
پاسخ معاون فرهنگي وزير ارشاد به مدير مسئول نشر "ني"
23 تير 1386 ساعت 16:32
در پي ارسال نامه اي از سوي مدير مسوول نشر ني در اعتراض به شيوه خريد كتاب از سوي هيات خريد كتاب وزارت ارشاد، دكتر محسن پرويز در نامه اي به موارد مطرح شده پاسخ گفت. در بخشي از نامه معاون فرهنگي وزير ارشاد تأكيد شد: «شعار عدالت خواهي دولت» براي همه مردم است نه براي چند ناشري (از گروه ناشران زحمتكش) كه با بهرهگيري از امكانات بيتالمال از «هيچ» به «همهچيز» رسيدهاند.هدف از خريد كتاب، قراردادن ناشران خصوصي در برابر ناشران دولتي نيست.
متن كامل پاسخ معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به اين شرح است:
جناب آقاي جعفر همايي
مدير مسؤول محترم نشر ني
سلامعليكم
درخصوص نامه شماره 333/86 مورخ 9/4/86، از آنجا كه از متن نامه دلسوزي نسبت به وزارتخانه و مردم و بازار نشر احساس ميشد، لازم دانستم مطالبي را بهاطلاع برسانم:
1ـ خريد كتاب را ناعادلانه و شبهه ناك خوانده و دليل آن را ترجيح ناشران بخش عمومي و دولتي و نيز ترجيح كتابهاي مذهبي و ناشران مذهبي شمردهايد. مستند بند 1 نامهتان نيز معطوف به همين موضوع است.
همانگونه كه پيش از اين نيز متذكر شدهام، به هيچ روي هدف از خريد كتاب، «حمايت از ناشر» نيست؛ اگرچه ناشر توليدكننده كتاب خوب هم خواسته يا ناخواسته، از اين راه مورد حمايت قرار ميگيرد. در اساس استدلال جنابعالي و دوستانتان يك بيعدالتي آشكار نهفته است كه نسبت به آن بيتوجه هستيد! چون عدالت را خريد يكسان از ناشران تعريف ميكنيد، خريد از يك گروه و نخريدن از گروه ديگر را بيعدالتي ميشماريد كه قطعاً خطاست. در گذشتهاي كه جنابعالي بهعنوان عضو كميته خريد كتاب، آثار تعدادي از ناشران خصوصي را خريداري ميكرديد، روش ناعادلانه پيش گرفته بوديد نه اكنون كه مقرر شده در خريد به نام ناشر و دولتي يا خصوصي بودن آن توجه نشود. دوست عزيز، آيا اين كه به جرم دولتي يا عمومي بودن، آثار خوب فراواني از ناشراني چون مدرسه، كانون پرورش فكري، اميركبير، سروش، سوره مهر و ... خريداري نشود و در واقع مخاطبان و مراجعهكنندگان به كتابخانهها از دسترسي به اين كتابهاي ارزشمند محروم بمانند بيعدالتي است يا آن كه صرفاً به خود كتاب و ارزشمند بودن آن توجه شود. متأسفانه نتايج شيوه ناعادلانهاي كه در دوران عضويت جنابعالي در كميته خريد پيشگرفته شده بود، به اين زوديها پاك نخواهد شد.
«شعار عدالت خواهي دولت» براي همه مردم است نه براي چند ناشري (از گروه ناشران زحمتكش) كه با بهرهگيري از امكانات بيتالمال از «هيچ» به «همهچيز» رسيدهاند. جناب آقاي همايي، چند نفر از ناشراني را برايتان نام ببرم كه در سالهاي گذشته نابود شدند؟ و چند نفر را نام ببرم كه با بهرهمندي از امكانات دولتي قد كشيدند؟ اگر قرار بود اصل «از كجا آوردهاي» اجرا شود، معلوم ميشد برخي از ناشراني كه من و شما آنها را بخوبي ميشناسيم، با چه سرمايهاي شروع كردهاند و الآن ميزان سرمايهشان چقدر است و چگونه اين سرمايه فراهم شده است.
