خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - پربيننده ترين عناوين ادبيات :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/literature Sat, 24 Feb 2018 20:46:04 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sat, 24 Feb 2018 20:46:04 GMT ادبيات 60 بدون گرایشات چپ در بین روشنفکران مرتجع به حساب می‌آمدی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/258066/بدون-گرایشات-چپ-بین-روشنفکران-مرتجع-حساب-می-آمدی خبرگزاری کتاب ایران – مائده مرتضوی : در یکی از روزهای برفی بهمن ماه راهی خانه سیروس پرهام شدیم. مردی با تخصص‌های ویژه ادبی و هنری، مترجم، ویراستار، متخصص فرش‌، منتقد و پژوهشگر. سیروس پرهام در تمام این زمینه‌ها نیز دارای تالیفات ارزشمندی است. برای دانستن چگونگی سیر پیشرفت این جوان مستعد و کوشای دیروز و پیر دانشمند امروز راهی منزل‌‌اش شدیم تا درباره تمام این‌ها با او به گفت‌وگو بنشینیم. منزل  استاد پرهام هم مانند خود ایشان گوشه‌ای از تاریخ تحصیل ادب و هنرش بود. عکس‌ها، مجسمه‌ها،‌ گلدان‌ها، همه و همه اثاثیه خانه یادگار بخشی از زندگی او بودند. به محض ورود با استقبال استاد و همسر او هایده پرهام روبه‌رو شدیم. استاد در کمال صبر و آرامش و به مدد حافظه حیرت‌انگیزش به تمام سوالات پاسخ داد. بحث را با نقد ادبی شروع کردیم و با فرش این هنر گسترده به پایان بردیم.   شیوه نقد من به دوران تحصیلم در آمریکا بازمی گردد    شما از اولین کسانی بودید که در ایران به شیوه غربی به نقد ادبی پرداختید. آیا آموزشی در این زمینه وجود داشت یا منابع مطالعاتی‌تان شما را به  این سمت و سو سوق داد؟ در مورد واردشدن به شیوه های نقد ادبی در ایران قبل از من هم پیشگامان زیادی بودند. کسانی مانند خانم آهی و احسان طبری در دوره دهه بیست و سی خورشیدی به این کار می‌پرداختند. در عصر مشروطه و دوره قاجار هم تک‌وتوک کسانی بودند ولی آثاری که از آن‌ها باقی‌مانده، تلاشی از سمت آن‌ها برای واردکردن روش‌های نقد ادبی غربی نشان نمی‌دهد. البته من این روش را منحصرا برای نقد ادبی به کار نبردم و نقد هنری را نیز ضمیمه آن کردم. نقدنویسی در زمینه‌های مختلفی مانند اجتماعی، تاریخی و سیاسی  انجام می‌گیرد و به عنوان مثال در رشته تاریخ صحبت از نقد ادبی نیست و نقد غربی منحصرا در زمینه نقد ادبی کاربرد ندارد. پیشگامانی هم مانند علامه قزوینی بوده‌اند که روش‌هایی در زمینه تجزیه و تحلیل ادبیات داشتند. شیوه شما در نقد تحت تاثیر چه چیزی بوده است؟ شیوه من به دوران تحصیلم در آمریکا برمی‌گردد. ابتدا در دانشگاه کلمبیا بودم و پس از نُه ماه به دانشگاه برکلی در کالیفرنیا رفتم. در آن دوره افکار مارکسیستی در آمریکا رواج زیادی داشت. سناتور آن زمان مک کارتی نهضتی را برای سرکوب این جریان به راه انداخته  و استادان چپ گرا و ضدسرمایه‌داری را تحت تعقیب قرار داده بود. نتیجه این شد که از تمام دانشگاه‌های شرق، استادان چپ گرا از کار بیکار شدند و به سمت غرب هجوم آوردند و در دانشگاه‌های کالیفرنیا،‌ برکلی و استانفورد مستقر شدند. زمانی که من به آمریکا رفتم 90 درصد استادانم چپ‌گرا بودند و نکته جالب هم یهودی بودن بیشترشان بود . من در یک چنین محیطی رشد فکری داشتم . البته زمانی که از ایران می‌رفتم هم مقداری از چپ‌گرایی رایج در ایران آن زمان را نیز به همراه داشتم. من سال 1330 برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتم و در سال 1326 بود که وارد دانشگاه تهران شدم. یعنی در زمان اوج فعالیت حزب توده. در بین روشنفکران آن زمان اگر گرایشات چپ نداشتی،‌ مرتجع به حساب می‌آمدی.  تمام کافه‌های خیابان استانبول و نادری پاتوق افرادی از صادق هدایت گرفته تا انجوی شیرازی و تمام کسانی که به حزب توده و افکار چپ سمپاتی داشتند، شده بود.  شما با چه افرادی مراوده داشتید؟ آن زمان برادرم شاهرخ هنوز تهران بود و او هم افکار چپ داشت. با فریدون توللی و رسول پرویزی که همه شان چپ گرا بودند،‌ مراوده داشت. من هم با دوستان او مراوده داشتم. در آمریکا هم اوضاع در جبهه چپ قرار داشت. یک نفر از استادان ما از روس‌های سفیدی بود که از شوروی سابق گریخته‌اند و  از روس‌های سرخ و انقلابی نبود. ایشان سیستم کمونیستی شوروی را نقد و تحلیل می‌کرد که خوشایند بقیه نبود و از دیگران به اصطلاح متلک می شنید. کدام یک از  اندیشمندان و استادان  آمریکایی که داشتید روی اندیشه‌های شما تاثیر گذار بوده‌اند؟ نمی‌دانم شاید آن‌ها زیاد در دنیای شرق شناخته شده نباشند. اما استادی داشتم به نام هارولد وینتلر که ابتدا در پرینستون تدریس می‌کرد و پس از غوغایی که مک کارتی برای چپ‌گرایان به راه انداخته هم توانسته بود در شرق دوام بیاورد. دلیلش هم این بود که یکی به میخ می زد و یکی به نعل. یک بار در یک مجله متمایل به مارکسیسم مقاله‌ای روشنفکرانه از او به چاپ رسید و در فاصله کوتاهی از آن کتابش منتشر شد که در مقدمه آن کتاب، مارکسیسم را افکار ناشایست و دروغینی خوانده بود. حتا یک روز به ذهنم رسید که از او بپرسم شما که هنوز دو ماه هم از انتشار مقاله‌تان در مجله مارکسیستی نگذشته چطور اینگونه تغییر موضع می‌دهید اما همانطور که گفتم او یکی به نعل می‌زد و یکی به میخ.   آغاز کار کاخ‌موزه‌ها     شما در دوره‌ای ریاست سازمان اسناد ملی ایران را عهده‌‌دار بودید. درباره شناسایی سند کاخ گلستان و انتقال سند آن به سازمان ملی اسناد برایمان بگویید. کاخ گلستان جزو بیوتات سلطنتی بود. یادم است که نامه‌ای به  اسدالله عَلم وزیر دربار محمدرضا شاه نوشتیم و درخواست دادیم تا اسناد این محل به سازمان اسناد منتقل شود اما جواب رسید که کاخ گلستان جزو بیوتات سلطنتی است و باید استقلال خودش را حفظ کند و در نهایت اجازه این کار را به ما ندادند. با این حال برای عکسبرداری از اسناد کاخ مرتب به آن‌جا رفت‌وآمد داشتیم و کسی جلوی ما را نمی‌گرفت. بعد از انقلاب در زمان وزارت بنی‌صدر که آن زمان وزیر دارایی بود، مقدمات انجام این کار فراهم آمد. آن زمان مرحوم رضا ثقفی معاون من در سازمان اسناد ملی بود و پس از آن دفترش به عمارت بادگیر کاخ منتقل شد. بنده تا اواخر بهمن 1359 یعنی در حدود دو سال پس از انقلاب در سازمان اسناد بودم. در اوایل انقلاب افکاری وجود داشت مبنی بر اینکه جواهرات را باید تحویل موزه جواهرات داد و فرش را به موزه فرش و همینطور الی آخر و معتقد بودند که همه چیز یک جا نباید جمع شود. در آن زمان آقای ثقفی هفته‌ای یک بار مرا برای مذاکره درباره طرح انقلابیون دو آتشه دعوت می‌کرد. بعد از بررسی‌های متعدد به این نتیجه رسیدیم که این مکان می‌تواند یک کاخ موزه باشد و آغاز کار کاخ موزه‌ها از همین جا شروع شد و تا قبل از آن چیزی به اسم کاخ‌موزه وجود نداشت. ویراستاری در ایران از سال 1342 پا گرفت   فعالیت حرفه‌ای شما در کنار تمام این توانایی‌ها و مناسبات و انتصاباتی که درسازمان‌های مختلف داشته‌اید،‌ سرویرستاری انتشارات فرانکلین بوده است. درباره فعالیت های خود در این موسسه هم توضیح دهید. سرویراستاری عنوان اشتباهی است و برای آن زمان صدق نمی‌کند. موسسه فرانکلین در سال 1333 تاسیس شد و در اول کار چهار کارمند بیشتر نداشت. این موسسه در بالاخانه 45 متری ساختمانی در خیابان