خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين کودک و نوجوان :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/children Fri, 23 Feb 2018 20:31:02 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 23 Feb 2018 20:31:02 GMT کودک و نوجوان 60 داروگ به پله نوزدهم رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258094/داروگ-پله-نوزدهم-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی انتشارات فنی ایران، این نشریه مطالب اصلی خود را در این شماره به روز درخت و درختکاری با عنوان «چه درختی بکاریم، روز درختکاری» و نگاهی به انیمیشن کوکو(coco) اختصاص داده است. همچنین بخشی از مطالب این شماره به موضوعات محیط زیستی عید نوروز تعلق دارد. داروگ، اول اسفند با حال و هوای شب عید و مطلبی خواندنی درباره خانه تکانی و بچه‌ها شروع شده است. یکی دیگر از مطالبی که بوی عید می‌دهد، با این عنوان بچه‌ها را به خلاقیت فرا می‌خواند که «کارت تبریک خاص خودتان را درست کنید»؛ آشنایی با جاذبه‌های طبیعی و فرهنگی ژئو پارک قشم؛ از جمله مطالبی است که در بخش طبیعت‌گردی آمده. سبزه شب عید و مطلبی تحت عنوان «جای سمندر در سفره ی هفت سین نیست» از دیگر مطالب این شماره است.   در این شماره همچنین می‌خوانید: «وحشی‌گری با حیات‌وحش ممنوع!»، «چگونه پرندگان را به خود نزدیک کنیم؟»، «۲۰ حیوانی که دوستشان خواهید داشت!»، «بازی ورزشی- محیط زیستی». شماره جدید داروگ با قیمت ۵۰۰۰ تومان روی دکه‌های روزنامه‌فروشی توزیع شده است. ]]> کودک و نوجوان Fri, 23 Feb 2018 16:49:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258094/داروگ-پله-نوزدهم-رسید پیشنهاد قدمعلی سرامی برای مطالعه در تعطیلات آخر هفته http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/258009/پیشنهاد-قدمعلی-سرامی-مطالعه-تعطیلات-آخر-هفته قدمعلی سرامی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مطالعه کتاب «قالیچه سلیمون» را به کودکان و نوجوانان پیشنهاد داد و گفت: این کتاب شامل داستانی منظوم برای بچه‌هاست که اینگونه آغاز می‌شود: «بچه که بوديم همه چی صفا داشت/ شيطونی‌ام نشونی از خدا داشت .... روزا تو کوچه بازی کارمون بود/ رفيقمون، دارو ندارمون بود» و داستان بچه‌ای را بیان می‌کند که به جست‌وجوی خورشید می‌رود و خواب می‌بیند با قالیچه سلیمان به همراه باد می‌رود تا به خورشید می‌رسد و خورشید به او می‌گوید ابتدا باید در رودخانه ماه شنا کنی بعد به سراغ من بیایی و ماجراهایی برایش رخ می‌دهد تا اینکه خورشید به او گل آفتابگردانی می‌دهد و ادامه ماجرا.   این نویسنده و شاعر افزود: شعر «قالیچه‌ی سلیمون» به زبان عامیانه و محاوره سروده شده، یعنی زبانی که کودک در ابتدا می‌آموزد و درک می‌کند، بنابراین وقتی شعری به این زبان برایش خوانده شود، آن را بهتر و بیشتر درک و حس خواهد کرد. بر این اساس این کتاب را هم بچه‌ها به تنهایی می‌توانند بخوانند هم والدین‌شان برایشان بخوانند.     شاعر «لبخند آرزو» در ادامه مطالعه کتاب «خط سوم» را نیز به بزرگسالان پیشنهاد داد و گفت: این کتاب، اثری بی‌نظیر درباره شمس تبریزی است که روانشناس معروفی به نام ناصرالدین صاحب‌الزمانی آن را نوشته است. البته مطالعه آن نیازمند داشتن مقداری دانش درباره شمس تبریزی است که مخاطب باید پیش از خواندن این کتاب داشته باشد. البته این نویسنده، اثر دیگری هم مانند «راز کرشمه‌ها» دارد که شامل 35 گ‍ف‍ت‍ار رادی‍وی‍ی و ی‍ک م‍ق‍ال‍ه درب‍اره م‍س‍ائ‍ل روان‍ش‍ن‍اس‍ی و ب‍ه‍داش‍ت روان‍ی ب‍ا ت‍وج‍ه ب‍ه ادب‍ی‍ات ف‍ارس‍ی و زن‍دگ‍ی اج‍ت‍م‍اع‍ی در ای‍ران است که اثر بسیار خوبی است.     سرامی همچنین مطالعه کتاب رمان «شور زندگی» را نیز به مخاطبان و علاقه‌مندان به رمان پیشنهاد داد و گفت: این کتاب، داستان پر ماجرای زندگی ونگوگ و کتابی ارزشمند و فوق‌العاده خواندنی از ایروینگ استون است که با ترجمه محمدعلی اسلامی ندوشن منتشر شده است.   به گفته این استاد دانشگاه، نویسنده در این کتاب در قالب داستانی کلاسیک بیوگرافی ونسان ونگوگ از ۲۱ سالگی تا ۳۷ سالگی و جوانمردی‌ها و ناجوانمردی‌هایی که در حق او شده را بیان می‌کند. مطالعه این کتاب به قدری برایم لذت‌بخش بود که دو بار آن را خواندم. ]]> کودک و نوجوان Thu, 22 Feb 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/258009/پیشنهاد-قدمعلی-سرامی-مطالعه-تعطیلات-آخر-هفته اعلام اسامی داوران حواشی و دلخوری‌هایی به همراه دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/258049/اعلام-اسامی-داوران-حواشی-دلخوری-هایی-همراه سیدعلی کاشفی خوانساری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره جایزه کتاب‌ سال جمهوری اسلامی ایران گفت: این جایزه مهمترین جایزه فرهنگ در کشور ماست، هیچ جایزه‌ای با این عمر و سابقه و در این سطح که با حضور و امضای رئیس جمهور اعطا شود در کشورمان نداریم، در تمام کشورهای دنیا در کنار جوایز مختلف خصوصی و مدنی جوایز رسمی و نشان‌های دولتی و القاب و عناوین ملی وجود دارد که توسط دولت‌ها اعطا می‌شود.   وی در ادامه بیان کرد: جایزه کتاب سال سلطنتی ایران که پس از انقلاب با عنوان جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی به کارش ادامه داد، جایزه‌ای جامع، قدیمی و معتبر است که حداقل در کشورهای همسایه و منطقه نمونه و مشابهی ندارد. با این حال متاسفانه در سال‌های اخیر با دلایلی همچون تقویت جوایز غیردولتی یا کاهش هزینه‌ها ناخواسته در مسیر تضعیف این جایزه گام‌هایی برداشته شده است. کاشفی خوانساری، یکی از مسائل این جایزه را عدم اعلام اسامی داوران عنوان کرد و گفت: گرچه مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در چند سال گذشته، هرساله وعده اعلام اسامی را داده‌اند اما هیچگاه این وعده عملی نشده است. البته دلیل اصلی این امر می‌تواند عدم رضایت داوران باشد چراکه در فضاهای حرفه‌ای و دانشگاهی اعلام این اسامی می‌تواند حواشی و دلخوری‌هایی برای داوران به همراه داشته باشد، اما دلیل قابل قبولی نیست. امروزه بسیاری از جشنواره‌های خصوصی و دولتی اسامی داوران خود را اعلام می‌کنند و آماده پاسخگویی پرسش‌های احتمالی درباره صلاحیت علمی داوران و بی‌طرفی آن‌ها هستند و از پاسخگویی پرهیز نمی‌کنند. داوران هم پیش‌تر می‌دانند که اگر چنین مسئولیتی را پذیرفته‌اند اسامی آن‌ها اعلام خواهد شد.   این پژوهشگر همچنین به بخش کودک و نوجوان جایزه کتاب سال اشاره کرد و گفت: نکته دیگر درباره کتاب سال، آب رفتن مرحله به مرحله آن در بخش ادبیات کودک و نوجوان است که می‌تواند ناشی از مشکلات مالی یا کم اهمیت تلقی کردن ادبیات کودک و نوجوان باشد. در دهه قبل ادبیات کودک و نوجوان شامل 5 زیرگروه بود و در هر زیرگروه یک کتاب سال کودک و یک کتاب سال نوجوان برگزیده می‌شد و به این ترتیب هر جایزه کتاب سال حدود 10 کتاب برگزیده از میان کتاب‌های کودک و نوجوان داشت، اما امسال این جایزه هیچ برگزیده‌ای در بخش کتاب کودک و نوجوان نداشت و این مساله با سیاست‌های کلان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که توجه جدی به مخاطبان کودک و نوجوان و فرهنگ‌سازی برای مطالعه از سنین پایین است، تعارض دارد. ]]> کودک و نوجوان Wed, 21 Feb 2018 10:59:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/258049/اعلام-اسامی-داوران-حواشی-دلخوری-هایی-همراه تجربه‌ مربیان، گنجینه‌ آفرینش‌های ادبی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/258050/تجربه-مربیان-گنجینه-آفرینش-های-ادبی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) شصت و هشتمین نشست ترویج کتاب‌خوانی  با عنوان «آفرینش‌های ادبی کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن» با حضور حسین علیجانی و محبوبه بزم‌آرا برگزار شد و دو سخنران این نشست به تحلیل وظایف این بخش و چالش‌ها و نیازمندی‌های آن پرداختند.   محبوبه بزم‌آرا، کارشناس مسوول ادبی کانون استان خراسان رضوی در این نشست ترویج کتاب‌خوانی به معرفی مختصری از فعالیت‌های این بخش پرداخت و گفت: در تعریف این فعالیت‌ها می‌توانیم به نکته‌هایی بپردازیم که آن‌ها را منحصر به فرد کرده است. فعالیت‌های ادبی حضوری و مکاتبه‌ای و همچنین انجمن‌های ادبی هر کدام بخش جداگانه‌ای با فعالیت‌های مکمل هم هستند. ساختارمندی، سیر و روال منظم و مدون، ویژگی‌های این فعالیت‌ها است. این سیر هم در برخورد با اعضا مشخص شده است و هم این که مربی می‌داند که از ابتدای فعالیت قرار است چه مراحلی را طی کند. در ابتدای این فعالیت، مربی در کارگاه‌های ادبی کتابی مناسب با مخاطب را انتخاب می‌کند و فعالیت‌ها آغاز می‌شود. خوانش روان و تسلط او بر کتاب علاقه‌ی عضو را دو چندان می‌کند و او سعی در حفظ این عادت در عضو می‌کند. در مرحله‌ی بعدی است که آفرینش شکل می‌گیرد. مربی با خلاقیت خود ذهن عضو را سوق می‌دهد به سمت نوشتن و بعد خوانش آثار به ایجاد اعتماد به نفس در کودکان کمک می‌کند.   حسین علیجانی، مدیر سابق آفرینش‌های ادبی و هنری کانون پرورش فکری، در ادامه این نشست گفت: مربیان و کارشناسان کانون با کتاب زندگی می‌کنند و کتاب را به عنوان زیستگاه به مخاطب معرفی می‌کنند. ما باید بدانیم که هدف آفرینش‌ها نگاه آماری و کمی نیست. ما در عرصه‌ فرهنگ با کمیت در ارتباطیم. مربی گنجینه‌ خود را در اختیار عضو می‌گذارد و به سادگی او را برای ورود به دنیای شهر و داستان آماده می‌کند. در این راه مهم نیست او چند کتاب خوانده یا تعداد این اعضا چقدر است. وقتی او نوشتن خلاق را پشت سر می‌گذارد در واقع از گنجینه‌ هنگفت مربی بهره برده است. در این میان کتاب‌هایی از سوی مربیان معرفی می‌شود که برای عضو ایجاد انگیزه کند و در اصطلاح او را «کتابخور» کند. در پایان، خروجی این فعالیت‌ها در انجمن‌های ادبی دیده می‌شود. در این مرحله است که ما می‌توانیم توقع خروجی داشته باشیم.   این کارشناس ارشد علوم اجتماعی در این مرحله به شورای بررسی کتاب در آفرینش‌های ادبی اشاره کرد و افزود: شورای بررسی انتخاب کتاب بخش دیگری از فعالیت‌های این بخش است. شورایی کتاب‌ها را از لحاظ کیفی بررسی کرده‌اند، اما هر چه رخ می‌دهد در پایان قائم بر تجربیات شخصی مربی است که در سال‌های متمادی شکل گرفته است. بنابراین همه چیز بر عهده‌ی مربی قرار می‌گیرد که او اهل ادبیات و زیستن با کتاب است. بزم‌آرا در ادامه به معرفی دیگر بخش‌های آفرینش‌های ادبی پرداخت. این کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی تصریح کرد: در بخش مکاتبه‌ای نیز همان اتفاق‌های کارگاه‌های ادبی رخ می‌دهد. مربی پاسخ‌گو به ذائقه‌سازی و معرفی کتاب می‌پردازد. ما می‌دانیم که داشتن یک شنونده برای کودکان و نوجوانان مهم است و این بخش اسرارآمیز که ‌آن‌ها نمی‌دانند با چه کسی در ارتباط‌اند برای آن‌ها جذاب است. در کنار آن با توجه به تاثیرهای این مکاتبه‌ها می‌دانیم که تمام کتاب‌های ارسالی از سوی اعضای مکاتبه‌ای خوانده می‌شوند. و این برآیند پاسخی است برای آن‌دسته از افرادی که معتقدند باید مکاتبه‌های مجازی جای این ساختار سنتی را بگیرد. ما هم‌اینک هم ایمیل داریم اما خود اعضا دوست دارند نامه‌نگاری کنند و شکل کاغذی این ارتباط را بیشتر می‌پسندند. او به چالش این شیوه نیز اشاره داشت: یکی از مسایل پیش روی این شیوه رشد تک بعدی است. اما با فعال‌شدن انجمن‌های ادبی امکان حضور این اعضا نیز فراهم شده تا آن‌ها به ایجاد ارتباط چهره به چهره و کلامی نیز بپردازند. این شاعر در بخشی از سخنان خود به موضوع آرشیو آفرینش‌های ادبی و لزوم وجود این بخش اشاره کرد. او به ظرفیت پژوهشی این آرشیو اشاره داشت و انتشار آن‌ها را یک نوع مستندسازی و انگیزه‌ای برای فرونشاندن تب انتشار کتاب از سوی اعضا خواند. علیجانی در تایید این سخنان گفت: ما باید بدانیم که رابطه‌ مربی و عضو صرفا یک کار اداری نیست. بلکه فرصتی برای مطالعات جامعه‌شناختی است. انتشار و نگه‌داری آثار سبب می‌شود ما با نگرش و نگارش اعضا آشنا شویم. انتشار مجله‌ی «نشانی» نیز گامی در همین جهت بود. نمونه‌ای از آثار و شیوه‌ پاسخ‌گویی به آن‌ها منتشر می‌شد و چنین الگویی می‌تواند برای وزیر آموزش و پرورش راه‌گشا هم باشد تا در واقع در حوزه‌ زندگی و نه صرفا ادبی با خواست و نگاه کودکان و نوجوانان آشنا شود. بگذارید این‌طور بگویم، ما در این حوزه صرفا درگیر ادبیات نیستیم و این یکی از جنبه‌های مهم فعالیت ماست. از سوی دیگر خوب است به برنامه‌های «دوپنجره» اشاره کنم این برنامه رویداد کم‌نظیری است که نوجوان ما فرصت دارد با نویسنده در قالب نقد صحبت کند. نوجوانان ما از لحاظ ادبیت فربه شده‌اند و حالا در مقام منتقد حاضر می‌شوند. اما در همین راستا زمانی که صحبت از صرفه‌جویی می‌شود اولین جایی که صدمه می‌بیند فرهنگ است. متاسفانه ما تنها امکان برگزاری ۳۱ برنامه‌ دوپنجره در طول سال را داریم. اما این محمل نه تنها به سود مولف است بلکه در شیوه‌ بیان، و بالابردن اعتماد به نفس نوجوان تاثیر می‌گذارد. این کارشناس ادامه داد: دو پنجره محملی است برای خطا کردن و بخشیده شدن و نوجوان پیش از ورود به جامعه چنین فضایی را تجربه می‌کند. علیجانی در ادامه به بررسی مشکلات، چالش‌ها و راه‌کارهای حوزه‌ی آفرینش‌های ادبی کانون پرداخت. وی یکی از معضلات این بخش را نداشتن استقلال در برخی از تصمیم‌ها دانست. او مراحل تایید نشریه‌ این بخش از سوی دیگر بخش‌ها را یک آسیب خواند و گفت: ما یا باید بپذیریم افرادی که انتخاب کرده‌ایم اهل فن‌اند و به آن‌ها اعتماد کنیم یا منتظر کوچک و کوچک‌تر شدن خلاقیت در یک واحد باشیم. زمانی که ما اجازه‌ی پرواز به مربیانمان در یک فضا را نمی‌دهیم، در پایان ضربه‌پذیر می‌شویم. در مدتی که من افتخار خدمت در این واحد را داشتم متاسفانه در مضیقه بود. با انبوهی از آثار در کلاسورها روبرو شدیم و از سویی امکان جذب نیرو نداشتیم. تصور می‌کنیم ۳۴۹ مربی برای ۱۰۳۰ کتاب‌خانه بسیار اندک است. از طرفی گاهی با این نقد روبرو می‌شدیم که اعضای فعال ما چرا محدوداند و چرا اعضای کتاب‌خانه‌ها صعودی نیست. این درحالی است که کانون با اهداف کمی به وجود نیامده است. بزم‌آرا نیز تصریح کرد: تصور من این است که ما در بخش مستندسازی موفق نبوده‌ایم. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فعالیت‌های منحصر به فرد زیادی دارد اما ما چراغ خاموش حرکت می‌کنیم. مثلا لازم است ما هفته‌ای 10 کتاب کانونی را در فضای مجازی معرفی کنیم و این اتفاق نمی‌افتد تا بازتابی برای فعالیت‌هایمان داشته باشیم. علیجانی یکی از راه‌کارهای گسترش فعالیت‌های این بخش را دسترسی به تجهیزات خواند. بزم‌آرا نیز کانون را نیازمند گسترش فعالیت‌ها در دنیای مجازی خواند. بر اساس خبر اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، در پایان این نشست مربیان ادبی حاضر در جمع به بیان خواسته‌های خود پرداختند. همچنین حسین تولایی ضمن تقدیر از فعالیت‌های حسین علیجانی فعال شدن انجمن‌های ادبی، ارسال ۳هزار عنوان کتاب به دست مخاطب اصلی و حضور کتاب‌هایی از دیگر ناشران در نشست‌های دوپنجره را بخشی از فعالیت‌های بسیار مهم و تاثیرگذار مدیر سابق آفرینش‌های ادبی و هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خواند. نشست «آفرینش‌های ادبی کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن» روز دوشنبه 30 بهمن در کتاب‌خانه مرجع کانون در مجتمع شهید ملک‌شامران برگزار شد. ]]> کودک و نوجوان Wed, 21 Feb 2018 09:21:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/258050/تجربه-مربیان-گنجینه-آفرینش-های-ادبی فضای فرهنگی بسته مانع از اعلام نام داوران جوایز می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/258046/فضای-فرهنگی-بسته-مانع-اعلام-نام-داوران-جوایز-می-شود مصطفی رحماندوست، داور چند دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: باید اسامی داوران جشنواره‌هایی مانند کتاب سال به مردم اعلام شود و آن‌ها بدانند چه کسی کتاب‌شان را داوری کرده است. زمانی که من داور کتاب سال بودم، مشکلی با اعلام اسم‌ام به عنوان داور نداشتم؛ چون این را حق دیگران می‌دانستم و حتی اگر نام من از سوی هیئت برگزارکننده اعلام نمی‌شد خودم در قالب گفت‌وگویی این موضوع را اعلام می‌کردم.   این شاعر و نویسنده، دلیل اعلام نشدن نام داوران در جوایزی مانند کتاب سال را عدم تمایل برخی داوران و حرف و حدیث‌های بعد از آن عنوان کرد و افزود: بعد از پایان داوری آثار، در هر جشنواره‌ای حرف ‌و حدیث‌های زیادی به وجود می‌آید که نشان‌دهنده ظرفیت کم ماست. افرادی که به عنوان داور انتخاب نمی‌شوند و افرادی که برگزیده نمی‌شوند، معمولا بعد از داوری، حرف‌هایی می‌زنند که سبب می‌شود داوران به این نتیجه برسند که داور بودن در این جوایز به حرف‌وحدیث‌های بعد از آن نمی‌ارزد و به خاطر این مساله خیلی‌ها دوست ندارند اسم‌شان اعلام شود یا هیئت برگزارکننده، اسم داوران را اعلام نمی‌کند. مثلا در جریان داوری شعر فجر گفته شده بود بهتر نبود که هزینه این جایزه صرف زلزله زدگان کرمانشاه و ... می‌شد یا اینکه شاعر نمی‌تواند داور باشد و باید منتقد باشد و از این قبیل حرف‌ها. این‌ مسائل تقصیر داور نیست، تقصیر فضای فرهنگی بسته و کوچک موجود است.   رحماندوست در ادامه بیان کرد: به نظر من باید فضایی فراهم شود و داوران بیایند و بحث کنند و از نظر و رای‌شان دفاع کنند. به عنوان مثال وقتی کتاب «قصه دو تا لاک‌پشت تنها»ی من به زبان ایتالیایی ترجمه شد، از سوی 4 NGO و 7 داور مورد بررسی و داوری قرار گرفت و به عنوان کتاب سال ایتالیا انتخاب و معرفی شد. در جلسه‌ای که برای معرفی و تقدیر برگزار شد جلسه نقد مفصلی تشکیل شد و همه داوران درباره داوری و دلایل‌شان صحبت کردند و من هم با گوش باز شنیدم و از این نظرات استفاده کردم، در کشور ما هم باید این‌گونه باشد.   ]]> کودک و نوجوان Wed, 21 Feb 2018 08:08:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/258046/فضای-فرهنگی-بسته-مانع-اعلام-نام-داوران-جوایز-می-شود طیبه شامانی از «یک عادت بد» می‌گوید/ «دلم تنگ تنگ است» در راه است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258007/طیبه-شامانی-یک-عادت-بد-می-گوید-دلم-تنگ-راه طیبه شامانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از انتشار مجموعه شعر «یک عادت بد» خبر داد و گفت: این مجموعه با تصویرگری پگاه رخشا به تازگی از سوی انتشارات فنی ایران (کتاب های نردبان) منتشر شده و دربرگیرنده 10عنوان شعر برای گروه سنی «ب» است.   این شاعر افزود: این شعرها با زبان معیار به کودکان آموزش می‌دهد که در مصرف برق صرفه‌جویی کنند و تلویزیون، لامپ‌ها و ... را الکی روشن نگذارند و راهکارهای جایگزین این انرژی را نیز به آن‌ها معرفی می‌کند. همچنین بچه‌ها با خواندن این اشعار مجاب می‌شوند که استفاده بهینه برق را به والدین‌شان نیز یادآوری کنند.   وی «بهتر از هر چراغ»، «کامپیوتر تنها»، «آقای برق»، «بخاری برقی»، «ریسه‌های پرخور»، «خورشید مهربان» و... را از جمله عنوان‌های اشعار این مجموعه عنوان کرد.     شامانی در ادامه به آثار در دست چاپش اشاره کرد و گفت: کتابی با عنوان «خدا جونم به کی چی گفت» که شامل اشعاری برای گروه سنی خردسال است را برای چاپ به انتشارات آسمانه، کتاب «خطر داره خیابون» نیز شامل اشعاری برای خردسالان است که برای چاپ به نشر حلزون تحویل داده‌ام. همچنین مجموعه شعری به نام «دلم تنگ تنگ است» با موضوعات اجتماعی و عاشقانه سروده‌ام که برای نوجوانان  است و آن را برای چاپ به نشر مهر زهرا تحویل دادم. طیبه شامانی، شاعر کودک و نوجوان در سال 1355 در دامغان متولد شده و تاکنون اشعار زیادی برای خردسالان، کودکان و نوجوانان سروده است. از جمله آثار شامانی می‌توان به مجموعه «خاله‌بازی»، «چرخ و فلک»، «مسافر سپیده دم»، «دم گربه‌ها را بکش» و «چیستان» اشاره کرد.   ]]> کودک و نوجوان Wed, 21 Feb 2018 06:50:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258007/طیبه-شامانی-یک-عادت-بد-می-گوید-دلم-تنگ-راه «قلک» و «فرفره» به دست کودکان رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258038/قلک-فرفره-دست-کودکان-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در چهل‌و چهارمین شماره ماهنامه قلک به عنوان نخستین نشریه‌ای که با موضوع ارتقای سبک زندگی اقتصادی برای 3 تا 7ساله‌ها منتشر می‌شود آثار و نوشته‌هایی از نویسندگان، مترجمان و شاعرانی مانند ناصر کشاورز، شهرام شفیعی، فرشته امینی، نسترن فتحی، آرتمیس آزاد، زهرا جلائی ‌فر، مریم اسلامی ، زهرا موسوی، بنفشه رسولیان و آذر صادقیان به چشم می‌خورند.   بخشی از این شماره به آشنایی با شغل پارچه‌فروش در بخش شغل‌ها در قالب دو شعر و یک داستان اختصاص دارد. داستان کمیک استریپ قصه‌های من و بچه‌هام بخش دیگری است به قلم شهرام شفیعی با عنوان «سوغاتی»، که به خرید سوغاتی پرداخته است. اعضای خانواده در پایان سفرشان تصمیم دارند برای دوست و آشنا سوغاتی بخرند اما نمی‌دانند چه چیزی و برای چه کسی لازم است یا باید به چه اندازه ای خرید کنند!   آشنایی با گل «به ژاپنی» و نوع قلمه زدن و رشد آن، شعر درخت گردو، خونه تکونی، درخت و زمین، غذای بخاری و داستان اهه! جایزه مال همه است! از دیگر مطالب این شماره است.   همچنین ضمیمه رایگان فرفره نیز شامل بازی و سرگرمی و عکس بچه‌هاست.   نشریه قلک با سردبیری امیر لعلی با قیمت 70 هزار ریال به همراه ضمیمه رایگان فرفره منتشر شده است.   ]]> کودک و نوجوان Wed, 21 Feb 2018 06:30:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258038/قلک-فرفره-دست-کودکان-رسید چهارمین بچه محل نقاش‌ها پیدا شد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/258012/چهارمین-بچه-محل-نقاش-ها-پیدا محمدرضا مرزوقی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از انتشار چهارمین جلد مجموعه «بچه محل نقاش‌ها» از سوی نشر هوپا خبر داد و گفت: داستان این جلد با عنوان «زمانی که همسنگر پیکاسو بودم» درباره پیکاسو است. وقتی قصه این مجموعه به پیکاسو رسید، داستان را به سمت جنگ‌های داخلی اسپانیا و موضوعاتی که در تاریخ جنگ‌ها پیش آمده، بردم و اینکه اصلا چرا این اتفاق‌ها افتاده است. جنگ‌هایی که امروزه مشابه آن‌ها را در دنیا هم می‌توانیم، ببینیم، سال‌ها پیش در اسپانیا هم رخ داده و به نوعی پیش زمینه جنگ جهانی دوم بوده است.   وی توضیح داد: در «زمانی که همسنگر پیکاسو بودم» به چگونگی خلق تابلوی «گرنیکا» اشاره شده، تابلویی که امروزه به عنوان یک اثر ضد جنگ شناخته می‌شود. این تابلو درباره شهر گرنیکا است که بوسیله نیروهای آلمان و ایتالیا که از هواداران فاشیست‌های اسپانیا بودند، بمباران شد و این بمباران سبب شد پیکاسو مهمترین اثر هنری قرن بیستم را خلق کند و بعد از آن تا 30 سال تابلویی به این مهمی نکشید.   این نویسنده و منتقد ادبی اضافه کرد: سعی کردم این داستان را با فانتزی تلفیق کنم و اثری جذاب و قابل درک برای بچه‌ها بنویسم. در این کتاب پیکاسو به همراه همینگوی دست به دزدی آثار موزه‌ای می‌زنند تا به دست آلمانی‌ها نیفتد.   مرزوقی در ادامه به موضوعاتی که در مجموعه «بچه محل نقاش‌ها» بیان شده اشاره کرد و گفت: داستان‌های این مجموعه با سفر دایی سامان در نوجوانی آغاز می‌شود. او ابتدا به اروپا برای ادامه تحصیل می‌رود اما به قرن هفدهم و خانه داوینچی می‌رسد که در جلد اول به آن پرداخته شده است. بعد هم وارد کلیسای سیستین می‌شود و با میکل‌ آنژ در نقاشی سقف کلیسا همکاری می‌کند که جلد دوم این مجموعه است. سپس در قرن نوزدهم در هلند با ونگوگ آشنا می‌شود که موضوع جلد سوم است و در قرن بیستم هم با پیکاسو آشنا می‌شود و به همین ترتیب وارد زندگی هر نقاش شده و ما را با سبک و سیاق کار و زندگی نقاشان مهم تاریخ و شاهکارهای آنها که در جهان هنر بسیار اثرگذار بوده است، روبه‌رو می‌کند. در عین حال ویژگی‌های تاریخی زمان آن نقاش نیز در داستان آمده است.     مرزوقی درباره سایر جلدهای «بچه محل نقاش‌ها» نیز توضیح داد: جلد پنجم این مجموعه به زندگی «فریدا کالو» اختصاص دارد و جلد ششم به «سالوادور دالی» که مراحل نگارش آن‌ها به پایان رسیده و برای چاپ به نشر هوپا تحویل داده‌ام. درحال حاضر هم مشغول نوشتن جلد هفتم هستم که به «پال جکسون پولاک» می‌پردازد و به هنر مدرن می‌رسد.   به گفته مرزوقی، جلد هفتم، جلد پایانی مجموعه «بچه محل نقاش‌ها» است اما به دلیل استقبال زیاد مخاطبان ممکن است ادامه یابد.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 20 Feb 2018 10:07:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/258012/چهارمین-بچه-محل-نقاش-ها-پیدا «قضیه‌ی فیل و فنجان» نورالدین زرین‌کلک بازنشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257993/قضیه-ی-فیل-فنجان-نورالدین-زرین-کلک-بازنشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، نورالدین زرین‌کلک در اثر خود با روایتی داستانی در مورد پسرکی به نام بهمن به آموزش برخی مفاهیم ریاضیات و معرفی شهر اصفهان به کودک پرداخته است.   بر همین اساس، «قضیه‌ی فیل و فنجان» دو کتاب است که از دو سو گشوده می‌شود و امکان خوانش یک‌باره را به مخاطب می‌دهد. از یک سو فیل و نسبت او با فنجان عنوان می‌شود و قد بهمن با چیزهای بزرگ‌تر سنجیده می‌شود. در سوی دیگر کتابی قرار دارد که از چپ به راست گشوده می‌شود و به نسبت مورچه و فنجان می‌پردازد. بهمن در کتاب دیگر با چیزهای کوچک‌تر که بخشی از آن‌ها در اعضا و جوارح او هستند مقایسه می‌شود. از همین رو سفر به عالم درون و بیرون، ماهیت اصلی کتاب است. در پایان هر کتاب نیز داده‌های دقیق هر مکان و رویداد برای آشنایی هر چه بیش‌تر مخاطبان عنوان شده است. گفتنی است از عکس و تصویرسازی برای مصور شدن این کتاب 72 صفحه‌ای استفاده شده است. برای خوانش این کتاب می‌توان دو صفحه‌ی یکسان از هر دو کتاب را هم‌زمان مطالعه کرد یا پس از پایان یک کتاب، به سراغ دیگری رفت. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «بزرگ‌تر از بهمن، اتاق و خانه‌ی او و شهر اصفهان است. کشور ایران که تقریبا 1میلیون و 650‌هزار کیلومتر مربع وسعت دارد، نزدیک به 8هزار بار بزرگ‌تر از شهر اصفهان است. اگر خاک ایران را بین مردم آن تقسیم کنیم، به هر زن و مرد و بچه به تنهایی، 60 برابر خانه‌ی بهمن، یعنی تقریبا 2هکتار و نیم، [بر اساس جمعیت سال نشر کتاب] زمین می‌رسد.» «قضیه‌ی فیل و فنجان» اولین بار در سال 1385 به چاپ رسید و اکنون با ویرایش جدید منتشر شده و شمارگان آن به 22هزار نسخه رسیده است. گفتنی است که این کتاب برای گروه سنی «ب» و «ج» (6 تا 11 سال) مناسب است، تصویرگری آن را هاله لادن بر عهده داشته و با قیمت 8هزار و 500 تومان قابل خریداری از تمامی فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سراسر کشور است. ]]> کودک و نوجوان Mon, 19 Feb 2018 08:22:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257993/قضیه-ی-فیل-فنجان-نورالدین-زرین-کلک-بازنشر «قصه‌های عجیب برای بچه‌های عجیب غریب» آميزه‌ای از طنز سياه و دلهره‌ است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257963/قصه-های-عجیب-بچه-های-غریب-آميزه-ای-طنز-سياه-دلهره به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امروزه مخاطب‌ها مخصوصا نوجوان‌ها علاقه زیادی به مطالعه کتاب‌های تولید شده در زمینه ژانر‌های مختلف دارند. در این میان داستان‌های رازآلود و وهم‌انگیز و همچنین ژانر ترس و وحشت بسیار مورد استقبال نوجوان‌ها قرار گرفته است به گونه‌ای که ناشران، اقدام به انتشار گسترده ترجمه کتاب‌های این حوزه کرده‌اند. همچنین کمبود آثار تالیفی در این حوزه سبب شده که تعدادی از نویسندگان نیز به تولید اثر در این حوزه روی آورند. مهدی رجبی از نویسندگانی است که آثار زیادی مانند «خواهران تاریک»، «معمای دیوانه کله‌آبی»، «کنسرو غول» و «ساندویچ‌ساز مو دم‌اسبی‌باف» را در ژانرهای مختلف نوشته و تا به‌حال سه عنوان از آثارش به عنوان کتاب برگزیده کتابخانه مونیخ معرفی شده است. رجبی به تازگی مجموعه 5 جلدی «قصه‌های عجیب برای بچه‌های عجیب غریب» را از سوی انتشارات پیدایش منتشر کرده است. او در این مجموعه داستان‌هایی رازآلود و وهم‌انگیز را در فضایی غم‌انگیز برای مخاطبانش به تصویر می‌کشد. به این بهانه با او گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   به تازگی مجموعه پنج جلدی «قصه‌های عجیب برای بچه‌های عجیب غریب» از شما منتشر شده، چطور شد این مجموعه را نوشتید؟ اولين داستان اين مجموعه «درخت سگ» بود كه حدود هشت سال پيش نوشته شد. وقتي نسخه‌ اوليه‌ داستان را مي‌نوشتم خيلي به موضوع فكر نمي‌كردم. بيشتر مي‌خواستم يك تجربه‌ زباني داشته باشم. زباني كه در آن ساده‌ترين واژه‌ها به كار برده شود اما در عين حال تكان‌دهنده و بُرنده باشد. يادم هست آن موقع‌ها كه اين داستان را در يك جمع ادبي خواندم همه شوكه شده بودند از اين تناقض. واژه‌ها بي‌نهايت معمولي بودند و خبري از حشو و زوائد شاعرانه در متن نبود اما حقيقت مستتر در متن بسيار تكان دهنده بود. در واقع اين كتاب براي من كشف نوعي امكان زباني و روايي در ادبيات نوجوان بود. بعد از اينكه نسخه‌ اوليه را نوشتم روي ساختار و مضمون داستان چندين ماه وقت گذاشتم. حس كردم مي‌شود از اين امكان استفاده كرد و داستان‌هايي همه‌خوان با زبان بسيار ساده نوشت كه هم نوجوانان بخوانند و هم بزرگسالان. البته به تناسب علاقه‌اي كه من به فضاها و شخصيت‌هاي نامتعارف در ادبيات دارم، خود به خود داستان‌ها عجيب و غريب شدند و شايد همين موضوع باعث انتخاب نام «قصه‌هاي عجيب براي بچه‌هاي عجيب‌غريب» براي مجموعه شد. و بعد از آن تقريباً هر دو سال يك بار يكي از كتاب‌ها را نوشتم. كتاب آخر يعني «پرنده‌ي يخ‌زده» را سال 95 نوشتم و بقيه را هم دوباره بازنويسي كردم.   در داستان‌های این مجموعه هم مانند کتاب «خواهران تاریک» رگه‌هایی از ترس و وحشت وجود دارد؟ داستان‌هاي اين مجموعه آميزه‌اي از طنز سياه و دلهره‌اند و نمي‌شود آن‌ها را در ژانر وحشت گنجاند. بيشتر وضعيت گروتسك بر فضاي داستان‌ها حكفرماست و شايد بشود آن‌ها را نوعي دارك‌فانتزی قلمداد كرد. البته واقعاً قائل به دسته‌بندي آن‌ها در ژانر نيستم. همان‌طور كه گفتم زبان داستان‌ها بسيار ساده است اما شخصيت‌ها و رفتارهاي دراماتيكي كه انجام مي‌دهند به شدت عجيب و گاهي نامتعارف است. توضيحي درباره‌ داستان‌ها نمي‌دهم تا لذت خواندن‌شان براي خواننده‌اي كه اين مجموعه را مي‌خواند كم نشود، اما مثلاً فكر كنيد كه كوسه‌هايي كه فقط سگ مي‌خورند و در دريايي صورتي زندگي مي‌كنند چقدر مي‌توانند رازآميز باشند. يا مردي كه كلكسيون لوبياهاي عجيب و غريب جمع مي‌كند و همه فكر مي‌كنند عقلش را از دست داده يا پيرزني كه فكر مي‌كند كلاغ است و مي‌خواهد از بالاي يك برج پرواز كند.   