خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 2 اسفند 1398 ساعت 15:40 http://www.ibna.ir/fa/report/287513/یک-وقت-هایی-کلمات-مزاحم-نوشتن-هستند -------------------------------------------------- مصطفی مستور در قم مطرح کرد: عنوان : یک وقت‌هایی کلمات مزاحم نوشتن هستند من نه آدم طنازی هستم و نه طنز نوشتن بلدم -------------------------------------------------- مصطفی مستور با اشاره به اینکه گاهی برای مفاهیم کلمه ای نداریم و نمی توانیم با یک کلمه آن مفهوم را بیان کنیم، گفت: یک وقت‌هایی کلمات مزاحم نوشتن هستند. متن : به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، نشست رونمایی تازه ترین رمان مصطفی مستور با عنوان معسومیت با حضور احسان رضایی نویسنده و منتقد و جمعی از علاقه مندان به ادبیات داستانی در کتابفروشی دنیای کتاب قم برگزار شد. احسان رضایی در ابتدا در رابطه با رمان معسومیت گفت: این رمان با تیراژ 4 هزار نسخه در شهریور 98 منتشر شد. ناشر با خیال راحت به جای تیراژ 500 یا 600 صد تایی که در بازار نشر ایران معمول است یک مرتبه 4 هزار نسخه را در یک چاپ منتشر می کند و خیلی زود رمان به چاپ های بعدی می رسد. این نشان می دهد که آقای مستور چقدر خواننده و خواهان دارد. وی درباره رمان معسومیت گفت: شخصی به نام مازیار یک داستان را تعریف می کند و همین داستان بدنه اصلی رمان را تشکیل می دهد. حادثه ای که زمستان دو سال پیش برای مازیار و دوستش اتفاق افتاده است. این دو دوست وارد رابطه ای می شوند و هرکدام سرانجام متفاوتی برایشان رقم می خورد. به جز تنه اصلی روایت ما کلی خرده روایت در این رمان داریم که درباره گذشته آینده و خانواده مازیار است. رضایی در رابطه با علاقه مستور به سلینجر نویسنده آمریکایی بیان کرد: آقای مستور بارها در مصاحبه ها از علاقه اش به سلینجر صحبت کرده است. نویسنده آمریکایی که ما بیشتر با رمان تحسین شده ناتور دشت او را می شناسیم. مستور در این رمان به خصوص در فصل اول یک ادای دین و یادآوری از این نویسنده و رمان ناتوردشت می کند. این نویسنده یادآور شد: ارجاعات ادبی و سینمایی در این رمان بسیار دیده می شود. به نظر می رسد آقای مستور در این اثر به آثاری که دوست دارد ارجاع می دهد و در موردشان حرف می زند. وی در توصیف راوی رمان معسومیت توضیح داد و گفت: این مازیار که راوی رمان است علاقه به نوشتن دارد و مثل برخی نویسنده های بزرگ که در کارهایشان غلط املائی دارند در این کتاب غلط های املایی وجود دارد. ازجمله یکی از این اشتباهات کلمه معسومیت است که از قرار معلوم عنوان کتاب هم قرار گرفته است. این منتقد ادبیات داستانی تصریح کرد: به نظر می رسد نویسنده این رمان می خواهد به ما بگوید می شود به مفاهیم طور دیگری می شود نگاه کرد و برداشت دیگری داشته باشیم. همان طوری که معصومیت را طور دیگری می توان نوشت به همان میزان معنای متفاوتی با آنچه معنای رسمی و کلیشه ای و قراردادی وجود دارد می توانیم در نظر داشته باشیم. مصطفی مستور نویسنده رمان معسومیت درباره تازه ترین اثرش گفت: مازیار به نوشتن علاقه دارد و یکی از لذت هایش این است که برود داخل کافه بنشیند و بنویسد. آنچه می توانم در مورد کتاب بگویم این است که معمولاً کتاب هایی که از من چاپ می شود دیگر آن ها را نمی خوانم، کار خیلی سخت و آزار دهنده ای است الا این که مثلاً ناشر بخواهد یک نسخه جدید را منتشر کند و مجبور باشم یک مروری بر کتاب داشته باشم. تنها کتابی که بعد از انتشار نوشته ام