نادری مستقر بود. همایون صنعتی‌زاده،‌ مدیر و موسس آنجا، خانم ناهید به عنوان منشی و ماشین‌نویس، مرحوم پیرنظر و من به عنوان مترجم کارمندان آن موسسه بودیم. من سال 1334 به آن‌جا رفتم و بعد از یک سال فرانکلین به چهارراه کالج که درواقع منزل پدر همایون صنعتی‌زاده بود، منتقل شد. در آن زمان اصلا ویراستاری مطرح نبود. تازه ابتدای فعالیت موسسه بود و بعد از چند وقت این فعالیت در موسسه پا گرفت. چون در آن زمان چنین فعالیتی وجود نداشت،‌ طبیعی بود که اسمی هم نداشته باشد. کارهایی مانند تنقیح و تصحیح انجام می‌گرفت اما ویرایشی وجود نداشت. اصطلاح ویرایش را مرحوم محمد مقدم، باستان‌شناس برای اولین بار باب کرد. ریشه این اصطلاح هم پهلوی است. در آن زمانی که شروع به کار ویرایش کردیم هنوز این کار نامی نداشت. صنعتی‌زاده کتابی برای ترجمه به عده‌ای از مترجمان داده و قسمتی از آن کتاب باقی مانده بود. این کتاب «کتاب‌هایی که دنیا را تغییر دادند» نام داشت و از یک نویسنده امریکایی به نام روبرت دونز بود. مقالات متعددی در آن کتاب وجود داشت که به کتاب‌های تاثیرگذاری می‌پرداخت در باب تحول بشری.  این کتاب‌ها از منظر علوم اجتماعی و انسانی تحلیل شده بودند و شامل مقالاتی از ماکیاولی در باب سیاست و مقالاتی در باب «کلبه عمو تم» نوشته هریت بیچر استو  درباره سیاهپوستان و وضعیت آنان بود. ترجمه  مقالات علمی این کتاب برعهده احمد آرام، احمد بیرشک، محمود بهزاد و امیرحسین آریان‌پور گذاشته شده بود. این مقالات علمی از جنبه‌های علومی مانند ریاضیات و نجوم تا جنبه‌های ادبی وهنری را شامل می‌شدند. این کتاب را صنعتی‌زاده برای تطبیق با متن انگلیسی به من داد که با مخالفت من روبه‌رو شد.  آن مترجمین دوبرابر من سن و تجربه داشتند و اینکه برای تصحیح با آن‌ها برخورد داشته باشم برایم کمی سخت بود. در نهایت صنعتی‌زاده مرا مطمئن کرد که برای اصلاح اشکالات احتمالی نیازی به ارتباط مستقیم با آن‌ها نیست و من قبول کردم که به شرط سروکار نداشتن با آن‌ها متن را تطبیق بدهم. تعدادی مقاله هم از کارل مارکس به نام پیامبر رنجبران و هم چنین درباره «کلبه عموتم» و«روانشناسی ناخودآگاه» از فروید هم مانده بود که به من پیشنهاد داده شد خودم آن‌ها را ترجمه کنم یا به دست مترجمان معتمد خودم بسپارم. این اولین کتاب ارزشمندی است که در فرانکلین ترجمه شد. مگر بقیه کتاب‌هایی که در فرانکلین تا قبل از آن ترجمه می‌شد ارزشمند نبودند؟ خیر. کتابی بود به نام «مادر و بچه» که اشرف پهلوی آن را ترجمه کرده بود. صنعتی‌زاده در اوایل کار به حمایت نیاز داشت و به همین دلیل ترجمه این کتاب را به خانم مترجمی سپرد که به دلیل در قید حیات بودن آن خانم نمی‌توانم اسمش را ببرم. در نهایت ترجمه این کتاب به نام اشرف پهلوی منتشر شد. در همان زمان به اتفاق صنعتی‌زاده برای اشرف رادیوگرامی به قیمت هفت هزارتومن خریداری شد و  و من به انگلیسی پیامش را فرستادم به این مضمون که فردا من به حضور او شرفیاب می‌شوم. همچنین کتاب‌هایی بود که برای ترجمه به محمد حجازی می‌داد. درست است که حجازی انسان ادیبی بود اما ترجمه نمی‌دانست و انتقادات شدیدی به این کتاب‌ها می‌شد. یادم است کسی در باب این ترجمه‌ها نوشته بود، این ترجمه مانند ترجمه درویشی است که در خواب باشد و مترجم پشت گوشش توپ شلیک کرده باشد.  آن زمان ویرایشی وجود نداشت. از سال 1305 تطبیق و مقابله با متن اصلی انجام می‌شد و روی کتاب می‌نوشتند که زیر نظر فلان آدم ترجمه شده است. در نهایت سرنوشت کتاب «کتاب‌هایی که دنیا را تغییر دادند» چه شد؟ قبل از چاپ ماکت کتاب را آوردند تا من ببینم و دیدم که روی جلد نوشته؛ زیر نظر سیروس پرهام. از صنعتی‌زاده خواهش کردم تا عبارت زیر نظر سیروس پرهام را ننویسد اما او قبول نکرد و گفت که رویه کار به همین صورت است. اخیرا کتابخانه ملی نیز این را می‌نویسد که ترجمه زیر نظر چه کسی انجام شده است. در این لحظه سیروس پرهام به اتاق مطالعه و کارش رفت و چاپ اول این کتاب را به ما نشان داد. کتابی بود که خطوط قهوه‌ای زمان دورتادور صفحات سفیدش را محاصره کرده بود. حروف طلایی روی جلد چرمی کتاب درخشش روزهای نخستین خود را نداشتند. در صفحه دوم کتاب اسامی مترجمان کتاب به ترتیب احمد آرام، امیرحسین آریانپور، محمود بهزاد، احمد بیرشک و هوشنگ پیر نظر آمده بود و زیر تمام این اسامی نوشته شده بود؛ زیر نظر سیروس پرهام. در صفحه اول کتاب نیز اطلاعاتی نظیر شمارگان و سال انتشار نوشته شده بود به این قرار: چاپ اول 1336 در 2000 نسخه چاپخانه تهران مصور.  بالاخره در سال 1336 کار فرانکلین کم‌کم رونق گرفت و دیگر یک نفر از عهده  کار ویرایش برنمی آمد. کار فرانکلین در آن زمان ترجمه کتاب‌های آمریکایی بود. همایون صنعتی‌زاده به فکر استخدام افراد بیشتری افتاد و کسانی مانند فتح‌الله مجتبایی و بلافاصله بعد از چند ماه منوچهر انور را نیز که در آن زمان در آکادمی هنرهای دراماتیک لندن کار می‌کرد را توانست راضی کند تا به فرانکلین بیاید. با این اوصاف هنوز واحد ادیتوریال درست نشده بود. من در سال 1308 در روزنامه «تهران ژورنال» بودم. در سال 1342 واحد ویراستاری پا گرفت و کم‌کم تعداد افراد زیاد شدند. کسانی مانند نجف دریابندری، ابوالحسن نجفی، احمد سمیعی گیلانی و باقی افراد در موسسه مشغول شدند و واحد ادیتوریال پا گرفت. البته در آن زمان من دیگر آنجا نبودم. یادداشت‌هایی از روزهای انقلاب    پاورقی‌های شما در روزنامه اطلاعات آن زمان درباره انقلاب اسلامی به نام «انقلاب ایران و مبانی رهبری امام خمینی» بعدها تبدیل به کتاب شد. درباره زمان نگارش این پاورقی‌ها و چگونگی تبدیل‌شان به کتاب بگویید. در آن زمان هنوز انقلاب نشده بود. خیابان‌های تهران هر روز پذیرای راهپیمایی زنان و مردان ناراضی بود. من هم به همراه همسر و فرزندانم که در آن زمان 12 و 8 ساله بودند تا میدان 24 اسفند که الان میدان انقلاب شده،‌ پیاده می‌رفتیم و شاهد آن وقایع بودیم. از آن زمان خیلی دلم می‌خواست که کتابی در این باره بنویسم اما متاسفانه فشار سازمان امنیت در آن زمان زیاد بود و امکان نداشت که چنین کتابی به اسم یک ایرانی در روزنامه یا شب‌نامه‌های آن زمان منتشر شود. اگر کسی مبادرت به این کار می کرد، شکنجه و زندانی می‌شد.  آن زمان در منزل اجاره‌ای‌مان در خیابان نفت زندگی می‌کردیم. بی‌اختیار چندین شب شروع به نوشتن کردم. آن شب‌ها مردم به پشت بام‌ها می‌رفتند و اعتراضات خود را با گفتن الله اکبر بیان می‌کردند. چون گفتن الله اکبر جرمی به حساب نمی‌آمد که بشود کسی را با گفتن آن دستگیر کرد. در آن زمان نخست وزیر وقت ارتشبد ازهاری بود و جایی اعلام کرد که با دوربین‌اش پشت بام‌ها را رصد کرده و چیزی ندیده و احتمالا این صداها مربوط به نوار است. مردم هم با شعری که ساخته بودند جوابش را دادند؛ ازهاری گوساله، پیرمرد شصت ساله، اینا همه‌اش نواره؟ نوار که پا نداره. من خیلی تحت تاثیر آن روزها قرار گرفته بودم و شروع به نوشتن کردم. مرحوم احمد شهیدی از دوستان نزدیکم در آن زمان در روزنامه اطلاعات بود و از من خواست تا این یادداشت‌ها را به نام یک فرد خارجی بنویسم. چون سازمان امنیت روی نویسندگان خارجی تعصبی نداشت و من هم نام مستعار سایروس برام را برای خودم انتخاب کردم. این یادداشت‌ها به صورت پاورقی در روزنامه اطلاعات چاپ می‌شد. این یادداشت‌ها مصادف با ورود امام و نخست وزیری بختیار به پایان رسید. چند سال بعد از انقلاب به صورت کتاب منتشر شد؟ به سال و حتا ماه هم نکشید. همیشه ناشرانی بوده‌اند که به کتاب‌هایی که درمی‌آورده‌اند، پشت سفید یا جلد سفید می‌گویند. این ناشران قاچاق کتاب‌ها را بدون اسم ناشر و نصف قیمت در بازار عرضه می‌کنند. این یادداشت‌ها هنوز در روزنامه به پایان نرسیده بودند که این ناشرها از روی روزنامه اطلاعات افست می‌کردند و تند و تند کتاب بیرون دادند. من اوایل از این مساله اطلاع نداشتم اما پسرم در آن زمان پیاده تا مدرسه‌اش که در خیابان ولیعصر بود،‌ می‌رفت و هر روز یکی از این کتاب‌ها را برایم می‌آورد. تعداد این کتاب‌ها 8 عدد بود که فکر کنم هفت تای آن‌ها را هنوز دارم. انتشار قانونی این کتاب چه زمانی بود؟ به محض پیروزی انقلاب،‌عبدالرحیم جعفری،‌ مدیرمسوول انتشارات امیرکبیر، با من تماس گرفت برای قرارداد چاپ این یادداشت‌ها. 22 بهمن ماه 1357 انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و کتاب من هم سوم یا چهارم اسفند ماه یعنی تنها دو هفته پس از پیرزوی انقلاب منتشر شد. چاپ اول این کتاب 50000 نسخه بود که تماما به فروش رفت. کمتر کتابی داریم که چاپ اول آن به این تعداد باشد. فرش این هنر گسترده شما در هنر فرش‌شناسی نیز تالیفاتی دارید و همچنین مدتی عضو هیئت مدیره موزه فرش ایران بوده‌اید. درباره پژوهش‌های‌تان در این زمینه بگویید. من تا قبل از سال 1348 به فرش به مثابه یک اثر هنری نگاه نمی‌کردم. من شیرازی هستم و در منزل‌مان انواع و اقسام فرش‌های ایلیاتی و روستایی وجود داشت. از بچگی فرش‌های زیادی زیر پایم بود و برایم حکم صندلی و مبل و بقیه اثاث خانه را داشت. تا اینکه یک روز در بازار وکیل چشم‌ام به فرشی افتاد که عقل و هوشم را برد و با اینکه قیمت بالایی در حدود 4200 تومان به پول آن موقع داشت، آن را خریدم. در آن زمان کرایه خانه مبلغی در حدود 900 تومان بود. روی این فرش نقش‌هایی از مرغان چهارپا بود. شبیه چیزهایی که در بچگی سوارشان می شدیم و بازی می‌کردیم. در اسطوره‌های ایلامی پرنده نماد، پیک باران است. آن فرش اولین فرشی بود که خریدم و از آن به بعد به تحقیق روی فرش علاقه‌مند شدم. اولین قالی‌هایی که شیفته شان شدم،‌ قالی‌های بولوردی بودند. اولین تالیفتان در زمینه فرش و قالی مربوط به چه زمانی بود؟   در تپه‌های شمالی شیراز دهی به نام بولورد وجود دارد که قالی‌های خاصی به سبب رنگ آمیزی در آن هست. این رنگ‌ها در زمینه فرش دیگری یافت نمی‌شود. رنگ‌های مانند آلبالویی، قهوه‌ای و بنفش و همچنین طلایی. جمع‌کردن قالی را با قالی‌های بولوردی آغاز کردم و اولین تالیفی که در زمینه فرش داشتم به نام «قالی های بولوردی » بود که در سال 1352 از انتشارت فرانکلین منتشر شد. مرسوم است که مجموعه‌دارها برای خریدن فرش‌های بزرگ‌تر فرش‌های خود را می‌فروشند اما من تا وقتی که زنده‌ام اولین فرشی را که خریدم هیچ وقت نخواهم فروخت. اولین قالی که خریدم را نیز در کتاب «شاهکارهای فرش‌بافی فارس» آورده‌ام. سپس همراه استاد پرهام به اتاق کارشان رفتیم و ایشان کتاب «شاهکارهای فرش‌بافی فارس» را نشان‌مان دادند. به گفته ایشان این کتاب حاوی 115  معرفی فرش است که از مجموعه‌های دیگران، موزه‌هایی مانند ویکتوریا و آلبرت لندن و همچنین موزه بوداپست و هم از موزه فرش خودمان برگرفته شده است. اتاق استاد پر از کاغذ‌ و کتاب بود و عکس‌های فرش ‌های دستباف روی میزگرد وسط اتاق جابه جا دیده می‌شد. سیروس پرهام درباره دیگر تالیفات خود در زمینه فرش گفت.  یک کتاب دو جلدی به نام «دست‌باف‌های عشایری روستایی استان فارس» هم دارم که قرارداد اول آن با انتشارات امیرکبیر بود. در حال تکمیل این کتاب هستم و نمونه‌های بیشتری به آن اضافه کرده‌ام. قرار است این کتاب در ویراست جدید به صورت دوجلدی منتشر شود.       ]]> ادبيات Sat, 24 Feb 2018 07:20:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/258066/بدون-گرایشات-چپ-بین-روشنفکران-مرتجع-حساب-می-آمدی ​عبدالعلی خسروی درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258101/عبدالعلی-خسروی-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، استاد عبدالعلی خسروی ( قائد بختیاری) شاعر ، نویسنده و پژوهشگر پیشکسوت ايذه‌ای در ٨٩ سالگی دار فانی را وداع گفت. ‏ عبدالعلی خسروی متخلّص به «خسرو» و «خسرو قائد» در 12 مهر 1307 در ایذه خوزستان متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در ایذه و هفتکل طی کرد و تحصیلات متوسطه را در اهواز به پایان برد و به استخدام اداره راه آهن درآمد. سپس از آن اداره مأمور به تحصیل در رشته  بهداشت شد. در دانشگاه تهران تا مقطع لیسانس تحصیل کرد و پس از آن به اداره فرهنگ و هنر خوزستان منتقل شد و به‌عنوان معاون نگارش و کتابخانه‌ها به فعالیت مشغول شد و در این پست مصدر خدماتی از جمله تاسیس چندین کتابخانه و تجهیز سایر کتابخانه‌های استان شد. او طی این سال‌ها در حمایت و تقویت انجمن‌های ادبی و هنری خوزستان نقش بسزایی داشت.   از کتاب‌ها و تاليفات عبدالعلی خسروی می‌توان به «گلبهار» (مجموعه شعر به گویش)، «آتش در نخلستان» (مجموعه شعر)، «عروس دالانکوه»، (مجموعه شعر)، «تاریخ و فرهنگ بختیاری» (در 7 جلد)، «در انتظار سپیده دمان»، «فرهنگ سیاسی عشایر جنوب ایران»، «گویش بختیاری»، «بلوط زاگرس»، «یادداشت‌های قرن بیستم» و «دیوان قائد بختیاری» اشاره کرد. یادنامه عبدالعلی بختیاری با عنوان «بلوط زاگرس» در سال 1389 منتشر شده و حاوی مقالات و خاطراتی درباره این شخصیت علمی و فرهنگی ایران است. وی سرانجام پس از یک عمر کوشش فرهنگی در روز جمعه 4 اسفند 1396 درگذشت. ]]> ادبيات Sat, 24 Feb 2018 06:42:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258101/عبدالعلی-خسروی-درگذشت بحران سطحی‌پسندی مختص شعر نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/258037/بحران-سطحی-پسندی-مختص-شعر-نیست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهاب دارابیان: زنده‌یاد محمد حقوقی، سال‌ها پیش اقدام به انتشار مجموعه کتاب‌های «شعر زمان ما» کرد که این مجموعه با فوت مرحوم حقوقی نیمه‌کاره رها شد و روی زمین ماند؛ این وضعیت ادامه داشت تا اینکه فیض شریفی، شاعر، مترجم، منتقد ادبی و پژوهشگر دست به کار شد تا این پروژه را ادامه دهد و در طی این سال‌ها 17 اثر در این بخش منتشر کرد و قرار است، هجدهمین اثر که به فریدون توللی مربوط است نیز طی روزهای آینده راهی بازار نشر شود. شریفی این کار را ادامه داد اما از طرفی این روزها شاهد انتشار کتاب‌های متعددی با عنوان گزیده شعر و مجموعه شعر نیز در بازار هستیم و همین موضوع بهانه‌ای شد تا به سراغ این پژوهشگر برویم و درباره این موضوع با وی به گفت‌وگو بپردازیم.    محمد حقوقی پروژه«شعر زمان ما» را راه‌اندازی کرد و بعد از فوت وی شما آن‌را ادامه دادید. چه چیزی باعث شد که به این فکر بیفتید و دغدغه ادامه این راه را داشته باشید؟ این مجموعه یک نوع آنتولوژی شعرنو است. شما توجه داشته باشید که عطار و سنایی آنتولوژی مولوی هستند و اگر سعدی نبود، حافظی به وجود نمی‌آمد، بنابراین سعدی، آنتولوژی حافظ است. برای فهم ضرورت این موضوع باید به عقب برگردیم، درست زمانی که در ادبیات ما خللی ایجاد شد و شعر سبک‌هندی آمد. شاعران این سبک روی خط ‌زیباشناسی و زیبایی‌های هنری فعالیت‌های خود را انجام می‌دادند و به سه خطوط دیگری که در شعر حافظ، سعدی، مولوی و امثال آنها بود، توجه‌ای نداشتند، به همین دلیل ما شاهد پیشرفت این شاعران نبودیم. مثلا در گستردگی اجتماعی در شعر، پشتوانه فرهنگی و در عمق عاطفی در شعر که همین عمق عاطفی شامل عواطف شخصی، انسانی و اجتماعی است، بی‌توجه بودند. در دوره بازگشت نیز که دو، سه قرن طول کشید، اگر منصفانه به آثار نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که شعرهای این دوره تماما کپی‌برداری از شعرهای شاعرانی مانند فردوسی، حافظ و مولوی است و به نظر من اگر همه شعرهای این دوره را به دریا هم بریزیم به ادبیات ایران خسارتی وارد نمی‌شود. اما در ادبیات معاصر نیما آمد و دوربین و زاویه دید خودش را از آسمان به زمین آورد. شاعرانی مثل فروغ، سپهری، اخوان و شاملو شاعران بسیار بزرگی هستند که وارد گردونه شعر شدند. شاید جوانان ندانند اما این افراد پیش از اینکه به شعر نیما روی بیاورند، مقلدهای فریدون توللی بودند. همه این موارد را مطرح کردم تا بگویم که ما باید این‌ها را بدانیم تا راه را اشتباه نرویم و متوجه ضرورت انتشار این مجموعه‌ها شویم. باور کنید اگر جوانان ما این موارد را می‌دانستند، هیچ وقت دچار این وضعیتی که در حال حاضر دچارش هستند، نمی‌شدند. یقین دارم نمی‌دانند که این‌ روزها هرکس به دنبال آن است که بلند شود و سبکی ایجاد کند و بعد از دوره‌ای محو شود. ما اگر گذشته را ندانیم نمی‌توانیم مسیر آینده را مشخص کنیم. این شیوه در نسل جدید حذف شده است و دوستان علاقه‌ای به خواندن شیوه کار بزرگان ندارند و همین شده است که اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد. شما به من بگویید که بعد از این افراد چه شاعرانی را تحویل جامعه داده‌ایم که بتوانیم درباره آنها حرف بزنیم؟   باتوجه به توضیحات کامل شما متوجه ضرورت انتشار این آثار شدم اما این روزها شاهد انتشار مجموعه اشعار از سوی افراد مختلف هستیم. آیا مجموعه شعر چاپ کردن کار آسانی است و هر فردی قادر به انجام آن است؟ خیر. به نظر شما این جوجه‌های بدون گوشت و استخوانی که در شعر سپید ما هستند، نباید بروند و ادبیات ایران را از رودکی به بعد بخوانند. من به خواست خود به سراغ شعر نیامدم. من بر اساس نقدی که انجام دادم به سراغ شعر آمدم. باور کنید شرایط به این‌گونه که دوستان تصور می‌کنند، نیست. مدیر یک انتشارات می‌گفت کاری که شریفی انجام می‌دهد، کار یک ربع است و من به راحتی می‌توانم این کار را انجام دهم. دوستان فکر می‌کنند که من چند شعر را علامت زده‌ام و با یک مقدمه راهی بازار کرده‌ام. کار من یک کار سنگین پژوهشی و یک اثر خطی-زمانی است. وقتی من برای آتشی اثری منتشر می‌کنم، باید ریشه‌یابی کنم که این شاعر تحت‌تاثیر کدام شاعران بوده است و استخوان‌بندی شعرهایش از کجا شکل گرفته است. برای انتشار این کتاب‌ها شما باید از زمان تولد شاعر شروع و کار خود را با آخرین دفتر شاعر تمام کنید. این حرفا در شرایطی مطرح می‌شود که عمده شاعران ما اصلا نمی‌دانند آتشی چند کتاب دارد. فوقش مختاری می‌آید و درباره «وصف گل سوری» متنی می‌نویسد و بعد از آن آتشی چیزی حدود 15 کتاب دارد که هیچ‌کس یک سطر هم درباره آن ننوشته است. یا توجه کنید که نصرت رحمانی را تا «حریق باد» می‌شناسند.   آیا بعد از انتشار مجموعه‌های نخست، پیشنهاد مشابه هم داشتید؟ بعد از کاری که در موسسه نگاه انجام شد، چندین ناشر از من خواستند که چنین کاری را برای آنها انجام دهم اما چنین اتفاقی رخ نداد. باور کنید که می‌توانستم جیبم را پر از پول کنم اما چنین کاری انجام ندادم؛ چراکه این کار منجر به کتاب‌سازی می‌شود. از طرفی کار سختی است که درباره یک شاعر دو بار بنویسم و اصلا این کار امکان‌پذیر نیست. البته یک سری از دوستان کار حرفه‌ای انجام نمی‌دهند و فقط چند شعر را همراه با مقدمه منتشر می‌کنند که به نظرم این کار هم ارزش خاص خودش را دارد وبی‌فایده نیست؛ زیرا به اعتقاد من هر کاری در ادبیات مثبت است و بی‌فایده نمی‌تواند باشد و ادبیات هرچقدر هم که ضعیف باشد، ما یک زمانی می‌توانیم به‌عنوان مرجع از آن استفاده کنیم. با این حال خود من وقتی به نمایشگاه کتاب می‌روم، به‌قدری با کتاب‌های شبیه به هم مواجه می‌شوم که کاملا گیج می‌شوم.   به نظر شما همه این موارد باعث نمی‌شود که ما شاهد کاهش فروش کتاب‌های شعر در بازار و عدم استقبال مخاطب باشیم؟ فروش کم کتاب‌های شعر به دلایل بسیار زیادی مربوط می‌شود. برای مثال دوستان بسیار زیادی را در شعر می‌بینم که دفترهای خود را به چندین ناشر فروخته‌اند و در دل هر کدام از این دفترها شعرهای مشابه بسیار زیادی وجود دارد و وقتی مخاطبی دست به خرید آثار شاعر محبوبش می‌زند، متوجه می‌شود که بسیاری از این‌ها شبیه به هم هستند. این موارد کوچک روی مخاطب تاثیر می‌گذارد و او را دلسرد می‌کند. شعر هر چقدر زیاد باشد، بهتر است اما توجه داشته باشید که منظور من شعر خوب است. متاسفانه این روزها شعر خوب بسیار کم شده است و بخش قابل توجهی از شعرهای خوب مربوط به بخش ترجمه است. شاید بیان این نکته چندان جالب نباشد اما باید بگویم که چند وقت پیش به دلیل پروژه‌ای که در دست داشتم روی‌ شعرهای خارجی کار می‌کردم و متوجه شدم که بسیاری از شاعران ما به دلیل تسلطی که روی زبان‌های خارجی دارند، از شعر شاعران خارجی استفاده می‌کنند و با هنرمندی تغییراتی را نیز در آن به‌وجود می‌آورند و بعد راهی بازار نشر می‌کنند. این اتفاق به‌شکل قابل توجهی در شعر سپید رخ می‌دهد؛ چراکه دست شاعر برای تقلید بسیار باز بوده و در این قالب شرایط با شعر نیمایی و شعر کلاسیک بسیار متفاوت است. البته به نظر من اگر شاعری بتواند مضمون را بگیرد و شعر بهتری ارائه دهد، هیچ اشکالی ندارد؛ اما متاسفانه بسیاری از دوستان، شعر درجه یک خارجی را می‌گیرند و به شعر درجه چندم تبدیل می‌کنند. در این رابطه بزرگی می‌گوید که شاعران‌بزرگ افعی‌های بزرگی هستند که مارهای زیادی را خورده‌اند. فضای مجازی نیز در به‌وجود آمدن شرایط امروز تاثیرگذار بوده است؟ فضای مجازی شرایطی را برای مخاطب فراهم کرده است تا از شعر به‌صورت رایگان استفاده کنند و به این شکل مخاطب به شعر رایگان و مجانی عادت کرده است و حاضر نیست که چند هزار تومان برای کتاب هزینه کند. در فضای امروز با همه شرایطی که توضیح دادم هیچ‌کس به سراغ کتاب شعر نمی‌آید؛ بنابراین چاپ کتاب شعر با چاپ نشدنش چندان تفاوتی نمی‌کند و این موضوع من را غمگین می‌کند. شما این صحبت را قبول دارید که طی این سال‌ها باتوجه به شرایطی که صحبت کردیم، سلیقه مخاطبان به‌شدت پایین آمده و مخاطب امروز حتی اگر به سراغ شعری از شاملو هم می‌رود به شعرهای ساده قناعت می‌کند و با کارهای جان‌دار و ریشه‌ای کاری ندارد. من هم با شما هم عقیده هستم و ندیدم که درفضای مجازی شعر محکم و جان‌داری عرضه شود و معمولا شعرهای بسیار سطحی ارائه می‌شود. برای مثال «تو را من چشم در راهم» منتشر می‌شود و کسی با شعر «مرغ آمین» و «ققنوس» کاری ندارد. متاسفانه جامعه در سطح حرکت می‌کند و عمیق نگاه نمی‌کنیم. هنوز که هنوزه شعرهای مشیری و مصدق پرفروش‌ترین دفترهای شعر من است و می‌بینم که به‌ازای فروش یک جلد از مجموعه شعر اخوان، پنج جلد مشیری فروش رفته است. از طرفی استفاده از شعرهای زبانی مردم را خسته کرده است؛ زیرا سرودن این اشعار کار بسیاری سختی است و همه که نمی‌توانند باباچاهی و براهنی شوند؛ جوانان ما به اصطلاح هلو در گلو هستند و به دنبال کار راحت می‌گردنند و به دنبال شعر سخت نمی‌آیند. شعر را کنار بگذارید. تصور شما نسبت به سینما چیست و فکر می‌کنید کدام فیلم‌ها بیشتر فروش دارند؟ در موسیقی وضعیت چطور است و مردم به دنبال چه نوع موسیقی‌ای هستند؟ همه این موارد بیانگر آن است که بحران سطحی‌پسندی تنها مختص شعر نیست و فراگیر شده است. متاسفانه این روزها شاعران و نویسندگان هم به همین سلیقه مخاطب تن داده‌اند و کسی کار عمیق منتشر نمی‌کند. شما به این توجه کنید که چرا جوان امروز ما مانند گذشته کتاب فلسفی نمی‌خواند و درگیر ذهنیت فلسفی نمی‌شود. من در تمام مقاطع تدریس کرد‌ه‌ام؛ در مدرسه تیزهوشان بچه‌ها یک نثر ساده را نمی‌توانند بخوانند و حال شما انتظار دارید که همین افراد لایحه‌هایی مثل استعاره و تشبیه را باز کنند و شعر سنگین بخوانند؟   وضعیت شاعران جوان به چه شکل است؟ برای تعداد کمی از این افراد احترام بسیاری زیادی قائل هستم اما بسیاری از این شاعران تنها اسم دارند و عمقی در آنها نمی‌توانیم پیدا کنیم و این افراد به عنصرهای حاشیه‌ای مجهز هستند و به این شکل سر زبان‌ها افتاده‌اند.   با این شرایط شعر دهه 40 و 50 بسیار متفاوت از شعر امروز است؟ در تحقیقی که روی پنج شاعر معاصر در کتاب جدیدم انجام دادم متوجه شدم که نیما، شاملو، اخوان، فروغ و سهراب از 32 تا 40 سالگی شاهکارهای خود را خلق کرده‌اند و بعد از آن رو به سراشیبی افتادند و بیشتر شعر ساخته‌اند و به گمان ناشران از این افراد کتاب می‌خواستند و فردی مثل شاملو آمده و «در آستانه» را تحویل ناشر داده است. شما اگر کمی توجه کنید به راحتی متوجه خواهید شد که «در آستانه» حتی با «باغ آیینه» هم قابل مقایسه نیست. همه این‌ها باعث شده است که من در ادبیات و شعر به یک جوانمرگی رسیده‌ام. البته در داستان‌ هم شرایط به همین شکل است. به خوبی به یاد دارم که در سال 56 و در ده شب شاعران، گلشیری بحث جوانمرگی در داستان‌نویسان را مطرح کرد و من به دنبال مطلب او رفتم تا متوجه شوم که چطور می‌شود در دهه 40 تا 50 به یکباره 10 تا 12 قله پیدا شوند، قله‌هایی که به مرور زمان دچار افت می‌شوند. برای مثال اخوان بعد از «از این اوستا» دیگر چه کاری مهمی تولید کرد؟ عملا هیچ. یعنی اخوان و چند شاعر دیگر آن‌قدر به اوج رسیدند که دیگر هیچ‌کس حتی خودشان به خودشان نتوانستند دست پیدا کنند. پس این افراد دو دوره کاملا متفاوت را سپری کردند؟ دقیقا. دوره دوم زندگی این شاعران هیچ‌گاه مثل دوره نخست زندگی‌شان نبوده است. این شاعران زحمت و ریاضتی کشیدند که برای شاعران امروز قابل درک نیست. برای مثال به‌خاطر دارم زمانی که در دانشگاه تهران بودم به جلسات شعر می‌رفتم و بعد از آن می‌دیدم که نصرت رحمانی با اسماعیل شاهرودی یک روز بحث می‌کردند که اگر جای این کلمه، فلان کلمه باشد بهتر است. شاملو شعرش را به ده نفر نشان می‌داد و در آخر نتیجه می‌گرفت که چه بلایی سر آن شعر دربیاورد. برای مثال شعر «کوه‌ها با همند و تنهایند/ همچو ما با همان تنهایان» یک قطعه بود که طی مشورتی که شاملو با محمد حقوقی انجام داد، فقط همین یک تکه را شعر دانستند و شما امروز مشاهده می‌کنید که همین تکه به یک شعر مستقل تبدیل شده است. این روزها افراد زیادی کتاب به من می‌دهند که برای‌شان مقدمه بنویسم و من بعد از خواندن کتاب به آنها می‌گویم که اصلا این کتاب را منتشر نکن. اما این دوستان به‌جایی آنکه به راهنمایی‌های من گوش دهند، از من ناراحت می‌شوند. من به این افراد می‌گویم که اگر من چنین کاری انجام دهم، شما چند سال دیگر به من می‌خندید و می‌گویید که چرا شریفی چنین کاری کرد و برای من مقدمه نوشت. باور کنید اگر شعر خوب باشد من هرکاری می‌کنم؛ چراکه من نردبانم و دوست دارم که این افراد روی شانه‌های من سوار شوند و به یک پله بالاتر برسند. به خدا خواندن شاهکارهای ادبی ایرانی و خارجی بیشتر از دو سال زمان نمی‌برد و من به این دوستان می‌گویم که شما این کار را انجام دهید و بعد از آن دوباره شروع به نوشتن کنید اما حرف من را گوش نمی‌دهند. باور کنید من در جوانی نه‌تنها شاهکارهی شعر ایران و جهان را می‌خواندم بلکه گزیده‌ای از آنها را در دفتری یادداشت می‌کردم.   چرا آنقدر روی این موضوع تاکید دارید؟ به‌خاطر دارم که یک روز منزل آقای شفیعی کدکنی بودم، یک گروه موسیقی آمده بود و داشتند یک کاری را تمرین می‌کردند که آقای ابتهاج چند ایراد از این افراد گرفت. من از سایه پرسیدم که شما چقدر موسیقی می‌دانید که از این افراد ایراد می‌گیرید. سایه گفت که به خدا چیزی از موسیقی نمی‌دانم اما گوشم از کارهای خوب پر است و حدس می‌زنم که این قسمت از کار ایراد دارد و کاملا هم درست ایراد می‌گرفت. بنابراین اگر جوانان شاهکارهای شاعران بزرگ را بخوانند، نا‌خدا‌اگاه گوششان پر خواهد شد. به خدا من هم می‌توانم مثل این افراد شعر بگویم. اما من سر دفتر نخستم وقتی کمی مطالعه کردم متوجه شدم که کارها ضعیف است و از انتشار منصرف شدم. حال من به دوستان می‌گویم بخوانید، اما به خدا نمی‌خوانند.   مقصر این وضعیت کیست؟ مقصر خودمان هستیم که این بچه‌ها را به این شکل پرورش دادیم. ما می‌خواستیم که این افراد شبیه ما نشوند و این قدر سختی نکشند؛ بنابراین خلاء‌ها و کمبودها را پر کردیم اما این بچه‌ها در مسائل فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مثل ما ندویدند. این بچه‌ها ریاضت نمی‌کشند و من مطمئنم که اتفاقی برای‌شان رخ نخواهد داد. به خدا فروختن 5 هزار نسخه کتاب شعر در جامعه 80 میلیونی اتفاق خاصی نیست و شما با این اتفاق شاعر نشده‌اید. ما وقتی دفتر شعر شاملو یا رویایی یا چالنگی را باز می‌کنیم با شعر روبه‌رو می‌شویم اما متاسفانه وقتی به سراغ دفترهای شعر این افراد می‌رویم با شعر روبه‌رو نمی‌شویم و شاید در یک دفتر 120 صفحه‌ای به یک یا دو شعر نصفه و نیمه برسیم. ]]> ادبيات Fri, 23 Feb 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/258037/بحران-سطحی-پسندی-مختص-شعر-نیست نشست سوم موسسه یونس امره با حضور احمد پوری برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258103/نشست-سوم-موسسه-یونس-امره-حضور-احمد-پوری-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سومین نشست دیدار با مترجمان ترکی استانبولی به فارسی با حضور احمد پوری برگزار می‌شود.  موسسه یونس امره با همکاری نشر چشمه به منظور ارتقای سطح ترجمه آثاری که از ترکی به فارسی ترجمه  می‌شوند،‌ این نشست را برگزار می‌کند. نشست سوم از این سلسله جلسات به بررسی آثار ترجمه احمد پوری اختصاص دارد.  