در پشت جلد هر کتاب توضیح کوتاهی درباره متن داده شده، توضیح پشت جلد، داستانی در ژانر ترس را نشان می‌دهد درحالی‌که وقتی داستان‌ها را می‌خوانیم، می‌بینیم که فضای داستان‌ها در این ژانر نیست؟ خب اگر دقت كرده باشيد در پشت جلد كتاب‌ها به صورت غيرمستقيم متني چند خطي درباره‌ هر كتاب نوشته شده. هدف من اين نبوده كه القاء كنم كتاب‌ها در ژانر وحشت نوشته‌ شده‌اند. بيشتر خواستم معادلي رازآلود باشد براي شرح وضعيت كتاب و خواننده را ترغيب كند به باز كردن كتاب‌ها. البته فكر مي‌كنم اين برداشت با توجه به روحيه‌ها، متفاوت است و شايد به برخی اين حس را بدهد كه با فضاي هراس مواجه خواهيد شد، اما كتاب‌ها بيشتر فضايي تخيلي دارند و در بعضي جاها غم‌انگيزند. در هر صورت هدف من القاء ژانر وحشت نبوده چون اصولاً اين كتاب‌ها را در اين ژانر و با اين نگاه ننوشته‌ام. شايد بشود گفت در هر كتاب انگار با يك خواب عجيب رو به رو مي‌شويد. در «پرنده‌ يخ‌زده» من داستاني را نوشتم كه آميخته‌اي است از باورهاي فولكلور درباره‌ وضعيت‌هاي آخرالزماني و نوعي فانتزي وهم‌آور. پرنده‌اي كه ناخن مي‌خورد در باورهاي كهن ايرانيان هم جا دارد و فكر مي‌كنم خواننده را كنجكاو كند تا بعد از خواندنش درباره‌ ريشه‌هاي افسانه‌اي و اساطيري داستان جست‌وجو كند.   موضوعی که در هر جلد به آن پرداخته شده کاملا متفاوت است اما به نوعی فضای مشترکی در همه جلدها وجود دارد و بعضی کاراکترها مثل کلاغ یا یک پسر نوجوان در اغلب داستان‌ها حضور دارد، در این باره بیشتر توضیح دهید. تلاش كردم كه در كتاب‌ها نوعي پيوستگي فضا وجود داشته باشد و گاهي مي‌توان در يك كتاب نشانه‌هايي از كتاب ديگر را هم كشف كرد اما موضوع داستان‌ها در هر كتاب با هم متفاوت است. كتاب «آخرين‌ها» درباره‌ آخرين بازمانده‌هاي يك بيماري فراگير است كه براي زنده ماندن بايد از درختي عجيب پرتقال بخورند و همه‌شان نوجوان‌اند. كتاب «سوزنبان مارها» درباره‌ پسري است كه در بياباني دورافتاده با پدر سوزنبانش زندگي مي‌كند و درگير ترس‌هايي ذهني است. كتاب «درخت سگ» درباره‌ پسري سر راهي است كه يك چشم دارد و دوست دارد توي ساحل بايستد و رو به دريا واق‌واق كند. كتاب«گزارش مرد لوبيايي»درباره‌ آتش‌نشاني است كه سقوط كرده و حافظه‌اش را از دست داده و زندگي همسر و فرزندش بعد از اين حادثه رنگ غم‌انگيزي به خودش گرفته. كتاب«پرنده‌ يخ‌زده» وضعيتي آخرالزماني را بررسي مي‌كند و درباره‌ دختري است كه پرنده‌اي يخ‌زده پيدا مي‌كند.   مخاطبان این مجموعه به نظر شما چه کسانی هستند و فکر می‌کنید مطالعه این مجموعه چه تاثیری روی مخاطبان دارد؟ من مجموعه را براي گروه نوجوان به بالا نوشتم. يعني از 13 ساله تا 100 ساله. تقريباً در تمام آثاري كه از من به عنوان اثر نوجوان چاپ مي‌شوند، نگاه من همين است. داستان‌هايي كه هم مخاطب نوجوان و هم بزرگسال بخوانند و به يك اندازه لذت ببرند. حالا شايد مخاطب بزرگسال به خاطر سطح مطالعات و تجربه‌ زيستي‌اش بتواند برداشت‌هاي چندلايه‌تري از كتاب‌ها داشته باشد اما اصلا لذت داستان‌خواني و غرق شدن در دنياي تخيل براي تمام مخاطبان يكسان خواهد بود يا بهتر است بگويم من تلاش كرده‌ام چنين كاري كنم و اميدوارم موفق شده باشم. تا الان كه بازخوردهاي بسيار مثبتي از مخاطبان نوجوان و بزرگسال گرفته‌ام و فكر مي‌كنم تا حدودي به هدفم نزديك شده باشم.   داستان‌های این مجموعه، متاثر کننده‌اند و مرگ و غم و گریه و... در همه آن‌ها دیده می‌شود، چرا فضای حاکم بر این مجموعه اینقدر متاثرکننده است؟ آیا باعث افزایش غم و اندوه در مخاطبان نمی‌شود؟ خب اين برمي‌گردد به روحيات نويسنده و تجربه‌هاي زيستي‌اش. اين هم يك دوره از زندگي من است. خيلي از آثار دنيا اين وضعيت را دارند. نويسندگان مختلف بنا به شرايط زندگي‌شان كتاب‌هايي را نوشته‌اند. يكي در دوره‌ جنگ به دنيا آمده، يكي در دوران صلح، يكي در رفاه اقتصادي و يكي در دوران ركود و بحران. ادبيات اصولاً همين‌طور به وجود مي‌آيد. آميزه‌اي است از خلجان‌هاي روحي و رواني نويسنده و فضايي كه در آن زندگي مي‌كند. ببينيد به اين سوال مي‌شود جور ديگري هم نگاه كرد. اساساً ما همه‌ كتاب‌ها را نمي‌خوانيم كه شاد بشويم و بخنديم. ما كتاب مي‌خوانيم تا احساسات عميق و انساني‌مان را واكاوي كنيم. گاهي نوشته‌اي باعث مي‌شود در شادي شخصيت‌هاي داستان شريك شويم و گاهي در غم‌ها و هراس‌هايش. ادبيات همين است. بايد ما را سرگرم و در خود غرق كند. البته همان‌طور كه در شناسنامه‌ كتاب تاكيد شده كتاب‌ها براي مخاطب كودك نيستند. آشنايي با غم و اندوه ديگران هميشه چيزي منفي نيست. مي‌تواند حس انسان‌دوستي و شفقت را در انسان زنده كند و بعد از آن براي ساخت جهاني تلاش كند كه آدم‌ها به خاطر شرايط اجتماعي و انساني در آن رنج نكشند.   داستان‌های این مجموعه چندلایه‌ای است و در برخی داستان‌ها لایه‌های پنهان زیادی وجود دارد، به نظر شما مخاطب نوجوان تا چه اندازه می‌تواند این لایه‌ها را تحلیل و تفسیر کند؟ داستان‌ها در لايه‌ اول خوانش، ساختار مشخصي دارند. ابتدا و ميانه و انتهاي مشخص دارند. چيز مبهي در داستان‌ها وجود ندارد. اما پيچيدگي‌هاي معنايي به تفسيرگري ذهن‌ها و تجربيات ادبي آن‌ها وجود دارد. مخاطب نوجوان داستان را مي‌خواند و همان‌طور كه گفتم من به هيچ وجه نوجوان‌ها را دست كم نمي‌گيرم و فكر مي‌كنم حتی خيلي‌هاشان بتوانند پيچيدگي‌هاي متن را هم تفسير كنند. اگر به عنوان هم دقت كنيد، اين قصه‌ها براي بچه‌هاي عجيب و غريب‌اند و اگر نوجواني دلش مي‌خواهد كتابي بخواند «مثل حسني نگو يه دسته گل» خيلي راحت تشخيص مي‌دهد كه نه عنوان و نه تصاوير كتاب با فضاي ذهني او همخواني ندارد. اما با شناختي كه من از مخاطب نوجوان امروز دارم فكر مي‌كنم ذهن‌هاي درخشان و قدرتمندي دارند و خيلي خوب با كتاب‌ها ارتباط برقرار مي‌كنند چون پيشنهادهاي ادبي و روايي تازه‌ و متفاوتي را پيش روي‌شان قرار مي‌دهد.   پایان داستان‌ها تا حدی باز است، درواقع با پایان یافتن هر کتاب، داستان در ذهن مخاطب پایان نمی‌یابد و او را به تفکر وامی‌دارد، این کار چه تاثیری در مخاطب دارد؟ پايان كتاب‌ها البته مشخص است اما شايد به مفهوم كلاسيكش پايان رياضي دقيق و خدشه‌ناپذيري ندارند. اما هميشه به اينكه داستانم در ذهن مخاطب ادامه پيدا كند علاقه دارم. دلم مي‌خواهد وضعيت نهايي داستان او را به فكر فرو ببرد و چند بار داستان را براي خودش مرور كند. در عين حال سعي كردم چيز گنگ و فهم‌ناپذيري در پايان داستان‌ها نباشد. فقط شايد شيوه‌ بيان‌ آن‌ها به علت متفاوت بودن ابتدا شوكه‌كننده باشد ولي فكر كنم باب تازه‌اي باشد براي متفاوت نگاه كردن به داستان‌گويي و روايت.   موضوع دیگر تصويرگري این مجموعه است؛ به نظر می‌رسد نوع تصویرگری مینو جامی، طراحی شخصیت‌ها و سياه و سفيد بودن تصاویر ارتباط خوبی بین فضای غمناک و وهم‌انگیز حاکم بر داستان‌ها و تصاویر ایجاد کرده است، در زمان تولید این مجموعه چقدر بین شما و تصویرگر تعامل و همفکری وجود داشت؟ تصويرگري كتاب پروسه‌ شيرين و لذت‌بخشي بود. چون تصويرگر محترم كتاب تعامل خوبي با من داشتند. در مورد فضاها با هم حرف مي‌زديم و اتودها را قبل از اجراي نهايي مي‌ديدم. تصويرگر تلاش كرد به فضاي داستان‌ها نزديك شود و خوشبختانه به شدت به داستان‌ها علاقه پيدا كرده بود و موضوع هر كدام از كتاب‌ها برايش دروني شده بود. فضاي سياه و سفيد كتاب‌ها هم كمك كرد به انتقال حس و حال داستان‌ها. براي نوجوان‌‌ها كتاب‌ها معمولاً بدون تصويرگري چاپ مي‌شوند و از همين نظر فكر مي‌كنم تماشاي تصاوير خاص كتاب در كنار متن مي‌تواند تجربه‌اي تازه و لذت بخش باشد، چه براي مخاطب نوجوان و چه بزرگسال.   به کدام داستان این مجموعه علاقه بیشتری دارید؟ تقريباً مي‌شود گفت همه‌شان را به يك اندازه دوست دارم. اما نوشتن داستان «آخرين‌ها» و «گزارش مرد لوبيايي» خيلي غمگينم كردند. بيشتر از همه «آخرين‌ها» با اينكه فضايش پوسته‌اي طنزآلود دارد اما خب غمي بزرگ درونم ايجاد مي‌كند.   به نظرتان در حوزه ادبیات تالیفی چقدر به تولید اثر در این زمینه و با چنين زبان و ساختار روايي‌اي توجه شده است؟ همان‌طور كه گفتم خيلي قائل به گنجاندن اين كتاب‌ها در دسته‌بندي‌هاي ژانريك نيستم. شايد به نظر عده‌اي سورئال باشند و شايد دارك فانتزي. اما تا جايي كه من مي‌دانم در چنين فضايي و با چنين زبان و ساختار روايي‌اي تا به حال در حيطه‌‌ ادبيات نوجوان كاري نوشته نشده و اين از اولين تجربه‌هاست. دليلش هم برمي‌گردد به اين كه غالب نويسندگان اين حوزه همچنان نگاهي اندرزگو به ادبيات كودك و نوجوان دارند اما من در وهله‌‌ اول به هيچ وجه شعور مخاطبم را دست‌كم نمي‌گيرم. دلم مي‌خواهد برايش داستان جذاب تعريف كنم. حالا خواه خنده‌دار، خواه گريه‌دار و خواه ترسناك. چه بپذيريم چه نپذيريم نوجوان امروز دانش گسترده‌تري نسبت به نوجوان ديروز دارد. سواد بصري بيشتر و تجربه‌هاي پيچيده‌تر زندگي و زمانه‌اي كه در آن زندگي مي‌كند باعث مي‌شود به سادگي تسليم داستان‌گويي ضعيف نويسنده نشود. مخاطب امروز سخت‌گير است و براي اقناعش بايد خيلي تلاش كرد. فضاهاي تازه و موضوع‌هاي متفاوت عرضه كرد. من با اين نگاه تمام كتاب‌هايم را مي‌نويسم و شايد به همين خاطر است كه نسبت به خيلي‌ها كم‌كار محسوب مي‌شوم و كتاب‌هايم از زمان نوشتن تا چاپ پروسه‌اي طولاني را طي مي‌كنند. و صد البته درباره‌ي موفقيت يا شكستم در اين راه، مخاطب بايد نظر بدهد.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 19 Feb 2018 06:56:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257963/قصه-های-عجیب-بچه-های-غریب-آميزه-ای-طنز-سياه-دلهره پنجره‌ تازه‌ای روبه‌سوی شعر نوجوان باز شده است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257904/پنجره-تازه-ای-روبه-سوی-شعر-نوجوان-باز-شده کمال شفیعی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره جدیدترین اثرش گفت: به‌تازگی کتاب «در سکوت ماسه‌ها» از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است. این مجموعه شامل 17 شعر نیمایی برای نوجوانان است و دارای فضاهای کاملا متنوع و جدید با زاویه دید متفاوت و موضوعات جدید پیرامون تفکر نوجوانان مانند زندگی، قهر و آشتی، عشق و مرگ است.   شاعر «به یک زبان عاشق می‌شویم» در ادامه توضیح داد:‌ فضاهایی که در مجموعه «در سکوت ماسه‌ها» به تصویر کشیده می‌شود دربرگیرنده دغدغه‌های نوجوانان است که معمولا رازآلود است و آن‌ها همیشه در زمینه این موضوعات به‌دنبال پاسخ‌اند و کمتر در شعر نوجوان به آن‌ها پرداخته شده است.   شفیعی همچنین گفت: این کتاب باعث ایجاد نوعی تفکر خلاق در نوجوانان می‌شود و نگاهی متفاوت به خانواده و فضایی که نوجوان‌ها در آن هستند دارد و آن‌ها را به سوی دوست‌داشتن یکدیگر و عشق ورزیدن به خانواده و باهم بودن و اتحاد سوق می‌دهد و تجربه جدیدی از فضاهای زندگی به آنها می‌دهد تا وقتی بزرگسال می‌شوند افسوس این فرصت ارزشمندی که در دوره کوتاه نوجوانی دارند، نخورند.     به‌گفته وی سرودن برای نوجوان بسیار منحصربه‌فرد است و در این سال‌ها شاعران جدی‌ای وارد این حوزه شده‌اند و پنجره‌ تازه‌ای روبه‌سوی شعر نوجوان باز شده است. این مسئله همچنین سبب شده تفکری که نسبت‌ به دوره نوجوانی در جامعه وجود داشته و به نوعی آن‌ را ادامه دوره کودکی تصور می‌کردند از بین رود چرا که نوجوانی دوره‌ای نیست که توأم با امر و نهی باشد بلکه شروع پذیرش نقش‌های اجتماعی است.   شاعر «عمو نوروز و دست‌های کوچک دعا» درباره دیگر آثارش نیز توضیح داد: به‌تازگی گزیده‌ای از شعرهای من توسط انتشارات الیما برای بزرگسالان منتشر شده است که شامل 130 شعر مختلف از مجموعه اشعار گذشته‌ام است که بیشتر فضای عاشقانه و اجتماعی دارند.   کمال شفیعی، شاعر نوجوان، در سال 1347 در همدان متولد شد. وی آثاری در حوزه کودک و نوجوان در کارنامه خود دارد. از آن‌جمله می‌توان به «می‌خواهم دست به كار بزرگی بزنم»، «مانند گنجشک»، «عمو نوروز و دست‌های کوچک دعا» و «درس قشنگ لبخند»، «گربه یك مهندس است»، «مورچه‌های پاپتی»، «هر گلابی یك چراغ» و «ابرها مسافرند» اشاره کرد. شفیعی همچنین آثاری مانند «گوزن‌های پا به ماه» و «به یکزبان عاشق می‌شویم» را نیز در حوزه بزرگسال منتشر کرده است. ]]> کودک و نوجوان Mon, 19 Feb 2018 06:21:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257904/پنجره-تازه-ای-روبه-سوی-شعر-نوجوان-باز-شده ​راز زنانی که دنیا را تغییر دادند فاش شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/257969/راز-زنانی-دنیا-تغییر-دادند-فاش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کیت پنکر ست در کتاب «زنانی که دنیا را تغییر دادند» که به تازگی با ترجمه نلی محجوب از سوی انتشارات ناریا منتشر شده داستان زنان بزرگی را بیان می‌کند که دنیا را تغییر داده‌اند و با پیروی از خواسته قلبی، هوش و رویاهایشان به چیزهایی که می‌خواستند رسیدند. نلی محجوب درباره این کتاب به ایبنا گفت: مطالعه این کتاب حس خودباوری به دختران می‌دهد تا توانمندی‌هایشان را باور کنند. البته اگر نخواهیم مخاطبان کتاب را جنسیتی کنیم، مطالعه این کتاب به هر کودک و نوجوان 9 تا 12 سال‌ای کمک می‌کند توانمندی‌هایش را باور کند و با هر «نه» گفتنی مایوس و ناامید نشود. این مترجم افزود: همانطور که در این کتاب آمده است، افرادی که در این کتاب به آن‌ها اشاره شده است همه، انسان‌هایی مثل ما بوده‌اند با این تفاوت که اراده قوی‌ای داشته‌اند و به دنبال قلبشان و خواسته قلبیشان رفته‌اند و توانمندی‌هایشان را باور کرده‌اند.   به گفته محجوب، نویسنده در این کتاب خط سیری از زندگی فرد مورد نظر را برای مخاطب به تصویر کشیده است و نقاط قوت و ضعف آن‌ها و مسیری را که طی کرده‌اند، بیان کرده تا زمانی‌که به موفقیت می‌رسند و بر این اساس توانسته در انتقال مفهوم مورد نظرش به مخاطب، موفق باشد.   «فریدا کالو، کوکو شنل، گرترود ادرل، مری آنینگ، ماری کوری، جین آستین، رزا پارکس، آنه فرانک، امیلی پنکرست،ساکا گاویا، کارآگاه فی فی، املیا ارهارت و مری سیکول» نام زنان موفقی است که در این کتاب به آن‌ها اشاره شده است.   انتشارات ناریا، کتاب «زنانی که دنیا را تغییر دادند» را در قالب 36 صفحه مصور رنگی با شمارگان هزار و 100 نسخه و قیمت 20 هزار ریال منتشر کرده است. ]]> کودک و نوجوان Sun, 18 Feb 2018 14:53:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/257969/راز-زنانی-دنیا-تغییر-دادند-فاش فصلنامه نقد کتاب کودک و نوجوان به پله پانزدهم رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257966/فصلنامه-نقد-کتاب-کودک-نوجوان-پله-پانزدهم-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) فصلنامه نقد کتاب کودک و نوجوان شماره پاییز 1396 با مطالبی همچون مروری بر آثار علی اشرف درویشیان و پرونده‌ای با موضوع جنسیت در رمان هستی منتشر شد. سرمقاله این شماره با عنوان «نقد بدون اطلاعات ممکن نیست»  درباره فهرست‌نگاری و اطلاع‌رسانی در موسسه خانه کتاب انتقاداتی را مطرح کرده است. در این شماره از فصلنامه آثاری از دیوید آلموند، رفیع افتخار، فرهاد حسن‌زاده، اسدالله شعبانی، محمدرضا شمس، محمدرضا مرزوقی، توران میرهادی، و ... مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. شعر کودک درون، معرفی نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان استان کرمانشاه، سبک‌شناسی شعر خردسال، شگردهای طنزآفرینی شهرام شفیعی، معرفی کتاب‌های تئوری ادبیات کودک، ... از جمله مطالب این شماره از فصلنامه نقد کتاب کودک و نوجوان است. حسن پارسایی، سحر ترهنده، یحیی علوی‌فرد، پیوند فرهادی، مهدی کاموس، سیداحمد میرزاده و روح‌اله مهدی‌پور از جمله نویسندگان این شماره از فصلنامه هستند. پانزدهمین شماره فصلنامه نقد کتاب کودک و نوجوان، ویژه پاییز، در 272 صفحه و قیمت 10 هزار تومان به مدیرمسئولی مجید غلامی جلیسه و سردبیری سیدعلی کاشفی خوانساری منتشر شده است.  ]]> کودک و نوجوان Sun, 18 Feb 2018 13:31:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257966/فصلنامه-نقد-کتاب-کودک-نوجوان-پله-پانزدهم-رسید معرفی نامزدهای جایزه کتاب سال شعر به انتخاب خبرنگاران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257959/معرفی-نامزدهای-جایزه-کتاب-سال-شعر-انتخاب-خبرنگاران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بنا بر اعلام دبیرخانه، نامزدهای بخش کتاب سال دوازدهمین جایزه کتاب سال شعر، به انتخاب «خبرنگاران»، معرفی شدند. نامزدهای بخش کتاب سال این دوره از جایزه، از میان مجموعه‌های منتشر شده در سال گذشته، به این شرح اعلام شدند:   رضا احسان‌پور / نخند - نون + من و حافظ - فصل پنجم نرگس باقری / در جریان رگ‌هایم باش – مروارید سیدرسول پیره / تسکین – چشمه مجتبی تقوی‌زاد / گنجشک‌ها دانه‌چین دامنت بودند – مروارید مهدی حاتمی / درختی که حرف نمی‌زند – مؤلف زهرا درّی / ناشیانه دوستت دارم – مروارید مجید سعدآبادی / کاخ سعدآبادی – شانی فریبا شادلو / اگر تو بودی امروز شنبه بود – چشمه آرش شفاعی / ترافیک فرشته – آرادمان محمد عسکری ساج / مزارع پنبه‌ی شیلی – نیماژ (تجدید چاپ در فصل پنجم) محمدباقر کلاهی اهری / دلقک در باران – آرادمان برزو گوران / تنها باد از زیر خاکستر خبر دارد – مروارید علیرضا لبش / آخرین زلزله‌ی تهران – چشمه آریا معصومی / مرگ آدم را زیباتر می‌کند – ماه‌باران حسن همایون / آشویتس خصوصی من – چشمه شیرین هیاریان / دست‌هایت کولی‌ها را آواره می‌کند – چشمه در یازدهمین دوره از جایزه‌ی کتاب سال شعر خبرنگاران، مجموعه‌ی شعر «اسب را در نیمه‌‌ی دیگرت بِرَمان» سروده عطیه عطارزاده در بخش کتاب سال، آریس پراچا در بخش ویژه‌ی شاعران بدون کتاب و ضیاء موحد در بخش یک عمر فعالیت شعری تجلیل شدند. مراسم پایانی این دوره از جایزه نیز به روال هرساله، در حوالی نیمه‌ اسفندماه برگزار خواهد شد.   ]]> کودک و نوجوان Sun, 18 Feb 2018 11:37:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257959/معرفی-نامزدهای-جایزه-کتاب-سال-شعر-انتخاب-خبرنگاران پرواز پرنده‌های شعر افسانه شعبان‌نژاد بر فراز بازار کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/book/257919/پرواز-پرنده-های-شعر-افسانه-شعبان-نژاد-فراز-بازار-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «پرنده‌های شعر من» و «ابر کوچک» دو عنوان از مجموعه اشعار افسانه شعبان‌نژاد است که از سوی نشر لوپه‌تو منتشر شده است.   «پرنده‌های شعر من» مجموعه‌ای شامل ۳۱ شعر است با تصویرگری پرستو احدی که برای گروه سنی نوجوان و حتی جوانان سروده شده. ویژگی این کتاب، سرودن تمامی اشعار با محوریت پرنده‌هاست و رده پای پرندگان در هر شعر به چشم می‌خورد.   به خاطر تو، خیال، شعر می‌شوی، اشتباه، لحظه‌ها، سوال، یک سار، جاده، پرنده و بهار، آب‌چلیک، تنهایی، یک زاغ، التماس، استخاره، زنگوله، امید، پرنده و درخت، خبرچین و رد پا ازجمله عناوینی است که در این کتاب آمده است.   در یکی از اشعار این کتاب می‌خوانیم: «صبح روی نرده‌ای ظهر زیر سایه‌سار یک درخت مهربان عصر روی بام خانه‌ای که قد کشیده تا به آسمان شب ولی بال می‌زنی میان خواب من شعر می‌شوی می‌پری میان صفحه صفحه کتاب من»     انتشارات لوپه‌تو، مجموعه شعر «پرنده‌های شعر من» را با شمارگان هزار نسخه و قیمت 150 هزار ریال منتشر کرده است.   «ابر کوچیک» نیز مجموعه شعری است با تصویرگری فهیمه محجوب که برای خردسالان سروده شده است و داستانی تخیلی در مورد ابر کوچکی را بیان می‌کند که به شکل‌های مختلف در می‌آید تا نهایتا به دیگر ابرها برسد و به مقصود نهایی خود یعنی بارش باران می‌رسد.   انتشارات لوپه‌تو، کتاب «ابر کوچیک» را با شمارگان هزار نسخه و قیمت 65 هزار ریال منتشر کرده است.   افسانه شعبان‌نژاد، شاعر، نویسنده کتاب‌های کودک و نوجوان، در سال 1342، در شهداد از توابع کرمان به دنیا آمد. وی فعالیت‌های هنری خود را در سن 18 سالگی و با چاپ اولین مجموعه داستان اش برای نوجوانان با نام «نه من نمی‌ترسم» آغاز کرد. شعبان‌نژاد نزدیک به 130 اثر در زمینه شعر، قصه و رمان به چاپ رسانده است كه از آن میان حدود 40 اثر توانسته‌اند جوایزی از جشنواره‌های مختلف هنری و ادبی دریافت كنند.   شعبان‌نژاد آثار زیادی را در کارنامه‌ خود دارد. از آن جمله می‌توان به «آشناى غنچه ها»، «باغ هزار دخترون»، «بابا و باران»، «جشن گنجشك‌ها»، «يك آسمون، دو آسمون»، «كلاغه كجاست؟ روى درخت»، «خانم چمن و درخت زردآلو»، «شيشه آواز»، «النگوهاى قرمز»، «يار پنهان»، «دختر كدو تنبل»، «باغ فرشته‌ها»، «بهار گمشده»، «صداى صنوبر» و «زنبور و سيب قرمز» اشاره کرد.   ]]> کودک و نوجوان Sun, 18 Feb 2018 08:24:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/257919/پرواز-پرنده-های-شعر-افسانه-شعبان-نژاد-فراز-بازار-کتاب «استقلال ایرانیان زیر نفوذ بیگانگان» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257935/استقلال-ایرانیان-زیر-نفوذ-بیگانگان-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی انتشارات مدرسه مجموعه دو جلدی «استقلال ایرانیان زیر نفوذ بیگانگان» به قلم جواد کامور بخشایش و داوود قاسمپور به نگارش درآمده است. جلد اول این مجموعه، به بازخوانی سلطه‌ کشورهای روسیه، انگلستان و آمریکا بر ایران در دو دوره‌ قاجار و پهلوی می‌پردازد، و طی آن حوادثی تاریخی همچون عهدنامه‌های ترکمنچای و گلستان، معاهده‌ پاریس، قرارداد دارسی، تأسیس بانک شاهنشاهی، قرارداد 1919 و کودتای سوم اسفند مورد بررسی قرار گرفته است. بنابر همین گزارش جلد دوم این مجموعه با عنوان فرعی «آمریکا در ایران» با تکیه بر اسناد لانه‌ جاسوسی آمریکا، به نفوذ این کشور در ساحت‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران پرداخته و حوادث و مسائلی چون قتل ماژور ایمبری موضع آمریکا در نهضت ملی شدن نفت، کودتای 28 مرداد، تأسیس ساواک، طرح جانسون، لایحه کاپیتولاسیون و... را مورد بررسی قرار می‌دهد. جلد دوم این کتاب با ذکر حوادث منجر به انقلاب اسلامی به پایان می‌رسد. مجموعه‌ دو جلدی «استقلال ایرانیان زیر نفوذ بیگانگان» با قیمت 150 هزار ريال برای جلد اول و 180 هزار ريال برای جلد دوم و در تیراژ هزار نسخه منتشر شده است. ]]> کودک و نوجوان Sun, 18 Feb 2018 08:13:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257935/استقلال-ایرانیان-زیر-نفوذ-بیگانگان-منتشر اکبرپور: شادی بزرگ‌ترین پیام آثار طنز است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257938/اکبرپور-شادی-بزرگ-ترین-پیام-آثار-طنز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، احمد اکبرپور در این کارگاه که با مشارکت اعضای مراکز فرهنگی‌هنری کانون بندرعباس برپا شد، با بیان اینکه شادی بزرگ‌ترین پیام آثار طنز است،گفت: طنز تنها موقعیتی است که ما را با مخاطب هم‌اندازه می‌کند، درحالی که در سایر موقعیت‌ها این قضیه متفاوت است. اکبرپور در این کارگاه به طرح مباحثی مانند سوژه‌یابی، هدف و کارکردهای طنزنویسی پرداخت و افزود: طنز کارکردهای مختلفی دارد و موجب فهم تازه‌ای از زندگی، شادی و خندیدن می‌شود و یکی از کارکردهای مهم آن نیز نقد اجتماعی است. وی در ادامه یادآور شد: طنزنویسی چیزی نیست که بتوان آن را آموخت، بلکه می‌توان آن را پرورش داد، در داستان طنز آموزش‌های کلاسیک داستان‌نویسی رنگ می‌بازند چرا که طنز عرصه‌ی ممکن ساختن ناممکن‌هاست. نویسنده کتاب‌های کودک و نوجوان هم‌چنین اظهار کرد: در طنز، شما مجاز هستید قالب‌های ممنوع در داستان‌نویسی را به کار بگیرید و مخاطب را با خود در لذت این ورود به حریم‌های ممنوعه شریک سازید و وقایع جزئی و کلی مربوط به خودتان را بی هیچ تخیل و تکنیک روایی به قلم بکشید. گفتنی است کارگاه‌های طنز نویسی یکی از ویژه برنامه‌های بلند مدت است که با هدف پایدار سازی اعضا و ایجاد شور ونشاط در کارگاه‌های ادبی استان هرمزگان برگزار می‌شود. کتاب‌های «غول و دوچرخه»، «واژه‌های خندان»، «من نوکر بابا نیستم»، «امپراطور کلمات»، »سه سوت جادویی»، «مادربزرگ جادویی»، و... از جمله آثار این نویسنده طنزپرداز است. ]]> کودک و نوجوان Sun, 18 Feb 2018 08:12:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257938/اکبرپور-شادی-بزرگ-ترین-پیام-آثار-طنز آفرینش‌های ادبی به کتابخانه‌ مرجع کانون می‌رود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257894/آفرینش-های-ادبی-کتابخانه-مرجع-کانون-می-رود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، محبوبه بزم‌آرا و حسین علیجانی در این نشست درباره‌ی فعالیت‌ها و تاثیرات آفرینش‌های ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بر توسعه‌ فرهنگ کتاب‌خوانی سخن خواهند گفت. گفتنی است که هر دو کارشناس تجربه‌ سال‌ها حضور در کنار اعضای کتابخانه‌های کانون را نیز داشته‌اند و قرار است علاوه بر طرح مسایل نظری و آماری این حوزه، از تجربه عملی خود نیز سخن بگویند. شصت‌وهشتمین نشست ترویج کتاب‌خوانی ۳۰ بهمن از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در کتابخانه‌ تخصصی کانون پرورش فکری واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان خالد اسلامبولی، پلاک ۲۴، ساختمان ملک شامران برگزار می‌شود. ]]> کودک و نوجوان Sat, 17 Feb 2018 11:47:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257894/آفرینش-های-ادبی-کتابخانه-مرجع-کانون-می-رود داستان نوجوان «اژدها سواری» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257897/داستان-نوجوان-اژدها-سواری-منتشر ⁣به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از پایگاه خبری انتشارات مدرسه، «اژدها سواری» داستان تخیلی اثر هلن کرسول با ترجمه فرمهر منجزی است که به تازگی در انتشارات مدرسه چاپ و منتشر شده است. این اثر با زبانی ساده داستانی شگفت انگیزی را تشریح می‌کند. کتاب با روایت سوم شخص به ماجراهای «جیلی» پسر بچه هفت ساله‌ای می‌پردازد که دوست دارد اژدها داشته باشد. او این موضوع را یک ماه قبل از تولد هفت سالگی با خانواده‌اش در میان می گذارد. اما با سوالات متعدد برادر و خواهرش مواجه می‌شود، پدرش هم درخواست جیلی را به شوخی می‌گیرد. تا این که روز تولد جیلی، تمام رویاهایش به کمک آقای پینک، صاحب فروشگاه وسایل جادویی به حقیقت می‌پیوندد. علاوه بر تصاویر جذاب، ماجراهایی که بین خانواده در ابتدای داستان شکل می گیرد به قصه لحنی ساده می‌دهد که خواننده را به دنبال کردن آن ترغیب می‌کند. البته «کرسول» استاد ساده‌نویسی داستان‌های عجیب است. او در تمام آثارش که بالغ بر صد کتاب و تعداد زیادی سریال است لحنی ساده را برای کودکان در نظر گرفته است، شاید همین لحن باعث شده تا کتاب‌هایش با استقبال خوبی مواجه شوند. کتاب «اژدها سواری» در۶۸ صفحه و با قیمت ۱۰ هزار تومان در قطع پالتویی اکنون در فروشگاه‌ها و همچنین در فروشگاه مجازی انتشارات مدرسه به آدرس http://enma.ir در دسترس مخاطبان قرار دارد. ]]> کودک و نوجوان Sat, 17 Feb 2018 11:43:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257897/داستان-نوجوان-اژدها-سواری-منتشر رمان گرافیکی «جمشید غروب» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257914/رمان-گرافیکی-جمشید-غروب-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی استودیو «هورخش»، دو جلد نخست مجموعه رمان‌های گرافیکی «آخرین داستان» با عنوان «جمشید طلوع» سال گذشته منتشر شدند. این مجموعه که به‌عنوان پیش‌درآمدی بر انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» به نویسندگی و کارگردانی اشکان رهگذر منتشر می‌شوند با برداشتی آزاد از قصه پادشاه اسطوره‌ای شاهنامه؛ جمشید نوشته و طراحی‌شده است.   «جمشید غروب» رمان گرافیکی دو جلدی است که دوران افول پادشاهی جمشید را به تصویر می‌کشد و پایان این مجموعه به شروع انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» پیوند می‌خورد. این رمان گرافیکی نوشته اشکان رهگذر با ویراستاری یاسر نوروزی نویسنده، طراحی فائزه سپهر صادقیان و سوسن آذری، طراحی جلد سینا پاکزاد کسری و طراحی گرافیکی زهره ندایی در 48 صفحه با شمارگان 1000 نسخه و قیمت 35 هزار تومان در نشر استودیو هورخش راهی بازار شده است.   انیمیشن سینمای «آخرین داستان» برداشتی آزاد از داستان «ضحاک» شاهنامه است که از سال 89 در استودیو «هورخش» در حال تولید است.   ]]> کودک و نوجوان Sat, 17 Feb 2018 11:19:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257914/رمان-گرافیکی-جمشید-غروب-منتشر ​«7 دقیقه به شلیک» به روایت مصطفی خرامان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257912/7-دقیقه-شلیک-روایت-مصطفی-خرامان مصطفی خرامان در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره آثار در دست تالیفش گفت: در حال حاضر مشغول نوشتن رمانی برای نوجوانان هستم با عنوان «7 دقیقه به شلیک» که دارای موضوع اجتماعی است، همچنین تم پلیسی و نگاهی هم به ازدواج و تم عاشقانه دارد.   این نویسنده در ادامه توضیح داد: این رمان دارای دو داستان مختلف است که در دل یک داستان روایت شده‌اند و همدیگر را تکمیل می‌کنند، اما بیشتر رویکردش درباره زودقضاوت کردن است و آن را تا پایان امسال برای چاپ به انتشارات مدرسه تحویل می‌دهم.   خرامان در ادامه به اجرای پروژه‌ای در حوزه هنری کودک و نوجوان اشاره کرد و گفت: به تازگی پروژه‌ای با عنوان طرح داستان‌های پلیسی در حوزه هنری کودک‌ونوجوان در دست اجرا داریم که فاز اول آن شامل یک داستان ترجمه و 3 داستان تألیفی است. طرح داستان‌ها مشخص شده است و نویسندگان و مترجمان نیز تعیین شده‌اند. مصطفی خرامان، نویسنده حوزه کودک و نوجوان و داستان کوتاه متولد تهران است. تاکنون تعداد زیادی کتاب از وی منتشر شده است. از آثار این نویسنده که سابقه دو سال دبيری انجمن نويسندگان كودك و نوجوان را در کارنامه دارد، می‌توان به «دختران علیه دختران»، «آرزوی سوم»، «فرشته‌ها از کجا می‌آیند» و «مزه‌ زندگی» اشاره کرد. خرامان كتاب پليسی 6 ‌جلدی «پسر سركار عبدی» را نیز برای نوجوانان نوشته است.   ]]> کودک و نوجوان Sat, 17 Feb 2018 11:04:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257912/7-دقیقه-شلیک-روایت-مصطفی-خرامان نامزدهای بخش کودک‌ونوجوان جشنواره شعر فجر معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257900/نامزدهای-بخش-کودک-ونوجوان-جشنواره-شعر-فجر-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد هیئت داوران بخش «شعر کودک و نوجوان» دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر اسامی 6 نامزد راه‌یافته به مرحله‌ نهایی این بخش را اعلام کردند.   