
گزارش "ايبنا" از افزايش تدابير و امكانات امنيتي كتابفروشي هاي تهران_1
تراژدي سرقت كتاب
13 مهر 1387 ساعت 14:01
سارق 38 ساله شهركتاب نياوران شايد تصور نميكرد دو سال بعد از دستگيري و اعترافش به سرقت 20 ميليون تومان كتاب نفيس، بيشتر كتابفروشيهاي خيابان انقلاب علاوه بر نصب دوربين مداربسته، كتابهايشان را به باركد الكترونيكي ضدسرقت مجهز كنند. با اين وجود بيشتر كتابفروشيها اميد چنداني به كاهش سرقت سرمايهشان ندارند.\
مهران بهروزفغاني _ اگرچه در ميان انواع سرقت، ماموران نيروي انتظامي كمتر با گزارشها و شكوائيههاي سرقت از كتابفروشيها مواجه ميشوند، با اين حال نگراني كتابفروشان از سرقت كتابهاي خرد و كلانشان، آنها را وادار به تنظيم گزارش سرقت كرده است.
برخي از آنها اگرچه پس از مدتي، پيگير موضوع در مراجع انتظامي نميشوند و ترجيح ميدهند دخلشان را در روزهاي كسادي بازار، رتق و فتق كنند، با اين حال تجهيز كتابفروشي به چند دوربين مداربسته و ضميمه كردن باركد الكترونيكي ضد سرقت، به خيال آنان ميتواند در كاهش سرقت موثر باشد.
سرقت كتابهاي نفيس؛ 20 ميليون تومان
آخرين مبلغ ثبت شده از كشف چند سرقت در شهركتاب نياوران (سال 1385)، 20 ميليون تومان اعلام شده است و از آن زمان تاكنون سند ديگري در دست نيست. اين ميزان سرقت در چند نوبت و توسط جوان 38 سالهاي صورت ميگرفت كه به گفته خودش، سواد درست و حسابي براي خواندن و نوشتن نداشته و تنها براي گذران زندگي، مرتكب چنين كاري ميشده است.
كاركنان وقت شهركتاب نياوران و ماموران انتظامي، پس از آن كه توانستند تصاوير ضبط شده دوربينهاي مداربسته را مرور كنند، متوجه شدند كه «مرد مرموز هر دو روز يكبار وارد شهركتاب شده و دقايقي بعد در حالي كه جعبههاي كفش يا مواد غذايي در دست دارد، با خريد تعدادي كتاب ارزان قيمت، خارج ميشده است.» اما سارق صورت تكيده و چغر توانست حتي پس از افزايش امكانات حفاظتي، تا مدتي ديگر هم كتابهاي نفيس را با خود بيرون ببرد و گنجينههاي گرانبهايي را در بازار پنهان و پيدا آب كند. او سرانجام دستگير شد و به 20 ميليون تومان سرقت كتابهاي نفيس اعتراف كرد.
متهمان كتابخوان
مستندات به جاي مانده نشان ميدهد، سارق كتاب چهرهاي نحيف و تكيده داشته و گذشته از بهانه تامين زندگي خانوادهاش، خريد مواد مخدر يكي از انگيزههاي سرقت او بوده است. او خود اينها را گفته است. اما آيا سرقتهاي اخير از كتابفروشيها كه صاحبان آنها را وادار كرده محل كسبشان را به انواع دوربين و كتابهايي با باركد ضدسرقت، مجهز كنند، انگيزههاي مشابه دارد؟
پيرمرد پشت دخل، روزي ديده كه چند جوان به آرامي وارد كتابفروشي شدهاند و پس از آن كه نگاهشان را سر دادهاند روي قفسهها، از همديگر فاصله گرفتهاند به خيال اينكه ما داريم دنبال گمشدهمان مي گرديم. در اين ميان يكيشان آمده تا پاي دخل تا مثلاً درباره كتابي، سوال بپرسد. پيرمرد دست تنها، از سوالهاي جوان غافلگير شده و تنها پس از رفتن آنها، جاي خالي چند كتاب آزارش داده است.
«حسين الموتي» يكي از كاركنان كتابفروشي الميرا از رويارويي خودش با سارقان چنين گفت كه خوانديد و ادامه داد: « يكي از آنها با پرچانگيهايش، سرم را گرم كرد و دو نفر ديگر كارشان را كردند و ديدم كه چند كتاب دانشگاهي از دست رفته است. تا مدتي به همه مشتريان بدبين بودم و دنبال همان چهرهها و همان جوان پرچانه ميگشتم. بعدها به خودم گفتم حتماً نياز درسي مجبورشان كرده، كتابها را به سرقت ببرند. از قيافهشان معلوم بود كه محتاج به معناي درمانده در زندگي نيستند ولي خب،لابد پول كافي براي خريد كتابهاي درسي نداشتهاند.»
