?> ?>خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 2 اسفند 1398 ساعت 12:49 http://www.ibna.ir/fa/book/287444/خوانش-فرازهایی-آثار-گروهی-روشنفکران-ایرانی-پاریس -------------------------------------------------- ​«پاریس در نامه‌های روشنفکران ایرانی» منتشر شد عنوان : خوانش فرازهایی از آثار گروهی از روشنفکران ایرانی در پاریس -------------------------------------------------- «نامه‌هایی از پاریس؛ پاریس در نامه‌های روشنفکران ایرانی» نوشته امیر سعیداللهی از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است. متن : به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نامه هایی از پاریس؛ پاریس در نامه های روشنفکران ایرانی بررسی و خوانش فرازهایی از آثار برجسته گروهی از روشنفکران ایرانی در پاریس است که نامه هایشان هم منتشر شده است. در این کتاب از میان نخبگان ایرانی، تنها به نامه های علامه دهخدا، علامه قزوینی، صادق هدایت، سهراب سپهری، علی شریعتی، غلامحسین ساعدی و یادداشت های شاهرخ مسکوب پرداخته شده که در دوره های زمانی گوناگون در پاریس به سر برده اند و آن فرازهایی از نامه هایشان آورده شده که نشانگر روحیه و رفتار فردی و اجتماعی آنها و بیانگر اندیشه و داوری شان در مورد فرهنگ و جامعه فرانسه است. با این وجود هم پوشانی تیپ شخصیتی آنها با هر یک از دو قهرمان کتاب مونتسکیو نشان داده شده است. پس از دیباچه همه در پاریس، قزوینی جهانگشا، دخو در پاریس، هدایت در ملک خاج پرستان، سپهری در کعبه نقاشان، شریعتی در شهر شامپانی، گوهر مراد و پاریس نامراد، مسکوب در شهر آینه ها و... آمده است. به نوشته مونتسکیو در دیباچه این کتاب؛ که نخستین شاهکارش شمرده می شود: در این نامه ها گاهی این ایرانیان که از راه دور آمده اند چنان دقیق و آگاهانه درباره ملت و کشور ما سخن می گویند که برای من تعجب آور است. پنداری اطلاعاتشان از من که بومی این سرزمینم کمتر نیست. شگفت آنکه مونتسکیو هرگز نمی پنداشت که حدود 200 سال بعد، نامه های ایرانی خیالی اش به واقعیت می پیوندند و نوشتن نامه های ایرانی واقعی از پاریس، اما این بار به تهران آغاز می شود. از نظر تاریخی می توان ایرانیانی را که در سیصدسال گذشته به فرانسه رفته اند، به دو گروه تقسیم کرد. موج نخست که کمابیش یکصد سال پس از انتشار رمان نامه های ایرانی به پاریس رفتند، بیشتر بزرگان و اشراف و کارگزاران دولتی بودند که از بسیاری از آنان سفرنامه و خاطرات برجای مانده است. اشخاصی چون میرزا حسین خان آجودان باشی، فرخ خان امین الملک، حاجی پیرزاده، امیر نظام گروسی، یوسف خان مستشارالدوله، نظرآقا یمین السلطنه، صمدخان ممتاز و نیز شاهان و شاهزادگان قاجار در زمره این گروه قرار می گیرند. گروه دوم که حدود یکصد و پنجاه سال بعد از انتشار رمان نامه های ایرانی عازم فرانسه شدند، بیشتر دانشجویان ایرانی بودند و شماری از پژوهشگران هم بعدها به این گروه پیوستند. این گروه بیشتر با ازبک و ریکا، یعنی شخصیت های رمان نامه های ایرانی مونتسکیو همخوانی دارند و همین گروه اند که کنجکاو و جویای علم و دانایی و در سودای آشنایی با فرانسه و آموختن دانش های غربی هستند و برای گریز از دربار پادشاه ایران یا به دلیل دشمنی درباریان و بزرگان فاسد و نادرست به فرانسه آمدند و در نامه هایشان از تمدن و فرهنگ اروپایی و افکار و باورهایشان در زمینه های گوناگون، برای دوستان و آشنایان خود نوشتند. برخی مانند ازبک با آنکه مجذوب تمدن غرب شده اند، گاهی احساس می کنند که در آن سامان غریب اند و افسردگی به آنها دست یافته است و برخی دیگر مانند ریکا زندگی را در غرب می پسندند و کمتر خود را به دست نگرانی و پریشانی می سپارند و چنان با شور و علاقه در نامه هایشان از فرانسه و تمدن غربی سخن می گویند که پنداری مجذوب تمدن و فرهنگ این سرزمین