آثار راه یافته به مرحله نهایی داوری بخش « شعر کودک و نوجوان» دوازدهمین جشنواره بین المللی شعر فجر (به ترتیب حروف الفبای نام کتاب‌ها):  «آسمان نقطه چین» به قلم مریم زرنشان از انتشارات مدرسه  «بوق سگ» به قلم بیوک ملکی از نشر پیدایش  «دوتا سیب شیرین» به قلم خاتون حسنی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان  «کلید، کلید، دسته کلید» به قلم اکرم کشایی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان  «لباس غول گم شد» به قلم کبرا بابایی از انتشارات امیرکبیر  «مادرم شانه‌ به ‌سر» به قلم حامد محقق از انتشارات امیرکبیر ]]> کودک و نوجوان Sat, 17 Feb 2018 09:17:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257900/نامزدهای-بخش-کودک-ونوجوان-جشنواره-شعر-فجر-معرفی-شدند ‎اهدای نشان‌های طلا و نقره لاک‌پشت پرنده http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257890/اهدای-نشان-های-طلا-نقره-لاک-پشت-پرنده ‎به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی فروشگاه مرکزی شهرکتاب، نشان‌های طلا، نقره و ویژه لاک‌پشت پرنده، یک‌شنبه (ششم اسفند 1396) در آیینی با حضور گروهی از نویسندگان، تصویرگران، مترجمان و ناشران کتاب کودک و نوجوان، در فروشگاه مرکزی شهرکتاب به پدیدآورندگان کتاب‌های برگزیده و چهره‌های موثر در زمینه فرهنگ و کتاب کودک و نوجوان اهدا می‌شود.  در این مراسم علاوه بر اهدای نشان‌های طلا و نقره لاک‌پشت پرنده، گروه موسیقی آدمک قطعه لاک‌پشت پرنده و قطعاتی تازه را اجرا خواهند کرد. در حاشیه آیین اهدای نشان‌های لاک‌پشت پرنده، جشن امضای ۱۰ کتاب نامزد و کتاب‌های راه یافته به فهرست زمستان لاک‌پشت پرنده با حضور۵۰ نویسنده، تصویرگر و مترجم برگزار خواهد شد که خانواده‌ها، مربیان، کتابداران و کودکان و نوجوانان می‌توانند در این بخش با نویسندگان و‌تصویرگران دیدار و گفت‌وگو کنند. ‎بنا بر این گزارش بخش جذاب آیین اهدای نشان‌های لاک‌پشت پرنده، مسابقه لباس و صورتک‌های شخصیت‌های داستانی است. امسال همزمان با اهدای نشان‌های طلایی و نقره‌ای لاک‌پشت‌پرنده، مسابقه صورتک و لباس شخصیت‌های کتاب‌های کودک و نوجوان برای کودکان و نوجوانان برگزار خواهد شد. ‎برای حضور در این مسابقه کودکان و نوجوانان می‌توانند به همراه خانواده‌ خود، صورتک یا لباس شخصیت‌های کتاب‌های کودک و نوجوانی که دوست دارند و با آن‌ها خاطره دارند، طراحی کنند و به شکل یکی از شخصیت‌های کتاب‌ها دربیایند و در جشن شرکت کنند. ‎گروه اجرایی لاک‌پشت پرنده با صدور بیانیه‌ای ضمن اعلام این خبر افزوده است: «از خانواده‌ها دعوت می‌کنیم که در این جشن همراه لاک‌پشت پرنده باشند، این همراهی با دفعه‌های پیش تفاوت دارد. این‌بار قرار است جشنواره‌ لباس‌ها و صورتک‌های شخصیت‌های کتاب‌های کودک و نوجوان در کنار آیین اهدای نشان، برگزار شود. ‎شما کودکان و نوجوانان می‌توانید صورتک یک شخصیت را طراحی کنید، لباس او را بپوشید، خود را به شکل یک شخصیت گریم کنید و در جشن لاک‌پشت پرنده شرکت کنید. ‎تصور کنید! ششم اسفند شهرکتاب مرکزی میزبان کودکان و نوجوانانی است که به شکل شخصیت‌های محبوب خود درآمده‌اند. پس فرصت را از دست ندهید و به شخصیتی که دوست دارید فکر کنید، روز جشن در کنار لاک‌پشت پرنده حضور داشته باشید و روزی به یادماندنی را رقم بزنید.» ‎گروه داوری لاک‌پشت پرنده صورتک‌ها و لباس‌های طراحی شده‌ای را که کودکان و نوجوانان پوشیده‌اند ارزیابی کرده و به برندگان جوایز ویژه‌ای تقدیم خواهند کرد. ‎برای شرکت در این جشنواره، در روز جشن(ششم اسفند) در شهرکتاب مرکزی عکسی از خود که به شکل یکی از شخصیت‌های کودک و نوجوان درآمده‌اید بگیرید و این عکس را برای کانال تلگرام لاک‌پشت پرنده به نشانی @bookcitycentral بفرستید. لازم است که در عکس مشخص باشد که در جشن شرکت کرده‌اید. داوری بر اساس عکس‌های رسیده انجام خواهد شد و جوایزی به برگزیدگان اهدا می‌شود. ‎گفتنی است لاک‌پشت پرنده اسفند ماه 1396 شش ساله می‌شود. شش سال است که همراه شماییم و هر فصل فهرستی از بهترین کتاب‌های کودک و نوجوان را معرفی می‌کنیم تا خانواده‌ها، مربیان، کتاب‌فروشان و مهم‌تر از همه مخاطبان این کتاب‌ها بتوانند بهترین‌ها را انتخاب کنند و بخوانند. ‎ششمین کتاب سال لاک‌پشت پرنده، ششم اسفند ماه در شهرکتاب مرکزی برگزار می‌شود و نشان‌های طلایی و نقره‌ای لاک‌پشت پرنده به کتاب‌های برگزیده اهدا می‌شود. ]]> کودک و نوجوان Sat, 17 Feb 2018 08:42:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257890/اهدای-نشان-های-طلا-نقره-لاک-پشت-پرنده عادت‌های نوشتن مهدی حجوانی/ هیچ علاقه‌ای به ادبیات کودک نداشتم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257715/عادت-های-نوشتن-مهدی-حجوانی-هیچ-علاقه-ای-ادبیات-کودک-نداشتم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)در ایران ادبیات کودک و نوجوان، نوپاست و سابقه‌ آن به صورت جدی به کمتر از صد سال می‌رسد و نیازمند فعالیت‌های گسترده‌ای در زمینه نهادسازی، گسترش نشریات و مجلات تخصصی، پژوهش‌ در حوزه‌های نظری و تئوری، نقدوبررسی و تالیف و ترجمه آثار مختلف است. مهدی حجوانی از نویسندگانی است که در طول سال‌های طولانی فعالیت گسترده‌ای در همه این زمینه‌ها داشته و توانسته بعد از گذشت بیش از 30 سال فعالیت جدی و مستمر در این حوزه کارنامه‌ پرباری از خود به جا گذارد. «پژوهشنامه کودک و نوجوان»، «کتاب ماه نقد کتاب کودک و نوجوان»،‌ «انجمن نویسندگان کودک و نوجوان»، «لاک‌پشت پرنده» و ... همه از نام‌هایی‌ است که حجوانی را به یاد ما می‌آورد. به این بهانه در صبح یک روز سرد زمستانی بعد از اصرارهای فراوان توانستیم او را راضی کنیم که چند ساعتی مهمانش باشیم، در منزلی ساده و بی‌ریا در غرب تهران و با او گفت‌وگویی صمیمی داشتیم درباره زندگی و فعالیت‌هایش در طول سال‌های گذشته که در ادامه می‌خوانید.   چه شد که بعد از این‌همه سال سکوت بالاخره راضی شدید با هم گفت‌وگو کنیم؟  شما لطف دارید. مصاحبه با من این‌قدرها هم اهمیت ندارد. می دانید، حرف تازه زدن دشوار است. جوان‌تر که بودم بیشتر مصاحبه می‌کردم. بعدها کم‌کم با نگاهی سخت‌گیرانه به این نتیجه رسیدم که مجلات و تریبون‌ها و شبکه‌ها بیشتر شده‌اند و یک طوری باید چرخشان بچرخد و صفحاتشان پر شود. پس اگر سراغ ما می‌آیند نه به خاطر ادبیات و هنر است، نه به خاطر خودمان و نه به خاطر کتاب‌های‌مان. از طرفی  بعضی از مصاحبه‌گرها همه‌ حرف‌ها را چاپ نمی‌کنند و یا شاید سردبیرانشان نمی‌گذارند همه حرف‌ها  منعکس شود. اعتراض هم به جایی نمی‌رسد. بنابراین بهترین اعتراض مصاحبه نکردن است. من بخصوص طی هشت سال گذشته دچار نوعی انزوا شدم و به کمای فرهنگی دچار شدم. البته هیچ‌وقت بی‌کار نبودم اما امیدم به اصلاح امور قطع شده بود. حالا محافظه‌کارتر شده‌ام و فکر می‌کنم ما به این امید محکومیم. نخستین بار چه موقع و چگونه با مقوله شعر و قصه و بطورکلی ادبیات آشنا شدید؟ اگر به عقب برگردیم، من در چهار راه مولوی تهران متولد و در محله قصرالدشت تهران و بعد از آن در تهران ویلا بزرگ شدم. مادربزرگی داشتم که فارسی بلد نبود و فقط ترکی صحبت می‌کرد. او هر شب قصه «شنگول و منگول» را به زبان ترکی برای من می‌گفت و من با اینکه ترکی بلد نبودم، نمی‌دانم چطور، ولی متوجه می‌شدم که مادربزرگم چه می‌گوید. شاید هم علتش صمیمیت مادربزرگ بود. زمانی‌که مرا در آغوش می‌گرفت، احساس می‌کردم  امن‌ترین جای دنیا همین‌جاست. وقتی‌ پدرم می‌خواست ما را تنبیه کند، حامی ما بود. شاید همین عاطفه‌ی دوطرفه و شاید هم تکرار شبانه‌ی قصه باعث شده بود که همه یا بخش‌هایی از قصه را متوجه شوم. . همیشه از مادربزرگ می‌خواستم فقط این قصه را برایم بگوید و یادم نمی‌آید قصه دیگری از او شنیده باشم. مادربزرگ دندان نداشت و وقتی این قصه را برایم می‌گفت من فکر می‌کردم لثه‌هایش که روی هم می‌آید کشمش در دهانش است و همیشه به او می‌گفتم من هم کشمش می‌خواهم. در واقع امروزه توی کلاس‌های شیوه‌‌ی قصه‌گویی می‌گوییم همین‌قدر که بچه‌ها در یک آغوش امن و گرم باشند و توی گوششان به آرامی قصه گفته شود حتی اگر چیزی از قصه نفهمند باز هم برایشان بهشت است.   این اولین آشنایی من با قصه بود. اما بزرگتر که شدم  در حدود سال‌های 1340تلویزیون لامپی و سیاه و سفید به خانه ما آمد و من تا زمان پیروزی انقلاب، یعنی حدود 17 سال تعداد زیادی فیلم و سریال آمریکایی در ژانرهای مختلف کارآگاهی، علمی‌تخیلی، کمدی، کابویی و خانوادگی دیدم، مثل  «پیتون پِلِیس»، «روزهای زندگی»، «مرد شش میلیون دلاری»، «خفاش»، «بتمن»،‌ »آیرون ساید»، «چاپارل»، «فراری»، «راهبه پرنده»، «غرب وحشی وحشی»، «دختر شاه پریان»،‌ «افسونگر» و «بالاتر از خطر» و البته کارتون‌هایی مثل «عصر حجر»، «پسر دریا» و «شزم» و خیلی‌های دیگر که یادم نیست. این‌طوری  با مقوله هنر، داستان و داستان‌پردازی آشنا شدم. در آن زمان من به مدرسه دولتی می‌رفتم و پایه‌های درسی ضعیفی داشتم، همه فکرم در روزهای پاییزی این بود که عصرها وقتی چراغ‌ها روشن می‌شود، چیزی بخورم و فیلم ببینم. خانه ما بزرگ و سرد بود و من همیشه سردم بود و گرسنه  فقط یک اتاق توی خانه با بخاری نفتی گرم می شد. پول زیاد تو بساط نبود و بچه‌ها هم در اولویت نبودند. اینکه می‌گویند «بهشت کودکی»؛ برای ما بهشت کودکی وجود نداشت. بهشت کودکی ما مادرمان بود. مامان فقط به این فکر می‌کرد که به بچه‌هایش خوش بگذرد، مدرسه عذاب بود و تنها تصویر خوب من از کودکی عصرهای غروب بود که مادر نان بربری گِرد و گرمی می‌خرید و ما نان و پنیر و چای‌شیرینی می‌خوردیم و بساط مشق را پهن می‌کردیم و پدرمان آقاجون هم نبود که تلویزیون را خاموش کند و به ما گیر بدهد که بچه بشین سر درس و مشقت! خدا رحمتش کند آدم منضبط و سخت‌گیری بود.  چند کلاس بیشتر سواد نداشت اما شعردوست بود و خط بسیار زیبایی هم داشت. اما سختی‌های زندگی اوقاتش را تلخ کرده بود.   وقتی سر حال بود تعدادی شعر بیش از حد آموزنده و عمیق را نمی دانم از کجای اعماق دریای ادبیات صید کرده بود و مدام برای ما تکرار می‌کرد و ما آنها را حفظ بودیم. گاهی آرزو می‌کنم ای کاش ما یک پدر شاهنامه‌خوان داشتیم، مطمئنم اگر پدرم هرشب برای ما شعرخوانی می‌کرد ما تعداد زیادی از اشعار شاهنامه و حافظ را حفظ می‌شدیم. وقتی‌که به مدرسه می‌رفتید، نشریه یا کتاب غیردرسی مطالعه نمی‌کردید؟ در مدرسه مجلاتی به نام «پیک» داشتیم که الان به نام «مجلات رشد» معروف است. نگاه نشریه پیک بسیار فرهیخته‌گرا و ادبیات‌محور بود و مطالب بسیار سنگینی داشت که حتی برای ما که بچه‌های تهران بودیم و امکانات درسی بهتری نسبت به شهرستان‌ها داشتیم، اصلا قابل فهم نبود و نمی‌توانستیم ارتباط خوبی با مجلات پیک برقرار ‌کنیم. از ما برای پیک دو ریال پول می‌گرفتند و می‌گفتند باید بخرید و ما نمی‌دانستیم چرا باید این مجله را بخریم درحالی‌که با پول آن می‌توانستیم مقدار زیادی خوراکی‌های خوشمزه مثل گندمک و برنجک و لواشک بخریم. تنها چیزی که از پیک دوست داشتم صفحه‌ آخر و پشت جلدش بود. همیشه پیک  را از آخر می‌خواندم. آخر پیک، قصه‌های تصویری «اریش ازر» را با عنوان «قصه‌های من و بابام» منتشر می کرد.  قصه‌هایش بدون متن و شامل حدود 8 تا 10 تصویردنباله‌دار بودند. مرحوم «ایرج جهانشاهی» که در مجله پیک کار می‌کرد برای آنها متن می‌نوشت، چون فکر می‌کردند بچه‌های ایرانی هنوز به آن سطح از سواد بصری نرسیده‌اند که از کنار هم گذاشتن تصاویر بتوانند مطلب را بفهمند. البته هنوز هم بعد از 50 سال انتشارات فاطمی آن‌ها را منتشر می‌کند و مخاطب دارد. من در آن زمان عاشق «کیهان بچه‌ها» بودم. کیهان بچه‌ها را می‌خریدم و همانجا، کنار دکه روزنامه‌فروشی، می‌نشستم و آن را می‌خواندم. کیهان بچه‌ها، مخاطب محور بود ولی پیک ادبیات‌محور.   علاوه بر مجلات پیک و کیهان بچه‌ها که در اختیارتان بود، کتاب‌های غیردرسی مانند شعر یا داستان هم می‌خواندید؟ در آن زمان هنوز ادبیات کودک به خوبی شکل نگرفته بود و با تاسیس سه نهاد سازمان برنامه‌ریزی آموزشی، شورای کتاب کودک و کانون پرورش فکری در دهه 40 ادبیات کودک بهتر شکل گرفت. آن زمان نویسنده‌‌هایی که فقط برای بچه‌ها بنویسند کم بودند. برای همین کانون پرورش فکری از نویسنده‌ها و هنرمندان حوزه‌ بزرگسال آن دوران مانند نادر ابراهیمی، غلامحسین ساعدی، عباس کیارستمی، احمد رضا احمدی، سیاوش کسرایی، غلامرضا امامی و جواد مجابی و دیگران، همچنین نقاشانی مثل نور‌الدین زرین‌کلک، پرویز کلانتری و فرشید مثقالی، بهمن دادخواه و دیگران درخواست همکاری می‌کرد تا کودکانه بنویسند و تصویرگری کنند. البته اغلب آن‌ها نویسندگان و تصویرگران کودک نبودند ولی به عنوان گام‌های اول در ادبیات کودکان شاید چاره‌ دیگری هم نبود. بنابراین کتاب‌های کانون خیلی فخیم و هنرمندانه اما کاملا تجربی بود و خیلی ما نمی‌توانستیم با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم. بعدها فرشید مثقالی هم در مصاحبه‌‌ای که در «ماهنامه‌ کتاب ماه کودک و نوجوان» با او داشتیم، به این مساله اشاره کرد که در آن زمان ما خیلی نگاهمان تجربی بود و به این صورت نبود که  اصول ادبیات و تصویرگری و روانشناسی کودک را بشناسیم و با کودکی که در جامعه حضور داشت، نشست و برخاست داشته باشیم و براین اساس کتاب کودک تولید کنیم.   از طرفی من از درس و مخصوصا ریاضی متنفر و همیشه فراری بودم. در مدرسه هم خیلی معلم‌ها را اذیت می‌کردم، البته متقابلا آنها هم اذیت می‌کردند. کلاس اول راهنمایی تجدیدهایم شروع شد و هر سال حداقل سه یا چهار تجدیدی بالا می‌آوردم.. همیشه دلم برای بچه‌های درس‌خوان می‌سوخت و می‌گفتیم «چه معنی دارد در خانه بنشینی و درس بخوانی!» ما فوتبال بازی می‌کردیم و بازی‌های ما با عناصر چهارگانه طبیعت یعنی آب و با دو خاک و آتش گره خورده بود. مدرسه ابتدایی که بودم  از محله تهران ویلا مسافت زیادی را پیاده می‌رفتم تا شهرآرا و توی مسیرمان خطر رودخانه و سگ‌های هار بود . در دوره‌ی دبستان ما نه در خانه و نه مدرسه با کتاب غیردرسی آشنا نبودیم. تنها بخش جذاب در کتاب فارسی برایم قصه‌هایش بود. همان ابتدای سال که به ما کتاب می‌دادند، می‌نشستم و در عرض یک ساعت همه داستان‌های کتاب فارسی را می‌خواندم و از تصویرسازی‌هایش بخصوص کارهای پرویز کلانتری لذت می‌بردم: «حسنی و گاوش»، «تصمیم کبری»، «کوکب خانم» و فقط چند بیت اول «باز باران با ترانه» گلچین  گیلانی و قصه منظوم روباه و کلاغ. در دوره‌ راهنمایی من توی کوچه بزرگ شدم. البته نباید منفی نگاه کنیم. محله‌ در قدیم مفهوم داشت و خانواده‌های یک محله حتی اگر مستاجر بودند سال‌ها در کنار هم زندگی می‌کردند و همدیگر را می‌شناختند. تو کوچه بزرگ شدن خوبی‌های خودش را هم داشت. در مسیر مدرسه از تهران ویلا تا آریاشهر و مدرسه اردشیر بابکان با دوستانم تعدادی چوب و مقوا جمع می‌کردیم و سیب‌زمینی‌ کباب می‌کردیم و در جیب‌هایمان می‌چپاندیم تا وقت ظهر بین ساعت 12 و 2 نان بربری بخریم و با چاشنی ساده‌ای بخوری و بعد هم فوتبال و مردم‌آزاری. اغلب اوقات کتاب‌های درسی‌ام  را در کشوی میز مدرسه می‌گذاشتم و با خودم به خانه نمی‌بردم، چون باید کتاب‌ها را بدون اینکه لایشان را باز کنم دوباره با خودم به مدرسه می‌آوردم. چه کاری بود! دوست داشتم در مسیر مدرسه دستم خالی باشد و بتوانم با خودم توپ بیاورم و یا با بچه‌ها توی چمن‌های بلوار آلستوم کشتی بگیریم. برای همین بعضی روزها دیر به مدرسه می‌رسیدیم و مراسم سرود صبحگاهی را توی حیاط از دست می دادیم و در عوض ناظم مدرسه آقای طاهری که الحق رشید و بلندبالا بود به ما خلاف‌کارها با شلنگی دردآور صبح‌به‌خیر می گفت. می دانی! چیزی به نام درس مطرح نبود.  به کلاس دوم و سوم راهنمایی که رسیدم همراه یکی از بچه‌محل‌هایمان به نام سروش مدتی کوتاه و بیشتر از باب گردش، به کتابخانه کانون پرورش فکری در پارک لاله می‌رفتم، ولی ما مشوقی نداشتیم. دخترهای جوان و شیک و پیکی توی محیط آرام و زیبای کتابخانه نشسته بودند و مهر تاریخ دریافت و برگشت روی کتاب‌ها و روی کارتی که همراه بود می‌زدند که برای من جالب بود ولی هیچ‌وقت مربی یا کتابداری نبود که درباره‌ کتاب‌ها با ما حرف بزند و تشویقمان کند. برای همین این جریان ادامه پیدا نکرد.  نخستین کتابی که در کتابخانه کانون پرورش فکری خواندید چه بود؟ کتاب «دکتر دولیتل» بود. ماجرای یک دکتر حیوانات بود که با کشتی حیوانات را با خودش به جاهای مختلف می‌برد. من در آن زمان خیلی از خواندن این کتاب لذت بردم تا جایی که زمانی که بعدها مسئول بخش کودک و نوجوان انتشارات امیرکبیر شدم، گشتم و کتاب «دکتر دولیتل» را پیدا کردم و از آرشیو درآوردم، بازبینی و تصحیح  کردم و دوباره به چاپ سپردم چاپ کردم.  البته در همان زمان مجموعه داستان دیگری هم خواندم که عمیقا مرا غمگین کرد. این کتاب داستان پسربچه‌ای بود که تنها و دور از خانواده‌اش در شهری دیگر برای گذران زندگی پیراشکی می‌فروخت  و نامه‌هایی برای خانواده‌اش می‌نوشت که فکر می‌کرد آنها جواب نمی‌دهند در حالی که نامه‌ها هیچ‌وقت به دست خانواده‌اش نمی‌رسیدند. من خیلی متأثر شدم. وقتی بزرگ شدم جست‌وجو کردم تا ببینم نویسنده این داستان‌ها چه کسی بوده.  متوجه شدم که کار «آنتوان چخوف»  است و در همان انتشارات امیرکبیر پیش از انقلاب  برای بچه‌ها منتشر شده.ما بعد از سال‌ها آن کتاب را هم را با ویرایش جدید منتشر توی امیرکبیر درآوردیم. این کار نوعی ادای دین به این دو کتاب بود.   میل و گرایش به نوشتن چه زمانی در شما ایجاد شد، آیا در زمان مدرسه بود یا بعد از آن؟ من در زمان راهنمایی انشاهای خوبی می‌نوشتم و معلمم خانم رستگار که شیرازی بود همیشه از این مساله تعجب می‌کرد که چطور شده این پسره اینقدر خوب انشا می‌نویسد! یادم می‌آید وقتی که انشا می‌خواندم تمام کلاس ساکت می‌شد ولی معلم فقط با تکان دادن سر و اظهار تعجب مرا تشویق می‌کرد و دیگر نمی‌گفت که تو بیا و نوشتن را جدی بگیر. البته فرهنگ و اطلاعات معلم‌ها در همان حد بود و نمی‌شود کسی را سرزنش کرد.  یادم هست یک روز معلم‌مان نیامده بود و به جای خودش دختر خانم جوانی برای تدریس به کلاس ما آمده بود. لباس  چریکی به تن داشت و چون نمی‌توانست در یک جلسه  درس خاصی به ما بدهد، «ماهی سیاه کوچولو»ی صمد بهرنگی را درآورد و برای ما خواند و از ما خواست هرکس نظری درباره این کتاب دارد بیان کند. برای اولین بار بود که کسی از ما می‌خواست درباره‌ چیزی نظر بدهیم. چون اصلا در مدرسه ما از این حرف‌ها مطرح نبود و ما فقط حرف‌هایی را که معلم‌ها می‌زدند حفظ می‌کردیم و روی کاغذ می‌ریختیم و آخر سال هم مثل فاتحان خونریز و مست کتاب‌ها را آتش می‌زدیم. وقتی دختر خانم این داستان را برای ما می‌خواند من متوجه شدم که این کتاب، داستان ماهی‌ها نیست. داستان ما آدم‌هاست. برای اولین بار ذهنم روشن شد و روی کاغذی که جلوی دستم بود نشانه‌ها و نمادهای قصه را می‌نوشتم. مثلا اینکه این ماهی  رنگش با دیگران متفاوت است. او می‌خواهد مبارزه ‌کند. حس می‌کردم که شاید این کتاب، حکومت را نشانه رفته  است. من کدها را یادداشت کردم و می‌توانستم بیست دقیقه راجع ‌به آن صحبت کنم ولی این کار را نکردم چون می‌ترسیدم معلم و بچه‌ها مرا مسخره کنند. صدای شلیک خنده بچه‌ها توی ذهنم بود. بنابراین ساکت ماندم و حرفی نزدم و هیچ‌کس دیگر هم در کلاس صحبت نکرد. ما شخصیت و جرأت بیان نظراتمان را نداشتیم. البته بعدها پشیمان شدم از اینکه سکوت کردم و حرف‌هایم را نزدم. اگر آن روز حرف می‌زدم شاید مورد توجه آن خانم که احتمالا دنبال یارگیری برای گروه های چپ بود گرایشات شدید چپ پیدا می‌کردم در حالی که بعدها و  در کلاس سوم راهنمایی گرایشات شدید مذهبی پیدا کردم و در جلسات مختلف شرکت می‌کردم. ما به منزل دوستم داوود ابراهیم‌پور می‌رفتیم و این جلسات مذهبی را برگزار می‌کردیم همچنین جلساتی هم برای بزرگترها بود که توی خانه‌ها دوره می‌گشت و با حضور استاد مرتضی مطهری برگزار می‌شد که من یک بار ایشان را دیدم. ما با اینکه چیز زیادی نمی‌فهمیدیم پای منبرش ‌نشستیم. می‌گفتند که او همیشه یک نوار کاست می‌گذاشت و حرف‌های خودش  را ضبط می‌کرد و بعد نوار را با خود می‌برد. شاید بعدها بسیاری از همین نوارها بدون اینکه ویرایش جدی شود کتاب‌های مرحوم  مطهری را شکل داد. در آن جلسات مذهبی شخصیتی را که ممکن بود در نظر دادن درباره ماهی‌سیاه کوچولو پیدا می‌کردم، کسب کردم. جوانی که دانشجوی پزشکی و بسیار مودب و محترم و خوش‌پوش بود در این جلسات صحبت می‌کرد. فوق‌العاده قصه‌پرداز بود و بسیاری از مطالبش را به فرهنگ کوچه و بازار و زبان ما نوجوان‌ها ربط می‌داد و وسط صحبت‌هایش شوخی‌هایی می‌کرد که برای ما بچه‌ها خیلی جذاب بود. مسائلی را بیان می‌کرد که درباره تاریخ اسلام و زندگی  پیامبر بود.  تاریخ را به‌صورتی داستانی و لذت‌بخش برایمان بیان می‌کرد. این گرایش مذهبی سبب شد که من کتاب‌های مذهبی بخوانم که زبانی پیچیده داشتند. کتاب‌هایی از مطهری، مکارم، سبحانی، صافی گلپایگانی، با هنر و گلزاده غفوری. اما آن دسته از کتاب‌های دینی که ساختار داستانی داشتند بیشتر در ذهنم ماندند. مثلا اشراف‌زاده قهرمان از محمود حکیمی، داستان راستان از مطهری و آنجا که حق پیروز است از پرویز خرسند یا تک و توک نوشته‌هایی از مجله‌ی کودکانه‌ی «پیام شادی» که در کنار مجله «مکتب اسلام» برای بچه‌ها منتشر می‌شد. بعد از خواندن این کتاب‌ها و مطالب تصمیم گرفتم درسم را هم بخوانم. کمی درسم بهتر شد، البته در حدی که توانستم دیپلمم را بدون تجدیدی با معدل کتبی 14 بگیرم. وارد فرهنگ جدیدی شدم، حرکتی که مخالف جریان آب بود. دیگر نمی‌توانستم مثل سایر بچه‌های محله شیطنت و وقت‌گذرانی کنم.   نخستین باری که حس نوشتن را تجربه کردید، یا اثری ادبی خلق کردید، چه سالی بود؟ یادم می‌آید در سنین پایین همیشه به بچه‌ها می‌گفتم که من روزی نویسنده می‌شوم و می‌گفتم چیزهایی به ذهنم می‌آید که دوست دارم آنها را بنویسم، ولی مشوقی نداشتم.  از طرفی در خانواده ما هم کمتر کسی اهل شعر و ادب بود. البته خواهرم بیشتر به این حوزه گرایش داشت چون معلم آموزش و پرورش بود اما چون فاصله سنی او با من بسیار زیاد بود و پیش ما زندگی نمی‌کرد، مشوقی برایم نبود. اولین بار کلاس دوم راهنمایی شعر گفتم. حدیثی از پیامبر شنیدم که درباره آن شعری در قالب مثنوی سرودم و فقط جرات کردم با خجالت آن را برای دختر عموها و پسرعمویم بخوانم: ایمان بود آن گوهر اعلا ...      شما دکترای پژوهش هنر دارید؛ اما باتوجه به اینکه بنیه درسی خیلی خوبی نداشتید و در دوران تحصیل دانش‌آموز بازیگوشی بودید، چه شد که به ادامه تحصیل و دانشگاه علاقه‌مند شدید؟ با وجود بنیه درسی افتضاحی که داشتم اما در کنکور تجربی شرکت کردم. به‌خاطر کارخانه‌های مونتاژی که در زمان شاه بود، می‌خواستند مردم را به صورت غیرمستقیم به شهرنشینی سوق دهند و بر همین اساس همه را تشویق می‌کردند که در کنکور ریاضی و تجربی شرکت کنند و هیچ‌کس نبود که مرا راهنمایی کند تا در کنکور انسانی که به آن علاقه داشتم شرکت کنم. همه معتقد بودند که بچه‌های تنبل و خنگ به رشته انسانی می‌روند. رتبه‌ام در خرداد سال 57 در کنکور تجربی سه هزار و ششصد شد. معلوم بود که در هیچ دانشگاه و مدرسه‌ی عالی‌ای حتی  در مناطق مرزی ایران قبول نمی‌شدم! با آن رتبه درخشان به مدرسه عالی کاشان مراجعه کردم و  مصاحبه هم دادم ولی قبول نشدم. سال بعد از آن که انقلاب پیروز شده بود جوانی بودم که از نسلی که می‌خواست  دنیا را متحول کند. باید کاری می کردم.  گروهم را عوض کردم و از تجربی به علوم انسانی رفتم و برای اولین بار در عمرم درس خواندم و در عرض 5 ماه همه کتاب‌های درسی اول تا چهارم نظری را در رشته علوم انسانی خواندم. ادبیاتم خوب بود و به علت مطالعات دینی بحث‌های تاریخی و فلسفی و منطق را می‌فهمیدم و جدا از اینکه اینها متن‌های درسی بودند مطالبشان  برایم بسیار لذت‌بخش بود و احساس می‌کردم جزئی از وجودم شده‌اند در کنکور دوم در بین نود و پنج هزار شرکت‌کننده رتبه‌ام 192 شد و با این رتبه می‌توانستم تمام رشته‌های علوم انسانی را انتخاب کنم. اما رفتم رشته علوم تربیتی دانشگاه تهران. بعد از دو سال تغییر رشته دادم و  در رشته‌ی ادبیات نمایشی به دانشگاه هنر رفتم و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران مهمان شدم. خیلی‌ها در آن دوره حضور داشتند مثل حبیب‌الله لزگی، عباس معروفی، قاسمعلی فراست، ایرج طهماسب، شهره لرستانی، زهره مجابی، مهدی شجاعی، مهرانه مهین‌ترابی، محمد رحمانیان، رضا رهگذر، حسین جعفری، علی دهکردی، اصغر عبداللهی، محمدعلی صفریان، محمد چرم‌شیر، حسن شیرازی و خیلی‌های دیگر که در خاطرم نمانده‌اند، همه آمده بودند تا در این عرصه بمانند و البته ماندند و امروز هم فعال‌اند.  کلا تحصیل من در دوره لیسانس 10 سال طول کشید. چون مصادف شد با انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها و جنگ و ازدواج و تغییر رشته.   نخستین اثری که از شما منتشر شد در چه حوزه‌ای بود و در چه سالی این اتفاق افتاد؟ اولین داستانی که از من چاپ شد داستان طنزی به نام «پوتین‌های گشاد» بود. آن موقع مصطفی رحماندوست سردبیر یکی از مجلات رشد بود. او اولین کسی بود که داستانم را به او دادم و گفتم خاطرات مفصلی از زندگی‌‌ام را نوشته‌ام و رحماندوست با حوصله آن را خواند و مرا در حک و اصلاح راهنمایی کرد. از میان این نوشته‌‌ها قصه «پوتین‌های گشاد» بیرون آمد و و محمدعلی کشاورز برای آن تصاویری کشید و در مجله رشد نوجوان چاپ شد. به همین ترتیب داستان‌هایی می‌نوشتم و منتشر می‌شد.   نخستین کتاب‌تان هم در همین زمان منتشر شد؟ اولین کتابم سه داستان نوجوانانه با همین عنوان پوتین‌های گشاد و با تم جنگ بود که حدود سال 65 منتشر شد. بخش عمده‌ای از کارهای شما در حوزه ویراستاری و سرویراستاری بوده و همچنان ادامه دارد،‌ این فعالیت‌ از چه زمانی شروع شد؟ در حوزه هنری من به اتفاق رضا رهگذر، جواد جزینی و شهرام شفیعی، نهاد کوچکی به نام «پیک قصه‌نویسی» درست کردیم. من پانزده جزوه در باره‌ی فوت و فن داستان‌نویسی برای نوقلم‌ها نوشتم که برای بچه‌های شهرستانی به شهرستان‌ها پست می‌کردیم و آنها تکالیفی را که در انتهایش بود انجام می‌دادند و همراه با داستان‌هایشان برای ما می‌فرستادند و اینجا در تهران خوانده می‌شد. محمد بکایی و مهناز بهمن و کارشناسان دیگری آثار نوقلم‌ها را می‌خواندند و جزوه بعدی برایشان پست می‌شد. بعدها چکیده‌ای از این جزوات به نام پیک قصه‌نویسی از سوی سوره مهر بدون اجازه و ویرایش من منتشر شد. اولین جایی که کار سرویراستاری انجام دادم انتشارات امیرکبیر بود. به ‌دنبال نیرویی برای واحد کودک این انتشارات بودند که تحت عنوان شکوفه منتشر می‌شد. از اول سال 66 به مدت چهار سال در آنجا فعالیت کردم. اواخر حضور من در امیرکبیر مصادف شد با زمانی‌که رضا هاشمی‌نژاد دوست قدیمی‌ام می‌خواست انتشارات افق را راه‌اندازی کند و از من خواست با او همکاری کنم. من هم در آن زمان کتابی به نام «یک آسمان خبر» نوشتم  که بازآفرینی  قصه‌ای درباره‌ی  حضرت عیسی (ع) است  و  به دو زبان دیگر ترجمه شده . این کتاب به عنوان اولین کتاب نشر افق منتشر شد و هنوز هم گاهی تجدید چاپ می‌شود. از همان موقع همکاری من با نشر افق شروع شد و تا الان که 27 سال می‌گذرد، هنوز هم ادامه دارد. همزمان به‌عنوان مشاور در نشر قدیانی فعالیت دارم. شما فعالیت گسترده‌ای در زمینه نقد کتاب داشته‌اید و 8 سال سردبیری کتاب ماه کودک و نوجوان، سال‌ها سردبیری پژوهشنامه کودک و نوجوان و ... را برعهده داشته‌اید و تا به‌حال مطالب زیادی در حوزه نقد کتاب کودک منتشر کرده‌اید؛ چگونه شد که به این حوزه روی آوردید؟ اعتراف می‌کنم در آن زمان هیچ علاقه‌ای به ادبیات کودک نداشتم  اما انقلاب شده بود و ما آدم‌هایی با ذهنیت ایدئولوژیک بودیم و می‌خواستیم دنیا را زیربنایی عوض کنیم. به همین علت من اولش رشته‌ی علوم تربیتی را انتخاب کردم. م در آن زمان با اینکه به داستان‌نویسی خیلی علاقه داشتم، ولی به طرف نقد کتاب رفتم چون احساس می کردم کمتر کسی کاری جدی و مستمر در زمینه‌ نقد انجام می‌دهد. از طرف دیگر دوستانم عقیده داشتند که من در زمینه نقد موفق‌ترم. در ‌سال‌های آخری که در نشر امیرکبیر بودم و همزمان با ورودم به نشر افق، با بعضی از دوستان حوزه ادبیات کودک مثل مرحوم امیر حسین فردی، فتاحی، طاقدیس و دیگران، تشکلی برای حضور همه نویسندگان حوزه کودک به راه انداختیم و چون جایی نداشتیم، مقرمان کتابخانه پارک شهر تهران بود. این تشکل ادامه پیدا نکرد. بعدها نهاد دیگری  به نام «دفتر ادب و هنر کودک و نوجوان» با همکاری فریدون عموزاده خلیلی، رضا رهگذر، جعفر ابراهیمی، مصطفی رحماندوست، حسین فتاحی، امیرحسین فردی، قاسمعلی فراست، سوسن طاقدیس و دوستی به نام آقای رودسری و دیگرانی که اسمشان را به خاطر ندارم، تاسیس کردیم و می‌خواستیم به نوعی‌ انجمن صنفی باشد و چون مکان خاصی نداشتیم در خانه‌ها برگزار می‌شد. اما تجربه کار گروهی نداشتیم. معمولا اختلاف‌های  نویسندگان و شاعران این حوزه در بیرون به این سمت گرایش پیدا می‌کردو این دعواها باعث شد که آن حرکت دیگر ادامه پیدا نکند. به‌ویژه اختلافاتی که بر سر دعوای محسن مخملباف و بچه‌ها با حوزه هنری ایجاد شده بود. دفتر ادب و هنر کودک و نوجوان گاهنامه‌ای  به نام «قلمرو ادبیات کودک» با سردبیری رضا رهگذر داشت که 6 شماره از آن منتشر شد. بعد از اینکه دفتر از بین رفت گفتیم حیف است این نشریه منتشر نشود. بعد از 6 شماره‌ای که منتشر شد 4 شماره بعدی، لنگ لنگان و تا سال 73 با سردبیری من و همکاری دوستانی مثل جواد جزینی و بابک نیک‌طلب و پیروز قاسمی و در حوزه هنری منتشر شد تا اینکه یک روز آقای زم مرا صدا زد و گفت این نشریه اصلا فروش ندارد و بهتر است دیگر آن را منتشر نکنیم. من هم گفتم نشریه‌ای مانند «قلمرو ادبیات کودک» را در نشر خصوصی منتشر خواهم کرد و یک نسخه آن را برایتان هدیه می‌فرستم تا ببینید این کار باید ادامه پیدا کند.  این شد که سال 74 فصلنامه‌ای با نام «پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان» را با همکاری دوستم مرحوم غلامرضا منفرد و بعد از او فرهاد حسن زاده و سرانجام پشتیبانی بهترین دوستم رضا هاشمی نژاد مدیر نشر افق  منتشر کردم. البته رضا هاشمی‌نژاد می‌گفت این فصلنامه را منتشر نکن چون من آدم با معرفتی هستم و نمی‌‌توانم دوستم حجوانی و نشریه‌اش را  تنها بگذارم و در نتیجه افق باید یک عمر بار هزینه‌های پژوهشنامه را به دوش بکشد. ولی من به حرفش گوش نکردم و همان بلایی که هاشمی‌نژاد حدس می‌زد سرش آمد چون پشتیبانی یک نشریه غیردکه‌ای که نمی‌خواست زرد باشد و می‌خواست فخیم باشد و بحث‌های جدی ادبیات را دنبال کند، کار سختی بود و این چوبی بود که هاشمی‌نژاد از رفاقتش با من خورد. تا به حال 69 شماره از پژوهشنامه  منتشر شده و پایدارترین نشریه تئوریک ادبیات کودک و نوجوان ایران است. ناشران غولی مانند کانون پرورش فکری، حوزه هنری و ... هرگز نتوانسته‌اند نشریه‌ای با این قدمت و قامت منتشر کنند. در پژوهشنامه حضور آدم خوشفکری به نام علی اصغر سیدآبادی و بعدها دختر دلسوز و کوشایی به نام مریم محمدخانی بسیار غنیمت شد. وقتی شش شماره از این مجله منتشر شده بود، یک روز جمعه احمد مسجدجامعی که در آن زمان معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود، از من خواست که به موسسه خانه کتاب بروم. گفت تصمیم داریم مجلاتی ماهانه در موضوع نقد به ‌نام کتاب ماه در هشت رشته منتشر کنیم و از من خواست که مسئولیت کتاب‌ماه کودک و نوجوان را برعهده بگیرم. و ما بدون اینکه بحث حقوق، اختیارات، مکان و حکم را مطرح کنیم، این کار را شروع کردیم. در ابتدا کارکنان خانه کتاب اعتراض داشتند و در واقع اینطور می‌نمود که ما آمده‌ایم و خانه کتاب را فتح کرده‌ایم. اما بعدا که نشریات منتشر شد و آنها دیدند که این مجلات و بعدها نشست‌های تخصصی مجله در زمینه نقد کتاب و تصویر و آثار علمی و نقد مخاطبان آبرویی برای خانه‌کتاب هستند، این جریان را پذیرفتند. همزمان با انتشار پژوهشنامه هشت  سال سردبیر کتاب‌ماه کودک بودم و ابتدا آقای علی کاشفی و بعدها حسین بکایی، حسین نوروزی، گیسو مرادمند به عنوان اعضای اصلی کادر نشریه و مهدی کاموس، جمال اکرمی و محسن هجری به  عنوان مسئولان نشست‌ها برای ماهنامه زحمت کشیدند. هشت سال سردبیری بنده دقیقا از دوره هشت ساله  ریاست جمهوری آقای سید محمدخاتمی شروع شد و در پایانش به پایان رسید.  