به مناسبت سالروز خاموشي مجتبي مينوي

مينوي، ويرايشگر متن‌هاي پايه‌اي زبان فارسي است

6 بهمن 1388 ساعت 11:38

خبرنگار : آناهيد خزير

ايرج افشار درباره مينوي مي‌نويسد: «مينوي تنها به ديدن نسخ و تشخيص خوب بودن آن‌ها اكتفا نكرد. چون عالم بود و دوستدار راستين علم، يك يك نسخه را به طريق علمي و با وسواس و دقت خاص خويش در مطالعه مي‌گرفت و نكته‌ها و دقايقي را كه در هر يك تازه مي‌يافت، به اسلوب صحيح عالمانه بر روي اوراق مستقل يادداشت مي‌كرد.»/


خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، 6 بهمن ماه، سي و سومين سال درگذشت مجتبي مينوي، پژوهنده، نسخه‌شناس، شناساننده فرهنگ ايران و استاد نامدار ايراني است. او به سبب فراواني آثار و گوناگوني زمينه‌هاي تحقيقي و نوشتن و تصحيح كتاب‌هاي ماندگار فرهنگ و دانش‌هاي مربوط به ايران، از جايگاه علمي سزاواري برخوردار بود. كارهاي علمي مينوي در زمينه تصحيح متون پايه‌اي زبان فارسي و شناسايي نسخ پراكنده خطي، از او خدمتگزاري شايسته براي زبان فارسي و فرهنگ ايراني ساخته بود. 

مجتبي مينوي در سال 1282 خورشيدي به‌دنيا آمد. تحصيلات متوسطه را در دارالفنون و دارالمعلمين مركزي گذراند و تحصيلات و مطالعات دانشگاهي و عالي را در «كينگز كالج» و مدرسه مطالعات آسيايي و آفريقايي دانشگاه لندن سپري كرد. مينوي در فاصله سال‌هاي 1305 تا 1307 در مجلس شوراي ملي به كار تندنويسي سرگرم بود. در اين سال‌ها همراه ملك الشعراء بهار و چند تن ديگر از نامداران فرهنگي، در كلاس‌هاي هرتسفلد آلماني شركت مي‌كرد و به فراگرفتن زبان پهلوي مي‌پرداخت. 

مينوي در سال 1307 به رياست كتابخانه ملي منصوب شد و دو سال بعد با عضويت در دفتر فرهنگي سفارت ايران در لندن، راهي كشور انگلستان شد. انتشار «نامه تنسر»، از متن‌هاي بازمانده سده نخستين اسلامي، در 1311 و چاپ «نوروز نامه» خيام در 1313، گوشه‌اي از آگاهي‌هاي مينوي جوان درباره شيوه تصحيح متون و آشنايي با مآخذ فرهنگ ايران بود كه از ديد استادان آن روزگار پنهان نماند. 

مينوي در سال 1313 راهي پاريس شد و به عضويت دفتر فرهنگي سفارت ايران در فرانسه درآمد. همكاري با محمدعلي فروغي در همان سال و چاپ و انتشار خلاصه‌اي از شاهنامه فردوسي، از ديگر خدمات علمي او بود. افزون بر اين كه در كنگره هزاره فردوسي (تهران– 1313) شركت كرد و به ايراد سخنراني پرداخت. 

تصحيح و انتشار متن «ويس و رامين» فخرالدين اسعد گرگاني در 1314، توجه او را به ويرايش متون پايه‌اي ادبي ايران جلب كرد. ترجمه كتاب «وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهي ساسانيان»، اثر آرتور كريستين سن، نيز نشان از آن داشت كه مينوي ضرورت برگردان آثار تحقيقي دانشمندان غرب درباره ايران را دريافته بود. در اين ساليان (از 1329 به‌بعد) او كرسي استادي دانشگاه تهران را برعهده داشت. انتشار مجموعه «مصنفات افضل‌الدين محمد مرقي» در 1330 و شركت در كنگره بررسي فرهنگ اسلامي (پرينستون– 1332) از ديگر فعاليت‌هاي اين ساليان مينوي است. 

مينوي در سال 1335 رساله جنجال برانگيز «كابوس‌ نامه فراي» را نوشت و نگاه ايران‌شناسان جهان را به خود جلب كرد. هنگامي كه نسخه جعلي «قابوس نامه» توسط ريچارد فراي، ايران‌شناس آمريكايي، خريداري شد و آن را كهن‌ترين دست‌نويس به‌جاي مانده از اين متن شناساندند، مينوي با دقت و سنجش علمي عالمانه‌اي، ساختگي بودن دست‌نويس را آشكار ساخت و استادان ايران‌شناس را متوجه تقلب نسخه‌فروشان كرد. 

