
نگاهي به رمان "كافكا در ساحل" نوشته «هاروكي موراكامي»
نگاه شرقي آغشته به اخلاق
24 بهمن 1386 ساعت 16:38
رمان"كافكا درساحل" با دو داستان جداگانه به شكل فصلهاي يكي در ميان و موازي با هم آغاز ميشود كه به لحاظ حفظ خط و ربط هاي داستاني بسيار قابل توجه است.
پونه بریرانی ـ كافكا تامورا پسر پانزده ساله بر اثر پيشبيني پدرش از خانه ميگريزد و خطائي مرتكب مي شود كه ياد آور خطاي «اديپ »است،ازطرفي ناكاتا مرد پيري كه حافظهاش را در حادثهاي غريب از دست داده و در عوض توانايي حرف زدن با گربهها را پيدا كرده در سفري پر ماجرا دنبال راهي ميگردد تا همه چيز را به حالت عادي گذشتهاش برگرداند.
اين دو اوديسهموازي به مرور با هم ميپيوندند و داستاني يكپارچه، پر ماجرا و "حتي" سرگرم كننده ايجاد ميكنند.
نقطه قوت "كافكا . . ." همين جذابيت آني است، داستان به يكباره و بيمقدمه شروع ميشود و كم و بيش به سبك و سياق داستانهاي كلاسيك پيش ميرود، اما چيزي كه اين رمان را به تمامي تبديل به اثري مدرن ميكند، وجود انسان مدرن به عنوان شخصيت اصلي ماجراست.
نگاه ويژه آدمهاي داستان به عشق، مرگ، جنسيت، تابوهاي اجتماعي، اسطورهها، هويت و بسياري از ديگر مشغلههاي ذهني انسان امروز و از طرفي ساختن فضاهايي معاصر كه نماد جامعه صنعتي دنياي حاضر است و تاثير محيط بر درون آدمها، باعث شده مدرنيته نه به عنوان يك ابزار و ژستي سطحي كه به شكل مشخصهبارز اين كتاب نمود داشته باشد.
موراكامي كار ما را سختتر ميكند، چرا كه نشانمان ميدهد قصه به عنوان ماده خام اوليه و آنچه كه قرار است گفته شود، به اندازه فرم و ساختار داستان و چگونه گفتن اهميت دارد.
موراكامي به واسطه نوع زندگياش در شهر بندري "كيوتو" كه محيطي بينالمللي و نقطه تلاقي فرهنگهاي گوناگون بود، تبديل به انساني چند مليتي شد.
او كه با روحيهشرقي تربيت شد و در فرهنگ غرب زندگي كرد اين بخت نصيبش شد كه از سرزمين مادرياش فاصله بگيرد تا با ديدي باز و نقادانه به زاد و بومش نگاه كند،شايد از اين جهت است كه در داستانهاي موراكامي "مكان" به عنوان جغرافيايي خاص و تعريف شده، از اهميت كمتري برخوردار است.
با اين همه نميشود گفت كه حوادث جاري در "كافكا. . . "، چندان ريشه در جغرافيا ندارد، در نگاهي جزئيتر بايد گفت كه چنين داستاني مي تواند در هر جامعه اي غير از ژاپن اتفاق بيافتد، خصوصا جوامعي كه در حال گذر از سنت به مدرنيته اند.
اين تقابل گذشته و آينده كه "كافكا تامورا" و "ناكاتا" به عنوان نمايندگانش در داستان حضور دارند و آن كنش و واكنشي كه از اين ناهماهنگي و نه ضديت ايجاد ميشود و آن سئوالاتي كه در ذهن پسر پانزده سالهفراري در مواجه با اتفاقات گوناگون شكل ميگيرد همه نتيجه نوعي حركت و رسيدن به فضاهاي جديد و ناشناس است، حالتي از كشف و شهود و حيرتي مدام و حتي دچار نوعي اندوه و حسرت بودن به خاطر گذشته از دست رفته و خاطرات پاك شده و فرداي غير قابل پيشبيني، حال و روزي است كه شرقيها بيشتر دچارش ميشوند. آدمهاي موراكامي دو گروهاند،آنها كه به خاطر ميآورند و آنان كه از خاطر ميبرند.
موراكامي بي آن كه اشارهاي مستقيم به آداب و رسوم ژاپنيها داشته باشد، نگاهي شرقي به پيرامونش دارد، نگاهي آغشته به اخلاقيات.