شده اند. پس از بهمن 1357 نیز شهر پاریس پناهگاه ایرانیان بی شماری شد که به دلایل گوناگون از ایران گریختند و به پاریس رفتند؛ از جمله روشنفکران و فعالان سیاسی با گرایش های سیاسی گوناگون که راه تبعیدی خودخواسته به پایتخت فرانسه را در پیش گرفتند و به این ترتیب پاریس بار دیگر کانون فعالیت اپوزیسیون ایران شد. احمد کریمی حکاک درباره این دوره می گوید: فضای آن زمان فضای خیلی شادی نبود. فضایی بود که همه سرگردان بودند. من در این مقطع آقای دکتر جاج سیدجوادی را می دیدم، روانشاد غلامحسین ساعدی را می دیدم و یا دکتر ناصر پاکدامن که در آن مقطع با هما ناطق بودند و البته شاهرخ مسکوب را. گاهگاهی نادر نادرپور را هم می دیدم و به خانه ما رفت وآمد می کرد. اما در مجموع در خصوص فضای آن مقطع تاریخی می توانم بگویم یک فضای خاصی در آن زمان بر پاریس و مهاجران ایرانی حاکم بود؛ نوعی سردرگمی. هویدا و بچه های سفارت یکی از کسانی که در سفر دوم هدایت به پاریس با او دمخور شد، فریدون هویدا؛ وابسته به سفارت ایران در پاریس بود. پیشینه آشنایی هویدا با هدایت، به سال 1944 برمی گشت که همراه با برادرش امیرعباس هویدا؛ نخست وزیر سال های 56-1343، صبح های جمعه در کافه فردوسی با هدایت و دوستانش دیدار می کرده است، تا این که فریدون هویدا در سال 1346 همراه با هیات نمایندگی ایران برای شرکت در کنفرانس صلح پاریس به فرانسه رفت ولی از آنجا با هدایت مکاتبه داشت و برایش کتاب می فرستاد. کمی بعد که روزنامه مردم، ارگان مرکزی حزب توده ایران برادران هویدا را به دست داشتن در کار قاچاق ارز در اروپا و هرید خانه و ویلا در فرانسه متهم کرد، هدایت که در تهران بود خیلی برآشفت و در نامه ای به دوستش؛ شهید نورایی در پاریس، این اتهام را احمقانه خواند. حتی به دفتر روزنامه مردم رفت و آن ها را وادار کرد که این خبر را نادرست اعلام کنند. با این همه در اصل، هدایت نظر خوشی نسبت به هویدا نداشت ولی بر اساس دوستی دیرینه ای که با او داشت، برای بار دوم که رهسپار پاریس شد می توانست روی کمک و همراهی هویدا حساب کند. برای همین از او خواست که برای بردنش به فرودگاه اورلی بیاید و او هم رفت. شریعتی و سایه هدایت در دوران حضور رعدی آذرخشی در پاریس و هشت سال پس از مرگ هدایت بود که یکی از روشنفکران سنت گرای ایران، یعنی علی شریعتی با بهره گیری از بورس تحصیلی دولت راهی پاریس شد. کمی پیش از او سهراب سپهری؛ نقاش و شاعر طبیعت گرای ما نیز یک سالی را در پاریس گذرانده بود و بدون اینکه دلبستگی خاصی به عروس شهرها و کعبه نقاشان جهان پیدا کند، خیلی زود پاریس بلورین را رها کرد و به دشت های سوزان کاشان پر کشید. فرق بزرگ شریعتی با دیگر نخبگان ایرانی که از شراب ناب پاریس نوشیدند، گرایشات مذهبی و نیز باورهای دینی او بود که او را برعکس دیگران به جریان مبارزه صداستعماری الجزایری ها کشاند و برای مدتی نیز به زندان های پاریس افکند و تا مرز اخراج از فرانسه پیش برد. اما او به هر رو پاریس را دوست داشت و امیدوار بود که هر بشتر از هوای آزاد آنجا، به گفته خودش استنشاق کند شخصیت او از تیپ ریکا(شخصیت ایرانی فرضی در کتاب نامه های ایرانی مونتسکیو) است؛ فردی پرجنب و جوش و در جستجوی آرمان و پپروزی. اگر هدایت با هانری ماسه و روژه لسکو دمخور بود و علامه به مینورسکی دلبسته بود، شریعتی به اسلام شناسی مانند لویی ماسینیون و جامعه شناسی چون گوروویچ عشق می ورزید ولی بیش از هز چیز فریفته مکتب تحلیل گر و انتقادی جامعه شناسی فرانسه شده بود. شاید بتوان گفت تنها روشنفکر ایرانی فرانسه بود که به مسجد مسلمانان پاریس می رفت و با مسلمانان الجزایری نماز می خواند. نامه هایی از پاریس؛ پاریس در نامه های روشنفکران ایرانی در 248 صفحه، شمارگان 700 نسخه و بهای 39 هزار تومان از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.