خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين دفاع‌مقدس :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/holy_defense_revolution Fri, 25 May 2018 01:38:56 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 25 May 2018 01:38:56 GMT دفاع‌مقدس 60 خرمشهر را خدا آزاد کرد/ عکس‌ها حجم ویرانی خرمشهر و آوارگی مردم این سرزمین را روایت می‌کنند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/210562/خرمشهر-خدا-آزاد-عکس-ها-حجم-ویرانی-آوارگی-مردم-این-سرزمین-روایت-می-کنند خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- زبان عكس‌ها آن قدر واضح است كه هيچ جوري نمي‌شود نشنيده گرفتشان. حالا سال‌ها از روزهايي كه «اميرعلي جواديان» از پشت لنز زل مي‌زد به مردهايي كه رسيده بودند وسط خرمشهر و سينه ستبر كرده و هوار زده بودند: «ما مرد جنگيم» گذشته است. نگاه اميرعلي جواديان، رضا محمدي، كاظم اخوان، سعيد صادقي و حسين حيدري و خيلي از عكاس‌هاي جنگ، هنوز زل بود پشت لنزها كه كسي كه اتفاقاً دست به قلمي هم داشته هول هولكي روي يك تكه مقوا نوشت «ما مرد جنگيم» و صبح اول وقت سوم خرداد برد و كوبيد به گنبد پر از تركش مسجد جامع خرمشهر. صداي فلش دوربين‌هاي آنالوگ كه از كار نيفتد آن وقت براي امروز من و بچه‌هاي دهه 60 و دهه‌هاي بعدتر كه چيزي از جنگ نمي‌دانيم مي‌شود زبان صريح تاريخ. كه وطن را برايمان معنا مي‌كند. زبان گوياي عكس‌ها جواديان زبان عكس را گوياتر از ساير زبان‌هاي هنري مي‌داند و ما هم با او موافقيم، از وقتي كه انسان معاصر براي ارتباط بيشتر متوسل به زبان‌هاي ديگري غير از زبان كلامي شد عكس، موسيقي، نقاشي و حتي سينما هم زبان درآورد و تمام اين‌ها شدند زبان هنر. زبان‌هاي هنري به مراتب كاراتر و پوياتر از زبان كلامي است چرا كه مي‌تواند غير از اصل ماجرا، انديشه، حس و جهان‌بيني را انتقال دهند. اما به عقيده جواديان زبان عكس ناطق‌تر و گوياتر از زبان كلامي و حتي ساير زبان‌هاي هنري است. مي‌گويد «زبان عكس موثرترين و متداول‌ترين زبان براي ارتباط متقابل آدم‌هايي است كه چه زبان كلامي مشترك دارند و چه ندارند. با چه زباني غير از عكس مي‌شد آن حجم از ويراني خرمشهر و بلاهايي كه بر مردمش گذشت را روايت كرد. عكس‌ها سند معتبري هستند براي چيزي كه بر يك ملت گذشته است. عكاسان تاريخ‌نگاران معاصر هستند و عكس‌هاي جنگ، تاريخ معاصر ما را صادقانه روايت مي‌كنند.» جواديان تمام اين‌ها را گفت تا برسد به اين جا كه حالا عكس‌هاي جنگ به مراتب گوياتر از عكس‌هاي ديگر هستند. زبان عكس‌ها ناطق‌تر مي‌شوند وقتي پاي جنگ تحميلي ايران و عراق در ميان باشد. چرا كه جنگي را روايت مي‌كنند كه بر ملتی مظلوم تحميل شده است. اين عكس‌ها بيشتر از هر عكس جنگي ديگري مي‌توانند نشانگر ددمنشي دشمن باشند. از طرفي عكاسي در خرمشهر باز هم متفاوت از عكاسي در ساير جبهه‌ها بوده است.» جنس متفاوت عكاسي در خرمشهر وقتي ميان هياهوي تير و خمپاره و صداي ضدهوايي فرصت پيدا كني و صبح سوم خرداد از آدم‌هايي عكس بگيري كه ميان غم از دست دادن