خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين علوم انسانی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Thu, 17 Oct 2019 13:04:12 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Thu, 17 Oct 2019 13:04:12 GMT علوم انسانی 60 قرائت اسطوره‌های یونانی تحت تاثیر اندیشه‌های ارنست کاسیرر http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282180/قرائت-اسطوره-های-یونانی-تحت-تاثیر-اندیشه-های-ارنست-کاسیرر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «انسان و خدایان» نوشته رکس وارنر را می‌توان مجموعه‌ای از زندگی‌نامه‌های خدایان و پهلوانان اسطوره‌ای یونان باستان دانست. در این کتاب که با ترجمه منوچهر پارسایی به فارسی ترجمه شده، داستان زندگی شخصیت‌هایی اسطوره‌ای شناخته شده‌ای نظیر ادیپ، آنتیگون، هرکول، جیسن، مده‌آ در کنار روایت شخصیت‌های کمتر شناخته‌شده‌ای نظیر کادموس، آکتائون، پرسه‌ئیوس، فائتوس و... مکتوب شده است.   در مجموع، تعداد مدخل‌های این کتاب 31 مدخل است و پیش از آن نیز نویسنده پیش‌سخنی برای ورود به کتاب به رشته تحریر در آورده است. نویسنده در این پیش‌سخن برای تاکید بر اهمیت داستان‌های اسطوره‌ای بیان می‌کند که هرگاه بخواهیم باوری انتزاعی را به مردم انتقال دهیم، آن را به صورت داستان و قصه درمی‌آوریم؛ در این صورت، مردم آن را می‌پذیرند و به کار می‌برند.   در باور وارنر قهرمانان اسطوره‌ای، مجموعه‌ای از نیروها و توانمندی‌هایی هستند که انسان عادی از داشتن آنها عاجز است. این قهرمانان نامدار در بسیاری از موارد، جان خود را به خاطر مردم، به خاطر فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی ملتی به مخاطره می‌اندازند تا این معیارها و این انسان‌ها، بری از ستم و دور از استعمار و استثمار به حیات خود ادامه دهند و بدین‌سان حماسه، زاده می‌شود. افسانه‌های قهرمانی، تجسم هنجارهای اجتماعی است و در اصل ریشه استانداردهای فرهنگی یک جامعه را باید در میان همین اسطوره‌ها جست.   ایده‌هایی که نویسنده درباره کارکرد اسطوره‌ها و اهمیت آنها ارائه داده است، به شدت تحت تاثیر ارنست کاسیرر است و می‌توان گفت او بر پایه اندیشه‌های این فیلسوف آلمانی است.   کاسیرر یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان در حوزه اسطوره محسوب می‌شود و در کتاب‌هایی نظیر «اسطوره دولت»، «سرچشمه‌های زبان و اسطوره» و مهم‌تر از همه کتاب «اندیشه اسطوره‌ای» که جلد دوم کتاب شناخته شده او «فلسفه صورت‌های سمبلیک» محسوب می‌شود، به اندیشه‌ورزی فلسفی در حوزه اسطوره پرداخته است.   به اعتقاد کاسیرر ایجاد و رشد اسطوره‌ها با رشد زبان و ذهن انسان مرتبط است. او به این نتیجه رسیده بود که اگر ذهن و زبان، خود را معطوف رشد علم و تکنولوژی نمی‌کردند، احتمالاً اسطوره‌های بیشتری ساخته می‌شدند ولی با ظهور ادیان الهی اسطوره‌ها پایان یافتند.   البته این نگرش کاسیرری که مورد توجه نویسنده این کتاب نیز بوده است، در نیمه دوم قرن بیستم و در نگرش اندیشه‌ورزانی نظیر رولان بارت و اومبرتو اکو مورد تردید قرار گرفت که خارج از بحث این مطلب است.   بر پایه نگرشی کاسیرری، وارنر نویسنده کتاب «انسان و خدایان» معتقد است اسطوره‌های حماسی، تعین اندیشه‌های انسان‌ها هستند که برآمده از کارویژه‌های زبانی آنهاست. به گفته وارنر عرصه مبارزه این قهرمان اسطوره‌ای، صرفاً میدان جنگ با دیوها و شیاطین، غول‌ها و دیوها نیست، آنان گاه مجبورند تا با نیروهای درونی خود هم بجنگند، با گرسنگی، تشنگی، هوس، طمع و... اوج قهرمانی یک پهلوان اسطوره‌ای زمانی بهتر آشکار می‌شود که نیروهای دشمن او قوی‌تر و برتر از تصور باشند و این پهلوان نه تنها به اتکای نیروی بازو و تعقل، بل با یاری و حمایت خدایان به پیروزی رسیده باشد تا بتواند رد پای نسل‌ها و قوم‌ها در تاریخ شود.   اینان همان الگوهای رفتاری و گاه سیاسی قوم و نژاد خودشان می‌شوند، چرا که با زندگی و گاه با مرگ خود ارزش‌های جدیدی را ایجاد می‌کنند، ارزش‌هایی که در جهان نسل‌های آتی، به صورتی ـ حتی به صورت توتم‌ ـ حفظ می‌شوند تا برای فرهنگ‌ها، هدف ایجاد کرده و برای نسل‌ها، مسیر زندگی را مشخص نمایند. از این روی است که ملت‌ها، به قهرمانان خود می‌بالند و آنان را الگوهای رفتاری خود قرار می‌دهند.   هر یک از این اسطوره‌ها دلایل خاص خود را برای از‌جان‌گذشتگی دارند؛ از آشیل که نمادی از خودخواهی و خودشیفتگی است؛ تا گیل‌گمش که خود را فدا می‌سازد تا راز نامیرایی را بیاموزد و انسان را فناپذیر کند؛ تا رستم که همه حیات خود را فدای ملیت می‌کند؛ تا بودا که عرصه مبارزه را از درون خود آغاز می‌کند.   در این نگرش نسبت به اسطوره، مهم‌ترین نقش اسطوره ایجاد یک گذشته باشکوه از مردمی است که با این اسطوره‌ها ارتباط قومی و نژادی دارند. بر این پایه،‌ نویسنده کتاب معتقد است که خواننده هنگام خواندن قصه‌های این کتاب، آنها را برای پرکردن وقت فراغت خود نمی‌خوانند، می‌خوانند تا لذت ببرند و در اندیشه فرو روند که چگونه اجداد ملت‌های مختلف برای بقای نسل کنونی‌شان، چه قصه‌هایی که نساخته‌اند.   باید باور داشته باشیم که چنین داستان‌های هوشمندانه‌ای حاصل ذهن‌های آدم‌های معمولی نیستند، روایت این قصه‌ها را انسان‌های وارسته‌ای که هدف‌های آموزشی و تربیتی داشته‌اند بر عهده گرفته‌اند و درون اینها عشقی پنهان و نمایان زندگی می‌کند که همچنان زنده است و نفس می‌کشد.   بیشتر قصه‌های مجموعه «انسان و خدایان» به دورانی اشاره می‌کند که به لحاظ تاریخی مقارن با پایان دوران مادرسالاری و آغاز پدرسالاری است. در این قصه‌ها در کنار عشق زنان به مردان‌شان، عجوزه‌ها عمدتاً زن هستند؛ زنانی با هیبت‌های عجیب و مخوف؛ انگار اندیشمندان آن دوران دست به کار تبلیغی علیه زنان شکست‌خورده زده‌اند، اگر زنی یا زنانی هم همچنان در قدرت می‌تازند، در محیطی بس دور، مثل آمازون زندگی می‌کنند. این زنان با وجود سلحشوری‌شان هر بار در نبرد با دلاوران مرد شکست می‌خورند و حال آنکه همین زنان در شرق به دوره متفاوت تقسیم می‌شوند: الف) بکارت (دوران معصومیت)، ب) دوران زنانگی (معبودی برای عشق) و ج) عجوزگی (شخصیتی مخوف از زن.)   بر پایه چنین رویکردی، آنچه از مضمون خدایان می‌توان فهمید این است که انسان دوران باستان می‌خواهد به این نتیجه برسد که بهتر است تا جهان از سوی یک نیروی ماوراءالطبیعه اداره شود تا یک انسان فانی و هر گاه که انسانی اقدام می‌کند تا پا جای خدایان بگذارد، نظم هستی را به مخاطره می‌اندازد.   کتاب «انسان و خدایان» سرگرم‌کننده و جذاب است. روایت زیست خدایان و پهلوانان باستانی را به شکلی بیان کرده است که علاوه بر کارآمدی برای محققان (و به ویژه محققانی که رشته یا تمرکز اصلی تحقیقشان اسطوره‌شناسی نیست) به کار خواننده عام هم بیاید. چنین است که به اعتقاد نویسنده، خواننده با خواندن قصه‌های این کتاب به سؤالات زیادی درباره تک‌تک شخصیت‌ها خواهد رسید؛ اینکه چرا پیشگوها عمدتاً شاهان را از فرزندان ذکورشان برحذر داشته‌اند؟ چرا سلاطین برای حفظ تاج و تخت‌شان بیش از همه به نزدیک‌ترین اعضای خانواده‌شاه خیانت کرده‌اند یا چرا این آدم‌ها این همه رب‌النوع ساخته‌اند.   انتشارات سمندر کتاب «انسان و خدایان؛ اسطوره‌های یونان باستان»، نوشته رکس وارنر را با ترجمه منوچهر پارسایی، در سال 1398 با تیراژ 500 نسخه و قیمت 32 هزار تومان در 222 صفحه منتشر کرده است. ]]> علوم انسانی Thu, 17 Oct 2019 07:53:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282180/قرائت-اسطوره-های-یونانی-تحت-تاثیر-اندیشه-های-ارنست-کاسیرر کتیبه‌هایی که دیدگاه رسمی حکومت ساسانی را نشان می‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282095/کتیبه-هایی-دیدگاه-رسمی-حکومت-ساسانی-نشان-می-دهد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتیبه‌های خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی موجود از دوره ساسانی به چند دسته تقسیم می‌شوند. کتیبه‌های سلطنتی یا دولتی که به الفبای پهلوی کتیبه‌ای یا منفصل نوشته شده‌اند. این کتیبه‌ها یا مربوط به شاهان ساسانی است مثل اردشیر اول، شاپور اول، نرسی، شاپور دوم و سوم و یا بزرگان و مقامات دولتی و دینی مثل کتیبه ابنون، کرتیر، مهرنرسی و دیگران. این کتیبه‌ها دیدگاه رسمی حکومت ساسانی را نشان می‌دهد. اما دسته دیگر که مربوط به اواخر دوره ساسانی تا سده‌های پنجم هجری است کتیبه‌های موسوم به کتیبه‌های خصوصی است. این دسته کتیبه‌ها به الفبای پهلوی متصل نوشته شده‌اند و چون مربوط به جامعه ایرانی در دوره ساسانی و دوره اسلامی است اطلاعات بیشتری درباره این جامعه می‌دهد و به دلیل کمبود منابع از اواخر دوره ساسانی و آغاز اسلام در ایران، به‌ویژه تا سده پنجم هجری، می‌تواند اطلاعات تاریخی خوبی از جامعه زرتشتی در اختیار قرار دهد. از عصر ساسانی دو گونه کتیبه موجود است. گونه نخست مشهور به «کتیبه‌های دولتی» یا «سلطنتی» هستند. وجه تمایز این کتیبه‌ها با دوره دوم استفاده از «الفبای کتیبه‌ای منفصل» است. این دسته از کتیبه‌ها یا متعلق به شاهان ساسانی هستند و یا به مقامات درباری تعلق دارد. وجه مشخصه دیگر این کتیبه‌ها در آغاز، سه زبانه بودن (فارسی میانه ساسانی و پهلوی اشکانی و یونانی) آن‌هاست. سه زبانه بودن این کتیبه‌ها حامل پیام سیاسی و تبلیغاتی در اثبات و تأیید حاکمیت سیاسی سلسله تازه است. روایت یونانی، به جهت زبان بین‌المللی اکثریت سوریه و شرق امپراتوری روم و برای «جهانی کردن گفتار شاپور به زبان میانجی آن زمان» است و روایت پهلوی اشکانی، برای جامعه پارتی زبان ایرانی و فارسی میانه ساسانی که زبان رسمی حکومت بود. این سه روایت قابل مقایسه با سه زبانگی کتیبه‌های هخامنشی است. کتیبه‌های دیگر این دوره یا دو زبانه (فارسی میانه ساسانی و پهلوی اشکانی) هستند یا تک زبانه (فارسی میانه ساسانی) دسته دوم، کتیبه‌های اواخر دوره ساسانی و آغاز اسلام در ایران است که به «خط متصل پهلوی یا کتابی» نوشته شده‌اند و مشهور به کتیبه‌های خصوصی هستند. این کتیبه‌های خصوصی متنوع‌اند. یک بخش گورنوشته‌ها هستند که بسیار فراوان و دسته دیگر کتیبه‌های یادبودی را دربرمی‌گیرند. تمامی این کتیبه‌های خصوصی جز دو مورد، به خط متصل کتابی یا تحریری نوشته شده‌اند. آن دو مورد یکی «دو کتیبه شوشتر» است که به الفبای متصل نوشته شده و محتملا باید به دوره ساسانی مربوط باشد و دیگری کتیبه دربند که خط منفصل و متصل در آن با هم آمده است. علاوه بر این منابع کتیبه‌ای در دوره آغازین اسلامی در ایران، برخی کتیبه‌های دیگر نیز به دست آمده است. اهمیت زبان‌شناسی تمامی کتیبه‌های دوره ساسانی و شیوه روایی آن‌ها بحث بسیار مهمی است که باید بیشتر به آن پرداخت. جلد اول کتاب متن و جلد دوم تصویر است. سیروس نصراله‌زاده در کتاب «کتیبه‌های خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی» 122 کتیبه را بررسی و خوانده و به همراه تعلیقات آورده ‌است. شیوه بررسی هر کتیبه مشتمل است بر معرفی مختصر کتیبه، چگونگی پیدایی آن و سابقه پژوهش. سپس حرف‌نویسی، آوانویسی و ترجمه فارسی آورده شده است. متناسب با هر کتیبه تعلیقات زبانی و تاریخی داده شده است. شیوه تقسیم‌بندی کتیبه‌های خصوصی نیز به ترتیب فصل‌هاست. در مجلد دوم عکس‌های کتیبه به طور مفصل آمده ‌است. در جلوی عنوان هر کتیبه شماره صفحه‌های تصویرها آمده است. عناوین اصلی جلد اول در سه فصل است. فصل نخست: تدفین در ایران باستان، گورنوشته‌ها، فصل دوم: کتیبه‌های یادبودی، فصل سوم: کتیبه‌های خصوصی پهلوی ساسانی مسیحیان ایرانی است.  بخش یکم که شامل گورنوشته‌ها می‌شود، بخش مهمی از کتیبه‌های خصوصی گورنوشته‌های جامعه زردشتی است که در ایران، چین و استانبول یافته شده است. این گورنوشته‌ها بر اساس نوع تدفین دین زردشتی است و تنوع کتیبه‌ای بسیاری دارد. در مقدمه این بخش در خصوص تدفین از دوره هندی‌و‌اروپایی تا دین زردشتی دوره ساسانی و دوره اسلامی و نیز تدفین در شاهنامه بحث شده است. قدیمی‌ترین این کتیبه‌ها از اواخر دوره یزدگرد سوم آغاز می‌شود و متاخرترین آنها برج‌ لاجیم در استان مازندران است. بخش دوم کتیبه‌های یادبودی نام داد. این کتیبه‌ها گاه در خصوص وقف چاه یا زمین است و گاه دیدار جامعه زردشتی از جایی مثل هند و یا تعمیر قلعه‌ای در فارس. این نوع کتیبه‌ها در ایران، هند، دربند قفقاز در داغستان یافته شده‌اند. بخش سوم به کتیبه‌های خصوصی مسیحیان ایرانی می‌پردازد. در دوره ساسانی مسیحیت در ایران توسعه بسیاری یافت و حتی حکومت ساسانی توانست نوعی مسیحیت ایرانی به نام نستوری را در ایران در تقابل با مسیحیت ارتودوکس بیزانس شکل دهد. از اینان کتیبه‌هایی به خط و زبان پهلوی ساسانی باقی مانده‌است. یکی از آنها گورنوشته‌ای است که در استانبول امروزی قرار دارد و بخش دیگر کتیبه‌های یادبودی آنهاست که در هند و هرات یافته شده است. «کتیبه‌های خصوصی فارسی میانه ساسانی و پساساسانی» نوشته سیروس نصراله‌زاده است در 500 نسخه از سوی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به چاپ رسیده است.  ]]> علوم انسانی Thu, 17 Oct 2019 06:59:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282095/کتیبه-هایی-دیدگاه-رسمی-حکومت-ساسانی-نشان-می-دهد سی سال از عمرم را به پای این کتاب گذاشتم/ «اقتصاد بادآورده» را طرح کردم و نقد شدم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282077/سی-سال-عمرم-پای-این-کتاب-گذاشتم-اقتصاد-بادآورده-طرح-کردم-نقد-شدم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: دکتر مرتضی فرهادی استاد مردم‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی که از امسال بازنشسته شده است، در پاسخ به این سوال من درباره چند و چون گذران دوران بازنشستگی، با شوقی که در صدایش موج می‌زد گفت از وقتی بازنشسته شده‌ام کارهایم بیشتر شده که کمتر نشده است. آنقدر مطلب برای نوشتن هست که احساس بازنشستگی نمی‌کنم. این مردم‌شناس پیشکسوت که سالیان سال، منادی ایده لزوم تناسب میان توسعه و سنت بوده است، در سال 1398 دو کتاب به اهل پژوهش و علاقه‌مندان به مباحث مرتبط با فرهنگ، توسعه و علوم اجتماعی عرضه کرده است. یکی کتاب «به راه بادیه رفتن؛ نقد علوم اجتماعی و بن‌لادهای آن در ایران» که نشر حبله‌رود سمنان منتشرش کرده و مجموعه‌ای است از مقالات انتقادی فرهادی در باب آموزش و پژوهش در حوزه علوم اجتماعی و مردم‌شناسی و دیگری کتاب دو جلدی «صنعت بر فراز سنت یا در برابر آن؟» با عنوان فرعی «انسان شناسی توسعه نیافتگی و واگیره پیشرفت همه جانبه فراداری و فتوتی در ایران» که به‌نوعی حاصل عمر فرهادی محسوب می‌شود. او در گفت‌وگویی که خواهید خواند بیان کرده که برای نوشتن این کتاب 1200 صفحه‌ای چهارده‌سال از محدوده تهران خارج نشده است و مسافرت و مهمانی و تفریح را فراموش کرده تا بتواند ایده‌هایش را به رشته تحریر درآورد. در این گفت‌وگو به طور مشخص درباره چند و چون نوشته شدن کتاب صنعت در برابر سنت سخن گفته‌ایم.   آقای دکتر کتاب صنعت در برابر سنت چطور شکل گرفت؟ ایده‌اش از کجا آمد و چگونه نوشته شد؟ بعد از بازگشایی دانشگاه‌ها پس از انقلاب فرهنگی در سال 1363، من مامور تدریس مبانی مردم‌شناسی شدم. برای تدریس این درس یکی از سرفصل‌های مدنظرم مبحث فرهنگ و توسعه بود و دوست داشتم فصلی از درس من به این موضوع اختصاص داشته باشد. همین شد که به جست‌وجوی منبعی که بتواند در تدریس این بحث به من یاری برساند پرداختم و هر چه گشتم چیزی نیافتم. بعد از مدتی به خودم گفتم این توقع بی‌جایی است که از غربی‌ها انتظار داشته باشیم سخنی درباره توسعه متناسب با مسائل فرهنگی ما بیان کرده باشند. همین شد که به فکر نوشتن افتادم و نسخه اولیه مبحثی که در نهایت به این کتاب 1200 صفحه‌ای منتهی شد را همان زمان نوشتم. این مبحث ابتدا به صورت یک جزوه درسی ارائه شد که یادم است در آن زمان پنج ریال و مدتی بعد ده ریال قیمت داشت. در سال 1371 همایشی به نام توسعه و فرهنگ برگزار شد که من مقاله‌ای بر مبنای آن مباحث تدوین شده را در آن همایش ارائه دادم. بعدتر فشرده‌ای پانزده صفحه‌ای از آن مقاله در تابستان 1375 در شماره اول فصلنامه پژوهش منتشر شد و پس از آن هم در نشریاتی مانند فصلنامه فرهنگ، روزنامه همشهری و روزنامه کار و کارگر این مبحث دوباره طرح شد. بعد از آن نسخه منقح و مفصل آن به همراه مستندات تازه‌تر، در سال 1393 در فصل‌نامه دانش‌های بومی ایران که در دانشگاه علامه طباطبایی منتشر می‌شود هم ارائه شد. به عبارت دیگر درگیری من با مباحث این کتاب سابقه‌ای بیش از سی ساله دارد و در این میان، برای نوشتن این کتاب من چهارده سال تمام بسیاری از بخش‌های زندگی‌ام را تعطیل کردم تا این کتاب مفصل را تدوین کنم. مسافرت نرفتم، به‌جز دروس موظف هیچ واحد درسی‌ای را قبول نکردم و در عمل خودم را وقف این کتاب کردم.   ایده اصلی‌ای که در کتاب مطرح می‌شود، چنان که از نام کتاب هم مشخص است به نسبت میان صنعت و سنت بازمی‌گردد. این‌که این دو در کنار هم معنا پیدا می‌کنند یا در برابر هم. درباره ریشه‌های این ایده و اینکه از کجا نشات گرفته است می‌توانید کمی برای ما توضیح دهید؟ البته همان‌طور که در کتاب توضیح داده‌ام من در این اثر، صنعت را با تساهل به کار برده‌ام و آن را نمادی از توسعه گرفته‌ام. این انتخاب به این دلیل بوده که به دلیل جناس لفظی میان صنعت و سنت این دو را همواره همراه با هم به کار برده‌اند و معمولاً هم در این ترکیب، صنعت نمادی از توسعه است. در متن کتاب آنچه مدنظرم بوده توسعه است و توسعه و به‌ویژه توسعه پایدار به‌مراتب پردامنه‌تر و پیچیده‌تر از مفهوم صنعت و صنعتی است. ایده نسبت میان سنت و توسعه از زمانی که ما در جنگ‌های ایران و روس گرفتار شدیم و مجبور شدیم به عهدنامه‌هایی مانند ترکمانچای تن بدهیم همراه ما بوده است. من هم مانند هر ایرانی از مدت‌ها پیش ذهنم درگیر این دو گانه بود. دوگانه‌ای که یک سمت آن به جدایی صنعت یا توسعه و سنت رای می‌دهد و اینکه برای توسعه یافتن باید سنت را کنار نهاد و یک سمت آن به توسعه درون‌زا و برآمده از سنت معتقد است. رای من در همه تحقیقاتم و همچنین در این کتاب به این بخش دوم گرایش داشته است.   این دوگانه‌سازی میان صنعت و سنت که شما به چون و چرا در برابر آن می‌پردازید از کجا نشات گرفته است؟ ریشه‌های چنین دوگانه‌ای را به عنوان نمونه می‌توان در ادبیات شرق‌شناسی و همچنین ایده‌هایی که توسط مکتب نوسازی ارائه شده جست‌وجو کرد. چند سده ادبیات شرق‌شناسی به شکل بیشتر توصیفی و غیرمستقیم و از پس از جنگ جهانی دوم به شکل مستقیم و تئـوریزه شـده، فرهنـگ سنتی کشورهای توسعه نیافتـه را به‌عنـوان عامل اصـلی توسـعه‌نیـافتگی، آمـاج حملات مکتب نوسازي قرار داده است اما من از ربع قرن پیش بر پایه تجربیات زیـسته، مطالعات کتابخانه‌ای و به‌ویژه کارهای میدانی و غالبا اکتشافی خـود در ایران بـه نتـایج متفاوتی دست یافته‌ام. تناقضات مکتب نوسازی و پیش‌فرض‌هـای آن بـا واقعیات هم با تـاریخ اروپـا و هـم جـوهره فرهنـگ کـشورهای توسـعه نیافتـه، سربرآوردن کشورهای توسعه‌یافته موج دوم مانند ژاپن ، چـین و هنـد و ... در آسیا تناقض دارد. سر بر آوردن کشورهای موج دوم توسعه که من در همان مقاله ابتدایی‌ای که به این کتاب منتهی شد قدرت گرفتنشان را پیش‌بینی کرده بودم نشان داد که مسائل توسعه‌ای بسیار پیچیده‌تـر و فراتـر از ادعاهـاي ضـدواقعیت و ضدتجربی و تاریخی شرق‌شناسان و مکتب نوسازی و به‌ویژه بخـش متقدم آن است.   رویکرد شما در کتابتان درباره نسبت صنعت و سنت چگونه بوده است؟ من در این کتاب به نقـد طبقـه‌بنـدی شـرق‌شناسـانه از نـوع وبری پرداخته‌ام و نادرستی تقابل سنت و صنعت و فهم برخاسته از آن را به چالش کشیده‌ام و کوشیده‌ام که با مصادیق نقـض‌کننـده و متعـدد نـشان بدهم که برخلاف بدیهی پنداشتن تضاد سنت و صنعت، راه صنعت چه در کشورهاي موج اول صنعتی و به‌ویژه انگلستان و چه در کشورهای صنعتی شده موج دوم از پایگاه، جایگاه و سکوي پرتاب سنت گذشته است. البته طبقه‌بندی جوامع جهان به سنتی و صنعتی در صورتی طبقه‌بندي نامناسب و گمراه کننده‌ای است که تلویحاً و تصریحاً سنت را در برابر صنعت، و سنتی را در برابر صنعتی قرار دهد. اما اگر منظور گذر جوامع سنتی از سنت به صنعت باشد که امری طبیعی و تداومی است و نه تقابلی و خلق‌الساعه که مسئله دیگری است.     گفتید که در مقاله‌ای که بنیان کتاب واقع شد و سال‌ها پیش نوشته شده، اوج گرفتن اقتصاد کشورهایی نظیر ژاپن و چین و هند را پیش‌بینی کرده‌اید. کمی درباره این پیش‌بینی توضیح دهید. من این پیش‌بینی را زمانی ارائه دادم که ایرانی‌ها از توسعه ژاپن فقط توشیبا را می‌شناختند و معتقد بودند توسعه آنها هم ذاتی نیست و تحت تاثیر و به کمک آمریکا گامی کوچک در مسیر توسعه برداشته‌اند. مدتی پیش از سخن من خروشچف گفته بود مائو نمی‌تواند تا صد سال دیگر برای چینی‌ها حتی یک شلوار هم بدوزد. وضع هند که از این هم بدتر بود. به نوعی که همکارانم به من می‌خندیدند و می‌گفتند از بین 124 هزار پیغمبر جرجیس را انتخاب کرده‌ای و هند برای آنها حکم همان جرجیس را داشت. ولی من بر مبنای منطق نظری‌ای که دیدگاهم را بر آن پایه شکل داده بودم پیش‌بینی می‌کردم که موج دوم توسعه در کشورهایی از گونه چین و هند و ژاپن رخ می‌دهد. در آن مقاله اولیه، بخش پیش‌بینی موج دوم توسعه سه صفحه از مقاله را شامل می‌شد اما در کتاب فعلی من حدود چهارصد صفحه از اثر را به سه فصل اختصاص داده‌ام. فصلی درباره ژاپن، فصلی درباره چین و فصلی درباره هند. این فصول در پی پاسخ به این پرسش هستند که آنها چه کرده‌اند و ما در ایران چه می‌کنیم. این البته تنها پیش‌بینی من در کتاب نبوده است. در این کتاب و مقالات مبنائی آن پیش‌بینی‌های زیادی وجود دارد که برخی از آنها به وقوع پیوسته است و برخی دیگر هم که به وقوع نپیوسته امید دارم تحقق پیدا کنند. از اساس پیش‌بینی با روش‌های علمی بخشی جداناپذیر از جامعه‌شناسی است.   البته ضعف در زمینه ارائه پیش‌بینی‌های به موقع یکی از آسیب‌های جامعه‌شناسی در ایران هم هست. بله متاسفانه. یکی از جامعه‌شناسان ما نه تنها مانند بسیاری از همکاران ما نتوانست انقلاب ایران را پیش‌بینی کند حتی مدتها بعد از انقلاب هم می‌گفت ما آخرش نفهمیدیم انقلابی رخ داد یا نه. البته جسارت او در بیان این موضوع قابل ستایش است.   از جمله مباحثی که در کتاب طرح کرده‌اید مقوله اقتصاد بادآورده است. در این زمینه هم توضیح دهید. یکی از مباحثی که من در این تحقیق برای اولین‌بار طرح کردم و حالا به شکل گسترده در حال طرح شدن است، مبحث «اقتصاد بادآورده» است. یکی از عواملی که باعث شده بود ایده من مورد انتقاد همکارانم قرار بگیرد هم همین مبحث بود ولی حالا مشاهده می‌کنم یکی از زیرعنوان‌های این مبحث با نام آزار یا بیماری هلندی در سطوح مختلف و حتی در مناظره‌های مربوط به انتخابات ریاست جمهوری طرح می‌شود. من در ذیل مبحث اقتصاد بادآورده ده آزار اقتصاد ایران را طرح کرده‌ام. آزارهایی مانند تلاش بدون معاش، خوابیدن زیر دکل نفت و غیره. ]]> علوم انسانی Thu, 17 Oct 2019 04:43:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/282077/سی-سال-عمرم-پای-این-کتاب-گذاشتم-اقتصاد-بادآورده-طرح-کردم-نقد-شدم انتشار مجموعه مقالات «تحلیل مصرف رسانه‌ای ایرانیان» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282196/انتشار-مجموعه-مقالات-تحلیل-مصرف-رسانه-ای-ایرانیان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مجموعه مقالات «تحلیل مصرف رسانه‌ای ایرانیان» شامل 10 مقاله علمی بر مبنای تحلیل ثانویه داده‌­های «پیمایش ملی ارزش­‌ها و نگرش­‌های ایرانیان» است که به بررسی وضعیت مصرف رسانه‌­ای و رابطه آن با نگرش‌­ها و کنش‌های اجتماعی-سیاسی میان شهروندان ایرانی می­‌پردازد.   شناسایی نسبت مصرف رسانه‌ای با نگرش‌های اجتماعی، تأثیر مصرف رسانه‌ای بر هویت‌یابی شهروندان، بررسی تغییرات مرجعیت رسانه‌ای در جامعه ایران طی دهه گذشته، بررسی رابطه بین مصرف رسانه‌ای و مشارکت سیاسی شهروندان و بررسی نسبت بین مصرف رسانه‌ای و زندگی روزمره از مهمترین اهداف این مجموعه مقاله است.   عناوین 10 مقاله این مجموعه که با مدیریت خیام عزیزی مهر و نظارت عبدالله بیچرانلو تدوین شده است.   تحلیل مصرف فرهنگی جامعه‌ ایرانی نوشته سید محمد مهدی خوئی، مطالعه‌ رابطه‌ مصرف رسانه‌ای و نگرش‌های سیاسی در بین ایرانیان نوشته مهدی غلامزاده، رژیم مصرف رسانه‌های اجتماعی ایرانیان: تحلیل برآیند نگرش‌های فرهنگی و اجتماعی نوشته مجتبی حاجی‌جعفری، تحلیلی بر تغییر مرجعیت رسانه‌ای نوشته محمد گرامیان، وضعیت مصرف رسانه‌­ای در ایران: از مصرف تا مشارکت رسانه­‌ای نوشته سیاوش قلی­پور  و علیرضا مرادی از جمله مقالات این مجموعه است.   اثرات رسانه‌ای و جامعه: یک مطالعه میدانی روی جامعه ایران نوشته خیام عزیزی مهر و احسان شاه قاسمی، بررسی رابطه‌ مصرف رسانه‌ای و هویت در ایرانیان نوشته علیرضا عبداللهی‌نژاد و سعید محمدی، مصرف رسانه‌­ای و مجازی شدن زندگی روزمره: از پاشایی تا پلاسکو نوشته عباس خورشیدنام، آسیب‌شناسی جریان اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی، بررسی ساده‌پذیری و به اشتراک‌گذاری مطالب نامعتبر نوشته شاهو صبّار و محمدرضا سعیدآبادی، فرهنگ شهرت در ایران: پژوهشی بر روی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان نوشته احسان شاه قاسمی از دیگر مقالات تشکیل‌دهنده این مجموعه مقالات است.   این مجموعه پس از ویرایش و آماده‌سازی از سوی انتشارات پژوهشگاه در قالب کتاب منتشر خواهد شد. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 12:00:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282196/انتشار-مجموعه-مقالات-تحلیل-مصرف-رسانه-ای-ایرانیان نخستین همایش ملی تخصصی فلسفه و اخلاق نقد برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282132/نخستین-همایش-ملی-تخصصی-فلسفه-اخلاق-نقد-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت مجمع فلاسفه ایران، اولین همایش ملی تخصصی فلسفه و اخلاق نقد برگزار می‌شود.   حلقه انتقادی مجمع فلاسفه ایران در راستای ایفای رسالت خویش برای اعتلای خردورزی و تفکر فلسفی و انتقادی آزاد و امکان گسترش نگرش کاربردی به آن اولین همایش ملی و تخصصی فلسفه و اخلاق نقد را در روزهای دوم و سوم اردیبهشت ماه ۱۳۹۹ برگزار می‌کند.   محورهای همایش به قرار زیر است:   الف) مفهوم شناسی و مبانی فلسفه و اخلاق نقد (معناشناسی نقد، چیستی فلسفه نقد، چرایی و چگونگی نقد، اهداف نظری و عملی نقد، چیستی اخلاق نقد، ضرورت اخلاق نقد)   ب) روش‌شناسی و ویژگی‌های فلسفه و اخلاق نقد (نظریات و روش‌های مطرح در باب فلسفه و اخلاق نقد، رویکردهای علت محور و دلیل محور، لوازم نظری و عملی فلسفه و اخلاق نقد، سطوح و دسته بندی‌ها و معیارهای فرآیند نقد اندیشه‌ها، رابطه نقد و آزادی بیان، رابطه نقد و گفتگو، رابطه نقد و تخریب، معیارهای کلی اخلاق نقد، حوزه‌های دین، فلسفه، سیاست، فرهنگ، هنر، اجتماع، اقتصاد و...   ج) وضعیت‌شناسی فلسفه و اخلاق نقد در ایران و جهان معاصر (آسیب شناسی وضعیت فلسفه و اخلاق نقد در ایران و جهان معاصر، نتایج کاربردی گسترش فرهنگ اخلاق نقد در جامعه امروز)   عوامل مؤثر بر اخلاق نقد در ایران و دیگر موضوعات مربوط به فلسفه و اخلاق نقد که دارای جنبه کاربردی هستند.   از محققان، اساتید و دانشجویان علاقه مند دعوت می شود چکیده مقاله علمی خود را به نشانی h.entegadi@gmail.com ارسال کنند.   حداقل تعداد ۷ مقاله برتر و برگزیده، پاداش نقدی دریافت می‌کنند. مقالات برگزیده در کتاب ویژه مجموعه مقالات همایش به چاپ خواهد رسید. مهلت ارسال چکیده مقالات ۳۰ آبان ۱۳۹۹ است.   مکان همایش نیز تهران، خیابان کارگر جنوبی، پایین‌تر از جمهوری، کوچه آیرم، پلاک ۱۳ است. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 08:38:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282132/نخستین-همایش-ملی-تخصصی-فلسفه-اخلاق-نقد-برگزار-می-شود اهمیت نسخه‌های خطی سفرنامه‌های سیاحان ایتالیایی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282117/اهمیت-نسخه-های-خطی-سفرنامه-های-سیاحان-ایتالیایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «شب سیاحان ایتالیایی در ایران» در ادامه سلسله نشست‌های بخارا، با حضور جوزپه پرونه- سفیر ایتالیا در تهران و با همکاری موزه کتاب و میراث مستند کتابخانه ملی ایران برگزار ‌شد.   در این نشست جوزپه پرونه با بیان اینکه نسخ خطی به جا مانده از سفرهای سیاحان ایتالیایی نشانگر تاریخ دیرینه همکاری کشور ایتالیا با ایران است، گفت: نسخ خطی برجای مانده متعلق به قرون 15، 16 و 17 میلادی هستند که دربرگیرنده بستر تاریخی بوده و ما را از غنای تاریخی موجود در آن بهره مند می‌سازد.   پرونه تصریح کرد: این نسخ نشانه ای از دورانی بدون رسانه های ارتباط جمعی و شبکه‌های تارنما هستند. در این دوران سیاحان مشاهدات خود را به خاطر سپرده و از رشته قلم آنها نسخ خطی جاری و به نسل‌های آینده منتقل شدند.   سفیر ایتالیا در ایران تجربیات نسل‌ها را حاصل این تبادل اطلاعات دانسته و ادامه داد: از طریق تبادل اطلاعات و دیدگاه ها بین کشورها است که میل شناخت و حس قرابت و نزدیکی به وجود می‌آید.   وی سفرنامه مارکوپولو را از جمله شاخص ترین سفرنامه های موجود دانست که شامل تجربیات و گزارش‌های سفرای وقت ونیز و اقدامات در زمینه تبادلات اجتماعی و دیپلماتیک است.   جوزپه در ادامه گفت: کشور ایتالیا همواره در شرایط دشوار در کنار ایران بوده است و در آینده نیز همین راه را طی خواهد کرد و هدف غایی ما بهره جستن از توشه تجربیات گذشتگان و ایجاد آینده‌ای روشن و دوستی غنی‌تر و منسجم‌تر با کشور ایران است.   در ادامه این نشست ایمان منسوب بصیری استاد دانشگاه تهران به بررسی واژگان فارسی راهیافته به زبان ایتالیایی و شیوه راهیابی آن پرداخت و منشا آن را داد و ستد و سفرهای جهان گردان ایتالیایی ذکر کرد.   در ادامه محمد بهفروزی ضمن تشریح سفرنامه و چگونگی ترجمه آن گفت: سفرنامه سیاح معروف ایتالیایی به نام پیترو دلاواله در چهار قسمت نوشته شده است که هر بخش شامل 9 نامه می‌شود.   بهفروزی که مترجم سفرنامه پیترو دلاواله است درباره نگارش این سفرنامه از سیاح ایتالیایی تصریح کرد: نویسنده با رندی کامل از قانون انتصاب به 9 الهه تبعیت کرده و بر همین اساس هربخش از این کتاب را به 9 نامه اختصاص داده است.   وی یادآور شد: این کتاب به سرعت در رم به چاپ رسید و در سال‌های 1630 و 1640 میلادی در فرانسه چاپ و در آن زمان به تمام زبان‌های دنیا ترجمه شد.   این مترجم با بیان اینکه ترجمه فارسی این اثر سالها طول کشید، تصریح کرد: 50 سال پیش یک بخش از این کتاب به همت شجاع الدین شفا ترجمه شد و یک قسمت از آن (سه چهارم آن) به چاپ رسید.   وی درباره چگونگی ترجمه کامل این سفرنامه توسط خود، گفت: من در ابتدا درصدد بودم که فقط قسمت مربوط به ایران را به طور کامل ترجمه کنم اما در نهایت تصمیم گرفتم که تمام این کتاب را ترجمه کنم چراکه به نظر من نباید به سادگی از کنار چنین اثری گذشت.   وی همچنین به مشکلات و محدودیت‌های پیش روی ترجمه این کتاب اشاره کرد و افزود: سیاح ایتالیاتی بر اساس این سفرنامه به تمام  نقاط ایران سفر کرده است و چنان قلم شیوا و روانی داشته که یک نقاش هندی فقط با خواندن شرح او از تخت جمشید تابلوی این مجموعه باستانی را ترسیم کرده است.   بهفروزی زمان صرف شده برای ترجمه این کتاب را حدود دو سال عنوان کرد و گفت: چاپ جدید این سفرنامه در سه جلد منتشر خواهد شد.   همچنین بهرام پروین گنابادی در این باره گفت: این سفرنامه بهترین منبع برای شناخت خود و شناخت غربی و گفت و گویی که آنها در سفرنامه خود با ما دارند بوده و از این حیث حائز اهمیت است.   وی با بیان اینکه ونیزی‌ها معمولا سفرهای فراوانی به ایران داشتند، گفت: سفرنامه های موجود غالبا توسط سفیران ونیزی که به ایران سفر کرده بودند نوشته شد.   به گفته وی؛ در مجموعه سفرنامه‌های ونیزی تعصبات مذهبی، نژادی و خودبرتر بینی در خصوص ایرانیان دیده نمی‌شود به طوری که می‌توان گفت ویژگی اصلی سفرنامه‌های ایتالیایی تعادل است.   در حاشیه این مراسم، از نمایشگاه کتاب‎ها و اسناد سیاحان ایتالیایی که در مخازن سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران موجود است بازدید شد.   بر اساس این گزارش، پیترو دلاواله یک جهانگرد ایتالیایی بود که در سال 1027ق به ایران آمد و مدت شش سال در ایران بود. او در طی اقامت و سفر خویش نامه‌هایی را به یکی از دوستانش در ناپل می‌فرستد که مجموعه این نامه‌ها بعدا توسط خود وی تنظیم شده و به صورت کتابی در آمد. بخشی از این کتاب در سال 1348 به وسیله شجاع‌الدین شفا ترجمه و انتشار یافت اما گویا حتی همه آن چه مربوط به ایران بوده نیز نشر نیافته بود، بنابر این در سال 1380 محمود بهفروزی کل کتاب را ترجمه و تحت عنوان «سفرنامه پیترو دلاواله انتشار داد.   