خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين تاریخ و سیاست :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Sun, 17 Feb 2019 17:31:34 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sun, 17 Feb 2019 17:31:34 GMT تاریخ و سیاست 60 آرمان همگرایی بین مردمان کشورهای حوزه ایرانِ تاریخی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272030/آرمان-همگرایی-بین-مردمان-کشورهای-حوزه-ایران-تاریخی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی؛ از پیشنهاد تا پویش» با موضوع همگرایی بین ایران و دیگر کشورهای حوزه تمدن ایران تاریخی نوشته حسین رمضانی خردمردی در یک مقدمه، سه بخش با 17 فصل و یک نتیجه منتشر شده است. نویسنده در پیشگفتار کتاب با اشاره به این که آرمان همگرایی بین مردمان کشورهای حوزه ایرانِ تاریخی که در اثر توطئه‌های استعماری از هم جدا شده‌اند، اندیشه‌ای قدیمی است و در طول سده‌های گذشته، دغدغه بسیاری از ایران دوستان و اندیشمندان سرزمین ایران کنونی و کشورهای بیرون آن بوده است، چگونگی علاقه‌مندی خود به این موضوع را شرح داده و پیشینه شکل‌گیری ایده تشکیل اتحادیه‌ای به نام «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» را با مخاطب در میان می‌گذارد. بخش اول کتاب با هدف آشنایی با سابقه طرح «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» (با نام اختصاری اکوتا) تدوین شده است و نوشته‌هایی که رمضانی، در سال‌های گذشته، برای ترویج اندیشه همگرایی منطقه‌ای و تشکیل «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» منتشر کرده را در هشت فصل آورده است. در بخش دوم فعالیت‌هایی که از سال 1382 تاکنون برای ترویج همگرایی و تشکیل «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی» از سوی نویسنده یا با همراهی دیگر علاقه‌مندان صورت گرفته، در پنج فصل آورده شده است. بخش سوم کتاب نیز به دیدگاه چهار تن از اندیشمندان به نام حوزه ایران فرهنگی که درباره این طرح اعلام نظر کرده‌اند، اختصاص یافته که سخنان دکتر میرجلال‌الدین کزازی، دکتر ناصر تکمیل همایون، استاد فریدون جنیدی و دکتر صفر عبدالله، ادیب و ایران شناس تاجیک را شامل می‌شود. کزازی درباره شاخص‌های ایران فرهنگی می‌گوید: «سنجه اول نوروز است که درفش ایرانی است؛ هر کجا نوروز باشد، می‌توان گفت که فرهنگ ایران به آنجا راه یافته است و سنجه دیگر «زبان پارسی» است که از کاشغر در چین تا قیروان در مراکش و بخش باختری این کشورها را دربرمی‌گیرد؛ کشورهایی که هرگز بخشی از ایران سیاسی نبوده‌اند؛ اما ادب پارسی به آن‌جا راه یافته است. در سنجش با چند سال پبش، امروز بهتر می‌توان برای تحقق آرمان هم‌پیوندی میان کشورهای ایران فرهنگی کوشید چرا که ایرانیان این زمان ایرانی‌ترینند و جشن‌هایی که امروزه گرفته می‌شود پیشترها به این‌گونه برگزار نمی‌شد.» تکمیل‌همایون نیز به این مساله اشاره کرده است: «هر کس به ایران علاقه‌مند است برای صلح و پیشرفت ایران و مردمان هر یک از این کشورها برای صلح و پیشرفت کشورشان و در نهایت دولتمردان همه این کشورها برای صلح و پیشرفت مشترک منطقه و مردمان‌شان به تشکیل اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی کمک کنند. بی‌تردید تشکیل این اتحادیه در ایجاد صلح جهانی و دوستی ملت‌ها نقش برجسته‌ای خواهد داشت و به بسیاری از خصومت‌ها و دشمنی‌ها و نابود کردن انسان و انسانیت پایان خواهد داد.»   در بخش نتیجه هم از شخصیت‌هایی چون علامه محمد اقبال لاهوری (پاکستانی)، محمود افشار یزدی، پرویز ناتل خانلری، اقرار علی‌اف (آذربایجانی) و لایق شیرعلی (تاجیکستانی) به عنوان گذشتگانی که هر یک در کشورهایشان دل مشغول همگرایی مردمان حوزه ایران فرهنگی بوده‌اند یاد شده و از دکتر چنگیز پهلوان، داریوش فرهود، سیدجواد طباطبایی و عبدالغفور آرزو، فرهیخته و سیاستمدار افغانستانی، به عنوان دیگر اندیشمندان ایران دوستی که در این راه عاشقانه می کوشند، نام برده شده است.   کتاب «اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی؛ از پیشنهاد تا پویش» از سوی نشر فرهنگ صبا در 151 صفحه، شمارگان یک‌هزار نسخه و قیمت 20 هزار تومان منتشر شده است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 17 Feb 2019 11:47:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/272030/آرمان-همگرایی-بین-مردمان-کشورهای-حوزه-ایران-تاریخی ​«خاطرات و تاملات در زندان شاه» بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272012/خاطرات-تاملات-زندان-شاه-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جلسه بررسی و معرفی کتاب «خاطرات و تاملات در زندان شاه» با حضور محمد محمدی (گرگانی) و بهمن بازرگانی در نشر نی برگزار می‌شود.   در این کتاب می‌خوانیم: «عمل سیاسی و اجتماعی، به‌اصطلاح «استراتژی» یا خط مشی، بسیار پیچیده است. در بسیاری موارد، آن‌چه در پس ذهن فرد می‌گذرد گفته نمی‌شود و یا در مواردی قابل گفتن نیست. افرادی در اعماق ذهنِ خود، محاسباتی دارند. گاه زمانه چنان است که قادر نیستند چیزی بگویند، لذا دردمندانه و هشیارانه و یا فرصت‌طلبانه، مهر سکوت بر لب می‌گذارند، اما در گوشه و کنارِ بعضی خاطره‌ها، مسائلی مطرح می‌شود که می‌تواند در مواردی، ریشه و مبنای بعضی «مواضع» را روشن کند و تجربه‌های گران‌قیمتی را به نسل‌های بعدی انتقال دهد. همواره نگران بوده‌ام که خاطرات به‌اصطلاح «حدیث نفس» و یا از خود تعریف‌کردن است، و چه سخت است از این خودستایی رها باشی. اما قانع شدم که این مسئله را باید با خود و خدا حل کرد و نباید به این دلیل از گفتن تاریخ اجتناب نمود، هرچند از یک نگاه و یا از یک زاویه باشد.» این نشست یکشنبه 28 بهمن ساعت 17 و 30 تا 19 به نشانی خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک 20 برگزار می‌شود و ورود برای عموم آزاد است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 17 Feb 2019 07:26:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/272012/خاطرات-تاملات-زندان-شاه-بررسی-می-شود برگزیدگان شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ خطی معرفی شدند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272004/برگزیدگان-شانزدهمین-دوره-همایش-حامیان-نسخ-خطی-معرفی-شدند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ خطی (جایزه سید عبدالله انوار) شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ با حضور منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، اشرف بروجردی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و همچنین پیشکسوتان عرصه نسخه‌شناسی، در مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.   همچنین در این آیین یاد سیدمحمد مشکوه، پیشکسوت عرصه نسخه‌شناسی گرامی داشته شد. برگزیدگان بخش‌های اصلی و فرعی جایزه عبدالله انوار معرفی شدند. برندگان این جایزه به شرح زیر هستند: • بخش فهرست‌نگاری نسخ خطی و اسناد   در این بخش، از میان 40 اثر ارسال شده به دبیرخانه، یک اثر از سوی گروه داوری به مرحله دوم راه یافت که فهرست نسخه‌های خطی فارسی پاکستان، تألیف عارف نوشاهی به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.   • بخش علوم دینی   با نظر گروه داوری، از میان 14 اثر ارسال‌شده در بخش علوم دینی به دبیرخانه، یک اثر به مرحله دوم راه یافت. اما در نهایت این بخش اثر برگزیده نداشت و لطایف التفسیر» با تصحیح و تحقیق عبدالله رادمرد و عبدالله غفرانی به عنوان اثر شایسته تقدیر انتخاب شد.   • بخش عرفان نظری   در بخش عرفان نظری، از میان 7 اثر ارسال شده به دبیرخانه، پنج اثر از سوی گروه داوری به مرحله دوم راه یافتند و در نهایت کتاب «خلاصة المقامات» حسن نصیری جامی به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.   • بخش علوم عقلی   در بخش علوم عقلی، از میان 39 اثر ارسال شده به دبیرخانه، چهار اثر به مرحله دوم راه یافت و در نهایت کتاب «منطق در ایران سده ششم»، تصحیح غلامرضا دادخواه و اسدالله فلاحی به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.   • بخش ادبیات   در بخش ادبیات، از میان 75 اثر ارسال شده به دبیرخانه، دو اثر از سوی گروه داوری به مرحله دوم راه یافت و «اشعار فارسی پراکنده در متون» با تصحیح علی صفری و «تذکره نفایس المآثر» با تصحیح سعید شفیعیون به صورت مشترک برگزیده شدند. • بخش تاریخ و جغرافیا   از میان ۸۰ اثر ارسال شده به دبیرخانه، کتاب «دستور الکاتب» تصحیح علی‌اکبر احمدی دارانی به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.   • بخش علوم و فنون   دراین بخش از میان ۵۳ اثر ارسال شده به دبیرخانه، کتاب «خواص الحیوان» تصحیح فاطمه مهری به عنوان اثر برگزیده انتخاب و معرفی شد.   • چاپ عکسی   در بخش چاپ عکسی نیز از میان ۱۴۵ اثر ارسال شده، یک اثر از سوی گروه داوری به مرحله دوم راه یافت و کتاب «المشیخة» (کنزالسالکین) تصحیح سیدمحمد طباطبایی بهبهانی به عنوان اثر برگزیده معرفی شد.   • بخش جنبی   در بخش جنبی نیز براساس کارنامه‌ها و پیشینه‌های علمی و عملی ارسال شده از سوی شخصیت‌های حقیقی و حقوقی به دبیرخانه، هیئت علمی به بررسی و ارزیابی آن‌ها پرداخته و سرانجام نفرات برتر را در چهار حوزه به عنوان برگزیده و شایسته تقدیر معرفی کرده است.   • مرمت، صحافی و آسیب‌شناسی نسخه‌های خطی و اسناد   در این بخش از میان ۱۹ کارشناس و فعال این حوزه، نیره محمدیان فخر و رقیه محمودی به صورت مشترک به عنوان کارشناس برگزیده این حوزه انتخاب شدند.   • کتابداری   در این بخش از میان ۶ کتابدار، فرشیده کونانی از کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران به عنوان «کتابدار برگزیده نسخ خطی و اسناد» انتخاب شد.   • اهداگر نسخ خطی و اسناد   از میان ۱۲ اهداگر، حسن معصومی اشکوری، اهداکننده ۸۴ جلد نسخه خطی و کتاب چاپ سنگی به کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران به عنوان اهداگر برگزیده نسخ خطی و اسناد انتخاب شد.   • پیشکسوت عرصه مخطوطات   در این بخش زنده‌یاد محمدحسن نوری‌نیا از کتابخانه آستان قدس رضوی به پاس سال‌ها تلاش خالصانه در این عرصه، انتخاب شد. در انتهای مراسم نیز به نمایندگی از کارکنان کتابخانه ملی در بازه زمانی جنگ تحمیلی که در حفظ نسخ خطی کوشا بودند، لوح تقدیر و تندیسی به محمد رجبی اهدا شد. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 17 Feb 2019 05:41:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/272004/برگزیدگان-شانزدهمین-دوره-همایش-حامیان-نسخ-خطی-معرفی-شدند نسخه‌شناس پاکستانی: بنیاد سعدی متولی مرکزی است که نسخه‌هایش طعمه موریانه‌ها شده http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271988/نسخه-شناس-پاکستانی-بنیاد-سعدی-متولی-مرکزی-نسخه-هایش-طعمه-موریانه-ها-شده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) شانزدهمین همایش حامیان نسخ خطی (جایزه سید عبدالله انوار) که به تجلیل از استاد سید محمد مشکات پیشکسوت عرصه نسخه‌شناسی نیز اختصاص داشت، شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ با حضور منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، اشرف بروجردی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و همچنین پیشکسوتان عرصه نسخه‌شناسی، در مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.   در ابتدای این مراسم سید صادق سجادی دبیر علمی همایش گزارشی از روند برگزاری جایزه عبدالله انوار ارائه داد. وی گفت: «این مجلس نقطه پایان کوشش‌هایی است که قریب به یک سال ادامه داشته است. از اوایل سال ۹۷ کمیته علمی متخصصی تشکیل شد و پس از گردآوری آثار، مراحل داوری برای رسیدن به آثار برتر در بخش‌های هشت‌گانه جایزه به دقت و با امانت انجام پذیرفت.»   به گفته سجادی، «در این دوره از جایزه، 108 ناشر، 453 عنوان اثر چاپ شده در دو سال اخیر را به دبیرخانه جایزه ارسال کردند و این آثار در هشت مقوله دسته‌بندی شدند. مقولات مورد نظر عبارت بودند از فهرست‌نگاری نسخ خطی و اسناد، علوم دینی، عرفان نظری، علوم عقلی، ادبیات فارسی، تاریخ و جغرافیا، علوم و فنون و چاپ عکسی.»   سید صادق سجادی به گفته دبیر علمی همایش، علاوه بر بخش اصلی، جایزه انوار بخش فرعی‌ای نیز داشته است. سجادی گفت: «در بخش فرعی جایزه کارنامه و پیشینه علمی فعالان عرصه نسخ خطی مدنظر قرار گرفته و در چهار حوزه از فعالان این عرصه تقدیر به عمل می‌آید. این حوزه‌ها عبارتند از: مرمت و صحافی و آسیب‌شناسی نسخ خطی و اسناد، کتابداری، اهدای نسخ خطی و اسناد و در نهایت پیشکسوت عرصه مخطوطات.»   سجادی در پایان سخنانش گفت: بنا بوده اثری به نام و یاد استاد سید محمد مشکات تدوین و در آئین اختتامیه جایزه رونمایی شود که به دلایل فنی کار چاپ اثر به پایان نرسید و رونمایی آن به زمان دیگری موکول شد.   پس از سجادی نوبت به سید عبدالله انوار، نسخه‌شناس و پژوهشگر حوزه متنوع علوم انسانی رسید تا در جایزه‌ای که نام و احترام او شکل گرفته است سخن بگوید. انوار گفت: «من نمی‌دانم با چه زبانی از کتابخانه ملی که خانه من است تشکر کنم. از سال‌هایی که ما در کتابخانه ملی بودیم همواره فریاد من این بود که کتابخانه ملی، کتابخانه مادر است و هر کار که در زمینه‌های مختلف مربوط به کتاب از جمله نسخ خطی قرار است انجام شود باید کتابخانه ملی در آن پیش‌قدم باشد.»   انوار ضمن تعریف خاطره‌ای در باب تهیه کاربرگ تدوین و معرفی نسخ خطی که به سرپرستی مجتبی مینوی و همراهی گروهی از خبرگان این فن از جمله ایرج افشار و همچنین عبدالله انوار صورت گرفته است گفت: «در آن روزگار نسخ خطی احترامی را نداشت که امروز دارد و بودجه لازم برای چاپ فهرست‌های نسخ خطی که بر مبنای کاربرگی که ما تهیه کردیم صورت‌بندی شده بودند وجود نداشت و حتی امنیت و سلامت نسخ خطی در معرض تهدید بود ولی امروز عمده‌ترین بخش کتابخانه ملی بخش نسخ خطی آن است.»   انوار افزود: «کتابخانه ملی و هر کتابخانه مادر دیگر باید قسمت نسخ خطی خود را پراهمیت بداند، زیرا کتاب‌های چاپی را جای دیگر هم می‌شود یافت ولی مرکز کتاب‌های خطی کتابخانه‌های مادر است.»   وی در پایان سخنان خود گفت: «امیدوارم فهرست‌نگاری کتاب‌های خطی از منظر توصیفی و تحلیلی تقویت شود و کتابداران نسخ خطی در این زمینه کوشا باشند.»   عبدالله انوار پس از عبدالله انوار نوبت به عارف نوشاهی، نسخه‌شناس پاکستانی رسید تا سخنان خود را به سمع حضار برساند. وی گفت: «منطقه شبه قاره نه فقط از نظر مساحت، بلکه از نظر تنوع فرهنگ‌ها هم از مهم‌ترین مناطق جهان است. در این سرزمین میلیون‌ها اثر به وجود آمده که از این میان بسیاری آثار از بین رفته‌اند ولی صدها هزار نسخه باقی مانده است. به عنوان نمونه در دانشگاه پنجاب هشت هزار نسخه سانسکریت وجود دارد.»    وی افزود: «در پاکستان دو مرکز مهم نسخه خطی وجود دارد. یکی دانشگاه پنجاب که ۳۰ هزار نسخه خطی به زبان‎های عربی، فارسی، اردو، سانسکریت و... در آن وجود دارد. مرکز دیگر کالج اسلامی پیشاور است که کتابخانه غنی آن در سال‌های ۱۹۱۸ و ۱۹۳۹ در دو جلد فهرست نویسی شده است.» نوشاهی در ادامه گفت: «تمام کتاب‌های خطی اردو پس از جدایی هند و پاکستان به کراچی منتقل شد. این نسخ خطی در شش جلد فهرست‌نویسی شده و یک جلد از این کتاب‌ها که به نسخ فارسی اختصاص دارد را هم من فهرست‌نویسی کردم.»   وی سپس با اشاره به نسخ خطی‌ای که در مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان نگه‌داری می‌شوند گفت: «حضور استاد علی‌نقی منزوی در پاکستان به چهارده مجلد فهرست‌نویسی منجر شد و پس از آن نیز من کار ایشان را ادامه دادم و حاصل کارم ۴ مجلد بود که در تهران منتشر شد.»   پایان سخنان نوشاهی هشداری در مورد وضعیت مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان بود. وی گفت: «در حال حاضر این مرکز نه مدیر دارد و نه کتابدار و نه هیچ چیز دیگر. امروز این مرکز مثل چراغی است که روغنش ته کشیده. بنیاد سعدی که متولی این مرکز است اگر می‌خواهد نسخ این مرکز طعمه موریانه نشود باید در زمینه مدیریت این مرکز اهتمام کند.»   وی در پایان گفت: «زبان فارسی با برنامه‌ریزی حساب شده از نظام آموزشی پاکستان حذف شده و من امید ندارم در آینده نسخه شناس فارسی در پاکستان ظهور کند. مگر اینکه مردی از غیب پدید آید و کاری بکند.»   سخنران بعدی مراسم حسن نصیری، جامی مصحح و محقق حوزه عرفان بود که در این دوره از جایزه، با تصحیح خلاصه مقامات ژنده‌پیل حضور پیدا کرده بود. وی با اشاره به آثاری که از شیخ احمد جام تصحیح و منتشر شده است گفت: «آغاز تصحیح آثار مرتبط با شیخ احمد جام، انتشار کتاب مقامات ژنده‌پیل بود و انتشار این اثر، تاثیری منفی بر شناخت محققان ایرانی از شیخ داشت. به گونه‌ای که او را قداره‌بند و ستیهنده نامیدند. در صورتی که اگر به آثار دیگر مرتبط با شیخ مراجعه کنیم خواهیم دید که او عارفی پرخاش‌جو نیست.»   وی در معرفی اثری که با تصحیح آن در جایزه انوار شرکت کرده بود گفت: «خلاصه المقامات ژنده پیل گزیده‌ای از حکایات عقلانی شیخ احمد جام را شامل می‌شود و نیز گزیده‌ای از آثار اوست و این همنشینی می‌تواند تصویری تازه از شیخ احمد جام ارائه دهد.» پس از سخنان نصیری جامی، محمد رجبی، یکی از رئیسان سابق کتابخانه ملی، درباره شرایط نگه‌داری نسخ خطی کتابخانه ملی در هنگام بمباران شهر تهران توضیحات و خاطراتی ارائه داد. وی گفت: «در زمان بمباران شهر تهران هر آن امکان داشت موشکی به کتابخانه برخورد کند و تمامی این آثار از بین بروند. روزی موشکی در نزدیکی کتابخانه فرود آمد و شیشه‌های کتابخانه که در آن زمان در مرکز شهر واقع بود شکست. پس از آن من نخست‌وزیر وقت را به یاری طلبیدم و ایشان به بانک مرکزی دستور دادند فضایی برای نگه‌داری نسخ خطی فراهم کنند و ما ظرف ده روز تمامی نسخ خطی را به کتابخانه مرکزی منتقل کردیم و این آثار تا پایان جنگ در آن مکان نگه‌داری می‌شدند.» منصور غلامی   پس از رجبی نوبت به آخرین سخنران مراسم، منصور غلامی، وزیر علوم رسید. وی گفت: «کتب خطی غیرقابل قیاس با هر گنجینه‌ای است و خوشبختانه ایران و منطقه فرهنگی ایران زمین از این منظر جایگاه ویژه‌ای دارد.در این میان هم وجوه دل‌انگیز داشتن نسخ خطی جالب توجه است و هم نگرانی‌ها در زمینه نگه‌داری این نسخ باید مورد توجه قرار گیرد.»   وی گفت: «واقفان آثار طی تاریخ در جمع‌آوری نسخ خطی نقش پراهمیتی داشته و دارند و جا دارد در معرفی این شخصیت‌ها تلاش بیشتری صورت گیرد. امروز ما در عرصه علم و فرهنگ نیازمند حامیانی هستیم تا ضعف‌های معمول مراکز فرهنگی را پوشش دهند.»   در پایان مراسم برگزیدان بخش‌های اصلی و فرعی جایزه عبدالله انوار معرفی شدند.  ]]> تاریخ و سیاست Sun, 17 Feb 2019 05:28:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271988/نسخه-شناس-پاکستانی-بنیاد-سعدی-متولی-مرکزی-نسخه-هایش-طعمه-موریانه-ها-شده ردپای زنان در تاریخ‌نگاری پس از انقلاب کمرنگ است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271768/ردپای-زنان-تاریخ-نگاری-انقلاب-کمرنگ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهام عدیمی: زنان به‌عنوان نیمی از جمعیت ایران، همراه با مردان در پیروزی انقلاب 1357 حضور داشتند اما نقش آن‌ها بیشتر در عکس‌ها و فیلم‌های بازمانده از آن دوران بازنمایی می‌شود و کمتر کتابی درباره این حضور به‌صورت مستقل صحبت کرده است. اگر چه جامعه ایران بیشتر در شهرهای بزرگ این حضور را تاب آورد با این حال، پس از پیروزی انقلاب و با آغاز جنگ ۸ ساله ایران و عراق این حضور شکل دیگری به خود گرفت و از خیابان‌های شهرها به حضور در جبهه‌ها تغییر ماهیت داد. زنان چند سال پس از آغاز جنگ از خط مقدم به پشت جبهه‌ها فرستاده شدند و تصویری که از آن‌ها داریم شکل دیگری به خود گرفته است؛ زنانی که مشغول تدارکات و پشتیبانی برای جبهه‌ها هستند. در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب ۵۷، زنان در بخش‌ها و فعالیت‌های مختلف به‌صورت جدی مشارکت دارند با این حال این سوال مطرح است که کدامین کتاب‌ها حضور زنان در روزهای پر التهاب انقلاب و پس از آن را به تصویر کشیده‌اند. به همین منظور گفت‌وگویی با الهام ملک‌زاده، پژوهشگر تاریخ و زنان و عضو هیأت علمی پژوهشکده علوم تاریخی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی انجام داده‌یم که در ادامه می‌خوانید: در ۴۰ سالگی انقلاب، حضور زنان در تاریخ‌نگاری انقلاب به چه صورت بوده است؟ آیا می‌توان درباره حضور زنان در این حرکت جایگاه ویژه‌ای در نظر گرفت؟ طرح بحث این موضوع بسیار اهمیت دارد و شاید سرآغازی برای پژوهش باشد اما اگر به‌دنبال گردآوری اطلاعاتی تازه در این حوزه‌ها باشیم، مطلبی به‌دست نمی‌آوریم. در دوران انقلاب، امام خمینی(ره) بارها درباره نقش زنان در انقلاب و لزوم حضور آنان تاییدهایی دادند که باعث قوت قلب می‌شود، به خصوص برای خانواده‌هایی که سنتی بودند و نمی‌خواستند زنان و دخترانشان در عرصه اجتماعی نقش و حضور داشته باشند. روایت‌های مختلفی داریم که در روزهای دهه فجر به کرات به حضور زنان اشاره شده و نقش آن‌ها غیرقابل انکار است. تصاویر و روایت‌های مستندی در حوزه‌های مختلف رسانه‌ای مورد تایید است که زنان با هر طیف فکری، مرامی، مذهبی و قومی پابه‌پای مردان، با هر سن و سالی از دختران کم سن و سال تا دانشجو و زنان میانسال در وقایع حضور داشتند. از سمبل‌های این مشارکت چند نماد مهم داریم، از مقاومت‌ها، فردی مانند اعظم طالقانی را می‌توان نام برد و درباره حضوری در حد مبارزه مسلحانه به شخصی مانند مرضیه حدیدچی (دباغ) برمی‌خوریم که با ترک زندگی روزمره یک زن خانه‌دار برای رسیدن به یک آرمان و هدف انقلابی پای هدف و ایدئولوژی خودش می‌ایستد و نقش‌آفرینی می‌کند که در انقلاب حضور او ارج گذاشته شده است.   پس چطور با وجود زنانی چون اعظم طالقانی و مرضیه حدیدچی، کمتر به نام‌های دیگر یا تاثیر زنان در دوران انقلاب برمی‌خوریم؟ خلأیی در این زمینه وجود دارد که ردپایی از زنان در تاریخ‌نگاری پس از انقلاب نیست؛ در واقع تقریبا رد پایی از هیچ یک از اقشار حاضر در انقلاب، وجود ندارد، چرا که پس از انقلاب، کشور دستخوش مسائلی می‌شود که از ریل اصلی خود خارج می‌شود و آن بروز جنگ بین ایران و عراق است. در کشوری که پس از انقلاب با دوران ثبات مواجه نیست، تحریم بین‌المللی و جنگی تحمیلی چندجانبه باعث تحت‌الشعاع قرار گرفتن سیاست‌های داخلی و خارجی آن معطوف به حفظ مرزهاست، مورخی نیست که تاریخ بنویسد که بگوییم زنان را نادیده گرفته باشد. زنان در دوران جنگ هم نقش‌آفرینی می‌کنند و حضور دارند. اگر بخواهید حیات زنان پس از انقلاب را در نظر بگیرید، ۸ سال از آن باید در دوران جنگ در نظر گرفته شود، چون جنگ در بستر دوران انقلابی ایران شکل گرفته است. پس از این ۸ سال و از سال ۷۰ به بعد که دوران سازندگی نام گرفته، فعالیت‌های پراکنده‌ای انجام شده است و به این شکل نیست که زنان حضور ندارند اما تداوم این حضور مربوط به زنانی است که وابسته به طبقات بالا و سیاستمدار جامعه هستند و در حوزه‌هایی مانند آموزش، اشتغال و بخش‌های مختلف حضور دارند. در این دوران حضور زنان با اعلام این که بیشترین تعداد قبول‌شدگان در کنکور زنان هستند نشان‌دهنده نسلی است که در این دوره به دنیا آمده و رشد کرده‌اند و حضورشان را نشان می‌دهند؛ هر چند این امر هم ناشی از تبعات جنگ است که باعث از بین رفتن نفوس شده و پس از جنگ توازن جنسی به هم ریخته است. در فرایند طبیعی حیات که در ایران جاری است زنان حضور دارند اما ثبت و ضبط این حضور به دستگاه‌هایی برمی‌گردد که کار آن‌ها تدوین تاریخ است. تدوین تاریخ را یا دستگاه‌ها یا مراکز پژوهشی برعهده دارند یا مورخان. این مورخان یا زنانی هستند که قلم می‌زنند یا مردان. داده‌های لازم برای نگارش تاریخ زنان در انقلاب و پس از آن وجود ندارد و جنس تاریخ انقلاب از نظر تاریخ‌نگاری کلاسیک از جنس تاریخ نیست چون سوژه زنده است و نقطه مقابل سوژه هم زنده است و به همان اندازه اطلاعات آماده و کامل نیست. ممکن است مطلبی را براساس سندی منتشر کنیم که ۱۰ نفر آن را رد کنند یا سندهایی پیدا شود که آن را باطل کنند، پس این تاریخ‌نگاری نیست. نقل روایت روز، در بهترین شرایط با توجه به فضایی که به‌عنوان تاریخ شفاهی یا تاریخ روایی وجود دارد از جنس کار مورخ و تاریخ‌نگار نیست. کسی که تاریخ شفاهی کار می‌کند،‌ با داشتن دانش تاریخی روایت به‌روز و اکنون را ارائه می‌کند اما فقط روایت ارائه می‌دهد. این‌که در قالب خاطره، بیوگرافی و مصاحبه چقدر متن تولید شده یک بحث است و اینکه انتظار داشته باشید که من به‌عنوان تاریخ‌نگار، این تاریخ را بنویسم باید بگویم من و بسیاری از همکارانم این کار را نمی‌کنیم چرا که کار ما از جنس کار اکنونی نیست. یک جامعه‌شناس می‌تواند این کار را بکند، اگر کاری درباره وضعیت زنان انجام شده از جنس پژوهش‌های جامعه‌شناختی یا جمعیت‌شناختی و علوم سیاسی است که فرضیه‌ای می‌دهد و در یک فرایند فرض را مورد آزمون قرار می‌دهد که تایید یا رد می‌شود. تاریخ‌نگاری به مفهوم تاریخ واقعی که مد نظر مورخان است، مانند دوران سلجوقی یا قاجار امکان‌پذیر نیست بلکه باید توجه معطوف به گزارش‌ها و مصاحبه ها، خاطرات و بیوگرافی‌ها باشد یا روزنوشت‌ها. در سیستم‌های آرشیوی مستنداتی هست که آزاد نشده است. بنابراین استاندارد نیست که بگوییم چرا تاریخ زنان نوشته نشده یا چرا آنان حضور ندارند. می‌توانیم بگوییم چرا روایت حضور زنان ثبت و ضبط نشده است اما الزاما از جنس تاریخ نیست.   درباره تاریخ‌نگاران زن وضعیت چطور است؟ آیا آن‌ها متن‌هایی درباره حضور زنان در انقلاب و پس از آن تولید کرده‌اند؟ این‌که تاریخ‌نگاران زن چه کسانی بودند که در این ایام نوشتند، شامل تمام افرادی که در رشته تاریخ هستند، زنانی که درباره دوره‌های مختلف تاریخی نوشته‌اند. زنان تاریخ‌نگاری داریم که کسی درباره آن‌ها، روش‌شناسی، مشرب علمی و قلم و آثارشان بررسی نکرده، به‌جز دکتر منصوره اتحادیه که یک پایان‌نامه ارشد درباره او نوشته شده که جنس کار اتحادیه از مربوط به مطالعات قاجار و اسناد خانوادگی است. یا در زمینه دوره صفویه زنان تاریخ‌نگاری داریم که با تنوع موضوعات کار کرده‌اند، همین‌طور دوران پهلوی، باستان، مغول و ... مثلا دکتر شیرین بیانی. اما تاریخ انقلاب حوزه تخصصی هیچ کدام نبوده است. در دانشگاه و در رشته تاریخ، چیزی به عنوان تاریخ انقلاب نداریم و فقط درس دو واحدی «گزیده انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن» کتابی از عباسعلی عمید زنجانی است که از زمان پیامبر تا انقلاب ۵۷، فلسفه انقلاب را مرور می‌کند و درس عمومی تمامی رشته‌هاست. پژوهشکده‌ها یا دانشگاه‌هایی که به تاریخ انقلاب اسلامی اختصاص دارند سه مورد هستند که جنس کارشان از رشته تاریخ نیست و متمرکز بر تاریخ انقلاب اسلامی است و بازه زمانی‌شان از ۱۵ خرداد ۴۲ شروع می‌شود و بر موضوع‌هایی چون انقلاب، اندیشه‌های امام و ... تمرکز دارند. در چارت آموزش عالی رشته تاریخ چنین عنوانی نیست که بخواهد زیرعنوانی به نام زنان در انقلاب داشته باشد که دانشجو حداقل سرکلاس گوشش با نقش زنان در انقلاب آشنا شود. بین تاریخ و بین مورخان نباید تاریخ انقلاب را جست‌وجو کنیم.   در تاریخ‌نگاری‌های پس از انقلاب کمتر اثری از زنان، انجمن‌ها و گروه‌های زنانه که در دوره‌های مختلف از مشروطه تا پهلوی فعال هستند، دیده می‌شود، علت آن چیست؟ از پیش از مشروطه زنان در ماجرای تنباکو حضور داشتند یا موردی که طلاهای خود را می‌فروشند اما در مشروطه به آن‌ها هیچ حقی داده نمی‌شود. با این حال آنان شروع به ایجاد انجمن‌های پنهان و آشکار می‌کنند، اما ساختار غلط است همان‌طور که مردان هم ساختار غلطی در ایجاد انجمن‌ها دارند که هنوز هم ادامه دارد. این انجمن‌ها براساس رفتارهای احساسی و حول یک فرد شکل می‌گرفتند. مرامنامه و هدف نداشتند و افراد دور یک فرد کاریزماتیک جمع می‌شدند که اگر آن فرد نمی‌بود این انجمن‌ها هم از هم می‌پاشید. اما عملکرد زنان در دوره‌های مختلف ارتباطی با هم ندارد. به دلایل مختلف این انجمن‌ها پایدار نبودند که برای آرمانی ادامه مسیر بدهند. انفصال در تداوم آن‌ها به ساختارشان مرتبط است نه انقلاب. حیات این انجمن‌ها به دوره رضاشاه هم کشیده نمی‌شود و در مدت حدود ۲۰ سال از هم می‌پاشند که در کتاب «انجمن‌های نیمه سری زنان در نهضت مشروطه» ژانت آفاری می‌توانید درباره آن‌ها بخوانید. افرادی که سابقه حضور در این انجمن‌ها را داشتند، در دوره رضاشاه فرصت پیدا کردند که از شرایط استفاده کنند. اما این زنان هم به طبقات بالای جامعه وابستگی داشتند یعنی پدران، همسران و برادران آن‌ها با سیاست مرتبط بودند یا خانواده‌های سیاسی داشتند. در دوره رضاشاه آن‌ها چه از لحاظ ظاهری و چه از نظر افکاری وارد عرصه عمومی می‌شوند که محترم اسکندری از این زنان است؛ با این حال، محترم اسکندری در سن کم می‌میرد و انجمن هم از بین می‌رود. یا مورد «کانون بانوان» که دستوری و فرمایشی است و زنان زیادی در شهرهای مختلف در آن حضور دارند اما با برداشته شدن اجبار حکومتی، از بین می‌روند. زنان در این فرایند حضور نیم‌بند دارند اما مانند مردان کم‌کم مشق سیاست کردند. مهرانگیز دولتشاهی، مریم فیروز و مهرانگیز منوچهریان از زنانی خودساخته به‌شمار می‌آیند که آگاهانه و نه الزاما به واسطه حضور پدر، برادر یا همسر خود فعالیت می‌کردند. زنان در برنامه‌هایی مانند انقلاب سفید و در مجلس شورای ملی بیستم و بیست‌ویکم حضور داشتند و با تصویب قانون حمایت از خانواده تا زمان انقلاب به فعالیت پرداختند. چه عاملی باعث شده تا حضور زنان از رویدادهای منتهی به انقلاب اسلامی در کتاب‌ها کمرنگ باشد؟ از قیام ۱۵ خرداد ۴۲ زنان از طیف‌های مختلف اعتراضی به‌خصوص با زمینه مذهبی در تمام اعتراض‌ها حضور دارند و در گروه‌های مختلف از چریک‌های خلق، مجاهدین، پیکار و حتی توده‌ای‌ها و مذهبی‌ها شرکت داشتند و کسی هم فعالیت آنان نیست اما اگر نگارش نشده یا به‌صورت پراکنده نوشته شده به این دلیل است که روایتگر تاریخ انقلاب به مفهوم واقعی نداریم و گروهی که در این‌باره می‌نویسند در حوزه تاریخ شفاهی هستند. اما این خلأ که کمتر درباره حضور زنان در انقلاب نوشته شده به این دلیل است که نه زنان در این زمینه کار کرده‌اند و نه مردان به سبب نگاه مردانه و کلاسیک حضور آن‌ها را مکتوب کرده‌اند. رویکرد تاریخی به نوعی کلیشه جنسیتی است که انقلاب را از جنس مردانه می‌دانند و نهایتا حضور زنان در تظاهرات بوده است، اگر چه زنانی بوده‌اند که مبارزه کرده‌اند زندان رفته یا شکنجه شده‌اند. در پروژه‌های تاریخ کمترین سهم برای زنان در نظر گرفته شده است، از سوی دیگر زنان هم کاری در این حوزه نکرده‌اند، یعنی یا باید زنان درباره این حضور بنویسند یا کسی که زنان را دیده است، اما مردانی که تاریخ نوشته‌اند خودشان را با همان نگاه مردانه ثبت و ضبط کرده‌اند. باید از زنان دست‌اندرکار انقلاب پرسید که چرا از خودشان خاطراتی باقی نگذاشته‌‌اند و فعالیت‌هایشان را ننوشته‌اند.   زنان در دوران انقلاب به‌عنوان همراه و پابه‌پای مردان در اعتراض‌ها دیده می‌شوند اما پس از انقلاب این اعتراض‌ها که گاه مشخصا زنانه بوده‌اند کمتر مکتوب شده است. دلیل آن را چه می‌دانید؟ من فکر می‌کنم تمام این موارد به دلیل جنگ است. حتی اعتراض‌هایی که پس از انقلاب از سوی زنان شکل می‌گیرد به‌دلیل مسائل مربوط به جنگ به حاشیه رانده می‌شود. اتفاقات با برنامه‌ریزی انجام نشده و مطالبات زنان نیز تعیین تکلیف نشده بود. این مطالبات مشمول مرور زمان شد که با تغییر نسل و خلأیی که در عدم پاسخ به این مطالبات شکل گرفت، باعث شد که پیوند ارگانیکی بین نسل کنونی و زنان آن دوره وجود نداشته باشد. مستندهایی از اعتراضات زنان وجود دارد که در حد فیلم یا شفاهی است. نگفتن از این جنس اعتراض‌ها در تمام کشورهای دنیا معمول است. در کدام سیستم در کتاب‌های درسی یا رسمی از اعتراض‌ها نوشته‌اند؟ در کشورهای دیگر مثل فرانسه، ترکیه یا آمریکا هم همین وضعیت است. اما این‌که ما امروز درباره این اعتراض‌ها می‌دانیم به این دلیل است که در جایی منتشر شده‌اند تا امروز به‌دست ما رسیده‌اند. در نتیجه نمی‌توان گفت این اعتراض‌ها برای مطالبات زنان دیده نشده است حتی اگر در تاریخ‌نگاری رسمی ما دیده نشده باشند. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 13:59:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271768/ردپای-زنان-تاریخ-نگاری-انقلاب-کمرنگ ​معرفی و بررسی رویارویی با منابع در سرای اهل قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271982/معرفی-بررسی-رویارویی-منابع-سرای-اهل-قلم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «رویارویی با منابع؛ راهنمای پژوهش و نگارش تاریخ» نوشته آنتونی براندیج با ترجمه محمد غفوری در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب معرفی و بررسی می‌شود. این نشست با حضور حسن حضرتی، زهیر صیامیان، محمد غفوری و ابراهیم موسی‌پور چهارشنبه یکم اسفند ساعت 16 تا 18 برگزار می‌شود. سرای اهلق لم در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 واقع شده است.   ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 12:19:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271982/معرفی-بررسی-رویارویی-منابع-سرای-اهل-قلم پژوهش‌های مرتبط با زنان در جنگ بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271971/پژوهش-های-مرتبط-زنان-جنگ-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست سوم از سلسله جلسات زنان در جنگ به‌همت حلقه مطالعات مسائل زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران با عنوان «نگاهی بر پژوهش‌های مرتبط با زنان در جنگ» چهارشنبه یکم اسفندماه در انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می‌شود. در این نشست میترا معدنی، کارشناس ارشد مطالعات زنان، نویسنده و پژوهشگر حوزه جنگ، بیتا بختیاری، دکترای مطالعات فرهنگی، کارشناس فرهنگی بنیاد شهید و مدرس دانشگاه و الهام عدیمی، کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی و عضو حلفه مطالعات اجتماعی زنان درباره این موضوع سخنرانی می‌کنند. پیش از این دو نشست با عنوان‌های «تجربه زیسته زنان از جنگ» و «تیپولوژی به تصویر کشیده شدن زنان در روایت‌ها و آثار هنری جنگ» با محور زنان در جنگ برگزار شده بود. نشست «نگاهی بر پژوهش‌های مرتبط با زنان در جنگ» چهارشنبه یکم اسفندماه از ساعت از ساعت 17 تا 19 در سالن کنفرانس انجمن جامعه‌شناسی ایران به نشانی پل گیشا، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نیم طبقه اول برگزار می‌شود و ورود برای تمامی علاقه‌مندان آزاد است. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 11:42:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/271971/پژوهش-های-مرتبط-زنان-جنگ-بررسی-می-شود شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271939/شانزدهمین-دوره-همایش-حامیان-نسخ-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ خطی (جایزه سید عبدالله انوار) با حضور اشرف بروجردی،‌ رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود.   در این آیین  یاد سیدمحمد مشکوه، پیشکسوت عرصه نسخه‌شناسی گرامی داشته می‌شود.   شانزدهمین دوره همایش حامیان نسخ خطی شنبه ۲۷ بهمن‌ماه از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران  واقع در اتوبان حقانی (غرب به شرق)، بلوار کتابخانه ملی، ساختمان کتابخانه ملی، مرکز همایش‌های بین‌الملل برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 07:55:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271939/شانزدهمین-دوره-همایش-حامیان-نسخ-برگزار-می-شود گوشه‌های ناگفته، از تاریخ ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271927/گوشه-های-ناگفته-تاریخ-ایران به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ نصرالله حدادی: پنج‌شنبه، بیست و دوم بهمن‌ماه 1326، در ساعت 9 شب، در خیابان اکباتان تهران و روبه‌روی چاپخانه‌ مظاهری، روزنامه‌نگار معروف و جنجالی آن زمان، محمد مسعود در داخل خودرویش به قتل رسید و با توجه به سمت‌وسوگیری نوشته‌ها و مقالات وی علیه دربار پهلوی، و جار و جنجال به پا خاسته شده ـ بخصوص از سوی عوامل حزب توده و روزنامه‌های آشکار و پنهان وابسته به این حزب ـ باعث شد تا سال‌ها، عموماً دربار پهلوی و خصوصا اشرف پهلوی را قاتل او بنامند و بدانند. حسام لنکرانی ـ برادر شیخ حسین لنکرانی و از جمله کسانی که خود در تصفیه‌های درون حزبی به‌وسیله عوامل حزب کشته شد ـ ابوالحسن عباسی، بانو صفیه خاتمی (صفا خانم)، ناصر صارمی، سیف‌الله همایون فرخ، منوچهر رزم‌خواه، و ابراهیم پرهام، در ترور محمد مسعود مشارکت داشتند و تا زمان لو رفتن اسامی سازمان افسران حزب توده ـ 21 مرداد/ 1333 ـ و دستگیری سروان ابوالحسن عباسی، نظام پهلوی دوم نمی‌دانست، حزب توده و شاخه نظامی، تا بدان حد در ارکان ارتش نفوذ کرده و با دستگیری خسرو روزبه در پانزدهم تیرماه سال 1336 و اعترافات او، مشخص شد، عامل اصلی قتل محمد مسعود، خسرو روزبه و ابوالحسن عباسی بوده‌اند و دربار پهلوی، در کشتن یکی از سرسخت‌ترین مخالفانش کوچک‌ترین نقشی را نداشته و بعدها که روزنامه اطلاعات «28 روز تاریخ ایران و جهان»را در ابتدای دهه 1350 منتشر ساخت، مرحوم محمدعلی سفری، بخشی از اعترافات او را ـ گویا به خطِ خودش ـ به چاپ رساند، چه بسیار بودند افرادی که آن را جعلی می‌دانستند، چراکه برای نخستین بار این اعترافات در کتاب سرهنگ علی زیبایی به نام «کمونیسم در ایران» که توسط فرمانداری نظامی (ساواک بعدی) به چاپ رسیده بود، غیر قابل باور می‌دانستند و تا سال‌های سال، این نعل وارونه، باعث بدنامی اشرف پهلوی شده بود. اشرف پهلوی هرچه بود و هرچه کرد، نقشی در کشتن محمد مسعود، نداشت و نباید به‌خاطر دیگر اعمالش، دروغ و بهتون به او ببندیم. سرهنگ (دکتر) ماشاالله ورقا، رییس پیشین دایره اطلاعات و مراقبت شهربانی کل کشور، که از جمله اعضای سازمان افسران حزب توده بود، تا زمانی که اسامی افسران این سازمان لو رفته بودند، از جمله محافظین شاه بود و دیگر اعضای این سازمان، در زمره محافظین فضل‌الله زاهدی نخست‌وزیر کودتا بودند و هرگز به فکر از میان برداشتن شاه و نخست‌وزیر کودتاگرش نیفتادند. «چند و چون فروریزی دولت دکتر مصدق و بررسی کنش حزب توده ایران» در سال 1396، توسط نشر اشاره به بازار کتاب آمد و تحلیل‌های او، درباره حکومت دکتر مصدق و چگونگی وقوع کودتا و واکنش حزب توده و از جمله افسران عضو این حزب به قلم او خواندنی است. کودتای 28 مرداد چهار ضلع داشت 1ـ عوامل دربار و آشوب‌طلبان داخلی. 2ـ عوامل انگلوفیل. 3ـ سازمان یسا و دولت آمریکا. و 4ـ سکوت اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، که تأیید تلویحی کودتا را در پی داشت. طبق تقسیم‌بندی جهانی، بعد از جنگ جهانی دوم، بین امریکا و شوروی، هیچ دولت مستقلی را در جهان عموماً و در جوار این دو کشور خصوصاً نمی‌پسندید و نباید عرض اندام می‌کرد و حکومت مصدق نیز از این امر مستثنی نبود و می‌باید سرنگون می‌شد و شد. ترور، به هر دلیل، بنابر هر عقیده و مرام، به وسیله هرکس، و به هر بهانه دستاویز، عملی غیرانسانی است و کشور ما که بزرگترین قربانی تروریسم در جهان است ـ آخرین نمونه آن حادثه سیستان و بلوچستان در روز چهارشنبه 24 بهمن 97، که منجر به شهادت 27 پاسدار رشید اسلام و زخمی و مجروح‌شدن تنی چند دیگر شد ـ همواره و باید، در هر شرایطی این عمل را محکوم کند و قبل و بعد هم ندارد و سیره امام راحل در تمامی سال‌های مبارزات ایشان علیه نظام پهلوی، عدم تأیید افراد و سازمان‌هایی بود که دست به اسلحه برده بودند و اتکا به مردم را بهترین راهِ، پیروزی بر رژیم ستم‌شاهی می‌دانستند و تاریخ این امر را به اثبات رساند. پس از لو رفتن کمیته مرکزی سازمان افسران حزب توده، سرهنگ عزت‌الله سیامک، سرهنگ محمد مبشری و تنی چند دیگر به جوخه اعدام سپرده شدند و سرسپرده‌گانی مثل نورالدین کیانوری، تحلیل‌شان بر این اعدام‌ها، چنین بود که، رژیم شاه هرچند تن از اعضای حزب ما را اعدام کند، نفعی دوسویه برای ما دارد. رسوایی رژیم و در موضع مظلومیت و حقانیت قرار گرفتن ما! سرهنگ ورقا درباره عدم واکنش سازمان افسران حزب توده در مقابل عوامل کودتا ـ و بعدها سرکوب وحشیانه سازمان افسران حزب توده ـ برای ترور شاه و زاهدی می‌نویسد: «سازمان افسران ... برخلاف ادعای حکومت کودتا، درصدد برچیدن سلطنت به تنهایی و خودسرانه چه به صورت کودتا و یا ترور شاه دیگر گردانندگان رژیم نبود. دلیل ساده این واقعیت که نافی اتهامات دادستان نظامی و بیدادگاه‌های دولت کوتاه است، این که تعدادی از افسران سازمان در چنان مقام‌های مساعدی بودند که می‌توانستند زمینه و امکان ترور شاه، سرلشکر زاهدی و دیگران را فراهم سازند، اما برپایه اصول عقیدتی حاکم بر سازمان هیچ افسری از رهبر و مسئول یا عضو ساده ترور را، راهِ برون رفتِ کشور از قیدو بند دیکتاتوری و استثمار داخلی و خارجی نمی‌دانست، زیرا باور به جهان‌بینی سوسیالیسم علمی داشتند. دکترینی که راه خلاصی ملت‌ها را تنها در مبارزه دسته‌جمعی مردم زحمت‌کش می‌داند و نه زور و کودتا و یا به پاخیزی مستقلانه و جدا از توده مردم». «یکی از مسئولیت‌های نویسنده این سطور [سرهنگ ورقا] در مقام رئیس دایره مراقبتِ اداره اطلاعات شهربانی حفظ و نگهبانی جانِ شاه و افراد خانواده سلطنتی در تشریفات رسمی و دیگر بازدیدها بود. اولین بازدید شاه پس از کودتا و بازگشت او به کشور افتتاح ساختمان نوین بانک سپه بود. برنامه امنیت شاه و زاهدی و دیگر شرکت کنندگان در این تشریفات در کمیسیونی با حضور سرهنگ کسرا مسئول آن روز گاردِ شاهنشاهی، سرهنگ دوم فرشچی نماینده رکن دوم ستاد ارتش و نویسنده [ورقا] این کتاب در اتاق معاون بانک سپه به نام خوش کیش تهیه و تنظیم گردید. چون بر کمیسیون ترس و تردید از بیم خطرِ احتمالی به جان شاه حکم فرما بود، همه مسئولیت‌ را برعهده گرفتم و صورت مجلس در چهار نسخه تنظیم و به امضای چهارنفر اعضای کمیسیون رسید. قبول همه مسئولیت‌ها و جوابگویی‌ها به علت شهامت و نترسی و یا جوانی و نادانی نبود، بلکه بدین باور بودم که از جانب حزب توده و اعضا و دوستداران جبهه ملی و مصدق خطری متوجه جان شاه و دیگر کسانی که در آن گشایش شرکت خواهند داشت، نخواهد بود. اوباشان و چاقوکشان و به قول دکتر مصدق رجاله‌ها که برای هوراکشیدن و زنده‌باد شاه گفتن بسیج خواهند شد، بدین جهات برایم جای واهمه و ترس باقی نبود. در تمامی داوران بعد از کودتا تا زمان کشف سازمان افسران بارها و بارها سرپرستی کارآگاهان و مسئولیت‌ مراقبت از جان شاه، شاهپورها و دیگر اعضای خانواده سلطنتی را برعهده داشته‌ام، صدها عکس‌هایی که در کنار شاه، بالای سر او در برابر او از من در مجلات و روزنامه‌های آن زمان کشور انتشار یافته است، گویای این واقعیت است». حزب توده، در جریان ترور شاه، در 15 بهمن سال 1327 در دانشگاه تهران توسط ناصر فخرآرایی بود. به تصفیه‌های درون حزبی دست میزد و اعضای وفاداراش چون لنکرانی را به بدترین شکل ممکن می‌کشت، اما شاه و زاهدی، به رغم کودتا و سرنگونی مصدق، نباید ترور می‌شدند و نشدند. ورقا، در ارتباط با عدم خطور ترور شاه به ذهنش، چنین می‌نویسد: «باید بدین‌نکته اشاره شود که خود هرگز بی‌باکی یا شهامت ترور و حتی میل و قدرت کُشتن یک کبوتر را نه داشته و نه دارم، اما امکان فراهم ساختن زمینه ترور ساده و قطعی شاه و درباریان را در اختیار داشته‌ام. به رغم داشتن چنین امکانی در همه دوران زندگانی بر اثر پرورش پاک و ساده زندگی خانوادگی و برپایه اصول عقدیتی با ترور و قتل، به هر نام و بهانه و دلیلی که باشد مخالف بوده و هستم و بر این باورم که افسران سازمان نیز چنین می‌اندیشیده‌اند.» (ص 435 ـ 432). پاسخِ این بخش از ادعای ورقا مرتبط با ترور مسعود و حسام لنکرانی را می‌توانید در کتاب بس ارزنده «نظر از درون به نقش حزب توده ایران»، نقدی بر خاطرات نورالدین کیانوری، نوشته بابک امیرخسروی، انتشارات روزنامه اطلاعات، 1375، بخوانید و بیابید و فراموش نکنید، در هر دو ترور شاه ـ 15 بهمن 1327 و 21 فروردین ماه سال 1344 ـ که به نام رضا شمس‌آبادی بیدگلی تمام شد ـ تنی چند از عناصر چپ و مائوئیست نیز متهم شده و دستگیر شدند، و بعدها در جریان ربودن رضاپهلوی و فرح پهلوی در جشنواره سپاس، باز هم عناصری چون شکوه فرهنگ رازی، عباس سماکار و همپالگی‌هایشان دخالت داشتند و می‌دانیم سرانجام آن چه شد. حزب توده که با داعیه «آزادی خلق‌های تحت ستم ایران» علیه رژیم پهلوی قدبرافراشته بود، در جریان ملی شدن صنعت نفت، با کارشکنی و تشنج‌آفرینی، زمینه‌های کودتای 28 مرداد را فراهم آورد و بهانه به دست دشمن داد و با فرار سران این حزب به خارج از کشور، سال‌ها، نوکری اجانب را به جان خریدند و بعد از پیروزی انقلاب و در اختیار نهادن اسرار نظامی ایران در طول جنگ تحمیلی توسط بقایای این سازمان افسری ـ ناخدا افضلی، سرهنگ عطاریان، سرهنگ شمس و سرهنگ کبیری ـ به روس‌ها و آنها به صدام، صدمات جبران‌ناپذیری را متوجه کشور ساختند. خاطرات سرهنگ ورقا و تحلیل وی در این کتاب، بس خواندنی است: «چند و چون فروریزی دولت دکتر مصدق و بررسی کنش حزب توده ایران، نوشته دکتر ماشاالله ورقا، رئیس پیشین دایره اطلاعات و مراقبت شهربانی کل کشور، 450 صفحه رقعی، انتشارات اشاره، 1396، تهران». و توصیه می‌کنم این کتاب را با دیگر کتاب او «در سایه بیم و امید» را در ایام نوروز حتماً مطالعه بفرمایید، که بس خواندنی است و جذاب و جالب.   ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 07:24:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271927/گوشه-های-ناگفته-تاریخ-ایران فرهنگ سغدی قصه‌های زیادی را به جهان‌های پیرامونی انتقال داده است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271930/فرهنگ-سغدی-قصه-های-زیادی-جهان-های-پیرامونی-انتقال-داده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «شبی با قصه‌های سغدی»، «افسانه‌های پهلوانی عامه»، «سرزمین افسانه‌های زرین»و «قصه‌های پریان و خود آگاهی فرهنگی در ایران معاصر» با حضور جمعی از اندیشمندان در نشست علمی شب افسانه بررسی شد.   در این نشست زهره زرشناس استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی مطالبی را درباره «شبی با قصه های سغدی» مطرح کرد و گفت: فرهنگ سغدی به عنوان یکی از حوزه‌های فرهنگ و تمدن ایرانی، قصه‌های بسیاری را به عنوان یک فرهنگ و زبان میانجی در خود حفظ کرده و به جهان‌های پیرامونی و  نسل‌های بعد انتقال داده است. او در ادامه نمونه‌هایی از قصه‌های سغدی چون بازرگان و شبح دریا را تحلیل کرد. دیگر سخنران این نشست، حسن ذوالفقاری استاد دانشگاه تربیت مدرس سخنانی را درباره افسانه‌های پهلوانی عامه ارائه و در آن به معرفی ویژگی‌های افسانه‌های پهلوانی در میان مردم، ساختار و نمونه‌های آن چون حمزه نامه و... پرداخت. مهرداد ملک‌زاده عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری نیز در ادامه با بیان مواردی در خصوص سرزمین افسانه‌های زرین با ذکر تاریخی از شهرهای افسانه‌ای به  بررسی این موضوع در حوزه جغرافیایی تاریخی ماد پرداخت و به نمونه‌هایی از منابع افسانه‌ای چون حمزه نامه اشاره کرد. در ادامه علیرضا حسن‌زاده عضو هیئت علمی پژوهشکده مردم شناسی سخنرانی‌اش را با نام قصه‌های پریان و خود آگاهی فرهنگی در ایران معاصر ارائه و ضمن مروری بر دو پارادایم اصلی در برخورد با قصه‌های پریان، بازنویسی و بازتفسیر قصه‌های پریان انقلابی را در آثار نویسندگانی چون بهرنگی در پهلوی دوم به بحث نهاد. مجله بخارا با همکاری پژوهشکده مردم‌شناسی و خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشست علمی شب افسانه را که با یادی از انجوی شیرازی به پایان رسید برگزار کرد. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 07:20:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271930/فرهنگ-سغدی-قصه-های-زیادی-جهان-های-پیرامونی-انتقال-داده همه عمر من به کاریز گره خورده است/کتاب‌های ما حرف‌های بسیاری برای عرضه دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271790/همه-عمر-کاریز-گره-خورده-کتاب-های-حرف-های-بسیاری-عرضه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: جواد صفی‌نژاد که با عنوان پدر علم کاریز ایران شناخته می‌شود از جمله برگزیدگان سی‌وششمین دوره جایزه ملی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران بود. کتاب او با نام «کاریز در ایران و شیوه سنتی بهره‌گیری از آن» نام کتابی بود که صفی‌نژاد را به این مهم نائل کرد. با او درباره کتاب کاریز در ایران و مقوله کاریز گفت‌وگویی انجام داده‌ایم: چه شد که به فکر تدوین کتابی در رابطه با کاریز افتادید؟ از هنگامی که پا در مسیر تحقیق گذاشتم، به این دلیل که پدرم در شهرری در کار کشاورزی بود و کودکی‌ام در شهرری با مقوله کاریز گره خورده بود، تصمیم گرفتم به پژوهش در زمینه کاریز بپردازم و اطلاعات مرتبط با مقوله کاریز را گردآوری و تدوین کنم. سال‌های متمادی است که من مشغول تحقیق در این زمینه هستم و کتاب حاضر حاصل این تحقیقات است. به عبارتی شاید بشود گفت همه عمر من به کاریز گره خورده است. روشی که با آن در این کتاب به مقوله کاریز پرداخته‌اید چگونه بوده است؟ این کتاب، نخستین کتابی است که به صورت جامع به مسئله کاریز پرداخته است. من کتاب‌های زیادی در این زمینه داشته‌ام و مقالاتی هم نوشته‌ام. اما در این کتاب تلاش کردم اطلاعات کاربردی قابل قبولی در مورد کاریز بگنجانم. به گونه‌ای که اگر نهادی امروز یا در آینده قصد احیای کاریزها را داشته باشد، از اطلاعاتی که در کتاب کاریز در ایران درج شده است می‌تواند برای این مهم بهره ببرد.   مصطلح‌تر است که به جای کاریز از واژه قنات استفاده کنند. از اساس چرا برای یاد کردن از این پدیده از واژه کاریز بهره می‌برید؟ واژه کاریز در شرق ایران هنوز هم مصطلح است. در افغانستان و تاجیکستان هم رایج است. در غرب ایران از واژه قنات استفاده می‌شود. ترجیح من این است که از واژه کاریز استفاده کنم چون ریشه ایرانی قوی‌تری دارد. قنات هم در اصل فارسی بوده ولی معرب شده است.  از اساس تاریخچه حفر کاریز به چه زمانی بازمی‌گردد؟ تاريخ کاریز در ايران به دوره‌ باستان و عصر آهن برمي‌گردد. تمدن پنج‌هزار ساله‌ شهر سوخته و تمدن هگمتانه و وجود کاریز در اين شهرها دليل روشني بر ساخت کاریز در دوره‌ ماقبل هخامنشي است. يكي از قديمي‌ترين اسناد مكتوب شناخته شده كه در آن به کاریز اشاره شده، شرح هشتمين نبرد سارگون دوم، پادشاه آشور است كه در سده هشتم قبل از ميلاد مي‌زيسته.  سارگون به نبرد با امپراتوری اوراتور آمده بوده است و شرح این نبرد بر لوحی مسی که اکنون در موزه لوور نگه‌داری می‌شود ثبت شده است. سارگون از خرمی و سرسبزی اوراتور شگفت زده شده و از آنجا که آب رو زمینی در آن منطقه وجود نداشته، کنجکاو شده است منشاء آبی که به این سرسبزی منتهی شده است را پیدا کند. در نهایت او فناوری کاریز را در آن منطقه کشف می‌کند و در کتیبه‌اش نوشته که اوراتوری‌ها این فناوری را ابداع کرده‌اند. اوراتور تمدنی در حوالی دریاچه ارومیه بوده است. از آن زمان تا کنون فناوری کاریز مورد استفاده قرار گرفته است و تفاوت چندانی هم در مکانیزم آن به وجود نیامده است.   در حال حاضر وضعیت کاریزها در ایران چگونه است؟ همان‌طور که در کتابم گفته‌ام بيش از ٣٧ هزار کاریز تا سال ١٣٨٨ در ايران فعال بوده است كه متوسط طول آنها حدود ١٠ كيلومتر است. ولی وضعیت چندان مساعد نیست. بر اثر خشکسالی و عدم تغذيه کامل آب زير زمينی و از سوی ديگر به دلیل برداشت زياد از سفره‌های زيرزمينی، سطح آب پايين رفته و آب کاریزها کم شده است. به گونه‌ای که آب بسياری از آنها به کل خشک شده است. در مواردی که کم آب يا خشک شدن کاریز تنها بر اثر خشکسالی بوده ولی چاه در آن منطقه حفر شده باشد، مي‌توان با لايروبی کاریز و نيز کف‌کنی و همچنين افزودن بر طول کاریز به آب بيشتری دست يافت يا کاریز را از خشک شدن نجات داد. همچنين درصورتی که آب مازاد در منطقه وجود داشته باشد می‌توان تغذيه مصنوعی انجام داد. در هر صورت باید فکری برای احیای این سازه‌های باستانی که در شرایط کنونی ایران بسیار حیاتی محسوب می‌شوند صورت بگیرد.   مزیت‌های استفاده از کاریز چیست که تا این میزان بر احیای آن تاکید دارید؟ مزیت‌های فراوانی دارد. استخراج آب در کاریزها توسط نيروی ثقل وبدون استفاده از انرژي و وسائل مکانيکي صورت می‌گیرد و با دانش و آگاهي محلي مطابقت دارد، لذا هزينه استحصال آب و نيز قيمت تمام شده آب نسبت به روش چاه بسیار ارزان‌تر است. در کاریز استحصال آب بر اساس توازن طبيعي لايه‌هاي آبدار صورت می‌گیرد و به همین خاطر اتفاقی که می‌افتد این است که توازن میزان آب در منطقه حفظ می‌شود و سطح آب منطقه افت نمی‌کند. از سوی دیگر باید این نکته را مدنظر قرار داد که هزينه نگه‌داري کاریز از چاه کمتر است. همین‌طور کاریز در تقويت و تثبيت و پرورش روحيه همکاري و تعاون و مشارکت نقش بسيار مثبتی دارد. با توجه به وجود نظام بهره‌برداري از آب کاریزها بر اساس رضايت عموم بهره‌برداران، تجارب گذشته و انطباق آن با فرهنگ بومي، اين سازه نقش بسيار مثبتي در تثبيت و پرورش روحيه همکاري و تعاون و مشارکت و قابليت الگوبرداري از سازه‌هاي مدرن دارد. علاوه بر مواردی که گفته شد، اغلب آب کاریزها شيرين است و به همین خاطر در آب‌شوئی خاک‌های شور پايين‌دست نقش موثری ايفا می‌کند. چون در عمليات کاریز اغلب از ابزارآلات ساده و به خصوص نيروی کارگری بهره‌برداران سهيم در کاریز استفاده می‌شود، لذا با امکانات محلی قابل نگه‌داری است و به همین خاطر به ویژه در مناطق کوهستانی و کوهپايه‌ها، کاریز منطقی‌ترين راه استحصال آب است. کاریز موجب اشتغال‌زايی می‌شود و به رونق اقتصادی و توسعه پايدار کمک می‌کند.   به نظر می‌رسد نقش کاریز در زمینه توسعه گردشگری هم پر اهمیت باشد. بله. وجود کاریز در روستاها اهمیت فرهنگی دارد و از آنجا که کاریزها عمری بسیار طولانی دارند بخشی از میراث فرهنگی ما محسوب می‌شوند. من پیشتر هم جایی گفته بودم که کاریزهای ایران دو طبقه هستند و حدود 340 متر ارتفاع دارند به‌طوری که اگر مجموع این ارتفاع‌ها را حساب کنیم 9 بار، دور کره زمین پیچیده می‌شوند. دیوار چین هفت هزار کیلومتر طول دارد و در فهرست عجایب هفتگانه جدید قرار گرفته در حالی که کاریزهای ایران با طولی حدود 80 هزار کیلومتر در این فهرست‌ها جایی ندارند و باید آن را به‌عنوان هشتمین عجایب دنیا معرفی کرد اما متاسفانه مدیریت‌های نادرست باعث خشک شدن این کاریزها شده است. در کتاب کاریز در ایران هم پیشنهاد داده‌ام که با بازسازی و آماده كردن برخی کاریزها برای بازديد گردشگران در راستاي گسترش گردشگری می‌توان گام‌های مهمی برداشت. درباره دریافت جایزه کتاب سال و اهمیت آن برای شما و از اساس روند برگزاری این جایزه اگر نکته‌ای مدنظر دارید بفرمایید. این‌طور جوایز لازم و مهم هستند و من هم از متولیانی که کتاب من را مورد توجه قرار داده‌اند سپاسگزارم. امیدوارم که روند برگزاری این جایزه به گونه‌ای باشد که همه کتاب‌ها، حتی کتاب‌هایی که در شهرستان‌های کوچک منتشر می‌شوند مورد توجه قرار بگیرند. یک پیشنهاد اجرایی هم دارم که می‌تواند برای به ثمر رسیدن تلاش برگزارکنندگان این جایزه موثر باشد. پیشنهادم این است که کتاب‌های برگزیده در کتاب سال یا حداقل در مورد کتاب‌هایی مثل کاریز در ایران که قطور است و تعداد صفحات بالایی دارد، خلاصه‌ای از کتاب‌ها به زبان‌های اروپایی ترجمه شود و با حمایت نهادهای متولی کتاب در خارج از ایران منتشر شود. کتاب‌های ما حرف‌های بسیاری برای عرضه دارند ولی به خاطر اینکه به درستی در اختیار جهانیان قرار نمی‌گیرند نادیده مانده‌اند. به عنوان نمونه خود من در سال‌های گذشته به عنوان نماینده ایران در جایزه‌ای که یونسکو در ارتباط با تحقیق در زمینه آب در سطح جهانی اهدا می‌کرد معرفی شدم. تعداد تحقیقاتی که من در این زمینه داشتم در حدی بود که بتوانم این افتخار را برای کشورم به دست بیاورم ولی به این دلیل که تحقیقات من به زبان فارسی بود و به زبان‌های بین‌المللی ترجمه نشده بود، این جایزه را در رقابت با محققی از کشور استرالیا که به دلیل نوشتن به زبان انگلیسی تحقیقاتش در سطح جهان شناخته شده بود واگذار کردم. به گمانم یکی از وظایف نهادهایی مثل وزارت ارشاد این است که از ترجمه و انتشار بین‌المللی کتابی که به عنوان کتاب سال انتخاب می‌شود حمایت کند. ]]> تاریخ و سیاست Sat, 16 Feb 2019 05:24:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271790/همه-عمر-کاریز-گره-خورده-کتاب-های-حرف-های-بسیاری-عرضه زیرساخت لازم برای شکل‌گیری نظریه‌های بومی درباره انقلاب فراهم نشده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271470/زیرساخت-لازم-شکل-گیری-نظریه-های-بومی-درباره-انقلاب-فراهم-نشده خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: محمدصادق کوشکی، استاد دانشگاه تهران در زمینه اندیشه سیاسی، از جمله کسانی است که به لزوم شکل‌گیری نظریه‌های بومی در زمینه چرایی شکل‌گیری انقلاب اسلامی اعتقاد دارد. مشخصه‌های نظریه بومی انقلاب از نگاه او، برآمدن نظریه از یک زیرساخت دینی و با الگوهای روش‌شناختی مبتنی بر چنین زیرساختی است. او اعتقاد دارد در چهل سال گذشته تلاش‌های اندکی که در این زمینه صورت گرفته به خاطر ضعف نظری و روش‌شناختی داعیه‌داران نظریه‌پردازی دینی در زمینه انقلاب اسلامی، عقیم و ضعیف بوده است اما امید دارد که در آینده این تلاش‌ها به ثمر بنشیند. از سوی دیگر او نظریه‌های نظریه‌پردازان غربی در این زمینه را به این دلیل که بعد دینی انقلاب را نادیده می‌انگارند یا کم‌رنگ جلوه می‌دهند نابسنده می‌داند. با او در زمینه مقوله نظریه‌پردازی در زمینه انقلاب اسلامی گفت‌وگویی کرده‌ایم: از اساس چه صورت‌بندی‌ می‌توان از مقوله نظریه‌پردازی در حوزه انقلاب اسلامی ارائه داد؟ نظریه‌پردازی درباره انقلاب اسلامی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد. یک دسته نظریه‌هایی که اندیشمندان غربی آنها را ارائه داده‌‎اند و دسته دیگر تلاش‌هایی برای نظریه‌پردازی در ایران است. غربی‌ها به این دلیل که از منظر روشی بر نظریه‌پردازی مسلط بودند و به نوعی مبدع آن محسوب می‌شوند در این زمینه تلاش‌های نظام‌مندتری داشته‌اند. ما دانشگاهیان غربی بسیاری داریم که در پی چنین تلاشی بوده‌اند. از جمله آنها هم می‌شود از کسانی نظیر نیکی کدی، جان فوران و تدا اسکاچپول نام برد. هیچ‌کدام از نظریه‌هایی که این اندیشمندان غربی ارائه داده‌اند با واقعیت‌ها تطابق ندارند و این موضوع هم امری طبیعی است. چرا که این افراد داده‌های محدود و جهت‌داری برای نظریه‌پردازی داشته‌اند. حتی روایتی که میشل فوکو از انقلاب اسلامی داشته است هم روایت کاملی نیست. روایت فوکو در داخل ایران درست فهمیده نشده است. بسیاری تصور می‌کنند فوکو مشغول تعریف از انقلاب ایران است. در صورتی که این‌گونه نیست. فوکو به دنبال مثالی برای ایده ساختارشکنی یا شالوده‌شکنی برای گذار از مدرنیته به پست‌مدرنیسم بود و تصور می‌کرد انقلاب ایران چنین خصوصیاتی دارد اما بعدتر متوجه شد که مثال انقلاب اسلامی در جهت تقویت نظریه خودش نیست.   در مورد فوکو می‌شود گفت او در جستجوی مصداقی برای یک نظریه به انقلاب ایران پرداخته است و نه نظریه‌پردازی درباره انقلاب اسلامی. این سخن را درباره دیگر اندیشمندانی که نام آنها را آوردید هم نمی‌شود گفت؟ خیر. کسانی مانند کدی و اسکاچپول و فوران تلاش داشته‌اند پدیده انقلاب اسلامی ایران را در یک چارچوب نظری بگنجانند اما موفق نبوده‌اند. آنها نظریه‌های قائم به انقلاب ایران را ارائه داده‌اند اما مسئله این است که نظریات آنها با واقعیت‌های رخ داده در صحنه انقلاب ایران منطبق نیست.   از منظر شما نقطه ضعف این نظریه‌پردازان چه بوده که در نهایت نتوانسته‌اند به توفیق دست پیدا کنند؟ نقطه‌ ضعفشان عدم شناخت بوده است. شاید هم نشود آنها را شماتت کرد. به هر حال آنها در یک سوی دیگر دنیا نشسته بودند و از طریق واسطه و با اخبار رسانه‌ها و دیگر کانال‌های خبری به تحلیل می‌پرداختند. هیچ کدام از آنها در روزهای انقلاب به ایران نیامده بودند که مشاهده میدانی از روند انقلاب داشته باشند و به قول وبر در صحنه پژوهش خود حاضر نبوده‌اند. شاید هم بعضی از بخش‌هایی که در انقلاب اسلامی رخ می‌داد، نظیر ارتباط بین مردم و مرجعیت دینی، برای اندیشمندان غربی قابل درک نبود و این مسئله هم طبیعی بود. چرا که در دستگاه اندیشه‌ای آنها چنین روابطی معنا نداشته است.   در داخل کشور وضع چگونه بوده است؟ در داخل کشور تا جایی که من می‌دانم نظریه‌پردازی دقیق اتفاق نیفتاده است. چرا که کسانی که مایل به نظریه‌پردازی بوده‌اند تا جایی که من می‌دانم نظریه‌پردازی بلد نبوده‌اند و صرفاً مقلدانه برخی از واژه‌ها و روش‌های شماتیک نظریه‌پردازی را به کار گرفته‌اند. بعضی که خواسته‌اند این کار را انجام دهند نه نظریه‌پردازی بلد بوده‌اند و نه واقعیت‌های انقلاب را می‌شناخته‌اند. به هر حال می‌شود گفت درباره انقلاب اسلامی تاریخ‌نگاری منسجم و دقیقی هنوز منتشر نشده است.   یکی از آثار بسیار مطرح در این حوزه کتاب ایران بین دو انقلاب اثر یرواند آبراهامیان است. نگاهتان نسبت به این اثر چگونه است؟ من کار آبراهامیان را هم بین کارهای پژوهشگران غربی می‌گذارم و البته این کار بیش از آنکه نظریه‌پردازی محسوب شود یک روایت تحلیلی-تاریخی از انقلاب است.   کیفیت این تحلیل را چگونه می‌دانید؟ یرواند آبراهامیان به مدد سبقه ایرانی بودنش به نظر می‌رسد به نسبت کسانی مانند کدی و اسکاچپول از داده‌های بیشتر و دقیق‌تری بهره می‌برد ولی در بسیاری از جاها هم حس می‌کنم آبراهامیان به این دلیل که به شدت اسیر روایت چپ شده است، نتوانسته است واقعیت‌های انقلاب ایران را گردآوری کند و ارائه دهد. شاید هم آبراهامیان در پاسخ بگوید داده‌هایی که من در اختیار داشته‌ام به همین میزان بوده است.   درباره کتاب آصف بیات، سیاست‌های خیابانی، چه نظری دارید؟ آیا آن را نمی‌توان تلاشی به نسبت موفق در جهت نظریه‌پردازی انقلاب از منظری خاص دانست؟ بیات از منظر تاثیر حاشیه بر متن و اهمیت حاشیه‌نشین‌ها در بخشی از اثرش به تحلیل انقلاب می‌پردازد. این شیوه نگاه جدید و بدیع نیست. شاید دقیق‌تر این دیدگاه را همان نظریه‌پردازان غربی گفته باشند. ما در ایران تلاش‌های بسیاری برای بازتعریف نظریه‌های غربی در وضعیت انقلاب ایران داشته‌ایم. به گمانم این کار اصیلی نیست. به این می‌ماند که شما نظریه‌ای که وجود دارد را به عنوان چارچوب نظری انتخاب کنید و آن را بر یک مطالعه موردی سوار کنید. این شیوه از اساس نمی‌تواند نظریه‌پردازی نام بگیرد. این کاری است که هر دانشجوی کارشناسی ارشدی در پایان‌نامه‌اش انجام می‌دهد.   در مورد نظریه‌پردازان غربی نظیر اسکاچپول و کدی این تلاش برای اتخاذ چارچوب نظری از پیش موجود را نمی‌بینیم؟ خیر. آنها تلاش کرده‌اند به شکلی اصیل از حادثه انقلاب یک تعریف اصیل ایجاد کنند. آنها به عنوان نمونه نخواسته‌اند چارچوب نظری انقلاب فرانسه را روی ایران پیاده کنند. ولی خیلی از دوستانی که در ایران به بررسی انقلاب می‌پردازند، از بهره‌گیری آن‌گونه چارچوب‌های نظری ابایی ندارند. این شیوه از بهره‌گیری از نظریات، تنها در حد سیاه‌مشقی برای دانشجویان کارشناسی ارشد قابل قبول است. به گمانم کسانی که در داخل برای نظریه‌پردازی انقلاب تلاش‌هایی داشته‌اند به دو دسته تقسیم می‌شوند. کسانی که نظریه‌پردازی را نمی‌دانسته‌اند. کسانی که نه نظریه‌پردازی را می‌دانسته‎اند و نه بر داده‌های میدانی تسلط داشته‌اند که از این جنس دوم ما فراوان داریم. شاید هم مسئله این است که ما لازم داریم مقداری زمان گذر کند تا بتوانیم به نظریه‌های قابل توجه در زمینه انقلاب دست پیدا کنیم. نظریه‌هایی که بر اساس مبانی بومی شکل بگیرند و نظریه‌پردازی‌شان وام گرفته نشده باشد و از سوی دیگر بر گزاره‌های تاریخی نیز مسلط باشند.   این مبانی بومی که فرمودید چه ویژگی‌هایی دارند؟ به عنوان نمونه تفاوت عمده‌ای که انقلاب ما با سایر انقلاب‌‌های قرن بیستم و حتی قرن نوزدهم داشته این بوده است که این انقلاب از روش‌ها، کارویژه‌ها، راهبردها و اهداف دینی و غیرملموس بهره فراوانی گرفته است. شاید برای روشن شدن بحث بتوان گفت نسبت میان راهبردها و روش‌های دینی نسبت به راهبردها و روش‌های مادی در انقلاب ایران نسبت ده به یک بوده است. یعنی ده‌برابر راهبردهای مادی، از راهبردهای دینی در این انقلاب بهره گرفته شده است. البته اعدادی مثل ده‌برابر را من فقط از باب تمثیل به کار بردم تا حجم معلوم شود. در برابر انقلاب ایران، در انقلاب‌های دیگری مانند انقلاب کمونیستی روسیه، انقلاب چین، انقلاب الجزایر، انقلاب کوبا و... بخش اعظم اهداف و روش‌ها و راهبردها، مادی و طبیعی و ملموس بوده است. از این نظر جنس انقلاب ما متفاوت با دیگر انقلاب‌هاست. البته این تفاوت به معنای برتری یا بهتری نیست. ولی نمی‌شود این را مدنظر قرار نداد که اگر مباحث دینی در انقلاب ایران فعال نبودند، شاید از اساس انقلابی صورت نمی‌گرفت. به عنوان نمونه با خواسته‌های صرفا مادی، شاید رژیم شاه مشمول اصلاحات می‌شد و به شکلی اصلاح‌شده به کار خود ادامه می‌داد. در آن شرایط شاید نیروهای ملی‌گرا موفق می‌شدند رژیم ایران را به یک نظام مشروطه سلطنتی مانند آنچه که به عنوان نمونه در بلژیک مشاهده می‌شود تبدیل کنند. جنس انقلاب ما انقلاب فرهنگی است. انقلابی متکی به سلاح نبوده است. انقلابی است که غربی‌ها آن را انقلاب نوار کاست می‎نامند. حداکثر جرم در زمان انقلاب مربوط به گرفتن اعلامیه و کتاب‌ها و نوارکاست‌های سخنرانی امام بود. سلاح در آن زمان منحصر می‌شد به نیروهای کوچک چریکی که چندان هم در شکل‌گیری انقلاب فعال نبودند و بعد از سال 54 تقریبا سرکوب شده بودند. پرداختن به انقلابی با چنین خصوصیات منحصربه‌فردی نیازمند مبانی بومی برای نظریه‌پردازی است.   بسیاری از کسانی که به مقوله انقلاب پرداخته‎اند اولویتی که شما برای مقوله دین در انقلاب قائل هستید را نمی‌پذیرند و اولویت را به عنوان نمونه به فقر و تبعیض‌های اقتصادی می‌دهند. اگر بگوییم مبانی بومی، مبانی دین‌بنیاد است، آیا نظریات این دسته‌ها را پیش از بیان شدن رد نکرده‌ایم؟ نکته این است که برای ارائه چنین صورت‌بندی‌ از انقلاب باید حجم زیادی از گزاره‌های واقعی انقلاب را حذف کرد. بعضی از این‌گونه افراد حتی روایتی از همان دست از انقلاب ایران ارائه داده‌اند که از انقلاب‌هایی نظیر انقلاب کوبا و روسیه ارائه می‌دهند. اما در چنین روایتی مواردی نظیر پانزده خرداد، تبعید امام، وقایع مربوط به سال 56 پس از اعتراض‌های مربوط به مقاله منتشر شده علیه امام و... را باید به کل نادیده بگیریم. یعنی تمام حرکت‌های مبتنی بر اهداف دیندارانه را باید حذف کنیم. در آن صورت چه چیزی برای ما باقی می‌ماند؟ چند گروه مارکسیستی می‌مانند که کل نفراتشان به ده هزار نفر نمی‌رسد و کل تاثیرشان هم چند بمب‌گذاری و درگیری در سیاهکل است. آیا این حوادث منجر به انقلاب شده‌اند؟ بعید می‌دانم. از همان شب پانزده خرداد سال 42، تحلیل رادیو مسکو این بود که آنچه رخ داده است حرکتی از سوی روحانیت و فئودال‌ها برای پیشگیری از مدرنیته بوده است. آنها حرکت 15 خرداد را مردود و محکوم دانستند و بعد از آن هم در بازه انقلاب، همدلی خاصی با انقلاب نداشتند. وقتی این همدلی با رهبری انقلاب وجود نداشته است می‌توان تاثیر نیروهای چپ که ملهم از شوروی بودند را در انقلاب می‌توان حدس زد. به گمانم ما اگر بخواهیم به صرف نگاه پژوهشی و مبتنی بر گذاره‌های واقعی تاریخی قضاوت کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که سهم اکثر و اغلب این انقلاب بر مولفه‌های دینی مبتنی بوده است و به همین خاطر است که من معتقدم مبانی بومی لازمه نظریه‌پردازی درباره انقلاب است.   سوال عمده دیگری که هنگام سخن‌گفتن درباره نظریه‌پردازی انقلاب اسلامی به میان می‌آید این است که ما از اساس چه نیازی به این‌گونه از نظریات داریم؟ از یک پدیده می‌شود چند گونه از روایت ارائه داد. روایتی تاریخی که می‌تواند برای برخی جذاب باشد یکی از این روایت‌هاست. ولی این‌گونه از روایت برای همه جذاب نیست. بعضی می‌خواهند عمیق‌تر و اندیشه‌ای‌تر به مقوله‌ای مانند انقلاب بپردازند. بعضی می‌خواهند در حوزه جامعه‌شناسی سیاسی بدانند که چه شد. آنها که از منظر جامعه‌شناسی سیاسی و اندیشه سیاسی و مباحث‌های فرهنگی و هویتی به پدیده نگاه می‌کنند به دنبال یک روایت صرفا تاریخی از پدیده نیستند. در همه این مناظر گزاره‌های تاریخی ابزار هستند اما دانش مطلوب نیستند. در مناظری که ذکر شد، تلاش این است که تفسیری مبتنی بر جامعه‌شناسی، اندیشه سیاسی یا فرهنگ و هویت از پدیده ارائه شود و ارائه چنین تفسیرهایی منوط به داشتن نظریه است. به عبارتی ما نیاز به نظریه‌های متعددی به سبک‌های مختلف داریم. نظریه به سبک جامعه‌شناسی سیاسی، اندیشه‌سیاسی، انسان‌شناسی هویتی و فرهنگی. تا هنگامی که چنین نظریه‌پردازی‌هایی اتفاق نیفتاده صرفا مجبوریم به یک روایت تاریخی بسنده کنیم. ولی اگر ما بخواهیم به آسیب‌شناسی و آفت‌زدایی انقلاب اسلامی بپردازیم و حتی اگر بخواهیم در حوزه کارآمدی به دنبال تقویت انقلاب بپردازیم باید به بازشناسی، بازتعریف و بازتوصیف انقلاب بپردازیم و اینها نیازمند نظریه هستند.   چرا در میان کسانی که به مبانی بومی‌ که شما طرح کردید معتقد هستند تلاش شاخص و قابل توجهی برای نظریه‌پردازی انقلاب اسلامی ندیده‌ایم؟ همان‌طور که گفتم مشکل اساسی در روش‌شناسی است. شاید برخی تسلط خوبی بر داده‌های واقعی مربوط به انقلاب هم داشته باشند اما مشکل این است که آن تسلط روشی هنوز پیدا نشده است.   چهل سال از انقلاب گذشته و در این مدت ما تلاش‌هایی نظیر کرسی‌های نظریه‌پردازی و... را هم داشته‌ایم. چرا هنوز درگیر ایرادهای روشی هستیم؟ واقعیت این است که شاید یکی بگوید چهل سال زمان اندکی برای دست یافتن به چنین موفقیتی است. من می‌گویم این حرف را تا حدی می‌پذیرم ولی ما نمی‌توانیم بعد از شصت هم بگوییم شصت سال دیگر هم کم است.   آیا چشم‌اندازی وجود دارد که در بیست سال آینده اتفاقی بیفتد؟ امیدواریم.   این امیدواری بر چه مبنایی استوار است؟ امیدواری به این خاطر است که خلا مشخص شده است و ما البته در ابتدای راه هم نیستیم. ما از اساس دانشگاه‌هایی داریم که در رشته‌ای به نام انقلاب اسلامی فارغ‌التحصیل دکترا و ارشد ارائه می‌دهند. این مراکز اگر چهار تا میوه هم بدهند اتفاق خوبی می‌افتد.   کیفیت این مراکز تا کنون از نگاه شما چگونه بوده است؟ تا الان اگر محصول واقعی داده بودند خب عرضه شده بود و ما در این جا از این دست خالی سخن نمی‌گفتیم. مراکزی مانند پژوهشکده امام خمینی رشته‌هایی مبتنی بر انقلاب اسلامی دارد ولی من نشنیده‌ام و ندیده‌ام و کسی هم ادعا نکرده است که در آن پژوهشکده اتفاق خاصی در زمینه نظریه‌پردازی انقلاب رخ داده است.   نظریه‌پردازی نیاز به پیش‌زمینه‌هایی دارد، همین توصیف مبانی بومی و یا روایت‌های قابل اتکای تاریخی از انقلاب ارائه شده است؟ ما از انقلاب اسلامی مجموعه‌ای روایت‌ها داریم. روایت چپ‌ها را داریم، روایت پهلوی‌ها را داریم، روایت ملی‌ها را داریم، روایت مذهبی‌ها را داریم و... هر کدام از این روایت‌ها هم متکثر است. روایت ناظران بیگانه از انقلاب هم هست. اگر بخواهیم روایت درستی از انقلاب ارائه دهیم ناگزیریم که سبدی از این روایت‌ها فراهم کنیم. اگر کسی ادعا کند روایت دینی جامع همه رویدادهاست، چنین نیست. طبیعی هم هست که این‌چنین نباشد. روایت خود پهلوی‌ها هم مهم است. آنها هم بازیگران این صحنه بوده‌اند. ما با یک روایت انسانی روبه‌رو بوده‌ایم که بازیگران متعددی داشته‌ است. هر چند سهم اعظم را مربوط به بازیگران دینی می‌دانیم اما بقیه را نمی‌توانیم حذف کنیم. خود روایت پهلوی بسیار مهم است و آنها نقشی اساسی در انقلاب داشته‌اند. به عنوان نمونه اگر محمدرضا پهلوی اراده‌ای محکم در سرکوب داشت آیا باز هم شاهد پیروزی انقلاب بودیم؟ شاید نه. آیا غربی‌ها در تشخیص‌شان از روند انقلاب اشتباه نمی‌کردند که خودشان در کنفرانس گوادالوپ اذعان کردند که اشتباه کرده‌اند، آیا انقلاب رخ می‌داد؟ شاید نه. اگر با یک حرکت تروریستی امام ترور می‌شد شاید از اساس شاهد انقلاب نبودیم. پدیده انقلاب بازیگران متعددی دارد که باید روایت همه‌شان را شنید و جمع‌بندی کرد.   بر مبنای این دیدگاه که به روایت‌های متعدد و متنوع قائل است می‌توان به نظریه‌های متنوع و متعدد درباره انقلاب ایران هم قائل شد؟ بله. ولی نکته این است که هر نظریه مجبور است مبتنی بر گزاره‌های واقعی باشد. یعنی اگر یک‌نفر به عنوان نظریه‌پرداز دینی می‌خواهد صحبت کند، او حق دارد که سهم نگرش دینی را برجسته کند. اما نمی‌تواند بگوید فقط نگرش دینی در انقلاب حضور داشت. اگر این را بگوید می‌توانیم پرسش‌های متعددی درباره نظریه او طرح کنیم و آن را زیر سوال ببریم. در مورد باقی نگرش‌ها هم همین است. هر کسی که به دنبال حذف گزاره‌های تاریخی، ولو اندک، باشد، می‌توان گفت به جمع‌بندی دقیقی نخواهد رسید. به گمان من اگر نظریه‌ها در پی حذف گزاره‌های واقعی نباشند، در خروجی تفاوت بنیادینی با هم نخواهند داشت. تفاوت‌هاشان به تفاوت زیرساخت فلسفی‌شان بازخواهد گشت. کسی با زیرساخت مارکسیستی نسبت به کسی که مبنای نظری‌اش زیرساخت دینی دارد نظریه متفاوتی ارائه می‌دهد اما اگر گزاره‌های واقعی را مورد توجه قرار دهند این دو نظریه تفاوت بنیادین نخواهند داشت.   در مورد نظریات چپ زیرساخت مشخص و تثبیت‌شده‌ای وجود دارد. آیا زیرساخت دینی یک نظریه دینی درباره انقلاب هم مشخص و تثبیت‌شده است؟ باید کم کم این اتفاق رخ بدهد. نکته این است که ما در زمینه نظریه‌پردازی بر مبنای دین هیچ تجربه‌ای در جهان نداشته‌ایم. گام‌های اولیه در زمینه اینکه زیرساخت نظریه‌پردازی درباره دین چه باید باشد البته برداشته شده است.   این گام‌های اولیه زیرساخت نظریه‌پردازی دینی را چه می‌دانند؟ به عنوان نمونه اینکه در روایت دینی مبنای تغییر در یک جامعه برآمده از خود آن جامعه است یکی از این مبانی است. دین تسریع‌کننده‌‌ها یا عوامل کند کننده بیرونی را بیرون نمی‌گذارد اما منشاء تغییر را خود جامعه می‌داند. زیر ساخت دیگر این است که ما نمی‌توانیم انسان و جامعه‌ای را داشته باشیم که بخواهد بیش از تلاش خودش محصول به دست آورد. آنچه رخ می‌دهد به‌طور مستقیم برآمده از تلاش جامعه است. بر مبنای آیه «و لیس للانسان الی ما سعی» می‌توانیم بگوییم قضا و قدر و نصیب و قسمت تاثیر چندانی در روند امور اجتماع ندارند. یکی دیگر از نظریات دینی که می‌تواند زیرساخت قرار بگیرد نظریه «امت و امامت» است. این نظریه امت و امامت به خوبی می‌تواند توضیح دهد چرا مردمی که تا سال 56 سیاست گریز بودند سال 57 تا آن میزان سیاسی شدند.   این نظریه درباره این موضوع چه توضیحی ارائه می‌دهد؟ نظریه امت و امامت می‌گوید وقتی پدیده‌ای به نام امت شکل بگیرد که یک پدیده فرهنگی جدید است، امت خودش را نیازمند امام می‌داند. امام می‌تواند فارغ از همه کارکردها و روابط مبتنی بر مادیات موجود مانند کاریزما و... امت را جهت‌دهی کند و به هدف برساند.   امت در این نظریه چه خصوصیاتی دارد؟ امت هنگامی شکل می‌گیرد که وجه اشتراک و نزدیکی و پیوستگی افراد در جامعه امر دینی باشد. یعنی نژاد، قومیت، زبان، زیرساخت‌های مادی نظیر کارگر یا کارفرما بودن و... وجه اشتراک نباشد و پیوندهای دینی آنان را به اهداف مشترک برساند و به آنها صورت‌بندی هویتی جدیدی بدهد. در چارچوب این نگرش، جامعه ایران در سال 57 یکدیگر را برادر و خواهر معرفی می‌کردند. مفهوم امت می‌تواند بسیج سیاسی سال 57 را به خوبی توصیف کند. اما اگر ما بخواهیم این پدیده را حذف کنیم و بگوئیم آیا جامعه ایرانی بر مبنای مسائلی نظیر تبعیض اقتصادی متحد شد می‌توانیم این پرسش را طرح کنیم که در سال 56 یا به فرض سال 49 این تبعیض و مسائل اقتصادی وجود نداشته؟ چرا در آن زمان بسیج سیاسی در اجتماع شکل نگرفت؟   این سوال را هم می‌شود مطرح کرد که چه تفاوتی در وضعیت دینی اجتماع به وجود آمده بود که امت شدن مردم ایران در سال 57 رخ داد؟ اتفاق مهمی که رخ داد تغییر مکان استقرار امام از نجف به پاریس بود که پل رابطه بین مردم و امام را برقرار کرد. پیش از آن در نجف رابطه میان مردم و امام به سختی فراهم می‌شد ولی در پاریس سیل خبرنگاران ارتباط میان امام و امت را فراهم‌تر کرد. این تغییر مهمی است که سال 57 را با سالهای پیش از آن متفاوت می‌کند.   چشم‌انداز آینده نظریه‌پردازی بر مبنای مولفه‌های بومی در حوزه انقلاب اسلامی را چگونه می‌دانید. تلاش‌هایی که تا کنون صورت گرفته عقیم و ضعیف بوده و این طبیعی است. چرا که همچنان که گفتیم زیرساخت‌های دینی این نظریات هنوز به خوبی تبیین نشده است. ولی تلاش‌های خوبی را هم در این زمینه می‌شود مشاهده کرد. به ویژه در زمینه مقدمه اول نظریه‌پردازی که جمع‌آوری گزاره‌های تاریخی است در حال دست یافتن به موفقیتی نسبی هستیم. یعنی در این زمینه وضع ما چندان آشفته نیست. هر چند با وضع مطلوب هم فاصله داریم. گام دوم که گام مهمتر است این است که مولفه‌های دینی را بتوانید جمع‌آوری کنید و بر مبنای آن روش نظریه‌پردازی بومی را هم تبیین کنید. شما نمی‌توانید روش را از غرب بگیرید و نظریه را از دین. زیرساخت‌ها باید روش متناسب با خودشان را شکل بدهند. به گمان من برای رسیدن به چنین نظریاتی هنوز نیازمند زمانیم. ولی این‌گونه نیست که هیچ کاری هم نشده باشد. به عنوان نمونه در مرکز اسناد انقلاب اسلامی حدود دویست پژوهش برای شناخت انقلاب از زاویه‌های جامعه‌شناختی، اندیشه سیاسی و... انجام شده است. از این دویست اثر حتی اگر پنج اثر قابل تعمق باشند گامی درست برداشته شده است. ما چندین مرکز دیگر داریم که کارهای دیگری هم انجام داده‌اند. لازم است که در مراکز دانشگاهی و پژوهشی این آثار مورد نقد و بررسی دقیق قرار بگیرند تا اندک اندک به راهی مناسب برای حرکت به سمت مطلوب دست پیدا کنیم. برای رسیدن به هدف نیاز به زمان داریم و همین‌طور هم‌افزایی توان‌ها. ]]> تاریخ و سیاست Fri, 15 Feb 2019 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271470/زیرساخت-لازم-شکل-گیری-نظریه-های-بومی-درباره-انقلاب-فراهم-نشده نابودی بازار حلب سوریه یکی از حسرت‌هایم در ترجمه کتاب بود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271277/نابودی-بازار-حلب-سوریه-یکی-حسرت-هایم-ترجمه-کتاب خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: کتاب «بازار در شهر اسلامی؛ طراحی، فرهنگ و تاریخ» مجموعه‌ای از مقالات است که به مطالعه موردی برخی از بازارهای شاخص جهان اسلام می‌پردازند. گستره این مطالعه از شامات تا ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس را در بر می‌گیرد. این مطالعه از منظر معماری بازارها صورت گرفته است و می‌تواند تصویری از روند تحول بازار در جهان اسلام ارائه دهد. این کتاب را «محمد قاری پور» دانشیار معماری دانشگاه ایالتی مورگان در بالتیمور آمریکا گردآوری کرده است و «خیزران اسماعیل‌زاده» آن را به فارسی برگردانده است. به بهانه ترجمه این کتاب که در بیست‌وچهارمین دوره دوسالانه کتاب اصفهان به عنوان اثر برگزیده انتخاب شده است، با مترجم کتاب گفت‌‎وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌توانید آن را بخوانید:   کمی درباره خودتان، سوابق فرهنگی‌تان و سابقه آشنایی با این کتاب توضیح دهید. چه شد که تصمیم گرفتید این کتاب را ترجمه کنید؟ رشته تحصیلی من پژوهش هنر است و بیشتر در حوزه هنرهای تجسمی پژوهش و ترجمه می‌کنم و می‌نویسم. انتخاب این کتاب برای ترجمه حاصل فعالیت من در گروه پژوهشی معمارنت و با حمایت مادی و معنوی این گروه و طی یک تصمیم جمعی اتفاق افتاد. معمارنت یک گروه مستقل تخصصی است که بر معماری و شهر تمرکز دارد. همکاری من با این گروه در بخش هنرهای تجسمی و بیشتر هنرهای شهری است. مهرداد بهمنی موسس معمارنت کتاب را برای اولین بار به من معرفی کردند. قرار بود برخی مقالات کتاب را گزینش کنیم و برای سایت معمارنت ترجمه کنیم. اما با مطالعه دقیق‌تر و آغاز کار ترجمه متوجه شدیم که مقالات بسیار خواندنی و مفید و به‌روز هستند؛ بر حوزه‌ای تمرکز دارند که هم مورد علاقه گروه معمارنت است و هم در فضای زبان فارسی محتوای زیادی درباره این موضوعات به شکل پژوهشی و آکادمیک تولید نشده است و تصمیم گرفتیم که کل مقالات ترجمه شوند و به صورت کتاب منتشر شوند. معمارنت بسیار علاقه‌مند است که معماری و شهر را در یک میدان منطقه‌ای ببیند، پیش‌تر هم درباره عراق و پاکستان مجموعه مقالاتی تولید شده بود، تمرکز این کتاب بر کشورهای منطقه، گزینش موضوعی مثل بازار و به خصوص پیوند محتوایی مقالات با حوزه‌های دیگر مثل تاریخ، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و هنر انگیزه ما را برای ترجمه کتاب بالا برد. با نویسنده کتاب مکاتبه شد و پس از تایید و موافقت و بعدها بازبینی ایشان کار ترجمه کتاب آغاز شد و به انجام رسید.   در جوامع آکادمیک انگلیسی زبان طی مدت انتشارش، این کتاب تا چه میزان مورد توجه بوده است؟ در این باره اطلاعات دقیق و جزیی ندارم. حقیقتش موضوعی نبوده که پی‌گیرش بوده باشیم. دلیل انتخاب کتاب برای ترجمه به زبان فارسی اهمیت آن به لحاظ موضوع و کیفیت محتوای آن هم به لحاظ روش‌شناسی و هم اطلاعات ارائه شده بود.   گردآورنده کتاب، هدف از نوشتن آن را کشف پویایی‌های بازار در سرزمین‌های اسلامی معرفی کرده است. برای کشف چنین امری از چه ابزارهایی استفاده شده؟ نگاه این کتاب به گذشته بازار است یا اکنون آن؟ منظور نویسنده از پویایی‌های بازار در واقع پرهیز از نوعی نگاه منحصرا تاریخی یا موزه‎ای به بازار به عنوان پدیده‌ای منفعل و تاریخ‌ گذشته است. کتاب کوشش دارد لایه‌های گوناگون تغییر و تحول بازار از گذشته تا امروز را مدنظر داشته باشد. اینکه هر کدام از این لایه‌ها چه پیچیدگی‌هایی از سیاست‌، اقتصاد و فرهنگ را به تصویر می‌کشند. بررسی زمینه‌مند بازار به معنی توجه آن به نه تنها به عنوان یک عنصر معمارانه در شهر که بررسی نقش آن در ارتباط با باقی حیطه‌های اجتماعی و سیاسی از گذشته تا امروز است. از این رو بازار در یک بستر فرهنگی اجتماعی و به عنوان یک فرایند همبسته با پویایی‌های اجتماعی و کالبد شهر دیده می‌شود.   کتاب تا چه میزان مسئله‌محور به سراغ مقوله پژوهشی خود رفته است و از اساس ایده‌ای برای گسترش پویایی بازار در جوامع اسلامی ارائه می‌دهد؟ به طور کلی رویکرد کتاب تحلیل و پژوهشی است و قصد ارایه راه حل مشخص و ایجابی برای مشکلات احتمالی ندارد. هرچند در بسیاری مقالات و ضعیت اکنونی بازار با توجه به مسایل جدید اجتماعی و اقتصادی یا محدودیت‌های بازار بررسی می‌شود.   از جمله مضامین شاخص در مقالات این کتاب، تحول در طراحی بازارها تحت تاثیر عوامل بیرونی نظیر ورود صنعت و تجارت خارجی است. آیا این مضمون را می‌توان تم مشترک مقالات کتاب دانست؟ از اساس آیا مقالات این کتاب تم مشترکی دارند و در راستای یک تحقیق مشترک شکل گرفته‌اند؟ البته نه در همه مقالات، اما این موضوع در بسیاری مقالات مورد توجه نویسندگان بوده است، ولی موضوع اصلی کتاب را نمی‌توان چالش‌های اقتصادی بازار و صنعتی شدن یا وضعیت بازار پس از برآمدن مال‌ها و مراکز خرید جدید دانست. مضامین مشترک مقالات کلی‌تر است. تاکید بر فرایند در مقابل فرم، و تأکید بر زمینه در برابر محتوا در روش‌ و رویکرد، دیدن بازار در ارتباط با میدان‌های سیاست و فرهنگ و مذهب و از همه مهم‌تر پرهیز از ایده‎ها و مدل‌های شرق‌شناسانه چارچوب کلی مقالات را شکل می‌دهد. از آنجا که به بازار به عنوان موضوع شناخت و پژوهش، مثل بسیاری حوزه‌های دیگر نخستین بار توسط اروپاییان توجه شد؛ بسیاری از پیش‌فرض‌ها و کلیشه‌های غربیان در مورد شرق یا شهرهای اسلامی به طور تاریخی در مطالعات مرتبط با بازار وجود داشته است. در این رویکردها بازار خصوصیت اصلی و وجه تمایز میان شهرها در دو دنیای اروپایی و اسلامی در نظر گرفته می‌شد؛ حال آن‌که در چارچوب‌های نظری استفاده شده در مقالات این کتاب، بازار بخشی از روند توسعه و یک کیفیت به شمار می‌آید، نه یک قلمرو فیزیکی. بازار ظرفیت آن را دارد تا راویِ تاریخ توسعه، تغییر و حتی انقلاب در هر جامعه باشد.   بر مبنای دستاوردهای پژوهشی این کتاب وجوه اشتراک و تفاوت بازارها در جهان اسلام را چگونه می‌توان صورت‌بندی کرد؟ یکی از مهم‌ترین نکاتی که کتاب بر آن تاکید دارد، توجه به بازار به عنوان یک کیفیت منحصربفرد در هر شهر و پیرو نیازها و اقتضایات محلی هر منطقه است. در بسیاری از مقالات کوشش شده تا تاریخ و کیفیت گسترش بازار به عنوان عنصری خودویژه در یک شهر با توجه به تاریخ خاص همان شهر بررسی شود. این به آن معنا نیست که نمی‌توان هیچ ویژگی مشترکی میان بازارهای مختلف منطقه یافت. در تمام شهرهای مورد بررسی بازار پیوندهای اساسی با دو نهاد مذهب و سیاست دارد، در تغییرات بنیادین هر جامعه نقش پررنگی ایفا می‌کند، به طور تاریخی فضایی چندفرهنگی و پذیرنده بوده است -امروز شاید به یک معنا این خصلت کمرنگ‌تر از هر زمانی باشد-؛ اما نویسندگان کتاب می‌کوشند به شدت در مقابل پیش‌فرض‌های کلیشه‌ای شرق‌شناسانه که ویژگی‌های کالبدی و زمینه‌ای مشترک را در تمام شهرهای موسوم به شهرهای اسلامی پیدا می‌کنند، مقاومت کنند و ویژگی‌های خاص هر بازار را در زمینه خاص خود بدون هیچ پیش‌فرضی جستجو کنند. خیزران اسماعیل‌زاده   سه مقاله از مقالات این کتاب به بازارهای کشور سوریه اختصاص دارد. یکی از مقالات آن هم به طور ویژه درباره بازار حلب است که جنگ در سوریه آسیب فراوانی به آن رسانده است. آیا تمرکز این کتاب بر نحوه طراحی بازار، می‌تواند برای شکل‌دهی دوباره به بازار حلب یاری‌رسان باشد؟ هدفم از این سوال این است که بدانم به طور دقیق منظور از «طراحی» که در زیرعنوان کتاب هم بر آن تکیه شده است چیست؟ به شکل کلی منظور از طراحی، بررسی فرم فیزیکی بازار از زمان پدیداری، تغییرات و بازسازی آن در گذشته و تغییرات کالبدی آن در زمان اکنون است. در بسیاری از مقالات تاریخ و نحوه و اثرات بازسازی‌ها مطالعه شده است. یکی از حسرت‌های شخصی من هنگام ترجمه کتاب که از قضا در اوج جنگ و ویرانی‌های سوریه بود، همین نابودی بازارها از جمله بازار حلب بود. تصور اینکه چطور پدیده‌ای که در طول این همه سال به وجود آمده و قوام یافته و خود را با تمام وضعیت‌های سیاسی و اقتصادی هماهنگ کرده و از همه اینها گذشته یکی از مهم‌ترین- اگر نگوییم مهم‌ترین- مراکز اقتصادی و حیات روزمره شهر است، با جنگی این چنین ویران‌کننده به‌کلی نابود شود، حقیقتا دردناک بود. من اطلاعات دقیقی درباره اینکه ویرانی تا چه حد بوده و امروز بازسازی چگونه ممکن است ندارم، اما از اطلاعات کتاب پیداست که مشخصا بازار حلب از دهه‌های گذشته مورد توجه نهادهای بین‌المللی بوده است. بازار حلب در سال ۱۹۸۶ به عنوان میراث فرهنگی یونسکو شناخته شده و از بسیاری مطالعات خاص با همکاری نهادهای بین‌المللی در پروژه‌های حفاظت و بازسازی خود بهره برده بود. بخش زیادی از این مطالعات تاریخی با تمرکز بر ویژگی‌های فیزیکی بازار در همین کتاب آمده است. مطمئنا این مطالعات دقیق در بازسازی‌های احتمالی شهر استفاده خواهد شد.   