ابوالفضل پاشا، آیدین روشن و مژگان دولت‌آبادی در این جلسه سخنرانی خواهند کرد. این برنامه عصر امروز ساعت 17 در موسسه یونس امره واقع در بلوار آفریقا، کوچه شهید سعیدی پلاک 12 برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Sat, 24 Feb 2018 07:45:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258103/نشست-سوم-موسسه-یونس-امره-حضور-احمد-پوری-برگزار-می-شود غلامحسین دینانی در نشست «حکمت در آثار سنایی» سخنرانی می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258115/غلامحسین-دینانی-نشست-حکمت-آثار-سنایی-سخنرانی-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هجدهمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره سنایی در مرکز فرهنگی شهرکتاب برگزار می‌شود. شاعران بزرگ ادب فارسی هر یک در پی دست یافتن به نگرشی از «انسان کامل» و ساختن «مدینه‌ی فاضله» بوده‌اند. اما برخی از این شاعران با عنوان «حکیم» از آن‌ها یاد شده است. فردوسی، خیام، خاقانی، ناصرخسرو و سنایی از این زمره‌اند. حکیم سنایی‌غزنوی در حدیقه‌الحقیقه و دیگر منظومه‌های شعری خود به دنبال آمیزه‌ای از حکمت آرمان‌شهراندیشی و جهان‌گردی حکیمانه است و بر مبنای اندیشه‌ جدید دینی راه چاره‌ای ارائه می‌کند. پیش از سنایی کمتر اندیشمندی چشم‌اندازهای گوناگون این پدیده را تا به این گستردگی، در شعر فارسی بازتاب داده است. هجدهمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ سنایی به بررسی «حکمت در آثار سنایی» اختصاص دارد که در روز چهارشنبه نهم اسفند ساعت ۱۶:۳۰ با سخنرانی دکتر غلامحسین ابراهیمی‌دینانی در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود و پذیرای علاقه‌مندان به حکمت و شعر سنایی است.   ]]> ادبيات Sat, 24 Feb 2018 09:38:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258115/غلامحسین-دینانی-نشست-حکمت-آثار-سنایی-سخنرانی-می-کند تبریز؛ میزبان آخرین محفل جشنواره دوازدهم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258102/تبریز-میزبان-آخرین-محفل-جشنواره-دوازدهم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، در این برنامه که در تالار هتل شهریار برگزار می‌شود، علاوه بر شاعران خطه آذربایجان و شهر تبریز، میهمانانی از کشورهای ترکیه و آذربایجان نیز حضور خواهند داشت. پس از برگزاری محافل شعر فجر در شهرهای کرمانشاه، سرپل ذهاب، تهران، زاهدان، قم و اصفهان، پرونده محافل دوازدهمین جشنواره شعر فجر در تبریز بسته می‌شود. یادآور می‌شود، عصر یکشنبه ساعت ۱۶، دوازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر که مهم‌ترین رویداد کشور در حوزه شعر به شمار می‌رود، در تالار پتروشیمی تبریز به کار خود پایان خواهد داد. ]]> ادبيات Sat, 24 Feb 2018 07:48:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258102/تبریز-میزبان-آخرین-محفل-جشنواره-دوازدهم نمایشنامه‌ای برای بزرگداشت صدمین سالگرد تولد اوژن یونسکو http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258130/نمایشنامه-ای-بزرگداشت-صدمین-سالگرد-تولد-اوژن-یونسکو به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایش‌نامه‌ «حالا کی قراره ظرفا رو بشوره؟» نوشته‌ ماتئی ویسنی‌یک با ترجمه‌ ملیحه بهارلو در نشر کتاب‌فانوس منتشر شد. این نمایش‌نامه دومین نمایش‌نامه از این نویسنده است که با ترجمه‌ بهارلو در این نشر چاپ شده است. ویسنی‌یک نخستین‌بار با نمایش‌نامه‌ «داستان خرس‌های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست‌دختری در فرانکفورت دارد» در ایران شناخته شد. از نمایش‌نامه‌های دیگری که از او به فارسی منتشر شده می‌توان «سه شب با مادوکس»، «تماشاچی محکوم به اعدام»، «پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی»، «اسب‌های پشت پنجره» و... را می‌توان نام برد.   ویسنی‌یک نمایش‌نامه‌ «حالا کی قراره ظرفا رو بشوره؟» را برای بزرگداشت صدمین سالگرد تولد اوژن یونسکو نوشته است. او این نمایش‌نامه را به همه‌ نویسندگان اروپای شرقی تقدیم کرده که علیه «ادبیات دولتی» و «هنر رسمی» مبارزه کرده‌اند و بیش‌ترشان در این راه هزینه‌های شخصی وحشتناکی داده‌اند. نمایش در رومانی می‌گذرد و شخصیت اصلی نمایش شاعر است که هم‌چنین مترجم کارهای یونسکو است. او نمی‌تواند کارهایش را در کشورش چاپ کند؛ چون هم چاپ کارهای یونسکو ممنوع است، هم خود شاعر اجازه‌ انتشار کارهای خود را ندارد. شاعر به زندان می‌افتد و با هم‌سلولی‌هایش نمایش‌نامه‌ «آوازه‌خوان تاس» را اجرا می‌کنند. همین اجرا و خنده‌های پیاپی‌شان تا صبح هم باعث می‌شود اتهام‌های جدیدی به اتهام‌های قبلی‌شان اضافه شود... نمایش با اجرای «کرگدن» یونسکو به پایان می‌رسد. نمایش‌نامه «حالا کی قراره ظرفا رو بشوره؟» نوشته ماتئی ویسنی‌یک با ترجمه ملیحه بهارلو در نشر کتاب‌فانوس در شمارگان 1000 به قیمت 15000 تومان به تازگی منتشر شده است.   ]]> ادبيات Sat, 24 Feb 2018 12:26:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258130/نمایشنامه-ای-بزرگداشت-صدمین-سالگرد-تولد-اوژن-یونسکو آیدا عمیدی: شعر تریبونی ندارد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257727/آیدا-عمیدی-شعر-تریبونی-ندارد آیدا عمیدی، شاعر در گفت‌‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره وضعیت استقبال از کتاب‌های شعر گفت: فکر نمی‌کنم نویسنده یا شاعری بتواند بگوید از این وضعیت رضایت دارم. اینکه چرا اصلا وضعیت این است، یک داستان دیگری است ولی در کل بخش مهمی از قضیه به وضعیت پخش برمی‌گردد، ما همیشه ناشر را هدف می‌گیریم، ولی خیلی وقت‌ها مشکل این است که پخش و توزیع، کتاب شعر را به آن صورت از ناشر نمی‌گیرد.   وی ادامه داد: دقیقا نمی‌دانم علت استقبال کم پخش از کتاب شعر چه چیزی می‌تواند باشد، آیا قیمت پایین کتاب‌های شعر است که به هر حال سود اقتصادی کمتری دارند، چون کتاب‌های شعر اکثرا کم حجم‌اند و قیمت پشت جلد پایین‌تری هم دارند؛ ولی در هر صورت فکر می‌کنم این بخش مهمی از قضیه است، یعنی اینکه مخاطب چقدر به سمت شعر گرایش دارد، یک بحث است ولی بحث دیگر این است که اصلا کتاب‌های شعر قابل دیدن در کتاب‌فروشی‌ها نیست، که چشم مخاطب به آن‌ها بخورد و آن را انتخاب کند.   عمیدی در پاسخ به اینکه آیا جوایز ادبی در فروش بیشتر اثر برگزیده تاثیر دارد یا خیر، بیان کرد: قطعا جوایز ادبی بی تاثیر نیست، حداقل تجربه خود من این بوده که بی‌تاثیر نیست ولی نمی‌توان تاثیرش را با آن تاثیری که در حوزه داستان داشته، مقایسه کرد. مسئله دیگری هم وجود دارد که فرض کنید یک کتاب شعر برنده جایزه هم می‌شود، ولی تا به حال پیش نیامده که یک کتابفروشی کتاب شعر را در ویترین خود قرار دهد و خیلی اتفاق نادری است، اما این اتفاق برای کتاب داستان می‌افتد، یعنی خیلی وقت‌ها به کتاب‌فروشی‌های بزرگ که سرمی‌زنید، می‌بینید کتاب‌هایی که برنده جایزه ادبی شده‌اند در ویترین آن کتابفروشی وجود دارند یا در کتابفروشی هم جایی گذاشته شده‌اند که توجه مخاطب را جذب می‌کند.   