خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين علوم‌انسانی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Wed, 18 Jul 2018 08:32:05 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Wed, 18 Jul 2018 08:32:05 GMT علوم‌انسانی 60 ابن‎سينا عميقا ايراني است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263348/ابن-سينا-عميقا-ايراني خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_محسن آزموده: محسن آزموده: غربيان او را با نام «اوسينا» (Avicenna) مي‌شناسند؛ فيلسوف، حكيم و دانشمندي كه نقش مهمي در «انتقال» فلسفه و دانش باستاني به اروپا در سده‌هاي متاخر ميانه ايفا كرده است. اين تصوير غالبي است كه بر پژوهش‌هاي ما نيز درباره ابن‌سينا سايه انداخته و معمولا او و ساير فيلسوفان مسلمان را از رهگذر نقشي كه در اين «انتقال» بازي كرده‌اند، ارزيابي مي‌كنند. اسكندر صالحي اما معتقد است كه ابن سينا تلاقي‌گاه سه سنت فكري بزرگ است: انديشه ايراني، فكر اسلامي و فلسفه يوناني. به نظر او در واكاوي دقيق‌تر حتي مي‌توان دريافت كه عنصر ايراني در انديشه پورسينا غلبه دارد. صالحي در كتاب «هستي از در چشم‌انداز» به مقايسه هستي‌شناسي ابن سينا در اشارات و تنبيهات، از امهات آثار او، با هستي‌شناسي ارسطو در كتاب متافيزيك فيلسوف بنيانگذار يوناني پرداخته است. قسمت نخست گفت‌وگوي حاضر به دشواري‌هاي تفسير ارسطو اختصاص دارد و در بخش دوم به ابن‌سينا و اصالت انديشه او پرداخته‌ايم: روايت رايج اين است كه ابن‌سينا شارح ارسطوست و نهايتا آنچه افزوده، برخي مسائل جزيي فلسفي است. شما برعكس معتقديد كه اين دو، به دو ساحت انديشگي متفاوت تعلق دارند. چطور به اين نتيجه رسيديد؟ در دوره فوق ليسانس كه كارهاي تطبيقي را دنبال مي‌كردم و مي‌خواستم به سرچشمه‌هاي يوناني اخلاق اسلامي بپردازم، دنبال تكرار مشهورات بودم و مي‌خواستم نشان بدهم آنچه به عنوان مسلمات در اخلاق اسلامي مي‌گوييم، كاملا برگرفته و اصطلاحا «كپي-پيست» انديشه يوناني است و تنها آرايه‌هايي به آن اضافه شده است. تنها دنبال اين بودم كه اين ديدگاه را اثبات كنم. اما در حين كار متوجه شدم كه بنياد اخلاق مسكويه دست كم با شخص ارسطو تفاوت بنيادي دارد و وقتي مساله را با برخي دوستان در ميان گذاشتم، گفتند كه اين فهم اگر غلط هم باشد، ارزش پيگيري دارد. البته پيگيري اين موضوع فراتر از يك پايان نامه كارشناسي ارشد زمان مي‌برد. اما نتيجه اين ترديد اين بود كه ديگر شارح صرف بودن يك فيلسوف در تمدن اسلامي را مسلم نگيريم، ضمن آنكه گشوده باشيم به اينكه هم «كپي-پيست» بودن را ممكن بدانيم، هم امكان فلسفه جديد را هم و امكان چيزي بين اين دو را كه متفاوت از هر دوست. اين تفاوت هم مي‌تواند محصول ابداع شخصي فيلسوف باشد و هم حاصل تفاوت در منظر (perspective) يا هر چيز ديگري. بعدا در دوره دكتري به دنبال كتاب يافتن گرانيگاه «متافيزيك» ارسطو بودم. منظورتان از گرانيگاه چيست؟ يعني مساله اصلي متافيزيك ارسطو چيست. به اين نتيجه رسيدم كه به يك معنا نمي‌توان براي متافيزيك ارسطو گرانيگاهي يافت؛ زيرا اين كتاب محصول تقريبا تمام دوره‌هاي زندگي فكر اوست، حتي دوره‌هايي كه چندان به‌خلافِ اپيكور در بند نوشته‌هايش نيست. دوره‌هايي كه ديوگنس بدون اينكه علت را دريابد، به ارسطو طعنه مي‌زند كه نوشته‌هايش را تنظيم نكرده است. اگر ديوگنس فيلسوفان معاصر ما مثل ويتگنشتاين و هيدگر را ديده بود، درمي‌يافت كه اهل انديشه فلسفي اصلا نمي‌تواند نوشته‌هايي منظم مثل ساير نويسندگان داشته باشد. در ابتداي پژوهش بر آن بودم كه شايد مساله ارسطو امكان كسب دانش يا شناخت است. برخي استادان ايراني كه رويكرد پوزيتيويستي داشتند، با تاييد اين ديدگاه مي‌گفتند كه ارسطو در متافيزيك مثل كانت مي‌كوشد بنيان‌هاي نظري فيزيك را بنا كند. اما با انس بيشتر با متافيزيك ارسطو و مطالعه كارهاي ديگر يونانيان باستان شاهد تركيبي از بازيگوشي و انديشيدن به سنت يوناني مي‌شويد. حتي شايد يكي از مسائل او اين است، كمااينكه اين تنها سوفسطاييان نيستند كه به مساله امكان دانش مي‌انديشند و پيش از آنها نيز اين مساله هست. در نتيجه يكي از كارهاي ارسطو نيز مهندسي كردن دانش تا روزگار خودش است و در نتيجه مسائل اصلي علوم را مطرح كند. البته وقتي وارد آن دوره مي‌شويد، با فيلسوفان و محققان جدي فراواني مواجه مي‌شويد و در مي‌يابيد كه يافتن يك مساله اصلي براي آن‌همه كار غيرممكن است. بنابراين به نظر من ارسطو فيلسوفي در راه است و به يك معنا انديشه‌اش گرانيگاه ندارد. البته مي‌توان ويژگي‌هاي سبكي او را استخراج كرد و با نشان دادن سازمان كارش مستدل ساخت كه ادامه بخشي از سنت يوناني و مقابل سوفسطاييان است كه شبيه فيلسوفان پست مدرن هستند، زيرا اينان بيشتر در كار نشان دادن نواقص هستند؛ به عبارت ديگر سوفسطاييان شبيه هكرها هستند كه باگ‌ها را نشان مي‌دهند، اما ارسطو شبيه يك نرم‌افزارنويس است و سازمان درست مي‌كند. گفتيد كه يافتن گرانيگاه يا مساله اصلي براي انديشه هستي‌شناختي ارسطو دشوار است. اما به هر حال آيا نمي‌توان گفت كه نزد فيلسوفان يوناني دغدغه محوري واحدي مثل يافتن آرخه‌اي در طبيعت يا ارايه تبييني براي نظام هستي هست؟ اين آرخه نيز در درون نظام هستي است و در نتيجه فلسفه كوششي براي ارايه تبييني عقلاني و درون‌بود از نظام هستي است؟ در پرسش شما چندين مفروض هست. بهتر است علي‌الحساب راجع به فلسفه يونان حرف نزنيم، زيرا طيف وسيعي از انديشه‌ها را در بر مي‌گيرد و مثلا همه مثل ارسطو فكر نمي‌كنند كه جهان محدود به طبيعت است و هر چه رخ مي‌دهد در طبيعت است و لزوما همه هم به دنبال آرخه نيستند. اين روايت ارسطويي از فلسفه يونان است كه به دليل جذابيت و غنا، ما را مرعوب مي‌كند. ضمن آنكه ساير روايت‌ها ثبت نشده است. به گونه‌اي كه حتي قطعاتي كه از پيشاسقراطيان نقل شده، در نوشته‌هاي ارسطو باقي مانده است. البته ما راه ديگري نيز نداريم، چون اصل آثار آنان را نداريم. اگر بود، شايد مي‌ديديم كه طبيعت‌ا‌نديشي بخشي فرعي از انديشه يوناني است. مساله بعدي اينكه وقتي تكليف ما راجع به ارسطو روشن نيست، بايد راجع به ديگران با احتياط بيشتري سخن گفت. به خصوص كه هرچه فيلسوفي بزرگ‌تر است، روايتش از گذشتگانش، بيشتر آفرينش است تا نقل ماوقع.مثلا هوشنگ گلشيري مي‌گويد اخوان ثالث خاطره سفر ناموفق خود به غرب را هر بار به نحوي روايت كرده است. اين به دليل آن نيست كه اخوان ثالث دروغگوست يا گلشيري قصد تهمت زدن به اخوان را دارد، بلكه دليلش آن است كه اخوان شاعر است، آفريننده است و هر بار داستان تازه‌اي مي‌آفريند. يعني شما معتقديد كه نمي‌توان براي ارسطو دغدغه اصلي خواند؟ هم مي‌توان گفت آري و هم خير. اين خصلت فلسفه است. اكثر دفاتر متافيزيك تقرير درسگفتارهاي ارسطو است، يا يادداشت‌هاي اشاره‌وار شبيه به كدي كه مي‌خواسته در درس بگويد. بنابراين مشخص نيست كه حرف نهايي او چه بوده است. اين را مقايسه بكنيد با تقرير درسگفتارهاي هايدگر توسط شاگردانش كه با نوشته‌هاي خود او فاصله زيادي دارد. بنابراين تقريرات درس‌هاي ارسطو دقيقا عين عبارات او، با آن دقت و كمال خاص ارسطويي، نيست. مشكل ديگر اين است كه ما ترتيب زماني نوشته‌هاي ارسطو را نمي‌دانيم و در نتيجه سير تطور انديشه او را نمي‌شود حدس زد. مثلا برخي جاها كه شبيه انديشه افلاطون است، برخي مي‌گويند متعلق به دوران ابتدايي زندگي فكري اوست كه شاگرد افلاطون بوده و هنوز افلاطوني بوده و عده‌اي مي‌گويند مربوط به دوران كهنسالي اوست كه گرايش انسان به مابعدالطبيعه زياد مي‌شود و هر دو ادعا نيز مي‌تواند درست باشد. اما به هر حال براي مقايسه ارسطو با ابن‌سينا به نحو ايجابي بايد چيزي را ميان گذاشت. آن وجه ايجابي انديشه ارسطو چيست؟ بله درست است. من براي اين كار كمي هم از طبيعيات ارسطو استفاده كردم كه بسياري از اين‌ابهامات را نداشت. ضمن آنكه اگر از منظر ابن‌سينا بنگريم، شايد فهم مساله راحت‌تر باشد. يعني به نظر شما تكليف ابن سينا روشن است؟ البته در مورد كتاب اشارات چنين است در حالي كه اگر اين كار را در مورد همه آثار ابن‌سينا مي‌كرديم، باز به مشكل «كدام ارسطو و كدام ابن‌سينا؟»، برمي‌خورديم. ضمن آنكه بهتر بود ما مثلا فقط يك دفتر از دفاتر كتاب متافيزيك يعني مثلا دفتر لامبدا را در نظر مي‌گرفتيم، زيرا سازمانش معلوم است و مشخص است كه هستي در آن اجمالا به چه معناست. اما فراموش نكنيم كه اين دفاتر مشتركاتي دارند. همان مشتركات چيست؟ اين است كه از نظر ارسطو هر چه هست طبيعت است و بيرون از طبيعت چيزي نيست. بقيه اجزاي فلسفه ارسطو توضيحي براي همين طبيعت است. مثلا اوسيا (جوهر) را مطرح مي‌كند كه برايش حركت رخ مي‌دهد و براي توضيح حركت از علل استفاده مي‌كند و... بنابراين تصوير ارسطو از هستي، طبيعت يا فوسيس است و اتفاقات آن نيز درون‌بود است. اما درك ابن سينا از هستي چيست؟ من بعد از نگارش كتاب متوجه شدم كه با محدود كردن خود به فلسفه اسلامي نمي‌توان ابن‌سينا را شناخت و براي فهم او بايد با فلسفه ايراني و آثاري مثل دينكردها هم آشنا شد. البته اينجا تعبير فلسفه به‌تسامح به كار مي‌رود، زيرا فلسفه در اصل جنس خاصي از انديشيدن در سنت يوناني است. با مطالعه دينكرد متوجه شدم كه همه ويژگي‌هاي واجب‌الوجود در انديشه زرتشتي وجود دارد، حتي نامحسوس بودنش كه معادل مينوي بودن است. الان گمان مي‌برم منطق‌المشرقين يا فلسفه مشرقي كه ابن‌سينا مي‌گويد، اگرچه خودش تصريح نمي‌كند، احتمالا، فلسفه زرتشتي است و به دليل محافظه‌كاري رايج در آن دوره به آن تصريح نمي‌كند زيرا دوره اوج تفكر ضد ايراني است و اگر مي‌گفت گرفتار مي‌شد. يعني به نظر شما سه سنت را مي‌توان تمييز داد؛ سنت يوناني، سنت ايراني و سنت اسلامي. آيا امكان گفت‌وگو ميان اين سه سنت هست؟ يك وقت مراد از گفت‌وگو در همين سنت ارسطويي است كه مسلط بر ما است، يعني هرچه طرفين مي‌گويند، عينا منتقل مي‌شود. چنين گفت‌وگويي هيچ جاي عالم رخ نمي‌دهد. اما اگر گفت‌وگو را هرمنوتيكي بفهميم، يعني نوعي فهم-تفسير و بازآفريني سخنان طرفين، آنگاه مي‌توان از گفت‌وگو سخن گفت، يعني بازآفريني حتما ممكن است. البته تمدن‌هاي همسايه درصد انتقال‌شان بيشتر است. مثلا ما شايد تمدن يوناني را بيشتر از تمدن چيني بفهميم. البته مقصود صرفا فاصله جغرافيايي نيست، بلكه فاصله فرهنگي است. ابن‌سينا مثال بارز تحقق اين گفت‌وگوست.اما در اين امتزاج افق‌ها در ابن‌سينا، مي‌توان تشخيص داد كه كدام افق تاثير بيشتري دارد؟ پاسخ اين پرسش بسيار دشوار است، زيرا ما نيز بي‌طرف نيستيم و جايي ايستاده‌ايم و از آنجا نگاه مي‌كنيم. اصولا بي‌طرفي ناممكن است. اما با وجود همه محدوديت‌ها بايد سنت‌هايي را واكاويد كه ابن‌سينا در دل آنها مي‌انديشيد. به نظر من ابن‌سينا و مسكويه به‌عمد و آگاهي ايراني بودند. حتي مي‌توانم نشان بدهم كه مسكويه با آگاهي ايراني است و به ايران تعصب دارد. البته بحث ما عمدتا راجع به ناخودآگاه و چشم‌اندازي است كه ناخودآگاه و از پيش براي انسان ساخته شده است. اما فيلسوفان بزرگي مثل ابن‌سينا در شكل‌دهي به اين چشم‌انداز هم نقش دارند و چيزي به آن مي‌افزايند. بنابراين ابن‌سينا ايراني مسلمان است و از آن منظر و چشم‌انداز به سه سنت پيش از خودش مي‌نگرد. او در اشارات آگاهانه چنين است؛ گو كه آنجايي هم كه مي‌خواهد فيلسوف مشايي باشد، مشايي نيست! سوال سخت‌تر اينكه ايراني بودن يعني چه؟ اگر به آثاري مثل دينكرد بنگريد، عناصري مي‌بينيد، مثل تمايز ميان امر مينوي و غيرمينوي و مادي كه در سنت‌هاي ديگر نيست و ابن‌سينا اينها را از اين سنت گرفته است. اتفاقا نزد ابن‌سينا اصلي‌ترين تفاوت واجب الوجود با ساير موجودات همين مينوي بودن است كه از سنت ايراني آمده است. رجوع امروز ما به ابن سينا از چه بابت است؟ آيا صرفا يك علاقه پژوهشي است يا مشكلي از مشكلات فلسفي امروز ما را حل مي‌كند؟ اين سوال را راجع به اصل فلسفه هم مي‌توان پرسيد. اصولا مي‌توان تمام مباحث فلسفه آلماني را (آگاهانه يا ناخودآگاه) در فلسفه يوناني ديد، اما نكته مهم اين است كه كانت و هگل و نيچه، تكرار آنها نيستند، بلكه مهم اين است در اين فاصله زماني، متفكران كثيري آمده‌اند و دستاوردهايي دارند كه خميرمايه فلسفه جديد است. يعني آلماني‌ها از آن خميرمايه بهره گرفته‌اند براي اينكه حرف خودشان را بزنند. رجوع ما به ابن‌سينا نيز از اين حيث است؛ ضمن آنكه مهارت‌هاي ما براي انديشيدن افزايش يافته است. مثلا ابن‌سينا با هرمنوتيك (دانش فهم) آشنايي نداشت و اگر آن را مي‌شناخت هيچ‌وقت نمي‌گفت من يك فيلسوف مشايي هستم. بنابراين حتي اگر بخواهيم سراغ ابن سينا برويم و خودمان باشيم، نمي‌توانيم تكرار او باشيم و كار خودمان را خواهيم كرد. نكته ديگر اينكه ابن سينا و فارابي و به خصوص كندي، انسان‌هاي زمانه خودشان بودند و به مسائل زمانه‌شان پاسخ مي‌دادند. ما مي‌توانيم اين نكته را از ايشان بياموزيم. ابن سينا گل سر سبد فرزندان زمانه خودش است و به مساله خودش فكر مي‌كرده است. بحث ديگر مشكلي در آموزش فلسفه در كشور ما است كه من آن را غربزدگي يا اليناسيون در انديشيدن مي‌نامم. يعني ما بر مبناي مسائل غربي و با نگاه ايشان به سنت فلسفي خودمان رجوع مي‌كنيم. ما بايد مسائل خودمان را پيدا كنيم و مسائل پژوهشگران غربي را تكرار نكنيم. همچنين بايد ببينيم كه گذشتگان ما به مسائل خودشان چگونه نگاه مي‌كردند و در ارتباط با آن، چه مي‌كردند. ما نمي‌توانيم صددرصد از سنت خودمان ببريم و از صفر شروع كنيم. فكر ما بايد فكر قمري و شمسي شود. آيا اين نافي جهانشمولي و نوعي بومي گرايي نيست؟ اگر ما در زماني بوديم كه بشر تازه شروع به تفكر كرده بود، اين سخن احتمالا خيلي طرفدار داشت. اما يكي از امكانات امروز ما اين است كه مي‌توانيم به دستاوردها و تاريخ فكر بشر نگاه كنيم. وقتي به اين دستاوردها نگاه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه از يكسو پرسش‌هاي انسان‌ها در دوره‌ها و محيط‌هاي مختلف اختصاص به آن دوره و محيط دارد و از سوي ديگر اين پرسش‌ها همه زماني و همه‌مكاني است. مساله پيچيده اين است كه هر دو حالت هست. براي مثال نيچه مي‌گويد عقل ماشيني نيست كه در همه زمان‌ها و مكان‌ها يك جور باشد و يك شكل عمل كند. يعني محتواي آن عين ساختار و قدرت و شكلش است و اين دو به هم وابستگي دارند. البته ممكن است گفته شود كه با اين نگاه گفت‌وگو غيرممكن مي‌شود، اما پرسش اين است كه آيا گفت‌وگوي تمام و كمال هيچگاه ممكن بوده است؟! شايد هزار سال ديگر همه ابناي بشر يكسان شوند و زمان و مكان نقشي در ماهيت‌شان نداشته باشد. اما اكنون چنين نيست. همين الان مساله و دغدغه و شكل زندگي مردم تهران با برخي شهرستان‌ها و حتي دغدغه مردم در مناطق مختلف تهران، با وجود اين همه امكان ارتباطي متفاوت است. من البته متوجه اين جهانشمولي هستم، اما وقتي به متن وارد مي‌شويم، پرسش پديد مي‌آيد كه اين جهانشموليت كجاست؟! منبع: روزنامه اعتماد ]]> علوم‌انسانی Wed, 18 Jul 2018 04:00:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263348/ابن-سينا-عميقا-ايراني حقوق اسلامی در سیر تحول تاریخی مفهوم شهروندی و حقوق آن در کتاب مغفول است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263311/حقوق-اسلامی-سیر-تحول-تاریخی-مفهوم-شهروندی-کتاب-مغفول به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «سیر تحول تاریخی مفاهیم شهروندی و حقوق شهروندی» نوشته عطاالله صالحی دوشنبه (25 تیرماه) با حضور فریدون جعفری، معاون وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در امور شهروندی، نادر شکری، مدرس حقوق، مونس کشاورز دبیر کنگره بین‌المللی حقوق شهروندی و مولف اثر در سرای اهل قلم برگزار شد. صالحی در این نشست توضیحاتی را درباره اثر خود ارایه کرد و گفت: مفهوم حقوق شهروندی دیرینه است و تلاش من این بوده که در فصل نخست کتاب این مفهوم را شرح داده و جایگاه آن را در دوره‌های تاریخی مختلف تبیین کند. همچنین باید براساس واقعیت‌های موجود در جامعه بتوانیم تعریف درستی از حقوق شهروندی ارایه دهیم و توجه داشته باشیم که تاریخ را راهنمای خویش قرار دهیم در غیر این‌صورت در تاریخ گم می‌شویم.   وی با اشاره به تفاوت بین حقوق شهروندی و حقوق بشر ادامه داد: در حقوق بشر اصلی‌ترین حیات است و حقوق دیگر در مرتبه‌های بعدی قرار می‌گیرند اما در حقوق شهروندی اصلی‌ترین بحث مشارکت است. ضمن آنکه در حقوق بشر، بشر تکیه‌گاه اصلی است اما در حقوق شهروندی شهر بیشتر مدنظر است.   این حوزه حقوق شهروندی در بخش دیگری از سخنانش به تطور حقوق شهروندی در یکی از شهرهای سوریه و رم اشاره کرد و گفت: اصلی‌ترین شهری که در آن حقوق شهروندی بحث  می‌شود روم یونان باستان است که مردم امکان حضور در یک مکان عمومی و بحث درباره مسائل مختلف را داشتند به همین دلیل است که یک فیلسوف بزرگ آن زمان این مفاهیم را تدوین کرده و از آن سخن می‌گوید.   به گفته صالحی، حقوق شهروندی مولفه‌هایی دارد که از آن‌جمله می‌توان به مولفه وضعیت اشاره کرد که به معنی وضعیتی است که شهروندی حق و حقوقی را با خود به همراه می‌آورد. دومین مورد مجموعه حقوقی است که مشتمل بر وضعیت شهروندی می‌شود و سومین مولفه مشارکت است که امکان حضور شهروند فعال و منفعل را در جامعه به وجود می‌آورد.   صالحی با بیان اینکه ارسطو در تدوین حقوق شهروندی از واژه حکومت استفاده نمی‌کند و زمامدار را به کار می‌برد، گفت: ارسطو می‌گوید حاکم کسی است که حکمرانی می‌کند و مورد حکمرانی قرار می‌گیرد. او براساس طبقه‌بندی حکمرانی بر اشیاء، حیوانات، بردگان و زنان را تئوریزه می‌کند. ارسطو می‌گوید کسی می‌تواند شهروند باشد که در امور خانه حکمرانی کنند او در اینجا بین حوزه عمومی و خصوصی تفکیک قائل می‌شود و زنان را به حوزه خصوصی منتقل می‌کند.   این مولف حوزه حقوق شهروندی با اشاره به مباحث مطرح‌شده در کتابش درباره تحولاتی که انقلاب صنعتی برای حقوق زنان ایجاد کرد گفت: انقلاب صنعتی موجب شد که کالای مازاد در جامعه تولید شده به تبع‌ آن اوقات فراغت امکان آموزش و آمادگی در عرصه کار را فراهم کند وقتی زنان به عرصه اقتصاد آمدند درخواست درآمد داشتند و به هرحال به مرور با توجه به مشارکت آن‌ها در جامعه حقوقی برایشان تدوین شد. هرچند که در طول تاریخ متفکرانی چون روسو و مونتسکیو علی‌رغم موافق با حضور زنان در جامعه مخالفت‌هایی به لحاظ سنتی در درون خود داشته‌اند.   وی در پایان گفت: با توجه به اینکه در حال جهانی‌شدن هستیم مفهوم شهروندی باید به شهروندی جهانی تغییر یابد و ما حقوق شهروندی را در تعامل با شهروندی جهانی ببینیم.   جعفری نیز در این نشست میان‌رشته‌ای بودن کتاب را ویژگی مثبت آن دانست و افزود: نویسنده توانسته از حوزه‌هایی مانند فلسفه و تاریخ مفاهیم مورد نظر خود را استخراج کند همچنین در کتاب اصطلاح‌نگاری و اصطلاح‌سازی‌های خوبی صورت گرفته که نشان‌دهنده اعتبار نویسنده آن است از سوی دیگر تلاش شده که ترتیب منطقی بین فصول رعایت شود. منابع انگلیسی کتاب با توجه به تحصیلات نویسنده بیشتر از منابع فارسی است در حالی که در زبان فارسی هم اکنون مقالات و کتب متعددی در این حوزه تدوین شده که می‌توانست بیشتر مورد توجه قرار گیرد.   وی با اشاره به پررنگ شدن بحث حضور زنان در این کتاب عنوان کرد: بخش اعظمی از این کتاب به زنان اختصاص می‌یابد که با توجه به عنوان کلی کتاب قابل تامل است بدین معنی که یا باید مباحث خلاصه‌تر ارایه می‌شد و یا اینکه عنوان کتاب روی زنان تمرکز می‌کرد. از سوی دیگر در قسمت‌های مختلف کتاب نقد و تحلیل شخصی نویسنده کمتر دیده می‌شود و بیشتر شاهد اتمام پاراگراف‌ها با ارجاع به منابع هستیم.   به گفته معاون وزیر علوم، یکی از مهم‌ترین منابع حقوقی ما حقوق اسلام در این حوزه است که متاسفانه در کتاب کمتر مورد توجه قرار گرفته در حالی که ما در اسلام حقوق مرتبط با بردگان داشتیم. در صفحه 21 کتاب به انواع حقوق شهروندی اشاره شده اما مشخص نیست که معیار تفکیک چیست؟ برخی مطالب کتاب بدون ارجاع به منبع اصلی رها شده است و از سوی دیگر به نظر می‌آید که بهتر بود به جای نسل حقوق بشر از واژه دیگری استفاده شود.   وی با اشاره به تجربه تاریخی کشورها که در کتاب ذکر شده گفت: در این تجربه به نظرات مارکسیستی که اتفاقا حاوی نظرات مهمی در این باره است اشاره نشده است همچنین لازم است که به این سئوال پاسخ داده شود که شهروندی در پروسه جهانی‌سازی چه جایگاهی دارد؟   شکری نیز در ادامه با اشاره به ضرورت ورود به مباحث حقوق شهروندی گفت: از مواردی که لازم بود در کتاب به آن اشاره شود بحث تعریف شهر است چرا که ابتدا این مفهوم باید مشخص شود تا به دنبال آن حقوق شهروندی تبیین شود. برخی معتقدند حقوق شهروندی فقط ویژه شهرنشینی است در حالی که این نگاه اساطیری است.   این مدرس حقوق ادامه داد: تحقیق مشتمل بر دایره‌ای از موضوعات است اما در این کتاب دیده می‌شود بسیاری از مطالبی که بیان شده از محدوده موضوع کتاب خارج است.    وی با تاکید بر توجه به مطالعه اندیشه‌های اسلامی در سیر تطور حقوق شهروندی گفت: مولف به بحث حقوق اسلامی در این باره نپرداخته و از سوی دیگر با توجه به اینکه ما قدیمی‌ترین منشور حقوق شهروندی مرتبط با کوروش را داریم اما سیر تطور این مفهوم در ایران نیامده است. همانطور که می‌دانید در ایران باستان بردگی ممنوع بوده و زنان امکان زمامداری حکومت را داشتند.   شکری در پایان سخنانش با تاکید بر اینکه محل استفاده از واژه نسل را در حقوق شهروندی درست است از موضع نویسنده در این باره دفاع کرد. کشاورز هم در این نشست توضیحاتی را درباره ضرورت نگاه نقادانه به متون تالیفی در عرصه شهروندی ارایه کرد و گفت: امروز بیش از حد حقوق شهروندی ترویج پیدا کرده و تبدیل به ادبیات غالب در سطح جامعه شده است از همین منظر است که شاهد رشد پایان‌نامه‌های بسیاری با این موضوع هستیم که لازم است در مسیر نقادی قرار گیرند تا خروجی کار آثار باکیفیت در این حوزه باشد. اگر با نگاه نقادانه به متون تالیفی نگاه کنیم شاهد سامان‌یابی حوزه نشر و تربیت منتقدان مرتبط توسط برگزاری این نشست‌های هم‌اندیشی خواهیم بود. بخش پایانی این نشست به پرسش و پاسخ حاضران اختصاص داشت. ]]> علوم‌انسانی Tue, 17 Jul 2018 07:22:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263311/حقوق-اسلامی-سیر-تحول-تاریخی-مفهوم-شهروندی-کتاب-مغفول تعبیر خواب‌های روشنفکران از سوی جامعه شکل می‌گیرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263299/تعبیر-خواب-های-روشنفکران-سوی-جامعه-شکل-می-گیرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «بررسی و نقد آثار و افکار و کوشش‌های علمی و اجتماعی دکتر احسان نراقی» با سخنرانی مقصود فراستخواه، عضو هیأت‌علمی موسسه‌ی پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، با موضوع «بومی‌گرایی در ایران صحیح و غلط ندارد» و دکتر رحیم محمدی، عضو هیأت‌علمی دانشگاه امام‌حسین، دوشنبه (25 تیر 1397) در سالن کنفرانس انجمن جامعه‌شناسی ایران مستقر در دانشکده‌ علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. فراستخواه، سخنران اصلی این نشست، در ابتدا به ارائه‌تصویری روشن از شرایط علمی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی عصر ظهور اندیشمندی به‌نام احسان نراقی در سال‌های دهه‌ 20 و 30 پرداخت و نحوه‌ شکل‌گیری و سیر پیدایش «بومی‌گرایی» در ایران را به‌اجمال تشریح کرد. وی ترسیم فضای حاکم بر آن دوران را با تشریح وضعیت ناموفق نهضت مشروطه و ناکامی‌های آن آغاز کرد. سپس مداخله و لشکرکشی نیروهای نظامی دول خارجی به ایران و تاثیر آن بر شرایط سیاسی و اجتماعی کشور در دهه‌ی 30 را از نظر گذراند. دورانی که تغییر حدود هفت دولت در بازه‌ زمانی یک‌ساله با اعمال فشار و مذاکرات پشت‌پرده، گواه وضعیت آشفته‌ آن است. آغاز جنبش عظیم نوسازی در ایران با راه‌اندازی راه‌آهن، کارخانجات، دانشگاه‌ها، اداره‌ها و... مسأله‌ بعدی مورد اشاره‌ فراستخواه بود. این استاد دانشگاه درباره‌ سیر جنبش نوسازی در کشورمان گفت: روند جنبشی که در نیمه‌ دوم آن به‌نوعی خودکامگی گرایش پیدا کرد و این پروژه، برخلاف نیمه‌ اول آن، دیگر چنگی به دل روشنفکران نمی‌زد. در این شرایط اقتدارگرایی معقول که منجر به توسعه شود، حاکم نبود و خودکامگی به طرق مختلف رواج داشت. این پروژه‌ نوسازی نسبت به سنت یک رفتار سرکوبگرانه داشت و نتوانست با سنت‌های جامعه همراهی داشته باشد. سرکوب ساختارهای جمعیتی کشور و برخورد دلبخواهانه با ساختارهای اجتماعی، محور پایانی این بخش از صحبت‌های فراستخواه بود. وی برای مثال به ایجاد اختلال در زندگی ایلات ایران و مهاجرت اجباری ایشان از سوی حاکمیت اشاره کرد و افزود: البته در این شرایط مردم به‌شکلی ذوق‌زده شاهد نوسازی و حضور پدیده‌های جدید عصر نو بودند و مقهورانه با دستاوردهای علمی و تکنولوژیک روبه‌رو شده بودند. در نتیجه جامعه‌ آن روزگاران ایران، به‌نوعی جهان‌زده شد و به حس لامکانی، زمین‌زدایی، مکان‌زدایی و تاریخ‌زدایی دچار شد. در این شرایط است که بومی‌گرایی در بین روشنفکران به‌عنوان نوعی گفتمان مفصل‌بندی و ارائه می‌شود. این محقق و جامعه‌شناس، پیش از پرداختن به آرا، اندیشه‌ها و زمینه‌های فعالیت احسان نراقی، چهار گروه از روشنفکران ایرانی را که به مسأله‌ بومی‌گرایی پرداخته‌اند، مختصراً معرفی کرد: روشنفکران دینی چون بازرگان و شریعتی که به پیگیری پروژه‌ علم‌گرایی و نوسازی در زمینه‌های دینی می‌پرداختند؛ روشنفکران حوزه‌ آکادمیک که سرسلسله‌ آنان فخرالدین شادمان بود و در ادامه، نراقی و حلقه‌ فردید در این گروه قرار می‌گرفتند؛ روشنفکران حوزه‌ عمومی همچون آل‌احمد که در زمینه‌ ادبیات، سیاست و... فعال بودند؛ روشنفکران حوزه‌ چپ که با صورت‌بندی بومی‌گرایی در گفتمان چپ، در مبارزه با امپریالیسم مواضع بومی‌گرایانه داشتند و آرین‌پور نمونه‌ی بارز این قسم از روشنفکران بود. برنده‌ «جایزه‌ ترویج علم» در سال 1396 در ذیل این مقدمه و در معرفی فخرالدین شادمان افزود: شادمان در سال 1304 موفق به اخذ درجه‌ دکتری حقوق از دانشگاه پاریس شد. در سال 1318 از دانشکده‌ علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه لندن دکترای اقتصاد و در سال 1339 از کمبریج مدرک دکترا گرفت. او در حوزه‌های بیمه، نفت، راه‌اندازی فرهنگستان، وزارت دادگستری و اقتصاد و کشاورزی، سازمان برنامه و... مشغول به کار بود. کتاب «تسخیر تمدن فرنگی» شادمان روایتی است از بومی‌گرایی که تاکید دارد نمی‌بایست ما ابژه‌ تمدن فرنگ بشویم و باید آن را تسخیر کنیم. مقاله‌ «تراژدی فرنگ» وی که در سال 1340 تالیف و منتشر شده است، در بحث بومی‌گرایی از اهمیت فراوانی برخوردار است. شادمان اهمیت شناخت غرب را تا حدی مهم می‌دانست که راه‌اندازی رشته‌ «فرنگ‌شناسی» در دانشگاه‌های کشور را الزامی می‌دانست و با این پیشنهاد تاکید داشت که ما نباید مفعولی برای فاعل شناسایی فرنگ باشیم. وی در ادامه به همین سیاق به معرفی احمد فردید، فارغ‌التحصیل سوربن و هایدلبرگ آلمان، و حلقه‌ او که شامل عنایت، شایگان، آشوری، نراقی، آل‌احمد، امیرحسین جهانبگلو و... می‌شد، پرداخت و در معرفی جلال آل‌احمد گفت: آل‌احمد پس از پیوستن به حزب توده به حرکات دینی و اسلامی دل بست. وی به تشویق نراقی داستان‌هایش را به‌سوی تصویرهای دراماتیک روستاها و شهرهای ایرانی سوق داد. او در این آثار نوعی ایدئولوژی مدرنیزاسیون دولتی را نقد می‌کند. در دهه‌ چهل او غرب‌زدگی را می‌نویسد. فراستخواه در جمع‌بندی این بخش از سخنانش گفت: اگر به گفتارها و واکنش‌های این افراد توجه می‌شد، مسیر نوسازی ایران تغییرات بسیاری پیدا می‌کرد و به‌احتمال فراوان گفتارهای انقلابی به این سرعت ظهور و بروز پیدا نمی‌کرد. این نویسنده و استاد دانشگاه با ورود به بحث معرفی آثار و نظرات نراقی گفت: نراقی نوزده سال داشت که به اروپا رفت. در سال 1337 «مؤسسه‌ مطالعات و تحقیقات اجتماعی» را راه‌اندازی کرد و در دهه‌ پنجاه ریاست مؤسسه‌ «تحقیقات و برنامه‌ریزی آموزش عالی» را بر عهده داشت. بررسی مسأله‌ سانسور در ایران؛ برگزاری اجلاس کیفیت زندگی؛ مشارکت در راه‌اندازی «بنیاد مطالعه‌ فرهنگ‌ها»؛ راه‌اندازی «مجمع گفت‌وگوی فرهنگ‌ها» و... از جمله اقدامات این روشنفکر و کنش‌گر ایرانی است؛ روشنفکری که در نهایت، در سال 1361 به‌عنوان وابسته‌ طاغوت به زندان افتاد. این پژوهشگر در ادامه به زمینه‌های فکری نراقی اشاره کرد و گفت: به‌لحاظ فکری ادامه‌ افکار شادمان را در نراقی می‌بینیم. کتاب «آینده‌نگری وضع جهان سوم در سال 2000» نوشته‌ نراقی در دهه‌ شصت است. او در این اثر چند دهه پیش‌تر به پیش‌بینی آینده می‌نشیند و سرمایه‌داری و سوسیالیسم را در مصرف‌زدگی و ماشین‌زدگی یکسان می‌بیند. تأثیر سوء فن‌سالاری و تکنوکراسی و عدم درک پیچیدگی‌های سنتی در پروژه‌ نوسازی را پیش‌بینی می‌کند و پیش‌بینی مهم او این‌گونه است که وی گسترش گرایش به ایدئولوژی‌ها و آرمان‌شهرهای دینی را اجتناب‌ناپذیر می‌بیند. فرهنگ غربی را جهان‌شمول نمی‌داند و جهان چندفرهنگی را مطالبه می‌کند. به‌گفته‌ فراستخواه، نراقی معتقد است ما در مواجهه با غرب دچار مقاطعه‌کاری شده‌ایم و به‌دنبال این هستیم که راه‌های آسان توسعه در غرب را به‌کار بگیریم و بدون بینش شرقی سراغ دانش غربی برویم. این در حال است که نراقی در دهه‌های پنجاه و شصت و هفتاد میلادی در جهان حضور پیدا کرد و در آن زیست و فهمید سرمایه و دانش نوعی قدرت است. او دانش برنامه‌ریزی را نوعی قدرت می‌دانست که منجر به توسعه می‌شود. نراقی پیش از روشنفکران غربی در مورد وضعیت دوره‌ مدرن مسأله و پرسش دارد و آن را به نقد می‌کشد به‌طوری که به‌جد می‌توان گفت نراقی در مرزهای آگاهی زمانه‌اش حرکت می‌کرد و نوعی آوانگاردی و گفتار پیش‌رو در او دیده می‌شد و به‌هیچ‌وجه از زمانه‌اش عقب نماند. و اما پرسش اصلی از منظر فراستخواه این است که مشکل این کردار گفتمانی چیست؟ و در پاسخ می‌افزاید: گفتمان پهلوی و پروژه‌ مدرنیزاسیونش نراقی را در رده‌ دیگران دیده است و به بیانی قورتش داده است. همین‌طور ساختارهای علمی و پیشامدرن و پیشاعلمی جامعه، گفتارهای پسامدرن برایش قامض و پیچیده بود. به‌طوری‌که در این‌جا شکاف نخبگان (نراقی) و جامعه را می‌بینیم زیرا آن چیزی که در جامعه‌ ایران دیده می‌شود طبقات متوسط سنتی است که در این جامعه‌ معیشتی گفتارهای نراقی در نقد مدرنیته و سرمایه‌داری مطرح می‌شود، و طبیعی است که روئسای این طبقات سنتی گفتار نراقی را تصاحب می‌کنند زیرا تعبیر خواب‌های روشنفکران از سوی جامعه شکل می‌گیرد. وی در پایان سخنانش اذعان داشت که بازنمایی اجتماعی گفتارهای نراقی به‌شکل دیگری صورت گرفته و از سوی گروهی خاص مصادره به مطلوب شده است. نراقی بهانه‌ای است که ما برگردیم به گفتارهای خودمان تا بدانیم تعبیر گفتارهای امروزمان چه نسبتی با جامعه برقرار می‌کند. در پایان این نشست، محمدی، محقق و عضو هیأت‌ علمی دانشگاه امام حسین، به جمع‌بندی مباحث طرح‌شده پرداخت و در سخنانی کوتاه افزود: در اینجا هم موضوع سیر حرکت واژگان در زبان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و تأمل بر سیر تطور واژگان در زبان و در به‌کارگیری واژه‌هایی چون: فرنگ، غرب، اروپا، تجدد، جهان‌ذدگی و...راهگشاست. در این بین ما براساس شناخت خودمان از غرب با آن معامله می‌کنیم. در این موضوع، فاصله‌ گرفتن روشنفکران از مفاهیم و وابستگی‌های طبقاتی، دینی، اقتصادی و... مسأله است و باید پرسید که آیا چنین توانی در روشنفکران ایرانی معاصر وجود داشته است، یااینکه آنان در پارادایم مسلط قرار داشتند و توان خروج از آن را نداشتند و از اندیشه‌ی درون‌پارادایمی برخوردار بودند. پرداختن به علل مهاجرت روستائیان به شهرها و ساختار اجتماعی ایران در دهه‌های اولیه‌ سده‌ اخیر، و لزوم عبور از گفتمان روشنفکری و روآوردن به گفتمان دانشگاهی، به‌دلیل کارنامه‌ نامطلوب جریان روشنفکری در ایران، پایان‌بخش صحبت‌های دکتر محمدی بود. در پایان برخی از حضار و دانشجویان، به طرح سوالاتی از دکتر فراستخواه با نگاه عمدتا انتقادی پرداختند. ]]> علوم‌انسانی Tue, 17 Jul 2018 07:16:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263299/تعبیر-خواب-های-روشنفکران-سوی-جامعه-شکل-می-گیرد نگاه سرزنش‌آلود روشنفکران به کتا‌ب‌های روانشناسی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263235/نگاه-سرزنش-آلود-روشنفکران-کتا-ب-های-روانشناسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انتشارات شمعدونی مدتی است که با مدیریت مصطفی قاجار با محوریت انتشار کتاب‌های تخصصی حوزه روانشناسی آغاز به کار کرده است. گرچه قاجار پیش از این نیز تجربه فعالیت در این حوزه را داشته اما این بار از منظر یک ناشر تخصصی حوزه روانشناسی وارد بازار نشر شده است. به همین بهانه با او گفت‌وگویی درباره فعالیت‌های این انتشارات و بازار کتاب‌های روانشناسی عامه‌پسند داشتیم که در ادامه می‌خوانید: انتشارات شمعدونی به مدیریت شما به تازگی آغاز به کار کرده لطفا درباره ضرورت تاسیس، اهداف و چشم‌انداز این انتشارات توضیح دهید؟   باتوجه به علاقه‌ای که از کودکی به کتاب و کتابخوانی داشتم و در دوران جوانی به عنوان فروشنده در کتابفروشی‌های انقلاب کار کرده‌ام و سپس تجربیاتی که در مدیریت بخش فرهنگی یکی از شهر کتاب‌ها داشتم، از سال‌ها پیش در فکر ایجاد یک انتشارات و چاپ کتاب‌های مورد علاقه خود بودم. تجربیاتی که طی سال‌ها حضور در فضای اینترنتی از مدیریت فروم‌ها و تالارهای گفتگو فارسی در ابتدای ورود اینترنت به ایران، دوره وبلاگ‌نویسی با وبلاگ روزنامه نگارنو تا حضور در شبکه‌های اجتماعی مختلف مانند اورکات، فیس بوک، اینستاگرام، تلگرام و اندوخته‌هایم باعث شد تا این کسب و کار را بر محوریت فضای آنلاین تعریف کنم. تجربه پنج سال معرفی کتاب در اینستاگرام کتابدونی دلیلی بر این مساله شد که از یک سو با نیازهای مخاطب به طور دقیق و مملوس آشنا شوم و از سوی دیگر موانع و معضلات فرهنگی کمبود کتابخوان و نبود فرهنگ صحیح مطالعه و البته پتانسیل‌های استفاده از ظرفیت‌های مخاطبان را شناسایی کنم.  البته پشتوانه تحصیلات آکادمیک در رشته علوم ارتباطات را نیز به همراه دارم چرا که در سال 88 از پایان نامه کارشناسی ارشدم با موضوع شبکه اجتماعی فیس بوک که جزو اولین پایان نامه‌ها با محوریت شبکه‌های اجتماعی بود؛ دفاع کردم. به اینها سابقه و تجربه بیست سال روزنامه‌نگاری را اضافه کنید که در بهترین و پرمخاطب‌ترین روزنامه‌های ایران سال‌ها مطلب نوشتم. همه این تجربیات و سوابق برای من انگیزه‌ای است که بتوانم امروز از ثمره سال‌ها تلاش و کار در رسانه‌های چاپی و دیجیتال استفاده کنم.    چه اهدافی را برای انتشارات‌تان تعریف کردید؟ برای انتشارات شمعدونی یک هدف کوتاه مدت پنج ساله تعریف شده که در پنج سال باید تعداد معینی کتاب روانه بازار کند و شمعدونی تبدیل به یکی از برندهای خوب و خوشنام در عرصه انتشارات کشور تبدیل شود. هرچند آن قدر متغیرها و سختی‌های فراوانی پیش روست که رسیدن صد در صد به این هدف تقریبا غیرممکن است اما همه تلاش ما این خواهد بود که به درصد قابل توجهی از اهداف کمی طی پنج سال دست یابیم. برای 10 سال آینده این اهداف بر روی ایجاد مرکز فرهنگی شمعدونی به عنوان یک مرکز آموزشی فرهنگی که دارای تولیدات فرهنگی در فرمت‌های صوتی، آنلاین چاپی، برنامه‌ها و کارگاه‌های آموزشی و ایجاد فروشگاه‌های اینترنتی و فروشگاه در سطح شهر تهران و شهرستان‌هاست، هدف گذاری شده است که امیدوارم مجال و فرصت برآوردن چنین اهدافی فراهم شود.    با توجه به زمینه کاری‌ که دارید ارزیابی شما از بازار کمی و کیفی کتاب‌های روانشناسی عامه‌پسند چیست؟ از آنجایی که یکی از محورهای تولیدات انتشارات شمعدونی کتاب‌های روانشناسی خواهد بود لازم است این نکته را بگویم که ما به شدت نیاز به تغییر نگاه به کتاب‌های روانشناسی داریم. متاسفانه اگر امروز شما به فردی روشنفکر خواندن یک کتاب روانشناسی را پیشنهاد کنید، احتمالا شما را با نگاه سرزنش آلودی بدرقه خواهد کرد. واقعیت این است که در حق کتاب‌های روانشناسی در جامعه ما جفا شده است. البته من این مشکل را بیشتر از سمت تولیدکنندگان می‌بینم. آن قدر کتاب‌های بازاری، غیر علمی و ناصحیح در بازار کتاب توزیع شده که مخاطبان از آن دور شده‌اند. بنابراین اکنون کاری که باید نسبت به همه کتاب‌های روانشناسی صورت گیرد یک ری برندینگ (بازسازی برند) واقعی است. به این صورت که مخاطب متوجه شود که می‌تواند از یک کتاب روانشناسی اطلاعات و دانشی کاربردی دریافت کند که آنها را در زندگی شخصی‌اش به کار بندد. خوانندگان حرفه‌ای کتاب با نویسندگانی و مولفانی مواجهه شوند که اطلاعاتی صحیح، ساده و واقعی می‌دهند. مخاطب کتاب‌های روانشناسی میان کتاب‌های تخصصی و سطح بالایی که توسط فروید، یونگ، پیاژه و اخیرا لاکان نوشته تا کتاب‌های صد گام برای موفقیت سرگردان مانده‌اند و کمتر کتابی است که بتواند نیازهای روزمره آنها را در فضای پرتنش امروز جوابگو باشد و راهنمای درستی برای حل مشکلات شخصی آنان ارائه دهد.    چرا این کتاب‌ها در سال‌های اخیر توانسته‌اند در فهرست پرفروش‌ها جا بگیرند؟   البته اینکه کتاب‌های روانشناسی عامه‌پسند فقط در طی این سال‌ها توانسته‌اند در فهرست پرفروش‌ها باشند قدری نادقیق است، چرا که سال‌هاست کتاب‌های روانشناسی عامه‌پسند در بازار ایران فروش خود را داشته و هر سال این عناوین تجدید چاپ می‌شوند. تنها می‌توان از شبکه‌های اجتماعی به عنوان یک کاتالیزور یاد کرد که باعث شده سرعت تجدید چاپ این گونه کتاب‌ها بیشتر شود.    