خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين کودک و نوجوان :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/children Thu, 20 Sep 2018 00:49:32 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 20 Sep 2018 00:49:32 GMT کودک و نوجوان 60 مهلت ارسال آثار به دهمین برنامه هفته پژوهش کانون تمدید شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265456/مهلت-ارسال-آثار-دهمین-برنامه-هفته-پژوهش-کانون-تمدید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) علاقه‌مندان می‌توانند چکیده مقاله‌ها و پروپوزال خود را تا 8 مهر و اصل مقاله‌ها، گزارش طرح‌های پژوهشی، اقدام پژوهی، پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و رساله‌های دکتری خود را تا 15 آبان 1397 به دبیرخانه این ویژه‌برنامه ارسال کنند. بر اساس خبر اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون نتایج آن 20 آذر اعلام و ویژه‌برنامه هفته پژوهش نیز 25 آذر برگزار می‌شود. براساس فراخوان این دوره «مهارت‌های زندگی» و «قصه و قصه‌گویی» محورهای ویژه برنامه هفته پژوهش کانون است. در عین حال، فن‌آوری‌های نوین و فضای مجازی، رسانه، تعلیم و تربیت، کتاب و کتابخوانی، نشریه‌ها و مطبوعات، سرگرمی‌ها و اسباب‌بازی‌ها، هنر، ادبیات، اوقات فراغت، نیازهای تخصصی و صلاحیت‌های عمومی مربی، استانداردهای فضای کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی هنری فرهنگی از جمله محورهای پژوهش در حوزه کودک و نوجوان است که از سوی داوران این رویداد مورد بررسی قرار می‌گیرد. بر اساس این خبر، آثاری که در فاصله زمانی مهر 1396 تا مهر1397 کامل شده، آثاری که به صورت فردی یا گروهی (حداکثر 3 نفر) آماده شده، آثاری که به سایر جشنواره‌ها ارسال نشده، آثاری که تنها گردآوری مطالب، برداشت مستقیم از منبع و خارج از محورهای اعلامی باشد و مقاله‌هایی که علمی پژوهشی، علمی ترویجی یا مروری، مطالعات موردی و تحلیلی انتقادی باشد، در دوره دهم هفته پژوهش پذیرفته و بررسی می‌شوند. همچنین میزان انطباق موضوع با محورهای پژوهش، میزان ارتباط پژوهش با اهداف و سیاست‌های کانون، قابلیت برخورداری از کاربست در فعالیت‌های خرد و کلان کانون و رعایت قالب استاندارد مقاله، طرح پژوهشی، اقدام پژوهی و پایان‌نامه نیز از جمله معیارهای بررسی و انتخاب آثار به شمار می‌رود. ویژه‌برنامه‌های دهمین دوره هفته‌ی پژوهش با هدف بهبود کمی و کیفی فعالیت‌های کانون با توجه به سیاست‌های معاونت فرهنگی، روزآمدسازی فعالیت‌ها و اقدام‌ها از طریق پژوهش‌های کاربردی، کمک به ارتقای فعالیت‌های پژوهشی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ایجاد زمینه مناسب برای اشاعه و کاربست پژوهش‌های بنیادی و کاربردی و معرفی پژوهش‌گران برتر و تقویت‌ساز و کارهای انگیزشی این فعالیت در کانون برگزار خواهد شد. علاقه‌مندان به شرکت برای آگاهی بیش‌تر از چگونگی و شیوه‌ برگزاری این رویداد می‌توانند با شماره‌های 88971379- 09376533973 دبیرخانه‌ مرکزی هفته پژوهش تماس بگیرند و یا با پست الکترونیکی به نشانیkanoon.pazhuhesh@gmail.com  ارتباط برقرار کنند. ]]> کودک و نوجوان Wed, 19 Sep 2018 07:19:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265456/مهلت-ارسال-آثار-دهمین-برنامه-هفته-پژوهش-کانون-تمدید تکراری‌گویی و کلیشه‌گویی‌ ادبیات دینی را تهدید می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265473/تکراری-گویی-کلیشه-گویی-ادبیات-دینی-تهدید-می-کند محمود پوروهاب در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره ضرورت پرداختن به موضوعات مذهبی در کتاب‌های کودک و نوجوان گفت: سرودن شعر یا نوشتن داستان به عنوان ابزاری هنری  تاثیر زیادی در انتقال مفاهیم به بچه‌ها دارد به همین دلیل باید موضوعاتی انتخاب شود که هم آموزنده باشد و هم بتواند بر افکار بچه‌ها تاثیر بگذارد. کار نویسنده این است که با زبان هنر این نکات و آموزه‌ها را به بچه‌ها منتقل کند.   این نویسنده حوزه کودک و نوجوان بیان کرد: ما نویسندگان در خلق آثار توجه زیادی به مسائل اخلاقی و انسانی داریم تا بچه‌ها با سیره پیامبر اکرم و امامان بیشتر آشنا شوند و بدانند که این بزرگواران چه خصوصیات اخلاقی برجسته‌ای داشتند و چه کمک‌هایی به سایر انسان‌ها می‌کردند. بیان این مطالب برای بچه‌هایی که امام‌ها را به عنوان الگوی خود می‌دانند و از آن‌ها الهام می‌گیرند، بسیار سودمند است.   وی با اشاره به ‌اینکه ما نویسندگان می‌خواهیم به این وسیله ارزش‌های انسانی را با استفاده از شعر و داستان در بچه‌ها نهادینه کنیم، گفت: معمولا نویسندگان مطالبی می‌نویسند که مستند و برای بچه‌ها باورپذیر باشد. اما متاسفانه همین بچه‌ها وقتی در هیات‌های مذهبی می‌روند گاهی مطالبی را می‌شنوند که صحیح نیست و جنبه خرافات دارد و غیرقابل باور است و در این هیات‌ها فقط به این مسائل از جنبه احساسی پرداخته می‌شود که آسیب‌زاست.   به گفته پوروهاب، عدم توجه به منابع معتبر و قابل استناد در ذکر برخی مصیبت‌ها از جمله مشکلاتی است که در جامعه ما وجود دارد و متاسفانه گاهی در تالیف آثار دینی نیز دیده می‌شود.   نویسنده برگزیده کتاب سال رضوی یادآور شد: برخی نویسندگان علی‌رغم اینکه بسیار حرفه‌ای و خوش‌قلم هستند اما دیده می‌شود بدون استفاده و استناد از منابع اصلی داستان‌های مذهبی می‌نویسند که ممکن است به علت عدم دسترسی به منابع اصلی باشد. گاهی اوقات هم نویسندگان برای کسب اطلاعات به اینترنت مراجعه می‌کنند که چندان معتبر و قابل اعتماد نیست. تکراری‌گویی و کلیشه‌گویی‌های زیاد ادبیات دینی را تهدید می‌کند پوروهاب درباره انتقال مفاهیم توضیح داد: در شعر به دلیل اینکه با کلیات سر و کار داریم خیلی به دنبال این نیستیم که مطالب یک واقعه تاریخی را به کودک انتقال دهیم اما در داستان مذهبی به دلیل اینکه هم باید جنبه هنری مطلب حفظ شود و هم جنبه تاریخی آن، بنابراین اطلاعات باید براساس سندی ارایه شود که هم محکم و دور از خرافه باشد و هم برای بچه‌ها باورپذیر باشد.   وی آسیب و ضعف دیگری که ادبیات دینی ما را تهدید می‌کند تکراری‌گویی و کلیشه‌گویی‌های زیاد دانست و گفت: اغلب نویسندگان و شاعران ما یا نگاه تازه و نویی به کار ندارند یا از موضوعات، فرم و قالب تکراری استفاده می‌کنند. درحالی که زاویه دید، نگاه‌، قالب، فرم و مضمونی که ارایه می‌دهیم باید تازه و نو باشد تا بتواند مخاطب را جذب کند.   خالق «مژده گل» افزود: در حال حاضر به خاطر جَویی که ایجاد شده است اغلب ناشران می‌خواهند آثاری با موضوعات مذهبی تولید کنند و بیش از حد روی این مساله سرمایه‌گذاری کرده‌ و به نویسندگان و شاعران مختلف سفارش کار می‌دهند. اغلب این نویسندگان و شاعران هم به جای مراجعه به اسناد معتبر از مطالب سایرین الگوبرداری کرده‌اند، اگر حرفی هم برای گفتن داشته‌اند، نتوانسته‌اند آن را با زبان، نگاه و فرم تازه‌ای به مخاطبان ارایه دهند. این مساله سبب تولید آثار تکراری شده است که همه یک روایت خطی را دنبال می‌کنند. برخورد سلیقه‌ای با منابع قابل استناد  به گفته پوروهاب، البته در این زمینه مشکل دیگری هم وجود دارد و آن هم برخورد سلیقه‌ای با منابع موجود است، برخی کارشناسان و دانشگاهیان که در رشته علوم حدیث تحصیل کرده‌اند، برخورد سلیقه‌ای با منابع موجود می‌کنند و برخی منابع را قبول ندارند. وی درباره آثارش در زمینه ایام محرم و امام حسین (ع) نیز توضیح داد: ازجمله این آثار می‌تواند به کتاب «مژده گل» اشاره کنم که از سوی نشر جمکران برای گروه سنی کودک منتشر شده و شامل 10 داستان درباره امام حسین (ع) و قیامش در کربلا است. در یکی از داستان‌های این کتاب به نام «جُون» به حکایت داستان جُون، غلام آزاد شده ابوذر غفاری پرداخته‌ام که به عنوان خدمتکار نزد امام حسین (ع) کار می‌کند. او در روز عاشورا نزد امام حسین (ع) می‌رود و از او اجازه می‌خواهد به میدان جنگ برود ولی امام مخالفت می‌کند. اما جُون می‌گوید من همانطور که در لحظات خوشی در کنار شما بوده‌ام در لحظات سختی هم در کنار شما هستم و به میدان مبارزه می‌رود و شهید می‌شود.   کتاب شعر «امام گل‌ها» منظومه‌ای از شعرهای عاشورایی برای نوجوانان  پوروهاب در ادامه بیان کرد: در کتاب شعر «امام گل‌ها» هم که منظومه‌ای از شعرهای عاشورایی برای نوجوانان است و از سوی انتشارات مدرسه منتشر شده و تا به‌حال پنج چاپ از آن منتشر شده هم به این موضوع پرداخته‌ام. این کتاب شامل 13 شعر عاشورایی است و در آن از نمادهای متفاوتی همچون پروانه، قاصدك‌ها، گلدان، غنچه، غروب، لاله، بوسه آب، قطره‌ای از وفا و بسياری موارد ديگر استفاده شده و هر كدام معنای خاص خود را می‌رساند كه در عين لطافت برای كودكان، تشبيه‌هايی است كه روح كودك را با شخصيت‌ها و وقايع پيوند می‌دهد. آشنایی با نگاه ائمه در مجموعه «یک کار خوب» نویسنده «خوان هشتم» افزود: در مجموعه «یک کار خوب» هم  سعی کرده‌ام با زبانی بسیار ساده، کودکان را با بخشی از زندگی و نوع نگاه ائمه آشنا کنم. در این مجموعه 10 کتاب با نام‌های «اشک شادی، کارگرهای فقیر،خروس پرطلایی، آن آقای مهربان، همسفر ناشناس، کبوترهای دوست داشتنی، قصه مرد تنبل، کیسه سکه‌هایم کو؟، پیرزن ومهمان عزیز و تصادف» منتشر شده است که هرکدام از آنها به شیوه زندگی یکی از امامان شیعه اختصاص دارد. به گفته وی، روایت‌هایی که در این قصه‌ها مورد استفاده قرار گرفته‌اند گرچه روایت‌هایی است که ممکن است بارها در دوران کودکی از زبان بزرگترها شنیده باشیم اما نوع نگاه در قصه‌پردازی و همچنین ذکر جزئیات در ساخت وساز شخصیت‌های مختلف، این داستان‌ها را برای کودک امروز قابل هضم‌تر کرده‌است.     پوروهاب، هدف اصلی‌اش در این‌کار را پرهیز از شعارپردازی و نزدیک شدن به ذات روایت‌ها عنوان کرد، به گونه‌ای که کودک درحین خواندن یک قصه، خود را به عنوان یکی از شخصیت‌های آن قصه حس می‌کند و بر همین اساس سعی دارد که نمایی کلی‌تر از حدود دانش هرکدام ازبزرگان دین را شاهد باشد.   به گفته این نویسنده، مجموعه 10 جلدی«یک کار خوب» همچنین به صورت گویا نیز منتشر شده است و  کودک همراه با شنیدن یا خواندن قصه‌ها به شکلی ناخودآگاه صحنه‌ها و رویدادهای قصه را به شکلی عینی درجلو چشمان خود مجسم می‌کند.   محمود پوروهاب در سال 1340 در شهرستان رودسر به دنيا آمد. وی حدود 20 سال است كه در حوزه ادبيات كودك و نوجوان فعالیت مي‌كند. حاصل اين سال‌ها بیش از 50 كتاب شعر، داستان، زندگينامه، تحقيق و بررسی و حدود 100 مقاله پژوهشي و نقد است. او مسئول شعر ماهنامه‌های سلام بچه‌ها و پوپك و همين‌طور كارشناس ادبي مجله باران است. از جمله آثار او می‌توان به «پير چنگی» و «پر از بوی گلابی» و مجموعه شعر «تو با ما قدم می‌زنی» اشاره کرد.   ]]> کودک و نوجوان Wed, 19 Sep 2018 07:16:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265473/تکراری-گویی-کلیشه-گویی-ادبیات-دینی-تهدید-می-کند «آفتاب در حجاب» روایتی از شخصیتی نورانی است که هنوز درک نشده است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265468/آفتاب-حجاب-روایتی-شخصیتی-نورانی-هنوز-درک-نشده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «کتاب‌خورها» طرح جدید فرهنگسرای اندیشه برای ترغیب نوجوانان به خواندن کتاب‌های مختلف و تشویق آنان برای کتاب‌خوان شدن است. از مدتی قبل، کتابی انتخاب شده و توسط استاد کلاس به آنان اعلام می‌شود. بچه‌ها این کتاب را مطالعه می‌کنند و سپس در جلسه‌ای با حضور نویسنده کتاب، به نقد و بررسی این اثر می‌پردازند. در این جلسه، مباحث مختلفی از قبیل، طرح جلد کتاب، عنوان آن، راوی و زاویه دید اثر، پی‌رنگ و ... داستان مورد نقد و بررسی قرار گرفته و نظرات خود نویسنده، صحبت‌های بچه‌ها را تکمیل می‌کند.   این جلسه از «کتاب‌خورها» که عصر دوشنبه (26 شهریور) برگزار شد به نقد و بررسی رمان «آفتاب در حجاب» نوشته سیدمهدی شجاعی اختصاص داشت و بنابراین، مهمان ویژه آن، این نویسنده برجسته و نام‌آشنای کشور بود که با حوصله فراوان به صحبت‌های بچه‌ها گوش کرد و به نظرات آنان راجع به این رمان پاسخ داد.   در ابتدای جلسه، موضوع طرح جلد این کتاب مطرح شد و از نوجوانان حاضر در جلسه خواسته شد تا نظرات خود را پیرامون این موضوع بیان کنند. تعدادی از بچه‌ها اعتقاد داشتند که طرح جلد جدید کتاب، از طرح قبلی جذاب‌تر است چرا که گرافیک آن بهبود یافته است. هم‌چنین آنان اعتقاد داشتند که خورشید سیاه روی جلد، نشان‌دهنده‌ی عزاداری این صور فلکی برای واقعه کربلا است. در بخش دیگر، حاضران در جلسه نظرات خود را راجع به عنوان این کتاب بیان کردند. یکی از حاضران در جلسه اعتقاد داشت که منظور از آفتاب در حجاب، حضرت زینب سلام‌الله علیها است که در صحرای کربلا سیاه‌پوش شده است. یکی دیگر از حاضران می‌گفت که «عنوان این کتاب با معنای داستان بسیار مرتبط بوده است، آفتاب در حجاب به معنای وقایع دردناکی است که در کربلا رخ داده است و به همین دلیل، آفتاب (خورشید) نیز سیاه‌پوش شده است». یکی دیگر از نوجوانان نیز معتقد بود که حضرت زینب در مواجهه با تمام آلام و دردهایی که بر خاندان امام حسین علیه‌السلام گذشت، حجاب بود تا دشمنان از این دردها باخبر نشود و به بقیه دلداری بدهند. سیدمهدی شجاعی در تکمیل صحبت‌های مطرح شده گفت: در مورد عنوان کتاب باید بگویم که حجاب، علاوه بر این که می‌تواند به وقار و سنگینی حضرت زینب اشاره داشته باشد، مفهوم دیگری نیز دارد. حجاب، چیزی است که مانع دیدن یک شی از جمله حقیقت می‌شود که البته این حجاب می‌تواند از جنس تاریکی و نور باشد. باید گفت که «آفتاب در حجاب» به معنای آفتاب تابانی است که شخصیت بزرگ و والای آن شخصیت نورانی هنوز درک نشده است و از این جهت در حجاب مانده است.   وی توجه مخاطبان را به صفحه مقدمه این کتاب جلب کرد و گفت: هر یک از عناوینی که در این صفحه آمده است، یک لقب و یک وجه از شخصیت حضرت زینب است. برای مثال، عباراتی مانند «معلم مردان عالم»، «روشنی‌بخش خورشید»، «زهرای کربلا» و «صدیقه صغری» لقبی برای ایشان است و بنابراین «آفتاب در حجاب» نیز یک وجه از شخصیت ایشان است. بدین معنی که حقیقت وجودی ایشان هم‌چنان پوشیده مانده است و کشف نشده است. جنس روایت و زاویه دید متفاوت کتاب، آن را خاص کرده است در بخش دیگر، نوجوانان راجع به زاویه دید این داستان صحبت کردند. تعدادی از بچه‌ها اعتقاد داشتند که راوی این داستان، دوم شخص است و خطاب به حضرت زینب صحبت می‌کند که از این جهت جالب، جدید و خاص بوده است. در مقابل، تعدادی از بچه‌ها اعتقاد داشتند که راوی داستان دانای کل بوده است و علاوه بر آن، حضرت زینب نیز با خود حرف می‌زند و حرف دلش را بیان می‌کند. در نقد این بخش، تعدادی از حاضران اعتقاد داشتند که اگر نویسنده از راوی اول شخص استفاده می‌کرد، داستان تکراری می‌شد و استفاده از راوی سوم شخص نیز کمی غیر عادی و غیر احساسی بود در حالی که استفاده از راوی دوم شخص باعث شده است تا تصویر‌سازی و فضاسازی داستان به خوبی صورت بگیرد. شجاعی درباره‌ راوی و زاویه دید این رمان توضیح داد: همان‌طور که در سخنان بچه‌ها اشاره شد، راوی این رمان ترکیبی از دانای کل و دوم شخص است. در حقیقت، جنس راوی این رمان با کتاب‌های دیگر متفاوت است و از این جهت شاید بتوان گفت که اصلی‌ترین نکته این کتاب، جنس روایت و نوع زاویه دید است. باید اشاره کرد که این زاویه دید، طرح جدیدی است. همیشه در نوشتن داستان عاشورایی به دنبال این بودم که با توجه به این‌که بسیاری از افراد، مضامین عاشورایی را می‌دانند، یکی از جذابیت‌ها، استفاده از زاویه دید جدید است. وی افزود: ترکیب دانای کل و دوم شخص، راوی جدیدی را می‌سازد که این اجازه را به مخاطب و راوی می‌دهد تا بتواند احساس را کنترل کند و به نوعی پاگشای درونی داشته باشد. به اعتقاد من، این مدل از راوی، حس مخاطب را بیش‌تر درگیر می‌کند در حالی که اگر قرار بود راوی داستان فقط دوم شخص باشد، نمی‌توانست به بسیاری از حیطه‌ها وارد شود و این حس صمیمیت و عاطفه را برانگیزد. در حقیقت، ترکیب این راوی و ایجاد زاویه دید جدید، اتفاق مهمی باشد که در این رمان رخ داده باشد. نگاهی نو به ماجرای کربلا در یک رمان مذهبی بخش بعدی این جلسه، اختصاص به نقد و بررسی درون‌مایه این رمان داشت و نوجوانان کتاب‌خوان راجع به این موضوع، نظرات خود را بیان کردند. یکی از بچه‌ها می‌گفت که «با توجه به این که خواندن رمان مذهبی برای بسیاری از نوجوانان سخت است، نویسنده به این فکر افتاده است که با تلفیق عناصر مختلف داستانی، به ترسیم فضا در ذهن خواننده بپردازد و در این کار بسیار موفق بوده است چرا که نگاهی نو به شخصیت حضرت زینب داشته است. باید دقت داشت که در بسیاری از رمان‌های عاشورایی توجه اصلی به امام حسین و حضرت عباس علیه‌السلام است و توجه کمتری به حضرت زینب صورت می‌گیرد». یکی دیگر از حاضران اعتقاد داشت که در این داستان، حضرت زینب به مانند یک خورشید، همه را دلگرم می‌کرده است و از این جهت، شخصیت صبوری بوده که باید بهشان توجه می‌شده است. حضرت زینب از جمله شخصیت‌های تاثیرگذار واقعه کربلا هستند که فضا را تلطیف می‌کردند. یکی از نوجوانان به جمله معروف «کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود» اشاره کرد و گفت: «کتاب‌های مذهبی عمدتا به صورت سیره و مقتل نوشته می‌شوند و از این جهت خیلی برای مخاطبان جذاب نیستند. رمان مذهبی ترکیب عجیبی است و نوشتن آن بسیار سخت است. به نظرم استاد شجاعی در نوشتن رمان مذهبی واقعا تبحر دارند و دیگر آثار ایشان نیز چنین ویژگی را دارد. برای مثال در کتاب «آفتاب در حجاب» مواردی وجود دارد که حضرت زینب با خود گفتگو می‌کنند که بسیار زیباست». یکی از نوجوانان کتاب‌خوان جلسه گفت: «در بسیاری از رمان‌های مذهبی، به جنگ و شمشیر و شهادت پرداخته می‌شود در حالی که این جنگ، پیش‌زمینه‌ای نیز داشته است و در پس آن اتفاقات دیگری رخ می‌داده است. البته باید توجه داشت که در عین لطافت بانو، می‌توانیم استواری و محکم بودن ایشان را ببینیم». لایه‌های درونی و پنهان از ماجرای عاشورا را از دید حضرت زینب روایت کردم شجاعی در توضیح این بخش گفت: اکنون، با استفاده از مونث بودن و زن بودن شخصیت حضرت زینب می‌توانیم به لایه‌های درونی و پنهان از ماجرای عاشورا که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، ورود پیدا کنیم. یکی از جدی‌ترین نکات در شخصیت حضرت زینب، پارادوکسی است که توسط بچه‌ها مطرح شد. معمولا این‌گونه نمی‌تواند باشد که یک زن در اوج عاطفه و مهربانی و لطافت باشد و در عین حال، سلحشور و مقاوم و استوار باشد. ترکیب این دو وجه، شخصیت معجزه‌آسای ایشان را بهتر جلوه می‌دهد. یکی از موضوعات مهمی که در ماجرای کربلا مطرح می‌شود، این است که آیا واقعا در این ماجرا، امام حسین (ع) شکست خورد؟ نتیجه جنگ چه شد؟‌ یکی از بچه‌ها در پاسخ به این سوال گفت که به نظر من، هیچ شکستی در واقعه کربلا وجود ندارد. همان‌طور که بانو زینب فرمودند، چیزی جز زیبایی دیده نشده است. اوج بزرگی و عظمت ایشان در آ‌ن‌جا است که بعد از آن همه مصیبت و از دست دادن تمام عزیزانش چنین حرفی را بیان می‌کند. شاید اگر هر کدام از ما انسان‌های عادی بود و یکی از عزیزانش را از دست می‌داد، خرد می‌شد. به نظرم این اتفاقات اسلام را قوی کرد و اگر چنین اتفاقی رخ نمی‌داد، نه‌تنها تشیع بلکه اسلام هم از بین می‌رفت. واقعه کربلا باعث شد تا پایه‌گذاری عظیمی از جریان تشیع صورت بگیرد. مورخانی که در جبهه دشمن بودند اما نتوانستند آفتاب حقیقت را پنهان کنند شجاعی در ادامه بیان کرد: یکی از درون‌مایه‌های اصلی داستان این است که پیام‌های امام‌حسین (ع) و کربلا را به بقیه منتقل کنیم. بنابراین تنها یک درون‌مایه وجود ندارد بلکه آن‌چه که عصاره فکری این قیام است باید منتقل شود. اتفاقی که در کتاب رخ می‌دهد این است که در آن، دو واقعه را به صورت موازی جلو می‌بریم. یکی این است که واقعه کربلا از منظر حضرت زینب روایت می‌شود و تمام حوادث و ظرایف از زبان ایشان مطرح می‌شود و در طرف مقابل، یک درون‌گرایی در بین لایه‌های پنهان این ماجرا را داریم. دقت کنید که می‌توان واقعه عاشورا را از منظر امام حسین(ع)، حضرت زینب(س)، جبهه دشمن و ... دید. برای مثال، بسیاری از تاریخ‌ها و مقاتل که نوشته شده است، از طرف دشمن نوشته شده است. این نویسنده افزود: جالب این‌جا است که بسیاری از دشمنان حضرت، از ایشان روایت نوشته‌اند و تاریخ را بیان کرده‌اند. مطمئنا اگر در این طرف جبهه حضور داشتند، کشته می‌شدند. نکته مهم در این میان این است که با این که روایت از طرف دشمن صورت گرفته است، بسیاری از حقایق ماجرای کربلا فاش شده است. حکومتی که به غصب بر سرجای پیامبر نشسته است، تمام ابزار لازم را دارد اما در آخر، چیزی که در تاریخ می‌ماند فقط ننگ و شکست برای او است و در مقابل، برای امام حسین (ع) حقیقتی باقی می‌ماند که بعد از 14 قرن، هنوز هم می‌درخشد. ما در این دو وجه درگیر هستیم. بدین معنی که هم‌چنان که درون حضرت زینب را می‌کاویم، لایه‌های پنهان واقعه کربلا را می‌جوئیم و از این دوربین نگاه متفاوتی به واقعه کربلا داریم. برای مثال در کتاب «سقای آب و ادب»، چنین داستانی از زبان حضرت عباس نگاه می‌شود. استفاده از منابع محکم، دلیل برتری «آفتاب در حجاب» در بخش دیگر این جلسه، بچه‌ها به دریافت‌های جدیدی که از خواندن این کتاب دریافتند، اشاره کردند. یکی از بچه‌ها گفت: نکته مهمی در این کتاب وجود داشت و آن هم ماجرای خرابه شام است که پیش‌تر ماجرای آن را نمی‌دانستم. ماجرا از آن‌جا است که معاویه برای این که وجهه مردمی خود را حفظ کند، بخشی از یک خانه پیرزن که قرار بوده است به کاخ خود متصل شود را تخریب نمی‌کند اما بعد از فوت آن پیرزن، آن خانه باقی می‌ماند و تبدیل به یک خرابه می‌شود. حضور افراد مختلف در این خرابه و دیدار با آنان از جمله مواردی بود که برایم جدید بود و قبلا نشنیده بودم. باید بگویم که خوبی این کتاب این بود که منابع مستندی داشت که به راحتی می‌توان به آن‌ها دسترسی پیدا کرد و خواند. وی افزود: نکته مهم در این کتاب این بود که از لغاتی استفاده کرده بود که همگی را قبلا شنیده بودم و دیگر احتیاج نبود که بروم و راجع به آن جستجو کنم تا معنای آن را بفهمم. نثر داستان روان و خوب بود و طراوت خاصی داشت. من هر سال محرم، این کتاب را می‌خوانم اما هنوز هم برای جذاب است و تازگی دارد. یکی دیگر از نوجوانان حاضر در جلسه گفت: «این کتاب باعث شد تا کلیشه مسائل مذهبی در جامعه شکسته شده و نگاه جدیدی به آن اضافه شود. این داستان، زوایای پنهانی را برای ما آشکار کرده است که قبلا راجع به آن اطلاع نداشتیم. برای مثال، همیشه ماجرای عاشورا برای ما تا شهادت امام حسین (ع) روایت می‌شده است اما در این کتاب، اتفاقات بعد از شهادت ایشان نیز به تصویر کشیده شده است. تمام کلمات این رمان، مستند هستند شجاعی به نثر این رمان اشاره کرد و گفت: نوشتن داستان با نثر روان، برای من بسیار مهم است. یکی از اهدافی که در کتاب‌های مختلف خود دنبال می‌کنم، ارتقای سطح ادبی مخاطب است. برای مخاطب این درک و احترام را قائل هستم که باید با خود کتاب رشد کنند و بالا بیایند. این کتاب، کتاب سنگینی است و لغات سختی را دارد اما این که می‌شنوم که هیچ لغتی وجود نداشت که بخواهند راجع به آن جستجو کنند، برایم بسیار باارزش است چرا که روند کتاب و ادبیات به‌گونه‌ای بوده است که خود را معنی می‌کرده است. این نویسنده برجسته کشور در صحبت‌های خود سوالی را مطرح کرد و گفت: آیا در روند مطالعه این کتاب جایی بود که احساس کندی و ریتم ضعیف را داشته باشید یا خیر؟ این موضوع از این جهت برای من مهم است که هر کتابی برای خود ریتم نگارش دارد. این که در جایی این ریتم نیفتاده باشد و مخاطب حس خستگی نداشته باشد، برای من مهم است. یکی از حاضران در پاسخ به این سوال گفت: به نظرم برعکس این موضوع وجود داشت. بدین معنی که در مواردی احتیاج بود که برگردم و دوباره آن صفحه را بخوانم تا به جزئیات توصیف پی ببرم. یکی دیگر از حاضران در پاسخ به این سوال گفت که در کتاب «سقای آب و ادب» دچار این موضوع شدم. فصل عباس فرشتگان برایم سنگین و سخت بود و ریتم کندی داشت. دشواری‌های نوشتن رمان مذهبی چیست؟ شجاعی درباره منابع این کتاب گفت: یکی از دشواری‌های رمان مذهبی این است که شما بخواهید در عین پایبند ماندن به سند، کار ادبی انجام بدهید و با تخیل و تصویر‌سازی، داستان‌نویسی انجام بدهید. چرا که ممکن است این دو موضوع در جاهایی با هم تضاد پیدا کند. راه‌رفتن روی این لبه تیغ یعنی دور نشدن از مستندات و در عین حال، جذاب‌شدن داستان، کار بسیار سختی است. من در این کتاب اصرار داشتم که مخاطب بداند که هیچ حرفی از خود من در این کتاب نیست و همه چیز سند دارد و نقل روایت تاریخی است. باید بگویم که منابع، مانند مواد خام و اولیه‌ای است که باید پخته شود. وی افزود: البته بدون وجود آن‌ها، هیچ کاری صورت نمی‌گیرد. یک زمانی است که شما می‌خواهید داستان تخیلی بنویسید، خب ایراد ندارد اما وقتی قرار است که یک واقعه و یک شخصیت از قدیسین را روایت کنید، دست و پا به شدت بسته است چرا که باید در چارچوب استناد باقی بمانید. این شخصیت‌ها به نوعی کامل هستند که شما دیگر لازم نیست که چیزی به آنان اضافه کنید. به تعبیر آقای شریعتی، امام علی علیه‌السلام، حقیقتی بر گونه‌ای از اساطیر است. اسطوره به غیر از افسانه است. خاستگاه آنان این است که بشر دوست دارد آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایی را داشته باشد اما چنین شخصیتی وجود خارجی ندارد. چنین کمال‌طلبی در قالب یک شخصیت در ذهن او متجلی می‌شود که اسطوره نام دارد. در ارتباط با معصومین، با شخصیت‌هایی مواجه هستیم که اسطوره واقعی هستند و هیچ کم و کسری ندارند. خداوند چنین افرادی را در برابر ما قرار داده است. شجاعی درباره‌ ایجاد بدعت‌های جدید در مراسم عزاداری امام حسین (ع) گفت: یکی از دغدغه‌های جدی من توجه به همین موضوع است. یکی از اهداف جدی من برای تالیف کتاب این است که حقیقت وقایع تاریخی چیست و با بدعت‌ها فاصله‌گذاری شود. اگر کسی با خواندن این کتاب‌ها به حقیقت دست پیدا کند و از خرافات دور شود، من احساس می‌کنم که به هدف خود رسیده‌ام. چرا امام حسین (ع) درخواست فرشتگان برای حمله به دشمن را نپذیرفت؟ شجاعی به یک شبهه مهم پیرامون امام حسین(ع) پاسخ داد و درباره عدم استفاده ایشان از امدادهای غیبی که بهشان می‌رسیده است گفت: این موضوع زمانی جدی‌تر می‌شود که ما می‌شنویم که در تاریخ فرشتگان به پیش حضرت آمدند و کمک‌های خود را عرضه می‌کنند اما حضرت آن را نمی‌پذیرند. امام حسین(ع) برای این کار، استدلالاتی دارند که همان‌ها پاسخ به این سوال است که چرا تمام قضایا در کربلا باید در سیر تاریخی خود رخ می‌داد. یکی از دلایل این است که خداوند تصمیم ندارد که کسی را زوری به بهشت یا جهنم ببرد بلکه باید راه حقیقت و باطل روشن بشود و خود بشر انتخاب کند. وی اضافه کرد: راویان مقاتل، تا مقاطعی، به شدت معتقد بودند که بین استناد تاریخی و دریافت خود، فاصله‌گذاری کنند. حتی در نوشته‌های خود این موضوع را رعایت می‌کردند و جاهایی که استنباط خودشان بوده است را مشخص می‌کردند. اما در دوره‌های اخیر، این قید اصلا وجود ندارد و موارد غیر مستند مطرح می‌شود. در چند دهه اخیر، از وجه شعور و معرفت اهل‌بیت روز به روز فاصله گرفتیم و به مرز شوآف نزدیک شده‌ایم. این فاجعه بزرگی است. آن‌چه که در گذشته به عنوان مجلس عزای امام حسین(ع) برگزار می‌شد، مهم‌ترین وجه آن، وجه معرفتی بود و همیشه سخنرانی وجود داشت و پس از او نیز ذکر مصیبت انجام می‌شد. اکنون می‌بینید که به تدریج سخنرانی‌ها حذف می‌شود و فقط مداحی به ویژه آنان که مبنا ندارد باقی می‌ماند. این موضوع بسیار خطرناک است. 25 جلد فرهنگ‌نامه امام حسین (ع) برای دسترسی راحت همه اقشار به منابع مطالعاتی پیرامون واقعه کربلا نویسنده رمان «سقای آب و ادب» به تدوین فرهنگ نامه امام حسین(ع) برای دسترسی راحت نویسندگان به منابع اشاره کرد و گفت: در کتاب کشتی پهلو‌گرفته، منابع بسیاری را دیده بودم و از هر کدام یادداشت‌برداری‌هایی انجام داده بودم. آرام آرام به این نتیجه رسیدیم که یکی از دلایلی که تاکنون کار جدی و عمیق و مستند برای عاشورا و کربلا انجام نشده است، به تنبلی نویسندگان برای تحقیق برمی‌گردد. به همین منظور گفتیم که اگر بتوانیم یک بانک اطلاعاتی راجع به عاشورا تولید کنیم، نویسندگان، خطبا و ... می‌توانند به راحتی به آن مراجعه کنند و اطلاعات مورد نیاز را به دست بیاورند. وی افزود: از ابتدا تصور نمی‌کردیم که حجم کار تا این اندازه بالا برود اما در نهایت به 25 جلد کتاب رسیدیم که اسم آن «تاریخ امام حسین(ع)» است. زمانی که این کار انجام می‌شد، پیشرفت‌های نرم‌افزاری وجود نداشت و کار بسیار سختی بود. یک تیم چند نفره بیش از 10 سال بر روی این موضوع کار کردند و آن را به صورت موضوعی و دسته‌بندی شده کنار هم قرار دادند. اکنون هر نویسنده‌ای که بخواهد راجع به هر مقطع از تاریخ و هر شخصیتی تحقیق انجام بدهد، به راحتی برایش قابل دسترسی است و خیالش از بابت مغتنی بودن آن راحت است. در حقیقت هیچ چیزی در واقعه کربلا وجود ندارد که استناد تاریخی داشته باشد و در این کتاب نیامده باشد. اکنون به شکل سی‌دی نیز موجود است در حالی که قبلا روند سخت‌تری داشت. این نویسنده در بخش پایانی صحبت‌های خود ضمن اشاره به روایت جدیدی که در رمان «آفتاب در حجاب» از شهادت حضرت علی‌اصغر علیه‌السلام وجود داشت اشاره کرد و گفت: روایت شهادت حضرت علی‌اصغر در کتاب‌های دیگر من از زوایای مختلفی بیان شده است البته پایه آن یکی است. حضرت بیان می‌کند که من می‌خواهم دل سنگ این مردم را از هر راهی به دست بیاوریم؛ حتی با کمک بچه 6 ماهه خود و تقاضای آب برای او. این لایه‌های پنهان این ماجرا است. باید بگویم که بین این روایات تناقضی وجود ندارد بلکه از لایه‌های مختلف آن روایت شده است.  در بخش پایانی این جلسه، سیدمهدی شجاعی، فرازی از این رمان را برای حاضران خواند.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 18 Sep 2018 10:49:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265468/آفتاب-حجاب-روایتی-شخصیتی-نورانی-هنوز-درک-نشده توزنده‌جانی:رمانی با هویت ایرانی و فراتر از گونه‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/265368/توزنده-جانی-رمانی-هویت-ایرانی-فراتر-گونه-ها خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- ملیسا معمار: «دروازه مردگان» رمان سه گانه‌ای‌ست که حمیدرضا شاه‌آبادی آن را در ژانر وحشت برای نوجوانان نوشته و به تازگی از سوی نشر افق منتشر شده است. در نخستین جلد این مجموعه با عنوان «قبرستان عمودی» وقایع اصلی داستان‌‌ها در دوره قاجار می‌گذرد و طی آن جزئیاتی از تاریخ تهران قدیم و آدم‌های آن دوران برای خوانندگان روایت می‌شود. به این بهانه در میزگردی با حضور جعفر توزنده‌جانی، محمدرضا مرزوقی، مصطفی خرامان و نویسنده کتاب، در ایبنا به نقد و بررسی نخستین جلد از مجموعه سه گانه «دروازه مردگان» ‌پرداختیم. در این نشست، مجموعه «دروازه مردگان» در دو بخش بررسی شد؛ نخست توضیحاتی درباره اثر و نظرات نویسنده کتاب درباره آن و سپس نقد و بررسی رمان از سوی منتقدان و کارشناسان که در ادامه می‌خوانید.   آقای شاه‌آبادی چه شد که مجموعه «دروازه مردگان» را در ژانر فانتزی وهمناک برای نوجوانان نوشتید؟ نوجوانان علاقه زیادی به فانتزی دارند و به همین دلیل مدت‌های زیادی ذهن من مشغول بود و دوست داشتم کاری در فضای فانتزی وهمناک یا ژانر وحشت بنویسم. دو یا سه سال پیش بود که می‌خواستم مقاله‌ای درباره وضعیت دختران ایرانی در دوره قاجار بنویسم و به دنبال کسب اطلاعاتی درباره کودکان در آن دوره بودم. ازجمله منابعی که بررسی کردم مجموعه گزارشات نظمیه تهران در دوره ناصری بود. در این گزارشات می‌دیدم که تقریبا هرهفته، بچه‌ای در حوضی در تهران خفه می‌شود که دلایل مختلفی داشت. رفته رفته این موضوع برای من شکل دیگری پیدا کرد و احساس کردم زیر این حوض‌ها دریچه‌هایی وجود دارد که از آن‌جا بچه‌ها وارد جهان دیگر می‌شوند. در فانتزی هم باید دریچه‌ای وجود داشته باشد که وارد این دنیا شویم. درواقع فانتزی مانند پرانتزی است که در واقعیت باز می‌شود و هرکسی از زاویه‌ای در دنیای واقعی، این پرانتز را باز می‌کند. به نظر من این حوض پرانتز خوبی بود برای ورود به دنیای فانتزی. تازگی‌ها من برای نوشتن قصه‌ طرح خاصی ندارم. تصور اولیه من برای این رمان این بود که چهار بچه در چهار حوض متفاوت غرق می‌شوند و در جایی از داستان، به هم می‌رسند. اما وقتی شروع به نوشتن کردم چیز دیگری از آب درآمد و این کتابی شد که می‌بینید.   در ابتدا تصمیم داشتید داستان را در قالب مجموعه بنویسید یا بعدا به این نتیجه رسیدید که قابلیت مجموعه شدن دارد؟ در ابتدا قرار بود فقط یک رمان باشد. اما وقتی جلد اول تمام شد دیدم که برخی شخصیت‌های آن مانند سیاه‌های قهوه‌خانه قنبر قابلیت تکرار شدن دارند و می‌توانند در داستان دیگری به شکل دیگری تکرار شوند و به همین دلیل تصمیم گرفتم دو جلد دیگر هم بنویسم و کار تبدیل به سه‌گانه شود. در حال حاضر هم جلد دوم تمام شده و درحال فکر کردن به جلد سوم هستم.   در «قبرستان عمودی» دو داستان موازی روایت می‌شوند؛ روایتی از زندگی مجید در دوران معاصر و زندگی رضاقلی میرزا و دنیای مردگان در 150 سال قبل. این دو داستان چگونه به هم ارتباط پیدا می‌کنند؟ وابستگی مجید به این قصه‌ها برای این است که مادرش را از دست داده و می‌خواهد به‌نوعی با او ارتباط برقرار کند و دوست دارد جهان مردگان را ببیند. مثلا در صحنه‌ای که دارد با عکس مادرش صحبت می‌کند و می‌گوید اگر یکبار دیگر برگردی، به این مساله اشاره می‌شود.   شما در کتاب «لالایی برای دختر مرده» هم به نوعی روایتی مشابه این داستان را مطرح کرده‌اید و رنج وسختی دختران در طول تاریخ؛ از فروش دختران قوچان تا شكنجه و سختی دختران امروز در بعضی از خانواده‌ها و نادیده گرفتن آن‌ها و قربانی شدن دختران در دوره‌های سخت زندگی خانواده‌ها را به تصویر کشیدید؛ به نظر می‌رسد این دو کتاب شباهت‌های زیادی به هم داشته باشند و به نوعی آن کتاب درباره سختی‌های دختران و این داستان درباره مشکلات پسران است. چقدر این دو داستان با هم تفاوت دارند؟ «دروازه مردگان» برای من برخواسته از یک تجربه است. در «لالایی برای دختر مرده» گاهی فضا فراواقعی می‌شد. اما این فراواقعیت در قالب ابهام بود و قهرمان داستان نمی‌تواند تشخیص دهد اتفاقی که دارد می‌افتد، واقعیت است یا در ابهام. به همین دلیل هجوم واقعیت و واقع‌گرایی در آن کار زیاد بود و کار تلخ شده بود. در کتاب جدیدم به این نتیجه رسیدم که لازم نیست ما همیشه عین واقعیت را بنویسیم ما توانایی این را داریم که واقعیت را به زبان خیال و فانتزی ترجمه کنیم و من در این داستان 240 صفحه‌ای تقریبا در 180 صفحه توهم اینکه بچه‌ها را می‌فروشند در ذهن مخاطب ایجاد می‌کنم اما در صفحات آخر، داستان را به سوی پایانی خوش می‌برم و در عین حالی‌که مخاطب را با این واقعیت آشنا می‌کنم که بچه‌ها را می‌فروخته‌اند، سعی می‌کنم تلخی را از آن‌ها بگیرم و در فضای فانتزی به آن بپردازم.     در این کتاب به مرگ اشاره‌ کرده‌اید، موضوعی که به خاطر حساسیت‌هایی که درباره‌اش وجود دارد، نویسندگان کودک با احتیاط  وارد آن می‌شوند. به نظر شما موضوعاتی مانند مرگ و خفه‌شدن بچه‌ها باید به چه صورت برای کودکان و نوجوانان مطرح شود تا تاثیر منفی و مخربی در روحیه آن‌ها نداشته باشد؟ برای من موضوع مرگ در این آثار زمینه‌ای بوده برای پرداختن به آگاهی و مراتب آگاهی. به همین دلیل توجه به ماورای یک چیز، ورای آنچه که می‌بینیم، مثلا زیر یک حوض، بهانه‌ای بود که به موضوع آگاهی بپردازم. البته ماجرای جهان مرگ و پرداختن به آن در قدیمی‌ترین داستان‌های بشر وجود داشته است از اساطیر آشور و کمدی الهی دانته تا ارداویراف‌نامه و خلسه محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه، جلد سوم سیاحت‌نامه ابراهیم‌بیک را داریم و مرگ همیشه دغدغه بشر بوده و همیشه به زبان فانتزی بیان شده و زبان فانتزی با کهن‌الگوهایی که در ذهن بشر شکل گرفته‌اند ارتباط مستقیم دارد و انگار با قصه‌ها این نوع نگرش وارد زندگی ما شده و بشر هم می‌خواسته به این موضوع بپردازد و دغدغه‌اش بوده است. هروقت نویسندگان وارد این موضوع می‌شوند انگار برای خواننده جاذبه‌ای وجود دارد و به گرایش ناخودآگاهی که در ذهن مخاطب وجود دارد، اشاره می‌کند و نمی‌تواند تاثیر منفی در روحیه نوجوانان داشته باشد.   آقای توزنده‌جانی نظر شما درباره «قبرستان عمودی» چیست، چقدر نویسنده در خلق رمانی در ژانر فانتزی وهمناک موفق بوده است؟ قبل از برگزاری این نشست می‌خواستم یادداشتی را در صفحه اینستاگرامم درباره این کتاب منتشر کنم که به خواست خانم معمار قرار شد آن را در این جلسه بیان کنم. به نظر من رمان یعنی معماری و طراحی و چه خوب است که آدم رمان بخواند و چه خوب است که رمان ایرانی بخواند. رمان «دروازه مردگان» این شاخصه‌ها را دارد. وقتی صحبت از رمان می‌کنیم، چگونه «بیان کردن» خیلی مهم است. درباره مردگان و تاریخ، کتاب‌های مختلفی داریم که در زمینه‌های گوناگون صحبت کرده‌اند اما اینکه این موضوعات را در قالب رمان بیان کنیم، به خلاقیت خاصی نیاز دارد که از عهده هرکسی برنمی‌آید. هر رمان سه شاخصه کلی دارد؛ نخست خلق جهان تازه که می‌تواند برداشتی از جهان واقعی باشد که ما را با نگاهی جدید به کشف واقعیت‌ها سوق می‌دهد. دومین شاخصه معماری است. معماری در رمان بسیار مهم است. وقتی صحبت از لفظ ادبی می‌کنیم مهم نیست چه می‌خواهیم بگوییم مهم این است که چگونه می‌خواهیم بگوییم و این یعنی معماری و طراحی. شاخصه سوم ایرانی بودن رمان است. امروزه رمان‌های زیادی نوشته می‌شوند که هویت و رنگ‌و بوی ایرانی ندارند. به نظر من رمان «قبرستان عمودی» این سه شاخصه را دارد و ما با یک رمان روبه‌روایم که معماری لازم را دارد و دارای هویت ایرانی است.   نویسنده چقدر در ساختن جهان داستانی و طرح داستان موفق عمل کرده است؟ جعفر توزنده‌جانی: این داستان درباره پسر نوجوانی به نام مجید است که از روی دست‌نوشته‌هایی که پدرش با خود به خانه آورده با داستان زندگی رضاقلی میرزا و دروازه مردگان آشنا می‌شود. و با دو داستان یکی در عصر حاضر و یکی 150 سال پیش روبه‌رو می‌شویم. در این رمان مجید دست‌نوشته‌های قدیمی را می‌خواند و به دنیای مردگان سفر می‌کند و دست‌نوشته‌هایی را زنده می‌کند که در حال نابودی و از بین رفتن است. و به گفته ژیژک فرهنگ یعنی زبان مردگان که ما باید آن را زنده کنیم. از نظر طرح داستانی می‌بینیم نویسنده اجزای داستان را بادقت سرجای خودش قرار می‌دهد. مثلا قضیه فرار باید از توالت انجام شود و نویسنده مقدمه را از روز اولی که رضا را به قالیبافخانه می‌آورند با یک دل‌پیچه ساده شروع می‌کند و زمینه فراهم می‌شود تا کل داستان جلو رود و به میرزاحسن‌خان رشدیه می‌رسد. درباره جهان داستان هم، نویسنده جهانی را برای مخاطب می‌سازد که از روستای سلطان‌آباد شروع می‌شود و وقتی که رضا دزدیده می‌شود و به قالیباف‌خانه می‌رود، جهان موردنظر برای مخاطب ساخته شده است. شخصیت‌ها، محیط‌ها و حوادث کاملا کنار هم قرار گرفته تا نویسنده هم معماری‌اش را داشته باشد، هم جهان داستانی و هم هویت ایرانی داشته باشد. اغلب رمان‌های امروزه هویت ایرانی ندارند.   آقای مرزوقی نظر شما درباره این رمان چیست، بین این اثر و سایر آثار آقای شاه‌آبادی چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی می‌بینید؟ من بسیار خوشحالم که داریم در حوزه نوجوان و بزرگسال به سوی ادبیات ژانر می‌رویم. امروزه بچه‌ها عاشق ادبیات ترس و وحشت هستند و علاقه زیادی به این گونه کتاب‌های دلهره‌آور و همچنین ادبیات ماجراجویانه دارند. خیلی خوب است که به بهانه ژانر چیزهایی را بیان کرد که بچه‌ها در حالت معمولش اصلا حوصله خواندن آن‌ها را ندارند مانند بخش گم‌شده‌ای در تاریخ که برمی‌گردد به بچه‌هایی که در دوران مظفرالدین‌شاه گم شده‌اند. اینکه نویسنده به این موضوع پرداخته و بیان توضیحاتی درباره شخصیت‌هایی مانند «میرزاحسن‌خان رشدیه» بسیار جذاب است و می‌تواند اطلاعات خوبی را به مخاطب ارائه دهد. خواندن این کتاب به دلیل شرایط ناگواری که بچه‌ها دارند، مرا به یاد «الیور توئیست» ‌انداخت. اگر نویسندگان ما سال‌های قبل مثلا صدسال پیش، داستان‌هایی درباره زندگی بچه‌هایی می‌نوشتند که گم شده‌اند یا در این شرایط زندگی کرده‌اند، شاید حقوق کودکان در ایران جدی‌تر گرفته می‌شد. من حدود پنج کتاب از آقای شاه‌آبادی خوانده‌ام و به نظرم تشابه روایتی بین این داستان‌ها وجود دارد. مثلا در «کافه خیابان گوته» هم دو راوی داریم و یکسری ویژگی‌های مشخص مانند پرداختن به مسائل تاریخی که در اغلب آثار آقای شاه‌آبادی دیده می‌شود و سعی می‌کند تاریخ را زنده و جاندار کند. آقای شاه‌آبادی توانسته در این کتاب به درستی از اسطوره‌ها و الگوهای تاریخی استفاده کند.     حمیدرضا شاه‌آبادی و محمدرضا مرزوقی به نظر شما آیا نویسنده توانسته ورود خوبی به داستان داشته باشد و کشش لازم برای خواندن ادامه داستان را در مخاطب ایجاد کند؟ یکی از ویژگی‌های مهم برای هر رمان شروع و پایان درست است و این رمان، هم شروع خوبی دارد و هم پایان قانع کننده‌ای. مثلا در پاراگراف اول این رمان، ورود نویسنده به گونه‌ای است که وقتی خودم را یک نوجوان تصور می‌کنم، جذاب است. از سویی وقتی داستان رضاقلی میرزا بیان می‌شود، احساس می‌کنم ریتم داستان خیلی درست است و نویسنده به خوبی وارد داستان می‌شود و به جزئیات تاریخی به خوبی پرداخته است. البته غیراز اینکه در آغاز ورود خوبی به داستان دارد، معمولا ورود خوبی هم به فصل‌ها دارد و خیلی جاندار وارد فصل‌ها می‌شود و مخاطب را نمی‌کشد. اما چون ژانر داستان، وحشت است انتظار داشتم بیشتر وارد حوض و دروازه مردگان و حیطه ترس و وحشت می‌شدیم.   آقای توزنده‌جانی به نظر شما در این رمان تا چه اندازه ویژگی‌ها و شاخصه‌های ژانر ترس و وحشت وجود دارد؟ به نظر من نباید به هیچ‌وجه این رمان را در ژانر وحشت قرار داد. حتی ناشر هم در انتخاب تصویر برای طرح روی جلد کتاب اشتباه کرده و تصویری از دو زامبی به همراه خون آورده است. اما رضا و شکور وقتی داخل حوض می‌روند گذشته‌شان را کشف می‌کنند و آن‌جا اصلا وحشتناک نیست و فقط نوعی آگاهی درباره مرگ به نوجوانان می‌دهد و می‌گوید مرگ هم نوعی سفر کردن است و آن‌ها را به آگاهی می‌رساند و صحنه دلهره‌آور و وحشتناکی وجود ندارد. در این قسمت رضا درباره خانواده‌اش به آگاهی می‌رسد و نگرانی مادرش را می‌بیند یا شکور می‌بیند بچه مادری است که نمی‌تواند به او شیر دهد و اطلاعاتی درباره گذشته‌اش کسب می‌کند. این رمان بسیار کامل است و اگر در گونه ژانر وحشت گنجانده شود، اثر تقلیل داده‌ شده است. به هیچ وجه اعتقاد ندارم که این رمان در گونه ژانر ترس و وحشت می‌گنجد. اکثر آثاری که نویسندگان ما در این ژانر نوشته‌اند مانند تونل‌های وحشت است که بچه‌ها می‌دانند آخرش چیزی نیست فقط می‌خواهند یک لحظه بترسند. اما ژانر وحشت واقعی کاری می‌کند که مخاطب واقعا ترس و وحشت را تجربه کند و به چشم یک بازی به آن نگاه نمی‌کند.   پس این کتاب را در چه گونه‌ای تقسیم‌بندی می‌کنید؟ جعفر توزنده‌جانی: به نظر من «دروازه مردگان» یک رمان ایرانی و فراتر از گونه‌هاست و نباید به ژانر وحشت تقلیل یابد. حتی در حوزه تاریخی هم نمی‌توانیم آن را تقسیم‌بندی کنیم. محمدرضا مرزوقی: احساس می‌کنم آقای توزنده‌جانی با ژانر مشکل دارند، چون می‌گویند من این کتاب را فراتر از ژانر می‌دانم. درحالی‌که ادبیات، غالبا با ژانر جلو رفته است. اینکه این اثر در ژانر وحشت می‌گنجد یا نه، باید بگویم به نظر من «قبرستان عمودی» یک ژانر است که با وحشت‌های بومی ارتباط دارد. البته به نظر من در این کتاب، جهان زندگان به دلیل شرایط بدی که این بچه‌ها دارند وحشتناک‌تر از جهان مردگان است. به هرحال موضوعاتی مانند جهان مردگان، جن و پری همه در ژانر وحشت می‌گنجند اما ما هنوز یادنگرفته‌ایم که چگونه به آن بپردازیم. غربی‌ها خون‌آشام را ساختند اما ما با اینکه قصه‌های زیادی در جنوب کشورمان داریم که می‌توانستند همپای ژانر وحشت رشد کنند، نتوانستیم چیزی همپای خون‌آشام‌ها خلق کنیم.   جعفر توزنده‌جانی: من با ژانر مشکلی ندارم اما معتقدم ژانرها را منتقدان ساخته‌اند. ادگار آلن‌پو، نخستین کسی بود که عناصر داستانی را بیرون کرد. او داستان‌های خودش و دیگران را خواند و گفت که این‌ها ویژگی‌هایی دیگری دارند. درباره این گونه هم همینطور. مثلا در مصاحبه با مارکز از او خواسته بودند درباره اثری که در گونه رئالیسم جادویی نوشته توضیح دهد و او پاسخ داده بود که من اصلا نمی‌دانم شما چه می‌گویید. من فقط آنچه را که اتفاق افتاده، نوشته‌ام و سپس درباره اتفاقی که برایش افتاده و عینا در داستان نوشته، توضیح داده است. درواقع ژانرها را بعدا منتقدان بوجود آوردند. من اصلا با ژانر وحشت مخالف نیستم اما به نظر من این کتاب در ژانر وحشت نمی‌گنجد و تصویری که روی جلد این کتاب کشیده شده با داستان کتاب همخوانی ندارد.   حمیدرضا شاه‌آبادی: آقای توزنده‌جانی لطف دارند که می‌گویند این کتاب فراژانر است. اما باید توجه داشت، جنبشی در ادبیات آمریکا در گذشته شکل گرفت که حاصلش را به عنوان رمان سیاه می‌شناسیم. رمان سیاه گرایش جدید به ژانر پلیسی بود و تا قبل از آن داستان‌های پلیسی منحصر به داستان‌های آگاتا کریستی و نویسنده‌های مشابه آن بود که در فضاهای سربسته اشرافی می‌گذشت و رفته رفته معماها پیچیده‌تر می‌شد و خواننده باید آن‌ها را کشف می‌کرد و ژانر پلیسی نوعی ادبیات سرگرم‌کننده بود که هیچ نوع محتوایی نداشت. اما رمان سیاه این قاعده را شکست و داستان‌های پلیسی وارد متن جامعه شد و در کنار طرح مسائل پلیسی، مسائل اجتماعی را مطرح می‌کرد و محتوای ویژه‌ای را عرضه می‌کرد. آقای توزنده‌جانی اشاره درستی کرد که برخی رمان‌های ترسناک مانند تونل وحشت‌ا‌ند. من هم رمان‌های خارجی و ایرانی زیادی خوانده‌ام که عمدتا همین ویژگی را داشته‌اند. شاید تلاشی که من در این کتاب کرده‌ام این بود که در دل ژانر نشان دهم که می‌توان فراتر رفت و مضامین عمیق‌تری را بیان کرد و وارد مباحث اجتماعی شد.     جعفر توزنده‌جانی و مصطفی خرامان   جعفر توزنده‌جانی: اینکه می‌گویم فراتر از ژانر رفته می‌توانم مثال ساده‌ای بزنم. مثلا کارهای داستایوفسکی. او پاورقی‌هایی که در فرانسه در نشریات معتبر تحت عنوان رمان عامه پسند با هدف اینکه تیراژ روزنامه‌ها بالا رود، چاپ می‌شد را جمع‌آوری کرد و آن‌ها را ارتقا داد و الان نمی‌توانیم رمان‌های او را درگونه عامه‌پسند قرار دهیم. و آثار او به گونه‌ای فراتر رفت که باختین بحث چندصدایی را از دل رمان‌های داستایوفسکی بیرون کشید.   در بخش‌هایی از «قبرستان عمودی» می‌بینیم که به صورت غیرمستقیم آموزش‌هایی هم به مخاطبان داده می‌شود؛ مثلا اینکه خواندن چندین و چندباره نوشته‌های رضاقلی میرزا حس نوشتن را در مجید زنده می‌کند و او را به نویسندگی تشویق می‌کند، یا در بخشی دیگر به تاثیر کتابخوانی در گرم و صمیمی شدن محیط خانواده اشاره می‌شود، یا در بخشی دیگر نوید به سپری شدن روزگار سخت گذشته و امیدوار بودن بیان می‌شود. آیا این بخش‌ها با هدف انتقال پیام‌های آموزشی در دل داستان گنجانده شده است؟ حمیدرضا شاه‌آبادی: مضمون اصلی این کار، آگاهی و دستیابی به مراتبی از آگاهی بود. سعی می‌کردم به شیوه‌های مختلفی توجه مخاطبان را به این مضمون جلب کنم. من جامعه‌ای را نشان دادم که نیازمند آگاهی است و نیاز دارد برای برون رفت از آن شرایط آموزش ببیند، به همین دلیل میرزاحسن‌خان رشدیه به عنوان نمادی از آگاهی وارد داستان می‌شود. همچنین تشویق کودکان به کتابخوانی نیز در همین راستاست. درواقع انتقال اینچنین مضامینی به مخاطبان، در قالب داستان مدنظرم بود.   جعفر توزنده‌جانی: بطورکلی ما در برخورد با تاریخ دو شیوه داریم. عده‌ای هستند که فقط وقایع تاریخی را می‌خوانند و روایت می‌کنند. و عده‌ای دیگر هم معتقدند که تاریخ، چراغ راه آینده ماست و فقط به کسب اطلاعات بسنده نمی‌کنند. کار آقای شاه‌آبادی از نوع دوم است. مثلا اولین صحنه‌ای که رضا و شکور با میرزاحسن خان رشیدیه ملاقات می‌کنند، بسیار جالب است. وقتی آن‌ها پول پلویی کم می‌آورند و رشدیه می‌گوید «تو باید چهار شاهی می‌دادی نه پنج شاهی» به آن‌ها آگاهی و آموزش می‌دهد. یا در صحنه‌ای که میرزا حسن‌خان را با قد بلند و طمئنینه توصیف می‌کند تا مخاطب شناخت بیشتری نسبت به این شخصیت پیدا کند. در کدام کتاب تاریخی می‌توانیم به این صورت شخصیت، اندیشه‌ها و ذهنیت میرزا حسن‌خان رشدیه به عنوان کسی که معمار آموزش و پرورش نوین در ایران است را نشان دهیم. اگر شاه‌آبادی تاریخ مطالعه می‌کند، آن را تحلیل و تبدیل به تصاویر ماندگار می‌کند و تحلیلی  پیش روی خواننده قرار می‌دهد که به او آگاهی می‌بخشد.   محمدرضا مرزوقی: من هم پیش از این رشدیه را در حد میدان رشدیه و مجسمه‌ای می‌شناختم که در آن وجود داشت. ولی با خواندن این کتاب تصاویر متفاوتی از رشدیه در ذهنم شکل گرفت و شناخت زیادی نسبت به او پیدا کردم.   حمیدرضا شاه آبادی: سعی کردم در این کتاب واقعیت رشدیه را به بچه‌ها نشان دهم به همین دلیل اینقدر در داستان به قد بلند او اشاره کرده‌ام تا حس مورد نظرم به مخاطب منتقل شود. او شخصیت بزرگی داشت.   محمدرضا مرزوقی: شاه آبادی برای مخاطبش کم نمی‌گذارد. خیلی اوقات ما فکر می‌کنیم چون مخاطب ما نوجوان است توانایی درک بسیاری از مسائل را ندارد شاید تجربه ما بیشتر باشد اما بچه‌ها در خیلی جاها از ما جلوترند و خیلی خوب است که شاه آبادی برای مخاطبش کم نمی‌گذارد و مثلا در دیلماج همان اندازه به مخاطب بزرگسال اطلاعات تاریخی می‌دهد که در این کتاب به مخاطب نوجوان اطلاعات تاریخی می‌دهد. از سویی زاویه دید به ما قدرت تجزیه و تحلیل بیشتری می‌دهد و وجود دو زاویه دید در داستان در تحلیل بیشتر داستان به ما کمک می‌کند که دو نگاه متفاوت به یک موضوع داشته باشیم.     نظرتان درباره زبان و نثر داستان چیست؟ جعفر توزنده‌جانی: نثر یعنی کلمه مناسب در جایگاه مناسب، که گاهی نثر داستان  سخت و پیچیده است مانند نثر هوشنگ گلشیری و گاهی روان مانند نثر بسیاری از نویسندگان معاصر. این کتاب از نظر نثر داستانی درست است. اما از نظر زبان باید بگویم گاهی اوقات زبان‌ها به شدت شبیه هم شده‌اند و گاهی کلمات مشابه بکار می‌برند و تکیه کلام خاصی ندارند. چندصدایی در رمان کمتر دیده می‌شود. بهتر بود در این رمان دو زبان متفاوت داشتیم و زبان رضا و مجید با هم تفاوت داشت. از طرفی به نظر من داستان کاملا پسرانه است برعکس «لالایی برای دختر مرده» که کاملا دخترانه است. فضا به شدت مردانه است و در فضای مردانه جایی برای دخترها نیست.   حمیدرضا شاه آبادی: در حین کار احساس می‌کردم که کار خیلی پسرانه شده و هرچه فکر می‌کردم چگونه یک دختر وارد کار کنم، نشد. ولی خیلی خوشحالم که این کتاب چاپ شد و در زمان کوتاهی که از چاپش می‌گذرد بازخوردهای خوبی از آن گرفتم. موضوع مهم در کار نوشتن این است که بخشی از کار روی کاغذ خلق می‌شود و بخشی در ذهن خواننده و تا زمانی که بازخوردی از ذهن خواننده به نویسنده نرسد نویسنده نمی‌داند چقدر موفق بوده است. همچنین صحبت کردن درباره یک اثر کمک کردن به کامل شدن یک اثر است و من از شما و همه دوستان تشکر می‌کنم.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 18 Sep 2018 06:27:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/265368/توزنده-جانی-رمانی-هویت-ایرانی-فراتر-گونه-ها چگونه سر پدر و مادر خود را گول بمالیم؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265435/چگونه-سر-پدر-مادر-خود-گول-بمالیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «چگونه سر پدر و مادر خود را گول بمالیم» نوشته پیت جانسون است که به تازگی با تصویرگری نیکالاس کتلو و ترجمه هدا توکلی از سوی انتشارات هوپا منتشر شده است. این کتاب پنجمین جلد از مجموعه «قصه‌های با پدر و مادر» است که با زبان طنز و به شکل یادداشت‌های روزانه، از زبان پسری به نام لویی روایت شده است.   کتاب «چگونه سر پدر و مادر خود را گول بمالیم» داستان پسری است به نام لویی که از دست پدر و مادرش که با دیگران رقابت و چشم و هم‌چشمی می‌کنند به ستوه آمده است. نقل مکان به محل جدید و مدرسه تازه، پدر و مادر لویی را به والدینی رقابتی تبدیل کرده است. آن‌ها از لویی و برادرش الیوت می‌خواهند که بعد از مدرسه با شرکت در کلاس‌ها و فعالیت‌های فوق‌برنامه رفتاری مشابه کودکان همسایه داشته باشند تا از قافله پیشرفت عقب نمانند.   در این کتاب چشمان لویی سر کلاس فیزیک که برایش کسالت‌بار است گرم می‌شوند و چرت عمیقی می‌زند اما معلمش متوجه شده و از دست او عصبانی می‌شود. پدر و مادرش هم برای این کار او حسابی از کوره در می‌روند و نمی‌گذارند در برنامه‌ اینترنتی‌ای که حرف اول را در کل دنیا می‌زند، شرکت کند. لویی هرکاری می‌کند تا رضایت پدر و مادرش را کسب کند اما فایده‌ای ندارد تا اینکه بهترین دوستش، مدی، روشی سری به او یاد می‌دهدکه چگونه پدر و مادرش را گول بزند تا هر کاری دلش می‌خواهد انجام دهد.   کتاب نگاهی نقادانه به رفتار تربیتی خانواده‌ها دارد، رفتار پدر و مادرهای این کتاب برای خواننده ملموس و باورپذیر است و نویسنده به صورتی غیرمستقیم شیوه‌های تربیتی جاه‌طلبانه و توام با فشار والدین را زیر سؤال می‌برد.   از دیگر عنوان‌های این مجموعه می‌توان به «چگونه پدر و مادر خود را تربیت کنیم»، «پدر و مادرم دیوانه‌ام کرده‌اند»، «پدر و مادرم زده‌اند به سیم آخر»، «چگونه پدر و مادر خود را به روزرسانی کنیم» اشاره کرد.   پیت جانسون نویسنده کودک و نوجوان انگلیسی، متولد ۱۹۶۵ میلادی است. او تاکنون بیش از 40 کتاب نوشته است و در سنت‌آلبانس، واقع در جنوب انگلستان، زندگی می‌کند. کتاب‌های این نویسنده طرفداران زیادی دارد و کتاب «چگونه پدر و مادر خود را تربیت کنیم» یعنی نخستین جلد مجموعه «قصه‌های با پدر و مادر» علاوه بر دریافت جایزه کتاب شفیلد در فهرست نهایی دو جایزه مهم بوک باسترز و کتاب کودک انفیلد تاکنون به بیش از بیست زبان ازجمله چینی، ژاپنی و آلمانی ترجمه شده است؛ کتابی که خواننده را به قاه‌قاه خندیدن وامی‌دارد. «صد و یک سگ خال‌دار» اثر دودی اسمیت رمان مورد علاقه‌ پیت جانسون است. او می‌گوید نوشتن را نخستین بار با نامه‌هایی به دودی اسمیت شروع کرده است و خانم اسمیت با پاسخ به نامه‌اش اولین کسی بوده که ایده نویسنده شدن را در ذهن پیت جانسون پرورانده است.   «عقرب»، «پرونده‌ سری کارآگاه‌هنری و دستیارش تاشا»، «خیالت تخت» و «من بچه شرم» کتاب‌های دیگری هستند که از همین نویسنده منتشر شده است.   نیکالاس کتلو، متولد 1975 است و در استاکپورت منچستر دنیا آمده، تصویرگر کتاب کودکان است و بیشتر از 20 جلد کتاب برای کودکان تصویرگری کرده است.   انتشارات هوپا، کتاب «چگونه سر پدر و مادر خود را گول بمالیم» را در قالب 286 با شمارگان دو هزار نسخه و قیمت 210 هزار ریال منتشر کرده است.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 17 Sep 2018 13:05:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265435/چگونه-سر-پدر-مادر-خود-گول-بمالیم سیامک گلشیری: کتاب خوب، بدون مخاطب نمی‌ماند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265429/سیامک-گلشیری-کتاب-خوب-بدون-مخاطب-نمی-ماند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست یک‌شنبه‌های کتاب با هدف آشنایی بیشتر مخاطبان با آثار فاخر ادبی و نویسندگان آن، با حضور نویسندگان مطرح کشور، هر هفته در کتاب‌خانه‌های منطقه 8 برگزار می‌شود. آخرین جلسه از این نشست در فصل تابستان به میزبانی فرهنگسرای گلستان و با حضور سیامک گلشیری برگزار شد. سیامک گلشیری در ابتدای سخنان خود ضمن اشاره به اثار خود گفت: در سال 1373، اولین داستان کوتاه من به چاپ رسید. آن موقع مجله‌هایی بود که برد بسیاری داشت و افراد زیادی آن را می‌خواندند. یکی از آن‌ها مجله آدینه بود که اکنون به نظرم جایش خالی است. اولین داستان من در آدینه به چاپ رسید. بعد از آن تا سال 1377، داستان‌های زیادی را چاپ کردم و سپس در همان سال، اولین مجموعه داستان من توسط انتشارات مرکز منتشر شد و پس از آن، تقریبا هر سال یک کتاب را داشتم. اولین رمان من در سال 1387 منتشر شد. خاطرم هست که نشر مروارید در مورد اولین رمان من گفت که بهتر است آن را در بخش کودک و نوجوان منتشر کنیم و همین اتفاق هم رخ داد. پس از این اتفاق، دیگر وارد بخش کودک و نوجوان شدم و آثار خود را در این حوزه نوشتم. وی درباره اولین اثر خود که توسط انتشارات مرکز نیز به چاپ رسیده است، گفت: اسم ناشرهای بزرگ باعث می‌شود که کار نویسنده بهتر پخش شده و موثرتر دیده شود. اگر بخواهم چند نشر بزرگ را نام ببرم، باید به نشر مرکز، چشمه، مروارید، نگاه، ققنوس و ... اشاره کنم. علاوه بر این، مجلات نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بودند که اکنون کم‌رنگ شده‌اند. خاطرم هست که یک زمانی رئیس انتشارات نگاه به من می‌گفت که وقتی یک کتاب را در روزنامه تبلیغ می‌کنم، فردای همان روز، حداقل 700 نسخه از آن کتاب به فروش می‌رسید. در همان سال‌ها، مجله آدینه و دنیای سخن، نقش بسیار زیادی بر بیش‌تر دیده شدن یک کتاب داشتند. اکنون فکر می‌کنم که بار تمام آن مجلات و روزنامه‌ها را فضای مجازی بر دوش کشیده است و از این نظر بسیار هم خوب است. امروزه، گفته می‌شود که ما کتاب‌خوان کم داریم اما من این‌گونه فکر نمی‌کنم. به نظرم اگر مردم متوجه بشوند که یک کتابی خوب است و کتابفروشی به راحتی در دسترس آنان قرار بگیرد، تیراژ بسیار بالا می‌رود و آن کتاب خوانده می‌شود. نویسنده کتاب «مهمانی تلخ» در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اشاره به نقش منتقدین حوزه ادبیات در بهتر دیده شدن یک کتاب گفت: به نظرم، منتقدین نقش بسیار پررنگی دارند اما فکر می‌کنم که عصر منتقدین جدی در کشور ما فرا نرسیده است. دلیل آن هم این است که تیراژ کتاب‌ها خیلی پایین است. وقتی یک کتاب، هزار نسخه چاپ می‌شود، منتقد از کجا باید بفهمد که چنین کتابی وجود دارد؟ بالاخره او هم باید زندگی کند و شرایط زندگی را بگذراند. او درباره‌ راز موفقیت خود گفت: به نظرم اهتمام به نوشتن بسیار مهم است. من هر روز ساعت 8 صبح پشت میز کار خود هستم و تا 11 ظهر می‌نویسم. خاطرم هست که به یکی از شاگردانم گفتم که برای موفقیت، کافی است تا هر روز یک ساعت بنویسید تا در پایان سال بتوانید یک رمان را به چاپ برسانید. البته باید بگویم که بسیاری از نوشته‌ها، نیاز به چندین بار بازنویسی دارد. برای مثال، یک رمان 150 صفحه‌‌ای حداقل 6-7 ماه کار نیاز دارد. البته باید بگویم که از کار نویسندگی به صورت صرف، نمی‌توان گذران زندگی کرد و باید کارهای دیگری از جمله تدریس داستان‌نویسی و ... را انجام داد. سیامک گلشیری در پاسخ به سوالی مبنی بر توصیه خود به نویسندگان جوان، بیان کرد: به نظرمن، این نویسندگان که علاقه‌مند به نوشتن هستند، باید در ابتدا کلاس‌های داستان‌نویسی را بگذرانند و یا حداقل داستان‌های خود را برای کسانی که تخصص این کار را دارند، بخوانند تا اشکالات کارشان مشخص شود. علاوه بر این، معلمین کلاس‌های داستان‌نویسی، تمرین‌هایی را به دانش‌آموزان خود می‌دهند تا انجام دهند. آنان باید این تمرین‌ها را به خوبی انجام دهند. وی افزود: در حقیقت، استعداد و علاقه به تنهایی کمک‌کننده نیست و باید اصول داستان‌نویسی به خوبی فراگرفته شود. یکی از کارهای بسیار خوبی که بسیار کمک‌کننده است، خواندن رمان‌های کلاسیک و خوب ادبیات گذشته است. دلیل این موضوع این است که علاوه بر یادگری نکات آکادمیک داستان‌نویسی، خواندن این کتاب‌ها شهرزاد داستان‌نویسی را در کسی که می‌خواهد داستان بنویسد، به وجود می‌آورد. این رمان‌ها، ماهیت داستان‌نویسی دارد و کسی که آن‌ها را بخواند، خیلی خوب می‌تواند داستان بنویسد.   این نویسنده و منتقد ادبی به تعریف خود از مخاطب‌شناسی اشاره کرد و گفت: اول از همه باید بدانیم که مخاطب رمان نوجوان با رمان بزرگسال فرق دارد. اگر بخواهم ساده بگویم، ویژگی اصلی رمان نوجوان این است که حداقل یکی از شخصیت‌های اصلی داستان باید نوجوان باشد تا خواننده با او هم‌زادپنداری کند. علاوه بر این، نویسنده باید داستان خود را به‌گونه‌ای بنویسد که خواننده بتواند آن را بخواند. قصه نقش عمده‌ای در رمان دارد و نویسنده بیش از هر چیز باید به آن توجه کند. خیلی از رمان‌های خارجی به این دلیل مورد اقبال مخاطب قرار می‌گیرد که داستان آن ویژه است و مخاطب به خوبی می‌تواند با آن هم‌زادپنداری کند و شاید بتوان گفت که مخاطب بعضا با او زندگی می‌کند. براساس خبر روابط عمومی مراکز فرهنگی هنری منطقه 8 و فرهنگسرای گلستان، نویسنده مجموعه داستان «خون‌آشام‌ها» گفت: هر داستان، با یک جدل و کشمکش شکل می‌گیرد. در حقیقت، دو عنصر در تقابل با هم قرار می‌گیرند و این کشمکش بیرونی، منجر به ایجاد داستان می‌شود. جالب است که این کشمکش حتی می‌تواند بین انسان و طبیعت نیز باشد. برای مثال رمان «پیرمرد و دریا» نمونه‌ای از همین موضوع است. هر چه قدر این کشمکش قوی‌تر باشد، داستان نوشته شده قوی‌تر خواهد بود. بسیاری از داستان‌هایی که مورد توجه قرار نمی‌گیرد به دلیل همین موضوع است چرا که کشمکش واقعی در آنان شکل نگرفته است. باید به این موضوع اشاره کنم که نویسندگان مدرن، اکنون داستان خود را در قالب تصویر ارائه می‌دهند و ما می‌توانیم بسیاری از کنش‌ها و واکنش‌های آنان را ببینیم. این موضوع باعث کشش مخاطب به داستان می‌شود و تا آخرین لحظه نمی‌تواند آن را رها کند.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 17 Sep 2018 12:08:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265429/سیامک-گلشیری-کتاب-خوب-بدون-مخاطب-نمی-ماند ​سیدمهدی شجاعی به میهمانی «کتابخورها» می‌رود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265423/سیدمهدی-شجاعی-میهمانی-کتابخورها-می-رود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «کتابخورها» برنامه‌ای است در راستای تشویق و علاقه‌مند کردن نوجوانان به کتابخوانی که به همت رضوان خرمیان، نویسنده و مترجم کتاب‌های کودک و نوجوان در فرهنگسرای اندیشه برگزار می‌شود.   این برنامه پیش از این در قالب برنامه ‌«کتابخوانی دسته‌جمعی نوجوانان» از سال 1395 در فرهنگسرای رسانه برگزار می‌شد و در هر جلسه یک کتاب برای مطالعه به نوجوانان پیشنهاد داده می‌شد.   در برنامه «کتابخورها» نیز مانند «کتابخوانی دسته‌جمعی نوجوانان» کودکان و نوجوانان در طول یک هفته کتاب را تهیه و مطالعه می‌کنند، سپس در برنامه‌ای که با حضور نویسنده یا مترجم کتاب برگزار می‌شود، نظرات و پرسش‌هایشان را درباره اثر خوانده شده مطرح می‌کنند.   در جلسات قبلی این برنامه کتاب‌هایی مانند «خواهران تاریک» نوشته مهدی رجبی و «آبشار یخ» با ترجمه محبوبه نجف‌خانی برای خوانش گروهی و بررسی به مخاطبان معرفی شدند.   در جلسه بعدی این برنامه هم که دوشنبه (26شهریور 1397) با حضور سیدمهدی شجاعی، نویسنده، در فرهنگسرای اندیشه برگزار می‌شود، کتاب «آفتاب در حجاب» خوانش و بررسی می‌شود.       کتاب «آفتاب در حجاب» که در سال 1396 از سوی نشر نیستان منتشر شده روایتی است از زندگی حضرت زینب، از کودکی تا عاشورا تا اسارت و تا وفات. اثری که ماندگاریاش از حال پیداست. رمانی که به پشتوانه تحقیقات دقیق و عالمانه تاریخی و روایی،‌ به همه زوایای پنهان و آشکار زندگی و رفتار و درونیات حضرت زینب پرداخته است. داستان از کابوس حضرت زینب در کودکی آغاز می‌شود که گواه رحلت پیامبر است و شهادت مادر و پدر و… آغاز می‌شود و در انتهای کتاب باز به همین خواب پریشان می‌رسیم.   برنامه «کتابخورها» دوشنبه‌ (26 شهریور 1397) از ساعت 17 در فرهنگسرای اندیشه واقع در خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، بوستان شهید منفردنیاکی (اندیشه)، کتابخانه فرهنگسرای اندیشه برگزار می‌شود.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 17 Sep 2018 09:01:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265423/سیدمهدی-شجاعی-میهمانی-کتابخورها-می-رود «نبردهای دریا» در راه است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265419/نبردهای-دریا-راه محمد قصاع در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره آثار در دست ترجمه‌اش گفت: در حال حاضر مشغول ترجمه مجموعه‌ای به نام «نبردهای دریا» هستم که از سوی گروهی از نويسندگان آمريكايی با نام مستعار «آدام بليد» نوشته شده است. آدام بلید نام مستعار گروهی است که مجموعه «نبرد هیولاها» را نوشته‌اند و تا به حال بیش از120 عنوان از آن را منتشر کرده‌اند.   این مترجم در ادامه بیان کرد: این گروه نویسنده، از مجموعه «نبردهای دریا» نیز تا به‌حال 32 عنوان منتشر کرده‌اند و من 21 عنوان از آن‌ها را ترجمه کرده و به ناشر تحویل داده‌ام که همزمان کارهای مربوط به ویراستاری و ... آن در حال انجام است و در حال حاضر نیز مشغول ترجمه جلد 22 هستم.   به گفته قصاع، این مجموعه کاملا از مجموعه «نبرد هیولاها» مستقل است. همچنین «نبرد هیولاها» کاملا در ژانر فانتزی بود ولی «نبرهای دریا» بیشتر در ژانر علمی تخیلی است و مسائل تکنولوژی و فناوری را ر حد نکات ساده‌ای که قابل فهم برای گروه سنی 7 تا 11 سال باشد را مطرح می‌کند. در همه داستان‌ها یک هیولا وجود دارد که یا رباتیک است یا با دستگاه‌های رباتیک کنترل می‌شود و مانند سایر کتاب‌های ژانر فانتزی نبرد بین خیر و شر در این مجموعه هم وجود دارد.   محمد قصاع متولد سال 1343 در تهران و کارشناس مخابرات دریایی است. او کار ترجمه را از سال 1367 با ترجمه‌ كتاب‌های علمی تخيلی شروع كرده است. مجموعه‌های «اسپايدرويک»، «نبرد هيولاها»، «خانه‌ی درختی سحرآميز» و كتاب‌های «سرنوشت‌سازان»، «مرد عنكبوتی» و «درخت چوب آهنی» از آثار اين مترجم‌اند.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 17 Sep 2018 08:39:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265419/نبردهای-دریا-راه «آینده را باید ساخت» شعار هفته ملی کودک شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265416/آینده-باید-ساخت-شعار-هفته-ملی-کودک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) چند سالی است که هفته ملی کودک با محوریت کانون به صورت منسجم و با همکاری و مشارکت بیشتر وزارت‌خانه‌ها و دستگاه‌های دولتی و غیر دولتی و سازمان‌های مردم‌نهاد مرتبط با این حوزه، برنامه‌ریزی و در نیمه مهر هر سال در سراسر کشور برگزار می‌شود. امسال با برگزاری نشست‌های مختلف در تهران نمایندگان عالی دستگاه‌های مرتبط با حوزه کودک تصمیم گرفتند که این رویداد با شعار «آینده را باید ساخت» و طی روزهای 14 تا 20 مهر در تهران و سراسر کشور برگزار شود. در دومین جلسه برنامه‌ریزی هفته ملی کودک که روز 24 شهریور در کانون برگزار شد، نام‌های روزهای هفته مورد توافق حاضران قرار گرفت و اعلام شد. بر این اساس خبر اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، به ترتیب روزهای 14 مهر روز «کودک، خانواده، سبک زندگی ایرانی اسلامی»، 15 مهر «کودک، محیط زیست و میراث فرهنگی»، 16 مهر (روز جهانی کودک) «کودک، صلح، بازی و نشاط»، 17 مهر «کودک، رسانه و ارتباطات»، 18 مهر «کودک، آموزش، سلامت و ایمنی»، 19 مهر «کودکان با نیازهای ویژه، فرصت‌های برابر» و 20 مهر «کودک، کتاب و فرهنگ مطالعه» نام گرفته است. در این نشست که فاضل نظری مدیرعامل کانون نیز حضور داشت، حامد رهنما دبیر هفته ملی کودک گزارشی از روند برگزاری این نشست‌ها و برنامه‌های پیش‌بینی شده ارایه کرد و این برنامه‌ها را فرصتی مناسب برای همفکری و مشارکت همه سازمان‌ها در مسایل مرتبط با کودکان عنوان کرد. وی تاکید کرد: دبیرخانه دایمی هفته ملی کودک باعث می‌شود تا در طول سال همکاری و هم‌افزایی بین سازمان‌ها تقویت شود. مدیرعامل کانون نیز در سخنان کوتاهی به رویکردهای هفته ملی کودک اشاره کرد و گفت: قرار است اهمیت دوران کودکی و نقش آن در شکل‌گیری شخصیت کودکان برجسته شود و همه ارکان جامعه نسبت به این موضوع حساسیت بیشتری پیدا کنند. فاضل نظری توضیح داد که انتخاب شعار برای هفته ملی کودک جهت‌بخش و تعیین‌کننده مسیر فعالیت‌هاست و شعار «آینده را باید ساخت» نیز با این هدف پیشنهاد شده است که همه بتوانیم برای ساختن جامعه مطلوب تلاش کنیم و این، جز با آموزش کودکان میسر نمی‌شود. وی یادآور شد که قرار است ما کودکانی را پرورش دهیم که 30 سال آینده مسئولیت‌های اصلی جامعه را در اختیار بگیرند این زمان به سرعت می‌گذرد. همان طور که کسانی که اکنون نقش‌آفرین هستند 30 سال پیش پشت میزهای مدرسه مشغول تحصیل بودند. رییس هیات مدیره کانون با یادآوری فیلم خاطره‌انگیز مشق شب زنده‌یاد عباس کیارستمی و نگاه منتقدانه آن فیلم‌ساز شهیر به نظام آموزشی، تاکید کرد: متاسفانه به نظر می‌رسد که بسیاری از مشکلات در نظام پرورش و تعلیم کودکان موضوع‌هایی ریشه‌دار و حل نشده از گذشته است. امروز باید به شکلی جدی به سوال‌هایی از این دست پاسخ داد که آیا کودکان ما مهارت‌های زندگی را به خوبی فرامی‌گیرند؟ آیا آن‌ها احترام به قوانین را آموخته‌اند؟ یا به به جای کودکی‌کردن و نشاط تنها باید بر حجم اطلاعات‌شان – که البته معلوم نیست تا چه حد مفید است – بیافزایند. این درحالی است که رقابت‌های منفی بین خانواده‌ها برای این تعریف از موفقیت، تنها راه تعالی و رشد کودکان تلقی می‌شود. در دومین نشست برنامه‌ریزی هفته ملی کودک برخی از نمایندگان دستگاه‌ها به بیان برنامه‌های خود برای برگزاری این رویداد به ویژه در تهران پرداختند. نمایندگان معاونت‌های زنان و علمی‌فن‌آوری ریاست جمهوری، وزارت‌خانه‌های آموزش و پرورش، کشور، فرهنگ و ارشاد اسلامی، بهداشت درمان و آموزش پزشکی، دادگستری، ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات، حفاظت از محیط زیست، میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، سازمان صدا و سیما، تبلیغات اسلامی، بهزیستی کشور، شورای کتاب کودک، سازمان فضایی ایران، جوانان هلال احمر، شرکت ملی پست، شهرداری تهران، آتش‌نشانی تهران، برج میلاد تهران و شرکت توسعه مدیریت راهبردی امین(انارستان) در کنار مسئولان کانون در این نشست حضور داشتند. ]]> کودک و نوجوان Mon, 17 Sep 2018 06:56:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265416/آینده-باید-ساخت-شعار-هفته-ملی-کودک نوفه موجی است برخلاف جریان‌های معمول ادبیات http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265414/نوفه-موجی-برخلاف-جریان-های-معمول-ادبیات به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست خبری رمان سال گمانه‌زن با عنوان «جایزه‌ نوفه» عصر یکشنبه (25 شهریور 1397) در دفتر انتشارات پیدایش برگزار شد.   دبیر نخستین دوره جایزه نوفه در این نشست درباره نامگذاری این جایزه گفت: کلمه نوفه به معنای نویز است. ما چیزی به نام جریان اصلی ادبیات داشتیم که اسم سنتی به نام ادبیات مین استریم دارد. این ادبیات، ادبیات رئالیسم است و من معتقدم امروزه بخش زیادی از ادبیات روی لبه گمانه‌زن حرکت می‌کند و دیگر بخش اصلی و فرعی مطرح نیست. نوفه قرار است موجی باشد برخلاف جریان‌های معمول ادبیات و توجه ویژه‌ای داشته باشد به این جریان فرعی در ادبیات که نویسندگان و مخاطبان زیادی امروزه به آن توجه می‌کنند.   فرزین سوری در ادامه به ارائه توضیحاتی درباره این جایزه پرداخت و گفت: اواسط تابستان امسال فراخوان این جایزه منتشر شد و برطبق آن نویسندگان و ناشران می‌توانستند آثار منتشر شده در بین سال‌های 1395 تا 1397 و آثار منتشر نشده‌شان را  در دو بخش به دبیرخانه ارسال کنند. اما به دلیل اعتماد و اقبال بالایی که ناشران و نویسندگان به این جایزه داشته‌اند، مهلت ارسال آثار به دبیرخانه، چه در بخش اصلی (رمان سال گمانه‌زن)، چه در بخش فرعی (فصل اول)، به مدت یک ماه تمدید شد. بدین ترتیب مهلت ارسال آثار به طور رسمی تا سی‌ام مهر تمدید شد.   