خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين علوم‌انسانی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Fri, 25 May 2018 15:44:12 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Fri, 25 May 2018 15:44:12 GMT علوم‌انسانی 60 «تفسیر خواب» فروید نقطه عطفی در تاریخ روان‌شناسی است http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261459/تفسیر-خواب-فروید-نقطه-عطفی-تاریخ-روان-شناسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «تفسیر خواب» عنوان کتاب زیگموند فروید است که با ترجمه احسان لامع و زهره روزبهانی از سوی نشر نامک منتشر شده است. فروید سال‌ها به درمان اختلال‌های روانی و روان‌درمانی مراجعان، به شیوه‌های رونکاوی-که خود بنیانگذارش بود- پرداخت. این کتاب نقطه عطفی در تاریخ روان‌شناسی است که فروید در آن به کندوکاو در زمینه تفسیر خواب و رویا پرداخته است. «تفسیر خواب» حاصل تجربیات و پژوهش‌های اوست و همچنان پس از سال‌ها یکی از مهم‌ترین منابع این رشته به حساب می‌آید. فروید دانش‌آموخته پزشکی بود ولی به عنوان روانش‌شناس و روانکاوی برجسته شناخته می‌شود. دیدگاه‌های او تاثیری شگرف در روان‌شناسی و نیز پیروان مکتب روانکاوی داشت. فروید در زمینه‌های گوناگون روان‌شناسی مانند شخصیت، هشیاری و ناهشیاری، روان‌شناسی رشد، مسائل جنسی و... نظریه‌های مهم و گوناگونی را از خود به جا گذاشت. از آثار او می‌توان به توتم و تابو، تمدن و ملالت‌های آن، اتوبیوگرافی، موسی و یکتاپرستی، بررسی رفتارهای جنسی، روان‌شناسی فراموشی و... پرداخت. فروید در این کتاب نشان داد روشی روان‌شناختی وجود دارد که تعبیر رویا را میسر می‌سازد و با این شیوه، رویا به مثابه یک ساختار روانی(ساختاری مملو از معنا) جلوه می‌کند که معنی آن کاملا آشکار است و می‌توان آن را ادامه فعالیت‌های روانی عالم بیداری قلمداد کرد. همچنین تلاش می‌کند تا فرایندهایی را روشن سازد که بر غرابت و پیچیدگی‌های خواب تاکید دارد و از این فرایندها ماهیت قوای روانی‌ای را که تعارض یا تداخل آن‌ها خواب را پدید می‌آورد، استنباط می‌شود. در تلاش حل آن‌ها باید دست به دامان اطلاعات مختلفی شویم. در مقدمه کتاب آمده است: «کتاب را با گزارش کوتاهی از آثار نویسندگان پیشین درباره موضوع و وضعیت مساله رویا در علوم معاصر آغاز می‌کنم، هرچند فرصت کافی برای اشاره به هریک از آن‌ها در خلال کار نخواهد بود. با وجود هزاران سال تلاش، پیشرفتی در فهم علم رویاها صورت نگرفته است. حقیقت این است که محققان قبلی هم این موضوع را تائید کرده‌اند که ظاهر بیان نظرات و عقاید شخصی ضرورتی ندارد. خواننده در مطالب پایانی آن دسته از کتاب‌ها با مشاهده‌هایی کلی روبه‌رو خواهد شد اما، از ماهیت واقعی رویا یا حل معماهای آن چیزی نمی‌گویند. هر چند اشخاص تحصیل کرده هم چیزی از این موضوع نمی‌دانند. نویسندگان باستان پیش از ارسطو رویا را نه تنها محصول روان بیننده رویا بلکه منشا الهی می‌دانستند و در دوران باستان دو دیدگاه متضاد در تفسیر رویا رایج بود. آن‌ها بین رویاهای واقعی و باارزش تمایز قائل شده‌اند که به مثابه هشدار به رویابین یا پیش‌گویی درباره رویدادی در آینده بوده است. برخی رویاها نیز پوچ و بی معنی با محتوای فریب‌دهنده و خالی بوده‌اند که باعث سردرگمی و تخریب شخص نیز می‌شوند. نوشتن گزارشی از اطلاعات علمی مسئله رویا به شدت دشوار است زیرا با وجودی که در برخی جزئیات کارهای ارزشمندی انجام شده است ولی در کل کارهای علمی انجام شده قابل توجه نیست و پیشرفت مورد تاییدی نداشته است. موفق نشده‌اند به نتایج قابل قبولی دست یابند تا دیگر محققان بتوانند این مسیر را بر پایه آن ادامه دهند. هر نویسنده‌ای از ابتدا به تحقیق در مورد همان موضوعات قبلی می‌پردازد به طوری که اگر من می‌خواستم به ادامه کار مولفان پیشین قانع باشم و به شرح مباحث تحقیق آن‌ها بپردازم، بر من واجب می‌شد که از ارائه گزارشی کلی مربوط به اطلاعات امروز درباره مساله خواب صرف‌نظر بکنم به همین سبب ترجیح می‌دهم به افکار هدایت‌کننده بپردازم. من باید بگویم که نتوانسته‌ام به طور آشکار تصویر کاملی از حالت دانش فعلی خود را روی شخص ترسیم کنم بنابراین فقط نگاهی کلی به برخی از اساسی‌ترین و مهم‌ترین حقایق می‌اندازم و به روش بررسی خود اشاره می‌کنم نه محققان دیگر. تا همین اواخر محققان زیادی به بررسی مسائل خواب و رویاها علاقه نشان داده‌اند و همگام با این شرایط مشابه، ماهیت روانی-فیزیولوژیکی رویا را نیز بررسی کرده‌اند. به علاوه آن‌ها سایر پدیده‌های شبیه به رویا را نیز بررسی کرده‌اند؛ به طور مثال توهم و دید. از طرف دیگر در مقالات اخیر این موضوع مورد توجه بیشتری قرار گرفته و مسائل و مشکلات زندگی-رویا نیز بررسی شده است. من در این کتاب باید به خوبی به شرح این مسئله پرداخته و مسائل و مشکلات ایجاد شده و مرتبط با این موضوع را حل کنم. این امر تنها از طریق بررسی‌های تفصیلی حاصل می‌شود. چنین تحقیقات و بررسی‌هایی در زمینه روانی خاصی صورت گرفته و در صفحات بعدی شرح داده می‌شود. چیزی که مایل به ارائه آن هستم، یکی از همین پژوهش‌هاست که مربوط به روان‌شناسی تحقیق علمی در مورد رویاها باعث شده است تا به بررسی مسائل زیر پرداخته و به طور مستقل آن‌ها را ارزیابی کنیم. کتاب در هفت فصل تنظیم شده است. تاریخچه مسائل مربوط به خواب، روش تفسیر خواب، رویا تحقق خواسته‌ها و آرزوهاست، جا به جا شدن عناصر در رویا، مواد و منابع رویاها، عمل رویا و فرایند رویا بخش‌های مختلف کتاب را تشکیل می‌دهد. بسیاری از محققان برای حل این مسئله ارتباط رویا با بیداری را تائید کرده‌اند. مثلا هافنر گفته: «رویا زندگی در حالت بیداری را ادامه می‌دهد و رویاهای ما معمولا ما را به محتویاتی که در خودآگاهی ما وجود داشته‌اند، مرتبط می‌کنند. یک بررسی دقیق همیشه این موضوع را تائید می‌کند که رویاها به حوادث روی داده در روز قبل مربوط است.» محققان باستان نظر مشابهی درباره ارتباط عناصر رویا و بیداری داشته‌اند. من اینجا از زادستاک نقل می‌کنم: «خشایارشا از لشکرکشی به یونان صرف نظر کرده بود اما خواب‌ها مدام او را به این کار تشویق می‌کردند. معبران رویای ایرانیان و اوردوان، پیشگوی دانا، به او گفتند که این تصمیم صحیح است و به نفع او خواهد بود؛ زیرا معتقد بودند تصاویر رویا دربردارنده افکار هنگام بیداری‌اند.» کتاب «تفسیر خواب» در 448 صفحه، شمارگان یک هزار نسخه و بهای 39500 تومان از سوی نشر نامک منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Fri, 25 May 2018 11:04:15 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261459/تفسیر-خواب-فروید-نقطه-عطفی-تاریخ-روان-شناسی مظفرالدین شاه برای اولین‌بار از روسیه با قطار وارد اروپا می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261430/مظفرالدین-شاه-اولین-بار-روسیه-قطار-وارد-اروپا-می-شود به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «سفرنامه مبارکه شاهنشاهی» روزنامه نخستین سفر مظفرالدین شاه به فرنگ، به اهتمام آیدین فرنگی و عباسقلی صادقی از سوی نشر کلاغ منتشر شده است. سفر او از دوازدهمین روز ذی‌الحجه 1317 هجری آغاز شد و پس از گذشت نزدیک به هشت ماه، روز دوم شعبان 1318 به پایان رسید. او در آغاز این سفر بر اساس گاهشمار هجری 48 سال داشت. در پشت جلد کتاب آمده است: «امروز نهار را در منزل حاکم اوستاند دعوت داریم ک در هتل دویل است. یک ربع بعد از ظهر با جناب اشرف صدراعظم و وزیر دربار به کالسگه نشسته، رفتیم؛ سایر ملتزمین هم که دعوت داشتند، آمدند. مجلس مفصلی بود. بعد از آن که نهار خورده شد، آمدیم در بالکن عمارت که نگاه به خیابان می‌کرد، قدری ایستادیم. مردم از پایین هورا می‌کشیدند و تعارف می‌کردند، ما هم جواب می‌دادیم. بعد ساعتی سوار شده، آمدیم منزل.» با آیدین فرنگی درباره کتاب «سفرنامه مبارکه شاهنشاهی» گفت‌وگویی داشته‌ام که در پی می‌آید: ـ نسخه مورد استفاده برای این کتاب چه نسخه‌ای است؟ نسخه چاپ بمبئی در سال 1321 هجری یا 1902 میلادی، یعنی دوسال بعد از سفر مظفرالدین شاه به فرنگ که در مطبع مصطفوی در بمبئی منتشر شد.   ـ آیا چاپ سفرنامه‌ها در آن زمان مرسوم بوده است و اصلا این سفرنامه چرا منتشر شده است؟ دلیل انتشار آن را نمی‌دانم. ضمن اینکه در آن هنگام تیراژ کتاب‌ها هم نوشته نمی‌شد و به همین دلیل ما نمی‌توانیم بگوییم این کتاب در چند نسخه منتشر شده است. شاید به اندازه‌ای بوده که شاه به اطرافیانش هدیه دهد. البته دستور چاپ آن را هم شاه داده بوده و این کتاب گزارشی از اروپا و مسیر مسافرت مظفرالدین شاه قاجار است. در آن هنگام دستگاه چاپ در هند و ایران بوده و در جریان این سفر هم شاه دستور خرید یک دستگاه چاپ را از فرانسه می‌دهد. ـ آیا این سفرنامه توسط خود مظفرالدین شاه نوشته شده و یا کاتب دیگری داشته است؟ طبق آنچه که از متن برمی‌آید و بارها تاکید شده آمده که «وزیر همایون آمد و فرمودیم روزنامه را نوشت» این عبارت بارها در سفرنامه آمده است. در واقع این‌طور بوده که شاه می‌گفته و وزیر همایون که وزیر پست هم بوده می‌نوشته. شب‌هایی هم که وزیر همایون جای دیگری بوده شاه به یکی دیگر از همراهانش می‌گفته که روزنامه را بنویسد. مثلا در جاهایی آمده «ارسلان خان را گفتیم آمد روزنامه را نوشت» در بعضی از موارد هم شاه از ضمیر من استفاده می‌کند. این نشان می‌دهد که جمله دقیقا جمله شاه است. استثنائاتی هم هست که شاه از ضمیر جمع برای خودش استفاده نکرده و ضمیر مفرد را به کار برده است این نشان می‌دهد که شاه هرچه می‌گفته کاتب می‌نوشته است. یا هراس شاه از اولین باری که وارد تونل می‌شود در این سفرنامه آمده است. اگر کاتب دیگری بود، بدون حضور شاه، شاید به خودش اجازه مواردی چنین را نمی‌داد و مجبور به پنهان‌کاری بود تا ترس شاه را ننویسد اما این نشان‌دهنده این است که کاتب، بیان شاه را نوشته است.   ـ در این سفرنامه که از زاویه دید مظفرالدین شاه به روایت فرنگ پرداخته شده، نسبت ایران با جهان آن روزگار را چطور می‌بینید؟ شناخت ایرانیان از جهان آن روز، بسیار کم بوده است. مظفرالدین‌شاه که طبعاً تا قبل از پادشاهی از تبریز بیرون نرفته بوده و به‌طور کلی اولین پادشاهی که به سفر می‌رود، ناصرالدین شاه است. شاید قبل از این کشورگشایی هم بوده است اما ناصرالدین شاه اولین کسی است که برای سفر به خارج از مرزهای کشور می‌رود. مظفرالدین شاه تا قبل از پادشاهی، در تبریز ولیعهد‌نشین مستقر بوده و اجازه سفر نداشته است. نهایتا از تبریز به تهران رفته بود و تمام ارجاعات او به شهرهای شمالی کشور است. آذربایجان، تبریز و ... و هیچ اشاره‌ای به جنوب ایران ندارد. به‌همین خاطر در سفر به اروپا قطعا شاه ایران دچار شگفتی بود. مثل هر ایرانی که برای اولین بار به اروپا سفر کند. یا وقتی چراغ برق می‌بیند، شگفت‌زده می‌شود. چرا که در آن زمان در ایران برق نبوده و تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی هم نبوده که از اوضاع کشورهای دیگر باخبر شود. مظفرالدین شاه برای اولین بار از روسیه و با قطار وارد اروپا می‌شود. وقتی قطار وارد تونل می‌شود، فریاد می‌زند «کبریت بیاورید» چون نمی‌داند چه شد که یکدفعه روز روشن به شب تاریک تبدیل شد. اگر بخشی از این سفر، جنبه تفریحی و درمانی داشته باشد، بخشی هم به این خاطر است که شاه می‌رود ببیند که چه خبر است. شاه مقایسه مستقیمی بین اروپا و ایران انجام نمی‌دهد. اما در سفرنامه‌اش شهرهای مختلف اروپا را مدام با هم مقایسه می‌کند. مثلا اشاره می‌کند که روسیه بسیار آبادان بود. یا در مورد اروپا می‌گوید انضباطش به چشم می‌آید و رفته رفته آبادتر می‌شود. یا در مورد پاریس می‌گوید؛ آبادتر از این جایی پیدا نمی‌شود. نظم و انضباط نیروهای نظامی که در طول مسیر برای مظفرالدین شاه مانور می‌دهند یا عملیات نظامی انجام می‌دهند، هم توجهش را جلب می‌کند. اما هرگز به‌طور مستقیم هیچ اشاره‌ای به مقایسه ایران با اروپا نشده است. در جایی از سفرنامه‌اش آورده است: «شخصی که آن عمارات عالیه و آثار عظیمه و اعمال بزرگ اروپا را ملاحظه می‌کند وقتی به اینجا رسیده و این وضع‌ها را می‌بیند تفاوت درجات ترقی و تنزل و اختلاف مراتب تمدن را سیر کرده از کسب امور آگاه می‌شود و مایه بسی تعجب است که این انسان همان نوع انسان است که در آن نقاط زمین به آن مقامات عالیه و درجات ترقی و عظمت رسیده و در این نقاط زمین با قرب جوار هنوز در درجه طفولیت مانده و تازه می‌خواهد جانی بگیرد.» این سخن را وقتی از بلگراد به صوفیه می‌آید، می‌نویسد. در واقع در ذهنش این مقایسه را انجام داده و حتما به تفاوت کشور خودش با آن کشورها واقف است شاید به خاطر همین است که وقتی به ایران می‌آید، نظر مثبتی به ایجاد کارخانه برق دارد و دستور ساخت این کارخانه را صادر می‌کند.   ـ بر روی جلد کتاب نام فرد دیگری هم آمده است. همکاری شما در تصحیح کتاب به چه صورت بوده است و اصولا برای ارائه کتاب چه کارهایی انجام دادید؟ ما تلاش کردیم نوعی ارائه پاکیزه نسبت به متن اولیه داشته باشیم. تصحیح، هنگامی صورت می‌گیرد که چند نسخه خطی وجود داشته باشد که نسخه‌نویسان آن‌ها را نوشته‌اند و مصحح تلاش می‌کند تا از میان آن‌ها به این نتیجه برسد که نسخه اصلی چه بوده است. نسخه ما نسخه چاپی بود که زیرنظر دربار چاپ شده بود کار ما نوعی پیرایش بود. نسخه بمبئی که نزد عباسقلی صادقی بود و به‌عنوان یک ارث خانوادگی به او رسیده بود. از میرزا معصوم‌خان که از مهام وزارت خارجه آن روزگار در تبریز بود. او نواده قاجار محسوب نمی‌شد اما از دولتمردان حکومتی دوره قاجار است. این مجموعه به عباسقلی صادقی رسیده بود و او به من پیشنهاد داده بود که روی این کتاب کار کنم. در متن اولیه آشفتگی‌های در اسلوب و شیوه نگارش کتاب دیده می‌شود و ما متن را به شیوه امروزی یک دست کردیم. حروف‌نگاری ما هم امروزی شد. متن قدیمی پر از اشتباهات املایی بود. ما این اشتباهات را برطرف کردیم. علائم سجاوندی در متن اولیه نیست. علائم را هم اضافه کردیم. تلفظ را مشخص کردیم و کلمات دشوار حرکت‌گذاری شد. این کاری بود که ما روی متن اصلی کردیم اما به تلفظ واژه وفادار بودیم. در متن قدیمی نفت نوشته شده بود؛ «نفط». ما آن را به نفت تغییر دادیم اما در پاورقی نوشتیم که چون تلفظ یکی بود ما املای امروزی را به کار بردیم اما کالسکه در قدیم نوشته می‌شد؛ «کالسگه». ما این را به همین شیوه در متن حفظ کردیم چون مسئله تلفظ بود. یعنی جایی که تلفظ تغییر کرده بود به تلفظ‌ها دست نزدیم. در پانوشت‌ها اما معنای تمام کلمات را آوردیم و همه وقایع را شرح دادیم و سعی کردیم پانوشت‌ها طوری گسترده باشد که خواننده کتاب به خوبی روزگاری که این سفر اتفاق افتاده را بشناسد. وضعیت کشورها و موقعیت آن‌ها را بسنجد و از آن‌ها آگاه شود.   ـ به نظر خودتان، خواندن این کتاب چه تغییری در تصور عمومی ما از پرتره این پادشاه قاجار ایجاد می‌کند؟ تغییر اتفاق می‌افتد. ما در این کتاب با شاهی روبرو هستیم که نثر بسیار ساده‌ای دارد. نثر منشیانه و سنگینی نیست. نثر روشن و روانی است. در بررسی تحول نثر فارسی در دوران معاصر، می‌توان روی این سفرنامه هم کار کرد و نباید از آن غفلت کرد. از مظفرالدین شاه بیش از این تصویری ارائه شده بود که نشانگر آدمی علیل و نادان و ترسو است. حتی امضاء کردن فرمان مشروطه را هم برای مظفرالدین شاه امتیازی محسوب نمی‌کنند. این سفرنامه نشان می‌دهد که اینطورها هم نیست. شاه در این سفر به مدارس دخترانه در اروپا می‌رود و با امر آموزش دختران آشنا می‌شود. او دارالشورا را در کشورهای اروپایی می‌بیند و همین مشاهدات شاید در امضاء کردن فرمان مشروطه موثر بود. تصویر عمومی که از او ارائه شده این است که وقتی رعد‌و برق می‌زند، او می‌ترسد و به زیر عبای سید بحرینی می‌رود. در طول این سفر بارها رعد و برق می‌زند و شاه هیچ اشاره‌ای به زیر عبارفتن نمی‌کند. به نظر می‌رسد بسیاری از این موارد پرداخته شده و ساخته ذهن مردمی است که حرف زدن درباره ضعف پادشاه برایشان خوشایند بود. نمونه دیگری که در جریان سفر او اتفاق می‌افتد این است که خبری دیر به او می‌رسد و شاه می‌گوید حتی در دهات اروپا هم جاهایی هست که اخبار به وسیله تلگراف به آنجا می‌رسد و آن‌ها خبرها را روی دیواری نصب می‌کنند تا همه بخوانند. به‌هرحال مشاهده این‌ها، روی ذهن شاه تاثیر می‌گذارد. این کتاب ما را به تصویری واقعی از مظفرالدین شاه می‌رساند. مردی که خرید زیاد می‌کند. دست و پایش درد می‌کند. از رقص و آواز خوشش می‌آید، تیرانداز بسیار خوبی و از موارد مربوط به توپخانه بسیار آگاه است. کاش یک روانشناس، براساس اطلاعات داده شده در این کتاب، مظفرالدین شاه را مورد بررسی قرار دهد.   ـ جذابیت محتوای کتاب را در چه می‌بینید؟ این کتاب را می‌توان به عنوان بخشی از فرآیند آشنایی ایرانیان با اروپا در نظر گرفت و از این نظر، اهمیت بسیار دارد که شاه ایرانیان در یک دوره اروپا را چطور توصیف کرده است. در حوزه مطالعات توسعه و تاریخ معاصر هم می‌تواند بررسی شود. این کتاب را می‌توان تکه‌تکه خواند اما کاش به‌ترتیب و به مرور مانند یک داستان و رمان خوانده شود. با این تفاوت که در این روایت از منظر شاه به جهان نگریسته شده است.  ]]> علوم‌انسانی Thu, 24 May 2018 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261430/مظفرالدین-شاه-اولین-بار-روسیه-قطار-وارد-اروپا-می-شود خرمشهر در لابه‌لای متون تاریخی http://www.ibna.ir/fa/doc/report/200196/خرمشهر-لابه-لای-متون-تاریخی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) منابع تاریخی و سفرنامه‌های بسیاری به خرمشهر اشاره کرده‌اند و مطالبی را در وصف و معرفی این دیار و تعلق آن به ایران آورده‌اند. «فتوح‌البلدان» بلاذری، «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» مقدسی و «المسالک‌ و الممالک» اصطخری، قدیمی‌ترین منابعی هستند که به خرمشهر اشاره کرده‌اند. در این گزارش ضمن معرفی میراث فرهنگی خرمشهر، نمونه‌هایی از اشارات مورخان و سیاحان را به این شهر بیان می‌کنیم.  خرمشهر یکی از شهرهای جنوبی استان خوزستان و مرکز شهرستان خرمشهر است. این شهر در محل تلاقی رودخانه‌های اروندرود و کارون و در ناحیه‌ای باتلاقی و پست در دلتای رودخانه اروندرود قرار گرفته و ۲۳ کیلومتر مربع مساحت دارد. درباره تاریخ خرمشهر دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد که با در نظر گرفتن این نظرها می‌توان آغاز تاریخ خرمشهر را به پادشاهی هخامنشی نسبت داد. در زمان هخامنشیان در 18 کیلومتری شمال غرب خرمشهر و در محل فعلی قریه تمار شهری به نام بارما ساخته شد که ظاهرا در زمان داریوش بسیار آباد بوده است. این شهر در زمان حمله اسکندر تخریب می‌شود و پس از آبادی مجدد با نام بیان به حیات خود ادامه می‌دهد. در زمان ورود اسلام شهر بیان شهری آباد بود و تا نیمه قرن سوم هجری به حیات خود ادامه داد اما به‌دلیل جنگ‌هایی که در آن زمان رخ داده، ویران می‌شود و از آن پس تا قرن هفتم هجری در کتاب‌های تاریخی نامی از آن برده نشده است. در قرن هفتم هجری، در قسمت جنوبی خرمشهر کنونی بندر کوچکی به نام محرزی ساخته می‌شود که تا قرن سیزدهم هجری و آغاز حیات جدید خرمشهر وجود داشته است. حیات نوین شهر خرمشهر از قرن سیزدهم هجری قمری و با نام محمره آغاز شد. محمره به معنای شهر سرخ است و به دلیل این‌که در بیشتر روزهای سال در اثر جزر و مد دریا، قسمت عظیمی از سواحل شهر به رنگ قرمز می‌گرایید، این شهر به این نام مشهور شده بود. در زمان محمدشاه قاجار شهر محمره برای ساخت بندر انتخاب می‌شود و رونقی تازه پیدا می‌کند. در زمان ناصرالدین شاه و طی پیمان ارزنه الروم دوم حاکمیت دولت ایران به این شهر تثبیت می‌شود و در سال 1314 خورشیدی با تصویب هیات وزیران به خرمشهر تغییر نام می‌یابد. روایت نجم‌الدوله از فروش خرمشهر نجم‌الدوله، ریاضی‌دان، منجم و نویسنده برجسته عصر قاجار است. وی در سال 1306 هجری قمری به دستور ناصرالدین‌شاه برای ساخت سد اهواز به خوزستان سفر کرد. نجم‌الدوله از فرصتی که برای مشاهده وضعیت زندگی مردم این نواحی پیش آمده بود، بهره برد و سفرنامه ارزشمندی از خود برجای گذاشت. وی در بخشی از این سفرنامه زیرعنوان در معرض فروش گذاردن سرزمين ايران با اشاره به قصد فروش خرمشهر به ثمن بخس می‌نویسد: «... ملک محمره را شنيدم از جناب نظام‌السلطنه كه دولت می‌خواستند به مبلغ يک‌صد هزار تومان بفروشند به حاجی آقا محمد معين، نصف نقد و نصف نسيه! اين ملک را نظر به اين‌كه مفتاح ايران است نمی‌توان قيمتی معين كرد؛ و با صرف‌نظر از اين نكته اقلاً ده كرور(25) قيمت دارد.» خرمشهر از نگاه مستوفی قاجار عبدالله مستوفی، از دولتمردان عصر قاجار و اوایل پهلوی نیز در گزارش سفر به جنوب و جنوب‌ غربی ایران درباره وضعیت این شهر می‌نویسد: «شهر خرمشهر که در ساحل یمین کارون واقع شده جز یک قسمت کناره آن که سابقا شرکت نفت در آن‌جا بناهایی ساخته و خانه‌های نسبتا آبرومندی هم دنباله آن ساخته شده و سد کنار رود نیز به‌وسیله شهرداری ساخته شده و می‌شود و نسبتا صورت ظاهر آن بد نیست، داخل آن بسیار کثیف است. نهرهایی که از شط جدا کرده و به داخل شهر برده‌اند در موقع مد آب در گودال‌ها جمع شده، موجب مرض مالاریا می‌گردد.» وی ادامه می‌دهد: «باید از محل درآمد شهرداری آن‌جا به مرور این معایب مرتفع شود، به فرماندار دستورات لازم در این زمینه داده‌ام که این نهرها را به‌وسیله سدهایی که در طرفین می‌سازند، طوری جمع‌آوری کنند که در جزر و مد آب راکدی در محل‌های مختلف شهر نماند و تاحدی هم این کار را شروع کرده‌اند.» کسروی و تاریخچه خرمشهر احمد کسروی در کتاب «تاریخ پانصدساله خوزستان» درباره محمره می‌نویسد: «نخستین‌بار که ما به نام محمره برمی‌خوریم، در تاریخچه کعب است که در حوادث زمان شیخ غیث نام آن را کوت المحمره می‌برد و از این‌جا پیداست که دژی بوده و گروهی از کعبیان در آن نشیمن داشته‌اند. سپس هم میجر کینیرا آن را از دیه‌های خوزستان می‌شمارد. پس از آن دیری نیز آن را شهری می‌یابیم که سرپرست آن حاجی یوسف پسر حاج مراد او (نیای شیخ خزعل خان) می‌باشد.» خرمشهر از نگاه تاریخ‌نگار معاصر   دکتر علی‌اکبر ولایتی در مقدمه کتاب خود با عنوان «خوزستان» درباره این استان می‌نویسد: «دیار خوزستان از پر ارزش‌ترین و غنی‌ترین سرمایه‌های اقتصادی و فکری و علمی ایران برخوردار بوده است. شهر شوش از شهرهای مهم خوزستان، در عهد دولت عیلام باستان، پایگاه سیاسی و فرهنگی و هنری و اقتصادی این دولت بود و در عهد هخامنشی به محل تلاقی اندیشه‌های بزرگ‌ترین تمدن‌های بشری تبدیل شد. در آن زمان، عمارت‌های عظیم این شهر نمادهای گویای اوج رشد هنری و علمی مردمان ایران بودند. در دوران ساسانی، شهر جندی شاپور در خوزستان پاگرفت و معروف‌ترین دانشگاه‌ها و دارالترجمه‌ها و بیمارستان‌های عالم را در خود جای داد و دانشمندان و پژوهشگران اقصی نقاط عالم روی بدان نهادند. در دوران ساسانی، خوزستان از لحاظ ارتباط فرهنگی و هنری و علمی نقش مهمی ایفا کرد و در استحکام روابط فرهنگی و هنری و علمی نقش مهمی ایفا کرد و در استحکام روابط فرهنگی ایران با کشورهای غربی آسیا و با دولت بیزانس و نیز استفاده از جریان‌های بزرگ علمی‌ای که از آتن و اسکندریه تا شمال بین النهرین کشیده شده بود سهم عظیمی داشت.» نگاهی به میراث فرهنگی خرمشهر قصر فیلیه یکی از ساختمان‌های تاریخی خرمشهر است. این ساختمان 92 سال پیش توسط شیخ خزعل حاکم وقت خوزستان در دوره قاجاریه و شیخ عشایر عرب بنی کعب ساخته شد و از جمله ساختمان‌های باشکوه دوران خود و شاهد حوادث زیادی بوده است. نکته قابل تامل درباره این بنا این است که بنایی تاریخی که هشت سال جنگ بی امان نتوانسته بود آن را نابود و تخریب کند در سال‌های اخیر مورد تخریب قرار گرفت. ساختمان هلال احمر خرمشهر، دیگر اثر تاریخی خرمشهر است. این ساختمان را شرکت نفت انگلیس در ساحل کارون محمره، در مجاورت چند بنا که مربوط به شیخ خزعل بود، در فضای محوطه‌ای مشرف به رودخانه توسط مهندسان خود طراحی و به صورت دو بلوک ساختمانی مشابه یکدیگر در دو طبقه احداث کرد و در اختیار شیخ خزعل قرار داد. این بنا برای پذیرایی از مهمانان عالی رتبه و بعدها به‌عنوان فرمانداری و مدتی هم انبار تدارکات و در نهایت به‌عنوان ساختمان هلال احمر مورد استفاده قرار گرفت. مسجد جامع خرمشهر که یادآور خاطرات تلخ و شیرین بسیاری در طول هشت سال دفاع مقدس است، یکی از میراث فرهنگی خرمشهر است. این مسجد در اواخر قاجار ساخته شده در زمان پهلوی اول تجدید بنا شده است.  پل قدیم خرمشهر اثر تاریخی دیگر خرمشهر است. ساخت این پل بر روی رودخانه کارون، که از وسط شهر خرمشهر می‌گذرد، در سال 1338 خورشیدی آغاز و در سال 1349 خورشیدی به اتمام رسید. این پل در زمان جنگ و به‌منظور جلوگیری از ورود دشمن متجاوز به جزیره آبادان تخریب و پس از جنگ بازسازی شد. دریادار بایندر اولین فرمانده نیروی دریایی مدرن ایران بود که در روز اول حمله انگلستان در جنگ جهانی دوم به ایران در خرمشهر و در حال دفاع از خاک وطن جان باخت. به گفته‌ عده‌ای مقبره وی در جنوب خرمشهر و در محل نیروی دریایی سابق قرار دارد و از آثار تاریخی این شهر به‌شمار می‌رود. کتابشناسی میراث فرهنگی خرمشهر  در این کتابشناسی فهرستی از کتاب‌های میراث فرهنگی خوزستان که در آن‌ها اشاره‌هایی نیز به خرمشهر و میراث فرهنگی و جاذبه‌های طبیعی و گردشگری شده، آمده است. •«خوزستان»، مژگان سبزيان؛ ويراستار:الهام سلماني‌فروغي، كامل، 24 صفحه، رقعي (شوميز)، چاپ 1 سال 1392، 2000 نسخه، 120000 ريال. •«حيوانات قرباني در ايلام باستان: (نقوش برجسته، مهرها و آثار مهر در چغازنبيل، هفت تپه و شوش)»، شاهين ماهيار، جام گل، 128 صفحه، رقعي (شوميز)، چاپ یکم سال 1392، 1100 نسخه، 75000 ريال. •«بررسي و شناسايي آثار باستاني دشت سوسن (ايذه خوزستان)»، سيدمحمود ميراسكندري، گنجينه هنر، 150 صفحه، وزيري (شوميز)، چاپ یکم سال 1391، 1000 نسخه، 60000 ريال. •«عهد حسام (سفرنامه لرستان و خوزستان) سال 1245 قمري»، محمود ميرزاقاجار؛ به‌اهتمام:ايرج افشار، ميراث ‌مكتوب، 264 صفحه، وزيري (گالينگور)، چاپ یکم سال 1390، 1000 نسخه، 60000ريال. •«تاريخ خوزستان از هزاره سوم قبل از ميلاد تا دوران حكومت آل بويه و خوارزميان»، جواد الهائي‌سحر، عصر رهايي، 384 صفحه، وزيري (شوميز)، چاپ یکم سال 1388، 1000 نسخه، 50000 ريال. •«آثار نجم‌الدوله: سفرنامه دوم نجم‌الدوله به خوزستان به پيوست كتابچه دستورالعمل ناصرالدين شاه در خصوص سفر اول به خوزستان»، مصحح:احمد كتابي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 244 صفحه، وزيري (شوميز)، چاپ یکم سال 1386، 1000 نسخه، 20000 ريال.  •«سفرنامه پژوهشي سرهنگ لافتوس، نخستين كاوشگرشوش»، ويليام‌كنت لوفتس؛ مترجم: عباس امامي، نشر شادگان ،192 صفحه، رقعي (شوميز)، چاپ یکم سال 1386، 2000 نسخه، 20000 ريال. •«سفرنامه خوزستان با چند ضميمه و نيز تصوير كتابچه دستور ماموريت خوزستان و گزارش بررسي‌هاي آن سامان»، ميرزاعبدالغفار نجم‌الملك؛ به‌اهتمام:سيدمحمد دبيرسياقي، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 302 صفحه، وزيري (گالينگور)، چاپ یکم سال 1385، 1000 نسخه، 32000 ريال. •«گردشگري و ميراث فرهنگي استان خوزستان: جاذبه‌هاي طبيعي، تاريخي، فرهنگي، هنري و زيارتي»، ايرج افشارسيستاني، مركز نشر و تحقيقات‌ قلم ‌آشنا، 334 صفحه، رقعي (گالينگور)، چاپ اول 1383، 2000نسخه، 32000 ريال.  •«كتاب خوزستان (در زمينه تاريخ، فرهنگ، هنر و ادبيات خوزستان)»، گردآورنده: بنيادخوزستان‌شناسي، شادگان، 224 صفحه، رقعي (شوميز)، چاپ یکم سال 1383، 2000 نسخه، 18000 ريال.  •«پارسوماش پايتخت گمشده ايران: مجموعه مقالاتي پيرامون آثار باستاني شهرستان مسجدسليمان»، فرشيد خداداديان، آرويج، 78 صفحه، رقعي (شوميز)، چاپ یکم سال 1382، 1500 نسخه، 5000 ريال. •«آثار باستاني و تاريخي خوزستان»، ايرج افشارسيستاني، روزنه، 378 صفحه، وزيري (شوميز)، چاپ یکم سال 1381، 1500 نسخه، 21500 ريال.  •«خوزستان در متن‌هاي كهن»، سيدمحمدباقر نجفي، وزارت امور خارجه، مركز چاپ و انتشارات، 176 صفحه، وزيري (شوميز)، چاپ یکم سال 1381 ،1000 نسخه، 7500 ريال. •«خوزستان در عهد باستان»، اردشير ، به ديد، 64 ، پالتويي (گلاسه)، چاپ یکم سال 1380، 2200 نسخه، 3500 ريال.  •«شوشستان، يا، خوزستان»، احمد رضوي‌دزفولي، نويد شيراز، 314 صفحه، وزيري (شوميز)، چاپ یکم سال 1380، 3000 نسخه، 19500 ريال. •«شوش و جنوب غربي ايران: تاريخ و باستان‌شناسي (سير تكامل اجتماعي و فرهنگي از هزاره هفتم قبل از ...)»، زيرنظر:ژان پرو؛ زيرنظر:ژنوييو دلفوس؛ مترجم:هايده اقبال، مركز نشر دانشگاهي، انجمن ايران‌شناسي فرانسه در ايران، 344 صفحه، رحلي (گالينگور)، چاپ یکم سال 1377، 1500 نسخه، 28000 ريال.  •«تاريخ و جغرافياي سرزميني كهن با تمدني ديرينه از ارجان تا قبان، هنديجان، بندر ماهشهر، شادگان»، عبدالحميد كنعاني‌هنديجاني، نويد شيراز، 536 صفحه، وزيري (گالينگور)، چاپ یکم ، 3000 نسخه،36000 ريال. •«خوزستان در دوران پيش از اسلام»، علي‌اكبر ولايتي؛ زيرنظر:سجاد محمدي؛ ويراستار:هومن عباسپور، اميركبير، كتابهاي جيبي، 144 صفحه، جيبي (شوميز)، چاپ یکم سال ، 3000 نسخه، 26000 ريال. •«شوشتر يعني خوبتر: بررسي جغرافياي طبيعي، ويژگي‌هاي باستاني، تاريخ، جغرافياي انساني و جغرافياي ...»، اكرم مويدي‌شوشتري، ترآوا، 456 صفحه، وزيري (شوميز)، چاپ دوم، 3000 نسخه، 120000 ريال. •«سفرنامه: خاطرات كاوش‌هاي باستان‌شناسي شوش»، ژن ديولافوا؛ مترجم:ايرج فره‌وشي، دانشگاه تهران، موسسه انتشارات و چاپ، 320 صفحه، رحلي (گالينگور)، چاپ پنجم، 1000 نسخه، 49000 ريال. •«خوزستان و تمدن ديرينه آن»، ايرج افشارسيستاني، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان چاپ و انتشارات، 1000 صفحه، (در2جلد )، جلد 2، وزيري (گالينگور)، چاپ دوم سال ، 1000 نسخه.- ]]> علوم‌انسانی Thu, 24 May 2018 05:50:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/200196/خرمشهر-لابه-لای-متون-تاریخی کنفرانس بین‌المللی کمونیسم، سوسیالیسم و سرمایه‌داری برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261467/کنفرانس-بین-المللی-کمونیسم-سوسیالیسم-سرمایه-داری-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بیست و یکمین کنفرانس بین‌المللی کمونیسم، سوسیالیسم و سرمایه‌داری در روزهای ۲۲ تا ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۹ در رم، ایتالیا برگزار می‌شود. محور موضوعات کنفرانس شامل کمونیسم، سوسیالیسم و ​​سرمایه داری، مطالعات سیاسی کمونیستی، سیاست‌های حزب کمونیست و کارگری، مطالعات سیاسی پس از کمونیست، کمونیسم، گذار، دموکراسی، دوران بعد از کمونیسم و ​​حافظه جمعی، سیاست، ایدئولوژی‌ها و اقدامات اجتماعی در دوران گذار، انقلاب و تاریخ سیاسی، فرهنگ سیاسی و مشارکت شهروندان، قانون، مطالعات حقوقی و اصلاحات، قانون اساسی و اصلاحات سیاسی، احزاب سیاسی، سیستم‌های انتخاباتی و مبارزات انتخاباتی، حقوق، سیاست‌های هویت و مشارکت، آموزش، رسانه‌ها و ارتباطات اجتماعی، تاریخ اداری و حکمرانی در اروپای جنوب شرقی در طول گذار، رهبری سیاسی، دموکراتیزه کردن و امنیت منطقه‌ای، محیط جهانی و میراث فرهنگی، ادغام، هویت و حقوق بشر در سیستم‌های اروپایی، دین، تاریخ فرهنگی و آموزش، رسانه، ارتباطات و سیاست، گفتمان، زبان و برخورد اجتماعی و موضوعاتی از این قبیل می‌شود. علاقه‌مندان به موضوعات فوق می‌توانند آثار خود را به آدرس https://waset.org/apply/۲۰۱۹/۰۷/rome/ICCSC?step=۲ ارسال کنند. مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۱۵ ژوئن  ۲۰۱۸ است. برای ارسال چکیده‌ها و کسب اطلاعات بیشتر به آدرس https://waset.org/conference/۲۰۱۹/۰۷/rome/ICCSC   مراجعه شود. ]]> علوم‌انسانی Wed, 23 May 2018 09:28:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261467/کنفرانس-بین-المللی-کمونیسم-سوسیالیسم-سرمایه-داری-برگزار-می-شود درسگفتار «سرمایه‌داری و روانکاوی» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261465/درسگفتار-سرمایه-داری-روانکاوی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) موسسه پرسش در ادامه درسگفتارهای بهار خود درسگفتار «سرمایه‌داری و روانکاوی» را برگزار می‌کند. مدرس این درسگفتار عادل مشایخی و تاریخ شروع آن هم پنجشنبه سوم خرداد‌ماه است. درسگفتار «سرمایه‌داری و روانکاوی» پنجشنبه‌ها ساعت ۱۶ تا ۱۸ در موسسه پرسش به نشانی خیابان قائم مقام فراهانی، نرسیده به خیابان مطهری، کوچه شبنم، پلاک 3، ساختمان موسسه پرسش برگزار می‌شود. عادل مشایخی، فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی‌ارشد رشته‌ فلسفه از دانشگاه شهید بهشتی  و از فلسفه‌دانان شناخته شده ایران است. ]]> علوم‌انسانی Wed, 23 May 2018 09:08:52 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261465/درسگفتار-سرمایه-داری-روانکاوی-برگزار-می-شود ​تعامل ایماژ و برهان در فلسفه ملاصدرا http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261451/تعامل-ایماژ-برهان-فلسفه-ملاصدرا خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- عبدالله صلواتی، دانشیار دانشگاه شهید رجایی تهران: اوایلی که با فلسفه آشنا شدم گمان می‌­کردم جوهره و همه کاره فلسفه، برهان است؛ با این توضیح که اگر برهان را از فلسفه حذف کنیم فلسفه­‌ای در کار نخواهد بود. فیلسوف به سود ادعاهایش دلیل می‌آورد و سعی می­‌کند برهان دیگران را هم به دقت بررسی می‌­کند و پرسش‌‌های مکرر و دقیق درباره مسائل مطرح می­کند و به امری که در تور برهان در نیامد توجهی نمی­‌کند و در یک کلام، برهان سرنوشت همه چیز را در فلسفه تعیین می­‌کند و بیرون از برهان و پشت صحنه آن چیزی نیست. به تعبیری برهان از چیزی فرمان نمی­گیرد اما همه چیز فلسفه و فرمان فلسفه را در دست دارد.      