از این زبان نشنیده که دانستم از آن کیست. آیا تو رومئو نیستی از خانواده مونتاگ؟ رومئو: من هیچ یک از این دو نیم، اگر از هر دو بیزارید. ژولیت: شما چگونه‌ و از کدام راه به اینجا آمده‌اید؟ با من بگو، زود. دیوار این باغ بلند و برشدن و گذشتن از آن دشوار است. اگر کسی از خویشانم شما را اینجا بیابد و بداند که هستید، مرگ سرانجام شما خواهد بود. رومئو: با بال‌های سبک‌خیز عشق از دیوار گذشتم و بر آستان عشق تو نشستم. سنگ و در و دیوار نمی‌توانند هرگز عشق را باز دارند. و هرچه را عشق بر انجامش توانایی دارد،‌هم به آن شهامت نیز دارد. پس خویشاوندان شما را به من دسترسی نیست.» از این اثر شکسپیر بارها برای ساخت فیلم، موسیقی، شعر، نثر، درام، نقاشی و نمایش اقتباس شده است و فیلم‌های بسیاری از تراژدی «رومئو و ژولیت» ساخته شده است. این اثر در ایران نیز با استقبال همراه بوده با ترجمه‌های مختلف همراه بوده و چندین بار روی صحنه رفته است. که از جمله آن می توان به کارگردانانی چون بهروز بیک‌پور، حستی حسینی، آتیلا پسیانی و ارش عزیزی اشاره کرد. نشر کتاب پارسه تراژدی «رومئو و ژولیت» اثر ویلیام شکسپیر را با ترجمه عباس گودرزی در 1000نسخه، 234 صفحه و با قیمت 30000 تومان منتشر کرده است.           ]]> هنر Tue, 09 Apr 2019 09:13:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273259/ترجمه-ای-جدید-رومئو-ژولیت اگر بار دیگر به دنیا می‌آمدم، کتاب فروش می‌شدم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/273640/اگر-بار-دیگر-دنیا-می-آمدم-کتاب-فروش-می-شدم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) روزهای پایانی تعطیلات نوروز برای مردم هنردوست ایران روزهای خوبی نبود. روزهایی که جمشید مشایخی پیشکسوت بازیگری تئاتر، سینما و تلویزیون را از دست دادیم که در فیلم‌های ماندگاری مانند «گاو»، «شازده احتجاب»، و «هزار دستان» نقش آفرینی کرد. درباره فعالیت‌های هنری او بسیار صحبت شده است، اما شاید کمتری کسی بداند که جمشید مشایخی تا چه اندازه علاقه‌مند به کتاب بود. وی ​از جمله هنرمندانی بود که به کتابخوانی علاقه زیادی داشت و این موضوع را در مناسبت‌های مختلف و به شکل‌های گوناگون نشان می‌داد.  او یکی از مهمانان برنامه کتاب‌باز بود که برنامه‌‌ای با محوریت کتاب است. مشایخی در آن برنامه از علاقه‌ خود به کتاب گفت. او در «کتاب باز» علاوه بر حافظ خوانی، «دیوان حافظ» را به این برنامه هدیه کرده و داستانی هم برای کودکان تعریف کرده بود. این هنرمند در این برنامه ضمن ابراز علاقه فراوان خود به «شاهنامه» حکیم ابوالقاسم فردوسی، قسمتی از داستان سام نریمان را به زبانی ساده روایت کرد.   همچنین این بازیگر در سال‌روز تولد 82 سالگی خود گفته بود: با اینکه به بازیگری علاقه دارم اما اگر یک بار دیگر به دنیا می‌آمدم، کتاب فروش می‌شدم تا اینگونه بتوانم دنیایی جدیدتر را تجربه کنم. مشایخی در برنامه «خندوانه» نیز صحبت از کتاب را فراموش نکرده بود و زمانی که او و همسرش «گیتی افروز رئوفی» در این برنامه حضور پیدا کردند سخنان خود را با داستان کوتاهی از شاهنامه آغاز کرد و از اولین هدیه‌ای که به همسرش داد گفت. مشایخی برخلاف تصور همسرش، کتاب «اتللو» نوشته شکسپیر را به عنوان اولین هدیه‌ برای همسرش انتخاب کرده بود. این هنرمند فقید کشورمان همچنین در گفت‌وگویی دیگر درباره کتاب و آثار خواندن آن صحبت کرده است. مشایخی در این گفت‌وگو کتاب‌فروشی را مانند رگ قلب خود دانسته و بسته‌شدن کتاب‌فروشی‌ها را عامل غصه‌دار شدنش بیان کرده و می‌گوید: کتاب‌فروشی مانند رگی است که به قلب من می‌رسد و زمانی که کتاب‌فروشی بسته می‌شود گویا رگ قلب من قطع می‌شود.   علاوه بر این همه علاقه مشایخی به حوزه کتاب، چندین کتاب در رابطه با زندگی و فعالیت‌های این هنرمند تدوین شده است که از جمله آن می‌توان به کتاب‌های «حدیث پیر فرزانه» و «با طلوع» اشاره کرد. فرود شمخالی کتاب «حدیث پیر فرزانه: پژوهشی منظوم در زندگی و آثار هنری استاد جمشید مشایخی» درباره زندگی و آثار این هنرمند نگاشته است. او در این کتاب با استفاده از نام برخی فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی و چندین تئاتری که مشایخی در آن به ایفای نقش پرداخته قطعات منظومی سروده که بخش‌هایی از زندگی این هنرمند را به تصویر می‌کشد. همچنین خسرو شهریاری نیز کتاب «تا طلوع: گفتگو با جمشید مشایخی» که شامل مصاحبه‌هایی با مشایخی است را به رشته تحریر در آورده است و نشر کاوشگر آن را منتشر کرده است.   ]]> هنر Sat, 06 Apr 2019 10:36:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/273640/اگر-بار-دیگر-دنیا-می-آمدم-کتاب-فروش-می-شدم پیام تسلیت رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی به مناسبت درگذشت جمشید مشایخی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/273597/پیام-تسلیت-رئیس-فرهنگستان-زبان-ادب-فارسی-مناسبت-درگذشت-جمشید-مشایخی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در پی در گذشت جمشید مشایخی از بزرگان عرصه فرهنگ و هنر ایرانی رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی این اتفاق را تسلیت گفت. غلامعلی حداد عادل در این پیام تسلیت کوتاه نوشته است:  بسمه تعالی درگذشت هنرمند شایسته جمشید مشایخی را به عموم مردم ایران و جامعه هنری و بازماندگانایشان تسلیت می گویم. شادروان مشایخی هنرمندی بافرهنگ و در ترازملی بود که در سالهای پس ازانقلاب اسلامی نمونه‌ای ازهنر فاخر را به نمایش گذاشت. روحش شاد و یادش گرامی باد. غلامعلی حدادعادل ]]> هنر Thu, 04 Apr 2019 13:06:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/273597/پیام-تسلیت-رئیس-فرهنگستان-زبان-ادب-فارسی-مناسبت-درگذشت-جمشید-مشایخی کمدی موقعیت، جذاب‌تر و هنرمندانه‌تر است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273242/کمدی-موقعیت-جذاب-تر-هنرمندانه-تر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛  «شب‌های آوینیون» و  «دن کامیلو» دو نمایشنامه، نوشته کوروش نریمانی هستند که در فرهنگ نشر نو و با همکاری نشر آسیم در مجموعه «گستره خیال/ نمایشنامه‌های دهه 70» منتشر شده‌اند.   نریمانی از معدود نمایشنامه‌نویسان ایرانی است که در آثارش به کمدی نویسی و به ویژه کمدی موقعیت توجه دارد. هر دو این نمایشنامه‌ها، سال‌ها پیش اجرای عمومی موفقی داشته‌اند و از پرمخاطب‌ترین نمایش‌های روزگار خود بوده‌اند، با این همه نریمانی از سخت‌گیری‌های نشر برای انتشار نمایشنامه‌هایی گله دارد که برای اجرا هم بازبینی و ممیزی شده‌اند. هر چند که در هنگام اجرا هم نمایشنامه «شب‌های آوینیون» هشت سال، پشت درهای بسته هیات بازخوانی فجر ماند، تا اینکه در سال 1378 طلسم‌ها شکسته شد و  «شب‌های آوینیون» موفق به کسب هشت جایزه از جشنواره تئاتر فجر و بهترین نمایش به مفهوم مطلق شد. با کوروش نریمانی درباره این دو نمایشنامه و نگاه او به کمدی‌نویسی گفت‌و گو داشته‌ایم که در پی می‌آید. از اجرای این دو نمایشنامه، سال‌ها می‌گذرد. «شب‌های آوینیون» که سال 1378 اجرا شد و «دن کامیلو» که به نسبت، متاخرتر است و البته اجرای دوباره هم داشت. هر دو هم به کارگردانی خودتان روی صحنه رفتند.  اما چرا در طول این سال‌ها منتشر نشده بودند؟ البته نمایشنامه «شب‌های آوینیون» برای سومین بار است که منتشر می‌شود. منتها زود تمام شد و متاسفانه ناشران هم فضای نمایش و نمایشنامه و تجدید چاپ را دنبال نمی‌کنند. ولی «دن کامیلو» برای اولین بار منتشر شده است، آن هم بعد از سیزده سال. خب دلیل عمده اش عدم مجوز بود به انتشار نمایشنامه، که مدتی هم از طرف انتشارات قطره موضوع را در وزارت ارشاد دنبال کردیم و وقتی با جواب روشنی روبرو نشدیم ، خودم هم دیگر خسته شدم و پیگیری‌اش نکردم. مخصوصاً اینکه مدیری که آنجا بود و قرار بود جواب ما را بدهد اصلاً متوجه چیزی به نام نمایشنامه و کمدی و این داستان‌ها نبود. این درد بزرگی برای بدنه نمایشنامه‌نویسی‌ ما است. آن هم برای نمایشنامه‌‌های کمدی که این قدر کم داریم و آن هم کمدی‌هایی که مورد قبول واقع شده است. هم نمایشنامه «شب‌های آوینیون» که مورد تایید صاحب‌نظران بود و جوایز زیادی گرفت و هم نمایشنامه «والس مرده‌شوران» که جایزه ادبیات نمایشی سال گرفت ، و هم نمایشنامه«دن کامیلو» که جایزه نمایشنامه‌ برگزیده سال را از کانون ملی منتقدان تئاترگرفت. به هر حال اینها نمایشنامه‌هایی بودند که جزو معدود آثار مطرح نمایشنامه‌نویسی ما در حوزه‌ کمدی بودند. اما همیشه جای سئوال است که نمایشنامه‌های کمدی در انتشار با مشکل مواجه می‌شوند و برای مجوز انتشار به آنها ایراد گرفته می‌شود. راستش به همین دلیل است که دیگر چندان رغبتی برای چاپ سایر آثارم از خود نشان نمی‌دهم.   حتی با وجود این‌که این نمایشنامه‌ها اجرا شده‌اند و برای اجرا هم مجوز گرفته‌اند، باز با مشکل برخورد کرده‌اند؟ بله . اصلاً سئوال اساسی همین جاست. یک بار در دوران آقای احمدی نژاد با مدیر نشر قطره به ارشاد رفتیم و با مدیر کل نشر ارشاد صحبت کردیم. یعنی مدیر انتشارات قطره گفت که خودت بیا و توضیح بده، شاید مسئله حل شد. من رفتم و توضیح دادم و مسئله پیچیده‌تر شد . متاسف شدم. در آن زمان، با فردی مواجه شدم که هیچ شناختی از نشر، کتاب و نمایشنامه نداشت، ولی مدیر کل بخش نشر وزارت ارشاد بود. وقتی با او صحبت کردم، دو تا برگه آورد که نوشته‌های‌شان را به من نشان‌ نمی‌داد، اما بر طبق نقطه نظرات به اصطلاح کارشناسان‌شان که در آن برگه‌ها ثبت شده بود با من حرف می‌زد. واقعا ایراداتی که به من گفت، بسیار بی‌ربط و خنده‌دار  بود، حتی خنده‌دارتر از خود نمایشنامه‌ کمدی من. صحبت‌های مطرح شده هیچ ربطی به نمایشنامه من نداشت. مشتی حرف‌های به ظاهر اخلاق‌مدارانه و شعاری و رسمی. خب معلوم است که نمایشنامه‌های کمدی، فضای خاص خودشان را دارند. اما برای آنها مساله بود که نمایشنامه‌های کمدی جوری نوشته شده که انگار خنده‌دار است یا فکر می‌کردند که کسی در آن مسخره شده است. الان که این نمایشنامه منتشر شده، دلم می‌خواهد که او و کارشناسان‌شان بیایند و راجع به این نمایشنامه‌ها صحبت کنند. در کل می‌خواهم بگویم که هیچ اراده‌ و اشتیاقی برای رفع کمبود نمایش‌های ایرانی وجود ندارد. همین مساله باعث شد که من نمایشنامه‌های دیگرم را به چاپ نسپارم. در حالی که نمایش «جن‌گیر» دو سال پیاپی جایزه پرمخاطب‌ترین نمایش سال را گرفت. در شهرستان‌های مختلف اجرا شده و در تهران هم، دو سال پیاپی اجرا شد. با وجود این، به دلیل مشکلاتی که پیش آمد، من دیگر رغبت نداشتم که نمایشنامه «جن گیر» و سایر نمایشنامه‌هایم را به چاپ بسپارم. اگر کسی هم می‌خواست این نمایشنامه را در شهرستان اجرا کند، فایلش را می‌فرستادم.  آن وقت می‌گویند که چرا مخاطب کتاب کم است؟! وقتی شما خودتان به نمایشنامه‌ای که اجرای موفق و پرمخاطبی داشته، سخت مجوز می‌دهید، چه انتظاری دارید؟! عجیب است که ما باید یک بار برای اجرای نمایشنامه ممیزی شویم و یک بار هم برای انتشار نمایشنامه.  ایده اصلی شما در نگارش نمایشنامه «شب‌های آوینیون» درباره یک گروه خیمه‌شب‌بازی است که برای اجرای نمایش سنتی عروسکی ایران به جشنواره آوینیون می‌روند. اما در نگارش نمایشنامه، گویی بین شیوه‌های بداهه‌گویی نمایش‌های سنتی ایرانی و شیوه‌های دیالوگ‌نویسی نمایش‌های ابزورد، پیوندی ایجاد شده است. نه تنها در نمایشنامه‌هایی که فضای ایرانی دارند بلکه در نمایشنامه‌هایی با فضای خارجی هم همیشه، نیم‌نگاهی به شیوه های اجرایی نمایش ایرانی داشته‌ام. این نمایشنامه‌ها را فقط برای خواندن ننوشته‌ام بلکه برای اجرا نوشته شده‌اند. من معتقدم که نمایشنامه تا اجرا نشود، اثر کامل ادبی‌ نیست. وقتی که نمایشنامه‌ای روی صحنه می‌رود تازه رسالت خودش را انجام می‌دهد. در نوع کمدی‌ای که من در اجرا ارائه می‌دهم نیم‌نگاهی به شیوه اجرایی نمایش‌های ایرانی دارم. بعضی‌ها این نگاه را به شکل سنتی دنبال می‌کنند که من آن نگاه را دوست ندارم. من معمولا از شیوه اجرایی نمایش‌های کمدی ایرانی بهره جدیدی می‌برم. هر خصلتی که در شیوه‌های اجرایی نمایش‌های کمدی ایرانی است راه خودش را در شکل نوشتاری دیالوگ‌ها، توضیح صحنه‌ها و ایجاد موقعیت‌‌های کمدی در نمایشنامه‌های من پیدا می کند. به خاطر همین است که کسانی که کارگردان‌های متبحری باشند یا شیوه‌های نمایش‌های ایرانی را دنبال کرده باشند، خیلی زود متوجه می‌شوند که نمایشنامه‌ای مثل «دن کامیلو»، «شوایک» و «هیپوفیز» با وجود اینکه فضای غربی دارند، اما در چهارچوب اجرایی نمایش ایرانی نوشته شده اند و رنگ و بوی اجراهای ایرانی در آنها مستتر است.   شما در مقدمه «شب‌های آوینیون» هم آورده‌اید که دست بازیگران را در بداهه‌پردازی نبسته‌اید. به این ترتیب، آیا محصول نهایی نمایشنامه، حاصل کار نویسنده و بداهه‌پردازی بازیگران است؟ نه . اینگونه نیست . نمایشنامه‌ها ابتدا کامل نوشته شده‌اند، بعدها در حین تمرین نمایشنامه‌ها، با توجه به اینکه خودم کارگردان کار‌ها بوده‌ام و بازیگران با شکل کار من آشنا بوده‌اند، گاهی اتفاق افتاده که مثلاً دیالوگ یا موقعیتی بر اساس شکل تمرین و اجرای کار تغییرات جزئی کرده است. البته من هیچ وقت این نگاه  دیکتاتورمأبانه را نداشته‌ام که بازیگران را مجبور کنم عین به عین آنچه را نوشته ام بگویند. بلکه دست بازیگران را حین تمرین، برای پیدا کردن موقعیت‌های نمایشی تازه و بیان دیالوگ‌های بهتر بازگذاشته‌ام. یعنی هر جایی که احتمالا دیالوگ بهتری گفته شده یا بر اساس بداهه‌پردازی بازیگر موقعیت بهتری شکل گرفته، من آن موقعیت را دوباره به تناسب صحنه پرداخت کرده‌ام و دوباره آن را تمرین کرده‌ایم.  پس در واقع، نویسنده دوباره متن را بر اساس ایده‌های بازیگران بازنویسی کرده است؟ ایده‌های بازیگران نیست. ایده‌ها‌ی اولیه در متن آمده بود و به کارگردانی خودم، متن را تمرین کردیم. برای بهبود آن، در طول تمرین‌ها به پیشنهادات جدیدی می‌رسیدیم و من متن را بر اساس آن پیشنهادات دوباره بازنویسی کرده ام. درست است که بداهه‌پردازی چیز خوبی است اما تا ایده‌های اولیه خوبی نداشته باشیم، بداهه‌پردازی به سرانجام درستی نمی‌رسد. در اجرای «شب‌های آوینیون» شاید دو دیالوگش هم تغییر نکرده باشد. شاید موقعیت‌هایی تغییر شکل یافته باشد اما دیالوگ‌ها و شکل کلی نمایشنامه تغییری نکرده است. من هیچ وقت اصراری نداشتم که بازیگران عین این دیالوگ‌ها را بگویند، بلکه بازیگران قانع می‌شدند که این دیالوگ‌ها مناسب‌ترین هستند. و اگر در مواردی پیشنهاد بهتری بوده، آنها را جایگزین کردم تا راحت‌تر باشند. فکر می‌کنم هم در «شب‌های آوینیون» و هم در «دن کامیلو» با کمدی موقعیت مواجه هستیم. به طور کلی این گونه از انواع کمدی را دارای چه ویژگی‌هایی می‌دانید و چرا بیشتر به کمدی موقعیت گرایش داشته‌اید؟ به نظر من کمدی موقعیت، کمدی جذاب‌تر و هنرمندانه‌تری است. در عین حال که به‌روز‌تر است. یعنی تاریخ مصرف هم ندارد. ما در کشورمان، شهرهایی داریم که داعیه پیش‌کسوتی در طنز دارند. در حالی که نمایش‌های طنز آنها، مبتنی بر شوخی‌های کلامی است. اما اگر به فیلم‌های ماندگار سینمایی هم دقت کنید، همه بر اساس کمدی موقعیت شکل گرفته‌اند. شما در کمدی موقعیت تلاش نمی‌کنید که به هر قیمتی بخندانید. بلکه آدم‌ها را در موقعیت درست کمدی قرار می‌دهید و همین باعث خنده و طنز می‌شود. موقیعت، موقیعت خوبی است و قضیه را جذاب می‌کند، نه اینکه نویسنده جوک بنویسد تا با شوخی های کلامی مردم را بخنداند. وقتی شما اسیر کلام شوید، در واقع اسیر روزمره گی شده اید. یک دیالوگی که باب روز است، مخاطب را می‌خنداند. اما سال بعد هیچ تضمینی وجود ندارد که همچنان آن دیالوگ خنده‌دار باشد. ای بسا حتی تاثیر معکوس داشته باشد. متاسفانه ما در میان نمایشنامه‌نویسان مان، کمدی نویس خیلی کم داریم و گاهی این تلاش مذبوحانه را در برخی از نویسندگان می‌بینیم که می‌کوشند با کلام بخندانند. البته در همه‌جای دنیا کمدی موقعیت، کمدی ارزشمندتری است و نمایشنامه نویسان و فیلمنامه نویسان این شکل از کمدی کم اند.   در انواع نمایش‌های سنتی ایرانی هم با کمدی موقعیت، بیشتر مواجه هستیم. اما با وجود سابقه نمایش‌های خنده‌آور، در ادبیات مکتوب‌مان، نمایشنامه‌های کمدی کمی داریم. چرا؟ برای اینکه، سنت نمایشی ما بیشتر سنت اجرایی است و مبتنی بر بداهه و لحظه است. نمایش‌ها صرفا برای سرگرمی و نه ماندگاری کار می‌شده و تصوری که از کمدی بوده، تصوری سطحی‌ و عوامانه بوده است . تئاتر ما هم که آنچنان قدمتی ندارد. بنابراین این بخش نوشتاری ادبیات نمایشی ما، از کمدی نویسانی که موقعیت‌های کمدی بنویسند، محروم بوده است. هنرمندان نمایش ما در تاریخ نمایش سنتی ایران،  غالباً نگاه اجرایی و روزمره داشته اند. در این گونه ی نمایشی ، همیشه گروه اجرایی و بازیگران حرف اول را می زده اند ، نه قصه و نمایشنامه .   یعنی بیشتر بازیگران بامزه‌ای بودند. دقیقا. به نظر من به ارزش‌های کمدی و ماندگاری آن فکر نمی‌کردند. خیلی جاهای دنیا هم اینگونه بوده ، به جز البته در کشورهایی که پیشینه معتبرتری در تئاتر داشته‌اند. بعدها در کل جهان، از اواسط قرن بیستم به بعد است که نگاه به کمدی، جدی‌تر می‌شود و متوجه می‌شوند که کمدی علاوه بر خصلت تفکر برانگیزی و اثرگذارش، اگر درست نوشته و کار شود می‌تواند ماندگار شود.   در نمایشنامه «دن کامیلو» هم با وجود این‌که فضا ایرانی نیست، اما جنس شوخی‌ها و برخورد کاراکترها با هم ایرانی است. در مورد پرداخت و اقتباس نمایشنامه «دن کامیلو» توضیح دهید. با توجه به اینکه، متن اصلی هم مجموعه داستان بوده است. بیشترین بهره‌ای که من در این اقتباس از مجموعه داستان برده‌ام به کارگیری دو کاراکتر اصلی کشیش و شهردار است. دیگر موقعیت‌ها و قصه اصلی از خودم است. آن دوکاراکتر، بسیار موثر و کارآمد هستند. مابه‌ازای این کاراکترها، در همه جا و به خصوص در تاریخ معاصر کشور ما زیاد است. من با نگاه به شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور خودمان این نمایشنامه را نوشتم. طبیعی است که جنس روابط آدم‌ها و مناسبات‌شان در نگاه مخاطب آشنا به نظر بیاید. مخصوصاً که دو کاراکتر کشیش دین فروش و شهردار کمونیست بی سواد نمایشنامه، ما به ازای فراوانی در جامعه‌ ما دارند. باقی کاراکترها را هم من بنا به نیاز قصه اصلی نمایشنامه‌ خودم، به کار اضافه کرده‌ام .   اخیرا در جشنواره اکبر رادی که با نام یک نمایشنامه‌نویس برگزار می‌شود و مهم‌ترین بخش جشنواره، مسابقه نمایشنامه‌نویسی است، هیات داوران در نهایت هیچ نمایشنامه‌ای را به عنوان نمایشنامه برگزیده اعلام نکردند و در تحلیل وضعیت نمایشنامه‌نویسی معاصر هم بیانیه سرکوب‌گری داشتند. همین نگاه در صحبت‌های هیات داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی فجر هم دیده شد. شما چه نگاهی دارید؟ آیا این بیانیه‌ها در بهبود روند نمایشنامه‌نویسی ما تاثیر مثبت دارند یا منفی؟ جشنواره فجر را اطلاعی ندارم که دقیقاً چه اتفاقی افتاده ، ولی در مورد جشنواره‌ استاد اکبر رادی به نظرم هیأت داوران و دست اندرکاران جشنواره می‌توانستند تصمیم منطقی‌تر و اصولی‌تری بگیرند . وقتی مسابقه‌ای در هر سطحی و با فراخوان مشخصی برگزار می‌شود به هر حال تعدادی اثر در همان سطح و ظرفیت از نگاه داوران بهتر از نمایشنامه‌های دیگر است . می ‌د از نمایشنامه‌های به نسبه بهتر تقدیر شود و چنانچه هیچ‌کدام از نمایشنامه‌ها از نگاه داوران در سطحی نبوده‌اند که نشان اکبر رادی را دریافت کنند، خب این نشان را به هیچ نمایشنامه‌ای ندهند و منتظر سال‌های بعدی و نمایشنامه‌های بعدی باشند. این البته نظر شخصی بنده است و معتقدم با روح جشنواره و مسابقه و فراخوان‌هایی که برای این جشنواره‌ها داده می‌شود سازگاری بیشتری دارد. هیچ داوری مسئول سطح کیفی آثار یک جشنواره نیست . امّا داوران می‌توانند در شکل اعطای جوایزشان ، دخالت کنند و مثلاً جایزه‌ برگزیده یا برتر یا نشان خاص و ویژه‌ی جشنواره‌ای را به اثری اعطا بکنند یا نکنند . امّا نمی‌شود برای یک جشنواره یا شرکت کنندگانش خط مشی خاصی مشخص کرد . به هر حال هر جشنواره‌ای سطحی دارد و هر اثری که برای هر جشنواره فرستاده می‌شود تا در مسابقه شرکت کند بایستی در همان سطح سنجیده شود و از بهترین‌ها به هر شیوه‌ای تقدیر به عمل بیاید . موضوع چندان پیچیده ای نیست . ]]> هنر Thu, 04 Apr 2019 08:43:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273242/کمدی-موقعیت-جذاب-تر-هنرمندانه-تر موفق به اقتباس دراماتیک از روایات مذهبی نشده‌ایم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273353/موفق-اقتباس-دراماتیک-روایات-مذهبی-نشده-ایم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایشنامه بیداری، نوشته ژولیان گارنر با ترجمه داود دانشور به تازگی در انتشارات نمایش منتشر شده است. دانشور این نمایشنامه را الگویی برای اقتباس دراماتیک از  متون مذهبی می‌داند و معتقد است که ما در این زمینه تا کنون کار قابل توجهی ارائه نداده‌ایم. با دانشور درباره این کتاب، گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید: ابتدا کمی درباره نویسنده نمایشنامه، ژولیان گارنر توضیح دهید و اینکه فکر می‌کنید این نمایشنامه چه پیشنهادی برای نمایشنامه‌نویسی فارسی دارد که به ترجمه آن پرداختید؟  ژولیان گارنر شاید در ایران، گمنام باشد. اما در اروپا شناخته شده‌تر است. متن این نمایشنامه در یک مجله انگلیسی به نام play منتشر شده بود که گروه ما مشترک این مجله بود و در یکی از شماره‌های آن، این نمایشنامه منتشر شده بود. به همین دلیل هم، اطلاعات کمی درباره او در دسترس است و من نتوانستم سابقه‌ای از او پیدا کنم. مجله هم اطلاعات خاصی درباره این نویسنده نداده بود. شاید برای آنها گمنام نبوده آنچنان که برای ما و در ایران هست. زیاد هستند نمایشنامه‌نویسانی که برای ما گمنام هستند. یک نویسنده آمریکای لاتینی هم بود به نام والتر آکوستا که دو تا از نمایشنامه‌های او را از همان مجله ترجمه کردیم. یکی براساس رمان «کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد» مارکز  و یکی هم در مورد زندگی پینوشه بود. که هر دو این نمایشنامه‌ها را هم اجرا کردیم. بخشی از این مجله که هر ماه به دست ما می‌‌رسید، مربوط به چاپ نمایشنامه بود و نمایشنامه‌های خوبی هم در آن منتشر شده بود. ژولیان گارنر هم از جمله نمایشنامه‌نویسانی بود که در آن مجله با او آشنا شدیم.   