همرزمشان، صورتسشان پر از لبخند شده از پس گرفتن خاك وطن، آن وقت عكس‌هاي خرمشهر ويژگي‌هاي منحصر به فردي نسبت به ديگر عكس‌هاي جنگ پيدا مي‌كنند. شايد همين دليل و يكي دو دليل ديگر باعث شد جواديان بگويد: «عكاسي در خرمشهر برايش تجربه منحصر به فردي بوده است. براي عكاسي فتح خرمشهر ديگر نمي‌شد پشت خاكريزها كمين گرفت و زاويه لنز دوربين را تنظيم كرد و تيليك تيليك پشت هم عكس گرفت. باید می‌زدی به آتش و رو در روی دشمن لنز و شاتر دوربین را تنظیم می‌کردی.» جواديان بيشترين تفاوت عكاسي در خرمشهر را همين زير آتش رفتن‌ها و عكس گرفتن‌ها و از طرفي شور و شعفي مي‌داند كه توي خرمشهر و ميان سربازها موج مي‌زد. جواديان چيزي حدود 40 حلقه عكس از آزادسازي خرمشهر گرفت، انگار همين ديروز بود خوب يادش هست كه عكس‌ها را ساعت 2 بعد از ظهر با هواپيماي باربري كه براي بردن مجروح‌ها وسط خرمشهر نشسته بود، فرستاده بود تهران و رسانده بود به خبرگزاري ايرنا. عكس‌ها بايد همين‌قدر تند و سريع مخابره مي‌شد تا جلوي رجزخواني عراق گرفته شود. جواديان و احتمالا خيلي از بزرگترها حالا خوب يادشان هست كه تا دم دماي غروب روز سوم خرمشهر هنوز راديو عراق اعلام مي‌كرد «خرمشهر را از دست نداده و همچنان دست نيروهاي بعثي است» اما به محض مخابره عكس‌ها راديو عراق خفه شد. و اين همان زبان گويای عكس است كه سند محكمي مي‌شود براي جوانمردي مردان ايران و كفايت مي‌كند تا رجزخواني راديو عراق بعد از آن تمام شود. وقتي عكاس‌ها براي خودشان نوشابه باز كنند باز پس‌گيري خرمشهر چند مرحله داشت، چرا كه نه تنها شهر بلكه حدود 10 كيلومتر بيرون شهر و حتي مرز بين‌المللي ايران و عراق دست بعثي‌ها بود. جواديان خوب يادش هست كه در مرحله اول، بهمن‌شير و دارخوين را پس گرفتند و بعد رسيدند به جاده اهواز- خرمشهر و مرز را هم دوباره چسباندند به گوشه نقشه اين سرزمين. سوم خرداد ديگر تا سه كيلومتري خرمشهر رسيده بودند و هنوز سحر نشده بود كه تيپ‌ها و گردان‌هاي مختلف هر كدام از يك جهت راه افتادند، بچه‌ها يكي يكي جلو رفتند و شهيد شدند و رسيدند وسط شهر و كنار مسجد جامع تا آن‌ها كه مانده‌اند فرصت كنند براي خودشان نوشابه باز كنند. جواديان ميان مرور خاطراتش مي‌رسد به آن جا كه «من داشتم از شادي و كف و سوت زدن‌ها و تكبير فرستادن رزمنده‌ها عكس مي‌گرفتم كه يكي از ارتشي‌ها با عجله آمد و كف دستش را گرفت جلوي لنز و گفت: «ممنوع است، عكس نگير» هنوز جمله‌اش تمام نشده بود كه يكي از سپاهي‌ها آمد و گفت: «نه اتفاقا بايد از اين پيروزي بزرگ عكس بگيري» و او دوباره از پشت لنز زل زد به رزمنده‌ها، جوادیان هنوز ته ماندۀ خندۀ آن روزش را دارد و با لبخند مي‌گويد: «بعد نفهميدم از كجا و اين قدر سريع در ميان آن همه هياهو يك كاناداي زرد خنك برايم باز كرد. نوشابه را يك ضرب سر كشيدم و كلي سرحال شدم و حسابي عكس انداختم.» ما می‌خندیم و می‌گوییم: «پس ماجرای این که برای خودت نوشابه باز کردی. از آن کانادای خنک و شما و خرمشهر افتاد سر زبان‌ها؟» جوادیان هم لبخند می‌زند و می‌گوید«شاید...» خرمشهر را خدا آزاد