اما بعدها این پرسش برایم مطرح شد که یک فیلسوف چرا برخی مسائل را مسکوت می­‌گذارد و برهانی به سود آن عرضه نمی­‌کند؟ و چرا گاهی برای مسائلی فرعی و حاشیه‌­ای براهین متعدد و پی در پی ارائه می­‌کند؟ چرا گاهی تمام توش و توانش را به کار می‌گیرد تا ادعایی را نفی یا اثبات کند اما همو در نسبت با ادعاهای دیگر چنین حساسیتی را ندارد؟   این پرسش­‌های مکرر من را به منطقه­ و قلمرو متفاوت و کمتر دیده شد چه از فلسفه رهنمون کرد؛ قلمروی که به برهان جهت می‌‌دهد در این قلمرو، که سنخ روانی متفکر هم نقش آفرینی می‌­کند؛ مؤلفه‌­های دیگری چون عالَم  فیلسوف، طرح فیلسوف و رهیافت او حضور پررنگی دارند که در هر یک از سنخ روانی، طرح، عالَم، و رهیافت، ایماژ فیلسوف از خودش از عالَم و دیگری اهمیت کانونی دارد. عالَم فیلسوف گاهی جزء نانوشته‎ها و نااندیشیده‏‌‌هاست. هر فلسفه‌ای برای خود عالمی دارد و فیلسوف در آن عالَم اندیشه می‌کند. مثلاً فلسفه اسلامی به‌طور عام و فلسفه صدرایی بطور خاص در عالم اسلام رشد کرده و گسترش یافته است، همین‎طور فلسفه افلاطون و ارسطو در عالم یونانی جوانه زده و توسعه پیدا کرده است. همچنین، مقدم بر دانش فلسفی، فیلسوف طرحی دارد که مجموعه مسائل، اصول و قواعد و گزاره‎های فلسفی خود را بر اساس آن طرح پیش می‎برد، مثلاً طرحی که در یونان برای فیلسوفانی همچون ارسطو و افلاطون مطرح بود، طرح دانایی بود که انسان می‎تواند زندگی خود را بر مدار و مبنای دانایی بنا کند، بر خلاف فیلسوفان پیش از سقراط و افلاطون که برخی از آنها متفکران سوفسطائی بودند که با تفکر و ادبیاتی که داشتند علی القاعده، تعقل و عقلانیت را مبنای زندگی نمی‎دانستند. در عالَم اسلام طرح فیلسوفان معمولاً طرح وحیانی است، یعنی دین و فلسفه را در یک راستا می‎دانند و نه متعارض با هم. اوج این طرح را در ملاصدرا می‎بینیم او در تفسیر قرآن در حد دو سطر خیلی کوتاه اشاره می‎کند و می‎گوید فلسفه، تفکر و پژوهش درباره وجود است و اصل وجود را خداوند، پیامبر، کتاب آسمانی و فرشتگان شکل می‌دهند، بنابراین می‎توان نتیجه گرفت که اصل تفکر فلسفی از نظر ملاصدرا تأمل و پژوهش درباره خداوند، انبیاء، کتاب آسمانی و ملائکه‌الله است. این به نوعی طرح ملاصدرا است، به این اعتبار طرح‎ها معمولاً نانوشته و نااندیشیده هستند که فیلسوف آن را به صورت ضمنی در جایی از فلسفه‎اش طرح می‎کند، یا اگر فلسفه‎اش را خوب واکاوی کنیم پیش فرض‎هایی در آن است که به واسطه آن پیش‎فرض‎ها می‎توان طرح فیلسوف را استنباط کرد. وقتی طرح و عالَم فیلسوف عوض می‎شود، خود به‎خود و به لحاظ سیستمی یک سری از مسائل جدید در فلسفه راه پیدا می‌کند و برخی از مسائل گذشته از دایره تفکر فلسفی خارج می‎شود. این چیزی است که می‎توان با تحلیل طرح و عالم آن را در فلسفه رصد کرد.   در صدد آن نیستم که بگویم فیلسوف مادام‌العمر تحت سیطره سنخ روانی‌اش و برخی ایماژها و عالَمی که در آن هست قرار دارد، ایماژها و سنخ روانی انعطاف پذیر و گشوده هستند حداقل در فیلسوف چنین است و طرح فطرت ثانی و ثالث در فلسفه صدرایی تأییدی بر گشوده بودن ایماژها و سنخ روانی است. زمانی که فیلسوف از فطرت نخست به فطرت دوم و در ادامه به فطرت سوم رسید حال و هوای تفکرش و جهت براهینش و ایماژهایش تغییر می‌­کند. مسائلی که برایش در فطرت اول یا دوم موضوعیت داشت و دلشوره اثبات یا انکارش داشت دیگر، آن مسائل در فطرت سوم برایش مثل گذشته اهمیت ندارد. یا مسائلی را که در فطرت دوم نمی­‌توانست آن را دریابد در فطرت سوم به فهمش نائل می­‌شود. به عنوان مثال: در فلسفه صدرایی، فهم مسائلی چون اتحاد عاقل و معقول نیازمند قرار گرفتن در منطقه فطرت سوم است. در این حالت برهان در حاکمیت فطرت شخص است و با فرمان فطرت می­‌رود آنجا که قرار است برود. به نظر می­‌رسد فرایند برهان‌آوری در فلسفه صدرایی از سوی عالَم و طرح دینی او و ایماژهای شکل گرفته در این عالَم مدیریت می‌­شود؛ ایماژهایی همانند خدا به مثابه اصل وجود؛ فلسفه به مثابه سفر؛ فلسفه به مثابه تعالی وجودی انسان؛ انسان به مثابه آیه و همان­طوری که این ایماژها در فطرت مشخص و عالَم خاصی شکل می­‌گیرند ایماژها هم می‌­توانند مقدمات تولد فطرت جدید را فراهم آورند، یعنی رابطه تعاملی میان فطرت و عالَم و طرح با ایماژ برقرار است و همین رابطه تعاملی میان ایماژ و برهان برقرار است، یعنی ایماژها هم عهده‌دار جهت‌دهی و قبل آن شکل‌گیری برهان هستند و هم برهان، می‌تواند ایماژهای قبلی را تغییر دهد یا ایماژهای جدیدی را پدید آورد و فلسفه بطور عام و فلسفه صدرایی به‌طور خاص در این تعامل سازنده شکل می‌گیرد و غفلت از این تعامل و فروکاست این تعامل به برهان صرف یا ایماژ صرف ما در در ارزیابی فلسفه به‌ویژه فلسفه ملاصدرا دچار خطاهای سرنوشت ساز می­‌کند. ]]> علوم‌انسانی Wed, 23 May 2018 07:21:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/261451/تعامل-ایماژ-برهان-فلسفه-ملاصدرا کتاب دومین گزارش وضعیت اجتماعی ایران رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261452/کتاب-دومین-گزارش-وضعیت-اجتماعی-ایران-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به همت موسسه رحمان نشست رونمایی کتاب دومین گزارش وضعیت اجتماعی ایران روز دوشنبه هفتم خرداد ماه در دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار می‌شود. دومین گزارش وضعیت اجتماعی ایران که با مدیریت علمی میرطاهر موسوی تدوین شده متشکل از چهار بخش و با محوریت نابرابری تدوین شده است. کارگروه اول با عنوان «نابرابری و فقر» و با مدیریت زاهدی مازندرانی و شیانی شامل ۱۰ مقاله است که به مسائل نابرابری اقتصادی، قومیت‌ها، آموزش و منطقه‌ای می‌پردازد. بخش دوم با عنوان «نابرابری، همبستگی اجتماعی و سرمایه  اجتماعی» و با مدیریت گودرزی و رضایی شامل ۳ مقاله است که مسائل همبستگی و سرمایه اجتماعی در آن بررسی می‌شود. بخش سوم با عنوان «نابرابری و آسیب‌های اجتماعی» و با مدیریت موسوی و عبدی شامل ۱۰ مقاله است که در آن به مسائل بازنشستگان، زنان و کودکان کار، نابرابری و جرم، حاشیه نشینی، تخریب محیط زیست، طلاق، و سلامت پرداخته می‌شود. آخرین بخش با عنوان «سازوکارهای تولید فقر و نابرابری» با مدیریت مدنی و شامل ۶ مقاله به مسائل اقتصاد سیاسی، اقتصاد غیر رسمی، سیاست‌های کلان اقتصادی، و جهانی شدن اقتصاد می‌پردازد. نویسندگان مقالات این گزارش جمعی از اساتید و فعالان حوزه علوم اجتماعی، آموزش عالی، اقتصاد، توانبخشی، و جغرافیا هستند که از آن جمله می‌توان به پرویز پیران، حمیدرضا جلایی پور، حسین راغفر، حجت‌الله میرزایی، محمدضا رضوانی، محمد حسین شریف‌زادگان، مقصود فراستخواه، فرشاد مؤمنی، ابراهیم حاجیانی، آزمان ذاکری، آرش نصر اصفهانی، محمد جلال عباسی شوازی، علی سرزعیم، فرشید یزدانی، مروئه وامقی، فاطمه جواهری، سید حسین سراج زاده، اسدالله نقدی، عباس صالحی بابلسری، محمدرضا واعظ مهدوی، اسمعیل ابونوری، میترا عظیمی، رضا امیدی، پرویز صداقت، علی عرب مازار یزدی و علی دینی ترکمانی اشاره کرد. این گزارش در دو جلد با عنوان‌های «همبستگی اجتماعی و نابرابری» و «آسیب‌های اجتماعی و نابرابری»، توسط انتشارات آگاه منتشر شده و به‌صورت دوره‌ای عرضه شده است. در نشست رونمایی کتاب دومین گزارش وضعیت اجتماعی ایران میرطاهرموسوی (مدیریت علمی طرح)، پرویز پیران و مصطفی معین حضور دارند. این نشست ساعت 18 و 30 دقیقه روز دوشنبه هفتم خرداد ماه در سالن دکتر ادیبی دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Wed, 23 May 2018 07:16:45 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261452/کتاب-دومین-گزارش-وضعیت-اجتماعی-ایران-رونمایی-می-شود پرده‌برداری از راز مخوف زندگی دیکتاتور لیبی تا دختر استالین http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/260392/پرده-برداری-راز-مخوف-زندگی-دیکتاتور-لیبی-دختر-استالین به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بیژن اشتری سه کتاب از سوی نشر ثالث را با نام‌های «دختر استالین» (دوجلدی)، «ادبیات علیه استبداد» و «حرمسرای قذافی» به فارسی ترجمه کرده است. «حرمسرای قذافی» تازه‌ترین کتابی است که وی ترجمه کرده و در سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران چاپ نخست آن به پایان رسید و چاپ دومی شد. وی درباره ترجمه این کتاب و دیگر کتاب‌هایی که از سوی نشر ثالث منتشر شده سخن گفته است. پرده‌برداری از راز مخوف زندگی دیکتاتور لیبی  اشتری درباره کتاب «حرمسرای قذافی» گفت: آنیک کوژان که یک نویسنده فرانسوی و خبرنگار ارشد روزنامه لوموند فرانسه است، این کتاب را نوشته که ثمره تحقیقات او در یکی، دو سال بعد از سقوط محمد قذافی، دیکتاتور لیبی است. این کتاب، برنده چندین جایزه از نهادهای بین‌المللی روزنامه‌نگاری شده و نویسنده از یک راز مخوف و وحشتناک زندگی دیکتاتور لیبی پرده برداشته است.  وی توضیح داد: نویسنده در این کتاب به قربانیان جنسی محمد قذافی پرداخته و با آنها مصاحبه گرفته تا بتواند داستان زندگی آنها را بنویسد. با خواندن این کتاب پی می‌بریم که قذافی، دیکتاتوری که چهل و دو سال بر لیبی حکومت کرد، از تجاوز جنسی به عنوان یک سلاح برای اعمال قدرت سیاسی و حفظ قدرت خودش استفاده کرده است و این نکته جدید و بدیعی در عالم دیکتاتورها است. در طول تاریخ، دیکتاتورها از سلاح‌های مختلفی علیه ملت‌هاشان استفاده کرده‌اند اما این که دیکتاتوری از تجاوز، به عنوان یک سلاح استفاده کند، نکته جدیدی است. اشتری تاکید کرد: این که حاکمی که خودش را یک انقلابی مسلمان می‌دانست، چطور در زیرزمین کاخ خودش، حدود 40، 50 دختر و زن جوان را به عنوان بردگان جنسی خودش نگه می‌داشت.   وی درباره استفاده از تجاوز به عنوان ابزاری برای تداوم قدرت گفت: در یک جامعه سنتی مسلمان، تجاوز جنسی در حد یک تابو است. اگر زنی در جوامع مسلمان، مورد تجاوز قرار بگیرد، اعضای مذکر خانواده‌اش متحمل بی‌آبرویی‌های بسیاری می‌شوند. قذافی از همین نکته استفاده کرد. به عنوان مثال، اگر وزیر دفاع در حوزه قدرت با او رقابت می‌کرد، قذافی به همسر یا دخترش تجاوز می‌کرد. بعد از آن، وزیر دفاع برای همیشه سرافکنده بود. زنان بسیاری هم در آن جمع خودکشی کردند. البته روش‌هایی هم برای روحیه دادن به این زن‌ها در نظر می‌گرفتند و از جمله این که، سفرهایی برای آنها در نظر می‌گرفتند. این مترجم درباره فاعلان تجاوزها اظهار کرد: عمل تجاوز، فقط توسط قذافی صورت نمی‌گرفت. زیردستی‌ها، وزرا، ژنرال‌های ارتش، نیروهای نظامی و سربازها به این فعل گمارده می‌شدند. در سال‌های آخر حکومت قذافی، سربازها و نظامی‌ها به زن و بچه افرادی که می‌گرفتند، تجاوز می‌کردند و با این عمل آنها را تحت فشار قرار می‌دادند. این کتاب در حوزه تاریخ معاصر جهان و زندگی‌نامه می‌گنجد. اشتری گفت: این کتاب روایت داستانی‌ است که از دل مصاحبه با ثریا شخصیت اصلی کتاب بیرون کشیده شده و به صورت اول شخص بیان می‌شود. نویسنده ساعت‌ها با ثریا مصاحبه کرده و سپس به آن فرم داستانی داده است. اما این روایت، نیمی از کتاب را در برمی‌گیرد و نیم دیگر، شامل تحقیقاتی می‌شود که نویسنده در جامعه لیبی انجام داده تا ببیند گفته‌های ثریا به چه میزان واقعیت داشته و به همین خاطر با زنان متعددی گفت‌وگو داشته است. نگاه به استالین از دریچه چشم دختر اشتری درباره کتاب دو جلدی «دختر استالین» نیز گفت: این کتاب توسط رزماری سالیوان که یک‌ نویسنده کانادایی است تهیه شده و حدود 5 سال روی این پروژه کار کرده است. او مصاحبه‌هایی با افراد و شخصیت‌های مختلفی که با دختر استالین در ارتباط بوده‌اند گرفته و تمام اسناد مربوط به او را جمع‌آوری کرده است و به زندگی او از بدو کودکی تا زمان مرگش در سال 2011 پرداخته که بیش از هشتاد سال داشته است. این مترجم درباره ویژگی این شخصیت افزود: دختر استالین یک شخصیت تاریخی است و اهمیت او هم به دلیل ارتباطی است که با پدرش داشته و هم اینکه در بسیاری از وقایع تاریخی حضور داشته است. از سوی دیگر، دختر استالین چند کتاب درباره جامعه و مردم کشورش در دوره استالین نوشته است که مهم‌ترین آنها «نامه به یک دوست» است که از نخستین‌ کتاب‌هایی است که پرده از وقایع جامعه استالینی برمی‌دارد. اشتری در مورد ویژگی‌های دختر استالین اظهار کرد: او زنی متفکر، لیبرال و روشنفکر بود. فردی آزادی‌خواه که در جبهه مقابل پدرش قرار داشت. تضادهای این دختر و پدرش از بدو نوجوانی آشکار شد. دختر روحیه آزادمنشی داشت و پدرش نظامی سرکوبگری بود و این تضادها به جایی می‌رسد که هفت، هشت سال بعد از مرگ پدرش، دیگر نمی‌تواند جامعه شوروی را تحمل کند و با دو فرزندش به غرب رفت تا بتواند آزادانه حرفش را بزند و مردم را با واقعیت‌های جامعه شوروی آشنا کند. وی درباره ژانر کتاب «دختر استالین» گفت: این کتاب، زندگی‌نامه صرف نیست. تاریخ هم هست و تلاش شده تا از دریچه چشم دختر به استالین نگاه شود. این کتاب، روایتی رمان‌گونه دارد. البته تمام اطلاعات کتاب، واقعیت صرف تاریخی است. منتها طعمی ادبی هم دارد که همین نکته و استفاده از شگردهای ادبی، روایتش را جذاب کرده است. این کتاب در ایران هم با استقبال مواجه شده است. کتاب دی ماه 96 منتشر شده و تا اکنون چاپ دوم آن هم در حال اتمام است و ناشر پیش‌بینی می‌کند که چاپ سوم آن هم به‌زودی عرضه شود.   رمانی که توانست قدرت را به زیر بکشد اشتری در ادامه با اشاره به این نکته که اسفند سال گذشته، کتاب «ادبیات علیه استبداد» با ترجمه او از سوی نشر ثالث منتشر شده درباره این کتاب گفت: «ادبیات علیه استبداد» درباره زندگی بوریس پاسترناک، نویسنده رمان «دکتر ژیواگو» است و این که پاسترناک چگونه با این رمان، به نقد جامعه استالینی پرداخته است. پاسترناک این رمان را در دوره استالین نوشته، اما 5، 6 سال بعد از استالین، منتشر شد و البته جایزه نوبل را هم برد. نویسنده می‌کوشد تا به مخاطب بگوید که چگونه گاهی یک کتاب، قدرت و توانایی این را دارد که یک قدرت هفتاد، هشتاد ساله را به زیر بکشد و «دکتر ژیواگو» چنین قدرتی دارد. این مترجم درباره ژانر کتاب «ادبیات علیه استبداد» گفت: این کتاب در حوزه تاریخ و تاریخ ادبیات می‌گنجد. و البته به نوعی زندگی‌نامه است. عنوان اصلی کتاب هم «پاسترناک و ژیواگو؛ ادبیات علیه استبداد» است. البته این نکته را هم در نظر داشته‌ باشید که رمان «دکتر ژیواگو» به نوعی شخصی‌نویسی است و بازتابی از کاراکتر خود پاسترناک هم هست. ژیواگو هم یک روشنفکر زاده قبل از انقلاب بولشویکی است که در زندگی‌اش دچار تضادها و درگیری‌های مختلفی می‌شود. خود پاسترناک هم در موارد متعددی اشاره می‌کند که ژیواگو به نوعی به خود او خیلی نزدیک است. ژیواگو هم روحیه شاعرانه‌ای دارد. و علاوه بر این، رابطه پاسترناک با زن‌ها هم بسیار به روابط ژیواگو شبیه است. از سوی دیگر، پاسترناک هم همین یک رمان را نوشته و باقی آثارش، شعر است و در این رمان هم زندگی خودش و نسل خودش را قبل از انقلاب سرخ شرح می‌دهد. ]]> علوم‌انسانی Wed, 23 May 2018 05:13:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/260392/پرده-برداری-راز-مخوف-زندگی-دیکتاتور-لیبی-دختر-استالین آزادارمکی: راهی به‌جز به رسمیت شناختن کنشگران اصلی در دانشگاه نداریم http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259813/آزادارمکی-راهی-به-جز-رسمیت-شناختن-کنشگران-اصلی-دانشگاه-نداریم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «دانشگاه و چالش‌‌های بنیادین در ایران» جدیدترین اثر تقی آزاد ارمکی عضو هیات علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران است که از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است.   آزاد ارمکی در مقدمه‌ای که بر این کتاب نوشته بیان می‌کند: «دانشگاه یکی از اصلی‌ترین و اثرگذارترین نهادهای اجتماعی در جهان مدرن است. دامنه اثرگذاری این نهاد به ساختار جامعه و نحوه استقرار آن در نظام نهادی و سازمانی برمی‌گردد. اگر جامعه دارای ساختار پهن‌دامنه با سابقه تاریخی به لحاظ علمی و دانشی باشد، این نهاد نقش‌آفرینی بیشتری در ساخت اذهان و ایجاد الگوهای جدید رفتاری و سامان سیاسی و توسعه‌ای خواهد داشت. در صورتی‌ که جامعه دارای ساختاری بسیط و ساده باشد، دانشگاه در آن نقش واحد با دامنه محدود خواهد داشت. در نتیجه رابطه‌ای بین کارکرد و نقش‌های دانشگاه با ساختار نظام اجتماعی و سیاسی وجود دارد. به‌عبارت‌دیگر، داوری در مورد دانشگاه بدون توجه به ساختار جامعه و روند تحولات دانشی و علمی و بینشی آن غیرفنی و حرفه‌ای است. با این نگاه می‌توان به داوری جایگاه و نقش دانشگاه در سامان حیات اجتماعی ایران در مقایسه با دیگر کشورهای جهان پرداخت. این داوری ما را از مطلق‌گویی-دانشگاه به‌منزله فضایی انتزاعی یا همه‌کاره- دور خواهد ساخت.   دانشگاه اساسا در ایران در ادامه سنت علمی و فکری مردم ایران شکل گرفته است و حیات آن‌‌ هم می‌تواند از این منبع مهم تغذیه متاثر باشد. درست است که دانشگاه در شهر تهران به‌جای اینکه در شهر قم یا مشهد در ادامه سنت حوزوی قرار گیرد، تشکیل شده است، اما جهت کلی آن دینی و فرهنگی است و در ساختن فرهنگ و ارزش‌های دینی و فرهنگی ایرانیان در دوره معاصر نقش‌آفرینی عمده‌ای داشته است. به‌طور خاص، دانشگاه تهران به‌عنوان نماد آموزش عالی در کشور محل اصلی‌ترین حوادث در دوره معاصر بوده است. جریان‌های دین‌باوری، نقد استبداد و سلطه، اصلاح‌گرایی و استقلال‌طلبانه در دانشگاه تهران نشوونما یافته است. شواهد تاریخی در سده اخیر مرتبط با زندگی ما در زمان حال حکایت از این دارد که اساتید و دانشجویان در دانشگاه‌های کشور و به‌طور خاص دانشگاه تهران در شکل‌گیری انقلاب اسلامی نقش محوری داشته‌اند. از طرف‌دیگر، اصلی‌ترین افرادی که در دانشگاه تهران بوده‌اند، به‌عبارت‌دیگر، متاثر از سنت‌های فکری و علمی حوزوی بوده‌اند. بزرگان دانشگاه تهران کسانی هستند که سابقه کهن فرهنگی و علمی (حوزوی) داشته‌اند. فضاهای مناقشه‌ساز و مناقشه‌بردار افراد مهم و موثر در گروه‌های آموزشی‌ای بوده‌اند که سابقه فرهنگی و علمی داشته‌اند. دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشکده معقول و منقول، دانشکده ادبیات در کنار دانشکده پزشکی و فنی و علوم و از دهه 1350 به بعد دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد در شکل‌دهی به تفکر اجتماعی و فرهنگی ایران موثر هستند. این فضاها بیش از اینکه متاثر از سنت‌های اندیشه و فکری غربی باشند از سنت‌های فکری و فرهنگی تاریخی در ایران متأثر بوده‌اند.»   مولف کتاب معتقد است، به‌دلیل اهمیت دانشگاه در ایران به‌طور کلی، بدون تفکیک دانشگاه‌ها با توجه به توان تخصصی و حرفه‌ای، چندین کارکرد متفاوت (تولید کارشناس و متخصص، شهروند و اهل فکر و منتقد) با هم پیوسته در اهدافش اعلام شده است. به‌دلیل سامان اداری و ضرورت‌های توسعه‌ای، ورودی‌ها و خروجی‌های دانشگاه می‌بایستی به ‌تربیت متخصص بینجامد و در صورت عدم توان در تحقق این کارکرد و نیاز، از ادامه حیات باز خواهد ماند.   تقی آزادارمکی آنچنان‌ که در مقدمه کتاب آورده تاکید می‌کند که با توجه به تاکید بر تحقق وضعیت چندین کارکردی دانشگاه در ایران، شواهد نشان از کم‌اثری آن دارد. چون انتظارات با امکانات موجود تناسب نداشته است. مشکلی که در این زمینه وجود دارد عدم پیوستگی به‌عبارت‌ صریح‌تر تعارض بین کارکردهای چهارگانه در دانشگاه است. متخصص و کارشناس دانشگاهی باید جهت‌گیری شهروندی داشته باشد. همان طور که متفکر و دانشمند حاضر یا تربیت‌ شده از دانشگاه می‌بایستی دغدغه تولید کارشناس و منتقد اجتماعی داشته باشد. از طرف‌ دیگر جریان روشنفکری تولید شده یا مورد استفاده در دانشگاه معطوف به کنش عقلانی و توسعه‌ای هم‌گرایانه مردمان ایرانی داشته باشد. به‌دلیل جدایی وضعیت تعارضی کارکردهای چهارگانه در دانشگاه با نوعی به‌هم‌ریختگی ساختاری در نظام دانشگاهی روبه‌رو هستیم. حاصل کار دانشگاه به تولید متخصصان بی‌ارتباط با نظام کاری، روشنفکران کم‌ارتباط با مشکلات ساختاری، متفکران بی‌اعتنای به نظام کارشناسی و... شده است که نتیجه کلی آن موجب تعارض کارکردی در مرحله اول و در نهایت تعارض درون سازمانی و بحران ساختاری شده است. این وضعیت موجب شده است تا عده‌ای به بحرانی بودن دانشگاه یا بحرانی شدن دانشگاه اشاره کنند.   مولف کتاب حاضر معتقد است، با یک نگاه کلی می‌توان به این فهم رسید که دانشگاه در دوره جدید در ایران دچار نابسامانی کارکردی و به‌هم‌ریختگی ساختاری و سازمانی شده است. این وضعیت در دانشگاه در ایران ریشه در سوگیری مهم سازمانی و اداری تا فرهنگی و فکری دارد. وقتی که دانشگاه که نهاد اجتماعی و فرهنگی با اساتید و محققان است و می‌بایستی از طریق کنشگران اجتماعی و فرهنگی مورد داوری و مدیریت قرار گیرد، به‌واسطه کنشگران سیاسی و اداری پی‌گرفته می‌شود، به وضعیت نابسامان در سطح ساختاری و کارکردی خواهد رسید. در ادامه به اقدام‌های متعدد اداری و سیاسی که در نابسامانی نظام آموزشی و دانشگاهی در دوره جدید نقش‌آفرینی کرده‌اند، اشاره می‌شود.   به گفته آزاد ارمکی در کتاب، شرایط آشفته و نابسامان در نظام آموزشی و دانشگاهی در ایران به ظهور مدیریت آشفته و بدتصمیم انجامیده است. درحالی‌که در این شرایط باید کمترین مداخله‌گری صورت گیرد.   وی یادآور می‌شود: «قرار گرفتن دانشگاه در معرض چالش‌های غیرطبیعی موجب شده است تا دانشگاهیان هم به توسعه فضای چالشی غیرواقعی تا سامان اجتماعی و فرهنگی و علمی وارد شوند. اساس چالشی شدن دانشگاه به ظرفیت‌هایی است که در این نهاد مستتر است. دانشگاه محل تولید چالش در ساحت‌های متعدد است. امکان طرح چالش‌های عمده علمی و تخصصی را دارد. وقتی از این ظرفیت برای سامان بهره گرفته نمی‌شود، ظرفیت موجود به سوی طرح چالش‌های عمده سیاسی و اداری و فرهنگی سوگیری می‌شود. همان‌طور که اشاره شد، علت اصلی توان تولید چالش‌های متعدد به‌واسطه کنشگران دانشگاهی چون استاد و دانشجو به ماهیت آن برمی‌گردد. قرار بوده است و واقعیت هم نشان از این دارد که دانشگاه محل متخصصان و صاحبان فکر و اندیشه است. در ورود افراد با صلاحیت‌های عمومی تلاش بسیاری شده است. کمتر می‌توان مدعی شد که فردی در دانشگاه هست که نفوذی بوده یا اینکه باقی‌مانده از رژیم پیشین باشد. همه حاضران در دانشگاه با توجه به اینکه حدود چهار دهه از انقلاب اسلامی می‌گذرد همه یا اکثریت حاضران در دانشگاه استخدام‌شده‌های بعد از انقلاب اسلامی هستند. همین وضعیت موجب شده است که آنها نسبت به انقلاب اسلامی حساسیت داشته باشند. مسائل انقلاب اسلامی را پی گرفته و براساس آن به کار و تلاش حرفه‌ای اقدام می‌کنند. افرادی که خودی هستند جرات پرداختن به مسائل و مشکلات مرتبط با شرایط فعلی را دارند. بسیاری از آنها از سابقه و اعتبار کافی در ورود به مباحث و موضوعات برخوردارند. جرات و اقدام در پرداختن به مسائل جاری خود منشأ بروز مجموعه‌ای از چالش‌ها شده است. به‌طور خاص می‌توان به نقش چالشی که جامعه‌شناسان ایرانی در مورد مسائل و مشکلات جامعه و نظام مدیریتی و اجرایی کشور دارند اشاره می‌کنم. جامعه‌شناسان ایرانی خیلی سریع به مشکلاتی که نظام اداری و سیاسی در مسیر حرکت به جلو دچار شده، اشاره کرده‌اند. طرح مشکلاتی چون کاهش اعتماد اجتماعی، تغییر در دین‌داری، ظهور سبک‌های جدید زندگی، تغییر در گروه‌بندی اجتماعی، و در نهایت مشکلات و آسیب‌هایی که در مسیر توسعه ایران دچار شده‌ایم به‌واسطه جامعه‌شناسان در طی چند دهه اخیر در قالب مقاله و سخنرانی و کتاب و نقد ارائه شده است. اولین کسانی که در مورد تغییر دین‌داری در ایران سخن گفته‌اند از میان جامعه‌شناسان هستند. همان‌طور که اولین کسانی که از کاهش اعتماد اجتماعی سخن گفته و در این زمینه بعد از تحقیقات تجربی در سطح ملی به تالیف مقاله و کتاب اقدام کرده‌اند از میان جامعه‌شناسان بوده است. همین نوع ورود جامعه‌شناسان به مسائل اساسی کشور موجب آزار و مخالفت مدیران و برنامه‌ریزان کشور شده است. تنها راهی که آنها در مقابله با جامعه‌شناسان ایرانی انتخاب کرده‌اند، سکولار خواندشان بوده است. این برچسب به‌طور فراگیر بر هر کسی که به نقادی اجتماعی پرداخته است، اطلاق شده است.» آزاد ارمکی در پایان مقدمه کتاب بیان می‌کند که برای برون‌رفت از شرایط نابسامان علمی و آموزشی و تحقیقاتی در کشور راهی به‌جز به رسمیت شناختن کنشگران اصلی در این نهاد نداریم. می‌بایستی استادان و محققان و دانش‌پژوهان دانشگاهی را به‌عنوان درمانگران نظام فکری، علمی و دانشی در دانشگاه به رسمیت شناخته و از آنها انتظار داشت تا براساس اخلاق حرفه‌ای و اجتماعی مرتبط با سازمان کاری‌شان ضمن ارتقابخشی به منزلت استاد و محقق در نظام اجتماعی، به تقویت فضای علمی و تحقیقاتی بپردازند. امید است که تلاش اصلی‌ترین کنشگران حوزه دانشگاه و علم و دانش زمینه‌ساز ظهور شرایط جدید فکری، طرح چالش‌های واقعی و جدید، توسعه فضای نقد با محوریت نیروی جدید علمی در نظام دانشگاهی باشد. کتاب «دانشگاه و چالش‌‌های بنیادین در ایران» با شمارگان هزار نسخه در ۲۱۶ صفحه و قیمت ۱۱ هزارتومان به همت انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Wed, 23 May 2018 05:08:39 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/259813/آزادارمکی-راهی-به-جز-رسمیت-شناختن-کنشگران-اصلی-دانشگاه-نداریم آیا نباید برای اصلاح آموزش عالی نگاه از پایین به بالا داشت؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261417/آیا-نباید-اصلاح-آموزش-عالی-نگاه-پایین-بالا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «از مدرسه تا دانشگاه» نوشته  محمد یمنی، استاد دانشگاه شهید بهشتی با حضور مقصود فراستخواه، عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی و رضا مهدی، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم در سالن خیام خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.  در ابتدای این نشست فراستخواه با اشاره به سخن ارسطو که «من استادم افلاطون را دوست دارم، اما حقیقت را از وی بیشتر دوست می دارم» گفت: «دکتر یمنی را دوست دارم برای اینکه حقیقت را دوست دارم.» فراستخواه در ادامه با اشاره به شخصیت یمنی و به ویژه کتاب «از مدرسه تا دانشگاه» افزود: کتاب دارای دو بخش اصلی «از مدرسه» «تا دانشگاه» است که نویسنده در بخش اول یعنی «از مدرسه» به درستی به این نکته که ورود به مدرسه عدم تعادلی برای بچه‌ها ایجاد می‌کند اشاره کرده است. همچنین در همین بخش به اینکه ورود به مدرسه یک رویداد است، اشاره شده که نکته دقیق و درستی است. این استاد دانشگاه در ادامه با بیان اینکه یمنی از یک سنت فکری تبعیت می‌کند، توضیح داد: امروزه دانشگاه‌های ما بی‌سنت‌اند، یا به تعبیری بی‌مدرسه‌اند، یعنی در واقع از یک سنت فکری برخوردار نیستند. سنت فکری داشتن برای دانشگاه و دانشجو یک ضرورت است، اما دکتر یمنی در یک دبستان انتقادی مطالعه می‌کنند. در کل کتاب خواننده با رویکرد انتقادی دکتر یمنی مواجهه می‌شود.  وی با اشاره به برخی از ایرادات تایپی کتاب گفت: در بخشی از کتاب برخی ایرادات مانند نام کتاب «علم و تامل پذیری» بوردیو نوشته شده است درصورتی که درست آن «علم علم و تامل پذیری» است که امیدوارم در ویراست‌های بعدی اصلاح شود.  عضو هیات علمی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی با بیان اینکه در متن توصیفاتی بدون مستندات آمده است، افزود: در متن کتاب، توصیفاتی آمده است که مستند نیستند که این پرسش مطرح می‌شود که به استناد چه روایتی می‌توانیم این را بگوئیم؟ مثلا درباره دانشگاه مونترال توصیفات بسیار مجذوبانه است. یا در جایی دیگر گفته شده است که در دانشگاه مونترال عقلانیت تام حاکم است، درصورتی که این عقلانیت تام به چه معنی است؟ یا همچنین گفته شده است که تجربه‌گرایی و پراگماتیست است، درصورتی که دلیل این امر گفته نشده است.  فراستخواه یادآور شد: این موارد در هاله‌ای از ابهام هستند. اما در عین حال نویسنده مرتب به نقدهایی که می‌خواهد انجام دهد برمی‌گردد و رویکرد انتقادی دکتر یمنی مشهود است. در کتاب بخشی به نام پیشگفتارها آمده است که ضرورتی ندارد. در همین پیشگفتارها که مربوط به کتاب‌های دیگر است، ارجاع به کتاب مربوطه داده شده که باید تصحیح می‌شد.  به گفته وی، کتاب حاضر در برگیرنده یک سلسله مباحثی است که یمنی با سنت خاص خود به آموزش عالی پرداخته است که این مباحث به شناخت ما از آموزش عالی بسیار کمک می‌کند. در واقع ما نیازمند رویکردی انتقادی مانند رویکرد دکتر یمنی در جامعه‌مان برای توسعه هستیم.  فراستخواه در پایان سخنانش با اشاره به رویکرد انتقادی دکتر یمنی بیان کرد: علیرغم رویکرد یمنی در کتاب که به خوبی مشهود است، اما در قسمتی از کتاب برای اصلاح آموزش عالی نگاهش به بالا است که فردی یا دستوری از بالا بیاید و آن را اصلاح کند. پرسش من از یمنی این است که آیا لازم نیست به جای اینکه ما نگاه‌مان به اصلاح از بالا باشد، به پائین و در سطح جامعه به این مسئله پرداخته شود؟     اولویت دادن افراطی به پژوهش در برابر آموزش دیگر سخنران این نشست رضا مهدی، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم بود. وی ابتدا با اشاره به اینکه به اقتضای کار و تخصصش بیشتر به بخش دوم کتاب یعنی قسمت «تا دانشگاه» می‌پردازد عنوان کرد: در کتاب به نگرش انتقادی اشاره شده است، اما هیچ اطلاع‌رسانی درباره نگرش‌های دیگر نشده است که بهتر بود این امر انجام می‌شد. عنوان مقاله دوم «زمینه‌های بررسی کارایی آموزش عالی» است درحالی که مقاله به زمینه‌ها نمی‌پردازد و درواقع به محتوی می‌پردازد. یا در جایی دیگر عنوان «کارهای درونی و بیرونی» آمده است، که مشخص نیست منظور از کارهای درونی و بیرونی چیست؟ وی افزود: دکتر یمنی در متن کتاب تفاوت بین دانشگاه و آموزش عالی را مشخص نمی‌کند و اینها در هم آمیخته‌اند. همچنین نقش مقاله مونترال در این کتاب معلوم نیست که اساسا چیست؟ مهدی در ادامه گفت: در مقاله چهارم این بخش، اولویت دادن افراطی به پژوهش در برابر آموزش به چشم می‌خورد و جای این مقاله باید قبل از مقاله مونترال می‌بود. همچنین روش رسیدن به این مسائل و به تعبیری چالش‌ها که در کتاب آمده است مشخص نیست؟ هرچند می‌دانم که یمنی دارای روش است اما در این کتاب روش رسیدن به مسائل مشخص نشده است. وی بیان کرد: در کتاب مقاله‌ای به عنوان چالش‌های اساسی آموزش عالی نوشته شده است که اساسا چالش‌های استاد و دانشجو است، نه چالش‌های نظام کلی آموزش عالی، معتقدم که این مقاله می‌توانست اولین مقاله باشد و کتاب براساس آن چیدمان می‌شد.  مهدی با بیان اینکه در کتاب روش رسیدن به نتیجه مشخص نشده است، یادآور شد: در کتاب بین سازمان و نهاد تفاوت قائل نشده است. همچنین میان رشتگی برنامه‌ریزی مشخص نشده است که منظور چیست.    پاسخ به انتقادها در ادامه این نشست یمنی نویسنده کتاب «از مدرسه تا دانشگاه» به برخی از پرسش‌ها پاسخ داد و گفت: ابتدا باید به زمان نگارش مقالات توجه شود. طبیعی است که این مقالات در زمان‌های گذشته نوشته شده‌اند و ضعف‌هایی هم دارد. همچنین اینکه فراستخواه به این نکته که دانش‌آموز یک رویداد است اشاره کرد، اما جالب این است که معلم خود قبلا این رویداد را تجربه کرده است.  یمنی افزود: فراستخواه ضمن مواردی که بیان کردند در واقع سه چیز را به ما یادآوری و تدریس کردند که باید مورد توجه دانشجویان  باشد. ابتدا ایشان ما را به شیوه خواندن توجه دادند، دوم سنت علمی را مطرح کردند که بسیار مهم است و سوم اینکه آموزه چگونه نقد کردن را بیان کردند و گفتند که نقد به معنای مچ‌گیری نیست، چیزی که متاسفانه در دانشگاه‌های ما متدوال شده است. من در ادامه سخنان ایشان می‌توانم بگویم که دانشگاه‌های ما در بهترین حالت دانش‌بان هستند.  وی افزود: درباره نکته‌ای که فراستخواه درباره عقلانیت تام فرمودند باید بگویم من با نگاه انتقادی به آن پرداخته‌ام و به همین دلیل آن را داخل گیومه گذاشته‌ام و معتقدم که عقلانیت تام اصلا ممکن نیست. معتقدم که عقلانیت تام اصلا عملی نیست. استاد دانشگاه شهید بهشتی در ادامه با اشاره به نقد «مهدی» مبنی بر نبودن روش در مقالات گفت: درست است که روش مشاهده نمی‌شود اما یک نوع روش دارد اما معتقدم که نباید خودمان را اسیر روش کنیم.   ]]> علوم‌انسانی Tue, 22 May 2018 10:54:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261417/آیا-نباید-اصلاح-آموزش-عالی-نگاه-پایین-بالا کتاب «آری گویی به زندگی» رونمایی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261434/کتاب-آری-گویی-زندگی-رونمایی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) آئین رونمایی از «کتاب آری گویی به زندگی، معنای زندگی از دیدگاه علامه جعفری و متفکران غرب» نوشته عبدالله نصری در کتابخانه علامه جعفری برگزار می‌شود.   در این مراسم عبدالله نصری (مولف کتاب)، مهدی گلشنی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و قاسم پورحسن استاد دانشگاه علامه طباطبائی حضور دارند و سخنرانی می‌کنند. این مراسم روز چهارشنبه دوم خردادماه ساعت ۱۸ در کتابخانه علامه جعفری واقع در فلکه دوم صادقیه، بلوار آیت الله کاشانی، روبروی شهرداری منطقه ۵، خیابان حسن آباد کوچه چهارم، شماره ۲۲ برگزار می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Tue, 22 May 2018 10:10:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261434/کتاب-آری-گویی-زندگی-رونمایی-می-شود فراخوان چهارمین دوره نشان دهخدا اعلام شد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261432/فراخوان-چهارمین-دوره-نشان-دهخدا-اعلام به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دبیرخانه «كتاب سال اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های سراسر كشور» در چهارمین دوره بنا بر آیین‌نامه، كتاب‌هایی را كه طی اول فروردین 1396 تا پایان اسفند 1396 در دو حوزه تألیف و تصحیح برای نخستین‌ بار توسط اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها نگارش، چاپ و منتشر شده است را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهد و از صاحبان آثار برتر در آبان 1397 هم‌زمان با بیست‌وششمین دوره هفته كتاب جمهوری اسلامی ایران تجلیل به عمل می‌آورد. در این دوره صرفاً تمام كتاب‌های منتشر شده در حوزه علوم انسانی به شرح زیر مورد بررسی و داوری قرار خواهد گرفت: 1. تاریخ، جغرافیا و باستان‌شناسی؛ 2. حقوق؛ 3. زبان و ادبیات فارسی؛ 4. علوم اجتماعی و ارتباطات؛ 5. علوم اقتصادی، مدیریت و حسابداری؛ 6. علوم تربیتی، روانشناسی، علوم رفتاری و تربیت بدنی؛ 7. علوم سیاسی، روابط بین­‌الملل و مطالعات منطقه‌­ای؛ 8. فقه، اصول ، علوم قرآن و حدیث؛ 9. فلسفه، کلام، اخلاق، ادیان و عرفان؛ 10. فناوری اطلاعات، اطلاع­‌رسانی و کتابداری؛ 11. مطالعات انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره)؛ 12. مطالعات هنر و زیبایی­‌شناسی. بخش ویژه به منظور گسترش فرهنگ کار و خلاقیت و نوآوری در جامعه و نیز تبیین مبانی نظری و راهکارهای علمی اقتصاد مقاومتی در بخش ویژه کتاب­‌های چاپ و منتشر شده با موضوع «فرهنگ کار و کارآفرینی، سلامت ـ بیمه و اقتصاد مقاومتی» مورد ارزیابی و داوری قرار گرفته و از صاحبان آثار برتر نیز تجلیل  به عمل می­‌آید. همچنین جایزه هیئت داوران نیز به ناشر یا ناشران برتر کتب دانشگاهی اهدا خواهد شد. شرایط شرکت در نشان دهخدا 1. کتاب‌­هایی که صرفاً توسط اعضای هیئت علمی (اعم از شاغل و بازنشسته) دانشگاه‌­های سراسر کشور نگارش، چاپ و منتشر شده است و مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. 2. ناشران کتاب­‌های دانشگاهی می‌­توانند گزارش عملکرد سه سال اخیر خود را در این حوزه به آدرس دبیرخانه ارسال کنند. 3. ارائه مدرک دال بر عضویت در هیئت علمی یکی از دانشگاه‌های کشور، ضروری است. از همه نویسندگان، ناشران، مراکز و موسسات علمی و پژوهشی و فرهنگی در خواست می‌­شود دو نسخه از کتاب­‌های خود را که در موضوعات یاد شده در بالا چاپ و منتشر کرده‌­اند تا پایان تیر 1397 در مهلت مقرر به نشانی دبیرخانه «کتاب سال اعضای هیئت علمی دانشگاه­‌های سراسر کشور» ارسال کنند. نشانی دبیرخانه تهران، خیابان آفریقا، چهارراه حقانی، کوچه کمان، پلاک 25. طبقه پنجم دبیرخانه کتاب سال اعضای هیأت علمی دانشگاه‌­های سراسر کشور صندوق پستی 9647-15875  است. ]]> علوم‌انسانی Tue, 22 May 2018 10:09:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261432/فراخوان-چهارمین-دوره-نشان-دهخدا-اعلام فلسفه‌ورزی پس از ملاصدرا در ایران تداوم یافت http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261429/فلسفه-ورزی-ملاصدرا-ایران-تداوم-یافت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی معروف به مُلاصَدرا و صدرالمتألهین (درگذشته ۱۰۴۵ قمری)، متأله و فیلسوف شیعه ایرانی سده یازدهم هجری قمری و بنیان‌گذار حکمت متعالیه است. کارهای او را می‌توان نمایش‌دهنده نوعی تلفیق از هزار سال تفکر و اندیشه اسلامی پیش از زمان او به حساب آورد. آثار ملاصدرا را بیش از پنجاه اثر دانسته‌اند که آن‌ها را بر حسب نوع تفکر موجود در پس هر یک، می‌توان در دو دسته اصلی علوم نقلی و علوم عقلی جای داد. یکم خرداد هر سال با بزرگداشت نام این فیلسوف مزین شده است.  با مجید فلاح‌پور که کتابش با عنوان «مبانی، اصول و روش تفسیری ملاصدرا» در پنجمین دوره جشنواره فارابی نیز برگزیده شده درباره این فیلسوف گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید: ـ برخی معتقدند ملاصدرا با آمیختن عرفان و فلسفه راه را برای فلسفه‌ورزی در جهان اسلام بسته است و لذا فلسفه‌ورزی پس از ابن‌رشد متوقف شده است نظر شما در این باره چیست؟ اگر فلسفه به معنای غربی آن را در نظر بگیریم به این معنی که قرار است در دستگاه فلسفه غرب تنها مباحث مرتبط با عقل خالص بیان شود از این دیدگاه می‌توان تا حدی در این نظر تامل کرد چراکه ابن‌رشد و پس از آن بوعلی سینا عمدتا مباحث عقلی را مطرح کردند اگرچه باز تا حدی در افکار این دو رگه‌هایی از فکر عرفانی را می‌توان دید. اما ملاصدرا با تاسی از سهروردی که فیلسوف بزرگی است و گرایش به استدلال عقلی و تهذیب نفس را به یکدیگر داشت حکمت متعالیه را مطرح کرد و مباحث سهروردی را تکامل بخشد. موضوع دیگر این است که در عمل باید دید که بعد از ملاصدرا آیا بحث‌های فلسفی در جهان اسلام به ویژه ایران شیعی پیگیری شد؟ در پاسخ باید گفت که بعد از ملاصدرا مباحث فلسفی اگرچه در میان اهل سنت ادامه نیافت اما در ایران شیعی به ویژه بعد از دوره صفویه نه‌تنها متوقف نشد بلکه تکامل یافت. بنابراین با این فرض اساسا توقف فلسفه‌ورزی به‌دلیل وجود افکار ملاصدرا محلی از اعراب ندارد چراکه ما می‌بینیم در کشورهایی مانند هند، چین، پاکستان و ... که تفکر ملاصدرا رواج یافته فلسفه‌ورزی ادامه پیدا کرده است. در جهان اهل سنت نیز به دلیل آنکه تفکر غزالی با توجه به نگاه تحریمی‌اش نسبت به فلسفه رواج داشت فلسفه‌ورزی ادامه نیافت و به‌طور مثال در کشورهای خاورمیانه اهل‌سنت مانند عراق، سوریه و عربستان با توجه به ضعیف‌بودن گرایش فلسفه در آن‌ها و نیز وجود وهابیت فلسفه‌ورزی تا حدی ادامه نیافت. اما در ایران که مهد تفکر صدرایی است تفکر فلسفی در کنار مباحث عرفانی طرح شد و بعد از ملاصدرا پیروان او به جد فلسفه صدرایی را تداوم بخشیدند. شهید مطهری، علامه طباطبایی، آیت‌الله جوادی آملی از کسانی بودند که ادامه‌دهنده حکمت متعالیه شدند بنابراین صرف این اظهارنظر اگر فلسفه‌ورزی را تنها استدلال و عقل بگیریم ممکن است این شائبه به وجود بیاید اما در غیر این صورت نمی‌توان این گزاره را مطرح کرد. از سوی دیگر علامه طباطبایی که متاثر از حکمت متعالیه است در کتاب‌های خود مباحث عرفانی را از مباحث عقلی تفکیک می‌کند با این وجود ما او را حکیم صدرایی می‌دانیم.     ـ یکی از نقاطی که مورد مداقه فیلسوفان قدیم بوده بحث طبیعیات و ممزوجات است. یکی از گزاره‌هایی که نسبت به ملاصدرا بیان می‌شود به ویژه از سوی مکتب تفکیکی‌ها این است که فلسفه او با علم جدید سازگاری ندارد در این باره چه نظری دارید؟ ملاصدرا تا حد بسیاری طبیعیات را از فلسفه الهیات جدا کرد این در حالی است که در دوره ابن‌سینا فلسفه شامل علوم غیرنقلی می‌شد اما فلسفه‌ای که ملاصدرا به کار می‌برد در بحث طبیعیات، زیست‌شناسی و ... وارد نمی‌شود و لذا خود ملاصدرا به لحاظ موضوعی نمی‌خواهد مباحث فلسفی را به الهیات ببرد به همین دلیل این دو را از هم تفکیک می‌کند و در کتاب‌هایش هم چنین موضوعی هویداست. او عمدتاً به بحث‌های فلسفی اعم از الهیات به معنای اعم و خاص آن می‌پردازد.   ـ آیا ملاصدرا از تفکیک بین این دو موضوع هدفی را دنبال می‌کرده یا اینکه تحت تاثیر شرایط اجتماعی و محیطی آن زمان به چنین تفکیکی رسیده است؟ به‌هرحال ملاصدرا براساس اطلاعاتی که داریم مسافرتی به غرب نداشته و آن زمان نیز مقارن با اوایل رنسانس و دوره دکارت است بنابراین علوم مختلف پیدا نشده و شاید بتوان گفت اخبار و اطلاعاتی از غرب به او در این زمینه رسیده باشد اما آنچه که مشخص است او مواجهه مستقیمی با اروپا و حتی آسیای صغیر نداشته است بنابراین این تفکیک به تیزهوشی او برمی‌گردد. ملاصدرا اگرچه در اوایل بحث طبیعیات را مطرح می‌کند اما در زمان پختگی خود این مباحث را از فلسفه جدا می‌کند. علامه طباطبایی بعدها این تفکیک را تکمیل می‌کند اگرچه ما می‌بینیم که به‌طور مثال ملاهادی سبزواری در منظومه حکمت خود بحث طبیعیات را مطرح می‌کند اما علامه طباطبایی به سبب زمینه‌سازی پیشین ملاصدرا به صورت کامل فلسفه اعم و اخص را جدا کرده است.   ـ اساسا جدی‌ترین انتقادی که می‌توان به افکار و اندیشه‌های ملاصدرا وارد کرد چیست؟ آمیختن فلسفه و عرفان اصلی‌ترین انتقادی است که به او مطرح می‌شود با این وجود اگر با دید استدلالی صرف نگاه کنیم این انتقاد از جهتی نقطه قوت ملاصدرا است. چون فلسفه و عرفان در روش صدرا بسیار به هم نزدیک است و اگرچه در دیدگاه ابن‌عربی بحث وحدت و اصالت وجود به اوج می‌رسد اما در مباحث ملاصدرا نکاتی هست که در آثار ابن‌عربی دیده نمی‌شود. از سوی دیگر اگرچه علامه طباطبایی از لحاظ موضوعی را عرفان را خارج می‌کند در استدلال نمی‌تواند عملا این کار را انجام دهد و عناوین مباحث عرفانی مانند وحدت وجود، در عمل به فلسفه می‌آید و گسترش پیدا می‌کند این در حالی است که در آثار ابن‌سینا چنین چیزی را مشاهده می‌کند. همچنین اگرچه عرفان ابن‌عربی مبتنی بر عرفان فلسفی است اما علامه طباطبایی به‌عنوان کسی که متاثر از صدرا نمی‌تواند از کنار مباحث عرفانی در عمل بگذرد. پس با دید مشایی و ابن‌رشدی می‌توان این انتقاد را به ملاصدرا وارد کرد. با این وجود حتی در خود ابن‌سینا که مشایی است در کتابی مانند «اشارات و تنبیهات» در بخش‌های 9 تا 11 مباحث عرفانی به خوبی مطرح می‌شود.   نکته دیگر این است که بیان می‌شود که ملاصدرا شدیدا تحت تاثیر ابن‌عربی است و در مباحث عرفانی مانند او نگاه تاویلی به قرآن دارد که برخی از علوم ظاهر به تفسیر به رأی تلقی می‌شود. اما این درست نیست که نگاه تاویلی را تفسیر به رای بدانیم اما این نگاه تفسیر عرفانی است و با آن می‌توانیم عمیق‌ترین مطالب را از قرآن کشف کنیم و سرچشمه‌های بزرگی را در آموزه‌های اهل‌بیت مشاهده کنیم. این در حالی است که اهل علوم ظاهر با نگاه کلامی معتقدند تفسیر تاویلی تفسیر به رأی است. پس کسانی که در فلسفه، عرفان، فقه، کلام و... مطالعات عمیق دارند و در تفسیر جامع هستند دین را یکپارچه می‌بینند و ابعاد مختلف را مشاهده می‌کنند از همین منظر تفسیر تاویلی را غلط نمی‌دانند اما کسانی که نگاهشان محدود به رویکرد فقها و محدثین است چنین نظری دارند.   ـ از میان آثار ملاصدرا کتاب کدامش هنوز هم نکات جدیدی برای فلسفه امروزین ما دارد؟ فیلسوفان هستند که باید با غواصی و شناخت در آثار عمیق ملاصدرا به این نکات جدید دست پیدا کنند به هرحال عمیق‌ترین آثار ملاصدرا در اسفار اربعه او نوشته شده است و نکات بسیار جدیدی در آن موج می‌زند. امروز با توجه به شرایط مسائل فلسفی در حوزه ماورالطبیعه، فلسفه، اعتقادی، عرفانی و ... می‌توان دیدگاه‌های بسیار خوبی از این کتاب گرفت. با این وجود معتقدم ملاصدرا خلاصه‌ترین و عمیق‌ترین دیدگاه‌های خود از حکمت متعالیه در کتاب شواهد ربوبیه و مفاتیح‌الغیب بیان کرده و این دو کتاب در اوج پختگی ملاصدرا نوشته شده است. ]]> علوم‌انسانی Tue, 22 May 2018 09:55:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261429/فلسفه-ورزی-ملاصدرا-ایران-تداوم-یافت تمدید یک ماهه زمان ثبت آثار در سامانه دهمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261415/تمدید-یک-ماهه-زمان-ثبت-آثار-سامانه-دهمین-دوره-جشنواره-بین-المللی-فارابی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از واحد اطلاع‌رسانی و تبلیغات دهمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی، حسین میرزایی با اعلام خبر تمدید ارسال آثار به دبیرخانه دهمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی گفت: دبیرخانه دهمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی به دلیل تماس‌های علاقه‌مندان به ویژه مراکز علمی و ناشران به ثبت و ارسال آثار، یک ماه زمان ثبت اثر در سامانه را تمدید کرده است و این مدت قابل تمدید مجدد نیست. وی ادامه داد: تداخل زمان دریافت آثار با تعطیلات نوروزی باعث شد تا علاقه‌مندان به موقع برای ثبت آثار اقدام نکنند و اکنون با تماس‌های آنها دبیرخانه تصمیم به تمدید زمان ثبت نام تا پایان خرداد ماه گرفته است. میرزایی یادآور شد: تمامی پژوهشـگران حوزه علـوم انسانی و اسلامی تا پایان روز پنجشنبه 31 خرداد ماه 1397 فرصت دارند، آثار خود را شامل گزارش نهایی پژوهش، پایان‌نامه و کتاب که در سه سال گذشته (از ابتدای فروردین 1394 تا پایان اسفند 1396) انجام شده است، در سایت این جشنواره ثبت کنند. بخش بین‌الملل جشنواره نیز آثار مربوط به حوزه ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی را طبق اعلام قبلی تا پایان آگوست 2018 دریافت می‌کند.   ]]> علوم‌انسانی Tue, 22 May 2018 08:16:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261415/تمدید-یک-ماهه-زمان-ثبت-آثار-سامانه-دهمین-دوره-جشنواره-بین-المللی-فارابی اندیشمندی که مبارزه را به یک مفهوم پرتکاپو از زندگی روزمره تبدیل کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261371/اندیشمندی-مبارزه-یک-مفهوم-پرتکاپو-زندگی-روزمره-تبدیل به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «میشل بن سایق: مبارزه، مقاومت و زندگی» نوشته آن دوفورمانتیل با ترجمه حمید نوحی از سوی نشر گام نو منتشر شده است. رزمنده جنبش پارتیزانی چه‌گوارایی در دهه هفتاد میلادی در آرژانتین میشل بن سایق، اکنون به صورت یک تبعیدی در پاریس به سر می‌برد. این فیلسوف و روانکاو در گفت‌وگوی حاضر که در این کتاب به تصویر کشیده شده، ضمن شرح و تحلیل مبارزات خود و همرزمانش در آمریکای لاتین و فرانسه تصویرگر چهره‌ای است کاملا نقطه مقابل چهره «رزمنده غم‌زده» و خشک و خشن «جبر زندگی». انگاره مسئولیت شادان و مقاومت و خلاقیت، در جریان تجربه و زندگی روزمره؛ این است راهی که در این کتاب به نمایش گذاشته شده است. به رغم تحمل فشارهای طاقت‌فرسای جسمی و روحی در شکنجه‌گاه، شهادت همسر مبارز، دزدیده شدن فرزند نوزادش توسط شکنجه‌گر ـ که خود ماجرایی شورانگیز و در عین حال بسیار متاثر کننده است ـ بن سایق هم خود را وقف پیشبرد آرمان‌های انسانی کرده و لحظه‌ای از پا ننشسته است. نظریه‌پرداز فلسفه آزادی و «موقعیت» با توشه‌ای پرباز از تجربیات مبارزاتی به بازخوانی و نقد تجربیات دوران مدرت پرداخته، به امید بازسازی جنبش‌های اجتماعی فراگیر در سطح جهان در برابر هجوم دهه‌های اخیر نظام جهانی سرمایه‌داری تلاش می‌کند با موشکافی فلسفی و تعریف مجدد از پدیده‌های اجتماعی نظیر قدرت، دولت، فاشیسم، سرمایه، سلطه، فرهنگ و ... به راهبردهایی عملی برای برون‌رفت از انسداد دو دهه اخیر مبارزات اجتماعی دست یابد و امیدوار است شور و شوق و روح‌تازه‌ای در فراگرد تحکیم آزادی و دمکراسی پدید آید. در مدت بیست و سه سال گذشته، بن سایق که جبراً از آرژانتین رانده شده و در فرانسه پناه یافته است به طور پیگیری زندگی خود را وقف کسب دانش‌های پایه‌ای و جمع‌بندی و تحلیل شرایط نوین جهانی کرده است. به گفته مترجم کتاب در پیشگفتار، اصل کتاب نه دارای واژگان اختصاصی است و نه فهرست اسامی خاص. در ترجمه حاضر واژگان اختصای فرانسه و فارسی و همچنین فهرست اسامی خاص با شماره صفحات به آن افزوده شده است. به طوری که ملاحظه می‌شود کوشش شده است تا در حد امکان از معادل‌های محدودی برای هر واژه در تمامی متن استفاده شو، تا در تهیه واژگان و استفاده از آن برای خوانندگان مشکلی پیش نیاید.   در پشت جلد این کتاب می‌خوانیم: «میشل بن سایق یک اندیشمند برجسته است و به تاثیر از اسپینوزا، دلوز و لاکان تلاش می‌کند مبارزه را به یک مفهوم پرتکاپو از زندگی روزمره تبدیل کند و در مقابل احساس عجز، ناتوانی و سلطه‌ی نظام‌های اجتماعی، معنا و شادمانی مسئولیت را جایگزین سازد. وی افزون بر کتاب حاضر، کتاب‌های دیگری را نیز تالیف کرده است.» مخاطبان در این کتاب، در مطالبی چون پیکار، آرژانتین، شکنجه، بازگشت، دورانی شفاف، سرمایه‌داری و جهانی شدن و پایان سخن می‌توانند با بن سایق آشنا شوند. کتاب «میشل بن سایق: مبارزه، مقاومت و زندگی» نوشته آن دوفورمانتیل به ترجمه حمید نوحی با شمارگان 500 نسخه در 240 صفحه به بهای 23 هزار تومان از سوی نشر گام نو منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Tue, 22 May 2018 07:44:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261371/اندیشمندی-مبارزه-یک-مفهوم-پرتکاپو-زندگی-روزمره-تبدیل ضرورت توجه جدی دولت به موضوع حق‌التالیف http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261338/ضرورت-توجه-جدی-دولت-موضوع-حق-التالیف خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - زهرا حقانی: حجت‌الاسلام والمسلمین محسن رهامی، نماینده دوره‌های اول و دوم مجلس شورای اسلامی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها، مدرس دانشگاه در حوزه حقوق کیفری، جرم‌شناسی و علوم دینی و عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه تهران است. وی اکنون ریاست بنیاد بین‌المللی «صلح برای همه» را برعهده دارد. وی در جریان برپایی سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم با حضور در غرفه ایبنا، ضمن تاکید بر رفع موانع تولید و نشر کتاب و ارائه راهکارهایی برای تشویق مردم به کتابخوانی، درباره کتاب‌های چاپ شده و در دست تدوین خود در زمینه حقوق کیفری و به‌ویژه مسأله کاهش یا جایگزینی برای مجازات‌ها سخن گفت.   به‌نظر شما برگزاری نمایشگاه کتاب در تهران و استان‌ها و اجرای طرح‌های فصلی، چه تاثیری بر رونق چرخه نشر و ترویج کتابخوانی و افزایش سطح مطالعه در جامعه ایران دارد؟   مبنای اصلی پیشرفت و توسعه و رفع مشکلات جوامع در دنیای ملتهب و پرآشوب، خردمندی و دانایی است. هر کشوری خردمندتر است، مشکلات کمتری دارد و از مواهب توسعه بیشتر بهره‌مند است. مبنای خردمندی و دانایی، به‌طور عمده کتاب و توسعه فرهنگ کتابخوانی و نشر کتاب‌های جدید است که موجب آشنایی مردم با عقاید صاحبنظران مختلف در خارج و خارج می‌شود. میزان مطالعه کتاب و شمارگان انتشار کتاب‌ها در هر کشوری بیشتر باشد و دروازه‌هایش را به روی گرایش‌ها و افکار مختلف باز کرده و کمتر به سانسور و محدودکردن انتشار کتاب بپردازد، آن‌ کشور توسعه‌یافته‌تر بوده و از مواهب توسعه بیشتر برخوردار می‌شود.   تشکیل نمایشگاه‌های کتاب و طرح‌های کتابی به‌صورت سالیانه یا فصلی از سوی نهادهای مرتبط با این حوزه و هر اقدامی که سبب شود مردم در کنار صدها مشکل روزانه زندگی، بخشی از وقت خود را به مطالعه اختصاص داده و قدری از فضای روزمره زندگی خارج شوند، کاری بسیار ارزشمند و تاثیرگذار در توسعه کشور است.   به‌نظر من دو دوره‌ای که نمایشگاه کتاب در شهر آفتاب برگزار و فترتی حاصل شد، به روند توسعه و میزان بازدید آسیب جدی وارد کرد. بازگشت به مصلا به اذعان ناشران، با استقبال بهتر بازدیدکنندگان همراه بوده و مردم با علاقه‌مندی حضور پیدا کردند. البته همواره مشکلات جنبی مانند عدم حمایت‌های مالی وجود داشته است. برخی دانشجویان و استادان بیان می‌کنند در زمینه اختصاص ارز به کتاب‌های خارجی و بن خرید کتاب، محدودیت‌های ایجاد شده است.   مهم‌ترین مشکل نشر کتاب در کشور ما چیست؟   یکی از مسائل جدی نشر ما، مربوط به رعایت نشدن حق تالیف یا همان قانون کپی‌رایت است که به حوزه کتاب و نشر ایران آسیب جدی وارد کرده است. کتابی که زحمات زیادی برای تالیف و تولید آن کشیده شده یا کتابی که ناشر از خارج با پرداخت حق رایت خریداری کرده، از سوی برخی به‌صورت افست چاپ و منتشر می‌شود. دولت باید به بحث حق تالیف و کپی‌رایت به‌عنوان یک سرمایه بزرگ علمی و اجتماعی توجه کند، یعنی به موازات تلاش برای ارائه کتاب و تشکیل نمایشگاه، موانع تالیف و انتشار آثار جدید و در نهایت مطالعه را باید از میان برداشت تا حاصل این شود که تعداد کتابخانه‌های ایران افزایش پیدا کرده و مردم تشویق شوند که اوقات بیشتری را برای مطالعه کتاب و آشنایی با سیر اندیشه‌ در داخل و خارج اختصاص دهند.   مطالعات تخصص شما در زمینه حقوق کیفری است. تاکنون چه کتاب‌هایی در این زمینه تالیف یا ترجمه کرده‌اید؟   در زمینه حقوق کیفری کتابی از من با عنوان «اقدامات تامینی و تربیتی» از سوی انتشارات میزان چاپ شده که در زمینه پیشگیری از جرم و نظام عرفی حقوقی در نظام اسلامی است. در این کتاب روش‌های پیشگیری از جرم در ایران و خارج از ایران را در چارچوب نظام اسلامی در زمینه تربیت مجرمین و اصلاح و درمان بزهکاران بررسی کرده‌ام.   کتاب دیگری در همین زمینه با عنوان «جرایم بدون بزه دیده» تالیف کرده‌ام که در آن دسته‌بندی جرایم را برحسب اینکه بزه‌دیده دارند یا نه و اینکه چطور می‌توانیم یک سیاست جنایی جدید را طراحی کنیم که تعداد زندانیان ما کم شود، انجام شده است. محتوای کتاب‌‌ها باید به این سمت بروند که بتوانیم تعداد مجرمین را کاهش دهیم و تلاش کنیم با جرایم عمده از طریق زندان و مواردی دیگر برخورد و جرایم فاقد بزه را از بحث مجرمانه خارج کنیم. تئوری کلی من این است که باید فهرست جرایم را کاهش دهیم، چون امروز با انبوهی از جمعیت زندانی در ایران مواجه هستیم. به نسبت 30 یا 40 سال گذشته که جمعیت ایران حدود سه برابر شده، تعداد زندانیان ما حدود 20 برابر شده و این افزایش برخلاف روال عادی کشورهای پیشرفته، بسیار غیرمتناسب و غیرمعقول است.   یک کار ترجمه نیز درباره بازسازی دموکراسی آمریکا با عنوان «چگونه لینکلن در آمریکا دموکراسی را بازسازی کرد» انجام داده‌ام. ایالات متحده آمریکا بعد از جنگ جنوب و شمال که به تدریج آبراهام لینکلن به بازسازی دموکراسی و اتحاد جدید بین ملت آمریکا پرداخت، تجربه موفقی در بازسازی دموکراسی و برداشتن موانع دموکراسی داشته و لذا این کتاب می‌تواند موثر واقع شود.   چه کتاب‌های دیگری در دست تالیف یا ترجمه دارید؟   در حال حاضر مشغول کار روی کتابی در زمینه حقوق کیفری اختصاصی هستم که به جرایم شخصی مانند قتل، سرقت و توهین مربوط می‌شود. موضوع این کتاب به جرایم اشخاص چه آنها که منجر به صدمات فیزیکی و چه آنها که منجر به صدمات روحی و حیثیتی به‌ویژه جرایمی مانند نشر اکاذیب و افترا که امروز خیلی با آن‌ها درگیر هستیم،‌ اختصاص دارد که به زودی آماده چاپ می‌شود.   کتاب دیگری که فکر می‌کنم تا مهرماه روانه بازار نشر شود، «الحدود تدرأ بالشبهات» یا قاعده درء به معنی سقوط مجازات است. بسیاری از مردم نسبت به ماهیت قانونی جرایم اطلاع کمتری دارند و گاهی جرایم را از روی کم‌اطلاعی انجام می‌دهند. لذا در این کتاب بحث شده که چطور می‌شود در چنین مواردی مجازات را برداشت یا کاهش داد.   ترجمه دیگری با عنوان «کد نمونه جهانی» در زمینه جهانی شدن مجازات‌ها در دست دارم. در مدتی که با موسسه بین‌المللی حقوق جزا و جرم‌شناسی در آلمان ارتباط داشتم، در زمینه جهانی شدن و یکسان‌سازی مجازات‌ها تا حد امکان تحقیق شد. مجازات برخی جرایم در ایران بین 20 تا 25 سال است ولی مجازات همان جرم مثلا در سوییس دو یا سه سال است. به‌ویژه افزایش مجازات‌هایی که بعد از انقلاب صورت گرفته، موجب تورم کیفری شده و زندان‌های ما مملو از زندانی شده است. این کتاب در واقع تلاش می‌کند برای تمام کسانی که در کشورهای مختلف جرم‌های مشابه انجام می‌دهند، مجازات‌های پایه مشابه درنظر بگیرد. البته مشابه‌سازی جرایم کار بسیار سختی است، ولی تلاش کردیم مجازات‌های بدنی تا حدی حذف شود.   در این زمینه بیشتر توضیح دهید؟   به‌عنوان مثال راهکاری که امام خمینی (ره) ارائه دادند مبنی بر این‌که برخی از مجازات‌ها که حیثیت نظام اسلامی را زیرسوال ببرد، باید متوقف شوند؛ مانند مجازات سنگسار. این مجازات در افکار عمومی نسبت به دین مبین اسلام، تبعات منفی ایجاد می‌کند. باید راهکار شرعی برای چنین مواردی پیدا شود. البته اینگونه مسائل هم موافقان خیلی جدی و هم مخالفان جدی دارد. طبیعی است هر فکر نویی که در جامعه ارائه می‌‌شود، اینطور نیست که همه «زنده باد» بگویند، بلکه اوایل ممکن است عده‌ای مخالفت کنند، ولی مهم این است که کار ما صحیح و در چارچوب قانون اساسی و در چارچوب فقه مترقی دین مبین اسلام باشد. منتها خود دین مبین اسلام، برای بسیاری از مسائل راهکار پیدا کرده است. اعتقاد ندارم که انسداد فقهی رخ داده و هیچ راهی برای نجات جامعه وجود ندارد. مطالعاتی که در حوزه علمیه و در دانشگاه‌های معتبر دنیا داشتم، خیلی کمک کرده که بتوانیم با استفاده از صاحبنظران داخلی و خارجی، دیدگاه‌های نویی را در حوزه‌های حقوق کیفری و جرم‌شناسی و کاهش جرایم ارائه دهیم. ]]> دین‌ Tue, 22 May 2018 05:51:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261338/ضرورت-توجه-جدی-دولت-موضوع-حق-التالیف مفاهیم کتاب‌های حقوق شهروندی باید اجرایی شوند http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260912/مفاهیم-کتاب-های-حقوق-شهروندی-باید-اجرایی-شوند سمانه سنجابی، مدرس حقوق دانشگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در ارزیابی خود از منابع کمی و کیفی در حوزه حقوق شهروندی عنوان کرد: تعداد منابعی که در حوزه حقوق شهروندی به لحاظ کمی و کیفی منتشر شده مناسب بوده است؛ به لحاظ ایده‌پردازی در این حوزه کتاب‌های زیادی منتشر شده و عناوین مختلفی درباره حقوق شهروندی به چاپ رسیده است و پژوهشگران متعددی در این باره کار کردند. وی ادامه داد: اما ما در این حوزه مشکل ایده تا اجرا داریم یعنی نظرات دکترین حقوقی صاحب‌نظران تاثیری در اجرا ندارد؛ گاهی نظرات استادان و مولفان این حوزه با وجود استقبال از سوی دانشجویان و مخاطبانش نتوانسته تاثیری در اجرا داشته باشد. نویسنده یادداشت‌های حقوقی مجله 7 روز زندگی در ادامه سخنانش توضیح داد: به‌عبارت‌دیگر در عرصه عمل ما با دیوارهایی روبه‌رو می‌شویم که مانع از تاثیرگذاری نظرات آکادمیک بر ساختار جامعه می‌شود پس کتاب‌ها باید روند اجرایی شدن خود را دنبال کنند کما اینکه منشور حقوق شهروندی نیز در چنین مرحله‌ای است. بنابراین به لحاظ کمی و کیفی عناوین زیادی در این حوزه اعم از شهرداری‌ها، فیلترینگ و... منتشر شده اما تمامی این آثار در عرصه عمل نتوانسته موفق باشد. سنجابی با بیان اینکه ما چون جامعه رو به پیشرفت و صنعتی هستیم بحث تکوین خانواده و زنان در حوزه حقوق شهروندی باید سرعت بیشتری بگیرد، بیان کرد: بحث معلولین نیازمند ادبیات‌سازی بیشتری است تا بر اساس تکیه بر منشور حقوق شهروندی بتوانیم زمینه‌های لازم در این حوزه را فراهم کنیم. همچنین در بحث زنان جای کار بسیاری داریم اما از آن استفاده نکرده و این موضوع را در حد جلسات علمی باقی گذاشته‌‌ایم تا اینکه در این حوزه کار اجرایی صورت بگیرد و تاثیرات آن نشان داده شود. وی در پایان از تالیف کتابی در حوزه حقوق شهروندی درباره تکریم حقوق خانواده خبر داد و افزود: امیدوارم این کتاب طی ماه‌های آتی منتشر می‌شود چراکه با منشور حقوق شهروندی پیوند دارد. ]]> علوم‌انسانی Tue, 22 May 2018 05:31:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/260912/مفاهیم-کتاب-های-حقوق-شهروندی-باید-اجرایی-شوند توجه «بدرالخان» به معناداربودن آموزش الکترونیکی برای بومیان دیجیتال http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261394/توجه-بدرالخان-معناداربودن-آموزش-الکترونیکی-بومیان-دیجیتال به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «تحول در آموزش مدرن از طریق اجرای یادگیری الکترونیکی معنادار» با سخنرانی سمیه رحیمی و حسینی ضرابی عصر دوشنبه 31  اردیبهشت ماه در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. رحیمی در این نشست توضیحاتی را درباره کتاب ارائه کرد و گفت: این کتاب در سال 2016 به همت بدرالخان سخنران، نویسنده، مربی و مشاور در زمینه آموزش الکترونیکی نوشته شده است. وی ادامه داد: در سال 2012 وی را به عنوان استاد افتخاری برجسته یادگیری الکترونیکی انتخاب کردند. بدرالخان در این کتاب و در مقدمه اثر مطرح می‌کند تحول در آموزش مدرن از طریق اجرای یادگیری الکترونیکی معنادار باعث بهبود شیوه‌های آموزش و پرورش می‌شود.   رحیمی افزود: خان برای تعیین چهارچوب یادگیری الکترونیکی درباره وب جهان گستر سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که ما در این باره با سوالات زیادی مواجهه می‌شویم از جمله اینکه برای یادگیری الکترونیکی چه باید کرد؟ این پرسش موجب شد که او وادار شود تا در پاسخ به این خلاء درباره یادگیری الکترونیکی اقدام کند. این دانشجوی دکترا در ادامه سخنانش با بیان اینکه او در سال 2004 چهارچوبی را برای یادگیری الکترونیکی معنادار مشخص کرد، گفت: این چهارچوب به طور رسمی در آن سال مورد استفاده قرار گرفت و امروزه به عنوان چهارچوب یادگیری الکترونیکی شناخته می‌شود.   به گفته وی، یادگیری الکترونیکی هشت بعد را در بر می‌گیرد. این کتاب با دید بین‌المللی ارائه شده و بینشی که از فصول کتاب ارائه می‌شود غنی است. رحیمی در بخش دیگری از سخنانش عنوان کرد: در کتاب تعریفی از یادگیری الکترونیکی ارائه می‌شود. همچنین بیان می‌شود که یادگیری در محیط باز انعطاف‌پذیری خاصی دارد. بدرالخان روی این موضوع توجه ویژه دارد. او با توجه به خصوصیات یادگیری الکترونیکی بیان می‌کند که این موضوع یک تغییر پارادایمی است که می‌تواند برای همه ذینفعان مطرح شود. وی یادآور شد: با توجه به هشت بعد بدرالخان، یادگیری الکترونیکی معنادار به سه طبقه کلی تعریف می‌شود که شامل پداگوژیک، فناوری و مدیریتی نهادی است و تمامی فصول بر این اساس نگارش شده است. رحیمی با بیان اینکه هدف چهارچوب این است که به ما کمک کند تا از ابعاد مختلف به موضوع بنگریم توضیح داد: البته بدرالخان یادآور می‌شود که ممکن است عوامل دیگری هم به آن هشت بعد اضافه شود. خان می‌گوید هر پروژه مرتبط به یادگیری الکترونیکی منحصر به فرد است. او می‌گوید برای شناسایی مسایل مهم ذی نفع باید گروه ذینفع را در هسته اصلی یادگیری الکترونیکی قرار داد و سپس هشت بعد را روی آن بررسی کرد.   این دانشجوی دکتری در ادامه توضیحاتی را درباره طبقه پداگوژیک ارائه کرد و افزود: این طبقه فصل یک تا هشت کتاب را در برمی‌گیرد و موضوعات مختلفی را مطرح می‌کند. پژوهش‌هایی درباره دوره‌های کارورزی معلمان، مروی بر یادگیری مبتنی بر رسانه و ... از جمله مباحث این طبقه هستند.   رحیمی با اشاره به دوره‌های موک این سوال را مطرح کرد که آیا با وجود دوره‌های موک یادگیری الکترونیکی منسوخ نمی‌شود؟ وی در پاسخ بیان کرد که این دوره‌ها منسوخ نشده اما هویت جدیدی را پیدا کرده است. خان بیان می‌کند که حتی دوره‌های موک را می‌توان در هسته اصلی یادگیری الکترونیکی قرار داد و هشت بعد را روی آن مشاهده کرد. به گفته رحیمی، دوره‌های موک‌ چالش‌های زیادی را برای کاربران به وجود آورده است، با وجود اینکه تجربه‌های خوبی را برای کاربر فراهم می‌کنند اما تعاملی نیستند. خان در ادامه کتاب به این موضوع اشاره می‌کند که آیا با افزودن شبکه‌های اجتماعی به دوره‌های موک می‌توان بر چالش تعاملی نبودن این دوره‌ها غالب شد؟     ضرابی در بخش دیگری از این نشست با اشاره به نکات برجسته کتاب عنوان کرد: این اثر حاوی مقالاتی است که نقطه انسجام کتاب است. تعریف مفاهیم اصلی در مقدمه از نظر نویسنده بیان شده و از سوی دیگر ارائه چارچوب جامع و چندبعدی و پرکاربرد برای تمام ذی‌نفعان. از دیگر ویژگی‌‌های مثبت دیگر این است به این معنی که ذی‌نفعان مختلف در کتاب در نظر گرفته شده‌اند.   وی ادامه داد: دسته‌بندی کردن مقالات براساس طبقات چارچوب بدرالخان، استفاده از شواهد نظری و نتایج مبتنی بر پژوهش‌های کمی و کیفی از دیگر ویژگی‌های مثبت این اثر است. نویسنده برمبنای حدس و گمان به تشریح پیامدها نمی‌پردازد بلکه تاثیرات آن را براساس یافته‌های علمی در موقعیت‌های مختلف نشان می‌دهد.   