خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) - آخرين عناوين علوم انسانی :: نسخه کامل http://www.ibna.ir/fa/history_politic Sat, 24 Aug 2019 12:37:22 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) http://www.ibna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام خبرگزاری کتاب ايران آزاد است. Sat, 24 Aug 2019 12:37:22 GMT علوم انسانی 60 «پایان یک رویا؛ ایران در آستانه جنگ جهانی دوم» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279879/پایان-یک-رویا-ایران-آستانه-جنگ-جهانی-دوم-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، گروه تاریخ و باستان‌شناسی خانه اندیشمندان علوم انسانی نشست «پایان یک رویا؛ ایران در آستانه جنگ جهانی دوم» را به مناسبت هشتادمین سالگرد آغاز جنگ جهانی دوم برگزار می‌کند. این نشست با سخنرانی مجید تفرشی و فریدون مجلسی، سه‌شنبه ۵ شهریور ماه از ساعت ۱۷:۳۰ برگزار خواهد شد. خانه اندیشمندان علوم انسانی در خیابان نجات اللهی (ویلا)، نبش خیابان ورشو، واقع شده است. ]]> علوم انسانی Sat, 24 Aug 2019 08:00:54 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279879/پایان-یک-رویا-ایران-آستانه-جنگ-جهانی-دوم-برگزار-می-شود دومین کنفرانس شیلی درباره فلسفه فیزیک برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279885/دومین-کنفرانس-شیلی-درباره-فلسفه-فیزیک-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دومین کنفرانس شیلی درباره فلسفه فیزیک در روزهای ۴ تا ۶ دسامبر ۲۰۱۹ در دانشگاه کاتولیک پونتیفیکال شیلی برگزار می‌شود.   محور اصلی کنفرانس فلسفه، فیزیک و فلسفه فیزیک است. علاقه‌مندان می‌توانند با ارسال آثار خود به نشانی ایمیل Phil.phys.chile@gmail.com در این کنفرانس مشارکت کنند.   مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۵ سپتامبر ۲۰۱۹ است. برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://philphyschile.wixsite.com/۲۰۱۹ مراجعه کنید.     ]]> علوم انسانی Sat, 24 Aug 2019 07:33:30 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279885/دومین-کنفرانس-شیلی-درباره-فلسفه-فیزیک-برگزار-می-شود کنفرانس «احیای خرد: توسعه مفهوم عقل در طول تاریخ» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279886/کنفرانس-احیای-خرد-توسعه-مفهوم-عقل-طول-تاریخ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کنفرانس «احیای خرد: توسعه مفهوم عقل در طول تاریخ» در روزهای ۱۵ و ۱۶ نوامبر ۲۰۱۹ در تورنتو ـ کانادا برگزار می‌شود.   محور موضوعات شامل تغییر مفاهیم عقل در طول تاریخ، رابطه بین تاریخ و معرفت شناسی، رابطه بین کثرت گرایی و نسبیت گرایی، نقش تبارشناسی، روابط اجتماعی و شناخت و در استدلال، رابطه منطقی ما با نسل‌های گذشته و آینده، استدلال در سنت عملگرا، آرمان کانتی و پسا کانتی از وحدت عقل، استدلال در تاریخ و فلسفه علم، استدلال در علوم اجتماعی در مقابل عقل در علوم طبیعی است.   علاقه‌مندان به موضوعات کنفرانس می‌توانند با ارسال آثار خود به نشانی ایمیل torontophilgradconf@gmail.com  در این کنفرانس مشارکت کنند. آخرین مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۶ سپتامبر ۲۰۱۹ است.   برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://philevents.org/event/show/۷۴۴۱۸ مراجعه کنید. ]]> علوم انسانی Sat, 24 Aug 2019 07:23:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279886/کنفرانس-احیای-خرد-توسعه-مفهوم-عقل-طول-تاریخ کنفرانس کیهان‌شناسی و هیئت‌نگاری در تمدن اسلامی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279875/کنفرانس-کیهان-شناسی-هیئت-نگاری-تمدن-اسلامی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کنفرانس «کیهان‌شناسی و هیئت‌نگاری در تمدن اسلامی» سوم شهریور ماه در پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران برگزار می‌شود.   در این همایش سخنرانان در موضوعات مختلفی به ارائه مقاله خود می‌پردازند که عبارتند از:   مریم زمانی کارشناس ارشد تاریخ علم درباره «تصحیح برهان الشکل الرابع من تاسعة الـمجسطی»   فاطمه سوادی دکتری مطالعات اسلامی از دانشگاه مک‌گیل کانادا درباره مسألۀ «معتدل‌ترین بخش زمین» در نهایة الادراک   حنیف قلندری استادیار پژوهشکده تاریخ علم درباره «آثار متقدم هیئت: مقایسۀ ساختار آثار متقدم با آثار کلاسیک هیئت»   فاطمه کیقبادی کارشناس ارشد تاریخ علم درباره «السفیر فی الهیئةِ غیاث الدین منصور دشتکی: خلاصه‌ای از هیئت بطلمیوسی و اشکالات آن در عهد صفوی»   امیرمحمد گمینی، استادیار پژوهشکده تاریخ علم درباره تجربه تصحیح انتقادی مفصل‌ترین کتاب هیئت به زبان فارسی در تمدن اسلامی: اختیارات مظفری ِقطب الدین شیرازی   ایرج نیک‌سرشت، استادیار پژوهشکده تاریخ علم درباره «تیمائوس افلاطون: تلاش برای توصیف دنیای محسوس با استفاده از ریاضیات»   سجاد نیک‌فهم خوب‌روان از دانشگاه مک‌گیل کانادا درباره «سوگیری خورشید مرکزی در نجوم بطلمیوسی»   مصطفی یاوری، کارشناس ارشد تاریخ علم درباره «مدل عرض دایرة‌البروجی سیارات در مجسطی و زیج الغ‌بیگ»   پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران در خیابان انقلاب، خیابان قدس، کوچه بهنام، پلاک ۲۳ واقع است. ]]> علوم انسانی Sat, 24 Aug 2019 06:40:59 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279875/کنفرانس-کیهان-شناسی-هیئت-نگاری-تمدن-اسلامی-برگزار-می-شود پانزدهم مهرماه پایان دریافت آثار یازدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279876/پانزدهم-مهرماه-پایان-دریافت-آثار-یازدهمین-جشنواره-بین-المللی-فارابی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از واحد اطلاع رسانی و تبلیغات یازدهمین جشنواره بین المللی فارابی، دکتر حسین میرزایی رئیس دبیرخانه یازدهمین جشنواره بین‌‌المللی فارابی با اعلام تمدید زمان ارسال آثار به دبیرخانه جشنواره گفت: دبیرخانه یازدهمین جشنواره بین‌­المللی فارابی به دلیل تماس­‌های علاقمندان به ویژه ناشران، دانشگاه‌ها و موسسات پژوهشی برای ثبت و ارسال آثار، زمان ثبت آثار در سامانه را تا نیمه مهرماه تمدید و اعلام کرده است که این مدت قابل تمدید مجدد نیست.  به گفته وی، تمامی پژوهشگران حوزه علوم‌انسـانی و اسلامی، دانشگاه­‌ها، موسسات پژوهشی و ناشران تنها تا پایان دوشنبه پانزدهم مهر ماه 1398 فرصت دارند، آثار خود را شامل «کتاب پژوهشی»، «گـزارش نهایی پژوهش» «رساله دکتری» و «پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد» که در سه سال گذشته (از ابتدای فروردین 1395 تا پایان اسفند 1397) انجام شده است، در سایت جشنواره به نشانی (WWW.FARABIAWARD.IR)  ثبت کنند.   وی افزود: آثار علمی در این جشنواره در پانزده گروه علمی «اخلاق، ادیان و عرفان»، «تاریخ، جغرافیا و باستان‌­شناسی»، «حقوق»، «زبان، ادبیات و زبان­‌شناسی»، «علوم اجتماعی و علوم ارتباطات»، «علوم اقتصادی، مدیریت و علوم مالی»،  «علوم تربیتی، روانشناسی و علوم ورزشی»، «علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و مطالعات منطقه‌ای»، «علوم قرآنی، تفسیر و حدیث»، «فقه و اصول»، «فلسفه، منطق و کلام»، «فناوری اطلاعات، اطلاع‌­رسانی و کتابداری»، «مطالعات انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره)»، «مطالعات هنر و زیبایی­‌شناسی» و «مطالعات میان رشته­‌ای» دریافت می‌­شوند. بخش بین‌الملل جشنواره نیز آثار مربوط به حوزه ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی را دریافت می‌کند. جشنواره بین‌المللی فارابی توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، کمیسیون ملی یونسکو، آیسسکو، بنیاد ملی نخبگان و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری هر ساله برگزار می‌­شود. ]]> علوم انسانی Sat, 24 Aug 2019 06:02:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279876/پانزدهم-مهرماه-پایان-دریافت-آثار-یازدهمین-جشنواره-بین-المللی-فارابی کنفرانس «۱۳۰ سال با لودویگ ویتگنشتاین: ۱۸۸۹-۲۰۱۹» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279874/کنفرانس-۱۳۰-سال-لودویگ-ویتگنشتاین-۱۸۸۹-۲۰۱۹-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کنفرانس ۱۳۰ سال با لودویگ ویتگنشتاین: ۱۸۸۹-۲۰۱۹ در روزهای ۱۶ و ۱۷ اکتبر ۲۰۱۹ در دانشگاه صوفیه، بلغارستان برگزار می‌شود.   لودویگ ویتگنشتاین ، فیلسوف انگلیسی اتریشی، متولد اتریش، که بسیاری او به را عنوان یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین فیلسوفان قرن بیستم قلمداد می‌کنند، نقش اساسی در پیدایش فلسفه تحلیلی داشت. اندیشه او هنوز هم در مباحث فلسفی کنونی همچون منطق و زبان، ادراک و قصد، اخلاق و دین، ​​زیبایی شناسی و فرهنگ تأثیر می‌گذارد.  ویتگنشتاین با نشان دادن کاربرد روش شناسی منطق مدرن از طریق زبان، بینش جدیدی در رابطه بین جهان، اندیشه و زبان و در نتیجه ماهیت فلسفه ارائه داد. بر این اساس برگزارکنندگلن کنفرانس از موضوعاتی چون  مفاهیم ویتگنشتاین از ارتباطات زبانی و مضامین ویتگنشتاین در خودشناسی استقبال می‌کنند.   علاقه‌مندان می‌توانند با ارسال آثار خود به نشانی ایمیل wittgenstein.conference@abv.bg در این کنفرانس مشارکت کنند. مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۸ سپتامبر ۲۰۱۹ است.   برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://philevents.org/event/show/۷۴۵۵۴ مراجعه کنید. ]]> علوم انسانی Sat, 24 Aug 2019 05:39:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279874/کنفرانس-۱۳۰-سال-لودویگ-ویتگنشتاین-۱۸۸۹-۲۰۱۹-برگزار-می-شود شب محمد میرشکرایی در خانه اندیشمندان علوم انسانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279873/شب-محمد-میرشکرایی-خانه-اندیشمندان-علوم-انسانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، شب محمد میرشکرایی از سوی نشریه بخارا با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی، پژوهشکده مردم‌شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و ایکوم ایران شنبه دوم شهریورماه از ساعت ۱۷ تا ۲۰ در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود.   در این نشست سید محمد بهشتی، باجلان فرخی، احمد محیط طباطبایی، رسول وطن دوست، شبان میرشکرایی و علی دهباشی دبیر نشست سخن خواهند گفت.   در این مراسم فیلمی مستند درباره محمد میرشکرایی و نمایشگاهی از مجموعه عکس‌های مردم‌شناسی به نمایش گذاشته خواهد شد.   یکی از چهره‌های برجسته مطالعات مردم‌شناسی در ایران محمد میرشکرایی است، استاد و دانشوری فرزانه که آثار او با عشق به ایران و فرهنگ و تمدن درخشان آن در هم تنیده‌اند.   این مردم‌شناس برجسته یکی از چهره‌های مرکز مردم‌شناسی کشور  است که سنت آن مرکز را در پژوهشکده مردم شناسی در سال‌های پس از انقلاب تداوم بخشید و در کنار چند تن دیگر از مردم شناسان متقدم مانع از گسست سنت‌های پژوهشی و تحقیقی در زمینه مطالعات مردم شناختی فرهنگ ایرانی در چند دهه اخیر شد.   مطالعات و کوشش‌های ارزشمندش در معرفی چشم‌اندازهای مهم فرهنگ ایرانی چون نوروز و یلدا جایگاهی ویژه‌ای در حوزه مطالعات و گفتمان‌های میراث فرهنگی و تمدنی در سطح ملی و بین‌المللی به او می‌بخشیده است. ثبت جهانی نوروز یکی از قله‌های درخشان در کارنامه ایشان است که اهمیتی جهانی به تلاش‌های وی در حوزه شناخت، پاسداشت و گرامیداشت فرهنگ ایرانی می‌بخشد.   ریاست پژوهشکده مردم‌شناسی از سال ۱۳۶۸ تا ١٣٨٦ با مدیریت صدها تحقیق میدانی و انتشار ده‌ها جلد کتاب از نقاط ارزشمند تلاش‌های این مردم‌شناس توانا است. تولید و انتشار کتاب‌های مردم شناسی در زمینه‌هایی چون نوروز، انسان و آب، مردم شناسی و موزه‌ها، اسطوره و آیین در فرهنگ ایران و تألیف صدها مقاله علمی، از جایگاه ارزشمند ایشان در مطالعات مردم شناختی فرهنگ ایرانی نشان دارد.   این مراسم در تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان نجات اللهی، چهارراه ورشو برپا می‌شود. ]]> علوم انسانی Sat, 24 Aug 2019 05:38:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279873/شب-محمد-میرشکرایی-خانه-اندیشمندان-علوم-انسانی تصویری صد ساله از بسکتبال ایران http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/279676/تصویری-صد-ساله-بسکتبال-ایران افشین رضاپور در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از ویراست جدید کتاب «100 سال بسکتبال» خبر داد و گفت: این کتاب برش‌هایی از تاریخ اجتماعی بسکتبال ایران را با نگاهی به سیر تاریخی بسکتبال در جهان به تصویر می‌کشد و با مروری کوتاه و مطالعه‌ای بر سیر تاریخی بازی در تایخ مردم‌شناسی آغاز می‌شود و با ارائه اطلاعات تاریخی، مخاطب را با نکاتی که در فصل‌های مختلف این کتاب درباره ابداع بسکتبال بیان می‌شود، آشنا می‌کند. این نویسنده یادآوری کرد: در دهه‌های ٢٠ يا ٣٠ قهرمانانی داشتيم كه بسكتبال را پايه‌گذاری كردند اما امروز نامی از آنها نيست و من تلاش کردم در این کتاب با به‌كاربستن روشی تاريخی و با اتكا به داده‌ها، روايت‌ها و گفت‌وگوهای شفاهی، برش‌هايی از تاريخ بسكتبال ايران را بنويسم.   وی در ادامه بیان کرد: در چاپ دوم این کتاب حدود صد صفحه به آن اضافه شده و موضوعاتی که احساس کردم در چاپ نخست کمتر به آن‌ها پرداخته شده و جای کار بیشتری دارد، را به مطالب قبلی اضافه کردم.   این بسكتباليست و مربی ملی، توضیح داد: بیشتر مطالب اضافه شده در بخش مربوط به خانم‌ها است و در آنجا براساس کمبودهایی که در جامعه بسکتبال خانم‌ها وجود داشت و تقاضاهایی که برای اضافه شدن مطالب این قسمت شده بود، با تحقیقات بیشتر مطالبی را اضافه کردم. همچنین به بخش‌هایی که مربوط به یکسری از چهره‌ها بود و در چاپ اول سریع از آن‌ها عبور کرده بودم، بیشتر پرداختم به‌ویژه مینی‌بسکتبال که در دهه 60 روی آن کار شده بود و بسکتبال سه نفره. علاوه بر این در حوزه شهرهای بسکتبال خیز که بسکتبالیست‌های ملی تربیت کرده‌اند و افتخاراتی که در زمینه بسکتبال در شهرهای ایران وجود دارد، نیز مطالبی اضافه شده است.   رضاپور درباره میزان استقبال از کتاب «100 سال بسکتبال» بیان کرد: این کتاب متعلق به جامعه بسکتبال است. اسامی، یادها، و خاطراتی که در این کتاب ذکر شده، متعلق به فعالان رشته بسکتبال است که یکسری زنده‌اند و یکسری زنده نیستند و خانواده‌هایشان حضور دارند. بازخوردهایی که از هردو طیف داشته‌ام در چاپ اول قابل توجه بوده و خیلی‌ها تقاضا داشته‌اند این کتاب را به آن‌ها برسانم. در جامعه هم استقبال خوب بود و افرادی که خودشان بسکتبالیست نبودند، به عنوان علاقه‌مندان به ورزش از این کتاب به‌ویژه از جنبه‌های تاریخی آن استقبال کردند.     این نویسنده در ادامه به آثار در دست تالیفش اشاره کرد و گفت: در کتاب بعدی روی سه دوره حضور ایران در جام‌های جهانی بسکتبال تحقیق و پژوهش کرده‌ام؛ یعنی سال‌های 2010 و 2014 و امسال یعنی 2019 که در مسیر جام جهانی هستیم.   وی افزود: باتوجه به اینکه قالب کلی کتاب اولم این اجازه را نمی‌داد که به این بخش‌ها بپردازم. تصمیم گرفتم در قالب کتاب دیگری روی آن کار کنم. در این کتاب سعی کرده‌ام به اتفاق‌ها و بازی‌های تدارکاتی اشاره کنم که سبب شد ما بتوانیم به جام جهانی برویم. در حال حاضر بخش اعظم این کتاب نوشته شده است چون تحقیقات آن را در زمان نوشتن کتاب نخست انجام داده بودم. و آن را تا آخر امسال منتشر می‌کنم. همچنین اگر بتوانیم از جام جهانی 2019 به المپیک برویم، سومین المپیک ایران محسوب می‌شود و بعد از آن درنظر دارم به سه‌گانه «المپیک و جام جهانی» بپردازم و بخش‌های المپیک را در قالب کتاب دیگری منتشر کنم.   به گفته رضاپور، وقتي تاريخ و خاطرات را بخوانيم و به اِلمان‌های اجتماعی بپردازیم، به منبعی از دانش می‌رسیم و می‌توانيم با دسته‌بندی آن‌ها در قالب علمی و مفهومی، برای آينده برنامه‌ريزی كنيم.   انتشارات آونگ، ویراست دوم کتاب «100 سال بسکتبال» را با شمارگان هزار نسخه و قیمت 500 هزار ریال منتشر کرده است.   ]]> علوم انسانی Sat, 24 Aug 2019 05:28:23 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/279676/تصویری-صد-ساله-بسکتبال-ایران جای تاریخ­‌های جامع در تاریخ خراسان خالی است http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/279868/جای-تاریخ-های-جامع-تاریخ-خراسان-خالی محمود فاضلی بیرجندی، پژوهشگر تاریخ ایران به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: نگارش کتاب «تاریخچه‌ای از فرمانروایان خراسان» به پایان رسیده و امور فنی کتاب نیز به انجام رسیده و چشم به راه صدور پروانه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستیم تا این کتاب از سوی نشر پایان چاپ و پخش شود. مترجم کتاب «یادداشت‌های محرمانه کنسولگری انگلستان در سیستان و قاینات» ادامه داد: مطالب این کتاب به خراسان و امر حکومت در ایران کرده نگاهی است که بر پایه منافع ملی با هر گرایشی مغایر با منافع و مصالح ملی ایران مخالف است. این کتاب با باور به اصالت بقای ایران و قطعیت و ضرورت یکپارچگی آن بنا شده و نوشته شده است. وی ادامه داد: «تاریخچه‌ای از فرمانروایان خراسان» حاصل نزدیک 10 سال پژوهش در منابع زیادی است که هر یک حاوی پاره‌­هایی از تاریخ شرق ایران است و گزارش­‌هایی را در باره مسایلی از خراسان داشته است. از خلال این پژوهش‌­ها و واکاوی­‌ها فهرستی از والیان و استانداران خراسان با رعایت احتیاط تهیه شده است. فاضلی‌بیرجندی گفت: مقصود از احتیاط، احتیاطی است که در تهیه فهرست اسامی والیان و استانداران شده، زیرا این فهرست نخستین‌بار است که در این کتاب تهیه شده و نهایت جدیت بر آن بوده تا این فهرست، نزدیک‌­تر به واقع و دورتر از تردید باشد. این فهرست حتی اسامی کسانی را هم دربردارد که سرپرست یا کفیل استانداری بوده‌­اند. مدت زمان تصدی هر والی یا استاندار هم به دست داده شده که موضوعی است ناظر بر ثبات یا بی‌ثباتی چه در استان و چه در مرکز. مترجم کتاب «تاریخ سبئوس» به تاریخ خراسان نیز اشاره کرد و گفت: خراسان در سرتاسر طول تاریخ ایران بخشی مهم از ایران بوده است. بنا به همان اهمیت خاص باید تاریخ خراسان نوشته شود. منابع تاریخ خراسان کم نیست اما هنوز جای تاریخ‌­های جامع در تاریخ این خطه خالی است. کتابی که من فراهم آورده‌­ام گوشه‌­هایی است از تاریخ سیاسی خراسان در حدود 200 ساله اخیر از طلوع قاجاران تا غروب پهلویان. ​وی به ویژگی‌های کتاب نیز پرداخت و گفت: این کتاب والیان و استانداران خراسان را در دوره آن دو سلسله معرفی کرده و علاوه بر آن زندگی­نامه و نیز کارنامه­‌ای از هر والی یا استاندار را به دست داده که مبین بخش‌­هایی از راه و رسم او در حکومت است. از این رو بیراه نخواهد بود اگر کتاب حاضر را دستنامه و درسنامه حکومت در خراسان هم به حساب آوریم. زیرا آشنایی با رخدادهای پیشین و آنچه مدیران سیاسی گذشته در باره هر رخداد کرده‌­اند ما را برای مصاف با وقایع اکنون و آینده مجهزتر می‌­گرداند. مترجم کتاب «پارت‌ها و روزگارشان» ادامه داد: مروری بر نام­‌های فرمانروایان خراسان این را هم وامی­‌گوید که قاجاران، والیان را بیشتر از منسوبان خود برمی‌­گزیده‌­اند. در دوره پهلویان این رسم از میان برخاسته اما نصب استانداران مبین استقرار روال و نظمی مشخص نیست. وی به مهم­ترین والیان خراسان نیز اشاره کرد و گفت: در دوره قاجار سه ولی­عهد (عباس میرزا، محمد میرزا، و کامران میرزا) و دو صدراعظم (الله­یار خان دولو، و میرزا حسین خان سپه­سالار) بوده‌اند. در دوره پهلوی، پدر یکی از زنان رضاشاه (غلام‌علی میرزا دولتشاهی)، سه نخست­وزیر (محمود خان جم، رجب­علی منصور، و محسن صدر)، دو امیر ارشد ارتش (سپهبد نادر باتمانقلیچ، و سپهبد صادق امیرعزیزی)، چند وزیر، و رجالی سرآمد چون حسن تقی‌­زاده و سید جلال‌االدین تهرانی به استانداری خراسان آمده‌­اند. در دوره قاجار انتصاب شخص واحد به ولایت خراسان تا پنج نوبت سابقه دارد. در دوره پهلوی انتصاب شخص واحد به استانداری بیش از دو نوبت تکرار نشده است. فاضلی‌بیرجندی در پایان سخنانش عنوان کرد: کتاب فرمانروایان خراسان از جهاتی بعضی از کنش‌­ها و واکنش‌­های حکومت‌­های وقت را با خراسان و خراسان را با حکومت­‌ها هم روایت می­‌کند. در این کتاب موقع خراسان در نزد حاکمیت ایران در طول استیلای دو سلسله اخیر تاریخ ایران بازنموده شده است. ]]> علوم انسانی Sat, 24 Aug 2019 05:27:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/279868/جای-تاریخ-های-جامع-تاریخ-خراسان-خالی مقایسه دیدگاه ابن‌سینا با نظرات فیلسوفان تجربی علم در دوره معاصر http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279826/مقایسه-دیدگاه-ابن-سینا-نظرات-فیلسوفان-تجربی-علم-دوره-معاصر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «تجربه از منظر ابن‌سینا و فیلسوفان معاصر علم» نوشته قدرت‌الله قربانی تلاش دارد تا اهمیت تجربه و استقراء را از دید ابن‌سینا و برخی فیلسوفان معاصر علم مورد بررسی تفضیلی و تطبیقی قرار دهد. بنابراین ضمن تبیین جایگاه تجربه و استقراء از دید ابن‌سینا، به تطبیق آن با جریان‌های مهم و دیدگاه‌های مهم معاصر فیلسوفان معاصر علم پرداخته است که برخی از مهمترین آن‌ها پوزیتیویست‌هایی چون کارنپ و همپل و متفکرانی نظیر کواین و پوپر هستند. اهمیت این اثر در نشان دادن امکان فلسفه علم از منظر حکمت اسلامی، و به طور خاص فلسفه مشایی است، که در این خصوص به توانمندی‌های فلسفه ابن‌سینا در باب دو موضوع محوری فلسفه علم، یعنی تجربه و استقراء پرداخته شده است که می‌تواند برای مباحث فلسفه علم معاصر مفید و کارآمد باشد، ضمن اینکه در مقام تطبیق، برتری دیدگاه ابن‌سینا در برخی موضوعات بر نگرش‌های فلسفی معاصر بیان شده است. نویسنده در مقدمه کتاب توضیح می‌دهد که در بررسی اولیه به نظر می‌رسد که فلسفه علم، بیشتر پدیده‌ای غربی و به ویژه مربوط به دوره جدید است و تاملات فلسفی درباره مبانی و مسائل فلسفی علوم تجربی و طبیعی ناظر است؛ درحالیکه اگر با دقت بیشتری تامل و پژوهش کنیم، می‌بینیم که هم در آرای فیلسوفان دوره یونان باستان و قرون وسطی غرب، به ویژه افلاطون و ارسطو، تاملات فلسفی درباره علم وجود دارد و هم در آرای فیلسوفان اسلامی و به نظر می‌كسد این موضوع در آزای فیلسوفان اسلامی به اندازه کافی با زبان علمی جدید بازشناسی و تدوین نشده است. ممکن است تعابیری همچون فلسفه علم در متون فلسفی اسلامی یافت نشود، اما این امر مانع از تاملات و نظریه‌پردازی‌های فیلسوفان درباره علم نبوده است.  به بیان دیگر، مباحث معرفت‌شناسی و منطق در نظر فیلسوفان اسلامی دارای این ویژگی‌ هستند که برخی از موضوعات فلسفی علم کنونی از طریق آن‌ها بیان می‌شود؛ یعنی با مراجعه به متون فلسفی اسلامی، برای مسائل فلسفی درباره علم می‌توان رویکردهای مناسبی را یافت. درفصل اول کتاب تلاش شده تلاش شده پژوهشی هرچند مقدماتی درباره بعضی مسائل فلسفه علم از منظر حکمای اسلامی از جمله محسوسات، مجربات، حدسیات و ... صورت گیرد و در این مسیر ضمن نظر به دیدگاه‌های اکثر حکمای اسلامی، بیشتر از آرای ابن‌سینا استفاده شده است؛ زیرا برخی از آثار فلسفی او، چون منطق شفا، برهان شفا، منطق قیاس، اشارات و تنبیهات و دانشنامه علایی، دارای مواد و مطالب زیادی درباره موضوعات مربوط به فلسفه علم هستند. همچنین در این کتاب ابعاد گوناگون تجربه و استقراء از دید ابن‌سینا بررسی شده و به مقایسه آن با دیدگاه‌های فیلسوفان علم معاصر غرب پرداخته شده است.  در فصل‌های بعدی، بر اساس طرح اولیه تلاش می‌کند که به دلیل اهمیت زیاد تجربه و استقراء در فلسفه علم، ابعاد گوناگون آن را از دید ابن‌سینا و برخی فیلسوفان معاصر و پوزیتیوست‌هایی چون همپل، کارنپ، گودمن، راسل، کواین و پوپر بررسی تطبیقی کند. همچنین در فصل سوم جایگاه تجربه را در دیدگاه‌ها فیلسوفان معاصر علم بررسی می‌شود و برخی ویژگی‌های کلی آن در قالب استقراگرایی و پوزیتیویسم و مابعد آن مدنظر قرار گرفته است. در فصل چهارم نیز دیدگاه‌های پوپر و کواین به عنوان دو فیلسوف علم معاصر مابعد پوزیتیوسم که به تجربه توجهی متفاوت با قبل دارند، تبیین می‌شود. فصل پایانی نیز به مقایسه تطبیقی و انتقادی موضوعات مطرح شده در فصول گذشته میان ابن‌سینا از یک‌طرف و فیلسوفان مدنظر معاصر علم از سوی دیگر اختصا دارد.  هدف کتاب در درجه اول، آشکارکردن ویژگی‌های دیدگاه ابن‌سینا درباره تجربه(معرفت تجربی) و استقراء و نقش آن‌ها در فلسفه علم است، چراکه ابن‌سینا یکی از فیلسوفانی است که درباره چیستی و کارکرد و نقش تجربه و استقراء در فرایند تولید معرفت و علوم، تبیینی نسبتا دقیق و مناست دارد و شایسته است این دیدگاه بررسی شود تا زوایای پنهان آن آشکار شود. در درجه دوم، مقایسه دیدگاه ابن‌سینا با نظرات فیلسوفان تجربی علم در دوره معاصر است؛ زیرا این فیلسوفان که از تجربه‌‌گرایی غرب از قرن ۱۷ و ۱۸ و پس از آن متاثر هستند، در شناخت علمی، بر نقش و محوریت تجربه تاکید و حتی در این امر افراط می‌کنند و آن را در قالب دیدگاه‌های استقراگرایی، اثبات‌پذیری، تحقیق‌پذیری، ابطال‌گرایی و ... بیان می‌کنند. با این مقایسه می‌توان بر اساس مبانی ابن‌سینایی، چنین دیدگاه‌هایی را نقد کرد.  سرفصل‌های کتاب نیز عبارتند از: مقدمانی از فلسفه علم نزد حکمای اسلامی با تاکید بر این‌سینا، تجربه و استقراء در فلسفه ابن‌سینا، جایگاه تجربه و استقراء از منظر فیلسوفان معاصر علم، تجربه و استقراء از دید پوپر و کواین، ملاحظات تطبیقی و انتقادی درباره تجربه و استقراء از دید ابن‌سینا و فیلسوفان معاصر علم.   کتاب «تجربه از منظر ابن‌سینا و فیلسوفان معاصر علم» نوشته قدرت‌الله قربانی در ۳۸۳ صفحه، شمارگان ۳۰۰ نسخه و به قیمت ۵۵۰۰۰ تومان از سوی انتشارات موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر منتشر شده است.  ]]> علوم انسانی Sat, 24 Aug 2019 04:53:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279826/مقایسه-دیدگاه-ابن-سینا-نظرات-فیلسوفان-تجربی-علم-دوره-معاصر کشتن یک مسلمان گناهی بزرگ‌تر از ویران کردن جهان است http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279815/کشتن-یک-مسلمان-گناهی-بزرگ-تر-ویران-کردن-جهان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، از انقلاب اسلامی ایران تا حمله‌های یازده سپتامبر و هفتم ژوئیه و ادامه عملیات دهشت‌افکنان جهانی از سوی افراد مسلح با نام اسلام، پرسش‌های ایجاد شده و اتهاماتی درمورد رابطه اسلام و افراط‌گرایی دینی، خشونت، حمله انتحاری و دهشت‌افکنی شده است. پرسش معمولی که اغلب پیدا می‌شود این است که چرا مسلمانان بیشتری به‌ویژه رهبران مذهبی مسلمان بیانیه‌ای بیرون نداده‌اند و صدای‌شان را به مخالفت و محکومیت شدید حمله‌های یازده سپتامبر و حرکات دهشت‌افکنانه متعاقب آن بلند نکرده‌اند؟ در حقیقت مسلمانان چنین کرده‌اند. رابطه اسلام با افراط‌گرایی و دهشت‌افکنی چه در سرزمین‌های اسلامی و چه خارج از آن‌ها در قرن بیست و یکم هم به عنوان موضوع حساس و مهم باقی مانده است. دلایل نخستین دهشت‌افکنی جهانی که اغلب برخاسته از نارضایتی‌های سیاسی ـ اقتصادی می‌شود، گاهی از طریق استفاده از زبان و برداشت‌های نمادین از مذهب، از سوی افراط‌گرایان عنوان می‌شود. در دهه‌های اخیر مذهب ثابت کرده است که می‌تواند نیرویی بالقوه باشد که نه تنها دهشت‌افکنان مسلمان، بلکه یهودی، مسیحی، هندو و بودایی هم به آن متوسل شده‌اند تا به کردارشان مشروعیت بخشیده و حمایت عمومی را برای خود برانگیزند. کتاب «فتوا پیرامون تروریسم» در 18 فصل تنظیم شده است. پس از پیشگفتار و مقدمه نویسنده هفت پرسش را مطرح کرده و پاسخ آن‌ها را داده است. معنای اسلام؛ حرمت کشتار جمعی مسلمانان؛ حرمت کشتار بی‌محابا و یکسره غیرمسلمانان و شکنجه آنان، حرمت دهشت‌افکنی علیه غیرمسلمانان حتی در دوران جنگ، در حفاظت از زندگی، اموال و عبادتگاه‌های غیرمسلمانان، غیرشرعی بودن تحمیل عقیده‌ای بر دیگران، اصول قانونی حقوق بنیادین شهروندی غیرمسلمان، حرمت شورش علیه کشورهای اسلامی، یاغی‌گری: سنگینی و مجازاتش، جایگاه مشروع مبارزه علیه دولتی فاسد، فتواها و اظهارات رهبران، اظهارات علمای سلفی معاصر علیه دهشت‌افکنان، رنج خوارج  دهشت‌افکنان عصر حاضر، گفتارهای نبوی در مورد دهشت‌افکنان خارجی، فرمان نبوی که غوغای خوارج باید برچیده شود، نام پیشوایانی که خوارج را کافر دانسته‌اند، دهشت‌افکنان عصر ما همان خوارجند، روش مسالمت‌آمیز ستیز اجتماعی و سیاسی فصل‌های کتاب را شامل می‌شود.    شیخ‌الاسلام محمد طاهرالقادری در دهه‌های اخیر به عنوان یکی از برجسته‌ترین صاحب‌نظران در فقه اسلامی رخ نموده است. علاوه بر بسیاری فعالیت‌های انسان‌دوستانه، وی منهاج‌القرآن را بنیان نهاد و هنوز سرپرستی آن را عهده‌دار است؛ سازمانی بین‌المللی و گسترده با شعبه‌ها و مراکزی در نود کشور که به طور چشمگیری مثبت‌اندیش است و کوشش دارد از طریق میانه‌روی دینی، دسترسی به تعلیم و تربیت و گفتگو بر مبنای احتران متقابل، به ترویج و ترفیع بهبود تمامی بشریت بپردازد و بین مجموعه‌های ادیان بزرگ جهانی به جای رقابت، تعاون و همکاری را گسترش دهد. منهاج‌القرآن اسلام را در سطح جهان تریوج و ترقی می‌دهد. این سازمان که دقیقا مشتاق رسیدن به این اهداف است رفتار پیامبر محبوب اسلام را که بر صلح، بردباری، احترام و مدارا تاکید دارند، از طریق آموزه‌های بی‌عیب و نقص ایشان الگو قرار داده است.  ژوئل اس. هایوارد، رئیس دانشکده نیروی هوایی سلطنتی، کرانول رئیس مزالعات توانمدنی هوایی دانشکده کینگ لندن این گونه نوشته است: «تحقیق و پژوهش شیخ قابل توجه است. این فتوا بر پایه زیربنایی سخت چنان سنگ خارا از پژوهش و منابع پژوهشی یعنی قرآن و احادیث قابل اعتماد بنا شده، احادیثی از منابع دست اول که دیدگاه‌های صحابه کرام پیامبر را بازگو می‌کند. این احادیث برگرفته از متون قدیمی علوم اسلامی و در سطح گسترده‌ای مورد تایید تمامی مکاتب اصلی اندیشه اسلامی‌اند. من تنها به مطالعه دقیق و موشکافانه متن جامع و کامل فتوا پرداخته‌ام، بلکه با همین دقت صدها پاورقی را که ارائه کرده است دیده‌ام. این‌ها از نظر اعتبار، نظم، ترتیب و روش، دقیق انتخاب شده‌اند. نقل قول‌هایی را که شیخ با وضوح و دقت علمی قابل ستایش برای صحت و درستی آن‌ها، و بالاتر از این نشر حقیقت، عینی بودن و بی‌طرفی علمی برگزیده است در معیارهای ذهن شیخ با دقت سبک و سنگین شده‌اند. در انتخاب منابع بنایی را که ساخته آجر به آجر با هدف روی هم گذاشته و در نتیجه بحثی را که پیش کشیده است قوی و روشن بیان شده و عمیقا قضاوتی خوب را به نمایش گذاشته است. توان استدلال طاهرالقادری برخاسته از کامل بودن و قابل درک بودن و نیز از این حقیقت است که برای نخستین بار در یک فتوا، یک پژوهشگر مشهور بین‌المللی در تصمیم خویش برای روشن کردن این نکته که هیچ امکان پیدا کردن دلیلی برای خشونت عمده به نام اسلام خارج از میدان جنگ سازمان یافته وجود ندارد، حدیثی نبوده که ندیده و زیر و روی آن را بررسی نکرده باشد. خود این به تنهایی تحسین‌برانگیز است، وقتی بر اساس معیارهای قطعی صرفا مبتنی بر دفاع شخصی و دست یازیدن به عدالت، مبنا قرار داده شود. طاهرالقادری قاطعانه با پژوهشی قابل اطمینان که صرف‌نظر از هر نوع انگیزه مورد ادعا هر چند صحیح هم به نظر رسند نشان می‌دهد که اعمال شیطانی، شیطانی‌اند. در واقع شیخ به خوبی نشان می‌دهد که حمله انتحاری و دیگر اشکال دهشت‌افکنی چنان ناروا و تبهکارانه‌اند که مرتکبان آن‌ها را از اسلام خارج می‌کنند.» کتاب «فتوا پیرامون تروریسم» در 321 صفحه، شمارگان 100 نسخه و بهای 52 هزار تومان از سوی نتشارات امیرکبیر منتشر شده است. ]]> دین‌ Sat, 24 Aug 2019 04:52:08 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279815/کشتن-یک-مسلمان-گناهی-بزرگ-تر-ویران-کردن-جهان مرگ در نگرش اسطوره‌ای به معنای نابودی نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278971/مرگ-نگرش-اسطوره-ای-معنای-نابودی-نیست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- کتاب «سیمای مرگ در اساطیر» نوشته نادیا معقولی، پس از مروری بر حضور اساطیر مرتبط با مرگ در اقوام باستانی، به رابطه بین مرگ و اسطوره در ادیان و آیین‌های ایران باستان پرداخته و در نهایت پژوهش را با  مطالعه در باب آیین‌های تدفین به پایان رسانده است.   اسطوره واژه‌ای است که بسیار تعریف شده است و همراه با این نام واژه‌هایی چون «تاریخ» و «داستان» نیز دیده می‌شود. آنچنان که معقولی در مقدمه کتاب ذکر کرده است، جوزف کمبل، اسطوره‌شناس بزرگ امریکایی اسطوره را چنین تعریف کرده است: اسطوره‌ها ساخته بشر و در سراسر جهان در همه ادوار و در هر شرایطی جاری و ساری‌اند، آنها منبع الهام هر چیز دیگری هستند که در جسم و ذهن آدمی ریشه گرفته است. گزافه‌گویی نیست اگر اسطوره را رازی بدانیم که با گشوده شدنش انرژی جهان هستی در فرهنگ‌های انسانی نمود می‌یابد.   با وجود این تعریف، ابهام همچنان بر این اصطلاح سایه افکنده است. آشناترین تعریف این است که اسطوره بر توضیح و تفسیر و شرح اعمال خارق‌العاده و اتفاقات مافوق طبیعی استوار است و داستان‌هایی درباره خدایان و نیروهای شگفتی آفرین و اعمال برجسته قهرمانان روایت می‌کند.   اسطوره داستان جستجوی ما برای یافتن حقیقت، معنا و دلالت طی اعصار و قرون متمادی است. اسطوره‌ها سرنخی برای امکانات معنوی زندگی بشراند، مضمون‌هایی بی‌زمان به گفته ایلیاده که از دل فرهنگ‌های گوناگون آمده‌اند.   چنین گفته می‌شود که اسطوره با روایات مذهبی ریشه‌های مشترکی دارند و در واقع همین اسطوره‌ها در دیرباز، مقدس بوده‌اند و به تدریج در گذر زمان به شکل افسانه درآمده‌اند. به دیگر معنی، شاید بتوان گفت که اسطوره‌ها در واقع مذهبی بوده‌اند که زمانی معتقداتی داشته و اکنون دیگر این کارکرد خود را از دست داده است.   اسطوره در زبان فارسی، واژه‌ای برآمده از ریشه سطر است که در زبان تازی، به معنای افسانه و سخنانی بی‌اساس، شگفت‌انگیز و پریشان است که مکتوب شده باشد. در قرآن از اساطیرالأولین سخن رفته که مراد افسانه‌ها و نوشته‌های پیشینیان است.   معقولی در مقدمه کتاب، درباره پیشینه و چیستی نسبت مقوله مرگ با اسطوره گفته است: در تمامی مطالعات اسطوره‌شناسی، مرگ و فرجام زندگی یکی از مضامین اصلی بوده است، اما برای اسطوره مرز میان زندگی و مرگ سیال و نامشخص است. در نگاه اسطوره‌ای اصیل و آغازین، مرگ به هیچ وجه به‌معنای جدا شدن روح از بدن و ترک آن نیست. برای اسطوره، مرگ هرگز به معنای نابودی وجود شخص نیست، بلکه فقط گذر از یک شکل وجود به شکل دیگر آن است و در مراحل اساسی و اولیه اندیشه اسطوره‌ای، این شکل را فقط می‌توان به‌صورت کاملاً حسی و مادی درک کرد.   معقولی معتقد است اسطوره که متضمن باور داشتن به بی‌مرگی و جوانی جاودان و زندگانی پس از مرگ است، واکنش عقلانی در قبال معمایی از عالم هستی نیست، بلکه بیانگر ایمان روشنی است که ریشه در غریزی‌ترین و هیجانی‌ترین واکنش‌ها در برابر شگرف‌ترین و وسواس‌انگیزترین تصورات دارد.   قبل از پیدایش دین، اسطوره‌ها و حماسه‌هایی که در تاریخ جهان در گذشته‌های دور و در جوامع و فرهنگ‌های انسانی رایج بودند، برای غلبه بر مرگ یا کاهش هراس ناشی از آن، روایت‌های عرضه داشته‌اند.   کتاب «سیمای مرگ در اساطیر» با بخش‌هایی کوچک درباره تعریف اسطوره از منظر اسطوره‌شناسان مهمی همچون جوزف کمبل، کارل گوستاو یونگ و میرچا الیاده و لوی استراوس آغاز می‌شود و سپس به معرفی مکاتب اسطوره‌شناسی نظیر مکتب اوهمریسم، کارکردگرایی، پدیدارشناسی، ساختارگرایی و... می‌پردازد.   بخش بعدی کتاب به نسبت میان اسطوره و حماسه اختصاص دارد و ابعاد دیگر نسبت مقوله اسطوره با عناصر مختلف فرهنگی مورد توجه کتاب قرار گرفته است. پس از بیان این مطالب کلی، نویسنده به سراغ چگونگی پیدایش مرگ در اساطیر ملل و مقوله هراس از مرگ رفته است و اساطیر مرتبط با مرگ در فرهنگ‌هایی نظیر آزتک و مایا، اسکاندیناوی، ایران باستان، بین‌النهرین، چین، هند و... را بررسی کرده است.   در بسیاری از حماسه‌ها و اسطوره‌های کشورها و اقوام سراسر جهان مانند یونان، ایران، هند، آلمان، اسکاندیناوی و انگلیس و حتی در میان اقوام و قبایل بدوی سرخ پوست امریکا و سیاه‌پوستان افریقا قهرمان زخم‌ناپذیری وجود دارد که بر مرگ غلبه می‌کند. این کهن الگوی مشترک از نیاز بشر بر دست یافتن به جاودانگی حکایت دارد. در بسیاری از این اساطیر و حماسه‌ها و ادبیات موجود، قهرمان در جستجوی آب حیات یا آب حیوان، درخت زندگی، نوشابه بی‌مرگی، آب خضر، نهرالحیات، چشمه زندگانی، آب زندگی و امثال این‌هاست که همه ناشی از تلاش برای فرار از مرگ است.   در ادبیات کهن ایران نیز ارداویراف به جهان دیگر سفر می‌کند تا از سرنوشت مردگان در جهان برین و در عوامل برزخ و دوزخ و بهشت آگاهی یابد. این تلاش در کتاب ارداویرافنامه نشانگر تلاش انسان دربند در سیطره مرگ است برای یافتن جواب پرسش‌های مدوام که پس از مرگ چه می‌شود. در «معراج‌نامه‌ها» و «سیرالعباد الی المعاد» نیز این تلاش‌ها مشاهده می‌شود.   بخشی از کتاب نیز به اسطوره گیلگمش و جستجوی او به دنبال بی‌مرگی اختصاص دارد. گیلگمش، کهن‌ترین اسطوره جهان با بیش از پنج‌هزار سال پیشینه تاریخی، حماسه‌ای است در باب مرگ و زندگی و سراسر آن کاوش و جست‌وجوی قهرمانی است برای یافتن راهی در مسر غلبه بر مرگ یا کشف رمز و راز آن. کوششی که در فرجام به ناکامی منجر می‌شود. در واقع این حماسه، قدیمی‌ترین تفکرات فلسفی، اندیشیدن به راز مرگ و زندگی به نمایش گذارده شده است.   