كرد تا همين چند روز پيش و قبل از گپ و گفت با عكاس روزهاي جنگ و آزادسازي خرمشهر من هم مثل تو خيلي‌هاي ديگر اين جمله «خرمشهر را خدا آزاد كرد» را گذاشته بود توي فايل شلوغ شعاري ذهنم و فكر مي‌كردم از آن جمله‌هاي قصاري است كه هر رهبري احتمالا در مواقع خاص به زبان مي‌آورد و بعد جمله مي‌آيد و مي‌چسبد به يك گوشه از تاريخ، اما وقتي از جواديان خواستيم خاطرات آزادسازي خرمشهر را مرور كند. اولين تصويري كه از آن روزها در ذهنش جان گرفت بلاتكليفي و سردرگمي سربازها و فرماندهان عمليات بيت‌المقدس يك روز قبل از آزادي شهر بود! جواديان مي‌گويد«بلاتكليفي و سردرگمي» و ما سكوت قبل از طوفان تعبيرش مي‌كنيم كه اصولا چيزي جزء اين معنا نمي‌دهد. مي‌گويد: «بچه‌ها خسته بودند و كم‌توان، يك ماه از مبارزه گذشته بود. كلي شهيد داده بوديم و ديگر مثل روزهاي اول عمليات، فرماندهي منسجمي وجود نداشت. مدام در حال جلو رفتن و يك لحظه بعد در حال عقب نشيني بوديم. اما دم دماي صبح سوم خرداد، بچه‌ها يكي يكي از جهت‌هاي مختلف به صورت پراكنده جلو رفتند و ما يكدفعه ديديم حول و حوش ساعت 8 و 9 صبح وسط خرمشهر، كنار مسجد جامع ايستاده‌ايم! لحظات اول فتح خرمشهر شادي بچه‌ها پر از بهت و حيرت بود. خيلي جاها بود كه از شدت باران آتش نمي‌توانستيم سر بالا بياوريم. من همراه 70 نفر بودم كه وقتي رسيديم خرمشهر همه شهيد شده بودند. در همان روز 19 هزار اسير عراقي گرفتيم كه در طول جنگ‌هاي تاريخ كشورها، اين تعداد اسير گرفتن در يك روز بي‌سابقه است!» جواديان خاطره تعريف مي‌كند و هنوز آن سردرگمي و گيجي توي ذهنش تاب برمي‌دارد كه جمله معروف(خرمشهر را خدا آزاد كرد) مي‌آيد توي ذهن شعار زده‌ام و مي‌گويم: «پس اين جمله شعار نبود؟ واقعاً خرمشهر را خدا آزاد كرد؟» خرمشهري كه خرم نشد وقتي يك ماه تمام جنگيده باشي و 10 كيلومتر از جاده اهواز- خرمشهر و رود بهمن‌شير و دارخوين را هم پس گرفته باشي، تا شكل اين گربه دست نخورده بماند براي نسل‌هاي بعد. وقتي در 575 روز اشغال خرمشهر، آب خوش از گلوي هيچ مردي پايين نرفته باشد و آدم‌هايي باشند كه طاقت نياورند اجنبي گوشۀ چشمي به اين گربه داشته باشد آن وقت وطن مي‌شود پاره تني كه 7 هزار نفر شهيد مي‌شوند تا خونين شهر دوباره خرم شود. حالا خيلي از رفقا و همرزمان رزمنده‌هاي آن روزها نيستند و جايشان خالي است، از محمد جهان‌آرا و سرهنگ محمد نياكي و خيلي‌هاي ديگر گرفته تا سربازهاي وظيفه، جواديان معتقد است: «در آزادي خرمشهر نمي‌توان گفت كس خاصي نقش داشت. همه بودند همه اقشار و طبقات مردم حضور داشتند و موثر بودند.» هنوز بعد از سال‌ها جواديان، چيزي براي پز دادن دارد و افتخار می‌كند كه جزء اولين نفراتي بوده كه در لحظۀ آزادي خرمشهر وارد شهر شده است. اما انتظاراتش، همپاي افتخاراتش پيش نرفته و كمي گله‌مند است از اين كه بعد از گذشت بيش از 30 سال از آزادي خرمشهر هنوز شهر آن‌طور كه بايد و شاید آباد نشده است و حتي هنوز مي‌توان رد گلوله‌ها را توي كوچه پس كوچه‌هاي شهر ديد.» ]]> دفاع‌مقدس Thu, 24 May 2018 