اغلب کتاب‌های روانشناسی عامه‌پسند با رویکرد ترجمه‌ای بهشتی را برای مخاطب ترسیم می‌کنند که قابل دسترس نیست به ویژه آثاری که درباره پولدار شدن است. نظر شما چیست؟   جامعه ایران این روزها بیش از هر زمان دیگری در تب و تاب مسائل اقتصادی است. بسیاری دوست دارند بدون زحمت و تلاش ثروتمند شوند. بیکاری و کاهش درآمدها نیز باعث شده تا بازار کتاب‌های موفقیت، ثروت و کارآفرینی داغ شود. بسیاری علاقه‌مند هستند تا با خواندن این کتاب‌ها به درآمد سرشار برسند. غافل از این که اولا شرایط اقتصادی جوامع با یکدیگر متفاوت است. به طور مثال اکثر این کتاب‌ها برای شرایط اقتصاد آزاد و سرمایه‌داری ایالات متحده نوشته شده که قابل مقایسه با شرایط اقتصادی و ساختار اقتصاد دولتی ایران نیست. ضمن آن که برخی از این کتاب را یک روانشناس ننوشته بلکه یک بیزنس من یا یک تاجر موفق نوشته است. به طور مثال سال‌ها پیش از دونالد ترامپ رییس جمهور فعلی ایالات متحده کتاب‌هایی در حوزه روانشناسی موفقیت به عنوان یک تاجر موفق چاپ شده بود. بنابراین باید میان کتاب‌هایی که در زمینه روانشناسی موفقیت با کتاب‌هایی که توسط یک روانشناس یا یک روانپزشک نوشته می‌شود، تفاوت گذاشت.    با نگاهی به آمار منتشر شده از سوی موسسه خانه کتاب شاهد غلبه تالیف بر ترجمه در حوزه روان‌شناسی هستیم. تحلیل‌تان نسبت به این موضوع چیست؟ متاسفانه نه فقط در حوزه روانشناسی بلکه در حوزه ادبیات و سایر بخش‌های علوم انسانی اگر نگاه کنید ترجمه بر تالیف غلبه دارد، دلیل این امر ضعف بنیادین علوم انسانی در ایران است که متاسفانه هنگامی که شما نتوانید دانش خود را همسو با دنیای امروز بالا ببرید طبعا نمی‌توانید تولیدات علمی شایسته‌ای داشته باشید. ما در گذشته روانشناسان بسیار بزرگ و مطرحی در سطح جهانی داشته‌ایم از جمله محمدنقی براهنی، علی‌اکبر سیاسی، علی‌اکبر صنعتی، پروفسور سعید شاملو؛ علی اکبرشعاری نژاد، علی‌محمد کاردان و محمد ولی سهامی که بیشتر این افراد تحصیلات آکادمیک خود را در بهترین دانشگاه‌های دنیا دنبال کرده‌اند و سپس به کشور برگشته‌اند و دانش خود را انتقال داده‌اند. اما بسیار طبیعی است وقتی دانشجوی رشته‌های روانشناسی و روانپزشکی به خارج از ایران مهاجرت می‌کند و روند انتقال دانش صورت نمی‌گیرد، روز به روز کیفیت تحصیلات آکادمیک در ایران افت می‌کند. بنابراین به طور کلی وقتی ما چیزی در حوزه علوم انسانی نمی‌کاریم نباید انتظار برداشت داشته باشیم. ]]> علوم‌انسانی Tue, 17 Jul 2018 04:12:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263235/نگاه-سرزنش-آلود-روشنفکران-کتا-ب-های-روانشناسی مستند «شرقی» زندگینامه ایزوتسو رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263290/مستند-شرقی-زندگینامه-ایزوتسو-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در آستانه نودمین سال روابط رسمی ایران و ژاپن، مستند «شرقی» پرتره‌ای از زندگی، آثار و افکار و اندیشه‌های پروفسور «توشیهیکو ایزوتسو» اسلام‌شناس شهیر ژاپنی در توکیو برگزار می‌شود. مستند «شرقی» سه‌شنبه ۲ مرداد ماه برابر با ۲۴ جولای با حضور «آکیرا ماتسوموتو» آخرین بازمانده از شاگردان این اندیشمند بزرگ است و همچنین حجت‌الاسلام والمسلمین حشمتی، قائم مقام سابق وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مشاور وزیر در توکیو رونمایی می‌شود. «شرق» ساخته مسعود طاهری مستندی پرتره از زندگی، آثار و افکار توشیهیکو ایزوتسو که سرانجام در خرداد ماه سال جاری به اتمام رسید و اکنون آماده نمایش شده است. توشیهیکو ایزوتسو اندیشمند، فیلسوف، اسلام‌شناس و قرآن‌پژوه ژاپنی است که توجه ویژه‌ای به سنت‌های شرقی اعم از عرفانی، فلسفی و آیین‌های شرقی مانند اسلام، تائوئیسم و بودیسم داشت که در نهایت به مطرح کردن فلسفه اصلیش یعنی فلسفه شرقی شد که بخش بزرگی از فیلم به شکل‌گیری پایه‌ها و نقد همین فلسفه اختصاص دارد. در این فیلم بیش از ۶۰ تن از افراد و شخصیت‌های برجسته در مورد زندگی، آثار و افکار این شخصیت علمی ژاپنی اظهار نظر کرده‌اند که از جمله آنها می‌توان به سید حسین نصر، هرمان لندولت، مهدی محقق، مرحوم توشیو کورودا، آکیرا ماتسوموتو، راهب بزرگ کوسی موری موتو، پیر لوری، ویسنوسکی، خوان خوزه لوپز، داریوش شایگان و بسیاری از شخصیت‌های مطرح و شناخته شده اشاره کرد. این مراسم از سوی سفارت و رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران و با همکاری مسعود طاهری نویسنده، تهیه کننده و کارگردان مجموعه برگزار می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Jul 2018 11:54:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263290/مستند-شرقی-زندگینامه-ایزوتسو-رونمایی-می-شود بیست و یکمین کنفرانس بین‌المللی مطالعات نیچه برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263281/بیست-یکمین-کنفرانس-بین-المللی-مطالعات-نیچه-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بیست و یکمین کنفرانس بین‌المللی مطالعات نیچه در روزهای ۱۹ و ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۹ در پاریس، فرانسه برگزار می‌شود.   محور موضوعات کنفرانس شامل رابطه نیچه با سنت فلسفه زندگی، رابطه نیچه با تفکر «زندگی» از ارسطو تا هایدگر،  نیچه و اراده به قدرت، تفکر پیچیدگی در فیزیک جدید و زیست شناسی جدید، اخلاق زندگی، هنجار، کمالگرایی و...، خودآزمایی، تحول در خود و تلاش، سقراط و منابع مدرن، زیبایی شناسی وجود و تحقق خود، نیچه و عقل، نیچه و غیرعقلانی، نیچه، روشنگری و عاشقانه و نیچه و عاشقانه می‌شود. علاقه‌مندان به موضوعات فوق می‌توانند چکیده آثار خود را به نشانی https://waset.org/apply/۲۰۱۹/۰۹/paris/ICNS?step=۲ ارسال کنند. مهلت ارسال آثار ۱۹ مارس ۲۰۱۹ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://waset.org/conference/۲۰۱۹/۰۹/paris/ICNS مراجعه شود. ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Jul 2018 11:39:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263281/بیست-یکمین-کنفرانس-بین-المللی-مطالعات-نیچه-برگزار-می-شود بزرگداشت چهلمین روز درگذشت حجت‌الاسلام احمدی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263280/بزرگداشت-چهلمین-روز-درگذشت-حجت-الاسلام-احمدی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم گرامیداشت چهلمین روز درگذشت حجت‌الاسلام والمسلمین احمد احمدی سه‌شنبه ۲۶ تیرماه از ساعت ۱۰ تا 11 و 30 دقیقه در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار می‌شود. در اطلاعیه ستاد برنامه‌ریزی مراسم بزرگداشت استاد دکتر احمد احمدی آمده است: «ضمن سپاس فراوان از ابراز همدردی و عنایت مقام معظم رهبری (دام ظله العالی)، مراجع عظام، مقامات کشوری و لشکری، جامعه حوزوی و دانشگاهی و عموم مردم شریف ایران، حضور سروران ارجمند و علاقه‌مندان ایشان را در مجلس بزرگداشت چهلمین روز ارتحال این عالم عامل و فیلسوف عالیقدر، گرامی می‌داریم.» ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Jul 2018 11:25:18 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263280/بزرگداشت-چهلمین-روز-درگذشت-حجت-الاسلام-احمدی-برگزار-می-شود رحمان‌زاده: ایمانِ نصرالله حکمت شک و نقد را می‌پذیرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263268/رحمان-زاده-ایمان-نصرالله-حکمت-شک-نقد-می-پذیرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «شاکله شناسی» تالیف نصرالله حکمت، استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی یکشنبه ۲۴ تیرماه با حضور نویسنده اثر، قباد منصور بخت، عبدالله صلواتی، عبدالحمید ضیایی، رضا ماحوزی، اسدالله رحمان‌زاده و محمد ابراهیم ضرابی‌ها در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد. حکمت در ابتدای این نشست توضیحاتی درباره کتاب ارائه کرد و با بیان اینکه به نقد همدلانه این کتاب محتاجم گفت: این یک اثر کاملاً بومی است و قرار است به موضوع انسان‌شناسی و خویشتن‌شناسی بپردازد. ما نیز به طرح این گونه مباحث نیازمندیم چراکه اکنون زیر هجوم بسیاری از واژه‌های بیگانه هستیم و مسایل زیادی را به ما تزریق کرده‌اند که اساساً مساله ما نیست و به درد ما نمی‌خورد که اکنون به دنبال درمان آن هستیم. از سوی دیگر مساله ناخودآگاه در این کتاب مطرح می‌شود و بر اساس آن ادبیاتی در کتاب طرح شده است.   وی ادامه داد: ناخودآگاه در جهانی که متولد شده ضرورت داشته یعنی در آنجایی که انسان خدا را می‌کشد تا ناخودآگاه ظهور می‌کند. حال این مساله در جامعه ما بیان شده در صورتی که این مساله به جامعه‌ای تزریق شده که نباید می‌شده است.   به گفته استاد دانشگاه شهید بهشتی، در این کتاب به این موضوع پرداخته شده که در ادبیات و سنت خودمان یعنی ایرانی که سابقه پنج هزار ساله در عرفان، تفکر و هنر دارد مسائلی مانند ناخودآگاه و... تزریق شده است. همچنین مولفه‌هایی که توسط اسلام وارد این سرزمین شده و باید توجه کرد که پدران ما با آگاهی و فهم این دین را اختیار کردند.   وی افزود: ما در حالی که سابقه پنج هزار ساله در تفکر داریم، نباید دست بسته تسلیم ادبیات دیگران شویم. بنابراین من با این دغدغه که در روزگاری زیست می‌کنیم که مشکلاتی داریم اما با اتکا بر تمدن خودمان دوست ندارم انسان ناخودآگاه باشم بلکه می‌خواهم انسان شاکله باشم چراکه انسان ناخودآگاه خود هیچ اختیار و اراده‌ای ندارد. بنابراین من دوست دارم انسان شاکله باشم!   رحمان‌زاده در بخش دیگری از این نشست با اشاره به ضرورت تالیف این کتاب عنوان کرد: در طول سالیان زندگی و مطالعه در غرب به این نتیجه رسیدم که غرب به پوچ‌گرایی رسیده است. بنابراین بحث دکتر حکمت در این کتاب به یکی از نیازهای من پاسخ می‌دهد، در عین حال که باید بگویم با این پروژه همدل هستم امانقدهایی هم به آن دارم.   وی با اشاره به رویکردهای چامسکی و فوکو به اخلاق توضیح داد: چامسکی معتقد است امر اخلاقی در ساختار زبان ریشه داشته و امری جهانشمول است. او در این بحث مخالف نسبی‌گرایی اخلاقی است. در مقابل چامسکی، فوکو را داریم که معتقد است اخلاق نسبی است و طبیعت بشر وجود ندارد. بلکه این طبیعت بر ساخته تاریخی است. فاعل انسانی از منظر او افسانه‌ای بیش نیست و ما در یک گفتمان ساخته می‌شویم که لفظ هم در آن وجود ندارد.   به گفته وی، در این سیستم فکری البته به تناقض می‌رسیم و البته دیدگاه دکتر حکمت در این کتاب پادزهری در برابر این رویکرد است. حکمت در کتابش معتقد است که دیدگاه معطوف به قدرت زاده نهیلیسیم است و بحث اراده معطوف به ایمان را در مقابل آن طرح می‌کند. البته مشکل این مسأله هم این است که ایمان هم در عمل در بسیاری اوقات به یک نوع افراط‌گرایی منجر می‌شود.   رحمان‌زاده تاکید کرد: دکتر حکمت در این کتاب در تلاش است تا به یک ایمان ابراهیمی برگردد. ایمانی که در شاکله‌شناسی معرفی می‌شود و می‌تواند نقد و شک را بپذیرد و در اینجاست که تلاش می‌کند نهیلیسیم و افراطی‌گری را نفی کند. او بر این پایه معتقد است که طبیعت بشر بر اساس شاکله شکل می‌گیرد و در این زمینه که انسان اختیار دارد با چامسکی اشتراک دارد. از سوی دیگر مشخصه شاکله انسانی نقدپذیری است.   این مدرس دانشگاه در پایان گفت: تفکر در غرب وجود یک نامتناهی را انکار می‌کند، اما در این کتاب خلاف این دیدگاه بیان می‌شود. به هر حال این اثر منطق گفت‌وگو دارد و یک تز مناسب برای پدیدارشناسی جدید است. به اعتقاد من امروز سخن گفتن از این نوع ایمانی که در کتاب طرح شده در شرایطی که خیلی‌ها ایمان را کنار می‌گذارند نه تنها یک سناریو نیست بلکه یک فلسفه است.     ضرابی‌ها هم در ادامه این نشست با اشاره به اینکه طرح مباحث کتاب به آثار روانشناسی شخصیت شباهت دارد، گفت: بحث شاکله‌شناسی علاوه بر اینکه یک بحث روانشناسی است درون دینی هم هست. در روانشناسی برگشت عمل به شخص را به شخصیت و وجود انسان بر می‌گردانند. فارغ از اینکه ایمان داشته باشید یا نداشته باشید شما خودشناسی دارید. بهتر بود دکتر حکمت در کتاب بخش کوتاهی را به این موضوع اختصاص می‌داد که چگونه می‌توان تطبیق بین روانکاوی و ایمان وجود داشته باشد.   وی با بیان اینکه حکمت در کتاب از ایمانی سخن می‌گوید که زایش ایمان را در درون خودش دارد عنوان کرد: در این باره می‌توان به این موضوع اشاره کرد که بحث انسداد و انفتاح به این بر می‌گردد که هر چه در خودشناسی عمیق‌تر شود در انسداد و انفتاح عمیق‌تر می‌شود. کتاب شاکله‌شناسی منفذ جدیدی به این موضوع است و به نظر می‌رسد که فردی که در رفتار شاکله‌مند خودش مسیر اعتدال را انتخاب می‌کند می‌تواند از شاکله‌های خود بهره ببرد. بدین معنی که تنها شناخت و اطلاعات موجب انفتاح می‌شود ممکن است که دچار انسداد هم بکند.   وی عنوان کرد: آنچه که انسان را به زمین گیر می‌دهد دانسته‌هایش است و آنچه که او را رها می‌کند سکوت است. این مطلب را دکتر حکمت در کتاب به زبان دیگری طرح می‌کند. اما این سوال مطرح می‌شود که مرز دانستن و آگاهی که انسان را به انفتاح شاکله برساند کجاست؟   ضیایی دیگر سخنران این نشست با اشاره به اینکه کتاب برایش عجیب بوده عنوان کرد: این کتاب یک جرح و تکاپوی جدید برای زندگی اکنون ماست و نیاز به آن هم در این است که اگر بخواهیم از سنت دینی‌مان فاصله بگیریم چگونه می‌توانیم راه حل‌های بومی ارائه دهیم.   وی افزود: گام بلندی که حکمت در این کتاب برداشته عبور از تفکر شریعت مابانه است و آن با ایمانی میسر می‌شود که حکمت بیان می‌کند؛ این ایمان همسفره شک است یعنی می‌توانیم ایمان داشته باشیم و در عین حال شک بورزیم. این نوعی از ایمان است که جامعه فقه زده ما به آن نیازمند است. حال این سوال مطرح می‌شود که ایده و نفس شاکله آیا ایده بومی است یا خیر؟   وی در پاسخ گفت: نگاه حکمت در این کتاب در ادامه فلسفه غرب و به ویژه نگاه دایره مسیحی غرب است. حال باید تفاوت و شباهت‌ها را بررسی کرد. رکن شاکله ایمان به غیب است که تفاوتی با دیدگاه کیرکگور در این موضوع ندارد و در نگاه کانت و... هم دیده می‌شود اما اگر بخواهیم وارد بازی زبانی که نویسنده در این مطرح کرده بشویم داستان دیگری است.   ضیایی با طرح سوالاتی درباره این کتاب عنوان کرد:  آیا روایتی که دکتر حکمت به عنوان روایت درون دینی ارائه کرده یک نظریه عملی هم هست؟ اگر نظریه عملی است آیا متافیزیکی در پشت این نظریه است؟ آیا این نظریه نسبت به نظریه‌های دیگر سبک‌تر است یا سنگین‌تر؟ آیا وقتی که ایشان بحث خدای خالق را مطرح می‌کند در حالی‌که ما باید حداقل 17 پیش فرض داشته باشیم آیا این 17 پیش فرض اثبات‌پذیر هست یا خیر؟ به نظر می‌رسد ما با یک رای غیر عقلانی و غیر منطقی روبه‌رو هستیم چون ما در درون فلسفه غرب با ده‌ها نحله ایمان‌گرایانه مواجهه هستیم و در واقع در کتاب دکتر حکمت تنها با یک سناریو فراعقلانی مواجهه هستیم و حال این سوال طرح می‌شود که چرا از بین چندین سناریو فراعقلانی باید به سمت سناریوی شما بیاییم؟ مثلا ًملاک تشخیص سناریوی دکتر نسبت به سناریوی بودا و ... چیست؟   این محقق فلسفه در پایان گفت: من در سراسر کتاب احساس کردم روایتی از کتاب مقدس را می‌بینم که در آن یک فرا روایت مطرح شده است. صلواتی در بخش دیگری از این نشست استعاره‌ای را درباره این کتاب طرح کرد و گفت: در این اثر چشمه‌ای جاری می‌شود اما هنوز آب را به ما نرسانده است. با این وجود طرح مباحث کتاب یک آغاز بزرگ است. یکی از مولفه‌های فکری دکتر حکمت نیز این است که چندان دربند واژه نیست. همچنین سراسر این کتاب پر از اصطلاحات ساخته شده دکتر حکمت است که یک کار فیسلوفانه در زمان فترت و ساختارشکنی است. اما یکی از بزرگترین ابهامات اثر این است که در آن نسبت شاکله با دیگر مفاهیم مشخص نیست، یعنی سعی می‌کند که بگوید شاکله چه هست و نیست. اما در رسیدن به این مقصود موفق نشده است.   وی با بیان اینکه در کتاب یک بداهت‌انگاری وجود دارد یادآور شد: گویی که هر آنچه که در کتاب غیر از شاکله هست بدیهی هست به همین دلیل توضیح بسیاری از مفاهیم در کتاب نامشخص است.   به گفته این استاد دانشگاه، در این اثر دکتر حکمت تمایلاتی را مطرح می‌کند که اساسا مشخص نیست با توجه به شرایط امروزی اجازه فکر کردن به چنین موضوعاتی را داریم یا خیر؟ از سوی دیگر این پرسش طرح می‌شود که کارکرد و نسبتی که ناخودآگاه با زندگی دارد آیا کارکردش غیر از کارکردی است که شاکله در زندگی ما دارد؟   منصور بخت نیز در ادامه این نشست با بیان اینکه اثر را از منظر درونی و بیرونی بررسی می‌کند، گفت: از منظر درونی باید به این موضوع توجه شود که این کتاب چیست و چرا نوشته شده است؟ در پاسخ به این سوال باید گفت این اثر دغدغه دکتر حکمت در مواجهه با دنیا و فرهنگ مدرن است و در مرحله دوم به عنوان یک ایرانی مسلمان قرار است چگونه به این مسئله پاسخ دهند.   وی کتاب را در مقام یک اثر پژوهشی و تحقیقی دانست و اضافه کرد: نویسنده در این کتاب شاکله‌شناسی را به یک اصل مفروض به عنوان یک تعلیم الهی در نظر می‌گیرد. متاسفانه کتاب دکتر حکمت عقبه جدی ندارد. یعنی در دوران سنت چندان شاکله مورد توجه قرار نگرفته است. بنابراین باید از موضع سنت به این موضوع پرداخت در حالی‌که باید دانست که سنت هم تقریباً دستش بسته است. پس باید در این باره نخستین کار این باشد که شفاف‌سازی درباره مفاهیم و حتی مفهوم سازی صورت گیرد. از سوی دیگر مواجهه حکمت در کتاب با دوران جدید و علومی مانند روانشناسی چندان روشن و شفاف نیست. به گفته وی، در ایران در مرحله و دوره خاصی از دوران جدید هستیم. در این دوره مسئله شاکله دووجهی است، بدین معنی که از یک سو ریشه در سنت و مفهومی متعلق به دوران سنت و نحوه تفکر دوران سنتی است و از یک سو ناظر به دوران جدید و مسائل مرتبط به آن است و توضیح و شفاف‌سازی آن تقریبا مورد غفلت قرار گرفته است.   وی با اشاره به توجه به مسئله شاکله از منظر دوران جدید عنوان کرد: این کتاب در دوران سنت و برای تعلیم یا پاسخ به مدعی نوشته نشده است. در دوران جدید و در مقابله با رقیب در حال ظهور هم نوشته نشده است. در دوره ظهور، تثبیت و سیطره علوم انسانی جدید و تثبیت آن و سیطره آن بر اذهان و عقول نوشته شده است. یعنی بیش از هر چیز با مشکل مبانی و احیای تفکر قدیم روبه‌رو است.   به گفته وی، پس از این منظر با دو مشکل اساسی مواجهه می‌شود؛ نخست اینکه تفکر ایدئولوژیک و سیطره مهندسان و پزشکان بر اداره کشور، تفکر و فرهنگ وجود دارد و مسئله دیگر خود کتاب است؛ یعنی روش در سیطره روش‌های اثبات‌گرایانه است.   منصور بخت با اشاره به اینکه مشکل اساسی کتاب نداشتن منبع است، توضیح داد: از منظر دیگر نقطه قوت کتاب هم همین است چراکه کتاب حاصل اندیشه و تعقل است و از این حیث محصولی اصیل و حاصل تجربه زیسته درونی است و از درون آتش از سوختن می‌گوید. بنابراین کتاب با دو مسئله اساسی و به یک معنا تقابل دوران قدیم و جدید یا سنت و مدرن سر و کار دارد. از یک سو تلاش برای انتقال دانش قدیم و از سوی دیگر احیای آن و پاسخ به دنیا و دوران مدرن است.   منصور بخت با بیان اینکه کتاب با دو مسئله اساسی سنت و مدرن مواجهه است، گفت: کتاب در عمل منجر به تولید دانش قدیم می‌شود. اثر حاضر خواسته است یک گفتار درباره شاکله ایجاد کند، اما می‌بینیم که بسیاری از مطالب کتاب در آثار عرفا آمده است. امروز این کتاب با یک مشکل اساسی مواجهه است. این کتاب آیا توانسته مدعایش را درباره حل مسئله در دوران مدرن حل کند یا خیر؟   وی در پایان گفت: تمدن جدید خودآئین است و اگر چه کتاب حکمت بتواند در حل مسائل فردی  ما کمک کند، اما قادر به حل مسائل کلی و کلان در تمدن جدید نیست. چون تمدن یک کلیت است و با توجه به این است که جمع بین سنت و مدرنیته در آن ممکن نیست.   ماحوزی نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه جایگاه استفاده از واژه تعقل را بدانیم گفت: تعقلی که دکتر حکمت در کتاب از آن نام برده به معنای واقعی کلمه تعقل نیست و ما باید منظورمان را از این واژه مشخص کنیم. به همین دلیل است که من کار ایشان را در این کتاب عقلانی یا فلسفی نمی‌دانم. از سوی دیگر اگر رویکرد نویسنده در کتاب را هم بپذیریم می‌بینیم که ایشان به خودشان اجازه داده‌اند کل فلسفه غرب را بیهوده و تقلیل‌گرایانه تبیین کرده است. حال این مساله مطرح می‌شود که چگونه این رویکرد می‌تواند با رویکردهای دیگر گفت‌وگو کند، در صورتی‌که هیچ یک از رویکردهای دیگر را به مشروعیت نمی‌شناسد. اساساً منطق گفت‌وگو این است که چند رویکرد را به رسمیت بشناسید. اگر شما ناچار شوید که این تز را مفهومی کنید باز هم نظریه شما بدیع و نو نخواهد بود.   عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی درباره عنوان این کتاب نیز بیان کرد: عنوان «شاکله‌شناسی» که برای این کتاب انتخاب شده ذهن را به این موضوع که اثر درباره ایمان است هدایت نمی‌کند. ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Jul 2018 08:43:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263268/رحمان-زاده-ایمان-نصرالله-حکمت-شک-نقد-می-پذیرد ناصرالدین شاه؛ آخرین پادشاه کلاسیک ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263251/ناصرالدین-شاه-آخرین-پادشاه-کلاسیک-ایران خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مریم منصوری: ناصرالدین شاه قاجار که به واسطه حکومت پنجاه‌ساله‌اش، طولانی‌ترین سلطنت را در میان شاهان قاجار داشت، شخصیتی‌ که صحبت درباره‌اش، با اما و اگرها و تفسیرهای متفاوتی همراه بوده است. 25 تیرماه در برخی روایات، برابر با سالروز تولد اوست در سال 1210 ه.ق. گفته‌اند سلطان صاحبقران است و ساعت تولدش؛ سعد. با بهزاد کریمی، مولف کتاب «ناصرالدین شاه قاجار؛ پنجاه سال سلطنت» گفت‌وگویی درباره این پادشاه قاجار داشته‌ایم که در پی می‌آید: برای نگارش کتاب «پنجاه سال سلطنت» از چه منابع تاریخی و اسنادی استفاده کردید و به طور کلی، اسناد باقی مانده از عهد ناصری چطور است؟ ابتدا من تلاش کردم تا منابع دست اول را ببینم. منابعی که در دوره موضوعی که کار می‌کنید، نوشته شده باشند و یا نزدیک به آن دوره باشند. یا منابعی که در دربار ناصرالدین‌شاه نوشته شده‌اند و به نوعی به او متصل بودند. بخش دیگر، اسناد و مکتوبات است؛ نامه‌هایی که بین شخصیت‌های این دوره، رد و بدل شده که بخشی از آن‌ها رسمی است. سپس؛ منابع مطالعاتی که مولف‌های مختلف، با سلیقه‌های متفاوتی درباره تاریخ دوره قاجار نوشته‌اند. بخش دیگر هم منابع خارجی است؛ یادداشت‌های سفارت فرانسه و انگلیس و روسیه و گزارش‌هایی از ایران که آن‌ها به پایتخت‌های خودشان فرستاده‌اند. به جز این‌ها، خاطرات و سفرنامه‌هایی هستند که بیشتر توسط خارجی‌ها نوشته شده‌اند. علاوه بر این‌ها، روزنامه‌های آن دوره هم جزء منابع من بوده‌اند؛ روزنامه‌های دولت علیه ایران، وقایع اتفاقیه و ایران.   درباره دوره ولیعهدی ناصرالدین‌شاه بگویید و رقابت‌هایی که برسر ولیعهدی او وجود داشت. نکته اصلی درباره قاجاریه، دو پاره بودن ساختار سیاسی است. از ابتدای دوره قاجار، تبریز به عنوان ولیعهدنشین شناخته شد و تهران که دارالخلافه یا محل استقرار شاه بود. این دوپارگی باعث اختلاف بین دربار تهران و تبریز می‌شد. همان‌طور که در دوره ولایت عهدی ناصرالدین شاه هم دیده می‌شود، همیشه تهران و دیوانیان دربار می‌خواستند، بعد از درگذشت شاه، زمام امور را به دست بگیرند و درباریان تبریز که با شاه به تهران می‌آمدند، در مقابل آن‌ها می‌ایستادند. در آن هنگام هم روسیه و انگلیس می‌کوشیدند تا نامزدهای مورد اعتماد خودشان را حمایت کنند. پس حمایت این‌ها و بیشتر روسیه، در تعیین ولیعهد موثر بود. در آن زمان، چند گزینه در کنار ناصرالدین میرزا وجود داشت که این‌ها هم به روس‌ها متمایل بودند و ابراز امیدواری هم می‌شد که بهمن میرزا به قدرت برسد. اما با تلاش‌های میرزا تقی‌خان امیرنظام که بعدها ناصرالدین شاه به او لقب امیرکبیر داد، ناصرالدین میرزا به ولیعهدی رسید. البته تا حدودی هم حمایت انگلیس‌ها در کار بود که نمی‌خواستند کاندید روس‌ها به قدرت برسد.   کمی از حمایت‌های امیرکبیر از ناصرالدین‌شاه جوان بگویید. اصلا امیرکبیر پول جور می‌کند تا ناصرالدین‌ میرزا را به تهران بیاورد. آن زمان هم به این شکل بود که هر کاندید پادشاهی که زودتر به پایتخت می‌رسید، امکان بیشتری داشت که به پادشاهی برسد. یعنی سرعت، مهم بود. به همین دلیل هم امیرکبیر از بازرگانان ایرانی تبریز پول قرض کرد و با لشکری 10 هزار نفری، ناصرالدین میرزا را به تهران آورد. ناصرالدین شاه هم به قدرت که می‌رسد، او را امیرکبیر می‌کند و او را به عنوان صدراعظم خودش انتخاب می‌کند. مهم‌ترین ویژگی این دوره این است که امیرکبیر رابطه از بالا به پایین با شاه دارد. نوعی رابطه پدر و فرزندی و معمولا نیازهای عاطفی شاه را هم پاسخ می‌دهد. و همین نکته مشکل‌زا می‌شود. درباریان تهران و به خصوص مادرشاه، این رابطه را برنمی‌تابند و تلاش می‌کنند به آن آسیب بزنند. در واقع یک اختلاف منافعی ایجاد می‌شود که منجر به کینه‌توزی‌هایی می‌شود که در نتیجه آنها، امیرکبیر به قتل می‌رسد. درباره میرزاآقاخان نوری در این دوره توضیح دهید. او جزء نیروهایی بود که در صف مخالفان امیرکبیر قرار داشت و تلاش می‌کرد تا رابطه شاه و امیرکبیر را به هم بزند. میرزا آقاخان نوری با مادر ناصرالدین شاه در یک جبهه بود. در واقع اصلاحات امیرکبیر در حوزه دیوانی و نظامی، منافع خیلی‌ها را به خطر انداخته بود. از جمله قطع حقوق برخی از دیوان‌سالاران و شاهزادگان قاجار. به همین دلیل هم میرزا آقاخان در جبهه مخالفان قرار گرفت و دسیسه‌چینی‌هایی بر ضد امیرکبیر انجام داد که در نهایت هم موفق شد. ناصرالدین شاه در میان پادشاهان قاجار، طولانی‌ترین حکومت را داشت. دوره پادشاهی او در مقایسه با دیگر شاهان قاجار چگونه بود؟ او طولانی‌ترین دوره حکومت را در بین پادشاهان قاجار داشت. شاید یکی از دلایل آن، شخصیت خود ناصرالدین شاه بود که متفاوت بود. من در این کتاب تلاش کردم تا به جنبه‌های کمتر شناخته شده‌ کاراکتر او بپردازم. ناصرالدین شاه به هنر خیلی علاقه داشت و همچنین دستی در خطاطی و نقاشی داشت. به داستان و ادبیات هم علاقه‌مند بود و حتی خودش هم داستانی نوشته بود. به پیشرفت و استقلال ایران علاقه‌مند بود. در قضیه جدایی افغانستان از ایران، شورمندانه از استقلال ایران دفاع کرد. پس به لحاظ شخصیتی با فتحعلی‌شاه قاجار متفاوت بود. در عین حال به تفریح و شکار و زن‌ها دلبستگی داشت. خوش‌باش و عیاش بود. البته در دوره‌های مختلف این ویژگی‌ها در فراز و فرود هستند. نکته دیگری که در بررسی این دوره اهمیت دارد، توجه به ساختارهای سیاسی ایران در دوره قاجاریه و تاثیرش در عقب‌ماندگی ایران است. امیرکبیر با توجه به سفرهایی که به عثمانی و روسیه داشت، متوجه عقب‌ماندگی ایران شده بود. ناصرالدین شاه هم به خاطر سفرهایی که به اروپا داشت این عقب‌ماندگی را درک کرده بود. این آگاهی باعث تلاش ایران برای رسیدن به پیشرفت شد. از سوی دیگر، عصر ناصرالدین‌شاه، عصر واگذاری امتیازات ایران به روسیه و انگلیس بود. امتیاز شیلات و راه آهن که به بیگانگان واگذار شد و بخشی از این کار با نگاه ترقی‌خواهی بود. فرض بر این بوده که ما تکنولوژی نداریم و باید از بیگانگان کمک بگیریم. البته برخی از این امتیازات هم صرف گرفتن پول، برای هزینه سفر درباریان به اروپا بود.          ناصرالدین شاه قاجار در سفری به اروپا اما این تصویری که شما از ناصرالدین شاه ارائه می‌دهید با تصور عمومی که بیشتر او را یک فرد عیاش می‌دانستند در تضاد است. امور انسانی معمولا متناقض و متضاد هستند. قرار نیست یک فرد ترقی‌خواه در تمام عمرش پایبند این اصول باشد. من در این کتاب، پنجاه سال ابتدایی او را بررسی کرده‌ام؛ از تولد تا عزل میرزا حسین‌خان سپهسالار. یعنی تا سال 1297. از این سال تا 1313 که شاه ترور شد دیگر ناامید شده بود و دوره وادادگی شاه است. در این دوره شاه از یک طرف مایل به اصلاحات است و از طرف دیگر، توسط نیروهای دیگر، قدرت شاه محدود می‌شود. در واقع شاه هم توسعه نامتوازنی را می‌خواست. تجربیاتش با میرزا حسین‌خان سپهسالار نشان می‌دهد که اصلاحات بدون محدودیت قدرت شاه، امکان‌پذیر نیست. میرزاحسین‌خان سپهسالار، بزرگ‌ترین وزیر اصلاح‌طلب ناصرالدین‌شاه بعد از امیرکبیر است که عزل می‌شود. شاه می‌خواهد پیشرفت انجام شود، اما نمی‌خواهد قدرت مطلقه خودش را هم از دست بدهد. نیروهای مرتجعی مثل میرزا آقاخان نوری هم که منافع‌شان در به هم نخوردن ساختارها است، در این زمینه دخیل هستند. از سوی دیگر، روحانیت هم نگران مسائل شرعی است و هم نگران منافع نیروهای سنتی. به همین خاطر هم با توجه این‌که نیروهای دیوانی و روحانیت حمایت نکردند، اصلاحات در دوره ناصری شکست خورد. کمی درباره اقدامات فرهنگی این شاه قاجار بگویید. مهم‌ترینش تاسیس دارالفنون است که قبل از آن در حکومت عثمانی تاسیس شده بود. دارالفنون در واقع همان پلی‌تکنیک یا مدرسه چند رشته‌ای است. ناصرالدین‌شاه آن را در عثمانی دیده بود و در ایران هم امیرکبیر در صدد تاسیس آن بود که در نهایت هم هنگامی افتتاح شد که او کشته شده بود. دارالفنون نظام آموزشی ایران را به صورت محدود، متحول می‌کند. نکته دیگر، بحث روزنامه‌ها و نشریات است؛ وقایع اتفاقیه که البته به صورت منظم و روانه منتشر نمی‌شد. این روزنامه هم به وسیله امیرکبیر ایجاد شد. بخشی از تحولات هم در حوزه معماری و شهرسازی بود که نماد آن هم شمس‌العماره است که نماد تاثیرپذیری معماری سنتی ایران از معماری اروپایی است. اعزام محصل به خارج از ایران برای فراگیری رشته‌هایی مثل پزشکی و مهندسی، از دیگر اقدامات دوره ناصری است که اغلب فارغ‌التحصیلان هم به ایران برمی‌گردند و منجر به تحولاتی در ایران می‌شوند. به جز «قبله عالم» که شاید بسیاری از پادشاهان را به این نام می‌خوانند، ناصرالدین شاه دو لقب دیگر هم داشت؛ «سلطان صاحبقران» و «شاه شهید». درباره وجه تسمیه آن‌ها بگویید. سلطان صاحبقران، عنوان عمومی است که به پادشاهان پیش از ناصرالدین‌شاه هم گفته می‌شد. به عنوان مثال، تیمور لنگ یکی از آنها بود. اما صاحبقران برای ناصرالدین‌شاه، دو وجه تسمیه دارد؛ یکی این که در آن روزگار، قرن در محاسبات نجومی، سی سال بود. و چون پادشاهی ناصرالدین شاه، بیش از یک قرن به طول انجامیده بود، او را سلطان صاحبقران می‌نامیدند. از طرف دیگر، در هنگام تولد ناصرالدین شاه، محاسبات فلکی انجام می‌شود و مکان افلاک در زمان تولد هر فرد ضبط می‌شد. این کار توسط منجمان دربار انجام می‌شد و از طریق این اطلاعات، می‌توانستند سرنوشت افراد را تغییر دهند که آن را زایچه یا زیجه می‌خوانند که زیج، همان جداول نجومی است که در روزگار قدیم مورد استفاده قرار می‌گرفت. در هنگام تولد ناصرالدین‌شاه هم یک قرانی صورت گرفته بود. یعنی دو سیاره زحل و مشتری متقارن شده بودند که قران مبارکی بود. یعنی یک قران فلکی در هنگام تولد او وجود داشت که نحس نبود و بلکه مبارک هم بود. پس اتلاق لقب «سلطان صاحبقران» برای ناصرالدین‌شاه، این دو وجه تسمیه را داشت. «شاه شهید» هم به خاطر این بود که توسط میرزا رضا کرمانی ترور شد و ترور او جزء اولین ترورهای سیاسی در تاریخ ایران است. او را با تفنگ ترور می‌کنند. در حالی که در کالسکه نشسته بود و برای جشن تاجگذاری پنجاهمین سالگرد تاج‌گذاری‌اش به شاه‌عبدالعظیم می‌رفت. البته لقب شاه شهید، توسط خود قاجاریه به او داده شده است. اما این نکته را هم نمی‌توان انکار کرد که ناصرالدین شاه، آخرین پادشاه کلاسیک ایران بود. کلاسیک به این معنا که یال و کوپالی داشت و درباری و حرم‌سرایی و.... بعد از او مظفرالدین شاه که پادشاه ضعیفی بود که وا می‌دهد و مشروطه می‌شود. احمدشاه هم که تکلیفش مشخص است. رضا خان هم که اصلا پادشاه کلاسیکی نیست و دیگر مشروطه شده است.               تابوت ناصرالدین شاه در حرم شاه‌عبدالعظیم سیاست ناصرالدین شاه در روابط بین‌الملل چطور بود؟ تصور عمومی این است که در مقابل قدرت‌های غربی ضعیف بوده، در حالی که این‌طور نیست. از ابتدای سلطنتش تا 1297 تلاش می‌کند تا از موضع قدرت و برابر برخورد کند. نمونه مکاتباتش را هم در کتابم آورده‌ام. اما بعد از 1297، شاهد یک وادادگی در روابط خارجی هستیم. در قضیه هرات هم به رغم مخالفت انگلیس‌ها، محکم می‌ایستد تا اینکه انگلیسی‌ها به جنوب ایران حمله می‌کنند و خرمشهر و بوشهر را می‌گیرند که دیگر ناصرالدین‌شاه مجبور به عقب‌نشینی می‌شود. البته امتیازات بسیاری را هم به بیگانگان واگذار می‌کند تا برای سفر درباریان به فرنگ، از آن‌ها پول بگیرد. ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Jul 2018 07:59:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263251/ناصرالدین-شاه-آخرین-پادشاه-کلاسیک-ایران همه چیز درباره «سین جیم‌های فروش» و «قدرت داشتن یک زندگی موفق» http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263186/همه-چیز-درباره-سین-جیم-های-فروش-قدرت-داشتن-یک-زندگی-موفق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) انتشارات پندار تابان دو کتاب «سین جیم‌های فروش» و «قدرت داشتن یک زندگی موفق» را روانه بازار نشر کرده است. فروشنده‌ها دنبال جواب می‌گردند! در مقدمه کتاب «سین جیم‌های فروش» می‌خوانیم: «سریع‌ترین و آسان‌ترین جواب‌هایی که همه جا و همه وقت به دردشان بخورد. خبر خوب این است که جواب‌ها وجود دارند. خبر بد این است که برای تبدیل شدن به فروشنده‌ای موفق، باید جواب‌ها را درک کنی، به کارشان ببندی و در استفاده از آن‌ها خبره شوی. لابد فکر می‌کنی هر کسی که جواب‌های بیان شده در این کتاب را بخواند، خود به خود فروشنده بهتری می‌شود... اشتباه فکر می‌کنی!   برای اینکه فروشنده بهتری شوی، اولین کاری که باید انجام دهی این است که این کتاب را بخوانی. دومین کاری که باید با این کتاب بکنی، این است که دوباره آن را بخوانی. سومین کاری که باید با این کتاب انجام دهی این است که هر روز یک جواب آن را به کار ببندی!»   به گفته نویسنده اثر، فروشنده‌ها دنبال جواب برای سوال‌های مختلف در این حوزه هستند. آن‌ها جواب‌ها را همین الان می‌خواهند. آن‌ها جواب‌ها را سریع می‌خواهند. آن‌ها جواب‌ها را مجانی می‌خواهند. کتابی که اکنون در دست داری، دو تا از این سه خواسته را برآورده می‌کند. این کتاب 99 و نیم درصد سوالی را که هر فروشنده‌ای از خود می‌پرسد جواب می‌دهد ـ جواب‌هایی کاربردی که هم گره‌گشا هستند، هم قطعی‌کننده فروش و هم پول‌ساز!   کتاب طلایی «سین جیم‌های فروش» نوشته جفری گیتومر و ترجمه فرخ بافنده با شمارگان دو هزار نسخه در 271 صفحه به بهای 23 هزار تومان منتشر شده است.   «قدرت داشتن یک زندگی موفق» چگونه است؟ دکتر رابرت اچ. آشر یکی از برجسته‌ترین جراحان چشم در آمریکاست. او که استاد دانشگاه سین سیناتی و مدیر بازنشسته موسسه چشم پزشکی سین سیناتی، بزرگترین کلینیک خصوصی در آمریکاست، سخنوری مشهور است که جوایز و دستاوردهای بسیاری را در شش قاره از آن خود کرده است. نوارهای صوتی تصویری جراحی او در سطح بین‌المللی مخاطب داشته و تاکنون سی جایزه از جمله سه جایزه بزرگ آمریکا و اروپا را به خود اختصاص داده است.   دکتر آشر موسس مجله صوتی تصویری در علم پزشکی است، که به بیش از 150 جراح آموزش می‌دهد. او برنده دو جایزه برتر جامعه جراحان آب مروارید و عیوب انکساری در آمریکا، جایزه بینک هورست و جایزه نوآوران کلمن است. او همچنین برنده جایزه «دستاورد یک عمر» از آکادمی چشم پزشکان آمریکاست. دکتر آشر، پدر و همسری فداکار و همچنین ورزشکار، موسیقی‌دان، مربی و مولف مجموعه‌ای از کتاب‌های کودکان است. او همچنین از سرطان کلیه که سرآغاز این کتاب است، جان سالم به در برده و در این کتاب که ابتدا آن را به همکارانش نیز اختصاص داده، درس‌هایی را که در زمینه کسب موفقیت، تعادل و رضایتمندی با همان الفبای واقعی زندگی آموخته است با دیگران سهیم می‌شود.   شاید کتاب در ابتدا اندکی اغراق آمیز به نظر آید و این سوال به ذهن برسد که مگر این همه دستاورد و موفقیت در یک عمر میسر می‌شود؟ آری میسر است ولی به قیمت تلاش و تمرکز بی وقفه روی هدف.   کتاب «قدرت داشتن یک زندگی موفق» نوشته رابرت اچ.آشر و ترجمه سارا افراز با شمارگان هزار و 100 نسخه در 139 صفحه به بهای 10 هزار تومان منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Jul 2018 05:07:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263186/همه-چیز-درباره-سین-جیم-های-فروش-قدرت-داشتن-یک-زندگی-موفق کتابی که برای یک انسان ملحد و موحد محکمه می‌گذارد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263205/کتابی-یک-انسان-ملحد-موحد-محکمه-می-گذارد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «میان رشتگی در الهیات و کلام (مساله شر» نوشته پیترفان اینواگن به ترجمه منصور متین از سوی انتشارات میان رشته‌ای منتشر شده است. ماجرای شکل‌گیری کتاب ریشه‌دار است. در اواخر قرن نوزده میلادی، متفکری حقوقدان و سیاستمدار به نام لرد آدام گیفورد که استاد الهیات و عضو مجلس سنای اسکاتلند بود، موقوفه‌ای از خود بر جای گذاشت که هر ساله بخشی از درآمد آن برای برگزاری نشست‌های علمی در چند دانشگاه مانند گلاسکو، ایدنبورو و سنت آندورز صرف می‌شود.   