یکی از مشخصات این سفرنامه آن است که به آداب و رسوم مذهبی و نیز ملی ایرانی توجه زیادی نشان داده و آن ها را به شکل مفصل توصیف کرده است. ماجرای قربانی کردن شتر در اصفهان در روز عید قربان، برگزاری مراسم محرم و آداب و رسومی از این دست در سفرنامه وی بسیار مورد توجه قرار گرفته‌اند. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 08:13:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282117/اهمیت-نسخه-های-خطی-سفرنامه-های-سیاحان-ایتالیایی نظریه‌های فلسفی حاکم بر جامعه از آغاز تا پایان عصر صفوی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282159/نظریه-های-فلسفی-حاکم-جامعه-آغاز-پایان-عصر-صفوی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «حکمت ایرانی در معماری اسلامی؛ از آغاز تا پایان عصر صفوی» نوشته فرزانه فرشیدنیک، استادیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات از سوی انتشارات پژوهشگاه منتشر شد.   بررسی زیربنای فکری تغییرات معماری ایرانی-اسلامی و جستجوی ریشه‌های آن در جهان­‌بینی و نظریه‌های فلسفی حاکم بر جامعه، در دوره‌‌های مختلف پس از اسلام تا پایان عصر صفوی هدف این کتاب است.   این کتاب تلاش می‌کند تا گوشه­‌ای از تأثیر حکمت و اندیشه بر معماری اسلامیِ ایران به‌­ویژه در عصر صفوی را بررسی کند. بدین­‌منظور، پس از مرور مختصر دوره‌‌های مختلف پس از اسلام، عصر صفوی، به‌عنوان نقطه اوج حیات فکری اسلامی و شیعی بررسی و تحلیل شده است تا از این طریق، چگونگیِ تجلی حکمت در هنر اسلامیِ ایران آشکار شود؛ بنابراین، ابتدا سیر اندیشه اسلامی از صدر اسلام تا پایان دوره مغول به ­اجمال معرفی و ویژگی‌­های شاخص دوره‌­های مختلف حیات فکری ایرانی‌ـ‌اسلامی و تأثیر آن بر معماری تبیین شده است.   پس از آن از مکتب فکری اصفهان با شرح بیشتر سخن گفته شده تا امکان معرفی ویژگی‌­های شاخص معماری این دوره فراهم­ آید. پژوهشگر این اثر با بیان اینکه عصر صفوی، از زبان زیباشناختی منحصربه‌فردی برخوردار است که به ‌شکل‌­گیری یکی از درخشان­‌ترین دوره­‌های هنر و معماری ایرانی منجر شده و یکی از نمونه­‌های شاخص در نمایش ارتباط تنگاتنگ میانِ هنر و مکاتبِ فلسفی و عرفانی است، از اصفهانِ عصر صفوی، به‌‌عنوان نمونه­‌ای شاخص در زمینه ارتباط تنگاتنگ میان معماری و مکتب متعالی اسلام و الگویی منسجم از شهر اسلامی، یاد می‌کند.   این کتاب در قالب دو فصل تنظیم شده است: در فصل اول، مبانی فکری و فلسفی در ایران پس از اسلام تا پایان دوره مغول (در چهار دوره شامل سده­‌های نخست، قرن سوم و چهارم، قرون پنجم و ششم و دوران ایلخانان و تیموریان) معرفی و سپس تعدادی از بناهای شاخص مربوط به هر دوره بررسی شده تا چگونگی ارتباط میان اندیشه اسلامی با ساختار معماری و شهرسازی در هر یک از این دوره‌­ها آشکار شود.   فصل دوم نیز به بررسی بازتاب مکتب فلسفی اصفهان در معماری و شهرسازی عصر صفوی اختصاص یافته است. در این فصل، با توجه به اوج تعالی اندیشه شیعی در عصر صفوی، نخست تأثیر تشیع بر شکل­‌گیری مکتب فلسفی اصفهان بررسی­ شده است و سپس با بررسی مشروح­ اندیشه در عصر صفوی و شناخت شاخصه­‌های فلسفی در این دوره، ویژگی‌های مکتب فلسفی اصفهان و جایگاه ویژه اندیشمندان عصر صفوی و به‌ویژه شیخ بهایی، میرداماد و ملاصدرا در مبانی اندیشه عصر صفوی معرفی شده است. پس از آن ویژگی­‌های شاخص معماری و معیارهای شهرسازیِ سبک اصفهان بررسی شده تا انطباق ساختار معماری و شهرسازی عصر صفویه با هستی­‌شناسی آن عصر آشکار شود.   کتاب «حکمت ایرانی در معماری اسلامی؛ از آغاز تا پایان عصر صفوی» در ۲۰۲ صفحه و با بهای ۲۵ هزار تومان وارد بازار نشر شده است. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 07:38:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282159/نظریه-های-فلسفی-حاکم-جامعه-آغاز-پایان-عصر-صفوی نقد و بررسی کتاب «ایده آموزش عالی» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282157/نقد-بررسی-کتاب-ایده-آموزش-عالی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هشتمین نشست از سلسله نشست‌های «فرهنگ و دانشگاه» به معرفی و بررسی کتاب «ایده آموزش عالی» اختصاص دارد. حسین مصباحیان، رضا ماحوزی، میثم سفیدخوش و احسان اکرادی (مترجم اثر) در این نشست که روز دوشنبه بیست‌نهم مهرماه ساعت ۱۶ تا ۱۸ در سرای کتاب برگزار می‌شود، سخنرانی می‌کنند.   علاقه‌مندان برای حضور در جلسه به خیایان انقلاب، بین فلسطین و برادران مظفرريال پلاک ۱۰۸۰، طبقه منفی ۲ مراجعه کنند. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 07:37:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282157/نقد-بررسی-کتاب-ایده-آموزش-عالی گفت‌وگویی درباره‌ متافیزیک زمان در شهر کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282150/گفت-وگویی-درباره-متافیزیک-زمان-شهر-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «گفت‌وگویی درباره‌ی متافیزیک زمان» نوشته‌ برادلی داودن با ترجمه‌ حسن امیری‌آرا به تازگی از سوی نشر کرگدن منتشر شده است. این کتاب در قالب گفت‌وگوهای خیالی می‌کوشد بخشی از مهم‌ترین مسائل فلسفی و متافیزیکی مرتبط با مفهوم «زمان» را تشریح و خواننده را از برخی تلاش‌های فلاسفه و دانشمندان متقدم و متأخر برای حل این مساله آگاه کند.   نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه سی‌ام مهر ساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی کتاب «گفت‌وگویی درباره‌ی متافیزیک زمان» اختصاص دارد که با حضور دکتر حامد بیکران‌بهشت، دکتر ابوتراب یغمایی و دکتر حسن امیری‌آرا در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 06:50:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282150/گفت-وگویی-درباره-متافیزیک-زمان-شهر-کتاب ششمین همایش دانشجویی فلسفه در ایران اعلام فراخوان داد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282129/ششمین-همایش-دانشجویی-فلسفه-ایران-اعلام-فراخوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت گروه و انجمن علمی دانشجویی فلسفه دانشگاه تربیت مدرس ششمین همایش دانشجویی فلسفه در ایران ۲۰ آذرماه برگزار می‌شود.   در فراخوان این همایش آمده است: دانشجویان و علاقه مندان به فلسفه در رشته‎ها، گرایش‎ها و مقاطع مختلف می توانند مقالات خود را به منظور ارزیابی به ایمیل همایش ارسال کنند.   در همایش امسال علاوه بر دانشجویان فلسفه از دانشجویان سایر رشته‎هایی که به‎نحوی پژوهش آنها به فلسفه مربوط می‎شود استقبال می‎کنیم. همچنین بنا داریم به مناسبت چهارصدمین سال درگذشت میرداماد در بخشی ویژه به بزرگداشت او بپردازیم.   مهلت ارسال مقالات ۳۰ آبان ۱۳۹۸ و غیرقابل تمدید است. زمان اعلام نتایج نیز ۱۰ آذر ۱۳۹۸ است.   ساختار مقاله‌ها به این شکل است:   ۱) حجم مقاله بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ کلمه باشد (شامل منابع/ارجاعات/...). ۲) در ابتدای مقاله عنوان، مشخصات مؤلف(ان) ذکر شود (مشخصات شامل نام، ایمیل، شماره تماس، مقطع یا آخرین مدرک تحصیلی و دانشگاه). ۳) مقاله باید حاوی چکیده‌ای حداکثر ۱۰۰ کلمه‎ای باشد. ۴) همایش محدودیت موضوعی ندارد. ۵) مؤلف (ان) باید مقاله خود را مطابق با شیوه نامه ارجاع مندرج در سایت jphil.ir یا کانال تلگرامی @tmuphil تنظیم کند (مقالاتی که مطابق با شیوه نامه مزبور نباشد عودت می‌شود). ۶) فایل مقاله منحصرا در فرمت WORD و با قلم B Lotus و در اندازۀ ۱۴ ارسال شود. ۷) مقالات به دو زبان فارسی و انگلیسی پذیرفته می‎شود.   ارائه مقاله برای اعضای هیئت علمی و فارغ التحصیلان دکتری مجاز نیست. برای آشنایی با ساختار مقاله مطلوب می‎توانید مجموعه مقالات ادوار قبل را از صفحه همایش در سایت مجله فلسفه www.jphil.ir دریافت کنید.   ایمیل دبیرخانه همایش: spc.tmu@gmail.com ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 06:33:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282129/ششمین-همایش-دانشجویی-فلسفه-ایران-اعلام-فراخوان نشست نسبت منطق و معرفت برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282127/نشست-نسبت-منطق-معرفت-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست «نسبت منطق و معرفت» با سخنرانی غلامرضا ذکیانی ۲۸ مهرماه در دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار می‌شود.   به همت انجمن علمی ـ دانشجویی فلسفه و همکاری کارگروه منطق گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی، نشست نسبت منطق و معرفت با سخنرانی غلامرضا ذکیانی عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی برگزار می‌شود.   این نشست ۲۸ مهرماه از ساعت ۱۳ در دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی واقع در بزرگراه شهید چمران، پل مدیریت، خیابان علامه جنوبی، طبقه سوم، سالن سرای سخن برپا می‌شود. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 06:13:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282127/نشست-نسبت-منطق-معرفت-برگزار-می-شود کتابی برای تقویت روح جمعی و مقابله با فردگرایی منفی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282075/کتابی-تقویت-روح-جمعی-مقابله-فردگرایی-منفی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «مسائل اجتماعی در ایران» با زیر عنوان هشت پرسش جامعه‌شناختی جامعه ایرانی نوشته طاها عشایری و فاطمه نامیان به خواننده نشان می‌دهد مسائل اجتماعی چیست، چگونه در فرآیند تاریخی شکل و ظهور یافته و چه راه‌حل‌هایی دارد. این کتاب همه مسائلی را مطرح می‌کند که دغدغه تمامی کسانی است که برای آینده اجتماعی جامعه ایرانی اهمیت قائل‌‌اند. وقایع اجتماعی، حوادث، وقوع اتفاقات منفی، بازگوکننده و انعکاس‌دهنده رواج فردگرایی، کاهش نوع‌دوستی، رواج بی‌تفاوتی اجتماعی، عبور از قانون و سایر مسائلی است که جامعه‌شناسان، مدیران و سیاست‌مداران را به کنکاش وامی‌دارد تا سیاست‌گذاری اجتماعی ـ فرهنگی متناسب برای آینده‌ای متعادل‌تر ایجاد کند و دغدغه و تلاش‌های جامعه‌شناسان را بیشتر کانون توجه برای ایجاد جامعه عاری از مسائل اجتماعی قرار دهند. درواقع کتاب ضمن رجوع به آثار منتشر شده درباره مسائل اجتماعی ایران و الگو گرفتن از آن‌ها، سعی کرده، رویکرد جدیدی در باب مسائل اجتماعی داشته باشد و به مهمترین چالش‌های اجتماعی کشور که دغدغه امروز و فردای ما را تشکیل می‌دهد و به دلسوزانی که برای آن‌ها، نسل آتی مهم است و به جامعه ایرانی و تبدیل آن به جامعه عاری از مسئله اجتماعی علاقه‌مند هستند، توجه کرده است.  نویسندگان در مقدمه کتاب تاکید می‌کنند که کتاب «مسائل اجتماعی در ایران» خود را متعهد به بازگویی و شناسایی و حل مسائل اجتماعی مهم ایران می‌داند و با طرح هشت پرسش اساسی درباره اوضاع کلی جامعه ایرانی، اهمیت جامعه‌شناسی را در پاسخ، تبیین و تحلیل آن‌ها بازگو می‌کند.  آن‌ها همچنین توضیح می‌دهند که کتاب با این امید نوشته شده که با شناخت عمیق مسائل اجتماعی، روح جمعی را تقویت کند تا دربرابر فردگرایی منفی مقاومت کنیم. در مقابل تحریم‌ها مقاوم باشیم، نوع‌نگر و نوع‌دوست و جمع‌گرا باشیم. از احتکار کالاها دست برداریم و به طبقات پایین جامعه بیشتر بیندیشیم.  بر همین اساس کتاب حاضر در دو بخش و ده فصل آماده شده و از نگاه به پاردایم‌ کارکردگرایی ـ ساختاری، تضاد و کنش متقابل نمادین مسائل اجتماعی کلان از قبیل آنومی اجتماعی در جامعه درحال گذار، بی‌تفاوتی اجتماعی و ساختار سیاسی را بررسی کرده و نهایتا به ریشه‌شناسی فساد و آسیب‌های اجتماعی مثل مواد مخدر و شکنندگی بینیان خانواده و خودکشی و خشونت علیه زنان می‌پردازد. در فصل آخر نیز نگاهی دارد به آینده پژوهشی جامعه‌شناسی و مسائل اجتماعی ایران. کتاب «مسائل اجتماعی در ایران» با زیر عنوان هشت پرسش جامعه‌شناختی جامعه ایرانی نوشته طاها عشایری و فاطمه نامیان در ۵۱۳ صفحه، شمارگان ۲۰۰ نسخه و به قیمت ۷۸۰۰۰ تومان از سوی انتشارات جامعه‌شناسان منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 05:36:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/282075/کتابی-تقویت-روح-جمعی-مقابله-فردگرایی-منفی مثلث دانشی که محدث را دلبسته تصحیح کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281891/مثلث-دانشی-محدث-دلبسته-تصحیح خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: میرهاشم محدث در سال 1331 در محله پاچنار تهران در خاندانی علمی به دنیا آمد. وی سال‌ها ریاست کتابخانه موسسه لغت‌نامه دهخدا را به عهده داشت و در سال 1391 با رتبه استادیاری دانشگاه تهران بازنشسته شد. محدوده کارهای محدث، تصحیح متون خطی تاریخی ایران (پس از اسلام) و تصحیح متون طبی و طبیعی است و تاکنون بیش از پنجاه و هفت جلد کتاب تصحیح و چاپ کرده است که از آن جمله می‌توان به مطرح الانظار فی تراجم اطباء الاعصار و فلاسفه الامصار، طیب و بایسته‌های اخلاقی درع‌الصحه خواص الحیوان (ترجمه حیاه الحیوان دمیری، با همکاری دکتر یوسف بیگ باباپور صیدیه حمیات (تب‌ها) و چند کتاب دیگر اشاره کرد. پدرش مرحوم دکتر میرجلال‌الدین محدث ارموی، استاد دانشکده‌های الهیات و ادبیات دانشگاه تهران از بزرگترین مصححان ایران بود که در طول نزدیک به چهار دهه، آثار ارزشمندی چون «الغارات»، «النقص»، «الایضاح»، «شرح دعای ندبه» و بسیاری دیگر از متون عربی و فارسی را به جویندگان معارف اهل بیت (ع) عرضه کرد، از این رو یکی از تالارهای بخش ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی سازمان اسناد و کتابخانه ملی به پاس نکوداشت یاد «محدث اُرمَوی» به نام وی نامگذاری و از آن پرده‌برداری شده است. دایی‌های وی نیز جلال و شمس آل احمد اهل تحقیق و علم بودند و دایی مادربزرگش مرحوم شیخ آقا بزرگ طهرانی مولف الدریعه بزرگترین کتابنامه شیعه است. کسانی که با نامتان آشنا هستند شناخت نسبی از شما دارند، لطفا در گام نخست و برای آغاز مصاحبه خودتان را معرفی کنید. سال 1331 در خانواده روحانی و فرهنگی به دنیا آمدم. پدرم اهل ارومیه و پدرش فئودال و زمین‌دار بوده و برای این‌که از آن زندگی فئودالی فرار کند به مشهد رفته و پناه به امام رضا (ع) برده است. آقای نوراللهیان که نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در کتابخانه ملی بود یک روز از من خواست که خاطره‌ای که از پدرم به یاد دارم برای آن‌ها نقل کنم. خاطره این بود که در سال 1300 که نه پست و تلفن و نه بانکی بود و تا مسافری از ارومیه به تهران و مشهد بیاید ماه‌ها طول می‌کشید. پدرم می‌گفت در مشهد زندگی را به سختی می‌گذراندم و چندین روز بود غذا نخورده بودم، به حرم امام رضا(ع) رفتم و گفتم اکنون که به شما پناه آوردم این‌گونه از مهمان پذیرایی می‌کنید. پدرم گفت داشتم از حرم بیرون می‌آمدم که شخصی قد بلند من را صدا زد و گفت آقا این بسته را به شما دادند، بسته‌ای دستمال‌پیچ به من داد و تا کفش‌هایم را تحویل بگیرم دیگر آن شخص را ندیدم. وقتی به حجره برگشتم دستمال را باز کردم، پول زیادی درون دستمال بود و تا روزی که در مشهد بودم یکی از پولدارترین طلبه‌ها در مشهد بودم. پدرم تا زمان به توپ بستن مسجد گوهرشاد توسط رضاشاه به تهران آمد و می‌خواست برای فراگیری علم و ادامه تحصیل به نجف برود که منصرف شد و در تهران ازدواج کرد و ماندگار شد. میر جلال‌الدین محدث ارموی در کنار جلال آل احمد و حجت‌الاسلام سید علی آل احمد برادرزاده جلال در مجلس عروسی مهدی آل احمد خواهرزاده جلال آل احمد پدرتان حوزه را تا چه مقطعی ادامه می‌دهد؟ پدرم تحصیلات مقدماتی را در ارومیه فرا گرفت سپس به مشهد رفت و در سال ۱۳۲۰ خورشیدی به تهران آمد و در کتابخانه ملی به خدمت مشغول شد. در سال ۱۳۳۵ به تدریس در دانشکده الهیات پرداخت که تا سال ۱۳۴۷ خورشیدی ادامه داشت. یکی از استادان او علامه سید حسین عرب باغی به او لقب محدث ارموی داد. وی تا آخرین روز عمرش به تألیف و تحقیق متون کهن اشتغال داشت. او داماد سید احمد طالقانی یعنی شوهر خواهر جلال آل‌احمد بود. چه اتفاقی می‌افتد که پدرتان به تهران می‌آید؟ در دوره‌ای که مسجد گوهرشاد را به توپ می‌بندد در مشهد چند روزی او را دستگیر می‌کنند و بعد متوجه می‌شوند که در زمان وقوع واقعه گوهرشاد در حجره بوده و وی را آزاد کردند. وی سپس به تهران می‌آید و تا سال 1348 در دانشگاه بود و سپس بازنشسته شد. وی به دعوت آقای فروزانفر به دانشگاه دعوت شد برای تدریس اما او کتابخانه ملی را استراحتگاه خوبی می‌دانست و با بزرگانی مانند سید نصرالله تقوی، محیط‌طباطبایی و سعید نفیسی همنشین بود و چون در بخش خطی کتابخانه بود تعداد بیشماری از بزرگان به کتابخانه نزد او می‌آمدند. اما اختلافی که با دکتر بیانی رئیس کتابخانه پیدا کرد باعث شد دعوت فروزانفر را برای تدریس در دانشگاه بپذیرد و به دانشکده الهیات بیاید. پدرم فکر می‌کرد از برخی چیزها رها شده اما این‌گونه نبود بلکه از چاله درآمد و به چاه افتاد. تا سال 1348 و 10 سال باقی مانده عمرش فقط و فقط تصحیح می‌کرد. پدرتان هم‌دوره چه کسانی بود؟ وی هم دوره آقای شهابی، ذبیح‌الله صفا، عبدالحمید بدیع‌الزمان کردستانی، فروزانفر و... بود آیا پدرتان با خانواده این افراد نیز رفت و آمد داشت؟ خیر. پدرم فردی منزوی بود و از دوستان نزدیکش می‌توان به اقبال آشتیانی، سید جمال اخوی، عبدالحمید بدیع‌الزمان کردستانی اشاره کرد و خیلی با رفیق‌هایش ارتباط زیادی نداشت. رابطه پدرتان با جلال آل احمد چگونه بود؟ رابطه پدرم با جلال آل احمد بسیار خوب بود. جلال و شمس از آن توده‌ای‌های صدر درصد بودند ولی هیچ‌گاه در عرض این‌ سالیان یاد ندارم که به خانه ما بیایند و به پدر ما حرفی بزنند و او را به حزب توده دعوت کنند غیر از احترام و حرمت بین این دو چیز دیگری نبود. شمس دایی کوچک ما مقاله‌ای با عنوان «در کنار فرات» در زمان فوت پدرم نوشت و تلفن کرد که مقاله را در جایی چاپ کن. بزرگداشتی در کتابخانه مجلس برای پدرم گرفتند و این مقاله در آن مراسم به چاپ رسید. شمس می‌گفت وقتی محدث به خواستگاری خواهر ما آمد از تیپ و رفتارش خوشم نیامد تا اینکه محدث کلیه راستش را عمل جراحی کرد و من آن زمان یکساله بودم. شمس گفت بچه‌های محدث کوچک بودند و من شب‌ها بیمارستان نزد وی می‌خوابیدم و بعد از این‌که خوب شد، به دیدنش رفتم خواست جبران محبت‌هایم را بکند یک دوره کتاب تفسیر قرآن (گازر جرجانی) به من داد. من نمی‌دانستم که کتاب قرآن تفسیر به این بزرگی داشته باشد. شمس در این مقاله نوشته بود ما سرگرم مبارزات حزب توده بودیم می‌دیدیم که اطراف محدث پر از نسخه‌های خطی است. اکنون می‌بینم که محدث موفق بود و من بازنده. آدمی که در سن 75 سالگی چنین اعترافی بکند بسیار مهم است، پدرم مثل من از صبح که از خواب بیدار می‌شوم سرگرم کار تصحیح بود تا شب. تصویری از جلال به یاد دارید؟ وقتی جلال‌آل احمد فوت کردند شما چندساله بودید؟ تصویر جلال‌آل احمد بسیار جلوی خاطرم است و با خانم دانشور بیشتر در ارتباط بودم. وقتی جلال فوت کرد من 18 ساله بودم.   شما به نوعی در مسیر پدرتان حرکت کرده‌اید و اهل علم و تحقیق هستید. دیگر اعضای خانواده شما هم در همین مسیر حرکت کردند؟ 6 برادر و دو تا خواهر دارم. مادرم اهل طالقان بود و شیخ آقا بزرگ طهرانی دایی مادربزرگم است. پدرم هم بر این باور بود که من ادبیات و الهیات خواندم و دایی‌هایتان که از شهرت بالایی برخودارند همین رشته را خواندند و هر سه داریم از گرسنگی می‌میریم! پدرم به ما می‌گفت باید ریاضی و طبیعی بخوانید و یا به هنرستان بروید. برادر ارشدم علی به اجبار ریاضی خواند و کلاس دوازدهم رفوزه شد وقتی دیپلم گرفت 19 ساله بود که ترجیح داد الهیات بخواند. چهار سال در مشهد شاگرد اول بود، سپس می‌خواست به مصر برود و دکترا بگیرد ولی دید ادامه تحصیل بدهد 10 سال طول می‌کشد. همان سال کنکور داد و فوق لیسانس ادبیات عرب قبول شد و تا مرحله دکتری ادبیات عرب را ادامه داد. خودتان چطور؟ تحصیلاتتان از همان ابتدا در حوزه‌ای بود که اکنون در آن مشغول تحقیق و پژوهش هستید؟ نوبت به من هم رسید همان نصیحت پدر تکرار شد که رشته الهیات را انتخاب نکنم و طبیعی و ریاضی بخوانم که من زیست شناسی خواندم و برای فوق لیسانس رشته کتابداری را انتخاب کردم. می‌خواستم به خارج ازکشور بروم و پزشکی بخوانم. در سال 1358 پدرم فوت کرد و من در ایران ماندگار شدم. بعد از اینکه زیست‌شناسی خواندم کارمند لغت‌نامه دهخدا با مدیریت دکتر جعفر شهیدی شدم که بهترین دوره عمر من بود و بعد از آن لغت‌نامه دهخدا دچار نشیب شد. من همیشه دیرتر از شهیدی به کتابخانه وارد می‌شدم و هیچ‌گاه به من نگفت این‌جا اداره است و باید سر ساعت در این مکان حضور داشته باشی. فقط یکبار که من دیر آمده بودم پاسخ سلام مرا داد و تنها به ساعتش نگاه کرد و این از هر سخنی برای من بدتر بود. چرا می‌گویید لغت‌نامه دچار افت شد؟ دو سال پیش از من خواستند درباره دکتر دبیرسیاقی در لغت‌نامه صحبت کنم رئیس جدید فکر نمی‌کرد من اینقدر تند درباره لغت‌نامه صحبت کنم و بعد از آن من دیگر به لغت‌نامه دهخدا نرفتم. تا زمانی که دکتر شهیدی زنده بود موسسه لغت‌نامه دهخدا معتبرترین نهاد علمی ایران بود اما متاسفانه بعد از فوت وی لغت‌نامه به جولانگاهی تبدیل شد. وقتی من این سخن را مطرح کردم رئیس لغت‌نامه بسیار ناراحت شد. با این مواردی که بیان کردید شما در کنار یک مثلث دانشی رشد کرده‌اید. یک ضلع پدر، ضلع دیگر دایی‌‌هایتان و ضلع بعدی مرحوم آقا بزرگ تهرانی است و هر ضلع این مثلث را که مشاهده می‌کنی یک شخصیت بزرگ را می‌بینی که در راس آن پدرتان است در رشته الهیات و تفسیر قرآن و رجال و ضلع دیگر آن دایی‌هایتان در حوزه ادبیات داستانی و ضلع دیگر خاندان شیخ آقا بزرگ تهرانی که فهرست‌نویس نسخه‌های خطی هستند، در چنین خاندانی بالنده شدن نشان می‌دهد که شما از کودکی با تاریخ و تصحیح نسخه‌های خطی بزرگ شده‌اید و این از علاقه شما به تصحیح است. خودتان بیشتر در این زمینه بگویید. علینقی منزوی و احمد منزوی پسرهای آقابزرگ تهرانی هر دو از مصححان برجسته هستند و افرادی که در آن مثلث قرار گرفته‌اند ناخودآگاه به موضوع تصحیح نسخه‌های خطی روی آورده‌اند. علاقه من از همان نوجوانی تاریخ بود و به تاریخ ایران عباس اقبال آشتیانی دلبستگی داشتم. تا زمانی که پدر زنده بود به ایشان کمک بسیاری می‌کردم. 27 ساله بودم که پدر فوت کرد. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی می‌خواست مرا به استخدام دربیاورد که بازرگان اولین کادو را برای ما آورد که تا پنج سال استخدام ممنوع است. در همین پنج سال که بیکار بودم به کتابخانه‌هایی مانند مجلس، ملک، کتابخانه مرکزی دانشگاه می‌رفتم و با نسخه‌های خطی سرگرم می‌شدم. نخستین کتابی که تصحیح کردید چه بود؟ اقبال آشتیانی تصمیم گرفته بود تاریخ ایران را تا آخر بنویسد. «تاریخ مغول» که از ابتدای حمله چنگیز تا تاسیس دولت تیموری را شامل می‌شد از اقبال به چاپ رسیده بود و وی می‌خواست این سلسله‌های تاریخی را ادامه دهد. من زمانی که در کتابخانه مرکزی دانشگاه مشغول جستجو بودم یک دست نوشته چند برگی از عباس اقبال آشتیانی پیدا کردم که به تیموریان اختصاص داشت. وی تازه می‌خواسته تیموریان را آغاز به نگارش کند که مرگ فرصت به ایشان نداد. من این چند برگ دست‌نوشته را گرفتم و چون اسم نداشت نامش را «ظهور تیمور» گذاشتم زیرا اقبال تازه می‌خواسته تیموریان را شروع به نوشتن کند. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی این کتاب را دید و چون به ما حقوقی نمی‌دادند گفتند اگر کتابی دارید بیاورید ما آن را چاپ کنیم. دومین کتابم هم «آثار تاریخی تهران» نام داشت که مرحوم سید محمدتقی مصطفوی خزانه‌دار انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و رئیس باستان‌شناسی ایران آن را به رشته تحریر درآورده بود. این کتاب دربردارنده چه مطالبی از تهران بوده است؟ مصطفوی تصمیم داشت این کتاب را در چند جلد بنویسد. یک جلد کتاب فقط به اماکن متبرکه مربوط می‌شود، سید نصرالدین، چهل تن، امامزداه بی بی خاتون، امامزاده سکینه، امامزاده فرات و... تمام امامزاده‌های تهران از عبدالعظیم تا درکه را در این کتاب گردآوری کرده و نوشته است. در این کتاب به امامزاده‌هایی پرداخته شده که دارای شجره‌نامه‌ هستند و بر اساس اسناد تاریخی به امامزاده‌ها اشاره شده است زیرا مصطفوی باستان‌شناس بوده و به مستندات پرداخته است. امامزاده‌ها را مصطفوی با اشراف کامل نوشته است و اگر امامزاده‌ای نامش در این کتاب نیست ساخته و پرداخته امروز است. این کتاب با عکس است و می‌خواسته آن را ادامه بدهد که فوت کرده است. پس از فوت مصطفوی رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی گفت ما که حقوق نمی‌توانیم بدهیم دست‌نوشته‌های مصطفوی را دسته‌بندی کنید و برای ما بیاورید تا آن چاپ کنیم. این کتاب بسیار مستند است. مصطفوی بر این باور بود که شاید در اثر عواملی (زلزله و سیل) امامزاده‌ها که در درکه است آسیب ببیند و باید اصالت این امامزاده‌ها حفظ شود. یکی دیگر از آثار شما که به کار تهران‌پژوهی می‌آید مرآه‌‌البلدان تالیف محمدحسن خان اعتمادالسلطنه است درباره این کتاب نیز توضیح بدهید. ما کتاب بسیار معتبری با نام معجم‌البلدان داریم که به زبان عربی است و با اینکه هزار سال از تالیف آن گذشته اما هنوز اعتبار دارد و مانند یک سند است. اعتمادالسلطنه که وزیر ارتباطات ناصرالدین شاه بوده این کتاب را ترجمه می‌کند و هم به حکام و ولایات نامه می‌نویسد که تاریخچه شهر، مشاهیر و اینکه آب‌ شرب هر ولایت چگونه است بنویسید و برای ما به مرکز بفرستید و بر اساس این نوشته‌ها کتاب مراه‌البلدان را شروع به نوشتن می‌کند و وقتی به حرف جیم می‌رسد هم ناصرالدین شاه می‌میرد هم اعتمادالسلطنه. تا حرف جیم این کتاب 2700 صفحه دارد و شهرها از الف تا جیم آمده است. درباره جاجرود 6 صفحه نوشته است و این‌ها سندهایی برای آینده است. پس شروع کار شما با دو کتابی آغاز شده که یادگاری از دو دانشمند بوده و شما آن را به عرصه چاپ رسانده‌اید؟ از کتابی بگویید که خودتان به تنهایی تالیف کرده‌اید؟ «مکاتبات ایران و انگلیس» (درباره پناهندگی فرهاد میرزا معتمدالدوله به آن سفارت) کتاب بعدی من بود که تالیف کردم. ماجرای کتاب این‌ بود، تابستان‌ها که بیکار بدم به کتابخانه پدرم می‌رفتم تا آن‌جا را تمیز کنم. هنگامی که در کتابخانه پدرم بخش خطی را از چاپی جدا می‌کردم یک کتاب چند برگی جزوه‌مانند پیدا کردم که به شکل نامه بود. (33 نامه) این نامه‌ها بین نخست وزیر ایران و سفیر انگلیس در ایران رد و بدل شده که وقتی خدمت دکتر نوایی رفتم و تا این نامه‌ها را دید، گفت که اسنادی بسیار ارزشمند هستند. فرهاد میرزا عموی ناصرالدین شاه به سفارت انگلیس پناهنده می‌شود، نخست وزیر نامه می‌نویسد و مامور می‌فرستد که این شخص ایرانی است و ما باید وی را محاکمه کنیم در این جریان 33 نامه بین این دو نفر رد و بدل می‌شود که از لحاظ تاریخی بسیار مهم هستند. اصل نامه‌ها نزد ما بود و من آن را تصحیح کردم و به چاپ رساندم. وقتی کارنامه کاری شما را می‌بینیم تقریبا در همه زمینه‌ها تصحیح داشته‌اید، درباره آتشکده آذر، یوسف و زلیخا، سفرنامه جنوب، تاریخی، ادبی، طبی، فقهی. آثارتان را چگونه دسته‌بندی می‌کنید؟ در سه دسته می‌توان کارهایم را تقسیم‌بندی کرد. نخست تاریخی، جغرافیایی، دوم ادب فارسی با توجه به تذکره‌ها و آتشکده آذر، صحف ابراهیم و مجمع‌النفایس هر سه تذکره هستند و من علاقه به شرح‌حال‌ها بیشتر دارم که این هم نگاه تاریخی دارد. سومین دسته نیز پزشکی ایرانی است که آن طب سنتی نمی‌گویم زیرا این کلمه اینقدر متداول شده و برای من جالب نیست و من آن را پزشکی ایرانی نامیده‌ام. چگونه شد که به آثار پزشکی علاقه‌مند شدید؟ من تقریبا حدود 50 جلد کتاب تاریخی تصحیح کرده بودم تا این‌که کتابی به نام «مطرح الانظار فی ترجم اطباء الاعصار و فلاسفه الامصار» تصحیح کردم. این کتاب نوشته عبدالحسین زنوزی تبریزی فیلسوف‌الدوله بود. وی پزشکان معروف را از صدر اسلام تا دوره قاجار در سه جلد نوشته است. جلد اول شامل پزشکانی هستند که از حرف الف تا سین شرح حالشان نوشته شده است وقتی این کتاب را تصحیح کردم علاقه‌مند به حوزه پزشکی شدم و دیدم پزشکان ما اهل تصحیح متون پزشکی نیستند، این شد که کمی تاریخ را رها کردم و به متون کهن پزشکی پرداختم زیرا متون پزشکی ارزش بیشتری دارد. آخرین کتابی که به آن پرداخته‌اید، در چه حوزه‌ای بود؟ آخرین کتاب نیز «‏منهاج البیان في ما یستعمله الانسان» نوشته ابن جزله، یحیی بن عیسی به زبان عربی است. وی هزار سال پیش این کتاب را نوشته است یعنی هشتاد سال بعد از فوت ابن سینا. دو مترجم که از هم خبر نداشته‌اند این کتاب را به فارسی ترجمه کرده‌اند. این دو ترجمه را در 850 صفحه تصحیح کردم که سال گذشته چاپ شد و کار بسیار بسیار دشواری بود. شما کتابی با نام «صیدیه» دارید که منبع ارزشمندی در احکام شکار و صید و کشتار حیوانات است. کمی درباره این کتاب بگویید. مولف کتاب «سید حسین بن روح الله حسینی طبسی» است که از خفقان فکری صفویان به دربار «ابراهیم قطب شاه» در هند پناه برده است. کتاب صیدیه یکی آثار ارزشمند است که در زمینه صید و شکار در قرن دهم هجری به زبان فارسی در هندوستان نوشته شده و خوشبختانه چند نسخه خطی از آن از آفات و اتفاقات مصون مانده و به دست ما رسیده است. کتاب درباره مسایل فقهی است که اگر کسی شکاری انجام دهد در چه صورت حلال و در چه صورت حرام است و بخش دیگر آن جانورشناسی است. در این کتاب اطلاعاتی درباره طب سنتی وجود دارد که بسیار مفید است اما پزشکان ما بر این مساله عناد دارند و فکر می‌کنند این دکان و دستگاهشان را تعطیل می‌کند بلکه این‌طور نیست. در حال حاضر مشغول تصحیح یا نگارش چه اثری هستید؟ کتابی در دست نگارش دارم که شاهکار است. حجتی کرمانی پرسید چه کتابی در دست نگارش دارید. وقتی درباره‌اش برایش شرح دادم. گفت: این کتاب به درد طلبه‌ها می‌خورد. «شاهد ساده» نام کتابی است که مولف آن محمدصادق مینای اصفهانی است که تخلص خود را مینای اصفهانی گذاشته و سال 1056 آن را نوشته است. بیشتر شبیه دانشنامه است مثل نزهت‌القلوب که 5 فصل و یک خاتمه را دربرمی‌گیرد. هر کدام از فصل‌هایش 110 باب است. این کتاب 445 باب است و از توحید، عدل و نبوت گرفته تا گرفتن ناخن، نوره کشیدن و چیزهایی که مبتلابه انسان است در آن گردآمده است. دارای اشعار فراوان است و ضرب‌المثل‌های جالبی دارد و بسیار متن ارزشمندی است. من دو باب را تصحیح کردم و فعلن در باب سوم هستم و آرام آرام دارم کار را انجام می‌دهم. می‌خواستم مقاله سوم را جدا چاپ کنم که دلم نیامد آن را تکه تکه کنم و می‌خواهم آن‌ها را یکجا به چاپ برسانم. دو کتابم حروفچینی‌شده و دارم فهرست‌هایش را درمی‌آورم. «خلاصه‌الاخبار فی احوال الاخیار» نوشته خواندمیر کتابی است که مشغول فهرست‌نویسی‌اش هستم. سه کتاب مهم تاریخ ایران دارد: نخست روضه‌الاصفا، حبیب‌السیر و دیگر خلاصه‌الاخبار است. مولف نوه شخصی است که روضه‌الاصفا را نوشته است. یعنی پدربزرگ کتابی نوشته که جمشید کیانفر آن را در 16 جلد تصحیح کرده است. نوه بر این باور بود که 16 جلد برای آدم‌ها سخت است و من کتاب جد خود را خلاصه می‌کنم که بعد از 15 سال که خلاصه را نوشته دیده خیلی خلاصه است کمی به آن بال و پر داده و به شکل «حبیب‌السیر» ارائه داده است. این سه کتاب تاریخ ایران را دربرمی‌گیرد که اگر پژوهشگری بخواهد در زمینه خوازمشاهیان تحقیق کند ناگیر است که  به یکی از این سه کتاب مراجعه کند. این کتاب دایره‌المعارف بزرگ اسلامی حروفچینی کرده و در 1100 صفحه تنظیم شده است. کتاب بعدی مقاله سوم خلد برین است که در تاریخ بنی‌امیه و بنی‌عباس بسیار مهم است و پیش‌تر جلدهای قبلی را درآورده‌ام. قرار است این کتاب را انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به چاپ برساند. تصمیم ندارید خلدبرین را کامل کنید؟ این کتاب را تکه تکه چاپ کرده‌ام اگر بخواهم کامل آن را چاپ کنم باید پنج سال صبر کنم در نهایت شاید ناشری پیدا شود و سهم بقیه ناشران را بخرد و متحدالشکل آن را به چاپ برساند. آشیخ عبدالله نوری روزی مرا دید گفت: من یک جلد از خلدبرین را باید از موقوفات افشار در شمیران بخرم یک جلد را از میراث مکتوب در خیابان انقلاب بخرم و یک جلد را به پل امیربهادر بروم و از انجمن آثار و مفاخر فرهنگی آن را خریداری کنم. جلد نخست با نام صفویان را بنیاد موقوفات افشار چاپ کرد. وقتی من تیموریان را تصحیح کردم که جلد پیشین آن است زنده‌یاد افشار گفت من تیموریان را چاپ نمی‌کنم این شد که کتاب را به مرکز پژوهشی میراث مکتوب دادم. جلد بعدی مغول بود که آقای دکتر ایرانی آن را چاپ نکرد و من آن را به پژوهشگاه علوم انسانی دادم. حالا اگر بعد از سال‌ها ناشری پیدا شود و همه را یکجا چاپ کند کار شایسته‌ای انجام می‌دهد. برای شما به لحاظ فنی این سه حوزه چه تفاوتی در تصحیح دارند؟ تفاوتی ندارند من اولین و دومین کتاب پزشکی را که چاپ کردم دوستان و همکارانم ایراد گرفتند که مگر پزشکی خوانده‌ام گفتم مگر آقای محقق پزشکی خوانده است که دارد کتاب‌های پزشکی منتشر می‌کند. محمد مشیری کتاب «ارشادالزراعه» که مهمترین کتاب کشاورزی ایران است را تصحیح کرد. برای تصحیح یک کتاب باید به آثار مختلف مراجعه کرد تصحیح یک متن بیشتر پشتکار می‌خواهد. تصحیح متن برای من بازنشسته بهترین کار است. یعنی تصحیح علم محض نیست؟ علم محض هست ولی حوزه‌های مختلف را می‌تواند دربربگیرد. اگر با واژه‌ تخصصی برخورد کنید چه می‌کنید؟ تمام این‌ها در لغت‌نامه‌ها آمده است اگر شیوه تصحیح را بلد باشید و بر اساس نسخه اقدم کار خود را آغاز کنید می‌توانید به‌درستی کار خود را پیش ببرید. شیوه‌های تصحیح ارتقاطی تصحیح تک نسخه است. بیشتر شیوه تصحیح کار محتوایی است و می‌توانید به متن‌های مختلف مراجعه ‌کنید که این واژه درست است یا خیر؟   میرهاشم محدث و سید سعید میرمحمدصادق برخی در متون کهن دست می‌برند تا مخاطب راحت‌تر آن را بخواند. نظر شما در این باره چیست؟ نه من این‌گونه تصحیح نمی‌کنم. کتاب معتبری را پدرم تصحیح کرد با نام «النقض عبدالجلیل قزوینی رازی» (قرن ۶) که شامل مطالب جغرافیایی، تاریخی و مذهبی بود. برادر بزرگم علی گفت این را تلخیص کنیم و من مخالف این کار بودم مثل این است که گلستان سعدی را در دو باب چاپ کنید. شاید به دلیل این‌که جوان‌ها گرایشی به آن پیدا کنند آثاری مانند مرزبان‌نامه، کلیله‌دمنه و... را گزیده چاپ کنیم اما این‌که بخواهم اصل کتاب را گزیده کنم مخالف این کار هستم. حتی اگر برخی جاها را نتوانم بخوانم نقطه‌چین می‌گذارم و می‌گویم یک چیزی شبیه این نقاشی شده است و کاتب نیز نتوانسته آن را بخواند اما مواردش بسیار کم است. زمانی که نزهت القلوب را تصحیح می‌کردم گفته بود اگر این گیاه را با عرق بخورند شفا می‌گیرند. با خودم فکر کردم که عرق 50 سال است که این اصطلاح را به‌کار می‌برند. قبلن مُسکر می‌گفتند. این‌قدر دنبال این واژه بودم دیدم مَرق است یعنی گوشت مرغ را با نخود بپزند و این گیاه را در نخود بریزند بخورند و برای فلان درد کارساز است. در خلاصه‌الاخبار لغتی بود که در هیچ لغت‌نامه‌ای آن را پیدا نکرده بودم که به فرهنگستان زبان رفتم و پس از جست‌وجوی فراوان نتوانستم آن را پیدا کنم. گفتند این لغت فقط در متن تو آمده است و آن را وارد دایره لغات خود کردند. مورد دیگر درباره مارها بود که چطور زندگی می‌کنند و چگونه زاد ولد می‌کنند. نوشته شده بود که مارهای بزرگ معمولن مارهای کوچک را می‌خورند بنابراین سمیت این مارها دو برابر می‌شود مانند زنانی که با زنان دیگر مشورت می‌کنند! در یک متن جدی به چنین نوشته‌ای برمی‌خوریم. این نشان می‌دهد که نویسنده در زمان خودش یا از زنش یا از جامعه زن‌سالار آن موقع شکایت داشته است. تصحیح‌هایی که انجام داده‌اید چقدر مورد توجه پژوهشگران اروپایی قرار گرفته است؟ ما در میدان انقلاب زندگی می‌کردیم روبه‌روی کوچه مشتاق که خانه ما قرار داشت پستخانه بود من سه نسخه از عبدالله حافظ ابرو را روی میز گذاشتم و می‌خواستم برای دوستانم پست کنم خانمی بود که داشت عطف کتاب‌ها را می‌خواند. گفت شما روی حافظ ابرو کار می‌کنید و با دیدن چهره‌ و لهجه‌اش متوجه شدم که ایرانی نیست. تا اسم مرا روی کتاب دید گفت من در آکسفورد کتاب‌های شما را تدریس می‌کنم و بسیار مسلط در تاریخ مغول بود. گفتم من تا به حال پایم را از ایران بیرون نگذاشتم گفت: مگر شما خلدبرین و تقویم‌التواریخ را تصحیح نکردید. همین مساله باعث شد باب آشنایی ما باز شود و در سفری که در ایران بود به کاشان رفتیم. وی بسیار شیفته سوهان بود و با لذت سوهان می‌خورد. برادرم که در سوئد زندگی می‌کند می‌گوید هر کتابی چند ماه بعد از انتشار در کتابخانه اوپسالای سوئد است اما در ایران این‌گونه نیست. تا به حال شده بگویید از تصحیح خسته شدم و دیگر ادامه نمی‌‌دهم؟ خیر امیدوارم چنین روزی نیاید. بسیار خسته می‌شوم گاهی اوقات بدن درد می‌‌گیرم اما هیچ‌گاه نمی‌گویم که خسته شدم. به کدام یکی از کتاب‌هایتان بیشتر دلبستگی دارید. من در مصاحبه‌هایم گفتم کتاب‌ها مانند فرزندانی است که وقتی از پدر می‌پرسی کدام بچه‌ات را بیشتر دوست داری نمی‌تواند یکی را انتخاب کند. اما این‌بار با قاطعیت می‌گویم نزهت‌القلوب. این کتاب شاهکار است از لحاظ لغت و سبک نوشتن و انسجام نسخه بی‌نظیری است. کتاب دانشنامه است و در 10 علم است. زانکه در اندر حکمت و منطق و معانی و بیان در نجوم و طب و فقه و شعر و اخبار و کلام است. این کتاب در سه فصل تنظیم شده است و یک فصل آن انسان نام دارد و از مغز سر تا کف پا را تشریح می‌کند و برای 700 سال پیش است. از لحاظ مسایل روحی و احساسی فصل انسان می‌تواند به تنهایی یک کتاب باشد. مقاله اول در گیاه‌شناسی و جانورشناسی و سنگ‌شناسی است سپس قسمت اصلی آن جغرافیا است و نصف کتاب به جغرافیا می‌پردازد. درباره شهرهایی چون ایران، عراق مصر، افغانستان مطالبی آمده و مسافت آن‌ها نیز نوشته شده است مانند مسافت مکه تا مدینه. در مقدمه کتاب نوشته‌ام سه سال و نیم روزی 10 ساعت وقت مرا گرفته است. روزانه با این کتاب بسیار سر کرده‌ام. سعی کرده‌ام چیزهایی ارائه بدهم که بعد از 40 سال کتاب تجدیدچاپ می‌شود نشان بدهد که چقدر روی کتاب کار شده است. آیا تا به حال کتابی را  به همسرتان پیشکش کرده‌اید؟ «نزهت‌القلوب» که عصاره زندگی من بود تقدیم کردم به همسرم شهرزاد سپاهیان. عنوان یک شخص امضای کار اوست و می‌توان فهمید که از چه دوره‌ای کار کرده‌ و در این حوزه برند شده است. ناشر از امضای نویسنده بهره‌مند می‌شود و مولف نیز از امضای ناشر بهره‌مند می‌شود. برای برخی از ناشران این شبهه ایجاد شده است که کتاب‌هایی چاپ کرده‌اند که سمت و سوی کتابسازی دارد. در تصحیح متن چقدر می‌توان کتابسازی کرد؟ بسیار زیاد. اما وقتی در این وادی می‌آیی باید درست کار کنی. اکنون 40 سال از مرگ پدرم می‌گذرد و من سعی نکردم و نگذاشتم حرف و سخنی درباره پدرم گفته شود. مساله بسیار مهمی است یادم است که ظهور تیمور را منتشر کردم می‌گفتند کتاب‌ها برای پدرش است و این دارد به نام خودش کار می‌کند. من این سخنان را تحمل و کار کردم و وقتی کتاب‌هایم به پنجم و ششم رسید. گاهی می‌گفتند تحقیقی نیست و پاورقی ندارد. اما در پایان وادار شدند بپذیرند که من روی تصحیح جدی کار می‌کنم. باید بگویم وقتی در این وادی می‌آیید جوری راه بروید که شبهه‌ای برای کسی ایجاد نکنید. بزرگداشتی برای پدر شما در ارومیه گرفتند و باستانی پاریزی در این مراسم سخنرانی جالبی داشتند. از آن روز و سخن استاد تاریخ بگویید. پدرم کتابی با نام کتاب النقض عبدالجلیل قزوینی رازی داشت و چون برای قرن ششم بود. پدرم خود متن کتاب را که چاپ کرده 700 صفحه شده اما 1500 صفحه تعلیقات به آن افزوده است. کتاب در سه جلد است، یک جلد متن و دو جلد تعلیقات. من نیز کتاب «مجمع‌الانساب» تالیف محمدبن علی بن محمد شبانکاره‌ای را چاپ کرده بودم که از آدم تا روزگار مغول را دربردارد. من روی جلد دوم کار کردم که شامل سلسله‌‌های صفاریان، سامانیان، غزنویان، دیالمه، سلاجقه، غوریان، ملاحده و خوارزمشاهیان بود و جلد نخست را که شامل شیث، ادریس، نوح، هود، صالح، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یوسف، ایوب، شعیب، موسی و... بود نپرداختم. باستانی پاریزی در آن مراسم گفت: یک پدر میرجلال محدث می‌شود که کتاب یک جلدی را سه جلد می‌کند و پسری دارد که کتاب دو جلدی را یک جلد می‌کند. گفتم استاد نیمه نخست را نیز حتمن تصحیح می‌کنم و این کار را انجام دادم. وضعیت کاغذ در کشور، در انتشار کتاب‌های تصحیح چه تاثیری می‌گذارد؟ گاهی می‌بینیم که تنها 100 یا 200 نسخه کتاب چاپ می‌شود. رسول جعفریان بزرگترین کمکی که به اهل علم کرد زمانی بود که رئیس کتابخانه مجلس بود. می‌گفت چاپ اول در هزار جلد حق‌التالیف را به مولف بدهند، سپس 200 نسخه چاپ می‌کرد. می‌خواهم این پیشنهاد را به حجتی کرمانی نیز بدهم. میرهاشم محدث، مصحح نسخه‌های خطی در پایان سخنانش ما را میهمان سروده‌ای از ادیب برومند کرد. چکامه‌ای که ادیب به عشق ایران سروده بود و محدث نیز با همان عشق و دلبستگی به وطن آن را خواند: من ايرانيم باشد ايران سرايم به وصف سرايم، قصيدت سرايم درخشنده فرهنگ ايران زمين را ستايشگر قدر و فرّ و بهايم ز ايران همه شوق پا تا به فرقم ز ايران همه شور سرتا به پايم تو گويى يكى ارغنونم خوش ‏آوا كه از پنجه اوست دلكش نوايم به ميراثِ پر ارج دانشورانش چنان بسته‌ام دل كه از خود رهايم هنرهاى زيباى اين سرزمين را به جان دوستدارم، به چشم آشنايم... ]]> علوم انسانی Wed, 16 Oct 2019 04:57:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281891/مثلث-دانشی-محدث-دلبسته-تصحیح کارگاه پژوهشی «سازمان از زاویه سبک زندگی و فرهنگ» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282126/کارگاه-پژوهشی-سازمان-زاویه-سبک-زندگی-فرهنگ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، ساختارها، فرآیندها و فرم‌های کار همچنان که مسیر انجام فعالیت هستند، انسان متناسب با خود را نیز پدید می‌آورند.   «سبک زندگی سازمانی» در جست‌وجوی پاسخ این سؤال است که «اداره» یا «سازمان» با انسان و زندگی انسان چه می‌کند، کدام نوع زندگی و انسان را از بین می‌برد و کدام گونه زندگی را پدید می‌آورد و چه تیپ انسانی را پرورش می‌دهد و این آثار را با چه مکانیسمی تولید می‌کند؟   مدرس این دوره پژوهشی، سید رئوف موسوی دکترای فلسفه و مدرس دانشگاه است. کارگاه یادشده از شنبه ۱۱ آبان ماه آغاز و به مدت ۳ هفته شنبه‌ها از ساعت ۱۶ برگزار می‌شود.   کارگاه پژوهشی سازمان از زاویه سبک زندگی و فرهنگ در انتهای خیابان سمیه، نرسیده به حافظ، حوزه هنری، جنب مسجد، پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی، طبقه دوم، سرای شهید آوینی برپا می‌شود. ]]> علوم انسانی Tue, 15 Oct 2019 12:13:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282126/کارگاه-پژوهشی-سازمان-زاویه-سبک-زندگی-فرهنگ کنفرانس بین‌المللی متافیزیک و علیت برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282123/کنفرانس-بین-المللی-متافیزیک-علیت-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کنفرانس بین‌المللی متافیزیک و علیت در روزهای ۷ و ۸ مه ۲۰۲۱ در استانبول ـ ترکیه برگزار می‌شود.   محور موضوعات محور موضوعات کنفرانس شامل متافیزیک، متافیزیک و معرفت شناسی، سؤالات محوری، مشکلات متافیزیکی، فضا و زمان، پایداری و قانون اساسی، علیت، آزادی و جبرگرایی، روش متافیزیک، وجود و هستی‌شناسی، هویت و تغییر، علیت و زمان، ضرورت و امکان، کیهان‌شناسی و جهان‌بینی، ذهن و ماده، تعاریف و اراده آزاد، دین و معنویت، متافیزیک در علم، رد متافیزیک، تاریخ متافیزیک، متافیزیک در یونان، سقراط و افلاطون، ارسطو، نطق گرایی و عقلگرایی قاره‌ای، کانت، فلسفه تحلیلی وپوزیتیویسم، فلسفه قاره‌ای و فرایند متافیزیک است.   علاقه‌مندان به موضوعات فوق می‌توانند با ارسال چکیده آثار خود به https://panel.waset.org/conference/۲۰۲۱/۰۵/istanbul/ICMC/sponsorship در این کنفرانس مشارکت کنند. مهلت ارسال چکیده آثار تا پایان روز ۱۵ نوامبر ۲۰۲۰ است.   برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://waset.org/metaphysics-and-causation-conference-in-may-۲۰۲۱-in-istanbul مراجعه کنید. ]]> علوم انسانی Tue, 15 Oct 2019 12:11:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282123/کنفرانس-بین-المللی-متافیزیک-علیت-برگزار-می-شود کارگاه آموزشی پدیدارشناسی و سیاست برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282107/کارگاه-آموزشی-پدیدارشناسی-سیاست-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت کمیته ادبیات و سیاست انجمن علوم سیاسی ایران، کارگاه آموزشی پدیدارشناسی و سیاست برگزار می‌شود.   رضا نجف‌زاده و حمید ملک‌زاده مدرسان این دوره آموزشی هستند که ۲۲ و ۲۹ آبان ماه از ساعت ۱۴ تا ۱۸ در انجمن علوم سیاسی ایران واقع در خیابان انقلاب، خیابان لبافی نژاد، بین خیابان دانشگاه و فخر رازی، نبش کوچه انوری، پلاک ۱ برپا می‌شود.   ]]> علوم انسانی Tue, 15 Oct 2019 09:10:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282107/کارگاه-آموزشی-پدیدارشناسی-سیاست-برگزار-می-شود بهشتی: چون نمی‌دانیم چه می‌خواهیم نارضایتی مدام اجتماعی داریم/ اختلال منحصر به دانشگاه نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282106/بهشتی-چون-نمی-دانیم-می-خواهیم-نارضایتی-مدام-اجتماعی-داریم-اختلال-منحصر-دانشگاه-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) هفتمین نشست از سلسله نشست‌های «فرهنگ و دانشگاه» به نقد و بررسی کتاب «فلسفه دانشگاه؛ تاملاتی درباره دانشگاه در جهان و ایران» اختصاص یافت. این کتاب با مقدمه منوچهر آشتیانی و با آثاری از خسرو باقری، کریم مجتهدی، غلامرضا ذاکرصالحی، میثم سفیدخوش، علی پایا، رضا ماحوزی و شماری از پژوهشگران و اندیشمندان حوزه فلسفه دانشگاه منتشر شد. این اثر به کوشش رضا ماحوزی گردآوری و تدوین شده و  پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی آن را به چاپ رسانده است.   این نشست با حضور محمدرضا حسینی بهشتی عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران، احسان شریعتی پژوهشگر و مدرس فلسفه و رضا ماحوزی معاون پژوهشی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و ویراستار و گردآورنده کتاب فلسفه دانشگاه، عصر دوشنبه 22 مهر 1398 در سرای کتاب خانه کتاب برگزار شد.   به‌دنبال نسخه شفابخش در ابتدای نشست، رضا ماحوزی کتاب «فلسفه دانشگاه» را فتح بابی برای انجام تاملات فلسفی در باب دانشگاه در ایران دانست و گفت: دغدغه من برای تدوین این کتاب برآمده از پرسشی بود که چند سالی درگیر آن بودم. آن پرسش این بود که چرا نهاد علم در ایران از اساس جدی گرفته نشد؟ یکی از ایده‌هایی که در این زمینه می‌توان ارائه داد این است که بنیادهای دانشگاه‌های اروپایی در ایران طرح و جدی گرفته نشده است.   او با بیان این نکته که رد مطالعات فلسفی در باب دانشگاه و آموزش را تا نوشته‌های افلاطون و به‌طور مشخص کتاب جمهوری او می‌توان پیگیری کرد: موضوع تاملات فلسفی در باب دانشگاه امری قدمت‌دار است اما آنچه که به طور مشخص و مدون در این زمینه موجود است به دو سده اخیر باز می‌گردد. اولین رساله جدی در این زمینه «نزاع دانشکده‌ها» اثر کانت است. از نگاه کانت، کارویژه دانشگاه، رهاندن علم از قید دو نهاد قدرت یعنی مذهب و دولت است. رساله کانت زمینه اندیشه‌ای وارهاندن دانشگاه از این دو نهاد را فراهم ساخت و تاسیس دانشگاه برلین در سال 1810 نمود عینی و بیرونی این تلاش بود. در این رویکرد دانشگاه یک نهاد مستقل معطوف به آینده و است و روح دانشگاه مبتنی بر رشد عقل برساخته می‌شود.   این پژوهشگر حوزه فلسفه با برقراری تمایز میان مدل آلمانی و مدل انگلیسی مواجهه با مقوله دانشگاه در قرن نوزدهم گفت: این تمایز جدال اندیشه‌ای قرن نوزدهم را سامان داد. در رویکرد آلمانی نسبت به مقوله دانشگاه، آنچه محوریت دارد تعقل است و در رویکرد انگلیسی به این نهاد، فرهیختگی و شرافت محوریت پیدا می‌کنند.   ماحوزی سپس به مرور رویکردهای فلسفی به دانشگاه در قرن بیستم پرداخت و گفت: در این قرن، با باز شدن مجالی برای علوم اجتماعی و تشکیک در بنیان‌های علم ناب، غلبه گفتمان اقتصاد آزاد، تردید در بنیادهای عقل مدرن و... جایگاه فلسفه کم‌رنگ شد و این موضوع باعث شکل گرفتن دانشگاه‌هایی به سبک جدید و عمدتاً متاثر از گفتمان آمریکایی شد که بر ارتباط با بازار آزاد مبتنی بودند. این وضعیت باعث شد برخی فیلسوفان از دل دانشگاه، مقوله عدم استقلال دانشگاه را فریاد بکشند و خواستار بازخوانی ایده‌های قرن نوزدهمی در باب دانشگاه شوند.     ویراستار کتاب «فلسفه دانشگاه» افزود: البته بازگشت به ایده قرن نوزدهمی دانشگاه، در این دوره، تام و تمام نبود. نقادی و خرد نقاد در نیمه دوم قرن بیستم که به ویژه در رویکرد فلسفی اندیشمندانی نظیر نوسبام، دریدا و... جلوه‌گر شد بنا را بر رهایی‌بخشی گذاشته بود. رهایی از تمام ایدئولوژی‌هایی که ایده دانشگاه را به محاق برده بودند.   ماحوزی در انتهای سخنان خود ضمن بیان اینکه در کتاب فلسفه دانشگاه تلاشی برای پاسخ به سه‌ گونه پرسش صورت گرفته، این پرسش‌ها را این‌گونه صورت‌بندی کرد: آیا ما در این چند دهه که از شکل‌گیری دانشگاه به شکل مدرن در ایران می‌گذرد نیم‌نگاهی به تاملات فلسفی در باب دانشگاه داشته‌ایم؟ آیا با وضع فعلی که آشکارا وضع مناسبی محسوب نمی‌شود، ضرورت دارد که به مقوله‌ای به نام فلسفه دانشگاه بپردازیم؟ متناسب با وضع ما، کدامین رویکرد به فلسفه دانشگاه نسخه شفابخش ماست؟   کتابی که راه‌حل ارائه نمی‌دهد پس از ماحوزی، نوبت به احسان شریعتی رسید تا نقدهای خود به کتاب «فلسفه دانشگاه را بیان کند. او گفت: در این کتاب مجموعه‌ای متنوع از مطالب در حوزه فلسفه دانشگاه گرد آمده و این مجموعه از این نظر مهم است که باب بحثی درباره هدف و رسالت دانشگاه باز می‌کند. این کتاب از این منظر فتح باب است که به یاد ندارم تا کنون بحثی در این زمینه مطرح شده باشد. اما از نظر من، ما در این کتاب هنوز وارد خود بحث نشده‌ایم. ابعاد مختلف کنار هم چیده شده ولی مجالی برای آنکه سنتزی متناسب با وضعیت ما از دل این تزهای متنوع ارائه شود پدید نیامده است که البته این نقص را می‌توان برآمده از این واقعیت دانست که این اثر گام اول در این زمینه است.   شریعتی سپس با اشاره به اغلاط املایی و همچنین معادل‌گزینی نامناسب برای برخی اصطلاحات و ضبط ناصحیح املای لاتین برخی اصطلاحات، تدوین کتاب را تا حدودی شتاب‌زده ارزیابی کرد و سپس بر یکی از مقالات کتاب که به یکی از خطابه‌های هایدگر می‌پردازد متمرکز شد. او گفت به‌نظر می‌رسد مولف این مقاله آقای بیژن عبدالکریمی به خوبی به اصل خطابه هایدگر نپرداخته است. تنها چهار جمله از آن را مبنا قرار داده و بر مبنای آن چهار جمله خوانشی فردیدی از نگرش هایدگر به مقوله دانشگاه ارائه داده است.   او سپس به خطابه هایدگر پرداخت و گفت: هایدگر در خطابه خود از یک رفرم دانشگاهی بزرگ سخن می‌گوید. او تعریفی خودویژه از مفهوم آزادی ارائه می‌دهد تا نشان دهد چرا دانشگاه باید نسبت به قدرت‌های دیگر آزاد و مستقل باشد و بلکه رهبری معنوی دیگر نهادهای قدرت را برعهده بگیرد. در رویکرد او آزادی معادل است با اراده ملت. آزادی هم مسئولیت در برابر هر اقدام است و هم قدرت تصمیم‌گرفتن.   او با اشاره به اینکه به گمان مولف در متن مقاله، هایدگر یکی از پنج فیلسوف بزرگ تاریخ و بزرگترین فیلسوف قرن بیستم است، به حمایت هایدگر از حکومت نازی در آلمان اشاره کرد و گفت: این‌که بزرگترین فیلسوف بزرگترین اشتباه سیاسی را انجام می‌دهد معنادار است و ریشه در رویکردهای اندیشه‌ای او دارد و نمی‌توان با سادگی از کنار این موضوع گذشت.   شریعتی در فراز دیگری از سخنانش با اشاره به چهار مدل مواجهه با دانشگاه گفت: رویکردی وجود دارد که دانشگاه را در خدمت دین می‌خواهد، در رویکردی دیگر، دانشگاه در خدمت دولت تلقی می‌شود و رویکرد سومی هم هست که دانشگاه در خدمت حقیقت را دارای اولویت می‌داند. اما رویکرد چهارمی هم هست که دریدا بر مبنای خوانشی صحیح از هایدگر منادی آن است. در این ایده، دانشگاه بلاشرط است و در خدمت نهاد خاصی نیست. این ایده دانشگاه را «در راه» تلقی می‌کند.   او سپس به مقوله دانشگاه در وضعیت کنونی ایران پرداخت و گفت: دانشگاه مدرن در ایران منقطع از سنت شکل گرفت و البته نتوانست به مدرنیته‌ای برآمده از سنت ایرانی یاری برساند و تحولی در سنت ایجاد کند. این‌گونه شد که ما در حوزه فلسفه دو دپارتمان منقطع از یکدیگر داریم. دپارتمان‌هایی که بین آنها بحثی در نمی‌گیرد و دو دنیای کاملاً متفاوت با یکدیگر دارند. یکی دپارتمان فلسفه اسلامی است که تلاش خود را بر شرح متون گذشتگان گذاشته و یکی دپارتمان فلسفه غرب که تلاشش مبتنی بر ترجمه است.   احسان شریعتی   او همچنین به ضعف نهادی دانشگاه در ایران اشاره کرد و گفت: از منظر صنفی، دانشگاه ایران نحیف است و صنف آموزگاران در دانشگاه ایرانی شکل نگرفته است. یونیورسیته در معنای اولیه به معنای اجتماع صنفی اساتید و دانشجویان بوده است. این اجتماع در ایران شکل نگرفته است و حتی در وضعیت کنونی، حیات علمی‌ای که در پیش از انقلاب وجود داشت نیز مشاهده نمی‌شود.   او با ذکر خاطره‌ای از بحث‌های میان اساتید و دانشجویان پیش از انقلاب گفت: پیش از انقلاب خانه ما (خانه دکتر علی شریعتی) پناهگاه دانشجویانی بود که تا ساعت‌ها درگیر بحث‌های متنوع و مختلف بودند، اما در حال حاضر چنین بحث‌هایی کمتر مسئله دانشجویان و اساتید است. از اساس دانشگاه مسئله‌محور نیست و به کارخانه مدرک‌سازی تبدیل شده است.   او افزود: سنخ انسانی که فرهنگ و جامعه می‌خواهد بسازد چیست؟ این سوالی است که دانشگاه ما باید برای آن پاسخ داشته باشد و در حال حاضر ندارد.   او در پایان سخنان با تاکید بر این‌که کتاب «فلسفه دانشگاه» را به عنوان یک گام اول باید مورد بررسی قرار داد، گفت: این کتاب تنها به طرح مسئله می‌پردازد و راه‌حلی ارائه نمی‌دهد.   کتابی که با پرسش بنیادی فاصله دارد سومین سخنران این نشست، محمدرضا حسینی بهشتی استاد دانشگاه تهران بود. او در ابتدای سخنان خود گفت: صرف گردآوری نوشته‌ای متمرکز در باب فلسفه دانشگاه قابل تقدیر است اما در تدوین کتاب می‌توان آثار شتابزدگی را مشاهده کرد. می‌توان در کتاب مواردی را یافت که مشخص است گفتاری بوده و به درستی پیاده نشده‌اند. در جاهایی از کتاب معادل‌ها مناسب نیستند و تقریباً همه معادل‌های آلمانی مکتوب شده در کتاب مغلوط هستند.   بهشتی سپس با بیان این نکته که در کتاب اندیشه‌های متفکران مهمی در باب دانشگاه طرح شده است گفت: ما در ایران هنگامی که قصد داریم به کانت بپردازیم به بخش محدودی از اندیشه او مراجعه می‌کنیم و به‌طور مشخص اندیشه‌های کانت در باب دانشگاه در ایران چندان مطرح نشده بود و این کتاب از منظر پرداختن به این موضوع قابل تقدیر است. در ایران اندیشه‌های همبولت نیز با همه اهمیتشان چندان مطرح نشده بودند. همبولت دگرگونی مهمی در نوع تلقی از فرهنگ و آموزش پدید آورد اما ما با ایده‌های همبولتی آشنا نیستیم. ایده‌های همبولتی می‌توانستند ساختار علمی ما را متحول کنند.   بهشتی با مروری بر مطالب کتاب گفت: در این کتاب، علاوه بر کانت و همبولت، اندیشه‌های متفکرانی نظیر هگل، یاسپرس، هوسرل، هایدگر، ماکس وبر، هابرماس و دریدا در باب دانشگاه مورد توجه قرار گرفته است و در بخش دوم آن نیز مقالاتی در باب دانشگاه ایرانی ارائه شده است.   این پژوهشگر حوزه فلسفه با ذکر این نکته که عنوان «فلسفه دانشگاه» سوال‌برانگیز است گفت: فلسفه عبارت است از به‌مفهوم در آوردن واقعیات زمانه خود و دانشگاه نیز واقعیت زمانه ماست. تلاش برای به مفهوم درآوردن زمانه در بخش اول کتاب تا حدود زیادی دیده می‌شود و در بخش دوم نیز گاه می‌توان نشانی از آن را گرفت. اما بعضی از مقالات کتاب نشان می‌دهند ما هنوز در فهم موضوع در حوزه اندیشه‌های یک فیلسوف یا در باب یک مفهوم فاصله داریم و گاه مشاهده می‌شود که درباره یک موضوع فرافکنی‌هایی در کتاب وجود داشته است.   او گفت: در مورد هایدگر، در این کتاب مشاهده می‌شود که هنوز مفاهیم اولیه درک نشده است. از اندیشه او چهار محور را مدنظر قرار داده‌اند که به نظر می‌رسد مفاهیم کلیدی و محوری نیستند.   محمدرضا حسینی بهشتی   بهشتی با اشاره به این‌ نکته که نهاد دانشگاه با هدف‌گذاری مشخصی پدید آمده است گفت: می‌توان امروز این را پرسید که وضعیت ما نسبت به آن هدف‌گذاری چگونه است؟ چرا به نظر می‌رسد که دانشگاه در ایران کارکرد مختلی دارد؟   این استاد دانشگاه با ذکر این پرسش‌ها، در مقام پاسخ‌گو سخنان خود را چنین ادامه داد: وضعیت پریشانی در ایران منحصر به دانشگاه نیست. اگر دیگر نهادها در ایران کارکرد درستی داشتند و تنها کارکرد نهاد دانشگاه مختل بود، پرسش از مختل بودن این کارکرد درست بود، اما در شرایطی که این اختلال را در جای جای ساختارهای زیستی ایرانیان می‌توان مشاهده کرد، پرسش‌های طرح شده را باید یکی دو درجه عقب برد.   بهشتی افزود: به نظر من داستان اختلال در ساختارها به مسئله هویت بازمی‌گردد. این هویت دانشگاهی است که گویی در آن تلاطمی وجود دارد و بخشی است از یک کل. باید پرسید آیا مسئله‌ای که با آن مواجه هستیم، مسئله‌ای بنیادی‌تر نیست؟ به نظر من، ما با یک مسئله انسان‌شناسانه عمیق مواجه هستیم. اگر ما در گفتار و رفتار ناهمخوانی داریم، باید به سوال‌های بنیادی مربوط به هویت انسانی بازگردیم.   او همچنین گفت: پرداختن به دانشگاه به شکل‌های مختلف باید صورت گیرد اما نسبت میان پرسش فلسفی و دانشگاه باید مورد اندیشه بیشتری قرار بگیرد. باید سوالات را ساده‌سازی کرد. ما در قبال دو سوال بنیادی که نقش مهمی در زندگی‌مان ایفا می‌کنند دچار ابهامیم: «من کیستم؟» و «من چه می‌خواهم؟» این دو سوال فوق‌العاده تعیین کننده است. نسبت ما با جهان از مسیر «من» می‌گذرد. اگر در هر عرصه‌ای پلورالیسم معنا داشته باشد، در حوزه پاسخ به سوال «من کیستم؟» معنا ندارد. اگر من در تصویری که از خودم دارم دچار چندگانگی و ابهام باشم، این موضوع خودش را بلافاصله در شئون زندگی متجلی می‌سازد. این‌گونه است که ما آدم‌هایی را می‌بینیم که در شئون مختلف زندگی‌شان رفتارهای متناقضی دارند. در مواجهه با همکاران به یک شکل هستند و در مواجهه با خانواده کاملاً برعکس عمل می‌کنند. شما اگر تصویر ناهمخوانی از خود داشته باشید، نه به دروغ که واقعاً «من»های متفاوتی از خود بروز می‌دهید.   بهشتی پس از تبیین ابعاد اهمیت پرسش «من کیستم؟» به پرسش «من چه می‌خواهم؟» پرداخت و گفت: ایده‌آل ما، آنچه که می‌خواهیم باشیم، زمینه اخلاق را شکل می‌دهد و البته ما چندان نمی‌دانیم که چه می‌خواهیم و نارضایتی مدام اجتماعی و التهاب ما از این ندانستن نشات می‌گیرد. این ابهام خود را در فکر و عمل ما بروز می‌دهد. اگر ما اختلالی در دانشگاه یا مجلس یا دولت و یا هر جای دیگر داریم ابتدا باید از خود بپرسیم از آنها چه می‌خواهیم و چه تلقی‌ای از آنها داریم؟ ما ابتدا باید بپرسیم دانشگاه کجاست و چه نقشی را باید ایفا کند تا اگر نتوانست این نقش را ایفا کند بپرسیم دلایل این نتوانستن چه بوده است.   او سپس از سخنان خود به کتاب «فلسفه دانشگاه» پل زد و گفت: ما نباید پرسش فلسفی از دانشگاه را در سطوحی متوقف کنیم که امکان پرسش از چیستی دانشگاه را از ما بگیرد. اگر از این منظر داخل شویم، سر نخی که کتابی مانند «فلسفه دانشگاه» باید از آن آغاز کند را پیدا می‌کنیم. در بعضی از مقالات این کتاب، صحبت از چیستی جدی گرفته نشده است. شاید هم پرسیده شده اما اکتفا کرده‌ایم به لایه‌هایی از پاسخ که به پرسش فلسفی از دانشگاه منجر نشده است. ما اگر به تنقیح این پرسش برسیم که از دانشگاه چه می‌خواهیم، شاید برخی پرسش‌هایی که در این کتاب طرح نشده در اولویت قرار نگیرد. از این منظر این کتاب می‌تواند ما را متوجه کند که شاید نقطه درست ورود ما به بحث، سوالاتی که در این اثر طرح شده نباشد. ما در مواجهه با مباحث فلسفی باید سوالات تیز، تمیز و دقیق بپرسیم. باید دانست چه پرسشی هست که اگر ما از آن آغاز کنیم از بنیادی‌ترین جا آغاز کرده‌ایم. این کتاب هنوز با پرسش بنیادی فاصله دارد. ]]> علوم انسانی Tue, 15 Oct 2019 09:06:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282106/بهشتی-چون-نمی-دانیم-می-خواهیم-نارضایتی-مدام-اجتماعی-داریم-اختلال-منحصر-دانشگاه-نیست کتاب‌‌های جدید مؤسسه فرهنگی اکو رونمایی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282096/کتاب-های-جدید-مؤسسه-فرهنگی-اکو-رونمایی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) پنج کتاب از مجموعه‌‌ کتاب‌‌های «انتشارات مؤسسه فرهنگی اکو» در تاریخ دوشنبه 22 مهر‌‌ماه با حضور رئیس مؤسسه فرهنگی اکو، نمایندگان سفارت‌های تاجیکستان و افغانستان،مشاوران ،مدیران و کارمندان موسسه، جمعی از پژوهشگران و شخصیت‌های فرهنگی و دانشگاهی ونویسندگان کتب مذکور، در محل سالن همایش‌‌های بین‌‌المللی مؤسسه فرهنگی اکو معرفی و رونمایی شد. مظاهری در آغاز این نشست با اشاره به فعالیت‌‌های فرهنگی اکو در حوزه ورزش، گردشگری، موزه‌‌ها، کتابخانه‌‌ها و نیز تأسیس فراکسیون فرهنگی اکو در مجلس شورای اسلامی ایران و همچنین اتحادیه‌‌های رسانه‌‌محور اکومو، اکودیجیتال و اکوپرس، فرهنگ را عامل ارتباط، انسجام و گفتگوی مسالمت‌‌آمیز میان تمدن‌ها نامید.   رئیس مؤسسه فرهنگی اکو در ادامه با تأکید بر لزوم مبادله فرهنگی میان جوامع به‌عنوان عامل جلوبرنده در مسیر رشد و اعتلا، آفرینش‌‌های اندیشمندان، شاعران، نویسندگان و هنرمندان را در عرصه علم و ادب و هنر، از عناصر مهم دیپلماسی فرهنگی برشمرد که نقشی انکارناپذیر در شناسایی هویت ملی جوامع دارند و پشتوانه اصالت تاریخ و بالندگی ملت‌‌ها هستند. در ادامه نشست علی‌اکبر موسوی موحدی، دبیرکل پیشبرد علم و فناوری در جهان اسلام، با ابراز خرسندی از برگزاری این محفل صمیمی، از توجه ویژه رییس اکو به گسترش مبادلات علمی و فرهنگی قدردانی کرد. ایشان ضمن تأکید بر اهمیت ارج نهادن به مقام و منزلت نویسندگان آثار عملی و پژوهشی افزود: به تعبیر دکتر مظاهری فرهنگی ماندگار و متعالی است که در ضمیر و ذات آن دانش وجود داشته باشد و علم با نوشتن و کتابت است که جایگاه می‌‌یابد. حکیمه دسترنجی، رئیس‌‌گروه نشریات دانشگاه پیام نور و نویسنده کتاب «ایران و اقبال (بررسی و تحلیل محتوایی - تاریخی سیر اقبال‌‌شناسی در ایران)» در ادامه مراسم ضمن ابراز قدردانی از رییس موسسه اکو و چاپ و انتشار کتاب مذکور از سوی انتشارات مؤسسه فرهنگی اکو، با مروری بر اندیشه و آثار علامه اقبال لاهوری و آمیختگی عمیق آن با اندیشه و فرهنگ ایرانی اذعان کرد: ایرانیان گرچه در آغاز کمی دیر اقبال را شناختند؛ اما وقتی او را یافتند با تحقیقات ارزنده خود، چون دُرّ گران‌بهایی، از خدمات او به فرهنگ ایرانی تقدیر و تجلیل کردند و کتاب «ایران و اقبال» نیز که با تکیه بر صدها کتاب، مقاله و سند معتبر تهیه شده به بررسی و تحلیل این آثار و تأثیر آنان بر مطالعات ایرانی پرداخته است. در این مراسم سید مرتضی موسویان، عضو شورای پژوهش در مؤسسه فرهنگی اکو، کتاب‌‌های تازه‌‌منتشره اکو را نتیجه پژوهش‌‌های روشمند و خالی از گمانه‌‌زنی و پرداخت کتابخانه‌‌ای صرف دانست و در معرفی کتاب «آینده‌‌پژوهی دولت و رسانه» اثر ارزشمند دکتر مظاهری اشاره داشت: روش سناریونگاری که در این کتاب برای تبیین موضوع خاص آینده دولت و رسانه مورد توجه قرار گرفته است، رویکردی جدید و روشی مناسب برای هزاره سوم است. در این نشست صمیمی علیرضا صالحی، عضو شورای پژوهش در مؤسسه فرهنگی اکو نیز طی سخنانی با بیان اینکه مؤسسه فرهنگی اکودر دوره مدیریت دکتر مظاهری، خانه امنی برای تجلی باورها و اندیشه‌‌های متفکران است، به بیان جنبه‌‌های مختلف علمی و ادبی کتاب‌‌های «نامه نوروز» و «ادبیات فصل مشترک ملل اکو» پرداخت و این آثار را به لحاظ بازشناسی اندیشه‌‌ سخنوران و متفکران و همچنین نقشی که در همگرایی‌‌های فرهنگی می‌‌توانند ایفا نمایند، حایز اهمیت برشمرد.  اعظم مولایی، نویسنده، مترجم و پژوهشگر حوزه‌‌های علوم سیاسی و روابط بین‌‌الملل نیز در این مراسم، ضمن قدردانی از دکتر مظاهری و میزبانی مؤسسه فرهنگی اکو، به معرفی کاملی از کتاب «نقش همکاری‌‌های فرهنگی در توسعه اقتصادی کشورهای عضو اکو» پرداخت و گفت: «همکاری‌های فرهنگی، از طریق تقویت هویت مشترک منطقه‌ای و افزایش اعتماد بین اعضا، سبب کاهش اختلافات و افزایش سطح روابط بین آن‌ها ‌‌می‌‌شود و توسعه اقتصادی را به منفعت مشترک همه آن‌ها تبدیل می‌‌نماید». مؤسسۀ فرهنگى اکو یک نهاد بین‌‌المللى است که با هدف تحکیم قرابت‌‌هاى فرهنگى، هنرى، پژوهشى و ادبی میان کشورهای عضو با دیگر کشورها تأسیس شده است. ]]> علوم انسانی Tue, 15 Oct 2019 08:32:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282096/کتاب-های-جدید-مؤسسه-فرهنگی-اکو-رونمایی ترجمه جلد دوم تاریخ فلسفه غرب اثر آنتونی کنی منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282093/ترجمه-جلد-دوم-تاریخ-فلسفه-غرب-اثر-آنتونی-کنی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) ترجمه جلد دوم تاریخ فلسفه غرب اثر آنتونی کنی به ترجمه رضا یعقوبی منتشر شد. جلد دوم این اثر به فلسفه قرون وسطی تعلق دارد و از آگوستین تا محكومیت پامپوناتزی توسط شورای لاتران در 1513 را روایت كرده است.  