به گفته این دانشجوی دکترا، نگاه انتقادی بدون قضاوت ارزشی و توجه به ملاحظات و تاکید و توجه کتاب به معناداربودن آموزش الکترونیکی برای بومیان دیجیتال از دیگر ویژگی‌های قابل ذکر این اثر است.   ضرابی در ادامه راهکارهای خود را برای بهبود کتاب ارائه کرد و گفت: نویسنده می‌توانست در فصل اول تعاریف مفاهیم اصلی را بیان کند و سپس از فصل دوم تعریف مدل (ویژگی‌ها و کاربرد) را ذکر کرده و در نهایت برای بررسی هر بعد یک فصل مجزا را اختصاص دهد. همچنین ارائه یافته‌ها و نتایج مقالات مرتبط هر فصل در آن می‌توانست از راهکارهای دیگر بهبود اثر باشد. من همچنین نکاتی را درباره نقد محتوای مقاله فصل سوم کتاب دارم که می‌تواند به بهبود اثر کمک کند.   مرتضی رضایی‌زاده، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه هرگونه استفاده از فناوری برای یادگیری ما را به سوی آموزش مجازی می‌‌برد، گفت: اگر از این زاویه به مدل بدرالخان نگاه کنیم کتاب برای ما معنادار می‌شود و استفاده از 8 بعد خان برای هرگونه استفاده در فضای مجازی می‌تواند قابل بهره‌برداری باشد.   وی ادامه داد: شما در فضای چهره‌به‌چهره اقتضائاتی را برای خود قائل هستید و با تغییر این فضا نیازها نیز متفاوت می‌شود. اینجاست که در استفاده از مدل‌ها باید اهداف، روش تدریس، ارزیابی و ... نیز تغییر کند. چرا که نمی‌توان با روش‌های قبلی از یک مدل جدید استفاده کرد.   رضایی‌زاده گفت: یکی از نکات منفی کتاب این است که فصول آن به‌هم ریخته و غیرمنسجم است و حتی در نقدی به پروفسور بدرالخان بیان شده که این کتاب اعتبار او را زیر سئوال برده است. از سویی دیگر نویسنده اگرچه در کتاب ابزار برای کاربر ارائه می‌دهد اما این ابزار ناقص است و به همین دلیل می‌تواند بعد منفی‌ برای کتاب باشد.   وی یادآور شد: در کتاب و هشت بعد بدرالخان فرهنگ محیطی و تاثیرات آن در محیط آموزشی نادیده گرفته شده است. از سوی دیگر مشخص نیست که کدام نهاد باید وظیفه انجام دادن هشت بعد را به عهده بگیرند. ]]> علوم‌انسانی Tue, 22 May 2018 05:18:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261394/توجه-بدرالخان-معناداربودن-آموزش-الکترونیکی-بومیان-دیجیتال در مرکز اسناد هر اسباب‌کشی 10 آتش‌سوزی دارد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261380/مرکز-اسناد-اسباب-کشی-10-آتش-سوزی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سید محمد بهشتی رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری که در مراسم رونمایی از «فصلنامه مطالعات باستان‌شناسی پارسه» سخن می‌گفت، افزود: دوران زیادی از زندگی من در حالی سپری شد که چیزهایی یاد می‌گرفتم بدون آنکه بدانم، اما زمانی که به سازمان میراث فرهنگی آمدم خیلی چیزها آموختم در حالی که می‌فهمیدم که یاد گرفتم و این برای من شیرینی زیادی دارد. وی افزود: فرق این دو یادگیری این است که در اولی از جهل خودمان بی‌خبریم پس از علممان نیز بی‌خبریم ولی در دومی چون از نادانیمان مطلع هستیم پس دانستن برایمان شیرین و لذت بخش می‌شود. شخصی که می‌فهمد نمی‌داند را به فرد تشنه‌ای تشبیه می‌کند که هیچ کس به اندازه او گوارایی آب را درک نمی‌کند. پس ندانستن هم خودش ثروتی است مثل دانستن که لذتی به همراه دارد. رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در ادامه با اشاره به صدمات جبران ناپذیری که جابجایی پژوهشگاه و مرکز اسناد از تهران به شیراز در دولت قبل به تشکیلات زد گفت: در آن زمان به دلیل اهمیت اسناد هنگامی که فرد یا دستگاهی سندی را لازم داشت بعد از کلی نامه‌نگاری با اکراه می‌توانست از آن استفاده کند ولی ای کاش هر آنچه سند داشتیم در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دادیم. وی با اشاره به این ضرب‌المثل که هر سه باراسباب کشی یک آتش سوزی به همراه دارد گفت: در مرکز اسناد هر اسباب‌کشی 10 آتش سوزی دارد. برخی خسارات در انجام مطالعات حوزه باستان‌شناسی است که غیر قابل بازگشت هستند و همه این کارها را به قیمت اینکه یک گزارش تهیه کنیم و مقاله‌ای بنویسم انجام می‌دهیم. باستان‌شناسان دستاوردهایشان را مکتوب کنند بهشتی با بیان اینکه آنقدر این نوشتار ارزشمند است که به خسارت پرخرجی که وارد آمده می‌ارزد، افزود: خدا از سر تقصیرات آنهایی که نمی‌نویسند و می‌نویسند و منتشر نمی‌کنند بگذرد. چاپ و انتشار کتاب، مجله و... در حوزه باستان‌شناسی کاری بزرگ است و نقطه آغاز و نفس این کار ارزشمند است حال چه بهتر که از نظر کیفیت علمی و داشتن نظم و ترتیب نیز بهتر باشد. وی تصریح کرد: از همکاران خواسته‌ام هر آنچه دارند در اختیار متقاضیان قرار دهند زیرا ممکن است اتفاق تلخی که برای مرکز اسناد افتاد برای سایر مراکز نیز روی دهد. به باستان‌شناسان می‌گویم، هر چه دارید بنویسید اگر ضعیف است در نسخه بعدی تکمیل کنید، عمر ما عمر نوح نیست و اگر به پشت سر خودمان نگاه کنیم می‌بینیم که چه چیزهای نانوشته‌ای دفن شده‌اند و راه دسترسی به آنها نه تنها کوتاه شده بلکه دیگر امکان ندارد. انتشارات باستان‌شناسی ایران کم برگ و بار نیست بهروز عمرانی، معاون پژوهشی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گفت: تاریخچه انتشارات باستان‌شناختی کشور در قیاس با تاریخ نسبتا کوتاه باستان‌شناسی ایران اصلا کم برگ و بار نیست. گذشته از دوره چندین جلدی آثار ایران در دهه‌های آغازین همین سده خورشیدی که البته بیشتر فرانسوی بود تا ایرانی پس از آن در دهه های 1320و 1330باید ازدوره دو جلدی مجله باستان‌شناسی و از دوره چهار جلدی گزارش‌های باستان شناسی یادکنیم. وی اظهار داشت: اوج رونق نشریات باستان شناسی ایران پیش از انقلاب اسلامی در دهه‌های 1340و 1350به روزگار مرکز باستان‌شناسی ایران و مجله باستان‌شناسی و هنر ایران و اندکی پس از آن به روزهای برگزاری سمپوزیم‌های سالانه و مجلدات آن باز می‌گردد. پس از انقلاب مدتی مجله میراث فرهنگی مجال خودنمایی یافت و همزمان با آن و البته تا کنون مجله اثر جدی ترین و دیرپاترین نشریه باستان‌شناسی ایران، مجله باستان‌شناسی و تاریخ از انتشارات مرکز نشر دانشگاهی بود که در اواسط دهه 1360زاده شده و در اوایل 1390از میان رفت. معاون پژوهشی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گفت: در فاصله سی ساله آمدن و رفتن آن مجله و همزمان با رشد و گسترش بیشتر کمی و کمتر کیفی مراکز آموزش عالی باستان شناسی اعم از دولتی، آزاد و غیر انتفاعی و... مجلات و نشریات باستان شناختی چندی نیز اینجا و آنجا سر برآوردند. وی با بیان اینکه در روزگار ما علم و دانش بیش از پیش به سوی هر چه تخصصی‌تر شدن گام بر می‌دارند افزود: در جامعه علمی امروز نیاز به نشریات و مجلاتی با حوزه کاری تخصصی و مشخص بیش از پیش احساس می‌شود اما این نگاه تخصصی متأسفانه در حوزه نشریات باستان شناسی ما هنوز جا نیفتاده است و عرصه‌ای خالی به نظر می‌آید. عمرانی در پایان ابراز امیدواری کرد: با حضور نشریاتی جدید همچون فصلنامه مطالعات باستان‌شناسی پارسه آرام آرام زمینه و عرصه برای مجلاتی هر چه تخصصی‌تر فراهم آید. فصلنامه‌ای با جنبه بین‌المللی مرتضی حصاری، باستان‌شناس و مدیر مسئول فصلنامه مطالعات باستان‌شناسی پارسه با اشاره به چگونگی تبدیل یافته‌های علمی به صورت نوشتاری گفت: طبق گفته استاد ملک شهمیرزادی باید پژوهش‌های صورت گرفته در قالب نوشتار در مجله یا کتاب که ویترین آن به شمار می‌آید به صورت مقالات علمی چاپ برسد از این رو انتشار این مجموعه را در پیش گرفتیم. تا کنون 2 شماره از این فصلنامه به چاپ رسیده و فایل پی. دی. اف آن در سایت پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در قسمت سامانه نشریات قابل مشاهده است. حصاری با بیان اینکه هیأت علمی فصلنامه مطالعات باستان‌شناسی پارسه را همکارانی از پژوهشگاه، دانشگاه تهران، برلین و  پنسیلوانینا تشکیل می‌دهند، افزود : این فصلنامه جنبه بین‌المللی دارد و مقالات آن در 2بخش فارسی و انگلیسی به چاپ می‌رسند. مجلات باستان‌شناسی در حال از بین رفتن است صادق ملک شهمیرزادی، باستان‌شناس پیشکسوت نیز در این نشست با اشاره به مفهوم ویترین که نخستین بار مرحوم دکتر شیرازی به آن اشاره کرده است گفت: میراث فرهنگی و آثار باستان شناسی ایران ویترین‌های ما هستند. وی باانتقاد از اینکه مجلات باستان‌شناسی یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن است تصریح کرد: هیچ دانشگاه و نهاد پژوهشی در دنیا نیست که ویترین خودش را نداشته باشد پس میراث فرهنگی ایران نیز با اینهمه آثار باستانی باید ویترین داشته باشد. این باستان‌شناس پیشکسوت ویترین پژوهشگاه را انتشارات آن دانست و افزود: پژوهشکده باستان‌شناسی اعضا و هیأت علمی جوانی دارد که باید نتیجه مطالعات و تحقیقاتشان را به چاپ برسانند. وی در پایان با اشاره به شروع فعالیت سید محمد بهشتی در سازمان میراث فرهنگی و تحولاتی که درآن زمان در این نهاد شکل گرفت تصریح کرد: اقداماتی که الان در حال شکل‌گیری است سنگ بنای کارهای بزرگ آینده است.   پژوهشگاه محدودیتی برای انتشارات ندارد جلیل گلشن، مشاور ریاست پژوهشگاه در سخنانی  با اشاره به اینکه باید این موضوع را در نظر بگیریم که معلوم نیست چقدر عمر می‌کنیم و باید نتیجه گزارش‌هایمان را چاپ کنیم، گفت: با حمایت‌های ریاست پژوهشگاه از سال 96 تقریبا هر 4 روز یک عنوان به چاپ رسانده‌ایم یعنی بین 80 تا 90 عنوان توسط پژوهشگاه چاپ شده است. بر اساس دستور ریاست پژوهشگاه هیچ مانع مالی برای چاپ کتاب نداریم و در انتظار ارائه موضوعات و پژوهش‌ها از سوی پژوهشگران هستیم. ]]> علوم‌انسانی Mon, 21 May 2018 08:04:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261380/مرکز-اسناد-اسباب-کشی-10-آتش-سوزی کارگاه پژوهشی «متد نقد کتاب» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261373/کارگاه-پژوهشی-متد-نقد-کتاب-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کارگاه پژوهشی «متد نقد کتاب (مولفه و ساختار نقد علمی، قوت‌ها و کاستی های آثار علمی و تدوین گزارش نقد در حوزه علوم انسانی)» به همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود. این کارگاه پژوهشی با ارائه حجت‌الاسلام سیدحسین حسینی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، برپا می‌شود. هدف از این کارگاه افزایش دانش نظری درباره مبانی، روش و اصول نقد علمی و ارتقای مهارت علمی نقد کتاب و متون علوم انسانی است. مدت زمان دوره کارگاه پژوهشی «متد نقد کتاب» 10 ساعت، ۴ جلسه ۲ و نیم ساعته در ۲ روز در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۱۴ در محل تهران، بزرگراه کردستان، نبش خیابان دکتر صادق آئینه وند، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Mon, 21 May 2018 07:26:36 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261373/کارگاه-پژوهشی-متد-نقد-کتاب-برگزار-می-شود ضرورت بازاندیشی در دانشگاه برای تبدیل شدن به یکی از درگاه‌های دانش و معرفت http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/260712/ضرورت-بازاندیشی-دانشگاه-تبدیل-شدن-یکی-درگاه-های-دانش-معرفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بین‌المللی سازی دانشگاه‌ها در عصر کنونی یکی از مسائلی است که مدام به آن دامن زده شده و طبیعتا موافقان و مخالفانی هم دارد. محمد حسینی‌مقدم، عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به تازگی کتابی با عنوان «دانشگاه ایرانی در سپهر بین‌المللی: بین‌المللی‌سازی آموزش عالی و آینده دانشگاه در ایران» تالیف کرده است که توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی به زیور طبع آراسته شده است. به همین بهانه گفت‌‌وگویی درباره ایده پرداختن به این کتاب داشته‌ایم که مشروح آن در ادامه آمده است. ضرورت تالیف کتاب «دانشگاه ایرانی در سپهر بین‌المللی: بین‌المللی‌سازی آموزش عالی و آینده دانشگاه در ایران» چه بوده است؟   دانشگاه به عنوان یکی از مهمترین برساخته‌های اجتماعی از بدو تأسیس تاکنون در شکل‌دهی به تحولات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جوامع نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است. در فضای جهانی‌شده کنونی این هستار اجتماعی علاوه بر اینکه پیشران تغییرات است خود نیز متأثر از تغییرات متفاوت و متنوع در فضای ملی و بین‌المللی است. در فضای ملی ایران موضوعاتی همچون بحران درآمدزایی برای تأمین هزینه‌های حفظ، نگهداری و توسعه دانشگاه‌ها، بحران اشتغال دانش‌آموختگان دانشگاه، بحران تمرکزگرایی نظام دانشگاهی در کلانشهرها و مسائل ناشی از این موضوع، تغییرات جمعیت‌شناختی متقاضیان و دانش‌آموختگان آموزش عالی، پاسخگو بودن دانشگاه به نیازهای جامعه، گسترش کارآفرینی، نوآوری، درآمدزایی و اثربخشی دانشگاه در کشور و استقلال دانشگاه‌ها در نظام تصمیم‌گیری از جمله موضوعاتی است که بر آینده دانشگاه‌ها و کارکردهای آنها تأثیرگذار است. علاوه براین تحولات فضای بین‌المللی آموزش عالی خواسته یا ناخواسته نظام‌های آموزش عالی و دانشگاه‌های علاقه‌مند به پیشرفت را به سوی آینده‌نگری هدایت می‌کند. موضوع رقابت‌پذیربودن دانشگاه‌ها، حضور در نظام‌های جهانی رتبه‌بندی و ارزشیابی‌های بین‌المللی، بهبود کیفیت خدمات آموزشی و پژوهشی دانشگاه، بین‌المللی‌شدن و منطقه‌گرایی در آموزش عالی، گسترش نفوذ فراملی دانشگاه، بین‌المللی‌شدن، تبدیل شدن به درگاه(Hub)‌ بین‌المللی آموزش عالی، نقش‌آفرینی در عرصه دیپلماسی علم و فناوری، مشارکت در برنامه‌های توسعه جهانی، گسترش به‌کارگیری فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی، گسترش مراودات بین‌المللی، شبکه‌سازی و عضویت در شبکه‌های بین‌المللی علم و فناوری، رقابت برای جذب منابع مالی، جذب منابع انسانی، ایجاد استخرهایی از نخبگان و استعدادهای برتر(talents pools of) گسترش نفوذ در سایر کشورها و اهمیت حضور در شبکه جهانی دیپلماسی علم از جمله موضوعاتی است که به آینده دانشگاه شکل می‌دهد. دستیابی به آینده مطلوب دانشگاه در ایران چگونه مهیا می‌شود؟ تحولات شکل‌گرفته در فضای ملی و بین‌المللی آموزش عالی باعث شده طیفی از آینده‌های ممکن(از آینده‌های مطلوب گرفته تا آینده‌های نامطلوب) در برابر دانشگاه‌های ایران شکل بگیرد. چگونگی شناسایی روندها و تحولات، روش رویارویی با آنها، شیوه تصمیم‌گیری، سیاستگذاری و تعیین اولویت‌ها و برنامه‌های اقدام برای مواجه با تغییرات گفته شده تعیین‌کننده وضعیت‌های آینده دانشگاه خواهد بود.   با توجه به نکات گفته شده و متنوع بودن عوامل شکل‌دهنده به آینده دانشگاه در ایران در این اثر تلاش شده به این پرسش پاسخ داده شود که دستیابی به آینده مطلوب دانشگاه در ایران چگونه مهیا می‌شود؟ نوآوری صورت گرفته در این مطالعه به‌کارگیری رویکردها آینده‌اندیشی و روش‌های مبتنی برآینده‌پژوهی و آینده‌نگری است. در این بررسی از حیث موضوعی و مفهومی قلمرو و دامنه آینده‌پژوهی دانشگاه به بررسی نقش «بین‌المللی‌شدن آموزش عالی» به عنوان نیروی پیشران شکل دهنده به آینده معطوف و محدود شده است؛ به عبارت روشن‌تر در سایه بررسی «بین‌المللی‌شدن آموزش عالی» آینده‌های بدیل دانشگاه در ایران طراحی و مشخص شده است. به‌کارگیری روش‌ها و ابزارهای متنوع آینده‌نگری و آینده‌پژوهی همچون تحلیل روند، روش تحلیل لایه‌لایه علت‌ها(Causal layered Analysis) یا CLA و بررسی موضوع تحقق و عدم تحقق بین‌المللی‌شدن آموزش عالی در ایران در طیفی از عوامل ملموس و شناخته شده تا عوامل ناملموس و ناخودآگاه مشتمل بر استعاره‌ها و اسطوره‌ها دخیل از زوایای متفاوت اقتصادی، سیاسی، فناورانه، ارزشی، اجتماعی و زیست‌محیطی و همچنین حضور محقق در میدان‌های متفاوت کنشگری مرتبط با فرایند بین‌المللی‌شدن از نقاط عطف مورد توجه در این اثر در حوزه بین‌المللی‌ شدن آموزش عالی در ایران است.   لطفا توضیحاتی درباره کلیات کتاب برای آشنایی خوانندگان با محتوای آن ارائه کنید؟ از سال ۱۳۸۶ تا کنون در مجموعه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مؤسسات تابع آن شامل مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، مرکز آینده‌پژوهی دانشگاه تهران، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره)، فرهنگستان علوم، بنیاد ملی نخبگان و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی چه به عنوان محقق و چه به عنوان فردی که عهده‌دار مسئولیت اجرایی است پژوهش‌ها و مطالعاتی را به صورت میدانی درباره وضعیت بین‌المللی‌شدن آموزش عالی در کشور انجام داده‌ام. «بررسی تطبیقی ارزیابی نظام‌های آموزش عالی در جهان»، «رصدخانه علم و فناوری»، «تهیه کتابچه راهنمای دانشجویان غیرایرانی» و «بررسی تطبیقی مراکز سیاست‌پژوه در حوزه علم و فناوری» از جمله پژوهش‌هایی است که زمینه دستیابی به فهم نظری و مفهومی در بین‌المللی‌شدن آموزش عالی را مهیا ساخته و در کنار آن اداره امور دفتر همکاری‌های علمی و بین‌المللی، سرپرستی جذب دانشجویان غیرایرانی و سرپرستی مرکز آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبان امکان حضور در میدان و مشارکت در فهم عوامل تأثیرگذار بر وضعیت بین‌المللی‌شدن آموزش عالی را به صورت انضمامی و عملی فراهم ساخته و علاوه بر این شرکت در نشست‌های سازمان‌های نقش‌آفرین در حوزه موضوع پژوهش در لایه سیاست‌گذاری، بودجه‌ریزی، خط‌مشی‌گذاری و طراحی‌اقدام‌‌ها زمینه دستیابی به درکی فرانهادی و در سطح تحلیل ملی را ممکن ساخته است.   درباره فصل‌های کتاب بیشتر توضیح دهید. با توجه به نکات گفته شده در این اثر علاوه بر لحاظ کردن زمینه‌های مفهومی، نظری و تجارب جهانی تلاش شده دستاوردها و تجربه‌های ملی مرتبط با بین‌المللی‌شدن آموزش عالی بر حسب روایت‌ها حاصل از تجربه زیسته در عرصه‌های گفته شده ارائه شود. این روایت‌ها حاصل از کنش مستقیم محقق با موضوعات، فرایندها، ساختارها و کنشگران متنوع و متفاوت در حوزه بین‌المللی‌ شدن بوده است. براین اساس مطابق ساختار طراحی شده برای این اثر در فصل اول تلاش شده به چند پرسش پاسخ داده شود، مشتمل بر منظور از بین‌المللی‌شدن آموزش عالی چیست؟ خاستگاه تاریخی، نظری، رویکردها، راهبردها، شاخص‌ها و روندهای جهانی این موضوع چیست؟ تمایز مفهومی بین‌المللی‌شدن با جهانی‌شدن چیست؟ کج‌فهمی‌های رایج در خصوص بین‌المللی‌شدن کدام است؟ پیشران‌های بین‌المللی‌شدن چیست؟ در فصل دوم تلاش شده به این پرسش‌ها پاسخ داده شود: اولویت‌ها، اهداف، سیاست‌ها و برنامه‌های مورد تأکید در اسناد بالادستی درباره بین‌المللی‌شدن آموزش عالی کدام است؟ تجربه بین‌المللی‌شدن آموزش عالی در ایران چیست؟ روش‌شناسی پژوهش برای گردآوری و تحلیل داده‌های پژوهش چیست؟ پرسش‌هایی که در فصل سوم تلاش شده به آنها پاسخ داده شود عبارتند از تحلیل لایه لایه علت‌های شکل‌گیری وضعیت کنونی بین‌المللی‌شدن آموزش عالی در ایران چیست؟ پیشران‌های شکل‌دهنده به وضعیت بین‌المللی شدن آموزش عالی در ایران چیست؟ آینده‌های بدیل گیش روی بین‌المللی‌شدن در ایران کدام است؟ آینده مطلوب بین‌المللی‌شدن آموزش عالی در ایران چیست؟ تجویزهای لازم برای تحقق آینده مطلوب کدام است؟ این کتاب چه ویژگی دارد که آن را از آثار مشابه متفاوت می‌سازد؟ این قضاوت از حیث اخلاقی باید توسط مخاطبان کتاب صورت گیرد. اما به زعم من نوآوری و ابتکار عمل صورت گرفته در این اثر به‌کارگیری رویکردهای میان‌رشته‌ای (Interdisplinary) و میان پارادایمی (Interparadighm) در فهم آینده‌های پیش روی دانشگاه در سایه روند بین‌المللی‌شدن آموزش عالی است. به عبارت روشن‌تر در بررسی وضعیت گذشته، حال و آینده بین‌المللی‌شدن آموزش عالی در ایران و همچنین چگونگی دستیابی به آینده مطلوب آموزش عالی ایران در مواجهه با روند بین‌المللی‌شدن از روش‌های ترکیبی استفاده شده است تا به کمک هر کدام جلوه‌های متفاوت مرتبط با واقعیت‌های بین‌المللی‌شدن آموزش عالی ایران آشکار شود. دستاوردهای بهره‌مندی از بین‌المللی‌شدن آموزش عالی چیست؟ همچنان که در مقدمه این اثر تصریح شده تمدن ایران‌زمین از بدو شکل‌‌گیری تا کنون خاستگاهی جهانی و بین‌المللی داشته است. به اقتضای همین ظرفیت تاریخی و تمدنی فضای داد و ستد، گفت‌وگو، مراوده، فهم جهانی و بین‌فرهنگی در طول تاریخ ایران به قوت خود باقی مانده است. اگرچه این روند در برخی دوره‌های زمانی دچار افت و خیز شده اما تداوم پیدا کرده است. تمدن ایران در دوره‌هایی از تاریخ جامعه بشری مهد دانش و حکمت بوده و در دوره‌هایی دیگر دستاوردهای دانشی و معرفتی جوامع دیگر را به کار گرفته است. به اقتضای چنین ظرفیت‌های تمدنی، فرهنگی و تاریخی می‌توان با بازاندیشی در خانه جایگاه شایسته تمدنی و تاریخی خود را در تبدیل شدن به یکی از درگاه‌های اصلی دانش، معرفت و حکمت بشری احیا کنیم. منظور از خانه در این جمله همان دانشگاه، مؤسسه آموزش عالی و اجتماعات علمی کشور است که ابتدا با تعریف و عملی‌سازی فضای فهم میان‌فرهنگی در داخل ظرفیت‌های لازم برای ایجاد ارزش افزوده به شیوه‌ای مشارکتی در عرصه علم و فناوری را به‌وجود می‌آورند و سپس از ظرفیت‌های بین‌المللی به شیوه‌ای هوشمندانه و پیش‌دستانه برای دستیابی به اهداف ملی بهره‌ می‌برند. شبکه‌سازی در فضای ملی و بین‌المللی و نقش‌آفرینی در شبکه‌های ملی علم، فناوری و نوآوری از دستاوردهای قابل انتظار بهره‌مندی از بین‌المللی‌شدن آموزش عالی است. ]]> علوم‌انسانی Mon, 21 May 2018 05:47:22 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/260712/ضرورت-بازاندیشی-دانشگاه-تبدیل-شدن-یکی-درگاه-های-دانش-معرفت پروژه‌های «پیتر برگر» و «دیوید هاروی» دنبال می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261044/پروژه-های-پیتر-برگر-دیوید-هاروی-دنبال-می-شود مهدی تدینی، مدیر بخش اندیشه نشر ثالث در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره جدیدترین آثار در دست انتشار  این نشر عنوان کرد:  انتشارات ثالث در سال 97 پروژه‌های سال‌های پیش  را در حوزه‌های تخصصی اندیشه دنبال خواهد کرد. وی ادامه داد: محسن ثلاثی که امسال با ترجمه اثر جدیدی درباره «جامعه‌شناسی دین» نوشته ماکس وبر به نمایشگاه کتاب آمده بود، قرار است کتاب دیگری را در حوزه جامعه‌شناسی دین ترجمه کند که تا پایان سال جاری منتشر می‌شود. تدینی با اشاره به اینکه بخش اندیشه نشر ثالث پروژه دیگری را درباره پیتر برگر در دست اجرا دارد، گفت: امسال کتاب «سایه‌بان مقدس» از این مجموعه منتشر شد که در نمایشگاه کتاب هم پرفروش بود. از این همین مجموعه قرار است آثار دیگری به چاپ برسد. به گفته مدیر بخش اندیشه نشر ثالث، اما پروژه دیگر این نشر درباره دیوید هاروی است که در ایران هم بسیار شناخته شده است و همواره ذیل آن گفت‌وگوهای بسیاری صورت گرفته است. وی در این باره نیز توضیح داد: البته هرچه تلاش کردیم کتابی از این مجموعه به نمایشگاه برسد موفق نشدیم ولی تا پایان سال آثاری در این باره به چاپ می‌رسد. همچنین مجموعه‌ای درباره «50 متفکر جامعه‌شناسی» منتشر می‌شود که در نوع خود بی‌نظیر است. به‌طور مثال در زمینه جرم‌شناسی از این مجموعه کتابی منتشر خواهد شد. ]]> علوم‌انسانی Mon, 21 May 2018 05:16:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261044/پروژه-های-پیتر-برگر-دیوید-هاروی-دنبال-می-شود کتاب «بازی گونه سازی کلاس: راهنمای عملی یادگیری مبتنی بر بازی» بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261351/کتاب-بازی-گونه-سازی-کلاس-راهنمای-عملی-یادگیری-مبتنی-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «ناک؛ نقد آگاهانه کتاب» سلسله جلسات نقد و بررسی کتاب در حوزه یادگیری فناورانه است که دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی تهران با همکاری موسسه خانه کتاب در بهار و تابستان سال 1397 برگزار می‌کند. بر این اساس در هفته چهارم اردیبهشت با محوریت کتاب «بازی گونه سازی کلاس: راهنمای عملی یادگیری مبتنی بر بازی» با ارائه ثریا خزائی و نقادی رقیه نوراللهی و هفته یکم خرداد با محوریت کتاب «تحول در آموزش مدرن از طریق اجرای یادگیری الکترونیک معنادار» با ارائه سمیه رحیمی و نقادی حسینی ضرابی برگزار می‌شود. این نشست‌ها دوشنبه‌ها از ساعت 14 در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی برگزار می‌شوند. ]]> علوم‌انسانی Sun, 20 May 2018 10:24:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261351/کتاب-بازی-گونه-سازی-کلاس-راهنمای-عملی-یادگیری-مبتنی-بررسی-می-شود فرهادپور از «انسان‌شناسی فلسفی: هستی‌شناسی و سوژه» می‌گوید http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261335/فرهادپور-انسان-شناسی-فلسفی-هستی-شناسی-سوژه-می-گوید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در ادامه درسگفتارهای بهار موسسه پرسش، درسگفتار «انسان‌شناسی فلسفی: هستی‌شناسی و سوژه» برگزار می‌شود. مدرس این درسگفتار مراد فرهادپور و زمان شروع آن یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ماه است. این درسگفتار فلسفی روزهای یکشنبه ساعت 17 و 30 دقیقه تا 19 و 30 دقیقه برگزار خواهد شد. علاقه‌مندان می‌توانند به نشانی خیابان قائم مقام فراهانی، نرسیده به خیابان مطهری، کوچه شبنم، پلاک 3 ساختمان موسسه پرسش مراجعه کنند.   مراد فرهادپور (زاده ۱۳۳۷ در تهران) فیلسوف، نویسنده، مترجم، روزنامه‌نگار و شاعر ایرانی است. وی کار ترجمه متون فلسفی را از دهه شصت خورشیدی آغاز کرد. فرهادپور در حال حاضر یکی از مهم‌ترین چهره‌های روشنفکری چپ نو محسوب می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Sun, 20 May 2018 08:56:25 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261335/فرهادپور-انسان-شناسی-فلسفی-هستی-شناسی-سوژه-می-گوید «شرایط امکان علوم اجتماعی در فلسفه غرب و فلسفه متاخر اسلامی» نقد می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261344/شرایط-امکان-علوم-اجتماعی-فلسفه-غرب-متاخر-اسلامی-نقد-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد با همکاری انجمن جامعه‌شناسی ایران (دفتر یزد) و انجمن دانشجویی پژوهش و رفاه اجتماعی نشست علمی نقد و بررسی کتاب «شرایط امکان علوم اجتماعی در فلسفه غرب و فلسفه متاخر اسلامی» را برگزار می‌کند. ابوالفضل مرشدی نویسنده کتاب، حسین افراسیابی، عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی، احمد کلاته ساداتی، عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی و حجت‌الله صادقی، عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد،مدیریت و حسابداری سخنرانان این نشست خواهند بود.   علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند دوشنبه 31 اردیبهشت ساعت ۱۵ به نشانی ساختمان نبوت سالن اجتماعات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد مراجعه کنند. ]]> علوم‌انسانی Sun, 20 May 2018 08:54:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261344/شرایط-امکان-علوم-اجتماعی-فلسفه-غرب-متاخر-اسلامی-نقد-می-شود پاسخ‌های پرشور کینگ و دریافت طرحی کلی از دنیای امروز http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261317/پاسخ-های-پرشور-کینگ-دریافت-طرحی-کلی-دنیای-امروز به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «مارتین لوترکینگ» (جونیور) شامل مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهای مارتین لوترکینگ (جونیور) در طول زندگی حرفه‌ای‌اش، از نخستین حضور تلویزیونی تا آخرین مصاحبه دقیق و موشکافانه، درست ده روز پیش از ترورش به همراه برخی مطالب ارزنده از جمله توصیه‌های کم و بیش فراموش شده وی در رابطه با حقوق شهروندی در ستون مجله آبنوس می‌شود. پاسخ‌های ژرف دکتر کینگ به موضوعاتی همچون سایه طولانی و دیرین برده‌داری، نقش سفیدپوست‌های آمریکا در دستیابی به تساوی‌نژادی و حمله به شهروندان سیاهپوست صلح‌طلب می‌پردازد که مستقیما جهان ما را خطاب قرار می‌دهد، جهانی که دکتر کینگ در شکل‌گیری‌اش کمک کرد اما زودتر از آن که بینندش از این جهان رخت بربست. این کتاب پس از یادداشت ویراستار به سرفصل‌هایی مانند سیاهپوست نوین، توصیه‌ای برای زندگی، آیا تبعیض با تفکیک‌زدایی برابر است؟ چه کسی به نیابت از سیاهان سخن می‌گوید؟ گفت‌وگو با مارتین لوترکینگ می‌پردازد. کینگ در یکی از مصاحبه‌هایش می‌گوید: «به نظرم مسئولیت ما در جامعه سیاهپوستان این است که کاملا شفاف‌سازی کنیم و بگوییم که هرگز نباید مشت نمونه خروار باشد و بی‌شک «کنفرانس رهبری مسیحیان جنوبی» دائما و مصرانه یهودستیزی را محکوم کرده است. این را جا انداخته‌ایم که نمی‌توانیم قربانی این تفکر شویم که برای از میان برداشتن شرارتی در جامعه باید آن را با شرارتی دیگر جایگزین کرد. نمی‌توانیم استبداد را با استبداد دیگر جایگزین کنیم. سیاهپوست هم که به نوبه خود برای عدالت مبارزه می‌کند اگر برگردد و یهودستیزی کند نه فقط رفتاری بسیار غیرمنطقی در پیش گرفته است بلکه از اصول اخلاقی هم بسیار عدول کرده است و هر کجا یهودستیزی دیده‌ایم با تمام توان مخالفتمان را ابراز کرده‌ایم.»   ویراستار یادداشتی بر این کتاب نوشته است. در این یادداشت می‌خوانیم: «دکتر مارتین لوترکینگ جونیورِ کشیش در یاد و خاطره ما استاد سخن و شاید الهام‌بخش‌ترین و جذاب‌ترین شخصیت قرن است. شخصیت او در سخنرانی «رؤیایی دارم» گیرا و در لغات «نامه‌ای از زندان بیرمنگام» قدرتمند ظاهر می‌شود. شخصیت مارتین لوترکینگ برجسته و تا ابد مثال‌زدنی است. بنابراین تعجب‌آور است که بخواهیم او را تا حد یک سخن‌پرداز یا مناظره‌کننده‌ای فروتن تقلیل دهیم. گفتگو با او چگونه است؟ آیا فی‌البداهه سخن می‌گوید؟ احتمالاً انتظار داریم در این مجموعه یک سری جملات معترضه طولانی و مغشوش، توقف‌های طولانی، تپق‌زدن‌های مکرر یا نظرات نسنجیده بخوانیم. اما کینگ به مهم‌ترین پرسش‌هایی که بشر با آن مواجه است پاسخ می‌دهد و کاستی‌هایی که در هر محاوره‌ای انتظار می‌رود، در این گفتگوها کمتر به چشم می‌خورد. در عوض بارها در این مجموعه مشاهده می‌کنیم که کینگ به بهترین شکل ممکن به هولناک‌ترین سئوالات پاسخ می‌دهد و گفتگویش از نظر جذابیت و متانت به سخنرانی می‌ماند و در عین‌حال از نظر تأثیر بر مخاطب طبیعی و آهنگین است. و این چیزی است که در بخش اول مصاحبه درج شده در این مجموعه که اولین حضور و گفتگوی تلویزیونی اوست، کاملاً مشخص است. در برنامه تلویزیونی «ذهن باز» کینگ در گفتگویش با ریچارد هِفنر به آگاهی جمعی و هشیاری نوین رنگین‌پوستان اشاره می‌کند و آن را لازمه انقلاب می‌داند. با اینکه سخنانش تا حدودی نقدِ فرهنگی‌ای تند و تیز دعوتی آشکار برای حضور در صحنه است، از مرز گفتگویی ساده فراتر نمی‌رود. قسمت دوم این مجموعه بخش جذابی از تاریخ نشریافته است: بخشی از توصیه‌های شخصی کینگ که هر ماه در ستونی در مجله ایونی چاپ می‌شد. ستونی که از 1957 آغاز به کار کرد و در اواخر 1958 بنا به دستور دکتر پس از مصدومیت کینگ متوقف شد (زنی از بیماری روحی رنج می‌برد در مراسم امضای کتاب هارلم به کینگ حمله می‌کند و او را با ضربات چاقو زخمی می‌کند) در این بخش کیگ به سئوالاتی درباره روابط، اتحاد سفیدپوستان، تخریب شخصیت رنگین‌پوستان در داستان‌های کودکان و مسائل دیگر پاسخ می‌دهد. وقتی می‌خواهد به ناپدری و دختر خوانده جدیدش توصیه کند نفرتشان را کنار بگذارند، از همان واژه‌هایی استفاده می‌کند که در یکپارچه‌سازی نژادها به آن اعتقاد دارد و اذعان می‌کند ارتباط بین دو گروه سبب می‌شود بر ترسشان بر ناشناخته‌ها فائق شوند و در کنار یکدیگر قرار گیرند. بی‌شک برداشتِ اصلی که از این مجموعه به دست می‌آید این است که برای کینگ، سیاست همیشه هم امری شخصی بوده است و هم بالعکس. کینگ در مصاحبه‌ای طولانی و ژرف با اسطوره برنامه شصت دقیقه، مایک والاس روزنامه‌نگار، بین تفکیک‌زدایی و یکپارچه‌سازی تمایز قائل می‌شود و اشاره می‌کند که یکپارچه‌سازی دربرگیرنده عوامل شخصی و احساسی است که فراتر از سیاست تفکیک‌زدایی است. والاس که نمی‌توانست کینگ را در برنامه تلویزیونی شصت دقیقه نایت بیت مهمان کند، این مصاحبه طولانی را جداگانه انجام داد و بخش کوچکی از آن را در نیویورک پست چاپ کردم. نسخه‌ای که در این مجموعه می‌خوانید، مصاحبه کاملی است که پس از مرگ والاس از میان نوشته‌هایش به دست آمد و این زمان هرگز به‌طور کامل چاپ نشده بود. بخش چهارم این کتاب برگرفته از مجموعه مصاحبه‌های شاعر و نویسنده برنده جایزه پولیتزر، رابرت پن وارن، با رهبران حقوق مدنی تحت عنوان «چه کسی به نیابت سیاهان سخن می‌گوید؟» است. پرسش‌های وارن که با چیره‌دستی گلچین شده‌اند یکی از بهترین اسناد موجود در راستای شناخت کلی اندیشه کینگ در جایگاه تاریخی‌اش و اهدافش در جنبش حقوق مدنی است. آخرین مصاحبه این کتاب که آخرین مصاحبه کامل کینگ نیز محسوب می‌شود، در تفریحگاهی در رشته کوه‌های کستکیل نیویورک درست ده روز پیش از درگذشتش انجام شده است. البته، هیچ‌ کس خبر نداشت که «شصت و هشتمین اجلاس سالانه گردهمایی خاخام‌ها» یکی از آخرین جلساتی است که کینگ در آن شرکت می‌کند. اما متن حاصله موضوعات متنوعی را از جمله مفهوم قدرت رنگین‌پوستان، صلح در خاورمیانه، منتخبان ریاست جمهوری، جنبش‌های اعتراضی ویتنام و هدف غایی عدالت اجتماعی پوشش می‌دهد و پایان شایسته‌ای برای این مجموعه رقم می‌زند. این گفتگوها بازه زمانی‌ای بیش از یک دهه از 1957 تا 1968 را در برمی‌گیرند و مقارن می‌شوند با مدتِ نسبتاً کوتاهی که کینگ شهرت جهانی یافته بود. توجه کنید که در این گفتگوها اغلب نظر ایشان را درباره آینده می‌پرسیدند. امروز این سئوال طنینی تراژیک باخود دارد. اما در پاسخ‌های پرشور کینگ ممکن است بتوانیم طرحی کلی از دنیای امروز را دریابیم.   