در اين زمان مينوي رايزني فرهنگي سفارت ايران در تركيه را پذيرفته بود و در آن‌جا سرگرم بررسي نسخه‌هاي خطي كتابخانه‌هاي تركيه، تهيه عكس و ميكروفيلم از آن نسخ براي كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران بود. (1336 تا 1340) مينوي توانست با كوششي خستگي‌ناپذير، از بيش از هزار نسخه خطي، عكس بردارد. 

ايرج افشار درباره اين خدمت گرانبهاي مينوي مي‌نويسد: «مينوي تنها به ديدن نسخ و تشخيص خوب بودن آن‌ها اكتفا نكرد. چون عالم بود و دوستدار راستين علم، يك يك نسخ را به طريق علمي و با وسواس و دقت خاص خويش در مطالعه مي‌گرفت و نكته‌ها و دقايقي را كه در هر يك تازه مي‌يافت، به اسلوب صحيح عالمانه بر روي اوراق مستقل يادداشت مي‌كرد و بدين طريق مجموعه‌اي فراوان، متعدد يادداشت و نوشته از نسخ تركيه فراهم كرد كه خود خزانه‌اي است از معرفت و تحقيق و دريايي است از اطلاعات عالي و مهم در زمينه مباحث ايران شناسي و معارف اسلامي. 

شركت در دو كنگره مورخان خاورميانه (لندن – 1338) و كنگره بين‌المللي هنر و معماري ايران (نيويورك – 1339) را بايد از ديگر كوشش‌هاي علمي مينوي برشمرد. مينوي در كنگره لندن، بررسي و روش تاريخ‌نگاري بيهقي را موضوع سخنراني خود قرار داده بود. تصحيح «كليله و دمنه»، اثر مشهور ابوالمعالي نصرالله منشي، در سال 1343، نمونه‌اي برجسته از شيوه ويرايش متون و روش علمي مينوي بود. او يك‌سال بعد «سيرت جلال‌الدين مينكبرني» نوشته شهاب‌الدين محمد نسوي (متني بازمانده از سده هفتم) را منتشر كرد و يكي از مآخذ مهم و با ارزش ايران روزگار مغولان را در دسترس پژوهندگان تاريخ قرار داد. 

مينوي در فاصله سال‌هاي 1348 تا 1350 در چند كنگره و مجلس علمي شركت كرد و گفتارهايي عالمانه عرضه داشت. اين كنگره‌ها عبارت بودند از مجمع بحث علمي درباره رشيدالدين فضل‌الله همداني (تهران)، كنگره شيخ طوسي، كنگره بيهقي و كنگره ناصر خسرو (هر سه در مشهد). در سال 1350 با همكاري ايرج افشار، چاپ عكسي «وقفنامه ربع رشيدي» را به دستياري انجمن آثار ملي منتشر كرد.
 
دو سال بعد نيز به عضويت فرهنگستان ادب و هنر پذيرفته شد. شركت در كنگره ابوريحان بيروني (تهران – 1352) و كنگره هنر و باستان‌شناسي ايران (آكسفورد – 1352) نمودار ديگري از تكاپوهاي علمي او براي شناسايي و معرفي تاريخ و فرهنگ ايران بود. در كنار آن انتشار پيوسته مقالات، كتاب و تصحيح متن‌هاي فارسي را هم بايد افزود. چاپ كتاب «احوال و اقوال خرقاني» در 1354 و ويرايش دوباره و باريك‌بينانه‌تر «نامه تنسر» با همكاري دكتر محمداسماعيل رضواني در همان سال انجام شد. 

مينوي در سال 1350 رياست بنياد شاهنامه را بر عهده گرفت و تا پايان عمر بدين كار سرگرم بود. او با گردآوري عكس‌هايي از كهن‌ترين نسخه‌هاي موجود شاهنامه، با همكاري شماري از استادان و شاهنامه‌شناسان، بدين كار دست يازيد. 

دكتر محمدامين رياحي، كه پس از درگذشت مينوي جانشين او در بنياد شاهنامه شد، درباره كارهاي پژوهشي مينوي در تصحيح شاهنامه مي‌نويسد: «در آن سن و سالي كه مينوي نيازمند فراغت و آسايش بود، صبح و عصر هر روز بيش از هشت ساعت در بنياد شاهنامه كار مي‌كرد و اين علاوه بر ساعات درازي بود كه در كتابخانه منزل خويش صرف كارهاي علمي مي‌كرد. او در اين كار آرام و قرار نداشت. با وجود سابقه بيماري و منع پزشكان، براي جست‌وجوي نسخه‌هاي قديم شاهنامه چندين سفر به هند، پاكستان، مصر، آلمان و انگلستان كرد و نسخه‌هاي فراواني را از نظر گذرانيد.» 