نمایشنامه در عین کوتاهی، بسیار پرمعناست ما یک نگاه گروهی داریم و بیشتر این را در نظر می‌گیریم که گروه چه متنی را برای اجرا می‌پسندد. منهای این که از جمله علایق ما هم هست که بدانیم در جهان، به لحاظ نمایشنامه‌نویسی چه اتفاقی می‌افتد. این نمایشنامه در عین کوتاهی، بسیار پرمعنا است. نویسنده توانسته با استفاده از آیه‌هایی از تورات و انجیل، چهارچوبی برای نمایشنامه تشکیل دهد از مفاهیمی که این آیات را به هم پیوند می‌دهد و نمایشنامه را هم از ابتدا تا انتها ساختارمند کند. از سوی دیگر، برای بازپروری یک معلول ذهنی که کار خلافی کرده و مرتکب جنایت شده و به زندان افتاده، از آیاتی که توسط نویسنده، دست‌چین شده، استفاده می‌شود. در طول نمایشنامه این کاراکتر سیری را طی می‌کند و از یک معلول ذهنی به یک فرد عقلانی تبدیل می‌شود. از یک فرد ناخودآگاه به یک انسان انتخاب‌گر تبدیل می‌شود. این که نویسنده به این شکل از کتاب مقدس، تورات و انجیل، استفاده می‌کند و یک شخصیت نمایشی به این ترتیب پرداخته می‌شود، می‌تواند آموزنده باشد. در این کار با زبان نمایش به سراغ متون مقدس رفته است و از سوی دیگر از مفاهیم مذهبی برای تغییر و نجات این کاراکتر استفاده شده است. در ایران معمولا آیه‌ای از قرآن و بزرگان در آثار روایت می‌شود و ما هنوز موفق به اقتباس دراماتیک از روایات مذهبی نشده‌ایم. کاراکتر اصلی نمایشنامه برای بازپروری از زندان به یک روستا فرستاده می‌شود. درواقع دور از محیط زندان و دارالتادیب، به جایی فرستاده می‌شوند که کار کنند و شکل بگیرند. اما مفاهیم آموزشی‌ای که نویسنده انتخاب کرده، خیلی اهمیت دارد. این مفاهیم فضای ذهنی‌اش را تغییر می‌دهد و با کار و کوشش هم فضای زندگی‌اش را تغییر می‌دهد. همه این عوامل، دست به دست هم می‌دهند و آدمی می‌سازند که دیگر آن آدم قبلی نیست. حالا سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا قوانین مدنی تمام حرکت‌های انسانی را پوشش می‌دهد یا قوانینی هستند از پیش تعیین شده که مجازات مجرم را مشخص می‌کنند. در حالی که قوانین پیش از وقوع جرم باید سازنده باشند. طی روند بهبودی این پسر، کم کم یک رابطه دو طرفه هم بین او و دختر مددکار به وجود می‌آید. در مجموع این نمایشنامه مخاطب را به چالش می‌کشد که قوانین مدنی چگونه با زندگی انسان در اجتماع برخورد می‌کنند. آیا باید صبر کنند تا جرمی واقع شود و سروقت آن بروند یا قوانینی هم هست که پیش از وقوع جرم، مانع از اتفاق افتادن آن می‌شود؟   به این ترتیب، شما فکر می‌کنید که نمایشنامه بیداری می‌تواند یک الگو برای اقتباس دراماتیک از کتب مقدس باشد؟ بله. همین طور است. به خصوص که ما به سوی اقتباس دراماتیک از قرآن کمتر رفته‌ایم. آن هم در جوامع امروز، اگر بتوانیم حرف درستی بزنیم قابل پذیرش هست. زبان تئاتر، یک زبان جهانی است و کسی نمی‌تواند جلوی یک تفکر و چارچوب صحیح را بگیرد و خود‌به‌خود پخش می‌شود. ما تا کنون با اجرای نمایشنامه‌های ایرانی در آن سوی آب‌ها مواجه نبودیم. در حالی که سال‌های سال است که نمایشنامه‌های غربی به فارسی ترجمه می‌شود. البته این اتفاق هم خوب است. چون ما یاد می‌گیریم. اما بهتر است که این ارتباط دوسویه باشد، شم دراماتیک می‌خواهد که بتواند قصه‌پردازی کند و حرفش را به جامعه جهانی بقبولاند.   شما پیش از این، کتاب «صدا و بیان برای بازیگر» را در انتشارات سمت منتشر کرده‌اید. کتاب‌هایی در حوزه بازیگری از استانیسلاوسکی، استلا آدلر و... به فارسی ترجمه شده است. در حوزه کتاب‌های آموزش بازیگری و کتاب‌های دانشگاهی آن، ما در چه وضعیتی هستیم و چقدر به روز هستیم؟ اصلا در این حوزه ما می‌توانیم نظریه‌پرداز باشیم؟ به هر حال ما هم بازیگری را تجربه می‌کنیم و حین این تجربه‌ها به نکاتی می‌رسیم. سابقه کتاب صدا و بیان به پیش از انقلاب می‌رسد. من همیشه به این نکته توجه داشتم که قسمتی از مهارت بازیگر در صدای اوست. هنگام دیدن کارهای خارجی هم به صدای بازیگران توجه می‌کردم که چه صداهای آماده و پخته‌ای دارند. بازیگران با صدای‌شان، شخصیت‌پردازی می‌کنند. به همین دلیل هم من با کتاب‌فروشی‌های خارج تماس می‌گرفتم و کتاب‌های صدا و بیان خارج از کشور را هم می‌خواندم و ضمن ترجمه، نکات آن را کار می‌کردیم. این‌طور نبود که فقط ترجمه کنیم. بلکه در جریان ترجمه ما به مواردی رسیدیم که امکان دارد در هیچ کتابی به آن اشاره نشده باشد. نمی‌توانیم بگوییم که دستاورد تجربه‌های ما متعلق به دیگران است. امکان دارد که زمینه‌سازش دیگران باشند. اما خودمان هم در حین کار کردن، به چیزهای جدیدی رسیده‌ایم. در ایران اصلا به صدا اهمیت نمی‌دهند و از صدا به عنوان یک امکان فوق‌العاده استفاده نمی‌شود. به روز نیستیم همین علاقه باعث تدوین این دو جلد کتاب شد. البته به مهم‌ترین نظریات نظریه‌پردازان جهان در این حوزه هم ارجاع داده شده است.من اغلب این تمرین‌ها را اول خودم کار می‌کردم و بعد به کتاب منتقل می‌کردم. چون جلد دوم کتاب «صدا و بیان» خیلی مشکل و کاملا فنی است. این‌ها همه در نتیجه تجربه است. در مورد بازیگری هم کتاب با عنوان «آموزش بازیگر در قرن بیستم» در همان انتشارات سمت منتشر کردیم که زیر نظر خانم آلیسون هاچ بود. این کتاب از سوی خانه کتاب تشویق شد. جلد اول «صدا و بیان» هم کتاب سال شد.   در این زمینه ما چقدر به روز هستیم؟ به روز نیستیم. مرکز هنرهای نمایشی که متولی این کار هست، اصلا آمادگی این را ندارد که به‌روز شود. چون در اجراهایی که ما می‌بینیم اصلا چنین دغدغه‌ای دیده نمی‌شود. فقط همه تلاش می‌کنند تا فرصتی برای اجرا به دست بیاورند. فرصت یادگیری و تجربه‌اندوزی کجا هست؟ این تعاملات کجا انجام می‌شود؟ نمی‌شود. ما فقط دل‌مان به این خوش است که کسی نمی‌تواند این فعالیت‌های انفرادی را از ما بگیرد. گفتنی است نمایشنامه «بیداری» نوشته ژولیان گارنر با ترجمه داود دانشور در شمارگان 1000نسخه و با قیمت 10هزارتومان در انتشارات نمایش منتشر شده است.   ]]> هنر Mon, 01 Apr 2019 00:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273353/موفق-اقتباس-دراماتیک-روایات-مذهبی-نشده-ایم صفویه؛ حلقه واسط عزاداری‌ها تا شکل‌گیری تعزیه http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273300/صفویه-حلقه-واسط-عزاداری-ها-شکل-گیری-تعزیه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «تماشا در عصر صفوی؛ آیین‌ها و اقتدار تشیع» نوشته ژان کالمار با تجربه یداله آقا عباسی به تازگی در نشر نمایش منتشر شده است. ژان کالمار از پژوهشگران عصر صفوی است که از تمام وجوه فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، این دوره را مورد کاوش قرار داده است. کتاب «تماشا در عصر صفویه» بخشی از پژوهش کالمار است که به آیین‌های نمایشی این دوره پرداخته است. با یداله آقاعباسی به گفت‌و‌گویی پرداخته‌ایم که در ادامه می‌خوانید. در ابتدا کمی درباره ژان کالمار توضیح دهید و اینکه پژوهش او درباه آیین‌های نمایشی ایران در عصر صفویه شامل چه مواردی می‌شود؟ ژان کالمار از محققان تشیع و تعزیه و ... است. سمیناری هم قبل از انقلاب در مورد تعزیه برگزار شده که او در آن حضور داشته و به ایراد سخنرانی و مقاله پرداخته است. او بارها به ایران آمده  و مجموعه مقالاتش درباره تعزیه در ایران منتشر شده بود. کتاب «آئین‌ها و اقتدار تشیع» را او بر اساس مطالب یا نوشته‌های جهانگردانی نوشته که در عصر صفویه به ایران آمدند. و از سفرنامه‌ها مطالب را انتخاب و تحلیل کرده و جدول‌هایی درست کرده و نشان داده که حلقه واسط عزاداری‌ها و تعزیه در این دوره شکل گرفته است. در این کتاب به معرفی آیین‌های نمایشی ایران پرداخته، چه عزاداری و چه غیر عزاداری، آیین‌های سرگرمی که در آن دوره در اصفهان و میدان نقش جهان اجرا می‌شده است؛ آیین شترکشان، آیین سینه‌زنی و سنگ‌زنی و انواع و اقسام آیین‌های مختلف در شهرهای متفاوت که جهانگردان در سفرنامه‌هاشان نوشته‌اند، از نوشته‌های آنها درآورده است و کنار هم گذاشته و نشان داده که عزاداری‌ها چطور به تعزیه تبدیل شده‌اند. بنابراین می‌توان ریشه تعزیه را به عصر صفویه برگرداند، اما نه به عنوان عزاداری، بلکه به عنوان مراسم تماشایی.   کتاب «تماشا در عصر صفویه» قسمتی از پژوهش ژان کالمار است که به فارسی ترجمه و منتشر شده یا کتاب او به صورت کامل منتشر شده است؟ ژان کالمار کتابی دارد که در مورد تشیع نوشته و بخشی از آن درباره آیین‌ها است. بخش‌های دیگر به فضای سیاسی و اجتماعی دوره صفویه می‌پردازد. این کتاب، بخشی از همان پژوهش است که به آیین‌های نمایشی اختصاص دارد.   آیا آیین‌هایی که در این کتاب به آنها پرداخته شده، پایگاه مردمی و سنتی ندارد و همه آنها به نوعی با آیین‌های شیعی پیوند دارد؟ خیلی از این آیین‌ها پیش از این هم بوده، منتها در دوره صفویه رنگ شیعی به خودش می‌گیرد. یکی از این آیین‌ها این بود که در میدان نقش جهان، گرگی را رها می‌کردند و گرگ به هر طرف می‌دوید... آیینی شبیه به این در اسپانیا هم وجود دارد که گاوی وحشی را رها می‌کنند. ضرب‌المثل گرگم به هوا از همین آیین گرفته شده است. این آیین قطعا قبل از دوره صفویه هم بوده است. یا مراسمی مثل سوزاندن آدمک یا تف و لعنت کردن آدمک که در اثر صفویه به طور مشخص رنگ مذهبی به خودش می‌گیرد، در قبل از اسلام به صورت طعن و لعن موجودات زیان‌کاره، به کار می‌رفت که در عصر صفویه به عنوان خلیفه کشان هم معروف می‌شود و دقیقا رنگ مذهبی به خودش می‌گیرد. یا شتر کشان و شترقربانی که با آن وضعی که شتر را قربانی می‌کنند، قطعا به آیین‌های موجودات زیان‌کاره بوده است. که به این صورت قربانی و نذری و این‌ها در می‌آید و به نوعی با همه‌گیر شدن آیین تشیع مرتبط است.   آیین‌های بلاگردان و ... آیین‌های مردمی نبودند که پیش از صفویه هم وجود داشتند؟ همه این آیین‌ها، قبل از دوره صفویه هم بودند. منتها در دوره صفویه رنگ مذهبی به خود می‌گیرند. آن آدمکی که درست می‌کردند و بعد هم به عنوان یک شخصیت ضد شیعی می‌سوزاندنش و تف و لعنتش می‌کردند، پیش از اسلام هم بوده و به صورت آیین‌های موجودات  زیانکاره به کار می‌رفته است. هنوز هم هست. در اجتماعات و تظاهرات هم دیده می‌شود که آدمکی را می‌سازند و آتشش می‌زند که رنگ سیاسی به خودش می‌گیرد، در دوره صفویه این آیین رنگ مذهبی به خودش می‌گیرد.  یا آیین‌هایی مثل سنگ‌زنی و حتی سینه‌زنی، تمام این‌ها به قبل از اسلام تعلق دارد. سنگ‌زنی از آیین‌های باران‌خواهی بوده و برای درست کردن صدای رعد. حتی به سر و سینه‌زدن و خود را قیر مالیدن، همه مربوط به آیین‌های باران‌خواهی می‌شود. تا یکی دو قرن که سخت‌گیری‌ها زیاد بوده و این‌ها اصلا اجازه نداشتند که اجرا شوند. بعدها این‌ها رنگ و بوی اسلامی به خودش می‌گیرد و به این شکل در می‌آید که الان هست.   آیا می‌توانیم بگوییم که آیین‌های دوره اسلامی بیشتر آیین‌های مرتبط با ماتم و سوگواری است؟ بله. همین‌طور است. منتها قبل از اسلام هم به همین ترتیب است. قبل از اسلام هم سوگ سیاوش بوده، سوگ ایرج بوده یا سوگ فریدون. اغلب این‌ها در تعزیه به هم گره می‌خورند. در همین دوره صفویه است که حسین واعظ سبزواری ماجرای کربلا را در روضه‌الشهدا می‌نویسد. از این زمان به بعد است که تمام آن نوشته‌ها، شکل نمایشی به خودشان می‌گیرند و بعد در دوره زندیه و قاجار به اوج تئاتری خودش می‌رسد و به نمایش ایرانی تبدیل می‌شود. تکیه‌ها هم قبل از اسلام هستند و بعد از اسلام تبدیل به جاهایی می‌شوند که مناسک صوفیه درش اجرا می‌شود و در دوره زندیه و قاجاریه تبدیل به محل اجرای این نمایش‌ها می‌شوند. اما آیین‌های پیش از اسلام هم، معمولا سوگ و عزاداری بودند.   این کتاب در مقایسه با «نمایش در ایران» بهرام بیضایی چه جایگاهی دارد؟ من خودم هم «دانشنامه نمایش‌های ایرانی» را در دهه 80 منتشر کردم. کتاب آقای بیضایی برای شصت سال قبل است و همان طور که جلو می‌آییم پژوهش‌های دیگری هم اضافه شده است. گرچه من ابتدای کتاب خودم هم نوشته‌ام که بدون کار آقای بیضایی هیچ یک از این آثار عملی نبود. ولی هر یک از این‌ها به جزئیات دیگری می‌پردازند و قابل مقایسه با هم نیستند. کتاب آقای بیضایی خیلی کلی است. کتاب من هم، دانشنامه نمایش‌های ایرانی است ولی خیلی جزئی‌تر است.   به این ترتیب، کار ژان کالمار را در چه جایگاهی می‌بینید؟ کار ژان کالمار هم یکی از منابع است. اگر بخواهند در مورد عصر صفوی، یک منبع معرفی کنند، کتاب ژان کالمار است که به همه مطالب این حوزه پرداخته است. بنابراین یک مرجع خیلی خوب است. هر یک از این کتاب‌ها ارزش‌های خودشان را دارند و در جای خودشان مفید هستند. این کتاب ژان کالمار را من سال‌ها قبل به پیشنهاد آقای ستاری و خانم تقیان ترجمه کرده بودم. برخی از یادداشت‌های آخر کتاب هم به زبان فرانسه بود که آقای ستاری آنها را ترجمه کرد. این کتاب، قبلا در فصلنامه تئاتر چاپ شده است و حالا انتشارات نمایش آن را به صورت جداگانه منتشر کرده است. می‌گویند تعزیه در دوره قاجار رواج پیدا می‌کند اما تاریخ آن، به پیش از این دوره می‌رسد. اما در عصر صفوی، با توجه به شیعی بودن حکومت، تعزیه چه جایگاهی داشت؟ در دوره صفویه، قدم‌های اول این اشکال نمایشی است. در دوره‌های زندیه و قاجار، نام تعزیه می‌گیرند. سینه‌زنی‌ها یا عزاداری‌هایی قبل از دوره صفویه بوده و عزاداری‌ها از دوره آل بویه هست که رسمیت پیدا می‌کند. ولی در دوره صفویه هست که این‌ها شکل نمایشی‌تر به خودش می‌گیرد.  اولین قدم‌های تبدیل عزاداری‌ها به تعزیه است که ژان کالمار با استفاده از روایت جهانگردان از ایران دوره صفویه، همه را در یک جا جمع کرده است. کتاب‌هایی نظیر روضه‌الشهدا و مقتل‌ها هم در همان دوره نوشته شده‌اند.   و سخن آخر؟ برای خود من، این کتاب از این نظر جالب بود که ما این این‌ها را به طور پراکنده در کتاب‌های مختلف خوانده بودیم، اما ژان کالمار این‌ها را یک جا جمع و تحلیل کرد. در واقع، وجه پژوهشی کتاب برای من جالب بود.   ]]> هنر Sun, 31 Mar 2019 07:10:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/273300/صفویه-حلقه-واسط-عزاداری-ها-شکل-گیری-تعزیه رابرت مک‌کی به نویسندگان راه‌های بررسی کار خودشان را یاد می‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272577/رابرت-مک-کی-نویسندگان-راه-های-بررسی-کار-خودشان-یاد-می-دهد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «دیالوگ؛ هنر کنش کلامی بر صفحه، صحنه و پرده» رابرت مک‌کی  با ترجمه مهتاب صفدری در نشر افراز منتشر شده است. رابرت مک‌کی برای اهالی ادبیات در ایران، نویسنده ناشناخته‌ای نیست. کتاب «داستان» او با استقبال خوبی از سوی  نویسندگان ادبیات خلاقه مواجه شد و حالا ترجمه کتاب «دیالوگ» او به بازار آمده است. کتابی که او نوزده سال برای نگارشش زمان گذاشت. اما نکته قابل توجه در این کتاب این است که مک‌کی با نگاه تیزبینش، به بررسی وجوه مختلف دیالوگ در رسانه‌های مختلف ادبیات داستانی، نمایشنامه، فیلمنامه و سریال می‌پردازد. با مهتاب صفدری، مترجم «دیالوگ» درباره این کتاب گفت‌و گویی داشته‌ایم که در پی می‌آید؛ در ابتدا کمی به معرفی رابرت مکی نویسنده کتاب بپردازید که البته نویسنده ناشناخته‌ای هم برای ما نیست و پیش از این کتاب «داستان» او به فارسی ترجمه و منتشر شده بود.   همان‌طور که گفتید کتاب «داستان» او پیش از این به فارسی ترجمه و بارها تجدید چاپ شده بود. بعد از این کتاب، نوزده سال طول کشید تا رابرت مکی، کتاب «دیالوگ» را بنویسد. سال‌ها در تمام دنیا، مخاطبان منتظر بودند که این کتاب منتشر شود. اما مهم‌ترین کار مکی، به جز نویسندگی، سمینارها و کارگاه‌هایی است که در حوزه نویسندگی دارد و از استادان تراز اول حوزه فیلم‌نامه‌نویسی و داستان‌نویسی به شمار می‌رود. بسیاری از شاگردان او موفق به کسب جایزه‌های امیل، بفتا، گلدن گلاب و ... شده‌اند. شصت نفر از برندگان جایزه اسکار شاگرد او بودند و دویست نفرشان کاندید اسکار بودند.   فکر می‌کنید دلیل موفقیت شاگردان رابرت مکی چیست؟ به هیچ وجه نمی‌توان استعداد آدم‌ها را نادیده گرفت و طبعا پشتکار آنها خیلی اهمیت دارد. اما فکر می‌کنم که رابرت مکی خیلی خوب می‌تواند آدم‌ها را هدایت کند. او در هیچ یک از کتاب‌هایش نمی‌گوید که راه درست این است و باقی راه‌ها به بی‌راهه می‌روند. اما او در کتاب‌هاش به نویسندگان راه‌های بررسی کار خودشان را یاد می‌دهد تا اگر ایرادی در کارشان وجود دارد، خودشان متوجه آن ایراد شوند. مثل این می‌ماند که نویسنده خودش پزشک باشد و بتواند بیماری خودش را مداوا کند. درواقع رابرت مکی نویسنده را در چنین جایگاهی قرار می‌دهد که بتواند امراض داستانش را خودش پیدا کند و خودش هم آن را مداوا کند و به مرتبه کیفی بهتری برساند. یا اینکه آن‌قدر از مرحله طراحی داستان و شخصیت‌ها خوب پیش برود که نیازی به برطرف‌کردن نقص‌های بعدی نباشد. به همین دلیل این کتاب می‌تواند از منابع درسی دانشگاهی رشته ادبیات نمایشی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد باشد. معمولا کنش در ادبیات به مثابه عمل در نظر گرفته می‌شود. رابرت مکی در این کتاب، چگونه دیالوگ را به مثابه کنش بررسی می‌کند؟ اگر سینما را در نظر بگیریم، در فیلم‌های اکشن، دیالوگ‌ها تزئینات داستان هستند. برعکس داستان‌هایی هم هستند که تمام کنش‌شان بر اساس دیالوگ پیش می‌رود. اما رابرت مکی معتقد است که دیالوگ باید مبنای کنش باشد و اگر غیر از این باشد، دیالوگ چیز اضافی‌ای هست و باید حذف شود. دیالوگ باید داستان را پیش ببرد و قسمتی از رازهای شخصیت را برای مخاطب فاش کند. در عین حال باید در مخاطب، یک نوع همدلی نسبت به شخصیت‌ها ایجاد کند و او را مشتاق کند تا بداند که بعد‌تر چه اتفاقی می‌افتد. او در بخش آخر کتاب، دیالوگ‌ها را آنالیز می‌کند و ضرب‌های آن‌ها را تعیین می‌کند. و بررسی می‌کند که چه چیز باعث می‌شود که دیالوگ در عرض گسترش بیابد و در طول داستان اتفاقی نیفتد و در واقع ما با سلسله‌ای از حوادث مواجه نشویم که این منجر به خستگی مخاطب می‌شود. هر دیالوگی که یک ضرب به شمار برود که داستان را پیش ببرد، آن دیالوگ درست کار می‌کند و مخاطب را همراه می‌کند. این ویژگی را در هر چهار مدیوم سینما، تئاتر، تلویزیون و ادبیات داستانی بررسی می‌کند.   آیا رابرت مکی در این کتاب به تفاوت نقش دیالوگ در مدیوم‌های متفاوت می‌پردازد؟ چون شیوه روایت در سینما و تئاتر و تلویزیون و ادبیات متفاوت است.  مکی به هر چهار رسانه می‌پردازد و می‌گوید که دیالوگ مربوط به همه این‌هاست و در هر یک از این موارد، به طور جداگانه به بررسی دیالوگ در مختصات سیستم نوشتاری آن رسانه می‌پردازد و در مورد طراحی و ساخت دیالوگ در هر بخش توضیح می‌دهد. و می‌گوید که تلویزیون به سینما نزدیک است و ادبیات از این‌ها متفاوت‌تر است چون ابزار نویسنده، فقط قلم هست و تصویر و صدا و... ندارد. اما محدودیت‌هایش هم به همین‌دلیل، کمتر است و می‌تواند دیالوگ شخصیت با خودش، با دیگری و ... را روایت کند. اما در تئاتر ما صدا برای‌مان مهم‌تر از تصویر است. مخاطب تئاتر عادت دارد که خوب به دیالوگ‌ها گوش کند. در حالی که در سینما، تصویر به صدا رجحان دارد. به همین دلیل، سعی می‌کند بیان کند که دیالوگ‌ها چگونه باید با تصویر همراه شوند. همان اصطلاح قدیمی که معمولا می‌گویند که سعی کنید بیشتر نشان دهید تا این که بگویید. رابرت مکی می‌گوید که اگر دیالوگ درست باشد و به مثابه کنش باشد، همان نشان دادن است. دیالوگ باید باعث بروز اتفاقی در داستان شود. و هر مبحثی که در مورد دیالوگ مطرح می‌کند را در هر چهار مدیوم توضیح می‌دهد.   آیا شما این کتاب را یک کتاب آموزشی کابردی در کارگاه‌های نویسندگی می‌دانید یا یک کتاب تئوری است که به کار نقد می‌آید؟ این کتاب هم می‌تواند از منابع آموزشی دانشگاهی و کارگاه‌های نویسندگی باشد و هم در حوزه تئوری مورد استفاده باشد. این کتاب، فقط هم برای نویسندگان نیست. اگر کارگردان‌ها و بازیگران هم این کتاب را بخوانند خیلی به کارشان می‌آید. خودش هم در مورد بازیگری، بسیار صحبت می‌‌کند. چون دیالوگ توسط بازیگر ادا می‌شود و به قول معروف، دیالوگ باید در دهان بازیگر بنشیند تا مخاطب هم با آن ارتباط خوبی برقرار کند و راهکارهایی به بازیگر می‌آموزد که چگونه دیالوگ را بیان کند تا برای مخاطب جذاب باشد. او اشاره می‌کند که قسمتی از سکوت‌ها، مربوط به متن است و قسمتی هم مربوط به کارگردان. اما تاثیر آنها در متن و اجرا متفاوت است. و فارغ از این‌ها، خواندن کتاب «دیالوگ» اصلا خسته کننده نیست. با این که کتاب‌های آموزشی‌ای هستند که  خسته‌کننده و سخت‌خوان هستند. در مراسم رونمایی کتاب، آقای ایوب آقاخانی گفت: «هیچ نکته‌ای در مورد دیالوگ نیست که ما در مواجهه با آثار مختلف تئاتر، سینما و تلویزیون به آن فکر کرده باشیم و در این کتاب نباشد.» این قدر جامع و کامل هست. هر آنچه مربوط به دیالوگ هست را به جذاب‌ترین شکل ممکن مطرح می‌کند. فرم‌های مختلف روایی، چه تاثیری بر دیالوگ‌نویسی دارد؟ در مرتبه اول، خود مدیوم یک سری قرارداد برای ما مشخص می‌کند. اما رابرت مکی یک نظریه جدید می‌آورد و می‌گوید؛ چیزی به اسم تک‌گویی وجود ندارد. چون تک‌گویی، یعنی صحبتی که مخاطبی ندارد یا مخاطبش خود ما هستیم. یعنی ما حتی هنگامی که افکار و درونیات‌مان را به زبان نمی‌آوریم، باز هم مخاطب ما بخشی از وجود ما هست که بیانات درونی ما را می‌شنود. باز این در تئاتر و ادبیات داستانی پذیرفته‌تر است. اما علاوه بر مدیوم، ژانر اثر هم بر شیوه دیالوگ‌گویی کاراکترهای تاثیر دارد. یعنی دیالوگ‌نویسی در یک کار فانتزی با یک درام‌خانوادگی متفاوت است. مهم‌ترین چیز این است که در جهانی که خلق می‌کنیم، صحبت‌های آدم‌ها باورپذیر باشد. رابرت مکی تاکید می‌کند که هیچ قانونی وجود ندارد. ولی می‌گوید در جهان برساخته اثر، باید دیالوگ‌ها باورپذیر باشد. اما هر چه اثر به سمت رئالیسم و ناتورئالیسم پیش می‌رود، قاعدتا محدودیت‌هایی به وجود می‌آید. اما تاکید می‌کند برای دیالوگ‌نویسی رئالیسم، متکی بر صحبت‌های روزمره آدم‌ها نباشیم و اگر چنین اتفاقی بیفتد، بدون شک با شکست مواجه می‌شویم. چون صحبت‌های معمول آدم‌ها بسیار کسل‌کننده و ملال‌آور و پر از تکرار است. زندگی واقعی و درام، دو دنیای متفاوت هستند.   ]]> هنر Wed, 27 Mar 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272577/رابرت-مک-کی-نویسندگان-راه-های-بررسی-کار-خودشان-یاد-می-دهد سبک این نویسنده هیچ اسمی ندارد! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272981/سبک-این-نویسنده-هیچ-اسمی-ندارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ماتئی ویسنی‌یک از جمله نمایشنامه‌نویسان معاصر است که تعداد کمی از آثار او در ایران به فارسی ترجمه شده و با همین تعداد کم در بین اهالی هنر شناخته شده است. گارگردانانی مانند فاطمه ابرارپایدار، شیوا اردویی، علی روستایی و چند تن دیگر آثار این شاعر و نویسنده را چندین بار روی صحنه برده‌اند. همچنین تینوش نظم‌جو جزء اولین کسانی است که نمایشنامه‌‌هایی از ویسنی‌یک را ترجمه کرده است؛ اخیرا محمد تمدنی نیز نمایشنامه‌ای از این نمایشنامه‌نویس ترجمه کرده است که نشر ققنوس آن را منتشر کرد. محمد تمدنی مترجم نمایشنامه «حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه» در گفت‌وگو با ایبنا گفت: «علاقه زیادی به نمایشنامه دارم و ترجیحم این بود اولین کتابی که ترجمه می‌کنم مناسب دنیای تئاتر باشد. ماتئی ویسنی‌یک در دنیا به ویژه ایران و بین دانشجویان و علاقه‌مندان به هنر‌های نمایشی نویسنده‌ای شناخته شده است. این مترجم درباره علت ترجمه این نمایشنامه  بیان کرد: از این نویسنده چند اثر محدود ترجمه شده و همین آثار بسیار شناخته شده‌اند، ولی ما به آثار دیگر او دسترسی نداریم؛ نمایشنامه‌هایی که از او به فارسی ترجمه شده‌اند تا حدودی قدیمی است، کارهای او که در ایران بسیار مشهور است نمایشنامه‌هایی مانند «تماشاچی محکوم به اعدام» و «داستان خرس‌ها پاندا» است که بارها و بارها و سالی چندین‌بار روی صحنه رفته است. وی در ادامه افزود: من فکر کردم این نیاز بین خواننده‌ها و فعالان عرصه نمایشی وجود دارد که اثری جدید از ویسنی‌یک بخوانند به همین دلیل تصمیم گرفتم کار ترجمه را با ماتئی ویسنی‌یک شروع کنم و نمایشنامه‌ای از او ترجمه کنم. درواقع کار، قلم و موضوع آثار این نویسنده را دوست دارم و برایم جذاب است.   نمایش «سه شب با مادیکس» به کارگردانی شادی اسدپور  او درباره مجموعه نمایشنامه «حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه» گفت: آخرین نمایشنامه‌ای که در این کتاب قرار دارد به نام «هیچ‌ کس حق نداره بدون سلاح تو میدون جنگ بگرده» روی سایت نویسنده وجود داشت که می‌توانستی به صورت رایگان آن را دانلود کنی که من این کار را کردم و آن را ترجمه کرده و در این کتاب قرار دادم. این نمایشنامه نسبت به باقی نمایشنامه‌هایی که در این کتاب موجود است طولانی‌تر است. این مترجم همچنین اظهار کرد: مابقی نمایشنامه‌ها شامل کتابی است با نام «حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه» که به صورت نسخه چاپی موجود بود. این کتاب از دو بخش تشکیل شده و شامل مجموعه‌ای از نمایشنامه‌های نسبتا کوتاه است و هر سه یا چهار نمایشنامه در یک بخش قرار می‌گیرد و نویسنده به همان شکلی که دسته‌بندی کرده من نیز این دسته‌بندی را در فهرست کتاب رعایت کردم. تمدنی همچنین اظهار کرد: بعضی از نمایشنامه‌هایی که در کتاب موجود است مونولوگ است به همین دلیل ممکن است به داستان شبیه باشد ولی ‌همه این‌ها نمایشنامه است و اسلوب نمایشنامه‌نویسی در آن رعایت شده و تمام ویژگی‌هایی که یک نمایشنامه باید داشته باشد را دارد. این مترجم درباره مضمون آثار نویسنده این نمایشنامه گفت: تم اصلی آثار ماتئی ویسنی‌یک جنگ است. او در اصل شاعر است که به نوشتن نمایشنامه روی آورده و اخیرا نیز رمانی از او منتشر شده است؛ ولی دردنیا به شاعری و بعد نمایشنامه‌نویسی معروف است. ویسنی‌یک از رومانی شهر زادگاهش به دلیل حضور رژیم کمونیستی فرار کرده و در فرانسه پناهنده شده است، به همین دلیل در کارهایش توجه ویژه‌ای به جنگ‌زده‌ها و پناهجوها دارد. نمایشنامه «تماشاچی محکوم به اعدام»ش نیز چنین مضمونی دارد. تمدنی در پاسخ به این سوال که چرا ویسنی‌یک در نمایشنامه «حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه» جزئیات کمتری از صحنه نوشته است اظهار کرد: نمایشنامه اصولا به همین منوال نوشته می‌شود و بعضی از نویسنده‌ها جزئیات بیشتری ارائه می‌دهند اما ویسنی‌یک نویسنده‌ای مینیمالیست است به همین دلیل جزئیاتی را به کارگردان تحمیل نمی‌کند و در بسیار از موارد جزئیات کار را بر عهده کارگردان گذاشته ولی در بعضی از قسمت‌ها نکاتی را بیان کرده است. وی در ادامه افزود: ویسنی‌یک اطلاعاتی برای صحنه، نورپردازی و از این دست ارائه داده است شاید به همین دلیل است که گاهی نمایشنامه‌های او با داستان اشتباه گرفته می‌شود. او در این کتاب در چند نمایشنامه حتی شخصیتی هم توضیح نداده است و صرفا یک نام و یک عدد به عنوان سن را تعیین کرده است و نمایشنامه را شروع کرده است. او دست کارگردان را برای ساخت نمایش مقداری باز می‌گذارد و جزئیات صحنه را بیان نمی‌کند. تمدنی درباره نظر برخی منتقدان مبنی بر این که آثار ویسنی‌یک «عجیب و متفاوت» است گفت: سبک این نویسنده هیچ اسمی ندارد و برای برخی منتقدین عجیب است؛ نه می‌توان آثارش را در رده آثار سور‌رئال قرار داد نه در رده رئالیسم جادویی و هیچ اسم خاصی نمی‌توان به نمایشنامه‌هایش اطلاق کرد. برخی از منتقدان در سراسر دنیا معمولا سبک او را عجیب و غریب می‌دانند زیرا  یک سبک تازه‌ای است. این مترجم درباره مضمون این نمایشنامه ویسنی‌یک بیان کرد: قسمت اول این نمایشنامه‌ها نگاهی به جنگ دارد و نمایشنامه آخری که از سایت نویسنده دانلود کرده‌ام هم درباره جنگ اول است، بخش دوم این نمایشنامه ارتباطی با جنگ ندارد و جدای از آن است. نصف نمایشنامه‌ها مرتبط با جنگ است و البته او همیشه با دید انتقادی به جنگ نگاه کرده است و هیچ تقدیسی نسبت به مقاومت و جنگ و پایداری ندارد؛ او این تم را دوست دارد. او درباره نام کتاب نیز گفت: دلیل این‌که اسم کتاب را به نام این نمایشنامه انتخاب کرده است نمی‌دانم شاید این اثرش را بیشتر دوست داشته و آن را ترجیح داده است؛ اما ارجحیتی نسبت به سایر نمایشنامه‌ها ندارد. شاید اگر من بودم نمایشنامه دیگری را به عنوان نام این کتاب انتخاب می‌کردم یا نامی جدا از نام‌های نمایشنامه‌ها انتخاب می‌کردم ولی خب نویسنده این طور ترجیح داده است. این مترجم همچنین درباره اثر دیگری که از ویسنی‌یک ترجمه کرده است اظهار کرد: نمایشنامه‌ دیگری که از این نویسنده ترجمه کردم و بعد از عید منتشر می‌شود نمایشنامه «پناه‌جو» است. این اثر مدرن، جدید و با موضوع روز است، برعکس‌ نمایشنامه‌های دیگری که از ویسنی‌یک ترجمه شده کاملا نو است و فکر می‌کنم در سال 2017 نوشته باشد. او درباره موضوع این نمایشنامه افزود: این نمایشنامه درباره سیل پناهجویانی است که در چندسال اخیر به سمت اروپا سرازیر شدند و این یک پدیده‌ کاملا نو بود. ویسنی‌یک در این نمایشنامه جزئیات جالبی نوشته و حس همذات پنداری قوی دارد، شاید به این دلیل باشد که برخی از این‌ها را تجربه کرده است چون متون و توصیفاتی که از پناهندگی در هرجایی بخوانید به خوبی ویسنی‌یک حس و حال یک پناهده را توصیف نکرده‌اند. محمد تمدنی در پایان گفت: نمایشنامه «پناه‌جو» حدود بیست صحنه دارد و روایت‌گر زندگی پناهجویان مختلف از آفریقا، خاورمیانه، عرب  و حتی ایرانی است، که هرکدام با انگیزه‌ای مختلف مانند سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به اروپا پناهنده شده‌اند. همچنین او نگاه به نسبت ویژه‌ای به «آنگلا مرکل» نخست‌وزیر آلمان داشت و به گونه‌ای مرکل رهبر این پدیده در اروپا  و آلمان بود و این امر را به باد انتقاد بسیار شدیدی گرفته است.» همانطور که اشاره شد نمایشنامه‌هایی از ماتئی ویسنی‌یک چندین بار در ایران  اجرا شده است و کارگردانان مختلف با دیدگاه‌های متفاوت نمایشنامه‌های او را روی صحنه برده یا آن را به صورت نمایشنامه‌خوانی اجرا کرده‌اند. یکی از این نمایشنامه‌ها،‌ نمایشنامه «سه شب با مادوکس» است که توسط تینوش نظم‌جو و مهشاد مخبر ترجمه شد که به ترتیب نشر ماه‌ریز و نی آن را منتشر کرده‌اند. همچنین فاطمه ابرارپایدار و شادی اسدپور این نمایشنامه را روی صحنه برده‌اند. نمایشنامه دیگر ویسنی‌یک «داستان خرس‌های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد» نیز توسط همین دو مترجم ترجمه شده که نشر ماه‌ریز آن را منتشر کرده‌ است. این نمایشنامه از معروف‌ترين نمايشنامه‌های ماتئی ويسنی‌یك است كه بعد از انتشارش چدین بار به زبان‌های مختلف در بسياری از كشورهای جهان مانند فرانسه، انگلستان، آلمان، سوئد، آمريكا، روسيه و چين اجرا شده است.   «خرس‌هاي پاندا» به کارگردانی سعید مصطفایی نمایشنامه «خرس‌هاي پاندا به روايت يك ساكسيفونيست كه دوستی در فرانكفورت دارد» در آذربایجان غربی، به کارگردانی شورش احمدپوری به زبان کردی اجرا شده است؛ همچنین شیوا اردویی، آرزو خلیلی،‌ غزل شجاعی و احسان معجونی، سعید مصطفایی و علی روستایی از جمله کارگرداناتی هستند که این اثر را روی صحنه برده‌اند.  این نمایشنامه اولین اثر این نمایشنامه‌نویس است که به فارسی ترجمه شده است؛ نمایشنامه «خرس‌هاي پاندا به روايت يك ساكسيفونيست كه دوستي در فرانكفورت دارد» برنده جايزه بزرگ «اس.آ.س.د» و «جايزه بومارشه» برای ترجمه به فارسی شده است.   «اسب‌های پشت پنجره» به کارگردانی پرستو علی نسب و مصطفی مباشری «اسب‌های پشت پنجره» نمایشنامه دیگر این نویسنده است که تینوش نظم‌جو آن را ترجمه کرده و رضا بهرامی و مجید رحمتی، پرستو علی نسب و مصطفی مباشری،‌ روح‌الله جعفری، پویا یادگاری و امیر محمد نجاتی از جمله کارگردانانی هستند که این نمایشنامه را روی صحنه اجرا کرده‌اند. نمایشنامه «آخرین گودو» ویسنی‌یک را محمدحسین خادمی اجرا کرده و  محمد کریمیان و رضا ساکی آن را ترجمه کرده‌اند و نشر نیلا آن را منتشر کرده است. «تماشاچی محکوم به اعدام» نیز اثر دیگر این نویسنده است که با ترجمه تینوش نظم‌جو از سوی نشر نی منتشر شده است. همچنین روح‌الله جعفری و حسین ناصری آن را کار گردانی کرده‌اند.  «ریچارد سوّم اجرا نمی‌شود» نمایشنامه‌ای از ویسنی‌یک که نشر نی آن را با ترجمه اصغر نوری منتشر کرده است. این نمایشنامه با کارگردانی همین مترجم و روح‌الله جعفری روی صحنه رفته است. «پیکر زن، یک میدان مبارزه در جنگ بوسنی» نمایشنامه‌ای که تینوش نظم‌جو مترجم آن است و  پانته‌آ میرفصیحی، افشین علی اصفهانی، عرفان عشوریان و سید کورش سیدی آن را اجرا کرده‌اند.   «پیکر زن، یک میدان مبارزه در جنگ بوسنی» به کارگردانی سید کورش سیدی   در قسمتی از نمایشنامه «صبر کنید تا چله زمستون بگذره» از مجموعه نمایشنامه «حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه» می‌خوانیم: «زنی که کودکی در آغوش دارد: من گذرنامه ندارم. گذرنامه من همین بچه‌ایه که داره سردش می‌شه. دونه‌های برف برای رسیدن به زمین نیاز به گذرنامه ندارن. دیده‌بان حقوق بشر: ما نمی‌تونیم شمارو دونه برف ثبت کنیم. ما نهادی هستیم که قوانین رو مشخص می‌کنه و یکی از این قوانین می‌گه که همه باید مدارک قانونی داشته باشن. بنابراین از نظر ما انسان یعنی مدارک قانونی‌ش. زنی که کودکی در آغوش دارد: عجب، شما روش واقعا شاعرانه‌ای برای رسیدگی به کارها دارید! بشر یعنی یه برگه کاغذ پر از امضا، حتی گاهی امضاهای ناشناخته. این واقعا شاعرانه‌ست. برای همین که بهتون پیشنهاد کردم  منو دونه برف ثبت کنید. دونه برف هم به اندازه کاغذ سفیده. به جای این‌که قانون «انسان مساوی کاغذ» رو در مورد من اجرا کنید، قانون «انسان مساوی دونه برف» رو اجرا کنید. تازه ببینید دونه‌های برف موقع پایین اومدن چه متن قشنگی تو فضا می‌نویسن! دیده‌بان حقوق بشر: الان دیگه خیلی دیره که بخوایم شمارو دونه برف ثبت کنیم. زمستون تموم شده. الان فصل بارونه. از من هم نخواین که شمارو قطره بارون یا رگبار ثبت کنم.»(صفحه 21-20)   نشر ققنوس نمایشنامه «حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه» اثر ویسنی‌یک را با ترجمه محمد تمدنی در 116صفحه، 1100نسخه و با قیمت 12000تومان منتشر کرده است.       ]]> هنر Tue, 19 Mar 2019 07:30:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272981/سبک-این-نویسنده-هیچ-اسمی-ندارد از نقد تصحیح متن تا معرفی کتاب در فصلنامه نقد کتاب «ادبیات و هنر» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273254/نقد-تصحیح-متن-معرفی-کتاب-فصلنامه-ادبیات-هنر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) شماره سوم و چهارم فصلنامه نقد کتاب «ادبیات و هنر» شامل بخش‌های نقد شفاهى، نقد کتاب پژوهشى (ادبیات)، نقد رمان و مجموعه داستان، نقد ترجمه، نقد تصحیح متن، نقد کتاب پژوهشى (هنر)، معرفى کتاب، کتاب‌شناسى و ترجمه انگلیسى چکیده مقالات است. شماره سوم و چهارم فصلنامه نقد کتاب «ادبیات و هنر» در بخش «نقد شفاهی» به نشست نقد و بررسی کتاب «هنر پیرا اسلامی: تحلیل انتقادی گفتمان‌های مسلط در مطالعات هنر اسلامی» اثر صادق رشیدی اختصاص دارد. گزارش این نشست به طور کامل در این بخش بیان شده است. در این نشست که در سرای اهل قلم برگزار شد علاوه بر نقد و بررسی کتاب «هنر پیرا اسلامی» درباره موانع و محدودیت‌های پژوهشی در عرصه مطالعات هنر اسلامی صحبت شد و عوامل این محدودیت‌ها را شیوه توصیف محور مستشرقین و نگرش انتزاعی سنت‌گرایان دانستند. بخش بعدی این مجله به «نقد کتاب پژوهشی (ادبیات)» اختصاص دارد و سمیه جبارپور به نقد و بررسی کتاب «فرهنگ آثار عرفان اسلامی» پرداخته است. او این کتاب را در شش زمینه، اطلاعات کتاب‌شـناختى در پیشـینه تحقیق، نکته‌هایـى دربـاره دسـته‌بندى محتوایـى و صورى آثار عرفانـى، نکته‌هاى فنى و نگارشـى، نقـدى بـر روش و سـاختار فرهنـگ آثار عرفـان اسـلامى، نکته‌هایى درباره معرفـى اجمالى کتاب‌هـا و نقـدى بـر برخى مدخل‌هـاى فرهنگ بررسی کرده است. در همین بخش صدف گلمرادی، حمید عبداللهیان و آگیتا محمدزاده به ترتیب مطالب «تحلیل ادبی در سایه روشن نقد تاریخ‌گرایی نوین: مروری انتقادی بر اصول مبانی تحلیل متون ادبی»، «جلوه‌های بومی شده: نقد کتاب بومی‌سازی رئالیسم جادویی در ایران» و «کتابی در چگونگى قصه درمانى: بررسى کتاب تعبیر قصه‌هاى پریان و آنیما وآنیموس در قصه‌هاى پریان» نوشته‌اند. در قسمت «نقد رمان و مجموعه داستان» این شماره «ادبیات و هنر» نقد و بررسى مهدى ابراهیمى‌لامع درباره کتاب «یک انسان، یک حیوان» اثر ژورم فراری که بهمن یغمایی و محمدهادی خلیل‌نژاد ترجمه کرده‌اند می‌خوانیم. همچنین در این بخش شاهد مطلبی از مهرناز شیرازى‌عدل هستیم که نگاهى به مجموعه داستان «آدم‌هاى اشتباهى» اثر شیوا مقانلو داشته است. «نقد ترجمه» از دیگر بخش‌های فصلنامه نقد کتاب «ادبیات و هنر» است که فاطمه قاسم‌محمد نقدى بر کتاب «سمفونى سرنوشت» نوشته است. در چکیده این مطلب آمده است: «در ایـن مقالـه، ترجمـه فارسـى رمـان مصائـر؛ کونشـرتو الهولوکوسـت و النکبـه اثـر نویسـنده فلسـطینى «ربعی المدهـون» نقـد و بررسـى خواهد شـد. این کتاب سـال 2016 میـلادى، برنده جایـزه بین‌المللى رمـان عربى شـد؛ سـال 1395 نیـز بـا عنوان «سـمفونى سرنوشـت» به فارسـى ترجمه و منتشـر شـده اسـت. متاسـفانه این ترجمه با اشـتباه‌هاى بسـیار، هم در برگردان متن، هـم در سـاخت جمله‌هـاى فارسـى وهمچنیـن بـا اشـتباه‌هاى تایپـى و ویرایشـى متعـدد همراه اسـت. در ایـن مقاله، پـس از معرفـى رمـان و بیان خلاصـه‌اى از آن، اشـتباه‌هاى ترجمه در سـه بخـش «اشـتباه در اسـناد»، «اشـتباه در واژه‌گزینـى» و «اشـتباه در فهم جمله» بررسـى خواهد شد.»   در بخش «نقد تصحیح متن» کامران ارژنگی به نقد و بررسی «منظومه حماسى شاهنامه اسدى (زرین قبانامه)» به تصحیح و تحقیق سجاد آیدنلو پرداخته است.   «نقد کتاب پژوهشى (هنر)» نیز شامل معرفى و ارزیابى کتاب «دوربین شرقى» است که  معصومه باباجانى‌سنگتابى و محمدرضا مریدى روی این مطلب کار کرده‌اند. سعید مجیدى نیز در این بخش مقاله‌ کتابى براى ترساندن و آواز نخواندن: نقدى برکتاب «ساز حنجره و چالش‌هاى تولید صوت» نگاشته است. در ادامه این قسمت مجله نیز «گفت‌وگوى‌ دوکتاب درباره فیلم و فلسفه» نوشته مهردادپورعلم و «موزه به مثابه متن: مقدمه‌اى در نسبت میان دانش نشانه‌شناسى و نهاد موزه» سجاد باغبان ماهر را می‌خوانیم. همچنین مریم مشرف در مجله «ادبیات و هنر» به معرفى کتاب «تصوف: تاریخ جدید عرفان اسلامی» اثر الکساندر کنیش پرداخته است. در بخش «کتابشناسى» پروین بابایى مرورى برکتاب‌هاى فارسى با موضوع پارچه و لباس داشته است. همچنین در قسمت کتابشناسى نقد ونظریه ادبى نگاهی کوتاه به 29 کتاب، از  کتاب «نقد ادبى: جست و جو در اصول و طرق و مباحث نقادى با بررسی درتاریخ نقد و نقادان» اثر عبدالحسین زرین‌الکوب گرفته تا کتاب «نظریه و نقد ادبى: درسنامه‌اى میان‌رشته‌اى: فرمالیسم، روانکاوى، ساختارگرایى، روایت‌شناسى، نقد اسطوره‌اى- کهن‌الگویى، تاریخ گرایی نوین، نقد لاکانى» اثر حسین پاینده داشته‌است. در بخش «نقد کتاب پژوهی(هنر)» در قسمتی از معرفى و ارزیابى کتاب «دوربین شرقى» می‌خوانیم:  «در فصــل اول، مؤلــف بــا مفهــوم عکــس شــرق‌گرا، به دنبــال توضیــح ماهیــت تاریخــى و نظــرى رابطــه بیــن عکاســى و شرق‌شناســى اســت. به‌طــور خــاص، هـدف مؤلـف، مطالعـه شمایل‌شناسـانه تصویـر شـرقى بـا درك تاریخـى از ظهـور آن در قــرن نوزدهــم اســت. ایــن فصــل، به دنبــال طــرح رویکــردى بــه عکــس شــرقی‌گرا بــه مثابــه سیاســت اســت. یــک عکــس شــرقی‌گرا، ســاختارى خیالــى اســت؛ گرچــه بــا یــک نظــام بصــرى طبیعی‌ســازى شــده تنظیــم می‌گــردد. بهعبــارت دیگــر، بازنمایــى عکاســانه از شــرق و مردمــش، بیشــتر بــه صــورت مجموعــهاى از عملهــا، نهادهــا و فیگورهــاى اگزوتیــک ارائــه می‌شــود.   انتشارات خانه کتاب شماره سوم و چهارم فصلنامه نقد کتاب «ادبیات و هنر» سال اول،‌ پاییز و زمستان 1397 را در صفحه، با قیمت 100000 و در 204 صفحه منتشر کرده است. ]]> هنر Tue, 19 Mar 2019 05:59:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273254/نقد-تصحیح-متن-معرفی-کتاب-فصلنامه-ادبیات-هنر چیستی سینمای دیجیتال در 14 مقاله http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273355/چیستی-سینمای-دیجیتال-14-مقاله به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) هشتاد و دومین «فصلنامه سینمایی فارابی» در فصل زمستان و در روزهای پایانی سال 1397 با عنوان «فناوری‌های نوین سینمایی، بنیان‌های سینمای دیجیتال» منتشر شد. این شماره از «فصلنامه سینمایی فارابی» شامل 14 مقاله از لو مانوویچ، آندره گادرو و فیلیپ ماریون، کریستن م.دالی، اوریت فاسفلد کوئن، آدام گانز و لینا خطیب، لیزا پرس، کلی مک‌ویلیام، رابرت سیکلز،  یانیس سیوماکیس، پاتریشیا پیسترز، کیم نولز، آدام دیویز، آرن نواک و پاول کاف است که توسط مترجمان مختلف ترجمه شده است. مجموعه مقالاتی که هر کدام به یک وجه از سینمای دیجیتال توجه داشته‌اند. نخستين مقاله این فصلنامه، «سینمای دیجیتال چیست؟» مقاله‌ای از لو مانوویچ با ترجمه علی عامری‌مهابادی است که از «سلسله مقالات سینمای دیجیتال» است. آندره گادرو و فیلیپ ماریون نیز مقاله «پدیدارشناسی اجمالی سینمای دیجیتال» را نگاشته‌اند که فرزام امین‌صالحی آن را ترجمه کرده است؛ گفتنی است این مقاله ترجمه کامل فصل سوم کتاب «پایان سینما؟ رسانه‌ای بحران‌زده در عصر دیجیتال» اثری از همین دو نویسنده، است. در قسمتی از مقاله «زبان جدید فیلم دیجیتال» اثر اوریت فاسفلد کوئن می‌خوانیم: «تحولات تکنولوژیک در بازارهای رسانه‌های دیجیتال، از دهه 1980 به بعد،‌ و ضرورت حاصل از این تحولات برای نمایش‌های ویدیویی و تلویزیونی بر روی پرده‌های دیجیتال به رواج گسترده تکنولوژی دیجیتال در فیلم‌ها دامن زد. به گفته بردول،‌ در اوایل دهه 1980، استفاده از تکنولوژی آنالوگ در تکنیک و شیوه کار رویه‌های سینمایی آرام آرام منسوخ شد؛ چرا که به دنبال ظهور حافظه‌ کامپیوتری، نرم‌افزاری که سرعت 24 قاب در ثانیه را تقلید می‌کند،‌ و گسترش اپلیکیشن‌های حاضر و آماده استفاده از تکنولوژی آنالوگ در فن و روش فیلم‌سازی دیگر بی‌معنا شده بود.» (صفحه 81)   از دیگر مقالات این فصلنامه می‌توان به «اسلوب جدید سینما: چگونه فناوری‌های دیجیتال زیبایی شناسی و سبک را تغییر داده است» نوشته کریستن م.دالی و ترجمه وحیداله موسوی، «زبان جدید فیلم دیجیتال» اثر اوریت فاسفلد کوئن ترجمه فتاح محمدی، «سینمای دیجیتال: تحولی در کار کرد و زیبایی‌شناسی فیلم» نوشته آدام گانز و لینا خطیب و ترجمه سعید خاموش، «تعبیر و دیجیتال» اثر لیزا پرس و ترجمه سعید خاموش، «داستان‌گویی دیجیتالی به مثابه‌ سینمای ملی؟» نوشته کلی مک‌ویلیام و ترجمه حمیدرضا خطیبی، «فیلم آمریکایی در عصر دیجیتال» اثر رابرت سیکلز و ترجمه حمیدرضا خطیبی، «از کسب‌وکار فیلم تا کسب‌وکار سرگرمی: هالیوود در عصر فناوری دیجیتالی» نوشته یانیس سیوماکیس و ترجمه ابراهیم محرابی، «روان‌کاوی، پرده‌های دیجیتال، مدارهای مغز نوین» اثر پاتریشیا پیسترز و ترجمه فرزام امین صالحی، «کند، روش‌مند و پر طمانینه: فیلم‌سازی آنالوگ در عصر دیجیتال» نوشته کیم نولز و ترجمه سجاد غلامی،‌ «هرگز کاملا اندازه نیست: تنظیم ابعاد تصویر دیجیتال در سینمای گرافیک کامپیوتری» اثر آدام دیویز و ترجمه فرزام امین صالحی، «فناوری‌های سینمای دیجیتال از چشم‌انداز آرشیو» نوشته آرن نواک ترجمه وحیداله موسوی و «سینمای صامت: پیشینه مادی و حضور دیجیتال» اثر  پاول کاف و با ترجمه حمیدرضا خطیبی اشاره کرد. در پایان هشتادودومین «فصلنامه سینمایی فارابی» نیز گفت‌وگویی درباره دگرگونی فیلم به واسطه دیجیتال می‌خوانیم، گفت‌و گویی میان مانولا دار گیس و ای. اُ. اسکات که حمید احمدی‌لاری ترجمه کرده است.   