کتاب «مارتین لوترکینگ جونیور: آخرین مصاحبه‌ و سایر گفتگوها» ترجمه سولماز دولت‌زاده در 142 صفحه با تیراژ 1000 نسخه به بهای 11 هزار تومان از سوی نشر آفتابکاران راهی بازار کتاب شد. ]]> علوم‌انسانی Sun, 20 May 2018 07:42:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261317/پاسخ-های-پرشور-کینگ-دریافت-طرحی-کلی-دنیای-امروز از «مرامنامه خرد» تا «رفتارشناسی علامه مجلسی در عصر صفویه» http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261020/مرامنامه-خرد-رفتارشناسی-علامه-مجلسی-عصر-صفویه علیرضا هزار به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: چهار پروژه را در شرف پایان دارم که به زودی منتشر می‌شوند. نخستین پروژه «مقدمه‌های خواندنی» نام دارد. به نظر من آثار تعدادی از علمای امامیه مقدمه‌هایی دارند که از اصل کتاب مهم‌ترند و به عبارتی سامانه و انتظام فکری مولف را به عنوان مهندسان حوزه تفکر امامیه نشان می‌دهند. در این مجموعه 15 مقدمه معروف را شرح و بررسی خواهم کرد که در مجموع هشت مجلد خواهند شد. وی افزود: از این مجموعه فعلا کار روی مقدمه کتاب «الکافی» ثقةالاسلام کلینی را به پایان رسانده‌ام که اکنون در مرحله حروفچینی است و در یک مجلد منتشر می‌شود. مقدمه کتاب «الفهرست» شیخ طوسی دیگر کتاب این مجموعه است. همچنین در این مجموعه مقدمه کتاب «مجالس المومنین» قاضی نورالله شوشتری نیز وجود دارد. هزار ادامه داد: نوع نگاه قاضی نورالله به اینکه چه کسانی شیعه هستند و چه کسانی شیعه نیستند با آن تعریفی که ما در حوزه جامعه امروز داریم زمین تا آسمان تفاوت دارد. یعنی اگر ما بخواهیم متدولوژی قاضی را در جامعه امروز پیاده کنیم، به نظرم بسیاری از قضاوت‌هایمان تغییر ماهوی پیدا خواهند کرد. این مدرس حوزه علمیه قم همچنین دیگر کتاب‌های در نوبت نشر خود را به این شرح معرفی کرد: کار دیگری که هم‌اکنون مشغول انجام مراحل نهایی‌اش هستم، ترجمه و شرح «رساله عقل امام کاظم به هشام بن حکم» نام دارد. به نظر من این رساله، مهم‌ترین رساله عقلیه حدیثی شیعه است. این کتاب که هم‌اکنون در مرحله نمونه‌خوانی است به احتمال بسیار با عنوان «مرامنامه خرد» منتشر می‌شود. دیگر کتابم که به‌زودی فرصت نشر پیدا خواهد کرد «نزاع سربازان» نام دارد. این کتاب شرح حدیث «جنود عقل و جهل» از حضرت امام جعفر صادق(ع) است. هزار در ادامه با اشاره به این نکته که حدیث «جنود عقل و جهل» از مبانی مهم فکری امامیه محسوب می‌شود، گفت: اعتراف می‌کنم که این دو کار اخیر حاصل حضورم در لبنان است. نگاه و تعریفی که مسیحیان به حوزه تراث امامیه دارند می‌تواند در قالب این متونی که نامشان آمد خود را به صورت جدی مطرح کند. در نهایت کار چهارمی که اکنون مشغول به انجام آن هستم، تحلیل و بررسی علامه مجلسی در کتابی با نام احتمالی «نگاهی جدید به رفتارشناسی علامه مجلسی در عصر صفویه» است. در این کتاب به ارزیابی دیدگاه‌های دکتر علی شریعتی به رفتارشناسی اجتماعی علامه مجلسی هم پرداخته‌ام. نویسنده کتاب «بعد انسان - اجتماعی غدیر» اضافه کرد: «نگاهی جدید به رفتارشناسی علامه مجلسی در عصر صفویه» یک کار انتقادی جدی است و در این کتاب متاثر از آقای حسن طارمی است. این نویسنده در حدود 15 سال پیش کتاب خوبی با عنوان «زندگینامه علامه مجلسی» را همراه با انتشارات طرح‌نو منتشر کرد. در مقدمه این کتاب گریز کوتاهی به اندیشه‌های شریعتی شده است. من در منظومه فکری دکتر شریعتی بسیار کار کرده‌ام و به این شخصیت علاقه زیادی دارم. حتی اکنون نیز در فرهنگ عربی و دنیای عرب کتاب‌های دکتر شریعتی تشیع را به همه معرفی می‌کند، اما در فضای علم آموخته‌ایم که هیچگاه کسی را تقدیس نکرده و صرفا به بحث و تحلیل درباره نظام‌های فکری اشخاص بپردازیم. هزار در پایان با اشاره به این نکته که نسبت به نوع دیدگاه‌های دکتر شریعتی به عصر صفویه نقد جدی دارد، گفت: البته نقد من به دکتر شریعتی نقدی کاملا علمی و آکادمیک است. در کتاب «نگاهی جدید به رفتارشناسی علامه مجلسی در عصر صفویه» چند آیتم جدی را مورد ارزیابی قرار دادم که یکی از آنها ورود علامه مجلسی به دربار و استفاده‌هایی که او از قدرت درباری خودش کرد. ببینید در اصل تعلق و وابستگی علامه مجلسی به دربار صفویه همان‌طور که دکتر شریعتی در نقد او می‌گوید، تردیدی نیست، اما باید درباره این موضوع بحث شود که علامه مجلسی به چه دلیل درباری شد؟ این موضوع مهمی است که سعی کرده‌ام در این کتاب به آن پاسخ دهم. دکتر علیرضا هزار، متولد 1353 در مشهد، دارای مدرک دکتری رشته الاهیات از دانشگاه icis انگلستان است. او به‌جز حوزه‌های علمیه سابقه تدریس در دانشگاه‌های مختلفی چون تهران، قم، دانشکده علوم حدیث شهر ری و... را نیز در کارنامه علمی خود دارد. از میان کتاب‌های منتشر شده او می‌توان به این موارد اشاره کرد: «در کوچه‌های آدینه»، «بعد انسانی ــ اجتماعی غدیر»، «در تقاطع دو نیستی» «مسند حضرت عبدالعظیم حسنی»، «خصائص الزهرا علیها السلام» و ترجمه «آتشی در بیشه‌ اندیشه‌ها: گزارشواره و چالشی با اسباب و توجیه‌های منع حدیث‌نگاری» نوشته علی حسینی شهرستانی. ]]> علوم‌انسانی Sun, 20 May 2018 07:32:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261020/مرامنامه-خرد-رفتارشناسی-علامه-مجلسی-عصر-صفویه زیمل در «فلسفه پول» توجهی دقیق به نظریه ارزش مارکس می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261263/زیمل-فلسفه-پول-توجهی-دقیق-نظریه-ارزش-مارکس-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «آخر آدم بزرگ‌ها عدد و رقم را دوست دارند. وقتی که با آن‌ها از دوست تازه‌یافته‌ای حرف می‌زنید هیچ‌وقت درباره مطالب اساسی چیزی از شما نمی‌پرسند. هیچ‌وقت به شما نمی‌گویند: «آهنگ صدایش چطور است؟ چه بازی‌هایی دوست دارد؟ آیا پروانه جمع می‌کند؟ بلکه می‌گویند: چند سالش است؟ چند تا برادر دارد؟ وزنش چقدر است؟ پدرش چقدر درآمد دارد؟ و فقط آن وقت است که خیال می‌کنند او را شناخته‌اند. اگر شما به آدم بزرگ‌ها بگویید: من یک خانه قشنگ از آجر گُلی‌رنگ دیدم با گلدان‌های شمعدانی لب پنجره‌هایش و کبوترهایی روی پشت بامش... آن‌ها نمی‌توانند این خانه را در نظر مجسم کنند. باید به آن‌ها بگویید: من یک خانه صدرهزار فرانکی دیدم تا آن‌ها با صدای بلند بگویند: چه قشنگ!» آن‌چه بازگو شد بخشی از سخنان شهناز مسمی‌پرست، مترجم کتاب «فلسفه پول» نوشته گئورگ زیمل بود. فلسفه پول اثری میان‌رشته‌ای است و متعلق به هیچ رشته مشخصی نیست. زیمل نمی‌خواهد به شیوه معیار فلاسفه فلسفه‌پردازی کند. او به صراحت می‌گوید که حتی یک سطر از این پژوهش‌ها درباره اقتصاد نیست. جامعه‌شناسان و هنرمندان نیز فلسفه پول را جزو آثار علمی جامعه‌شناختی محسوب نمی‌کنند؛ در عین حال همگان می‌توانند از آن به نفع رشته خود استفاده کنند. نویسنده کتاب «فلسفه پول» را در 6 فصل اصلی نوشته است. ارزش و پول، ارزش پول به مثابه ماده، پول در زنجیره اهداف، آزادی فردی، معادل پولی ارزش‌های شخصی و سبک زندگی بخش اصلی کتاب را شامل می‌شود. گئورگ زیمل درباره این کتاب به هاینریش ریکرت نوشته است: «علاقه‌ام را... به هر چه پیش از فلسفه پول نوشته‌ام از دست داده‌ام. این یکی واقعا کتاب من است؛ بقیه برایم رنگ باخته‌اند تو گویی هر کس دیگری می‌توانست آن‌ها را نوشته باشد.» مسمی‌‌پرست نیز مقدمه‌ای مفصل بر این کتاب نوشته و از نویسنده کتاب یاد می‌کند که همگان دست کم نام آن را بارها شنیده‌اند و آن را مهم‌ترین اثر او می‌شمارند. ترجمه فلسفه پول به زبان فارسی صد سال پس از صعود نویسنده‌اش به زندگی مطلقی فرانسوی زندگی و مرگ که این دو را با هم دربرمی‌گیرد چاپ می‌شود. کنفرانس صدمین سال مرگ گئورگ زیمل در دانشکده جامعه‌شناسی دانشگاه کاتولیکی میلان با همکاری انجمن جامعه‌شناسی ایتالیا در 3 نوامبر و 1 دسامبر 2017 برگزار شد. سخنرانان کنفرانس نشان دادند که اهمیت زیمل نتیجه درهم‌تنیدگی خلاقی میان تحلیل بعد انسان‌شناختی پدیدارهای اجتماعی و تحلیل فرایندهای اجتماعی-تاریخی است. چرا فلسفه پول؟ اگر بپذیریم که فلسفه درباره چیستی اشیا و امور بحث می‌کند آنگاه چیستی فلسفه را خود فلسفه باید تعیین کند و این چنین است که در دور عجیب باطلی گرفتار می‌‌شویم. زیمل به جای چیستی فلسفه از چیستی فیلسوف سخن به میان می‌آورد. فیلسوف است که مساله و پاسخ آن را تعیین می‌کند اما فیلسوف اصیل خصیصه‌ای یا کیفیتی دارد که از کل جهان و زندگی متاثر می‌شود و سپس پاسخ خود را در قالب آثارش بیان می‌کند. اثر فلسفی تصویری از جهان و زندگی است که یک‌‌سویگی خاصی را که همان تیپ ذهنی یا طبع فیلسوف است نشان می‌دهد. زیمل در شوپنهاور و نیچه این دو فیلسوف بزرگ را نماینده دو جهان‌بینی بدبینی و خوش‌بینی معرفی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه طبع بدبینی شوپنهاور را می‌توان در کار او نمایان کرد، از این طریق که تبیین و توجیه شوپنهاور و بدیل‌هایی که اختیار می‌کند ضرورت منطقی ندارند و بدیل‌های دیگری همواره ممکن است. زیمل بدیلی را که اختیار کرده رد نمی‌کند و نمی‌خواهد کذب آن را نشان دهد، در عوض او می‌خواهد یکسویگی موضع فیلسوف را نشان دهد، اینکه چگونه تاری را که بنابر طبع یا تیپ ذهنی‌اش اختیار کرده است به مثابه تار اصلی و بنیادی شبکه درهم تنیده جهان و زندگی وضع می‌کند. همان‌طور که در مورد نیچه نشان می‌دهد که تفسیرش از مسیحیت می‌توانست جهتی برخلاف آنچه گفته است بگیرد و با در زیرنویس یکی از صفحات کتاب ضرورت واقعیت بازگشت جاودان همان را به مثابه پدیداری جزئی رد می‌کند. زیمل می‌خواهد پارادوکس تمام مفاهیم فلسفی بزرگ جهان را نشان دهد. خصیصه نقدی که زیمل از نظریه ارزش مارکس در فلسفه پول می‌کند، از یک سو علاقه شدید او به نظریه ارزش مارکس است و از سوی دیگر رد آن است. زیمل به رغم آنکه این نظریه را جالب‌ترین رویکرد به ارزش تا آن زمان (دست کم از دیدگاهی فلسفی) می‌داند، آن را دارای اشتباهات تحلیلی گریزناپذیری می‌داند که آن را بدل به نظریه‌ای هنجاری از ارزش و نه نظریه‌ای اقتصادی کرده است. علاوه بر آن، این نظریه به سبب ناسازگاری‌های درونی‌اش به اهدافش تحقق نمی‌بخشد بلکه مشکلات بیشتری را می‌آفریند. زیمل در فلسفه پول توجهی دقیق و محترمانه به نظریه ارزش مارکس که مبتنی بر کار است می‌کند. از میان رویکردهای گوناگونی که زیمل به هنگام نوشتن این اثر به آن‌ها توجه کرده است. رویکرد مارکسی تنها رویکردی بوده است که زیمل آن را آشکار شایان ذکر دانسته است، و در حقیقت قسمتی از یک فصل کتابش را به آن اختصاص داده است. به رغم این واقعیت که نمی‌توانیم بفهمیم که شناخت زیمل درباره کار مارکس به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بوده است، باید تصدیق کنیم که زیمل نظریه ارزش مبتنی بر کار مارکس را از دیدگاهی فلسفی بی نهایت جالب محسوب کرده است و در فصلی که به رابطه پول با ارزش‌های شخصی اختصاص داده است بحثی طولانی را درباره آن ارائه کرده است. زیمل در فصل نخست فلسفه پول سرشت و ماهیت ارزش را با سرشت و ماهیت هستی در تقابل قرار می‌دهد و آن‌ها را دو شیوه بنیادی درک واقعیت محسوب می‌کند. هنگامی که با عینک هستی به اعیان و اشیا می‌نگریم واقعیتی پدیدار می‌شود که همانی نیست که وقتی با عینک ارزش به اعیان و اشیا می‌نگریم. زیمل این کیفیت بنیادی بودن را نسبی می‌داند، یعنی حوزه‌هایی از زندگی هست که در آن‌ها ارزش و هستی هنوز متمایز نشده‌اند. مثلا شخصی که معشوق ماست، فارغ از چشم‌انداز ما که او را معشوق یا موجود انسانی می‌بینند، همان است. در حقیقت این ذهن انسانی (یا روح) است که در آن این شکل‌گیری و بیان محتواهای درک‌شده روی می‌دهد. کتاب «فلسفه پول» در 708 صفحه در قطع وزیری و با جلد گالینگور به قیمت 79500 تومان از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است. ]]> علوم‌انسانی Sun, 20 May 2018 07:25:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261263/زیمل-فلسفه-پول-توجهی-دقیق-نظریه-ارزش-مارکس-می-کند سلسله بحث‌هایی در فلسفه فرهنگ برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261329/سلسله-بحث-هایی-فلسفه-فرهنگ-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سلسله بحث‌هایی در حوزه فرهنگ با ارائه آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، موسس و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران توسط گروه فرهنگ‌پژوهی پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار می‌شود. موضوع این جلسات سلسله مباحث فلسفه فرهنگ اعم از فرهنگ و جز فرهنگ، هندسه فرهنگ، منابع و مناشی فرهنگ است. سلسله بحث‌های فلسفه فرهنگ با ارائه آیت‌الله علی‌اکبر رشاد روزهای دوشنبه هر هفته از تاریخ ۳۱ اردیبهشت‌ماه تا ۲۶ شهریورماه سال جاری از ساعت 8 و 45 دقیقه تا 10 و 15 دقیقه در دفاتر تهران و قم پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی (از طریق ویدئو کنفرانس) برگزار خواهد شد. نشانی محل برگزاری تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان احمد قصیر، خیابان پژوهشگاه (دوم)، پلاک 2 است. همچنین قم، بلوار پانزده خرداد، کوی شهید میثمی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی دفتر قم (ارتباط ویدئو کنفرانس) دیگر محل برگزاری سلسله نشست‌هاست. علاقه‌مندان برای هماهنگی حضور در این سلسله مباحث با شماره ۰۹۱۲۸۸۸۳۷۷۴ تماس حاصل کنند. ]]> علوم‌انسانی Sun, 20 May 2018 06:17:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261329/سلسله-بحث-هایی-فلسفه-فرهنگ-برگزار-می-شود تجهیز کتابخانه‌های سازمان فرهنگی هنری شهرداری با ۵۰ هزار جلد کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261328/تجهیز-کتابخانه-های-سازمان-فرهنگی-هنری-شهرداری-۵۰-هزار-جلد-کتاب به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، فرستادن کتاب‌های طرح «عیدانه کتاب» با حضور ایمان کرد، مدیر امور کتابخانه‌ها و ترویج فرهنگ کتابخوانی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و مسئولان برخی کتابخانه‌ها در پایگاه مبادله کتاب واقع در فرهنگ‌سرای بهمن آغاز شد.  در این طرح بیش از ۵۰ هزار جلد کتاب در ۶۰۰ عنوان با موضوع ادبیات فارسی به کتابخانه‌های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ارسال می‌شود. در آغاز این نشست، ایمان کرد، مدیر امور کتابخانه‌ها و ترویج فرهنگ کتابخوانی سازمان فرهنگی هنری با تبریک فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و آرزوی ایام پربرکت و پربار برای مدیران کتابخانه‌ها گفت: فراهم کردن و فرستادن تعدادی کتاب اهدایی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که با هماهنگی و پیگیری‌های محمدجواد حق‌شناس، رییس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر تهران و مساعدت سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و محسن جوادی، معاون فرهنگی وزیر انجام شد، آغاز خوبی برای تأمین نیازمندی‌های هر کتابخانه است.  وی ادامه داد: با حمایت سعید اوحدی، رییس سازمان فرهنگی هنری، در حال حاضر فرایند آماده‌سازی کتاب‌های ۱۰۷ کتابخانه به پایان رسید که این کتاب‌ها برای شهروندان قابل استفاده خواهد بود. خرید تجهیزات مورد نیاز کتابخانه‌ها نیز اولویت بعدی‌ای است که به زودی محقق خواهد شد.  ایمان کرد در پایان سخنانش گفت: توجه به تخصیص بودجه مناسب برای خرید کتاب منجر به افزایش میزان مخاطبان کتابخانه‌ها و کاهش انتقادات اعضا می‌شود. لذا با توجه به دغدغه‌های مقام معظم رهبری درباره فرهنگ کتابخوانی در کشور، یکی از اولویت‌های مدیریت شهری در دوره جدید، مدیریت متمرکز همه فعالیت‌های حوزه کتاب و ترویج فرهنگ کتابخوانی و همچنین توسعه و تجهیز کتابخانه‌های شهر تهران است. ]]> علوم‌انسانی Sun, 20 May 2018 05:14:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261328/تجهیز-کتابخانه-های-سازمان-فرهنگی-هنری-شهرداری-۵۰-هزار-جلد-کتاب حضور تاریخمند انسان را نسبت به امر متعال می‌توان فهمید http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/260477/حضور-تاریخمند-انسان-نسبت-امر-متعال-می-توان-فهمید خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «انسان تاریخی و تاریخ متعالی» تازه‌ترین اثر حکمت‌الله ملاصالحی است. او که عضو هیات علمی دانشگاه تهران و استاد مدعو دانشگاه آتن است، نخستین پژوهشگری است که مباحث عمیق و دشوار دانش نوظهور «فلسفه‌ باستان‌شناسی» را در ایران پی‌ریزی کرده است. این کتاب شامل مجموعه‌ای از مقالات او در مجله سوره اندیشه با موضوع تاریخ متعالی و حضور تاریخ‌مند انسان در جهان است. ساختار کتاب شامل سه فصل انسان، عصر کنونی، از تاریخ حال تا تاریخ متعال، است که ساختار فکری نویسنده را در برمی‌گیرد. با او گفت و گویی داشته‌ایم که در پی می‌آید: تاریخ‌مندی انسان را چگونه تعریف می‌کنید؟ یک روز بهاری به اتفاق همسر در مسیری که در کوچه باغ‌های یکی از روستاهای زیبای طالقان که زادگاه بنده هم هست، قدم می‌زدیم؛ اندکی جلوتر که رفتم درگوشه باغی، زیر درختی کهن و گشن، سگی زیبا توله‌هایش را در آغوش گرفته بود و شیر می‌داد و می‌نواخت. صحنه‌ای فوق‌العاده زیبا و دلنشین و شیرین بود. یک لحظه سئوالی در ذهنم جرقه زد و پرید و از همسر پرسیدم؛ این سگ زیبا و این توله‌های زیباتر از خودش که می‌گویند «کوچک زیباست» درجهان چه می‌کنند؟! چگونه در جهان هستند؟ اصلا" می‌دانند که هستند؟ پاسخ همسر این بود اینها با طبیعت و طبیعت‌شان یکی هستند. یعنی فروبسته در جغرافیای طبیعی و در طبیعت جانوری‌شان هستند. هیچ‌گاه از طبیعت‌شان بیرون نمی‌آیند. نمی‌توانند که بیرون بیایند. مرزها و جغرافیای بودن‌شان در جهان از پیش طراحی، مهندسی و معین شده است. نه می‌توانند از نحوه بودن خود در جهان طرح پرسش دراندازند و نه از ابزارهای لازم در افکندن طرح چنین پرسش یا پرسش‌هایی برخوردارند. انسان بودن و نحوه بودن و حضور انسان در جهان از این جنس نیست. انسان هستنده‌ای‌ است گشوده به‌روی خویش به معنی الاخص و به‌روی هستی به معنی الاعم. انسان هستنده‌ای‌ است سازنده و آفریننده. فراخوانده شده است تا عالم انسانی خویش را با امکانات و موهبت‌های وجودی خویش پی‌افکنده و بنیاد نهد. تاریخ‌مندی انسان به همین معنا و صد معنای دیگر است. انسان هستنده‌ای‌ است که می‌داند که هست. از چگونگی و چرایی و معنای بودن خویش در جهان طرح پرسش درمی‌اندازد. نه تنها تاریخ و حضور تاریخ‌مند خویش را در جهان به رشته تحریر در می‌آورد و می‌نگارد، تاریخ طبیعت و جهان را نیز او می‌نگارد. انسان تنها هستنده‌ای‌ است تاریخ‌مند. طبیعت تاریخ ندارد. تاریخ طبیعت را انسان می‌نگارد. با اندیشه و خرد و آگاهی خویش. پروانگان و حشرات و پشرات و بوزینگان حیات وحش هم در جهان هستند لیکن نه آنگونه که آدمیان. امر متعال را در زندگی انسان امروز چگونه می‌شود، تعریف کرد؟  به لحاظ نظری چونان یک مسئله و ابژه بیرونی، آن‌قدر وصف‌ها و تعریف‌های نظری و علمی و فلسفی و معرفت‌شناختی متعدد و رنگارنگ و موافق و مخالف هم مورخان و فیلسوفان و عالمان انسان و تاریخ و فرهنگ و اجتماع و روان و رفتار دوره جدید در معنای امر متعال پیشنهاد کرده‌اند و ارائه داده‌اند که انسان دچار سرگیجه می‌شود. مثلا" اینکه امر متعال، همان امر ماورایی و متافیزیک و امر سرمدی و یا عطش انسان به‌سوی امرسرمدی و جاودانگی‌ است؛ این وصف‌ها و تعریف‌ها همه یکسر ماهیتی نظری دارند و درحصار مفاهیم و بازی‌های زبان مفهومی بشری ما قالب‌بندی شده‌اند. در زندگی انسان روزگار ما به‌ویژه انسان عالم مدرن به همین معنا مطرح است. لیکن در فرهنگ‌ها و جوامع گذشته، انسان درنسبت با امر متعال می‌زیست. درنسبت با امرمتعال در جهان حضور داشت. امر متعال در همه سپهرهای فرهنگ و زندگی و روان و رفتار و حضوری زنده و عمیق و تعیین‌کننده داشت. به زندگی او به نحوه بودن و حضور او درجهان تروّح و تطهّر و کمال و زیبایی می‌بخشید. تاریخ و حضور تاریخ‌مند او در جهان جلوه‌ای بود از امر متعال. از مراتب معتالی‌تر وجود. چنین تجلیاتی را درهنر او در مناسک و شعائر آیینی او در شعر و ادبیات و موسیقی و معماری او می‌دیدید و می‌زیستید. آیا تاریخ متعالی یک امر انتزاعی است؟ در دوره جدید امر متعال انتزاعی و سرد و خشک و بی روح چونان ابژه شناخت، تعریف و فهمیده می‌شود. در فرهنگ‌ها، جوامع به اصطلاح سنتی البته تسامحا" سنتی چنین نبود. امرمعتال زنده و به‌شهود زیسته و تجربه می‌شد. به حضور انسان درجهان عمق و معنا می‌بخشید. رشته‌های اتصال معنوی انسان با ذات سرمدی‌اش مستحکم بود. آموزه‌ها و مناسک دینی و مشاهدات و مکاشفات عرفانی، نقشی موثر و سهمی به‌سزا در بیدار نگاه داشتن انسان به سرچشمه وجودی و سرمدنی و روحانی او نقشی موثر داشتند. ارتباط تاریخ‌مندی انسان با امرمتعال چگونه است؟ چنین ارتباطی همیشه بوده است. انسان از ریشه و بنیاد هستنده‌ای‌ است تعالی‌جو. روی به کعبه و قبله امر متعال دارد. تاریخ و حضور تاریخ‌مند انسان را در نسبت با امر متعال می‌توان عمیق و وثیق‌تر فهمید. انکار چنین نسبتی به معنای عدم وجود آن نیست. آن‌که نمی‌بیند ناتوانی و ناکامی او از دیدن رنگ‌ها و شکل‌ها و صورت‌ها  به معنای نبودن آنها نیست. آنکه پرده‌های گوش و هوشش ناتوان و ناکام از شنیدن موسیقی و سمفونی و آهنگ خوش صوت‌ها و صداهاست. به‌معنای این نیست که جهان ما تهی از نغمه‌ها و ملودی‌ها و آهنگ‌ها و موسیقی زیبا و خوش  و دلنشین زندگی‌ است. اگر آن نغمه‌ها و ملودی‌ها در زیرلایه‌های وجود ما در لایه‌های بکر روح ما  آشیانه نمی‌داشت صورت‌های بیرونی آن‌را هیچ‌گاه و هرگز نمی‌توانستیم بیآفرینیم. حضرت مولوی را ببینید: این صور دارد زبی صورت وجود  / چیست پس برموجد خویشش جحود خود ازو یابد ظهور انکار او    /      نیست غیر عکس خود این  کاراو صورت دیوار وسقف هرمکان      /    سایه‌ی اندیشه‌ی  معماردان گرچه خود اندر محل افتکار     /     نیست سنگ وچوب وخشتی آشکار فاعل مطلق یقین بی صورت است   /  صورت اندر دست اوچون آلت است نسبت تاریخ شرق و غرب چگونه است؟ با دوپاره کردن وحدت بنیادین و پیکر‌وار انسان به منطقه شرقی و غربی موافق نیستم. هرگونه دوران و مقوله‌بندی جریان سیال و پیوسته تاریخ آدمی ماهیتی ابزاری دارد و تلاشی‌ است که ذهن و فکر و عقل می‌کند تا به فهم و معرفت منظری قابل قبول ومدلل و معلل تراز روند و رویدادها و تحولاتی که در بستر و جریان سیال و پیوسته تاریخ بشری به‌وقوع پیوسته دست یاید. تاریخ جهان را که نمی‌توان به تاریخ شرق و غرب و آسیا و اروپا محصور کرد. قاره عظیم تاریخ بومیان آمریکا و آفریقا و اقیانوسیه بخش‌های دیگری از پیکر تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان بشری ما هستند. ما ایرانیان در قاره آسیا به لحاظ جغرافیایی قرار گرفته‌ایم لیکن تاریخ ما آهنگ و حرکتی غربی داشته است تا آسیایی. با آتن سقراط و افلاطون و ارسطو بیشتر احساس خویشاوندی می‌کنم تا با چین و پکن کنفوسیوس. پیام‌های متعالی زرتشت در یونان بیشتر شنیده شد تا در چین و خاور دور. تداخل‌های تاریخی و تلاقی‌های فرهنگی بده‌ بستان‌های مدنی و معنوی ما با منطقه‌های شرقی و غربی و شمالی و جنوبی چنان گسترده و فراخ بوده است که هرگونه تنگ نظری می‌تواند معرف و منظر ما را مخدوش و معوج کند. راه ابریشم تنها راه تجارت و جابه‌جایی کالاها و اقتصاد و معیشت نبود. راه داد و ستد مدنی و معنوی میان فرهنگ‌ها هم بود. اشتراک لفظی و معنوی میان واژه‌های سیلک(ابریشم) و سلک و سلوک و سالک آنقدرهم تصادفی نیست. چرا به تالیف این کتاب همت گماشتید؟ پرسش‌های بنیادی شما چه بود؟  همه مباحث کتاب از صدر تا ذیل، برمدار همین سئوال شما می‌گردد و می‌چرخد. ]]> علوم‌انسانی Sun, 20 May 2018 04:24:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/260477/حضور-تاریخمند-انسان-نسبت-امر-متعال-می-توان-فهمید کهن‌ترین نسخه خطی نوروزنامه در کتابخانه برلین نگهداری می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261304/کهن-ترین-نسخه-خطی-نوروزنامه-کتابخانه-برلین-نگهداری-می-شود نشست تخصصی و رونمایی کتاب «نوروزنامه خیام نیشابوری» برگزار شد   به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، خسرو روشن مازندرانی، در این نشست که با همت پژوهشکده زبان‌شناسی، کتیبه‌ها و متون و بنیاد فرهنگی رودکی برپا شد، گفت: سنگ بنای کار فرهنگی هنری بنیاد رودکی را اصغر امیرنیا گذاشت و به پیشنهاد او کار نوروزنامه خیام آغاز شد. این استاد خوشنویسی با اشاره به تغییر مدیریت بنیاد رودکی و متوقف شدن کار نوروزنامه در حدود 5سال گفت: در زمان مدیریت جدید علی‌اکبر صفی‌پور، کتاب با پژوهش و مقدمه‌ای از نادر کریمیان سردشتی منتشر شد. وی حسن استقبال خوانندگان اهل ذوق از کتاب نوروزنامه را دلیلی واضح بر بلوغ ذوق و استعداد مطالعه‌کنندگان دانست و گفت: عمر خیام بسی سرافراز است که آن بخش از مندرجات نوروزنامه که همواره اسطوره نامیده می‌شد تحقیق شبه طبیعی آن را اثبات کرد گرچه اسطوره و تجسم غالبا پدیده‌های طبیعی انسانی است. وی افزود: عمر خیام تفکر آنی داشت و ناگاه فریاد بر می‌آورد که این اشعار و رباعیات به رمز و تمثیل است برای زندگی حال یعنی زندگی در آن. روشنی گفت: پیدایش و درخشش نوروزنامه خیام شاید مثل شاهنامه فردوسی، هزاران سال قبل از ظهور اسلام در فرهنگ ایرانی‌ها وجود داشته و حکیم عمر خیام آن را به رشته تحریر درآورده و ثبت و ضبط این میراث فرهنگی و ادبی با آمیخته شدن به هنر خوشنویسی به زیباترین شکل ماندگار شده و به زمان حال رسیده است.   کارهای پژوهشی بر روی کتیبه‌ها و متون داریوش ذوالفقاری، رییس پژوهشکده زبان‌شناسی، کتیبه‌ها و متون گفت: پژوهشکده زبان‌شناسی، کتیبه‌ها و متون دارای سه گروه، «فرهنگ و زبان باستانی یا کتیبه‌ها و متون پیش از اسلام»، «زبان و گویش»، «کتیبه‌ها و متون دوران اسلامی» است. وی در توضیح وظیفه اصلی 2گروه «کتیبه‌ها و متون پیش از اسلام» و «کتیبه‌ها و متون دوران اسلامی» گفت: در این گروه‌ها روی هر چیز تاریخی نوشته اعم از کتیبه‌ها، اسناد تاریخی و تصویری، سکه، مهر، سنگ نوشته و ... کارهای پژوهشی و مستندنگاری انجام می‌شود. ذوالفقاری افزود: وظیفه گروه «زبان و گویش»، پژوهش، تحقیق و مستندنگاری، زبان‌ها و گویش‌های ایرانی است که یکی از مشهورترین کارهای این گروه تدوین اطلس زبانی ایران است که امیدواریم به زودی رونمایی شود.   انجمن خوشنویسان با 300 شعبه فعال در ادامه نشست محسن میرحسینی، مدیر روابط عمومی انجمن خوشنویسان ایران، این انجمن را قدیمی‌ترین سازمان‌های مردم نهاد (NGO) و انجمن هنری ایران معرفی کرد و گفت: انجمن خوشنویسان ایران با بیش از 60 سال سابقه کار به رغم همه مشکلات در بیش از 300 شعبه فعال در سطح کشور به کار خود ادامه می‌دهد و بزرگترین شعبه این انجمن با مدیریت استاد سپهری در تهران فعال است و یکی از بهترین دوران‌های خود را با مدیریت ایشان سپری می‌کند. میرحسینی با ابراز خرسندی از روی آوردن جوانان به خوشنویسی، این هنر را عرصه بسیار مقدسی دانست. وی افزود: استاد خسرو روشن تنها استادی است که در عرصه نوشتن مفاهیم قرانی، آیات و روایات، آثار بی بدیلی را خلق کرده است. در ادامه علی‌اکبرصفی پور، مدیرعامل بنیاد فرهنگی رودکی در زمینه حمایت و چاپ آثاری در حوزه موسیقی و نمایش اعلام آمادگی کرد. در ادامه مینا اکبری، مدیر انتشارات بنیاد فرهنگی هنری رودکی گفت: نوروزنامه خیام کتابی است درباره جشن و آداب و رسوم نوروز که به بیشتر زبان‌های دنیا ترجمه شده است. وی افزود: پیشینه‌های فرهنگی به ویژه آداب و سنن در این کتاب بسیار خوب و به جا ترسیم شده است که نشان‌دهنده پشتوانه غنی ایرانی‌ها در گذشته‌های دور است. او با بیان این نکته که این اثر ارزشمند از سده پنجم و ششم هجری دارای نثری روان و شیوا است، گفت: بعد از یادداشت ناشر که سرآغاز پژوهش و مقدمه را در خود جای داده، در سه گفتار به زندگینامه خیام، آثار و تالیف او و شناخت نامه نوروزنامه پرداخته شده و بعد از کتابنامه متن نوروزنامه آمده است.   عضویت 750 هنرمند در موسسه هنرمندان پیشکسوت در ادامه نشست سیدعباس عظیمی، مدیرعامل موسسه هنرمندان پیشکسوت گفت: این موسسه از سال 1391 با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی راه‌اندازی شد و یکی از موسسات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که وظیفه تکریم هنرمندان باسابقه کشور را در همه رشته‌های هنری برعهده دارد. او از عضویت بیش از 750 نفر از هنرمندان بالای 60سال با دکتری هنری در این موسسه خبر داد و گفت: سطح تخصصی اعضا حتما باید درجه یک هنری یا معادلش دکتری هنری باشد. وی از برگزاری جشن تولد برای اعضا موسسه و سفرهای گروهی به عنوان برخی از برنامه‌های موسسه هنرمندان پیشکسوت نام برد و تاکید کرد: تلاش می‌کنیم این هنرمندان پیشکسوت همراه با همسر و خانواده خود در این برنامه‌ها شرکت کنند. نادر کریمیان سردشتی، عضو هیات علمی پژوهشکده زبان‌شناسی، کتیبه‌ها و متون دیگر سخنران این نشست بود. وی با اشاره به تفاوت روش‌های پژوهشی در حوزه متون و نسخ خطی با آثار هنری گفت: کهن‌ترین نسخه خطی نوروزنامه متعلق به سال 726هجری قمری است که در کتابخانه عمومی برلین نگهداری می‌شود. وی افزود: سال 1310 هجری شمسی نسخه‌ای از نوروزنامه به وزارت فرهنگ ارسال و دو سال بعد این نسخه توسط استاد مجتبی مینوی چاپ می‌شود. او با اشاره به تهیه و تدوین همه نوروزنامه‌ها بعد از دوره صفوی گفت: این اثر منسوب به خیام است و از آثار قطعی او نیست. کریمیان سردشتی با بیان این نکته که خیام دو مجموعه آثار دارد، گفت: مجموعه‌ای از آثار او مسلم و قطعی و یکسری آثار منسوب به او است. او از رباعیات به عنوان مجموعه منسوب به خیام نام برد و گفت: نوروزنامه خیام که امروز رونمایی شد در واقع نوروز نامه استاد خسرو روشن مازندرانی است چرا که در این نوروزنامه که یک اثر هنری است مجال تحقیق و پژوهش بسیار گسترده نیست هرچند من تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه انجام داده‌ام که می‌توان جداگانه منتشر کرد. کریمیان سردشتی با اشاره به فوت خیام درسال 536 گفت: خاقانی در سفر خود به همدان در سال 551 مطالبی از همین نوروزنامه نقل کرده است اما نویسنده کتاب را به خیام منتسب نمی‌کند بلکه معتقد است نویسنده زرتشتی بوده و چند بین هم در مدح نویسنده می‌سراید.      او تصریح کرد: در کتاب فرخ نامه ابوبکر جمالی، نویسنده نوروزنامه  کیخسرو شیرازی معرفی شده است. این اختلاف نظرها چیزی از ارزش و اهمیت نوروزنامه به عنوان میراث کهن ایران کم نمی‌کند و تا زمانی که خلاف آن ثابت شود منسوب به خیام نیشابوری است چرا که سبک و سیاق آن متناسب با آن دوره است. ]]> علوم‌انسانی Sat, 19 May 2018 07:43:49 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261304/کهن-ترین-نسخه-خطی-نوروزنامه-کتابخانه-برلین-نگهداری-می-شود تجربه‌های تاریخی کلاس درس با نگاه تاریخ اجتماعی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/260799/تجربه-های-تاریخی-کلاس-درس-نگاه-تاریخ-اجتماعی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- «تبار شناسی کلاس درس در ایران» عنوان جدیدترین اثر سید محمود نجاتی حسینی، پژوهشگر و مدیر گروه جامعه شناسی دین انجمن جامعه‌شناسی ایران است. این کتاب دربردارنده 2 بخش و 8 فصل است. در قسمت درآمد نویسنده به درستی به اهمیت و ضرورت پژوهش جامعه شناختی کلاس درس دانشگاهی که این کتاب نیز نمونه‌ای از آن است اشاره کرده و آورده است: «...