خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 22 خرداد 1398 ساعت 12:41 http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276764/صداقت-کیش-خوشنام-معدود-اهالی-قلم-موسیقی-بعد-مهاجرت-خاموش-نشد -------------------------------------------------- در نشست «از نجوای سنت تا غوغای پاپ» مطرح شد: عنوان : صداقت‌کیش: خوشنام از معدود اهالی قلم موسیقی است که بعد از مهاجرت خاموش نشد میرعلی‌نقی: «از نجوای سنت تا غوغای پاپ» قابل ارجاع نیست -------------------------------------------------- آروین صداقت‌کیش گفت: وی علاوه بر دل‌مشغولی‌های تجدد نسبت به همه همکارانش با موسیقی پاپ مهربان‌تر است او موسیقی پاپ را نوعی تداوم تجدد می‌داند. محمودخوشنام از معدود اهالی قلم است که بعد از مهاجرت خاموش نشد متن : به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست معرفی و بررسی کتاب از نجوای سنت تا غوغای پاپ؛ کندوکاوی در موسیقی معاصر ایران سه شنبه (۲۱ خرداد ماه) با حضور آروین صداقت کیش و میرعلیرضا میرعلی نقی در سرای اهل قلم برگزار شد. میرعلیرضا میرعلی نقی در ابتدای این نشست با اشاره به محمود خوشنام گفت: اولین آشنایی ما از طریق مطبوعات با محمود خوشنام به سال 33 ـ 34 برمی گردد، زمانی که نقدی با عنوان بتی که فرو ریخت منتشر کرد. خوشنام، نامش از سال 1333 در مجلات موسیقی و هنر دیده می شود؛ در آن دوره سه چهار نفر بیشتر مثل علی محمد رشیدی، مرحوم سپنتا و خوشنام نبودند که نقد حرفه ای انجام می دادند. وی ادامه داد: دیدگاه خوشنام، دیدگاه دهه 30 و 40 است و اگر بررسی کاملی داشته باشیم متوجه می شویم که وی در گفتمان دهه 50 حضور ندارد. اگر بخواهیم به ویژگی نقد او اشاره کنیم باید بگوییم که او در میان نقد خشک و علمی سپنتا و نقد سانتی مانتال رشیدی قرار می گیرد. این کتاب نخستین اثر مستقلی است که از خوشنام منتشر می شود و ما پیش از این نام او را در مجلات، روزنامه ها و رادیو شنیده ایم. این منتقد حوزه موسیقی با اشاره به ویژگی های کتاب از نجوای سنت تا غوغای پاپ اظهار کرد: این کتاب پیش از آنکه به ما درکی از موسیقی بدهد، ما را به درک شخصی محمود خوشنام می رساند. در واقع این کتاب یک روایت تاریخی شخصی است و به احتمال زیاد اولین و آخرین اثر خوشنام است. می گویم آخرین اثر چراکه شخصی که تا 84 سال تنها یک کتاب منتشر کرده احتمالا تمایلی برای چاپ کتاب های بعدی ندارد. وی افزود: در این کتاب متوجه می شویم بیش از آنکه خوشنام به گزاره رسانه علمی پرداخته باشد مطالب را بر استعاره بنا کرده است. استفاده بیش از حد از صفت ها پیش از آنکه شناختی از مطالب برساند دیدگاه شخصی فردی است که حوزه موسیقی را خوب می شناسد. متاسفانه این کتاب از ویژگی های قابل ارجاع بودن برخوردار نیست؛ چراکه تاریخ ها اکثرا نادرست ذکر شده اند و برای چاپ بعدی به یک ویراستاری جدی نیازمند است. میرعلی نقی با اشاره به دسترس نبودن منابع گفت: خوشنام حدود 40 سال است که در ایران زندگی نمی کند و منبع اطلاعاتی او سایت های اینترنتی بوده است که در آن ها نیز اطلاعات سالم و دقیقی وجود ندارد. از تاریخ ها که چشم پوشی کنیم بی دقتی در ضبط و ثبت