بعد از دوره محمد خاتمی و اتفاقاتی که در سال 84 افتاد با آمدن محمود احمدی‌نژاد و حذف اساسی در خانه‌کتاب و همچنین عدم تمایلم به ادامه همکاری فعالیت‌هایم را در نشر افق بیشتر کردم و ارتباطم با نشریه کتاب‌ماه کودک و نوجوان قطع شد و مسئولیت به آقای خسرویاری و بعد آقای کاشفی واگذار شد.   شما در زمینه نهادسازی هم فعالیت بسیار گسترده‌ای داشته‌اید در این زمینه نیز برایمان توضیح دهید؟  البته به‌جز فعالیت در موسساتی مثل امیرکبیر، افق، قدیانی و همچنین «پیک قصه‌نویسی»، «دفتر ادب و هنر کودک و نوجوان»، «قلمرو ادبیات کودک»، «پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان» و «کتاب ماه کودک و نوجوان» دیدیم که این نشریات خیلی تخصصی است و بسیاری از خواننده‌ها حوصله خواندن این مطالب تخصصی را ندارند. مثلا معلمان و پدر و مادرانی که با بچه‌ها سروکار دارند و می‌خواهند کتاب‌های مناسبی برای آنها انتخاب کنند، دغدغه‌های دیگری نسبت به بچه‌هایشان دارند مثلا می‌خواهند بدانند برای رفع مشکلاتی مانند ترس کودکان از تاریکی، شب‌اداری، بیش‌فعالی، خشونت، پرخاشگری و ... چه کتاب‌هایی را باید برای کودکانشان تهیه کنند. براین‌اساس بود که دیدیم با توجه به حجم بالای تولیدات کتاب کودک، نشریه کتاب‌ماه کودک و نوجوان و پژوهشنامه نمی‌توانند به همه نیازهای مخاطبان پاسخ دهند. این شد که به پیشنهاد سیدآبادی، نهادی به نام «لاک‌پشت پرنده» را که جرقه‌اش قبلا در جمعی با عنوان حلقه‌های چهارشنبه زده شده بود، با همکاری پژوهشنامه و شهر کتاب و پشتیبانی مهندس مهدی فیروزان و خانم مژگان امجد و دبیری مریم محمدخانی در سال  سال 90 تاسیس کردیم و از 91 اولین فهرستش برای معرفی کتاب‌های مناسب در قالب مرور کتاب و یا اصطلاحا بوک ریویو منتشر شد.  در نتیجه تعداد کتاب‌های بررسی شده را افزایش دادیم و حجم مطالب را کمتر کردیم. شاید بنیانگذار جریان مستمر بوک‌ریویو در ایران  نهاد لاک‌پشت پرنده باشد. ما با الگو گرفتن از فهرست «کلاغ‌سفید» کتابخانه مونیخ آلمان، فهرستی درست کرده‌ایم برای مخاطبان و در آن همه کتاب‌هایی که سه لاک‌پشت به بالا می‌گیرند را در این فهرست منتشر می‌کنیم 5 و 6 لاک‌پشتی‌ها دوباره برای گرفتن جایزه سالانه، داوری می‌شوند. بعد مجله‌ای هم منتشر کردیم به‌نام مجله لاک‌پشت پرنده که متاسفانه مواجه شد با اوضاع بد اقتصادی و رکود در بازار نشر و نشریات و طلوع و درخشش فضای مجازی برای ارزیابی کالاها و خدمات فرهنگی کودکانه. این مجله بعدا با عنوان «تاب بنفش» بر ارزیابی اسباب بازی متمرکز شد و داریم سعی می‌کنیم با حضور دوستانی مثل حسین شیخ‌الاسلامی و حدیث لزرغلامی مستمرش کنیم.   ما در بخش دولتی چنین نهادی نداریم که بر روی استانداردسازی این محصولات نظارت داشته باشد.  ما در بوک‌ریویو  لیست کتاب‌های مناسب  نمی‌دهیم و نمی‌خواهیم مانند یک پزشک، نسخه تجویز کنیم. ما نیاز داشتیم که وارد عرصه‌ای شویم که پدر و مادر به عنوان خواننده بوک‌ریویو سوادشان بالا برود و نقد را بهتر بفهمند و بدانند که کتاب‌ها چطور 5 یا 6 لاک‌پشت پرنده می‌گیرند و توضیحی درباره دلیل این کار به آن‌ها بدهیم. قطعا پدر و مادرها با خواندن یک توضیح کارشناس نمی‌شوند. اما قطعا با خواندن 50 توضیح اطلاعات زیادی به دست می‌آورند.   بنده همچنین با مجله علمی و پژوهشی «مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز» که 15 شماره از آن منتشر شده  از نخستین شماره‌اش همکاری می‌کنم و عضو تحریریه آنجا هستم. اگر لاک‌پشت را یک نهاد در نظر بگیریم، در این زمینه در تاسیس دو نهاد مدنی دیگر هم مشارکت داشته‌ام. در هیات موسس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان بودم که الان 19 سال از عمر آن می‌گذرد. آذر 1377 اولین مجمع عمومی نویسندگان کودک و نوجوان را تشکیل دادیم  9 نفر به‌عنوان هیات موسس انتخاب شدیم و من 6 دوره و جمعا 12 سال در هیات مدیره حضور داشتم. نهاد دیگر، انجمن تصویرگران کتاب کودک است. با وجود اینکه تصویرگر نبودم اما من و محمدعلی بنی‌اسدی هیات موسس انجمن تصویرگران را تشکیل دادیم. البته چهره مهم و بسیار تاثیرگذار در شکل‌گیری این نهاد محمودرضا بهمن‌پور بود. او از سال 69 نمایشگاه آثار تصویرگران کتاب کودک را تاسیس کرد که اول نمایش آثار تصویرگران ایرانی بود و بعد آسیایی شد و بعد بین‌المللی. 5 دوره دوسالانه برگزار شد و از دل تلاش‌ها و در اثر اصرارهایش این نهاد تاسیس شد که در حال حاضر همچنان به فعالیتش ادامه می‌دهد.  نکته مهم اینجاست که هر نهاد مدنی که اساسنامه و ساختاری دموکراتیک داشته باشد به حیات خودش ادامه می‌دهد این دو انجمن طوفان‌های زیادی از سرگذرانده‌اند اما روی پای خود ایستاد‌ه‌اند.   با توجه به اینکه شما تصویرگر نبودید، چطور به فکر تاسیس انجمن تصویرگری افتادید و جزء هیات موسس آن بودید؟ لازم نیست که حتما هیات موسس خودش تجربه‌ای در تصویرگری داشته باشد. محمودرضا بهمن‌پور زمانی شروع به برگزاری نمایشگاه دوسالانه کرد که معاون وقت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با برگزاری این نمایشگاه موافقت کرد و بودجه‌ای در اختیارش قرار داد. ما به او گفتیم جای ادبیات در این نمایشگاه خالی است و او از من خواست که در آن سال‌ها «سمینار ادبیات کودک» را برگزار کنم. در دوره اول ما یک اسم (چهره) می‌خواستیم. بر این اساس به سراغ مصطفی رحماندوست رفتیم و از او خواستیم که دبیری نخستین دوره را برعهده بگیرد. من و مرحوم غلامرضا منفرد این سمینار را در دل نمایشگاه تصویرگری برگزار کردیم و از مهدی آذریزدی خواستیم به عنوان چهره‌ای غیر دولتی به  سمینار پیام بدهد. آن زمان  نشریه‌ای به نام «رویش» درمی‌آوردند، ما هم ویژه‌نامه‌ای تحت عنوان «رویش غنچه» برای سمینار ادبیات کودک منتشر کردیم که سردبیرش من بودم و هر سال با یک گرایش ادامه پیدا کرد. البته از دوره دوم دیگر مسئولیت سمینار ادبیات را ادامه ندادیم و تا جایی که به یاد دارم تا 5 دوره برگزار شد. شما به ترجمه داستان و متون پژوهشی در زمینه ادبیات کودک پرداخته‌اید، از چه زمانی ترجمه را شروع کردید؟ من از سال 1380 هم داستان ترجمه کرده‌ام و هم متون پژوهشی که از سوی انتشاراتی مانند کانون پرورش فکری و نشر افق منتشر شده‌اند و جوایزی مانند شورای کتاب کودک را گرفته‌اند. تحصیلات دانشگاهی نمی‌تواند فارغ  از زبان انگلیسی و ترجمه باشد. من از 10 سال پیش به تدریس در دانشگاه مشغول شدم و در عین حال کتاب هم ترجمه‌کردم. در دانشگاه  تربیت مدرس و دانشگاه آزاد اسلامی در رشته پژوهش هنر به عنوان هیات علمی جذب شدم. در دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی هم چند سالی است که ادبیات کودک درس می‌دهم.   از دوره دانشگاه خاطره‌ای دارید؟ به یاد دارم زمانی مصطفی رحماندوست به من گفت که دانشگاه تربیت معلم از من خواسته که استاد معرفی کنم و من تو را معرفی کرده‌ام. برو با فلان اداره تماس بگیر و تدریس کن اما مدتی بعد زد توی ذوقم و گفت هیچ چیزی از این دانشگاه درنمی‌آید و این حرف باعث شد منِ وظیفه‌مدار به این دانشگاه نرفتم. همچنین سال 68 وقتی مدرک لیسانسم را گرفتم، ابوالقاسم کاخی و مرحوم سعید کشن‌‌فلاح، رئیس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه‌ تهران، به من زنگ زد و گفت بیا دانشگاه تهران و تدریس کن. اما من گفتم با داشتن لیسانس نباید بروم و در دانشگاه تهران تدریس کنم از طرفی زبان انگلیسی‌ام هم خوب نیست. می‌روم و هروقت حداقل فوق لیسانسم را گرفتم و زبان انگلیسی‌ام خوب شد خودم می‌آیم خدمتتان. بعد رفتم و مطالعه کردم و زبانم خوب شد، سفر خارجی رفتم، دکترا گرفتم و بعد به دانشگاه تهران رفتم و گفتم سلام! من برگشتم. ولی دانشکده هنرهای زیبا هم گفت خوش‌آمدی، تلفنت را داریم! و دیگر هیچ. بعدها از دانشگاه آزاد و دانشگاه علامه طباطبایی زنگ زدند و با احترام  پیشنهاد همکاری دادند و بنده رفتم به آن طرف.     نویسنده مورد علاقه‌تان کیست؟  آثار آلبرتو موراویا را خیلی می‌پسندیدم که رضا قیصریه آن‌ها را ترجمه می‌کرد. آثار ویلیام فاکنر را هم خیلی دوست دارم. البته اخیرا پروژه‌ای در نشر افق راه افتاده که به ترجمه و انتشار آثار نویسندگان آلمانی زبان می‌پردازد. از این پروژه اثری از کریستوفر کلوبله به نام «خاندان جاودان زالس» با ترجمه مهشید میرمعزی خواندم که خیلی پسندیدم. آثار ارنست همینگوی و داستایوفسکی را هم خیلی دوست دارم. بعضی از آثار داستایوفسکی به گونه‌ای است که هرازچندگاهی باید رفت و آن‌ها را ورق زد و دست کم بخش‌هایی از آن‌ها را دوباره خواند.   از نویسندگان ایرانی و یا نویسندگان کودک چطور؟ تعداد نویسندگان ایرانی بسیار زیاد است و در نام بردن از آنها دچار وسواس می‌شوم. اماگذشته از نویسندگان بزرگ نسل‌های گذشته، اخیرا کارهایی از نسل جدید خوانده‌ام مانند «مردگان باغ‌سبز» از محمدرضا بایرامی و «آناتومی افسردگی» از محمد طلوعی که پسندیدم. یک دلیل هم این است که من  بعضی از کتاب‌ها را به عنوان وظیفه ادیتوری در نشر افق خوانده‌ام. از بین نویسندگان کودک هم از ابتدا کارهای هوشنگ مرادی کرمانی را خیلی دوست داشتم. داستان‌های دوره میانی نویسندگی فریدون عموزاده خلیلی  مانند «سفر به شهر سلیمان» و «دو خرمای نارس» را هم خیلی دوست داشتم. البته معتقدم از وقتی عموزاده خلیلی به‌صورت جدی وارد کار مطبوعات شد دیگر داستان‌هایش درخشش داستان‌های قبلی را نداشت. از فرهاد حسن‌زاده هم کارهای خوبی خواندم و فکر می‌کنم پرکاری  فرهاد سبب شد بعضی از آثارش درخشان و ماندگار نباشد، اما فرهاد همیشه از بهترین‌ها بوده.  جمشید خانیان هم کتاب‌های خوبی دارد. از نویسنده‌های جوان‌تر هم کتاب‌های نوید سیدعلی اکبر، حدیث لزرغلامی و مهدی رجبی را دوست دارم از نویسنده‌های خارجی در حوزه کودک لئولیونی، شل سیلوراستاین و مخصوصا رولد دال  را دوست دارم. البته چون کار و شغل من خواندن است، بیشتر جریان ادبی است که مرا به دنبال خودش می‌کشاند و کمتر فرصت می‌کنم  کتابی را به دلخواه برای خواندن انتخاب کنم.  فکر می‌کنم مدت زیادی سردبیر بودن و سرویراستار و استاد دانشگاه بودن آدم را دل‌مرده و کهنه می‌کند و سبب می‌شود آدم نتواند با جریان ادبی و هنری حرکت کند بلکه بنا به وظایفش باید در نشر، فقط کتاب‌ها، در مطبوعات، فقط مقالات رسیده و در دانشگاه، فقط باید پایان‌نامه‌های خاصی را بخواند که ممکن است شاهکار هم نباشند. البته سعادت من این بوده که با نشرها و مطبوعات و دانشجویان درجه یک کار کرده‌ام و آن‌ها عملا لذت و درک مرا با آثاری که از آن‌ها خوانده‌ام بالا برده‌اند. پس توصیه می‌کنم که یا مدت مشخصی سرویراستار و سردبیر و معلم باشید، یا خواندن خود را منحصر به وظایف محوله نکنید و یا دست‌کم با ناشران و نشریات و دانشجویان قوی کار کنید.   شما به‌خاطر کارتان مجبور بودید مدام آثار نویسنده‌های مختلف را مطالعه کنید، درکنار سرویراستاری، تدریس و سایر فعالیت‌هایتان در نشریات و نهادها چقدر زمان داشتید و توانستید به تالیف و ترجمه  بپردازید و آثارتان به چه تعدادی می‌رسد؟ تعدادشان دقیقا در ذهنم نیست. ازجمله آنها می‌توانم در حوزه داستان تالیفی به کتاب‌های «آن قصرها»، «یک آسمان خبر»، «الف، دال، میم»، «۱۰۱ حکایت اخلاقی»، و در حوزه تالیف نظری به «سیری در سرویراستاری»، «زیبایی‌شناسی ادبیات کودک»، «پیک قصه‌نویسی»،  در حوزه ترجمه داستان به  «خارپشت خوشحال»، «پسر جنگل»، «سفر باورنکردنی ادوارد»، «جادو در جنگل»، «قصه‌های خرسی»، «آتشی بالای کوه»، «احمد آقا» و در زمینه ترجمه منابع نظری به «ادبیات کودک» نوشته خانم کیمبرلی رنلدز (از مجموعه کتاب‌های جان کلام، دانشگاه آکسفورد) اشاره کنم. همچنین «رویکردهای زیبایی شناختی به ادبیات کودک»  ترجمه مشترکی با فاطمه زمانی، نوشته ماریا نیکولایواست که در کانون پرورش فکری در دست انتشار است. در حال حاضر مشغول جمع‌آوری مجموعه مقالاتم هستم که یک اثر 800 صفحه‌ای خواهد شد. البته حدود  دو هزار صفحه بود ولی فقط مقالات و یادداشت‌ها و مصاحبه‌هایی خاص را انتخاب کردم و مشغول بازبینی آن‌ها هستم. کتابی تصویری با تصویرگری‌ فیروزه گل‌محمدی در نشر نظر دارم که در حال صفحه‌آرایی است. از خاطرات سفرم به مونیخ آلمان که بورسیه‌ کتابخانه مونیخ بود کتابی نوشته‌ام با عنوان «مونیخ به افق تهران» که در دست انتشار است. از بین این آثار به کدام کتاب‌تان علاقه بیشتری دارید؟ از بین آثار ترجمه داستان به «سفر باورنکردنی ادوارد» که کیت دی کامیلو آن را نوشته و نویسنده بسیار خوبی است اشاره می‌کنم و در آثار تالیفی داستان هم «الف، دال، میم» را بیشتر دوست دارم.   روزتان را چگونه آغاز می‌کنید و معمولا چه زمانی را به نوشتن یا مطالعه اختصاص می‌دهید؟ من حتی دو روزم مشابه یکدیگر نیست و مانند گوشت قربانی قسمت می‌شوم. دانشگاه، تدریس دانشگاه، راهنمایی پایان‌نامه‌های دانشجویی، نشر افق، پژوهشنامه ادبیات کودک، نشر قدیانی، ترجمه کتاب و تالیف کتاب گوشه‌هایی از فعالیت‌های من هستند. خیلی زندگی متنوعی است. ساعت 5/5 صبح بیدار می‌شوم و به انجام کارهای روزانه می‌پردازم. فعلا بیشتر به دانشگاه می‌روم. متاسفانه الان بیشتر از هرچیزی وقتم برای دانشگاه صرف می‌شود، که دارم فکری به حالش می‌کنم. بعدازظهرها حتما سری به تلگرام می‌زنم برای باخبر شدن از اخبار سیاسی و فرهنگی و مکاتباتی که دارم. اغلب بعدازظهر در خانه‌ام سپس به نشر افق و به نشر قدیانی می‌روم. بخشی از وقتم را هم به کمین‌کردن برای فیلم‌ها و تئاترهای خوب اختصاص می‌دهم چون تئاتر و سینما را خیلی دوست دارم. وقتی از زبان علی نصیریان در زمان تودیع و معارفه وزیر ارشاد شنیدم که روزانه 108 یا 118 تئاتر در تهران روی صحنه می‌رود خیلی متعجب شدم چون رقم خیلی بالایی است، در تئاتر اخیرا کارهای درخشان و خیلی خوبی انجام می‌شود.   پس بیشتر بعدازظهر و شب‌ها وقتتان را به مطالعه و نوشتن اختصاص می‌دهید؟ خیلی زمان مشخصی ندارد و چون بیشتر کارهای من کارهای خلاق ادبی الهامی نیست، زمان مشخصی ندارد و هر موقعی که بتوانم وقت بگذارم و بنویسم این کار را انجام می‌دهم. خودم تصمیم می‌گیرم که می‌خواهم بنویسم و حسش می‌آید. ولی اصولا آدمی که شب‌ها بیدار بمانم و بنویسیم نیستم. بیشتر روزها کارهایم را انجام می‌دهم.   اگر مهدی حجوانی وارد حوزه نشر و ادبیات و نویسندگی نمی‌شود چه‌کاره می‌شد؟ نمی‌دانم گاهی احساس می‌کنم فروشندگی بسیار جذاب است، چون مردم خوشحال می‌شوند از اینکه جنسی به دستشان می‌دهید. ولی فکر می‌کنم معلمی را ادامه می‌دادم چون پرحرف، مجلس‌گرم‌کن و جوساز هستم و خیلی از آموزش دادن و تربیت‌کردن لذت می‌برم. دکتر خانیکی در مراسم بزرگداشت من اظهار لطف کرد و ‌گفت حجوانی آدم را یاد پروتوپیای فوکو می‌اندازد و کارهایش نوعی در میان بودگی است. هم تدریس کرده، هم تالیف، هم ترجمه کرده، هم انجمن راه انداخته، هم مدیریت نهاد بر عهده‌اش بوده و هم سرویراستاری کرده است. اگر خودم بخواهم بگویم این می‌شود: «همه کاره‌ و هیچ‌کاره».   اگر بخواهید وقتی را به خودتان اختصاص دهید، فارغ از همه دغدغه‌ها، فعالیت‌ها و وظایف روزانه‌تان چه می‌کنید؟ فقط می‌نویسم. چیزی که فکر می‌کنم خیلی از آن دور افتاده‌‌ام. خیلی از دوستان من می‌گویند تو خیلی حرف داری و حرف‌های زیادی هم زده‌ای، پس سعی کن حرف‌هایت را مدون کنی و این یکی از حسرت‌های من است که امیدوارم اگر عمری باقی بود حرف‌هایم را بیشتر بنویسم و تدوین کنم. البته کارهایی هم در دست انتشار دارم مانند خاطرات 2بار سفرم به کتابخانه مونیخ. به نام «مونیخ به افق تهران» که خاطرات سفرم به این کتابخانه است. چه سالی ازدواج کردید و آیا این ازدواج تاثیری روی فعالیت‌های ادبی‌تان داشت یا نه؟ سال 62 ازدواج کردم. و ازدواج موفق و خوبی بود و حضورش در موفقیتم موثر بوده است. برای ما آدم‌های سنتی بعد از مدتی همسر تبدیل به مادر می‌شود و جای همه‌چیز را می‌‌گیرد. ما در تمام مراحل زندگی از ابتدا با هم شروع کردیم با اینکه چیز زیادی نداشتیم و به دنبال پست دولتی و نشستن سر سفره انقلاب و این حرف‌ها نبودیم. نوع کارهایمان نشان می‌دهد من هیچ وقت در حد مدیرکلی فعالیت اجرایی نداشتم و همیشه سعی کرده‌ام که به این نصحیت فریدون عموزاده خلیلی عمل کنم که گفت هیچ‌وقت کاری را که دیگران می‌توانند انجام دهند، انجام نده.من فکر کردم همه می‌توانند مدیرعامل کانون پرورش فکری، مدیر انتشارات کانون و ادامه دادن مجله‌هایی که دیگران راه‌اندازی کرده‌اند کاری است که همه می‌توانند انجام دهند و من باید طرحی نو دراندازم. و به همین دلیل همیشه به سختی زندگی کردم چون همیشه گام‌های اول است که سخت است و بعد که راه‌اندازی می‌شود ساده می‌شود. البته ادای احترام می‌کنم به افرادی که فعالیتی را از جایی گرفته‌اند و ادامه دادند. اصولا زندگی کردن با چنین مردی آسان نیست ولی زندگی خوبی در طول این 34 سال داشته‌ام. البته ادبیات تاثیری در آشنایی ما نداشت ولی همسرم به ادبیات علاقه‌مند بود. او اهل آبادان است و در زمان جنگ به شیراز مهاجرت کردند. پسری به نام علی دارم که در دانشگاه علامه طباطبایی درس روزنامه‌نگاری خوانده و دخترم فاطمه هم زبان‌شناسی خوانده و هر دو در خارج از کشور زندگی می‌کنند و هر دو به نوعی با ادبیات پیوند خورده‌اند و آثاری در حوزه ترجمه دارند. آن‌ها هم مثل خود من بی‌استعداد در ریاضی و علاقه‌مند به ادبیات هستند.     ]]> کودک و نوجوان Sat, 17 Feb 2018 08:27:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257715/عادت-های-نوشتن-مهدی-حجوانی-هیچ-علاقه-ای-ادبیات-کودک-نداشتم سلیقه‌های کتابخوانی را ناشرهای خارجی با تیراژهای میلیونی تعیین می‌کنند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257585/سلیقه-های-کتابخوانی-ناشرهای-خارجی-تیراژهای-میلیونی-تعیین-می-کنند رضی هیرمندی، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از تولید دو مجموعه جدید برای کودکان خبر داد و گفت: چندی پیش دو مجموعه 5 جلدی با‌عنوان‌های «قصه‌های روزی روزگاری روباهی» و «قصه‌های روزی روزگاری گرگی» را جمع‌آوری و ترجمه کرده‌ام که به‌تازگی از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.   این مترجم درباره این مجموعه‌ها توضیح داد: آنچه که طی 20 سال اخیر متوجه شدم این است که برخی از سلیقه‌های کتابخوانی را ناشرهای خارجی و به‌خصوص غربی که در آنجا کتاب‌ها با تیراژهای میلیونی چاپ می‌شود، تعیین می‌کنند. یکی از کارهایی هم که ناشران ایرانی به‌تبع آن انجام داده‌اند انتشار کتاب‌ها به صورت سریالی است که بیشتر به آن توجه دارند و در معرض دید مخاطبان قرار می‌دهند.   وی افزود: درواقع در سال‌های اخیر به قدری ناشران خارجی روی مجموعه‌ها کار کردند و از نویسنده‌ها خواستند در این زمینه کار کنند که کتاب‌های تک‌جلدی تا حدی غریب واقع شده‌اند و همین مسئله موجب شده که بچه‌ها بیشتر، کتاب‌های سریالی بخوانند. اما تولید کتاب در قالب مجموعه و همچنین کتاب‌های تک‌جلدی در خارج از کشور به‌گونه‌ای است که بین این دو همزیستی ایجاد می‌شود ولی در ایران به شکل افراطی درآمده و وقتی کتاب تک‌جلدی برجسته و خوبی که دارای معیارهای استاندارد است را پیش ناشر ایرانی می‌بریم نخستین سوالی که می‌پرسد این است که آیا دنباله دارد یا نه؟ در این شرایط وقتی کتاب خوبی به دستم می‌رسید نمی‌توانستم آن را کنار بگذارم و تصمیم گرفتم آنها را در قالب مجموعه‌ای منتشر کنم و پلی بزنم بین کتاب‌های تک جلدی و کتاب‌های مجموعه‌ای. به همین دلیل سرفصل کلی مثلا عنوان «گرگ‌ها» یا «روباه‌ها» را انتخاب کردم و با مرور کتاب‌های ترجمه‌نشده و ارزشمند در این حوزه کتاب‌هایی که مثلا شخصیت گرگ یا روباه در آن‌ها بود را انتخاب کردم و در قالب مجموعه‌ای منتشر کردم و عنوان کلی را برای آن انتخاب کردم.   وی در ادامه به یکی از عنوان‌های مجموعه «قصه‌های روزی روزگاری روباهی» به نام «روباه توی تاریکی» اشاره کرد و گفت: داستان این کتاب به مخاطب می‌گوید قبل از اینکه چیزی را بشناسیم درباره آن قضاوت نکنیم و از تاریکی و ناشناختگی نترسیم و از پیش برای چیزی برچسبی در ذهنمان نداشته باشیم. در این کتاب داستان بچه‌روباهی بیان می‌شود که مادرش را گم می‌کند و به لانه خرگوش پناه می‌برد. مهمان‌های دیگری که در لانه خرگوش هستند همه از او می‌ترسند اما وقتی در واقعیت به او نگاه می‌کنند، می‌بینند او همان بچه‌ روباهی است که همه خرگوش‌ها از آن می‌ترسند و فکر می‌کنند این همان هیولای تاریکی است که از آن می‌ترسیدند. و آخرین روباهی هم که وارد آن لانه می‌شود مادر بچه‌روباه است که از خرگوش می‌خواهد به او و فرزندش پناه دهد.   وی درباره کتاب «پچ‌پچ»، عنوان دیگر مجموعه «قصه‌های روزی روزگاری روباهی» نیز توضیح داد: در این داستان، بچه‌ای کتابی را از معلمش امانت می‌گیرد که این کتاب جدای از کتاب‌های دیگر در قفسه‌ها قرار گرفته و کتابی جادویی است و این کودک کنجکاو می‌شود و از معلمش می‌خواهد کتاب را به او امانت دهد. وقتی کتاب را به خانه‌اش می‌برد در بین راه تمام کلمات کتاب پرواز می‌کند. و وقتی کودک به خانه می‌رود و کتاب را باز می‌کند می‌بیند با یک کتاب بدون کلمه روبه‌رو است و می‌گوید کتاب بدون که کتاب نیست. آن وقت صدای پچ‌پچی را می‌شنود. این پچ‌پچ صدای روباه دانایی است که به او تسلی می‌دهد و به او می‌گوید گریه نکن تو هم می‌توانی قصه‌های خودت را به این کتاب اضافه کنی و قصه‌های مختلفی بسازی. سرانجام روباه هم یکی از قصه‌های این کتاب می‌شود و سرگذشتش در این کتاب بیان می‌شود.   ]]> کودک و نوجوان Fri, 16 Feb 2018 13:49:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257585/سلیقه-های-کتابخوانی-ناشرهای-خارجی-تیراژهای-میلیونی-تعیین-می-کنند ​نیک‌طلب «نردبانی از ستاره‌ها» را به تصویر می‌کشد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257807/نیک-طلب-نردبانی-ستاره-ها-تصویر-می-کشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دوازدهمین نمایشگاه کتاب خوزستان از 25 تا 30 بهمن‌ماه در نمایشگاه بین‌المللی اهواز برگزار می‌شود. در این نمایشگاه، نشست‌های ادبی، فرهنگی و هنری با حضور پژوهشگران، شاعران، نویسندگان و هنرمندان در سرای اهل قلم برگزار می‌شود. نشست بررسی «نردبانی از ستاره‌ها» با حضور بابک نیک‌طلب ازجمله این نشست‌هاست که ساعت 10صبح 28 بهمن‌ماه 1396 در سالن کارون- ورودی شماره یک برگزار می‌شود. کتاب «نردبانی از ستاره‌ها» مجموعه شعرهای ساده و زیبا از آسمان و خورشید و دریا و چلچله‌ها و برف است که برای گروه سنی «د» از سوی انتشارات کانون پرورش فکری منتشر شده است.   ]]> کودک و نوجوان Thu, 15 Feb 2018 08:42:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257807/نیک-طلب-نردبانی-ستاره-ها-تصویر-می-کشد ​فرهاد حسن‌زاده از «هستی» می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257808/فرهاد-حسن-زاده-هستی-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دوازدهمین نمایشگاه کتاب خوزستان از 25 تا 30 بهمن‌ماه در نمایشگاه بین‌المللی اهواز برگزار می‌شود. در این نمایشگاه نشست‌های ادبی، فرهنگی و هنری با حضور پژوهشگران، شاعران، نویسندگان و هنرمندان در سرای اهل قلم برگزار می‌شود. نشست بررسی رمان «هستی» با حضور فرهاد حسن‌زاده ازجمله این نشست‌هاست که ساعت 18و 30 دقیقه روز شنبه28 بهمن‌ماه در سالن کارون- ورودی شماره یک برگزار می‌شود. در این کتاب داستان دختری به نام هستی بیان می‌شود. هستی دختر نوجوانی‌ است که نمی‌خواهد مثل بقیه دختر‌ها باشد. او آرزو دارد وقتی بزرگ شد راننده تریلی، خلبان یا دروازه‌بان تیم صنعت نفت آبادان شود اما وقتی جنگ اتفاق می‌افتد، در مسیر جدیدی قرار می‌گیرد و نگاهش نسبت به دنیای اطرافش تغییر می‌کند. این کتاب برای از سوی انتشارات کانون پرورش فکری برای نوجوانان منتشر شده است.     ]]> کودک و نوجوان Wed, 14 Feb 2018 13:42:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257808/فرهاد-حسن-زاده-هستی-می-گوید داستان دختری که آینده را پیشگویی می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/257780/داستان-دختری-آینده-پیشگویی-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «نانسی آینده رو پیش‌گویی می‌کنه!» با موضوع پذیرش اشتباه نوشته جین اکانر و رابین پریس گلاسر با ترجمه آوا علی‌حسین از سوی انتشارات آرمان رشد برای کودکان و نوجوانان گروه سنی «ج» منتشر شده است.   ماجرای کتاب اینگونه است که توپ شماره هشت نانسی که مخصوص پیش‌گویی بود از زمانی‌که به وسیله جوجو شکسته شده بود درست کار نمی‌کرد و برگه‌های پیشگویی که نانسی و بری عاشق درست کردن آن‌ها بودند فقط برای تفریح استفاده می‌شد و نمی‌شد حسابی روی آن‌ها بازی کرد ولی بعد به طور اتفاقی نانسی شروع به پیش‌بینی آینده می‌کند و همه آن‌ها درست از آب در می‌آید!   همچنین پیش از این نیز 16 جلد از مجموعه‌ کتاب‌های نانسی نوشته جین اکانر و تصویرگری رابین پریس گلاسر با ترجمه آوا علی‌حسین برای کودکان گروه سنی «ب» منتشر شده بود و در سال 96 نیز جلدهای 17 و 18 این مجموعه با عنوان‌های «نانسی و نقاشی‌های خلاقانه» و «نانسی و ماجرای خواب شنبه شب» از سوی انتشارات آرمان رشد منتشر شده است.   آوا علی‌حسین درباره مجموعه کتاب‏‌های «نانسی» به ایبنا گفت: «نانسی» مجموعه هدف‌مندی برای کودکان است. سازمان بهداشت جهانی، استانداردهایی را برای پرورش کودکان تدوین کرده که مجموعه نانسی بر این اساس تألیف شده است. کودک می‏‌تواند این کتاب‏‌ها را به عنوان کتاب داستان بخواند یا اتفاقات داستان‏‌ها را می‌‏توان به صورت عملی به وسیله والدین یا معلمین برای کودک بازسازی کرد.       این مترجم افزود: در مجموعه نانسی، داستان‌‏ها به کمک می‏‌آیند تا با خلق دنیایی فانتزی و زبانی کودکانه قصه‏‌ای را به مهارتی در درون کودک تبدیل کنند.   به گفته علی‌حسین، مجموعه نانسی دارای تصاویر ساده و متنی روان بوده که در انتهای آن کودک به صورت غیرمستقیم مهارت‏هایی مانند یادگیری فعال، گوش دادن، برنامه‌‏ریزی، پیش‌‏داوری، تفکر خلاق، راست‌گویی، زودباوری، حل مسئله، خودآگاهی، خلاقیت، همدلی، مقابله با استرس، رازداری، حرف‌‏شنوی، مدیریت اوقات فراغت، خودآگاهی و پذیرش اشتباه را می‌آموزد و این ویژگی بهترین روش در آموزش و شکل‏‌گیری شخصیت کودکان‌ است.   جین اکانر، انگلیسی زبان و اهل نیویورک است. او در شمال غربی نیویورک به دنیا آمد و در آنجا بزرگ شد. او پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه «اسمیت» به شهرش بازگشت و کار نشر را شروع کرد. اکانر در کنار نویسندگی، کار ویراستاری هم انجام می‌دهد. جین بیش از 60 کتاب کودک نوشته که 7 عنوان از مجموعه کتاب‌های نانسی از پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز بوده است.   رابین پریس گلاسر، بیش از 50 کتاب کودک را تصویرسازی کرده که کتاب‌های نانسی را با قلم جین اکانر از پرفروش‌های نیویورک‌ تایمز، جزو آثار او بوده است.   آوا علی‌حسین تا به حال کتاب‌هایی مانند «شما با خدا نسبتی دارید؟»، «مجموعه کتاب‌های نانسی»، «مجموعه کتاب‌های هنری» و «صلح (جنگ دور شو)» را ترجمه کرده است.   انتشارات آرمان رشد، کتاب «نانسی آینده رو پیش‌گویی می‌کنه!» را با شمارگان هزار نسخه و قیمت 110 هزار ریال منتشر کرده است. ]]> کودک و نوجوان Wed, 14 Feb 2018 12:47:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/257780/داستان-دختری-آینده-پیشگویی-می-کند ​کارگاه آموزش شعر کودک با حضور ناصر کشاورز http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257783/کارگاه-آموزش-شعر-کودک-حضور-ناصر-کشاورز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دومین دوره کارگاه آموزش شعر کودک با حضور ناصر کشاورز از سوی موسسه هفت اقلیم برگزار می‌شود. در این کارگاه مفاهیم و بنیان‌های شعر کودک ارائه می‌شود و از نفرات برتر این کارگاه جهت حضور در کارگاه تخصصی شعر کودک و نوجوان دعوت می‌شود. ناصر کشاورز شعر کودک را با همکاری مجله‌ کیهان بچه‌ها شروع کرد و نخستین کتاب خود را با نام «من و مرغابی‌ها» در سال ۱۳۶۵ منتشر کرد. او افزون بر اینکه پرکارترین شاعر کودک است، بیشترین جایزه را نیز در این حوزه دریافت کرده که یکی از مهم‌ترین این جایزه‌ها، نشان ماه طلایی از جشنواره‌ بزرگ ادبیات کودک و نوجوان به عنوان یکی از شاعران برگزیده‌ ۲۰ سال اخیر است. همچنین جایزه‌ دوازدهمین جشنواره‌ کتاب کودک و نوجوان در بخش «شعر» برای کتاب «مداد کوتاه»، نشان «مداد پرنده»، نشان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، جایزه‌های متعدد از جشنواره‌های گوناگون، جایزه‌ مجله‌ «سلام بچه‌ها» و جایزه‌هایی از جشنواره‌ مطبوعات کودک و نوجوان، بخشی از جایزه‌هایی ثبت‌شده در کارنامه‌ هنری او است.  این کارگاه در ترم زمستان۹۶ و بهار۹۷ است که در قالب 10 جلسه‌ ویژه بزرگسالان برگزار می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند به موسسه هفت اقلیم واقع در خیابان شریعتی،بالاتر از خیابان ملک، بعد از کشواد، پلاک 569 مراجعه کنند. ]]> کودک و نوجوان Wed, 14 Feb 2018 08:28:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257783/کارگاه-آموزش-شعر-کودک-حضور-ناصر-کشاورز نوش آفرین انصاری: فرهنگنامه به حمایت نیاز دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257764/نوش-آفرین-انصاری-فرهنگنامه-حمایت-نیاز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آئین پنجاه‌وپنجمین سالگرد شورای کتاب کودک با حضور نوش‌آفرین انصاری، مهدی محقق، شهرام اقبال‌زاده، اسدالله شعبانی، بیوک ملکی،اعضای شورای کتاب کودک و اعضای فرهنگنامه کودکان و نوجوان، عصر دیروز سه‌شنبه (24 بهمن‌ماه) در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد.   