و به آن رجوع کردم همین کتاب معسومیت بود. مستور به دلائل رجوع به کتاب معسومیت اشاره کرد و گفت: دو سه دلیل در رابطه با این موضوع به ذهنم رسید. نخست اینکه این کتاب طنز دارد. من نه آدم طنازی هستم و نه طنز نوشته ام. از وقتی که شروع به نوشتن کردم دو کار را انجام ندادم، یکی نوشتن برای کودکان و دیگری طنز نوشتن اما روزگار کاری کرد که هر دو را مرتکب شدم. یک داستان کوتاه کودک برای رمان سه گزارش کوتاه نوید و نگار نوشتم چراکه نیاز داشتم و دیگری طنزی بود که در کتاب معسومیت کار کردم. به نظرم همین عامل طنز معسومیت برایم کار را متفاوت کرد. وی ادامه داد: عامل بعدی این است که شخصیت رمان فحش می دهد و بددهن است. من در زندگی شخصی نه این گونه ام و نه بلدم فحش بدهم. بنابراین برای طراحی این آدم مجبور بودم از این ادبیات و لحن استفاده کنم. این نکته هم برایم تازگی داشت. این نویسنده عامل سوم رجوع وی به آخرین اثرش را شخصیت چیپ مازیار برشمرد و بیان کرد: من با شخصیت های چیپ و لایه های پایین جامعه کار نکرده بودم، بیشتر شخصیت های من استاد دانشگاه، دانشجو ،فرهنگی و روشن فکران بوده اند، اما رمانمعسومیت شخصیتی دارد که از لایه های پایین جامعه آمده و این برای من تازه بود. شاید ترکیب این سه عامل باعث شد من حس کنم این کتاب مال من نیست و کس دیگری نوشته است، بنابراین وقتی کتاب برای کس دیگری باشد راحت تر می توانم سراغ آن بروم و آن را بخوانم. احسان رضایی در بخش دیگری از سخنانش به سوالات و دغدغه های مستور که در آثاراش به آن ها می پردازد اشاره کرد و گفت: در کتاب های آقای مستور از همان اولین کارهای او تا به امروز یک سری دغدغه و سوال وجود دارد. سوال هایی درباره زندگی، عشق، ادبیات، خانواده و به خصوص عرفان. آقای مستور از این موضوع ها حرف می زند و آن ها را به چالش می کشد؛ و انگار امضا و اثر انگشت آقای مستور در آثارش همین موضوعات است. مصطفی مستور در پاسخ به سوال مخاطبین درباره رمانمعسومیت گفت: من نمی توانم زیاد در رابطه با این کتاب حرف بزنم. شاید مهم ترین توضیحی که در مورد کتاب می توانم بدهم همان پیش درآمدی است که در ابتدای کتاب نوشتم. وی گفت: شما در مواجهه با معنا و موقعیتی از زندگی قرار می گیرید و نمی توانید در موردش حرف بزنید، کلمه برایش پیدا نمی کنید. معصومیت یک حسی است که قبلاً با من بوده است و در داستان های کوتاه و رمان هایم یک جور هایی به آن اشاره کرده ام اما در این کتاب انگار خیز برداشته ام که به این مفهوم نور بتابانم و کاملاً به آن بپردازم. نویسنده رمانمعسومیت در بخش پایانی درباره اغلاط املایی در کتاب به ویژه درباره عنوان کتاب توضیح داد و گفت: به نظرم یک وقت هایی کلمات مزاحم نوشتن اند. مرتب از کلمه هایی استفاده می کنیم تا معنایی را برسانیم اما به نتیجه نمی رسیم. وی گفت: حسی من به معصومیت این است که مثلا کسی را احساس کنید که آدم بی دفاعی است و درعین حال حال آدمی است که نقطه امن است و می تواند پناهگاه ما باشد و از طرفی می خواهیم با او فاصله داشته باشیم همه این مفاهیم یک چیزی به ما می دهد که باید یک کلمه و واژه برای آن انتخاب کنیم. در این طور مواقع نویسنده تصمیم می گیرد به شخصیتش کمک کند و یک واژه ای برایش اختراع کند اما این موضوع نمی تواند سرزده وارد رمان شود چراکه نیاز به منطق دارد، بنابراین تصمیم گرفتم راوی املاء اش بد باشد و کلمات را غلط بنویسد تا این کلمه را هم غلط بنویسد، چراکه این کلمه مورد نظر بوده است، لذا معصومیت را با سین می نویسد.