هنگام انتشار نسخه انگلیسی كتاب، پاره ای از از صاحب نظران تصریح كرده‌اند كه برای اولین بار است فردی با تسلطی بی‌نظیر در باب كل قرون وسطی، تاریخ‌نگاری فلسفی می‌كند. كنی در این كتاب به گونه‌ای با این دوره تاریخی مهم روبرو می‌شود كه گویی مشكلات و پرسش‌های كنونی بشر را مدنظر دارد. در كتاب «ذهن، روش و اخلاق» كه آكسفود به افتخار كنی منتشر كرده است، جان كاتینگهام درباره تاریخ فلسفه كنی نوشته است : آنتونی کنی بر خلاف نوشته‌های بسیاری از فلاسفة امروزین که رابطة فلسفه با گذشته‌اش را نادیده می‌گیرند یا کم‌اهمیت جلوه می‌دهند، تصمیم گرفته است بیشتر آثارش در چهل سال گذشته را بر چند شخصیت کلیدی در تاریخ فلسفه متمرکز کند. کنی دریافته است که «دست یافتن به ذهنیت برخی از فلاسفة بزرگ گذشته» روش بسیار موثری برای رسیدن به بینش فلسفی است. تاریخ فلسفه، آن‌طور که کنی به آن پرداخته است، جدا از اینکه یک کار تاریخی صرف یا یک رشتة ابزاری باشد، اغلب خودش راه بسیار پرثمری برای فلسفه‌ورزی است. چون فلسفه راه کسب دانش تازه نیست بلکه (به قول کنی) «طریق فهم است و به عبارتی ساماندهی دانسته‌هاست». جلد دوم تاریخ فلسفه غرب(فلسفه قرون وسطی) نوشته آنتونی كنی به ترجمه رضا یعقوبی در 478 صفحه با قیمت 75000 تومان به تازگی از جانب بنگاه ترجمه و نشر كتاب پارسه منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Tue, 15 Oct 2019 07:55:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282093/ترجمه-جلد-دوم-تاریخ-فلسفه-غرب-اثر-آنتونی-کنی-منتشر سلسله نشست‌های فلسفه و علوم اجتماعی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282087/سلسله-نشست-های-فلسفه-علوم-اجتماعی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سلسله نشست‌های فلسفه و علوم اجتماعی طی پائیز و زمستان امسال در این دانشکده برگزار می‌شود.   14 آبان ماه مالک شجاعی جشوقانی درباره دیلتای و علوم اجتماعی به ارائه بحث می‌پردازد. مهدی معین‌زاده 15 آذرماه در نشست گادامر و علوم اجتماعی سخنرانی می‌کند.   سوم دی‌ماه هم محمدتقی چاوشی درباره مارکس و علوم اجتماعی به ارائه سخن می‌پردازد. هایدگر و علوم اجتماعی هم موضوع بحثی است که احمد رجبی 10 دی ماه درباره آن بحث می‌کند.   هگل و علوم اجتماعی در 15 بهمن ماه توسط مصطفی زالی تبیین می‌شود. همچنین مهدی حسین‌زاده یزدی در 6 اسفندماه در مورد ویتگنشتاین و علوم اجتماعی سخنرانی می‌کند. محسن صبوریان هم 20 اسفندماه در مورد مک اینتایر و علوم اجتماعی به ارائه سخن می‌پردازد. ]]> علوم انسانی Tue, 15 Oct 2019 05:38:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282087/سلسله-نشست-های-فلسفه-علوم-اجتماعی-برگزار-می-شود کتابی که داریوش آشوری رغبتی به ترجمه‌اش نداشت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/281966/کتابی-داریوش-آشوری-رغبتی-ترجمه-اش-نداشت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- ترجمه داریوش آشوری از «یوتوپیا» اثر سر تامس مور، که اکنون ویراست دوم آن با حروفچینی تازه و بازبینی و بازخوانی متن از لحاظ سبک ترجمه، در نشر آگه منتشر شده است، پیشنهاد دهنده یکی از جذاب‌ترین معادل‌ها برای یک اصطلاح لاتین در زبان فارسی بود. چنان‌که داریوش آشوری در پیشگفتار ویراست تازه ترجمه‌اش گفته است: این کتاب در ترجمه فارسی آرمان‌شهر نام دارد. این ترجمه از عنوان اصلی آن در پایان کار ترجمه آن به ذهن من رسید و آن را ذیل عنوان یوتوپیا برای آن گذاشتم. اما مرحوم علی‌رضا حیدری، مدیر انتشارات خوارزمی در آن زمان، این ترجمه از عنوان را پسندید و آن را نام اصلی کتاب کرد. (صفحه 8)   چنین بود که با ترجمه کتاب «آرمان‌شهر» اثر سر تامس مور، داریوش آشوری یک واژه به ذخیره واژگانی زبان فارسی افزود. این اولین و آخرین هدیه واژگانی او به زبان فارسی نبود و دست توانای آشوری در زمینه ترجمه که نمود آن را هم در شکل دادن به معادل‌های بسیار رایجی مانند «گفتمان»، «همه‌پرسی»، «رهیافت» و... می‌توان دید و هم در ترجمه کتاب‌هایی نظیر «چنین گفت زرتشت» اثر نیچه و «شهریار» اثر ماکیاولی، ترجمه‌های او را به آثاری که به خودی خود اثری شاخص در زبان فارسی محسوب می‌شوند تبدیل کرده است. بخش قابل توجهی از ذخیره فرهنگی ما را که به عنوان متون درخشان نثر فارسی شناخته می‌شوند  مترجمان تولید کرده‌اند. از «تاریخ بلعمی» که ترجمه‌ای از «تاریخ طبری» است و «کلیله و دمنه» به ترجمه نصرالله منشی تا ترجمه عبداللطیف تسوجی از «هزار و یکشب»، تاریخ ادبیات فارسی مشحون از ترجمه‌هایی است که به خودی خود چیزی به ذخیره فرهنگی این زبان اضافه کرده‌اند. در دوران معاصر نیز هستند معدود مترجمانی که چنین نقشی ایفا کرده‌اند و داریوش آشوری بی‌شک یکی از آنهاست.   تامس مور که در قرن بیستم با ساخته شدن فیلم «مردی برای تمام فصول» اثر فرد زینمان، شهرتی فراتر از محافل آکادمیک یافت و با تصویری که آن فیلم از ایستادگی‌اش بر سر اصول اعتقادی خود ارائه داد، به یکی از شخصیت‌های نمادین تاریخ تبدیل شد، در کتاب «آرمان‌شهر» جامعه‌ای آرمانی را به تصویر می‌کشد که همه در آن در امنیت و آسایش زیست می‌کنند. کتاب او اثری انتقادی ـ سیاسی ارزیابی شده است که به صورت کنایی به کژکارکردی‌های زیست بشری می‌پردازد.   مشهور است که سر تامس مور این کتاب را برای سرگرمی خود نوشته و قصد انتشار آن را نداشته است اما دلیل و انگیزه نوشتن آن هر چه بوده باشد، «آرمان‌شهر» به یکی از متون الهام‌بخش در شکل‌گیری اروپای مدرن تبدیل شد.      تامس مورد متولد 1477 بود. او در سال 1499 با اراسموس، متفکر نوجوی هلندی، دیدار کرد و این دیدار که در سال‌های 1505 تا 1506 نیز تکرار شد، نقشی پر اهمیت در حیات فکری مور داشت. او و اراسموس «برای افزودن بر چیرگی  خود در زبان‌های لاتین و یونانی و آموختن هنر طنزسرایی و سخنوری دست به ترجمه چندین پاره از نوشته‌های لوکیانوس، هزل‌نویس یونانی در سده دوم مسیحی زدند که حاصل کارشان در 1506 در پاریس نشر شد.» (صفحه 15)   مور از سال 150 به دربار هنری هشتم پیوست و در سال‌های اولیه فعالیت، به عنوان یکی از معاونان کلانتر در شهر لندن، به چهره‌ای محبوب میان مردم تبدیل شد. او در سال 1513 نوشتن کتاب «تاریخ شاه ریچارد سوم» را آغاز کرد که بعدها به عنوان نخستین شاهکار تاریخ‌نویسی انگلیسی شهرت یافت و به‌ویژه بر شکسپیر و نمایش‌نامه ریچارد سوم او تاثیر فراوانی گذاشت.   کتاب «آرمان‌شهر» مور در سال 1516 منتشر شد. او نوشتن کتاب را حین یک مسافرت مرتبط با عقد قراردادهای بازرگانی، در بلژیک و در سال 1515 آغاز کرده بود.   او کتابش را به زبان لاتین و خطاب به اومانیست‌ها و اهل سیاست نوشته بود و آنان از این کتاب به خوبی استقبال کردند.   آرمان‌شهر از دو کتاب تشکیل شده است. به گفته آشوری: «کتاب یکم تحلیلی‌ست خرده‌بین و دادخواستی پرشور بر ضد وضع اجتماعی و اقتصادی حاکم بر اروپا و به‌ویژه انگلستان. کتاب دوم روایتگر بهترین وضع اجتماعی است، چنان‌که در جزیره‌ای در کرانه «جهان نو» دیده شده است.» (صفحه 16) او در کتاب دوم، به جامعه‌ای آرمانی می‌پردازد که شیوه زندگانی آن نه‌تنها خوش‌ترین بنیاد را برای جامعه متمدن می‌گذارد، بلکه جامعه‌ای است که تا بشر پابرجاست، پایدار خواهد ماند. این جامعه در جزیره‌ای قرار دارد که پایه‌گذارش در اصل آن را از یک قاره جدا کرده و نظام و سامانی یکسره عقلی و به‌قاعده و حساب‌شده به آن بخشیده است. به همین دلیل از شرور و فسادهای جامعه‌‌های دیگر در امان است. مور به دقت نظام سیاسی، راه و روش زندگی اجتماعی، آدب خوراک و پوشاک، زناشویی، اقتصاد، جنگ‌آوری و دیگر امورشان را شرح می‌دهد.   مهم‌ترین وجه جامعه آرمان‌شهر یا یوتوپیا ساخت اشتراکی آن و نبودن مالکیت خصوصی است. بر این پایه برخی از متفکران چپ و از جمله کارل کائوتسکی مور را پیشرو اندیشه کمونیسم دانسته‌اند. اما جامعه کمونیستی او رنگ و بویی دینی نیز دارد و برخلاف بسیاری از یوتوپیاهای کمونیستی پیش از خود، خانواده را اساس جامعه قرار می‌دهد. خانواده تک‌همسری، پدرسالارانه و گسترده و تولیدگر، سنگ‌بنای هرم اجتماعی یوتوپیا است. مور هر خانواده را یک واحد اقتصادی و زیستی می‌‌داند.   داریوش آشوری   در واقع این کتاب کنایه‌ای به کشور انگلستان در قرن شانزدهم میلادی هم هست که مردم در آن به شدت درگیر جنگ بودند و فقر و فساد بیداد می‌کرد.   نویسنده با نفی چنین جامعه‌ای، تصویری خارق‌العاده از جامعه آرمانی موردنظر خودش ارائه می‌دهد و با نگاهی وسیع اما انتقادی، سازمان‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن دوره انگلستان را زیر سؤال می‌برد.   این کتاب به قدری تأثیرگذار بود که توانست در نگرش رهبران نهضت‌‌های ‌مذهبی با گرایش‌های ‌سوسیالیستی آلمان همچون لوتر و نیکلااشتورک و توماس مونترز تأثیر زیادی بگذارد.   بر جلد کتاب، علاوه بر نام آشوری، نام «نادر افشارنادری» نیز به عنوان مترجم ذکر شده است. آشوری درباره روند همکاری خود با افشارنادری در ابتدای کتاب چنین گفته است: «علت این‌که این کتاب کوچک نام دو مترجم را بر خود دارد آن است که دوست عزیز از دست رفته من، نادر افشار نادری، کمر به ترجمه آن بسته بود اما بدعهدی روزگار امانش نداد تا آن را تمام کند و من بنا به وظیفه دوستانه و به قصد به انجام رساندن نیت او، آن را تمام کردم. انگیزه واقعی من در این کار جز این نبوده و در آغاز رغبتی خاص به ترجمه این کتاب نداشته‌ام.» (صفحه 11)   آشوری در این کتاب بعد از گذری بر زندگی تامس مور و کتاب او و ارائه ترجمه رساله «یوتوپیا»، در پیوست کتاب نیز نوشتاری درباره ماکیاولی و تامس مور به عنوان پیام‌آوران جهان مدرن آورده شده است.   انتشارات آگه، ویراست جدید کتاب «آرمان‌شهر» نوشته تامس مور را با ترجمه داریوش آشوری و نادر افشارنادری، در 1100 نسخه و 189 صفحه با قیمت 25 هزار تومان در سال 1398 منتشر کرده است. ]]> علوم انسانی Tue, 15 Oct 2019 04:58:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/281966/کتابی-داریوش-آشوری-رغبتی-ترجمه-اش-نداشت کلانی: فاضلی در کتابش به شیوه‌های بودن در شهر نمی‌پردازد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282076/کلانی-فاضلی-کتابش-شیوه-های-بودن-شهر-نمی-پردازد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست «مروری بر آثار نعمت‌الله فاضلی» امروز دوشنبه بیست‌ودوم مهرماه با حضور سعید شریفی، مانی کلانی، علیرضا حسن زاده و نعمت الله فاضلی در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شد. شریفی در بخشی از این نشست درباره کتاب «فرهنگ و دانشگاه» سخن گفت و افزود: ما بیش از اینکه به نقد آثار چهره‌هایی مانند نعمت‌الله فاضلی نیاز داشته باشیم به شرح آثارشان نیازمندیم چراکه این آثار وجوه مختلفی دارد و می‌تواند ذهن مخاطب را درگیر موضوعاتش کند. اگر کلیت آثار فاضلی را نگاه کنیم می‌بینیم که دارای چند ویژگی‌است. نخست اینکه قلم ایشان بافت اجتماعی و تاریخی دارد و می‌کوشد تا در تمامی متونش بین متن تاریخی و اجتماعی ارتباط ایجاد کند. از سوی دیگر گرایش به تطبیق در آثار فاضلی مشاهده می‌شود به ویژه در کتاب «فرهنگ و دانشگاه» این ویژگی بیشتر مشاهده می‌شود. البته این گرایش برخاسته از جهان‌زیست روستایی، کلانشهری و ابرشهری فاضلی است.   او با اشاره به اینکه قلم فاضلی مسأله‌مند است عنوان کرد: در فصل اول و دوم کتاب فرهنگ و دانشگاه آنجا که ضرورت نگاه جهانی به آموزش عالی مطرح می‌شود فاضلی به دنبال آن است که به فرهنگ اشاره کند. از همین جهت است که می‌گوید علوم انسانی نیازمند بازخوانی دوباره است.   این مدرس دانشگاه با بیان اینکه کتاب فرهنگ و دانشگاه چندین کلیدواژه بنیادی دارد گفت: فرهنگ دانشگاه، فرهنگ نقد، سیاست تولید علم و ... کلید واژه‌های اصلی این اثر را تشکیل می‌دهند. خواننده با مطالعه اولیه این کتاب احساس می‌کند که نویسنده جهت‌دار نوشته و می‌خواهد وضعیت آموزش عالی ایران را بد نشان دهد اما با خواندن فصول پایانی کتاب با چالشی جدی مواجه می‌شود و آن بیان تجربه‌های زیسته آدم‌های برون‌مرزی است که باورهای عامیانه ایرانیان را درباره آموزش عالی در خارج از کشور به چالش می‌کشند. به عبارت دیگر فاضلی در این اثر می‌خواهد به این سوال پاسخ دهد که اگر انگلیسی‌ها خرافاتی‌اند و منظم نیستند پس چرا به داشته‌هایشان افتخار می‌کنند؟ او پاسخ به این سوال را در سپهر فرهنگ جستجو می‌کند و نگاهش به توسعه آموزش عالی نگاه فناورانه نیست.   به گفته شریفی، فاضلی در فصول مختلف کتاب به معضلات علوم انسانی می‌پردازد و البته به نوعی نشان می‌دهد که وضعیت علوم انسانی در کشوری مانند بریتانیا در برخی از وجوه مانند ایران است. به عبارت دیگر فاضلی اگرچه صراحتا بیان نمی‌کند اما با مقایسه وضعیت آموزش عالی در ایران و بریتانیا به نوعی داشته‌های ما را نیز نشان می‌دهد.   او با طرح چند سئوال از نویسنده کتاب گفت: با مطالعه این اثر سئوالی که به ذهن می‌رسد این است که آیا با خروجی این کتاب خواننده باید بریتانیا را مدینه فاضله تصور کند یا اینکه فاضلی صرفا با رویکرد توصیفی می‌خواسته وضعیت فرهنگ و دانشگاه را نشان دهد؟ آیا خواننده با مطالعه این کتاب متوجه فضای امپریالیستی که اذهان جامعه ایرانی را در برگرفته می‌شود و می‌تواند با مطالعه این اثر آن را ترمیم کند؟   شریفی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه فاضلی در نقد فرهنگ، تفاوت‌های بستر فرهنگی را صرفا توصیف کرده است گفت: این کتاب از معدود کتاب‌هایی است که در آن فاضلی نسخه هم تجویز می‌کند و اینجاست که این سوال مطرح می‌شود که چرا در بحث نقد فرهنگ نگاه ایشان توصیفی است.   فاضلی در پاسخ به انتقادات مطرح شده درباره کتاب «فرهنگ و دانشگاه» گفت: این نخستین اثر فارسی من است که به نوعی سرآغاز کارهای بعدی هم شده است. زمانی که من ایده فرهنگ دانشگاه را مطرح کردم کسی در ایران به این ایده نپرداخته بود و از این جهت کتاب فرهنگ و دانشگاه اثر جدیدی بود و مورد استقبال هم قرار گرفت. اما اینکه چرا تجربه شخصی خود را در این اثر روایت کردم به این دلیل است که در حوزه انسان‌شناسی توجه به تجربه مهم است و برای من همه زندگی‌ام میدان بوده و همه کارهایم میدانی، به عبارت دیگر من چیزهایی که زندگی کردم را روایت می‌کنم. این کتاب هم از همین روش من تبعیت می‌کند.   او ادامه داد: به‌طور مثال من در این کتاب در مصاحبه با دانشجویان ایرانی که در انگلستان تجربه زیسته‌ای داشته‌اند سعی کردم به برخی از سئوالات خود پاسخ دهم بنابراین در آثار من طعم اتنوگرافی دیده می‌شود.   این استاد دانشگاه درباره اینکه آیا بریتانیا را مدینه فاضله می‌داند توضیح داد: تطبیق بعد از تجربه دومین کلیدواژه اتنوگرافی است. اعزام دانشجو به دلیل تجربه میان‌فرهنگی بنیان خلاقیت آموزشی را تشکیل می‌دهد و من از این منظر به تجربه دانشجویان ایرانی در انگلستان پرداخته‌ام. پس مسأله من مدینه فاضله نیست بلکه تطبیق است و در این فرایند هم نقادی کرده‌ام و هم تحت تاثیر واقعیت‌ها قرار گرفته‌ام. من در این کتاب نه غرب برایم مدینه فاضله بوده و نه غرب ستیزم. بلکه تلاش می‌کنم با اتنوگرافی از سطح بحث‌های جاری جلوتر بروم و در این راه زبان من هم زبان مطالعات آموزشی است.   عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با بیان اینکه الگو گرفتن از روش‌های تولید علم در خارج از کشور یکی از اهدافش بوده افزود: زمانی که مقالات مرتبط با این کتاب را می‌نوشتم یکی از نهادهای زیرمجموعه بیت رهبری از من درخواست کرد که به این سوال هم پاسخ دهم که اساسا سیاست‌های تولید علم در بریتانیا چیست و من تلاش کردم از نگاه انسان‌شناسی به این سئوال پاسخ دهم. ما در سیستم آموزشی‌مان سبک یادگیری نداریم و تلاشم در این کتاب نشان‌دادن خلأها در این حوزه بوده است. با اینکه جامعه ایران جامعه‌ای توسعه‌گرا ولی مردم ما اصلا چنین تصوری درباره کشورشان ندارند و درباره آموزش هم وضعیت به همین منوال است.    کدام مردم‌نگاری می‌تواند قایقی برای رسیدن به آرمان‌شهر شود؟ کلانی هم در بخش دیگری از این نشست درباره کتاب «پشت دریاها شهری است» سخن گفت و افزود: مردم‌­نگاری و شهر، دو واژه­ای هستند که نعمت‌­الله فاضلی آن­ها را و در کتاب خودش به نام «پشت دریاها شهری است؛ فرایندها، روش­ها و کاربردهای مردم­‌نگاری شهری» (1392) و در کلیتی واحد، با یکدیگر مفصل‌­بندی نموده است. حال اگر ازین موضوع بگذریم که کتاب­های نسبتاً حجیمی از این دست (به حجم 600 صفحه) و در فقدان حلقه‌های مطالعاتی و شبکه‌­های پژوهشی - که پژوهشگران­شان آن­ها را محققانه بارها­و بارها بخوانند؛ از آن و به نویسنده­اش بازخورد مداوم دهند وکاربست نظریات کتاب را و در عمل کنش اجتماعی پی­ بگیرند - پس متأسفانه باعث می‌­شود که ایده‌­های بنیادی کتاب آن­طور که باید و شاید تکامل و توسعه پیدانکنند. او با بیان اینکه مردم‌نگاری شهری مفهوم خاصی است و برای خواننده سطح متوسط درک آن سخت است گفت: نفس طرح­ درانداختن مفهومی گنگ به نام مردم‌­نگاری شهری و روشن­ کردن‌­اش برای خواننده سطح متوسط علوم اجتماعی، کاریست بسیار دشوار و ستایش ­برانگیز و البته ازین رو ارزشمند زیرا اینجا فاضلی درتلاش بوده که طیف وسیعی از مخاطبان دانشگاهی تا مدیران دولتی و خصوصاً شهرداری­چی­‌ها را متوجه این نکته بسیارمهم کند که تا امروز، شهر را «معماران، مهندسان، بنگاه‌­های معاملاتی، شرکت­‌های مشاوره شهرسازی و بروکرات­های هم­دست با آن­ها» به وضع آشفته، نابهنجار و سراسیمه امروزش رسانده‌­اند و اینک نوبت آن است که مردم‌­نگاران شهری روبه ­سوی آن آرمان­شهر را نشان دهند و برهمین­ اساس، در اینجا باز پرسش نقادانه‌­ام را دوباره تکرار می‌­کنم: آیا مردم‌­نگاری آنگونه که تعاریف و فهمی عمومی از آن و در این کتاب ارائه شده، حال می‌­تواند کلیت پدیده­‌ای بسیارگسترده همچون شهر را، مردم‌­نگاری کند؟ و پاسخم به این سوال و در نقد کتاب فاضلی این است که مباحث مطرح ­شده در کتاب ایشان، هرچند بقول ایشان و برای اثبات برادری­مان به مردم­نگاری، لازم است اما کافی نیست چون اصولاً شهر، موضوع فی­ نفسه مهمی نیست و اینجا در چند جستار، دلایلم را درین باب ارائه خواهم کرد.   این محقق ادامه داد: مردم‌نگاری شهری به دنبال این است که بگوید بین مردم درگیری‌ها، تضادها، تنش‌ها، شیوه‌های مختلف زندگی و ... وجود دارد اما چگونه با توصیف می‌توان به شهر پشت دریاها رسید و اساسا چه کیفیتی از مردم‌نگاری می‌تواند ما را به این سطح برساند. پاسخ این است که مردم‌نگاری فقط نمی‌تواند با توصیف و تحلیل تضادها و تعارض‌ها به مدینه فاضله برسد چراکه زیر پوست شهر اتفاقات مختلفی در جریان است و برای رسیدن به آن مدینه فاضله تحلیل و توصیف کافی نیست. او یادآور شد: فاضلی بارها و به درستی از «رویکرد فرهنگی» پشت تحقیق مردم­‌نگارانه سخن می‌­گوید و با نوعی تدقیق نظری قابل ­قبول و تعریفی انسان­شناختی از فرهنگ، فرهنگ را نقل از لاندری، به ­مثابه «شیوه» یا شیوه­های «زندگی» ساکنان شهر، فهم می­‌کند؛ آن­هایی که همه جا حضوردارند («محسوس و نامحسوس») و می‌­خواهند اعتقادات و آداب و ارزش‌­های­ نابردبارانه، رقابتی تا همدلانه خود را بصورت دیگی درهم­جوش، و در مکان­‌های شهری اعلام کنند. به گفته کلانی،  دنیای رنگارنگی را می‌­توان از خلال مردم­‌نگاری فرهنگ شهر یا همان مرد‌م‌­نگاری شیوه‌­های زیست شهروندان، تصور کرد و اینجا باز به پرسش انتقادی‌­ام برمی‌‌گردم که آنچه در بهترین حالت خود، در آکادمی می‌­تواند عیان شود یا عیان است یا عیان خواهد شد (و این کتاب نیز به ترویج چنین غایتی نوشته شده)؛ چه حاجت به بیان است؟! آیا این همه صرف انرژی و کاغذ و مرکب، ره به جایی خواهد برد و قایق طوفان­زده ما را به کدام ساحل ناامنی می­‌رساند اگر بخواهد در رسای توصیف و فهم این چهل­ تکه شهری مغشوش قلم بزند؟ او افزود: مردم‌­نگاری منهای اضافه‌­کردن و کم­ک کردن بینش پدیدارشناختی به آن (که بحثی جداگانه را و در فضایی دیگر می‌­طلبد) علم ثبت و ضبط روایت‌­های این فوج ­فوج ساکنان شهری و از شیوه‌­های زندگی پرتعارض­شان با همدیگر و با نظام حکومتی است و به تأکید درست فاضلی و به نقل از اووه فلیک، «روایت‌­های محلی، موقت و محدودشان» و اینجا تناقض اصلی کتاب تاحدی آشکار می­‌شود.   کلانی با بیان اینکه مردم‌نگاری به سمت نگارش بودن در شهر رفته است تاکید کرد: شیوه‌های بودن با شیوه‌های زیستن در شهر متفاوت است و آنچه که فاضلی در این کتاب به آن کمتر می‌پردازد شیوه‌های بودن است چون او بیشتر به شیوه‌های زیستن و توصیف تضادها می‌پردازد. البته توصیف لازمه کار هست ولی پرداختن به شیوه بودن هم در شهر بسیار مهم است.   این محقق در بخش دیگری از سخنانش به شیوه‌های بودن در شهر اشاره کرد و افزود: چیزی تحت عنوان مردم‌­نگاری شهری، امری بسیار دیریاب است وقتی از محلی ­بودن و موقتی ­بودن و محدودیت­‌های تحمیل ­شده برانسان‌­ها و حین زندگی­شان در شهر سخن می­‌گوییم. به عبارتی آنقدر که می‌­توانیم از مردم­‌نگاری‌­ها و انواع تک­‌نگاشت­‌های ذیل آن و درباره زنان و روستاییان تازه ­به ­شهر­آمده و کافه‌­گردانان و کارمند جماعت­‌ها و درترافیک‌مانده‌­ها و چای­خورهای حرفه‌­ای و اهل سیاست رسمی و چه و چه سخن گفت، پس دیگر چرا پای شهر باید به میان کشیده شود؟ او تاکید کرد: البته می­‌توان نزدیک به نگاه سیدمحمدبهشتی از مردم نگاری شهر تهران و قزوین و رشت و اصفهان و به معنای از تهرانی ­بودن و اصفهانی ­بودن و رشتی ­بودن سخن گفت و البته اگر بتوان به ­طرز معتبر و قانع­ کننده‌­ای، شیوه تک و منحصربه­فردِ زیستِ اصفهانی و تبریزی و تهرانی یا... را مستند نمود و داده­‌های عینی‌­اش را جمع‌­آوری کرد ولی باز فرای این نقد جدی که اصولاً می­‌توان در ارجاع به آن شهر پشت دریاها، حال از آرمان­شهری اصفهانی و تهرانی سخن گفت که بسیار ادعای پرچالشی است ولی تصدیق بفرمایید که در این ملغمه چهل­ تکه شهری، کدام سامان اخلاقی و نظم هنجاری و برای شیوة زندگی تهرانی یا شیرازی و اصفهانی (و توسط خود ساکنان تهران و اصفهان و شیراز و آگاهانه) استقرار یافته و به­ خصوص آن­وقت­که عمدة امور شهری، فروکاسته می­‌شوند به اینکه مدیریت شهر در آستین خود و تحت نام «مشارکت» شهروندانی حریص و خودخواه و قانون­شکن و درعین حال متظاهر به اخلاقیات و دارای روابط عمومی خوب و بیزنس­من و مال­رو پرورش م‌ی­دهد که درحال لذت‌بردن و به هدردادن امکانات عمومی شهر هستند؛ آن­جاکه شهروندانِ شهر، دست ‌دردست حاکمان­شان، به هیچ نوع شیوه بودن همچون زنانه ­بودن یا مادرانه ­بودن یا «روستایی­ بودن» یا جوانانه ­بودن یا عارفانه­ بودن مجال نمی­‌دهند؟  کلانی گفت: مردم‌نگار انسان تخیلی نیست بلکه فردی است که باید بتواند به مدیر شهری کمک کند تا شهر را فهم کند. شهر روح خبیث دارد و ما مکان‌های زیرزمینی بسیاری داریم که در آن نوعی از کودکی‌کردن، زنانگی کردن و ... وجود دارد. آنچه که فاضلی در این کتاب به آن کمتر پرداخته است.   نتوانستم روح خبیث شهر را تصرف کنم فاضلی نیز در ادامه درباره این اثر توضیحاتی را ارایه کرد و گفت: این کتاب هم قصه‌ خاص خود را دارد و فصول مختلف آن به مرور زمان نوشته شده اما در نهایت تلاش کردم تا مباحث آن انسجام داشته باشد. از سویی دیگر من واقف به ایرادات و اصلاحات آثار خود هستم و بنابراین قرار نیست که بگویم ایرادات وارده به آثارم را نمی‌پذیرم. آنچه که مدنظر آقای کلانی بود این است که کدام جنس از مردم‌نگاری می‌تواند قایقی برای رسیدن به شهر پشت دریاها باشد؟ قطعا پاسخ این است که مردم‌نگاری انتقادی می‌تواند این کار را انجام دهد.   او تاکید کرد: شهر روح خبیث دارد و مردم‌نگاری باید تلاش کند این روح را به چنگ بیاورد. به عبارت دیگر مردم‌نگاری باید به فضایی بپردازد که سرکوب می‌شود و مردم مقاومت می‌کنند. چراکه مردم‌نگاری تقلایی برای بودن را در شهر نشان می‌دهد. اما مسأله این است که من در این کتاب آنجا که خودم مردم‌نگاری کردم نتوانستم روح خبیث شهر را تصرف کنم. چراکه جنس شخصیت من اینگونه نیست. به عبارت دیگر من روح شاد شهر را دوست دارم البته این مزیتی برای یک مردم‌نگار نیست. فاضلی گفت: البته یک مردم‌نگار انتقادی باید بتواند فضاهای زیرزمینی شهر را تحلیل و توصیف کند اما واقعیت این است که این نقص کار من است و من نمی‌توانم درمانش کنم. چون اگر بخواهم سراغ این حوزه بروم قلمم کار نمی‌کند. بنابراین این فضایی نیست که با توجه به شخصیت من بتوانم درباره آن صحبت کنم چون مسیر زندگی من از بسترهای دیگری برخاسته است. آدمی مانند من که یک روستایی است و از مواجهه با شهر خشنود است حتی در مقوله‌ای مانند ترافیک هم روح مثبت آن را می‌بیند. البته مردم‌نگارانی مانند ایزدی جیران وجود دارد که تلاش می‌کند رنج‌ها را روایت کند. این به‌معنای این نیست که من رنج نمی‌کشم چرا که رنج را به خوردمان می‌دهند اما واقعیت این است که قلم من در این بخش کار نمی‌کند. حسن زاده نیز در بخش دیگری از این نشست درباره کتاب «ابعاد سیاسی فرهنگ در ایران» سخن گفت و توضیح داد: اگر کسی قرار باشد تاریخ مردم‌شناسی ایران را روایت کند باید این اثر را بخواند، البته اخیرا هم دالوند کتابی را درباره تاریخ مردم شناسی منتشر کرده که ارزشمند است. او ادامه داد: این کتاب روایت منصفانه، مستند و دقیقی از تاریخ مردم شناسی ارائه می‌دهد. ما دارای منابع متکثر برای شکل گیری انسان شناسی هستیم و اگر قرار است تاریخ انسان شناسی داشته باشیم باید سنت‌های مختلف را بشناسیم. روایت فاضلی در این کتاب مقابل روایت حذفی است و صدای سنت‌های مختلف در کتاب است.  حسن زاده گفت: فاضلی در این کتاب اسیر گفتمان ترجمه نیست و در بازخوانی مردم شناسی ایران توجه به رابطه مردم شناسی و انسان شناسی را مرود توجه قرار می‌دهد و اسیر گفتمان غربی نمی‌شود. ]]> علوم انسانی Mon, 14 Oct 2019 12:22:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282076/کلانی-فاضلی-کتابش-شیوه-های-بودن-شهر-نمی-پردازد کنفرانس بین‌المللی فلسفه اخلاق و نسبیت‌گرایی اخلاقی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282033/کنفرانس-بین-المللی-فلسفه-اخلاق-نسبیت-گرایی-اخلاقی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کنفرانس بین‌المللی فلسفه اخلاق و نسبیت‌گرایی اخلاقی در روزهای ۲ و ۳ دسامبر ۲۰۲۱ در آمستردام ـ هلند برگزار می‌شود.   محور موضوعات کنفرانس شامل، فلسفه اخلاق، اخلاق، رفتار درست و اشتباه، اخلاق، مسائل متافیزیکی، عینی گرایی و نسبیت گرایی، مسائل روانشناختی در زمینه فراشناختی، انحصارطلبی و بی نظمی، احساس و عقل، اخلاق قانونی، نسبیت اخلاقی، نظریه فضیلت، نظریه قرارداد اجتماعی، اخلاق کاربردی، اصول نظارتی در اخلاق کاربردی، مسائل مربوط به اخلاق کاربردی، سقط جنین، نوزادان، حقوق حیوانات، نگرانی‌های محیطی، مجازات اعدام، جنگ هسته‌ای و... است.   علاقه‌مندان به موضوعات فوق می‌توانند با ارسال چکیده آثار خود به https://panel.waset.org/apply/۲۰۲۱/۱۲/amsterdam/ICMPMR?step=۱ در این کنفرانس مشارکت کنند. مهلت ارسال چکیده آثار تا پایان روز ۱۵ نوامبر ۲۰۲۰ است.   برای کسب اطلاعات بیشتر به https://waset.org/moral-philosophy-and-moral-relativism-conference-in-december-۲۰۲۱-in-amsterdam مراجعه کنید. ]]> علوم انسانی Mon, 14 Oct 2019 08:29:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282033/کنفرانس-بین-المللی-فلسفه-اخلاق-نسبیت-گرایی-اخلاقی-برگزار-می-شود ملاحظات سیدجواد طباطبایی درباره دانشگاه واکاوی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282030/ملاحظات-سیدجواد-طباطبایی-درباره-دانشگاه-واکاوی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نشستی را درباره دانشگاه ایرانی برگزار می‌کند. در این هم‌اندیشی که شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸ از ساعت 10 تا 19 برگزار می‌شود، حسن محدثی، قاسم پورحسن، محمد منصورنژاد، حسین روحان، رحیم محمدی، نعمت‌الله فاضلی، محمدح. بادامچی، محمد محمدی، آیت میرزایی، محمد علایی، رضا نساجی و سید جواد میری حضور دارند و درباره دانشگاه ایرانی سخن می‌گویند. کتاب «ملاحظات درباره دانشگاه» اثر سیدجواد طباطبایی از سوی انتشارات مینوی خرد منتشر شده است.این کتاب حاوی صور بنیادینی از نگاه طباطبایی به مسائل فرهنگی و آموزشی از دریچه پروژه تأملی درباره ایران است. این اثر را می‌توان معاصرترین کتاب طباطبایی دانست که صریح‌ترین موضع درباره سرشت و سرنوشت نهاد دانشگاه پس از انقلاب سال پنجاه و هفت را اتخاذ کرده است. از فصل اول که دانشگاه ایرانشهر نام دارد بگذریم، فصل دوم با عنوان دانشگاه بومی و دانشگاه ایرانشهر است که طباطبایی ذیل آن دست به تبیین مقدماتی برای ارائه چارچوبی برای فهم مسائل ایران معاصر از دریچه تفکر ایرانشهری می‌زند. در همین فصل است که طباطبایی علیه نویسندگانی نظیر داود فیرحی نقدهایی را وارد آورده است. ]]> علوم انسانی Mon, 14 Oct 2019 07:11:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282030/ملاحظات-سیدجواد-طباطبایی-درباره-دانشگاه-واکاوی-می-شود ​بازخوانی انتقادی روایت «صمد بهرنگی» از مسائل تربیتیِ ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282029/بازخوانی-انتقادی-روایت-صمد-بهرنگی-مسائل-تربیتی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی هم‌اندیشی درباره «آموزش و پرورش در ایران» به بهانه پنجاه و چهارمین سالگرد انتشار کتاب «کند و کاو در مسائل تربیتی ایران» نوشته صمد بهرنگی را برگزار می‌کند. در این نشست مصطفی مهرآئین، رحیم محمدی، محمد حسین بادامچی، عباس نعیمی، فلورا عسگری زاده، محمد رضا زمردی، حسین حجت پناه و سید جواد میری در این نشست حضور دارند و درباره کتاب صمد بهرنگی سخن می‌گویند. این نشست چهارشنبه ۶ آذر ساعت 10 تا 19 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود.       ]]> علوم انسانی Mon, 14 Oct 2019 05:49:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282029/بازخوانی-انتقادی-روایت-صمد-بهرنگی-مسائل-تربیتی-ایران ​انتشار دو کتاب از پژوهشگاه میراث فرهنگی/ از «بازار قزوین» تا «تاریخ ایلخانی» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282038/انتشار-دو-کتاب-پژوهشگاه-میراث-فرهنگی-بازار-قزوین-تاریخ-ایلخانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «بازار قزوین» به قلم مهرزاد پرهیزکاری و با مقدمه سید محمد بهشتی توسط مرکز معرفی فرهنگی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری چاپ و منتشر شد. کتاب «بازار قزوین» در 4 فصل به همت پژوهشکده بناها و بافت‌های تاریخی-فرهنگی پژوهشگاه به بررسی تاریخی فرهنگی و کالبدی بازاربزرگ قزوین پرداخته است. در این کتاب می‌خوانیم: «بازار فقط یک سازه معماری نیست بلکه بخشی از فرهنگ اجتماعی مردم یک اقلیم است و فصل‌های گوناگون کتاب شامل پیشینه بازار، اندام‌های زنده بازار، بناهای ناپیدا و از میان رفته، مقایسه تطبیقی فضاها و عناصر کالبدی، شناخت نظام‌های تجاری، سیاسی اجتماعی و مالکیتی بازار، مردم‌شناسی بازار و شناخت کالبدی بازار است.» از آنجایی که نگارنده پانزده سال مسئول پایگاه شهر تاریخی قزوین بوده است، این کتاب حاصل پژوهش‌های میدانی و مشاهدات بی واسطه و مستقیم وی از بازار و فرهنگ های پیرامون آن است. وجود نقشه‌های دقیق از تمام راسته‌ها و بازارچه‌ها از ویژگی‌های برجسته این کتاب به شمار می‌آید.  «تاریخ ایلخانی» نوشته مشترک بهروز عمرانی و امین مرادی از سوی مرکز معرفی فرهنگی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری چاپ و منتشر شد. این کتاب به زبان انگلیسی چاپ شده و نگارندگان آن تلاش کرده‌اند تا این سبک از معماری را از تمامی جهات مورد مطالعه و پژوهش قرار داده و معرفی کنند. کتاب ایلخانی نوعی از مستندنگاری با نگاه ویژه به تاریخ هر اثر، شکل، نشانه‌ها و ساختار آن‌ها است. بناهای مورد مطالعه در این کتاب بیش از همه مربوط به استان‌های غربی بوده و در بین مطالب آن مقاطع مختلف، پلان، نما و... در خصوص بخش زیادی از بناهای دوره ایلخانی آورده شده است. این کتاب برای محققان دوره ایلخانی می‌تواند مرجعی مناسب برای دانشجویان این رشته باشد. ]]> علوم انسانی Mon, 14 Oct 2019 05:02:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282038/انتشار-دو-کتاب-پژوهشگاه-میراث-فرهنگی-بازار-قزوین-تاریخ-ایلخانی آیا ترکیه در حال آزمودن یک سیاست آزموده شده است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282039/آیا-ترکیه-حال-آزمودن-یک-سیاست-آزموده-شده خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- این روزها افکار عمومی در سراسر جهان چشم به بخشی از سوریه دوخته است که سکونت‌گاه تاریخی کردهای این کشور محسوب می‌شود. نام قامشلی، کوبانی، حسکه و رقه در اخبار تکرار می‌شود و هراس از این موضوع که نبرد میان ارتش ترکیه با نظامیان کرد سوری به بی‌ثباتی تازه‌ای در خاورمیانه منجر شود هر روز در حال افزایش است.   