نوش‌آفرین انصاری در این مراسم به 55 سالگی شورای کتاب کودک اشاره کرد و گفت: از زنان و مردانی که در طی این دوره طولانی عشق،حمایت و پشتکار داشتند و مشکلات را با درایت حل کردند و در راه اهداف شورا گام برداشتند، تشکر می‌کنم. همچنین یادی می‌کنم از افرادی که در جمع ما نیستند؛ اعضای هیئت مدیره که سکاندار این حرکت بودند و  همواره هستند. مانند توران میرهادی، عباس یمینی شریف، معصومه سهراب، منصوره راعی و یحیی مافی و تشکر می‌کنماز همه کارهایی که دوستداران توران میرهادی در این سال به یاد او انجام دادند .   وی در ادامه به فرهنگنامه کودکان و نوجوانان اشاره کرد و گفت: بسیار خوشحالیم که تا جلد شانزدهم فرهنگنامه هم‌اکنون در بیش از 800 کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در اختیار کودکان و نوجوانان قرار دارد. و امیدواریم جلد هفدهم نیز به‌زودی به دست آن‌ها برسد. همچنین امیدواریم با قرار گرفتن فرهنگنامه در سامانه رشد وزارت آموزش و پرورش این اثر به کتابخانه‌های بیشتری در مدارس مناطق گوناگون راه پیدا کند. فرهنگنامه همچنان به کمک و حمایت جامعه نیاز دارد  دبیر شورای کتاب کودک از انتشار هفدهمین جلد فرهنگنامه کودکان و نوجوانان نیز ابراز خرسندی کرد و گفت: این جلد فوق‌العاده زیباست و مطالب با ارزش و قابل‌توجهی دارد و امیدوارم در دسترس علاقه‌مندان قرار گیرد. همچنین از دوستان می‌خواهم به پیش‌گفتارها، متن و مقاله‌های شورای کتاب کودک در فرهنگنامه توجه کنند و اگر کسی خواست چیزی درباره شورای کتاب کودک بداند می‌تواند به این مطلب استناد کند. وی افزود: جلد هفدهم شامل 269 مقاله، 48 مدخل اجرایی، 402 تصویر، 18 نقشه، 35 جدول و نمودار است. ازجمله مقالات بلند این جلد می‌توان به سینما، شاهنامه و شورای کتاب کودک اشاره کرد. همچنین در حال حاضر کار بر روی جلدهای 18، 19 و 20 فرهنگنامه ادامه دارد و جلد اول تا دهم نیز در حال روزآمدسازی است. اما فرهنگنامه همچنان به کمک جامعه هم از بعد کارشناسان برجسته و هم از نظر حمایت مالی نیاز دارد.   این نویسنده و پژوهشگر، در ادامه به بازنشر آثار توران میرهادی اشاره کرد و گفت: امیدوارم دوستان توجه ویژه‌ای به این آثار داشته باشند چون تمام سود حاصل از فروش این مجموعه صرف هزینه‌های فرهنگنامه می‌شود.   انصاری در بخش دیگری از سخنانش به فعالیت شورای کتاب کودک در حوزه بین‌الملل اشاره کرد و گفت: شورای کتاب کودک به عنوان عضو دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان «IBBY» امسال فرهاد حسن‌زاده را به‌عنوان نامزد دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن معرفی کرد. که جزء 5 نویسنده برتر جهان معرفی شد. این مسئله نشان می‌دهد که چقدر کارشناسان ما در تهیه پرونده فرهاد حسن‌زاده دقت کرده‌اند. همچنین سه نماینده از ایران در حوزه نویسندگی، ترجمه و تصویرگری برای فهرست افتخار «IBBY» معرفی می‌شود. وی ادامه داد: امسال نشان کتاب‌های شورا از کشور لتونی است که نشان همبستگی ما با شورای بین‌المللی «IBBY» است. همچنین رویا مکتبی‌فرد، نماینده شورا و از سخنرانان اصلی در کنگره سی‌وششم ادبیات کودکان است که در آتن برگزار می‌شود و قرار است در این مجمع بین‌المللی مقایسه‌ای بین بنیانگذار دفتر بین‌المللی «IBBY» و بنیانگذار کتابخانه مونیخ «دیلا لپمن» با بانو توران میرهادی داشته باشد. همچنین رویا مکتبی‌فرد که به‌عنوان کارشناس کتاب‌های فارسی در کتابخانه بین‌المللی مونیخ، فعال است جمشید خانیان را معرفی کرده تا در جشنواره ادبیات در کتابخانه مونیخ حضور داشته باشد. حضور داور ایرانی در نمایشگاه تصویرگری براتیسلاوا انصاری همچنین به نمایشگاه تصویرگری براتیسلاوا اشاره کرد و گفت: حدود 10 سال بود که ارتباط ما در حوزه داوری با این جشنواره قطع شده بود و نتوانستیم داوری را به این جشنواره بفرستیم تا اینکه امسال با همکاری کانون پرورش فکری، شورای کتاب کودک و انجمن تصویرگران، توانستیم علی بوذری را به‌عنوان نامزد برای داوری این جشنواره معرفی کنیم که مورد قبول واقع شد.   وی درباره آرمان‌ها و تجربه‌های شورای کتاب کودک نیز توضیح داد: در طول این سال فعالیت‌هایی مانند باله آلترناتیو از اپیزودهای زندگی توران میرهادی، ارکستر بزرگ ارف، ارکستر کودکان ایران‌زمین، فیلم «توران خانم»، فیلم «یکی بود یکی نبود» برای حمایت از شورا و فرهنگنامه انجام شد. همچنین باید از برنامه شب‌های بخارا و علی دهباشی و روزنامه اطلاعات و حجت‌السلام دعایی تشکر کنم.   دبیر شورای کتاب کودک در ادامه به کار در شورا و پی‌بردن به ارزش کار و اخلاق شورایی اشاره کرد و گفت: فعالیت داوطلبانه، مشارکت علمی و پژوهشی و اجتماعی، شرکت فعال در کارگاه‌های بلند و کوتاه‌مدت آموزشی، فعالیت‌ در گروه‌های بررسی شورا و در اختیار داشتن اطلاعات کاربردی به‌عنوان خروجی از جمله برنامه‌هایی بود که شاهد آن بودیم. در این فضای بسیار داوطلبانه حوزه آموزش تا حدودی درآمدزاست و توانستیم آرشیو 50 ساله با اذن هیات مدیره و با بودجه بسیار کم تولید کنیم. وضعيت ادبيات کودک و نوجوان در سال 1395  در ادامه این مراسم وضعيت ادبيات کودک و نوجوان در سال 1395 که توسط شکوه حاج‌نصرالله تهیه شده بود، از سوی جمیله سنجری قرائت شد. در متن این گزارش آمده است: «این گزارش حاصل کار هجده گروه بررسی کتاب، نشریات و نشر الکترونیک، دست‌نوشته‏‌های کودک و نوجوان و چاپ نشده بزرگسالان و پژوهش است. در این سال 1248کتاب در حوزه‌‏های گوناگون و همچنین تصویر 420 کتاب بررسی شد. نتیجه بررسی نشان می‏‌دهد؛ بیشتر آثار بررسی شده در حوزه‏ داستان ـ تالیف، شعر، هنرـ بازی ـ سرگرمی، دین و دانش‏‌اجتماعی برای کودکان سال‏‌های اول دبستان و خردسال برای 2 تا 4 سال بوده‌اند. همچنین، ادبیات کهن، داستان ـ ترجمه، علوم و زندگینامه به کودکان سال‏‌های آخر دبستان، و نمایشنامه به نوجوان توجه داشته‏‌اند. در توزیع انواع کتاب برای گروه‌های سنی مختلف توازنی دیده نمی‏‌شود. سهم کودکان تولد تا 2 سال و نوجوانان دوره اول متوسطه در این فهرست اندک بوده است.  در میان آثار خردسال تعداد کتاب‏‌های ترجمه نسبت به سال گذشته بیشتر بوده و آثار تألیفی کیفیت پایینی داشته‏‌اند. حضور اندک نویسندگان و تصویرگران نام آشنا، سهم اندک ناشران توانمند و دولتی و نیز حجم انبوه شعرهای کم‏‌مایه در تولید کتاب برای خردسالان قابل‌ملاحظه بوده است. انتشار کتاب‏‌های تصویری بدون کلام، یا با حداقل کلام، مورد توجه بسیاری از پدیدآورندگان و نیز مخاطبان قرار گرفته است. اجراهای دیجیتال در کتاب‏‌های تالیفی فاصله بسیاری با آثار هنرمندان در نقاط دیگر دنیا دارد. همچنان جای خالی انواع کتاب‌های تصویری دیده می‌شود؛ و به‌طورکلی کتاب‌های اندکی وجود دارند که رابطه‏‌ای گسترده و خلاقانه بین متن و تصویر ایجاد کرده باشند. تعداد کتاب‌های ضعیف در حوزه‏ ادبیات کهن نسبت به سا‌ل‌های پیش بیشتر شده است. از مشکلات جدی حوزه ادبیات کهن در این سال سپردن کار بازنویسی و بازآفرینی بر مبنای متون کهن توسط ناشرانی به دست نویسندگان غیرکارشناس و غیرمتخصص است. بیشترین کتاب‏‌های داستان تالیف مانند پارسال، متعلق به نویسندگان تازه‏‌کار و غیرحرفه‏‌ای است. به‌طور کلی، عدم شناخت مخاطب، عدم تسلط به زبان، بی‏‌توجهی به ویژگی‏‌های فردی، فرهنگی و زبانی شخصیت‏‌ها، نگاه جنسیتی، بی‏‌توجهی به اقلیت‏‌های قومی و مذهبی، موجب آسیب‏‌هایی بوده که مانع رشد کیفی داستان تالیفی شده است. صد کتاب هزار تومانی در قطع و اندازه کوچک و صفحه‏‌های کم و چهار فرم تصویری در حوزه‏‌های داستان، شعر، دین و تصویر بررسی شد. اگرچه این آثار با مشارکت جمعی از نویسندگان و شاعران نام آشنا در ادبیات کودک تولیدشده، اما بیشتر آن‌ها به دلیل ضعف پیرنگ در داستان، دارابودن زبان بزرگسالانه و تکرار کلیشه‏‌ها در شعر، تصاویر ضعیف و کیفیت پایین کتابسازی در جایگاه ضعیف قرار گرفته‏‌اند. در بخش داستان ترجمه موضوع‏‌های چند ترجمه از یک کتاب و در چندین نوبت، استفاده از زبان و لحن محاوره‌ای، عدم رعایت کپی رایت چالش‏‌برانگیز بوده‏‌اند. همچنین کتاب‏‌هایی ترجمه‏‌ای براساس انیمیشن‏‌های مشهور نگاشته شده‏‌اند که ارزش ادبی ندارند. ترجمه، بازنویسی و تلخیص آثار کلاسیک مشهور جهانی، برخلاف گذشته، بررسی شده و مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است. کیفیت کتاب‌های شعر نسبت به گذشته، به ویژه در آثار کانون پرورش فکری و افق افرایش داشته است. چهره و صدای کودک در اغلب آثار شنیده و دیده شده است؛ اما، عدم توجه به هویت قومی و کمبود اشعار طنزآمیز همچنان احساس می‏‌شود. بیشتر آثار ادبیات نمایشی خوشبختانه، براساس بازی نمایشی، تئاتر خلاق و تئاتر کاربردی نوشته شده‏‌اند که مشارکت فعال مخاطب را می‏‌طلبند. همچنین، واقع‏‌گرایی افراطی نسبت به آثار سال‏‌های قبل کمتر مشاهده می‏‌شود. در آثار دینی، رویکرد ادبی در قالب داستان، بر رویکرد گزارشی غلبه داشت و تعالیم اخلاقی، خداشناسی و شکرگزاری مصداقی‏‌تر و عینی‏‌تر بوده است. در حوزه‏ هنرـ بازی ـ سرگرمی همچون سال گذشته کیفیت آثار تالیفی نسبت به ترجمه بهتر بود. همچنین بیشتر کتاب‏‌ها در قالب بازی‏‌های مشارکتی، فعالیتی و برخی داستانی بوده است. تعداد آثار بررسی شده در حوزه‏ علوم نسبت به سال گذشته نصف شده است. در این مجموعه 4 کتاب تالیفی دیده می‏‌شود. در این فهرست کودکان گروه سنی پیش دبستان و سال‏‌های اول دبستان کتابی ندارند. باتوجه به این آمار فکر می‏‌کنید کودک ایرانی چگونه به علم علاقه‌مند می‏‌شود؟ در آثار زندگینامه همچنان، به معرفی شخصیت‏‌های مرد و تکراری قرون گذشته پرداخته شده است و تنها زنی که معرفی می‏‌شود مادام کوری است. بیشترین آثار در حوزه‏ دانش‏‌اجتماعی به گروه سنی پیش‏‌دبستان و سال‏‌های اول دبستان اختصاص دارد که بخشی از آن‏‌ها با برچسب مهارت‏‌های زندگی در انتشارات گوناگون و حتی در یک انتشارات تکرار می‏‌شوند. در این سال، تعداد ناشران کتاب مرجع کم شده‏‌اند. ایشان با وجود تجربه طولانی در نشر کتاب مرجع، برخی از ضروری‏‌ترین نکات را رعایت نکرده‏‌اند و گاهی کتاب‏سازی کرده‏‌اند. گروه رمان بزرگسال برای نوجوانان پس از بررسی آثار بزرگ علوی به نوجوانان پیشنهاد مطالعه آن‏‌‌ها را دارد. گروه دست‌نوشته‏ بزرگسال برای کودکان، 27 اثر را بررسی کرد که فقط تعدادی از آن‏‌ها ساختار داستانی داشتند. گروه آثار و دست‌نوشته‏‌های کودکان 293 دست‌نوشته‏ 178کودک و نوجوان را طی فراخوانی، از شهرهای گوناگون به‌ویژه تهران و مشهد به دست گروه رسید، بررسی کرد. موضوع آثار، بیشتر اجتماعی بود. در پایان، گروه جشن قدردانی از داستان کودکان را با والدین شان برگزار کرد. گروه پژوهش «حضور و بازنمایی  شهر در میان  تصاویر کتاب‏‌های داستان تالیفی» را  براساس مفهوم حق بر شهر انجام داده است. نتیجه این پژوهش نشان می‌دهد که در اکثر داستان‌های مرتبط با شهر و فضاهای آن، تفکر توان تغییر فضاهای شهری و حساسیت در جهت بهبودی آن غایب است. با توجه به اهمیت این مفهوم و تاثیر آن بر رشد فرهنگی شهر، لازم است در ادبیات کودک به ویژه در تصاویر کتاب‌ها این حق معرفی و طرح شود. هرچند تعداد نشریات در ابتدا سال بررسی نسبت به سال قبل تفاوتی نداشته، اما تا آخرسال، چاپ برخی از آنها به دلایلی متوقف می‏‌شود. نشریه‏ «خردسال  قلک» و «نبات کودک»، بیشترین مطالب برتر را داشته‏‌اند. همچنین اکثر مطالب نشریات نوجوان مناسب بوده و تا انتخاب مطالب برتر فاصله‏ اندکی داشته‏‌اند. در مدت ده‌سال بررسی نشرالکترونیکی، فقط آثار زیادی از منابع رایگان خارجی گردآوری شده‌‏اند. وب‏‌سایت‏‌ها وضع خوبی نداشته‏‌اند و از نظر کمیت هم افت کرده‏‌اند؛ اما کتاب‏‌های گویای خوبی تولید شده است. نکاتی دل‌گرم‏‌کننده و نگران‏‌کننده در بررسی آثار دیده شد؛ درنتیجه، برای حرف‌ه‏ای شدن، لازم است صنعت نشر در حوزه‏ کتاب کودک به رعایت کپی‌رایت، به نقش ویراستار در کنار نویسنده، به نقش خلاقانه مدیر هنری و به نیازهای مخاطبان کودک و نوجوان با کمک کارشناسان توجه جدی داشته باشد. تقدیر از همراهان فرهنگنامه کودکان و نوجوانان و رونمایی از سررسید 1397 شورای کتاب کودک از دیگر برنامه‌هایی بود که در ادامه این مراسم اجرا شد.   ]]> کودک و نوجوان Wed, 14 Feb 2018 06:07:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257764/نوش-آفرین-انصاری-فرهنگنامه-حمایت-نیاز کتاب‌های برگزیده و شایسته تقدیر کودک‌ونوجوان معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257761/کتاب-های-برگزیده-شایسته-تقدیر-کودک-ونوجوان-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مراسم پنجاه‌وپنجمین سالگرد تأسیس شورای کتاب کودک عصر امروز سه‌شنبه (24 بهمن) با یادبودی از توران میرهادی برگزار شد. در این مراسم که چهره‌هایی چون نوش‌آفرین انصاری، مهدی محقق، اسدالله شعبانی، شهرام اقبال‌زاده و ... حضور داشتند آثار برگزیده و شایسته تقدیر سال 95 به انتخاب اعضای شورای کتاب کودک معرفی شدند. آثار برگزیده داستان ـ تالیف جهانگیریان، عباس. سایه‌ی هیولا. ویراستار علی خاکبازان. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.   داستان ـ ترجمه بایا، راب. به‌خاطر آقای تراپت. ترجمه راحله پورآذر؛ ویراستار آتوسا صالحی. تهران: منظومه‌ خرد، ماهک بنجامین ، الی. عروس دریایی. مترجم کیوان عبیدی آشتیانی؛ ویراستار آتوسا صالحی. ارسکین، کاترین. مرغ مقلد. مترجم کیوان عبیدی آشتیانی؛ ویراستار آتوسا صالحی. تهران: افق. لاوسن، جان آرئو، گل‌های پیاده‌رو. تصویرگر سیدنی اسمیت. تهران: فاطمی، طوطی. هانت، لیندا ماللی. ماهی‌ها پرواز می‌کنند. مترجم پروین علی‌پور. تهران: چشمه. رایان، پم مونیوس. اکو (3جلد). مترجم فروغ منصورقناعی؛ ویراستار فاطمه فدایی‌حسین. تهران: پرتقال.   تصویر شاه‌آبادی، حمیدرضا. موزی که می‌خندید. تصویرگر حسن موسوی. تهران: افق، کتاب‌های فندق رحیمی‌زاده، پژمان، خوابی پر از گوسفند. تصویرگر پژمان رحیمی‌زاده، تهران: فاطمی. لاوسن، جان آرئو. گل‌های پیاده‌رو. تصویرگر سیدنی اسمیت. تهران: فاطمی، طوطی.   هنر ـ بازی ـ سرگرمی لچیس، الساندور؛ پانتزری، الساندرا. پی و فی کجا هستند؟. مترجم مریم عبدی؛ ویراستار نویسد سیدعلی‌اکبر. تهران: هوپا. پورطاهریان، معصومه. بازی‌های سنگ. تصویرگر وانا نبی‌پور؛ ویراستار عاطفه سلیانی. تهران: شهر قلم. پورطاهریان، معصومه. بازی‌های طناب. تصویرگر وانا نبی‌پور؛ ویراستار عاطفه سلیانی. تهران: شهر قلم.   خردسال کانگ، آنا. تو کوچولو نیستی/ هستی. مترجم فهیمه شانه؛ تصویرگر کریستوفر ویانت، تهران: غنچه.   آثار شایسته تقدیر داستان ـ تالیف صابری، بابک. چرا آواز می‌خوانی زنجره؟. تصویرگر نگین احتسابیان؛ ویراستار مژگان کلهر. تهران: فاطمی، طوطی. جمعی از نویسندگان. پنج. تصویرگر مسعود کشمیری. تهران: علمی و فرهنگی، پرنده‌ی آبی، 1394.   داستان ـ ترجمه لرد، الیزابت. آسمان سرخ در سپیده‌دم. ترجمه پروین علی‌پور؛ ویراستار احمد پورامینی. تهران: افق زولو، جرمانو، آلبرتین، نویسنده و تصویرگر. غول قوطی ماکارونی. مترجمن کلر ژوبرت. یزد: کودکان   شعر ابراهیمی، جعفر... [و دیگران]. اسمش چیه؟. تصویرگران آمنه اربابون... [و دیگران]. کاری از خانه شعر کودک. تهران: افق، کتاب‌های فندق. کشایی، اکرم. کلید، کلید، دسته کلید. تصویرگر حدیثه قربان. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. شعبان‌نژاد، افسانه. بود و بود و بود (1). تصویرگر اکبر نیکان. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. قاسم‌نیا، شکوه. بود و بود و بود (2). تصویرگر ثنا حبیبی‌راد. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1394 ملکی، بیوک. بوق سگ. تصویرگر هدی حدادی. تهران: پیدایش.   تصویر صابری، بابک. چرا آواز می‌خوانی زنجره؟. تصویرگر نگین احتساببیان. تهران: فاطمی. شاهی، زهرا. باغ‌وحش روی ریل. تصویرگر مسعود کشمیری. تهران: انتشارات علمی فرهنگی، 1394. خدایی، علی، نویسنده و تصویرگر. آ مثل آهو. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. خدایی، علی، نویسنده و تصویرگر. ف مثل فیل. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.   شمس. محمدرضا. پیراهن پولکی و 7 قصه دیگر. تصویرگر رودابه خائف. تهران: محراب قلم، کتاب‌های مهتاب.   دانش اجتماعی و زندگینامه لاندمان، بیمبا، نویسنده و تصویرگر. آنتوان و شازده کوچولو: چگونه آنتوان دوسنت اگزوپروی، شازده کوچولو را خلق کرد؟. مترجم مریم رفیعی؛ تهران: ایران‌بان. اسپیر، پیتر، نویسنده و تصویرگر. مردمان روی زمین. مترجم منیژه مغیثی؛ ویراستار حشمت‌الله انتخابی، اصفهان: نقش مانا، 1394   هنر ـ بازی ـ سرگرمی لنگن، آنت. پست شیشه‌ای فلیکس: خرگوش کوچولو و دستورهای آشپزی از سراسر دنیا. مترجم منیژه نصیری؛ تصویرگر کنستانزا دروپ؛ ویراستار شهرام رجب‌زاده. تهران: زعفران، 1394 کارمل، آنابل. آشپزی من و مامان. مترجم مریم رزاقی؛ ویراستار مانان رجب‌زاده، تهران: زعفران.   دین چینی‌فروشان، محسن. همیشه «او» همه جا «او». تصویرگر میثم موسوی. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. 1394   مرجع (کلیات) سالاری، حسن. 100 فرمانروا و سردار ایران. ویراستار علمی یونس کرامتی؛ ویراستار زبان پژمان واسعی. تهران: محراب قلم، کتاب‌های مهتاب. 1394     ]]> کودک و نوجوان Tue, 13 Feb 2018 14:38:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257761/کتاب-های-برگزیده-شایسته-تقدیر-کودک-ونوجوان-معرفی-شدند داستان‌نویسی را با انشاء اشتباه نگیریم http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257676/داستان-نویسی-انشاء-اشتباه-نگیریم مهدی رجبی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره طرح جایگزین کردن داستان‌نویسی به جای پیک نوروزی که امروز از سوی معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش بیان شده است، گفت: کار بسیار خوب و طرح مفیدی است، چون پیک نوروزی درواقع همان تکالیف بچه‌هاست که خیلی خوش‌آب‌ و رنگ‌تر به آن‌ها ارائه می‌شود و آن‌ها مجبور بودند که در طول تعطیلات نوروز به آن بپردازند. ما می‌توانیم با جایگزین‌کردن داستان‌نویسی به‌جای پیک نوروزی آن‌ها را به مشارکت در کار خلاقانه داستان‌نویسی علاقه‌مند کنیم اما این کار شرایطی دارد که باید به آن توجه شود.   این نویسنده توضیح داد: باید به بچه‌ها سوژه‌های خلاقانه از کتاب‌های درسی‌شان به همراه سوژه‌های آزاد ارائه دهیم. تا تولید داستان هم برایشان سرگرم‌کننده باشد، هم با فضای داستان‌نویسی آشنا شوند و هم قدرت تحلیل‌شان افزایش یابد. شاید تابه‌حال دانش‌آموزی به مسئله‌ای مانند رشد یک گیاه از دانه، نگاه عمیق و جدی‌ای نکرده باشد ولی وقتی از او می‌خواهیم با استفاده از تخیلش داستانی در این‌باره بنویسد و خودش هم یکی از شخصیت‌های داستان باشد، به تخیل خلاقانه‌ای از آن ماجرا می‌رسد و سبب می‌شود فقط این موضوع را برای امتحان دادن و نمره گرفتن حفظ نکند چون یادگیری با حفظ کردن متفاوت است.   به گفته خالق «خواهران تاریک» سیستم آموزش و پرورش ما به گونه‌ای است که سال‌ها بچه‌ها را وادار می‌کنند درس‌هایشان، حتی درس‌هایی مانند ریاضی و علوم را حفظ کنند ولی وقتی مثلا جدول‌ضرب‌ را با تصویر و نقاشی به بچه‌ها آموزش دهیم بهتر و بیشتر در ذهن‌شان می‌ماند.   رجبی درباره این مطلب که «با جایگزین‌کردن داستان‌نویسی هفت‌ونیم‌ میلیون داستان در نوروز امسال تولید خواهد شد» نیز گفت: بچه‌ها باید با داستان آشنا باشند، وقتی آشنا نیستند چه چیزی می‌خواهند بنویسند؟ تعداد کمی از آنها ممکن است با داستان آشنا باشند. بسیاری از آنها ممکن است از والدین‌شان بخواهند این کار را برای‌شان انجام دهند و کتابی را بخوانند و خلاصه‌ای بنویسند، قطعا این خروجی معتبر نیست و نمی‌توانیم بگوییم هفت‌ونیم‌ میلیون داستان تولید می‌شود، از سویی مگر همه این مطالبی که تولید می‌شود داستان است؟ ما می‌توانیم بگوییم هفت‌و‌نیم میلیون فعالیت برای تولید داستان صورت می‌گیرد.   نویسنده «نامه‌های نیلی» افزود: مسئله مهم نحوه انتخاب کتاب‌ها و سوژه‌ها برای داستان‌نویسی است. قطعا اگر کتاب‌ها یا سوژه‌های جذابی برای داستان‌نویسی در اختیار بچه‌ها قرار نگیرد آن‌ها علاقه‌ای برای مطالعه کتاب و همچنین داستان‌نویسی ندارند و ممکن است بسیاری از آنها از والدین‌شان بخواهند کتاب‌ها را مطالعه کنند و خلاصه‌ای درباره کتاب برایشان بنویسند و این کار هیچ کمکی به رشد خلاقیت آن‌ها نخواهد کرد. وی در ادامه یادآور شد: قطعا طولانی‌بودن پیک نوروزی بچه‌ها را اذیت می‌کرد و اغلب آن‌ها یا قبل از تعطیلات عید همه پیک را حل می‌کردند یا روز آخر عید. اما طرح داستان‌نویسی می‌تواند برای بچه‌ها جذاب باشد ولی با توجه به اینکه بچه‌ها موضوعات درسی متفاوتی مانند علوم، ریاضی، دینی و فارسی دارند بهتر است همه این مباحث در تکالیف نوروزی موردنظر قرار گیرند و درباره همه درس‌ها به آن‌ها سوژه‌هایی جذاب با موضوعات مرتبط با علوم، ریاضی، فارسی و دینی ارائه شود و از آن‌ها بخواهند داستان‌های تخیلی درباره این موضوعات بنویسند.   رجبی گفت: بسیار مهم است که آموزش و پرورش کتاب‌هایی را که می‌خواهد برای مطالعه به بچه‌ها ارائه کند براساس چه معیارهایی انتخاب می‌کند و آیا در هیئتی که برای بررسی و انتخاب کتاب‌ها در نظر گرفته می‌شود از نویسندگان این حوزه به همراه کارشناسان آموزش و پرورش استفاده شده است یا نه و تا چه اندازه به فهرست‌هایی مانند لاک‌پشت پرنده توجه شده است. اگر کتاب‌ها از یک سری ناشر دولتی مشخص و همان کتاب‌هایی که در کتابخانه‌های مدارس وجود دارد و بچه‌ها نمی‌خوانند، باشد که فایده‌ای ندارد.   نویسنده «کنسرو غول» همچنین با بیان اینکه نباید داستان‌نویسی را با مقوله انشاء اشتباه بگیریم، گفت: انشاء آئین نگارش و درست‌ فکر کردن است ولی داستان‌نویسی کار خلاقانه است و نویسنده باید جهان تازه‌ای خلق کند و دانش‌آموز برای خلق این جهان وادار می‌شود درباره موضوع فکر کند و به همین دلیل قدرت تفسیر و تحلیل او بالا می‌رود و ذهنش آماده‌تر می‌شود.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 13 Feb 2018 09:47:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257676/داستان-نویسی-انشاء-اشتباه-نگیریم ارتباط با مخاطب به‌نحوه روایت و لحن نویسنده بستگی دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257526/ارتباط-مخاطب-به-نحوه-روایت-لحن-نویسنده-بستگی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ملیسا معمار- مرسده کسروی از نویسندگان جوانی است که نویسندگی را از دوران نوجوانی آغاز کرده و در همان سال‌ها داستان‌هایی را در نشریات گیلان منتشر می‌کرد. اما بعد از آن به دلیل کار و تحصیل، زندگی حرفه‌ای‌اش به سمت و سوی صنعت غذا و میکروبیولوژی کشیده شد. سپس دوباره نوشتن را از سال 90 به صورت کاملا متمرکز شروع کرد و نخستین کتابش با عنوان «زرد کادمیوم و داستان‌های دیگر» دی‌ماه 94 از سوی نشر ثالث منتشر شد که به مرحله نهایی دوره نهم جایزه جلال راه یافت و مورد تقدیر قرار گرفت. کسروی بعد از این اثر، مجموعه داستان دیگری با عنوان «حوض نقره‌ای مهتاب» نوشت که به‌تازگی از سوی انتشارات پیدایش منتشر شده است. او در این مجموعه داستان هم مانند مجموعه داستان قبلی‌اش به بیان خاطرات نوستالژیک از دهه 60 پرداخته است. به این بهانه با او گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید. اخیرا مجموعه‌ داستانی از شما باعنوان «حوض نقره‌ای مهتاب» منتشر شده است؛ آیا در این کتاب به بیان خاطرات دوران نوجوانی خودتان پرداخته‌اید؟ جواب این سوال هم مثبت است و هم منفی. البته خیلی از ملاط آن سال‌ها که نوجوان بودم، استفاده کرده‌ام. آدم‌ها، شخصیت‌ها و قصه‌های آن دوره نقش زیادی در داستان‌هایم داشته است. ولی اینکه لزوما نعل به نعل خاطرات آن روزها و دوران کودکی خودم را بیان کرده باشم، نه این‌گونه نبوده است. باتوجه به اینکه راوی داستان‌ در «حوض نقره‌ای مهتاب» دختری نوجوان است که به ‌خاطراتش با دوستانش در مدرسه یا خاطرات کودکی‌اش با خواهر، برادران، مادربزرگ و والدینش می‌پردازد که ظاهرا برای مخاطب نوجوان ملموس‌تر است، به نظر شما این کتاب برای چه گروه سنی جذاب‌تر است؟ در این کتاب شخصیت اصلی داستان و درواقع راوی، یک دختر نوجوان است، و قصه‌ها از زاویه دید یک دختر نوجوان روایت می‌شود. به همین دلیل قاعدتا برای نوجوانان ملموس‌تر است. اما موقعی که داشتم داستان‌ها را می‌نوشتم تاکیدم بر این نبود که حتما برای نوجوانان بنویسم ولی چون راوی من نوجوان بود ناچار بودم که در زمان نوشتن، از نگاه یک دختر نوجوان که در اقلیم خاص و زمان خاصی زندگی می‌کند و نگاه خاصی به دنیای اطراف خودش دارد، داستان‌ها را بنویسم. به‌نظر من این کتاب می‌تواند مخاطب عام هم داشته باشد و من با این نیت، کتاب را نوشتم اما خب راوی نوجوان است، نوجوان‌ها بیشتر با آن ارتباط برقرار خواهند کرد. البته بازخوردهایی که از مخاطبان می‌گیرم مسئله را مشخص می‌کند. مثلا در کتاب «ناتور دشت» اثر سلینجر می‌بینیم با اینکه راوی یک نوجوان است هم نوجوان با آن ارتباط برقرار می‌کند و هم بزرگسال. با‌توجه به اینکه امروزه نوجوان بیشتر به‌دنبال آثار فانتزی و ژانرهای مختلف هستند و این کتاب‌ها برایشان جذابیت زیادی دارد تا آثاری که جنبه نوستالژی و بیان خاطرات کودکی و نوجوانی نویسندگان را دارد، فکر می‌کنید با این وجود مخاطب نوجوان با این اثر چگونه برخورد خواهد کرد؟ خودم هم قبل از نوشتن حوض نقره‌ای همین‌فکر را می‌کردم. با توجه به اینکه خودم دو دختر نوجوان دارم و در اطرافم با نوجوان‌های زیادی ارتباط دارم و اتفاقا همه آنها هم مخاطب داستان‌های فانتزی هستند و از نزدیک شاهد هستم که چطور رغبت و گرایش به‌سوی سیل عظیم کارتو‌ن‌ها، بازی‌ها و آثاری که از خارج کشور وارد می‌شوند مخصوصا در دهه اخیر افزایش یافته است اما هروقت فرصتی دست داده و من داستان‌های «حوض نقره‌ای مهتاب» را دست این بچه‌ها دادم که بخوانند، دیدم که بچه‌ها خیلی خوب با آن‌ها ارتباط برقرار ‌کردند؛ در درجه اول بچه‌های خودم و در درجه بعد نوجوان‌هایی که در اطرافم بودند. البته داستان‌های این مجموعه در دوره خیلی دوری هم نسبت به دوره نوجوان‌های امروز نمی‌گذرد. شاید دو نسل پیش باشد و بچه‌ها می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. شما در داستان‌هایتان تصویری از دهه 60 را به مخاطب ارائه می‌دهید و نوجوان‌های امروز با نوجوان‌های زمان گذشته و دهه‌های 50 و 60 کاملا تفاوت دارند و به‌خاطر وجود تکنولوژی‌های جدید و گسترش رسانه‌های ارتباطی و فضای مجازی حتی فاصله بین نسل‌ها شاید کمتر هم شده باشد، بنابراین فضای ذهنی کودکان و نوجوانان دهه 50 و 60 تفاوت بسیار زیادی با کودکان و نوجوانان دهه 80 و 90 دارند و بسیاری از خاطرات آن‌ها برایشان ملموس نیست. بله. درست است. اما به‌نظر من ارتباط برقرار کردن مخاطبان خیلی به‌نحوه روایت و لحن نویسنده در داستان‌هایش بستگی دارد. اگر نثر ما حالت نصیحت‌گونه داشته باشد ممکن است نوجوان امروز آن را پس بزند. اگر حسرت و غم غربت در نثر ما وجود داشته باشد بازهم نوجوان امروز پذیرای آن نخواهد بود و اینها همه دیوارهای نامرئی هستند که وقتی می‌خواهیم از گذشته حرف بزنیم، ناخواسته بین ما و نسل‌ امروز به  وجود می‌آید. من سعی کرده‌ام در این داستان‌ها از لحن طنزگونه و زبان طنز استفاده کنم. شاید همین هم باعث شده که بازخورد خوبی از آن در طول این مدت کوتاهی که کتاب منتشر شده دریافت کنم. کتاب دارد راه خودش را باز می‌کند. من در این کتاب از این دو لحن که اشاره کردم کاملا دوری کردم و با توجه به فضای داستان‌ها اصلا نیازی هم به استفاده از آن‌ها نبود و بیشتر سعی کردم از یک جور طنز پنهان استفاده کنم. فکر می‌کنید تا چه اندازه به فضای طنز در داستان‌های این کتاب نزدیک شده‌اید، چون در داستان‌هایتان کمتر فضای طنز دیده می‌شود و بیشتر جنبه رئال دارد؟ تا حدی. چون من کلا قصد نوشتن داستان طنز نداشتم. آثار جدی‌ای هم وجود دارند مانند برخی آثار غلامحسین ساعدی که با اینکه مضمون تلخی دارد  ولی بازهم رگه‌هایی از طنز لابه‌لای نوشته‌ها می‌بینیم. من هم می‌خواستم به‌نوعی طنز پنهان در کار بیاورم. گاهی شخصی برای شما حرفی بیان می‌کند و شما اصلا نمی‌خندید ولی بعد از شنیدن حرف‌هایش می‌بینید که حال خوشی دارید و این همان طنز پنهان در متن قصه است که  مدنظر من بوده.   اشاره کردید که بازخوردهایی از نوجوان‌ها درباره داستان‌های «حوض نقره‌ای مهتاب» قبل از انتشار داشته‌اید، آیا داستان‌های این کتاب پیش از این در نشریات منتشر شده بود؟ بله. هم در سروش نوجوان و هم در نشریات بزرگسال چاپ شد و از هر دو طیف بازخورد خوبی داشتم. یکی از داستان‌های این مجموعه را هم در همشهری داستان منتشر کردم، داستان «باران موکل» هم در مجله کرگدن. به همین دلیل می‌گویم که مخاطب این کتاب عام است هم نوجوان و هم بزرگسال.   چرا اسم «حوض نقره‌ای مهتاب» را برای این کتاب انتخاب کردید، روی جلد هم تصویری از این حوض می‌بینیم که عکس ماه در آن افتاده است. انتخاب این اسم تا چه اندازه به شخصیت اصلی کتاب یعنی «مهتاب» ارتباط دارد؟ ارتباط زیادی دارد. راوی همه قصه‌های این مجموعه «مهتاب» است و حوض، شب‌ها آینه ماه می‌شود. به‌نوعی از دید من این داستان‌ها انعکاس آیینه‌گونه بخشی‌هایی از روح مهتاب است. چون حوض جنبه آیینه‌گونه دارد، مخصوصا شب‌ها که عکس ماه در آن می‌افتد و به آیینه ماه تبدیل می‌شود. مهتاب هم شخصیتی رک‌گو و ساده است. انگار شخصیت‌ها و جنبه‌های مختلف روح مهتاب را دارید در بخش‌های مختلف کتاب می‌خوانید. وقتی که داشتم قصه‌ها را می‌نوشتم احساس می‌‌کردم این قصه‌ها از نگاه «مهتاب» این‌گونه روایت شده است و اگر راوی شخص دیگری مثلا مادر مهتاب یا خواهرش بود طور دیگری بیان می‌شد.   در بین داستان‌هایی که در این مجموعه آمده است به کدامیک علاقه بیشتری دارید؟ پاسخ به این سئوال برای یک نویسنده بسیار سخت است و هرکدام از آنها حال‌وهوا و ویژگی خاصی دارد ولی اگر بخواهم بی‌رحمانه نظر دهم «باران موکل» را از همه بیشتر دوست دارم. در قصه‌های این مجموعه دو قصه وجود دارد که مرز واقعیت را می‌شکند؛ یکی «باران موکل» و دیگری «از ما بهترون». در «باران موکل» زنگ خانه با این که برق رفته صدایش قطع نمی‌شود و پدر می‌رود سیم زنگ را قطع می‌کند ولی بازهم زنگ صدا می‌دهد و عمه می‌گوید این پسر من است که باران را موکل کرده؛ ارتباط عجیب دو روح از راه دور و به شکل اعجاب انگیز. و در داستان «از ما بهترون» بن‌بستی که شب‌هنگام مهتاب را در خانه دچار حال غریبی می‌کند. خانه قدیمی است و بسیار بزرگ و فضای تاریک و وهمناکی دارد و چاهی که در آنجا بوده که به نقل خواهر مهتاب در زمان حمله روس‌ها دخترانی را می‌آوردند و در آن چاه می‌انداختند و یا لای دیوار می‌گذاشتند. یکی از همان دختران به شکل خواهر مهتاب می‌آید و با او ارتباط برقرار می‌کند. در عین حال این داستان در ذهن من پلی هم به اسطوره‌ها می‌زند و به‌همین دلیل جزیره این دو داستان برای من جداست و خط سیر رئال را در جای دیگری می‌شکنند.   