?> ?>خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 16 بهمن 1398 ساعت 9:33 http://www.ibna.ir/fa/report/286894/فرهاد-رفیعی-ایستاده-کرانه-نویسندگان-مشخص-متشخص -------------------------------------------------- در نقد و بررسی کتاب «زمستان شغال» در شیراز مطرح شد؛ عنوان : فرهاد رفیعی؛ ایستاده بر کرانه نویسندگانِ مشخص و متشخص غلامحسین دهقان: مهارت فرهاد رفیعی در روایت «امر غریب» مثال‌زدنی است -------------------------------------------------- ابوتراب خسروی در نشست نقد و بررسی کتاب «زمستان شغال» دومین مجموعه داستان کوتاه فرهاد رفیعی، این نویسنده جوان یزدی را «در کنار نویسندگان مشخص و متشخص» نشاند و داستان «سرگذشت مدفون» این مجموعه را از درخشان‌ترین داستان‌های ایرانی نوشته‌شده در سال 98 برشمرد. متن : به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در فارس، نشست نقد و بررسی کتاب زمستان شغال دومین مجموعه داستان کوتاه فرهاد رفیعی در موسسه فرهنگی هنری پیرسوک در شیراز برگزار شد. در این نشست که با حضور جمعی از نویسندگان و علاقه مندان داستان و رمان ازجمله امین فقیری، ابوتراب خسروی، صمد طاهری، محمد کشاورز و مهدی جعفری و با اجرای مجتبی فیلی برگزار شد، سه منتقد به نقد و بررسی تازه ترین اثر نویسنده جوان یزدی ساکن شیراز پرداختند و وجوه روایی و فنی کتاب او را تحلیل کردند. بر کرانه نویسندگان مشخص و متشخص در ابتدای این نشست ابوتراب خسروی با بیان اینکه فرهاد رفیعی را من در کنار نویسندگان مشخص و متشخص می نشانم، گفت: نویسنده محق است که هرچیزی را تخیل کند، و به شرط آنکه از پس این کار بر بیاید، می تواند آن را عینیت بخشد. نویسنده رود راوی با تأکید بر اینکه فرهاد رفیعی در کتاب زمستان شغال از پسِ عینیت بخشی به تخیل خود برآمده است، افزود: رفیعی فضای بسیار خاص خود را در داستان هایش ایجاد کرده است. خسروی با بیان اینکه وقتی نویسنده می خواهد متافیزیک ایجاد کند، تخته پرش او واقعیت است، یادآور شد: رفیعی با خلق چنین فضای ملموس و چنین شالوده ای، فضایی جدید ایجاد کرده است. تکنیک رفیعی در گفتن و نگفتن نویسنده اسفار کاتبان در ادامه مهم ترین داستان مجموعه زمستان شغال را داستان سرگذشت مدفون دانست و ادامه داد: به اعتقاد من این داستان یکی از درخشان ترین داستان های ایرانی نوشته شده در سال 98 است. ابوتراب خسروی سپس با اشاره به بک گراند راوی در این داستان یادآور شد: لحن در سرگذشت مدفون تابع شخصیت راوی است، اما شاید بهتر بود متناسب تر انتخاب می شد. خسروی سپس با تأکید بر اهمیت جزئیات در داستان های فرهاد رفیعی ادامه داد: نوع تکنیک رفیعی، تکه تکه گفتن، و گفتن و نگفتن است و از این رو مخاطب داستان را کشف می کند. نویسنده دیوان سومنات در ادامه با اشاره به میزانسن روایت در کتاب زمستان شغال یادآور شد: در تکه هایی که نویسنده انتخاب کرده است، شروع روایت و بسط صحنه کارشده و به خوبی انتخاب شده است. همراه کردن مخاطب با خلق فضایی پراوهام در ادامه این جلسه نقد و بررسی طیبه گوهری، نویسنده با اشاره به اینکه کتاب زمستان شغال با تکیه بر عناصری مانند مرگ، جادو، اسطوره و خرافه، و با تاکید بر فرم روایت شده است، گفت: نویسنده با رنج های انسانی قلاب ساخته تا مخاطب حرفه ای ادبیات داستانی را با خود همراه کند. نویسنده کتاب بارش برف سرخ سپس با بیان اینکه راوی 6 داستان کتاب زمستان شغال همگی راوی اول شخص مرد هستند، افزود: فرهاد رفیعی، نوعی رهایی و مهارت خلاقانه در شیوه روایت دارد. گوهری با اشاره به اینکه در داستان های زمستان شغال روایتی شگرف در بستر رئال شکل می گیرد، افزود: باورپذیری و آمیختگی این دو (روایت شگرف و بستر رئال) با کمک زبان ویژه نویسنده میسر شده است. وی سپس با تأکید بر اینکه داستان های این کتاب از این ظرفیت برخوردارند