کتاب حاضر نیز شامل سلسه سخنرانی‌های هشتگانه‌ای است که پروفسور فان اینواگن استاد فلسفه دانشگاه نوتردام، در سال 2003، در دانشگاه سنت آندورز و مطابق سنت گیفورد ایراد کرده است. گفتارهای مذکور نهایتا در سال 2006 تدوین، ویرایش و با افزودن توضیحاتی تحت همان عنوان ـ‌یعنی «مساله شر»ـ منتشر شده است. گفتارهای 3-1 کتاب، با طرح تعابیر مختلف از شر و نیز بحث‌هایی درباره صفات خداوند، مبادرت به شبیه‌سازی یک محکمه فکری فلسفی قدیمی می‌کند که در آن انسان ملحد و انسان موحد به نقد براهین همدیگر درباره شرور می‌پردازند.   در گفتارهای 6-4، خود نویسنده یا سخنران نیز وارد پاسخگویی به انسان موحد فرضی می‌شود که سعی دارد با تکیه بر بحث اختیار ناسازگاری وجود شرور واقعی در دنیای ما را حل کند. بنابراین از زبان انسان ملحد براهین اختیار را تخریب می‌کند. برای نمونه مثال‌هایی در کتاب آمده است که درباره اختیار اطلاعاتی را به خواننده ارائه می‌هد. الف) اختیار با جبر باوری ناسازگار است؛ ب) اختیار با بحث علم پیشین الهی سازگاری ندارد؛ ج) رویدادهای فاقد عامل انسانی مانند زلزله و بلایای طبیعی‌ـ اصطلاحا شر طبیعی ـ وجود دارند که ربطی به اختیار بشر ندارد! در این راستا نمونه‌های مشخصی از رنج و آلام دهشتناک را بررسی می‌کند که در آن بشر صاحب اختیار یا حتی حیوانات مقصر نیستند. حتی چشم‌انداز بحث را به وسعت تاریخ طبیعی و سرنوشت حیوانات گسترش می‌دهد تا درباره رنج‌های و بلایایی که کشیده‌اند به پرسشگری بنشیند. بالاخره در دو گفتار 7 و 8 کتاب است که مولف دیدگاه نهایی خود را آشکار می‌کند. ابتدا با یک سری مقدمات و استدلات می‌کوشد که ـ‌ بدون کمک از بحث وجود خدا ـ به نتایج منطقی در زمینه شرور برسد. اما به طور مشخص در گفتار 8 اصل بحث را متوجه خداوند می‌کند که به زعم او باید آیات و نشانه‌هایی از خود بر جای می‌گذاشت تا همه متقاعد شوند. نویسنده ریشه همه مشکلات را عدم پاسخگویی خداوند به واسطه نهان بودن و غیبت از چشم موجودات بشری می‌رساند و به طور غیر مستقیم اثبات عقلانی برخی صفات الهی مانند عدل را از طریق عقلی غیر ممکن می‌بیند. این همان چیزی است که باعث شده بود، در اوایل کتاب فهرست صفات خداوند را ـ از منظر ادیان و مکاتب مختلف ـ متنوع و متفاوت نشان دهد! کتاب «میان رشتگی در الهیات و کلام (مساله شر» نوشته پیترفان اینواگن به ترجمه منصور متین با شمارگان 500 نسخه در 326 صفحه به بهای 20 هزار تومان از سوی انتشارات میان رشته‌ای منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Mon, 16 Jul 2018 04:51:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/263205/کتابی-یک-انسان-ملحد-موحد-محکمه-می-گذارد نظم اجتماعی و سیاسی عادلانه خروجی اساسی نظام اسلامی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263230/نظم-اجتماعی-سیاسی-عادلانه-خروجی-اساسی-نظام-اسلامی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- جلال حیران‌نیا: یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در علوم انسانی و به‌ویژه در علم سیاست مفهوم عدالت است. اهمیت عدالت و نقش تعیین‌کننده آن در اجتماع غیرقابل انکار است. بر همین اساس است که بخشی از نظام اندیشه‌ای فلاسفه و اندیشمندان به مبحث عدالت اختصاص دارد. اگرچه برخی از جمله روشنفکران ایرانی نظریه عدالت را در اندیشه سوسیالیستی و کمونیستی دنبال می‌کردند ولی متفکرانی چون «جان رالز» و «رابرت نوزیک» در سنت فکری لیبرال نظریه‌های عدالت خود را مطرح کرده‌اند که مورد توجه نیز قرار گرفته است. در دین اسلام هم این بحث از نظر دور نمانده و تعداد 29 آیه از آیات قرآن مستقیماً درباره عدالت نازل شده است و حدود 290 آیه دیگر هم در مورد ظلم که ضد عدالت است، نازل شده است. در مجموع می‌توان ادعا کرد که حدود یک دهم از آیات قرآن یا به طور مستقیم و یا به طور غیرمستقیم به این بحث اشاره دارند و این امر نشان‌دهنده اهمیت آن در دین اسلام است. پروفسور حسین عسکری، استاد اقتصاد اسلامی از جمله متفکران معاصر است که مطالعات گسترده‌ای در باب عدالت از منظر اسلام انجام داده است. کتاب جدید وی نیز به این مهم می‌پردازد. خبرنگار ایبنا با وی گفت‌‌وگو‌یی کرده که در ادامه آمده است: حسین عسکری، مشاور وزیر دارایی (۱۹۷۸ میلادی) و مشاور ملک عبدالله پادشاه پیشین عربستان سعوی است. از عسکری به عنوان معمار اقتصاد عربستان نیز یاد می‌کنند. بنا بر اعلام «بانک نیویورک»، عسکری اولین کسی بود که کاهش قیمت نفت به ۴۰ دلار را در برهه‌ای که قیمت آن به بالای ۱۰۰ دلار رسیده بود، پیش‌بینی کرد. وی استاد تجارت بین‌الملل و امور بین‌المللی دانشگاه جرج واشنگتن آمریکا و رئیس مؤسسه تحقیقات و مدیریت جهانی است. عسکری رئیس پیشین دپارتمان تجارت بین‌الملل دانشگاه جرج واشنگتن نیز بوده است. زمینه تخصصی و بحث‌های او در دانشگاه جرج واشنگتن بر اقتصاد، توسعه سیاسی و انسانی در خاورمیانه، اختلافات و جنگ‌ها در خاورمیانه، اقتصاد سیاسی نفت و اقتصاد اسلامی متمرکز است. از سوابق اجرایی وی می‌توان به دو و نیم سال فعالیت در هیئت اجرایی صندوق بین‌المللی پول اشاره کرد. او در زمینه‌ سیاست‌ توسعه اقتصادی، سیاست‌های نفتی و اقتصاد و تجارت بین‌الملل مشاور وزیران دارایی، رؤسای بانک‌های مرکزی، وزیران نفت و دیگر مقامات در خلیج فارس بوده است. عنوان کتاب جدید شما چیست و چه زمانی منتشر می‌شود؟ عنوان کتاب جدید من که به اتفاق دکتر عباس میرآخور آن‌را تهیه کرده‌ام، «نظریه‌های قدیم و معاصر عدالت: یک دیدگاه اسلامی» است که امیدواریم اوایل سال 2019 منتشر شود. تمرکز و فرضیه شما در این کتاب چیست؟ ما در این کتاب نظریه‌های عدالت را از دو هزار سال قبل از میلاد مسیح تاکنون با ترتیب تاریخی آن بررسی می‌کنیم. در طی این مسیر، ما در مورد نظریه عدالت اسلامی که در قرآن کریم آمده و در قرن هفتم توسط پیامبر اسلام تفسیر شده است، بحث می‌کنیم. پس از بررسی نظریه عدالت اسلامی ما تئوری‌هایی که از وحی قرآن پیروی کردند مقایسه می‌کنیم. تفاوت عمده بین نظریه عدالت اسلامی با سایر نظریه‌های عدالت در این است که اسلام مذهب مبتنی بر قاعده و قانون است و جامعه عادلانه از نگاه این مذهب در صورتی به وجود می‌آید که قوانین آن اجرا شود. مبنای قرآن برای عدالت این است که جوامع نیازی به تئوری جداگانه‌ای از عدالت ندارند مانند تئوری‌هایی که توسط مارکس، رالز و دیگران مورد حمایت قرار می‌گیرند، اما انطباق با قوانین رفتاری که در قرآن بیان شده و توسط پیامبر اکرم(ص) تفسیر شده، ظهور عدالت را به عنوان نتیجه طبیعی عملکرد یک جامعه سازگار با قانون تضمین می‌کند. بنابراین، عدالت و یک نظام اجتماعی و سیاسی عادل، خروجی مبنایی نظام اسلامی است؛ اگر مسلمانان قوانین الهی را اجرا کنند. به سادگی می‌توان گفت، یک جامعه زمانی عادل است اگر حاکمان و مردم در راستای قانون حرکت کنند. همان‌طور که امام علی بن ابیطالب(ع) گفته است، عدالت یا عدل به معنای واقعی کلمه به معنی قرار دادن چیزها در محل درست آن‌ها است و همچنین رفتار عادلانه با دیگران را نیز در بر می‌گیرد. به عبارت دیگر، اسلام دو پیشنهاد ساده برای یک جامعه عادل دارد: 1. قرار دادن چیزها در جایگاه درست خود و 2. دادن حق هر کس به خودش. اولی می‌تواند با دومی ادغام شود. جایگاه حقوقی و حقوق مناسب با رعایت قوانین تضمین می‌شوند. ضرورت نوشتن این کتاب چه بود؟ ما در زمانی زندگی می‌کنیم که در گوشه و کنار جهان شاهد بی‌عدالتی هستیم. بگذارید برای شما مثالی بزنم سه تن از ثروتمندترین مردان در ایالات متحده - «جف بزوس»مدیر عامل آماوزن، «بیل گیتس» مدیر عامل شرکت مایکروسافت و «وارن بافت» مدیرعامل هلدینگ برکشایر هاتاوی - جمعا دارای ثروت هستند که برابر با ثروت مجموع 50٪ از مردم آمریکا یا بیش از 150 میلیون نفر است! من به ثروت این سه مرد غبطه نمی‌خورم. آنها بدون فساد به این ثروت دست یافته‌اند، «بزوس» با خرده فروشی، گیتس با نرم‌افزار کامپیوتر و بافت با سرمایه‌گذاری. در مورد گیتس، او بیش از 99 درصد ثروت خود را به خیریه داده یا خواهد داد و با همسرش وقت خود را به این امر اختصاص داده تا اطمینان حاصل کند که هدیه آنها به گونه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد که حداکثر سود را داشته باشد. علاوه بر این، گیتس بسیاری از ثروتمندان آمریکایی را تحریک می‌کند حداقل 50 درصد از ثروت خود را به خیریه اختصاص دهند. آیا این توزیع ثروت عادلانه است؟ خوب، به نظر من، اگرچه بیل و ملیندا گیتس بیش از هر گونه توزیع رسمی ثروت که می‌توانست به دست آید، تلاش می‌کنند، اما هنوز هم ناعادلانه است، زیرا اکثر افراد ثروتمند بیل و ملیندا گیتس نیستند. اکثر انسان‌ها خودخواه و ثروت‌اندوز هستند، چیزی که ما همه جا شاهد آن هستیم. برگردیم به اسلام، فقط به جهان اسلام نگاه کنید. آیا عدالت در جهان اسلام امروز وجود دارد؟ جواب ساده قصعاً «نه» است. در جهان اسلام امروزی ثروت مفرط در کنار تنگدستی وجود دارد. این در حالی است که اسلام انباشت ثروت و زندگی باشکوه را منع می‌کند و از ریشه کن کردن فقر حمایت می‌کند. به همان اندازه این واقعیت مهم است که بسیاری از ثروت‌های گسترده در جهان اسلام از اقدامات فاسد و دسترسی غیر قانونی و ترجیحی به منابع طبیعی - یعنی نفت و گاز بدست آمده است. در اصل، در حالی که ثروت بیل گیتس عظیم است و هیچ‌کس نباید ثروت زیادی را کنترل کند، منبع ثروت او شرافتمندانه بوده و آن را بیشتر از هر مسلمان ثروتمندی که من در این سیاره می‌شناسم به اشتراک می‌گذارد. شرمنده‌ام! باید صریح بود، زیرا هیچ راهی برای گفتن این واقعیت وجود ندارد. به طور کلی، اکثر مسلمانان توصیه‌های اسلام مانند نماز روزانه و روزه گیری در ماه مبارک رمضان را اجرا می‌کنند، اما زمانی که اسلام مطالبات رفتاری خود را بیان می‌کند مانند نابودی فساد و به اشتراک گذاشتن ثروت به آن بی توجه هستند. دلیل اینکه همه این موارد مهم است این است که عدالت چسبی است که جامعه را نگه می دارد و به ما امید می‌دهد. وقتی بی عدالتی فراگیر می‌شود، مردم امیدشان را از دست می‌دهند، و جامعه به آرامی به سمت تعارض با خود حرکت می‌کند و سقوط می‌کند. ]]> علوم‌انسانی Sun, 15 Jul 2018 11:14:02 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263230/نظم-اجتماعی-سیاسی-عادلانه-خروجی-اساسی-نظام-اسلامی تهرانی بازمانده از مادها و هخامنشیان/پرسه در دارالخلافه http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263125/تهرانی-بازمانده-مادها-هخامنشیان-پرسه-دارالخلافه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- داریوش شهبازی از سال 1367 درباره تاریخ، فرهنگ، جغرافیا، آداب و رسوم و خلاصه هر آنچه که به تهران مربوط می‌شود، پژوهش کرده است و حاصل این سال‌ها کار، مجموعه‌ای مفصل و نزدیک به بیست جلد کتاب شده که متاسفانه هنوز به مرحله انتشار نرسیده و این امر شدنی نیست مگر با حمایتی مسئولان دولتی و شاید؛ شهرداری تهران.  با داریوش شهبازی درباره کم و کیف این پروژه گفت و گویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید: پژوهش گسترده شما درباره تهران با چه نامی شناخته می‌شود؟ «تهران‌نامه» کتاب بسیار حجیمی است که وسعت یک دانشنامه را دارد منتها چون با برخی از مسائل و چهارچوب‌های دانشنامه‌نگاری تفاوت‌هایی دارد، نامش را «تهران‌نامه» گذاشته‌ام.  در نزدیک  به سی سالی که به پژوهش  این کتاب پرداخته‌ام، به اسامی مختلفی رسیده‌ام. یک زمانی من ستونی در یکی از روزنامه‌های تهران داشتم با نام «پرسه در دارالخلافه». زمانی نامش را «فرهنگ تاریخ تهران» گذاشتم و زمانی «دانشنامه تاریخ و جغرافیای تهران» اما در نهایت نام «تهران‌نامه» را برای آن برگزیدم که شامل تمام این موارد می‌شود.          آتشکده‌ای از دوره ساسانیان نزدیک کوه آهار از چه دوره تاریخی به شهر تهران پرداخته‌اید؟ از ابتدای تاریخ این محدوده، از زمان‌های قدیم، از دوره مادها و هخامنشیان آثاری در اینجا داریم. نزدیک کوه آهار و شکرآب، یک پرستشگاه آناهیتا است و حتی از قبل از زمان ساسانیان، پرستش‌گاه‌هایی در اطراف وجود دارد ک به آئین میترائیسم مربوط است. من از منابع تاریخی مختلف، منابع یا متونی را پیدا کرده و شروع به نوشتن کرده‌ام تا دوره معاصر. تهران، فقط تهران دوره ناصری که مرکز شهر فعلی را در برمی‌گیرد، نیست. یا تهران صفوی که خیلی کوچکتر از حصار ناصری است. تهران بزرگ، تمام آبادی‌های قدیم را شامل می‌شود. من به لحاظ جغرافیایی تا نزدیک شهرری، کرج یا دماوند پیش رفتم. بنابراین«دانشنامه تهران» تمام دوره‌های تاریخی را شامل می‌شود و علاوه بر این بر وسعت مکان هم توجه دارد. تاریخ تهران در صد و اندی سال پیش، به سه دوره تقسیم می‌شود؛ دوره قاجار که مواجهه با مدرنیته است. دوره رضاشاه و محمدرضا شاه که دوره دولت مدرن است و دوره 40 سال اخیر که در دانشنامه با نام انقلاب اسلامی شناخته می‌شود. تهران در دوره قاجار، تغییر و تحولاتی را تجربه کرد که تلگراف، تلفن، سینما، دوچرخه، ماشین، هواپیما و... هر کدام این‌ها پیامدهای خاص خودش را داشت. مثلا ورود ماشین، منجر به خیابان‌کشی شهر شد. پیش از آن، حیوانات و چهارپایان و درشکه و گاری در شهر آمد و شد داشتند. در دوره رضاشاه هم تهران با دولت مدرن مواجه شد. بسیاری از ادارات ما به صورت اصولی شکل پیدا کرد و ارتش نوین تشکیل شد. در دوره انقلاب اسلامی هم با جمعیت زیاد و مهاجرت مواجه شد و خانه‌سازی‌های خیلی وسیع که ناگهان معماری تغییر کرد و رفتار مردم هم عوض شد. تهران نامه تنها مرجعی است که نسبت به حفظ و ضبط فرهنگ تهران قدیم همت گمارده است. شیوه چاپ و گردآوری و تدوین این کتاب هم، یک شیوه متدیک و ارزشمند است. به لحاظ موضوعی «تهران نامه» شامل چه مواردی می‌شود؟ کلیه جنبه‌های مادی و معنوی شهر تهران راشامل می‌شود؛ باغ‌ها، گورستان‌ها، اشخاص و نامداران، ورود نشانه‌های انقلاب صنعتی، رودها، کوه‌ها، بادها و... و به طور کلی  اطلاعات بسیار وسیعی را شامل می‌شود. علاوه بر این‌ها، اتفاقات سیاسی و اجتماعی را شامل می‌شود؛ انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامی، کمیته مجازات و بمباران مجلس و... هم در این کتاب آمده است. علاوه بر این‌ها به آداب زندگی، شامل غذا، لباس، رنگ‌ها، آرایش زنان، رسوم و آئین‌ها، شیوه استحمام، حمام عمومی، آب شرب تهران و... نیز پرداخته‌ام.   از چه منابعی برای نوشتن «دانشنامه تهران» استفاده کرده‌اید؟ منابع مورد استفاده برای این کتاب، خیلی متنوع و وسیع است؛ کتب و متون قدیم. بسیاری از موارد را از سفرنامه‌های اروپائیان جمع‌آوری کرده‌ام. چون برای آنها، فرهنگ و زندگی ما عجیب بوده و همه چیز را می‌نوشتند. البته تنها اروپائیان ننوشته‌اند، ژاپنی‌ها و هندی‌ها هم سفرنامه ایران را نوشته‌اند. عثمانی‌ها هم. علاوه بر این‌ها پژوهش‌های افرادی نظیر ستوده و کریمیان و ... هم مورد توجه قرار گرفته است. تک‌‌ نگاری‌هایی هم در این زمینه انجام شده است. علاوه بر این‌ها؛ مطالعات میدانی خود من که ظرف این سی‌سال به خیلی از جاها رفته‌ام و با افراد محلی گفت‌وگو کرده‌ام یا از وجه تسمیه محل‌ها جویا شده‌ام. از این گفت‌وگوها به عنوان تاریخ شفاهی استفاده کرده‌ام. از مهم‌ترین منابع دانشنامه تهران، مطالب میدانی خودم است.   کاربرد این دانشنامه چیست؟ «تهران‌نامه» مرجعی است که به درد همه می‌خورد؛ پژوهشگران، معلمان، هنرمندان و سینماگران. مثلا شکل تاریخی لباس‌ها، نحوه غذاخوردن و... که در برخی از آثار سینمایی و تلویزیونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مثلا ما نمی‌دانیم تهرانی‌ها، از کی قاشق و چنگال استفاده کرده‌اند و از کی میز و صندلی به خانه‌ها راه پیدا کرد. ورود میز و صندلی به دوره قاجار برمی‌گردد. البته باید تاریخ دوران باستان را از تاریخ جدید جدا کنیم. در دوران باستان، در جامعه دربار و برخی از طبقات اجتماعی، قاشق و چنگال و لیوان و...استفاده می‌شد. یا این که لباس مردم، آرایش مردان، ظروف و... چگونه بود؟ قراول‌خانه‌ها، سربازخانه و ...به چه نحوی فعالیت می‌کردند؟ غسال‌خانه‌های تهران کجا بود؟ مرده‌ها را چگونه حمل می‌کردند؟ تا پیش از این، یک منبع جامع در این زمینه وجود نداشت. فقط لغت‌نامه دهخدا بود که به برخی از واژه‌ها و نام‌ها توجه داشت. یا علامت‌گذاری محله‌های مختلف تهران یا گسل‌ها و باغ‌ها و... تهران، طی دوره کوتاهی، تمامی آبادی‌های اطراف خود را مانند هیولایی بلعیده و آنها را به محلات پایتخت افزوده است. مثلا کن، پیش از این یک آبادی جدا از تهران بود. در اواخر 1340، شهر تهران، همان خیابان‌های اطراف توپخانه بود. وقتی از شمیران به تهران می‌آمدید، بسیاری از زمین‌های بین راه بیابان بود. و تا قبل از 1350 بسیاری از آبادی‌هایی که اکنون یک محله شده‌اند، از تهران جدا بود. اما این هجوم ویرانگر، هم فرهنگ روستا را تغییر داد و هم فرهنگ شهر را. خیلی دور نیست که مردگان آبادی‌های اطراف تهران، در گورستان‌های محلی دفن شوند. در حالی که کارشناسان رضاشاه، برای گورستان بهشت زهرا، صد سال عمر پیش‌بینی کرده بودند. اما اکنون بعد از سی سال پر شده است. کما این که فرهنگ شهری هم تغییر کرده است. تهران‌نامه سنت‌ها، شیوه معماری، شیوه زندگی، اعتقادات و دیگر مسایل مربوط به شهر تهران را مثل یک موزه در خودش ضبط کرده است و می‌تواند به سوالاتی که متعلق به تاریخ و جغرافیای شهر تهران است، پاسخ دهد. پس آیا می‌توان گفت که این کتاب، منبع مردم‌شناسی و تاریخ تهران است؟ مردم‌شناسی را هم در برمی‌گیرد، ولی فقط این نیست. چرا «تهران‌نامه» تا کنون چاپ نشده است؟ من در دوره‌ای که آقای قالیباف مسئولیت شهرداری تهران را به عهده داشت، با او صحبتی کردم برای چاپ این کتاب. چون شهرداری یا شورای شهر برای انتشار چنین کتابی باید پیش‌قدم شوند. آقای قالیباف هم به معاونت فرهنگی شهرداری دستور انجام این کار را دادند. اما در جلسه معاونت فرهنگی برخوردی که شد چندان در راستای من نبود. امروز هم دیگر آن قدر مشکلات اقتصادی هست که همه می‌گویند شهرداری برای مسائل فرهنگی بودجه ندارد. از طرف دیگر، ناشرین هم قادر به چاپ این کتاب نیستند. باید نهادهای دولتی با حمایت‌های مالی قوی نسبت به انتشار آن اقدام کنند که متاسفانه تا کنون موفق به انجام آن نشده‌ایم. ]]> علوم‌انسانی Sun, 15 Jul 2018 04:01:12 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263125/تهرانی-بازمانده-مادها-هخامنشیان-پرسه-دارالخلافه علوم انسانی دغدغه شریعتی نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263197/علوم-انسانی-دغدغه-شریعتی-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی شبکه چهار سیما، اولین مناظره زنده تلویزیونی برنامه زاویه در سری جدید به موضوع علی شریعتی؛ روشنفکری و علوم انسانی اختصاص داشت.   در این برنامه که چهارشنبه بیستم تیرماه با اجرای حبیب‌الله رحیم‌پور به روی آنتن شبکه چهار سیما رفت، تقی آزاد ارمکی، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و سیدجواد میری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به مناظره درباره نسبت روشنفکری و علوم انسانی پرداختند. در میانه برنامه عبدالحسین کلانتری، دانشیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران نیز به صورت تلفنی به میهمانان پیوست. آزاد ارمکی در ابتدای بحث خود گفت: سرنوشت علوم انسانی در کشور ما قرار بود به گونه دیگری رقم بخورد. ورود روشنفکری به جامعه و دانشگاه ما به معنای بقای روشنفکری نیست. روشنفکر واقعی کسی است که دغدغه جامعه را دارد و نگران مردم است. دکتر شریعتی قرار بود منشاء کنشگری فرهنگی و سیاسی بشود ولی ما در صحبت‌هایمان بدون اعتنا به این موضوع درباره شریعتی حرف می‌زنیم و فکر می‌کنیم دغدغه شریعتی ساماندهی و جامعه شناسی بوده است، در حالی که این طور نیست. عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه دغدغه دکتر شریعتی اصلا علوم انسانی نیست، گفت: وی به هیچ کدام از سئوالات اساسی جامعه‌شناسی پاسخ نداده است. به عنوان مثال شریعتی به بحث‌هایی مثل دموکراسی و بورژوازی کاری ندارد. وی افزود: شریعتی اصلا دغدغه‌اش علوم انسانی اسلامی نیست. او یک روشنفکر دینی بود و در ابتدا هم جایش در کنار روحانیت و وظیفه‌اش اصلاح‌گری دینی بود اما ما بعد از انقلاب از او تصویر دیگری ساختیم و او را مقابل روحانیت قرار دادیم. به عقیده من اولین و اصلی‌ترین نزاع علم، نزاع با شبهه علم و سیاست است. روشنفکرها یکی از همین مزاحم‌های شبهه علمی هستند. نکته‌ای که ما نباید فراموش کنیم این است که شریعتی را باید در جای خودش بخوانیم و بفهمیم. در ادامه این بحث سیدجواد میری گفت: من با بخش زیادی از صحبت‌های دکتر آزاد همدل هستم اما ما باید پیش از هر چیزی فهم خودمان را از چیستی جامعه‌شناسی و کیستی جامعه‌شناس بدانیم. می‌توان جامعه‌شناس را به مثابه یک دانشمند، می‌توان به مثابه یک فرد انقلابی و یا به مثابه یک فرد حرفه‌ای تلقی کرد. جامعه‌شناس دو حیث دارد؛ یک حیث روشنفکری و یک حیث تجزیه و تحلیل کردن. وقتی ما درباره شریعتی حرف می‌زنیم باید مفروضات خود درباره جامعه‌شناسان را مشخص کنیم. بنده با صحبت دکتر آزاد موافق هستم که در دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های ما سیطره سیاست چنان گسترده شده که مدیریت‌های علمی را غرق کرده است. آزاد ارمکی در پاسخ به میری گفت: اینکه فهم ما از جامعه‌شناسی چیست احتیاج به درس و کلاس دارد و اینجا جای بحثش نیست. جامعه‌شناسی تدریس کتاب، سر کلاس آمدن، تالیف و تحقیق نیست. متاسفانه امروز بخش اعظم جامعه شناسان ما کارمندان دولت هستند. مثل بخش اعظم دکترها که کارمند دولت هستند. جامعه‌شناس کسی است که توانایی فهم وضعیت و اتفاقات تاریخی را داشته باشد ولی مسئله دکتر شریعتی اصلا ایران نیست و دستگاه کلی شریعتی دستگاه جامعه شناسی نیست بلکه او یک نظام ایدئولوژیک می سازد. ما امروز مسائل را نمی توانیم حل کنیم چون یک فرمول تکراری داریم که آن را مرتب تکرار می‌کنیم. میری در ادامه این بحث خطاب به آزاد ارمکی گفت: شما تصویری که از شریعتی ارائه می‌دهید به مثابه معلم انقلاب است در حالی که این یک برساخت از دکتر شریعتی است. متاسفانه نوشریعتی‌های امروز با متن شریعتی کاری ندارند و او را به نفع خود مصادره می‌کنند. خود شریعتی هیچ وقت خودش را روشنفکر دینی ندانسته و این تصویری که از او وجود دارد یک برساخت از شریعتی است. آزاد ارمکی در پاسخ به میری گفت: جامعه‌شناسی که فهم توصیف واقعیت را نداشته باشد، جامعه‌شناس نیست. در میانه این بحث عبدالحسین کلانتری به صورت تلفنی وارد بحث شد و در بخش‌هایی از صحبت‌هایش گفت: ما امروز به ترکیب مناسبی از دغدغه مندی و کار آکادمیک احتیاج داریم  که نه در دام ایدئولوژی بیافتیم  نه در دام کارمندان دانشگاهی. آزاد ارمکی در ادامه این بحث گفت: من شریعتی را ساکن علوم انسانی نمی‌دانم ولی معتقدم که برای علوم انسانی سوغاتی داشته است. چیزی که مشکل جامعه‌شناسی را روشن می‌کند تاریخ، اقتصاد، حقوق و... است. چون در جامعه‌شناسی مسائل را به واقعیت ارجاع می‌دهیم و وقتی برای ارجاع به جای واقعیت با توهم مواجه شویم مشکل جامعه شناسی روشن می‌شود. میری خطاب به آزاد ارمکی گفت: جامعه‌شناس باید منطق تحولات جامعه را بفهمد. شما می‌خواهید شریعتی را در دهه ۴۰ و ۵۰ فریز کنید. به نظر شما چرا در دهه ۷۰ و ۸۰ خوانش جدیدی از شریعتی صورت نگرفته، چون ما با سیطره امر سیاسی مواجه هستیم. در حالی که این مناظره ادامه داشت وقت برنامه به پایان رسید و مجری برنامه با ارائه جمع بندی از بحث برنامه را به پایان رساند. سری جدید برنامه زاویه به تهیه کنندگی علی خواجه و سردبیری محمدجواد قنبری چهارشنبه‌ها ساعت ۲۱ به صورت زنده از شبکه ۴ سیما پخش می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Sat, 14 Jul 2018 09:11:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263197/علوم-انسانی-دغدغه-شریعتی-نیست فراستخواه از «بومی‌گرایی در ایران» با توجه به آثار نراقی می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263195/فراستخواه-بومی-گرایی-ایران-توجه-آثار-نراقی-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گروه علمی تخصصی جامعه‌شناسی ایران انجمن جامعه‌شناسی ایران چهارمین مرحله همایش جامعه‌شناسان ایرانی و جامعه ایرانی را با موضوع بررسی و نقد آثار و افکار و کوشش‌های علمی و اجتماعی احسان نراقی برگزار می‌کند. مقصود فراستخواه در این نشست قرار است از «بومی‌گرایی در ایران: صحیح و غلط‌ انداز» سخن بگوید. علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند دوشنبه 25 تیرماه ساعت 17 تا 19 به نشانی بزرگراه جلال آل احمد، پل گیشا، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نیم طبقه اول، سالن کنفرانس انجمن جامعه‌شناسی ایران مراجعه کنند. ]]> علوم‌انسانی Sat, 14 Jul 2018 08:48:33 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/263195/فراستخواه-بومی-گرایی-ایران-توجه-آثار-نراقی-می-گوید «سیر تحول تاریخی مفاهیم شهروندی و حقوق شهروندی» روی میز منتقدان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263188/سیر-تحول-تاریخی-مفاهیم-شهروندی-حقوق-روی-میز-منتقدان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ نشست نقد و بررسی کتاب «سیر تحول تاریخی مفاهیم شهروندی و حقوق شهروندی» دوشنبه 25 تیرماه در سرای اهل قلم برگزار می‌شوند. فریدون جعفری، نادر شکری و عطاالله صالحی درباره این کتاب سخن خواهند گفت. علاقه‌مندان برای شرکت در این مراسم می‌توانند از ساعت 16 تا 18 به نشانی خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر شماره دو، سرای اهل قلم مراجعه کنند. ]]> علوم‌انسانی Sat, 14 Jul 2018 07:48:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263188/سیر-تحول-تاریخی-مفاهیم-شهروندی-حقوق-روی-میز-منتقدان تفکر دگم ایرانی‌ها و اشتباه در فهم فوکو http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263174/تفکر-دگم-ایرانی-ها-اشتباه-فهم-فوکو خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- نخستین تک‌نگاری تالیفی درباره منظومه فکری میشل فوکو از سوی ایرانیان کتابی به نام «فوکو: دانش و قدرت» تالیف دکتر محمد ضیمران است که برای نخستین بار در سال 1377 از سوی نشر هرمس منتشر شد. در آن دوران به جز یکی دو کتاب ترجمه‌ای منتشر شده درباره فوکو، هیچ کتاب دیگری در بازار اندیشه درباره این اندیشمند وجود نداشت و آثار فوکو نیز هنوز به فارسی منتشر نشده بودند. به باور ضیمران پیش از انتشار این کتاب و همچنین آثار خود فوکو، در ایران بسیاری به صورت افواهی نام او را شنیده بودند و درباره‌اش صحبت می‌کردند. همچنین تا دوره‌ای نیز فوکوخوانی در ایران متاثر از مطالعات آمریکایی درباره فوکو بود. ضیمران در دوران حضور خود در آمریکا نیز روی اندیشه‌های فوکو پژوهش کرده و بر مبنای آنها در یک کلاس دانشگاهی نیز تدریس کرده است. درباره مواجهه ایرانیان با اندیشه‌های فوکو و همچنین تاثیر خوانش آمریکایی‌ها از فوکو بر مطالعات ایرانیان، با ضیمران به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه آن را مطالعه خواهید کرد. نخستین تک‌نگاری ایرانیان درباره نظام فکری میشل فوکو کتاب «فوکو: دانش و قدرت» به قلم شماست. این کتاب با چه هدفی تالیف و منتشر شد؟ پس از بازگشت به ایران، متوجه شدم در کشور همه به میشل فوکو علاقه دارند و در روزنامه‌ها و نشریات مختلف درباره او می‌نویسند. ابتدا گمان کردم که درباره فوکو بسیار می‌دانند، اما پس از اینکه با طیف‌های مختلفی علاقه‌مند به فوکو طرف شدم به اشتباه خود پی بردم. آنها حتی به منابع هم دسترسی نداشتند و حتی یک کتاب از فوکو هم در دست‌شان نبود. سوال مهمی برایم ایجاد شد چگونه است که عده‌ای به اندیشمندی علاقه دارند، اما هیچ منبعی برای مطالعه درباره آن اندیشمند نداشته‌اند. بعدها به این نتیجه رسیدم که این جریان به فرهنگ شفاهی حاکم بر ایران بازمی‌گردد. ما آدم‌هایی شفاهی هستیم و همه چیز را به صورت گوشی بهتر متوجه می‌شویم. من در کلاس‌های مختلف درباره این مساله شفاهی بودن و «فرهنگ نانویسا» حرف زده‌ام. ما به این خو کرده‌ایم که راجع به فیلسوف‌ها بیشتر بشنویم و درباره او افواهی یاد بگیریم. یکی دیگر از چهره‌هایی که بسیار درباره‌اش افواهی صحبت کرده و می‌کنند، هایدگر است. به خاطر دارم که در دوره‌هایی حتی یک کتاب هم از او به فارسی ترجمه نشده بود، اما همه درباره‌اش بحث می‌کردند. برای من حیرت‌آورد بود که این همه اطلاعات را از کجا آورده‌اند؟ بعد متوجه شدم که کسی مثل احمد فردید و تعدادی دیگر شمه‌ای از بحث‌های کلی را درباره هایدگر مطرح کردند و دیگران هم آن بحث‌ها را سینه به سینه و به صورت نقالی یاد گرفته و عاشق هایدگر شده بودند. درباره فوکو هم وضعیت به همین صورت بود. من چند سالی در آمریکا روی فوکو کار کرده بودم و بعد هم یک کلاس با موضوع «دانش و قدرت» برای دوره دکتری تعریف کردم که تصویب شد و من نزدیک به سه سال این مبحث را تدریس کردم. به طبع برای تدریس یادداشت‌هایی برداشته بودم. بر مبنای آن یادداشت‌ها، تصمیم گرفتم که کتابی بنویسم که درآمدی بر اندیشه‌های فوکو باشد و تمام و کمال بیان کند که فوکو چه آثاری را نوشته و منظومه فکری‌اش بر چه اساسی استوار است. هدف این بود که کتاب پرحجم نباشد و همه بتوانند آن را مطالعه کند تا اگر کسی علاقه‌مند شد به مطالعه کتاب‌های اصلی و آثار فوکو برود. به همین دلایل «فوکو: دانش و قدرت» منتشر شد و ناشر آن یعنی هرمس چند ماه پیش چاپ نهم آن را نیز روانه کتاب‌فروشی‌ها کرد. وضعیت فوکوخوانی و فوکوشناسی در آمریکا چگونه بود؟ فوکو در فرانسه هم شناخته شده بود و هم تدریس می‌شد. در دورانی که من در آمریکا حضور داشتم، ابتدا فوکو چندان شهرتی نداشت، اما پس از مدتی ناگهان کتاب‌هایش ترجمه شد. می‌دانید که وضعیت و بازار نشر در آمریکا تفاوت بسیاری با ایران دارد. وقتی مخاطبان آمریکایی به فوکو و اندیشه‌هایش علاقه‌مند شدند، مترجم بسیاری هم بودند که آثار را ترجمه کنند و همچنین ناشرانی که این ترجمه‌ها را با شمارگان میلیونی منتشر کنند. طیفی از مترجمان آمریکایی نیز فرانسوی‌الاصل با زبان مادری فرانسوی بودند و این طیف آثار فوکو را به راحتی به انگلیسی ترجمه کردند. در نهایت کار به جایی رسید که تعداد کتاب‌هایی که درباره فوکو در آمریکا منتشر شد، بسیار بیشتر از کتاب‌های فرانسویان است. اکنون رواج و گسترش اندیشه فوکو در آمریکا با فرانسه به هیچ عنوان قابل مقایسه نیست. البته این دلیل محکمی هم دارد. در آمریکا بین سه تا چهار هزار مجتمع دانشگاهی فعالیت دارند، اما اگر مجموع دانشگاه‌های فرانسه را بشمارید، از عدد هشتاد تجاوز نمی‌کند. اگر در هر کدام از آن چهار هزار دانشگاه، حتی یک استاد و مدرس هم خود را وقف تدریس و پژوهش روی اندیشه فوکو کند، بنابراین 4 هزار مدرس و مفسر آثار فوکو خواهیم داشت. به همین دلیل هم «پساساختارگرایی» در آمریکا و توسط آمریکایی‌ها ابداع شد و رواج پیدا کرد. «ميشل فوكو فراسوی ساخت‌گرايی و هرمنوتيک» نوشته هوبرت دريفوس و پل رابينو، نخستین کتاب در آمریکا بود که بسیار مورد استقبال قرار گرفت و در ایران نیز با ترجمه دکتر حسین بشیریه منتشر شد. وقتی خود فوکو این کتاب را دید، گفت که اگر خودم می‌خواستم راجع به اندیشه‌ام بنویسم به این زیبایی نمی‌شد. بنابراین در آمریکا جنبش فوکوشناسی و فوکوخوانی بسیار پویاست. برخی مشابهت‌هایی را بین جامعه ایرانی و جامعه آمریکایی در نظر گرفته‌اند. استقبال از فوکو در آمریکا نیز مانند استقبال از اندیشه‌های او در ایران بر اساس شرایط جامعه صورت گرفت؟ بله بر اساس شرایط جامعه بود. به هر حال بحث قدرت و دانش را فوکو مطرح کرد و این مساله برای عموم فعالان در عرصه نوشتن و پژوهش جذاب است. آنها می‌خواستند درک کنند که چه رابطه‌ای بین مفهوم «قدرت» با مفهوم «دانش» وجود دارد؟ فوکو با طرح اندیشه‌های خود تمام نظریات شناخته شده در مورد قدرت را زیر سوال برد، در نظریات معمول طرح قدرت از یک هرم فرضی شروع می‌شود که قدرت در راس آن قرار دارد. فوکو درست عکس این را مطرح می‌کند و می‌گوید که قدرت در ذیل این هرم است. بنابراین قدرت شبکه میکروسکوپی زیر جامعه است که اینها با هم دیگر تراکنش و فعل و انفعالات عمیقی دارند. این نظریه‌ همه را شگفت زده کرد. در قدم بعدی فوکو می‌گوید که قدرت منتشر است و متمرکز نیست. فلاسفه پیشین همه بیان کردند که قدرت در یکجا متمرکز و در واقع در راس منجمد است. فوکو قدرت را متعلق به ذیل می‌دانست که در همانجا نیز مدام منتشر و گسترده‌تر می‌شود. بنابراین راس نیز در موضوع قدرت از ذیل الهام می‌گیرد. جریان سیاسی موسوم به اصلاح‌طلب‌ها در ایران متاثر از این اندیشه در موضوع قدرت بودند؟ بله. کلام فوکو برای نظریه‌پردازان موسوم به طیف اصلاح‌طلب‌ها در ایران نیز جذاب بود. به‌ویژه برای آن دسته از این طیف که در راس قدرت نبودند. بنابراین گمان داشتند که می‌توانند با استفاده از دانش، قدرت را در کنار خود بگیرند. درک ما در ترجمه‌های فارسی از مفاهیم «گفتمان» و «دانش و قدرت» چگونه درکی است؟ لغت Discours فرانسوی و Discourse انگلیسی را بسیاری به کار برده‌اند. رنه دکارت کتابی با عنوان «Discours de la méthode» یعنی «گفتار در روش» دارد. یکی از کسانی که لغت دیسکور در عرصه فلسفه را بسیار رواج داد، دکارت بود. آقای داریوش آشوری برای دیسکور، واژه‌ای «گفتمان» را ابداع کرد. گاهی اوقات نیز برخی واژگان چون آهنگین هستند و وجه بوطیقایی والایی دارند، برای همگان به‌ویژه اهالی زبان جا می‌افتند و واژه «گفتمان» هم یکی از آن‌هاست؛ اما من متوجه شدم بسیاری این واژه را خارج از بسترهای معنایی خودش به کار می‌برند. آنها گفتمان را معادل گفت‌وگو، بیان و... نیز در نظر می‌گیرند، اما در منظومه فکری فوکو مراد از گفتمان تجمع چهار محور بود که اگر در کنار هم قرار گیرند، گفتمان شکل می‌گیرد و منتشر می‌شود. یکی از این محورها «قدرت» است. در کنار قدرت نسبتش با دانش مطرح می‌شود و همراه با اینها باید نهادی باشد که این قدرت و دانش را یکجا متمرکز کند و در نهایت ابزاری به نام زبان که قدرت و دانش را با هم مرتبط کند. این چهار عنصر وقتی در کنار هم بیایند تولید گفتمان می‌کنند. این معنی با آنچه که در روزنامه‌ها شاهد هستیم معادل واژه گفتمان به کار می‌رود بسیار تفاوت دارد. ایرانیان گفتمان را یک واژه عام می‌بینند که قابل استفاده در همه موارد و همه قرینه‌هاست، اما فوکو یک برداشت ویژه با یک فضای تداعی بسیار تخصصی از آن دارد. روش دیرینه‌شناسی دانش را در فارسی چگونه درک کردیم؟ واژه‌ای که فوکو به کار برده «Archéologie» است که ترکیبی از دو واژه یونان «آرخه» و «لوگوس» است. آرخه چند معنی دارد که مهمترین آنها به فارسی فرمانروا، قدرتمند و زمامدار است. معنی دوم آن یعنی آغاز، مبدا، بنیاد، چارچوب یا پی. لوگوس از یونانی به انگلیسی، فرانسه و آلمانی وارد شد. بنابراین آنچه به معنای دانش، شناخت، معرفت و... است، عقل هم معنا می‌دهد. پس «آخرئولوگوس» به معنای شناخت راس، شناخت بنیاد و چارچوب و شناخت گذشته هم هست. برای این ترکیب ترجمه‌های مختلفی ارائه داده‌اند. مثلا کسانی آن را به باستان‌شناسی ترجمه کرده‌اند که البته اشتباه نیست. من این عنوان را در فارسی به «دیرینه‌شناسی» ترجمه کردم که نمی‌دانم تا چه حد به معنایی که مدنظر فوکوست نزدیک می‌شود؟ به چه دلیل فوکو Archéologie را به کار برد؟ فوکو قصد داشت، معنای تاریخ رسمی را که در غرب تداوم پیدا کرد، واژگون کند. به نظرش آن تاریخ برای ما قابل مطالعه نیست و باید ابزار جدیدتری را به دست بیاوریم، چرا که پشت تاریخ عقلانیتی خوابیده که باعث می‌شود تجربه‌های منحصر به فرد در قالب آن تاریخ جای نگیرند. بنابراین تاریخی که هگل از آن یاد می‌کند اساسش نوعی خردگرایی عمیق است و فوکو با این خردگرایی به هیچ عنوان موافق نیست و آن را زیر سوال می‌برد، چرا که به زعم او ریشه این خردگرایی در سوبژکتیویته است و فوکو کارش رهایی و محورزدایی از این سوبژکتیویته است. فوکو به‌جز Archéologie آرکیالوژی، از واژه Généalogie نیز استفاده کرد. جینیالوژی همان واژه‌ای است که نیچه نیز آن را به کار برده بود و ما در فارسی آن را به «تبارشناسی» می‌شناسیم. به تعبیری تاریخ تطور اندیشه فوکو از آرکیالوژی شروع شده و آن طور که خود در جایی گفته بود، رفته رفته از آن عبور کرده و به جینیالوژی می‌رسد. من در لغت «تبارشناسی» دست برده و آن را به «دودمان پژوهی» ترجمه کردم. دودمان در فارسی بسیار معنی‌دارتر است و من به این دلیل آن را به کار بردم که از فضاهای تبارشناسی در معنای شجره‌نامه دور شود. تبارشناسی یکی از معانی‌اش رفتن به دنبال درخت نسب است. جینی در یونانی یعنی اصل و نسب، یعنی دودمان. فوکو زمانی که روش‌شناسیِ آرکیالوژی را دنبال می‌کرد دغدغه اصلی‌اش دانش، شناخت و معرفت بود، اما از زمانی که بیشتر به تامل روی مفاهیم مطرح شده از جانب نیچه روی آورد، در بحث در حوزه دانش، اولویت را به قدرت تغییر داد و تبارشناسی یا به تعبیر من «دودمان پژوهی» را برای مطالعه قدرت به کار برد. در طرح مساله قدرت هم تحت تاثیر کتاب «اراده معطوف به قدرت نیچه» بود. فوکو مقاله‌ای معروف به نام «نیچه، دودمان پژوهی (تبارشناسی) و تاریخ» دارد که به فارسی ترجمه شده و برای کسانی که می‌خواهند فوکو را بفهمند، بسیار کلیدی است. این مقاله در حدود 17 صفحه است. من روی این مقاله در آمریکا کار کردم و در حدود 400 صفحه یادداشت از آن درآمد. در ایران خواستم این یادداشت‌ها را منتشر کنم، اما دیدم کسی خریدارش نیست. اگر کسی می‌خواهد در ایران با اندیشه‌های فوکو آشنا شود، در کنار کتاب‌های اصلی فوکو مانند «تاریخ جنسیت»، «جنون و تمدن» و «مراقبت و تنبیه: زایش زندان» و... باید این مقاله را نیز بخواند. تا فراموش نکردم این نکته را هم بگویم که واژه Punish را در کتاب Discipline and Punish به تنبیه ترجمه کرده‌اند. به نظرم به تنبیه فضای تداعی محدودی دارد و به نظرم اگر به جای تنبیه از واژه «کیفر» استفاده می‌کردند بهتر بود. بیان کردید که در زبان انگلیسی بسیار بیشتر از فرانسه، شرح و تفسیر درباره فوکو نوشته شده است. درباره تحلیل فوکو از انقلاب ایران نیز کتابی منتشر شده است؟ انگلیسی زبان‌ها دو کتاب درباره ایران و فوکو نوشته‌اند، اگر درست گرفته باشم «ایران و فوکو» یا «ایران و انقلاب» اسم این دو کتاب جالب است. در فرانسه به گمانم صرفا چهار یا پنج کتاب درباره فوکو نوشته و منتشر شده است که یکی از آنها به قلم ژیل دلوز است که به فارسی هم ترجمه شده، اما در آمریکا بیش از 400 تفسیر درباره فوکو نوشته شده است. هرکدام از این مفسران از زاویه تخصص خود فوکو را بررسی کرده‌اند. به عنوان مثال در رشته حقوق کیفرشناسان درباره اندیشه‌های فوکو و کاربردش در رشته حقوق کار کرده‌اند. پزشکان، روانپزشکان، اهالی فلسفه، جامعه‌شناسان و فیلسوفان هنر نیز هرکدام از زاویه دید خود به فوکو پرداخته‌اند. بیان کردید که اصطلاح پساساختارگرایی و فوکو را در این چارچوب دانستن در آمریکا وضع شده است. در ایران نیز فوکو با اندیشه پسامدرن مطرح بود. این اشتباه در پسامدرن دانستن فوکو از آمریکا به ایران راه پیدا کرده است؟ چندان بی‌ارتباط هم نیستند، اما مهم این است که خود فوکو هم وقتی فهمید او را پست‌مدرن می‌خوانند، بسیار مخالفت کرد و چنین عنوانی را برای خود نپذیرفت. پست‌مدرنیسم هم در ایران داستان عجیب و غریبی دارد. پست‌مدرنیسم زمانی در ایران مد بود و سوتفاهم‌هایی را موجب شد و من سعی در برطرف کردن آن داشتم. ایرانی‌ها به طرز عجیبی درگیر این تفکر دگم شدند که کسانی چون فوکو نماینده انحصاری پست‌مدرنیسم هستند. در صورتی که فوکو انسان شوریده حال عجیب و غریبی بود که خود را در دل هیچ چارچوبی نمی‌دید. همان‌طور که گفتم عنوان پساساختارگرا هم از دل تفکر آمریکایی برآمد. برای آنها روش بسیار مهم است و باید حتما اسمی برای آن می‌ساختند. البته این مفهوم اشتباه نیست. در ایران درباره پساساختارگرایی هم کتاب‌های زیادی ترجمه شده است. عمر فوکو قد نداد که این اندیشه‌ها را ببیند، اما به هر حال فراموش نکنیم که پساساختارگرایی یک قالب است و کسی که در این قالب گذاشته می‌شود در اصل دورش حصاری کشیده می‌شود که بیرون آمدن از آن بسیار سخت است. اقبال ایرانیان به پسامدرنیسم و مد شدن آن از همان دوره‌ای شروع شد که صحبت از فوکو هم مد بود و به قول شما درباره آن افواهی بسیار شنیده بودند. فوکو نیز در آن دوران در اصل به عنوان یک متفکرپسامدرن مطرح شد که اشتباه بودن این طرز تلقی بنا به کلام شما از خوانش آمریکایی‌ها به ایران راه پیدا کرده است. تحلیل شما از علاقه ایرانیان به پست مدرنیسم چیست؟ علاقه به پست‌مدرنیسم به بیزاری ما از مدرنیته باز می‌گردد. به طور کلی مدرنیته به صورت یک «دیگری» یا «غیر» وارد ایران شد. مدرنیته درست زمانی مانند یک چکش در مغز ایرانیان خورد، که سپاه ایران در جنگ‌های قفقاز از روسیه شکست سختی خورد و عباس میرزا هرچه توان داشت گذاشت، اما دید که حریف روس، این دشمن کافر نمی‌شود و هرچه هم در آن دوران مردم و علما دعا کردند، اما نتوانستند این حریف سرسخت را مهار کنند. مواجهه اکنون ما با مدرنیته دقیقا همان مواجهه زمان جنگ‌های عباس میرزا با روس‌هاست.  ما از مدرنیته متنفر نیستیم، بلکه بیزاریم. مثال عینی‌ این دوست نداشتن، در مقایسه تعداد مکتوبات درباره مدرنیته با تعداد کتاب‌های منتشر شده راجع به اندیشه‌های پست‌مدرن در ایران، است. شما به عنوان یک کار پژوهشی می‌توانید این مقایسه را انجام دهید. پست مدرنیته مُدی بود که در دهه 80 در اروپا و بعد در آمریکا مطرح و بلافاصله هم دوره‌اش تمام شد و خود غربی‌ها آن را به کناری گذاشتند، اما ما فکر می‌کنیم که یک بخش عمده تاریخ با پست‌مدرنیسم آغاز شده و ما هم در آن شرکت داریم و سهیم هستیم، چرا که با انقلابمان ما پست‌مدرن شده‌ایم. مدرنیته 500 سال دستاورد بزرگ تاریخ بشریت است که به همه جا هم سرایت کرد و در همه حوزه‌ها وارد شد. شناخت مدرنیته برای همه آحاد بشر از ضروریات است. اگر ما ابعاد مختلف مدرنیته را در فلسفه، اقتصاد، جامعه‌شناسی، سیاست، زیباشناسی، هنر و... نبینیم، هیچ ارتباطی با وضع کنونی دنیا نخواهیم داشت و تقدیر تاریخی ماست که به آن بپردازیم. اما متاسفانه ما مدرنیته را به کناری گذاشته‌ و به دنبال پست مدرنیته رفته‌ایم و علل گرایش ما به پست‌مدرنیته هم به همان بیزاری بازمی‌گردد. چون ما از مدرنیته بیزاریم، پست مدرنیته را می‌بینیم که نقدی است به مدرنیته. جالب اینجاست که این نقد هم از دل همان «دیگری» سربرآورده و ما در این نقد سهیم نبوده و نسبتی با آن نداریم. نقدهای پست‌مدرنیته بر مدرنیته اصولا برای فرهنگ و جامعه غرب است و به ما ربطی ندارد.  البته از ویژگی‌هایی که به زعم فوکو، انقلاب اسلامی ایران برای جامعه به همراه می‌آورد، به پست‌مدرنیسم تعبیر کرده‌اند. ویژگی‌هایی مانند قدرت متکثر و دموکراسی‌ای که در آن هم طیف مذهبیون قدرت دارند و هم بر فرض حقوق اقلیت‌ها در آن تامین می‌شود و... فوکو دانشجویانی ایرانی داشت که مدام برای او از انقلاب ایران تعریف می‌کردند. با تعاریف آن‌ها فوکو روایت انقلاب ایران را جذاب دید و ترغیب شد که ایران و انقلاب ایران را ببیند. البته این را هم فراموش نکنیم که فوکو بن‌مایه‌ای مارکسیسیتی هم داشت، شاه ایران را نماینده حکومتی می‌دید که به آمریکا متصل است. بنابراین وقتی دانشجویان فوکو برایش از جنبش مردم ایران تعریف کردند که طیف‌های مختلفی به صحنه مبارزه آمده‌اند، ترغیب شد که از نزدیک انقلاب ایران را ببیند. عجیب آنکه فوکو با همراه و شریکش به ایران آمد و وقتی در منزل مرحوم دکتر احسان نراقی ساکن شد، همسر مرحوم نراقی به این وضعیت ایراد گرفت. بله و تازه مرحوم نراقی و همسرش از روشنفکران جامعه بودند و دیدگاه‌های مذهبی نداشتند، اما به این وضعیت فوکو و همراه داشتنش ایراد گرفتند. آنها که به این وضعیت فوکو ایراد گرفتند دیگر حساب طیف سنتی جامعه و مذهبیون که معلوم است. پس از آشنایی با فوکو و اندیشه‌هایش تغییری در نیچه‌خوانی ایرانیان به‌وجود آمد؟ ایرانی‌ها معمولا آنچه را که خود دوست دارند از منظومه فکری اندیشمندی گرفته و همان را پروبال می‌دهند و به باقی منظومه فکری او کاری ندارند. سه تفنگدار تاثیرگذار در فرهنگ فلسفی معاصر ایران فوکو، نیچه و هایدگر هستند. هیچ اندیشمند دیگری مانند این سه فیلسوف در فضای فکری فلسفی ایران تاثیرگذار نبود. ایرانیان پس از آشنایی با فوکو، وقتی متوجه شدند که او در مراحل متاخرتر اندیشه‌های متاثر از نیچه است، دوباره به نیچه روی آوردند. هرچند که نیچه‌خوانی از سال‌ها پیش از ورود اندیشه فوکو به ایران نیز رواج داشت. به طور کل در ایران نیچه داستان مفصلی دارد. از زمانی که مرحوم باقر هوشیار بخش‌هایی از کتاب «اراده معطوف به قدرت» را ترجمه کرد، ایرانی‌ها از نیچه بسیار خوششان آمد. چرا خوششان آمد؟ چون نیچه لحنی شاعرانه و پوئتیک دارد و یکی از فضاهای ناخودآگاه فرهنگی ایرانیان نیز شعر است. در ایران همه شاعرند و نیچه نیز در زمره معدود فلاسفه‌ای است که زبانش با شعر آکنده است. بنابراین خودی است. پس شعر یکی از عوامل همذات‌پنداری ما ایرانیان با نیچه است. طرح مساله قدرت از سوی نیچه نیز باعث شد تا بسیاری در ایران با او همذات‌‌پنداری کنند. من دیده‌ام آدم‌هایی هستند که یک زندگی نیچه‌ای برای خودشان درست کرده‌اند، البته نیچه به روایت ایرانی یا یک نیچه ایرانی شده و خودمانی. در پایان باید بگویم که انواع مختلف نیچه‌گرایی در ایران هست و یک قشر از آنها هم تحت تاثیر فوکو هستند و از زاویه دید فوکو به نیچه نگاه می‌کنند. در این باره بیشتر بخوانید:   12 تير 1397 ساعت 15:21 برخی از اهالی سیاست در ایران استفاده‌های مبتذلی از مفاهیم فوکویی داشتند     2 تير 1397 ساعت 11:42 نظام‌های آکادمیک فوکو را به یک فیلسوف پساساختارگرا تقلیل داده‌اند ]]> علوم‌انسانی Sat, 14 Jul 2018 07:46:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263174/تفکر-دگم-ایرانی-ها-اشتباه-فهم-فوکو فرصت‌ها و چالش‌های پسابرجام تا بحران سوریه و بازیگران منطقه‌ای http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263185/فرصت-ها-چالش-های-پسابرجام-بحران-سوریه-بازیگران-منطقه-ای به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران در سال 1379 به همت جمعی از دانش‌پژوهان و کارشناسان مسائل بین‌المللی و منطقه‌ای تاسیس شد. انتشارات موسسه تهران نیز از اوایل سال 1380 فعالیت خود را آغاز کرد. این مجمع از ۱۰ کمیته تخصصی تشکیل شده که اقدام به چاپ کتاب‌های تخصصی در حوزه علوم سیاسی می‌کند. ابرار معاصر تهران چند عنوان کتاب‌ در این حوزه منتشر کرده که در ادامه گزارشی از کتاب‌های منتشر شده آن را می‌خوانید: محور چین ـ پاکستان؛ ژئوپلیتیک نوین آسیا کتاب حاضر نوشته اندرو اسمال است که محمدحسین دهقانیان آن را ترجمه کرده و با شمارگان هزار نسخه در 296 صفحه به بهای 25 هزار تومان منتشر کرده است. در مقدمه کتاب آمده است:‌ «چین و پاکستان همیشه متحدان نزدیک بوده‌اند و این روابط سنتی در پی همکاری‌های سیاسی، ‌اقتصادی، نظامی و متغیرهای مختلف ابعاد تازه و گسترده‌ای پیدا کرده است. با نگاهی به شعارهایی از قبیل «روابط دو کشور بلندتر از کوه، عمیق تر از دریا و شیرین تر از عسل» تمایل دو کشور به تعمیق روابط را می‌توان احساس کرد. محور چین و پاکستان همچنین یک نقش مرکزی در ژئوپلیتیک آسیا، از خیزش هند تا چشم‌اندازهای افغانستان پس از آمریکا، و از تهدید تروریسم هسته‌ای تا نقشه جدید معادن، بندرها و خطوط لوله، ایفاء می‌کند. نویسنده در این کتاب مخاطب را با انبوهی از داده‌ها که نتیجه سفر به کشورهای چین، پاکستان، هند، افغانستان، ایالات متحده آمریکا و مصاحبه با مقامات رسمی و غیررسمی این کشورها است، مواجه کرده است. در مجموع کتاب حاضر مجموعه‌ای بسیار ارزشمند در مطالعه روابط میان چین و پاکستان و تأثیر این روابط بر پویایی‌های منطقه‌ای و جهانی است. بحران سوریه و بازیگران منطقه‌ای   سیدعلی نجات این کتاب را نگاشته که با شمارگان هزار نسخه در 311 صفحه به بهای 20 هزار تومان در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. هدف از نگارش این کتاب، بررسی نقش بازیگران منطقه‌ای در بحران سوریه است؛ ازهمین‌رو، در کتاب حاضر به نقش پنج بازیگر منطقه‌ای تأثیرگذار در بحران سوریه، یعنی ترکیه، عربستان سعودی، قطر، رژیم صهیونیستی، و جمهوری اسلامی ایران به‌صورت مقایسه‌ای و هرکدام در فصلی جداگانه پرداخته می‌شود. پرسش اصلی کتاب این است که نقش بازیگران منطقه‌ای در بحران سوریه چیست. فرضیه پژوهش این است که رقابت، تضاد منافع، و دیدگاه‌های متعارض بازیگران منطقه‌ای موجب پیچیدگی، تشدید تحولات و تداوم بحران در سوریه شده است.  پرسش‌های دیگر پژوهش نیز عبارت‌اند از: طیف‌بندی معارضان و حامیان داخلی نظام سوریه به چه شکل است؟ رویکرد سیاست خارجی بازیگران منطقه‌ای درقبال بحران سوریه چه بوده است؟ بازیگران منطقه‌ای برای پیشبرد اهداف خود در بحران سوریه چه سازوکارهایی را اتخاذ کرده‌اند؟ دلایل اتخاذ رویکردهای مختلف بازیگران منطقه‌ای در بحران سوریه چیست؟ بحران سوریه چه چالش‌ها و فرصت‌هایی را برای بازیگران منطقه‌ای دربرداشته است؟ و در نهایت، سناریوهای پیشِ روی بحران سوریه کدام‌اند؟  جامعه، سیاست و اقتصاد در چین امروز   ابوالفضل علمائی‌فر این کتاب را با شمارگان هزار نسخه در 184 صفحه به بهای 18 هزار تومان به مخاطبان ارائه داده است.  در کتاب حاضر تلاش شده است تا با ارائه جدیدترین مسائل مطرح در حوزه‌های سیاست، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ چین امروز، تصویری نسبتاً روشن از چین دهه دوم قرن بیستم نشان داده شود. نویسندگانی در این اثر به نگارش دست برده‌اند که علاوه‌بر آشنایی با حوزه‌های پیش‌گفته، عموماً سال‌های متمادی را در این کشور زیسته و از نزدیک جامعه چینی را درک و لمس کرده‌اند. براین‌اساس، امید است که این کتاب گامی مؤثر باشد در عرصه شناخت عمیق‌تر چین امروز. فرصت‌ها و چالش‌های پسابرجام   کتاب حاضر را مصطفی دلاورپوراقدم تالیف کرده که با شمارگان هزار نسخه در 400 صفحه به بهای 35 هزار تومان به چاپ رسیده است. کتاب فرصت‌ها و چالش‌های پسابرجام در ابتدا درصدد ترسیم فضای پیشابرجام و آرایش تحریم‌های اعمالی بر جمهوری اسلامی ایران از لحاظ بین‌المللی، سیاسی و اقتصادی است. نویسنده در بخش بعدی به بررسی محتوایی و موضوعی توافقنامه و چگونگی شکل‌گیری تعهدات و اجرای آن می‌پردازد. در ادامه کتاب وارد فضای پسابرجام شده و از یک سو نگاهی به فرصت‌ها و دستاوردهای برجام برای جمهوری اسلامی ایران و طرف‌های مقابل ‌داشته و از سوی دیگر چالش‌های سیاسی و اقتصادی آن را بررسی کرده و در آخر به ارائه راهبردهایی برای توانمندسازی امنیت ملی ایران در برابر آسیب‌های احتمالی ناشی از برجام پرداخته است.  نویسنده اثر به‌واسطه تجربه تحقیق و پژوهش در حوزه مسائل هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، به خوبی توانسته تا از اسناد، آمار و داده‌های عینی و مستند برای بررسی ابعاد مختلف برجام استفاده کند و با نگاهی علمی، به بررسی این توافق و نقاط قوت و ضعف آن بپردازد. نتیجه، اثری شده است که تا حد زیادی می‌تواند خلأ نبود یک کار دقیق و جامع درباره برجام را برطرف کند اگرچه خالی از اشکال نیست اما اثری منسجم، درخور، و جامع در این حوزه است. قدرت‌های بزرگ و ژئوپلیتیک   کتاب «قدرت‌های بزرگ و ژئوپلیتیک» نوشته آحارون کلای‌مان با ترجمه مهناز محمدی‌زادگان در 336 صفحه به بهای 25 هزار تومان روانه بازار نشر شده است. کتاب حاضر با مبنا قرار دادن رخدادها و رویدادهای بین‌المللی و منطقه‌ای که نظم جهانی فعلی را به چالش می‌کشند، تلاش دارد تا ذهن دانشجویان رشته روابط بین‌الملل و همچنین تحلیلگران و سیاستگذران را متوجه پیچیدگی‌های پدیده‌های بین‌المللی کند. این پیچیدگی به دو نکته اساسی و توصیه منتهی می‌شود: الف) درک دقیقی از تحول مفاهیم برای فهم بهتر پدیده‌ها و رویدادهای این حوزه مطالعاتی؛ ب) جستجو برای یافتن ابزارهای مناسب جهت مدیریت این پدیده‌ها و رویدادها. البته این دو نتیجه ارتباطی منطقی و درهم تنیده با هم دارند زیرا مفاهیم نه تنها چارچوب فکری را شکل می‌دهند، بلکه ابزارها را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهند. برای مثال مفهومی مانند بازدارندگی به عنوان یکی از ابزارهای موجود برای موازنه‌سازی در دنیای به سرعت در حال تغییر، نمی‌تواند همواره متکی به بازدارندگی هسته‌ای و نظامی باشد، زیرا شاید شرایط پیچیده فعلی، بازدارندگی نرم و غیر نظامی را به عنوان ابزاری مناسب به کشورهای جهان تحمیل ‌کند.  بدون شک تلاش برای فهم و مواجهه با پدیده‌های بین‌المللی که امروزه بر پیچیدگی‌های آن افزوده شده است، ایجاب می‌کند تا پژوهشگران، تحلیلگران و سیاست‌گذاران با کنار گذاشتن رویکردها و روش‌های متصلب برای فهم پدیده‌ها‏، به سوی اتخاذ رویکردی متکثر و سیال از این مسائل رفته تا در دام تحلیل‌های تک متغیره نیفتند. این آسیب می‌تواند کژفهمی را برای آنها ایجاد کند که تصمیم‌گیری و اتخاذ استراتژی بر مبنای آن هزینه سنگینی برای کشورهای مختلف داشته باشد. انتخاب بحران‌های بین‌المللی و منطقه‌ای مانند منازعه چین ـ آمریکا و یا روسیه ـ ترکیه از سوی نویسندگان کتاب در جهت اشاره به این موضوع قابل تحلیل است. در مجموع، انتشار این کتاب به زبان فارسی دست کم می‌تواند دو سودمندی را به همراه داشته باشد: نخست آنکه، این کتاب می‌تواند خلأ موجود در عرصه دانشگاهی در ایران اسلامی را رفع کند، چراکه متاسفانه هرچند بیش از دو دهه از تدوین عناوین و سرفصل‌های درسی در مقطعِ کارشناسی ارشدِ رشته روابط بین‌الملل می‌گذرد، ولی در دو عنوان درسی: امنیت جهانی و استراتژی دولت‌ها، و سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ در دوران پس از جنگ سرد، تاکنون کتابی که بتواند سرفصل‌های آن را پوشش دهد به فارسی انتشار نیافته است: دوم آنکه، با توجه به مباحث گسترده‌ای که درباره صورت‌بندی‌های محتملِ قدرت در آینده دارد، می‌تواند راهگشای سیاستگذاران خارجی و امنیتی در فهم هرچه بهتر پویش‌های قدرت جهانی باشد.  بالکان غربی یا یوگسلاوی سابق: از گذشته‌ای تلخ تا آینده‌ای روشن   حسن عسگری در این کتاب که با شمارگان هزار نسخه در 280 صفحه و به بهای 19 هزار تومان منتشر شده تلاش کرده از گذشته تا آینده بالکان غربی را تصویر کند. ظهور تا سقوط یوگسلاوی سابق و بررسی وضعیت این کشور از زمان فروپاشی تا مقطع کنونی (بالکان غربی) و اینکه چه چشم‌اندازی برای آینده این منطقه متصور است و با چه چالش‌هایی مواجه است نیز از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین مباحث کتاب حاضر است که به تفصیل و به‌طور عمیق و ریشه‌ای به آنها پرداخته شده است؛ به‌عبارتی، دوره بعد از جنگ جهانی دوم و توافق قدرت‌های پیروز در ایجاد یوگسلاوی (متشکل از شش جمهوری ناهمگون) که مارشال ژوزف برزو تیتو ، به‌عنوان دیکتاتور وقت و معمار یوگسلاوی، آن را مدیریت و رهبری کرد، و تحولات دوره بعد از مرگ تیتو و فروپاشی یوگسلاوی و ظهور کشورهای جدید، بخش‌های مهم کتاب حاضر را تشکیل می‌دهند که هم از بُعد تاریخی و هم از بُعد تحلیلی جذاب، خواندنی و عبرت‌آموزند. بررسی مختصات و ویژگی‌های بالکان غربی دیروز و بالکان غربی امروز از دیگر مباحث کلیدی و برجسته این کتاب است که به ویژگی این منطقه نیز پرداخته است؛ به‌عبارتی، تلاش شده است که دو رهیافت متضاد بالکان غربی دیروز و امروز از هم متمایز شوند و ویژگی‌های آنها بیان شود. در نوشتار حاضر، نوع نگاه ملل منطقه به یکدیگر و به ایران و حوزه‌های نفوذ و قدرت نرم ایران در منطقه نیز به‌عنوان مشاهدات میدانی مورد بررسی و مداقه قرار گرفته است. سرانجام اینکه در این پژوهش سعی شده با نگاهی کارشناسانه و تخصصی به تحولات منطقه بالکان غربی یا یوگسلاوی سابق نگریسته شود و محققان و کارشناسان و جویندگان علم را ـ با وجود منابع اندک در این حوزه ـ با تحولاتی در منطقه آشنا سازد که به‌دلایل مختلف ازجمله وقوع بحران‌ها و جنگ‌های داخلی، منطقه‌ای و حتی جهانی، از حساسیت، پیچیدگی و اهمیت خاصی در منطقه و جهان برخوردارند.  دیپلماسی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران جهانبخش ایزدی مولف کتاب حاضر است که آن را با شمارگان هزار نسخه در 256 صفحه به بهای 17 هزار تومان به چاپ رسانده است.  کتاب حاضر که محصول چندین نگارش مجزا و مستقل درخصوص دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران است که در فضاهای متفاوت زمانی به قدمت بیش‌از یک دهه تألیف شده است. قدر مشترک ابواب دیپلماسی ذکرشده، تلاش برای نقد آسیب‌شناسانه و واکاوی اقدامات، فعالیت‌ها و حتی رویکردهای اتخاذشده درخصوص دیپلماسی، مبرا از هرگونه جهت‌گیری معنادار سیاسی و جانبدارانه و با بهره‌گیری از روش‌های علمی و تحلیلی است. براین اساس، نویسنده در شش فصل به بررسی دیپلماسی سیاسی و سیاست خارجی، دیپلماسی عمومی، دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی انرژی، دیپلماسی هسته‌ای و دیپلماسی هسته‌ای تطبیقی پرداخته است. ]]> علوم‌انسانی Sat, 14 Jul 2018 07:23:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263185/فرصت-ها-چالش-های-پسابرجام-بحران-سوریه-بازیگران-منطقه-ای مولف «آن سوي اتهام»درگذشت http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263152/مولف-سوي-اتهام-درگذشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عباس امیرانتظام سخنگوی دولت موقت مهدی بازرگان، صبح امروز (21 تیرماه 1397) بر اثر ایست قلبی درگذشت. وی مسئولیت‌هایی چون معاون نخست‌وزیر و سخنگوی دولت موقت مهدی بازرگان را برعهده داشته و برای مدتی نیز سفیر ایران در استکهلم بوده است. امیرانتظام در شهریور ۸۱ کتاب خاطرات خود را با عنوان «آن سوی اتهام» از سوی نشر نی منتشر کرد. این کتاب در دو جلد منتشر شده و در مجموع ۶۸۰ صفحه دارد.      ]]> علوم‌انسانی Thu, 12 Jul 2018 07:08:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263152/مولف-سوي-اتهام-درگذشت بنیاد علوم انسانی ویرجینیا؛ از مطالعه فرهنگ‌های مختلف تا فستیوال کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263121/بنیاد-علوم-انسانی-ویرجینیا-مطالعه-فرهنگ-های-مختلف-فستیوال-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بنیاد علوم انسانی ویرجینیا (Virginia Foundation for the Humanities) وابسته به دانشگاه ویرجینیا آمریکاست. دانشگاه ویرجینیا یکی از معتبرترین دانشگاه‌های ایالات متحده آمریکا و جهان است. این دانشگاه برترین دانشگاه ایالت ویرجینیا است. دانشگاه ویرجینیا توسط توماس جفرسون، از بنیانگذاران اصلی ایالات متحده آمریکا و سومین رئیس جمهوری این کشور در سال ۱۸۱۹ میلادی، بنیان نهاده شد. این دانشگاه جزو میراث جهانی یونسکو در آمریکا به ثبت رسیده است. بر اساس معتبرترین رده‌بندی دانشگاه‌های آمریکایی که هرساله توسطه U.S. News منتشر می‌شود، این دانشگاه در کنار دانشگاه کالیفرنیا لس آنجلس (UCLA) برترین دانشگاه دولتی ایالات متحده آمریکا محسوب می‌شود. در زمینه ادبیات و پزشکی نیز از دانشگاه‌های پیشتاز آمریکا به حساب می‌آید. دانشکده اقتصاد مالی این دانشگاه دارای رتبه ۹، دانشکده تجارت و بازرگانی (بیزینس) دارای رتبه ۶، دانشکده مدیریت دارای رتبه ۵ و دانشکده بازاریابی دارای رتبه ۷ در میان دانشگاه‌های آمریکا است. در مجموع و در رتبه‌بندی کلی، این دانشگاه دارای رتبه ۳۴ در جهان است. بنیاد علوم انسانی ویرجینیا وابسته به این دانشگاه در تلاش است تا انسان‌ها و ایده‌هایشان را به منظور کشف تجارب انسانی به هم پیوند بدهد. همچنین این بنیاد در تلاش برای پیوند دادن و شناخت فرهنگ‌های مختلف از یکدیگر است. برای این منظور این بنیاد از برنامه‌ها، طرح‌ها و برنامه‌های آموزشی جهانی، فرهنگی، بومی و محلی و مدنی حمایت می‌کند و آن‌ها را نه تنها مورد حمایت قرار می‌دهد بلکه خود در تولید آن‌ها مشارکت می‌کند. هدف از این برنامه‌ها ارائه آن‌ها به مردمانی از فرهنگ‌های مختلف است. بنیاد علوم انسانی ویرجینیا در سال 1974 تأسیس شده و به دنبال کشف و ارتباط دادن علوم انسانی است و از بدو تأسیس مراحلی را طی کرده تا توانسته به عنوان یکی از مهمترین مراکز علوم انسانی در ایالات متحده آمریکا تبدیل شود. این بنیاد در ایجاد شوراهای علوم انسانی ایالتی ایفای نقش کرده است. این بنیاد بیش از 40 هزار برنامه علوم انسانی را ترتیب داده است که می‌توان به فستیوال‌ها، برنامه‌های رادیویی، منابع دیجیتالی اشاره کرد. این بنیاد همچنین بیش از 3500 پروژه را تأمین مالی کرده است و 350 نفر را برای کارهای تحقیقاتی مرتبط مورد حمایت مالی قرار داده است. بنیاد علوم انسانی ویرجینیا معتقد است که از رهگذر ارتباط میان انسانها دنیای معناداری خواهیم داشت. در این صورت راه حل‌های ارائه شده برای مسائل و مشکلات خردمندانه‌تر خواهد بود و آینده بهتری در انتظار خواهد داشت. این بنیاد معتقد است از طریق ارتباط بین انسان‌ها همه قادر خواهند بود شکوفاتر زندگی کنند و در کنار یکدیگر شکوفا شوند و رشد کنند. برنامه‌های این بنیاد محدود به ویرجینیا نیست و خارج از ویرجینیا نیز این بنیاد فعالیت دارد. تلاش این بنیاد ماهیتاً آموزشی است و در عمل هم مشی مدنی دارند. علاوه بر تأمین مالی پروژه‌ها و تحقیقات، این بنیاد کتاب‌هایی را منتشر می‌کند و برنامه‌های رادیویی نیز دارد. علیرغم ارتباط این بنیاد با دانشگاه ویرجینیا ولی مستقل و غیر انتفاعی است. از جمله برنامه‌های این بنیاد در قالب مرکز کتاب است که به مطالعه کتاب و سوادآموزی مبادرت می‌ورزد. برنامه دیگر این بنیاد فستیوال کتاب است که در ماه مارس(مقارن اسفندماه) خوانندگان کتاب و نویسندگان را گرد هم می‌آورد. این گردهمایی 5 روزه به اهمیت کتاب و کتابخوانی و فرهنگ سوادآموزی می‌پردازد. این فستیوال یکی از بزرگترین فستیوال‌های حوزه کتاب است که برای تمام سنین برنامه‌هایی ارائه می‌کند. در این فستیوال نویسندگان مطرح حاضر بوده و کتاب‌های پرفروش مورد بررسی قرار می‌گیرد. برنامه‌های مرتبط با فرهنگ افریقایی-آمریکایی و سرخپوستان آمریکا و آشنایی با فرهنگ آن‌ها نیز در این بنیاد مورد توجه است. ]]> علوم‌انسانی Thu, 12 Jul 2018 04:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263121/بنیاد-علوم-انسانی-ویرجینیا-مطالعه-فرهنگ-های-مختلف-فستیوال-کتاب پس از قتل رزم‌آرا، حسین علاء حالت محلل داشت http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263128/قتل-رزم-آرا-حسین-علاء-حالت-محلل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مریم منصوری: حسین علاء از جمله سیاستمداران دوره پهلوی است که حضورش در  سیاست به واسطه شغل پدر، از اواخر عصر قاجار شروع شد. او که از فعال‌ترین مردان سیاست این دوره است و در هر سمتی حضور فعالی دارد، در ظاهر چهره منفعلی دارد یا شاید می‌خواسته که چنین تصویری از خودش ارائه دهد. امروز مصادف با سالروز درگذشت او در 21 تیرماه 1343 است. با رضا مختاری اصفهانی، پژوهشگر و کارشناس تاریخ پهلوی، درباره حسین علاء گفت‌و‌گویی داشته‌ایم که در پی می‌آید: در ابتدا کمی درباره نسب خانوادگی حسین علاء بگویید؟ او پسر محمدعلی خان علاءالسلطنه بود که سمت‎هایی چون سفیر و تصدی وزارت امورخارجه داشت. او به خاطر مسئولیت پدر، در سن کم رئیس دفتر وزارت خارجه شد. همان نگاه موروثی که مستوفی‌گری و برخی مشاغل دولتی را ارثی می‌دانست، در پدر حسین علاء هم وجود داشت. با توجه به سمت پدرش، در دورانی که در قفقاز بود، نشو و نموش در خارج از ایران بود و به نوعی می‌توان گفت او دیپلمات زاده شده بود. بخش زیادی از سمت‌های علاء هم در کسوت سفیری بود. او در مقام رئیس هیات نمایندگی ایران در جامعه ملل، سفیر ایران در فرانسه، سفیر ایران در ایالات متحده  در دوره سلطنت احمدشاه قاجار فعالیت كرد. او در دوره سلطنت پهلوی اول در مقام سفیر ایران در فرانسه، مدتی رئیس هیأت نمایندگی ایران در جامعه ملل و سرپرستی محصلین ایرانی مقیم اروپا را به عهده داشت. در دوره محمدرضا شاه هم سفیر ایران در واشنگتن و نماینده ایران در سازمان ملل بود. در بحران آذربایجان، مثلث قوام-نخست‌وزیر-، سیدحسن تقی‌زاده- سفیر ایران در لندن- و حسین علاء- نماینده ایران در سازمان ملل- موثر بودند که باعث خروج نیروی شوروی از آذربایجان و در نهایت هم ریشه‌کنی فرقه دموکرات و پایان بحران آذربایجان شد. چرا علاء از مخالفان انقراض قاجاریه بود؟ در مجلس پنجم، علاء از سفارت آمریکا که می‌آید، به عنوان نماینده، وارد مجلس پنجم می‌شود. در مجلس آن زمان، سه فراکسیون داریم؛ فراکسیون اکثریت که بیشتر از اعضای حزب  تجدد با ریاست سیدمحمد تدین و حزب سوسیالیست به رهبری سلیمان‎میرزا اسكندری بودند که از موافقان رضاخان بودند. فراکسیون اقلیت به رهبری سیدحسن مدرس که از مخالفان رضاخان و قدرت‎گیری بی‎حد و حصر او بودند و فراکسیون مستقلین که کسانی مانند محمد مصدق، حسین علاء، یحیی دولت‌آبادی و سیدحسن تقی‌زاده در آن حضور داشتند. این‌ها نه شیفته رضاخان بودند و نه مخالفت‌های زیادی با او داشتند. در ماجرای انقراض قاجاریه، مستقلین در مجلس پنجم از باب مغایرت با قانون اساسی مخالفت می‌کنند. فراکسیون اقلیت با وجود مخالفت‎های پیشین، مخالفت جدی نمی‌کند. سیدحسن مدرس اعتراضش به این است که مجلس هنوز رئیس ندارد و تا رئیس نداشته باشد، نباید وارد این موضوع شود. چون حسین پیرنیا (مؤتمن‎الملك) استعفا داده بود و حسن مستوفی هم ریاست مجلس را نپذیرفته بود، مدرس معتقد بود که مجلس ابتدا باید رئیس تعیین کند و بعد تکلیف مسائل دیگر روشن شود. تا مجلس رئیس نداشته باشد، اگر صدهزار رای هم بدهید، غیرقانونی است. اما مخالفت فراکسیون مستقلین به این خاطر بود که می‌گفتند رضاخان به عنوان رئیس‎الوزرا اختیارات زیادی دارد و اگر قرار باشد که او به عنوان پادشاه هم همین اختیارات را داشته باشد، این مسأله مخالف قانون اساسی است. چون پادشاه در قانون اساسی یک نماد است و نباید حکومت کند. این مخالفت، جدی و محتوایی بود. حسین علاء به عنوان یک دیپلمات که كشورهای مختلف را دیده است، زمانی با عنوان معین‌الوزاره در کنفرانس صلح پاریس بوده و به عنوان سفیر ایران در پاریس و ایالات متحده تجربیات زیادی داشت و دنیای مدرن را دیده بود، مخالف این تغییر است. این‌ها بخش بوروکراتیک جامعه ایران را نمایندگی می‌کردند و معتقد بودند که بازگشت شاه به کل قدرت، بازگشت به استبداد است و به این ترتیب، قانون اساسی مخدوش می‌شود.   از دوره‌ای که علاء سفیر ایران در آمریکا بود، بگویید؟ علاء قبل از نمایندگی در مجلس پنجم شورای ملی، سفیر ایران در آمریکا بود. گزارش‌هایی که او از آمریکا می‌فرستد، برخلاف تصوری که از او وجود دارد، نشان می‌دهد که علاء دیپلمات بسیار کارکشته‌ای بوده است. تلاش برای  گشایش بازار فرش ایران در ایالت متحده، توسط او، نشان می‌دهد که  دیپلماتی بوده که نگاه اقتصادی هم  داشته و به عنوان یک بازار جدید به آمریکا نگاه کرده است. استخدام آرتور میلسپو ، مستشار مالی، هم در همین راستا است.  بعد از آنکه مورگان شوستر با فشار بریتان یا و روسیه از ایران اخراج می‌شود، مستشاران آمریكایی به خاطره‎ای خوش در افكار عمومی ایرانیان تبدیل شدند. مستشارانی كه خارج از دایره سلطه روس و انگلیس بودند. علاء با مطالعاتی که می‌کند، سعی می‌کند مستشاری بیاید که منافع ایران را در نظر بگیرد و تحت تأثیر بریتانیا و روسیه قرار نگیرد. استخدام میلسپو، حاصل تلاش علاء بود و توانست نظم و نسقی به امور بدهد. علاء در دوره سلطنت رضاشاه به عنوان سفیر ایران در پاریس و همزمان رئیس هیأت نمایندگی ایران در جامعه ملل انتخاب شد. اما بعد از مدتی محمد علی فروغی که در آن زمان، سفیر ایران در آنکارا بود، به ریاست هیأت نمایندگی ایران  در جامعه ملل منصوب شد. اقدامی كه با گلایه علاء مواجه شد. تیمورتاش در پاسخ به او نوشت که این انتصاب به خواست رضاخان بوده است. یکی از وظایف علاء در همین دوره، سرپرستی محصلین ایرانی در اروپا بود. در سال 1307، قانونی تصویب شد که به موجب آن، به مدت پنج سال، محصلین ایرانی به اروپا اعزام می‌شدند تا در دانشگاه‌های اروپا تحصیل كنند. قسمت اعظم آن‌ها به فرانسه می‌روند. عده‌ای هم به آلمان اعزام می‌شوند. دانشجویانی که به آلمان می‌روند، اغلب تحت تأثیر تبلیغات کمونیستی قرار گرفتند که از آن جمله می‌توان به خلیل ملکی، احمد حامی و  ایرج اسکندری اشاره کرد. در این دوره حسین علاء مکاتباتی دارد که سعی می‌کند دولت ایران را مجاب کند شهریه این دسته از دانشجویان را قطع کنند و آنها را مجبور به بازگشت به وطن کنند. همه این‌ها نشان می‌دهد که او در هر سمتی که بوده، فعال بوده و شاید بخشی از نگاه جامعه که او را منفعل می‌داند، به کاراکتر علاء و همچنین مقایسه او با شخصیت‎های درجه اولی همچون قوام، مصدق، فروغی، تیمورتاش و غیره  برمی‎گردد. او در سال 1325 هم که سفیر ایران در واشنگتن و همزمان نماینده ایران در سازمان ملل بود، طرح شکایت علیه شوروی و خروج آنها  از آذربایجان را مطرح می‌کند. اما بعد از قتل رزم‌آرا، وقتی نخست‌وزیر می‌شود، حالت محلل داشت.          حسین علاء در مراسم تشییع جنازه رزم آرا چرا؟ در آن زمان اوضاع سیاسی و نزاع دربار و مجلس به گونه‎ای بود كه نخست‎وزیری قدرتمندتر از علاء را می‎طلبید. بعد از 1334 هم كه فضل‌الله زاهدی کنار گذاشته می‌شود، باز هم علاء به عنوان نخست‎وزیر انتخاب می‌شود. در این دوره، محمدرضا شاه درصدد است از یک پادشاه ضعیف به پادشاهی که می‌خواهد قدرت دست خودش باشد، تبدیل ‌شود. شخصیتی مانند علاء،محلل چنین وضعیتی و گذار از این دوره است. در همین دوره هم هست كه پیمان بغداد امضا می‌شود. بعد از او، منوچهر اقبال و جعفر شریف امامی، نخست‎وزیران مطیع شاه هستند. حسین علاء در دوره نخست وزیری‌اش، به عنوان محلل شناخته می‎شود، در حالی که او در مقام دیپلمات کارکشته‌ و فعال بود. همچنین انتخاب علاء بعد از فضل‌الله زاهدی، یک پالس از سوی محمدرضا شاه به جامعه سیاسی و نخبگان است. او می‌خواهد نشان دهد که از دوره کودتا گذر می‌کند و به همین دلیل یکی از رجال قدیمی را سر کار می‌آورد تا نشانه‌هایی برای جامعه روشنفکری ایران بفرستد. رابطه حسین علاء و مصدق چطور بود؟ محمد مصدق نسبت به کسانی که پیش از آن در فراکسیون مستقلین بودند، بعدها نگاه منفی پیدا کرد. چون آنها با رضا شاه همکاری ‌کردند. برخلاف مصدق که در دوره رضاشاه تبعید شد. مصدق احساس می‌کرد که سیدحسن تقی‌زاده به عنوان رئیس مجلس سنا، برای دولت او کارشکنی می‌کند. در حالی که اسناد وزارت خارجه بریتانیا نشان می‌دهد که سیدحسن تقی‌زاده، انگلیسی‌ها را به همکاری با مصدق سوق می‎داد. اما مصدق، سیدحسن تقی‌زاده را در خدمت اهداف انگلیسی‌ها می‌دانست. همین نگاه را هم به حسین علاء داشت. در دوره نخست‌وزیری‌اش هم مصدق نمی‌خواست ارتباط مستقیمی با محمدرضاشاه داشته باشد. در نتیجه؛ علاء رابط مصدق و محمدرضا شاه بود. در همین دوره است که علاء با  آمریکایی‌ها دیدار می‌کند. در آن دوره، سفارت بریتانیا در ایران، تعطیل شده بود و آمریکا در ایران سفارت داشت و در عین حال، دارای رابطه با بریتانیا بود. حسین علاء پایان تفاهم و مصالحه با مصدق را به آمریكایی‎ها اعلام کرد و حتی شاه را راضی کرد که مصدق را برکنار کند و جانشینانی هم برای او مطرح کرد. او در جدی شدن کودتا بسیار فعال بود. آیا اسنادی هم در این زمینه موجود است؟ اسنادی در همین زمینه، توسط وزارت امور خارجه آمریکا منتشر شده است که شامل مذاكرات دولت مصدق و دربار محمدرضاشاه با سفارت ایالات متحده است. این اسناد توسط محمد آقاجری به فارسی ترجمه شده و انتشارات کتاب پارسه هم آن را منتشر خواهد کرد که من هم مقدمه‌ای بر آن نوشته‌ام. پس به این ترتیب می‌توان گفت که کودتای 28 مرداد با مدیریت حسن علاء اتفاق افتاده است؟ در فاز مقدماتی بله. مصدق هم سعی داشت که حسین علاء وزیر دربار نباشد. شاه با مصدق همراه شد و ابوالقاسم امینی برای مدتی جایگزین علاء شد. اما باز هم بعد از کودتا به قدرت بر‌می‌گردد. کسانی مثل آیت‎الله بروجردی هم نسبت به حسین علاء نگاه منفی داشتند. بروجردی معتقد بود او باعث نفوذ  بهایی‌ها در ارکان دولت شده است. در حالی كه به روایتی از سرلشکر قره‌باغی بعد از سرکوب 15 خرداد، علاء سعی کرد  رجال کهنه‌کار را گرد بیاورد تا مصالحه‌ای بین دربار و روحانیون شکل بگیرد. شاه به محض اطلاع از چنین تلاشی پیام می‌دهد «کاری نکنید که همه‌تان را به چاه توالت ریخته و سیفون را بکشم.» چرا فدائیان اسلام قصد کشتن علاء را داشتند؟ در سال 1335 که علاء نخست‌وزیر بود، او اعلام کرد که ایران به پیمان بغداد پیوسته است. متحدان غرب در منطقه خاورمیانه علیه نفوذ شوروی در این پیمان بودند. کشورهایی نظیر ایران، عراق، پاکستان و بریتانیا. فداییان اسلام و گروه‌های مخالف سلطنت، پیوستن ایران به پیمان بغداد را بعد از سرکوب ملی شدن صنعت نفت ایران، به نوعی بازگشت به عقب و مستعمره‎شدن ایران می‌دانستند. به همین خاطر هم سعی کردند که علاء را ترور کنند. عامل این ترور هم مظفرعلی ذوالقدر بود. اما علاء جان سالم به در برد ودر نهایت با سر باندپیچی شده در كنفرانس پیمان بغداد حاضر شد. نقش علاء برای ایران در جامعه ملل چگونه بود؟ اگر در میان رجال اهل پهلوی طبقه‌بندی کنیم، حسین علاء در رده محمد مصدق و قوام و تیمورتاش قرار نمی‌گیرد. اما در گروه رجال درجه دو قرار می‌گیرد. در مقام وزیر دربار و نخست وزیر، سفیر و وزیر فعال بود. نصرالله انتظام که در هیأت نمایندگی ایران در جامعه ملل با او همکار بوده، می‌گوید که با وجود اینکه مدیریت را فروغی به عهده داشت، اما علاء می‌کوشید تا نقش ایران را در جامعه ملل فعال کند. با این وجود نقش او همواره در سایه كاراكتر فردی‎اش پنهان مانده است. ]]> علوم‌انسانی Thu, 12 Jul 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263128/قتل-رزم-آرا-حسین-علاء-حالت-محلل دیپلمات‌ها محافظه کارند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263120/دیپلمات-ها-محافظه-کارند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست رونمایی از آثار «خاطرات آنکارا» و «سرمایه‌گذاری خارجی در پرتو دیپلماسی» با حضور بهمن حسین‌پور، مولف اثر، حسن علی‌بخشی، مدیر بخش تاریخ شفاهی وزارت امور خارجه، نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل موسسه خانه‌ کتاب و مجید نعمانی چهارشنبه (20 تیرماه) در سرای اهل‌ قلم برگزار شد.   حسین‌پور در ابتدای این نشست توضیحاتی را درباره چگونگی ورود خود به وزارت امور خارجه ارائه کرد و گفت: من سال 1360 وارد وزارت امور خارجه شدم، آن‌ زمان در اواخر اسفند سال 1359 در هندوستان مشغول به تحصیل شدم که به دلیل برخی از فعالیت‌های سیاسی از هند اخراج شدم بعدها به سازمان صدا و سیما رفتم و در آنجا همکاری‌هایی با علی لاریجانی داشتم در ادامه توسط یکی از دوستانم به وزیر امور خارجه وقت معرفی شدم و آن زمان پس از دیدار با ایشان در دفتر طرح و برنامه وزارتخانه مشغول به فعالیت شدم.   