در میان بازارهای ایران، در این کتاب به بازارهای تهران و یزد پرداخته شده است. ویژگی این دو بازار چیست که باعث شده در این کتاب جا پیدا کنند؟ آیا مطالعاتی به همین شیوه در مورد دیگر بازارهای ایران هم صورت گرفته؟   گمان می‌کنم این انتخاب دلیل خیلی ویژه‌ای نداشته است و گزینش بر مبنای علاقمندی نویسندگان این حوزه‌ها رخ داده است. مثلا بازار تهران همیشه برای نقش ویژه‌اش در تاریخ ایران و تاثیراتش در دو انقلاب مشروطه و انقلاب سال ۵۷ مورد توجه بوده، که نویسنده این مقاله خانم فرمانفرمایان اسناد و بررسی‌های جالب‌توجهی را در این زمینه آشکار می‌کند. به طور کلی بازار در بیشتر شهرهای ایران نقش بسیاری مهمی در شکل‌دهی به هر شهر و روابط بخش‌های مختلف آن دارد و در جای خود حتما مورد مطالعه پژوهشگران خواهد بود. ]]> تاریخ و سیاست Thu, 14 Feb 2019 13:11:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271277/نابودی-بازار-حلب-سوریه-یکی-حسرت-هایم-ترجمه-کتاب یک سوم سفرها در جهان با نیت مذهبی انجام می‌شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271869/یک-سوم-سفرها-جهان-نیت-مذهبی-انجام-می-شوند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ نشست معرفی و بررسی کتاب «گردشگری مذهبی؛ مبانی، رویکردها و راهکارها» با حضور نویسندگان کتاب، محمدحسین ایمانی خوشخو و مهدیه شهرابی فراهانی و همچنین حمید ضرغام بروجنی و شهاب طلایی به عنوان منتقد، عصر چهارشنبه، 24 بهمن 1397 در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد.   در ابتدای این نشست، محمدحسین ایمانی خوشخو، نویسنده کتاب با اشاره به جایگاه علم گردشگری در ایران گفت: «در کشور ما سابقه علم گردشگری چندان زیاد نیست. اگر چه گردشگری همواره مورد توجه بوده است ولی وجه علمی گردشگری ده تا پانزده سال سابقه دارد و از زمانی که مجوز انجمن علمی گردشگری صادر شد علم گردشگری به رسمیت شناخته شد. این سابقه اندک فاصله ما با جهان را زیاد کرده و نیاز به حرکت‌های جهشی برای پر کردن این فاصله ضروری احساس می‌شود. در این میان پژوهشگرانی تلاش می‌کنند نظریاتی را ارائه دهند که حتی در جهان هم تازگی داشته باشد و همین امر در ارتقای آکادمیک گردشگری در این مدت کوتاه بسیار موثر بوده است.»   این استاد دانشگاه درباره ضرورت تالیف این کتاب گفت: «برای شکل‌گیری ساختارهای آکادمیک در زمینه گردشگری نیاز به تولید منابع بومی از جمله در زیرشاخه گونه‌های گردشگری مشاهده می‌شد و کتاب حاضر بر مبنای تلاش برای پاسخ‌دهی به این نیاز تالیف شده است. با گسترش رشته گردشگری در سطح آکادمیک کمبود و گاه فقدان منابع درسی در این زمینه آزاردهنده شده بود و من از سال 1390 ضرورت تدوین متون بومی در زمینه گردشگری را در دانشگاه و میان دانشجویانم مطرح می‌کردم. کتاب حاضر یکی از ثمرات تلاش برای پر کردن این خلاء بوده است.» محمدحسین ایمانی خوشخو وی افزود: «در جهان در زیرشاخه گردشگری مذهبی چندین کتاب‌ تدوین و تالیف شده است ولی جوانبی که در کتاب حاضر وجود دارد تفاوت و تنوع عمده‌ای نسبت به آن کتاب‌ها دارد. در آن کتاب‌ها تمرکز بیشتر بر معرفی اماکن مذهبی و مواردی از این دست بود و از منظری اقتصادی به گردشگری مذهبی نگاه می‌کردند. نوع نگرش ما به این مقوله از جنسی دیگر بود و در عین حال به مباحثی مانند مدیریت گردشگری نیز در کتاب توجه کردیم.»   ایمانی خوشخو در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به ضعف مدیریت در زمینه گردشگری گفت: «ما فرصت‌های فراوانی در زمینه گردشگری مذهبی داریم که بسیاری از آنها را تا کنون مغفول گذاشتیم. یکی از شهرداران مشهد در ادوار گذشته در حدود هفت یا هشت سال پیش گفته بود ما در شهر مشهد از بودجه مجاورین حرم برای زائرین خرج میکنیم. این اتفاق عجیب و دردناک است. مشهد به میزانی گردشگر مذهبی دارد که درآمد حاصل از حضور آنان در این شهر، در صورت مدیریت صحیح، برای اداره این شهر می‌تواند کافی باشد. در چنین شرایطی شنیدن اینکه از بودجه عمومی شهر برای خدمات‌رسانی به مسافران هزینه می‌شود تعجب برانگیز است.» وی در همین زمینه افزود: «ما از منظر گردشگری مذهبی ظرفیت فوق‌العاده فراوانی داریم که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. راهپیمایی اربعین که هر سال برگزار می‌شود پرتراکم‌ترین فعالیت گردشگری در جهان است ولی این فرصت فوق‌العاده در زمینه گردشگری مذهبی به دلیل ضعف مدیریت در شرایطی قرار دارد که هر سال با بحران‌های فراوان مواجه می‌شود. بسیار مهم است که نگرش مدیران به مقوله گردشگری و به ویژه گردشگری مذهبی تغییر کند تا بتوانیم از فرصتهای حاصل از این موضوع بهره‌های لازم را ببریم.» این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به اینکه کتاب مورد بحث، اولین اثر تالیفی از سوی نویسندگان ایرانی در زمینه گردشگری مذهبی محسوب می‌شود خاطر نشان کرد که این کتاب خالی از ضعف نیست و تنها به عنوان اولین گام در این مسیر باید به آن نگاه شود. پس از ایمانی خوشخو، نوبت به مهدیه شهرابی فراهانی دیگر مولف اثر رسید تا توضیحات مقدماتی خود درباره کتاب را بیان کند. وی با اشاره به ضعف دانشگاه‌های ایران در زمینه علم گردشگری گفت: «یکی از بزرگترین خلاءها در ایران عدم توجه به علم گردشگری است که این عدم توجه به پراکندگی خدمات‌رسانی به گردشگران منجر شده است. در چنین شرایطی نوشتن این کتاب به نوعی راه رفتن در تاریکی محسوب می‌شود و به همین خاطر احتمال دارد انتقادهای فراوانی به آن وارد باشد.»   وی درباره تفاوت‌های کتاب «گردشگری مذهبی» با منابع خارجی در این زمینه گفت: «رفرنس‌های خارجی در زمینه گردشگری مذهبی به طور عمده شامل جمع‌آوری مقالات پراکنده و مختلف در این زمینه هستند و از انسجام ساختاری بهره نمی‌برند. اما این کتاب به شکل سرفصل‌بندی شده و با این دید که در نهایت به یک منبع درسی تبدیل شود تالیف شد.» مهدیه شهرابی فراهانی   شهرابی دیگر تفاوت کتاب حاضر با منابع خارجی در این زمینه را چنین برشمرد: «ما تا امروز کمتر نگاه ماهیتی و فلسفی به گردشگری داشته‌ایم. این کتاب سعی کرد این خلاء را پر کند. محور این کتاب انسان است و مسئله صنعت گردشگری در آن در اولویت نیست. به جهت محدودیت‌های حاصل از ساختار کتاب، نمی‌توانستیم در مباحث انسانش‌ناختی تمرکز بیشتری کنیم و به همین در یک فصل به این مقوله پرداختیم. در فصل بعدی کتاب به مرور امکان‌های گردشگری مذهبی از منظر ادیان و مذاهب توحیدی و همچنین آئین‌های هندو و بودا پرداختیم و در بخشی دیگر از کتاب به مباحث مدیریت گردشگری توجه کردیم. البته آنچه در این کتاب در زمینه مدیریت گردشگری آمده است تنها سرفصل‌ها و مبانی‌ای از این بحث محسوب می‌شود و به همین دلیل نام فصل را دریچه‌ای به مباحث مدیریت گردشگری گذاشتیم.»   وی همچنین خاطرنشان کرد: «مباحث مربوط به گردشگری مذهبی در کتاب حاضر تنها به شهرهایی که از منظر گردشگری اسلامی و تشیع مورد توجه هستند نمی‌شود. ما ادیان و مذاهب مختلف در ایران را مدنظر داشتیم و به همین دلیل به آئین‌های زرتشتیان در یزد یا آئین‌های یهودیان در همدان و... نیز در کتاب توجه کرده‌ایم.»   شهرابی در پایان با اذعان به اینکه کتاب هنوز جای بهتر شدن و کاملتر شدن دارد، «گردشگری مذهبی» را ویراست نخست از کتابی دانست که امید است هر سال با ویرایش‌های تازه به‌روزرسانی شود. در ادامه نشست، شهاب طلایی پژوهشگر حوزه گردشگری در مقام منتقد به بررسی اثر پرداخت. وی گفت: «علی‌رغم آنکه عصر جدید، عصر گسست از معنویت تلقی می‌شود، مذهب هنوز جایگاه خود را در نیازهای سفر بشر دارد. شاید بیش از بک سوم سفرها در جهان با نیت مذهبی انجام می‌شوند.» وی درباره وضعیت گردشگری مذهبی در ایران گفت: «ایران بیش از هشت هزار امامزاده دارد و مقبره بیست و چهار پیامبر در ایران است ولی ما هنوز نتوانسته ایم مدلی برای جذب و هدایت گردشگری مذهبی ارائه دهیم.» طلایی در تبیین جایگاه کتاب گردشگری مذهبی گفت: «این کتاب جامعترین اثر در زمینه گردشگری مذهبی ایران است. نکته مثبت کتاب وحدت رویه و انسجام آن است. به گونه‌ای که خواننده متناسب با نیازش می‌تواند به بخشهای خاصی از کتاب مراجعه کند.» به گفته این پژوهشگر: «با توجه به تنوع و گستردگی مباحث در حوزه گردشگری و در این مورد گردشگری مذهبی، صرف جمعبندی و ارائه چیدمانی جامع از این مباحث متنوع و متکثر امتیاز دارد و این کتاب توانسته است جمع‌بندی مناسبی از مباحث مرتبط با موضوع ارائه دهد.» شهاب طلایی طلایی کتاب را ایران‌محور دانست و گفت: «جاذبه‌های ایران نقطه تمرکز کتاب است که اثر را به اثری بومی تبدیل می‌سازد و این مزیت کتاب محسوب می‌شود. توجه به مقوله مدیریت گردشگری و ارائه مدل‌های علمی برای استانهایی که مقصد گردشگری مذهبی هستند از دیگر شاخصه‌های کتاب است.» این منتقد ایراداتی را هم به کتاب وارد دانست و گفت: «این امکان وجود داشت که بخث‌های مدیریتی در کتاب گسترده‌تر و غنی‌تر شوند. همچنین برخی مطالب مانند تاریخچه‌های گردشگری که در فصول سه و چهار مندرج هستند می‌توانستند در هم ادغام شوند. همچنین جای برخی اماکن مانند امامزاده آقا علی عباس در کتاب کتاب خالی است. همین‌طور با وجود آنکه مقبره‌های بسست و چهار پیامبر در ایران واقع شده است کتاب توجهی به این امکان گردشگری نداشته است.» طلایی در پایان و در جمع‌بندی نقد خود گفت: «به گمانم کتاب خوب و عمیق شروع شده ولی به سرعت جمع شده است و به همین دلیل مطالب فراوانی در مباحث مدیریتی ناگفته مانده‌اند.» پس از طلایی نوبت به دیگر منتقد حاضر در جلسه، حمید ضرغام بروجنی استاد دانشگاه علامه طباطبایی در رشته گردشگری رسید تا نظرات خود را درباره کتاب گردشگری مذهبی بیان کند. ضرغام گفت: «دکتر ایمانی همواره در مباحث گردشگری نوآور و خلاق بوده‌اند. جسارت و دانشی برای پرداختن به گردشگری مذهبی لازم است که آقای دکتر  از آن بهره داشته‌اند.» وی افزود: «نگاه کتاب به گردشگری به خلاف نگاه غالب که گردشگری را از منظر اقنصادی میبیند، نگاهی فرهنگی است. این اثر همچنین دانش‌نامه‌ای برای گردشگری مذهبی محسوب می‌شود و از این نظر آموزنده و ارزشمند است. از هر جای کتاب که باز کنید حتما مطالب و نو و جذاب در آن پیدا می‌کنید و کتاب حاوی ابده‌های خوب برای تصمیم‌گبران و برنامه‌ریزان توسعه گردشگری. اشتغال و... است.» حمید ضرغام بروجنی ضرغام نقطه ضعف کتاب را ایرادات ویرایشی آن و نیز تکرار نعل به نعل برخی مطالب در جاهای مختلف کتاب دانست و در پایان گفت: «کتاب حاضر اولین اثر در حوزه گردشگری مذهبی در ایران محسوب می‌شود و از این منظر شایان تقدیر فراوان است.» پس از صحبت‌های ضرغام، ایمانی خوشخو نویسنده کتاب نکاتی را بیان کرد. وی گفت: «ضرغام از پیشگامان نگاه فرهنگی به گردشگری است. نگاه فرهنگی هوشمندانه و درست است و می‌توان مخالفان گردشگری را با آن همراه کند.» وی همچنین گفت: «ما سه سال است که کار می‌کنیم رویکرد معنوی به گردشگری را در میان مسئولین بیندازیم و خوشبختانه تاکنون اندکی تغییر در نگرش مسئولین مشاهد می‌شود. باید دانست تقویت نگاه فرهنگی به گردشگری و ایجاد زمینه برای بسط این نگاه، در نهایت بستر را برای اقتصاد گردشگری هم فراهم می‌کند و به همین دلیل می‌توان گفت نگاه فرهنگی به گردشگری با نگاه اقتصادی به این مقوله منافات ندارد.» ایمانی خوشخو با تذکر این نکته که جاذبه‌های ما فقط اماکن مذهبی نیست و  آئین‌های مذهبی ما هم جذابیت گردشگری دارند گفت: «من معتقدم دهه عاشورا می‌تواند بیشترین گردشگر را جذب ایران کند. گردشگری مبتنی بر آئین‌های مذهبی اکنون در حال جاافتادن است. هم‌اکنون مسئولین در یزد پذیرفته‌اند مکانی مجزا را در عزاداری عاشورای یزد به گردشگران خارجی که برای تماشای این مراسم به ایران می‌آیند اختصاص دهند و یا در مشهد گردشگران خارجی امکان ورود به صحن را یافته‌اند. یعنی پذیرش گردشگری که به تماشای مناسک مذهبی می‌آید در میان مسئولان ایجاد شده و این پذیرش روزی به دیگر شهرها هم تسری خواهد کرد.»   ایمانی خوشخو با بیان این نکته که گردشگران خارجی شیفته تماشای عزاداری‌های ایران هستند گفت: «من در یک سفر مطالعاتی، بخشی از فیلم عزاداری زنجان را در دپارتمانی در شهر منچستر در معرض دید قرار دادم. اولین سوالی که پس از تماشای فیلم که صحنه هماهنگ زنجیرزنی را نشان می‌داد شد این بود که کارگردان این برنامه که بوده است و دومین سوال این بود که چگونه می‌شود برای تماشای آن به ایران رفت. این میزان اقبال به مقوله گردشگری مذهبی تنها مشتی نمونه خروار است و مسئولان باید از این فرصت استفاده کنند.»   و همچنین دلیل فقدان برخی مطالب در کتاب را محدودیت‌های نشر و لزوم کم کردن تعداد صفحات دانست و گفت: «کتاب در ابتدا ۱۵۰۰ صفحه بود و مجبور شویم خلاصه کنیم و خیلی از نکات حذف شد.»   دیگر مولف کتاب مهدیه شهرابی فراهانی نیز در همین زمینه گفت: «در بحث دریچه مدیریت که در انتهای کتاب آمده است، محدودیت مباحث به این دلیل بود که قصد کتاب ارائه شمایی کلی از مباحث بوده است. اگر بنا بود تمام مباحث مدیریتی ارائه شود کتاب تا چهار جلد هم ادامه پیدا می‌کرد. در مورد جاذبه‌های گردشگری هم مهمترین‌ها مدنظر بودند. همچنین در بحث آئین‌ها ما به طور خلاصه پرداخته‌ایم و اگر بنا بود به تفصیل به این موضوع بپردازیم یک جلد کامل باید به آن پرداخته می‌شد.» در ادامه نشست نجفقلی حبیبی رئیس اسبق دانشگاه علامه طباطبایی و از مهمانان نشست گفت: «کتاب گردشگری مذهبی من را به وجد آورد. چون من تجربه کرده بودم که نگاه بدبینانه به گردشگری در میان مسئولان وجود دارد. اینکه نگرش ساختارهای مذهبی به گردشگری تغییر کرده جای خوشحالی دارد.» وی افزود: «آرزو دارم ظرفیت فوق العاده ایران در زمینه گردشگری شکوفا شود. کسی به من می‌گفت گردشگری در یزد به دنبال یک هیئت مذهبی که نوع خاصی از مراسم مذهبی را اجرا می‌کرده می‌گشته است. این نشان دهنده ظرفیت بالای گردشگری مذهبی در ایران از جنبه‌هایی غیر از جنبه های معمول است.» حبیبی در پایان سخنان خود گفت: «گردشگری مذهبی بسیار پرهزینه است و لازم است تا برای بهره معنوی و فرهنگی آن سازماندهی مناسبی وجود داشته باشد.» نیکنام حسینی‌پور و نجفقلی حبیبی در ادامه نیکنام حسینی‌پور مدیرعامل خانه کتاب، به طرح برخی پرسش‌ها از نویسندگان و منتقدان پرداخت و پرسید: «با توجه به اینکه ایران رنگین‌کمانی از اقوام و مذاهب است، چقدر به مذاهب دیگر غیر از تشیع در این کتاب پرداخته شده است؟ و از سوی دیگر ارزیابی کارشناسان حاضر در برنامه درباره مانع‌های جذب گردشگر مذهبی چیست؟» در پاسخ به سوالات حسینی‌پور، ضرغام بروجنی گفت: «این کتاب اولین گام در زمبنه گردشگری مذهبی است و اینکه انتظار داشته باشیم همه جوانب در این کتاب مورد توجه قرار گیرد چندان با روح این کتاب همخوان نیست ولی به عنوان مبانی، این اثر کتاب ارزشمندی است.» ضرغام در پاسخ به سوال دیگر حسینی‌پور هم گفت: «ما برای تبلیغ گردشگری جمهوری اسلامی تلاش‌های زیادی کرده‌ایم. تا کنون پایان‌نامه‌های بسیاری به الگوهای گردشگری جمهوری اسلامی اختصاص یافته و ویژگی‌های خاص جمهوری اسلامی لازم می‌سازد که نگاه خاصی به گردشگری آن وجود داشته باشد.»   وی در پایان سخنانش گفت: «کتابی توسط سازمان جهانی گردشگری با نام جاذبه‌های گردشگری کشورهای اسلامی منتشر شد. ما تلاش کردیم ایران را هم به کتاب وارد کنیم ولی به دلیل ذهنیت مبتنی بر تسنن پشت کتاب که تشیع را پس می‌زد کارمان سخت بود. یک سال تلاش کردیم تا بالاخره توانستیم مراسم عاشورا در یزد را وارد کتاب نمایبم. باید این تلاشها بیشتر شود و اگر ما نگاه فرهنگ گردشگری را تقویت کنیم آینده دلپذیری برای جمهوری اسلامی فراهم خواهد بود.»   نشست نقد و بررسی کتاب گردشگری مذهبی، با پرسش‌هایی از حاضران در نشست و پاسخ‌هایی نویسندگان و منتقدین به پایان رسید.   ]]> تاریخ و سیاست Thu, 14 Feb 2019 07:57:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271869/یک-سوم-سفرها-جهان-نیت-مذهبی-انجام-می-شوند «قصه‌های عامیانه و تنوع فرهنگی در ایران» بررسی شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271839/قصه-های-عامیانه-تنوع-فرهنگی-ایران-بررسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری،  مریم عاملی رییس مرکز اسناد فرهنگی آسیای پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در این نشست بر اهمیت رابطه میان قصه‌های عامیانه و تنوع فرهنگی در ایران تاکید کرد. محمدحسین باجلان فرخی اسطوره‌شناس و از اعضای پیشین مرکز مردم‌شناس به مرور افسانه‌های عامیانه پرداخت و رابطه آنها را با اسطوره‌های ایرانی به بحث گذاشت. علیرضا حسن‌زاده، عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری سخنرانی خود را با عنوان قصه، بافت و مخاطب با تاکید بر تجربه میدانی خود که به کتاب‌های افسانه زندگان و کودکان و جهان افسانه تبدیل شده به بحث نهاد و معانی بافتی قصه‌ها را در حوزه‌های فرهنگی گیلکی، تالشی، بوشهری و مازندرانی مورد بررسی قرار داد.   وی با توجه به زوال تجربه روایت به معنای کلاسیک آن، از کوشش در باز بافتی کردن یا خلق بافت جدید از طریق به وجود آمدن میراث فرهنگی میان نسلی در برابرگسست میان نسلی سخن گفت که از طریق قصه‌گویی برای کودکان ایرانی ممکن خواهد بود. در ادامه مهرداد ملک‌زاده عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری از اهمیت روایت‌های یونانی برای شناخت میراث روایی ایرانی سخن گفت و سخنرانی خود را با نام یکی از داستان مادی در آناباسیس، کسنفن (دفتر سوم) ارائه داد و قصه‌های ثبت شده در منابع یونانی را برای درک قصه‌های ایرانی مهم دانست. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 13 Feb 2019 08:15:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271839/قصه-های-عامیانه-تنوع-فرهنگی-ایران-بررسی شناسایی و مستندسازی تکثر زبانی کشور http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271836/شناسایی-مستندسازی-تکثر-زبانی-کشور به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، در این همایش پروفسور دان استیلو، سالومه غلامی، حسین قاسم پور اقدم و فریار اخلاقی سخنرانی خواهند کرد.   در این همایش تخصصی که 28 بهمن‌ماه از ساعت 13 تا 16 برگزار می‌شود مباحثی همچون «مرگ زبان‌ها و اهمیت مستندسازی زبان‌های در خطر ایران»، «نسبت زبان مادری با زبان ملی»، «اطلس زبانی ایران؛ شناسایی و مستندسازی تکثر زبانی کشور» و... از سوی سخنرانان مطرح می‌شود.   شرکت در همایش تخصصی زبان مادری که در تالار همایش موزه دوران اسلامی برگزار می شود برای عموم علاقه‌مندان آزاد است  و به شرکت کنندگان در این همایش گواهی اعطا می‌شود.   علاقه‌مندان می‌توانند برای هماهنگی مشخصات فردی خود را به نشانی رایانامه dialang@richt.ir ارسال کنند. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 13 Feb 2019 08:04:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271836/شناسایی-مستندسازی-تکثر-زبانی-کشور تیمورتاش در هزاره فردوسی برای اقبال چه نوشت؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271834/تیمورتاش-هزاره-فردوسی-اقبال-نوشت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- عباس اقبال آشتیانی، در سال 1275ه.ش در آشتیان متولد شد. در چهارده سالگی به مکتب‌خانه قدم گذاشت. سپس به دارالفنون وارد شد و دیپلم گرفت و به دلیل هوش و خرد ذاتی و اطلاعات علمی که داشت به معاونت کتابخانه دارالفنون برگزیده و مشغول به کار شد. آشنایی این جوان نوخاسته در محافل علمی با استادانی چون ملک‌الشعرای بهار، رشید یاسمی، تیمورتاش، سعید نفیسی، محمدعلی فروغی، ابوالحسن فروغی، غلامحسین رهنما، عبدالعظیم قریب و همکاری با این بزرگواران در نشر مجله نوبهار، دانشکده و مجله فروغ تربیت، موجب شهرت وی در محافل علمی و ادبی شد. استاد در سال 1304 به پاریس رفت و در آنجا نیز به تحصیل پرداخت و در این زمان‌ها با علامه قزوینی آشنا شد. حضور وی در اروپا و آشنایی با علامه قزوینی و مستشرقان اروپایی در پختگی وی بسیار موثر افتاد. پس از بازگشت از اروپا به سمت استادی دانشگاه تهران برگزیده شد. تتبع در ادبیات قدیم و جدید ایران و مطالعات عمیق در تاریخ ایران و اسلام و نسخه‌شناسی و آگاهی به شیوه تحقیق از وی استادی بی‌بدیل ساخته بود که همواره در محافل علمی با احترام از وی یاد می‌شد. استاد در سال 1324 مجله یادگار را بنیان‌گذاری کرد و بی‌اغراق دوره پنج ساله یادگار یکی از بهترین نشریات زبان فارسی است که در دوره معاصر به چاپ رسیده است. استاد، در عصری که هنوز شیوه تحقیق علمی در ایران رایج نشده بود آموخته‌ها و تجربیات خود را با نشر آثاری، چه به صورت تصحیح متن و چه به صورت مقاله و تالیف، در اختیار جوانان طالب علم قرار داد. استاد همواره طرف مشورت اهل قلم و رجال دولت بود. هوش سرشار وی در زمینه تصحیح شاهنامه باعث شد که تیمورتاش در نامه‌ای به مناسبت «هزاره فردوسی» خطاب به عباس اقبال آشتیانی می‌نویسد: «از تحقیقات و اطلاعات ادیبانه‌ای که ضمن نامه شریفه مورخه ششم خرداد راجع به نسخ خطی شاهنامه که فعلا موجود می‌باشد، داشته بودید مستحضر و مورد مسرت و امتنان شد و در این باب به نمایندگان دولت شاهنشاهی در خارجه نوشته و دستور داده شد که با مقامات مربوطه محل ماموریت خود وارد مذاکره شده و در خریداری نسخ مزبور و در صورت عدم امکان در استنساخ آن‌ها اقدام لازم به عمل آورند. البته پس از حصول نتیجه و وصول جواب مراتب را به ما اطلاع خواهم داد. ضمنا بهتر است خودتان هم برای به دست آوردن نسخی که به آن اشاره نموده‌اید راهنمایی‌های لازمه را بفرمایید و مخارجی هم که برای خرید و یا استنساخ آن ضرورت دارد برآورده کرده اطلاع دهیه تا با اقدامی که در جریان است توام شده و زودتر نتیجه مطلوبه حاصل شود. تاریخ تحریر 29/3/1311» اقبال، پنجاه و نه سال زندگی کرد و سرانجام در سال 1334 ه.ش در شهر رم ایتالیا درگذشت و جنازه او را به تهران آورده در عبدالعظیم در کنار قبر علامه قزوینی به خاک سپردند. استاد در تمام دوران زندگی بی‌وقفه کار کرد و از تحقیق بازنماند. آثار به جا مانده از وی نشان‌دهنده عمق اطلاعات و عشق به دانش‌اندوزی است. و به قول استاد دبیرسیاقی: مرحوم اقبال آشتیانی محققی موی‌شکاف و نویسنده‌ای چیره‌دست است که وسعت مطالعه و تنوع موضوعات مطروحه مایه آرامش و ارزش کارهای اوست. همت خستگی‌ناپذیر و لحظه‌ای از آموختن نیاسودن و از آموزاندن آموخته‌ها به دیگران دریغ نورزیدن نیز از خصوصیات بارز اوست. اقبال نازپرورده تنعم نبود، شیوه رندان بلاکش را داشت. رندی که فضیلت اخلاقی را در کنار فضیلت علمی می‌دید. وی هرگز رنج‌های دوران جوانی را فراموش نکرده بود. همواره به جوانان توصیه می‌کرد که از کسب دانش و حکمت غافل نباشند. او می‌گفت: «تا می‌توانید علم بیاموزید و در این راه جز نفس علم طالب غرضی دیگر نباشید. تا هم هوش و ذهن شما برای القای شک در نوشته‌های پیشینیان و معاصرین و تمیز خوبِ آن‌ها از ید تیز و مسلح شود و هم با نصایح درستِ بی‌آلایشی که از حاصل این علم و تجارب شخصی و بحث و تدقیق خود به دست می‌آورید، از منت نصیحت‌گویان و کید و سوءقصد ایشان فارغ و برحذر بمانید.» زندگی استاد را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد که او پرورده درد و رنج بود و پخته همت و اراده. اقبال خود در این زمینه می‌نویسد: «بنده ناچیز، از خانواده فقیری هستم که بر اثر بی‌خبری پدرِ غافلی تمام مایه حیات آن در دوران جوانی به باد رفته و سرمایه‌ای در آن جز محبت و هنرمندی و لیاقت مادر با عاطفه‌ای که وجودش در آن ظلمت‌کده حکم فرشته رحمت را داشت، به جا نمانده. مادر ستمدیده از محبتی که به ما چند نفر تیره‌بخت محروم از همه چیز داشت، به برکت هوش خدادای دانست که نجات این کشتی غرقابی فقط و فقط بر اثر کار و زور مجاهدت و مساعی است. خدا می‌داند و خاطر خسته مادر و روح حق‌شناس ما، که یان زن هنرمند با تحمل چه صدماتِ نگفتنی زندگانی ما و خانواده‌ای را که افتخار اداره آن را داشت نجات بخشید، و با خوردن چه خون جگری به ما قیمت کار کردن و رنج بردن را آموخت. من، در نتیجه این تعالیم گرانبها لذت کار کردن و رنج بردن را از دوران طفولیت درک کردم و از همان ایام به سخت‌ترین طرزی که تصور شود تا سن چهارده سالگی، که ابتدای شروع تحصیلم است، رنج‌ها برده و جسما عذاب‌ها تحمل نموده‌ام که اینجا مقام ذکر آن نیست.»                                        شوق خدمت به فرهنگ و ادب ایران چنان بود که هرگونه محن را به جان می‌خرید. شب را به روز می‌دوخت تا مطلبی بنویسد و گرهی را بازگشاید. پختگی قلم، شیوه تحقیق، کثرت آثار بازمانده، از استاد چهره‌ای ماندگار برای تمام اعصار ساخته است. عشق استاد به ایران ستودنی است. به هر نکته‌ای که پرداخت، با هدف احیای تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران بود. و طرح تالیف تاریخ کامل ایران که به همکاری حسن پیرنیا (مشیرالدوله)، سید حسن تقی‌زاده و اقبال آغاز شد، اگر چه به طور کامل به سامان نرسید اما بخش‌هایی که نوشته شد، هنوز از منابع هستند و قابل اعتماد محسوب می‌شود و در این میان تاریخ مغول نوشته عباس اقبال جایگاه ویژه‌ای در عرصه تحقیقات تاریخی دارد. سایر آثار باقی‌مانده از استاد نیز چنین است: تالیفات، تصحیحات متون تاریخ، دواوین شعرا و مقالات چاپ شده که در مجموعه پنج جلدی با تعدادی بالغ بر 280 عنوان مقاله که توسط استاد دبیرسیاقی گردآوری شده و از طرف انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به چاپ رسیده است، گواه صادقی از تلاش استاد در احیای نام ایران و ایرانی است. یاری‌نامه: «زندگی‌نامه و خدمات علمی و فرهنگی دکتر عباس اقبال آشتیانی»، انجمن آثار مفاخر فرهنگی.   ]]> تاریخ و سیاست Wed, 13 Feb 2019 08:01:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271834/تیمورتاش-هزاره-فردوسی-اقبال-نوشت ​معرفی و بررسی «گردشگری مذهبی» در سرای اهل قلم http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271802/معرفی-بررسی-گردشگری-مذهبی-سرای-اهل-قلم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست معرفی و بررسی كتاب «گردشگری مذهبی؛مبانی، رویکردها، راهکارها» چهارشنبه (۲۴بهمن ماه) در سرای اهل قلم برگزار می شود. در این نشست محمد حسین ایمانی خوشخو، مهدیه شهرابی فراهانی، مجید ضرغام بروجنی و شهاب طلایی كتاب «گردشگری مذهبی» را معرفی و بررسی می كنند. نشست معرفی و بررسی كتاب «گردشگری مذهبی؛ مبانی، رویکردها، راهکارها» چهارشنبه ۲۴ بهمن ساعت ۱۶ تا ۱۸ در سرای اهل قلم به نشانی خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، كوچه خواجه نصیر، پلاك ۲ برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 12 Feb 2019 09:28:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271802/معرفی-بررسی-گردشگری-مذهبی-سرای-اهل-قلم میرزا محبعلی خان مترجم اولین کتاب حقوق بین‌الملل به زبان فارسی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271486/میرزا-محبعلی-خان-مترجم-اولین-کتاب-حقوق-بین-الملل-زبان-فارسی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: نصرالله صالحی از جمله پژوهشگرانی است که تمرکز تحقیقاتی خود را بر یک موضوع خاص نهاده‌اند و سال‌هاست در آن حوزه مشغول کشف ناگفته‌ها و مغفول مانده‌ها هستند. او، چنان که خودش در همین گفت‌وگو بیان کرده، سال‌هاست که با همراهی انتشارات طهوری، درگیر انتشار «مجموعه تاریخ ایران و عثمانی» است. جلد هفتم این مجموعه با نام «ملاحظات و محاکمات» که شامل تصحیح دو رساله از میرزا محبعلی‌خان ناظم‌الملک مرندی یکانلو درباره اختلافات مرزی ایران و عثمانی است، او برنده سی‌وششمین جایزه کتاب سال در حوزه تاریخ شد و جایزه خود را از دست حسن روحانی دریافت کرد. همین بهانه‌ای شد تا با صالحی درباره این کتاب گفت‌وگویی داشته باشیم: کتاب «ملاحظات و محاکمات» هفتمین جلد از «مجموعه تاریخ ایران و عثمانی» است. درباره این مجموعه، نحوه شکل‌گیری و چشم‌انداز آینده آن و از اساس اهمیت پرداختن به موضوع روابط ایران و عثمانی توضیح دهید. نخستین شماره «مجموعه تاریخ ایران و عثمانی» به همت انتشارات طهوری در سال 1387 منتشر شد و نهمین شماره آن اکنون در دست چاپ است. پیش از آغاز انتشار این مجموعه، درباره تاریخ روابط ایران و عثمانی کارهایی به صورت کتاب و مقاله از سوی من منتشر می‌شد، اما از سال یاد شده تصمیم گرفتم با پایه‌گذاری مجموعه مزبور آثار مربوط به حوزه تاریخ ایران و عثمانی را به صورت منسجم و هدفدار دنبال کنم. به این معنی که از بین مسائل بی‌شمار مرتبط با تاریخ ایران و عثمانی تنها بر چند مسئله مشخص متمرکز شوم و از طرفی پایه و اساس کار را بر منابع و متون بگذارم. یعنی آثاری که تا پیش از انتشار، برای پژوهشگران ایرانی کاملاً ناشناخته بود. این مجموعه علی‌رغم تنگناها و دشواری‌های پیش­ رو در حوزه نشر به ویژه مسئله فروش منابع و متون که مخاطبان خاص دارد، انشاالله ادامه خواهد یافت. اسباب خشنودی است که آثار منتشره مورد توجه پژوهشگران تاریخ به ویژه دانشجویان تحصیلات تکمیلی قرار گرفته است.   کتاب «ملاحظات و محاکمات» به فرآیند تعیین حدود مرزی ایران و عثمانی پس از امضای عهدنامه دوم ارزنه‌الروم می‌پردازد. درباره ریشه‌های تاریخی شکل‌گیری اختلاف مرزی میان ایران و عثمانی توضیح دهید. چیزی به نام «جنگ» یکی از مسائل مهم و پایدار تاریخ ایران از دوره باستان تا همین دوره اخیر بوده است. جنگ برای دفاع از قلمرو حاکمیت ایران از دوران باستان شروع و به جنگ هشت ساله عراق و ایران ختم می­‌شود. در این تاریخ چند هزار ساله، کشمکش‌­ها و جنگ‌های عثمانی و ایران در زمره طولانی­‌ترین برخوردهای نظامی به حساب می­‌آید. در طول بیش از ششصد سال حکمرانی امپراتوری عثمانی که مصادف با چند سلسله پادشاهی در ایران است، صدها برخورد نظامی کوچک و بزرگ صورت گرفت. حتی برخی جنگ‌ها بیش از یک دهه در عمق وسیعی از مناطق مرزی ادامه یافت. برخی جنگ‌ها به متارکه بدون عهدنامه انجامید و برخی جنگ‌ها با عهدنامه صلح پایان یافت. ای بسا اگر طرف عثمانی به عهدنامه­‌های منعقده پایبند می­‌بود صلح و آرامش در مرزها استقرار می­‌یافت، اما سنت نقض و پاره کردن عهدنامه از دوران عثمانی به عراق دوران صدام به ارث رسید و لذا ایران در مرزهای غربی همیشه در معرض تعدی و تجاوز بود. عهدنامه دوم ارزنه الروم که در 1263 هجری قمری منعقد شد، نخستین عهدنامه‌ای است که با وساطت دو قدرت بزرگ آن دوران یعنی روس و انگلیس بعد از حدود چهار سال مذاکره منعقد شد. به موجب ماده سوم این عهدنامه مقرر شده بود که اختلافات مرزی دو دولت ایران و عثمانی با تشکیل کمیسیونی چهار جانبه با حضور نمایندگان چهار دولت حل و فصل شود. این کمیسیون مشترک تحدید حدود که از  1266 قمری شروع به کار کرد، نزدیک به صد سال در دوره‌های مختلف (از اوایل دوره ناصری تا اواخر دوره رضاشاه) با افت و خیز بسیار به کار خود ادامه داد. مرزهای امروز ایران با ترکیه و عراق به نوعی حاصل این مذاکرات طولانی است.   اختلافات مرزی ایران و عثمانی بعدتر خود را در قالب اختلافات مرزی ایران و عراق بروز داد و در نهایت به جنگ هشت ساله انجامید. بر مبنای متونی از این دست آیا می‌توان نگرشی نو به این اختلافات مرزی به دست آورد؟ در دوران جنگ ایران و عراق و بعد از پایان آن در ایران و خارج از ایران درباره اختلافات مرزی ایران و عراق آثار متعددی به صورت مقاله، کتاب و پایان نامه نوشته و منتشر شد. اگر به منابع بیشتر این آثار نگاه کنید متوجه می‌شود که نویسندگان کمتر به منابع دست اول ارجاع داده‌اند، درست به این علت که بیشتر منابع و متون و به ویژه اسناد مرتبط با حدود ایران و عثمانی هنوز منتشر نشده است. البته در سال‌های اخیر شماری از اسناد و منابع منتشر شده است. به ویژه در ترکیه پژوهش‌های زیادی چه به صورت پایان‌نامه­‌های دانشگاهی و چه به صورت کتاب و مقاله از سوی پژوهشگران این کشور منتشر شده است. اما در ایران نه به انتشار منابع، متون و اسناد مربوط به حدود به صورت جدی توجه شده و نه پژوهش‌های مبتنی بر منابع اصیل انتشار یافته است. البته چند اثر شاخص در این زمینه داریم که باید استثنا کرد. می­‌توان گفت بیش از نود درصد اسناد ارزشمند و بی­‌نظیر مربوط به تحدید حدود ایران و عثمانی در آرشیو وزارت امور خارجه موجود است که هنوز حتی معرفی نشده‌اند. اتفاقاً بیشتر اسناد و رساله­‌های میرزا محبعلی‌خان و فرزندش میرزا جهانگیرخان که یک دوره صد ساله تاریخ تحدید حدود ایران و عثمانی را پوشش می­‌دهند در آرشیو وزارت امور خارجه است. هنوز کاری بر روی آنها نشده است. من در پایان سه کتابی که از این پدر و پسر منتشر کرده‌­ام، فهرست آثار آنها که در وزارت امور خارجه موجود است را آورده‌­ام.   آیا کتابی مانند «ملاحظات و محاکمات» نکته ناگفته‌ای درباره اختلافات مرزی را آشکار می‌سازد؟ کتاب ملاحظات و محاکمات که در زمره یکی از آثار ارزشمند میرزا محبعلی­‌خان ناظم الملک است، حاوی آگاهی‌های تازه زیادی است. جالب اینکه کتاب حاوی داده‌های تازه طرفینی است. به این معنی که نویسنده ادعاهای دو نماینده اصلی دولت عثمانی، درویش پاشا و خورشید پاشا، را عیناً از آثار آنها نقل می‌کند و بعد از ترجمه دقیق آنها به نقد و ردّ آنها می‌پردازد. ما تا کنون با نوشته‌های نمایندگان عثمانی آشنا نبودیم و نمی‌دانستیم آنها بعد از سال‌ها حضور در کمیسیون‌های تحدید حدود در آثار خود چه نوشته‌اند، و چه ادعاهایی کرده‌اند، و از طرفی نمی‌دانستیم رئیس کمیسیون تحدید حدود ایران یعنی میرزا محبعلی خان، در پاسخ آنها چه گفته و چه استدلال‌هایی کرده است. اما خوشبختانه با انتشار کتاب «ملاحظات و محاکمات» در جریان دقیق گفته‌ها و نوشته­‌های آنها قرار می‌گیریم. بد نیست در اینجا اشاره کنم که من در حین تصحیح و پژوهش این اثر با ترجمه فارسی اثر درویش ­پاشا که توسط میرزا جهانگیرخان به فارسی ترجمه شده آشنا شدم و به تصحیح نسخه خطی آن پرداختم. این اثر با عنوان «لایحه تحدید حدود ایران و عثمانی» در سال جاری از سوی انتشارت طهوری منتشر شد. تصویر فرزند نویسنده کتاب ملاحظات و محاکمات   درباره نویسنده کتاب «میرزا محبعلی خان ناظم الملک» چه می‌دانیم؟ میرزا محبعلی­ خان و فرزندش میرزا جهانگیر خان به مدت صد و دو سال در کمیسیون‌های تحدید حدود ایران و عثمانی نقش کلیدی داشتند. این دو یا به عنوان رئیس کمیسیون، و یا به عنوان عضو اصلی و تعیین کننده کمیسیون نقش آفرینی کردند. بنابراین پدر و پسر یک قرن برای دفاع از قلمرو حاکیمت ایران در مرزهای غربی و شرقی ایران، با قدم و قلم نقش ماندگار از خود به جا گذاشتند. ده‌ها سال قدم به قدم همراه با دیگر اعضای کمیسیون تحدید حدود شامل نمایندگان روس و انگلیس و عثمانی هزاران کیلومتر از مرزهای ایران را درنوردیدند. این پدر و پسر ده‌ها رساله و لایحه و هزاران سند درباره روند تحدید حدود ایران در مرزهای شرقی و غربی از خود به جا گذاشتند. با این همه، تا چند سال قبل که برخی از آثار آنها از سوی اینجانب منتشر شد، هیچ شناختی از آنها نبود. حتی در شرح رجال بامداد نیز تنها مختصری درباره میرزا جهانگیرخان آمده و درباره پدرش هیچ مطلبی منتشر نشده است. در سال 1394 مقاله‌ای با عنوان «میرزامحبعلی خان ناظم الملک مرندی یکانلو: دولتمری ناشناخته از عصر ناصری» در فصلنامه تاریخ ایران دانشگاه شهید بهشتی از سوی اینجانب منتشر شد که حاصل چند سال پژوهش بر روی اسناد میرزا محبعلی­‌خان بود. من در سال 1395 کتاب «مجموعه رسائل و لوایح تحدید حدود ایران و عثمانی» اثر میرزا محبعلی­‌خان را منتشر کردم. در سال 1396 اثر دیگر او یعنی «ملاحظات و محاکمات» را به چاپ رساندم. در سال جاری نیز ترجمه اثر درویش ­پاشا به قلم میرزا جهانگیرخان را منتشر ساختم. این سه اثر و برخی نوشته‌های دیگر که در سال‌های اخیر منتشر کرده‌ام، راه را برای شناخت زندگی، آثار و اقدامات این پدر و پسر هموار می‌کند. با این حال، باید کارهای بیشتری انجام گیرد تا بتوان این دو شخصیت مهم و موثر در حوزه تاریخ روابط خارجی ایران به ویژه تاریخ روابط ایران و عثمانی را بهتر شناخت.   از خصوصیات جالب متن میرزا محبعلی خان، آشنایی قابل توجه‌اش با مبانی حقوق بین‌الملل است. آیا او در این زمینه تحصیلاتی داشته است؟ کیفیت این اثر را از منظر حقوقی و در مقایسه با متون هم‌دوره‌اش چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟ در این باره قبلاً در مقاله یاد شده و نیز در مقدمه کتاب محموعه رسائل و لوایح به نکاتی اشاره کرده‌ام. در اینجا به اجمال می‌گویم که میرزا محبعلی­ خان به دلیل درگیر شدن در مسئله تحدید حدود، ناخواسته سر از رشته‌ای به نام حقوق بین‌الملل درمی­‌آورد. می­‌دانیم که او به عنوان رئیس کمیسیون تحدید حدود در معرض مسائل و چالش‌های حقوقی قرار داشته و لذا بنا به ضرورت‌های کاری برای دفاع از حقانیّت ایران در اختلافات مرزی به نوعی سر از حقوق بین الملل درمی‌آورد. از آنجا که تا زمان او اثری دربارة حقوق بین‌الملل به زبان فارسی وجود نداشته، میرزا محبعلی‌­خان به کتابی در «حقوق بین­‌الملل» که از آلمانی به ترکی ترجمه و در استانبول منتشر شده بود، دست می‌یابد و در سال 1269 و 1271 هجری قمری به زبان فارسی ترجمه می­‌کند. این اثر در واقع نخستین کتاب در حقوق بین‌الملل است که به فارسی درآمده است. نسخه خطی هر دو مجلد آن در کتابخانه ملی موجود است.   به طور معمول متونی که به ادوار گذشته تاریخ تعلق دارند از منظر تاریخ ادبیاتی نیز مورد توجه قرار می‌گیرند. آیا کتاب «ملاحظات و محاکمات» از منظر ادبی شاخصه‌ جالب توجهی دارد؟ هر متن چه تاریخی و غیره، متعلق به یک دوره تاریخی است. از این حیث، انتشار هر متن می تواند دریچه‌ای به روی پژوهشگران حوزه تاریخ ادبیات بگشاید. این اصل درباره کتاب یاد شده نیز صادق است. نویسنده کتاب یکی از رجال مطرح دوره ناصری در حوزه روابط خارجی است. میرزا محبعلی ­خان کتاب را بسیار دقیق، فنی و حساب شده نوشته است. هدف او علاوه بر نقد ادعاهای ارضی و مرزی نمایندگان عثمانی، دفاع از قلمرو حاکمیت ایران در سراسر مناطق مرزی از محمره (خرمشهر) تا ماکوست. بنابراین در انتخاب واژه‌­ها، کلمات، تعابیر، اصطلاحات و غیره نهایت دقت را به کار برده است. نویسنده چون به درستی می­‌دانسته که سطر سطر نوشته‌­اش بار حقوقی دارد، بر اهمیت ظرافت زبان در بیان مقصود و مفاهیم به خوبی واقف بوده است. از این رو، سبک نویسنده در نگارش اثر دارای ارزش ادبی و حقوقی است. به ویژه از این حیث که ما در زمینه یاد شده آثار مشابه بسیار کم داریم. البته بیشتر در اسناد و مکاتبات مربوط به روابط خارجی می‌­توان به چنین سبک و سیاقی در نگارش برخورد. نظیر اسناد به جا مانده از قائم مقام، امیرکبیر، و برخی رجال دستگاه دیپلماسی به ویژه وزرای خارجه.   انتشار آثاری نظیر ملاحظات و محاکمات نشان می‌دهد متون بسیاری از ادوار گذشته و به ویژه دوره قاجار ناشناخته مانده‌اند و کمتر مورد توجه هستند. به عنوان پژوهشگر حوزه تصحیح متون و اسناد، میزان و کیفیت توجه به متون دوران قاجار در زمینه تصحیح و انتشار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ بله همین‌طور است که می‌گویید. منابع دست اول زیادی از دوره قاجار هنوز ناشناخته است. البته در سال‌های اخیر آثار خوبی تصحیح و منتشر شده است، با این حال حجم آثار منتشر نشده زیاد است، به ویژه اسناد و مکاتبات مربوط به تاریخ روابط خارجی که در آرشیو وزارت امور خارجه و برخی کتابخانه‌های دیگر وجود دارد که هنوز حتی فهرست آنها منتشر نشده است. تا اینها معرفی و منتشر نشود ما نمی‌توانیم مدعی شناخت تاریخ ایران دوره قاجار باشیم. بسیاری از شخصیت‌های مهم و تأثیرگذار تاریخ ایران در دوره قاجار ناشناخته‌اند. تنها به چند نفر از شخصیت‌های بزرگ اکتفا کرده و مابقی را فراموش کرده‌ایم. مثال بارز آن زندگی همین دو شخصیتی است که در اینجا به آنها پرداختیم. امیرکبیر تنها هشت سال درگیر مسئله تحدید حدود ایران و عثمانی بود، در حالی که میرزا محبعلی­ خان و میرزا جهانگیر خان صد و دو سال درگیر این مسئله بودند. اقدامات و آثار این دو به هیچ وجه قابل مقایسه با امیرکبیر نیست، اما ما تنها به امیر بسنده کرده و این دو و امثال آنها را به کلی از یاد برده ایم. تا منابع، متون و اسناد را شناسایی و منتشر نکنیم نمی­‌توانیم به درک و شناخت درستی از تاریخ ایران دست یابیم. باید از کلی‌گویی، حرف‌های بی­ سند و مدرک و قضاوت­‌های سطحی در پژوهش­‌های تاریخی پرهیز کرد و با انتشار اسناد و مدارک اصیل راه شناخت دقیق و عمیق را هموار کرد.   درباره آثار دیگر خودتان و آثار در دست چاپ و برنامه‌های پژوهشی‌تان هم اگر توضیح بدهید ممنون می‌شویم. چنانکه اشاره کردم انتشار «مجموعه تاریخ ایران و عثمانی» از سال 1387 شروع شده و نهمین مجلد آن در انتظار دریافت مجوز نشر است. مجلد دهم نیز تقریباً به پایان رسیده است. انتشار این دست منابع و متون برای ناشر خصوصی مقرون به صرفه نیست، با این حال انتشارات طهوری که از قدیم دغدغه تاریخ و فرهنگ ایران را داشته و در انتشار متون تاریخی و ادبی همیشه پیشگام بوده با وجود مشکلات پیش­رو در بازار نشر، نسبت به انتشار این دست آثار اهتمام ویژه به خرج داده که جای سپاسگزاری است. در کنار این کارها، از سال 1390 رشته نوشته‌هایی از سوی اینجانب ذیل عنوان کلی «ایران در متون و منابع عثمانی» در مجله وزین گزارش میراث منتشر می‌­شود. تاکنون شانزده شماره به چاپ رسیده و انتشار آن انشاالله ادامه خواهد یافت. به جز اینها یکی دو اثر نیز در ربط با تاریخ و جغرافیای امپراتوری عثمانی منتشر نموده‌ام. از جمله «اطلس عثمانی در اوایل سده بیستم» که با همکاری استاد گرامی جناب آقای علی کاتبی ترجمه کرده و پژوهشکده تاریخ اسلام منتشر کرده است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 12 Feb 2019 05:51:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271486/میرزا-محبعلی-خان-مترجم-اولین-کتاب-حقوق-بین-الملل-زبان-فارسی حس یگانگی در خشم و خروش همگانی زاییده می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271696/حس-یگانگی-خشم-خروش-همگانی-زاییده-می-شود خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- نسیم خلیلی: استاد از کلاس رفتن هراس دارد؛ می‌ترسد برود سر کلاس و مجبور باشد مثل دانشجویان انقلابی‌اش درباره حکومت حرف بزند، شروع می‌کند به حرف زدن با خودش: «سوال بودار می‌کنند و نمی‌توانم جواب بدهم. آقا به نظر حضرتعالی بهترین سیستم حکومتی چیست؟» گویی جواب را نمی‌داند. دوست دارد سر در لاک خود داشته باشد. او را نویسنده نماد روشنفکران غرق در گذشته می‌داند. آنها که از احساسات توده‌ها در روزهای انقلابی می‌ترسند و نمی‌دانند در کجای این تکاپوهای تاریخ‌ساز ایستاده‌اند یا باید بایستند. و به کلاس می‌رود و تصویری که نویسنده از کلاس درس می‌دهد بیش از هر چیز چشم‌اندازی‌ست از آنچه در دانشگاه‌ها می‌گذشته‌است؛ در تب و تاب روزهای منتهی به انقلاب: «نیمکت‌ها انباشته از پسر و دختر. صدای هیاهو. همهمه هول. شروع کرده‌اند. کف کفششان را بر زمین می‌کوبند. چه کنم؟پس صابری کجاست؟ من که آمده‌ام. حالا اگر اینها می‌خواهند کلاس را تعطیل کنند بکنند. به من چه؟ باید بروم. باید زودتر خودم را به در برسانم. صابری را چه کنم؟ مددی را؟