بررسی اساطیر ایرانی مرتبط با مرگ از قبیل کیومرث، آرش، مشی و مشیانه، جمشید، تهمورث، هوم و... نیز از بخش‌های این کتاب است. به اعتقاد نویسنده، چنین به نظر می‌رسد که مردمان باستانی ساکن در سرزمین ایران با پذیرش مرگ آن را به عنوان مرحله‌ای ضروری برای گذار به دنیای دیگر پذیرفته‌اند و با نگاهی بدون هراس و خوشبینانه، مرگ را نوزایی می‌دانند، چون بهاری بعد از زمستان طولانی.   کتاب «سیمای مرگ در اساطیر» با جامعیتی که در ارائه اساطیر مرتبط با مرگ در فرهنگ‌های مختلف دارد می‌تواند نگرشی بینافرهنگی نسبت به این مقوله به مخاطب خود بدهد و نیز این امکان را فراهم می‌سازد که خواننده ایرانی فرهنگ خود را در بستری کلان‌تر و مرتبط با فرهنگ‌های دیگر مورد مداقه قرار دهد.    انتشارات مهرنوروز در سال جاری کتاب «سیمای مرگ در اساطیر» نوشته نادیا معقولی را با شمارگان 300 جلد، قیمت 44 هزار تومان در 208 صفحه منتشر کرده است. ]]> علوم انسانی Sat, 24 Aug 2019 04:50:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/278971/مرگ-نگرش-اسطوره-ای-معنای-نابودی-نیست ترجمه جدیدی از «پدیدارشناسی روح» هگل ارائه می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/279787/ترجمه-جدیدی-پدیدارشناسی-روح-هگل-ارائه-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب‌ Phänomenologie des Geistes با عنوان فارسی «پدیدارشناسی روح» یکی از مهم‌ترین کتاب‌های گئورگ‌ ویلهلم‌ فریدریش هگل و از مشهورترین و اثرگذارترین کتاب‌های تاریخ اندیشه بشری است. از این کتاب پیش از این سه ترجمه به زبان فارسی تحت عناوین «فنومنولوژی روح: پدیدارشناسی ذهن» به قلم زیبا جبلی، «پدیدارشناسی جان» به قلم باقر پرهام، و «دانش پدیدارشناسی روح» به قلم ابراهیم ملک‌اسماعیلی منتشر شده است. همچنین چکیده‌هایی از این کتاب یا آثاری درباره آن به فارسی ترجمه شده‌اند که از میان آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: «مقدمه‌ای بر پدیدارشناسی روح» ترجمه محمود عبادیان، «خدایگانی و بندگی از پدیدارشناسی روح هگل» ترجمه و تألیف علیرضا سیداحمدیان، «پدیدارشناسی روح هگل» نوشته الکساندر کوژو و ترجمه بهمن اصلاح پذیر، «پیشگفتار پدیدارشناسی روح» ترجمه بهرام عباسی و... . اهمیت این متن را از وفور آثار راجع به آن می‌توان دریافت. با وجود این، به باور بسیاری از مترجمان، اساتید و پژوهشگران فلسفه، ترجمه‌های ارائه‌شده از «پدیدارشناسی روح» ترجمه‌های موفقی نبوده‌اند. محمدمهدی اردبیلی و سید مسعود حسینی، که هر دو از پژوهشگران فلسفه هستند و تاکنون ترجمه‌هایی از هگل و درباره او و همچنین از دیگر متون ایدئالیسم آلمانی ارائه داده‌اند، تصمیم به ترجمه دوباره «پدیدارشناسی روح» گرفته‌اند. حسینی درباره این ترجمه به «ایبنا» گفت: ترجمه «پدیدارشناسی روح» را بر اساس متن آلمانی انجام می‌دهیم، اما به ترجمه‌های انگلیسی نیز مراجعه می‌کنیم. وی افزود: ما در ترجمه این اثر، گذشته از متن آلمانی که اساس کار است، از سه ترجمه انگلیسی «پدیدارشناسی روح»، یعنی ترجمه‌های اینوود، پینکارد و ترجمه قدیمی‌تر میلر استفاده می‌کنیم. از این میان، ترجمه اینوود پایبندی بیشتری به ساختار متن آلمانی دارد، اما پینکارد در ترجمه‌اش تلاش بیشتری برای خواناتر و فهم‌پذیرتر ساختن متن کرده است. ما سعی داریم با الهام از هر دوی این مترجمان، در عین حفظ ساختار اصلی متن هگل، متنی در زبان فارسی پدید آوریم که خوانا نیز باشد، اما به هیچ وجه قصد نداریم برای خواناتر ساختن متن دست به دخل و تصرف‌هایي بزنیم که چه بسا مراد و منظور هگل را تحریف کنند. حسینی در ادامه ترجمه کتاب «پدیدارشناسی روح» را امری دشوار خواند و گفت: «پدیدارشناسی روح» هگل کتابی در ردیف سایر کتاب‌های فلسفه غرب نیست. به بیان روشن‌تر، این کتاب از آن کتاب‌هایی نیست که بتوان به‌سادگی آن را دست گرفت و از ابتدا تا انتها خواند. به عکس، فهم جان‌مایه آن مستلزم تلاشی مادام‌العمر است. از همین رو، کار ترجمه آن نیز با کار ترجمه هر اثر دیگری تفاوت دارد. تفاوت در این است که، فی‌المثل، اگر کتابی از کانت یا فیشته را به فارسی برگردانیم، می‌توانیم اطمینان داشته باشیم که روح اثر را به احتمال زیاد منتقل کرده‌ایم، اما کتاب هگل چنین نیست. به نظر ما، ترجمه این اثر، همانند فهم آن، کاری طولانی می‌طلبد و نیازمند حک و اصلاح‌های متعدد است. همچنین وضعیت خاص این کتاب است که ما را بر آن داشت به جای کار جداگانه، مشترکاً بر روی آن کار کنیم، زیرا بسیاری از نابسندگی‌های ترجمه در گفت‌گوی دونفره ممکن است حل شوند. این مترجم ادامه داد: به‌علاوه، بر آن‌ایم که در صورت امکان، بعد از پایان ترجمه و پیش از انتشار، متن ترجمه را به همراه برخی از دوستان و اهل فن قرائت کنیم، با این هدف که اشکالات به حداقل برسند و خواننده در نهایت با متنی «خوانا»‌تر و «درست»‌تر مواجه شود.  با وجود این، بر این گمان نیستیم که ترجمه ما آخرین ترجمه خواهد بود. به عکس، علی‌رغم همه تلاشی که به خرج می‌دهیم تا متنی «درست» و «خوانا» پدید آوریم، بر این باوریم که ترجمه ما در طول زمان نیازمند اصلاحاتی متعدد در چاپ‌های احتمالی بعدی خواهد بود. نقد ترجمه‌های پیشین از «پدیدارشناسی روح» حسینی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به نقد ترجمه‌های پیشتر منتشرشده از «پدیدارشناسی روح» اشاره کرد: ترجمه زیبا جبلی از این کتاب اساساً غیر قابل استفاده است و با متن اصلی فاصله مفهومی زیادی دارد. به عبارتی روشن و بی‌پرده، این ترجمه کمترین ارتباطی با روح متن ندارد و مملو از اغلاط فاحش است. ترجمه آقای ملک‌اسماعیلی نیز متأسفانه ترجمه‌ای قابل اطمینان نیست. این محقق و مترجم فلسفه اضافه کرد: بنده متونی را از اندیشمندانی چون فیشته، شلینگ و... ترجمه کرده‌ام. بر این مبنا می‌گویم که «پدیدارشناسی روح» هگل به مراتب دشوارتر از دیگر متون ایده‌آلیسم آلمانی است. هگل بسیار ژرف می‌نویسد و زبانی خاص خود دارد. صِرف ترجمه صوری این اثر به فارسی ما را به هگل نزدیک نمی‌کند. حتی ترجمه‌ای به لحاظ زبانی «درست» هم کافی نیست، و این کار را بسیار دشوار می‌کند. مترجم کتاب «در باب تاریخ فلسفه‌ی جدید: درسگفتارهای مونیخ» شلینگ همچنین به ترجمه باقر پرهام از کتاب «پدیدارشناسی روح» اشاره کرد و گفت: کار آقای پرهام بسیار با کار مترجمان قبلی متفاوت است. او سال‌ها روی هگل کار کرده است و آثار خوبی نیز درباره‌ی او به فارسی برگردانده است. با وجود این، ترجمه او بر اساس ترجمه فرانسه هیپولیت بوده است. اگر اشتباه نکنم، خود هیپولیت نیز از انگلیسی ترجمه کرده است. کتابي چون «پدیدارشناسی روح» به این ترتیب قابل ترجمه نیست. حسینی گفت: نمی‌توان گفت که ترجمه باقر پرهام مملو از غلط است، اما به دلایلی این متن نیز قابل استفاده نیست. مهم‌ترین دلیل، واسطه شدن دو زبان دیگر (فرانسه و انگلیسی) غیر از متن آلمانی است، که این موجب بروز اشکالاتی در ترجمه شده است. شاید، یکی از مهم‌ترینِ این اشکالات در همان عنوان ترجمه ایشان باشد، یعنی برگرداندن Geist به «جان». مترجم مقدمه مفصلی درباره این معادل نوشته و در آن توضیح داده که چرا تصمیم به استفاده از اصطلاح «جان» گرفته است. عمده منابع او هم اشعار کلاسیک ادب فارسی بوده که در آن‌ها از «جان» معنایی، شاید، نزدیک به Geist مراد شده باشد. مترجم کتاب «هگل» اثر فردریک‌ بیزر درباره مفهوم Geist چنین توضیح داد: واقعیت این است که نخستین دلالت مفهوم Geist که در متن هگل به ذهن متبادر می‌شود دلالت دینیِ آن است. خود هگل تصریح کرده که «روح» جنبه الهی دارد، هرچند الوهیتی با صبغه سوبژکتیویسم. به عبارتی، در فلسفه هگل امر الهی بیگانه از انسان نیست، با وجود این الهی است. حال آن‌که اصطلاح «جان» به آن شدتی که در اصطلاح  Geistمی‌بینیم، دلالت دینی ندارد. البته از جنبه‌های دیگری نیز می‌توان انتخاب اصطلاح «جان» در ازای Geist را نقد کرد. حسینی درباره دیگر اشکالات ترجمه باقر پرهام از «پدیدارشناسی روح» اشاره کرد: اشکالات ترجمه پرهام به این یک مورد خلاصه نمی‌شود. یک اشکال دیگر این است که او در ازای مفهوم Sittlichkeit چیزی شبیه به «نظام نوامیس اجتماعی» آورده است. Sittlichkeit در کنار Moralität و Moral در آثار سایر اندیشنمندان هم‌عصر هگل و پیش از او نیز دیده می‌شود. نزد سایر اندیشمندان ایدئالیسم آلمانی، مثلِ فیشته و کانت، تا جایي که فعلاً می‌دانیم، میان این سه اصطلاح تفاوت چندانی نیست، اما هگل معنای خاصی به آن‌ها می‌دهد. به هر حال، پرهام نیز البته تلاش کرده است همین معنای خاص را با معادل فارسی «نظام نوامیس اجتماعی» منتقل کند. اما به نظر می‌رسد چنین معادل‌هایی ما را به جای نزدیک کردن به روح متن، از آن دور می‌کنند. وی افزود: فلسفه هگل در ذات خود دشوار است، اما این قسم معادل‌گزینی‌ها کار را دشوارتر می‌کند. اما اشکالات صرفاً در سطح مفردات نیست. البته در این‌جا نمی‌خواهیم وارد نقد همه‌جانبه‌ی ترجمه‌ی پرهام شویم، ولی واقعیت این است که دست‌کم عقیده من این است که اگر بخواهیم متن هگل را بخوانیم، هنوز در زبان فارسی چیزی از متن او در اختیار نداریم.  با تمام احترامی که برای کارهای آقای پرهام در خصوص هگل قائل‌ام، اعتقاد دارم که ترجمه او نیز برای فهم هگل کافی نیست و مخاطب فارسی را به هگل نمی‌رساند، و اگر رسانده بود دیگر نیازی به ترجمه دیگری نبود. مترجم کتاب «نیچه: زندگی به منزله ادبیات» اثر الکساندر نهاماس، همچنین به ضرورت ارائه ویراست‌های جدیدی از این ترجمه‌ اشاره کرد و گفت: ما کار خود را هرگز کار نهایی، یا چیزی در آن حدود، نمی‌دانیم. به‌عکس، بر این گمان‌ایم که بعد از تلاش اولیه برای برگرداندن اثر به زبان فارسی، باید آن را به مرور در پرتو نقدها و تذکرهای اهل فن هرچه بهتر و درست‌تر و خواناتر کنیم. حسینی در پایان ناشر این ترجمه را نشر نی معرفی کرد: قرارداد این ترجمه با نشر نی بسته شده است که شرایط خوبی برای کار بی‌دغدغه برای مترجمان این اثر فراهم کرده است. امیدواریم تا پایان تابستان سال آینده، یا حداکثر تا پایان سال آینده (پایان 1399) کار ترجمه را به پایان برسانیم. ]]> علوم انسانی Sat, 24 Aug 2019 04:48:14 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/279787/ترجمه-جدیدی-پدیدارشناسی-روح-هگل-ارائه-می-شود ​«نظم جهانی و منطقه‌گرایی جدید» بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279864/نظم-جهانی-منطقه-گرایی-جدید-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «نظم جهانی و منطقه‌گرایی جدید» عنوان کتابی نوشته مشترک مایاس کیلر، رندال هنینگ، چاد باون، هانکینگ وانک، اریک ووتن و پاتول ویلیامز است. این اثر از سوی علی صباغیان، عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و محمود جوادی، دانشجوی دکتری مطالعات اروپای دانشگاه تهران ترجمه شده است. در نشست نقد و بررسی کتاب «نظم جهانی و منطقه‌گرایی جدید» که سه‌شنبه 5 شهریور ساعت 17 تا 19 در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار می‌شود، علی صباغیان، محمود جوادی، بهاره سازمند و ولی گل‌محمدی حضور دارند و درباره این کتاب بحث و گفت‌وگو می‌کنند. سرای اهل قلم در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 واقع شده است. ]]> علوم انسانی Sat, 24 Aug 2019 04:07:35 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279864/نظم-جهانی-منطقه-گرایی-جدید-بررسی-می-شود چرا در قوانین استخدامی کشور از واژه‌های ارباب و مستخدم استفاده می‌شود؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/note/279468/چرا-قوانین-استخدامی-کشور-واژه-های-ارباب-مستخدم-استفاده-می-شود خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، محمد ذاکری: چندسال پیش در ملاقاتی با یکی از مدیران ارشد قوه قضاییه که به منظور انجام پروژه‌ای تحقیقاتی در آن مجموعه داشتیم ایشان به نکته جالبی اشاره کرده که پیشتر از چنین منظری به موضوع نگاه نکرده بودیم. این محقق اشاره کرد که آیا تاکنون فکر کرده‌اید که چرا در قوانین استخدامی و اداری کشور از کارکنان دولت به عنوان «مستخدم دولت» و از شهروندان و خدمات گیرندگان به عنوان «ارباب رجوع» یاد شده است؟ تضاد لغوی مستخدم و ارباب نکته‌ای است که جایگاه هریک را در فرایند ارائه خدمات کشوری مشخص می‌کند اما به دلایل گوناگون طی قریب به صدسال سابقه نظام اداری نوین در ایران، این جایگاه ها کمابیش جابجا شده است. کتاب «مدیریت دولتی نوین و مدیریت سازمان‌های اداری ایران» تالیف رضا نجف بیگی با درنظر گرفتن این دغدغه و بسیاری از دغدغه‌های دیگر نظام اداری و با رویکردی آسیب شناسانه به این حوزه نگارش یافته است. نجف بیگی متولد ۱۳۱۱ تهران بوده و تحصیلات دکتری خود را در رشته مدیریت تغییر در دانشگاه اوترخت هلند و دوره پیش دکتری را در رشته مدیریت توسعه در موسسه علوم اجتماعی لاهه به پایان رسانده و سابقه تدریس در دانشگاه های تهران، آزاد اسلامی، روتردام هلند و تگزاس ـ دالاس امریکا را دارد و هم اکنون عضو هیئت علمی گروه مدیریت دولتی واحد علوم و تحقیقات تهران با مرتبه استادی است. مولف در پیش گفتار مساله و دغدغه خود را از دو باب مطرح می‌کند. نخست نگرش سنتی و تحول نیافته حاکم بر نظام اداری و مدیریت دولت در ایران و دوم ناکارآمدی مزمن در تدوین و اجرای برنامه‌های توسعه در کشور که این دو در حوزه توسعه نظام اداری باهم پیوندی نامیمون دارند و به بیان نویسنده «تافته‌ای جدابافته، قدیمی و کهنه ایم و به دور از آنچه در جهان می گذرد، دور خود میچرخیم»(ص هشت). همچنین در جای دیگر هدف از نگارش کتاب را چنین عنوان می‌کند: «توجه اصلی ما در این کتاب، ارائه تصویری از ویژگی های سنتی اداره امور دولتی، آشنایی با چارچوب مدیریت دولتی نوین و نگاهی به نظام مدیریت دولتی در سازمان هاست به امید آنکه بتوانیم به تدریج به سمت بهبود نظام اداری سازمان های دولتی کشورمان گام برداریم.»(ص۱۷). کتاب در نه فصل و سه محور موضوعی کلی تدوین شده است. محور اول که شامل چهار فصل نخست است به طرح نظریه مدیریت دولتی نوین، ویژگی‌ها و مزایای آن و تجاربی از کاربست آن در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه می‌پردازد. بدین منظور در فصل اول با مروری گذرا بر سیر تحول نظریه‌های مدیریت، بنیان‌های نظری شکل‌گیری و طرح مدیریت دولتی نوین را واکاوی می‌کند. در فصل دوم با اشاره‌ای به تاریخچه مدیریت دولتی نوین ویژگی‌هایی همچون توجه به کارایی، پاسخگویی، برون سپاری، خصوصی‌سازی، پیشگیری از خدمت دائمی، پیشگیری از اتلاف منابع و تمرکز بر کاهش هزینه‌ها، سودآوری در بخش خصوصی و معیارهای اندازه گیری در عملکرد و نظام پاداش دهی را برای مدیریت دولتی نوین عنوان می‌کند. فصول سوم و چهارم نیز با ابتنا بر دونظریه اصیل- وکیل و انتخاب عمومی، تحلیلی بر مدیریت دولتی نوین و اصول و ویژگی‌های آن ارائه شده و با مرور برخی پژوهش‌های بین‌المللی در مورد کاربرد این الگو در کشورهای مختلف تجارب موفق کشورهایی نظیر انگلستان، مالزی، سنگاپور، کنیا، آفریقای جنوبی، برزیل و شیلی را تشریح می‌کند. محور دوم این اثر که دربرگیرنده فصول پنجم تا هفتم کتاب است به آسیب شناسی تاریخی تحولات نظام اداری در ایران پرداخته و در پی شناسایی مدارهای توسعه نیافتگی در نظام اداری ایران است. در فصل پنجم پس از تاملی بر مفهوم فرهنگ و نقش آن در توسعه اداری، ساختار و تحولات نظام اداری را در سه مقطع زمانی عصر صفویه، دوره قاجاریه و سده اخیر بر می‌شمارد و مرور تاریخی خود را اینگونه جمع بندی می‌کند: «...ایران در دوره صفویه، از نوعی نظام اداری و مدیریت کارکنان پیشرفته و در عین حال روشن و دور از تکلفات اداری برخوردار بوده است. آنچه در دوران سلطنت قاجار رخ داده است نشان می‌دهد در سراسر این دوره به علت ناشایستگی مسئولان سیاسی کشور فقط کمتر از دو سال دوره سازندگی داشته‌ایم و از ابتدای قرن بیستم که در واقع پایان حکومت قاجار است نظام اداری ایران به بهود لازم دست نیافته است. به کارگیری کارشناسان خارجی، بدون توجه به برخی اصول لازم در بومی سازی روش های موردنظر آنان و پذیرفتن الگوهای از پیش ساخته شده که مورد استفاده کارشناسان تدوین کننده دومین قانون استخدام کشوری بوده است می تواند درس درخور توجهی برای حال و آینده کشور ما باشد.»(ص۵۳). فصل ششم مروری بر قوانین استخدام کشوری ایران دارد و به ترتیب قوانین استخدامی مصوب ۱۳۰۱ و ۱۳۴۵ و قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب ۱۳۸۶ را مرور می‌کند. نویسنده در مجموع اولین قانون استخدامی را باملاحظه ظرف زمانی آن موفق‌تر از قوانین بعدی تلقی می‌کند. فصل هفتم آسیب شناسی نظام اداری ایران را در محورهایی همچون طبقه بندی مشاغل، مطالعات سازمانی، بازنگری، ساده سازی و بهبود روش انجام کارها، ساختارسازمانی، برنامه ریزی پرسنلی و منابع انسانی، آموزش، ضعف شدید در کارایی، کم رنگ بودن نظام شایسته سالاری، به کارگیری سیستم‌های اداری قدیمی و سنتی، گردش شغلی، مقررات انضباطی، تصمیم گیری و تمرکز زدایی، نااطمینانی و ناامنی شغلی موردبحث قرار می‌دهد. همچنین اشاره ای به دو پارادایم جدیدتر مدیریت دولتی یعنی حکمرانی خوب و خدمات دولتی نوین داشته و معتقد است: «ارائه خدمات عمومی و بهبود آن به عواملی بستگی دارد از جمله پاسخ دهی، شفافیت در ارائه اطلاعات، فراگیر بودن یا جامع بودن آن، کارایی و اثربخشی سازمان ها.»(ص۹۸).   سومین محور موضوعی کتاب نیز در فصول هشتم و نهم ضرورت نوشدن و تحول و تجددخواهی در نظام اداری کشور را با تمرکز بر مفهوم عملکرد بالا در سازمان‌های دولتی مورد تاکید قرار می‌دهد. به طور کلی نویسنده کوشیده است به اتکای نزدیک به شش دهه سوابق اجرایی، مدیریتی، آموزشی و پژوهشی خود آسیب شناسی علمی و واقع بینانه‌ای از نظام اداری ایران ارائه داده و راهکارهای پیشنهادی خود را برای تحول و بهبود آن در چارچوب نظریه‌های مدیریت دولتی به ایجاز و اختصار و با قلمی روان و نثری خوشخوان(بر خلاف بسیاری از کتب تالیفی و ترجمه‌ای این حوزه علمی) ارائه دهد. اشاره به دستاوردهای نظام اداری در سده اخیر، برنامه های تحول اداری و نقاط قوت و ضعف آن، بازشناسی نقاط ضعف و ناکارآمدی‌های نظریه مدیریت دولتی نوین و تجارب موفق و ناموفق کاربست آن در نظام اداری ایران به ویژه در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ شمسی می‌توانست به کامل تر شدن این اثر کمک کند. به هرروی، مطالعه چاپ نخست این کتاب که در نه فصل و ۱۳۳ صفحه و به همت موسسه کتاب مهربان نشر در زمستان۹۷  و با بهای ۱۷هزارتومان به بازار نشر عرضه شده است، می‌تواند برای دانشجویان و مدرسین رشته مدیریت دولتی و نیز مدیران و کارشناسان حوزه‌های منابع انسانی و تحول و نوسازی اداری دستگاه های اجرایی مفید و راهگشا باشد. ]]> علوم انسانی Fri, 23 Aug 2019 07:45:53 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/279468/چرا-قوانین-استخدامی-کشور-واژه-های-ارباب-مستخدم-استفاده-می-شود شناختی نو از پدر ملی‌گرایی اروپایی و فیلسوف دیگری که تحت‌الشعاع مونتسکیو قرار گرفت http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279768/شناختی-نو-پدر-ملی-گرایی-اروپایی-فیلسوف-دیگری-تحت-الشعاع-مونتسکیو-قرار-گرفت به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «ویکو و هردر: دو بررسی در تاریخ اندیشه‌ها» نوشته آیزیا برلین یکی از برجسته‌ترین فیلسوف ـ تاریخ‌نگاران در جهان انگلیسی‌زبان، از دو چهره عصر روشنگری می‌گوید که آثارشان نمایانگر نقطه عطفی میان تصور کهن از تاریخ به منزله وقایع‌نگاری و چشم‌اندازهای نوین تاریخ در مقام رشته‌ای علمی است، امری که به «برداشتن موانع برای بسط عظیم روح انسان» انجامید. بررسی نخست به جامباتیستا ویکو (۱۷۴۴-۱۶۸۸) اختصاص دارد، فیلسوف ناپلی که در روزگار خود تحت‌الشعاع مونتسکیو قرار گرفت و آثارش نادیده گرفته شد اما از آن زمان تاکنون گهگاه قدر نظراتش شناخته شده است (مثلا جیمز جویس نظریه «چرخه‌های» ویکو را مبنای ساختار شاهکارش، شب‌زنده‌داری فینگن‌ها قرار داد). از این بررسی درمی‌یابیم آرای ویکو، که یکی از ژرف‌اندیش‌ترین و نوآورتین اندیشمندان تمام دوران‌هاست، برای روزگار ما حتی بیشتر از عصر خودش جالب توجه‌اند. یوهان گوتفرید هردر (۱۸.۳-۱۷۴۴) گاهی پدر ملی‌گرایی اروپایی خوانده می‌شود، اما چنان‌که این بررسی خاطرنشان می‌کند، می‌توان به همین اندازه اعتبار جان بخشیدن به پوپولیسم، این رای که هنرها صدای زمانه و حمحیط اجتماعی خود هستند، نیز مفهوم درستی و خودآیینی فرهنگ‌های ناهمخوان را از آن او دانست ـ آرایی که همگی، دست‌کم به همان اندازه که در کونیگزبرگ قرن هجدهم مطرح بودند به روزگار ما نیز مربوط‌اند. این دو جستار کوشش‌هایی برای سنجش درستی کاربرد روش‌های علوم طبیعی در مطالعه فرهنگ انسان و نحوه تلقی دو منتقد جسور و نوآور عصر روشنگری از این موضوع‌اند.  جان‌مایه جستارهای این کتاب از درس‌گفتارهایی گرفته شده که به ترتیب در سال‌های ۱۹۵۸-۱۹۵۷ در انستیتوی ایتالیایی مستقر در لندن و در سال ۱۹۶۴ در دانشگاه جان هاپکینز ایراد شدند. نسخه اولیه جستار آیزیا برلین درباره ویکو در کتاب جنبه‌های هنر و اندیشه در ایتالیای قرن هجدهم منتشر شد؛ جستار مربوط به هردر نیز در کتاب جنبه‌های قرن هجدهم ویراسته ارل آر.وسرمن و سپس با اصلاحات جزئی در مجله اینکانتر در ژوئیه سال ۱۹۶۵ منتشر شد.  آیزیا برلین معتقد است ویکتو و هردر هر دو در باب نظریه‌های اساس خود اغراق می‌کردند. چنین اغراقی نه غیرعادی است و نه لزوما مایه تاسف. کسانی که حقایقی تازه و پراهمیت کشف کرده‌اند (یا می‌پندارند که کشف کرده‌اند) جهان را در پرتو آن حقایق می‌نگرند، و به میزانی شگرف از خویشتنداری ذهنی نیاز است تا حس اعتدال و میانه‌روی حفظ شود و در راه‌های به‌تازگی گشوده‌شده به شیوه افراط گام برداشته نشود. او توضیح می‌دهد که اساسا بسیاری از اندیشمندان اصیل دچار اغراق بسیار شده‌اند و بعضا بیش از حد ادعا داشتند و احتمالا اگر چنین نمی‌کردند ایده‌هایشان راه خود را از میان مقاومت آرای پذیرفته‌شده باز نمی‌کردند یا از توجهی که سزاوارش بودند برخوردار نمی‌شدند. کتاب «ویکو و هردر: دو بررسی در تاریخ اندیشه‌ها» نوشته آیزیا برلین با ترجمه ادریس رنجی در ۳۲۷ صفحه، شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و به قیمت ۳۹۰۰۰ تومان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شده است.  ]]> علوم انسانی Fri, 23 Aug 2019 06:06:47 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279768/شناختی-نو-پدر-ملی-گرایی-اروپایی-فیلسوف-دیگری-تحت-الشعاع-مونتسکیو-قرار-گرفت تأملی بر مطالبات بازنشستگان به روایت کتاب http://www.ibna.ir/fa/doc/note/279463/تأملی-مطالبات-بازنشستگان-روایت-کتاب خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- ارمغان جوادنیا: کتاب «تاملی بر مطالبات بازنشستگان»، ترکیب تلاش و مداقه دو پژوهشگر است. در بخش نخست، مطالبات بازنشستگان با مرور اسناد و مطالعات انجام شده قبلی شناسایی و دسته‌بندی شده است. در تکمیل آن، در بخش دوم با مطالعه‌ای پیمایشی و انجام گفت‌وگوهای عمیق، مهم‌ترین مطالبه بازنشستگان شناسایی شده است. مطالعه این گزارش تصویری از مطالبه بازنشستگان عرضه می‌کند که برآمده از پژوهش‌های هدفمند بوده و از مواجهه‌های پراکنده و موردی به دور است. وضعیت صندوق‌های بازنشستگی و به‌تبع آن وضعیت بازنشستگان كشور در آستانه یك بحران جدی و عمیق قرار دارد و بخش عمده‌ای از آثار و عوارض این بحران بر دوش میلیون‌ها نفر از سالمندانی گذاشته می‌شود كه درگذشته و در زمان اشتغال، به امید تأمین آینده خود وارد روابط استخدامی و بیمه‌ای شدند. عوارض وضعیت كنونی بازنشسته‌ها به‌گونه‌ای است كه حوزه‌های گوناگون زندگی بازنشستگان و افراد تحت تكفل آنان را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد به‌طوری‌که در سال‌ها و ماه‌های اخیر این فشار خود را به شكل اعتراضات اجتماعی نشان داده است. در کتاب «تاملی بر مطالبات بازنشستگان» تلاش شده است از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با ۳۵ نفر از بازنشستگان صندوق‌های بازنشستگی كشوری و تأمین اجتماعی، و هم‌چنین ۵ نفر از روسای كانون‌های بازنشستگی كشور، مشكلات و مطالبات بازنشستگان به‌صورت كیفی بررسی شود. در این تحقیق با بهره‌گیری از نظریه محرومیت نسبی مشخص شد یكی از ریشه‌ای‌ترین عواملی كه منجر به این اعتراضات شده است، احساس تبعیض و نابرابری و برداشت ذهنی افراد از وضعیت مطلوبی است كه برای آن‌ها محقق نشده است. هم‌چنین با تحلیل گفتگوها، شش مقوله كلیدی معیشت و میزان مستمری، سلامت و بیمه‌های درمانی، سایر مشكلات توأم با بازنشستگی، مسائل رفاهی و اوقات فراغت، مشكلات سازمانی و قوانین بازنشستگی و نگرانی‌ها و چالش‌های روحی استخراج شد. در پایان نیز پیشنهادهایی به‌منظور بهبود وضعیت زندگی و تجربه بازنشستگی و بهبود عملكرد كانون‌های بازنشستگی ارائه شده که روسای كانون‌های بازنشستگی می‌توانند آن‌ها را به کار گیرند. شاخص‌ترین مورد در تجربه بازنشستگی، آموزش‌های پیشینی (حداقل ۵ سال پیش از بازنشسته شدن فرد) و آماده‌سازی فرد برای ورود به این دوران است تا بتواند هم ازنظر روحی و هم جسمی، مهارت‌ها و آمادگی‌های لازم را كسب كند. درباره قوی‌تر شدن عملكرد كانون‌ها، اصلاح اساس‌نامه و دادن امكان فعالیت اقتصادی به این كانون‌ها مطالبه شد تا از این طریق بتوانند با تأمین هزینه‌های خود و فراهم آوردن بودجه لازم، نقش پررنگ‌تری در خدمات‌رسانی به بازنشستگان مناطق مختلف كشور ایفا كنند. هم‌چنین با امكان تشكیل فراكسیون بازنشستگان در مجلس شورای اسلامی، این قشر می‌توانند مطالبات خود را از یك كانال مستقیم و به‌صورت صریح‌تر و روشن‌تر پیگیری نمایند و در قانون‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها، مطالبات این قشر بیشتر موردتوجه واقع شود. علاوه بر این مهم‌ترین نتایج به دست آمده در «تأملی بر مطالبات بازنشستگان» عبارتند از:  1. «بازنشسته بودن» لزوما به معنای مشابهت فرهنگی و هویت مشترک نیست. 2. دغدغه «كیفیت درمان» و «كفایت مستمری‌ها» از مهم‌ترین دغدغه‌های بازنشستگان بوده است. 3. شرایط تحریم، بر چالش‌های مالی بازنشستگان خواهد افزود. 4.بازنشستگان در صدر گروه‌های در اولویت قرار ندارند. 5.تاخیر در پرداخت مستمری بازنشستگی مهم‌ترین مخاطره مرتبط با بازنشستگان است. 6.تضمینی برای عدم اعتراض بازنشستگان وجود ندارد 7. هم‌مکانی بسامد بازنشستگان و استان‌های بحرانی، مخاطره ورشکستگی نظام بازنشستگی را پرهزینه‌تر می‌کند. 8.هزینه تجمع برای بازنشستگان کمتر از شاغلان و سایر اقشار است. کتاب «تاملی بر مطالبات بازنشستگان» به کوشش یاسر باقری و ریحانه عبدی تالیف شده و نسخه الکترونیکی آن در سایت مؤسسه راهبردهای بازنشستگی صبا(ناشر کتاب) بارگذاری شده است. ]]> علوم انسانی Fri, 23 Aug 2019 03:38:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/279463/تأملی-مطالبات-بازنشستگان-روایت-کتاب «فلسفه ادیان در دوره قرون وسطی» منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/279793/فلسفه-ادیان-دوره-قرون-وسطی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «فلسفه ادیان در قرون وسطی» نوشته مارکوس اندرس Markus Enders در ۳۲۸ صفحه در آلمان منتشر شد. قرون وسطی، صحنه نبرد اندیشه‌های مختلف در اروپا بود. طرح نظرات و استدلالات متفاوت از سوی متفکران مسیحی در این دوره، باعث گفت‌وگوهای بیشتر میان مسیحیان و پیروان سایر ادیان توحیدی، یعنی اسلام و یهودیت شد. کتاب «فلسفه ادیان در قرون وسطی» به بررسی مواضع و آرای مهم متفکران این سه دین می‌پردازد. از قرن یازدهم تا پانزدهم میلادی، مسیحیان دچار تغییر و تحولات زیادی شدند. متفکران مسیحی از قدیس آنسلم کانتربری تا نیکلاس کوسانوس در این دوره‌ها فعالیت داشته‌اند. از این رو، مخاطبان در کتاب «فلسفه ادیان در قرون وسطی»  با نظرات و آرای بحث‌برانگیز متکلمان مسیحی آشنا می‌شوند. مطالعه این کتاب همچنین در پیش‌برد گفت‌وگوی بین‌مذهبی میان مسیحیان، مسلمانان و یهودیان مفید است. بنابراین ضرورت دارد که مترجمان ایرانی در ترجمه آن به زبان فارسی بکوشند. این خبر را رایزنی فرهنگی ایران در آلمان برای ایبنا ارسال کرده است.   ]]> علوم انسانی Thu, 22 Aug 2019 05:30:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/279793/فلسفه-ادیان-دوره-قرون-وسطی-منتشر انتشار تاریخ شفاهی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/279830/انتشار-تاریخ-شفاهی-وزارت-ارتباطات-فناوری-اطلاعات سید جمال هادیان‌طبایی زواره، رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ظهر در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، عنوان کرد: یک‌سال است تاریخ شفاهی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در حال تهیه و تنظیم است و در آن ۴۵ وزیر، معاون وزیر و مدیر حوزه ارتباطات از ابتدای انقلاب تاکنون مصاحبه تصویری شده است.   وی افزود: تمامی این افراد جلوی دوربین رفتند، صحبت‌های آن‌ها مستند شده و قرار است در قالب یک مجموعه ۲۲ جلدی از بهمن ماه امسال منتشر شود.   هادیان با اشاره به محتوای این مجموعه توضیح داد: این تاریخ شفاهی مجموعه مستندی دربردارنده تجربه‌های مدیریتی است و در آن به تحولات حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات از آنالوگ به سمت دیجیتال اشاره شده است.   وی با اشاره به دیگر مباحث ارایه شده در این کتاب توضیح داد: علاوه بر تاریخچه این وزارتخانه، فراز و فرودهای مختلف این حوزه مثل جنگ تحمیلی و دوران تحریم نیز در این مجلدات قرار داده شده است و اطلاعات ارزشمندی در اختیار علاقه‌مندان و مدیرانی که به این وزارتخانه‌ها خواهند آمد قرار خواهد داد.   هادیان تاکید کرد: ۷۰ درصد پروژه پیش رفته، کار به لحاظ تصویربرداری به اتمام رسیده و در حال تدوین است و اکنون بخش ویرایش، تدوین و انتشار را پیش رو داریم و امیدواریم بهمن ماه امسال نخستین جلد این کتاب منتشر شود. ]]> علوم انسانی Thu, 22 Aug 2019 05:07:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/shortint/279830/انتشار-تاریخ-شفاهی-وزارت-ارتباطات-فناوری-اطلاعات آیا تعاملی بین بنی‌صدر و کودتاچیان وجود داشته است؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279744/آیا-تعاملی-بین-بنی-صدر-کودتاچیان-وجود-داشته به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جدیدترین اثر موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی، با عنوان «قدر مطلق یک توطئه» به واکاوی برهه مهمی از تاریخ پس از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته و کودتای رازآلود «نقاب» را در لابلای اسناد بررسی می‌کند.   این کتاب که مشتمل بر بیش از 170 برگ سند تازه از کودتای نقاب است، می‌کوشد به ابهامات مهم درباره این کودتا پاسخ دهد؛ از جمله اینکه چگونه یک سرهنگ یا سرهنگ دوم ژاندارمری توانست دو ژنرال ارتش شامل یک سپهبد و یک سرتیپ و حدود 20 سرهنگ را تحت فرمان خود درآورد؟ افراد برای حضور در این توطئه چگونه انتخاب و گزینش شدند؟ اقدام سران کودتا برای راضی کردن برخی شخصیت‌ها به حمایت از این توطئه و تلاش برای اخذ مجوز شرعی از آیت‌الله شریعتمداری چگونه قابل توجیه است؟ آیا تعاملی بین ابوالحسن بنی‌صدر ـ رئیس‌جمهور وقت ـ و کودتاچیان وجود داشته است؟ سازمان مجاهدین خلق چقدر از جزئیات این کودتا اطلاع داشت؟ فرایند کشف و خنثی‌سازی کودتای نقاب چگونه بود؟ و ...   کتاب حاضر دارای چهار فصل است؛ فصل اول با عنوان «کودتا در سال‌های اول انقلاب»، به کلیات مرتبط با موضوع «کودتا» پرداخته است. در این فصل، ضمن توضیح «کودتای کورتاژ»، برای نخستین بار درباره اولین کودتایی که توسط گروهی از خلبانان نیروی هوایی، حدود یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی زیر نظر سرتیپ خلبان حبیب‌الله معین زند و سرتیپ پیاده احسان‌الله پزشکپور در شرف تکوین بوده است و نیز درباره عناصر شرکت‌کننده در آن که توسط نهادهای انقلاب اسلامی دستگیر شدند، به صورت مبسوط توضیح داده شده است. «بازشناسی عناصر کودتای نقاب» عنوان فصل دوم کتاب است. در این فصل تلاش شده تا با ارائه اطلاعات سوابق عناصر اصلی کودتا و انتشار اسناد تازه درباره آنها، پازل این برهه تاریخی تکمیل شود.   در فصل سوم روند کودتا از ابتدا تا مقطع دستگیری و اعترافات کودتاچیان به صورت مشروح بیان شده است. اصلی‌ترین تمرکز در این فصل، بر ستاد خنثی‌سازی کودتا و چگونگی کشف و خنثی‌سازی کودتای نقاب است. در همین فصل، برای نخستین بار، درباره سه نفر از کارکنان ارتش که در جریان خنثی‌سازی کودتا به درجه رفیع شهادت رسیده‌اند، سخن به میان می‌آید.   «رازها و رمزهای مغفول کودتا» عنوان فصل پایانی یا فصل چهارم کتاب است. این واقعیت قابل انکار نیست که در این کودتا نیز همانند سایر رویدادهای تاریخی رازهای بسیاری وجود داشته که به دلایل متعدد کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در بخش انتهایی کتاب نیز 173 عنوان سند درباره کودتای نقاب برای اولین بار منتشر شده است.   پاسخ به ابهامات، رمزگشایی از دلایل اجرایی مطرح در این حوزه، و مشخص کردن عاملی که کودتاچیان را به مرحله اقناع رسانده، مجموعه موضوعاتی است که همراه با مطالب تازه و ناگفته‌های تاریخی از آن واقعه و نیز اسامی کامل کودتاچیانی که تاکنون ذکری از آنها به میان نیامده، در این کتاب طرح شده و مورد تجزیه و تحلیل و بررسی قرار گرفته است.   «قدر مطلق یک توطئه(کودتای نقاب به روایت اسناد)» توسط شاداب عسگری و اسماعیل قمریان معمره تالیف و در 688 صفحه و با قیمت 81 هزار تومان توسط موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی روانه بازار کتاب شد. ]]> علوم انسانی Thu, 22 Aug 2019 03:30:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279744/آیا-تعاملی-بین-بنی-صدر-کودتاچیان-وجود-داشته کودتاهای مدرن را مراکز مالی تدارک می‌بینند http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279806/کودتاهای-مدرن-مراکز-مالی-تدارک-می-بینند خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- با روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا و در پی آن شکل‌گیری موجی از توجه نسبت به سیاستمداران راست‌گرا در کشورهای اروپایی، دوباره زمزمه زوال دموکراسی، به صدایی تبدیل شده که گاه و بی‌گاه گوش‌ها را آزار می‌دهد. در چنین شرایطی که احساس عمومی این است که دموکراسی آسیب دیده است، نوشته شدن و انتشار کتاب‌هایی که به آسیب‌شناسی دموکراسی می‌پردازند، امری طبیعی به نظر می‌رسد.   کتاب «پایان دموکراسی» نوشته دیوید رانسیمن که حسین پیران آن را به فارسی ترجمه کرده و نشر نو به تازگی منتشرش کرده است، کتابی از جنس آسیب‌شناسی دموکراسی محسوب می‌شود. این موضوع را از متنی که پشت جلد کتاب منتشر شده است نیز می‌توان دریافت: «هرگاه که دموکراسی دیگری در سراشیبی سقوط می‌افتد، می‌خواهیم بدانیم آیا هشداری است به سرنوشت احتمالی دموکراسی ما؟ هر وقت که جان مردم از یک سیاست‌مدار به لب می‌رسد، راهی هست تا سیاست‌مداری دیگر را به جای او انتخاب کنند. رهبران مخوف یا چنان‌که در چین می‌گفتند «امپراتوران بد» ممکن است بی سر و صدا سر به نیست شوند. احزاب سیاسی در حال احتضار، سرانجام به گورستان تاریخ سپرده می‌شوند. اگر دموکراسی واقعاً مغفول بماند یا تضعیف شود، بعید نیست که یک «امپراتور بد» آهسته در نهادهای آن بخزد و جا خوش کند، طوری که دیگر نتوان از دستش خلاص شد.»   به گفته مترجم در مقدمه‌ای که بر کتاب نوشته است، اندیشمندانی که دموکراسی را در معرض نابودی می‌بینند سه دسته از دلایل را درباره چرایی چنین وضعیتی ارائه می‌دهند. اولین دسته از دلایل برآمده از نوعی «شبیه‌سازی زیستی» است. بدین معنا که دموکراسی نیز مانند هر پدیده دیگر، دوران کودکی و شکوفایی و میانسالی و فرسودگی دارد.   دسته دوم، موفقیت دموکراسی را عامل اصلی شکست دموکراسی می‌دانند. بدین معنا که پس از چند نسل موفقیت و کارآمدی، مردم کشورهای پیشرفته و دموکراتیک تصور می‌کنند که هیچ خطری نمی‌تواند دموکراسی را  تهدید کند و دموکراسی از عهده هرگونه تهدیدی برمی‌آید، زیرا تنها نظام کارآمد و همه‌پسند است و جایگزینی ندارد. این تساهل به نقطه‌ضعفی بزرگ تبدیل می‌شود. چرا که کسی به فکر حراست از این سازوکار پیچیده نیست و نیروهای  زیادی از درون و بیرون مشغول تخریب آن هستند.   سومین عامل نیز آن است که هنوز نگاه درباره تهدید دموکراسی به سمت روش‌های کلاسیک مانند کودتای نظامی و تقلب انتخاباتی است، در  حالی  که عمر  این  روش‌ها دیگر پایان یافته و چندین دهه است که قابل استفاده نیستند. خشونت و تقلب از این بازار رخت‌بربسته و تهدیدات دموکراسی از زاویه‌هایی دیگر و به روش‌های بسیار پیچیده محقق می‌شود.   دیوید رانسیمن، نویسنده کتاب «پایان دموکراسی»، از طرفداران جدی ایده شبیه‌سازی زیستی برای دموکراسی است. ایده‌ای قدیمی که رد پای آن را در نظریات ابن خلدون نیز می‌توان جستجو کرد. اما کتاب رانسیمن فارغ از توجه به دو دسته دیگر عوامل تهدید دموکراسی نیز نیست. او به‌طور ویژه درباره شیوه‌های تازه تهدید دموکراسی و کودتاهای نامرئی از سوی نهادهای قدرتمند بین‌المللی اقتصاد هشدار می‌دهد و نفس نوشته شدن کتابش با این انگیزه بوده است که اذهان را هشیار سازد تا دموکراسی را امری بی‌رقیب و لایزال فرض نکنند.   