خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 9 خرداد 1398 ساعت 10:47 http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276296/دختری-بالای-یخچال-افشای-داستان-رمان-ها -------------------------------------------------- عنوان : دختری بالای یخچال و افشای داستان رمان‌ها -------------------------------------------------- مارسیا باتلر نویسنده آمریکایی به تجربه دوران کودکی‌اش اشاره می‌کند که چطور مجبور بوده به خاطر تعریف کردن داستانی از نگاه خود ساعت‌ها بالای یخچال گریه کند. او اعتقاد دارد در رمان‌نویسی موضوع زیاد مهم نیست. متن : به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت هاب، مارسیا باتر رمان نویس آمریکایی در کشورش بیشتر به خاطر داستان پوست روی زانویم شناخته شده است که سریال های زیادی هم با الهام از این اثر ساخته شده است. باتلر با اشاره به گذشته اش و خاطراتش از دوران کودکی تجربه خود را از چیزی که او نامش را افشای داستان گذاشته است، اعتقاد دارد در نوشتن رمان نویسنده نباید از فاش شدن موضوع داستان ترسی داشته باشد چون در رمان موضوع مهم نیست بلکه احساسی اهمیت دارد که خواننده از داستان ش برداشت می کند. در حقیقت رمان نویس باید طوری بنویسید که داستانش بعد از خوانده شدن با معانی مختلفی تعبیر و تفسیر شود. باتلر درباره دوران کودکی اش و تعریف کردن داستان برای سه خواهر بزرگتر از خودش می گوید که چگونه در همان شروع داستان وقتی نام مردی ناشناس را در ابتدای ماجرایی می آورده آنها او را روی یخچال می گذاشتند و مجبور بوده ساعت ها بالای یخچال گریه کند و به این فکر کند که باید چه چیزی می گفته تا منظور دقیقش را برساند. وی می نویسد در آن زمان ها من داستانی تعریف می کردم ولی خواهرهایش چیز دیگری درک می کردند. با این تجربه بعدها یاد گرفتم که وقتی قرار است داستانی تعریف کنید به طور حتم هزار جور تعبیر و تفسیر از آن می شود. این نویسنده کهن سال آمریکایی می نویسد: وقتی خواننده تشخیص بدهد که داستان شما درباره چیست، خیلی نگران نباشید چون ممکن است در انتهای داستان چیز دیگری برایش بگوید و این چیزی نباشد که در ابتدا شنیده بود. روز اولی را که قرارداد چاپ اولین رمانم را امضا کردم یادم نیست ولی این را به خوبی یادم می آید که به ناشر موضوع داستان را گفته بودم ولی بعد از اینکه داستان را خواند گفت این که یک داستان عاشقانه است. خب من از این جمله ناراحت نشدم و تازه خوشم هم آمد. این قضیه همه جا مرسوم است که از نویسنده می خواهند با چند جمله درباره داستان یا رمانش حرف بزند. البته من هنوز هم شک دارم بشود یک رمان را در چند جمله بیان کرد چون داستانی که در رمان گفته می شود، پیچیدگی های خاص خودش را دارد. باتلر اعتقاد دارد رمان هرچند ممکن است از شخصیت ها و حوادث واقعی الهام گرفته شده باشد ولی تقریباً اکثر داستان هایی که در رمان ها تعریف می شوند زاییده فکر و تخیل نویسنده است و این نویسنده است که بدون توجه به پستی و بلندی های جاده بیرون بیشتر روی موج جزر و مدی افکار خود سوار است و در حقیقت از دنیای بیرون خبری ندارد. به خاطر همین وقتی داستان به دست خواننده می رسد که چنین موجی را تجربه نکرده است آن را با پستی و بلندی های دنیای واقعی مقایسه کرده و تفسیر خاص خودش را از آن می کند. بسیاری از نویسندگان مشهور بارها گفته اند که منظورشان از نوشتن داستان شان چیز دیگری بوده است ولی مخاطبان نظر متفاوتی نسبت به آنها داشتند. البته درست است که هیچ کس به غیر از نویسنده نمی تواند معنی دقیق داستان و جملات را درک کند ولی خواننده در تفسیر داستان آزاد بوده و هست و به خاطر همین رمان مثل یک فیلم نامه نیست که لو رفتن داستان زیاد اهمیتی داشته باشد.