خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 9 فروردين 1397 ساعت 13:12 http://www.ibna.ir/fa/tolidi/259244/مرد-فرهنگ-تاریخ-قو-لر-درگذشت-کی-عطا-طاهری-کسی -------------------------------------------------- عنوان : مرد فرهنگ و تاریخ قو لر درگذشت/کی عطا طاهری چه کسی بود؟ -------------------------------------------------- کی‌‌عطا طاهری بویراحمدی مرد فرهنگ و تاریخ قو لر و نویسنده کتاب «کوچ کوچ» پس از یک دوره بیماری درگذشت. متن : به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کی عطا طاهری بویراحمدی، نویسنده و پژوهشگر فولکلور استان کهگیلویه و بویراحمد درگذشت. کی عطا طاهری به سال 1307 در بویراحمد سفلی دنیا آمد. پدر او کی مکی طاس احمدی از باسودان و سران خوشنام ایل بویر احمد بود که به دست برادرش در توطئه ای کشته شد و او نزد مادرش بزرگ شد. مادر او دختر کریم خان بهادر السلطنه، از قدرت مندترین ایلخان تاریخ کهگیلویه و بویر احمد بود. کی عطا مدتی در مدرسه تلخسرو درس خواند و سپس همراه مادر عازم تهران شد و در کنار اقوام خود که به پایتخت تبعید شده بودند، مسیر تحصیل را پیبمود. در همان دوره با خسو خان بویر احمدی آشنا شد و این فرصت برای او طلایی بود. او با بازگشت به سرزمین پدری، نقش بسزایی در نشر و گسترش فرهنگ بومی استان داشت. کی عطا طاهری تاثیر بسزایی در روشنگری مردمان روزگار خود داشت و اوج فعالیت های سیاسی او مربوط به سال های نهضت ملی شدن نفت برمی گردد و در جلسات متعدد جبهه ملی در تهران و اهوار شرکت داشت. با قتل خسروخان بویراحمدی و کودتای 28 مرداد، از صحنه سیاست خارج شد و معلمی را پیشه خود کرد. این چهره برجسته بارها از سوی ادارات و نهادهای مختلف کشوری و استانی برای خدمات فرهنگی ممتازش مورد تقدیر قرار گرفت. همچنین از او به عنوان موسس اولین کتابخانه در کهگیلویه و بویراحمد نام می برند. کتاب کوچ کوچ او در سال 1393به عنوان بهترین کتاب دهه هشتاد کهگیلویه و بویراحمد انتخاب شد و از نویسنده اش تجلیل به عمل آمد. این کتاب را انتشارات سخن منتشر کرده است و بخش هایی از آن به زبان های دیگر نیز ترجمه شده است. علی مندنی پور در یادداشتی به مناسبت برگزاری نمایشگاه عکس حسن غفاری از کی عطا طاهری از او به عنوان معلم اخلاق، عرفان و بزرگ آموزگار تعلیم و تربیت یاد می کند و در بخشی از یادداشت خود او را چنین وصف می کند:پر نشاط و قبراق، ساده زیست، ساده پوش،خوش بیان و بامرام ،آگاه و کلان نگر. سیاست مردی به تمام و کمال اخلاق مدار و متعهد به اصولو ارزش هاو مبادی آداب، وارسته ایآراسته،بی آلایش وپای بند به قول و قرار و گفته هایخویش. مندنی پور در ادامه در وصف این چهره ماندگار می نویسد: هم اوکهکتاب وقلمسنگزیرینبنای زندگی اش را معنابخشیده,و کتابخوان ها در زمره بهترین دوستانش قرار داشته،بینش، منش و روش نیکویش با هر سن و سالیسازگاری داشتهوخانه محقرشبسان کناربنگشتونمأمن تمامی علاقمندان، بویژه جوانان تشنه آگاهی و کسب معرفتاستوسنگ صبور و محرم اسرار همگان. آزاد مردی کهعمر پر برکتش را در خدمتبه مردم و با مردم سپری نمود ،وهموارهدرمناسبت های خوش و ناخوشپای ثابت محافل و مجالس همولایتی هاست.پیر دیریکه دروازه ی خانه کوچکاماپر نور و سرورش در همهی احوال بر روی دوستداران باز است.شخصیتیمتین، متواضع و بی تکلف که هرکس با هر مشرب فکری و فرهنگیقادر است به راحتی با وی انس و الفت برقرار واز مصاحبت اش بهره ها برگرفته و احساسآرامش پیدا کند. کسی که جز به نیکی و نیکوئی زبان نگشوده ،وسختشیفته کتاب و تشنه مطالعه و تحقیق است. تا آنجا که نا مهربانی های مسیر پردست انداززندگی و برخوردهای غیر منصفانه و ناروادر گذر ایامدر حق وی نیز نتوانسته از میزان عشق و علاقه و ارادت قلبی اش به کتاب و کتاب خوانی و کتاب خوان ها بکاهد و کتابخانه بزرگ و پر بارش هماره مرجع و مأخذیبودهاست برای اهل تحقیق و وعده گاهیبرای جویندگان دانش. مندنی پور در شرح آثار زنده یاد طاهری می نویسد: در مجموعه آثار ماندگارش دغدغه انسان بودن و انسان زیستن موج می زند.ممیروبیانگر نگاه ژرف و انسانینویسندهبه فقر و نداری وتمنیات و خواسته هاو آرزوهای دیرینه، مناعت طبع و همت بلندمردم این دیار است. در درخت را نکشیداوج دلدادگی و وابستگی اش رااز گذشته های بسیار دوربه طبیعت و پاس داشتمحیط زیستنشان می دهد.درکی بانواز نقشباورهایخرافیو خرافه گرایی، فال بینی، رمّالی، دعانویسی و جن گیریو دررویاروئیفرشته نجات آگاهی با دیو جهل و نادانی سخن می گوید. درشاهنامه کی سالارعشق وعلاقهوافرخودوقوم و قبیله و ایل و تباررا به تمدن و فرهنگو گذشتهافتخار آمیز ایران و ایرانی بروزداده، و به گونه ءای حماسی این پیام را بر زبان می راند. در مشارکت و تعاونو یا مردی از شوتاور از جایگاه تعاونی های سنتی و(عشایری و روستایی )ونقش سازندهحرکت جمعی درپیشبردکارها سخنبه میان می آورد. در بخوان دانش و به تبع آن دانائی را ، راه برون رفتاز همه ی دردها و مصایب بشری دانسته، چرا که از دریچه نگاه وی آگاهی بن مایه خوشبختیو آسایشوآرامشجامعه است و در همین راستا در قالب روایتی مستدلّ و آموزنده و با زبانی ساده و همهفهم بدین مهم می پردازد. درکوچ ،کوچفراز وفرودهای زمان، و نیززوایای زشت و زیبا و بعضاً ناپیدایزندگی مردمایندیاررادرچارچوب رویدادهای اجتماعی،اقتصادی ،فرهنگی و سیاسیبا نگاه کنجکاو و تیزبین خویشو با هدف آشنایی نسلامروز و بویژهجوانانبا گذشته نه چندان دور ایل و تبار بهگونه ایسادهو بی پیرایهچونان تابلویی زیبا نقاشی ، ودر معرض دیدفرهنگ دوستانقرار می دهد.اثریماندگار ،نوستالژیک و خاطره برانگیز و کاری سترگ که اوج شناخت، امانت داری و صداقت معلم بزرگ ایلرا در آفرینش روایت های تلخ و شیرین زندگی روزمره مردم این سامان به تصویر می کشاند.