خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 4 بهمن 1397 ساعت 0:00 http://www.ibna.ir/fa/doc/mizgerd/271070/ادبیات-گمانه-زن-جنینی-حال-شکل-گیری -------------------------------------------------- در میزگرد جایزه ادبی نوفه مطرح شد عنوان : ادبیات گمانه‌زن، جنینی در حال شکل‌گیری است کیفیت آثار بخش نوجوان رضایت‌بخش نبود -------------------------------------------------- فرزین سوری، دبیر علمی جایزه ادبی نوفه، معتقد است ادبیات گمانه‌زن در ایران مانند جنینی است که بدن مشخصی ندارد و در حال شکل گرفتن است و همه چیز را در ژانرهای مختلف تجربه می‌کند تا شکل مورد نظر را پیدا کند. متن : به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ادبیات گمانه زن از مباحثی است که در ادبیات تالیفی ایران کمتر به آن پرداخته شده است و موضوعی است که در دهه اخیر با افزایش آثار ترجمه، بیشتر مورد توجه نویسندگان و مخاطبان اعم از کودک و نوجوان و بزرگسال قرار گرفته است. جایزه ادبی نوفه، جایزه ای است که امسال برای نخستین بار برگزار می شود و روی رمان هایی که از سال های 1395 تا 1397 در حوزه نوجوان و بزرگسال و با موضوع یتادبیات گمانه زن منتشر شده اند، متمرکز است. به منظور آشنایی بیشتر با ماهیت ادبیات گمانه زن و نگاه نویسندگان به این حوزه و بررسی چگونگی روند برگزاری این جایزه و کیفیت و کمیت آثار ارسالی، میزگردی با حضور فرزین سوری؛ دبیر علمی و ارس یزدان پناه؛ دبیر اجرایی جایزه در ایبنا برگزار کردیم که در ادامه می خوانید. چطور شد که تصمیم گرفتید، جایزه رمان سال نوفه را با تمرکز روی ادبیات گمانه زن برگزار کنید؟ فرزین سوری: مدت زیادی است که در زمینه ادبیات گمانه زن کار می شود. پیش از این هم جایزه ی ادب و هنر گمانه زن طی 6 یا 7 دوره برگزار شد که در نهایت برگزاری اش متوقف شد. در واقع بخش قابل توجهی از همین تیمی که امروز در تحریریه جایزه نوفه هستند قبلا داور، دبیر یا از برگزیدگان جایزه ادب و هنر گمانه زن بودند. آن جایزه به خاطر فرمت برگزاری و بضاعت جایزه بیشتر روی داستان کوتاه تألیفی، ترجمه آثار گمانه زن و ترویج این گونه از ادبیات تمرکز داشت. اما نوفه با هدف تمرکز بر رمان گمانه زن تلاشی ست برای کاوش جامعه کتاب ایران به دنبال این سلیقه ادبی و همچنین تاکید بیشتر بر این گپنه ی ادبی به عنوان گفتمانی نو برای ادبیات ایران. آیا جایزه نوفه دقیقا ادامه همان جایزه هنر و ادبیات گمانه زن است، چه فرقی بین این دو جایزه وجود دارد؟ ارس یزدان پناه: جایزه ادب و هنر گمانه زن بیشتر روی داستان کوتاه ترجمه و ترویج ادبیات گمانه زن تمرکز داشت و هدف از برگزاری این جایزه این بود که به نویسندگان جوانی که می خواهند این جایزه را دنبال کنند، شتاب دهند. اما ما در ایجاد نوفه هدف دیگری را دنبال می کردیم. به نظر می رسید وضعیت جامعه کتاب ایران اعم از تولیدکننده و مصرف کننده خیلی تک سویه بوده است و افراد فقط شکل خاصی از رمان را می خوانند و بخشی از آسیب کم کتاب خواندن در جامعه احتمالا به این مساله برمی گردد که هیچ امکان جدیدی به خواننده داده نشده است. اما با توجه به آنکه قشری از جامعه به گونه خاصی از ادبیات علاقه مند است، آثار موجود به نظر نتوانسته قشر زیادی از جامعه ی کتاب خوان ایران را پوشش داده دهد. در نوفه ما سعی کردیم گونه ای از ادبیات که به خوبی می شناختیم و تا حدی خودمان را متخصصش می دانستیم را به عنوان یک نوع سلیقه در این جایزه به رسمیت بشناسیم تا بتوانیم امکان جدیدی در خواندن و نوشتن کتاب ارائه کنیم. به عنوان افرادی که سال هاست در این زمینه مطالعه دارید، چه تعریفی می توانید از ادبیات گمانه زن ارائه دهید؟ ارس یزدان پناه: تعریف ادبیات گمانه زن قدری مشکل است و اصطلاح ادبیات گمانه زن، برگردان (fiction Speculative) است که اعضای آکادمی فانتزی از سال 1382 به این برگردان رسیده اند. البته برگردان دقیقی نیست، اما بهترین برگردانی است که تا به حال ما برای آن یافته ایم. موضوع عمد ه ای که در بازار نشر ایران از مفهوم گمانه زن جا افتاده این است که همیشه به عنوان یک ژانر مطرح شده است درحالی که هیچ وقت ژانر نبوده بلکه یک گفتمان ادبی بوده. از دهه 50 میلادی که ادبیات گمانه زن راهش را در جامعه کتاب، باز می کند شبیه ظرفی عمل می کند که می تواند محتوای معاصر و مرتبط با لحظه ی حال را با توجه به مسائلی همچون پیشرفت تکنولوژی و روش تخیل و گفتمان های جدید انسانی، دربر بگیرد. مثلا رمان های ویلیام گیبسون(William Gibson) نمونه واضحی است که راجع به تکنولوژی، قبل از وقوع مساله اینترنت و گسترده شدنش نوشته شده و راجع به بخشی از زندگی طبقه پایین جامعه است و به ارتباط زندگی و قدرت و ... با تکنولوژی می پردازد. گیبسون به عنوان پدر سبک سایبرپانک(Cyberpunk) شناخته می شود و آثاری مثل ماتریکس ایده شان را از رمان او گرفته اند. یعنی چیزی که بعد از آثار گیبسون می ماند یک ژانر است یعنی یک مدل مشخص از تخیل تصویری و اصول خاص برای نوشتن که قبلا وجود نداشته و گیبسون مجبور بوده خودش آن را بسازد. یا تامس پینچن(Thomas Pynchon) درباره سیستم قدرت و نژاد در دهه 60 صحبت می کند که خیلی مساله به روزی است و از آنجا که انگار ابزاری برای صحبت راجع به چنین مسائلی ندارد، مجبور است خودش آن را اختراع کند و این ها به نحوی شروع و یا به بیان بهتر مانیفست ادبیات گمانه زن است. ارس یزدان پناه ارس یزدان پناه: چیزی که امروز از این ادبیات باقی مانده به تبع بازار کتاب و شناخت کم افراد از این گونه ادبیات است و با جادو یا علم یا ... شناخته می شود اما پیش از همه این ها، ادبیات گمانه زن یک مدل ادبیات بوده و همیشه دغدغه آدم های بزرگ این حوزه از دهه 60 به بعد این بوده که راجع به انسان در آن صحبت شود ولی درباره مسائل پیچیده انسانی که در ارتباط با تکنولوژی، مسائل روز، سیستم، نژاد، جنسیت و ... به وجود می آیند و مدخلی است برای ادبیات گمانه زن اما نمی شود گفت که تعریف ادبیات گمانه زن است. خیلی ها تلاش کرده اند تعریفی برای این ادبیات ارائه دهند. از جمله افرادی همچون تزوتان تودوروف (Tzvetan Todorov)که تلاش کرده تعریفی برای این گونه از ادبیات ارائه دهد ولی طبقه بندی ها همیشه بیشتر نظری بوده اند تا عملی. ممکن است خیلی آثاری وجود داشته باشند که در ژانر مشخص مثلا فانتزی باشند ولی گمانه زنی به شکلی که در بالا اشاره کردم در آن ها اتفاق نیفتاده باشد. درواقع مرز باریکی وجود دارد و هدف نوفه این است که این مرز را مشخص کند و این ادبیات را به عنوان ادبیات جدی جا بیاندازد که می تواند در عین اینکه سرگرم کننده باشد، مدلی از هنر باشد. نویسندگان ایرانی به تفکیک حوزه نوجوان و بزرگسال، تا چه اندازه به این ادبیات توجه کرده اند و چه جایگاهی در کشور ما دارد؟ فرزین سوری: وقتی جایزه نوفه را شروع کردیم متوجه شدیم اقبالی از سوی ناشران ایرانی در دهه اخیر نسبت به این قضیه به وجود آمده و افرادی که دوست دار این نوع ادبیات بودند جایی یکدیگر را پیدا کردند و سعی کردند آثاری را در این حوزه ترجمه کنند. و می بینیم کتاب هایی از انتشارات آگاه، پیدایش، افق، چشمه، ققنوس و ... منتشر شده و قفسه ای برای این نوع کتاب ها درنظر گرفته اند و بخشی از این نوع ادبیات داستانی را ارائه داده اند. ما فکر می کردیم همانند دوره های پیشین نویسندگان درحال تکرار ژانرهایی هستند که در ادبیات انگلیسی و امریکایی وجود دارد و تقلید از ادبیات فانتزی، علمی و تخیلی، وحشت و ... است که در کشورهای آمریکایی و اروپایی به معنای ادبیات آسیموف، کلارک و .. ارائه می شود که همان ادبیات دهه 50 است و حالا دیگر منقضی شده است. ولی وقتی وارد قضیه شدیم دیدم که خیلی هم پیش بینی ما درست نبوده و اشکالی از این ژانر مختص فضای ایران و نویسندگان ایرانی درحال به وجود آمدن است و انگار جنینی است که بدن مشخصی ندارد و در لحظه ابتدایی و در حال شکل گرفتن است و همه چیز را در ژانرهای مختلف تجربه می کند تا شکل مورد نظرش را پیدا کند. با اینکه تعداد نویسندگان این حوزه یا تعداد آثار زیاد نیست اما نویسندگان، مشخصا سعی می کنند چیزهای متفاوتی را تجربه کنند و لزوما وحشت یا علمی و تخیلی نمی نویسند. و ما براین اساس سعی کرده ایم جایزه ای را برای این گونه آثار درنظر بگیریم. فرزین سوری: درواقع ما نمی توانیم لحظه ابتدایی را درنظر بگیریم که ادبیات گمانه زن در تالیفات ایران به وجود آمده است چون مانند دوران تکامل می ماند و مسیری که طی می شود ارزشمند است. این ادبیات در همه کشورها همیشه مورد اقبال بوده و شاید بتوانیم بگوییم عبدالحسین صنعتی زاده از نویسندگانی بوده که ایده هایی در این نوع ادبیات داشته است یا ابوتراب خسروی. البته اگر به این افراد بگویید شما دارید ادبیات ژانر می نویسید شاید خیلی دوست نداشته باشند اما اگر اسم ادبیات ژانر را بیان نکنیم و بگوییم ادبیات گمانه زن، به کار آن ها نزدیک می شود چون روی ادبیات فضا و موقیت انسانی کار کرده اند و به جای اینکه داستان های تمثیلی و نمادین بنویسند سعی می کنند داستان دیگری درباره ی انسان و شگفتی بنویسند. ارس یزدان پناه: البته اگر به عقب برگردیم می توانیم بارقه هایی از ادبیات گمانه زن را حتی در آثار عطار هم ببینیم البته نه به شکل امروزی و مدرن ولی نقاط اصلی که در سیر این گونه از ادبیات می توان به آن اشاره کرد، همان جنبش ترجمه و جایی است که ترجمه درباره یک سری آثار خاص با اقبال بیشتری روبه رو می شود و آثار طلایی دهه 50 از سوی انتشاراتی مانند امیرکبیر و شقایق منتشر می شود و این شعله خاموش می شود تا اینکه دوباره یک سری انتشارات شروع به ترجمه آثار خارجی مخصوصا در حوزه نوجوان می کنند. و پیرامون آن آثار فروم ها و وب گاه های اینترنتی ایجاد می شود و طرفداران دور هم جمع می شوند و سعی می کنند کم کم خودشان را ارتقا دهند و درباره این گونه موضوعات بنویسند و بخوانند. که البته گرته برداری های عینی از آثار خارجی هم در بین شان کم نیست و بیشتر به تجربه نوستالژیکی از لذت خواندن یک داستان خاص شبیه است که با نوشتن چیزی مشابهش، نویسنده در صدد احیای آن تجربه ی خوشایند خواندن برمی آید. فکر می کنم سه یا چهار سال است