اتفاقاً «شعار عدالتخواهي دولت» ايجاب ميكند مردم را از دسترسي به كتاب خوب ـ به جرم آن كه ناشرش دولتي است ـ محروم نكنيم. معناي «عدالت»، «تساوي» نيست بلكه قرارگيري در جاي خود است. عدالت آن نيست كه به صورت مساوي و چشم بسته از همه ناشران خريداري شود. آيا همه كتابها از ارزش يكسان برخوردارند كه خريد بالسّويه صورت گيرد؟ دوست عزيز، اين نوع خريد ظلم مطلق است نه عدالت. برخي كتابهايي كه در دوره عضويت شما در كميته خريد، خريداري شده بود، همچنان در انبار خاك ميخورد و احدي به سراغ آنها نميرود. آيا اين است آن عدالتي كه در پي آنيد؟
«عدالت» مطلوب دولت، عدالتي فراگير است و مخاطبان اصلي آن عموم مردم هستند. اين كه امروز ضابطه ظالمانه خريد نكردن از ناشران دولتي كنار گذاشته شده است، بازگرداندن حق به جايگاه اصلي خود است. مجدداً تأكيد ميكنم: هدف از خريد كتاب، قرارگيري كتابهاي خوب و مناسب در كتابخانههاي عمومي، مساجد، مدارس و ساير جاهاست؛ چه اين كتابها توسط ناشر دولتي منتشر شده باشند و چه به وسيلة ناشر خصوصي. مقايسه امكانات ناشران دولتي و ناشران خصوصي و نتيجهگيري اين موضوع كه بايد از ناشر دولتي خريد انجام نشود، ظلم آشكار به مخاطبان كتابخوان و مؤلفان و مترجماني است كه آثارشان توسط ناشران غيرخصوصي منتشر ميشود. متأسفانه طي سالها، اين مغلطه بزرگ باعث شده است كتابخانهها از آثار مفيد فراوان خالي بمانند و سالها تلاش مستمر لازم است تا اين ظلم بزرگ به جوانان و كتابخوانان جبران شود.
2ـ پاية استدلالتان در بند دوم نامه نيز همين «مساوي نگري» است كه پاسخ آن پيش از اين داده شد.
ضمناً توجه جنابعالي را به اين موضوع نيز جلب ميكنم كه بودجه خاصي براي خريد كتاب جهت مساجد و مراكز قرآني در نظر گرفته شده كه قطعاً در افزايش سهم خريد كتابهاي ديني بيتأثير نبوده است.
3ـ هرگز هدف از خريد كتاب، قراردادن ناشران خصوصي در برابر ناشران دولتي و نظاير آن نيست. هيأت خريد كتاب مكلّف است بدون توجه به نام ناشر، كتابهايي را كه مناسب تشخيص ميدهد، خريداري كند و حتي اگر لازم است صفحه شناسنامه كتاب را پاره كند تا نام ناشر تأثيري در تصميمگيري نداشته باشد، «سهم قراردادن» براي هر ناشر، ظلم به كساني است كه قرار است از محصول خريد بهرهمند شوند. «وحدت ملي و انسجام اسلامي» ايجاب ميكند براي خشنودي چند نفر، گروه كثير مردم را از حقوق اصلي خود محروم نكنيم.
4ـ ظاهراً گذر زمان گرد فراموشي بر خاطرات جنابعالي از جلسات شوراي مشورتي نشانده است. در همان جلسات، اعلام شد كه تفاوت اصلي آييننامة فعلي خريد كتاب با آييننامة مورد عمل در دوران عضويت جنابعالي در كميتة خريد، امكان خريد از ناشران دولتي و نگاه به خود كتاب است نه ناشر آن. تفاوت دوم نيز مربوط به تركيب اعضاء است كه به جاي ناشر ( كه خود ذينفع است)، كارشناس كتاب قرار گرفته است. اتفاقاً اين هر دو مورد در نامه شما هم مورد اشاره قرار گرفته و معلوم است كه هيچ مسأله پنهاني وجود ندارد.
دوست عزيز چه عاملي باعث شده تا فكر كنيد فهرست خريد سال 85 غيرقابل انتشار است و تلويحاً نتيجه بگيريد كه عدم حضور نمايندگان صنف فسادانگيز بوده است. دوستان شما در وزارتخانه، «اخبار غير رسمي» را به گوشتان ميرسانند! اخبار غير رسمي رسيده به معاونت نيز حاكي از آن است كه برخي منتشركنندگان «اخبار غير رسمي» كه متأسفانه از همكاران ما هستند، در برخي موارد ـ خاصه در ايام گذشته ـ به نفع برخي دريافتكنندگان اخبار غيررسمي اقداماتي انجام ميدادهاند و شايد پاداشهايي هم دريافت ميكردهاند! قطعاً ميتوانستيد آن اخبار غير رسمي را با جزئيات هم بيان كنيد؛ آيا آن اخبار غير رسمي نشان دهنده استفاده «معاون امور فرهنگي» يا «مديركل امور كتاب» و يا خانواده وابستگان آنها از رانت خريد كتاب بوده است؟ اگر چنين است ـ والله قسم ـ حاضرم همين امروز خود را به دادگاه بسپارم! اگرچه حقيقت نزد حضرت حق محفوظ است و خداوند ميداند كه حتي يك ريال استفاده از تصميمات اصلاح گرايانه عايد اينجانب و يا «مديركل امور كتاب» نميشود، اما قطعاً در آن اخبار غير رسمي هم چنين چيزي نبوده است!
چرا سعي ميكنيد با بيان شبههانگيز در ذهن مخاطبان بدبيني ايجاد كنيد؟
چنانچه كوچكترين خطا و خلاف قانون در خريدهاي كميتة پيشين خريد كتاب رخ نموده باشد، اولين مدعي خود من خواهم بود. اگر دليلي براي غيرقابل انتشار بودن فهرست خريد ميشناسيد، به صورت شفاف اعلام فرماييد تا پيگيري شود.