کلاس درس، college classroom  به عنوان هارت لند (سرزمین قلب) زندگی آکادمیک، نه تنها یک فضای اجتماعی فرهنگی اخلاقی است، که زمینه و زیست جهانی نیز هست برای آموزاندن علم توسط استاد و آموزیدن علم از سوی دانشجو؛ یعنی آن چه که در نهایت می باید به فرهنگ‌‌پذیری فرهیخته مآبانه استاد و به تبع آن به تبدیل شدن دانشجوبه یک شهروند فرهنگی برای ملت- کشور  بیانجامد.» نویسنده در مقدمه نیز با مرور ادبیات بومی و جهانی مطالعات کلاس درس تلاش کرده است تصویری معرف از مسایل و مضامین مطالعات کلاس درس ارائه دهد. مهم‌ترین مضامین اجتماعی فرهنگی در مطالعات مزبور عبارتند از: «اولویت یادگیری در بیرون کلاس، کلاس‌داری بداساتید، سکوت انفعالی دانشجویان درکلاس، ارجحیت کلاس مبتنی بر نمره تا یادگیری، غیبت فیزیکی و ذهنی از/ در کلاس، تاثیر مثبت جذابیت صوری استاد، اهمیت مثبت کیفیت علمی و شیوه تدریس استاد، نقش مثبت منش اخلاقی و شهروندی استاد، اهمیت بحث گفتگوی انتقادی در کلاس» بخش اول این اثر به بازخوانی تجربه‌های تاریخی کلاس درس با نگاه تاریخ اجتماعی اختصاص داده شده است. در این بخش که در هشت فصل تنظیم شده است موضوعاتی همچون تجربه غرب مسیحی، تجربه شرق ایرانی، تجربه شرق اسلامی، «پیشا کلاس» و تجربه عصر قاجاریه، «شبه کلاس»، «نیمه کلاس» و تجربه عصر پهلوی و نهایتا «ضد کلاس» و تجربه دوران جمهوری اسلامی مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. در بخش دوم نیز که عنوان آن «روایت تجربه‌های زیسته کلاس درس» است، با استفاده از روش کیفی و تکنیک‌های مصاحبه، پرسش‌نامه خرد، تحلیل سند،‌ تحلیل گفتگو و تحلیل خاطره و نیز تحلیل ثانویه پیمایش‌های ملی دانشجویی انجام شده است. «کلاس درس در تجربه زیسته دانشجویان» و «کلاس درس در تجربه زیسته استادان» عناوین دو فصل این بخش از کتاب است. داده‌های کمی این پژوهش در 20 جدول آمده است. همچنین متن روایت‌های تجربه زیسته دانشجویان (10 دانشجوی دختر و پسر لیسانس،‌ فوق لیسانس و دکترا) و استادان (‌10 استاد زن ومرد از رشته های مختلف علوم انسانی،‌ تجربی و فنی مهندسی) آزمودنی این پژوهش در بخش پیوست کتاب و در قالب 83 قاب ارائه شده است. نتایج تحلیل محتوا نیز در این روایت‌ها گنجانده شده است. نتایج نشست‌های گفتگویی تخصصی برگزار شده در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی (‌تابستان تا پاییز 1394) که به ارائه تجربه زیسته استادان (‌13 استاد از زن و مرد از رشته های مختلف) از کلاس‌های دوران دانشجویی و استادی‌شان اختصاص یافته بود نیز در این روایت‌ها بازتاب پیدا کرده است. این پژوهش بخشی از برنامه پژوهشی کلانی بود که با این مساله که در «کلاس درس در ایران  چه می‌گذرد؟» آغاز شد و به  تبار شناسی کلاس درس اختصاص یافت. نویسنده کتاب «تبار شناسی کلاس درس در ایران» معتقد است این پژوهش از همان نقطه عزیمتش عزم خود را جزم کرد تا با قرار دادن یک نقطه ارشمیدسی برای خود مسیر منتظم و شسته رفته‌ای را بپیماید تا بتواند پاسخ‌هایی منسجم، از حیث منطق  علوم اجتماعی، و نیز پاسخ‌هایی موجه و مدلل و مستند، از حیث  منطق پژوهش فرهنگی تجربی، فراهم کند. به گفته نجاتی حسینی، «نقطه ارشمیدسی را برای این پژوهش برگزیدیم تا نشان دهیم: پیشا کلاس درس در ایران عصرسنت و دوران مکتب خانه‌های منتهی به دارالفنون؛ شبه کلاس درس در ایران عصرگذار یعنی از دارالفنون تا مشروطه؛ نیمه کلاس درس در ایران عصر شبه مدرنیته یعنی دوره پس از تاسیس دانشگاه تهران؛ ضد کلاس درس در ایران عصر ضد مدرنیته یعنی پس از  تاسیس دانشگاه آزاد، دانشگاه پیام نور،‌ دانشگاه علمی کاربردی، ‌ موسسات  آموزش عالی غیر انتفاعی، ‌آموزشگاه‌های سازمانی  چه شئونات اجتماعی فرهنگی داشته است. با پرسش‌های جامعه‌شناختی از کلاس درس شروع کردیم برای این که بتوانیم به ماهیت فرهنگی اجتماعی فضای کلاس درس رسوخ کنیم. لذا از نسبت استاد ـ شاگردی؛ وضع سواد دانشگاهی و ماهیت اخلاق حرفه‌ای پرسیدیم. بهره بردن از مطالعات کلاس درس منجر به ایده‌ها و داده‌هایی شد که نشان می‌دادند جنس علل و دلایل افت و خیز و فراز و فرود کلاس درس دانشگاهی به چند تعیین‌کننده یا دترمیانت مهم و موثر وابسته است: «یادگیری در بیرون کلاس، کلاس‌داری بد اساتید، سکوت انفعالی دانشجویان در کلاس، ارجحیت کلاس مبتنی برنمره تا یادگیری، غیبت فیزیکی و ذهنی از/ در کلاس، تاثیر مثبت جذابیت صوری استاد، اهمیت مثبت کیفیت علمی  و شیوه تدریس استاد، نقش مثبت منش اخلاقی و شهروندی استاد، اهمیت بحث گفتگوی انتقادی در کلاس.» به اعتقاد مولف این اثر، با توسعه دادن این ایده‌ها و دقت‌ورزی تئوریک روی کلاس درس، مشخص شد کلاس درس بیشتر یک فضای پارادوکسیکال است،‌ یعنی با دوراهه‌ها و تقابل‌های دوتایی تعریف و ساخته می‌شود که سوژه کلاس درس ـ عمدتا دانشجو ـ در گیر آن می‌شود اما پای ابژه کلاس درس کتاب و درس را هم به میان می‌آورد؛ مانند حضور یا غیبت فیزیکی ذهنی دانشجو ‌ درکلاس یا از کلاس؛ ‌تعامل یا تقابل استاد و دانشجو یا دانشجو با  دانشجو و یا استاد با استاد؛ سکوت یا صدای استاد یا دانشجو، غوغا یا هیاهوی دانشجو با دانشجو؛ سنت سازی یا سنت ستیزی  استاد - شاگردی یا  مراد- مریدی و یا مرجع - مقلدی و ضد استادی یا ضد شاگردی. علاوه بر بازخوانی مفصل تاریخی اجتماعی که از وضع کلاس درس در تمدن‌های غربی و مسیحی و ایرانی اسلامی داشتیم؛ و نیز گذشته از کاوش مستند تاریخ اجتماعی کلاس درس در ایران معاصر ـ از قاجاریه تا پهلوی  و دوران جمهوری اسلامی ایران ـ باید به نقطه ارشمیدسی پژوهش حاضر که فهم کیفی تجربه زیسته دانش جویان و استادان از کلاس درس دانشگاهی نیز اشاراتی داشته باشیم. برای فهم تجربه‌های زیسته این کنش‌گران اصلی رویه‌ها و تکنیک‌های مطالعات اسنادی، مصاحبه‌های کیفی، نشست‌های تخصصی و مصاحبه‌های جمعی را برگزیدیم و توانستیم به مدد این‌ها داده‌های غنی دست اول در مورد دو نوع  تجربه زیسته از فرم محتوای کلاس درس در جمهوری اسلامی ایران  به دست دهیم: تجربه زیسته  دانشجویان  و تجربه دو زیسته استادان. نجات حسینی می‌گوید: «تجربه زیسته دانشجویان از کلاس درس حول دو نوع تجربه سامان یافته است است: تجربه از کلاس و تجربه از استاد. تجربه آنان نسبت به کلاس درس توام است با: عدم رضایت از کلاس، شکل نگرفتن ایده‌های نو درکلاس، نبودن هم‌یاری فکری در کلاس، فقدان هشیاری لازم در سرکلاس، بی‌توجهی به تکالیف کلاسی، فقدان بحث و گفت‌وگوی علمی با هم کلاسی‌ها، غیبت فراوان از کلاس درس. تجربه آنان نسبت به استاد نیز همراه است با: عدم دِین به استاد، عدم احترام متقابل بین استاد و دانشجو، عدم رضایت از شیوه تدریس استاد، تلقی نکردن استاد به‌عنوان الگوی علمی دانشجو، تلقی نکردن استاد به‌عنوان الگوی اخلاقی دانشجو، راهنمایی نشدن از سوی استاد برای کار جمعی کلاسی، تنش و درگیری استاد و دانشجو.» در نهایت عصاره پژوهش حاضر نشان می‌دهد: «آموزش عالی، علم‌ورزی، کردار دانشگاهی در جمهوری اسلامی ایران با یک رخداد جامعه‌شناختی قابل تامل و تالم مواجه شده است که از بیخ و بن این نظام‌های سه‌گانه را با چالش روبه‌رو کرده است. منظور درس‌زدایی از درس، کلاس‌زدایی از کلاس، دانشجوزدایی از دانشجو، استادزدایی از استاد و علم‌زدایی از علم است. به نظر ما لازم است که در پژوهش‌های آتی از این دست و با عنایت به این پژوهش، این رخ دادهای نوظهور از حیث جامعه‌شناختی بازکاوی شوند.» کتاب «تبارشناسی کلاس درس در ایران» توسط انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، ‌تحقیقات و فناوری در  226 صفحه و به قیمت 13000 تومان منتشر و روانه بازار نشر شد. ]]> علوم‌انسانی Sat, 19 May 2018 05:23:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/260799/تجربه-های-تاریخی-کلاس-درس-نگاه-تاریخ-اجتماعی قلیچ: جامعه‌شناسی نظری در ایران از کشورهای اروپایی عقب نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261271/قلیچ-جامعه-شناسی-نظری-ایران-کشورهای-اروپایی-عقب-نیست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دومین نشست نقد و بررسی حلقه مطالعاتی متون شهری با همکاری معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران و انتشارات علمی و فرهنگی برگزار شد. این نشست به موضوع نقد و بررسی کتاب «شهرها و مصرف» نوشته مارک جین اختصاص داشت. عباس کاظمی، عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، مرتضی قلیچ، منتقد و ایمان واقفی به عنوان دبیر نشست سخنرانی کردند. واقفی در این نشست درباره علت برگزاری این جلسات طی سخنانی گفت: ما با پیش زمینه مطالعات فرهنگی و علوم اجتماعی تاکنون سنت قوام یافته مطالعات شهری نداشتیم. تا پیش از این مطالعات شهری محصور در دست فارغ‌التحصیلان شهرسازی بوده اما امیدوارم بتوانیم از زوایه مطالعات فرهنگی و علوم اجتماعی به شهر نزدیک شویم. به همین دلیل تعدادی از متون برای این کار انتخاب شده تا از این رهگذر بتوانیم مداخلات متنی، گفتاری و حتی سیاست‌گذارانه در شهر داشته باشیم. 10 کتاب برای این کار انتخاب شده و این نیز دومین نشست از سلسله نشست‌هاست. وی درباره کتاب «شهرها و مصرف» توضیحاتی را ارائه کرد و افزود: مارک جین، نویسنده کتاب دانش آموخته جغرافیاست و دکتری خود را در جامعه‌شناسی ادامه می‌دهد و پایان‌نامه‌اش هم به موضوع نسبت شهر و مصرف می‌پردازد. او این موضوع را بعدها نیز ادامه می‌دهد و این کتاب نیز در همین راستا تالیف شده است.   واقفی ادامه داد: این محقق نسبت به افراد فعال دیگر این حوزه نکته متمایزی دارد و آن توجه ویژه‌ای است که به مساله فرهنگ دارد. افرادی که در حوزه شهری کار می‌کنند اغلب با رویکرد اقتصاد سیاسی نگاه می‌کنند اما جین از حوزه تصورات، تخیلات، ایده هویت و نسبتش با مصرف در درون مرزهای شهر صحبت می‌کند.   وی عنوان کرد: از این جهت کتاب حائز اهمیت است چون روی مطالعات شهری هم کار نشده، امیدوارم این کتاب مقدمه‌ای برای آغاز این کار باشد. این کتاب به صورت منبع درسی برای دانشجویانی طراحی شده که می‌خواهند نخستین گام‌های خود را در حوزه مطالعات شهری به ویژه با رویکرد مصرف بردارند. بنابراین کتابی خوشخوان و راحت است و نگاهی به نظریه‌پردازان حوزه مصرف اعم از کلاسیک‌ها مانند مارکس و زیمل تا مکاتب مدرن‌تر مانند شیکاگو دارد. به گفته این محقق حوزه مطالعات شهری، «شهرها و مصرف» به مخاطب این امکان را می‌دهد که با مختصات اولیه نظریه‌پردازانی آشنا شوند که درباره  نسبت شهر و مصرف سخن گفته‌اند. وی گفت: نقطه مثبت «شهرها و مصرف» این است که سیر تطور شهر در سه دوره، ویژگی‌ آن‌ها و نسبتش با مساله مصرف بررسی می‌شود. در این کتاب نشان داده می‌شود که چگونه مصرف شهرها را دگرگون کرده و تنها معلول دگرگون شدن شهرها نبوده و خودش علتی برای تطور شهر بوده است. این موضوع در سه دوره انقلاب صنعتی، دولت رفاه و دوره غالب شدن حکمرانی شدن شهری توضیح داده می‌شود. جامعه‌شناسی نظری ایران عقب نیست در ادامه این نشست مرتضی قلیچ، مترجم کتاب نیز توضیحاتی را درباره اثر حاضر ارائه کرد و گفت: جین استاد دانشگاه کاردیف است. من با او نامه‌نگاری کردم و بسیار مشتاق بود در این جلسه باشد. او معتقد بود که کتاب را 10 سال پیش نوشته و از این جهت نقدهایی به آن وارد است.   وی ادامه داد:‌ وقتی مصرف به عنوان مساله اندیشمندان ایرانی، 15 سال پیش در ایران مطرح شد آثاری چون «مصرف و سبک زندگی» نوشته محمد فاضلی به رشته تحریر درآمد. کتاب‌های دیگری از متفکرانی چون وبلن ترجمه شد و از سوی دیگر رساله‌هایی نیز در حوزه مصرف در مقطع دکتری انجام شد. همچنین رشته‌ای به نام مطالعات فرهنگی در کشور ما از سال‌های 83 تا 87 در اوج بود که بعدها دچار مشکلاتی شد. بنابراین کفایت نظری خوبی در این حوزه صورت گرفت.   قلیچ افزود: این‌ها نشان می‌داد که جامعه‌شناسی نظری در ایران از کشورهای اروپایی عقب نیست. من نیز سعی کردم این دو کتاب «شهرها و مصرف» و «شهرهای مصرفی» را ترجمه کنم. از این مساله نباید غافل شد که در همه این کتاب‌ها به مارشال برمن ارجاع داده شده است.   وی با اشاره به اینکه این کتاب هفت فصل دارد توضیح داد: در فصل نخست تمایز این کتاب با آثار دیگر مطرح می‌شود و بیان شده که نظریه‌پردازی در دوران مدرن در شهرها چه بوده است. بعدها تغییرات و تطور در مفاهیم شهری در رشته‌های مختلف شرح داده می‌شود. در فصل دوم جامعه‌شناسی کلاسیک شهری توضیح داده شده و به مفهوم طبقه تن آسا و مصرف متظاهرانه وبلن اشاره می‌شود.   قلیچ با بیان اینکه مصرف هویت‌های مکانی و زمانی را نمی‌شناسد و نقش بزرگی در شکل‌دهی سبک زندگی دارد، گفت: امروزه بسیاری از مگامال‌ها بازآفرینی فیزیکی است که به دلیل مصرف شکل گرفته و مناسبات اجتماعی نوینی را رقم زده است. جین معتقد است در فرایند مصرفی شدن شهرها عده‌ای برنده و عده‌ای بازنده هستند و بنابراین رقابت شهری در سطوح مختلف با هدف جذب سرمایه‌ها شکل گرفته است و عمده مباحثی که تولید می‌شود مدیون مفهوم مصرف است و اگر این مفهوم را از نظریه‌پردازانی چون لوفور و سوجا بردارید، خالی از هویت می‌شود!   وی تاکید کرد: در کتاب «شهرها و مصرف» بیان می‌شود که شهر به معنی مصرف است و مصرف حال، امروز و آینده شهرها را رقم می‌زند و آینده شهرها هم به سمت مصرفی شدن است. جین معتقد است دوگانه‌ای بین تولید و مصرف وجود دارد. در قدیم شهرهای مدرن و سنتی به واسطه تولید تعریف می‌شد اما در عصر جدید گویا نحوه خرج کردن پول مهم‌تر از درآوردن آن است و نوع مصرف هویت ما را تعریف می‌کند.   به گفته این مترجم مطالعات شهری، از سوی دگر کالاها در فرایند مصرف هویت سیال دارند و در اثر مصرف است که کالاها هویت پیدا می‌کنند. به طور مثال به پژوهای 405 پژوهای آخوندی گفته می‌شود! بنابراین مصرف‌کننده است که به کالا هویت می‌دهد.   وی ادامه داد: جین در ادامه به نظرات مارکس اشاره می‌کند. بعدها جامعه‌شناس مصرف وبلن است که مفهوم مصرف تظاهری را مطرح می‌کند که چگونه نوکیسه‌ها با مصرف طبقات خود را مشخص می‌کنند. او در ادامه به بوردیو اشاره می‌کند و او را از نظریه‌پردازان کلاسیک متاخر در حوزه شهری می‌داند. بوردیو می‌گوید مصرف تعامل ساده بین شهروند و کالا نیست و با عادت‌واره نشان می‌دهد که افراد چگونه مصرفشان را در فرایند جامعه‌پذیری عوض می‌شود.   قلیچ با بیان اینکه جین تفکیکی بین شهر مدرن و غیر مدرن دارد گفت:‌ او به طور مثال می‌گوید تنوع معماری در شهرهای پست مدرن زیاد است و خدمات محور بوده و اقتصاد جهانی دارد. او به منظور توصیف شهر پست مدرن به نظریه‌پردازان جدیدی مانند لوفور، سوجا، کاستلز و ... می‌پردازد.   به گفته قلیچ، جین در فصل سوم نیز به این مباحث اشاره می‌کند که چگونه اکنون فضای سبز دیگر فقط فضای فراغت نیست و مگامال‌ها هم می‌تواند این فضا باشد. اکنون یک فرهنگ پسامدرن مصرف شکل گرفته و در این شرایط او معتقد است کالا ارزش مصرفی ندارد و ارزش نشانه‌شناسانه پیدا کرده است؛ به طور مثال اگر روی لباسی که پاره پاره است آرم نایک خورده باشد قیمت کالا را مشخص می‌کند نه کیفیت کالا! در این شرایط شهرها مکان‌هایی را بازتولید می‌کند که این نوع کالاها را عرضه می‌کند.   وی یادآور شد: بخشی از کالاهایی که در شهر مصرف می‌شود کالاهایی است که برندها به آن‌ها اهمیت می‌دهد نه ارزش مصرفی‌شان! و به نوعی ما با زیبایی‌شدن زندگی روزمره روبه‌رو هستیم. مترجم «شهرهای مصرفی» افزود: جین می‌گوید در این شرایط آیا باز می‌توانیم بگوییم ما پست مدرن شده‌ایم؟ او در پاسخ می‌گوید خیر چون حتی مقاومت‌هایی مانند گروه‌های زیرزمینی موسیقی نیز در آینده تبدیل به کالایی برای نظام سرمایه‌داری می‌‌شوند. جین همچنین می‌گوید آیا مصرف با این همه تنوع ما را آزاد کرده و باعث شده با این میزان از انتخاب جوانان احساس آزادی کنند؟ او باز هم پاسخ منفی می‌دهد و می‌گوید شما باید در فرایند مصرف بین گروه اغوا شده و سرکوب شده تفاوت قائل شوید چون حجم عظیمی از محروم‌ها و فقرا در فرایند مصرف توسط گروه‌های حاکم سرکوب می‌شوند.   قلیچ با اشاره به اینکه در فصل چهارم کتاب زندگی روزمره بررسی می‌شود و به دیدگاه لوفور و دوسرتو پرداخته می‌شود عنوان کرد: گویی مصرف محملی برای مقاومت در شهرها شده است مانند سنجاق‌هایی که امروز برای لباس‌ها تولید می‌شود و کارکرد مقاومتی دارند!   این مترجم در پایان گفت: ویلیامز می‌گوید بین سیاست فرهنگی واقعی و سیاست با شکوه باید تفاوت قائل ‌شد. او می‌گوید سیاست‌های فرهنگی ما با هدف نشان دادن عظمت‌ شهرهاست و دعوای بین شهرها برای برگزاری فستیوال‌ها نشان دادن یک سیاست نمایشی است و بودجه‌های عمومی و رفاهی با هدف نشان دادن عظمت شهرها هدر می‌رود و محرومان در این بین حذف می‌شوند. مضمحل شدن سطح بینش سیاسی در زندگی مصرفی در ادامه این نشست، عباس کاظمی، مدیر گروه شهر و زندگی روزمره، با بیان اینکه کتاب برای دانشجویان لیسانس و البته علاقه‌مندان غیر علوم اجتماعی مفید است، گفت: کتاب «شهرها و مصرف» نگاه خوشبینانه به مصرف دارد. البته من هم قبلا این دیدگاه را داشتم و فکر می‌کردم مصرف مهمترین دریچه‌ای است که می‌تواند وضعیت جامعه ما را شرح دهد اما امروز فکر می‌کنم مقولات دیگری وجود دارد که می‌تواند در ارتباط با مصرف قرار گیرند و از این طریق وضعیت جامعه را  شرح داده شود.   وی افزود: جین البته در مقدمه کتاب «شهرها و مصرف» به این موضوع اشاره کرده اما خودش در کتابش این را رعایت نکرده است چون شهر را باید در یک چرخه فرهنگ به تعبیر هال بررسی کرد نه فقط با مصرف؛ مصرف بدون در نظر گرفتن اقتصاد سیاسی و تولید و مفهوم بازنمایی نمی‌تواند شهر را برای ما توضیح دهد. ما با شهری مواجه هستیم که انواع مصرف در آن وجود دارد و باید زمینه‌های اقتصاد سیاسی را هم در این باره در نظر گرفت.   کاظمی با تاکید بر اینکه شکل سرمایه‌داری در ایران عوض شده  در کنار ارتزاق از زمین از طریق فضای مصرفی ثروت بازتولید می‌‌شود، عنوان کرد: مصرف در جامعه انقلابی می‌توانست به شکل خاصی معنا یابد. در جامعه‌ای که محدودیت‌های رفتاری وجود داشت مصرف فرهنگی می‌توانست شکل‌های بدیل زندگی را برای ما خلق کند. اما امروزه ایدئولوژی سیاسی ما با مصرف ازدواج کرده‌است! در اینجا شیوه تحلیل‌های فرهنگی حول مصرف باید تغییر کند. وی با ذکر خاطره‌ای ادامه داد: در شب سخنرانی ترامپ درباره برجام نوجوان ۲۱ ساله‌ای از من پرسید برجام چیست! این فرد از حانواده متوسط بالاست که روزگارش را با برندها و مراکز خرید و کافی شاپ‌ها می‌گذارند. در واقع این جهان مصرفی است که زندگی متفاوتی را برای او رقم زده است. جهانی تخیلی که او را از استرس‌های سیاسی که در شهرما وجود دارد دور می‌سازد.    کاظمی با طرح این پرسش که آیا این موقعیت خوب است یا بد؟ گفت: در زندگی مصرفی سطح بینش سیاسی و جامعه‌شناختی ما مضمحل می‌شود. ما اکنون شهری را ساختیم که افراد در فضای عمومی صرفا کالاها و چیزها را مصرف می‌کنند، ولی در آن فضل وارد گفت‌وگو با هم نمی‌شوند. فضلی عمومی شهری ما جای بصیرت سیاسی و اجتماعی نیست در حالی که فضای عمومی نباید مردم را دلمشغول خوردن و مصرف کردن کند. وی در پایان گفت:‌ کتاب‌هایی از این دست، به ما فرصت می‌دهد درباره مصرف فکر کنیم و در عین حال در باب دلالت‌های سیاسی و فرهنگی آن در ایران بیشتر بیندیشیم. دومین نشست نقد متون شهری با همت انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات و با مساعدت معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران و انتشارات علمی و فرهنگی در سالن موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شده است. ]]> علوم‌انسانی Sat, 19 May 2018 05:07:16 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261271/قلیچ-جامعه-شناسی-نظری-ایران-کشورهای-اروپایی-عقب-نیست مهربانی، مهمان‌‌نوازی و معرفت مردم ایران را سوغاتی می‌برم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/260747/مهربانی-مهمان-نوازی-معرفت-مردم-ایران-سوغاتی-می-برم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، حسن یوسف فیاض‌بخش، نویسنده و ادیب که در سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور یافته بود، مهمان غرفه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بود. وی درباره کتاب‌هایش، ویژگی‌های مردم تاجیکستان و این‌که زبان مشترکی با ایرانی‌ها دارند و با هم همدل و همزبان هستند سخن گفت. وی که مدیریت سابق موزه خطلان تاجیکستان را به عهده داشت در ادامه افزود: 15 کتاب نوشته‌ام که بیشتر آن‌ها تاریخی هستند و بیشتر بر احترام به بزرگسالان تکیه می‌کنند. برای نگارش کتاب‌هایم از آثاری که 50 یا 60 سال پیش نشر شده‌اند به عنوان منبع بهره‌گیری می‌کنیم. احترام به بزرگسالان ویژگی مردم آریایی است فیاض‌بخش به ویژگی کتاب‌هایش اشاره کرد و گفت: تجربه‌هایی که در روزگاران گذشته تاجیکستان وجود داشته به روزگار کنونی می‌آورم. به این صورت که در گذشته به دلیل احترامی که برای بزرگترها قائل بودند در کنار هم زندگی می‌کردند و با هم پیر می‌شدند. وی به کتابی که قرار است در ایران به زبان فارسی ترجمه شود پرداخت و افزود: «راه پر پیچ و خم» عنوان کتابی است که نوشته‌ام، این کتاب به عادت‌های مردم تاجیکستان می‌پردازد که همانا احترام به پدر و مادر و بزرگسالان است. این کتاب به زبان فارسی ترجمه شده و در دست چاپ است. این پژوهشگر تاجیکی به ویژگی‌ها و آداب و رسوم مردم تاجیکستان پرداخت و گفت: یکی از ویژگی‌های تاجیک‌ها احترام به پدربزرگ و مادربزرگ‌هاست که این خصیصه مردم آریایی است. در تاجیکستان یک زبان تاجیک باستان وجود دارد که من در این کتاب برای نسل جدید به زبان تاجیکستان امروزه تبدیل می‌کنم. کتاب «راه پر پیچ و خم» به فرهنگ تاجیکستان در گذشته می‌پردازد که در مجالس عروسی در گذشته چه آداب و رسومی وجود داشته است و عروس باید چه رفتارهایی را با بزرگسالان داشته باشد، زیرا همان‌طور که آگاه هستید جدایی در همه خانواده‌ها زیاد شده است، هم در تاجیکستان و هم در ایران به‌راحتی پیوند خانواده‌ها از هم جدا می‌شود. من از طریق این کتاب پند می‌دهم که خانواده‌ مستحکمی داشته باشید. همبستگی تاریخی و پیوند دیرینه ایران و تاجیکستان وی همچنین به برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب هم اشاره کرد و گفت: نمایشگاه کتاب در کاخی برگزار می‌شود که به نام امام خمینی(ره) مزین شده است و این نام برای ما تاجیکی‌ها بسیار ارزشمند است. نمایشگاه کتاب بسیار باشکوه در سطح جهانی برگزار می‌شود و افراد مشتاق بسیاری از این رویداد فرهنگی بازدید می‌کنند. فیاض‌بخش به پیوند دیرینه ایران و تاجیکستان اشاره کرد و افزود: همبستگی این دو کشور تاریخی است و منبع اصلی آن هم نام خراسان بزرگ است. ما یکی هستیم اما با نام‌های تاجیکی و ایرانی. زیرا دین و فرهنگ و زبان‌مان یکی است و فهم تاریخی این دو کشور نیز شبیه به هم است. حتی چهره‌های دو کشور نیز بسیار به هم نزدیک است و در بیشتر موارد نیازی به ترجمه سخن‌هایمان نیست. ایران میهن اجدادی من است وی در ادامه افزود: سروده‌های رودکی، فردوسی، کمال خجندی، سعدی و حافظ برای ایران و تاجیکستان یکی است و ما با هم ادبیات مشترک داریم. من جهانگرد هستم و هنگامی که از تاجیکستان به فرودگاه ایران وارد می‌شوم احساس کردم جانب میهن اجدادی خود می‌روم زیرا در هیچ کشوری دیگر این احساس را نمی‌توانم داشته باشم مگر در ایران. این پژوهشگر تاجیکی نکته جالبی را مطرح کرد و گفت: اگر از من بپرسید که چه چیزی با خودم از ایران به تاجیکستان سوغاتی می‌برم این را می‌گویم که من چهره‌های گشاده ایرانیان، صمیمیت، مهربانی، مهمان‌نوازی و معرفت مردم ایران را با خود به تاجیکستان می‌برم. وی در پایان سخنانش اظهار کرد: برخلاف آنچه در رسانه‌های خارجی که از آزادی زنان سخن نادرستی می‌گویند که بانوان ایرانی در مساله حجاب در تنگنا هستند اما آنچه من در نمایشگاه کتاب مشاهده کردم این‌گونه به نظر نیامد و زنان در ایران در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی حضور بسیار پررنگی دارند و این مساله برای من مهم بوده است. ]]> علوم‌انسانی Sat, 19 May 2018 04:43:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/260747/مهربانی-مهمان-نوازی-معرفت-مردم-ایران-سوغاتی-می-برم پيام تسليت جهانگيري به مناسبت درگذشت حجت الاسلام طباطبايي http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261280/پيام-تسليت-جهانگيري-مناسبت-درگذشت-حجت-الاسلام-طباطبايي به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس جمهور در پیام تسلیتی به مناسبت ارتحال عالم ربانی وارسته و استاد اخلاق حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی طباطبایی رضوان الله تعالی علیه تصریح کرد: ضایعه مصیبت بار فقدان این روحانی بزرگوار و مردمی که عمر پربرکت خود را در راه خدمت به اسلام، انقلاب، مردم و ترویج ارزش‌های اسلامی و اخلاقی در جامعه صرف نمود را به همه دوستداران و علاقه‌مندان و به ویژه بیت شریف ایشان صمیمانه تسلیت می‌گویم. متن کامل این پیام به شرح ذیل است: بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون ارتحال عالم ربانی وارسته و استاد اخلاق حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی طباطبایی رضوان الله تعالی علیه موجب تاثر و تالم فراوان گردید. ضایعه مصیبت بار فقدان این روحانی بزرگوار و مردمی که عمر پر برکت خود را در راه خدمت به اسلام، انقلاب، مردم و ترویج ارزش های اسلامی و اخلاقی در جامعه صرف نمود را به همه دوستداران و علاقه مندان و به ویژه بیت شریف ایشان صمیمانه تسلیت می گویم و از خداوند متعال برای آن فقید سعید رضوان الهی و علو درجات و برای بازماندگان معزا صبر و اجر مسالت دارم. اسحاق جهانگیری ]]> علوم‌انسانی Fri, 18 May 2018 14:29:48 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261280/پيام-تسليت-جهانگيري-مناسبت-درگذشت-حجت-الاسلام-طباطبايي مومن قناعت، سراینده تاجیکی شعر خلیج پارسی درگدشت http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261279/مومن-قناعت-سراینده-تاجیکی-شعر-خلیج-پارسی-درگدشت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مومن قناعت (متولد ۲۰ می ۱۹۳۲)، شاعر تاجیک در ۸۶ سالگی در جوار رحمت خدا آرام گرفت. درگذشت این شخصیت دوست‌داشتنی کام همه‌ دوستداران شعر و ادب فارسی را در ایران، افغانستان و تاجیکان آسیای مرکزی در تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و ازبکستان تلخ کرد.  وی در سال ۱۹۶۰ با انتشار شراره، نخستین دفتر شعرش، به دنیای خیال شاعرانه پا نهاد. هشت سال بعد معاون اتحادیه‌ی نویسندگان تاجیکستان شد. سلامت نفس و صلاحیت شاعری‌اش او را طی سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۱م به ریاست اتحادیه برکشید. وقتی به تحولات شعر تاجیک در دهه‌ی هفتاد نگاه می‌کنیم، نمی‌توانیم از مومن قناعت عبور کنیم، جز آنکه کلاهمان را به نشانه‌ی بزرگداشتش از سرمان برداریم و تمام‌قد به احترامش بایستیم. این شاعر نجیب بنیان‌گذار جریانی در شعر بود که با عبور از زندان وطن سوسیالیستی، تاجیکستان عزیز را در دامن تاریخ اسطوره‌ای جست‌جو کرد و آن را به تاریخ واقعی خود و هم‌نسلانش پیوند زد. این نگرش تاجیکستان را از چنگ پیامبران دروغین لنین و استالین نجات می‌داد و به سپیده‌دم شکل‌گیری اقوام آریایی‌نژاد می‌برد و در آنجا با همه‌ی ایرانی‌تباران و فارسی‌زبانان بر سر یک سفره می‌نشاند.   اگر بخواهیم  در یک گزاره  او را به مخاطب بشناسانیم، باید بگوییم او آغازگر راهی در احیای یگانگی فارسی‌زبانان با یکدیگر در تاجیکستان بود که تا پایان عمر هرگز از آن آرمان روبرنگرداند. لایق شیرعلی و گل‌رخسار دو نهالِ همان باغی بودند که مومن قناعت با سرودن شعر "به هوادار زبان تاجیکی" به یادگار گذاشته بود. مومن قناعت با هوشیاری مثالی‌زدنی خود با همان شعر کوتاه، تاجیکستان را از میان کوهستان‌های محصور در پامیر بیرون آورد و به دل تاریخ و فرهنگ ناپیداکران فارسی‌زبانان بازگرداند و خیانت کسانی را که می‌خواستند این دل آریایی‌نژادان را از آن‌ها بدزدند، آشکار کرد: قند جویی، پند جویی، ای جناب،/ هرچه می‌جویی، بجوی! بیکران بحری‌ست، گوهر بی‌حساب/ هرچه می‌جویی، بجوی! فارسی گویی، دری گویی وُرا،/ هرچه می‌گویی، بگوی! لفظِ شعر و دلبری گویی وُرا،/ هرچه می‌گویی، بگوی! بهرِ من تنها زبانِ مادری‌ست،/ چون که مهرِ مادر است، بهرِ آن تشبیه دیگر نیست، نیست،/ چون که شیر مادر است. زین سبب چون شوخی‌های دلبرم،/ دوست می‌دارم وُرا، چون نوازش‌هایِ گرمِ مادرم/ دوست می‌دارم وُرا! یادش گرامی. ]]> علوم‌انسانی Fri, 18 May 2018 12:48:55 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261279/مومن-قناعت-سراینده-تاجیکی-شعر-خلیج-پارسی-درگدشت اهدای بن خرید به فعالان باشگاه قرآنی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261278/اهدای-بن-خرید-فعالان-باشگاه-قرآنی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از کمیته روابط عمومی نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم، به فعالان قرآنی در حوزه‌های مختلف حفظ، قرائت و مفاهیم قرآنی در نمایشگاه قرآن کریم بر اساس فعالیت آنها در باشگاه همراهان بن خرید اهدا می‌شود.   علاقه‌مندان و فعالان قرآنی ضمن ثبت نام در باشگاه همراهان به نشانی www.iqfa.ir می‌توانند از مزایای بخش فعالان قرآنی استفاده کرده و بر اساس میزان فعالیت خود در این باشگاه امتیاز خود را افزایش دهند.    فعالیت‌های قرآنی تدریس، تالیف نیز شامل دریافت بن خرید است و باید در باشگاه همراهان ثبت نام صورت گیرد. مدیران و همکاران مؤسسات قرآنی برای دریافت بن خرید در باشگاه همراهان نمایشگاه قرآن ثبت نام کنند.   بیست و ششمین نمایشگاه قرآن کریم ۲۹ اردیبهشت تا ۱۴خرداد در مصلی امام خمینی (ره) برگزار و از ساعت ۱۷ تا۲۴ میزبان علاقه مندان و روزه‌داران می‌‌شود.       روابط عمومی ]]> علوم‌انسانی Fri, 18 May 2018 06:54:09 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261278/اهدای-بن-خرید-فعالان-باشگاه-قرآنی حجت الاسلام طباطبایی از پیشگامان انقلاب اسلامی و یاوران امام خمینی(ره) بود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261277/حجت-الاسلام-طباطبایی-پیشگامان-انقلاب-اسلامی-یاوران-امام-خمینی-ره به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) متن پیام سید عباس صالحی بدین شرح است: «انا لله وانا الیه راجعون خبر درگذشت عالم پارسا و انقلابی، استاد اخلاق حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی طباطبایی در نخستین روز ماه ضیافت الهی موجب تاثر گردید.   آن مرحوم از پیشگامان انقلاب اسلامی و یاوران امام خمینی(ره) بود و در این مسیر مجاهدت و فداکاری بی‌دریغ داشت و پس از پیروزی انقلاب، بی توقع آن را ادامه داد و زبان نصیحت را با حمایت مسوولانه همراه نمود. هم‌چنین در ارتباطات مردمی و حل مشکلات عمومی،  نقش دیرین علمای دین را تداوم داد. خانه‌اش ملجا مردم بود و پس از انقلاب تا آخرین روزهای حیات مبارکش، هم‌چنان ماند.   اینجانب فقدان این عالم مردمی را به مقام معظم رهبری، مراجع عظام و جامعه روحانیت، خاندان و بیت معظم ایشان صمیمانه تسلیت می‌گویم و برای آن مرحوم در این روزهای مبارک، رحمت واسعه الهی مسالت می دارم. سیدعباس صالحی» ]]> علوم‌انسانی Fri, 18 May 2018 06:45:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/261277/حجت-الاسلام-طباطبایی-پیشگامان-انقلاب-اسلامی-یاوران-امام-خمینی-ره زندگی در بافت تاریخی بهارستان و دغدغه‌ای با نام میراث فرهنگی http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261246/زندگی-بافت-تاریخی-بهارستان-دغدغه-ای-نام-میراث-فرهنگی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کوثر سامانی: تابستان سال گذشته بود که شانزدهمین کاشی ماندگار بر سردر خانه مرحوم سید محمد محیط طباطبایی، مورخ، پژوهشگر، منتقد و ادیب فقید معاصر نصب شد. خانه او، خانه مورد علاقه دوران کودکی‌ام بود، خانه‌ای قدیمی با حیاطی بزرگ که شاخ و برگ‌ درختان زیتون، پرتقال و خرمالوی آن در کوچه آذر خودنمایی می‌کرد. وقتی پس از سال‌ها از محله کودکی‌ام گذر می‌کردم و چشمم به کاشی سردر این خانه افتاد تصمیم گرفتم گفت‌وگویی را به مناسبت روز جهانی موزه و میراث فرهنگی با سید احمد محیط طباطبایی، فرزند آن مرحوم داشته باشم. محیط طباطبایی نیز همیشه برایم پژوهشگری جذاب بوده و هست. کارشناسی که در حوزه‌های مختلفی از تاریخ و موزه و میراث فرهنگی گرفته تا سینما و کافه و حتی فوتبال تحقیق و پژوهش کرده و به گفته خودش به همه این موضوعات از زاویه میراث فرهنگی نگاه کرده است. گرفتاری‌ها و دغدغه‌های روزمره مجال گفت‌وگو با او را فراهم نکرد تا این‌که بالاخره فرصت مناسب فرا رسید؛ 28 اردیبهشت روز جهانی موزه و میراث فرهنگی. به بهانه این روز سراغ محیط طباطبایی رفتم. گفت‌وگویم با او که در حال حاضر رئیس ایکوم و مشاور رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی است از خانه پدری و خاطرات دوران کودکی شروع شد و به میراث فرهنگی و نقش مهم کتاب در این حوزه رسید. اگرچه ترجیح می‌دادم این گفت‌وگو در خانه پدری او رقم بخورد اما به دلایلی مجبور شدیم در دفتر کار او در پژوهشگاه میراث یکدیگر را ملاقات کنیم. دفتری که با ورود به آن سه تابلو نظرم را جلب کرد: عکسی از خانواده پژوهشگاه میراث فرهنگی، عکس ارنست هولستر عکاس آلمانی که 146 سال پیش به ایران آمد و از مقدمات ماه محرم در میدان عتیق اصفهان عکاسی کرد و جالب‌تر از همه تصویر نقاشی شده مرحوم طباطبایی که در کنار میز کار پسرش جای گرفته بود و نظاره‌گر فعالیت‌ها و تلاش‌های فرزند خود در راه حفظ هویت فرهنگی ایران بود. هروقت شما را می‌بینم ناخودآگاه سه کلمه به ذهنم می‌آید؛ تاریخ، موزه و میراث فرهنگی، پژوهشگری که سال‌ها در این سه حوزه حضوری فعال داشته و دارد، خود احمد محیط طباطبایی، خودش را چطور برای ما معرفی می‌کند؛ رئیس ایکوم، مشاور رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی یا پژوهشگر فرهنگی؟ من خودم را یک کارشناس فرهنگی می‌دانم. از ابتدا دوست داشتم در حوزه فرهنگ کار کنم و همیشه نیز همین کار را کردم. یک ویژگی فرهنگی هم معلمی است. از دوران کودکی مدرسه و معلمی را هم دوست داشتم بنابراین با این دو شاخص خودم را معرفی می‌کنم؛ کارشناس فرهنگی و معلم. در تمام عمرم تا به امروز شغل‌های زیادی را عوض کردم اما خوشبختانه از دایره این دو مورد خارج نشدم. سرگرمی‌های من، کارهای اصلی‌ام است و کارهایم نیز به نوعی سرگرمی‌ام محسوب می‌شود. در واقع یکی از ویژگی‌های هویت ایرانی این است که هیچ‌وقت نمی‌توانید بین کار و تفریح یک ایرانی خط کشید، چرا که ما از زندگی عشایری به زندگی شهری آمده‌ایم و برای عشایر مرزبندی کار و تفریح بی‌معنی است. این ویژگی هنوز هم در جامعه ایرانی دیده می‌شود. به همین دلیل زندگی من هم بخش‌های مختلفی دارد؛ تاریخ، باستان‌شناسی، ورزش، فوتبال و... نگاهی وجود دارد به نام نگاه میراث فرهنگی یا نگاه هویت فرهنگی. معتقدم این یک نگاه است تا یک رشته. به این معنا که هرچیزی گذشته‌ای دارد که با درک آن می‌توان آینده را به‌دست آورد. من در همه موارد از این نگاه استفاده می‌کنم و شاید به همین دلیل دایره فعالیت‌هایم در عنوان متنوع‌تر باشد اما در اصل یکی است یعنی من در هر حوزه‌ای از زاویه میراث فرهنگی وارد می‌شوم. به عبارتی، کارشناس فرهنگی در حوزه میراث فرهنگی یک دید و یک نوع چشم‌انداز است که با آن موارد و موضوعات مختلف را تحلیل می‌کنیم. مرحوم پدرتان شخصیتی برجسته و اندیشمندی بزرگ بودند، فکر می‌کنید اگر در چنین خانواده‌ای متولد نمی‌شدید باز هم در همین مسیر قرار می‌گرفتید و به سمت تاریخ و میراث فرهنگی می‌رفتید؟ من در خانه‌ای به‌دنیا آمدم و بزرگ شدم که خیلی چیزها شاخص بود. یکی از آن موارد شاخص این بود که هیچ کاغذی در خانه ما دور انداخته نمی‌شد. نوشته حرمت داشت حتی اگر یک برگه تبلیغاتی بود. یکی دیگر از این شاخص‌ها اهمیت مطالعه بود. به یاد دارم، مادرم وقتی مجله کیهان بچه‌ها را می‌خواندیم، هیچوقت کاری را به ما ارجاع نمی‌داد و می‌گفت بچه‌ها کار دارند، یعنی در خانه ما خواندن کار مهمی بود. یک روزی خانه ما 11 اتاق داشت و فقط یکی از اتاق‌ها کتابخانه بود اما امروز همه آن اتاق‌ها کتابخانه‌ای را در خود جای داده‌اند. وقتی در فضایی رشد کنید که مطالعه کار اصلی است و نوشته حرمت دارد، قطعا در هر حوزه‌ای کار کنید انسانی هستید با چشم‌انداز و دید میراث فرهنگی. بنابراین پدر و مادرم نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری شخصیت و اندیشه من داشتند. شما به‌واسطه دایره وسیع فعالیت‌هایتان با نویسندگان، ناشران و هنرمندان بسیاری در ارتباط هستید، این دوستی‌ها و رفاقت‌ها چقدر در مسیر کاری و پژوهشی شما تأثیر گذاشته است؟ میراث فرهنگی یک نکته جالب دارد و آن اینکه شما هر چقدر تجربه پیدا کنید در زندگی به دردتان می‌خورد. پس هر قدر دایره‌ فعالیت‌هایت وسیع باشد نگاه کلی‌تر، بهتر و جامع‌تری در حوزه میراث خواهید داشت. از سوی دیگر به دلیل طبع اجتماعی‌ام با دایره وسیعی از عکاسان، نقاشان، نویسنده‌ها و  ناشران رفاقت دارم. بخش زیادی از زندگی‌ام در کافه‌ها و در حوزه اجتماعی عمومی می‌گذرد، سینما و تئاتر زیاد می‌روم، فوتبال را دسته جمعی می‌بینم. مضاف بر این‌که با بسیاری از دوستان پدر نیز ارتباط داشته و دارم. یادم می‌آید پنجشنبه شب‌ها میزبان دوستان خود بود و من هم در این جلسات شرکت می‌کردم. مثلا استاد مهدی محقق که دوست پدرم بود و هنوز با او در ارتباط هستم. همین‌طور نوشین‌دخت انصاری. در دنیای نشر  ناشران بسیاری مانند انتشارات اقبال و طهوری و غیره دوستانم بودند. در روزنامه هم آشنا زیاد داشتم. خوشبختانه مدیون همه آنها هستم چون دایره ارتباطات باعث می‌شود در میراث فرهنگی دید وسیع‌تری داشته باشم.   پدرتان یک برنامه رادیویی به نام مرز دانش داشتند که طرفداران بسیاری هم در بین مردم و هم شخصیت‌های علمی و فرهنگی داشت، در کنار کتابخانه پدر، آرشیوی از این برنامه هم دارید؟ خودتان چقدر طرفدار این برنامه بودید؟ برنامه مرز دانش همزمان با تولد من در سال 1338 آغاز به کار کرد و 20 سال ادامه داشت. 10 سال اول سخنرانان مختلفی به برنامه دعوت می‌شدند و سخنرانی می‌کردند و 10 سال دوم به پیشنهاد رادیو، پدرم هر پنجشنبه شب به تنهایی سخنرانی می‌کرد. حدود 500 سخنرانی در این برنامه ضبط شد که بسیاری از آنها را یا همان زمان و یا بعدها گوش دادم. آرشیو کامل آن را هم در منزل پدری نگه داشته‌ایم.  جمله یا رفتار خاصی از پدر هست که در ذهن و جانتان حک شده باشد و در مسیر زندگی به کارتان آمده باشد؟ مرحوم پدر در زندگی شخصی و علمی خود همواره یک باور و اعتقاد راسخ داشتند و آن این‌که نباید عقیده خود را به دیگران تحمیل کنید و برای اندیشه همه انسان‌ها ارزش و احترام قائل شوید. سفارش و نصیحت دیگر پدرم که در زندگی شغلی من بسیار تأثیرگذار بود این بود که همیشه حرف یا رفتاری را اعلام و عرضه کن که منافع مردم در آن باشد. سال گذشته بود که شانزدهمین کاشی ماندگار بر سردر خانه پدری شما نصب شد، کمی درباره این خانه برایمان توضیح دهید. پدرم خانه کوچه آذر را سال 1323 خرید و من نیز در همین خانه متولد شدم. در کنار کلانتری میدان بهارستان یک ساختمان نماسفید است که آن زمان به ساختمان جبهه ملی معروف بود و به خاندان لقمان‌الدوله تعلق داشت و جلسات جبهه ملی در آن برگزار می‌شد. طبقه بالای این ساختمان یک زایشگاه بود که من در آنجا به‌دنیا آمدم. در واقع من در محله بهارستان به دنیا آمدم و در همین محله هم بزرگ شدم. خرید این خانه در این محله هم داستانی دارد. پدرم آن زمان خانه را 60 هزار تومان خرید که در آن دوران قیمت بالایی محسوب می‌شد و می‌توانست با این مبلغ در منطقه‌ای دیگر خانه‌ بخرد. اما چون این خانه نزدیک کتابخانه مجلس و کتابخانه مدرسه سپهسالار بود، تصمیم به خرید آن گرفتند. در آن زمان فاصله‌های مکانی مهم بود و علاوه بر آن، برق هم موضوع مهمی بود و سعی‌ می‌کردند از روشنایی روز نهایت استفاده را بکنند. در نتیجه پدر در این محل خانه خریدند تا صبح‌ها زودتر به کتابخانه برسند و از روشنایی روز استفاده کنند و شب به منزل برگردند. اگر از مرحوم پدرم می‌پرسیدید معلمت کیست، می‌گفت کتاب. چراکه در طول عمر خود فقط سه سال مدرسه کلاسیک رفت و همه عمر کتاب، معلمش بود. آن دوران خیابان شاه‌آباد اول جمهوری مرکز کتابفروشی‌ها بود، کتابخانه‌های معظم شهری در آن محل واقع شده بود و وزارت معارف که امروز عمارت مسعودیه نامیده می‌شود، در همین محل بود. همه این موارد باعث شد در این محل خانه بخرند تا بهره بیشتری از کتاب ببرند. چه خاطراتی از دوران کودکیتان در محله بهارستان در ذهنتان نقش بسته است؟ دوران کودکی‌ام در کوچه ما هر خانوار در یک خانه زندگی می‌کرد و خبری از مجتمع‌های چند طبقه نبود. به یاد دارم ضلع جنوبی خانه ما، خانه سیدباقر خان نیری، نماینده مجلس بود. باغ مشیرفاطمی‌ها هم روبه‌روی منزل ما بود. اما الان همه خانه‌های قدیمی این کوچه تبدیل به مجتمع و آپارتمان شده و دیگر خبری از حال و هوای آن روزها نیست. خانه‌های قدیمی همیشه برایم ارزشمند بوده و هستند و اگر من از این قبیل آثار حفاظت می‌کنم به خاطر این است که با آنها زندگی می‌کنم و حاضر به ترکشان نیستم.   مهمترین دغدغه سید احمد محیط طباطبایی برای حال و هوای این روزهای میراث فرهنگی کشور چیست؟ معتقدم آن اندازه که نگاه و باور مردم به میراث فرهنگی مهم است، تخریب یک اثر تاریخی اهمیت ندارد. این نگاه است که باید تغییر کند تا تغییرات دیگر به دنبال آن ایجاد شود. برخی از افراد از میراث فرهنگی طرفداری می‌کنند چراکه زندگی‌شان در گرو آن است، درحالی‌که باید باورشان میراث فرهنگی باشد. مهمترین دغدغه من در میراث فرهنگی، آینده است. میراث فرهنگی کشور تنها مختص آدم‌هایی است که به آینده فکر می‌کنند. فردی که نگاهش به‌سوی آینده است، به امید و نسل بعد فکر می‌کند و به دنبال حفظ هویت گذشته  هستند اما افرادی که اعتنایی به آینده ندارند، گذشته را از بین می‌برند. گاهی اوقات افراد فکر می‌کنند آدم‌هایی مانند من که دغدغه حفظ میراث فرهنگی را دارند، به گذشته چسبیده‌اند. اما ما اگر گذشته را حفظ می‌کنیم به خاطر آینده است وقتی انسان به آینده فکر نمی‌کند میراث فرهنگی را در معرض تهدید قرار می‌دهد. بنابراین، این جامعه است که باید نگاهش را تغییر دهد. به نظر شما این تغییر نگاه در نسل جدید به‌وجود آمده است؟ معتقدم نسل جدید بهتر شدند. نسل جدید مدنی‌تر از نسل من است و به حیات مدنی بیشتر فکر می‌کند. تعداد کافه‌ها، سالن‌های تئاتر و در کل پدیده‌هایی که ارزش شهری دارد توسعه پیدا کرده است. وضعیت میراث فرهنگی در دهه ۷۰ بسیار بدتر از امروز بود ولی شما خبر آن را نمی‌شنیدید. چون جامعه متأثر نمی‌شد این جامعه است که تغییر کرده و میراث فرهنگی برایش مهم شده در اوایل دهه ۷۰ حمام خسرو آقای اصفهان را تخریب می‌کنند اما عده معدودی به این موضوع اهمیت می‌دهند و بقیه واکنشی به آن نشان نمی‌دهند. اما امروز برج جهان‌نما را به دلیل مخدوش کردن حریم منظری میدان نقش جهان کوتاه می‌کنند. چراکه جامعه واکنش نشان می‌دهد و این سرمایه اجتماعی چنان برای میراث شکل گرفته که برج را کوتاه می‌کند. البته شرایط فعلی مطلوب نیست اما نسبت به قبل بهتر است. آیا با وجود تمام مشکلاتی که میراث فرهنگی کشور با آن دست به گریبان است، جایی هم برای پرداختن به کتاب باقی می‌ماند؟ پژوهشگاه در این زمینه چقدر موفق ظاهر شده است؟ پژوهشگاه میراث فرهنگی در سالی که گذشت بیش از ۶۰ عنوان کتاب چاپ و از ۲۲ عنوان حمایت کرد و چندین عنوان نشریه به چاپ رساند. در واقع به سهم خودمان فعالیت نشر خوبی را انجام می‌دهیم. معتقدم وقتی نشر در حوزه دولتی انجام می‌شود بیشتر باید بحث توسعه و ترویج مطرح باشد نه سود اقتصادی. کتابی را که ما چاپ می‌کنیم از نظر بخش خصوصی هیچ سودی ندارد ولی وظیفه ما است که مثلاً گزارش‌های باستان‌شناسی را به چاپ برسانیم تا دیگران از آن استفاده کنند. البته سیستم‌های جدید ebook و فرم‌های جدید را هم از امسال در برنامه خود قرار دادیم و امیدواریم بتوانیم دامنه این کار را وسیع کنیم. پژوهش و کتاب دو مقوله تفکیک‌ناپذیرند، در واقع خروجی یک پژوهش کتاب است فکر می‌کنید چه عواملی در به ثمر رسیدن پژوهش‌های مفید در حوزه میراث فرهنگی تأثیرگذار است؟ پژوهشگاه میراث فرهنگی از جنس متفاوتی است به این معنی که در پژوهشگاه‌های دیگر پژوهش می‌شود و  حاصل آن به کتابخانه می‌رود و معلوم نیست از آن استفاده می‌شود یا نه، اما پژوهش در میراث فرهنگی با عملکرد توأم است یعنی شما نمی‌توانید موضوع پژوهش، حفاظت و مرمت آثار تاریخی را از یکدیگر جدا کنید برای اینکه بتوان یک بنا را حفظ کرد باید پژوهش صورت گیرد  تا بدانیم چگونه باید آن را نگهداری و مرمت کرد. حاصل این پژوهش کتابی است که در اختیار پژوهشگران و مردم قرار می‌گیرد تا بیشتر با یک اثر باستانی یا تاریخی آشنا شوند. به همین علت بحث کتاب در حوزه میراث فرهنگی بخشی تفکیک ناپذیر از فعالیت ما است. برای مثال در هنرهای سنتی سعی می‌کنیم هنرهای خاص را پژوهش کنیم، بشناسیم، حفاظت کنیم و آنها را زنده نگه داریم. چقدر کتاب‌های ناشران دیگر در این حوزه را رصد می‌کنید؟ امسال در نمایشگاه کتاب شاهد حضور ناشران خصوصی در این حوزه بودم. خوشبختانه تعداد کتاب‌هایی که به میراث مربوط می‌شود زیاد شده است و این نشان از تغییر نگاه و سلیقه مردم در مجموعه بازار نشر است. کتاب‌های میراث فرهنگی شکل‌های مختلفی دارند، گاه یک کتاب به  معرفی آثار می‌پردازد و  گاه دیدی علمی و پژوهشی به میراث فرهنگی دارد. البته در این حوزه نقاط ضعفی نیز وجود دارد که به ضعف کلی در حوزه کتاب و نشر برمی‌گردد و طبیعتا شامل حال میراث فرهنگی نیز می‌شود. به هرحال روزی که فرهنگ عقربه ساعت زندگی باشد حال ما خوب است. قطعا اگر حال موزه خوب نیست، یعنی حال کتاب، روزنامه، سینما و... هم خوب نیست. چراکه رابطه مستقیم و مستمری بین تمام حوزه‌های فرهنگی وجود دارد. به نظر شما  سازمان میراث فرهنگی کدام دوره در حوزه کتاب بهتر عمل کرده است؟ سازمان در دوره‌ای بهتر عمل می‌کند که فکر نکند کتاب‌های میراث فرهنگی فقط آن چیزی است که خودش چاپ می‌کند بلکه به جریان میراث فرهنگی نگاه کند و ببیند چند ناشر کتاب میراث فرهنگی چاپ می‌کنند و چه تعداد کتاب میراث فرهنگی از حوزه نشر بیرون می‌آید. امروز کمیت از قبل خیلی بهتر است. ولی در دوره‌هایی مانند اوایل دهه هشتاد این رفتار را در سازمان بیشتر می‌بینیم. در آن دوره این نگاه وجود داشت که دیگران چه می‌کنند و  وقتی گزارشی از وضعیت نشر در حوزه میراث فرهنگی ارائه می‌دادند تعداد کل کتاب‌های میراث فرهنگی مدنظر بود و نه فقط کتاب‌هایی که سازمان منتشر می‌کرد.   و سوال آخر،  هدف نهایی که به‌عنوان یک کارشناس میراث فرهنگی برای خود ترسیم کرده‌اید کجاست؟ چون در میراث فرهنگی کار می‌کنم کارم نقطه پایان ندارد. همیشه به آینده فکر می‌کنم.   امیدوارم چیزی را برای آینده باقی بگذارم. یک ضرب المثل از بودا هست که می‌گوید آدم باید مانند گل نیلوفر باشد، نپرسد اینجا باتلاق است یا نه، گلش را بدهد. سعی کنیم هر قدر که می‌توانیم، هر چقدر هم کوچک تغییر مثبت ایجاد کنیم، یک کلمه یاد بدهیم و یا یک کار خوب را به ثمر برسانیم. خود مسیر مهم است نه رسیدن به انتهای مسیر، به عبارتی مفهوم خوشبختی هم همین است. اگر از من بپرسید خوشبختم یا نه، قطعا جوابم مثبت خواهد بود چون می‌دانم سهم خوبی از دنیای امروز برای من بوده است. ]]> علوم‌انسانی Fri, 18 May 2018 05:00:44 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261246/زندگی-بافت-تاریخی-بهارستان-دغدغه-ای-نام-میراث-فرهنگی بازنشر ويراست گفت‌وگوي ايبنا با سيد جواد طباطبايي http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261266/بازنشر-ويراست-گفت-وگوي-ايبنا-سيد-جواد-طباطبايي خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سيدجواد طباطبایی روز چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت‌ماه برای بازدید از نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و همچنین حضور در غرفه انتشارات مینوی خرد و گفت‌وگو با مخاطبان و علاقمندان خود در مصلی تهران حضور یافت. در حاشیه این حضور خبرنگار ايبنا در غرفه موسسه خانه کتاب با او گفت‌وگوی کوتاهی انجام داد. آنچه می‌خوانید صورت ویراستاری شده آن گفت‌وگو است كه از سوي ايشان انجام شده و در كانال استاد منشتر گشت.  📎مدعی اهل علمی نمی‌بینم که پاسخی دهم طباطبايي در پاسخ به پرسش خبرنگار ایبنا مبنی بر اینکه طی دو سال اخیر مباحث و گفت‌وگوهای زیادی از سوی موسسات پژوهشی چون پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی درباره آثار شما به ویژه درباره نظریه ایران‌شهری برگزار شده است و آیا شما هم تمایلی برای ورود به این گفت‌وگوها دارید؟ گفت: اگر فضای گفت‌وگوی علمی وجود داشته باشد می‌توان در مواردی شرکت کرد، اما به نظر من فضای گفت‌وگو وجود ندارد و تنها دورهمی های گفت است. جمعی که حتیٰ تصور درستی از موضوع مورد بحث ندارند در غیاب شنوندگان سخنانی تحویل همدیگر می دهند و همدیگر را تایید می کند و می روند. مولف «زوال اندیشه سیاسی در ایران» ادامه داد: از چندین سال پیش به صورت‌های مختلف به من مراجعه کرده‌اند اما من همواره گفته‌ام که شخص اخراجی نمی‌تواند مخاطب خوبی برای دانشگاهیان باشد. تا زمانی هم که این وضع ادامه داشته باشد پاسخ من همین خواهد بود. گفت‌وگوی علمی در صورتی ممکن است که طرفین اعتقادی به علم همدیگر داشته باشند. فعلا من در میان مدعیان اهل علمی نمی‌بینم. سطح علمی یکی دو فایل صوتی که برای من هم فرستاده بودند، بیش از آن پایین بود که بتوان درباره مطالب آن چیزی گفت. 📎دایره‌المعارف از منابع عمومی تغذیه کرده اما خصوصی اداره می‌شود طباطبایی در پاسخ به پرسش دیگری درباره تصمیم به استعفایش از مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی نیز توضیح داد: من همچنان تصمیم بر عدم همکاری با مرکز دارم. تا جایی که در سال‌های اخیر دیده شده در مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی مدیریت ضعف‌های بسیاری پیدا کرده و حتیٰ حیف‌ومیل‌های بسیاری صورت گرفته که البته کسی نیز پاسخگو نبوده است. مرکز با استفاده از منابع و کمک‌های دولتی شروع به کار کرده و به اینجا رسیده، به نظر می‌رسد به تدریج مدیریت اولیه از دست رفته و مرکز و امکانات آن به ملک خصوصی و خانوادگی تبدیل شده است، که باید مورد رسیدگی و حسابرسی جدی قرار گیرد.  📎بهتر است دایره‌المعارف تابع ضوابط وزارت علوم شود  بخش رایزن، که قرار بود بخشی از مخارج مرکز را تامین کند در ده سال گذشته به طور خصوصی مدیریت شده و مداخل و مخارج آن معلوم نیست. گروه بزرگی از اعضای علمی، که تنها در سال گذشته شش ماه حقوق نگرفته اند، به این وضع اعتراض داشته‌اند و پاسخ مدیریت به این اعتراض هم اخراج پنجاه تن از اعضای مرکز و اخراج معاونت مرکز، دکتر صادق سجادی، بود. به نظر ما مرکز دیگر نمی‌تواند به طور خصوصی و خانوادگی اداره شود. این مرکز نهادی علمی و پژوهشی است و بهتر از تابع ضوابط و قانون‌های وزارت علوم و مجری آن‌ها باشد. تاکنون چون مرکز از کمک های دولت استفاده می‌کرد و نه بودجه، به حسابرسی هم تن در نمی‌داد. بهتر است درآمد مرکز به طور رسمی ردیف بودجه دولتی داشته باشد و حساب و کتاب آن مشخص باشد.  📎دایره‌المعارف در حال حاضر مدیریت علمی ندارد مولف «ابن خلدون و علوم اجتماعی» در پاسخ به این پرسش که با تغییر مدیریت امکان اصلاح مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی وجود دارد؟ توضیح داد: نخست باید وضع مدیریت را روشن و وضع امور را اصلاح کرد. مرکز باید مدیریت علمی داشته باشد و در شرایط کنونی چنین مدیریتی وجود ندارد. در دو سه سال اخیر کارها متوقف شده و حتیٰ آخرین جلد دایرةالمعارف هم منتشر نشده است، در حالی‌که در گذشته تقریبا هر سال یک جلد از آن منتشر می‌شد.  📎انتحال ناشر مدعی نقد فرهنگ طباطبایی در ادامه در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر عرضه آثار جدید خود در نمایشگاه کتاب عنوان کرد: در نمایشگاه نوشته جدیدی از من منتشر نشده است. آخرین اثری که منتشر شد نسخه جدید زوال اندیشه سیاسی در ایران است که بازنویسی کامل رساله ای است که پیشتر دو ویراست آن منتشر شده بود، اما اینک افزون بر بازنویسی و بسط همه فصل‌های آن دو فصل جدید و یک فصل نهایی مفصل بر آن افزوده شده و همه اشکالات آن رفع شده است که می‌توان گفت همچون اثری جدید است.   📎ناشری که عنوان کتاب‌ها را نیز نمی‌شناسد البته دیگران نیز بیکار نشسته اند و با کوشش‌های خود دارند طرح مرا کامل می کنند. امروز دوستان تصویر جلد کتاب جدیدی را برای من ارسال کردند که همان عنوان «تأملی درباره ایران» را دارد که ظاهرا باید ابتکار جدیدی باشد. من تصور درستی از نویسنده ندارم اما گفتند ناشر اثر یکی از کسانی است که در یک برنامه تلگرامی مدتی روی نوشته های برنامه‌های چند ساعتی داشته است. من در همان زمان یکی دو فایل صوتی آن برنامه را که دوستی فرستاده بود شنیدم و به نظرم آمد که در ادامه مکتب شریعتی است که گویا خواندن اثر را برای نقد آن ضروری نمی داند. انتشار این کتاب دلیلی بر شهود آن زمان من است. اگر ناشر که معلم فلسفه و اخلاق نیز هست دست کم عنوان‌های کتاب های مرا از نظر گذرانده بود می‌توانست بداند که «تأملی درباره ایران» عنوان سه مجلد انتشار یافته تا کنون است که از بیست سال پیش بیست بار تجدید چاپ شده و چند کتاب و رساله دانشگاهی نیز درباره آن نوشته است. 📎انتحال ناشر مدعی اخلاق اینکه پرسیدید چرا گفت‌وگو شکل نمی‌گیرد، این هم دلیلش! مگر می‌شود ناشری که این همه ادعای اخلاق دارد و مدعی بررسی کتابی در چند هفته و در ساعت های طولانی است کتابی با همان عنوان چاپ و منتشر کند؟ بدیهی که چنین کاری مصداق انتحالی است از مدتی پیش دامنگیر دانشگاه و نهادهای پژوهشی کشور شده است. جای شگفتی است که مسئولان کتابخانه ملی _ فیپا _ و وزارت ارشاد که برحسب معمول مو را از ماست می‌کشند این قدر توجه به خرج نداده‌اند.  📎خشت کج اول ناشر تازه‌کار ناشر کتاب _ که گویا ناشر مدعی «نقد فرهنگ» است _ در پاسخ اعتراض وکیل من گفته بود که او در جریان چاپ کتاب نبوده، «بچه ها ی انتشارات این کار را انجام داده‌اند» و بعد از اتمام نمایشگاه بررسی و رسیدگی خواهد کرد! امیدوارم که چنین باشد. البته وزارت ارشاد نیز موظف است که جلوی این نوع رفتار خلاف قانون را بگیرد و تذکری به ناشر تازه کار بدهد که از راه نرسیده خشت اول را کج ننهد. 📎کار روی سه اثر دیگر این پژوهشگر اندیشه سیاسی در پایان گفت: اکنون نیز کار تدوین سه اثر دیگر از مجموعه دو طرح اصلی را در دست دارم که به دلایلی هنوز موفق به اتمام آن‌ها نشده ام. ]]> علوم‌انسانی Thu, 17 May 2018 08:20:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261266/بازنشر-ويراست-گفت-وگوي-ايبنا-سيد-جواد-طباطبايي ​عشق، کار و منزلت در عصر مدرن http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261252/عشق-کار-منزلت-عصر-مدرن به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «عشق، کار و منزلت در عصر مدرن» نوشته آلن دوباتن با ترجمه شقایق نظرزاده در نشر فرمهر متشر شد.   شقایق نظرزاده، مترجم کتاب «عشق، کار و منزلت در عصر مدرن»  نوشته آلن دوباتن در مقدمه کتاب می‌نویسد: «وقتی از فلسفه سخن به‌میان می‌آید اغلب مفاهیم غامض و نام‌های بزرگ به‌ذهن متبادر می‌شود. واقعیت هم معمولا جز این نیست. فلسفه اگرچه همه را زمانی شیفته خود می‌کند، اندک تعدادی از ما را آنقدر متعهد به ادامه می‌دارد که به فراخوان نبرد ذهنی‌اش پاسخ مثبت بدهیم. نکته اینجاست که اغلب، فلاسفه را از دنیای روزمره بری و دور می‌یابیم و اینجا همانجایی است که برای خواننده غیرمتخصص، اولین گسست ذهنی حادث می‌شود. وقتی اولین‌بار با تسلی‌بخشی‌های فلسفه مواجه شدم، در میانه رابطه عشق ونفرت با فلسفه بودم. عمیقا تشنه دانستن بودم و عجیب از خواندن نام‌های بزرگ پس زده می‌شدم. کتاب دوباتن برای جوان بیست و چند ساله‌ای که من بودم و درگیر نام‌های با آن کتاب بیشتر از‌ آنچه بدبینانه تصور می‌کردم خوشایند بود. گسست ارتباط میان آنچه می‌خواندم و آنچه زندگی می‌کردم همانجا نمود پیدا کرد و همانجا پاسخ داده شد. بعدتر مثلا یاد گرفتم چطور مفاهیم فلسفی را بفهمم بی‌آنکه کلی‌گویی کنم، با محفوظاتم در جمع دیگران را مرعوب یا مقالات آکادمیکم را مزین کنم. یاد گرفتم چطور فلسفه را به زندگی روزمره‌ام دعوت کنم، به زبان فیلسوفان مورد علاقه‌ام فکر کنم زندگی روزمره‌ام را به رشته آکادمیک محبوبم پیوند دهم.» این مترجم در ادامه می‌نویسد: «به‌نظرم دوباتن فیلسوفی است ستایشگر زندگی روزمره. هربار کتابی از او به چاپ رسیده کمپ منتقدان و مشتاقانش کم‌وبیش به تساوی به جان هم افتاده‌اند. دسته‌ اول‌شان مفاهیمی مثل فرهنگ، فلسفه، و هنر را عجل‌تر از آن می‌دانند که به سبک زبان عامه‌فهم درآید، دسته دوم دقیقا به دلیل قابل فهم بودن و خوشخوان و الهام‌بخش بودن مفاهیم پیش‌تر خارج از دسترسشان هوادار اویند. فارغ از داوری درست و غلط، دوباتن به ما بسیار می‌آموزد: آرمان‌های فلاسفه یونان باستان را برایمان مرور می‌کند، از عشق‌های نافرجام رومانتیک و چرایی شکست‌های مکررمان می‌گوید. از نقش رسانه می‌گوید و می‌کوشد بی‌اینکه مفاهیم هزار بار مکرر در باب خیانت رسانه‌ها را یادآوری کند، به ما بیاموزد خبرها را چطور بخوانیم که مصرف‌کننده صرف نباشیم. بی‌اینکه ضعف و ترس ناشی از زندگی مدرن را بی‌اهمیت بداند و جستجو در یافتن جواب سرگشتگی‌هایمان را در کتاب‌های خودیاری به سخره بگیرد، از نقش یگانه هنر در غلبه بر ناکامی روزمره می‌گوید. از تأثیر بی‌بدیل طراحی و معماری بر روح و روانمان سخن می‌گوید و مهم‌تر از همه ملال زندگی روزمره را به رسمیت شناخته و شکوه آن را گوشزد می‌کند.» نظرزاده در توضیح کتاب می‌نویسد: «کتاب حاضر ترجمه‌ای است از سمینارهایی که دوباتن در باب مضامینی مشترک با کتاب‌هایش و نه لزوما محدود به آن‌ها ارائه کرده است. زبان طناز و جذاب کتاب‌هایش در این سمینارها به مراتب طنز و گیرایی بیشتر داشته و من در مقام مترجم سخت کوشیدم لحظه‌های خنده‌های از ته دلم را به شما نیز هدیه کنم. اگر خواننده کتاب‌های تسلی‌بخشی‌های فلسفه، جستارهایی در باب عشق، هنر چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند و جز آن بوده باشید خواندن این مقالات در حکم صیقلی است بر آموخته‌هایتان و اگر این مواجهه نخست شما با دوباتن باشد، به قطع هر مقاله محرک خواندن کتابی از او خواهد بود.»   کتاب «عشق، کار و منزلت در عصر مدرن» نوشته آلن دوباتن با ترجمه شقایق نظرزاده در 167 صفحه و شمارگان 1100 نسخه به بهای 16هزار تومان از سوی نشر فرمهر وارد بازار کتاب شد. ]]> علوم‌انسانی Thu, 17 May 2018 06:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/261252/عشق-کار-منزلت-عصر-مدرن قتل آقا محمد خان از قسمت‌های مبهم و ناگفته تاریخ است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261220/قتل-آقا-محمد-خان-قسمت-های-مبهم-ناگفته-تاریخ خبرگزاری کتاب تهران (ایبنا)- مریم منصوری: آقامحمدخان قاجار یا آقامحمد شاه (۱۱۲۱ در استرآباد- ۲۷ اردیبهشت ۱۱۷۶ در شوشا) که به عبارتی آغامحمدخان نامیده می‌شود، بنیانگذار و نخستین شاه قاجار بود. در سال ۱۱٧٤ هجری شمسی، آقامحمدخان که از افراد ایل  قاجار بود با برکناری حکومت جانشینان کریم خان زند به قدرت رسید. وی ابتدا در استرآباد تاجگذاری کرد، و بعدها در نهایت، بنا به دلایل استراتژیکی، تهران را پایتخت خود قرار داد و برای دومین بار تاجگذاری کرد. بعد از وی برادرزاده‌اش فتحعلی شاه به سلطنت رسید. در فرهنگ عامیانه ایران، از آقامحمدخان به عنوان یکی از خشن‌ترین اما مقتدرترین شاهان ایران یاد می‌شود. وی در قفقاز به تصرف شهر شوشا که در حمله نخست به دست وی نیفتاده بود، پرداخت. او در اسفند ۱۱۷۵ (مارس ۱۷۹۷ میلادی) دوباره عازم گرجستان شد و قلعه شورشی قره باغ را تصرف کرد. ابراهیم خان جوانشیر، حاکم یاغی قره‌باغ فرار کرد و شاه قاجار آماده لشکرکشی به تفلیس شد، ولی در حالی که از فتح شوشا در قراباغ آذربایجان ۳ روز می‌گذشت، در بامداد ۲۱ ذی‌الحجه ۱۲۱۱ ه‍.ق (۱۷ ژوئن ۱۷۹۷ میلادی) به دست صادق خان گرجیو خداد فراش و به تحریک صادق خان شقاقی به قتل رسید و از آنجا که در آن زمان، پیکر بزرگان را در عتبات عالیات به خاک می‌سپردند، وی را نیز به نجف بردند و در جوار آرامگاه امام اول شیعیان به خاک سپردند. با مرتضی میرحسینی، نویسنده کتاب «از نادرشاه تا آقا محمدخان قاجار» و کتاب «سی قرن، سی حادثه» که از سوی نشر کوله پشتی منتشر شده است، به بهانه سالروز قتل آقا محمدخان قاجار گفت و گویی داشته‌ایم، میرحسینی در پایان‌نامه کارشناسی ارشدش به طور مفصل به اوایل دوره قاجار پرداخته و چکیده این پایان‌‌نامه در فصل بیست و سوم کتاب «سی قرن، سی حادثه» آمده که به پیروزی آقا محمدخان قاجار بر لطفعلی‌خان زند می‌پردازد.   وضعیت سیاسی و اقتصادی در اواخر دوره زندیه به چه صورت بود؟ برای شناخت این دوره باید به دوران پایانی حکومت صفویه و روی‌کار آمدن نادرشاه افشار توجه داشته باشیم. در این دوران ما با یک دوره طولانی از جنگ‌ها مواجه هستیم که به ناآرامی‌ها پایان نمی‌دهد. کریم‌خان هم با به قدرت رسیدنش، همچنان با مجموعه‌ای از جنگ‌های داخلی روبه‌رو بود. زندها در نواحی جنوبی ایران توانسته بودند امنیت کافی برقرار کنند. اما پادشاهی زندیه، تسلط کامل روی مناطق شمالی و قفقاز نداشتند و قدرتش بیشتر روی نواحی جنوبی ایران بود. به‌نوعی می‌توان گفت گیلان و مازندران و قسمت‌هایی از قفقار به‌نوعی حکومت‌های خودمختاری داشتند. در خراسان هم هنوز بازمانده‌های نادرشاه در حکومت بودند و توافقی بین کریم‌خان و پادشاه افغانستان بود که خراسان را به‌عنوان یک منطقه حائل بین حکومت زندیه و افغانستان بپذیرند. اما قاجارها از زمان پایان صفویه به دنبال تاج و تخت ایران بودند. یعنی پدربزرگ و پدر آقامحمدخان قاجار که به ترتیب فتحعلی‌خان قاجار و محمدحسن خان نام داشتند به‌دنبال قدرت بودند و در این زمینه مبارزاتی هم کردند. در واقع در آن روزگار قاجارها در مازندران و استرآباد از زمان صفویه به‌عنوان حاکمان محلی شناخته می‌شدند. بعد از بین رفتن قدرت مرکزی صفویه و تسلط افغان‌ها بر اصفهان قاجارها مدعی حکومت می‌شوند. ولی در نهایت نادرشاه است که به‌عنوان مدعی برتر در صحنه حکومت مرکزی شناخته می‌شود. نادرشاه پدربزرگ آقامحمدخان قاجار را می‌کشد و این‌ها سه نسل مبارزه می‌کنند تا بتوانند به حکومت ایران برسند و تلاش برای تصاحب تاج و تخت ایران در خانواده قاجار قدمتی طولانی داشته است.   چه اتفاقی منجربه پیروزی آقامحمدخان بعد از سه‌نسل مبارزه می‌شود؟ فتحعلی‌شاه قاجار، پدربزرگ آقامحمدخان، رقیب بزرگی مثل نادرشاه داشت و پدرش، رقیب بزرگی مانند کریم‌خان. آقامحمدخان رقیب بزرگی نداشت و از سوی دیگر دعواهایی که در خود خاندان زند صورت گرفته بود منجر به درگیری‌های درونی این خاندان شده بود که قدرت زندیه را تضعیف می‌کرد. همان قدرت نیم‌بندی هم که در جنوب مملکت ایران داشتند متزلزل شده بود. از سوی دیگر آقامحمدخان قاجار ویژگی‌های فردی‌ای داشت که در این شرایط ضعف زندیه به قدرت او می‌افزود. آقامحمدخان قاجار فرمانده نظامی قدرتمند باهوش بود که در جنگ‌های مختلفی حضور داشت و خود آقامحمدخان بعد از شکست پدرش، چندسالی در شیراز اسیر خاندان زندیه بود. آقامحمدخان از نزدیک با زندها زندگی کرده بود و ضعف‌ها و قدرت‌ها و اختلافات درونی آن‌ها را دیده بود و شناخت کاملی از خاندان زند داشت. علاوه بر این، قبایل متحد زندها را هم به‌طور کامل می‌شناخت. این نکته را در نظر داشته باشید که در آن دوره ما با مجموعه‌ای از قبایل متحد مواجهیم. قاجارها یک‌سری متحدهای خاص خودشان را دارند و زندها هم همین‌طور. آقامحمدخان قاجار سران قبایل متحد زندیه و ویژگی‌های آن‌ها را می‌شناخت. اینکه آیا رشوه می‌گیرند یا نمی‌گیرند؟ چقدر متحد هستند؟ اما زندها آنقدر به سیاست، عمیق فکر نمی‌کردند. نکته دیگر هم این است که حاکمان زندیه تا مدتی طولانی حتی زمانی که آقامحمدخان قاجار مدعی قدرت شده بود او را جدی نمی‌گرفتند.   چرا؟ حاکمان زندیه بعد از کریم‌خان، سیاست را خوب نمی‌شناختند و تکبر مرسوم بین فرمانروایانی که قدرت را در دست دارند، این است که معمولا رقبا را جدی نمی‌گیرند. آن‌ها هم به دلیل اینکه آقامحمدخان قاجار را از نزدیک دیده بودند و او را فردی لاغر با بدنی نحیف و صدایی نازک و چهره‌ای خاص می‌شناختند که با تصور مرسوم آن‌ها از مردانگی که مترادف بود با ابهت، ریش انبوه و بلندقامتی، مغایر بود و آقامحمدخان قاجار هیچ یک از این ویژگی‌ها را نداشت. آن‌ها ادعاهای او را جدی نمی‌گرفتند و در واقع فکر می‌کردند بعد از محمدحسن‌‌خان، پدر آقامحمدخان قاجار، کسی نیست که بتواند قبایل قاجار را متحد کند و بعد از مدت‌ها متوجه شدند که آن فرد آقامحمدخان قاجار است.   آیا آقامحمدخان قاجار توانست در مملکت ثبات ایجاد کند؟ برتری آقامحمدخان قاجار نسبت به حکام قبل از خودش این بود که توانست یک نظم و امنیت در ایران ایجاد کند و ایالت‌ها تابع دولت مرکزی شوند و خراج‌ها منظم شوند. آقامحمدخان گرجستان را دوباره فتح می‌کند از خان‌های ترکمنستان خراج می‌گیرد. از حاکمان کشور عمان خراج می‌گیرند و این فرد توانست دوباره اقتداری ایجاد کند که خان‌های داخلی هم مطیع او باشند. به‌نوعی می‌توان گفت که آقامحمدخان آخرین فاتح ایلیاتی ایران بود. بعد از او دیگر هیچ ایلی آنقدر قدرتمند نبود که جنگ داخلی در ایران راه بیاندازد. آقامحمدخان در دوره خودش تمام مدعیان را سرکوب می‌کند و وقتی در لشکرکشی به قفقاز کشته می‌شود، بعد از او هم انتقال قدرت به برادرزاده‌اش بدون دردسر انجام می‌شود. این به‌خاطر ثباتی است که او ایجاد کرده و این ثبات قائل به خودش نبود. در حالی که ثبات کریم‌خان یا نادرشاه افشار قائل به خودشان بود.   آیا ثبات ایجادشده توسط آقامحمدخان، ناشی از رعب یا استبداد بود و به‌طور کلی او چگونه پادشاهی بود؟ آقامحمدخان قاجار به‌شدت پادشاه مستبدی بود. در همان دوره جنگ با زندها که جنگ طولانی‌ای هم بود و همه خسته و فرسوده شده بودند. آخرین پادشاه زند، لطفعلی خان آخرین شهری که در دست داشت کرمان بود. و قاجارها به فرماندهی آقامحمدخان، کرمان را محاصره می‌کنند. جنگ طولانی می‌شود. در شهر قحطی می‌افتد و بخشی از مردم شهر که دیگر تحمل گرسنگی و بیماری را نداشتند دروازه شهر را باز می‌‌کنند تا قاجارها وارد شهر شوند. قاجارها از مدافعان شهر و وفاداران به خاندان زند انتقام می‌گیرند. خشونت و توحش زیادی در حمله به کرمان صورت داده می‌شود و این خشونت دهان به دهان می‌چرخد و هربار چیزی روی آن گذاشته می‌شود. آنقدر که چهره مخوفی از خاندان قاجار برای دیگران ساخته می‌شود. البته این تصویر، چیزی بود که اقامحمدخان قاجار می‌خواست و باعث می‌شد تا دشمنانش هم از او بترسند. که اگر در مقابل او مقاومت کنند چه بلاهایی برسر آنها می‌آید.   