که مخاطب را از زندگی روزمره جدا کنند، عنوان کرد: در این مسیر نویسنده با فضایی برساخته و پراوهام، مخاطب را با خود همراه و با رنج های تلخ انسانی آشنا می کند. روایت فضای وهم آلود مرگ در بستر رئالیسم جادویی طیبه گوهری در ادامه با اشاره به اینکه در داستان کوتاه زمستان شغال عناصر رئال و سورئال به درستی با یکدیگر عجین شده است، افزود: فضای وهم آلود دنیای مرگ و زندگی با رفت وبرگشت های مناسب به اعجابی تحسین برانگیز، یک داستان خوب در سبک رئالیسم جادویی پدید آورده است. نویسنده کتاب گلوگاه سپس با اشاره به اینکه فرهاد رفیعی در داستان خرامان سرو از کتاب زمستان شغال بر لبه باریکی که سویی از آن دنیای رئال و سوی دیگرش دنیای سورئال است، حرکت می کند، یادآور شد: 6 داستان این مجموعه با تک صدای غالب مردانه و با ذهنیتی وهم ناک روایت شده است، حال آنکه به نظر می رسد تغییر زوایه دید و لحن راوی بنا بر شخصیت و خاستگاه اجتماعی راوی ها، می توانست در جذابیت این مجموعه داستان بیفزاید. مهارت فرهاد رفیعی در روایت امر غریب در ادامه این جلسه نقد و بررسی، غلامحسین دهقان نویسنده و منتقد ادبی با اشاره به اینکه داستان سرگذشت مدفون در کتاب زمستان شغال داستانی یکه و ویژه است، انتخاب راوی اول شخص برای هر 6 داستان این کتاب را ناشی از زیرکی نویسنده دانست و گفت: همه این داستان ها به خاصر فضایی که می سازند، باید از زاویه دید راوی اول شخص روایت می شدند، چراکه انتخاب این راوی به باورپذیری و هم ذات پنداری بیشتر در مخاطب کمک می کند. نویسنده کتاب عکس سلفی با مرده در ادامه با بیان اینکه فرهاد رفیعی همیشه دغدغه زبان و چگونگی روایت داستان را داشته است، یادآور شد: داستان های کتاب زمستان شغال در مواجهه با امر غریب شکل گرفته و نوشته شده اند. دهقان با اشاره به اینکه منظور از امر غریب، رخدادی خرق عادت است که ناگهان از بستر اتفاقات روزمره و طبیعی، سربرمی آورد و جلوه می کند، ادامه داد: در این بستر، همه چیز از روابط میان آدم ها تا فضا و مکان داستان، همچون گردابی کشیده می شود. به باور دهقانی آنچه در انتها از این چرخه ویرانگر باقی می ماند، دگردیسی و پوست اندازی شخصیت ها است که سبب ایجاد درک و دریافتی تازه از هستی می شود. نویسنده تا دوشنبه دیگر در ادامه با بیان اینکه فرهاد رفیعی امر غریب را با چنان جزئی نگاری رئالیستی می نویسد که گویی در پی بازتولید امری طبیعی و واقعی است، تاکید کرد: نویسنده در این مسیر چنان با هوشمندی عمل می کند که گاه فراموش مان می شود که با امری غریب و غیرمعمول روبه رو هستیم. به باور غلامحسین دهقان، رفتار فرهاد رفیعی به عنوان نویسنده با امر غریب، رفتاری نامتعارف است و او در این مسیر با مهارت، تار و پود جهان داستان هایش را کنار هم می چیند و ماجراها را پیش می برد. دومین اثر تحسین شده نویسنده ای جوان کتاب زمستان شغال که شامل شش داستان نوشته فرهاد رفیعی است، به تازگی توسط نشر نیماژ به بازار کتاب عرضه شده است. از میان داستان های این مجموعه، خود داستان زمستان شغال سال 1394 موفق به کسب رتبه سوم جایزه بهرام صادقی شده و مورد تحسین نویسندگان و منتقدان قرار گرفته است. عناوین داستان های این کتاب عبارتند از: سرگذشت های مدفون، روحی خانم، خرامان سرو، گورخانه مویین، زمستان شغال و... . در توضیح ناشر از این کتاب آمده است: زمستان شغال سرگذشت های پراکنده از وقایع غریب و آدم هایی است که در سیطره رئالیسم خشکِ جاری در جوامع شهری گیر افتاده و سرگردان اند. مردمانی که نمی دانند با سر شهرشان چه کنند؛ با رجعت پدرانشان یا با فرشته ای که میانشان می گردد. در چاردیواری هایی گیر افتاده اند که هر روز می آیند و فضای زیستن شان را می خورند تنگ تر می کنند. برخی از آن ها دریافته اند شاید با رها کردن و پا دادن به شغال درونشان کارها بهتر پیش برود.