5ـ «شفافيت» محل تفاهم اينجانب و شماست. توقع آن است كه دليل برخي تصميمگيريها و اطلاعيهدادنها و نظاير آن كه از سوي جنابعالي و بعضي دوستانتان صورت ميگيرد، بهطور «شفاف» بيان شود. لازم نيست ساعتها وقت صرف كنيد تا چند خط اطلاعيه بنويسيد، ميتوانيد بهطور «شفاف» مقصود خود را بيان كنيد. آيا واقعاً مدافع منافع «صنف» هستيد؟ آيا واقعاً بهخاطر منافع «صنف» برخي موضعگيريها صورت ميگيرد؟ آيا واقعاً منفعتي از اين راه عايد صنف شده است يا خواهد شد؟ «شفافيت» به خرج دهيد و به صورت «شفاف» دلايل را بگوييد!
با قاطعيت اعلام ميكنم كه هرگز روند امور در معاونت فرهنگي تا اين اندازه شفاف نبوده است. روز اولي كه مسؤوليت را تحويل گرفتم، برخي مسائل جزيي نيز محرمانه تلقي ميشد ولي امروز همه چيز شفاف و آشكار و غيرمحرمانه است. اگر لازم ديديد ميزان شفافيت امروز را با ايام عضويت شما و برخي دوستانتان در كميتة خريد بهطور شفاف و با آمار و ارقام اعلام خواهم كرد.
اميدوارم واقعاً معتقد باشيد كه «ابهام و عدم شفافيت خانة شيطان است، وسوسه ميكند درون و بيرون محيط خود را» و بر همين اساس در همة موضعگيري و اطلاعيهها و .... عمل كنيد.
6ـ همانگونه كه پيش از اين نيز گفته آمد، «قدرالسهم» براي ناشران وجود ندارد؛ چه كوچك و چه بزرگ! در خريد، كتاب مورد ارزيابي و انتخاب قرار ميگيرد نه ناشر! عدالت ايجاب ميكند كه چنانچه همة كتابهاي يك ناشر كوچك خوب است، صد در صد خريداري شود و اگر هيچ يك از كتابهاي ناشر بزرگ مناسب نيست (به تشخيص كارشناسان)، اصلاً خريداري نشود!
7ـ با بيان مشفقانة شما درخصوص چگونگي گسترش اسلام در جهان تا حد زيادي موافقم. و من هم معتقدم كه بايد عدالت پيشه كرد و نان شبههناك بر سفرة كسي نگذاشت. و اگر ميبينيد اصلاحاتي در امور صورت گرفته كه فرياد بهرهمندان از بيتالمال طي ساليان گذشته را در آورده است، در جهت همان عدالت پيشگي است كه مورد تأكيد شماست. مسير پر سنگلاخي پيش روست و نبايد از كساني كه با اجراي عدالت، منافعشان به خطر ميافتد توقع تعريف و تمجيد داشت. نيك واقفيم كه اين چند روزه، فرصتي است براي خدمت رساني و خيلي زود از دست ميرود. پس بايد قدر آن را دانست و به منافع شخصي نينديشيد تا در پيشگاه الهي شرمنده نبود. سنگهاي پرتاب شده از سوي سوءاستفادهكنندگان از بيتالمال، اگر اصابت كند، درد نميافزايد كه شوقآور است.
8ـ معاونت نيز در پي مبارزه با شياطين (نه شيطان) است و اميدوار است عمل به توصية ناشران در قطع يارانة كاغذ موجب پشيماني نشود و فساد ديگري جايگزين نگردد و در اين راه محتاج ياري همگان هستيم.
در خاتمه، ضمن تشكر از تذكار جنابعالي، يادآور ميشوم كه در ادامة روندهاي اصلاحي و پس از چند نشست كارشناسي، مقرر شده است كه كميتههاي تخصصي ارزيابي كتابهاي منتشر شده، انتخاب كتاب را برعهده داشته باشند و از كتابهاي برگزيدة ايشان (كه ميتواند پانزده الي بيست درصد كتابهاي منتشر شده باشد) پس از تأييد كميته مركزي خريد، حدود سيصد نسخه خريداري و به سراسر كشور ارسال شود. اين كتابها در شهرستانها ارزيابي و خريد اصلي بر مبناي اعلام نيازي خواهد بود كه از سوي ادارات كل استانها و پس از جمعبندي درخواست شهرهاي تابعه منعكس ميشود. به اين ترتيب اهالي فرهنگ در اقصا نقاط نيز در انتخاب كتاب مشاركت خواهند داشت.
صد البته براي اينجانب دلايل تصميمگيري جنابعالي قابل درك و محترم است. اين كه علاقمنديد بودجة خريد كتاب صرف خريد از ساير ناشراني شود كه تاكنون بهرة كمتري از اين امر بردهاند، تحسينبرانگيز است اما توصيه آن است كه اجازه دهيد مخاطبان از برخي كتب مناسب چاپ شده نشر شما نيز بهرهمند شوند.
کد مطلب: 5590
آدرس مطلب: http://www.ibna.ir/vdca.onmk49nmw5k14.html