خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 8 دی 1397 ساعت 10:03 http://www.ibna.ir/fa/doc/note/269795/آمار-بالای-تالیف-برابر-ترجمه-واقعیت-دور-حقیقت -------------------------------------------------- بررسی آمارهای 40 ساله نشر/ یازدهم عنوان : آمار بالای تالیف در برابر ترجمه؛ واقعیتِ دور از حقیقت -------------------------------------------------- در آمارها، یک کتاب داستان 10 صفحه‌ای با تصاویر اندکی می‌تواند یک کتاب تالیفی قلمداد شود. علاوه براین کتابسازی‌هایی را که چه‌بسا جزو آمار تالیفی حساب شود، به این‌ها اضافه کنید. متن : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ احمد تهوری؛ مدیرمسئول انتشارات آفتاب کاران: آمارها همیشه گویای حقایق نیستند؛ چراکه در آمار اصولا عدد و نمودار، مبنای خروجی یک موضوع قرار می گیرد و در تحلیل همان موضوع شاید شما به خروجی دیگری برخورد کنید که از اصل ماجرا فاصله بسیاری دارد. در طول همه این سال ها شاید انتقاد من در حوزه کتاب و کتاب نویسی این بود که ما در بخش تولید علم و اندیشه، همیشه تابع و پیرو دیگران بودیم و هیچ گاه در زمینه تالیف؛ به ویژه در حوزه تاریخ و فلسفه و علوم تحلیلی عملکرد مثبت و قابل اشاره ای نداشته ایم. به همین دلیل است که اکثر ناشران در زمینه تالیف، فقط کتاب های داستان و ادبیات را منتشر می کردند اما در دیگر حوزه ها، این آثارِ جهان غرب بوده که بیشتر مترجمان فهیم و زحمتکشِ ما را به سمت ترجمه این آثار سوق داده است. به ویژه اینکه اگر شما به کتاب های منتشر شده یک ناشر نگاهی بیندازید، بیشتر آثار او را ترجمه تشکیل داده است. حتی بسیاری از دوستان نویسنده ما هم که الان خود ناشر شده اند، ترجیح می دهند کتاب های ترجمه شده را منتشر کنند تا تالیفی را. بنابراین من این آمار را در عین اینکه واقعی می دانم اما حقیقی نمی دانم.چراکه در این آمار یک کتاب داستان 10 صفحه ای با تصاویر اندکی می تواند یک کتاب تالیفی قلمداد شود. علاوه براین کتابسازی هایی را که چه بسا جزو آمار تالیفی حساب شود، به این ها اضافه کنید. موضوعاتی که در این نمودارها دیده می شود، بسیار قابل تامل است. مثلا کتاب های درسی و کمک آموزشی بخش بزرگی از این آمار را تشکیل می دهد که به نظر من هر چند قابل توجه است، اما در نتیجه گیری موضوع نباید و نمی تواند مبنای تحلیل قضیه قرار بگیرد. حال با توجه به آماری که همکاران محترم خانه کتاب ارائه داده اند می توانم آن را صرفا یک نمودار آماری بدانم که آسیب های صنعت نشر در آن نشان داده نشده است. در نگاهی که به آمار منتشر شده خانه کتاب در مهر و آبان 1397 انداختم، اولا آمار کلی است و به تفکیک صفحات و شمارگان و تجدید چاپ محدود شده و از عناوین کتاب خبری نیست. در ثانی؛ برای مثال در ارائه یک آمار درباره اشتغال و بیکاری می توان فردی که در هفته یک ساعت هم کار می کند را جزو آمار اشتغال به حساب آورد. حالا خودتان بخوانید حدیث مفصل از این مجمل را. در نهایت من معتقدم در حوزه تالیف صرف نظر از آمار بالا و نمودارهای صعودی که موسسه خانه کتاب ارائه داده، باید بیشتر و فعالانه تر عمل کنیم و به نمودارهای آماری زیاد دل خوش نکنیم.