می‌گویند کلاس را تعطیل کرد. نه. می‌ایستم. نه. می‌نشینم. همین‌جا. شرق‌شرق‌شرق. ترق‌ترق‌ترق. می‌کوبند. موزون. مثل زنجیر‌زدن و سینه‌زدن توی دسته در شب عاشورا. وای حسین کشته‌شد! وای حسین کشته شد!» هرمز شهدادی در مهم‌ترین اثر داستانی‌اش، «شب هول»، تب و تاب روزهای انقلاب را در دانشگاه ترسیم می‌کند، به رساترین شکل، تشبیه فضای احساسی و ملتهب کلاس به عاشورا، به لحاظ سمبولیک اهمیت معرفت‌شناسانه درخور تاملی دارد؛ گویی نویسنده تعمدا می‌خواهد به بحران‌های روزهای منتهی به انقلاب باری عاطفی و حماسی بدهد. او در این تکاپوها بخشی از تاریخ اجتماعی روزهایی را می‌نویسد که به یک اتفاق سیاسی بزرگ انجامید: انقلاب. از باطوم به دست‌های مستقر در محوطه دانشگاه می‌نویسد از اینکه اگر به کلاس‌های شلوغ از همهمه شعار و اعتراض حمله کنند، بر تن هر کس که سر راه‌شان باشد باطوم می‌زنند. بعد به گذشته سر می‌خورد؛ گویی در اعتراض و رنجی که در اطرافش می بیند نوعی توالی تاریخی را جستجو می‌کند:   «اغلب با پا کوبیدن شروع می‌کنند. ما چطور شروع می‌کردیم؟ همین‌طور. هو هم می‌کشیدیم. شعار هم می‌دادیم. شعر هم می‌خواندیم.» بعدتر از ترس می گوید، حال و احوالی که آدم های محتاط در روزهای بحران زده انقلابی تجربه می کنند؛ راوی استاد دانشگاه است، یک فرهیخته کوچک و مغبون، نماینده روشنفکران سردرگم آن روزها: «وحشت همیشه با ماست. مثل خدا که همیشه با ماست. باورمان نمی شود که می شود نترسید. همان طور که باورمان نمی شود که می شود خدایی نباشد. حتی تصورش برایمان مشکل است. لاک‌پشت بدون لاک تاب هوا را هم ندارد. و ترس ما لاک ماست. پوسته‌ای سخت است که از فضای بیرون، از هوای بیرون و از نفس آدم‌های بیرون جدایمان می‌کند. همیشه محتاطیم. به کوچک‌ترین حرکت ناآشنایی سرمان را می‌دزدیم و در درون پوسته ترس پنهان می‌شویم. نفوذناپذیر و جامد.در درون این قشر ضخیم است که کابوس‌هایمان عذابمان می‌دهد. در درون این قشر ضخیم است که بیداریم، می‌بینیم، می‌شنویم، و همه گمان می‌کنند که سنگیم، نمی‌بینیم، نمی‌شنویم، خوابیم. و یا اگر خیلی هوشیارمان بپندارند، فکر می‌کنند پذیرفته‌ایم.» و کمی جلوتر شخصیتی به مخاطب معرفی می شود به نام هادی، او می‌خواهد از ترس‌ها عبور کند و به حال و هوای انقلاب بپیوندد، می‌خواهد به آینده فکر کند و از آرامشی که کتاب و بورژوازی برایش به ارمغان آورده‌است، رها شود: «یک روز چشم‌هایم را باز کردم و دیدم که اگر دیر بجنبم من هم نابود خواهم شد. من هم یکی از افراد نسل خودم خواهم شد که نسل بی ریشه‌ای‌ست. ما نه با گذشته ارتباط داریم و نه با آینده. خوانده‌هایمان ناقص و پراکنده است. هیچ‌کدام آن آگاهی اجتماعی لازم را ایجاد نمی‌کند. چه فرقی میان زنجموره این خواننده‌های رادیو است و آه و ناله فلان شاعر یا داستان‌نویس؟ شرایط بحرانی جامعه در کدام اثر هنری متداول بازگو شده‌است؟ بالاخره به این نتیجه رسیدم که باید یک بار و برای همیشه از گذشته دست بردارم. باید با شناخت تازه‌ای که به دست آورده‌ام، ذره‌ذره، جزء به جزء شرایط محیط، روابط اجتماعی، و خلاصه همه وجوه حیات فردی و جمعی خودم را تجزیه و تحلیل کنم و آن گاه محصول فعالیت نظری را در عمل به کار ببرم. محک و معیار دیگری نیست. خوشبختانه راه درست را زود پیدا کردم، راه عمل را. راهی که پر از دشواری و سختی است اما به پاداشش می‌ارزد. راهی که یقین دارم گام نهادن در آن جز برای آنان که سراپا ایمان باشند میسر نیست. ایمان به عمل. ایمان به آینده روشن. ایمان به زندگی آزاد و برابری همگان.» چنانچه کاملا پیداست نویسنده روایت در این تکه‌ها هم تصویر روشن و کاملی از فضای فکری‌ای را ترسیم می‌کند که در روزهای انقلابی، مشهود بوده‌ است، غلبه احساسات و المان‌های قدسی‌ای همچون ایمان بر کتاب‌ها و آموزه‌های پیشین؛ کوشش برای طرحی نو درانداختن که گویی با تمسک به آنچه از پیش در ذهن داشته اند، امکان‌پذیر نبوده‌است؛ از این رو «شب هول» هرمز شهدادی، یک تصویر رسا از جامعه‌ای انقلابی و آدم‌های موثر در آن است. این رویکرد را در این تکه از روایت هم می‌توان یافت؛ وقتی آدم‌های به شدت انقلابی از احساسات عاشقانه هم می‌گریختند مبادا بندی شود بر پای عمل‌شان: «باید میان او و عمل یکی را انتخاب می‌کردم. نمی‌شد. محال بود بشود با زن و بعد هم بچه کار کرد. هنوز هم دوستش می‌دارم. هنوز هم در خواب، وقتی تسلط بر احساسات میسر نیست او را می بینم و با او همدم می شوم. اما مجبور بودم. درست است که فهمید و قبول کرد، اما صدای هق‌هقش هنوز در گوشم مانده است. نمی شد. جابرزاده یادت می‌آید؟ همدوره ما که در رشته قضایی بود. تا چهارسال همه خیال می‌کردند ازدواج کرده‌ است. از بس حلقه انگشتری‌اش را نشان می‌داد و از دست زن و بچه پیش این و آن شکایت می‌کرد. راستش با عمل ازدواج کرده بود. نه زنی داشت و نه بچه‌ای. حقیقتش همین است. نمی‌شود با هر دو ازدواج کرد.» و راوی جابرزاده را به یاد می‌آورد و به مخاطب می‌شناساندش تا یادآور تیپ محبوب انقلابی آن سالها باشد، جابرزاده: «جابرزاده را می‌شناختم. کوتاه‌قد بود و همیشه می‌خندید. مذهبی بود. گاهی قرائت قرآن هم درس می‌داد و صوت قرآن خواندنش گوش‌نواز بود. خبر درگیری و در بند شدن‌اش را در روزنامه خوانده بودم.» در مجموع باید گفت «شب هول» را هرمز شهدادی برای نقد و تحلیل روشنفکران ایرانی در سال‌های منتهی به انقلاب می‌نویسد، با لحنی گزنده و تلخ، رنجور از بی‌عملی روشنفکران در برابر عمل‌گرایی چریک‌ها و مذهبیون؛ و در کنار این هدف او به هدف تاریخ‌مند بزرگتری هم دست می‌یابد: نگارش ریز به ریز تاریخ اجتماعی انقلاب، روایتی که صحنه‌های تظاهرات را هم بازسازی می‌کند، با زبانی نمادین و معرفتی ژرفانگر: «از جلو دانشکده ادبیات به راه افتاده‌ بودند. تعدادشان وقتی به جلو دانشکده فنی رسیده بودند، چندین‌برابر شده بود. صحن دانشکده حقوق را تماما پر کرده بودند. تظاهرات خود به خود. مثل گلوله کوچکی که از فراز قله کوه برف پوشیده‌ای سرازیر می‌شود و تا به دامنه و به ته دره برسد توده بهمن عظیمی می‌شود. آدم را در خود فرو می‌برد. داد و فریادها، شعارها تو را در گردابی ژرف می‌اندازد. ترس اندک‌اندک از تن می‌ریزد. پوست می‌شکفد. دمل‌های چرکین هزارساله سر باز می‌کنند. در جنجال بخار می‌شوند. فردیت از میان می‌رود. حس یگانگی در خشم و خروش همگانی زاییده می‌شود. حس یگانگی وقتی بیشتر می‌شود که کامیون‌ها سر می‌رسند. سربازان گارد را در جلو هر دانشکده پیاده می‌کنند. اینان سراپا مجهزند. کاسکت‌هایی بر سر دارند که صورتشان را در نقاب می‌پوشاند. سپرهایی به دست دارند که اندامشان را مخفی می‌کند. هر یک باطومی در دست دارند. هیچ‌کدام نگاه نمی‌کنند. هیچ‌کدام نمی‌شنوند. گوش نمی‌دهند. ندیدن و نشنیدن اجرای وظیفه شان را آسان می‌کند. فقط افسرهای فرمانده می‌بینند. فقط افسرهای فرمانده می‌شنوند. چشم‌هایشان دانشجو را می‌پاید. گوش‌هایشان چسبیده به سطح واکی‌تاکی‌هاست. با دستگاه بیسیم به مرکز وصل شده‌اند. مرکز سرنخ را می‌کشد. و ناگهان به راهشان می‌اندازد. می‌دوند. باطوم‌ها را می‌چرخانند. بی‌مهابا فرود می‌آورند. مهم نیست به کجا. مهم نیست به چه کس. تاریخ است که می‌زند. تاریخ است که سر می‌شکند. دست و پا خرد می‌کند...» ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 16:21:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271696/حس-یگانگی-خشم-خروش-همگانی-زاییده-می-شود هویت فرهنگی ملت‌ها با هنر آنها پیوند خورده است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271767/هویت-فرهنگی-ملت-ها-هنر-پیوند-خورده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی سی و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر؛ متن پیام صالحی به این جشنواره چنین است: هویت فرهنگی ملت‌ها با هنر آنها پیوند خورده است؛ جشنواره تئاتر فجر فرصتی مغتنم است تا تلاقی و ارتباط میان سلیقه‌ها و پیرنگ‌های مختلف به بار نشیند و هویت کلان فرهنگی ایران اسلامی را به نمایش گذارد.   تئاتر هنر زنده است، هنر زندگی است، زاویه‌های مختلف زیست فرهنگی ایرانی در مواجهه با زیباشناسی فاخر هنرمندان این سرزمین در میدان گفتگو با دیگر فرهنگ‌ها می‌آید تا توانش عظیم فرهنگی غنی ایرانی را برای تعامل و گفتگوی سازنده با جهان تصویر کند.   و اینک زندگی در صحنه‌های جشنواره‌ای با بازنمای تجربه‌های زیسته، نمایشی با شکوه از همدلی میان خود و دیگری را به تماشا می‌گذارد.   در جشن چهل سالگی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و سی و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، سپاس مند هنرمندان این سرزمین‌ام که جمال و کمال هنر را با مفاهیم انسانی و آرمانی آمیخته اند و تعالی جان انسان ها و پیشرفت ایران اسلامی را همت خویش داشته‌اند و زبان هنر و نمایش را، زبان گفتگوی فرهنگی با جهانیان ساخته‌اند.   سی و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند از 22 بهمن تا 4 اسفند برگزار خواهد شد. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 10:05:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271767/هویت-فرهنگی-ملت-ها-هنر-پیوند-خورده توزیع بیش از ۱۷ هزار محصول فرهنگی با موضوع انقلاب اسلامی در راهپیمایی ۲۲ بهمن http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271765/توزیع-بیش-۱۷-هزار-محصول-فرهنگی-موضوع-انقلاب-اسلامی-راهپیمایی-۲۲-بهمن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی،ایستگاه‌های سازمان فرهنگی هنری در راهپیمایی ۲۲ بهمن، فعالیت خود را آغاز کردند. ایستگاه‌های ویژه سازمان فرهنگی هنری در مسیر راهپیمایی ۲۲ بهمن با عنوان کلی «ایران ما انقلاب ما» و با رویکرد «تقویت هویت انقلابی» در ۷ نقطه از مسیر برپا شده است و  تا پایان راهپیمایی ۲۲ بهمن، میزبان شهروندان است.   این ایستگاه‌ها با هدف گرامی‌داشت ایام‌الله دهه فجر با حضور خانواده و چهره‌های برتر فرهنگی، هنری و ورزشی انقلاب اسلامی و آشنایی نسل جوان با دستاوردهای فرهنگی هنری انقلاب اسلامی برنامه‌های ویژه‌ای را برگزار می‌کند.   عکس یادگاری با کیک چهل سالگی انقلاب اسلامی و انتشار آن در فضای مجازی، دادخواهی کودکان از حکام ظالم با طراحی یک دادگاه نمادین، اجرای گریم پرچم جمهوری اسلامی ایران روی صورت راهپیمایان و به نمایش گذاشتن اینفوگرافی دستاوردهای انقلاب اسلامی،شعارنویسی دیواری، کارگاه هنری،روایتگری انقلاب، اجرای موسیقی، اجرای سرودهای انقلابی توسط گروه‌های دانش‌آموزی، اجرای مسابقه، نمایش میدانی عروسک‌های غول‌پیکر از جمله برنامه‌هایی است که در ۵ ایستگاه سازمان فرهنگی هنری در حال برگزاری است.   همچنین بیش از ۱۷ هزار محصول فرهنگی با موضوع انقلاب اسلامی که توسط سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران تولید شده، در راهپیمایی ۲۲ بهمن بین شهروندان توزیع می‌شود.   نشانی ایستگاه‌های سازمان فرهنگی هنری   برای استفاده از مجموعه برنامه‌های فرهنگی هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران می‌توانید به ایستگاه‌های زیر مراجعه کنید: ضلع شمالی میدان انقلاب اسلامی خیابان انقلاب اسلامی، نبش خیابان ۱۶ آذر خیابان آزادی، جنب ایستگاه متروی استاد معین خیابان انقلاب اسلامی، نبش خیابان فلسطین خیابان آزادی، جنب دانشگاه صنعتی شریف «ایستگاه رادیو تهران»   همچنین دو ایستگاه نیز به صورت نگاه‌گذر در مسیر راهپیمایی برپاست.   برنامه‌های راهپیمایی ۲۲ بهمن تا اقامه نماز ظهر و عصر ادامه خواهد داشت. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 08:28:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271765/توزیع-بیش-۱۷-هزار-محصول-فرهنگی-موضوع-انقلاب-اسلامی-راهپیمایی-۲۲-بهمن تاریخ مردم ایران در آیینه‌ آثار عبید زاکانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271764/تاریخ-مردم-ایران-آیینه-آثار-عبید-زاکانی به گزارش  خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) هفتمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ عبید زاکانی در روز چهارشنبه ۲۴ بهمن به بررسی و تحلیل «تاریخ مردم ایران در آیینه‌ی آثار عبید زاکانی» اختصاص دارد. در این نشست که ساعت ۱۶:۳۰ برگزار می‌شود دکتر داریوش رحمانیان، استاد تاریخ دانشگاه تهران سخنرانی می‌کند. آثار عبید زاکانی برای پژوهش در جنبه‌هایی از تاریخ مردم ایران روزگار پس از مغولان اهمیت و ارزش ویژه‌ای دارند. با رجوع به آثار او و بررسی روشمند شواهد و داده‌های مندرج در آن‌ها می‌توان سویه‌ها و گوشه‌هایی از تاریخ اجتماعی ایران آن روزگار را تا حدودی از تاریکی درآورد. برای نمونه آثار عبید برای پژوهش در تاریخ اخلاقی ایران، ارزش یگانه و منحصر به فردی دارند و با رجوع به آن‌ها می‌توان تصویر روشن‌تری از شرایط اخلاقی جامعه‌ی ایران روزگار پس از مغولان به دست داد.   مرکز فرهنگی شهرکتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ سوم است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 08:11:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271764/تاریخ-مردم-ایران-آیینه-آثار-عبید-زاکانی کتابگردی در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271763/کتابگردی-راه-پیمایی-۲۲-بهمن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، ویژه برنامه‌های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در راه‌‌پیمایی پر شکوه ۲۲ بهمن با شعار «ایران ما، انقلاب ما» از نخستین ساعات چهلمین حضور پر شکوه مردم آغاز شده است.   چهار دستگاه اتوبوس کتابگرد هدهد که چندی پیش در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران افتتاح شد در طول مسیر راهپیمایی به شهروندان ارائه خدمات می‌کند و پرده‌خوانی کتاب و قصه‌گویی برای کودکان از جمله برنامه‌های آن خواهد بود.   سازمان فرهنگی هنری چهار دستگاه اتوبوس را به صورت کتابخانه سیار تجهیز کرده‌ است که در هر دستگاه اتوبوس بین ۴ تا ۵ هزار جلد کتاب موجود است. کتاب‌ها به صورت موضوعی انتخاب شده‌اند. این اتوبوس‌ها در طول سال در مناطق مختلف شهر تهران با توجه ویژه به مناطق جنوبی شهر تهران به حرکت خود ادامه می‌دهند. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 07:57:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271763/کتابگردی-راه-پیمایی-۲۲-بهمن «سینما و انقلاب» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271772/سینما-انقلاب-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، این شماره فصلنامه که به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی منتشر شده، شامل چندین فصل و ده ها مقاله است. در این فصلنامه، برای اولین بار فیلمشناخت سینمای انقلاب گردآوری و در اختیار پژوهش گران سینمای ایران قرار گرفته است. بررسی فیلم های مرتبط با انقلاب در اولین دهه انقلاب و همچنین کلیت سینمای انقلاب در سه دهه بعد، از دیگر فصل های این مجموعه است. علاوه بر این، میزگرد مفصل «بر هم کنش انقلاب اسلامی و سینمای ایران» با حضور فیلمسازان و کارشناسان فرهنگی برگزار شده که طی آن به ابعاد مختلف و تاثیرات متقابل سینما و انقلاب و بررسی تاریخچه و چگونگی ورود مضامین انقلابی به سینمای ایران پرداخته شده است.   از دیگر مباحثی که در این فصلنامه می‌خوانید، بررسی آثار سینمایی انقلاب‌های سایر کشورهای جهان پرداخته شده است.   همچنین فیلمنامه کامل فیلم «نبرد الجزیره» یکی از فیلم های شناخته شده سینمای انقلابی جهان، در این شماره از فصلنامه فارابی در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.   فصلنامه سینمایی فارابی، به مدیرمسئولی علیرضا تابش و سردبیری دکتر مسعود نقاش زاده منتشر شده است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 07:55:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271772/سینما-انقلاب-منتشر تامل در مجال‌های ظهور و حضور پیامبر در رمان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271762/تامل-مجال-های-ظهور-حضور-پیامبر-رمان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۲۳ بهمن ساعت ۱۶:۳۰ به «تامل در مجال‌های ظهور و حضور پیامبر در رمان با تکیه بر قرآن» اختصاص دارد که با حضور  ابراهیم اکبری‌دیزگاه، امیر خداوردی، مجید قیصری و مهدی کفاش برگزار می‌شود کار رمان‌نویس، اندیشیدن و خیره‌ شدن به چهره‌ی انسان از مناظر و مرایای گوناگون است، به هر میزان انسان متعالی، مقدس، پیچیده و دارای تجربیات وحیانی باشد، اندیشیدن و خیره‌شدن به چهره‌ی او دشوارتر و گاه حتی گمراه‌کننده است. از این رهگذر قرآن حکیم بهترین و متقن‌ترین متنی است که می‌تواند راهنمای نویسنده برای بازخوانی زندگی پیامبر و ماخذ ارزشمندی برای رسول‌اندیشی باشد.   مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم است. این نشست با همکاری دبیرخانه‌ی جشنواره‌ی خاتم تشکیل می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 07:52:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271762/تامل-مجال-های-ظهور-حضور-پیامبر-رمان جشن تولد٤٠ نويسنده اهل قلم انقلابی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271761/جشن-تولد٤٠-نويسنده-اهل-قلم-انقلابی به گزارش  خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به مناسبت فرارسیدن سالروز 40 سالگی پیروزی انقلاب اسلامی، جشن تولد 40 نویسنده و اهل قلم که متولد سال 1357 هستند در سرای محله انقلاب با مشارکت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران، شهرداری منطقه 11 تهران، موسسه دارالفنون و خانه کتاب برگزار شد. در جشن تولد٤٠ سالگی ٤٠ نويسنده اهل قلم، احمد مسجد جامعی عضور شورای شهر تهران، نصرالله آبادیان شهردار منطقه 11، مهرشاد کاظمی معاون فرهنگ و رسانه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران، نیکنام حسینی پور مدیر عامل خانه کتاب و محمد مهدی تدین مدیر عامل موسسه دارالفنون و 40 نویسنده اهل قلم که متولد سال 1357 هستند به میزبانی شهرداری ناحیه 1 منطقه11 در سرای محله انقلاب حضور داشتند.  شهردار منطقه 11 ضمن خوشامدگویی و تبریک ایام الله دهه فجر گفت: برگزاری این مراسم در محله انقلاب که یادآور خاطرات روزهای تلخ و شیرین انقلاب اسلامی است را به فال نیک می‌گیریم و از مدیریت محله و شورایاری محله انقلاب می‌خواهیم تا برای زنده نگه داشتن فرهنگ انقلاب و خاطرات آن برای نسل جدید تلاش بیشتری کنند. وی در ادامه با بیان اینکه امروزه شاهد پیشرفت چشم‌گیری در حوزه‌های مختلف فرهنگی و هنری هستیم؛ عنوان کرد: انقلاب ما، انقلاب فرهنگی بود چرا که در طول این 40 سال شاهد پیشرفت‌های فرهنگ و هنر ایرانی در سطح‌های بین‌المللی هستیم به گونه‌ای که جشنواره‌ها و نمایشگاه‌هایی با عناوین تئاتر، موسیقی، فیلم، کتاب و آثار هنری در شهرهای کوچک و بزرگ میهن اسلامی در حال برگزاری است و دستاوردهای این عرصه در حوزه بین‌المللی و جهانی باعث درخشش نام میهن ما بوده است که همه این عزت را مدیون جمهوری اسلامی هستیم. آبادیان در ادامه اضافه کرد: اگر امروزه در نویسندگی و ترجمه کتاب دارای نام و نشان هستیم، این را مدیون انقلاب اسلامی می‌دانیم چرا که قبل از آن هرگز شاهد حضور پر افتخار فرهنگ و هنرمان در جهان نبودیم لذا وظیفه ما قدردانی و حمایت از هنرمندانی است که نام ایران را در جهان با فرهنگ و هنر اصیل ایرانی نگاه داشتند. در ادامه احمد مسجدجامعی به گفت و گو با نویسندگان پرداخت و ضمن ابراز خرسندی از حضورش در میان فرهیختگان فرهنگ و هنر ایرانی عنوان کرد: آدم الشعرا رودکی بوده است که اولین شاعر رسمی کشور است و باید که نام او را در تمامی جلساتی که به نام فرهنگ و هنر ایران است به بزرگی یاد کنیم. عضو شورای شهر تهران در ادامه با بیان این نکته که برگزاری چنین نشست‌هایی در محدوده خیابان انقلاب که 80 درصد آثار فرهنگی کشور در آن تولید می‌شود، کار پسندیده‌ای است گفت: امروز کنار هم هستیم تا 40 سالگی شما نویسندگان را به مناسبت 40 سالگی انقلاب اسلامی گرامی داریم و بتوانیم با شناخت تبار و فرهنگ اصیل و تاریخیمان، رهرو خوبی برای آیندگان باشیم. وی در پایان سخنانش گفت: باید تلاش کرد تا سال‌های آتی نیز این دست برنامه‌ها ادامه‌دار باشد و از فرهیختگان بیشتری تقدیر به عمل آوریم و باشد که همه ما بتوانیم خدمتگزار مردم، آیین و فرهنگ و تاریخ کشورمان باشیم. پس از سخنان عضو شورای شهر تهران در جمع نویسندگان، مهرشاد کاظمی معاون فرهنگ و رسانه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران به بیان سخنانی در تقدیر و تجلیل از زحمات نویسندگان و اهالی قلم پرداخت و گفت: خدا را شاکرم که جشنواره‌ها و نمایشگاه‌های آثار فرهنگی باوجود دسیسه‌ها و دشمنی دشمنان فرهنگ و هنر این مرز و بوم در امنیت کامل و آرامش در حال برگزاری است و هر سال با درخشش بیشتری به تولید آثار می پردازیم. کاظمی عنوان کرد: با همکاری شهرداری منطقه11 و موسسه دار الفنون که پیشرو امور فرهنگی هستند و شهردار این منطقه که دغدغه‌مند این حوزه است توانستیم طرح جشن تولد 40 سالگی 40 نویسنده اهل قلم را برگزار کنیم که در این مرحله با بررسی شاخص‌های مختلف، 40 نفر از 357 نویسنده که متولد سال 1357 بودند را با بررسی برخی شاخص‌ها با مشارکت خانه کتاب انتخاب کردیم و امیدواریم در آینده شاهد حضور افراد بیشتر و افزایش تعداد و هنرنمایی هنرمندان اثرگزار باشیم. در ادامه این برنامه که به مناسبت سالروز 40 سالگی انقلاب اسلامی برگزار شد کلیپی با موضوع 40 سال دستاورد مقتدرانه جمهوری اسلامی در عرصه‌های مختلف به نمایش گذاشته شد و برنامه‌های فرهنگی اعم از تک خوانی اشعار حماسی و اجرای موسیقی انقلابی اجرا شد. در انتهای این جشن، نیکنام حسینی پور، مدیر عامل خانه کتاب ضمن خوش آمدگویی به هنرمندان و مدعوین با بیان اینکه پس از انقلاب اسلامی بیش از 1230000 جلد کتاب به ثبت رسیده است گفت: این تعداد در مقابل 400 اثر ثبت شده قبل از انقلاب بیانگر پیشرفت بزرگی در عرصه فرهنگ و هنر کشور است. وی افزود: بیش از 99 هزار عنوان کتاب در سال 96 تالیف و ترجمه و ویراستاری شده است که نشان دهنده حرکت انقلابی به سمت و سوی فرهنگی است. حسینی پور با بیان آمار کتاب و پدید آوردندگان ادامه داد: بیش از 400.000 پدیدآورنده اثر وجود دارد که 18.000 نفر آنها در خانه قلم به ثبت رسیده اند و 60 درصد آنها متولد تهران هستند که این نشان دهنده ظرفیت فرهنگی بالای اهالی قلم است. مدیر عامل خانه کتاب گفت: برای 17.000 ناشر پروانه صادر شده است که 70 درصد آنها ساکن تهران هستند و پس از تهران، قم و خراسان جایگاه دوم و سوم ناشران را دارند. حسینی پور با بیان اینکه قبل انقلاب تنها 3 درصد زنان اهل نویسندگی و کتاب و قلم بودند عنوان کرد: پس از انقلاب با حمایت‌های جمهوری اسلامی از زنان در عرصه‌های مختلف امروزه 30 درصد زنان اهل قلم هستند. مدیر عامل خانه کتاب در جشن 40 سالگی 40 نویسنده از اهالی قلم و هنر در سرای محله انقلاب عنوان کرد: در سال 1362 جشنواره کتاب سال جمهوری اسلامی پایه‌گذاری شد که تا کنون همه ساله در تمامی دوره‌ها به جز 2 الی 3 دوره شخص رییس جمهور در نشست‌ها حضور داشته‌اند که این بیانگر اهمیت فراوان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی به موضوع فرهنگ و هنر کتاب و کتاب خوانی در کشور است که در این دوره‌ها بیش از 631 نفر منتخب و برگزیده شدند و از 900 تن نیز تقدیر به عمل آمد. در انتهای این نشست پس از اتمام سخنرانی مدیران، کیک تولد 40 سالگی 40 نویسنده متولد سال 1357 که از اهالی قلم و نویسندگی بودند توسط فرزند شهید ابوالقاسمی از شهدای انقلاب اسلامی که همسرش فعال در حوزه حفظ و نشر آثار امام(ره) بودند بریده شد و توسط مسئولین حاضر در نشست با اهدای جایزه و تندیس 40 سالگی از 40 نویسنده تجلیل به عمل آمد. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 07:44:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271761/جشن-تولد٤٠-نويسنده-اهل-قلم-انقلابی هر چه به ۲۲ بهمن نزدیک می‌شویم، اخبار درهم تنیدگی بیشتری دارند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271628/۲۲-بهمن-نزدیک-می-شویم-اخبار-درهم-تنیدگی-بیشتری خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهام عدیمی: انقلاب اسلامی ایران در سال‌های پس از آن، همواره یکی از سوژه‌های پژوهشگران ایرانی و خارجی در حوزه‌های مختلف بوده است، چرا که تاثیرات داخلی و بین‌المللی آن تا امروز در بسیاری از اتفاقات منطقه و حتی جهان قابل توجه بوده است. همین مساله سبب شده تا منابع و مستندات مربوط به این واقعه اهمیت ویژه‌ای برای پژوهشگران داشته باشد. منابعی که باید بی‌طرفانه در دسترس محققان و علاقه‌مندان قرار گیرد تا تحلیل‌ها تا حد امکان به‌دور از غرض‌ورزی انجام شود. افراد، نهادها، موسساتی مانند بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، کتاب «هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی» را به همت غلامرضا کرباسچی منتشر کرده‌اند یا «روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی» به کوشش باقر عاقلی در این سال‌ها گردآوری شده یا برخی به انتشار اطلاعات و مستندات تاریخی دست زدند. حوزه هنری هم یکی از مراکزی به‌شمار می‌آید که از سال ۱۳۷۱ و با تاسیس دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، نخستین برنامه خود را تدوین «روزشمار انقلاب اسلامی» قرار داده است. این دفتر بازه زمانی یکم فرودین ۱۳۵۶ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ را به‌منظور انتشار مستندات در نظر گرفته که ۲۲ ماه و ۲۲ روز شمارش شده است. میرزا باقر علیان‌نژاد، مدیر واحد تدوین تاریخ انقلاب در دفتر ادبیات انقلاب اسلامی و نویسنده روزشمار انقلاب اسلامی در گفت‌وگویی با ایبنا، درباره این روزشمار توضیح داده و خبرهایی از به پایان رسیدن مراحل تدوین آن داده است.   برنامه کاری این روزشمار چطور آغاز شد و ادامه یافت؟ برای آغاز کار این روزشمار نیاز به جمع‌آوری اطلاعات بود. این کار از سال ۷۱ تا ۷۶ انجام شد و از نشریات داخلی مثل کیهان، اطلاعات، آیندگان، رستاخیر و دیگر نشریات آن دوره فیش‌برداری شد. با این حال نشریات خارج از کشور هم درباره رویداد انقلاب ۵۷ مطالبی منتشر کردند که با توجه به لزوم گردآوری آن‌ها، نشریاتی مثل تایم، نیوزویک، اشپیگل و هر کدام از دیگر نشریات خارجی که به حوادث ایران می‌پرداختند، بررسی و مطالب آن‌ها انتخاب، ترجمه و به بانک اطلاعات اضافه شد. بخشی دیگر از منابع هم نشریات پس از انقلاب بودند. نشریاتی مثل یاد و حضور که به مسائل دوره انقلاب می‌پرداختند و به جز این موارد،‌ بولتن‌های محرمانه خبرگزاری پارس (ایرنا) که اخبار محرمانه، عادی یا شنودهایی که رادیوهای بیگانه آن روز مثل بی‌بی‌سی را در خود داشتند به فیش‌برداری و به منابع اضافه شد. بخش دیگری از منابع ما را کتاب‌هایی تشکیل می‌داد که پس از انقلاب درباره انقلاب منتشر شده بودند که شامل اسناد، خاطرات و موضوعات مختلف روزشمار بود. مثلا تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد استفاده شد و در واحد زبان تعدادی از منابع مثل چارلز کورزمن و سپهر ذبیح هم فیش‌برداری شد که در مقاطعی نیاز داشتیم از آن‌ها هم بهره برداریم. همچنین از خاطرات شاپور بختیار، کتاب شاه، پرویز ثابتی یا ازهاری و زاهدی هم استفاده شده است.   براساس این منابع، حدود ۲۲۰ هزار فیش از منابع آشکار و مخفیانه تهیه شد. بخشی از منابع مخفیانه مثل «انقلاب اسلامی و اسناد ساواک» در ۲۵ جلد، مجموعه ۸۰ جلدی «یاران امام به روایت اسناد ساواک» یا «رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک» بودند که بانک اطلاعاتی ما را تشکیل می‌داد. در روزشمار هم اول اخبار نشریات قرار دارد، سپس اسناد ساواک و پس از آن هم خاطرات افراد است که بتوانند در کنار هم نمایی از انقلاب را به مردم نشان بدهد. با گردآوری این تعداد فیش، نگارش «روزشمار انقلاب اسلامی» از سال ۷۶ به‌صورت توصیفی آغاز شد که از جلد یک تا هشت را پرویز سعادتی نگارش کرد و از جلد نهم به بعد برعهده من قرار گرفت. جلد اول تا هشتم از یکم فروردین ۱۳۵۶ تا آذر ۵۷ را دربرمی‌گیرد و جلد ۹ به بعد وقایع آذر تا ۲۲ بهمن است. مساله اعتصاب مطبوعات که از ۱۴ آبان تا ۱۶ دی ماه ۱۳۵۷ اتفاق افتاد، باعث شده تا متن اصلی روزشمار که بیش از نیمی از اطلاعات و مستندات (حدود ۶۰ درصد مطالب) آن از نشریات گردآوری می‌شد، کاهش یابد و حجم روزشمار پایین بیاید اما پس از آن یعنی ۱۵ روز اول دی‌ماه یک جلد شد، ۷ روز بعدی هم یک جلد، پس از آن هم هر سه یا چهار روز با توجه به حجم وقایعی که در کشور رخ می‌داد یک یا دو جلد می‌شد. جلد ۱۴ «روزشمار انقلاب اسلامی» که وقایع ۵ تا ۸ بهمن ۱۳۵۷ را دربردارد، سال ۹۳ منتشر شد، اما جلد ۱۵ که از ۹ تا ۱۱ بهمن است هنوز به چاپ نرسیده است. یکی از دلایل این تاخیر چند ساله این است که می‌خواستیم اطلاعات جدید را هم به مقطع دهه فجر اضافه کنیم، از طرف دیگر، انتشارات هم به مشکل خورد و دو سه سال است با این‌که انتشار این کتاب‌ها در دستور کار قرار دارد، اما به چاپ نرسیده‌اند. جلد ۱۶ «روزشمار انقلاب اسلامی» مطالب مربوط به ۱۲ تا ۱۴ بهمن‌ماه ۱۳۵۷ است؛ جلد هفدهم، مربوط به ۱۵ تا ۱۷ بهمن‌ماه ۱۳۵۷ می‌شود.‌ جلد هجدهم هم اسناد و مستندات ۱۸ و ۱۹ بهمن را دربرمی‌گیرد، جلد نوزدهم، مستندات ۲۰ و ۲۱ بهمن است و جلد نهایی که جلد بیستم است، روز ۲۲ بهمن را روایت می‌کند. سال ۵۶ و ۵۷ را به این دلیل انتخاب کردیم که اول سال ۵۶ هویدا، نخست‌وزیر بود (۱۳ سال نخست وزیری)، آموزگار بعد از او نخست‌وزیر شد و بعد شریف امامی، ازهاری و بختیار در این دوره ۵ نخست وزیر عوض کردیم که نشان می‌داد وضعیت عادی نیست. مقاله روزنامه اطلاعات درباره امام خمینی و چهلم‌های مسلسل‌وار در شهرهای مختلف ایران هم باعث شد این بازه را انتخاب کنیم.   چرا تا پیش از سال ۱۳۷۷ که دو دهه از انقلاب می‌گذرد، این روزشمارها منتشر نشدند؟ دفتر ادبیات انقلاب اسلامی سال ۷۱ تاسیس شد و پس از آن هم تا سال ۷۶ مشغول گردآوری داده‌ها بودیم. دلیل دیگر این‌که اگر کمی از انقلاب فاصله بگیریم و این کار را انجام دهیم بهتر است چون در این سال‌ها اسناد ساواک به بانک اطلاعاتی ما اضافه شد. اسناد لانه جاسوسی هم همان اوایل منتشر شد. یعنی از یک واقعه تاریخی حداقل باید ۱۰، ۲۰ سال بگذرد که اسناد پنهان یا خاطراتی مثل خاطرات انقلابیون منتشر شود. در دهه ۷۰ موج خاطره‌نگاری مبارزان شکل گرفت.   برآورد شما درباره انتشار «روزشمار انقلاب اسلامی» چند جلد بود؟ آقای بهبودی و دیگر همکاران برآوردی نداشتند که به ۲۰ جلد برسد. برآورد اولیه دو یا سه جلد بود و فکر نمی‌کردند ۲۲۰ هزار فیش تهیه شود. وقتی وزارت اطلاعات اسناد ساواک را منتشر کرد، فیش‌های حدود ۲۰۰ عنوان کتاب به منابع ما اضافه شد و کار را تکمیل‌تر کرد. دسترسی به بولتن‌های محرمانه خبرگزاری هم به حجم کار افزود. بخش اصلی کار هم مربوط به دی‌ماه ۵۷ به بعد است که انقلاب سرعت می‌گیرد. در روزنامه‌ها هم قبل از دی‌ماه که اعتصاب کردند،‌ اخبار بیشتر حکومتی بود.   در تدوین این کتاب با چه مسائل و مشکلاتی روبه‌رو بودید؟ روزشمار باید یک کار جمعی باشد اما دفتر ادبیات مقاومت نتوانست این کار را جمعی انجام بدهد. در دوره آقای سعادتی هم، او این کار را به‌تنهایی انجام می‌داد و در پاورقی از افراد کمک می‌گرفت. زمانی هم که من کار می‌کردم، بدنه اصلی کار را تنها پیش بردم و از دوستان برای تهیه عکس و پاروقی کمک گرفتم. هر چه به ۲۲ بهمن نزدیک می‌شویم، اخبار درهم تنیدگی بیشتری دارند و به این راحتی نیست که اخبار را بنویسید. مثلا گاهی برای یک خط روزشمار باید یک ماه وقت بگذارید تا ابعاد مختلف موارد را بررسی کنید و در متن بیاورید. روزشمارهای دیگر هیچ منبعی ندارد اما ما تک‌تک خبرها را با منبع معتبر آورده‌ایم. در روزشمار انقلاب مواردی هست مثلا ۱۴ بهمن ۵۷ امام خمینی یک مصاحبه داشتند که در صحیفه امام نبود اما همان موقع روزنامه کیهان، اطلاعات و آیندگان آن را منتشر کرده بودند که با موسسه نشر آثار امام مکاتبه کردیم و گفتند در مجلدهای بعدی می‌آید. یعنی موسسه متولی این کار هم که باید به آن ارجاع بدهیم برخی منابع را ندارد. به جز این وقتی که نگارش متن روزشمار تمام بشود، گویاسازی‌هایی خواهیم داشت که کل شخصیت‌هایی که در این روزشمارها هستند باید گویاسازی شوند و نام فرد، گروه یا مواردی مانند آن همراه با رزومه یا شناسنامه‌ای برای خواننده بیاید که از جلد یک تا ۱۴، حدود هزار عنوان، گویاسازی انجام شده اما اگر شخصیتی در جلد یک است، در جلد ۱۵ دیگر انجام نمی‌شود. مصور بودن روزشمارها هم کار دشواری است چون عکس‌هایی که باید از این رویدادها پیدا کنیم و اسناد پس از انقلاب، بریده روزنامه‌ها، کاریکارتورها و مانند آن را هم به این روزشمار اضافه کردیم.   از مواردی که در این کتاب دیده می‌شود، فهرست اولیه‌ای است که به‌صورت تیتری از وقایع روز آمده و اگر این فهرست طولانی باشد، ارجاع به متن را دشوار می‌کند. آیا برنامه‌ای برای این اشکال دارید؟  این مشکلی بوده که در ساختار اولیه وجود داشت. مثلا در جلدهای اول، روزی ۳ خبر است و بعد از آن ارجاع‌دهی لزومی ندارد. در دی‌ماه هم نیاز ندارد اما جلوتر که می‌رویم، تعداد خبرها در روز بیشتر می‌شود مثلا ۸ بهمن‌ماه، ۵۰ تیتر خبر داریم و پیشنهاد شماره‌گذاری تیترها را دادم که آقای بهبودی چون کارشناس اصلی کار است، قبول نکرد چون ساختار از اول همین بود، اما در تجدید چاپ این تغییرات اعمال می‌شود. مورد دیگر این که در ۸ جلد اول که به اسناد ساواک دسترسی نداشتیم باید این اسناد یا خاطرات اضافه و بازنویسی شود که آنجا تیترها هم لابه‌لای متن قرار می‌گیرد. درباره نمایه این آثار هم بگویید. نمایه‌ها خیلی دقیق نیست و فهرست اعلام هم در مواردی کامل انجام نشده است. مکانیسم آن مربوط به واحد آماده‌سازی است و در جلدهای اول چون دستی بود، نمایه‌سازی دشوار بود اما در جلدهای جدید چون به‌صورت دیجیتال انجام شده، کار دقیق‌تر است. با این حال قرار بود در سی‌امین سالگرد انقلاب، این روزشمار را دیجیتال کنند که به موانعی برخورد و انجام نشد.   مساله بی‌طرفی در متونی که مربوط به اسناد و مستندات یک واقعه است، اهمیت زیادی دارد. «روزشمار انقلاب اسلامی» تا چه حد توانست این بی‌طرفی را حفظ کند؟ روزشمار در حالت کلی بی‌طرفانه است، در چینش خبرها از اخبار نهضت شروع می‌کنیم و مخالفان نهضت و بعد اخبار حکومت. اما تمام مواردی که در این دوره بوده که چه منظر مخالفان و چه جواب یا واکنش حکومت در روزشمار آمده و با توجه به منبع قابل ارجاع است. روزشمار توصیفی است و نه تحلیلی و هر کسی می‌تواند برداشت خود را داشته باشد. در این روزشمار این‌طور نیست که حتما از پیام امام شروع کنیم،‌ روزهایی هست که پیام امام اهمیت دارد اما مثلا ۲۶ دی از خبر خروج شاه شروع می‌کنیم و بعد پیام امام آمده است.   برنامه شما برای ادامه فعالیت روزشمار چیست؟ فیش‌برداری ما همزمان ادامه دارد و متوقف نشده است. ما کتابخانه تخصصی انقلاب را داریم و هر سال هر کتاب جدیدی درباره انقلاب منتشر شده باشد خریداری می‌کنیم یا در برخی استان‌ها کتاب‌هایی منتشر می‌شوند که اگر اطلاعات جدیدی داشته باشند به روزشمار اضافه می‌شود. اما جلدهای قبلی چون دیجیتال نبوده در آن‌ها نیست که باید در تجدیدچاپ اضافه شود. درباره گردآورنده «روزشمار انقلاب اسلامی» ميرزاباقر عليان‌نژاد سال ۱۳۵۰ در تهران متولد شد و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مدیریت (کارشناسی ارشد) به پایان رساند. وی از سال ۱۳۷۱ در دفتر ادبیات انقلاب اسلامی مشغول به کار شد و در دو دهه فعالیت در حوزه هنری ضمن مدیریت واحد تدوین تاریخ انقلاب اسلامی، کتاب‌هایی با نام‌های زندگینامه آیت‌الله بهشتی در کتاب «او یک ملت بود»، «از تبعید تا پیروزی» (زندگی‌نامه و مجموعه مقالات و مصاحبه‌های آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی) و مجموعه کتاب‌های «روزشمار انقلاب اسلامی» را به رشته تحریر درآورده است. وی مقاله‌های بسیاری برای دایره‌المعارف انقلاب اسلامی، فرهنگ ناموران معاصر ایران و دانشنامه زندان پهلوی نوشته است. عليان‌نژاد برگزیده نخستین جشنواره کتاب‌های برتر حوزه مطالعاتی انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) و همچنین برگزیده به عنوان هنرمند برتر انقلاب اسلامی در گروه تاریخ انقلاب در سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی است. علیان‌نژاد از جمله کسانی به‌شمار می‌آید که در زمینه تاریخ انقلاب اسلامی پژوهش‌های زیادی انجام داده و آثار قابل اعتنایی را برای استفاده محققان تدوین کرده است.  ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271628/۲۲-بهمن-نزدیک-می-شویم-اخبار-درهم-تنیدگی-بیشتری ​گزارش سی و ششمین دوره جایزه کتاب‌سال منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271760/گزارش-سی-ششمین-دوره-جایزه-کتاب-سال-منتشر به گزارش  خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به نقل از موسسه خانه کتاب، این موسسه همزمان با چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران گزارش سی و ششمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران را منتشر کرد.   نیکنام حسینی پور مدیرعامل موسسه خانه کتاب در مقدمه این کتاب آورده است:" اعجاز پیامبر اکرم(ص)کتاب است و چراغ هدایت امت او نور آگاهی. کتاب حافظ فرهنگ و میراث دار دانش بشری است و چنان استوار است که با وجود تحولات جهان مدرن و در میان انبوه وسایل ارتباطی هرگز از مقام رفیع آن کاسته نشده و همه ساله به مناسبت های گوناگون از پدیدآورندگان کتاب های فاخر تقدیر می‌شود.   آیین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران نیز رخدادی ملی و بین‌المللی است که می کوشد تا از طریق معرفی آثار ارزشمند به ارتقای سطح علمی و فرهنگی جامعه یاری رسانند. هدف از برگزاری این پاسداشت ملی قدردانی از تهیه خالقان آثار منتخب و ناشرانی که صاحب ایده بوده‌اند، ایجاد شوق روز افزون برای مطالعه و اطلاع رسانی درباره آثار و تحقیقات ارزشمند نوین است."   محمد علی مهدوی راد دبیر علمی جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سخن سردبیر این گزارش آورده است:" امسال نیز بر پایه سنت حسنه سال های گذشته تمام آنچه برای اولین بار در سال ۱۳۹۶ نشر یافته بود، بررسی و ارزیابی شد؛ و با دقت میراث مکتوب این سال نقد شد و نتیجه آن چیزی است که در این گزارش به تفصیل و اندکی به شرح تر در سنجش با سال های گذشته خواهید دید. یک بار دیگر تصریح می‌کنیم که ارزیابی ها بر پایه آثاری است که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز نشر دریافت کردند و ما با توجه به راه ها و روش هایی که اعلام کردیم و به آنها دست یافته ایم، این همه را بدون توجه به رویکردهای مولفان به داوری گذاشتیم. داوران فرهیخته ما به حق و انصاف جریان داوری را با فرهیختگی و با توجه به جایگاه این رویداد فرهنگی، دانشی و پژوهشی پیش می‌برند نتیجه را فقط و فقط بر پایه معیارهای عرضه می کنند که در برگه ها رقم خورده است. فروتنانه از عالمان، محققان، مترجمان و ناشران تقاضا می‌کنم اگر کتابی یا مجموعه‌ای را در جایگاهی می‌ نگرند که باید بدان توجه می‌شد و نشده است یادآوری کنند که در یک دوره دیگر بر اساس آیین نامه مجال ارزیابی وجود دارد. معیارهای ارزیابی را به ویژه داوران ارجمند که بایسته ها و نبایسته هایش را در عمل دریافته اند یادآوری کنند و برای جبران کاستی ها پیشنهاد دهند. اکنون و پس از چندین سال تجربه در تحقیق متون و نیز ترجمه دریافته ایم که گاه متن از ترجمه و تحقیق فراتر می‌رود و به درستی می تواند عنوان ترجمه و تحقیق و یا تألیف و تحقیق را پیدا کنند. برای چگونگی ارزیابی این گونه موارد هم پیشنهاد دهند. سزامند است دانشگاه ها، مراکز پژوهشی و اطلاع رسانی، صدا و سیما و نیز خانه کتاب که متولی اصلی استوار سازی این جریان ارجمند فرهنگی است آثار برگزیده و شایسته تقدیر را به درستی به نقد بگذارند که قطعاً در جهت گسترش و ژرفایی و کارآمدسازی سودمند خواهد افتاد."   گزارش سی و ششمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران با شمارگان هزار نسخه و به بهای ۲۵ هزار تومان از سوی موسسه خانه کتاب منتشر شد. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 06:26:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271760/گزارش-سی-ششمین-دوره-جایزه-کتاب-سال-منتشر کتاب «چهل سال نشر کتاب در ایران» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271759/کتاب-چهل-سال-نشر-ایران-منتشر چهل سال نشر کتاب در ایران منتشر شد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به نقل از موسسه خانه کتاب، کتاب «چهل سال نشر کتاب در ایران» با هدف ارائه نگاه توصیفی، تطبیقی و تحلیلی به چهار دهه تولید و نشر کتاب در کشور از سوی موسسه خانه کتاب راهی بازار نشر شد.   «چهل سال نشر کتاب در ایران» از «درآمد» و دو «بخش» تشکیل شده است. بخش مقدماتی با عنوان«درآمد» نگاهی است به آمار کتاب قبل از  انقلاب اسلامی در دوره اول پهلوی دوم(از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۶) که به صورت سالانه و در قالب نمودار ارائه شده است و بخش اول با عنوان «کتاب» در سه فصل به آمار کتاب در چهل سال پس از انقلاب اسلامی(۱۳۹۶-۱۳۵۷)، بررسی آماری کتاب های برتر در سال های پس از انقلاب اسلامی(۱۳۸۳-۱۳۹۵) و آمار پدیدآورندگان در چهل سال پس از انقلاب اسلامی(۱۳۹۶-۱۳۵۷) می‌پردازد و در بخش دوم با عنوان «ناشران» به آمار و اطلاعات مربوط به ناشران حقوقی، ناشران حقوقی عضو شابک، ناشران حقیقی و کاغذ  می‌پردازد.   نیکنام حسینی پور در مقدمه این کتاب نوشته است: «برایند کلی مرور ۶۹ نموداری که در این کتاب عرضه شده، به ویژه از نظر تعداد عناوین و تعداد ناشران، رشد، تکامل و فزونی را نشان می دهد. اکثر نمودارها نشان می دهند در دهه نخست که دوران تثبیت نظام جمهوری اسلامی و سپس جنگ تحمیلی را پشت سر نهادیم، طبیعتا صنعت نشر هنوز جان نگرفته بود لذا در کمترین حد تولید و تحرک قرار داشت. اما در دهه دوم، با پایان جنگ و آغاز به کار دولت سازندگی (دولت های پنجم و ششم)، نظام های مدیریتی و اقتصادی صنعت نشر نیز قوام یافت و آرام آرام رو به بالندگی نهاد. دهه سوم، همزمان با دولت اصلاحات (دولت های هفتم و هشتم)، دوران جهش و شکوفایی صنعت نشر بود. در این دهه، تعداد عناوین به سرعت افزایش یافت و بیشترین مجموع شمارگان در یک سال (۱۳۸۵) در این دهه اتفاق افتاد. نمودارها نشان می‌دهند از اواخر دهه سوم تا نیمه دهه چهارم، یعنی در دوران دولت های نهم و دهم، از شتاب پیشین کاسته شده است. تحمیل‌های ظالمانه تحریم‌های بین‌المللی از عوامل اصلی این رکود نسبی بود. اما در نیمه دهه چهارم، در پی برجام در دولت  یازدهم، صنعت نشر بار دیگر جان گرفت و دوران رکود پیشین را نیز جبران کرد به نحوی که در پایان دهه چهارم(۱۳۹۶) تعداد عناوین کتاب ها به رکور ۹۱ هزار و ۱۱۴ عنوان رسید.»   مجتبی تبریز نیا مولف کتاب در دیباچه این اثر آورده است: «کتاب متشکل از ۶۹ نمودار  است که در آنها اطلاعات، اعداد و ارقام مربوط به تعداد کتاب ها، ناشران و پدیدآورندگان کتاب در طول چهل سال پس از انقلاب اسلامی بر اساس جامع ترین و فراگیرترین آمار و اطلاعات قابل استخراج از بانک اطلاعات موسسه خانه کتاب نمودارهای دوازده گانه موضوعی، نمودار نسبت جمعیت به تولید کتاب، آمار پروانه‌های نشر صادر شده بعد از انقلاب، قیمت کاغذ، تعداد پدیدآورندگان، برش‌های دهه‌ای و تقسیم بندی‌های دوره‌ای دولت‌ها آمده است.   آمارهای این کتاب وضعیت نشر کتاب را در طول چهل سال پس از انقلاب اسلامی در زمینه های مختلف اعم از موضوعی، جغرافیایی و حوزه های مختلف نشر به ویژه پدیدآورندگان و ناشران نشان می دهد. این آمارها به مثابه داده‌های پایه و مواد خامی هستند که اینک در اختیار صاحب نظران، دانشگاهیان، پژوهشگران، کارشناسان، دست اندرکاران  و مدیران صنعت نشر، مدیران ارشد فرهنگی و اصحاب رسانه قرار گرفته اند تا هر کدام به فراخور حوزه تخصصی خود به تجزیه تحلیل آن بپردازند.»   