اسم ها نیز بسیار است. وی ادامه داد: مطالب این کتاب به عنوان نوشتنی های یک ژورنالیسم جالب و خواندنی است؛ اما به اعتقاد من به دلیل مرجع نبودن برای یک منتقد 86 ساله چندان جالب نیست. این منتقد حوزه موسیقی با اشاره به مرزبندی های محمود خوشنام گفت: مسأله مرزبندی در ذهن خوشنام منتفی است. قبل از انقلاب تقسیم بندی های تئوریک بود؛ اما همین تقسیم بندی ها بعد از انقلاب ویژگی های ارزشی و سیاسی نیز پیدا کرد. به دلیل آنکه خوشنام از سال 61 در ایران نبوده، مسائل را از طریق رسانه ها دنبال کرده، این مرزبندی ها در ذهن او وجود ندارد و همه در یک سطح قرار می گیرند. خوشنام نسبت به موسیقی پاپ مهربان است در ادامه این نشست آروین صداقت کیش با اشاره به صحبت های میرعلی نقی گفت: در ابتدا باید یک نکته را تصحیح کنم که این نخستین کتاب محمود خوشنام نیست و او پیش از این و در خارج از ایران کتاب هایی منتشر کرده است؛ اما این نخستین کتابی است که از او در ایران چاپ می کند. وی ادامه داد: نکته دیگر اینکه، درست است که او در گفت وگوهای انتقادی دهه 50 حضور ندارد؛ اما نباید از این نکته نیز غافل شویم که او بنیانگذار یک نشریه مهم هنری به نام رودکی است و در واقع میدانی آماده می کند تا سایر منتقدان، نویسندگان و روشنفکران بتوانند در آن دیدگاه های خود را بیان کنند. رودکی در آن زمان یکی از روشنفکرانه ترین نشریه ها بوده است. این منتقد حوزه موسیقی با اشاره به محمود خوشنام گفت: آن طور که گفته می شود خوشنام در آلمان جامعه شناسی خوانده است و روزنامه نگار و منتقدی است که از دهه 30 و 40 شناخته می شود و بعدها به عنوان مسئول دولتی سمت می گیرد. مطالب به جا مانده نشان می دهد که در برخی از نوشته ها از عنوان دکتر نیز برای او استفاده شده است. وی ادامه داد: اگر بخواهیم تجدد در ایران را بررسی کنیم، او جزو افراد نسل دوم محسوب می شود؛ چراکه به قدر فردی مانند سپنتا به نحله اول وابسته نبود و بیشتر به جهان روزنامه نگاری تعلق داشت و رفته رفته به جهان نخبه تر تعلق پیدا کرد. وی علاوه بر دل مشغولی های تجدد نسبت به همه همکارانش با موسیقی پاپ مهربان تر است او موسیقی پاپ را نوعی تداوم تجدد می داند. صداقت کیش با اشاره به دیدگاه خوشنام نسبت به موسیقی پاپ گفت: او می گفت اگر تجدد آن طور که باید و شاید اتفاق می افتاد محصول موسیقی نیز همین می شد که شده است. خوشنام از معدود اهالی قلم موسیقی است که بعد از مهاجرت خاموش نشد. در واقع بعد از انقلاب اتفاقاتی رخ داد که یک دسته حداقل برای چندسال خاموش شدند و یک عده که نمی توانستند شرایط را تحمل کنند مهاجرت کردند. وی افزود: افرادی که پیش از انقلاب در عرش بودند یا سمت و مقامی داشتند، بعد از انقلاب ساکت شدند (البته این اتفاق برای خوشنام رخ نداد) در واقع اگر فرد خوش شانس بود، خاموشی اولین اتفاقی بود که رخ می داد. محمود خوشنام از جمله کسانی بود که وقتی از ایران رفت سعی کرد همچنان بنویسد و حرف بزند. ابتدا در چند برنامه رادیویی گوینده شد و برنامه می ساخت و بعدها که سایت ها اینترنتی آمدند شروع به نوشتن کرد. او در 40 سال گذشته اگر چه نمی توانست در جامعه ایران حضور داشته باشد اما تلاش