05:40:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/210562/خرمشهر-خدا-آزاد-عکس-ها-حجم-ویرانی-آوارگی-مردم-این-سرزمین-روایت-می-کنند همه ایران بسیج شد و خرمشهر را از عراق پس گرفت http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261476/همه-ایران-بسیج-خرمشهر-عراق-گرفت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مرتضی قاضی: مقاومت 35 روزه خرمشهر بدون شک یکی از فصول درخشان جنگ تحمیلی ایران و عراق است. 35 روز در مقابل 8 سال جنگ زمان زیادی نیست، اما در همین زمان محدود در شهر خرمشهر اقشار مختلف از مردم عادی و بسیجی و سپاهی و ارتشی از همه نقاط ایران صحنه‌هایی را آفریدند که در طول جنگ کم‌نظیر یا بی‌نظیر است.   با اینکه در طی سال‌های دفاع مقدس و بعد از جنگ، از مقاومت خرمشهر زیاد گفته‌اند و کتاب‌های فراوانی در این زمینه منتشر شده، اما هنوز حرف‌های نگفته زیادی باقی مانده است. ابعاد، زوایا و جزئیات مقاومت 35 روزه هنوز دقیق کشف نشده است. مظلومیت خرمشهر وقتی عیان می‌شود که همه این داستان را روایت کنند نه فقط بخشی از آن را.   از گروه‌هایی که بعد از گذشت 38 سال، حقشان در داستان دفاع از خرمشهر آنچنان که باید و شاید اَدا نشده، نیروهای ارتش هستند. هر قدر از نیروهای مردمی گفته شد، از ارتشی‌ها کم گفته شده است؛ مردانی که برای جنگیدن تربیت شده بودند. آموزش‌های تخصصی و سخت نوهد، اعم از آموزش‌های جنگ چریکی، چتربازی، توپ ۱۰۶ و نظایر آن را گذرانده بودند. شروع جنگ در خرمشهر، میدانی بود تا این نیروها تخصص خود را در جنگ به خدمت گیرند.   کتاب «اولین روزهای مقاومت» به خاطرات دو نفر از درجه‌داران پادگان دژ خرمشهر به نام‌های عبدالله صالحی و محمدرضا ابراهیم‌دخت که خودشان اهل آبادان و خرمشهر بودند، اختصاص دارد. پادگان دژ جایی در شمال شهر خرمشهر بود. بچه‌های این پادگان، ماه‌ها پیش از 31 شهریور 1359 در دژهای مرزی با عراقی‌ها درگیر بودند. بارها تحرکات عراق در مرزها را به مسئولان گزارش و هشدار دادند و پیش‌بینی کردند که عراقی‌ها به‌زودی جنگ به راه خواهند انداخت، اما کسی گوشش به حرف‌های آن‌ها بدهکار نبود. شاید اگر به حرف‌های آن‌ها توجه می‌کردند، قصه خرمشهر شکل دیگری پیدا می‌کرد، گذشت زمان اما حرف‌های آن دو درجه‌دار را اثبات کرد. لشکر عراق در 31 شهریور از تمام نقاط مرزی به داخل ایران سرازیر شد.   حالا وقت جنگیدن بود؛ یک جنگ جانانه، دفاع از آب و خاک تا پای جان. کار عبدالله و محمدرضا و درجه‌دارهای پادگان دژ این بود: هر روز سوار جیپ‌های حامل توپ ۱۰۶ میلی‌متری می‌شدند و به شکار تانک‌های عراقی می‌رفتند. یک یا دو سرباز هم به عنوان کمک، کنار هر درجه دار بودند و کمکشان می‌کردند. صبح که از خواب بلند می‌شدند، با بیسیم خبر می‌گرفتند که تانک‌ها از کدام طرف، وارد شهر شده‌اند. به سمت آنها راه می افتادند. کمین می‌کردند، در فرصت مناسب شلیک می‌کردند و بلافاصله جای خودشان را تغییر می‌دادند تا تانک‌های عراقی از روی گرد و خاک شلیک توپ، شناسایی‌شان نکنند. بچه‌های ارتشی پادگان دژ تا زمانی که زخم جنگ آن ها را از پا نینداخت در شهرشان ایستادند و از آن دفاع کردند.   