کتاب «پایان دموکراسی» سعی دارد به برخی پرسش‌های سیاسی در وضعیت کنونی جهان و برخی پرسش‌ها در خصوص آینده بشر پاسخ گوید. کتاب با توصیفی از کودتا به روش قدیم و انواع جدید آن شروع می‌شود. کودتا آشکارترین دشمن دموکراسی است که با هدف صریح و روشن نابودی دموکراسی به وقوع می‌پیوندد. شناخت عناصر آن و درک این نکته که کودتای نظامی به روش قدیم دیگر محلی از اعراب ندارد و روش‌هایی پیچیده‌تر و جدیدتر به‌منظور تضعیف دموکراسی به وجود آمده، برای دفاع از دموکراسی واجب است. نکته مهم فصل اول کتاب که «کودتا» نام دارد این است که، همانگونه که گفته شد، به زعم نویسنده، کودتاهای مدرن، اکنون از جانب مراکز نیرومند اقتصادی و مالی جهان تدارک دیده می‌شود و دیگر کودتای کلاسیک به‌ویژه در کشورهای پیشرفته معنای خود را از دست داده است.   فصل دوم کتاب با نام «فاجعه»، به موضوع تاثیر فجایع انسانی و محیطی بر دموکراسی می‌پردازد. اگر جوامع دموکراتیک قادر نباشند در برابر تهدیدات مهلک مانند جنگ اتمی و تغییرات محیط زیست و روبات‌های قاتل، برنامه‌ریزی درستی داشته باشند، اداره جامعه انسانی به دست نیروهای تمامیت‌خواه و مستبد خواهد افتاد. بیشتر مردم با اندیشه زنده ماندن، گرد رهبران مقتدر جمع خواهند شد و اثری از دموکراسی باقی نخواهد ماند.   فصل سوم کتاب که نامش «چیرگی فناوری» است، به خطر اسیر شدن انسان در دست فناوری‌های بسیار پیشرفته اشاره دارد. هنوز تا احتمال حکومت روبات‌ها فاصله زیادی داریم و شاید هیچ‌گاه چنین نشود. ولی در سطوح پایین‌تر، فناوری‌ها روزبه‌روز تصمیماتی را از طرف ما می‌گیرند که اگر به هر دلیل در این امر مسامحه کنیم ممکن است وضعیت از کنترل خارج شود. شرکت‌های بزرگ و محافل مالی عظیم، کنترل این فناوری‌ها را در دست دارند و بر این پایه می‌توانند کنترل جوامع انسانی را از جنبه‌های مختلف در دست بگیرند و کاری کنند که از دموکراسی جز پوسته‌ای باقی نماند.   فصل چهارم کتاب با نام «چیزی بهتر از این؟» تاملی درباره جایگزین‌های احتمالی دموکراسی است و فصل انتهایی اثر با نام «و بدین سان دموکراسی به پایان می‌رسد» به احتمال و نحوه پایان دموکراسی و راه حل‌های احتمالی پیشگیری از آن می‌پردازد.   مطالعه آثاری از جنس «پایان دموکراسی»، ابعاد مختلف و بسیار پیچیده زندگی بشر را در دنیایی که با شتاب در حال تغییر است برای خواننده روشن می‌سازد و تحقیق و مطالعه عمیق رانسیمن که با سبک روایی جذابی ارائه شده و مثال‌های دور و نزدیک فراوانی را در خود جای داده است، منبعی برانگیزاننده برای اندیشیدن به مسئله دموکراسی برای خواننده فراهم می‌سازد. نسخه اصلی کتاب پایان دموکراسی در سال 2018 نوشته و منتشر شده و مثال‌های بسیار تازه آن که با مثال‌های تاریخی پیوند می‌خورد جذابیت مطالعه همزمان کتابی معاصر و کتابی تاریخی را به خواننده می‌دهد.   نویسنده کتاب، دیوید رانسیمن که در سال 1967 متولد شده است، رئیس بخش علوم سیاسی دانشگاه کمبریج است و از نام‌های شناخته شده در فضای عمومی دانش در آمریکا و جهان نیز محسوب می‌شود و مقالاتش را به‌طور عمده روزنامه گاردین منتشر می‌کند. مترجم کتاب، حسین پیران نیز در حال حاضر مشاور عالی حقوقی دیوان داوری دعاوی ایران-ایالات متحده (دیوان داوری لاهه) و عضو دیوان دائمی داوری (لاهه) است.   کتاب «پایان دموکراسی» نوشته دیوید رانسیمن با ترجمه حسین پیران از سوی نشر نو با تیراژ 1100 نسخه و قیمت 37 هزار تومان در سال 1398 منتشر کرده است. این کتاب در 260 صفحه منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Thu, 22 Aug 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279806/کودتاهای-مدرن-مراکز-مالی-تدارک-می-بینند باز نشر مجموعه رسائل بوعلی سینا در 10 جلد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279829/باز-نشر-مجموعه-رسائل-بوعلی-سینا-10-جلد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط‌عمومی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 9 رساله از این مجموعه به مناسبت همایش بین‌المللی ابن سینا در سال1383 در شهر همدان تجدید چاپ شده‌اند و هم‌اکنون انتشارات انجمن در راستای تکریم مقام علمی و فرهنگی این حکیم بزرگ ایرانی ضمن بازنشر مجدد این 9 رساله، رساله کنوز المعزمین این فیلسوف و حکیم برجسته را نیز تجدید چاپ می‌کند.  براساس این خبر مجموعه رسائلی که تجدید چاپ خواهند شد عبارتند از: رساله جودیه، تصحیح محمود نجم آبادی، چاپ اول 1330؛ رساله نبض، تصحیح سید محمد مشکوه، چاپ اول 1330؛ رساله نفس، تصحیح موسی عمید، چاپ اول 1330؛ الهیات دانشنامه علائی، تصحیح محمد معین، چاپ اول 1331؛ طبیعیات دانشنامه علائی، تصحیح مجتبی مینوی، چاپ اول 1331؛ منطق دانشنامه علائی، تصحیح سید محمد مشکوه و محمد معین، چاپ اول 1331؛ رساله در حقیقت و کیفیت سلسله موجودات و تسلسل اسباب و مسببات، چاپ اول 1331؛ ظفرنامه منسوب به ابن سینا، تصحیح غلامحسین صدیقی، چاپ اول 1348؛ رساله کنوز المعزمین، تصحیح جلال الدین همائی، چاپ اول 1331؛ پنج رساله تصنیف شیخ الرئیس ابوعلی سینا با مقدمه و حواشی احسان یارشاطر.   تاثیر اندیشه و آثار شیخ الرئیس بوعلی سینا نه تنها در ایران که در سطح جهانی انکارناپذیر است و به گواه جمع زیادی از مورخین و دانشمندان، بسیاری از پیشرفت‌ها در شاخه‌های مختلف دانش، بر پایه نظرات و آراء این حکیم برجسته ایرانی صورت گرفته است. ]]> علوم انسانی Wed, 21 Aug 2019 10:24:26 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279829/باز-نشر-مجموعه-رسائل-بوعلی-سینا-10-جلد ادای احترام به آرامگاه ابن‌سینا در همدان http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279821/ادای-احترام-آرامگاه-ابن-سینا-همدان به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در این آیین باشکوه که همه ساله به مناسبت بزرگداشت حجت‌الحق، ابن‌سینا برپا می‌شود، مقامات ملی و استانی، پزشکان، اساتید و صاحب‌نظران، اصحاب رسانه، مدیران کل استانی و صنوف مختلف حضور دارند.   رئیس روابط عمومی و امور بین‌الملل بنیاد بوعلی‌سینا در این‌باره گفت: آیین ادای احترام به مقام شامخ ابن‌سینای بزرگ، امسال با شکوه و جلال شایسته در شامگاه روز پنج‌شنبه ۳۱ مرداد از ساعت ۲۱ تا ۲۳ در آرامگاه این حکیم جهانی برگزار می‌شود. توکل دارائی در تشریح جزئیات برگزاری این آیین افزود: ستاد هماهنگی استانی برای برپایی این آیین تشکیل شده است که در آن استانداری، دانشگاه علوم پزشکی ابن‌سینا، دانشگاه بوعلی‌سینا، بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی‌سینا، اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، صداوسیمای مرکز همدان، اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری و فرمانداری همدان عضویت دارند. برنامه‌های اجرایی این آیین با مدیریت دانشگاه علوم پزشکی ابن‌سینا و با حضور پر رنگ پزشکان به مناسبت روز پزشک برپا خواهد شد. رئیس روابط عمومی بنیاد بوعلی‌سینا اضافه کرد: در این آیین سه میهمان ملی، آقایان دکتر منصور غلامی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، دکتر حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و دکتر حجت‌اله ایوبی، دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو در ایران حضور خواهند داشت و سخنرانی خواهند کرد. همچنین مهندس شاهرخی استاندار همدان، حجت‌الاسلام والمسلمین شعبانی نماینده ولی‌فقیه در استان و امام جمعه همدان، دکتر حیدری‌مقدم رئیس دانشگاه علوم پزشکی ابن‌سینا، آیت‌الله طه‌محمدی رئیس بنیاد بوعلی‌سینا درباره عظمت علمی شیخ‌الرئیس و تکریم میراث آن حکیم سخن خواهند گفت. دارائی درباره سایر برنامه‌های این آیین توضیح داد: در این آیین از نمونه نیم‌تنه ابن‌سینای بزرگ که توسط بنیاد بوعلی‌سینا و برای نصب در خیابان‌ها و مراکز علمی و فرهنگی داخلی و خارجی طراحی و تهیه شده است، پرده‌برداری می‌شود. همچنین آیین سوگند فارغ‌التحصیلان پزشکی در کنار آرامگاه بوعلی‌سینا همچون سالهای گذشته باشکوه هرچه تمام‌تر برپا می‌شود. رئیس روابط عمومی و امور بین‌الملل بنیاد بوعلی‌سینا برگزاری بزرگداشت ابن‌سینا که در شهر همدان به روز و هفته همدان تبدیل شده است را زمینه‌ساز معرفی هرچه بیشتر خدمات علمی و میراث ماندگار بوعلی‌سینا ذکر کرد و گفت: نسل جوان ما بیش از هر زمان دیگر به شناخت بزرگان و مفاخر ملی و دینی خویش نیازمند است و دانشمند پر آوازه و حکیم جهانی ایران، ابن‌سینای بزرگ نمونه بزرگی از داشته‌های پرافتخار تمدن ایرانی و اسلامی است؛ که بایستی آثار و اندیشه‌های او بیش از گذشته مورد توجه محافل علمی و پژوهشی قرار گیرد. ]]> علوم انسانی Wed, 21 Aug 2019 09:45:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279821/ادای-احترام-آرامگاه-ابن-سینا-همدان مهرآیین و خرمشاد از «مساله فرهنگ» سخن می‌گویند http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279808/مهرآیین-خرمشاد-مساله-فرهنگ-سخن-می-گویند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دومین نشست از سلسله نشست‌های «مساله فرهنگ» سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب دوشنبه چهارم شهریور ساعت 17 تا 19 برگزار می‌شود. در این نشست مصطفی مهرآیین، عضور هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و محمدباقر خرمشاد، عضور هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی درباره مساله فرهنگ سخنرانی می‌کنند. در نخستین نشست از سلسله نشست‌های «مسئله فرهنگ» که دوشنبه (۲۴ تیرماه) برگزار شد، تقی آزاد ارمکی عضو هیات علمی دانشگاه تهران، محمد دهقانی نویسنده و پژوهشگر و علی اصغر مصلح عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی حضور داشتند و در این باره سخن گفتند. در نخستین جلسه تعریف فرهنگ این چنین مطرح شد: فرهنگ سازه اجتماعی و مردم‌شناختی بسیار عظیمی است که تقریبا همه جوانب زندگی انسان را در بر می‌گیرد. در یک دسته‌بندی کلی می‌توان فرهنگ را به دو بخش ملموس و ناملموس تقسیم‌بندی کرد. بخش ملموس شامل همه محصولات فنی، هنری، کشاورزی، غذا، دارو و... است اما بخش ناملموس شامل شیوه استفاده مردمان از این مواد ملموس است. روابط اجتماعی و اخلاقی، اعتقادات و ایدئولوژی‌ها همه ذیل بخش ناملموس فرهنگ است. سرای اهل قلم در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 واقع شده است. ]]> علوم انسانی Wed, 21 Aug 2019 08:00:43 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279808/مهرآیین-خرمشاد-مساله-فرهنگ-سخن-می-گویند نقد کتاب «ایران بین ناسیونالیسم اسلامی و سکولاریسم» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279807/نقد-کتاب-ایران-بین-ناسیونالیسم-اسلامی-سکولاریسم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «ایران بین ناسیونالیسم اسلامی و سکولاریسم: انقلاب مشروطه 1285» با یادی از مترجم کتاب زنده‌یاد غلامرضا علی‌بابایی برگزار می‌شود. در این نشست حمید احمدی، رضا مختاری‌اصفهانی، حسینعلی نوذری درباره این کتاب سخنرانی می‌کنند. کشمکش اصلی بین اسلام و سکولاریسم در دوره‌ مورد نظر بر سر این مسئله بود که قانون اساسی تا چه حد باید جایگزین شریعت شود، زیرا قرار بود که بخشی از آن در دادگاه‌های سکولار مورد استناد قرار گیر، و اینکه قانون جدید تا چه حد با شریعت سازگار بود، بحثی که ذهن ایرانیان را تا عصر حاضر به خود مشغول داشته است و به خصوص در سال 1357 از اهمیت برخوردار بود. بسیاری از علمایی که در جنبش اصلاحات شرکت داشتند از مفهوم قانون اساسی به عنوان یک نظام معتبر حقوقی ـ‌ قضایی پشتیبانی می‌کردند، نظامی که می‌شد رابطه‌ بین شاه و مردم را به درستی برمبنای آن قرار داد. با این وصف، در آن زمان بسیاری از علمای معتبر چه در تهران و چه در ایالات بر این باور بودند که قانون جدید باید از برخی جهات اصول شریعت و ارزش‌های اسلامی را به رسمیت بشناسد. این نشست یکشنبه 3 شهریور ساعت 17 تا 19 در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار می‌شود. سرای اهل قلم در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 واقع شده است. ]]> علوم انسانی Wed, 21 Aug 2019 07:33:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279807/نقد-کتاب-ایران-بین-ناسیونالیسم-اسلامی-سکولاریسم مردم‌شناسی نیازمند پژوهش‌های میدانی است http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279802/مردم-شناسی-نیازمند-پژوهش-های-میدانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، حسین میرزایی در نخستین نشست مردم، انسان شناسی با رویکرد آسیب شناختی، درباره وضعیت کنونی مردم شناسی در کشور، گفت: خوشبختانه در مجموعه پژوهشکده مردم شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، موضوع مردم شناسی به طور مستمری در حال پیگیری است. وی با بیان اینکه برای بررسی بهتر وضعیت مردم شناسی در ایران نیازمند شناخت کافی از وضعیت علوم اجتماعی و علوم انسانی در سطح وسیع هستیم، افزود: متاسفانه وضعیت رشته علوم انسانی در کشور ما مطلوب نیست و ریشه اصلی این عدم موفقیت را باید در نبود دیدگاه روشن از سوی مسئولان کشور جستجو کرد. میرزایی عنوان کرد: در جامعه ما هنوز مساله علوم انسانی شفاف‌سازی نشده كه این موضوع در کشورهای خارجی برعکس است و آنها در این رشته به شفاف سازی‌های خوبی رسیده‌اند. وی ادامه داد: نداشتن توجه به رشته‌های علوم انسانی، علوم اجتماعی و مردم شناسی تبعات خوبی در کشور نداشته و ندارد و آن‌طور که باید این رشته‌ها در کشور توسط دست اندرکاران معرفی و عرضه نشده است. وی در ادامه صحبت‌های خود با اشاره به اینکه تاثیر منفی غفلت و چشم پوشی به علوم انسانی و علوم اجتماعی در رشته مردم شناسی دو چندان تر می‌شود، گفت: با توجه به عدم ترسیم چشم‌انداز روشن برای این رشته‌ها، به خصوص مردم‌شناسی، مشکلات و مساله‌های ما در کشور بیش از گذشته افزایش می‌یابد. وی اظهار کرد: طی 10 تا 15 سال اخیر، نگاه خاصی به این رشته‌ها در کشور شده اما کافی نیست چرا که در کشورهای دیگر می‌بینیم که این رشته‌ها جزو بهترین رشته‌هایی هستندکه با زندگی و فرهنگ مردم سر و کار داشته و تا حتی روانشناسی را هم دخالت داده است. عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه بیان کرد: کشور ما یک انقلاب اجتماعی را پشت سر گذاشته است اما آنطور که باید آثار قابل توجهی از جمله تحلیل، توصیف، فیلم و دیگر آثار را در این باره نمی‌بینیم، این در صورتی است که در کشوری چون فرانسه، شاهد تولید آثار مختلفی از سوی مردم شناسان و دست اندركاران رشته‌های علوم اجتماعی و علوم انسانی هستیم که به انقلاب خود بعد از 300، 400 سال قبل پرداخته‌اند.  وی با بیان اینکه تولیدات ما در حوزه‌های مردم‌شناسی، علوم اجتماعی و انسان شناسی بسیار کم است، گفت: از 80 سال گذشته تاکنون زندگی در ایران بسیار تغییر کرده است و افراد مختلفی را می‌توان یافت که دوره‌های مختلفی را در این زمان زندگی کرده اند اما فعالان حوزه‌های مردم شناسی در کشور آن‌طور که باید نتوانسته‌اند از این موضوع بهره‌برداری‌های قابل توجه نمایند. وی تاکید کرد: ما هنوز نتوانسته‌ایم در حوزه مردم‌شناسی به جایگاه مطلوب و مناسب برسیم و یکی از توصیه‌های من در این زمینه، وسیع کردن کارهای میدانی و پژوهش‌های میدانی است. وی یادآور شد: ما باید در پژوهش‌های و کارهای میدانی خود پایبندتر عمل کنیم و کارها را باکیفیت‌تر از گذشته پیش ببریم. ]]> علوم انسانی Wed, 21 Aug 2019 06:17:51 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279802/مردم-شناسی-نیازمند-پژوهش-های-میدانی نشست تحلیل جامعه‌شناختی پدیده‌های زن‌کشی و شوهرکشی برگزار می‎شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279795/نشست-تحلیل-جامعه-شناختی-پدیده-های-زن-کشی-شوهرکشی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست تخصصی «فرهنگ و مسائل اجتماعی؛ تحلیل جامعه‌شناختی پدیده‌های زن‌کشی و شوهرکشی» یکشنبه ۳ شهریورماه از ساعت ۱۴ تا ۱۶ در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار می‌شود.   این نشست با سخنرانی حسن محدثی عضو هیأت‌علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی و مرضیه ابراهیمی عضو هیأت‌علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی انجام می‌شود.   در این نشست، ابعاد جامعه‌شناختی پدیده‌های زن‌کشی و شوهرکشی با حضور اساتید و جمعی از صاحب‌‎نظران مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.   پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در خیابان ولی عصر(ع)، پائین تر از میدان ولی عصر(عج)، ابتدای خیابان دمشق، پلاک ۹ واقع است. ]]> علوم انسانی Wed, 21 Aug 2019 05:48:06 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279795/نشست-تحلیل-جامعه-شناختی-پدیده-های-زن-کشی-شوهرکشی-برگزار-می-شود بزرگترین اشتباه مصدق اعتمادش به آمریکایی‌ها بود http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279790/بزرگترین-اشتباه-مصدق-اعتمادش-آمریکایی-ها به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، موسسه فرهنگی ـ هنری خورشید راگا با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی نشستی با عنوان «28 امرداد واکاوی یک رویداد تاریخ‌ساز» را برگزار کرد. در این نشست داوود هرمیداس باوند، صادق زیباکلام، امیر طیرانی، فریدون مجلسی، شروین وکیلی حضور داشتند و درباره این رویداد تاریخی سخنرانی کردند. علیرضا افشاری نیز مجری کارشناس این نشست تاریخی بود. در آغاز این نشست علیرضا افشاری، روزنامه‌نگار و پژوهش‌گر تاریخی که اجرای این جلسه را برعهده داشت، سیر تحولات و رویدادهای تاریخی و سیاسی کشور را یادآور شد و با مقایسه این وقایع تاریخی کشورمان و تحولات سایر کشورها، واقعه ۲۸ مرداد را از آن دسته رویدادها دانست که برای ملت ما هنوز به تاریخ نپیوسته است.   در ادامه این نشست فریدون مجلسی دیپلمات سابق کشورمان به ایراد سخنرانی پرداخت. وی ضمن انتقاد به کسانی که از برخی چهره‌ها و شخصیت‌های سیاسی ـ تاریخی اسطوره‌سازی می‌کنند گفت: وقتی صحبت از نقد می‌شود دوستان با کمال خوشرویی و نرمش می‌گویند هیچ ایرادی ندارد انتقاد کنید اما با کوچکترین نقدی که می‌شود سیل توهین‌ها و دشنام‌ها سرازیر می‌گردد. وی در ادامه با یادآوری واقعه ۲۸ مرداد، سوال کلیدی بحث خود را مطرح کرد و گفت: آیا خود مصدق در سقوط دولت خود نقشی داشت؟   مترجم کتاب فروپاشی رویداد ملی شدن صنعت نفت را صرفا یک مسأله اقتصادی ندانست و از کشورهایی نام برد که با وجود نداشتن رهبری کاریزماتیک و محبوب چون مصدق اما خیلی پیش تر از ایران موفق شده بودند به استقلال نفتی برسند. وی به نقش عوامل خارجی در جلوگیری از ملی شدن نفت اشاره کرد و دو قطبی شدن جهان در جریان جنگ سرد را مانعی اصلی در برخورداری ایران از سهمی بیش از پنجاه درصد معرفی کرد. مجلسی در ادامه به فضای سیاسی کشور تا پیش از روی کار آمدن مصدق اشاره کرد و مخالفت‌های گسترده‌ای که با رضاشاه بر سر عملکرد او در برچیدن بساط خان‌ها، باسواد نمودن دختران و از همه مهمتر کشف حجاب شده بود را به عنوان عامل اصلی فشار طی سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ برای برچیدن نظام پادشاهی در ایران معرفی نمود. او در ادامه افزود: در ارتش نیروهای فاشیست که تا پیش از این طرفدار نازی بودند بعدا به حزب توده پیوستند. با برداشته شدن فشارها، ایران فورا اشغال شد که به همت فرد آگاهی چون فروغی از اشغال خارج شد. بعد از جنگ قرار شد ایران از اشغال نیروهای متفقین خارج شود اما روس‌ها ماندند. در چنین فضایی دکتر مصدق آمد و با توجه به نقشی که بریتانیا در تحولات تاریخی کشورمان داشت و زمینه‌هایی چون جنگ هرات و حمایت انگلستان از آن گرفته تا انقلاب مشروطه، صف آرایی در برابر انگلستان شکل گرفت. نکته دوم امیدواری بود که در میان ایرانیان بوجود آمده بود که براساس آن سهمی معقول و منطقی از نفت نصیب ایران شود. در چنین شرایطی وحدت ملی شکل گرفت و در جریان ۳۰ تیر که اختلاف میان شاه و مصدق به اوج خود رسیده بود یک قیام بزرگ بوقوع پیوست و مصدق را به قدرت بازگرداند. مجلسی در ادامه به عملکرد گروه‌هایی چون طرفداران کاشانی و حزب توده در چنین فضایی پرداخت و افزود: گروه کاشانی و حزب توده که تا دیروز مخالف مصدق بودند تا دیدند شعارها رنگ و بوی ضدامپریالیستی به خود گرفته است با مصدق همراهی کردند که البته همین هم در سقوط او بسیار موثر بود. این دیپلمات سابق با طرح انتقاداتی به مصدق، جاه طلبی و زیاده‌خواهی‌های مصدق را عامل مهمی در شکست او معرفی کرد. وی در ادامه گفت: امروز با تعداد زیادی اسطوره‌سازی‌ها که به نفع مصدق هم نیست مواجه هستیم. مصدق به یکباره ارتش را از افسران رضاشاهی تهی کرد. این افسران هم تمایلات ضدکمونیستی داشتند و هم منافع شخصی خود را دنبال می‌کردند و دوست داشتند در قدرت بمانند. با رفتار مصدق این گروه از افسران به زاهدی متوسل شدند و از او دعوت کردند تا فرمانده آنها شود. این بزرگترین خطای مصدق در برخورد با ارتش بود. حزب توده که بعد از واقعه ۱۵ بهمن و سوءقصد به شاه فعالیتش غیرقانونی اعلام شده بود در این دوره به عنوان حزبی طرفدار آزادی معرفی گردید و بسیاری از محکومین طرفدار این حزب از زندان آزاد شدند. در مجموع چنین اقداماتی زمینه پیوستن افسران باسابقه به کودتاگران را مهیا نمود و در نهایت موجب سرنگونی مصدق شد. هرچند این کودتا موجب روی کار آمدن یک نظام نیمه قانونی برعلیه یک نظام نیمه قانونی دیگر بود.   سخنران بعدی این نشست داوود هرمیداس باوند استاد دانشگاه تهران و از اساتید شناخته شده علوم سیاسی کشورمان بود. وی با اشاره به نقش دیوان سالاری در حیات سیاسی و استمرار فرهنگی کشورمان طی قرون متمادی، خلأ بزرگ دوره قاجاریه را نبود این گروه سیاسی بانفوذ و موثر در روند تحولات سیاسی و رویدادهای تاریخی کشور دانست. وی افزود: در تاریخ ما دیوان‌سالاران نقش موثری در استمرار فرهنگ ما داشتند. خاندان‌های برمکیان، نوبختیان و خواجه نظام‌الملک و نقشی که در فرهیخته‌سازی و آبادانی کشور داشتند گویای این مدعاست. از دوره قاجاریه این نقش دیوان سالاری که بایستی در برابر انگلیسی‌ها و روس‌ها ایفا می‌شد وجود نداشت تنها بطور مقطعی و فردی قوام السلطنه در ماجرای آذربایجان‌ خدمت کرد اما کارش به عنوان یک مکتب مورد قبول واقع نشد.   باوند با اشاره به مناسبات ایران و قدرت‌های خارجی در آن دوره گفت: در سال ۱۹۰۶ انقلاب مشروطیت شکل گرفت در آن دوره تنها ۴ کشور مستقل در آسیا داشتیم. در آفریقا هم تنها دو کشور مصر و لیبریا استقلال داشتند. در سال ۱۹۰۸ ترک‌های جوان در عثمانی جنبشی را در پیش گرفتند. یکسال بعد در ایران با مناطق نفوذ روسیه مواجه شدیم که در سال ۱۹۰۵ انقلاب درون کشور خود را سرکوب کرده بود. برای روسیه خیلی سخت بود که کشوری در همسایگی اش انقلاب کرده باشد. در چنین فضایی ایران به منطقه نفوذ روسیه تبدیل شد و از این تاریخ به بعد مشروطیت را عقیم کردند و اجازه ندادند که آن ارزش‌ها رنگ و بوی واقعیت به خود بگیرد و دوره استبداد صغیر شروع شد. وی گفت: انگلستان در آن زمان با توجه به شکستی که در جنگ با عثمانی در عراق داشت از روسیه درخواست کرد تا جبهه جدیدی را باز کند و به این ترتیب انگلستان و روسیه بر سر ایران معامله کردند. تیپ قزاق ایران در این زمان تحت فرماندهی باراتف روس بود و بسیاری از افسران ایرانی چون امیراحمدی از باراتف درجه افسری گرفتند. بخشی از این نیروها که سلطنت طلب بودند به احمدشاه وفادار ماندند. بعد از اشغال ایران در زمان جنگ جهانی دوم، متفقین سعی کردند تا با دادن آزادی به مطبوعات و برگزاری انتخابات فضای کشور را آرام کنند. با شروع به کار مجلس چهارم گام‌هایی در جهت تحقق بخشی به آرمان مشروطه برداشته شد اما بعدها شرایط به گونه دیگری تغییر کرد.   استاد دانشگاه تهران در ادامه سخنرانی خود به رقابت‌ کشور‌های بزرگ پس از جنگ جهانی دوم اشاره کرد و همین عامل را زمینه‌ساز ملی کردن نفت در ایران دانست. وی به نقش آمریکا در این ماجرا پرداخت و افزود: در سال ۱۹۴۵ کنفرانس انرژی در واشنگتن برگزار شد. آمریکا در این کنفرانس پیشنهاد داد که بسیاری از امتیازاتی که تا پیش از این به کشورهای بزرگ جهت بهره‌برداری از منابع طبیعی کشورهای کوچک‌تر داده شده بود ملغی شود. به گفته وی، بعد از جنگ جهانی اول بسیاری از این امتیازات میان کشورهای پیروز جنگ تقسیم شده بود و حتی آمریکا سهم ۲۵ درصدی داشت و حالا پس از پایان جنگ جهانی دوم آمریکا مثل گذشته خواهان امتیازات مشابهی بود اما انگلستان با آن مخالف بود. بعد از ملی کردن نفت در ایران شرکت‌های آمریکایی که با شرکت‌های انگلیسی مشارکت داشتند و تحت عنوان هفت خواهران شناخته می‌شدند از خرید نفت ایران سر باز زدند. در این زمان هنوز شوروی بخشی از خاک ایران را تحت اشغال خود داشت. مجلس مصوبه‌ای را تصویب کرد و قراردادی تحت عنوان گس گلشائیان منعقد گردید که براساس آن به جای قیمت ۴ شیلینگ به ازای هر تن نفت برای ایران، پیشنهاد ۶ شیلینگ را مطرح کرده بود. وی افزود: وقتی این قرارداد در مجلس پانزدهم مطرح شد عده‌ای از نمایندگان با نطق‌های طولانی مدت اجازه ندادند که تصویب گردد. بنابراین با پایان عمر مجلس قرارداد گس گلشائیان رد شد و زمینه ملی شدن صنعت نفت ایران مهیا گردید. جواد امامی که تصور می‌کرد مصدق از پذیرش مسولیت در این شرایط خودداری خواهد کرد پیشنهاد داد که مسولیت بررسی ملی شدن صنعت نفت ایران را بپذیرد که مصدق نیز آن را پذیرفت. استالین که فکر می‌کرد انگلستان یک امپریالیسم رو به افول است و آمریکا در حال قدرت گیری است با جایگزین شدن آمریکا به جای انگلیس در منطقه مخالف بود و از حفظ وضع موجود دفاع می‌کرد تا آمریکا قدرت نگیرد. باوند عنوان کرد: در این وضعیت حزب توده که از روسیه فرمان می‌گرفت با مصدق و ملی کردن نفت مخالفت می‌کرد و حتی او را مصدق السلطنه معرفی می‌کردند. آنها در مدیریت دکتر مصدق کارشکنی می‌کردند. با مرگ استالین این شرایط نیز تغییر کرد و سلف او با آمریکا رابطه بهتری داشت. بنابراین جواب این پرسش که چرا مصدق مجلس را منحل نمود دقیقا به این دخالت‌های خارجی و اعمال نفوذ در مجلس توسط این قدرت‌ها برمی‌گشت. آنها سعی داشتند طرح ملی کردن نفت را از طریق نیروهای وابسته بایکوت نمایند.   امیر طیرانی نویسنده و محقق کشورمان سخنران بعدی این پنل بود. وی با اشاره به نکاتی که برخی سخنرانان این نشست مطرح کردند پرداختن به هر کدام از این ادعاها را نیازمند زمان بیشتر برای تحلیل و بررسی دانست. وی ضمن انتقاد به صحبت مجری برنامه که به نقش آمریکا به عنوان حامی ایران اشاره شده بود، برخی شواهد تاریخی برای رد این نظریه و دشمنی آشکار امریکایی‌ها با مصدق و ملی کردن نفت را یادآور شد. وی افزود: جرج کلی و ریفرو کاردار آمریکا در تهران هر یک در معرفی یاران و نزدیکان مصدق چون کریم سنجابی، حسین فاطمی و ... انها را یک مشت گانگستر یا روانی معرفی می‌کردند. هیچکدام از بزرگان تاریخی هم از اشتباه مصون نیستند و تنها معصومان هستند که این ویژگی را دارند. اتفاقاً یکی از اشتباهات بزرگ دکتر مصدق این بود که برای حضور مردم و حامیانش در برابر ارازل و اوباش کودتاگر فراخوانی نداد.   نویسنده کتاب «هفتاد سال پایداری» با اشاره به اقدامات انگلستان برای به حاشیه راندن این مطالبه تاریخی گفت: دولت انگلستان و شرکت نفت ایران و انگلیس از همان روزهای نخست و پیش از روی کار آمدن دکتر مصدق برای مواجهه با این مسأله آماده شده بودند؛ یکی مواجه شدن با این بحث و دیگری نحوه پرداخت خسارت از سوی ایران. انگلیسی‌ها سعی کردند بحث ملی شدن صنعت نفت ایران را زیر سوال ببرند. چیزی که دولت انگلستان برای پرداخت خسارت می‌خواست سالانه ۴۲،۵ میلیون دلار بود. این درخواست انگلیسی‌ها حتی امریکایی‌ها را که از دوستان آنها بود شگفت‌زده کرده بود. بنابراین مشکل پافشاری و اصرار دکتر مصدق نبود که باعث پیچیده شدن این داستان شد. انگلیسی ها خواهان این مسأله بودند که کنترل صنایع نفت در اختیار خودشان باشد اما اگر ایرانی ها پافشاری نمایند به طور ظاهری ملی شدن نفت را بپذیرند. بنابراین مسأله اصلی کنترل بود که انگلستان به هیچ وجه حاضر به اعطای این امتیاز نبود. همزمان با انجام مذاکرات میان طرفین، انگلیسی‌ها شروع به زمینه‌چینی برای انجام کودتا علیه دولت مصدق کردند. تا سال پیش از کودتا درآمد طرف انگلیسی از فروش نفت ایران سالانه۶۲میلیون لیره استرلینگ بود و سهم ایران تنها ۹ میلیون لیره استرلینگ!   در ادامه این نشست شروین وکیلی جامعه‌شناس جوان کشورمان در باب شیوه داوری کردن درباره یک رخداد تاریخی به ایراد سخنرانی پرداخت. وی از تاریخ به عنوان چیزی که ما در اکنون آن را حمل می‌کنیم یاد کرد و آنچه که ما را هیجان‌زده می‌کند را مربوط به اکنون دانست. وی با مقایسه رویدادهای تاریخی کشور ما با برخی کشورهای دیگر افزود: ما در تمدنی زندگی می‌کنیم که تاریخ آن تمام نشده است. تاریخ ما تجربه زیست ماست. وقتی از حمله اسکندر حرف می‌زنیم، یا از حمله مغول می‌گوییم انگار داریم در مورد چیزی که همین الان انعکاس دارد صحبت می‌کنیم. مناقشه بر سر چیزی که همین الان انعکاس دارد بسیار باارزش است. تمدنی که چیزی جز خاطره ندارد، تمدن پیری است. تمدن ما دارای تاریخ جوانی است. ما نیازمند روش‌شناسی برای مواجهه با تاریخمان داریم. ما بایستی تعیین تکلیف عقلانی و نه هیجانی داشته باشیم، روش‌مند و عقلانی به موضوع بپردازیم.   وکیلی با معرفی سیستم‌های پیچیده و ویژگی‌های آن واقعه ۲۸ مرداد را نیز یک پدیده پیچیده تاریخی دانست که برای بررسی ابعاد و تحلیل زوایای پنهان آن نیازمند روش‌شناسی مخصوص به چنین سیستم‌هایی هستیم. وی افزود: سیستم‌های پیچیده، روش‌شناسی مخصوص خود دارند. ۲۸ مرداد نیز از جمله رویدادهای پیچیده است بنابراین واکاوی آن نیازمند روش‌شناسی خاص آن است. سیستم‌های پیچیده را می‌توان طبقه‌بندی نمود یا در مورد آنها به طور مستقل طرح پرسش نمود. بگو مگوی هیجانی چیزی عاید ما نمی‌کند. ما با سطوح متفاوتی از پدیدارها روبرو هستیم که خیلی از آن‌ها قواعد متفاوتی دارند. وی ادامه داد: همان طور که جناب مجلسی از زندگی شخصی مصدق گفتند این مبحث مهم است اما باید علمی و روش‌مند به آن نگاه کنیم. اگر بتوانیم داده‌هایی جمع‌اوری کنیم و طرح پرسش نماییم به گزافه‌گویی نخواهیم رسید. به عنوان مثال باید این گونه طرح پرسش نمود مثلا خیابان‌های تهران در ۲۸ مرداد ۳۲ چگونه بود؟ عرض خیابان‌ها چقدر بود؟ پشت‌بام ها چطور به هم مرتبط می‌شدند؟ و... اینها پرسش‌هایی است که می‌تواند ما را با ابعاد مختلف این ماجرا آشنا کند و در مورد برخی گزاره های این ماجرا نتیجه‌گیری کنیم.   این استاد جامعه شناسی تغییر رویکرد تقاضای انرژی کشورها از ذغال سنگ به نفت را یکی از این جنبه‌های مهم سیستم‌های پیچیده معرفی کرد و با اشاره به کودتای ۲۸ مرداد، حساسیت انگلستان و شخص چرچیل نسبت به ملی شدن صنعت نفت را کاهش سهم انرژی انگلستان از نفت ایران دانست. وی ادامه داد:‌ در فاصله بین جنگ جهانی اول و دوم چرخش انرژی از ذغال سنگ به نفت اتفاق افتاد.  چرچیل که در آن زمان وزیر دریاداری بود به این مسأله بسیار حساس بود. با تغییر انرژی و نقش با اهمیت نفت در این معادلات انرژی‌ دنیا، مدار جدیدی از قدرت شکل گرفت که انرژی‌ و بخصوص نفت پایه و اساس آن بود. اگر به مفاد نامه‌هایی که قبل و بعد از ۲۸ مرداد نگاه کنیم کنترل بر چاه‌های نفت و نه پول نفت اصل داستان بود.   وکیلی در بخش پایانی سخنرانی خود نگاه سیستمی به تاریخ را بسیار مهم دانست و گفت: ما وظیفه داریم در مورد یک سیستم لایه لایه طرح پرسش کنیم چون تاریخی که ما داریم باید این وضعیت در مورد آن اتفاق بیفتد. باید تاریخ را سیستمی بخوانیم و در مورد افراد عقلانی قضاوت کنیم. مصدق نماینده یک جریان اجتماعی دیرپا در ایران است همان گونه که هخامنشیان برای ما جذابیت دارد چون منشأ قدرت است و شادی مردم را تحریک می‌کند. ما انگاره‌ای براساس قدرت، لذت، بقاء و معنا می‌سازیم و تاریخی خلق می‌کنیم که می‌توانیم براساس آن طرح پرسش نماییم   آخرین سخنران این نشست صادق زیباکلام استاد دانشگاه و چهره شناخته شده سیاسی کشور بود. وی در آغاز سخنرانی خود با ذکر نام دو تن از چهره‌های سیاسی کشورمان در جریان ۲۸ مرداد، دکتر محمد مصدق و حسین فاطمی آنها را شیران خدا نامید. دکتر زیباکلام محور سخنرانی خود را مفروضه‌هایی معرفی کرد که درباره این رویداد تاریخی شکل گرفته‌اند. وی در ادامه گفت: در مورد ۲۸ مرداد ما با یک سری مفروضات روبرو هستیم البته آن طور که دکتر وکیلی معتقد هستند در تاریخ هیچ پویایی وجود ندارد. این مفروضه‌ها طی ۶۶ سال نسل اندر نسل تکرار شده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به این مفروضه‌ها اضافه شده است. اولین مفروضه در مورد این رویداد تاریخی این است که حق با ما بوده است. در این ماجرا، انگلستان نفت ما را غارت کرد و ما حق داشتیم نفت خود را ملی کنیم. مفروضه دوم، از زمانی که قرارداد دارسی که امتیاز بهره‌برداری نفت جنوب به ویلیام دارکس نارسی انگلیسی در ۱۹۰۱ واگذار شد تا زمانی که نفت در سال ۱۹۵۰ ملی اعلام شد همه کسانی که در ایران حکومت کردند خائن بودند، یعنی سه پادشاه قاجار و دو پادشاه پهلوی خیانت کردند.   این استاد دانشگاه افزود: آنچه بعد از انقلاب به این مفروضه‌ها اضافه شد دو مورد بود: اول اینکه، بزرگترین اشتباه مصدق اعتماد او به آمریکایی‌ها بود. مفروضه بعدی که البته پیش از انقلاب هم وجود داشت اما رسمی‌تر شد، خیانت رضاشاه بود. روایت حکومتی بعد از انقلاب این بود که چون رضاشاه توسط انگلیسی‌ها به حکومت رسیده بود به همین دلیل هم خائن بود. یکی از کارهای رضاشاه ملغی کردن قرارداد دارسی و تنظیم قرارداد جدید در سال ۱۹۳۳ بود. روایت حکومتی بعد از انقلاب این است که رضاشاه قراردادی را که در حال اتمام بود تمدید کرد و ۳۰۰ سال دیگر به زمان این قرارداد اضافه شد.   زیباکلام ضمن رد این مفروضات به ذکر دلایل باطل بودن تک تک آن‌ها پرداخت. وی با اشاره به این فرض که نفت مال ملت ایران بود به شرایط سرمایه‌گذاری و حفاری نفت در آن دوره اشاره کرد و افزود: دارسی کارآفرین بود که در استرالیا معدن طلا داشت و بعداً وارد کار کشتیرانی شد. در سال ۱۹۰۱ دارسی قراردادی با مظفرالدین شاه منعقد کرد که براساس آن ۱۶ درصد درآمد نفت سهم ایران بود. نرم مشارکت و سرمایه‌گذاری در آن دوره این بود که Aدرصد سهم میزبان بود و B درصد سهم میهمان بود. از سال اول تا هفتم هیچ نفتی پیدا نشد و در این فاصله بارها سعی داشت از کار حفاری نفت دست بردارد و حتی بسیاری از دارایی های خود را از دست داد و مقروض شد. دولت انگلستان با تصویب مجلس خود یک سوم سهام شرکت دارسی را خریداری کرد. ما ایرانی‌ها یک سنت هم سرمایه‌گذاری نکردیم. در سال ۱۹۰۷ در آقاجاری نخستین چاه نفت کشف شد. کم کم انگلیسی ها به ایران آمدند، آبادان را از شیخ خزعل خریداری کردند و حالا ما مدعی هستیم که این نفت مال بود.   این استاد دانشگاه در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به این مفروضات که رضاشاه را خائن معرفی می‌کند قرارداد ۱۹۳۳ را که در زمان او بسته شده بود، یک قرارداد خوب معرفی کرد که به مراتب از ۱۹۰۱ بهتر بود. وی این کار رضاشاه را یکی از خدمات ارزنده ایشان معرفی کرد که توسط تقی زاده و فروغی محقق شده بود و براساس آن قرارداد از سود خارج شد به این ترتیب که قبلاً شرکت مدعی بود که سهم ایران سالانه ۱۶ درصد است که ممکن است بالا یا پایین برود. اما با تغییراتی که در ۱۹۳۳ صورت گرفت سهم ایران از درآمد نفت به جای درصدی به یک میزان مشخص و ثابت تغییر یافت که هیچ ارتباطی به سود و زیان شرکت نداشت. علاوه بر این رضاشاه شرکت را موظف کرد که سالانه درصدی مشخص از ایرانی‌ها را آموزش دهد و تخصص نفت را فراگیرند. دانشگاه نفت آبادان یک سال پیش از دانشگاه تهران تأسیس گردید.   وی دشمنی امریکا با ملی شدن صنعت نفت ایران را یک مفروضه نادرست دانست و افزود: روایت امروز این است که امریکایی‌ها شمشیر از رو بسته بودند اما این طور نبود. آمریکا در آغاز تلاش کرد که مصالحه‌ای میان ایران و انگلستان صورت گیرد که نرم آن روی ۵۰-۵۰ بود. دکتر مصدق معتقد بود که انگلیسی‌ها بایستی در خدمت ایران فعالیت کنند و در استخدام دولت ایران باشند. فرمول دیگری که امریکا پیشنهاد کرد به عنوان اخرین فرمول این بود که هر دو طرف بحث مالکیت را کنار بگذارند زیرا ایران حساسیت داشت که انگلستان بپذیرد که نفت مال ایران است اما انگلیسی‌ها می‌گفتند ما با شما قرارداد داریم. در این فرمول با توجه به اینکه دو سال بود که پالایشگاه آبادان تعطیل شده بود در ابتدا آن را راه‌اندازی کنند. یک مقدار از سود به ایران داده می‌شد و یک مقدار نیز به کسانی که آنجا مشغول بکار بودند پرداخت می‌شد. زیباکلام گفت:‌ بانک جهانی به عنوان میانجی ایران و انگلستان و تحت حق العمل کاری یک مقدار از فروش نفت دریافت می‌کرد. اما مصدق می‌گفت ما حاضریم که ابتدا خسارت بدهیم اما واقعا هیچ کسی از طرفداران دکتر مصدق نپرسید که چرا مصدق این فرمول را نپذیرفت؟ خیلی‌ها معتقدند که مصدق با این طرح موافق بود اما به دلیل ملاحظات سیاسی مانند مخالفت‌های توده‌ای‌ها و کاشانی‌ها که با پذیرش این فرمول او را خائن خطاب می‌کردند، از پذیرش آن خودداری کرد. از این زمان به بعد امریکایی‌ها با مصدق چپ افتادند و همین مسأله هم باعث سقوط دولت وی شد. خود امریکا و انگلستان پذیرفتند که کودتای ۲۸ مرداد توسط آنها صورت گرفت اما بدون اینکه حتی یک سرباز در خاک ایران پیاده کنند این کار انجام شد. کودتا را ملت شریف ایران انجام دادند. طیب ایرانی بود، پری بلنده ایرانی بود، من با جناب طیرانی مخالفم که اگر مصدق فراخوان داده بود مردم به کمک او می‌آمدند. اما این گونه نبود، صبح روز کودتا ده‌ها هزار نفر وارد خیابان شده بودند که مصدق برایشان دیگر حلاوت و شیرینی قبل را نداشت. آن‌ها از وضع موجود خسته شده بودند و مصدق را مسول آن می‌دانستند. باید به کل جریان ۲۸ مرداد و رویدادهای تاریخی نگاه جدیدی بیندازیم. ]]> علوم انسانی Wed, 21 Aug 2019 05:10:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279790/بزرگترین-اشتباه-مصدق-اعتمادش-آمریکایی-ها ابن سینا دنبال عاریه گرفتن اندیشه از این و آن نیست/ دندان‌های ذهن و مغز خود را کشیده‌ایم http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/279769/ابن-سینا-دنبال-عاریه-گرفتن-اندیشه-این-نیست-دندان-های-ذهن-مغز-خود-کشیده-ایم خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «اندیشه‌های ابن‌سینا در آینه نگاه معاصر» می‌کوشد شیخ‌الرئیس ابن‌سینا را نه‌تنها از زاویه یک فیلسوف و طبیب، بلکه با همه ابعاد وجودی اندیشه‌ای او به نظاره بنشیند. در این مجموعه به متخصصانی با رویکردهای مختلف رجوع شده تا ساحت‌های مختلف فلسفه ابن‌سینا برای خواننده واکاوی شود.   پروفسور حمیدرضا یوسفی استاد تاریخ فلسفه در دانشگاه پتسدام و روانشناسی اعتیاد در دانشگاه زیگموند فروید اتریش و یکی از مولفان مقالات این مجموعه در گفت‌وگو با ایبنا، از اشتراکات ایجابی اندیشه ابن‌سینا و ارسطو و کارکرد فلسفه اسلامی و فلسفه‌ای همچون فلسفه ابن‌سینا در مواجهه با جهان جدید گفته است و به این پرسش پاسخ داده که چرا ابن سينا تا این حد به حکمت عملی و فلسفه سياسی کم اعتماد و بی رغبت است.   روایت رایج این است كه ابن‌سینا شارح ارسطوست و نهایتا آنچه افزوده، برخی مسائل جزیی فلسفی است. ابن‌سینایی که شما در مجموعه مقالاتی که در کتاب «اندیشه‌های ابن‌سینا» به تصویر می‌کشید نیز مثل نگاه به ساحت اندیشگی متفاوت از ارسطو تعلق دارند یا به هر حال یک وجه ایجابی در اندیشه ارسطو و ابن‌سینا وجود دارد؟  این روایت «رایج» که ابن سینا شارح ارسطو است به گونه ای ارسطوباور بوده است، یک پیشداوری تاریخی است که در دو سده گذشته تبدیل به یک واقعیت تاریخی در کشور و جهان اسلام شده است. یکی از دلایل شیوع این پیشداوری قرائت غرب امروز از یونان به عنوان پایتخت و آغاز تاریخ فلسفه بعنوان قلمرو تمدنی خود است. این قرائت باعث شده که جهان در تفکر غرب از زاویه دید این پایتخت تمدنی نگریسته شود. آن‌ها با قرائت‌های خود و شیوع آن ما را از خودمان گرفته‌اند و داده‌های خودشان را به ما تحمیل و تزریق کرده‌اند. آنها بر این پندارند که فلسفه اسلامی بعد از فلسفه یونان ظهور پیدا کرده است و لاجرم باید یا ارسطویی و افلاطونی و یا نوافلاطونی باشد. این یک واقعیت‌تراشی تاریخی است که روشنفکرانمان آن را به ما عادت داده‌اند. این ابن‌رشد است که با افتخار خود را شارح ارسطو می‌داند، درحالیکه ابن‌سینا در آثار خود نمایه‌هایی از ارسطو دارد، ولی او هرگز شارح ارسطو نیست. من یورگن هابرماس را می‌شناسم و در یکی از کتاب‌هایم از او رفرنس آورده‌ام، آیا کسی می‌تواند مرا پس از مرگم شارح یورگن هابرماس بداند؟ یقینا خیر. ابن‌سینا صاحب سبک است، مقلد ارسطو و هیچکس دیگر نیست و از ارسطو، افلاطون و پلوتین بسیار فراتر می‌رود. کسانیکه راوی این رویاباوری هستند، جامعه را به امتناع تفکر سوق می‌دهند. کاری که در ابعاد وسیعی صورت گرفته است.   ابن‌سینا را مثال بارز تحقق گفت‌وگو میان سه سنت یونانی، سنت ایرانی و سنت اسلام می‌دانند، اما در این امتزاج سنت‌ها در ابن‌سینا، می‌توان مشخص کرد كه كدام سنت تاثیر بیشتری دارد؟  یادمان نرود که ابن سینا جهانی می‌اندیشد و ذهنش دنبال عاریه گرفتن اندیشه از این و آن نیست. او در آثارش به نوع انسان می‌اندیشد و برای نوع انسان می‌نویسد. یکی از اصول غیرقابل انکار، درهم تنیدگی فرهنگ‌هاست که نمی‌توان آنها را گسل‌های گذرناپذیر و جدای از یکدیگر قلمداد کرد. حضرت مسیح انسانی شرقی بود، ولی دینش بخش‌های عمده دنیا را مثل دین اسلام فراگرفت. به طوریکه اغلب اروپایی‌ها این واقعیت را فراموش کرده‌اند که حضرت مسیح اروپایی نبوده است. جالب اینجاست که تصاویر او را نیز با چشمان آبی و موهای بور ترسیم می‌کنند. ابن‌سینا قطعا از همه فرهنگ‌های درهم تنیده محیط پیرامونش تأثیر پذیرفته  و روی آن‌ها نیز تأثیر گذاشته است. این پیشداوری مرسوم در فلسفه غرب که بر اساس آن ابن سینا را فیلسوف شرقی می‌نامند، کاملا تک‌بعدی و مخرب است، گرچه ما نیز این شعار غلط را دو قرن است که طوطی‌وار تکرار می‌کنیم. ابن‌سینا تفکری چندبعدی و جهانی دارد. فلسفه در نگاه ابن‌سینا یعنی شفای روح، تفکری که در نگاه ارسطو، افلاطون و پلوتین به این شکل یافت نمی‌شود. قانون طب برای مثال آغاز یک شروع عظیم است که او را در مقایسه با بسیاری از متفکرین برتر جهان برجسته می‌کند. ما نباید دنبال مقایسه ابن‌سینا باشیم و تاریخ خود و تفکر او را با نگاه دیگران ببینیم و بسنجیم. از جریانی کمک گرفتن یا به آن نظر افکندن، کاری عادی و کاملا انسانی است. ادموند هوسرل و هایدگر از جمله کسانی هستند که تنها خود و فلسفه غرب را در کانون فلسفه پرسشگر می‌دانند و دیگران را پاسخگر می‌بینند. این رفتار بی‌حرمتی به تفکر است. البته در بخش‌های عمده نظام دانشگاهی ایران این پیش‌داوری را نیز تکرار می‌کنیم و پیوسته از اصل خود دورتر و دورتر می‌شویم.   اساسا رجوع امروز ما به ابن سینا از چه روست؟ آیا صرفا یك علاقه پژوهشی است یا مشكلی از مشكلات فلسفی امروز ما را حل می‌كند؟ به عبارت دیگر فلسفه اسلامی و فلسفه‌ای همچون فلسفه ابن‌سینا در مواجهه با جهان جدید چه ایده‌هایی برای زندگی دارد؟  این پرسش شما ما را به کانون گداخته بحث می‌برد. ابن سینا امروز برای طیف گسترده دانشگاهیان در ایران جنبه پژوهشی و تاریخی دارد، پژوهشی که مشکلات و پرسش‌های امروز ما را حل نمی‌کند و در مواجهه با مکاتب دیگر در جهان حرفی برای گفتن ندارد. کارهای انجام شده بسیار پراکنده و جمع‌آوری آنها بسیار دشوار است. من فکر می‌کنم که بخش عمده نظام دانشگاهی کشور ما از همان بدو تأسیس مبتلا به یک بیماری مزمن بنام «امتناع تفکر» شده است. اینگونه پیش‌داوری‌ها نیز زاییده همین خداحافظی با تاریخ تفکر خود یا حقیر شمردن آن است. کسی که توسری‌خور بار بیاید، بسختی می‌تواند خودباوری و اعتمادبه‌نفس داشته باشد و این حس را به هموطنان خود انتقال دهد. این عارضه بسیار بد است. بخشی از «روشنفکران» جامعه ما در یکصدسال گذشته راوی همان پیش‌داوری‌هایی بوده است که در مغرب زمین ساخته و پرداخته شده‌اند. فریدون آدمیت آب پاکی را روی دست و سر ما ریخته است. آدمیت می‌گوید که در تاریخ ما فکر بکر وجود ندارد. من فکر می‌کنم که آدمیت ما را به بی‌عقلی و بیشعوری متهم می‌کند. شاید منظور او این است که مغز اروپایی‌ها مغز انسان است و مغز ما ایرانی‌ها مغز بادام. لذا باید برای پایان دادن به اینگونه پیشداوری‌های انگیزه کش از تقلید و واردات تفکر و گفتمان‌های فلسفه غرب دست برداریم. آنها هم خودشان را به ما زنجیر نکرده‌اند. متأسفانه غرب و راویان آن در ایران به ما مثل آن کلاغ آموخته‌اند که باید راه رفتن کبک، یعنی غرب را بیاموزیم و با کارآموزی مهارت لازم را برای تفکرورزی روشمند کسب کنیم، غافل از اینکه این کلاغ راه رفتن خودش را نیز فراموش خواهد کرد. من فکر می‌کنم که ابن‌سینا برای انسان مدرن راهکار زندگی درست و مبتنی بر عقل و معرفت دارد. ولی ما آن را تشریح و با نگاه انتقادی نپرورانده‌ایم. همانطور که گفتم، فلسفه در تفکر ابن‌سینا شفای روح است. ابن‌سینا فلسفه و تفکر فلسفی را راهی برای سلامت ذهن و بهداشت رفتار می‌داند. این تفکر عمق روانشناسی نوین است. ما در ایران به علت نگاه تقلیدی و ازخودبریدگی فکری موفق به گفتمان‌سازی فلسفه مواریث فکری خود، ازجمله ابن سینا نشده‌ایم. وقتی که مدیر گروه فلسفه در ایران فرصت مطالعاتی خود را در مورد ابن‌سینا در آمریکا می‌گذراند و دنبال تمدید آن نیز هست، این خطر وجود خواهد داشت که آن «استاد» شاگردش را به تقلید از قرائت غربی ابن‌سینا ترغیب کند، کاری که عملا صورت گرفته است.   آیا این تاکید مدام بر تفکیک فلسفه غرب و فلسفه ایرانی-اسلامی و گلایه از اینکه چرا در ایران انس و الفت بیشتری با آثار ترجمه شده فلسفه و اشاره به این موضوع که فلسفه مذکور الفتی با فرهنگ و اعتقادات و سرشت فرهنگی ما ندارد نافی جهانشمولی و نوعی بومی‌گرایی نیست؟ سوال دیگر اینكه بومی‌ بودن فلسفه برای جامعه‌ای که به زعم بسیاری هنوزی حتی مسئله‌ای برای اندیشیدن ندارد یعنی چه؟  من اصل تفکیک فلسفه‌ها را قبول ندارم، زیرا فرهنگ‌ها مثل رودخانه‌های به هم پیوسته هستند. ما باید در اینجا واژه‌های «جهانشمول» و «بومی‌گرایی» را تعریف کنیم تا مشخص شود که منظورمان چیست. اگر منظورمان از جهانشمول ترجمه بی‌رویه آثار فلسفی غرب یا تفکری دیگر به زبان فارسی و تزریق آن به شریان‌های جامعه به بهانه تفکر جهانی است، باید بگویم که این تفکر تیشه ریشه‌های همه چیز ما خواهد بود. اگر منظور ما از نگاه جهانشمول گفتگوی برابر با آفاق فکری بسترهای فرهنگی متعدد جهان است، این کار بسیار ضروری و پسندیده است. در مورد بومی‌گرایی هم چنین است. اگر منظور این است که در و پنجره‌های کشور را ببندیم و فقط خودمان را ببینیم، باید معترف شویم که انتهای این جهانبینی مرگ اندیشه خواهد بود. من فکر می‌کنم که تاریخ فلسفه ایرانی ـ اسلامی یا اسلامی ـ ایرانی اگر درست بررسی شود، حرف‌های بسیار زیادی برای دردهای امروز انسان دارد. ما متأسفانه به علت امتناع تفکر و زانوزدن در مقابل کعبه تفکر غرب دندان‌های ذهن و مغز خود را کشیده‌ایم، گویی اراده‌ای در تولید فکر از خود نداریم و با این پیشداوری زندگی می‌کنیم که آن‌ها حرف آخر را زده‌اند و ما هرگز به پای آن‌ها نخواهیم رسید. امروز دانشجویان فلسفه در ایران با نیچه، کانت، هگل، وبر یا دورکهایم بیشتر انس دارند تا با فارابی، ابن سینا، غزالی، سهروردی، ملاصدرا، علامه طباطبایی، مطهری یا فلاطوری. این طیف دانشگاهی یا روشنفکر دو قرن است که دنبال حل چالش‌های کشور با تکیه به فلسفه و تفکر غرب است. برآیند این تفکر حقیرانگاری فکری را می‌توان در نوع نگاه موجود در کشور به خوبی لمس کرد. ازخودبریدگی فکری یک مصیبت فرهنگی است که فروریختگی شخصیت تاریخی را به همراه دارد. اتفاقی که تا حدود زیاد افتاده است. من فکر می‌کنم که ما باید از این اجاره نشینی فکری دست برداریم و عقل خود را به فهم برسانیم و بپذیریم که تا به امروز خودمان را گول زده‌ایم و باید بیدار شویم و به خودمان بیاییم. نظام دانشگاهی ما برای عبور از فقر فکری که به خود تحمیل کرده  و به جان جامعه ریخته است، نیاز به یک جراحی عظیم و با بصیرت، بدون ملی‌گرایی افراطی یا ازخودانزجاری فرهنگی دارد.   فکر نمی کنید که تاکنون اقبالی که به فلسفه اسلامی شده، بیشتر از سوی شرق‌شناسان بوده است. آیا فیلسوفان غربی توجهی به فلسفه اسلامی دارند یا خیر؟ مقصودم بیشتر دپارتمان‌های فلسفی غرب است تا دپارتمان‌های شرق‌شناسی و اسلام‌شناسی.  همانطور که گفتم، فلاسفه غربی بجز چند نمونه محدود مثل هانری کربن جملگی ما را قبول ندارند و در گفتگوها اگر حرف آ‌ن‌ها را تکرار نکنید، به تحلیل و داوری شما شک خواهند کرد. من در سی سال گذشته در این راستا تجربیات تلخی را در ذهن دارم. فلسفه اسلامی آنطور که ما آن را می‌شناسیم در دپارتمان‌های فلسفی تدریس نمی‌شود، اگر هم بشود، اساسا به عنوان یک فلسفه‌ای که دینی است و در هیچ زمینه‌ای از ارسطو و دیگران عبور نمی‌کند. آنها متأسفانه موفق شده‌اند، ذهن ما را به دینی بودن فلسفه بزرگان خود عادت دهند. ما نیز این پیشداوری را در دانشگاه‌ها تدریس می‌کنیم و به روح دانشجو ابتدا به ساکن تیر خلاص می‌زنیم. برآیند این انتقال پیشداوری پرورش غرب گرایان غرب ندیده است که به مرور زمان کشور را با چالش‌های جدی روبرو می‌کنند. این ازخوددورشدگی فرهنگی، دینی و علمی و تاریخی را می‌توان بخوبی در دانشگاه‌های کشور مشاهده کرد.   در غرب فلسفه پایه‌های فکری توسعه را ایجاد کرد آیا در فلسفه ابن‌سینا هم همچون فلسفه اسلامی ارتباط انسان با خدا صرفا برای ساختن آخرت است و انسان مد نظر ابن‌سینا هم کمتر از انسان بنا به تعریف فلسفه غربی به توسعه دنیا فکر می‌کند؟  خیر اینطور نیست. تفکر ابن سینا به دین و فلسفه محدود نمی‌شود. ابن سینا در عین حال که فیلسوف برجسته است، یک پزشک نابغه هم هست که نگاهش تلفیقی از فلسفه و روانشناسی است. ما به علت شیوع امتناع تفکر توسط بخشی از روشنفکرهای کشورمان مثل آخوند زاده، طالبوف تبریزی یا میرزا آقا خان کرمانی و بعدها فریدون آدمیت‌ها مواریث فکری خود را به فراموشخانه برده‌ایم. ما نتوانسته‌ایم با تکیه و تحلیل انتقادی بزرگان علم و دانش خود گفتمان‌سازی در سطح گسترده کنیم و به تولید فکر بپردازیم. نگاه ما دو قرن است که به دست و دهان غرب است. اگر فلسفه ابن سینا را روی میز جراحی علم و دانش تشریح کنیم و ریز و درشت آن را تبدیل به گفتمان کنیم، خواهیم دید که چقدر می‌توان از دل تفکر او اندیشه درآورد. غرب هم با مواریث خود چنین کرده است و امروز این شده است. ما می‌توانیم با یک چرخش گفتمانی از تاریخ خود درس بگیریم و ایجاد توسعه و تحول کنیم. تشریح تفکر فلاسفه در غرب یک فرهنگ است. در مورد کانت بیشتر از پانصد هزار کتاب و مقاله وجود دارد. نتیجه آن را می‌توان در سبک زندکی و تفکر سیال جامعه مشاهده کرد. آنها با تفکر کانت دست به یقه می‌شوند و از او به خودش و از خودشان به او می‌رسند. این باعث شده است که تفکر و خردورزی در آلمان و غرب تبدیل به فرهنگ با ثبات شود. کاری که ما با مواریث خود نکرده‌ایم. بیشتر دهن‌کجی و بی‌اعتنایی کرده‌ایم تا پرداختن سیستمی و سیستماتیک به طول و عرض و عمق تفکر آن‌ها برای ایجاد تفکر، تحول و رهیافتهای کارآمد و به روز.   چرا ابن‌سینا با وجود اینکه در ميان همه حکيمان مسلمان در عمل سياسی‌تر بوده و حتی وزارت چند امير را تجربه کرده و به اتهام سياسی چند صباحی هم به زندان افتاده، در مقايسه با آثاری که در شاخه‌های مختلف فلسفه تدوين کرده است، کمترين سهم را به حکمت عملی بالاخص سياست مدنی داده و در اين زمينه هيچ کتاب يا رساله مستقلی ننوشته است یا نهایتا نوشته‌هایش در این حوزه صرفا آکنده از سياست نفس و منزل است نه سياست مدنی؟ چرا ابن سينا تا این حد به حکمت عملی و فلسفه سياسی کم اعتماد و بی رغبت است و مجموع قطعات سياسی پراکنده درآثار پرارزش او به اندازه يکی از رسائل سياسی فارابی هم نمی‌رسد؟  اگر فلسفه سیاسی ابن‌سینا و فارابی را با هم مقایسه کنیم، قطعا خواهیم گفت که فارابی سیاسی می‌اندیشد، درحالیکه ابن سینا اینچنین نیست و این راه را ادامه نمی‌دهد. ولی این یک نگاه سطحی است. شما اگر میرداماد و ملاصدرا را در مکتب اصفهان در نظر بگیرید، متوجه خواهید شد که آن‌ها اهداف مشترک و همزمان سبک‌های متفاوت دارند. این در مورد ابن سینا و فارابی نیز مصداق دارد. مبنای تفکر سیاسی ابن سینا اخلاق به عنوان یکی از پایه های محکم نگاه فلسفی است که امروز در تمام مکاتب مدرن مغرب زمین جایگاه ویژه دارد. ابن سینا به ما با اشاره به اخلاق راهی را نشان می‌دهد که غرب رفت و ما اصلا متوجه آن نشدیم. این بیان فقر و امتناع تفکر در ایران معاصر است. ابن سینا انسان را در مقابل عقل و شعورش قرار می‌دهد و اخلاق را در کنار آن می‌گذارد. این درهم تنیدگی در فلسفه عملی او تجلی پیدا می‌کند. بله درست است. او از سیاست کمتر و از اخلاق بیشتر می‌گوید. زیرا مبانی هرگونه تفکر سیاسی را اخلاق و نوع نگاه به انسان تشکیل می‌دهد، ضمن اینکه او طعم نابرابری و زندان را بعلت بی اخلاقی چشیده بود. ولی او دلیل این رفتار را بی اخلاقی می‌دانست که سیاست را نیز از اصل خود منحرف می‌کند. جایی که اخلاقیات رعایت شود، همه چیز سر جای خودش قرار خواهد گرفت. لازم به اشاره است که مبانی فلسفه اخلاق کانت هم بر عقل و اخلاقیات استوار است. عین این را می‌توان در کیمیای سعادت غزالی با بیانی قویتر مطالعه کرد. ابن سینا آنقدر اخلاقمدار بوده است که بیشتر آزمایش‌های پزشکی خود را روی خودش پیاده می‌کرده است تا از صحت آن یقین حاصل کند. جوزجانی که از شاگردان مقبول شیخ بوده است، به این موضوع و مرام اخلاقی او اشارات قوی دارد. لذا ابن سینا به سیاست بی‌اعتنا نیست، بلکه زاویه ورود او به این وادی در مقایسه با فارابی تأکید روی رابطه عقل و اخلاق است.     مسأله مهم‌ دیگر در فلسفه ابن‌ سینا که‌ می‌توان‌ آن‌ را محور اصلی‌ هستی‌‌شناسی‌ و نیز نظام‌ جهانی‌ وی‌ به‌ شمار آورد، تمایز یا فرق‌ میان‌ هستی‌ و چیستی‌ (وجود و ماهیت‌) است‌. سرچشمه اصل‌ سینایی‌ تمایز هستی‌ و چیستی‌ را در کجای اندیشه‌های او باید جست‌ و جو کرد؟  مبحث وجود اساس هستی شناسی ابن سینا را تشکیل می‌دهد و همه آثار او با مبحث وجود درهم آمیختگی دارد. به همین دلیل این مبحث را بطور سیستماتیک در رسالات خود باز نمی کند. واقعیت هر آنچه که هست و می تواند باشد، در نگاه ابن سینا وجود آن چیز است. به بیانی دیگر همه صفات آن چیز یا هر آنچه که هست، از وجودش سرچشمه می‌گیرد. تمایز وجود و ماهیت در همین نقطه تجلی می‌یابد، درحالیکه جوهر همان ماهیت است. بطوریکه که می‌توان با کلام ابن سینا جهان و هر آنچه که هست را به نور خورشید و وجود را به خود خورشید تشبیه کرد که انرژی می‌دهد و در حرکت هستی دست دارد. هسته اساسی این تمایز برگرفته از نگاه ابن‌سینا به جوهر تفکر اسلامی است که در آن همه چیز در یک رابطه علت و معلولی قرار دارند. من فکر می‌کنم که اشتباه بزرگی که ما در دو قرن اخیر مرتکب آن شده‌ایم یا به دام آن گرفتار آمده‌ایم، این است که فلاسفه خود را از فارابی تا فلاطوری از دریچه تفکر فلسفه یونان و بعدها فلسفه مدرن غرب می‌بینیم.   انتظار شما از نظام دانشگاهی کشور با توجه به انتقاداتی که ایراد فرمودید، چیست؟  بحث من سر انتظار نیست، بلکه فراموشی یک اصل غیرقابل انکار است. ما باید از خودمان انتظار داشته باشیم که بردگی فکری را زندگی خودم نکنیم و جرأت و شهامت اندیشیدن و خردورزی را در خودمان بیدارکنیم و بیدار نگهدارم و آن را به شاگردان خود انتقال بدهیم. این وظیفه یک استاد دانشگاه است. سیاسی دیدن یا سیاسی کردن مطالب مرگ روشنگری و تحول فکری را به همراه  خواهد داشت. استنباط عمیق من این است که بخش عمده امتناع تفکر در نظام دانشگاهی ما به همین دام تاریخی و تنبلی در وارد میدان تفکر شدن برمی‌گردد. ما خود را به‌گونه‌ای با بدآموزی فلسفی شرطی کرده‌ایم و همه چیز را از کانون فکری یونان و «نماینده» خودخوانده آن که مغرب زمین امروز است، بررسی می کنیم. این سم محلک پیشرفت و تحول است. این یک خودزنی تاریخی، اجتماعی و فرهنگی است که ما را ازخودبیگانه و به گونه ای یتیم علمی کرده است. من فکر می کنم که ما در تحقیر مواریث خود در دنیا شریکیم، زیرا قرائت‌های غرب را از همه چیز تبدیل به فرهنگ در جامعه خود کرده‌ایم. اگر موفق به رهایی خود از این زنجیری‌های مخرب و اغلب خودساخته شویم، نگاهمان به خود و تاریخ متحول خواهد شد. تفکر اروپا آن غولی نیست که ما در مخیله خود ساخته‌ایم. ما با آب خوردن مداوم و فکرنشده از پارچ آب علم و دانش غرب خود را همانطور که گفتم، شرطی کرده‌ایم. اگر بخواهیم از این شرطی‌شدگی و اجاره‌نشینی فکری که طیفی از روشنفکران جامعه به شریان‌های جامعه تزریق کرده‌اند، رهایی پیدا کنیم، باید به خودیاری علمی همه جانبه دست بزنیم و با تاریخ خود دست به یقه شویم: با ابزار عقل و اندیشه و تحلیل سیستمی و ایجاد زمینه مناسب برای روش‌های متعدد و بادوام تحلیلی. دانشگاه باید تبدیل به مکانی برای تولید فکر و فن‌آوری شود. سیاست و دگرپرستی را باید از آن بیرون کرد. با این روش می‌توانیم پتانسیل‌هایی که در آتش اجاره‌نشینی فکری می‌سوزند، نجات بدهیم و دیروز خود را به امروز وصل کنیم و راه‌های جدید و ایده‌های بزرگ بوجود بیاورم. ایجاد کرسی‌های ابن‌سیناشناسی برای بازگشت به خود و تولید فکر و اندیشه به ما در سطح گسترده‌ای کمک خواهند کرد. ما باید امروز در مقابل ابن‌سینا شرمسار باشیم و برای معرفی درست و متحول او تلاش کنیم. ]]> علوم انسانی Wed, 21 Aug 2019 05:05:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/279769/ابن-سینا-دنبال-عاریه-گرفتن-اندیشه-این-نیست-دندان-های-ذهن-مغز-خود-کشیده-ایم کنفرانس بین‌المللی فلسفه و اندیشه آمریکا برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279786/کنفرانس-بین-المللی-فلسفه-اندیشه-آمریکا-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کنفرانس بین‌المللی فلسفه و اندیشه آمریکا در روزهای ۸ و ۹ اکتبر ۲۰۲۰ در نیویورک، ایالات متحده برگزار می‌شود.   محور موضوعات شامل فلسفه آمریکایی، فلسفه آمریکایی در قرن هفدهم، فلسفه آمریکایی قرن ۱۸، فلسفه آمریکایی قرن نوزدهم، قرن بیستم و فلسفه اخیر آمریکا، چارلز پیرس، ویلیام جیمز، جان دیوی، عمل گرایی، آینده، دانش، دموکراسی، رشد، حقیقت، اخلاق، فلسفه سیاسی، آزادی، جامعه و هویت است.   علاقه‌مندان به موضوعات فوق می‌توانند با ارسال آثار خود به نشانی https://waset.org/apply/۲۰۲۰/۱۰/new-york/ICAPT?step=۲ در این کنفرانس مشارکت کنند. مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۱۵ آگوست ۲۰۱۹ است.   برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://waset.org/conference/۲۰۲۰/۱۰/new-york/ICAPT مراجعه کنید. ]]> علوم انسانی Wed, 21 Aug 2019 05:03:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279786/کنفرانس-بین-المللی-فلسفه-اندیشه-آمریکا-برگزار-می-شود بررسی سویه‌های متافیزیکی، معرفت‌شناختی و اخلاقی رمانتیسم آلمانی http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279764/بررسی-سویه-های-متافیزیکی-معرفت-شناختی-اخلاقی-رمانتیسم-آلمانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «رمانتیسم آلمانی: مفهوم رمانتیسم آلمانی اولیه» نوشته فردریک بیرز در 10 فصل به بررسی جنبه‌های مختلف مرحله نخست رمانتیسم آلمانی پرداخته‌ و تلاش دارد تا به فهم برخی از مهمترین زوایای آن کمک کند.  فردریک بیزر نویسنده اثر استاد فلسفه دانشگاه سیراکیوز این 10 فصل را که در اصل ده مقاله هستند در مناسبت‌های مختلف نگاشته است. مقالات این کتاب که علی‌رغم ربط منطقی بینشان می‌توان آن‌ها را به طور جداگانه نیز مطالعه کرد، با ارجاع مکرر به آثار رمانتیک‌های آلمانی مسائلی را مطرح می‌سازد که گهگاه از منظر پژوهشگران تیزبین رمانتیسم آمانی نیز مغفول مانده‌اند.  این مقالات کوششی هستند در جهت تعریف و توضیح جنبه‌هایی از رمانتیسم آلمانی اولیه؛ دوره‌ای مشهور به رمانتیسم اولیه آلمانی که میان سال‌های ۱۷۹۷ تا ۱۸۰۳ شکوفا شد و به نوعی مقدماتی و اهتمامی به منظور راهنمایی خواننده انگلیسی‌زبان در سرزمینی ناشناخته‌اند. همچنین برخی از مقالات، به خصوص مقاله نخست و دوم، در واکنش به رویکرد ادبی همچنان مسلط بر رمانتیسیم اولیه نگاشته شده‌اند. هرچند که برخی از مهم‌ترین دست‌نوشته‌ها درخصوص فلسفه رمانتیک تنها از جنگ جهانی دوم به بعد به چاپ رسیده‌اند.  جنبش رمانتیسم به طور کلی و رمانتیسم آلمانی به طور خاص اهمیت بسزایی در سیر تطور اندیشه غرب داشته، اما متاسفانه این جنبش تاکنون غالبا موضوع مطالعه پژوهندگان ادبیات بوده و سویه‌های دیگر این جنبش همواره تحت‌الشعاع سویه ادبی آن قرار گرفته است. کتاب حاضر با شوریدن بر این رویکردغالب، بر آن است تا نشان دهد ادبیات و زیبایی‌شناسی این جنبش در حقیقت فرع بر متافیزیک، اخلاق و سیاست آن بوده، و امیدوار است بتواند با این شیوه رویکرد مطالعاتی به رمانتیسم با محوریت رمانتیسم آلمانی اولیه را دگرگون کند. به عبارت دیگر، بیزر از تفاسیر پیشین رمانتیسم آلمانی خرسند نیست و از این شکوه می‌کند که رمانتیسم تاکنون عمدتا موضوع پژوهش منتقدان ادبی بوده و به سویه‌های متافیزیکی، معرفت‌شناختی و اخلاقی آن وقع چندانی نهاده نشده است و بر آن بوده تا با نقد سنت‌های تفسیری بدیل، تفسیر بدیع خویش را عرضه کند. محور انتقادی اصلی این مقالات نیز معطوف به تفاسیر پست‌مدرن از رمانتیسیم اولیه، به خصوص آثار پل دومان، مانفرد فرانک، آیزایا برلین، ارنست بلر، فیلیپ لاکو‌بارت و ژان‌لوک نانسی است.  او معتقد است تفسیر این اندیشمندان از رمانتیسم اولیه یکجانبه و زمان‌پریشانه است و چنین تفسیری آن دوران را اساسا به مثابه سبقتی بر پست‌مدرنیسم می‌فهمد و دغدغه‌های معاصر را بدان تحمیل می‌کند. با این همه، و به رغم همه قرابت‌های رمانتیسم اولیه با پست‌مدرنیسم، این دوره به عنوان پدیده تاریخی منحصر‌به‌فردی باقی‌مانده، و هنوز تا حد زیادی بخشی از قرن هجدهم است.  به زعم نویسنده دلایل بی‌توجهی به فلسفه رمانتیک اولیه متعدد است. دلایل سیاسی نیرومندی وجود دارد. از زمان جنگ جهانی دوم، رمانتیسم را هم لیبرال‌ها و هم مارکسیست‌ها به یک اندازه به منزله ایدئولوژی حزبی آغوش گشودند. دلایل آکادمیک نیز وجود داشته است. از آن رو که رمانتیسم اغلب در قالب جنبشی ادبی و انتقادی دریافت شده بیشتر منتقدان ادبی و مورخان بدان اقبال داده‌اند. دلایل فلسفی هم به ویژه دخیل بوده‌اند. رشد فلسفه تحلیلی در جهان انگلیسی‌زبان به شکاکیت و عدم تساهل در قبال طرق بدیل فلسفه‌ورزی انجامیده و سرانجام دلایل دانش‌ورانه دخیل بوده است.  اهمیت تاریخ این جنبش به چند عامل بستگی دارد. نخست اینکه رمانتیسم اولیه از آن جنبه‌های مهم میراث دکارتی می‌گسلد: برداشت مکانیکی آن از طبیعت، ثنویت آن میان ذهن و بدن، باور مبناگروانه آن به اصول اولیه معین و باور آن به سوبژکتیویته خودروشنگر. دوم اینکه رمانتیک‌های جوان همچنین برخی از مفروضات بنیادین در پس عقل‌باوری روشنگری را به پرسش گرفتند: مفروضاتی از قبیل امکان عقل غیرتاریخی، امکان معیارهای کلاسیک نقادی و اصول اولیه بدیهی و سوم هم اینکه رمانتیک‌های اولیه تقریبا در همه زمینه‌های فلسفه و سیاست و ... مبدع بوده‌اند.   کتاب «رمانتیسم آلمانی: مفهوم رمانتیسم آلمانی اولیه» نوشته فردریک بیرز با ترجمه سیدمسعود آذرفام در ۳۶۰ صفحه، شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و به قیمت ۴۲۰۰۰ تومان منتشر شده است. ]]> علوم انسانی Tue, 20 Aug 2019 05:59:42 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279764/بررسی-سویه-های-متافیزیکی-معرفت-شناختی-اخلاقی-رمانتیسم-آلمانی مفهوم هويتی و سياسی ايران، هميشه ايران بوده است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/279628/مفهوم-هويتی-سياسی-ايران-هميشه-بوده خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_آناهید خزیر: سيد محمدصادق سجادی، برای کسانی که به تاریخ ایران دلبستگی دارند، نامی آشناست، وی بيش از 30 سال مدير بخش تاريخ و عضو شورای عالی علمی مركز دايره‌المعارف بزرگ اسلامی بوده و نقش كليدی و موثری در تهيه و تدوين مجموعه ارزشمند تاريخ جامع ايران ايفا كرده است. سجادی بیش از صدها مقاله و مدخل درباره تاریخ ایران نوشته و افزون بر تاليف كتاب‌هايی چون «طبقه‌بندی علوم در تمدن اسلامی»، «تاريخ برمكيان» و «رساله اخبار برامكه» آثار ارزشمند بسیاری را تصحيح و ترجمه كرده است. «کاربرد مفهوم ایران در مطالعات تاریخی» نیز عنوان سوژه‌ای است که در گفت‌وگو با این استاد نام‌آشنای تاریخ ایران مطرح شد و وی به واکاوی نام ایران در کتیبه‌های باستانی ایران پرداخت. دیدگاه وی را در ادامه می‌خوانید: هنگامی که از نام ایران سخن به میان می‌آید دقیقا به چه هویتی اشاره می‌کنیم؟ کلمه ایران به لحاظ واژه و مفهوم و اطلاقش بر این سرزمین بسیار کهن است. در متون پیش از اسلام، در سنگ‌نبشته‌ها، کتبیه‌ها و برخی از متون مکتوب باقی‌مانده از پیش از اسلام نام ایران به کرات آمده است. ایران یعنی سرزمین آریاییان و در دوره اسلامی نیز در متون نظم و نثر فارسی کتب جغرافیایی تاریخی ادبی به زبان عربی و فارسی به وفور نام ایران برای سرزمین معین و اقوام معینی آمده است. كلمه ايران در كتيبه‌های باستانی و منابع بازمانده از آن روزگار به وفور آمده است و مراد از آن كشوری با مرزهای معين و هويتی مشخص بوده است. زیرا مرزهای سياسی در ادوار مختلف بر اثر جنگ‌ها و ظهور و سقوط دولت‌ها تغيير می‌كرده است اما مفهوم هويتی و سياسی ايران، هميشه ايران بوده است. در ایران باستان ده‌ها قوم ديگر در سرزمين‌ بزرگی که امروزه ایران می‌نامیم زندگی می‌کردند، مانند ژرمن‌ها و دیگر نژادهایی که در سرزمین آلمان و دیگر کشورها می‌زیستند، چرا کلمه پارس و پارسی‌‌ها بر کل سرزمین ایران اطلاق شد؟ دلیل آن روشن است. دو شاهنشاهی بزرگ ايرانی را تيره پارس‌های قوم ايرانی ايجاد كردند و به اقتدار سياسی و نظامی و كشورگشايی‌هایشان، با اقوام ديگر ارتباط یافتند و در نوشته‌هایشان، از پارس و پارس‌ها سخن گفتند. مراد منابع يونانی و سريانی از پارس، پارس‌ها، نیز به روشنی آشکار است و به معنی ايران و ايرانيان است. مفهوم ایران مهمترین جز هویت ایرانی است. زبان فارسی اصل و اساس هویت ایرانی است و چارچوب فرهنگی و زبانی اقوام ساکن را در این چارچوب معین کرده است. در متون عربی نخستین آشنایی عرب‌ها با ایرانیان از طریق ایالت فارس و پارس‌ها بوده به تدریج اطلاق فرس بر کل ایرانیان شده است. همان‌گونه که اشاره کردید ژرمن‌ها تمام اقوام سرزمین آلمان نیستند بلکه یکی از اقوام تشکیل‌دهنده آن سرزمین‌ها هستند و فرانک‌ها تنها اقوام ساکن در قلمرو فرانسه نیستند بلکه یکی از اقوام آن هستند و آشنایی ملل دیگر بر اساس این اقوام بوده و با این نام بر آن سرزمین‌ها غلبه پیدا کرده است. این داستان دقیقن درباره ایران هم تکرار شده است. یعنی یونانی‌ها و عرب‌ها که با ایرانی‌ها ارتباط پیدا کردند اعم از ارتباط نظامی اقتصادی یا فرهنگی جنگی، بیشتر با اقوام فارس ارتباط پیدا کردند. به این دلیل که سلسله‌های مهم ایرانی پیش از اسلام مثل هخامنشی‌ها و ساسانی‌ها پارسی بودند و رشته‌های سیاسی و نظامی و فرهنگی ایران را به دست داشتند. به تدریج کلمه پارس و پارسی‌‌ها اطلاق شده بر سراسر ایران و هم در زبان‌های اروپایی و هم زبان عربی که در متون کهن عربی بر ایرانی‌ها اطلاق فُرس شده و بر ایران فارس نامگذاری شده است. با این حال در متون کهن عربی مثل فتوح البلدان بلازی و برخی از کتاب‌های جغرافیایی و مسالک‌المسالک‌ها و صورت‌الارض نام ایران و ایرانی‌‌ها آمده است. فرق ميان ايران به عنوان يك واحد سياسی و آنچه به درستی جهان ايراني یا ایران فرهنگی می‌خوانيم کجاست؟ بخشی از شبه قاره هند، بخشی از فرارود تا چين، آسيای صغير و قلمرو عثمانی، قسمتي از قفقاز به طور رسمی در عصر اسلامی جزو خاك اصلی ايران و واحد سياسی ايران نبوده است اما هميشه جزو جهان ايرانی محسوب می‌شده است، يعنی ايران فرهنگی. بخشی از این سرزمين‌ها جلوه‌گاه زبان و ادب ايران و فرهنگ ايرانی بوده است. فرهنگ ايرانی، زبان‌های ايرانی، آداب و رسوم ايرانی، ادبيات ايرانی هنوز در برخی از اين سرزمين‌ها زنده است. زبان دستگاه اداری يا بخشی از زندگی عامه، در مصر به روزگار ايوبيان و مماليك، آکنده از واژه‌ها و تركيبات فارسی بوده است. از شبه قاره هند تا همين اواخر سرایندگان بزرگ پارسی‌گوی برمی‌خاستند. در آسيای صغير در تمام دوران مغول و تيمور زبان و ادبياتی به غیر از زبان و ادبيات فارسی رايج نبود. سلاطين ترك عثمانی به فارسی سخن می‌گفتند و شعر می‌سرودند و مورخان به فارسی تاليف و می‌كردند. همچنین اسناد اداری نیز به فارسی بود. زبان رسمی و اداری و فرهنگی تمام سلسله‌های ترك و مغول از غزنويان تا صفويان همواره فارسی بوده است و جالب آنكه درخشان‌ترين ادوار ادبی ايران، دوران تركان و مغولان است. از اين گونه شواهد بسيار است. اين‌ها يعنی هويت ايرانی كه در جهان ايرانی يا ايران فرهنگی قابل بحث است. اما درباره كلمه ايران بايد بگويم كاربرد و اطلاق آن در دوره باستان بر كشوری كه موطن قوم ايرانی است، نیازمند اثبات نيست و شواهد و منابع و اسناد در اين باره بسیار زياد است. در منابع و متون اسلامی از ایرانیان با نام «فُرْس» یاد می‌کردند، از نام ایران در تمدن اسلامی بیشتر بگویید.  از قدیمی‌ترین ایام در عصر اسلامی نام ایران دقیقا اطلاق شده بر این سرزمین و نام ایرانیان یا فُرس اطلاق شده بر مردم ایران است و این نامگذاری جدید و کاربردی نو نیست و بسیار کهن و قدیمی است. هیچ تحقیقی درباره نام امروز ایران بدون اینکه به متون کهن و قدیمی مراجعه بشود ناقص است و نام ایران و مردم ایران بی سابقه نبوده و بسیار کهن است. اگر ایران را بر اساس دیدگاه‌های تاریخی، نظامی، جنبه‌های مختلف تاریخ فرهنگی و... بررسی کنید، هیچ کدام از دایره دنیای ایرانی خارج نیست و منابع هم در این زمینه بسیار زیاد است. جامعه‌شناسی تاریخی و ابن‌خلدون که بنیانگذار جامعه‌شناسی به شمار می‌آید از ایرانی‌ها و فرهنگ ایرانی به کرات نام برده است. در واقع آنچه که به تمدن اسلامی موسوم است بزرگترین سازندگانش ایرانیان بودند و نام ایران، اطلاق ایران و مردم ایران چیز پنهان و ناشناخته‌ای برای قدما نبوده است و آن‌ها بر توانایی‌های فرهنگی و سیاسی و علمی ایرانی‌ها واقف بودند. برخی از تاریخ‌پژوهان به این نکته اشاره کرده‌اند که نام ایران با دوران سلطنت رضاشاه این نام را گرفت؟ و به شکل دقیق‌تر بخواهیم بگوییم روز اول فروردین 1314 شمسی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه نام پارس یا پرشیا رسما به ایران تغییر یافت. نظر شما در این باره چیست؟ نمی‌دانم ریشه این گفته به طور دقیق از كجا سردرآورده است. متاسفانه برخی از مورخان و پژوهشگران تاریخ نیز علمی نيز گزارش‌های تاريخی را درست نمی‌خوانند و درباره آن تحقيق و پژوهش نمی‌كنند! باید بگویم پهلوی اول نه كلمه ايران را ساخت، نه آن را بر سرزمين ما اطلاق كرد! تا پيش از سال 1314 شمسی به پيروی از سنتی باستانی، ايران در زبان‌های اروپايی غالبا پرشيا يا پرس (پارس) خوانده و نوشته می‌شد و نام پارس و پرشیا نیز به روشنی آشکار است که سخن از ایران و ایرانی است. «ایران سرزمین مشخصی است با مردم معین، با فرهنگ و تمدن مشخص» این سخنی است که در بیشتر منابع تاریخی به چشم می‌خورد. آیا هنگامی که می‌گوییم مردم این سرزمین آریایی هستند سخن نژادپرستانه‌ای را مطرح نکرده‌ایم؟ در ایران اقوام مختلفی بودند حتی از پیش از آریایی‌ها در شرق و غرب ایران اقوام سکاها در شرق ایران و کاسپی‌ها در غرب و شمال غربی ایران می‌زیستند و آریایی‌ها آمدند و در این سرزمین با آن‌ها مخلوط و ممزوج شدند و یک قوم و ملت جدید را به‌وجود آوردند. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی در تاریخ چندهزار ساله‌اش مورد هجوم اقوام مختلف بوده است. این اقوام مختلف آمدند در ایران و ماندگار شدند و ایرانی نام گرفتند. نمی‌‌توانیم بگوییم در ایران قوم آریایی زندگی می‌کنند. ایرانی‌ها با عرب‌ها، مغول‌ها، ترک‌ها و اقوام دیگر که بومی بودند از عیلامی‌ها و کاسی‌ها مخلوط شدند این‌که بگوییم مردم این سرزمین آریایی هستند سخن بیهوده‌ای است. بر اساس چندهزار سال اختلاف و امتزاج نژادی ایرانی‌ها به وجود آمدند اما به لحاظ فرهنگی ما متعلق به دنیای ایرانی هستیم. با این‌که اقوام ترک، عرب و سکاها به گستره ایران بزرگ آمدند، ماندند و ایرانی شدند زبانشان مختلف بوده و فرهنگ اولیه آن‌ها نیز گوناگون بوده اما در اینجا تبدیل شدند به ایرانی و مدافع یک فرهنگ شدند و در یک دنیا موسوم به دنیای ایرانی زندگی کردند برخلاف اختلاف زبان‌ها بنابراین بحث قوم‌گرایی و نژادگرایی مطرح نیست. با این توضیحات کاملی که درباره نام ایران، پیشینه تاریخی، هویت و فرهنگ ایرانی ارائه دادید لطفا درباره نقش و جایگاه تاریخ‌نگاری در هویت تاریخی ایران بگویید؟ مورخ باید تمام منابع اعم از اینکه موافق یا مخالف را تحلیل کند و گزارش‌های تاریخی را کنار هم بگذارد. برای مورخان و پژوهشگران تاریخی راه‌هایی وجود دارد که روایت‌های متناقض تاریخی را با هم مقایسه کنند و در میان سطور و یا از قشرهای پنهان متون تاریخی مطالبی دربیاورند و آن‌ها را بررسی و تحلیل کنند. این روش درست در ایران وجود ندارد و همواره دستاوردهای تاریخی دچار بدفهمی‌های فاجعه‌‌آمیز می‌شود. درباره هویت و نام ایران و ادوار تاریخی ایران نیز تحلیل‌های اساسی وجود دارد و ما متاسفانه حتی برای دبیرستانی‌ها و دانشجویان دانشگاهی نیز نتوانستیم تاریخ ایران را به صورتی که در نقاط دیگر دنیا مورد بررسی قرار می‌گیرد تحقیق و پژوهش کنیم. منابع در این زمینه بسیار زیاد است اما یکی از مشکلات در تاریخ‌نگاری فقدان ارزیابی دقیق منابع تاریخی است و گاهی شبه مورخان گزینشی به اصطلاح ژورنالیستی امروز عمل می‌کنند و به بخش‌هایی که مطابق طبع و نظر و پسند خودشان است استناد می‌کنند آن‌هم نه به طور دقیق و آن‌هایی که مطابق نظرشان نیست کنار گذاشته می‌شود. اکنون به پژوهش‌های تاریخی و تاریخ‌نگاری بپردازیم، از دید شما که سال‌ها در زمینه‌های تاریخی تحقیق و پژوهش می‌کنید، مشکل عمده تاریخ‌نگاری ایران کجاست؟ عمده مدرسان تاریخ و دانشجویان تاریخ به تاریخ معاصر ایران می‌پردازند و علاقه بسیاری از دانشجویان تاریخ و تاریخ‌پژوهان به دوره مغول به این سو است زیرا منابع فارسی بسیاری از آن دوران تاریخی به جای مانده است. منابع بخش عمده تاریخ ایران باستان و تاریخ پیش از اسلام عربی است و  بسیاری از پژوهشگران نیز زبان عربی نمی‌دانند و نمی‌توانند از آن منابع مهم بهره‌گیری کنند اگر هم استفاده کنند از ترجمه‌هایی که غالبا مغلوط و ناقص است بهره می‌گیرند که این هم کار نادرستی است. احاطه بر تاریخ ایران مستلزم دانستن چند زبان است به‌ویژه که باید زبان عربی را بدانند و همچنین برخی از زبان‌های اروپایی را فرابگیرند که تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه شده است. همچنین بر تحقیقات ایران فرهنگی باید مسلط باشند و علاوه بر این‌ها بر منابع گوناگون تسلط داشته باشند و منابع را بر حسب دوره‌ها بشناسند و بتوانند این مساله را تحلیل کنند و برای منابع تاریخی یک تقدم و تاخر زمانی و اعتباری قائل شوند اما بیشتر تاریخ‌پژوهان به این مساله توجه نمی‌‌کنند. تاریخ‌پژوه هم باید مثل کسی باشد که می‌‌خواهد فرهنگ لغت بنویسد، اگر فرهنگ لغت تاریخی بنویسد یعنی تطور معانی یک واژه را در زمینه تاریخ نشان بدهد کارش بسیار دقیق‌تر و کاربردی‌تر است تا یک سلسله واژه‌ها را از فرهنگ‌‌های مختلف دربیاورد و فرهنگ لغت بنویسد. مورخ باید اهمیت کتاب را در دوره مورد پذیرش و اعتبار آن را نسبت به منابع دیگر بسنجد و بداند در غیر این صورت آنچه می‌نویسد ناقص است و غیرقابل تحلیل و بررسی نهایی است. آیا بیشتر کتابسازی‌های تاریخی به دوره تاریخ باستان اختصاص یافته است یا تاریخ پس از اسلام؟ کتابسازی درباره تاریخ باستان کمتر از تاریخ دوره اسلامی است. در دوره اسلامی تاریخ بسیار جعل شده و به طور دقیق بگوییم تحریف شده است. آنچه برای نویسندگان امروز و مورخان مهم است بیشتر تاریخ بعد از اسلام است زیرا چیزهایی را نادیده گرفته‌اند و مواردی را ناچار بودند بگویند طوری که خودشان خواسته‌اند. کمتر کتابی منتشر شده است که واقعیت را بدون اظهار تعصب نسبت به یک سوی قضیه بیان کرده باشد.  در این باره بیشتر بخوانید:      مفهوم ایران ریشه‌های خیالین و عاطفی ندارد/ تاریخی که برساخته نیست   داریوش رحمانیان می‌گوید: مفهوم ایران ریشه‌های خیالین، پندارین، احساسی و عاطفی ندارد و این‌گونه نیست که بگوییم برساخته است و یکسری ناسیونالیسم جمع شده‌اند و می‌خواهند ایران را این‌گونه روایت کنند. ]]> علوم انسانی Mon, 19 Aug 2019 11:53:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/279628/مفهوم-هويتی-سياسی-ايران-هميشه-بوده پرونده‌ای برای عروسی‌های آذربایجان در چهارمین شماره فصلنامه فرهنگی ـ اجتماعی «ایشیق» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279752/پرونده-ای-عروسی-های-آذربایجان-چهارمین-شماره-فصلنامه-فرهنگی-اجتماعی-ایشیق به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شماره ۴ مجله «ایشیق» به مدیرمسئولی روشن نوروزی منتشر شد. چهارمین شماره فصلنامه فرهنگی ـ اجتماعی «ایشیق» با پرونده‌ای درباره «عروسی‌های آذربایجان» به زبان تُرکی آذربایجانی، در ۱۶۰ صفحه و در گستره سراسری منتشر شد. مجله ایشیق در هر شماره خود به موضوعات فرهنگی و اجتماعی مرتبط با مردم آذربایجان ایران می‌پردازد. سه شماره قبلی این مجله با پرونده‌هایی درباره «آذربایجان و مساله تحصیل»، «قهوه‌خانه‌های آذربایجان» و «آذربایجان و مساله مهاجرت» منتشر شده است. علاوه بر این هر شماره مجله ایشیق حاوی ضمیمه‌ای به زبان فارسی نیز هست. مجله ایشیق در استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان از طریق کتابفروشی‌ها و دکه‌های مطبوعاتی و در تهران در کتابفروشی‌های منتخب به قیمت ۲۵ هزار تومان ارائه می‌شود. همچنین امکان خرید آنلاین این مجله از طریق سایت ishiq.ir وجود دارد. ]]> علوم انسانی Mon, 19 Aug 2019 09:26:31 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279752/پرونده-ای-عروسی-های-آذربایجان-چهارمین-شماره-فصلنامه-فرهنگی-اجتماعی-ایشیق چه کتاب‌هایی را برای شناختن «کودتای 28 مرداد» بخوانیم؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279738/کتاب-هایی-شناختن-کودتای-28-مرداد-بخوانیم به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کودتای 28 مرداد از جنجالی‌ترین رویدادهای تاریخ ایران است. این رویداد که در پایان سبب سقوط دولت مصدق شد، هم در گستره کشور و هم در فراسوی مرزها، بازتاب گسترده‌ای داشته و انگیزه جناح‌بندی‌های گوناگون سیاسی در ایران شده است. پژوهشگران بسیاری از همان سال‌ها این رویداد را واکاوی کرده‌اند و آنچه در این میان به چشم می‌خورد؛ دیدگاه‌های گوناگون کسانی است که به این رویداد پرداخته‌اند. در این میان گروهی از پژوهشگران حضور دارند که همواره کوشیده‌اند از دریچه علمی و چارچوب‌های تاریخی به این رویداد و پیامدهای آن بپردازند. در این گزارش به برخی از مهم‌ترین پژوهش‌هایی که به رویداد کودتای 28 مرداد پرداخته‌اند نگاهی انداخته‌ایم. کتاب «کودتاهای ایران» نوشته‌ سهراب یزدانی (نشر ماهی) یزدانی در کتاب کودتاهای ایران تاریخ پنجاه‌ساله‌ ایران را بازگو نمی‌کند، بلکه می‌کوشد به این پرسش‌ها پاسخ دهد و آن‌ها را تحلیل کند. فصل یکم این کتاب مبحثی نظری و تاریخی درباره‌ پدیده‌ کودتاست. در فصل‌های دوم تا پنجم کودتاهای ایران بررسی می‌شوند؛ براندازی مجلس اول، برچیدن مجلس دوم، سوم اسفند 1299 و 28 مرداد 1332. یزدانی در فصل پایانی کتاب می‌کوشد شاخصه‌های مشترک این چهار کودتا را بیابد و بررسی کند که آیا می‌توان الگوی مشترکی در کودتاهای ایرانی یافت. «کودتا» نوشته یرواند آبراهامیان با ترجمه محمدابراهیم فتاحی (نشر نی) یرواند آبراهامیان در این کتاب کوشیده است با نگاهی خاورشناسانه به رویداد 28 مرداد بپردازد. آبراهامیان در این پژوهش به ویژه بر نقش آمریکا در کودتای 28 مرداد انگشت می‌گذارد و باور دارد بازار نفت و سرمایه‌گذاری‌های بزرگ آمریکا در آن، دلیل بنیادین نقش آمریکا در کودتا بوده است. هر چند نقدهایی نیز بر این پژوهش وارد است. مانند بی‌توجهی به نقش مردم در این کودتا و تنها پرداختن به نقش حزب توده است. «کودتای 28 مرداد 1332» نوشته مارک گازیوروسکی با ترجمه غلامرضا نجاتی (نشر شرکت سهامی انتشار) مارک گازیوروسکی در پژوهش‌های بسیاری به کودتای 28 مرداد، محمد مصدق و سیاست خارجی آمریکا پرداخته است. کتاب «کودتای 28 مرداد» از نمونه‌های برجسته و تا اندازه‌ای کلاسیک گازیوروسکی است. نویسنده در این کتاب به گونه‌ای ویژه به رویداد کودتای 28 مرداد پرداخته و کوشیده است تا زمینه‌های این کودتا را شناسایی کند. «چند و چون فروریزی دولت دکتر مصدق و بررسی کنش حزب توده ایران» نوشته ماشاءالله ورقا (نشر اشاره) نگارنده این پژوهش که خود رئیس پیشین دایره اطلاعات و مراقبت شهربانی کل کشور بوده است، باور دارد که بسیاری از گوشه‌های تاریخ کودتای 28 مرداد ناگفته مانده است. وی فروریزی دولت مصدق نه یک فروریزی دولتی و از میان رفتن مصدق، بلکه فروریزی شیوه کشورداری و دگرگون شدن نظام اجتماعی نوپایی می‌داند که در راه دموکراسی، آيادی و استقلال کشور گام نهاده بود. «اسرار کودتای 28 مرداد: شرح عملیات چکمه (آجکس)» نوشته سی.ام وودهاوس با ترجمه نظام‌الدین دربندی (نشر رهنما) بی شک خواندن «اسرار کودتای 28 مرداد» خوانند را با جستاری جاسوسی روبه‌رو خواهد کرد که در آن گوشه‌های بسیاری از تاریخ ایران رو سازمان‌های جاسوسی بریتانیا پنهان شده‌اند با این همه ارزش این کتاب نه در رنگ و بوی جاسوسی و پلیسی آن، بلکه در بازشناسی جستارهایی است که در لایه‌های زیرین تاریخ معاصر ایران پنهان مانده است و نقش سازمان‌های جاسوسی دربراندازی دولت مصدق است. «کالبدشکافی توطئه» نوشته ابراهیم یزدی (نشر قلم) «کالبدشکافی توطئه» از کتاب‌های چالش‌برانگیز ابراهیم یزدی است. نویسنده در آغاز یادآوری می‌کند که این کتاب چهار جستار را دربرمی‌گیرد: سه بخش نخست آن دربرگیرنده نوشتارها و سخنرانی‌های ابراهیم یزدی درباره کودتای 28 مرداد است و بخش پایانی آن به‌گونه‌ای ویژه به گزارش کودتای 28 مرداد از سوی انگلیسی‌ها پرداخته است. نویسنده از چهره‌های سیاسی تاریخ معاصر ایران بوده است و پژوهشگرانی که به این کتاب پرداخته‌اند جایگاه سیاسی ابراهیم یزدی را دربرانداختن به کودتا پیش چشم داشته‌اند. «خواب آشفته نفت» (از کودتای 28 مرداد تا سقوط زاهدی) نوشته محمدعلی موحد (نشر کارنامه) کتاب چهار جلدی «خواب آشفته نفت» نوشته استاد محمدعلی موحد است. نویسنده در این مجموعه به جستار نفت در تاریخ معاصر ایران پرداخته است، با این همه جلد چهارم این جستارها با نام «از کودتای 28 مرداد تا سقوط زاهدی» به‌گونه‌ای ویژه به رویداد 28 مرداد 1332 پرداخته است. موحد با سررشته‌ای که در دانش حقوقی دارد تلاش کرده است تا از دیدگاه حقوقی به این رویداد بپردازد. «اسناد سازمان سیا درباره کودتای 28 مرداد و براندازی دکتر مصدق» نوشته غلامرضا وطن‌دوست (نشر رسا) پرداختن به اسناد خارجی و بومی از بنیادی‌ترین گونه‌های خواندن تاریخ کودتای 28 مرداد است. غلامرضا وطن‌دوست در این کتاب به گردآوری اسناد سازمان سیا درباره کودتای 28 مرداد پرداخته و سپس بر برگردان و واکاوی آن‌ها پراخته است. این کتاب به همراه سرآغازهایی از وطن‌دوست و همچنین محمدعلی کاتوزیان چاپ شده است. این دو سرآغاز از بخش‌های ارزشمند کتاب به‌شمار می‌آیند. «کودتا (خاطرات کرومیت روزولت از کودتای بیست و هشت مرداد) نوشته کرومیت روزولت ترجمه محسن عسکری‌جهقی (نشر ثالث) گروهی کرومیت روزولت را از برنامه‌ریزان کودتای 28 مرداد می‌دانند. نمی‌توان نقش کرومیت روزولت را در رویداد کودتا نادیده گرفت، بنابراین پرداختن به یادداشت‌ها و خاطران وی نقشی مهم در بازنگری گوشه‌های تاریک کودتای 28 مرداد خواهد داشت. این کتاب دربردارنده داده‌های تاریخی بسیاری است مانند دیدگاه‌های روزولت نسبت به ایران و ایرانیان، نگاه وی به مصدق و شاه و پیامدهای کودتا. «کودتا، مرداد 1332، سازمان سیا و ریشه‌های روابط کنونی ایران و آمریکا» نوشته یرواند آبراهامیان با ترجمه عبدالرضا (هوشنگ) مهدوی (نشر البرز) این کتاب تاریخ بازنگری شده از رویدادی است که نقطه عطف به‌شمار می‌رود . آبراهامیان با استادی نشان می‌دهد کودتا بیشتر از مخالفت شدید انگلیس و آمریکا با ایران سرچشمه می‌گرفت که قصد داشت اختیار منابع نفتی خود را در دست داشته باشد تا از سازش‌ناپذیری مصدق با الزامات جنگ سرد جلوگیری کند. در مرداد 1332، سازمان سیا با یک کودتای نظامی، براندازی سریع رهبر انتخابی ایران را ترتیب داد و به جای او، شاه منفور و قدرت طلب را نشاند. یرواند آبراهامیان در این تاریخچه نشان می‌دهد چگونه پیوند نفت با ملی‌گرایی ایرانی موجب دخالت سازمان سیا شد. نگارنده استدلال می‌کند که هرچند ایالات متحد آمریکا و بریتانیای کبیر برای توجیه کودتا از زبان جنگ سرد استفاده می‌کردند، نگرانی عمده آنان از کمونیسم نبود. ]]> علوم انسانی Mon, 19 Aug 2019 07:15:38 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279738/کتاب-هایی-شناختن-کودتای-28-مرداد-بخوانیم آمریکا معتقد بود تحریم راه مهار دولت مصدق نیست http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279573/آمریکا-معتقد-تحریم-راه-مهار-دولت-مصدق-نیست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: «سايه سرد و سهمگين سرکوب در سرتاسر کشور گسترده بود. آسياسنگ خشونت در نهايت سرعت می‌چرخيد و با قساوت تمام هر دانه را که بر گلويش می‌گذشت خرد مي‌کرد. سگ‌ها را گشاده بودند و سنگ‌ها را بسته؛ و سرمای سوزان همه را کرخت و زمين گير کرده بود.»   این تصویری است که محمدعلی موحد در کتاب «خواب آشفته نفت» از روزگار پس از بیست‌وهشتم مرداد 1332 ارائه می‌دهد. روزگار پنبه شدن رشته‌ها، روزگار سرخوردگی، روزگاری که مهدی اخوان ثالث آن را زمستان نامید و از هوای دلگیرش گفت. از این‌که دست‌ها از فشردن یکدیگر از سر محبت اکراه دارند هیچ کس جواب سلام دیگری را نمی‌دهد.   اما چه شد که این‌گونه شد؟ آیا مصدق می‌توانست جلوی چرخش سریع آسیاسنگ خشونت را بگیرد؟ آیا سرنگونی تقدیر دولت مصدق بود؟   چنین پرسش‌هایی از فردای بیست‌وهشت مرداد تاکنون دست از سر اذهان پرسشگر برنداشته است و کتاب‌های فراوانی با پاسخ‌هایی گاه متناقض به آنها در طول سالیان گذشته منتشر شده‌اند.   در سال‌های اخیر و با آزاد شدن یا انتشار بخشی از اسناد نهادهای دولتی و حکومتی در آمریکا، واکاوی بیست‌وهشت مرداد، بیش از آنکه بر خاطرات غالباً متناقض دست‌اندرکاران روندهای سیاسی آن دوران تکیه داشته باشد، تکیه خود را بر اسناد گذاشته است.   یکی از این مجموعه اسناد، که ترجمه فارسی آن در سال 1397 منتشر شد، به اسناد سیاسی سفارت آمریکا در تهران بین دی‌ماه سال 1331 تا دی‌ماه سال 1332 اختصاص دارد. این مجموعه را بنگاه ترجمه و نشر پارسه با ترجمه محمد آقاجری منتشر کرده است. در این مطلب با مرور اسناد منتشر شده در این کتاب، در پی یافتن پاسخی به این پرسش خواهیم بود که آیا فشارهای اقتصادی وارد آمده بر دولت مصدق، سرنگونی این دولت را ناگزیر می‌کرد؟     ذخایر طلا یا نزدیکی به شوروی روز بیست‌ویکم مرداد سال 1332، متیسون کاردار موقت سفارت آمریکا در تهران، ارزیابی‌ای از روند اوضاع در ایران به وزارت امور خارجه آمریکا فرستاده است که اطلاعات جالب‌توجهی از آن می‌توان به‌دست آورد. اطلاعاتی درباره نگرش سیاست‌سازان آمریکایی نسبت به دولت مصدق در آستانه کودتا و نیز درباره ارزیابی آنها از اثرگذاری تحریم‌ها بر ایران.   ویژگی اسناد منتشر شده در کتاب «مذاکرات ایران و آمریکا» آن است که در زمان خود مهر سرّی و به‌کلی سرّی داشته‌اند و برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی نوشته نشده‌اند. همین خصوصیت باعث می‌شود که بتوانیم از این اسناد انتظار داشته باشیم که فارغ از روند پروپاگاندایی که در بازه زمانی پیش از کودتا در برخی از مطبوعات ایران علیه دولت مصدق سامان داده شده بود، ارزیابی دقیقی از احتمالات اقتصادی‌ای که ایران با آن مواجه بود ارائه دهند.   بنا بر ارزیابی سفارت آمریکا در ایران، اگر چه وضعیت اقتصادی و مالی ایران در آن دوران همچنان رو به وخامت بود، اما راه‌های متعددی وجود داشت که دولت را قادر می‌کرد در کوتاه‌مدت اوضاع را بهبود ببخشد.(297)   یکی از قرائن این مسئله به اعتقاد متیسون این بود که: «دولت تاکنون از استفاده از ذخیره طلا خودداری کرده است.» او معتقد بود: «با بهبود وضعیت سیاسی نخست‌وزیر در نتیجه همه‌پرسی، هراس دولت برای بهره‌گیری از ذخیره طلا کاهش یافته اما دولت هنوز هم در نظر دارد که از طلاها تنها به عنوان آخرین چاره برای رفع بحران مالی شدید استفاده کند.»   از دیگر برآوردهای اقتصادی‌ای که سفارت آمریکا در ایران در روز بیست‌ویک مرداد از وضعیت دولت مصدق ارائه داده است، اشاره به این موضوع است که «ارزیابی دولت این است که حجم صادرات، به ویژه صادرات فرش، برنج و جو تا 50 درصد افزایش یافته و به این ترتیب ارز مورد نیاز برای واردات ضروری تامین شده است.» (همان)   علاوه بر این، سفارت آمریکا بر تمایل آشکار شوروی برای گسترش روابط اقتصادی با ایران تاکید داشت و معتقد بود این موضوع می‌تواند وضعیت ایران را بهبود ببخشد: «عامل سوم که می‌تواند وضعیت را بهبود ببخشد، تمایل آشکار شوروی برای گسترش تجارت پایاپای با ایران و اعطای امتیازهایی درباره ادعاهای مالی ایران علیه شوروی است. اگر شوروی طلاها و دلارهایی را که ایران ادعای آن را دارد، فراهم کند.»   اما این سفارت‌خانه معتقد بود حرکت شوروی به این سمت، اعطای امتیازهای متقابل سیاسی از سوی ایران به شوروی را اجتناب‌ناپذیر می‌کند و به اتکای بیش از اندازه ایران به شوروی می‌انجامد. می‌توان این احتمال را قطعی دانست که ارزیابی‌های مبتنی بر هشدار درباره خطر نفوذ شوروی، که در گزارش‌های دیگر نهادهای دیپلماتیک آمریکا از وضعیت ایران نیز مشهود بود، در جهت‌دهی به ذهنیت تصمیم‌گیران ارشد سیاست خارجه آمریکا از قبیل وزیر امور خارجه و رئیس‌جمهور درباره نوع مواجهه با مسئله ایران نقشی اساسی داشته است.   به ارزیابی متیسون از وضع اقتصادی ایران در مرداد 1332 بازگردیم. او در گزارش خود درباره راهکارهای دولت برای جبران خسارت‌های اقتصادی کارمندان و کارگران نیز نوشته است: «کارمندان و کارگران از بحران اقتصادی متضرر شده‌اند و دولت می‌تواند با چاپ اسکناس دستمزد کارمندان را افزایش دهد و آثار تورمی چاپ اسکناس را با استفاده از ذخیره طلا برای واردات و افزایش واردات از شوروی کاهش دهد.» (298)   به سوی دیکتاتوری غوغاسالار؟ متیسون همچنین در این ارزیابی خود این برآورد را ارائه می‌دهد که مصدق در حال حرکت به سمت شکل دادن به یک دیکتاتوری غوغاسالار است: «مصدق آهسته در مسیر تمرکز قدرت با استفاده از روش‌های غوغاسالارانه گام برمی‌دارد تا قدرت را در دستان خود نگه دارد و نفوذ شاه را از میان ببرد.» (295)   ایران در هنگام انتشار این گزارش، در آستانه انحلال مجلس از سوی مصدق قرار داشته است. انحلالی که در نتیجه همه‌پرسی‌ای که در روز 12 مرداد در تهران و 19 مرداد در شهرستان‌ها انجام شده بود، در تاریخ 25 مرداد 1332 رخ داد. ارزیابی سفارت این بوده است که مصدق پس از انحلال مجلس دست به سرکوب خواهد زد و نشریات را محدود خواهد کرد: «از این پس، اگر مخالفان برجسته‌ای مانند کاشانی در مخالفت با مصدق در اماکن مذهبی بست بنشینند، هیچ ابزاری در ایران در دست نخواهد بود تا مردم را آگاه کند.» (296)   از دیگر رویکردهای سیاسی مصدق که از منظر سفارت نمودهای نوعی دیکتاتوری پوپولیستی را در خود پنهان کرده بوده است، میل مصدق به شکل‌دهی تجمعات خیابانی بوده است: «درخواست‌های مداوم نخست‌وزیر برای تشکیل تجمعات خیابانی... اقدام متهورانه و خطرناکی است که ممکن است زیانش به خود او بازگردد، هر چند وی رئیس رژیمی اقتدارطلب است، اما به‌جز نیروهای مسلح هیچ سازمان قدرت‌طلبی در کنار خود ندارد.»   ارزیابی سفارت این بوده است که حزب توده بازوی اقتدارطلبی پوپولیستی مصدق خواهد شد: «مصدق ممکن است در پی استفاده از حزب توده به عنوان جبران بخشی از این کاستی برآید.» متیسن درباره شواهدی که بر نزدیکی مصدق با حزب توده دلالت دارند چنین نوشته است: «سفارت گزارش‌هایی دریافت می‌کند مبنی بر اینکه حزب نیروی سوم درگیر مجادله‌ای بر سر این است که آیا باید همسویی خود را با دولت، با توجه به مشارکت آن با حزب توده، ادامه بدهد یا خیر.» (297)   بند پایانی ارزیابی سفارت آمریکا در روز 21 مرداد از وضعیت سیاسی ایران را می‌توان نوعی پیش‌بینی کودتا و یا نوعی جهت‌دهی به ذهن تصمیم‌گیران اصلی سیاست خارجی آمریکا، برای پذیرش پیشنهاد کودتا در ایران ارزیابی کرد: «به نظر می‌رسد رژیم مصدق در آینده با چالشی از دو منبع بالقوه مواجه باشد: تفرقه درونی درباره مسائل غیرقابل پیش‌بینی در آینده و همچنین چالش از سوی نیروهای مسلح... سفارت فکر می‌کند در آینده نزدیک عوامل تفرقه‌انگیز در رژیم ممکن است توان کافی برای نشان دادن خود نداشته باشند. در این زمان باید تاکید داشت که حزب توده به طور پیوسته روش رخنه در رژیم را با موفقیت دنبال کرده و موفقیتی فزاینده در میان هواداران دولت داشته است. مصدق با سرکوب مخالفانش می‌خواهد غرب را متقاعد کند میان او و حزب توده یکی را برگزیند. (اما ارزیابی سفارت این است که) نیروهای مسلح و عناصر غیرکمونیست در ایران، هنوز هم می‌توانند جدا از حزب توده، گزینه دیگری به جای دولت مصدق باشند.» (299) منابع: موحد، محمدعلی؛ خواب آشفته نفت، نشر کارنامه، 1393 گلنون، جان پی؛ مذاکرات ایران و آمریکا، مترجم: محمد آقاجری، بنگاه ترجمه و نشر پارسه، 1397   ]]> علوم انسانی Mon, 19 Aug 2019 06:40:17 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279573/آمریکا-معتقد-تحریم-راه-مهار-دولت-مصدق-نیست ای بسا آرزو که خاک شده... http://www.ibna.ir/fa/doc/note/279718/بسا-آرزو-خاک-شده به‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ نصرالله حدادی ـ ... من فرمانی را امضا می‌کنم که با آن، مصدق را برکنار، و شما را به سمت نخست‌وزیری منصوب می‌نمایم.   زاهدی می‌پرسد: کی اجازه شروع عملیات را به چاکر امر می‌فرمایید؟ شاه با حرکتی سریع دفتر یادداشت‌هایش را ورق می‌زند و پس از نگاهی دقیق می‌گوید: فرمان در 13 اوت (22 مرداد) به دست شما می‌رسد و باید هرچه سریع‌تر، آن را به مصدق برسانید... زاهدی اطاعتش را اعلام می‌دارد و این فاصله به او فرصت می‌دهد تا نیروهایش را جمع‌آوری کند، و پیش از آن که سرتیپ ریاحی، رئیس ستاد ارتش بتواند واکنش نشان دهد، او وسایل اشغال ناگهان نقاط استراتژیک تهران را فراهم آورد ... و حالا باید منتظر موقعیت مناسب ماند، انشاالله. چند روز پیشتر از روز تعیین‌شده، ما با هواپیما به کلاردشت که یک توقفگاه تابستانی در حوالی رامسر است می‌رویم و برای این که تصور شود از رویداد بی‌خبریم، دوستانی را هم با خود می‌بریم. یعنی که می‌خواهیم تعطیلات‌مان را بگذرانیم! آری دوست دارم که مثل گذشته به تعطیلات بروم، تا جَوی را که بر «اختصاصی» حکمفرما است، تحمل نکنم. همان «اختصاصی» که شاه، آنجا، در دل شب بیدارم می‌کرد تا اطاقی را که در آن خوابیده‌ایم، عوض کند. سلاح آماده‌اش را نیز هر شب زیر بالش داشت و به هنگام غذاخوردن هم دستش روی سلاح ... می‌ماند. غذایی را که تعارفش می‌کردند نمی‌خورد. این سؤظن در او قوت گرفته بود که ممکن است زهر در غذا ریخته باشند. از شاله [خانه چوبی] کلاردشت بیرون نمی‌‌آییم، حتی حوصله ورق بازی با میهمانان را هم نداریم. آن‌ها بیشتر از این انتظار ندارند و می‌دانند که سرنوشت شاه، هم‌اکنون وابسته به بازی تهران است. تنها [وسیله] ارتباط ما با پایتخت، محدود می‌شود به یک دستگاه فرستنده ـ گیرنده‌ای که ما را با ستاد سرهنگ نصیری مرتبط می‌سازد. هم او مأمور رساندن فرمان عزل دکتر مصدق به خانه اوست. به زاهدی دسترسی نداریم، زیرا که او هم دو شب پیاپی در یک محل نمی‌ماند. ساعات می‌گذرند و هر ثانیه از آن، برای ما زنگ اضطراب را به همراه دارد. خوابمان نمی‌بَرَد. چرا که برای بیدارماندن قهوه در پی قهوه می‌خوریم. 13، 14 و 15 اوت (21، 22، 23، 24 مرداد) ... سکوت مطلق، هیچ خبری به ما نمی‌رسد... شاید مصدق در طول این چند روز به آرای عمومی مراجعه کرده و 99 درصد آن را به دست آورده و اختیاراتش را تمدید کرده است؟ نمیدانیم... 16 اوت (یکشنبه 25 مرداد 1332) ساعت 4 صبح، شاه از خوابی که داشت به سراغم می‌آمد. بیدارم می‌کند و در حالی که شانه‌هایم را تکان می‌دهد، می‌گوید: ثریا، نصیری را هواخواهان مصدق توقیف کرده‌اند. باید هرچه زودتر از این جا بگریزیم. سپس با عجله آمیخته به اضطراب اضافه می‌کند: زاهدی در انتظار 15 اوت [24 مرداد] بود، تا پاسی از نیم شب گذشت، فرمان نخست‌وزیری خود و دستور عزل مصدق را اعلام کند. یک موقعیت گران‌بها از دست رفت و حالا مصدق از آن به سود خود استفاده خواهد کرد. جاسوسان دوجانبه «شیرمرد» [مصدق] را از توطئه آگاه ساخته بودند واو نیز هواخواهانش را جمع کرد تا هر اقدام سویی علیه وی را خنثی سازند. هنگامی که نصیری به خانه مصدق می‌رسد تا دستور عزل را به دست او دهد، توقیف می‌شود. از شاه می‌پرسم: پس زاهدی چه شد؟ [می‌گوید]: او موفق به فرار و پنهان شدن گردیده است، مصدق هم دستور توقیف او را داده و باید زنده یا مرده پیدایش کنند... در آن صبح زود و هوای تاریک و روشن، شاه در یک وضع پریشان و خودباخته به من گفت: ثریا هر لحظه ممکن است دشمنان اینجا بریزند و ما را بکشند، باید بدون درنگ حرکت کنیم... با عجله پرسیدم: کجا برویم؟ [گفت]: خودمان را به رامسر می‌رسانیم، از آنجا با هواپیمایمان به عراق پناهنده می‌شویم... یک ثانیه را هم نباید از دست بدهیم... ساعت از 4 صبح گذشته است، مقداری لوازم را که همراه آورده‌ام با عجله در یک ساک می‌اندازم و در هواپیما کوچکی که ما را به کلاردشت آورده است، سوار می‌شویم. من یک پیراهن نازک کتان به تن دارم. هواپیما؟ با همین «کوکو»ی چهارصندلی که شاه دارد با آن عملیات آکروباتیک در آسمان انجام دهد. او پشت فرمان هواپیما قرار گرفت و از زمین برخاست و به سوی شمال اوج گرفت. در هواپیما چهار نفر بودیم: سرگرد خاتمی خلبان مخصوص شاه و آتابای میرآخور و آجودان او .. آتابای از شاه می‌پرسد: فکر می‌کنید با این هواپیما بتوانیم تا بغداد پرواز کنیم؟ شاه پاسخ می‌دهد: غیرممکن است، باید خودمان را به دو موتوره پیچ کرافت که در آشیانه مخصوص فرودگاه رامسر است، برسانیم. پس از یک سکوت، شاه می‌افزاید: امیدوارم که آنها فرودگاه را بمباران نکرده باشند، یا هواپیما ضبط نشده باشد... «آنها» هواخواهان مصدق شاید هم تا حال دوستانی را که در شاله کلاردشت، با عجله ترک کردیم، دستگیر کرده باشند؟... سرگرد خاتمی سعی می‌کند آرامم سازد، می‌گوید: گمان نمی‌کنم، دوستان ما اتوموبیل در اختیار دارند تا به تهران بازگردند. در هر صورت اگر هم هواخواهان مصدق سر برسند، این موضوع که ما بدون خبر عزیمت کردیم، به نفع دوستان می‌شود... هواپیمای پیچ کرافت همانجا سالم، پر از سوخت در آشیانه است و ما می‌توانیم سوار شده به سوی بغداد، به سوی تبعید، از زمین برخیزیم... شاه بدون این که برگردد و به من نگاه کند، درباره جزئیات فنی هواپیمایش با خلبان خود صحبت می‌کرد و من در صندلی عقب روی سلاح‌های کمری شاه که در شتابم آنها را ندیدم، نشستم و در آن حالِ ناراحتی، خنده‌ام گرفت... شاه به عقب برگشت، او از نگاه من حذر داشت، چراکه مردان هم می‌گریند، ولو آن را نشان ندهند. در گوش او گفتم: من این احساس را دارم... نپرسید چگونه؟ در هر حال این احساس را دارم که تا چند روز دیگر به تهران بازخواهیم گشت... نمی‌دانم چرا این را گفتم! یک احساس از پیش بود، یا این که برای تسلی پریشان حالی شاه گفتم». (کاخ تنهایی، خاطرات ثریا اسفندیاری بختیاری، ص‌ص 226 ـ 218، ترجمه امیرهوشنگ کاووسی، نشر البرز، 1370، تهران). روایتی دست اول، از نزدیک‌ترین شخص به پهلوی دوم، در آخرین ساعات حضور در ایران، قبل از 25 مرداد 1332 و فرار از ایران؛ امری که بار دیگر در 26 دی‌ماه 1357 تکرار شد و این بار شاه در برابر چشم هزاران هزار و بلکه میلیون‌ها میلیون مردم ایران، با چشمانی گریان برای همیشه ایران را ترک کرد و بعد از مدتی آوارگی در چهار گوشه جهان، در مصر، همان جایی که همسر اولش فوزیه را خواستگاری کرده بود و پدرش را مومیایی کرده بودند، جان، به جان‌ آفرین تسلیم کرد. کودتای آمریکایی ـ انگلیسی ـ توأم با سکوت اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی ـ سه روز بعد، ظاهراً موفق شد شاه را به کشور بازگرداند. امریکایی‌ها از ماه‌ها قبل تصمیم گرفته بودند دولت ملی و مردمی مصدق را براندازند. روایت را بنابر اسناد آنها می‌خوانیم: «هنگامی که مسلم شد بر سر کار ماندن دولت مصدق به سود دولت امریکا نیست و سازمان سیا نیز توسط وزیر امورخارجه در مارس 1953 (اسفند 1331 تا فروردین 1332) از تصمیم دولت آمریکا پیرامون این موضوع آگاه شد، این سازمان مبادرت به ترسیم برنامه‌ای نمود که به یاری آن اهداف یاد شده، می‌توانست به وسیله اقدام پنهانی، محقق شود. برآوردی تحت عنوان: «عوامل مربوط به سرنگونی مصدق» در 16 آوریل 1953 (27 فروردین 1332) انجام شد. در این طرح مشخص شد که سرنگونی مصدق از طریق اقدامی مخفیانه امکان‌پذیر خواهد بود. در آوریل تصمیم بر آن شد که سیا باید با هماهنگی و همنوایی سرویس سرّی اطلاعات بریتانیا (sis) عملیات پیش‌بینی شده را راهبری نماید. در پایان آوریل (اوایل اردیبهشت 1332) قرار شد که مقامات سیا و سرویس اطلاعات بریتانیا در قبرس برنامه را ترسیم کنند و برای تأیید نهایی، به مرکز فرماندهی سیا و سرویس مزبور و نیز به وزارتخانه‌های امور خارجه ایالات متحده و بریتانیا تسلیم نمایند. در تاریخ 3 ژوئن 1953 (13 خرداد 1332) سفیر ایالات متحده در ایران، لوی و سلی هندرسون به کشور خویش بازگشت و در آن‌جا همه اهداف و آرمان‌های یاد شده و نیز قصه سیا در طراحی شیوه‌ای مخفیانه جهت رسیدن به این اهداف به او تفهیم شد. در روز 10 ژوئن 1953 (20 خرداد 1332) برنامه تکمیل شد و در این روز آقای کرمیت روز ولت، رییس بخش خاور نزدیک و آفریقای سازمان سیا (که حامل دیدگاه‌های وزارت امورخارجه، سیاه و سفیر ایالات متحده، آقای هندرسون بود) آقای راجر گویران، فرمانده پایگاه سیا در ایران و دو مقام طراح سازمان سیا برای گفتگو در مورد برنامه، در بیروت گردهم آمدند. پیشنهاد عملیات با اندک دگرگونی‌هایی در 14 ژوئن 1953 (24 خرداد 1332) به سرویس اطلاعاتی بریتانیا ارائه شد. در روز 19 ژوئن 1953 (29 خرداد 1332) برنامه نهایی عملیات که از سوی آقای روزولت به نمایندگی سیا و نیز از سوی سرویس اطلاعاتی بریتانیا در لندن پذیرفته شده بود، در واشنگتن به وزارت امورخارجه، آقای آلن و. دالس، رییس سیا و اقای هندرسون و نیز همزمان به وسیله سرویس اطلاعاتی بریتانیا جهت تایید به وزارت امورخارجه آن کشور ارائه شده وزارت امورخارجه پیش از پذیرش برنامه می‌خواست از دو مطلب مطمئن گردد. 1ـ آیا دولت ایالت متحده می‌تواند کمک بسنده‌ای را برای یک دولت ایرانی جایگزین فراهم نماید. چنان که آن دولت بتواند تا حل و فصل مسأله نفت بر سرکار باقی بماند. 2ـ دولت بریتانیا کتباً اعلام دارد که قصدش در مورد دست یازی به یک توافق‌نامه قریب‌الوقوع نفتی با دولت ایرانی جایگزین، دربرگیرنده رضایت وزارت امور خارجه و همراه با خوش‌نیتی و رعایت برابری خواهد بود. رضایت وزارت امورخارجه در مورد این دو موضوع حاصل شد. در میانه ژوییه 1953 (اواخر تیر 1332) وزارتخانه‌های امور خارجه ایالات متحده و بریتانیا، اجرای برنامه تی.پی.آژاکس را مجاز شمردند و رییس سیا موافقت رییس جمهور ایالات متحده را به دست آورد.» (اسناد سازمان سیا، منتشر شده در آوریل 2000، درباره کودتای 28 مرداد و سرنگونی مصدق، صص 72 ـ 70، دکتر غلامرضا وطن‌دوست، رسا، 1396، تهران). به این ترتیب تاریخ بار دیگر تکرار شد. بر سرِ کشتن میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی، روس و انگلیس توافق کردند و با ترفندهای ناجوانمردانه دغلی به نام حاج میرزا آغاسی، قائم‌مقام در باغ نگارستان، برای آن که خونش را نریزند، خفه‌اش کردند تا قَسمِ محمدشاه مبنی بر نریختن خون وی، پابرجا بماند! این امر پانزده سال بعد در مورد امیرکبیر مصداق یافت و باز هم عوامل داخلی به کمک ایادی خارجی رفتند، تا بار دیگر ملت ایران، از خدمات مرد بزرگ و وطن‌خواهی مثل مرحوم امیرکبیر محروم بماند و این‌بار، آمریکا و انگلیس با هم ساختند. امریکایی‌ها که در ماجرای کشته‌شدن ماژور ایمبری، در سال 1303 قافیه را باخته بودند، این بار برای انگلیسی‌ها شرط گذاشتند و پس از اطمینان، دست به کار شدند و عوامل داخلی آنها ـ در جبهه‌های گوناگون و کسوت‌های مختلف ـ یاد و مددکارشان شدند، تا ظاهراً کودتا پیروز شود و شاه فراری به کشور بازگردد. او بازگشت، اما نه با آبروی نداشته و اندک وجاهتی که قبل از کودتا به عنوان پادشاه جوانب‌بخت ـ لقبی که بعد از عزل پهلوی اول و جانشینی وی، به او داده بودند ـ داشت، بلکه، به‌عنوان یک عامل دست نشانده و رفت، با خفت و خواری و این بازگشتی در کار نبود. بعد از کودتا، بسیاری از یاران مصدق زندانی شدند، فاطمی تیر باران شد و مصدق سه سال به زندان انفرادی رفت و سال‌ها در قلعه احمدآباد مستوفی (قارپوزآباد) محبوس گشت، تا شاه بپندارد، دشمنش را از میدان به در کرده است. همراهای شاه یکی پس از دیگری تاریخ مصرف‌شان به سر رسید و از میدان به در شدند. از فضل‌الله زاهدی، تا عبدالحسین حجازی که بعدها خودکشی کرد. از عزیزالله کمال، تا تیمور بختیار که به تیر غیب پهلوی اول در عراق دچار شد. هرچند که عده‌ای ظاهراً کامیاب شدند و سالها بر سر خوان نعمت پهلوی، بر سر غنائم به دست آمده جنگیدند، از برادران لاله گرفته تا هوشنگ و ماشالله ابرام خان، از حسین اسماعیلی‌پور ـ رمضون یخی ـ تا شعبان جعفری و امثالهم، اما این مشت بی‌وطن و بیگانه‌پرست، سرانجامی جز آوارگی و مرگ در عین بدنامی نداشتند. از شعبان بی‌مخ گرفته تا پرویز خسروانی، از نعمت‌الله نصیری تا حسین آزموده که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سرگشته و حیران، گرد جهان می‌گشت تا جایی برای مردن بیابد و سرانجام محمدرضا پهلوی که طی دو سال پس از پیروزی انقلاب، چهار گوشه عالم را گشت، تا جایی را پیدا کند و بمیرد سرانجام یار غارش، انورسادات به او پناه داد و او فرصتی برای مردن پیدا کرد! *** مصدق رفت، کاشانی خانه‌نشین شد و عبرتی برای ما باقی ماند که باید مردانه در عرصه پیکار باقی بمانیم تا بیگانگان چشم طمع به این سرزمین و داشته‌هایش نداشته باشند. آنجا که می‌تواند تفرقه کارساز باشد، ما نباید باشیم و آنجا که «ید واحده» بودیم، دشمن کاری از پیش نبرده است. آن همه مجاهدت ملت قبل از ملی شدن صنعت نفت، در دوران مصدق و بخصوص سی‌ام تیرماه 1331، با اندکی غفلت و عدم مال‌اندیشی ظاهراً از بین رفت، اما برای ملت ایران، چراغ راهی شد، تا بار دیگر تاریخ را برای شاهان تکرار نکنند. مصدق سرانجام در 14 اسفند 1345، در بیمارستان نجمیه ـ موقوفه مرحوم مادرش ملک‌تاج خانم، نجم‌السلطنه ـ به بیماری سرطان گلو و حنجره، از دنیا رفت و در محل تبعیدش به خاک سپرده شد. پهلوی اول بنابه اصرار دکتر غلامحسین مصدق فقط اجازه داد تا او را در تهران بستری کنند و اگر نیاز به پزشک خارجی بود، او ار بر سر بالین مصدق بیاورند و اجازه خروج مصدق از کشور را نداد. خروش مصدق بعد از آگاه شدن از این اقدام فرزندش، خواندنی است: «که به تو گفت من قصد سفر به فرنگ را دارم؟ غلط‌کردی سرِ خود از شاه اجازه گرفتی، اصلاً نیازی به متخصص از فرنگ نیست که شاه اجازه بدهد، یا ندهد. ابداً لازم نیست کسی را از خارج بیاورید و من هم پایم را از این مملکت به بیرون نخواهم گذاشت...». (در خلوت مصدق، ص 73)، شیرین سمیعی، نشر ثالث، 1386، تهران). ]]> علوم انسانی Mon, 19 Aug 2019 06:29:32 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/note/279718/بسا-آرزو-خاک-شده کودتای 28 مرداد ایدئولوژیک شده است/ پشت پرده دوگانه‌سازی‌ها چیست؟ http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/279731/کودتای-28-مرداد-ایدئولوژیک-شده-پشت-پرده-دوگانه-سازی-ها-چیست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: شصت و شش سال از سال 1332 می‌گذرد ولی آنچه در 28 مرداد آن سال رخ داده هنوز به سان استخوانی در گلوی تاریخ گیر کرده است. این رویداد گونه‌ای شکاف در جامعه ایران پدید آورده است؛ شکافی که بنیاد کینه‌های فراوانی را پی‌ریزی کرده و انرژی بسیاری از هم‌میهنان را برای ستیز با گروه روبه‌رو گرفته است. اما چرا تاریخ ایران با این همه فراز و فرود هم‌چنان گرفتار داوری آن رویداد تاریخی است؟ چرا نتوانسته‌ایم از آن واقعه بگذریم؟ برخی با تمسک به شناخته‌شده‌ترین کتاب‌های علوم سیاسی به تعریف‌های سیاسی از کودتا و قیام دست یازیده و نشان داده‎اند آنچه که گذشت نه کودتا بوده و نه قیام، رویدادی بوده که پیش‌تر هم در مشروطه پیشینه داشته است: برکناری صمصام‌السلطنه بختیاری از سوی احمدشاه قاجار و شگفت‌آور آن‌که او خویشاوند محمد مصدق هم بوده است. به مناسبت سالروز 28 مرداد به سراغ رضامختاری‌اصفهانی، پژوهشگرتاریخ معاصرایران رفته‌ایم، او کتاب‌هایی همانند «حکایت حکمت»، «خاطرات و اسناد عبدالحسین نوایی»، «پهلوی اول» و... را در کارنامه خود دارد و مقاله‌های بسیاری را درباره تاریخ معاصر نوشته است. وی همچنین بر کتاب «مذاکرات ایران وآمریکا» که مجموعه‌ای از اسناد سیاسی سفارت آمریکا در ایران از دی‌ماه 1331 تا دی‌ماه 1332 را در خود جای داده و منبعی بسیار مهم برای بررسی دقیق وقایعی است که در این دو سال سرنوشت‌ساز بر ایران گذشته‌، مقدمه نوشته است. با این پژوهشگر تاریخ معاصر درباره 28 مرداد 1332 گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید: آقای مختاری چرا پس از گذشت 66 سال از کودتای 28 مرداد 1332 هنوز این رویداد تاریخی مانند استخوانی در گلوی تاریخ گیر کرده و تاریخ‌پژوهان استناد دقیق و درستی از این واقعه ندارند. ما در تاریخ‌نگاری 28 مرداد همچنان معضل داریم. باید از تاریخ سیاست‌زدایی و اسطوره‌زدایی شود. نباید تاریخ را سیاه و سفید ببینیم بلکه باید به آن نگاهی خاکستری داشته باشیم یعنی باید هم اشتباهات دکتر مصدق گفته شود و هم اتفاقاتی که رخ داده است. اینکه مصدق را قهرمان ملی یا اسطوره بنامیم و اینکه هیچ گردی بر دامن او ننشسته، تاریخ‌نگاری ما را ایدئولوژیک و یکسویه‌نگر کرده است. باید هم خدمات او را دید و هم اشتباهتش را. این‌که بگوییم اگر مصدق 30 تیر کنار می‌رفت و قوام‌السلطنه می‌آمد اوضاع متفاوت می‌شد و کودتایی رخ نمی‌داد، ندیدن تمام جنبه‌های تاریخی است. کسانی که چنین ادعا و اعتقادی دارند نقش آیت‌الله کاشانی را در 30 تیر نفی و انکار می‌کنند. بر مبنای چنین نگاهی در رویداد 30 تیر تمام ماجرا به مصدق و قوام‌السلطنه خلاصه شده و نقش آیت‌الله کاشانی و محمدرضا شاه در این موضوع مشاهده نمی‌شود. باید این مسأله سیاست‌زدایی شود تا نخواهیم برای برداشت‌های روز سیاسی یک دستاویز در گذشته پیدا کنیم و امروزمان را توجیه کنیم. گذشته هنوز در زندگی امروز ما جاری و ساری است ولی این‌گونه نیست که بخواهیم گذشته را تحریف کنیم برای این‌که به مقاصد سیاسی امروز برسیم. پرسشی که هنوز هم پاسخ قطعی به آن داده نشده و شاید تکراری باشد و هر ساله در 28 مرداد در رسانه‌ها مطرح می‌شود که آیا 28 مرداد 1332 کودتا بوده یا خیر؟ همچنان می‌بینیم که کتاب‌ها و مقالات بسیاری نوشته می‌شوند و هنوز بر سر اینکه کودتا بوده یا نه مسأله وجود دارد. بین تاریخ‌نگاران بر سر این مساله اتفاق نظر وجود ندارد که آیا کودتای 28 مرداد کودتا بود یا خیر؟ مردم صبح روز 28 مرداد می‌گفتند زنده باد مصدق و عصر می‌گفتند مرده باد مصدق! این‌که شاه حق داشت مصدق را برکنار کند یا نه از فردای 28 مرداد 1332 مطرح شده است که آیا این قیام ملی بوده است یا خیر؟ و همچنان این دعوا تا به امروز بین طیف‌های مختلف وجود دارد که قیام ملی است یا کودتای نظامی، اتفاق سیاسی بوده یا کودتای نظامی؟ کودتای 28 مرداد دچار ایدئولوژی‌گرایی شده است. بحث درباره کودتا مختلف است و طیف‌‌های گوناگون از زاویه‌های مختلف به آن پرداخته‌اند و بیشتر با نگاه ایدئولوژی به رویداد 28 مرداد 1332 پرداخته‌اند. اگر از دیدگاه پژوهشی به این رویداد تاریخی پرداخته شود، امری مقبول و پسندیده است. در میان مخالفان و موافقان 28 مرداد 1332 شخصی با نام بقایی از بنیان‌گذاران جبهه ملی نیز مشاهده می‌شود که ازسال ۱۳۳۱ شروع به مخالفت با دکترمصدق کرد و تاکودتای ۲۸ مرداد از سرسخت‌ترین مخالفان او بود. تاریخ‌نگاران به این شخصیت چگونه پرداخته‌اند؟ بین سلطنت‌طلبان و مخالفان سلطنت بعد از انقلاب طیف طرفداران مظفر بقایی نیز وارد صحنه می‌شوند. 28 مرداد را دعوایی بین آیت‌الله کاشانی و مصدق مطرح کردند و از دریچه دیگری به کودتا نگاه کردند. اگر بخواهیم مهمترین نگاه به مصدق و کودتای 28 مرداد را از دیدگاه بقایی‌چی‌ها و سیدحسن آیت عضو حزب زحمتکشان ملت  ایران ببینیم می‌توان به کتاب «چهره حقیقی مصدق‌السلطنه: یادداشت‌های سیاسی حسن ارسنجانی» نوشته سیدحسن آیت مراجعه کرد. در این کتاب مصدق را عامل آمریکایی‌ها می‌دانند که چون کارکردش را از دست داد، برکنار شد. به نگاه سلطنت‌طلبان امروزی نیز بپردازیم. شخصیتی مانند علی میرفطروس در سال‌های اخیر اثری درباره کارنامه دکتر محمدمصدق با نام آسیب‌شناسی یک شکست نوشته؛ اثری که به گفت‌وگوهای بسیاری میان منتقدان و موافقان دامن زده است. شما به عنوان یک تاریخ‌پژوه چگونه این مسایل را تحلیل می‌کنید؟ سلطنت‌طلبان کودتای 28 مرداد را قیام ملی می‌دانند و پیش از انقلاب هر سال برای کودتا جشن می‌گرفتند. اما بعد از انقلاب آن‌هایی که قائل به این بودند که 28 مرداد کودتا نیست بیشتر می‌خواستند از دیدگاه و جنبه‌های پژوهشی به موضوع نگاه کنند. با آزادسازی اسناد مربوط به کودتای 28 مرداد توسط سی آی ای زوایای بیشتری از کودتا روشن شد و برخی آن را کودتا می‌دانند و برخی دیگر خیر. علی میرفطروس قبلاً چپ بوده و اکنون سلطنت‌طلب شده است. کسانی که بیشتر نگاه سلطنت‌طلبی دارند سعی کردند از دریچه پژوهش به این قضیه نگاه کنند. پیش از انقلاب تریبون‌های تبلیغاتی در اختیارشان بود و به راحتی می‌توانستند در واقع کودتای 28 مرداد را قیام ملی بنامند و هر سال برایش جشن بگیرند و تمبر چاپ کنند حتی میدان باغ شاه را میدان 28 مرداد نامگذاری کنند و بگویند نماد اژدها و پهلوان نماد شاه و مصدق است؛ اژدها نماد مصدق است که شاه بر آن غلبه کرده است اما بعد از انقلاب سعی کردند که با پژوهش آنچه سال‌ها به عنوان کودتا بوده نفی و آن را با چالش مواجه کنند. با توجه به این‌که طبق قانون اساسی شاه در هیچ شرایطی حق  عزل مقام مسئول و از جمله وزرا و نخست‎وزیر را ندارد امروزه بحث‌های حقوقی بین تاریخ‌نگاران مطرح می‌شود و این دیدگاه را مطرح می‌کنند که شاه درغیاب مجلس این حق را داشت که دکتر مصدق را سرنگون کند، دیدگاه شما در این زمینه چیست؟ این‌که طبق قانون اساسی و پیشینه آن را به دوره احمدشاه ارجاع می‌دهند درست نیست چون احمدشاه مجبور شد از صمصام‌السطنه بخواهد که استعفا بدهد. اگر این مساله حق قانونی محمدرضا شاه بود چرا سعی کرد از نیروی نظامی استفاده کند و پیام برکناری مصدق را یک نظامی به در خانه‌اش می‌برد و دستگیری تعدادی از وزرا و افراد نزدیک به دکتر مصدق اتفاق می‌افتد. برخی می‌خواهند با توجه به رفراندومی که مصدق برگزار و مجلس هفدهم را تعطیل کرد این شائبه را ایجاد کنند که در غیاب مجلس شاه این حق را داشت که دکتر مصدق را برکنار کند. در حالی که طبق قانون اساسی تا زمانی که نخست‎وزیر استعفا نمی‌داد حتی در نبود مجلس، شاه حق نداشت رئیس‌الوزرا یا نخست‎وزیر را برکنار کند. یک بار در دوره احمدشاه این اتفاق افتاد که صمصام‌السطنه را احمدشاه برکنار کرد اما چون طبق قانون اساسی نبود کوشیدند صمصام‌السطنه را مجبور به استعفا کنند. بعدها محمدرضا شاه در ماجرای دکتر علی امینی با وجود نبود مجلسین، مجلس سنا و مجلس شورای ملی از علی امینی خواست که استعفا بدهد و وی را برکنار نکرد بلکه به بهانه ترمیم کابینه از امینی خواست استعفا بدهد و علی امینی در دام او افتاد و اسدلله اعلم جایگزین او شد. از این منظر کسانی که سعی می‌کنند عزل مصدق را حق قانونی محمدرضا شاه بشناسند پای استدلالشان چوبین است. کتاب‌های بسیاری درباره کودتای 28 مرداد 1332 منتشر شده و هر کدام از دیدگاه خود به تحلیل این واقعه تاریخی می‌پردازند. همچنین دوگانه‌سازی‌های بسیاری در این زمینه شده است. آیا امروز وقتش نرسیده که گفتمان‌های مختلف روبه‌روی هم قرار بگیرند و به یک دیدگاه مشترک در این زمینه برسند؟ هر کدام از این کتاب‌ها از جنبه‌هایی مهم و قابل تامل هستند و نکات قابل نقد هم دارند. البته مسایلی هم از نگاه آن‌ها مغفول مانده است. درباره این واقعه تاریخی کتاب‌های مختلفی منتشر شده و هر کدام سعی کردند از یک زاویه‌ای به کودتا بپردازند. هر کسی تفسیر و برداشت خاص خود را از اسناد تاریخی دارد. هر فردی از دریچه نگاه و ایدئولوژی که به آن قائل است به این رویداد می‌پردازد تا زمانی که از تاریخ معاصر و بویژه ملی شدن نفت و کودتای 28 مرداد سیاست‌زدایی نکنیم به نتیجه نخواهیم رسید. ما دچار یک دوگانه‌سازی و کینه‌ورزی‌ هستیم و حب و بغض همچنان بر سر کودتا باقی است. کودتای 28 مرداد به عنوان مساله سیاسی مطرح است نه مساله تاریخی و هنوز نگاه تاریخی به وجود نیامده است. اگر می‌خواهند درباره امروز داوری کنند انتظار هست که درباره 28 مرداد کسی مانند رضا پهلوی داوری‌اش را بگوید که آن داوری سیاسی است و مخالفان نیز داوری سیاسی دارند. نخستین گام این است که با نگاه ایدئولوژیک به 28 مرداد نگاه نکنیم از این منظر نگاه کنیم که 28 مرداد گذشته و نظامی آمده که آن حکومت پس از کودتا را سرنگون کرده و بر مبنای آن سراغ شخصیت‌ها و خود واقعه برویم. در تبیین واقعه نباید دوگانه‌سازی کنیم. اگر در تاریخ‌نگاری کودتای 28 مرداد 1332 بخواهیم شخصیت‌ها را به گونه نماد اعتدال، عمل‌گرایی، آرمانگرایی و اصلاحات و... نشان دهیم هر کدام از شخصیت‌های این واقعه تاریخی تصویرگر چه نمادی هستند؟ زمانی دوگانه‌سازی مصدق و محمدرضا شاه مطرح بود و بعد از انقلاب دوگانه‌سازی مصدق و آیت‌الله کاشانی به آن افزوده شد که به نظرم این دوگانه‌سازی برای مصدق و کاشانی در پشت پرده دوگانه مصدق و مظفر بقایی مطرح بود و چون نمی‌توانستند از مظفر بقایی حمایت کنند دوگانه‌ مصدق و آیت‌الله کاشانی را درست کردند تا بتوانند پشت کاشانی پنهان شوند و مصدق را در حمایت از بقایی بکوبند. اخیرا دوگانه مصدق و قوام‎السلطنه، مصدق و فروغی و مصدق و وثوق‌الدوله ایجاد شده است. ما با نگاه امروز به تحلیل تاریخ می‌پردازیم. اگر گفتمان اعتدال و عمل‌گرایی را می‌خواهیم تبلیغ و ترویج کنیم مصادیق آن را از تاریخ درمی‌آوریم و به زور می‌خواهیم آن را منطبق کنیم و بگوییم که مصدق نماد پوپولیسم و آرمانگرایی است و به عنوان یک نماد شکست خورد و در مقابل نمادهایی از اعتدال بیاوریم مثل فروغی و نمادی از عمل‌گرایی بیاوریم مثل قوام، نمادی از اصلاحات از بالا بیاوریم مثل وثوق‌الدوله و اینها را در مقابل مصدق قرار دهیم و کم کم به جایی برسیم که واقعه 28 مرداد را نفی کنیم. اگر تاریخ‌پژوهان بخواهند با نگاه امروزی به کودتای 28 مرداد 1332 بپردازند، چگونه می‌‌توان این دیدگاه را تحلیل کرد؟ نگاه امروزی داشتن به تاریخ است که باعث شده همچنان سیاسی و ایدئولوژیک نگاه کنیم که این مساله آفت تاریخ است. پس از انقلاب بخشی از گروه‌های مذهبی وارد ماجرا شدند و فریب دوگانه‌سازی مصدق و آیت‌الله کاشانی را خوردند و کسی مانند مهندس کاظم حسیبی بعد از کودتای 28 مرداد از آیت‌الله کاشانی دفاع و نقش آن در کودتا را نفی می‌کند. ما از این دوگانه‌سازی‌ها برداشت‌های خودمان را داریم مثل مذاکرات ایران و آمریکا در دوره دکتر مصدق که از آن برداشت‌های سیاسی شد. یکسری می‌گویند مصدق فریب آمریکایی‌ها را خورد و خوش‌بین بود؛ در واقع می‌خواهند مذاکرات امروز با آمریکا را زیر سوال ببرند و یکسری می‌گویند مصدق اشتباه کرد و پیشنهادهای آمریکایی‌ها را نپذیرفت و یکدندگی و لجاجت به خرج داد و این کار باعث شد نهایت کار به کودتا بکشد. هر دو گروه در اسناد تاریخی به ویژه اسناد وزارت امور خارجه آمریکا که در کتاب «مذاکرات ایران وآمریکا» (مجموعه‌ای از اسنادسیاسی سفارت آمریکادر ایران از دی‌ماه 1331 تا دی‌ماه 1332) با ترجمه محمد آقاجری منتشر شده نشان می‌دهد که هر دو برداشت و تحلیل ناصواب است چون فقط ایران با آمریکا مذاکره نمی‌کرد بلکه طرف سومی هم وجود داشت و آن بریتانیا بود که باید آنچه بین مصدق و آمریکایی‌ها توافق می‌شد آن‌ها هم بر آن صحه می‌گذاشتند و تایید می‌کردند. از این منظر چون ما دنبال تحلیل و برداشت‌ها و استفاده‌های سیاسی امروز خودمان هستیم تاریخ را با آن نگاه تحلیل می‌کنیم. با توجه به مفقود شدن یا نابودی بسیاری از اسناد خانه دکتر مصدق در جریان کودتای 28 مرداد که تنها روایت از این مذاکرات به حساب می‌آمد، اگر این اسناد ناپدید نمی‌شد چه نکات مغفول مانده‌ای می‌توانست آشکار شود. اگر این اسناد مفقود نمی‌شد ما روایت ایرانی را از آن مذاکرات داشتیم؛ مواردی را که دکتر مصدق و مشاورانش به این مساله قائل بودند که در این مذاکرات لحاظ بشود. هرچند در اسناد وزارت امور خارجه آمریکا به نقطه نظرات مصدق و مشاورانش اشاره شده اما به هر حال در این اسناد یک طرف مذاکره روایت می‌شود و از روایت طرف دیگر مذاکره محروم هستیم و این باعث می‌شود که ما بر مبنای یک طرف قضیه مذاکرات را تحلیل کنیم. اگر مذاکرات این سوی دکتر مصدق بود مثل دو بال بود که همدیگر را هم‌پوشانی می‌کردند و این هم‌پوشانی به محقق و پژوهشگر کمک بیشتری می‌کرد. آمریکایی‌ها از یک دوره‌ای از مصدق ناامید می‌شوند و وقتی خود دولت در آمریکا عوض می‌شود و آیزنهاور سر کار می‌آید مبنایش بر این بوده که ما با دکتر مصدق دچار مشکل می‌شویم و مصدق نیز دچار آن اشتباه تاریخی و سیاسی می‌شود و آمریکایی‌ها را تهدید می‌کند به فروش نفت به شوروی‌ها که آن‌هم خط قرمز آمریکایی در آن زمان و در اوج جنگ سرد بود.  داریوش بایندر در کتاب «ایران و سازمان سیا بازنگری در سقوط دولت مصدق» 25 مرداد را کودتا دانسته و 28 مرداد را جنبشی علیه دولت مصدق مطرح کرده است. در این باره دیدگاه شما چیست؟ «ایران و سازمان سیا بازنگری در سقوط دولت مصدق» نوشته داریوش بایندر با ترجمه بهمن سراحیان که کتاب پارسه منتشر کرده است. او اتفاقات 25 مرداد را کودتا می‌داند اما وقایع 28 مرداد را کودتا نمی‌داند. بایندر اذعان می‌دارد که 25 مرداد کودتا بوده و 28 مرداد را جنبشی علیه دولت مصدق می‌داند و می‌گوید 28 مرداد در واقع بسیج نیروهای مردمی توسط فقهایی چون آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله کاشانی و آیت‌الله بهبهانی بوده است و به رخدادهای پس از کودتا نیز نیم‎نگاهی دارد. او همچنین همکاری‌هایی را که پس از کودتا توسط این افراد صورت گرفته به تفسیر کشیده است. بایندر تفسیر خاص خود را از اسناد سی آی ای دارد که طبق آن اسناد می‌گوید نیروهای مذهبی و در واقع نیروهای پیرامونی آن‌ها مثل لوطی‌ها و داش مشدی‌ها در سقوط دولت محمد مصدق نقش اصلی را داشتند و این‌که ما بخواهیم آن را به عنوان کودتا علیه مصدق بدانیم که توسط انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها صورت گرفته نفی می‌کند. کتاب بایندر از این منظر که به نقش نیروهایی که به عنوان مردم شناخته می‌شوند پرداخته، مهم است. در حالی که گروه‌هایی بودند که پول گرفته و بسیج شده بودند. آن‌ تحرکات بسیج عمومی واقعی نبود که بتوانیم 28 مرداد را به نام قیام مردمی بشناسیم، چون بخشی از این مساله را از اسناد مربوط به فرمانداری نظامی پس از کودتا می‌توانیم دریابیم که موج گسترده‌ای از دستگیری‌ها در تهران و شهرهای مختلف رخ می‌دهد و طبقات مختلف جامعه دستگیر می‌شوند و فرودستان جامعه مثل کارگران و اصناف مختلف و اتفاقی که در دانشگاه و بازار رخ می‌‌دهد نشان می‌دهد که اگر قیام مردمی و از دل جامعه جوشیده بود نباید این میزان موج گسترده دستگیری‌ها را داشته باشیم. بعد از کودتا است ‌که واکنش‌های سختی را نسبت به آن در جامعه شاهد هستیم و مهمترین آن نهضت مقاومت ملی است که عده‌ای از هواداران مصدق در آن گرد آمدند برای ادامه جنبش ملی شدن صنعت نفت و مقابله با دیکتاتوری و دولت کودتا. اگر بخواهیم از نگاه ملی‌گراها و طرفداران مصدق کتابی را معرفی کنیم که به دیدگاه آن‌ها پرداخته شما به چه کتابی اشاره می‌کنید؟ می‌توان به کتاب «جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و کودتای 28 مرداد 1332» نوشته سرهنگ غلامرضا نجاتی اشاره کرد. در آن کتاب در واقع نجاتی به عنوان کسی که سابقه ملی دارد و یکی از نظامیانی است که در دوره مصدق جزو افسران ناسیونالیست بوده و بعدها جزو وکلای مدافع اعضای نهضت آزادی در دادگاه نظامی بوده روایت می‌کند. او جزو نخستین کسانی است که در داخل به این ماجرا پرداخته و مصاحبه‌هایی نیز با غلامحسین صدیقی، وزیر کشور دولت محمد مصدق در هنگام کودتا کرده و یادداشت‌های حسین فاطمی را منتشر کرده است. نگاه سرهنگ نجاتی از سوی کسانی است که قائل به کودتای 28 مرداد است. در واقع تا قبل از آزادسازی اسناد سی آی ای درباره کودتای 28 مرداد بیشتر نگاه به کودتا بر مبنای خاطرات روزولت است که به عنوان افسر سی آی ای در ایران که قرار است کودتا را راه بیندازد شناخته می‌شود. این نکته را نباید از نظر دور داشت که روزولت اغراق‌هایی درباره نقش خودش کرده اما نمی‌شود به خاطر اغراق‌ها و تناقضات که در خاطرات وی وجود دارد نقش آمریکایی‌ها را در کودتای 28 مرداد نادیده بگیریم چون صواب نیست و از آن سوی بام افتادن است. بهترین کتابی که در سال‌های اخیر به کودتای 28 مرداد پرداخته کدام کتاب است؟ در سال‌‌های اخیر بهترین کتابی که درباره 28 مرداد است «کودتاهای ایران» نوشته سهراب یزدانی است. او ابتدا تعریفی از کودتا ارائه داده و نمونه‌های آن را در کشورهای مختلف از جمله برزیل و شیلی بررسی کرده و تعریفی کلاسیک از کودتا ارائه داده است. یزدانی همچنین چهار کودتا را در ایران مقایسه کرده است. به توپ بسته شدن مجلس اول، تعطیلی مجلس دوم بر اساس اولتیماتوم روس و انگلیس در سال 1911، کودتای سوم اسفند 1299 و کودتای 28 مرداد 1332 در واقع یزدانی بر مبنای آنچه که تعریف کلاسیک از کودتا است کودتاها را بررسی کرده که چقدر منطبق بر این تعریف هستند و به این نتیجه رسیده که با نگاه این کتاب، کودتای 28 مرداد 1332 با تعریفی که از کودتا داریم و جامعه‌شناسی سیاسی به عنوان کودتا شناخته می‎شود. در یادداشت‌های دکتر غلامحسین صدیقی، وزیر کشور دکتر مصدق به انفعال مردم در 28 مرداد 1332 اشاره شده است، از نگاه این رجال سیاسی چه مساله‌ای منجر به پیروزی کودتا شد؟ در رابطه با واقعه کودتای 28 مرداد یادداشت‌های غلامحسین صدیقی، وزیر کشور دکتر مصدق از بهترین منابع است. این یادداشت‌ها در یادنامه دکتر صدیقی به کوشش پرویز ورجاوند آمده است. همچنین سرهنگ غلامرضا نجاتی با دکتر صدیقی مصاحبه‎ای انجام داده که در کتاب جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران چاپ شده است. در واقع در این اثر روایتی از درون خانه دکتر مصدق داریم که روایت جالبی است و ما می‌توانیم از این روایت انفعال شخص او را در روز 28 مرداد ببینیم. من بارها گفته‌ام در واقع آنچه در 28 مرداد اتفاق افتاد بیش از آنکه حاصل کارهایی باشد که از نظر نظامی و بسیج مخالفان و اوباش کردند و پولی که تقسیم شده بود و تحریک برخی فقها و همکاری آن‌ها با کودتاچیان بخشی از آنچه منجر به پیروزی کودتا شد انفعال مردم در روز 28 مرداد بود که حاصل این انفعال نیز مصدق است که ساعت 2 روز 27 مرداد اعلامیه‌‏ای را منتشر کرد و هر گونه تظاهرات و راهپیمایی را ممنوع اعلام کرد. در روز 28 مرداد رسانه رادیو که رسانه رسمی دولت است به‌گونه‌ای رفتار کرده که انگار نه انگار مملکت در وضعیت بحرانی و حساسی قرار دارد و صدیقی بسیار جالب این انفعال را در خانه دکتر مصدق روایت می‌کند. تاکید این است که اگر رادیو را از دست بدهیم کشور را از دست داده‌ایم و اگر رادیو را داشته باشیم می‌توانیم بر تمام کشور مسلط باشیم و اتفاقی نیفتاد رادیو ساعت 2 به تصرف کودتاچیان درآمد و پایان حاکمیت دکتر مصدق را بر کشور اعلام کرد. این یادداشت‌ها و مصاحبه نجاتی با صدیقی بسیار مهم است. نصرت‌الله خازنی از رجال سیاسی است که می‌گویند رئیس دفتر دکتر مصدق بوده است او چگونه گودتای 28 مرداد را به تصویر کشیده است؟ خاطرات نصرت‌الله خازنی نیز بسیار مهم است. خازنی منشی دفترمصدق بوده است و ایشان را بر اساس گفتار خودش بیشتر به عنوان رئیس دفتر او می‌شناسند اما شیخ احمد بهار رئیس دفتر بوده که از رجال برجسته در خراسان بوده و روزنامه بهار را منتشر می‌کرده و هیچ نسبتی نیز با ملک‌الشعرای بهار نداشته است. این خاطرات تحت عنوان «نامه روزگار» است که شفیقه نیک‌نفس با او مصاحبه کرده و این خاطرات را تدوین کرده است. وی مصاحبه‌شونده را به چالش نکشانده و مصاحبه شونده آن سیری را که خودش می‌خواسته در بیان خاطرات طی کرده است. خازنی در خاطراتی که بیان کرده نکات جالبی را از کودتا می‌گوید زیرا در دفتر مصدق حضور داشته به عنوان منشی، نه به عنوان رئیس دفتر دکتر مصدق این عنوانی است که متاسفانه به وی داده می‌شود. در واقع یکی از اشکالاتی که این خاطرات دارد این است که مصاحبه‌ها دقیق نیستند و نصرت‌الله خازنی خود مصاحبه را مدیریت کرده است. در پایان به چند کتاب مهم دیگر که به کودتای 28 مرداد پرداخته‌اند نیز اشاره کنید. کتاب «خواب آشفته نفت» محمدعلی موحد بیشتر اشارات وی به کودتا به یادداشت‌های محمدکاظم حسیبی است. «خواب آشفته نفت» اثر خوبی است و به ملی شدن صنعت نفت از دریچه حقوقی به موضوع پرداخته است و افزون بر نگاه تاریخی نگاه حقوقی بر آن می‌چربد و در بعضی موارد وی نکاتی را ندیده است. کتاب «درس 28 مرداد؛ از لحاظ نهضت ملی ایران و از لحاظ رهبران خائن حزب توده» نوشته خلیل ملکی منتشره از سوی انتشارات پردیس دانش هم آسیب‎شناسی نهضت ملی و روندی است که به کودتا انجامید. ملکی در این کتاب به نقد عملکرد حزب در پیش‎آمدن حوادث منجر به کودتا پرداخته است. سال‌ها قبل نیز یک آمریکایی با نام مارک گازیوروسکی در مقاله‌ای با عنوان «روایتی دیگر از کودتای 28 مرداد» به کودتا بودن وقایع 28 مردادد اشاره می‌کند و به کسانی می‌پردازد که از آمریکا پول گرفتند و به نقش سی آی ای نیز برای تسهیل کردن این اتفاق در ایران اشاره می‌کند. همچنین خاطرات شعبان جعفری هم درخصوص نقش نیروهایی که به عنوان اراذل و اوباش شناخته می‎شوند، قابل توجه است. ]]> علوم انسانی Mon, 19 Aug 2019 06:24:58 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/279731/کودتای-28-مرداد-ایدئولوژیک-شده-پشت-پرده-دوگانه-سازی-ها-چیست نقش لمپنیزم سیاسی در اثبات مشروعیت و پایگاه اجتماعی حاکمیت http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279652/نقش-لمپنیزم-سیاسی-اثبات-مشروعیت-پایگاه-اجتماعی-حاکمیت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ بهاران سواری: شاید مهمترین حضور و نقش‌آفرینی جاهل‌ها یا همان لات‌ها در عرصه‌های سیاسی و وقایع مهم اجتماعی تاریخ معاصر ایران را بتوان همراهی مستقیم آن‌ها در کودتای ۲۸ مرداد و سقوط دکتر مصدق دانست. اما با گذشت بیش از ۶۰ سال از این واقعه هنوز هم هرازگاهی نمودهایی از تداوم گره خوردن بلوک‌های قدرت با چنین افرادی و استفاده از آن‌ها در مواقع لزوم احساس می‌شود.  درواقع لات‌ها طبقه اجتماعی خاصی هستند که محصول و نتیجه معضلات مهم اجتماعی همچون «فقدان حاکمیت قانون»، «فقدان امنیت اقتصادی» و همچنین «وجود فقر عمومی» و «تشدید تضادهای طبقاتی» شناخته می‌شوند و ورود آن‌ها به عرصه سیاست یا قدرت پوپولیستی شدن سیاست در یک جامعه و به حاشیه راندن و کنار گذاشتن نخبگان و فرهیختگان را به همراه خواهد داشت. اما به واقع چرا و چگونه است که چنین ارتباطی میان این گروه از جامعه و فعالان عرصه سیاست و قدرت شکل می‌گیرد؟ سیاست و قدرت چه استفاده و منفعتی از این ارتباط کسب می‌کنند و در این مسیر چه چیزی عاید کلاه‌مخملی‌ها، جاهل‌ها یا همان لات‌ها می‌شود؟ پاسخ به سولات را در حالت کلی می‌توان با بررسی ویژگی‌‌های شخصی این افراد در بسترهای فرهنگی و اجتماعی جامعه و همین طور نوع بلوک‌بندی‌های قدرت در یک ساختار سیاسی به دست آورد. جمشید میرزایی استاد جامعه‌شناسی در مقاله‌ای ویژگی‌های فرهنگی، اجتماعی و روانی لمپن‌ها را اینگونه برشمرده است: «از نظر شرایط اقتصادی، فرهنگی، روانی، اجتماعی و خانوادگی افراد لمپن دارای خصایص ویژه ای هستند: نظیر بیکار و کم کار یا شاغل در مشاغل غیر حرفه‌ای، بیسواد و یا کم سواد، ضعف سلامت جسمانی، زندگی زیر خط فقر، فاقد پس انداز و انباشت ثروت، سن پایین امید به زندگی، عدم مشارکت در تولید اجتماعی، روحیه انگل‌وار و زائد و سربار بودن، سکونت در محلات و مناطق محروم و پرتراکم یا حاشیه شهر، مصرف مواد مخدر، روحیه مقلد و فرمانبرداری، عدم پایبندی به هنجارهای جامعه، ناتوانی در همنوایی با ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی، خواهان آزادی بی قید و شرط بودن و رهایی از هرگونه قانون و هنجار، فقدان پایگاه اجتماعی، عناصری دکلاسه و فاقد طبقه، تمایل به خرابکاری و اوباشگری، در پی شادی و لذت‌های گذرا بودن، برای مقداری پول یا یک وعده غذا تن به هرکاری دادن، به هر سوی روان شدن (حزب باد)، فاقد هر گونه مرام و ایدئولوژی مشخص بودن (مگر ایدئولوژی هر چه پیش آید خوش ‌آید)، روحیه سرخوردگی و درماندگی، عدم هویت فرهنگی و اجتماعی و در کل تعلق داشتن به قسمت‌های پس رانده جهان.» به عبارت دیگر این گروه‌ها معمولا در تولید نقشی ندارند، گروه بیکار تلقی می‌شوند یا اغلب در حوزه خدمات هستند (راننده و ...) و از گروه‌های پایین دستی بازار یارگیری می‌کنند. این‌ گروه جزو خرده بورژوآ‌ها هستند و گروه‌های حاشیه‌ای هم معمولا نیروهای خود را از همین مراکز جذب می‌کنند. درواقع لمپن سرریز پروتارلیا است، یعنی سرریز نیروی کاری است که بیکار شده و آسیب دیده است. به خاطر رقابت یا سودخواهی مدام سرمایه‌داری دائما بخشی از نیروهای جامعه به لشکر ذخیره‌ای تبدیل می‌شوند که به حاشیه رانده شده‌اند. این‌ها را در ادبیات چپ با نام لمپن پروتارلیا می‌شناسیم ولی این گروهی که مد نظر ماست به لحاظ پایگاه طبقانی و اقتصادی لمپن پروتارلیا نیست، بلکه لمپن به لحاظ فرهنگی است. مثلا لباس شخصی‌ها اغلب وضعیت معاش و مالی نسبتا مورد قبولی دارند حالا نه در سطح عالی و بالا ولی بالاخره یک منبع درآمدی دارند. درواقع این گروه بیشتر از نظر روانی شخصیت‌های ناپایداری دارند و دنبال یک چهره کاریزما یا سازمان قدرتمند می‌گردند که به آن‌ها قدرت بدهد.  البته باید حساب این افراد را از به اصطلاح لوتی‌های قدیم جدا کرد و نباید این گروه را با لوتی‌ها و جاهل‌های قدیم اشتباه بگیریم. در تاریخ اجتماعی ایران لوتی‌گری و جاهل‌گری، عیاری، فتحیان و جوانمردان سابقه چند قرنی دارد که حتی به پیش از اسلام بازمی‌گردد. این جوانمردان همیشه سعی می‌کردند خودشان را به مراکز مذهبی نزدیک کنند. کاری به این قشر نداریم. این عده بیشتر انگیزه دفاع از مظلوم را داشته‌اند حالا ادبیات خاصی را به کار می‌بردند، لباس‌‌های مختص به خود می‌پوشیدند و سلوک زندگی مشخصی داشتند. این‌ها هم گروه حاشیه‌ای سرگذر می‌ایستند و گاهی امنیت سرمایه‌دارها و کسبه را تامین می‌کردند، باج‌گیری می‌کردند. سلسله صفاریان را هم داشته‌ایم که عیار بوده‌اند. کاری به این طیف نداریم که از دوره صفویه هم در جامعه ایرانی حضور داشته‌اند. مثلا طیب رضایی وقتی به روحانیت می‌پیوندد بیشتر می‌خواهد نقش کمک به مظلوم را ایفا کند و امکان دارد حتی در این راه از ادبیات مذهبی هم استفاده کند و در هیئت‌ها و دسته‌جات مذهبی هم حاضر شود و سینه‌زنی، علم کشی و قمه‌زنی هم داشته باشد. این‌ها را باید در یک مفهوم دیگر بررسی کنیم. یعنی ما با یک گروه اجتماعی روبه‌رو هستیم که لمپن پروتارلیا نیست، بیکار نیست (بیکارها رفتارهای متفاوتی دارند) جزو جوان‌مردان، لوتی‌ها و کلاه مخملی‌ها هم نیستند. این گروه مورد نظر ما جاهل‌هایی هستند که مخصوصا در سطح شهرها از بخش‌های خدماتی و به خصوص بازار و بخش تجاری می‌آیند. مرتضی دهقان‌نژاد، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان در گفت‌وگو با ایبنا بیان می‌کند: «این گروه جامعه فاقد تعلق به اساس و بنیان اجتماع هستند و چنین افرادی هویت و شناسنامه ندارند یا به تعبیری احساس تعلقی به جامعه ندارند. توده‌هایی هستند که در نقاط تاریک جامعه زندگی می‌کنند و روزی که سیاست‌مداران و قدرتمندارن می‌خواهند فشاری به جامعه مدنی وارد کنند به ابزار فشار در دست عوامل قدرتی تبدیل می‌شوند که می‌خواهند خودشان گم‌نام باشند.» نهایتا هم به نظر مارکس این قشر، بیش از همه مظهر رسوب‌های جامعه کهن قبل از سرمایه‌داری در دنیایی است که به سوی صنعتی شدن پیش می‌رود. از سوی دیگر فرهنگ جامعه و نوع شکل‌گیری بلوک‌های قدرت در ایران نیز بستر مناسبی برای پیدایش و رشد گروه اجتماعی جاهل یا لات و همین‌طور گرایش و تمایل آن‌ها به سوی قدرت به نظر می‌رسد.  صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی در گفت‌وگو با ایبنا نیز نقش‌آفرینی و به کارگیری اقشار و لایه‌های لمپن جامعه را یکی از معرف‌های یک جامعه توسعه نیافته می‌داند و می‌افزاید: «یکی از مختصات جوامع توسعه نیافته همین به کارگیری اقشار و لایه‌‌های لمپن، جاهل، زورگو، بزن بهادر و این تیپ افراد است. اگر دقت کنیم در جوامعی که از نظر سیاسی توسعه یافته هستند مثلا در کشورهای نروژ، ژاپن و حتی هند چنین پدیده‌های را نمی‌بینیم. البته در کشورهای پیشرفته هم افرادی که دارای تعصبات راست‌گرایانه هستند وجود دارند. مثلا در انگلستان، فرانسه و آلمان می‌بینیم که نئونازی‌ها، ناسیونالیست‌های افراطی و نژادپرست‌ها علیه یهودی‌ها، مسلمانان، خارجی‌ها، سیاه‌پوست‌ها و مهاجرین اقداماتی می‌کنند و به آزار و اذیت آن‌ها اقدام می‌کنند.» منتها یک تفاوت مهم بین آن نوع رفتار و رفتاری که لمپن‌ها، جاهل‌ها و داش‌ها در کشور ما  از خود نشان می‌دهند وجود دارد و آن هم این است که در کشور ما این عده تحرکاتشان به گونه‌ای نیست که از روی اعتقادات و باورهای خودشان است و عوامل درون حکومت آن‌‌ها را سازمان‌دهی می‌کنند و می‌توان گفت در طول تاریخ این گروه‌ها و جریانات در ایران به نوعی آلت دست حکومت‌ها بودند و حکومت‌ها بنا به نیازهای خود از این عده بهره‌برداری می‌کردند و آن‌ها مثل مامورین حکومتی عمل می‌کردند و می‌کنند. ولی در جوامع اروپایی مذکور نئونازی‌ها و نژادپرستان ارتباطی با حکومت پیدا نمی‌کنند و اینگونه نیست که از داخل حکومت این‌ها را سامان‌دهی کنند که مثلا به مسلمانان یا پناهنده‌ها حمله کنند. به واقع هم نمی‌توان منکر وجود برخی گروه‌های لمپن و لباس شخصی در جوامع توسعه یافته شد. بالاخره بخشی از این گروه‌ها در حاشیه شهرها به لحاظ جغرافیایی هم شکل می‌گیرند. همیشه هستند افرادی که جذب متن جامعه نمی‌شوند و در حاشیه باقی می‌مانند. در کشورهای اروپایی هم گاهی حاشیه‌های جامعه علیه مرکز و متن دست به اعتراضات بعضا خشونت‌آمیز می‌زنند یا برخی رفتارهایی که از مهاجرین می‌بینیم. در کشور خودمان ۱۲ میلیون تا ۱۵ میلیون حاشیه‌نشین داریم که بیشترین آن‌ها هم در حاشیه کلان‌شهرهای تهران، مشهد، اهواز زندگی می‌کنند. مردمی که در حاشیه زندگی می‌کنند از امکانات رفاهی فوق‌العاده پایینی برخوردار هستند، دائما هم تحقیر می‌شوند. پس نمی‌توانند جذب متن اصلی جامعه شوند و همیشه این پتانسیل وجود دارد که در این مناطق اتفاقاتی خلاف متن جامعه شکل بگیرد و شاهد بزه‌کاری‌هایی هم باشیم. می‌بینیم برخی از مسائل مثل اعتیاد، چاقوکشی و بزه در این مناطق بیشتر بروز پیدا می‌کند. این حاشیه‌نشینی جغرافیایی در کشورهای صنعتی هم دیده می‌شود و اساسا می‌تواند بازتابی از جامعه صنعتی یا جامعه‌ای درحال گذار از سنت به صنعت محسوب شود.       با این حال با مقایسه‌ای میان جوامع و سنتی و جوامع در حال گذار می‌بینیم که مثلا در جامعه آفریقایی و یک نظام قبیله‌ای به شدت سنتی امکان ندارد با لمپن و جاهل یا لباس شخصی مواجه شوید. هرکس در نظام قبیله‌ای به دنیا می‌آید از همان ابتدا کارکرد و جایگاهش مشخص است. اما در جامعه درحال گذار که نقش‌ها درحال تغییر و شکل‌گیری نهایی است و تقسیم کار جدید در بافت جامعه شکل می‌گیرد، آن گروه‌هایی که دچار تبعیض می‌شوند و در روند سهم‌خواهی در جامعه عقب مانده و نمی‌توانند فرصت‌ها را شکار کنند یا فرصت‌ها به طور مساوی در اختیارشان قرار نمی‌گیرد و توسط جامعه پس زده می‌شوند ناچار می‌شوند دست به کارهایی بزنند که در همین مقوله رفتارهای ضد جامعه مدنی طبقه‌بندی می‌شوند. البته نقش همانندسازی و توده‌وار ساختن یک جامعه در رشد و فعالیت گروه‌های جاهل را نیز نباید فراموش کنیم. این گروه جامعه و سلوک و منش آن‌ها خوراک خوبی هستند برای جامعه توده‌وار. جامعه توده‌وار جامعه‌ای است که نظم مدنی را به هم می‌ریزد و مطالبات عموم مردم را یک‌دست می‌کند. پس مردم فکر می‌کنند باید یک شکل باشند و یک شعار بدهند. در کنار این نگاه توده‌وار در جامعه ذهنیت و خاطره جمعی ایجاد می‌کند، ولی آگاهی طبقاتی در آن وجود ندارد. درحالیکه در جامعه مدنی مردم دارای آگاهی طبقاتی هستند. در جامعه توده‌وار سمبل‌هایی مطرح می‌شوند که حالت تخدیری دارد و بخش‌هایی از مردم که آسیب دیده‌اند و نگرانند و از آینده ترس دارند به این‌ نیروها می‌پیوندند. درواقع جامعه توده‌وار قدرت بسیج زیادی را به این نیروها می‌دهد تا بتوانند با ارائه نمادهای عمومی، خلق‌گرا و توده پسند بسیج عمومی ایجاد کنند. منتها در جامعه مدتی تکلیف روشن است و تقسیم‌ کار صورت گرفته است. به عبارت دیگر در جامعه مدنی به نوعی عقلانیت حاکم است اما در جامعه توده‌وار این احساس و غریزه است که بسیار پررنگ نقش بازی می‌کند و غریزه‌های خشم، خشونت و تندروی، افراط، حمله به یک سفارت تقویت می‌شود.   در تحلیل و واکاوی نقش و حضور لات‌ها در عرصه سیاست توجه به نقش و کارکرد آن‌ها بسیار مهم به نظر می‌رسد. کارکردی که به زعم بسیاری از کارشناسان و اهالی فن اگر نگوییم تنها در جهت تخریب و ضربه زدن به جامعه مدنی و مدنیت است، بیشتر کارکرد آن‌ها در همین راستا برنامه‌ریزی می‌شود. همچنین تاثیرات ناشی از حضور این گروه‌ها در بطن بازی‌های سیاسی و عرصه قدرت بر فرهنگ عمومی جامعه و شهرندان آن مسئله‌ای است که می‌تواند و باید مورد تحلیل و واکاوی جدی قرار بگیرد. دهقان‌نژاد با تاکید بر اینکه لات‌ها و جاهل‌ها معمولا از سوی نهادهای قدرت به عنوان ابزار فشاری علیه توده مردم و جامعه مدنی استفاده می‌شوند به ایبنا می‌گوید: «بزرگترین چالشی که تحلیل این افراد برای پژوهشگران و نظریه‌پردازان اجتماعی به دنبال داشت همین سوال است که چرا و چگونه این افراد که خودشان از بطن و توده مردم هستند نهایتا ابزاری می‌شوند بر علیه همان مردم؟ علت این همکاری علیه مردم هم نیازهایشان است و اینکه به دلایلی از بدنه جامعه جدا افتاده‌اند و کنده شده‌اند. گاهی حتی فکر می‌کنند دور انداخته شده‌اند و کینه جامعه را به دل می‌گیرند. برای همین هم از قدرتی که به سبب همراهی با سیاست‌مدارن به آن‌ها داده می‌شود استفاده می‌کنند تا شاید خیلی از عقده‌های خود را نسبت به جامعه خالی کنند.» او همچنین درباره تاثیر حضور لات‌‌ها و جاهل‌ها در عرصه‌های سیاسی بر فرهنگ عمومی جامعه اضافه می‌کند: «این افراد خود به خود به قهرمانان و بزرگان همان توده‌ای تبدیل می‌شوند که در لایه‌های پایین جامعه زندگی می‌کنند و کودکان آن مناطق حاشیه‌ای به چشم یک قهرمان به آن‌ها نگاه می‌کنند و آروز دارند تا در بزرگسالی به آن‌ها شبیه شوند و راه آن‌ها را ادامه بدهند. به عنوان مثال خود شعبان جعفری بعداً به نوعی رهبریت در مناطق پایین شهر مبدل می‌شود. در ثانی یک مرید و مرادی و نوچه پروری در ساختارهای اینچنینی وجود دارد و افراد در قالب این دسته‌ها هویت و احساس تعلقی که به جامعه را ندارند تجربه می‌کنند و آرزو دارند در این گروه‌ها به رده‌های بالا برسند و اینگونه است که لمپنیزم ادامه پیدا می‌کند.» زیباکلام نیز معتقد است: «اقدامات و تحرکات سیاسی لات‌ها و جاهل‌ها در چارچوب قانون تعریف نمی‌شود. نه اقدامات گروه‌های خشونت‌طلب در انگلستان، فرانسه، آلمان و ... و نه کارهایی که جریانات لمپنی در ایران صورت می‌دهند با قانون همسو است. پس این اعمال اصولا مغایر جامعه مدنی و حکومت قانون هستند و برای تخریب آن برنامه‌ریزی می‌کنند.» اگر بپذیریم که مهمترین کارکرد گروه‌ لات‌ها و جاهل‌ها تخریب جامعه مدنی و ایستادن مقابل جامعه مدنی است؛ چرایی علت این مقابله سوال مهمی است که باید در ساختار جامعه‌شناسی و بعضا جامعه‌شناسی تاریخی به آن پاسخ داده شود. شاید واضح‌ترین پاسخ به این سوال این باشد که در جامعه مدنی با تقسیم کار روبه‌رو هستیم و نهادهای مدنی مردم را سازمان‌دهی می‌کنند. در جامعه مدنی هر گروه اجتماعی (دانشجویان، کارگران، کشاورزان، معلمان، کارفرمایان و حتی نظامیان) سخن‌گوی خودش دارد و از طریق صنف، سندیکا و اتحادیه مطالبات اعضایش را پیگیری می‌کند. چانه زنی می‌کند، از منافع خودش دفاع می‌کند. در چنین شرایطی پیدایش گروه‌های جاهلی ممکن نیست. یعنی استقرار مدنیت در جامعه به نیروهای شناسنامه میدان نمی‌دهد که بیایند و بازی را به هم بزنند. بنابراین کسانی که از جاهل‌ها و لات‌ها را در عرصه فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی با خود همراه می‌کنند می‌خواهند جامعه مدنی را تضعیف کنند چون جامعه مدتی اجازه چنین فعالیت‌هایی را به آن‌ها نمی‌دهد.   حال که ویژگی‌های شخصیتی گروهی که با نام جاهل یا لات می‌شناسیم و همین‌طور شرایط فرهنگی جامعه در مهیا کردن بستر حضور آن‌ها برای بازی در میدان سیاست و قدرت و نقش این گروه در تخریب جامعه مدنی نسبتا مشخص شد، یافتن سوال اصلی یعنی چرایی شکل‌گیری ارتباط میان جاهل‌ها و قدرت و عللی که بازیگران اصلی عرصه قدرت و سیاست را نیازمند استفاده از جاهل‌ها می‌کند شاید کمی‌ ساده‌تر شود. جذب شدن لات‌ها و جاهل‌ها به عرصه قدرت که دلایلی عمدتا روشن و واضحی دارد. درواقع آمدن گروه‌های به اصطلاح جاهل و لات به سمت حکومت دو دلیل عمده دارد. اول اعتقادات و بعد بحث نیاز مالی است که این افراد را جذب قدرت می‌کند. یعنی به قول زیباکلام این جریانات که بعضا متعرض دیگران هم می‌شوند و به کنسرت‌ها، سخنرانی‌ها، کتابفروشی‌ها، تجمعات دانشجویی و ... حمله می‌کنند هم حقوق بگیر حکومت هستند و هم به لحاظ اعتقادات خود گمان می‌کنند عمل درستی را انجام می‌دهند و پاداش معنوی هم خواهند گرفت.  عرصه قدرت و سیاست چه نیازی به لات‌ها دارد؟ اما عرصه قدرت و سیاست چه نیازی به این گروه جامعه دارد که پیوند میان آن‌ها بیش از ۱۰۰ سال است که در ایران ادامه دارد و حتی گاهی در جامعه امروز ایران هم دیده می‌شود؟ دهقان‌نژاد عدم هزینه‌تراشی مالی و اجتماعی در استفاده از لات‌ها و جاهل‌ها یکی از دلایل مراجعه مکرر عرصه قدرت به این افراد می‌داند و به ایبنا می‌گوید: «به کارگیری این عده برای قدرت هزینه مالی چندانی ندارد چون قیمتشان ارزان است و نیازهایی زیادی ندارند، پس به راحتی می‌توان ‌آن‌ها مورد استفاده قرار داد و بعد دوباره به همان تاریکی که بودند بازگرداند. درثانی این افراد سرباز و نیروی نظامی که نیستند. پس دولت‌ها از این‌ها استفاده می‌کنند و هیچ پاسخگویی هم به جامعه ندارند. درواقع چه از نظر هزینه‌های مالی و ریالی و چه از لحاظ هزینه‌های تبعات اقدامات علیه جامعه مدنی این افراد کم هزینه‌ترین هستند برای انجام درخواست‌های قدرت‌مداران. به عبارت دیگر قدرت هر زمان نیاز داشت از لات‌ها و جاهل‌ها استفاده می‌کند و زمانی هم تشخیص داد کارش تمام شده دوباره آن‌ها در همان حاشیه رها می‌شوند. برای همین است که تعداد کمی از این افراد هستند که مورد توجه عرصه قدرت می‌مانند و شهرتی به هم می‌زنند. مثل شعبان جعفری، طیب حاج‌رضایی و رمضون یخی.» این استاد دانشگاه می‌افزاید: «البته تاکنون اغلب لات‌ها و لمپن‌ها در نازل‌ترین شکل بررسی شدند. ما لمپن سیاسی هم داریم که از نظر ظاهر شاید شباهتی به این لات‌ها نداشته باشند ولی چون ریشه‌ای بین طبقان و احزاب ندارد برای جذب هوادار از میان این گروه‌ها نیرو جمع می‌کند و با گفتار توده‌پسند بدون اینکه اعتقادی به حرف‌های خود داشته باشند شعارهایی می‌دهند که مورد علاقه توده مردم قرار بگیرد.»  نیاز قدرت در به رخ کشیدن مشروعیت خود دلیل روشن دیگری است که حضور لات‌ها و جاهل‌ها در عرصه سیاسی را نشان می‌دهد و نمونه بارز آن هم استفاده از آن‌ها در بزنگاه تاریخی مهمی همچون بیست‌وهشتم مردادماه است. این یک واقعیت است که قدرت همیشه می‌خواهد مشروعیت خود را به رخ بکشد و مدام یادآوری کند که مشروعیت عام داشته و مورد حمایت توده‌ها قرار دارد. قدرت می‌خواهد بگوید اگر هم کسی مخالف سیاست‌های من باشد به صورت خودانگیخته و خودجوش برخی از گروه‌ها اجتماعی وارد میدان می‌شوند و از من دفاع می‌کنند.  به عبارت دیگر بلوک‌هایی در بدنه قدرت وجود دارند که می‌خواهند با استفاده از این نیروها مشروعیت و پایگاه اجتماعی خودشان را اثبات کنند و بگویند سیاست‌ها و برنامه‌های جناح مقابل مورد اعتراض گروه‌های اجتماعی قرار دارد. بلوک‌های قدرت با گروه‌های رسمی قادر و حاضر به رقابت نیستند. برای رقابت باید عملکردشان، اقتصادشان، منابع مالی‌شان شفاف شود و به اصطلاح شناسنامه‌دار شوند. اما می‌خواهند در فضای سیاسی کشور بیشترین سهم را داشته باشند ممکن است با بخش‌های رسمی هم درگیر شوند و مثلا امکان دارد در مقابل بخشی از سیاست‌های فرهنگی اقتصادی نیروهایی را بسیج کرده و به خیابان بکشند. این‌ افراد عمدتا توسط بلوک‌های قدرت توجیه و سامان‌دهی می‌شوند. کتاب‌ها درباره لات‌های سیاسی چه می‌گویند؟ تمام این توضیحات یعنی اگر می‌خواهیم به توسعه سیاسی و اجتماعی سالمی برسیم باید به فکر برنامه‌ریزی و راه‌کاری برای پایان دادن ارتباط میان لات‌ها و جاهل‌ها و عرصه قدرت باشیم. درست است که تا زمانی که فقر، محرومیت و ورشکستگی در جامعه وجود دارد لاجرم این گروه‌ها نیز به تجدید حیات خود ادامه می‌دهند و لمپنزیم نامیرا باقی‌ماند. اما باید در کنار تلاش برای محرومیت‌زدایی و آموزش و ... از منظر جامعه‌شناسی و تحلیل تاریخی نیز ارتباط میان لات‌ها و جاهل‌ها و عرصه قدرت در دوران معاصر ایران را واکاوی کرد. مسئله‌ای که دست‌کم در حوزه کتاب‌شناسی چندان دست‌پری ندارد و مثلا جز نمونه‌هایی مثل زندگی‌نامه و خاطرات شعبان جعفری، طیب و کتاب‌هایی همچون «طیب: زندگینامه و خاطرات حُر نهضت امام خمینی(ره) شهید طیب حاج‌رضایی» و «خاطرات شعبان جعفری» کمتر کتابی به جامعه‌شناسی رفتارها و اعمال فراقانونی لات‌ها و جاهل‌ها و ارتباط‌شان با قدرت در تاریخ ایران پرداخته است.     شاید کتاب «گنده‌لات‌ها در دوره محمدرضا پهلوی» نوشته عباس سرافرازی و مینا رحیمی‌قله‌زو تنها نمونه‌ای باشد که به جز کتاب «زنگی‌های گود قدرت: نقش سیاسی و اجتماعی جاهل‌ها و لات‌ها در تاریخ معاصر ایران» تالیف مسعود نقره‌کار که در خارج از کشور منتشر شده، شخصیت روانی و اجتماعی این طیف از اجتماع را مورد توجه قرار داده و نقش آنان را در حوداث سیاسی و اجتماعی که از سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۳۲ در ایران رخ داده بررسی می‌کند و ارتباط گنده‌لات‌ها و احزاب دموکرات، وطن، فداییان اسلام، مجاهدین اسلام، سومکا، زحمت‌کشان و توده و حتی جریان‌های مذهبی را واکاوی می‌کند. ]]> علوم انسانی Mon, 19 Aug 2019 03:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279652/نقش-لمپنیزم-سیاسی-اثبات-مشروعیت-پایگاه-اجتماعی-حاکمیت تاریخ چگونه تبدیل به یک بازی کودکانه می‌شود؟/ هنوز نمی‌دانیم مصدق که بود و چه کرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279642/تاریخ-چگونه-تبدیل-یک-بازی-کودکانه-می-شود-هنوز-نمی-دانیم-مصدق خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)ـ شصت و ششمین سالگرد کودتای 28 مرداد بهانه‌ای است برای بازخوانی روایت‌های تاریخی از این بزنگاه مهم تاریخ معاصر ایران. آنچه در ادامه می‌آید، بخشی از فصل پایانی کتاب «پرسیدن و جنگیدن: گفت‌وگو با منوچهر آشتیانی درباره تاریخ معاصر و علوم انسانی در ایران» به قلم رضا نساجی است که چاپ دوم آن را نشر نی در زمستان گذشته منتشر كرد. آشتیانی در پاسخ به پرسشی در باب جزئی‌نگری‌هایی وقایع‌نگارانه که منجر به سطحی‌نگری در تاریخ‌نگاری می‌شوند، به نقد روش‌شناختی تاریخ‌نگاری در ایران می‌پردازد.   اگر اجازه بدهید به‌عنوان آخرین پرسش‌ها، از شما تحلیلی فلسفی و اجتماعی راجع به آن حوادث تاریخی که خود شاهد عینی بوده‌اید، بپرسم. یکی از اشکالاتی که شما در دوران جوانی به حزب توده وارد می‌دانستید، عدم حمایت از دولت ملی دکتر مصدق بود. اما آقای کیانوری که همسر او از اقوام مصدق بوده، مدعی است که در روز 28 مرداد با مصدق تماس تلفنی داشته و ضمن هشدار به او راجع به وقوع مجدد کودتا، اعلام آمادگی کرده تا حزب از ایشان حمایت کند، اما مصدق این هشدار و پیشنهاد را جدی نگرفته. منتقدین حزب توده می‌گویند در روز کودتا اساساً تلفن‌ها قطع بوده و لذا کیانوری دروغ می‌گوید.  حال، من راجع به این قضیه از شما یک پرسش ساده می‌پرسم و یک پرسش جدی. پرسش اولیه این است که آیا در آن روز تلفن‌ها وصل بود؟ هیچ نمی‌دانم.   خودتان پیش‌تر گفته بودید که در آن روز شما به رفقای همکلاسی مثل زیرک‌زاده و رقابی تلفن زده‌اید تا برای حمایت از مصدق جمع شوند. بله، تلفن ما که وصل بود و من تماس گرفتم.   خوب، حالا می‌خواهم از شما بپرسم به‌عنوان کسی که در زمینه فلسفه تاریخ و جامعه‌شناسی تاریخی کار کرده، این نوع مواجهه با حوادث تاریخی را چگونه تحلیل می‌کنید؟ راجع به تقلیل دادن عوامل یک شکست تأسف‌بار تاریخی در ایران به جزئیاتی چون وصل بودن یا نبودن تلفن‌های تهران در روز کودتا؟ پرسش مهمی است و مختص این مثال هم نیست. وقتی وقایع تاریخی پرزونیفیه[1] یا شخصی بشود، ژنآلوژی[2] یا تبارشناسی وقایع تاریخی تبدیل می‌شوند به بازی‌های کودکانه و شوخی. حال آنکه تاریخ مطلقاً شوخی نیست، در هیچ لحظه‌ای تاریخ نه با خودش و نه با شخصیت‌ها شوخی نکرده. اتفاقاً تاریخ یک جریان بسیار سخت‌گیر و بسیار بی‌وفاست و به بازیگران خودش هیچ رحم نکرده. حتی تمیز نداده بین عامل خیانت و عامل اشتباه. هر دو را به یک چوب رانده، و گفته چون نتیجه‌اش به ضرر من - به ضرر یک جریان تاریخی - تمام شده، هر دو یکی‌اند. نمونه‌هایش بسیارند، از جمله ژنرال پتن[3] در فرانسه. این مسئله نه‌تنها یک این ضرر را در پی دارد که شما جریان تاریخ را به‌طور دقیق نمی‌شناسید، که این خطر وجود دارد که دانش تاریخ[4] تبدیل شود به علم وقایع.[5] علم‌الوقایع مثل گفت‌وگوها و اتفاقات روزمره مردم عادی که ارتباط بین رخدادها تنها مثل دانه‌های تسبیحی است که پشت سر هم در زمان قرار گرفته‌اند. اما هیچ معلوم نیست که آیا روابط درونی و علت و معلولی دارند یا خیر. چنین نگرشی سبب می‌شود که فراموشی تاریخی و گسست تاریخی در حافظه یک ملت رخ دهد. کما اینکه ما هنوز نمی‌دانیم مصدق بالاخره که بود و چه نقشی داشت. مثلاً دکتر شیخ‌الاسلام - همچنان که پیش‌تر نقل کردم - معتقد بود که مصدق، رضاخانی بود که دیر ظهور کرد، همچنان که امیرکبیر، رضاخانی بود که زود آمد. اما این دیدگاه اشتباه است، نه این زود آمده و نه آن دیر. ما تاریخ را درست فهم نمی‌کنیم، چراکه مجموعه وقایعی که می‌بایست به ظهور امیرکبیر منجر می‌شده، رخ‌داده اما قدرت ادامه این جریان را نداشته. وجود این خطر که این خطا در ذهن شاهدان و نگهبانان تاریخ ملتی ایجاد گسست کند و ادامه باید به‌نحوی‌که ما فرزندان لحظات گسسته تاریخی باشیم و در «آن»های تاریخی زندگی کنیم بدون اینکه کاملاً متصل فکر کنیم. اما این اشکال همچنان وجود دارد، چنانچه‌ کاریسماپرستی و شخص‌پرستی که از دوران امپراتوری هخامنشی به مدت 2500 سال وجود داشته، همچنان در وجود ملت ما تداوم یابد. وگرنه چرا امپراتوری هخامنشی با آن عظمت به چنان درجه‌ای از فروپاشی درونی برسد که با یک تلنگر هجوم خارجی از درون فرو ریزد؟ علتی جز کاریسماپرستی؟   در این باره می‌شود مفصل بحث کرد که من البته در کتاب اخیرم با عنوان «جامعه‌شناسی تاریخی» شرح داده‌ام. راجع به اینکه مورخ تا چه اندازه می‌تواند تاریخی بیندیشد و چه عواملی بازدارنده این فهم تاریخی‌اند. مردم عامه به‌طور متداول و روزمره مطلقاً تاریخی نمی‌اندیشند، لذا متفکرانی چون کارل مارکس و کارل مانهایم چنین می‌گویند که یک آگاهی متداول تاریخی وجود دارد که همه کمابیش دارند. اما یک آگاهی آگاهمند و مستشعر و به خودآگاهی منتهی شده تاریخی هم هست که در اختیار مورخین تاریخ است. اما این‌ها خیلی نادرند و به‌ندرت این آگاهی‌شان اتساع و اتصال پیدا می‌کند به‌عنوان آگاهی متداول تاریخی. شما الآن از هر کسی بپرسید که در کجا و چه قرنی هستید، می‌گویند در ایران قرن بیست و یکم. اما اینکه چه عوامل و چگونه این شرایط کنونی را پدید آورده، هر کسی نمی‌داند. یکی از علل ماجرا این است که ما در سطح وقایع مانده‌ایم که این ناآگاهی شدید تاریخی ایجاد می‌کند. ناآگاهی که به‌شدت در آن گیر افتاده‌ایم و آثار و مثال‌های متعددی از گذشته آن می‌توان برشمرد که البته همچنان ادامه دارد. مثلاً در میراث گذشته و فراموش شده ما، فلسفه سینایی را دارید که بعد از گرکانی[6] هیچ اثری از آن نمی‌بینید، مگر شاخه‌ای در غرب عالم که هیج ربطی به ما ندارد. ابن رشد در آندلس که آن هم توسط ارتجاع عرب قطع می‌شود. تا اینکه یک خارجی به نام ارنست بلوخ[7] کتابی دارد با عنوان «ابن‌سینا و ارسطویی‌هایی چپ»[8] که می‌گوید جناح چپ ارسطویی‌‌ها در ابن‌سینا ادامه پیدا می‌کند و به ابن‌رشد[9] می‌رسد. اما نه خود ابن‌سینا و ابن‌رشد می‌دانسته‌اند که جناح چپ ارسطو را ادامه می‌دهند و نه ما می‌دانستیم که جریانی که از لحاظ عقلانیت به حس‌گرایی[10] معتقد است و از لحاظ رئالیسم به ماتریالیسم، به ابن‌سینا می‌رسد، و اینکه چقدر تغییر پیدا می‌کند، چقدر از انه‌ئاد فلوطین به ارسطو افزوده می‌شود و با الهیات اسلامی درمی‌آمیزد و... بحث‌های جانبی است. خیلی وقت پیش با زنده‌یاد سیدصادق گوهرین صحبت می‌کردم راجع به حافظ که او چه قدرت و کرامت داشته که هفت قرن پیش گفته است: «بر سر تربت ما چون گذری همت خواه | که زیارتگه رندان جهان خواهد بود» و الآن هم همین‌جور شده است که مردم همچنان بر مزار او ابراز ارادت می‌کنند. ایشان گفت از چشم‌انداز مارکسیستی یک نکته را فراموش کردی و آن ثابت ماندن مناسبات اجتماعی است. این فقط کرامت حافظ نیست، ناشی از رخوت مناسبات اجتماعی در طول قرون متمادی هم هست. همچنان که مارکس درباره اسطوره‌های یونان می‌گوید که این چیز عجیبی است که هنوز هم این اسطوره‌ها در ما شور و رغبت ایجاد می‌کنند، چنانچه همه ما لذت می‌بریم از داستان‌های هومر. و بلافاصله خودش تصحیح می‌کند که بله، انسان بالغ دوباره به کودکی بازنمی‌گردد، اما کدام انسان بالغ است که گاه از اعمال کودکانه خوشش نیاید؟ یعنی برای آن‌ها سرگرمی و فراغت است، اما برای ما چنین نیست. حافظه هفت قرن پیش ما؛ دیوان حافظ در کنار قرآن در منزل تک‌تک ایرانی‌هاست. ما فرزندان لحظات تاریخیم و در «آن» فکر و زندگی می‌کنیم، جدا از گذشته و آینده. در کتاب «جامعه‌شناسی شناخت کارل مانهایم» این را گفته‌ام که وقتی لحظات برنیاورده گذشته، بازگشت داده می‌شوند و به حال می‌آیند، وقتی گذشته‌ای که مشخص نیست، رجوع داده می‌شود و خودش را تا آستانه جدید می‌کشاند، از تقاطع آن‌ها هیج نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود، چون یا به «ناکجاآباد»[11] می‌رسند یا به «موعودگرایی». یا انتظار برآورده شدن چیزی، یا حسرت از انتظار برآورده نشده. شما در فلسفه اروپا که نگاه می‌کنید از قبیل کانت، هگل یا حتی هایدگر ـ به‌رغم زوائد ادبی و عرفانی آن‌که جزو سنت راسیونال نیستند ـ می‌بینید که تفکر گذشته می‌آید در عمق حال، استحاله پیدا می‌کند. این قدرت عظیم اپیستمولوژیکی[12] و معرفت‌شناسانه می‌خواهد که شما تفکر گذشته، حال و آینده را در هم ادغام کنید و در هم ببینید. چنین چیزی مطلقاً در ایران نیست. نمونه محسوس و ملموس آن، نظام فرهنگی و برنامه‌ریزی فرهنگی در ایران است که هیچ تسری در زمان نمی‌بینید. قاعدتاً باید نظام ما نماینده آخرین دستگاه فلسفی ما باشد که فلسفه صدراست و بین دیانت، عرفان و فلسفه جمع کرده. اما آنچه الآن می‌بینیم، حاکمیت دیانت است که عرفان و فلسفه را سرکوب و یا قلب مفهوم کرده. دموله[13] و دژنره[14] کرده. فلسفه دینی که در قرون وسطی به‌کلی مردود شد، و ایضاً عرفان دروغین و کاذب. اینست که من به جد می‌گویم از سیستم ناراضی‌ام. چراکه احساس می‌کنم نباید حاصل انقلاب بزرگ این مردم این‌گونه شود. انقلاب برای خروج از سیستم 2500 ساله شاهنشاهی کار بزرگی است. شما در طول تاریخ ما نگاه کنید، تمامی کتب تاریخ بیهقی و نادری و طبری و... همه شاهد این است که چهاردست‌وپا چسبیده بودند به حکومت شاهی. هم حکومت شاهی جنبه دینی داشته، هم دین جنبه شاهی داشته. این تقلیب تاریخی یک ملت است، ملتی که می‌خواسته خودش را آزاد کند.   خوب با این توصیف، به‌طور کلی نظرتان درباره تکوین آگاهی تاریخی مردم ایران از ملی شدن نفت تا پیروزی انقلاب چیست؟ تجربه آموخته شده ولی خیلی کم. حتی اگر یک ملتی نخواهد تجربه از تاریخ بیاموزد، آن را به سطح آگاهی نرساند و از سطح آگاهی به سطح پراکسیس مناسبات اجتماعی برنگرداند - که عموماً ملت‌ها نمی‌توانند این کار را انجام دهند - باز هم قدرت تاریخ چنان است که هم آگاهی را تا حدی القا می‌کند و هم در عمل خود را تحمیل می‌کند. مخصوصاً در زمان بحران‌ها و جنگ‌ها و... تاریخ خیلی قدرتمند است، برخلاف دوران آرامش که جامعه قوی است و ساختارها و کارکردها کار خود را انجام می‌دهند. به‌محض اینکه دوران بحران واقع شود، تاریخ وارد عمل می‌شود و جامعه را عقب می‌زند تا خودش حکم کند. در زمانه انقلاب، تاریخ با تمام اینکه آن را نمی‌فهمند و عقب می‌زنند، خود را تحمیل می‌کند و آگاهی را به مردم عرضه می‌کند. چنانچه امروز می‌بینید در مقایسه با دوران شاه آگاهی عمومی بیشتر است، همه عامه از مسائل روز سیاست باخبرند. اگرچه این آگاهی به سطح آگاهی علمی و عقلانی نمی‌رسد. پس تجربیات تاریخی محو نمی‌شوند اما اینکه این تجربیات چقدر جمع و آگاهانه می‌شوند که پراکسیس به تئوری تبدیل شود، بحث است. به قول هگل، در شب طولانی پراکسیس که جغد مینروا[15] می‌خواهد پرواز کند، سرانجام در پایان این شب در شفق صبحگاهی تئوری پرواز خواهد کرد، اما اینکه این شب چقدر طولانی باشد تا جغد مینروا بتواند پرواز کند، قابل بحث است. بستگی دارد به آگاهی روشنفکران و ارتباطشان با توده‌ها. تاریخ رخ‌داده، خود را هم تا حدی تحمیل کرده اما به تئوری تاریخی تبدیل نمی‌شود. قاعدتاً باید یک ملاصدرای جدید متولد شود. اما نه حتی ]تقی [ارانی جدیدی هست نه ]سید حسن[ مدرس جدیدی.   حال با گذشت 60 سال از کودتای 28 مرداد، به‌عنوان شاهد عینی تحولات ملی شدن صنعت نفت، حزب توده، کنفدراسیون و... تحولات تاریخی ایران معاصر را چطور ارزیابی می‌کنید؟ چرا مردم از تجربیات مشروطه عبرت نگرفتند؟ چرا مردمی که به قول شما با خون خود امضای حمایت از مصدق می‌کردند، در روز کودتا پشت او را خالی کردند؟ اول اینکه چون شکل‌بندی و سازمان‌یافتگی در آن جریانات وجود نداشت، که آگاهی منسجم و هدفمند شوند در قالب یک نظام سازمان‌یافته که جهت‌گیری بدهند. گروه‌های مختلف در جامعه ریختند بدون اینکه تأثیر عمیقی بگذارند. کما اینکه دکتر صدیقی، جامعه‌شناس بزرگ ما بعدها درباره انقلاب می‌گفت ما می‌دانستیم که چه نمی‌خواهیم اما نمی‌دانستیم که چه می‌خواهیم! عین حرف عامه ملت را می‌زد که می‌دانستند شاه را نمی‌خواهد. اما می‌بایست تشکیلاتی مثل ژاکوبن‌ها و ژیروندیست‌ها و کموناردها می‌بودند، پشت سرشان اصحاب آنسیکلوپدی[16] هم که نبودند. اما عجیب بود که در تمام این سال‌ها در محافل دانشگاهی و خانوادگی و... که این بزرگان ادبیات و فلسفه و تاریخ و حقوق و جامعه‌شناسی را می‌دیدیم؛ یک کلمه تحلیل درباره مسائل اجتماعی نمی‌شنیدیم. اما مثلاً در آلمان صدها تحلیل از مسائل مختلف اجتماعی خودشان می‌دیدید.   تازه این‌ها روشنفکران و نخبگان فرهنگی ملتی هستند که برخلاف ملت ما چندان تاریخی هم ندارد و در زمان شکوه تمدنی امپراتوری‌های ایران و روم، قوم مهاجم ژرمن بوده. بله، البته ژرمن‌ها یک خصلت دوگانه دارند. من در آلمان همیشه این حس را داشتم که این‌ها مثل کودک می‌مانند. در بعضی کارها خیلی ناشی و ابلهانه فکر می‌کنند و در برخی جاها برعکس، فوق‌العاده شرنگ و تازه و زنده می‌اندیشند. ما برعکسیم. به قول آلفرد وبر که به من می‌گفت شما ایرانی‌ها خستگی تمدنی دارید. بار 2500 ساله روی دوش شما است و نمی‌توانید فکر کنید. خودتان را از زیر بار این فروریختگی بیرون بکشید. اما برعکس ملت کهن ما، آلمان‌ها اخلاق بچه دارند. آن‌قدر بچه‌اند که به‌رغم این همه نخبگان دستاوردهای فرهنگی بتهوون، کانت، هگل، وبر و... یک لات بی‌سر‌و‌پای اتریشی به اسم هیتلر از راه می‌رسد و می‌شود همه‌کاره‌شان. پدرشان را هم درمی‌آورد. پس این بزرگان در زمان ظهور هیتلر چه می‌کردند؟ ]حمید [عنایت در انگلیس مطلبی از قول برتراند راسل راجع به آلمان‌ها به شوخی و جدی نقل می‌کرد که آلمان مثل یک اتوبوس دوطبقه است. در طبقه بالا بزرگ‌ترین اندیشمندان نشسته‌اند و مشغول عالی‌ترین بحث و فحص‌ها اند، اما در طبقه پایین یک مشت لات نشسته‌اند و یک شوفر مست به اسم هیتلر که داخل دره می‌اندازدشان. داخل جامعه ما هم البته اثراتی از این هست، که فلان فیلسوفان در انجمن حکمت و فلسفه[17] دور هم نشسته‌اند و بحث می‌کنند، اما اگر این بحث را در خیابان ادامه بدهند چه تأثیری دارد؟ چه فایده‌ای دارد وقتی بحث‌ها بین مردم نیاید؟ این گسست فکری، گسست و اجتماعی، عدم سازمان‌یافتگی، پشت سر خالی بودن، عدم وجود مناسبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، عدم قدرت پرولتاریایی، عدم قدرت بورژوازی و... اگر بورژوازی در انقلاب 57 قوی بود که مثل انقلاب بورژوا دموکراتیک فرانسه عمل می‌کرد و دولت و مجلس غیردینی و نظام لائیک خودش را تشکیل می‌داد. پرولتاریا هم نبود که انقلاب سوسیالیستی بکند. خلاء پشت سر خلاء. انقلاب ایران عجیب‌ترین و شگفت‌ترین انقلابی است که هیچ طبقه‌ای به‌طور معین در آن به‌عنوان پیشرو حضور ندارد. اخیراً با یکی از دوستان صحبت می‌کردیم راجع به دیالکتیک (تاریخی). می‌گفتم مارکس جمله خیلی قشنگی دارد با این محتوا که تاریخ حکم مرگ خودش را صادر نمی‌کند و حکم بازگشت به عقب هم نمی‌دهد. وقتی وارد تاریخ شد می‌خواهد کارش را بکند. حال اگر فلان روشنفکر آمادگی انجام وظیفه تاریخی خود را ندارد، به دیگری واگذار می‌کند. تاریخ منتظر نمی‌شود که روشنفکر آگاه و آماده عمل شود.   نیابت می‌دهد به دیگران. بله. تاریخ خشن و بی‌مروت است، می‌گردد تا ابزار حرکت رو به جلو پیدا کند. تاریخ به ایران می‌آید و می‌پرسد روشنفکران؟ می‌بیند همه خوابند. پرولتاریا؟ وجود ندارد. بورژوازی؟ سرمایه‌داری کمپرادور[18]، وابسته و نوکر در نوکر انگلیس و آمریکاست و به درد انقلاب نمی‌خورد. روحانی؟ بله، روحانیون لااقل دو تا ناسزا به بیگانه می‌گویند، از زمان میرزای آشتیانی به این طرف. اینجاست که تاریخ می‌گوید همین مرا کفایت می‌کند. آقایان مخالف انقلاب نمی‌خواهند قبول کنند آنچه در ايران رخ‌داده، حکم تاریخ است نه فرد. تاریخ روی آقای خمینی دست گذاشته و او را برجسته می‌کند. تاریخ روی من دست نمی‌گذارد چون می‌داند نمی‌توانم. به من رجوع کرد، من گفتم نمی‌آیم. روی کیانوری هم دست ‌گذاشت،اما او نمی‌توانست. اما تاریخ می‌خواهد به جلو حرکت کند و منتظر نمی‌ماند.   به‌اصطلاح، تاریخ کارگزاران خود را پیدا می‌کند. بله، مارکس در «هجدهم برومر، لویی بناپارت»[19] می‌گوید تاریخ اینجا دیالکتیکِ رجعت انجام می‌دهد. یک قدم به عقب برمی‌دارد دو قدم به جلو. تاریخ می‌گوید هرچه می‌خواهند بگوید، هیچ اهمیت ندارد، من کار خودم را انجام می‌دهم.   [1]- Personnifie (فرانسوی) [2]-Généalogie  (فرانسوی) [3]- آنری پتن (Henri Philippe Benoni Omer Joseph Pétai) (۱۹۵۱-۱۸۵۶) [4]-Historiologie  (فرانسوی) -[5] Chronologie (فرانسوی) [6]- شیخ ابوالقاسم گُرَکانی [7]- ارنست بلوخ (Ernst Bloch) (۱۹۷۷-۱۸۸۵) [8]- Bloch, Ernst (1949). Avicenna und die aristotelische Linke. Leipzig: Rütten & Loening. [9]- محمد بن احمد بن رشد اندلسی (به انگلیسی: Averroes) (۱۱۹۸-۱۱۲۶م) [10]- Sensualisme (فرانسوی) [11]- Utopie (فرانسوی) [12]- Épistémologie (فرانسوی) [13]- در هم و برهم (به فرانسوی: Démêle) [14]- تباه‌شده (به فرانسوی: Dégénéré) [15]- Eule der Minerva (آلمانی) تعبیری است که هگل درباره فیلسوف به کار می‌برد. [16]- اصحاب دایره‌المعارف. آنسیکلوپدی یا «دانشنامه روشمند علوم، هنرها و صنایع» (به فرانسوی: Encyclopédie ou dictionnaire raisonné des sciences des arts et des métiers) [17]- «انجمن حکمت و فلسفه ایران» که با تلاش سید حسین نصر در مهرماه ۱۳۵۳ با نام اولیه «انجمن شاهنشاهی حکمت و فلسفه ایران» تأسیس شد و بعد از انقلاب با تغییر نام و انسجام ساختار، کار خود را مجدداً آغاز کرد.   [18]- Comprador (پرتقالی) [19]- (1852)Der Archtzehnte Brumaire des oulis Bonaparte  (آلمانی) ]]> علوم انسانی Sun, 18 Aug 2019 19:30:00 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279642/تاریخ-چگونه-تبدیل-یک-بازی-کودکانه-می-شود-هنوز-نمی-دانیم-مصدق اعتماد: کتاب «بارگاه جان و خرد» یک روش زبانی ـ خطی را دنبال می‌کند http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279725/اعتماد-کتاب-بارگاه-جان-خرد-یک-روش-زبانی-خطی-دنبال-می-کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم رونمایی و جشن امضای کتاب «بارگاه جان و خرد»، با حضور شاپور اعتماد، رضا کوهکن، حبیب‌الله عباسی، ندا مشیریان، مدیرمسئول انتشارات ندای سینا و جمعی از علاقه‌مندان در سالن استاد امیرخانی خانه هنرمندان برگزار شد. در ابتدای این مراسم، سیروس وقایع‌نگار، مؤلف کتاب با اشاره با مطالعات طولانی‌مدت خود در تاریخ اندیشه در جهان، انگیزه و دغدغه اولیة خود از تألیف این کتاب را بی‌مهری جامعه نسبت به اندیشه و خرد در جامعه و کارهای نابخردانه‌ای دانست ‌که به علت عدم وجود عنصر عقل، صورت می‌­گیرد و افزود: این خردستیزی را در رفت‌وآمدهای روزانه، رانندگی، کارهای اداری، معاملات ساده، تبادلات روزانة عملی و حتی مباحث فکری، سطحی و معمولی می­‌پنداشتم و تنها عمل‌گرایی صرف بی‌هدف و خارج از دنیای عقل را در جامعه می­‌یافتم. با پیشرفت کار، به‌تدریج دریافتم این سخنان برای آنچه در نظر داشتم، ناکافی و شاید نامتناسب است. چنین بر من آشکار شد که این، درکی ظاهری و سطحی بوده است و حقیقت همواره در لایه‌های زیرین و عمیق‌تر جاری‌ است و آنچه را که به چشم سر و عقل انسانی دریافت می‌کنیم و آن را نابخردی و شاید روزمرگی می‌نامیم، ممکن است در باطن و نهان معنی ژرف‌تر داشته باشد. به اعتقاد وقایع‌نگار، چندان ساده نیست که به حقیقت پدیده‌ها آگاهی و شناخت پیدا کنیم؛ چراکه حقیقت پدیده‌ها می‌تواند درزمینة دیگری قرار گیرد و نیاز به درک باطن از ظاهر باشد. آنچه دیده می‌شود، تنها می‌تواند ظاهر حقیقت باشد. تأویل یا شناخت پدیده‌ای که ما با چشم سر می‌بینیم و با عقل انسانی می‌سنجیم، می‌تواند به باطنی بیانجامد که چیزی دگر باشد. به ­گونه‌­ای که حتی می‌تواند مفهوم آن، در تقابل با پدیدة ظاهری قرار گیرد. او ادامه داد: این شناخت باطنی در سایة برداشتن موانع و حجاب‌ها محقق می‌شود. سلوک عارفانه، ‌نوعی برداشتن حجاب‌هاست که می‌توان آن را کشف‌المحجوب قلمداد کرد. در منطق‌الطیر عطار، مرغان با گذشتن از موانع بسیار و از دست دادن جان تعدادی، در آخر به سیمرغ می‌رسند و در مسیر خود به‌تدریج شناخت و آگاهی از حقیقت را به دست می‌آورند و در انتها خود را همان سیمرغ می‌یابند. وقایع نگار گفت: راه‌حل، در «دانایی» و «معرفت» انسان است و «اگر کسی در موردی اشتباه می‌کند، دانایی، شناخت و علم کافی در آن مورد را ندارد وگرنه به تعمد عمل نمی‌کند و اگر به تعمد عمل کند، آگاهانه است. به اعتقاد وی، این گسست‌های تاریخی، ناشی از قطع جریان آگاهی در جوامع مختلف بشری است. هرگاه آگاهی از جامعه‌­ای رخت بربندد، آن جامعه دچار انحطاط شده و یا نابود می‌شود؛ بنابراین، از دیدگاه او، موضوع کتاب حول محور شناخت و آگاهی اندیشة انسان است. در ادامه این مراسم، شاپور اعتماد پژوهشگر حوزه فلسفه و عضو گروه مطالعات علم موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، این کتاب را از منظر موضوعی اثری بدیع و دارای خصوصیت استثنائی توصیف کرد که با جوهر خاصی به نگارش درآمده و فوق‌العاده عاطفی است. وی در این باره افزود: در یک قضاوت کلان، این کتاب می‌خواهد بگوید «چه می­‌دانیم و چه می‌توانیم»؟ به تعبیر دیگر، معرفت ما چقدر است و قدرت ما چقدر؟ او ادامه داد: ازنظر ساختاری، این کتاب حالت دائره‌المعارف گونه فلسفی دارد که آراء، اندیشه­‌ها و مکاتب مختلف در طول حیات بشر را ازنظر معرفتی و طی یک انتخاب سنجیده بررسی کرده و به چهار حوزه تمدنی کهن شامل چین، هند، ایران و روم پرداخته است. فصل‌های کتاب اطلاعات بسیار وسیعی را فشرده، مختصر و مفید از تاریخ اندیشه ارائه می‌دهد و از این حیث کار ارزشمند است. نویسنده در پی آن است که با ارائه این مطالب و نیز تحلیل‌های خود از رخدادها، خط نامریی بین رویدادها در سراسر جهان با مراحل تطور اندیشه را نشان دهد‌. چه‌بسا رخدادهای تاریخی مورداشاره او، جنگ و خونریزی و کشتار یا تلفات ناشی از امراض مسری را نشان دهد، اما به  تعبیر او در «لایه‌های زیرین» سازوکاری در شرف تکوین است که باعث می‌شود روند تطور اندیشه و درنتیجه دستمایه حوزه‌های تمدنی بشریت معدوم نشود. حتی اگر در ظاهر چنین به نظر نرسد. به گفته اعتماد، این اثر یک روش زبانی ـ خطی را دنبال می‌کند، ولی نگرش تاریخی که ارائه می‌دهد، این انتظار را ایجاد می‌کند که برای دوره‌بندی، ملاک یا ملاک‌هایی به خواننده معرفی شود. همچنین برخی اندیشه‌ها با تفصیل بیشتری مطرح‌شده که چرایی آن با مطالعه زندگی‌نگاری نویسنده، قابل‌درک است و به علائق و مطالعات پیشین ایشان بازمی‌گردد. در ادامه این مراسم، حبیب‌الله عباسی، استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی، با اشاره به طراحی و نشانه‌های مشهود در جلد این کتاب (اثر استاد ابراهیم حقیقی) و تناسب آن با موضوع کتاب، عنوان کرد: در کشور ما نظریه‌پردازی علوم انسانی اندک است و بر همین اساس سهم ما در دنیای فلسفه قابل‌توجه نیست. در این کتاب، «جان» و «خرد» در کنار هم قرار گرفته است. او گفت: مهندسان و پزشکان بیشتر ساکنان شهر انسان­‌اند، برخلاف اندیشمندان حوزه علوم انسانی که ساکنان شهر خدا به شمار می‌روند. او، این کتاب را شرح جدال و نزاعی دانست که بین جان و خرد در کل دنیا از بدو آفرینش تاکنون اتفاق افتاده و در هر دوره، یکی از این دو برجسته‌تر بوده است. عباسی در پایان، با اشاره به رواج کتاب‌های ترجمه در کشور و تأثیری که تألیف کتاب (به‌ویژه در حوزه علوم انسانی) در قدرتمندی یک کشور دارد؛ تألیف این کتاب را اقدامی ارزشمند دانست و توضیح داد: تنها عامل پیونددهنده این ملت، زبان فارسی است و ما نیاز به اندیشیدن و نوشتم داریم. هژمونی و غالب شدن کتاب‌های ترجمه در ساحت اندیشه در کشور ما، یک عیب است. آخرین سخنران این نشست، رضا کوهکن پژوهشگر رشته علوم دینی و نظام‌های فکری و عضو هیئت‌علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران بود. او با اشاره به لزوم نقد و بررسی یک اثر برای آشکار شدن زوایای مختلف آن، نگاه نقادانه در این حوزه را موجب پیشرفت اثر دانست. کوهکن حیطه موضوعی این کتاب را که در جای‌جای‌ آن تحلیل و استدلال، به گونه‌های مختلف وجود دارد، حیطه خطیری دانست که مستلزم مطالعه کل تاریخ بشر و ابعاد مختلف آن و ملاحظه شباهت‌ها و تفاوت‌های 4 بارگاه اندیشه (هند، ایران، روم و چین) است. او تصریح کرد: درانداختن طرحی که طول تاریخ اندیشگی بشر را در برگیرد و نقاط عطف آن را نمایان کند (به‌عنوان نمونه با در نظر گرفتن چهار «بارگاه» برای آن و اصل و اساس را در وحدت «خرد و جان» نهادن)، چنان کار دشواری است که به‌سختی بتوان آن را منسجم و باصلابت پیش برد. این محقق نکته قابل‌توجه در این کتاب را عدم ارجاع نویسنده به دیدگاه‌های رایج تاریخ‌نگاری و فقدان پایه‌های تاریخ‌نگاری به‌صورت صریح دانست. کوهکن با اشاره به دسته‌بندی چهار دیدگاه توسط مؤلف کتاب، نگاه نویسنده را نگاهی پیوسته و تاریخی به موضوع توصیف کرد که مطابق آن، تمدن‌ها از بین نرفته‌اند و بسته به شرایط تاریخی و محلی، در قالب‌های دیگر به حیات خود ادامه داده‌اند یعنی محتوا حفظ شده و قالب دیگری به خود گرفته است و بر این اساس، تمدن ایرانی، ادامه حیات خود را در قالب تمدن اسلامی پی گرفته است. همچنین، معتقد به تبادل تمدن‌ها هستند و تمدن رومی، مدیون تمدن‌های ایران و چین است.   بر اساس این گزارش، کتاب «بارگاه جان و  خرد» تألیف سیروس وقایع‌نگار به همت انتشارات ندای سینا در ۲۹۵ صفحه و با قیمت ۴۵۰۰۰ تومان منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.  ]]> علوم انسانی Sun, 18 Aug 2019 16:45:46 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279725/اعتماد-کتاب-بارگاه-جان-خرد-یک-روش-زبانی-خطی-دنبال-می-کند روایت‌های کمتر دیده شده تاریخ ایثار و شهادت باید مورد توجه قرار گیرد http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279699/روایت-های-کمتر-دیده-شده-تاریخ-ایثار-شهادت-باید-مورد-توجه-قرار-گیرد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاداسلامی در جشن ایثار که صبح امروز یک‌شنبه 27 مرداد 1398 در دهه ولایت و در آستانه عید غدیر در آمفی تئاتر سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد، ضمن بیان این نکته که تاریخ بشریت با شهادت پیوند خورده و در حادثه کربلا عصاره‌ای از تاریخ شهادت را می‌شود مشاهده کرد، گفت: ما نیازمندیم که از منظرهای مختلف سنی، جنسیتی، قومیتی و... از میان شهیدان انقلاب اسلامی الگوهایی مناسب برای جامعه ارائه دهیم تا الگوبرداری از این شهیدان در جامعه فراگیر شود و فرهنگ ایثار و شهادت در عرصه‌های مختلف زندگی راه بیابد.   سید عباس صالحی افزود: شهیدان باید الگوهای راهبری ذهنی و رفتاری ما و آحاد جامعه ما قرار بگیرند و اهل فرهنگ و به‌ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید در این زمینه فعالیت بیشتری از خود بروز دهد.   وی گفت: در زمینه معرفی شهیدان آثار پراکنده فراوان است اما مسیر الگوسازی متفاوت است و باید تداوم و تمرکز در این زمینه وجود داشته باشد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و به‌طور ویژه دفتر امور ایثارگران این وزارت‌خانه در راستای وظیفه تعمیق و گسترش فرهنگ ایثار باید تلاش خود را در این مسیر روز افزون کنند.   صالحی همچنین با طرح این پرسش که چگونه می‌توانیم قسمت‌های کمتر دیده شده تاریخ ایثار و شهادت روایت کنیم؟، گفت: هم تاریخ کهن ما و هم تاریخ انقلاب اسلامی مشحون از جلوه‌های ایثار و شهادت است و ما تاکنون تنها به روایت بخش‌های اندکی از این جلوه‌ها مشغول بوده‌ایم. باید اهتمام ما به شناخت جنبه‌های کمتر شناخته شده فرهنگ ایثار و شهادت بیشتر شود و روایت این جنبه‌ها را مدنظر قرار دهیم.     صالحی با اشاره به یک تحلیل محتوا از آثار سینمایی در حوزه دفاع مقدس که تا سال 1386 را شامل می‌شده است گفت: بر مبنای آن تحقیق می‌توانیم ببینیم که بیش از 90 درصد آثار سینمایی تولید شده در حوزه دفاع مقدس به رشادت‌های مردان اختصاص داشته است و جلوه حضور زنان در این عرصه کمتر از یک‌دهم آثار تولید شده را شامل می‌شود. البته در سال‌های اخیر با اهتمامی که صورت گرفت حضور زنان در جنگ در عرصه سینما جلوه بهتری یافت اما در زمینه هنوز کارهایی زیادی برای انجام وجود دارد.   او افزود: بر مبنای همان تحقیق می‌توانیم مشاهده کنیم که تنها هفت و دو دهم درصد از آثار سینمایی تولید شده به حضور نوجوانان در جنگ مربوط می‌شده است در صورتی که می‌دانیم یک جریان مهم نوجوانانه در دفاع مقدس جاری بود که جلوه‌های آن آنگونه که شایسته است در عرصه تولید فرهنگی این حوزه مشاهده نمی‌شود.   پیش از سخنان وزیر ارشاد، محمدرضا سوقندی مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور ایثارگران با بیان این نکته که ایثارگران سرمایه‌های اصیل ما در عرصه گفتمان‌سازی هستند، با اشاره به بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره گام دوم انقلاب گفت: ما در دفتر امور ایثارگران در پی جریان‌سازی فرهنگی در راستای گام دوم انقلاب هستیم.   وی افزود: امور ایثارگران یک واحد در کنار دیگر بخش‌ها نیست. قرارگاه فرهنگ مقاومت در وزارتخانه است و نقش راهبردی دارد. ایثارگران باید از نقش خدمات‌گیر و خدمات‌ده باید به نقش راهبردی تغییر جهت دهند و ارتقای جایگاه بیابند.     سوقندی با تاکید بر اهمیت شکل دادن به تشکل‌های فرهنگی و هنری در حوزه ایثارگری گفت: در گام دوم انقلاب نیازمند تغییر و تحول در روند حضور ایثارگران هستیم و این قشر از نقش خدمات‌گیرنده به نقش راهبر تغییر جایگاه دهند.   همچنین آیت‌الله کاظم صدیقی امام‌جمعه موقت تهران که میهمان ویژه این مراسم بود نیز با بیان این‌که خوراک دل علم و معرفت است و ثمره معرفت محبت است و ثمره محبت حرکت به سمت اهداف عالیه است گفت: محبت علی(ع) اکسیر است و عشق و محبت به او بر مبنای معرفت و شناخت ماست.   وی با ارائه تفسیری از حدیث غدیر گفت: ولایت هنگامی که با کلمه «انما» همراه می‌شود نشان می‌دهد فراتر از محبت و نصرت است و به حاکمیت نظر دارد.   به گفته صدیقی، حاکم باید مومن باشد و دل‌ها را با خدا همراه کند و پرچم ارتباط دائم با خدا را بلند کند و در پرتو ارتباط با خدا ارتباط با خلق را هم مدنظر قرار می‌دهد. کسی که در حین نماز محبت به فقیر را فراموش نمی‌کند همان حاکمی است که در غدیر خداوند او را به عنوان الگویی برای حاکمیت در همه جوامع بشری قرار داد.   امام جمعه موقت تهران همچنین گفت: علامه طباطبایی در کتاب «شیعه در اسلام» سه شان برای امام مشخص کرده است. شان خلافت و زمامداری، شان تبیین و حراست قرآن که بر این پایه است که گفته شده علی مع القرآن و القرآن مع العلی و همچنین شان هدایت باطنی که رمز اساسی نیاز به وجود ولی و امام در میان بشر است. همانگونه که نشر وحی به وجود رسول نیازمند است. آنکه می‌تواند دلها را به خدا وصل کند ولی و امام است.   صدیقی افزود: غدیر سراسر سیاست است و سیاست دینی است. ولایت فقیه ادامه غدیر است ولی بدل آن است. باید سماجت کنیم تا آن را به اصلش پیوند دهیم.   در پایان این مراسم دو پوستر مرتبط با عید غدیر و نیز پوسترهای نخستین جشنواره اخلاق و آداب ایثارگری و نخستین یادواره شهدای وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی رونمایی شدند و از پنج ایثارگر شاغل در این وزارتخانه تقدیر به عمل آمد. ]]> انقلاب و دفاع مقدس Sun, 18 Aug 2019 10:00:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/report/279699/روایت-های-کمتر-دیده-شده-تاریخ-ایثار-شهادت-باید-مورد-توجه-قرار-گیرد امین جامعه‌شناسی ایران به روایت حسین گنجی منتشر شد http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/279701/امین-جامعه-شناسی-ایران-روایت-حسین-گنجی-منتشر به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه‌ ملی ایران، کتاب «امین جامعه‌شناسی ایران: یادمان دکتر محمدامین قانعی‌راد» به گردآوری و کوشش حسین گنجی در 380 صفحه چاپ و روانه بازار نشر کرد. در این کتاب که به کوشش حسین گنجی، و همکاری عاطفه شمس و فرزانه امینی سه روزنامه نگار و علاقه مند به ایشان گردآوری شده است، یادداشت‌ها، گفت‌وگوها و سخنرانی‌های شخصیت‌های علمی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران با محوریت نقش، دامنه اثرگذاری  و فعالیت‌های متنوع علمی، اجتماعی، سیاسی و اندیشه‌‌گی ایشان، مورد توجه قرار گرفته و  گردآوری شده است. همچنین در این کتاب درباره شعاع اندیشه‌ها و نشر فکر قانعی‌راد در جامعه ایرانی، موضع‌گیری‌های شجاعانه و بدون تکلف قانعی نسبت به تحولات سیاسی و اجتماعی، نقش کلیدی او در نمایاندن جامعه ایرانی و مدیریت انجمن جامعه‌شناسی ایران نیز مطالبی ارائه شده است. در سخن ابتدایی این کتاب که  به قلم اشرف بروجردی رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران نوشته شده است، آمده: «قانعی‎راد سال‌ها به عنوان عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و نیز عضو و رییس انجمن جامعه شناسی ایران به توسعه و ترویج این علم در کشور کمک کرده بود و جدای از تالیفات متعدد در این حوزه به تربیت شاگردان و دانشجویان بسیاری همت گمارده بود که بی شک نامی نیک از او به یادگار خواهد ماند. یکی از مهم ترین ویژگی‌های فعالیت‌های علمی این استاد بزرگ، نگاه جامع نگر و کلان او به عنوان یک جامعه شناس در ارتباط با توسعه و مدیریت بود.» در ادامه این کتاب، در رثای مقام، نقش و جایگاه مرحوم دکتر قانعی راد، به قلم اساتید، همکاران و دوست داران ایشان همچون تقی آزاد ارمکی، هادی خانیکی، نجفقلی حبیبی، جعفر توفیقی، مقصود فراستخواه، محمد رضا بهشتی، حسین میرزایی، نعمت الله فاضلی، حسین سراج زاده، محمد فاضلی، بیژن عبدالکریمی، مصطفی ملکیان، رضا داوری اردکانی، ناصر فکوهی، غلامرضا کاشی ، داوود فیرحی و سارا شریعتی و بسیاری دیگر از بزرگان در چهار گروه یادداشت‌ها، سخنرانی‌ها، گفت‌وگو‌ها و پیام‌ها مطالب گردآوری شده است. علاقه‌مندان برای تهیه این اثر می‌توانند به فروشگاه انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران واقع در ساختمان کتابخانه ملی ایران، به آدرس اتوبان حقانی، غرب به شرق، بلوار کتابخانه ملی مراجعه کنند یا با شماره 81623315 تماس بگیرند. ]]> علوم انسانی Sun, 18 Aug 2019 09:42:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/279701/امین-جامعه-شناسی-ایران-روایت-حسین-گنجی-منتشر ​تاریخچه 70 ساله مطبوعات استان قزوین به نمایش درآمد http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279673/تاریخچه-70-ساله-مطبوعات-استان-قزوین-نمایش-درآمد به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، اولین نمایشگاه تاریخچه مطبوعات استان قزوین با حضور جمعی از مسئولان افتتاح شد.   در این نمایشگاه با سیری در مطبوعات قزوین از دوره قاجار تاکنون وضعیت مطبوعات و نشریات محلی قزوین درمدت ۷۰ سال گذشته جمع آوری و در معرض دید عموم قرار گرفته است.   در نمایشگاه تاریخچه مطبوعات استان قزوین آثاری چون نشریه «رعد» از هفته نامه های قزوین در چهار صفحه قطع بزرگ به مدیر مسئولی سید علی رعد مجابی و نیز نشریه «نصیحت» به مدیر مسئولی میرزا یحیی واعظ کیوانی قزوینی و نشریه «بازپرس» به مسئولیت سید جعفر ادیب مجابی واعظ به نمایش درآمده است.   همچنین از دیگر آثار موجود در این نمایشگاه می توان به ماهانه «شهر دانش» به مدیریت سید حسن دبیر حاج سید جوادی و نشریه «دانش اسلام» به مسئولیت سید جعفر علوی شیروخورشیدی اشاره کرد.   