مهمترین ویژگی این کتاب نگاه چهل ساله به موضوع است. این ویژگی هم در شیوه تنظیم کتاب هم در نحوه ترسیم نمودارها وهم در مقایسه چهار دهه ای روندها نشان داده شد که حاصل آن، یافته های جدید در برخی حوزه ها است. برای نخستین بار روند چهل ساله وضعیت نشر کتاب در موضوعات ده گانه رده دیویی به انضمام دو حوزه «کودک و نوجوان» و «کمک آموزشی» در مجموع دوازده حوزه موضوعی هر کدام در یک نمودار مستقل بررسی شده اند که آگاهی‌های بسیار مهمی از جمله فزونی قابل ملاحظه حوزه کمک آموزشی، رشد قابل توجه کتاب های فلسفه، روان شناسی، علوم اجتماعی و ادبیات و کاهش نسبی کتاب‌های دینی در سال های اخیر به دست می‌دهند.   همچنین، نمودار مقایسه‌ای جمعیت نسبت به تعداد عناوین و شمارگان کتاب، برای نخستین بار در این نسخه ارائه شده است. این نمودار نشان می‌دهد بر خلاف تصور رایج، در طول چهار دهه بعد از انقلاب، سرانه تولید کتاب نسبت به جمعیت رشد مطلوبی داشته است.   در این کتاب برای نخستین بار آمار تعداد پروانه نشرهای صادر شده پس از انقلاب بر اساس استعلام از «اداره کل دفتر توسعه کتاب و کتابخوانی» به صورت سالانه ارائه شده که بررسی و مقایسه آن ابهامات رایج در مورد تعداد ناشران کشور را تا حدود زیادی بر طرف کرده است.   کتاب «چهل سال نشر کتاب در ایران» با شمارگان ۵۰۰ نسخه به بهای ۱۲۰هزار تومان از سوی موسسه خانه کتاب منتشر شد. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 06:20:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271759/کتاب-چهل-سال-نشر-ایران-منتشر منوچهر ستوده از روزهای انقلاب 1357 ایران چه نوشته است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271699/منوچهر-ستوده-روزهای-انقلاب-1357-ایران-نوشته خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- «منوچهر ستوده، فرزند خلیل، شماره شناسنامه 285، بخش 9 تهران، متولد تهران، بازارچه سرچشمه، کوچه صدیق‌الدوله از بخش عودلاجان از محله‌های قدیم تهران، اصلا اهل مازندران هستم. پدربزرگم آقا شیخ موسی از یاسل نور که منطقه ییلاقی و کوهستانی آنجا محسوب می‌شود با پسر عموهایش به تهران آمد. آقای دکتر غلام‌حسین صدیقی که وزیر دکتر مصدق بودند، نوه عمومی من هستند. پس از آنکه در دوره رضاشاه ثبت احوال تاسیس شد و مردم صاحب نام خانوادگی شدند، پدر من در هنگام گرفتن شناسنامه اسم خانوادگی «صدیقی» را عوض کردند و «ستوده» گذاشتند و «خلیل ستوده» شدند.» آن‌چه بازگو شد بخشی از زندگی‌نامه منوچهر ستوده است که در کتاب «یادداشت‌های دکتر منوچهر ستوده» آمده است. این استاد دانشگاه تهران عشق و علاقه بسیاری به ایران داشت و این دلبستگی را می‌توان در چکامه‌ای مشاهده کرد که ششم اسفندماه ۱۳۲۱ در بندر انزلی سرود‌: «خون است دلم برای ایران / جان و تن من فدای ایران» آن هنگامی بود که ایران زیر حملات متفقین قرار داشت و درد و رنج ناشی از اشغال میهن، ایران‌دوستی چون منوچهر ستوده را سخت آزرده می‌کرد. عشق و علاقه منوچهر ستوده به ایران را در روزهای انقلاب نیز می‌توان دید و با گشتی در خاطراتش یادداشت‌هایی را درباره روزهای انقلاب ایران مشاهده کرد. منوچهر ستوده، استاد دانشگاه تهران در یادداشت‌های روزانه خود می‌نویسد: «حسب‌المعول به دانشگاه تهران رفتم. بسیار شلوغ بود. دو دسته نسبتا طولانی در حرکت بودند. شعارشان: مرگ بر بختیار/ نوکر جیره‌خوار. می‌کشیم ما همه انتظار تو / می‌کنیم جملگی جان نثار تو. بر لبم این سرود بر خمینی درود/ مرگ بر بختیار نوکر جیره‌. در خیابان هم گروه‌هایی در حرکت بودند و شعار بالا را با شدت می‌خواندند. مسئله تحصن اهل عمامه در مسجد دانشگاه عنوان بود و عصر هم معلوم شد تحصن اختیار کرده‌اند. در میدان 24 اسفند (میدان بی مجسمه) کشت و کشتار خونین بعدازظهر قابل ذکر است که منظره جمعه سیاه میدان ژاله تکرار شد. از ساختمان ژاندارمری به مردم تیراندازی کردند. در نقاط دیگر شهر هم تظاهرات بود. در میدان شهیاد که اخیرا به نام میدان آزادی خوانده شده است عده‌ای جمع شده‌اند... سر و صدای ایشان بلند است. معلوم شد نه آن‌ها در این میدان بلکه در مسیر تعیین شده برای امام خمینی تا بهشت زهرا خلق گرد آمده بودند. از صبح ساعت هشت تا عصر ساعت پنج صدای شلیک تفنگ بود و چنانچه رادیو لندن خبر داد بیست و پنج نفر کشته شده بودند که پنج تن از ایشان نزدیک دانشگاه بود. در حالیکه مردم می‌خواستند جسدهای بر زمین افتاده را بردارند به ایشان شلیک کرده بودند. رادیو و تلویزیون راجع به حکومت نظامی و قوانین آن تذکری داد که خود را برای کشتن مجاز بداند و روز جمعه دوباره شروع به کشتن کرد. بگذریم شاهپور بختیار و تیمسار رحیمی که فرماندار نظامی و رئیس شهربانی است آزمایش کنند و دو سه صفحه به تاریخ سیاه و ننگین این ایام بیفزایند. از مردی مثل شاهپور بختیار که ستم کشیده و زندان دیده است بعید به نظر می‌رسد که اقدام به چنین اعمال شرم‌آوری بکند. ظاهرا آخرین روز افسران ارشد است که انشاءالله در همین یکی دو روز ریشه آن خشک خواهد شد. آمین یا رب‌العالمین.» وی به روزهای اربعین بهمن 1357 نیز اشاره می‌کند و می‌نویسد: «از روزهای قبل از اربعین حسینی قرار بود که روز اربعین و روز بیست و هشتم صفر که رحلت رسول اکرم(ص) و شهادت حضرت امام حسن(ع) است تظاهراتی باشد. از این رو مردم قبلا در فکر آمادگی برای امروز بوده‌اند اما دیروز رادیوی دولتی گفت که چون عده‌ای تقاضا کرده‌اند از این جهت فردا حکومت نظامی نخواهد بود، دست پیش را گرفت که پس نیفتد. با اقدس (همسرم) از خانه خارج شدیم، از خیابان یوسف‌‌آباد به چهار راه کالج و دنباله خیابان شاهرضا به طرف میدان آزادی (شهیاد) به راه افتادیم. نیمی از راه میدان بیست و چهارم اسفند تا میدان شهیاد را رفتیم ولی از این مسیر نتوانستیم برگردیم. به خیابان‌های جنوبی‌تر که شرقی غربی بودند وارد شدیم و خود را به خیابان شاه رساندیم و نزدیک ظهر به منزل رسیدیم. سر خیابان صبا بر پیاده‌روی شرقی خلقی جمع بودند. خود را از میان صفوف گذراندم و به جلو رسیدم. معلوم شد قتلگاه است خون زیادی بر زمین ریخته بود و گل‌های میخک سرخ اطراف آن گذاشته بودند. عکس خمینی را هم بالای آن قرار داده بودند. به راه خود ادامه دادیم. دوبار در پیاده‌رو جنوبی خیابان شاهرضا در امتداد سی چهل متر لکه‌های خون فراوان و گاهی لخته‌‌ای بود که دور آن‌ها را آجر و سنگ گذاشته و گل میخک روی آن قرار داده و کسی وسط پیاده‌رو ایستاده و با حرکت دست مردم را به دو طرف این قتلگاه هدایت می‌کرد تا خون‌ها پایمال نشود. کاغذهای به خون آغشته و دیوار نصب کرده زیاد بود. بالاخره به جلو دانشگاه و مجسمه پایین کشیده بیست و چهار اسفند رفتیم. از طرف خیابان سی متری دسته‌ای که انتهای آن معلوم نبود می‌آمد. از این رو دسته‌های خیابان شاهرضا را به راست خیابان هدایت کردند تا جا برای کسانی که از خیابان سی متری می‌آیند باشد. شعارها زیاد متوجه بختیار بود. از شاه و کارتر هم دست برنداشته‌اند. شعارهایی که طرفداری از خمینی را نشان می‌داد زیاد بود و مطلقا مخالفین در این صفوف دیده نمی‌شدند. کسی چهار پوکه فشنگ پیدا کرده بود و سر دست نگاه داشته و خلاف حرکت جمعیت می‌دوید. دوربین‌های عکاسی و فیلمبرداری و میکروفون‌های ضبط صوت به کار بود. در تظاهرکنندگان گروه‌های زن و مرد جدا بود. بیشتر زنان سیاه پوش و مقنعه به سر بودند. عرض خیابان آیزنهاور پر از مردم بوده به طوری که غیر مقدور بود حتی از کنار دیوار خلاف جمعیت حرکت کنیم. تعداد کشته شدگان بر دیوارها هشتاد و نه نفر و بر پلاکارت‌هایی که دست مردم بود صد و پنجاه و سه نفر خوانده می‌شد. «بر کنج جنوبی غربی خیابان پهلوی و شاهرضا این اعلان به خط خوش خوانده شد: منصور ورحانی؛ وزیر زندانی گلوریا روحانی؛ خواننده محبوب هویدا انوشیروان روحانی؛ آهنگ‌ساز مردمی فواد روحانی؛ عامل شرکت نفت انگلیس تقی روحانی؛ جغد استعمار سپهبد روحانی؛ رئیس بازرسی نخست‌وزیری وکلی روحانی؛ نماینده مجلس رسواخیزی سرتیپ روحانی؛ دژخیم ساواک مرحوم میرزا فشنگ خان روحانی؛ جهنم مکان» خاطرات ساوده در روزهای 20، 21 و 22 بهمن 1357 جمعه بیستم بهمن ماه هزار و سیصد و پنجاه و هفت: صبح دکتر مهدی بازرگان درباره برنامه و هدف خود در میدان فوتبال دانشگاه سخنرانی داشت. شب شنبه همافران آموزشگاه در فرح‌آباد بعد از دیدن فیلم آیت‌الله خمینی به شعار دادن پرداخته و در نتیجه دو گروه شدند و به جان هم افتادند. سربازان گارد به کمک ایشان یعنی طرفداران شاه آمده از جنگ مغلوبه شده و مردم هم در دل شب به خیابان‌ها ریخته‌اند و به طرفداری همافران پرداخته‌اند. تا صبح صدای تیر و تفنگ و نارنجک بود که از شرق تهران به گوش می‌رسید.   شنبه بیست و یکم بهمن ماه هزار و سیصد و پنجاه و هفت: صبح سر چهارراه اسلامبول واویلا بود. چپ و راست آمبولانس می‌آمد و جسد و زخمی می‌آورد. مردم ملافه بار کرده بودند و به بیمارستان‌ها می‌رساندند. ماشین‌ها پر از پنبه بود که به طرف بیمارستان‌ها سرازیر می‌شد. مردم خود سر چهارراه را اداره می‌کردند و از پلیس نشانی نبود. عصر هم به همین وضع گذشت. در خرید روزنامه کیهان ششصد و چهل تومان از جیب مخلص زدند و بالاخره روزنامه پاره‌ای به دست بنده رسید و دوباره همین شماره را سر چهارراه اسلامبول خریدم. تا میدان ژاله را سنگربندی کرده‌اند و مردم به سربازان و همافران طرفدار [امام] خمینی کمک می‌رسانند. مسلسل سازی هم به دست قیام کنندگان افتاد.   یک‌شنبه بیست و دوم بهمن ماه هزار و سیصد و پنجاه و هفت: دیشب تا صبح صدای گلوله بود و مسلسل‌ها به کار بودند و بنا بود به دستور فرمانداری نظامی تا ظهر در خانه باشیم و بیرون نیائیم و حکومت نظامی اعلان کرده بودند. دیروز هم ساعت دو و نیم خبر دادند که از ساعت چهار و نیم حکومت نظامی است ولی آیت‌‌الله خمینی آن را لغو کرد. امروز هم از صبح که بیرون رفتم خیابان آمد و رفت داشت و مردم مشغول خریدن نان بودند و ماشین‌ها در خیابان نادری عبور می‌کرد. بعد از صرف صبحانه با مازیار و ماکان به راه افتادیم، از خیابان پهلوی که بسیار شلوغ بود به خیابان شاهرضا آمدیم. دیدیم مردم وسط خیابان آمد و رفت دارند و تا میدان مجسمه آدم ایستاده است.   از طرف چهارراه کالج موتورسوار می‌آمد و اسلحه‌های چپاولی را سر دست بلند می‌کردند و به طرف دانشگاه می‌رفتند. مردم هم ایستاده و کف می‌زدند و هورا می‌کشیدند و شعار می‌دادند. تا حدود دانشگاه رفتیم، خبر رسید کلانتری شش سقوط کرد. دیشب هم خبر آوردند کلانتری نه تسخیر شده، پادگان عشرت آباد را هم گرفتند و فرستندة رادیو هم اشغال شد. از مردم کمک می‌خواستند که برای گرفتن تلویزیون به کمک بشتابند. مردم از خیابان کاخ بالا می‌رفتند تا کلانتری این خیابان را هم بگیرند. قرارگاه پلیس مقابل دبیرستان البرز به دست مردم افتاده بود و از طبقات بالا پرونده و کاغذ‌هائی بود که به زمین می‌ریختند. دو وانت از لوازم قرارگاه پر کردند و به راه افتادند کجا می‌برند و کی بودند نفهمیدیم. مردم پرونده‌ها و اوراق را برداشتند با خود می‌بردند تا به دیگران نشان دهند. این اوراق تا داخل کوچه نوبهار رسیده بود. فعلاً یک بعدازظهر است و از اطراف یعنی باشگاه افسران و وزارت جنگ و طرف بانک ملی مرکز صدای تیر مرتب می‌آید. معلوم نیست این تیرها به دست چه کسانی رها می‌شود. تاکنون برد با قیام‌کنندگان است. ظاهرا صدای تیر و تفنگ ایشان است.   معلوم شد شهربانی و اداره کارپردازی آرتش یعنی ساختمان قدیمی مقابل سر در باغ ملی سابق و باشگاه افسران و وزارت جنگ سابق که معلوم نبود این اواخر چه کاری در آنجا انجام می‌شد و کاخ گلستان و وزارت صنایع و معادن و وزارت اطلاعات و جهانگردی و بناهای مقابر آن که محله تاریخی آرتش هم در آنجا بود به دست مردم افتاده است و عصر یعنی بعد از صرف ناهار به دیدن هر یک از آنها رفتیم. آن چه مال و منال در شهربانی و اداره اطلاعات بود و ادارة راهنمائی یعنی قرارگاه شماره یک پلیس در میدان سپه بود همه را برده بودند. از کارپردازی اسلحه به دست آورده بودند و غیر از میز و صندلی آنچه یافته بودند بیرون کشیده بودند. ساختمان قرارگاه شماره یک را هم به آتش کشیده بودند. پرونده‌های شهربانی مرکز داخل حیاط ریخته شده بود و ما از روی کاغذ عبور می‌کردیم. از در جنوبی که خواستیم بیرون بروند ما را بازدید بدنی کردند که چیزی بیرون نبریم. نزدیک همین در خروجی مقداری اثاث روی هم انباشته بودند تا به کمیته انقلاب در خیابان ایران ببرند ولی مالی نبود که به کار آید. اطاق‌ها را یکی‌یکی خالی کرده بودند و شیشه‌ها را مرتب می‌شکستند. چند نفری با چماق جلو وزارت اطلاعات ایستاده بودند و پاس می‌دادند و مردم را از دخول مانع می‌شدند.   حین برگشت از خیابان بوذرجمهری به خیابان ناصرخسرو از پشت، خلقی شروع به دویدن کردند، ما هم سه نفری دویدیم تا سر کوچه تکیه دولت ولی معلوم شد خبری نیست و ارتشی باقی نمانده تا ما را دنبال کنند. باغ شاه هم سقوط کرد و شبانه زندان اوین هم سقوط کرد. هویدا و نصیری قصد فرار داشته‌اند که مردم ایشان را گرفته‌اند. سپهبد رحیمی دستگیر شده و به جرم قتل محاکمه خواهد شد. قره‌باغی عقل کرده و همبستگی خود را اعلام کرده و گفته است بی‌طرف خواهد ماند و وارد سیاست نخواهد شد. گارد جاویدان شبانه به قصر فیروزه حمله می‌کردند تا خانواده‌های افسران هوایی را مورد تهاجم قرار دهند. رادیو خواست تا مردم مسلح به آنجا بروند و جلوگیری کنند. دبیرستان نظام، پادگان جمشیدیه و هفت هشت کلانتری تسلیم شده‌اند. سفارت اسرائیل نیز به دست مردم افتاد.   منبع: (ستوده، منوچهر- ره‌آورد ستوده: یادداشت‌های دکتر منوچهر ستوده، به کوشش مصطفی نوری-تهران-کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی-1390) ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271699/منوچهر-ستوده-روزهای-انقلاب-1357-ایران-نوشته کتاب سال زحمات 20 ساله‌ام در فرهنگ بلوچی را نادیده نگرفت http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271666/کتاب-سال-زحمات-20-ساله-ام-فرهنگ-بلوچی-نادیده-نگرفت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: «فرهنگ بلوچی-فارسی» (شامل بیش از شصت هزار واژه و اصطلاح بلوچی و معنی آن‌ها به فارسی) است که به کوشش عبدالغفور جهاندیده در دوجلد از سوی انتشارات معین منتشر شده و در سی و ششمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران به عنوان برگزیده شناخته شده است. «فرهنگ بلوچی-فارسی» بیش از 60 هزار واژه و اصطلاح دارد و به برخی از ویژگی‌های زبان بلوچی، گویش‌های مهم بلوچی، گویش شرقی و گویش غربی، رابطه زبان بلوچی با زبان‌های باستانی ایران، بلوچی با پارسی باستان، بلوچی با پارسی میانه، رسم‌الخط زبان بلوچی و... پرداخته است. در گام نخست از خودتان و فعالیت‌هایتان برایمان بگویید. در رشته زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرده‌ام و دکترای این رشته از دانشگاه علامه طباطبایی هستم. و از سال 1380 عضو هیات علمی و استادیارگروه ادبیات فارسی دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار هستم. پیش ازاین کتاب، چهار کتاب دیگر در حوزه ادبیات بلوچستان به چاپ رسانده و چندین مقاله علمی پژوهشی نیز در مجلات معتبر منتشر کرده‌ام. کتاب «حماسه سرایی در بلوچستان» در زمستان سال 1390به عنوان کتاب فصل شناخته شد. و در کنار آن، کتاب «منظومه­های عاشقانه بلوچی» را نیز به چاپ رساندم. هر دو کتاب مذکور در مدت کمی نایاب شدند. «منظومه مکُّران» عنوان کتاب دیگری است که به چاپ رسانده ام و کتابی نیز درباره شاعر بزرگ فارسی گو و بلوچی گوی بلوچ، عبدالله روانبُد پیشِنی به طبع رسانده‌ام. چه شد که به فرهنگنامه‌نویسی روی آوردید به ویژه فرهنگ بلوچی. گذشته از دلبستگی و شوقی که در پژوهش در دنیای واژه ها داشتم، جای خالی فرهنگ بلوچی- فارسی در مطالعات ایرانشناسی و زبانشناسی و مردم‌شناسی ایران خالی بود. منبع محققان پیش از این تحقیقات محققان فرنگی بود که برای مدتی در بلوچستان زیسته یا ماموریت داشته اند. این جانب احساس کردم که با تدوین و تالیف این فرهنگ بتوانم به جامعه علمی و مردم کشورم به ویژه مردم بلوچ زبان خدمتی بکنم و نیاز پژوهشگران و علاقه مندان به زبان را تا حدودی برآورده کنم کار گردآوری این فرهنگنامه دو جلدی چند سال به درازا کشیده است؟ کار گردآوری فرهنگ بلوچی-فارسی را از سال 1368 هم‌زمان با معلمی در روستا آغاز کرده‌ام  و تألیف این فرهنگ بیست سال زمان برده است. و شش هفت سال اخیر از پرکارترین روزهای زندگی‌ام بوده اند و کار آماده سازی فرهنگ، در این مدت، شبانه روز، وقت مرا گرفته بود. شیوه گردآوری واژه‌های بلوچی چگونه بوده است؟ زبان بلوچی زبان مادری من است این زبان دارای چند گویش و دهها لهجه است و تنوع لهجه ها و گویش­ها کار را بر من سخت­تر کرده است. شیوه تحقیق بیشتر میدانی و بخشی از آن کتابخانه ای بوده است. من با دلبستگی فراوانی که به پژوهش در این زمینه داشتم کار تدوین واژه‌ها و اصطلاحات را با تحمل همه مشکلات که بیشتر محققان میدانی مواجه هستند ادامه دادم شیوه گردآوری واژه ها نخست بر مبنای فیش نگاری بوده و و در طول این ۲۰ سال بیش از پنجاه هزار فیش فراهم شد.  بیشتر منابع جمع آوری واژه، افراد روستایی به‌ویژه سالمندان بوده اند. اما در سالهای اخیر با رشد روش های پژوهشی و ظهور ابزارهای نوین ثبت و نگارش، فیش نگاری تا حدود زیادی جای خود را به ابزارهای رایانه‌ای داد. در کنار تحقیقات میدانی، صدها کتاب بلوچی را خوانده و یک یک واژه‌های مورد نیاز و ثبت نشده را همراه با نمونه و مثال ثبت و ذکر کرده‌ام.   درباره زبان بلوچی و گویش‌های آن بیشتر بگویید. زبان بلوچی از خانواده زبانهای ایرانی است که در ایران کنونی، پاکستان، افغانستان و در عمان و برخی از کشورهای دیگر تکلم می‌شود. این زبان دارای چند گویش و چندین لهجه است تنوع لهجه‌ها بسیار زیاد است. اگرچه بلوچستان در شرق ایران واقع شده است اما زبان بلوچی به گروه زبانهای غربی ایران تعلق دارد و در واقع با زبانهای کردی و گیلکها و تالشی هم گروه است. مطابق نظر زبانشناسان، زبان کهن بلوچی به همراه زبانهای فارسی ، پشتو، کردی و آسی زبان‌های ایرانی نو را تشکیل می‌دهند نو به این معنی است که هنوز رایج هستند و مانند بسیاری از زبان‌های دیگر از بین نرفته‌اند.  زبان بلوچی همچنانکه گفتم دارای چند گویش است و دو گویش مهم آن که در تحقیقات زبانی به آنها اشاره می‌شود عبارت‌اند از گویش غربی: که به آن مَکُّرانی نیز میگویند از این جهت که در مکران بیشتر کاربرد دارد. و اساس کار فرهنگی که نوشته ام بر این گویش است. گویش شرقی: این گویش در شمال و شرق ایالت بلوچستان پاکستان رایج و خود داری چند لهجه است. بخشی از مطالعات زبانی زبانشناسان فرنگی مربوط به این گویش است و در آن واج هایی وجود دارد که در گویش مکّرانی کاربرد ندارند. آیا ادبیات بلوچی در گذشته مکتوب بوده یا به شکل شفاهی زنده مانده است؟ ادبیات بلوچی بسیار کهن و پربار است و در یک سده اخیر به صورت مکتوب درآمده است. پیش از آن به صورت شفاهی و روایی بوده و راویان و خنیاگران حامل آن بوده‌اند و در میان مردم عامه نیز به طور گسترده رایج بوده است. و عامل حفظ این ادبیات پربار و کهن همین رواج گسترده و محبوبیت شعر در میان مردم بوده است این محبوبیت هنوز احساس می‌شود. رسم‌الخطی که در این کتاب به‌کار بردید چه معیاری دارد؟ رسم الخط به کار رفته در واژه ها و عبارات بلوچی، «بلوچی» است این رسم الخط ترکیبی از از الفبای فارسی و اردوست به علاوه نگارش واج هایی که مخصوص زبان بلوچی است تا بتوان راحت تر این زبان را خواند و نوشت. این رسم الخط را نخست سیدظهورشاه هاشمی از دانشمندان و زبانشناسان و محققان بزرگ بلوچی، به کار گرفت و از همان روزهای اول ارائه آن، برای ثبت آثار بلوچی از آن استقبال شد و امروزه بیشترین آثار بوسیلۀ این رسم الخط ثبت و ضبط می گردند.   درباره سید ظهور شاه هاشمی و آثارش بیشتر بگویید. سید هاشمی ادیب، شاعر، محقق، زبانشناس و اندیشمند بزرگ معاصر بلوچ بود و نیاکانش در منطقۀ دشتیاری شهرستان چابهار می زیسته اند. و خود ساکن شهر کراچی بود. ایشان بنیانگزار تحقیق معاصر در زبان بلوچی است و آثار بسیاری از وی به جا مانده است. وی نخستین شخصی است که برای زبان بلوچی یک گویش معیار در نظر گرفت و هر کدام از آثار وی راهگشای ادیبان و شاعران و محققان است. همان‌طور که دانشجویان می‌توانند در رشته زبان‌های باستانی تحصیل کنند آیا این امکان برای زبان بلوچی وجود دارد و در دانشگاه‌ها دانشجویان می‌توانند در رشته زبان بلوچی تحصیل کنند؟ بله، زبان بلوچی ظرفیت آن را دارد که به عنوان یک رشته دانشگاه مستقلا مورد تدریس قرار بگیرد آثار ادبی زیاد و گسترده‌ای که در این زبان وجود دارد که بسیاری از آنها به چاپ رسیده است گواه بر این ادعاست. خوشبختانه با مجوز وزارت علوم دو واحد درسی زبان و ادبیات بلوچی برای عموم دانشجویان به صورت اختیاری در دانشگاه‌های سیستان و بلوچستان و دانشگاه ولایت ایرانشهر ارائه می‌شود و به تازگی نیز مجوز تدریس رشته زبان و ادبیات بلوچی در دانشگاه سیستان و بلوچستان صادر شده است. پیش‌تر گفتید که زبان بلوچی با زبان‌های باستانی ایرانی نیز پیوندی دیرینه دارد. در این باره نیز آگاهی بیشتری بدهید. زبان بلوچی از زبان‌هایی است که نسبت به زبان‌های خویشاوند خود کمتر دگرگونی پذیرفته است و این ویژگی را به راحتی می‌توان در واژگان و ساختمان دستوری آن مشاهده کرد. این زبان از نظر آوایی و واژگان بیشتر به زبان‌های ایرانی پیش از اسلام و فارسی دری خراسان بزرگ همانند است و برای روشن شدن کهنگی و اصالت ساختمان و واژگان این زبان مثال‌های گوناگونی را در مقدمه کتاب فرهنگ بلوچی فارسی آورده‌ام.   آیا کتیبه‌ای از دوره باستان باقی مانده که به بلوچستان اشاره شده باشد. در دوره هخامنشیان با توجه به کتیبه‌های شاهان هخامنشی، بخش وسیعی از سرزمین بلوچستان به عنوان «مَکا» یاد شده است. امروزه نام مَکُران که بر ناحیه جنوبی و ساحلی بلوچستان اطلاق می‌شود به احتمال فراوان، از نظر ریشه با واژه «مکا» ارتباط دارد. چه آثاری را در دست چاپ دارید؟ در حال حاضر کتاب «عروض شعر بلوچی» را در دست دارم در این کتاب با پژوهش در آثار کهن و معاصر بلوچی به نتایج مهمی در زمینه وزن شعر بلوچی رسیده ام که با چاپ آن قطعا عروض‌دانان و ادیبان و شاعران از آن بهره خواهند برد و کمک شایانی نیز به چگونگی وزن شعر فارسی پیش از اسلام و فارسی عامیانه خواهد کرد. چند کتاب دیگر نیز در دست تالیف است از جمله تاریخ ادبیات در بلوچستان و تصحیح شعر چند شاعر کهن بلوچی. قصد دارید کتابی درباره فرهنگ و آداب و رسوم مردم بلوچستان بنویسید؟ فعلا با توجه به تالیف و آماده سازی چند اثری که نام بردم قصدی بر چاپ چنین کتابی نیست اگرچه مطالب و نوشته های گوناگونی در این باره دارم ولی بعدها اگر عمری باقی ماند به این کار هم خواهم پرداخت.   دیدگاه‌تان درباره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران چیست؟ کتاب سال یک اتفاق بسیار مبارک در حوزه کتاب است و نمی‌دانم اسمش را جایزه بگذارم یا مراسم قدردانی و سپاس. کسانی که کتاب می‌نویسند وقتی قدردانی مسئولان را می‌بیند به خود می‌بالند که در این بزم فرهنگی شرکت کرده‌اند. کتاب کالایی ارزشمند است زیرا با فکر و اندیشه انسان سروکار دارد. جایزه کتاب سال گذشته از از جنبه های دیگرش، جنبۀ معنوی بسیار مفیدی دارد. از این‌که برگزیده این رویداد فرهنگی شدید چه احساسی دارید؟  زمانی که خبر دادند برگزیده کتاب سال شدم دلم آرام شد و خدا را شکر کردم  که زحماتم نادیده گرفته نشده و مسئولان کتاب سال فعالیت‌ مرا دیده‌اند. برای این کتاب، هر چند که رنج و زحمت بسیار کشیده ام خوشحالم زیرا این را خدمتی برای مردم شریف ایران و مردم بزرگوار بلوچستان می‌دانم. بسیار خرسندم که به این جایگاه دست یافتم. در این‌جا لازم می‌دانم از دست‌اندرکاران کتاب سال، ناشر کتابم (انتشارات معین) سپاسگزاری کنم.  از بازخورد کتاب‌‌تان در بلوچستان و همچنین ایران بگویید. فرهنگ بلوچی-فارسی استقبال خوبی داشت و در کمتر از یکسال چاپ نخست آن تقریبا به پایان رسیده است. برخی از کتاب‌ها که چاپ می‌شود مدت‌ها در ویترین کتابفروشی‌های می‌ماند، اما خوشبختانه این کتاب با این‌که تخصصی است در یکسال اول، چاپ نخست آن به پایان رسید. در بلوچستان نیز از این کتاب بسیار استقبال شد و فروش خوبی داشت. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 04:30:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271666/کتاب-سال-زحمات-20-ساله-ام-فرهنگ-بلوچی-نادیده-نگرفت ​بیگانگی با مردم، مردمی با بیگانگان http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271557/بیگانگی-مردم-مردمی-بیگانگان خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محمدجواد مرادی‌نیا، محقق و پژوهشگر تاریخ: محققان و صاحب‌نظران در بیان علل و عوامل فروپاشی رژیم پهلوی موارد متعددی را برشمرده و پیرامون هر یک از آنها سخن فراوان گفته یا نوشته‌اند؛ مواردی همچون نبود آزادی سیاسی، برخوردهای خشن با مخالفان و منتقدان، اهتمام به دین زدایی از جامعه، ترویج فساد اخلاقی، وابستگی به بیگانگان، فساد اداری و مالی، سیاست‌های غلط اقتصادی و... البته همه این‌ها درست است و هر کدام در جای خود سهمی در سقوط شاه و فروپاشی حکومتش ایفا کرده‌اند. اما موضوع این نوشتار نکته‌ای کلیدی است که در تعلیل به زیرآمدن شاهنشاهی پهلوی بسیار برجسته می‌نماید و بی توجه به آن هرگز نمی‌توان تحلیل درست و واقع بینانه‌ای از سقوط 57 به دست داد. محمدرضا پهلوی که در ابتدای جوانی با اراده قدرت‌های بیگانه تاج بر سر گذاشته، بر تخت پادشاهی تکیه زد با این باور دوران سلطنت خود را آغازید که آمدن و رفتن شاهان در ایران بسته به خواست و تصمیم بیگانگان است و صرفاً باید در جهت جلب نظر موافق آنان کوشید و همیشه چشم به دهان آنان داشت که چه می‌گویند و چه می‌خواهند. این باور محمدرضا زمانی تقویت شد که در اواخر مرداد 1332 مجبور به دل بریدن از تاج و تخت و فرار از کشور شد، اما سه روز بعد در کمال ناباوری، دوستان امریکایی و انگلیسی‌اش آنها را دو دستی به وی تقدیم کردند و او بار دیگر شادمانه به کاخ سلطنت بازگشت. آن انتصاب اولیه و این رفت و برگشت، هیچ تردیدی برای شاه باقی نگذاشت که هرچه هست قدرت فائقه و قاهره قدرت‌های بزرگ جهانی است و هیچ قدرت دیگری در برابر خواست و اراده آنان تأثیری بر قوت و ضعف او و حکومتش ندارد. با این حساب شاه خود را از همه کس و همه چیز بی نیاز دید و چنان پرده ی غفلتی در برابر دیدگانش کشیده شد که شاید تا روزهای آخر عمر نیز کنار نرفت. این پرده غفلت مانع از آن شد که شاه جنس حرکت و جنبش عظیم سال‌های 56 و 57 را بشناسد تا بتواند در برابرش چاره‌ای بجوید. او بر اساس رسوب ذهنی خود می پنداشت که این بار نیز به پشتوانه بیگانگان بر مردم ناراضی و ناامید شده از شاه خویش فائق خواهد آمد و لذا حتی در آن ماه‌های پرخطر و پرحادثه آخر کار نیز تنها چاره رهایی از بن بست را در اطاعت هرچه بیشتر و صمیمانه تر از بیگانگان دید و نه نزدیک شدن به مردم و گردن نهادن به خواسته‌های برحق آنان. سیلاب خروشان، شاه و تاج و تختش را با خود می‌بُرد و او از کسانی استمداد می‌طلبید که دیگر هیج ابزاری برای رهایی‌اش از مواج سهمگین خشم ملتی یکپارچه در دست نداشتند. البته این بیراهه رفتن شاه حداقل در ماههای آخر، برای معدودی از همکارانش روشن شده بود، اما او خود کماکان در خیالات و اوهام غوطه می‌خورد. پرویز راجی، آخرین سفیر شاه در لندن در یادداشت روز پنجشنبه 23 آذر 1357 خود پس از ثبت گزارش دیدارش با وزیر خارجه انگلیس که با هدف جلب حمایت هرچه بیشتر آن دولت صورت گرفته نوشته است: «در بازنگری به آنچه که امروز انجام گرفت (دیدار با وزیر خارجه انگلیس) دامنه تفکراتم به اینجا کشید که واقعاً چطور می‌توانیم ادعا داشته باشیم که باز هم چیزی از غرور ملی در ما باقی مانده است؟... در موقعیتی که آیت‌الله، مردم ایران را علیه شاه برانگیخته، ما دو نفر (یکی وزیر امور خارجه دولت شاهنشاهی [افشار] و دیگری سفیر شاهنشاه آریامهر در دربار سنت جیمز) اینجا در لندن در برابر انگلیس به خاک افتاده‌ایم و با التماس از آنها می‌خواهیم که دست از حمایت ما نکشد. اگر زمانه به حدود 50 سال قبل بازمی‌گشت که این عمل ما می توانست قابل توجیه باشد. 30 سال پیش هم تا حدودی شاید. ولی اینک که دیگر هیچ نشانی از دوران گذشته امپراطوری بریتانیا وجود ندارد مسلماً انگلیسی‌ها هرگز نمی‌توانند کاری بیشتر از خود ما برای ایران انجام دهند. و به این ترتیب در حالی که ما در ایران هنوز اعتقاد داریم از قدرت جادویی انگلیس می‌توان استفاده کرد ولی خود انگلیسی‌ها اولین کسانی هستند که اعتراف می کنند هیچ قدرتی ندارند. ما دائم مشغول تفسیر و تعبیر یا عیب جویی از سخنانی هستیم که کالاهان یا کارتر درباره ایران به زبان می‌راند ولی آیت‌الله آنها را به دیده تحقیر می نگرد و اصلاً به گفته‌هایشان اعتنایی ندارد و در این میان مسلم است که او برنده خواهد شد. آیا موقع آن نرسیده که به ما ثابت شده باشد به بیراهه رفته‌ایم و از زاویه‌ای غلط به مسائل نگریسته‌ایم و آیا لازم نیست که بیش از این به خیالبافی‌های بی‌پایه خود ادامه ندهیم؟ (خاطرات پرویز راجی، ص 353)   به اعتقاد یکی از وزیران شاه «سودای یکه تازی شاه موجب شد هرگز نتواند با این که کسان دیگری اظهار وجود کنند بسازد و روی هم رفته اصالتی برای مردم و خواست و باور آنان قائل نبود و گمان داشت کار ویژه مردم، یکسره فرمانبری، و از آن او رهبری است. از سوی دیگر برپایه آنچه در آغاز پادشاهی خود و جریان سقوط دکتر مصدق دیده بود، قدرت های بزرگ به ویژه آمریکا و انگلستان را دارای نیرویی افسانه‌ای می‌پنداشت. در نتیجه یقین داشت نگهداری روابط صمیمانه با اینان او را از هرگونه خطری ناشی از ناخرسندی مردم مصون می‌دارد و در چنین شرایطی می‌تواند آسوده دل آنچه می‌خواهد بگوید و بکند، شاه را با واقعیت عینی وضع ایران سرو کاری نبود. (علینقی عالیخانی، مقدمه یادداشت‌های علم، ج1، نشر مازیار و معین، تهران، 1382، ص 121) پرویز راجی ذیل یادداشت روز چهارشنبه 22 آذر 57 پس از درج گفت‌وگوی خود با امیرخسرو افشار (وزیر امور خارجه ایران) درباره این که مسأله اصلی ما در حال حاضر چیست به نقل از افشار نوشته است: «با گفته تو کاملاً موافقم که مسأله ما فقط این است که ببینیم خمینی چه می گوید. ولی مسأله اینجاست که اعلیحضرت شخصاً برای اظهارنظرها و موضع گیری‌های انگلیسی‌ها و امریکایی‌ها خیلی اهمیت قائلند. (خاطرات پرویز راجی، ص 347) هم او در یادداشت روز بعد به جمله‌ای از قول وزیر خارجه انگلیس اشاره کرده که حائز اهمیت است. «وزیر خارجه انگلیس (دیوید اوئن) در پاسخ افشار (وزیرخارجه ایران)، مسأله کثرت و انبوهی گیج کننده مردم در تظاهرات روز عاشورا را متذکر شد و گفت البته باید بدانید که آنچه ما در پایتخت‌های غربی می اندیشیم اهمیت چندانی ندارد. اصلاً ما را فراموش کنید. ما اگر بتوانیم به شما کمک می‌کنیم و از انجام آن دریغ نداریم. (همان، ص 352) گفته‌های وزیر خارجه انگلیس حکایت از آن دارد که آنان با آن که هزاران فرسنگ دور از ایران می‌زیستند اما از واقعیت‌های خیابان‌های تهران و تظاهرات انبوه مردم در رد و نفی شاه و سلطنت، پیام انقلاب ایران را گرفته و در رویارویی با آن احساس ناتوانی می کردند اما شاه قصد نداشت به هیچ وجه به این واقعیت بزرگ و ملموس در بیخ گوش خود گردن نهد. این اعتراف سفیر شاه در لندن هم خواندنی است که ریشه اصلی مشکلات اردوگاه شاه را شناخته و به عمق فاجعه پی برده است «باید اعتراف کنم که گرچه من هم دارای غرور ملی-نه به حد افراط مثل بعضی‌ها- هستم ولی ضمناً هم نمی‌توانم این مسأله را به خود بقبولانم که شاه و همه کسانی که شبیه من در اردوگاه شاه قرار دارند چگونه می توانیم مدعی داشتن غرور ملی باشیم در حالی که از مردم مملکت بریده‌ایم و با عجز و لابه از کشورهای غربی تقاضای حمایت از خود را داریم؟ در رژیمی که وابستگی کامل به غرب، ارکان اصلی موجودیتش را تشکیل می‌دهد ما نیز به حالتی درآمده‌ایم که اعتقاد خارج از اندازه به قدرت و توانایی متحدان اروپایی خود پیدا کرده‌ایم و چون فکر می کنیم آنها هر لحظه که بخواهند می‌توانند فقط با تکان دادن چوب دستی جادویی خود همه چیز را به میل خویش بگردانند لذا این طور به خود می‌قبولانیم که هرچه در ایران اتفاق می‌افتد سرنخش در لندن یا واشنگتن قرار دارد و به همین جهت نیز آنچنان برای دوستان غربی خود از جهت کارایی و قدرت اعمال نفوذشان ارزش و اهمیت قائل می‌شویم که آنها خودشان هم هرگز این همه توانایی را در خویش سراغ نداشته و ندارند. (همان، ص 330) دوستان آمریکایی شاه نیز به همین واقعیت رسیده بودند و برای آن که از سقوط شاه جلوگیری کنند توصیه اکید داشتند که شاه ارتباط مستقیم تری با مردم برقرار کند. سناتور بیرد رهبر اکثریت مجلس سنای آمریکا که در ششم آذر 57 با شاه دیدار کرد قبل از حرکت ایران با این عقیده واشنگتن آشنا شده بود که شاه باید از طریق رادیو و تلویزیون ارتباط مستقیم بیشتری با مردم برقرار کند. (گری سیک، پیشین، ص 161) سولیوان (سفیر امریکا در تهران) نیز در جریان دیدار دوم آذر خود با شاه این عقیده را به اطلاع شاه رسانده بود. (همان) با همه این اوصاف دل شاه فقط پس از صحبت با دوستان آمریکایی‌اش و به ویژه کارتر آرام می‌گرفت، سرحال می‌آمد و روحیه اش تقویت می‌شد. (خاطرات سولیوان، پیشین، صص 151-150) ویلیام شوکراس نیز در کتاب خود تصریح کرده است که شاه بیگانگان را بهتر تحویل می‌گرفت و در آن حال هیچ فرد ایرانی که به او نظر مشورتی بدهد وجود نداشت. (ویلیام شوکراس، پیشین، ص 13) گری سیک هم نوشت «تصور شاه از آیت الله خمینی، مانع از آن شد که وی به استعدادهای سیاسی، کاریزما و توانایی های تبلیغاتی این رهبر قرن بیستمی پی ببرد. (گری سیک، پیشین، ص 104) انتظار معجزه از امریکا شاه در طول دوران سلطنت خود اختیار و اجازه تصمیم گیری را از همه سلب و در خود متمرکز کرده بود. از سوی دیگر خود نیز چشم به دهان امریکایی‌ها داشت تا آنچه از نظر آنان درست بود و تمایل به انجامش داشتند اجرا شود. شاه در روزهای پایانی شهریور 57 و پس از کشتار مردم در میدان ژاله در تماس تلفنی با کارتر خواستار حمایت قاطع ایالت متحده از خود شد. کارتر نیز در پاسخ به خواسته شاه قول داد بیانیه‌ای صادر کند و در آن بر حمایت از دستگاه سلطنت تأکید نماید که چند ساعت بعد از این مکالمه، بیانیه مورد نظر از سوی کاخ سفید صادر شد. (همان، ص 95) کارتر چندی بعد در نهم آبان 57 ولیعهد شاه را در دفتر خود در کاخ سفید به حضور پذیرفت. هدف کارتر از این اقدام که در حضور خبرنگاران صورت می گرفت تأکید بر حمایت دولت امریکا از دستگاه سلطنت بود. کارتر در این دیدار اظهار داشت: «دوستی و اتحاد ما با ایران یکی از مبانی مهم سیاست خارجی ما است. ما بهترین اوقات را برای شاه آرزو داریم و امیدواریم ناآرامی های کنونی به زودی از میان برود. (همان، ص 110) در همان ایام، زمانی که شاه برای روی کار آوردن یک دولت نظامی نظر سفیر امریکا را جویا شد وی نیز موضوع را به دولت متبوع خود انتقال داده و از واشنگتن پاسخ گرفت که «به نظر دولت امریکا بقای شاه حائز کمال اهمیت است و امریکا از هر تصمیمی که وی برای تثبیت قدرت و موقعیت خود اتخاذ کند حمایت خواهد کرد» به نوشته سولیوان از متن پیام چنین مستفاد می شود که امریکا از هر اقدامی در جهت پایان بخشیدن به اوضاع بحرانی ایران و سرکوب مخالفان حمایت می‌کند. (سولیوان، پیشین، ص 158) اما ظاهراً خواسته شاه از آمریکا بسیار بیشتر از این حرف‌ها بود، او از آمریکایی‌ها انتظار معجزه داشت. انتظار داشت آنان به هر طریق ممکن وارد عمل شده، مخالفان او را سرکوب کرده و راه ادامه سلطنت را برایش هموار کنند. از این رو در «پاسخ به تاریخ» تصریح کرده است «وعده‌های آمریکایی چندان ارزشی نداشت. (پاسخ به تاریخ، ص 448) به نوشته فردوست، محمدرضا تلاش می کرد که هر طور شده کارتر را به میدان بکشد تا وضع را تغییر دهد. (فردوست، ج1، ص 575) هایزر هم نوشته است «شاه عمیقاً اظهار تأسف کرد که امریکا مستقیماً به سراغ خمینی نرفته است... شاه هم مثل من و سولیوان خواستار یک ابتکار روشن و صریح از سوی امریکا بود. (خاطرات هایزر، ص 80) انتظار و توقع شاه از آمریکا از خلال گفته‌های سران ارتش به امریکایی‌ها کاملاً شفاف و روشن، قابل فهم و دریافت است. به نوشته ژنرال هایزر (که از سوی دولت آمریکا با مأموریت کمک به رژیم پهلوی و حفظ ارتش از فروپاشی به ایران آمده بود)، ژنرال طوفانیان از او پرسید «امریکای بزرگ چه وقت خمینی را ساکت خواهد کرد؟» او تصریح کرده است «این سؤالی بود که در هفته های بعد بارها شنیدم. (همان، ص 28) هم او در جایی دیگر از خاطراتش نوشته است «ربیعی(فرمانده نیروی هوایی) پرسید چرا آمریکا بر خمینی فشار نیاورده است» (همان، ص 32) و باز در جایی دیگر «ربیعی باز هم علیه امریکا داد و بیداد راه انداخت که امریکا با این همه بازوان قوی چرا نمی تواند به سادگی خمینی را کنترل کند. (همان، ص 94) هایزر درباره رئیس ستاد ارتش شاه هم نوشته است «قره باغی احساس می‌کرد که ارتش توان برنامه‌ریزی را ندارد و نمی‌داند آیا آنقدر آدم دارد که به آنها بتواند اعتماد کرد یا نه؟ می‌خواست که پرسنل آمریکایی کار برنامه‌ریزی برای آن‌ها را در دست گیرند. (همان، ص 45) ارتشبد ازهاری هم که اندک مدتی از سوی شاه مأموریت یافت تا با تشکیل دولت نظامی شعله‌های خشم مردم را خاموش کند به سرعت دریافت که کار از کار گذشته و انجام چنین مأموریتی به هیچ وجه در قد و قواره او و سایر همقطارانش نیست. او هم مانند رهبر خود(شاه) به این باور رسیده بود که صرفاً دستان دوستان آمریکایی شان امکان معجزه و نجات شاه را خواهند داشت ولاغیر. ازهاری پس از وقوف بر ناتوانی خویش خود را به تمارض زده از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرد. او در همان روزها که خود را در بستر بیماری افکنده بود سفیر آمریکا را به حضور طلبیده و گفت «شما باید این مطلب را بدانید و آن را به دولت خودتان گزارش بدهید. شاه قدرت اراده و تصمیم خود را از دست داده و این مملکت دارد از دست می‌رود. (سولیوان، ص 194) یکی از مقامات رژیم پهلوی در همان ایام طی تماس تلفنی به سفیر ایران در انگلستان گفت «به نظر می رسد همه در تهران به فلج فکری دچار شده‌اند. فکر هیچ کس کار نمی کند و به طور کلی فقدان کامل قوه ابتکار در تمام تصمیم گیری های مقامات تهران مشهود است. (پرویز راجی، پیشین، ص 270) در آن شرایط همه در انتظار وقوع معجزه‌ای از سوی امریکایی‌ها لحظه شماری می‌کردند، غافل از آنکه سرعت و قدرت امواج سهمگین انقلاب اسلامی قدرت تصمیم‌گیری درست را از آن‌ها نیز سلب کرده و علی رغم تمایل شدید به مهار جریان انقلاب، واقعاً از انجام آن عاجز مانده‌اند. سفیر آمریکا در تهران فقط درباره یکی از راهپیمایی‌های تهران نوشته است: «نظم و سازمان این راهپیمایی در عین حالی که موجب تحیر و شگفتی ما شد این واقعیت را هم آشکار ساخت که ما تشکیلات و فعالیت مخالفان را دست کم گرفته ایم و از منابع اطلاعاتی لازم در میان گروه‌های مخالف به ویژه روحانیون و بازاریان برخوردار نیستیم. (سولیوان، پیشین، ص 148) این تعابیر حکایت از آن دارد که همه به اتکای امریکا در خواب غفلت فرورفته بودند، بی آنکه بدانند خود آمریکا نیز غافلگیر شده و واقعاً راه به جایی نمی‌برد. ارتشبد فردوست در این باره گفته است «انقلاب شروع شد و همه غافلگیر شدیم... آیا سرویس های انگلیس و امریکا نیز غافلگیر شدند؟ مسلماً چنین است. (فردوست، پیشین، ص 568) هم او افزوده است «وقتی که یک ملتی شاه را نمی خواست امریکا چه می توانست بکند؟ (همان، ص 575) گری سیک مشاور امنیت ملی دولت کارتر دلیل غافلگیری و سردرگمی دولت متبوع خود در واقعه انقلاب ایران را محدود شدن ارتباط دولت مردان آمریکا با جامعه ایران به دربار و ایرانیان تحصیل کرده در غرب و سازمان های دولتی ایران دانسته و نتیجه گیری کرده است که سیاست گذاران واشنگتن فاقد منابع اطلاعاتی مستقل بودند. (گری سیک، پیشین، ص 11) به هر حال شاه در آخرین هفته‌های اقامت خود در ایران این واقعیت تلخ را پذیرفت که از آتش دوستان امریکایی خود آبی گرم نخواهد شد و انتظار وقوع معجزه از سوی آنان توقعی بیهوده است. او این نتیجه‌گیری خود را برای یکی از نمایندگان اعزامی آمریکا (سناتور بیرد) چنین به زبان آورد «ایالات متحده و کشورهای دیگر، کار چندانی نمی‌توانند بکنند. مشکل عمیقی در این جا وجود دارد و حتی بهترین بیانیه‌ها از سوی واشنگتن، لندن و بُن نیز نمی‌تواند این مشکل را حل کند. (همان، ص 162) از آن پس دیگر فکر شاه فقط حول محور نجات جان خود و فرار از معرکه دور می‌زد و زمانی که دوستان ناامید و حیرت زده امریکایی اش نیز بر این فکر او صحه گذاشته و به ترک کشور دعوتش کردند «با لحنی کم و بیش ملتمسانه گفت خیلی خوب، اما کجا باید بروم؟» (سولیوان، پیشین، ص 209) و هنگامی که سفیر امریکا از او پرسید که آیا میل دارید ترتیب مسافرتش به امریکا را بدهد «شاه یک مرتبه از جای خود حرکت کرد و باهیجانی شبیه حرکت یک پسر کوچک گفت اوه، ... شما این کار را برای من می کنید؟ (همان، ص 210) شاه با آن که حمایت‌های نظری و عملی ایالات متحده از حکومت خود را تا آخرین روزهای تاج داری‌اش می‌دید و فرستادگان و مقامات آمریکایی همیشه و همه جا در دسترش بودند، تا آخر بر این باور باقی ماند که تاج و تختش را به امریکا باخته است در حالی که این تحلیل شاه برای امریکایی ها واقعاً بهت آور و گیج کننده بود. آنان نمی توانستند بفهمند دلیل بدبینی شدید شاه که کاملاً مورد حمایت آنهاست چیست و چرا به این وضعیت دچار شده است، چنان که سولیوان پس از گفتگویی با شاه، در خاطرات خود نوشت: «از طغیان و خشم و غضب شاه و حرف‌هایی که از زبان او شنیدم لحظه‌ای گیج و مبهوت شدم. او با لحن مردی سخن می‌گفت که ناجوانمردانه مورد خیانت واقع شده و گویی دادخواهی می کرد. شاه در تمام مدت صحبتش با حالتی پریشان و احساساتی سخن می‌گفت به طوری که در پایان این صحبت‌ها واقعاً متحیر بودم که چه واکنشی باید نشان دهم. (همان، صص 146-14) شاه همچنان که رویه دیکتاتورهای همیشه تاریخ است نخواست و یا نتوانست بپذیرد که طوفان خشم مردم ناراضی، طومار پادشاهی‌اش را درهم پیچیده است، اما آنانکه در آن روزگار شاهد و ناظر این حادثه سترگ بودند و نیز اسناد و مدارک تاریخی، همه بر این واقعیت مسلم مهر تأیید می‌زنند که باتلاق ایجاد شده در شکاف عمیق میان شاه و مردم، سرانجام پهلوی دوم را به کام خویش کشید و این صرفاً مردم ایران بودند که شاه به دلیل بیگانگی با آنان، به آنان باخت و نه قدرتی دیگر. فاعتبروا یا اولی الابصار ]]> تاریخ و سیاست Mon, 11 Feb 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271557/بیگانگی-مردم-مردمی-بیگانگان توجه جایزه کتاب سال به کتاب‌های غیرسیاسی http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/271643/توجه-جایزه-کتاب-سال-کتاب-های-غیرسیاسی محمدرضا بهاری، در حاشیه جایزه کتاب سال در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره اهمیت و تاثیر این جایزه گفت: ارزشیابی کتاب به این شیوه که امروزه مرسوم است و کتاب سالی مشخص می‌شود، کار سختی است زیرا آثار زیادی داریم که اگر کسی آن‌ها را دنبال نکند و به جامعه معرفی نشوند و در معرض دید قرار نگیرند، کسی آن‌ها را نمی‌بیند و به این‌گونه جشنواره‌ها راه نمی‌یابند.   این نویسنده افزود: موضوع دیگر نگاه حاکم بر ارزشیابی در این جشنواره‌هاست که خیلی نگاه ویژه‌ای است و آثار خاصی با موضوعات خاصی مورد توجه قرار می‌گیرد و برخی آثار با محتوای خوب چون با اهداف جشنواره همسو نیست، جایگاهی پیدا نمی‌کند. و اغلب کتاب‌های غیرسیاسی مورد توجه است که آسیب و نکته‌ای که مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را به چالش بکشد، در آن‌ها وجود ندارد. مثلا یکی از آثار برگزیده امسال کتاب «واژگان بلوچی» اثر عبدالغفور جهان‌دیده بود که یک فرهنگ لغت است.   