خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 1 خرداد 1399 ساعت 13:16 http://www.ibna.ir/fa/naghli/291082/نجف-دریابندری-روشنفکری-همیشه-عطر-زندگی-می-آورد -------------------------------------------------- عنوان : نجف دریابندری؛ روشنفکری که همیشه عطر زندگی می‌آورد -------------------------------------------------- نجف دریابندری، پیر شد اما نوشته‌هایش مادامی که قلم به فرمانش بود و می‌نوشت هرگز بوی پیری نداد، هرچه نوشت شوق‌ناک بود و بوی زندگی می‌داد، هرجا که بود، ذوق و شادی هم بود. او یک نمونه خوب از روشن فکر ایرانی بود که همیشه می‌توانست بازاندیشی کند متن : ایرنا نوشت:​حسن کیائیان،مدیر و موسس نشر چشمه،در شب بزرگداشت نجف دریابندری که به طور آنلاین از صفحه خانه هنرمندان ایران به میزبانی سهراب دریابندری فرزند این مترجم فقید برگزار شد، گفت: نکته ای که بسیاری از دوستداران نجف دریابندری نمی دانند، این است که او در مقطعی یک فعال​​ انتشاراتی بودو پس از این که از زندان آزاد شد در انتشارات فرانکلین مشغول به کار بود. وی با تشریح عملکرد فرانکلین گفت: کار دریابندری سردبیری نشربود، او نزدیک ۱۵ سال در فرانکلین سردبیری کرد.کتاب ها را سفارش می داد و تهیه می کرد و به مترجمان می سپرد و برای این که ترجمه های فرانکلین یک دست باشد، گروه ویراستاری به راه انداخت، در این گروه احمد سمیعی گیلانی و ابوالحسن نجفی مشغول به کار بودند که بعدها ویراستاران صاحب نامی شدند. البته ویرایش در انتشارات از فرانکلین شروع نشد، در دانشگاه تهران و موسسه چاپ و نشر،قبل از فرانکلین به راه افتاده بود اما این انتشارات با قدرت و سرعت بیشتری این کار را انجام داد. کیاییان، با اشاره به مجموعه گردونه تاریخ،افزود : این مجموعه شامل ۴۰ کتاب است که هر کتاب را یک مترجم کار کرده اما بعدها با ویراستاری زیر نظردریابندری،این کتاب ها یک دست به نظر می رسند. مدیریت دریابندری کمک کرد نشر ایران جلو برود، در دهه سی، چهل و پنجاه وبا افزایش تحصیل کرده ها، ضرورت انتقال علم دیده می شدکه دریابندری با ترجمه هایی که در فرانکلین برنامه ریزی کرد مسیر را ساده کرده بود. وی ادامه داد: در حقیقت فرانکلین با امکاناتی که داشت و مدیریتی کهدریابندری در آن اعمال کرد، مثل موتور محرکه کوچکی بود که موتور صنعت نشر کشور را به حرکت درآورد. دریابندری در آن جا کارهای تازه ای انجام داد که بسیار ارزشمند است. سیمین اکرامی، مجسمه ساز و پژوهشگر هنر،درباره نجف دریابندری، گفت: عکس پوستری که برای این مراسم در نظر گرفته شده همان نجف دریابندری است که من می شناختم؛ نجف طنازی که وقتی ماجرایی را برای شما تعریف می کرد، منتظر بود تا شما بخندی و بعد قهقهه معروف خود را سر بدهد،نجفعبوس ترین آدم ها را به خنده وادار می کرد. وی ادامه داد: دلم می خواهد درباره کتاب آشپزی حرف بزنم،سلیقه وچیدمان هایی که در آن به کار رفته و می دانم سلیقه فهمیه راستکاراست و موارد دیگری که کار هر دو آن هاست. طنز نجف حتی در کتاب آشپزی اش موجود بوده و همین بی نظیر است،خواندن این کتاب برای من بسیار جذاب بوده است. ایرج کلانتری، معمار و سازنده خانه نجف دریابندری، با اشاره به شخصیت این نویسنده و مترجم، گفت:من گوشه هایی از شخصیت نجف را در معاشرت های طولانی شناختم. نکته جالبی که در رابطه با نجف تجربه کردم، این بود که نجف هم به من یاد می داد و هم از من یاد می گرفت،البته این موضوع را از بعد خودخواهی نمی گویم ولی اوفردی استثنایی بود. وی افزود: من از آدمی مثل نجف یاد گرفتم که به تنهایی خودم خو کنم و سرگرمی هایی داشته باشم و حد سلیقه و انتظارات خودم را برای انتخاب این سرگرمی ها به کمک آدم هایی همچون نجف بالا بردم و تلاش در جهت حفظ آن می کنم. بهرام دبیری، نقاش و منتقد هنری،گفت: در دوره ارتباط شگفت انگیز و شورانگیزی که در دوستی و ملاقات با نجف داشتم به چند نکته توجه می کنم. چیزی که در مورد نجف برای من بسیار اهمیت دارد این است که او را روشن فکر بدانم. لغت شریفی که در سرزمین و زبان من درست تعریف نشد و دچار توطئه ها شد. درک روشن واژه روشن فکر کسی است که به هیچ قطعیتی باور ندارد. اهل دوباره و بارهافکر کردن است. روشن فکر کسی است که به جهان و مردم اعتنا دارد، نجف یک نمونه خوباز روشن فکر ایرانی بود که همیشه می توانست بازاندیشی کند.