نشریه «نجات» با مدیریت سید رحین سیاهپوش، نشریه «سنگر آزادی توس» به مسئولیت سید ابوالقاسم مرتضوی، نشریه «نصیحت» با مسئولیت حجت الاسلام میرزا یحیی کیوانی نیز از آثاری است که در مورد بازدید قرار خواهند گرفت.   در این میان، روزنامه «نسیم شمال» به مسئولیت اشرف الدین حسینی قزوینی، روزنامه «صوراسرافیل» به مدیر مسئولی میرزا جهانگیرخان شیرازی،  نشریه «ایران» توسط میرزا حسین خان سپهسالار، نشریه «طوس» به مدیریت میرزا اسدالله واعظ قزوینی، نشریه «بهلول» به مسئولیت سید احمد سکاکی، نشریه «قزوین» به مدیریت میرزا ابوالقاسم زهرایی قزوینی و نشریه «صدای قزوین» توسط سید علا الدین مجابی در کنار دیپر آثار به چشم می خورند.   نشریه بررسی‌های تاریخی توسط سرهنگ یحیی شهیدی و نشریه «دخو» توسط عبدالحسین فرخی نیز از دیگر آثار مطبوعاتی است که در این نمایشگاه در معرض دید علاقمندان به فرهنگ و هنر قرار گرفته است.   منوچهر حبیبی معاون سیاسی امنیتی استانداری قزوین نیز در آیین افتتاحیه این نمایشگاه گفت که استان قزوین با سابقه تاریخی باید مطبوعات قوی داشته باشد و خوشبختانه هم در گذشته و هم امروز از جایگاه شاخصی برخوردار است و می‌تواند امروز نیز در توسعه استان موثر باشد.   او به کیفیت مطبوعات استان قزوین نیز اشاره کرد و ادامه داد که باید تلاش شود با استفاده از نیروهای جوان و خوش فکر این مسیر همچنان به سمت تعالی پیش برود.   نمایشگاه تاریخچه مطبوعات استان قزوین با حضور منوچهر حبیبی معاون سیاسی امنیتی استانداری قزوین، محمد رستمی معاون فرهنگی ارشاد، بهمن طاهرخانی نماینده تاکستان در مجلس شورای اسلامی، میثاق گودرزی مدیراسناد و کتابخانه ملی استان قزوین، حجت‌الاسلام حسینی نماینده سابق مجلس شورای اسلامی و جمعی از اهالی مطبوعات در مجتمع میرعماد قزوین افتتاح شد. ]]> علوم انسانی Sun, 18 Aug 2019 05:20:29 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279673/تاریخچه-70-ساله-مطبوعات-استان-قزوین-نمایش-درآمد ​انتشار سومین شماره فصلنامه «گزارش ایرانشناسی» http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279670/انتشار-سومین-شماره-فصلنامه-گزارش-ایرانشناسی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سومین شماره فصلنامه «گزارش ایرانشناسی» شامل ارائه گزارشی از فعالیت‌های سه ماهه بنیاد ایرانشناسی در حوزه دیدارها، همایش‌ها، اقدامات واحد تحصیلات تکمیلی و شعب استانی، همچنین ارائه اخبار و رویدادهای مربوط به حوزه ایرانشناسی و مطالعات ایرانی (در سطح داخلی و خارجی) شامل: جغرافیا، طبیعت، کاوش‌ها و کشفیات باستان‌شناسی، فرهنگ و هنر و حکمت و فلسفه ایرانی است.   در این شماره مصاحبه‌های ویژه‌ای با امیرسرتیب محمدحسن نامی، عضو هیئت امنای بنیاد ایرانشناسی و محمود احمدی، عضو هیئت علمی گروه اقلیم‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی ارائه شده و در بخش دیگری شرح مختصری از مناسبت‌ها و آیین نوروزی و بهاری به همراه مختصری از تازه‌های نشر ایرانشناسی ارائه شده است.          اين فصلنامه که درگذشته در شکل و شمايل کتاب منتشر می‌شد، در فصل جديد انتشار دستخوش تغييرات اساسی شده است و در قالب فصلنامه‌ای فرهنگی- خبری، به صورت منظم و الکترونيکی به نظر علاقه‌مندان خواهد رسيد. انعکاس همه فعاليت‌های علمی و پژوهشی و اجرايی بنیاد در هر شماره انجام خواهد شد و تمام سعی دست‌اندرکاران بر آن است تا مجله‌ای حاوی اطلاعات مفيد و به‌روز از فعاليت‌های ايرانشناسی ـ چه در داخل و چه در خارج از کشور ـ در دسترس علاقه‌مندان قرار گيرد.   کشور پهناور جمهوری اسلامی ایران که از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب دارای گونه‌های متنوعی از پدیده‌های طبیعی و اقلیمی است، کشوری چهار فصل است و به واسطه تاریخ و تمدن چند هزار ساله به همان اندازه دارای تنوع در نژادها، زبان‌ها و گویش‌ها و آثار تاریخی و باستانی است. به‌همین دلیل، تعدد موضوع برای پژوهش در حوزه ایرانشناسی بسیار است و اندکی غفلت و شتابزدگی در انتخاب،‌ برنامه‌ریزی و اجرای طرح‌های پژوهشی در بنیاد ایرانشناسی می‌تواند این مؤسسه علمی و پژوهشی را از اهداف اصلی خود دور کند و ضمن تبدیل فعالیت‌های آن به روزمره‌گی و رفع تکلیف، آن را بسوی موازیکاری با سایر سازمان‌ها سوق دهد.   همچنین با کمی دقت در حوزه فعالیت کشورهای غربی، به‌سرعت متوجه این امر می‌شویم که کشورهایی که تاریخ آنها به زحمت به 200 سال می‌رسد، مشغول فعالیت در حوزه تولید و جعل تاریخ برای خود هستند و دریغ است که در چنین شرایطی ایران با داشتن تمدن چندین هزارساله، از شناخت سابقه خود و معرفی آن به جهانیان غافل بماند.   بنیاد ایرانشناسی نیز ـ به عنوان متولی پژوهش در حوزه شناخت ایران ـ عموماً این سئوال را به ذهن مخاطبان خود متبادر می‌سازد که، اساساً باید از کجا آغاز کند و به کجا برسد؟ چه چیز یا چیزهایی را از ایران باید بشناسد و چگونه آنها را به هموطنان و دیگر ملت‌ها معرفی کند؟ اولویت‌های اصلی آن در شناخت و شناساندن کدامیک از وجوه کشور عزیزمان ایران باید باشد؟ می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که نوع دیدگاه، عملکرد و سلیقة مدیران و برنامه‌ریزان بنیاد ایرانشناسی می‌تواند تا حدود زیادی در رسیدن این بنیاد به اهداف عالی و نهایی خود کارساز باشد.   از مهمترین خلأهای موجود در زمینه ایرانشناسی، عدم تدوین تاریخ ایران به‌دست ایرانیان و عدم سنجش و ارزیابی نقش فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی در میان دیگر فرهنگ‌ها و تمدن‌های جهان است. به‌ویژه که عمدتاً غربیان، تاریخ ایران را از برآمدن هخامنشیان در نظر گرفته‌اند و بسیاری از پیشروی‌های فرهنگ ایران را در سپیده‌دم تاریخ و فراتر از آن در عرصه‌های مختلف علم و تکنولوژی مانند: دانش اهلی‌کردن حیوان و گیاه، ذوب و استحصال فلزات، تولید سفال و بسیاری موارد دیگر را نادیده انگاشته‌اند.   طرح پژوهشی «گاهنگاری تطبیقی ایران و جهان؛ از پیش از تاریخ تا برآمدن هخامنشیان»، که ماحصل این طرح، تهیه جدول گاهنگاری تطبیقی ایران و جهان بوده است از دستاوردهای آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای، رییس بنیاد ایرانشناسی است.   پیشرفت‌های چشمگیر منطقه زاگرس در عرصه‌های پیش از تاریخ و کم‌توجهی ویژه به این ناحیه، طرح زاگرس‌شناسی در دستور کار بنیاد قرار گرفته است که در آینده‌ای نزدیک چندین مجلد کتاب از ماحصل پژوهش‌های صورت گرفته در این عرصه، از مجموعه انتشارات بنیاد ایرانشناسی، به زیور چاپ آراسته خواهد شد.   طرح‌هایی نو و ايرانشناسانه به مفهوم واقعی کلمه بنيانگذاری شده و طبعاً چنين فعاليت‌هايی از ابتدا تا حصول نتيجه مانند کاشت بذری است که به ثمر رسيدن و نمايان شدن آثار و نتايج آن نيازمند سعی و تلاش و صرف زمان است و يکی از اهداف فصلنامه الکترونیکی «گزارش ایرانشناسی» نيز اطلاع‌رسانی درباره همين فعاليت‌هاست. ]]> علوم انسانی Sun, 18 Aug 2019 05:19:13 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279670/انتشار-سومین-شماره-فصلنامه-گزارش-ایرانشناسی دوچرخه‌سواری خرده‌مقاومتی در برابر سرمایه‌داری جدید است http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/279563/دوچرخه-سواری-خرده-مقاومتی-برابر-سرمایه-داری-جدید خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) الهام عبادتی: «ما دوچرخه‌سواران شهر خودمان را می‌سازیم، با خیابان‌ها، میدان‌ها و کوچه‌پس‌کوچه‌هایی که خودمان برگزیدیم. ما هستیم که بهترین فضاها را انتخاب می‌کنیم و سپس در آن‌ها جاری می‌شویم. همه ما اهلی کردن خیابان را در دستور کار قرار داده‌ایم، فرآیندی که از رکابزنی در خیابان آغاز می‌شود، با معاشرت و دلدادگی به آن پیش می‌رود و درنهایت با دل‌بستگی ما به خیابان پایان می‌یابد. دوچرخه همه آن چیزی است که خیابان را برای ما اهلی می‌کند. دوچرخه‌ها ربط ما با شهرمان را می‌سازند، لایه‌های پنهان آن را برایمان عیان می‌کنند و ما را با شهرمان آشتی می‌دهند.» این‌‌ها، جملاتی از کتاب «شهرها و امپراطوری دوچرخه‌ها» است. اثری که شما را با خود به گوشه‌هایی از زیست جهان دوچرخه‌سواران خواهد برد و روایت‌هایی از این جهان‌شهر را برایتان نقل خواهد کرد و نشان خواهد داد دوچرخه‌سواری چگونه با تکیه بر قدرت ماهیچه‌ها و وسعت نگرش‌ها، مواجه جدیدی با شهر را برای ما می‌سازد.   نویسنده کتاب محمد نظرپور دانش آموخته کارشناسی ارشد طراحی شهری دانشگاه تهران است که پیش از این هم آثاری را با عناوین مدرنیته ایرانی و ره آورد آن در شهرسازی؛ تهران چهارفصل من و در محضر توپخانه؛خودشهرنگاری در مطالعه فضاهای شهری در کارنامه‌اش دارد. با او به بهانه انتشار کتاب «شهرها و امپراطوری دوچرخه‌ها» گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید: دوچرخه سواری آنگونه که شما در کتاب به آن اشاره کردید می‌تواند به عنوان یک خرده مقاومت در مقابل نظام سرمایه‌داری محسوب شود. نظامی که هر روز از طریق نمادهای و المان خاصش فرهنگ مصرف گرایی را در جامعه بازتولید می‌کند. لطفا در این باره توضیح دهید. می‌توان گفت دوچرخه‌ها نقشی هم سطح کننده ایفا می‌کنند. هرکس باسطح درآمدی متفاوت و جایگاه اجتماعی متفاوت وقتی در شهر رکاب می‌زند دیگر تمایزات طبقاتی خود را حمل نمی‌کند. دوچرخه‌ها واجد ویژگی هم سطح کننده هستند در برابر خودروهای شخصی که تماما ویترینی از سطح طبقاتی افراد به شمار می‌آیند. ما سوار می‌شویم و رکاب می‌زنیم و خودمان را به دیگران و به شهر عرضه می‌کنیم. همه اینها را مدیون «هم سطح کنندگی» دوچرخه‌ها هستیم. دوچرخه سواری حداقل امروز به مثابه خرده مقاوتی در برابر سرمایه‌داری جدید خود را تعریف کرده است. مقاومتی در برابر مصرف گرایی؛ مصرف انرژی، اتومبیل، اتوبان و بسیاری از چیزهایی که سرمایه‌داری تلاش دارد مبتنی بر افزایش میل مصرف، تقاضاهایش را در ما ایجاد کند. این نگاه به دوچرخه‌ها در نیویورک به شدت پررنگ است. آنها از دوچرخه سواری به مثابه مقاومت در برابر محدودیت‌های سیاسی و طردهای اجتماعی استفاده می‌کنند. دوچرخه سواری در آمریکا برخلاف آنچه در هلند می‌گذرد بشدت یک امر سیاسی است که در بستر خیابان خود را بروز می‌دهند. دوچرخه سواران آمریکایی دوچرخه‌ها را به عنوان سلاحی پذیرفته‌اند که به آنها این کمک را می‌کند تا ذیل سیطره و هژمونی سرمایه‌داری دیده شوند و شالوده شکنی را از طریق تغییرات نظام نظم ساز فضا آغاز کنند. اگر دوچرخه سواری آنگونه که از نام کتاب هم پیداست، یعنی «شهرها و امپراطوری دوچرخه‌ها» بتواند به شهری بدون اتومبیل منجر شود،  شما به ایده‌تان در این کتاب نزدیک می‌شوید. اما اگر دوچرخه و دوچرخه سواری خود به عنوان یک کالا یا یک ارزش سرمایه داری تبدیل شود تکلیف چیست؟ به عبارت دیگر مرز بین دوچرخه‌سواری به عنوان یک خرده مقاومت یا یک نماد در نظام سرمایه‌داری کجاست؟ ببینید اشیا در بستر اجتماعی خود معنادار می‌شود. دوچرخه‌ها در بستر شهری خود می‌توانند نمادها و المان‌های مختلفی در دستگاه زبان شناسی جامعه تولید و بازتولید کنند. به عنوان مثال رکاب‌زنی یک خانم جوان در تهران پیام‌های متعدد و گاهی متفاوت از دوچرخه سواری یک خانم جوان در آمستردام دارد و این دو با دوچرخه سواری یک زن در نیویورک کاملا متفاوت است. بنابراین این بستر اجتماعی و فرهنگی است که دوچرخه‌ها را به نمادهای خاصی تبدیل می‌کند. من براین باورم که کالایی شدن یک نیروی عظیم سرمایه‌داری است که می‌تواند تمام اشیا و روابط را به نفع خود دگرگون کند. به این ترتیب مرز بین دوچرخه به عنوان یک مقاومت یا یک کالای نمادین را بستر آن تعریف خواهد کرد. در دنیای امروزی دوچرخه‌ها عمدتا به دلیل سادگی و ویژگی همسطح کنندگی که دارند به عنوان خرده مقاومت تعریف می‌شوند اما گوشه کنارهایی هم می‌شود دید که سرمایه‌داری بیکار نشسته است و سعی دارد با این جریان را به نفع خود مصادره کند. در سنت مطالعات فرهنگی پرسه زنی می‌تواند نمودی از مقاومت محسوب شود. شما هم در این کتاب به تجربه زیسته دوچرخه‌سواران از پرسه زنی در شهر پرداختید. اساسا پرسه زنی با دوچرخه سواری چگونه نسبتی دارد و چه چالش‌هایی را برای دوچرخه سواران در پی دارد؟ بله؛ آنگونه که مدنظر شماست پرسه‌زنی و پرسه‌زن هردو نمادی از مقاومت در مقابل هژمونی‌های مصرف گرایی هستند. پرسه زن کسی است که در فضای شهری جاری می‌شود و در رابطه بی‌واسطه‌ای با فضا سعی می‌کند درلایه‌های معنایی آن گم شود و از این ره خود را جزیی از آن فضا تعریف می‌کند. گونه‌ای معاشرت در فضا که هدف پرسه زن حضور است نه عبور. پرسه زنی نه فقط برای یک پیاده در شهر که برای یک دوچرخه سوار هم بسیار جذاب است و در شهرهای موجود در بسیاری موارد حتی جذابتر از پرسه زنی پیاده. به مدد سرعت بیشتری که دوچرخه سواری نسبت به پیاده روی دارد این امکان را می‌دهد که پرسه‌زنی‌های ما در فضا به مراتب با تباین بیشتری نسبت به حالتی که پیاده هستیم اتفاق بیافتد. شما می‌توانید با خیال راحت رکاب بزنید و از فضاهایی که تمایل به مکث ندارید عبور کنید. تباین فضایی نسبت به زمانی که پیاده هستید به دلیل اینکه می‌توانید فضاهای بیشتری را درک و فهم کنید بسیار غنی تر از زمانی است که پیاده هستید، همچنین شما در خیابان های شرقی ـ غربی نیاز آنچنانی به رکاب زدن مستمر ندارید و می‌توانید راحت روی زین بشینید و در شهر پرسه بزنید. شما می‌توانید تلفیقی از چند فضایی را که برای پرسه زنی انتخاب کرده‌اید را به صورت مجموعه‌ای از فضاها پرسه بزنید و از آنها لذت ببرید. کافی است امتحان کنید. پرسه زنی با دوچرخه ما را با شهرمان آشتی می‌دهند و یک رابطه تنی و بی واسطه بین ما و فضا برقرار می‌کنند و گوشه‌هایی از شهر را برایمان احضار می‌کنند که پیش از این از آنها آگاهی نداشتیم. دوچرخه سواران شهر خودشان را می‌سازند با خیابان‌ها، میدان‌ها و فضاهایی که خودشان انتخاب می‌کنند. در بخشی از کتاب در این باره گفتید که دوچرخه سواری در برخی از جوامعی مانند آمریکا به یک جدال سیاسی تبدیل شده است. پس از انقلاب اسلامی هم در ایران دوچرخه سواری آنگاه که به امر زنان پیوند می‌خورد تبدیل به امری سیاسی می‌شود. بله دوچرخه نظم ناپذیر است و به خاطر این ویژگی برای نظام‌های نظم‌ساز درد سر آفرین است. وقتی دوچرخه آزادانه در خیابان جاری می‌شود نظام فضایی خیابان را بهم می‌ریزد. این نظم هم شامل نظم ترافیک است و هم نظم بدن‌ها. وقتی کارناوالی از دوچرخه‌سواران وارد یک چهارراه می‌شود نظم جدیدی را بوسیله حضور خود تحمیل می‌کنند، برخلاف تمام زمان‌هایی که ما در حاشیه خیابان زیست می‌کنیم، در این حالت ما هستیم که به شکل جمعی بوسیله حضور بی واسطه بدن‌هایمان در فضا نظم خیابان را به نفع خود تغییر می‌دهیم.  دوچرخه سواری زنان در ایران و مشخصا درتهران همیشه یک چالش جدی در گفتمان‌های سیاسی ـ اجتماعی بوده است. حق به شهر و حق رکاب زدن در آن همیشه به عنوان یک حق جدی خود را برای زنان تعریف کرده است. اما اعتقاد دارم این جریان به آرامی در بستر شهری بسوی حضور مسالمت آمیزی پیش خواهد رفت. نباید این به یک امر سیاست‌زده تبدیل شود که دستاویز کسانی قرار گیرد که ذره‌ای اهداف خیرخواهانانه ندارند. گروه‌های متعدد و بزرگی از زنان در تهران سال‌هاست به شکل فعالانه‌ای در حال کار هستند و می‌دانند چگونه باید این ماجرا را پیش ببرند. متاسفانه عده‌ای از بیرون این زیست جهان اقدامانه دفعی، ناگهانی و هیجانی انجام می‌دهند که به تلاش‌های مستمر دیگران ضربه جبران ناپذیری می‌زنند. در کتاب‌تان از تسخیر فضا توسط اتومبیل‌ها صحبت کردید و اینکه ما در حاشیه آن‌ها زندگی می‌کنیم. کمی در این مورد توضیح دهید. ما در حاشیه زیستِ ماشینی ِفضا زندگی می‌کنیم، این اتومبیل‌ها و سازوکار آنهاست که تمام شهر را تعریف کرده است. بدن‌های ما از هم فاصله گرفته و روابط انسانیمان جایشان را به روابط ماشین‌هایمان داده‌اند، رابطه‌ای که یک پیکان یک پراید یا یک نیسان آبی با سایرین می‌سازند نشان از این دارد که این ماشین‌ها هستند که در فضای خیابان در سازوکار اجتماعی ماشینی خود زیست می‌کنند، اهمیتی ندارد چه کسی پشت فرمان نشسته است. آن‌ها ما را در یک فضای حباب گونه قرار می‌دهند و موجبات جدایی ما را از اتفاقات خیابان مهیا می‌کنند؛ اینجاست که خیابان مفهوم «جاده» را پیدا می‌کند و نه حضور که عبور مهم می‌شود. اتومبیل‌ها تماماً روابط اجتماعی ما در فضا را مختل کرده‌اند و روابط نزدیک و ملموس ما را به شدت کاهش داده‌اند. آنها به شدت بین ما و شهرمان فاصله انداخته‌اند. بنظر می‌رسد ما مدت‌هاست که در یک بازی از پیش تعیین شده شرکت کرده‌ایم که در آن خودمان و شهرمان را در برابر اتومبیل‌ها باخته‌ایم. حتی آنها به آسمان و ابرهای ما هم رحم نکردند. آنها کوه‌های تهران را هم از ما گرفته‌اند. کافی است پرده‌ها را کنار بزنید، آنها تا پشت پنجره اتاق خوابتان پیش آمده‌اند! و دراین میان به هیچ چیز رحم نکردند. آنها تمام فضا را ذیل سیطره تام خود قرار داده‌اند و شهر را به شکل غیرقابل تحملی خشن کرده‌اند. فضایی برای تعاملات اجتماعی که درآن خودمان باشیم را برایمان باقی نگذاشته‌اند و ما را هم تماما تغییر داده‌اند. در همین تهران، شهری که اتومبیل‌ها تمام فضایش را ناعادلانه به نفع خود تسخیر کرده‌اند، دوچرخه‌هایی رکاب می‌زنند که شهری متفاوت برای خود ساخته‌اند. دوچرخه‌ها می‌توانند ما را به شهرمان برگردانند و این آن قدرت متافیزیکی دوچرخه‌هاست. آنچه که به خوبی در کتاب برجسته شده این است که دوچرخه‌سواری زمانی می‌تواند جزئی از زندگی شهری شود که هویت جمعی پیدا کند مانند آنچه که در هلند اتفاق افتاده است. این تجربه در کشور ما چه میزان انجام گرفته است؟ ببینید ما در ایران تجارب معدود و عمدتا شکست خورد‌ه‌ای داریم که در آنها سعی شده است به شکل بالا به پایین، مقطعی و شکلی و ویترینی اقداماتی برای دوچرخه سواری انجام شود. اما همانطور که گفتم در ابتدا باید مردم با دوچرخه‌ها آشتی کنند تا از این ره جادوی دوچرخه‌ها آنها را با شهرشان آشتی دهد. به زعم من مهمترین نکته ایجاد زمینه‌ای برای تجربه دوچرخه سواری توسط مردم است. این به معنای ساخت مسیرهای ویژه دوچرخه‌سواری نیست، هر فرصتی که به مردم اجازه تجربه هرچند مقطعی و کوتاه دوچرخه سواری در شهر را بدهد می‌تواند نتایج خوبی برای همراه کردن مستمر آنها داشته باشد. وقتی شما روی زین می‌نشینید و بر پدال دوچرخه فشار وارد می‌کنید، شهر دوچرخه‌ها برایتان احضار می‌شود و شهر دربرابرتان دگرگون می‌شود. تجربه دوچرخه‌سواری آنچنان جذاب است که مردم را به سمت شهردوچرخه‌ها می‌کشاند. ایده شهر دوچرخه‌ای چگونه می‌تواند در ایران به سرانجام برسد؟ مهمترین نکته این است که دوچرخه را صرفا در بهترین حالت یک وسیله حمل و نقلی درنظر نگیریم. دوچرخه سواری یک نوع زیست شهری است که شما و شهرتان را به کلی دگرگون می‌کند و رابطه صمیمانه‌ای با شهرتان می‌سازد. نگاه دوباره به دوچرخه سواری و تلاش برای درک این زیست جهان قدم اول است. قدم دوم ایجاد امکان تجربه دوچرخه سواری توسط مردم است که درکنار اقدامات فرهنگی و مشارکتی و رویدادهای شهری با کمک گروه‌های مردم نهاد در این حوزه می‌تواند بسیار مفید باشد. گام نهایی تغییرات فضایی و زیرساختی برای حمایت از این جریان‌های نوپاست که برعهده شهرسازی و مدیریت شهری است تا به تقاضای ایجاد شده پاسخ‌های کالبدی و زیرساختی مناسبی داده شود. در کتاب فصلی را به تسخیر فضاهای شهری اختصاص دادید اینکه چگونه در تجربه زیسته‌تان برای تصاحب فضا، گاهی حتی با سرنشینان اتومبیل وارد جنگ می‌شوید و به عبارتی خیابان عرصه این جدل می‌شود. در این باره توضیح دهید. بزرگترین تهدید برای دوچرخه‌سواران در شهرها ماشین‌­ها هستند. آنها هستند که بیشترین قدرت را در خیابان دارند و بنابراین بیشترین فضا را تسخیر می‌کنند. رابطه قدرت ـ فضا مهمترین رابطه شهرهای معاصر ماست، جایی که به میزانی که قدرت بیشتری داشته باشی فضای بیشتری تسخیر می‌کنی و هرچه فضای بیشتری را تسخیر کنی قدرت به مراتب بیشتری را اعمال می‌کنی. اما این سیطره اتومبیل‌ها برخیابان ذاتی و ابدی نیست. اگر نگاهی به کپنهاگ بیاندازید که همچنان تعدادی رانندگی می‌کنند، می‌توان دید که چطور کارناوال‌های دوچرخه سواری در خیابان حکمرانی می‌کنند و رانندگان اتومبیل‌هایی چون تاکسی‌ها را کلافه کرده‌اند، آنها به اندازه همه ما دوچرخه سواران دارند تلافی می‌کنند! ماشین‌ها مجبورند بسیار آهسته حرکت کنند، هرلحظه از هردو سوی آنها دوچرخه‌هایی با سرعت بیشتری عبور می‌کنند، در تقاطع‌ها آنقدر توقف می‌کنند تا دوچرخه سواران بیایند و عبور کنند تا بعد نوبت آنها شود که سربه زیر به مسیر خود ادامه دهند. دوچرخه سواران تمام جنگشان یک جنگ ایدئولوژی است، آنها از هر فرصتی برای اشاعه ایدئولوژی‌هایشان استفاده می‌کنند. خیابان زمینه مبارزه آنها با تمام ذهنیت‌های غلط و تمام محدودیت‌های فضایی است. هرچه این طرد فضایی بیشتر شود، اراده معطوف به تسخیر فضا برای دوچرخه سواران بیشتر می‌شود. اگر در چهارراهی خودرویی به من اهمیت ندهد و راه من را ببندد، در چهارراه بعدی تمایل دارم محض تلافی کمی آرام آرام تر رکاب بزنم تا خودروهای عقبی را کلافه کنم! این یک سازوکار فضایی است برای اینکه نشان دهم هستم و حضور دارم. رکاب می‌زنم پس هستم! بسیاری از ما دوچرخه سواران تمایل داریم پشت چراغ قرمز به اندازه ابعاد یک ماشین فضا اشغال کنیم و توقف کنیم تا این که بین دو ماشین تلاش کنیم تا خودمان را جا دهیم. دوچرخه سواران را در این کتاب جزء طردشدگان شهری دانستید، به چه میزان طراحی شهرها و یا حتی نوع مدیریت شهری می‌تواند این طردشدگی را تقویت کند؟ دوچرخه سواران امروز یک اقلیت‌اند و اقلیت‌ها به حاشیه تعلق دارند. در این میان، نگاه شهرسازی و مدیریت شهری به دوچرخه سواری هنوز آنچنان که باید جدی گرفته نشده است و به عنوان یک اقدام نمایشی و ویترینی تلقی می‌شود، حتی در محیط‌های آکادمیک شهرسازی که مملو از آرمان گرایی افراطی و در مواقعی تخیل گرایی است، نگاه به دوچرخه و دوچرخه سواری در شهر یک امر فرعی، در اولویت‌های آخر و یک اقدام لاکچری تلقی می‌شود. در شهرهای چون تهران همچنان مدیریت شهری به دنبال رفع محدودیت‌های استفاده از اتومبیل شخصی است، شهرسازی نیز با پخشایش نامناسب کاربری‌های عمده که رابطه مستقیم با شبکه حمل و نقل دارند در این گناه بخوبی شریک است. تمام فضای شهر درخدمت تسهیل اتومبیل پیش می‌رود و این فرآیند برای اتومبیل‌ها سیری ندارد؛ بدین معنای ایجاد فضای بیشتر برای آنها به تبع نیاز به خودروی شخصی در شهر را افزایش می‌دهد و این دور باطل همیشه ادامه دارد؛ ما همیشه ترافیک خواهیم داشت و همیشه در حال بزرگراه ساختن خواهیم بود! اولین اقدام یک پارادایم شیفت درحوزه تفکری مردم و مدیران شهری است که در آن باور به این باشد که محدودیت و گرفتاری بیشتر خودرو و خودرو نشینان در تهران یک امر مثبت است و نه منفی! هرچه این گرفتاری و محدودیت بیشتر شود مردم خودبه خود به گزینه‌های دیگری برای رفت و آمد فکر می‌کنند. گزینه‌هایی که در آن پول و زمان کمتر خرج کنند، به شرط آنکه گزینه‌های دیگر هم بخوبی دردسترس باشند. شهرسازی و مدیریت شهری که حامی خودروها در شهر باشد به طرد فضایی و اجتماعی دوچرخه‌ها کمک خواهد کرد. در شهری مانند تهران همواره در مدیریت شهردارهای مختلف طرح‌هایی برای فرهنگ‌سازی دوچرخه سواری داده شده است. یکی از اصلی‌ترین طرح‌ها، طراحی مسیرهای ویژه برای دوچرخه سواران بوده است. با این وجود دیده شده که عملا این مسیرها گاهی تبدیل به محلی برای تسهیل حرکت موتورسواران شده است. تجربه زیسته شما در این باره چیست؟ مسیرهای دوچرخه سواری پاسخ به تقاضایی است که در تهران هنوز آنچنان فربه نشده است. ما ابتدا باید به اقدامات نرم در این زمینه بپردازیم تا تجربه دوچرخه سواری را برای مردم این شهر ممکن کنیم. وقتی تجربه رکاب زدن در شهر اتفاق بیافتد خواهید دید که چطور تقاضاها برای تغییر فضاها و زیرساخت‌ها نیز به شکل تصاعدی افزایش خواهد یافت. مسیرهایی که تنها به شکل نمادین، فاقد کیفیت و جذابیت کافی و عمدتا مبتنی بر خیابان‌هایی که عرض معبر اجازه احداث آنها را می‌دهد، نمی‌تواند برای زیست جهان دوچرخه سواران مفید باشد. همین می‌شود که معدود دوچرخه سواران ترجیح می‌دهند از فضای اصلی خیابان استفاده کنند و در مقابل گروه‌های دیگری چون موتور سواران بخوبی این فضاها را به نفع خود مصادره می‌کنند. یکی از اهداف من در این کتاب این بود تا نشان دهم این تصور که تمام فضاهای این شهر باید مسیر دوچرخه سواری داشته باشد تا مردم دوچرخه سواری کنند،این تصور غلطی است. طرح فعلی سه شنبه‌های بی خودرو که در حال حاضر در شهرداری دنبال می‌شود و یا قراردادن دوچرخه‌های مجهز به جی پی اس که اخیرا با عنوان بیدود می‌بینیم را موفق می‌دانید؟ طرح سه شنبه‌های بدون خودرو در اساس یک طرح مردمی است که گروه‌های مردم نهاد در این حوزه از آن حمایت می‌کنند. تغییراتی در نگرش و رویه کار شهرداری تهران هم رخ داده که بسیار امیدوارکننده است. ستاد حمل و نقل پاک شهرداری تهران با مدیریت جدیدی که چندسال است بر سرکار است بسیار فعالانه عمل کرده است و با گروه‌های مردم نهاد هم ارتباط خوبی برقرار کرده و برنامه‌های مشترک بسیاری با آنها انجام داده‌ایم و در حال برنامه ریزی برای اقدامات آینده هستیم. بیدود هم به عنوان اولین تجربه دوچرخه‌های اشتراکی در ایران توسط یک شرکت خصوصی توانسته است حضور پررنگ و فعالی داشته باشد و عمده ایرادات طرح‌های شکست خورده سابق را برطرف کند. من بسیار امیداورم در آینده این اقدامات به نتایج مطلوبتری بیانجامد.   ]]> علوم انسانی Sun, 18 Aug 2019 04:55:34 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/279563/دوچرخه-سواری-خرده-مقاومتی-برابر-سرمایه-داری-جدید شیوه‌های بدرفتاری با زنان قدرتمند در بستر تاریخ http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279577/شیوه-های-بدرفتاری-زنان-قدرتمند-بستر-تاریخ به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مری بی‌یرد در کتاب «زنان و قدرت؛ یک بیانیه» شجاعانه به اوباش اینترنتی و زن‌ستیزهایی می‌پردازد که زنان را آماج حمله‌ها و تحقیرهای بی‌رحمانه قرار می‌دهند. او خاستگاه این زن‌ستیزی‌ها را در دوران باستان جست‌وجو می‌کند و به بررسی مشکلات جنسیت و شیوه‌های بدرفتاری با زنان قدرتمند در بستر تاریخ می‌پردازد. کتاب نشان می‌دهد که از زمان اودیسه هومر، زنان از نقش‌های رهبری در زندگی مدنی منع شده‌اند و سخن گفتن در اجتماع کاری ذاتا مردانه تعریف شده است. از مدوسا گرفته تا فیلوملا که زبانش بریده شد، از هیلاری کلینتون تا الیزابت وارن که گفته شد سر جایش بنشیند، مشابهت‌های آشکاری میان باورهای فرهنگی ما درباره رابطه زنان با قدرت وجود دارد. مری بی‌یرد بر تجربه‌های شخصی خودش از جنسیت‌زدگی در فضای مجازی تامل می‌کند و می‌پرسد: «اگر زنان بخشی از ساختار قدرت درنظر گرفته نمی‌شوند، آیا این قدرت نیست که باید بازتعریف شود؟ چند قرن دیگر باید صبر کنیم تا چنین شود؟» نویسنده درواقع از آغاز سنت ادبی غرب شروع می‌کند؛ از نخستين نمونه ثبت‌شده که مردی به زنی می‌گوید «خفه‌ شو»؛ به او می‌گوید صدایش نباید در ملاء عام شنیده شود. به عنوان مثال با اشاره به داستان اودیسه هومر به ماجرای تلمخاخوس پسر پنله‌لوپه همسر اودیسیوس گریزی می‌زند که وقتی مادرش به نقالی می‌گوید شعر شادتری را به جای روایت مشقت‌های قهرمانان یونانی در راه رسیدن به خانه بخواند، جوانکی که پشت‌لبش تازه سبز شده به مادرش که عاقله‌زنی جاافتاده است می‌گوید: «مادر، به اقامتگاهت بازگرد، و به کار خودت مشغول شو، بافندگی و کارهای زنانه ... سخنوری کار مردان است، جمیع مردان، و بالاتر از همه من؛ زیرا در این خاندان اختیار و اقتدار با سخن من است.» او با استناد به این نمونه تاکید می‌کند درست همان‌جایی که مستندات مکتوب فرهنگ غرب آغاز می‌شود، صدای زنان در قلمرو اجتماعی شنیده نمی‌شود. او رابطه میان این لحظه هومری و برخی شیوه‌هایی که به واسطه آن‌ها در فرهنگ معاصر، و صحنه سیاست از کرسی‌های جلوی مجلس گرفته تا قشر کارگر، صدای زنان در انظار عمومی شنیده نشود را مورد توجه قرار می‌دهد و در این مسئله دقیق می‌شود که چگونه این مسئله با سوء‌استفاده و بدرفتاری‌‌ای مرتبط است که حتی امروز نیز بسیاری از زنانی که صریح و علنی سخن می‌گویند با آن مواجه‌اند.  داستان کمدی و تخیلی آریستوفان که در آن زنان اداره کشور را بر عمده داشتند و بخشی از طنز داستان این بود که زنان نمی‌توانستند در انظار عمومی درست صحبت کنند؛ نمونه دیگری است که بی‌یرد به عنوان مثال به رخ می‌کشد و در ادامه نیز مثال‌های مشابه متعددی از ژوپیتر، نارسیس و اوید نیز بیان می‌کند. حتی گویی زنی که در اجتماع سخن می‌گفت، در اکثر شرایط، طبق این تعریف زن محسوب نمی‌شد.  مری بی‌یرد همچنین تاکید دارد در مواردی که زنان توانسته‌اند مشروع و قانونی برخیزند و سخن بگویند و از خانه‌شان، فرزندانشان و همسرانشان یا منافع زنان دیگر دفاع کنند، باز هم به نوعی تنها از منافع گروهی‌شان دفاع کرده‌اند و به نمایندگی از مردان یا کل جامعه سخن نمی‌گویند. البته نویسنده در جای دیگر از کتاب می‌نویسد: « من نمی‌گویم صدای زنانی که در حمایت از آرمان‌های زنان بلند شده مهم نبوده، یا نیست (بالاخره کسی باید در حمایت از آرمان‌های زنان بلند بزند)؛ اما مسئله اینجاست که قرن‌هاست سخنرانی زنان در اجتماع در همان «کنج» مانده است.  به عبارت دیگر نمونه‌های بی‌شماری وجود دارد که سعی شده زنان را به کل از گفتمان اجتماع کنار بگذارد، به شیوه تلماخوس‌وار. یکی از موارد معروف اخیر ساکت کردن الیزابت وارن ـ و محرومیتش از مناظره ـ در مجلس سنای آمریکا بود، وقتی سعی داشت نامه‌ای از کورتا اسکات کینگ را با صدای بلند بخواند. گویی هنوز این سخن حکیمی در قرن دوم میلادی که گفته است: «زن باید با همان نجابتی از آشکارکردن صدایش بر غریبه‌ها پرهیز کند که از کندن رتختش پرهیز می‌کند.» در ساختاری مثلا مدرن امروزی هم همچنان در جریان است. نویسنده زن‌ستیزی را یکی از توصیف‌های وضعیت جاری می‌داند و معتقد است زنان حتی وقتی به سکوت واداشته نمی‌شوند، همچنان ناچارند بابت شنیده شده بهای بسیار گزافی بپردازند. از دید بی‌یرد ما اکنون با شکل بسیار موثرتر و جهت‌دار‌تر محروم‌سازی زنان از سخنوری در اجتماع سروکار داریم، که بسیار بیشتر از آنچه خودمان معمولا تصدیق می‌کنیم بر عرف، رسوم و پندارهایمان درباره صدای زنان تاثیر دارد.  بی‌یرد در فصل زنان و قدرت نیز سعی دارد به این پرسش‌ها پاسخ بدهد که چه‌طور یادگرفته‌ایم چه نگاهی به زن‌هایی که اعمال قدرت می‌کنند، یا سعی در اعمال قدرت دارند، داشته باشیم؟ زیربنای فرهنگی زن‌ستیزی در سیاست یا محیط کار، و اشکال آن چیست؟ چه‌طور و چرا تعاریف قراردادی قدرت و حتی تعاریف دانش و مهارت و اقتدار زن‌ها را نادیده می‌گیرد؟  توضیح او درباره این پرسش‌ها این است که الگوی ذهنی و فرهنگی ما برای فرد قدرتمند همچنان در سیطره کامل جنس مذکر است. یعنی اگر چشم‌هایمان را ببندیم و سعی کنیم تصور یک رئیس‌جمهور یا پروفسور و تاجر و ... را مجسم کنیم، آنچه بیشترمان می‌بینیم یک زن نیست. به عبارت دیگر ما هیچ الگویی نداریم که نشان دهد زن قدرتمند چه شکلی است، غیر از اینکه بیشتر شبیه مردهاست. از نگاه بی‌یرد کت‌وشلوار مقرر، یا دست‌کم شلوار، که بسیاری از زنان سیاست‌مدار غربی می‌پوشند، از انگلا مرکل گرفته تا هیلاری کلینتون، شاید راحت و کاربردی باشد؛ شاید علامت امتناع از رخت‌آویزشدن باشد، آنچه سرنوشت بسیاری از زنان سیاست‌مدارهاست؛ اما از سویی شگرد ساده‌ای است ـ مثل پایین آوردن زنگ صدا ـ تا ظاهر مونث‌ها بیشتر شبیه مذکرها شود، تا برازنده نقش قدرت شوند.  و نهایتا از تمام این مثال‌ها چنین نتیجه می‌گیرد که قواعد جاری حتی در عرصه سیاست و حضور زنان در قدرت پیامد این واقعیت است که هنوز تصور می‌شود زنان به خارج از دایره قدرت تعلق دارند. شاید صادقانه بخواهیم آن‌ها را بیاوریم داخل یا شاید وقتی زن‌ها موفق می‌شوند داخل بیایند، به شیوه‌های مختلف و اغلب ناخودآگاه مثل مزاحم‌ها بیرونشان می‌کنیم. حتی استعاره‌هایی که برای دسترسی زنان به قدرت به کار می‌بریم و اصلاحاتی مثل سقف شیشه‌ای را شکستن، دژ را فتح کردن و ... از هر لحاظ تاکید دارند که زنان خارج از دایره قدرت‌اند. درواقع زنانی که در قدرت‌اند به چشم کسانی دیده می‌شوند که سدها را شکسته‌اند، یا اینکه چیزی را به دست آورده‌اند که کاملا مستحقش نیستند. کتاب «زنان و قدرت؛ یک بیانیه» نوشته مری بی‌یرد یا ترجمه شبنم سعادت در ۸۶ صفحه، شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و به قیمت ۱۴۰۰۰ تومان از سوی انتشارات فرهنگ نشر نو منتشر شده است.    ]]> علوم انسانی Sun, 18 Aug 2019 04:44:07 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/book/279577/شیوه-های-بدرفتاری-زنان-قدرتمند-بستر-تاریخ کنفرانس بین‌المللی امانوئل کانت و آزادی برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279667/کنفرانس-بین-المللی-امانوئل-کانت-آزادی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کنفرانس بین‌المللی امانوئل کانت و آزادی در روزهای ۱۴ و ۱۵ می ۲۰۲۱ در آمستردام ـ هلند برگزار می‌شود.   محور کلی موضوعات شامل امانوئل کانت، مفهوم گرایی کانتی، بحران روشنفکری، انقلاب کوپرنیک در فلسفه، ایده‌آلیسم متعالی، قیاس و استنباط متعالی، خودآگاهی، هستی و قضاوت، قانونگذار طبیعت، اخلاق و آزادی، استقلال نظری و عملی، آزادی، واقعیت، دلیل و برهان، ضرورت و قطعیت، وحدت طبیعت و آزادی و انتقادهای کانت از سودگرایی است.   علاقه‌مندان به موضوعات فوق می‌توانند چکیده آثار خود را به نشانیhttps://waset.org/apply/۲۰۲۱/۰۵/Amsterdam/ICIKF?step=۲ ارسال کنند. مهلت ارسال آثار ۱۵ نوامبر ۲۰۲۰ است.   برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی https://waset.org/conference/۲۰۲۱/۰۵/Amsterdam/ICIKF مراجعه شود. ]]> علوم انسانی Sun, 18 Aug 2019 05:00:01 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279667/کنفرانس-بین-المللی-امانوئل-کانت-آزادی-برگزار-می-شود ​رونمایی از کتاب «کودتای ایرانی» در نشست چشمه‌خوانی http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279665/رونمایی-کتاب-کودتای-ایرانی-نشست-چشمه-خوانی به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «کودتای ایرانی» نوشته مارک گازیوروسکی است که با ترجمه بهرنگ رجبی از سوی نشر چشمه منتشر شده است. این نشست همراه با اجرای زنده پادکست «این حکایت» میثم محمد است. همچنین «روایتی دیگر از کودتای 28 مرداد» از زبان و با تصویر شاهدان عینی: غلام حسین صدیقی، کریم سنجابی، احمد زیرک‌زاده، محمدعلی عمویی و... ارائه می‌شود. مارک جی گازیوروسکی استاد آمریکایی گروه علوم سیاسی دانشگاه ایالتی لوئیزیانا است. او همچنین، استاد مدعو در کالج سنت آنتونی دانشگاه آکسفورد و دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بوده است. گازیوروسکی مولف کتاب »مصدق و کودتا»، «سیاست خارجی آمریکا و شاه: ایجاد دولتی وابسته در ایران» و... است. وی به همراه نیکی آر. کدی، در ویراستاری کتاب «نه شرقی، نه غربی: ایران، اتحاد شوروی و ایالات متحده» (۱۹۹۰) نقش داشته است. گازیوروسکی مولف مقالات بسیاری در باب سیاست ایران و دموکراسی در جهان سوم بوده است. رونمایی از کتاب «کودتای ایرانی» دوشنبه 28 مرداد ساعت 17 و 30 دقیقه در کتاب‌فروشی نشر چشمه کارگر برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Sun, 18 Aug 2019 04:28:20 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279665/رونمایی-کتاب-کودتای-ایرانی-نشست-چشمه-خوانی ​«28 امرداد واکاوی یک رویداد تاریخ‌ساز» بررسی می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279664/28-امرداد-واکاوی-یک-رویداد-تاریخ-ساز-بررسی-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، موسسه فرهنگی ـ هنری خورشید راگا با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی نشستی با عنوان «28 امرداد واکاوی یک رویداد تاریخ‌ساز» را برگزار می‌کند. در این نشست داوود هرمیداس باوند، صادق زیباکلام، امیر طیرانی، فریدون مجلسی، شروین وکیلی حضور دارند و درباره این رویداد تاریخی سخنرانی می‌کنند. علیرضا افشاری نیز مجری کارشناس این نشست تاریخی است. نشست «28 امرداد واکاوی یک رویداد تاریخ‌ساز» دوشنبه 28 امرداد ساعت 17 و 30 دقیقه در تالار فردوسی به نشانی خیابان استاد نجات‌الهی(ویلا)، نبش خیابان ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود. ]]> علوم انسانی Sun, 18 Aug 2019 04:19:37 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279664/28-امرداد-واکاوی-یک-رویداد-تاریخ-ساز-بررسی-می-شود کارگاه «روش شناسی تاریخ فرهنگی» برگزار می‌شود http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279651/کارگاه-روش-شناسی-تاریخ-فرهنگی-برگزار-می-شود به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کارگاه «روش شناسی تاریخ فرهنگی» با ارائه احمد پاکتچی در سالن شهید مطهری دانشگاه امام صادق(ع) برگزار می‌شود.   این نشست سه‌شنبه ۲۹ مرداد از ساعت ۱۵ تا ۱۹ برگزار خواهد شد. علاقه‌مندان برای ثبت نام می‌توانند با شماره ۰۹۱۷۱۱۹۹۱۸۳ تماس بگیرند. ]]> علوم انسانی Sat, 17 Aug 2019 10:55:41 GMT http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/279651/کارگاه-روش-شناسی-تاریخ-فرهنگی-برگزار-می-شود