وی ادامه داد: از نخستین اقدامات من در این وزارتخانه تعیین ساختاری برای نحوه استخدام کارمندان وزارت امورخارجه بود. آن زمان در جلسه با وزیر امور خارجه تا سال 1360 کسی برای بازرسی از نمایندگی‌های خارج کشور نرفته بود و به همین دلیل من و چند نفر دیگر از سوی ایشان برای انجام این کار انتخاب شدیم. در آن زمان من به دلیل علاقه شخصی آفریقا و سه کشور اروپایی بلژیک، فرانسه و اسپانیا را برای بازرسی انتخاب کردم. جالب است که بدانید از خرداد ماه آن سال تا آذرماه هیچ حقوقی دریافت نکردم و در اواخر آذرماه آن سال بود که تازه در وزارت امور خارجه استخدام شدم به هرحال پس از 4 ماه مأموریت به مناطق تحت مسئولیتم گزارش‌هایی را در این باره تهیه کردم و تاکنون از بیش از 115 کشور بازدید داشتم و از میان 55 کشور آفریقایی به 50 کشور سفر کردم.   وی با اشاره به دوران تصدی‌گری خود به‌عنوان رئیس نمایندگی در آفریقا عنوان کرد: تا آن زمان که در آفریقا مشغول به فعالیت بودم به فکر خاطره‌نویسی نیفتادم چراکه در آن زمان اساسا شرایط سفارتخانه‌های ما در خارج از کشور به گونه دیگری بود آن زمان همه از من می‌ترسیدند و حتی خاطرم هست که برخی از سفرا پیش از دیدار من از سفارتخانه‌ها فرار می‌کردند. با همه اینها همیشه افسوس خوردم که چرا خاطراتم از آفریقا را ننوشتم چراکه آفریقا منطقه‌ای بکر و جدید بود و من هم اولین ایرانی بودم که به آفریقای جنوبی سفر کردم و حکومت‌های آپارتایدی را مشاهده کرده بود.   حسین‌پور در ادامه به فعالیت‌های خود در دوره وزارت علی‌اکبر ولایتی اشاره کرد و گفت: در دوره ایشان نیز من برای تاسیس نمایندگی اعزام شدم و حتی در تانزانیا سفارت ایران را در یک هتل تاسیس کردیم و پرچم ایران را از پنجره آن بیرون گذاشتیم. 3 سال در آنجا کاردار بودم تا اینکه ارتقای مقام پیدا کردم و در سال 66 سفیر اتیوپی شدم. این در حالی بود که آن زمان 31 سال داشتم و جوان‌ترین سفیر ایران در خارج از کشور بودم. با این وجود متاسفانه خاطراتم را ننوشتم.   وی با اشاره به ماهیت فعالیت خود و پیوند آن با مطالعه آثار مختلف افزود: تلاش می‌کردم در هر جایی که مأموریت دارم پرونده‌های آن کشور را مطالعه کنم. زمانی که سفیر اتیوپی بودم این مطالعات را جدی ادامه دادم اما خاطرات آنجا را نگارش نکردم. بعدها زمانی که رئیس نمایندگی استانبول و سرکنسول شدم کتاب‌های زیادی را که درباره استانبول از زمان قاجار تا پهلوی نوشته شده بود مطالعه کردم یکی از این کتاب‌ها نوشته کیانوری بود که از سال‌های 31 تا 32 سرکنسول‌گری ایران در استانبول را برعهده داشت. بسیار از خاطرات او خوشم آمد و تصمیم گرفتم علاوه بر ادامه دادن برخی از کارهای او مانند تعمیرات ساختمان سفارتخانه ایشان را پیدا کنم. جالب است بدانید که ساختمان نمایندگی ما در استانبول 200 ساله است و اولین سفارتخانه ایران در خارج از کشور است. بنابراین از این کتاب برای تعمیر آن ایده گرفتم.   به گفته سفیر سابق ایران در آنکارا بعدها امکان ارتباط با کیانوری فراهم شد و او بسیار از تماسی که من با او برقرار کردم بعد از 25 سال دوری از سیاست خشنود شد. از همانجا جرقه نگارش کتاب خاطرات از استانبول زده شد. بعد از سفیر شدن در آنکارا در سال 1383 به ایران برگشتم و از آن زمان تا سال 1387 مدیرکل تشریفات وزارتخانه بودم.   وی با تاکید بر اهمیت ارتباط با کشورهای همسایه در آن دوره گفت: کشورهای همسایه همواره از نظر دیپلمات‌ها اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. چراکه تضمین‌کننده امنیت میان دو کشور است. بنابراین زمانی که من برای سفارت به ترکیه فرستاده شدم برای بسیاری از اطرافیانم به دلیل اینکه مدیرکل تشریفات بودم سخت بود که چنین پستی را به من واگذار کنند. در ترکیه با اختیاراتی که داشتم چندین نفر را برای همکاری انتخاب کردم و در دوره مسئولیتم حجم مبادلات اقتصادی با ترکیه از پنج و نیم میلیارد دلار به بیست و دو میلیارد و 700 میلیون دلار رسید و به همین دلیل سال‌های مأموریتم در آنجا به بیش از سه سال رسید چرا که عملکرد مثبتی داشتم. متاسفانه این روند بعد از من ادامه پیدا نکرد و حجم مبادلات اقتصادی ما به 9 میلیارد دلار کاهش پیدا کرد.   حسین‌پور در ادامه درباره برخی محدودیت‌هایی که دیپلمات‌ها در خاطره‌نویسی به دلیل افشای اطلاعات محرمانه مواجه هستند سخن گفت و یادآور شد: اکنون پس از سال‌ها می‌توانم بگویم که من نخستین بار هواپیماهای اف‌ ـ چهار و اف ـ پنج را برای ایران از اتیوپی خریداری کردم. جالب است بدانید که این کار را در زمین تنیس انجام دادم. چرا که آن زمان با روابط حسنه‌ای که با رئیس‌جمهوری اتیوپی داشتم تلاش می‌کردم تا در میان همین بازی‌ها بتوانم بسیاری از لابی‌های اقتصادی و سیاسی را رقم بزنم. در زمین تنیس همبازی‌ها اغلب از وزیر مسکن تا نخست‌وزیر کشور بود و من تنها سفیری بودم که اجازه داشتم در آنجا حضور پیدا کنم.   سفیر سابق ایران در آنکارا درباره کتابی که خاطرات استانبول او نوشته شده هم سخن گفت و افزود: در روند خاطره‌نگاری این کتاب نتوانستم به بسیاری از اطلاعات اشاره کنم بنابراین این کتاب‌ها خاطرات آشکار من است چون آن زمان در تحریم به سرمی‌بردیم و به همین دلیل بسیاری از اقدامات‌مان محرمانه بود. من از جمله سفرایی بودم که بیش از 8 بار با اردوغان ملاقات کردم و بسیاری از اطلاعات کتاب خاطرات استانبول به دلیل برخی از اطلاعات محرمانه آن حذف شود و امیدوارم بعدها امکان انتشار آن به وجود بیاید. دیپلمات‌ها در محرومیت و مظلومیت اقداماتی موثر انجام می‌دهند که این مطالب ارزشمند باید به گوش نسل‌های آینده برسد. البته قسمت کثیری از این مطالب سری و محرمانه است و به علت حفظ امنیت ملی منتشر نمی‌شود.   حسین‌پور همچنین به تحولات اقتصادی و اجتماعی ترکیه در زمان مسئولیت خود اشاره کرد و گفت: ترکیه با ریاست اردوغان تغییرات بسیاری را در حوزه اقتصادی داشته و با وجود اینکه تورم آن 77 درصد بود با اقدامات اردوغان توانست جلوی بیکاری و تورم را گرفته و به رشد اقتصادی هشت و نیم درصد رسیده و سومین کشور جهان از این منظر شود. اکنون نیز به دلیل اینکه توانسته شکم مردم خود را سیر کند در ترکیه رقیبی ندارد.   به گفته حسین‌پور، اکنون ترکیه توانسته بیش از 30 میلیارد دلار از صنعت توریسم کسب کند و این میزان تنها 2 میلیارد دلار از کل درآمد نفتی کشور ماست. جالب است بدانید که هر ایرانی بین 700 تا 900 دلار در ترکیه خرج می‌کند و بیش از 2 میلیون ایرانی از ترکیه بازدید می‌کنند. صدور خدمات ترکیه نیز بیش از 34 میلیارد دلار بوده و با میزان درآمد اقتصاد ترکیه از صنعت توریسم مبلغی بالغ بر 64 میلیارد دلار را تشکیل می‌دهد. البته اردوغان در کنار تلاش‌های اقتصادی به مسئله اجتماعی و فرهنگی هم توجه داشته و آمار لایک‌ها نشان می‌دهد که بیش از 68 درصد زنان ترکیه محجبه کامل هستند. حتی در مناطقی مانند آنتالیا و آلانیا نیز سیاست‌هایی اعمال می‌شود تا در هتل‌های کاملا اسلامی زنان نیز امکان استفاده از دریا را داشته باشند.   این دیپلمات کشورمان همچنین به اهمیت برقراری رابطه اقتصادی با کشورهای مختلف از طریق فعالیت‌های دیپلمات‌ها اشاره کرد و گفت: روابط اقتصادی، ستون فقرات میان دو کشور است و می‌تواند عامل اطمینان‌بخش روابط و بازدارنده از تنش‌ها باشد برهمین اساس بود که من تلاش کردم حجم مبادلات اقتصادی با ترکیه را بالا ببرم چون اگر اقتصاد در کشور درست نباشد براندازانه است و می‌تواند هرحکومت و دولتی را ساقط کند.   وی در بخش دیگری از سخنانش توضیحاتی را درباره کتاب «سرمایه‌گذاری خارجی در پرتو دیپلماسی» ارائه کرد و گفت: در این کتاب من تجربیاتم را در آنکارا و استانبول از مبادلات اقتصادی میان دو کشور ارایه کردم و باید بگویم با وجود تمامی فشارها و تهمت‌هایی که طی این مدت از داخل کشور بر من وارد می‌شد و حتی هر سال بازرسی از کشور ایران برای سفارتخانه من می‌آمد اما عقب ننشستم و تلاش کردم با مقاومت به فعالیت‌های خود ادامه دهم.   اساسا دیپلمات‌ها محافظه‌کارند و تمایلی به سخن‌گفتن ندارند حسن علی‌بخشی در ادامه این نشست توضیحاتی را درباره بخش تاریخ شفاهی وزارت امور خارجه ارائه کرد و گفت: این بخش به تازگی فعالیت خود را آغاز کرده چرا که انتشار مطالب مرتبط با دیپلمات‌ها در کشور سخت بوده چون همواره با خطوط قرمز و منافع ملی آمیخته شده است. با این وجود نگارش خاطرات دیپلمات‌های ایرانی دهه اول و دوم انقلاب در اولویت‌های کاری ما قرار گرفته است. از سال 1382 که صادق خرازی بخشنامه‌ای را با‌ عنوان «نوشتن ناننوشته‌ها» صادر کرد مقداری کار در این حوزه صورت گرفت با این وجود خروجی آن تبدیل به کتاب نشد.   وی ادامه داد: این در حالی است که در سال 1393 بخش تاریخ شفاهی به‌صورت ابتکاری تاسیس شد و از دیپلمات‌های علاقه‌مند برای نگارش خاطرات دعوت به عمل آمد. چون اساسا دیپلمات‌ها محافظه‌کارند و تمایلی به سخن‌گفتن ندارند. آغاز روش خاطرات دیپلمات‌ها توسط دکتر صدر زده شد و ایشان این تابو را شکست.   علی‌بخشی با تاکید بر اینکه تاریخ شفاهی دستگاه‌ها دولتی باید نوشته می‌شد و از همین‌رو وزارت امور خارجه این اقدام را آغاز کرد گفت: تا قبل از این خاطره‌نویسی در انحصار مراکزی مانند مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کتابخانه ملی ایران و ... بود اما ما با پیوند به این مراکز و تدوین مرام‌نامه تلاش کردیم تجربیات و خاطرات سفرای گمنام را گردآوری و چاپ کنیم.   به گفته این مقام مسئول، انتشار خاطرات سفرا در زمان جنگ کمتر حاصل می‌شد ما اکنون می‌تواند ادای دینی به جامعه، به جای گذاشتن باقیات و صالحات و انتقال تجربیات به نسل بعد باشد. از سوی دیگر هدف ما در بخش تاریخ شفاهی چاپ و انتشار خاطرات آشکار سفراست و در این زمینه تلاش کرده‌ایم با ظرافت عمل کنیم و مطالبی بیان شود که تاریخ مصرف آن گذشته باشد البته سایر اطلاعات محرمانه نیز گردآوری می‌شود اما به صورت طبقه‌بندی شده برای روز مبادا نگهداری می‌شود.   وی با بیان اینکه تاریخ شفاهی موضوع‌محور و شخصیت‌محور است عنوان کرد: خاطرات بهمن حسین‌پور در طبقه‌ خاطرات شخصیت‌محور است. تمامی کتاب‌های منتشر شده ما در 10 مرحله تدوین و ویراستاری می‌شود. اکنون 19 کتاب منتشر شده و در حال انتشار داریم که از آن‌جمله می‌توان به کتاب‌های در دست انتشار از خاطرات سفرایی چون آهنی، شیخ‌الاسلام، شیبانی، صباح زنگنه، پاک‌آئین، گواهی و ... اشاره کرد. علاوه بر این آثار قرار است جلد چهارم خاطرات دکتر صدر نیز منتشر شود.   به گفته علی‌بخشی، نوشتن خاطرات وزرای امور خارجه نیز در اولویت قرار دارد و تاکنون خاطرات وزاریی چون متکی، ولایتی، خرازی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم آغاز شده است و همچنین کتاب خاطرات علی‌اکبر صالحی با وجود گذشتن از فیلترهای مختلف به چاپ رسیده است.   وی تاکید کرد: تلاش ما دراین بخش این است که به دور از هرگونه گرایش سیاسی خاطره‌نگاری را انجام دهیم به‌طور مثال تلاش کردیم تا خاطرات ابراهیم یزدی را مکتوب کنیم که عمر ایشان کفاف نداد.   آثار خاطره‌نگاری باید دیده شوند نیکنام حسینی‌پور نیز در بخش پایانی این نشست با بیان اینکه ثبت خاطرات قبل و بعد از انقلاب برای مردم ایران جذابیت دارد با این وجود ویراستاری اصولی آن ضروری است گفت: نوع ویراستاری شکلی و ادبی می‌تواند منجر به جذب مخاطب شود به همین جهت ثبت خاطرات در قالب گزارش و ... اگرچه می‌تواند برای مخاطبان خاص حوزه سیاست جذاب باشد اما برای اینکه عموم مردم آن را بخوانند باید خوب ویراستاری شود.   مدیرعامل خانه کتاب با تاکید بر معرفی مناسب و دیده‌شدن این آثار یادآور شد: مرحله بعدی کار معرفی این کتاب‌ها به مخاطبان خاص آن مردم، اصحاب رسانه و ناشران است. امروز در کشور ما اغلب وزارتخانه‌ها انتشارات ویژه خود را دارند و وزارت امورخارجه برای تدوین تاریخ شفاهی می‌تواند با ناشران بخش خصوصی وارد تبادل شود چراکه این ناشران تجربیات بهتری در هزینه‌ها و دسترسی به مخاطب دارند.   حسینی‌پور با اشاره به ضرورت برگزاری جلسات نقد و بررسی کتاب در حوزه تاریخ شفاهی وزارت امورخارجه گفت: این کار می‌تواند با همکاری خانه‌کتاب و حتی به مناسبت 40 سالگی انقلاب اسلامی صورت گیرد. کتاب دارای نثر خودمانی و واقع‌گراست کارخانه از کارمندان بخش تاریخ‌شفاهی وزارت امور خارجه نیز در ادامه این نشست آثار بهمن حسین‌پور را نقد و بررسی کرد و گفت: زبان ساده، شیوا و روان ویژگی مثبت این اثر است گویی نویسنده روبروی شما نشسته و سخن می‌گوید اما این مجموعه خاطرات می‌توانست ادبی‌تر نوشته شود چراکه گویی گزارش عملکردی از فعالیت‌های نویسنده است. از سوی دیگر بهتر بود ناگفته‌ها در کتاب بیان می‌شد و از نظر فنی و زبانی نیز اثر نیاز به ویراستاری مجدد دارد. همچنین پایان کتاب شبیه آثار تاریخی و جغرافیایی است و اطلاعاتی از ابنیه تاریخی می‌دهد در حالی می‌توانست به گونه دیگری باشد. و حوادث دوران کاری‌شان برجسته شود.   وی تاکید کرد: با این وجود کتاب دارای نثر خودمانی، واقع‌گرا و دارای ابتدا و انتهاست اما می‌توانست تجربیات به‌ثمر نرسیده نویسنده را هم بیان کند.   پاسخ به انتقادات بهمن حسین‌پور در پاسخ به این نکات مطرح شده بیان کرد که در زمان نگارش کتاب فردی که قرار بود کار ویراستاری و نگارش آن را به صورت ادبی انجام دهد پس از چندین ما از ادامه کار منصرف شد و فرد جایگزینش نیز نخستین تجربه کار در این حوزه را داشت بنابراین این کتاب‌ها متاسفانه به دلیل نبود راهنمایی‌های لازم از سوی وزارت خارجه نتوانستند با کیفیت درستی منتشر نشود و به همین دلیل من کار را با ناشران خارج از وزارتخانه انتخاب کردم. ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Jul 2018 13:18:03 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263120/دیپلمات-ها-محافظه-کارند برنامه زاویه با موضوع شریعتی، روشنفکری و علوم انسانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263123/برنامه-زاویه-موضوع-شریعتی-روشنفکری-علوم-انسانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سری جدید مجله علوم انسانی «زاویه» که از هفته گذشته با پیش درآمدی برای فصل جدید روانه آنتن پخش شد، چهارشنبه (۲۰ تیر ماه) اولین مناظره خود را به دکتر علی شریعتی اختصاص داده است.   در این برنامه حبیب‌الله رحیم‌پور به عنوان مجری کارشناس بخش مناظره با مهمان این هفته «تقی آزاد ارمکی» و «سید جواد میری» درباره شریعتی، روشنفکری و ضرورت بازنگری در علوم انسانی به گفت‌وگو می‌پردازد. اخبار هفتگی حوزه علوم انسانی، گزارشی از رخدادهای مهم این حوزه، اخبار مطبوعات و دانشگاه‌ها از جمله بخش‌هایی است که در کنار بخش اصلی که مناظره میهمانان است به این برنامه اضافه شده است. سری جدید برنامه «زاویه» به تهیه کنندگی علی خواجه، سردبیری محمدجواد قنبری و با اجرای علیرضا سمیعی با تغییرات کلی در ساختار، گرافیک و دکور برنامه چهارشنبه‌ها ساعت ۲۱  به صورت زنده از شبکه چهار سیما پخش می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Jul 2018 12:45:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263123/برنامه-زاویه-موضوع-شریعتی-روشنفکری-علوم-انسانی «شاکله‌شناسی» نصرالله حکمت نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263122/شاکله-شناسی-نصرالله-حکمت-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «شاکله‌شناسی» تالیف نصرالله حکمت، استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی نقد و بررسی می‌شود.   این نشست یکشنبه ۲۴ تیرماه ساعت ۱۵ تا ۱۹ با حضور نویسنده اثر، قباد منصور بخت، عبدالله صلواتی، عبدالحمید ضیایی، رضا ماحوزی، اسدالله رحمان‌زاده و محمد ابراهیم ضرابی‌ها برگزار می‌شود. کتاب «شاکله‌شناسی» در محل سالن اجتماعات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی واقع در پاسداران، خیابان شهید مومن‌نژاد(گلستان یکم) شماره ۱۲۴ برگزار می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Jul 2018 12:42:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263122/شاکله-شناسی-نصرالله-حکمت-نقد-می-شود جنگی که باعث شد فرخی یزدی و دستگردی به بی‌بی مریم پناه بیاورند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263104/جنگی-باعث-فرخی-یزدی-دستگردی-بی-بی-مریم-پناه-بیاورند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم نصب سردیس بی‌بی مریم بختیاری، سه‌شنبه 19 تیرماه در تالار همایش‌های مرکز اسناد و کتابخانه ملی برگزار شد. در ابتدای این مراسم، فیلم کوتاهی  از زندگی بی بی مریم بختیاری به نمایش درآمد. سپس، گرایلی، مشاور سازمان اسناد و کتابخانه ملی، ضمن خیر مقدم به حاضران در جلسه، گفت: تالار مطالعات زنان در دوره ریاست خانم بروجردی مجددا راه‌اندازی شد و یکی از برنامه‌های اصلی که تنظیم کردند، معرفی الگوهایی چون بی بی مریم بختیاری بود تا بدانیم که ما چه زنان قدرتمندی در این سرزمین داشته‌ایم. ما باید این فرصت‌ها را مغتنم بشماریم تا دختران ما الگوپذیری خوبی داشته باشند و تاریخ سرزمین‌شان را بشناسند. در ادامه جلسه، پریچهر سلطانی، نویسنده کتاب «بی‌بی‌ مریم بختیاری»، ضمن تشکر از خانم‌ها بروجردی، حکمت و گرایلی که در تهیه و نصب سردیس «بی‌بی مریم » دخیل بودند، از حضور پروین بهمنی، مادر لالایی‌ها، نیز تشکر کرد و گفت: این کتاب، حاصل سیزده سال پژوهش جدی است. سال‌های پیش یک ناشر به من کتاب خاطرات بی‌بی مریم را هدیه داد. من به این فکر افتادم که باید اسنادی درباره او باشد. برای این کار به سراغ باستانی پاریزی هم رفتم. او گفت: این کار مثل پیدا کردن سوزن در کاهدان است. انجام‌شدنی نیست. سه سال تمام، هفته‌ای یک روز از شهرکرد به تهران می‌آمدم. در نهایت در کتابخانه ملی، سندی پیدا کردم؛ در روزنامه کاوه به نام پاداش فتوت که جریان مدال گرفتن بی‌بی مریم از امپراطور آلمان بود. مشاور وزیر صنعت در ادامه افزود: سعی کردم تا آنجا که می‌شد اسنادی درباره او پیدا کنم. البته هنوز هم اسناد بسیاری هست که باید درباره او پیدا شود. من ده سال، در خانه اقوام بی‌بی‌ مریم را زدم. هیچ سندی به من نمی‌دادند. در آخر گفتم؛ بی‌بی‌ مریم متعلق به جهان است. در نهایت با کمک نتیجه‌های بی‌بی مریم به مدال‌ها رسیدم. البته کتاب برای حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته و در حال ترجمه است. البته برخی از نویسندگان، نظیر بزرگ علوی و اوانسیان هم درباره بی‌بی مریم نوشته بودند و اسنادی هم درباره او در برخی از آثار سفرنامه‌نویسان وجود دارد. علاوه بر این‌ها، اسنادی نزد خانواده‌اش موجود بود و اسنادی که نزد وحیدی دستگردی بود. دبیرکار گروه زنان روستایی در ادامه، در توضیح و معرفی کتاب «بی‌بی‌ مریم بختیاری» گفت: بخش اول کتاب به زندگی‌نامه او می‌پردازد. بی بی مریم در سال 1316، سه سال بعد از اعدام فرزندش توسط رضا خان، در بیمارستان عیسی‌بن مریم اصفهان درگذشت. حسین قلی خان ایلخانی، پدرش، برای برقراری نظم و امنیت در جاده‌های ایران، اقدامات بسیاری انجام داد و در نهایت هم  توسط ظل‌السلطان کشته شد. در این کتاب، بخشی هم به سردار اسعد، برادر بی‌بی مریم پرداخته شده که او بسیار تحت تاثیر برادرش بود و او را به خواندن تاریخ تشویق می‌کرد. درباره پسرش شهید علی مردان خان هم ترانه‌های زیادی سروده شده و امروز سریالی درباره او در دست ساخت است. مدیر عامل شهرک صنعتی در ادامه گفت: یک ویژگی بسیار مهم بی‌بی مریم، آزادگی او و اعتلای وطن بود. او در خاطراتش درباره استبداد قاجار بسیار سخن می‌گوید و از مصرف‌گرایی زنان سخن می‌گوید. در هنگام قحطی، بی‌بی‌ مریم پنجاه نفر از فقرا را تحت تکفل داشته است. او دوبار ازدواج کرد؛ همسر اولش، علی قلی خان چارلنگ بود و همسر دومش، پسر عمویش بود. سلطانی گفت: حقوق زنان، همواره برای او مطرح بود و در حدود صد سال پیش از چهار نفر از علما درباره حقوق زنان استفتا کرد. فرزندان او هم دلاوری‌هایی در جنگ مشروطه داشته‌اند ولی بیشتر از همه، علی مردان خان شناخته شده است. در جریان انقلاب مشروطه و جنگ جهانی اول، دو نفر به بی‌بی مریم پناه آوردند، یکی فرخی یزدی و دیگری؛ وحیدی دستگردی. در جنگ بین‌الملل اول، وقتی روس و انگلیس تا اصفهان پیش‌روی کردند، آلمان‌ها به خاطر منافع خودشان از ایران دفاع می‌کنند. در اصفهان، بی‌بی مریم با آلمان‌ها مکاری می‌کند و با روس‌ها و انگلیس‌ها می‌جنگد. در ادامه این برنامه، دهقانی به اجرای شعرخوانی با لهجه بختیاری در مدح بی‌بی‌ مریم پرداخت. در ادامه دکتر قنبری گفت: منطقه بختیاری یک دیار کهن است که مردمان در سه روش شهری، روستایی و عشایری در آن زندگی می‌کنند. در گذشته زندگی کوچ‌روی، بخش عمده‌ای از جمعیت ایران را به خودش اختصاص داده بود. بختیاری‌ها هم قسمتی از کوچ‌رو‌ها بودند. در درون  خاک بختیاری، ایده‌ها و آداب و رسوم هویت پیدا می‌کند. بختیاری‌ها هیچ وقت قدمی برای جداسازی برنداشتند و همواره ایران را با جان و دل دوست داشتند. وی افزود: بختیاری‌ها یک سازمان ایلی و قومی دارند و به شاخه‌های هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم می‌شوند و منشا آن انسجام سازمانی مردمانی است که هول گویش بختیاری می‌چرخند. بی‌بی‌ مریم یک هویت از این تاریخ بزرگ است. او به سبب اصالت و نجابت و هویت ایلی خودش قابل شناسایی است. در فرهنگ بختیاری، خانواده بر محور زن می‌چرخد. زن در این فرهنگ، یک مادر و مدیر و معلم است. مادران چگونه زیستن را به فرزندان خود آموزش می‌دهند. بی‌بی مریم از فولکلور بختیاری برخاسته است. بی بی مریم در کتاب خاطراتش، نشان می‌دهد که فراتر از زمان خودش نگاه می‌کند. او پشتوانه یک نهضت بزرگ مشروطه‌خواهی شد و تفکر بین‌المللی داشت. در ادامه این برنامه، کوروش اسدپور، خنیاگر بختیاری، درباره ویژگی‌هایی لالایی‌های بختیاری صحبت کرد. او با اجرای بخشی از این لالایی‌ها به معرفی ویژگی‌هایی موسیقایی آن‌ها پرداخت. در نهایت، قطعه بی‌بی‌ مریم از ساخته‌های خودش را هم اجرا کرد. سپس پروین بهمنی، مادر لالایی‌ها و برنده جایزه یونسکو، گفت: زنان بهتر است که بچه‌های‌شان را با لباس‌های ایل‌شان معرفی کنند و هر شب بچه‌ها را با صدای گرم خودشان بخوابانند. در ادامه بهمنی با اشاره به قشقایی بودنش و اینکه به زبان ترکی می‌خواند، گفت: البته ایل‌ها هیچ فرقی با هم ندارند. او در این جلسه دو لالایی خواند که با تشویق حضار مواجه شد. در انتهای این مراسم از سردیس بی بی مریم بختیاری در تالار مطالعات زنان سازمان اسناد و کتابخانه ملی، توسط پریچهر سلطانی، پروین بهمنی و کوروش اسدپور پرده‌برداری شد  و زنان بختیاری حاضر در سالن، به افتخارش کل کشیدند. ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Jul 2018 06:58:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263104/جنگی-باعث-فرخی-یزدی-دستگردی-بی-بی-مریم-پناه-بیاورند علاقه به خواندن کتاب‌های معنای زندگی مختص ایران نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263083/علاقه-خواندن-کتاب-های-معنای-زندگی-مختص-ایران-نیست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ ویکتور فرانکل، روان‌پزشک و نویسنده، مدت زیادی در اردوگاه کار اجباری اسیر بود که تنها وجود برهنه‌اش برای او باقی ماند و بس. پدر، مادر، برادر و همسرش یا در اردوگاه‌ها جان سپردند و یا به کوره‌های آدم سوزی سپرده شدند. کتاب «انسان در پی معنی» داستان زندگی او است و خواننده، از همین زندگی‌نامه دردناک چیزهای بسیاری می‌آموزد و فرامی‌گیرد که انسان وقتی به ناگهان احساس می‌کند چیزی برای از دست دادن به جز بدن مسخره برهنه‌اش ندارد، چه می‌کند؟ در این کتاب، دکتر فرانکل تجربه‌ای را که منجر به کشف «لوگوتراپی» شد توضیح می‌دهد. او نویسنده‌ای است که خود شاهد همه رنج‌ها و نیروهای شیطانی شکنجه بوده و این‌که چگونه شماری از زندانیان که انسان‌هایی معمولی بودند ثابت کردند که ارزش رنج‌هایشان را دارند و با این کار شایستگی بشر را در برخاستن علیه سرنوشت خود به ثبوت رساندند. کتاب «انسان در پی معنا» جدیدترین ترجمه زهره زاهدی است که به همت انتشارات پندار تابان روانه بازار نشر شده است. به همین بهانه با او گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید: در ابتدا درباره زندگی ویکتور فرانکل و چرایی مشهور شدن او توضیح دهید؟ فرانکل روانپزشک یهودی در آلمان بود که در دوران جنگ جهانی دوم به اردوگاه کار اجباری فرستاده می‌شود. او انسانی باهوش، باوجدان و ... و دارای پدر و مادر فهمیده و دانشمندی بود اما طی سه سال هر آنچه که در زندگی داشته را از دست می‌دهد، پدر و مادر و برادرش کشته می‌شود و زن باردارش را به قتل می‌رسانند. فرانکل سه سال به اردوگاه آشویتس که یکی از وحشتناک‌ترین بازداشتگاه‌هاست، فرستاده می‌شود. همان‌طور که می‌دانید در آنجا یهودیان زنده زنده سوزانده می‌شدند، با گاز خفه می‌شدند یا در اثر یخبندان می‌مردند. به هر حال او سه سال در این مکان زندگی می‌کند و همانگونه که در کتاب هم بیان می‌کند به این نتیجه می‌رسد که تنها کسانی توانسته‌اند از این اردوگاه جان سالم به در ببرند که زندگی‌شان معنا داشته است. او می‌گوید که چگونه در اردوگاه کسانی را دیده که سهم آب و نان خود را به دیگران بخشیده‌اند یا دلخوش به گلدانی کوچک پشت پنجره بودند! بنابراین فرانکل در اثر دیدن این اتفاقات متحول می‌شود و بیان می‌کند که چگونه تنها کسانی که در زندگی خود معنایی داشته‌اند توانسته‌اند از این جهنم بیرون بیایند. پس وقتی بیرون از اردوگاه کار اجباری می‌آید کارش را آغاز می‌کند و با تجربیاتی که داشته معنادرمانی را آغاز می‌کند.   فرانکل معنای زندگی را در چه می‌داند؟ برای هر فرد در زندگی معنا موضوع خاصی است؛ یک پدر فداکار معنای زندگی را در سر و سامان دادن به زندگی فرزندانش می‌داند. یک دانشمند معنای زندگی را در دانش می‌یابد و... اما وجه اشتراک همه آنها در معنای زندگی این است که معنا امری مثبت بوده و در راستای رفاه، نوع دوستی، فداکاری و افزایش فضایل اخلاقی بشر باشد. فردی نمی‌تواند بگوید من دوست دارم روزی پنج بار در رودخانه بپرم و این معنای زندگی من است! چون چیزی به فضایل اخلاقی زندگی اش اضافه نمی‌کند! این در حالی است که یک روان پزشک مانند فرانکل سعی می‌کند با بیان خاطراتش به انسان‌ها در پیدا کردن معنای زندگی کمک کند.   معنا درمانی که فرانکل آن را تاسیس کرده در ایران هم متداول است؟   خیر! این شیوه‌ای است که فرانکل مبدع آن بوده و در ایران به شکلی که او بیان می‌کند مطرح نیست با این وجود گفته‌های او در کتابش برای ما بسیار کاربردی است؛ اینکه چرا جوانان معتاد می‌شوند؟ او در پاسخ بیان می‌کند که چون در زندگی خود معنایی ندارند به مواد مخدر، سیگار و الکل پناه می‌برند. یک شعار اصلی در این کتاب بیان می‌شود، اینکه اگرچه ما نمی‌توانیم جلوی اتفاقات ناخوشایند را بگیریم اما می‌توانیم در برابر آن واکنش درستی داشته باشیم.   چرا در سال‌های اخیر نسبت به کتاب‌هایی که با رویکرد تمرکز روی معنای زندگی بر اساس فلسفه و روانشناسی در ایران منتشر شده، توجه نشان داده شده و مردم آن را خریدند؟   علاقه به خواندن کتاب‌های معنای زندگی مختص ایران نیست. از اواخر قرن بیستم که رفاه، تکنولوژی و لذت در زندگی بشر زیاد شد و در قرن 21 به اوج خود رسید اما هنوز هم می‌بینیم که بشر با طلاق، بدبختی، خودکشی و ... مواجه است. چراکه اگرچه بشر به لذت در زندگی دست پیدا کرده اما از معنا تهی شده است!   ترجمه دیگری هم از این کتاب ارائه شده و اتفاقا جزء آثار پرفروش هم بوده، چرا شما بار دیگر این اثر را ترجمه کردید؟ کتاب با ترجمه پیشین با وجود مفاهیم ارزشمند ثقیل ترجمه شده و بسیاری از مفاهیم کتاب برای مخاطب روشن نشده است. سبک من در ترجمه روان و ساده‌نویسی است بنابراین به تشخیص ناشر و با توجه به اهمیت کتاب سعی کردیم این بار اثر را با ترجمه روان‌تری در اختیار مخاطب قرار دهیم. ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Jul 2018 06:47:05 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/263083/علاقه-خواندن-کتاب-های-معنای-زندگی-مختص-ایران-نیست برگزاری کرسی ترویجی «فهم هرمنوتیکی علوم انسانی مبتنی بر آرای دیلتای» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263099/برگزاری-کرسی-ترویجی-فهم-هرمنوتیکی-علوم-انسانی-مبتنی-آرای-دیلتای به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با همکاری دبیرخانه هیئت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی نقد و مناظره بیست و پنجمین کرسی ترویجی با رویکرد عرضه و نقد ایده علمی برگزار می‌شود.   عنوان این کرسی ترویجی «فهم هرمنوتیکی علوم انسانی مبتنی بر  آرای دیلتای» و ارائه دهنده آن هم مالک شجاعی جشوقانی است. ناقدین این جلسه محمدتقی موحد ابطحی و پگاه مصلح، مدیر علمی، معین معین زاده و مدیر اجرایی، طاهره ایشانی است. کرسی ترویجی «فهم هرمنوتیکی علوم انسانی مبتنی بر  آرای دیلتای» یکشنبه ۲۴ تیر ۹۷ ساعت 13 و 30 دقیقه تا 15 و 30 دقیقه در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Jul 2018 06:16:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263099/برگزاری-کرسی-ترویجی-فهم-هرمنوتیکی-علوم-انسانی-مبتنی-آرای-دیلتای می‌خواهیم نگاه سنتی در حوزه آموزش را تغییر دهیم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263098/می-خواهیم-نگاه-سنتی-حوزه-آموزش-تغییر-دهیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، آیین امضای تفاهم نامه معاونت پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش با سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با حضور علیرضا کاظمی، معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش و رییس سازمان دانش آموزی، محمد روشنی، قائم مقام سازمان دانش آموزی، سعید اوحدی، رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، مجید حسینی، مدیرعامل موسسه نشر شهر و مدیر باغ کتاب تهران و جمعی از خبرنگاران سه‌شنبه ۱۹ تیر در باغ کتاب تهران برگزار شد. بر اساس این تفاهم‌نامه که با هدف تقویت نقش آفرینی دانش آموزان در مدیریت فرهنگی شهر تهران امضا شد؛ سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با ایجاد تسهیلات برای بازدید گروهی دانش‌آموزان از موزه‌ها و خانه موزه‌های زیرمجموعه سازمان و فضاهای فرهنگی و اماکن تاریخی و گردشگری راه را برای آشنایی دانش آموزان با فرهنگ شهر تهران هموار خواهد کرد. ایجاد تشکل درون مدرسه‌ای «پیشتاز شهریار»  سازمان دانش آموزی نیز بعد از امضای این تفاهم‌نامه همکاری، با ایجاد تشکل درون مدرسه‌ای «پیشتاز شهریار» و تولید محتوای آموزشی و تامین مربیان و استادان برای برگزاری دوره‌های مهارت تشکیلاتی و اجتماعی در فرهنگ‌سراها و خانه‌های فرهنگ زمینه را برای نقش‌آفرینی دانش‌آموزان در برنامه‌های فرهنگی شهر تهران آماده می‌کند. پس از امضای تفاهم‌نامه، مجید حسینی طی سخنانی گفت: اینکه باغ کتاب تهران بزرگترین مجتمع فرهنگی کشور یا بزرگترین گالری کشور یا بزرگترین فروشگاه کتاب کودک است، مهم نیست. این بزرگترین‌ها هیچ اهمیتی ندارد و هیچ نشانی از توسعه و پیشرفت نیست. آن چیزی که حال ما را بهتر می‌کند یک مفهومی است که ما سال‌ها با آن مشکل داریم. وقتی سال ۸۶ تصمیم گرفتیم این مکان (باغ کتاب) ساخته شود برنامه این بود که در حقیقت یک کتابفروشی ساخته شود. اما فکر کردیم در کشوری که سرانه مطالعه ۵ دقیقه است نیاز نداریم ۳۰ هزار متر مربع کتابفروشی داشته باشیم، اینجا چیزی که باعث تحریک مطالعه کتاب می‌شود اتفاق نمی‌افتد. ما نیاز داریم که بچه‌هایمان کتاب بخوانند و یاد بگیرند و این مسئله ماست.   مساله؛ کتاب خواندن بچه‌ها و یادگیری آن‌هاست     وی افزود: جالب است بدانید سرانه مطالعه در آلمان ۴۵ دقیقه است اما مساحت کتابفروشی‌هایشان بیشتر از ۵ هزار متر مربع نیست. ما مشکل کتابفروشی نداریم مشکل کتاب نخواندن داریم و این مسئله را سیستم آموزشی باید برطرف کند. فکر کردیم باغ کتاب تهران باید تبدیل شود به جایی که در اختیار سیستم آموزشی قرار گیرد. جایی که مطالعه کتاب اتفاق بیفتد. اما وقتی وارد مسئله مطالعه کتاب شدیم، دیدیم مسئله عمیق‌تر از حتی مطالعه کتاب است و آن سیستمی است که در آن بچه‌هایمان را بزرگ می‌کنیم، تست زن و کنکور خوان می‌کنیم و هرچه سن بچه‌ها بالاتر می‌رود سرانه مطالعه آنها کاهش پیدا می کند. حسینی بیان کرد: ما فکر کردیم که باغ کتاب باید از طریق کاربرد و از طریق علم فعالیت کند و از طریق اینکه به بچه‌ها بگوییم اینجا نه تست، نه کنکور، نه رتبه‌بندی است، اینجا محلی است برای بازی شما. برای اینکه یاد بگیرید علم چیز خوبی است و احساس کنید این مطالب به درد شما می خورد. مدیر باغ کتاب تهران در ادامه گفت: تا امروز ۱۴ هزار متر مربع مرکز بازی‌های علمی در باغ کتاب وجود دارد نه با هدف اینکه به بچه‌ها علم درس بدهیم با هدف اینکه بچه‌ها را به کاربرد، شغل و آینده‌ای وصل کنیم تا از سد سخت کنکور که برایشان درست کرده‌ایم عبور کنند. امیدواریم که اینجا بتواند مثل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که در دهه ۶۰ در کنار آموزش و پرورش فعالیت می‌کرد تاثیرگذار باشد. حسینی بیان کرد: در عید امسال ۲۷۰ هزار نفر از باغ کتاب تهران بازدید کردند و همچنین دو هزار بازدید روزانه دانش آموزی داریم و از دوستان آموزش و پرورش خواهش می‌کنیم ما را به عنوان مجموعه‌ای در کنار خودشان ببیند که می‌خواهیم نگاه سنتی در حوزه آموزش را تغییر دهیم و نگاه جدیدی را وارد زندگی جوانان کنیم. وی افزود: این مکان مرکز بازی‌های علمی ۸ تا ۱۲ سال را برای مقطع دبستان و ۱۲ تا ۱۸ سال را برای بچه‌های دبیرستان دارد. همچنین باشگاه رباتیک و نجوم را داریم. در این مکان فضای گالری ایجاد کرده‌ایم که بچه‌ها می‌توانند نقاشی بکشند و آثار خود را به فروش بگذارند. همچنین بچه‌ها می‌توانند گارسنی کنند. می‌توانند هم غذا تولید کنند، هم غذا بفروشند و هم پذیرایی کنند. همچنین اینجا کشتی کتاب را داریم که بچه‌ها از طریق قصه وارد آموزش می‌شوند که البته هنوز افتتاح نشده است. حسینی در پایان از حمایت و تلاش‌های رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران تشکر کرد و گفت: تمام تلاش ما ایجاد کردن خواننده است نه کتاب فروشی. در ادامه مراسم سعید اوحدی، رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با تشکر از حضور اصحاب رسانه و خیر مقدم به آنها گفت: خوشحالیم که در بستر چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی این تفاهم نامه امضا شد. ان شاءالله در ادامه شاهد تشکیل یک کارگروه اجرایی جدی باشیم که بتواند ظرفیت‌های هر دو مجموعه را به کار گیرد. در مجموعه باغ کتاب هفت لایه علمی و آموزشی وجود دارد. نگاه ما ترویج فرهنگ کتابخوانی است و امیدواریم با برنامه‌هایی که پیش رو داریم شاهد تحول عظیمی برای دانش آموزان و آینده سازان نظام باشیم. تور تهران‌گردی برای دانش‌آموزان تهرانی وی افزود: امیدوارم بتوانیم دانش‌آموزان را با ظرفیتی که سازمان فرهنگی هنری و ظرفیت‌های مهم و قابل توجهی که آموزش و پرورش در اختیار دارد، با ارزش‌های انقلاب آشنا کنیم. این کار را در قالب تور تهرانگردی انجام خواهیم داد که دانش‌آموزان هم از باغ کتاب دیدن خواهند کرد و هم از باغ موزه قصر برای آشنایی با مفاخر جمهوری اسلامی که در آن فضا زجر کشیده‌ و زندانی شده‌اند. این بازدید باعث می‌شود دانش‌آموزان ما به عنوان نسل سوم بدانند که این مسیر انقلاب از چه فراز و نشیب‌هایی گذشته است. باغ کتاب تهران؛ کانون اوقات فراغت  دانش‌آموزان در ادامه علیرضا کاظمی، معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش و رییس سازمان دانش آموزی با تبریک اولین سالگرد آغاز فعالیت باغ کتاب و همچنین حرکت جدید فرهنگی که آغاز شده است، گفت: به عنوان یک ایرانی به تلاش‌هایی که توسط سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران انجام گرفته است، افتخار می‌کنم. این مرکز چند ویژگی مهم دارد. به نظر می‌رسد کلید ورود به دنیای نور و روشنایی کتاب است و بسیاری از عقب ماندگی‌های کشور به نبود انس و الفت با کتاب بر می‌گردد. وی افزود: اساس نظام آموزشی بر اساس محتوای کتاب‌های آموزشی تدوین شده است. مهم‌ترین ویژگی این مکان در این است که یک نقطه بسیار استراتژیک را در دست‌یابی به توسعه، نه با رویکرد فروش که با هدف ایجاد انس و الفت بین جامعه و کتاب، هدف‌گذاری کرده است. اما نکته مهم‌تر ارائه بسته‌های فرهنگی است که با ذائقه‌های جدید مخاطبان تناسب دارد که می‌توان به رویکرد فناوری‌های جدید و نیز مهارت‌آفرینی و یادگیری عمیق برای دانش آموزان اشاره کرد. این ظرفیت می‌تواند در اختیار دانش آموزان تهرانی، شهرستان‌های نزدیک تهران و نیز نمایندگان دانش‌آموزی سراسر کشور قرار گیرد.  کاظمی بیان کرد: همچنین این مرکز می‌تواند به عنوان یکی از کانون‌های مورد استفاده برای اوقات فراغت دانش آموزان مورد توجه واقع شود. آموزش و پرورش به تنهایی نمی‌تواند چنین ظرفیت‌هایی ایجاد کند. نکته مهم دیگر این است که بسیاری از مردم ما از این ظرفیت آگاهی ندارند. اولین وظیفه ما و جامعه رسانه اطلاع‌رسانی به جامعه مخاطب است. نکته دیگر استفاده از این ظرفیت در قالب فرآیند یاددهی و یادگیری تحت عنوان اردوهای یک روزه و چند روزه و برگزاری همایش‌های استانی، ناحیه‌ای و ملی است. یکی از فعالیت‌های خوبی که دوستان انجام داده‌اند، اردوهای یک روزه با هدف ارتقای هویت دینی و ملی و همین طور ایرانگردی و آشنایی با مفاخر و تمدن عظیم ایران و حمایت از کالاهای ایرانی است. تاکید بر استفاده دانش‌آموزان از ظرفیت‌های آموزشی سازمان فرهنگی هنری سعید اوحدی در بخش پایانی برنامه درباره برنامه‌های فصل تابستان ۹۷ گفت: بعد از نماز عید فطر دو ستاد یکی ستاد چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و دیگری ستاد ویژه‌برنامه‌های تابستان در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران تشکیل شد. همچنین ۶۰ برنامه شاخص و فراگیر در فصل تابستان برگزار می‌شود. برنامه‌های فراگیر در سطح کلان و با همکاری رسانه ملی انجام می‌شود. ۱۲ برنامه فراگیر و ۴۸ برنامه شاخص در سطح فرهنگ‌سراها تقدیم شهروندان تهرانی می‌شود. وی افزود: ۴۰۰ مرکز فرهنگی در اختیار سازمان فرهنگی هنری است که این ۶۰ برنامه در فرهنگ‌سراها و باغ‌موزه‌ها برگزار می‌شود. همچنین ۴۰ برنامه ویژه شهدا در ایام تابستان داریم و هزار و ۲۵۰ برنامه منطقه‌ای در فرهنگ‌سراها، خانه‌های فرهنگ، کتابخانه‌ها و سالن‌های همایش و مجموعه‌هایی که در اختیار سازمان فرهنگی هنری است، برگزار می‌شود.  