داستان‌های شما در کتاب قبلی‌تان یعنی «زرد کادمیوم و داستان‌های دیگر» هم به نوعی جنبه نوستالوژیک و اشاره به خاطراتتان از گذشته دارد، آیا داستان‌های «حوض نقره‌ای مهتاب» هم به‌نوعی ادامه آن داستان‌ها محسوب می‌شود ؟ در کتاب «زرد کادمیوم و داستان‌های دیگر» هم تجربه زیست خودم را در موقعیت‌های مختلف و زمان‌های مختلف، ملاط نوشتن کرده‌ام و به‌نوعی می‌توان گفت خیلی از آن شخصیت‌ها را از افراد اطراف خودم و تجربه‌های زیست خودم گرفته‌ام. به‌اضافه اینکه قاعدتا بخشی از داستان هم تخیل خود نویسنده است که در مورد «حوض نقره‌ای» هم صدق می‌کند و بخشی از داستان‌های آن هم برگرفته از دنیای ذهنی است. اصولا داستان‌نویس وقتی داستانی را می‌نویسد ابعاد مختلف روحش را کشف می‌کند و خیلی چیزها را تا زمانی که روی کاغذ نیاورد از وجودشان بی‌خبر است. در زمانی که این دو کتاب را می‌نوشتم حس‌های نوستالژی در من بسیار قوی بوده است و همان حس هم باعث شده که از گذشته خودم ایده بگیرم و چیزهایی که جزء زندگی‌ام بوده‌اند و چون فاصله نسل‌ها به قول شما امروز خیلی کم شده آدم احساس می‌کند مربوط به گذشته خیلی دور می‌شود و دلش می‌خواهد به نحوی پلی به آن‌ها بزند و ارتباطی برقرار کند البته باید روایت به‌گونه‌ای باشد که حالت حسرت و غم غربت به خودش نگیرد و به‌گونه‌‌ای شیرین بیان شود.   پس داستان‌های «حوض نقره‌ای مهتاب» مستقل‌اند؟ تقریبا می‌توان گفت که داستان‌ها مستقل هستند و در ادامه کتاب قبلی نیستند اما درباره داستان «اتاق آخری» در کتاب «زرد کادمیوم و داستان‌های دیگر» می‌شود گفت راوی این داستان می‌تواند «مهتاب» باشد و مهتاب «حوض نقره‌ای مهتاب» به‌نوعی راوی آن داستان است که اینجا ادامه پیدا می‌کند و شاید «اتاق آخری» می‌توانست یکی از قصه‌های این مجموعه هم باشد.   اشاره کردید در داستان‌هایتان از شخصیت‌هایی استفاده کردید که به‌نوعی در زندگی گذشته شما وجود داشته‌اند، تا چه اندازه در کتاب از اسامی واقعی استفاده کرده‌اید؟ از اسامی واقعی استفاده نکرده‌ام. فقط از سوژه‌های آن دوران الگوبرداری کردم و آن‌ها را پرداخت کرده‌ام. هر اتفاقی برای نویسنده مانند گل مجسمه‌سازی است که آن را ورز می‌دهد و با آن کار می‌کند و به آن شکل می‌دهد. برای من هم در این قصه‌ها همین‌گونه بوده است.   باتوجه به اینکه شما با کتاب «زرد کادمیوم و داستان‌های دیگر» به‌عنوان نویسنده حوزه بزرگسال در جامعه ادبی کشورمان مطرح شدید و این نخستین اثرتان است که در حوزه نوجوان مطرح می‌شود، تجربه‌ای که برای نوشتن داستان در حوزه نوجوان داشتید در مقایسه با نویسندگی در حوزه بزرگسال چگونه بود؟ کتاب «زرد کادمیوم و داستان‌های دیگر» خیلی مرا اذیت کرد. داستان‌های تلخی داشت. روایت کردن داستان‌های تلخ می‌تواند خود نویسنده را تلخ کند. نوشتن‌ در مورد بعضی از شخصیت‌ها بسیار سخت بود. مثلا داستان «محبوبه شب» را زمانی نوشتم که مادرم در کما بود و نوشتنش خیلی سخت بود. حتی هنوز هم خواندنش برایم سخت است و در شرایط روحی خاصی، آن داستان‌ها را نوشتم. چند ماه بعد مادرم فوت کرد. اما «حوض نقره‌ای مهتاب» نوشتنش سراسر شور بود و نوشتنش حال خیلی خوبی به من داد. منظورم آن اتفاق درونی است که برای نویسنده موقع نوشتن می افتد. اثر بعدی شما در چه حوزه‌ای است؟ اثر بعدی من رمانی به نام «نفر هفتم» است که با انتشارات نیستان کار می‌کنم. کار حروف‌چینی و ویرایش آن انجام شده است و به زودی منتشر می‌شود.   آیا وقایع و ماجراهایی که در این رمان رخ می‌دهند هم مانند دو اثر قبلی‌تان، حالت نوستالوژیک دارند؟ نه. رمان «نفر هفتم» یک‌کار کاملا متفاوت و رمانی در ژانر معمایی و برای حوزه بزرگسال است و در فضای امروز. در این رمان، جسدی کنار ساحل پیدا می‌شود و عده‌ای درگیر ماجرا می‌شوند.   دوست دارید باز هم نوشتن برای نوجوانان را تجربه کنید؟ خیلی دوست دارم برای نوجوانان بنویسم. خودم دو دختر نوجوان دارم که ارتباط خیلی نزدیکی با آنها دارم و راجع‌به همه‌چیز با هم صحبت می‌کنیم و طرز فکر آنها برایم خیلی جالب است و مدام آنها را با دوران نوجوانی خودم مقایسه می‌کنم و نسل گذشته و امکانات و فضاهایی که در اختیارمان بود. به همین دلیل خیلی دوست دارم درباره نوجوان امروز قصه بنویسم. کلا برای نوجوان نوشتن، شادی و شعفی دارد که من به آن خیلی علاقه دارم و اگر نویسنده بخواهد به خودش جایزه بدهد، بهتر است کار نوجوان بنویسد چون هم مخاطب کار، نوجوان است و هم برای اینکه آن کار را بنویسی باید با نوجوانان ارتباط بیشتری داشته باشی و آنها را بهتر بشناسی. نوجوانان امروز خیلی پرشر و شور هستند و جاه‌طلبی‌های بزرگی دارند که شاید در نسل ما نبود. ما فضای متفاوتی را تجربه کرده‌ایم. مثلا در زمان ما برق‌داشتن خیلی امتیاز ویژه‌ای بود. مدام برق قطع می‌شد و تلویزیون فقط دو کانال سیاه و سفید داشت اما الان شرایط متفاوت است و دنیای ذهنی و زندگی نوجوان امروز  بدون مرز است. در حال حاضر رمان دیگری در دست نوشتن دارم که در ژانر معمایی برای بزرگسالان است ولی دوست دارم فراغتی دست دهد و برگردم و برای نوجوانان بنویسم. دو طرح نیمه‌کاره هم در حوزه رمان نوجوان دارم که امیدوارم بتوانم آنها را بنویسم.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 13 Feb 2018 08:28:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257526/ارتباط-مخاطب-به-نحوه-روایت-لحن-نویسنده-بستگی «قهرمان خانواده تكخال» با تصویرسازی رضا دالوند منتشر می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257689/قهرمان-خانواده-تكخال-تصویرسازی-رضا-دالوند-منتشر-می-شود پیام ابراهیمی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره آثار در دست ترجمه‌اش گفت: به‌تازگی مجموعه 10 جلدی داستان‌های «وینی جادوگر» را ترجمه کرده‌ام و به بخش کودک و نوجوان انتشارات فرای علم (بلوط) سپرده‌ام. داستان‌های این مجموعه درباره بچه جادوگری است که با رویدادهای مختلفی روبه‌رو می‌شود و اتفاقات گوناگونی که برایش رخ می‌دهد را هربار با استفاده از جادو حل می‌کند.   به گفته وی «وينى دزد دريايى مى‌شود»،‌ «کدو حلوایی فوق‌العاده وینی»، «روبات بدجنس و گنده‌ وینی»، «وینی به فضا می‌رود»، «وینی جادوگره و قالی پرنده» و «وینی جادوگره و اژدهای نیمه‌شب» برخی از عنوان‌های این مجموعه 10 جلدی هستند.   این نویسنده و مترجم در ادامه بیان کرد: این مجموعه برای مخاطبانش، یعنی بچه‌هاى ٥ تا ٩ سال جنبه سرگرمی دارد و کودکان را به مطالعه و کتاب علاقه‌مند می‌کند. همچنین در این كتاب‌ها بیان می‌شود هر پديده، وسيله، اتفاق يا انتخابى كه در شرايط مختلف داریم، می‌تواند اتفاق‌هاى خوب یا بدى با خودش به همراه داشته باشد و ما بايد بتوانيم آن‌ها را به سمتى كه برایمان خوب است، هدايت كنيم.   ابراهیمی درباره کتاب‌های در دست تالیفش نیز گفت: به تازگی كتابی به نام «قهرمان خانواده تكخال» نوشته‌ام که تصويرگرى آن را رضا دالوند انجام داده است و تصاويرش جزو برگزيدگان امسال نمايشگاه كتاب بلونيا بوده است. این کتاب داستان پسر هنرمندی را بیان می‌کند كه در خانواده‌اى ورزشكار و قهرمان زندگى می‌كند و آن را برای چاپ به نشر طوطى تحویل داده‌ام.   از جمله آثار پیام ابراهیمی در حوزه ترجمه می‌توان به «گربه قرمز، گربه آبی»، «جایزه خنده‌دارهای رولد دال»، «6 مرد»، «پالتوی پوپا» و «کنسرت آقای خرس» اشاره کرد. او همچنین آثاری مانند «فرودگاه لطفا»، «ویس و رامین» و «آبیلوی خوشحال» در حوزه تالیف را در کارنامه‌اش دارد.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 12 Feb 2018 11:39:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257689/قهرمان-خانواده-تكخال-تصویرسازی-رضا-دالوند-منتشر-می-شود نخستین فستیوال مشترک کودک ایران و مالزی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257674/نخستین-فستیوال-مشترک-کودک-ایران-مالزی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) توریست مالزی – نخستین فستیوال مشترک کودک ایران و  مالزی با موضوع «دانش ،قصه و جوانان» برگزار می‌شود. این فستیوال با همکاری رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در مالزی و دبير بين‌المللي كتاب براي نسل جوان شعبه مالزی از تاریخ ۱۰ تا ۱۳ فوریه برابر با ۲۱ تا ۲۴ بهمن ماه در طبقه چهارم برج‌های دوقلو پتروناس، گالری پتروساینس برگزار می‌شود. این فستیوال هنری که به مدت چهار روز برگزار می‌شود شامل برنامه‌های متنوعی به شرح زیر است: ۱- نمایشگاه تصویرگری کتاب کودک، نمایش آثار هنرمندان تصویرگر مالایی و هنرمندان ایرانی: هدی حدادی، نسیم نوروزی، کمال طباطبایی و علی بوذری. ۲- کارگاه آموزشي كتاب تصويري توسط هنرمندان ایرانی: سحر ترهنده، هدی حدادی، کمال طباطبایی و علي بوذري ۳- کارگاه آموزشی تخصصی طراحی و گرافیک برای هنرمندان مالایی ۴- سمینار کتاب کودک، سخنرانی و ارائه مقاله توسط اساتید و هنرمندان مالایی و سحر ترهنده و علی بوذری از ایران ۵- کارگاه آموزشی برای کودکان و نوجوانان با عنوان «چگونه جوانان را علاقه‌مند به علم و تکنولوزی و ریاضیات کنیم» توسط اساتید دانشگاه از ایران و مالزی ۶- نمایشگاه کتاب کودک با حضور انتشارات کتاب کودک و نوجوان از ایران و مالزی قابل ذکر است این برنامه با مشارکت و همکاری دانشگاه علوم (USM)، دانشگاه سلانگور(UNISEL)، خانه کتاب (KOTABAKO)، کتابخانه ملی و شورای کتاب ملی مالزی و با همکاری کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان و اداره کل فرهنگی و هنری سارمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ایران برگزار می‌شود. ]]> کودک و نوجوان Mon, 12 Feb 2018 07:21:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257674/نخستین-فستیوال-مشترک-کودک-ایران-مالزی-برگزار-می-شود «دوران زندگی» و «بابای توی قاب» در کتابفروشی‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/book/257586/دوران-زندگی-بابای-توی-قاب-کتابفروشی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب‌های «بابای توی قاب» نوشته هدی حشمتیان با تصویرگری سارا دستمالچیان، «زیباترین عید» نوشته سیدمحمد مهاجرانی و تصویرگری مژگان طایی‌نیا و «دوران زندگی» نوشته حاتم ابتسام و تصویرسازی منصوره محمدی از سوی نشر جمکران برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است. کتاب «بابای توی قاب» نویسنده در کتاب «بابای توی قاب» داستانی را از زبان فرزند شهید مصطفی احمدی روشن نقل می‌کند. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «بابا به خاطر خوشحال‌بودن بچه‌های مریض و آدم‌های فقیر شهید شده. اگر بابایی نباشد کی به جای او با آن همه دستگاه‌های گنده کار می‌کند که بچه‌های کوچولو زود خوب شوند. من هنوز مدرسه نرفته‌ام اما اگر مدرسه بروم و یاد بگیرم بنویسم بابا، آن‌قدر مثل بابا کتاب می‌خوانم تا بتوانم کارهای سخت سخت بکنم و بچه‌های بی‌مو را خوشحال کنم. کارهایی که هر کسی بلد نیست. فقط سختی‌اش این است که یاد بگیرم بنویسم بابا.»   کتاب «بابای توی قاب» با قیمت 30 هزار ریال منتشر شده است.   کتاب «زیباترین عید» سیدمحمد مهاجرانی نیز در کتاب «زیباترین عید» در قالب دو داستان مجزا به عید غدیر خم می‌پردازد. در صفحه اول کتاب جمله‌ای از پیامبر (ص) به چشم می‌خورد «روز عید غدیر خم برترین عید امت من است.» در این کتاب ماجرای عید غدیر خم و چگونگی به امات رسیدن حضرت علی (ع) بیان شده است. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «از وقتی که پیام پیامبر را شنیده‌ایم آرام و قرار نداریم. مردم روستاها و مناطق دور و بر مدینه، همه به مدینه آمده‌اند. همگی برای رسیدن روز حرکت لحظه‌شماری می کنیم. زیارت خانه خدا آن هم در کنار پیامبر خدا چه سعادت بزرگی! سرانجام، فرمان حرکت اعلام می‌شود. پیامبر خدا حرکت می‌کند و همه به دنبال او راه می‌افتیم.»   کتاب «زیباترین عید» با شمارگان سه هزار نسخه و قیمت 120 هزار ریال منتشر شده است.   کتاب «دوران زندگی» «دوران زندگی» اثر دیگر است که به قلم حاتم ابتسام در قالبی نو و تازه با موضوع پیامبران منتشر شده است. کتابسازی این اثر به گونه‌ای است که تصاویر به صورت بروشور در یک طرف و مطالب در طرف دیگر کتاب آمده است. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «به یاد بیاور که خداوند زمین و آسمان را آفرید و هرچه در زمین و آسمان‌هاست. او آدم را خلق کرد و از روح خودش در جسم او دمید. خدا در بهشت او را ساکن کرد. اما آدم از بهشت خدا به زمین فرستاده شد. خدا به او گفته بود که به درخت ممنوعه نزدیک نشود و از آن نخورد ولی شیطان آدم را وسوسه کرد و شیطان از روزی که او خلق شده بود دشمنش بود و به او حسادت می‌کرد. و آدم به زمین فرستاده شد؛ جایی بسیار پایین‌تر از بهشت.»   کتاب «دوران زندگی» با شمارگان هزار و 500 نسخه و قیمت 150 هزار ریال منتشر شده است.   ]]> کودک و نوجوان Sun, 11 Feb 2018 10:18:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/257586/دوران-زندگی-بابای-توی-قاب-کتابفروشی-ها ​مهدی حجوانی:با نویسندگان کارخانه‌ای مواجه‌ایم! http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257648/مهدی-حجوانی-نویسندگان-کارخانه-ای-مواجه-ایم مهدی حجوانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به سری‌دوزی در حوزه ادبیات کودک اشاره کرد و گفت: یکی از مشکلات داستان‌نویس‌ها در حوزه تالیف این است که بعضی نویسنده‌ها زندگی‌شان را با پول درآوردن از راه کتاب گره زده‌اند و چون زندگی پرتورم و سخت است ما با پدیده‌ای به نام سری‌دوزی در ادبیات کودک یا به‌قولی نویسندگان کارخانه‌ای مواجه‌ایم که ایده‌ای را می‌گیرند و در اطرافش قصه‌سازی می‌کنند و ممکن است حاصل، کارهای ماندگاری نباشد.   خالق «الف، دال، میم» افزود: گاهی اوقات نویسندگانی وجود دارند که به دلیل نیاز مالی و یا عقد پیش قرارداد با ناشران، باید زیاد از حد و سفارشی بنویسند. و این کارها به ادبیات صدمه می‌زند. واقعا باید حرفه‌ای بودن در ادبیات را تعریف کنیم؛ آیا در حوزه ادبیات حرفه‌ای کسی است که فکر و ذکرش نوشتن است یا کسی که اقتصاد زندگی‌اش را به نوشتن گره زده؟ در این شرایط است که نویسنده سفارشی‌نویس می‌شود و اگر ناشری هم به او سفارش ندهد خودش به خودش سفارش می‌دهد.   حجوانی درادامه به جدیدترین اثرش اشاره کرد و گفت: به‌تازگی مشغول ترجمه مجموعه‌ای در زمینه فلسفه برای کودکان هستم که مجموعه‌ای سه جلدی نوشته کوبی یامادا و تصویرگری مِی بیزن است.   این نویسنده، مترجم و سرویراستار افزود: در حال حاضر ترجمه نخستین جلد آن با عنوان فعلی «با یک ایده تازه چکار می‌کنی؟» به اتمام رسیده که برای چاپ به نشر قدیانی خواهم سپرد. و ترجمه جلد دوم و سوم را هم آغاز می‌کنم.   مترجم «پسر جنگل» درباره این کتاب توضیح داد: در این اثر، داستانی درباره بچه‌ای بیان می‌شود که ایده‌ای به ذهنش می‌رسد که شکل تخم‌مرغ است. اما می‌خواهد از کنار ایده‌اش رد شود ولی ایده او را رها نمی‌کند و داستان وارد مرحله تازه‌ای می‌شود.   به گفته این پژوهشگر و منتقد ادبی، الان بچه‌ها بیشتر ریتم و شعر و داستان را دوست دارند و خوانندگان این‌گونه آثار کمترند. البته ما هم خیلی با این نیت کار نمی‌کنیم که حتما مخاطبان زیادی داشته باشد چون مسلما این کتاب‌ها فروش کتاب‌های داستانی را ندارند.   ]]> کودک و نوجوان Sun, 11 Feb 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257648/مهدی-حجوانی-نویسندگان-کارخانه-ای-مواجه-ایم متن کتاب فاقد تن زنانه است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257642/متن-کتاب-فاقد-تن-زنانه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران  (ایبنا) نشست نقد و بررسی نخستین رمان مژده سالارکیا با نام «مثلث‌های موازی» با حضور مهدی یزدانی‌خرم و جمعی از منتقدین و علاقه‌مندان عصر چهارشنبه (18 بهمن) در محل انتشارات پیدایش برگزار شد. در رمان «مثلث های موازی» که در ۲۳ فصل کوتاه از سوی نشر پیدایش منتشر شده، به ارتباط زن و مرد و تفاوت‌های روانی آن‌ها با یکدیگر اشاره می‌شود؛ البته این تفاوت‌ها، نه نظرات یک کارشناس روان‌شناسی که تجربه‌های زیستی نویسنده است. نویسنده، ماجراهای رمان را از زبان راوی اول شخص مطرح کرده و موسیقی، فیلم، عناصر طبیعی و مظاهر زندگی شهری در این رمان نمود دارند. مهدی یزدانی‌خرم، داستان‌نویس و منتقد ادبی، در ابتدای این نشست، گفت: رمان «مثلث‌های موازی»، دغدغه‌های زنان تنها مانده، تنها گذاشته شده و خواهان تنهایی را مطرح می‌کند. زنانی که به هر صورت می‌خواهند با بیرون کشیدن خود از فضای زندگی سنتی یا وضعیتی که برایشان رقم خورده، خود را نشان دهند. او ادامه داد: این کتاب جزو رمان‌هایی است که حجم تلخی بالایی دارد و نوشتن آن قطعا یک ریسک است چون واکنش مخاطب نسبت به آن مشخص نیست. این منتقد ادبی تصریح کرد: ما دو خواهر داریم که در زندگی عاطفی، شخصی و اجتماعی‌شان بحران‌های جدی دارند و در عین حال مردانی داشتند که از دست دادند و یا سعی دارند آن‌ها را از دست ندهند. درعین حال به نحوی از پدر هم متنفر هستند و علقه خاصی هم به مادر ندارند اما مادر نقش پررنگی در زندگی‌شان ایفا می‌کند. یزدانی خرم یادآور شد: با توجه به اینکه نام کتاب از شکلی از یک مثلث ترسیم شده که در تاریخ مصر و یونان زن را به صورت یک مثلث در می آوردند، اما متن کتاب فاقد تن زنانه است. به جز وقتی که آن دختر می‌رود تا لباس زیر بخرد و سعی می‌کند جنسیت خود را نشان دهد و بیشتر یک ری اکشن نشان داده شده تا یک کار نرمال.   این داستان نویس همچنین گفت: با اینکه طرح روی جلد هم همان طرح مجسمه‌سازی یونانی را تداعی می‌کند، اما در هیچ جای رمان تصویری از این بدن زنانه نمی‌بینیم در حالی که این خواهران به دنبال به دست آوردن مردانی هستند که به آنها نیز وابسته اند اما عملا از جنسیت خود استفاده نمی‌کنند. یزدانی‌خرم با بیان اینکه «رمان کاملاً ضد نرینگی است» افزود: این موضوع چه در  قالب مردهای داستان و چه در برخورد با سالخوردگی دیده می‌شود.  نفرت زیادی از سالخوردگی در این رمان وجود دارد و من کمتر رمانی در چند سال اخیر دیدم که چنین با نفرت از سالخوردگی بگوید. به طوریکه هر دو خواهر به خصوص خواهر کوچکتر با نمادها و نشانه‌های کهنسالی مشکل دارند و علیه جهان کهنسال و نرینه خود به پا خاستند و می‌خواهند آن را از پا در آورند. این منتقد ادبی تاکید کرد: فرایند برخورد دو خواهر با زمانها و مکانها و آدم ها نیز طوری است که در حال از پا درآوردن آنها هستند درحالی که خونی هم ریختن نمی‌شود. عناصر اطراف خود را فاقد جان می‌کنند. یزدانی‌خرم تاکید کرد: نکته دیگر این است که نمی‌توان با این کتاب و شخصیت‌ها همزاد پنداری کرد و این نکته مثبتی است چون اگر هم بشود همزادپنداری کرد، یعنی رمان عامه‌پسند است. وی از  فصل آخر رمان انتقاد کرد و گفت: به نظر من فصل آخر به کتاب ضربه زده و باید بازنویسی می‌شد. فصل آخر گویا سعی می‌کند رمان را خلاصه کند که به داستان ضربه می‌زند و به نظر من اشکال ایجاد کرده. این داستان‌نویس به ابعاد دیگر رمان «مثلث‌های موازی» اشاره کرد و افزود: در رمان نور نمی‌بینیم با اینکه فضای شهری به تصویر کشیده شده از سوی دیگر در مواردی هم احساس می‌کنیم این دو خواهر علیه یکدیگر عمل می‌کنند و هردو می‌خواهند وجود خود را از یکدیگر رد کرده و حتی به هم ضربه ‌بزنند و یکدیگر را به‌طور ظریف تحقیر کنند. یزدانی‌خرم تصریح کرد: من متاسف شدم که نویسنده در فصل آخر ترسید و  این دو خواهر را با یکدیگر آشتی داد البته نوشتن با این ساختار سخت و خطرناک است و خواننده باید خواننده‌ای هوشیار و آگاه باشد تا با این حجم از ضدیت و تاریکی کنار بیاید.   در ادامه، مژده سالارکیا در پاسخ به پرسش یزدانی‌خرم در رابطه مبنی براینکه چرا فصل آخر را اینگونه نوشته، گفت: فکر کردم نکند ابهام زیاد باشد. این ترس هم بود که نکند بگویند چقدر تلخ می‌نویسی. البته قبل از چاپ چندین نفر کتاب را خواندند اما چنین چیزی درباره فصل آخر نگفتند. محمد حسن شهسواری، منتقد و رمان‌نویس، نیز در این باره گفت: نگاه آدم‌ها متفاوت است. گاهی نویسنده فکر می‌کند اگر جهان داستانی  این طور نشود با خود صداقت نداشته و باید با نگاه خود کنار بیاید و به نظر من فصل آخر خوب بود. قریبا نباتی، کارشناس فرهنگی نشر پیدایش، نیز درباره بحث مطرح شده مبنی بر تلخی و تاریکی موجود در رمان، اظهار کرد: من و سه تن از زنان حاضر در این نشست، شايد زنان با خواندن اين رمان ،حجم تلخي را حس نكرده باشند  چون زندگی هرکدام از ما می‌توانست این‌گونه باشد پس سياه نيست. به نوعی ما با همین تلخی‌ها زندگی و‌کار می‌کنیم و‌می‌خندیم. وی تاکید کرد: این رمانی صددرصد زنانه است که هر زنی می‌تواند آن را زندگی کرده باشد. یزدانی‌خرم در ادامه اظهار داشت: اصولا من نمی‌توانم هرمتن و‌ داستانی را زندگی کنم حتی اگر نشانه‌هایی از زندگی عادی داشته باشد و‌ هیچ داستانی نمی‌تواند مانیفست یک گروه انسانی باشد. فقط رمان‌های تبلیغاتی از این موضوع مستثنی هستند. وی تصریح کرد: به هرحال هرکس می‌تواند از نظر عاطفی به یک رمان نزدیک شود و برخی نمی‌توانند. حورا وهاج، مجری برنامه هم گفت که یکی از مواردی که توسط خوانندگان رمان مورد پرسش واقع شده این است که مخاطبان متوجه نشدند کدام خواهر در حال سخن گفتن است. و اي ايراد شايد به فرم وارد باشد كه دو راوي بودن آن به وضوح مشخص نيست. سالارکیا در این باره توضیح داد: وقتی آدم شروع می‌کند به نوشتن، پیش‌فرض‌ها و المان‌های دارد اما شاید آنها برجسته نبوده و شکست خورده اما به نظر خودم این موضوع را رعایت کردم. هرچند یکی از خوانندگان کتابم قبل از چاپ این موضوع را به من تذکر داد و گویا باید آن را جدی میگرفتم.   یزدانی‌خرم در بخش دیگری از سخنان خود، بیان کرد: زمانی که بچه به دنیا می‌آید تا حدود ۶ ماه تصویری از خود ندارد و فکر می‌کند مادر، خودش است و بعد از شش و هفت ماه به «من» می‌رسد که نام این رفتاردر روانشناسی، رفتار آینه‌ای است.  وی یادآور شد: این دو خواهر در عین اینکه در تقابل با مادر خود قرار داشتند و نتوانستند از آینه عبور کنند و وسواسی به وضعیت مادرشان دارند. به طوریکه به فردیت کامل خود نرسیدند. این منتقد ادبی افزود: به هر حال این رمان نشان می‌دهد که نویسنده‌ای دغدغه‌مند داریم که می‌خواهد از وضعیت موجود خارج شود که این نیاز به بارور شدن او‌ دارد. او‌ در پایان گفت: من احساس می کنم این ذهنیت بی رحم و خونسرد می‌تواند در مسیر بیاید و خود را اثبات کند. در عین حال نویسنده از تکنیک و نثر خوبی برخورار است. كتاب «مثلث‌های موازی» از مجموعه‌‌ رمان بزرگسال براي نخستين بار توسط انتشارات پيدايش منتشر شد كه در كتابفروشی‌ها به قيمت 160 ریال عرضه می‌شود.   ]]> کودک و نوجوان Sat, 10 Feb 2018 13:26:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257642/متن-کتاب-فاقد-تن-زنانه عادت‌های نوشتن فرهاد حسن‌زاده/ شیفته احمد محمود بودم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257498/عادت-های-نوشتن-فرهاد-حسن-زاده-شیفته-احمد-محمود-بودم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا):  فرهاد حسن‌زاده نامی است که برای هر کودک و نوجوان کتابخوانی آشنا و تداعی‌کننده رمان‌هایی مانند «هستی»، «زیبا صدایم کن» و «ماشو در مه» و مجموعه داستان‌هایی مانند «شیمپالو» و «قصه‌های کوتی کوتی» است که بخشی از آن‌ها در نشریه دوچرخه منتشر می‌شد. حسن‌زاده از نویسندگانی است که سال‌ها در حوزه کودک، نوجوان و بزرگسال قلم زده و بیش از 80 عنوان کتاب در کارنامه‌اش دارد. کتاب‌هایی که برایش عناوین برگزیده و تقدیری بیش از 40 جایزه ادبی مانند جایزه جایزه کتاب سال، شورای کتاب کودک و قلم زرین را به ارمغان آورده است. فعالیت مستمر و موفقیت‌هایش در ادبیات کودک و نوجوان سبب شد که حسن‌زاده امسال به عنوان نامزد نهایی جایزه هانس کریستین اندرسن (نوبل ادبیات کودک) انتخاب شود. به همین بهانه به منزلش رفتیم و با او گفت‌وگویی ساده و صمیمی داشتیم که در ادامه می‌خوانید. چه شد که حس نویسندگی در شما بیدار شد؟ تا جایی که به یاد دارم در مدرسه انشای خوبی می‌نوشتم، تقریبا از همان زنگ انشا شروع شد. شعرهای خوبی هم می‌گفتم و البته نه به‌معنای کلاسیک و پیشرفته، فقط احساسات خودم را می‌نوشتم. ما همیشه پنجشنبه‌های آخر هفته زنگی به نام فوق‌برنامه داشتیم و هر دانش‌آموزی می‌توانست در هر کلاسی که دوست داشت مانند کلوپ شطرنج، شعر، داستان، نمایش و ... ثبت‌نام کند و هرکدام از معلم‌ها را هم در یکی از این کلاس‌ها گذاشته بودند. من کلوپ نمایش را انتخاب کرده بودم. در آنجا کارهای نمایشی انجام می‌دادیم و از همان‌جا با یکی از بچه‌های کلاس آشنا شدم که مرا با پسرخاله‌اش یعنی جمشید خانیان آشنا کرد. از آنجا ما رفتیم به کلاس‌های نمایش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان و اولین چیزهایی که به‌شکل جدی‌تر درباره نمایش آموختم در این کلاس‌ها بود و همان‌ سال‌ها بود که اولین نمایش‌نامه را در حوزه کودک نوشتم به‌نام «نفرین آهو». که از آن استقبال خوبی شد و مربی‌مان از نوشتن آن بسیار متعجب شد. حدود سال 1355 بود و من 14 سال داشتم. مربی ما خیلی با ادبیات روز آشنا بود او دانشجوی هنرهای زیبا دانشگاه تهران بود و هرهفته به آبادان می‌آمد و به ما آموزش می‌داد و ما در جریان جدیدترین مسائل ادبیات و هنر قرار می‌گرفتیم و با فروغ، سهراب و ... آشنا ‌شدیم. همچنین در آن سال‌ها جلسات نقد داستان هم داشتیم و داستان‌هایمان را می‌خواندیم و همچنین آثار نویسندگانی مانند هوشنگ گلشیری و آل احمد و دیگران را هم در این کلاس‌ها نقد و بررسی می‌کردیم. در واقع از همین زمان نوشتن داستان کوتاه را آغاز کردم تا وقتی که جنگ شروع شد و روندی که شکل گرفته بود شکسته شد و پا به جاده‌ی سال‌های جنگ گذاشتیم.   نخستین کتابتان چه سالی منتشر شد؟ سال 1370 بود که نخستین کتابم با عنوان «ماجرای روباه و زنبور» و سال بعد کتاب «دفتر مهران» از سوی نشر راهگشا در شیراز منتشر شد که اولی داستانی منظوم و دیگری یک مجموعه شعر بود.   استقبال از آن‌ها چگونه بود؟ آن‌گونه که باید بازخورد خوبی نداشت. البته کارهای قوی‌ای نبودند و به‌نوعی دست گرمی به‌حساب می‌آمدند. اولین پله‌ها بودند برای حرکت و تجربه و آموختن.   یعنی قبل از آن هیچ‌کدام از داستان‌های کوتاه یا نمایشنامه‌هایی که نوشته بودید در نشریات یا در قالب کتاب منتشر نشد؟ نه منتشر نشده بود. زمان جنگ بود و ما و جنگزده بودیم و در مهاجرت و سختی به سرمی‌بردیم. شرایط مثل حالا نبود که فضای نشر و نشریات زیاد باشد و راحت بتوان کتابی را منتشر کرد. حدود سال 68 بعد از ازدواج و به‌دنیا آمدن پسر اولم عرفان به این فکر افتادم و تشویق شدم داستان‌هایی را که برای او می‌گویم، بنویسم. تازه جنگ تمام شده بود و ما در شیراز زندگی می‌کردیم شهری که از پایتخت دور بود و امکانات کمتری داشت. همین دوربودن از پایتخت سبب می‌شد که چاپ کتاب‌ها و دیده‌شدن آنها به‌خوبی صورت نگیرد. برای اینکه بهتر بتوانم کتاب‌هایم را چاپ کنم تصمیم گرفتیم به تهران بیاییم که امکانات بیشتری برای چاپ و نشر و نقد داشت. زمانی که در شیراز بودم می‌دانستم که جلسات نقد و بررسی و همچنین دورهمی نویسندگان در تهران وجود دارد و دلم می‌خواست من هم در این جمع‌ها می‌بودم. همه‌ این‌ها دست به دست هم داد و ما را به تهران کشاند.     باتوجه به اینکه شما یکی از نویسندگان شناخته شده در حوزه ادبیات کودک و نوجوان هستید، فکر می‌کنید کدام اثرتان سبب معرفی و مطرح‌شدن شما در جامعه ادبی کشور و همچنین مخاطبان شد؟ دو کار اولم که در شیراز چاپ شد و به‌نوعی دست گرمی به‌حساب می‌آمدند. سومین کارم مجموعه داستان «مار و پله» بود که انتشارات سروش آن را در سال 1373 چاپ کرد و سال بعد اولین جایزه زندگی‌ام را به واسطه آن کتاب گرفتم. مجله سروش نوجوان در آن زمان جایزه کتاب‌سال سروش را برگزار می‌کرد و این کتاب را انتخاب کرد. در همان زمان بود که کتاب «ماشو در مه» که اولین رمانم بود و انتشارات سوره مهر در سال 1373 منتشر کرد. آن هم جایزه گرفت. این دو کار وقتی دیده شدند و جایزه گرفتند هم باعث افزایش انگیزه و اعتماد به نفس در من شد و هم سبب معرفی من به جامعه ادبی و مخاطبان.   اشاره کردید جنگ‌زده بودید و این شرایط سبب شد، مدتی از نویسندگی فاصله بگیرید. اما در برخی آثارتان مانند «ماشو در مه»، «هستی»، «عقرب‌های کشتی بمبک»، «حیاط خلوت»، «انگشت مجسمه» و «مهمان مهتاب» به خوبی حال و هوای دوران جنگ را در شهرهای جنوبی کشور و فضایی که به‌نوعی تجربه کرده‌اید به تصویر کشیده‌اید، با اینکه شما در آن دوران از نوشتن فاصله گرفته بودید اما تأثیر این فضا در آثار شما به‌خوبی دیده می‌شود و ایده‌های زیادی از این فضا برای رمان‌های‌تان گرفته‌اید. قطعا دوران نوجوانی و کودکی تاثیرات زیادی روی ضمیر ناخودآگاه فرد می‌‌گذارند. دوران نوجوانی من مصادف بود با انقلاب و جنگ. دقیقا زمانی که داشتم خودم و دنیای پیرامونم را می‌شناختم این اتفاق‌ها افتاد و من در کوران جنگ و انقلاب و مهاجرت با آدم‌ها و اتفاق‌های مختلفی روبه‌رو شدم. در این زمان رمان‌های مختلفی هم می‌خواندیم. چه کارهای تالیفی و چه ترجمه. اتفاق‌های واقعی جامعه‌ خودمان با مطالعه این رمان‌ها همزمان شده بود و خیلی روی من تاثیر گذاشت و فکر می‌کنم بن‌مایه بسیاری از رمان‌های خوب جهان هم همین وقایع و رخدادهای اجتماعی و تاریخی است و من هم سعی کردم در آثارم به خوبی از آنها استفاده کنم.   شما در آن زمان یادداشت‌برداری هم می‌کردید یا پرداختن به این وقایع در آثارتان صرفا منوط به چیزهایی بود که در ذهن شما ثبت شده بود و آن‌ها را به تصویر کشیدید؟ بخشی از این وقایع چیزهایی بود که در ذهن من ثبت شده بود و یادداشت نکرده بودم. ولی برای نوشتن بعضی از رمان‌های جنگی هم با آدم‌های مختلفی که در آبادان بودند، مهاجران، جنگ‌زده‌ها و کسانی که به‌نوعی با جنگ ارتباط داشتند مصاحبه‌های مختلفی داشتم و حرف‌های آن‌ها را شنیدم و ضبط کردم و این رمان‌ها تلفیقی از هردوی این‌هاست، مخصوصا در رمان «مهمان مهتاب» و «حیاط خلوت» این مصاحبه‌ها و تحقیق‌ها تاثیر بیشتری در شکل‌گیری رمان‌ها داشته است.   باتوجه به اینکه شما به‌جز حوزه جنگ و انقلاب در حوزه‌های مختلف قلم زده‌اید و در آثارتان به سوژه‌های مختلفی پرداخته‌اید، معمولا سوژه‌های رمان‌هایتان را از کجا می‌آورید؟ بستگی دارد که به‌دنبال سوژه برای کدام گروه سنی باشیم. گاهی ذهنم را رها می‌کنم و اجازه می‌دهم اثر خودش خودش را بنویسد. بعد هنگام بازنویسی به مخاطب فکر می‌کنم. اما گاهی نه. به مخاطب فکر می‌کنم. اینجا فرق می‌کند. سوژه‌ها برای داستان‌های بزرگسال و نوجوان با کودک متفاوت است. سوژه‌ها برای نوجوانان را از همین مصاحبه‌ها و خاطراتی پیدا می‌کنم که افراد مختلف برایم بیان کرده‌اند یا تجربه شخصی خودم بوده یا خبرهایی که از اخبار روزنامه‌ها یا فضای مجازی می‌شنوم که عمدتا سوژه‌هایم برای این گروه سنی را تشکیل می‌دهند. برای کودکان، موضوع فرق می‌کند و شکل‌های مختلفی دارد، در آنجا بیشتر جریان آزاد فکر است که سوژه را شکل می‌دهد. یا فی‌البداهه شروع به نوشتن می‌کنم بدون اینکه قبلا طرح‌داستانی و هدفی برای خودم تعریف کرده باشم. داستان بدین ترتیب ساخته می‌شود و شکل می‌گیرد و از قضا خیلی خوب از آب در می‌آید. گاهی برخی از کارهایم براساس تصویر بوده است. با نگاه کردن به تصویر یاعکسی خیال انگیز ایده‌ داستانی در ذهنم شکل گرفته و بعد تبدیل به داستان شده است. مثلا زمانی که در نشریه دوچرخه کار می‌کردم یک بار دیدم که هیچ داستانی برای چاپ نداریم و پوشه داستان خالی بود و فرصتی هم برای گرفتن و سفارش داستان نبود. در نتیجه به یکی از مجلات خارجی که در دفترمان زیاد بود مراجعه کردم و دیدم تصویرهای خوبی دارد براساس تعدادی از تصویرهای آن نشریه فرانسوی داستانی نوشتم. در واقع «شیمپالو» از همان‌جا شکل گرفت. وقتی چاپ شد هم بسیار مورد استقبال بچه‌ها قرار گرفت و ادامه پیدا کرد. داستان «کوتی کوتی» هم همین‌طوری شکل گرفت، براساس یک تصویر نقاشی که آن را دیدم و با آن ارتباط حسی پیدا کردم. بعد کم‌کم این بچه‌ هزارپا شخصیت پیدا کرد. یک بار هم هیچ سوژه‌ای برای نوشتن نداشتم و طبق همان تمرینی که به بچه‌ها می‌دهم چشم‌هایم را بستم و شروع کردم خط‌های درهم و برهمی روی کاغذ کشیدم و بعد دیدم که چندتا شکل در بین آن خطوط به ذهنم می‌رسد، یکی از آنها دوچرخه‌ای بود که در باد دفرمه شده بود و داستان «باد و دوچرخه‌سوار» را نوشتم، براساس همان تصویر کاملا ذهنی. معمولا سوژه‌ها برای کودکان به همین شکل فانتزی می‌آید.   شما سال‌ها در صفحه طنز و ادبیات نشریه دوچرخه فعالیت داشتید چه شد که روزنامه‌نگار شدید، اول نویسنده بودید و بعد روزنامه‌نگار شدید یا برعکس؟ من در زمان مدرسه روزنامه‌ دیواری‌های مختلفی را به‌تنهایی تهیه می‌کردم و در آنها داستان، شعر، لطیفه و نقاشی‌های مختلف می‌گذاشتم و ماهی یکبار این کار را انجام می‌دادم. در کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان‌ هم نشریه دیواری داشتیم و حس می‌کنم جوهره‌ روزنامه‌نگاری در من همیشه بوده. سال‌ها بعد تقریبا چیزهایی که به شکل حرفه‌ای روزنامه‌نگاری از من چاپ شد در مجموعه روزنامه‌ دیواری همشاگردی بود که در مجله کیهان بچه‌ها منتشر می‌شد. بعد از آن یکسری مطالب برای نشریه آفتابگردان می‌نوشتم در موضوعات مختلف که بیشتر مناسبتی و تقویمی بودند. تا این‌که پس از یک دوره بیکاری آقای عموزاده خلیلی به من گفت نشریه دوچرخه به نیرو نیاز دارد و از من دعوت کرد به آن نشریه بروم و کار جدی‌ای روزنامه‌نگاری‌ام از این زمان آغاز شد. و می‌توان گفت هم روزنامه‌نگاری و هم داستان‌نویسی را با هم پیش بردم.   این روزنامه‌نگاری چه تاثیری روی نویسندگی شما داشت، آیا نویسندگی‌تان تحت تاثیر روزنامه‌نگاری‌تان قرار نگرفت؟ من روزنامه‌نگاری نبودم که چندان با مسائل روز و تهیه خبر و گزارش سروکار داشته باشم. روزنامه‌نگاری من در بعد نویسندگی بود. یادم می‌آید زمانی که وارد نشریه دوچرخه شدم، هوشنگ مرادی کرمانی به من گفت مواظب باش روزنامه‌نگاری، نثر تو را تحت تاثیر قرار ندهد. روزنامه‌نگاری به‌شدت روی نثر نویسندگان تاثیر می‌گذارد و آن را خراب می‌کند. چون در روزنامه‌نگاری شتاب در تولید و انعکاس خبر اهمیت ویژه‌ای دارد و این شتاب بر نثر تاثیر منفی می‌گذارد و نثر شتاب‌زده تولید می‌شود. ولی من به خودم قول دادم این اتفاق نیفتد بلکه نویسندگی من روی روزنامه‌نگار‌ی‌ام تاثیر بگذارد. من مطالبم را در آرامش آنجا یا در محیط خانه می‌نوشتم و روی آن کار می‌کردم و سعی می‌کردم زبانم تحت تاثیر کارهای ژورنالیستی قرار نگیرد.   از فعالیت‌تان در نشریه دوچرخه برایمان بگویید، چه تعداد از آثارتان را در روزهایی نوشتید که در نشریه دوچرخه کار می‌کردید؟ یکی از کارهای مهمی که در نشریه دوچرخه انجام دادم، ایجاد ستونی به نام «سه‌سوت» بود، که شامل سه یادداشت کوتاه در حوزه طنز بود و بچه‌ها آن را خیلی دوست داشتند. این یادداشت‌ها حدود 6 سال پشت‌سر هم نوشته و در نشریه منتشر شد. خیلی‌ها به من گفتند که آنها را تبدیل به کتاب کنم اما من هنوز این کار را نکرده‌ام ولی ممکن است روزی آن‌ها را کتاب کنم. «سه‌سوت» هم مرا به بچه‌ها و دغدغه‌های آنها نزدیک کرد و هم بچه‌ها را به من. و چون بچه‌ها در این سن ناخواسته تقلید می‌کنند آنها هم شروع به نوشتن یادداشت‌هایی کرده بودند به‌نام «سه‌سوت بازار مشترک» در کنار کار خودم، کار بچه‌ها را هم در «دوچرخه» چاپ می‌کردم. اثر دیگری هم به‌نام «کوتی کوتی» دارم که از دل کار مطبوعاتی بیرون آمد. بعد از آن هم کار دیگری بود به‌نام خاطرات خون‌آشام که بعدها در قالب کتابی به‌نام «خاطرات خون‌آشام عاشق» منتشر شد و ماجرای پشه‌ای بود که سعی می‌کند انتقام بگیرد و هر شب خاطراتش را می‌نویسد. بعضی از تک داستان‌هایم در دوچرخه هم به همین صورت بود. امسال کتابی در انتشارات فاطمی زیر چاپ دارم به‌نام «چتری با پروانه‌های سفید» که به یاد دارم قبل از عید برای نشریه «سه‌چرخه» نوشته بودم و با اینکه در مجله منتشر شده اما کاری کاملا ادبی بود با تمام جنبه‌های خلاقانه‌اش است. یعنی اثری فراتر از یک کار مطبوعاتی. می‌خواهم این را بگویم که گاهی برخی از اجبارها تبدیل به آثار ماندگار می‌شوند.   در بسیاری از کتاب‌هایتان مخصوصا آثاری که در حوزه کودک منتشر شده رگه‌هایی از طنز دیده می‌شود، دلیل گرایش‌تان به حوزه طنز به چیست؟ من شخصا نگاه طنزآمیزی نسبت به جهان پیرامون دارم. آنچه برای همه جدی است برای من تقریبا یک شوخی (خنده‌دار یا گریه‌دار) است. شاید این شوخ‌طبعی و بازی‌پنداری جهان در ظاهرم باشد و در شوخی‌های کلامی‌ام دیده نشود اما طنز همیشه همراهم بوده و به آن ارادت دارم. به همین میزان مردم و بخصوص بچه‌ها هم طنز را دوست دارند. بخشی از کارم خودبه خود به این سمت رفته است. وقتی شروع به نوشتن می‌کنم خودبه خود این شخصیت شوخ درونم زنده می‌شود و می‌پرد وسط. نگاه طنزم را پروبال می‌دهم طنز موقعیت را با طنز کلامی که کاری خلاقانه است و بچه‌ها خیلی دوست دارند ترکیب می‌کنم تا بتوانم اثر جذابی خلق کنم. هر نویسنده یک جهان داستانی دارد که خاص خودش است. او همه چیز را از فیلتر ذهن خودش عبور می‌دهد تا رنگ و بوی آن نویسنده را بگیرد. خودم به درستی نمی‌دانم این جهان چگونه شکل گرفته اما نمود بیرونی‌اش هویداست. اولین داستان طنزم که سال 1374 منتشر شد نامش «سمفونی حمام» بود که بازخورد خوبی داشت. بعد از آن قطعه‌های طنزی بود که در کیهان بچه‌ها چاپ می‌شد تحت عنوان روزنامه سقفی همشاگردی. و چند سال بعد تصمیم گرفتم یک رمان طنز بنویسیم به‌نام «عقرب‌های کشتی بمبک» که کار دشواری بود. از سویی وقتی دیدم فضا برای نوشتن طنز خالی است و بچه‌ها این نوع نوشتن را دوست دارند، ادامه دادم. در حقیقت این بچه‌ها بودند که بخشی از راه را نشانم دادند. همیشه سعی کرده‌ام گونه‌های ادبی مختلفی را تجربه کنم مانند فانتزی و واقع‌گرایی و شعر و دیگر گونه‌ها. اما گویا در طنزم نمکی بوده که خودم را هم نمک‌گیر کرده و شوخی‌شوخی آن را جدی‌ گرفتم.   تابه‌حال چه تعداد کتاب از شما منتشر شده است؟ حدود 80 عنوان کتاب. حدود 20 کتاب هم زیر چاپ دارم.   از بین آن‌ها به کدام یک علاقه بیشتری دارید؟ پاسخ به این سئوال سخت است. اما معمولاً کارهای آخر که هنوز با نویسنده هستند و با آنها زندگی می‌کند مانند «زیبا صدایم کن» جزء کارهایی است که هنوز در ذهن من هست. البته ممکن است این کشش به‌خاطر علاقه‌ای باشد که نسبت به شخصیت داستان و نوع رمان در من وجود دارد و تجربه‌ای کاملا متفاوت است و شاید برای کمتر نویسنده‌ای پیش آمده باشد. این اثر را بیشتر با تکیه بر ضمیر ناخودآگاهم نوشتم و هنگام نوشتن زیاد به این فکر نکردم که چه چیزی می‌خواهم بنویسم و برخلاف سایر کارهایم که از ابتدا تا انتهایش مشخص بود، هدف و نقشه‌ای نداشتم. معمولاً می‌خوابیدم و بعد از بیدارشدن از خواب شروع به نوشتن می‌کردم و کاملا ناآگاهانه بود. پس از مدتی تکه‌های پازل را کنار هم گذاشتم و به آن سمت و سو دادم. اما جالب است بدانید هرچه آگاهانه‌تر می‌نوشتم کار بد می‌شد و شکل وحشی خود را از دست می‌داد. برای همین نوشتن این رمان تجربه‌ای متفاوت بود و آن را بسیار دوست دارم.       شما در طول دوره کاری‌تان برگزیده جوایز مختلفی شده‌اید؛ چه عاملی باعث شد آثار شما در جوایز ادبی داخلی و خارجی مورد استقبال قرار گیرد و بتوانید به‌عنوان نامزد نهایی جایزه «هانس کریستین اندرسن» و نامزد جایزه «آسترید لیندگرن» معرفی شوید؟ فکر می‌کنم هر نویسنده‌ای راهی دارد و مسیری را طی می‌کند. احساس می‌کنم در مسیری که طی کرده‌ام در سال‌های اخیر به شناخت عمیق‌تری از ادبیات نوجوان و شناخت بیشتری از دنیای آن‌ها و دغدغه‌هایشان رسیده‌ام. سعی کرده‌ام آثاری خلق کنم که ضمن توجه به مخاطبان ایرانی جهان‌شمول هم باشد. پس از انتشار کلی کتاب انگار تازه پوست انداخته‌ام و به جهان تازه‌ای دست یافته‌ام. جهانی که متعلق به بچه‌هاست و راستین و یگانه است و دور از دسترس نیست. مثلا در رمان «هستی» به این موضوع پرداختم که مهم نیست جنسیتت چه باشد مهم این است که با تکیه توانایی‌هایت بتوانی کارهای خوب انجام بدهی و موفق هم بشوی. یا در رمان «زیبا صدایم کن» بچه‌های زیادی را می‌بینم که قربانی اشتباهات پدر و مادرهایشان هستند. من سال‌های زیادی به کانون اصلاح و تربیت رفت‌و آمد داشتم، با نوجوان‌های زیادی سروکار داشتم که جزو حاشیه‌نشینان این شهر بودند، برایشان شعر و داستان می‌خواندم، با آنها صحبت می‌کردم، به مجتمع دختران بی‌سرپرست سرمی‌زدم و با آنها گفت‌وگو می‌کردم. وقتی این‌گونه ارتباطاتی داشته باشی دیگر نمی‌توانی داستان‌های نوستالژیک راجع‌به گذشته خودت بنویسی. اگر هم بنویسی سعی می‌کنی با شناخت و تلفیق این کار را انجام بدهی. مثل رمان «این وبلاگ واگذار می‌شود» که آن را با تکنیک وبلاگ‌نویسی نوشته‌ام. در این رمان هم گذشته‌ نوستالوژیک است، هم حال تکنولوژیک. هم گوشه چشمی به ادبیات کهن داشته‌ام، هم ادبیات و زبان وبلاگی. تعریف از خود نباشد، همیشه سعی کردم خودم را تکرار نکنم و پا جای پای خودم نگذارم. پس این مسئله را عامل موفقیت خود و انتخابتان به‌عنوان نامزد نهایی جایزه هانس کریستین اندرسن می‌دانید؟ بله این مسئله موثر بوده و مسئله دیگر این بوده که فقط برای سرگرمی و دلخوشی داستان ننوشته‌ام، ادبیات کودک برای من دغدغه بوده و زندگی‌ام را روی این دغدغه گذاشته‌ام. به خاطرش سفرها و حضرها کرده‌ام و در واقع خودم را وقف این کار کرده‌ام. اوقاتی که دیگران خوش بوده‌اند، من مشغول داستان‌نوشتن بوده‌ام. می‌توانستم داستانی را سرسری بنویسم اما وقت گذاشته‌ام، پژوهش کردم و بعد نوشته‌ام. دیگر این‌که تقریبا برای تمامی گروه‌های سنی نوشته‌ام. خردسال، کودک، نوجوان و حتی بزرگسالان.   شما از جمله نویسندگانی هستید که به واسطه شغلتان در نشریه «دوچرخه» و حضور مستمرتان در مدارس و جلسات نقد و بررسی، معرفی کتاب و جشن امضاء، ارتباط گسترده‌ای با بچه‌ها دارید، در این ارتباط‌ها بازخورد آثارتان را چگونه دیده‌اید و این ارتباط‌ها و بازخوردها چه انعکاسی در آثارتان داشته است؟ خوشبختانه این اقبال را داشته‌ام که به شهرهای مختلف بروم و با بچه‌ها صحبت کنم. هم این فضا برایم مهیا بوده و هم خودم این دیدار را دوست داشتم. حضور در بین بچه‌ها چندین حسن دارد؛ نخست اینکه خودتان را در فضایشان حس می‌کنید و از بچه‌ها دور نیستید. دوم اینکه درباره اثرتان کاملا دلی و صادقانه اظهار نظر می‌کنند و من خیلی خوب این‌ها را دریافت کردم و همیشه به بچه‌‌ها گفته‌ام ترس و واهمه‌ای از بیان نظراتتان نداشته باشید. به همین خاطر از نظرهایشان نهایت استفاده را برده‌ام. کار کردن در دوچرخه هم خیلی به شناخت دنیای بچه‌ها و دغدغه‌هایشان کمک کرد.   در بازخوردهایی که گرفتید، کدام اثرتان بیشتر مورد استقبال قرار گرفت؟ این استقبال در دل کارها پخش شده و نمی‌توانم دقیقا بگویم از کدام اثر بیشتر استقبال شده است.   اشاره کردید که از دوران نوجوانی به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌رفتید، کتابخوانی را از چه سنی شروع کردید و نخستین کتابی که خواندید چه بود؟ نخستین کتابی که خواندم کتابی بود باعنوان «دختر دریا» که خیلی آن را دوست داشتم. خواهرم در آن زمان مجله زن روز می‌خواند. خودم مجله کیهان بچه‌ها و مجله دختران و پسران را می‌خواندم. شروع خواندنم با اینها بود تا اینکه عضو کانون پرورش فکری شدم و دریایی از کتاب در اختیارم بود.   در آن زمان به مطالعه کتاب کدام نویسندگان بیشتر علاقه داشتید و آیا نویسنده‌ای بود که کارهایش را دنبال کنید؟ صمد بهرنگی از نویسندگانی بود که عمدتاً در آن زمان‌ها طرفدار داشت و  طبعا بیشتر می‌خواندم. داریوش عبادالهی که به سبک و سیاق صمد می‌نوشت و کتاب‌هایش را می‌خواندم. کتاب‌های علی‌اشرف درویشیان، مهدی آذریزدی، رسول پرویزی، جمال میرصادقی، آل احمد و... در آن زمان نویسندگان کودک و نوجوان ایرانی کم بودند و گرایش نوجوانان بیشتر به سمت خواندن آثار بزرگسال بود مثلا من کتاب «صدسال تنهایی» را در دوران نوجوانی خواندم. به مطالعه آثار احمد محمود هم بسیار علاقه داشتم و شیفته آنها بودم.   از بین نویسندگان مختلفی که آثارشان را مطالعه و دنبال می‌کردید، کدام نویسنده را به نوعی پیشکسوت ادبی خود می‌دانید؟ احمد محمود. البته خیلی به‌دنبال آن نبودم که مرید و دنبال‌روی نویسنده‌ای باشم. سعی می‌کردم آثار مختلف را بخوانم چون مطالعه هرکدام از آثار شناخت خاصی به انسان می‌دهد، اما فکر می‌کنم بیشتر از همه تحت تاثیر احمد محمود بودم. رمان بزرگسالی دارم که 15 سال پیش نوشته‌ بودم و هنوز تمام نشده. زاویه دید سینمایی آن کتاب را مدیون احمد محمود هستم. این کار قرار بود چندجلدی باشد، فعلا یک جلد آن را نوشتم به‌عنوان «قطار جک‌لندن» که هنوز منتشر نشده است. خیال دارم کم‌کم سراغش بروم و از گنجینه بیرونش بیاورم.   شما علاوه بر حوزه کودک و نوجوان، آثاری هم در حوزه بزرگسال نوشته‌اید، چه سالی وارد حوزه بزرگسال شدید و چه شد که تصمیم گرفتید نوشتن در حوزه بزرگسال را تجربه کنید؟ در کارهایی که نوشتم حس می‌کردم بعضی از کارها با اینکه شخصیت نوجوان دارد اما گروه سنی خاصی ندارد و می‌تواند رمان بزرگسال هم باشد. گاهی بعضی از کارهایم مانند «مهمان مهتاب» که سال 75 چاپ شد وقتی به جشنواره کودک و نوجوان می‌رفت، می‌گفتند این اثر بزرگسال است و وقتی در جشنواره بزرگسال ارائه می‌شد می‌گفتند کودک و نوجوان است، احساس می‌کنم مرز پررنگی این وسط وجود ندارد. همان‌طور که الان نوجوان‌های حرفه‌ای کتاب‌های حوزه بزرگسال می‌خوانند مسیر برعکسش هم وجود دارد. از سویی وقتی کارهای نوجوان را می‌نوشتم به گونه‌ای می‌نوشتم که چندلایه باشد. بعضی از لایه‌های آن را ممکن است نوجوان درک نکند ولی لطمه‌ای هم به اثر وارد نکند. یکی از کارهایی که دوست داشتم همیشه بنویسم، رمان «حیاط خلوت» بود که به‌عنوان رمان بزرگسال مطرح شد و نامزد جایزه گلشیری، قلم زرین، کتاب سال و جایزه مهرگان شد و کتابی بود که شخصیت‌هایش بزرگسال بودند که البته ربطی هم به دوران نوجوانی‌شان داشت. این کتاب وقتی چاپ شد نخستین کار بزرگسالم بود که هم دیده شد و هم دیده نشد؛ دیده نشد چون نقدهای زیادی روی آن نوشته نشد و جریان روشنفکری اعتنایی به این کتاب نکرد. اما بعدها دیدم که برخی نویسندگان شناخته شده و معتبر آن را خوانده‌اند و خیلی از آن خوششان آمده بود ولی در زمان خودش آن‌طور که باید دیده نشد.    اگر بخواهید یک‌ شبانه‌روزتان را به‌صورت معمولی و عادی که کار خاصی برایتان پیش نیاید برایمان به تصویر بکشید، روزتان را چگونه می‌گذرانید؟ طی سال‌های که گذشت من روندهای مختلفی داشتم. الان مدتی است که خانه‌نشین شده‌ام و دیگر سرکار نمی‌روم. اگر از الان یعنی از اول بهمن بخواهم بگویم، زمانم را تقسیم بر سه کرده‌ام، معمولا ساعت 7 صبح از خواب بیدار می‌شوم. 8 ساعتی که از صبح تا بعدازظهر می‌توانم کارهای خلاقانه انجام دهم مانند مطالعه و نوشتن کتاب و سعی می‌کنم کارهایم را فارغ از اینترنت و تلفن بنویسم و دنبال کنم. بعدازظهر تا شب اگر برنامه یا جلسه خاصی داشته باشم به آن می‌پردازم، در غیر این صورت در کنار اعضای خانواده وقتم را به دیدن فیلم یا انجام بازی‌های ساده مثل شطرنج یا قدم‌زدن اختصاص می‌دهم. 8 ساعت سوم هم که به خواب و مطالعه و استراحت اختصاص دارد.       ساعت مفیدتان برای نوشتن بیشتر صبح‌هاست یا شب‌ها؟ الان بیشتر صبح‌ها را برای نوشتن انتخاب می‌کنم. در زمان گذشته به‌خاطر اینکه بچه‌ها کوچک بودند و فضای خانه در طول روز ساکت نبود، بیشتر شب‌ها می‌نوشتم. البته من جزو نویسندگانی نیستم که اهل ادا و اصول خاصی باشم. عادت خاصی برای نوشتن‌تان دارید؟ زمانی که خانه کوچک بود شب‌ها می‌نوشتم، گاهی هم برای پاکنویس کارهایم به پارک می‌رفتم. من از پارک‌های مختلف تهران خاطرات زیادی در زمان نوشتن کارهایم دارم. مثلا رمان «مهمان مهتاب» را در پارک‌شهر پاکنویس کردم. «عقرب‌های کشتی بمبک» را در پارک شفق و پارک لاله نوشتم. بخشی از رمان «حیاط خلوت» را در پارک ساعی انجام می‌دادم که خب، گاهی اتفاقات خاصی هم می‌افتاد. یک روز کلاغی از بالای درخت پاکنویسم را به چرک‌نویس تبدیل کرد. یک بار هم داشتم می‌نوشتم یک نفر رد شد و فکر کرد عریضه نویس هستم و آمد نشست سر میزی که بساطم پهن بود (میز شطرنج پارک) و گفت من از سازمانی شکایت دارم لطفا برایم یک عریضه بنویس که ماجرایش برایم یک سوژه شد. گاهی آدم‌های بیکار از کنارم رد می‌شدند و می‌آمدند کنارم می‌نشستند و از کارم می‌پرسیدند. بخشی از عادت نویسندگی‌ام این بود که در پارک می‌نوشتم. بخشی هم مربوط می‌شود به زمانی که کارمند وزارت نیرو بودم. آنجا وقتی ساعت کاری تمام می‌شد و همکارانم به خانه‌هایشان می‌رفتند، شروع به نوشتن می‌کردم چون می‌دانستم امکان نوشتن در خانه نیست. گاهی هم همسرم همکاری می‌کرد و چند روزی بچه‌ها را به شیراز و منزل مادرش می‌برد و مرا با نوشتن‌هایم تنها می‌گذاشت. یادم می‌آید یکبار عید همسرم به همراه بچه‌ها به شیراز رفته بود و من تمام طول مدت عید که همه در حال سفر و دید و بازدید هستند مشغول نوشتن بودم. مثلا برای نوشتن «هستی» جایی برای نوشتن نداشتم در آگهی‌های روزنامه به سراغ اتاقی می‌گشتم که بتوانم برای مدت 6 ماه اجاره کنم و در آنجا بنویسم تا اینکه در انبار یک انتشارات میزی پشت به کتاب‌ها گذاشتم و شروع به نوشتن کردم.   موقع نوشتن آیا بازمی‌گردید و بازخوانی می‌کنید، بعد ادامه می‌دهید؟ آیا هنگام بازخوانی اصلاح و ویرایش هم انجام می‌دهید؟ الان تایپ می‌کنم و هیچ مشکلی با تایپ کردن ندارم و معمولا در نوشتن رمان برایم مشخص است که در هرفصل قرار است چه اتفاقی بیفتد و شروع به نوشتن یک فصل می‌کنم. و زمانی که دوباره برمی‌گردم تا ادامه‌اش را بنویسم برای اینکه از آن فضا دور نشوم نگاهی به فصل‌های قبلی می‌کنم و ادامه می‌دهم. البته فایلی هم در کامپیوتر دارم. کاری که فکر می‌کنم برای داستان‌نویس‌های جوان هم جذاب باشد این است که فایلی در کامپیوتر دارم به‌نام «یادم باشد» که در آن اسم شخصیت‌ها، عادت‌ها، تکیه‌کلام‌ها و اینکه چه اتفاقی کجا افتاده است می‌گذارم که چیزی از یادم نرود و به قول بچه‌های امروز سوتی ندهم. وقتی هم کل داستان نوشته شد دوباره داستان را می‌خوانم و با تکیه بر زبان، کار را پیش می‌برم. یعنی مراقبم که حرف زدن شخصیت‌ها شبیه همدیگر نباشد و حرف‌های متناقضی نزنند و بافت زبان را یک‌دست می‌کنم و در این مرحله کاری به اتفاق‌ها و ماجراهای داستان ندارم.   ‌اشاره کردید که بخشی از وقت‌تان را به مطالعه کتاب اختصاص می‌دهید. آیا این کار را قبل از نوشتن انجام می‌دهید و معمولا چه کتاب‌هایی مطالعه می‌کنید؟ زمانی که مشغول خلق اثری نیستم به خواندن آثار ادبی و رمان‌های مختلف می‌پردازم.  اما زمانی که مشغول نوشتن رمان هستم برای اینکه تحت تاثیر نثر کسی قرار نگیرم این آثار را نمی‌خوانم در عوض آثار دیگری می‌خوانم مثل داستان کوتاه، کتاب آشپزی، کتاب فال قهوه و کلا آثاری که هیچ ربطی به رمان ندارند و چون در فضای داستان هستم خواندن هر مطلبی سبب می‌شود که به نوعی در داستان از آن استفاده کنم در بعضی از مطالبی که می‌خوانم ایده‌های خوبی هست. اگر ایده هم نباشد به نوعی به ساختن شخصیت و فضای داستان کمک می‌کند.   حس و حالتان موقع نوشتن چه تاثیری در مطلب‌تان دارد؟ آیا زمان، نقشی در این‌که بخواهید رمان جدیدی بنویسید دارد یا نه؟ بله. مثلا الان فصل نوشتن رمان نیست زیرا بهمن و اسفند، ماه عجله و شتاب است بعد از آن هم عید و دید و بازدید و سفر، آرامش و تمرکز را به هم می‌زند اما عید که بگذرد یعنی 6 ماه اول سال و بعد از آن وقت مناسبی برای نوشتن رمان است، یعنی 6 ماهی که کار خاصی ندارید و می‌توانید به شکل متمرکز کار کنید. این مسئله خیلی مهم است که چه زمانی باشد و با چه انرژی کارتان را شروع کنید. البته گاهی هم رمان باید شما را صدا کند تا نوشته شود. من دفترهایی دارم که در آن‌ها یادداشت‌هایی کرده‌ام طرح‌هایی از رمان‌ها را ولی هیچ وقت تابحال موقع نوشتن آنها نرسیده است مگر اینکه نیرویی از بیرون وارد شود. مثلا طرح رمان نوجوان امروز کانون کمک کرد من پیش‌نویس رمان هستی را بیرون بیاورم و به شکل متمرکز رویش کار کنم. یادم است که قبل آن زمان 50 صفحه از رمان «هستی» را نوشته بودم و آن را کنار گذاشته بودم. وقتی این مناسبت به وجود آمد کارهای دیگر را کنار گذاشتم و روی «هستی» تمرکز کردم و تمامش کردم.   در حال حاضر به مطالعه آثار چه نویسندگانی علاقه بیشتری دارید و آثارشان را دنبال می‌کنید؟ در حال مطالعه کتاب «خانه ادریسی‌ها» نوشته غزاله علیزاده هستم که آن را به توصیه همسرم شروع کردم و حس می‌کنم جزئیات بسیار زیبا و غیرکلیشه‌ای را بیان کرده و واقعا از خواندن آن لذت می‌برم و نگرش ژرف و جزئی‌نگری زنانه‌ای در آن وجود دارد. حتی جاهایی از زبان و توصیف‌هایش یادداشت برداری می‌کنم.   از نویسندگان خارجی چطور؟ در حوزه بزرگسال اخیرا تعریف زیادی از هاروکی موراکامی شنیده‌ام و تعدادی از آثار او را گرفته‌ام که مطالعه کنم اما هنوز فرصتش پیش نیامده است. ولی در حوزه کودک و نوجوان بیشتر رمان‌های برجسته و مطرح را خوانده و می‌خوانم.   اگر بین فعالیت‌های روزمره‌تان بخواهید زمانی را به خودتان اختصاص دهید، ترجیح می‌دهید چه کاری انجام دهید؟ مدتی است که نقاشی روی بوم را شروع کرده‌ام. قبلا هم مدتی کار می‌کردم اما آن را کنار گذاشته‌ بودم. کلا کار با کامپیوتر را دوست دارم و کشف تکنیک‌های این دستگاه برایم شگفت‌انگیز است. مثلا رفتم به دنبال برنامه فتوشاپ و طراحی سایت تا اصولش را بیاموزم و از سال 85 که سایتم را راه‌اندازی کردم سعی کردم خودم کارهایش را انجام بدهم. گاهی کلیپ یا انیمیشن می‌سازم و فکر می‌کنم به‌نوعی کمک می‌کند برای این که در لحظه باشی. البته به آشپزی هم علاقه دارم و گاهی وقتم را صرف درست‌کردن غذاهای خلاقانه بدون گوشت و همچنین درست کردن ترشی می‌کنم.   فرهاد حسن‌زاده اگر نویسنده یا روزنامه‌نگار نمی‌شد چه کاری انجام می‌داد؟ فکر می‌کنم عکاسی می‌کردم چون یکی از کارهایی که در دوره نوجوانی انجام می‌دادم عکاسی بود. یادم می‌آید یک تابستان کار کردم و تمام درآمدم را صرف خرید یک دوربین عکاسی کردم بعد از آن لوازم مختلف مرتبط با این حوزه مانند کاغذ عکاسی و ... را تهیه کردم و کلی عکاسی کردم، بعضی از عکس‌ها را که خودم چاپ می‌کردم. البته خوانندگی را هم دوست داشته ام و بدم نمی‌اید بروم کلاس آواز.   آیا به ورزش هم علاقه دارید و ترجیح می‌دهد چه ورزشی را در طول روز انجام دهید؟ فکر می‌کنید ورزش کردن چه تاثیری در نوشتن‌تان دارد؟ گاهی به کوه می‌روم. کلا ورزش کردن را دوست دارم و برای من در این سن نوعی پس‌انداز است. پیاده‌روی کمک زیادی به انتخاب سوژه‌ها و دیدن محیط پیرامون و فکر کردن می‌کند. یکی از هدایای بازنشستگی‌ام این بود که پسرم برایم یک کارت باشگاه ورزشی گرفته که هنوز از آن استفاده نکرده‌ام ولی سعی می‌کنم پیاده‌روی را به شکل جدی دنبال ‌کنم.   اشاره کردید بخشی از وقتتان را به دیدن فیلم اختصاص می‌دهید؟ چه فیلم‌هایی برایتان جذابیت بیشتری دارد؟ چون خیلی در حوزه نقد فیلم و سینما نیستم، گرچه باید باشم، سعی می‌کنم فیلم‌هایی را که دیگران توصیه می‌کنند ببینم و فیلم‌های داستانی اجتماعی برایم جذابیت بیشتری دارد و البته انیمیشن هم که معرکه است.   اگر یک روز به دوران نوجوانی‌تان برگردید دوست دارید چه کاری انجام دهید؟ دوست دارم با دوستان همان دوران نوجوانی در جایی جمع شویم و بگوییم و بخندیم. چون الان سال‌هاست که از هم دور شده‌ایم و برخی از آنها دیگر نیستند.   خاطره‌ای از دوران نویسندگی‌تان برایمان بگویید؟ در مورد رمان «زیبا صدایم کن» چندبار موقع نوشتنش متاثر شدم و به خودم می‌گفتم چرا اینقدر ناراحتی تو این رمان و شخصیت‌هایش را خودت خلق کرده‌ای. یکبار هم مهمان کانون پرورش فکری بودم و به شهرستان رفته بودم. در آنجا زن و مردی خواستند که حتما با من ملاقات کنند. آنها هدایایی برایم آورند و گفتند «ما از شما متشکریم چون فرزند ما با خواندن داستان‌های «کوتی کوتی» لبخند بر روی لبانش آمد.» از آنها پرسیدم «فرزندتان چند ساله است؟» گفتند «6 سالش بود» و بعد متوجه شدم کودک آنها در اثر بیماری سرطان در بیمارستان بستری بوده و اصلا شاد نبوده و با خواندن این قصه‌ها او را شاد می‌کردند.   شما گفتید که برای اینکه کتاب‌هایتان بهتر چاپ و دیده شود به تهران آمدید؛ حال که نویسنده شناخته شده‌ای در حوزه ادبیات شدید تصمیم ندارید به شهرتان برگردید؟ هدفی که داشتم هنوز محقق نشده است. می‌خواستم با آثارم به آرامش برسم و حرفی بزنم که برای دیگران جالب باشد و داستان‌ها حرف مشترک ما باشد ولی کارم تمام نشده و هنوز ادامه دارد و انگار نوشتن جزئی از زندگی من شده و نمی‌توانم از آن جدا شوم انگار نوشتن مرا انتخاب کرده است و نه من آن ‌را و این کار کماکان ادامه دارد. ولی نیاز به آرامش بیشتر برای تمرکز دارم. نیاز به اینکه از این تهران آلوده و پردود و صدا به آرامش طبیعت بروم. من و همسرم به این مسئله فکر می‌کنیم که جایی خارج از تهران را برای زندگی انتخاب کنیم.   چه سالی ازدواج کردید؟ ادبیات در آشنایی شما با همسرتان چه تاثیری داشت؟ سال 66. همسرم اهل مطالعه و کتاب‌خواندن بود و این مسئله ما را به هم نزدیک می‌کرد. ما نسبت به دنیای هم بیگانه نبودیم. کتاب وجه مشترک ما بود و این ازدواج تاثیر مثبتی در ادامه کارم داشت. اولین کتابم که منتشر شد انگار انرژی سال‌ها که پشت سد جمع شده بود رها شد. دوره‌ای که در آبادان بودم کارهایی را می‌نوشتم که هیچ وقت چاپ نمی‌شدند و هدفمند نبودند چاپ اولین کتاب‌ها سبب شد کارهایم هدفمند شود و در بین رشته‌های هنری، نقاشی، عکاسی، طراحی، خطاطی و ... که انجام می‌دادم نویسندگی را انتخاب کردم و به شکل متمرکز ادامه دادم.   فرزندانتان هم اهل مطالعه هستند؟ بله آنها هم به مطالعه علاقه دارند. یکی از پسرهایم به نام عرفان از بچگی با کتاب بزرگ شد و یک مٌهری داشت به‌نام «کتابخانه شخصی عرفان حسن‌زاده» که همیشه روی کتاب‌هایش می‌زد و همچنان به مطالعه علاقه دارد و گاهی کتاب ترجمه می‌کند. اما آرمان زیاد با کتاب خواندن دم‌خور نبود. اغلب ما برایش کتاب می‌خواندیم. او هم دنیای خودش را دارد. با شعر و ترانه دمخور است. ما هیچ وقت در انتخاب راه زندگی بچه‌ها را مجبور نکردیم و آنها را آزاد گذاشتیم و هر راهی که دوست دارند بروند. ]]> کودک و نوجوان Sat, 10 Feb 2018 05:48:24 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/257498/عادت-های-نوشتن-فرهاد-حسن-زاده-شیفته-احمد-محمود-بودم اجرای نمایشنامه «دشمن مردم» در «h2o» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257613/اجرای-نمایشنامه-دشمن-مردم-h2o به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آئین نمایشنامه خوانی «h20» براساس نمایشنامه «دشمن مردم» اثر هنریک ایبسن با نویسندگی و کارگردانی ساناز سیداصفهانی در کافه رومنس برگزار می‌شود. بازیگران به ترتیب نقش خوانی عبارتند از ساناز سیداصفهانی، محمدرضا مرتضایی،مهان راد، نورا کاظمی، جلال زرگانی و یاسر اصغری. علاقه‌مندان ساعت ۱۹ جمعه (۲۰ بهمن) می‌توانند به میدان فردوسی خیابان فردوسی کوچه ضرابی پلاک ۴ کافه رومنس مراجعه کنند. ]]> کودک و نوجوان Thu, 08 Feb 2018 16:44:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257613/اجرای-نمایشنامه-دشمن-مردم-h2o کارگاه نوشتن رمان فانتزی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257612/کارگاه-نوشتن-رمان-فانتزی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) موسسه فرهنگی و هنری هفت اقلیم کارگاه نوشتن رمان فانتزی با بازخوانی اسطوره‌های سفر قهرمان را در قالب 10 جلسه برگزار می‌کند.   مدرس این کارگاه آرمان سلاح‌ورزی است و در این کارگاه که در دو بخش عملی و نظری تعریف شده، مفاهیم و الگوهای رمان فانتزی را مورد بررسی و واکاوی قرار می‌دهد.   شرکت‌کنندگان در این کارگاه بعد از پایان دوره مقدماتی دانشی کلی از چگونگی ساخت یک رمان در ژانر فانتزی و ژانرهای همسایه‌اش خواهند داشت.   آرمان سلاح‌ورزی(متولد سال ۱۳۶۵) فعّالِ ادبیات ژانری در ایران و از اولین نویسنده‌های جدیِ داستان‌های علمی‌تخیلی، پانک و نوآر است. از جمله آثار و داستان‌های او می‌توان به «پرندگان شر»، «اهواز نوآر» و «مصیبت به روایت آر.بی و چند داستان دیگر» اشاره کرد. سلاح‌ورزی همچنین سابقه‌ دو دوره‌ داوری مرحله‌ نهایی جایزه‌ «هنر و ادبیات گمانه‌زن» را در کارنامه‌اش دارد.   علاقه‌مندان برای شرکت در این کارگاه می‌توانند به خیابان شریعتی بالاتر از خیابان ملک بعد از کشواد پلاک 569 مراجعه کنند.     ]]> کودک و نوجوان Thu, 08 Feb 2018 11:50:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257612/کارگاه-نوشتن-رمان-فانتزی-برگزار-می-شود جمشید مظاهری، نویسنده و اصفهان‌شناس برجسته درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257608/جمشید-مظاهری-نویسنده-اصفهان-شناس-برجسته-درگذشت سعید شفیعیون، استاد ادبیات فارسی و عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) با تائید خبر درگذشت استاد جمشید مظاهری، نویسنده و اصفهان‌شناس برجسته، گفت: حدودد یک ماهی بود که استاد مظاهری گرفتار بیماری قلب و کلیه بود و در بیمارستان چمران بستری بود تا اینکه در ساعات اولیه بامداد امروز پنجشنبه (19 بهمن) در اثر حمله قلبی فوت کرد.   به گفته این استاد ادبیات فارسی و عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان، مراسم تدفین، ساعت 10 جمعه (20 بهمن1396) در آرامستان اصفهان(باغ رضوان) انجام می‌شود.   از جمشید مظاهری، نویسنده، تاریخ‌نگار و اصفهان‌شناس برجسته، آثار و مقالات زیادی برجای مانده است.  