هشتادودومین «فصلنامه سینمایی فارابی» با عنوان «فناوری‌های نوین سینمایی، بنیان‌های سینمای دیجیتال» در 336 صفحه و با قیمت 20000 تومان منتشر شده است. ]]> هنر Mon, 18 Mar 2019 13:29:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273355/چیستی-سینمای-دیجیتال-14-مقاله «سینمای ایران» در ترکیه منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/273229/سینمای-ایران-ترکیه-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، رضا اویلوم، نویسنده کتاب «سینمای ایران» با کوروش مقتدری، وابسته فرهنگی ایران در استانبول دیدار و گفت‌وگو کرد. كوروش مقتدری در این دیدار با اشاره به جایگاه سینمای ایران در ترکیه، از اهتمام نويسنده تركيه‌ای در زمینه تألیف و انتشار کتابی در خصوص سینمای ایران قدردانی کرد و گفت: با انتشار این کتاب تا حدی خلأ کمبود منابع به زبان ترکی استانبولی در خصوص سینمای ایران در ترکیه پر شده است و امیدواريم با  انتشار این کتاب، علاقمندان در تركيه بتوانند اطلاعات بیشتری درباره سینمای ایران کسب کنند. رضا اویلوم، نویسنده کتاب «سینمای ایران» هم در این دیدار گفت: در این کتاب سعی کردم در خصوص تاریخ سینمای ایران، مفاهیم در سینمای ایران، سینمای دفاع مقدس، ارتباط ادبیات و سینما در ایران، کارگردانان و فیلم‌های مطرح سینمای ایران و جشنواره‌های فیلم در ایران، مطالبی را به خوانندگان ترک ارايه دهم. گفتني است؛ کتاب «سینمای ایران» به زبان ترکی استانبولی در 160 صفحه از سوی انتشارات seyyah  ترکیه به زیور طبع آراسته شده است. رضا اویلوم، نویسنده و پژوهشگر حوزه فیلم و سینما در ترکیه تا کنون آثاری در خصوص سینمای جهان از جمله سینمای خاورمیانه، سینمای شرق دور، سینمای روسیه و سینمای آلمان از خود منتشر کرده است. نویسنده در پشت جلد کتاب آورده است: این تألیف در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران، دریچه‌ای است به سینمای ایران است که در حال پیشرفت و توسعه به سر می‌برد. ]]> هنر Sat, 16 Mar 2019 06:39:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/273229/سینمای-ایران-ترکیه-منتشر «130 نکته درباب کارگردانی»، از بطن متن نمایشنامه تا واکنش مخاطب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272340/130-نکته-درباب-کارگردانی-بطن-متن-نمایشنامه-واکنش-مخاطب به گزارش خبر گزاری کتاب ایران (ایبنا) سال‌های اخیر کتاب‌های بسیاری در حوزه کارگردانی و آموزش کارگردانی تالیف و ترجمه شده است تا راه‌گشای افراد علاقه‌مند به این رشته باشد. از جمله این کتاب‌ها می‌توان به «اصول کارگردانی سینما»، «کارگردانی به سبک اسکورسیزی» و «اصول کارگردانی تئاتر» اشاره کرد. اما همچنان کمبود این قبیل کتاب‌ها حس می‌شود، کتابی که به درستی بتواند آنچه را که می‌توان از راه تئوری در باب کارگردانی و ساخت اثر آموخت را در متن خود داشته باشد. کتاب «130 نکته درباب کارگردانی» نمونه دیگری از کتاب‌های آموزشی حوزه کارگردانی است که توسط حمید احیاء ترجمه شده و محصول مشترک فرانک هاوزر و راسل رایش است.  این کتاب شامل نکاتی از فرانک هاوزر کارگردان تئاتر است که طی سال‌ها فعالیت خود به این تجربیات رسیده و آن را در اختیار شاگردان خود قرار داده و از این طریق به آن‌ها آموزش می‌داد. راسل رایش از شاگردان این کارگردان این نکته‌ها را که هاوزر در اختیار او قرار داد، اعمال کرده و با توجه به موفقیت آمیز بودن، این نکات را جمع‌آوری کرده،‌ بسط و گسترش داد و در قالب کتاب منتشر کرده است. در قسمتی از کتاب در بخش «قوانین تمرین» می‌خوانیم: «47. در طول تمرین سر خود را در متن فرو نکنید. تا آن‌جا که ممکن است تماشا کنید. وقتی صحنه‌ای یا حتی کل نمایش را بدون توقف تمرین می‌کنید،‌ صرفا یادداشت برندارید. بهترین شیوه این است که نیمه اول تمرین را بدون نوشتن یاداشتی نگاه کنید. در زمان استراحت به متن نگاه کنید؛ به خاطر می‌آورید که در هر لحظه چه چیزی و به چه نحوی اجرا شده است و یاداشت‌های خود را حالا بنویسد. بخش دوم را هم به همین صورت برگزار کنید.» (صفحه 49)   فرانک هاوزر همانطور که از نام کتاب «130 نکته درباب کارگردانی» مشخص است این اثر شامل 130 نکته درباره چگونگی کارگردانی اثر و کارگردان بودن است. 130 نکته که از رسیدن به بطن متن نمایشنامه آغاز شده و تا چگونگی گرفتن واکنش از مخاطب ادامه پیدا می‌کند. همچنین درباره مدل صحیح رفتار با زیردستان و بازیگران، میزانسن صحنه و اخلاق‌مدار بودن تا نکته‌های کلیدی در ساخت یک اثر را در قالب جملات کوتاه و نکته‌های کلیدی بیان می‌کند. چنانچه برخی از نکات نیازمند توضیح بوده نویسندگان به تبیین و تشریح آن پرداختند. همچنین بعضی از موضوعاتی که در این کتاب بیان شده است توسط نویسندگان اجباری و برخی دیگر الزامی خوانده شده است. هیچ یک از این دو خالق اثر قصد ندارند که بگویند با کتاب «130 نکته درباب کارگردانی» می‌توان به کارگردانی حرفه‌ای تبدیل شد بلکه صرفا نکاتی را که فکر می‌کنند به بهتر شدن کار کمک می‌کند بیان می‌کنند و این کارگردان است که باید برای حرفه‌ای شدن تلاش کند.  این کتاب علاوه بر آموزش درباره کارگردانی تئاتر برای حوزه‌های دیگر مانند کارگردانی سینما و تلویزیون نیز مناسب است. همچنین بازیگران، دیگر عوامل هنرهای نمایشی و تماشاگران می‌توانند از این کتاب بهره ببرند. کتاب «130 نکته درباب کارگردانی» شامل بخش‌هایی چون فهمیدن متن نمایشنامه، نقش کارگردان، گزینش بازیگر، نخستین روخوانی، قوانین تمرین، اساس میزانسن، حرف زدن با بازیگران، خنده گرفتن، میزانسن و دیگر عناصر صحنه، آخرین رهنمودها و سه پیوست است؛ همچنین در پایان کتاب مترجم 6 نکته دیگر به نکات هاوزر و رایش اضافه کرده است، زیرا معتقد است نکاتی که این دو مطرح کردند بر پایه تجربیات این کارگردان در غرب است و لزوما همه نکات مناسب برای همه سرزمین‌ها نیست و هر سرزمین شرایط و ویژگی‌های خاص خود را دارد.   این 6 نکته که حمید احیاء در کنار 130 نکته هاوزر و رایش برای ایران مناسب دانسته به این شرح است: 1 به حقوق دیگران احترام بگذارید. 2 نمایشنامه از آن نمایشنامه‌نویس است. 3 مدیر صحنه‌ای مدبر و توانا انتخاب کنید. 4 بازیگر را مسخره نکنید. 5 به مسائل ایمنی توجه کنید. 6 از همه تماشاگران سپاسگزاری کنید. انتشارات بیدگل کتاب «130 نکته درباب کارگردانی» اثر فرانک هاوزر و راسل رایش با ترجمه حمید احیاء در 103 صفحه، 1000 نسخه و با قیمت 15000تومان منتشر کرده است.   ]]> هنر Fri, 08 Mar 2019 07:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272340/130-نکته-درباب-کارگردانی-بطن-متن-نمایشنامه-واکنش-مخاطب کسی را از دست دادیم که می‌توانست آیزنشتاین هنر ایران باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272912/کسی-دست-دادیم-می-توانست-آیزنشتاین-هنر-ایران-باشد به گزارش خبر گزاری کتاب ایران «ایبنا» مراسم نخستین سال در گذشت زنده یاد همایون شهنواز کارگردان سریال ماندگار «دلیران تنگستان» عصر روز پنجشنبه ۱۶ اسفند ماه در موزه سینما برگزار شد.  در این مراسم محمد جواد حق‌شناس عضو شورای شهر تهران و رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی، پوران درخشنده نایب رئیس کانون کارگردانان سینمای ایران، لادن طاهری مدیر موزه سینما، منوچهر شهسواری مدیرعامل خانه سینما، رضا حسن‌زاده مجسمه ساز، شهرام اسدی کارگردان، محمد ولی‌زاده نویسنده، جمعی از هنرمندان و خانواده همایون شهنواز حضور داشتند. شهنواز یک هنرمند تک وجهی نبود در ابتدای مراسم شهباز شهنواز برادر زنده یاد همایون شهنواز بیان کرد: مرگ حق است و هرکسی به یک نحو از بین خواهد رفت؛ ولی متاسفانه حادثه زمانی ناگوار می‌شود که شما انتظار چنین چیزی را ندارید. همایون متوجه نمی‌شود که گاز در خانه جمع شده است و کبریت را می‌کشد و انفجاری صورت می‌گیرد، آتش سوزی محدودی در آن‌جا حادث می‌شود. همایون فکر می‌کرد که امر خطیری رخ نداده و به سرایدار که به کمکش رفته بود می‌گوید نترسید چیزی نیست اما متاسفانه بعد از 9 روز در گذشت. این به ما نشان می‌دهد فاصله بین مرگ و زندگی کشیدن یک کبریت است. وی همچنین درباره خصوصیات اخلاقی این کارگردان اظهار کرد: من علاوه بر این که برادر او بودم دوست، همسایه و همکلاسی او در دانشگاه تهران نیز بوده‌ام. کسانی که دوستان و اطرافیان او را تشکیل می‌دادند از سرخوشی و طنزش استفاده می‌کردند. به عنوان مثال پدیده‌ای که ما هردو می‌دیدیم او قسمت کمیکش را می‌دید و من این وجهه طنز آن را نمی‌دیدم. او در پایان ضمن بیان این که همایون شهنواز حقوق خود را از تلویزیون نگرفت و درواقع به او ندادند گفت: علی‌رغم این که همایون شهنواز فیلم «دلیران تنگستان» که یک فیلم تاریخی است را ساخته و بعد از آن فیلم «روزهای به یاد ماندنی» و «شاه خاموش» که نتوانست آن را تمام کند، او یک هنرمند تک وجهی نبود. ادیب خوبی بود و هنر ایران را به خوبی می‌شناخت. او دید بسیار وسیعی داشت و به این دلیل شاید بتوان گفت که متاسفانه ما نه تنها همایون را از دست دادیم بلکه به دلیل شرایط موجود بعد از انقلاب کسی را از دست دادیم که می‌توانست آیزنشتاین هنر ایران باشد. او هرچه نوشت اجازه ساخت نیافت،که یا مسائل سیاسی دخیل بود، یا نتوانست جواز ساخت بگیرد یا از نظر مالی مشکل داشت.   شهباز شهنواز هنر ماندگار است در ادامه این مراسم پوران درخشنده پشت تریبون قرار گرفت و گفت: همایون شهنواز کسی بود که به معنای واقعی کلمه عاشق بود و زمانی که طرحی را می‌نوشت آنچنان با اشتیاق از طرحش حرف می‌زد که همه گویا آن را می‌دیدیم و در ذهن ما ساخته می‌شد. او بسیار آگاه بود و مردم، زمانه و تاریخ خود را به خوبی می‌شناخت و عاشق ایران بود. عاشق زندگی، مردم و کار بود، او به کشوری دیگر سفر کرد اما بازگشت تا در ایران زندگی کند و فیلم بسازد، طرح‌های بسیار زیادی داشت؛ طرح‌هایی که ساخته نشد. همچنین او علاقه زیادی داشت تا هرچه را که می‌داند به دیگران بیاموزد. پوران درخشنده در پایان ضمن بیان این که در تهران 350 کارگردان وجود دارد گفت: سریال «دلیران تنگستان» هفده بار بعد از انقلاب پخش شد ولی امکاناتی در اختیار او قرار نگرفت و حتی نامش به عنوان کارگردان سریال حذف شد. خوشحالم که امروزه کسی مانند حق شناس را داریم که با عشق بسیار کار می‌کند و امروز برای اولین بار خیابانی به نام کارگردان «همایون شهنواز» نام‌گذاری شد و سردیسی از این کارگردان که در مقابل دید مردمان این روزگاران باشد. در ادامه مراسم نخستین سال در گذشت زنده یاد همایون شهنواز منوچهر شهسواری مدیرعال خانه سینما گفت: من شانس این را داشتم در فیلمی که شهرام اسدی درباره همایون شهنواز ساخت حرف‌هایم را درباره او بگویم. زمانی که من وارد رادیو و تلویزیون شدم شهنواز پیش از من در تلویزیون حضور داشت و زمانی هم که من بیرون آمدم او پیش از من از رادیو و تلویزیون بیرون آمده بود. وی در ادامه افزود: فارغ از همه این حواشی، همه آن چه ما معتقدیم این است که هنر ماندگار است؛ خیلی از ما نمی‌توانیم همه آن کارهایی که می‌خواهیم را انجام دهیم اما همین که یک کار خوب انجام دهیم کافی است. شاید یکی از دلایلی که مردان بزرگ نمی‌توانند کارهایی که دوست دارند ادامه دهند این است که به آن نقطه و به قله رسیده‌اند و نباید این را فراموش کرد، آن‌ها باید با همان نام بزرگ باقی بمانند. منوچهر شهسواری در پایان صحبت‌هایش گفت: در حال حاضر شاهد آن هستیم که تمایل به گذشته، هنرمندان پیشکسوت، زبان فارسی، نقاشی، عرصه‌ها و معماری‌های خودمان در حال رشد کردن است و این‌ها به این دلیل است که مسیر پر از مانع بود و لی اصل، اصالت و پایداری همچنان کار خودش را می‌کند. ما همچنان به یاد همایون  و همایون‌ها خواهیم بود و امثال همایون کم نخواهد بود. این هنرمند بعد از مرگش هم بسیار تاثیرگذار بوده است در مراسم بزرگداشت همایون شهنواز مدیر موزه سینما لادن طاهری نیز پشت تریبون قرار گرفت و اظهار کرد: زمانی که درباره برخی از کارگردانان صحبت می‌کنیم مهم نیست که در طول تاریخ سینما چند فیلم و سریال ساختند؛ مهم نیست که زمانی که درباره همایون شهنواز صحبت می‌کنیم به طور مشخص نام یک سریال به یادمان می‌آید. از نظر من این موضوع اهمیت دارد که زمانی که درباره یک هنرمند حرف می‌زنیم به یاد می‌آوریم که این هنرمند بعد از مرگش هم بسیار تاثیر گذار بوده است؛ تا این اندازه موثر که توانسته نظر اعضای شورای شهر را به این نکته مهم جلب کند که چقدر خوب است اسم یک خیابان به نام یک کارگردان و هنرمند باشد، چیزی که تا پیش از این اتفاق نیوفتاده است و یکبار دیگر اسم یک تاریخ و یک روز را به نام روز کارگردان ثبت کنند. در ادامه مراسم رضا حسن‌زاده سازنده سردیس همایون شهنواز ضمن توضیحی از مراحل ساخت سردیس و جمع‌آوری عکس از شهنواز بیان کرد: من هرسال یک سردیس برای سالروز تولد یا سالمرگ هنرمندان، خواهم ساخت و به موزه سینما یا خانه سینما اهدا خواهم کرد. همچنین ‌من سردیس عباس کیارستمی کارگردان سینما را نیز ساخته‌ام اما به دلیل این که رفتاری درخور او بعد از مرگش انجام نشده است این را در کارگاهم نگه داشته‌ام، زمانی که آنطور که شایسته کیارستمی است با او برخورد شد این سردیس را نیز تقدیم می‌کنم. در ادامه این مراسم محمدجواد حق‌شناس اظهار کرد:امروز صرفا برای بزرگ داشت همایون شهنواز اینجا نیامدیم بلکه برای بزرگداشت هنر، ادب، کرامت و اخلاق به اینجا آمدیم. برای احترام به ایران و ایران دوستی و تاریخ سراسر فرهنگ، ادب و معرفت ایرانیانی که این نام را تا به امروز جاودانه کردند و انصافا همایون شاهنواز حداقل در خلق یک اثر بزرگ تاریخ معاصر نقش به سزایی دارد. وی در ادامه افزود: «رئیس‌علی دلواری»، «خالوحسین دشتی» و «حاج محمدرضا کازرونی» دوبار زاییده شده‌اند؛ یکبار زمانی که از مادر زاده شده و زمانی دیگر با سریال «دلیران تنگستان» بر صفحه‌های تلویزیون متولد شدند؛ باید اعتراف کنم که تولد دوم از تولد اول اثرگذارتر و ماندگارتر بود. عضو شورای شهر همچنین بیان کرد: رئیس‌علی دلواری، یک رئیسی بود در دلوار و این همایون شهنواز بود که او را رئیس‌علی دلواری و مظهر دلیران تنگستان کرد و این البته ویژگی مهم هنر سینماست. هنری که باید قدر ببیند و در صدر نشیند. سینما درواقع نتیجه و خلاصه تمام هنرهای موجود قبل از خود است. ما تئاتر را در سینما کامل می‌بینیم و موسیقی را در سینما در حد اعلا می‌شنویم.   پوران درخشنده  باید  سینما را قله هنرهای جهان دانست او همچنین گفت: داستان‌نویسی، ادبیات و رمان را در قالب فیلمنامه و سناریو  با تمام پیچیدگی‌ها و ایجاز هایش در سینما مشاهده می‌کنیم. و همه هنرها زمانی که  در کنار هم قرار می‌گیرند تبدیل به یک صنعت می‌شوند و بعد تبدیل به یک مدیا می‌شوند وهمه اینها می‌شود سینما. سینماست که می‌تواند تصویری دقیق، درست و شایسته از گذشته باز آفرینی کند و به آیندگان بدهد؛ می‌تواند پلی بین گذشتگان و آیندگان، مانع فروپاشی یک تمدن، استقرار دهنده یک اخلاق و یک هویت باشد و انصافا باید  سینما را قله هنرهای جهان دانست. وی در ادامه اظهار کرد: یکی از اتفاقات خوب روزگار ما تحولی بود که در سینمای ایران رخ داد و انصافا سینمای ایران بعد از انقلاب  به شدت رشد و گسترش پیدا کرد. امروز خوشحالیم که وقتی از سینمای ایران سخن می‌گوییم به عنوان یک سینمای مولف و شاخص توانسته است خود را در کنار سینمای جهان مطرح کند. این‌ها کارنامه و شناسنامه ایران تمدنی هستند. امروز سینمای ایران برگ زرینی است برای نام ایران و موجبات سربلندی و اهتزار پرچم و نام ایران را بر بلندای فرهنگ این سرزمین به اهتزاز درآورده است. محمدجواد حق‌شناس در پایان گفت: ما شرمنده‌ایم که نمی‌توانیم آنچه را که باید در تقدیر از هنرمندان انجام دهیم. این درد را به کجا ببریم که همایون شهنواز پنجاه سال برای فرهنگ و سینمای ایران کار کرد و بعد حقوقش را نگرفت. هفده بار فیلم «دلیران تنگستان» از همه شبکه‌های تلویزیونی پخش شد اما در نهایت نام کارگردان آن، همایون شهنواز را از روی فیلم برداشتند، آیا می‌شود مخلوق را قبول داشت و خالق را قبول نکرد؟ اثر و موثر باهم یکی هستند و باید ارج نهاده شوند.    همچنین در این برنامه از کتاب «روزگار همایون» یادنامه زنده یاد همایون شهنواز رونمایی شد. در پایان فیلم «آن همایون هنر» ساخته شهرام اسدی به نمایش درآمد. ]]> هنر Fri, 08 Mar 2019 06:35:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272912/کسی-دست-دادیم-می-توانست-آیزنشتاین-هنر-ایران-باشد «جامع‌الالحان» بیانی مقایسه‌گر دارد/مقامات موسیقی کشورهای عربی و ترکیه، مقامات فارسی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272641/جامع-الالحان-بیانی-مقایسه-گر-مقامات-موسیقی-کشورهای-عربی-ترکیه-فارسی  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛  کتاب «جامع‌الالحان» عبدالقادر مراغی از مهم‌ترین آثار این موسیقی‌دان بزرگ هم‌عصر حافظ است که آرین رحمانیان شرح جامعی  بر آن نوشته تا برای اهالی موسیقی امروز ما هم قابل استفاده باشد. این کتاب، شامل مقدمه، دوازده باب و تعلیقات است و  تمام نظریات موسیقی ما را تا دوره عبدالقادر مراغی دربر می‌گیرد؛ کسانی مثل فارابی، ابن‌سینا، صفی الدین ارموی و... . با توجه به اینکه خود عبدالقادر مراغی، در نوازندگی عود تبحر داشته، در این کتاب هم، بسیاری از نظریاتش را بر مبنای این ساز نوشته و باب‌هایی را به آن اختصاص داده است. با آرین رحمانیان درباره «شرحی جامع بر جامع‌الالحان عبدالقادر مراغی» گفت و گویی داشته‌ایم که در پی می‌آید. در ابتدا کمی درباره عبدالقادر مراغی و جایگاه او در تاریخ موسیقی توضیح دهید. عبدالقادر مراغه‌ای در قرن هشتم می‌زیست و هم‌دوره حافظ شیرازی بود و در عهد تیمور زندگی می‌کرد. البته به خاطر درگیر‌ی‌هایی که در آن دوره میان خاندان آل جلایر و تیمور بوده، زندگی ایشان هم با تلاطم رو‌به رو بوده است. عبدالقادر مراغی بزرگترین موسیقی‌دان عصر خودش و آخرین موسیقی‌دان بزرگ، هم در موسیقی عملی و هم در موسیقی نظری، در فاصله قرن سوم تا هشتم هجری بوده است.   موسیقی عملی و نظری که می‌فرمایید به این معنا است که عبدالقادر مراغی، آهنگساز و نوازنده هم بوده است. بله. او نوازنده قابل و برجسته‌ای در ساز عود بوده که ساز رسمی آن دوره بود. ساز عود را به اشتباه عربی می‌دانند. در حالیکه خاستگاه این ساز، کاملا ایرانی است. و اغلب نظریه‌پردازان این ساز، ایرانی بودند. او نوازنده، آهنگساز و خواننده قابلی بوده است. در حوزه نظری موسیقی هم او نظریه پرداز بسیار توانایی بود. آنچه که امروز ما به عنوان تئوری موسیقی می‌شناسیم در متون و رسالات موسیقی قدیم ما به صناعت نظری موسیقی معروف بود. اگر ما قرن سوم تا هشتم هجری را دوره شکوفایی تمدن ایرانی و اسلامی بدانیم، او آخرین موسیقی‌دان بزرگ در هر دو حیطه نظری و عملی است.   آیا به جز موسیقی، عبدالقادر مراغی در حوزه‌های دیگر هم تبحر داشته و او را می‌توان هم‌ردیف افرادی چون فارابی یا ابن‌سینا دانست؟   قدما تمام علوم را زیرشاخه فلسفه می‌دانستند. و فلسفه را سه قسمت کرده بودند؛ فلسفه اولی که به مابعد‌الطبیعه می‌پرداخت. فلسفه وسطا که علوم ریاضی را شامل می‌شد و موسیقی را هم جزء فلسفه وسطی می‌دانستند. فیلسوفان بزرگ اسلامی که فارابی هم یکی از آن‌ها است، به موسیقی هم تسلط داشته‌اند. البته در مورد فارابی کمی متفاوت است چون او به موسیقی عملی هم خیلی وارد بوده است. مثلا ابن سینا چنین نیست. ابن سینا در موسیقی نظری وارد بوده اما در موسیقی عملی چندان توانایی نداشت. اما رساله اصلی فارابی «موسیقی کبیر» کتاب جامع و اصلی‌ای هست که موسیقیدانان بزرگ، نظیر عبدالقادر مراغی، از نظر دیدگاه موسیقی تحت تاثیر او هستند. اما عبدالقادر به آن معنایی که آنها فیلسوف بودند، نبود. او بیشتر موسیقی‌دان بود. با ادبیات آشنایی کامل داشت. با سلمان ساوجی که شاعر هم‌عصر خودش بوده دوستی داشته و به ریاضیات هم وارد بوده است. چون در کتاب «جامع‌الالحان» می‌بینیم که به فواصل و تقسیم‌بندی آن‌ها هم وارد است.   موسیقی ما به فرهنگ سینه به سینه و سنت شفاهی مشهور است تا دوره کلنل وزیری که نت‌نگاری به شیوه غربی در موسیقی ما شروع می‌شود. رسالاتی نظیر «جامع‌الالحان» در این فرهنگ شفاهی، چه مواردی را دربرمی‌گرفت؟ «جامع‌الالحان» کتاب مفصلی است که شامل مقدمه و دوازده فصل یا باب می‌شود. در هر یک از این  ابواب دوازده‌گانه به  قسمتی از موسیقی پرداخته شده است. مثلا در فصل اول به تعریف موسیقی و چیستی مبادی آن پرداخته است. کم‌کم به تعریف صوت می‌پردازد و تفاوت آن را با صوت موسیقیایی مطرح می‌کند. یعنی کاملا از آکوستیک صحبت می‌کند. در فصل‌های بعدی هم به تعریف فواصل موسیقی و طریقه محاسبات دقیق آن با اصول ریاضی می‌پردازد. در یک فصل به مقام‌های موسیقی قدیم ما می‌پردازد که امروز به آنها دستگاه می‌گوییم. در یک فصل، راجع‌به سازها صحبت می‌کند. در مورد انواع موسیقی صحبت می‌کند و... اما مساله دیگر این است که ما در تاریخ موسیقی‌مان دچار یک گسست شدیم. یعنی موسیقی ما از قرن سوم تا هشتم هجری بسیار قوی‌تر از آن چیزی بوده که ما فکر می‌کنیم و حتی از موسیقی امروز ما هم قوی‌تر بوده است. برای اینکه دارای یک سیستم نگارش نت‌نگاری بوده که با حروف ابجد آنها را می‌نوشتند و روش نت‌نگاری خاص خودشان را داشتند. کما اینکه در فصلی از این کتاب به ایقاعات وریتم‌ها و وزن‌های موسیقی می‌پردازد. در این زمینه هم ریتم‌ها را به روش‌های خاصی ثبت می‌کردند. بعد از دوره تیمور که مرزهای ایران کمی دچار فروپاشی می‌شوند و بعد هم در دوره صفوی تا دوره قاجار ما دیگر موزیسین خیلی بزرگی نداریم.   پس به این ترتیب، با توجه به این ویژگی سنت شفاهی موسیقی ما، آیا ما با یک تناقض در تاریخ موسیقی ایران  مواجهیم یا اینکه موسیقی ما تا یک دوره‌ای ثبت شده و از یک دوره‌ای، دیگر ثبت نشده است.   آن چیزی که از رسالات باقی مانده، نشان می‌دهد که تا قرن هشتم هجری، روش ثبت موسیقی وجود داشته است. در مورد ثبت موسیقی با دو مساله مواجه می‌شویم، مثل این می‌ماند یک زبانی دارای گرامر باشد و نکته دیگر این که شما به این زبان، کتاب هم داشته باشید. در مورد موسیقی قدیم ایرانی، ما روش ثبت موسیقی داشتیم و برخی از نغمات آن هم باقی مانده است. اما تعداد آهنگ‌هایی که به این شیوه نت‌نگاری باقی مانده، چندان زیاد نیست.   چرا؟ چون تعداد کمی از افراد باسواد بودند؟ ظاهرا این طور بوده است. از طرف دیگر هم با خواندن کتاب«جامع‌الالحان» متوجه می‌شویم که موسیقیدانان ما به شیوه گوشی و سینه به سینه بیشتر احاطه داشتند و احتمالا دانش موسیقایی مکتوب را نداشتند. اما به همام روش مکتوب، آهنگ‌هایی از عبدالقادر باقی مانده است.  در کشورهای ترکی و عربی که از همان سنت موسیقی ما پیروی می‌کردند، بیشتر آثار عبدالقادر باقی مانده است. بعد از اتفاقاتی که در دربار صفوی افتاد، بسیاری از موسیقی‌دان‌های ما به هند یا ترکیه رفتند. اما آنچه که مسلم است این است که ایرانیان در موسیقی نظری قوی‌تر بودند و سیوه نت‌نگاری هم بوده، منتها چیز زیادی به دست ما نرسیده است. همین رسالات کهن هم نشان می‌دهد که شیوه نت‌نگاری و محاسبات آن چگونه بوده است.   با توجه به آنچه از رسالات کهن موسیقی ما باقی‌مانده، کتاب «جامع‌الالحان» عبداقادر مراغه‌ای چه جایگاهی در میان رسالات موسیقی گذشته ما دارد؟ خود عبدالقادر چند کتاب دیگر هم نوشته است، از جمله «شرح ادوار صفی‌الدین ارموی» است که موسیقی‌دان بزرگی بوده که هفتاد، هشتاد سال، قبل از عبدالقادر زندگی می‌کرد. کتاب هم با نام «مقاصد‌الالحان» دارد و کتاب« جامع‌الالحان» که از تمام این کتاب‌ها جامع‌تر است. شاید بتوان گفت که «جامع‌الالحان» دایره‌المعارف موسیقی است که از زمان فارابی تا زمان خود مراغه‌ای، تغییراتی که در حوزه عملی و نظری در موسیقی ما به وجود آمده را جمع‌آوری می‌کند و با زبان خاص خودش  توضیح می‌دهد.   همین ویژگی دایره‌المعارفی «جامع‌الالحان» را برجسته می‌کند؟ همین ویژگی دایره‌المعارفی است و اینکه شامل آن تغییرات موسیقی ما در طی سال‌ها و نکاتی که گذشتگان گفته بودند هم می‌شود. البته رساله فارابی هم شاید خیلی کامل و حجیم باشد. اما از زمان فارابی تا عبدالقادر، دوباره خیلی تغییرات موسیقایی به وجود آمد. این‌ها را عبدالقادر ذکر می‌کند؛ روشی که قدما به کار می‌بردند، روشی که در زمان او متداول بوده، اختلافی که در نقل قول‌ها بوده و... را در این کتاب جمع‌کرده و آورده است. در نتیجه، کتاب یک حالت مقایسه‌گر هم دارد.   این کتاب پیش از این هم منتشر شده بود، چاپ قبلی آن چه مشکلاتی داشت که باعث شد شما دوباره نسبت به چاپ جدید آن اقدام کنید و آیا برای چاپ جدید آن، نسخه خطی‌ای از آن دیدید؟ کتاب «جامع‌الالحان» دو بار دیگر چاپ شده بود. یک بار توسط مرحوم بینش چاپ شده بود که او جزء اولین کسانی بود که رسالات قدیم موسیقی را بازخوانی کرد. کتاب برای سال 66 که منتشر شده بود، جامع و خوب بود اما کاستی‌هایی هم داشت. اما نسخه‌ای که برای چاپ این کتاب مورد استفاده قرار گرفته بود یک سری غلط‌هایی داشت، یک جایی از آن هم ناخوانا بوده است. این کتاب در سال 88، توسط محقق ارجمند، آقای بابک خضرایی دوباره چاپ شد. این کتاب بسیار قابل اعتماد و خوب است؛ برای اینکه ایشان چند نسخه خطی را مقابله و ویرایش کرد و یک متن مستند علمی را برای مطالعه آماده کرد. کاری که ما انجام دادیم در حدی نیست که بگوییم به نسخه جدیدی رسیدیم. بیشتر سعی من بر این بوده که شرحی از این کتاب ارائه دهم که بریا موسیقی‌دان امروز قابل استفاده باشد. البته ما هم یک نسخه خطی را مبنای انتشار این کتاب قرار دادیم.   این نسخه خطی چه شناسنامه‌ای دارد؟ این نسخه در کتابخانه نور عثمانی نگهداری می‌شد. این نسخه مرجع بوده و با توجه به این که مقابلاتی هم شده، ما سعی کردیم که با ذکر منابع این مقابله را ارائه دهیم. نام کتاب هم «شرح جامع جامع‌الالحان عبدالقادر مراغه‌ای» است. پس تکیه اصلی ما در این کتاب، شرح رساله بود. شرح اصطلاحاتی است که امکان دارد برای مخاطب امروز ناشناخته باشد. اصطلاحاتی مثل ذوالکل و...   اصطلاحات موسیقی حرفه‌ای بوده که در طول زمان ما آنها را فراموش کرده‌ایم و قابل مقایسه با اصطلاحات غربی موسیقی است؟ این‌ها اصطلاحاتی بوده که موسیقیدانان قدیم به کار می‌بردند و بسیاری از آنها به زبان عربی است. این اصطلاحات در این چندصد سال فراموش و مهجور شده است. من به تفسیر این کتاب پرداخته و به زبان امروزی آن را شرح داده‌ام که برای موسیقیدان امروزی قابل استفاده باشد.    در این کتاب خیلی به ساز عود پرداخته شده است. کمی درباره خاستگاه ایرانی این ساز  و نگاه عبدالقادر به این ساز توضیح دهید. شاید بتوان گفت که ساز عود، ساز رسمی موسیقی دوره عبدالقادر و قبل از آن، از زمان فارابی تا زمان عبدالقادر بوده است. سازی که شاید بتوان معادل تار در موسیقی امروز در نظر گرفت. از این جهت که در تئوری جدید موسیقی ما که توسط آقای وزیری نوشته شد و با توجه به تبحری که او در این ساز داشت و در دربار قاجارها هم رواج داشت، یک خاصیت سمبلیکی هم در موسیقی امروز ما دارد. ساز عود هم اینگونه بوده و تمام موزیسین‌های بزرگ ما در حیطه نظری و عملی از این ساز استفاده می‌کردند. و تمام توضیحات موسیقی ما در این دوره روی ساز عود بوده است. از فارابی گرفته تا صفی‌الدین ارموی و عبدالقادر. البته این رساله به زبان فارسی است. اما خیلی از این رسالات به زبان عربی بود. رساله ابن سینا و فارابی به زبان عربی است. بسیاری از موسیقی‌دانان ما در دربار خلفای عباسی ساز می‌زدند و رسالات‌‍‌شان را به زبان عربی می‌نوشتند. به همین دلیل هم بسیاری از اصطلاحات موسیقی ما به زبان عربی رواج یافته است. ضمن اینکه از دوره صفویه، جایگاه ساز عود در ایران کمتر می‌شود. اما نکته‌ این است که مقامات موسیقی کشورهای عربی و ترکیه، مقامات فارسی است.   و سخن آخر؟ خوانش رسالات قدیمی، زحمتی است که توسط محققین ما کشیده شده و اساتید بزرگی در این زمینه کار کرده‌اند. اما هر کار علمی، نیاز به نقد و تفسیر بیشتری دارد. من هم در حد خودم تلاش کردم که خوانش این رساله برای این موسیقیدان امروزی راحت‌تر باشد. «شرح جامع جامع‌الالحان عبدالقادر مراغه‌ای» تالیف آرین رحمانیان، برای نخستین بار در سال جاری، توسط بنیاد فرهنگی هنری رودکی در هزار نسخه  منتشر شده است.   ]]> هنر Thu, 07 Mar 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272641/جامع-الالحان-بیانی-مقایسه-گر-مقامات-موسیقی-کشورهای-عربی-ترکیه-فارسی سه نمایشنامه برگزیده دومین جشنواره خصوصی تئاتر عنوان منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272879/سه-نمایشنامه-برگزیده-دومین-جشنواره-خصوصی-تئاتر-عنوان-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این سه نمایشنامه که در بخش ملی نمایشنامه‌نویسی دومین جشنواره خصوصی تئاتر عنوان در مرداد 1395 برگزیده شده بودند، توسط نشر عنوان و در سه جلد مستقل منتشر شده است. نمایشنامه «و خداوند درون یک مرد دو قلب قرار نداد» نوشته اکبر صادقی، نمایشنامه «کاغذ باطله» نوشته نسرین احمدخانی و نمایشنامه «عاشقانه‌ای نه چندان آرام با مادام بوواری در همین حوالی» نوشته سپهر دادمان سه نمایشنامه برگزیده هستند که با داوری فرهاد قائمیان، سیروس همتی و آرمان طیران انتخاب شده بودند.   انتشارات عنوان هر یک از این نمایشنامه‌های پنجاه صفحه‌ای را در 500 جلد و با قیمت 12 هزار تومان منتشر کرده است. ]]> هنر Wed, 06 Mar 2019 11:39:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272879/سه-نمایشنامه-برگزیده-دومین-جشنواره-خصوصی-تئاتر-عنوان-منتشر «دوازده» و «تیغ و استخوان» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272830/دوازده-تیغ-استخوان-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم رونمایی از دو کتاب «دوازده» و «تیغ و استخوان» در شهر کتاب دانشگاه برگزار می‌شود.   مراسم رونمایی از کتاب‌های «نمایشنامه تیغ و استخوان» نوشته دیوید ریب و نمایشنامه «دوازده» نوشته رجینالد رز ترجمه منیژه محامدی ساعت 18  روز جمعه 17 اسفندماه در شهر کتاب دانشگاه برگزار می‌شود.   نمایشنامه‌های «دوازده» و «تیغ و استخوان» برپایه تالیف، ترجمه و برداشتی آزاد در نشر آوان به چاپ رسیده است. مراسم رونمایی از دو کتاب «دوازده» و «تیغ و استخوان» در شهر کتاب دانشگاه واقع‌ در خیابان انقلاب، خیابان قدس تقاطع بزرگمهر واقع برگزار می‌شود. گفتنی است حضور علاقه‌مندان در این مراسم آزاد است.   ]]> هنر Tue, 05 Mar 2019 11:57:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272830/دوازده-تیغ-استخوان-رونمایی-می-شود ​معرفی نامزدهای بخش فیلمنامه‌نویسی نخستین جشنواره «ادبیات سلامت» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272808/معرفی-نامزدهای-بخش-فیلمنامه-نویسی-نخستین-جشنواره-ادبیات-سلامت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی جشنواره ادبیات سلامت، جلسه داوری بخش فیلمنامه کوتاه نخستین جشنواره ادبیات سلامت برگزار شد و در این جلسه هیئت داوران هفت اثر را از میان 38 فیلمنامه راه‌یافته به مرحله داوری نهایی به‌عنوان نامزدهای این بخش معرفی کردند. نامزدهای این بخش به شرح زیر است: این‌جا برف‌ها آب نمی‌شوند، نوشته سعید نجاتی و فاطمه اشعری رضایت، تهمینه بهرام‌علیان وضعیت اورژانسی، نوشته مریم اسمی‌خانی و وحید حسن‌زاده مجذور بیست‌سالگی، نوشته رقیه توکلی و فرشاد رضایی رهایی، نوشته ندا اسدی ماهی، نوشته فاطمه طوسی اسکوتوما نوشته فرزاد احمدی   مجید برزگر، آرش رصافی و مهرنوش صمدی بخش فیلمنامه‌ کوتاه نخستین جشنواره «ادبیات سلامت» را داوری کردند. گفتنی است موسسه آوای هنر سلامت از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با هدف ترغیب نویسندگان به خلق آثار ادبی در حوزه سلامت نخستین جشنواره ادبیات سلامت را در سه بخش داستان کوتاه، فیلمنامه و نمایشنامه با موضوع سلامت برگزار کرده است. بهاءالدین مرشدی دبیری و مسعود امینی‌تیرانی مدیر بخش فیلمنامه کوتاه این جایزه را برعهده دارند. ]]> ادبيات Tue, 05 Mar 2019 08:41:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272808/معرفی-نامزدهای-بخش-فیلمنامه-نویسی-نخستین-جشنواره-ادبیات-سلامت مهرجویی رمان می‌نویسد تا کسی جای او حرف نزند/ علاقه مهرجویی به هایدگر است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272794/مهرجویی-رمان-می-نویسد-کسی-جای-او-حرف-نزند-علاقه-هایدگر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ داریوش مهرجویی از آن دست هنرمندانی است که زندگی‌اش با ادبیات گره خورده است و هر چقدر هم که تلاش کند، نمی‌تواند خودش را از کمند لذتبخش ادبیات رها سازد. فرقی نمی‌کند که او به سراغ چه کاری می‌رود؛ هرجا که برود رگه‌هایی از ادبیات در آثارش وجود دارد. او را بدون تردید باید یکی از سلاطین سینمای اقتباسی ایران دانست. مرادی‌کرمانی، هدایت، ساعدی، گلشیری، داستایوفسکی، سالینجر، هاینریش بل، هنریک ایبسن و در کل نویسنده ایرانی و خارجی برای او فرقی ندارد و هر داستانی که ذهنش را مشغول کند، می‌سازد. سخت است عاشق ادبیات باشی و ننویسی و از این رو مهرجویی را می‌توان یکی از سینماگران دست به قلم ایرانی دانست. او به تازگی رمانی به نام «برزخ ژوری»‌ را از سوی انتشارات به‌نگار راهی بازار نشر کرده که قرار است این اثر روز جمعه (17 اسفندماه) رونمایی شود. از این رو گفت‌وگویی را با شهرام اقبال‌زاده، دبیر انتشار کتاب‌های داریوش مهرجویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.    از اثر تازه داریوش مهرجویی برای ما بگویید. آیا او در اثر جدیدش نیز به سراغ‌ سوژه‌ای اجتماعی رفته است؟ حتما می‌دانید که داریوش مهرجویی در برخی از فیلم‌هایی که ساخته است، نیز دغدغه‌های اجتماعی خودش را دنبال کرده است و باید بگویم که او در این کتاب نیز به سراغ دغدغه‌های اجتماعی رفته است. او در این اثر دغدغه مرگ دارد. از طرفی یکی از فیلسوفانی که به این مقوله به صورت محوری پرداخته، هایدگر است که می‌گوید: زندگی انسان گشوده به روی مرگ است. درواقع هایدگر دغدغه‌اش این است که ما مرگ را دریابیم تا زندگی را بفهمیم. مهرجویی نیز علاقه‌ خاصی به هایدگر دارد و با توجه به اینکه در سال‌های اخیر دوستانش دچار سرطان شده‌اند و عزیزانش زیر تیغ جراحی به ناحق از بین رفته‌اند او به سراغ سوژه سرطان رفته است.   هنرمندانی که به سراغ داستان‌نویسی می‌روند، معمولا زیست خودشان را می‌نویسند و مهرجویی نیز قبلا از شخصیت کارگردان در آثارش استفاده کرده است. گویا در این اثر نیز مخاطب با چنین شخصیتی روبه‌رو است. این موضوع درست است؟ بله. در این رمان نیز مخاطب مثل رمان «آن رسید لعنتی» با یک کارگردان طرف می‌شود. این کارگردان یک چهره ملی-بین‌المللی است که درست در آستانه سفر برای یک جشنواره بین‌المللی متوجه می‌شود که دچار یک تومور مغزی شده است. در این شرایط  شوکی به او وارد می‌شود تا به دنبال این سوال برود که من در کجای این هستی ایستاده‌ام. در این کتاب مسائل یک هیئت ژوری روایت شده است. در این داستان یک کارگردان گرجی نیز حضور دارد که با کارگردان ایرانی داستان درگیر می‌شود و آنجا نشان داده می‌شود که چقدر نظرات شخصی در داوری‌ها وجود دارد، به طوری که می‌بینیم هر کجا این کارگردان ایرانی نظری می‌دهد، کارگردان گرجی نظری عکس دارد. شگفت‌انگیز است که داور گرجی بر آن است که انتقام کشتار آغا محمدخان قاجار را از کارگردان ایرانی بگیرد!!   آیا این اثر را مهرجویی تحت تاثیر نویسنده یا کتابی نوشته است؟ خیر. چنین تاثیری وجود ندارد؛ اما در اشاره به موضوع مرگ، بیشتر متاثر از نگاه هایدگر به مرگ است. درعین حال، می‌توان به کتاب «مرگ ایوان ایلیچ» تولستوی اشاره کرد و به رابطه‌های بینامتنی که شاعران و نویسندگان به مرگ داشته‌اند. به هر حال برای درک بهتر دغدغه‌های مهرجویی من شما را به کتاب «کارنامه چهل سال» مانی حقیقی ارجاع می‌دهم. در آنجا مهرجویی به مانی حقیقی می‌گوید که در حال حاضر دغدغه اصلی من زیبایی‌شناسی محض نیست و اینکه دوربین کجا کاشته شود و چطور رفتار کنیم که به ساخت زیبایی‌شناسانه فیلم برسیم و می‌خواهم دغدغه‌های فکری خودم را بیان کنم. اگر به آثار اقتباسی وی نیز نگاه کنید متوجه می‌شوید که ، خودش اثر نویسندگان خارجی یا ایرانی را فیلمنامه کرده است.   چه اتفاقی رخ می‌دهد که یکی مثل مهرجویی از سینمای پرمخاطب به سراغ ادبیات کم‌مخاطب می‌رود؟ مهرجویی در حال حاضر به یک نوع خودبیانگری رسیده است و می‌خواهد به شکل مستقیم دغدغه‌های خودش را بیان کند؛ به هر حال فیلم یک فعالیت جمعی است. درست است که وی به‌عنوان کارگردان عوامل را می‌چیند، انتخاب و هدایت می‌کند؛ ‌اما در داستان شرایط فرق دارد و او می‌تواند خودش با مخاطب مستقیم صحبت کند. مهرجویی در رمان دغدغه‌های نهفته‌اش را بیان می‌کند.   این یک نوع واکنش است؟ مهرجویی همیشه نسبت به اتفاقات اجتماعی پیرامونش واکنش نشان‌ داده است و اگر کسی او را دنبال کند، متوجه آن خواهد شد. این کتاب نگاه فلسفی و هستی‌شناسانه به زندگی دارد؛ اما خواه ناخواه به بازخوانی زندگی شخصیت اصلی داستان می‌پردازد. نحوه برخورد هیئت داوران، نوع نگاه آنها و بسیاری از مسائل، از جمله برخی تنگناهای موجود فرهنگی و سانسور در این اثر ،به اشاره بیان شده است.   شما به این موضوع اشاره داشتید که مهرجویی تحت‌تاثیر اتفاقات پیرامونش به سراغ این اثر رفته است. آیا این رمان داستان واقعی یکی از نزدیکان یا دوستان مهرجویی است؟ خیر. این شخصیت بر اساس انگیزه‌هایی که در ذهن او شکل گرفته ساخته شده است. شخصیت اصلی «برزخ ژوری» نه عباس کیارستمی است، نه من و نه هیچ‌کس دیگر؛ اتفاقا به خود مهرجویی شبیه‌تر است تا بقیه. من نمی‌خواستم این موضوع را مطرح کنم؛ اما سوال‌های شما من را مجبور کرد که به این موضوع اشاره کنم که وقتی من دچار سرطان شدم، هنوز کیارستمی دچار سرطان نشده بود. بعد از من بهرام فیاضی،‌ مدیر نشر قطره نیز دچار سرطان شد و اتفاق تلخ فوت خواهرش و فوت کیارستمی رخ داد. بعد از این اتفاقات انگیزه‌هایی در وی ایجاد شد که این داستان را بنویسد. در این رمان بیان شده که این کارگردان چگونه مبتلا به سرطان شده است و چه مشکلی سد راه خودش داشته است و به نوعی این موارد تا حدی تجربه زیسته خود مهرجویی است. در واقع رمان‌های مهرجویی نوعی خودبیانگری روایی هستند.   راوی در این اثر تنها آن فرد کارگردان است؟ بله در این رمان مخاطب با من‌راوی روبه‌رو است؛ یعنی روایت اول شخص.   چقدر مسائل فلسفی در این رمان مطرح است؟ انسان موجودیتش بین دو نقطه است؛ زادن و مردن. یک سر این طیف، زندگی و عشق است و از آن طرف رنج و اندوه و بیماری و مرگ است. زندگی آمیزه و سنتز این کشمکش است. انسان در این کشمکش باید به هستی خود معنی ببخشد. داریوش مهرجویی در دهه‌های اخیر به یک شوریدگی بین عرفان و فلسفه رسیده است و به گفته خودش در پی امر والا یا متعالی است،که الزاما دینی نیست و می تواند وجه مشترک گفتمان دینی و نگاه عرفی باشد. مهرجویی پیش از انقلاب تا حدی  متاثر از احمد فردید و داریوش شایگان و به میزان کمتری آل احمد بوده است؛ اما به دلیل آنکه در غرب درس فلسفه و سینما خوانده بود، نمی‌توانست آن کینه‌ورزی شرق در مقابل غرب فردید را بپذیرد. او یک تفاوت با شایگان دارد. شایگان «آسیا در برابر غرب»‌ شایگان شاگرد بلافصل فردید است و شرق را پر از معنویت می‌بیند و غرب را پر از کفر، خودخواهی و منیت می‌بیند؛ آنچه فردید «‌انانیت‌» و «‌طاغوت» می‌خواند. در ادامه شایگان، درعین حفظ دلبستگی به شعر و ادبیات و فرهنگ ایرانی، برخلاف مهرجویی یک نوع شیفتگی به غرب (مخصوصا آمریکا) پیدا می‌کند و می‌گوید آینده ما اکنون آمریکاست. مهرجویی هیچ نوع شیفتگی به غرب ندارد. البته هر دو نفر دغدغه دموکراسی و جامعه مدنی را دارند؛ اما مهرجویی منتقد شدید جامعه پر از تبعیض نژادی و جنسیتی و طبقاتی آمریکاست و شایگان جایگاهی برای آمریکا قائل است. مهرجویی در کتاب «سفر به سرزمین فرشتگان» نیز به شدت جامعه امریکا را نقد می‌کند و نشان می‌دهد که چه بلایی سر یک زوج ایرانی می‌آورد.   اگر دوستی و رفاقت را کنار بگذاریم. نظر شما درباره منتقدان رمان‌های مهرجویی چیست؟ عده‌ای انتقاد می‌کنند که اقبال‌زاده چرا آنقدر از مهرجویی دفاع می‌کند و من در جواب می‌گویم که مهرجویی، مهرجویی است و قرار نیست شکل کسی شود و شکل او بنویسد. دغدغه مهرجویی این است که چرا ما انقدر دچار ذلت شده‌ایم و زندگی را ابزورد و به قول مهرجویی جفنگ کرده‌ایم. زندگی ما فاقد معناست. ما در بزرخ هستیم و «برزخ ژوری»‌ یعنی همین. این برزخ فقط بین این دنیا و آن دنیا نیست. برزخ بین شرق و غرب، بین سنت و مدرنیته،بین مرگ و زندگی است. به عبارتی همه چیز در دنیای ما برزخی است و این رمان قصد دارد که چنین چیزی را بیان کند. در صحنه آخر این رمان، کارگردان نمی‌داند مرده یا زنده است. به نظر مهرجویی زندگی ما این روزها به مرگ نزدیک‌تر است تا عشق و بودن.   سینمای مهرجویی با ادبیات او چه تفاوتی دارد؟ مهرجویی جوان و میانسال، دغدغه‌های به شدت اجتماعی با آمیزه‌ای از فلسفه دارد؛ در آن دوران او تحت تاثیر فرانسه و سارتر و فیلم‌های گدار و امثالهم بوده است؛ اما با همه این تفاسیر، مهرجویی به شدت ایران دوست داشته است. مهرجویی دغدغه‌هایی را که در فیلم‌هایش سانسور می‌شود،‌ در رمان‌هایش می‌آورد. از طرفی می‌خواهد بگوید که این حرف‌ها را من می‌زنم انتظامی و نصیریان و شخصیت‌های زن فیلم‌‌ها مانند لیلا حاتمی و نیکی کریمی یا حتی هامون، خسرو شکیبایی، که شاید نزدیک‌ترین شخصیت از جنبه شوریدگی و سرگشتگی و جستجو‌گری مهرجویی باشد. می‌خواهد بگوید که من خودم هستم و حرف‌هایم را بیان می‌کنم و نیاز نیست که کسی جای من حرف بزند.   به عنوان آخرین سوال، به نظر شما چرا او از این رمان‌ها فیلم نمی‌سازد؟ ببینید، به گمان من مهرجویی نوعی نگاه اگزیستانسیالیستی در فیلم‌ها و داستان‌هایش و شخصیت خود را در موقعیت خاص و بحرانی قرار می‌دهد و با ایجاد چالش‌های عملی و فکری آنها را به کنش وا می‌دارد. رمان‌های مهرجویی بسیار سینمایی است؛ چراکه مهرجویی با درام بزرگ شده است. شما به رمان «آن رسید لعنتی»‌ نگاه کنید که چقدر سینمایی است. مهرجویی دغدغه دارد. او نمی‌تواند سکوت کند. وقتی فیلم «نارنجی‌پوشان»‌ را ساخت عده‌ای در بوق و کرنا کردند که سقوط مهرجویی، اما کسی از این طرف نگاه نمی‌کند  که آشغال و زباله همه زندگی ما را فراگرفته است و یک نفر باید این وسط سکوت را بشکند. همان‌طور که در بالا اشاره شد، عده‌ای دیگر هستند که می‌گویند مهرجویی نباید داستان بنویسد. من اگر بیایم و بخواهم عین خواست دیگران، روایت‌های مهرجویی را ساختارمند کنم که او دیگر مهرجویی نیست. من باید مهرجویی را منتشر کنم نه خودم را. قرار نیست مهرجویی برداشت من یا فلانی را از هایدگر و مارکس داشته باشد. به هر حال رمان‌های مهرجویی می‌فروشد و خاص و عام رمان‌های او را می‌خوانند. او سخت‌نویس نیست، آسان می‌نویسد و مخاطب به راحتی می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند و از طرفی قصه را گیرا تعریف می‌کند. این گیرایی را در وجه عام می‌گویم و نه رمان‌های آوانگارد و نوعی مدرنیسم کم مخاطب و پست مدرنیسم ادا اطواری. من وکیل مدافع مهرجویی نیستم اما آنچه هست را بیان می‌کنم. دغدغه‌های اجتماعی، انسانی و هستی‌شناسی در مهرجویی ثابت است و  نه او دست از سر آن‌ها بر می‌دارد و نه آن‌ها دست از سر او. انتشار آثار او را در مقام دبیر نشر به فال نیک می‌گیرم و در جایگاه منتقد و دوستدار فلسفه و جامعه‌شناسی،شاید نگاهی متفاوت داشته باشم. همین که در این وانفسای نشر آثار او را اقشار مختلف مردم در سنین مختلف می‌خوانند و آن‌ها درگیر کتاب و اندیشه می‌کند،غنیمت است. ]]> هنر Tue, 05 Mar 2019 07:35:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272794/مهرجویی-رمان-می-نویسد-کسی-جای-او-حرف-نزند-علاقه-هایدگر «آرش کمانگیر» سیاوش کسرایی با صدای شهرام ناظری منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272764/آرش-کمانگیر-سیاوش-کسرایی-صدای-شهرام-ناظری-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) محمد حسین توتونچیان (مدیرعامل شرکت فرهنگی‌هنری ققنوس و تهیه‌کننده این اثر درباره جزئیات آلبوم «آرش کمانگیر» توضیح داد: «آرش کمانگیر» یک اثر ارکسترال محسوب می‌شود که با صدای استاد شهرام ناظری و بر اساس شعری از سیاوش کسرایی توسط پژمان طاهری آهنگسازی شده است. او در تشریح مراحل تولید این آلبوم گفت: بخش ارکسترال این اثر در «کنسرت هاوس» شهر وین توسط ارکستر مجلسی اتریش و به رهبری طاها عابدیان ضبط شده است و باید اذعان داشت که با توجه به خاستگاه ارکستر، نوعی از موسیقی ارکسترال را در یک اثر ایرانی با زبان پارسی تجربه خواهید کرد که کاملاً منحصر به فرد و شنیدنی است. وی افزود: دکتر قطب‌الدین صادقی، نویسنده و کارگردان برجسته تئاتر نیز به عنوان راوی داستان، استاد شهرام ناظری و پژمان طاهری را همراهی کرده است. توتونچیان در معرفی نوازندگان این اثر گفت: پژمان طاهری، طاها عابدیان، فرهاد صفری و بابک غسالی تکنوازان آلبوم «آرش کمانگیر» هستند و غیر از تکنوازی ویولای طاها عابدیان که در وین ضبط شده است، دیگر تکنوازی‌ها و دکلمه در تهران صدابرداری شده است. مدیرعامل «ققنوس» همچنین بیان کرد: «آرش کمانگیر» هفت قطعه به نام‌های «شب»، «قصه»، «امید»، «آهنگ دگر»، «بدرود»، «آرش» و «سوگ» را شامل می‌شود و این اثر به زودی طی مراسمی شایسته رونمایی خواهد شد. ]]> هنر Mon, 04 Mar 2019 08:32:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272764/آرش-کمانگیر-سیاوش-کسرایی-صدای-شهرام-ناظری-منتشر ​مصاحبه‌های برادران کوئن منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272749/مصاحبه-های-برادران-کوئن-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومي انتشارات روزنه؛ كتاب مصاحبه‌های برادران کوئن با تدوين ویلیام رادنی آلِن و با سرويراستاري پيتر برونت؛ با ترجمه روبرت صافاريان توسط نشر روزنه منتشر شد. هادي عادل خاني طراح روي جلد و محمدعلی حیدری مجری طرح آن است. اين كتاب شامل سي گفت‌وگو با برادران کوئن است. درباره اين كتاب آمده است: در این چند ده سالی که کوئن‌ها دارند فیلم می‌سازند، ده‌ها مصاحبه با آن‌ها شده است. تعداد این مصاحبه‌ها بیش از آن است که بتوان همه‌شان را در یک مجلد گنجاند. در این مجموعه‌ی ضرورتاً گزینش شده، هدف این بوده است که هم کلّ کارنامه هنری آن‌ها پوشش داده شود و هم تروتازگی نگاه آن‌ها به فوت‌وفن فیلمسازی‌شان، منابع الهام‌شان و روش‌های همکاری دونفره‌شان. همه مصاحبه‌های مهم البته هستند: مصاحبه قدیمی درباره سودای خون توسط هال هَنسون فقید، پنج مصاحبه از مجله متنفذ پوزیتیف فرانسه، مصاحبه‌های صرف‌نظرنکردنی آن‌ها با وُگ و ... اين كتاب در 334 صفحه و با قيمت 49500 تومان توسط نشر روزنه منتشر شده است. ]]> هنر Mon, 04 Mar 2019 05:39:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272749/مصاحبه-های-برادران-کوئن-منتشر هنری ویرز، هانا آرنت و آیشمن در اورشلیم http://www.ibna.ir/fa/doc/note/272717/هنری-ویرز-هانا-آرنت-آیشمن-اورشلیم خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-ساجده سلیمی: «آیا کسی می‌تواند بی‌آن که خود شرور باشد، به اعمال شرورانه دست بزند؟» سوال بسیار بنیادین و مناقشه‌برانگیزی که ذهن کنجکاو و جست‌وجوگر هانا آرنت فیلسوف و نظریه‌پرداز آلمانی را در سال‌های دهه 70میلادی به خود درگیر کرده بود، تا جایی که غوغای گزارش‌های او و موضع‌گیری‌هایش در مواجهه با ماجرای محاکمه آدولف آیشمن یکی از افسران نظامی نازی و مسبب اصلی مرگ بسیاری از یهودیان در کوره‌های آدم‌سوزی بود، تا همین امروز از مناقشات مهم فلسفه سیاسی است. هانا آرنت خود از یهودیانی بود که در کودکی به طرز معجزه‌آسایی از کوره‌های آدم‌سوزی نازی‌ها جان سالم به در برده بود. در تمام عمر از کشوری به کشور دیگر برای حفظ جانش گریخته بود اما همه اینها باعث نشد زمانی که به عنوان گزارشگر برای مجله نیویورکر به اورشلیم و دادگاه آیشمن فرستاده شد، از طرح این مساله خودداری کند: آیا کسی می‌تواند بی‌آنکه خود شرور باشد، به اعمال شرورانه دست بزند؟ آیا آیشمن به واقع مسئول قتل عام میلیون‌ها نفر یهودی در کوره‌های آدم‌سوزی بود یا او صرفا به عنوان یک فرمانبر صرف دستورات مافوق را اجرا کرده است؟ به تازگی نمایشنامه «محاکمه اندرسون ویل» از سوی نشر نی منتشر شده است.  ماجرا دقیقا امری مشابه با محاکمه آیشمن است. محاکمه اندرسون ویل نمایشنامه‌ای است که سال لویت آن را بر اساس 900صفحه مستندات دادگاه سروان هنری ویرز نوشته است، سال لویتی که خود از سربازان جنگ جهانی دوم بود و به همین دلیل مصائب جنگ برای او ملموس بوده است. داستان خیلی مشابه است؛ در هردو ماجرا زندانیانی هستند که به کام مرگ فرستاده می‌شوند، در هردو ماجرا رئیس و زندانبانی است که به دلیل مجرم بودن در قتل عام زندانیان محاکمه می‌شود، در هردو داستان بحث اصلی چالش بر سر مقصربودن مسئول این زندانیان است و تعارض فرمانبری یا وجدان اخلاقی. محاکمه اندرسون ویل از لحاظ ساختار نمایشنامه‌ متن یکدست و درستی است و کاراکترها در آن به خوبی پرداخته شده‌اند و ترجمه خوبی هم از آن ارائه شده است. شخصیت‌های اصلی شامل چیپمن دادستان، بیکر وکیل مدافع ویرز، ویرز متهم اصلی و والاس قاضی اصلی این دادگاه است، و روند داستان بیشتر بر پایه گفت‌وشنودهای این چهار تن پیش می‌رود. دادستان چیپمن با تمام وجود سعی می‌کند با احضار شاهدان مختلف و حاضران اندرسون ویل، از ویرز چهره‌ای جانی و قسی‌القلب ارائه دهد، اما بیکر وکیل ویرز که مردی باهوش و کاربلد است با زیرکی تمام نقشه‌های او را نقش بر آب می‌کند و با تسلط بر جریانات مختلف سال‌های زندان اندرسون ویل حقایق را به نفع موکل خود نشان می‌دهد. در نهایت چیپمن وقتی نمی‌تواند با ادله جنایتکار بودن ویرز را ثابت کند بحث را به مسائل فلسفی و اخلاقی می‌کشاند، درست همین جاست که این نمایشنامه شما را به یاد ماجرای آیشمن و اورشلیم می‌اندازد.                     آیشمن در دادگاه اورشلیم نیویورکر در آن سال‌ها هانا آرنت را به اورشلیم و دادگاه آیشمن فرستاد تا او با ارائه گزارشی از جنایتکار بودن او بنویسد و به این وسیله مرهمی بر آلام خانواده‌های کشتگان جنگ شود. اما آرنت با حضور هرروزه در دادگاه‌های آیشمن کم‌کم موضوعی جدید ذهنش را مشغول کرد، اینکه آیا آیشمن واقعا یک جنایتکار است؟ او که تمام آن دستورات و جنایات را به امر مستقیم هیتلر و فرماندهان ارشد نازی داده است، او که اگر این دستورات را عملی نمی‌کرد خود کشته می‌شد؛ چقدر جنایتکار است؟ او همین طرز و تفکر گزارش را در آنچه برای نیویورکر می‌نوشت منعکس کرد و این بود که پس از انتشار این گزارش‌ها سیل انتقادات و تهدیدات به خصوص از سوی یهودیان به سمتش روانه شد و کل زندگی او را تحت تاثیر قرار داد، کار به جایی رسید که او را از تدریس در دانشگاه منع کردند و بسیاری آزار و اذیت‌های دیگر که البته باعث نشد هانا آرنت از عقیده خود برگردد، به جای آن به نوشتن کتاب‌ها و مقاله‌های مهمی در زمینه فلسفه سیاست و توتالیتاریسم پرداخت و در نهایت در سخنرانی معروفی که در دانشگاه با حضور منتقدان، دانشجویان و اساتید داشت تا حدود زیادی توانست نظریات مخالفانش را کمی ملایم‌تر کند. او در آن سخنرانی از جبر و اختیار نوع بشر گفت و اینکه آیشمن بیش از آنکه یک جنایتکار باشد یک شیطان نادان است. در نمایشنامه محاکمه اندرسون ویل نیز وکیل مدافع ویرز در بخشی از صحبت‌هایش خطاب به والاس می‌گوید:«سرهنگ، انتخاب‌ها در این دنیا دشوار هستند. این طور نیست؟ از یک سو باید از غرایز شایسته پیروی کرد و از سوی دیگر___ (به سمت راست جایگاه شاهد می‌رود) سرهنگ، اگر می‌توانید به من بگویید که بین نقش شما در این سالن و نقش ویرز در اندرسون ویل چه تفاوتی وجود دارد؟ می‌توان دید که او نیز کمابیش سیاست‌ها را به اجرا درمی‌آورده است...» که تا حدودی یادآور نظریات هانا آرنت در دفاع از آیشمن است. یکی از نقاط عطف دادگاه ویرز هنگامی است که او تصمیم می‌گیرد در جایگاه شاهد حاضر  و داوطلبانه و به شخصه با دادستان مواجه شود و از خود دفاع کند. گفت و شنودهای این دو در صحنه‌‌های پایانی نمایشنامه تعارضات بین امور اخلاقی مطرح در این ماجرا را به تصویر می‌کشد: چیپمن: ... پس با این ادعا، آقای ویرز آیا موافق هستید که اشارت‌های وجدان و ملاحظات اخلاقی برای همه انسان‌ها در اولویت قرار دارند؟ ویرز: البته من نیز مانند درگر انسان‌ها_ هنگامی که بتوانم_ از این آرمان پیروی می‌کنم. چیپمن: هنگامی که بتوانید. پس در اندرسون ویل نمی‌توانستید از ملاحظات اخلاقی پیروی کنید؟ ویرز: آنجا در حیطه مسئولیت ژنرال وایندر قرار داشت نه من!       ]]> هنر Sun, 03 Mar 2019 13:00:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/272717/هنری-ویرز-هانا-آرنت-آیشمن-اورشلیم نمایش فیلمی بر اساس «شب سمور» بهرام بیضایی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272696/نمایش-فیلمی-اساس-شب-سمور-بهرام-بیضایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط‌عمومی خانه سینما، کانون فیلم خانه سینما در برنامه آینده خود، فیلم سینمایی «خط قرمز»، ساخته مسعود کیمیایی را به نمایش می‌گذارد.  «خط قرمز» محصول۱۳۶۰و براساس نوشته «شب سمور» بهرام بیضایی و با شرکت سعید راد و‌ فریماه فرجامی ساخته شده و خسرو شکیبایی، جمشید آریا، امرالله صابری و سعید پیردوست از جمله بازیگران آن هستند. علی‌رضا زرین‌دست فیلمبرداری را بر عهده داشته و مجید انتظامی برای آن موسیقی ساخته است.    نسخه درنظرگرفته شده برای نمایش، نسخه تازه تبدیل شده و‌ دارای کیفیت بسیار خوبی است.    پس از نمایش فیلم نشستی با حضور مسعود کیمیایی، جواد طوسی و ناصر صفاریان دبیر کانون فیلم خانه سینما، برگزار خواهد شد.   این برنامه سه‌شنبه، ۱۴ اسفند، در سالن سیف‌الله داد خانه سینما، به نشانی تهران، خیابان بهار جنوبی، خیابان سمنان، شماره ۲۹ برگزار می‌شود و ورود برای تمام علاقه‌مندان، آزاد و رایگان است.     ]]> هنر Sun, 03 Mar 2019 10:09:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272696/نمایش-فیلمی-اساس-شب-سمور-بهرام-بیضایی تازه‌ترین اثر داریوش مهرجویی رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272673/تازه-ترین-اثر-داریوش-مهرجویی-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم رونمایی از تازه‌ترین رمان داریوش مهرجویی با همکاری انتشارات به‌نگار و مجله بخارا در عمارت روشنان برگزار می‌شود.   کتاب «برزخ ژوری» که انتشارات به‌نگار به تازگی چاپ و منتشر کرده است، با حضور این کارگردان، سینماگران، نویسندگان، ادیبان و اهالی رسانه برگزار خواهد شد. در این نشست شهرام اقبال‌زاده، مجتبی گلستانی و علی دهباشی به‌عنوان سخنران درباره تازه‌ترین اثر مهرجویی صحبت خواهند کرد و آقایی، مدیرمسئول نشر به‌نگار در مورد کتابفروشی جدید نشر، عمارت روشنان، توضیحات مختصری ارائه می‌دهد. سپس مراسم رونمایی و جشن امضای کتاب برگزار خواهد شد.   به نگار پیش از این هم رمان‌های «آن رسید لعنتی»، «دوخاطره: سفرنامه پاریس»، «عوج کلاب» و «سفر به سرزمین فرشتگان» را از این کارگردان روانه بازار کتاب کرده‌است. مراسم رونمایی از کتاب «برزخ ژوری» روز جمعه هفدهم اسفند از ساعت 15 تا 17 در عمارت روشنان واقع در  بلوار اندرزگو، خیابان سلیمی شمالی، خیابان امیرنوری، پلاک22 برگزار خواهد شد.       ]]> هنر Sun, 03 Mar 2019 07:36:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272673/تازه-ترین-اثر-داریوش-مهرجویی-رونمایی-می-شود «ارباب پونتیلا و برده‌اش ماتی» از شخصیتی دوگانه می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272625/ارباب-پونتیلا-برده-اش-ماتی-شخصیتی-دوگانه-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) برتولت برشت از جمله نمایشنامه‌نویسانی است که آثار زیادی از او در ایران منتشر شده است. این نویسنده شهرتی بسیار دارد و آثارش در کشورهای مختلف اجرا شده یا از روی آن‌ها فیلمی‌ ساخته‌‌اند. نمایشنامه «ارباب پونتیلا و برده‌اش ماتی» یکی از نمایشنامه‌های کمدی برتولت برشت است که در سال ۱۹۴۰ نوشته و برای اولین بار در سال ۱۹۴۸ به روی صحنه رفت. پونتیلا و ماتی از شخصیت‌های کمدی این نمایشنامه هستند. نمایشنامه «ارباب پونتیلا و برده‌اش ماتی» در عین کمدی بودن نقدی به جامعه آن زمان دارد و با زبانی طنزآمیز داستان زندگی ارباب پونتیلا را در برهه‌ای از زمان روایت می‌کند، از نوع برخورد اربابان سخن می‌گوید، رفتار برده‌ها با یکدیگر  را روایت کرده و برخورد آن‌ها با بالا دستی‌شان را بیان می‌کند.     برشت در نمایشنامه «ارباب پونتیلا و برده‌اش ماتی» به توصیف رابطه ارباب و برده‌ها در دوران فئودالی می‌پردازد و آن را به سخره می‌گیرد. در این نمایشنامه شخصیت ارباب پونتیلا شخصیتی دو گانه است. یعنی او زمانی که شرب خمر می‌کند بسیار مهربان، بخشنده، و دست و دلباز می‌شود اما زمانی که نمی‌نوشد بسیار سخت‌گیر می‌شود و هنگامی که مستی از سرش می‌‌پرد از کرده خود پشیمان شده و به جایگاه قبلی خود برمی‌گردد. همچنین پونتیلا در زمان هوشیاری با افرادی که آن‌ها را به بردگی گرفته و زندگی‌ او را سر و سامان می‌دهند به گونه‌ای غیر انسانی رفتار می‌کند.   در قسمتی ازاین نمایشنامه می‌خوانیم: «پونتیلا: فینا، من به حمام سونا می‌روم، برای آقایان یک آکواویت بیاورید و برای من یک قهوه.(به داخل حمام می‌رود) مرد مردنی: فکر می‌کنی پس از حمام  مرا استخدام می‌کند؟ ماتی: اگر هوشیار باشد و تو را ببیند،‌نه. مرد مردنی: وقتی هم که مست است که قرار داد نمی‌بندد. ماتی: ‌من به شما هشدار دادم تا قرار داد نبسته‌اید نیایید. » این نمایش‌نامه برای نخستین بار در سال ۱۳۴۷ به دست فریده لاشایی از زبان آلمانی به فارسی ترجمه شد.  نشر مروارید نمایشنامه «ارباب پونتیلا و برده‌اش ماتی» را با ترجمه شریف لنکرانی،‌ 1100 نسخه و در 146صفحه و با قیمت 21000هزارتومان منتشر کرده است.   ]]> هنر Sun, 03 Mar 2019 07:21:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272625/ارباب-پونتیلا-برده-اش-ماتی-شخصیتی-دوگانه-می-گوید آخوندزاده نخستین نمایشنامه‌نویس جهان اسلام/از مولیر تا آخوندزاده و هدایت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272455/آخوندزاده-نخستین-نمایشنامه-نویس-جهان-اسلام-مولیر-هدایت به گزارش خبر گزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «تمثیلات» شامل شش نمایشنامه و یک داستان از میرزافتحعلی آخوندزاده، با ترجمه میرزا محمدجعفر قراچه‌داغی و با مقدمه یعقوب آژند و به کوشش سلمان مفید در انتشارات مولی منتشر شده است. این چاپ از روی نسخه چاپ سنگی مطبوعه سال 1291 در تهران منتشر شده است و با چاپ 1356 انتشارات خوارزمی تفاوت‌هایی دارد که در کتاب مشخص شده است. یعقوب آژند در گفت‌و‌گو با ایبنا درباره جایگاه آخوندزاده در نمایشنامه‌نویسی فارسی می‌گوید: «آخوندزاده در جهان اسلام، نخستین کسی است که دست به نمایشنامه‌نویسی می‌زند؛ حتی پیش از ابراهیم شناسی (شینازی) در عثمانی. آخوندزاده تحت تاثیر نویسندگان و نمایشنامه‌نویسان روسیه بود. با مولیر هم آشنا بود و سعی می‌کرد که از آنها پیروی کند و نمایشنامه‌هایی با مضمون شرقی بنویسد. این شش نمایشنامه و یک داستانی که آخوندزاده نوشته، مضامینی ایرانی دارد و جامعه ایران قرن دوازدهم را از قفقاز به تصویر می‌کشد.»   میرزا فتحعلی آخوندزاده سرهنگی که به جای کارهای نظامی کارهای فرهنگی می‌کرد آخوندزاده از سال 1266 تا 1273 ق. شش نمایشنامه کمدی انتقادی و یک داستان به سبک و شیوه داستان‌نویسی جدید نوشت. داستان «حکایت یوسف شاه ( ستارگان گول خورده)» و نمایشنامه‌های «وزیرخان لنکران»، «خرس قولدور باسان»، «مرد خسیس»، «وکلای مرافعه»، «موسی ژوردان»، « ملا ابراهیم خلیل کیماگر»و «داستان یوسف شاه» که تمام این‌ها توسط میرزا محمدجعفر قراچه‌داغی به فارسی درآمده است.   آژند می‌گوید: « آخوند‌زاده به زبان ترکی می‌نوشت و به دنبال کسی بود که نوشته‌هایش را به فارسی ترجمه کند که در نهایت هم این کار، توسط قراچه‌داغی انجام گرفت که از دیوان‌سالاران قاجار بود و آخوندزاده هم در نامه‌ای به او، ترجمه را تایید می‌کند. آخوندزاده اهل آذربایجان بود و همراه عموی مادرش، آخوند ملا علی‌اصغر که مسئولیت او و مادرش را پذیرفته بود، به شکی و سپس به تفلیس می‌رود و در آنجا ماندگار  و وارد اداره نظامی روسیه می‌شود. او در نظام به مرحله سرهنگی می‌رسد هر چند که کار نظامی انجام نمی‌داد و بیشتر به  خدمات فرهنگی و ترجمه مشغول بود. اما از همان طریق مراحل نظامی را طی کرد.»   آخوندزاده در بیوگرافی خودنوشته‌اش که در این کتاب هم آمده، شروع زندگی و جدایی از پدر را این‌‌طور توصیف می‌کند: پدر من میرزا محمد تقی بن حاجی احمد که اجدادش از طوایف فرس است، در اوایل جوانی که خدای قصبه خامنه بود من اعمال تبریز. بعد از معزولی در سنه 1811 مسیحیه بعزم تجارت به ولایت شکی آمد در شهر نخو، دختر برادر آخوند حاجی علی اصغر را به حباله نکاح درآورده است. از این منکوحه‌ی او در سنه مسیحیه 1812 بوجود آمده‌ام. بعد از دو سال از این تاریخ، حاکم ولایت شکی جعفر قلی خان خویی وفات کرده است. به همین سبب غربای ایرانی که در تحت حمایت جعفرقلی خان در آن ولایت زندگانی می‌کردند، قصد معاودت به وطن نموده‌اند. پدر من نیز در سلک ایشان با زنش و فرزندش عازم قصبه خامنه شده است. بعد از چهار سال، مادر من با زن دیگر پدرم، که خامنه‌ای بوده است، براه نرفته؛ از شوهرش خواهش کرد که او را به اتفاق من به نزد عمویش آخوند حاجی علی اصغر که در محال مشکین اردبیل در مصاحبت حاکم سابق شکی، سلیم خان زندگانی می‌کرد، روانه کند. پدرم خواهش مادرم را قبول کرده، او را با من به نزد عمویش فرستاده است. من از این تاریخ از پدرم جدا شده، دیگر او را ندیده‌ام و در نزد عموی مادرم بوده‌ام در قریه هوراند از دهان قراداغ. بعد از یک سال آخوند حاج علی اصغر به تعلیم و تربیت من شروع کرده است. اول قرآن را به من یاد داد و بعد از اتمام قرآن، آهسته آهسته از کتب فارسیه و عربیه به من درس گفت. آژند همچنین درباره نمایشنامه‌های آخوند‌زاده اینگونه توضیح می‌دهد: « او تحت تاثیر نمایشنامه‌های مولیر بوده و با تکنیک نمایشنامه‌نویسی غربی آشنا شده و سعی کرده این‌ها را ایرانیزه کند.» پیوند گروه قلندران به مدرنیزم  این استاد دانشگاه درباره داستان «حکایت یوسف شاه» یا (ستارگان گول خورده) اینگونه می‌گوید: «می‌توان گفت که این داستان، اولین داستان کوتاه به معنی اخص کلمه است که توسط یک ایرانی نوشته شده است و ترجمه قراچه‌داغی، خیلی درخشان است. او از نثری استفاده کرده که بعدها مبنای ادبیات داستانی و نمایشی ما می‌شود؛ تلفیقی از نثر عامیانه و عالمانه. نثری که بعدها در ادبیات نمایشی و داستانی به دست افرادی چون هدایت به اوج رسید. در واقع جمالزاده و هدایت بیشتر تحت تاثیر این نثرها بودند.» آژند درباره موضوع این داستان می‌گوید: «در سال هفتم سلطنت شاه عباس، منجم باشی به او اعلام می‌کند که در فلان روز قمر در عقرب می‌شود و خطرناک است و باید برای بلاگردانی، سه روز از سلطنت کناره‌گیری کنی و بعد از سه روز که خطر برطرف شد، دوباره حکومت را در دست بگیری. یوسف ترکش دوز، عضو فرقه نقطویان بوده که در این دوره گرفتار می‌شود و سه روز به زور بر تخت سلطنت می‌نشیند. منتها در تاریخ گفته نشده که بعد چه بر سر او می‌آید. آخوندزاده برای نوشتن این داستان، از این روایت استفاده می‌کند. بعد از آخوند زاده در ادبیات معاصر، جلال آل احمد هم در «نون و القلم» از این داستان استفاده می‌کند و آنجا گروه قلندران را به مدرنیزم پیوند می‌زند.»   آخوندزاده در سرگذشت خود نوشته‌اش آورده است: در سنه 1857 مسیحیه از برای تغییر الف‌باء اسلام در زبان فارسی کتابچه‌ای تالیف کردم و دلایل وجوب و تغییر آن را در این کتابچه بیان نمودم  در سنه 1864 از ایمپراطور زاده افخم، جانشین قفقاس غرافروف میخائیل اجازت حاصل کرده، برای اعلان این خیال عازم اسلامبول شدم. جمیع مخارج سفر را حضرت غراندوف از خزینه مرحمت فرمود و وزیرش غروزینتشرون بایلچی روس در اسلامبول کاغذ نوشت که در باب انجام مطلب من در نزد اولیای دولت عثمانیه لازمه تقویت معمول دارد. کتابچه را در جمعیت علمیه عثمانیه بامر صدراعظم ملاحظه کردند و در هر خصوص مقبولش یافتند و تحسین نمودند ولیکن تجویز اجرایش را ندارند؛ بعلت اینکه باز برای عمل چاپ در کتاب الف‌باء به واسطه اتصال حروف در ترکیب کلمات صعوبت مشاهده می‌شد. گفتم که در این صورت باید تغییر کلی الف‌باء سابق اسلام داده شود. یعنی حروف الف‌باء اسلام نیز مانند حروف خطوط یوروپائیان باید مقطعه باشند و از  طرف دست چپ به دست راست نوشته شود و نقطه‌های بالکلیه ساقط گردند و اشکال حروف از الف‌باء لاطین انتخاب گردد و حروف مصوته کلا در پهلوی حروف صامته مرقوم شوند. خلاصه الف‌باء سیلابی، مبدل به الف‌باء آلفابتی شود.  