بهاری در ادامه پیشنهاد داد: بهتر است وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چه در زمان چاپ کتاب‌ها و چه در زمان سیاستگذاری برای جشنواره‌ها، اجازه دهد دیدگاه‌ها و اندیشه‌های مختلف منتشر شود و در جشنواره‌ها مورد توجه قرار گیرند.   این نویسنده سیستان و بلوچستانی درباره آثارش توضیح داد: من سال‌هاست که در حوزه زبان و ادبیات فارسی درحال پژوهش هستم و حاصل آن هم کتاب‌هایی مانند «سیستانیکا؛ فرهنگ لغت مردم سیستان»، «سیستان در تاریخ ادبیات فارسی؛ از قبل از اسلام تا قرن نهم»، «سیوستان؛ ضرب‌المثل‌های مردم سیستان»، «سیستانا؛ مجموعه ترانه‌ها و دوبیتی‌های مردم سیستان»، «بررسی گویش مردم سیستان (زبان‌شناسی عملی)» و «سیستان و تاجیکستان در پیوند تاریخی» است.   ]]> تاریخ و سیاست Sat, 09 Feb 2019 07:14:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/271643/توجه-جایزه-کتاب-سال-کتاب-های-غیرسیاسی کتاب «میراث یک مرد» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271735/کتاب-میراث-یک-مرد-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مراسم رونمایی از کتاب «میراث یک مرد» زندگینامه حاج مسیب درخشانی از مهاجرین تفلیس، یکی از آخرین اعضای انجمن خیریه ایرانیان تفلیس و بنیانگذاران انجمن خیریه بنیس و همسر فقیدش امینه درخشانی (یلنا بناشویلی) روز جمعه ۲۶ بهمن در محل انجمن خیریه بنیس برگزار می‌شود. این کتاب به‌تازگی به کوشش ناصر اسعدی چاپ شده است. در این مراسم رامین مهمان‌پرست سخنگوی پیشین وزارت خارجه و سفیر سابق ایران در لهستان و لیتوانی سخنرانی خواهد کرد. برنامه رونمایی از این اثر روز جمعه ۲۶ بهمن از ساعت ۱۸ در انجمن خیریه بنیس واقع در پیچ شمیران، خیابان شریعتی، نرسیده به حقوقی برگزار می‌شود. ]]> اندیشه و علوم اجتماعی Fri, 08 Feb 2019 10:55:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271735/کتاب-میراث-یک-مرد-رونمایی-می-شود مولر: کتاب «اغذیه در طب اسلامی» برگرفته از آموزه‌های جالینوس است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271616/مولر-کتاب-اغذیه-طب-اسلامی-برگرفته-آموزه-های-جالینوس خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهام عدیمی: کتاب «اغذیه در طب اسلامی: الاغذیه و الاشربه» اثر نجیب‌الدین سمرقندی که یولیانه مولر آن را به آلمانی ترجمه کرده است، از آثار برگزیده بیست‌وششمین جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی شده است. این کتاب دانشنامه جامعی در زمینه طب تغذیه و دربردارنده بیش از 500 مورد ماده غذایی، نوشیدنی و موارد معطر متفاوت است و با توجه به 53 نسخه خطی شناخته شده از این اثر، احتمالا شایع‌ترین کتاب عربی پیشامدرن درباره علوم تغذیه است. یولیانه مولر پژوهشگر پسادکتری در انستیتو مطالعات آسیایی و شرقی دانشگاه زوریخ سوییس است، او عربی و اسپانیایی را در دانشگاه‌های فرانسه، آلمان و سوریه آموخته و دانش‌آموخته دکترای مدرسه عالی فرهنگ‌ها و جوامع مسلمان برلین است و دکترای خود را در رشته مطالعات عربی در سال 2016 به پایان رسانده است. وی در گفت‌وگو با ایبنا درباره این کتاب، دلیل پژوهش و ترجمه آن توضیحاتی داده است. کمی درباره این کتاب و دلیل انتخاب آن برای پژوهش بگویید. کتاب «اغذیه در طب اسلامی: الاغذیه و الاشربه» را به‌عنوان موضوع تز دکترایم در دانشگاه آزاد برلین انتخاب کردم و متن عربی را همراه با ویرایش و توضیحاتی به آلمان را ترجمه کردم. نجیب‌الدین سمرقندی، پزشکی است که در قرن 13 میلادی (ششم و هفتم هجری‌قمری) در بغداد و هرات زندگی می‌کرد و به نظر می‌رسد او فارسی هم می‌دانسته چرا که بسیاری از لغات این کتاب، فارسی است و مانند دانشنامه‌ای درباره غذا، نوشیدنی‌ها و مواد معطر است که در آن دوران وجود داشتند و درباره تاثیر هر کدام از آن‌ها روی بدن انسان و سلامتی توضیح داده است. مثلا اگر کسی سردرد یا دل درد دارد چه چیزی باید بخورد یا بنوشد یا مواد معطری که بر سلامتی بدن انسان تاثیر دارند، کدامند. این کتاب قبلا ویرایش نشده بود؛ 53 نسخه خطی از این کتاب در کتابخانه‌های مختلف از سوریه و ایران گرفته تا هندوستان وجود دارد که من به بعضی از این کشورها سفر کردم و برخی نسخه‌ها را هم از کتابخانه‌های بعضی از این کشورها دریافت کردم. در مجموع 49 نسخه از این کتاب را دیده‌ام که در کتابخانه‌های اروپا، خاورمیانه، آفریقا و ایران نگهداری می‌شوند. درباره نسخه ایرانی این اثر نیز بگویید که چقدر در نگارش کتاب «اغذیه در طب اسلامی: الاغذیه و الاشربه»​ به شما کمک کرد؟ در ایران نسخه‌ای از این کتاب در کتابخانه ملک وجود دارد که به نظر می‌رسد نزدیک‌ترین نسخه به نسخه اصلی باشد چرا که در زمان حیات نویسنده این کتاب، دستنویس شده است و این می‌تواند دلیل محکمی بر اصلی بودن این نسخه باشد. در واقع یک نسخه اصلی از کتاب وجود داشته که نسخه‌های متعدد دیگری از روی آن دستنویس شده و در کشورهای مختلف پراکنده شده است که نمودار این کتاب‌ها را در کتابم آورده‌ام. کاری که من روی این کتاب انجام دادم، مقایسه نسخه‌های مختلف بوده، اما این نسخه‌ها اشکالات زیادی داشتند و سعی کردم همزمان با مقایسه، نسخه‌ها را به متن اصلی نزدیک کنم و نتیجه نهایی را به آلمانی برگرداندم. چرا نجیب‌الدین سمرقندی و این کتاب را انتخاب کردید؟ در دوران کارشناسی ارشد روی کتاب «الکیمیا» کار کردم و برای دکتری هم باید متنی را ویرایش می‌کردم که در زمنیه طب و تغذیه باشد و تاکنون کسی روی آن کار نکرده باشد، در نتیجه با جست‌وجو به این کتاب رسیدم. با توجه به این‌که این اثر در زمینه طب سنتی است، آیا به نظر می‌رسد در اروپا طب سنتی هم طرفدار پیدا کرده است؟ مطالبی که در کتاب گفته شده با آنچه در پزشکی مدرن وجود دارد همخوانی ندارد، من این کتاب را با دیگر کتب عربی در زمینه طب در قرون میانه مقایسه کرده‌ام. مثلا طبیبان عرب می‌گویند شیرینی، گوشت و نان سفید برای بدن مفید است در حالی‌که در پزشکی مدرن خوردن این مواد را برای بدن مضر می‌داند. دایره غذایی در آن دوره محدود بوده و کالری زیاد را مفید می‌دانستند و مواردی که در این کتاب آمده، الزاما درست نیست بلکه صرفا تفکر مردم آن دوره است و به‌نوعی تاریخ فرهنگی مردمان آن دوران را نشان می‌دهد. کتاب «اغذیه در طب اسلامی: الاغذیه و الاشربه» و طب اسلامی برگرفته از آموزه‌های جالینوس و متون طب یونانی است. من در آلمان طب سنتی یا طب اسلامی ندیده‌ام ولی در هند طب مشابهی داریم که طب یونانی است. اعراب متن‌های یونانیانی مثل جالینوس را گرفتند و من وقتی این کتاب را با متن‌های یونانی مقایسه کردم شباهت‌های جالبی پیدا کردم. مثلا جالینوس از غذاهای مدیترانه‌ای نام می‌برد که در قرون میانه خاورمیانه پیدا نمی‌شود. غذاهای جدید زیادی از ایران و هند هم داریم مثل اسفناج و بادمجان که اعتقاد به خاصیت درمانی آن‌ها وجود دارد. موضوعی که جالب است این‌که مثلا جالینوس می‌گوید بهترین گوشت، گوشت خوک است اما سمرقندی با این‌که متن را می‌داند آن را تغییر می‌دهد یا مواردی مثل الکل یا شراب را که جالینوس نوشته است نادیده می‌گیرد چون او طب یونانی را با طب اسلامی تطبیق می‌دهد و مواردی را جایگزین یا حذف می‌کند. طبیبان عرب بدون توجه به این‌که انگور یا انجیر میوه‌های مدیترانه‌ای هستند از همان‌ها در متون خود استفاده می‌کنند. یا چون پیامبر(ص) خرما می‌خورده‌اند خرما را جایگزین میوه‌های مدیترانه‌ای کرده‌اند. بازخورد انتشار کتاب شما در آلمان چطور بود؟ این کتاب سال ۲۰۱۷ در آلمان منتشر شده ولی پیش‌تر نسخه‌های دست‌نویس آن در کتابخانه بوده و شاید کسی آن را دیده باشد. درباره کتابم معرفی و بررسی‌هایی دیده‌ام اما درباره بازخورد و میزان فروش و استقبال از آن اطلاعی ندارم. واکنش شما درباره انتخاب‌تان در جایزه جهانی کتاب چه بود؟ از برگزیده شدن اثرم در جایزه جهانی کتاب سال غافل‌گیر و شگفت‌زده شدم. پروفسور همکارم سال گذشته برگزیده این جایزه شد. وقتی ایمیل را دریافت کردم، فکر کردم یک ایمیل جعلی است ولی ایمیل واقعی بود و من خیلی خوشحال و هیجان‌زده شدم. ]]> تاریخ و سیاست Fri, 08 Feb 2019 10:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271616/مولر-کتاب-اغذیه-طب-اسلامی-برگرفته-آموزه-های-جالینوس کاوه بیات: تاریخ محلی که بی‌جانبداری نوشته شود مغتنم است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271713/کاوه-بیات-تاریخ-محلی-بی-جانبداری-نوشته-شود-مغتنم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ نشست معرفی و بررسی کتاب «نوسازی و جامعه ایلی؛ بویر احمد در دوره پهلوی» با حضور نویسنده کتاب محمد مهدی روشنفکر و کاوه بیات و نیکنام حسینی پور به عنوان کارشناس، عصر چهارشنبه، 17 بهمن 1397 در سرای اهل قلم برگزار شد. در ابتدای نشست، غلامرضا عزیزی که گردانندگی جلسه را بر عهده داشت، با اشاره به اینکه ساختار جامعه ایران به گونه‌ای بود که تا دوره پهلوی حکومت‌هایی که بر سر کار آمدند، بر اساس ساختار ایلی بود، گفت: حکومت مرکزی مقتدر که در دوره رضاشاه شکل گرفت، کار خودش را با سرکوب ایلات و جنبش‌ها، لشکرکشی به کهگیلویه و بویر احمد و... آغاز کرد. و دولت مرکزی در این زمینه کوشش کرد. اما نکته جالب در نشست امروز این است که تمام  سخنرانان با جوامع ایلی پیوستگی سببی و نسبی دارند.   در ادامه نویسنده در خصوص ویژگی‌های کتاب گفت: قبل از هر چیز از استاد بیات به خاطر آراء و آثارش که خیلی در تالیف این کتاب به من کمک کردند، تشکر می‌کنم. این کتاب چند ویژگی دارد؛ اول اینکه یک بستر جامعه‌شناسی محلی دارد. دوم استفاده از اسناد است و سومین مطلب که خیلی مهم است؛ بدون هرگونه تعصب قومی و جغرافیایی و ایلی این کار را دنبال کردم و خیلی هم با خودم کلنجار رفتم. محمد مهدی روشنفکر افزود: سال 88 کار دیگری در قالب نقد منابع تاریخی استان کهگیلویه و بویر احمد انجام دادم که متاثر از منابع ایدئولوژیکی و آموزه‌های قرآن بود. و ویژگی دیگر کتاب، پرهیز از درگیری‌های درون ایلی و برون ایلی و حکومت بود. به همین خاطر، سه موضوع غالب، بحث سلب قدرت، سربازگیری و خلع سلاح بود. البته جاهایی که حکومت اول و دوم پهلوی، خدمات عمرانی یا آموزشی ارائه داده بود هم مورد توجه قرار گرفت تا انصاف رعایت شود.   در ادامه کاوه بیات گفت: تاریخ‌های محلی در عین اهمیتی که دارند با حب و بغض عجیبی همراه است. اما کتابی که بی‌جانبداری نوشته شود مغتنم است. صحبت از یک منطقه وسیع است که از نظر جغرافیای ایلی متنوع است و در خود طوایف هم رقابت‌هایی بر سر قدرت است که موضوع را پیچیده می‌کند. به همین دلیل تدوین تحولات این دوره خیلی سخت است. در این کتاب، چند دوره تاریخی مهم مورد بحث قرار گرفته است. البته به تحولات عمده ای نظیر جنگ‌ها و درگیری‌ها کمتر پرداخته شده است. دوره‌هایی که مورد بحث قرار گرفته،  آرامش نسبی فارس در دوره اول رضا خان است که تمرکز اصلی روی تحولات ایلی شمال و شمال غرب کشور بود. گریزی به خوزستان زده شد با بزرگنمایی و سیاه‌نمایی عجیب و غریب. در این دوره، فارس و کهگیلویه و بویر احمد با حفظ آرامش امکان لشکرکشی به خوزستان را فراهم کردند. بعد از این دوره نوبت به عشایر جنوب رسید و خوانین عمده‌شان احضار و برکنار شدند. و دوره سیاهی از نظر  فشار ایجاد می‌شود. به دلیل طولانی شدن جنگ و این که در مقابل حکومت مرکزی نمی‌توان زیاد مقاومت کرد، با کدخدا منشی این شورش‌ها خاتمه پیدا کرد و نوبت به سیاست اسکان می‌رسد. از سال 1310 به بعد به وزارت کشور واگذار شد که مقداری با عملکرد نظامیان متفاوت بود. اما بعد از برکناری رضاشاه ما با واکنش خودجوشی در برابر آنچه گذشت مواجه هستیم. در برخی جاها هم به اندازه‌ای این‌ها نمایان شدند که دیگر توان واکنش نداشتند. از سال 1320 تا کودتای 28 مرداد این حالت خودسری و سیال به حال خودش باقی است.   این پژوهشگر و مولف حوزه تاریخ در ادامه افزود: در این دوره ما شاهد گره خوردن تحولات سراسری مملکت هستیم. ایلاتی که با نهضت ملی شدن نفت همراه بودند در همان مراحل اول سرکوب شدند. و حتی به خدمت ایلات شاه‌پرست هم رسیده شد. این نظام یکجا نشین کمر به امحال زندگی ایلی و عشایری بسته بود. آخرین چشمه‌ای که بسته می‌شود چشمه قائله جنوب و واکنش نیروهای محافظه‌کار است. در مجموع می‌توان گفت که حوزه پرپیچ و خمی است و بازیگر زیاد دارد. ما در این دوره ماخذ و منابع کم داریم. شاید یکی از بهترین و قدیمی‌ترین منابع این حوزه که نشان می‌دهد چندان تغییر هم نکرده‌ایم، کتاب «کهگیلویه و ایلات» محمود باوند است. محمود باوند، درجه دار  سابق که بعد به شرکت نفت می‌پیوندد و گزارش خیلی خوبی می‌نویسد که سال 1324 منتشر شده است. گزارشش مدل گزارش‌هایی بوده که کارکنان انگلیسی تهیه می‌کردند و خیلی سیستماتیک و خوب است. دو کتاب در این زمینه از هیبت‌الله و یعقوب غفاری داریم که از لحاظ جامعه‌شناسی نگاه کرده‌اند و ارزشمند هستند. کتاب اسناد سلطان‌علی سلطانی است که به نوعی کارگزار و نماینده دولت مرکزی محسوب می‌شد و... در کنار این‌ها، بخش عمده اسناد ما، اسناد نظامی است که تحت کنترل ارتش است. اسناد نظامی دوره رضاشاه شناسایی شده و هست. اما در دسترس نیست. برای ارائه کار جامعی در مورد ایلات، هنوز حلقه‌های تکمیل نشده داریم. با این حال ما شاهد کتابی هستیم که سعی کرده از این دوره چهل و پنج ساله یک تصویری به دست دهد. دوره‌ای که در حال گذار از یک نظام سنتی به یک نظام جدید در چارچوب شکل‌گیری دولت مدرن در ایران هستیم. یکی از ویژگی‌های این کتاب این است که تمام آراء و ارزیابی‌ها را شامل می‌شود. اما در این زمینه، خیلی هم نمی‌توان بی‌طرف بود. دیدگاه آقای روشنفکر در این کتاب یک دیدگاه مدرن و غالب هست. دیدگاهی که از دوران تجدد مد نظر بوده است. اگر مرام‌نامه احزاب دوران مشروطه را ببینید، متوجه می‌شوید در این‌که ایلات و عشایر ما باید به رعیتی گماشته شوند، متفق‌القول هستند. اخیرا در کتاب «احسان خردمند» بحثی مطرح می‌شود که می‌گوید؛ «یکی از بزرگ‌ترین خطاهای بشر، پشت سر گذاشتن شکار و گردآوری و گام نهادن در مرحله کشاورزی است.» وی افزود: بعد از شهریور 1320 ما با یک واکنش مواجه بودیم و برخی از کارگزاران به حکومت پهلوی گفتند که سیاست اسکان، سیاست خیلی خوبی بود، ولی خیلی بد اجرا شد. نظامنامه دارد اما برنامه ندارد. در دوره پهلوی ما با گروهبانی طرف هستیم که خدایی می‌کند. این مساله نیاز به نقد دارد. در حکومت نظامی شما امکان دسترسی به عدلیه هم ندارید. البته یک‌سری از ارزیابی‌ها در همین کتاب مغفول مانده است. یکی از بحث‌های مطرح در این دوره، بحث اسلحه و تدارکات نظامی است. در منابع نظامی و رسمی خیلی به این مساله اهمیت داده می‌شود. آقای روشنفکر خیلی در این حوزه بی‌طرف نوشته است. این کتاب، مفصل است و سرهم بندی نیست. برایش زحمت کشیده شده است. با محلی‌ها مصاحبه شده است. اسناد دیده شده است. در ادامه جلسه، نیکنام حسینی پور، مدیر عامل خانه کتاب، با تشکر از نویسنده کتاب، گفت: من متعلق به بافت ایلی همان منطقه هستم و می‌دانم که هنوز در زیر پوست آن منطقه، نگاه‌های ایلی و عشایری وجود دارد. به نظر می‌رسد اگر رضا شاه هم نبود، ضرورت نوسازی در آن زمان مطرح شده بود و هر کس دیگری هم که بود اقداماتی در این زمینه انجام می‌داد. نکته دیگری که در مورد بویر احمد می‌توان گفت این است که به نظر می‌رسد محیط جغرافیایی بر خوی و طبیعت افراد هم تاثیر گذار بوده است. روح کوهستان منجر به ایجاد نوعی روح حماسی شده است. وی افزود: در مورد خوانین بویر احمد و مسائلی که میان بختیاری‌ها و قشقایی‌ها و بویر احمدی‌ها  بوده، معمولا قشقایی‌ها و بختیاری‌ها همیشه نگاهی به حکومت مرکزی داشته‌اند. اما در بویر احمدی‌ها این نکته دیده نمی‌شود. به نظر می‌رسد که نوسازی بافت اجتماعی، ضرورت‌هایی را برای جامعه امروز ایجاد می‌کند. در حالی که هنوز بافت ایلی در آن منطقه حاکم است. البته منطقه سی‌سخت در این نوسازی پیشگام بوده است. در مجموع می‌توان گفت که جای چنین کتاب‌هایی در فضای علمی ما خالی است. ]]> تاریخ و سیاست Thu, 07 Feb 2019 08:40:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271713/کاوه-بیات-تاریخ-محلی-بی-جانبداری-نوشته-شود-مغتنم تکاپوهای فکری و فرهنگی معماران انقلاب اسلامی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271710/تکاپوهای-فکری-فرهنگی-معماران-انقلاب-اسلامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پنل سوم همایش ملی بعثت انقلاب اسلامی با رویکرد انقلاب اسلامی؛ شخصیت‌ها و تکاپوهای فکری و فرهنگی عصر چهارشنبه (17 بهمن) در ساختمان آرشیو ملی سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار شد.   در ابتدای این پنل، مقاله «تحلیل گفتمان امام خمینی درباره نقش مردم در نظام اسلامی با تکیه بر بیانات مقام معظم رهبری» نوشته حمید بصیرت‌منش عضو هیئت علمی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی و حسن شمس‌آبادی دانشجوی دکترای تاریخ انقلاب اسلامی ارائه شد.   به گفته بصیرت‌منش: «بر مبنای بیانات مقام معظم رهبری، می‌توان گفت گفتمان امام خمینی درباره نقش مردم در نظام اسلامی به این گونه است که مردم مشروعیت‌دهندگان به نظام و صاحبان اصلی کشور هستند.»   وی ادامه داد: «مسئله‌ای که امام خمینی به آن اعتقاد کامل داشت و در تمام مراحل تکامل انقلاب اسلامی به آن بود مشروعیت مردمی جنبش بود. اهمیت جایگاه مردم در گفتمان امام خمینی را در سه محور وظایف و روابط نظام اسلامی در قبال مردم، وظایف مردم در قبال نظام و نیز جایگاه مردم در جمهوری اسلامی می‌توان مدنظر قرار داد و بر این مبنا گفت که محوریت اساسی این نظام بر پایگاه مردمی آن است.»   پس از ارائه مقاله ابتدایی نشست، نوبت به رحیم نیکبخت، پژوهشگر حوزه انقلاب اسلامی و روح‌الله سلگی رسید تا مقاله خود با نام تکاپوهای فرهنگی در انقلاب اسلامی؛ بررسی موردی فعالیت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای را ارائه دهند.   نیکبخت در مقاله خود با تاکید بر این اینکه انقلاب اسلامی ایران ضمن آنکه یک انقلاب سیاسی بود که موفق شد نظام شاهنشاهی را سرنگون سازد، انقلابی با ماهیت فرهنگی بود، گفت: «هویت فرهنگی انقلاب، از ماهیت اسلامی آن نشئت گرفته است. از این رو، رویه امام خمینی و شاگردان برجسته وی در دوران نهضت بر کار فرهنگی استوار بود. از مهمترین فعالیت‌های امام خمینی، قبل از تبعید در سال 1343، ایراد سخنرانی‌های افشاگرانه و صدور اعلامیه بوده است.»   وی ادامه داد: «علاوه بر این، در ایام تبعید ایشان علاوه بر ایراد سخنرانی به تدریس درس ولایت فقیه یا حکومت اسلامی همت گماشت و رویه خود را در مبارزه فرهنگی به شاگردانش نیز منتقل ساخت.»   به گفته نیکبخت: «مشی مبارزاتی شاگردان امام خمینی در ایام تبعید بر فعالیت فرهنگی و تبلیغی استوار بود. برپایی جلسات سخنرانی، برپایی جلسات تفسیر قرآن، نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه، تالیف و ترجمه کتاب، تالیف کتاب داستان بر مبنای حوادث تاریخ اسلام، تشکیل گروه سرود، اجرای نمایشنامه و... از جمله فعالیت‌های فرهنگی صورت گرفته در این ایام است.»   نیکبخت پس از بیان این مقدمات بر جایگاه آیت‌الله خامنه‌ای در مبارزات فرهنگی منتهی به انقلاب تمرکز کرد. وی گفت: «آیت‌الله سید علی خامنه‌ای از جمله شاگردان برجسته امام خمینی محسوب می‌شود که در مشهد فعالیت‌های گسترده فرهنگی انجام داد. ایشان علی‌رغم پیگردها و دستگیری‌های مکرر در هر فرصتی که به دست می‌آوردند، به برپایی جلسات تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه و تاریخ اسلام و تاریخ تشیع می‌پرداختند و به این طریق شاگردانی تربیت می‌کردند و گفتمان انقلاب را رواج می‌دادند.» رحیم نیکبخت   وی افزود: «از دیگر فعالیت‌های آیت‌الله خامنه‌ای ترجمه و تالیف کتاب‌های مناسب فضای فکری و فرهنگی کشور بود. بخشی از پیگردهای ایشان توسط ساواک، به خاطر چاپ و نشر کتاب بود. از جمله کتاب‌هایی که ایشان در آن دوران منتشر کردند طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، از ژرفای نماز و گفتاری در باب صبر را می‌توان نام برد.»   پس از ارائه دومین مقاله از پنل سوم همایش بعثت انقلاب اسلامی، نوبت به رضا بیگدلو استادیار تاریخ پژوهشگاه علوم انتظامی و مطالعات اجتماعی رسید تا مقال خود با نام جایگاه اندیشه عدالت‌جویی در منظومه فکری معماران انقلاب اسلامی، مطالعه موردی اندیشه شهید مطهری را ارائه دهد.   به گفته بیگدلو: «اندیشه عدالت یکی از ارکان اساسی انقلاب اسلامی در قبل و بعد از انقلاب بود، به همین خاطر می‌توان مفهوم عدالت‌خواهی و عدالت‌جویی را در اندیشه و عمل بسیاری از نظریه‌پردازان و بنیان‌گذاران انقلاب پی‌جویی کرد.»   او افزود: «شهید مطهری به عنوان یکی از معماران انقلاب و اندیشمندی اسلامی و احیاگری دینی که محور و مایه تفکر اصلیش دین و اصول عقلی بود، تاملات جدی در باب عدالت داشت و به طور کلی مفهوم عدالت از جایگاه والایی در منظومه فکری ایشان برخوردار بود. به این خاطر حجم زبادی از نوشته‌های ایشان به موضوعاتی در باب عدالت و یا مفاهیم مرتبط با آن اختصاص یافته است.»   به گفته بیگدلو: «مطهری عدالت را مبنای جهان‌بینی و فلسفه اجتماعی جامعه اسلامی دانسته و آن را به عنوان معیار و مقیاس اسلام ارزیابی می‌کند. از دید ایشان از اهداف انقلاب، جامه عمل پوشاندن به عدالت از منظر اسلامی است.»   وی افزود: «مطهری معتقد است اهمیت مفهوم عدالت در ارکان انقلاب اسلامی تا آن اندازه است که اگر انقلاب اسلامی در مسیر برقراری عدالت اجتماعی پیش نرود مطمئناً به نتیجه نخواهد رسید. بر این مبنا، مطهری ارکان تداوم انقلاب اسلامی را عدالت اجتماعی، استقلال و آزادی و معنویت اسلامی ارزیابی می‌کند.» رضا بیگدلو   بیگدلو در بخش پایانی سخن خود گفت: «واکاوی اندیشه شهید مطهری در باب عدالت از آن رو حائز اهمیت است که دیدگاه ایشان در باب عدالت خواهی در انقلاب اسلامی می‌تواند به عنوان معیار و مقیاسی برای ارزیابی وضعیت امروز جامعه مورد توجه قرار گیرد.»   پس از بیگدلو نوبت به عباس بشیری، پژوهشگر حوزه تاریخ انقلاب اسلامی و از محققان فعال در حوزه گردآوری و تالیف آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رسید تا مقاله خود با نام هاشمی رفسنجانی و بازشناسی امیرکبیر برای نسل اول انقلاب را ارائه دهد.   به گفته بشیری: «هاشمی رفسنجانی از سابقون انقلاب اسلامی است. او از عنفوان جوانی پا در رکاب مبارزه با رژیم پهلوی نهاد و در کنار فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود و با هدف بیداری مردم، به تالیف و ترجمه کتاب‌هایی با محتوای انقلابی دست زد. کتاب‌هایی که به خاطر آنها مصائب زندان و شکنجه‌های غیرقابل توصیبف را تحمل کرد.»   وی گفت: «یکی از کتاب‌هایی که تالیف و انتشار گسترده آن مشعل مبارزه با استعمار و استبداد در دوران تبعید امام را روشن و پرفروغ نگه داشت، کتاب امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار بود که در سال 1346 و حدود یک دهه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به رشته تحریر درآمده است. هاشمی رفسنجانی درباره هدف خود از تالیف این کتاب که در آن ضمن شرحی از اقدامات اصلاحی امیرکبیر به توصیف شخصیت استعمارستیز او می‌پردازد می‌گوید می‌خواستم نمونه خوبی از سابقه مبارزه با استعمار را معرفی کنم. می‌خواستم بگویم خصیصه اصلی امیرکبیر که مبارزه با استعمار بوده با این وضع حکومت خاندان پهلوی سازگار نیست.»   بشیری افزود: «هاشمی رفسنجانی هدف خود از تالیف کتاب را تاثیر بر جوانان از دانشجو و طلبه دانسته بود و گفته بود با تالیف این کتاب مایل بوده طلبه‌ها بدانند تاریخ امیرکبیر و مبارزه با استعمار چیست. این کتاب تاثیر قابل توجهی در بیداری سیاسی دانشجویان و مبارزان سیاسی آن دوره تاریخی که نسل اول انقلاب را شکل دادند داشت و این را از لابه‌لای خاطرات این افراد می‌توان درک کرد.»   گفتنی است که پس از سخنرانی بشیری، علی‌نقی آل محمد اهری، مقاله‌ای با نام تکاپوهای فکری و فرهنگی آیت‌الله سید صادق آل محمد در ارسباران ارائه داد و با ارائه این مقاله، همایش بعثت انقلاب اسلامی به پایان رسید. ]]> تاریخ و سیاست Thu, 07 Feb 2019 06:43:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271710/تکاپوهای-فکری-فرهنگی-معماران-انقلاب-اسلامی قدیمی‌ترین کارگاه‌های فراوری سنگ لاجورد در شهر سوخته سیستان بوده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271593/قدیمی-ترین-کارگاه-های-فراوری-سنگ-لاجورد-شهر-سوخته-سیستان-بوده خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: کتاب «ساخت مهره‌های لاجوردی در شهر سوخته؛ تفسیر صنایع دستی در جامعه شهریِ هزاره سوم پیش از میلاد» نوشته الساندرا لازاری و مسیمو ویدالی از برگزیدگان بیست‌وششمین جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران است. این کتاب پنجاه سال پس از نخستین حفاری‌ها در شهرسوخته نتایج حاصل از کاوش‌های کارگاه‌های سنگ لاجورد را در این سرزمین منتشر می‌کند. بازسازی دقیق ترتیب تولید مهره‌های سنگ لاجورد که در این شهر بزرگ عصر مفرغ با استفاده از روش‌های علمیِ به روز شده انجام می‌شده است. نتایج این پژوهش همچنین بسیاری از پیش‌فرض‌های پذیرفته‌ شده را درباره نظام کار دوران باستانی در شهرهای عصر مفرغ مورد تردید قرار می‌دهد. مسیمو ویدالی استاد باستان‌شناسی خاور نزدیک و باستان‌شناسی صنایع دستی در دانشگاه پادوا ایتالیاست. وی که در سال‌های اولیه فعالیت علمی خود در محوطه باستانی شهر سوخته فعالیت داشته در حال حاضر نیز در کاوش‌های باستان‌شناختی جیرفت و ناحیه هلیل‌رود همکاری می‌کند. دیگر مولف کتاب خانم الساندرا لازاری نیز پژوهشگر میراث فرهنگی شورای پژوهشی ایتالیا بوده است. با این دو که برای شرکت در آئین پایانی جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی در ایران حضور پیدا کرده بودند گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.   چه شد که به شهر سوخته علاقه‌مند شدید و در این زمینه دست به تالیف زدید؟ ویدالی: من از چهل سال پیش عاشق پیشینه باستان‌شناختی ایران شدم. خیلی خوش‌شانس بودم که اولین تجربه فعالیتم در حوزه باستان‌شناسی، وقتی که فقط نوزده سال سن داشتم در شهر سوخته زابل رخ داد. اینکه توانستم در حفاری‌های باستان‌شناختی شهر سوخته حضور داشته باشم یکی از بزرگترین شانس‌های زندگی من بود که هیچ وقت آن را فراموش نمی‌کنم. کتابی که من با همکاری خانم الساندارا لازاری تالیف کرده‌ام درباره تنها نقطه در تمام دنیاست که از 5 هزار سال پیش کارگاه فرآوری سنگ لاجورد داشته است. توجه به دستاوردهای باستان‌شناختی شهر سوخته برای باستان‌شناسی اروپا، آسیا و خاورمیانه بسیار اهمیت دارد. کاوش‌های باستان‌شناسی در شهر سوخته از سال 1972 با سرپرستی مارسیو توزی آغاز شد و بسیاری از دستاوردهای حاصل از کاوش در این منطقه که بسیار هم مهم هستند هنوز منتشر نشده است. برای من و همکارم دکتر لازاری بسیار مهم بود که اطلاعات حاصل از این پژوهش‌ها را در دسترس عموم قرار دهیم و انگیزه اصلی انتشار این اثر همین بود که دسترسی به این اطلاعات را فراهم سازیم.   اگر لطف کنید و درباره دستاوردهای تازه حاصل از تالیف کتاب «ساخت مهره‌های لاجورد در شهر سوخته» توضیح دهید ممنون می‌شوم. لازاری: ما با گردآوری و دسته‌بندی شواهدی که از کاوش‌های شهر سوخته در اختیار داشتیم به نتایجی دست یافتیم که با نتیجه‌گیری‌هایی که پیش از این از باستان‌شناسی در شهر سوخته صورت گرفته بود بسیار متفاوت بود. تصور عموم باستان‌شناسان این بود که صنعتگران سنگ‌تراش شهر سوخته، لاجوردهای خود را برای صادرات به حوزه بین‌النهرین و عراق کنونی تولید می‌کرده‌اند، اما بررسی‌های ما نشان داد که عمده لاجوردهای اعلا را در خود شهر سوخته می‌توان یافت. به عبارتی، سنگ لاجورد در شهر سوخته بیشتر برای مصرف داخلی تولید می‌شده است و آنچه از این سنگ‌ها که به خارج از حوزه شهر سوخته و به عنوان نمونه عراق صادر می‌شده است، سنگ‌های کم‌بهاتر بوده‌اند.   بقایای سنگ‌های لاجورد شهر سوخته در عراق پیدا شده است؟ ویدالی: بله. به ویژه در جنوب عراق، شهرهایی مانند بصره و عور از این بقایا تعداد قابل توجهی پیدا شده که می‌توان کیفیت آنها را با کیفیت لاجوردهایی که در محوطه شهر سوخته یافته شده مقایسه کرد.   چگونه می‌فهمید که لاجوردهای یافته شده در عراق، از همان لاجوردهایی است که در شهر سوخته تولید  شده؟ ویدالی: از نحوه تراش سنگ و جنس سنگ‌ها می‌شود به نسب آنها پی برد.   کاری که در کتاب شما صورت گرفته است، این است که سنگ‌های لاجورد را دسته‌بندی کرده‌اید و کنار هم گذاشته‌اید و از مسیر ارزیابی این سنگ‌ها، گزاره‌هایی انسان‌شناختی درباره سنگ‌تراشان شهر سوخته ارائه داده‌اید. به چه روشی به این اطلاعات دست پیدا کردید؟ ویدالی: باستان‌شناسی علم پیچیده‌ای است. ما به شواهد تکیه می‌کنیم و به عنوان نمونه این نکته را مدنظر قرار می‌دهیم که بقایای کارگاه‌های تراشیدن سنگ لاجورد در چه مناطقی یافته شده است. خرده سنگ‌ها، ابزارهای تراش و... نه در مناطق ثروتمندنشین و کاخ‌ها که در غارهای پائین‌دست شهر سوخته که نزدیک به هامون هستند یافته شده است. این نشان می‌دهد که سنگ‌تراشان شهر سوخته از افراد پائین‌دست اجتماع بوده‌اند. از سوی دیگر پراکندگی شواهد در حوزه‌ای وسیع از ایران و افغانستان نشان می‌دهد که این سنگ‌تراشان یک‌جا نشین نبوده‌اند و همواره در مسیری میان ایران و افغانستان کنونی در حال حرکت بوده‌اند.   بر مبنای توصیفی که در کتاب و همین‌طور در این گفت‌وگو ارائه داده‌اید می‌شود شباهت‌های فراوانی میان نوع زیست کولیان و سنگ‌تراشان شهر سوخته یافت. آیا می‌توان نسبتی میان این دو گروه انسانی برقرار کرد؟ ویدالی: البته ناحیه زیستی‌ای که کولیان از آن برآمده‌اند با زیستگاه سنگ‌تراشان شهر سوخته یکسان نیست، امام شواهد نشان می‌دهد که نحوه زیست این دو گروه به هم بسیار شبیه است. سنگ‌تراشان هم خارج از ساختار شهری محسوب می‌شده‌اند و آنچه که از آنها باقی مانده است نشان می‌دهد که زیست خود را از مسیر ماهی‌گیری از هامون سامان می‌داده‌اند. به صورت گروهی زندگی می‌کرده‌اند. از طرف دیگر آغل‌هایی که در دل کوه برای نگه‌داری از گوسفند کنده می‌شده است، مملو از سنگ لاجورد یافته شده‌اند. این هم دلالتی بر نحوه زیست و جایگاه زیستی سنگ‌تراشان شهرسوخته دارد. این نشان می‌دهد مردمی که زیست خود را بر مبنای جابه‌جایی در مسیر رودخانه هیرمند به همراه احشامشان شکل داده بودند، همان سنگ‌تراشان شهر سوخته هستند. از اساس معادن لاجوردی که سنگ‌تراشان شهر سوخته از آن بهره می‌گرفته‌اند در افغانستان کنونی قرار داشته است.   پس به نوعی می‌شود این سنگ‌تراشان را شبیه به عشایر دانست. در کتاب گفته‌اید که آن‌ها علاوه بر لاجورد سنگ‌های دیگری را هم برای تهیه اشیاء زینتی تراش می‌داده‌اند. آن سنگ‌ها را از کجا تهیه می‌کرده‌اند؟ ویدالی: این سنگ‌تراشان علاوه بر لاجورد از سنگ‌هایی مثل فیروزه هم استفاده می‌کرده‌اند که آن را از شمال شرق ایران و ناحیه نیشابور کنونی تهیه می‌کرده‌اند. به عبارتی سابقه تراش فیروزه در ایران هم به پنج هزار سال پیش بازمی‌گردد.   با توجه به اینکه سنگ‌های دیگری هم مورد بهره‌برداری سنگ‌تراشان شهر سوخته بوده چرا تکیه خود را بر لاجورد گذاشتید؟ ویدالی: در کتاب سنگ‌های دیگری مانند فیروزه، مرمر، چخماق و مس هم مورد توجه بوده‌اند اما عمده سنگ‌هایی که در شهر سوخته یافته شده از جنس لاجورد است و میزان دیگر سنگ‌ها بسیار اندک است.   این سنگ‌ها در حال حاضر در کجا نگه‌داری می‌شوند؟ لازاری: در موزه‌های مختلف. از جمله موزه زاهدان. البته چون گروه اولیه کاوش در شهر سوخته ایتالیایی بود بخشی از آثار یافته شده در این منطقه در مقطعی که تا 1976 ادامه داشت بر مبنای توافق‌های قانونی به ایتالیا منتقل می‎شد ولی بعدتر به این نتیجه رسیدند که بهتر است میراث یافته شده در هر منطقه در نزدیکی همان منطقه نگه‌داری شود و به همین خاطر موزه زاهدان بسیار تقویت شد. خود من هم مجموعه قابل قبولی از سنگ‌های یافته شده در شهرسوخته را نگه‌داری می‌کنم که البته امکان دسترسی به آن برای همه پژوهشگران فراهم است.   در حال حاضر کاوش در شهر سوخته در چه وضعی به سر می‌برد؟ ویدالی: بعد از آنکه کار گروه ایتالیایی کاوش در شهر سوخته متوقف شد یک گروه ایرانی به سرپرستی منصور ساجدی این کار را بعد از مدتی آغاز کرد و در حال حاضر هم کار ادامه دارد. منصور ساجدی تحصیل باستان‌شناسی خود را در ایتالیا انجام داده است و در کار خود بسیار خبره است. لازاری: تکیه ساجدی بر یافتن گورهای شهر سوخته است و تاکنون هزار گور در این منطقه پیدا کرده است که اقلام موجود در آنها دید بسیار خوبی درباره گذشته این منطقه به ما می‌دهد. ویدالی: اطلاعات بسیار خوبی در شهر سوخته یافته شده ولی آنچه که در حال حاضر فقدان آن به یک مشکل تبدیل شده است این است که این اطلاعات به خوبی و با نظم مشخصی منتشر نمی‌شوند.   یکی از مشهورترین ظروفی که در شهر سوخته یافته شد، ظرفی است که «درخت آسوریک» نام گرفته و به عنوان کهن‌ترین پویانمایی (انیمیشن) دنیا شناخته می‌شود. اطلاعات تازه‌ای درباره این ظرف ندارید؟ ویدالی: این ظرف بسیار مشهور است البته کهن‌ترین انیمیشن دنیا نیست. در اروپا، به ویژه در فرانسه و چک‌اسلواکی سابق ظروفی یافته‌اند که از درخت آسوریک قدیمی‌تر هستند و وقتی آنها را می‌چرخانید نقوش روی آنها حالت انیمیشنی به خود می‌گیرند. از اساس در باستان‌شناسی وقتی درباره قدمت یک چیز صحبت می‌شود و آن چیز قدیمی‌ترین نامیده می‌شود به سرعت یک باستان‌شناس پیدا می‌شود که ظرف قدیمی‌تری پیدا می‌کند و آن ادعا را زیر سوال می‌برد. با وضعیت باستان‌شناسی کنونی ایران تا چه حد آشنایی دارید؟ ویدالی: من با باستان‌‎شناسانی مثل نصیر اسکندری که در دانشگاه جیرفت مشغول به تدریس است و در حوزه جیرفت و هلیل‌‎رود به کار باستان‌شناسی مشغول است آشنایی دارم. آنها فعالیت قابل توجهی در آن منطقه دارند و از جمله در حال حاضر موفق به کشف یک منطقه باستان‌شناسی نزدیک جیرفت، به نام ورامین شده‌اند که گمانه‌زنی‌ها نشان می‌دهد که حتی از منطقه باستانی جیرفت هم اهمیت و قدمت بیشتری دارد و مسیر پژوهش درباره تمدن جیرفت را تغییر خواهد داد. در مجموع باستان‌شناسی امروز ایران پویاست. دانشجویان و اساتید خلاقی دارد که به زبان‌های خارجی به خوبی مسلط هستند و در کار خود هم بسیار کوشا هستند.   به عنوان سوال پایانی نظر خود را درباره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و حضورتان در این مراسم هم بگوئید. ویدالی: این باعث خوشحالی ماست که در اینجا هستیم. ایران بخشی از قلب ماست و خوشحالم که بعد از سال‌ها فعالیت در زمینه باستان‌شناسی کار ما مورد توجه و تقدیر قرار گرفته است. از مهمان‌نوازی دوستان ایرانی‌مان بسیار سپاسگذاریم. ]]> تاریخ و سیاست Thu, 07 Feb 2019 06:06:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271593/قدیمی-ترین-کارگاه-های-فراوری-سنگ-لاجورد-شهر-سوخته-سیستان-بوده مجلس عروسی جنجالی‌ترین زن خاندان پهلوی با مقدمات فرمایشی و نمادین http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271508/مجلس-عروسی-جنجالی-ترین-زن-خاندان-پهلوی-مقدمات-فرمایشی-نمادین خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- نسیم خلیلی: «تجدد برهم‌زن همه رسوم و آداب است. عروسی فرمایشی هم یکی از آن جمله است در کابینه جم معروف شد عکس عده‌ای از جوانان را به شاهدخت‌ها عرضه دارند تا که قبول افتد و که در نظر آید پسر جم و پسر قوام شیرازی پسند افتادند، چه حاجت به عکس من نمی‌دانم، جم و قوام هر دو در قلهک می‌نشینند و عصرها محل گردش آن‌ها و شاهدخت‌ها در صحرای دروس بود همدیگر را خوب می‌شناختند. قوام پس از قضیه اسعد مورد لطف مخصوص واقع شده در مسافرت‌ها ملازم خدمت است به هر حال مجلس عقد بی‌مزه‌ای منعقد شد، {...} ملکه و شاهدخت‌ها روی کرسی نشسته بودند ساکت و صامت. دامادها عبوس زیر دست عروس‌ها ایستاده در حال خود متفکر می‌نمودند نه شیرینی نه میوه‌ای در بساط بود، {...} روی‌هم رفته مجلس خنکی بود و بعد خنکی‌های بیشتری بروز داد بلکه به برودت کشید. پسر قوام از اول ناراضی بود و پسر جم را نمی‌دانم {...} تا پهلوی بود مماشاتی از طرفین می‌شد پس از پهلوی کار به تفریق کشید. {...} اشرف پهلوی احمد شفیق را در مسافرت‌های به مصر پسندیده به شوهری پذیرفته است وی از محترمین است {...} والاحضرت اشرف ریاست سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی دارند و {...} گاهی شنیده می‌شود که مداخله در امور اداری می‌کنند انشاء‌الله دروغ است.» این روایت، تصویری است موجز اما رسا و زنده که به قلم یکی از نزدیکان به دربار پهلوی درباره اشرف و خواهرش مکتوب شده‌ است؛ حاج مهدیقلی‌خان هدایت معروف به مخبرالسلطنه که در کتاب مشهور مشحون از داده‌های تاریخی‌اش، «خاطرات و خطرات»، این تکه از زندگی اشرف پهلوی را ثبت می‌کند، در واقع هدفش تنها روایت همین تکه کوچک بوده‌ است اما همین خاطره کوتاه در درازمدت و از روزنه نگاه جستجوگر تاریخ، در وهله اول، با همه ایجاز خود، تصویر روشن و کاملی از مشی فکری و سیاسی شاهدخت اشرف پهلوی به دست می‌دهد و در وهله بعد، این مجلس سوت و کور عروسی با آن مقدمات فرمایشی و نمادینش، می‌تواند چشم‌اندازی تعبیر و تفسیر شود از دستگاه حاکمه ایران در تاریخ معاصر، دستگاه حاکمه‌ای که چینش آدم‌ها در آن نه بر اساس خواست و یا شایسته سالاری که بر اساس اولویت‌های دیگر و از جمله منافع و مصالح سیاسی و سخیف‌تر از آن پسند و رضایت و صلاحدید خودخواهانه شاهدختان و دیگر متنفذین دور از دانش و جایگاه سیاسی، صورت می‌گرفته است و روشن خواهد بود وقتی مهره‌ای خارج از این مناسبات وارد بدنه قدرت شود، چه آشفتگی‌ها و مقاومت‌هایی در میان حاکمان می‌آفریند. تصویر غرورانگیزی که از ملکه مادر و شاهدخت‌ها روایت می‌شود، در کنار چهره‌های عبوس و مغموم دامادهایی که تعلق خاطری به مجلسی که در آن استاده‌اند، احساس نمی‌کنند، می‌تواند روزهای پر بیم و هراس سال‌های دهه بیست و سی و را به یاد بیاورد که شاه جوان بعد از خروج پدرش از کشور، به تنهایی نمی‌توانست برای بحران‌های سیاسی پیشرونده اطرافش، تدبیری بیندشید، استیصالی که خود را در کودتای بیست و هشت مرداد به روشن‌ترین وجه، به نمایش گذاشت. مخبرالسلطنه که چندین شاه و حرمسرا و فوجی از شاهزاده‌ها و شاهدخت‌ها را در کتابش روایت می‌کند، روشن‌ترین تصویر را از اشرف پهلوی به دست می‌دهد؛ ویژگی‌هایی که احتمالا در زیست و اندیشه و جهان‌نگری هر شاهزاده‌ای قابل ردیابی است و ظاهرا در وجود و سیما و زندگی اشرف پهلوی به اوج خود رسیده بوده است. این داده را داده‌های تاریخی دیگر به روشنی تایید می‌کند و از جمله مهم‌ترین آنها دستوری است که نخست وزیر محبوب تاریخ پهلوی‌ها، دکتر محمد مصدق در دهم مرداد هزار و سیصد و سی و یک مبنی بر خروج اشرف پهلوی از ایران صادر کرده‌ است؛ دکتر مصدق سال‌ها بود می‌کوشید بر قدرت افسارگسیخته خاندان پهلوی لگام زند و معتقد بود هیچ عاملی بیش از مداخله و اعمال نفوذ اصحاب نام و متنفذان در معاملات دولتی و انتصابات و اموری نظیر اینها مردم را عصبی و آماده عصیان نمی‌کند. داده‌های تاریخی گواه آن است که گستره مداخلات اشرف پهلوی در امور سیاسی، پهناورتر از مداخلات ساده روزمره بوده‌ است تا بدان‌جا که محمد مصدق در خاطرات خود که در کتابی تحت عنوان خاطرات و تاملات محمد مصدق چاپ شده‌ است، به صراحت به این گستردگی اشاره می‌کند و به عنوان نمونه مجلس دوره شانزدهم را مثال می‌زند که نمایندگان اقلیت مخالف با نطق‌های مشحون از هتاکی و ناسزاگویی خود به دولت وقت، بر مسیر اقدامات مثبت دولت برای بهبود زندگی و امور سیاسی مملکت، سنگ‌اندازی می‌کردند و در توضیح چرایی چنین واکنش‌های تندی، آن را به دخالت‌های آشکار و پنهان اشرف پهلوی ارجاع داده و می‌نویسد: «همه می‌دانند که در دوره شانزدهم اقلیت مخالف دولت در مجلس با علیاحضرت ملکه مادر و والاحضرت اشرف دائما در مراوده بوده و ارتباط کامل داشتند و به جای اینکه اوقات دولت صرف اصلاحات امور سیاسی بشود صرف مبارزه با اقلیت می‌گردید.» اشرف پهلوی هم البته متقابلا در خاطراتش به روشنی دیدگاه منتقدانه‌اش را نسبت به محمد مصدق ابراز می‌دارد، دیدگاهی که بیش از آنکه ناظر بر واقعیت باشد، از حب و بغضی حکایت می‌کند که به منازعه میان او و نخست وزیر محبوب دامن می‌زد، رویکردی که به نظر می‌رسد موضع دربار را در قبال توده‌های مردمی می‌نمایاند که در قیام سی‌تیر همدلی و مهر و امید خود را نسبت به شخصیت کاریزماتیک و وجه حماسی چهره دکتر محمد مصدق ابراز کرده بودند و حکومت از آن پس مصدق را رقیب مقام معنوی شاهنشاهی هم می‌پنداشت، تا آنجا که اشرف پهلوی، برادر خود را در ظل محبوبیت حماسی مصدق منزوی و تنها می‌داند: «سال‌هایی که زمام امور ایران در دست مصدق بود سال‌های فوق‌العاده دشواری برای برادرم بود. تبعید من او را درست در ایامی تنها و منزوی گذاشت که نخست‌وزیر، دست او را از حکومت کوتاه کرده بود. و این مدتها پیش از آن بود که مصدق کوشید نقشه نهایی‌اش را -که همان کنار گذاشتن شاه از تاج و تخت بود -پیاده کند. تنها مایه تسلی و دلداریش در آن هنگام همراهی و مصاحبت و وفاداری زن جدیدش بود که چند ماه پیش از آنکه ایران را به قصد پاریس ترک کنم و پیش از آنکه قدرتش با جدیدترین تهدیدها از زمان شاه شدنش مواجه شود با او ازدواج کرده‌ بود.» اشرف در ادامه ضمن اشاره به روزهای سخت اقامتش در پاریس، به تندی به نقد مردم و نمایندگانی می پردازد که تصور می‌کردند با به قدرت رسیدن مصدق و تصویب لایحه ملی شدن نفت، اوضاع اقتصادی و سیاسی کشور بسامان خواهد شد، او به روشنی این مردم و نمایندگان هیجان زده و امیدوار و شادمان را هذیان‌گو و خیالباف توصیف می‌کند: «یک روز پس از ادای سوگند برای تصدی نخست‌وزیری، مصدق لایحه ملی شدن نفت را در میان شور و هیجان فراگیری که تا مرز هذیان رسیده بود از تصویب مجلس گذراند، انگار مردم خیال می‌کردند که تمامی ثروتی که به طرف شرکت نفت خارجی سرازیر می شد ناگهان به سوی ایران بر می‌گردد.{...} با این همه آنچه پس از نهضت ملی‌کردن اتفاق افتاد موجی از رفاه و خوشبختی فوری نبود بلکه نمایشی بود از همبستگی و وحدت شرکت‌های بزرگ نفتی(هفت‌خواهران) که ایران را به زانو درآورد.» اشرف در ادامه با همین ادله است که همچنان بر محبوبیت مصدق - که او را دشمن خود و برادرش می‌پنداشت - می‌تازد: «مصدق ولو به یمن چند حرکت نمایش‌گونه که ذهن مردم را از مشکلات شدید اقتصادی پیش رو منحرف می‌کرد، همچنان محبوب مردم باقی ماند» او این حرکات نمایش‌گونه را از جمله اقدام مصدق در تیر سال هزار و سیصد و سی و یک می‌داند که به مجلس رفت و گفت اگر شش ماه اختیارت تامه داشته باشد می‌تواند مسایل مردم را حل کند، اتفاقی که دستگاه حاکمه هرگز اجازه نداد بیفتد و تصریح این موضوع در خاطرات اشرف پهلوی به روشنی موضع سراسیمه حکومت را در برابر احتمال محبوبیت بیش از پیش مصدق پس از موفقیت در برنامه بهبود اوضاع اقتصادی مردم می رساند. و به نظر می رسد برای فهم این رویکرد که در قالب موضع اشرف - به عنوان نماد حاکمیت شاهنشاهی - در قبال محبوبیت و موفقیت مصدق بروز یافته‌است، فقط کافی است صفحات صد و شصت و هفت تا دویست و چهار کتاب خاطراتش را مرور کنیم، کتابی که تحت عنوان «چهره‌هایی در یک آینه» منتشر شده‌ است. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 06 Feb 2019 20:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/271508/مجلس-عروسی-جنجالی-ترین-زن-خاندان-پهلوی-مقدمات-فرمایشی-نمادین کتاب‌هایی که نمایی از گفتمان‌ گروه‌های مخالف و معارض حکومت پهلوی ارائه می‌دهد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271694/کتاب-هایی-نمایی-گفتمان-گروه-های-مخالف-معارض-حکومت-پهلوی-ارائه-می-دهد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پنل دوم همایش ملی بعثت انقلاب اسلامی بارویکرد چرایی انقلاب اسلامی و دلایل سقوط رژیم پهلوی ظهر چهارشنبه (17 بهمن) در ساختمان آرشیو ملی سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار شد.   پنل دوم نشست که باعنوان چرایی انقلاب اسلامی و دلایل سقوط رژیم پهلوی برگزار شد با سخنرانی کامران عاروان، عضو پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی آغاز شد. عنوان مقاله عاروان، تحلیل آماری کتاب‌ها و جزوه‌های ممنوعه دوره پهلوی بود.   وی گفت: در دهه 40 و 50 خورشیدی پدیده کتاب‌های ممنوعه یا به تعبیر عوامل حکومت پهلوی مضره رو به گسترش نهاد و منجر به پیدایش ادبیات و فرهنگ سیاسی مخفی و زیرزمینی شد. منظور از کتاب ممنوعه در اینجا صرفا کتاب‌هایی است که با موازین و روال سیاسی حکومت پهلوی در تعارض بود. این کتاب‌ها در سال‌های میانی دهه 50 بیش از پیش تعداد چشمگیری پیدا کرده است.   عاروان در بخش دیگری از سخنرانی خود گفت: کتاب‌های ممنوعه و خوانش انقلابی آن‌ها کارکرد مهم و تاثیرگذاری در شکل‌گیری انقلاب اسلامی داشته است که با عواملی همچون فرهنگ سیاسی نوشتاری آن زمان تاثیر کتاب در جامعه به‌خصوص میان مخالفان نظام، میزان و رشد سوادآموزی، حضور قشر تحصیل‌کرده دانشگاهی و دبیرستانی، شیوه خوانش این تالیفات از سوی انقلابیون و نحوه توزیع و نشر آن در ارتباط مستقیم بوده است.   وی همچنین گفت: تنوع و تعدد این کتاب‌ها می‌تواند نمایی از گفتمان‌ها و تقسیم‌بندی‌های فکری و ایدئولوژیکی از گروه‌های مخالف و معارض حکومت پهلوی به دست دهد.   عاروان بر مبنای تحلیل گفتمان‌های حاکم بر این کتاب‌های ممنوعه گفت: سه گفتمان اسلامی و شیعی، گفتمان چپ و ملی‌گرایی در ساختار گفتمانی این آثار قابل تمایز است و با توجه به تنوع و گردش و محتوای کتاب‌ها و خوانش آن‌ها نقاط اشتراک و افتراق بسیاری در میان آن‌ها وجود دارد. البته برخی مواقع گفتمان‌های تلفیقی و ترکیبی همچون چپ اسلامی در این دوره قابل مشاهده است.   پس از عاروان، روح‌الله جلالی دانش‌آموخته حوزه علمیه قم مقاله خود با‌عنوان بررسی عوامل سقوط رژیم پهلوی را ارایه کرد.   به گفته جلالی، بررسی دقیق عوامل حیاتی و مهم تغییر یک رژیم پرسابقه شاهنشاهی در ایران و جایگزینی یک حکومت مذهبی در اوج توانمندی مکاتب شرقی و غربی در دنیا از آزمایشگاه‌های مهم تاریخی برای خارج کردن تاریخ‌نگاری و نظریه‌پردازی انقلاب‌ها از حصار انتزاعی کتابخانه‌ها است.   وی گفت: برمبنای اسناد و داده‌های تاریخی و کتابخانه‌ای می‌توان گفت فراطبقاتی شدن انقلاب و به‌وجود آمدن شرایطی که موجب ناامیدی و نارضایتی مطلق جامعه از ادامه روند حاکمیتی موجود شد وجود الگوی جایگزین مقبول و فراگیر به واسطه افراد توانایی مانند امام خمینی و همچنین توان ایجاد حرکت پایدار و هدفمند در میان توده‌ها از سوی انقلابیون و ناتوانی حاکمیت و حامیان آن از تغییر و کنترل شرایط سلسله عواملی هستند که در کنار یکدیگر به سقوط حکومت پهلوی انجامیدند.   مقاله بعدی‌ که در این پنل ارایه شد شکل‌گیری شبکه اجتماعی روحانیت و تاثیر آن بر انقلاب اسلامی نام داشت. این مقاله را مهدی رفعتی‌پناه، عضو هیأت علمی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی ارایه کرد.   به گفته رفعتی‌پناه، انقلاب اسلامی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ ایران نتیجه تلاش‌ها و مجاهدت‌های افراد بسیاری از طبقات گوناگون جامعه و نیروهای سیاسی و اجتماعی است. اما در این میان روحانیت اساسی‌ترین و مهم‌ترین نقش را در شکل‌گیری و به‌ثمررساندن انقلاب اسلامی بازی کرده است.   وی در بخش دیگر از سخنانش گفت: تلاش رژیم پهلوی به‌عنوان دولتی شبه‌مدرن و مستقل برای بسط قدرت خود نه‌تنها منجر به ضعف دولت پهلوی در نتیجه گسترش روزافزون سیستم اداری و کنار زدن مردم از حق مشارکت در شئونات مختلف جامعه شد بلکه با وارد کردن ضربات سنگین به گروه‌های سیاسی مختلف مانند کمونیست‌ها، گروه‌های چریکی، نهضت آزادی و جبهه ملی زمینه را برای بروز و ظهور روحانیت فراهم کرد.   رفعتی‌پناه بیان کرد: در بازه زمانی انقلاب روحانیت از طریق شبکه اجتماعی گسترده‌ای که در شهرهای مختلف ایران مانند مشهد، تهران، قم، شیراز، اصفهان، همدان، یزد، کرمانشاه، تبریز و... داشت توانست انسجامی عمومی و ملی میان نیروهای مردمی خواهان تغییر در سراسر کشور ایجاد کند و بتواند نوعی وحدت کلمه در همه آنان ایجاد کند که همین مهم‌ترین عامل پیروزی انقلاب بود.   چهارمین ارایه پنل دوم همایش بعثت انقلاب اسلامی به امامعلی شعبانی، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه مازندران و محمد صفایی‌نیا، کارشناس ارشد تاریخ ایران اسلامی اختصاص داشت.   شعبانی و صفایی‌نیا در مقاله‌ای با‌ عنوان «بررسی و تحلیل قدرت نرم در حکومت پهلوی کامیابی و ناکامی‌ها» به این موضوع پرداختند که مولفه‌های قدرت نرم در حکومت پهلوی دچار نقصان اساسی بوده است.   شعبانی گفت: رژیم پهلوی در تلاش بود تا با استفاده از ظرفیت‌های ژئوپلتیکی، تمدنی، اقتصادی و تکیه بر قدرت‌های جهانی بتواند حکومتی مقتدر در سطح منطقه‌ای و جهانی به‌وجود آورد. اما این تلاش‌ها در عمل با توفیق چندانی همراه نبود.   وی با اشاره به اینکه مفهوم قدرت نرم یک تئوری به‌ نسبت تازه در روابط بین‌الملل است که به‌وسیله نظریه‌پرداز آمریکایی جوزف نای ارایه شده است، گفت: نظریه قدرت نرم به شکل امروزی در زمان حکومت پهلوی مطرح نبود اما پهلوی‌ها کوشیدند با استفاده از منابع و عناصر قدرت نرم بقای خودشان را تضمین کنند. پرسشی که در این میان مطرح است این است که حکومت پهلوی از چه منابع و عناصر قدرت نرم برخوردار بوده و تا چه اندازه در استفاده از این منابع و عناصر موفق بوده است.   وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: حکومت پهلوی با داشتن منابع و عناصر فراوان قدرت نرم از جمله ظرفیت ژئوپلتیکی قابل توجه در منطقه خاورمیانه ظرفیت‌های اقتصادی فراوان و ارتباط مناسب با قدرت‌های جهانی تا حدی که از سوی آنان لقب ژاندارم منطقه را به خود اختصاص داده بود به دلیل عدم استفاده از سرمایه‌های اجتماعی نگاه به غرب و فساد گسترده نتوانست از این منابع استفاده صحیح کند.   در بخش پایانی این سخنرانی شعبانی گفت: پهلوی‌ها فروپاشیدند زیرا نتوانسته‌اند عناصری نظیر سیاست و ارزش‌های داخلی، فرهنگ، سیاست خارجی و اقتصاد را در جهت رشد و اعتلای کشور به کار گیرند. غفلت از این منابع موجب رویگردانی مردم از آن‌ها، سست‌شدن پایه‌های حکومت و در نهایت فروپاشی آنها شد.   در ادامه این پنل مقالات دیگری نیز ارایه شد. محمود ذکاوت مقاله‌ای به‌نام «لزوم تفکیک اندیشه و هدف جریان‌های مخالف رژیم پهلوی» را ارایه داد و سیدعلی مزینانی مقاله‌ای با نام «گردشگری انقلاب اسلامی با تاکید بر زندگی و اقدامات چهره‌های تاثیرگذار انقلاب در خراسان رضوی را ارایه کرد.   گفتنی است که آخرین پنل همایش بعثت انقلاب اسلامی با نام انقلاب اسلامی، شخصیت‌ها و تکاپوهای فکری و فرهنگی عصر روز چهارشنبه (17 بهمن) در ساختمان آرشیو ملی برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 06 Feb 2019 14:41:21 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271694/کتاب-هایی-نمایی-گفتمان-گروه-های-مخالف-معارض-حکومت-پهلوی-ارائه-می-دهد توجه به رجال‌نگاری و بهره‌گیری از پتانسیل تاریخ شفاهی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271667/توجه-رجال-نگاری-بهره-گیری-پتانسیل-تاریخ-شفاهی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پنل نخست همایش ملی بعثت انقلاب اسلامی با رویکرد بررسی ابعاد تاریخ‌نگارانه انقلاب اسلامی صبح روز چهارشنبه (17 بهمن) در ساختمان آرشیو ملی سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار شد.   در ابتدای این پنل محمدامیر احمدزاده، استادیار گروه تاریخ فرهنگی پژوهشگاه علوم انسانی چکیده‌ای از مقاله خود با نام «مولفه‌های اصلی در تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی؛ تداوم یا تحول؟» را ارایه داد.   به گفته این پژوهشگر، متون تاریخ‌نگارانه در هر عصری دربردارنده ابعاد مهمی از اندیشه سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی جامعه‌ای است که در بستر آن ظهور و رشد کرده‌اند. آنچه در این پژوهش به آن پرداخته‌ایم بررسی میزان تداوم و تحول در تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی در طول چهاردهه گذشته است. مسأله اساسی این است که زبان و ذهنیت مورخان و متون این دوره تا چه حدی در بازنمایی رخدادهای تاریخی ایران از گفتمان‌های تاریخ‌نگاری پیشین متفاوت بوده است.   وی در ادامه بر مبنای پرسش اصلی خود به ارایه این بخش پرداخت. براساس الگوی تحلیل محتوا و با رویکرد مقایسه‌ای دستاورد بحث نشان می‌دهد که تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی گرچه در محورهایی از مساله‌شناسی خود به بازتولید میراث پیشین تاریخ‌نگاری اسلامی ایرانی پرداخته که ترویج رویکرد منجی‌گرایانه به تاریخ بازتولید تاریخ اسلام با طرح خوانش انقلاب توجه به تاریخ‌نگاری سیاسی، رواج رویکرد قهرمان‌محور و تقویت نقش عاملیت‌های فردی در رخدادهای تاریخی از مولفه‌های اصلی آن است اما در برخی موضوعات بنا به تحولات ذهنی، زبانی و روش‌شناختی زمانه به طرح افق‌های تازه‌ای نیز کمک کرده است.   احمدزاده در بخش پایانی گفتار خود پرداختن به تاریخ روز و ارتقای تاریخ‌نویسی به تاریخ حال و اکنون را از مشخصه‌های این افق‌های تازه گشوده شده در تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی دانست و گفت: ارج‌نهادن به گفتمان‌های رقیب در تاریخ‌نگاری، بهره‌گیری از پتانسیل تاریخ شفاهی جهت ثبت حداکثری رخدادهای تاریخی، توسعه رویکرد نقد و سنجش نسبت به منابع و رویکردهای رقیب را می‌توان بخشی از تحولات گفتمانی برشمرد که در تاریخ انقلاب اسلامی انعکاس یافته است.   پس از احمدزاده نوبت به ابوالفضل حسن‌آبادی رسید که با ارایه مقاله‌ای با نام ضرورت‌های آرشیوگرایی و تمرکززدایی در تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی پنل را ادامه داد.   به گفته حسن‌آبادی، مردم حلقه گمشده آرشیوها و به‌ویژه آرشیوهای محلی هستند. 90 درصد مراجعان به آرشیوها در ایران مراجعه‌کنندگان خاص و از جمله پژوهشگران هستند. در صورتی که در دنیا مراجعه مردم به آرشیو بسیار فراوان است.   این پژوهشگر که مدیریت مرکز اسناد و مطبوعات آستان قدس رضوی را برعهده دارد، در ادامه افزود: در آستان قدس که من فعالیت می‌کنم مراجعه مردم به آرشیو به ویژه برای یافتن شجره خانوادگی فراوان است. این‌گونه از مراجعه به آرشیو باید به دیگر مراکز اسناد نیز منتقل شود و وابستگی متقابل مردم و آرشیو فراوان شود.   وی در ادامه گفت: آرشیوها معمولا به چند طریق شکل می‌گیرند از جمله نهادها و انجمن‌هایی نظیر واتیکان یا آستان قدس رضوی در ایران نهادهایی هستند که در شکل‌دادن به آرشیوها موثر بودند.   حسن‌آبادی گفت: بعضی از مهمترین وظایف آرشیوهای ملی باید از جمله وظایف آرشیوهای محلی نیز باشد. به‌عنوان نمونه این آرشیوها باید در زمینه حفظ و نگهداری سند کوشاتر و فعال‌تر باشد. آنچه در ایران با آن مواجه هستیم این است که آرشیوهای محلی دقت لازم در زمینه حفظ اسناد را از خود بروز نمی‌دهد.   وی برخی از خصوصیات آرشیوهای مرتبط با انقلاب اسلامی را این‌گونه برشمرد: کتاب، توجه به رجال‌نگاری، توجه کم به مخاطب، کمی دسترسی به اصل اسناد برای مخاطبان، تاکید بر جمع‌آوری و توصیف و کمی رویکرد انتقادی در مواجه با آثار.   حسن‌آبادی گفت: لزوم تفکیک، موضوع‌بندی و جریان‌شناسی اسناد از جمله لوازم پویاشدن آرشیوها است. در حال حاضر نه مردم و نه پژوهشگران اطلاع چندانی از محتوای نگهداری شده در آرشیو‌ها ندارند. حساسیت نسبت به نیازهای اطلاعاتی جوامع و نسبت به تغییرات اجتماعی از الزامات آرشیو است. این اتفاق اگر رخ دهد آرشیو می‌تواند ارزش اطلاعات در زمینه‌های مختلف و از جمله انقلاب اسلامی را افزایش دهد.   وی در پایان سخنانش آماری کوتاه در زمینه اسناد انقلاب نگهداری‌‌شده در مرکز اسناد آستان قدس رضوی ارایه داد و گفت: 380 هزار برگ سند مکتوب، مقدار فراوانی مصاحبه در زمینه تاریخ شفاهی، حدود 200 دقیقه فیلم از تظاهرات انقلابی در شهر مشهد و بسیاری از اسناد دیگر از جمله مواردی هستند که در زمینه اسناد مرتبط با انقلاب اسلامی در آستان قدس رضوی نگهداری می‌شوند.   پس از حسن‌آبادی نوبت به مریم صادقی، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران در حوزه علمیه رسید تا به ارایه مقاله خود با نام مطالعات تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی در آمریکا بپردازد.   وی گفت: مهم‌ترین رویداد ایرانشناسی آمریکا تشکیل مجمع مطالعات شرق در قرن نوزدهم بود این مجمع زمینه‌ساز فعالیت‌های متعدد در زمینه شرق‌شناسی و ایران‌شناسی شد که تاکنون ادامه دارد.   صادقی افزود: مطالعات ایرانشناسی در آمریکا حتی در زمان بحران اقتصادی این کشور با کمک ایرانیان ثروتمند و به‌ویژه بهاییان، یهودیان و سلطنت‌طلبان ادامه داشته است. بررسی آثار این مراکز نشان می‌دهد نگاه سیاسی در نگاه علمی در این مراکز می‌چربد.   این پژوهشگر محورها و موضوعات عمده مورد توجه در مراکز ایرانشناسی آمریکا را اینگونه برشمرد. دموکراسی و تاریخ ایران، سیاست آمریکا در ایران، مسایل هسته‌ای، مطالعات زنان، سکولاریسم و...   در بخش دیگری از سخنان صادقی به معرفی مراکز عمده ایرانشناسی در آمریکا در حال حاضر پرداخت. از جمله این مراکز، مرکز مطالعات ایران دانشگاه کلمبیا بود که در سال 1967 به‌وسیله احسان یارشاطر تاسیس شد و دایره‌المعارف ایرانیکا از جمله دستاوردهای آن است.   صادقی گفت: از آنجا که یارشاطر بهایی بوده است عمده تمرکز فعالیت‌های این مرکز مرتبط با بهاییان است.   وی همچنین بنیاد مطالعات ایران که در سال 1981 با حمایت اشرف پهلوی در واشنگتن تشکیل شده و تمرکز خود را در گردآوری تاریخ شفاهی نهاده است و نیز برنامه مطالعات ایرانی حمید و کریستینا مقدم که در دانشگاه استنفورد واقع است را از دیگر تلاش‌های آمریکا در زمینه ایرانشناسی دانست و گفت: هدف این مراکز ایجاد گسل و چندپاره‌کردن فرهنگ ایران در راستای پدیدآوردن جنبش سیاسی علیه نظام جمهوری اسلامی و در نهایت فروپاشی نظام از طریق ایجاد جنبش نرم برانداز است.   همچنین در ادامه این نشست پژوهشگران دیگری نیز به ارایه مقالات خود پرداختند. زهرا گلستانی مقاله «جستارهایی در تاریخ‌نگاری شفاهی انقلاب اسلامی» را ارایه داد. ایرج سوری و مجتبی گراوند مقاله «نقد روش‌شناسی سبک‌های رایج تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی در استان لرستان را ارایه دادند و در نهایت فائزه توکلی مقاله‌ای با نام «نقش مدرسه رفاه در شکل‌گیری مبارزات معلمان و شاگردان در دوره پهلوی» را ارایه داد.   گفتنی است که پنل دوم همایش بعثت انقلاب اسلامی عصر چهارشنبه (17 بهمن‌ماه) در ساختمان آرشیو ملی برگزار می‌شود. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 06 Feb 2019 10:40:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271667/توجه-رجال-نگاری-بهره-گیری-پتانسیل-تاریخ-شفاهی حسینی‌پور: هویت‌سازی یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی در ایران است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271649/حسینی-پور-هویت-سازی-یکی-دستاوردهای-مهم-انقلاب-اسلامی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، همایش ملی بعثت انقلاب چهارشنبه ۱۷ بهمن‌ماه، در سالن همایش‌های ساختمان آرشیو ملی برگزار شد. در این همایش تاریخ‌پژوهان و محققان حوزه مطالعات انقلاب اسلامی در قالب سه نشست تاریخ‌نگاری انقلاب، آسیب شناسی و دغدغه‌ها؛ چرایی انقلاب اسلامی و دلایل سقوط رژیم پهلوی و شخصیت‌های انقلاب اسلامی و تکاپوهای فکری و فرهنگی، به ارائه مقالات خود خواهند پرداخت. نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل موسسه خانه کتاب در این همایش گفت: انقلاب اسلامی در حوزه گفتمان‌سازی گفتمان جدیدی را در حوزه نظری و اندیشه‌ای در جهان وارد کرد. تولید آثار فراوان در حوزه انقلاب اسلامی حکایت از اهمیت فراوان انقلاب اسلامی دارد. وی افزود: هویت‌سازی یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی در ایران است. نقش پایگاه‌های انقلاب اسلامی مانند مساجد در فرایند و شکل‌گیری انقلاب اسلامی نقش مهمی است و اکنون باید با رویکرد نقادانه میزان تاثیرگذاری این پایگاه‌ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار داد. حسینی‌پور ادامه داد: ما باید با ابزارای جدید مفاهیم انقلاب اسلامی را به نسل جوان منتقل کنیم. هم اکنون نیز خانه کتاب آمادگی فعالیت در حوزه کتاب‌شناسی انقلاب اسلامی را با دست‌اندرکاران همایش دارد. خانه کتاب از باب خدمت توجه به پژوهش در حوزه مطالعات انقلاب اسلامی طبق نظر معاون فرهنگی وزیر ارشاد با این همایش همکاری کرد و انشاءلله مجموعه مقالات این همایش را چاپ خواهد کرد. توجه به «بعثتِ بعثت انقلاب اسلامی»  حجت‌الاسلام روح‌الله حریزاوی، معاون پژوهش و آموزش سازمان تبلیغات اسلامی در این همایش گفت: انقلاب اسلامی ایران نسخه دوم بعثت رسول‌الله است. امام خمینی در نجف اشرف فرصت تبیین نگاه خود در حوزه حکومت دینی را پیدا کرد. ایشان در کتاب خود ولایت فقیه معتقد هستند «اسلام دین مجاهدان است» و در این کتاب اساس مبانی اسلامی را که انقلاب اسلامی از آن ایجاد شده بیان کردند. وی افزود: امام خمینی با اسلام متحجر و اسلام سکولار زاویه داشت. امام خمینی معتقد به اسلام ناب بود که بنایش توحید عدالت و کرامت انسانی است. سازمان تبلیغات اسلامی در رویکرد جدیدش ترویج انقلاب اسلامی را در دستور کار دارد. انقلاب اسلامی ایران نسخه دوم بعثت رسول‌الله است. در انقلاب اسلامی شاهد اتحاد و همدلی ملت و مرجعیت و گروه‌های مرجع اجتماعی هستیم. حریزاوی پیشنهادی در این زمینه ارایه داد و گفت: پیشنهاد من برای گام‌های بعدی این است که به «بعثتِ بعثت انقلاب اسلامی» توجه کنیم و به بنیادهای نظری که موجب شکل‌گیری انقلاب اسلامی شد نظر جدیدی داشته باشیم. همچنین باید نسبت میان انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی را مورد بررسی نظری جدی قرار دهیم. همایش ملی بعثت انقلاب با همکاری و همیاری مشترک موسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن، موسسه خانه کتاب، پژوهشکده اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی و معاونت پژوهش و آموزش سازمان‌ تبلیغات اسلامی هم‌اکنون در حال برگزاری است. ]]> تاریخ و سیاست Wed, 06 Feb 2019 09:00:50 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271649/حسینی-پور-هویت-سازی-یکی-دستاوردهای-مهم-انقلاب-اسلامی-ایران کاظمی: نقاشی قهوه خانه، غلبه‌ بر تک صدایی میکونوس است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271583/کاظمی-نقاشی-قهوه-خانه-غلبه-تک-صدایی-میکونوس به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست کتاب «نقاشی قهوه‌خانه؛ خاطرات کاظم دارابی متهم دادگاه میکونوس» با حضور محسن کاظمی، مولف، کاظم دارابی، راوی، مرتضی سرهنگی، حجت‌الاسلام سعید فخرزاده، مسئول تاریخ شفاهی حوزه هنری، عبدالحمید قره‌داغی، مدیر انتشارات سوره مهر و برخی چهره‌های دیگر دوشنبه 15 بهمن در ساختمان حوزه هنری برگزار شد.   کاظمی با شرح چگونگی آشنایی با موضوع کتاب و مراحل شکل‌گیری آن گفت: کاظم دارابی، متهم دادگاه میکونوس زمانی که در تگل زندانی بود، از مسئولان زندان درخواست روزنامه کیهان را می‌کند. وقتی شروع به مطالعه روزنامه می‌کند، متوجه کتاب «احمد احمد» می‌شود که به صورت پاورقی در روزنامه منتشر شده و با خواندن این پاورقی‌ها تصمیم می‌گیرد که مدارک و اسناد مربوط به زندان خودش را گردآوری کند، به امید اینکه پس از آزاد شدن بتواند آن‌ها را به صورت کتاب منتشر کند. از آن طرف، موضوع کتاب توسط هدایت‌الله بهبودی به من پیشنهاد شد، اگر چه ابتدا از موضوع کتاب چندان خوشم نیامد اما هر چه جلوتر رفتم، بیشتر جذب خاطرات راوی شدم و شرط گذاشتیم تا پایان کتاب صحبتی با رسانه‌ها نشود، البته نه به این صورت که راوی هیچ سخنی درباره میکونوس با هیچ رسانه‌ای نداشته باشد بلکه تنها در رابطه کتاب شدن خاطراتش سخنی به میان نیاورد.   وی با اشاره به زمان طولانی صرف ترجمه و اعتبار سنجی اسناد افزود: با تالیف کتاب قصد اثبات موضوعی را نداشتیم بلکه موضوع کتاب یک روایت از حادثه‌ای سیاسی است که در برلین اتفاق افتاده بود، بنابراین تلاش شد سراغ چیستی و چرایی موضوع برویم. برای همین به نظرم کتاب، غلبه بر تک صدایی درباره ماجرای میکونوس تا به امروز است، روایتی مستند به 4 هزار و 902 برگ سند است که در میان آن متن حکم 400 صفحه‌ای راوی نیز وجود دارد. البته اسناد را به همراه بریده‌های جراید که راوی طی 16 سال گردآوری کرده، ترجمه و در کتاب جای دادیم، بنابراین روند آماده کردن اثر به دلیل مستند کردن آن به اسناد و روزنامه‌ها بسیار طولانی شد.   پژوهشگر حوزه تاریخ شفاهی ادامه داد: استفاده از اسناد هدفمند بوده و برای اینکه بتوانیم به سوال و فرضیه تحقیق پاسخ دهیم، تنها به روایت‌های راوی اکتفا نکردیم و به اسناد هم مراجعه کردیم که این اسناد در پایان کتاب پیوست شده و در نگاه نخست که کتاب را ورق بزنید، با آن مواجه می‌شوید. علاوه بر اسناد، از منابع دیگری نیز بهره گرفتیم برای این‌که در کتاب کلیشه نشوند در بخش دستمایه‌ها به آنها اشاره شده است. برای همین اگر به این قسمت مراجعه کنید خواهید دید که چه حجمی از اسناد، کتاب‌ها و مطبوعات را تورق کردیم.   کاظمی با اشاره به تفاوت تاریخ شفاهی از خاطره شفاهی اظهار کرد: تاریخ شفاهی با کارهایی که عنوان سوری تاریخ شفاهی را می‌گیرند و در اصل خاطرات شفاهی هستند، تفاوتش در این است که برای سنجش و یافتن وثوق کلام راوی به سمت پژوهش می‌رود، برای همین پژوهشی که در کتاب نقاشی «نقاشی قهوه‌خانه؛ خاطرات کاظم دارابی متهم دادگاه میکونوس» انجام شد، تنها مبتنی بر مطالب و مدارکی نیست که در کتاب نشان داده شده است، بلکه وقتی با راوی صحبت کردیم، حتما پیش از صحبت، تحقیقاتی انجام دادیم، برای همین سوال‌های مطرح شده اساس تحقیقی دارد و بر مبنای سوال‌ها صحبت با راوی شکل گرفت. پس از آن برای اینکه ذهن خواننده را به روایت‌ها نزدیک کنیم، از پوشش استفاده کردیم، پوششی که کاملا علمی است و نیاز بوده از آن بهره بگیریم.   وی افزود: تجربیات چندین دهه‌ام در حوزه تاریخ شفاهی در تالیف این کتاب، موثر بوده و همان طور که اشاره کردم این کتاب حوزه تضارب و عمل است و در آن واقعا توانستیم دیسپلین تاریخ شفاهی را به صورت بین رشته‌ای استفاده کنیم، لذا به خواننده ثابت می‌شود که چگونه با شیوه روانشناسی وارد مسائل شدیم و مسائل حقوقی را با چه شیوه‌ای استفاده کنیم که ساده‌تر و قابل فهم باشد، از آنجا که زبان حقوقی برای عامه مردم زبان نچسبی است با خلاقیت‌هایی که در تالیف دنبال کردیم و توانستیم روایت راوی را در بعضی مسائل قابل هضم‌تر کنیم.   درباره شکنجه دروغ نگفتم! کاظم دارابی، راوی کتاب «نقاشی قهوه‌خانه؛ خاطرات کاظم دارابی متهم دادگاه میکونوس» در ادامه نشست گفت: زمانی که دستگیر شدم، در روزهای آغازین دستگیری به لحاظ روحی در وضعیت بسیار بدی قرار داشتم به طوری که 16 کیلو وزن کم کردم و از آنجا که تنها ایرانی دستگیر شده در میان متهمان بودم، جو رسانه‌ای، دستگاه قضایی آلمان و بسیاری از مخالفان نظام جمهوری‌اسلامی به شکلی بود که همه به هر صورت می‌خواستند کاسه و کوسه‌ها سر من بشکند، حتی اگر مدرک مستدلی در رابطه با اتهام و شراکتم وجود نداشته باشد. در این میان شخصیت من مهم نبود، آنها به هر وسیله می‌خواستند که مرا متهم جلوه دهند و فعالیت‌هایم در آلمان به عنوان یک فرد مذهبی که در محرم عزاداری می‌کرد، در راه‌پیمایی روز قدس شرکت داشت، یک سپاهی و عضو اطلاعات ایران و خلاصه کلام، یک فرد حزب‌اللهی بود، به عنوان یک متهم در قضیه میکونوس در اذهان و روزنامه‌های آلمان جای بگیرد. به عبارتی پیش از آنکه دادگاهی برگزار شود، من متهم شناخته شده بودم.   وی افزود: هنوز دادگاه تشکیل نشده بود اما با تدارکی که توسط منافقین، سلطنت‌طلبان و گروه‌های مخالف با نظام جمهوری‌اسلامی در پی آن بودند که در دادگاه حضور پیدا کنند و هر طور شده، مرا مقصر نشان دهند. اما کتاب «نقاشی قهوه‌خانه؛ خاطرات کاظم دارابی متهم دادگاه میکونوس» بخشی از میکونوس را روایت می‌کند که نشان‌دهنده روایت فردی است که سال‌هایی را در زندان گذراند، بدون آن مدرک قاطعی در محکومیتش ارائه شود. به هر حال برخی از جمله ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس‌جمهوری معزول با پیدا کردن یک شاهد تقلبی سعی در متهم کردن من داشت! در حالی که در این سوی دنیا تدارکی برای متهم کردنم در حال شکل‌گیری بود، آیت‌الله رفسنجانی در سخنانی اعلام کرد قضیه میکونوس، از سوی خودسرها شکل گرفته است؛ آیت‌الله درست گفته بود و واقعا یکسری خودسر عراقی و لبنانی دست به چنین اقدامی زده بودند، اما کاسه و کوسه‌ها بدون داشتن هیچ سند و ادله درستی سر من شکسته شد، در حالی که در زمان حادثه 400 کیلومتر از برلین فاصله داشتم.     متهم دادگاه میکونوس ادامه داد: وقتی به ایران آمدم، برخی افراد به من توصیه کردند در مصاحبه‌هایم بگویم که در زندان‌های آلمان شکنجه شدم، اما قبول نکردم، چون شکنجه نشده بودم و اگر چنین دروغی می‌گفتم هیچ‌کس باور نمی‌کرد، چون در آلمان شکنجه وجود ندارد. اما این سخن به معنای آن نیست که هیچ شکنجه‌ای نشدم، در واقع شکنجه روحی شدم، زیرا حق نداشتم در ملاقات‌ها فرزند دو ساله‌ام را لمس یا با همسرم به راحتی صحبت کنم. به علاوه در سلول انفرادی نگهداری می‌شدم و تمام طول شبانه‌روز کنترل می‌شدم تا نگهبان‌ها مطمئن شوند که فرار نکردم یا زنده هستم.    تالیفی علیه فراموشی سرهنگی، مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری عنوان کرد: پس از جنگ جهانی دوم، اوضاع جهان به گونه‌ای تغییر کرد که سربازان حاضر در جنگ منتظر حضور مورخ‌ها برای ثبت خاطراتشان نشدند و قلم به دست گرفتند و ترجیح دادند که خاطراتشان را از وقایع جنگ بنویسند. برای همین امروز دیگر فردی جز حاضران راوی خاطرات نیست و آنها نیز منتظر مورخان نمی‌مانند. وی افزود: شعار داربی و کاظمی در این تالیف، نوشتن علیه فراموشی است؛ دارابی، شاهد عینی یک حادثه تاریخی و سیاسی مهم در جمهوری اسلامی است و چیزی جز حقیقت را بیان نکرده و کتاب هم حاصل بیان و روایتش است. ]]> تاریخ و سیاست Tue, 05 Feb 2019 07:06:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271583/کاظمی-نقاشی-قهوه-خانه-غلبه-تک-صدایی-میکونوس نخستین هدیه‌ای که آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به نخست وزیر دولت موقت اهدا کرد چه بود؟/ وقایع انقلاب از لابه‌لای کتاب‌های خاطرات http://www.ibna.ir/fa/doc/report/215175/نخستین-هدیه-ای-آیت-الله-هاشمی-رفسنجانی-نخست-وزیر-دولت-موقت-اهدا-وقایع-انقلاب-لابه-لای-کتاب-های-خاطرات به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بعد از ورود امام خمینی به ایران در 12 بهمن‌ماه سال 1357، جلسه مهمي با حضور اعضاي شوراي انقلاب اسلامي در شامگاه 14 بهمن‌ماه در اقامتگاه امام در دبستان علوي شماره 2 در خيابان عين‌الدوله ايران برگزار شد و تا ساعت 11 شب ادامه داشت. در اين جلسه مهندس بازرگان به عنوان نخست وزير تعيين شد و حکم وي که تاريخ 6 ربيع‌الاول 1399 (15 بهمن 57) را بر پيشاني داشت، صادر شد. روز 16 بهمن مراسمي در آمفي تئاتر مدرسه علوي برگزار و حکم نخست وزيري به او اعطا شد. آن‌چه در پی آمده است، گزارشی از روایات متعدد نقل شده از شخصیت‌های تاثیرگذار انقلاب اسلامی از انتصاب بازرگان به ریاست دولت موقت است. روایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در کتاب «شرح اسم» امام خمینی در تشکیل دولت موقت بسیار مصمم بود مقام معظم رهبری در خاطراتشان انتصاب بازرگان در دولت موقت را این‌گونه روایت می‌کنند: «موضوع جلسه، ترکیب دولت موقت بود. امام اصرار داشت که در اعلان تشکیل دولت موقت باید شتاب کرد؛ هرچند بختیار همچنان بر ماندن خود پافشاری کند. (تا آن وقت نمی‌دانستم امام آن اندازه به تشکیل دولت مصمم است؛ و نیز نمی‌دانستم که نظر ایشان بر تعیین مهندس بازرگان به عنوان رئیس دولت است. فکر می‌کنم این تصمیم در پاریس یا در ساعات اولیه ورود امام گرفته شده بود.) ص 659 «تالار اجتماعات مدرسه، برای برگزاری مراسم معرفی آماده شد. آقای هاشمی‌رفسنجانی برای خواندن حکم امام تعیین شده بود. جایگاهی برای نشستن امام و آقایان بازرگان و هاشمی رفسنجانی تدارک شد.» ص 660 «شانزدهم بهمن‌ماه با شروع مراسم، امام خمینی در حضور بیش از سیصد خبرنگار داخلی و خارجی، با توضیح برخی ویژگی‌های حکومت حضرت علی(ع) و آرزوی ملت ایران برای دستیابی به چنان حکومتی، به گم بودن و به حساب نیامدن ملت در دوره حاکمیت پهلوی اشاره کرد و بر غیر قانونی بودن آن تاکید نمود. امام از صلاحیت، تدین و امین بودن آقای بازرگان گفت و اضافه کرد که شورای انقلاب وی را پیشنهاد کرده و «من که ایشان را حاکم کردم، یک نفر آدمی هستم که به واسطه ولایتی که از طرف شارع مقدس دارم، ایشان را قرار دادم. ایشان را که من قرار دادم واجب الاتباع است.» ص 660، «شرح اسم»، هدایت‌الله بهبودی، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1390   روایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در کتاب «انقلاب و پیروزی» نخستین هدیه به نخست وزیر دولت انقلاب توسط هاشمی‌رفسنجانی انتصاب مهندس بازرگان در کتاب «انقلاب و پیروزی» این چنین روایت شده است: «در جلسه معرفی نخست وزیر، اعضای شورا و آقای بازرگان صحبت‌هایی داشتند؛ از جمله آقای بازرگان از روحیه و منش و شیوه کاری خودشان سخن گفتند، اما به یاد ندارم که ایشان شروطی برای پذیرش این مسئولیت مطرح کرده باشند. حکم نخست وزیری بازرگان را که پس از تعیین کلیات آن توسط امام، با مشورت آقایان بازرگان، مطهری، من، مهدوی‌کنی، دکتر یدالله سحابی، دکتر ابراهیم یزدی و چند نفر دیگر تنظیم شده بود، حسب دستور امام، توسط من، در جمع انبوه خبرنگاران و شخصیت‌های داخلی و خارجی حاضر در مدرسه علوی (در عصر دوشنبه 16 بهمن 1357) قرائت شد.» ص 170 «مرحوم مهندس بازرگان هم آن موقع فداکاری کرد که پیش از این‌که دولت بختیار سقوط کند، این حکم و مسئولیت را پذیرفت. ممکن بود خطر عمده‌ای برای ایشان هم باشد. آن روزها، واقعاً فضای فداکاری حاکم بود. در همین جلسه و پس از انتصاب مهندس بازرگان به نخست وزیری، من به نشانه تهنیت یک جلد کلام الله مجید به ایشان هدیه کردم، که آقای بازرگان هم آن را بوسید و بردیده نهاد. بعداً روزنامه‌ها، این هدیه را، نخستین هدیه به نخست وزیر دولت انقلاب، نامیدند.» ص 174 (کارنامه و خاطرات سال‌های 1357 و 1358: انقلاب و پیروزی، اکبر هاشمی رفسنجانی، دفتر نشر معارف انقلاب، 1383) کتاب «خاطرات آیت‌الله مهدوی کنی» بازرگان احساس می‌کرد نمی‌تواند با روحیه انقلابی امام کنار بیاید آیت‌الله مهدوی‌کنی نیز خاطراتی از انتصاب بازرگان در دولت موقت دارد: «ظاهرا ایشان (امام خمینی) دو سه روز بعد از تشریف‌فرمایی، مجلسی تشکیل دادند و طی حکمی آقای مهندس بازرگان را به عنوان رئیس دولت موقت و نخست‌وزیر انتخاب کردند. البته آقای مهندس بازرگان اول متمایل نبود.» ص 206 «بعد هم به بختیار خطاب کردند که ای بختیار لر، بیا بشو مانند حر و دولت را رها کن. آقای بازرگان با چنین روحیه‌ای آمدند و از اول نمی‌خواستند بپذیرند، برای اینکه احساس می‌کردند نمی‌توانند با امام و روحیه امام که انقلابی و قاطع و با صلابت بود (کنار بیایند) که آخرش هم همین‌طور شد.» ص 207 (خاطرات آیت‌الله مهدوی کنی، غلامرضا خواجه سروری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی 1385) کتاب «خاطرات حجت‌الاسلام علی‌اکبر ناطق‌نوری» پخش مستقیم مراسم معرفی بازرگان به ریاست دولت موقت از تلویزیون انقلاب ناطق‌نوری که گام به گام با انقلاب همراه بوده است، درباره تشکیل دولت موقت و انتصاب بازرگان می‌نویسد: «تشکیل دولت موقت به فرمان حضرت امام و انتخاب بازرگان به عنوان نخست‌وزیر از مسایل مهمی بود که در روز 16 بهمن اتفاق افتاد. جلسه‌ای در آمفی تئاتر مدرسه رفاه تشکیل شد و حکم مهندس بازرگان را آقای هاشمی‌رفسنجانی در جمع حضار قرائت کرد. وقتی این خبر به بیرون رسید، مردم شعار می‌دادند بازرگان نخست‌وزیر ایران، امام در آن مراسم هم صحبتی کردند. تحقق این وقایع حتی به ذهن ما هم خطور نمی‌کرد. من به بعضی از دوستان می‌گفتم آدم خیال می‌کند که ما اینجا نشسته‌ایم و داریم شاه و وزیر بازی می‌کنیم. خلاصه دولت موقت با تشکیلاتش شکل گرفت در حالی که بختیار هنوز در صحنه بود. در این موقع به همت بچه‌های حزب‌اللهی صدا و سیما و شخصی به نام مهندس حیدری، تلویزیون انقلاب هم راه افتاد و مراسم معرفی دولت موقت را در همان داخل مدرسه رفاه نشان می‌داد.» ص 184 (خاطرات حجت‌الاسلام علی اکبر ناطق نوری، مرتضی میردار، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1392) روایت علی کردی در کتاب «آیت‌الله طالقانی و گروه‌های سیاسی» آیت‌الله طالقانی با نخست وزیری بازرگان موافق نبود آیت‌الله طالقانی در خاطراتش می‌گوید: «پس از ورود امام به ایران و لزوم شکل‌گیری دولت موقت، اعضای شورای انقلاب، آقای مهندس بازرگان را به عنوان رئیس کابینه دولت موقت انقلاب معرفی کردند و حضرت امام نیز حکم نخست وزیری ایشان را صادر کردند. اما همچون حضرت امام، آیت‌الله طالقانی نیز با نخست وزیری بازرگان موافق نبود. آیت‌الله طالقانی پس از پایان جلسه مدرسه رفاه به بعضی از اعضای دفتر و خانواده‌اش گفت: مسئله تعیین مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر مطرح بود. من به هر حال تایید کردم ولی به نظر من بازرگان به درد این کار نمی‌خورد. ایشان آدم خوبی است ولی مرد قاطع و مدیریتی برای پیشبرد انقلاب نیست. به نظر من ایشان می‌تواند به عنوان وزیر انتخاب شود نه نخست وزیری یک دولت انقلابی.» ص 128، (آیت‌الله طالقانی و گروه‌های سیاسی»، علی کردی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1392) روایت علی جنتی در کتاب «خاطرات علی جنتی» از انتصاب بازرگان هیچ‌کس جرات اعتراض به امام خمینی را نداشت علی جنتی نیز در خاطراتش انتصاب آقای بازرگان را این‌گونه روایت می‌کند: «بسیاری از دانشجویان کنفدراسیون، عناصر مارکسیست، توده‌ای‌ها، راه کارگری‌ها، فوج فوج از اروپا به ایران می‌آمدند و می‌خواستند سهم خودشان را از انقلاب بگیرند. پس از آن آقای بازرگان دولت موقت را تشکیل داد و کار خود را شروع کرد. طبیعتا از همان روزهای اول، جمع ما و کسانی که آقای بازرگان را از قبل می‌شناختند و به تفکرات لیبرالیستی ایشان و بعضی از کسانی که در نهضت آزادی فعالیت می‌کردند، آگاهی داشتند، با انتخاب آقای بازرگان به نخست‌وزیری مخالف بودند، اما به هر حال تعبدی که نسبت به امام و حرکت امام وجود داشت، دهان‌ها را بسته بود و هیچ‌کس جرات نمی‌کرد که اعتراض کند.» ص 166 (خاطرات علی جنتی، سعید فخرزاده، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1393) کتاب «خاطرات و مبارزات حجة‌الاسلام و المسلمین دری نجف‌آبادی» حمایت جامعه روحانیت از مهدی بازرگان، رئیس دولت موقت دری نجف‌آبادی در خاطراتش انتصاب بازرگان را این‌گونه روایت می‌کند: «امام خمینی چند روز پس از بازگشت پیروزمندانه خویش به وطن، آقای مهندس بازرگان را به عنوان نخست وزیر موقت منصوب کرد. به دنبال این ماجرا و با توجه به رهنمودهای حضرت امام (ره)، تظاهرات باشکوهی از طرف مردم به پشتیبانی از بازرگان صورت گرفت. این تظاهرات که در حقیقت به نشانه اعتراض و مقابله با دولت بختیار صورت گرفت، نه تنها در تهران بلکه در سراسر کشور انجام شد و همه با شعارهای کوبنده خود حمایت خود را از بازرگان اعلام نمودند. حتی در آن زمان، جامعه روحانیت اعلام کرد که برای تایید مهندس بازرگان راه‌پیمایی عمومی صورت گیرد.» ص 212 «خاطرات و مبارزات حجة‌الاسلام و المسلمین دری نجف‌آبادی»، حیدر نظری، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1390 کتاب «خاطرات حجة‌الاسلام و المسلمین رسول منتجب‌نیا» تظاهرات وسیعی برای حمایت از دولت و آقای بازرگان راه انداختیم رسول منتجب‌نیا در تشکیل دولت موقت می‌نویسد: «در 16 بهمن‌ماه که حکم نخست‌وزیری آقای بازرگان صادر شد در منطقه تظاهرات وسیعی برای حمایت از دولت و آقای بازرگان راه انداختیم و شعارهای معمول و متعارف آن زمان را به کار بردیم و منتظر اقدامات بعدی شدیم تا لحظه‌ای که صدای انقلاب از صدا و سیما به گوش رسید.» ص 139 («خاطرات حجة‌الاسلام و المسلمین رسول منتجب‌نیا»، جواد مکاری یوردشاهی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383) کتاب «خاطرات محمد هاشمی» از انتصاب بازرگان مذاکرات مهندس بازرگان و امام بعد از تشکیل دولت موقت محمد هاشمی نیز در کتاب خاطراتش روایتی از این روز تاریخی ارائه می‌دهد: «در روز 16 بهمن‌ماه 1357 مهندس بازرگان از سوی امام خمینی مامور تشکیل دولت موقت شد. از فردای آن روز دیدارها و مذاکرات مهندس بازرگان و امام آغاز شد که عموما آقای هاشمی‌رفسنجانی هم در آن ملاقات‌ها حضور داشتند و طبعا ملاقات‌ها و مذاکرات در آن روزهای بحرانی بسیار مهم بوده است.» ص 253 («خاطرات محمد هاشمی»، فاطمه یابنده، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1392) کتاب «خاطرات محمدرضا اعتمادیان» از انتصاب مهدی بازرگان دولت موقت ارزش اعتماد به خودش را ندانست محمدرضا اعتمادیان در کتاب خاطراتش می‌نویسد: «در چهاردهم بهمن‌ماه سال 1357 امام درصدد معرفی دولت موقت برآمد و برای این منظور در سالن اجتماعات مدرسه علوی دستور ایجاد گردهمایی داده شد. در مقابل خبرنگاران، امام، بازرگان را مامور تشکیل کابینه کردند. البته بایستی گفت این شاید خواست خدا بود که چنین اتفاقی افتاد چون بازرگان و بختیار از نظر تفکر و سوابق، اختلاف چندانی نداشتند. وقتی خبر تشکیل دولت موقت در جامعه منتشر شد همه استقبال کرده و دولت موقت را تایید نمودند و آمادگی خود را برای همکاری با آن اعلام داشتند. واقعا همه مردم با تمام وجود همکاری می‌کردند ولی متاسفانه دولت موقت ارزش این اعتماد را ندانست و پایگاه و جایگاه خود را حفظ نکرد. این دولت بعد از مدت کوتاهی دچار این توهم گردید که تمام قدرت به دست او افتاده است، از این رو در مقابل امام ایستاد.» ص 85 («خاطرات محمدرضا اعتمادیان»، سید مهدی حسینی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384) کتاب «خاطرات حجة‌الاسلام و المسلمین غلامحسین جمی» من باید در پیکان مرتبی بنشینم تا بتوانم راحت جلو بروم غلامحسین جمی نیز در کتاب خاطراتش انتصاب بازرگان را این‌گونه روایت می‌کند: «در تهران بودیم که مساله نخست‌وزیری بازرگان مطرح شد و امام حکم نخست‌وزیری بازرگان را دادند. مطلبی از نخست‌وزیری بازرگان به یاد دارم؛ بعد از گرفتن حکم نخست‌وزیری، آقای بازرگان در دانشگاه تهران سخنرانی کرد. بنده خودم هم حضور داشتم. ایشان می‌گفت: «آقایان مردم درباره من چه خیال می‌کنند. خیال می‌کنند من هم می‌توانم مثل امام حرکت بکنم. او بلدوزروار حرکت می‌کند. بلدوزر هر چه جلویش بیاید خرد می‌کند و جلو می‌رود. هرچه سنگلاخ و صخره باشد، اعتنا نمی‌کند، همه را خرد می‌کند. خوب من که چنین جرات و چنین توانی را ندارم. او مثل یک بلدوزری نشسته، همین‌طور می‌کوبد و حرکت می‌کند، اما برای من باید یک جاده آسفالته بدون دست‌اندازی باشد و در یک پیکان مرتبی هم نشسته باشم، تا بتوانم راحت جلو بروم. من نمی‌توانم بلدوزروار حرکت کنم و از عهده من خارج است.» ص 189 («خاطرات حجة‌الاسلام و المسلمین غلامحسین جمی»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384) کتاب «خاطرات ابوالفضل توکلی‌نیا» از انتصاب مهدی بازرگان بازرگان هیچ‌گاه خواستار سرنگونی شاه نشد ابوالفضل توکلی‌نیا نیز در خاطراتش از این رویداد تاریخی این‌چنین می‌نویسد: «رئیس دولت، یعنی شخص آقای بازرگان، یک شخص انقلابی نبود و هیچ‌گاه نیز خواستار سرنگونی شاه نگردید. او تنها به انتخابات آزاد راضی بود و بس. پیداست که چنین نخست‌وزیری نمی‌تواند دولتی ایده‌آل برای امام و مردم انقلابی برپا کند. با توجه به این احوال و گرایش آمریکایی‌ها به یک دولت مورد قبول مردم، حضرت امام از موقعیت استفاده کرد و با تیزبینی خاص خود، به طور موقت دولت بازرگان را بر سرکار آورد. بعد هم به محض این‌که بازرگان در الجزایر با برژینسکی ملاقات کرد، دولت موقت را برکنار نمود.» ص 182 (خاطرات ابوالفضل توکلی‌نیا، محمود طاهراحمدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384) ]]> تاریخ و سیاست Tue, 05 Feb 2019 05:36:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/215175/نخستین-هدیه-ای-آیت-الله-هاشمی-رفسنجانی-نخست-وزیر-دولت-موقت-اهدا-وقایع-انقلاب-لابه-لای-کتاب-های-خاطرات پیشنهاد نخست‌وزیری دولت موقت به مهندس مهدی بازرگان/ روزی که سوءاستفاده از بیت‌المال توسط دولت بختیار فاش شد! http://www.ibna.ir/fa/doc/report/216552/پیشنهاد-نخست-وزیری-دولت-موقت-مهندس-مهدی-بازرگان-روزی-سوءاستفاده-بیت-المال-توسط-بختیار-فاش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- 15 بهمن‌ماه در روزشمار انقلاب اسلامی، دربرگیرنده اتفاقاتی است که انقلاب را لحظه به لحظه به سوی پیروزی سوق می‌دهد. در موقعیت خاص و ویژه آن روز، شاید یکی از مهم‌ترین موضوعات مطرح شده پیشنهاد نخست‌وزیری دولت موقت به بازرگان بود آن‌هم در حالی‌که دولت بختیار بر سر کار مانده و برای حفظ امانت محمدرضا شاه پهلوی سعی و تلاش می‌کرد. وقایع تاریخی 15 بهمن 1357 (اعتصاب كاركنان نخست‌وزيري؛ بازداشت بسياري از وزراء و كارمندان عالي‌رتبه دولت به جرم فساد مالي و سوءاستفاده از بيت‌المال توسط دولت بختيار اعتصاب كاركنان نخست‌وزيري؛ بازداشت بسياري از وزراء و كارمندان عالي‌رتبه دولت به جرم فساد مالي و سوءاستفاده از بيت‌المال توسط دولت بختيار) در منابع تاریخی کمتر پرداخته شده است و سیاسیون و روحانیون در کتاب‌های خود خاطرات کمتری از این رویداد تاریخی دارند. آن‌چه در ادامه می‌خوانید، خاطرات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در کتاب «انقلاب و پیروزی» و گزارشی از رویدادهای 15 بهمن‌ماه 1357 بر اساس مستندات مرکز اسناد انقلاب اسلامی است. روایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در کتاب «انقلاب و پیروزی» درباره پیشنهاد بازرگان به نخست‌وزیری بازرگان حکم بازرگان بدون درنظر گرفتن سوابق حزبی‌ به او داده شد  آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در کتاب «انقلاب و پیروزی» درباره پیشنهاد نخست‌وزیری به بازرگان این طور می‌نویسد: «از اولین روز ورود امام به ایران، مهمترین بحث در بین ما، بحث تعیین نخست وزیر و اعضای دولت انقلاب بود و چون از ابتدا تصمیم بر این بود که روحانیت در امور اجرایی دخالت نکند، همه ما به این نتیجه رسیده بودیم که در این زمینه از نیروهای نهضت آزادی و جبهه ملی استفاده شود. بنابراین ما به عنوان اعضای شورای انقلاب، پس از بحث و بررسی موضوع، در جلسه مورخ 14 بهمن 1357، مهندس مهدی بازرگان را پیشنهاد دادیم. امام ملاحظاتی داشتند و از جمله می‌فرمودند اینها حزبی‌اند و ایشان نمی‌خواستند به این وسیله، حزب را تایید کنند. اما سرانجام با این شرط که حکم را به شخص ایشان و بدون درنظرگرفتن سوابق حزبی بدهند، پیشنهاد شورا را پذیرفتند و این مطلب را نیز در متن حکمشان آوردند.» ص 168، کتاب انقلاب و پیروزی، عباس بشیری، دفتر نشر معارف انقلاب،1383 پیشنهاد نخست‌وزیری به بازرگان شورای انقلاب كه نخست وزیری دولت موقت به مهندس بازرگان را پیشنهاد داده بود، برای گرفتن جواب از وی تشكیل جلسه داد. بازرگان درباره این جلسه می‌گوید: «ابتدا پس از تشكر از حسن ظن آقایان، گفتم اگر بنده را نامزد نخست وزیری نمایید با علم و اطلاع از افكار و اخلاق و سوابقم خواهد بود... همه می‌دانید كه من معتقد به دمكراسی و مشورت و اعتقاد به دیگران هستم و از تندی و تعجیل احتراز دارم و علاقمند به مطالعه و علم تدریجی هستم. حال اگر با این سوابق و شرایط قبولم دارید، پیشنهاد فرمایید. عكس‌العمل مثبت یا منفی در مجلس ندیدم. سكوت و قبولی و اصرار مجدد آقایان روحانی عضو شورا و امام در برابر شرایط و اتمام حجت من باعث تعجبم شد و انتظار آن را نداشتم.» بختیار: جمهوری اسلامی برای من مجهول است شاپور بختیار گفت: درهای مذاكره با آیت‌الله خمینی همچنان باز است ... جمهوری اسلامی برای من مجهول است. من نه با شاه و نه با (امام) خمینی سازش نمی‌كنم و اجازه تشكیل دولت موقت را به او (امام خمینی) نمی‌دهم. دیدار وزاری امورخارجه ایران و انگلیس وزرای خارجه آمریكا و انگلیس طی دیدار دیوید اوئن از آمریكا، در مورد اوضاع ایران به گفت‌وگو نشستند. بغداد نیز با اعزام هیأتی به عربستان، به بررسی اوضاع ایران و منطقه پرداخت. بازگشت ژنرال هایزر به آمریکا ژنرال هایزر، فرستاده ویژه آمریكا به ایران، با اتمام مأموریت حساس خود و مذاكرات مكرر با مقامات ایرانی، عازم آمریكا شد. سخنگوی وزرات خارجه آمریكا گفت: «هایزر سعی كرد تا نظامیان ایران از بختیار حمایت كنند. وی به این علت ایران را ترك كرد كه اقامت وی به احساسات ضد آمریكایی در ایران دامن می‌زد.» لغو قرارداد خرید اسلحه از آمریکا بنا به گزارش دولت آمریكا، ایران به علت كمبود مالی در اثر از دست دادن فروش نفت، قرارداد ده میلیارد دلاری خرید اسلحه از آمریكا را لغو كرد. آمریكا به علت این‌که نظام سلطنتی ایران را در خطر می‌دید، فروش این سلاح‌ها، از جمله چندین فروند آواكس را به مصلحت خویش نمی‌دید. از این‌رو یكی از مأموریت‌های هایزر، بر هم زدن این قرارداد به نحوی بود كه آمریكا متضرر نشود. اعتراض به دستگیری همافران بازداشتی خانواده‌های همافران و درجه‌داران بازداشتی و نیروی هوایی، با تجمع در دادگستری به عنوان اعتراض به دستگیری آنها،‌ خواهان آزادی این همافران شدند. همافران نیروی هوایی در بهبهان به عنوان طرفداری از امام خمینی، دست به راهپیمایی زدند. رادیو عدن اعلام کرد: عده زیادی از افسران پایگاه هوایی همدان، در پایگاه بازداشت و زندانی شدند. حمایت آیات عظام از امام خمینی از سوی آیت‌الله گلپایگانی، اعلامیه‌ای خطاب به نمایندگان مجلس، هیأت دولت و امرای ارتش، منتشر شد. آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر با ارسال نامه‌ای از عراق برای حضرت امام، از مبارزات ملت ایران حمایت كرد. به مناسبت ورود حضرت امام به ایران، از سوی آیت‌الله مرعشی نجفی تلگرامی برای ایشان ارسال شد. دیدار نماینده امام خمینی با برژنف یك خبرگزاری ژاپنی گزارش داد: یك نماینده از سوی امام خمینی، با برژنف در بلغارستان، ملاقات و گفت‌وگو كرده است. برژنف از سیزدهم تا هفدهم ژانویه 1979، مطابق با بیست و سوم دی ماه 1357، در بلغارستان بسر می‌برده است. استعفای شهردار تهران شهردار تهران در حضور حضرت امام استعفا كرد. امام سپس وی را مجددا به عنوان شهردار منصوب كردند. جواد شهرستانی از سوی دولت بختیار ممنوع‌الخروج شد. دیدار نمایندگان مستعفی مجلس با امام خمینی گروهی از نمایندگان مستعفی مجلس شورا با حضرت امام دیدار كردند. دو تن از وزرای سابق به نام‌های عبدالمجید مجیدی و هوشنگ نهاوندی، توسط فرمانداری نظامی بازداشت شدند. خسرو قشقایی پس از بیست و پنج سال تبعید در آمریكا، به ایران بازگشت. وی یكی از رهبران ایل قشقایی است. حضرت امام خمینی طی یك سخنرانی جوانان را به ادامه تظاهرات و اعتصابات فرا خواندند. رادیو لندن اعلام کرد: از تظاهرات دیشب تهران هیچ گزارشی كه حاكی از برخورد مردم با نظامیان باشد، نرسیده است. آیت‌الله شریعتمداری اظهار کرد: اختلاف جزئی بین آیات عظام با مذاكره مرتفع خواهد شد. دولت بختیار برداشت از پس‌انداز و سپرده‌های بانكی مردم را محدود كرد. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 04 Feb 2019 15:49:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/216552/پیشنهاد-نخست-وزیری-دولت-موقت-مهندس-مهدی-بازرگان-روزی-سوءاستفاده-بیت-المال-توسط-بختیار-فاش زبان بلوچی گنجینه‌ای بزرگ از واژه‌های فراموش شده فارسی است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271332/زبان-بلوچی-گنجینه-ای-بزرگ-واژه-های-فراموش-شده-فارسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «فرهنگ بلوچی-فارسی» (شامل بیش از شصت هزار واژه و اصطلاح بلوچی و معنی آن‌ها به فارسی) است که به کوشش عبدالغفور جهاندیده در دوجلد از سوی انتشارات معین منتشر شده است. وی این مجموعه سترگ را به استاد ماهیار نوابی، آموزگار پژوهش دنیای واژه‌ها پیشکش کرده است. «فرهنگ بلوچی-فارسی» بیش از 60 هزار واژه و اصطلاح دارد اما نویسنده مدعی نیست که این فرهنگنامه کامل است و همه واژه‌ها را در خود جای داده است. وی در این باره در مقدمه می‌نویسد: «طبیعی است که فرهنگی در این حجم، از ضعف و نقص خالی نخواهد بود، اما سعی او در حد توانایی‌اش بر این بوده که واژه یا اصطلاحی را که شنیده یا در کتاب‌ها دیده است جا نگذارد.» این کتاب با پیش‌گفتار‌ی از دکتر علی‌اشرف صادقی آغاز می‌شود. سپس به پیشینه تحقیق، روش تحقیق، نشانه‌های آوانویسی، نشانه‌های اختصاری، پیشگال (پیشگفتار بلوچی) و دیباچه پرداخته شده است. جغرافیا، بلوچستان ایران، بلوچستان پاکستان، بلوچستان افغانستان، مکران، کوچ و بلوچ بلوچ، نژاد و خاستگاه آن، پراکندگی قومی بلوچ‌ها، زبان بلوچی، برخی از ویژگی‌های زبان بلوچی، گویش‌های مهم بلوچی، گویش شرقی و گویش غربی، جدول تطبیقی نمونه‌هایی از واژه‌های دو گویش شرقی و غربی بلوچی، رابطه زبان بلوچی با زبان‌های باستانی ایران، بلوچی با پارسی باستان، بلوچی با پارسی میانه، رسم‌الخط زبان بلوچی، واژه‌سازی در بلوچی، برخی از نکات دستوری زبان بلوچی، مصدر، فعل و انواع آن، ضمیر و انواع آن، مضاف و مضاف‌الیه، صفت و انواع آن و متن فرهنگ از دیگر فصل‌‌های کتاب است. پایان‌بخش این کتاب سترگ نیز فهرست اعلام و منابع است. گویش معیار بلوچی در نخستین فرهنگ بلوچی-فارسی نگارنده کار گردآوری لغت را از سال 1368 هم‌زمان با معلمی در روستا آغاز کرده است. این فرهنگ، نخستین فرهنگ بلوچی ـ فارسی است که چاپ و منتشر شده و اساس آن بر مبنای گویش غربی و مکرانی است، این گویش در میان گویش‌های بلوچی به نوعی معیار به شمار می‌آید. البته با اینکه گویش غربی یا مُکرانی، اساس این اثر را تشکیل می‌دهد، نویسنده از گویش‌های دیگر هم غافل نمانده است و تا حد امکان به بسیاری از واژه‌های گویش‌های سرحدی، کاروانی، فنوجی، کُتیچی، سراوانی، لاشاری توجه کرده و در جلو واژه‌های مربوط با علامتی مشخص، وابستگی واژه را به هر کدام از این گویش‌‌ها مشخص کرده است. گویش شرقی بلوچی، نیز یکی از دو گویش مهم بلوچی است که از نظر آوایی با گویش بلوچی غربی اختلافات فراوان دارد، این گویش در مناطق شمالی بلوچستان پاکستان گویشور زیاد دارد و در کتابت نیز به کار می‌رود و کتاب‌های زیادی به این گویش به چاپ رسیده است. نگارنده در این فرهنگ تا حد امکان بسیاری از واژه‌های این گویش که با معادل غربی خود اختلافات آوایی دارند با ذکر منبع در متن یا در پاورقی‌ها ذکر کرده است تا به کار زبانشناسان و علاقه‌مندان بیاید.   فرهنگی با رسم‌الخط سیدظهور شاه هاشمی رسم‌الخط به کار رفته در این فرهنگ بر مبنای رسم‌الخط سیدهاشمی با تغییراتی بسیار جزیی است. زنده‌یاد سیدظهور شاه هاشمی، ادیب و زبان‌شناس معاصر، برای بهتر خوانده شدن آواهای بلوچی با آمیخته‌ای از خطوط فارسی و اردو و افزوده‌هایی این رسم‌الخط را بنیاد گذاشت که مورد قبول قریب به اتفاق نویسندگان و علاقه‌مندان زبان بلوچی قرار گرفته است، اگر چه به طور یکسان از آن پیروی نمی‌کنند.   ترکیب واژه‌ها در این فرهنگ براساس الفبای بلوچی رسم‌الخط سیدهاشمی است، این الفبا آمیخته‌ای از الفبای فارسی و اردو است، اما با این تفاوت که واج‌هایی که در بلوچی غربی تلفظ نمی‌شوند از آن حذف هستند و چند نشانه هم بدان افزوده شده است. حذفیات شامل همه حروف عربی دخیل در فارسی و بلوچی (ص، ض، ذ، ط، ظ، غ، ق، ث، ح) و حروف «غ، ف، خ» فارسی است. اگر در واژه‌ای یکی از این حروف باشد، مطابق آنچه در بلوچی تلفظ می‌شود به نگارش درمی‌آید، مانند: صابون، بلوچی: سابون.   عبارت‌های بلوچی، خط بلوچی و به خط لاتین  جهاندیده در پیشگفتار کتاب نوشته است: «در این فرهنگ دوزبانه، کلیه واژه‌ها و عبارت‌های بلوچی علاوه بر خط بلوچی، به خط لاتین نیز نگاشته شده و واژه‌هایی که معادل فارسی داشته‌اند، معادل آنها بدون توضیح ذکر شده است، اگر چنانچه واژه یا اصطلاحی در فارسی معادلی همسان و هم‌معنی نداشته است، توضیح داده شده است تا معنی آن روشن شود. بسیاری از واژه‌ها و اصطلاحات، همراه با مثال هستند، برای جلوگیری از افزایش حجم کتاب و در نتیجه دشواری و هزینه بر بودن چاپ، از آوردن مثال برای همه واژه‌ها پرهیز شده است.   پرداختن به بحث اشتقاق و ریشه‌یابی در کتاب مدنظر نبوده است، نگارنده اگر چه در این زمینه پژوهش‌های نسبتاً زیادی انجام داده است و بسیاری از واژه‌های بلوچی را ریشه‌یابی و معادل آنها را از برخی از زبان‌های دیگر و گویش‌های ایرانی جُسته است. اما به خاطر پرهیز از حجیم شدن کتاب به این موضوع نپرداخته است.»   فرهنگ‌های بلوچی که انگلیسی‌ها و ایتالیایی‌ها نوشتند علی‌اشرف صادقی، زبانشناس و استاد دانشگاه تهران مقدمه‌ای بر کتاب نوشته است. در این مقدمه می‌خوانیم: «زبان بلوچی از گویش‌های شمال غربی ایران است که در حال حاضر در جنوب شرقی ایران در بخش بلوچستان استان سیستان و بلوچستان و در شرق پاکستان و نیز در شرق افغانستان به آن تکلم می‌شود. گروه‌هایی از بلوچ‌ها در قرن نوزدهم به حوالی مرو در ترکمنستان و گروه‌های دیگری در داخل ایران به گرگان و مازندران کوچ کرده‌اند. در گذشته بلوچی را به دو گروه شرقی و غربی تقسیم می‌کردند، اما امروز تقسیم‌بندی پیچیده‌تری را پیشنهاد کرده‌اند. سرگرد جیلبرتسون انگلیسی، دستور زبان بلوچی را در سال 1923 و فرهنگ بلوچی را در دو جلد در سال 1925 منتشر کرد. به تحقیقات ویلهلم گایگر، ژرژ مُرگنستیرنه در دهه‌های بعد به آثار الفنباین، دیمز و دیگران نیز باید اشاره کرد. الفنباین واژه‌نامه بلوچی مرو را در سال 1963 در ایتالیا به چاپ رساند. خود بلوچ‌ها نیز آثار متعددی به بلوچی و فارسی و اردو منتشر کرده‌اند. از آن میان باید به فرهنگ مفصل بلوچی به بلوچی سید ظهورشاه هاشمی که در سال 2000 در کراچی چاپ شده است، اشاره کرد که خاص گویش مکرانی است. جهاندیده نیز واژه‌های بلوچی را با آوانگاری همراه کرده که خواندن آن‌ها، برای غیربلوچ‌ها آسان شده است. مقدمه‌ای نیز درباره بلوچ‌ها شامل بلوچ‌های ایران، پاکستان و افغانستان و قلمرو آن‌ها و شهرهای بلوچستان و ویژگی‌های کلی زبان بلوچی (دوگویش شرقی و غربی) به کتاب افزوده است.»   زبان بلوچی مهم‌ترین زبان‌ ایرانی نوین است زبان بلوچی یکی از زبان‌های گروه ایرانی کنونی است و به همراه زبان فارسی، کردی، پشتو و آسی مهم‌ترین زبان‌های ایرانی نوین را تشکیل می‌دهند. این زبان در شرق ایران و در سرزمینی که سه کشور همسایه ایران و پاکستان و افغانستان را از نظر جغرافیایی به هم پیوند می‌دهد، تکلم می‌شود. زبان بلوچی خود دارای چند گویش است و برخی از گویش‌ها نیز دارای چند لهجه هستند، گویش‌های مهم در بلوچستان ایران عبارتند از مکرانی، سرحدی، سراوانی، کاروانی، که گویشوران آنها نسبت به گویش‌های دیگر مانند فنوجی، لاشاری، کتیچی و... بیشتر هستند.   در بلوچستان پاکستان نیز چند گویش وجود دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از مکرانی، رخشانی و گویش شمالی یا شرقی و چند گویش دیگر. گویش شرقی در شمال یا شرق بلوچستان پاکستان رواج دارد. اختلاف بین برخی از گویش‌های بلوچی گاهی به جایی می‌رسد که فهمیدن سخنان یک گویش برای گویشوران گویش دیگر که با آن آشنایی نداشته باشند، دشوار می‌‌شود. برای مثال برخی از واج‌هایی که در گویش شرقی تلفظ می‌شوند، در گویش جنوبی یا مکرانی وجود ندارند، مثلاً در گویش شرقی حتی واج‌هایی مانند «ث th» هنوز کاربرد دارد.   از نظر ساخت واژگان، زبان بلوچی زبانی ترکیبی است و در زمینه اشتقاق واژگان جدید می‌تواند یک زبان زایا و فعال باشد، همچنین این زبان در بعضی موارد، مقدار بیشتری از خصوصیات آوایی، واژگانی و دستوری زبان‌های ایرانی قدیم را نسبت به دیگر زبان‌های ایرانی نو، مانند فارسی نو، حفظ کرده است.   گنجینه‌ای بزرگ از واژه‌های فراموش شده فارسی  زبان بلوچی، از گذشته‌های دور، تحت تأثیر زبان فارسی بوده است. میزان واژه‌های فارسی در بلوچی گذشته و معاصر، ژرفای این تاثیرپذیری را نشان می‌دهد. این ارتباط واژگانی فقط به فارسی معاصر محدود نیست بلکه صدها واژه مشترک میان بلوچی و فارسی دری وجود دارد، که بسیاری از آنها، در فارسی کنونی فراموش گشته‌اند و جای آنها را واژه‌های بیگانه گرفته است، ولی در زبان و ادب بلوچی، همچنان کاربرد دارند. بنابراین زبان و ادب بلوچی، گنجینه‌ای بزرگ از واژه‌های فراموش شده فارسی نیز هست. از آنجا که بسیاری از این واژه‌ها نمونه‌های اندکی در فارسی دارند شاید از نظر معنی و مفهوم به گونه‌ای که باید، روشن نباشند، در این مورد واژه‌های بلوچی می‌توانند راهنمای بجا و شایسته‌ای باشند.   بلوچ ادبیات پرباری دارند، قدمت متون نظم آنها به چند سده پیش برمی‌گردد، اگر چه عمده این متون شفاهی بوده‌اند، اما بخش قابل توجهی از آن‌ها را پژوهشگران معاصر گردآوری و به چاپ رسانده‌اند، با بررسی دقیق این متون می‌توان به نتایجی درباره ساختار این زبان و تحول زمانی آن پی برد.   مکران نامی به‌جای مانده از کتیبه‌های هخامنشیان در دوره هخامنشیان با توجه به کتیبه‌های شاهان هخامنشی، بخش وسیعی از سرزمین بلوچستان به عنوان «مَک» یاد شده است. امروزه نام مکران-که بر ناحیه جنوبی و ساحلی بلوچستان اطلاق می‌شود به احتمال فراوان، از نظر ریشه با واژه «مک» ارتباط دارد. علاوه بر کتیبه‌های هخامنشی هرودوت در اثر معروفش از میکیا یا مملکت میکی‌ها یاد کرده است. منظور وی از این عنوان نام بردن یک واحد جغرافیایی نبوده بلکه ذکر قومی خاص بوده است. از مطالب وی چنین استنباط می‌شود که در عصر هخامنشی این قوم در جنوب شرق ایران و در چارچوب مرزهای بلوچستان امروزی زندگی می‌کرد. هرودوت اقوام خراج‌گذار امپراتوری را در بیست ایالت کلی طبقه‌بندی کرده است. دومین عنوانی که در متون کهن از سرزمین بلوچستان یاد شده واژه مکوران/مکران است این لفظ در کتیبه‌های عصر ساسانی مشاهده می‌شود. شاپور اول ساسانی در کتیبه کعبه زرتشت درباره شهرها و ایالات زیر فرمان خود چنین نوشته است: «خداوندگار ایران شهرم و این شهرها را دارم» پارس، پارت، خوزستان... کرمان، سکستان، توران، مکران، پارتان، هندوستان، کوشان‌شهر تا غراز به پیشاور و تا به کاش...»   رابطه زبان بلوچی با زبان‌های باستانی ایرانی مبنا و پایه تمام زبان‌های ایرانی مایه و مصالح مشترکی است که همانا قواعد دستوری و ذخیره لغوی زبان اصلی و مشترک ایرانی است. ولی این مایه اصلی و مشترک در هر یک از زبان‌های ایرانی بر حسب قوانین داخلی تکامل هر زبان بخصوص، دستخوش تغییر شده و چون قوانین داخلی تکامل زبان‌های ایرانی متفاوت بوده بدیهی است که مایه اصلی که در آغاز برای همه مشترک بوده تغییر شکل یافته و در هر یک زبان‌های ایرانی به صورت دیگری درآمده است. ساخت دستوری و واژه‌های بنیادی یک زبان بی‌نهایت پایدار هستند و اساس یک زبان را تشکیل می‌دهند. البته ساخت دستوری و واژه‌های بنیادی به تدریج تحول پیدا می‌کنند، اما در طول تاریخ یک زبان پیوسته ثابت باقی می‌مانند. هیچ زبانی آن‌ها را از زبان دیگر قرض نمی‌کند. بنابراین توجیه اشتراک ویژگی‌های ساخت دستوری و واژه‌های بنیادی عمده زبان‌هایی است که جز از طریق قائل شدن به منشا واحد این زبان‌ها که ویژگی‌های عمده ساخت دستوری و واژه‌های بنیادی خود را از آن به ارث برده‌اند امکان‌پذیر نیست. این منبع واحد که تمام زبان‌ها و گویش‌های ایرانی از آن مشتق شده‌اند، به‌طور قراردادی «ایرانی مشترک» نامیده شده است. گویش‌های ایرانی خویشاوند که بعدها به زبان تبدیل شده‌اند براساس یک فرایند دگرگونی به ادوار باستان (آغاز هزاره دوم ق م) می‌رسد، شکل گرفته‌اند. از ایرانی مشترک هیچ سند کتبی باقی نمانده است. بنابراین، تمام زبان‌‌های ایرانی خیوشاوند، قدیم و جدید، مکتوب و غیرمکتوب، با سخنگویان بسیار یا کم، تماما گویش‌هایی هستند که از ایرانی مشترک مشتق شده‌اند و در جریان یک تحول طولانی به صورت زبان‌های مستقل درآمده‌اند. تفاوت‌های میان زبان‌های ایرانی مربوط به این امر است که در هر زبان معین، این میراث مشترک آغازین به صورت واحدی تحول نیافته، بلکه در ادوار مختلف براساس قواعد خاص تحول هر زبان و طبق شرایط تاریخی ملموس زندگی قومی که به این زبان گفت‌وگو می‌کرده است، دگرگون شده است. دگرگونی زبان‌های ایرانی در تاریخ طولانی تحول آن‌ها تا آن‌جا پیش رفته که امروز سخنگویان زبان‌های مختلف این خانواده در غالب موارد از درک زبان همدیگر ناتوانند... با این همه، با وجود تفاوت میان زبان‌های ایرانی، بررسی تاریخ این زبان‌ها نشان می‌دهد که تفاوت‌های واژگانی، آوایی و دستوری این زبان‌ها مربوط به اصل و منشا آن‌ها نیست، بلکه در جریان تحول خاص هر یک از این زبان‌ها پیدا شده است. متاخر بودن این تفاوت‌ها به وضوح در واژگان این زبان‌ها قابل مشاهده است. مثلا بخش قابل ملاحظه‌ای از واژگان فارسی، تاجیکی، پشتو، کردی و زبان‌های بی‌شمار دیگر از عربی گرفته شده است. در حالی که زبان بلوچی، اگر دگرگونی‌های زمان متاخر را در نظر نگیریم، یکی از زبان‌هایی است که نسبت به زبان‌های خویشاوند خود کمتر دگرگونی پذیرفته است. این کمتر دگرگونی را می‌توان به آسانی در واژگان و ساختمان دستوری آن مشاهده کرد. البته همچنان که از قول ارانسکی زبان‌شناس روسی هر زبان در دوره‌های گوناگون بر بنیاد قاعده‌های ویژه دگرگونی آن زبان و طبق شرایط ملموس زندگی قومی که با آن زبان سخن می‌گویند، دگرگون می‌شود. زبان بلوچی با این که دارای نظام آوایی بسیار کهنه است و بسیاری از ویژگی‌های باستان و میانه ایرانی را حفظ کرده است، از زبان‌های مجاور خود مانند سانسکریت، تاپیر پذیرفته است.   «فرهنگ بلوچی ـ فارسی» (دو جلدی) در 2736 صفحه، شمارگان 550 نسخه و بهای 200 هزار تومان از سوی انتشارات معین منتشر شده است. ]]> تاریخ و سیاست Mon, 04 Feb 2019 06:38:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271332/زبان-بلوچی-گنجینه-ای-بزرگ-واژه-های-فراموش-شده-فارسی هاشمی رفسنجانی: امام درباره نخست‌وزیری بازرگان ملاحظاتی داشتند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271517/هاشمی-رفسنجانی-امام-درباره-نخست-وزیری-بازرگان-ملاحظاتی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در چهاردهم بهمن ماه 1357 جلسه شورای انقلاب برای تعیین تکلیف نخست‌وزیر دولت موقت تشکیل شد. از محتوای این جلسه روایت‌هایی وجود دارد که از جمله آن‌ها روایت هاشمی رفسنجانی و روایت مهندس بازرگان از آن جلسه است که در ادامه خواهیم خواند.   به روایت هاشمی رفسنجانی هاشمی رفسنجانی در کتاب «انقلاب و پیروزی» درباره جلسه شورای انقلاب برای انتخاب نخست‌وزیر دولت موقت چنین نوشته است: «از اولین روز ورود امام به ایران، مهم‌ترین بحث در بین ما، بحث تعیین نخست وزیر و اعضای دولت انقلاب بود و چون از ابتدا تصمیم بر این بود که روحانیت در امور اجرایی دخالت نکند، همه ما به این نتیجه رسیده بودیم که در این زمینه از نیروهای نهضت آزادی و جبهه ملی استفاده بشود. بنابراین ما به عنوان اعضای شورای انقلاب، پس از بحث و بررسی موضوع در جلسه 14 بهمن 1357، مهندس بازرگان را پیشنهاد دادیم. امام ملاحظاتی داشتند و از جمله می‌فرمودند اینها حزبی‌اند و ایشان نمی‌خواستند به این وسیله حزب را تایید کنند. اما سرانجام با این شرط که حکم را به شخص ایشان و بدون در نظر گرفتن سوابق حزبی بدهند، پیشنهاد شورا را پذیرفتند و این مطلب را در حکمشان آوردند.» (هاشمی رفسنجانی؛ انقلاب و پیروزی. ص: 170)   هاشمی در ادامه به جلسه معارفه بازرگان به عنوان نخست‌وزیر هم اشاره کرده است: «در جلسه معرفی نخست‌وزیر، اعضای شورا و آقای بازرگان صحبت‌هایی داشتند؛ از جمله آقای بازرگان از روحیه و منش و شیوه کار خودشان سخن گفتند، اما به یاد ندارم که ایشان شروطی برای پذیرش این مسئولیت طرح کرده باشند. به هر حال متن حکم نخست‌وزیری آقای بازرگان که پس از تعیین کلیات توسط امام، با مشورت آقایان بازرگان، مطهری، من، مهدوی کنی، دکتر یدالله سحابی، دکتر ابراهیم یزدی و چند نفر دیگر تنظیم شده بود، حسب دستور امام توسط من، در جمع انبوه خبرنگاران و شخصیت‌های داخلی و خارجی در مدرسه علوی قرائت شد.   حکم امام برای بازرگان در جلد ششم صحیفه امام، متن حکم ایشان برای نخست‌وزیری بازرگان به شرح زیر ثبت شده است: «جناب آقای مهندس مهدی بازرگان‏؛ بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، بر حسب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای‏‎ ‎‏اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و‏‎ ‎‏متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است، و به موجب اعتمادی که‏‎ ‎‏به ایمان راسخ شما به مکتب مقدس اسلام و اطلاعی که از سوابقتان در مبارزات اسلامی‏‎ ‎‏و ملی دارم، جنابعالی را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص،‏‎ ‎‏مأمور تشکیل دولت موقت می‌نمایم تا ترتیب اداره امور مملکت و خصوصاً انجام‏‎ ‎‏رفراندم و رجوع به آرای عمومی ملت دربارۀ تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری‏‎ ‎‏اسلامی و تشکیل مجلس مؤسسان از منتخبین مردم جهت تصویب قانون اساسی نظام‏‎ ‎‏جدید و انتخاب مجلس نمایندگان ملت بر طبق قانون اساسی جدید را بدهید.‏»   ‏‏مقتضی است که اعضای دولت موقت را هر چه زودتر با توجه به شرایطی که مشخص‏‎ ‎‏نموده ام تعیین و معرفی نمایید.‏ کارمندان دولت و ارتش و افراد ملت با دولت موقت شما همکاری کامل نموده و رعایت انضباط را برای وصول به اهداف مقدس انقلاب و سامان یافتن امور کشور‏‎ ‎‏خواهند نمود.‏ موفقیت شما و دولت موقت را در این مرحله حساس تاریخی از خداوند متعال‏‎ ‎‏مسئلت می‌نمایم.‏ (صحیفه امام؛ صص: 54 و 55)   به روایت بازرگان مهدی بازرگان در کتاب شورای انقلاب و دولت موقت شرح جلسات منتهی به شکل‌گیری دولت موقت را چنین نوشته است: «مطلب را باید از عصر چهاردهم بهمن ماه در دبیرستان رفاه شروع کنیم. عصر شنبه که رفتیم امام ما را خطاب قرار داده پرسیدند، برای نخست‌وزیری چه کسی را تعیین کنیم؟ حاضرین ساکت مانده به یکدیگر نگاه می‌کردند، اسامی اشخاص از جمله آقای صدر حاج سید جوادی در صحبت‌های بین‌الاثنین به میان می‌آمد. نمی‌دانم مرحوم مطهری بود یا یکی دیگر از روحانیون شورای انقلاب که مرا پیشنهاد کرد.   اعضای غیر روحانی هم شخص دیگری را در نظر نداشتند، ولی نظر عموم روی من رفت و اگر کسی موافقت نداشت، حرفی نزد. آیت‌الله خمینی تبسم و اظهار خشنودی کرده گفتند به این ترتیب خیالم از دوطرف راحت شد. ظاهراً منظور ایشان از دو طرف، یکی ملیون و روشنفکرها بود و یکی علما و روحانیون.   شورای انقلاب اصرار داشت فوراً از من بله بگیرد و اعلامیه صادر گردد... من نخواستم فوراً قبول کنم و گفتم اجازه دهید مطالعه مشورتی بنمایم... آیت‌الله خمینی با تبسم گفتند، بگذارید فردا صبح. (بازرگان؛ شورای انقلاب و دولت موقت. ص: 33)   صبح یک‌شنبه 15 بهمن ماه 1357؛ حوالی ساعت 10 جلسه کردیم. مقدمتاً از حسن ظن آقایان و شخص امام تشکر کردم، بعد با اشاره به متن حاضر شده اساسنامه مصوب شورای انقلاب، متذکر شدم که شورای انقلاب مقام مجلس ملی را داشته، می‌تواند از دولت سوال و استیضاح کند و هر وقت اعتماد ندارد عزل نماید.   پس از تذکر و تصریح مطلب فوق، گفتم خواهش می‌کنم آقایان نسبت به رای و پیشنهادی که دیشب دادید، تجدید نظر فرمائید و اگر بنده را نامزد نخست وزیر می‌نمایید با علم و اطلاع از افکار و اخلاق و سوابقم خواهد بود. همه آقایان مرا خوب می‌شناسند و از طرز فکر و کار و سوابق خدماتم اطلاع دارید، می‌دانید که معتقد به دموکراسی و اهل همکاری و مشورت و اعتقاد به دیگران هستم و خیلی مقید به نظم بوده از تندی و تعجیل احتراز می‌کنم و علاقه‌مند به مطالعه و عمل تدریجی می‌باشم. در گذشته این‌طور بوده‌ام و برای آینده هم رویه‌ام را عوض نخواهم کرد. حال اگر با این سوابق و شرایط قبولم دارید، پیشنهاد فرمائید.   عکس‌العمل مثبت یا منفی در مجلس ندیدم. من تکرار کردم که غیر از آنچه بوده‌ام و گفته‌ام نخواهم بود ولی بر طبق اساسنامه شورای انقلاب حاضر به قبول خدمت و تشکیل دولت به خواست خدا هستم. سکوت و قبولی و اصرار مجدد آقایان روحانی شورای انقلاب و امام در برابر شرایط و اتمام صحبت من باعث تعجبم شد و انتظار آن را نداشتم. (همان. ص: 36)   بعد از این صحبت‌ها و یا قبل از آن آیت‌الله خمینی راجع به عدم وابستگی حزبی و این‌که نخست‌وزیر و وزرا و شاید اعضای شورای انقلاب نباید عضو هیچ حزب باشند و تصور تمایل و تبعیت ایشان از هیچ حزب و گروه پیش نیاید بیاناتی کردند. بالاخره قرار شد کسانی که حزبی هستند از مسئولیت و اشتغال، فعالیت و مشارکت در حزب خود خودداری نمایند. (همان. ص: 38) ]]> تاریخ و سیاست Sun, 03 Feb 2019 12:25:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/271517/هاشمی-رفسنجانی-امام-درباره-نخست-وزیری-بازرگان-ملاحظاتی کشف‌نامه‌‌های ۱۱۰ ساله خطاب به دختر بزرگ امیرکبیر و همسر مظفرالدین شاه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271518/کشف-نامه-های-۱۱۰-ساله-خطاب-دختر-بزرگ-امیرکبیر-همسر-مظفرالدین-شاه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مسعود کثیری (رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی استان اصفهان) با اعلام خبر پیدا شدن نامه‌‌هایی که ۱۱۰ سال است باز نشده‌اند، گفت: این نامه‌ها در یکی از خانه‌های قدیمی اصفهان در محله‌ای که پشت میدان امام قرار دارد، پیدا شده است که حدود ۱۱۰ سال است که باز نشده‌اند. این نامه‌ها ازجمله نامه‌های اخوانیات است. اخوانیات نامه‌هایی هستند که برای سلام و احوالپرسی نوشته می‌شود که یک شخص برای دوستان و آشنایان خود می‌نویسد.   به گفته او این نامه، ازجمله نامه‌های سر بسته خطاب به ام‌الخاقان دختر بزرگ امیرکبیر و زن مظفرالدین شاه و مادر محمدعلی شاه است.   کثیری ادامه داد: زمانی که محمدعلی شاه را  بعد از حوادث مشروطه از ایران اخراج می‌کنند،  مادر او که همان ام‌الخاقان است با او همراه  و از ایران خارج می‌شود. در نهایت نیز در عتبات فوت می‌کند و قبر او نیز در کنار امیرکبیر است. خواهر نویسنده این نامه با ام‌الخاقان می‌رود و برادر او نامه‌ای خطاب به خواهرش و ام‌الخاقان می‌نویسد.   رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی استان اصفهان خاطرنشان کرد: در این بسته (پاکت) سه نامه پیدا شده که در یک پاکت بسته‌بندی شده است. در این نامه‌ها، نویسنده اظهار دلتنگی می‌کند که از رفتن آنها ناشی می‌شود و می‌گوید که دلش می‌خواهد با آنها همراه باشد.   او در خصوص چگونگی پیدا شدن این نامه‌ها که ۱۱۰ سال است باز نشده‌اند، گفت: در خانه‌های قدیمی اصفهان می‌گردیم و کارشناسان ما سعی می‌کنند در میان اوراق و بسته‌هایی که در خانه‌های قدیمی به حال خود رها شده‌اند درصدد پیدا کردن اسناد باشند. در این خصوص نیز این نامه در میان آشغال‌ها و مخروبه‌ها پیدا شده است. باتوجه به آنکه این نامه سر بسته است این احتمال وجود دارد که اصلا ارسال نشده باشد چراکه این احتمال وجود دارد که در آن زمان خبر فوت ام الخاقان رسیده و فرسنده از ارسال این نامه منصرف شده است.   به گفته کثیری، تاریخ این نامه به ۱۲۸۷ می‌رسد. این نامه در یک کرباس پیچیده و سه برگه لاک و مهر شده در آن قرار گرفته شده است. ]]> تاریخ و سیاست Sun, 03 Feb 2019 12:08:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271518/کشف-نامه-های-۱۱۰-ساله-خطاب-دختر-بزرگ-امیرکبیر-همسر-مظفرالدین-شاه ​36 سال پیش در مدرسه علوی چه گذشت؟/مرور خاطرات انقلابیون از مدرسه علوی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/217100/36-سال-پیش-مدرسه-علوی-گذشت-مرور-خاطرات-انقلابیون خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مدرسه علوی، یکی از مدارس تاریخ‌ساز دهه 40 و 50 محسوب می‌شود که شهرت آن به روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی برمی‌گردد و نام آن به دلیل آن که يكي از مراكز مبارزه عليه رژيم بوده، بر سر زبان‌ها افتاده است. تاسیس مدرسه علوي در سال ۱۳۳۵ انجام گرفت؛ وقتي علامه كرباسچيان و چند تن از روحانيان تصميم به داير كردن نخستين مدرسه مدرن مذهبي گرفتند. اين مدرسه در ابتدا از جريان‌هاي سياسي دور به نظر می‌رسید و تنها در زمينه‌هاي علمي با ديگر مدارس مطرح آن دوران يعني مدارس البرز و نيكان در رقابت بود. چيزي از تاسيس مدرسه علوي نگذشته بود كه اين مدرسه شانه به شانه مدارس مهم تهران ‌به‌شمار آمد. با رسیدن دهه فجر، این مدرسه و خاطرات وقایع انقلابی آن هم زنده می‌شود. از این‌رو، در این گزارش به دنبال سلسله گزارش‌هایی که «ایبنا» از خاطرات مهم‌ترین شخصیت‌های انقلابی گردآوری کرده است، به مرور خاطرات آنها درباره مدرسه علوی می‌پردازیم.   روایت مقام معظم رهبری در کتاب «شرح اسم» خاطره‌ مقام معظم رهبری از ملاقات نیروی هوایی با امام در کتاب «شرح اسم» که با درونمایه زندگینامه مقام معظم رهبری، از سوی هدایت‌الله بهبودی تدوین شده است، بیاناتی از رهبری درباره مدرسه علوی نقل قول می‌شود که چنین است: «به یاد دارم بعد از سه ‌روز از آمدن امام به من خبر دادند که برادران در مدرسه علوی جمع شده‌اند و مرا هم دعوت کرده‌اند. پس از عبور از میان جمعیت انبوه و مشتاقی که آنجا بودند خود را به جلسه رساندم. درباره سازمان‌دهی و مدیریت مقر امام مشورت می‌کردند. پیشنهاد شده سه‌ نفر از جمله من مدیریت مقر امام را بر عهده بگیریم. نپذیرفتم، زیرا به کاری مشغول بودم که آن را بسیار دوست داشتم و مسوولیت تازه مرا از آن باز می‌داشت. البته برای پذیرش این مسوولیت انگیزه داشتم، ولی عنوان ریاست با مشغله‌های بسیار من در تزاحم بود.» (شرح اسم، هدایت‌الله بهبودی، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1390، صفحه 656) در جایی دیگر، نویسنده این کتاب (هدایت‌الله بهبودی) درباره مقام معظم رهبری و مدرسه علوی می‌نویسد: «چند روزی می‌شد که محل کار آقای خامنه‌ای از مدرسه رفاه به مدرسه دخترانه علوی در خیابان ایران منتقل شده بود. امام نیز در مدرسه پسرانه علوی ساکن بود. مدرسه دخترانه در طبقه بالا، اتاق‌های متعددی داشت که مشکل تنگی جا را حل می‌کرد. هر وقت از فشردگی کار احساس خستگی می‌کرد به کنار پنجره می‌آمد و دقایقی به تماشای امواج انسانی که در حرکت بودند می‌ایستاد. لحظه‌ای نبود که صدای تکبیر یا شعار جمعیت به گوش نرسد.» (صفحه 661-662) در ادامه، نویسنده بیاناتی مستقیم از مقام معظم رهبری را می‌آورد: «یک روز شعارهای منظم و مرتبی غیر از آن‌چه که در روزهای پیشین می‌شنیدم به گوشم خورد. از پنجره که نگاه کردم، منظره بهت‌آوری دیدم. گروه‌های بسیاری از افراد نیروی هوایی با نظم و ترتیب، انگار که در حال رژه نظامی هستند، در حرکت بودند. هر گروه شعاری می‌داد و گروه بعد با طنینی هماهنگ پاسخ می‌گفت.» (صفحه 662) نویسنده درباره این خاطره مقام رهبری در این روز توضیح می‌دهد: آن روز نوزدهم بهمن بود. رسته‌هایی از نیروی هوایی با لباس شخصی، خود را به مقر امام خمینی رسانده بودند. در مدرسه دخترانه علوی، لباس‌هایشان را عوض کرده بودند و با لباس فرم، در حالی‌که شعار می‌دادند به شکل رژه به طرف مدرسه پسرانه رفته بودند. ... «کارم را رها کرده و با شتاب به مدرسه{پسرانه} علوی رفتم، ببینم چه خواهد شد! افراد نیروی هوایی داخل حیاط مدرسه، به صف شدند. از راه مخصوصی که به اقامتگاه امام می‌رسید، به آنجا رفتم. دیدم امام به طرف پنجره‌ای که به حیاط مدرسه باز می‌شود، رفت؛ همان پنجره‌ای که به ابراز احساسات هر روزه مردم پاسخ می‌گفت. رفتم و کنار امام ایستادم.» (همان) روایت اکبر هاشمی‌رفسنجانی در کتاب «کارنامه و خاطرات سال‌های 1357 و 1358» مذاکراتی که در مدرسه علوی شکل گرفت علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی نیز در خاطرات خود از مدرسه علوی و مذاکره بدون سازش می‌گوید: «پس از آمدن امام و اقامت ایشان در مدرسه علوی، مذاکراتی که از قبل در ارتباط با مسائل انقلاب با بسیاری از اشخاص در جریان بود، شدت بیشتری گرفت؛ مذاکره برای تشکیل دولت موقت، تکمیل اعضای شورای انقلاب، سازماندهی مبارزات و مذاکره با بختیار و ارتش، که این دو با اولویت و جدیت بیشتری دنبال می‌شد. آن موقع اشخاصی از طرف دولت بختیار مامور شده بودند که با ما صحبت و مذاکره کنند و قرارمان در مدرسه رفاه بود، امام هم در مدرسه علوی، مستقر بودند و نزدیک هم بودیم. در این مذاکرات وقت زیادی برای رفع خطراتی که مردم را تهدید می‌کرد و ممکن بود اتفاق بیفتد، صرف شد. چون نسبتا مطمئن بودیم که رژیم درصدد است که ضربه‌ای بزند و ضرب شستی نشان دهد و مردم را مایوس کند؛ همت عمده ما این بود که این اتفاق در تهران نیفتد. بخشی از خاطرات ما در آن مذاکرات و صحبت‌هایی است که با آن افراد داشتیم.»صفحه 167 (کارنامه و خاطرات سال‌های 1357 و 1358: انقلاب و پیروزی، اکبر هاشمی رفسنجانی، دفتر نشر معارف انقلاب، 1383)   کتاب «خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر ناطق نوری» مدرسه علوی موقعیت استراتژیکی خوبی داشت ناطق‌نوری درباره مدرسه علوی و رویدادهایی که در آن رخ داده می‌گوید: «مدرسه علوی شماره 2 موقعیت استراتژیکی خوبی برای استقرار امام داشت. طبقه‌ی دوم برای استراحت و زندگی امام در نظر گرفته شده و طبقه‌ی اول دفتر و اتاق ملاقات‌ها شد. در عکس‌های آت زمان نیز دیده می‌شود که امام جلوی پنجره می‌ایستاد و با مردم ملاقات می‌کرد. مرحوم عراقی که ذاتا آدم زرنگ و تشکیلاتی و مورد اعتماد نیروهای انقلابی بود، کار تدارک نیروها را به عهده گرفت. انتظامات داخل مدرسه، بردن و آوردن امام برای دیدار با شخصیت‌ها و اینکه چه کسی داخل بیاید و چه کسی نیاید، با من بود. در آن موقع فردی را شهید عراقی به عنوان محافظ امام گذاشته بود که در بعضی از عکس‌های به جا مانده از آن زمان، پشت سر امام ایستاده است. چون من خیلی او را نمی‌شناختم، به فکر افتاده که باید کسی را محافظ امام بگذارم که خودم خاطرجمع باشم؛ لذا او را کنار گذاشتم و با توجه به سوابق انقلابی و کارهای تشکیلاتی، اخوی، مرحوم عباس آقا، را محافظ امام گذاشتم و همچنین آقای حمید نقاشیان را کنار عباس آقا گذاشتم.» ص 181 (خاطرات حجت و السلام والمسلمین علی‌اکبر ناطق نوری، به کوشش مرتضی میردار، جلد اول، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ سوم، سال1392)   روایت آیت‌الله غیوری در کتاب «آیینه‌دار مهر» شدت ازدحام در مدرسه علوی برای دیدار با امام آیت‌الله سید علی غیوری، نماینده ولی فقیه در جمعیت هلال احمر، نماینده ولی فقیه و امام جمعه شهرری و نماینده مردم تهران در چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز در کتاب خاطراتی که از وی با عنوان «آیینه‌دار مهر» به جا مانده است، درباره مدرسه علوی و دیدارش با امام نقل می‌کند: «در مدرسه علوی در همان اتاق خصوصی حضرت امام خدمت ایشان رسیدم و مورد تفقد معظم له قرار گرفتم. آن روزها، روزهای عجیب و غریبی بود و از شدت ازدحام در مدرسه علوی، بعضی مواقع نزدیک بود بعضی زیر دست و پا از بین بروند. در هر صورت روزهای به یاد ماندنی‌ای بود.» (آیینه‌دار مهر، تدوین محمدرضاسرابندی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1392، صفحه 135)   روایت توکلی بینا در  کتاب «خاطرات ابوالفضل توکلی بینا» مردم، گروه گروه برای دیدن امام به مدرسه علوی می‌آمدند ابوالفضل توکلی بینا که از اعضای قدیمی حزب موتلفه اسلامی است، خاطراتی از مدرسه علوی در چنین روزهایی در اوایل انقلاب می‌گوید: «در مدرسه رفاه خیلی زود متوجه شدیم که برای اقامت امام، مدرسه علوی مناسب‌تر است؛ زیرا مدرسه علوی دارای دو در بود که یکی از آنها به خیابان ایران باز می‌شد و دیگری به کوچه‌ای که در موازات این خیابان قرار داشت. این ویژگی سبب می‌شد که رفت‌وآمد مردم به مدرسه به آسانی انجام گیرد؛ یعنی مردم، گروه گروه برای دیدن امام از یک در وارد و از در دیگر خارج می‌شدند. خانه‌ای هم که کنار مدرسه و چسبیده به آن بود، برای اقامت خانواده امام در نظر گرفتیم و از طریق پشت بام، راهی درست کردیم تا امام مجبور نشوند از حیاط مدرسه رفت‌آمد کنند.» (خاطرات ابوالفضل توکلی بینا، محمود طاهراحمدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، صفحه 167) وی در جایی دیگر درباره آوردن سولیوان به مدرسه علوی پیش از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نقل می‌کند: «پیش از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان سال 1358، یک بار مردم ریختند و سولیوان آخرین سفیر آمریکا در ایران را گرفتند و به مدرسه علوی آوردند. ما هم وی را در یک مدرسه دخترانه در نزدیک مدرسه علوی زندانی کردیم. بعد دیدیم که دکتر یزدی و حسین شاه‌حسینی که رئیس تربیت‌بدنی در دولت موقت بود، آمدند و گفتند: الان ناوگان آمریکا حرکت می‌کند و چنین و چنان می‌شود و شما باید این آمریکایی را تحویل بدهید. من به شهید عراقی گفتم: شما به خدمت امام برسید و از امام کسب نظر کنید. ایشان هم با امام صحبت کرد. امام فرمودند: خوب بدهید به آنها. بعد ما سولیوان را به آقای شاه‌حسینی تحویل دادیم و او هم سولیوان را به سفارت برگرداند.» (صفحه 180 و 181)   روایت دکتر حسین عارفی در کتاب «تاریخ شفاهی کمیته استقبال از امام خمینی (ره)» سادگی اتاق امام در مدرسه علوی دکتر حسین عارفی، پزشک مخصوص امام خمینی درباره سادگی و بی‌آلایشی اتاق امام در مدرسه علوی چنین می‌گوید: «اتاق‌های کلاس درس مدرسه علوی با ساده‌ترین امکانات زندگی مفروش شده بود، حضرت امام در اتاقی که چند پله بالاتر از انتهای راهرویی بود اقامت داشتند. اتاق محقر (5/2 در 5/3 متر) مفروش بود به فرش‌های ارزان‌قیمت و بدون تجهیزات اضافی، در کنار آن پتویی چندلا شده و پشتی‌ای که محل نشستن حضرت امام بود وجود داشت. محل سکونت و مقر فرماندهی حضرت امام به قدری ساده بود که انسان در بدو ورود به خود جذب می‌کرد. مردی که با دست‌های تهی از اسلحه ولی مشت‌های گره‌کرده‌اش کاخ‌های طاغوتیان را به لرزه در آورده بود، در اتاقی فرمانروایی می‌کرد که در آن حداقل امکانات زیستن وجود نداشت.» (تاریخ شفاهی کمیته استقبال از امام خمینی (ره)، اکبر قاسملو و معصومه آقاجان‌پور، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1393، صفحه167) همچنین در این کتاب خاطرات محسن رفیق‌دوست که پیش از انقلاب از اعضای نسبتا رده بالای جمعیت موتلفه بود اما پس از ورود به سپاه پاسداران از جمعیت موتلفه خارج شد، درباره مدرسه علوی چنین منعکس شده است: «ما گروه حافظان امام را با همکاری شهید بروجردی تشکیل داده بودیم. آنها را به مدرسه علوی منتقل کردیم و در طبقه سوم مدرسه ساکن گرداندیم. آنها در آنجا به کارهای حفاظتی خودشان مشغول بودند. ما یک دستگاه بی‌سیم هم داشتیم که در دست آنها بود و با آن دستگاه مکالمات بی سیم ساواک را می‌شنیدیم تا اگر قصد حمله به مدرسه علوی را داشته باشند ما آگاه شویم و اقدام کنیم. برای این‌گونه مواقع یکی از خانه‌های اطراف مدرسه علوی را که خانه یکی از مبارزان بود تحویل گرفتیم.» (صفحه 170)   کتاب «تاریخ شفاهی زندگی و مبارزات شهید مهدی عراقی»   مسئولیت بیشتر دید و بازدیدها در مدرسه علوی بر عهده مهدی عراقی در پایان بد نیست، روایت‌هایی که از راویان مختلف درباره نقش مهدی عراقی به عنوان یکی از یاران امام در  اداره مدرسه علوی شده است، بیان کنیم.   مهدی عراقی از اعضاء فدائیان اسلام و از پایه‌گذاران اولیه حزب موتلفه اسلامی در ایران که به کمک همفکرانش نقش مهمی در انتقال امام خمینی به مدرسه رفاه داشت، بعد از اقامت امام در مدرسه رفاه و سپس مدرسه علوی، همچنان در کنار ایشان حضور داشت. محمدرضا طالقانی درباره نقش مهدی عراقی در مدرسه رفاه و علوی می‌گوید: «او کاملا مراقب اوضاع بود و مسئولیت بیشتر دید و بازدیدها و ملاقات‌ها را بر عهده داشت. همچنین کلیه حساب و کتاب‌های مالی در دست حاج مهدی بود. در هیات مدیره‌ای که به دستور امام در مدرسه علوی تشکیل شد، عراقی مسئول امنیت داخلی مدرسه و حفاظت از بیت امام شده بود.» (تاریخ شفاهی زندگی و مبارزات شهید مهدی عراقی، تالیف امین عزیزی و مجتبی سلطانی‌احمدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1391، صفحه247 ) در بخش دیگری از کتاب «تاریخ شفاهی زندگی و مبارزات شهید مهدی عراقی» آمده است: «در روزهای سرنوشت‌ساز 21 و 22 بهمن 1357 درگیری شدیدی میان انقلابیون از همه طیف‌های سیاسی با نیروهای حکومتی در گرفت. در صبحگاه 21 بهمن عراقی و محمد بروجردی تصمیم داشتند برای تصرف رادیو  تلویزیون به میدان ارک بروند. در این شرایط بحرانی و خطرناک که مدرسه علوی به شدت از سوی فرماندهان ارتش تهدید به حمله نظامی و بمباران می‌شد، عراقی همواره در کنار امام خمینی در مدرسه علوی حضور داشت و به شدت از اقامتگاه ایشان محافظت می‌کرد. به روایت عبدالمجید معادیخواه: شب بیست و دوم بهمن‌ماه مدرسه علوی بسیار خلوت شده بود و لحظاتی پیش آمد که در مدرسه خلوت کسی نبود. فقط من در زیرزمین بودم و آقای صانعی هم گاهی می‌آمد و می‌رفت. در این شرایط مهدی عراقی و چند نفر دیگر روی پشت بام مترصد اوضاع بودند که اگر حادثه‌ای رخ داد، آماده باشد و سعی کنند مقاومت را تا صبح و تا جمع‌شدن مردم ادامه بدهند.» (صفحه 250) حجت‌الاسلام ناطق نوری نیز درباره اداره علوی و نقش شهید عراقی در کتاب «تاریخ شفاهی کمیته استقبال از امام خمینی (ره)»، می‌گوید: «مرحوم عراقی که ذاتا آدم زرنگ و تشکیلاتی و مورد اعتماد نیروهای انقلابی  بود، کار تدارکات نیروها را به عهده داشت. انتظامات داخل مدرسه، بردن و آوردن امام برای دیدار با شخصیت‌ها و اینکه چه کسی داخل بیاید و چه کسی نیاید، با من بود. در آن موقع فردی را شهید عراقی به عنوان محافظ امام گذاشته بود که در بعضی از عکس‌های به جا مانده از آن زمان پشت سر امام ایستاده است. چون من او را نمی‌شناختم، به فکر افتادم که باید کسی را محافظ امام بگذارم که خودم خاطر جمع باشم؛ لذا او را کنار گذاشتم و با توجه به سوابق انقلابی و کارهای تشکیلاتی، اخوی، مرحوم عباس‌آقا را محافظ امام گذاشتم و همچنین آقای حمید نقاشان را کنار عباس‌آقا گذاشتم.» (تاریخ شفاهی کمیته استقبال از امام خمینی (ره)، اکبر قاسملو و معصومه آقاجان‌پور، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1393، صفحه 167) ]]> تاریخ و سیاست Sun, 03 Feb 2019 09:02:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/217100/36-سال-پیش-مدرسه-علوی-گذشت-مرور-خاطرات-انقلابیون