وی از افرادی که در مسیر برگزاری جایزه به آن‌ها کمک کردند و مشاوره دادند، از جمله مهدی یزدانی خرم، احمد غلامی، احسان رضایی، فریدون عموزاده خلیلی تشکر کرد و درباره تعداد آثار رسیده توضیح داد: تعداد آثار رسیده به دبیرخانه‌ نوفه برای بخش اصلی نوفه، کتاب سال گمانه‌زن بیش از ۱۱۰ اثر و تعداد آثار رسیده به دبیرخانه‌ نوفه برای بخش جنبی نوفه، کتاب منتشرنشده بیش از ۵۰ اثر است.   این مترجم افزود: در ایران گونه‌ای از ادبیات وجود دارد که مراحل جنینی خود را طی می‌کند و ما از دریافت 110 عنوان کتاب تالیفی در گونه ادبیات گمانه‌زن غافلگیر شدیم. مخصوصا اینکه تعداد آثار در حوزه نوجوان بسیار بیشتر از حد تصور ما بود و ما را بر آن داشت که به فکر اتخاذ تصمیمات ویژه‌ای در حوزه آثار نوجوان باشیم. وی درباره آثار رسیده در حوزه نوجوان توضیح داد: با توجه به استقبال نوجوانان از ژانر ترس و وحشت، فکر می‌کردیم بیشتر آثار در این حوزه باشد اما برخلاف تصور ما بیشتر آثار نوجوان در حوزه فانتزی بود که نشان‌دهنده اقبال نویسندگان این حوزه به ژانر فانتزی است. اما در آثار بزرگسال هم تعداد آثار ژانر وحشت و جنایی بیشتر بود.   سوری در ادامه به ژانر‌های کتاب‌های رسیده اشاره کرد و گفت: تعدادی از این آثار مشابهات آثار ترجمه‌ای همچون فانتزی حماسی و علمی‌تخیلی، آثار گوتیک/وحشت و قجرپانک، داستان‌های هزار و یک شبی (ایرانی، عربی، هندی) برگرفته از سنت روایی خاورمیانه‌ای و قصه‌گویی شرقی، بازآفرینی نثر تاریخ‌نگارانه‌ بیهقی، جوینی و طبری در قالب تاریخ بدیل و بازگویی قصه‌های عامیانه‌ فارسی و اقتباس نو از افسانه و حماسه و متون فارسی، عربی، هندی بودند.   دبیر نخستین دور جایزه نوفه افزود: بنابراین گونه‌ای از ادبیات وجود دارد که منتظر اشاره و توجه ما و منتظر نقد‌نویسی و تحلیل‌نویسی است. می‌توان این نوع ادبی را از ضمیر ناخودآگاه خواننده و نویسنده خارج کرد و آن را تبدیل به جریال اصلی ادبیات فارسی کرد.   به گفته سوری، ناشران بسیاری در ایران سال‌هاست که در بخش ترجمه‌ گمانه‌زن کار کرده‌اند. خواننده و ناشر ایرانی با این ژانرها آشناست. ولی امروز نویسنده‌های بسیاری به این گونه‌ ادبی روی آورد‌ه‌اند و کارگاه‌های داستان‌نویسی با موضوع ادبیات وحشت، ادبیات ژانری و امثالهم برگزار می‌شود.     وی در ادامه به ناشرانی که در این ژانر آثار تألیفی به چاپ رسانده‌اند، اشاره کرد و گفت: ازجمله ناشرانی که در این زمینه فعالیت دارند، می‌توانم به روزنه، ققنوس، ویدا، آگاه، موج، علمی‌فرهنگی، نگاه، چشمه، نردبان، مرکز، پیدایش، پریان، افق، قدیانی، نیماژ، داستان و هوپا اشاره کنم. بنابراین یکی از اهداف اصلی نوفه، تثبیت این سلیقه‌ ادبی و ایجاد گرامری برای صحبت در مورد آن است.   سوری همچنین درباره سابقه‌ برگزاری جوایز و مسابقات ادبیات گمانه‌زن و ژانری در دنیا گفت: از جوایزی که در این حوزه برگزار می‌شوند، می‌توان به  Hugo و Nebula و جوایز مختص ادبیات علمی‌تخیلی مثل جایزه‌ Philip K. Dick و John W. Campbell یا جایزه‌ گرند مستر در حوزه فانتزی اشاره کرد. البته جوایزی هم که برای این گونه‌ی ادبی در ایران برگزار شده کم نبوده‌اند. از وب‌سایت‌های مختلف هواداری تا جایزه‌ گروه ادبیات گمانه‌زن که هفت دوره برگزار شده است. اما نوفه برخلاف اکثر این جوایز، نه یک مسابقه برای داستان کوتاه یا داستان ترجمه، که منحصراً معطوف به رمان فارسی گمانه‌زن است.     ]]> کودک و نوجوان Mon, 17 Sep 2018 06:55:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265414/نوفه-موجی-برخلاف-جریان-های-معمول-ادبیات دختری که پرده از راز اتفاقات پیچیده و مبهم برمی‌دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265144/دختری-پرده-راز-اتفاقات-پیچیده-مبهم-برمی-دارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «کم جانسن و راز گنج کوچک» نوشته دیوید ا.ادلر عنوان یکی از داستان‌های مجموعه «کم جانسن و کشف رازها» است. تعداد عنوان‌های مجموعه «کم جانسن و کشف رازها» به بیش از 50 جلد می‌رسد.   دیوید ا.ادلر در کتاب «کم جانسن و راز گنج کوچک» که به تازگی با ترجمه معصومه عظيمی از سوی انتشارات منتشران اندیشه منتشر شده است، داستان دختر نوجوان کنجکاو و باهوشی را بیان می‌کند که به خاطر داشتن حافظه تصویری فوق‌العاده قوی و ضبط تصاویر در ذهنش، می‌تواند پرده از راز اتفاقات پیچیده و مبهم بردارد.   اسم واقعی این دختر «جنیفر جانسن» است که دوستانش او را به دلیل دارا بودن حافظه تصویری قوی ودوربینی، (کمرا) یا (کم) صدا می‌زنند. هر زمان که «کم» با صحنه مشکوکی روبه‌رو می‌شود، برای لحظاتی با چشمانش به آن خیره می‌شود و سپس با باز و بسته کردن (چشمک زدن) مکرر و گفتن کلمه «کلییییک" آن صحنه را در حافظه خود ضبط کرده و در پایان داستان با استفاده از تصاویر، راز قصه را کشف و بازگو می‌کند. در اصل «کم» یک کارآگاه خلاق و باهوش نوجوان است.   به گفته معصومه عظیمی، مترجم این کتاب، کم در این قسمت درطول یک سفر تفریحی شاد در کشتی، موفق به کشف راز گمشدن قلاده جواهر نشان یک «سگ پودل کوچک» می‌شود و در پایان پلیس بندربه اوو دوستش اریک ، جایزه نقدی می‌دهد.   دیوید ا.ادلر، نویسنده کتاب «کم جانسن و راز گنج کوچک» درسال 1947 در نیویورک به دنیا آمد. او بیش از 200 عنوان کتاب داستان برای کودکان و نوجوانان نوشت. او از خردسالی علاقه بسیاری به ساختن داستان در خیال خویش و تعریف آن‌ها برای خواهر و برادران خود داشته است. کتاب‌های ادلر، به زبان‌های بسیاری از جمله اسپانیایی، آلمانی،سویدی ، ژاپنی و کره‌ای، ترجمه شده است.   معصومه عظيمی، كارشناس علوم ارتباطات اجتماعي است، «كم‌جانسن و راز گنج كوچك» نخستين اثر او در حوزه ترجمه ادبيات كودك و نوجوان است كه به همت منتشران انديشه و در قالب طرح حمايت از مترجم‌اولی‌های انجمن صنفی مترجمان استان تهران چاپ و منتشر شده است. این مترجم که کتاب سوم خود را نیز به چاپ رسانده است، در حال حاضر در حال آماده کردن قسمت جدیدی از داستان‌های «کم جانسن» برای چاپ است.   انجمن صنفی مترجمان به موجب اساسنامه خود، وظایف راهبردی متعددی را بر عهده دارد که از آن جمله می‌توان به حفظ و حمایت از حقوق صنفی اعضاء و ایجاد حمایت جدی و موثر از کسب‌وکار مترجمان در شهر تهران و نیز بومی‌سازی ترجمه اشاره کرد. بر همین اساس اين انجمن طرح حمایتی در حوزه نشر برای مترجمان عضو را در سه سطح ترجمه اولی‌ها، مترجمان اهل قلم و بومی‌سازی مطالعات ترجمه در دستور کار خود قرار داده است. به موجب این طرح، مترجمان می‌توانند در تمامی مراحل انتخاب، ترجمه، ویرایش و چاپ کتاب از مشاوره‌ رایگان برخوردار شوند.   «كم‌جانسن و راز گنج كوچك» در 55 صفحه، با شمارگان هزار نسخه و قیمت 12 هزار تومان منتشر شده و به‌زودی مراسم رونمايی از اين اثر برگزار خواهد شد.     ]]> کودک و نوجوان Mon, 17 Sep 2018 05:32:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265144/دختری-پرده-راز-اتفاقات-پیچیده-مبهم-برمی-دارد ترجمه مجموعه‌یی که نویسندگان آمریکایی در حال نگارش آن هستند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265387/ترجمه-مجموعه-یی-نویسندگان-آمریکایی-حال-نگارش-هستند محمد قصاع در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از انتشار شش گانه هشتم مجموعه «نبرد هیولاها» با عنوان «شاه دزدان دریایی» از سوی انتشارات قدیانی خبر داد و گفت: «نبرد هيولاها» عنوان مجموعه‌ای است كه گروهی از نويسندگان آمريكايی مشغول نوشتن آن هستند. آن‌ها نام مستعار «آدام بليد» را براي خود انتخاب كرده و از سال 2007 تا به حال بیش از 120 عنوان از اين مجموعه را نوشته‌اند.   این مترجم بیان کرد: من تا به حال 88 جلد از مجموعه‌ «نبرد هيولاها» را ترجمه كرده و به انتشارات قدیانی تحویل داده‌ام و ترجمه جلدهای بعدی بستگی به نظر ناشر دارد.   وی درباره مجموعه «نبرد هيولاها» توضیح داد: داستان‌هاي مجموعه‌ «نبرد هيولاها» كه عنوان اصلي‌شان Beast Quest است، در سرزميني به نام «آوانتيا» اتفاق مي‌افتد. جادوگری شیطانی به نام مالول تصمیم دارد سرزمين‌شان آوانتیا را نابود کند اما پسري 12 ساله به نام تام به همراهي النا با او مي‌جنگد تا از سرزمینش محافظت کند.   قصاع افزود: در 6گانه هشتم این مجموعه، فریا و نقره‌ای در سرزمین تاوانیا به دام افتاده‌اند. تام برای نجات آنها باید درخت حیات سحرآمیز را پیدا کند. اما سانپائو، شاه دزدان دریایی، شش هیولای شیطانی را احضار کرده است تا تام را متوقف کنند.   این مترجم درباره 6گانه هشتم توضیح داد: تام در 6گانه‌های هشتم با هیولاهای «بالیسک مار آبی،کورون آرواره‌های مرگ، هکتون دزد بدن‌ها، تورنو اژدهای طوفان، کرونوس چنگال‌های مرگبار و بلادبور شبح مرگ» می‌جنگد.   به گفته قصاع، نویسندگان مجموعه «نبرد هیولاها» در سایتی به نام Beast Quest اطلاعات کاملی درباره این مجموعه ارائه کرده‌اند همچنین این سایت حاوی بازی‌هایی برای بچه‌ها است. در پشت جلد کتاب‌های منتشر شده در آمریکا نیز کارت‌های بازی برای بچه‌ها گنجانده شده است.   محمد قصاع متولد سال 1343 در تهران و کارشناس مخابرات دریایی است. او کار ترجمه را از سال 1367 با ترجمه‌ كتاب‌های علمی تخيلی شروع كرده است. مجموعه‌های «اسپايدرويک»، «نبرد هيولاها»، «خانه‌ی درختی سحرآميز» و كتاب‌های «سرنوشت‌سازان»، «مرد عنكبوتی» و «درخت چوب آهنی»  از آثار اين مترجم‌اند.   انتشارات قدیانی (کتاب‌های بنفشه) مجموعه شش‌گانه «شاه دزدان دریایی» را با شمارگان هزار و 100 نسخه با قیمت هر جلد 80 هزار ریال منتشر کرده است.   ]]> کودک و نوجوان Sun, 16 Sep 2018 10:45:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265387/ترجمه-مجموعه-یی-نویسندگان-آمریکایی-حال-نگارش-هستند هیچ نهادی متولی ترجمه آثار نویسندگان ایرانی نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265365/هیچ-نهادی-متولی-ترجمه-آثار-نویسندگان-ایرانی-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) فرهاد حسن‌زاده در نشستی که به بهانه کسب دیپلم افتخار IBBY برای رمان نوجوان «زیبا صدایم کن» و لوح تقدیر جایزه‌ی هانس کریستین اندرسن از سوی گروه کتابخوانی «یار مهربان» و میزبانی شهرام شکوری، مدیر انتشارات و فروشگاه تخصصی کتاب «دهکده بازی و اندیشه» در شامگاه پنجشنبه ،22 شهریور ماه 1397 برگزار شد، حضور یافت و به پرسش‌های علی‌اکبر زین‌العابدین روزنامه‌نگار و نویسنده پاسخ گفت.   در این نشست رویا شهری، شهره یوسفی، فرمهر منجزی، زهرا برقانی و جمعی از نویسندگان، مترجمان و مروجان کتابخوانی حضور داشتند.   اشتیاق داوران خارجی از خواندن رمان «زیبا صدایم کن» حسن‌‌زاده درپاسخ به نخستین پرسش مبنی بر تحلیلش از رویارویی با نویسندگان و اهالی ادبیات کودکان جهان در آتن، گفت: برنامه دوسالانه IBBY به همراه برنامه اهدای جایزه هانس کریستین اندرسن و سی‌وششمین کنگره بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان هر دوسال در یک کشور برگزار می‌گردد که میزبان  سال 2018 شهر آتن بود، به عنوان محل تلاقی فرهنگ شرق و غرب. در این مراسم معمولا نویسندگان زیادی حضور ندارند و گردهم‌آیی کارشناسان و داوران است و خوشبختانه در این برنامه توانستم با سه تن از داورهای این جایزه دیدار کنم که داور ژاپنی، در زمره شیفتگان شخصیت کوتی‌کوتی و داستان‌های آن بود که به اشتباه توکی توکی صدایش می‌زد! همچنین داور آرژانتینی تاکید کرد که رمان‌های «هستی» و «زیبا صدایم کن» را بسیار دوست داشته و انتظار حضور چنین آثاری را در ادبیات امروز ایران نداشته است، چرا که تصور آنها از ادبیات ایران همچنان از شاعرانی همچون خیام و مولانا است. داور مصری نیز با اشتیاق از «زیبا صدایم کن» حرف می‌زد.   سپس زین‌العابدین با اشاره به شائبه‌ای که برخی منتقدین مطرح کرده بودند پرسید آیا چون در رمان زیبا صدایم کن به بخش تلخ و سیاه جامعه ایرانی و پرداختن به طبقه فرودست جامعه پرداخته شده، جایزه بین‌المللی به آن تعلق گرفته؟ مانند جوایز جشنواره‌های خارجی که به فیلم‌های سینمایی دهه شصت و هفتاد تعلق می‌گرفت؟ حسن‌زاده در پاسخ با بیان این‌که داورهای جایزه هانس کریستین اندرسن، یکدیگر را نمی‌شناسند، ادامه داد: معمولاً در جوایز بین‌المللی مهم، شانس کسب عناوین برتر برای نویسندگانی که نماینده‎‌ای از کشورشان در ترکیب داوران حضور داشته باشد افزایش می‌یابد. در دوره‌های گذشته‌ این جایزه‌ بین‌المللی داورانی از کشورمان حضور داشتند. در این دوره داور ایرانی حضور نداشت بنابراین «زیبا صدایم کن» در یک داوری بی شک و شبهه‌، نظر داوران را جلب کرد که توانست لوح تقدیر هانس کریستین اندرسن را به خود اختصاص دهد و باعث خوشحالی است که در IBBY از «فرزاد فربد» نیز بابت ترجمه «اقیانوس انتهای جاده» و از خانم «نازنین عباسی» هم به عنوان تصویرگر قدردانی شد.   حسن‌زاده در ادامه افزود: این نقدها را وارد نمی‌دانم و به نظرم کسانی که این نقدها را مطرح کرده‌اند از روند اعطای جایزه IBBY مطلع نیستند؛ چرا که نماینده این کارزار بین‌المللی در ایران، شورای کتاب کودک است و اعضای شورا این کتاب را تایید کرده و روانه‌ این رویداد بین‌المللی کرده‌اند. بنابراین این تصور اشتباه است که فقط داوران خارجی این کتاب را داوری کرده‌اند و به دلیل فضای تلخ و تاریک موجود در آن از «زیبا صدایم کن» قدردانی کرده‌ باشند. بی‌تفاوتی ناشران نسبت به ترجمه آثار  حسن‌زاده در ادامه در پاسخ به اینکه آیا در زمینه ترجمه آثارش به زبان‌های دیگر همکاری لازم با او شده است، به اهمیت فراوان این موضوع اشاره کرد و گفت: متاسفانه برای تشکیل پرونده فعالیت‌هایم بیشترین تلاش را خودم کردم و با اینکه انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و شواری کتاب کودک کمک‌هایی در شکل‌دهی پرونده کاری من کرده‌اند اما پیگیری من از وزارت ارشاد هم فایده‌ای نداشت و فهمیدم هنوز هیچ نهادی که با قدرت کامل مسئول ترجمه آثار نویسندگان ایرانی باشد وجود ندارد. حتی از برخی ناشرانم کمک خواستم و گفتم این فرصتی که فراهم شده یک افتخار ملی است و شما فرهاد حسن‌زاده را به چشم نماینده ایران ببینید نه یک شخص ولی نتیجه‌ای در پی نداشت.   در بخش دیگری از این نشست صمیمانه زین‌العابدین به حسن‌زاده گفت که خبر دارم سال‌هاست به مراکز نگهداری نوجوانان با شرایط ویژه مانند کانون اصلاح و تربیت یا آسایشگاه‌ها رفت و آمد می‌کنید، آیا برای انتخاب سوژه داستان‌ها می‌روید یا دلیل دیگری دارد؟ حسن‌زاده در پاسخ به این پرسش  با اشاره به اینکه این ارتباط‌گیری بخشی از علاقه و سبک زندگی من است، ادامه داد: در وهله نخست، برای دل خودم به این اماکن می‌روم، ولی نویسنده امروزی واقعاً باید نسبت به موضوعات اطراف خود دارای شاخک‌های حساسی باشد و موضوعات مرتبط با حوزه فعالیت خود را رصد کند و نمی‌تواند از واقعیت جدا باشد.   او اضافه کرد: نخستین بار، 15 سال پیش با یکی از اعضای شورای کتاب کودک به کانون اصلاح و تربیت رفتم. رفتیم که کتاب بخوانیم و بچه‌ها را شاد کنیم. هرچند که می‌دانستم حکم‌های سنگینی مانند اعدام در انتظار تعدادی از آن‌ها است و می‌دانستم برخی از آنها به زودی در میان ما نخواهند بود و خیلی متاثر شدم. در نتیجه این شخصیت‌ها به داستان‌های من راه پیدا کردند.   زین‌العابدین درباره چگونگی شکل‌ دادن شخصیت‌های نوجوانان دختر در کتاب‌های «هستی»، «زیبا صدایم کن»، «هویج بستنی» و «این وبلاگ واگذار می‌شود» پرسید و گفت از نزدیک با مخاطبان دختر نوجوانی سر و کار داشته‌ام که با دختران رمان‌های شما هم‌ذات‌پنداری کرده بودند با در نظر گرفتن اینکه این کاراکترها از کلیشه‌های جنسیتی دختران جامعه ما به کلی دور هستند. جالب این است مولفی به آنها می‌پردازد که دارای دو فرزند پسر است! سعی کرده‌ام به مخاطبان کتاب‌هایم احترام بگذارم  حسن‌زاده در توضیح این انتخاب‌ها گفت: همواره سعی کرده‌ام که به مخاطبان کتاب‌هایم احترام بگذارم؛ بنابراین در پی این بوده‌ام که دختران، خود را به شخصیت این کتاب‌ها کاملا نزدیک بدانند و ارتباط میان آن‌ها برقرار شود. در زندگی شخصی خودم، نبود فرزند دختر را با خلق شخصیت‌هایی از این دست پر می‌کنم. بنابراین به عنوان یک نویسنده وقتی از کسی حرف می‌زنم، باید آن را به خوبی بشناسم تا باورپذیر شود. البته اگر شخصیت اصلی داستانم پسرها هم باشند همین‌قدر به دنبال باورپذیری آن‌ها هستم. من حتی اگر از یک شی هم بنویسم تلاشم بر باورپذیر کردن این سوژه برای خواننده است.   دارنده دیپلم افتخار جایزه کتاب IBBY گفت: هرچه که داستان بطلبد را به آن اضافه می‌کنم. «هستی» در ابتدا یک داستان کوتاه بود از پسری در دل جنگ تحمیلی. مسئولان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان ناشر این رمان، پیشنهاد تبدیل آن به یک داستان بلند را دادند و پس از نوشتن 50 صفحه، به ذهنم خطور کرد که بهتر است شخصیت اصلی رمان، دختر باشد با علایق و ویژگی‌های «هستی» که شاید بخشی از جامعه از آن محروم باشد.     حسن‌زاده درباره به رگه‌های عرفانی درونمایه «زیبا صدایم کن» توضیح داد: درباره خلق «زیبا صدایم کن» باید بگویم که یک شب خوابیدم و بعد از نیم ساعت بیدار شدم و یک فصل از آن را نوشتم و فصل‌های بعدی‌اش هم همیشه پس از بیداری از خواب شکل گرفت. من فکر می‌کنم لحظات پس از بیداری هنوز روح به صورت کامل به کالبد آدمی برنمی‌گردد و شاید حال و هوای معنوی این رمان از همین حالت می‌آید. در نهایت این فصل‌های جداگانه در جایی برای من پیوند خورد که در نهایت خلق «زیبا صدایم کن» را رقم زد. آثار حسن‌زاده نوستالوژی‌‌ ندارد  زین‌العابدین در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به تجربه ناموفق برخی آثار تالیفی در ادبیات نوجوان امروز به دلیل ارجاعاتی که نویسندگان به گذشته خود در کودکی و نوجوانی می‌دهند که ارتباط مخاطب امروزی با آن‌ها قطع است ادامه داد که آثار حسن‌زاده نوستالوژی‌‌ ندارد و شاید دلیل مهم فروش خوب کتاب‌های او همین باشد.   حسن‌زاده در این باره تاکید کرد: همیشه فکر کرده‌ام که باید به مخاطب خود احترام بگذارم؛ حتی اگر داستان من در گذشته اتفاق می‌افتد مثل زمان جنگ ایران و عراق، از خودم می‌پرسم آیا مخاطب امروزی آن را دوست خواهد داشت یا نه؟ من دوست دارم نوجوان خواننده‌ام به من اعتماد کند ولی دوست ندارم از اعتماد او سوءاستفاده ‌کنم و چیزی را به او بدهم که مال او نیست.   در بخش آخر زین‌العابدین گفت: برخی از دوستان نویسنده ما مخالف این هستند که یک نویسنده یا شاعر به تبلیغ فعالیت‌های خود در شبکه‌های مجازی بپردازد، چرا که می‌گویند پدیدآورنده باید کار خودش را بکند و دیگران مبلغ او باشند ولی حسن‌زاده از آن دست نویسندگانی است که وبسایت دارد و در شبکه‌های اجتماعی شخصی‌اش از فعالیت‌هایش گزارش مستمر می‌دهد. ضرورت برقراری ارتباط نویسندگان با مخاطبان  خالق شخصیت «کوتی‌کوتی» در این باره گفت: فکر می‌کنم در دنیای امروز و با توجه به ویژگی‌های جوامع نوین، روش تعامل نویسنده با جامعه فرق کرده است. دیگر نویسنده‌ها در برج عاج نمی‌نشینند و دست‌نیافتنی نیستند، به‌ویژه نویسندگان کودک و نوجوان لازم است تا در جامعه حضور داشته و اهل گفت‌وگو باشند. ضروری است که نویسندگان به مدرسه‌ها و کتابخانه‌ها بروند و با بچه‌ها حرف بزنند. از این رو، رسانه‌های نوین مانند شبکه‌های اجتماعی ابزار من هستند و سعی کرده‌ام مهارت کار کردن با آنها را داشته باشم تا در ایجاد فضای شناخت من و مخاطب از یکدیگر، کمک‌کننده باشند. ضمن اینکه در تشکیل پرونده‌هایی که برای شرکت در جشنواره‌های بین‌المللی اراسال می‌شود، این حضور در فضای الکترونیکی اهمیت دارد.   در بخش پایانی این برنامه حاضرین سوالات خود را از حسن‌زاده پرسیدند و شهره یوسفی که تجربه حضور در داوری سال 2016 جایزه هانس کریستین اندرسن را دارد گزارشی از روند و شیوه انتخاب کتاب در شورای کتاب کودک برای شرکت در این جایزه جهانی ارائه داد.   گفتنی است در حاشیه این نشست در حیاط فروشگاه کتاب «دهکده بازی و اندیشه»، لیلا نامداری، قصه‌گو، قصه‌های کوتی‌کوتی را برای بچه‌های حاضر بلندخوانی کرد و در آخر کودکان حاضر، کوتی‌کوتی بلندی را که با کاغذهای رنگی ساخته بودند به فرهاد حسن‌زاده هدیه دادند تا به کلکسیون کوتی‌کوتی‌های منزل وی اضافه شود.     ]]> کودک و نوجوان Sat, 15 Sep 2018 11:55:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265365/هیچ-نهادی-متولی-ترجمه-آثار-نویسندگان-ایرانی-نیست اقتباس از کتاب‌های کانون برای ساخت فیلم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265363/اقتباس-کتاب-های-کانون-ساخت-فیلم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) حبیب ایل‌بیگی از تولید آثاری با اقتباس از کتاب‌های پر مخاطب انتشارات کانون در آینده و با مشارکت کانون و بنیاد فارابی خبر داد و گفت: دو اثر «دوچ» و «ضربه فنی» به تهیه‌کنندگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فراگیرتر از اهداف کانون در تولید فیلم هستند و می‌توانند نظر مخاطب عام را نیز به خود جلب کنند. همین موضوع اکران عمومی این دو فیلم را با اقبال روبه‌رو می‌کند. قائم‌مقام بنیاد سینمایی فارابی در حاشیه‌ سی‌ویکمین جشنواره‌ بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان درباره‌ حضور دو فیلم بلند سینمایی به تهیه‌کنندگی کانون پرورش فکری در این جشنواره گفت: امسال با آمدن مدیران جدید کانون جلسه‌های خوبی داشتیم که نتیجه‌ی آن تصمیم بر همکاری کانون و بنیاد سینمایی فارابی بود. تا بتوانیم در حوزه‌ سینمای کودک و نوجوان امکانات‌مان را با هم همراه کنیم. او با اشاره‌ به تفاهم‌نامه‌ای که پیش از این میان کانون و فارابی وجود داشت اما هیچ اقدامی برای آن نشده بود، توضیح داد: خوشبختانه دوباره این تفاهم‌نامه را طی این جلسه‌ها فعال کردیم و به سرعت به دو فیلم‌نامه رسیدیم که به صورت مشترک تولید شد و هر دوی آن‌ها در جشنواره‌ی امسال حضور دارند. ایل‌بیگی ضمن تبریک به کانون برای حضور موفق و مستمرش در دوره‌های مختلف جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم‌های کودک و نوجوان، نتیجه‌ی تولید دو اثر سینمایی «دوچ» و «ضربه‌ فنی» را بسیار موفق ارزیابی کرد و ویژگی حضور امسال کانون را در این جشنواره شرکت با دو فیلم متفاوت از هم در دو فضای مختلف درباره‌ی نوجوانان برشمرد. به گفته‌ او تاکنون این دو فیلم از سوی کسانی که فیلم‌ها را در روزهای برپایی جشنواره‌ سی‌ویکم دیده‌اند مورد پسند قرار گرفته و این امر اتفاق خوبی است. فیلم «دوچ» به کارگردانی و نویسندگی امیر مشهدی‌عباس، نخستین کار این فیلم‌ساز در قالب فیلم بلند سینمایی برای گروه سنی کودک و نوجوان است. کارگردانی که پیش‌تر در حوزه‌ی تئاتر سابقه‌ همکاری با کانون را داشته و کارشناس مرکز تئاتر کانون است. ایل‌بیگی با اشاره به حضور یک فیلم‌ساز جوان کانونی، در عرصه‌ سینما از این موضوع به عنوان اتفاقی خوب یاد کرد و گفت: خیلی خوب است اگر روی افرادی که تجربه‌ی کار نمایش داشته‌اند سرمایه‌گذاری کنیم؛ چراکه می‌توانند با ایده‌های جدیدتر، قصه‌گوتر، جذاب و با نگاه کانونی وارد سینما شوند. او در بخش دیگری از سخنانش به این پرسش پاسخ داد که چه اندازه دو فیلمی که امسال ساخته شده‌اند در راستای هدف اصلی کانون یعنی پرورش فکر و اندیشه‌ کودکان و نوجوانان هستند و تا چه حد به موضوع‌های روز کودک و نوجوان امروز می‌پردازند تا بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند؟ به گفته‌ قائم‌مقام بنیاد سینمایی فارابی به‌نظر می‌آید که هر دو فیلم «دوچ» و «ضربه فنی» این ویژگی‌ها را دارند و حتی فراگیرتر از آن هستند؛ چراکه نمی‌توانیم بگوییم مخاطب این دو فیلم فقط کانونی‌ها هستند. بلکه مخاطب آن‌ها تمام جامعه می‌توانند باشند. او ادامه داد: مفاهیم خیلی خوبی در هر دو فیلم ارایه شده است. من از پیش هم فیلم‌نامه‌ی آن‌ها را خوانده‌ام و از ابتدای کار با مسوولان کانون و فیلم‌سازان درباره‌ این فیلم‌ها گفت‌وگو داشته‌ایم. طبق بحث‌هایی که در شوراها و جلسه‌ها پیش می‌آمد با جزئیات آن‌چه که قرار بود در این دو فیلم گفته شود آشنا هستم و به‌نظر می‌رسد به شکل خوبی این جزئیات و اهداف در فیلم‌ها ارایه شده است. ایل‌بیگی گفت: به نظرم در گذشته مشکلی در ارتباط با سینمای کانونی وجود داشت و آن این‌که انگار در فیلم‌هایی که می‌سازد خیلی به مخاطب فکر نمی‌کند و فقط جنبه‌های هنری و مسایل پرورشی و آموزشی را مدنظر قرار می‌دهد. او در ادامه توضیح داد: این در حالی‌ست که باید همه‌ی این موارد را به بهترین و هنرمندانه‌ترین شکل و برای بیننده‌ بیشتر در تولید یک فیلم مدنظر داشت. نیازهای بچه‌های امروز بسیار متفاوت است و باید در تولید فیلم مسایل آن‌ها و سطح توقع‌شان را بسنجیم. ایل‌بیگی با تاکید بر این‌که باید فیلم‌های کانونی نه فقط در سالن‌های کانون بلکه به شکل عمومی‌تر و برای همه‌ بچه‌ها اکران شود، اظهار داشت: در حال حاضر فکر می‌کنم دو فیلم «دوچ» و «ضربه فنی» این ویژگی ها را دارند و از سطحی بالاتر هستند و می‌توان به اکران عمومی آن هم فکر کرد؛ چراکه حتما با استقبال مخاطب مواجه می‌شوند. او ادامه داد: البته در سال‌های بعد و طبق توافقی که با کانون آغاز کرده‌ایم به سمت اقتباس از کتاب‌های انتشارات کانون می‌رویم. آثاری که مخاطبان زیادی دارند و چندین‌بار بازنشر شده‌اند. تلاش می‌کنیم این آثار را به فیلم تبدیل کنیم. همچنین سعی می‌کنیم از فن‌آوری روز هم در فیلم‌ها استفاده شود. بر اساس خبر اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، ایل‌بیگی در پایان یادآور شد: بحث جلوه‌های بصری باید حتما در فیلم‌ها باشد؛ چراکه بچه‌ها در بسیاری از فیلم‌های غیرایرانی که می‌بینند با جلوه‌های بصری و فانتزی روبه‌رو هستند. اگر بتوانیم در این بحث هم با هم به تفاهم برسیم و سرمایه‌گذاری کنیم به‌نظرم اتفاق‌های خوبی در سال‌های بعد در حوزه‌ سینمای کودک پیش رو داریم.   ]]> کودک و نوجوان Sat, 15 Sep 2018 10:44:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265363/اقتباس-کتاب-های-کانون-ساخت-فیلم نتوانسته‌ایم اثر تاثیرگذار مذهبی برای کودکان بنویسیم http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265291/نتوانسته-ایم-اثر-تاثیرگذار-مذهبی-کودکان-بنویسیم سیدمحمدصادق موسوی‌گرمارودی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره لزوم پرداختن به موضوعات مذهبی در آثار کودک و نوجوان گفت: توحید به صورت فطری از آغاز تولد و دوران کودکی در انسان وجود دارد فقط باید به منصه ظهور برسد و به کودک یادآوری شود. اینکه وقتی کودکی متولد می‌شود علمای بزرگ در گوش او اذان و اقامه می‌خوانند، به دلیل تاثیر معنوی و روحانی آن است. پرداختن به موضوعات مذهبی و دینی در کتاب‌ها نیز بر کودکان تاثیرگذار است.   این نویسنده در ادامه بیان کرد: نگاه من نسبت به بیان موضوعات مذهبی و دینی برای کودکان و نوجوان، نگاهی اسلامی بر مبنای روایت‌های اهل بیت و بزرگان اسلام است. من سال‌ها پیش در دهه 60 کتاب‌هایی با موضوعات مذهبی برای بچه‌ها نوشتم که از سوی انتشاراتی مانند کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان یا موسسه عاشورا منتشر شدند که از جمله آن‌ها می‌توانم به «اصحاب عاشورا» با موضوع امام حسین (ع)، «خفتگان بیدار» با موضوع اصحاب کهف، «معصوم نخست» با موضوع حضرت محمد (ص)، «باغبان باغستان‌های توحید» با موضوع امیرالمومنین (ع)، «سلمان» با موضوع زندگینامه سلمان فارسی، «اصحاب فیل» و «اینک سرزمین حجر» اشاره کنم.   وی افزود: همچنین کتاب «یتیمان کوفه بر شانه آفتاب» نیز شامل ۱۱ قصه از تاریخ اسلام است که انتشارات قدیانی آن را برای پنجمین بار به چاپ رسانده و مورد تایید و معرفی شده در کتابنامه رشد وزارت آموزش و پرورش است.   به گفته موسوی گرمارودی، در این مجموعه یازده داستان کوتاه براساس وقایع تاریخ اسلام، زندگانی چهارده معصوم و اصحاب و رخدادهایی از زندگی شیعیان بازگو شده‌است که ازجمله آن‌ها می‌توان به یتیمان کوفه بر شانه آفتاب، رهگذر، او از خاک برآمد، روزی بود، روزگاری بود، فرزانه مجنون، تشنه کام، بگو: در صفین زخمدار شدم، عمر دوباره، بد فرجام، از خود راضی و پلی به بهشت اشاره کرد.     این نویسنده که تا به حال بیش از 50 عنوان کتاب برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان نوشته است، درباره آثار دیگرش نیز توضیح داد: کتاب دیگری هم به نام «امواج سهمگین» برای نوجوانان دارم که در آن به داستان حضرت نوح (ع) و غرق شدن پس نوح اشاره کرده‌ام که از سوی مرکز هنري و فرهنگي عاشورا: دفتر نشر الهادي چاپ شده است.   وی با اشاره به اینکه در زمینه موضوعات مذهبی، تا به حال کتاب‌های زیادی برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است، گفت: اما به نظر من اثر شاخص و جامعی منتشر نشده است و اغلب آثاری که در این زمینه منتشر شده، حتی آثار خودم آنقدر اثرگذار نیستند. ما هنوز به آن هنر متعالی در ادبیات آئینی در زمینه نثر نرسیده‌ایم که بتوانیم تاثیرگذاری زیادی داشته باشیم و آثار تاثیرگذاری نداریم.   موسوی گرمارودی در ادامه به شاخصه‌های لازم برای خلق آثار مذهبی تاثیرگذار اشاره کرد و گفت: خواندن ادبیات آئینی و درک ادبیات آئینی به معنای واقعی که لازمه آن داشتن معرفت‌های اسلامی درباره تاریخ اسلام، فقه اسلام، عرفان‌های اسلامی، تفاوت عرفان‌های مختلف و ... است، در تولید آثار تاثیرگذار مذهبی نقش مهمی دارد. مساله بعدی جوشش و استعداد بیان است که باید به صورت خدادادی در فرد وجود داشته باشد تا بتواند درحیطه ادبیات آیینی صاحب نام شود و به نظر من در حال حاضر چنین کسی را نداریم.   ]]> کودک و نوجوان Fri, 14 Sep 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265291/نتوانسته-ایم-اثر-تاثیرگذار-مذهبی-کودکان-بنویسیم گفت‌وگوی نوجوانان با حمیدرضا شاه‌آبادی در مدرسه دارالفنون http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265292/گفت-وگوی-نوجوانان-حمیدرضا-شاه-آبادی-مدرسه-دارالفنون به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) اعضای باشگاه كتاب‌خوانی افق با همراهی حميدرضا شاه‌آبادی، صبح امروز (چهارشنبه بيست و يكم شهريورماه 1397) راهی مدرسه‌ دارالفنون شدند تا تجربه‌ای متفاوت از تاريخ با طعم قصه داشته باشند. در اين اردوی تابستانی كه با هماهنگی روابط عمومی نشر افق و با همكاری مديران اجرايی مدرسه‌ دارالفنون تهران برگزار شد، بچه‌های كتاب‌خوانِ باشگاه با حمیدرضا شاه‌آبادی به گفت‌وگو نشستند. حميدرضا شاه‌آبادی (زاده ۱۳۴۶ در تهران) پژوهشگر تاریخ، داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس معاصر است. او از نویسندگان حوزه‌ ادبیات نوجوان و بزرگسال و یکی از مدیران با‌سابقه در نشر با تجربه ‌مدیریت در انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. از جمله آثار شاه‌آبادي مي‌شود به لالايي براي دختر مرده، ديلماج، كافه خيابان گوته و سه‌گانه‌ دروازه‌ مردگان اشاره كرد. جلد نخست  سه‌گانه‌ دروازه‌ مردگان با نام قبرستان عمودی همين تازگی‌ها از سوی نشر افق منتشر شده است. اين داستان كه در زمانی مشابه سال‌های مشروطه مي‌گذرد، تركيبی است از رفت و برگشت‌های تاريخی به فضای آن سال‌ها و دوران معاصر. مثل لالايی برای دختر مرده، در اين داستان هم فضاهای وهم‌آلود و حتی ترسناكی وجود دارد كه پيوندی ناگسستنی با ماجرای موازيِ معاصر در كتاب دارد. اعضای باشگاه كتاب افق در حياط مدرسه‌ تاريخی دارالفنون در يكی از آخرين روزهای گرم تابستانی كنار حوضِ معروف اين مدرسه نشستند و سوال‌های‌شان را با آقای شاه‌آبادی مطرح كردند.   حميدرضا شاه‌آبادی كه از قصه‌گويان ادبيات نوجوان است، به عادت‌های نويسندگی‌اش اشاره کرد و گفت: متن‌هايش را تايپ نمی‌كند و روی كاغذ با خودكار می‌نويسد، دفتری دارد كه در سرما و گرما برای نوشتن به آنجا می‌رود، ايده‌های داستانی‌اش تمامی ندارد و حتی از يك ليوان و يك پوست شكلات می‌تواند رمانی با شخصيت‌های پيچيده خلق كند. این نویسنده در ادامه از تجربيات تحصيلی و نقش تاريخ در پردازش روايت‌هايش، از اهميتِ شناخت تاريخ در رسيدن به دركی عميق از جوامع انسانی گفت و اين‌كه چطور قصه‌ها در قالب كهن‌الگوها به ناخودآگاه جمعی همه‌ ما راه يافته‌اند؛ كافی است راهی برای رمزگشايی از اين الگوها بيابيم.   ]]> کودک و نوجوان Wed, 12 Sep 2018 13:07:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265292/گفت-وگوی-نوجوانان-حمیدرضا-شاه-آبادی-مدرسه-دارالفنون آخرین یکشنبه‌های کتاب با «سیامک گلشیری» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265269/آخرین-یکشنبه-های-کتاب-سیامک-گلشیری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در آخرین نشست یک‌شنبه‌های کتاب کتابخانه گلستان سیامک گلشیری مهمان برنامه خواهد بود و کتاب‌های «ملاقات با خون‌آشام»،«شبح مرگ» و «جنگل ابر» از آثار این نویسنده معرفی و بررسی خواهد شد. علاقه‌مندان می‌توانند در این برنامه که یک‌شنبه 25 شهریورماه در فرهنگسرای گلستان برگزار می‌شود، سوالات و نظرات خود را پیرامون این مجموعه‌ها با نویسنده در میان بگذارند. سیامک گلشیری در بیست و دوم مرداد ماه ۱۳۴۷در یک خانواده فرهنگی در اصفهان متولد شد. دوران کودکی را در اصفهان سپری کرد و سپس در شش‌سالگی به همراه خانواده، به سبب تغییر شغل پدر، به تهران مهاجرت کرد. گلشیری فعالیت ادبی‌اش را از سال ۱۳۷۰ آغاز کرد. اولین داستان کوتاه او به نام «یک شب، دیروقت» در ۱۳۷۳، در مجله آدینه به چاپ رسید و پس از آن داستان‌های زیادی در مجلات مختلف ادبی، نظیر آدینه، گردون، دوران، کارنامه، زنده رود، زنان، کلک و چندین و چند مقاله در روزنامه‌های مختلف به چاپ رساند و سرانجام در ۱۳۷۷ اولین مجموعه‌داستانش با عنوان از عشق و مرگ منتشر شد. براساس خبر روابط عمومی مراکز فرهنگی هنری منطقه 8 و فرهنگسرای گلستان «یک‌شنبه‌های کتاب» نشست‌های معرفی و بررسی کتاب و دیدار چهره به چهره با نویسنده‌های کشور است که با حضور نویسندگان منتخب در حوزه‌های مختلف و علاقه‌مندان به حوزه ادبیات و نشر در کتابخانه‌های منطقه 8 برگزار می‌شود. در این نشست‌ها، علاوه بر برپایی نمایشگاه کتاب، کتاب‌های تازه‌نشر معرفی و از نویسندگان تقدیر شد. علاقه‌مندان می‌توانند عصر یک‌شنبه 25 شهریور ماه ساعت 17 به نشانی تهران، فرهنگسرای گلستان واقع در نارمک، میدان هلال احمر، خیابان گلستان، فرهنگسرای گلستان مراجعه کنند.    ]]> کودک و نوجوان Wed, 12 Sep 2018 07:48:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265269/آخرین-یکشنبه-های-کتاب-سیامک-گلشیری نویسندگان کمتر به زندگینامه و نقش حضرت زینب(س) در آثار کودک پرداخته‌اند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265259/نویسندگان-کمتر-زندگینامه-نقش-حضرت-زینب-س-آثار-کودک-پرداخته-اند مژگان شیخی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره پرداختن به موضوعات مذهبی در کتاب‌های کودک و نوجوان توضیح داد: در این زمینه کارهای زیادی انجام شده و کتاب‌های بسیاری منتشر شده ولی کار شاخص، کمتر انجام شده است. در اغلب آثار تا حد زیادی شاهد تکرار وقایع هستیم و کمتر نگاه خاص یا پرداختن به واقعه خاصی را می‌بینیم.   شیخی با بیان اینکه نوآوری در کتاب‌های مذهبی و دینی کمتر دیده می‌شود، گفت: بچه‌ها در مدرسه، خانواده و جامعه چیزهای زیادی درباره موضوعات مذهبی مانند ماه محرم و عاشورا و تاسوعا و قیام امام حسین(ع) در ایام عزاداری امام‌ حسین(ع) می‌شنوند و می‌بینند، به همین دلیل باید اطلاعات جامع و کاملی نسبت به این شخصیت‌ها داشته باشند و بدانند که آن‌ها از دوران کودکی تا بزرگسالی چگونه زندگی کرده‌اند و چه ویژگی‌هایی داشته‌اند که به این جایگاه رسیده‌اند و امروز اینقدر درباره‌شان صحبت می‌شود.   به گفته خالق «زندگی حضرت یوسف(ع)» این شخصیت‌ها الگوی خوبی برای کودکان و نوجوانان هستند و نباید به گونه‌ای عمل شود که بچه‌ها فقط با بخشی از زندگی آن‌ها آشنا باشند و اطلاعاتی درباره سایر بخش‌ها و جنبه‌های زندگی آن‌ بزرگان نداشته باشند.   