با توجه به زیاد شدن گروه های ترجمه و شبکه های انسانی حول این مساله و ایجاد مدیوم های مختلف آن مانند کمیک، مانگا و انیمه که مدل خاصی از تخیل را دارند، کم کم انتشارات مختلف شروع به پرداختن به این حوزه کردند و حدود پنج یا شش سال است که ناشران به طور جدی به این ادبیات پرداخته اند و بخش زیادی از آثاری که رسیده از 94 تا 97 است و تقریبا همه عنوان هایی که تا به حال کار شده بجز تعداد اندکی، به دست ما رسیده است. ادبیات گمانه زن راه افتاده ولی انگار جایی ایستاده تعداد آثار ادبیات گمانه زن منتشر شده در کدام حوزه بیشتر است؟ ارس یزدان پناه: در حوزه کودک و نوجوان بیشتر بوده چون آثاری که ترجمه شده اند برای اولین بار، در حوزه نوجوان بوده اند که البته ممکن است به دلیل سوء تفاهم اسمی هم باشد یعنی اثری که در حوزه فانتزی بوده به نظر کودکانه آمده و طبیعتا بعدا نوشته های نویسندگان هم به این سمت و سو رفته است. اما الان افراد خاص و گروه های مشخصی به سمت شناخت افراد جدید رفته اند و رمان های اولیه افرادی مثل جی.جی.بالارد (J.G.Ballard) ترجمه شده است اما هنوز هم به رمان های پیشرفته و پیچیده و اصلی اش نرسیده ایم. بااینکه قطار ادبیات گمانه زن راه افتاده ولی انگار جایی ایستاده تا سرعت بگیرد و با فرم های اصلی این مدل ادبیات آشنا شود و اعتماد به نفس لازم را به دست آورد تا از زیر سایه ادبیات وارداتی عصر مشروطه جایگاه خودش را پیدا کند. فرزین سوری: وقتی آثار را می خوانیم، احساس می کنیم انگار کسی میلی به تعریف داستان ندارد و داستان هایی که نویسندگان می نویسند خیلی به شرایط انسانی ربط ندارند انگار اداهایی از شرایط انسانی هستند و تجربه های دست سوم و چهارم هستند که برمی گردد به تاثیری که ادبیات ما از ادبیات اروپایی رمانتیکی که از همان ابتدای قرن 19 وارد ایران شده، گرفته و در همان جا مانده است و نمی خواهیم از آن بیرون بیاییم. به نظر من ترجمه شدن کتاب هایی از بزرگان ادبیات گمانه زن مانند بالارد امکان جدیدی را در اختیار نویسندگان ما قرار می دهد که فَشِن جریان روشنفکری از آن عاجز است. و می تواند صرفا امکانی باشد برای نوشتن راحت تر در این حوزه و نویسندگان متنی را بنویسند و قصه ای عمیق و انسانی بگویند. اما از زاویه دیگری هم می توان به این موضوع نگاه کرد به این معنی که نویسندگان جدیدی شروع به نوشتن در این حوزه کرده اند، نویسندگانی که ما امیدواریم بیشتر از آن ها اثر ببینیم. در بخش فصل اول نوفه، ما از نویسندگانی که اثرشان هنوز منتشر نشده، خواسته ایم که یک فصل از کتابشان را برای ما بفرستند تا مورد داوری قرار بگیرد. و با این کار می خواستیم زودتر از موعد پیش بینی کنیم که چه آثاری در آینده خواهیم داشت. چه تعداد اثر به دست شما رسید و تعداد آثاری که به دست شما رسیده چقدر به ذهنیت شما نزدیک بود؟ فرزین سوری: درمجموع حدود 120 کتاب از سال 1395 تا 1397 به دست ما رسید که حدود نیمی از آن ها در حوزه نوجوان بود. درصورتی که ما فکر می کردیم اقبال بیشتری به سمت حوزه بزرگسال وجود داشته باشد و به همین دلیل دو جایزه رمان سال گمانه زن در حوزه بزرگسال و حوزه نوجوان درنظر گرفتیم درحالیکه در ابتدا فقط یک جایزه رمان سال ادبیات گمانه زن داشتیم. فرزین سوری داوری آثار چگونه انجام شد؟ فرزین سوری: کتاب نوجوان ظرافت هایی دارد که شما را ملزم می کند تا سوای ادبیات، مخاطب نوجوان را هم درنظر بگیرید. داوری نهایی بخش کتاب گمانه زن نوجوان بر عهده رضا علیزاده (مترجم آثار گمانه زن)، طاهره ایبد (نویسنده کودک و نوجوان)، محمد کاظم اخوان (نویسنده مجموعه قصه های تا به تا) و فرزاد خلیلیان (فعال ادبی حوزه ژانری و منتقد کمیک) بود.هیات داوران بخش بزرگسال شامل 50 نفر بودند که با همکاری فیدیبو برای هرکدام اکانت ایجاد شد و آثار خوانده و داوری شدند. ابتدا کتاب ها از لحاظ آیین نامه ای بررسی شدند و 25 اثر در هر بخش انتخاب شدند و دراختیار داوران قرار گرفتند. سپس 5 اثر در حوزه نوجوان و 5 اثر در حوزه بزگسال به مرحله نهایی راه یافتند و مجددا از سوی داوران مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت یک رمان سال در حوزه نوجوان، یک رمان سال در حوزه بزرگسال و یک برگزیده در بخش فصل اول (رمان های منتشر نشده) خواهیم داشت که در مراسم اختتامیه معرفی می کنیم و تعدادی اثر هم به عنوان آثار قابل تقدیر معرفی می شود. کیفیت آثار در بخش نوجوان چندان خوب نبود با بررسی هایی که انجام دادید، کیفیت آثار را چگونه ارزیابی می کنید؟ فرزین سوری: کیفیت آثار در بخش نوجوان چندان خوب نبود. در این بخش حالت تقلید از ادبیات ترجمه بیشتر دیده می شد. تصوری در ادبیات نوجوان وجود دارد که ما در حلقه بسته ای هستیم و نویسندگان سعی می کنند نوعی ادبیات حماسی و شاهنامه ای را ارائه دهند و سعی می کنند داستان های شان شبیه شاهنامه باشد که بخشی از آن به طرز تفکر نویسنده بستگی دارد و شبیه یک دستور پخت است. و می گویند مثلا اینقدر از تاریخ و اسطوره های ایرانی برمی داریم، مقداری از آثار پرفروشی مانند هری پاتر، ارباب حلقه ها و ... برمی داریم و مقداری هم چیزهایی که خودمان می خواهیم به آن اضافه می کنیم ولی هیچ وقت به این فکر نمی کنند که قصه در ارتباط با مخاطب چگونه باید باشد و چه ارزش افزوده ای باید داشته باشد. درواقع به خود قصه فکر نمی کند و اینکه از هرکدام چقدر باید استفاده کند تا قصه قابل درک تر باشد. فرزین سوری:البته بخشی از دلایل آن مشخص است و به دلیل ادبیاتی است که از طریق ترجمه وارد این حوزه شده و ادبیات باکیفیتی نبوده و بیشتر در حوزه سحر و جادو بوده و یکسری عناوین خاصی آمده و تقلیدهای خارجی بوده و عنوان های خاصی در این حوزه نبوده است. در بخش نوجوان بیشتر ترجمه هایی که صورت می گیرد، تجاری است. هرچند تفکیک بین آثار و شناسایی ادبیات گمانه زن در حوزه نوجوان سخت و در حوزه کودک چندان امکان پذیر نیست و براین اساس ممکن است ما آثاری را هم در این حوزه بررسی نکرده باشیم. به نظر شما ادبیات گمانه زن در کدامیک از ژانرها توانسته موفق تر عمل کند؟ فرزین سوری: احتمالا در ژانر وحشت. در حوزه نوجوان در ادبیات فانتزی - حماسی که خواسته از ارباب حلقه ها تقلید کند، از نظر ارزش ادبی شکست عجیبی خورده ایم، هرچند ممکن است مورد توجه مخاطبان قرار گیرد. اصولا وجود داشتن ادبیات بد، هیچ وقت بد نیست و وجود داشتن نویسنده هایی که سعی می کنند ارباب حلقه ها و شاهنامه را با هم ترکیب کنند و اثری بیافرینند، بهتر از نبودشان است. و می توان امیدوار بود که در آینده نویسنده ای بیاید که علاوه بر تکرار این فرمول، حرفی برای گفتن داشته باشد. ادبیاتی که شاید ظاهرش گمانه زن است ولی درواقع از گفتمانی که در ابتدا درباره ان صحبت کردیم و چیزی درباره انسان ندارد. ارس یزدان پناه: به نظر می رسد در حوزه بزرگسال ادبیات وحشت موفق تر بوده از سایر ژانرها بعد از آن فانتزی و نهایتا علمی و تخیلی. علمی و تخیلی هم دچار همین کج فهمی شده و جایی با حجم زیادی از آثار دهه 50 ادبیات عصر طلایی مواجه بودیم که ترجمه شد و قطع شد. و افرادی که آن ادبیات را می خواندند سیر پیشرفت این ادبیات را ندیدند که در دهه 60 و 70 و 80 این ادبیات به چه چیزی تبدیل شده است. مساله ای که وجود دارد این است که ادبیات علمی تخیلی از دهه 70 به چیز پیچیده ای تبدیل می شود، ادبیاتی که ترجمه کردنش سخت می شود و خواندنش برای آدمی که انگلیسی زبان دومش است، سخت است چون پیچیده نوشته می شود و یکی از دلایلی که ترجمه ادبیات علمی تخیلی در ایران در همان دوران مانده به همین دلیل است و دلیل دیگر آن این است که ادبیات علمی تخیلی دهه 50 مشخص است که راجع به چیست و بیشتر به یک سری سفینه که به فضا می روند و یکسری ربات می پردازد و تشخیص اینکه یک رمان علمی تخیلی است راحت تر است تا رمان ژست ابدی فاستر والاس(1)که دهه 90 نوشته شده و راجع به تاریخ جایگزینی است که در آن یک سری اتفاقات می افتد و راجع به پدیده سرگرمی و اعتیاد و ربط آن ها به هم و راجع به آدم هاست، و فقط در بستر علمی تخیلی اتفاق می افتد. یا ادبیات ام. جان. هریسون(2)که در این زمینه است و راجع به مسائل عمیق انسانی در بستر علمی تخیلی رخ می دهد. فرزین سوری:ادبیات تالیفی علمی تخیلی در ایران خیلی جای کار دارد تا تبدیل به ادبیات در ایران شود ولی ادبیات فانتزی و وحشت در ایران بیشتر به رسمیت شناخته شدند و انگار بیشتر برای نویسندگان عادی شده اند و وقتی افراد این طور ادبیاتی را می نویسند، می دانند که راجع به چیست و نشانه شناسی آن ها آسان تر شده است ولی وقتی به ادبیات علمی تخیلی می رسیم از ادبیات دهه 50 فراتر نرفته ایم چون وقتی می خواهیم نشانه شناسی این ادبیات را انجام دهیم، کار سخت می شود. انگار ادبیات علمی تخیلی از دهه 60 متاستازی انجام داده که دنبال کردن آن سخت می شود و ناگهان شدت عجیبی می گیرد. ادبیات تالیفی فارسی درباره هیچکدام از موضوعات علمی تخیلی امروز شکل نگرفته و شاید در حوزه بزرگسال یک یا دو مورد بتوان پیدا کرد که به این حوزه نزدیک باشد. مثلا پرندگان خبیث دانیال حقیقی، ماورا و رزونانس اثر محمدرضا ایدروم، کاج زدگی اثر ضحی کاظمی از آثار علمی تخیلی بودن که در جایزه نوفه به مرحله نهایی رسیدند. بطورکلی آثاری که در حوزه بزرگسال به مرحله نهایی رسیدند، در ژانرهای علمی تخیلی، جنایی و وحشت بودند. از میان نویسنده های منتخب سه نفر مرد و دو نفر زن به نام های لاله زارع با بی تابوت، رامبد خانلری با سورمه سرا، بهزاد قدیمی با خدمات دستگاه هیولاساز دمشقی، محمدرضا ایدرم با ما و را: سلسله جنایات بین کهکشانی و ضحی کاظمی با کاج زدگی هستند. البته در جایزه نوفه برای ما بیشتر داستان گفتن مهم بود تا اینکه بیشتر بخواهیم به ژانر آن ها توجه کنیم و برای داوران، ادبیات داستان ها، مهمتر از ژانر آن ها بود و اینکه چقدر از کپی برداری فاصله گرفته اند. وضعیت کتاب ها در حوزه نوجوان چگونه بود و بیشتر در چه ژانری بودند؟ فرزین سوری: کتاب هایی که در بخش نوجوان به مرحله نهایی رسیدند همه در ژانر فانتزی بودند و در ژانر علمی تخیلی و ... کتابی نداشتیم. در بخش نوجوان ترجمه اینقدر زیاد است که حتی اگر بخواهید راجع به آن متن و یادداشتی بنویسید انگار وارد حوزه نوشتن شده اید. مشکلی که این آثار تالیفی دارند مشکل ترجمه زدگی و دیگری مشکل ویراستاری است و این کتاب ها حتی یکبار به درستی خوانده نشده اند و یک پیکره کامل داستانی نمی بینید و صحنه هایی می بینید که در ژانر مورد نظر خلق شده اند. ویراستار حرفه ای باید وجود داشته باشد که این آثار را در ژانر مورد نظر بخواند اما انگار کتاب ها به خوبی خوانده نشده بودند و پایان بندی خوبی نداشتند و نیاز بود کسی که اشرافی نسبت به داستان و مخاطب نوجوان داشته باشد با توجه به ظرافت های حوزه نوجوان این کتاب ها را بازخوانی کند. ارس یزدان پناه: چیزی که در ایران زیاد به آن برخوریم این است که وقتی اتفاقی می افتد مثلا به گونه های خاصی توجه می شود چند نفر دور هم جمع می شوند و می گویند تا دست زیاد نشده خودمان کار را در دست بگیریم اما در این حوزه ادبیات گمانه زن با اینکه تعدادی رییس و پدرخوانده ایجاد شده اما هنوز هم دست زیاد نشده و اگر دست زیاد شود خیلی بهتر است و می توان امید داشت روزی نویسنده ای از میان این افراد بیرون بیاید که کاری باکیفیت مورد نظر انجام دهد. باید اجازه دهیم همه افراد اعم از نام دار و شناخته شده و افراد شناخته نشده در این جایزه ها شرکت کنند و اگر اجازه ندهیم عده ای که اسم و نام و نشانی دارند شرکت کنند چیز بدی است. فرزین سوری: در بخش نوجوان کتاب های قبرستان عمودی حمیدرضا شاه آبادی در اواخر قاجار می گذشت و مبحث حفظ آثار باستانی را باز کرده بود و رگه هایی از ادبیات گمانه زن هم در آن دیده می شد. مجموعه بردیا و گولاخ ها فانتزی و ماجراجویانه بود و بیتا حسینی با کارن و پنج شهر اسرارآمیز از چرخ فلک هم جزء برگزیدگان نهایی بود که کتابسازی خوبی داشت و فانتزی ماجراجویانه بود و شبیه کتاب تصویری های طنز بریتانیایی بود. دو تا کتاب از نشر هوپا هم داشتیم که یکی از آن ها اثر تینا جمالی بود با عنوان معجون سحرآمیز در کارخانه متروک که شبیه آلیس در سرزمین عجایب بود و تجربه جالبی بود. دیگری خرسی که چپق می کشید اثر سید جواد رهنما بود که شبیه نیل گیمن بود و با سیستم روایی نوشته شده بود و خواندنش به من حس خوبی داد من هر پنج تا را دوست داشتم. اما چیز خوشحال کننده بالا رفتن آمار خواندن آثارراه یافته به مرحله نهایی در فیدیبو بود. و احساس کردیم این پنج نامزد نهایی دیده شدند و رسانه های داخلی و خارجی هم به آن ها پرداختند. مخاطبان هم از نظر جنسیتی نصف، نصف بودند و این طور نبود که مخاطبان اغلب دختر یا پسر باشند و کتاب هایی بودند برای هر دو جنس. و خوشبختانه موضوع جنسیت در ادبیات ژانری کنار رفته است و خیلی عجیب نیست نویسنده های خانم شخصیت مرد می نویسند و برعکس. و به نظرم آثاری که به مرحله نهایی رسیدند آثار خوبی در حوزه ادبیات گمانه زن بودند و ترجمه زده نبودند، به رغم اشکالاتی که شاید در پلات داشتند. جوایز به چه صورت است؟ فرزین سوری: به برگزیده هر بخش یک مدال نوفه و لوح تقدیر اعطا می شود و سعی می کنیم کارهایی برای دیده شدن کتاب ها و تبلیغات انجام دهیم تا کتاب ها خوانده شوند. اما هنوز امکان اینکه حتما در صورت تمایل نویسنده کتاب بخش فصل اول منتشر شود نداریم ولی بعید نیست که ناشری تمایل داشته باشد این اثر را در صورت رضایت نویسنده و عبور از مراحل ممیزی چاپ کند. 1- Infinite jest By David Foster Wallace 2- M.John.Harrison