عبدالله صالحی روز پانزدهم مهرماه مجروح و مجبور شد شهر را ترک کند. قصه محمدرضا ابراهیم‌دخت هم از آن داستان‌های عجیب جنگ است. در پادگان دژ، ترکشی به گردنش اصابت و سرش را مثل گوسفند از گردنش آویزان می‌کند. دوستانش که گمان می‌کنند شهید شده، به سردخانه منتقلش می‌کنند. در سردخانه، از بخار دهانش که روی پلاستیک صورتش نشسته بوده، متوجه می‌شوند زنده است و به بخش منتقلش می‌شود. با آن وضعیتی که ابراهیم‌دخت داشت، هیچ‌کس شک نداشته که حتماً قطع نخاع می‌شود، اما عجیب این است او قطع نخاع که نشده هیچ، الان روی پاهایش هم راه می‌رود.   پادگان دژ در مقاومت 35 روزه، شهدای زیادی از سربازها و درجه‌داران و افسران تقدیم کرد. قصه بعضی از این شهدا در لابلای خاطرات عبدالله و محمدرضا آمده، اما حق شهدای پادگان دژ بیشتر از این حرف‌هاست. اگر می‌خواهیم بفهمیم، چرا خرمشهر مظلوم بوده، لازم نیست مدام بگوییم که در روزهای اول جنگ اسلحه نداشتیم و با دست خالی جنگیدیم. شلیک توپ‌های 106 پادگان دژ به سمت تانک‌های عراقی، جنگ چریکی تکاوران نیروی دریایی به فرماندهی ناخدا صمدی، دفاع مردانه دانشجویان دانشکده افسری و بقیه نیروهای متخصص و کارآزموده ارتش را هم اگر ببینیم، آن وقت ارزش مقاومت 35 روزه بیشتر شناخته می‌شود. معلوم می شود ارتش عراق با چه سپاه و تجهیزات و امکاناتی وارد خاک ایران شد که هیچ‌کس جلودارش نبود. فرماندهانی که به صدام قول داده بودند 5 ساعته خرمشهر را اشغال می کنند، 35 روز پشت دیوارهای خرمشهر زمین‌گیر شدند و آخر سر هم نتوانستند همه شهر را بگیرند. به نیمه‌ای از شهر که در شمال کارون بود اکتفا و به همان دل‌خوش کردند. اما دلخوشی عراقی‌ها یک سال و نیم بیشتر طول نکشید. در عملیات بیت‌المقدس، همه ایران بسیج شد و خرمشهر را از عراق پس گرفت.   کتاب «اولین روزهای مقاومت» تلاش می‌کند تا برخی از نقاط خلأ روایت دفاع از خرمشهر را پوشش دهد. اما باید این را پذیرفت همه کارهایی که تا الان درباره مقاومت خرمشهر انجام گرفته، مشت نمونه خروار است. حکایت همچنان باقی است.... ]]> دفاع‌مقدس Thu, 24 May 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261476/همه-ایران-بسیج-خرمشهر-عراق-گرفت بخش حماسه خرمشهر به جشنواره کتاب سال دفاع مقدس افزوده می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261484/بخش-حماسه-خرمشهر-جشنواره-کتاب-سال-دفاع-مقدس-افزوده-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امیر‌سرتیپ دوم ستاد حمید‌رضا گرامی، رئیس سازمان ادبیات و تاریخ دفاع مقدس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، در آستانه فرارسیدن سوم خرداد (سالروز حماسه آزادسازی خرمشهر)، گفت: در کشور ما برخی از مناسبت‌ها پررنگ‌تر و به برخی مانند حماسه خرمشهر کمتر پرداخته شده است. در بنیاد، موضوع تحقیقاتی خرمشهر، یکی از 56 پروژه کلان تعریف شده که چندین سال روی آن کار صورت گرفته و اسناد مختلفی مورد بررسی قرار گرفت که هنوز چاپ نشده‌اند.   