شیخی درباره کتاب‌هایی که باموضوع مذهبی برای کودکان و نوجوانان نوشته است، گفت: من در زمینه‌های مختلف برای کودکان و نوجوانان کار کرده‌ام و کتاب نوشته‌ام. یکی از این زمینه‌ها، پرداختن به موضوعات دینی و مذهبی است. سعی کرده‌ام با استفاده از مستندات، آثاری بنویسم که شناخت بیشتر و دقیق‌تری را در بچه‌ها نسبت به رخدادهای دینی و مذهبی ایجاد کند.   وی درباره جدید ترین اثرش در این حوزه توضیح داد: چندی پیش کتابی درباره حضرت زینب (س) نوشتم و به حوزه هنری تحویل دادم. این کتاب در قالب طرحی که از سوی حوزه هنری برای تولید مجموعه چهارده معصوم (ع) به همراه حضرت زینب (س) اجرا شد به من پیشنهاد داده شد. در این کتاب با نگاهی تازه به روایت زندگی حضرت زینب (س) برای نوجوانان پرداخته‌ام و سعی کرده‌ام دید متفاوتی به این موضوع داشته باشم و داستان را علاوه بر اینکه با روایت اول شخص از دید حضرت زینب (س) و یاران امام حسین (ع) روایت کرده‌ام، از دید شخصیت‌های منفی مانند شمر و یزید هم داستان را روایت کرده‌ام.   وی در ادامه به کتاب دیگری که درباره زندگی حضرت زینب(س) با عنوان «خداحافظ درختان سرو» برای نوجوانان نوشته، اشاره کرد و گفت: در این کتاب نیز نگاهی داستانی - تاریخی به زندگی حضرت زینب (س) داشتم و سعی کردم مخاطبان را با دوره‌های مختلف زندگی ایشان از زمان تولد تا واقعه کربلا آشنا کنم. این کتاب ۲۶ فصل دارد و درهر فصل به طور جداگانه به بخشی از زندگی حضرت زینب (س) و حاشیه‌های آن پرداخته‌ام.   نویسنده «دفترچه خاطرات یک کلاغ» افزود: علاوه براین کتاب‌های «کاش تو را می‌دیدم» که به زندگی حضرت معصومه (س) می‌پردازد و کتاب «مسافر هشتم» که شامل داستان زندگی امام رضا (ع) است، از دیگر آثار من در این حوزه است که سعی کردم با سایر داستان‌های موجود، تفاوت داشته و نثری روان داشته باشد. این دو کتاب از آثاری بودند که برای جشنواره رضوی انتخاب شدند و به همین دلیل دوبار تجدید چاپ شدند.   شیخی درباره میزان استقبال مخاطبان و بازخورد این آثار بیان کرد: باتوجه به اینکه امروزه کتاب‌های زیادی با موضوعات مذهبی برای بچه‌ها نوشته می‌شود، معمولا آن‌ها از آثاری استقبال می‌کنند که تکراری نباشد، زبان روان و قابل فهمی داشته باشد و نثر سنگینی نداشته باشد. هرچه موضوع جدیدتر باشد و نگارش و بافت داستانی خلاقانه‌تری داشته باشد برای بچه‌ها جذاب‌تر است و می‌تواند پیش‌زمینه بهتری را نسبت به موضوعات مذهبی و شخصیت‌های دینی در ذهن مخاطب ایجاد کند.   مژگان شيخی متولد سال 1341 و دارای مدرک مترجمی زبان انگليسی است. وی از سال 63 كار نوشتن را با داستان «بلبل نوک طلا و باغ آرزوها» آغاز كرد. شیخی هم در زمينه ادبيات كودكان و هم ادبيات بزرگسالان فعاليت داشته است و تاكنون بيش از 150 عنوان از كتاب‌هايش به چاپ رسيده است كه برخی از آنها برای فيلم‌های سينمايی قرارگرفته‌اند. از آثار او در زمينه ادبيات كودک می‌توان «زندگی حضرت يوسف»، «تابستان و غاز سفيد»، «جمعه‌های خاله کانگرو»، «دستی برای دوستی» و «گلی در سرزمين زمستان‌ها» و «365 قصه برای 365 روز سال» و در زمینه ادبیات بزرگسالان «لیلی و مجنون»، «شنبه‌ای که نیامد» و «پنجمین زن» را نام برد. از آثار برگزیده شیخی نیز می‌توان به کتاب «دفترچه خاطرات یک کلاغ» کتاب تقدیر شده در سال 1395، «ده قصه از امام رضا (ع)» کتاب برگزیده جشنواره بین المللی امام رضا(ع) و «یعقوب لیث و نبرد حران» کتاب برگزیده در پنجمین دوره کتاب های آموزشی جشنواره رشد، اشاره کرد. ]]> کودک و نوجوان Wed, 12 Sep 2018 06:51:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265259/نویسندگان-کمتر-زندگینامه-نقش-حضرت-زینب-س-آثار-کودک-پرداخته-اند حکیمی: صندوقی همیشه مرا به نوشتن داستان‌های دینی تشویق می‌کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265089/حکیمی-صندوقی-همیشه-مرا-نوشتن-داستان-های-دینی-تشویق-می-کرد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمود حکیمی: در یکی از روزهای مردادماه سال 1397 که به خبرگزاری کتاب رفته بودم مطلع شدم که قرار است در یکی از روزهای همان ماه صادق صندوقی، نقاش و تصویرگر معروف، به محل خبرگزاری بیاید تا با او گفت‌وگو شود. از شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدم. حسن محمودی، دبیر تحریریه ایبنا، که متوجه مسرت من شده بود علت آن را جویا شد و من در پاسخ گفتم که صندوقی هنرمند از دوستان قدیمی من است اما مدت‌هاست که خبری از او ندارم. امیدوارم آن روز که برای گفت‌وگو به ایبنا می‌آید بتوانم پس از گذشت سال‌ها موفق به دیدارش شوم.   خوشبختانه آن روز فرا رسید. روز 21 مرداد که به دیدار آقای حمید رحیمی به طبقه چهارم ساختمان خانه کتاب رفتم، این دوست صمیمی به من اطلاع داد که آقای صادق صندوقی که مایل به دیدارش بودید برای گفت‌وگو به خبرگزاری آمده و هم اکنون با خانم ملیسا معمار مشغول گفت‌وگو است. آنقدر از شنیدن آن خبر خوشحال شدم که فوراً به طبقه سوم رفتم. مرحوم صندوقی با دیدن من از جای برخاست و میز گفت‌وگو را ترک کرد و احترام بسیار به من گذاشت، همسر ایشان هم صحبت کرده و از جا برخاسته بود به ایشان هم عرض ادب کردم. بعد از آن هم دور میز نشستیم و آقای صندوقی از دوستی دیرین خود با من سخن گفت و سپس به گفت‌گو با خانم معمار ادامه داد. در دهه اول سال 60 من گذشته از تالیف سه جلد کتاب تاریخ برای کلاس اول، دوم و سوم راهنمایی، مشغول ویرایش چندین کتاب علوم انسانی برای راهنمایی و دبیرستان بودم و همین امر موجب شده بود که هرچند روز یک بار مرحوم صندوقی را در کتابخانه سازمان پژوهش و یا دریکی از تاق‌های آن سازمان ملاقات کنم. وی اغلب مشغول نقاشی تصویر برای یکی از کتاب‌های درسی و یا تصویر پشت جلد یکی از کتاب‌ها بود و من در آن دوران شاهد فروتنی و تواضع آن هنرمند بودم. گذشته از آن، گاه، ضمن آنکه تکمیل تصویری که آن را قبلا کشیده بود برعهده داشت، از چند اثر من را که قبل از انقلاب خوانده بود سخن می‌گفت و آنگاه من را همچنان به نگارش داستان‌های دینی دیگر تشویق می‌کرد.   وقتی از وی پرسیدم: «چه عاملی سبب شد که از کودکی با شوق فراوان به کشیدن و نقاشی مشغول شوی» وی از تشویق یکی از معلمان دوران دبستان خود سخن می‌گفت. او آن ماجرا را بارها و حتی در آخرین مصاحبه خود که با خانم معمار انجام ‌داده، بیان کرده است. بیان این خاطره مهم از آنجا شروع شد که وی در پاسخ این پرسش که «آیا خاطره‌ای از نقاشی کشیدن در دوران کودکی‌تان دارید؟» پاسخی داد که در یکی از روزها در سال 1360 یا 1361 برای من گفته بود. این ماجرا را من در اینجا از همان گفت‌وگو می‌‌آورم تا یکبار دیگر این موضوع آشکار شود که معلمان در مدارس مخصوصا در دوران دبستان تا چه اندازه می‌توانند در تشویق دانش‌آموزان به کارهای هنری موثر باشند. وی در پاسخ آن پرسش می‌گوید: «کلاس اول ابتدایی که بودم بچه‌ها در کلاس شلوغ می‌کردند. معلم ما که می‌خواست برای ساعتی کلاس را ترک کند و به بچه‌ها گفت: «تا برگردم هرکدامتان یک نقاشی بکشید.» و من تصویری از یک خرگوش کشیدم. سایر همکلاسی‌هایم خوششان آمد و از من خواستند برای‌شان یکی از همان تصاویر طراحی کنم. اما مبصرمان مرا تهدید کرد که به معلم می‌گوید من تقلب کرده‌ام تا مرا تنبیه کند. اما من حتی معنای تقلب را نمی‌دانستم و با چهره‌ای نگران منتظر آمدن معلم بودم. وقتی در کلاس باز و معلم وارد شد اضطراب داشتم و هر لحظه فکر می‌کردم معلم از کلاس اخراجم می‌کند، اما برخلاف تصورم وقتی معلم نقاشی را دید و متوجه شد که همه نقاشی‌ها را من کشیده‌ام، من را صدا زد و گفت: «اسمت چیست؟» گفتم: «صادق» ولی صندوقی را نگفتم... معلم دستی به سرم کشید و از بچه‌ها خواست مرا تشویق کنند و همین تشویق بسبب شد که من به نقاشی علاقه‌ بیشتری پیدا کنم. شاید اگر معلم ما در آن دوران مرا تنبیه می‌کرد من دیگر هرگز سمت نقاشی نمی‌رفتم.» مرحوم صندوقی این تاثیر تشویق معلم خود را که موجب تحولی در زندگی وی شد در ملاقاتی که در 29 شهریور 1393 با استاد مسجدجامعی نیز داشته است بیان کرده و نشان می‌دهد که رفتار معلم تا چه اندازه می‌تواند در زندگی شاگردانش موثر باشد.   صندوقی این ماجرا را و نقش معلم خود را در زمانی که در سازمان پژوهش در دهه 60 با هم کار می‌کردیم برای من بیان کرد و من هم برای او شرح دادم که چگونه تشویق معلم انشاء در مدرسه «بندار رازی» در سال 1335 پس از آنکه چند انشاء را خواندم در من مؤثر افتاد. آن معلم آگاه که آقای غروی نام داشت با قاطعیت به من گفت: «نویسنده خواهی شد»   این دو جریان را در مورد مرحوم صندوقی و خود بیان کردم تا بدانید رفتار معلم تا چه اندازه می‌تواند در سرنوشت شاگردان موثر باشد.   من نه تنها نقاشی‌های این هنرمند برجسته را در کتاب درسی دیدم و از دیدن آن تصاویر لذت بُردم بلکه تصاویر زیبای او در کتاب‌های «سفر به ماه» و «رنجبران دریا» و چند اثر دیگر از ژول ورن توجه من را بشدت جلب کرده بود. آنچه که در آن نمی‌توان تردید کرد که آثار وی در تشویق افراد به خواندن داستان‌ها و کتاب‌های دیگر بسیار موثر بود.   دقایقی چند شاهد گفت‌وگوی او با خانم معمار بودم و سپس خداحافظی کردم. 10 روز بعد از آن ملاقات کوتاه مدت یعنی در روز 31 مرداد 1397 خبر وفات وی در یکی از روزنامه‌های صبح آنچنان برایم غیرمنتظره و تاثیرآور بود که به سرعت خود را به خانه کتاب رساندم و با آقای محمودی و آقای رحیمی درباره آن هنرمند به گفت‌وگو نشستیم. امیدوارم که در مقدمه یکی از آثارم بیشتر از این هنرمند عزیز سخن گویم. هنرمندی که وفات ناگهانی‌اش مرا به شدت متأثر ساخت.   ]]> کودک و نوجوان Wed, 12 Sep 2018 05:58:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265089/حکیمی-صندوقی-همیشه-مرا-نوشتن-داستان-های-دینی-تشویق-می-کرد مهلت ارسال آثار به جشنواره قصه‌گویی تمدید شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265245/مهلت-ارسال-آثار-جشنواره-قصه-گویی-تمدید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) محمدرضا زمردیان از تمدید مهلت زمان ارسال آثار به دبیرخانه تا نیمه‌ اول مهر 1397خبر داد و گفت: درخواست‌­های بسیاری از سوی کانون­ پرورش فکری در استان‌­ها، قصه­‌گویان و علاقه‌مندان به قصه‌­گویی برای تمدید زمان ارسال آثار به دبیرخانه رسیده است. رییس بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی، افزود: به منظور ارج نهادن به درخواست دوست­داران قصه­‌گویی و ایجاد فرصت مشارکت بیشتر، مهلت ارسال آثار به بخش قصه‌گویی تخصصی شامل: «قصه­‌گویی کلاسیک و خلاق» در سه سطح دختران و پسران 14 تا 18 سال، زنان و مردان بالای 18 سال و مادربزرگ‌­ها و پدربزرگ‌­ها تا هشتم مهر و قصه‌گویی 90 ثانیه‌ای و بین‌المللی نیز تا 15 مهر تمدید شد. معاون فرهنگی کانون همچنین اظهار کرد: بیست و یکمین جشنواره بین­المللی قصه­‌گویی با استقبال خوبی از سوی قصه­‌گویان روبه‌رو شده است به گونه‌ای که تا کنون بیش از 4هزار اثر در بخش‌های مختلف، به دبیرخانه این رویداد فرهنگی رسیده است. وی در پایان با تاکید بر این‌که با توجه به برگزاری جشنواره­‌های استانی و منطقه­‌ای، فرصت بیشتری برای تمدید زمان ارسال آثار نداریم یادآور شد: از تمام علاقه‌مندان دعوت می‌شود تا نسبت به تولید و ارسال آثار خود در زمان مشخص شده از طریق سایت جشنواره به آدرس www.kanoonfest.ir اقدام کنند. براساس خبر روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی کانون امسال هم‌زمان با شب یلدا برگزار می‌شود. ]]> کودک و نوجوان Tue, 11 Sep 2018 11:56:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265245/مهلت-ارسال-آثار-جشنواره-قصه-گویی-تمدید شمس: نخستین رمان ایرانی با اِلمان‌های فانتزی متولد شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265236/شمس-نخستین-رمان-ایرانی-ا-لمان-های-فانتزی-متولد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - ملیسا معمار: در عصر نوزدهم شهریورماه، یکی از روزهای گرم تابستان، وقتی که روزها کم کم رنگ و بوی پاییزی می‌گرفت، شاهزاده شنل تشتکی درمیان هیاهوی بچه‌ها و پدرومادرها و نویسندگان و مترجمانی که مشغول گپ‌وگفت و شیرینی خوردن بودند، متولد شد. شاهزاده شنل قرمزی همان پسر لاغر و نحیف و لکنتی مهدی رجبی است که با شنل بلند قرمزی که با درب بطری‌های آیس مانکی‌های رنگی تزئین شده بود و شمشیر نقره‌ای رنگی به‌دست داشت در کتابفروشی افق به دنبال گولاخ‌ها بود؛ همان موجودات اهریمنی که همسترش را دزدیده بودند. بردیا درحالی‌که به کتاب‌های مورد علاقه‌اش در کتابفروشی افق خیره شده بود با ترس و لرز به سفر عجیب و هولناکی فکر می‌کرد که پیش رو داشت. او باید سوار بر آسانسور هزارطبقه به گولاخستان، جایی در اعماق زمین می‌رفت و بعد از نبرد با گولاخ‌های آدمخوارِ وحشی، همسترش را پیدا می‌کرد.   بردیا در همین فکرها بود که ناگهان صدای مانیا، همان دخترک لاغراندامی که هم سن و سال خودش بود و قبلا هم او را جلوی مجتمع مسکونی‌شان دیده بود، او را به خودش آورد. مانیا درحالی‌که وسط کتابفروشی ایستاده بود، پوسته نایلونی نازک ورق لواشکی که در دستش گرفته بود را جدا کرد و گذاشت گوشه لپش و در یک حرکت آن را بلعید. بعد میکروفن را برداشت و به مهمان‌هایی که برای جشن تولد «بردیا و گولاخ‌ها» آمده بودند، خوش آمد گفت و با کنجکاوی سراغ مهدی رجبی رفت و سوال‌هایی که ذهنش را مشغول کرده بودند را مطرح کرد و مهدی رجبی هم با حوصله، یکی یکی به آن‌ها پاسخ داد.     مجموعه «بردیا و گولاخ‌ها» ادامه دارد رجبی ابتدا به دلیل انتخاب اسم بردیا برای شخصیت اول داستانش اشاره کرد و از علاقه‌اش به اسم بردیا گفت، که هم جنبه باستانی دارد و هم اسم اصیل ایرانی است. او می‌گفت قرار است این مجموعه همین‌طور ادامه پیدا کند. چون داستان را به گونه‌ای نوشته‌ که حداقل تا جلد دهم پیش می‌رود و دوست دارد بازخورد بچه‌ها را ببیند.   رجبی درباره ایده داستانش هم ‌گفت که ایده این داستان از بقالی سرکوچه‌شان شکل گرفته که سال‌هاست تعدادی شمشیر پلاستیکی در گوشه‌ای از مغازه‌اش برای فروش گذاشته است، شمشیرهایی که حداقل 7 سال در گوشه این بقالی جا خوش کرده‌اند ولی هیچ‌وقت به فروش نمی‌روند و با خودش فکر ‌کرده اگر یکی از این شمشیرهای پلاستیکی، درخشان و جادویی شود و بتواند از یک بچه لاغر اندام لکنتی، پسری سلحشور بسازد، چه اتفاقی رخ می‌دهد. اینطور شده که جلد اول کتاب را نوشته و در جلسه‌ای که با آتوسا صالحی، محمدرضا شمس و مژگان کلهر داشته درباره آن صحبت کرده و آن‌ها به او پیشنهاد دادند این داستان را در قالب مجموعه‌ای ادامه دهد. او هم این کار را انجام داده اما دوسال طول کشیده تا جلد دوم را نوشته و بعد از یکسال و نیم هم جلد سوم متولد شده است، یعنی از سال 1392 نوشتن این مجموعه را شروع کرده و زمستان 1396 هم آن‌را برای تصویرگری به مریم محمودی‌مقدم تحویل داده است. تصویرگر کتاب هم با بردباری در مقابل سختگیری‌های زیاد رجبی، سعی کرده تصویرهای خوبی را در تعامل با نویسنده اثر خلق کند؛ تصاویری سیاه و سفید که گویای مطلب باشد.     لکنت زبان را در کودکی تجربه کرده‌ام بهاره عرشی، گفتاردرمانگر هم از حاضران در جلسه بود. او می‌گفت بچه‌هایی که لکنت دارند نسبت به نگاه‌هایی که در جامعه به آن‌ها می‌شود و قضاوت‌هایی که درباره آن‌ها صورت می‌گیرد، نگران‌اند و وقتی متوجه شده چنین کتابی نوشته شده، و به این مشکل بچه‌ها توجه شده، بسیار خوشحال شده است اما دوست دارد بداند چرا مهدی رجبی پسری با لکنت زبان را به عنوان شخصیت اصلی داستانش انتخاب کرده است.   مهدی رجبی هم در پاسخ به این سوال به روزهای کودکی و نوجوانی‌اش اشاره کرد و گفت که در آن زمان وقتی هوا خیلی سرد می‌شده، لکنت زبان می‌گرفته و با رفع سرما این حالت برطرف می‌شده است و همیشه به این موضوع فکر می‌کرده که بچه‌هایی که با مشکل لکنت زبان درگیرند، چقدر به خاطر این مساله اذیت می‌شوند و نگاه جامعه به آن‌ها چگونه است.   رجبی می‌گفت توجه به بچه‌هایی با شرایط خاص همیشه در خلق آثارش مدنظرش بوده و در کتاب دیگرش هم به کودکانی پرداخته که سندرم داون دارند. و نگاهی که جامعه به بچه‌ای که این‌گونه مشکلات را دارد و بازخورد آن در اجتماع و ترس‌ها و نگرانی‌های این بچه‌ می‌تواند موضوعی برای نوشتن داستان باشد. و در این راستا فیلمنامه‌ سینمایی هم نوشته که یکی از شخصیت‌های آن نوجوان گشتی‌گیری است که لکنت زبان دارد.   گرایش بچه‌ها به سوی کتاب‌های رمان چشمگیر است مهدی حجوانی، هم از مهمان‌هایی بود که به جشن تولد «بردیا و گولاخ‌ها» آمده بود. او به خاطره‌اش از اولین باری اشاره کرد که مهدی رجبی را دیده، زمانی که مهدی رجبی در جلسات قصه‌خوانی و نقد قصه شرکت می‌کرده و هنوز هیچ کتابی از او منتشر نشده بود. اما می‌شد حدس زد بعد از مدتی اتفاقات خوبی در حوزه نویسندگی برایش رخ می‌دهد.     حجوانی در ادامه به پروژه رمان نوجوان نشر افق اشاره کرد و توضیح داد که تولید کتاب‌های رمان از نظر فنی نسبت به کتاب‌های تصویری آسان‌تر است. از سویی امروزه موجی در جامعه برای خواندن رمان ایجاد شده و بچه‌ها کمتر با کتاب‌های لاغر و کم‌حجم راضی می‌شوند و عطش خواندن دارند که با خواندن رمان پاسخ داده می‌شود. همچنین رمان‌های خارجی زیادی هم ترجمه و منتشر شده که روی رمان‌نویسان ایرانی بی‌تاثیر نیست و به این ترتیب پروژه رمان نشر افق راه‌اندازی شده است. محمدرضا شمس چگونه روایت کردن را بلد است محمدرضا شمس، نیز از دیگر نویسندگان کودک و نوجوانی بود که به تولد «بردیا و گولاخ‌ها» آمده بود و می‌گفت به نظر من امروز نخستین رمان ایرانی که اِلمان‌های فانتزی را دارد، متولد شده است و ما تا به حال رمان فانتزی ایرانی به این شکل نداشته‌ایم. این رمان پر از شخصیت‌های جذاب است؛ مانند بردیا که لکنت زبان دارد، همسترش که آلبرت نام دارد، مانیا و کاکتوسش که پیشگویی می‌کند و اسب لاک‌پشتی معتادی که گولابی می‌خورد. رجبی گولاخستان را با جزئیات دقیقی توصیف کرده که برای مخاطب جذاب است و بازی زمانی جالبی در آن ارائه کرده.   شمس معتقد بود که مهدی رجبی اساطیر ایرانی را می‌شناسد و به خوبی از آن‌ها استفاده می‌کند. همچنین چگونه روایت کردن را بلد است و در آثارش تک صدایی وجود ندارد. رمانش ساختار محکمی دارد و منسجم است.   رجبی نویسنده‌ای جسور و جست‌وجوگر است محمود برآبادی، هم در این مراسم رجبی را نویسنده‌ای جوان، جسور و جست‌وجوگر خطاب کرد که بسیاری از ویژگی‌های نویسنده‌های بزرگ را دارد او می‌گفت نویسندگان بزرگ، کتاب‌های زیاد و متنوعی می‌خوانند، از تجربه کردن هراس ندارند، از شکست ناامید نمی‌شوند، نقدپذیرند، خستگی‌ناپذیرند و ماه‌ها برای خلق یک اثر وقت می‌گذارند و اعتماد به نفس دارند. برآبادی در ادامه به رجبی توصیه کرد هیچ‌وقت تحت تاثیر جو موجود و سفارشات یک ناشر قرار نگیرد.       این مراسم با برگزاری مسابقه بین بچه‌های باشگاه کتاب‌خوان‌های افق و تعدادی از اعضای شورای کتاب کودک، جشن امضای کتاب، بریدن کیک و عکس‌های یادگاری با مهدی رجبی و شخصیت‌های نمادین داستان «بردیا و گولاخ‌ها» پایان یافت. ]]> کودک و نوجوان Tue, 11 Sep 2018 11:38:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265236/شمس-نخستین-رمان-ایرانی-ا-لمان-های-فانتزی-متولد موفقیت در جوایز بین‌المللی نویسندگان را به خلق آثار شاخص راغب می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265239/موفقیت-جوایز-بین-المللی-نویسندگان-خلق-آثار-شاخص-راغب-می-کند جعفر توزنده‌جانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره موفقیت فرهاد حسن‌زاده در جایزه جهانی هانس کریستین اندرسن گفت: همانطور که می‌دانید فرهاد حسن‌زاده به عنوان یکی از پنج نامزد نهایی جایزه اندرسن انتخاب شد که در نهایت جایزه را در نمایشگاه کتاب بلونیا به یک نویسنده ژاپنی دادند. اما جایزه اندرسن بخش‌های مختلفی دارد، یکی از بخش‌های آن تهیه فهرستی از کتاب‌های تالیفی و ترجمه‌ای خوب در کشورهای مختلف است. که امسال شورای کتاب کودک به عنوان نماینده دفتر بین‌المللی کتاببرای نسل جوان (IBBY) کتاب «زیبا صدایم کن» فرهاد حسن‌زاده را از بین آثار تالیفی کودک و نوجوان برگزید و به این جشنواره معرفی کرد.   این نویسنده و منتقد ادبی افزود: انتخاب فرهاد به عنوان پنج نامزد نهایی جایزه اندرسن و دریافت دیپلم افتخار برای کتاب «زیبا صدایم کن» افتخاری است برای کل سرزمین ایران و خانواده بزرگ ادبیات کودک و نوجوان.   وی همچنین به سابقه این جایزه در ایران اشاره کرد و گفت: پیش از این هم هوشنگ مرادی کرمانی، محمدرضا یوسفی و محمدرضا شمس هم موفق به دریافت دیپلم افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) شده بودند.   توزنده‌جانی در ادامه به تاثیر جوایز جهانی بر کیفیت ادبیات کودک و نوجوان اشاره کرد و گفت: اگر نخواهیم با اغراق صحبت کنیم و بگوییم در حوزه ادبیات کودک و نوجوان آثار شاخص زیادی داریم که در سطح جهان با آثار برتر برابری می‌کنند و نگاه واقع بینانه داشته باشیم، می‌توانیم بگوییم در طول سی سال اخیر، نویسندگان در حوزه ادبیات کودک و نوجوان آثاری خلق کرده‌اند که از کیفیت خوبی برخوردار است و قابلیت مطرح شدن در سطح جهانی دارد. مخصوصا در عرصه داستان کودک، نویسندگان ما حرف زیادی برای گفتن دارند و تا به‌حال بسیاری از داستان‌های کوتاه کودک ما به زبان‌های دیگر ترجمه شده و از آن‌ها استقبال شده است.     خالق «خانواده دیوها» با بیان اینکه اگر می‌خواهیم در حوزه ادبیات کودک و نوجوان، حرکت‌های بزرگی انجام دهیم باید زمینه‌های لازم برای مطرح شدن در عرصه بین‌المللی را فراهم کنیم تا نویسندگان شاخص ما با آثارشان شناخته شوند، گفت: واقعیت این است که وقتی نویسنده‌ای از کشورمان، موفقیتی در جایزه‌‌های بین‌المللی کسب می‌کند، خواه ناخواه بقیه نویسندگان، مخصوصا در حوزه ادبیات کودک و نوجوان، هم امیدوار می‌شوند و سعی می‌کنند سطح آثارشان را بالا ببرند.   توزنده‌جانی در ادامه به حوزه رمان نوجوان اشاره کرد و گفت: مثلا در حوزه رمان نوجوان، ما مدت زیادی نیست که شروع به تولید اثر کرده‌ایم، اما موفق بوده‌ایم و نویسندگان ما توانسته‌اند رمان‌هایی مانند «زیبا صدایم کن» بنویسند که در سطح جوایز جهانی مطرح شود و سیگنالی برای بقیه نویسندگان تولید کند که آثار شاخصی بنویسند. از سویی این اتفاق برای خود نویسنده هم ارزشمند است و سبب معرفی بیشتر او به جامعه مخاطب در کشور، افزایش خواننده‌ها و افزایش شمارگان آثارش می‌شود و طبیعتا ناشران خارجی هم نسبت به ترجمه آثارش راغب می‌شوند.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 11 Sep 2018 11:15:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265239/موفقیت-جوایز-بین-المللی-نویسندگان-خلق-آثار-شاخص-راغب-می-کند اثر برگزیده جایزه‌های راث شواتز و سیدنی تیلور در کتابفروشی‌ها http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265198/اثر-برگزیده-جایزه-های-راث-شواتز-سیدنی-تیلور-کتابفروشی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «یک داستان محشر» نوشته‌ فوئب گیلمن با ترجمه‌ نسرین وکیلی و پارسا مهین‌پور از سوی انتشارات مبتکران (‌کتاب‌های میچکا) به چاپ ششم  رسیده است. این اثر برنده‌ جایزه‌های راث شواتز و سیدنی تیلور بوده و در فهرست کتاب‌های برگزیده‌ شورای کتاب کودک نیز قرار گرفته است. فوئب گیلمن در کتاب «یک داستان محشر» که موضوع اصلی آن گذر زمان و تغییرات ناشی از آن است،به مسئله‌ بازیافت و استفاده‌ دوباره از مواد دور ریختنی می‌پردازد. «یک داستان محشر» به رابطه‌ یک پدربزرگ با نوه‌ کوچکش می‌پردازد. پدربزرگ برای ژوزف روانداز محشری می‌دوزد. با گذشت زمان ژوزف بزرگ می‌شود و روانداز کوچک. اما ژوزف که رواندازش را خیلی دوست دارد از پدربزرگ می‌خواهد که کاری بکند. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «پدربزرگ ژوزف کت را برداشت، این‌ورش کرد، آن‌ورش کرد. همان‌طور که قرچ قرچ قیچی می‌کرد و می‌کرد و می‌کرد و تند و تند سوزن می‌زد و می‌زد و می‌زد‌، می‌گفت:«هو...م‌م‌م. از این پارچه فقط به اندازه‌ای مانده که ازش چی جور کنم؟» کتاب «یک داستان محشر» اثری مهارتی است و برای مخاطبان بالای 5 سال مناسب است. نسرین وکیلی، مترجم کتاب‌های کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۲۳ در تهران زاده شد. او در رشته روان شناسی درس خوانده و تاکنون بیش از ۱۵۰ عنوان کتاب در حوزه کودک و نوجوان ترجمه کرده است، از جمله آثار او می‌توان به «روون پسری از رین»، «روون و زباک‌ها»، «روون و کولی‌ها»، «روون و نگهبان کریستال» نوشته‌ امیلی رودا و «عارضه آناستازیا» نوشته‌ مری هیگینز کلارک، «موش مترو»، مجموعه «سیری در تاریخ»، «صحرای یخ، زندگی و كار در قطب جنوب»، «پنجاه شب کلاه قرمز»، «یك رویا»، «تایتانیك از لحظه گم شدن تا پیدا شدن»، «جیپ و داستان زندگی او»، «چه کسی آلفونس ابری را می ترساند؟» و «آلفونس ابری آیا این یک هیولا است؟» اشاره کرد. انتشارات مبتکران (‌کتاب‌های میچکا) کتاب «یک داستان محشر» را به قیمت 11 هزار تومان منتشر کرده است. ]]> کودک و نوجوان Mon, 10 Sep 2018 12:01:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265198/اثر-برگزیده-جایزه-های-راث-شواتز-سیدنی-تیلور-کتابفروشی-ها نامه به نویسنده و مترجم کتابی که دوستش دارید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265212/نامه-نویسنده-مترجم-کتابی-دوستش-دارید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) احتمالا برایتان پیش آمده است که خواسته باشید با نویسنده یا مترجم کتابی که دوستش دارید صحبت کنید. انتشارات پیدایش در قالب طرحی، این فرصت را دراختیار مخاطبان قرار داده تا برای نویسندگان و مترجمان مورد علاقه‌شان نامه‌بنویسند و پاسخ آن را دریافت کنند.   در متن این فراخوان آمده است: «این رابطه یک سویه را تغییر دهید و احساسات و نظرات‌تان را با نویسنده یا مترجم کتابی که دوستش دارید در میان بگذارید. لازم نیست نویسنده خوبی باشید و کلمات قلمه سلمبه به نامه تان اضافه کنید. سخت نگیرید و باور کنید که از پسش برمیاید. کافی ست به نجوای ذهن و قلبتان گوش دهید. و مانعی بر سر راه کلمات نشوید و با خیالی آسوده بنویسید. می توانید از نویسنده یا مترجم محبوبتان سوال بپرسید، نظرتان را نسبت به کتابش بگویید از کدام قسمت کتاب بیشتر خوشتان آمده است یا ترجیح میدادید کدام قسمت نباشد. پایان کتاب را دوست داشتید یا دلتان میخواست جور دیگری به پایان برسد و  از ترجمه کتاب راضی بودید و هر آنچه که دوست دارید با نویسنده یا مترجم محبوبتان در میان بگذارید، در این نامه بگویید!ما نامه‌رسان شما می‌شویم!»   شرایط ارسال نامه: هر شخص تنها با یک نامه می‌تواند در مسابقه شرکت کند. نامه‌ها باید از طریق تلگرام و به این آیدی @peydayeshpub ارسال شود. حجم نامه‌ها حداقل 200 و حداکثر 700کلمه باشد. قبل از ارسال آثار مطمئن شوید که نسخه نهایی و ویرایش شده را ارسال می‌کنید. هنگام ارسال آثار مشخصات زیر به این ترتیب ذکر شود: نام و نام خانوادگی، سن، شماره تماس و آدرس دقیق محل سکونت مهلت ارسال آثار از ۲۰ تا ۳۰ شهریورماه است. نامه‌های برگزیده همراه با پاسخ نویسنده یا مترجمشان در خبررسان و خبرنامه فصلی نشر پیدایش و همچنین فضای مجازی(کانال و اینستاگرام) انتشار خواهد یافت. شرکت برای عموم آزاد است‌. ]]> کودک و نوجوان Mon, 10 Sep 2018 11:50:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265212/نامه-نویسنده-مترجم-کتابی-دوستش-دارید «بردیا و گولاخ‌ها» اهمیت کتاب و کتابخوانی را به بچه‌ها گوشزد می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265205/بردیا-گولاخ-ها-اهمیت-کتاب-کتابخوانی-بچه-ها-گوشزد-می-کند مهدی رجبی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره مجموعه «بردیا و گولاخ‌ها» که به تازگی به قلم او از سوی انتشارات افق راهی بازار کتاب شده است، گفت: «بردیا و گولاخ‌ها» مجموعه‌ رمانی سه گانه و فانتزی و پر از فضاهای طنز و گاهی هم دلهره‌آور است. مجموعه‌ای که هدفش علاوه بر سرگرمی و لذت ادبیات، افزایش اعتماد به نفس مخاطب و همچنین گوشزد کردن اهمیت کتاب و کتاب خواندن برای ساختن دنیایی زیباتر و بهتر است.   وی با بیان اینکه کتاب و کتابخوانی دو رکن کلیدی در این مجموعه‌اند، توضیح داد: فضای فانتزی این مجموعه مانند هری‌پاتر و ارباب حلقه‌ها، البته به شکلی ایرانی و درباره کودکانی است که مشکلات و نیازهای خاصی دارند ولی در فضایی قرار می‌گیرند فکر می‌کنند، می‌توانند از توانایی‌هایشان استفاده کنند.   به گفته رجبی، این مجموعه شامل سه جلد با عنوان‌های «شاهزاده شنل تشتکی»، «پیشگوی چشم نقره‌ای» و «هیولای کلمه‌خوار» است و درباره پسربچه‌ای به نام بردیاست که لکنت زبان دارد و نمی‌داند شاهزاده است و باید کتاب‌های جهان را از نابودی نجات دهد.   این نویسنده در ادامه به داستان این مجموعه اشاره کرد و گفت: بردیا بعد از گم شدن همسترش از طریق پیرزنی مرموز که همیشه توی آسانسور ساختمان است، متوجه می‌شود موجوداتی اهریمنی به نام گولاخ همسترش را دزدیده‌اند. موجوداتی که از کتاب‌ها متنفرند و به ارباب تاریکی خدمت می‌کنند. آرزوی آن‌ها این است که کلمات و داستان‌ها را از کتاب‌های جهان محو کنند. اما بردیا می‌فهمد که یک شاهزاده است و مشخصات او در پیشگویی‌ها آمده است. بردیا با ترس و لرز راهی سفری عجیب در جهانی در اعماق زمین می‌شود. سفری پر حادثه و هولناک به گولاخستان. آنجا با لاکپشتی مفنگی و معتاد آشنا می‌شود که در واقع نوعی اسب گولاخستانی است. اسبی که به خوردن نوعی میوه اعتیاد دارد.   وی افزود: این تازه شروع ماجراست و با اشتباهی که بردیا می‌کند باعث می‌شود نیروهای اهریمنی قدرت بگیرند و برای تصاحب زمین نقشه بکشند. بردیا با گروهی از نگهبان‌ها که در کتابخانه کار می‌کنند برای مبارزه با هیولای کلمه‌خوار راهی دریاچه‌ای مرموز و مخفی می‌شود و این خود حکایتی است پر فراز و نشیب.   به گفته رجبی، در این مجموعه دختری به نام مانیا هم همراه بردیاست که با هوش و ذکاوتش در بسیاری از  مواقع به بردیا کمک می‌کند. دختری که خودش گذشته‌ای رازآلود و عجیب دارد.       مهدی رجبی، نویسنده کودک و نوجوان، در سال 1359 در خمین متولد شد. وی دارای مدرک لیسانس فیلم‌سازی و فوق‌لیسانس ادبیات نمایشی است. تا به حال 15 اثر از او در حوزه کودک و بزرگسال منتشر شده است. از آن‌جمله می‌توان به «فراموشان این زمستان»، «معمای دیوانه‌ کله‌آبی»، «یوناتارا گم شده»، «گریه نکنید مثل ابر باهار»، «خاطرات چوپان چاق»، «لولو شب‌ها گریه می‌کند»، «کنسرو غول» و «کابوس اسب» اشاره کرد.   انتشارات افق، مجموعه سه جلدی «بردیا و گولاخ‌ها» را با شمارگان دو هزار نسخه و قیمت کلی 560 هزار ریال برای سه جلد، منتشر کرده است.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 10 Sep 2018 11:49:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/265205/بردیا-گولاخ-ها-اهمیت-کتاب-کتابخوانی-بچه-ها-گوشزد-می-کند شعرهای زهرا موسوی داستان زمین را نقاشی کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265200/شعرهای-زهرا-موسوی-داستان-زمین-نقاشی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) جدیدترین اشعار زهرا موسوی در قالب کتابی با عنوان «خوب‌ها بله،‌بدها نه» از سوی انتشارات فنی ایران ( کتاب‌های نردبان) برای مخاطبان 6 تا 9 سال منتشر شده است. زهرا موسوی در جدیدترین شعرهایش موضوعات عمومی محیط زیست را مد نظر  قرار داده است. مخاطبان این کتاب با مفهوم انتخاب در این اثر آشنا شده و وظایف خود و دیگران در برابر محیط زیست را فرا می‌گیرند. موسوی با به کارگیری کلمات و مفاهیم ساده، تصویری روشن از زندگی روزمره را به مخاطبان ارایه کرده است و از آن‌ها خواسته تا به تفکیک زندگی درست و غلط در این فضا دست بزنند. «این نباشه،‌ اون یکی نیست»، «آواز زمین»، «جانوران ایرانی»، «این ها زباله نیستن»، «دوقلوها» عنوان برخی از شعرهای این مجموعه است. شاعر  کتاب «خوب‌ها بله،‌بدها نه» در این اثر از ریتم و فرم یکسان بهره برده است تا مفاهیم به راحتی در ذهن مخاطبان نقش ببندد. در شعر آسمون رنگارنگ می‌خوانیم: «آبی قبراق، بله/ زرد خوش اخلاق،بله/ مشکی براق،‌بله/نقره ای چاق،بله/آسمون صاف،بله/ شفاف شفاف،بله...» تصویرگری کتاب «خوب ها بله،‌بدها نه» را سمانه صلواتی برعهده داشته و انتشارات فنی ایران (کتاب‌های نردبان) آن را با قیمت 70 هزار ریال منتشر کرده است. گفتنی است کاغذ این کتاب از جنگل های صنعتی پایدار تهیه شده است.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 10 Sep 2018 09:53:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/265200/شعرهای-زهرا-موسوی-داستان-زمین-نقاشی رحماندوست: نوشته‌های حکیمی، منبع صحیح و سالم ادبیات کودک و نوجوان است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265191/رحماندوست-نوشته-های-حکیمی-منبع-صحیح-سالم-ادبیات-کودک-نوجوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین بزرگداشت چهار تن از مفاخر فرهنگ در سومین نشست ماهانه «یکشنبه‌های ملی»، با حضور مصطفی رحماندوست، جمشید کیانفر، محمود حکیمی، جعفر ابراهیمی شاهد، هرمز همایون‌پور، جواد صفی‌نژاد، احسان اشراقی، اشرف بروجردی، فرهاد طاهری، رضا یکرنگیان، سیدصادق سجادی، محمدرضا نوراللهیان، محمدحسین ساکت، توفیق سبحانی، علی رواقی، اکبر ایرانی، محمدرضا سحاب، غلامرضا امیرخانی و حسن نیکبخت، یکشنبه 18 شهریور 1397 در موزه میراث مکتوب و مستند ایران واقع در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد. در این جلسه، ابتدا جمشید کیانفر در پاسداشت جایگاه علمیِ «احسان اشراقی» گفت: آنهایی که در دوره قاجار و پهلوی اول برای تحصیل به فرنگ رفتند، وقتی برگشتند در پی بی اهمیت جلوه دادن تاریخ بودند. زیرا می خواستند تا خودشان را جا بیندازند اما در مقاطعی استادانی آمدند که تاریخ را احیا کردند.   او سپس درباره جایگاه شهر قزوین به عنوان زادگاه استاد گفت: قزوین، شهر عالم‌پروری است و شخصیت های علمی برجسته ای را نه فقط به ایران که به جهان معرفی کرده است. از حمدالله مستوفی می گذرم و در دوره جدید، جایگاه علمی علامه محمد قزوینی بر هیچ کس پوشیده نیست. دیگر، علامه علی‌اکبر دهخدا است که در عرصه های سیاست، شعر و ادب و تاریخ چهره ای فاضل بوده است. سیدمحمد دبیرسیاقی هم در تاریخ استاد است و هم در واژه شناسی و ناصر تکمیل همایون هم در تاریخ و هم در علوم اجتماعی و البته احسان اشراقی در تاریخ. شاید بر خلاف خیلی ها که در یک رشته تخصص دارند، اشراقی در چند زمینه صاحبنظر است. او میان تاریخ و جغرافیا پیوندی عمیق برقرار کرده  و اگرچه فرسنگ ها از هم فاصله دارند اما او تدریس جغرافیای تاریخی تلاش کرد میان این دو رشته اتصال و ارتباط برقرار کند. زیرا او درس را با چاشنی سفر آموزش می‌داد. کیانفر ادامه داد: اشراقی با اینکه متخصص دوره صفویه است، اما در علوم اجتماعی و تاریخ، شخصیتی روشمند دارد تا جایی که امروز، کمتر شخصیتی را سراغ داریم که چنددانشی باشد؛ او آموزش و تدریس بسیار جذاب بود و چنان با دست پر به کلاس می آمد که هر دانشجوی تشنه ای را سیراب می کرد. او که از دبیرستان تا دکتری درس داد و خیلی ها مدیون او هستند. او اما تجربه مدیریت هم دارد. امروزه اگرچه بسیاری از دانشگاهیان از پذیرفتن مشاغل اداری احتراز دارند ولی اشراقی نه تنها معاونت آموزشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، که حدود 20 سال مدیریت گروه تاریخ دانشگاه تهران را برعهده داشت و در بحبوحه پس از انقلاب بسیار، حضوری بسیار راهگشا داشت. اشراقی اما در کارهای پژوهشی، تسلط عجیبی به متون دارد و حتی دارای سبک مختص به خود است. او جز صفویه‌پژوهی، آثاری هم درباره زادگاهش دارد. اشراقی پخته خوار نیست و از آن استادانی نیست که دانشجویان را مجاب به تالیف مقاله و استفاده از دسترنج آنان کند، بلکه همان 50-60 مقاله ای هم که تا امروز نوشته، در نوع منحصر بفرد است. سپس، احسان اشراقی ضمن تشکر از برگزاری این نشست، اظهار داشت: احساس نمی کنم در زندگی اش کار مفیدی انجام داده باشم که قابل توجه باشد. تمام زندگی من یا در تدریس گذشته و یا در تحقیق و وقتی نگاه می کنم، گویی بیش از ظرفیتم هم کار کرده ام و در  عمر باقیمانده نسبت به تاریخ و جغرافیا و ایران شناسی از آنچه از دستم بر می آید، فروگذار نخواهم کرد.   