در قبول این رای نیز علما و وزرای اسلامبول موافقت نکردند و عداوت وزیر مختار مقیم اسلامبول، میرزا حسین خان نیز نسبت به من مقوی عدم موافقت عثمانیان شد. آخوندزاده از اولین تئوریسن‌های نقد ادبی  آژند درباره آرا و اندیشه‌های آخوندزاده می‌گوید: «آخوندزاده از نظر اندیشه، در ایران آن زمان راه نداشت. چون دنیاگرای به تمام معنی بود و دوستانش مانند میرزا ملکم خان به او توصیه می‌کردند؛ که نباید به بنیان‌های مذهبی ایران حمله کنی. شاید هم به همین دلیل در تفلیس ماند. چرا که از آنجا راحت‌تر به ایران حمله می‌کرد. آخوندزاده معتقد بود که باید الفبای فارسی تغییر کند. مثل ترک‌ها که از 1918 به بعد، حروف‌شان به لاتین تبدیل شد. او جزء اولین تئوریسین‌‌های این نگاه است که در نهایت هم به جایی نمی‌رسد. اولین کسی که مساله کریتیک و نقد ادبی را  مطرح می‌کند. البته او نقد را فقط عیب‌جویی و ایرادجویی می‌داند. درحالی که نقد درست باید به حسن‌ها و عیب‌ها توجه کند. آخوندزاده چندین مقاله هم در زمینه نقد ادبی نوشته است و جزء اوان تئوریسین‌های نقد ادبی به شمار می‌رود.» این محقق و پژوهشگر در ادامه درباره تلاش‌های میرزا آقا تبریزی برای ترجمه نمایشنامه‌های آخوندزاده اینگونه توضیح می‌دهد: «میرزا آقا تبریزی در ایران مترجم فرانسه بود و در دیوان قاجاری کار می‌کرد. بعدها که به سفارت استانبول رفت، نمایشنامه‌های آخوندزاده به دستش رسید و می‌خواست آنها را ترجمه کند. اما بعد، تحت تاثیر کارهای آخوندزاده، به فارسی نمایشنامه می‌نویسد. نمایشنامه‌های تبریزی بیشتر به داستان نزدیک است. او در نامه‌ای نظر آخوندزاده را جویا می‌شود و او هم نقدش می‌کند. بعدها همین نمایشنامه‌های میرزاآقا تبریزی به نام میرزا ملکم خان در کتابخانه کاویانی برلین منتشر می‌شود. در دهه 40، توسط یکی از محققان باکو شناسایی می‌شود و مشخص می‌شود که میرزا ملکم خان، اصلا نمایشنامه‌نویس نبوده است. اما آخوندزاده با تکنیک نمایشنامه‌نویسی آشنا بود. مضامین آثارش ایرانی بودند. درون مایه‌ای از خسیس مولیر در میرزا ابراهیم خلیل کیمیاگر دیده می‌شود. اما آخوندزاده سعی می‌کند که با ابزار نمایش به انتقاد سیاسی و اجتماعی بپردازد. او مسائل مربوط به عقب‌ماندگی جامعه را زیر تیغ نقد می‌کشید.» بهتر از این نمی‌توان ترجمه کرد! که در نهایت هم آثار آخوندزاده توسط میرزا جعفر قراچه داغی به فارسی ترجمه می‌شود و آخوندزاده هم در نامه‌ای به او، ترجمه را تایید می‌کند این نامه در ضمیمه کتاب تمثیلات منتشر شده است؛ « آفرین. آفرین. صد آفرین به قلم مشکین رقم شما. ملا ابراهیم خلیل را بسیار بسیار مطابق و مرغوب ترجمه کرده‌اید و از اصل نسخه ترکیه عدول ننموده‌اید. شرط عمده این است که در ترجمه به عبارات اصل نسخه نه چیزی زائد شود و نه چیزی از آن‌ها ناقص گردد. بهتر از این نمی‌توان ترجمه کرد.» صحنه‌ای از نمایش سرگذشت وزیرخان لنکران آژند درباره نقش نمایشنامه در پیوند با تجددگرایی معتقد است: «تماشاخانه‌هایی ایجاد شده بود و نمایشنامه‌ها درش اجرا می‌شدند و نمایش در تجدد ایران نقش عمده‌ای دارد. البته از زمان‌های کهن، نمایش‌های سنتی مثل تقلید و تعزیه و روحوضی بوده، اما نمایش به شیوه غربی از دوره قاجار شروع می‌شود که نخستین کسی هم که در جهان اسلام، تحت تاثیر اروپاییان نمایشنامه نوشت، آخوندزاده بود. از کسانی که آثار اروپایی‌ها را ترجمه می‌کنند می‌توان به اعتمادالسلطنه و علی اکبر مزین‌الدوله اشاره کرد. سپس در دارالفنون هم تماشاخانه‌ای تاسیس شد. اما درکل می‌توان گفت که تاثیرگذاری اجرا و تئاتر از متن خیلی بیشتر است. از دهه 20 و 40 هم سینما پیشتاز بود. اما پیش از آن نمایشنامه‌نویسانی مثل حسن مقدم با نمایشنامه «جعفرخان از فرنگ آمده»، و ذبیح‌الله بهروز با «جیجک علیشاه» که کاملا مضامین ایرانی دارند، ظهور کردند.»   کتاب تمثیلات، در شمارگان 1100 نسخه و با قیمت 45هزار تومان برای نخستین بار در سال 1397، توسط انتشارات مولی منتشر شده است.   ]]> هنر Sat, 02 Mar 2019 04:21:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272455/آخوندزاده-نخستین-نمایشنامه-نویس-جهان-اسلام-مولیر-هدایت رهگذر: اسطوره‌های ایرانی را در جریان صنعت سرگرمی فراموش نکنیم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272582/رهگذر-اسطوره-های-ایرانی-جریان-صنعت-سرگرمی-فراموش-نکنیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)  به نقل از روابط عمومی استودیو هورخش، مراسم رونمایی از نخستین جلد رمان گرافیکی «ارشیا» از سری رمان‌های گرافیکی انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» به نویسندگی و کارگردانی اشکان رهگذر و تولید شده در استودیو هورخش با حضور اشکان رهگذر، نویسنده، رسول رضایی‌جو، طراح، زهرا نجفی، ویراستار، طراح گرافیک، ملیحه بیدکی فلیان، علی قربانی مدیر تولید، نفیسه مقدم‌پور مدیر اجرایی و جمعی از علاقه‌مندان عصر روز چهارشنبه 8 اسفندماه ساعت 17 در  کتابفروشی بزرگسال باغ کتاب رونمایی شد. در ابتدای این مراسم تیزری از سری جدید رمان‌های گرافیکی «ارشیا» پخش شد. سپس سورنا علیزاده از نقالان کودک به اجرای بخشی از شاهنامه پرداخت.   اشکان رهگذر، موسس استودیو هورخش که نویسندگی «ارشیا» را بر عهده دارد درباره چگونگی به وجود آمدن این شخصیت گفت: «ارشیا» شخصیتی است که در انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» شکل گرفت. انیمیشنی که در آخرین حضورش در جشنواره‌ها موفق به کسب سیمرغ بهترین انیمیشن شد. این شخصیت از گفتمانی که بین همکاران در هنگام نگارش فیلم‌نامه به وجود آمده بود، شکل گرفت. چون ما نیاز به حضور شخصیت خاکستری داشتیم که بتواند زمینه‌های دراماتیکی قصه را ایجاد کند و در بخشی از فیلم‌نامه منطق آن را به وجود آورد. او تاکید کرد: شخصیت ارشیا آرام آرام شکل گرفت و گسترش پیدا کرد. بخش‌هایی از زندگی این شخصیت در فیلم و فیلم‌نامه بود که مجبور شدیم آن را خارج کنیم و همین دستمایه ایده این کتاب شد. در واقع ارشیا از این اندیشه به وجود آمد که ما نیازمند اساطیر نوین در صنعت سرگرمی هستیم. رهگذر با اشاره به اینکه شاهنامه منبع اصلی اقتباس‌های سینمایی و نوشتاری آثار هورخش بوده‌اند توضیح داد: ما از شاهنامه برای خلق آثارمان استفاده کردیم اما این داستان‌ها باید برای مدیوم‌های مختلف جذاب می‌شد. متاسفانه ما در حوزه استفاده از اساطیر در صنعت سرگرمی بسیار عقب هستیم. بیشتر کارهایی که انجام شده، نمود عین‌به‌عین شخصیت‌هایی مانند رستم در آثارمان است. در حالی که کشورهایی که نه عقبه تاریخی و نه اسطوره‌های ما را دارند، مانند آمریکا به سرعت ساختار اسطوره را تئوریزه کرده‌اند و با استفاده از آن اساطیر جدید را به وجود آورده‌اند.   نویسنده «ارشیا» ادامه داد: جوزف کمبل، نویسنده‌ای‌ست که روی این موضوع بسیار کار کرده و یافته‌های خودش را در اختیار شخصیت‌هایی مانند جورج لوکاس و استن‌لی قرار داده است تا اسطوره‌ها را بشناسند و قهرمانان جدید بر اساس آن خلق کنند. او با بیان اینکه شخصیت «ارشیا» در شاهنامه وجود خارجی ندارد گفت: این مقدمه را گفتم تا منطق به وجود آمدن شخصیتی را توضیح دهم که به شاهنامه تکیه دارد اما وجود خارجی ندارد. حتی در رمان گرافیکی «ارشیا» دیوی به نام «ساوول» وجود دارد که یکی از دیوهای کماله در مزدایسیم است و درباره این دیو در کتاب مقدس وندیداد توضیحات مختصری داده شده است. هرچند که هیچ‌کدام از واکنش‌های این دیو در کتاب «ارشیا» در وندیداد نیست. رهگذر با تاکید بر لزوم توجه نوجوانان و جوانان به شاهنامه عنوان کرد: اما همین اقتباس‌ها کمک می‌کند تا زمینه‌ای برای علاقه‌مندی و آشنایی نوجوانان و جوانان با گذشته‌ خودشان فراهم شود. شاید که در آینده و در سنین بالاتر آن‌ها را واکاوی کنند. او با اشاره به اینکه رمان گرافیکی «ارشیا» پنجمین رمان گرافیکی استودیو هورخش است گفت: نیاز به اسطوره و قهرمان، از نیاز بالاتری نشات می‌گیرد. نوجوانان و جوانان ما به الگوهایی در جامعه نیاز دارند. شما نمی‌توانید یک نوجوان یا خردسال را از الگو قراردادن مردعنکبوتی منصرف کنید، اگر قهرمان‌سازی وطنی انجام ندهید. در آن صورت بچه‌های شما با همان الگوها بزرگ می‌شوند و این موضوع تاثیرگذار است. رهگذر ادامه داد: مثلا فکر می‌کنم همه بچه‌های دهه شصت ایران کمی افسردگی در خودشان دارند. چون با انیمیشن‌های اروپای شرقی که «تاریک/دارک» بودند بزرگ شدند. حتی انیمیشن‌های آن موقع که از مکتب انیمه در ایران پخش می‌شد هم این نگاه را در خودش داشت. بنابراین این نیاز وجود دارد تا بچه‌های امروز بتوانند آینده بهتری داشته باشند و با استانداردهای خودشان زندگی کنند. ما ناگذیر هستیم تا با همین قدم‌های کوچک، کم‌کم شخصیت‌های اسطوره‌ای و فرهنگی خودمان را به خانه‌ نوجوانان بیاوریم. امیدوارم این مسیر ادامه پیدا کند.   بعد از سخنرانی اشکان رهگذر، جشن امضای رمان گرافیکی «ارشیا» برگزار شد. رمان مصور «ارشیا» که برگرفته از شخصیت ارشیا، وزیر دربار جمشید شاه است قصه دوران نوجوانی این شخصیت را روایت می‌کند. شخصیتی که پرویز پرستویی صداپیشگی آن را در انیمیشن «آخرین داستان» برعهده دارد. این انیمیشن به تازگی در سی‌وهفتمین جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت سیمرغ بلورین انیمیشن شده است. ]]> هنر Thu, 28 Feb 2019 17:05:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272582/رهگذر-اسطوره-های-ایرانی-جریان-صنعت-سرگرمی-فراموش-نکنیم خشایار الوند درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272568/خشایار-الوند-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، خشایار الوند در کارنامه خود نوشتن چندین فیلم نامه سینمایی و تلویزیونی را در کارنامه خود داشت.  الوند، کار در سینما را از سال ۱۳۶۳ با مشاغلی مانند دستیاری و برنامه‌ریزی فیلم شروع کرد و بعد از آن به نگارش فیلمنامه پرداخت و فیلمنامه‌های «مزاحم» و «برگ برنده» را نوشت. همچنین او به همراه فرهاد توحیدی به عنوان نویسنده فیلمنامه در مجموعه «دایره تردید» که از کار‌های تلویزیونی بود، شرکت داشت. فیلم‌های تلویزیونی اعتراف، شاهد و قسمت‌هایی از مجموعه کمربند‌ها را ببندیم نیز از جمله فعالیت‌های او در زمینه نویسندگی است. او همچنین همکاری زیادی با مهران مدیری داشته است. الوند در سریال های «نقطه چین»، «شبهای برره»، «باغ مظفر»، «مرد هزار چهره»، «مرد دو هزار چهره» و «قهوه تلخ» که همگی به کارگردانی مهران مدیری تولیده شده اند، یکی از اصلی ترین نویسندگان بود. این هنرمند، صبح امروز بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت. درگذشت ناگهانی این هنرمند ۵۱ ساله که این روز‌ها درگیر نگارش اپیزود سینمایی پایتخت برای نوروز ۹۸ بود، هنرمندان بسیاری را در بهت و ناراحتی فرو برد. ]]> هنر Thu, 28 Feb 2019 05:51:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272568/خشایار-الوند-درگذشت برگزیده تئاتر فجر در بازار کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272507/برگزیده-تئاتر-فجر-بازار-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سه نمایشنامه «تاریخ مردم کوچه و بازار فرانسه در قرن ۱۸»، «پروانه الجزایری» و «استرالیا» که به ترتیب در دوره‌های سی‌و‌چهارم تا سی‌و‌ششم فجر، در بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی برگزیده شده بودند، توسط نشر ورا منتشر شد. این کتاب با نام «استرالیا و دو نمایشنامه دیگر» در یک جلد و ۲۹۵ صفحه به چاپ رسیده است. نمایشنامه «پروانه الجزایری» در سی‌و‌هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی فجر که چهارم اسفند به کار خود پایان داد نیز حائز تندیس بهترین نمایشنامه از بخش مسابقه صحنه تئاتر ایران شد. همچنین نمایشنامه «استرالیا» در این دوره از جشنواره تئاتر فجر توسط گروه‌هایی از اصفهان و بیجار به صحنه رفته بود. ]]> هنر Wed, 27 Feb 2019 05:51:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272507/برگزیده-تئاتر-فجر-بازار-کتاب تئاتر ایران تا حد زیادی در حالت کما قرار گرفته است/نمایش‌های مامت لایه به لایه است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272297/تئاتر-ایران-حد-زیادی-حالت-کما-قرار-گرفته-نمایش-های-مامت-لایه فیض شریفی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره کتاب «مجموعه نمایشنامه‌های من و مامت» که به تازگی منتشر شده است، گفت: این مجموعه نمایشنامه‌ شامل هفت کتاب نمایشنامه بوده که در یک کتاب 430 صفحه‌ای گنجانده شده است. در کتاب «مجموعه نمایشنامه‌های من و مامت» مقدمه‌ای درباره درام دارد و 6 فصل که شامل «آناکارنینا و چند نمایشنامه» و دو نمایشنامه از دیوید مامت نمایشنامه‌نویس و فیلمنامه‌نویس معاصر آمریکایی که ترجمه و بومی شده و با کمی دخل و تصرف در این کتاب منتشر شد. البته یکی از نمایشنامه‌های دیوید مامت به نام «زندگی می‌لرزد» پیش از این اجرا شده که خود من نیز بازیگر آن بودم یعنی قابل اجراست. وی در باره نمایشنامه دیگر این مجموعه بیان کرد: نمایشنامه «می‌خواهم با بعضی‌ها فرار کنم» شامل سری نمایشنامه‌هایی است که می‌توان در 10 یا 20دقیقه اجرا کرد. این سری نمایشنامه‌ها به هم پیوسته هستند؛ ممکن است هر کارگردانی بتواند این نمایشنامه‌های به هم پیوسته را در پنج پرده یا سه پرده اجرا کند و این به ابتکار کارگردان مربوط است. او در ادامه گفت: یکی دیگر از نمایشنامه‌های این کتاب، «انگشت ششم» است که اقتباسی از داستان «نمازخانه کوچک من» نوشته هوشنگ گلشیری است. کتاب بعدی نمایشنامه «ناتمام» است که شامل مجموعه‌ای از نمایشنامه‌های بلند و کوتاه است. در مجموع این کتاب پنج نمایشنامه بلند دارد و باقی، نمایشنامه‌های کوتاه هستند. شریفی درباره دیدگاه‌ مامت اظهار کرد: این نمایشنامه‌ها را بر اساس نظریه دیوید مامت نوشتم. معمولا نمایشنامه‌های مامت آش در هم جوش خوشمزه‌ای است از فلسفه، ‌عشق، عقل و تم‌هایی از این قبیل دارد. او با نگاهی خاص به جهان می‌نگرد. برخی از کارهای او در ایران ترجمه شده است اما به سختی مورد استقبال قرار می‌گیرد به این دلیل که هنوز نمایشنامه‌های مامت با ذهنیت و تفکر تماشاگر ایرانی هماهنگ نشده است؛ چون تماشاگر ایرانی بیشتر نمایشنامه‌های رئال و رمانتیک را می‌پسندد و نمایشنامه‌های مامت معمولا کوتاه و فلسفی است. وی درباره سخت بودن نمایشنامه‌های مامت بیان کرد: حتی گاهی ممکن است شخصی 10 بار برای دیدن نمایشی به نویسندگی او برود ولی باز هم مطلب داشته باشد که بتوان درباره آن حرف زد. درواقع می‌توان گفت آثار او لایه به لایه است. از این جهت ممکن است یک تماشاگر عادی و از طبقه متوسط نتواند با آن مانوس شود اما افراد نخبه بیشتر به آثار او رجوع می‌کنند. تماشاگران اروپایی و آمریکایی که از طبقه نخبه هستند علاقه‌مند به کارهای مامت هستند. مولف کتاب زندگی و شعرهای «فریدون توللی» درباره دلیل دخل و تصرف در دو نمایشنامه‌ دیوید مامت که در این کتاب گنجانده است گفت:‌ به عنوان مثال نمایشنامه «قاشق چایی دم کنی»، درباره دو قاشق به هم چسبیده است. ممکن است یک نفر  بارها این نمایشنامه را بخواند متوجه مضمون آن نشود. این دو قاشق زوجی هستند که به هم علاقه‌مندند. این شاعر گفت:‌ در قسمتی که این دو چای می‌نوشند و باهم صحبت می‌کنند بعد از مدتی یکی از آن دو می‌گوید چایی می‌خوری، مرد می‌گوید نه قهوه می‌خورم. این نشان می‌دهد که روابط این دو دچار چالش شده است. یعنی نمادها و نشانه‌هایی است که این نمایشنامه‌نویس روی این نمادها کار می‌کند و پیدا کردن این لایه‌ها به راحتی امکان‌پذیر نیست به این دلیل من مجبور شدم کمی این نمایشنامه را توسعه دهم؛ یعنی آن را دستکاری کردم که نمایشنامه‌خوان یا تماشاگر ایرانی راحت‌تر بتواند متوجه مفهوم آثار مامت شود و آن را درک کند. وی در ادامه اظهار کرد: چون بار اولی که این نمایشنامه عین مطلب ترجمه شد برای دوستانی که در دانشکده تدریس می‌کردند خواندم؛ اکثرا مفهوم آن را درک نکردند اما زمانی که بار دیگر آن را بازسازی کردم دریافت موضوع برایشان راحت‌تر بود؛ البته برای انجام این کار مجبور شدم تمام کتاب‌های مامت را که به زبان فارسی ترجمه شده است بخوانم و با فضای ذهنی او  آشنا شوم تا بدانم او چه می‌خواهد بگوید و مقصودش از مطالبی که بیان کرده است چیست؟ نویسنده کتاب «عاشقانه‌های شمس لنگرودی» درباره علت دیگر تغییر در نمایشنامه‌های مامت گفت: یکی از موارد دیگر این است که در یکی دیگر از نمایشنامه‌ها نگاه مامت را درباره بازیگری و تئاتر بین دو تا از اشخاص نمایش گنجاندم. نگاه او درباره بازیگری متفاوت است؛ یعنی با شیوه بازیگری که در دانشگاه‌ها و موسسه‌های تئاتری تدریس می‌شود معمولا یکسان نیست. مامت معتقد است بازیگری را نمی‌توان درس داد، بازیگری هنر است. از کشمکش‌ها و کنش‌های تندی که در نمایشنامه‌ها وجود دارد فرار می‌کند و نمایشنامه‌هایش نرم است. در صحبت‌ها واکنش‌ها، ‌طرح و  بحران اوج دارد و معمولا به سرانجامی نمی‌رسد و نمایشنامه‌هایش مانند زندگی است؛ چون مامت برای یک تماشگر ایرانی شناخته شده نیست و باید به اندازه کافی کارهایش را خوانده و دیده باشی تا بتوانی نمایشنامه او را درک کنی. من مجبور شدم دخل و تصرفی در کارهای او انجام دهم.   این شاعر همچنین درباره اقتباس از داستان «نمازخانه کوچک من» اثر گلشیری اظهار کرد: به یاد دارم با گلشیری در دانشکده ادبیات و هنرهای زیبا در سال‌های 56 آشنا شدم. دانشجو بودم که کتاب «نمازخانه کوچک من» سال 54 منتشر شد، در آن زمان ساواک این کتاب را جمع کرده بود. سال 56 به کلاس‌های او که استاد افتخاری بود و درس می‌داد می‌رفتم، هرچه این داستان را می‌خواندم متوجه نمی‌شدم که گلشیری چه می‌گوید. داستان «نمازخانه کوچک من» درباره شخصی است که شش انگشت دارد و معمولا این انگشت را به اشکال مختلف مخفی می‌کند و همیشه جوراب پا می‌کند که کسی آن را نبیند. نویسنده کتاب «سیمین بهبهانی» درباره علت انتخاب این داستان گفت: نمی‌دانم من سوال کردم یا گلشیری توضیح داد که مقصودش همان مسئله‌ای است که شاه در رابطه با حزب رستاخیز اعلام کرد و گفت هرکسی این حزب را نمی‌خواهد پاسپورت به او می‌دهیم که به اروپا برود. این انگشت ششمی که روی آن سرپوش می‌گذارد تفکر اوست که نمی‌خواهد بروز بدهد، می‌ترسد بیان کند و دچار دردسر شود. این نوعی از آثار گلشیری است که به شیوه‌ای کافکایی می‌نوشت و در فضای نمایشنامه‌های مامت نیز قرار دارد. یعنی شما باید مدت طولانی با متن درگیر شوی و آن را بخوانی تا اطلاعات بیشتری دریافت کنی و برداشت خود را از آن بدست بیاوری. به این دلیل این داستان گلشیری را که به شیوه مامت بود در این کتاب گنجاندم و به صورت نمایشنامه نوشتم. البته با زبان و نثر خودش آن را توسعه دادم وگرنه داستان کوتاهی است. البته پیش از این نیز این نمایشنامه در مجله «جامه‌دران» منتشر شده بود. شریفی درباره تئاتر شاعرانه که در مقدمه کتاب «مجموعه نمایشنامه‌های من و مامت» به آن اشاره کرد گفت: واقعیت این است که تئاتر ایران تا حد زیادی در حالت کما قرار گرفته است. با احترام زیادی که برای افردا این حوزه قائلم معتقدم که معمولا اگر بخواهند لحن‌ها را استخراج کنند باید انواع لحن‌ها را بشناسند. یعنی ما بعد از غلامحسین ساعدی، اکبر رادی، بهرام بیضایی افراد برجسته دیگری نداریم؛ کوهستانی، چرم‌شیر، نعلبندیان و استادمحمد که در حوزه نمایشنامه‌نویسی کار کردند قابل احترام‌اند و بعد از این‌ افراد خلائی در نمایشنامه‌نویسی ایجاد شد است. او درباره علت نبود نمایشنامه‌نویس خوب اظهار کرد: به این دلیل که کارگدانان ما هنوز برای اجرا سراغ نمایشنامه‌نویسانی چون پینتر، برشت، شکسپیر می‌روند و معمولا نوشته‌هایشان با شعر و ادب آمیخته نیست. یعنی کلام ادیبانه از دهان حتی یک شاعر هم بیرون نمی‌آید. عمده این نمایشنامه‌هایی که من نوشتم دو شخصیت فرهیخته‌ دارد که از زندگی خود و چالش‌های آن صحبت می‌کنند. وی همچنین افزود:‌ من شعر را در این نمایشنامه‌ها تخمیر کردم. در بسیاری از مواقع شعر کوتاهی را در دیالوگ قرار دادم و به نظر من این تاثیر نمایشنامه را بیشتر می‌کند. شاید مثلا من در یکی از نمایشنامه‌هایم مانند «سنت» حدودا یک دفتر شعر آوردم بدون این که تماشاگر متوجه شود این شعر است که به صورت دیالوگ بیان می‌شود. این شاعر درباره علت گنجاندن شعر در نمایشنامه‌ها بیان کرد: این قبیل کارها در ادبیات نمایشی ما چندان دیده نمی‌شود و من چون به دنبال آن رفتم و چیزی پیدا نکردم مجبور شدم و علاقه‌مند بودم این کار را انجام دهم.  چون من در دهه 60 حدودا سه نمایشنامه را هم کارگردانی کردم و هم نوشتم و بعد از مدت‌ها که به کار نقد شعر روی آوردم و شعرهای زمان را بیرون آوردم؛ احساس کردم در زمینه نمایشنامه نیز باید کارهایی انجام شود به این دلیل این کتاب قطور را منتشر کردم. او همچنین درباره کتاب جدیدش «منافسات شاعران» اظهار کرد: منافسات یعنی چشم و هم چشمی و رقابت‌. رقابت شاعران ایران؛ این کتاب به نصرت رحمانی و معاصرانش مربوط است. یعنی نصرت رحمانی در مرکز کار این کتاب قرار گرفته است. نظریات و خاطرات او به عنوان مثال خاطرات رحمانی با نیما، شاملو، هدایت، سهراب سپهری، منوچهر آتشی، فروغ، اخوان، نادرپور، یدالله رویایی، براهنی، صادق چوبک، آل احمد، محمود استادمحمد و بسیار از شاعران و روشنفکران دیگر دارد را نقل کردم. شریفی در ادامه گفت: این صحبت‌ها را نقد و بررسی و مطرح کردم که ادبیات ایران چگونه شکل گرفته است. معمولا ادبیات معاصر ما از کافه‌هایی مانند کافه نادری و کافه فیروز که پایه‌گذارش هدایت بود ایجاد شد. زمانی که گروه رَبعه شکل گرفت چهار نفر بودند و بجای این که بگویند اربعه می‌گفتند ربعه. این چهار نفر شامل مسعود فرزاد، بزرگ علوی و مصطفی مینوی بودند که بعد به تبعیت از ادبیاتی که از فرانسه آمد و کافه‌ای بود و ژان پل‌سارتر و سیمون دوبوار و امثال این‌ها در کافه با یکدیگر آشنا شدند، هدایت هم این روش را به ایران آورد. افرادی که به کافه‌ها می‌آمدند که برخی از شهرستان‌ها بودند در این مکان‌ بایکدیگر آشنا می‌شدند مانند منوچهر آتشی و شاعران دیگر. این افراد در کافه فیروز و کافه نادری جمع می‌شدند و همدیگر را ملاقات می‌کردند، کتاب‌ها و شعرهایشان را برای هم می‌خواندند. وی همچنین بیان کرد:‌ تمام نقدها و نظریاتی که از این کافه‌ها بیرون آمده و صحبت‌هایی که شاعران درباره یکدیگر انجام داده‌اند من در کتاب «منافسات شاعران» آورده‌ام. یعنی زمانی که مجموعه «شعر زمان ما» را نوشتم نظریات شاعران و منتقدان درباره یکدیگر را در یک دفتر نوشتم و فکر می‌کردم براساس اصول نقد نیست اما به این نتیجه رسیدم که چندان هم بد نیست. فیض شریفی در پایان گفت:‌ به عنوان مثال اگر اخوان درباره سپهری یا نیما درباره توللی، نادرپور و ابتهاج صحبت می‌کند آیا این گفته‌ها بر اساس نقد پایه‌ریزی شده یا صحبت‌هایی است که مثلا شخص از دوستش ناراحت است،‌ حس رقابت با او را دارد یا نگاه زیبایی‌شناسی‌شان با یکدیگر متفاوت پس یکدیگر را نقد می‌کنند! به این دلیل نظریات شاعران درباره همدیگر را در این کتاب جمع‌آوری کردم و نام او را گذاشتم «منافسات شاعران» که 190 صفحه است و انتشارات سیب سرخ آن را منتشر کرده است. انتشارات سیب سرخ کتاب «مجموعه نمایشنامه‌های من و مامت» اثر فیض شریفی را در 430 صفحه، 700 نسخه و با قیمت 52000 تومان منتشر کرده است.     ]]> هنر Wed, 27 Feb 2019 04:29:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/272297/تئاتر-ایران-حد-زیادی-حالت-کما-قرار-گرفته-نمایش-های-مامت-لایه آیین اختتامیه بخش ملی سومین جشنواره خصوصی تئاتر عنوان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272462/آیین-اختتامیه-بخش-ملی-سومین-جشنواره-خصوصی-تئاتر-عنوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در این مراسم نفرات برگزیده جایزه با حضور سیروس ابراهیم‌زاده و جایزه نادعلی همدانی تجلیل خواهند شد. 8 نمایشنامه‌نویس و مترجم نمایشنامه در این مراسم هدایای خود را دریافت خواهند کرد. داوری این دو بخش توسط آرش عباسی، مهدی نصیری، جهانشیر یاراحمدی، اصغر نوری و آیدین فرنگی انجام شده است.  