آن چهدرباره اومهم است، رابطه ای بودکه با نقاشی داشت. من شانس آشنایی با نویسنده های مختلفی داشتم ولی معدود آدم هایی هستند که بتوانند چنینرابطه ای را با نقاشی و درکجهان نقاشی داشته باشند،نجف بیش از همه با نقاش ها معاشرت داشت و خودش نیز نقاش بود. وی ادامه داد: نجف آدم خوش سلیقه ای بود که در لباس پوشیدن، طراحی قسمت های مختلف و حتی معماری خانه اش آن را نشان می داد. نکته دیگری که باید درباره او بگویم، درکی است که نجف از مرگ داشت. در سخنرانی های آخر خود اشاره شگرفی به مرگ کرد و گفت که زندگیدفتری است که هر روز برگی از آن کنده می شود و معنای آن این است که شیرازه بندی این دفتر خوب نیست،این یک نگاه خیام وار به مرگ است. دریابندری آدم شگفتی بود و عالی ترین کار نجف، کتاب آشپزی است که آن را تمام کرد. این کتاب،آبروی فرهنگی برای این سرزمین است. او با تحقیقاتی که برای این کتاب انجام داد،سفره های چین، ایران و روم را معرفی کرد که یک اثر پژوهشیجانانه به شمار می آید. کتابی که برای زبان فارسی و فرهنگ ایرانی یک آبروست و من بسیار از آنآموختم،متاسفم که نجف دیگر در این جهان نیست و من دیگر آن شکوه را تجربه نخواهم کرد. محمدعلی موحدبا ارسالپیام تصویری درباره نجف دریابندری، چنین سخن گفت: ۶۹ سال از آن ایام می گذرد، او را از کارگزینی برای کار در اداره خبرهای روز آبادان معرفی کرده بودند. گفتم خودش هم بیاید تا ببینمش. آمد، چیزی که از ملاقات اول در خاطرم نقش بست، جوانی لاغر اندام و سرزنده و کمی خجالتی و با اعتماد به نفس بود. از آن پس نجف در زندگی فراز و فرودهایی داشت، اما یک چیز را هرگز گم نکرد و آن سرزندگی بود که با بلوغ بیشتر توام با شوخ طبعی شد ونوعی سبک روحی که محضرش را دلپذیرتر و جذاب تر می ساخت و نوشته هایش را رونق و جلا می بخشید. هرچه بر دامنه اطلاعات و معلوماتش می افزود در طنز پرمایه و دلنشینش منعکس می شد. او پیر شد اما نوشته هایش مادامی که قلم به فرمانش بود و می نوشت هرگز بوی پیری نداد،هرچه نوشت شوق ناک بود و بوی زندگی می داد،هرجا که بود، ذوق و شادی هم بود. محمود دولت آبادی،نیز در پیامی تصویری،درباره نجف دریابندری گفت: وجود نجف دریابندری برای جامعه ما در بیش از نیم قرن اخیر بسیار لازم و حتی ضروری بود. نجف ما را با بخش مهمی از ادبیات و اندیشه غرب آشنا کرد و به سهم خود شخصا قدرشناس زحمات او هستم. زحماتی که با صمیمیت و خوش رویی انجام گرفت. نجف صمیمی کار کرد و عزیز و با عزت زندگی کرد. در پایانعمر البته او دچار وضعیت آزارنده ای برای خود و شاید اطرافیانشد. دوستداران نجف دریابندریمی بایست قدردان زحمات سهراب دریابندری و همسر نازنین او باشندکه تا پایان عمر با مدارا و مهربانی با زندگی نجف همراه بودند. شخصا از زحمات این زوج جوان قدرشناسی می کنم و امیدوارم که زندگی برقرار باشد. نجف دریابندری(زاده ۱ شهریور ۱۳۰۸ در آبادان) مترجم و نویسندهٔ معاصر ایرانی بود. ترجمهٔ برخی از آثارارنست همینگوی، نظیر کتابوداع با اسلحهاز جمله شاهکارهای او است. سازمان میراث فرهنگی ایران، در سال ۱۳۹۶، آقای دریابندری را به عنوان گنجینه زنده بشریثبت کرد. دریابندری از سال ها قبل بهدلیلچند سکته مغزیو بستریشدن در بیمارستان و از دست دادن همسرش دست از کار کشیده بود. ویفردیخوش محضر بودکه بسیاریشاعران نام آور روزگار ما ازاحمد شاملو، مهدیاخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، ابراهیم گلستان، صادق چوبکو بسیار کسان با او دوست بودند و سال ها در جلسه صبح هایجمعه شماریاز دوستان و نام آوران اهل ادب گِردَش حلقه می زدند و از خوش صحبتی هایش بهره مند می شدند. خدمات دریابندریبه زبان فارسیتنها به شکل دادن به حافظه جمعبسیاریاز کتابخوانان در دهه های۴۰، ۵۰، ۶۰ و بعد از آن ختم نمی شود؛ بلکه آثار بی شمار ویقابلیت تبدیل شدن به کتب درسیدر رشته هایمختلف ترجمه و نویسندگیرا دارد؛با آنکه خود او هرگز رویدانشگاه ندید و معلم بدون متعلم بود و مهم ترین درس را از جماعت جامعه و تجربیات زیسته اش گرفت. وی به مناسبت ترجمه آثار ادبی آمریکایی جایزه تورنتون وایلدر از دانشگاه کلمبیا گرفته است. این مترجم نامدار، دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 در سن 91 سالگی درگذشت.