پیش از این نیز، در بازه زمانی نبرد میان کردهای سوریه با داعش، به‌ویژه نام کوبانی بسیار به گوش می‌رسید اما نه در آن زمان و نه اکنون، توجه به تاریخ، جغرافیا و مسائل سیاسی مرتبط با کردهای سوریه، نه فقط در ایران که بسیاری دیگر از نقاط جهان چندان مورد توجه نبوده است.   یکی از معدود کتاب‌هایی که درباره کردهای سوریه به فارسی ترجمه شده است، با این جملات آغاز می‌شود: «رسانه‌های جمعی به‌ندرت به کردهای سوریه می‌پردازند. این مسئله در مورد تحقیقات علمی‌ای که به سوریه اختصاص دارد نیز صدق می‌کند. حتی تحقیقات در مورد مسئله کردها نیز همین است. اغلب مطالعات بر روی مناطق کردنشین ترکیه، عراق و تا حد کمتری ایران متمرکز بوده است. این مختص به یک دوره خاص نیست.»   مطالب بالا را از کتاب «کردهای سوریه؛ تاریخ، سیاست و جامعه» نقل کردیم. کتابی از جوردی تیجل که با دو ترجمه در ایران منتشر شده است. یک‌بار با ترجمه صداقت حیاتی و در نشر نگاه معاصر و یک‌بار با ترجمه آزاد حاجی‌آقایی و در نشر رامان سخن.     کتاب کردهای سوریه تحولات این منطقه را تا اواخر سال 2008 پیگیری کرده و به مباحث تازه در این حوزه نپرداخته است، اما به دلیل بنیان روش‌شناختی درست آن و نیز به دلیل دقت تاریخی مورد توجه نویسنده، از جمله آثار قابل اتکا برای شناخت این منطقه کمتر مورد توجه قرار گرفته است.   جوردی تیجل (که در ترجمه آزاد حاجی آقایی نام او به صورت ژوردی تژل ثبت شده است) استاد دانشگاه فرایبورگ و مدرسه مطالعات پیشرفته علوم اجتماعی پاریس بوده است. او در کتاب خود بر پایه اسناد مربوط به دوران قیمومیت فرانسه در سوریه که در ابتدای قرن حاضر منتشر شدند و نیز با تکیه بر مطالعات میدانی، پژوهشی اسنادی ـ میدانی درباره کردهای سوریه انجام داده است. نسخه انگلیسی این کتاب در سال 2009 در انتشارات راتلج منتشر شده است.   در فصل اول با عنوان «کردها در زمان دولت قیم فرانسه»، نویسنده به تحرکات قومی کردهای سوریه پرداخته و آن را متاثر از تحولات کردستان ترکیه و صف‌بندی‌های بین‌المللی قلمداد می‌کند. ظهور ناسیونالیسم کرد در سوریه، نهضت فرهنگی کردی در سوریه و لبنان، رابطه کردها و فرانسه و... از جمله مباحثی است که در این فصل مورد بررسی قرار می‌گیرند.   در فصل دوم کتاب که «سوریه در دوره انتقال (1946-1963) نام گرفته، اوضاع کردستان در بازه‌ زمانی شکل‌گیری دولت مستقل در سوریه مورد توجه قرار گرفته است و به‌ویژه تاثیر مسئله شکل‌گیری ناسیونالیسم عربی تحت تاثیر جمال عبدالناصر در رابطه با نوع تعامل کردها با دولت مرکزی سوریه به بحث گذاشته می‌شود. تاسیس حزب دموکرات کردی در سوریه یکی از مباحثی است که در این فصل به آن پرداخته می‌شود. توسعه راه‌ها، سیاست‌های مربوط به مقوله آب و زمین‌های کشاورزی و مسئله کردزدایی و تلاش برای عربی کردن منطقه کردنشین سوریه از بحث‌های دیگر این فصل است.   فصل سوم کتاب با نام «رژیم بعث و کردها» نیز به تداوم این سیاست‌ها پس از کودتای حافظ اسد و به قدرت رسیدن حزب بعث در سوریه می‌پردازد. حزب بعث به عنوان یک حزب ناسیونالیست عربی همواره از «خطر کردها» یاد می‌کرد. نویسنده در بخشی به نام سال‌های استثمار، نوع مواجهه حکومت مرکزی با کردها در فاصله بین 1979 تا 2000 را از جنس استثمار تلقی می‌کند.     فصل چهارم کتاب با نام «مسئله کردها و بعد فراملی آن» به ابعاد بین‌المللی مساله کرد پرداخته و پویش‌های سیاسی جامعه کرد در سوریه را از زاویه پیوند کردها در سوریه با احزاب دمکرات کردستان عراق، اتحادیه میهنی کردستان و حزب کارگران کردستان به تصویر می‌کشد.   فصل پنجم کتاب نیز با عنوان «پاسخ کردها و حاشیه‌های آن: پنهان‌کاری یک کشمکش» واکنش کردها را به تحولات منطقه‌ای پس از سقوط صدام تا سال 2008 مورد کنکاش قرار می‌دهد. نویسنده در این فصل متاثر از مفهوم «سیاست‌های نامرئی»، تقیه را به عنوان مهمترین شیوه واکنش کردها در مقابل سیاست‌های سرکوبگرانه بعث مورد بررسی قرار می دهد. فصل ششم این کتاب با پژوهش میدانی در ارتباط با شورش قامشلی در سال‌های ابتدایی قرن بیست‌ویکم به رشته تحریر درآمده است و نویسنده این شورش را نشانه عصری جدید برای کردهای سوریه تلقی می‌کند. او بر این باور است که خشونت‌های غافلگیرکننده‌ مناطق کردنشین شمال سوریه‌ و مناطق کردنشین حلب و دمشق نشانی از ظهور اعتراضات کردی در مقابله‌ با حاکمیت به شمار می‌رفت تا جایی که حکومت سوریه‌ نیز از ظرفیت کردها برای چنین عملی ناآگاه و از مقیاس و بزرگی این اعتراضات غافلگیر گردید. نقش رسانه ها در رویت پذیری این رویدادها از سوی مولف به خوبی تبیین شده است.   کتاب «کردهای سوریه» اگر چه به دوران پیش از جنگ داخلی در سوریه تعلق دارد و شکل‌گیری حکومت خودگردان روژوا در این بخش از کشور سوریه را مورد توجه قرار نداده است، اما به این علت که نمایان‌گر ریشه‌های تاریخی برخی از سیاست‌هایی امروزین است، در مطالعه جنگ کنونی بین کردهای سوریه و حکومت ترکیه نیز می‌تواند جالب توجه باشد. تلاش ترکیه برای شکل دادن به یک منطقه حائل بر پایه اسکان پناهندگان عرب در مرزهای سوریه با ترکیه، نمودی از تداوم سیاست کردزدایی است که به‌ویژه در دهه‌های 50 و 60 قرن بیستم دنبال می‌شد و البته به نتیجه هم نرسید. احمتال دارد با مطالعه چنین کتابی، فرد آشنا با روند تحولات در خاورمیانه به این نتیجه برسد که ترکیه در حال آزمودن یک سیاست آزموده شده است.   ]]> علوم انسانی Mon, 14 Oct 2019 05:00:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/282039/آیا-ترکیه-حال-آزمودن-یک-سیاست-آزموده-شده ​فراستخواه درباره «تاملی در تاثیر اجتماعی علم» سخن می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282023/فراستخواه-درباره-تاملی-تاثیر-اجتماعی-علم-سخن-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با همکاری موزه ملی علوم و فناوری ایران سلسله سخنرانی‌های مساله ترویج علم در ایران معاصر را برگزار می‌کند. در این سلسله سخنرانی‌ها «تاملی در تاثیر اجتماعی علم» با سخنرانی مقصود فراستخواه چهارشنبه 24 مهرماه 1398 ساعت 16 برگزار می‌شود. این نشست در تهران، خیابان سی تیر، موزه ملی علوم و فناوری سالن اجتماعات برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Mon, 14 Oct 2019 04:47:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282023/فراستخواه-درباره-تاملی-تاثیر-اجتماعی-علم-سخن-می-گوید ​شب سیاحان ایتالیایی در ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282032/شب-سیاحان-ایتالیایی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «شب سیاحان ایتالیایی در ایران» به همت مجله بخارا و با همکاری موزه کتاب و میراث مستند کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود.   در این مراسم جوزپه پرونه سفیر ایتالیا در تهران، محمد بهفروزی، بهرام پروین گنابادی، ایمان منسوب بصیری، آنتونیا شرکا و علی دهباشی به ایراد سخن خواهند پرداخت.   شرکت برای عموم در این نشست به عنوان نخستین نشست در بزرگداشت افراد برجسته در عرصه‌های مختلف که در تداوم سلسله نشست‌های بخارا (مجله بخارا ) با همکاری موزه کتاب و میراث مستند کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود آزاد است.   در حاشیه این مراسم، نمایشگاه کتاب‎ها و اسناد سیاحان ایتالیایی که در مخازن سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران موجود بوده و مورد حفاظت و صیانت قرار گرفته افتتاح خواهد شد.   همچنین در خلال این نشست فیلم پیام پروفسور«آنجلو میکله پیه مونتسه» پخش خواهد شد.   پروفسور «آنجلو میکله پیه مونتسه» سال‌ها استاد ادبیات فارسی و زبان‌شناسی در دانشگاه‌های رم، ونیز و استراسبورگ بوده‌ و «کتاب شناسی ایران در زبان ایتالیایی» از برجسته‌ترین کارهای این ایران شناس ایتالیایی است.   پیه مونتسه نسخه معتبری از منطق‌الطیر عطار را هم کشف و منتشر کرده است. از دیگر کارهای او شناختن و شناساندن شاهنامه خطی مورخ ۶۱۴ هـ.ق است که پایه چاپ شاهنامه معتبر «جلال خالقی‌مطلق» قرار گرفت.    این نشست دوشنبه(22 مهرماه) ساعت 16:30 در محل موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار خواهد شد. ]]> علوم انسانی Sun, 13 Oct 2019 12:11:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282032/شب-سیاحان-ایتالیایی-ایران حلقه مطالعاتی کتاب «دیباچه‌ای بر جامعه‌شناسی سیاسی ایران» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282022/حلقه-مطالعاتی-کتاب-دیباچه-ای-جامعه-شناسی-سیاسی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، حلقه مطالعاتی کتاب «دیباچه‌ای بر جامعه‌شناسی سیاسی ایران» اثر حسین بشریه به کوشش انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی از دوشنبه 22 مهرماه ساعت 14 در دفتر انجمن‌های علمی برگزار می‌شود.   موضوع اصلی جامعه‌شناسی سیاسی بررسی رابطه میان دولت و ساختار قدرت سیاسی از یك‌سو و جامعه یا نیروها و گروه‌های اجتماعی از سوی دیگر است. در هر جامعه‌ای دولت در درون شبكه پیچیده‌ای از علائق و منافع اجتماعی و اقتصادی قرار دارد و در حقیقت خود حاصل صورت‌نبدی خاصی از روابط میان آنهاست. جامعه و نیروهای اجتماعی به عنوان بستر و زمینه عمل دولت، ماهیت آن را تعیین می‌كند.   دفتر انجمن‌های علمی به نشانی تقاطع همت و شریعتی، خیایان داود گل‌نبی (کتابی)، دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی است. ]]> علوم انسانی Sun, 13 Oct 2019 11:46:56 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/282022/حلقه-مطالعاتی-کتاب-دیباچه-ای-جامعه-شناسی-سیاسی-ایران «جامعه و بازار در عصر ناصری» معرفی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282017/جامعه-بازار-عصر-ناصری-معرفی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشر تاریخ ایران آیین معرفی و بررسی کتاب «جامعه و بازار در عصر ناصری» نوشته فیاض زاهد و هدی موسوی را از ساعت ۱۷:۳۰ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸ در خانه گفتمان شهر و معماری (خانه وارطان) برگزار می‌کند. در این نشست منصوره اتحادیه، سعید لیلاز، نعمت احمدی نسب و نویسندگان کتاب برای حاضران سخنرانی خواهند کرد. «جامعه و بازار در عصر ناصری: با نگاهی به اوضاع اجتماعی و اقتصادی در عصر قاجار» نوشته فیاض زاهد و هدی موسوی با شمارگان هزار نسخه، ۴۹۱ صفحه و بهای ۵۰ هزار تومان از سوی نشر تاریخ ایران روانه کتابفروشی‌ها شده است. نویسندگان در این کتاب ضمن تمرکز بر وضعیت بازار و مولفه‌های اقتصادی، شیوه معاش و داد و ستد اقتصادی، وضعیت آموزش و پرورش و نهادهای اجتماعی مرتبط، زنان و منزلت آنان، پول و مسائل اقتصادی مرتبط با آن، تجارت داخلی و خارجی، بیماری‌های واگیردار و... را نیز مورد بررسی قرار داده‌اند. هدف نویسندگان نشان دادن وضعیتی است که اجداد تهرانی‌ها در دوران قاجاریه با آن مواجه بودند. این رویکرد به مخاطبان در درک بهتر نهضت‌ها و پویش‌های سیاسی، مذهبی و اجتماعی آن دوران کمک می‌کند. فراموش نکنیم که مکانیزم‌های استعماری از این دوران وارد در اقتصاد ایران می‌شود و نویسندگان با تمرکز پژوهش بر مساله بازار در دوران ناصری بررسی خواهند کرد که نهاد بازار تا چه میزان تاثیر و کارآمدی بر مولفه‌های اجتماعی داشته است.   به باور نویسندگان اقتصاد کشاورزی و شبه فئودالی ایران در دوره قاجار در نتیجه تغییرات بین المللی و ملی اساسا نیازمند بازبینی بود و انقلاب مشروطه به این دلیل رخ داد که اقتصاد دوره قاجار پاسخ مطالبات اجتماعی را نمی‌داد. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند در روز و ساعت اعلام شده به خانه گفتمان شهر و معماری (خانه وارطان) واقع در تهران، میدان فلسطین، ابتدای خیابان طالقانی غربی، پلاک 514، مراجعه کنند. حضور در این نشست برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.  ]]> علوم انسانی Sun, 13 Oct 2019 11:46:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/282017/جامعه-بازار-عصر-ناصری-معرفی-می-شود ​نقد و بررسی کتاب «اختراع قوم یهود» در خانه وارطان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281401/نقد-بررسی-کتاب-اختراع-قوم-یهود-خانه-وارطان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشر نو با همکاری مجله مردم‌نامه نقد و بررسی کتاب «اختراع قوم یهود» را برگزار می‌کند. در این نشست هاشم آقاجری، حسینعلی نوذری، داریوش رحمانیان سخنرانی می‌کنند. دبیری این نشست نیز بر عهده جواد مرشدلو است. کتاب «اختراع قوم یهود» نوشته شلومو زند با ترجمه احد علیقلیان از سوی نشر نو منتشر شده است. شلومو زند، استاد بازنشسته تاریخ‌ دانشگاه تل‌آویو و نویسنده کتاب «اختراع قوم یهود» است. این کتاب پنج فصل دارد. ملت‌سازی: حاکمیت و برابری، تاریخ ـ‌ افسانه: در آغاز خداوند قوم را آفرید، اختراع تبعید: دعوت به دین و تغییر دین، اقالیم سکوت: در جستجوی زمان گمشده (یهودی) و تمایز: سیاست هویت در اسرائیل از جمله فصل‌های کتاب را تشکیل می‌دهد. «اختراع قوم یهود» در اصل به زبان عبری نوشته و زبان مادری نویسنده‌اش یدیش است. اما عبری به تعبیر شلومو زند، زبان تخیل و احتمالاً زبان رویاها و یقیقا زبان نوشته‌هایش باقی مانده است. این کتاب، اثری درباره تاریخ است که با چند داستان شخصی آغاز می‌شود. نویسنده در سطور این کتاب با کشیدن خط بطلان بر افسانه تبعید اجباری یهودیان به دست رومیان (در قرن اول میلادی) به این نتیجه‌گیری رسیده که بیشتر یهودیان امروز، فرزندان نوکیشانی هستند که زادگاهشان سراسر خاورمیانه و اروپای شرقی بوده است. این نشست دوشنبه 22 مهرماه ساعت 18 در خانه وارطان به نشانی میدان فلسطین، طالقانی غربی، پلاک ۵۱۴ برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Sun, 13 Oct 2019 05:19:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281401/نقد-بررسی-کتاب-اختراع-قوم-یهود-خانه-وارطان جای بعضی احزاب مهم در این کتاب خالی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281889/جای-بعضی-احزاب-مهم-این-کتاب-خالی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: ده‌ها سال پس از شکل‌گیری بنیان‌های تحزب در ایران، ساختاری به نام حزب، هنوز جایگاه ویژه و شاخصی در روندهای سیاسی کشورمان ندارد. از همین روست که اکثر قریب به اتفاق آثاری که به مقوله روند حضور احزاب در ایران می‌پردازند، رویکردی آسیب‌شناسانه دارند. کتاب «تبارشناسی جریان‌های سیاسی و آسیب‌شناسی احزاب در ایران» که مجموعه گفت‌وگوهای اسماعیل آزادی با فعالان حزبی تاریخ معاصر ایران نظیر ابراهیم یزدی و عزت‌الله سحابی از نهضت آزادی، پرویز ورجاوند از جبهه ملی، محمدعلی عمویی از حزب توده، محمدنبی حبیبی از هیئت‌های موتلفه اسلامی و محمد سلامتی از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و... است، تلاش دارد با رویکردی تاریخی سیری از شکل‌گیری تحزب در ایران ارائه دهد و در بخش دوم کتاب، در گفت‌وگو با صاحب‌نظرانی نظیر غلام‌عباس توسلی، سعید حجاریان، علیرضا علوی‌تبار و احمد نقیب‌زاده، مفهوم تحزب در ایران را در شکل کلی مورد بررسی و آسیب‌شناسی قرار دهد. با مولف این کتاب، اسماعیل آزادی گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه خواهید خواند. آزادی در انتهای گفت‌وگو این اثر را حاصل یک تلاش خانوادگی دانست و از همسر و فرزندانش که در روند تدوین کتاب از قبیل پیاده‌سازی گفت‌وگوها، ویرایش و... به او یاری رسانده‌اند تشکر کرد.  آقای آزادی گفت‌وگوهایی که در کتاب «تبارشناسی جریان‌های سیاسی» گردآوری شده‌اند در نیمه اول دهه هشتاد انجام یافته‌اند. این کتاب چرا این‌قدر دیر چاپ شد؟ این گفت‌وگوها در دوران خود در مطبوعات منتشر شده‌اند و برخی‌شان نیز به صورت پاورقی در روزنامه اعتماد کار شدند. وقتی که گفت‌وگوها به پایان رسید ما تدوین‌شان کردیم و تصمیم گرفتیم به صورت کتاب منتشرشان کنیم. آن زمان من و علیرضا رجایی عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران بودیم. ایشان در آن زمان انتشارات گام نو را اداره می‌کرد. ابتدا بنا بود انتشارات گام نو کتاب را منتشر کند که به هر دلیل نشد. چند سال بعد پیشنهادی آمد که کتاب را در خارج از کشور چاپ کنیم که من موافقت کردم و کتاب در انگلستان چاپ شد. اما مسئله‌ای که وجود داشت این بود که کتاب در ایران پخش نشده بود. کسانی هم که نسخه خارج از کشور کتاب را دیده بودند همواره پرسششان این بود که چرا کتاب را در ایران منتشر نمی‌کنی. این بود که تصمیم گرفتیم کتاب را در ایران هم منتشر کنیم. با نشر ثالث صحبت کردیم و آنها کتاب را برای انتشار آماده کردند و کتاب به شکلی که حالا در دست شماست منتشر شد.   در چاپ تازه مصاحبه جدیدی هم به کتاب اضافه شد یا کتاب به همان شکلی که بود بازنشر شد؟ نه. کتاب دقیقاً همان نسخه‌ای است که یک بار در خارج از کشور منتشر شده و فقط به دلیل پاره‌ای از اصلاحات، یکی دو پاراگراف از کتاب حذف شد.   به نظر شما این‌که مصاحبه‌ها مربوط به حدود پانزده سال پیش هستند باعث نشده است که رنگ کهنگی به خود بگیرند؟ آیا مسائل مطرح شده در کتاب هنوز مسئله روز هستند؟ از آنجا که محور اصلی کتاب تاریخ احزاب در ایران است و بر مبنای گفت‌وگو با کسانی تهیه شده است که خودشان در جریان تاسیس این احزاب بوده‌اند، مطالب آن از نوعی نیست که کهنه شود. ما در مصاحبه‌ها بحث‌های روز را مطرح نمی‌کردیم و تمامی مباحث درباره روند شکل‌گیری احزاب بوده است.     کتاب در دو بخش تدوین شده و بخش دوم آن به آسیب‌شناسی احزاب در ایران می‌پردازد. قاعدتاً مباحث این بخش تاریخی نیست و به مباحثی مانند موانع شکل‌گیری احزاب در ایران می‌پردازند. این مباحث هنوز به نظر شما به‌روز هستند؟ بله. موانعی که در آن زمان وجود داشت و در کتاب به‌آنها پرداخته شده در حال حاضر هم نه تنها کاهش پیدا نکرده که بیشتر هم شده است. در واقع بنیادهای سخنانی که در این بخش درباره مسائل و مشکلات تحزب بیان شده هنوز مصداق‌های فراوانی دارند و در مباحث روز نیز می‌توان از مطالب این بخش از کتاب بهره فراوان برد.   سیر گفت‌وگویی که شما مدنظرتان بود چگونه بود؟ آیا بنا داشتید به تمامی احزاب مهم ایران به صورت جامع و مانع بپردازید؟ و آیا موفق شدید این کار را انجام دهید؟ جای بعضی احزاب مهم در این کتاب خالی است. مثلاً حزب رستاخیز، حزب ایران نوین و... پرداختن به این دسته از احزاب با موانعی مواجه بود. من بسیار مایل هستم که در چاپ دوم کتاب بتوانم مباحث را با پرداختن به برخی دیگر از احزاب که در هنگام پرداختن به سیر تحزب در ایران توجه به آنها هم لازم است کامل کنم.   اتفاقی که در این‌گونه از آثار می‌تواند رخ بدهد ارائه برآیندی کلی به صورت مقدمه یا موخره از گفت‌وگوهاست. به شکلی که بتوانیم مقایسه‌ای میان دیدگاه‌های افرادی که از خاستگاه‌های فکری مختلف به مسئله تحزب توجه داشته‌اند انجام دهیم. شما توجهی به ارائه چنین جمع‌بندی‌ای در کتاب داشته‌اید؟ می‌توانید خلاصه‌وار برآیندی از دیدگاه‌های مشابه و یا متضاد در حوزه تحزب که در این کتاب طرح شده‌اند ارائه دهید؟ من البته مقدمه‌ای در ابتدای کتاب نوشته‌ام که سعی کرده‌ام در آن به این موضوع بپردازم. اما آنچه مشخص است و از مقایسه مسائل احزابی که پیش از انقلاب فعال بوده‌اند و در کتاب به آنها پرداخته شده با مسائل احزاب پس از انقلاب می‌توان مشاهده کرد این است که همان مسائل و مشکلاتی که ما پیش از انقلاب داشته‌ایم، پس از انقلاب هم جاری و ساری بوده است و ما پیشرفت خاصی در زمینه احزاب نداشته‌ایم.   این مسائل و مشکلاتی که وجود داشته را می‌توانید کمی جزئی‌تر بیان کنید؟ به عنوان نمونه احزاب سازمان ندارند، وابسته به شخص هستند. وابسته به اتفاقات هستند. به بدنه اجتماعی پیوند ندارند. بحث مالی احزاب هنوز روشن نیست. این بحث‌هایی بوده که پیش از انقلاب وجود داشته و هنوز هم وجود دارد.   نگرش افرادی که با آنها گفت‌وگو کردید نسبت به فعالیت حزبی خودشان چگونه بود؟ آیا آنها قائل به مسائل و مشکلاتی که شما بیان کردید بودند؟ برخی از افراد که هنوز در جریان قدرت جایگاهی دارند در این زمینه رویکردشان متفاوت بود و از روند حزبی خود ابراز رضایت می‌کردند اما کسانی که در قدرت جایگاهی نداشتند، خودشان هم قائل به این مسائل آسیب‌شناختی بودند.   برای من به عنوان نمونه جای پرسش است که نگرش فردی مانند محمدعلی عمویی که فعالیت حزبی خود را در حزب توده انجام داده است، چه نسبتی با نگرش به‌عنوان نمونه محمدنبی حبیبی دارد که فعالیت خود را در هیئت‌های موتلفه اسلامی آغاز کرده و در حزب موتلفه اسلامی ادامه داده و به پایان رسانده است؟ البته حزب توده به قدرت نرسید تا ببینیم آیا در صورت به قدرت رسیدن به احزابی با ساخت فکری متفاوت اجازه فعالیت می‌دادند یا نه؟ اما برای موارد دیگری که طرح کردید مسئله اساسی این بود که طرز فکر و فلسفه سیاسی فعالان سیاسی مهم است و به هر طرز فکر و فلسفه سیاسی‌ای نباید اجازه فعالیت داد. این را هم باید مدنظر قرار داد که از نظر حزبی حزب توده سازمان‌یافته‌ترین حزب در زمان خود بوده است و حزب موتلفه اسلامی هم از جهت ساختار و شکل و شمایل حزبی در میان احزاب موجود از دیگر احزاب پیشرفته‌تر است.   شما نام بخش اول کتاب را تبارشناسی جریان‌های سیاسی گذاشته‌اید. «تبارشناسی» واژه‌ای است که ریشه در نگرش فلسفی خاصی دارد و به‌عنوان نمونه کسی مانند میشل فوکو قرائت خاص خود از این واژه را ارائه داده است. در نگرش فوکو تبارشناسی تحلیل ساختار اجتماعی قدرت معنا می‌شود. برداشت شما از تبارشناسی چه بود و چه میزان به این نگرش فوکویی نزدیک بود؟ دلیل انتخاب این نام بهره بردن از ذائقه بازار بود یا رویکرد اندیشه‌ای خاصی پشت انتخاب این نام وجود داشت؟ من در رشته علوم سیاسی تحصیل کرده‌ام و همواره به اندیشه سیاسی علاقه داشته‌ام. تبارشناسی هم در رویکرد من برخاسته از یک نگرش فلسفی و سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی بوده است. مسئله گذشته‌شناسی به صورت صوری و شکلی نبوده است. بنا داشته‌ایم به ریشه‌های اندیشه‌ای این احزاب نقب بزنیم.   اسماعیل آزادی بحث تبارشناسی اگر بخواهد معنای واقعی خود را پیدا کند، موضوع مورد بررسی باید در یک بافتار یا کانتکست مورد بررسی قرار بگیرد، چرا که معنای تبارشناسی واشکافی ساختار اجتماعی یک مقوله است. در این کتاب چه میزان با بافت و زمینه‌ای که احزاب در آن بروز و ظهور و رشد داشته‌اند توجه کرده‌اید؟ از آنجا که احزاب ما هیچ کدام ریشه محکمی در بدنه اجتماعی ندارند، طبیعتاً ما از اساس نمی‌توانستیم به ساختارهای اجتماعی در مباحث محوریت بدهیم. تنها حزبی که می‌شد به بدنه ساختار اجتماعی مرتبطشان کرد همان جمعیت موتلفه است که خودشان اذعان داشتند برآمده از بازار هستند. در واقع احزاب ما اولاً از بدنه اجتماعی برنخاسته‌اند و دوم اینکه نتوانسته‌اند آنقدر به فعالیت ادامه دهند که در بدنه اجتماعی ریشه بدوانند.   سوال محوری بخش دوم کتاب موانع شکل‌گیری احزاب در ایران است. شما این پرسش را به شکل‌های مختلف از چهار پژوهشگری که در این بخش با آنها گفت‌وگو کرده‌اید، یعنی غلام‌عباس توسلی، سعید حجاریان، علیرضا علوی‌تبار و احمد نقیب‌زاده پرسیده‌اید. این افراد هر یک رویکرد و نگرش خاص خود را دارند. پاسخی که به پرسش شما دادند چه میزان تفاوت داشت. آیا این چهار نفر ایده و نظر مشترکی درباره موانع شکل‌گیری احزاب در ایران داشتند؟ تا آنجا که من فحوای کلام دوستان را به یاد دارم، نظرشان در این زمینه بسیار نزدیک بود. دلیل هم شاید این است که موانع توسعه احزاب در ایران بسیار آشکار است. مسئله آزادی سیاسی و کمبود آن و مسائلی از این دست عمده‌ترین مسئله‌ای است که در این حوزه وجود دارد و مورد توجه همه دوستان هم قرار گرفته بود.   قاعده شکلی کتاب‌هایی از این دست، که مجموعه مصاحبه هستند این است که علاوه بر نام مصاحبه‌گر، نام افراد مصاحبه‌شونده هم بر جلد کتاب بیاید. چه شد که در کتاب شما، تنها یک نام که نام شماست بر جلد قرار گرفت؟ این سلیقه ناشر بود. در نسخه‌ای که خارج از کشور منتشر شده بود اسامی افراد و احزاب روی جلد آمده بود و در این چاپ از کتاب هم در صفحه فهرست تمام این اسامی آمده است. ]]> علوم انسانی Sun, 13 Oct 2019 04:34:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281889/جای-بعضی-احزاب-مهم-این-کتاب-خالی قبرهای گرجیانی که هر کدام تاریخ و داستان زندگی دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281982/قبرهای-گرجیانی-کدام-تاریخ-داستان-زندگی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مراسم رونمایی از کتاب «گرجیان در قبرستان مسیحی دولاب تهران» شنبه 20 مهرماه در سالن همایش‌های پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شد. کتاب «گرجیان در قبرستان مسیحی دولاب تهران» نوشته نیکولوز ناخوتسریشویلی و جورج سانیکیدزه به زبان گرجی نوشته شده و از سوی انتشارات دانشگاه ایلیا گرجستان در 600 نسخه به چاپ رسیده است و به سازمان‌ها و نهادهایی که کار پژوهشی و تحقیقی انجام می‌دهند ارسال خواهد شد. قرار است این کتاب با همکاری پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری به زبان فارسی منتشر شود.  این کتاب بیشتر به ذکر پیشینه خانوادگی قبرهای گرجیانی پرداخته که در جنگ جهانی اول به ایران آمده‌اند و در این کشور زندگی کرده و در ایران به خاک سپرده شده‌اند. نیکولوز ناخوتسریشویلی در یکی از مقاله‌های کتاب به این نکته پرداخته که قبرهای گرجیان مسیحی در ایران را کجا باید جستجو کرد؟ همچنین مطالعات آسیب‌شناسی و حفاظت بر روی آرامگاه مینادورا خوشتاریا دیگر مقاله این کتاب را دربرمی‌گیرد. تاریخ روابط فرهنگی ایران و گرجستان، حضور گرجیان در گورستان دولاب، طرح مطالعاتی و پژوهشی حفاظت و مرمت بر روی آرامگاه مینادورا خوشتار معروف به شاهزاده گرجی از موارد مورد بحث در این مراسم بود. قبرستان دولاب در یکی از محلات قدیمی تهران قرار دارد. این قبرستان مدفن خارجی‌های نامدار و مشهوری است که روزگاری در ایران زندگی می‌کردند.  در ابتدا بهروز عمرانی، رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گفت: دیرینگی ارتباط ما با گرجستان بسیار کهن است و ما با گرجی‌ها در دوره‌های تاریخی میراث مشترک بسیار جدی داشته‌ایم. ایران و گرجستان اطلاعات بسیار ارزشمندی در دوره پارینه سنگی داشته است. این تداوم تاریخی همچنان ادامه پیدا کرده است و ابزارهای نمایشی بسیاری را می‌بینیم که بین دو کشور مشترک بوده است. وی افزود: دوره اوج ارتباط ایران با گرجی‌های منطقه شمال غرب ارتباطات در عصر آهن تا شروع امپراتوری هخامنشی است. در مجموعه پلکان آپادانا و ساتراپ‌ها یافته‌های معماری را می‌توان مشاهده کرد. همچنین کعبه زرتشت و زندان سلیمان دو بنایی هستند که نشان‌دهنده این ارتباط و میراث فرهنگی در منطقه قفقاز بوده است. مشابه ستون‌های هخامنشی در منطقه گرجستان است و ما با این نمونه‌ها آشنا هستیم که نشان‌دهنده ارتباط فرهنگی ایران با گرجی‌ها است. رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ادامه داد: تعداد متنابهی مجموعه نقاشی شده در موزه‌های گرجستان وجود دارد که می‌تواند آغاز ارتباطات مشترک ایران با گرجستان در زمینه مرمت آثار لاکی باشد. مجموعه گورستان دولاب نمونه مشترک بین این دو کشور است که اقدامات مرمتی ارزشمندی را در دست کار داریم. همچنین در زمینه زبان‌شناسی و فعالیت‌های مشترک باستان‌شناسی در حوزه‌هایی داریم که با معاونت میراث فرهنگی در ارتباط هستند. سپس  یوسب چاخواشویلی، سفیر گرجستان در ایران سخنانش را با قرارداد همکاری تفاهم‌نامه‌های علمی، آموزشی و پژوهشی میان پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و دانشگاه دولتی ایلیا گرجستان آغاز کرد و گفت: بعد از فروپاشی روسیه کشور گرجستان مستقل شد و گرجی‌ها در سال 1918 در مدت زمان جنگ جهانی اول کشوری متقل شدند  و ایران کشوری بود که در آن زمان استقلال گرجستان را به رسمیت شناخت. وی افزود: اما کمونیست‌ها و ارتش سرخ به کشور ما تجاوز کردند و کاری کردند که بیشتر مردم مجبور شوند کشور را ترک کنند. مردم گرجستان از این تجاوز به بعد مجبور شدند ملت خود را ترک کنند و عده‌ای به استانبول رفته و برخی به فرانسه مهاجرت کردند. همچنین نظامیان و افسران، توانایی ژنرال‌های گرجی را شناختند و به دعوت رئیس‌جمهور لهستان زندگی خود را از دست دادند و به سمت لهستان حرکت کردند. یوسب چاخواشویلی ادامه داد: از نظر جغرافیایی عده‌ای از گرجی‌ها به ایران آمدند. تقریبا 100 خانواده گرجی ترجیح دادند از گرجستان به ایران بیایند. قبرستان دولاب بسیار حائز اهمیت برای گرجی‌هاست. بسیاری از خانواده‌های گرجی که در ایران زندگی می‌کردند در همین کشور نیز فوت کردند و در قبرستان دولاب به خاک سپرده شدند و سرزمین ایران مملکت دوم برای گرجی‌ها شد. قبرستان دولاب تنها کلیسایی است که ما خارج از گرجستان داریم و از نظر معماری بسیار شبیه کلیساهایی است که در گرجستان وجود دارد. وی افزود: گرجی‌ها اوایل قرن چهارم مسیحی شدند و دین مسیحیت از نظر معماری هم دیرینگی بسیاری داشته است. از اوایل پادشاهی هخامنشی روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی بسیاری را می‌توان بین این دو کشور پیدا کرد و در زمینه معماری نیز می‌توانیم بناهایی را پیدا کنیم که نمونه مشترکی بین این دو کشور هستند. از قرن نهم و دهم میلادی معماری کلیساهایی گرجستان از شکل گنبدی عوض می‌شود و در قرن یازدهم به شکل کلیسایی می‌شود که در قبرستان دولاب وجود دارد و تنها یک نمونه است که در ایران می‌شود مشاهده کرد. سفیر گرجستان در ایران گفت: بهار سال آینده قرار است با همکاری دو کشور ایران و گرجستان کار مرمت این بنا آغاز شود تا این بنای تاریخی کهن بیش از این آسیب نبیند. سپس پروفسور جورج سانیکیدزه، رئیس موسسه شرق‌شناسی گرجستان درباره «تاریخ روابط فرهنگی ایران و گرجستان به انگلیس سخن گفت. سانیکیدزه از سال ۱۹۸۵ در موسسه شرق‌شناسی دانشگاه ایلیای گرجستان مشغول به کار است و از سال ۲۰۰۳ مدیر این موسسه است. وی همچنین در دانشگاه‌های برکلی، کالیفرنیا، سوربن  پاریس، هوکایدوی ژاپن و اوزاکای ژاپن به عنوان محقق فعالیت داشته و بارها برنده بورسیه‌ها و جوایزی از موسسات و دانشگاه‌ها معتبر شده است. وی همچنین عضو انجمن‌های تحقیقات خاورمیانه و آفریقا، انجمن بین‌المللی جوامع ایرانی، انجمن بین‌المللی ایران‌شناسی و جامعه مطالعات مرکز اوراسیا است. سانیکیدزه در سال ۲۰۱۲ جایزه بین‌المللی فارابی را برای تحقیقاتش درباره ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی، به خود اختصاص داده است. سپس نیکولوز ناخوتسریشویلی، عضو هیات علمی موسسه شرق‌شناسی گرجستان درباره «گرجیان در گورستان دولاب» سخن گفت و به نتایج همکاری‌های خوب موسسه شرق‌شناسی با پژوهشگاه میراث فرهنگی اشاره کرد و گفت: 25 سال است که به قبرستان دولاب سر می‌زنم و سعی کرده‌ایم که به این بنای تاریخی فرهنگی بیشتر توجه کنیم. وی افزود: نمونه سنگ‌های قبری که در این آرامگاه وجود دارد باعث شده که ما این سنگ قبرها را شناسایی کنیم و اطلاعات موجود را از منابع آرشیوی تهیه کنیم. کلیسای ارتدکس روس در این قبرستان است که نمایندگی این کلیسا به سرپرستی آن‌ها اداره می‌شود و کمک‌های بسیار خوبی به ما کردند و هیچ ملاحظات سیاسی در این همکاری‌ها نبود. آن‌ها بسیاری از اطلاعاتی که تهیه کرده بودند در اختیار ما قرار دادند. نیکولوز ناخوتسریشویلی ادامه داد: هر قبر تاریخ و سرنوشت خود را دارد و منعکس‌کننده زندگی شخصی است که وطن خود را ترک کرده و زندگی خود را در کشور ایران به پایان رسانده است. همچنین متوجه شدیم که از دیوار قبرستان دولاب باید خارج شد و به همسایه کناری آن هم سر زد که قبرستان لهستانی‌ها است و در مقبره یکی از سنگ‌ها نام گرجی آمده است. یکی از قبرها به قبر خاندان «کوچپانیونی» در قبرستان کاتولیک‌هاست که پژوهشگران گرجی برای یافتن ریشه‌های این خانواده که در قبرستان دولاب به خاک سپرده شده به ایران آمدند. وی افزود: این پایان راه نیست و برای به دست آوردن اطلاعاتی دیگر از قبرستان گرجی‌ها دانشگاه ایلیا در گرجستان با میراث فرهنگی اصفهان ارتباط‌هایی ایجاد کرده‌ است. یکی از دستاوردهای طرح قبرستان دولاب و مقبره آن است که به سبک کلیسای گرجی ساخته شده است. باید تحقیقات ادامه پیدا کند و کار تنها به قبرستان دولاب منتهی نشود بلکه باید مرکز گیلان‌شناسی را نیز درنظر بگیریم. غلامرضا رحمانی، رئیس پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی-فرهنگی درباره «طرح مطالعاتی و پژوهشی حفاظت و مرمت بر روی آرامگاه مینادورا خوشتاریا» (معروف به شاهراده گرج) سخن گفت و به پیشینه اقدامات مرمتی نیز اشاره کرد: نشست پی ساختمان، جداشدن سنگ‌های تزیینی نما، تخریب اندود گچ، تزیینات زیربرج ناقوس، ایجاد کانال دفع رطوبت در اطراف بنا، جداکردن کامل قطعات سنگ‌نمای بیرونی و پاکسازی، نصب دوباره روی بدنه مقبره، ترمیم و بازسازی تزیینات گچ‌بری، سبک کردن طاق سرداب از جمله اقدامات مرمتی این بنا طی دو سال 81 تا 83 است. وی افزود: عوامل آسیب‌رسان نیز شامل انجام فعل و انفعالات شیمیایی در اجزای متشکله سنگ، جابجایی سنگ‌های محلول و تبلور آنها از طریق تعدد جذب آب، وجود آلودگی‌های شناور در هوا که در قطرات‌ آب حل شده است و در مدت طولانی در تماس با مجاورت با مواد متشکله سنگ اثر مخرب آب را افزایش می‌دهد. رحمانی ادامه داد: نوسانات رطوبت در فصل باران و فصل خشکی هوا باعث ایجاد ترک‌های طولی روی آثار چوبی و پوسته شدن لایه‌های رنگ روی آنها می‌شود. علاوه بر آن تغییرات رطوبت تا حدود زیادی باعث تغییر شکل آثار چوبی و تاب‌ برداشتن آنها می‌شود. ترک رطوبتی شامل بخار آب در قسمت‌های ضعیف و معیوب لعاب نفوذ می‌کند و جذب خلل و فرج بدنه می‌شود. نمک‌های اطراف کاشی که بر روی دیوار نصب شده باعث انبساط در بدنه سرامیکی می‌شود و سطح لعاب تمایل به تعقر دارد. سیمان با نیروی کششی که ایجاد می‌کند سرانجام نیروی کششی بر مقاومت لعاب قالب می‌شود و ترک‌هایی وسیع بر سطح شکل می‌گیرند. رطوبت باعث فساد و نابودی ملات گچ در پشت کاشی‌ها نیز می‌شود و طی یک واکنش جانشینی گچ باد می‌کند و باعث ریختن کاشی‌ها می‌شود. رئیس پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی-فرهنگی به طراحی برنامه‌ حفاظتی نیز اشاره کرد و گفت: تدوین برنامه حفاظتی و مرمتی بر روی آرامگاه، طراحی روش استحکام‌بخشی براساس نتایج آزمایش‌ها، تحلیل نتایج آزمایش‌های انجام شده، انجام مستندنگاری بر روی اثر، تعیین نتایج آنالیزها، تدوین روش حفاظت، پاکسازی‌های اولیه، جایگزینی سنگ‌ها، بازسازی اتصالات، تعمیر ترک‌ها، حفاظت‌های ثانویه، مرمت سنگ، تعیین کیفیت و کمیت مواد مورد استفاده در مرمتاز جمله مواردی است که برای برنامه حفاظتی در نظر گرفته شده است. در پایان نیز علیرضا قلی‌نژاد معاون فناوری و کاربردی‌سازی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گزارشی از پژوهش قبرستان دولاب ارائه کرد و گفت: این مراسم آغازی بر استمرار فعالیت‌های مشترکی است که تا کنون توسط دو کشور صورت گرفته است. ما از کشورهایی سخن می‌گوییم که روابط‌شان بیشتر از حسن همجواری است و پیوند های غنی و فرهنگی بین ایران و گرجستان حکایت از تداوم و استمرار ارتباط در طول تاریخ دارد. وی افزود: پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری تلاش می‌کند در مجموع کشورهایی که پیوندهای فرهنگی غنی وجود دارد فعالیت‌هایی را با توافق و تمایل طرفین انجام دهد. پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری آمادگی دارد فعالیت‌های پژوهشی را در این راستا انجام دهد و بخش‌هایی از کتاب «گرجیان در قبرستان مسیحی دولاب تهران»را که به زبان گرجی است، به فارسی ترجمه و مجددا به چاپ برساند. سپس کتاب «گرجیان در قبرستان مسیحی دولاب تهران» با حضور یوسب چاخواشویلی، سفیر گرجستان در ایران، پروفسور جورج سانیکیدزه، نیکولوز ناخوتسریشویلی، غلامرضا رحمانی رییس پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی-فرهنگی پژوهشگاه، بهروز عمرانی رییس پژوهشگاه و علیرضا قلی‌نژاد معاون فناوری و کاربردی‌سازی پژوهشگاه رونمایی شد. همچنین تفاهم‌نامه همکاری‌های علمی، آموزشی و پژوهشی میان پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و دانشگاه دولتی ایلیا گرجستان پیش از این به امضا رسیده است. ]]> علوم انسانی Sat, 12 Oct 2019 13:50:11 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281982/قبرهای-گرجیانی-کدام-تاریخ-داستان-زندگی «جامعه و بازار در عصر ناصری» معرفی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281977/جامعه-بازار-عصر-ناصری-معرفی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشر تاریخ ایران آیین معرفی و بررسی کتاب «جامعه و بازار در عصر ناصری» نوشته فیاض زاهد و هدی موسوی را از ساعت ۱۷:۳۰ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸ در خانه گفتمان شهر و معماری (خانه وارطان) برگزار می‌کند.   