شاعر مجموعه شعر «لشگر شکست‌خورده کلمات» در اد امه افزود: من بارها این را به ناشر خودم هم گفته‌ام که در شعر اوضاع فرق می‌کند، چون ما سلبریتی نیستیم که مردم اسم ما را بشناسند، پیگیر و دنبال آثار جدید ما باشند. اکثر ما شاعرهای جوانی هستیم که سال‌ها کار کرده‌ایم و تریبونی هم نداشته‌ایم. یکی از بزرگترین مشکلات شعر این است که تریبونی در اختیار ندارد. مردم گاه اتفاقی یک کتاب را در کتابفروشی می‌بینند، توجه‌شان به آن جلب می‌شود، یا اسم نویسنده برای آن‌ها آشناست و قبلا اثری از او را خوانده‌اند، بنابراین راغب می‌شوند که آن کتاب را بخرند، ولی وقتی که کتاب اصلا جلوی دید خواننده و مخاطب نیست، اصلا چطور باید از وجود همچین کتابی آگاه شود که آن را تهیه کند، به همین دلیل است که فکر میکنم وضعیت پخش کتاب خیلی در این قضیه دخیل است.   او ادامه داد: درست است که جوایز در دیده شدن کتاب تاثیر دارد و اسم آن شاعر به گوش مردم آشناتر می‌شود ولی بسیاری از مردم فکر می‌کنند همین که شعرهای یک شاعر را در فضای مجازی پیدا کرد و خواند، برای آشنا شدن با آن شاعر کافی است و نیازی نیست آن کتاب را تهیه کنند ولی درمورد داستان همچین وضعیتی اصلا وجود ندارد.   عمیدی از تازه‌ترین سروده‌های خود خبر دادو گفت: یک مجموعه با نام «مکاشفات سلیمانیه» دارم که برای انتشار به نشر مروارید سپرده‌ام، یک مجموعه دیگر هم در دست تهیه دارم که احتمالا  اواخر بهار یا اوایل تابستان به ناشر تحویل دهم، چون هنوز تمام نشده با هیچ نشری برای چاپ آن صحبت نکرده‌ام.   وی به عنوان سخن پایانی اظهار کرد: امیدوارم شعر بتواند تریبونی به دست آورد تا حداقل مخاطب بتواند از آنجا وضعیت شعر امروز را پیگیری کند و وضعیت از این از هم گسیختگی بیرون بیاید.   از آیدا عمیدی چند مجموعه شعر به نام‌های «زیبایی‌ام را پشت در می‌گذارم» توسط موسسه انتشاراتی آهنگ دیگر، «لشگر شکست‌خورده کلمات» و «مکاشفات سلیمانیه»  از طرف انتشارات مروارید منتشر شده است که برای مجموعه شعر «لشگر شکست‌خورده کلمات» به عنوان شاعر برگزیده دوره قبل جایزه شاملو انتخاب شد. ]]> ادبيات Sat, 24 Feb 2018 09:11:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/257727/آیدا-عمیدی-شعر-تریبونی-ندارد شماره نوروزی مجله بخارا منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258124/شماره-نوروزی-مجله-بخارا-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) شماره123 مجله بخارا بخارای ویژه نوروز با سروده منتشر نشده‌ای از محمدرضا شفیعی کدکنی و با تصویر روی جلد حسین گل گلاب منتشر شد. در ادامه به عناوین مطالب این شمار اشاره می‌شود: جانِ جهان پیام منظوم استاد شفیعی کدکنی برای مجلس جشن نود سالگی سایه   فلسفه درباره میراث مزدیسنای در فلسفه ایرانی/ امیل بنونیست/ ژاله آموزگار   زبان فارسی زبان فارسی و گویش‌های محلی    مجتبی مینوی، محمدرضا شفیعی کدکنی، پرویز ناتل خانلری وحدت ملی ایران سیستان، پاره تن ایران/ سیدمصطفی محقق‌داماد   زبان‌شناسی جامعه‌شناسی زبان  - بخش پایانی/ محمدرضا باطنی   شاهنامه‌پژوهی شاهنامه طوبقاپوسرای، مورخ 731 ق/ جلال خالقی‌مطلق   ادبیات فارسی تغییر جایگاه شاعران در تاریخ ادبیات - بخش پنجم/ مسعود جعفری جزی   نشر و تمدن (9)/ عبدالحسین آذرنگ   قلم‌رنجه (42)/ بهاءالدین خرمشاهی/ محمدجواد سمیعی   یادداشت‌های ادبی و تاریخی (4)/ ابوالفضل خطیبی   آویزه‌ها (43)/ میلاد عظیمی   در حاشیه ایرانشناسی (7)/ محمد افشین‌وفایی   در حواشی کتاب در ایران (13) ـ حقوق مالکیت فکری در ایران/ محمود آموزگار سایه‌سار (3)/ سایه اقتصادی‌نیا   یادنامه حسین گل‌گلاب یادی از استاد گل‌گلاب/ علی دهباشی   سروده‌های پدرم/ هما گل‌گلاب   استادم گل‌گلاب/ کامران فانی   استاد گل‌گلاب و سرود ای ایران/ علی غضنفری   گل‌گلاب وطنش را دوست داشت/ هومن ظریف   به ترنم و ترانه (6)/ مهدی فیروزیان   تاریخ معاصر نامه‌های سرگرد جعفر وکیلی/ پیروز وکیلی    حافظ‌پژوهی نامه‌نگاری‌های حافظ و سلطان احمد جلایر (2)/ علی فردوسی   شب مارسل پروست گزارش شب مارسل پروست/ آیدین پورخامنه   چراغی در جهان/ محمود دولت‌آبادی   خواب و خاطره، پایه‌های اصلی رمان پروست/ کامران فانی   همت می‌خواهد و تجربه و سن/ حامد فولادوند   قطب‌نمایی برای گم نکردن راه/ محمدمنصور هاشمی   بزرگ‌ترین نویسنده تمام زمان‌ها/ داریوش شایگان   پرسش ادبی کتان و مهتاب/ بهرام گرامی   سفرنامه از قسطنطنیه تازادگاه خیام/ ا. وی. ویلیامز جکسون/ فاطمه انگورانی   از چشمه خورشید (46)/ هاشم رجب‌زاده   تازه‌ها و پاره‌های زبان اردو (9)/ علی بیات   پژوهش در موسیقی ایران راز و نیاز با خداوند: مناجات، نیایشی آوازی در خراسان ایران/ آمنه یوسف‌زاده   کاریز (2)/ مجید سلیمانی   ورارود و یاران مهربان (12)/ مسعود حسینی‌پور   یادداشت‌ها (8)/ محمد ترکمان   یاد یار مهربان (10)/ مسعود میرشاهی   ایران باستان سه مقاله از کتاب «داریوش شاه بزرگ»    یادداشت‌های یک کتابدار (18)/ یزدان منصوریان   بررسی داستان امروز 3 - فرشته احمدی   معرفی کتاب ترانه‌‌های قیصر امین‌پور در ترازوی نقد/ فائزه ترکاشوند   روزگار فرخ/ زهرا پلمه   شاه‌نامه‌ها/ مریم اسدزاده ]]> ادبيات Sat, 24 Feb 2018 11:06:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258124/شماره-نوروزی-مجله-بخارا-منتشر شخصیت رمان «کشتی ساکورا» دل‌بسته‌ کشتی تک‌سرنشین‌اش است http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258121/شخصیت-رمان-کشتی-ساکورا-دل-بسته-تک-سرنشین-اش به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کوبو آبه در ایران کم‌وبیش شناخته‌شده است. نویسنده، نمایشنامه‌نویس و عکاس ژاپنی، که پیش از این چند کتابش به فارسی ترجمه شده‌اند که از میانشان می‌توان از «زن در ریگ روان»، «قتل غیرعمد» و «تجاوز قانونی» نام برد. کتاب‌های آبه اغلب حول موضوع‌هایی چون ازخودبیگانگی و قرارگرفتن فرد در برابر جمع می‌گردند. پس از جنگ جهانی دوم، در ژاپن -همچون دیگر کشورهای درگیر جنگ- در جست‌وجوی علت جنگ، بازنگری باورهای پیشین و به دنبالش بحران هویت بیش از موضوع‌های دیگر به بحث گذاشته شد و در ادبیات و هنر نمود پیدا کرد. در رمان «کشتی ساکورا» نیز راوی شخصیتی است بی‌ثبات و درگیر بحران هویت. تضادهای درونی و بیرونی‌اش توان تفکر و تصمیم‌گیری را از او سلب کرده است. شخصیتی دوگانه و نامتعادل که گاه بسیار دقیق و زبل است و گاه خنگ و ترسو. تارک دنیا و دل‌بسته‌ کشتی تک‌سرنشین‌اش است.   کتاب کشتی ساکورا نوشته کوبو آبه با ترجمه فردین توسلیان از سوی نشر کتاب‌فانوس با قیمت ۲۰هزار تومان به تازگی منتشر شده است.  ]]> ادبيات Sat, 24 Feb 2018 11:27:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258121/شخصیت-رمان-کشتی-ساکورا-دل-بسته-تک-سرنشین-اش شب هارون یشایایی و رونمایی از «روزی که اسم خود را دانستم» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258110/شب-هارون-یشایایی-رونمایی-روزی-اسم-خود-دانستم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شب هارون یشایایی در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود. به مناسبت انتشار کتاب «روزی که اسم خود را دانستم» مجموعه داستان هارون یشایایی توسط انتشارات شهاب و تقدیر از شصت سال خدمات او در عرصه فرهنگ و هنر سینما  شبی از شب‌های بخارا به وی اختصاص یافته است. در این مراسم که در ساعت پنج بعد از ظهر دوشنبه هفتم اسفند در تالار فردوسی خانه اندیشمندان برگزار می‌شود، ناصر تقوایی، کیومرث پور احمد، ناصر تکمیل همایون، سیامک مرصدق، سیروس علی‌نژاد، مرجان یشایایی و سید علی میرفتاح سخنرانی خواهند کرد. هارون (پرویز) یشایایی در شهریور 1314 در محله عودلاجان تهران متولد شد. دوره ابتدایی و متوسطه را در دبستان و دبیرستان اتحاد به پایان رساند. در سال 1339 از دانشگاه تهران در رشته فلسفه و علوم اجتماعی مدرک لیسانس گرفت و مؤسسه تبلیغاتی و تجارتی تأسیس کرد که مدیرعاملش بیژن جزنی بود. پس از پیروزی انقلاب به عنوان تهیه‌کننده در زمینه ساخت فیلم‌های سینمایی در شرکت پخشیران فعالیت کرد که حاصلش فیلم‌های «اجاره‌نشین‌ها»، «هامون»، «ناخدا خورشید» و... بود. فعالیت مطبوعاتی را پیش از انقلاب در مجله فردوسی آغاز کرد و دوازده سال هفته‌نامه «تموز» که ارگان جامعه روشنفکران یهودی ایران بود را منتشر کرد. شب هارون یشایایی به همراه رونمایی از کتاب «روزی که اسم خودم را دانستم» و نمایش فیلم مستند روز دوشنبه 7 اسفند 1396، ساعت 17 در خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن فردوسی واقع در خیابان نجات‌الهی، نبش خیابان ورشو برگزار می‌شود. ]]> ادبيات Sat, 24 Feb 2018 08:47:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/258110/شب-هارون-یشایایی-رونمایی-روزی-اسم-خود-دانستم شعر وسیله نیست، هدف است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/258129/شعر-وسیله-نیست-هدف به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست خبری نخستین دوره جایزه شعر بهاران ظهر امروز (شنبه 5 اسفندماه) با حضور گروس عبدالملکیان، دبیر جایزه و اهالی رسانه در موسسه بهاران برگزار شد. گروس عبدالملکیان در ابتدای این نشست با ابراز خوشحالی از برگزاری نخستین دوره جایزه شعر بهاران اظهار کرد: یک سال پیش با ابوالفضل بانی، مدیر موسسه و سایر دوستان دست‌اندرکار جلسه‌ای داشتیم و بحث به اینجا رسید که در کنار فعالیت‌های ادبی و آموزشی، به فکر راه‌اندازی یک جایزه ادبی برای حمایت از کسانی باشیم که در حوزه ادبیات فعالیت می‌کنند.   وی ادامه داد: جایزه یک جنبه مکمل دارد برای حمایت از استعدادهایی که در فعالیت‌های علمی و عملی حضور دارند و ما در این جایزه قرار است که به حمایت‌های معنوی از افراد برگزیده شده بپردازیم و من فکر می‌کنم که این تفاوت جایزه بهاران با سایر جوایز است.   دبیر جایزه شعر بهاران با اشاره به هدف شعر و شاعری گفت: در گذشته بارها گفته‌ام که شعر حسودترین معشوقه دنیاست و این یعنی اگر شاعر شعر را برای جایزه، پول، مقام و یا هرچیز دیگری بخواهد، این معشوقه اندک‌اندک از شاعر خداحافظی می‌کند و از او دور می‌شود. به نظر من شعر وسیله نیست؛ بلکه هدف است و شعر نباید در خدمت جایزه باشد و این جایزه است که باید در مسیر شعر و شاعری حرکت کند. Shahab Darabiyan, [24.02.18 16:22] عبدالملکیان با اشاره به میزان اهمیت جوایز ادبی اظهار کرد: به نظر من جایزه اهمیت چندانی ندارد بلکه جنبه تکمیلی آن مهم است. به همین دلیل ما در این جایزه قرار است برای برگزیدگان دوره‌های مختلف آموزشی برگزار کنیم و سفرهای فرهنگی داشته باشیم. همچنین کتابی از برگزیدگان به صورت مشترک منتشر خواهد شد و بعد از آن روی استعدادهای شعر که کتاب ندارند، کار خواهیم کرد تا به صورت مستقل کتاب منتشر کنند.  وی ادامه داد: ما می‌خواهیم در این جایزه به جنبه‌های حمایتی بپردازیم، نکته بسیار مهمی که در جوایز ادبی ما کم شده است و به شکل کمرنگی دنبال می‌شود. به اعتقاد من مساله اصلی این است که خروجی جوایز ادبی، علمی و کاربردی باشد.  دبیر جایزه شعر بهاران با اشاره به نحوه داوری آثار گفت: با توجه به دوره اول جایزه، با حجم قابل توجهی از آثار روبه‌رو بودیم و بیش از 3000 اثر به دبیرخانه ارسال شد که آثار در سه مرحله بررسی شدند که در مرحله مقدماتی شعرهای ضعیف کنار گذاشته شدند. بعد از این اتفاق 100 نفر به مرحله نهایی رسیدند که آثار این افراد توسط هیات داوران که متشکل از ضیاء‌موحد، احمدی پوری، بهزاد خواجات، اکبر اکسیر و من است نمره داده شد.  وی ادامه داد: اتفاق متفاوت دیگری که در این جایزه با آن روبه‌رو هستیم این است که اسامی 30 نفر نامزد نهایی در مراسم اختتامیه اعلام خواهد شد و این بیانگر آن است که برای ما اول و دومی چندان اهمیتی ندارد و ما به فکر حمایت از این 30 نفر هستیم. با این حال پنج نفر به‌عنوان برنده ویژه و شش نفر به‌عنوان برگزیده معرفی خواهد شد که با لوح تقدیر، تندیس جایزه و مبلغ نقدی از آنها تشکر می‌شود.  عبدالملکیان در توضیح مراسم اختتامیه گفت: مراسم اختتامیه از ساعت 18 تا 20 روز سه‌شنبه هشتم اسفندماه در تالار ناصری خانه هنرمندان برگزار خواهد شد که در این مراسم اعضای هیات داوران و شاعران مطرح کشور حضور خواهند داشت.  این شاعر با اشاره به سطح کیفیت آثار این دوره از جایزه گفت: آثار رسیده هم از نظر کیفی و هم از نظر کمی در سطح بالایی قرار دارند و علاوه بر شاعران جوان، شاعران شناخته شده‌ای که در نشرهایی مثل چشمه، نیماژ، مروارید و سایر نشرهای بزرگ  کتاب چاپ کرده‌اند، نیز در جایزه حضور پیدا کرده‌اند که این اتفاق مبارکی است. عبدالملکیان در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت:‌ خوشحالیم که در نخستین دوره این جایزه، شاعران استخوان‌دار و حرفه‌ای در کنار شاعران مبتدی و جوان در جایزه حضور دارند. در سال اول به بررسی شعر نو (نیمایی، سپید و آزاد) پرداختیم اما این امکان وجود دارد که در سال‌های آینده قالب‌های دیگر را بررسی کنیم.  ابوالفضل بانی نیز در صحبت‌های کوتاهی درباره این جایزه گفت: پنج سال است که ادبیات و شعر دغدغه ماست. بنابراین به این نتیجه رسیدیم که این آثار را در معرض نمایش بگذاریم تا همه متوجه دستاوردهای این چند ساله شوند. همانطور که گفتم ما دغدغه ادبیات داریم و به همین دلیل جایزه برگزار می‌کنیم. این جایزه با سایر جوایز یک تفاوتی دارد و آن این است که این جایزه به تنهایی در موسسه بهاران در حال برگزاری است و از سوی هیچ نهادی کوچک‌ترین حمایتی از آن نمی‌شود. ]]> ادبيات Sat, 24 Feb 2018 11:56:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/258129/شعر-وسیله-نیست-هدف امیرعلی نجومیان اثری از کارلوس فوئنتس را نقد می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258133/امیرعلی-نجومیان-اثری-کارلوس-فوئنتس-نقد-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان «آئورا» نوشته کارلوس فوئنتس در فرهنگسرای اندیشه نقدوبررسی می‌شود. آئورا نوشته کارلوس فوئنتس، رمان‌نویس معروف مکزیکی است که در سال ۱۹۶۲ در مکزیک به انتشار رسید. این اثر، رمان یا به زعم عده‌ای داستان بلندی است از فوئنتس که آن را با نظرگاه دوم شخص مفرد نگاشته است. نظرگاهی که معمول نیست، در حالی که نویسنده به بهترین شکل، داستان را برای خواننده با این چنین نظرگاهی پرداخته است. نشست اندیشه‌نگاری ادبی در رمان «آئورا» با حضور امیرعلی نجومیان به عنوان سخنران و منتقد روز یکشنبه ۶ اسفندماه ساعت ۱۶ در فرهنگسرای اندیشه واقع در خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، بوستان شهید منفرد نیاکی(اندیشه)  برگزار می‌شود.   ]]> ادبيات Sat, 24 Feb 2018 12:48:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/258133/امیرعلی-نجومیان-اثری-کارلوس-فوئنتس-نقد-می-کند