بخش دیگری از این دورهمی، مختص بزرگداشت «جواد صفی‌نژاد» بود. ابتدا درباره او، «غلامرضا سحاب» سخن گفت و درباره وجوه مختلف شخصیت استاد گفت: نخست، مردمی بودن اوست. دیگر، دقت نظر و وسواس او در کار تحقیق  است بطوری که من شاهد بوده ام که حتی روی یک کلمه و یافتن صحیحِ آن، چقدر متون را بالا و پایین می‌کند. او وقتی روی اسناد کار می کند، کلمه کلمه آن را بررسی می‌کند و می‌پرسد. این نشان می دهد که صفی‌نژاد هنوز هم عشق و علاقه و انگیزه فعالیت‌های علمی را دارد. برای کار خود، بسیار وقت می‌گذارد و به دنبال منابع تازه می‌گردد تا کار خود را مستند و مستدل کند. او ادامه داد: کاش به شیوه گذشتگان، ارتباط استاد و شاگرد طوری برقرار می‌شد که منش و روش استاد تداوم یابد. در گذشته کسانی که اهل علم بودند، از روش و کلاس استاد خود بهره می بردند و به همین جهت، همه‌شان اثرگذار بودند. آثار صفی‌نژاد در زمینه‌های مختلف ازجمله قنات، عشایر و اطلس‌های جغرافیایی، بسیار محل رجوع اهل فن است. جواد صفی‌نژاد در ادامه برای حاضران صحبت کرد: من عمرم را صرف شناخت قنات کردم؛ وقتی می‌بینم مقنی‌ها در کازرون، محله داشتند به شعف می‌آیم. ما اصطلاحات عجیبی درباره فرهنگ بومی مان داریم که تا به حال گفته و شناخته نشده است و حتی در هیچ فرهنگ دیگری مشاهده نشده است. وقتی می‌بینم که در قشم و در در کنار بندر لافت، 365 چاه آبِ 30 متری داریم که در گذشته به عنوان تقویم استفاده می شده است، به شوق می آیم؛ اینکه آب باران که از کوه‌ها سرازیر می شده و در چاه ها جمع می شده، از هر چاه، در یک روز مشخص استفاده می‌شده تا حساب روزها نیز مشخص باشد. وقتی می‌بینم در جاهای مختلف ایران، خرده فرهنگ ها دارای فرهنگ مخصوص است شادمان می‌شوم؛ اینکه مثلا به جای گرم و مثقال، از فشنگ به عنوان یک واحد وزن استفاده می شده است. او افزود: من در همه این سال‌ها، تا جایی که توانستم، مطالعه کردم و مکتوب کردم و اگر موسساتی درباره فرهنگ روستایی و عشایری کار می کنند، می توانم در آنجا حاضر شوم و قول دهم، سالی یک کتاب ارزنده ارائه دهم. هنوز فرهنگ بومی ایران، مملو از زوایای گفته نشده بسیاری است. در ادامه، از شخصیت تاثیرگذارِ «محمود حکیمی» تجلیل شد و در آغاز، مصطفی رحماندوست نکاتی را ارائه داد: همه بچه‌های دهه‌های 30، 40 و 50، آثار محمود حکیمی را خوانده‌اند و می‌شناسند. حکیمی داستان کودک و نوجوان می‌نوشت و پرهیجان هم می‌نوشت. خودِ من یکی از کسانی بودم که در آن سن و سال، آثار او را می‌خواند. زیرا نوشته‌های حکیمی، منبع صحیح و سالم ادبیات کودک و نوجوان بود. حکیمی از معدود کسانی است که پیش از انقلاب به ادبیات کودک و نوجوان می‌پرداختند. اگرچه کسانی چون احمد شاملو و نادر ابراهیمی و صمد بهرنگی هم بودند اما حکیمی از آن دسته بود که کار اصلی‌شان، داستان کودک بود و من برای او سر تعظیم فرود می‌آورم که راه را به ما نشان داد و هنوز هم خود را تحت تاثیر او می‌دانم.   رحماندوست پس از اشاره به نخستین برخورد از نزدیک با او، در سال‌های پس از انقلاب در همایشی در قم گفت: هنوز هم اما هرزگاهی او را می بینم و از مسائل سیاسی و غیرسیاسیِ روز می‌گوییم و حضورش مایه دلگرمی و آرامش است. حکیمی هنوز هم برای کودکان می‌نویسد اما حیف که کمتر به دست کودکان می‌رسد. سپس، محمود حکیمی صحبت کرد و پس از یادی از مجله پیام شادی که پیش از انقلاب برای کودکان و نوجوانان منتشر شد، گفت: تشویق معلم بسیار موثر است. وقتی دبیرستان بودم، معلم انشایی به نام آقای غروی داشتم که گفت نویسنده می شوی و شدم؛ از سال 1339 تا 1343 در کیهان بچه ها داستان می نوشتم. مدتی بعد، در مجله ای دیگر، داستان های پلیسی را ترجمه می کردم و در نهایت، از سال 1347 تا همین امروز، یکی از نویسندگان مجله مکتب اسلام بودم. در این راه، شهید مطهری، شهید باهنر و شهید بهشتی و سیدغلامرضا سعیدی، از مشوقان اصلی من بودند و آیت‌الله سبحانی همین امروز هم از مشوقان من است. او خاطرنشان ساخت: همین حالا هم باید برای کودک و نوجوان کار کرد و معتقدم ادبیات کودک و نوجوان ظرفیت های بسیاری دارد اما امیدوارم از نویسندگان کودک و نوجوان باز هم تقدیر و تشکر شود تا مایه دلگرمی آنان باشد.   در بخش پایانی، از فرهاد طاهری دعوت شد تا درباره مقام علمی هرمز همایون‌پور سخنانی مطرح کند. او پس از مروری بر زندگی استاد خود، گفت: او نخستین معلم من در ویراستاری بود و اندک دانشم در ویراستاری را مدیون او هست. او هم همایون پورِ ویراستارِ «لذات فلسفه» ویل دورانت به ترجمه عباس زریاب خویی است، هم مترجمِ میهن پرست ایرانیِ کریستوفر دوبلگ  و هم سردبیر فصلنامه نقد و بررسی کتاب تهران. اما او واجد ویژگیِ «حاصل‌‌شدگیِ شانِ علم» است و چهار خصیصه دارد؛ انصاف در قضاوت، تعادل در رفتار، پرهیز از تنگ نظری و حسادت و برکشیدن مستعدان. او بر خلاف بسیاری از اهل علم که وقتی به مدیریت می‌رسند و قدرت می‌یابند، دیگران را فراموش می کنند، اینگونه نیست و من این نکته را می‌گویم که تجربه کرده‌ام. حتی این بی‌اخلاقی را از کسانی که سال‌ها دم از اخلاق می‌زدند، می‌بینید. او در انتها گفت: امیدوارم  وقتی اهلِ علمِ جامعه ما به قدرت می‌رسد، جامعه میان دانشمند و غیردانشمند فرق بگذارد. در ادامه، هرمز همایون‌پور برای حاضران سخن گفت. او ضمن تقدیر از مدیریت جدید کتابخانه ملی  که سبب شده تا این نهاد فرهنگی، با گذشته خود بسیار متفاوت باشد و خوشحالم که این رکن فرهنگ را رشدیافته می بینم، گفت: کاری نکردم تا شایسته تقدیر باشد اما خوشحالم که مورد توجه اهل فرهنگ واقع شده است و به همین دستاورد آن افتخار می کنم. براساس خبر روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، آخرین سخنران، اشرف بروجردی؛ رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران بود که بیان داشت: این نشست‌ها آغازی خواهد بود بر تبادل نظر و دیدگاه. و حضور اساتید فرصت مغتنمی است  که با کمک هم، به رویکرد بهتری دست یابیم. این نشست‌ها بهانه‌ای است برای دیدار با اساتید و بهره‌گیری از حضورشان تا نسل جوان با آنان از نزدیک دیدار و معاشرت کند و با نفس گرم آنها، از دانش آنان سود ببرد برای برداشتن گام‌های بلندتر. این جلسات فرصت مناسبی است تا به یاد آوریم آنچه در علم و دانش به دست آورده‌ایم حاصل تلاش این اساتید است. از جلسات محمل خاطره‌گویی است؛ برای اینکه قدر بدانیم و برای دیگران به نمایش بگذاریم آنچه را آنان در عرصه علم به ثمر نشاندند.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 10 Sep 2018 08:26:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265191/رحماندوست-نوشته-های-حکیمی-منبع-صحیح-سالم-ادبیات-کودک-نوجوان مستقل بودن و بی‌حاشیه کارکردن سبب موفقیتم شد/ جوایز ادبی تابلوهای راهنمای نویسندگان است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265179/مستقل-بودن-بی-حاشیه-کارکردن-سبب-موفقیتم-جوایز-ادبی-تابلوهای-راهنمای-نویسندگان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- ملیسا معمار: موفقیت در سطح بین‌المللی و مطرح شدن در سطح جهان رویایی است که کم‌و بیش هر نویسنده‌ای به آن می‌اندیشد. کسب جوایز جهانی علاوه بر اینکه سبب مطرح شدن یک نویسنده و افزایش فروش و ترجمه آثارش می‌شود، انگیزه و امیدی هم در سایر نویسندگان کشور ایجاد می‌کند و در مجموع در رشد و تحول ادبیات کودک موثر است. در ایران نیز راه‌یابی نویسندگانی مانند هوشنگ مرادی کرمانی، احمدرضا احمدی و ... به مرحله نهایی جوایز جهانی بارقه امیدی در کشور ایجاد کرد و اکنون نیز راهیابی فرهاد حسن‌زاده به مرحله نهایی جایزه جهانی هانس کریستین اندرسن و دریافت دیپلم افتخار IBBY این بارقه را دوچندان کرده است. به این مناسبت در خبرگزاری ایبنا میزبان فرهاد حسن‌زاده بودیم و با او درباره وضعیت جوایز ادبی در ایران و جهان گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید.   شما در حاشیه سی و ششمین کنگره ادبیات کودک و نوجوان دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) در شهر آتن به همراه فرزاد فربد و نازنین عباسی تجلیل شدید و توانستید دیپلم افتخار این دوره را دریافت کنید. لطفا درباره چگونگی راهیابی‌تان به این جایزه و نحوه انتخاب و گزینش آثار بیشتر توضیح دهید. دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) در هر کشوری نماینده‌ای دارد که آن‌ها کتاب‌های کشورشان را در زمینه تالیف، تصویرگری و ترجمه بررسی می‌کنند و کتاب‌های موردنظر را انتخاب می‌کنند و به IBBY معرفی می‌کنند. در ایران شورای کتاب کودک بعد از بررسی آثار حوزه کودک و نوجوان در سال ۱۳۹۵ کتاب «زیبا صدایم کن» را در بخش تالیف انتخاب و به این دفتر معرفی کرد. آ‌ن‌ها هم براساس اعتمادی که به نمایندگانشان در کشورهای مختلف دارند، از آثار معرفی شده تقدیر می‌کنند و این آثار در قالب کاتالوگی ارائه می‌شوند.   دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان سال‌هاست در برگزاری جوایز، مسابقات و کنگره‌های مختلف در حوزه ادبیات کودک و نوجوان فعالیت دارد، به نظر شما در طول این مدت چقدر توانسته در رشد کیفی ادبیات کودک و تولید آثار ارزشمند در ایران و جهان تاثیرگذار باشد؟ فکر می‌کنم این کیفیت قابل اندازه‌گیری نیست. هیچ کیفیت هنری و ادبی قابل اندازه‌گیری نیست. بطورکلی ادبیات کودک به نهادهایی نیاز دارد که نگاه بین‌المللی و جهانی به مسائل کودکان داشته باشند. یعنی نهادها و  سازمان‌هایی فراملیتی که حتی هیات مدیره آن‌ها براساس انتخاب اعضای جهانی آن صورت می‌گیرد و هدفی واحد را دنبال می‌کنند. این نهادها بی‌ آن که بخواهند وابستگی فکری داشته باشند از حمایت‌های اقتصادی برخوردارند و جریان‌ها و افراد فعال در زمینه ادبیات و هنر کودک را رصد می‌کنند. همین توجه به ادبیات و هنر خودبه‌خود فضایی را به وجود می‌آورد که هنرمندان جدای از دغدغه‌های شخصی و بومی به کیفیت و زییایی‌های آثارشان بیشتر توجه کنند. وجود این نهادها سبب می‌شود هر کشوری براساس فرهنگ خودش به سطح جهانی برسد و ادبیاتشان را به این سمت سوق دهند.     چه عواملی را در موفقیت و مطرح شدنتان در جایزه اندرسن موثر می‌دانید؟ عوامل زیادی موثر بود. در وحله‌ نخست مسیری سی ساله بود که طی کردم تا به امروز رسیدم. من آدمی نبودم که از روی تفنن و سرگرمی کتاب بنویسم. یا صرفاً به دنبال منفعت مادی نویسندگی باشم. به نوعی باید بگویم که خودم را وقف نویسندگی کردم و از خیلی‌چیزهای زندگی گذشتم تا روز به روز صاحب تجربه‌های تازه شدم. هنوز هم خودم را موفق نمی‌دانم چون متوقف نشدم و همچنان دارم کار می‌کنم. و فکر می‌کنم دارم پاداش سخت‌کوشی‌ها و تلاشم را دریافت می‌کنم. اما مطرح شدنم در جایزه‌های اخیر به چیزهای دیگری هم برمی‌گردد. مستقل بودن و بی‌حاشیه کار کردن. در کشوری که سیاست‌زدگی در آن بیداد می‌کند من تلاش کردم بدون گرایش‌های دست‌وپا گیر سیاسی به نفس نویسندگی و نوشتن برای کودکان بپردازم و بی‌راهه نروم. برای برخی این مستقل بودن قابل توجیه نبود. یک جاهایی مرا حذف کردند و نادیده گرفتند. اما بالاخره ماه پشت ابر نماند و هم از سوی مخاطبان و هم نهادهای مستقل و معقول درها گشوده شدند. نسبت به دوره‌های گذشته مقداری شانس هم با من یار بود. فکر می‌کنم کشوری مثل ژاپن برای این جشنواره‌ها برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری می‌کند. وقتی نویسنده‌ای در عرصه ملی می‌درخشد نهادهای فرهنگی باید به کمک بیایند تا در عرصه بین‌المللی او را مطرح کنند. ما این‌گونه سازمانی نداریم. بنابراین وقتی نامزدی‌ام برای اندرسن و آستریدلیندگرن مطرح شد، خودم آستین بالا زدم و سعی کردم ناشران و وزارت فرهنگ و ارشاد و کانون پرورش فکری را توجیه کنم که از این فرصت به دست آمده استفاده کنند. مثلا با کانون مذاکره کردم که در ترجمه کتاب‌هایم تسریع کنند و آنها پذیرفتند. یا از طریق انجمن نویسندگان کودک و نوجوان از وزارت فرهنگ و ارشاد خواستیم که برای تهیه و ترجمه پرونده‌ام حمایت کند.   با توجه به اینکه ما در طول سال‌های گذشته نمایندگانی داشته‌ایم که به مرحله نهایی جوایز جهانی مانند هانس کریستین اندرسن و آسترید لیندگرن راه یافته‌اند آیا این مساله می‌تواند سبب ایجاد انگیزه‌ در نویسندگان برای تولید آثار بهتر و درخشان‌تر شود؟ این جوایز در حقیقت مانند تابلوهای راهنمایی و رانندگی در جاده‌ها برای نویسندگان و افرادی هستند که در حوزه ادبیات کودک فعالیت می‌کنند و نشان می‌دهند که آ‌ن‌ها کجا ایستاده‌اند و آیا مسیری که رفته‌اند درست است یا دارند به بیراهه می‌روند. و راه را به نویسندگان و تصویرگران شاخص جهانی نشان می‌دهند. وقتی نویسندگانی از یک کشور در این گونه جوایز مطرح می‌شوند و آثاری خلق می‌کنند که کارکرد جهانی دارد، حسنش این است که مردم آن سرزمین نویسندگان خوبشان را می‌شناسند و کارکرد جهانی‌اش هم این است که ناشران و کارشناسان ادبی سایر کشورها که به دنبال ترجمه و انتشار آثار خوب هستند از این طریق می‌توانند آثار خوب را شناسایی کرده و برای مردم کشورشان ترجمه کنند. درمجموع می‌توان گفت این جوایز هدایت کننده ادبیات به سوی مسیرهای خوب هستند. انگیزه ایستادن بر سکوی این جایزه‌ها باعث انگیزه‌ بهتر کار کردن در جوان‌ترها می‌شود.   جوایز داخلی را در مقایسه با جوایز جهانی، چگونه ارزیابی می‌کنید؟ در کشور ما جشنواره‌های متعددی در این زمینه وجود دارد که بعضی از آن‌ها تعطیل شده و بعضی همچنان به کار خودش ادامه می‌دهد. فکر می‌کنم جوایز ما در بخش دولتی نتوانسته‌اند تاثیری بر شناخت نویسنده و حتی فروش کتاب‌های برگزیده داشته باشند و علی رغم اینکه کتابی برگزیده شده اما شمارگان و فروشش تغییری نکرده است. که یا مربوط به اصالت آن جایزه است یا عوامل دیگری دخیل هستند. ضمن اینکه در این جوایز می‌بینیم رگه‌هایی از سیاست و نگاه‌های سلیقه‌ای وجود دارد که به راحتی تعدادی کتاب خوب را کنار می‌گذارند و برخی کتاب‌ها که شایستگی ندارند بالا می‌آیند. در برخی جوایز ادبی نگاه‌هایی وجود دارد که از اصالت آن‌ها می‌کاهند. درحالی‌که کتاب‌ها در جوایز ادبی باید به خاطر چارچوب‌های ادبی و زیبایی‌شناسانه بررسی شود نه جوانب دیگر. و اگر بخواهیم جوایز ادبی داخلی را با جوایز خارجی مقایسه کنیم، می‌بینم که در جوایز بین‌المللی مانند اندرسون در بخش داوری، داورانی از یازده کشور با یازده فرهنگ و زبان مختلف آثار نویسندگانی را داوری می‌کنند که هیچ شناخت و احساسی نسبت به آن‌ها ندارند. از نظر برگزاری مراسم هم آنچه در اندرسن شاهدش بودم سادگی آن بود. شما می‌بینید که عملا هیچ وجه نقدی در آنجا به نویسنده تعلق نمی‌گیرد اما برای بسیاری از نویسندگان از کشورهای مختلف اهمیت خاصی دارد. حتی لوح تقدیری هم که می‌دهند یک برگه‌ ساده و بدون تذهیب و گل و بلبل است که فقط اسم و مشخصات برگزیده و یک امضا در آن وجود دارد و از سوی دبیر جشنواره به برنده اعطا می‌شود نه از سوی مقامات. درحالیکه ما در ایران ببیشتر به حواشی می‌پردازیم تا اصل مطلب. فقط در ایران جایزه‌ای مانند لاک‌پشت پرنده را دیدم که به سادگی برگزار می‌شود و بی‌حاشیه و بی سیاست است.     به نظر شما چه چیزی به جوایز ادبی اعتبار و ارزش می‌دهد؟ گاهی جایزه به نویسنده اعتبار می‌بخشد و گاهی نویسنده به جایزه؛ من فکر می‌کنم سیاست و خط مشی هرجایزه‌ای ارزش و اعتبارش را تعیین می‌کند. وقتی به لیست نویسندگانی که جایزه اندرسن را دریافت کرده‌اند، می‌نگرید، می‌بینید همه برگزیدگان از افرادی بوده‌اند که در کشور خودشان تاثیرگذار بوده‌اند، این افراد در طول زمان به جایزه اعتبار داده‌اند و حالا این جایزه است که باعث شهرت و اعتبار نویسندگان می‌شوند. از سویی می‌بینیم که دست‌اندرکاران این جایزه هم به چیزهایی که از اعتبارشان بکاهد تن نمی‌دهند و سعی می‌کنند انتخاب‌های درستی داشته باشند. از سویی اغلب برگزیدگان و داوران این جوایز انسان‌های بزرگ و نویسندگان خبره هستند که کمتر می‌توان در اعتبار و ارزش آثارشان شک کرد. این مسائل در مجموع سبب می‌شود این جایزه‌ها از اصالتی برخوردار شوند که از حاشیه‌ها دور ‌شوند.   حضور نویسندگان کودک و نوجوان در جشنواره‌ها و نمایشگاه‌های بین‌المللی چه تاثیری در رشد کیفی آثارشان دارد؟ حضور در کنگره‌های جهانی مشکل است و نیازمند ارائه مقاله و یا انتخاب شدن است اما شرکت در نمایشگاه‌های بین‌المللی اینگونه نیست و هرکسی بخواهد می‌تواند شرکت کند. حضور نویسندگان در نمایشگاه‌های بین‌المللی و آشنا شدن با فضای نمایشگاهی، ناشران خارجی و نویسندگان دیگر کشورها در اندیشه و آثارشان بسیار موثر است. به نظرمن نوشتن، فرایندی نیست که نویسنده صرفا در اتاقی بنشیند و فقط بنویسد، نویسنده به همان اندازه به سفر احتیاج دارد، باید در مجامع بین‌المللی حضور داشته باشد و فضاهای دیگر و آثار نویسندگان جهانی را ببیند، این موارد به طور ناخودآگاه و گسترده بر روی نگاهش در خلق اثر تاثیر دارد و دید وسیع‌تری به او می‌دهد. اما این سفرها هزینه دارد و به نظر من یکی از وظایف نهادهای دولتی که بودجه فرهنگی می‌گیرند این است که نویسندگان شایسته را شناسایی و مقدمات این گونه سفرها را بدون هیچگونه انتظار و چشم‌داشتی فراهم کنند و راه حرفه‌ای شدن و جهانی شدن را برایشان هموار کنند.   چگونه می‌توانیم ادبیاتمان را در جوامع بین‌المللی مطرح کنیم؟ ما کلا در شناساندن ادبیات کودک ایران به دیگران کم کاری کرده‌ایم. بودجه‌های کلان را صرف آثار غیر ادبی کرده‌ایم. در حالی که این ادبیات است که می‌تواند آینه‌ای از فرهنگ و زیست یک سرزمین ارائه دهد. گاهی شناخت خارجی‌ها از ما معطوف شده به کاتولوگ‌هایی از مراکز تاریخی و باستانی ایران. گاهی چهره‌ای خشن و نازیبا از خودمان ارایه کرده‌ایم و سیاسی کاری کرده‌ایم. یا حتی در انتخاب کتابی از ادبیات دچار خودی و غیرخودی شدیم. در حالی که ادبیات ما خودبه‌خود حرف برای گفتن دارد. وقتی می‌بینیم آثار نویسندگانی مانند هوشنگ مرادی کرمانی یا محمدرضا بایرامی ترجمه می‌شود و مورد استقبال قرار می‌گیرد ولی در همین حد می‌ماند و تبدیل به استثنا می‌شود. ما با استثناها کاری نداریم، ما نیاز به قاعده داریم. توان بخش خصوصی محدود است و چون سودی ندارد دل به این کار نمی‌بندد. باید نهادهایی باشند که این کار را انجام دهند. شناساندن ایران نباید درحد معرفی بافت تاریخی و فرهنگی کشور به جهان باشد. در زمینه فرهنگی هم باید نهادهایی وجود داشته باشند و ادبیات ما را معرفی کنند و تا از حالت انزوا و ایزوله خارج شویم. باید تلاش کنیم آثارمان از سوی ناشران غربی خواهان داشته باشد و آن‌ها را ترجمه کنند. باید این رغبت و کشش را ایجاد کنیم اما عرضه‌مان ضعیف است و کاتالوگ‌های جامع و کاملی برای معرفی آثارمان تهیه نکرده‌ایم. معمولا برای تهیه کاتالوگ و پرزنت آثار، چند فصل از کتاب را ترجمه می‌کنند اما ما دراین زمینه ضعیف هستیم. از سویی شاید بسیاری از ناشران از طرح گرنت ما خبر نداشته باشند.     به عنوان یک نویسنده موفق در حوزه کودک و نوجوان، کیفیت ادبیات تالیفی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ با نگاهی اجمالی به ادبیات کودک و نوجوان می‌بینیم تعداد نویسندگان کودک و نوجوان‌نویس ما قبل از انقلاب خیلی کم بود. در آن زمان کانون پرورش فکری به عنون اصلی‌ترین ناشری که برای چاپ کتاب کودک اقدام می‌کرد از نویسندگان بزرگسال‌نویس خواست برای بچه‌ها بنویسد که بعضی‌از آن‌ها بعدها در این حوزه ماندند و برخی کنار گرفتند. بعد از انقلاب گویی به نوعی خودباوری رسیدیم و افراد زیادی به نوشتن برای بچه‌ها روی آوردند. در این دوره کتاب‌هایی شعاری با مفاهیم سیاسی به بهانه کودک و طرح مسائل بزرگسالانه منتشر شدند. در دهه 60 ادبیات ما دچار جنگ‌زدگی شد بسیاری از آثار زیر سایه جنگ رشد کرد. در دهه 70 که جنگ را پشت سر گذاشتیم، مسیر برای خلق آثار با موضوعات آزاد باز شد. در دهه 80 نیز همینطور هر چه جلو آمدیم نویسندگان بیشتر و تنوع مضمون‌ها بیشتر شد. بطورکلی نویسندگی و تالیف در کشور ما جوان است و خیلی نمی‌توانیم خودمان را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم. عمر داستان‌نویسی نوین در کشور ما کمتر از صدسال است ما چه انتظاری می‌توانیم از ادبیات کودک و نوجوان داشته باشیم. ادبیات کودک مانند یک ماشین است و هرکدام از اجزای ماشین کند عمل ‌کنند، سرعت ما در مجموع کند می‌شود. برای رشد ادبیات باید در همه‌ زمینه‌ها کار کرد و لنگی‌ها را از بین برد. از جمله وضعیت کتابخوانی باید رونق بگیرد و روی فرهنگ مطالعه کار اساسی بشود. باید نشرمان به سمت حرفه‌ای شدن برود و خود را با معیارهای جهانی نزدیک کند. باید نقد و نقادی رونق بگیرد و آثار نویسندگان در کفه‌ پژوهش و بررسی‌های علمی سنجیده شود. باید به نویسندگان جوان میدان داد و از کار آموزش غافل نماند. من فکر می‌کنم ادبیات کودک و نوجوان ما به شکل خودرو بوده و دلسوز به معنای واقعی نداشته است.     ]]> کودک و نوجوان Mon, 10 Sep 2018 07:54:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265179/مستقل-بودن-بی-حاشیه-کارکردن-سبب-موفقیتم-جوایز-ادبی-تابلوهای-راهنمای-نویسندگان جودی قرار بود خواهری به اسم مودی (دمدمی)داشته باشد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265127/جودی-قرار-خواهری-اسم-مودی-دمدمی-داشته-باشد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_محمدرضا چهارسوقی امین: مگان مک‌دونالد نویسنده کتاب‌های کودک و نوجوان آمریکایی در اسفندماه سال هزار و سیصد و سی و هفت به دنیا آمد. وی دوران کودکی‌اش را در ایالت ویرجینیا گذراند و سپس در دانشگاه پیتسبورگ مشغول به‌تحصیل شد. جودی دمدمی یا جودی مودی از معروف‌ترین آثار او است که توسط سه موسسه انتشاراتی افق، گاج و فنی ایران به بازار عرضه‌شده است. وی تابه‌حال موفق به کسب شش جایزه مهم ادبی از جمله جایزه کتاب کالیفرنیا شده است. چند بار در مصاحبه‌های‌تان بیان کردید که یکی از شباهت‌هایی که بین شما و جودی وجود دارد دمدمی بودن شما است‌، آیا تابه‌حال برایتان پیش آمده که سرنوشت یکی از شخصیت‌های‌تان را به دلیل دارابودن این خصوصیت اخلاقی تغییر دهید؟ تابه‌حال پیش نیامده که از شخصیت‌هایی که خلق می‌کنم متنفر بشوم، هرچند گاهی اوقات جسیکا فینچ حرصم را در می‌آورد. وقتی می‌بینم یکی از شخصیت‌هایم در نشان دادن ویژگی‌های بد اخلاقی‌شان افراط می‌کنند، مسیر داستان را طوری پیش می‌برم که آن شخصیت بتواند ویژگی‌های اخلاقی پسندیده‌اش را به‌نمایش بگذارد. برای مثال ویژگی مثبت جسیکا علاقه او به خوک‌ها و توجهش به خوک خانگی خودش، پیگی ویگی، است. یا مثلا وقتی که جودی دمدمی بودن را از حد می‌گذراند، داستان را طوری پیش می‌برم که او یک هفته کامل خوب و سرحال باشد. برای مثال در کتاب جودی دمدمی مریخی می‌شود، یک جنبه دیگر از شخصیت جودی را می‌بینیم. در گذشته حرف‌هایی در ایران شنیده شد که خواندن کتاب‌های جودی در آمریکا به کودکان زیر دوازده سال توصیه نمی‌شود. به‌شخصه کتاب‌های جودی را برای کودکان بین هفت تا ده سال نوشته‌ام و اگر هم کسی که خارج از این محدوده سنی است این کتاب‌ها را بخواند مشکلی پیش نمی‌آید و خیلی هم خوب است. جودی دمدمی برای تمامی سنین خواندنی است. قبلا گفته‌اید که عضو انجمن سری جودی هستید، آیا از یک قورباغه برای عضویت در این انجمن کمک گرفتید؟ وقتی بچه بودیم یکی از خواهرهایم انجمن ج.ق را تشکیل داد. برای عضوشدن در این انجمن باید یک وزغ را با دست برمی‌داشتیم. من نمی‌دانستم که وزغ‌ها از خودشان یک سری مایعات خاص ترشح می‌کنند و فکر کردم وزغ رویم خرابکاری کرده است (می‌خندد) ایده این انجمن هم از اینجا آمد. شما یک عالم خواهر دارید اما برای جودی یک برادر خلق کرده‌اید، چطور شد که تصمیم نگرفتید برای جودی هم یک خواهر خلق کنید؟ اصل قضیه این‌طور است که جودی قرار بود خواهری به اسم مودی (دمدمی) داشته باشد. اما تصمیم گرفتم برایش یک برادر خلق کنم تا بیشتر از قوه تخیلم کار بکشم. با این کار زندگی جودی را متفاوت از زندگی خودم کردم. شما یک دوره‌ای کتابدار بوده‌اید، کار یک کتابدار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ کارکردن به‌عنوان کتابدار کتابخانه کودکان بی‌نظیر بود، هر روز بین کودکان و کتاب‌های کودک ارتباط برقرار می‌کردم. کتابخانه‌ها اهمیت بسیار زیادی دارند چرا که کتاب‌های مختلف را در دسترس عموم قرار می‌دهند. نظرتان راجع به فیلم جودی دمدمی چیست؟ آیا به آن چیزی که در ذهن دارید نزدیک بود؟ بله، خودم دستیار نویسنده فیلم بودم لذا فیلم به تصویری که از داستان در ذهنم وجود دارد شباهت زیادی داشت. عوامل فیلم هر روز دعوتم می‌کردند تا صحنه و روند فیلم‌برداری را ببینم. همه چیز واقعا ظریف و ریزبینانه طراحی شده بود. شما و جودی جفتتان به جمع‌آوری مجموعه‌های عجیب و غریب علاقه دارید، چطور جمع کردن این‌طور چیزها می‌تواند لذت‌بخش باشد؟ جمع کردن چیزهای مختلف به‌خودی خود یک عادت سرگرم کننده است! وقتی که دختر بچه بودم مجموعه‌هایی درست مثل مجموعه‌های جودی داشتم. الان هم مجموعه‌های مختلفی مثل چسب‌زخم، سنجاقک، پاک‌کن و عروسک‌های میمونی که با جوراب درست شده‌اند دارم. در حال حاضر چسب‌زخم‌هایی با طرح‌های دزدان دریایی و حشرات. دارم چسب‌زخم‌هایی هم دارم که شکل لایه‌های گوشت خشک‌شده هستند و البته چسب‌زخمی دارم که روی آن نوشته شده است بیایید دنیا را نجات بدهیم، از همان‌هایی که در کتاب جودی دنیا را نجات می‌دهد الهام‌بخش جودی بود. ایده خلق چیزهای متفاوتی مثل عروسک هدر می‌شه بهتر رو از کجا می‌آورید؟ هدر می‌شه بهتر عروسک واقعی بود که وقتی خودم بچه بودم یکی از آن‌ها داشتم. می‌توانستم سرش را بچرخانم و مریضش کنم و دوباره سرش را بچرخانم تا خوب شود. اگر کسی مثل جودی دمدمی آرزوی پزشک‌شدن داشته باشد، این عروسک را خیلی دوست خواهد داشت. ]]> جهان‌کتاب Mon, 10 Sep 2018 06:36:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265127/جودی-قرار-خواهری-اسم-مودی-دمدمی-داشته-باشد اسدالله شعبانی به «یکشنبه‌های کتاب» می‌رود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265153/اسدالله-شعبانی-یکشنبه-های-کتاب-می-رود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در نشست یکشنبه‌های کتاب شهربانو اسدالله شعبانی شاعر، نویسنده و مترجم کتاب‌های کودکان مهمان برنامه خواهد بود و کتاب‌های «گل آفتابگردان»، «هزار سال شعر فارسی» و «بال‌های احساس» از آثار این نویسنده معرفی و بررسی خواهد شد. همچنین علاقه‌مندان می‌توانند سوالات و نظرات خود را درباره این مجموعه‌ها با نویسنده مهمان در میان بگذارند. اسدالله شعبانی متولد چهارم تیرماه ۱۳۳۷ در دامنه‌های الوند است. از او تا کنون نزدیک به ۴۰۰ عنوان کتاب برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است که از میان آن‌ها می‌توان به آثاری چون: «پرسه‌های شبانه»، «شکار دست‌های تو با من»، «یک نفر رد شد از کنار دلم» و «جشن جوانه‌ها» اشاره کرد. «یکشنبه‌های کتاب» نشست‌های معرفی و بررسی کتاب و دیدار چهره به چهره با نویسنده‌های کشور است که با حضور نویسندگان منتخب در حوزه‌های مختلف و علاقه‌مندان به حوزه ادبیات و نشر در کتابخانه‌های منطقه ۸ برگزار می‌شود. در این نشست‌ها، علاوه بر برپایی نمایشگاه کتاب، کتاب‌های تازه‌نشر معرفی شده و از نویسندگان تقدیر می‌شود. علاقه‌مندان به ادبیات می‌توانند ساعت ۱۷یکشنبه ۱۸ شهریورماه به نشانی خیابان ۱۴ متری لشگر (خیابان شهید حیدری)، روبه‌روی پارک کوثر، کتابخانه شهربانو مراجعه کنند. ]]> کودک و نوجوان Sun, 09 Sep 2018 10:23:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265153/اسدالله-شعبانی-یکشنبه-های-کتاب-می-رود اختتامیه نخستین دوره آموزشی طرح بادبادک برگزار شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265163/اختتامیه-نخستین-دوره-آموزشی-طرح-بادبادک-برگزار به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) اختتامیه نخستین دوره آموزشی طرح بادبادک با حضور حمید اباذری به همت انجمن ادبی داستان جمعه، روز جمعه 16 شهریور 97 در مجتمع ناشران برگزار شد. این طرح با هدف آموزش داستان‌نویسی به کودکان و نوجوانان، تابستان امسال در قم اجرا شد. حمید اباذری در ابتدای این جلسه، کتاب «فِرغولی و از ما بهترون» را برای بچه‌ها خواند. سپس بچه‌ها نظر خود را درباره این داستان مطرح کردند. آنها یکی از علت‌هایی که کتاب را دوست داشتند، آنجایی می‌دانستند که به دماغ فرغولی ضربه می‌زنند تا بچرخد. همچنین گفتند: وقتی فرغولی را در ماشین می‌گذارند و یا در نهایت فرغولی ژنراتور غول‌ها را راه می‌اندازد، برایشان جذاب بوده است. بعضی از نوجوانان حاضر در جلسه نیز معتقد بودند داستان باید با مقدمه شروع می‌شد تا فرغولی را بهتر بشناسند. مثلا غول‌ها کجا زندگی می‌کنند و یا چطوری از دنیای غول‌ها به دنیای آدم‌ها می‌آیند. آنها تصویرگری کتاب را دوست داشتند و می‌گفتند: تصاویر اطلاعاتی به ما می‌دهد که در داستان نیست. برای همین دلمان می‌خواست تصاویر را دنبال کنیم. «هوشا در جست‌وجوی زیست گنبد» اثر دومی بود که بچه‌ها درباره آن صحبت کردند. برای آنها جالب بود که شخصیت اول یک گوسفند است اما به نظرشان مقدمه داستان برخلاف فرغولی خیلی طولانی بوده. از جمله انتقادهای‌شان این بود که ماجرای داستان خیلی دیر شروع و خیلی زود تمام می‌شود! اثر آخر اباذری که در این جلسه کودکان و نوجوانان داستان خوان قمی از آن صحبت کردند، «انجمن یوزهای شریف» بود. از نظر آن‌ها پرداختن به مسأله محیط زیست و یوزها موضوع خوبی بود اما برخی معتقد بودند که ای کاش نویسنده به سراغ حیواناتی که خیلی معروف نیستند، می‌رفت. چند نفر نیز به مقدمه طولانی داستان اشاره کردند. همچنین گفتند: فضای روستا و زندگی روستایی داستان جذاب بوده اما از اینکه پسر(شخصیت اول) چقدر زود صاحب گوشی لمسی شده، تعجب کرده بودند! در آخر جلسه نیز به شرکت کنندگان در این طرح گواهی پایان دوره اعطا شد. ]]> کودک و نوجوان Sun, 09 Sep 2018 08:00:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265163/اختتامیه-نخستین-دوره-آموزشی-طرح-بادبادک-برگزار لیلی ایمن زنی فرهیخته و آگاه نسبت به مسائل ایران و جهان بود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265114/لیلی-ایمن-زنی-فرهیخته-آگاه-نسبت-مسائل-ایران-جهان نوش‌آفرین انصاری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به مناسبت درگذشت لیلی ایمن (آهی) گفت: لیلی آهی فرزند یکی از دیپلمات‌های برجسته ایرانی بود و مادرش هم زنی روسی بود و از بچگی زبان‌های مختلفی مانند روسی، فرانسه و انگلیسی را به خوبی صحبت می‌کرد و با ادبیات کودکان جهان به خوبی آشنا بود. در نیمه دوم دهه 30 تحت تاثیر آذر رهنما، توران میرهادی و دکتر محمدباقر هوشیار که از استادان او در آلمان بود، قرار گرفت و به ادبیات کودک و سوادآموزی علاقه‌مند شد. سوادآموزی که فعال و زنده باشد و بتواند به فردی که در حال آموختن خواندن و نوشتن است، کمک کند.   دبیر شورای کتاب کودک در ادامه به خاطره‌اش با لیلی ایمن اشاره کرد و گفت: خانم ایمن در سال 1342 از من خواست کتابی با عنوان «تاسیس کتابخانه در روستا» بنویسم تا افرادی که به عنوان سپاه دانش به روستاها می‌رفتند بتوانند با استفاده ایز این کتاب، کتابخانه تاسیس کنند. قرار بود بخشی از آن کتابخانه‌ها شامل منابع محلی باشد و سپاهیان یاد بگیرند که چگونه قصه‌ها و تاریخچه محلی که در آن خدمت می‌کنند را ثبت کرده و به صورت تک‌نگاشت در این کتابخانه‌ها نگهداری کنند. و در ادامه هم تصمیم به چاپ بعضی از این آثار گرفت. او زحمت زیادی در زمینه سوادآموزی کشید.   انصاری درباره سایر فعالیت‌های لیلی ایمن توضیح داد: لیلی ایمن و ثمینه باغچه‌بان از اعضای گروهی بودند كه وزارت آموزش و پرورش و بنگاه انتشارات فرانكلین در سال ۱۳۳۸ به «تیچرز كالج» كلمبیا در امریكا فرستاد تا با شیوه علمی تهیه كتاب‌های درسی آشنا شوند. او در آنجا با مؤسسات مختلفی كه برای ترویج ادبیات كودكان كار می‌كردند، آشنا شد و متوجه شد ادبیات كودكان در ایران، نیازمند نهادی مستقل است. او در اوایل دهه 40 بعد از برگزاری تعدادی نمایشگاه کتاب با همکاری توران میرهادی بیشتر به فقر در حوزه ادبیات کودکان پی برد.   وی افزود: لیلی ایمن که در زمینه خواندنی‌ها و ادبیات استاد بود متوجه فقر در حوزه ادبیات کودک شد و تصمیم گرفت نهادی را تاسیس کند که این نهاد حامی و مشوق نشر کتاب‌های باکیفیت برای کودکان این سرزمین باشد. براین اساس حدود 30 نفر را به هیات موسس دعوت ‌کرد و نهادی تاسیس کرد که ناشر نباشد ولی نسبت به ادبیات کودک آگاه باشد. در نتیجه نهاد مدنی شورای کتاب کودک در محل مدرسه فرهاد در سال 1341 تاسیس شد و اساسنامه بسیار قوی و جامعی برای شورای کتاب کودک در آن سال‌ها تهیه ‌شد که تا به امروز تغییری در آن ایجاد نشده است. که نشان دهنده نظر درست و جامع هیات موسس در آن زمان بوده است. نقش ایمن در سنگ بنای اولیه شورای کتاب کودک  به گفته انصاری، لیلی آهی بعد از ثبت شورای کتاب کودک و طی مراحل قانونی به عنوان نخستین دبیر هیات مدیره شورای کتاب کودک انتخاب ‌شد. او بسیار فعال بود و در طول 17 سال دبیری در شورای کتاب کودک در زمینه معرفی ادبیات کودک و ترویج این حوزه و مکاتبات با ناشران تلاش زیادی کرد و در کنگره‌های مختلف شرکت کرد و می‌توان گفت که سنگ بنای سال‌های اولیه شورای کتاب کودک با کمک او و دیگران شکل گرفت.   دبیر شورای کتاب کودک درباره ادامه فعالیت‌های لیلی ایمن بیان کرد: بعد از مهاجرت به آمریکا ارتباط خانم ایمن با شورای کتاب کودک قطع شد اما ما کماکان در جریان فعالیت‌های فرهنگی او بودیم. او بسیار علاقه‌مند به ادبیات کودکان و زبان فارسی بود و در آمریکا دو مجموعه به نام‌های «شادمانه کودکان» و «فارسی بیاموزیم و روش تدریس آن‌» را منتشر کرد. انصاری درباره ویژگی‌های شخصیتی لیلی ایمن نیز گفت: من او را از سال 1359 به بعد خانم ایمن را ندیدم ولی او دوستی بسیار خوب، فرهیخته، علاقه‌مند به ایران و فرهنگ این سرزمین و آگاه نسبت به مسائل ایران و جهان بود. لیلی ایمن استاد دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران بود و شاگرادان زیادی در محضر او آموختند و این را به راحتی می‌توان از یادداشت‌های زیادی که امروز درباره خانم ایمن به دست من رسید، احساس کرد.   انصاری در ادامه به آخرین کتابی که از سوی شرکت تهیه و نشر فرهنگنامه کودکان و نوجوانان از او منتشر شده بود، اشاره کرد و گفت: در سال 1352 لیلی آهی به همراه توران میرهادی و مهدخت صنعتی که آن‌ها هم در مراکز مختلف تدریس می‌کردند و از اعضای شورای کتاب کودک بودند تصمیم می‌گیرند یک کتاب درسی بنویسند و به صورت مشترک، نخستین کتاب روشمند در حوزه دبیات کودک در ایران را می‌نویسند.   وی افزود: آن‌ها در زمان نگارش کتاب «گذری در ادبیات کودکان» هم به آموزش دسترسی داشتند، هم آخرین اطلاعات منابع غربی و هم کودکان مدرسه فرهاد. درنتیجه این کتاب برگرفته از کلاس درس و ارتباط با دانش‌آموزان است و کتاب مفیدی از نظر آموزشی محسوب می‌شود. آن‌ها این کتاب را در سه بخش پدید آوردند ولی هیچکدام نگفتند که کدام بخش را نوشته‌اند. به نظر می‌رسد تمام ایده‌ها را روی میز ‌گذاشته‌اند و باهم کار کرده‌اند.   