
«از چهاردهسالگي ميترسم» در بوته نقد
23 آذر 1388 ساعت 12:56
خبرنگار : مرضيه منصوريان
نشست نقد و بررسي كتاب «از چهاردهسالگي ميترسم»، اثر حسن محمودی با حضور امير احمدي آريان، شهلا زرلكي، مهدي يزداني خرم، عصر ديروز در كافه كتاب فرهنگسراي شفق برگزار شد.\
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در اين نشست كه عصر ديروز يكشنبه (22 آذر)، در كافه كتاب فرهنگسراي شفق برگزار شد، شهلا زرلكي با اشاره به اين اين كتاب سوژه و عنوان جذابي دارد، اظهار داشت: برخلاف جذابيت اوليه نثر و زبان اين كار با سوژه هماهنگ نيست. در برخي قسمتها سوژه نوستالژيك است و نيازمند زبان توصيفي است، اما راوي از جملات كوتاه و گزارشي استفاده كرده است و اين نثر شتابزده و گزارشي جذابيت داستان را از ميان ميبرد.
وي افزود: در جايي كه نويسنده خاطرات قهرمانهاي داستان را تعريف ميكند تنها ميخواهد خاطرات را خبر دهد و در استفاده از واژه خست كرده است. در برخي داستانها نيز روايت از اين شاخه به آن شاخه ميپرد و برخي روايات ناقص است و رفتار و اعمال برخي شخصيتها به جملههاي قبلي و موقيعت فعلي داستان متناسب ندارد كه اين مسأله داستان را دچار نوعي آشفتگي ميكند.
زرلكي با اشاره به اين كه تمام افعال اين كتاب در زمان حال ساده استفاده شدهاند اظهار داشت: اين نوع استفاده از افعال نوعي تخريب و ركود در داستان ايجاد ميكند به گونهاي كه تنها يك رويا يا كابوس را ميشنويم. البته ميتوان آن را نوعي ويژگي نيز برشمرد زيرا داستان وهمگونه و كابوس مانند است.
اين منتقد ادبي عنوان كرد: داستانهاي اين كتاب از واقعيت شروع ميشوند و با يك روند آرام به فرا واقعيت و كابوس و وهم ميرسند و در نهايت واقعيت و فرا واقعيت در هم ميآميزد و مخاطب نميتواند اين فاصله را تشخيص دهد.
سپس امير احمدي آريان، نويسنده، روزنامهنگار و منتقد ادبي، با اشاره به اين كه داستانهاي اين كتاب از آثار دو نويسنده (ويليام فاكنر و گابريل گارسيا ماركز) الگو گرفتهاند،گفت: داستانهاي اين كتاب را ميتوان به دو گروه داستانهاي فاكنري و داستانهاي ماركزي تقسيم كرد.
وي افزود: در داستانهاي فاكنري اين كتاب بازگشت مردگان را ميبينم و اين كه زندگي افراد زنده با خاطرات آزاردهنده مردگان درهم گره ميخورد و باعث رنج و آزار افراد زنده ميشود. در واقع مردگاني كه خوب دفن نشدهاند نظير روح سرگردان در زندگي شخصيتهاي داستان باقي ماندهاند، تفاوت داستانهاي اين كتاب با آثار فاكنر در نحوه مصادره داستان است و ميتوان گفت نويسنده در اين داستانها موفق عمل كرده است.
وي افزود: داستانهاي ماركزي اين كتاب بيش از حد درگير فضاهاي داستاني ماركزند. شيوه نگارش، شخصيتها و فضاهاي فانتزي داستان مخاطب را به ياد داستانهاي ماركز مياندازد. اما آن رئاليسم جادويي را ايجاد نميكند و نويسنده در اين داستانها موفق نبوده است.
احمدي آريان افزود: نثر كتاب به شيوهاي است كه در داستاننويسي فارسي كمتر ديده شده و چون از شيوه رايج داستاننويسي خارج شده است و به هنجارهاي اخير نگارش داستان تن در نميدهد، قابل دفاع است. البته داستان بايد بتواند بار توصيفي را تحمل كند.
در بخش ديگري از اين نشست، مهدي يزداني خرم، نويسنده و منتقد، عنوان كرد: مردگان در داستانهاي حسن محمودي جايگاه خاصي دارند و ايدههايي كه در اين متنها به چشم ميخورد عاشق احضار مردگاناند و نوعي نوستالژي معكوس را شكل ميدهد. اين احضار مردگان باعث رنج و عذاب و بهمريختن دنياي روزمره راوي ميشود و هركجا با عكس يا اشياي قديمي مواجه ميشويم نوعي واكنش خشن يا كابوس ايجاد ميشود. كه اين هم به داستان و هم به مخاطب آسيب ميزند.
وي افزود: با وجود اين كه متن با استفاده از زبان و ساختار بريده بريده و خونسرد شكلگرفته است. اما هركجا كه اراده كند مخاطب را تحت تأثير قرار ميدهد.
يزداني خرم با اشاره به اين كه در داستانهاي اين كتاب امر شر تعيينكننده است و روابط بين افراد را شكل ميدهد، بيان داشت: در داستانهاي اين كتاب با ضد خاطره مواجهيم و خاطرات خود را پس ميزنند. در اين داستانها نوعي گناهآلوده بودن از ابتدا در متن بنا نهاده شده و هيچ يك از شخصيتها به دنبال تطهير خود و يا پاسخ به سوال خاصي نيستند.
سپس حسن محمودي در دفاع از كتاب خود در مقابل منتقدان عنوان كرد: در اين نشست نيز هر يك از منتقدان از زوايهاي اين كار را بررسي كرد. درباره نويسندگاني چون ماركز و فاكنر وقتي كه خوب نگاه ميكنم ميبينم من به آثار اين دو نويسنده توجه خاصي داشتهام و بدون اين كه بخواهم داستانهايم شبيه به آثار اين نويسندگان شده است.
وي افزود: در داستانهايم هميشه به دو مساله «ترس در عين آرامش» و «آرامش در عين ترس» توجه داشتهام. شخصيتهايي كه در داستانها به كار بردهام در واقعيت ديدهام، نظير ماريا كه با فروش زيتون زندگي ميكند. من در مناطق شمالي كشور زناني اينچنيني بسيار ديدهام و بخشي از داستان نيز تخيل من است كه اين افراد ميتوانند اين گونه نيز زندگي كنند.
محمودي با بيان اين كه قصد ايجاد وهم در داستان را نداشته است، درباره نوع نثر به كار گرفته شده در متن گفت: در تمام داستان جايگاه راوي مشخص است و داستان از زبان راوي نقل ميشود. توصيف، زماني كاربرد بيشتري دارد كه ميخواهيم صحنه را با جملهها بسازيم اما در اينجا تنها ميخواهيم داستان را روايت كنيم.
اين نشست با پرسش و پاسخ ميان منتقدان و مخاطبان پايان يافت.
کد مطلب: 57198
آدرس مطلب: http://www.ibna.ir/vdcjovei.uqeahzsffu.html