همچنین در آیین پایانی سومین جشنواره خصوصی تئاتر عنوان، از سه نمایشنامه برگزیده دوره دوم این رویداد که توسط نشر عنوان منتشر شده است؛ رونمایی می‌شود. سخنرانی سیروس ابراهیم‌زاده و  مهدی نصیری از دیگر برنامه‌های آیین اختتامیه جشنواره عنوان است که روز شنبه یازدهم اسفند ساعت 5عصر در تالار ناصرخسرو برگزار خواهد شد. گفتنی است جشنواره خصوصی تئاتر عنوان یک رویداد مستقل هنری است که با حمایت نهادهای مردمی و بخش خصوصی و با دبیری محمدباقر نباتی مقدم برگزار می‌شود.           ]]> هنر Tue, 26 Feb 2019 08:22:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272462/آیین-اختتامیه-بخش-ملی-سومین-جشنواره-خصوصی-تئاتر-عنوان «مدیر مدرسه» و «پنج داستان» نقد می‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272368/مدیر-مدرسه-پنج-داستان-نقد-می-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) هفتاد‌و‌یکمین نشست «ترنم قلم» همراه با نشست نقد و بررسی شیوه نگارش جلال آل احمد برگزار می‌شود. نشست نقد و بررسی شیوه نگارش جلال آل‌احمد با حضور حسن میرعابدینی، محمدرضا اصلانی و محمدرضا گودرزی برگزار می‌شود. در این نشست دو اثر جلال آل‌احمد یعنی «مدیر مدرسه» و «پنج داستان» مورد نقد و تحلیل قرار می‌گیرند. نشست نقد و بررسی شیوه نگارش جلال آل احمد، روز سه‌شنبه ۷ اسفند ماه ساعت ۱۷ در فرهنگسرای گلستان واقع در نارمک، میدان هلال احمر، خیابان گلستان برگزار می‌شود. حضور علاقه‌مندان در این برنامه برای عموم آزاد است. ]]> هنر Mon, 25 Feb 2019 04:39:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272368/مدیر-مدرسه-پنج-داستان-نقد-می-شوند دهقان: اگر نوشته‌ای نداشته باشیم هیچ تمدنی وجود نخواهد داشت/ شاهسواری: دانش و دانایی حرف آخر را می‌زند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272389/دهقان-اگر-نوشته-ای-نداشته-باشیم-هیچ-تمدنی-وجود-نخواهد-شاهسواری-دانش-دانایی-حرف-آخر-می-زند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عصر امروز یکشنبه پنجم اسفند ماه هشتمین جشن کتاب سال سینمای ایران با دبیری خسرو دهقان در تالار سیف اله داد خانه سینما برگزار شد و برگزیدگان این جشن اعلام شدند. در ابتدای این جشن خسرو دهقان دبیر هشتمین دوره جشن کتاب سال سینما ضمن تشکر و قدردانی گفت: برخلاف افرادی که تا تریبونی به دست می‌آورند شکوه می‌کنند من می‌خواهم شکرانه به جا آورم، خدا را به دلیل بسیاری از اتفاقات و زنده بودنم شکر کنم. وی همچنین بیان کرد: تمام ارتباطی که ما بایکدیگر داریم بر اساس مکتوبات است. اگر مکتوبی وجود نداشته باشد هیچ مناسباتی با یکدیگر نداریم. اگر نوشته‌ای نداشته باشیم به حیوانات ما قبل تاریخ بدل می‌شویم و هیچ تمدنی وجود نخواهد داشت. هر نوع ارتباطی که در حال حاضر داریم بر اساس ادبیات و نوشته است. او همچنین درباره کتابچه‌ای که به صورت مختصر هشت دوره جایزه کتاب سال را روایت کرده است گفت: این کتابچه را آماده کردیم تا قدم اولی باشد برای این که سوابق هشت ساله جشن کتاب سینما را از نظر گذرانده و دوستان زیادی که برای آن زحمت کشیدند تشکر کنیم.   خسرو دهقان   در این قسمت از مراسم کلیپی از روند داوری پخش شد و در این کلیپ داوران و برخی از هنرمندان نظرات خود را در حوزه جشن کتاب سال سینما و پژوهش سینمایی بیان کردند.   در ادامه منوچهر شاهسواری مدیر عامل خانه سینما بیان کرد: جشن کتاب خانه سینما جشن کتاب‌ها و آثار ادبیات سینمایی است؛ خانه سینما وجه حقوقی‌اش را برعهده دارد و یک وجه تالیفی نیز دارد که بر عهده کسانی است که ما تلاش می‌کنیم هم سپاسگزارشان باشیم و هم به وسع خودمان قدردانشان باشیم.   او در ادامه افزود: تفاوت عجیبی که بین جشن کتاب سینما با سایر جشن‌ها وجود دارد این است که در هر جشنواره صدها حاشیه درست و نادرست، تقاضای معقول و غیر معقول دارند. حداقل در این چند سالی که من به طور مستقیم درگیر جشن کتاب سال سینما بودم نویسنده، مترجم و نظریه پردازی ندیدم که به آنچه به عنوان جایزه در این جشن اهدا شده اعتراض کند چرا که او بهتر می‌داند در این جا قدردان فضای عمومی هستیم که اهل کتاب برای ما مهیا می‌کنند. مدیر عامل خانه سینما اظهار کرد: در روزگاری قرار گرفتیم که افراد با بودن و قوی بودنشان سرنوشت فضای عمومی جامعه را ترسیم می‌کنند؛ خود را از دیگران متمایز می‌کنند. همه این بودن‌ها و داشتن‌ها چاره‌ای ندارند جز این که سر تعظیم فروآورند زیرا دانش و دانایی حرف آخر را می‌زند. این که جشن کتاب بدون حاشیه، بی تلاش، تلفن و پیامک برگزار می‌شود بسیار دلپذیر است. وی در پایان سخنانش گفت: سینمای ایران بدون دانش و اعتراف به کم دانشی راه به جایی نمی‌برد. به زعم خودم فکر می‌کنم سینمای ایران با دانش و البته خلاقیت که عنصر ثابت هر امری است موفق خواهد شد. اگر دانش به خلاقیت مصلح نشود نتیجه‌ مطلوبی نخواهد داشت.   منوچهر شاهسواری   سید حسن حسینی از داوران هشتمین دوره جشن کتاب سال سینمای ایران بیانیه هیات داوران را خواند و بیان کرد: در سال گذشته 316 عنوان کتاب سینمایی منتشر شده که از این تعداد 72 عنوان برای دبیر خانه ارسال شد. در ادامه مراسم مهرزاد دانش مدیرکل دفتر امور چاپ و نشر معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن بیان روند انتخاب، خرید و اهدای کتاب به کتابخانه‌ها اظهار کرد: خوشحالم در محفلی حضور دارم که از دو پدیده دوست داشتنی به نام کتاب و سینما نام برده می‌شود. وی همچنین گفت: طی صحبت‌هایی که با خانه سینما و دبیر جشنواره انجام شد بناست تا در جهت حمایت از آثار برتر حوزه ادبیات سینمایی کشور، در هشتمین دوره اهدای جایزه کتاب سال سینمایی ایران، 200 نسخه از کتاب‌های نامزد شده و 300 نسخه از کتاب‌های برندگان نهایی این رویداد خریداری ‌شود و به کتابخانه‌ها اهدا ‌شود. امیدواریم این کار در ترویج کتابخوانی و ارتقای فرهنگ سینمایی موثر باشد.   لادن طاهری همچنین در هشتمین جشن کتاب سال سینمای ایران از «لادن طاهری» مدیر کل فیلمخانه ملی ایران تقدیر شد و کلیپی از فعالیت‌های فیلمخانه پخش شد.   لادن طاهری گفت: اگر فیلمخانه ملی ایران موفقیتی کسب کرده است با کمک اصحاب رسانه، اصحاب اندیشه و فکر و گروه کثیری از سینماگرانی بوده که به فیلمخانه ملی ایران اعتماد کردند و حاصل اندیشه و خردشان را برای محافظت هر چه بیشتر به فیلمخانه ملی سپردند. در ادامه نیز از «وازریک درساهاکیان» مترجم، تقدیر شد‌. مسعود مهرابی که روی سن آمد تا نامه‌ای که درساهاکیان برای این جشن نوشته بود بخواند بیان کرد: در صد سال گذشته ارامنه نقش بسیار موثری در گسترش سینما و به طبع آن در کار سینمای ایران داشتند. اولین سالن سینما و اولین آموزشگاه سینمایی را بنا نهادند و اولین فیلم سینمایی را ساختند؛ حتی پیشتر از این نیز اولین ماشین چاپ صربی  را به اصفهان آوردند. وی در ادامه گفت: آن‌ها در گسترش مدرنیته، در تئاتر و در موسیقی پاپ ایران نیز نقش دارند. ویژگی همه ارامنه که در سینمای ایران فعالیت کردند‌ کمال‌گرایی، تعهد و داشتن اخلاق حرفه‌ای است. وازریک درساهاکیان علاوه بر داشتن این ویژگی‌ها در بخش ترجمه و تالیف کتاب‌های سینمایی نیز کار کرده است ‌و می‌توان گفت نثر او بسیار روان‌خوان و جذاب‌تری است از بسیاری از مترجمان که فارسی زبان هستند. در ادامه هشتمین جشن کتاب سال سینمای ایران جایزه ویژه هیات داوران به «محمد تهامی‌نژاد» به مناسبت یک عمر فعالیت این نویسنده، منتقد و مستند ساز اهدا شد. سیروس الوند که برای تقدیر از این هنرمند روی سن بود  پشت تریبون قرار گرفت و گفت: در زمانه‌ای که دیدن، شنیدن و خواندن فراموش می‌شود مجلسی که ما را به دیدن، شنیدن و خواندن تشویق می‌کند مجلس مبارکی است. در جامعه‌ای که تعداد دزد و خلافکار بیشتر از فرهیخته است مایه خرسندی است که این چراغ همچنان روشن است. همچنین احمد طالبی‌نژاد نیز  درباره تهامی‌نژاد بیان کرد: من دوره دانشجویی که عاشق سینما بودم دو‌ کتاب باعث شد نظرم نسبت به سینما تغییر کند. و با خواندن این دو کتاب متوجه شدم سینما جدی‌تر از آن است که ما فکر می‌کنیم. کتاب اول «درباره چند سینماگر» تالیف و ترجمه جمشید ارجمند و دومین کتاب نیز «سینمای رویاپرداز ایران» تالیف محمد تهامی‌نژاد بود. آن زمان دورانی بود که از فیلمفارسی شنیده بودیم اما ماهیت آن را نمی ‌دانستیم. در این کتاب تهامی‌نژاد به درستی روشن کرده بودند که چرا می‌گوییم سینمای رویاپرداز؟و چرا هیچکدام از فیلم‌های موسوم به فیلم فاسی نسبتی با واقعیت‌های جامعه ما ندارد.   محمد تهامی‌نژاد در پایان محمد تهامی‌‌نژاد گفت: من از دهه چهل درباره سینمای ایران پژوهش کردم و مطلب نوشتم. به یاد دارم اولین کتابی که ترجمه کردم سال ۵۲کتابی در زمینه تئاتر بود. ترجمه کتاب در مرحله اول پاسخی به نادانسته‌های خودم است. احمد امینی، هوشنگ گلمکانی، نیکی کریمی، محمدعلی نجفی، محمدعلی سجادی، مسعود نقاش‌زاده، احمد طالبی نژاد، ناصر عنصری قائم مقام خانه سینما، فتاح محمدی، اصغر یوسفی نژاد، حسن حسن‌دوست، غلامرضا موسوی، گلی امامی، لیلا ارجمند، ناصر صفاریان، حسن حسینی، فرشته طاهرپور، رامین حیدری فاروغی، مهرزاد دانش، علیرضا محمودی و حسن خجسته از جمله حاضران در این جشن بودند.     ]]> هنر Sun, 24 Feb 2019 17:46:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272389/دهقان-اگر-نوشته-ای-نداشته-باشیم-هیچ-تمدنی-وجود-نخواهد-شاهسواری-دانش-دانایی-حرف-آخر-می-زند برندگان هشتمین جشن کتاب سال سینما اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272364/برندگان-هشتمین-جشن-کتاب-سال-سینما-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، عصر امروز یکشنبه پنجم اسفند ماه هشتمین جشن کتاب سال سینمای ایران با دبیری خسرو دهقان در تالار سیف اله داد خانه سینما برگزار شد و برگزیدگان این جشن به ترتیب زیر اعلام شدند:   بهترین تالیف:  لوح تقدیر هشتمین دوره جشن کتاب سال سینمای ایران به عباس بهارلو برای کتاب«سینماسوزی»  تندیس زرین و لوح تقدیر هشتمین دوره کتاب سال سینمای ایران به مولف کتاب «فیلم به مثابه فلسفه» صالح نجفی    ناشر برتر: تندیس زرین و لوح تقدیر هشتمین دوره جشن کتاب سال سینمای ایران در بخش ناشران به مدیر مسیئول «نشر افرا» اعظم کیان افراز بهترین ترجمه: لوح تقدیر بخش ترجمه کتاب سال سینمای ایران به کتاب «درک تئوری فیلم» با ترجمه رحیم قاسمیان  تندیس زرین و لوح تقدیر به کتاب «قاب زدایی/ جستارهایی در باب نقاشی و سینما» ترجمه مهدیس محمدی  حسن خجسته، لیلا ارجمند، حسن حسینی، علیرضا محمودی، مازیار اسلامی،  فتاح محمدی و ناصر صفاریان اعضای هیات داوران هشتمین جشن بزرگ کتاب سال سینمای ایران بودند.   ]]> هنر Sun, 24 Feb 2019 16:46:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/272364/برندگان-هشتمین-جشن-کتاب-سال-سینما-اعلام اعلام نامزدهایی نمایشنامه‌نویسی بخش «مسابقه‌ تئاتر بین‌الملل» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272301/اعلام-نامزدهایی-نمایشنامه-نویسی-بخش-مسابقه-تئاتر-بین-الملل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی سی‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، نامزدهای دریافت جایزه نمایشنامه‌نویسی بخش «مسابقه‌ تئاتر بین‌الملل» اعلام شد.    هیأت داوران بخش «مسابقه‌ی تئاتر بین‌الملل» جشنواره سی‌وهفتم متشکل از مسعود رایگان، فرهاد مهندس‌پور، هاکان جولاندر، اوزن یولا و مایک کُلک نامزدهای دریافت جایزه نمایشنامه‌نویسی این بخش را به شرح ذیل معرفی کردند:    نمایشنامه‌نویسی نامزدها:  پیام لاریان برای نگارش نمایشنامه «استرالیا» از ایران کیوان سررشته برای نگارش نمایشنامه «نامبرده» از ایران حمیدرضا آذرنگ برای نگارش نمایشنامه «خنکای ختم خاطره» از ایران علی شمس برای نگارش نمایشنامه «وقتی خروس غلط می‌خواند» از ایران فرهاد فزونی برای نگارش نمایشنامه «دستورالعمل‌های پرواز برای خدمه و خلبان» از ایران   اختتامیه سی‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، امروز شنبه چهارم اسفند ساعت 18:30 در تالار وحدت برگزار می‌شود. ]]> هنر Sat, 23 Feb 2019 10:12:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272301/اعلام-نامزدهایی-نمایشنامه-نویسی-بخش-مسابقه-تئاتر-بین-الملل اعلام نامزدهای نمایشنامه‌نویسی بخش «مسابقه‌ تئاتر ایران یک» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272300/اعلام-نامزدهای-نمایشنامه-نویسی-بخش-مسابقه-تئاتر-ایران-یک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی سی‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، نامزدهای دریافت جوایز نمایشنامه‌نویسی بخش «مسابقه‌ تئاتر ایران یک» اعلام شد. هیأت داوران بخش «مسابقه‌ تئاتر ایران یک» جشنواره سی‌وهفتم متشکل از حسین مسافرآستانه، الهام کردا و رضا گوران نامزدهای دریافت جوایز این بخش را به شرح ذیل معرفی کردند:     نمایشنامه‌نویسی نامزدها: مونا احمدی برای نگارش نمایشنامه «سرزمین‌های شمالی» محمدحسین معارف برای نگارش نمایشنامه «نقاشی اشر» علی کرسی‌زر و امیر ابراهیم‌زاده برای نگارش نمایشنامه «فرآیند» پویا سعیدی و مسعود صرامی برای نگارش نمایشنامه «لانچر 5» میلاد کاشانی برای نگارش نمایشنامه «رومئو و ژولیت» اختتامیه سی و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، امروز شنبه چهارم اسفند ساعت 18:30 در تالار وحدت برگزار می‌شود.   ]]> هنر Sat, 23 Feb 2019 10:11:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272300/اعلام-نامزدهای-نمایشنامه-نویسی-بخش-مسابقه-تئاتر-ایران-یک کتاب «موغام شور» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272280/کتاب-موغام-شور-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بنیاد آفرینش‌های فرهنگی هنری نیاوران با همکاری گروه دلنوازان باکو مراسم کارگاه پژوهشی «مبانی موسیقی موغامات آذربایجان و ردیف دستگاهی ایران» را برگزار می‌کند. همچنین این مراسم با نشست خبری و رونمایی از مجموعه کتاب «موغام شور» اثر فرامرز گرمرودی با همکاری الشن منصوراف همراه است. در مراسم کارگاه پژوهشی «مبانی موسیقی موغامات آذربایجان و ردیف دستگاهی ایران» و رونمایی از مجموعه کتاب «موغام شور» فرامرز گرمرودی،‌ رضا مهدوی، بابک خضرایی و دامون شش بلوکی سخرانی خواهند کرد. مراسم کارگاه پژوهشی «مبانی موسیقی موغامات آذربایجان و ردیف دستگاهی ایران»، نشست خبری و رونمایی از مجموعه کتاب «موغام شور» در سالن کنفرانس فرهنگسرای نیاوران روز یکشنبه پنجم اسفندماه، ساعت 17 برگزار می‌شود. ]]> هنر Sat, 23 Feb 2019 05:58:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272280/کتاب-موغام-شور-رونمایی-می-شود نامزدهای دریافت جوایز بخش «مسابقه تئاتر صحنه‌ای ایران دو» معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272271/نامزدهای-دریافت-جوایز-بخش-مسابقه-تئاتر-صحنه-ای-ایران-دو-معرفی-شدند  به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی سی‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، هیأت داوران بخش «مسابقه تئاتر صحنه ای ایران دو» جشنواره سی‌وهفتم تئاتر فجر متشکل از اصغر همت، مسعود دلخواه، حمیدرضا نعیمی، فریبرز قربانزاده و امیر جعفری نامزدهای دریافت جوایز این بخش را به شرح ذیل معرفی کرد: الف- طراحی آرایه صوتی نامزدها : علی سینا رضانیا برای نمایش «بازگشت» از خرم آباد حسام‌الدین انوشیروانی برای نمایش «دریاچه قو» از مشهد ب -طراحی نور نامزدها : رضا خضرائی برای نمایش «شفیره» از تهران محمود کریمی برای نمایش «دریاچه قو» از مشهد ج-طراحی حرکت نامزدها : تینا لطفی برای نمایش «دریاچه قو» از مشهد مهدی شاه پیری برای نمایش «شفیره» از تهران د- طراحی گریم نامزدها : رویا حشمتی برای نمایش «دریاچه قو» از مشهد زهره قنبری برای نمایش «بازگشت» از خرم آباد شیما مومنی برای نمایش «سر میز شام» از اصفهان فاطمه خندان و مژده زادمهر برای نمایش «گزارش مرگبار...» از بوشهر ه- موسیقی نامزدها : سعید مهاجر برای نمایش «یک خانواده محترم» از شمیرانات میلاد قنبری برای نمایش «دریاچه قو» از مشهد علی سینا رضانیا برای نمایش «بازگشت» از خرم آباد بابک نصیر خواه برای نمایش «شفیره» از تهران حسین احمدجو و محمد محمدی برای نمایش «دام» از اصفهان و- طراحی لباس نامزدها : زهرا کاظمی برای نمایش «دریاچه قو» از مشهد سارا حسین‌پور برای نمایش «تاکسیدرمی» از اهواز مهرنوش بلمه برای نمایش «شفیره» از تهران شفق کاظمی برای نمایش «افرا» از اصفهان فائزه کاظمی برای نمایش «سر میز شام» از اصفهان ز- طراحی صحنه نامزدها : مجتبی رستمی برای نمایش «تاکسیدرمی» از اهواز روحان امامی برای نمایش «بازگشت» از خرم آباد مهدی شاه پیری، هانی سقائیان و کتایون رزم جو برای نمایش «شفیره» از تهران سعید حسنلو برای نمایش «پروانه الجزایری» از کرمانشاه سید محمدرضا مرتضوی برای نمایش «یک خانواده محترم» از شمیرانات    -بازیگری مرد نامزدها : رضا بهبودی برای نمایش «خرده نان» از تهران سید علی موسویان برای نمایش «عند از مطالبه» از تهران ناصر آل خمیس برای نمایش «تاکسیدرمی» از اهواز علی غابشی برای نمایش «بازگشت» از خرم آباد هومن حاج عبدالهی برای نمایش «تناسخ سه تا سی و پنج تومن» از تهران سعید زندی برای نمایش «پروانه الجزایری» از کرمانشاه ط- بازیگری زن نامزدها مائده وحید برای نمایش «افرا» از اصفهان آناهیتا اقبال نژاد برای نمایش «خرده نان» از تهران عاطفه پور بهرام  برای نمایش «دریاچه قو» از مشهد ستایش رجایی‌نیا برای نمایش «دریاچه قو» از مشهد شهره موسوی برای نمایش «استرالیا» از اصفهان صفورا خوش طینت برای نمایش «یک خانواده محترم» از شمیرانات   ی- نمایشنامه نویسی نامزدها: رضا صابری برای نمایش «دریاچه قو» از مشهد مرتضی شاه‌کرم برای نمایش «سانتی متر» و «عند از مطالبه» از تهران پیام لاریان برای نمایش «پروانه الجزایری» از کرمانشاه رسول حق جو برای نمایش «تاکسیدرمی» از اهواز مسعود هاشمی‌نژاد برای نمایش «یک خانواده محترم» از شمیرانات   ک- کارگردانی نامزدها: احسان جانمی برای نمایش «افرا» از اصفهان رضا صابری برای نمایش «دریاچه قو» از مشهد مهدی شاه پیری برای نمایش «شفیره» از تهران مرتضی شاه کرم برای نمایش «سانتی متر» از تهران پیمان کریمی برای نمایش «استرالیا» از اصفهان محمدرضا درند و سعید زندی برای نمایش «پروانه الجزایری» از کرمانشاه   مراسم اختتامیه سی‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، روز شنبه ۴ اسفند در تالار وحدت برگزار می‌شود. ]]> هنر Sat, 23 Feb 2019 04:59:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272271/نامزدهای-دریافت-جوایز-بخش-مسابقه-تئاتر-صحنه-ای-ایران-دو-معرفی-شدند «مده آ» به لحاظ محتوایی نزدیک به متن مولر است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/272122/مده-آ-لحاظ-محتوایی-نزدیک-متن-مولر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)‌ «هاینر مولر» نویسنده آلمانی است که بخش مهمی از فعالیتش را صرف بازخوانی متون کلاسیک ادبیات نمایشی همچون «مده آ»، «هراکلس پنجم» و «هملت» در نوشته‌هایش کرد. تئاتری که مولر می‌نویسد در حقیقت آینه‌ای از تحولاتی است که در آلمان رخ داده است. در نمایشنامه «مده آ» نوعی مواجهه با مناسبات امروزی دیده می‌شود که ناشی از نگاه کردن دوباره به مسئولیت و مفهوم خیانت است.  حمید شهرانلو نویسنده، برداشتی آزاد از نمایشنامه «مده‌آ» نوشته هاینر مولر را ارائه کرده و ندا قاسمیان در جشنواره تئاتر فجر سی‌وهفتم آن را روی صحنه برد. نمایش «مده آ» شنبه‌ای که گذشت در تالار «سایه» مجموعه تئاتر شهر اجرا شد.   صحنه‌ای از نمایش «مده آ» ندا قاسمیان کارگردان نمایش «مده آ» در گفت‌وگو با ایبنا درباره اولین اجرای این نمایش بیان کرد: اولین اجرای نمایش «مده آ» در سالن سمندریان دانشکده هنرهای زیبا با راهنمایی مهدی سلطانی سروستانی بود، بعد از ارائه پایان‌نامه کارشناسی ارشد تصمیم گرفتیم  تمرینات را به صورت آزمایشگاهی ادامه دهیم؛ سپس در جشنواره تجربه شرکت کردیم و دومین اجرا را در سالن مولوی کوچک با موفقیت پشت سر گذاشتیم. وی در ادامه گفت: در جشنواره لوح تقدیر کارگردانی را دریافت کردم و «مده آ» به عنوان اثر برگزیده جشنواره انتخاب شد. در این پروسه مصطفی کوشکی مدیریت محترم تئاتر مستقل که به عنوان بازبین در جشنواره تجربه حضور داشت از گروه برای حضور در دومین رپرتوار عصر تجربه تئاتر مستقل تهران دعوت کردند، تمرینات از نو آغاز شد و ایده‌های جدیدی به کار افزوده شد. او درباره حضور در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر سی‌وهفتم اظهار کرد: در مهرماه سال ۹۷ اجرای عموم خود را در تئاتر مستقل تهران آغاز کردیم و پس از چند اجرا با بازخوردهای خوب و استقبال مخاطبان مواجه شدیم. سپس «مده آ» در سی‌و هفتمین جشنواره بین‌المللی فجر پذیرفته شد. وی درباره نویسنده این نمایش گفت: حمید شهرانلو متن «مده آ» را به صورت مونولوگ نوشته بود، وقتی متن را خواندم خیلی مجذوب آن شدم و از او خواستم که متن را برای اجرای پایان نامه عملی من بازنویسی کند. در طول بازنویسی جلساتی  با هم داشتیم که در راستای ایده‌های کارگردانی منجر به تغییراتی در متن شد. او درباره نمایش «مده آ» و عروسک حاضر در این نمایش افزود: نمایش «مده آ» روایت زنی است که به دلیل خیانت همسرش در پی انتقام‌جویی از اوست. نمایش تماما روایت کابوس‌های «مده آ» است، شبح «مده آ» در این کابوس به صورت عروسک حضور دارد که عینا شبیه بازیگر نقش «مده آ» است.   ندا قاسمیان کارگردان نمایش «مده آ» این کارگردان درباره نزدیکی متن نمایشنامه‌ای که شهرانلو نوشته است با متن نمایشنامه هاینر مولر اظهار کرد: این نمایش برداشتی آزاد از «مده آ» اثر هاینر مولر است و داستان را در جامعه‌ای مدرن روایت می‌کند. متن به لحاظ محتوایی تا حدودی نزدیک به متن مولر است. ندا قاسمیان در پایان گفت: خوشبختانه در سی‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر هم نمایش «مده آ» با استقبال مخاطبان مواجه شد. ]]> هنر Fri, 22 Feb 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/272122/مده-آ-لحاظ-محتوایی-نزدیک-متن-مولر