این کتاب برای نخستین بار در سال 1352 چاپ شد و با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو ‌شد و تا سال 1356 دو بار تجدید چاپ ‌شد. اما از سال 1357 آن‌ها دیگر علاقه‌ای به تجدید چاپ این کتاب نداشتند چون فکر می‌کردند مطالب آن قدیمی شده است. اما اگر می‌توانستند سه‌گانگی و اشتراک را با یکدیگر حفظ کنند حتما آن را به روز کرده و منتشر می‌کردند چون به هرحال مطالب و نمونه‌های کتاب آموزشی باید به روز شود و کاملا زنده باشد. تا اینکه در اواخر سال 1396 شرکت تهیه و نشر فرهنگنامه با کسب اجازه از لیلی ایمن و مهدخت صنعتی موفق شد آن را چاپ کند و من مقدمه‌ای برای چاپ جدیدش نوشتم. البته از سال 52 تا به حال قطعا تغییرات زیادی در نظریه‌ها و تجربه‌ها ایجاد شده ولی این کتاب کماکان به عنوان یک کتاب خیلی مهم هنوز قابل استفاده است.     لیلی ایمن (آهی) از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک و استاد ادبیات کودکان، عصر جمعه (16 شهریور 1397) در سن 89 سالگی درگذشت. او تحصیلا‌ت عالی خود را در مسكو در رشته زبان در ۱۶ سالگی آغاز كرد و سپس در دانشكده ادبیات دانشگاه تهران در رشته فلسفه و علوم تربیتی ادامه داد. او با تدریس در دبستان‌ها و دبیرستان‌ها به كمبود چشمگیر كتاب برای كودكان و نوجوانان پی برد و تدریس در كلا‌س‌های تربیت معلم برای كودكستان‌ها و دبستان‌ها و همكاری با مجله «سپیده فردا» و مدرسه فرهاد، زمینه‌های اصلی پیدایش تفكر سازمانی برای بهسازی و ترویج ادبیات كودكان را در او فراهم كرد.   لیلی ایمن و ثمینه باغچه‌بان از اعضای گروهی بودند كه وزارت آموزش و پرورش و بنگاه انتشارات فرانكلین در سال ۱۳۳۸ به «تیچرز كالج» كلمبیا در امریكا فرستاد تا با شیوه علمی تهیه كتاب‌های درسی آشنا شوند. در آنجا با مؤسسات مختلفی آشنا شد كه برای ترویج ادبیات كودكان كار می‌كردند. این آشنایی لیلی ایمن را بر آن داشت كه برای خدمت به ادبیات كودكان در ایران، نیاز به نهادی مستقل است. این فكر را با دوست دیرین خود خانم توران میرهادی در میان گذاشت و شورای كتاب كودک با كمك توران میرهادی‌، ماه‌آ‌فرید آدمیت‌، لیلی ایمن، دكتر احمدی و دكتر مجتبایی شكل گرفت.   او همچنین مشاور فنی اداره کل مطالعات و برنامه‌های وزارت فرهنگ، دبیر فنی و مشاور فنی وزارت آموزش و پرورش، مدرس ادبیات کودک به مربیان کودکستان، پایه‌گذار بخش انتشار کتاب‌های کودکان به زبان فارسی به دعوت بنگاه ترجمه و نشر کتاب، عضو گروه بررسی کتاب‌های درسی ابتدایی به دعوت مؤسسه آمریکایی فرانکلین بود. از لیلی ایمن ۳۹ کتاب و مقاله منتشر شده است که برخی از آن‌ها عبارتند از «پالتو قرمز» و «هر که پیدا کرد مال خودش»، «انجمن‌های خانه و مدرسه به خانه تکانی نیاز دارند»، «کتاب‌های خوب کدامند؟» و «نقدها و نظرها: ش‍ور‌ا‌ی‌ ک‍ت‍‍اب‌ ک‍ودک».   ]]> کودک و نوجوان Sat, 08 Sep 2018 14:10:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265114/لیلی-ایمن-زنی-فرهیخته-آگاه-نسبت-مسائل-ایران-جهان مجید رجبی معمار: «قصه‌‌های مجید» پیونددهنده‌ چند نسل است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265119/مجید-رجبی-معمار-قصه-های-پیونددهنده-چند-نسل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) همزمان با روز تولد هوشنگ مرادی کرمانی، مراسم رونمایی از کتاب صوتی «قصه‌‌های مجید» با حضور هوشنگ مرادی کرمانی، نویسنده و مهدی پاکدل، گوینده و مهدی زارع، آهنگساز اثر عصر جمعه 16 شهریور 1397، به همت نوین کتاب گویا، ناشر صوتی اثر، در خانه‌ هنرمندان ایران برگزار شد و اجرای آن را منصور ضابطیان بر عهده داشت. مجید رجبی معمار، مدیرعامل خانه‌ هنرمندان ایران، در صحبت‌هایی قصه‌های مجید را پیونددهنده‌ چند نسل دانست و از مجیدِ قصه‌ها گفت که انگار همان هوشنگ مرادی کرمانی است با شخصیت آیینه‌صفت و صفا و صمیمیتی که می‌شناسیم. و مرادی کرمانی که در پسِ داستان‌های شیرینش فرهنگ بومی ایران را به تصویر می‌کشد و به دنیا نشان می‌دهد. او در عصر تعجیل و بی‌حوصلگی، کتاب‌های گویا را نعمت بزرگی دانست که در همه حال می‌توان آن‌ها را شنید و لذت برد و پیوستن کتاب صوتی قصه‌های مجید را به این مجموعه مایه‌ خرسندی دانست و ابراز امیدواری کرد تا نسخه‌ صوتی قصه‌های مجید هم مانند دو قالب قبلی بسیار پرطرفدار باشد. پس از پخش کلیپ تصویری قصه‌های مجید، منصور ضابطیان از کیومرث پوراحمد و مهدی باقربیگی یاد کرد که قصه‌های مجید با نام و خاطره‌ آن‌ها عجین شده. و سپس نوبت به اجرای زنده‌ گروه موسیقی سلوک به سرپرستی مهدی زارع رسید و اجرای آن به هوشنگ مرادی کرمانی و ناصر چشم‌آذر تقدیم شد. ضابطیان از جادوی کلمات مرادی کرمانی گفت که از چینش واژه‌های ساده در کنار هم داستان‌هایی را می‌آفریند که خاطره‌اش بعد از حدود چهل‌وخرده‌ای سال همچنان در ذهن ما باقی بماند. و پس از آن از هوشنگ مرادی کرمانی دعوت شد تا از خلق قصه‌های مجید و ماجراهای آن بگوید. مرادی کرمانی از خاطرات پخش رادیویی قصه‌های مجید و سریال تلویزیونی آن گفت و اینکه با انتشار کتاب صوتی قصه‌های مجید، حالا علاوه بر اثری شنیدنی و دیدنی، خواندنی هم شده است. او به این اشاره کرد که اگرچه زادگاه نویسنده و شخصیت قصه‌‌های مجید، کرمان است، اما او را ایرانی می‌داند که می‌تواند لباس هر نقطه‌ای از این سرزمین را به تن کند و با آن روایت شود. ضابطیان از اثر پررنگ قصه‌های مجید در شناسایی هوشنگ مرادی کرمانی پرسید و اینکه چرا با وجود آثار دیگر مرادی کرمانی، قصه‌های مجید همچنان او را رها نکرده است؟   مرادی کرمانی در پاسخ به این پرسش اشاره کرد که در همه جای دنیا نویسنده و شاعر را به اثر خاصی از او می‌شناسند و به عنوان نماینده‌ فکری او معرفی می‌کنند چون با تار و پود و موقعیت فکری و ذهنی او آمیخته شده است و به همین سبب بقیه‌ آثارش در سایه‌ آن قرار می‌‌گیرند. او به بینوایان اشاره کرد که بیشتر از سایر آثار ویکتور هوگو شناخته شده. همینطور در مورد پیرمرد و دریای همینگوی یا رستم فردوسی. مرادی کرمانی گفت که تا جایی در برابر این شناسایی مقاومت کرده، اما در نهایت پذیرفته و اینکه گاهی اثر هنرمند به جایی می‌رسد که از خالقش جلوتر می‌رود و دارای شخصیت مستقلی می‌شود. و سپس ادامه داد قصه‌های مجید هنوز راه زیادی را دارد تا امتحان خود را پس دهد و ماندگار شود. پس از آن مهدی پاکدل گفت که با خوانش قصه‌های مجید به آرزویش رسیده است و در زمان کودکی هم اولین کتابی که هدیه گرفته، قصه‌های مجید بوده و افتخار می‌کند که خواندن را با این اثر آغاز کرده است. او از صدابرداران کتاب صوتی قصه‌های مجید تشکر کرد که سه ماه پابه‌پای او همراهش بوده‌ و در اجرای بهتر اثر یاریش کرده‌اند. در ادامه‌ برنامه از ناصر چشم‌آذر، آهنگساز موسیقی درخشان سریال تلویزیونی قصه‌های مجید، یاد شد و پس از پخش کلیپی، همسر او، شیرین احمدلو، ضمن خوشحالی از حضور در این جمع، در صحبت کوتاهی از نقش موسیقی در اثرگذاری بیشتر قصه‌های مجید در ذهن‌ها گفت و ناصر چشم‌آذر را دارای احترام و نگاه ویژه‌ای نسبت به موسیقی کودک و نوجوان دانست که فرهنگ موسیقی ایرانی در آن جای خاصی داشت و پیوسته برای پایداری تفکر موسیقی در کشور تلاش می‌کرد. در ادامه مهدی زارع، آهنگساز کتاب صوتی قصه‌های مجید از خاطراتش حین ساخت موسیقی این اثر گفت. زارع به سفر اتفاقی‌اش به کرمان اشاره کرد که قبل از آهنگسازی اثر داشته و تلاش کرده از فضاهای آن شهر و الهاماتی که از آن می‌گرفته در موسیقی کار استفاده کند و این فضاها را در اتد اولیه‌اش لحاظ کرده است. و ادامه داد که با مشورت آقای کرمانی قرار بر این شده بود تا از آهنگ زرد ملیجه، که قبل از انقلاب برای قصه‌های مجید در رادیو انتخاب شده بود و حتی آهنگ زرد ملیجه را به نام مجید می‌شناختند، استفاده کند و بنابراین موسیقی به سمت دستگاه شور رفته بود. اما بعد از ساخت اتد اولیه، آن‌طور که باید رضایتمندی‌اش تامین نمی‌شود. او دلیل آن را اثرگذاری و پررنگ‌بودن موسیقی‌ استاد ناصر چشم‌آذر بر ذهنش دانست و احتمال می‌داد که ذهن شنونده‌های دیگر هم همچو فضایی حاکم شود. بنابراین سعی کرده تا موسیقی به سبک موسیقی سریال قصه‌های مجید، در همان گام و فضای آواز اصفهان، باشد. ملودی‌ها همان نیست اما فضا در حال و هوای آواز اصفهان است که با یک موسیقی ارکسترال اجرا شده. او از تسلط کامل مهدی پاکدل به قصه‌های مجید گفت و همینطور جنس صدای او که با روایت خوبی که داشته باعث شده تا با موسیقی کار همخوانی بهتری داشته باشد و به شیوایی این اثر کمک کند. دیگر اینکه سعی شده تا در ساخت موسیقی بیشتر رده‌ سنی نوجوان در نظر گرفته شود و آن‌ها را مخاطب اصلی این مجموعه دانست. او اشاره کرد که اگرچه مخاطب این اثر سن و سالی نمی‌شناسد؛ اما از آنجا که موسیقی نوجوان، موسیقی مهجوری‌ است تلاش کرده تا با محوریت نوجوان برای این کار آهنگسازی شود که کار بسیار دشواری بوده است. صحبت‌های انتهایی مراسم به فاطمه محمدی، مدیرعامل نوین کتاب گویا، ناشر اثر اختصاص داشت. او با تشکر از همه‌ عوامل که در طی دو سال گذشته در ارائه‌ این اثر نقش داشتند، از اعتماد استاد مرادی کرمانی به نوین کتاب گویا تشکر ویژه‌ای کرد. همینطور از مهدی پاکدل که با تمام وجود و همدلی به خوانش خوب قصه‌ها کمک کرد. محمدی همچنین به مشکلات بسیار زیاد تولید نسخه‌ فیزیکی کتاب‌های صوتی اشاره کرد که با توجه به نوسانات قیمت و شرایط اقتصادی این روزها با دشواری‌ بسیاری روبه‌رو شده؛ اما خوشبختانه تکنولوژی و عرضه‌ پلتفرم‌های دیجیتال به مدد رسیده‌اند و کمک کرده‌اند تا فایل‌های صوتی این آثار، به شکل قانونی، در دسترس مخاطبان باشند.   پس از آن افسانه شعبان‌نژاد، شاعر و همشهری هوشنگ مرادی کرمانی، شعر کوتاهی را که در رثای «بی‌بی» سروده بودند، برای جمع خواند. مراسم رونمایی کتاب صوتی قصه‌های مجید، پس از اهدای جوایز و لوح یادبود، با فوت‌کردن شمع 74 سالگی هوشنگ مرادی کرمانی و جشن امضای کتاب صوتی پایان گرفت. ]]> کودک و نوجوان Sat, 08 Sep 2018 14:06:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265119/مجید-رجبی-معمار-قصه-های-پیونددهنده-چند-نسل فعالیت کتاب‌خانه سیار روستایی کانون در سوادکوه آغاز شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265117/فعالیت-کتاب-خانه-سیار-روستایی-کانون-سوادکوه-آغاز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پنجمین کتابخانه سیار روستایی کانون پرورش فکری استان مازندران در سوادکوه شمالی عرضه‌ خدمات فرهنگی، هنری و ادبی به کودکان و نوجوانان روستایی این منطقه را آغاز کرد. این کتابخانه در روستای «اندارگلی» شیرگاه استقرار دارد و 20 روستای این منطقه را زیر پوشش خدمات فرهنگی خود قرار خواهد داد. بر اساس گزارش اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، امیرحسین آزادی‌وفا معاون توسعه و مدیریت منابع کانون در آیین آغاز به کار این کتاب‌خانه گفت: هر فعالیت و تلاشی که برای توسعه امور در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان صورت گیرد، نقش موثری در رشد و شکوفایی استعدادهای کودکان ونوجوانان و توسعه کشور خواهد داشت.   وی نقش و همراهی تمامی مسوولان در گسترش و توسعه مراکز و خدمات فرهنگی کانون را حایز اهمیت دانست و بر حمایت بیشتر از این مجموعه و نسل آینده‌ساز کشور تاکید کرد. معاون توسعه و مدیریت منابع کانون هم‌چنین در سفر خود به استان مازندران در آیین کلنگ‌زنی مرکز فرهنگی و هنری جدید کانون در قائم‌شهر و بازگشایی مرکز شماره دو کانون ساری نیز شرکت کرد. مرکز فرهنگی و هنری کانون قائم‌شهر به دلیل قرار گرفتن در طرح گسترش شهری با مساعدت و همکاری شهرداری این شهر به مکانی دیگر انتقال یافت و مرکز شماره دو کانون ساری نیز که از مراکز قدیمی بود به دلیل فرسودگی بنا، نوسازی و بازگشایی شد. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان مازندران در حال حاضر دارای، 27 مرکز فرهنگی‌هنری ثابت، یک کتابخانه پستی و پنج کتابخانه سیار روستایی است. ]]> کودک و نوجوان Sat, 08 Sep 2018 12:48:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265117/فعالیت-کتاب-خانه-سیار-روستایی-کانون-سوادکوه-آغاز آغاز نشست‌های مشترک دستگاه‌ها برای برگزاری هفته ملی کودک در ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265087/آغاز-نشست-های-مشترک-دستگاه-ها-برگزاری-هفته-ملی-کودک-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، هفته ملی کودک چندین سال است که در ایران با محوریت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مشارکت گسترده تمامی وزارت‌خانه‌ها، سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی و سازمان‌های مردم نهاد و غیر دولتی در نیمه مهر برگزار می‌شود. در این میان و در نخستین نشست، ابتدا محمدرضا زمردیان معاون فرهنگی کانون و حامد رهنما دبیر هفته ملی کودک به بیان سیاست‌ها و اهداف برگزاری این هفته پرداختند و تمرین زندگی را به‌عنوان یکی از محورهای اصلی برنامه‌های این هفته اعلام کردند در عین حال شعار و اسامی روزها به صورت پیشنهادی در اختیار حاضران قرار گرفت. پس از آن نمایندگان سازمان‌ها به بیان نقطه‌نظرهای خود درباره‌ی برنامه‌ها و سیاست‌های اعلام شده همچنین شعار و اسامی هفته ملی کودک - که قرار است روزهای 14 تا 20 مهر 1397 در سراسر  کشور برگزار شود - به بحث و تبادل نظر پرداختند. معاون فرهنگی کانون در ابتدای جلسه بر لزوم هماهنگی بیشتر دستگاه‌های کشور در حوزه کودک تاکید کرد و گفت: اگر رفتارهایمان هماهنگ و مشترک باشد دامنه مخاطب و اثرگذاری فعالیت‌ها و برنامه‌های‌مان نیز افزایش پیدا خواهد کرد. محمدرضا زمردیان با بیان این‌که این برنامه‌ها بر آموزش مهارت‌های زندگی و اجتماعی مبتنی بر زندگی بهتر تاکید دارد پیش‌بینی کرد طیف گسترده‌تری از مخاطبان در برنامه‌های هفته ملی کودک امسال شرکت کنند. وی همکاری‌های بین دستگاه‌ها در هفته ملی کودک را پیش‌زمینه گسترش همکاری در برنامه‌های دیگری مانند امداد فرهنگی به مناطق محروم در طول سال عنوان کرد. حامد رهنما دبیر هفته ملی کودک نیز از آسیب‌شناسی برنامه‌های سال‌های گذشته هفته ملی کودک در کانون خبر داد و گفت بر این اساس تصمیم گرفتیم تغییراتی در برنامه‌ها ایجاد کنیم تا همه سازمان‌ها بتوانند فعالیت خود را به صورت میدانی به خوبی به نمایش بگذارند. در این جلسه تمامی نمایندگان سازمان‌ها هریک از منظری دیدگاه‌های خود را بیان کردند که بیشتر مباحث به موضوع‌هایی مانند انتخاب مخاطب مناسب و تعریف جدی‌تر سن کودکی از سوی طراحان برنامه‌ها، فعال‌ کردن دبیرخانه دایمی هفته ملی کودک، لزوم توجه به حرمت مناسبت محرم حسینی، استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای و صدا و سیما برای طرح موضوع کودک در هفته ملی، توجه به مساله کتاب و کتاب‌خوانی و ترویج فرهنگ مطالعه، پرداختن به موضوع‌های روز مانند حقوق کودک، قانون‌گریزی، محیط زیست، آب، فرهنگ صرفه‌جویی، مساله فرهنگ‌سازی در حوزه خرید و استفاده از کالاهای ایرانی، ترافیک و رفت‌وآمد، پیشگیری از حوادث و خود مراقبتی اختصاص داشت. در پایان مقرر شد که نمایندگان سازمان‌ها دیدگاه‌های خود را درباره‌ی شعار اعلام شده و اسامی هفته، همراه برنامه‌های پیش‌بینی شده در اختیار دبیرخانه هفته ملی کودک در کانون قرار دهند تا در جلسه هفته آینده درباره‌ی این موضوع‌ها تصمیم‌گیری شود. در نخستین نشست برنامه‌ریزی هفته ملی کودک نمایندگان معاونت زنان و خانواده رییس جمهوری، سازمان‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی، تبلیغات اسلامی، حفاظت از محیط زیست، میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی(اداره کل موزه‌ها)، وزارت‌خانه‌های آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی، دادگستری(مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک)، پلیس راهور ناجا، حقوق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، شورای کتاب کودک، انجمن نویسندگان کودک،  شرکت ملی پست، سازمان جوانان جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی،  سازمان فضایی ایران و شهرداری تهران حضور داشتند. قرار است مشابه این نشست‌ها با حضور نمایندگان دستگاه‌های حوزه کودک و استانداری‌ها در تمامی استان‌های کشور برگزار شود. ]]> کودک و نوجوان Sat, 08 Sep 2018 08:06:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/265087/آغاز-نشست-های-مشترک-دستگاه-ها-برگزاری-هفته-ملی-کودک-ایران جمشید خانیان در همه لحظه‌هایش نویسنده است http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/جمشید-خانیان-همه-لحظه-هایش-نویسنده خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- ملیسا معمار: «او درست يك روز بعد از آمدن بابا، در حالي‌ كه به نظر سالم و سرحال مي‌‌رسيد، مثل درختي كه ديگر قادر نباشد با ريشه‌ خود از زمين آب و غذا بگيرد و با برگ‌هايش هوا را جذب بكند، خيلي آرام و غيرمنتظره مرد.» این‌ جمله آغازین کتاب «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» اثر جمشید خانیان است که تیرماه امسال در کتابخانه مونیخ آلمان به زبان آلمانی خوانده شد و با اقبال مخاطبان روبه‌رو شد و مورد نقد و بررسی قرار گرفت. خانیان داستان این کتاب را مثل يك قطعه موسيقي گوش‌نواز و آرام شروع مي‌کند و به پايان مي‌رساند. شروع نمايشي اما نفس‌گير، كه خواننده را كنجكاو مي‌كند ادامه‌ داستان را بخواند و این اشتیاق در پاراگراف‌هاي بعدي بيشتر مي‌شود و سوالات زيادي را درباره داستان و شخصيت‌هاي اصلي آن در ذهن مخاطب مي‌آفريند. این کتاب از مشهورترین آثار خانیان است که در سال 1389 از سوی کانون پرورش فکری منتشر شد و از نامزدهای دریافت نشان طلایی و نقره‌ایی «لاک‌پشت پرنده» بود.   هفدهم شهریورماه، زادروز جمشید خانیان، داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس 57 ساله ایرانی است. وقتی سخن از جمشيد خانيان است، به سادگی نمی‌شود واژه‌ها را كنار هم رديف كرد. او جادوی كلمات را می‌شناسد و به راستی در دنيای شگفت انگيز داستان زندگي مي‌كند. او از معدود اهالی دنيای هنر است كه می‌توان گفت در تمام لحظه‌هايش، و همه‌جا و همه‌وقت نويسنده است. جمشيد خانيان را جداي از داستان‌ها و نمايشنامه‌هايش نمی‌توان تعريف كرد و بی‌ترديد آثار او آنقدر هويت و تشخص دارند كه حتی بدون عنوان روي جلد می‌توان فهميد آفريده قلم او هستند.   خانیان نوشتن را به طور جدی از دهه ۱۳۶۰ با خلق داستان‌های کوتاهی برای  بزرگسالان آغاز کرد که حاصل آن مجموعه داستانی شد به نام «همیشه، همین وقت، همین بازی» که نامزد نهایی جایزه گردون شد. «بازی روی خط ممنوع»، «خداحافظ همفری بوگارت»، «سبور»، «او»، «ننه دلاور»، «یک نقش برای کاوه»، «فاصله‌های غریب» از آثار داستانی خانیان و حاصل فعالیت‌های او در دهه ۱۳۷۰ و سال‌های نخستین دهه ۱۳۸۰ است.   او در این سال‌ها در کنار داستان‌نویسی، به شکل جدی و مستمر نمایشنامه نیز می‌نوشت. نمایشنامه‌های «یک نیمروز در اتاق بازجویی» ،«پرگار» ، «چهارمین نامه»، «روی نی بندی»، «عشق، سال ریکن» و «بازی نامه بابور» از جمله نمایشنامه‌های همین دوران است، که همگی روی صحنه‌های تئاتر تهران و شهرستان‌ها به اجرا درآمدند و از جشنواره‌های مختلف از جمله «تئاتر فجر» و دوره‌های مختلف «جشنواره دفاع مقدس» رتبه‌های برتر را از آن خود کردند.   خانیان نویسندگی برای کودکان و نوجوانان را در دهه 80 و پس از سال‌ها کار در حوزه ادبیات بزرگسال آغاز کرد و بعد از آن خودش را متعلق به دنیای ادبیات کودک و نوجوان دانست و برای آن‌ها آثار زیادی را خلق کرد. نخستین اثر او در زمینه ادبیات کودک و نوجوان، رمان کوتاه «کودکی‌های زمین» است که برگزیده بهترین کتاب دفاع مقدس در چهارمین دوره و برگزیده بیست سال دفاع مقدس در هشتمین هفته کتاب سال ۱۳۷۹ شد. از دیگر آثار خانیان برای بچه‌ها می‌توان به «شب گربه‌های چشم سفید»، برگزیده ششمین دوره انتخاب کتاب سال ماهنامه سلام بچه‌ها و پوپک و برگزیده جشنواره کتاب کودک و نوجوان سال ۱۳۸۷، «خشایارشا» برگزیده سومین جشنواره کتاب‌های آموزشی رشد، «کوسه ماهی» کاندید مرحله نهایی جایزه مهرگان ۱۳۸۲، «آریایی‌ها»، «شبی که جرواسک نخواند» کاندید مرحله نهایی جایزه مهرگان ۱۳۸۳ و برگزیده نخست کتاب سال شهید حبیب غنی‌پور ۱۳۸۳ و برگزیده شورای کتاب کودک در سال ۱۳۸۳، «قلب زیبای بابور» کاندید مرحله نهایی جایزه مهرگان ۱۳۸۳ و برگزیده ۲۰۰۵ کتابخانه مونیخ، «لاک‌پشت فیلی» برگزیده کتاب سال شهیدحبیب غنی پور-۱۳۸۶ «ناهی» برگزیده کتاب سال شهید حبیب غنی پور- ۱۳۸۷، «طبقه هفتم غربی» برگزیده کتاب فصل - بهار ۱۳۸۷، رمان «غوص عمیق»، «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» و «یک جعبه پیتزا برای ذوزنقه کباب شده» اشاره کرد.   خانیان حدود ۴۴ اثر داستانی، نمایشی و پژوهشی در کارنامه‌اش دارد که اغلب آن‌ها جوایزی را برایش به ارمغان آورده‌اند. سبك جمشيد خانيان، فُرم آثار او، دانش عميق او درباره جهان داستان، بازيگوشي‌هاي هميشگي‌اش در شكل دادن به داستان‌ها و نگاه ويژه او به مفاهيم انساني از ويژگي‌هاي برجسته اوست. او به ادبیات بومی و اقلیمی توجه ویژه‌ای دارد و افسانه‌ها را در قالب‌های جدیدی برای کودکان بیان کرده است. همچنین خانیان به زندگی شهری و همه‌گیر شدن این سبک زندگی و ارتباط بین نسل‌ها در آثارش توجه داشته و سعی کرده آن‌ها را به گونه‌ای بیان کند که رنگ و بوی تعلیمی و آموزشی نداشته باشد.      موضوع دیگر توجه خانیان به ادبیات دراماتیک در آثارش است که تأثیرگرفته از فعالیت او در حوزه ادبیات نمایشی است. هريك از داستان‌ها و نمايشنامه‌های خانیان دنيای تازه‌ای پيش روی مخاطب قرار مي‌دهند. هيچ چيز در قلم و نگاه او تكراری نيست. او جهان پيرامون و امكانات دنيای داستان را از آنِ خود مي‌كند؛ همان چيزی كه منتقدان و مخاطبان نوجوان و بزرگسال را ميخكوب آثار جمشيد خانيان مي‌كند. مخاطبان او خوب مي‌دانند برای ورود به دنيای داستان‌های او، بايد قدم به قدم با طرح واره‌های ذهنی او همراه شوند و در هر سطر و هر صفحه و هر داستان، برای رويارويی با شگفتی‌های معماوار آماده باشند.   در دنيای داستان‌های خانیان می‌شود زير آوار جنگ و آسمانی كه ابرهاش مثل مار در خود پيچيده‌اند، هنوز به زندگی و زيبايی‌هايش انديشيد، می‌توان از پلكانی به درازای سالمندی بالا رفت و همچنان تازه نفس ماند، می‌شود بود و به پنجره‌ای خيالی دل خوش كرد. حدود 40 سال زندگی خانیان در دنيای متن و نوشتن و نوشتن و نوشتن، از او نويسنده‌ای ساخته است كه به دليل سبك ويژه‌اش، آثار او با اشتياق مخاطبان نوجوان روبه‌رو شده است. همچنين حضور او در عرصه جهانی و انتخاب او به عنوان نخستين نويسنده ايرانی در حوزه داستان نوجوان در «جشنواره كلاغ سفيد» به دعوت كتابخانه بين‌المللی كودك و نوجوان مونيخ در آلمان و انتخاب او از سوی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان برای دریافت جایزه جهانی آسترید لیندگرن در سال 2018 نشان از جايگاه او در ميان منتقدان و پژوهشگران در داخل و خارج از ايران دارد.   ]]> کودک و نوجوان Sat, 08 Sep 2018 07:33:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/265058/جمشید-خانیان-همه-لحظه-هایش-نویسنده لیلی ایمن از مؤسسان شورای کتاب کودک درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265056/لیلی-ایمن-مؤسسان-شورای-کتاب-کودک-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، لیلی ایمن (آهی)، متولد ۱۳۰۸ و از مؤسسان شورای کتاب کودک در سال ۱۳۴۱ است. وی از زمان تأسیس این شورا تا سال ۱۳۵۹ که از ایران به آمریکا مهاجرت کرد، دبیر هیأت مدیره شورای کتاب کودک بود.   لیلی ایمن، مشاور فنی اداره‌کل مطالعات و برنامه‌های وزارت فرهنگ، مدرس ادبیات کودک به مربیان کودکستان، پایه‌گذار بخش انتشار کتاب‌های کودکان به زبان فارسی به دعوت بنگاه ترجمه و نشر کتاب، عضو گروه بررسی کتاب‌های درسی ابتدایی به دعوت مؤسسه آمریکایی فرانکلین نیز بود.   او پس از سفری که به آمریکا داشت و در آن دوره ویژه‌ای را گذرانده بود، دبیر فنی و مشاور فنی وزارت آموزش و پرورش، بنیانگذار، عضو و دبیر هیأت مدیره شورای کتاب کودک از ابتدای تأسیس در ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۹، بود.   لیلی ایمن با هر سازمان دولتی و ملی كه در راه تحول خواندنی‌های كودكان و نوجوانان و تربیت معلمان و مربیان گام برمی‌داشت، صادقانه همكاری داشت. تدریس ادبیات كودكان را در كلا‌س‌های تربیت معلم و كتابدار آغاز كرد و سپس آن را چون مبحثی از آموزش خواندن در برنامه‌های روش تدریس خواندن وارد دانشگاه  تربیت معلم كرد. لیلی ایمن در مدرسه عالی دختران و مدرسه عالی پارس نیز در بخش مربوط به تعلیم و تربیت به عنوان درسی مستقل، ادبیات كودكان را تدریس می‌كرد.   از آن مرحومه ۳۹ اثر منتشر شده که کتاب‌های «پالتو قرمز»، «هر که پیدا کرد مال خودش» و مقاله‌های «انجمن‌های خانه و مدرسه به خانه تکانی نیاز دارند»، «کتاب‌های خوب کدامند؟» و «نقدها و نظرها: ش‍ور‌ا‌ی‌ ک‍ت‍‍اب‌ ک‍ودک» از آن‌جمله هستند. ]]> کودک و نوجوان Fri, 07 Sep 2018 10:53:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265056/لیلی-ایمن-مؤسسان-شورای-کتاب-کودک-درگذشت هجری: هوشنگ مرادی کرمانی، قصه‌پرداز تجربه‌های بومی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265041/هجری-هوشنگ-مرادی-کرمانی-قصه-پرداز-تجربه-های-بومی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بعضی از فیلم‌ها و سریال‌ها هرگز از ذهن و خاطره انسان پاک نمی‌شود. «قصه‌های مجید» و «مهمان مامان» هم ازجمله این فیلم‌ها و سریال‌ها هستند که براساس آثاری از هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شده‌اند. مرادی کرمانی در سال ۱۳۵۳ «قصه‌های مجید» را نوشت که بازتابی از زندگی خودش بود. بر اساس این اثر یازده فیلم تلویزیونی و سه فیلم سینمایی ساخته شد و بازتاب گسترده‌ای داشت. همچنین تا به‌حال چندین اقتباس سینمایی بر اساس برخی آثار این نویسنده ازجمله «خمره»، «قصه‌های مجید»، «مهمان مامان»، «مثل ماه شب چهارده» و «چکمه» انجام شده است. مرادی کرمانی فعالیت ادبی‌اش را از سال 1339 با همکاری با رادیو کرمان آغاز کرد. نخستین داستانش با عنوان «کوچه ما خوشبخت‌ها» را در سال 1347 در مجله «خوشه» منتشر کرد و نخستین مجموعه داستانش با عنوان «معصومه» و کتاب «من غزال ترسیده‌ای هستم» در سال ۱۳۴۹ به چاپ رسید. او در سال 1359 داستان «بچه‌های قالیبافخانه» را نوشت و توانست به واسطه آن لوح تقدیر شورای کتاب کودک را دریافت کند. او از جمله نویسندگانی است که نامش در شمار چهره‌های ماندگار ثبت شده و نامزد دریافت جایزه آسترید لیندگرن بوده است.  به مناسبت 16 شهریورماه، سالروز تولد هوشنگ مرادی کرمانی با محسن هجری نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید.   به نظر شما هوشنگ مرادی کرمانی چه تاثیری بر ادبیات کودک و نوجوان کشورمان داشته است؟ این مساله نیازمند انجام کارهای محققانه است. در مجموع ارزیابی کمی تاثیر مرادی کرمانی بر مجموعه ادبیات کودک و نوجوان کار دشواری است، همچنان که در مورد ارزیابی تاثیرگذاری کمی هر نویسنده‌ای ما با این دشواری مواجه‌ایم. اما از جنبه سبک و سیاقی که بر نوشتارهای مرادی کرمانی حاکم است، می‌توان به نوع تاثیرگذاری آن بر مخاطبان آثارش اشاره کرد. می‌توان هوشنگ مرادی کرمانی را پیرو سبک واقع گرایانه و رئالیستی تلقی کرد که با مخاطبان تجربه‌های فردی و اجتماعی خود را در میان می‌گذارد. در این چارچوب، ویژگی‌های بوم زیست مرادی کرمانی تاثیر چشمگیری بر آثار او داشته‌اند. به عبارت ساده‌تر مرادی کرمانی آن چه را در جغرافیای بومی خود تجربه کرده، با مخاطب در میان می‌گذارد. اما نه همانند یک گزارشگر که سطح رویدادها را با مخاطب در میان می‌گذارد، بلکه با نگاهی موشکافانه به عمق رویدادهای اجتماعی نقب می‌زند و جزییات را برای مخاطب بیان می‌کند. از فقر و محرومیت سخن می‌گوید، به آرزوهای دفن شده در بستر واقعیت‌ها اشاره می‌کند و از انسان‌هایی سخن می‌گوید که برای ما خیلی آشنا هستند.   مرادی کرمانی در بطن روایت واقعگرایانه‌اش، حوادث تلخی را برای مخاطبان روایت می‌کند، تا چه اندازه می‌توانیم روایت او را با نویسندگانی چون صمد بهرنگی شبیه بدانیم؟ مرادی کرمانی با آن که در روایت واقعگرایانه‌اش، حوادث تلخی را برای مخاطبان روایت می‌کند، اما به ارزیابی سیاسی و ایدئولوژیک این حوادث نمی‌پردازد. و از این جهت روایت او با نویسندگانی چون صمد بهرنگی متفاوت است. او خلاف بهرنگی و برخی از نویسندگان دهه‌های چهل و پنجاه شمسی نمی‌خواهد مخاطب خود را به سمت و سوی یک مبارزه سیاسی با فقر و بی‌عدالتی سوق دهد، بلکه تلاش می‌کند که روایتگر صادقی از زندگی مردمی باشد که با فقر و محرومیت زندگی می‌کنند، اما همچنان آرزوهای زیبا در ذهن می‌پرورانند. به همین جهت مخاطب کتاب‌های کرمانی، با روایت او زندگی را در عادی‌ترین لایه‌هایش تجربه می‌کند و با شخصیت‌هایی مواجه می‌شود که نه خصلت اسطوره‌ای دارند و نه ویژگی‌های ممتاز اجتماعی و طبقاتی دارند.   هوشنگ مرادی کرمانی در خلق آثارش بیشتر از چه نویسندگانی تاثیر پذیرفته است؟ مرادی کرمانی هیچ گاه تاثیرپذیری خود را از نویسندگانی چون «ارنست همینگوی» و «آنتوان چخوف» منکر نشده است، همچنان که بسیاری از نویسندگان از یکدیگر تاثیر پذیرفته‌اند. اما او این تاثیرپذیری را نه به صورت تقلیدی شماتیک، بلکه به صورتی خلاقانه ارائه داده است که در مجموع باعث شده، آثار او ویژگی بومی پیدا کنند و رنگ و بوی همین آب و خاک را بدهند.     به نظر شما سریال «قصه‌های مجید» تا چه اندازه بر موفقیت و شناخته شدن این نویسنده موثر بوده است؟ تجربه‌ها نشان می‌دهند که رسانه‌های تصویری از جمله تلویزیون با مخاطبان انبوهش، نقش موثری در شهرت افراد بازی می‌کنند، اما در تداوم بلند مدت این شهرت نقش عمده‌ای ندارند. به عبارت دیگر تلویزیون می‌تواند نام یک فرد را بر سر زبان‌ها بیندازد، اما نمی‌تواند در بلند مدت مخاطبان را وادار کند که همچنان به این فرد بیاندیشند. کم نبوده‌اند نویسندگانی که در طول این سال‌ها آثارشان دست مایه فیلم‌ها و سریال‌ها و  انیمیشن‌های مختلف بوده، اما در ادامه کم فروغ ظاهر شده‌اند. بنابراین محبوبیت اجتماعی مرادی کرمانی را نمی‌توان یک سره ناشی از حضور او در رسانه تلویزیون دانست. به غیر از قصه‌های مجید، آثار دیگر مرادی کرمانی مانند «مهمان مامان، مربای شیرین، خمره و بچه‌های قالیباف خانه» مخاطبان بسیاری داشته‌اند. همین طور در خارج از کشور، آثار او به زبان‌های آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی، ارمنی و هندی ترجمه شده ‌است. همین طور ویژگی‌های تصویری که در آثار مرادی کرمانی بوده، باعث شد علاوه بر تلویزیون در حوزه سینما نیز آثارش به وسیله برخی کارگردانان مشهور از جمله داریوش مهرجویی و محمد علی طالبی، ابراهیم فروزش و ... تبدیل به فیلم شود. که این ویژگی‌های تصویری می‌تواند به قدرت فیلمنامه نویسی مرادی کرمانی هم بازگردد.   ویژگی‌های شخصیتی هوشنگ مرادی کرمانی چقدر در شهرت اجتماعی او موثر بوده است؟ گذشته از ویژگی‌های تکنیکی که در آثار مرادی کرمانی مشهود است، ویژگی‌های شخصیتی هوشنگ مرادی کرمانی عامل موثر دیگری در شهرت اجتماعی او بوده است. برای آن‌ها که با این نویسنده معاشرت داشته و دارند، سادگی و بی آلایش بودن این نویسنده مشهود است. او به همان سادگی و شفافیتی که قصه می‌نویسد، در زندگی روزمره خود نیز بدون تکبر ظاهر می‌شود و همیشه در دسترس کسانی است که دوست دارند از او چیزی بیاموزند.   جایگاه آثارمرادی کرمانی را در بین نوجوانان امروز چگونه ارزیابی می‌کنید؟ پاسخ دقیق به این پرسش نیازمند به کار آماری است و این که کتاب‌های او با چه تیراژی منتشر می‌شود و چگونه به دست مخاطبان می‌رسد. اما می‌توان حدس زد که نوجوان کنونی دارای سلیقه‌های متفاوتی به نسل‌های پیشین است که امکان دارد همانند نسل‌های پیش از خود به آثار مرادی کرمانی اقبال نشان ندهد و به طور مثال بیشتر از آثاری با مضامین فانتزی یا وحشت استقبال کند. اما با این همه ویژگی‌های انسانی و بومی آثار مرادی کرمانی باعث می‌شود که حتی برای نسل‌های کنونی حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد. و اگر نوجوانی به سراغ جهان داستانی برود، به احتمال زیاد آثار مرادی کرمانی را از قلم نخواهد انداخت.   ]]> کودک و نوجوان Fri, 07 Sep 2018 06:05:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/265041/هجری-هوشنگ-مرادی-کرمانی-قصه-پرداز-تجربه-های-بومی صالحی: ایجاد فضای پرشور در کتابخوانی نویسندگان را پویا می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264855/صالحی-ایجاد-فضای-پرشور-کتابخوانی-نویسندگان-پویا-می-کند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_ملیسا معمار: کودکان از جمله حساس‌ترین اقشار جامعه هستند که باید در رفتار با آن‌ها و تهیه لوازم مورد نیازشان دقت فراوانی داشته باشیم. براین اساس نمی‌توانیم هرکتابی را برای آن‌ها خریداری کنیم و توجه به کیفیت کتاب از نظر ظاهری، فیزیکی و محتوایی از اهمیت خاصی برخوردار است. اما چه کسی کیفیت کتاب‌هایی که منتشر می‌شوند را بررسی می‌کنند؟ در این میان کارشناسان نشر و سرویراستاران نقش تعیین کننده‌ای دارند. اما اینکه در کشور ما ناشران چقدر در انتشار کتاب‌های کودک و نوجوان از کارشناسان نشر و ویراستاران بهره می‌برند، موضوع گفت‌وگوی ما با آتوسا صالحی، شاعر، نویسنده، مترجم و ویراستار ادبیات کودکان و نوجوانان است که در ادامه می‌خوانید. در حال حاضر چه فعالیتی در نشر افق انجام می‌دهید؟ من در نشر افق نقش ادیتوری و سرویراستاری دارم و درباره کتاب‌هایی که می‌خواهیم در طول سال منتشر کنیم، سیاست‌گذاری لازم را انجام می‌دهیم. مثلا درباره تعداد کتاب‌ها، انتخاب کتاب‌‌هایی که باید ترجمه شود و سفارش آن‌ها به مترجمان، انتخاب اثر از بین کتاب‌هایی که به دستمان می‌رسد و تحویل آن‌ها به کارشناسان و جمع‌آوری نظرات کارشناسان و مطرح کردن نظرات در جلساتی که با مدیر نشر و مدیر فرهنگی و مسئول فروش داریم. استفاده از کارشناس و مشاور نشر در حوزه کودک و نوجوان چقدر در کشور ما مورد توجه قرار می‌گیرد؟ در زمان گذشته، حدود دهه 60، استفاده از کارشناسان نشر خیلی مرسوم نبود و فقط دو یا سه ناشر بزرگ کودک و نوجوان کارشناس نشر داشتند اما در این سال‌ها بیشتر به این مساله توجه شده است. بطورکلی بازار نشر به گونه‌ای است که بعضی ناشران علی‌رغم اینکه از کاشناسان نشر استفاده می‌کنند اما خیلی به نظرات آنها توجه نمی‌کنند و آخر کار هم حرف خودشان را اجرا می‌کنند و این استفاده سمبلیک از کارشناسان نشر منجر به پیشرفت و بهبود در کار آنها نمی‌شود. ولی برخی دیگر از ناشران به نظرات و پشنهادات کارشناسان نشر احترام می‌گذارند و از آن بهره می‌برند.   ملاک‌ها و معیارهای‌تان برای گزینش کتاب‌های کودک و نوجوانی که به دستتان می‌رسد چیست؟ ما فرم‌های کارشناسی اثر داریم که حاصل زحمت‌هایی است که در طول سال‌ها از سوی رضا هاشمی‌نژاد (مدیر نشر) و مهدی حجوانی (ادیتور) و دوستان دیگر تهیه شده و به‌تدریج کامل‌تر شده است. این فرم‌ها بسیار کامل است و نظرات کارشناس اول کارشناس دوم و ادیتور در آن لحاظ می‌شود. بخش‌هایی در آن وجود دارد که حتی ممکن است به نظر خیلی ساده و پیش‌پا افتاده باشد مانند نام کتاب، مخاطب کتاب و ... که در این فرم لحاظ می‌شود. براساس همین فرم‌ها تصویرگر کار مشخص می‌شود و اینکه آیا در قالب مجموعه‌هایی که در قبل کارکرده‌ایم قرار می‌گیرد یا نه و آیا به تنهایی قابلیت مجموعه‌شدن دارد یا باید به‌صورت تک کتاب کار شود. همگی از مواردی است که در این فرم‌ها لحاظ می‌شود. متاسفانه نشرهایی که این گونه فرم‌ها را ندارند بعداً به مشکل برمی‌خورند. مثلا چند وقت پیش یکی از نشرها رمان نوجوانی را برای تصویرسازی به یک تصویرگر خردسال داده بود در حالی که آن رمان نوجوان اصلاً‌ نیازی به تصویرگری نداشت و حاصل کار کتابی می‌شود که قابلیت فروش و عرضه ندارد و در نهایت ناشر مجبور است کار را خمیر کند. قطعاً استفاده از اینگونه فرم‌ها برای بررسی آثار شیوه و روش درست و خوبی است که در نشر افق انجام می‌شود اما منظور من ملاک‌ها و معیارهایی بود که برای بررسی آثار تالیفی که به دستتان می‌رسد و گزینش آثار موردنظرتان برای چاپ، لحاظ می‌کنید. شیوه‌ای که ما در نشر افق به‌آن رسیده‌ایم این بوده که همیشه کارها از بیرون به دست ما نمی‌رسد که ما بخواهیم آنها را بررسی کنیم و تعداد از آن‌ها را برای انتشار انتخاب کنیم. روش نشر افق برای اینکه مخاطب خودش را حفظ کند و شیوه مشخص در نشر داشته باشد این است که همیشه نشر افق بوده که کتاب‌هایی را برای تالیف سفارش می‌داده یا کتاب‌هایی را برای ترجمه انتخاب می‌کرده و برای ترجمه به مترجمان می‌داده است. و بخشی که از آثار رسیده، منتشر می‌شود بخش خیلی کمی است و معمولاً اینگونه است که خیلی وقت‌ها کتابی از بیرون پذیرش ندارد و از قبل کتاب‌های مورد نظرش را سفارش داده و می‌داند چه کاری را می‌خواهد منتشر کند. چون اینگونه هویت نشر مشخص می‌شود که در چه زمینه‌ای کار می‌کند و وقتی کاتالوگ یک نشر را ورق می‌زنیم خط واحدی در آن می‌بینیم که همه آثار را به هم وصل می‌کند و هرکاری در آن دیده نمی‌شود و راه، چشم‌انداز، هدف و مخاطبش کاملاً مشخص است. نشرهایی که سیاست‌گذاری و هدف‌گذاری ندارند مخاطب خاصی هم پیدا نمی‌کنند. ما در حال حاضر بسیاری از کتاب‌هایی که برای سال آینده می‌خواهیم منتشر کنیم را به نویسندگان و مترجمان سفارش داده‌ایم و بخش کوچکی از کار به اندازه 10 یا 15 درصد مربوط به آثاری است که به افق تحویل داده می‌شود که‌ آن‌ها هم بررسی می‌شود و کارهایی که با سیاستگذاری‌های ما مطابقت داشته باشد و در مجموعه‌های ما بگنجد، انتخاب می‌شودو در اختیار 2 کارشناس قرار می‌گیرد. اگر توافق نظر داشته باشند که نتیجه کار مشخص است و اگر یک رأی مثبت و یک رأی منفی بود من هم به عنوان سرویراستار کتاب را می‌خوانم و در جلسه درباره آن صحبت می‌کنم. که یا قبول می‌شود یا مشروط یا کنار گذاشته می‌شود. گاهی هم وقتی می‌بینیم رمانی بعد از بازنویسی قابلیت چاپ در نشر افق را دارد کار را برای بازنگری به نویسنده می‌دهیم. اشاره کردید ملاک اصلی شما این است که با سیاست‌گذاری مجموعه هم‌خوانی داشته باشد. کیفیت و هم‌خوانی با ذائقه و سلیقه مخاطب امروز و ادبیات روز دنیا چقدر در این بررسی‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد؟ بعد از اینکه کتاب با سیاستگذاری مجموعه همخوانی داشت این‌گونه موارد از سوی کارشناسان در زمان بررسی کار مورد توجه قرار می‌گیرد و طرح کار، شخصیت‌پردازی، فضاسازی هم بررسی می‌شود و باید این ملاک‌های را داشته باشد.   با توجه اینکه کتاب‌های کودک و نوجوان زیادی را در طول سال مطالعه و بررسی می‌کنید به نظر شما کیفیت کتاب‌های کودک و نوجوان در طول سال‌های گذشته چه تغییراتی کرده است؟ به نظر من پیشرفتی در آثار داشته‌ایم مخصوصا در زمینه گرافیک کتاب‌های کودک و نوجوان پیشرفت داشته‌ایم و همه اینها برمی‌گردد به سیاستگذاری نشر و ناشری که به استفاده از مدیر هنری توجه داشته و به دنبال صفحه‌آرایی و گرافیک خوب برای کارها است و پشت جلدهای خوبی برای کتاب‌ها تهیه می‌کند و در جلسات نشر، مدت‌ها روی عکس کتاب‌ها، جنس کاغذ، سیاه و سفید و رنگی بودن کار بحث می‌شود که نشان می‌دهد امروزه علاوه بر متن توجه بیشتری به کتاب به عنوان کالایی می‌شود که به دست مخاطب کودک و نوجوان می‌رسد. حتی کتاب‌های ترجمه هم از نظر شکل ظاهری کیفیت بهتری پیدا کرده‌اند. اگر ظاهر کتاب‌های تالیفی را کنار بگذاریم نظرتان درباره کیفیت محتوای آثار تولیدی چیست؟ در حوزه تالیف مشکلات ما بسیار بزرگتر است. ما نیاز به سیاستگذاری‌های کلان داریم تا این مشکلات حل شود و در این زمینه آموزش و پرورش نقش عمده‌ای دارد. مثلاً نویسنده‌ای را دیدم که از سوئد آمده بود و می‌گفت تا 2 سال آینده مشخص است که من باید به کدام مدارس بروم و درباره کدامیک از آثارم صحبت کنم و از قبل، کتاب‌های من به آن مدارس ارسال می‌شود و در اختیار بچه‌ها قرار می‌گیرد. متاسفانه این اتفاق هنوز در جامعه ما نیفتاده است و سبب شده به تیراژ کتاب‌های تالیفی شعر و داستان ما لطمه وارد شود. حتی انتشارات بزرگی مانند کانون پرورش فکری که با تیراژ 100 هزار نسخه کتاب منتشر می‌کردند الان وضعیت خوبی ندارند و تیراژ کتاب‌هایشان به شدت کاهش یافته است و متاسفانه می‌بینیم که بسیاری از کتابفروشی‌هایشان را بسته‌اند. چرخه معیوبی وجود دارد که باعث دلسردی همه از جمله ناشر و مولف می‌شود. واقعیت این است که تالیف کار سختی است. شاید یک نویسنده دو یا سه سال برای نوشتن یک رمان وقت صرف ‌کند و وقتی کارش در قالب 500 نسخه منتشر می‌شود، مأیوس می‌شود.   وضعیت آثار ترجمه‌ چگونه است؟ در این زمینه هم مشکل وجود دارد و با ترجمه‌های ضعیف روبه‌روایم. بعضی ناشران فکر می‌کنند در مسابقه‌ای هستند و باید کتابی را در مدت کوتاهی خیلی سریع چاپ کنند و به دست مخاطب برسانند مبادا ناشری زودتر از آنها این کتاب را ترجمه کند و این سرعت خیلی به کار لطمه زده و کیفیت بخش ادبی کار را ضعیف کرده و ما با ترجمه‌های پر از غلط مواجه‌ایم حتی بخش تایپی کار هم ایراد دارد و ناشر وقت نگذاشته که کتاب را یک بار به نمونه‌خوان بدهد.   کتاب‌های کودک و نوجوان را از نظر ویراستاری چگونه ارزیابی می‌کنید؟ متاسفانه ویراستاری کتاب مخصوصا در بخش خردسال و کودک خیلی خودش را نشان می‌دهد چون در این کتاب‌ها باید از دایره واژگان خردسال و کودک استفاده شود و در عین حال که برای کودکان جذاب باشد قابل فهم باشد. اما در غالب اوقات ویرایش محتوایی انجام نمی‌شود از سویی در کتاب‌های ترجمه هم بسیاری از مترجمان با دایره واژگان کودکان و خردسالان آشنایی ندارند و ناشران هم توجهی به ویراستاری محتوایی آثار ندارند. ویراستاری هم که انجام می‌شود ویراستاری فنی است اما ویرایش بحث مفصلی دارد که اسم کتاب و محتوای کتاب را در برمی‌گیرد اما در اغلب موارد فقط ویراست فنی انجام می‌شود تا ویرایش محتوایی. در حالی که ویراستاری نقش مهمی در حوزه کودک و نوجوان دارد که بچه‌ها در حال یادگیری هستند. هر نشری روی انتخاب ویراستار باید دقت بیشتری از انتخاب نویسنده و مترجمش داشته باشند.   چگونه می‌توانیم شرایط موجود در حوزه کتاب و کتابخوانی را بهبود ببخشیم؟ تبلیغات بسیار موثر است. صدا و سیما باید برای این کار بودجه‌ و تسهیلات خاصی در نظر بگیرد و اقدام به تولید برنامه‌هایی در این زمینه کند ولی برنامه‌هایی در زمینه‌ کتابخوانی، شعر‌خوانی و قصه‌خوانی نداریم. حتی برگزاری مسابقات کتابخوانی درباره کتاب‌های جذاب در مدارس، علاوه بر اینکه سبب جذب بچه‌ها به کتابخوانی می‌شود، سبب افزایش تیراژ کتاب‌ها و تشویق نویسندگان می‌شود. ما کتاب تالیفی خوب داریم ولی تیراژ دوهزار نسخه‌ای برای یک کتاب پاسخگوی نیاز مخاطب 18 میلیونی ما نیست. هرچقدر شور و امید و حرکت در کتابخوانی بیشتر شود نویسندگان هم شور و شوق بیشتری برای نوشتن پیدا می‌کنند. فضای پویا، نویسندگان را هم پویا می‌کند. مثلا پروژه رمان نوجوان کانون پرورش فکری سبب تشویق نویسندگان به خلق رمان‌های خوبی کرد که بعدها در جشنواره‌ها درخشیدند. ولی وقتی فضا پر از یاس و ناامیدی می‌شود خودبخود کار افت می‌کند و ما با انبوه کتاب‌های زرد و بازاری مواجه می‌شویم.   کارشناسان نشر و سرویراستاران چه تاثیری در این زمینه دارند؟ چیزهایی که من تا بحال گفتم درباره نشرهای شاخص در حوزه کودک و نوجوان بود ولی متاسفانه تعداد زیادی از ناشران در طول سال‌های گذشته مجوز گرفتند و مثل قارچ رشد کردند. من در داوری‌های مختلف مانند کتاب‌سال یا پروین اعتصامی حضور داشتم و چیزهایی عجیبی می‌دیدم که نشان‌دهنده این بود که هیچ نظارتی بر کار ناشران نمی‌شود مثلا کتاب‌هایی را می‌دیدم که کاملا مشخص بود هیچ کارشناس نشری آن‌ها را بررسی نکرده است یا گاهی می‌دیدم که ناشر، یک کتاب را با دو اسم مختلف منتشر کرده یا شعرهای شاعر دیگر در نشر دیگر را در نشر خودش منتشر کرده بود و متاسفانه تعداد این کتاب‌های پر از اشکال، بدون اینکه کارشناسی روی آن‌ها نظارت داشته باشد، بسیار زیاد بود. چه پیشنهادی برای رفع معضل کتاب‌های زرد و بازاری دارید؟ فرهنگ‌سازی خیلی نقش مهمی دارد. من به مدارس بسیاری مراجعه کرده‌ام. وقتی سراغ کتابخانه مدرسه را گرفته‌ام با اتاق متروکه کوچکی مواجه شده‌ام که درب آن سال به سال باز نمی‌شود و پر از کتاب‌های بازاری است. در شرایطی که مدرسه به عنوان یک جای فرهنگی که باید ریشه‌های کتابخوانی در آن شکل بگیرد، اینگونه است، چه انتظاری می‌توانیم داشته باشیم؟ با توجه به اینکه این شرایط شامل حال مدارس مختلف در همه مناطق تهران و شهرستان‌‌ها می‌شود. حتی در نمایشگاه کتاب مدارس توجهی به کیفیت ادبی آثار نمی‌شود و فقط انتخاب موضوعی می‌شود. در چنین شرایطی بهترین اتفاق این است که آموزش و پرورش و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساعت‌هایی برای کتابخوانی بچه‌ها در نظر بگیرند و لیستی از کتاب‌های خوب را در اختیار بچه‌ها قرار دهند تا بچه‌ها بتوانند براساس سلیقه خودشان کتاب انتخاب کنند و بخوانند. حداقل اگر سالی 10 کتاب هم بخوانند در طول دوران ابتدایی 60 کتاب خوب مطالعه کرده‌اند و همین گونه است که ذائقه و سلیقه کودکان شکل می‌گیرد. اگر کتابخوانی بچه‌ها را رها کنیم و نسبت به آن بی توجه باشیم، می‌بینم که روز به روز سلیقه آنها پس رفت می‌کند. بیشتر بخوانیم: ملکی: اغلب ناشران کارشناسان نشر را کنار گذاشته‌اند رحماندوست: سفارشی‌نویسان در حد عمله نشر عمل کرده‌اند نباتی: کتاب‌های زرد اگر مخاطب نداشتند از سطح بازار جمع می‌شدند اقبال‌زاده: کارشناسی نشر، آفتابه خرج لحیم کردن است   ]]> کودک و نوجوان Fri, 07 Sep 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264855/صالحی-ایجاد-فضای-پرشور-کتابخوانی-نویسندگان-پویا-می-کند ماندگار شدن یک اثر تابع حرکت روی مداری از صداقت و مهارت است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265003/ماندگار-شدن-یک-اثر-تابع-حرکت-روی-مداری-صداقت-مهارت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_ملیسا معمار: تقویم را ورق می‌زنم، به 16 شهریور می‌رسم، روز تولد هوشنگ مرادی کرمانی. همیشه نام مرادی کرمانی تصویری از مجید و مادربزرگش در ذهنم تداعی می‌کند و همزمان جملاتی از برخی آثارش مانند «خمره»، «شما که غریبه نیستید»، «مربای شیرین» و «مهمان مامان» از ذهنم می‌گذرد و به یاد داستان‌های «ته خیار» می‌افتم و خنده‌ام می‌گیرد. با یادآوری کتاب‌هایی که بارها و بارها تجدید چاپ شده‌اند، این سوال در ذهنم نقش می‌بندد که چه اتقافی می‌افتد که آثار مرادی کرمانی بعد از گذشت چند دهه همچنان تجدید چاپ می‌شود و به فروش می‌رسد و هرسال خبر ترجمه جدیدی از آثارش را می‌شنویم، به راستی راز ماندگاری آن‌ها چیست؟   گوشی تلفن را برمی‌دارم تا به مناسبت زادروز مرادی کرمانی با او احوال پرسی کنم و تبریک بگویم. خانم مرادی کرمانی گوشی را برمی‌دارد، او مرا به واسطه دیدارهایی که با هم داشته‌ایم، می‌شناسد و بعد از احوال‌پرسی گوشی را به آقای مرادی کرمانی می‌دهد. این نویسنده 74 ساله با صدای گرم و لهجه شیرین کرمانی‌اش مانند همیشه با مهر مرا می‌پذیرد. زادروزش را به او تبریک می‌گویم و او به خاطره روزی اشاره می‌کند که جشن تولد 70 سالگی‌اش را در موسسه خانه کتاب اشاره کردیم و می‌گوید: امسال هم در خبرگزاری ایسنا این اتفاق افتاد. خودم را مدیون خبرنگاران و رسانه‌ها و فرهنگ می‌دانم به این جهت که ما نویسندگان هیچ وقت نتوانستیم از رسانه‌ها که ما و آثارمان را با مهر و صداقت به جامعه و مخاطبان معرفی می‌کنند و سبب دیده شدن ما و آثارمان می‌شوند، تشکر کنیم.     او درباره دلیل توجه به آثارش و ترجمه‌شدن اغلب آن‌ها به زبان‌های دیگر می‌گوید: ماندگار شدن یک اثر تابع معیارهای ثابتی نیست و معمولا روی مداری از صداقت و مهارت حرکت می‌کند. و من بعد از سال‌ها زحمت و فکر کردن توانستم به این‌ها برسم. تصور من این است که کتاب‌های من ایدئولوژیک نیستند و چیزی را به‌صورت مستقیم و نصیحت‌گونه به مخاطب منتقل نمی‌کنند و بیشتر، مسائل جامعه بشری و جامعه ایران را تحلیل می‌کنند. مانند قصه «مربای شیرین» که در عین سادگی و صمیمیت جامعه‌ای را از نظر اقتصادی، اجتماعی، مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی و ... بررسی می‌کند و در قالب قضیه ساده‌ باز نشدن درب یک شیشه مربا، آن را به دل جامعه می‌برد. بیان کردن مطلب به این شیوه بسیار تاثیرگذارتر است تا اینکه بیاییم و داد و فریاد کنیم و با جملات سخت و سنگین بخواهیم این مطالب را برای مخاطب بیان کنیم.   مرادی کرمانی در ادامه به داستان «نخل» اشاره می‌کند و می‌گوید: پایگاه، ریشه و زادگاه این داستان در روستاهای کویر است. در این کتاب روستایی وجود دارد که وسطش رودخانه‌ و دور و برش خانه است روستایی که درجه گرمای هوا در آنجا به 60 درجه می‌رسد و روستای مادر من بود در بخشی به نام شهداد کرمان. هوا در این روستا آنقدر گرم است که گنجشک‌ها از شدت گرما از روی درخت‌ها می‌افتند و می‌میرند اما در مسافت نزدیکی به این روستا جایی که من تا 13 سالگی‌ در آنجا زندگی کردم روستایی به‌نام سیرچ وجود دارد که هوا بسیار سرد است و آب رودخانه‌‌اش بسیار خنک است. من در این داستان به موقعیت ممتاز جغرافیایی ایران اشاره کرده‌ام و ماجرای پسر یتیمی را بیان کرده‌ام که عاشق دختری به نام گلرخ می‌شود و دلش را به لالایی‌های گلرخ می‌سپارد که برای خواهر کوچکترش می‌خواند. لزومی ندارد مرتب به دیگران بگوییم چگونه باشند و چگونه زندگی کنند  خالق «خمره» با اشاره به اینکه مسائلی مانند اخلاق، دین و آموزه‌های اخلاقی به وفور در آثار مختلف بیان شده است و لزومی ندارد مرتب به دیگران بگوییم که چگونه باشند و چگونه زندگی کنند، می‌افزاید: من انسان ایرانی را آنچنان که به نظر خودم آمده و تصور کرده‌ام و در مناطق مختلف چه در شهر بزرگی مانند تهران، چه در روستا و چه در جاهای مختلف دیده‌ام و انسان ایرانی را شناخته‌ام در آثارم به تصویر کشیده‌ام، بدون آنکه ذره‌ای افراط و اغراق کنم در اینکه ما خیلی خوبیم یا خیلی بدیم یا چه نوع حکومتی داریم.     مرادی کرمانی با بیان اینکه من انسان ایرانی را با شرایط واقعی‌اش نشان می‌دهم، می‌گوید: این مساله می‌تواند همه جا مطرح شود. ادبیات این است که انسان در جامعه درباره مسائلی که برایش پیش می‌آید چه واکنش‌‌هایی نشان می‌دهد. من انسان ایرانی را در داستان‌هایم در مقابل شرایط مختلف قرار داده‌ام و عکس‌العمل‌های او را به تصویر کشیده‌ام. آنچه که من می‌نویسم برمی‌گردد به ارتباطاتی که با جامعه و مردم داشته‌ام و سوژه‌هایم را دربرخورد با مردم، زندگی‌ گذشته، خاطرات و زندگی مردم گرفته‌ام. نویسندگی قابل یاد دادن نیست  برنده جایزه «خوزه مارتینی» با اشاره به اینکه نویسندگی قابل یاد دادن نیست و هیچ دانشگاه و دانشکده‌ای نمی‌تواند چگونه نوشتن را به انسان بیاموزد، یادآوری می‌کند: یاد دادن نویسندگی به افراد مانند یاد دادن راه و روش ساختن زیورآلات از شمش طلاست که قابل یاد دادن است، اما مهم وجود شمش طلا در نهاد فرد است. اگر این دو کنار هم باشند منتج به تولید آثار درخشانی می‌شوند.   به گفته مرادی کرمانی وقتی به زندگی‌نامه نویسندگان بزرگ جهان نگاه کنیم، می‌بینیم تعداد انگشت‌شماری از آن‌ها افرادی هستند که نویسندگی را از دانشگاه یاد گرفته‌اند و اغلب آن‌ها خودشان استعداد و توانایی این کار را داشته‌اند. استعداد، تخیل و دیدن خاطره در ذهن تاثیر زیادی در نویسندگی دارد. این‌ها شمش‌های طلایی است که در نهاد هر کسی پیدا نمی‌شود و آن‌هایی که ادبیات کار کرده‌اند افرادی هستند که توانستند این شمش طلا را به آثار گران‌بهایی تبدیل کنند.   خالق «چکمه» می‌گوید: امروزه اغلب نویسندگان جوان که تعدادشان تحت تاثیر کلاس‌ها و کارگاه‌های داستان‌نویسی افزایش پیدا کرده است، بیشتر به سوی جریان سیال ذهن، موضوعات سورئالیستی و ... رفته‌اند. که مخاطب عام خیلی نمی‌تواند با آن‌ها ارتباط برقرار کند و این گونه آثار برایشان جذاب نیست. البته منظورم این نیست که نویسندگان به سراغ آثار عامه‌پسند بروند اما امروزه می‌بینیم که بسیاری از نویسندگان جوان با الگوپذیری از آثار غربی کتاب‌هایی نوشته‌اند که خیلی شبیه آن آثار است و خیلی‌ها معتقدند این آثار در واقع همان اثر خارجی است که یک نویسنده ایرانی آن را نوشته است. هنوز فضا و موضوع مناسبی برای نوشتن پیدا نکرده‌ام  او درباره اینکه چرا اخیرا کتابی از او منتشر نشده است، می‌گوید: تا وقتی موضوعی مرا جذب نکند و به دلم ننشیند و هم‌پا و هم‌اندازه سایر آثارم نباشد، چیزی نمی‌نویسم. و با این امکانات و مسائل مالی و وضعیت موجود، هنوز فضا و موضوع مناسبی برای نوشتن پیدا نکرده‌ام.     هوشنگ مرادی کرمانی از نویسندگان پیشکسوت و نام‌آشنای معاصر است که فعالیت ادبی‌اش را از سال 1339 با همکاری با رادیو کرمان آغاز کرد. نخستین داستانش با عنوان «کوچه ما خوشبخت‌ها» را در سال 1347 در مجله «خوشه» منتشر کرد و نخستین مجموعه داستانش با عنوان «معصومه» و کتاب «من غزال ترسیده‌ای هستم» در سال ۱۳۴۹ به چاپ رسید. اما اولین اتفاق مهم زندگی مرادی کرمانی در سال ۱۳۵۳ با خلق «قصه‌های مجید» رخ داد که بازتابی از زندگی خودش بود. بر اساس این اثر یازده فیلم تلویزیونی و سه فیلم سینمایی ساخته شد و بازتاب گسترده‌ای داشت و جایزه مخصوص «کتاب برگزیده سال۱۳۶۴» را نصیبش کرد.   او در سال 1359 داستان «بچه‌های قالیبافخانه» را نوشت و توانست به واسطه آن لوح تقدیر شورای کتاب کودک را دریافت کند. او عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و از جمله نویسندگانی است که نامش در شمار چهره‌های ماندگار ثبت شده و نامزد دریافت جایزه آسترید لیندگرن و هانس کریستین اندرسن بوده است. همچنین تا به‌حال چندین اقتباس سینمایی بر اساس برخی آثار این نویسنده ازجمله «خمره»، «قصه‌های مجید»، «مهمان مامان»، «مثل ماه شب چهارده» و «چکمه» انجام شده است.   از جوایز و افتخارات او می‌توان به دو بار کاندید جایزه جهانی اندرسن در سال‌های 1986 و 2014 میلادی، جایزه کتاب سال 1994 کودکان و نوجوانان اتریش، سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر در سال 1372، جایزه مهرگان ادبريال عنوان نویسنده برگزیده کشور کاستاریکا و جایزه خوزه مارتینی (نویسنده و قهرمان ملی آمریکای لاتین) – در سال 1995 میلادی اشاره کرد.   ]]> کودک و نوجوان Fri, 07 Sep 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/265003/ماندگار-شدن-یک-اثر-تابع-حرکت-روی-مداری-صداقت-مهارت ​مجموعه «بردیا و گولاخ‌ها» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265032/مجموعه-بردیا-گولاخ-ها-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم رونمایی و جشن امضای مجموعه سه جلدی «بردیا و گولاخ‌ها» اثر مهدی رجبی با حضور جمعی از نویسندگان، دوشنبه (19 شهریور 1397) از سوی نشر افق برگزار می‌شود.   مهدی رجبی درباره این کتاب به ایبنا گفت: «بردیا و گولاخ‌ها» مجموعه سه جلدی است که از سوی انتشارات افق منتشر شده است و فضای فانتزی مانند هری‌پاتر و ارباب حلقه‌ها، البته به شکلی ایرانی دارد و درباره کودکانی است که مشکلات و نیازهای خاصی دارند ولی در فضایی قرار می‌گیرند فکر می‌کنند می‌توانند از توانایی‌هایشان استفاده کنند.   مهدی رجبی، نویسنده کودک و نوجوان، در سال 1359 در خمین متولد شد. وی دارای مدرک لیسانس فیلم‌سازی و فوق‌لیسانس ادبیات نمایشی است. تا به حال 15 اثر از او در حوزه کودک و بزرگسال منتشر شده است. از آن‌جمله می‌توان به «فراموشان این زمستان»، «معمای دیوانه‌ کله‌آبی»، «یوناتارا گم شده»، «گریه نکنید مثل ابر باهار»، «خاطرات چوپان چاق»، «لولو شب‌ها گریه می‌کند»، «کنسرو غول» و «کابوس اسب» اشاره کرد.     علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند ساعت 18 دوشنبه (19 شهریور 1397) به کتابفروشی افق واقع در خیابان انقلاب، کنار سینما سپیده، نبش کوچه اسکو مراجعه کنند. ]]> کودک و نوجوان Thu, 06 Sep 2018 07:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265032/مجموعه-بردیا-گولاخ-ها-رونمایی-می-شود ​پنجمین جلد مجموعه «بچه محل نقاشان» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265031/پنجمین-جلد-مجموعه-بچه-محل-نقاشان-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم رونمایی و جشن امضای «زمانی که هم صحبت فریدا بودم» به عنوان پنجمین جلد مجموعه «بچه محل نقاشان» اثر محمدرضا مرزوقی با حضور جمعی از نویسندگان، پنجشنبه (15 شهریور 1397) از سوی نشر هوپا برگزار می‌شود.   مجموعه «بچه محل نقاشان» اثر محمدرضا مرزوقی است که در قالب رمان‌‌های فانتزی اطلاعات زیادی را درباره سبک کاری، تاریخ هنر نقاشی و زندگی نقاشان مختلف به نوجوانان 11 تا 18 سال می‌دهد.   مرزوقی درباره مجموعه «بچه محل نقاش‌ها» به ایبنا گفت: داستان‌های این مجموعه با سفر دایی سامان در نوجوانی آغاز می‌شود. او ابتدا به اروپا برای ادامه تحصیل می‌رود اما به قرن هفدهم و خانه داوینچی می‌رسد که در جلد اول به آن پرداخته شده است. بعد هم وارد کلیسای سیستین می‌شود و با میکل‌ آنژ در نقاشی سقف کلیسا همکاری می‌کند که جلد دوم این مجموعه است. سپس در قرن نوزدهم در هلند با ونگوگ آشنا می‌شود که موضوع جلد سوم است و در قرن بیستم هم با پیکاسو آشنا می‌شود و به همین ترتیب وارد زندگی هر نقاش شده و ما را با سبک و سیاق کار و زندگی نقاشان مهم تاریخ و شاهکارهای آنها که در جهان هنر بسیار اثرگذار بوده است، روبه‌رو می‌کند. در عین حال ویژگی‌های تاریخی زمان آن نقاش نیز در داستان آمده است.     به گفته مرزوقی این مجموعه هفت‌گانه است و هوپا پیش از این در مراسمی از سه جلد نخست آن با عنوان‌های «زمانی که هم‌خانه داوینچی بودم»، «زمانی که همسایه میکل‌آنژ بودم» و «زمانی که همسفر ونگوگ بودم» رونمایی کرده بود.   مرزوقی درباره «زمانی که هم صحبت فریدا بودم» نیز توضیح داد: جلد پنجم این مجموعه به زندگی «فریدا کالو» اختصاص دارد و در این جلد دایی سامان با فریدا کالو آشنا می‌شود و فریدا مسئولیت آموزش نقاشی به سامی را برعهده می‌گیرد.   از دیگر آثار محمدرضا مرزوقی می‌توان به«عاتکه»، «تل عاشقون»، «پسن شوم» و «بارداری بی‌هنگام آقای میم» اشاره کرد.   علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند ساعت 18 پنجشنبه (15 شهریور 1397) به کتابفروشی هوپا واقع در خیابان گیشا(کوی نصر)، نبش کوچه چهارم مراجعه کنند. ]]> کودک و نوجوان Wed, 05 Sep 2018 13:34:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/265031/پنجمین-جلد-مجموعه-بچه-محل-نقاشان-رونمایی-می-شود حمیدرضا شاه‌آبادی دروازه مردگان را گشود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264971/حمیدرضا-شاه-آبادی-دروازه-مردگان-گشود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «دروازه مردگان» رمان سه گانه‌ای‌ست که در ژانر وحشت ویژه نوجوانان نوشته شده است. در «دروازه مردگان» وقایع اصلی داستان‌‌ها در دوره قاجار می‌گذرد و طی آنها جزئیاتی از تاریخ تهران قدیم و آدم‌های آن دوران برای خوانندگان روایت می‌شود. شاه‌آبادی درباره چگونگی نوشتن این داستان گفت: «تقریباً سه سال پیش بود که در حال تهیه مقاله‌ای درباره وضعیت کودکان ایران در دوره قاجار بودم که حین پژوهش برای نوشتنِ این مقاله به گزارش‌های نظمیه دوره ناصر‌الدین شاه بر‌خوردم و چیزی که در این گزارش‌ها بیشتر از همه نظرم را جلب کرد خبرهایی بود که به غرق شدن کودکان خردسال در حوض خانه‌ها اشاره داشتند، تقریباً هفته‌ای نبود که یک کودک در حوض خانه‌ای خفه نشود. خواندن گزارش‌ها حس خاصی در من ایجاد کرد. انگار این حوض‌ها دروازه‌ای بودند به جهان دیگر و این مقدمه نوشتن رمان سه‌گانه دروازه مردگان شد». نویسنده «کافه خیابان گوته» افزود: در داستان قبرستان عمودی پسر بچه‌ای به اسم رضا به شکل غیر منتظره‌ای از یک خانه مرموز سر در می‌آورد. خانه‌ای که در دیوار‌های آن جنازه‌هایی دفن شده‌اند. در این خانه بچه‌های زیادی به کار قالیبافی مشغولند. به دنبال حادثه‌ای یکی از بچه‌ها در حوض خانه غرق می‌شود و بعد از آن حوادث عجیبی شکل می‌گیرد که بدنه رمان را خلق می کند». وی ادامه داد: از ویژگی‌های این رمان می‌توان به حضور میرزا حسن‌خان رشدیه به عنوان یکی از شخصیت‌های اصلی داستان اشاره کرد». جلد نخست دروازه مردگان با تیراژ هزار و 500 نسخه و قیمت 20 هزار تومان از سوی  انتشارات افق راهی بازار شده است و بنا بر گفته نویسنده جلد‌های دوم و سوم نیز تا پایان سال جاری منتشر خواهند شد. ]]> کودک و نوجوان Tue, 04 Sep 2018 12:03:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264971/حمیدرضا-شاه-آبادی-دروازه-مردگان-گشود داستان‌های بدری مشهدی از «شهر بدون پلاستیک» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264975/داستان-های-بدری-مشهدی-شهر-بدون-پلاستیک به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «شهر بدون پلاستیک» عنوان جدیدترین رمان بدری مشهدی است که از سوی انتشارات  فنی ایران (کتاب‌های نردبان) برای نوجوانان راهی بازار کتاب شده است. این کتاب روایت محله‌ای است که نوجوانان آن برای پیروزی در یک مسابقه، تخطی از کلیشه‌ها را آغاز می‌کنند. نوید نوجوانی است که با انتشار اخطاریه‌های محیط‌زیستی در محله‌ی خود دردسرهایی را برای خانواده و اطرافیان رقم می‌زند. این نوجوان که قصد دارد برای یک جایزه مبارزه کند‌، تلاش برای آگاه‌سازی عموم مردم از خطرات تولید و استفاده از پلاستیک را آغاز می‌کند. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «هیچ کاری سخت تر از اسم گذاشتن نیست. بیچاره پدر و مادرهایی که چندتا بچه دارند! چطوری برای همه ی بچه‌هایشان اسم پیدا می‌کنند؟ من اگر یک بچه هم داشته باشم، فکر نکنم بتوانم برایش اسم پیدا کنم. با سهیل و نادر و سعید کلی فکر می‌کنیم و کل کل می‌کنیم تا بالاخره اسم گروهمان را می گذاریم گروه «سربازان زمین». از کودکان سبز که بهتر است.»  این اثر که پیش‌تر در جشنواره سپیدار نیز تقدیر شده؛ مناسب گروه سنی 6 تا 12 سال است. بدری مشهدی از نویسندگان کودک و نوجوان است از دیگر آثار او می‌توان به «تسخیرشدگان جزیره بادیان» اشاره کرد که رتبه اول مسابقه پرنده آبی را کسب کرده است. انتشارات  فنی ایران ( کتاب‌های نردبان) کتاب «شهر بدون پلاستیک» را با قیمت 8 هزارتومان منتشر کرده است. ]]> کودک و نوجوان Tue, 04 Sep 2018 11:53:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264975/داستان-های-بدری-مشهدی-شهر-بدون-پلاستیک تاکید بر اهمیت رواج و شناساندن ادبیات ژانری در سطح گسترده http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264963/تاکید-اهمیت-رواج-شناساندن-ادبیات-ژانری-سطح-گسترده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم «رویداد سال افسانه‌ها» با حضور مصطفی رحماندوست، شهرام اقبال‌زاده،  شیدا رنجبر، نوید فرخی، سعید سیمرغ، رضا نیکنام، آیدا کشوری و بهنام جاجی زاده و جمعی از پدیدآورندگان و مترجمان ادبیات ژانری، عصر دوشنبه (12 شهریور) به‌همت تیم ادبی فرهنگی افسانه‌ها در فرهنگسرای ارسباران تهران برگزار شد.   گردهمایی افسانه‌ها با یک تفاوت خاص آغاز شد. مادرخوانده در میان محافظین خود از میان جمعیت خارج و سپس دخترش، مهمانان را به داخل سالن راهنمایی کرد. شاید بتوان چنین ابتکاراتی در میان یک مراسم شاید به‌ظاهر معمولی و تکراری را خاص  دانست. این‌که از عناصر محیطی مختلفی برای درگیری مخاطب با برنامه‌های از پیش تعیین شده استفاده کرد. اگر بخواهیم دقیق‌تر به این رویداد نگاه کنیم، همه‌چیز بخشی از یک نمایش بزرگ بود. گرگم به‌هوایی میان دختر و مادرخوانده‌ای که دائماً با حضورشان در صحنه، مراسم را پیش می‌بردند.   سلیمانی، رییس فرهنگسرای ارسباران، در ابتدای برنامه پیرامون محتوای کلی و حرکت افسانه‌ها در اشاعه فرهنگ ادبیات ژانری سخن گفت. سپس امیرمحمد آقایی، مدیر اجرایی رویداد افسانه‌ها، به کلیات افسانه‌ها و حرکتی که آغاز شده  اشاره کرد و به بیان اهمیت رواج و شناساندن این شاخه مظلوم ادبیات پرداخت و گفت: این ادبیات به دلایل مختلفی از جمله فرهنگ و نبود ساز و کار مناسب، کمتر در سطح گسترده به آن پرداخته شده است.   در ادامه نیما کهندانی، سردبیر افسانه‌ها، گفت: تیم افسانه‌ها که متشکل از چند مترجم به‌نام کشور، نویسندگان حوزه ادبیات ژانری و جوانان علاقه‌مند به این حوزه است، هرساله در قالب رویداد داستان‌نویسی افسانه‌ها از سراسر کشور طرفداران این شاخه از ادبیات را گردهم می‌آورد تا بتواند استعدادهای ناشناس را شناسایی و به ادبیات این کشور معرفی کند.   وی افزود: این نوزاد تازه‌پای ادبیات ژانری باید به‌خوبی آموزش، معرفی و رشد داده شود. در صنعت کتاب، به‌خصوص در کشورهای جهان سوم، شاید بتوان گفت آشنایی مردم با محتوای خالص کتاب‌ها کمتر شده و جای خود را به  ظاهربینی داده است. طبیعتاً زیبایی یک اثر المان‌های مختلفی دارد و بخشی از این المان‌ها، طراحی جلد است.   وی افزود: در کمال مسرت مدتی است شاهد آن هستیم که ناشرین مختلف، روبه استفاده از طراحان گرافیک داخلی برای جلدهای خود کرده‌اند که این در جای خود، بسیار ارزشمند و استفاده از توانایی‌ها و خلاقیت‌ها بومی است.   پس از این سخنان، اولین دور تقدیری‌های افسانه‌ها که شامل 19تن از فعالانِ ژانری در حوزه‌های گوناگون از جمله تألیف، ترجمه، تصویرگری، نشر و نیز فعالیت مرتبط در فضای مجازی تقدیر شدند. در ادامه ناشرین فعال در حوزه ادبیات ژانری تقدیر شدند. نشر پریان، هوپا، پرتقال، ویدا و باژ از جمله ناشرینی بودند که به‌پاس خدمات ارزنده‌شان در این حوزه، مورد تقدیر قرار گرفتند. اسامی تقدیرشدگان: محمد قصاع، به پاس تألیف کتاب پژوهشی در ادبیات و اندیشه علمی‌تخیلی مریم عزیزی، به پاسِ تألیف کتاب دشت پارسوا در ژانر فانتزی   بهرنگ مافی، به پاسِ ترجمه مجموعه چرخ زمان در ژانر فانتزی   مهنام عبادی، به پاس ترجمه کتاب هیولاشناس در ژانر وحشت   آیدا کشوری، به پاسِ ترجمه مجموعه گروهان سیاه   حسین شهرابی، به پاس سال‌ها تلاش در زمینه ترجمه آثار فانتزی، علمی‌خیالی و وحشت   بهنام حاجی‌زاده، مترجمِ جوان و پرکار ادبیات فانتزی، علمی‌خیالی و وحشت   مهیار فروتن‌فر، به پاس ترجمه کتاب تلماسه در حوزه علمی‌خیالی   فرزاد فربد، مدیر نشر پریان، به پاس ترجمه کتاب چرخ زمان در ژانر فانتزی   محمدعلی جمالی، مدیر انتشارات باژ، به پاس چاپ اثر هیولاشناس در ژانر وحشت   سعید فرهنگیان، به پاسِ خلق آثار در ژانر فانتزی   مبین تنگسیری، فعال مجازی حوزه کتاب، به پاسِ فعالیت در زمینه معرفی آثار ادبیات ژانری در فضای مجازی   محمد عوض‌پور، مدیر صفحات مجازی Gotfactsبه پاسِ فعالیت در زمینه معرفی اثر فانتزی نغمه یخ‌و‌آتش   امید نصری، مدیر انتشارات پرتقال، به پاس فعالیت در زمینه چاپ آثار پرطرفدار و به‌روز کودک و نوجوان   علی عسگری، مدیر انتشارات هوپا، به پاسِ اقدامات در حوزه کپی‌رایت و رعایت حقوق قانونی نویسندگان ژانری   جمال خداپناهی، مدیر انتشارات بهنام، به پاسِ فعالیت مداوم در زمینۀ نشر آثار فانتزی   احسان رضایی، به پاسِ سال‌ها فعالیت در حوزه ادبیات فانتزی، علمی‌خیالی و وحشت شهرام اقبال‌زاده در ادامه مراسم پیرامون تفاوت‌های ادبیات ژانری سخن گفت و ‌مانند یک کلاس درس، این تفاوت‌ها و نکات گفته شد. در ادامه نوید فرخی، منتقد حوزه ادبی و سینمایی، برای حاضرین از سینمای علمی تخیلی گفت، تاریخچه و حرکاتی که در طول سالیان متمادی در این صنعت رخ داد و البته نگاهی انتقادی به عدم ورود سینمای ایران به این موضوع علیرغم وجود توانایی‌های بالقوه در این حوزه داشت.   همچنین در این برنامه با سه‌ نویسنده جوان حوزه ادبیات ژانری گفت و گو شد. شاید این بخش، مهم‌ترین و الهام‌بخش‌ترین قسمت این برنامه برای مخاطبین هدف – یعنی نوجوانان و جوانان- علاقه‌مند به این حوزه بود. چگونگی جوانه‌زدن علاقه این افراد به نوشتن می‌تواند نمونه‌ای برای تمامی کسانی باشند که رویای چاپ کردن آثار خود را داشتند. در آخر نیز با اجرای گروه طهرانو، مراسم به پایان خود رسید.   ]]> کودک و نوجوان Tue, 04 Sep 2018 09:29:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264963/تاکید-اهمیت-رواج-شناساندن-ادبیات-ژانری-سطح-گسترده شگفتی داوران کنگره IBBY از خواندن آثار کودک‌ونوجوان ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264946/شگفتی-داوران-کنگره-ibby-خواندن-آثار-کودک-ونوجوان-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) فرهاد حسن‌زاده، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان، که عصر جمعه (9 شهریور 1397) در حاشیه سی و ششمین کنگره ادبیات کودک و نوجوان دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) در شهر آتن به همراه فرزاد فربد، مترجم و نازنین عباسی، تصویرگر ایرانی تجلیل شد و برای نگارش کتاب «زیبا صدایم کن» دیپلم افتخار دریافت کرد، عصر امروز دوشنبه (12 شهریور 1397) به ایران بازگشت.   او هنگام ورود به فرودگاه امام خمینی (ره) تهران با استقبال معاون فرهنگی موسسه خانه کتاب و جمعی از کارمندان آن، نماینده انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، جمعی از خبرنگاران خبرگزاری کتاب ایران و اعضای خانواده‌اش روبه‌رو و از دیدار آن‌ها شگفت‌زده شد.   حسن‌زاده هنگام ورود به فرودگاه درباره جایزه‌ای که از دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) دریافت کرده است، توضیح داد: دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) برای کتاب «زیبا صدایم کن» در مراسمی که در آتن برگزار شد به من، فرزاد فربد و نازنین عباسی دیپلم افتخار داد.     خالق «هستی» فضای سی و ششمین کنگره ادبیات کودک و نوجوان را بسیار خوب و شاد ارزیابی کرد و گفت: در این مراسم که در قالب میهمانی شام برگزار شد، پدیدآورندگانی از کشورهای مختلف آسیایی، افریقایی و اروپایی در این مراسم حضور داشتند و برنامه‌های مختلفی اجرا شد مثلا جلد کتاب‌ها در قالب فیلم نمایش داده ‌شد. مراسم بزرگی بود مانند مراسم جایزه اسکار و اسامی همه افرادی که به مرحله نهایی راه یافته بودند، اعلام شد و مدال هانس کریستین اندرسن به نویسنده‌ای از ژاپن و تصویرگری از روسیه اعطا شد.   حسن‌زاده، با بیان اینکه این کنگره هر دو سال یکبار تشکیل می‌شود و در آن مسائل مهم و مطرح در ادبیات کودک و نوجوان بیان می‌شود و افراد مختلف به آن مقاله و پوستر ارائه می‌دهند، افزود: البته من در بخش علمی آن شرکت نکردم اما فضای آنجا برایم بسیار جالب بود چون می‌دیدم افرادی از ملیت‌ها و قومیت‌های مختلف درباره کتاب کودک و ادبیات کودک با هم گفت‌وگو می‌کنند و این فضایی است که کمتر نویسنده‌ای می‌تواند آن را تجربه کند و تجربه آن برایم ارزشمند بود.     این نویسنده در ادامه به تاثیر این کنگره بر سطح ادبیات در کشورمان اشاره کرد و گفت: مقالاتی که در این کنگره ارائه می‌شود به شکل کتاب ترجمه و منتشر می‌شود و می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.   نویسنده «ماجرای روباه و زنبور» افزود: وقتی ما از ادبیات جهان حرف می‌زنیم، لازم است در هر عرصه‌ای با هم گفت‌وگو کنیم و تجربیاتمان را در اختیار یکدیگر قرار دهیم. اتفاقا موضوع امسال کنگره هم «دیدار شرق و غرب با یکدیگر پیرامون کتاب و افسانه های کودکان» بود که بر اهمیت آن افزوده بود. من در آنجا با سه  نفر از داوران صحبت کردم. آن‌ها بسیار اظهار خوشحالی می‌کردند که کارهای نویسندگان ایرانی را خوانده‌اند و می‌گفتند ما فکر نمی‌کردیم ایران، چنین ادبیاتی داشته باشد و تصورشان از ادبیات کودک ایران محدود به حافظ و خیام و قصه‌های کهن بود و دیدن رمان‌های من مانند «زیبا صدایم کن» و «هستی» برای آن‌ها خیلی جالب و شگفت‌انگیز بود.   حسن‌زاده درباره ویژگی خاص و اهمیت کتاب «زیبا صدایم کن» نیز توضیح داد: این کتاب به مسائل نوجوان امروز می‌پردازد. بچه‌ها در زندگی معمولی‌شان ممکن است خیلی درگیر مشکلات پرپیچ و خم نشوند اما وقتی ماجراهایی برایشان پیش می‌آید که خودشان خیلی در آن دخیل نیستند اما می‌توانند با تعامل بزرگ‌ترهای آ‌ن‌ مشکلات را حل کنند، برایشان جذاب است. و این یک شایستگی است برای بچه‌هایی که با این نوع مشکلات خاص سروکار پیدا می‌کنند مانند مادری که جدا شده و پدری که مشکلات روانی پیدا کرده است.     