خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 4 اسفند 1397 ساعت 13:33 http://www.ibna.ir/fa/doc/book/271784/ترکیب-جادویی-فوتبال-سیاست-رنگ-طعمی -------------------------------------------------- نگاهی به کتاب «فوتبال و سیاست در ایران»؛ عنوان : ترکیب جادویی فوتبال و سیاست چه رنگ و طعمی دارد؟ -------------------------------------------------- کتاب «فوتبال و سیاست در ایران» به نحوه برخورد ما، جامعه، دولت و حکومتمان با «فوتبال» به عنوان ابزاری نوظهور در عالم سیاست، می‌پردازد. متن : به گزارشخبرنگارخبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم،کتاب فوتبال و سیاست در ایران نوشته مشترک محمدحسن الهی منش، محمدرضا صیاد و مرتضی اشرافی، به تازگی از سوی انتشارات کتاب نما در قالب 300 صفحه منتشر شده است. نویسندگان در این کتاب عنوان می کنند که می خواهیم بدانیم فرهنگ سیاسی ایرانیان معاصر چه تأثیری بر دو حوزه سیاست و فوتبال در ایران بالاخص در دوره جمهوری اسلامی ایران داشته است؟ برای سهولت در امر تحقیق و حصول نتیجه علمی جهت پاسخ گویی به سوال مذكور، ابتدا به بررسی جایگاه ورزش در نظریات سیاسی گوناگون كه هر كدام با فرهنگ سیاسی خاصی نیز همخوانی دارند، پرداخته و پس از آن ضمن بررسی جداگانه چیستی فرهنگ سیاسی، سیاست و فوتبال، شاخص های فرهنگ سیاسی را كه بر سیاست و فوتبال ایرانی تأثیرگذار بوده است، بررسی کرده ایم. در کتاب حاضر بیان می شود که ارزش های فرهنگی، هنجارها و نمادها از یك سو به ساختارهای سیاسی - اجتماعی شكل می دهند و از سوی دیگر در رفتار افراد تأثیر می گذارند. سنت ها، آداب مذهبی، تجویزهای ایدئولوژیكی و قوانین اساسی شاكله اصلی هنجارهای فرهنگی را ترسیم می كنند. این قواعد، حقوق و تكالیف ساختارهای سیاسی - اجتماعی را هم در قلمرو نهادهای حكومتی و هم گروه های اجتماعی، نهضت ها و احزاب سیاسی كه خواهان دخالت بیشتر در سیاست گذاری هستند، مشخص می كنند. نویسندگان این کتاب در ادامه می افزایند: كنش های فردی و واكنش های افردا نسبت به اوضاع و احوال محیط، متأثر از گرایش های ذهنی است كه ریشه در فرهنگ هر جامعه دارد. در این تعبیر كنش ها صرفاً نتیجه محیط بیرونی نیستند، بلكه بازتاب تعامل میان درون و بیرون در یك میدان تجربه و فرایند یادگیری هستند. باید توجه کرد كه دخل و تصرف در عوامل و شاخص های فرهنگی یك جامعه در كوتاه مدت ممكن نیست و هرگونه تغییر در این زمینه نیاز به برنامه ریزی ظریف، دقیق و سنجیده در بلندمدت دارد. در ادامه فصل های کتاب مذکور بیان می شود که در بررسی وضعیت ورزش ها و نیز اثراتی كه در جامعه شناسی ورزش به چشم می خورد، این گونه مطرح می شود كه ورزش و تربیت بدنی با فرهنگ و ساختارهای اجتماعی فرهنگ رابطه ای مستقیم داشته است. ساختارهای اجتماعی فرهنگ، ساختارهای ورزش را نیز دربرمی گیرد و هویت و جهت گیری آن را معین می كند. بر اساس این طرز تفكر بازی ورزشی یك پدیده فرهنگی است كه باورهای یك جامعه را بازتاب می كند؛ یك مسابقه فوتبال به یك عده از مردانی كه با زدن ضربه های پا به توپ بازی می كنند، تقلیل نمی یابد. فوتبال چون آئینه یك فرهنگ، حامل معانی نمادی است كه به خشونت پذیرفته شده، به شبكه اتحادها و دشمنی ها، به تعلقات گروهی، به تأكید بر هویت ها و داوهای سیاسی و اقتصادی جامعه وابسته است. به این ترتیب با توجه به اهمیتی كه سیاست و بروز رفتارهای سیاسی در یك جامعه دارد و با توجه به نقش ورزش مدرن به طور عام و فوتبال به عنوان فراگیرترین ورزش مدرن به طور خاص (به عنوان یكی از مهم ترین پدیده های اجتماعی) در انسجام بخشی اجتماعی، هویت یابی و فراگیری نقش های اجتماعی دارد؛ نویسندگان این اثر به آزمون این فرضیه می پردازند كه فرهنگ سیاسی ایرانیان معاصر بر سیاست و فوتبال ایرانی اثرگذار بوده و بر اثر این تأثیرات شاهد بروز رفتارها و الگوهای مشابه در هر دو عرصه بوده اند. نویسندگان این کتاب ذکر کرده اند که بسته به اینکه مصلحت یا منفعت سیاسی اقتضا کرده، از فوتبال استفاده یا سوء استفاده شده است. سیاسیون همه چیز را برای پیشبرد اهداف شان به کار می گیرند به خصوص که فوتبال عمیق ترین تاثیر را بین توده مردم دارد و بعد عظیم تبلیغاتی را داراست که کمترین پدیده ای در جهان چنین ویژگی اش دارد. اما این دخالت سیاست در فوتبال مثبت است یا منفی؟ آیا وسیله همیشه هدف را توجیه می کند؟ ناگفته نماند که فوتبال نیز در مقاطع گوناگون از این رابطه به وجود آمده، سود برده است اما معمولاً این منفعت آنقدری نبوده است که انتظارات را برآورده کند. از جمله منافعی که فوتبال از دنیای سیاست برده است، گسترش ابعاد ورزشی و اقتصادی فوتبال از طریق نفوذ سیاسیون و تصویب قوانینی است که گاه به نفع فوتبال بوده است. در پایان کتاب حاضر نتیجه گرفته می شودکه این مسئله کهسیاست فوتبالی، به فوتبال سیاسی بیانجامد یا نه، بر عهده گذر زمان خواهد بود اما پرسشی که در این میان مطرح است، طبق معمول، نحوه برخورد ما، جامعه، دولت و حکومتمان با این ابزار نوظهور در عالم سیاست است؛ اینکه کشورهای مختلف، ولو با اتحادهای چندجانبه، تمام تلاششان را برای دراختیار گرفتن میزبانی رقابت های ورزشی و به خصوص جام جهانی فوتبال می کنند و اینکه علیرغم همه تضادهای اعتقادی و فرهنگی، تن به پذیرش استانداردهای جهانی پذیرفته شده در میان ملت ها می دهند و تساهل و تسامح فرهنگی را درقبال به دست آوردن جایگاه بهتر و مهم تری در دنیا از مسیر ورزش و فوتبال، به عنوان یک تاکتیک موثر می پذیرند، همگی نشان دهنده عزم حکومت ها و دولت ها برای رشد و توسعه بیشتر در متن جامعه جهانی است؛ مسائلی که به نظر نمی رسد حتی در خوشبینانه ترین حالت، مدنظر تصمیم سازان این مرز و بوم باشد و ما، در کنار همه فرصت هایی که برای داشتن یک جامعه بهتر و انسانی تر و برگرفته از تجربیات مهم بشری از دست می دهیم، از این هم به سادگی و با چند توجیه و تهدید و تطمیع خواهیم گذشت و هرگز نخواهیم دانست که لذت واقعی این ترکیب جادویی فوتبال و سیاست چه رنگ و طعمی دارد.