وی ادامه داد: در سی‌ویکمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، حدود 700 عنوان کتاب در موضوعات مختلفی در سه غرفه (سریر، بنیاد و کودک) عرضه کردیم که در بین آن‌ها کتاب‌های خوبی نیز در زمینه عملیات بیت‌المقدس و حماسه آزادسازی خرمشهر وجود داشت. رویکرد ما در بنیاد این است که به این حماسه به‌عنوان یک نقطه عطف در تاریخ دفاع مقدس، نگاه ویژه داشته باشیم. جدا از آثار خاطره‌نگاری یا تاریخ شفاهی، به دنبال تولید آثار تحقیقاتی، علمی و زیربنایی و تهیه دایره‌المعارفی در این حوزه هستیم.   امیر سرتیپ گرامی، بیان کرد: به مناسبت حماسه سوم خرداد در 31 استان کشور برنامه‌های مختلفی برگزار می‌شود. به‌ویژه در 14 استانی که موزه دفاع مقدس دارند، برنامه‌های همچون نمایشگاه کتاب ویژه این مناسبت برپا می‌شود. با مشارکت شهرداری و استانداری‌های سراسر کشور نیز نمایشگاه‌های کتاب ویژه سوم خرداد برگزار خواهد شد.   رئیس سازمان ادبیات و تاریخ دفاع مقدس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس،‌ افزود: در دوران دفاع مقدس، مظلومیت خرمشهر و مردم آن‌را از نزدیک دیدم و این مظلومیت همچنان ادامه دارد. حتی کتاب‌های با موضوع خرمشهر هم مظلوم هستند. تلاش داریم از سال‌های بعد، جشنواره‌‌ای ادبی مانند جشنواره یوسف را در این روز برگزار کنیم. همچنین امسال برای نخستین‌بار، بخش ویژه حماسه خرمشهر به جشنواره کتاب سال دفاع مقدس افزوده خواهد شد.   وی در ادامه درباره رشد کتاب‌های حوزه دفاع مقدس، گفت: حداقل در پنج سال گذشته، کتاب‌های این حوزه به اندازه 20 سال رشد داشته است. کمیت خوب بوده، ولی کیفیت آثار در نوسان است. باید تلاش بیشتری صورت گیرد تا کمیت و کیفیت با هم تناسب داشته باشند. در بخش‌های خاطره‌نگاری و تاریخ‌شفاهی رشد خوبی دیده می‌شود، اما در مقابل در حوزه‌هایی مانند رمان و شعر با ضعف‌هایی روبه‌رو هستیم که نیازمند کار بیشتر است.   امیر سرتیپ گرامی، با اشاره به لزوم توجه به مقوله ترجمه در حوزه کتاب‌های دفاع مقدس، اظهار کرد: ترجمه کار بسیار ظریفی است. وقتی می‌توان به یک اثر عنوان ترجمه خوب را داد که مورد پسند ناشران خارجی قرار گیرد. کسانی که می‌خواهند در این زمینه کار کنند باید به نکاتی از جمله نیازسنجی مخاطبان در آن سوی مرزها توجه داشته باشند. 19 هزار اثر در حوزه دفاع مقدس داریم که شاید تعداد انگشت‌شماری از بین آن‌ها پیدا کنیم که مورد پسند خارجی‌ها قرار گیرد تا از طریق ترجمه آن‌ها بتوانیم فرهنگ دفاع مقدس را منتقل کنیم.   رئیس سازمان ادبیات و تاریخ دفاع مقدس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، ادامه داد: البته امروز کتاب‌های خوبی از جمله «شراره‌های خورشید»، «غواصان بوی نعنا می‌دهند» و «عصمت» که با موضوع خرمشهر نیز مرتبط هستند، قابلیت ترجمه به زبان‌های دیگر را دارند. شورایی تشکیل شده که آثار را به دقت و با توجه به فاکتورهایی مانند کشور هدف، زبان و کیفیت مورد بررسی قرار می‌دهند. سال گذشته در نمایشگاه کتاب فرانکفورت، ناشران مختلفی از کشورهایی همچون آمریکا، آلمان، چین و هند دنبال کتاب‌های ما بودند که در این راستا قراردادهایی نیز امضا شد. از جمله برای ترجمه کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» با یک ناشر ایتالیایی قرارداد منعقد شده است.   