این نویسنده درباره سایر موفقیت‌های کتاب «زیبا صدایم کن» نیز توضیح داد: این کتاب به زبان انگلیسی و ترکی ترجمه شده است. از موفقیت‌های جهانی دیگر این کتاب قرار گرفتن نامش در فهرست کلاغ سفید کتابخانه مونیخ آلمان و قرارگرفتن در فهرست افتخار IBBY به عنوان کتاب مناسب برای کودکان با نیازهای ویژه است. همچنین این کتاب به عنوان اثر برگزیده جشنواره کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همچنین نامزد کتاب سال در سال 1395 معرفی شده است.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 03 Sep 2018 13:48:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/264946/شگفتی-داوران-کنگره-ibby-خواندن-آثار-کودک-ونوجوان-ایران کودکان می‌توانند در مسابقه قصه ‌نویسی شرکت کنند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264942/کودکان-می-توانند-مسابقه-قصه-نویسی-شرکت-کنند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای امید، مسابقه قصه‌نویسی «اگه گفتی قصه من چیه؟» ویژه کودکان از یکم شهریور ماه تا ۱۶ مهر ماه در فرهنگ‌سرای امید با هدف ترویج فرهنگ مطالعه، ارتقای خلاقیت، شکوفایی استعدادها و مهارت‌های قصه‌گویی و گسترش دایره واژگان کودکان برگزار می‌شود. این برنامه شامل دو سطح قصه‌نویسی برای گروه‌های سنی الف (کودکان ۳ تا ۵ سال) و ب (کودکان ۶ تا ۹ سال) است که هر گروه با در اختیار قرار گرفتن کتابی با عنوان «اگه گفتی قصه من چیه؟» در بازه زمانی مشخص وارد مسابقه شده و نفرات برتر در حوزه قصه‌نویسی برای گروه سنی الف و قصه‌نویسی و تصویرسازی برای گروه سنی ب مشخص می‌شوند و در مراسم پایانی ضمن معرفی، جوایز ارزنده‌ای به آنان اهدا می‌شود. محورهای موضوعی این مسابقه قصه‌نویسی و تصویرسازی شامل موضوعات آزاد، خانواده و تابستان شاد و کودکانه است ، در پایان و در سطح تهران سه نفر برتر در هر یک از محورهای موضوعی و دو نفر هم در بخش تصویرسازی و قصه‌نویسی به صورت جداگانه برگزیده می‌شوند و در مجموع ۲۰ نفر برنده جوایز خواهند بود. همچنین در مراسم پایانی این مسابقه علاوه بر تقدیر از برگزیدگان، کارگاه‌هایی با حضور کارشناس روانشناس برای تحلیل نقاشی‌ها و قصه‌ها برگزار می‌شود و نمایندگان یونیسف، کانون اصلاح و تربیت تهران، اداره کل بهزیستی استان تهران، اداره کل آموزش و پرورش استان تهران و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران نیز حضور خواهند داشت. کتاب «اگه گفتی قصه من چیه؟» با تصویرگری اکرم‌السادات شرق آزادی در شمارگان ۳ هزار نسخه توسط نشر شهر به چاپ رسیده است. علاقه‌مندان برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره این مسابقه می‌توانند به فرهنگسرای امید به نشانی بالاتر از میدان شهدا ؛ خیابان 17شهریور ؛ خیابان خشکبارچی ؛ بوستان خیام (کتابخانه امام خمینی «ره») مراجعه کنند و یا با شماره 33303843 تماس بگیرند. برای دنبال کردن برنامه‌ها و فعالیت‌های "فرهنگ سرای امید" می‌توانید به نشانی اینترنتی  omid.farhangsara.ir  و یا در پیام رسان سروش به نشانی @omidfarhangsara.ir و در اینستاگرام فرهنگسرا به نشانیfarhangsara_omid مراجعه کنید. ]]> کودک و نوجوان Mon, 03 Sep 2018 12:37:28 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264942/کودکان-می-توانند-مسابقه-قصه-نویسی-شرکت-کنند نگاه کیانوش جهانی و سرشار از پیام‌های انسانی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264892/نگاه-کیانوش-جهانی-سرشار-پیام-های-انسانی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ملیسا معمار- بعضی شعرها هستند که آدم را به یاد روزگار پرشور کودکی‌اش می‌اندازند، روزگاری که فارغ از مشکلات و دغدغه‌های دنیوی شعر می‌خواندیم و بازی می‌کردیم. «دامن دامن فروردین» یکی از همین شعرهاست که برای اغلب کودکان دهه شصتی آشناست؛ «یک گل، ده گل، صدتا گل/ این‌جا، آن‌جا، هر جا گل/ دامن، دامن، فروردین/ می‌روید بر دل‌ها گل/ باغ و دره پُر گل شد/ کوه و دشت و صحرا گل/ لب‌ها را گل خندان کرد/ شد از شادی لب‌ها گل». محمود کیانوش شاعر این شعر و بسیاری از شعرهای کودکانه‌ای است که برای جوانان امروز حالت نوستالژیک دارد. کیانوش محقق، شاعر و نویسنده معاصر است. او در نوجوانی ابتدا به شعر گفتن و بعد به نوشتن داستان کوتاه پرداخت و با تشویق معلم به این کار ادامه داد و نخستین داستان او در مسابقه داستان‌نویسی دانش‌آموزان سراسر کشور برگزیده شد. او از پیشگامان شعرهای منثور آهنگین است و توانست به شعر کودک هویت ببخشد. گستره آثار او علاوه بر شعر و داستان، زمینه‌های دیگری چون ترجمه، نقد و نظریه ادبی را نیز در بر می‌گیرد. نخستین ترجمه او کتاب رمان «به خدایی ناشناخته» اثر جان اشتاین بک است که در سال ۱۳۳۶ منتشر شد. کیانوش همچنین مدتی عضو هیئت تحریریه و سردبیر مجله «صدف» و چهار دوره هم سردبیر مجله «سخن» بود. او که سال‌هاست به همراه همسرش پری منصوری، نویسنده و مترجم، در لندن زندگی می‌کند، هم‌چنان در سن 84 سالگی به دو زبان فارسی و انگلیسی در زمینه‌های گوناگون به نوشتن ادامه می‌دهد و تا به حال سه کتاب او از سوی یک ناشر انگلیسی منتشر شده ‌است. به مناسبت 12 شهریورماه، زادروز محمود کیانوش، با اسدالله شعبانی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان و از دوستان محمود کیانوش، گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   چگونه و چه زمانی با محمود کیانوش آشنا شدید؟ زمانی که نوجوان بودم به کتابخانه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌رفتم و کتاب می‌خواندم. در آنجا کتابی به نام «غصه‌ای و قصه‌ای» را دیدم که نوشته‌های محمود کیانوش بود. در این کتاب، غصه‌های نوجوانی به تصویر در آمده بود که بار زندگی دشوار برادر معلولش را به دوش می‌کشید این کتاب اولین اثری بود که از او خواندم و خوشم آمد. سال‌ها بعد که بزرگتر شدم دریافتم که کیانوش شعر کودک هم می‌سراید. من در آن زمان شعر کودک می‌سرودم اما آشنایی زیادی با شعر کودک نداشتم، چون ما در شهرستان زندگی می‌کردیم و تنها کتاب‌های درسی در دسترس ما بود و دسترسی زیادی به کتاب‌های غیردرسی نداشتیم. من در تمام سال‌های کودکی و نوجوانی بیشتر آثار شاعران و نویسندگان بزرگ گذشته را می‌خواندم. هرچند که بیشتر این کتاب‌ها فراتر از درک و دریافت من بود برای همین ناگزیر بودم بعضی کتاب‌ها را چندین بار بخوانم و از فرهنگ نامه‌ها استفاده کنم. بعدها فهمیدم که کتاب‌هایی هم برای کودکان و نوجوانان وجود دارد اما آن زمان دیگر دوره کودکی و نوجوانی‌ام را سپری کرده بودم و در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشغول کار بودم در این زمان بود چون سر و کارم با کودکان افتاده بود برای آنان می‌سرودم و می‌نوشتم.‌ در همان سال‌های نخست همکاری‌ام با کانون‌، دوست و همکار نازنینم شعله دولت‌آبادی مرا به خانه عمه پروینش (پروین دولت‌آبادی)‌ برد، آشنایی با پروین دولت‌آبادی و رفت و آمد با او افق نگاه مرا بازتر کرد. پروین می‌‌گفت هیچ‌وقت به مجله‌های پیک آموزش و پرورش نمی‌رفته بلکه محمود کیانوش شعرهای او را می‌گرفته و در آن مجله‌ها در کنار شعرهای خودش چاپ می‌کرده است. بعدها که کیانوش - که هنوز هم ساکن لندن است- بعد از انقلاب‌ به ایران آمد.‌ من و دیگر دوستان نویسنده و شاعر کودک‌، به گمانم در ساختمان حوزه هنری دیداری با او داشتیم و قول و قرار گذاشتیم تا کتاب‌هایش را که برای کودکان چاپ کرده‌ دوباره در کانون پرورش فکری چاپ کنیم و این کار را هم کردیم. از آن پس‌ دیدارها و نامه‌نگاری‌‌های ما با کیانوش ادامه یافت در همه این سال‌ها محمود کیانوش با همه دوری از ایران در گستره ادبیات کودک ما، به ویژه شعر کودک، حضوری زنده داشت و ما همگی زیر تاثیر او قرار گرفته بودیم. هر چند که رفته رفته این تاثیر کمرنگ‌تر شد اما هیچ‌وقت از میان نرفت.   با توجه به نزدیکی و دوستی که با محمود کیانوش دارید، از ویژگی‌های شخصیتی ایشان برایمان بگویید. او بسیار فعال است و انرژی شگفتی دارد. ساعت‌ها پشت سرهم کار می‌کند و خسته نمی‌شود. ما مدت‌ها با هم دوست بودیم. کیانوش فردی اندیشمند و خوش صحبت است و شخصیت مثبت و سازنده‌ای دارد، دریایی از اطلاعات و دانش است و از معدود افرادی است که می‌تواند شعر کودک را به خوبی به زبان انگلیسی ترجمه کند. محمود کیانوش انرژی شگفت خود را در چندین پهنه به کار گرفته و در بیشتر این پهنه‌ها هم توانایی زیادی از خود نشان داده است. او که در رشته زبان انگلیسی درس خوانده بود در ترجمه از فارسی به انگلیسی و از انگلیسی به فارسی کارهای شاخصی دارد برای مثال‌ ترجمه شعر مدرن فارسی که گزینه‌ای از بهترین شعرهای نو شاعران ایران به انگلیسی است‌ به سبب این که مترجم هم زبان مبدا و هم زبان مقصد را خیلی خوب بلد است، از بهترین ترجمه‌های شعر فارسی به شمار می‌رود و یا رمان مالون می‌میرد از‌ سامول بکت نویسنده سرشناس‌ ایرلندی هم از بهترین ترجمه‌ها است. کیانوش هم شاعر بزرگسالان است و شاعر کودکان. در شعر بزرگسالان‌ کتاب «شکوفه حیرت» او خود گواه است که از سیر تحولات و تطورات شعر امروز به دور نمانده و تجربه‌هایش قابل تامل است. اما می‌توان گفت محمود کیانوش را بیشتر شاعر کودکان می‌دانند تا شاعر بزرگسالان. شاید به این سبب است که او نخستین کسی است که در دوام و قوام بخشیدن به شعر کودک‌ با پشتوانه‌ای که از ادبیات رسمی داشته، بیشتر از همه کوشیده و حتی در این زمینه نظریه‌پردازی کرده است. کیانوش در نوشتن داستان و رمان هم دستی تمام دارد و در نقد ادبی هم مقاله‌ها و کتاب‌هایی نوشته است که به گمانم بهترینش همان‌ کتاب شعر کودک در ایران است.   از خاطراتتان با محمود کیانوش بگویید؟ کیانوش پیش از انقلاب از ایران رفته بود و زمانی به ایران برگشت که من در کانون پرورش فکری کار می‌کردم. قبل از اینکه در کانون با هم دیدار داشته باشیم با هم نامه نگاری داشتیم و حتی‌ مجموعه داستان «نه من خواب نمی‌دیدم» را که همسرش‌ پری منصوری‌ برای نوجوانان نوشته بود به من سپرده بود تا برایش چاپ کنم که بعدها در نشر توکا به چاپ رساندم.‌ یادم می‌آید یک شب‌ در خانه خواهرش هما خانم کیانوش از من خواست در پیگیری کتاب‌هایش‌ به هما خانم کمک کنم وقتی گفتم کتاب‌ شعر کودک در ایران نایاب شده و خیلی‌ها دنبالش می‌گردند یادداشتی نوشت و همراه یک نسخه قدیمی از آن کتاب به من داد که اجازه داشته باشم آن را چاپ کنم‌ اما کتاب را قبلا آقای بخشی در نشر آگاه منتشر کرده بود‌ چند بار هم من به آقای بخشی گفته بودم این کتاب را تجدید چاپ کند اما او هر بار بهانه می‌آورد که خریدار ندارد و غیره این بار که یاداشت کیانوش را نشانش دادم‌ ظرف یک هفته کتاب چاپ شد! آن یادداشت را هنوز هم دارم جالب اینجاست که عمه پروین، پروین دولت‌آبادی هم چند یادداشت مشابه به من داده و خواسته است که‌ همه شعرهایش را مرتب و ویراسته چاپ کنم.   اشاره کردید که تقریبا همه کتاب‌های کیانوش را مطالعه کرده‌اید، تأثیرگذارترین کتابی که از او خواندید کدام کتاب بود؟ کتاب «مالون می‌میرد» از ترجمه‌های بسیار خوب اوست و رمان بسیار خوبی‌ هم در نوع خودش است. کیانوش در این کتاب نشان می‌دهد که به هر دو زبان مبدا و مقصد‌ تسلط کامل داشته است. ترجمه‌های کیانوش مرا به یاد ترجمه‌های شعر احمد شاملو در کتاب «همچون کوچه بی‌انتها» می‌اندازد که توانسته این شعرها را با زبانی شاعرانه‌ به فارسی درآورد و بر مخاطبانش تأثیر بگذارد کار کیانوش در ترجمه‌ هم همین گونه است. یکی از کتاب‌های کیانوش مجموعه شعری است با نام از پنجره تاج محل که شعر‌های زیبا و تاثیرگذاری هم دارد. روی جلد و در شناسنامه کتاب‌ گفته شده کیانوش این شعرها را از یک شاعر هندی ترجمه کرده است. اما خود کیانوش بعدها به من گفت این شعرها سروده خود اوست و برای فرار از سانسور وانمود کرده که از یک شاعر ناشناس هندی ترجمه کرده است! با این همه کیانوش در شعر کودک وزنه‌ سنگین‌تری دارد که همه کارهای دیگر او را در زیر سایه خودش می‌گیرد. کیانوش در این شعرها، شاعر – آموزگاری است که که برخلاف یمینی شریف و باغچه‌بان -که آبشخور کارهایشان ادبیات فولکلوریک بود،- شعر کودک را بر‌ بستر ادبیات رسمی پرورد و پر و بال داد. به همین سبب هم ادبیت شعرهای او پررنگ‌تر از بازی‌های کلامی است. گوناگونی قالب‌ها و موسیقی در شعرهای کیانوش هر چند که در سیطره ادبیات تعلیمی و گاه بیان نظم‌واره قرار دارد اما به جهت طرح موضوع‌ها و مضمون‌های فرا ایدئولوژیک و پیام‌های انسانی، ویژگی سبکی خاصی در‌ شعرهای محمودکیانوش به چشم می‌آید که هنوز از چشم برخی از شاعران کودک دور مانده است.     محمود کیانوش چقدر بر شاعران بعد از خودش تاثیرگذار بود؟ بسیاری از افرادی که بعد از انقلاب شعر سرودند تحت تاثیر محمود کیانوش بودند چون تنها کسی بود که در این زمینه نظریه‌پردازی کرده بود و کتاب‌های زیادی در حوزه شعر کودک منتشر کرده بود. محمود کیانوش از شاعرانی بود که ما در اوایل انقلاب به نوعی تحت تاثیر او بودیم. او نخستین کسی بود که به شکل پایه‌ای و ریشه‌ای در این زمینه کار کرده بود و نظریه‌ داشت. در آن زمان «شعر کودک در ایران» تنها کتابی بود که پیرامون مباحث نظری شعر کودکان سخن می‌گفت و هیچ کتاب دیگری در این زمینه نداشتیم. حتی امروزه هم باوجود اینکه کتاب‌هایی در این زمینه منتشر شده است اما هنوز هم حرف کیانوش است که در شعر کودک جاری و ساری است و شاعران کودک، هنوز هم همان کتاب را می‌خوانند و از آن چیزی می‌آموزند. از سویی کیانوش شعرهای بسیاری هم برای گروه‌های سنی مختلف سروده است مثلا در شعر «فروردین» وقتی می‌گوید «یک گل ده گل صدها گل، اینجا آنجا هرجا گل» کاملا مشخص است که این شعر برای کودکان خرد سال است و در آن از موسیقی و کلمات به خوبی بهره گرفته و فضاسازی کرده است. البته بازی‌های کلامی که عباس یمینی شریف پیش از این برای خردسالان انجام داده، حرکت رو به جلویی نسبت به شعرهایی است که یحیی دولت‌آبادی می‌سروده. شعرهای باغچه‌بان هم بیشتر برگرفته از ادبیات فولکلوریک است. اما همچنان که پیش‌تر اشاره کردم کیانوش شعر کودک را فراتر برد و آن را در بستر ادبیات رسمی پرورده است. در واقع می‌توان گفت که کیانوش تنها کسی است که توانسته از گذرگاه ادبیات کهن و کلاسیک وارد قلمرو شعر کودک شود، شعر کیانوش برگرفته از دنیای شعر و شاعری است در حالی که شاعران پیش از او از قلمرو ادبیات فولکلوریک وارد شعر کودک شدند. و به همین سبب شعر‌ آنان بیشتر به پسند خردسالان نزدیک بوده تا نوجوانان. به نظر شما ویژگی بارز شعر کودک و نوجوان در دهه 50 و 60 چه بود؟ در آن زمان بیشتر شعرهایی که برای کودکان سروده می‌شد دارای نگاه آموزگارانه بود‌ و این نگاه آموزگارانه شاعران جوان، بیشتر تحت تاثیر پروین دولت‌آبادی و محمود کیانوش بود که شعرهایشان در کتاب‌های درسی چاپ می‌شد و با همین نگاه آموزگارانه با بچه‌ها حرف می‌زدند. البته کیانوش ذهنیت ایدئولوژیک نداشت، نگاهش جهانی بود و پیام‌هایش انسانی فارغ از مرزبندی‌های سیاسی و عقیدتی در صورتی که نگاه آموزگارانه رایج در آن سال‌ها وابسته به تب و تاب‌ها و هیجان‌های انقلابی و عقیدتی بود که در بیشتر موارد رنگ و آهنگ شعاری پیدا می‌کرد. با فروکش کردن هیجان‌های ناشی از انقلاب و جنگ شعر کودک هم از نگاه آموزگارانه دور شد و هم از‌ ادبیت شعر کیانوشی به سمت بازی و سرگرمی تغییر جهت کرد‌ به همین سبب تولید شعر برای کودکان کم، برای نوجوانان کمتر اما برای خردسالان‌ افزایش یافت. نوجوانان دهه هفتاد و هشتاد دیگر علاقه‌ای به خواندن و شنیدن شعر تعلیمی در هر شکلش نشان نداده و شعرهای دلخواهشان را در کتاب‌های شعر فروغ و سهراب و حمید مصدق و دیگران یافتند.     یعنی نگاهی که در اشعار کیانوش وجود دارد، مناسب کودکان امروز نیست؟ ‌‌در آن سالیان شعر کودک و نوجوان ما در سیطره نظام آموزشی کشور‌ چه در شعرهای کیانوش و چه در شعرهای شاعران بعدی رنگ و آهنگ آموزگارانه پیدا کرده بود. این ویژگی‌ شعر آن زمان‌ها بود. بعدها براساس تحولات اجتماعی‌ این گونه شعر، گیرایی خود را از دست داد‌ طوری که باید گفت شعر نوجوان امروز دیگر شعر تعلیمی نیست، شعر است. امروزه شعر ناب در دنیا تغییر کرده و رسانه‌های بسیاری روی کار آمده است و دیگر نمی‌توان با نگاه تعلیمی به شعر کودک و نوجوان‌ پرداخت. من در کتابی به نام «جستاری پیرامون شعر کودک در ایران» به این موضوع‌ اشاره کرده و گفته‌ام که اگر کودکان متوجه شوند شاعران می‌خواهند بوسیله یک شعر، چیزی به آن‌ها یاد بدهند، بچه‌ها از شعر گزیران می‌شوند و آن را نمی‌خوانند. البته وقتی کسی با ادبیات کودک سروکار دارد با آموزش هم سروکار دارد اما شیوه کاربرد آموزش در شعر و قصه با دیگر قالب‌ها‌ تفاوت دارد. ما دیگر نمی‌توانیم مانند گذشته به صورت مستقیم به کودکان پیام آموزشی بدهیم.   پس با این تفکر که «کیانوش به شعر کودک در ایران هویت داده است» موافقید؟ کیانوش از یک سو با شناختی که از ادبیات جهان داشت و از سوی دیگر به سبب پیوندی که با دنیای بچه‌ها پیدا کرده بود توانست‌ شعرهایی برای کودکان بگوید که هم وجه ادبی نیرومند داشته باشد‌ و هم مناسب دنیای کودکان باشد در پیوندی همه جانبه با آموزه‌های جاری در نظام آموزشی کشور. او توانست با تصرف در وزن‌ها و قالب‌های شعر کهن‌ وزن‌ها و قالب‌های گوناگون اما متناسب برای کودکان و نوجوانان‌ بسازد و در واقع جریان ساز باشد در یک جمله می‌توان گفت محمود کیانوش شعر ویژه کودکان را در ایران پایه‌گذاری کرد و به آن هویت بخشید.   با توجه به تغییراتی که در جامعه و دنیای کودکان و نوجوان امروز رخ داده است، آیا شاعران کودک هنوز هم از محمود کیانوش الگوبرداری می‌کنند و ردپای کیانوش در شعرکودک امروز دیده می‌شود؟ ‌به نظر من ردپای محمود کیانوش در شعر کودک امروز در کارهای جوان‌ترها بیشتر دیده می‌شود، آن‌ها از فرم شعرهای کیانوش استفاده می‌کنند اما آن را به صورتی خام ارائه می‌دهند. آنان از شعر کیانوش تنها‌ به نگاه آموزگارانه و کار برد قالب‌ها مخصوصا قالب چهارپاره‌ نظر دارند در صورتی که کیانوش جهان بینی گسترده‌ای دارد در کاربرد زبان و بیان شاعرانه و‌ پاسداری از‌ زبان فارسی‌ همچنان سر آمد همه کوشندگان این پهنه است .   آیا در شعر شاعران پیشکسوت‌تر حوزه کودک هم همچنان این ردپا دیده می‌شود؟ ‌کیانوش تئوری و بینش داشت ما هم که در آن زمان از او پیروی می‌کردیم آن تئوری را قبول داشتیم بعداً متوجه شدیم که داشتن تئوری به تنهایی کافی نیست و چیزهای دیگری هم باید وجود داشته باشد. در بین شاعران امروز ما شاعرانی هستند که هنوز راه کیانوش را ادامه می‌دهند مثلا مصطفی رحماندوست از شاعرانی است که نگاهش آموزگارانه بوده و هنوز هم هست. اما آموزه‌های شعر او بر خلاف کیانوش ایدئولوژی محور است.‌ رحماندوست در شعر صدانه یاقوت و شعر ایران زیبا که الحق از بهترین شعرهای او‌ هم هستند در پایان هر دو شعر تبلیغ دینی می‌کند. در‌ صد دانه یاقوت‌ از زبان کودک می‌گوید که همه این شگفتی‌ها را پروردگارم آفریده است که البته شعر دینی خیلی موفقی هم هست. اما برخلاف این شعر، در‌ پایان شعر ایران زیبا عبارت الله و اکبر طوری آمده که چیزی جز تبلیغ دینی و سیاسی نمی‌تواند باشد.‌     به نظر شما شعر کودک امروز چقدر با ذائقه و سلیقه کودکان همخوانی دارد و برایشان جذاب است؟ اگر دقت کنید امروزه شعر کودک خیلی بی‌‌رنگ شده است. کلا ادبیات کودک در دوره‌ای بعد از انقلاب رشد و رونق خوبی داشت اما الان آسیب دیده و گرفتار رکود شده است. چه چیزی گرفتار رکود نشده است؟! با این وجود تعداد شاعران و نویسندگان زیاد شده است چون فکر می‌کنند کارکردن و نوشتن برای کودکان راحت‌تر است. اما واقعیت این است که شعری که بچه‌ها دوست داشته باشند و ماندگار باشد کم داریم. سال‌های سال است که فقط برای مخاطب خردسال شعر گفته می‌شود آن هم با ذهنیت آموزش و پرورشی، ناشران حاضر نیستند به ادبیات کودک بها بدهند و از افراد کار آشنا استفاده کنند. آن‌ها با استفاده از افراد ناآشنا با این حوزه، کتاب‌های سخیفی منتشر می‌کنند که بیشتر جنبه کتاب‌سازی دارد. درحالی‌که شعر کودکان چیز دیگری است و نویسنده و شاعری که دست به قلم می‌برد، باید حرفی برای گفتن‌ داشته باشد که معمولا ندارد.   کیانوش در حوزه شعر کودک، نوجوان و بزرگسال کار کرده است. به نظر شما همانقدر که در شعر کودک مطرح بوده توانسته در حوزه شعر بزرگسال هم موفق باشد؟ ‌ او در شعر بزرگسال در زمره‌ شاعران رمانتیکی بود که در سیطره شعر خانلری و نهایتاً نادرپور شعر می‌گفت اما نهایتا به سوی شعر کودک آمد و خودش را از آن محیط دور کرد. ولی بعدا با چاپ «شکوفه حیرت» نشان داد که در شعر نو هم کارهایی انجام داده است ولی به نظر من تاثیری که شعر کودک او در جامعه ما گذاشته، شعر بزرگسالش نداشه است.   نظرتان درباره شعر محمود کیانوش در حوزه نوجوان چیست؟ من در کتاب «جستاری پیرامون شعر کودک در ایران» برای اینکه نشان دهم نوجوانان دیگر شعر نوجوانانه ما شاعران را نمی‌خوانند و شعر بزرگسال را بیشتر می‌پسندند نمونه‌ای از شعرهای کیانوش را آورده‌ام و تفاوت‌ها را نشان داده‌ام. او شعری برای نوجوانان گفته با نام گنج بی رنج‌ اما نوجوان امروز این شعر را نمی‌پسندد و بر عکس شعر دیگر او را که برای جوانان سروده بیشتر می‌پسندد. هر دو شعر را اینجا می‌آوررم تا دوستان دیگر هم به اصطلاح چک کنند‌ تا معلوم شود چرا این اتفاق افتاده است: «گنج بی‌رنج» «مردمان کتابخوان گویند هرکتابی به راستی گنجی‌ست گنج با رنج می‌شود پیدا اینچنین گنج، گنج بی‌رنجی‌ست   دوستان گرچه مهربان هستند هیچکس مهربان‌تر از او نیست دوست هر قدری باخرد باشد همچو او رهنما و رهجو نیست   می‌شود بر تو باز روی جهان تاشود بر کتاب چشمت باز در خطوطش که راه دانایی است سفری در جهان کنی آغاز   نتوانی شناخت مردم را تا که خود را نخست شناسی تا نخوانی کتاب‌های درست خویشتن را درست نشناسی» « نام» «بگذار من  اینجا کنار چشمه به ناخن نام تو را بر ساقه درخت بنشانم نه! نه! نیاز نیست دیروز من برهنه رفتم میان چشمه نشستم اکنون  هر برگ این درخت تصویری از من است»   به نظر من «گنج بی رنج» پیش از آنکه شعر باشد یک نظم است در قالب چهارپاره که کیانوش آن را برای نوجوانان سروده است و به نوجوانان یاد می‌دهد اگر این کارها را نکنند راه به جایی نمی‌برند. این همان نگاهی است که حافظ چندصدسال گذشته می‌گفت «هان ای پسر بکوش که صاحب هنر شوی...» و کیانوش آن را ساده‌تر و به فهم مخاطب نزدیک‌تر کرده است یعنی همان‌ نگاه آموزگارانه در آن هست اما شعر ما را که برای بزرگترها گفته بسیار رمانتیک، عاشقانه و حسی است و مانند «گنج بی‌رنج» نمی‌خواهد آموزه و اندرز را به مخاطب منتقل کند. او در این شعر به پیوند طبیعت و انسان و حس عاشقانه‌ای اشاره می‌کند که برای نوجوانان بسیار گیراست.   محمود کیانوش علاوه بر شعر کودک و نوجوان، و بزرگسال، فعالیت زیادی هم در حوزه‌های داستان نویسی، ترجمه و نقد و نظریه دارد، به نظر شما در کدام حوزه موفق‌تر بوده است؟ به هرحال ما کیانوش را با شعر کودک می‌شناسیم چون این قلمرو خالی بود و او یکی از پایه‌گذاران اصلی شعر کودک بود اما باور کنید کار کیانوش در ترجمه هم بسیار عالی بود و من هنوز کسی ندیده‌ام که بتواند در دو زمینه زبان مبدأ و مقصد به این خوبی تسلط داشته باشد.‌ در نقد ادبی اما شور جوانی در کیانوش به صورت انقلابی‌گری‌ به چشم می‌آید که با سن و سال او نمی‌خواند. مثلاً وقتی درباره آل‌احمد و نیما می‌خواهد نقد بنویسد کاملاً سیاه و سفید می‌نویسد و کمتر در او انعطاف‌ می‌بینیم. نقدهای کیانوش در مواردی تند و تیز است‌ که ممکن است‌ با پسند ما سازگاری نداشته باشد. اما به هر حال نظر منتقدی است که بیش از نیم قرن در پهنه‌های گوناگون قلم و قدم زده تلخی‌ها دیده و سختی‌ها کشیده‌ لاجرم نیش قلمش‌ گاه گزنده است. به ویژه وقتی از به طرد و انکار کسی‌ می‌پردازد چندان خوشایند نیست در نقد آل احمد، عباس یمینی شریف، نیمایوشیج‌ و به تبع او انکار حافظ در مقایسه‌اش‌ با سعدی از نقدهای‌ تندی است که برای من قابل پذیرفتن نیست. اما محمود کیانوش از بزرگان کوشنده روزگار ماست و ما از او بسیار آموخته‌ایم. من ترجمه‌هایش را بیشتر می‌پسندم. کیانوش انرژی شگفتی داشت که اگر در یک مسیر قرار می‌گرفت شاید سرآمد خیلی‌ها بود. اما بیشتر ما ایرانی‌ها پراکنده‌کاری می‌کنیم. کیانوش ترجمه می‌کند، رمان می‌نویسد داستان کودک می‌گوید، برای کودکان و نوجوانان و بزرگسالان شعر می‌سراید و ...     اگر بخواهید از بین آثار کیانوش کتابی را برای مطالعه پیشنهاد دهید چه کتابی را انتخاب می‌کنید؟ من به بیشتر کتاب‌های کیانوش علاقه دارم و هنوز هم معتقدم نوجوانان می‌توانند کتاب «قصه‌ای و غصه‌ای» او را بخوانند و لذت ببرند. همچنین شعرهای کودکانه و خردسالانه او نیز برای بچه‌ها بسیار زیباست و از تازگی و گوناگونی ریتم‌ها و قالب‌های شعری برخوردار است. ترجمه «مالون می‌میرد» را هم برای جوانان و علاقه‌مندان به داستان نویسی پیشنهاد می‌کنم.   حرف آخر؟ کیانوش یک ادیب است و زمان آن فرا رسیده که بزرگداشتی برای او بگیرند و خدماتش را ارج بنهند. او تجربه‌های بسیار ارزشمندی دارد که اگر آنها را بنویسد برای جوان‌ترها بسیار آموزنده و خواندنی‌ خواهد بود.   ]]> کودک و نوجوان Mon, 03 Sep 2018 08:36:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/264892/نگاه-کیانوش-جهانی-سرشار-پیام-های-انسانی مرادی کرمانی: «قصه‌های مجید» شناسنامه‌ کاری من است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264953/مرادی-کرمانی-قصه-های-مجید-شناسنامه-کاری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «قصه‌های مجید» از آن دست آثار ملی ماست که با فرهنگ و ادبیات ایرانی بیش از آنچه فکر کنیم، آمیخته است. اثری به‌واقع درخور و سزاوار مرور و پیوند نسل‌های مختلف که هر بار از قرار گرفتن در قالب‌های گوناگون سربلند بیرون آمده. درآستانه‌ مراسم رونمایی از کتاب صوتی «قصه‌های مجید» روابط عمومی کتاب گویا گفت‌وگویی با هوشنگ مرادی کرمانی، نویسنده، و فاطمه محمدی، ناشر صوتی این اثر داشته که در ادامه می‌خوانید.   آیا کاراکتر مجید خلق شد یا برگرفته از یک مجید واقعی یا حتی خود هوشنگ مرادی کرمانی است؟ مرادی کرمانی: این شخصیت به نوعی شخصیت خودم هست و بخش‌های مشترکی بین من و مجید وجود دارد. مجید تنهاست و با مادربزرگش زندگی می‌کند، فقیر است، تمرکز ندارد و برای همین با خواندن ریاضی مشکل دارد. عاشق شعر و شاعری‌ و کتاب و سینماست. طنز کلامی دارد و همه‌چیز را از زاویه‌ی طنز نگاه می‌کند و مشکلات را به شوخی می‌گیرد و این هوشمندی را دارد که تلخی‌ای که بر او گذشته را به شادی بدل کند. بن‌مایه‌‌ی مجید نیاز است در مقابل بی‌بی که پیرزنی فقیر و سخت‌گیر و پخته و سختی‌کشیده است و حاضر نیست به خواسته‌های مجید تن دهد. اما این دو در عین تضاد همیشه با هم یکی هستند.   با توجه به اقبالی که به قصه‌های مجید در مدیوم‌های مختلف شده، آیا این اثر برای خود شما جایگاه ویژه‌ای نسبت به سایر آثارتان دارد؟ مرادی کرمانی: مجید یک جور معرفی من به جامعه بود و در واقع شناسنامه‌ کاری من است. قصه‌های مجید اثر متفاوتی‌ست چون سرشار از ادبیات عامیانه و سنت‌های ایرانی‌ست که حالا فراموش شده و من آن را در قالب ادبیات آورده و کاربردی‌اش کرده‌ام.   قصه‌های مجید تاکنون در قالب‌های مختلفی ارائه شده. از تجربه‌ی مجموعه‌ای رادیویی تا سریال تلویزیونی و انتشار کتاب چاپی. و حالا کتاب صوتی. پیش‌بینی شما از اقبال جامعه نسبت به انتشار این مجموعه در قالب کتاب صوتی چگونه است؟ مرادی کرمانی: مجید از ابتدا هم به صورت صوتی منتشر شد و پخش آن 5، 6 سالی در رادیو با گویندگی پرویز بهادر و علی تابش، ادامه داشت. و الان دوباره انگار به زادگاه خودش برگشته و حالا با صدای یک جوان خوش‌صحبت با صدایی خوب و شیرین و با مهارت منتشر شده. آقای پاکدل تنها کار را نخوانده، بلکه آن را با همه‌ی عشق و علاقه اجرا کرده است. با توجه به تجربه‌ و سبک و سیاق متفاوت زندگی مجید با زمانه‌ی فعلی، ارتباط نوجوان امروز، خصوصاً در شهرهای بزرگ و با فرهنگ‌های متفاوت، را با این اثر چطور می‌بینید؟ آیا انتشار صوتی این اثر به تسهیل این ارتباط کمک می‌کند؟ مرادی کرمانی: هسته‌ی مرکزی اتفاق‌ها در قصه‌های مجید انسان و آرزوی انسان است که در هر زمان و مکانی می‌تواند جواب بگیرد. پینوکیو و بابالنگ‌دراز و داستان‌های شاهنامه و رستم و سهراب هنوز هم مخاطب خود را دارند. قصه‌های مجید هم همین‌طور است و این خصلت ادبیات است و بین زمان‌ها و مکان‌ها پل می‌زند. همه قهرمان‌هایی که با انسان ارتباط برقرار می‌کنند و می‌مانند یک خصوصیتی دارند که دوام می‌آورند و آن این است شما را وادار به همفکری و همدلی با خود می‌کند و دوامشان بیشتر از خود انسان است. چون به داستان تبدیل می‌شوند و هر چیزی برای ماندگاری نیاز به یک داستان دارد. مجید هم داستان خودش را دارد و صمیمیت موجود در قصه همراه نسل‌های مختلف می‌آید و تاثیر خود را می‌گذارد و این برای روزگار کنونی هم صادق است. مجید قبل از آنکه یک بچه‌ روستایی باشد، قبل از اینکه کرمانی باشد ایرانی است و بنابراین در هر لباس و قالبی که عرضه شود تاثیر خود را می‌گذارد و با زمان‌ها و مکان‌های متفاوت مانوس می‌شود. از همین منظر اصل قصه‌های مجید در کرمان می‌گذرد اما در سریال اصفهانی می‌شود و با این همه همان تاثیر به‌قوه‌ خودش وجود دارد. یک نکته هم اینکه خواندن قصه‌های مجید به بچه‌های امروز جرأت می‌دهد که خودشان را سانسور نکنند و حرفشان را راحت بزنند. چون مجید علیرغم اینکه در جاهای مختلف به‌نوعی سرکوب می‌شود، اما جسورانه حرف‌هایش را می‌زند و خواسته‌هایش را مطرح می‌کند. مجیدِ قصه‌های مجید اهل شعر است و در بعضی از قصه‌ها شعر می‌گوید. آیا این اشعار سروده‌ خودتان است؟ و این آمیختگی شخصیت به شعر و ادبیات از چه منظری بوده؟ مرادی کرمانی: دو گونه شعر در این قصه‌ها وجود دارد. یکی اشعار محلی است که مجید صرفاً آن‌ها را می‌خواند. یکی اشعار خود مجید است که آن‌ها را خودم گفته‌ام. این اهل شعر بودن مجید هم به نوعی وابسته به شخصیت ایرانی اوست که با شعر عجین است و هم برگرفته از تجربیات شخصی خودم در روستاست که شعر در همان کتاب‌های محدودی که در اختیار داشتم مثل امیرارسلان و سلیم جواهری و حسین کرد شبستری نقش پررنگی داشت و از همان وقت دانستم که ایرانی بدون شعر نمی‌شود و این شد که بازتابش را قصه‌‌های مجید و اغلب آثارم می‌بینید. چرا قصه‌های مجید؟ انتخاب قصه‌های مجید برای یک ناشر کتاب صوتی از چه جنبه‌هایی می‌تواند جاذبه داشته باشد؟ خانم محمدی: این قصه‌ها خیلی اصیل هستند، خیلی خوبند و در هر قالبی که دربیایند، طعم و عطری خاص خواهند داشت. از زمانی که جناب پرویز بهادر در دهه‌ 50 این قصه‌ها را در رادیو برای مردم خواند، همان زمانی که قصه ها نوشته می‌شد تا در رادیو خوانده شود، استقبال فوق‌العاده‌ی مردم از آن‌ها نشان داد که با قصه‌هایی معمولی طرف نیستیم. در همه جای دنیا هم مرسوم است که یک محتوای خوب در قالب‌های متفاوت و به هر شکل ممکن بازتولید شود تا هر چه بیشتر دیده شود. قصه‌های مجید هوشنگ مرادی کرمانی پتانسیل بسیار زیادی برای دیده‌شدن در شکل‌های مختلف داشته و دارد. هنوز هم برای بچه‌ها و بزرگترها جذاب است. هنوز حس آشنایی غریبی در دل‌های کوچک و بزرگ ایجاد می‌کند و این یعنی قصه‌ها همچنان جای کار دارد. کاری که آقای پوراحمد در ساخت مجموعه‌ تلویزیونی این قصه‌ها کرد، آن شاهکار دوست داشتنی، کاری بزرگ بود که به بیشتر دیده‌شدن آن کمک بسیاری کرد و در واقع قصه‌های مجید را درون همه‌ی خانه‌ها برد. اما متاسفانه این مجموعه شامل تمام قصه‌ها نبود و از 39 قصه فقط 13 قصه به شکل فیلم درآمد. وقتی ما به تولید کتاب گویای مجید فکر کردیم، از همان ابتدا بنا را بر شنیداری کردن تمام قصه‌ها گذاشتیم و خواستیم یک مجموعه‌ی کامل از کتاب داشته باشیم. قصه‌های مجید ظرفیتی بسیار بیشتر از این‌ها دارد و خوب است هنرمندان ما بیش از این‌ها به این قصه‌ها بپردازند، تا همچنان پلی زیبا و دوست‌داشتنی باشد میان کودکان امروز و دیروز سرزمینمان. امیدواریم نسخه‌ی شنیداری این اثر هم کمکی باشد در همین راستا.   صدای آقای پاکدل را برای خوانش این قصه‌ها چطور دیدید که در نهایت کار به ایشان سپرده شد؟ آیا خوانش این کار، با توجه‌ به پس‌زمینه‌ی اثرگذار تصویری بسیاری از مخاطبان، در قالب سریالی تلویزیونی، لحن و حس خاصی می‌طلبید؟ خانم محمدی: انتخاب آقای مهدی پاکدل برای روایت این قصه‌ها ابتدا بر اساس جنس صدا و لحن ایشان و کمی هم به خاطر اصفهانی‌ بودن ایشان و آشنایی‌شان با فرهنگ آن منطقه بود که نزدیکی‌هایی هم به فرهنگ مردم کرمان داشت. اما وقتی پیشنهادمان را با ایشان درمیان گذاشتیم، آقای پاکدل خاطره‌ای از دوران کودکی‌شان تعریف کردند که به درستی انتخابمان ایمان آوردیم. گویا زمانی که جناب پوراحمد در جستجوی پسربچه‌ای برای نقش مجید بودند، به مدرسه مهدی پاکدل می‌روند و مهدی کوچک آن زمان که کلاس دوم ابتدایی بوده، آرزو می‌کند مجید قصه‌ها شود؛ اما فقط به دلیل جثه‌ی بسیار کوچکش پذیرفته نمی‌شود و مهدی باقربیگی عزیز که گویا دو، سه سالی هم بزرگتر بوده، برای این نقش انتخاب می‌شود. حالا پس از دهه‌ها مهدی پاکدل فرصتی دوباره پیدا کرد که نه تنها مجید، که روایتگر کل قصه‌های این پسر دوست‌داشتنی شود. این ماجرا را همه‌مان به فال نیک گرفتیم. برآوردتان از ارتباط مخاطب با نسخه‌ صوتی این اثر چطور است؟ آیا آن روزی را متصور هستید که کتاب صوتی «قصه‌های مجید» هم به قدر سریالش برای نسل‌های مختلف خاطره‌ساز شود؟ خانم محمدی: ببینید وقتی محتوایی درون ظرفی ریخته می‌شود، طبیعی‌ است به شکل همان ظرف درمی‌آید و دارای مشخصه‌های ویژه‌ای می‌شود. قصه‌های کتاب مجید تفاوت‌های آشکار و بارزی با قصه‌های مجموعه‌ی تلویزیونی آن دارد و در واقع بازآفرینی آن قصه‌ها بر اساس امکانات تصویری و شاید کمی هم سلیقه و نظر کارگردان است. کتاب گویا نزدیکی بیشتری به اصل قصه‌های کتاب دارد و دقیقاً همان است که به صدا تبدیل شده و اصالت کرمانی خود را دارد. اما به هر حال مردم ما با مجیدِ جناب پوراحمد زندگی‌کرده‌اند و خاطره‌بازی‌ها دارند. و چه اشکالی دارد که با شنیدن قصه‌های مجید کرمانی، یاد مجید اصفهانی هم بیفتند؟   ]]> کودک و نوجوان Mon, 03 Sep 2018 07:09:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/264953/مرادی-کرمانی-قصه-های-مجید-شناسنامه-کاری «محیط زیست عمومی» ایرانی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264867/محیط-زیست-عمومی-ایرانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درحالی که اغلب کتاب‌های محیط‌زیست عمومی از منابع خارجی ترجمه شده‌اند، به تازگی اثری به قلم  مصطفی پناهی،  جلال شایگان،  محمود شریعت، محمدعلی عبدلی،  منصور غیاث‌الدین، ‌عبدالرضا کرباسی و  سیمین ناصری وارد بازار کتاب ایران شده است. براین اساس کتاب «محیط زیست عمومی» مشتمل بر فصل‌هایی همچون: منابع آب، آلودگی و تصفیه آب، تصفیه فاضلاب، انرژی و محیط زیست،‌ آلودگی هوا، مدیریت پسماندهای جامد، ارزیابی اثرات زیست محیطی و اقتصاد محیط زیست است. هرفصل به قلم یکی از مولفان نگاشته شده و داده های آماری آن همزمان با انتشار کتاب به روزرسانی شده‌اند. علاقه‌مندان در هرفصل و با توجه به عنوان می‌توانند به مطالعه داده‌های تصویری نیز بپردازند. با توجه به جامعیت کتاب و پوشش حوزه‌های متنوع محیط‌زیست، به نظر می‌‌رسد این کتاب مناسب دانش‌آموزان دبیرستانی، دانشجویان رشته محیط ‌زیست و علاقه‌مندان حوزه محیط زیست باشد؛ چرا که مفاهیم اصلی هر بخش با بیانی ساده توضیح داده شده است. انتشارات فنی ایران (کتاب‌های نردبان) کتاب «محیط زیست عمومی» را در قالب 500 صفحه، با قیمت 48 هزار تومان منتشر کرده است و کاغذ این کتاب از جنگل‌های صنعتی پایدار تهیه شده است. ]]> کودک و نوجوان Sun, 02 Sep 2018 06:32:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/264867/محیط-زیست-عمومی-ایرانی