اوحدی در ادامه درباره برنامه‌های فصل تابستان گفت: جشنواره تهران قدیم در باغ‌موزه قصر در تابستان امسال برگزار می‌شود که این برنامه ترکیبی از تهران قدیم و جشنواره اقوام است. در حوزه موسیقی حدود ۶۰ مورد برنامه شامل نشست‌های پژوهشی، موسیقی‌های محلی، کنسرت و... در مراکز فرهنگی هنری برگزار می‌شود. همچنین حدود ۵۰۰ مورد تئاتر کودک و نوجوان در فرهنگ‌سراها برگزار می‌شود. رییس سازمان فرهنگی هنری با اشاره به دهه کرامت و ولادت حضرت معصومه و امام رضا (ع) گفت: پنج برنامه مناسبتی نیز داریم و ۱۰ شب در میدان آیینی امام حسین (ع) برنامه ویژه دهه کرامت برگزار می‌شود. در همین ایام از قرارگاه فرهنگی اربعین نیز رونمایی می‌شود. همچنین حدود ۳۵ هزار متر مربع فضای گالری‌هایی است که در اختیار سازمان فرهنگی هنری است که با جلب و مشارکت‌های دانش آموزان می‌توانیم جشنواره هنرهای تجسمی را با رویکرد پیروزی انقلاب اسلامی و کالای ایرانی برگزار کنیم.  وی افزود: ۴۰ هزار متر مربع فضای آموزشی در اختیار سازمان فرهنگی هنری است. این بالاترین میزان فضای آموزش، مربیان آموزشی، کلاس‌های آموزشی غیر رسمی در کشور است. هزار و ۴۰۰ دوره آموزشی را توسط پنج هزار و۵۰۰ مربی توانمند که همه دارای کارنامه تأیید صلاحیت برای آموزش هستند، امسال در تابستان برگزار می‌کنیم. همچنین در ۷۰ خانه کودک شاهد اتفاق‌های بسیار خوبی هستیم، به ویژه با این تفاهم‌نامه‌ای که امضا شده است، امیدوارم بتوانیم از پشتیبانی و حمایت معاونت فرهنگی وزارت آموزش و پرورش و سازمان دانش‌آموزی کمک بگیریم. اوحدی در پایان گفت: هفتمین جشنواره کتابخوانی مجازی و پنجمین دوره کتاب‌های صوتی کودکان و نوجوانان در تابستان امسال برگزار می‌شود. همچنین از باشگاه ترنج رونمایی می‌شود. این باشگاه مخصوص دانش آموزان از سن۱۲ تا ۱۵ سال است که می‌توانند عضو این باشگاه شوند و از همه ظرفیت‌های سازمان، شامل سالن‌های سینمایی، فضاهای ورزشی، دوره‌های آموزشی و... بهره‌مند شوند. ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Jul 2018 04:47:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/263098/می-خواهیم-نگاه-سنتی-حوزه-آموزش-تغییر-دهیم ايران تصور ذهني نيست http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263096/ايران-تصور-ذهني خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_محسن آزموده: درآمد: بحث درباره ايران و ايرانشهر، اين روزها يكي از اصلي‌ترين مباحث در ميان روشنفكران و انديشمندان ايراني است. سيد جواد طباطبايي از تدوين نظريه ايران مي‌گويد و برخي در تقابل با او، از اعتباري بودن اين مفهوم سخن به ميان مي‌آورند. دكتر سجادي معتقد است كه مفهوم و مصداق ايران يك تصور ذهني نيست و انديشه ملي ايراني يعني جهان‌بيني ايراني، سابقه چند هزار ساله دارد. اين مورخ برجسته در گفت‌وگوي حاضر به پيشينه ايران و دلالت‌هاي آن اشاره و تاكيد مي‌كند كه مفهوم ايران، جعل پهلوي اول نيست و بسيار ريشه دارتر و با سابقه‌تر از اين حرف‌هاست. سيد محمد صادق سجادي، براي علاقه‌مندان به تاريخ ايران نامي آشناست، بيش از ٣٠ سال مدير بخش تاريخ و عضو شوراي عالي علمي مركز دايره‌المعارف بزرگ اسلامي بوده و نقش كليدي و موثري در تهيه و تدوين مجموعه عظيم تاريخ جامع ايران ايفا كرده است. دكتر سجادي صدها مقاله و مدخل نوشته و غير از تاليف كتاب‌هايي چون طبقه‌بندي علوم در تمدن اسلامي، تاريخ برمكيان و رساله اخبار برامكه، آثار ارزشمند فراواني را تصحيح و ترجمه كرده است: نخست بفرماييد وقتي از «ايران» حرف مي‌زنيم، منظورمان چيست؟ آيا اشاره به كشوري (ملت-دولت) متاخر داريم كه در فروردين سال ١٣١٤ با تصميم پهلوي اول با مرزهاي مشخص جغرافيايي پديد آمد يا اشاره‌مان به هويتي به مراتب ريشه‌دارتر و كهن‌تر است؟ نمي دانم اين قضيه نادرست كه ايران- كلمه يا اطلاق يا حتي هويت- ساخته رضاشاه پهلوي است، از كجا آمده است. متاسفانه بعضي از اشخاص صاحب وجهه علمي نيز گزارش‌هاي تاريخي را درست نمي‌خوانند و درباره آن تحقيق نمي‌كنند، يا متاثر از عده‌اي مغرضِ عالِم نما و كم‌مايه يا بي‌مايه مي‌شوند. پهلوي اول نه كلمه ايران را ساخت، نه آن را بر سرزمين ما اطلاق كرد، نه هويت ايراني را با اين كلمه تبيين كرد و شناساند! ماجرا اين است كه تا پيش از سال ١٣١٤ش و البته گاه هنوز، به پيروي از سنتي باستاني، ايران در زبان‌هاي اروپايي غالبا پرشيا يا پرس (پارس) خوانده و نوشته مي‌شد. سبب آن هم روشن است. دو شاهنشاهي بزرگ ايراني را تيره پارس‌هاي قوم ايراني ايجاد كردند و به سبب اقتدار سياسي و نظامي و كشورگشايي‌هاي‌شان، با اقوام ديگر مرتبط شدند و آن مردم ناچار در تداول خود يا نوشته‌هاي‌شان، از پارس و پارس‌ها سخن گفتند. مراد منابع يوناني و سرياني از پارس، پارس‌ها، آشكارا به معني ايران و ايرانيان است. اين وضع درباره غالب كشورهاي اروپايي مانند فرانسه و آلمان و انگلستان و بلغارستان و كرواسي و صربستان و غيره هم صادق است. مگر مردم اين كشورها را فقط فرانك‌ها، ژرمن‌ها، انگلو ساكسون‌ها، بلغارها، كروات‌ها، يا صرب‌ها تشكيل مي‌دادند يا مي‌دهند؟ ده‌ها قوم ديگر در اين سرزمين‌ها بوده‌اند و هستند كه نام ديگر دارند. به هرحال كاري كه پهلوي اول كرد آن بود كه از بيگانگان خواست در نامه‌ها و اسناد بين‌المللي و اطلاقات ديگر از نام بس كهن ايران به جاي پارس كه نام جزيي از ايران است، استفاده كنند. اين نام كه در در زبان‌هاي اروپايي غريب نبود و بعضا ايران را با همين نام مي‌شناختند، به تدريج رايج شد و عموما جاي پارس را گرفت. پيشينه مفهوم ايران چيست؟ كلمه ايران در كتيبه‌هاي باستاني و منابع بازمانده از آن ادوار به وفور آمده است و مراد از آن كشوري با مرزهاي معين و هويتي مشخص و نمايان بوده است. بديهي است كه مرزهاي سياسي در ادوار مختلف بر اثر جنگ‌ها و ظهور و سقوط دولت‌ها تغيير مي‌كرده است، يعني قلمرو دولت‌ها و سلسله‌ها انبساط و انقباض داشته است، اما مفهوم هويتي و سياسي ايران، هميشه ايران بوده است. به همين سبب ما در تاريخ، كشوري مي‌شناسيم كه مرزهايش در دوره‌هاي حكومت مادها و سپس پارس‌ها و جانشينان اسكندر مقدوني، يعني هخامنشيان و سلوكيان و اشكانيان و ساسانيان و در ادوار اسلامي، متغير بوده است، اما همواره بر آن «ايران» اطلاق مي‌شده است. فرق ميان ايران به عنوان يك واحد سياسي و آنچه به درستي جهان ايراني مي‌خوانيم و حدودش بسي فراتر از آن واحد سياسي است، همين جاست. مثلا قسمتي از شبه قاره هند، بخش بزرگِ ماوراءالنهر تا حدود چين، آسياي صغير و قلمرو عثماني حتي در بوسنياي اروپايي، قسمتي از قفقاز و حتي بخشي از سوريه، هيچگاه رسما در عصر اسلامي جزو خاك اصلي ايران، يا غالبا جزو واحد سياسي ايران نبوده است اما هميشه جزو جهان ايراني محسوب مي‌شده است، يعني ايران فرهنگي. بعضي از اين سرزمين‌ها در ادواري مهم، جلوه گاه زبان و ادب ايران و فرهنگ ايراني بوده است. فرهنگ ايراني، زبان‌هاي ايراني، آداب ايراني، ادبيات ايراني هنوز در بعضي از اين سرزمين‌ها زنده است. زبان دستگاه اداري يا وجوهي از زندگي عامه، در مصر به روزگار ايوبيان و مماليك، مشحون از كلمات و تركيبات فارسي بوده است و من در چند مقاله نسبتا به تفصيل درباره آن سخن رانده‌ام. از شبه قاره هند تا همين اواخر شاعران بزرگ پارسي‌گوي بر مي‌خاستند. در آسياي صغير در تمام دوران مغول و تيمور زبان و ادبياتي جز زبان و ادبيات فارسي رايج نبود. سلاطين ترك عثماني به فارسي سخن مي‌گفتند و شعر مي‌سرودند و مورخان و نويسندگان‌شان به فارسي تاليف و تصنيف مي‌كردند و اسناد اداري‌شان به فارسي بود. زبان رسمي و اداري و فرهنگي تمام سلسله‌هاي ترك و مغول از غزنويان تا صفويان همواره فارسي بوده است و جالب آنكه درخشان‌ترين ادوار ادبي ايران، دوران تركان و مغولان است. از اين گونه شواهد بسيار است. اينها يعني هويت ايراني كه در جهان ايراني يا ايران فرهنگي قابل بحث است. اما درباره كلمه ايران بايد بگويم كاربرد و اطلاق آن در عصر باستان بر كشوري كه مسكن و موطن قوم ايراني است، محتاج اثبات نيست. شواهد و دلايل و اسناد در اين باره زياد است. مناقشه به گمانم مربوط به عصر اسلامي است كه بعضي مي‌گويند، سرزميني يا واحد سياسي يا كشوري به نام ايران وجود نداشته است. اين نيز به كلي نادرست است. (در اين زمينه مي‌توان به گفتار درون متن با عنوان «ايران در گذرگاه تاريخ» مراجعه كرد). اهميت پرداختن به اين ايده از ديد شما در چيست و چرا ما بايد نسبت به آن حساس باشيم و در جهت حفظ و تقويت آن بكوشيم؟ معلوم است. طي قرن اخير و مخصوصا بر اثر جنگ‌هاي جهاني و تجزيه شبه‌قاره هند و سقوط اتحاد جماهير شوروي كشورهايي متولد شده‌اند كه پيش از آن هويت مستقل نداشته‌اند اما به وسايل مختلف براي خود پيشينه تاريخي درست مي‌كنند يا صريح‌تر بگويم، جعل مي‌كنند. قوم‌گرايي و نژادگرايي‌هايي مانند پان عربيسم و پان تورانيسم و غيره هم كه بخش عظيمي از قواي فكري و مادي گروهي از مردم را به خود اختصاص داده است. دانشمندان و گويندگان و عرفاي بي‌مانند ايراني مانند فارابي و ابوعلي سينا و زكرياي رازي و ابوريحان بيروني و مولانا جلال‌الدين و بسياري ديگر را در زمره دانشمندان ترك ‌و عرب و آثار آنها را ميراث فرهنگي خود شمرده‌اند. از اين نوع تحريف‌ها بسيار كرده‌اند. از اين سوي، مردم كهنِ فرهنگ سازِ سرزميني كهن چون ايران با آن ميراث عظيم فرهنگي كه در دنياي باستان و عصر اسلامي بعضي از نيرومند‌ترين دولت‌ها را در سطح جهان ايجاد كردند، چرا بايد نسبت به نام و هويت و ميراث خود سهل انگاري كنند يا بي‌اعتنا باشند و به آن جعليات و تحريف‌ها پاسخ ندهند؟ عنصر قوام‌بخش و تداوم‌دهنده اين ايران، در دل اين تاريخ پرفراز و نشيب چيست؟ آيا اين عنصر زبان است يا تلقي ويژه ايرانيان از دين اسلام است كه به خصوص بعد از صفويه، به صورت دين رسمي تشيع تبلور يافت يا مرزهاي جغرافيايي آن را مشخص مي‌سازد؟ اين عنصر قوام بخش و تداوم‌دهنده، فقط زبان نيست؛ فرهنگ قوم كه هويت آن را شكل مي‌دهد و زبان يكي از اجزاي آن است و بلكه مهم‌ترين جزو آن. آداب و رسوم، ادبيات مكتوب و شفاهي، جهان‌بيني، دين و اعتقادات آييني، روابط اجتماعي، اخلاق فردي و عمومي، اغذيه، پوشش، جشن‌ها و سوگواري‌ها و بسياري ديگر، عناصر متعدد تداوم بخش هويت ايراني است. همانطور كه اشاره كردم، زبان مي‌تواند در سرزميني مانند ايران كه سبب موقعيت جغرافياي سياسي خود، همواره در سراسر تاريخ مورد هجوم اقوام مختلف بوده است، مهم‌ترين عامل هويت بخش باشد و البته هست. اما به نظرم تعبير دقيق‌تر آن است كه بگوييم انديشه ملي ايراني يعني جهان‌بيني ايراني، سياست و ملكداري ايراني، هنر و ادب ايراني... كه اساس آن سابقه چند هزار ساله دارد، مفهوم ايران و هويت ايراني را تبيين مي‌كند و تداوم مي‌بخشد. آنچه برخي پژوهشگران از آن به عنوان انديشه ايرانشهري بدان اشاره مي‌كنند، چيست و چه ويژگي‌ها و نشانه‌هايي دارد؟ انديشه ايرانشهري به گمان من همان است كه بالاتر اشاره كردم. يعني ايران و انديشه ملي ايراني، البته با تاثراتي كه كم و بيش و طي هزاران سال به دنبال حوادث بزرگ پذيرفته ولي اساس خود را نگاه داشته است. يعني مفهوم ايران و ايراني هزاران سال است كه وجود داشته و دارد. يعني «ذات» ايران و انديشه ايراني همواره تداوم داشته است، گرچه «عرضيات» آن كه قابل زوال و تجديد است، متغير بوده است. برخي از پژوهشگران، بعد از ورود اسلام به ايران، از دو قرن سكوت و سپس سر برآوردن ايران فرهنگي سخن گفتند. تا چه ميزان با اين روايت همدل هستيد؟ درباره دو قرن سكوت اين تعبير رسا نيست. مراد فقدان حكومتي ايراني مبتني بر انديشه سياسي و ملكداري ايراني است، يعني تداوم تاريخ «ايران». طي دو قرن آغاز اسلام، جز در عرصه حكومت رسمي، هيچ سكوت نبود. حتي در عرصه سياست و حكومت هم، گرچه خلافت، ايراني نبود، اما زمام حل و عقد همين خلافت غيرايراني هم به دست ايرانيان، با همان انديشه ملكداري و دستگاه اجرايي ايراني بود. اينكه بلندپايگان قوم‌گراي عرب، بعضي از خليفگان اموي و عباسي را متهم كرده‌اند كه حكومت خسروان به راه انداخته‌اند يا ملكداري و رشته كارها را يكسره به ايرانيان سپرده‌اند و البته وجود و فعاليت خاندان‌هاي كهن ديوانسالار ايراني در دستگاه اداري و سياسي خليفگان، ثابت مي‌كند كه سكوتي از اين حيث نبوده است. ايران فرهنگي هم از چيزي كه نبوده است، بيرون نيامده است. ايران فرهنگي از پيش از اسلام تا امروز وجود دارد، اما حدودش تغيير كرده است. گفته مي‌شود عموم سلسله‌هايي كه از اواخر قرن دوم و اوايل قرن سوم هجري در ايران سر برآوردند، از طاهريان و صفاريان و سامانيان و ديلميان و آل‌بويه گرفته تا سلسله‌هايي كه ريشه در اقوام مهاجم صحرانشين داشتند، مثل غزنويان و سلجوقيان و خوارزمشاهيان همواره پس از استقرار و تثبيت، مي‎كوشيدند به عنصر ايراني تشبث جويند و به نحوي از انحاي براي خود نسبي ايراني بتراشند. علت اين اقدام ايشان چيست؟ دقيقا همين طور است و من چند جا در همين باره گفته و نوشته‌ام. موضوع فقط ساختن نسب‌نامه‌ ايراني نيست. در ايراني بودن سلسله‌هايي چون سامانيان و آل‌بويه كه كسي ترديد نكرده است. سلاطين و فرمانروايان ايران پس از اسلام، چه حكومتي خُرد و محلي داشته‌اند و چه سرزميني وسيع و حكومتي فراگير، خود را از راه جعل نسب‌نامه به خسروان ايران پيوند مي‌زده‌اند تا حكومت‌شان قبول عام يعني نوعي مشروعيت يابد. جالب است كه اينها فقط نمي‌خواسته‌اند ميان ايرانيان مقبوليت يابند و مشروعيت كسب كنند؛ نشر و ترويج اين نسب نامه‌ها، آنها را به ديده همه اقوام «رعيت» صاحب حق نشان مي‌داده است. اجمالا بايد بگويم كه جعل اين نسب‌نامه‌ها نشان مي‌دهد كه در قرون اسلامي، حتي در درخشان‌ترين ادوار فرهنگي، يعني قرون ٤ و ٥ هجري، در قلمرو شرقي اسلام عامه مردم چه مي‌خواسته‌اند، چه نگاهي به حكومت داشته‌اند و انتظار داشتند فرمانروايان‌شان به كجا و چه كساني منسوب باشند. وقتي از ايران فرهنگي و تداوم انديشه ايراني، از پيش از اسلام و سراسر عصر اسلامي سخن مي‌گوييم، يكي از وجوه اثبات‌كننده آن، همين نگاه و تلقي از سياست و حكومت است. غير از اين، گفته مي‌شود در طول سده‌هاي ميانه، عنصر ايراني در قامت اهل قلم و به صورت نهاد وزارت و ديوانسالاري با تجربه در دربارهاي گوناگون حضور داشته است. اگر ممكن است در اين مورد نيز توضيح دهيد. لابد مراد شما از اهل قلم در اينجا، طبقه كاتبان است كه بر كارگزاران عاليرتبه و ميان‌رتبه ديواني اطلاق مي‌شده است. بالاتر اشاره كردم كه زمام حل و عقد امور دستگاه خلافت و به طور خاص، امور اداري و اجرايي به دست ايرانيان بوده است. واقع آن است كه دستگاه اداري ايران-ديوانسالاري- تقريبا به طور كامل به دست خاندان‌هاي كهن ايراني ديوانسالار، به عصر اسلامي و حكومت خليفگان منتقل شد و به تدريج بر اثر احوال هر دوره و احتياجات اجرايي چيزهايي به آن افزوده شد. ديوانسالاري ايراني از مهم‌ترين وجوه انديشه ايراني در سياست و ملكداري، يعني انديشه ايران شهري است مخصوصا كه به نظر من شغل ديواني، شغلي خانداني بوده است و از پيش از اسلام تا قريب به يك قرن پيش، فنون و مشاغل ديوانسالاري از پدر به پسر منتقل مي‌شده است. به همين سبب است كه ديوانسالاري ايراني، بايد پديده‌اي متداوم در تاريخ ايران و جهان ايراني تلقي شود. نقش ادبا و شاعران به مثابه حافظان اصلي زبان و ميراث شفاهي و مكتوب را در اين تداوم چگونه ارزيابي مي‌فرماييد؟ پيداست كه در بعضي ادوار نقش‌هاي مهم داشته‌اند. تنها اديبان و شاعراني چون دقيقي و فردوسي و حافظ و نظامي صاحب نقش نبوده‌اند. در آنچه ما الان درباره‌اش صحبت مي‌كنيم، مورخان، اهل فلسفه به معناي قديم آن، اعم از متفكراني كه فقط در مسائل مابعدالطبيعه انديشيده‌اند و متفكراني كه درباره حكمت عملي بحث كرده‌اند؛ حتي طبيبان و منجمان هم نقش داشته‌اند. توضيح اين مطلب از حوصله اين مصاحبه خارج است. فقط اشاره مي‌كنم كه ديوانسالاران و وزيران دانشمند ايراني چون برمكيان، خاندان ابن عميد، خاندان نظام الملك، خاندان رشيد الدين فضل‌الله، وزيران ايراني يا ايراني نسب در غرب جهان اسلام و حتي تا اسپانيا، از راه آثار خود يا كارِ وزارت و ديوانسالاري، از ستون‌هاي حفظ و تداوم فكر سياسي و اجرايي ايراني در جهان اسلام بوده‌اند. يك سوال انتقادي و آن اينكه آيا اين تاكيد بر عنصر «ايراني» ناشي از رويكردي ايدئولوژيك و نوعي ناهمزماني (anachronism) در اطلاق مفاهيم نوپديدي چون «ملت» و «ملي‌گرايي» بر دوره‌هايي نيست كه هنوز در ايران «دولت ملي» به مفهوم جديد كلمه در هيچ كجاي جهان پديد نيامده بود؟ مفهوم و مصداق ايران و ايراني تصور ذهني نيست. چون واقع و صاحب اثر است، در مباحث مربوط به آن خواه ناخواه مورد تاكيد قرار مي‌گيرد. حالا اينكه مفهوم «ملي»و «ملت» در فرهنگ علوم سياسي و اجتماعي امروز به كلي دور از مفهوم قديم است، نافي اصل قضيه نيست. بسياري پديده‌ها در علوم و انديشه‌هاي كهن، حتي علوم محض، وجود دارد كه براي تبيين آنها، واژه‌ها و اصطلاحات نوبنياد بر آن مي‌نهيم يا مجازا و به معنايي جديد از كلمات و اطلاقات قديم براي آنها استفاده مي‌كنيم. مهم مفهوم و كاركرد واژه‌ها و اصطلاحات و مفاهيم است. بله دولت ملي به معناي امروز نه در ايران و نه در نقطه‌اي از عالم پديد نيامده بود. اطلاق دولت ملي بر دولت صفوي هم مجازي است. ولي وقتي مورخ و محقق متوجه مي‌شود كه نوعي آگاهي و تعمد در تشكيل دولت صفوي در برابر حكومت عثماني كه بيشتر سرزمين‌هاي اسلامي را تصرف كرده و به ايران هم چشم دوخته بود، وجود داشته است و اين آگاهي و تعمد براي ايجاد حكومتي متمركز زير نام كهن ايران بوده است و قلمرويش با ايران عصر ساساني پهلو مي‌زده است، قهرا متمايل مي‌شود كه آن را دولت ملي بنامد؛ گرچه ملي به معناي امروز نبوده است. امروز از مجموع اين تلاش‌ها كه از سوي نخبگان ايراني در طول اعصار صورت گرفته، چه ميراثي براي ما به جا مانده است؟ آيا اين تاكيدي كه از سوي مورخان بر تاريخ مي‎شود نوعي عقبگرد و دلخوش داشتن به «آنچه خود داشت» و در نتيجه شكلي از «واپس‌گرايي» نيست كه ما را از پرداختن به اينجا و اكنون باز مي‌دارد و به غوطه خوردن در گذشته سپري‌شده، فرا مي‌خواند؟ نه اين طور نيست. هيچ ربطي به واپس‌گرايي ندارد. اطلاع از تاريخ و ميراث گذشته يعني وصف جانفشاني‌ها كه مردم يك سرزمين براي حفظ قلمرو خود و بهبود وضع زندگي و ايجاد تمدن و توسعه فرهنگ كرده‌اند و آن ميراث را به نسل بعدي سپرده‌اند، نه‌تنها عقبگرد نيست، بلكه از مهم‌ترين انگيزه براي پيشرفت و توسعه و بسط دانايي و علم تواند بود. همه اقوام در همه سرزمين‌ها دنبال تحقيق در تاريخ گذشته خود و وصف آن هستند. حتي كشورهاي تازه پديد آمده هم براي خود تاريخ و پيشينه فرهنگي مي‌سازند. البته بايد تاكيد كرد كه صرف افتخار به گذشته، افتخارآفرين نيست، مگر تبديل به انگيزه‌اي قوي در تجديد آن افتخارات در دنياي امروز شود. منبع: روزنامه اعتماد ]]> علوم‌انسانی Wed, 11 Jul 2018 04:35:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263096/ايران-تصور-ذهني استادان از «سهروردی در متن آثارش» می‌گویند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263069/استادان-سهروردی-متن-آثارش-می-گویند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) جایگاه خاص شیخ شهاب‌الدین سهروردی در میان فلاسفه و متفکران مسلمان، و نیز افق دید، اهل کشف و دیدگاه شهودی او سبب شده است که در برنامه همایش‌های سالانه مؤسسه، بزرگداشت روز سهروردی یکی از همایش‌های پرمخاطب باشد. کمیته علمی همایش‌های مؤسسه، عنوان اصلی امسال را «سهروردی در متن آثارش» انتخاب کرده است.  این همایش با هدف گردهمایی استادان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به حکمت اشراق و اندیشه‌های اشراقی سهروردی توسط مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و با همکاری انجمن حکمت و فلسفه ایران برگزار می‌شود. امسال «همایش سهروردی در متن آثارش» روز دوشنبه 8 مرداد از ساعت  14 تا 18 در محل سالن همایش‌های مؤسسه و با سخنرانی تخصصی استادان برجسته همچون غلامحسین ابراهیمی‌دینانی،‌ غلامرضا اعوانی، سید مصطفی محقق داماد،‌ نجفقلی حبیبی، نصرالله حکمت، سعید انواری و عارف امامی‌مهر برگزار می‌شود. دبیر علمی و نیز مجری نشست‌ سهروردی، دکتر شهین اعوانی (معاون پژوهشی و تحصیلات تکمیلی) است. اسامی استادان سخنران و عناوینی که از سوی هر یک از آنان و بر اساس آثار سهروردی انتخاب شده، بدین شرح است: دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی (دانشگاه تهران): «سهروردی در عقل سرخ»؛ دکتر غلامرضا اعوانی (فرهنگستان علوم): «الالواح العمادیه»؛ دکتر سیدمصطفی محقق داماد (دانشگاه شهید بهشتی): «تفسیر قرآن در آثار سهروردی»؛ دکتر نجفقلی حبیبی (دانشگاه تهران): «کلمه التصوف»؛ دکتر نصرالله حکمت (دانشگاه شهید بهشتی): «مقدمه حکمه الاشراق»؛ دکتر عارف امامی مهر: «رساله فی  حقیقه  العشق»؛ دکتر سعید انواری (دانشگاه علامه طباطبایی: «نیایش‌های سهروردی». علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند به نشانی تهران، خیابان نوفل لوشاتو، کوچه آراکلیان، شماره 4، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران مراجعه کنند. ]]> علوم‌انسانی Tue, 10 Jul 2018 10:38:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263069/استادان-سهروردی-متن-آثارش-می-گویند نشست «بررسی جامعه‌شناختی وضعیت دین‌داری در ایران» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263063/نشست-بررسی-جامعه-شناختی-وضعیت-دین-داری-ایران-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست «دین و جامعه؛ بررسی جامعه‌شناختی وضعیت دین­‌داری در ایران» به همت کانون اندیشه جوان برگزار می‌شود. این نشست با حضور جبار رحمانی، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و صابر جعفری، پژوهشگر و کارشناس مسائل اجتماعی برپا می‌شود. نشست «دین و جامعه؛ بررسی جامعه‌شناختی وضعیت دین­‌داری در ایران» چهارشنبه 20 تیرماه از ساعت 15 تا 16 و 30 دقیقه در سالن اجتماعات کانون اندیشه جوان، واقع در تهران، خیابان وصال شیرازی، بالاتر از خیابان طالقانی، کوچه دکتر فرهنگی(بهنام) پلاک 19 برگزار می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Tue, 10 Jul 2018 07:53:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263063/نشست-بررسی-جامعه-شناختی-وضعیت-دین-داری-ایران-برگزار-می-شود مدرسه تابستانی «درس گفتارهایی پیرامون اخلاق» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263059/مدرسه-تابستانی-درس-گفتارهایی-پیرامون-اخلاق-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به همت معاونت فرهنگی- اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و با همکاری پژوهشکده اخلاق و تربیت سومین مدرسه تابستانی با عنوان «درس گفتارهایی پیرامون اخلاق» برگزار می‌شود. در این مدرسه تابستانی، ناصر مهدوی با موضوع «اخلاق و معنویت»، مهرنوش هدایتی و عفت‌السادات مرقاتی خوئی با موضوع «اخلاق و جنسیت»، آیت‌الله مصطفی محقق داماد  با موضوع «اخلاق و محیط زیست» و علی دینی ترکمانی با موضوع «اخلاق و بازار» درس گفتارهایی را ارائه خواهند کرد. شرکت در این دوره برای تمام علاقه‌مندان رایگان است و پس از برگزاری این دوره به شرکت‌کنندگان گواهی‌نامه معتبر داده می‌شود. این مدرسه از تاریخ ۲۴ تا ۲۷ تیرماه در سالن حکمت پژوهشگاه علوم انسانی  و مطالعات فرهنگی به نشانی بزرگراه کردستان، خیابان دکتر آئینه‌وند (۶۴ غربی) برگزار می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند برای ثبت نام در این دوره با شماره تلفن ۸۸۰۵۳۹۳۶ تماس حاصل کنند. ]]> علوم‌انسانی Tue, 10 Jul 2018 07:02:19 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263059/مدرسه-تابستانی-درس-گفتارهایی-پیرامون-اخلاق-برگزار-می-شود کنفرانس بین‌المللی رئالیسم علمی و پوزیتیویسم برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263058/کنفرانس-بین-المللی-رئالیسم-علمی-پوزیتیویسم-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بیست و دومین کنفرانس بین‌المللی رئالیسم علمی و پوزیتیویسم در روزهای ۷ و ۸ فوریه ۲۰۲۰ در بمبئی، هند برگزار می‌شود. محور موضوعات کنفرانس شامل واقع گرایی علمی: دستاوردهای معرفتی در مقابل اهداف معرفت شناختی، ملاحظات به نفع رئالیسم علمی، استدلال‌های شگفت انگیز و...، ملاحظات در برابر واقع گرایی علمی: عدم تعریف تئوری بر اساس داده‌ها، فلسفه شک‌گرایی در مورد استنباط به بهترین تفسیر، القاء بدبینانه، سکوت گویی درباره حقیقت تقریبی، ضد واقعیت: وجه تقابل برای رئالیسم علمی: تجربی، تاریخی، ساختارگرایی اجتماعی، رویکردهای فمینیستی، پراگماتیسم، سکون گرایی و رخوت دیالکتیکی می‌شود. علاقi مندان به موضوعات فوق می‌توانند آثار خود را به نشانی https://waset.org/apply/۲۰۲۰/۰۲/mumbai/ICSRP?step=۲ ارسال کنند. مهلت ارسال آثار ۷ آگوست ۲۰۱۹ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://waset.org/conference/۲۰۲۰/۰۲/mumbai/ICSRP مراجعه شود. ]]> علوم‌انسانی Tue, 10 Jul 2018 06:50:27 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263058/کنفرانس-بین-المللی-رئالیسم-علمی-پوزیتیویسم-برگزار-می-شود رونمایی از سردیس «بی بی مریم بختیاری سردار آزادگی در تاریخ معاصر» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262797/رونمایی-سردیس-بی-مریم-بختیاری-سردار-آزادگی-تاریخ-معاصر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، آیین بزرگداشت بانوی مبارز و آزادیخواه تاریخ معاصر؛ بی‌بی مریم بختیاری به همراه معرفی کتاب «بی بی مریم بختیاری سردار آزادگی در تاریخ معاصر» نوشته پریچهر سلطانی با حضور اشرف بروجردی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار می‌شود.   به پاس قدردانی از رشادت‌های این زن بختیاری و فعالیت‌های او در دفاع از حقوق زنان در عصر مشروطه و در برابر اشغالگران روس و انگلیس در جنگ جهانی اول، سردیس او در تالار زنان کتابخانه نصب می‌شود. بی‌بی مریم از زنان باسواد و روشنفکر عصر خود بود و به طرفداری از حقوق زنان برخاست. وی یکی از مشوقان اصلی سردار اسعد بختیاری برای فتح تهران محسوب می‌شد و همواره، به‌عنوان یکی از شخصیت‌های ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بوده‌ است.در متون تاریخ معاصر ایران هم آمده است که منزل بی‌بی بختیاری، مأمن و پناهگاه بسیاری از آزادیخواهان عصر مشروطه بود.   وی فنون اردوکشی نظامی و لشکرداری را از پدر و برادرانش آموخت و در جنگ جهانی اول به کار بست. بی‌بی مریم از سرمایه مادی و معنوی خانواده خود برای تشکیل یک هنگ ملی برای مبارزه با اشغالگران روس و انگلیس در جنگ جهانی اول استفاده کرد.   وی یکی از مشوقین اصلی سردار اسعد بختیاری برای فتح تهران محسوب می‌شد طی نامه‌ها و تلگراف‌های مختلف بین سران ایل و سخنرانی‌های مهیج و گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر‌(استبداد محمدعلی شاهی) آماده می‌کرد و همواره، به‌عنوان یکی از شخصیت‌های ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بوده‌ است.   بی‌بی مریم بختیاری، قبل از فتح تهران، مخفیانه با عده‌ای سوار وارد تهران شده و در خانه پدری حسین ثقفی، منزل کرد. به مجرد حمله سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را - که مشرف به میدان بهارستان بود - سنگربندی کرد و با عده‌ای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاق‌ها مشغول جنگ شد. او شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت، به‌طوری که به لقب سرداری مفتخر شد.   در متون تاریخ معاصر ایران آمده است که منزل بی‌بی بختیاری مأمن و پناهگاه بسیاری از آزادیخواهان عصر مشروطه بود؛ به‌طوری که هنگام فتح اصفهان توسط روس‌ها (در جنگ جهانی اول)؛ فن کاردف، شارژ دافر سابق آلمان، به خانه سردار مریم بختیاری پناه برد و مدت سه ماه و نیم در پناه او بود، تا اینکه پس از شکست بختیاری‌ها از روس‌ها و کشته شدن ۵۸ نفر راهی کرمانشاه شد و از آنجا به برلن رفت.   سردار مریم بختیاری، سال ۱۳۱۶ خورشیدی، سه سال پس از اعدام علی‌مردان‌خان در اصفهان درگذشت و در تکیه بختیاری‌های تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. آیین بزرگداشت بانوی مبارز و آزادیخواه تاریخ معاصر؛ بی‌بی مریم بختیاری و رونمایی از کتاب «بی‌بی مریم بختیاری سردار آزادگی در تاریخ معاصر» سه‌شنبه 19 تیر ساعت 14 تا 16، در تالار فرهنگ سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Tue, 10 Jul 2018 06:25:04 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262797/رونمایی-سردیس-بی-مریم-بختیاری-سردار-آزادگی-تاریخ-معاصر پورخیری ترجمه «دیالکتیک علیه دیالکتیک» را به پایان رساند http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262972/پورخیری-ترجمه-دیالکتیک-علیه-پایان-رساند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «دیالکتیک علیه دیالکتیک: درباره خوانش‌های مارکسیستی از دیالکتیک هگل» با مقالاتی از: ییندریش زلنی، آلفردو سعدفیلو، آلکس کالینیکوس و ژاک بیده توسط احسان پورخیری گردآوری و ترجمه می‌شود. مقاله نخست نوشته‌ای است کوتاه از ییندریش زلنی. زلنی در مکتب پراگ پرورش یافته و محضر کسی چون کارل کوسیک را درک کرده است. زلنی در نوشته کوتاه پیشِ رو اجمالاً به نگاه رویکرد مارکسیستی ـ‌لنینیستی به مسئله روش پرداخته است. او با طرح‌ریزی پایه‌های این برداشت نوین از روش، آن را در قدوقامت نوعی عقلانیت (هم‌سطح عقلانیت دکارتی یا ارسطویی) معرفی کرده است. مقاله دوم، ترجمه فصل نخست کتابی است از آلفردو سعدفیلو به نام: ارزش مارکس: اقتصاد سیاسی برای سرمایه‌داری معاصر. سعدفیلو در این نوشته دریافت خود از روش مارکس را معرفی می‌کند و در انتها به نقد گرایش «دیالکتیک جدید/نظام‌مند» می‌پردازد. مقاله سوم هم نوشته‌ای است از آلکس کالینیکوس. کالینیکوس در این مقاله رویکرد مارکسیستی خود نسبت به هگل را بررسی می‌کند و هگلیانیسم برخی مارکسیست‌ها (از جمله کریستوفر آرتور و تونی اسمیت) را به باد انتقاد می‌گیرد. مقاله چهارم نوشته‌ای است از ژاک بیده. بیده در مقاله خود مستقیماً به نظریه اونو و سکین می‌پردازد و در نهایت می‌کوشد تا از مجرای نقد نظریه سطوح، آلبریتون را نیز بررسی کند. او سه اشکال عمده و اساسی به نظریه‌های اونو می‌گیرد و از این حیث تلاش‌های نظری او را از اعتبار می‌اندازد. نوشته بیده از جهتی که به آلبریتون می‌پردازد مقاله‌ای است که به مباحث مشخص‌تر و کمتر انتزاعی‌ای از قبیل مسئله بحران، مسئله دولت و مسئله دوره‌بندی‌های سرمایه‌داری (مرکانتیلیسم، لیبرالیسم، امپریالیسم و ...) می‌پردازد.   ترجمه کتاب «دیالکتیک علیه دیالکتیک: درباره خوانش‌های مارکسیستی از دیالکتیک هگل» تمام شده و ویرایش فارسیِ نهایی مانده است. قرار است این کتاب را انتشارات «شَوَند» منتشر کند. ]]> علوم‌انسانی Tue, 10 Jul 2018 06:21:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262972/پورخیری-ترجمه-دیالکتیک-علیه-پایان-رساند کتاب آینده من درباره اجتهاد و اصلاحات در اسلام شیعی است http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263057/کتاب-آینده-درباره-اجتهاد-اصلاحات-اسلام-شیعی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-جلال حیران‌نیا: اجتهاد بالاترین درجه علمی در دانش فقه اسلامی و به معنای توانایی استنباط احکام شرعی از منابع دینی است. مجتهد و فقیه نیز کسی است که می‌کوشد تا احکام شرعی را از منابع فقهی اسلام، یعنی قرآن، سنت، عقل و اجماع بیاموزد. اجتهاد نیازمند آموختن شاخه‌های مختلفی از علوم دینی و ادبی مثل ادبیات عرب، اصول فقه، منطق، آیات الاحکام، رجال و درایه، نظریه‌های فقهای متقدم و تفسیر قرآن است. پروفسور لیاقت تکیم در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا به بررسی ضرورت توجه اجتهاد به نیازهای روز که در کتاب آینده‌اش مورد توجه است پرداخته که در ادامه آن را می‌خوانیم. لیاقت تکیم، استاد اسلام‌شناسی دانشگاه‌های دنور آمریکا و مک مستر کانادا است. «پرسش‌هایی از فقه»، «شیعیان در آمریکا» و «راهنمای زوار» از جمله آثار او به شمار می‌روند. کتاب آینده شما به چه موضوعی اختصاص خواهد داشت و کدام ناشر آن‌را به چاپ خواهد رساند؟ کتاب آینده من درباره اجتهاد و اصلاحات در اسلام شیعی است، ولی من هنوز برای اینکه در اختیار کدام ناشر برای چاپ قرار بدهم تصمیم‌گیری نکرده‌ام. پرسش اصلی شما در این کتاب چیست؟ پژوهش اصلی من این در این کتاب این خواهد بود که چگونه اجتهاد شیعی می‌تواند با مسائل عمده و اساسی در دوران معاصر روبه‌رو شود و مواجهه پیدا کند. موضوع مهم دیگر این است که چگونه می‌توان مناقشات بین قانون اسلامی(شریعت) و اخلاق را حل و فصل کرد. در برخی موارد میان شریعت و اخلاق تضاد وجود دارد و یا تضاد به وجود می آید. در دوره کنونی این تضادها باید مورد بررسی قرار گیرد و به مسائل اساسی که تضادی را نزد شریعت و اخلاق ایجاد می کند پرداخته شود. فرضیه اصلی شما در این کتاب و در پاسخ به پرسش اصلی‌تان چیست؟ فرضیه اصلی من این است که یک خدای عادل نمی‌تواند قوانین ناعادلانه داشته باشد. این بدان معناست که هیچ قانونی در هر برهه تاریخی نباید جنبه ناعادلانه داشته باشد. من همچنین در این کتاب به این موضوع می‌پردازم که قوانین بر اساس نیازهای اجتماعی و اقتصادی و در طول تاریخ شکل گرفته است. بر این اساس قوانین زمینه پرورده هستند. یعنی این قوانین مبتنی بر نیازهای اجتماعی و اقتصادی جوامع هستند. حال اگر شاهد تغییراتی در جوامع و نیازهای آنها باشیم و «وجدان جمعی» جوامع دچار تغییر شد در این صورت قوانین نیز باید متناسب با آن تغییرات تغییر پیدا کند. چرا که این قوانین متأثر از نیازهای اجتماعی و اقتصادی افراد جامعه و خرد جمعی حاکم بر آن جامعه است. نیاز به تغییر این قوانین زمانی احساس می‌شود که برخی از آن‌ها کار ویژه خود را در شرایط جدید از دست بدهند و اعمال آنها نوعی بی عدالتی را حاکم سازد. در این صورت برای ایجاد نظمی عادلانه نیاز به تغییر آن قوانین داریم. شما در آثار قبلی نیز موضوع اجتهاد و توجه به نیازهای زمان را در آن مطرح کرده بودید. چه ضرورتی باعث شده تا این موضوع علاوه بر اینکه مجددا مورد بررسی قرار گیرد جنبه‌های دیگر این بحث را نیز بررسی کنید؟ اهمیت این موضوع و پرداختن به آن به شرایط حاکم بر جوامع اسلامی و به ویژه جوامع شیعی باز می‌گردد. در واقع پرداختن به این موضوع که قوانین باید در شرایط جدید نیز عادلانه باشد و نیازهای جوامع را بر طرف کند موضوعی است که نیاز کنونی عصر ماست. بر همین اساس نیاز بود تا موضوع اجتهاد و این فرایند از منظری جدید و نو مورد بررسی قرار گیرد و این فرایند به نوعی مورد بازبینی قرار گیرد. اجتهاد در دوره معاصر باید بتواند پاسخگوی نیازهای روز افراد جامعه باشد. نباید این موضوع مهم مورد غفلت قرار گیرد. البته این به معنای بی توجهی به اصول فقهی گذشته نیست. بلکه به این معناست که با لحاظ کردن آن اصول و توجه به آنها باید بنایی جدید ایجاد کرد و به نیازها و پرسش‌های جدید جامعه پرداخت. این وظیفه دین است که برای هر نیاز و پرسشی پاسخی داشته باشد تا پیروان خود را از بلاتکلیفی درآورد. آیا هدف اصلی تشکیل حکومت از دیدگاه اسلام نیز برقراری عدالت است؟ بله هدف از تشکیل حکومت در اسلام نیز برقراری عدالت اجتماعی است. آنچه در اسلام از تشکیل حکومت بر آن توجه مؤکد شده است ایجاد نظمی عادلانه است که جامعه را در بر گیرد. این موضوع در قرآن تصریح شده است. ]]> علوم‌انسانی Tue, 10 Jul 2018 06:20:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263057/کتاب-آینده-درباره-اجتهاد-اصلاحات-اسلام-شیعی نگاه پلیسی به حقوق شهروندی در ایران وجود دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262950/نگاه-پلیسی-حقوق-شهروندی-ایران-وجود خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ الهام عبادتی: «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد. ملت ایران این حق را از طریق اصول قانون اساسی اعمال کرده؛ و به‌موجب اصول ۱۱۳ و ۱۲۱، مسئولیت اجرا و پاسداری از قانون اساسی را بر عهده رئیس‌جمهوری نهاده است. رئیس‌جمهوری که در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران بر پشتیبانی از حق، گسترش عدالت و حمایت از آزادی و کرامت انسانی افراد و حقوق ملت در قانون اساسی به خداوند سوگند یاد کرده است، «منشور حقوق شهروندی» را به‌مثابه برنامه و خط‌مشی دولت برای رعایت و پیشبرد حقوق اساسی ملت ایران اعلام می‌کند. این منشور با هدف استیفا و ارتقای حقوق شهروندی و به‌منظور تدوین «برنامه و خط‌مشی دولت »، موضوع اصل ۱۳۴ قانون اساسی، تنظیم شده و شامل مجموعه‌ای از حقوق شهروندی است که یا در منابع نظام حقوقی ایران شناسایی‌ شده‌اند و یا دولت برای شناسایی، ایجاد، تحقق و اجرای آن‌ها از طریق اصلاح و توسعه نظام حقوقی و تدوین و پیگیری تصویب لوایح قانونی یا هرگونه تدبیر یا اقدام قانونی لازم تلاش جدی و فراگیر خود را معمول خواهد داشت. برای دستیابی به این هدف همکاری سایر قوا و نهادها و مشارکت مردم، تشکل‌ها، اتحادیه‌های صنفی، سازمان‌های مردم‌نهاد و بخش خصوصی ضروری است.» این جملات بخش‌هایی از منشور حقوق شهروندی است که توسط دولت تدبیر و امید در اولویت‌ها قرار گرفته و از زمان ابلاغ آن کارگروه‌های مختلف برای اجرای آن در سازمان‌ها و موسسات تشکیل شده است. از زمان ابلاغ این منشور تاکنون صاحب‌نظران و فعالان حوزه حقوقی تلاش کردند با تولید منابع مکتوب در این باره ادبیات‌سازی کنند. محمد رستمی انکاس از جمله حقوقدانی است که با تدوین کتاب «بررسی حقوق شهروندی در سیاست کیفری ایران» تلاش کرده تا گامی در این حوزه بردارد. به مناسبت انتشار کتاب با وی گفت‌وگویی داشته‌ایم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید: لطفا در ابتدا درباره ضرورت تالیف این اثر توضیح دهید؟ حقوق شهروندی مفهومی است که مجموعه قانون‌گذار در زمینه‌های زندگی فردی به عنوان عضوی از جامعه به رسمیت می‌شناسد. این مفهوم مدرن و دارای پیشینه کهن است که به لحاظ نزدیکی با قدرت سیاسی، حقوق و آزادی‌های فردی اهمیت فراوانی دارد. در اینجا بحث تجزیه و تحلیل حقوق شهروندی در راستای آیین دادرسی کیفری امری ضروری است. به همین دلیل من این کتاب را تالیف کردم چراکه انسجام و استحکام نخستین سنگ بنای دادرسی کیفری در مراحل مقدماتی این است که حقوق شهروندی شکل بگیرد. حقوق شهروندی همان حقوق شرع در چهارچوب کلان‌تر است که در کشور ما رنگ و بوی ملی به خود می‌گیرد و رابطه با تابعیت افراد دارد. خوشبختانه در قانون مجازات اسلامی مصوب سال  1392 نگاه خوبی به حقوق شهروندی صورت گرفته و ما امیدواریم که با توجه به تبیین این قانون‌ها، شاهد اجرای حقوق شهروندی در دستگاه قضایی باشیم. در کتاب چه راهکارهایی برای اجرای بهتر حقوق شهروندی از منظر کیفری شده است؟ من در کتاب پیشنهادهایی به دستگاه قضایی و پلیس داشتم. بعد از دوره‌ای در ایران پلیس قضایی و دادسرا حذف و در سال 1381 دادسرا احیا شد. مشکل ما در حقوق شهروندی این است که نگاه پلیسی به آن وجود دارد و بسیاری از مواقع رعایت حقوق شهروندی در حق شهروندان جامعه صورت نمی‌گیرد بنابراین این پیشنهاد در کتاب طرح شده است.   نگاه پلیسی در سیستم کیفری باعث می‌شود سیستم مورد انتقاد باشد و از سوی دیگر خواسته یا ناخواسته حقوق شهروندی رعایت نشود. پیشنهادی هم در این باره در کتاب داشتید؟ بله یکی از موارد اصلی این است که نظارت جدی روی رعایت حقوق شهروندان خارج از هرگونه اقلیت و فکری به عنوان شهروند جامعه باشد چراکه همه دارای حقوقی هستند که باید به آنها احترام گذاشته شود، مساله بعدی این است که وقتی در جامعه این نظارت وجود داشته باشد نگاه پلیسی خارج می‌شود و برخوردها در چهارچوب قانون صورت می‌گیرد و این مساله اگر در محور حقوق شهروندی قرار بگیرد مسایل جامعه قابل حل است. در کتاب به تجربه کشورهای دیگر اشاره شده است؟ بله ما به حقوقدان قرن نوزدهم در ایتالیا اشاره کردیم که گفته «اگر به کشوری سفر کردید و در آنجا خواستید از حدود و قصور آزادی‌های فردی و قانون مدنی کشور مطلع شوید بهترین روش این است که به قانون کیفری کشور مراجعه کنید»، چون در آنجا چهارچوب آزادی‌های فردی در کشور مشخص می‌شود. مخاطب اصلی کتاب چه کسانی هستند؟ دستگاه‌های نظارتی و قضایی می‌توانند از موارد کتاب استفاده کنند چون بهتر است موارد جامعی که در کتاب به آن اشاره شده مورد توجه قرار گیرد و در بازنگری بعدی اصلاح شود.   امسال دبیرخانه جایزه حقوق شهروندی نخستین جایزه کتاب سال را برگزار می‌کند چقدر این موضوع می‌تواند در ادبیات سازی حوزه حقوق شهروندی موثر باشد؟   قطعا این در رویکردی که جامعه بتواند حقوق شهروندی را اجرایی کند تاثیرگذار است. عامل اصلی پیشرفت جامعه بشری فرهنگ است و فقط این را می‌تواند در چهارچوب انتشار کتاب و ... اجرایی کند. به صرف اینکه نویسندگان وارد این حوزه می‌شوند و آثارشان ارزیابی می‌شود حقوق شهروندی در سطح جامعه می‌تواند جاری شود.   همچنین خرید کتاب نویسندگان این حوزه توسط متولیان می‌تواند امر انگیزشی باشد و نگارنده به این نتیجه می‌رسد که آثارش جایی بازخورد داشت و به یک حاصلی تبدیل شده است. بنابراین در نهایت می‌تواند منجر به این شود که افراد وارد حوزه‌های دیگر حقوق شهروندی شوند و پژوهش‌های خود را آغاز کنند. در غیر این صورت می‌تواند موجب دلسردی نویسندگان شود و دیگر فعالیت در این حوزه را ادامه ندهند. همین که می‌بینیم گاهی در نشست‌ها و هم اندیشی‌هایی که برگزار می‌شود، نویسندگان حقوق شهروندی از شهرستان‌های مختلف می‌آیند خود مایه دلگرمی است و می‌توانند آن را در شهرستان‌های خود اجرا و ترویج کنند. در این باره بیشتر بخوانید:   9 تير 1397 ساعت 09:30 جعفری: دانشگاه‌ها باید درگیر مباحث مرتبط با حقوق شهروندی شوند   10 تير 1397 ساعت 09:53 فرمانیان: نیازمند ترجمه کتاب‌های معتبر جهانی در حقوق شهروندی هستیم   18 تير 1397 ساعت 11:00 چالش‌های حقوق شهروندی را می‌توان از منابع ترجمه‌ای استنباط کرد ]]> علوم‌انسانی Tue, 10 Jul 2018 05:41:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262950/نگاه-پلیسی-حقوق-شهروندی-ایران-وجود «کارنامه‌ی فلسفی دکتر احمد احمدی» نقد و بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263085/کارنامه-ی-فلسفی-دکتر-احمد-احمدی-نقد-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) حجت‌الاسلام دکتر احمد احمدی از دانش‌آموختگان فلسفه‌ اسلامی و غرب، استاد فلسفه دانشگاه تهران و مدرس علوم عقلی در حوزه علمیه قم خردادماه امسال درگذشت. وی علاوه بر سال‌ها تدریس فلسفه‌ اسلامی و غرب در حوزه و دانشگاه و حضور در شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ تاسیس و مدیریت دانشگاه تربیت مدرس و سازمان سمت ​را برعهده داشت و از پیشگامان طراحی و تدریس دوره دکتری فلسفه تطبیقی در ایران پس از انقلاب بود. وی از طریق ترجمه آثار فلسفی دکارت، کانت و اتین ژیلسون، راهنمایی و مشاوره پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و دکتری فلسفه و مدیریت گروه فلسفه سازمان سمت در تالیف و ترجمه کتاب‌های فلسفی در ایران معاصر نقش‌آفرین بوده است. نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه ۲۶ تیر ساعت 16 و 30 دقیقه به بررسی و تحلیل «کارنامه‌ی فلسفی  دکتر احمد احمدی» اختصاص دارد که با حضور غلامعلی حدادعادل، علی افضلی، محمدعلی عبداللهی و مالک شجاعی‌جشوقانی در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Tue, 10 Jul 2018 05:31:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263085/کارنامه-ی-فلسفی-دکتر-احمد-احمدی-نقد-بررسی-می-شود چالش‌های حقوق شهروندی را می‌توان از منابع ترجمه‌ای استنباط کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262951/چالش-های-حقوق-شهروندی-می-توان-منابع-ترجمه-ای-استنباط خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ـ نفیسه نکویی‌مهر، مدرس دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر حوزه حقوق شهروندی است که تا کنون سه عنوان کتاب در این حوزه منتشر کرده است. خبرگزاری ایبنا در راستای سلسله گفت‌وگوهایی که با نویسندگان حقوقی شهروندی داشته درباره آثار این نویسنده و چالش‌ها و ظرفیت‌های حقوق شهروندی با وی سخن گفته که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید: با توجه به اینکه تجربه نگارش در حوزه حقوق شهروندی دارید ارزیابی کمی و کیفی شما از تولیدات مکتوب در این حوزه چیست؟ من درباره حقوق شهروندی تحقیقات متعددی انجام دادم و در نهایت به این نتیجه رسیدم که آموزش حقوق شهروندی باید از مقاطع ابتدایی و راهنمایی آغاز شده و در دبیرستان و دانشگاه‌ها ادامه داده شود. به همین دلیل من کتابی را با عنوان «حقوق شهروندی و نظام آموزشی» تالیف کردم. در این کتاب با توجه به این که در حال حاضر دانشجویان و دانش آموزان مشکلات بسیاری دارند و معلمان و اساتید نیز از این حقوق اطلاعی ندارند، مطالب مورد نیاز شرح داده شده است. بنابراین در این کتاب تلاش کردم تا تکالیف این حوزه مشخص شده تا کمک کند که دانش آموزان در مدارس با حقوق شهروندی آشنا شوند. البته من تاکید دارم که باید کتاب ویژه‌ای برای مقاطع ابتدایی و سایر مقاطع تحصیلی ویژه آموزش این حقوق تالیف شود چون از این طریق است که می‌توانیم به ترویج کمک حقوق شهروندی کمک کنیم.   ما منشور حقوق معلمان و دانش آموزان داریم اما این منشور آموزش داده نمی‌شود، بنابراین باید کتابی کامل تدوین شود تا قوانین درباره تکالیف معلمان و دانش آموزان در مقابل یکدیگر و در مقاطع بالاتر دانشجویان و اساتید در برابر یکدیگر آموزش داده شود.   در فضای ایران در سال‌های اخیر آسیب‌های زیادی در حوزه حقوق کودکان به‌ویژه در آموزش و پرورش داشتیم. در این باره در حوزه حقوق شهروندی فعالیتی داشتید؟ من در این باره مستندی به نام حقوق کودکان بدسرپرست می‌سازم. آمار این کودکان در حال افزایش است و می‌بینیم که اکثر کودکانی که دچار مشکل شدند کودکان بدسرپرست هستند که والدین دارند اما آنها با حقوق کودکان آشنا نیستند و نمی‌توانند از آنها مراقبت کند. بنابراین تلاش کردم در این حوزه اطلاع‌سانی‌هایی داشته باشیم. شما دو کتاب «نظارت دولت بر موسسات غیر دولتی» و «چالش و موانع حقوقی نظارت در نظام بانکی ایران» را در حوزه حقوق شهروندی تالیف کردید در این باره توضیح دهید؟   کشور ایران مدت‌ها‌ست به سوی خصوصی‌سازی می‌رود اما در این میان موسساتی هستند که نه دولتی هستند نه خصوصی برخی به این‌ها خصولتی می‌گویند که نام اشتباهی است. اما قانونی تصویب شد با عنوان فهرست نهادها و موسسات عمومی غیر دولتی که این‌ مراکز بیش از 50 درصد منابعشان از مراکز غیر دولتی تامین شده و استقلال بیشتری دارند ولی با مشکلات زیادی مواجه هستند. وقتی موسسه‌ای از دولتی تبدیل به خصوصی می‌شود بحث نظارت روی آن مهم است که قوه‌های مققنه و مجریه چه نوع نظارتی باید داشته باشد. در این کتاب این موضوع مورد توجه قرار گرفته است. اما از سوی دیگر بانک‌ها نخستین موسساتی بودند که وارد هسته خصوصی‌سازی شدند. باید نظارت دقیقی روی این بانک‌های خصوصی انجام می‌شد بنابراین کتاب «چالش و موانع حقوقی نظارت در نظام بانکی ایران» چالش‌های حقوقی نظارت بر این بانک‌ها را توسط بانک مرکزی در نظر گرفته و بررسی می‌کند.  امسال برای نخستین بار قرار است جایزه کتاب سال حقوق شهروندی برگزار شود. چه انتظاری از دبیرخانه دارید؟ اگر امکانات در اختیار نویسندگان به‌ویژه حوزه حقوق قرار گیرد دستاوردها بیشتر خواهد شد، چون حقوق شهروندی با حقوق مرتبط است اگر ما لوح‌های آموزشی بتوانیم در این باره تهیه کنیم بسیار خوب است چون بسیاری از افراد فرصت شرکت در کلاس‌ها را ندارند و لازم است بتوانیم از سنین مختلف به شهروندان آموزش دهیم.   آیا در حوزه ترجمه می‌توان از منابع خارجی درباره حقوق شهروندی استفاده کرد؟ ما بحث حقوق تطبیقی داریم که در آن می‌توانیم ببینیم کشورهای دیگر چه اهدافی را دنبال کردند و آیا توانستند به موفقیت برسند، بنابراین می‌توانیم چالش‌ها و موانع را برای آن موضوع بررسی کنیم. پس بحث‌های تطبیقی می‌تواند به ما کمک کند. اکنون نویسدگان حقوقی روی حقوق فرانسه زیاد کار می‌کنند چون نظام حقوقی ما بسیار برگرفته از این کشور است و بنابراین منابع ترجمه‌ای در بسیاری از موارد می‌تواند کارآمد باشد. در این باره بیشتر بخوانید:   10 تير 1397 ساعت 09:53 فرمانیان: نیازمند ترجمه کتاب‌های معتبر جهانی در حقوق شهروندی هستیم     9 تير 1397 ساعت 09:30 جعفری: دانشگاه‌ها باید درگیر مباحث مرتبط با حقوق شهروندی شوند ]]> علوم‌انسانی Mon, 09 Jul 2018 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262951/چالش-های-حقوق-شهروندی-می-توان-منابع-ترجمه-ای-استنباط ابتکار حسین صدقیانی برای رهایی تیم فوتبال ایران از سربازان روس در جنگ جهانی دوم http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262917/ابتکار-حسین-صدقیانی-رهایی-تیم-فوتبال-ایران-سربازان-روس-جنگ-جهانی-دوم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این روزها در همه جای ایران صحبت از بازی خوب تیم ملی فوتبال در بیست و یکمین دوره جام جهانی فوتبال در روسیه است. فوتبالیست‌های ایران در این دوره درخشیدند و قطعا خاطره بازی‌های آنها در حافظه‌ جمعی ملت باقی خواهد ماند. فوتبال اکنون ورزشی است که بحث و صحبت درباره آن به دانش‌های میان‌رشته‌ای نیاز دارد. فوتبال اکنون صنعت پرسودی است که به‌جز اقتصاد، در حوزه‌های سیاست و فرهنگ اکثر کشورها نیز نقش مهمی را ایفا می‌کند. اکنون فوتبال در ایران روند حرفه‌ای شدن را آغاز کرده است، اما هنوز وابستگی‌هایی به دولت و پول نفت دارد و این مساله هم به ساختار اقتصاد ایران باز می‌گردد. به یقین در آینده‌ای نزدیک این وابستگی فوتبال ایران به پول نفت نیز کم خواهد شد. تاریخ فوتبال در ایران اما فوتبال در ایران چگونه شکل گرفت و چه دورانی را طی کرد تا به امروز رسید؟ مهدی عباسی، تاریخ‌نگار در سال 1380 کتاب مهمی را با عنوان «فوتبال ایران: تاریخ مستند و مصور» منتشر کرد که علیرغم جذابیت در محتوا و اهمیتش به لحاظ ارائه اسناد معتبر، به خوبی دیده نشد. این کتاب تنها یک‌بار فرصت نشر پیدا کرد. اسناد منتشر شده در این کتاب پیشتر در هیچ منبع مکتوبی فرصت نشر پیدا نکرده بودند. بازخوانی این اسناد یاد و خاطره بسیاری از ورزشکاران و همچنین اهالی فرهنگی را که متولی امر ورزش به‌ویژه فوتبال در کشور بودند، زنده می‌کند. کتاب 16 بخش دارد که عناوین آن به ترتیب عبارتند از: «گزیده اسناد فوتبال تهران سال 1303»، «اسناد سفر تیم فوتبال ایران به بادکوبه سال 1305»، «اسناد سفر تیم فوتبال روسیه به تهران سال 1308»، «گزیده اسناد کلوب اجتماعیون و دارالمعلمین ورزش سال‌های 1308 و 1313»، «گزیده اسناد کلوب خیام و انجمن فردوسی مشهد مقدس سال 1309»، «گزیده اسناد فوتبال تبریز سال‌های 1309 ـ 1323»، «گزیده اسناد فوتبال کرمان سال‌های 1311 ـ 1312»، «گزیده اسناد فوتبال اصفهان سال‌های 1314 ـ 1319»، «اسناد سفر تیم فوتبال مشهد به افغانستان سال 1320»، «ماجرای سفر تیم فوتبال مشهد به افغانستان در مرداد 1320 به روایت آقای حسن ناظری»، «گزیده اسناد فوتبال سال 1325»، «یک سند از فوتبال سال 1326»، «دو سند فوتبال از مرحوم محمود مدیر امانی سال 1333»، «گزیده تصاویر فوتبال آبادان»، «گزیده تصاویر فوتبال قم» و «دو قطعه عکس از فوتبال یزد». همان‌طور که از عناوین فصول پیداست این کتاب سرشار از اسناد و عکس‌های جذابی از تاریخ شکل‌گیری و تحول فوتبال در ایران (نقاط مختلف کشور) است و دیدن و بررسی آن‌ها پرده از نقاط مبهم تاریخ این ورزش در کشور می‌گشاید. اسنادی که سیر تحول صنعت فوتبال را نشان می‌دهند و می‌توان با آن‌ها به بازخوانی تاریخ معاصر ایران منتها از دریچه ورزش و فوتبال نشست. برخی از شهرهایی که اسناد فوتبال آن‌ها در این کتاب درج شده، هنوز هم از قطب‌های فوتبال در ایران هستند و برخی دیگر نیز اکنون مرکزیت خود را از دست داده‌اند. همچنین برخی از این اسناد راوی رخدادهای تراژیکی در فوتبال ایران هستند که در ذیل به چند مورد از آنها اشاره می‌شود. فوتبال ایران؛ بودن یا نبودن در سال 1320 تیم فوتبالی از ایران برای انجام چند مسابقه دوستان به افغانستان به مناسبت جشن استقلال این کشور دعوت می‌شود. از این تیم به غیر از چند برگ از نامه‌های اداری وزیر فرهنگ آن زمان یعنی مرحوم اسماعیل مرآت، سند دیگری وجود نداشت؛ تا اینکه مهدی عباسی تنی چند از بازیکنانی را که در آن سفر همراه تیم بودند، یافت و با آنها با گفت‌وگو نشست. لازم به یادآوری است که در آن دوران امور تربیت بدنی زیرمجموعه وزارت فرهنگ قرار داشت. پیش از پرداختن به این گفت‌وگوها باید اشاره‌ای به نکات درخور توجه در این نامه‌ها اشاره کرد. مرحوم مرآت در یکی از این نامه‌ها در مورخ هشتم مرداد 1320 از نخست‌وزیر وقت یعنی علی منصور درخواست می‌کند تا بودجه‌ای معادل شصت هزار ریال را برای فرستادن آبرومند این تیم فوتبال به افغانستان در نظر بگیرند. همچنین زنده‌یاد مرآت در این نامه تقاضا کرده تا بانک ملی از اعتبار مورد تقاضا 25 لیره ارز برای مصارف روزهای توقف هیات اعزامی در افغانستان، به تیم بفروشد. مرحوم مرآت درباره دلیل درخواست این میزان وجه نیز در خود این نامه اشاره کرده است: «برای تهیه لباس متحدالشکل، و لباس و لوازم بازی و هزینه رفتن و برگشتن تا مرز افغانستان با نهایت دقت و صرفه‌جویی شصت هزار ریال وجه لازم است و چون این هزینه غیرمترقب و برای آن در بودجه انجمن تربیت بدنی در وزارت فرهنگ اعتباری پیش‌بینی نشده است...» نکته مهم این‌جاست که در این نامه اشاره شده که تیم اعزامی برای سفر به افغانستان در حدود 20 روز در راه خواهند بود و البته چون بازیکنان بضاعت کافی ندارند باید حتما به آنها کمک شود. این مساله به هیات وزیران ارجاع داده شد. هیات وزیران در جلسه 11 مرداد 1320 با پرداخت این وجه موافقت کردند. فوتبال ایران در جنگ جهانی دوم تا پیش از انتشار کتاب «فوتبال ایران» مهدی عباسی درباره اعزام تیم فوتبال ایران به افغانستان مطالب دقیقی در منابع روایت نشده بود. بر اساس اسناد مرحوم مرآت گمان همه بر حضور تیم ملی فوتبال ایران در افغانستان بود که این نکته‌ای اشتباه است و گویا آن تیم به عنوان تیم مشهد به افغانستان رفت، هرچند که در آن تیم فقط دو نفر مشهدی حضور داشتند و باقی بازیکنان از شهرهای اصفهان و تهران و... بودند. سرمربی و سرپرست این تیم نیز حسین صدقیانی بود. عباسی در گفت‌وگوی خود با حسن ناظری، یکی از بازیکنان این تیم روایت دسته‌ اولی از این مسابقه فوتبال به دست می‌دهد. همچنین برخلاف نظر دیگر منابع مکتوب تیم فوتبال اعزامی در این سفر با تیم‌های قندهار، کابل و تیمی از هندوستان مسابقه داده و نه تیم ملی افغانستان. پس از انجام بازی‌ها، ناظری به طور اتفاقی خبری را از رادیو می‌شنود: «فردا بازی نداشتیم و دوستان به تماشای شهر رفته بودند من چون مدتی مریض بودم در باشگاه استراحت می‌کردم. یک رادیو که آن موقع بسیار با اهمیت بود در باشگاه وجود داشت و من شروع به گرداندن موج آن نمودم، غفلتا جایی فارسی حرف می‌زد، گوش دادم خبر ناگواری بدین مضمون داد: کشورهای آمریکا، انگلیس و روسیه مشترکا به ایران حمله و چندین نقطه را بمباران کردند، سربازان انگلیسی از جنوب و سربازان روسیه از شمال وارد خاک ایران شدند.» (به نقل از صفحه 210) ناظری موضوع را به دیگران هم می‌گوید و صدقیانی ابتدا به‌گمان اینکه ناظری شوخی کرده به شدت ناراحت می‌شود، اما وقتی خود به رادیوهای خارجی گوش می‌دهد از حقیقت ماجرا باخبر می‌شود. سرکنسول ایران اعضای تیم را خواسته و به همگی دستور بازگشت به کشور را می‌دهد. تیم با یک اتوبوس قراضه به سرحدات ایران بازمی‌گردد، اما برای رفتن به مشهد ماشین و آذوقه پیدا نمی‌شود. تا اینکه فرماندار شهر طیبات، با سختی هرچه تمام‌تر ماشین و آذوقه‌ای شامل: «مقداری نان، یک ظرف بزرگ تغار مانند که خیار و پیاز و گوجه و سبزی خرد کرده به اضافه سرکه و مقداری تخم مرغ» برای تیم فراهم کرده و آنها را راهی می‌کند. باقی ماجرا را از زبان ناظری بخوانید: «چند ساعتی حرکت کردیم و ماشین از بیابان‌های خشک و لم‌یزرع عبور می‌کرد تا ظهر شد. آقای صدقیانی از راننده خواست هرکجا که صلاح می‌داند توقف کند تا بچه‌ها نهار بخورند. راننده از جاده بیرون رفت و در یک قسمت بیابانی که مسطح بود توقف کرد، همگی پیاده شدیم. آقای صدقیانی آذوقه‌ها را آورد. هرکسی را یک تکه نان و دو قاشق سالاد که بر روی آن می‌ریخت می‌داد. هنوز نهار ما تمام نشده بود که از دور گرد و خاکی در بیابان نمایان شد... راننده اتوبوس گفت: احتمالا یک ستون سرباز پیاده روس‌ها باید باشد... نفس‌ها در سینه حبس شده بود و همه اشهد ان لا الله الا الله را خواندیم و مشغول دعا کردن و بعضی‌ها گریه کردن بودیم. آقای صدقیانی سرپرست مبتکری بود فی‌الفور دستور داد همه لباس‌های فوتبال بپوشند و توپ‌های فوتبال را بیاورند تا جملگی مشغول بازی شویم. فاصله ما تا جاده در حدود 200 متر بود. ما مشغول شدیم، اما چه فوتبالی که همه زیرچشمی منتظر رسیدن سربازان روسی بودیم. هرچه آنها نزدیکتر می‌شدند و گردوخاک اضافه می‌شد، دلهره ما بیشتر می‌شد تا اینکه یک ماشین جیپ روسی اول ستون زودتر رسید...» (ص 214) در باقی ماجرا ناظری شرح می‌دهد که ژنرال پیر روسی از ماشین پیاده شده و به زبان روسی با مرحوم صدقیانی صحبت می‌کند. بعد دستور می‌دهد تا اعضا به دو تیم تقسیم شده و فوتبال بازی کنند و مرحوم صدقیانی هم داور بازی می‌شود. اعضا با شدت و حرارت بسیاری بازی می‌کنند. پس از پایان بازی ژنرال توصیه‌ نامه‌ای به صدقیانی داده و تیم را راهی می‌کند. در ادامه مسیر آن توصیه‌نامه کارساز است تا اعضا به مشهد برسند. یادی از زنده‌یاد حسین صدقیانی در اسناد متعددی از این کتاب اسم زنده‌یاد حسین صدقیانی (متولد 1281 در تبریز) وجود دارد. زنده‌یاد صدقیانی (مشهور به حسین افندی) ملقب به پدر فوتبال ملی در ایران است. از او به عنوان بنیان‌گذار نخستین تیم ملی فوتبال در ایران و نخستین سرمربی این تیم یاد می‌شود. صدقیانی همچنین یکی از نخستین لژیونرها در فوتبال در ایران بود و سال‌ها در تیم‌های فنرباغچه ترکیه، شارلوآی بلژیک و راپیدوین اتریش بازی کرد. حسین صدقیانی در اواخر عمر در زمان حضور در ایران نیز مرحوم صدقیانی برای تیم فوتبال کلوپ فردوسی مشهد توپ می‌زد. او در سال 1305 از اعضای ورزشکاران اعزامی به بادکوبه (در اصل تیم فوتبال منتخب تهران) بود که اسناد این اعزام در این کتاب وجود دارد. درباره حضور او به عنوان سرمربی تیم اعزامی مشهد به افغانستان نیز در بالا صحبت شد. مرحوم صدقیانی که به چندین زبان زنده دنیا نیز تسلط داشت، در نهایت در سال 1361 درگذشت. زنده‌یاد صدقیانی حق بزرگی بر گردن فوتبال ایران دارد و در لحظات تلخ و شیرین بسیاری در کنار تیم ملی فوتبال ایران بوده است. زندگینامه او با این مقدار خاطرات دراماتیک، می‌تواند دستمایه مناسبی برای تهیه فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی باشد. یادگار امام بازیکن ثابت تیم فوتبال قم عکس‌های منتشر شده در این کتاب نیز جالب توجه است. در بخش گزیده تصاویر فوتبال قم دو عکس، یکی از مسابقه تیم قم و ملایر در سال 1337 و دیگری حضور اعضای تیم فوتبال قم در قزوین منتشر شده که در هر دوی این عکس‌های یادگار امام راحل، مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد خمینی هم به عنوان یکی از بازیکنان تیم فوتبال قم حضور دارد. به طور کل اهمیت و جذابیت کتاب «فوتبال ایران: تاریخ مستند و مصور» بسیار زیاد است. متاسفانه درباره تاریخ فوتبال در ایران پژوهش‌های مناسبی صورت نگرفته است. معرفی چهره فرهنگی پیشینیان در این ورزش هم برای ورزشکاران فعلی و هم برای جوانان در راستای الگوسازی می‌تواند بسیار کارساز باشد. متاسفانه این کتاب آن‌گونه که باید دیده نشد. «فوتبال ایران: تاریخ مستند و مصور» برای نخستین و آخرین بار در سال 1380 با شمارگان دو هزار نسخه، 270 صفحه و بهای دو هزار تومان از سوی انتشارات سلسله روانه کتابفروشی‌ها شده بود. ]]> علوم‌انسانی Mon, 09 Jul 2018 05:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262917/ابتکار-حسین-صدقیانی-رهایی-تیم-فوتبال-ایران-سربازان-روس-جنگ-جهانی-دوم تفکر ترامپی گذرا نیست/ شناخت راست افراطی در اروپا ضرورت دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263010/تفکر-ترامپی-گذرا-نیست-شناخت-راست-افراطی-اروپا-ضرورت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- جلال حیران‌نیا: ظهور دونالد ترامپ در آمریکا و انتخاب او به عنوان رئیس جمهوری ایالات متحده از یک سو و قوت و قدرت گرفتن جریان‌های راست افراطی در کشورهایی چون فرانسه، اتریش، مجارستان و ... پرسش‌هایی را پیش روی متفکران قرار داد. بررسی آرای این رهبران مستلزم شناخت از نظام فکری و آرای متفکرانی است که واژگان آن‌ها در آن نظام معنا می‌یابد. برای نمونه دونالد ترامپ متأثر از آرای شخصی چون «استیو بانون» است که به عنوان معلم عقیدتی ترامپ از وی یاد می‌شد. هر چند ترامپ او را برکنار کرد ولی تأثیرپذیری رئیس جمهوری آمریکا از مشاور سابقش مبرهن و واضح است. خود «استیو بانون» متأثر از آرای فیلسوف ایتالیایی «ژولیوس اِوولا» است که بسیار مورد توجه نازی‌ها بود. تأثیر آرای این فیلسوف ایتالیایی را می‌توان در سخنرانی‌های آخرالزمانی بانون و در سال 2014 و در همایشی در واتیکان مشاهده کرد. «بانون» در آن همایش به بیان دیدگاه‌های خود درباره اسلام، پوپولیسم و سرمایه‌داری پرداخته بود. جیان‌فرانکو دو توریس، زندگی‌نامه‌نویس و مدافع عقاید اوولا، که مقیم رم است و بنیاد اوولا را از خانه‌اش مدیریت می‌کند، می‌گوید: «اولین بار است که یک مشاور رییس جمهور آمریکا اوولا را می‌شناسد و یا احتمالاً بنیان فکریِ سنت‌گرا دارد» همچنین فهم و درک رفتار «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهوری فدراسیون روسیه از رهگذر فهم و درک مشاور او «آلکساندر دوگین» قابل حصول خواهد بود. «مارک سجویک» دبیر انجمن اروپایی مطالعات باطنی‌گرایی غربی و از فیلسوفان شناخته شده غربی که مطالعات جامعی در خصوص مکتب سنت گرایی دارد در جدیدترین اثرش به بررسی مکتب راست افراطی و متفکران این نحله فکری پرداخته است. خبرنگار ایبنا با وی درباره آخرین اثرش گفت‌وگویی کرده که در ادامه آمده است. «مارک سجویک» (Mark Sedgwick) از استادان سابق و برجسته دانشگاه آمریکایی قاهره و استاد کنونی دانشگاه آرهوس دانمارک و نیز دبیر انجمن اروپایی مطالعات باطنی‌گرایی غربی است که کتابی را در سال ۲۰۰۴ میلادی با عنوان «علیه جهان مدرن: سنت‌گرایی و تاریخ‌ پنهان فکری سده بیستم» به چاپ رساند. جدیدترین کتابی که از شما منتشر می‌شود چه نام دارد و کدام ناشر آن‌ را منتشر خواهد کرد؟ کتابی که اخیرا از من منتشر خواهد شد به بررسی آرای متفکران کلیدی و اصلی راست رادیکال می‌پردازد. در واقع این اثر از یک منظر آرای راست افراطی را مورد بررسی قرار می‌دهد. کتاب مذکور توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر خواهد شد. من جزو ویراستاران این اثر هستم و 16 ویراستار دیگر در این اثر با من همکاری کرده‌اند. پرسش اصلی شما در این اثر چه بوده است؟ در واقع هدف این بوده تا دریابیم در پشت سیاست راست‌گرایی که در غرب وجود دارد چه منظومه فکری قرار دارد و آبشخورهای فکری و عقیدتی این تفکر از سوی چه متفکرانی ایجاد و اشاعه یافته است. برای نمونه دریابیم افرادی چون «استیو بانون» مشاور و معلم عقیدتی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا که اخراج شد چه کتاب‌هایی می‌خوانده‌اند و به کدام متفکران علاقه‌مند بوده‌اند. چه فرضیه‌ای در این کتاب در پاسخ به پرسش اصلی‌تان مطرح شده و مورد آزمون قرار گرفته است؟ به طور کلی چهار متفکر کلاسیک در بررسی آرای راست افراطی مورد توجه هستند که در این کتاب نیز به بررسی نظام فکری آن‌ها پرداخته شده است. اولین متفکر «اوسوالد اشپنگلر» ( Oswald Spengler) است. دومین متفکر «ارنست یونگر» (Ernst Jünger) است. سومین متفکر «کارل اشمیت» (Carl Schmitt) است. چهارمین متفکر در بررسی آرای راست افراطی، «ژولیوس اِوولا» (Julius Evola) فیلسوف ایتالیایی است که «استیو بانون» مشاور قبلی دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده امریکا به آرای این فیلسوف ایتالیایی توجه و اهتمام داشته است. چهار متفکر مذکور در زمره متفکران کلاسیک مکتب راست افراطی قرار می گیرند. آیا آرای متفکران معاصر مکتب راست افراطی نیز در این اثر مورد توجه شما بوده است؟ بله. در این اثر آرای متفکران معاصر راست افراطی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. از جمله این متفکران می‌توان به افرادی چون «آلن دی بنوئیست» (Alain de Benoist)، «گیوم فی» (Guillaume Faye)، «پل گاتفرید» (Paul Gottfried)، «پاتریک بوچانان» (Patrick J. Buchanan)، «جرد تیلور» (Jared Taylor)، «الکساندر دوگین» (Alexander Dugin)، «بت یی اور» (Bat Ye’or) اشاره کرد. این متفکران اندیشمندان اصلی و مهم مشرب فکری راست افراطی در اروپا به شمار می‌روند. همچنین متفکران جوانی نیز وجود دارند که مشخص کردن مهمترین‌شان کار سخت و دشواری است. اما می‌شود افرادی مانند «گرک جانسون»، «ریچارد اسپنسر»، «جک داناوان» و «دانیل فرایبرگ» را در زمره مهترین متفکران جوان راست افراطی قلمداد کرد. ضرورت نگارش این اثر چه بود و چرا این مکتب فکری برای مطالعه شما مهم جلوه کرد؟ بسیاری از اساتید، پژوهشگران و محققان درک و فهمی از آنچه در سیاست غرب می‌گذرد ندارند. در واقع این عده از متفکران افرادی چون «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا را جدی نمی‌گیرند. آنها تصور می‌کنند افرادی چون ترامپ یک «خواب و خیال بد» است که به زودی از بین خواهد رفت. اما در پاسخ به این متفکران باید گفت که ظهور افرادی چون ترامپ یک «خواب و خیال بد» نیست که زودگذر باشد بلکه ظهور افرادی چون ترامپ یک واقعیت است. در واقع پشت سر افرادی چون ترامپ که باعث ظهور و انتخاب وی شده است «نیروهایی اجتماعی» قرار دارند که از او حمایت می‌کنند. پشت سر افرادی چون ترامپ یک نظام اندیشه‌ای و فکری قرار دارد و متفکرانی بوده و هستند که بر او و اندیشه او و امثال او تأثیر می‌گذارند. در پایان باید گفت پشت سر ترامپ یک سنت فکری واقعی و نه خیالی وجود دارد که برای فهم رفتار او باید مورد مطالعه و شناخت قرار گیرد. ]]> علوم‌انسانی Mon, 09 Jul 2018 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/263010/تفکر-ترامپی-گذرا-نیست-شناخت-راست-افراطی-اروپا-ضرورت حذف تاريخ كشتن زندگي است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263031/حذف-تاريخ-كشتن-زندگي خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ميثم قهوه‌چيان:نگاه رايج ما به تاريخ بسيار قالبي (كليشه‌اي) و سطحي و مملو از باورهاي رايج اما نادرست است. يكي از اين باورها تصور خام و غلط از تاريخ مغول است. كريم مجتهدي، استاد نام‌آشناي فلسفه كه دستي نيز در تحقيق و پژوهش تاريخي دارد، در يكي از آخرين آثارش «مغولان و سرنوشت فرهنگي ايران» با نگاهي جامع و فلسفي كوشيده، اين باور رايج كه مغولان صرفا «آمدند و كندند و سوختند و كشتند و بردند و رفتند» را به چالش بكشد و با رويكردي انتقادي با تاكيد بر توانمندي‌هاي فرهنگ ايراني، نشان دهد كه چگونه ايرانيان توانستند در پرتو جهان‌روايي مغولان، به بسط و گسترش ميراث فرهنگي خود بپردازند. به باور مجتهدي، در مقام يك فيلسوف، بايد واقع‌بين بود و نگاه تاريخي را از سياه و سفيدديدن‌ها زدود. او ضمن اشاره به ويرانگري‌هاي مغول، جنبه‌هاي مثبت دستاوردهاي آنها را كه به ياري وزيران، علما و ديوانسالاران ايراني پديد آمد، برجسته مي‌سازد و ضمن طرد نژادباوري، بر ماندگاري آثار ايشان تا به امروز سخن مي‌گويد.   شما در كتاب مغولان و سرنوشت فرهنگي ايران به تاريخ ميانه ايران پرداخته‌ايد؛ در مقدمه اشارات زيادي به هگل داشته‌ايد، رويكرد شما به تاريخ ايران چگونه است؟ آيا مغولان بخشي از ادوار تاريخي ايران هستند يا آنها مرحله‌اي خاص از تاريخ ايران نيستند. نخست آنكه من هگلي نيستم، آنچه در هگل براي من اهميت دارد، رابطه تفكر فلسفي با تاريخ تفكر است. تاريخ تفكر و فلسفه دلالت بر حيات بالفعل فلسفه دارد. درست است كه افكار عوض شده و افكار جديدي مي‌آيد، اين نشان مي‌دهد كه فلسفه زنده است و ما مادامي كه زنده هستيم سيري تاريخي داريم و تاريخ داشتن دلالت بر زنده بودن مي‌كند، بطوري كه اگر مملكتي دچار رخوت ركود شود، گفته مي‌شود كه اين كشور تاريخ ندارد و فرهنگ وقتي زنده است كه بالفعل در آن حركت و جريان وجود دارد. رودخانه تا وقتي بدل به مرداب نشده، جوشان و جاري است. من ديالكتيك هگل را قبول ندارم كه عين تاريخ باشد. او ديالكتيك را خارج از ذهن مي‌برد و من آن را خاصيت ذهن انسان مي‌دانم. ما وقتي فكر مي‌كنيم به نقاط مثبت و منفي‌ها را در نظر مي‌گيريم و ديالكتيك اثباتي است و نه ثبوتي و در طبيعت وجود ندارد. منِ متفكر وقتي به تاريخ مغول فكر مي‌كنم، مي‌توانم با روش هگل تا حدودي همراه شوم، اما كاملا آن را عين واقعيت ندانم. اما راجع ‌به مغولان بايد بگويم كه آنها در دوره‌اي از قرن دوازدهم ميلادي و هفتم هجري قمري، پديدار و حادثه‌اي بودند كه جهاني شده‌اند. در خصوص اطلاق مغول به قبايلي كه آن روز زندگي مي‌كردند، اين ما هستيم كه آنها مغول‌ها را مي‌دانيم، آنچه در مغولستان رخ داده است، به قبايل كوچنشين مختلفي مربوط است كه در قسمتي كه امروز مغولستان گفته مي‌شود، زندگي مي‌كردند. اسم مغول را چنگيز تعميم داده است، سياست او اين بوده است كه يك اسم مشترك را براي قبايل پراكنده‌اي كه دشمن هم بودند، اختصاص دهد. در مورد خود چنگيز چه مي‌دانيم؟ چنگيز چهره عجيبي است، او يتيم است و خودساخته به تمام معنا. تمام اين قبايل با او دشمني كردند، حتي قبايلي كه با پدر چنگيز متحد شده بودند. شغل اين قبايل جنگ بود و براي زنده ماندن بايد مي‌جنگيدند. نمي‌خواهم بگويم كار چنگيز معجزه‌گون بوده است، اما او شرايط اين قبايل و وخيم بودن دشمني آنان و خطري كه متوجه‌شان بوده را دريافت و خواست از اين امكانات بهره‌جويي گسترده‌اي بكند. در «ياسا»هاي چنگيز آمده است كه همه اقوام منطقه بايد خود را مغول بدانند، در حالي كه مغول نام كوچك‌ترين قبيله آن زمان بوده است. به صورت اجباري همه اقوام منطقه توسط چنگيز، مانند كاري كه رضا شاه و آتاتورك انجام داد، «مغول» شدند. ديگر استعداد، نبوغ و هوشمندي چنگيز، سازماندهي لشكرش بود. شايد براي اولين‌بار در اين مناطق يك نظام منسجم قانونمند حساب‌شده مانند رياضي به وجود آمد. همين قدرت مغول بود؛ وقتي انساني به جنگل مي‌رود، رودخانه‌اي از مورچه‌ها وجود دارد كه ممكن است انسان را بخورند. مغول‌ها چنين كار مي‌كردند، با اين تفاوت كه در ميان مورچه‌ها غريزه عمل مي‌كند اما در ميان مغول‌ها حساب و تدبير؛ واحدهايي ده نفره به وجود آمده بود كه انسجام بسيار بالايي داشتند و هر ده هزار نفر كه تومان خوانده مي‌شد و يك اميرتومان داشت، از اين دسته‌هاي ده‌ نفره و صد نفره به وجود مي‌آمد و كارايي بالايي داشت. لفظ تومان تا دوره قاجاريه باقي مانده است. اين قبايل وقتي راه مي‌افتادند، اسلحه نداشتند و در زمان جنگ اسلحه‌ها تقسيم مي‌شد. اينها مطمئنا از آتش استفاده كرده و منجنيق داشته‌اند، اما در خصوص اينكه ايشان از باروت استفاده كرده‌اند به صورت يقيني مشخص نشده است. همچنين اينها لغت منجنيق داشتند كه همان لغت مكانيك يوناني است كه كليتش سلب شده و در واقع يك دستگاه مكانيكي است كه گوي آتشين پرت مي‌كند. در مورد نگاه خودتان به ايران و تاريخ آن بگوييد، آيا جوهري (ذات‌گرايانه) به تاريخ ايران نگاه مي‌كنيد يا تحليلي؟ اينجا صحبت از تاريخ نيست، صحبت اقوامي است كه حاكم شده‌اند. ايران اقوامي است كه در اين منطقه حاكم شده‌اند و ابعاد اين منطقه روي هم رفته تغيير كرده است. گاهي قسمتي جدا شده و گاهي قسمت‌هايي به هم پيوسته است. من جوهر نمي‌گويم، آنچه در نظر مي‌گيرم فاصله ميان درياي خزر و خليج فارس است كه ايران در نظر مي‌گيرم كه همين الان هم همان است، هرچند ما تركستان افغانستان، تركيه جنوب تا سوريه و عربستان را ديگر نداريم. ايران از نظر جغرافيايي بين اين مرز درياي خزر و خليج فارس در نوسان است و من اين را براي تسهيل كار خودم در نظر گرفته‌ام، برخي از قبايل قسمتي را داشتند و برخي قسمت‌ ديگري را داشتند. در تاريخ ايران قبل از مغول سلجوقيان، غزنويان، آل بويه و آل زيار و... بوده‌اند، اما روي هم رفته اكثريت قبايلي كه در ايران حكومت كرده‌اند ترك بوده‌اند، مغول‌ها هم به يك معنايي ترك هستند، اينها تتراند، اين يك واقعيت است. اين قبايل حركت كرده و جابه‌جا شده‌اند. سلجوقيان در يك دوره بسيار وسيعي، ثبات بيشتري نسبت به دوره‌هاي قبل از خود داشتند، آن‌ها در تركيه و ايران حضور داشتند، وقتي مغول به ايران مي‌آيد، كل مناطق دست سلسله خاصي نيست، اما سلسله حاكم خوارزمشاهيان است و در نتيجه جنگ ايشان با خوارزمشاهيان ملموس‌تر است. آيا وقتي شما به تاريخ ايران نگاه مي‌كنيد، منطق دروني در آن مي‌بينيد يا تواريخي هستند كه با هم ارتباط دارند؟ سلسله‌هاي تاريخ ايران همه كم و بيش به هم ارتباط دارد، يا دشمن‌اند و خصومت دارند يا دست نشانده‌اند. وقتي مغول به ايران مي‌آيد، در جنوب سعدي گفته است «دراين مدت كه ما را وقت خوش بود/ ز هجرت ششصد و پنجاه و شش بود». اين تاريخ همان تاريخي است كه بغداد توسط مغول فتح مي‌شود. سوال پيش مي‌آيد كه سعدي چگونه خوش است؟ مي‌خواهم بگويم آن‌ها يعني اتابكان، به مغول ماليات مي‌دادند، از اين رو باقي ماندند، هرچند كه زير سلطه مغول بودند. مغول‌ها ماليات‌گير بودند و پول مي‌گرفتند و براي همين جهان را تسخير مي‌كردند، اينها قدرت مي‌خواستند كه بايد پول بياورد و غالب را غني كند. مغول هر جا مي‌رسيد چند روز اجازه تاراج به سربازان مي‌دادند و در اينجا سركردگان نظامي نمي‌توانستند به اين تاراج دست‌اندازي كنند. گفتيد بدون دقت در تاريخ مغول وضعيتي را كه بعدا به وجود آمده حتي شايد شرايط امروزي را به خوبي نتوان فهم كرد. بطور مشخص فهم تاريخ مغول چه كمكي به فهم امروز ما مي‌كند؟ و چه مشكلي را حل مي‌كند؟ ما هنوز در پي تاريخ مغول هستيم، اولا قبايل، اقوام، زبان‌ها، زندگي روستايي، زندگي گله‌داري، كوچ‌نشيني مختلف كه وجود دارند مربوط به دوره مغول‌ها هستند. امروز تركمن‌هاي ما همان زندگي را دارند كه در دوران مغولي وجود داشته و امروز در مغولستان وجود دارد. اگر به تركمنستان ايران برويد مي‌بينيد اين يوردها كه مغول‌ها داشته‌اند، هنوز وجود دارد. آيا شرايط اجتماعي ايران امروز و مساله قوميت‌ها به نوعي مي‌تواند در ذيل تاريخ مغول تحليل شود؟ نه، اما نمي‌توان تاثيرش را انكار كرد، بايد به چند دليل به مغول‌ها توجه كرد. يكي جنگ‌هاي صليبي است، وقتي غربي‌ها به خاورميانه آمدند، اولين گروه‌هايي كه جلوي غربي‌ها ايستادند از جمله نورالدين زنگي كه چهره درخشاني بود، بعد ايوبي‌ها هستند كه ترك‌اند، مماليك پس از ايشان هم ترك‌اند و بعد عثماني‌ها هستند. مغولان متاخر ايران در دوره‌هاي غازان خان با مماليك دشمني داشتند و در ايران هم دشمني با مماليك بوده است. وقتي كه بغداد سقوط كرد، مماليك بسيار ناراضي شدند و خليفه‌گري‌اي در كنار رودخانه نيل درست كردند. اين مساله ايرانيان و سلاطين و مغولان را تحريك مي‌كند كه با آنها جنگ كنند، اما نكته‌اي كه نبايد فراموش كرد اين است كه در ميان مغولان مسيحياني بودند كه به علت دشمني با مملوكان همراه‌شان مي‌شدند و غربيان از اين مساله استفاده كرد و مكاتباتي با ايشان داشتند تا عليه مماليك همراهي‌هايي بشود و اين پشت پرده جنگ‌هاي صليبي است، بنابراين دوره مغول دوره وسعت پيدا كردن نقشه‌هاي سياسي و تاريخي ايران، شرق و غرب است و نمي‌توان اين جنبه را فراموش كرد. اسنادي در واتيكان وجود دارد كه اسرار سري مغولان نام گرفته است. بحثي را مطرح كرده‌ايد كه تاتارها پيش از چنگيز به تاراج همديگر پرداخته‌اند و از چنگيز ياد كرده‌ايد كه روحيه دشمني داشته و نابغه بوده است و البته كار بزرگي هم كرده، آيا مي‌توان همه‌چيز را به شخص چنگيز بازگرداند يا به شرايط و ديگر مسائل براي مثال ارتباطات او با چين، آيا به اين نبوغ آگاهي‌هاي چنگيز را هم بايد افزود؟ قبايل آن منطقه سال‌ها به سبب جنگ و اختلافات با هم زندگي مي‌كردند و نحوه زندگي‌شان چپاول اقوام نزديك به خودشان بود، اگر ما براي چنگيز قائل به يك هوش و شخصيت استثنايي شويم از آن جهت خواهد بود كه امكانات اين بلبشو را مي‌تواند به هدف مثبتي برساند كه به جاي چپاول همه دنيا را گرفت. حتي هيتلر براي اتحاد آلمان جنگ را لازم ديد. جنگ شما را قادر مي‌سازد تا با اتحاد خودتان، به غير غلبه كنيد، غرب هم همين است. چنگيز مغولان را به نان و نوا رساند. وقتي اروپايي‌ها به نزد خان مغولان مي‌رسند به ايشان مي‌گويد چرا پادشاهان و پاپ شما را فرستاده‌اند و خودشان به دست‌بوسي نرسيده‌اند؟! آنها دنيا را از آن خود مي‌دانستند و تا حدي هم توانستند قلمروي وسيعي را تصرف كنند. شما مطرح كرده‌ايد كه اينها خشونت و سبعيت‌شان تاكتيك بوده است. اين خشونت براي اين بود كه قدرت‌هاي پراكنده يك دست بشود و اين از امكانات مغول بود. شناسايي خشونت در مغولان چه ميزان منبعث از تاثير ايده صلح مدرن است، جنگ‌هايي كه در آن دوره و در چين مي‌شد همراه با خشونت بوده و آنها هم براي مثال از سر طرف مقابل در منجنيق استفاده مي‌كردند. كارل فون كلاوزِويتس، يك متفكر آلماني كه نظريه‌پرداز جنگ هم هست، معتقد است كه خشونت لازمه جنگ است و اساسا كسي جنگ را مي‌برد كه هر نوع خشونتي را مجاز بداند و شايد مغولان به تنهايي مظلوم هم بودند، اما خشونت توسط چنگيز به اينها تعليم داده مي‌شد. برخي شهرهايي كه مقاومت كردند مانند نيشابور با خاك يكسان شد، اما شهرهايي مانند شيراز و تبريز در امان ماندند، اينها از خشونت در جنگ سود مي‌جستند. اين متفكر آلماني بر اساس اين رفتار مغول‌ها نظريه‌اي ساخته و روس‌ها ادعا مي‌كنند كه رفتار ارتش هيتلر بر اين مبنا بوده و بسياري را بي‌دليل مي‌كشتند. شما در بخشي از اين كتاب گفته‌ايد كه با مغول‌زدايي، ايران پيشرفت نمي‌كند، منظورتان از طرح اين بحث چيست؟ ما مي‌بينيم سعدي در دوره مغول است، حافظ در دوره‌اي است كه شيراز به مغولان ماليات داده و زير سلطه آنان است. دوره بعد از مغول تا تيموريان ادامه مي‌يابد كه از لحاظ معماري، كاشي كاري و هنر و صنايع در اوج است. ما سلطانيه به عنوان بزرگ‌ترين گنبد آجري دنيا را در اين دوره داريم. مرادم از مغول‌زدايي اين است كه اگر ما در تاريخ واقع بين نباشيم، نمي‌توانيم تاريخ را درست بفهميم. اگر من بگويم كه قرن ششم و هفتم پيشرفت نكرده‌ايم چون مغول آمده است، چطور مي‌توان ديد كه آلمان در سال ١٩٤٥ با خاك يكسان شد و الان يكي از قدرت‌هاي اول جهان است. مرادم اين است كه با واقع‌بيني تاريخ را بررسي كنيم. مغولان موجب شدند كه منطقه ما جنبه بين‌المللي پيدا كند. خواجه رشيدالدين فضل‌الله تاريخ اروپا و چين را نوشته است. چيني‌ها از تاريخ خواجه استفاده مي‌كنند. مگر ايران پس از اسلام با سلجوقيان بين‌المللي نشد؟ تا يك حدي، مي‌توانيد بگوييد با غزنويان هم تا حدي شد؛ اما با مغولان آسيا و اروپا در هم فرو مي‌روند. به جز امريكا جهان درگير اين مساله مي‌شود. خود اروپايي‌ها به اين مساله توجه كرده‌اند و خودشان را نسبت به نيروهاي آسياي دور سنجيده‌اند كه ما بايد با اينها چه نسبتي داشته باشيم. اگر تاريخ بعد از مغول بخوانيم آق‌قويونلوها آمدند و تبريز را آباد كردند، اما قره‌قويونلوها بسياري از مناطق را ويران كردند؛ از جمله سلطانيه را كه آنها از بين بردند. اين خشونت‌ها در شرق كمابيش بوده و من خواستم بگويم اين ترس بي‌مورد بوده است. مغول‌ها چه امكانات فرهنگي را تضعيف يا تقويت كردند؟ شما به خواجه نصيرالدين طوسي اشاره كرده‌ايد كه به نظر مي‌رسد اينها به نوعي تساهل ايجاد كردند. مغول‌ها اين طور بودند و تساهل ديني را ايجاد كردند. براي مغول‌ها دين مهم نبود و آنها انحصاري كه غزنويان داشتند را نداشتند. كساني كه از لحاظ هنري بسيار بالاترند تيموريان هستند. مسجد كبود تبريز، يادگار اين دوره است كه در عراق و ايران هنر نقاشي و... را گسترش دادند. گفته مي‌شود هر قومي كه وارد ايران شده، ايراني شده است. اين حرف تاحدي درست است. آيا مي‌توانيم بگوييم هر قومي هم كه آمده ايران را به معنايي تغيير داده و در اين مورد ايران هم مغولي شده است؟ در اينكه هنر ايراني مغولي شده است، در يك جاهايي شك نكنيد. ما در نقاشي، نقاشي ماني را داريم كه به قبل از اسلام باز مي‌گردد، نقاشي بغدادي، سلجوقي و ايلخاني و صفوي را هم داريم. در دوره ايلخاني همان دستگاهي است كه شيخ رشيد الدين‌ فضل‌الله در تبريز ساخته بود كه پس از زلزله ويران مي‌شود و از نظر كاشي‌كاري و تهذيب و كتاب‌نويسي تراز اول بود. تاريخ جامع‌التواريخ و صورت‌هايي كه در اين كتاب كشيده‌اند خيلي استثنايي بوده كه مغولي است. اساسا نقاش مغولي به تبريز آورده بودند. اما اينكه ايراني‌ها چه دارند؟ از نظر نقاشي هنر نقاشي چيني بعضي حيوانات مانند اسب را از ايراني‌ها گرفته‌اند، اما برخي چيزهاي ديگر را ما از چيني‌ها گرفته‌ايم. اين ابرهايي كه در نقاشي‌هاي ما هستند به اصطلاح «چي» خوانده مي‌شود كه همان چين بوده و از آنها گرفته شده است. يعني يك جور همكاري گاهي بين ايرانيان و اقوام ديگر وجود داشته است. يكي از بزرگ‌ترين تحقيقاتي كه در آسيا شده است، سبك يوناني بودايي در تمام كشورهاي شرقي بيان شده است كه اين سبك از چين تا سوريه و شمال آفريقا ديده مي‌شود و ساساني و ايراني هم هست. بحثي مطرح مي‌شود كه مغولان، غزنويان و سلجوقيان اقوام مهاجم بودند كه وارد ايران شده‌اند و بايد فرهنگ ايراني از عناصر اقوام مهاجم پيراسته شود، شما با اين فرهنگ پيرايي به اين شكل چه نظري داريد؟ نه، من اصلا موافق نيستم، تاريخ يعني زندگي. تاريخي كه شما مي‌گذرانيد همان زندگي شماست، شما نمي‌توانيد اينها را حذف كنيد و بگوييد من زندگي مي‌كنم، در اين صورت شما زندگي را كشته‌ايد. مي‌توانيد گرايش‌هاي هنر جديد را به سمتي بيشتر سوق دهيد كه مثلا طرح‌هاي هخامنشي، ساساني و... باشد كه روي اين حرفي نيست. منبع: روزنامه اعتماد ]]> علوم‌انسانی Sun, 08 Jul 2018 18:08:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/263031/حذف-تاريخ-كشتن-زندگي ساماندهی کتابفروشی‌های راسته انقلاب اولویت دو کمیسیون شورای شهر است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262993/ساماندهی-کتابفروشی-های-راسته-انقلاب-اولویت-دو-کمیسیون-شورای-شهر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، محمدجواد حق‌شناس، رئيس كميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي شهر تهران و  علی اعطا؛ سخنگو و عضو  هيات رئيسه شوراي اسلامي شهر تهران عصر دیروز شانزدهم تیرماه، از موسسه خانه‌کتاب بازدید و با نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل خانه‌کتاب گفت‌وگو کردند. این دو عضو شورای اسلامی شهر تهران همچنین با حضور در خبرگزاری کتاب ایران در جریان تولید خبر در این خبرگزاری از نزدیک قرار گرفتند.   اعطا در این بازدید در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا درباره طرح‌هایی که در شورای شهر تهران برای ساماندهی راسته کتابفروشان خیابان انقلاب در نظر گرفته شده گفت: اکنون طرحی برای ساماندهی وضعیت راسته کتابفروشی‌ها در دست داریم. ما طرحی را در شورا دنبال می‌کنیم که بر اساس آن ساماندهی راسته‌های فرهنگی شهر تهران در دستور کار است. راسته انقلاب نیز در همین رده قرار می‌گیرد. البته این موضوع جدیدی نیست و در طرح پیش‌بینی شده کتابفروشی‌ها در دستور کار قرار گیرد. تلاش‌هایی هم در این زمینه صورت گرفته اما کارها معطوف به نتیجه نرسیده است.   وی ادامه داد: اکنون در دو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی و شهرسازی و معماری این موضوع در اولویت‌هاست چون جنس کار طراحی شهری و فرهنگی است.   اعطا در پاسخ به پرسش دیگری درباره ساماندهی خانه موزه‌های مشاهیری که در تهران زندگی می‌کردند مانند خانه نیما یوشیج عنوان کرد: خوشبختانه در سال‌های اخیر شهرداری به آن حساسیت نشان داده اما موانعی وجود دارد که برخی از آن‌ها حقوقی است ملکی که مالک خصوصی دارد و هیچ ارتباطی با شخص مشهوری که خانه را اجاره کرده یا خریده ندارد باید شهرداری این خانه را از آن فرد خریداری کند. حالا ممکن است شخص تمایلی به فروش نداشته باشد بنابراین این مشکلات ممکن است پیش بیاید.   وی افزود: گاهی هم ملک در اختیار ورثه است و کار را مشکل می‌کند گاهی هم مشکلی نیست اما فرد تمایلی به فروش ندارد. نکته مهم‌تر این است که شهرداری آنقدر امکانات مالی در اختیار ندارد با این وجود تلاش‌هایی داشته است به‌طور مثال درباره خانه سیمین و جلال کار شده است البته نسبت به چگونگی مرمت آن خانه انتقاد شد اما موارد این چنینی هست که شهرداری دنبال کرده و به نتیجه رسانده است. در دوره پنجم شورا نیز این موضوع با حساسیت دنبال می‌شود ولی نباید نادیده گرفت که ما در دورانی در مدیریت شهری فعالیت می‌کنیم که وضعیت مالی خوبی نیست و نمی‌توان از شهرداری انتظار تملک خانه‌ها را داشت.   این عضو شورای شهر تهران تاکید کرد: باید فرمول‌هایی را تعریف کنیم که مالکان اماکن اعم از خصوصی و دولتی خود آن‌ها به احیای کاربری فرهنگی تمایل نشان دهند.   اعطا همچنین درباره برنامه‌های شهردار تهران و شورای شهر برای توسعه فیزیکی کتابخانه‌ها نیز توضیح داد: یک بخشی از امکانات شهرداری و بودجه آن برای این بخش هزینه می‌شود. محمدعلی افشانی، شهردار جدید در برنامه‌اش به‌طور مشخص درباره کمک به کتابخانه‌ها صحبت کرد که در این دوره خودشان به‌طور مشخص با جدیت این موضوع را دنبال می‌کنند.   در پایان بازدید، گفت‌وگوهایی میان نیکنام حسینی‌پور، مدیرعامل موسسه خانه‌کتاب و علی اعطا درباره زمینه‌های مشترک همکاری در برگزاری جایزه کتاب سال حقوق شهروندی و جلسات نقد و بررسی کتاب انجام شد.   ]]> مدیریت‌کتاب Sun, 08 Jul 2018 07:34:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/262993/ساماندهی-کتابفروشی-های-راسته-انقلاب-اولویت-دو-کمیسیون-شورای-شهر هشتاد و ‌یک روایت از واقعه مسجد گوهرشاد برای نمازگزاران جمعه http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262996/هشتاد-یک-روایت-واقعه-مسجد-گوهرشاد-نمازگزاران-جمعه به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «مردمان قصه کنند!» که از سوی انتشارات به‌نشر با همکاری مؤسسۀ آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی منتشر شده، در طرح ترویج فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی در نماز جمعه‌های کشور، به‌همت مجمع ناشران انقلاب اسلامی و با همکاری شورای سیاست‌گذاری ائمۀ جمعه سراسر کشور در حال اجرا است، در حاشیه نماز جمعه معرفی شد.   در پی تصمیم رضاخان بر تغییر فرهنگ دینی و بومی مردم که توسط عمال وی با خشونت انجام شد، علما و روحانیون طی سخنرانی‌هایی از مردم خواستند که نسبت به این تغییر با جمع شدن و تظاهرات، ابراز مخالفت کنند.   قزاقان رضاخان برای سرکوب این قیام عمومی در نیمه‌شب شنبه ۲۰ تیرماه ۱۳۱۴ شمسی به مسجد گوهرشاد ریخته و مردم متحصن در این محیط مقدس را به گلوله بستند. بسیاری از مردم بی‌دفاع، کشته و زخمی ‌شدند، اما مردم متفرق نشدند و مقاومت کردند تا اینکه در تاریخ ۲۱ تیرماه به دستور والی خراسان و رئیس شهربانی مشهد نیروهای قزاق به بهانه حفاظت از بانک‌ها مسجد گوهرشاد را محاصره کردند و سپس در نیمه‌شب لشکر قزاق با صدای شیپور جنگ، اقدام به فتح مسجد گوهرشاد کرد و با توپ و مسلسل بر روی مردم متحصن و زائران مرقد امام رضا (ع) آتش گشودند.   گفته شده حدود دو تا پنج هزار تن در این واقعه به شهادت رسیدند و حدود یک‌هزار و 500 تن نیز دستگیر شدند. برای پوشاندن آثار این جنایت هولناک، اجساد کشته‌شدگان را به‌صورت دسته‌جمعی دفن کردند و سپس به شست‌وشوی مسجد پرداختند که روز ۲۲ تیر اثر چندانی از قتل و غارت وجود نداشته باشد.   در بخشی از این کتاب به قلم سعید تشکری می‌خوانیم: «رضا داریم تا رضا. یکی خان است و قلدر، یکی جان است و دلبر! خدا از تو نگذرد رضاخان؛ جانم فدای تو رضاجان که حرمت غرق خون شد. شفاعتم کن یا مولا که جز تو و مولایی تو، حالی ندارم و احوالی. میان چاه پر از آهک مرا انداختند. سوختم؛ اما خندیدم و خدا را شکر کردم. این سوختن بوی بهشت می‌دهد. از بوی تیزاب تا بوی درخت طوبی و سدرة المنتهی چقدر راه است؟ باید برای خدا جان بدهی. جان دادم. چه خوش می‎کیفد این حال و احوال. حالم را بنویس ای کاتب. ما در مسجد گوهرشاد زنده ماندیم و ما را غریب‎گور دفن کردند در چاهی در باغ خونی.» ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 08 Jul 2018 06:32:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262996/هشتاد-یک-روایت-واقعه-مسجد-گوهرشاد-نمازگزاران-جمعه کتابی که سعی می‌کند آن چیزی را که از خاطرات شهرنشینان رفته افشا کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262977/کتابی-سعی-می-کند-چیزی-خاطرات-شهرنشینان-رفته-افشا-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «حافظه شهری (تاریخ و فراموشی در شهر مدرن)» نوشته مارک کرینسون ترجمه رضا نجف‌زاده با سخنرانی ایمان واقفی و میثم اهرابیان صدر در موسسه مطالعات تحقیقات و اجتماعی برگزار شد. اهرابیان صدر با بیان اینکه کتاب حاضر ترجمه‌ای از مقالات منسجم است، افزود: کتاب در سال 2005 میلادی به انگلیسی منتشر شده است. عمده روشی که در کتاب به کار برده شده تاکیدش بر تفسیر قطعات ادبی در قالب داستان، بیانیه‌های ادبی، آثار هنری، بناهای معماری روی موضوع حافظه شهری است. وی با اشاره به ترجمه بسیار ضعیف و ناهماهنگ کتاب عنوان کرد: اثر یک ترجمه ماشینی دارد و ذوق فارسی‌نویسی در آن دیده نمی‌شود چون اساسا ذوق نویسنده در باورپذیری موضوعات بسیار مهم است. در نسخه انگلیسی کتاب این اتفاق افتاده اما در نسخه فارسی این موضوع را نمی‌بینیم. گرچه ترجمه‌های دیگر این مترجم درباره فوکو بسیار عالی است ولی در این کتاب این اتفاق نیفتاده است. به گفته اهرابیان صدر، نسخه انگلیسی کتاب یک فصل اضافه‌تر از نسخه فارسی دارد. نسخه انگلیسی بخش معرفی نویسندگان، میان پرده فصول مختلف دارد اما در نسخه فارسی این بخش دیده نمی‌شود. همچنین برخی از پاورقی‌ها ترجمه نشده است. بسیاری از واژه‌های انگلیسی در کتاب به فارسی برگردانده نشده و بسیاری اسامی خاص انگلیسی هم در پاورقی‌ها نیامده است. با همه این موارد یک ترجمه شتابزده از این کتاب صورت گرفته است.   این محقق مطالعات شهری با اشاره به اینکه در کتاب مثال‌های مختلفی از موارد حضور و غیاب در حافظه شهری آمده است، گفت: در کتاب بیان می‌شود که چگونه بسیاری از کارگزاران مانند مورخ، تبارشناس و .. آمده‌اند و مشغول ثبت گذشته و بایگانی آن شده‌اند گویی گذشته اهمیت زیادی دارد. این بایگانی‌ها چند دسته‌ هستند که مادی‌ترین آن‌ها بناهای شهری بوده و فیزیکی‌ترین نمود گذشته هستند. وی ادامه داد: بخش دیگر اطلاعات رایانه‌ای هستند. گاهی ما با پاک شدن حافظه کامپیوتر یا بنا بخشی از گذشته را از دست می‌دهیم و گاهی هم با برخورد گزینشی مواجه می‌شویم. در کنار روایت تاریخ شهر مشاهده می‌کنیم بخش محذوفی از شهر روایت نمی‌شود به طور مثال بخش زندگی فرودستان در حافظه شهری نمی‌آید. همین برخورد گزینشی موجب تنگناهایی در زندگی شهری است. به گفته وی، کتاب به موضوعاتی می‌پردازد که نشان می‌دهد حافظه شهری چگونه گزینشی عمل کرده و روی برخی موارد انگشت می‌گذارد و از روی برخی موارد انگشت برمی‌دارد.  همچنین کتاب نشان می‌دهد که به طور مثال هنرمندان نسبت به این موضوع چه واکنشی نشان می‌دهند. گاهی هنر تایید کل این ماجراست مانند هنرهای محافظه‌کار اما گاهی هم هنرهای انتقادی نشان می‌دهد چه موضوعاتی برجسته یا حذف شده است. اهرابیان صدر با بیان اینکه در کتاب، حافظه شهری مصادف با حافظه جمعی در زندگی شهرنشینی گرفته شده است، گفت: در واقع شهر نیست که می‌تواند حافظه داشته باشد بلکه انسان است و این یک استعاره‌ای است که به کار گرفته شده است. حتی کتاب روی موضوع خطرناکی دست می‌گذارد چون حافظه شهری در آکادمیک‌ترین خوانش‌ها به شکلی غیر انتقادی مورد توجه قرار می‌گیرد و در مقابل حافظه شهری چیزهای توده‌ای غیر اصیل و ... قرار می‌گیرد. به گفته وی، برای آنکه این کتاب را بهتر بفهمیم می‌توانیم دوگانه حافظه و تاریخ را به کار بگیریم؛ تاریخ قلمرو علمی است اما حافظه روایتی از تاریخ است که بین مردم دهن به دهن می‌شود و می‌تواند از خوانش علمی تاریخ متفاوت باشد، پس نقطه ارجاع حافظه مردم است. نویسنده مقاله مربوطه می‌گوید حافظه به طبقه ربطی ندارد و به روح زمانه برمی‌گردد که مردم چگونه مسایل را می‌فهمند. وی یادآور شد: به هر حال نویسندگان کتاب، بر اساس این دوگانه حافظ و تاریخ نقدهایی را هم مطرح می‌کنند بدین معنی که گرچه حافظه شهری به آثار و بناها ربط دارد اما تخریب شهر نوعی هویت‌زدایی از شهر است. گویی ما در سطح شهر با ترکیبی از گزینش در گذشته مواجه هستیم.  اهرابیان صدر با بیان اینکه خود شهر هم موضوع ادبیات بوده گفت: پل استر از جمله افرادی است که به تجربه فرد از شهر می‌پردازد. همچنین در کتاب به این اشاره شده که بناهای تاریخی برای دولت‌ها مهم بودند. گاهی آنها انرژی صرف کردند که شهر را بسازند یا حتی از بین ببرند از همین روست که ما می‌بینیم که خیابان‌ها و بناهایی ساخته یا خراب می‌شوند.   این محقق مطالعات شهری با اشاره به اینکه یکی از تم‌های کتاب روانکاوی است و از این رویکرد برای خوانش اجزای شهر استفاده می‌شود، گفت: مثلا فروید می‌گوید ساختمان‌های شهری نشان‌دهنده عصبیت‌های شهری هستند و به طور مثال برج لندن بعد از حادثه آتش سوزی ساخته شد تا مردم تسکین پیدا کنند. در حالی که گاهی ما که در لندن نشستیم و برج را می‌بینیم حتی یادمان نمی‌آید که چرا این ساختمان ساخته شده است. این‌جاست که حافظه درباره آن بنای شهری جایگزین شده و متنی برای آفرینش ادبی و هنری شده است. اهرابین صدر در پایان سخنانش گفت: مفاهیم در کتاب دراماتیزه شده و بیشتر از آنچه چیزی هست که درباره آن قلمفرسایی شده است. همچنین مفاهیم در کتاب هگلی شرح داده می‌شود. واقفی نیز در این نشست با بیان اینکه کتاب حاضر روی حوزه مغفولی کار کرده است که در ایران ناشناخته است، گفت: این اثر روی خوانش زیبایی‌شناسانه از شهر به مثابه یک متن دست می‌گذارد. کتاب شامل 9 مقاله از نویسندگان مختلف است و از منظر جامعه‌شناس، روانکاو، تاریخ‌دان و... به شهر نزدیک می‌شود.   وی ادامه داد: کتاب فقط به کالبد و بناهای شهر محدود نمی‌شود و تحلیلی از رمان‌ها و داستان‌های شهری به مثابه بخشی از تاریخ شهر ارائه می‌کند. در کتاب بیان می‌شود که چگونه حافظه شهری خیلی وقت‌ها یادآوری گذشته نیست و گاهی بسیاری از چیزها را از یاد می‌برد. کتاب سعی می‌کند آن چیزی را که از خاطرات شهرنشینان رفته افشا کند. واقفی گفت: این کتاب جایش در ایران خالی است چراکه تاکنون پیوندی بین کسانی که کار تاریخ می‌کنند با فعالان حوزه شهر برقرار نشده و هر دو در حوزه‌های جزیره‌ای کار می‌کنند اما این کتاب بین مطالعات شهری، هنر و زیبایی‌شناسی پل می‌زند. از سوی دیگر اثر حاضر می‌تواند روشی را بیاموزد که چگونه با تاریخ هنر بتوانیم از شهر خوانش داشته باشیم. ]]> علوم‌انسانی Sun, 08 Jul 2018 05:46:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/262977/کتابی-سعی-می-کند-چیزی-خاطرات-شهرنشینان-رفته-افشا-کند معرفی دو کتاب «سرمایه‌گذاری خارجی در پرتو دیپلماسی» و «خاطرات آنکارا» http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262982/معرفی-دو-کتاب-سرمایه-گذاری-خارجی-پرتو-دیپلماسی-خاطرات-آنکارا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب چهارشنبه 20 تیر میزبان معرفی و بررسی دو کتاب با نام‌های «سرمایه‌گذاری خارجی در پرتو دیپلماسی» و «خاطرات آنکارا» است. در این نشست بهمن حسین‌پور، مرتضی دامن‌پاک جامی و حسن علی‌بخشی حضور دارند و درباره این کتاب به بحث و گفت‌وگو می‌پردازند. بهمن حسین‌پور که از سال 1387 تا 1391 به مدت چهار سال سفیر ایران در ترکیه بود، خاطرات خود از چند سال حضور در این کشور را به صورت کتابی مصور منتشر کرد. کتاب سفیر سابق ایران در ترکیه شامل پیشگفتار، مقدمه، 9 فصل و آلبومی از تصاویر مربوط به دوران فعالیت حسین پور در ترکیه است. آشنایی اجمالی با ترکیه و اهمیت روابط با این کشور، معرفی نگارنده، ورود به ترکیه و شرح خاطرات، اولین اقدامات ضروری در سال اول ماموریت، پروژه هایی که به نتیجه نرسید، اقدامات انجام گرفته در روابط دوجانبه، استفاده از دیپلماسی عمومی، امور مربوط به ایرانیان مقیم و نگاهی به روند مناسبات ایران و ترکیه فصل‌های تشکیل دهنده کتاب هستند. «سرمایه‌گذاری خارجی در پرتو دیپلماسی» نوشته بهمن حسین‌پور نیز حاصل تجربه سال‌ها فعالیت یکی از دیپلمات‌های موفق ایران در کشورهای خارجی است که به‌اختصار آگاهی‌هایی را در مورد طراحی و استفاده مطلوب از دیپلماسی اقتصادی در عرصه سیاست خارجی و بررسی و شناخت تجارب سایر کشورها به دست می‌دهد و دیپلمات‌های ایران می‌توانند اطلاعات سودمندی را در زمینه نحوه سرمایه‌گذاری در کشورهای خارجی از این کتاب دریافت کنند. مؤلف بر آن است تا با کمک این کتاب دیپلمات‌های کشورمان گامی ارزنده در جهت توسعه روابط اقتصادی ایران با کشورهای دیگر بردارد. این نشست چهارشنبه 20 تیر ساعت 11 تا 13 در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار می‌شود. سرای اهل قلم در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 واقع شده است. ]]> علوم‌انسانی Sat, 07 Jul 2018 13:35:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/262982/معرفی-دو-کتاب-سرمایه-گذاری-خارجی-پرتو-دیپلماسی-خاطرات-آنکارا نشست «ضیافت افلاطون به نزد لئو اشتراوس» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262969/نشست-ضیافت-افلاطون-نزد-لئو-اشتراوس-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) جلسه نقد و بررسی کتاب ضیافت افلاطون به نزد لئو اشتراوس عصر امروز ۱۶ تیرماه از ساعت ۱۷ در کافه علمی و فرهنگی کتاب پرنده آبی برگزار می‌شود.   در این نشست ایرج آذرفزا، مترجم و پژوهشگر فلسفه و مترجم کتاب، داریوش درویشی، پژوهشگر فلسفه و زبان‌های باستان و دکتر غلامرضا اصفهانی پژوهشگر ادبیات و فلسفه حضور دارند. این نشست در کافه کتاب پرنده آبی واقع در بلوار نلسون ماندلا، بین گلشهر و ناهید، کوچه گلفام، پلاک ۷۲ برپا می‌شود. کتاب «ضیافت افلاطون به‌نزد لئو اشتراوس» مجموعه سخنرانی‌های لئو اشتراوس در مورد افلاطون با ویراستاری سث بنردتی و ترجمه ایرج آذرفزا به همت انتشارات علمی و فرهنگی، در انتهای سال ۹۶ به بهای  ۲۷ هزار تومان منتشر شد. کتاب پیش‌رو مجموعه درسگفتارهایی است که لئو اشتراوس در سال ۱۹۵۹ در دانشگاه شیکاگو ارائه کرده است. با اینکه قرار بود این درسگفتارها در دهه ۶۰ میلادی به چاپ برسد، به دلایلی چاپ آن ۴۰ سال به تعویق ‌می‌افتد. ]]> علوم‌انسانی Sat, 07 Jul 2018 11:21:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262969/نشست-ضیافت-افلاطون-نزد-لئو-اشتراوس-برگزار-می-شود کنفرانس بین‌المللی اخلاق و فلسفه اخلاقی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262970/کنفرانس-بین-المللی-اخلاق-فلسفه-اخلاقی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بیست و یکمین کنفرانس بین‌المللی اخلاق و فلسفه اخلاقی در روزهای ۲۷ و ۲۸ مارس ۲۰۱۹ در اوزاکا، ژاپن برگزار می‌شود. محور موضوعات کنفرانس شامل فلسفه اخلاق ، اخلاق، رفتار درست و اشتباه، اخلاق، مسائل متافیزیکی، عینی گرایی و نسبیت گرایی، مسائل روانشناختی در زمینه فراشناختی، انحصارطلبی و بی نظمی، احساس و عقل، اخلاق قانونی، نسبیت اخلاقی، نظریه فضیلت، نظریه قرارداد اجتماعی، اخلاق کاربردی، اصول نظارتی در اخلاق کاربردی، مسائل مربوط به اخلاق کاربردی، سقط جنین، نوزادان، حقوق حیوانات، نگرانی‌های محیطی، همجنسگرایی، مجازات اعدام و جنگ هسته‌ای می‌شود. از علاقه‌مندان به موضوعات فوق دعوت می‌شود چکیده آثار خود را به نشانی https://waset.org/apply/۲۰۱۹/۰۳/osaka/ICMMP?step=۲ ارسال کنند. مهلت ارسال آثار ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۸ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://waset.org/conference/۲۰۱۹/۰۳/osaka/ICMMP مراجعه شود. ]]> علوم‌انسانی Sat, 07 Jul 2018 11:20:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262970/کنفرانس-بین-المللی-اخلاق-فلسفه-اخلاقی-برگزار-می-شود تجلیل از آفرینندگان هنر و ادبیات کودک و نوجوان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262964/تجلیل-آفرینندگان-هنر-ادبیات-کودک-نوجوان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) خانه فرهنگ و هنر آفرین با مشارکت پردیس سینمایی باغ کتاب «جشنِ آفرین» را با موضوع «هنر و ادبیات کودک و نوجوان دیروز، امروز، فردا» ۲۰ تیر با حضور مفاخر این حوزه برگزار می‌کند.   این مراسم با هدف معرفی، حمایت و تکریم از فعالان حوزه کودک و نوجوان که از گذشته تاکنون برای کودکان دیروز، امروز و فردای این مرز و بوم خاطره آفریده‌اند، در پردیس سینمایی باغ کتاب برپا می‌شود. مصطفی رحماندوست، بهروز غریب‌پور، صادق صندوقی، محمود برآبادی، رضا بابک، عذرا وکیلی، فریدون عموزاده خلیلی، علی‌اصغر سیدآبادی و فرشته طائرپور ۹ فعال پیش روی عرصه هنر و ادبیات کودک و نوجوان هستند که در نخستین دوره «جشن آفرین» مورد تقدیر قرار می‌گیرند و تندیس صدآفرین به آن‌ها اهدا می‌شود. در پایان مراسم، فیلم موزیکال عروسکی «خاله قورباغه» به تهیه‌کنندگی فرشته طائرپور و کارگردانی افشین هاشمی برای مدعوین به نمایش گذاشته خواهد شد. اجرای هنری این مراسم برعهده علی فروتن و عمو فیتیله‌ای‌ها خواهد بود.  ]]> علوم‌انسانی Sat, 07 Jul 2018 10:22:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/262964/تجلیل-آفرینندگان-هنر-ادبیات-کودک-نوجوان دیالوگ سوفسطایی افلاطون در ایران هرگز به زبان یونانی خوانده نشده است! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262844/دیالوگ-سوفسطایی-افلاطون-ایران-هرگز-زبان-یونانی-خوانده-نشده خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ  آریستوکلس ملقب به افلاطون یا پلاتون دومین فیلسوف از فیلسوفان بزرگ سه‌گانه یونانی (سقراط، افلاطون و ارسطو) است. افلاطون نخستین فیلسوفی است که آثار مکتوب از او به جای مانده‌ است. همچنین بسیاری او را بزرگ‍ترین فیلسوف تاریخ می‌دانند و کتاب جمهور او را مهم‌ترین کتاب تاریخ برمی‌شمارند که در آن به رابطه فرد و ساختار سیاسی، روانشناسی اخلاق، مفهوم عدالت، رابطه خرد و حکومت و برابری زن و مرد می‌پردازد از این رو برخی او را پدر فمینیسم نامیده‌اند. اما این بار علیرضا ساعتی در کتابی با عنوان «شرح و تفسیر انتقادی رساله سوفسطایی افلاطون» نگاهی متفاوت به یکی از آثار این فیلسوف بزرگ داشته است. مشروح گفت‌وگوی ما با ساعتچی را در ادامه می‌خوانید: لطفا در ابتدا درباره ماهیت کتاب رساله سوفسطایی افلاطون و جایگاه این اثر در کارنامه علمی افلاطون شرح دهید؟ دیالوگ سوفسطایی در زمره واپسین بخش از تقسیم‌بندی سه‌گانه آثار افلاطون است. بخش آخر که مرز آن از فدروس آغاز می‌شود و تا نامه‌ها و قوانین را در برمی‌گیرد بخش سوم از مجموعه آثار بوده و دیالوگ سوفسطایی در این قسمت است. نظر به جای‌گیری بنیادی‌ترین آثار بدنه فکری افلاطون مثل پارمنیدس، ثئایتتوس، سوفسطایی، مردسیاسی و تیمائوس، در این بخش، باید گفت با توجه به محتوای این رساله‌ها هستی‌شناسی متاخر این فیلسوف که بسیار در سنجش فکر او حائز اهمیت است، هسته فکری ـ فلسفی این بخش را تشکیل داده و در این قسمت باید دنبال شود. دیالوگ سوفسطایی از سویی بلافاصله به واپسین خط ثئایتتوس متصل می‌شود و از سوی دیگر پایان تئایتتوس و آغاز سوفسطایی سقراط را در راه همان دادگاه پر فراز و نشیب تاریخ فلسفه نشان می‌دهد و از این جهت اگرچه سقراط در این رساله به گوشه‌ای می‌رود و دیالوگ بین غریبه‌ای الئایی و ثئایتتوس است، اما باز این پرتره سقراط است که افتتاح بحث به آن وابسته است. دغدغه افلاطون در تفاوت بین فیلسوف و سوفسطایی که از دفاعیه آغاز شده بود و در جمهور به اوج خود رسیده بود در اینجا تو گویی به عنوان واپسین بازگشت جدی به این مسئله باز مطرح می‌شود و افلاطون را به بررسی‌ای هستی‌شناسانه فرا می‌خواند که این هسته دیالوگ سوفسطایی را تشکیل می‌دهد. از این جهات سوفسطایی به نحوی محوری‌ترین آثار و فصل الخطابی در دیالوگ‌های افلاطون است. او برای بررسی ریشه‌های نظریه سوفسطایی با بازگشت به پارمنیدس و سنجش جهت‌گیری‌های تز الئایی یک بار دیگر به نقاد الئایی مثل نگاه می‌کند و به جد با او درگیر می‌شود. درگیری‌ای که پای هراکلیتوس را نیز به میان کشیده و گفت‌وگوی طولانی مدت افلاطون با او دوباره زنده می‌شود. سویه‌های تفکر یونانی در این دیالوگ به جد به بحث گذارده شده است و افلاطون بواسطه مسئله سوفسطایی، بحث‌های اصیل و بنیادین هستی شناسی و شناخت را در این بستر بررسی می‌کند. قصد افلاطون گویا از سر راه بر داشتن سد نفرت انگیز فکر سوفسطایی است که مانع اصلی برای تفکر است. از این جهات بسیاری از تزهای کتاب‌های جمهور، پارمنیدس و ثئایتتوس در سوفسطایی دوباره به میان کشیده می‌شوند و توسط افلاطون مورد بحث قرار می‌گیرند، تا تز الئایی که فکر یونانی را با بن بست روبه‌رو کرده بود شکسته شود. محورهای بحث وجود و شناخت از امهات این بررسی هستند که به‌واسطه آنها نظریه تصویر، حرکت، ثبات، ایده‌ها و مقولات وجود باز به میان افکنده شده و از زبان غریبه‌ای الئایی با ثئایتتوس در میان گذاشته شده و توسط غریبه بحث می‌شوند. این دیالوگ به‌واسطه محتویات مورد اشاره همیشه در تاریخ فلسفه، نزد نو افلاطونیان و فکر متافیزیکی در تراز اول متون مهم تاریخ متافیزیک بوده است. تفسیر انتقادی این رساله چگونه محقق شده است؟ تفسیر انتقادی این دیالوگ اولاً در سنت لاتینی افلاطون‌شناسی نوشته شده و البته از سنت شراح یونانی نیز هرگز غافل نبوده‌ام. بخش نخست شرح و این تأکید اخیر تفسیر انتقادی را در برمی‌گیرد. در مقدمه به جزئیات این دو سنت و ویژگی‌های هر یک پرداخته شده و ضمن لحاظ کردن تقدم سنت یونانی، سنت لاتینی که بیشتر زبان شناسانه است را نیز توضیح داده‌ام. از ضروریات کار کردن داخل این دو سنت خارج نشدن از استلزامات روشی است که منحصر به‌فرد سنن افلاطون‌شناسی به طور اخص و شرح و تفسیر فلاسفه یونان و روم، قرون وسطی، دوره رنسانس و حتی دوره جدید است که اصحاب تفکر یک فیلسوف با پایبندی به متن و خارج نشدن از آن به بررسی قطعه‌ای یا متنی از فیلسوف مورد نظر می‌پردازند. از این حیث در شرح و تفسیر از هرگونه مانور غیر لازم بر روی تاریخ فلسفه و تموج روی فیلسوفان دیگر که از باستان تا معاصر معمول کشور ما است خودداری شده و دیالوگ سوفسطایی واژه به واژه، خط به خط و پاراگراف به پاراگراف در متن افلاطون و صرف افلاطون پژوهی به تحقیق گذاشته شده است. رساله سوفسطایی افلاطون چقدر در ایران خوانده شده و مورد بررسی قرار گرفته است؟ دیالوگ سوفسطایی افلاطون در ایران را می‌توان گفت که به زبان یونانی یا با ترجمه از زبان یونانی هرگز خوانده نشده است! تأثیر نو افلاطونیان در عالم اسلام از یکسو و آثار مکتوب در رویکرد به افلاطون در عالم تفکر اسلامی همچون شرح ابن رشد بر جمهور افلاطون نشان می‌دهد گویا دیدگاه‌های سیاسی افلاطون باید بوده باشد که نظر به دلایلی در زمانی در مرکز توجه قرار گرفته و محوریت ارسطو در قرون وسطی حکایت از همین محوریت در فلسفه اسلامی نیز دارد. جالب است که افلاطون از معدودین دوره باستان است که منسجم‌ترین بدنه آثار از او باقی مانده و ارسطو بد شانس‌ترین فلاسفه، اما عملا بقای ارسطو در فکر و فرهنگ دوره بعد از خود بیش از افلاطون بوده است! شاهدی همچون اشتباه گرفتن کتاب اثولوجیای فلوطین و نسبت دادن آن به ارسطو تا قرن نوزدهم که والنتین روزه آنرا مشخص کرد، نشان می‌دهد که آثار افلاطون (بالاخص هفده مورد از سی و پنج مورد آن) هم در نخستین قرون تفکر فلسفی ایران بدقت و مستقیما نبوده و بل با مجاری ای همچون جالینوس بدست فارابی و دیگران رسیده بوده است. جالب است که همین اتفاق نزد نوافلاطونیان نیز افتاده است و اگرچه احتمال قوی می‌رود که شارحی چون الیمپیودوروس شرحی بر سوفسطایی نوشته باشد، اما در بین شروح موجود، شرحی از سوفسطایی مانند شرح بر تیمائوس یا پارمنیدس و یا جمهور در دست نیست! نظر به این وجوه تفسیر غربیان مبنی بر محوریت این رسائل در حکمت یونانی و تقدم آن نزد مترجمان مسیحی سوری تا قبل از دوران طلایی بغداد در قرون نهم و دهم میلادی در نسبت با قرآن و نزول آن در عالم سنن عقلانی اسلامی هرگز درست نیست و حتی کلامی بیان شده در زمین فلسفه هم نمی‌تواند به حساب آید. تا آنجا که به دوره متأخر ما مربوط می‌شود هم فلسفه خوانی ما ـ بالاخص در مطالعه غرب ـ متأسفانه اغلب پرژکتوری بوده و هرگز کار متمرکز، متنی و دقیق بر روی فیلسوف و مکتوبی خاص انجام نگرفته و در مرکز توجه قرار نداشته است، و در عوض ترجیح می‌دهیم به صرف ترجمه اکتفای کامل کنیم. چه خوانشی از این رساله می‌تواند به جامعه ایرانی کمک کند؟ جلد نخست کتاب سوفسطایی مشخصا تصحیح متن یونانی قدیم و ترجمه مقابل آن به فارسی است. این کتاب با توجه به توضیحاتی که در مورد بستر سنتی کارکردن در آن داده شد و به علاوه مشخصات فعلی تصحیح و ترجمه می‌تواند سرآغازی برای کار جدی در شاخه‌ای تخصصی باشد. تصحیح متن یونانی قدیم از اصلی‌ترین ویژگی‌های این کتاب است که ضرورت دقت در متن را بالا می‌برد و دریچه‌ای وسیع برای نگاهی دوباره به بنیادهای غرب و لوازم این نگاه می‌تواند باشد. اما محتوای دیالوگ که به صراحت حوزه‌های منطق، متافیزیک، سیاست و اخلاق را در بر می‌گیرد ضمن مداقه و غور در مطلب مرزهایی از نام متعالی و پر عظمت فلسفه را در برابر بی اخلاقی، کذب، دروغ و تصویر سازی نشان می‌دهد که هدف غایی افلاطون در بر ملا ساختن رذالت را به وضوح نشان می‌دهد و مشخص می‌کند که روگرفت حقیقت را به جای حقیقت نشانیدن تا چه حد می تواند قبیح و دور از شأن انسانی باشد. نشان دادن تصویر سوفسطایی که هیچ گاه منحصر در جامعه و فرد خاصی نبوده از آغاز نوشته‌های افلاطون هدف نهایی او است تا نشان دهد که این چه کسی است و این شیوه و کدامین بی بنیادی است که در مقابل عقل و عقلانیت می‌ایستد، اما خود را فیلسوف جا زده و به نام فلسفه به پراکندن کذب مشغول است ـ اتفاقی که خواه در سیاست، خواه خانواده، خواه روابط فیمابین انسانی در قوالب حقیقی و حقوقی می‌تواند مبتلابه بسیاری گردد ـ و ضررهایی جبران ناشدنی به هر چارچوبی که در آن رخ داده باشد بزند. دقت در دیالوگ سوفسطایی دقت در زبانی است که حدود آن مرز تولد فلسفه و عدم دقت در آن دعوای جنون آسای سفسطه است در باب کذب به جای حقیقت، آنهم شیادانه!  ]]> علوم‌انسانی Sat, 07 Jul 2018 06:24:57 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/262844/دیالوگ-سوفسطایی-افلاطون-ایران-هرگز-زبان-یونانی-خوانده-نشده