خبرگزاری کتاب ایران، درگذشت این استاد فرهیخته را به خانواده ایشان و جامعه ادبیات و مورخان ایران تسلیت می‌گوید. ]]> کودک و نوجوان Thu, 08 Feb 2018 10:06:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/257608/جمشید-مظاهری-نویسنده-اصفهان-شناس-برجسته-درگذشت جایزه کتاب سال برای من انگیزه‌ای شد تا بیشتر و بهتر بنویسم http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257558/جایزه-کتاب-سال-انگیزه-ای-بیشتر-بهتر-بنویسم سپیده خلیلی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره کتاب «مثل هیچکس» که به عنوان اثر تقدیری سی‌وپنجمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش کودک و نوجوان انتخاب شد، گفت: ماجرای این کتاب درباره خانواده‌ای بود که صاحب فرزندی می‌شوند که با معلولیت به دنیا می‌آید ولی پدر و مادرش که بسیار مشتاق تولد این فرزند هستند، نمی‌توانند او را بپذیرند و قبول این مساله برایشان بسیار سخت است به‌طوری‌که تصمیم می‌گیرند فرزندشان را به بهزیستی بسپارند. اما خواهر این بچه به شدت از او حمایت می‌کند و مانع می‌شود که او را به بهزیستی ببرند و کارهای این دختر سبب می‌شود، چشم‌های پدر و مادر باز شود و متوجه اشتباهشان شوند.   به گفته این نویسنده و مترجم، پرداختن به موضوعاتی مانند معلولیت کودکان و عدم پذیرش آن از سوی خانواده و جامعه در این اثر به عنوان موضوعی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، می‌تواند عاملی برای دیده شدن این کتاب باشد.   خلیلی در ادامه به چاپ کتاب «مثل هیچکس» اشاره کرد و گفت: من شخصا علاقه زیادی به این رمان دارم. به یاد دارم وقتی نوشتن آن به پایان رسید، آن را برای چاپ به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دادم اما آن‌ها بلافاصله آن را رد کردند و گفتند که اصلا کتاب خوبی نیست و نقد خیلی تندی برای آن نوشتند. من خیلی متاثر شدم و گفتم حداقل می‌توانستید آن را مشروط کنید نه اینکه کاملا رد کنید. من مطمئن بودم که کتاب خوبی است ولی آنها حتی این کتاب را برای بررسی به کارشناس دیگری نداده بودند.   وی افزود: بعد از مشورت با تعدادی از نویسندگان تصمیم گرفتم آن را برای چاپ به یکی از ناشران خصوصی تحویل دهم. وقتی کتاب را به نشر قدیانی تحویل دادم، پذیرفتند و بعد از یک هفته قرارداد بسته شد و کتاب چاپ شد و مورد استقبال قرار گرفت.   خلیلی درباره تاثیر جوایزی مانند کتاب سال بر جامعه ادبی و نویسندگان نیز گفت: جایزه کتاب سال برای من انگیزه‌ای شد که بیشتر و بهتر بنویسم. چون وقتی دیدم انتشارات کانون پرورش فکری با کتاب من ‌چنین برخوردی کرد و از طرفی یکی دیگر از کتاب‌های من که قبلا در کانون پرورش فکری منتشر شده بود و از تقدیری‌های جایزه پروین اعتصامی بود، در زمان تجدید چاپ کتاب هیچ اشاره‌ای به این جایزه نکرده بودند، انگیزه‌ام را برای نوشتن اثر تالیفی از دست دادم و تصمیم گرفتم به ترجمه ادامه دهم ولی وقتی دیدم کتابم در جایزه کتاب سال دیده شد تصمیم گرفتم تالیف را ادمه دهم و با انرژی بیشتری به آن بپردازم.   سپيده خليلي، نویسنده، مترجم و پژوهشگر کودک و نوجوان، در سال 1338 در تهران متولد شد و دارای مدرک دكتراي روان‌شناسي باليني است. وی كار در حوزه‌ ادبيات كودك را به صورت حرفه‌ا‌ي از سال 70 آغاز كرد. وی تا کنون بيش از 100 كتاب برای كودكان و نوجوانان ترجمه‌ و تأليف كرده است. از آثار او می‌توان به «مشق شب را شیرین کنیم!»، «قصه‌های شب»، «150 نکته برای خواب راحت»، «ماجراهای وروجک و سگ مرموز» و «امیل و سه پسر دوقلو» اشاره کرد. ]]> کودک و نوجوان Thu, 08 Feb 2018 08:36:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257558/جایزه-کتاب-سال-انگیزه-ای-بیشتر-بهتر-بنویسم نقل کنندگان از شاهنامه، یشتر به دنبال مفاهیم اخلاقی و سیاسی برای اندرز بوده‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257596/نقل-کنندگان-شاهنامه-یشتر-دنبال-مفاهیم-اخلاقی-سیاسی-اندرز-بوده-اند به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و تبیین کتاب «برگرفت شاهنامه به‌عنوان آیینه‌ای برای پادشاهان در سده‌های میانی» تالیف نسرین عسگری از برگزیدگان بیست و پنجمین دوره جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران با حضور مولف این اثر، عصر چهارشنبه (18 بهمن‌ماه 1396) در سرای اهل‌قلم موسسه خانه‌کتاب برگزار شد.   نسرین عسگری در این نشست به ارائه توضیحاتی درباره کتابش پرداخت و گفت: در این کتاب سعی کردم نشان دهم در قرون میانه، نویسنده‌ها و شاعرانی که بعد از فردوسی آمدند عموما چه برداشتی از این کتاب داشتند و چه مطالبی از شاهنامه استخراج می‌کردند و از این برداشت‌ها و استخراج‌ها چه چیزی مدنظرشان بوده است و برداشتی که ما از شاهنامه داریم و مطالبی که اخیرا درباره شاهنامه نوشته می‌شود تا چه اندازه با برداشت‌هایی که از قرون میانه از این کتاب ‌شده منطبق بوده است.   این نویسنده در ادامه بیان کرد: بر این ‌اساس مطالب مرتبط را جمع‌آوری کردم. از جمله منابعی که در ابتدا به آن برخورد کردم داستانی درباره محمود غزنوی و شاهنامه است. اما نمی‌توانستم به تاثیراتی که شاهنامه بر روی محمود غزنوی داشته استناد کنم و مشخص نبوده که نظر محمود غزنوی بعد از مطالعه شاهنامه منفی بوده یا مثبت و این داستان را کنار گذاشتم و بعد درباره کسانی که در به نظم کشیدن شاهنامه موثر بودند از جمله منصور عبدالرزاق و پدرش که شاهنامه را به نظم درآوردند صحبت کردم. در واقع شاهنامه توسط افرادی مورد حمایت و اسپانسری قرار گرفته شده که اهداف سیاسی داشتند.   وی افزود: در این کتاب اشاره کردم به مقدمه قدیم شاهنامه و اینکه این کتاب چه فایده‌ای دارد و مخاطب از آن چه چیزی یاد می‌گیرد و بعد به نویسنده‌ها و شاعرانی که از شاهنامه نقل‌قول کردند و چیزهایی نوشتند اشاره کردم که چه مطلبی را آوردند و اگر نویسنده‌ای از شاهنامه استفاده می‌کند چه مطالبی را از آن برداشت می‌کند و همه اینها را کنار هم جمع کردم. در این بخش بیشتر مطالبی که نوشته شده و نقل‌قول‌هایی که انجام شده را از آثار موجود استخراج کردم و آنها را بررسی کردم تا ببینم چه مطالب و ابیاتی بیشتر در کتاب‌ها تکرار می‌شود و این کتاب‌ها بیشتر در چه ژانرهایی هستند. و به این نتیجه رسیدم بیشتر این شعرها و مطالب در کتاب‌هایی مانند اندرزنامه‌ یا سیره الملوک استفاده شده‌اند و از شاهنامه نقل قول شده‌اند و این نویسنده‌های «اندرز» هستند و به‌ این نتیجه رسیدم که بیشتر به دنبال مفاهیم اخلاقی و سیاسی برای اندرز بوده‌اند نه به دنبال وقایع تاریخی.   وی در ادامه به بررسی داستان «اردشیر» در شاهنامه اشاره کرد و گفت: با این فرضیه که بیشتر برداشت‌ها در قرون میانه در این باب بوده به سراغ شاهنامه رفتم تا ببینم که آیا من هم به‌عنوان یک نویسنده می‌توانم داستانی را از شاهنامه بخوانم و ببینم چه مفاهیمی در قالب یک داستان سرگرم‌کننده و حماسی بیان می‌شود و در عین حال یکسری مطالب را آموزش می‌دهد. بر این اساس بخشی از شاهنامه را انتخاب کردم و روی آن تمرکز کردم. من به سراغ داستان «اردشیر» رفتم و دلایل انتخاب این داستان را در کتاب توضیح دادم. از جمله دلایل این انتخاب این بود که «اردشیر» به‌عنوان بنیانگذار سلسله ساسانی شخصیتی ایده‌آل بوده است.   این نویسنده و پژوهشگر افزود: البته انتخاب من اصلا ربطی به جنبه تاریخی و سایر جنبه‌های اردشیر نداشته و فقط ایده‌آل بودن شخصیت او مدنظرم بوده است. در این بخش، ابتدا درباره ساخت داستان و اجزای تشکیل‌دهنده آن صحبت کردم، بعد با مراجعه به ادبیات زرتشتی سعی کردم با نگاه به آموزه‌های زرتشتی داستان اردشیر را تحلیل کنم و بعد به متون اندرزی که عموما به اردشیر نسبت داده می‌شود مانند عهد اردشیر، آئین اردشیر و خطبه تاج‌گذاری اردشیر پرداختم و با متونی که به عربی باقیمانده است و به فارسی ترجمه شده مقایسه کردم.   عسگری گفت: در آخر هم مفاهیم اخلاقی سیاسی را از آن استخراج کردم. سپس در کتاب‌هایی مثل «قابوس‌نامه» و «سیرالملوک» بررسی کردم و دیدم در همان کتاب‌ها هم این مطالب عنوان به‌ عنوان ذکر شده است و در آخر کتاب آوردم مطالبی که شخصیت اردشیر در شاهنامه را نشان می‌دهد با همان مفاهیمی که در سایر کتاب‌های اندرز در باب‌های مختلف وجود دارد هماهنگی دارد. اگر داستان اردشیر را بخواهیم تعمیم دهیم به سایر داستان‌های شاهنامه می‌توان گفت با توجه به آموزه‌های زرتشتی روشن می‌شود چه مطالبی در پس داستان‌های شاهنامه نفهته است.  ]]> کودک و نوجوان Wed, 07 Feb 2018 18:45:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/257596/نقل-کنندگان-شاهنامه-یشتر-دنبال-مفاهیم-اخلاقی-سیاسی-اندرز-بوده-اند «اسرار درون آتش» فاش شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257576/اسرار-درون-آتش-فاش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، هنینگ مانکل نویسنده‌ معروف سوئدی در این اثر داستان دختری به نام صوفیا را روایت می‌کند که با خانواده‌اش زندگی می‌کند و شاهد ویرانی روستای خود است. در این میان او از یک پیرزن می‌آموزد که با تماشای شعله‌های آتش رویدادهای گذشته و آینده را مشاهده کند. اما سرنوشت صوفیا تغییر می‌کند.   در این کتاب که حق نشر آن از انتشارات Leonhardt & Hoier دانمارک خریداری شده است، می‌خوانیم: «صوفیا به طرف خانه رفت. اما اول وارد یکی از جاده‌هایی که به طرف رودخانه پیچ می‌خورد، شد. آن‌جا یک کپه خاکی بود که او و ماریا رویش می‌نشستند و کروکودیل‌ها را تماشا می‌کردند. فاصله‌ی کپه خاک تا آب به حدی بود که هیچ خطری از طرف کروکودیل‌ها برای آن دو وجود نداشت. اما صوفیا در این روز به خصوص اصلا به کروکودیل‌ها فکر نمی‌کرد. همه‌ی حواسش به این بود که برای لباس ماریا پارچه تهیه کند. خود او که پول نداشت. مامان لیدیا هم چیزی نداشت.» گفتنی است این کتاب بر اساس یک داستان واقعی نوشته شده است که در موزامبیک جنگ‌زده زندگی می‌کند. علاقه‌مندان می‌توانند این اثر را که مناسب گروه سنی «د» (دوره اول متوسطه) است به قیمت 5هزار و 300 تومان از تمامی فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تهیه کنند. ]]> کودک و نوجوان Wed, 07 Feb 2018 11:03:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257576/اسرار-درون-آتش-فاش ارتباط با نشر بین‌الملل به آینده نشر و پژوهش جهت درستی می‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257550/ارتباط-نشر-بین-الملل-آینده-پژوهش-جهت-درستی-می-دهد محسن جوادی در حاشیه جایزه کتاب سال در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) درباره تاثیر جوایز ادبی و جایزه کتاب‌سال بر صنعت نشر و ادبیات گفت: آثار ادبی بیشتر در جایزه جلال دنبال می‌شود و کمتر در جایزه کتاب سال. البته تعدادی از برگزیدگان جایزه جلال در جایزه کتاب‌سال هم حضور داشتند اما متاسفانه برخی نبودند. معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: جوایز بیشتر نقش تشویقی دارند و مسیر کار را تقویت می‌کنند و هدفشان عمق دادن به کارهایی است که در این حوزه صورت می‌گیرد تا نویسندگان در مسیر برنده شدن قرار گیرند. مساله دیگر هم تقدیر از افرادی است که این زحمات را کشید‌ه‌اند و ارج گذاشتن به تلاش آن‌ها و نشان دادن جایگاه‌شان در حوزه فرهنگ است. وی در ادامه بیان کرد: به نظر می‌رسد بحث جوایز تا اینجا مقداری موفق بوده است. این برنامه‌ها می‌تواند به افزایش سطح فرهنگی جامعه کمک کند زیرا یکی از مشکلات کتاب‌ها، کیفیت کتاب است و در این زمینه هم می‌تواند کمکی باشد برای بهبود کیفیت و اضافه شدن مخاطبان و بهبود وضعیت بازار کتاب. این مساله حالت پیوسته‌ دارد و هم تقدیر از فعالان این حوزه است و هم جهت‌دادن به کار آینده که نویسندگان جوان هم بتوانند چنین رویکردی داشته باشند.   معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمینه برگزیده نشدن نویسندگان در حوزه کودک و نوجوان نیز گفت: جزئیات این مسئله را باید از دبیر داخلی جشنواره کتاب سال بپرسیم اما مسئله دیگر این است که اگر واقعا اثری شایسته تقدیر یا برگزیده‌شدن نبوده است شایسته نیست که ما معیارمان را پایین‌تر بیاوریم و یا از خیلی معیارها صرف‌نظر کنیم تا اثری را شایسته تقدیر و یا برگزیده معرفی کنیم. چون بجای اینکه کیفیت کتاب را بالا ببریم خودمان را پایین می‌آوریم. برگزیده نشدن اثری در حوزه کودک و نوجوان می‌تواند هشداری باشد برای آینده تاافرادی که در حوزه کتاب کودک کار می‌کنند کیفیت کارشان را افزایش دهند و بیشتر تلاش کنند و من خیلی موافق نیستم با اینکه معیارها پایین بیاید تا حتما اثری به عنوان برگزیده اعلام شود. اگر قرار است از اثری تقدیر شود یا مورد تشویق قرار گیرد بهتر است در جای دیگر و در برنامه‌ای جداگانه از این آثار تقدیر کنیم. جوادی درباره نظرش در زمینه ممیزی کتاب و واگذارکردن آن به بخش خصوصی و ناشران بزرگ و کارشناسان خبره بیان کرد: این مسئله قبلا از سوی رئیس‌جمهور بیان شده بود اما باید ایشان تمهیداتی بیندیشند و سازوکارهای لازم را فراهم کنند تا این اتفاق بیفتد. البته طبق گفته رئیس‌جمهور منظور این نبوده که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هیچ دخالتی نداشته باشد. من هم نظرم این بوده که نقد اصلی باید در انجمن‌های علمی و ادبی صورت گیرد و دست ناشران معتبر باشد. این مساله درست است ولی اینکه چه سازوکاری باید باشد باید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دولت کمک کند چون مقرراتش فراتر از وزارت ارشاد است و اگر سازوکاری وجود داشت از نظر قانونی ما هم استقبال می‌کنیم. ارتباط با نشر بین‌الملل به آینده نشر و پژوهش ایران جهت درستی می‌دهد محسن جوادی، درباره بیست و پنجمین دوره جایزه جهانی کتاب سال نیز با اشاره به اهمیت برگزاری آن بیان کرد: این جایزه در دو بخش کتاب‌های داخلی و کتاب‌های خارجی برگزار می‌شود. طبیعتا اگر مولفان و مترجمان احساس کنند که آثار آن‌ها صرف‌نظر از ملاحظات مختلف در جایی دیده و ارزیابی و کتاب‌های خوب تجلیل می‌شوند،‌ تاثیر مهمی در ارتقای کیفیت آثار دارد.   وی درباره جایزه جهانی کتاب سال نیز گفت: یکی از اهداف ما در این جایزه، تجلیل از افرادی است که درباره ایران و اسلام تحقیق و پژوهش انجام می‌دهند. همچنین این جایزه می‌تواند به‌عنوان یک کانال ارتباطی بین مولفان، پژوهشگران، مراکز علمی و پژوهشی ایران و نشر ایران، با نشر و مراکز پژوهشی خارج از مرزهای ایران مطرح باشد و به برنامه‌های آینده نشر و پژوهش ایران، جهت درستی بدهد. فکر می‌کنم در جهت این اهداف، ناکام نمانده‌ و به نتایج خوبی رسیده‌ایم.   معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، درباره روند داوری و اجرایی این دوره از جایزه کتاب سال، افزود: داوری‌های داخلی و آثار خارجی، به دور از حاشیه انجام شد. آثار نیز در حد مقدور دیده و داوری شده‌اند. سعی کردیم پوشش وسیعی نسبت به دیدن آثار صورت دهیم، البته ممکن است در این بین آثاری نیز دیده نشده باشند. تلاش کردیم هم به لحاظ داوری و هم به لحاظ اجرا، این برنامه را به نحو شایسته و درخور نام ایران برگزار کنیم.   ]]> کودک و نوجوان Wed, 07 Feb 2018 09:31:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257550/ارتباط-نشر-بین-الملل-آینده-پژوهش-جهت-درستی-می-دهد پدر و مادرهایی که خرس می‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/246388/پدر-مادرهایی-خرس-می-شوند جواد راهنما در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره جدیدترین اثرش با عنوان «خرسی که چپق می‌کشید» می‌گوید: موضوعِ رمان «خرسی که چپق می‌کشید» درباره پسربچه­‌ای به نام «مم‌رضا» است که در منطقه‌ای­ بسیار سرد، کوهستانی و پر از برف زندگی می‌­کند. شهری با یک چراغ راهنمایی که دور تا دور شهر پر از خرس است. پدر مم‌رضا یک آدم بیکار است و کاری ندارد جز قصه و خاطره تعریف کردن برای مم‌رضا. مادر مم‌رضا به همراه خیلی از زن‌­های دیگر شهر به کوه­‌های اطراف می­‌رود تا نوعی گیاه من‌درآوردی به‌نام «چمچمه» جمع کند. راهنما ادامه می‌دهد: یک روز مادر که از سوز سرما و کار عصبانی شده بود، از پدر خانواده می­‌خواهد که سرکار برود. پدر می‌­رود اما دیگر بر‌نمی‌گردد. ولی از آنجا که آدم بی‌خیالی بوده، بقیه هم چندان به اینکه مبادا گم شده باشد، اعتنایی نمی‌کنند اما مم‌رضا غمگین است و با کمک دختر همسایه، پی پیدا کردن پدرش می‌رود.   این نویسنده درباره فضای حاکم بر داستان می‌گوید: فضای داستان؛ فضای جست‌وجو و در عین حال طنز است و هرچقدر به پایان کتاب، یعنی زمان مشخص شدن سرنوشت پدر مم‌رضا پیش می‌رود، نفس‌گیرتر می‌شود و فضای غم و اندوه و دلهره و شگفتی در داستان پررنگ‌تر می‌شود.   او ادامه می‌دهد: بستر کار کاملا رئال است. اما آرام‌آرام شگفتیِ جادویی اصلی داستان در این بستر رئال رخ می‌دهد و می‌توان گفت «خرسی که چپق می‌کشید» یک داستان رئال جادوییِ طنز است و تصویرگری طاهره زحمتکش نیز خیلی به این فضا کمک کرده. من فکر می‌کنم یکی از شانس‌های من و کتاب این بوده که طاهر زحمتکش، تصویرگر آن بوده است.   راهنما، درباره اینکه چطور شد این کتاب را نوشت، توضیح می‌دهد: ایده اصلی این داستان به حدود سال 1383 برمی‌گردد که من یک داستان کوتاه به نام رستوران طبقه 57 نوشته بودم. در آن داستان، مردی برای تبلیغ جلوی یک رستوران لباس خرس می‌پوشد و یواش‌یواش خصلت خرس‌ها را می‌گیرد و در آخر هم به خرس تبدیل می‌شود. ایده اصلی رمان خرسی که چپق می‌کشید از این داستان است. تا اینکه دوست خوبم، نوید سیدعلی‌اکبر پیشنهاد داد که یک طرح رمان برای نشر هوپا بنویسم و من هم همان داستان رستوران طبقه 57 را مطرح کردم و در نهایت رمان به شکل امروز درآمد. او می‌گوید: البته یک دغدغه دیگر هم وجود داشت و آن‌ هم دغدغه همیشگی من برای بچه‌ها است. کودکان نباید به‌خاطر حجم پایین سلول‌هایشان نادیده گرفته شوند و این اتفاق در وهله اول باید در خانواده شکل بگیرد و پدرها و مادرها خیلی مهم‌اند. من در داستان «خرسی که چپق می‌کشید» این دغدغه را داشتم. خیلی از ما به عنوان پدر یا مادر فکر می‌کنیم که پیش بچه‌هایمان هستیم اما اگر خوب نگاه کنیم، خیلی وقت است که گم شده و تبدیل به خرس شده‌ایم و اصلا خبر نداریم که فرزندانمان دنبالمان می‌گردند، باید مراقب باشیم خرس نشویم. به گفته این نویسنده، غالب شخصیت­‌های رمان، فکاهی هستند. پسری که پدرش گم شده، پدری که خیلی بامزه داستان و خاطره تعریف می‌کند و از صبح تا شب فقط چایی-آبلیمو می‌خورد و کنار بخاری لم می‌دهد. دختری که همسایه آنهاست و اسمش رعناست و کاراکتری فعال دارد و دائما در حال شمردن میزهاست. مادری که شرایط زندگی و نوع کارش باعث شده چهره‌ای سخت داشته باشد. بقالی بنام «کریم خسته» که همه کار بلد است؛ از آمپول زدن به گاوها تا ساختن دیوار و فروختن گیاهان دارویی و غیره. دیوانه‌ای به اسم «رسول خنگه» و تارک دنیایی به نام «آقای اختیاری» که به این منطقه پناه آورده و با بُزش زندگی می‌کند، و البته خانم معلمی مرموز و مهربان.   این نویسنده درباره شخصیت‌های داستانش هم می‌گوید: من حدود 60 درصد کاراکترهای این داستان را از زندگی واقعی گرفتم. حتی اسمشان را هم عوض نکردم. فقط به فراخور طنز بودن داستان، روی یک سری از ویژگی‌هایشان اغراق کردم. مثلا پیرمردهایی که سر چهارراه می‌ایستند و فقط به چراغ راهنمایی زل می‌زنند را از واقعیت گرفتم اما سعی کردم شخصیت‌ها را به گونه‌ای در داستان کنار هم قرار بدهم که بیشترین تضاد را داشته باشند. حتی کاراکترهای فرعی را هم با این فکر کنار هم قرار دادم.   راهنما در پاسخ به اینکه؛ نوشتن این رمان چه مدت طول کشید؟ توضیح می‌دهد: نوشتن این رمان، حدود یک سال و نیم طول کشید. البته شرایط به‌ وجود آمدنش در این تاخیر بی‌تاثیر نبود زیرا در جلسات هفتگی نویسنده‌های نشر هوپا، بخش به بخش کار خونداه می‌شد تا دوستانم نظراتشان را بیان کنند و این جلسات به بهتر شدن کار خیلی کمک کرد، اما از طرفی زمان نگارش را بالا برد.   راهنما ویژگی شاخص کتابش را این‌طور توصیف می‌کند: به نظر من ویژگی شاخص کتاب، ایرانی‌ بودنش است. خواننده اصلا متوجه محل اتفاق‌های داستان به‌طور خاص نمی‌شود، یعنی وقتی رمان را می‌خواند اسمی از هیچ شهری نیست. این ایرانی بودن فقط محدود به مکان روایت داستان نیست. کاراکترها و نثر و لحن داستان، ایرانی است. دیگر ویژگی شاخص این کتاب تصویرسازی تکمیل کننده این رمان است. به نظر من در بعضی جاها تصاویر ناگفته‌های متن را نشان داده است.   کتاب «خرسی که چپق می‌کشید» در 282 صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت 180 هزار ریال از سوی نشر هوپا برای گروه سنی نوجوان منتشر شده است.     ]]> کودک و نوجوان Wed, 07 Feb 2018 07:50:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/246388/پدر-مادرهایی-خرس-می-شوند اصل جشنواره تشویق‌کردن است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257514/اصل-جشنواره-تشویق-کردن جمال‌الدین اکرمی، از نویسندگان راه‌یافته به مرحله نهایی سی‌وپنجمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش کودک و نوجوان در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره کتاب «کارگاه هنر برای کودکان» گفت: این کتاب تألیف سوزان شوایک است که آن را با همکاری مینا مانع‌قلم ترجمه کردم و از سوی ویژه‌نشر منتشر شد. مزیتی که این کتاب دارد پرداختن به دنیای خردسالان و نگاه کاربردی‌تری به این مساله داشته است. این کتاب به اهمیت دست‌ورزی پرداخته و اینکه از هرچیزی که کودکش در اطرافش است برای ساختن استفاده کند.   این نویسنده با بیان اینکه آنقدر ما روی بازی‌های کودکان تمرکز و توجه داریم به دست‌ورزی و ساختن توجه نمی‌کنیم و احساس می‌کنیم کودک هنوز آنقدر بزرگ نشده که بخواهد با رنگ، چسب، قیچی و ... کار کند و کلاژ بسازد، درباره محتوای کتاب توضیح داد: این کتاب در قالب 52 تمرین یا درس به این مسئله می‌پردازد ودر هر تمرین نگاه ساده‌ای به مواد اولیه دم‌دست بچه‌ها مانند رنگ، چسب، شن‌وماسه، آرد و کاغذ دارد و همچنین نگاه ویژه‌ای به ابزار کار مانند قیچی، گونی، چوب و کاتر دارد.   خالق «شاعری در باغ وحش» در بخش دیگری از سخنانش به یکی دیگر از آثارش با عنوان «کودک و تصویر1» که به مرحله نهایی جایزه کتاب سال در بخش علوم انسانی و هنر کودک و نوجوان راه یافته است، اشاره کرده و گفت: این کتاب هم درباره تاریخچه تصویرگری در ایران است که ازگذشته‌های دور حرکت کرده و به جلو آمده است. در سرزمین ما هنرهای تجسمی و کتاب کنار هم بوده‌اند. در ایران همیشه شعرهای نظامی و جامی مخصوصا در مکتب‌هایی مانند مکتب اصفهان که از زمان صفویان بوده، نقاشی‌هایی وجود دارد که در متن کتاب آمده است و ما تصویر مجزا نداریم. تا قبل از نقاشی‌هایی که برای نخستین‌بار حسین بهزاد و سایر نقاشان این دوره کشیده‌اند، ما هنر مستقلی از کتاب نداریم و اگر هم داشته‌ایم بسیار محدود بوده است.   شاعر «ترانه‌های جشن تولد» افزود: نخستین دوره‌ای که از آن به‌عنوان کتاب کودک می‌توان نام ببریم زمان چاپ سنگی مثلا در سال‌های 1200 تا 1300 شمسی است که کتاب‌های درسی و آموزشی برای بچه‌ها تولید می‌شد. از 1300 به بعد تصویرگری و کتاب کودک بیشتر روی بازنویسی افسانه‌ها تمرکز داشت مثل کارهای مهتدی صبحی و کلنل محمدتقی وزیری که به سراغ بازنویسی و جمع‌آوری افسانه‌ها رفتند. ما در آن زمان قصه‌ای به‌نام قصه کودک نداشتیم و بیشتر روی افسانه‌ها کار می‌شد. از سویی به دلیل اینکه این کتاب‌ها نیاز به تصویر داشت تصویرهایی برای آنها کشیده شد. از پرکارترین افراد در آن زمان می‌توان به لیلی تقی‌پور، رضا شهابی، ابراهیم بنی‌احمد و محسن وزیری‌مقدم است که دوره تصویرگری افسانه‌هاست. از سال 1322 به‌بعد رنگ کم‌کم در تصاویر کتاب‌ها وارد می‌شود و از سال 1340 است که ادبیات کودک متولد می‌شود و روی خلق و نوشتن قصه برای بچه‌ها تمرکز می‌کند. در این زمان می‌توان به تصویرگری‌های مرتضی ممیز، پرویز کلانتری و زمان زمانی اشاره کرد. در این زمان نوع تصویرگری تغییر می‌کند و برای اولین بار تحلیل انتزاعی در تصویرگری به‌وجود می‌آید. بعد از آن به دوره پس از انقلاب اسلامی و نوآوری‌های آن زمان در حوزه کتاب کودک و تصویرگیر و چالش‌ها و آسیب‌های موجود پرداخته می‌شود.   به گفته اکرمی، کتاب «کودک و تصویر1» تاریخچه تحلیلی تصویرگری کتاب کودک در ایران است و در آن تصویرگری به 4 دوره تقسیم می‌شود و در هر دوره به تاثیر شخصیت‌ها و تاثیر هر دوره‌ روی دوره‌های بعدی پرداخته می‌شود.   این نویسنده و مترجم، در ادامه به تاثیر جوایزی مانند جایزه کتاب‌سال بر نویسندگان و ادبیات کودک و نوجوان اشاره و از دیده نشدن کارهای خود در جوایز گلایه کرد:  به‌عنوان مثال تالیف کتاب «کودک و تصویر 1»  6 سال زمان برد ولی هنوز هیچ جایزه‌ای کسب نکرده است. فراموش نکنیم اصل جشنواره تشویق‌کردن است نه کشف نخبه‌ها. این جوایز باید به‌گونه‌ای باشند که نویسندگان تشویق شوند و کارشان را ادامه و ارائه دهند. نویسنده‌ای که با ضعف‌ها و مشکلات زیاد تلاش می‌کند خودش کتاب خوب و باارزشی تولید کند و به عنوان نامزد مرحله نهایی کتاب سال انتخاب می‌شود، باید مورد تشویق و تقدیر قرار گیرد تا به تولید کارهای بهتر و بیشتر امیدوار شود.    این منتقد ادبی گفت: در شرایط ایران که حداقل 6 ماه برای نوشتن رمان وقت‌ صرف می‌شود و 2 سال هم چاپ آن زمان می‌برد و در نهایت دستمزد اندکی عاید نویسنده می‌شود، دیگر انگیزه‌ای برای نوشتن رمان ندارم در حال حاضر جلد سوم کتاب «کودک و تصویر» آماده است ولی برای ادامه‌اش انگیزه‌ای ندارم چون هزینه زیادی می‌برد و نیاز به اسکن و آماده‌سازی تصویر دارد.   گفتن است جمال‌الدین اکرمی در سال 1336 در سمنان به دنیا آمده و دارای مدرک کارشناسی کارتو‌گرافی و کارشناسی ارشد افتخاری ادبیات داستانی است. وی در زمینه‌های مختلفی مانند نگارش شعر، قصه، رمان، ترجمه و تصويرگری كتاب‌های كودكان کار کرد‌ه و مدرس نقاشی و هنر كودک، كانون پرورش، آموزش و پرورش، پژوهش در زمينه‌ تصويرگری كتاب‌های كودكان و نوجوانان است. اکرمی، تأليف سه كتاب در زمينه‌ پژوهش تصويرگری كتاب كودک در ايران و جهان، تصويرگری بیش از هشت كتاب برای كودكان، تأليف هفت مجموعه شعر برای كودكان، 30 قصه برای كودكان، 8 رمان برای نوجوانان، تأليف 30 جلد كتاب آموزشی «پيش از دبستان» و 20 جلد كتاب «پيش از آمادگی» برای خردسالان و ترجمه‌های زیادی برای كودكان را در کارنامه‌اش دارد. از جمله آثار وی می‌توان به «ترانه‌های مهتاب»، «ترانه‌های جشن تولد»، «شاعری در باغ وحش»، «از كودكی تا ماه»، «فاخته تنها»، «گل دوستی»، «جشن تولد ليلا كوچولو»، «علی كوچولو گم شده بود»، «آهو كوچولو قايم شو»، «چشمانت را ببند والريانوس» اشاره کرد. ]]> کودک و نوجوان Tue, 06 Feb 2018 11:23:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257514/اصل-جشنواره-تشویق-کردن ۱۰کتاب در انتظار نشان‌های نقره و طلای لا‌ک‌پشت پرنده http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257490/۱۰کتاب-انتظار-نشان-های-نقره-طلای-لا-ک-پشت-پرنده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ۱۰کتاب به عنوان نامزدهای دریافت نشان‌های طلا و نقره لاک‌پشت پرنده معرفی شدند و برگزیدگان روز ۶ اسفند در فروشگاه شهرکتاب مرکزی معرفی خواهد شد. روابط‌عمومی فروشگاه مرکزی شهرکتاب، با اعلام این خبر افزود: در آیین اهدای نشان‌های طلا و نقره لاک‌پشت پرنده که روز ۶ اسفند در فروشگاه مرکزی شهرکتاب برگزار خواهد شد، کتاب‌های برگزیده از میان ۱۰ نامزد راه یافته به مرحله نهایی انتخاب خواهد شد. بنا بر این گزارش نامزدهای ششمین دوره‌ اهدای نشان‌های طلایی و نقره‌ای لاک‌پشت پرنده کتاب‌های زیر هستند: آسفالتی‌ها/ نویسنده: تاد استراسر/ مترجم: ناصر زاهدی/ ناشر: افق شهری که راه افتاد/ نویسنده: کبری بابایی/ تصویرگر: محیا طلوع کیان/ ناشر: چکه یعقوب را دوست داشتم/ نویسنده: کاترین پترسون/ مترجم: بیتا ابراهیمی/ ناشر: پیدای سه‌گانه پتش‌خوارگر/ نویسنده: آرمان آرین/ ناشر: افق خوابی پر از گوسفند/ نویسنده و تصویرگر: پژمان رحیمی‌زاده/ نشر طوطی همایش پرندگان/ نویسنده و تصویرگر: پیتر سیس/ مترجم: زهره قایینی/ ناشر: موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات مجموعه بازی با ابزارهای ساده(سنگ/طناب/ چوب)/ نویسنده: معصومه پورطاهریان/ ناشر: شهر قلم کودک باتلاق/ نویسنده: شبون داد/ مترجم: بیتا ابراهیمی/ ناشر: پیدایش آتش‌خوارها/ نویسنده: دیوید آلموند/ مترجم: رویا زنده‌بودی/ ناشر: هوپا پرواز/ نویسنده: احمدرضا احمدی/ تصویرگر: راشین خیریه/ ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان این کتاب‌ها با بررسی  کتاب‌های منتشر شده در سال ۱۳۹۵ توسط گروه داوری لاک‌پشت پرنده انتخاب شده است. گروه داوری لاک‌پشت پرنده را معصومه انصاریان، محمود برآبادی، جعفر توزنده‌جانی، شکوه حاجی‌نصرالله، مینا حدادیان، شیوا حریری، شادی خوشکار، فاطمه زمانی، علی‌اصغر سیدآبادی، گیسو فغفوری، حدیث لزرغلامی، نلی محجوب، مریم محمدخانی، فرمهر منجزی، رویا میرغیاثی تشکیل می‌دهند. ]]> کودک و نوجوان Mon, 05 Feb 2018 11:42:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257490/۱۰کتاب-انتظار-نشان-های-نقره-طلای-لا-ک-پشت-پرنده مهمان‌های ناخوانده به چاپ بیست‌ویکم رسید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257472/مهمان-های-ناخوانده-چاپ-بیست-ویکم-رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، این اثر که سال گذشته به عنوان میراث ناملموس به ثبت رسیده است، برای بیست‌و‌یکمین‌بار وارد بازار نشر شد تا در مجموع شمارگان این اثر در بیش از نیم قرن گذشته به 382هزار نسخه برسد. مهمان‌های ناخوانده جزو آثار فولکلوری است که برای نخستین‌بار از سوی فرجام در قالب کتاب ارایه شد. این اثر اولین کتاب کودک چاپ کانون پرورش فکری است که مفاهیمی همچون دوستی با حیوانات و مهمان‌نوازی را گسترش می‌دهد. این کتاب بخشی از هویت و فرهنگ ایران است و تصویرگر آن نیز به انعکاس دقیق فرهنگ کشور ایران پرداخته است. کمک به کسانی که پناه می‌آورند، ترویج فرهنگ صلح، ارتباط بین نسلی و همزیستی مسالمت‌آمیز، برخی از مفاهیمی است که این کتاب منتقل می‌کند. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «پرهای مرغ به هم چسبیده بود، چشم‌هایش بی‌حال نگاه می‌کرد. پیرزن یک تکه پارچه پشت مرغ انداخت. مرغ هم کنار اتاق رفت، پابه‌پا کرد تا خشک شود. پیرزن چادر خیسش را از سرش برنداشته بود، که دوباره صدای در را شنید.» این اثر چون گذشته در قطع خشتی به چاپ رسیده است و 3هزار تومان قیمت دارد. گفتنی است کتاب «مهمان‌های ناخوانده» برای نخستین بار در سال 1345 برای گروه سنی «الف» (3 تا 6 سال) از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است. ]]> کودک و نوجوان Mon, 05 Feb 2018 09:39:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/257472/مهمان-های-ناخوانده-چاپ-بیست-ویکم-رسید