وی در پایان گفت: اگر همه شرایط و امکانات و بودجه فراهم باشد، باز هم بالاتر از همه اینها نیاز به نویسندگان خوبی داریم که با دل خود دست به قلم برده و از حماسه دفاع مقدس بنویسند. برای جایزه ادبی یوسف، حدود هزار داستان دریافت می‌کنیم که صاحبان بیشتر این آثار جوان هستند. هرساله در چندین نوبت، کارگاه‌های آموزشی در استان‌ها برای این نویسندگان جوان برگزار می‌شود و حمایت‌هایی نیز صورت می‌گیرد. اما به هر صورت ما هم با محدودیت‌هایی در زمینه بودجه روبه‌رو هستیم، لذا سعی داریم درباره تولید آثار و اجرای برخی برنامه‌های با دیگر نهادها مشارکت داشته باشیم.  ]]> دفاع‌مقدس Thu, 24 May 2018 05:29:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261484/بخش-حماسه-خرمشهر-جشنواره-کتاب-سال-دفاع-مقدس-افزوده-می-شود فرهنگ ایثار و فداکاری را از قرآن آموختیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261500/فرهنگ-ایثار-فداکاری-قرآن-آموختیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیین تجلیل از حماسه آفرینان عملیات بیت المقدس و بانوان ایثارگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شامگاه پنجشنبه سوم خردادماه به همت خانه فرهنگ ایثار و مقاومت و با حضور حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی انصاری، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور ایثارگران، عبدالهادی فقهی زاده، معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، امیر سرتیپ خلبان حسین خلیلی، عضو دفتر مطالعات راهبردی و پژوهش های نظامی نهاجا، مرضیه مرآت نیا، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور بانوان، حجت الاسلام حسینی، معاون اجرایی بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم و جمعی دیگر از مسئولان و ایثارگران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سالن نشست های تخصصی نمایشگاه برگزار شد.   حجت الاسلام انصاری در این آیین گفت: فرهنگ ایثار و فداکاری را از قرآن آموختیم. اگر در طول تاریخ به ویژه در دوران هشت سال دفاع مقدس، عزیزان ما از جان شیرین خود برای دفاع از کشور و مردم گذشتند، درسی بود که قرآن به آنها داد. لذا برگزاری چنین برنامه هایی در یک رویداد قرآنی، یک حرکت مبارک است.   وی ادامه داد: تاریخ دفاع مقدس را به دو دوره می توان تقسیم کرد: اشغال خرمشهر تا فتح آن و فتح خرمشهر تا پایان جنگ. این کشور به فضل الهی و اتکا به مردم و ایثارگرانش خرمشهر را آزاد کرد. فتح خرمشهر یک نقطه عطف در تاریخ کشور است. امروز هم اگر آمریکا و متحدانش در ذهن خام خود خیالپردازی کرده اند که می توانند به این کشور لطمه بزنند، بهتر است برگ های کتاب تاریخ را به عقب برگردانند و حماسه سوم خرداد 61 را مرور کنند. جوانان امروز در سال 61 نبودند، ولی همان روحیه جوانان سال 61 را دارند.   مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور ایثارگران، بیان کرد: ما ایثارگری را از قرآن آموختیم. اگر کسی به کشور ما تعرض کند، با همان رزمندگان و روحیه ایثارگری روبه رو است. با گذشت 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی و هشت سال تجربه دفاع مقدس و سال ها تجربه پس از جنگ، کشور به نقطه ای رسیده که سرنوشت خود را رقم بزند. امروز یکی از راه های مقابله با دشمنان این مرز و بوم، تقویت و ترویج فرهنگ ایثارگری است.   حجت الاسلام انصاری، افزود: در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که متولی فرهنگ در کشور است، یکی از اولویت های اصلی، ترویج فرهنگ ایثار، مقاومت و شهادت است. امیدوارم به فضل الهی و به برکت قرآن در این زمینه به نحو احسن به وظایف خود عمل کنیم.   وی در پایان با اشاره به نقش تاثیرگذار زنان در دوران دفاع مقدس، گفت: نقش زنان در همه صحنه های کشور، نظام 40 ساله جمهوری اسلامی و به ویژه در دوران هشت سال دفاع مقدس، بسیار مهم و پررنگ بوده است. آنها رزمندگان مومن را در دامان خود پرورش داده اند. بخشی از زنان ایرانی در جبهه های نبرد و بخش زیادی از آنها در پشت جبهه پشتیبان بودند. به برکت اسلام و نظام، زنان ما هویت از دست رفته خود را به دست آورده و نقش آفرینی می کنند.   پتانسیل های نهفته در ملت و رزمندگان ایران در بخش دیگری از این برنامه امیر سرتیپ حسین خلیلی، از خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در دوران دفاع مقدس، اظهار کرد: سالها پیش با رهبری امام خمینی (ره)، انقلاب درونی در مردم ایجاد شد. در تهدیدهای آینده هم با درایت مقام معظم رهبری، قطعا این اتفاق خواهد افتاد.   وی در ادامه با اشاره به عوامل اصلی سربلندی ایران در دوران دفاع مقدس، افزود: گمان نکنید عراق در محاسباتش برای حمله به ایران اشتباه  کرد، ولی چه شد که ناکام ماندند؟ به اعتقاد من، لطف الهی، رهبری پیامبرگونه امام خمینی (ره) و نیروها و پتانسیل های نهفته در ملت ایران و نیروهای مسلح، عوامل اصلی در این پیروزی بودند. وقتی عراق به ایران حمله کرد، همه غافلگیر شده و دست و پای خود را گم کردند، در این شرایط امام خمینی (ع) بود که گفت یک دزد آمده و سنگی انداخته تا ببیند صاحبخانه بیدار است یا نه. با این سخن همه به خود آمدند.   عضو دفتر مطالعات راهبردی و پژوهش های نظامی نهاجا، گفت: پتانسیل های نهفته در ملت و رزمندگان ایران در طول تاریخ ما همیشه وجود داشته است. دفاع مقدس ما، استمرار قیام عاشوراست. این پتانسیل ها در عاشورا، رمضان و امثال اینها به وجود می آیند. امروز با گذشت 40 سال از انقلاب و 36 سال از سالروز پیروزی خرمشهر، همچنان پابرجا و قدرتمندتر از پیش راه خود را ادامه می دهیم.   در بخش پایانی این برنامه از امیر سرتیپ خلبان خلیلی، مرضیه مرآت نیا، محمد خدابخش و بانوان ایثارگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تجلیل شد. ]]> دفاع‌مقدس Thu, 24 May 2018 19:06:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261500/فرهنگ-ایثار-فداکاری-قرآن-آموختیم