احساس بد "كافكا" از جرم غير قابل گذشت در حوزه خانواده ،حالت محبتآميز مردم نسبت به ناكاتا، رفتار محترمانه هوشينو با ناكاتاي پير و يادآوري خاطرات با پدربزگش و حتي شيوه رفتار مرموز و درونگراي خانم سائكي بيانگر نوعي بينش و اخلاق شرقي است.
موراكامي صراحتاً سعي دارد اخلاق را در چهارچوبي جديد تعريف كند و همين است كه نگاه او را از حالت كلي و تعريف او از اخلاقيات را از تعاريف مرسوم و تكراري تبديل به نگاهي منحصر و خاص ميكند،شايد از همين روست كه خواننده در تقابل نسلها نه ضديت كه نوعي ناهماهنگي ميبيند كه در حركتي نرم از امروز به سمت فردا در حال تغيير است.
در نقدهايي كه بر آثار موراكامي نوشته شده بسياري او را با كارور مقايسه كردهاند. در اين مورد مي توان گفت كه شايد به دليل نثر ساده و نگاه سرد و بيطرف، جملات كوتاه و ديالوگهاي صريح بشود موراكامي را در گروه نويسندگاني چون كارور قرار داد اما اين دو از يك جهت يعني مسئله مكان در داستان بسيار با هم متفاوتند.
محيطي كه كارور ميسازد محيطي مختص آمريكاست، با دلمشغوليهاي آدمهاي آمريكايي و طبقات اجتماعي اين كشور، اما موراكامي در داستانهايش از جغرافیا ميگذرد و اين نه فقط به دليل فضاي خيالانگيز كارهايش كه به دليل قلمرو گسترده نگاه اوست.
كار ديگري كه موراكامي ميكند توصيف جزييات و دادن تصاوير دقيق براي برجسته كردن و باورپذيري حوادث داستان است،مثلا نويسنده در صحنههاي مربوط به خانم "سائكي" ريزترين حركات او را توضيح ميدهد چنان كه اين زن به تمامي جلو چشم خواننده شكل ميگيرد. يا در توصيف كوهستان و آن جنگل شگفتانگيز كه كافكا براي مدتي در آن به سر ميبرد هم همينطور استادانه عمل ميكند.
از اين روست كه آن همه شگفتي كه در داستان وجود دارد قابل پذيرش ميشود و بارش ماهي از آسمان خيلي منطقي و سر خوردن كاميونها روي زالوها زياد عجيب و غريب نيست.
شايد از اين سو كار موراكامي به رئاليسم جادويي نزديك باشد،اين نگاه دقيق را موراكامي نه فقط در فضاسازي كه در پرداخت شخصيت هم دارد.زاويهي ديد كافكا تامورا به عنوان نوجواني نابغه، اهل كتاب و امروزي و نگاه ويژه ناكاتا پيرمرد ميانسالي كه گيج به نظر ميآيد، در ديالوگها خيلي خوب درآمده.
گفت گوها علاوه بر اين كه كاملا گره گشا و در راستاي داستان هستند؛ در ساخت شخصيتها هم نقشي مهم دارند،از سوي ديگر بحثهاي فلسفي و نقدهاي ادبي و عقايد مدرني كه در قالب ديالوگ بين آدمهاي داستان جريان دارد، بينظير است.
موراكامي با فراست آدمهايي را انتخاب كرده كه چنين گفتاري ازشان برميآيد، حتي وقتي قرار است يك راننده كاميون كه سواد درست و حسابي هم ندارد آثار بتهون را تحليل كند،هيچ چيز نچسب يا دورافتاده اي در ديالوگها نيست.
در رمان «كافكا بر ساحل» وجود محيطي مثل كتابخانه و حضور آدمهايي مثل سائكي و اوشيما و اتفاقات عجيبي كه آدمها را در شرايطي غريب قرار ميدهد تا به نتايجي جديد برسند همه چيز را در عين شگفتآوري، منطقي جلوه ميدهد.
چاپ چهارم «كافكا در ساحل» به تازگي توسط انتشارات بازتابنگار عرضه شده است.
کد مطلب: 15831
آدرس مطلب: http://www.ibna.ir/vdchz6nz.23nmxdftt2.html