در این نشست منصوره اتحادیه، سعید لیلاز، نعمت احمدی نسب و نویسندگان کتاب برای حاضران سخنرانی خواهند کرد. «جامعه و بازار در عصر ناصری: با نگاهی به اوضاع اجتماعی و اقتصادی در عصر قاجار» نوشته فیاض زاهد و هدی موسوی با شمارگان هزار نسخه، ۴۹۱ صفحه و بهای ۵۰ هزار تومان از سوی نشر تاریخ ایران روانه کتابفروشی‌ها شده است. نویسندگان در این کتاب ضمن تمرکز بر وضعیت بازار و مولفه‌های اقتصادی، شیوه معاش و داد و ستد اقتصادی، وضعیت آموزش و پرورش و نهادهای اجتماعی مرتبط، زنان و منزلت آنان، پول و مسائل اقتصادی مرتبط با آن، تجارت داخلی و خارجی، بیماری‌های واگیردار و... را نیز مورد بررسی قرار داده‌اند. هدف نویسندگان نشان دادن وضعیتی است که اجداد تهرانی‌ها در دوران قاجاریه با آن مواجه بودند. این رویکرد به مخاطبان در درک بهتر نهضت‌ها و پویش‌های سیاسی، مذهبی و اجتماعی آن دوران کمک می‌کند. فراموش نکنیم که مکانیزم‌های استعماری از این دوران وارد در اقتصاد ایران می‌شود و نویسندگان با تمرکز پژوهش بر مساله بازار در دوران ناصری بررسی خواهند کرد که نهاد بازار تا چه میزان تاثیر و کارآمدی بر مولفه‌های اجتماعی داشته است. به باور نویسندگان اقتصاد کشاورزی و شبه فئودالی ایران در دوره قاجار در نتیجه تغییرات بین المللی و ملی اساسا نیازمند بازبینی بود و انقلاب مشروطه به این دلیل رخ داد که اقتصاد دوره قاجار پاسخ مطالبات اجتماعی را نمی‌داد. علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند در روز و ساعت اعلام شده به خانه گفتمان شهر و معماری (خانه وارطان) واقع در تهران، میدان فلسطین، ابتدای خیابان طالقانی غربی، پلاک 514، مراجعه کنند. حضور در این نشست برای عموم علاقه‌مندان آزاد است. ]]> علوم انسانی Sat, 12 Oct 2019 11:06:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281977/جامعه-بازار-عصر-ناصری-معرفی-می-شود نشست نقد و بررسی کتاب سمبول‌های بنیادین برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281975/نشست-نقد-بررسی-کتاب-سمبول-های-بنیادین-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به همت مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران نشست نقد و بررسی کتاب سمبول های بنیادین: زبان جهان‌شمول علم مقدس، ۲۳ مهرماه برگزار می‌شود. در این نشست اسماعیل رادپور، فاطمه صانعی، بابک عالیخانی، رضا کورنگ بهشتی و رضا کوهکن حضور دارند. نشست یادشده سه شنبه ۲۳ مهرماه از ساعت ساعت ۱۸-۱۶ در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران واقع در خیابان حضرت ولی عصر (عج)، خیابان نوفل لوشاتو، کوچه آراکلیان، پلاک ۴ برپا می‌شود. «سمبول‌های بنیادین: زبان جهان‌شمول علم مقدس» شامل مجموعه مقالاتی از رنه گنون (۱۸۸۶ ـ ۱۹۵۱) با ترجمه دل آرا قهرمان با ویراستاری رضا کوهرنگ بهشتی عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه اصفهان و فاطمه صانعی به همت انتشارات حکمت منتشر و به بهای ۹۵ هزار تومان در اختیار علاقه مندان قرار گرفت. «سمبول‌های بنیادین» اثری مهم در سمبولیسم و مهم‌ترین و جامع‌ترین کتابی است که در این موضوع در اندیشه سنت‌گرایی نوشته شده و همواره مرجع همه نوشته‌های بعدی در این باب بوده است. فصل‌های این کتاب حاصل جمع‌آوری مهم‌ترین مقاله‌های رنه گنون در این باب است که پس از درگذشت او همگی در این کتاب جمع آمده‌اند. گنون در بخش‌های جداگانه‌ای، در مجموع ۷۵ فصل، به انواع سمبول‌های جهان، سمبول‌های مرکز، سمبول‌های شکل‌های کیهانی، سمبول‌های محور، سمبول‌های گذر، سمبول‌های قلب و انواع سازه‌ها و سلاح‌های سمبولیک می‌پردازد و تفسیر و تبیینی خواندنی از آنها مطابق آموزه‌های ادیان و سنت‌های اصیل به دست می‌دهد. بیشتر سمبول‌هایی که طبق گزینش موضوعی نویسنده بررسی و مطالعه شده‌اند، از حیث پیوندشان با آموزه‌های عقلانی و معرفتی و از حیث پیوندشان با نهادهای اجتماعی و معنوی و دینی نیز مهم و برجسته‌اند. فهرست کتاب عبارت است از: سخن دبیرمجموعه سمبولیسم سنتی و برخی کاربردهای عمومی آن سمبول های مرکز و جهان سمبوهای تجلی دَوری چند سلاح سمبولیک سمبولیسم شکل های کیهانی سمبولیسم سازه سمبولیسم محور و سمبولیسم گذر سمبولیسم قلب در بخشی از سخن دبیر مجموعه آمده است: «کتابی که پیش روی خوانندگان است اثری مهم در سمبولیسم و مهمترین و جامع ترین کتابی است که در این موضوع در اندیشه سنت گرایی یا به تعبیری اندیشه حکمت خالده تدوین شده و همواره مرجع همه نوشته‌های بعدی در این باب بوده است. بسیاری از مقاله‌های این کتاب در واقع واکنش نویسنده است به مقاله‌هایی که در زمان وی در همین موضوعات منتشر شده بود و او کوتاهی ها، اشتباه‌ها یا کج روی هایی در آنها می یافت که لازم می‌دید روشنگری کند. ترجمه این اثر جامع و در عین حال موجز از فرانسه به فارسی کاری بس دشوار بود که مترجم ناآشنا، خانم دل آرا قهرمان با شکیبایی طی مدتی طولانی رنج آن را بر خود همواره کردند. مقابله با متن اصلی به زبان فرانسه و دو ترجمه انگلیسی و ویرایش چند باره کل اثر عملا شکل فعالیتی جمعی به خود گرفت که با یاری‌های فراوان آقای رضا کورنگ بهشتی و خانم فاطمه صانعی ویراستاران فارسی طی چند سال در نهایت به شکل کنونی درآمد. ویراستاران فارسی با همت بسیار کوشیدند با افزودن توضیحات و تصاویر لازم تا جای ممکن پرتو بیشتری بر توضیحات نویسنده بیفکنند. از این نظر ترجمه فارسی غنا و امتیازی نسبت به اصل کتاب و دو ترجمه انگلیسی آن پیدا کرده است.» در توضیح ویراستار متن فرانسه آمده است: «در این کتاب همه مقاله‌های رنه گنون را که به طور خاص درباره سمبول‌های سنتی است و در کتاب‌هایش از نو به آنها نپرداخته یا دست کم در بررسی‌های مجدد بعدی اش آنها را به طور کامل و از همه جوانب بررسی نکرده است گردآورده‌ایم.» ]]> علوم انسانی Sat, 12 Oct 2019 11:03:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281975/نشست-نقد-بررسی-کتاب-سمبول-های-بنیادین-برگزار-می-شود دانشگاه امری ملی است نه ملک طلق گروهی خاص http://www.ibna.ir/fa/doc/book/281967/دانشگاه-امری-ملی-نه-ملک-طلق-گروهی-خاص به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «ملاحظات درباره دانشگاه» نوشته سیدجواد طباطبایی، به نوعی صریح‌ترین موضع درباره سرشت و سرنوشت نهاد دانشگاه پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ را از سوی او شامل می‌شود. کتاب درواقع صور بنیادینی از نگاه این فلیسوف سیاسی به مسائل فرهنگی و آموزشی از دریچه پروژه تأملی درباره ایران را روایت می‌کند. طباطبایی از همان بخش درآمد کتاب، بی‌‏اعتباری وافرش به نهاد دانشگاه از منظری علمی در چهل سال را عیان می‌کند و در فصل اول نیز با مروری بر سیر تکوین دانشگاه در ایران، به انقلاب فرهنگی و تصرفات و مداخلات چهار دهه اخیر در دانشگاه می‌پردازد و نهایتا نتیجه می‌گیرد که: «این وضع، این مداخله‌‏های بی‌‏رویه‏‌ای که در چند دهه اخیر مکرر شده است، در شرایطی چنین بحرانی در داخل و پرمخاطره در مناسبات خارجی نمی‌‏تواند ادامه پیدا کند. دانشگاه امری ملی است و ملک طلق هیچ گروه خاصی در کشور نیست که از هر جا بخواهند در آن درآیند. این دانشگاه ملی نیز ناظر بر حوزه مصالح عمومی کشور است و هیچ عملی برای کشور و حتی گروه‌‏های سیاسی ـ اجتماعی کشور بدعاقبت‏‌تر از تصرف در حسن جریان امور نیست.» در جستار «دانشگاه بومی و دانشگاه ایرانشهر» نیز نویسنده شاگرد پیشین خود یعنی «داود فیرحی» که اکنون استاد دانشگاه تهران را به چالش می‌کشد و با نقد و رد سخنان او در برنامه‏‌ای با عنوان «نگاهی به آورده‌‏ها و بایسته‌‏های داود فیرحی در دانش سیاست» به نوعی به حمله سخت فیرحی به اندیشه ایرانشهری پاسخ می‌دهد. فصول دیگر کتاب نیز شامل مقالاتی انتقادی هستند که پیش از این در نشریات «سیاست‌نامه» و «فرهنگ امروز» منتشر شده‌ بودند. طباطبایی در فصل سوم کتاب به مبحث نظریه‌پردازی در دانشگاه وارد شده و همان ابتدای فصل درباره وسوسه نظریه‌پردازی می‌نویسد: «وسوسه نظریه‌پردازی یکی از واپسین خوره‌هایی است که بر جان عامه دانشگاهیان به‌ویژه اهل تاریخ افتاده است. داستان دانشگاه ایرانی، در علوم انسانی، بی‌شباهت به «فیل در تاریکی» مثنوی مولانا نیست. در سطح بسیار نازلی که علوم انسانی به دنبال سوء مدیریت‌های دهه‌های اخیر سقوط کرده، استادانی که بسیاری از آنان از استادی در رشته خود جز حکم وزارتی ندارند، به مناسبت‌هایی با دست‌مالیدن به یکی از اعضای فیل علم رشته خود در تاریکی وسوسه‌هایی پیدا می‌کنند و این توهم به آنان دست می‌دهد که با تصوری که از آن بخش از رشته خود پیدا کرده‌اند، انقلابی در آن خواهند کرد....» در ادامه هم نویسنده نقد‌های بعضا تند و بی‌ارفاقی بر کتاب‌هایی همچون «تغییرات اجتماعی ایران از نگاه مورخان پارسی‌نویس از بلعمی تا جوینی» نوشته مریم کمالی، «اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان» نوشته تقی آزادارمکی با موضوع ضرورت بومی‌سازی علوم‌اجتماعی، «فضیلت و سیاست: فلسفه سیاسی فارابی» با ترجمه حاتم قادری با موضوع تولید علم بومی و زبان ملی، «اندیشه‌های سیاسی در ایران و اسلام» از مجموعه انتشارات سمت، «اندیشه‌های سیاسی در قرن بیستم» نوشته حاتم قادری و .... داشته است. مثلا در نقد و بررسی ترجمه کتاب «فضیلت و سیاست: فلسفه سیاسی فارابی»  طباطبایی صراحتا تاکید می‌کند که ترجمه فارسی «سیاست و فضیلت» آیتی در یاوه‌نویسی است و هیچ صفحه‌ای از آن نیست که عبارت‌های بی‌معنا و انباشته از غلط‌های بسیار نداشته باشد که با توجه به فراوانی چنین عبارت‌هایی می‌توان گفت که نشانه‌ای از دانشی سخت ناچیز و ذهنی آشفته است. یا درباره کتاب «اندیشه‌های سیاسی در ایران و اسلام» می‌نویسد: «از آنجا که از سویی، بحث درباره همه مطالب آن اتلاف وقتی بیش نیست و، از سوی دیگر، شیوه نگارشی آن چندان آشفته است که اگر کسی بخواهد به همه اشکالات آن بپردازد باید کتابی بنویسد، من تنها اشکالات یکی دو فصل را مورد بررسی قرار می‌دهم». طباطبایی همچنین درباره کتاب «اندیشه‌های سیاسی در قرن بیستم» نوشته حاتم قادری منتشرشده از سوی انتشارات سمت معتقد است این کتاب که برای تحقق بخشیدن به «اهداف انقلاب فرهنگی» منتشر شده، مانند همه آثار دیگر حاتم قادری، به لحاظ مضمون علمی آن، اثری سخت بی‌ارزش، به لحاظ انسجام مطالب، سخت سخیف و از نظر شیوه نوشتن، بس گسیخته و انباشته از عبارت‌های بی‌معنایی است که با انشانویسی‌های دبیرستانی پهلو می‌زند. علاوه بر این‌ها نویسنده در فصل هشتم کتاب روی نقد ترجمه‌های مختلفی که از رساله «درباره حکومت» جان لاک در ایران صورت گرفته متمرکز شده و در فصل نهم و دهم نیز کتاب «افکار هگل» اثر کریم مجتهدی و ترجمه منوچهر صانعی از کتاب «آموزه حقوقی کانت» را زیر تیغ نقد خود قرار داده است.  در نگاه طباطبایی در نظام‌هایی که آزادی علمی پذیرفته شده است، علم و دانشگاه از این حیث بویی ندارد که دانشگاه حوزه نیست که متولی تولید علم دینی باشد. در تشریح این گزاره او توضیح می‌دهد که هیچ مدرسی در حوزه نمی‌تواند غیرملتزم به دیانت آن حوزه باشد، یعنی او «متعهد» است، اما خاستگاه این این تعهد او ایدئولوژی سیاسی او نیست، بلکه آن مدرس ملتزم به دیانت آن حوزه از این حیث متعهد است که به عقل و منطق آن را بهترین یافته و له آن اعتقاد پیدا کرده است و این اعتقاد او نیز باب تحقیق و تفحص را بر او نمی‌بندد. او همچنین متذکر می‌شود که مورد انتحال استاد، فاقد کوچکترین اهمیت است و برعکس مسئله اصلی نظام دانشگاهی است که اجازه داده چنین افراد و گروه‌هایی که از تعهد آنان جز تفنن باقی نمانده، نظام دانشگاهی را به تیول خود تبدیل کنند. سرفصل‌های کتاب نیز عبارتند از: نکته‌هایی درباره انتحال، دانشگاه ایرانشهر، دانشگاه بومی و دانشگاه ایرانشهر: تحلیل یک مورد، خواهشاً نظریه‌پردازی نکنید!، نمونه‌ای از «بومی‌سازی» در علوم اجتماعی، «تولید» علم بومی و زبان ملی به یاد دکتر علی اکبر، کوشش‌های بی‌سابقه برای نابودی فرهنگ ملی، نعش بی‌جان جان لاک در دستان غسالان، اندر مناقب هگل به روایت کریم مجتهدی، سوءتفاهم یا جهل، دکان دونبش در نشر بومی، ملاحظاتی درباره ترجمه اندیشه سیاسی، جهل دلیل نیست! و یک کلمه: یادداشتی درباره رشته‌های پنبه‌شده.   کتاب «ملاحظات درباره دانشگاه» نوشته سیدجواد طباطبایی در ۴۵۴ صفحه، در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و به قیمت ۸۵۵۰۰ تومان از سوی انتشارات مینوی خرد منتشر شده است.  ]]> علوم انسانی Sat, 12 Oct 2019 10:25:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/281967/دانشگاه-امری-ملی-نه-ملک-طلق-گروهی-خاص که خود رنج بردن به دانش، سزاست http://www.ibna.ir/fa/doc/note/281944/خود-رنج-بردن-دانش-سزاست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ نصرالله حدادی؛ گه‌گاه که صبح‌ها توفیق می‌یابم به همراه خیل دانش‌آموزان، از خانه خارج شوم، چندین نکته ذهن مرا به خود مشغول می‌دارد. اول: همراهی والدین با فرزندانشان و یا طی طریق کردن با سرویس مدرسه، در حالی که والدین تا پای گِل‌گیرِ «ونِ سرویس مدرسه» فرزندان‌شان را همراهی می‌کنند؛ دوم: بعضاً ترگل و ورگل بودن و آراسته و شیک روانه مدرسه شدن؛ سوم: گویا صبحانه خورده و قبراق، و چهارم: تاکید والدین بر صرف وعده غذای نیمروزی، حال به صورت همراه و یا آنچه که از سوی مدارس در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌گیرد و صد البته، قبلا وجه آن را نیز دریافت داشته‌اند. برخی از والدین کیف حاوی کتاب‌ها و دفاتر و نوشت‌افزار فرزندان خود را شخصا حمل نموده، تا فرزندشان، از رنج حمل کیف سنگین، معاف گردند و همین امر، هنگام خروج دانش‌آموزان، به شکل چشمگیرتری، خودنمایی می‌کند و ازدحام والدین دانش‌آموزان و ترافیک شدید به وجود آمده، مُبیّن این امر است که والدینِ نگران، برای بردن فرزندان خود به خانه، تا درگاه مدرسه آمده و چشم‌انتظار خروج فرزندان‌شان هستند و «بال به بال» آنها، مجدداً به خانه باز می‌گردند و این در حالی است که همراه بردن «تلفن همراه» به داخل مدارس ظاهراً قدغن است و چه بسیار دیده‌ام، حتی دانش‌آموزان مقطع ابتدایی موبایل دارند و بماند دانش‌آموزان سنین بالاتر و متوسطه، که آخرین مدل گوشی‌های همراه را به همراه دارند و استفاده می‌کنند و با دانشی که از طریق این دستگاه جادویی کسب می‌کنند، نیاز چندانی به فراگیری حس نمی‌کنند و تمامی اوقات خود را مصروف آن می‌دارند و دنیایی به غیر از فضای مجازی را نمی‌شناسند. والدین، نگران رفت و آمد فرزندان خود هستند، اما کوچک‌ترین نگرانی‌ای بابت آنچه که از طریق فضای مجازی ـ که از قضا کاملا حقیقی و ملموس است ـ و در اختیار فرزند آنها قرار می‌گیرد؛ ندارند، چرا؟! این احساس عدم امنیت برای طی طریق کردن تا مدارس و بازگشت آنها، از کجا نشأت گرفته و چرا‌ «کک والدین نمی‌گزد» که در گوشی‌های چندین میلیونی فرزندانشان، چه چیزی را به خورد آنها می‌دهند و اصلاً از خود سؤال می‌کنند: آبشخور این همه اطلاعات جور واجور، از کجاست؟ *** به محبت یکی از دوستان، در جمع دانش‌آموزان و معلمان یک مدرسه، حضور پیدا می‌کنم تا پیرامون زندگی «پروین اعتصامی» گفت‌وگو کنیم. نمی‌خواهم «متکلم وحده» باشم و دوست دارم، بگویند، تا بشنوم و اگر گفتم، شاهد ابراز نظر و نقد و بررسی آن باشم. دبیرستان دخترانه است و دانش‌آموزانش دست‌چین شده و از ظواهر امر می‌توان پی برد که اکثریت قریب به اتفاق دانش‌آموزان این دبیرستان، با پرداخت‌های مناسب، از فضای آموزشی لازم و کافی و کادر آموزشی مجرب برخوردارند و به اصطلاح در تمامی امور «دست‌شان، به دهان‌شان، می‌رسد» و احساس کمبودی، نداشته و نمی‌کنند. جلسه شروع می‌شود و طرح موضوع می‌کنم و بعد از دو سه دقیقه زمینه‌چینی پیرامون نقش پروین در ادبیات معاصر ما، از عموم دانش‌آموزان می‌خواهم که از پروین و شعر او بگویند. از احدی صدایی برنمی‌خیزد. می‌پرسم: امروز برای چه اینجا گرد هم آمده‌ایم، می‌گویند: پروین اعتصامی، وقتی می‌خواهم از پروین، زندگی و شعرش بگویند، ابراز می‌دارند: آمده‌ایم تا بشنویم. اطاعت امر می‌کنم و از آنها قول می‌گیرم، بعد از چند دقیقه توضیح راجع به زندگانی پروین، از آنها بخواهم قطعه شعری را از پروین برایم بخوانند، تعداد دانش‌آموزان، بیش از 250 نفر است و حین صحبت من، برخی از آنها، مشغول ورفتن با تلفن همراه‌شان می‌شوند. مدتی مکث می‌کنم و خیره به آنها می‌شوم. انگار نه انگار، جمع شده‌ایم تا از پروین بگوییم و آنها در عالم خود و فضای مجازی هستند. تذکر می‌دهم و بلافاصله گوشی‌های خود را مخفی می‌کنند و ظاهراً متوجه گفته‌های من می‌شوند و میدانم، نگاه‌شان به سمت من است و هوش و حواس‌شان، خارج از فضایی که قرار داریم. یکی دو تن از آنها، قطعه شعری از پروین را می‌خوانند، سراپا غلط و با عجله، و بدون احساس. از آنها می‌پرسم: سرگرمی شما چیست؟ هر آنچه بخواهید، می‌گویند، الا کتاب خواندن و با چند بار پرسیدن من، بالاخره، یکی از آنها می‌گوید: کتاب خواندن و وقتی از او می‌پرسم: آخرین کتابی که خوانده‌ای، کدام کتاب بوده، جوابی دریافت نمی‌دارم. از زنگ کتابخوانی در مدرسه می‌پرسم، مسئولین مدرسه می‌گویند: چنین زنگی را نداریم و می‌پرسم: پس چگونه است که جشنواره شعر پروین را به راه انداخته‌اید؟ می‌گویند: خواستیم ایجاد انگیزه کنیم و وقتی می‌پرسم: مگر ورود موبایل به مدارس قدغن نیست؟ می‌گویند: ممنوع است، اما به طرق مختلف با خودشان می‌آورند و ما نیز نمی‌توانیم هر روز صبح کیف آنها را تفتیش کنیم. یاد این سخن حکیمانه می‌افتم: «الانسان حریص علی ما مُنع». تمنای کاذب و خیالی. زنگ کتابخوانی نداریم، اما دانش‌آموز می‌تواند از تلفن همراه استفاده کند و از مسئولین مدرسه می‌پرسم: آیا دانش‌آموزان شما نیز از کتاب‌های کمک‌درسی و چهارتستی نیز بهره می‌برند؟ پاسخ دریافتی برایم جالب است: خیر، اما بدون آنها، بچه‌ها درس نمی‌خوانند! از این نشست، چیزی دستگیرم نمی‌شود و از مسئولین مدرسه می‌خواهم با هم سری به کتابخانه مدرسه بزنیم. فضایی مناسب، با قفسه‌های مملو از کتاب‌های بعضا غیر روز و قدیمی و حتی بالاتر از نیاز و فهم دانش‌آموزان آن مدرسه و حتی کلاس‌های بالاتر و میزها و صندلی‌ها مناسب مطالعه، که برخی از دانش‌آموزان برای فراگیری دروس تکلیفی از آنها استفاده می‌کنند و از کتاب خواندن خبری نیست. کتابخانه، کتابدار ثابت ندارد و از میان دانش‌آموزان، آن هم به انتخاب مسئولین مدرسه، یک نفر مسئول این کار می‌شود و درخواست می‌کنم، آخرین کتابدار این کتابخانه را ببینم. مسئولین مدرسه از این همه کنجکاوی من، تعجب می‌کنند و با آوردن عذر و بهانه، کتابداری را ملاقات نمی‌کنم. از مدیر مدرسه می‌پرسم: اینجا مدرسه نخبگان است و چرا استنکاف می‌کنید، پاسخی می‌دهند که باعث تعجب من می‌شود: ما آزمون‌های متعددی را در طول ماه و هر فصل از دانش‌آموزان می‌گیریم و آنها وقت مطالعه آزاد ندارند و ما این جشنواره را برای تشویق آنها به راه انداختیم و چندان انتظاری از آنها نداریم و همین اندک دانش‌آموزان مشتاق نیز برای این امر کفایت می‌کنند، و وقتی از تعداد دانش‌آموزان این مدرسه می‌پرسم، می‌گویند: بیش از هشتصد نفر در 35 کلاس این مدرسه مشغول تحصیل هستند. هنگام ظهر است و باید مرخص شوم و با بدرقه مدیر مدرسه مواجه می‌شوم. با حالتی خاص، می‌گوید: شما در دورانی تحصیل می‌کردید که آموختن و یاد گرفتن، تکلیف بود، اما ما امروز چندان نمی‌توانیم دانش‌آموزان را وادار به این کار کنیم و نتیجه کار آنها، در آزمون‌های متعدد مشخص می‌شود و تأثیر مستقیم در نمرات مندرج در کارنامه آنها دارد و اکثر آنها، موفق می‌شوند. به ایشان حق می‌دهم، چرا که دانش‌آموزان، شهریه هنگفت می‌پردازند و در مقام طلب‌کار، حتما مطالبه مدرک تحصیلی دارند، حال با چه کیفیتی، خدا عالم است. *** نمی‌دانم ما راه را به اشتباه رفته‌ایم و یا نظام آموزشی فعلی ما، پاسخگوی نیازهای نسل امروز نیست. نیک به یاد دارم، در رشته طبیعی درس می‌خواندم و در امتحانات نهایی، در قبال پاسخگویی به یکصد و شصت سؤال درس ادبیات، می‌توانستیم، نمره 20 بگیریم و به زبان ساده‌تر هر یک نمره، می‌باید هشت سؤال صحیح را در پی می‌داشت و دو و نیم ساعت، مدت زمان امتحان بود و دانش‌آموز حق نداشت کوچک‌ترین جابه‌جایی و یا حتی درخواست آب برای رفع تشنگی داشته باشد و هیجان ناشی از امتحان، گاه دانش‌آموز را تا سرحد از پا انداختن، پیش می‌برد. در همان سال‌ها، چه بسیار بودند معلمان فرهیخته‌ای که دانش‌آموزان را تشویق و ترغیب می‌کردند، تا کتابی غیر از کتاب‌های درسی خود را بخوانند و برای اولین بار، در کلاس هفتم، معلم ادبیات ما، که آقای قربانی نام داشت، کندوکاوی در مسائل آموزشی صمد بهرنگی را پیشنهاد کرد تا بخوانیم و در دوره متوسطه، معلم شریفی که نامش را به یاد ندارم، آنقدر از گلستان و بوستان، نقل کرد که بنده را شیفته سعدی بزرگوار کرد و هرگز این کلامش را فراموش نمی‌کنم: سعدی بخوانید، تا راه و رسم زندگی را بیاموزید و بعدها که با زنده‌یاد جعفر شهری آشنا شدم، او این جمله را این‌گونه تکمیل کرد: هرکه سعدی نخوانده، هیچ نخوانده و آن که هیچ نخوانده، هیچ نیاموخته است و آن ‌گاه که «جهان مطلوب سعدی» را از زنده‌یاد غلامحسین یوسفی بر گلستان و بوستان سعدی خواندم، دریافتم که آن معلم بزرگوار، چرا از سعدی می‌گفت و به چه دلیل، مرحوم جعفر شهری، سعدی نخوانده را هیچ ندان می‌دانست. امروز شمارگان کتاب‌های چاپی ما، از دوران قاجار هم پایین‌تر آمده است. به تصریح سیدجلال کتابچی ـ کتابفروشی اسلامیه ـ پدران ایشان، با چاپ سنگی، هفتصد تا هزار نسخه هر کتابی را به چاپ رساندند و این در حالی بود که جمعیت ایران در آن روزگار کمتر از 15 میلیون نفر بود و افراد سواد دار ـ آن که فقط می‌توانست بخواند و اندکی بنویسد ـ بسیار قلیل بودند و این‌گونه شمارگان اندک کتاب‌ها، به چاپ می‌رسیدند و امروز با بیش از 82 میلیون نفر جمعیت و سطح سواد بالای 95 درصد جمعیت و بیش از 20 میلیون دانش‌آموز و دانشجو، چرا اینقدر با کتاب غریبه‌ایم، پاسخی نمی‌توانم بیابم. روزگار ما، روزگار راحتی و سهل‌‌الوصول بودن است و وقتی می‌توانیم در اندک زمان، اطلاعات سردستی و کم عمق را، به راحتی به دست بیاوریم، طبیعی است که شعر سترگ فردوسی بزرگ، دیگر مصداقی نداشته باشد: به رنج اندر آری، تنت را رواست که خود رنج بردن به دانش، سزاست ]]> علوم انسانی Sat, 12 Oct 2019 08:31:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/281944/خود-رنج-بردن-دانش-سزاست کتاب «فلسفه دانشگاه» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281939/کتاب-فلسفه-دانشگاه-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، هفتمین نشست از مجموعه نشست‌های«فرهنگ و دانشگاه» به نقد و بررسی کتاب فلسفه دانشگاه (تأملاتی درباره دانشگاه در جهان و ایران) اختصاص یافت.   این نشست با حضور محمدرضا حسینی بهشتی، احسان شریعتی و رضا ماحوزی دوشنبه ۲۲ مهرماه در سالن سرای کتاب برگزار می‌شود.   کتاب «فلسفه دانشگاه؛ تأملاتی درباره دانشگاه در جهان و ایران» با مقدمه منوچهر آشتیانی و با آثاری از خسرو باقری، کریم مجتهدی، غلامرضا ذاکرصالحی، میثم سفیدخوش، علی پایا، رضا ماحوزی و شماری از پژوهشگران و اندیشمندان حوزه فلسفه دانشگاه منتشر شد. این اثر به کوشش رضا ماحوزی گردآوری و تدوین شده است و  پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی آن را به چاپ رسانده است. در این کتاب آمده است: «بر اساس کدامین الگو می‌توان درباره ضعف‌ها و کژی‌های دانشگاه داوری کرد؟ آیا اساساً می‌توان به هنجار دیگری برای دانشگاه و نسبت آن با علم و جامعه اندیشید و آن هنجار را در پرتو مدلی متفاوت از آنچه علوم اجتماعی بر ما عرضه می‌دارد، تبیین کرد؟ این تاریکی فهم بیش از همه ناشی از فقدان درک نظری و جامع ما از دانشگاه و تنظیم پژوهش‌های جزیی ما در موضوعات دانشگاهی با آن ایده کلی و نظری است.» کتاب «فلسفه دانشگاه» از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰ در خیابان انقلاب، بین فلسطین و برادران مظفر، پلاک ۱۰۸۰، طبقه منفی ۲، سالن سرای کتاب نقد و بررسی می‌شود. ]]> علوم انسانی Sat, 12 Oct 2019 06:21:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281939/کتاب-فلسفه-دانشگاه-نقد-بررسی-می-شود اندیشه سیاسی هابز: جاده صاف کن دولت اقتدارگرا یا متضمن دموکراسی‌ ماتریالیستی؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281888/اندیشه-سیاسی-هابز-جاده-صاف-کن-دولت-اقتدارگرا-یا-متضمن-دموکراسی-ماتریالیستی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_بهاران سواری: هابز یکی از بنیان‌گذاران اندیشه مدرن و از پر اهمیت‌ترین و تاثیرگذارترین فیلسوفان قرن هفدهم است. با وجود این، امروزه او را غالبا با فلسفه سیاسی‌اش و به‌خصوص کتاب لویاتان می‌شناسند. کتاب «هابز» نوشته جورج مک‌دانلد‌راس نیز درواقع شرحی مقدماتی، روان و دقیق از کلیت فلسفه هابز است و واجد این مزیت بسیار مهم که با ارجاع مکرر به آثار او، صدای فیلسوف را در پس انبوه تفاسیر و حاشیه‌ها خفه نمی‌کند و به او نیز مجال سخن گفتن می‌دهد.   کتاب در پی آن است که در قالب شرحی مقدماتی، کلیت آراء و نظرات هابز را به نحوی منسجم ترسیم کند و با ارجاع مکرر به آثار خود هابز، خواننده را از حد شرح‌ها فراتر ببرد و به مطالعه متن‌های اصلی او ترغیب کند. مسعود آذرفام (مترجم اثر) در گفت‌وگو با ایبنا از برداشت‌های متضاد و متناقض از اندیشه سیاسی هابز می‌گوید و اینکه در نگاه هابزی که مفاهیم ستم و عدالت را نیز از زوایه دولت و حکومت تعریف می‌کند؛ درک مردم از این مقولات کجاست؟ او همچنین به این پرسش پاسخ می‌دهد که اخلاق ابژکتیوی که تنها به واسطه دولت و اعمال روال حقوقی محقق می‌شود؛ آیا از سوی همین دولت برای وابستگان به حلقه قدرت کنار گذاشته نمی‌شود؟   برداشت‌‌های متضاد و مختلف از اندیشه هابز وجود دارد. گاه با اتکا به این گفته او که «انسان گرگ انسان است» خوانش خشن از آراء این فیلسوف می‌شود و گاه او را فیلسوفی اخلاق‌مدار معرفی می‌کنند. چه چیزی در اندیشه هابز وجود دارد که در چنین طیف گسترده‌ای قابلیت تبیین می‌یابد؟  هابز نخستین اندیشمندی‌ست که بنیان‌ها و کارکردهای دولت مدرن را به صورت نظام‌مند توضیح می‌دهد. برداشت‌های متفاوت هم از اندیشه او وجود دارد؛ اما به این برداشت‌های متفاوت از این زوایه نگاه کنید که آیا زوایه خوانش ما از هابز از منظر اخلاق است و اینکه مثلا هابز نگاه بدبینانه‌ای به انسان دارد یا ما خوانشی فلسفی از اندیشه او داریم. به این معنا که شاید تصویری که هابز از انسان ارائه می‌کند درست است. به عبارت دیگر این دو سطح از خوانش از اندیشه هابز به واقع با همدیگر متفاوت هستند.   از نظر من اما، فلسفه و فیلسوف صرفا باید ملزم به بیان حقیقت باشند، حتی اگر این حقیقت به لحاظ اخلاقی هم درست نباشد یا انتقاد و اعتراضی نسبت به آن وجود داشته باشد. حتی آنجایی که هابز می‌گوید «انسان، گرگ انسان است» هم بنا بر یک تفسیر فلسفی و تاریخی این گزاره را بیان می‌کند و با این نقد که این عبارت از نظر اخلاقی درست نیست نمی‌توانیم هابز را به چالش بکشیم. یعنی نمی‌توانیم مدعی شویم چون این گزاره هابز به لحاظ اخلاقی درست نیست، از زوایه فلسفی هم قابل نقد است.   با چنین رویکری که هابز نسبت به انسان دارد؛ اینکه حکومت و حتی فرهنگ را حاصل قرارداد معرفی می‌کند و ارزش‌های کلیسایی از حکومت را کنار می‌زند متناقض نیست؟ این نقش حکومت و اختیار دادن به انسانی که گرگ انسان است برای ایجاد دولت و حکومت وقتی از نگاه او تا آنجا به پیش می‌رود که امکان دموکراسی را نفی می‌کند و حکومت را ذاتا به دیکتاتور می‌انجامد؛ عجیب نیست؟  