کرد تا خودش را سرپا نگه دارد. این محقق حوزه موسیقی در توضیح ویژگی های تاریخی این اثر گفت: این کتاب نمی تواند یک مرجع برای صدسال موسیقی ما باشد. در واقع خوشنام روزنامه نگار است و با موسیقی آشنایی دارد و همین علاقه باعث شده که در 40 سال گذشته بیکار ننشیند؛ بنابراین مطالبی را برای رسانه های مختلف نوشته است. مسأله ای که در این کتاب با آن مواجه هستیم این است که خیلی ها فکر می کنند خوشنام تاریخ موسیقی نوشته است اما این کتاب چنین ویژگی ندارد. این کتاب فرمی دارد که روح الله خالقی به بهترین شکل ممکن از آن فرم استفاده کرده است. وی ادامه داد: چیزی که در این کتاب موج می زند نوستالژی یک جهان از دست رفته است و بدبینی عمیق نسبت به چیزی است که جایگزین شده است. من از این نگاه تعجب نمی کنم و شاید اگر هرکدام از ما اگر جای او بودیم، نگاه بدتری داشتیم. اگر فردی با جریان های موسیقی آشنا باشد از کدهایی که خوشنام در این کتاب می دهد، متوجه گلایه های او می شود. صداقت کیش با اشاره به تکنیک استفاده شد در این کتاب گفت: از نظر تکنیکی نوشته های خوشنام در این کتاب ترکیبی از گزارش، یادداشت و مصاحبه است؛ درست شبیه چیزی که این روزها با نام یادداشت ـ مصاحبه منتشر می شود. در دوره حاضر که دیگر صدای مدافعان آن دوره از تجدد به گوش نمی رسد این کتاب و مولفش صدای آخر آن نوع تفکر موسیقی هستند. وی ادامه داد: نکته ای که در این کتاب توجه من را به خود جلب کرده، آن است که این کتاب از قلم و زبان نحله ای می آید که دیگر در موسیقی ما صدایی ندارند. صدایی از دهه 30 و 40 موسیقی ایران که نشان می دهد وقتی فردی از آن جریان فکری با جریان امروز موسیقی روبه رو می شود چطور فکر می کند. وقتی حسین علیزاده را می بیند چه به ذهنش می رسد؟ این کتاب هم رمانتیک است و هم سعی کرده روان و شیرین باشد. پیچیدگی فنی که در نوشته های موسیقی امروز می بینیم در نوشته های او نیست و با زبانی روایی مطالب بیان شده است. این آهنگساز با بازگشت به نگاه خوشنام به موسیقی پاپ ادامه داد: جایی که خوشنام نسبت به بخش های دیگر بهتر عمل کرده، موسیقی پاپ است. وی درباره موسیقی پاپ تحلیل هایی نوشته که بین همگنان او خیلی کمیاب است. با این حال بزرگترین مشکل این کتاب بی دقتی همه جانبه خوشنام است و اینقدر این بی دقتی ها زیاد است که آدم ناخودآگاه به دنبال علت آن می گردد. البته من این را قبول دارم که دقت نویسندگان امروز با دقت نویسندگان گذشته متفاوت است. وی ادامه داد: با این حال، من اصل خیلی از این مطالب را زمانی که در رادیو زمانه، رادیو فردا و بی بی سی چاپ می شد، می خواندم و به نظرم در همان مطالب نیز بی دقتی هایی وجود دارد. نقل قول های زیادی در این کتاب آمده که هیچ ردی از گوینده وجود ندارد و نمی دانیم که خوشنام این مطالب را از کجا آورده است. به نظر من ویراستار این کتاب بدون شک شناخت کافی روی موسیقی نداشته که اگر داشت ایرادات زیاد کتاب کمتر می شد. صداقت کیش در پایان صحبت هایش با اشاره به ارزش کتاب گفت: با همه ارزش ها و اشکالات، کتاب از نجوای سنت تا غوغای پاپ از لحاظ انسانی برای من ارزشمند است؛ چراکه نشان می دهد یک پیشکسوت ما ساکت ننشسته است.