بعد از به‌قدرت رسیدنش هم آیا نمونه‌هایی از این خشونت وحشیانه در آقامحمدخان قاجار دیده می‌شود؟ نمونه‌های خشونتش زیاد است. خراسان در دوره زندها ایالتی خودمختار بود اما آقامحمدخان قاجار این را نمی‌پذیرد. از سوی دیگر گنج‌های بسیاری که نادرشاه در فتوحات مختلفش جمع کرده بود و بخشی از فرمانرواها این گنج‌ها را با خود به قسمت‌های مختلف برده بودند. اما آنچه نزد وراث نادر شاه باقی مانده بود هم زیاد بود و شاهرخ‌‌خان افشار گنج‌های نادر را پنهان کرده بود. آقامحمدخان برای اینکه بفهمد گنج‌ها کجاست، شاهرخ را به شدیدترین شکل ممکن شکنجه کرد و این در حالی بود که شاهرخ، پیرمردی بیمار بود و در نهایت در این شکنجه‌ها کشته شد. آقامحمدخان گنج‌ها را به دست می‌آورد و با خود به تهران می‌آورد. همان قسمت باقی‌مانده از گنج‌ها که در دست وراث نادر بود، بسیار زیاد بود و این خشونت جنبه زشت و کریهی به حکومت آقامحمدخان قاجار داده بود. اما این نکته را در نظر داشته باشید که در آن زمان خشونت پسندیده نه، اما امر مرسومی بود. حتی در تاریخ ثبت شده که وراث کریم‌خان با خشونت یکدیگر را کشتند. ایران بعد از صفویه تا دوره آقامحمدخان قاجار، نزدیک به 8 دهه در گنج‌های مختلف بوده است. در جامعه‌ای که 8 دهه در جنگ مدام بوده، این خشونت شاید امری مرسوم باشد. خود آقامحمدخان قاجار هم یکی از این قربانی‌های خشونت‌های پیاپی بوده است. هنگامی که پدر آقامحمدخان قاجار توسط جانشینان نادرشاه در جنگ شکست می‌خورد، آقامحمدخان قاجار را قبل از نوجوانی شکنجه و اخته می‌کنند. پس می‌بینید که خشونت آقامحمدخان، منحصر به‌فرد نبوده است.   در روایت‌هایی قتل آقامحمدخان قاجار را به ماجرای خربزه و پیشکاری که خربزه‌ها را زودتر از زمان موعد تمام می‌کند، نسبت می‌دهند. کمی درباره قتل او توضیح دهید؟ این ماجرا در واقع تنزل قضیه قتل یک پادشاه است و من فکر می‌کنم تحریف‌هایی در آن صورت گرفته که قتل آقامحمدخان قاجار را به یک کاریکاتور تبدیل کند. مسئله اصلی این بود که آقامحمدخان قاجار با یکسری از سران متحد خودش مشکل‌هایی پیدا کرده بود. آن‌ها دیگر مطیع نبودند. پیش از آن عادت کرده بودند که به قدرت بالادستی خودشان جواب ندهند. رئیس ایل و قبیله و حاکم شهر باشند. تا قبل از آقامحمدخان قاجار اوضاع چنین بود اما بعد از او به تبعیت حکومت مرکزی درآمده بودند. ولی بعد از مدتی دوباره مشکلات بالا گرفت. آقامحمدخان تلاش می‌کرد تا خودمختاری این‌ها را از بین ببرد. و این‌ها احساس خطر کرده بودند که یکی از آن‌ها صادق‌خان شقاقی بود. او تا مدتی تحمل می‌کرد اما چون زورش به آقامحمدخان نرسید به دوتا از نگهبان‌های او رشوه داد یا به هر طریقی آنها را تطمیع کرد تا آقامحمدخان قاجار را به قتل برساند. چگونگی این اتفاق از قسمت‌های مبهم و ناگفته تاریخ است که نمی‌شود ماجرا را به طور دقیق بررسی کرد. او به‌دست دونفر از خادمان خود کشته می‌شود ماجرای خربزه تنزل‌دادن کل ماجراست. بهانه‌اش می‌تواند این باشد اما به شرطی که در بستر یک توطئه بزرگتر دیده شود.   بهترین پژوهش‌های تاریخی درباره دوره قاجار کدامند؟ دوره قاجار به سه دوره تقسیم می‌شود؛ اوایلش که شامل حکومت آقامحمدخان قاجار و فتحعلی‌شاه تا قبل از ناصرالدین شاه است، بعد هم دوره ناصرالدین شاه که حدود 50 سال طول می‌کشد و بعد هم روزگار مشروطه. درباره دوره اوایل قاجار می‌شود گفت که هیچ پژوهش منسجمی وجود ندارد. درباره دوره ناصرالدین شاه کتاب‌هایی نظیر «قبله عالم» یا «پژوهش‌هایی در تاریخ نوین ایران» منتشر شده که قابل تامل هستند یا کتاب «جنگ و صلح در ایران دوره قاجار» نوشته رکسانه فرمان‌فرماییان که نشر مرکز منتشر کرده است. یکسری کارهایی هم فریدون آدمیت به بهانه بررسی اندیشه مشروطه منتشر کرده که به بررسی اوضاع اقتصادی و اجتماعی دوره قاجار می‌پردازد که از آن جمله می‌توان به «اندیشه ترقی» اشاره کرد. ]]> علوم‌انسانی Thu, 17 May 2018 05:30:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261220/قتل-آقا-محمد-خان-قسمت-های-مبهم-ناگفته-تاریخ شاهنامه سرشار از اساطیر و روایت‌های باستانی ایران است http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261237/شاهنامه-سرشار-اساطیر-روایت-های-باستانی-ایران به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مراسم بزرگداشت مقام فردوسی و زبان فارسی به همت پژوهشکده زبان و ادبیات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و با همکاری معاونت فرهنگی-اجتماعی برگزار شد. این نشست با سخنرانی یوسف محمدنژاد، رئیس پژوهشکده زبان و ادبیات آغاز شد. محمدنژاد در بخشی از سخنانش گفت: روایت‌ها و داستان‌های کهن ایرانی، که بسیاری از آنها در قالب روایت‌های اسطوره‌ای و داستان‌های حماسی و پهلوانی در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی فراهم آمده است، سراسر یادگارهایی از گذشته پرافتخار و تاریخ پرفراز و نشیب مردم ایران زمین است. این روایت‌ها عموماً برپایه معانی و مفاهیم ژرفی استوارند که از یک سو ریشه در نهاد و فطرت انسان دارند و از دیگر سو جلوه‌هایی از آرمان‌ها، باورها، اندیشه‌ها و گرایش‌های مردم ایران از دوران پیش از تاریخ تا نخستین دوران تاریخی این مرز و بوم هستند. وی افزود: شاهنامه، سرشار از اساطیر و روایت‌های باستانی ایران است. اشارات موجود در آثار کهن ایرانی که هم اکنون به شکل مکتوب اما اندک برجای مانده است، با شاهنامه فردوسی و جوه اشتراک فراوانی دارند. فردوسی، روایت‌ها و حکایت‌های اسطوره بنیاد و حماسی موجود در اندک منابع برجای مانده از دوران باستان ایران را با سخت‌کوشی، خلاقیت و هنرمندی هر چه تمام‌تر با زبان و بیانی زیباتر و زودیاب‌تر از دیگران عرضه کرده و بدان‌ها حیاتی نو بخشیده و جاودانه‌شان کرده است؛ روایت‌ها و حکایت‌هایی که اکنون نیز می‌توان آن‌ها را با روش‌ها و ابزارهایی نوین و زبان و بیانی تازه برای مخاطبان غیرفارسی زبان در سطح جهان روایت کرد. محمدسالار کسرایی، معاون فرهنگی-اجتماعی نیز پس از خوشامدگویی و ابراز خرسندی از همکاری با پژوهشکده ادبیات، به بیان نیاز جامعه امروز به شاهنامه و شخصیت فردوسی پرداخت. ابوالقاسم اسماعیل پور، اسطوره‌شناس و استاد دانشگاه شهید بهشتی، سخنران مدعو این جلسه بود و در سخنانی مبسوط به تبیین ساختار اسطوره‌ای شاهنامه در بخش‌های مختلف، توضیح نظام سه طبقه‌ای و نیز تبیین ژرف‌ساخت‌های تاریخی و اساطیری شاهنامه و انطباق آن با اسطوره هزاره‌گرایی ایران باستان پرداخت و تقسیم محتوایی شاهنامه به سه دوره هزارساله را مورد اشاره قرار داد که شامل هزاره اول (فرمانروایی کیومرث تا جمشید)، هزاره دوم (حکومت ضحاک) و هزاره سوم یعنی هزاره رهایی (از فریدون تا کیخسرو) است. آخرین سخنران این نکوداشت، علیرضا شعبانلو، عضو هیات‌ علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، به تحلیل اسطوره آفرینش پرداخت و در بخشی از سخنانش گفت: در پژوهشِ تطبیقی و تحلیلی اساطیرِ برخی ملل، این نتیجه به دست آمد که فرایند پیدایشِ آشوب و انتقال از آن به نظم و سامان‌مندی، عملی روانی برای آرامش و تسکین روان انسان­هاست و به دلیل یکسانی قوای شناختی و مشابهت عملکرد ذهن و روان انسان­‌ها، اسطوره‌های بسیاری در میان ملل گوناگون یافت می‌شود که از لحاظ بن­‌مایه و هدف یکسان­ و تنها از لحاظ بیان متفاوت­ هستند. آشوب ازلی مربوط به آن قسمت از اسطوره آفرینش است که در جناح شر قرار می‌گیرد. از کارکرد‌های مهم اسطوره آشوب می‌توان بدین موارد اشاره کرد: باز آفرینی زمان ایده ال آغازین به وسیله تکرار عمل آفرینش؛ ماندگار و کارا کردن اساطیر در ادوار بعدی؛ معنا بخشیدن به زندگی و جاودانه کردن انسان؛ نگرش خوش‌بینانه به زندگی و امکان حذف عوامل نامطلوب از آن؛ معرفی مراتب وجودی خدایان و انسان­‌ها و دیگر مخلوقات و تبیین منزلت اجتماعی بر اساس مرتبه وجودی. این نکوداشت با اجرای نقالی پریسا سیمین‌مهر، از نقالان با تجربه ایران به پایان رسید. ]]> علوم‌انسانی Wed, 16 May 2018 06:00:40 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/261237/شاهنامه-سرشار-اساطیر-روایت-های-باستانی-ایران بریتانیا مکالمات تلگرافی ایران با دولت‌های دیگر را سرقت می‌کرد! http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261176/بریتانیا-مکالمات-تلگرافی-ایران-دولت-های-دیگر-سرقت-می-کرد خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- یکی از مهم‌ترین منابع پژوهش‌های تاریخی، اسناد است. مجید تفرشی، سند پژوه در طول سال‌های اقامتش در بریتانیا کوشیده تا پلی میان اسناد خارج از کشور و پژوهشگران تاریخی باشد. با او درباره اسناد موجود در مراکز آرشیوی انگلستان و وضعیت مراکز اسنادی در داخل کشور گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید: فکر می‌کنم شما در انگلستان در حوزه اسناد تاریخی کار می‌کنید. کمی در این زمینه توضیح دهید؟ حدود بیست و پنج سال است که مقیم بریتانیا هستم. یعنی محل اصلی اقامتم آنجا هست و کار اصلی من سندپژوهی و تاریخ‌نگاری است. ارتباط من با موسسات آرشیو آنجا کاملا مستمر است و خودم هم موسسه پژوهشی کوچکی دارم برای ارائه فعالیت‌هایم و یا توانمند کردن یا منظم کردن کارهای پژوهشی. با چه آرشیو‌هایی از آنجا کار می‌کنید؟ با آرشیو کتابخانه ملی بریتانیا یا آرشیوی که اسناد نفت ایران در آنجا هست و آرشیو دانشگاه کمبریج، اکسفورد، آرشیو بانک شاهی، باقی آرشیوهای دانشگاهی و موسسات پژوهشی آنجا کار می‌کنم. در بیست و پنج سال اخیر ارتباط منظم و پیوسته‌ای با این آرشیوها داشته‌ام و از این آرشیوها برای پژوهش‌های خودم و مراکز علمی و پژوهشی ایران استفاده می‌کنم. البته انتقال اسناد دیجیتالی به ایران هم در این مدت کار اصلی و دغدغه من بوده است. سعی کردم پلی باشم برای استفاده پژوهشگران و محققانی که به این اسناد دسترسی ندارند، از این منابع ذی‌قیمت و در بسیاری از مواقع غیر قابل جایگزین برای مطالعات تاریخ ایران، در قرون نوزده و بیست میلادی. به چه میزان اسنادی که متعلق به ایران است، در مراکز اسنادی و آرشیوهای دانشگاهی انگلستان وجود دارد؟ یعنی اسنادی که متعلق به ماست ولی اکنون در خارج از کشور نگهداری می‌شود. سوال شما دو بخش دارد؛ یکی اسناد یا اشیایی که منشاء ایرانی دارند، مثل اشیاء موزه‌ای که به خارج از کشور برده شده‌اند. اما در حوزه اسناد، بیشتر اهدایی هستند. یعنی اسنادی که به مجموعه‌های بین‌المللی مثل دانشگاه آکسفورد اهدا شده‌اند. یا اسنادی که مامورین یا مستشرقان یا پژوهشگران غربی خریداری کرده‌اند و از ایران خارج شده‌اند. تعداد این اسناد زیاد نیست، ولی قابل توجه هستند. اما بخش دیگری است که شامل اسنادی می‌شود که در داخل ایران تولید شده‌اند. مکاتبات مقامات رسمی خارجی؛ آلمانی، ایتالیایی، بریتانیایی و آمریکایی که در ایران انجام شده یا گزارش‌های مخفی که به وسیله مامورین محلی آن‌ها انجام شده است. لزوما هم تمام این گزارش‌ها به زبان انگلیسی نیست. بسیاری از این اسناد به زبان فارسی هستند. این اسناد در واقع برای ما نبوده‌اند، اما در ایران تهیه شده و بعد هم توسط آنها خارج شده است. مورد سومی هم وجود دارد که کمتر کسی به آن توجه کرده است و من در مطالعاتم خیلی به آن نگاه می‌کنم؛ به دلیل این که راه‌های مراسلاتی و اموری مثل تلگراف در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در ایران، در اختیار و تملک بریتانیا بوده، در بسیاری از موارد، مکالمات دولت ایران با کشورهایی غیر از بریتانیا، با افراد و دولت‌های دیگر سرقت می‌شد. در واقع از تمام این مکالمات، در نیمه راه، یک کپی تهیه می‌شده و به سمع و نظر آنها می‌رسید. به این ترتیب آنها از ساز و کار و تصمیمات دولت ایران برای منافع و مصالح خودشان مطلع بودند. و اسناد این تلگرام‌های سرقت شده اکنون موجود است؟ بسیاری از آنها موجود است. نمی‌توانم بگویم که همه‌اش هست. اما آنها که من دیدم، بسیار زیاد بود. مثلا وزرای ایران یا صدراعظمش مکاتبه‌ای دارد با سفیر روسیه. یک نسخه از این مکاتبه در آرشیو انگلستان وجود دارد و نشان می‌دهد که در نیمه راه این تلگراف دزدیده شده است. چون مدیریت تلگرافی ایران در آن زمان به عهده انگلیس‌ها بوده است و اسناد زیادی از این بابت در آرشیو اسناد انگلیس وجود دارد. آیا سرقت اسناد رسمی هم صورت گرفته است؟ به طور دقیق درباره سرقت اسناد نمی‌توان صحبت کرد. آن طور که اشیاء موزه‌ای را می‌توان ردیابی کرد. چون اشیا موزه‌ای از مجموعه‌های شخصی یا حراجی‌ها سر در می‌آورند، می‌توان آنها را ردیابی کرد. اما در مورد اسناد، در دوره‌هایی مثل دوران ملی شدن صنعت نفت یا انقلاب، مجموعه‌هایی که غارت شده یا در ملک خانواده‌ها بوده به خارج از ایران برده شده است. حالا یا کسانی آمده‌اند و این اسناد را برای خارجی‌ها خریداری کرده‌اند یا خود این‌ها آمده‌اند و این اسناد را به خارج برده و فروخته‌اند. در میان این اسناد، اسناد دولتی هم هست. اما این اتفاق به معنای این نیست که اسناد از مراکز دولتی دزدیده شده است. به دلیل این که ساز و کار آرشیوی ما جدید است و پیش از این سابقه آرشیو نداشته‌ایم، بسیاری از رجال و صاحب منصبان و اشخاص ذی‌نفوذ، اسناد را نزد خودشان نگه می‌داشتند. بعدها، در هنگام ملی‌ شدن صنعت نفت یا سال‌های انقلاب و حول و حوش جنگ،  این‌ها توسط خود این افراد یا دلال‌هایی که این اسناد را از آنها خریده‌اند به خارج از کشور برده شده است که در میان آنها اسناد دولتی هم دیده می‌شود اما از مراکز دولتی خریداری نشده است. این‌ها اسناد دولتی بوده‌اند که در تملک خانواده‌های اشخاص بوده‌اند. یعنی به نوعی این سرقت صورت گرفته است اما نه به شیوه سیستماتیک و برنامه‌ریزی شده و این اتفاق هم در خارج از مراکز دولتی افتاده است. مراکز اسنادی ایران را چطور می‌بینید؟ من نزدیک سی و پنج سال است که در حوزه اسناد کار می‌کنم. از هفده، هجده سالگی افتخار این را داشتم که دستیار مرحوم ایرج افشار باشم یا مرحوم عبدالحسین حائری. اکنون در ایران چند آرشیو بسیار مهم داریم که کار سندی می‌کنند. مهم‌ترینش سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران هست که با بخش آرشیوی این مجموعه، سال‌هاست که همکاری داشته‌ام و یا پروژه‌های مشترکی با هم داشته‌ایم. البته آرشیو ملی ایران در آنجا هست و باید شامل همه اسناد شود، اما متاسفانه این اتفاق صورت نگرفته است. دولت و حکومت، نسبت به آرشیو ملی ایران، نگاه شاملی ندارند. یعنی آن قدر که قانون موظف‌شان کرده، همه اسناد به آنجا منتقل نشده است. البته موسسات دیگری، مثل وزارت امور خارجه یا وزارت اطلاعات یا حتی قوه قضائیه و وزارت آموزش و پرورش که به دلایل مختلفی از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنند و اسناد خودشان را به مرکز اسناد منتقل نمی‌کنند. با همه این‌ها، مرکز اسناد کتابخانه ملی در این زمینه پویا‌ترین است. البته در جایی که باید باشد، قرار ندارد و خیلی پایین‌تر از سطح واقعی‌اش است ولی همچنان بهترین است. ولی موسسات دیگری هم هستند؛ مثل «موسسه مطالعات تاریخ معاصر» که کار اصلی آنها نگهداری و ضبط و ثبت اسناد مصادره‌ای است از خانواده‌هایی که بعد از انقلاب اموال آنها مصادره شده است. البته بخشی از این اسناد هم بعد از مصادره، به صورت طبیعی به این مرکز منتقل شده است. در کنار این، کتابخانه مرکز اطلاع‌رسانی قوی‌ای وجود دارد و مراکز دیگری، مثل مرکز اسناد وزارت امور خارجه یا مرکز اسناد ریاست جمهوری که  به طور قانونی باید به آرشیو ملی منتقل شود و تا حالا این کار انجام نشده است. مرکز اسناد انقلاب اسلامی و مرکز اسناد آستان قدس رضوی که از نظر سندی مهم و غیر قابل چشم‌پوشی هستند.   به لحاظ شیوه‌های نگهداری اسناد در حد استاندارد‌های بین‌المللی هستیم؟ از نظر تکنیکی، امکانات خیلی خوب است. با دنیا فاصله داریم. اما فاصله‌مان در این زمینه کمتر از باقی امور است. مهم‌ترین مسئله‌ای که الان وجود دارد، اطلاع‌رسانی و اجازه استفاده عموم از اسناد است. باید این فرهنگ جا بیفتد و هنوز جا نیفتاده که استفاده از اسناد، یک حق عمومی است و نه یک امتیاز ویژه. این اعطای حق به عموم مردم و محققان، بدون هیچ اما و اگری در دنیا وجود دارد اما در ایران، هم به دلایل سیاسی و هم قانونی و  هم به دلیل فرهنگ شخصی مسئولان گاهی رعایت نمی‌شود. باید یاد بگیریم که اسناد، ملک شخصی ما نیست. حق عمومی مردم است. به قول مرحوم باستانی‌پاریزی «ما آرشیو داریم. مارشیو نباید داشته باشم.» ماری که روی گنج خوابیده و به دیگران اجازه استفاده از آن را نمی‌دهد. اسناد باید بدون هیچ اما و اگری در اختیار همه قرار بگیرد. موانع قانونی هم در این زمینه وجود ندارد. گاهی سلیقه‌های شخصی مانع می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Wed, 16 May 2018 05:55:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261176/بریتانیا-مکالمات-تلگرافی-ایران-دولت-های-دیگر-سرقت-می-کرد شاهنامه‌ تنها منبع تاریخی که اسکندر را عادلانه قضاوت می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261063/شاهنامه-تنها-منبع-تاریخی-اسکندر-عادلانه-قضاوت-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- پیروز مجتهدزاده، کارشناس مسائل و مطالعات سیاسی گفت: جغرافیای سیاسی علم و دانش کشورشناسی و یا مدیریت کشوری است. وظیفه این علم تشخیص این مساله است که کشور از چه عناصری تشکیل می‌شود و ارتباط این عناصر با یکدیگر چگونه است. کشور در مجموع از سه عنصر اصلی حکومت، ملت و سرزمین تشکیل می‌شود. وی افزود: ترتیب این سه عنصر از نظر کارکرد به این صورت است که  نخست ملت، قرار می‌گیرد چون ملت است که تصمیم می‌گیرد حکومت تشکیل دهد و حکومت از طریق دولتی که از طرف مردم انتخاب می‌شود سرزمین را اداره می‌کند. این فلسفه چرخش کار کشور  است. به همین دلیل در دنیای سیاسی امروز در کشورداری صحبت از دموکراسی می‌شود که در ایران نام آن را مردم‌سالاری گذاشته‌اند. اما سالار به معنی حکم‌کننده است و در دموکراسی صحبتی از سالاری مردم نمی‌‌شود. این ایرانشناس با بیان این‌که در علوم سیاسی اعتقاد براین است که کلمه کشور نخستین‌بار در اروپا و بعد از قرارداد وستفالی به‌وجود آمده است، اظهار کرد: بعد از جنگ‌های 30 ساله اروپاییان تصمیم گرفتند با یکدیگر صلح و دنیا را بین خود تقسیم کنند. در این تقسیم‌بندی سرزمین‌ها با مرز مشخص حکومت‌ها تعیین شد. به همین دلیل کارشناسان معتقدند کلمه کشور از این زمان در فرهنگ لغات سیاسی جای گرفت. مفهوم کشور نخستین‌بار در شاهنامه بیان شده است مجتهدزاده در ادامه به پژوهش خود پیرامون بررسی مفهوم کشور در شاهنامه فردوسی پرداخت و در این‌باره گفت: در بررسی شاهنامه فردوسی به این نکته پی بردم که کلمه کشور نخستین‌بار در شاهنامه بیان شده است. یعنی این مفهوم نه از اروپا بلکه از ایران باستان شکل گرفته است. البته برخی معتقدند قدیمی‌تر از تمدن ایران تمدن چین و مصر است. بله، این تمدن‌ها قدیمی‌تر از ایران هستند اما این تمدن‌ها کشور نداشتند بلکه حکومتی با یک جادوگر قبیله و یک شمشیرزن داشتند. این پژوهشگر معتقد است: در ترجمه تعاریف سیاسی دقت و توجه کافی صورت نگرفته است. به همین دلیل نتیجه بحث‌های سیاسی ما همیشه غیردقیق و آشفته است. کشور در مفاهیم علمی ما به تشکیلاتی گفته می‌شود که سازوکار حکومت کردن را داشته باشد. آنچه که در مصر داشتیم فرعون بزرگ بود، پزشک معروف به نام سینوهه و یک شمشیرزن که متخلفان را مجازات می‌کرد. این حکومت است اما کشور نیست. کشور وقتی متولد می‌شود که شما سازوکار کشورمداری را داشته باشید. در تاریخ ایران، کوروش کبیر کشور ایران را تشکیل داد و داریوش سازوکار مدیریتی کشور را نظم و ترتیب بخشید. وقتی کشور سازوکار مدیریتی داشته باشد مفهوم واقعی کشور شکل می‌گیرد. این اتفاق برای نخستین بار در ایران صورت گرفت. مجتهدزاده در ادامه با بیان این‌که سرزمینی که مرز نداشته باشد کشور نیست، افزود: در ایران مرز در زمان ساسانیان ایجاد شد. در این دوران زدوخوردهای بسیاری صورت گرفت و یک حکومت مرزبانی ایجاد شد تا محافظ کشور باشد. مفهوم مرز به معنی امروزی که حد و حدود مشخصی پیرامون کشور شکل گرفته باشد را نخستین‌بار فردوسی بیان می‌کند. او در شاهنامه می‌گوید مرز ایران در زمان بهرام گور ساسانی درست شده است. منابع تاریخی را با دید علمی بنگریم وی با اشاره به چهره مثبت اسکندر مقدونی در شاهنامه اظهار کرد: مساله حمله اسکندر به ایران در شاهنامه به خوبی بیان شده است. اما بسیاری از تاریخ‌نویسان ایرانی این موضوع را به درستی بررسی و بیان نکردند. بر مبنای اطلاعات شاهنامه رفتار اسکندر به‌قدری انسان‌دوستانه بود که بسیاری از سرداران و نظامیان ایرانی به او پیوستند و اسکندر دستور داد هیچ تبعیضی بین سرداران ایرانی و یونانی وجود نداشته باشد. چراکه او نیامده بود ایران را فتح کند. تنها منبعی که در فارسی این موضوع را روشن می‌کند شاهنامه فردوسی است. این کارشناس مطالعات سیاسی با بیان این‌که شاهنامه فردوسی تنها منبع تاریخی ایرانی است که درباره اسکندر درست قضاوت می‌کند، گفت: براساس شاهنامه اسکندر در زمان فتح ایران گفت آمده‌ام ایران را به جهان ببرم و همین کار را هم کرد. تمام آثار و سنگ‌نوشته‌های عصر هخامنشی را بار شتر کرد و در کتابخانه بزرگ اسکندریه جای دادند و به زبان یونانی ترجمه کرد. این خدمتی بود که اسکندر به ایران کرد. بنابراین اگر منابع خود را درست بخوانیم و به دید علمی به آن نگاه کنیم متوجه می‌شویم تمام حقایق در این منابع آمده است. ]]> علوم‌انسانی Tue, 15 May 2018 08:36:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/261063/شاهنامه-تنها-منبع-تاریخی-اسکندر-عادلانه-قضاوت-می-کند بی‌پولی موجب شده مخاطب با عقلانیت کتاب بخرد http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261035/بی-پولی-موجب-شده-مخاطب-عقلانیت-کتاب-بخرد سعید مدنی قهفرخی، جامعه‌شناس و پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در پاسخ به این پرسش که آیا برگزاری نمایشگاه کتاب تاثیری در افزایش ضریب نفوذ کتاب در جامعه دارد، عنوان کرد: در واقع این گردهمایی‌های فرهنگی از جمله نمایشگاه کتاب فضای مناسبی را برای تبادل نظر و گفت‌وگو با مخاطبان ایجاد کرده است. وی ادامه داد: البته نمایشگاه کتاب امکان بالقوه‌ای دارد که ظرفیت‌های فراوان در آن مشاهده می‌شود هرچقدر که فضای بیشتری به ناشران داده شود، طبیعی است که اثرات آن بیشتر مشاهده می‌شود. اما از آن‌جایی که این فضا محدود است مکانی برای تبادل گفت‌وگو فراهم آمده است. این جامعه‌شناس درباره اینکه به نظر می‌آید بازار کتاب‌های علوم انسانی پررونق‌تر شده گفت: عنوان هر کتابی پاسخ به نیازی است که مخاطب دارد. اگر این نیاز مشاهده شود طبیعی است که کتابی که درباره آن منتشر می‌شود مخاطب داشته باشد البته در همه جوامع کتاب‌های تخصصی مخاطب خاص خود را دارد اما کتاب‌های عمومی که زبان عمومی و مخاطب گسترده داشته باشد به نظر می‌آید که در علوم انسانی زیاد نیست. وی ادامه داد: بنابراین یک طرف موضوع مربوط به اشکالاتی است که در ناشران وجود دارد و به انتخاب و عرضه کتاب برمی‌گردد، اما وجه دیگر آن شرایط اجتماعی است بدین معنی در جامعه‌ای که بحران‌های بسیاری وجود دارد و فقر و نابرابری بالا و رو به افزایش و درآمدهای مردم پایین است و وقت زیادی از افراد درگیر مساله معیشت می‌شود، طبیعی است که کتاب خواندن اولویت مردم نیست چراکه بقا مساله اول مردم است. مدنی با بیان اینکه اتفاق خوبی طی چندسال اخیر افتاده و بازار کتاب علوم انسانی تکانی خورده است، توضیح داد: حتی کتاب‌های جدی نیز فروش خوبی داشته است و این نشان می‌دهد که مخاطب ایرانی عقلانیت پیدا کرده است. احتمالا بی‌پولی موجب شده مخاطب با حساب و کتاب پولش را خرج کند و آن را صرف خرید هر کتابی نکند. این جامعه‌شناس در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه کتاب باید متناسب با نیاز جامعه تولید شود آنگاه مخاطب خود را پیدا می‌کند، عنوان کرد: اکنون اشکالاتی در عرضه کتاب وجود دارد و نوعی رقابت بین ناشران و عرضه وجود دارد که جنبه منفی پیدا کرده و مانع دسترسی به کتاب‌های دیگر ناشران می‌شود. این رقابت خوب نیست و جنبه انحصاری پیدا کرده است. مدنی در پایان گفت: قرار بود اتحادیه ناشران این مشکل را حل کند و فرصت‌هایی ایجاد کند که ناشران جدید و قدیمی امکان توزیع مناسب کتاب را داشته باشند و بتوانند وارد بازار کتاب شوند اما انحصارطلبی مانع انجام این کار شده است. پس مساله اصلی اکنون توزیع است به‌ویژه این مساله درباره ناشران کوچک‌تر و جدیدتر بیشتر صادق است. این ناشران گاهی کارهای خوبی را منتشر می‌کنند اما کتابشان در بازار دیده نمی‌شود. ]]> علوم‌انسانی Tue, 15 May 2018 06:30:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261035/بی-پولی-موجب-شده-مخاطب-عقلانیت-کتاب-بخرد هنوز ارزش مجلات تاریخی در ایران جا نیفتاده است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261164/هنوز-ارزش-مجلات-تاریخی-ایران-جا-نیفتاده به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نمایشگاه «گنجینه مطبوعات، کتب و اسناد از دوره قاجار تا عصر حاضر» از 22 اردیبهشت ماه آغاز شده و تا دوم خرداد سال جاری در موزه کتابخانه مرکزی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار می‌شود. حسین تقوی، مدیر گنجینه مطبوعات شهر کتاب، که در برگزاری این نمایشگاه با کتابخانه دانشگاه علامه‌ طباطبایی همکاری کرده، درباره اسناد و مطبوعات تاریخی موجود در این نمایشگاه گفت: تمام نشریات دوره قاجار، کتب و اسناد از دوره قاجار تا کنون، در پنجاه ویترین در موزه کتابخانه مرکزی دانشگاه علامه طباطبایی برای بازدید نهادهای کتابخانه‌ای و دانشگاهی کشور و مردم ارائه شده است. وی توضیح داد: کار ما در شهر کتاب، فروش کتاب‌ها و مجلات از زمان قاجار تا حال حاضر است. ما تمام این اسناد را از خانه‌های مردم و آرشیو برخی از پژوهشگران جمع‌آوری کرده‌ایم. این نکته را هم در نظر داشته باشید که هشتاد درصد مطبوعات ایران، هنوز دیجیتال نشده است. در این نمایشگاه، نزدیک به سیصد عنوان از مطبوعات دوره قاجار موجود است. به جز این‌ها اگر چیزی هست، در خارج از کشور موجود است. در کشور ما هنوز ارزش مجلات جانیفتاده و اکثر کتابخانه‌های ما فاقد بخش مجلات هستند. مدیر گنجینه مطبوعات شهر کتاب توضیح داد: ما در این 30 سال تلاش کردیم که مجموعه‌ای از مجلات را از خانه‌های مردم جمع‌آوری کنیم و در حال حاضر، مجموعه مجلات ما به صورت صحافی شده در کتابخانه‌های ملک، مجلس، ملی، بسیاری از مراکز دانشگاهی و حتی دانشگاه‌های مطرح خارج از کشور نظیر آکسفورد و... وجود دارد. وی افزود: نهاد کتابخانه‌ها و بسیاری از مروجان کتاب و مراکز کتابخانه دانشگاه‌ها هم برای بازدید از این نمایشگاه دعوت شده‌اند تا اقلام مورد نیاز دانشگاهی خودشان را سفارش دهند تا ما کار آماده‌سازی و تحویل آن را انجام دهیم. در واقع می‌توان گفت این نمایشگاه برای نهادهای کتابخانه‌ای است که اقلام مورد نیاز خودشان را بخرند. البته عموم مردم و دانشجوها هم با بازدید از این نمایشگاه می‌توانند با منابع پژوهشی آشنا شوند. تقوی گفت: در این نمایشگاه، روزنامه‌هایی از دوره قاجار موجود است که از آن جمله می‌توان به صوراسرافیل و قانون اشاره کرد. سالنامه دبیرستان‌ها از دوره رضا شاه، کتاب‌های درسی، کتاب‌های باستان‌شناسی و اسناد باستان‌شناسی وجود دارد که در موزه ایران باستان و نظایرش هم وجود ندارد. آیدین آغداشلو در بازدید از این نمایشگاه گفت: «از این منابع، یک نسخه وجود دارد و نسخه دومی وجود ندارد.» به جز این‌ها، اگر کسی سندی یا منبعی در خانه دارد که در این مجموعه می‌گنجد، می‌تواند به ما بفروشد. وی توضیح داد: از دیگر اقلام موجود در این نمایشگاه، می‌توان به کتاب‌هایی درباره مطبوعات و چاپخانه، کتاب‌های گویای پیش از انقلاب، کتاب‌های هنری درباره ایران، مجلات ایران‌شناسی، کتاب‌هایی از نویسندگان ایران که به زبان‌های دیگر ترجمه شده است. مثل ترجمه «سفر شب» بهمن شعله‌ور که به سیمین دانشور ارائه داده است. غرفه‌هایی هم به شاملو و هدایت اختصاص دارد. غرفه‌هایی هم مربوط به تئاتر ایران از زمان رضا شاه، سینمای ایران از اواخر قاجار و کتاب‌هایی که نویسندگان ایران به یکدیگر هدیه داده و امضا کرده‌اند. اسناد هم شامل حساب‌های سیاق قاجاری، نامه‌های بزرگان و... می‌شود. تقوی تاکید کرد: گنجینه مطبوعات شهر کتاب، هر سال در نمایشگاه مطبوعات حضور دارد. البته ما امیدواریم که از سال آینده در نمایشگاه کتاب هم حضور داشته باشیم. چون اسناد ما از منابع و مآخذ پژوهشی به شمار می‌رود و اغلب دانشگاه‌ها منابع ما را به صورت صحافی شده در کتابخانه‌هاشان دارند. این نمایشگاه تا دوم خرداد سال جاری در کتابخانه مرکزی دانشگاه علامه طباطبایی به نشانی بزرگراه همت، دهکده المپیک، میدان دهکده برپا می‌شود. ]]> علوم‌انسانی Tue, 15 May 2018 05:38:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261164/هنوز-ارزش-مجلات-تاریخی-ایران-جا-نیفتاده آثار شهید مطهری مبنای انقلاب اسلامی است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261173/آثار-شهید-مطهری-مبنای-انقلاب-اسلامی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجتبی مطهری، فرزند شهید مرتضی مطهری در حاشیه بازدید از سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با حضور در تحریریه ایبنا، با اشاره به کتاب جدید شهید مطهری با عنوان «انقلاب اسلامی از دیدگاه فلسفه تاریخ»، گفت: استاد مطهری در این اثر ابتدا انقلاب را تعریف و انواع مختلف آن‌ از جمله انقلاب صنعتی، اجتماعی، فرهنگی تا انقلاب اسلامی را معرفی کرده و در ادامه آینده انقلاب اسلامی را از نگاه تاریخ پیش‌بینی می‌کند.   وی ادامه داد: نبود شهید مطهری خیلی به انقلاب صدمه زد و وجود ایشان امروز غنیمتی به حساب می‌آمد. حضور شهید مطهری در رشد و تکامل انقلاب تاثیرگذار بود. امیدوارم خداوند به لطف و کرم خود این‌گونه خسران‌ها را جبران کند. امروز این آثار به جامعه ما امید، فکر، رشد فرهنگی و سرمایه می‌دهد.   این استاد دانشكده الهيات دانشگاه علامه طباطبايی، بیان کرد: هنوز یادداشت‌ها، مجموعه آثار و نوارهای پیاده نشده سخنرانی‌های استاد در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد باقی مانده که به مرور منتشر خواهد شد. از دل این مباحث پس از گذشت سال‌ها، هنوز می‌توان مباحث جدیدی استخراج کرد. این همه نوشته و یادگار از ایشان شگفت‌انگیز و برای آینده جامعه و فرهنگ ما به‌عنوان یک سرمایه محسوب می‌شود.   مطهری افزود: امام (ره) و مقام معظم رهبری فرمودند که مبنای انقلاب اسلامی، آثار شهید مطهری است. استاد بین دین و هنر، دین و حکمت، دین و جامعه، دین و روانشناسی و دین و تمدن پیوند زده است. ایشان یک روشنفکر دینی به معنای حقیقی بود. ایشان مانند امام (ره) به موسیقی سنتی و اخلاقی معتقد بود و آن‌را از موسیقی غِنا جدا می‌کرد. حجاب را در قالب‌های مختلف چادر، مانتو و روسری، پالتو و روسری می‌دید که مورد تایید امام خمینی (ره) نیز بود.    وی گفت: استاد در زمینه‌های دیگری همچون فقه، انقلاب، فلسفه تاریخ، فکری و عقیدتی و تاریخی و احیای تفکر اسلامی در حماسه حسینی، تفکر دینی، مبارزه با خرافات و عوامیت نیز بحث‌های زیادی داسته که در کتاب‌های ایشان منعکس شده‌اند. ]]> دفاع‌مقدس Mon, 14 May 2018 11:41:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/261173/آثار-شهید-مطهری-مبنای-انقلاب-اسلامی کتاب «شهرها و مصرف» روی میز منتقدان http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261147/کتاب-شهرها-مصرف-روی-میز-منتقدان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دومین نشست نقد و بررسی حلقه مطالعاتی متون شهری با همکاری معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران و انتشارات علمی و فرهنگی برگزار می‌‌شود. نشست دوم به موضوع نقد و بررسی کتاب «شهرها و مصرف» نوشته مارک جین اختصاص دارد. مرتضی قلیچ به عنوان ناقد و ایمان واقفی به عنوان دبیر نشست سخنرانی می‌کنند.   علاقه‌مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند 25 اردیبهشت ساعت 17 به موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی به نشانی خیابان وصال شیرازی، کوچه شاهد، پلاک 8، طبقه 5 مراجعه کنند. ]]> علوم‌انسانی Mon, 14 May 2018 05:43:10 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/261147/کتاب-شهرها-مصرف-روی-میز-منتقدان