سیاستی که هابز طرح می‌کند را به اصطلاح باید سیاست بحران بدانیم. این نظامی سیاسی که هابز به تصویر می‌کشد در علاج یک بحرانی است که مثلا در قرن بیستم منتج به اندیشه فردی مثل کارل اشمیت می‌شود که اتفاقا هم خیلی متاثر از هابز بود. به این معنا که جامعه در یک بحران قرار دارد و اندیشمند درباره علاج بحران حرف می‌زند و هدفش یافت راه رهایی از آن است. در همین وضعیت هم طبعا ممکن است تجویزهایی بکند که احتمالا به لحاظ اخلاقی درست نباشد. اما روشن است اندیشمندی که در بحران سیاسی؛ اندیشه‌ورزی می‌کند بخشی از کارش را باید روی اخلاق متمرکز کند و خود او را هم نباید خارج از زمینه و کانتکستی که در آن قرار دارد درنظر گرفت و خواند. مثلا خود هابز در دوران پرتلاطیمی زیسته و خب سیاستش را هم از همین منظر خواند.   درست است که هابز یک قرارداد اجتماعی را جایگزین تعاریف کلاسیک از حکومت می‌کند؛ و بعد از او هم فردی مثل هگل به بنیان‌های اندیشه سیاسی کلاسیک بازگشتند و گفتند حکومت نه مقوله‌ای برساخته انسان که امری طبیعی است؛ اما می‌توان با هابز کنار آمد. به عبارت دیگر ما یک بار باید ظاهر را ببینیم و مثلا بررسی کنیم که سیاست لیبرال تمیز و منزه است و یک بار باید از زوایه خوانش هابز با سیاست بنگریم تا ذات سیاست آشکار شود. به قول معروف آن پرده‌ای که عوام با آن مواجه هستند را کسانی مثل هابز کنار می‌زنند.   من هابز را اینگونه می‌بینم که در ادامه مسیری که ماکیاولی می‌رود، شخصیتی بسیار اخلاقی است و ذات سیاست را آنگونه که هست توضیح می‌دهد و باعث می‌شود پرده قداست از سیاست کنار زده شود. این برای جامعه امروز ما هم بسیار روشنگر است و کمک می‌کند که بگوید هرکسی که پا در مسیر سیاست می‌گذارد لزوما اخلاقی به معنای متداول کلمه نیست. این بحث اصلی اندیشه هابز است که برای جامعه ما هم می‌تواند راه‌گشا باشد.   هابز قائل به منفک کردن وضع طبیعی و وضع مدنی است و حکومت را امری طبیعی نمی‌داند. در همین چارچوب مفهوم عدالت و ستم را نیز با خوانش حکومت بازتعریف می‌کند. ولی آیا درک مردم از مقوله عدالت و ستم با درک حکومت از این مفاهیم متفاوت نیست؟ از نظر هابز کدام درک اولویت دارد؟ آیا او تعریف دولت از عدالت و ستم را به چالش می‌کشد؟  هابز بنا بر فهمی که از جامعه سیاسی دارد، زمین بزرگ‌تری را به دولت یا حکومت واگذار می‌کند. چراکه هدف اصلی آن در تبیین اندیشه‌هایش این است که جامعه طوری قدرت را در دست بگیرد که امکان صلح فراهم شود. می‌توان گفت مسئله هابز، مسئله دموکراسی نیست و دموکراسی برایش یک موضوع فرعی است. او در زمینه تاریخی‌ای که می‌اندیشد، مسئله اصلی‌اش این است که چگونه می‌توان خشونت را از جامعه پاک کرد یا جلوی اعمال خشونت در جامعه را گرفت و به تعبیری صلح برقرار کرد. اگر این موضوع را بیشتر بکاویم احتمالا نظریات دموکراتیک هابز را هم از درونش بیرون بکشیم. به عبارت دیگر، شاید در ظاهر نه، اما اندیشه هابز واجد مضامین دموکراتیک هست. به عنوان مثال اگر بخواهیم به بنیان‌های دموکراتیک در اندیشه هابز اشاره کنیم؛ همینکه او ارزش‌های اخلاقی و ارزش‌های دینی را قدسی‌زدایی می‌کند و به یک امرو زمینی بدل می‌کند بسیار مهم است. زمانی که این مقولات به امری زمینی بدل شدند، همه افراد فارغ از جنبه روحانی و قدسی درباره آن‌ها فکر کنند یا از آن‌ها حرف بزنند.   اندیشه هابز اگرچه در ظاهر راه را برای یک دولت اقتدارگرای مطلق باز می‌کند، اما از جهات دیگر و اگر زیربنایی نگاه کنیم با زمینی کردن مولفه‌های حیات اجتماعی و تاریخی انسان راه را برای دموکراسی‌هایی که پس از او به وجود آمده‌اند هموار کرده است.     هابز همچنین به مجموعه‌ای از ارزش‌ها تاکید دارد که بدون اقتدار سیاسی و قضایی به وجود نمی‌آیند. اینکه برای او بدون دولت، ارزش اخلاقی ابژکتیو وجود ندارد؛ دلیلی بر این خوانش‌های خشن از اندیشه‌اش نیست؟ هابز از همه چیز تصویر اومانیستی به دست می‌دهد. حتی جایی که درباره نیک و بد صحبت می‌کند تاکید دارد که بد به نحو ذاتی بد نیست و خیر هم به نحو ذاتی خیر نیست و دسته‌بندی ما از خیر و شر به تمایل انسان‌ها برمی‌گردد که چه چیزی نیک است یا بد. در نگاه هابز هم اخلاق در جامعه پیشادولت وجود دارد ولی می‌گوید جایی که دولت برقرار و مستقر نشده اخلاق ضمانت اجرایی ندارد. به تعبیری با حضور دولت اخلاق جای خودش را به قانون می‌دهد و یک ضمانت اجرایی پیدا می‌کند. همان تفسیری و تعبیر «انسان، گرگ انسان است» هم متعلق به زمانی است که اخلاق وجود دارد ولی ضمانتی برای اجرای آن وجود ندارد. دولت است که قوه قاهره دارد و می‌تواند به وسیله قانون جلوی این انسان سدی بگذارد و مانعش شود تا حقوق دیگری را تضییع کند. من شخصا عدم تجانسی بین این دو امر نمی‌بینم و آنچه هابز می‌گوید منافاتی با ارزش‌های اخلاقی ندارد.    ولی ما می‌بینیم که این اعمال اخلاق به واسطه قانون و از طرف دولت به جایی منتهی شده که سازوکار حقوقی تنها بر آن‌هایی اعمال می‌شود که دور از دایره قدرت هستند و حکومت و قدرت خودش را از این رعایت اخلاق مبرا کرده است. یک بعد قضیه این است که ببینیم هابز درباره جامعه، سیاست و اخلاق چه می‌گوید و بعد دیگرش این است که بررسی کنیم چقدر آنچه گفته عملی شده است. ممکن است آنچه که هابز گفته ارتباطی با وضعیت موجود ما نداشته باشد، اما دلالت‌های ضمنی که از اندیشه او استخراج می‌شود بسیار اهمیت دارد و می‌تواند در همین جامعه امروز هم مورد استفاده قرار بگیرد. به عنوان مثال هابز از قدرت سیاسی قداست‌زدایی کرده و همه چیز را روی زمین آورده است. حالا حکومت هم باید مشروعیتش را به نحوی زمینی به دست بیاورد، حالا یا به زور متوسل شود یا حربه‌های دموکراتیک! برعکس حکومت‌های پیشامدرن که خودشان را به یک امر قدسی متصل می‌کردند و مشروعیت مردمی برایشان معنا نداشت.   وقتی هابز چنین رویکردی را در امر سیاسی وارد می‌کند، مردم عادی هم می‌توانند در قدرت مشارکت داشته باشند، چون دیگر قدرت تنها متعلق به نمایندگان امر قدرسی نیست، بلکه اقتدار اجتماعی امری زمینی است. گرچه ممکن است پیامد چنین نگاهی نوعی اقتدارگرایی حکومت باشد، منتها از سوی دیگر پای عموم و مردم به امر سیاسی هم شده است.   اما چه‌‌طور است که نهایتا با همه این‌ها اما او همزمان تعریفی ارائه می‌دهد که یک‌سری انسان‌های خودخواه آسیب‌پذیر گردهم می‌‌آیند تا جامعه مدنی را تشکیل بدهند. این جامعه مدنی ذاتا جامعه‌ای خشن نخواهد بود؟   من از این خوانش دفاع می‌کنم که هابز به نوعی از اخلاق دفاع می‌کند. وقتی شما بگویید انسان خیلی ذات منزه و الهی دارد؛ ظاهر امر خیلی خوب و مطلوب است؛ اما همین امر خود می‌تواند اخلاق را منتفی کند. درحالیکه وقتی مطرح می‌کنی که انسان بالقوه موجودی شرور است؛ راه اخلاقی زیستن را باز می‌کند. با پذیرش سرشت بد انسان می‌توان جامعه اخلاقی را به وجود آورد و وقتی واقعیت را بپذیری می‌توانی تصمیم درستی بگیری. از همین روست که اخلاق در جوامع غربی به تعبیری حضور پررنگ‌تری از جوامع پیشامدرن دارد. چون آن‌ها شر بالقوه در درون انسان را به رسمیت شناخته‌اند و با توجه به آن سازوکارهای سیاسی‌شان را بنیان گذاشته‌اند.   مک‌دانلد‌راس نویسنده اثر در مقدمه‌ای که برای کتاب نوشته؛ از غیرقابل درک بودن زبان فلسفه هابز می‌گوید و اینکه با این وجود، در برابر برگرداندن زبان هابز به انگلیسی مدرن وجود دارد. درست است که تاریخ فلسفه تمرین زبان‌شناسی نیست اما واقعا این ارائه فلسفه به زبان معاصر و امروزی باعث از دست رفتن برخی مفاهیم آن نمی‌شود؟  این مقاومت در برابر مدرن کردن زبان فلسفه که نویسنده به آن اشاره کرده، نه فقط در مورد هابز که درباره ترجمه تمام آثار فلسفه مطرح است. برخی با رویکرد عرفانی‌‌مابانه‌ای که دارند، معتقدند که متن فلسفی روحی دارد که صرفا در خود زبان اصلی جاری است و مثلا حتی افلاطون را به یونانی یا دکارت را به فرانسه بخوانید. این مسئله تا حدی درست است و همواره ارجاع به زبان مولف، افق‌های فلسفی وسیع‌تری را برایمان باز می‌کند. منتها این موضوع هم مطرح است که همه که نمی‌توانند به زبان نویسنده مرجع آثار فیلسوفان را بخوانند و گریزی از ترجمه و تغیر زبان نیست.   برای کسانی که نخستین بار با متنی از هابز مواجه می‌شوند، مدرن کردن زبانش کمک می‌کند تا خواننده از متون هابز گریزان نشوند و رفته رفته با آن انس و الفت بگیرند و کم‌کم حتی توانایی خواندن زبان خود او که متعلق به قرن هفدهم هست را هم بیابند.   به نظرم علاوه براینکه محدودیت‌های ترجمه را به رسمیت می‌شناسیم؛ نباید اجازه بدهیم این مشکلات زبانی مانع از این شوند که به این برگردان‌ها مراجعه نکنیم. اساسا بخش اعظمی از آراء فیلسوفان فرازبانی هستند و در تمام زبان‌ها مشترک؛ هرچند که برخی مفاهیم فلسفی هم در این روند ترجمه ممکن است از دست بروند.   ]]> علوم انسانی Sat, 12 Oct 2019 05:10:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281888/اندیشه-سیاسی-هابز-جاده-صاف-کن-دولت-اقتدارگرا-یا-متضمن-دموکراسی-ماتریالیستی آیا در ایران بلبشوست؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/281923/آیا-ایران-بلبشوست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نعمت الله فاضلی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: این روزها مشغول خواندن کتابی با عنوان «بلبشو؛ جستاری در یک وضعیت» اثر سعید خاقانی هستم. این اثر خواندنی و انتقادی را انتشارات علمی و فرهنگی در سال 1398 چاپ کرده است. «بلبشو؛ جستاری در یک وضعیت»، اثر کم نظیری است که اگرچه محقق آن را نمی‌شناسم اما جامعه‌شناس است. کتاب مشتمل بر 210 صفحه است و حجم کوچکی دارد. نویسنده در این اثر نظریه‌ای بدیع برای توضیح موقعیت کنونی جامعه ایران ارائه کرده و قلم شیوا و نثر دانشگاهی و انتقادی این کتاب آن را برای محققان و افراد عادی جذاب می‌کند.    «بلبشو» نظریه‌ای اجتماعی برای فهم پذیر کردن جامعه ماست و از این جهت کتاب بیان کننده پیشرفت در علوم اجتماعی ایران هم هست. نویسنده تسلط چشمگیری به نظریه اجتماعی انتقادی دارد. متن کتاب اصیل است و نوعی تصنیف خواندنی است. بلبشو، مفهومی عامیانه است اما محقق محترم در کتاب آن را برای توضیح و تبیین موقعیت درهم ریخته ساختارهای ضعیف ایران معاصر بکار برده است. بلبشو، نظم در بی نظمی و موقعیتی است مرکب از آشوب و فساد، ساختاری ساختارشکن، و غیره. به عبارت دیگر بلبشو نوعی ساختار ضعیف است برای توصیف جوامع کم‌تر ساختارمند یا دارای ساختارها و نظام مدیریتی سست. از این منظر جوامع بلبشویی در برابر جوامع ساختار یافته‌اند.   کتاب یک مقدمه، پنج فصل و یک نتیجه گیری دارد. فصل اول آن، پدیدارشناسی بلبشوست که «ماهیت و حدود و ثغور» مفهومی و نظری بلبشو را توضیح می‌دهد. لُب کلام نویسنده این است که بلبشو با بی نظمی مطلق و آشوب متفاوت است، زیرا در موقعیت بلبشو بی نظمی‌ها به صورت الگویافته بازتولید و تکرار می‌شوند. در موقعیت آشوب نمی‌توان چیزی را پیش بینی کرد، اما در موقعیت بلبشو زمان، فضا و فعالیت‌ها پیش بینی پذیرند. در آشوب همچنین عوامل دخیل در موقعیت قابل شناسایی نیستند، اما در موقعیت بلبشو تمام عوامل کاملا قابل شناسایی‌اند. بلبشو با فساد هم شباهت دارد، اما در عین حال بلبشو همان فساد نیست، زیرا فساد وضعیتی استثنایی در یک موقعیت بروکراتیک و سازمان یافته است، اما بلبشو قاعده اصلی حاکم بر سازمان‌هاست. بلبشو موقعیتی است که افراد و گروه‌های خاص بتوانند منافع خودشان را از درون سازمان‌ها بدست آورند بدون این که نام فساد بر آنها بناشود. بلبشو «ساختاری سرطان زده است که زندگی طولانی مدتی پیدا می‌کند» (ص 30). بلبشو ساختارهای ضعیف یا ضعیف نگاه داشته شده است تا منافع گروه‌های خاص را تأمین کند. در موقعیت بلبشو ما به جا برنامه ریزی با فرصت شناسی مواجه هستیم. خاقانی هم در این کتاب نشان می‌دهد که فضا، زمان، مکان و انسان در موقعیت بلبشو از چه ویژگی‌ها و کارکردهایی برخوردار است.  فصل دوم کتاب به «ساختار بلبشو» اختصاص دارد. خاقانی در این فصل ابتدا به تشریح ویژگی‌های جامعه ساختارمند می‌پردازد. سپس توضیح می‌دهد که چگونه و چه نیروهایی ساختار را به بلبشو سوق می‌دهند. برای این منظور انواع فضاهای بلبشویی را تشریح می‌کند. شکل گیری انواع فضاهای بیرون از کنترل ساختار، درهم ریختگی فضاهای خصوصی و عمومی، رسمی و غیررسمی، و شغلی و خانوادگی، و امثال اینها از ویژگی‌های ساختار موقعیت بلبشویی است. مولف نشان می‌دهد که بلبشو در نهایت نوعی «فرهنگ اجتماعی» حاکم بر ساختارهاست. مهم ترین رکن این فرهنگ، معنای قانون در آن است. این که بلبشو قانون بلبشویی دارد.  فصل سوم کتاب «فردیت بلبشو» است. در اینجا فصل نویسنده می کوشد نشان دهد وضعیت فردی ـ روانی افراد در موقعیت بلبشویی چگونه است و فردیت چه تصوری از جامعه و دیگری دارد و چه الگوهایی به خود می گیرد؟ (101). ویژگی مهم فرد در جامعه بلبشویی نداشتن اعتماد به ساختار و جهان است. فرصت طلبی و فرصت طلب در جامعه بلبشو بیشترین عاملیت را دارند. در جامعه بلبشو، تیپ‌های اجتماعی زرنگ، رند، آچارفرانسه، مردم دار، کارچاق کن، ریش سفید و قهرمان حضور فعال دارند. در نهایت، خاقانی «خلقیات بلبشو» را با دقت شرح می‌دهد. فصل چهارم به تشریح ویژگی‌های «جامعه بلبشو» اختصاص دارد. در این فصل ویژگی‌های شهر بلبشو، شهروند بلبشو و زندگی بلبشویی توضیح داده می‌شود. ظاهر و باطن، تشتت و پلشتی، قطبی شدن، فردیت و مدنیت در جامعه بلبشو محورهایی است که خاقانی آنها را برای تشریح جامعه بلبشو بیان می‌کند. نیمی از این فصل به تشریح رانندگی در جامعه بلبشو اختصاص دارد. با این فصل خواننده تلقی انضمامی از جامعه بلبشو بدست می‌آورد.  فصل پنجم تحلیلی است از «چه باید کرد؟». به اعتقاد خاقانی توجه به احیای آموزش، قانون و ساختاربندی فضا، راهبردهایی است که می‌توان با آن‌ها از موقعیت بلبشو بیرون آمد. البته لازمه این راهبردها «شفافیت و آزادی بیان»، «احیای جایگاه ارزشی قانون»، «حذف سالارمآبی از حوزه عمومی» و «تخریب خلاقانه» است. این کتاب اگرچه شبیه متن‌های «جامعه شناسی خودمانی» است، اما شیوه پرداخت مطالب، کیفیت استدلال‌ها و منطق نظری آن کاملا متفاوت و به شیوه پذیرفتنی و خواندنی است. اگرچه خاقانی تلاش کرده است در دام تقلیل گرایی روان شناختی نیافتد و از ذات گرایی هم پرهیز کند، اما در مجموع گاهی این بلا دامن‌گیرش شده است. همچنین کتاب بلبشو فاقد بینش تاریخی است و نمی‌تواند برهه‌های زمانی مختلف در ایران معاصر را توضیح دهد. مولف در این کتاب با جامعه ایرانی چنان برخورد می‌کند که گویی در این دو سده اخیر صرفا موجودی یکپارچه بوده است. علاوه براین، نظریه بلبشو نمی‌تواند توضیح دهد که در فرایند شدن‌های تاریخی ایران معاصر، اگر ما تماما در موقعیت بلبشویی قرار داشته‌ایم چرا توانسته‌ایم شهرها، سازمان‌ها، گفتمان‌ها، و نهادها را شکل دهیم؟ حتی اگر این نهادها و ساختارها ضعیف باشند(که هستند)، چگونه این نهادها شکل گرفته و گسترش یافته‌اند؟  با وجود این، خواندن این کتاب می‌تواند به بازسازی جامعه ایران کمک کند. خاقانی سازوکارهای گوناگون موقعیت بلبشویی را توضیح می‌دهد و علل و پیامدها و کارکردهای بلبشو را به دقت تشریح می‌کند. این متن انتقادی را می‌توان رویکردی خواندنی و جذاب دانست که نظریه‌ای قابل توجه درباره ایران امروز ماست. ]]> علوم انسانی Fri, 11 Oct 2019 05:29:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/281923/آیا-ایران-بلبشوست نفوذ فرهنگی هم جنبه‌ای از دیپلماسی عمومی آمریکاست http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281815/نفوذ-فرهنگی-هم-جنبه-ای-دیپلماسی-عمومی-آمریکاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): کتاب «از ثروت به قدرت» با زیرعنوان ریشه‌های نامتعارف نقش جهانی آمریکا نوشته فرید زکریا، تلاش می‌کند تا با بررسی تعجب‌برانگیزترین نمونه یک قدرت در حال ظهور در تاریخ مدرن ـ یعنی آمریکا ـ به این سوالات پاسخ دهد که چه چیزی از کشورهای ثروتمند «قدرت‌های بزرگ» می‌سازد؟ چگونه کشورهای ثروتمند شروع به گسترش نفوذشان به خارج می‌کنند؟ این سوالات برای فهم یکی از مهم‌ترین منابع بی‌ثباتی در سیاست‌های بین‌الملل حیاتی هستند: ظهور یک قدرت جدید. فرید زکریا در این کتاب این مسئله را مطرح می‌کند که، اگر کشورهای ثروتمند طبق قاعده به قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌شوند، پس چگونه می‌توان عدم فعالیت عجیب ایالات متحده آمریکا در اواخر قرن نوزدهم را توضیح داد؟ در سال ۱۸۵۵، ایلات متحده ثروتمندترین کشور در جهان بود، اما هنوز به لحاظ نظامی، سیاسی و دیپلماتیک قدرت کوچکی بود. برای توضیح این عدم تقارن، زکریا، نمونه‌های متنوع بسیاری را بین سال‌های ۱۹۰۸-۱۸۶۵ در نظر می‌گیرد که در طی آن ایالات متحده، در حال گستردن نفوذ خود به مناطق مختلفی مانند کانادا، جمهوری دومنیکن و ایسلند در نظر گرفته می‌شود. وی با اتخاذ رویکردی منطبق بر نظریه واقع‌گرایی روابط بین‌الملل، استدلال می‌کند که رئیس‌جمهور و کابینه او، با مشاهده رشد قدرت اقتصادی نسبی ملت، تلاش کردند تا نفوذ سیاسی کشور را در خارج افزایش دهند. زکریا در این اثر همچنین نشان می‌دهد که آن‌ها اغلب اوقات مجبور بودند که برنامه گسترش نفوذ خود را محمد کنند؛ زیرا فاقد یک حکومت مرکزی قوی، که بتواند قدرت اقتصادی را در جهت اهداف سیاست خارجی به کار گیرد بودند. محسن توکلیان (یکی از مترجمان کتاب) در گفت‌وگو با ایبنا، تاکید می‌کند که آنچه که امروز تحت عنوان نفوذ فرهنگی آمریکا شناخته می‌شود هم جنبه‌ای از دیپلماسی عمومی آمریکاست که نهایتا همان دست‌یابی به منافع اقتصادی را دنبال می‌کند. کتاب «از ثروت به قدرت» که سیر نفوذ‌طلبی سیاست خارجی و گسترش‌طلبی ایالات متحده از ۱۸۶۵ تا ۱۹۰۸ را مورد واکاوی و تحلیل سیاسی ـ اجتماعی قرار می‌دهد؛ از چه منظر برای امروز دارای اهمیت است که به سمت ترجمه آن به زبان فارسی رفتید؟ به سه دلیل این کتاب را برای ترجمه انتخاب کردم؛ نخست خود فرید زکریا که به عنوان یک نویسنده معتبر هم جنبه علمی دارد و هم جنبه ژورنالیستی و قطعا شهرتش هم احتمالا در مطالعه کتاب تاثیر می‌گذارد. دلیل دوم هم اینکه این کتاب به درد امروز ایران می‌خورد، چرا که زکریا در این اثر به خوبی توضیح می‌دهد که یک نظام سیاسی برای اینکه قدرتمند شود و تقویت شود باید ابتدا ثروتمند شود. یعنی باید از طریق ثروت به قدرت برسد. سومین دلیل هم اینکه کتاب وجه علمی و دانشگاهی قابل توجهی دارد و زکریا به خوبی جنبه‌های نظری و تاریخی را به خوبی با همدیگر ترکیب کند و یک توازن درستی در مباحث وجود دارد. کتاب نه صرفا نظری است و نه صرفا تاریخی بدون بعد تئوریک.  زکریا در کتاب دو الگوی واقع‌گرایی کلاسیک و واقع‌گرایی تدافعی در سیاست خارجی را مبنای تحلیل سیاست خارجی ایالات متحده قرار داده است؛ در نتیجه‌گیری او تمایل آمریکا به گسترش نفوذش بیشتر از منظر کدام الگو محقق شده است. آیا در این سیر تاریخی که او بررسی کرده تغییر الگو از واقع‌گرایی کلاسیک به واقع‌گرایی تدافعی و گرفتن ژست امنیتی از طرف این کشور رخ داده است؟ فرید زکریا اتفاقا منتقد واقع‌گرایی تدافعی‌ست. همان‌طور که می‌دانید واقع‌گرایی تدافعی می‌گوید هرگاه کشوری مورد تهدید قرار می‌گیرد به گسترش‌طلبی روی می‌آورد و زکریا با استناد به واقعیت‌های تاریخی نشان می‌دهد که گسترش‌طلبی‌های آمریکا هیچ‌وقت تدافعی نبوده و حتی در موردی مثل کانادا که احتمالا با منافع انگلیسی تداخل داشته از ترس هیچگاه در گسترش نفوذ وارد نشده و عملا این گسترش‌طلبی‌اش بیشتر برای کشورهای ضعیف‌تر است و جایی که منافع نفوذش با منافع قدرت‌های بزرگ برخورد نداشته باشد.  به عبارت دیگر فرید زکریا واقع‌گرایی تدافعی را رد می‌کند و معتقد است این نظریه نمی‌تواند توضیح درستی درباره گسترش‌طلبی‌های آمریکا ارائه کند. از آن طرف هم واقع‌گرایی کلاسیک را به صورت دربست قبول ندارد. از نگاه او منطق واقع‌گرایی کلاسیک مبنی بر اینکه توانایی دولت اهداف آن را تعیین می‌کند، درست است؛ اما ایراد داستان آنجاست که بر قدرت ملی استوار است و قدرت ملت را مساوی با قدرت دولت درنظر می‌گیرد.  زکریا اینجا نظریه واقع‌گرایی کلاسیک را اینگونه اصلاح می‌کند که به یک واقع‌گرایی دولت‌محور می‌رسد. در این واقع‌گرایی دولت‌محور زکریا با وارد کردن نقش دولت سه عامل مهم را در مسیر استفاده قدرت ملی توسط دولت مد نظر قرار می‌دهد: استقلال دولت و اینکه آیا دولت از جامعه مستقل است و خودش اهدافش را تعیین می‌کند، انسجام دولت و اینکه آیا در درون دولت هماهنگی وجود دارد یا بین اجزاء دولت تنش و رقابت جریان دارد و نهایتا توانایی دولت برای استخراج ثروت از جامعه در راستای اهدافش. زکریا با دخیل کردن این سه مورد در نظریه واقع‌گرایی کلاسیک نقش دولت را اصلاح می‌کند و این نظریه را در روند سیر تاریخی اقدامات آمریکا هم شرح می‌دهد که چگونه در دوره‌ای با وجود اینکه آمریکا ملتی در حال رشد و ثروتمند بود به دلیل دولت ضعیفش نمی‌توانست نفوذ خارجی قوی داشته باشد و به مرور زمان و تغییرات ساختاری در دولت آمریکا به یک ابرقدرت جهانی تبدیل شد. دست‌کم در مناسبات دیپلماتیک معاصر و یک قرن اخیر گسترش نفوذ سیاسی ایالات متحده تا به مقوله‌ای مثل حق وتو و حتی چنگ‌اندازی روی نهادی بین‌المللی و سازمان ملل هم رسیده است. در نگاه برخی منتقدان سلطه آمریکا حتی از مستعمره‌سازی جدید که در ظاهر کشور و دولت خارجی مستقل هستند ولی در عمل زیر سلطه هژمونی اقتصادی آمریکاست؛ سخن گفته می‌شود، این قبیل گسترش‌طلبی‌ها در نگاه زکریا در چه چارچوبی و در چه الگویی از دوگانه کلاسیک-تدافعی محقق می‌شود؟ تمرکز زکریا در این کتاب بر آمریکای ۱۸۶۵ و پس از جنگ‌های داخلی آمریکا تا ۱۹۰۸ است، منتها تاکید دارد که به هرحال وقتی کشوری منافع اقتصادی‌اش بیشتر می‌شود، مجبور می‌شود به ورای مرزها برود و مثلا تولیداتش دیگر باید در خارج از مرزها بازار پیدا کنند. دسترسی با این بازارهای خارج از مرز نیز نیازمند مکانیسم‌هایی است که در چارچوب گسترش‌طلبی و نفوذ تعریف می‌شوند. البته اعتقاد نویسنده بر این است که آمریکا به دنبال مستعمره‌سازی به آن شکل کلاسیک نیست و هدفش مثلا اشغال نیست، بلکه بیشتر به دنبال نفوذ و گسترش در قالب قدرت اقتصادی و فرهنگی است. درکل اما می‌توان بحث را اینگونه تعمیم داد که اقتصاد رو‌به‌رشد آمریکا یعنی این کشور باید مثلا به عنوان یک قدرت نظامی هم جاهایی حضور می‌داشته تا بتواند از منافع اقتصادی‌اش حفاظت کند. سازوکارهای مدرن نفوذ سیاست خارجی مثل اعمال تحریم و گسترش پایگاه‌های نظامی در این چارچوب تاریخی مورد نظر زکریا چه سبقه‌ای دارند؟ یعنی در نگاه نویسنده ریشه تاریخی این مقولات و پایه‌گذاری چنین چنگ‌اندازی‌هایی نیز مورد توجه بوده یا او صرفا یا همان دوره تاریخی را با تکا به اسناد مد نظر داشته است؟ تمرکز زکریا صرفا بر همان دوره تاریخی ۱۸۶۵ تا ۱۹۰۸ است ولی از همان دوران هم مثال‌هایی زده که می‌تواند راه‌گشایی تفسیر آنچه می‌گویید باشد. درواقع آنچه زکریا روایت کرده می‌تواند نوعی اقدامات پیشااولیه باشد که امروز به شکل گسترده‌تری از سوی آمریکا دیده می‌شود. مثلا رفتار آمریکا در هاوایی و آمریکای جنوبی و برخوردش با برزیل و شیلی که حتی منجر به جنگ شد یا اقدامات نفوذ‌طلبانه‌اش در شرق آسیا. آمریکا در آن دوران به قدرت بزرگی تبدیل شده بود اما ابرقدرت نبود و قاعدتا وقتی به یک ابرقدرت مبدل شده این قبیل رفتارها هم گسترده‌شده‌اند و شکل بزرگ‌تری به خود گرفته‌اند. به عبارت دیگر آنچه که ما امروزه از آمریکا می‌بینیم خواه‌ناخواه امتداد منطقی همان رفتارهاست. هرچند که با افزایش ثروت، قدرتش هم بیشتر شده و دایره نفوذ و ابزار نفوذش هم دامنه وسیع‌تری به خود گرفته است.   این تمایل به نفوذ از سمت آمریکا دیگر عملا تنها حضور فیزیکی نیست که در چارچوب الگوهای کلاسیک یا تدافعی تبیین شود، این سلطه فرهنگی و صدور برندها، سریال‌ها، فیلم‌ها و نوعی تعریف مشخصی از سبک زندگی برای مصرف‌گرایی هم به زعم خیلی‌ها نوعی از گسترش‌طلبی است. آیا چون ایالات متحده به چنین سازوکاری دست‌یافته دیگر خبری از حضور فیزیکی‌اش نیست یا چون دیگر مناسبات نوین و نظم جهانی امروز اجازه آن گسترش‌طلبی‌های فیزیکی را نمی‌دهد ابزار نفوذ آمریکا به بعد فرهنگی متمایل شده است؟ در همان دوره تاریخی ۱۸۶۵ تا ۱۹۰۸ هم البته بیشتر گسترش‌‌طلبی آمریکا به شکل فیزیکی نبود و ایالات متحده همیشه سعی داشته به طریقی که کمترین هزینه را برایش داشته باشد، اعمال نفوذ کند. حالا در مراحل بعدی نهایتا با مذاکره یا اگر مثل مورد کوبا خیلی راه برایش بسته بود مثل مورد کوبا از طریق جنگ (با اسپانیا) وارد عمل شود. زمانه هم تغییر کرده و دیگر سده ۱۹۰۰ نیست و ارتباطات بسیار گسترش پیدا کرده و نقش  ماهواره‌های و شبکه‌های مجازی و اینترنت در نفوذ‌طلبی نیازمند فهم تازه‌ای است که شاید در این کتاب چندان به آن پرداخته نشده است. البته آنچه که امروز تحت عنوان نفوذ فرهنگی آمریکا شناخت می‌شود هم جنبه‌ای از دیپلماسی عمومی آمریکاست که نهایتا همان دست‌یابی به منافع اقتصادی را دنبال می‌کند. حالا به جای دیپلماسی سیاسی مبتنی بر اقدام نظامی با گسترش فرهنگی هدف خودش را دنبال می‌کند. بخشی از تحول در اقدام به تغییرات زمانه برمی‌گردد و اینکه دنیای امروز با دنیای پس از جنگ جهانی اول بسیار متفاوت است و این تحولات خواه‌ناخواه بر سیاست‌های خارجی هم تاثیر می‌گذارد. منتها چیزی که مهم است و فرید زکریا هم به آن اشاره می‌کند و اتفاقا هم هنوز پابرجاست این است که تصمیم‌گیرنده نهایی در این سیاست‌ها همچنان دولت قدرتمند ایالت متحده و قوه مجریه و در راس آن شخص رئیس‌جمهور است.  ارتباط رفتار دولت و فرهنگ ملی و سیاست داخلی که زکریا در کتاب به آن پرداخته؛ چقدر معلول انزوایی که در سال‌های ۱۸۶۵ تا ۱۹۰۸ آمریکا درگیرش بوده و چقدر علت آن؟ اینجا منظور زکریا انزواطلبی آمریکا در اوایل قرن قبل است و اینکه فرهنگ آمریکا در آن دوره به گونه‌ای بوده که بیشتر بر سیاست داخلی متمرکز بوده که نوعی انزواگرایی را برایش در پی داشته است. با تحولات تدریجی آمریکا و صنعتی شدن و رسیدن به رشد اقتصادی این فرهنگ و تفکر هم تغییر کرد و ایالات متحده کم‌کم پا به فرای مرزهای خودش گذاشت و به سمت گسترش‌طلبی رفت. ابتدا از کشورهای کوچک اطرافش آغاز کرد و بعد به سمت آمریکای لاتین و دریای پاسیفیک و شرق آسیا متمایل شد. امروز هم که دیگر دامنه نفوذش در همه جهان دیده می‌شود. به عبارت دیگر نگاه زکریا در این بخش بیشتر به تغییر نگرش‌ها و اهداف در سیاست خارجی است.  اساسا این دوره از تاریخ آمریکا که زکریا روی آن دست گذاشته از این جهت مهم است که ایالت متحده را از یک دولت ضعیف و منزوی و سرگرم به مسائل داخلی و ملت قوی؛ با تحولاتی که رقم خورد و یک نوع اقتصاد ملی در آمریکا شکل گرفت و باعث شد دولت فدرالی شکل بگیرد که با تقوییت اقتصادی از قوه مقننه هم تاثیرگذارتر شد. این موضوع یک دولت قوی را در کنار ملت قوی به وجود می‌آورد که ابتدا دست به گسترش‌طلبی‌های خرد در جزایر اطراف دست زد و کم‌کم دامنه جهانی به خود گرفت و این کشور را به یک ابرقدرت بین‌المللی تبدیل کرد. اینکه آمریکا از دولتی که هیچ نقشی در جهان نداشته به یک ابرقدرت تبدیل شده می‌تواند بسیار مهم باشد. ]]> علوم انسانی Fri, 11 Oct 2019 05:09:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281815/نفوذ-فرهنگی-هم-جنبه-ای-دیپلماسی-عمومی-آمریکاست از سیاست‌های تجاری ایران تا تجربه‌های باکیفیت در مهمان‌نوازی و گردشگری http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281819/سیاست-های-تجاری-ایران-تجربه-های-باکیفیت-مهمان-نوازی-گردشگری به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، پویا علاءالدینی دانش‌آموخته رشته برنامه‌ریزی اجتماعی و اقتصادی دو کتاب به زبان انگلیسی را به همت دو انتشارات اشپرینگر و امرالد منتشر کرده است. سیاست‌های صنعتی، تجاری و اشتغال در ایران کتاب «سیاست‌های صنعتی، تجاری و اشتغال در ایران: به سوی برنامه‌ای جدید»، زیر نظر پویا علاءالدینی و محمدرضا رضوی به زبان انگلیسی و از سوی انتشارات اشپرینگر منتشر شده است. این کتاب گزینه‌های پیش روی ایران را در زمینه سیاست‌های صنعتی و تجاری جهت رشد پایدار، صادرات‌محور و اشتغال‌زا مورد توجه قرار می‌دهد. بخش اول کتاب به سنجش عملکرد کشور در توسعه اقتصادی و صنعتی می‌پردازد. همچنین راهبردهای بالقوه برای ارتقای توانایی‌ها، متحول ساختن تولید، و توسعه اشتغال با هدف رشد سریع‌تر و فراگیرتر تحلیل می‌شود. یک فصل در آغاز کتاب نیز مشتمل بر مطالعه موردی صنعت خودروسازی است. فصل‌های بعدی به بحث در باب سیاست تجاری ایران، از جمله سیاست ارزی، اتصال به بازارهای بین‌المللی و پیوستن به سازمان تجارت جهانی، اختصاص دارد. فصول پایانی کتاب به جنبه‌های مختلف بازار کار ایران می‌پردازد و در باب آن‌ها پیشنهادهای سیاستی ارائه می‌دهد. بخش‌های مختلف کتاب توسط جمعی از محققان زیر نظر پویا علاءالدینی و محمدرضا رضوی نوشته شده است.  خدمات و تجربه‌های باکیفیت در مهمان‌نوازی و گردشگری همچنین کتاب «خدمات و تجربه‌های باکیفیت در مهمان‌نوازی و گردشگری»، زیر نظر لیپینگ سای و پویا علاءالدینی نیز از سوی انتشارات امرالد منتشر شده است. این کتاب به ارائه آخرین دیدگاه‌ها و دست‌آوردهای تجربی درباره خدمات و تجربه‌های باکیفیت در مهمان‌نوازی و گردشگری می‌پردازد. فصول مختلف آن، که به قلم گروهی از متخصصان نگارش یافته، شامل گفتمان‌های مفهومی، شواهد تجربی و کاربرد نظریات موجود و درحال شکل‌گیری می‌شود. طی این فصول، ابعاد کیفی خدمات و تجربه مشتریان در بخش‌های متعدد صنعت و نیز کاربست نتایج تحقیقات در عمل مورد توجه قرار می‌گیرد. بر این پایه، کتاب حاوی اطلاعات دست اول درباره مصرف‌کنندگان جدید و نیز سازمان‌ها و مقاصدی است که میزبانشان هستند و به آنان خدمات می‌دهند. این کتاب به دنبال همایش بین‌المللی کیفیت خدمات در گردشگری و مهما‌ن‌نوازی (برگزار شده در  سال ۱۳۹۵ در شهر اصفهان) تهیه شده است و سه فصل نخست آن به مباحث مرتبط با گردشگری ایران اختصاص دارد. ]]> علوم انسانی Thu, 10 Oct 2019 07:20:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281819/سیاست-های-تجاری-ایران-تجربه-های-باکیفیت-مهمان-نوازی-گردشگری راهکارهایی برای گذار از وضع نامناسب نظام آموزشی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/281878/راهکارهایی-گذار-وضع-نامناسب-نظام-آموزشی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- نظام آموزشی در ایران وظایف و کارویژه‌های خود را به درستی انجام نمی‌دهد. این گزاره و گزاره‌هایی از این دست، از جمله آشناترین سخنان درباره ساختار نظام آموزشی در ایران است. کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته نیز کم نیستند و همین موضوع، نوشتن کتابی فارغ از کلیشه‌ها در زمینه آسیب‌شناسی نظام آموزشی در ایران را مشکل می‌سازد.   کتاب «آسیب‌شناسی نظام آموزشی در ایران» نوشته ولی بهرامی که انتشارات گل‌آذین آن را در سال 1398 منتشر کرده است، تلاشی برای بازخوانی رویکردهای آموزشی در ایران و ارائه الگوهایی دیگرگون در این زمینه، با تکیه بر ارائه الگوهایی برای اصلاح وضعیت آموزشی است.   هریک از فصول این کتاب به یکی از شاخص‌ترین معضلات نظام آموزشی در ایران می‌پردازد. بحران تقسیم کار در نظام آموزشی، طرد اجتماعی دانش‌آموزان، کمبود نشاط اجتماعی در میان معلمان و... از جمله مباحثی هستند که در کتاب مورد توجه قرار گرفته‌اند.   ساخت جهان‌بینی و رویکرد ذهنی نویسنده در این کتاب را می‌توان از جملات آغازین پیشگفتار کتابش دریافت: امروزه نظام آموزشی به عنوان مؤلفه اساسی و بخش تفکیک‌ناپذیری از زندگی اجتماعی جوامع بشری در نظر گرفته می‌شود. زندگی اجتماعی انسان‌ها با آموزش و یادگیری گره خورده است؛ چنان‌چه توسعه همه‌جانبه هر کشوری بدون سرمایه‌گذاری در نظام آموزشی امکان‌پذیر نمی‌باشد. نظام‌های آموزشی در نیا با موانع و مشکلاتی روبرو هستند که می‌تواند فرصت‌های آموزشی را تبدیل به تهدید و آسیب کند. نظام آموزشی در جامعه ایران نیز برای تحقق اهداف خود با موانع و آسیب‌های جدی مواجه است که آگاهی و شناخت نسبت به آن می‌تواند راهکارهای پیش‌روی سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان و مدیران نظام آموزشی قرار دهد تا به گونه بهتری و با شناخت بیشتری نسبت به مسائل و مشکلات و چالش‌های روبرو، برنامه‌ریزی و تصمیمات مثمری اتخاذ کنند.   با چنین رویکردی، نویسنده در فصل اول کتاب مفهوم تقسیم کار در نظام آموزشی را مورد بحث قرار می‌دهد. نویسنده در این فصل، ابتدا صور نابه‌هنجار تقسیم کار را مطرح کرده است. صوری که شناخت آن‌ها می‌تواند به تقسیم کار به‌هنجار در نظام آموزشی کمک کند. همچنین در پایان فصل امر تقلب در نظام آموزشی را به عنوان یکی از پیامدهای تقسیم کار نابهنجار مورد بررسی قرار داده و تلاش کرده است از طریق سنخ‌شناسی امر تقلب، علل آن را مشخص سازد.   