سه دسته سارق
صابون سرقت كتاب بر تن انتشارات آگاه هم ماليده شده و «محمد صائمي» يكي از مسوولان كتابفروشي- انتشارات آگاه، تجربهاي مشابه تعداد زيادي همكاران خود داشته است: «تصور ميكنم بيشتر اين سرقتها به دليل ناتواني در خريد كتاب است و كمتر آدمي را پيدا ميكنيد كه صرفا براي كسب درآمد، دست به سرقت كتاب بزند.»
صائمي حتي اگر خواسته باشد با اين حرف به سرمايههاي از دست رفتهاش فكر نكند، ولي موضوع آنقدر برايش مهم بوده كه به آن فكر كند و در تحليلي برخاسته از تجربه، سارقان كتاب را جداي از تفكيك جنسيتي، به سه دسته تقسيم كند: «دسته اول كساني اند كه توان خريد كتابهاي درسي و دانشگاهي مورد نيازشان را ندارند و كتابخانه دانشكده و دانشگاهشان هم به تعداد كافي، نسخههايي از اين منابع را در اختيار ندارد، پس بهترين كار برايشان سرقت است. دوم، دانشجويان و كساني اند كه در اختيار داشتن و خواندن اين كتابها را حق طبيعيشان ميدانند و با سرقت كتاب در حقيقت به قيمت بالاي كتاب اعتراض دارند. طبيعي است كه پس از سرقت، دچار عذاب وجدان نميشوند و پيش خود فكر ميكنند من اين كتاب را بخوانم بهتر و مفيدتر از كسي است كه تنها يك بار بخواند و تازه شايد لياقتش را هم نداشته باشد. دسته سوم، آنهايي اند كه واقعاً به كف رفتن كتاب، عادت كردهاند، كه انگيزه و تكليف اينها هم معلوم است.»
تراژدي سرشماري پايان ماه
با اين همه نميتوان دانشجويان را در رديف اول اتهام سرقت كتاب قرار داد؛ چه اينكه تعداد زيادي از سارقان كتاب ميتوانند انگيزههايي غير از تحصيل و رفع نياز علمي داشته باشند. به اين ترتيب دامنه مظنونان اصلي، گستردهتر ميشود؛ همان طور كه «مهدي جواهري» يكي از كاركنان كتابسراي نيك ميگويد: «اينهايي كه شما دنبالشان هستيد از همه قشري هستند، بيسواد، كارمند، بيكار، دانشآموز، دانشجو و خلاصه اينكه همه را نميتوان به عنوان متهم و مظنون رديف اول معرفي كرد، اما در مجموع تجربه شخصيام پس از دو سه سال كار كردن در كتابفروشيها و پشت دخل بودن به من ميگويد كه به نظر ميرسد علاقهمندان به كتابهاي دانشگاهي، بيشتر مرتكب سرقت ميشوند.»
جواهري، همان طور كه مشتريان كتابفروشي را معطل نميگذارد و هر نسخه كتاب را مقابل دستگاه باركدخوان الكترونيكي به صف ميكند تا رمزخواني شوند، شانه بالا مياندازد كه مثلاً به اين حرفش خيلي مطمئن نيست ولي به نظر او آقايان بيشتر از خانمها، مرتكب سرقت كتاب شده و از اين كار، لذت ميبرند، كه مثلاً امروز توانستيم چند كتاب كف برويم.
او اين را هم اضافه ميكند كه همكارانش يا خودش هر روز تقريباً سه مورد اقدام به سرقت كتاب را كشف و خنثي ميكنند، ولي موارد موفق سرقت تنها زماني آشكار ميشود كه پايان هر ماه، نوبت به آمارگيري و سرشماري نسخههاي مانده كتاب ميرسد؛ و اين لحظهاي است كه بسياري از كتابفروشان تمايل چنداني به اطلاع از نتايج آمارگيري ندارند. خب، نتيجه معلوم است. شايد نصب دستگاههاي باركد و كنترل خروج كتابهاي رمزدار علاج سرقت باشد، اما اين شروع دردسرهاي ديگري است.
کد مطلب: 26457
آدرس مطلب: http://www.ibna.ir/vdcd5o0x.yt09k6a22y.html