مينوي درباره ميزان دقت و توجه خود و همكارانش در تصحيح شاهنامه، نوشته است: «دست و دل ما مي‌لرزد كه مبادا يك كلمه از كلمات ناديده گرفته شود و چيزي از گفته فردوسي يا الفاظي كه ممكن است به روشن كردن مشكلي كمك كند، از ميان برود.»
مينوي در بنياد شاهنامه مجله «سيمرغ» را در سال 1351 بنياد نهاد. اين مجله ويژه نشر مقالات و تحقيقات درباره شاهنامه بود. سرانجام در آبان 1353 نخستين ثمره كوشش‌هاي او در تصحيح شاهنامه به بار نشست و او توانست داستان «رستم و سهراب» را ويرايش و منتشر كند. انتشار اين بخش از شاهنامه بحث‌ها و جدل‌هاي علمي فراواني برانگيخت. 

مينوي داستان «سياوش» را هم تصحيح و نمونه‌هاي چاپي آن را از نظر گذرانده بود، اما در گذشت او، اين امكان را فراهم نساخت تا متن چاپ شده «داستان سياوش» را ببيند. نوشته‌اند كه مينوي هر كتابي كه مي‌خواند، لغات ناياب و تازه‌ياب آن را يادداشت مي‌كرد و در جعبه‌هاي متعددي كه اكنون نيز باقي است و در كتابخانه او نگهداري مي‌شود، فراهم مي‌ساخت. 

محمدتقي دانش‌پژوه، نسخه‌شناس نامدار، درباره خصلت‌هاي علمي و پاي‌بندي مينوي به آوردن منابع و مآخذ آثارش مي‌نويسد: «از فضيلت استاد مجتبي مينوي همين بس كه هرگاه چيزي از وي مي پرسيدي او دست به كتاب مي‌برد و پاسخ مي‌گفت. پس او مي‌دانست كه پاسخ شما در كدام كتاب است كه اين خود كار همه كس نبود. يا اين كه اگر نمي‌دانست، آن قدر به كتاب‌ها مي‌نگريست تا آن را بيابد. او با اين كار مي‌خواست به ديگران بياموزد كه بي‌استناد به مدرك و ماخذ چيزي نگويند و در نوشتن هم از يادكردن منابع خودداري نكنند.» 

از ديگر يادگارهاي مينوي كتابخانه اوست كه از ديد جامعيت و اعتبار، كم‌مانندش دانسته‌اند. ايرج افشار تعداد كتاب‌ها، نشريات ادواري، رساله‌ها، جزوه‌ها و نسخ خطي كتابخانه مينوي را بيش از پانزده هزار مجلد برآورد كرده است. مينوي در روزهاي پاياني عمر، كتابخانه‌اش را به بنياد شاهنامه اهدا كرد. 

كارنامه آثار مينوي حاصل سال‌ها تلاش و تحقيق ارزشمند اوست و كتاب‌هاي فراوان و با ارزشي كه هر يك از آن‌ها گنجينه‌اي براي شناخت پيشينه فرهنگي ايران است، ارزش اين آثار را دوچندان مي‌كند. مينوي در طول زندگي علمي خود آثار گران‌بهايي در زمينه تاريخ و فرهنگ ايران از خود به يادگار گذاشته است و هركه بخواهد در تاريخ، تمدن و فرهنگ اين مرز و بوم كاري انجام دهد ناگزير است تا از اين آثار بهره جويد و اين خود بهترين راه براي زنده نگاه داشتن ياد آن بزرگ‌مرد است. 

سرانجام اين استاد سخت‌كوش و پژوهنده خستگي‌ناپذير، در روز 6 بهمن ماه 1355 چشم از جهان فرو بست و به ديار ديگر شتافت. از ديگر آثار او مي‌توان به كتاب‌هاي «پانزده گفتار درباره چند تن از مردان ادب اروپا» (1335)، «فردوسي و شعر او» (1346)، «داستان‌ها و قصه‌ها» (1349)، «نقد حال» (1351)، «تاريخ و فرهنگ» (1352) و انتشار بيش از سيصد مقاله به زبان فارسي و انگليسي اشاره كرد كه هريك يادگاري ارزنده و ميراثي گرانبها از اوست. 

منابع: پانزده گفتار درباره مجتبي مينوي، به كوشش ايرج افشار، 1356         
نامه مينوي، به ‌كوشش حبيب يغمايي و ايرج افشار، 1350 
نادره كاران، ايرج افشار، 1348


کد مطلب: 60866

آدرس مطلب: http://www.ibna.ir/vdcfvcdv.w6dxvagiiw.html

خبرگزاری کتاب ايران (IBNA)
  http://www.ibna.ir