در فصل دوم از دیدگاه کارشناسان، مدیران و معلمان مهم‌ترین مسائل نظام آموزشی مورد بحث قرار گرفته است. در این ارتباط به مسائلی از قبیل عدم همکاری بین نهادی، اثرات متقابل خانواده و نظام آموزشی، بازتولید خشونت، بزرگ‌شدن نقش رسانه‌های جمعی، بی‌سامانی آموزشی و عدم قشربندی، افزایش نرخ آسیب‌های اجتماعی بین دانش‌آموزان و معلمان، کمبود نیروی انسانی در نظام آموزشی (کمبود مشاوران زن و مرد در سطح مدارس)، هم‌زمانی امتحان و کلاس درس در مدارس، تغییرات جهشی در انتصاب مدیران نظام آموزشی مورد بحث قرار گرفته‌اند.     در فصل سوم طرد اجتماعی میان دانش‌آموزان مورد بحث و تبیین قرار گرفته است. این فصل که با روش تلفیقی (کمی و کیفی) میان دانش‌آموزان انجام شده، زوایای پنهان مسئله طرد اجتماعی در نظام آموزشی را مشخص می‌کند. همچنین در این قسمت به ارتباط متغیرهای کیفیت زندگی، سرمایه فرهنگی، مشارکت اجتماعی و تبعیض اجتماعی با طرد اجتماعی دانش‌آموزان پرداخته شده است. بخش پایانی این فصل به این اختصاص یافته که طرد اجتماعی دانش‌آموزان پدیده‌ای چندبعدی، پیچیده و پنهان است که برای کاهش آن به تعامل بین نهادی و مشارکت نظام آموزشی با نهاد خانواده و کنشگران نظام آموزشی نیازمند است.   فصل چهارم به بررسی عوامل مؤثر بر نشاط اجتماعی معلمان با روش سلسله‌مراتبی پرداخته است. در این فصل مهم‌ترین عوامل رتبه‌بندی‌شده مؤثر بر نشاط اجتماعی معلمان؛ امید به آینده، دینداری، پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی، سطح تحصیلات و پذیرش اجتماعی است. همچنین در این فصل نتایج مقایسه زوجی معیارهای نشاط اجتماعی معلمان بر اساس جنسیت نشان می‌دهد که زنان پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و پذیرش اجتماعی را بیش از مردان و مردان امید به آینده، سطح تحصیلات و دینداری را بیش از زنان بر نشاط اجتماعی خود مؤثر می‌دانند.   فصل پنجم آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی مجازی بر دانش‌‌آموزان را بررسی می‌کند. در این فصل از طریق روش تحلیل مضمون پس از اکتشاف پنج مسئله مهم خانواده‌گریزی، بی‌اعتمادی اجتماعی، اثرات تحصیلی، پورنوگرافی، ازدواج زودهنگام را از مهم‌ترین پیامدهای شبکه‌های اجتماعی مورد بررسی قرار داده است.   فصل ششم به بررسی میزان آگاهی دانش‌آموزان از حقوق شهروندی و عوامل مرتبط با آن می‌پردازد. در این فصل میزان آگاهی از حقوق شهروندی با ابعاد آگاهی از حقوق مدنی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و جنسیتی مورد سنجش قرار گرفته و به رابطه بین متغیرهای جنسیت، نوع تحصیلات، میزان عضویت در انجمن‌ها و کانون‌های مدرسه، تحصیلات والدین، مکان (روستایی یا شهری بودن) و استفاده از رسانه‌های جمعی با میزان آگاهی از حقوق شهروندی پراخته می‌شود.   فصل هفتم و هشتم به عنوان راهکارهایی برای افزایش میزان آگاهی دانش‌آموزان از حقوق شهروندی از طریق آموزش شهروندی است. در فصل هفتم آموزش شهروندی و نقش آن در نظام آموزشی، رویکردها و نظریات مرتبط با آن و وضعیت آموزش شهروندی در نظام آموزشی ایران مورد بحث قرار گرفته است.   در فصل آخر به آگاهی از حقوق شهروندی به مثابه امری رسانه‌ای پرداخته شده است. این فصل که در تکمیل فصل هفتم نوشته شده، رسانه‌های ارتباط‌جمعی را وسیله‌ای برای افزایش آگاهی از حقوق شهروندی می‌داند که به افزایش مشارکت اجتماعی شهروندان نیز منجر می‌شود.   تفاوت عمده کتاب «آسیب‌شناسی نظام آموزشی در ایران» با اکثر کتاب‌هایی که در این حوزه منتشر می‌شوند این است که برآورد دقیقی از مقوله ساخت نظام آموزشی در ایران دارد. تحقیق صورت گرفته در کتاب مبتنی بر مشاهدات تجربی و نیز تحقیقات میدانی است و البته تلاش قابل توجهی برای ارائه راهکار در زمینه گذار از وضع موجود دار کتاب مشاهده می‌شود.   نشر گل‌آذین کتاب «آسیب‌شناسی نظام آموزشی در ایران» نوشته ولی بهرامی را با تیراژ 500 نسخه و با قیمت 40 هزار تومان در 252 صفحه منتشر کرده است. ]]> علوم انسانی Thu, 10 Oct 2019 06:53:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/281878/راهکارهایی-گذار-وضع-نامناسب-نظام-آموزشی ​همایش ملی زیست بوم دسترسی همگانی به اطلاعات هفته آینده برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281887/همایش-ملی-زیست-بوم-دسترسی-همگانی-اطلاعات-هفته-آینده-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) ما در هر لحظه داده‌ها و اطلاعات فراوانی تولید می‌کنیم و ضروری است که بتوانیم از داده‌ها و اطلاعات موجود در جهت توسعه و بهبود زندگی بهره ببریم، اما در حقیقت دسترسی به اطلاعات به سادگی میسر نیست. در همایش ملی «زیست‌بوم دسترسی همگانی به اطلاعات»، در شش پنل تخصصی به موانع، مسائل و زیرساخت‌های دسترسی به اطلاعات از زوایای مختلف پرداخته می‌شود. عناوین پنل‌ها شامل موارد زیر هستند: - شهروند الکترونیک، دولت الکترونیک - زمینه‌حقوقی و سیاستگذاری دسترسی همگانی به اطلاعات - دسترسی همگانی به اطلاعات سلامت - زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی دسترسی همگانی به اطلاعات - بلاکچین و داده‌باز - گزارش‌های مجموعه‌های فعال در حوزه دسترسی به اطلاعات و شفافیت این همایش، صبح روز دوشنبه با سخنرانی لعیا جنیدی معاون حقوقی رئیس جمهور، سیدسعیدرضا عاملی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، اسوتان اسوتکوفسکی رئیس دفتر منطقه‌ای یونسکو در تهران و حسین سلیمی؛ رئیس دانشگاه علامه طباطبائی در سالن شهید بهشتی دانشکده حقوق دانشگاه علامه طباطبائی افتتاح می‌شود. روز یکشنبه در قالب پیش‌همایش، کارگاه‌هایی تخصصی با موضوع تجربه‌های بین‌المللی فناوری حقوقی، مفهوم‌شناسی داده‌باز، فناوری شهروندی برگزار می‌شود.   همچنین پنل پایانی همایش به گزارش‌هایی اختصاص یافته که مجموعه‌های فعال در حوزه دسترسی به اطلاعات و شفافیت ارائه می‌کنند. در این پنل، محمود حسینی مدیر موسسه مردم‌نهاد جهد، مهدی ثنایی مدیر اندیشکده شفافیت برای ایران، بهاره آروین نماینده شورای شهر تهران، محمد فرجود مدیر سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران و احمد توکلی نماینده سابق مجلس، مدیر سمن شفافیت و عدالتخواهی به ارائه گزارش‌ می‌پردازند و محمدمهدی فرقانی رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی پنل را مدیریت می‌کند. برای اطلاع از برنامه کامل رویداد به وبسایت کرسی ارتباطات علم و فناوری یونسکو به نشانی UCCST.atu.ac.ir مراجعه کنید.   ]]> علوم انسانی Wed, 09 Oct 2019 12:17:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281887/همایش-ملی-زیست-بوم-دسترسی-همگانی-اطلاعات-هفته-آینده-برگزار-می-شود رونمایی از کتاب «گرجیان در قبرستان مسیحی دولاب تهران» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281875/رونمایی-کتاب-گرجیان-قبرستان-مسیحی-دولاب-تهران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بین دو کشور ايران و گرجستان ريشه‌های تاريخی و فرهنگی عميقی وجود دارد که پيشينه و فرهنگ مشترک دو ملت را می‌توان به کمک میراث مشترک تاریخی و فرهنگی، دانشمندان و شعرا، شخصیت‌ها، آيين‌ها، آداب و رسوم، زبان و ادبيات دو کشور شناسایی و معرفی کرد.   تاریخ روابط فرهنگی ایران و گرجستان، حضور گرجیان در گورستان دولاب، طرح مطالعاتی و پژوهشی حفاظت و مرمت بر روی آرامگاه مینادورا خوشتار معروف به شاهزاده گرجی از موارد مورد بحث در این مراسم خواهد بود. مراسم رونمایی از کتاب «گرجیان در قبرستان مسیحی دولاب تهران » ساعت 11 صبح روز شنبه 20مهر ماه با حضور گئورگی ساخلتخوتسیشویلی رایزن فرهنگی جمهوری گرجستان درایران، پرفسور جورج سانیکیدزه، نیکولوز ناخوتسریشویلی، غلامرضا رحمانی رییس پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی-فرهنگی پژوهشگاه، بهروز عمرانی رییس پژوهشگاه و علیرضا قلی‌نژاد معاون فناوری و کاربردی‌سازی پژوهشگاه برگزار می‌شود. تفاهم‌نامه همکاری‌های علمی، آموزشی و پژوهشی میان پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و دانشگاه دولتی ایلیا گرجستان پیش از این به امضا رسیده است.     ]]> علوم انسانی Wed, 09 Oct 2019 12:05:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281875/رونمایی-کتاب-گرجیان-قبرستان-مسیحی-دولاب-تهران فراستخواه درباره «حافظ و تاب‎آوری برای بودن در اينجا» می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281874/فراستخواه-درباره-حافظ-تاب-آوری-بودن-اينجا-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) موسسه فرهنگی هنری سروش مولانا نشست «میراث حافظ» را با حضور مقصود فراستخواه، محسن یارمحمدی و محمدرضا سرگلزایی، جمعه 19 مهر ماه از ساعت 15 تا 19 در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌كند. در این نشست مقصود فراستخواه، جامعه‎شناس درباره حافظ و تاب‎آوری برای بودن در اینجا، سخنرانی خواهد كرد. محسن یارمحمدی درباره میراث معرفت‎شناختی حافظ بحث می‎كند و محمدرضا سرگلزایی، روانشناس نیز به موضوع رندی حافظ و رندی ما خواهد پرداخت.  علاقه‎مندان می‎توانند برای ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر با شماره تلفن‎های 88255204 و 88253719 تماس بگیرند.   ]]> علوم انسانی Wed, 09 Oct 2019 10:25:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/281874/فراستخواه-درباره-حافظ-تاب-آوری-بودن-اينجا-می-گوید شکوفایی فرهنگی آندلس در یک کتاب/سرزمین گفت‌وگوی ادیان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281871/شکوفایی-فرهنگی-آندلس-یک-کتاب-سرزمین-گفت-وگوی-ادیان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره آندلس، این سرزمینی که شکوفایی‌اش به دلیل ورود اسلام بود و چگونگی دور افتادنش از مرزهای سیاسی تمدن اسلامی کتاب‌های گوناگونی به رشته تحریر درآمده است. با این اوصاف اما درباره وجوه گفت‌وگویی این سرزمین مطالب چندانی منتشر نشده است. به تازگی کتاب «آندلس؛ تاریخ اسپانیای اسلامی» نوشته Brian A. Catlos و ترجمه  Rita Seuß در ۴۹۱ صفحه در آلمان منتشر شده است.  مسلمانان نزدیک به هشت قرن بر آندلس و نقاط دیگر اسپانیا حکومت کردند. در این دوران، مسلمانان، مسیحیان و یهودیان در کنار یکدیگر زندگی مسالمت‌آمیزی داشتند و باعث شکوفایی هنر و فرهنگ در این منطقه شدند. بازمانده‌های فراوانی از معماری آن دوران در آندلس بجا مانده ‌است که معروف‌ترین این آثار، کاخ الحمراء در گرانادا است. آثار به جای مانده از دوران چه میراث ملموس و چه میراث ناملموس (مانند آثاری که بزرگانی چون ابن عربی) نوشتند، نشان از ویژگی گفت‌وگویی این سرزمین است. آندلس اندیشمندان کمی به تمدن اسلامی تحویل نداده است. چهره‌هایی چون ابن عربی، ابن طفیل، ابن رشد و... که هرکدام شخصیت‌های تابناکی در تفکر اسلامی هستند، از این سرزمین برخاسته‌اند. بریان کاتولس، استاد مطالعات ادیان، در کتاب «آندلس؛ تاریخ اسپانیای اسلامی» تصویر جدیدی از این دوران ترسیم می‌کند. او نشان می‌دهد که تا چه اندازه همزیستی مسالمت‌آمیز اقوام و پیروان ادیان مختلف در این فضای بی نظیر فرهنگی پیچیده بوده است. با توجه به نگاه نو مطرح شده در این کتاب ضرورت دارد که مترجمان فارسی نیز به برگردان این کتاب اقدام کرده و ایرانیان نیز از مطالعه آن بهره‌مند شوند. این خبر با استفاده از اطلاعات ارسالی رایزنی فرهنگی ایران در آلمان به ایبنا، تنظیم شده است. ]]> علوم انسانی Wed, 09 Oct 2019 10:19:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281871/شکوفایی-فرهنگی-آندلس-یک-کتاب-سرزمین-گفت-وگوی-ادیان «آموزش سواد مالی در اروپا» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281848/آموزش-سواد-مالی-اروپا-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، همزمان با روز جهانی کودک، کتاب «آموزش سواد مالی در اروپا» در دوازدهمین دورهمی فعالان حوزه کودک و نوجوان، با حضور بیش از ۷۰ مجموعه فعال در حوزه کودک و نوجوان، با حضور حجت‌اله ایوبی؛ دبیر کمیسیون ملی یونسکو، نادر قدیانی؛ مدیر انتشارات قدیانی، کمیل رودی؛ مدیر آکادمی هوش مالی و اسم‌حسینی؛ دبیر دورهمی فعالان حوزه کودک و نوجوان، رونمایی شد.  کتاب «آموزش سواد مالی در اروپا» گزارشی است از طراحی و پیاده‌سازی استراتژی‌های دولت‌های اروپایی برای آموزش سواد مالی در این کشورها. از آنجا که لازمه ایجاد اقتصادی سالم و مقاوم، اصلاح نگرش، دانش و کنش تک‌تک افراد جامعه است، دولت‌های زیادی، این ضرورت را درک کرده‌ و برای آموزش سواد مالی استراتژی‌ تدوین کرده‌اند. این استراتژی‌ها مشخص می‌کنند چه نهادهایی مسئول آموزش سواد مالی باشند، چه گروه‌های هدفی، آموزش ببینند، چه تغییراتی، هدف قرار گرفته شود و غیره. این کتاب، ترجمه‌ای است از گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در زمینه استراتژی‌های دولت‌ها در آموزش سواد مالی. کتاب «آموزش سواد مالی در اروپا» درباره کودکان و نوجوانان است و می‌تواند منبعی برای استفاده مدیران مدارس و قانون‌گذاران حوزه کودک باشد. کتاب «آموزش سواد مالی در اروپا» چهل و هفتمین کتاب منتشرشده آکادمی هوش مالی است که از سوی محمدرضا سیمیاری ترجمه شده و با شمارگان هزار و 100 نسخه و قیمت 650 هزار ریال در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.   ]]> علوم انسانی Wed, 09 Oct 2019 08:12:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/281848/آموزش-سواد-مالی-اروپا-منتشر کیانفر: هیچ سازمانی نتوانسته مجموعه‌ای مانند «اسناد مکاتبات سیاسی ایران» تدوین کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281839/کیانفر-هیچ-سازمانی-نتوانسته-مجموعه-ای-مانند-اسناد-مکاتبات-سیاسی-ایران-تدوین-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین یادواره دو فرزانه (دکتر عبدالحسین نوایی و محسن جعفری مذهب حقیقی) عصر روز گذشته سه‌شنبه 16 مهر در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. عبدالحسین نوایی از پیشگامان تصحیح به شیوه مدرن ایران بود و آن‌‌هایی که محسن جعفری‌مذهب را می‌شناسند می‌دانند او فردی جستجوگر بود و علاقه‌مند به حوزه کاری‌اش. بر سر اثبات عقایده‌اش کوتاه نمی‌آمد، حتی با نام مستعار مقاله‌اش را می‌نوشت. در ابتدای مراسم الهام ملک‌زاده، مدیر گروه تاریخ فرهنگی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به گرامیداشت دو پژوهشگر فقید عبدالحسین نوایی و مرحوم محسن جعفری‌مذهب گفت: این دو بزرگمرد به تاریخ و فرهنگ ایران خدمات بسیار کردند و برای پژوهشگاه بسیار ذی‌قیمت است که امروز برای این دو بزرگداشت برگزار کند. او سپس به جایگاه علمی مرحوم عبدالحسین نوایی اشاره کرد و افزود: از اوائل انقلاب مشروطه که شماری از ادیبان و دانشوران ایرانی با ایران‌شناسان اروپایی آشنا شدند و باب مراوده و مکاتبه بین آنها گشوده شد، کسانی از جمله علامه محمد قزوینی، سید حسن تقی‌زاده، محمدعلی فروغی و امثالهم روش‌های نوین ادبی و تاریخ‌نویسی را و تصحیح متون گذشته را آموختند و در ایران رواج دادند. به این ترتیب نسلی از ادیبان تاریخ‌نویس در عرصه فرهنگ ایران ظاهر شدند که یکی از شاخص‌ترین و برجسته‌ترین آنان، شادروان عباس اقبال بود که افزون بر خدمات فراوانش، موفق به تربیت ادیب تاریخ‌گری شد به نام عبدالحسین نوایی. مدیر گروه تاریخ فرهنگی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: دکتر نوایی افزون بر عباس اقبال، از درس استادان بنام و برجسته آن روزگار از جمله استاد بدیع‌الزمان فروزانفر، میرزا عبدالعظیم خان قریب و احمد بهمنیار بهره‌ها برد و چنان که خود گفته است از لطف و محبت آنان برخوردار شد و آنچه درباره فرهنگ ایران آموخت حاصل تلاش و زحمت آنها بود. ملک‌زاده با بیان‌ اینکه نوایی اهمیت تاریخی زیادی برای اسناد و مدارک آرشیوی و غیر آرشیوی قائل بود، گفت: نوایی با تتبع در اسناد گامی بزرگ در بهره‌گیری از اسناد در تاریخ‌نگاری برداشت. او معتقد بود برای نوشتن تاریخی نزدیک به حقیقت و آنچه روی داده است در حد امکان باید از اسناد آرشیوی استفاده کرد. خوشبختانه بر اثر تلاش دکتر نوایی و دیگر سندپژوهان معروف و غیر معروف، هم‌اکنون سندشناسی و سندپژوهی جای بسیار مهم و درخوری در پژوهش‌های تاریخی پیدا کرده و بسیاری از استادان تاریخ معاصر، دانشجویان خود را به استفاده از اسناد آرشیوی ترغیب می‌کنند و از این رو از دهه 1370 به این سو پایان‌نامه‌های فراوانی در سطح کارشناسی ارشد و دکتری نوشته‌ شده‌اند که پایه و مایه اصلی آن‌ها اسناد آرشیوی هستند. او در پایان گفت: سال‌های آخر حیات دکتر عبدالحسین نوایی به مانند همیشه به مطالعه و نوشتن سپری شد و کار بر چند پژوهش عظیم که از آن جمله القاب قاجار بود و بالغ بر هزاران فیش از القاب این دوره را با تکیه بر منابع و مآخذ و حافظه قوی خود به رشته تحریر درآورد. بالاخره شدت بیماری از حدت تکاپوی علمی وی کم کرد و توان قلم دست گرفتن نیز از وی سلب شد. غلبه بیماری و ضعف ناشی از آن، نوایی را حلیف الفراش بیمارستان نمود و سرانجام در 16 مهر 1383 جان به جان آفرین تسیم کرد. تخصص دکتر نوایی در تاریخ بود و هیچگاه ادعای همه چیز دانی که امروزه فضای علمی را به سخره گرفته است نکرد. جعفری مذهب هیچ بخلی در علم‌آموزی نداشت در ادامه مراسم جواد نیستانی، عضو هیئت علمی باستان‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس و از دوستان زنده‌یاد محسن جعفری مذهب درباره این استاد فقید بیان کرد: مرحوم جعفری مذهب باهوش و پیش‌رو بود. عبدالحسین آذرنگ کتابی دارد با عنوان «استادان و نااستادانم» و دکتر جعفری مذهب حق استادی به گردن بسیاری داشت. یاد می‌داد و هیچگونه بخلی نداشت. او سکه خوانی را می‌دانست و کسی می‌تواند دانش سکه‌ها را بداند که طبقه‌بندی نوشته‌ها و آیات، تاریخ ضرب سکه و نظام پولی را بداند. او ادامه داد: در سال 70 دکتر جعفری‌مذهب درباره معناشناسی صحبت کرده است. او معتقد بود در حوزه نظام پولی، اقتصاد بر پایه پول است نه مبادله کالا به کالا و می‌توانیم از روی متون و نتایج آزمایشگاهی منطقی برای این موضوع داشته است و مدیون آموزش‌های خوب او در زمینه سکه‌شناسی هستیم. تأکید بر امانت‌داری نوایی در تألیف کتاب نیلوفرکسروی، پژوهشگر و از شاگردان دکتر عبدالحسین نوایی سخنران بعدی مراسم بود که درباره این استاد فقید تاریخ گفت: دکتر نوایی از استادان جدی ما بودند. دکتر نوایی شخصیتی پایند به اخلاق بود. از روش تحقیق فوق‌العاده عالی و ساده‌ای برخوردار بود. عمده‌ترین ویژگی او سادگی بود. استاد بیست هزار سند را کار کرد که همه آن‌ها به چاپ رسیده‌اند. ایشان معتقد بود تاریخ باید روان باشد و افراد عامی به راحتی از آن استفاده کنند.استفاده از هر نوع اجرایی را قبول نداشت. او ویژگی برجسته نوایی را صداقت خواند و گفت: چیزی که ما در سند می‌خوانیم امانت‌داری فردی است که کتاب را نوشته و ما حق دخل و تصرف نداریم اگر قرار است چیزی را اضافه کنیم داخل کروشه باشد تا خواننده بداند بهتر است اضافه شود. او همیشه اسامی کامل کتاب را در تعلیقات می‌آورد. این پژوهشگر با بیان اینکه نوایی بر یک دوره تاریخی متمرکز می‌شد گفت: نوایی تاریخ ایران را متن یکپارچه می‌دید و به تمام آن‌ها آگاهی داشت ولی در یک دوره تاریخی متمرکز می‌شد و بیشترین تأثیر را از تاریخ معاصر می‌گرفت. نوایی معتقد بود نباید یک پژوهشگر از جایی که ایستاده مطالب را مورد داوری قرار دهد. اعتقاد داشت تاریخ ایران باید از نو نوشته شود. کسروی به دیدگاه نوایی درباره تصحیح متن اشاره کرد و گفت: مصحح قبل از شروع کار باید نسخه‌های دیگر را دیده باشد و نسخه اصل را پیدا کند. لغات سخت، اماکن جغرافیایی، آیات و تمثیل و مثل را بداند. دکتر اعتقاد داشت تاریخ یک رشته بینابینی است و ما برای اینکه تاریخ یک دوره را بدانیم باید ادبیات، جغرافیا و سیاست واقف باشیم. باید رجال هر دوره نسبت اسناد آن دوره مورد بررسی قرار گیرد. نوایی نوآور در دانش صفورا برومند، عضو هیئت علمی تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دیگر سخنران این مراسم بود درباره زنده‌یاد دکتر عبدالحسین نوایی گفت: نسل جدید دانشجویان ما میراث را درک کرده بودند و به آیندگان رساندند. متأسفانه نسل جدید از قوانین غافل هستند و استادان و دانشجویان به کردارها و تصورتی دست می‌زنند که به تحریف تاریخ منجر می‌شود. از دوره دانشجویی از دانش ایشان بهره‌مند شدم و فروتنی در حضرت استاد را در هیچ شخصی ندیدم. او در ادامه درباره مرحوم محسن جعفری‌مذهب گفت: مرحوم جعفری‌مذهب هم درباره تاریخ مسیحیت و هم مطالعات سکه‌شناسی از دانش بسیاری برخوردار بود. در حوزه‌های دانش نوآور بود. بخش عمده توانایی‌هایش در حوزه سکه‌شناسی بود. البته او دانش فراوانی در کاغذ و مختصات کاغذ در طول تاریخ داشت. جعفری مذهب از سکه به متون تاریخی می‌رسید در ادامه سعید سلیمانی، سکه‌شناس و از همکاران مرحوم جعفری‌مذهب با بیان خاطراتی از او گفت: ما مطالعات زیادی در زمینه سکه‌شناسی با مرحوم جعفری‌مذهب انجام دادیم. آن زمان چون اینترنت و کپی رنگی نبود به موزه‌ها می‌رفتیم و عکس می‌گرفتیم. ایشان شخصی خونگرم، بشاش و با ارزش بود. اشتراک ما این بود که تاریخ را با سکه‌ها می‌دانستیم و اختلافمان هم این بود که او از متون تاریخی به سکه می‌رسید و من از سکه به متون تاریخی می‌رسیدم. سپس سید سعید میرمحمدصادق، پژوهشگر تاریخ درباره نثر دکتر نوایی گفت: نثر نگارش نوایی، با تکیه بر مستندات تاریخی، داستان گونه با بهره‌گیری از مثلها، کنایات، اشعار، آیات و روایات شکل گرفته و نمونه‌ای از این نثر جذاب را می‌توان در کتاب ایران و جهان که در سه جلد تالیف شده مشاهده کرد. او به جهت اینکه وضعیت جامعه را برای خواننده روشن کند از قالب داستان‌های کهن استفاده کرده و مطالب تاریخی و مستند خود را عرضه می‌کند، سال‌های پیری و شکسته دلی، یکی از بخش‌های کتاب ایران و جهان (ج ۲) است که با بررسی آن به خوبی متوجه می‌شوید که استاد نوایی چگونه از مستندات تاریخی بهره برده و چهار سال آخر حکومت ناصرالدین شاه را با کلمات و جملات در ذهن خواننده به تصویر کشیده است. نوایی در مقدمه آثارش خود را بنده ناتوان و مهجور پروردگار قلمداد می کرد معاون فرهنگی موسسه خانه کتاب ادامه داد: نوایی فردی پرهیزگار بود و همواره در مقدمه آثارش خود را بنده ناتوان و مهجور پروردگار قلمداد می‌کرد. کارهای سترگ خود را در نزد اهل تمیز و استادان و دانشجویان، ناچیز می‌شمرد و همواره با فروتنی می‌خواست که کم و کاستی‌های کارش را به او یادآور شوند. او خود را خادم دیرین تاریخ ادب و فرهنگ ایران می‌دانست. در فاصله سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۳ سالهایی است که استاد از آنها به عنوان حوادثی بیشتر تلخ و کمتر شیرین از آن یاد کرده‌اند. او همواره فضل مقدم را محترم می‌شمرد، و از پشتیبانی که در باب موضوعی که او در حال پژوهش آن بود، به نیکی یاد می‌کرد و چنانچه کاری را بنا به نیاز، مجددا تصحیح می‌کرد.   به گفته میرمحمدصادق، نوایی معتقد بود که اسناد، آثار دقیق و غیر قابل تردید هستند و آرزومند بود که با گردآوری مجموعه اسناد، با کمک این آثار، تاریخ ایران بازنویسی شود. او از اواخر دهه ۲۰ شروع به پژوهش در اسناد تاریخی کرد و زمانی که به گردآوری اسناد اهمیت نشان داد، اسناد در چشم پژوهشگران ایرانی آن اهمیت شایسته را نداشت؛ او با همه سختی‌ها و تلخی‌هایی که این کار برایش داشت و با توجه به این که هیچ حمایت مادی و معنوی از کاری که او شروع کرده بود نشد، انجام این مهم را رها نکرد، با رنج و سختی طاقت فرسایی که خود به آن اشاره کرده و جنگ‌ها، تذکره‌ها و مجموعه‌ها را کاویده و حتی ۲ سال وقفه در چاپ جلد نخست این مجموعه نیز نتوانست خللی در ادامه کار او پیش آورد. او ادامه داد: نوایی به رغم همه ناملایماتی که طی ۴۰ سال کار مستمر برای گردآوری اسناد تاریخی انجام داده بود و دورانی که برای این پژوهش به قول استاد نه مامور دولت بود و نه بورسیه کشور دیگری، کار پژوهش اسناد تاریخی را به پیش برد. به گفته استاد نیمی از عمرش صرف تدوین و چاپ 9 مجلد اسناد تاریخی شد. میرمحمدصادق همچنین در ادامه درباره زنده یاد محسن جعفری مذهب گفت: آنچه من در آثار دکتر جعفری‌مذهب دیدم این است که مقالاتشان حجم کمی دارد اما پر از نکته است. مهم‌ترین ویژگی دکتر جعفری مذهب دقت نظر در ضبط نام‌ها، افراد، اعلام و محیط جغرافیایی است و آن‌ها را از زوایای مختلف بررسی می‌کند. از ویژگی او در مقالاتش آنالیز آماری و وقایع و تاریخ رخدادها در رسیدن به یک تحلیل جدید است. اطلاعات دکتر جعفری‌مذهب همیشه به روز بود. او ادامه داد: جعفری‌مذهب موضوعات گسترده‌ای را کار می‌کرد؛ حوزه چاپ، کاغذ، صحافی، سکه، مغولان از منابع تاریخی، گیلان که زادگاه او بود، مطالعات درباره مسیحیان ایران و آثار آنان و از همه مهم‌تر تاریخ اجتماعی از جمله حوزه‌های مطالعاتی او بوده است. این پژوهشگر با توجه به جنبه سکه پژوهی مرحوم جعفری مذهب افزود: در حوزه سکه‌شناسی و تصحیح متون همیشه از سرآمدان بود. در سکه‌شناسی ادبیات خاص خود را داشت و مطالعات مختلفی در حوزه سکه‌شناسی انجام داد.  ‌در ادامه مجتبی تبریزی‌نیا، مدیر اطلاع‌رسانی موسسه خانه کتاب از چهار منظر علائق و تخصص‌ها، اخلاق حرفه‌ای، نویسندگی و میراث حقیقی به دکتر محسن جعفری مذهب پرداخت و علایق و تخصص‌های جعفری مذهب را به ترساشناسی (ترجمه‌های کتاب مقدس)، گردآوری مجموعه اناجیل و پیوندهای کهن مسیحیت با زرتشتی و فرهنگ ایرانی مرتبط دانست. او گیلان‌پژوهی را از دیگر علائق دکتر جعفری‌مذهب دانست که به ترجمه‌هایی از سفرنامه‌ها، تحقیقات سندشناسی و نام دریا اختصاص داشت. به گفته این پژوهشگر، تاریخ‌پژوهی جعفری‌مذهب حوزه‌هایی چون (مطالعات مغول و تیموری) تاریخ اسلام (سلجوقیان و خوارزمشاهیان و صفویه) و تحقیق در حوزه آسیای میانه، چین، ترک‌شناسی، سکه‌شناسی، چاپ، کاغذ و کتاب‌شناسی را شامل می‌شد. تبریزی‌نیا در ادامه به منش علمی و اخلاق حرفه‌ای او اشاره کرد و این موضوع را شامل دقت و باریک بینی، مستندنگاری، ثبت روزانه زندگی علمی، سخنوری، شور تحقیق و نوشتن دانست. به گفته او نگاه نویسندگی مرحوم جعفری مذهب سومین نکته بارز جعفری‌مذهب بود. مرحوم جعفری‌مذهب کتاب را میراث حقیقی می‌دانست و همواره برای ایده و طرح، تهیه فهرست، تنوع مطالب و پیوست حساسیت خاصی به خرج می‌داد. جمشید کیان‌فر ،مصحح و پژوهشگر آخرین سخنران این بزرگداشت بود که در پایان این مراسم درباره این دو استاد فقید گفت: با نگاهی به کارنامه کاری زنده یاد محسن جعفری مذهب می‌توان به این نکته پی برد که او برخلاف اغلب استادان، محققی چند بعدی بود. انتشار بیش از 200 مقاله در موضوعات مختلف طی بیست و هفت سال، بهترین مصداق این گفته است. البته این تعداد مقاله افزون بر سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های متعددی است که از ایشان به یادگار مانده است. با اینکه تخصص دانشگاهی و از سویی تز دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد ایشان درباره تاریخ دوران مغول بود اما اگر نگاهی بیندازیم به کارهایی که طی سالیان دراز انجام داده با مقاله‌های بسیار خوبی درباره دوره‌های تاریخی دیگری از قبیل تیموریان، صفویه و حتی دوران معاصر روبه‌رو خواهیم شد. او ادامه داد: جعفری مذهب به جغرافیا هم علاقه بسیاری داشت و در این بین درخصوص زادگاهش گیلان هم مقاله‌های باارزشی نوشته است.  به نسخه پژوهی هم علاقه بسیاری داشت و با بهره گرفتن از همین دانش هم به نتایج جالبی در تاریخچه چاپ کشورمان رسید، او توانست اثبات کند که برخی شخصیت‌ها و رجال سیاسی چاپخانه خانگی داشته‌اند. در عین حال با مراکز علمی ـ دانشگاهی هم همکاری‌های متعددی داشت که تدریس مباحثی همچون سکه‌شناسی و نسخه‌شناسی و سند شناسی در دانشگاه تهران از آن جمله هستند. چند مقاله دایره المعارفی هم در همکاری با مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی نوشت. زنده یاد جعفری مذهب سند پژوه، سکه شناس، کتاب ‌شناس، نسخه ‌شناس، ایران شناس و پژوهشگری توانمند در حوزه‌های مختلف تاریخ بود، یادش گرامی. بخش دیگر صحبت‌های کیانفر، به عبدالحسین نوایی اختصاص داشت که به گفته خودش به نوعی شاگردی از استاد خود سخن گفت. او در این باره بیان کرد: من افتخار آن را داشتم که با واسطه و بی واسطه شاگرد حضرت استاد باشم. بی واسطه: به دلیل آنکه در محضرشان و در کلاس‌های درسی دانشگاهی استاد تلمذ کرده و از بحث‌های خارج از کلاس ایشان بهره فراوان برده‌ام. با واسطه: به دلیل آنکه از تألیفات و تصحیحات استاد سود جسته، به ویژه آن زمان که شاگرد دبیرستانی بیش نبوده و با مطالعه تألیفات ایشان همچون: فتح تهران و دولت های ایران سخت شیفته قلم استاد شدم.   او گفت: حتی در تصحیح متون نیز خود را از شاگردان استاد می‌دانم و بارها و بارها آثار و نظرات استاد، همچون چراغی پر فروغ، روشنایی بخش راه من در تصحیح متون و کارهای علمی بود. افزون بر آن سعادت داشته‌ام که وقت و بی وقت، تلفنی و حضوری با سؤال‌های بجا و نابجا مصدّع اوقات شریفشان شده و از دریای بی کران علمشان سیراب شوم. استاد نوائی، پیوسته با گشاده رویی و با بیان پر مهر و عطوفتِ «عزیز»، این اجازه را داده بودند که معضلات خود را با ایشان مطرح کنم و به سر انگشت تدبیرشان ارشاد و رهنمون شوم. وقتی از منظر تفحص و کنکاش، به مجموعه اسناد مکاتبات سیاسی ایران نگاه کنیم، در می‌یابیم که حاصل این 6000 صفحه در 10 مجلّد چه شب بیداری‌های توأم با بازنویسی از روی دست نوشته‌های عجیب و غریب با خطوط کج و معوج را در پی داشته است.   کیان‌فر ادامه داد: او به تنهایی در حد فاصل سال‌های 1341 الی 1367 به فرجام رسانده است امروز سازمان‌ها و نهادها با آن امکانات وسیع و پرسنل بی شمار و پژوهشگران ریز و درشت، پر مدّعا و بی ادعا، هنوز نتوانسته‌اند از عهده برآیند و اثری در خور و شایسته همچون یکی از مجلدات دهگانه ایشان را عرضه کنند، اگر هم صورت گرفته است، باز از پرتو وجود حضرتشان بوده که رونق بخش آن جمع بوده‌اند.   مصحح کتاب «ناسخ التواریخ» به علاقه دکتر نوایی در زمینه گردآوری اسناد اشاره کرد و گفت: اندیشه جمع آوری مدارک و اسناد مکتوب تاریخی از دیر باز مرا بخود مشغول می‌داشت و پیامد همین شور و شوق و نخستین قدم در این راه انتشار مقالاتی بود در مجلات اطلاعات ماهیانه و یادگار، بر اساس‌نامه‌های تاریخی به منظور نشان دادن ارزش تاریخی آن اسناد، تا اینکه نخستین مجلد در 1341 به صورت مستقل با عنوان اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیموریان تا شاه اسماعیل که در برگیرنده اسناد دوره تیموری و ترکمانان بود منتشر شد. او افزود: تاکنون در کشور ما بدین امور توجهی نمی‌شده و هنوز هم اینگونه اسناد در چشم ما ایرانیان آن اهمیت شایسته و در خور را نیافته است. حتی به جمع‌آوری اسناد و مدارک مکتوب مانند نامه‌ها و فرمان‌ها برنخاسته و این نوع نامه‌ها و اسناد در بطون و کتب و رسالات و جُنگ‌ها پراکنده است و اگر هم کسی به جمع آوری آن توجه کرده است، از لحاظ نمونه انشاء و قدرت ترسل یا جمع آثار قلمی فلان نویسنده بوده است، نه از لحاظ توجه به اهمیت تاریخی و ملی آن. به راستی که نیکو گفته‌اند و دُر سفتهاند؛ زیرا آنچه که در آرشیوهای نهادها و سازمانهای دولتی نیز بنا به ضرورتی جمع شده، به صورت بایگانی راکد در آمده و یا به عبارت ساده‌تر به مانند صندوق‌های مادربزرگانی است که نوادگان ایشان در حسرت افکندن نیم نگاهی به درون آن بسر می‌برند. کیان‌فر در  پایان گفت: از تصحیح مجموعه اسناد که بگذریم، تألیفات ایشان نیز تمامی در خور توجه‌اند و از غنای علمی والایی برخوردارند. نیم نگاهی به آخرین اثر ارزنده استاد یعنی تاریخ ایران و جهان مطلب را روشن‌تر می‌کند. اثر مذکور، چنانکه گذشت، در سه مجلد با بیش از 2400 صفحه باحجم غنی و پر محتوایی به چاپ رسیده و مجلد اول شامل تاریخ ایران: از مغول تا قاجاریه؛ مجلد دوم از قاجاریه تا پایان عهدناصری و مجلد سوم از مشروطیت تا پایان قاجار است. به ویژه این بخش سوم، تاریخ شادی و غرور، غم و اندوه این ملت است که به راستی دکتر نوائی با نوائی هر چه تمامتر آن را به پایان رسانده، همچنانکه: عندلیب آشفته تر می‌گوید این افسانه را، این مبحث مهم و شگفت‌انگیز تاریخ ایران را بیان می‌کند تا آنجا که خواننده گاه به اوج می‌رسد.                 پخش دو کلیپ از زندگی زنده‌یاد عبدالحسین نوایی و محسن جعفری مذهب از دیگر برنامه‌های این مراسم بود. در این آیین خانواده‌های مرحوم عبدالحسین نوایی و زنده‌یاد محسن جعفری‌مذهب حضور داشتند.   ]]> علوم انسانی Wed, 09 Oct 2019 07:30:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/281839/کیانفر-هیچ-سازمانی-نتوانسته-مجموعه-ای-مانند-اسناد-مکاتبات-سیاسی-ایران-تدوین-کند