خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 20 فروردين 1398 ساعت 8:36 http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/270259/پادشاهی-جبه-طلا-زندگی-اشرافی-نداشت -------------------------------------------------- گفت‌وگو با غلامعلی رجایی، نویسنده کتاب «ایران و کریم‌خان» عنوان : پادشاهی که جبه طلا و زندگی اشرافی نداشت بنایی باشکوه که کریم‌خان زند طراحی کرد -------------------------------------------------- کریم‌خان، مردم‌دار و از تشریفات سلطنتی به دور بود. خودش را وکیل‌الرعایا می‌نامید و از لقب شاه برای خودش استفاده نمی‌کرد. لباس و جبه طلا و زندگی اشرافی نداشت. ارگ را خودش طراحی کرده بود، چون شم بنایی خوبی هم داشت. نمایندگان حکومتش هم در ولایات از زندگی اشرافی پرهیز می‌کردند. متن : خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)-تاریخ سلسله زندیه، به ویژه دوران حاکمیت کریم خان زند بر ایران آشفته پس از قتل نادر شاه، از چند جهت مورد توجه است. نخست این که طول مدت حکمرانی این سلسله کوتاه بود. دوم این که ایران در همین مدت کوتاه و پس از تحمل فشارهای طاقت فرسای اقتصادی زمان نادرشاه که مدام در حال لشکرکشی بود به دوران نسبتا آسوده و آرامی دست یافت. و سوم این که سیاست کشورداری کریم خان زند که از ویژگی های شخصی، اخلاقی، بینش و نگرش سیاسی و مذهبی او مایه می گرفت، به گونه ای بود که شاید در میان فرمانروایان قبل و بعد از او کمتر بتوان کسی را یافت که با وجود دستیابی به قدرت و جلوس بر مسند حاکمیت کشور پهناور ایران، نه تنها صفات حسنه و برجسته خود را از دست نداد، بلکه نسبت به گذشته با مردم ولایات مهربان تر هم شد. در این زمینه با غلامعلی رجاییمولف کتاب ایران و کریم خان گفت وگویی داشته ایم. این کتاب که از سوی انتشارات اطلاعات منتشر شده مشتمل بر هشت فصل است و به جنبه های مختلف کشورداری کریم خان زند در زمینه های سیاسی، مذهبی، اقتصادی و اقدامات عمرانی می پردازد. در ابتدا بفرماییدمنابع شما برای نگارش این کتاب چه بود؟ منابع زندیه بسیار محدود است. تاریخ گیتی گشا در تاریخ خاندان زند نوشته میرزا محمد صادق موسوی نامی اصفهانی، تاریخ زندیه نوشته ابن عبدالکریم علی رضا شیرازی، روزنامه میرزا محمد کلانتر فارس، رستم التواریخ نوشته محمد هاشم آصف، گلشن مراد نوشته میرزا ابوالحسن غفاری کاشانی و... از جمله منابع من در نگارش این کتاب بود. علاوه بر این ها از اسناد کمپانی هند شرقی هم استفاده کرده ام که البته این اسناد به طور مجزا در کتاب ایران و کمپانی هند شرقی در دوره کریم خان زند منتشر شده که ما با زحمت زیاد 200 تا 300 سند را خوانده ایم که از سوی انتشارات وزارت امور خارجه منتشر شد. با توجه به پژوهش های کتابخانه ای که انجام داده اید، کریم خان در چه وضعیتی روی کار آمد؟ کریم خان زند بعد از آشوب های منتهی به قتل نادر روی کار آمد. دوره ای که در هر گوشه ای خاری سربلند می کند و هیچ ولایتی نیست که ادعای خودمختاری نکرده باشد. در سیستان و لرستان و یزد و فارس و کرمان و... به تدریج از بین این ها، کریم خان که با برادرش در ملایر بودند، نیروهای خود را جمع می کنند. نادرشاه به تبعیت از سیاست شاه عباس، ایلات را از منطقه ای که در آن بودند، جدا می کند و هر یک را به منطقه ای می فرستد. به عنوان مثال، کردها را به خراسان می فرستد. ترک های قشقایی را به فارس می فرستد. و ایل زند را که لر بودند و عده ای معتقدند که لک هستند، به خراسان می برد. بعدها این ها به منطقه خودشان برمی گردند و به تدریج قدرت پبدا می کنند. کریم خان با علی مردان خان و ابوالفتح خان متحد می شوند. علی مردان خان، والی اصفهان است و کریم خان؛ سپهسالار. کم کم قدرت این ها توسعه پیدا می کند. علی مردان خان و ابوالفتح خان از صحنه به در می شوند. در این درگیری ها قاجارها هم هستند. نهایتا فتحعلی خان قاجار کشته می شود و بچه های او بعد از زند به حکومت می رسند. در این وضعیت که جامعه ایرانی دچار جدال خان ها با یکدیگر است، کریم خان به حکومت می رسد و شیراز را به عنوان پایتخت خودش انتخاب می کند. در این شرایط کریم خان چطور بر دیگر مدعیان قدرت پیروز شد؟ از مدعیان قدرت در این دوره، افغان ها بودند که نادر سعی می کرد به آنها متصل شود. در سپاه نادر از گرجی ها و افغان ها و... بودند. اصولا نادر کم کم از نیروهای ایرانی زده شده بود. اما به طور کلی در آن روزگار، نیروها و خان های ایرانی با هم متحد نبودند؛ قاجارها دو گروه بودند. افغان ها بعد از مرگ اشرف، فرمانده ای نداشتند و دچار چنددستگی شده بودند. لرها با هم متحد نبودند؛ ابوالفتح خان و علی مردان خان بر علیه هم توطئه می کردند و کریم خان بر آنها مسلط شد. از طرف دیگر، بحث عثمانی بود که تا کردستان و سنندج و همدان هم پیش روی کردند و کریم خان به جنگ آنها رفت. از آن طرف هم روسیه مترصد بود که وارد مناطق شمالی کشور شود. پیروزی کریم خان در این شرایط، معلول پایمردی اش و اختلاف در جناح رقیب بود. در منابع تاریخی، منش حکومتی کریم خان را چگونه ارزیابی کرده اند؟ کریم خان رفتار نادرشاه را نداشت. در برخی موارد قتل عام هم کرده است، اما دچار آن تندی ها و شدت عمل نشد. مردم هم در روزگارش آسوده بودند. می گویند؛ شب ها به بالای ارگ می رفت و اگر صدای و ساز و آواز می شنید، متوجه می شد که مردم راحت هستند و به آنها سخت نگرفته اند. او شیراز را در دوره حکومتش توسعه داد و شیوه رفتارش با یاغیان این بود که پسر یا برادرشان را گروگان می گرفت و اگر از دستوراتش تمرد می کردند، جان عزیزان شان در دست او بود. اقیلت های مذهبی در دوره کریم خان چه وضعیتی داشتند؟ اقلیت ها در نهایت تسامح و آزادانه زندگی می کردند؛ چه در اصفهان و چه ارامنه ای که به خارک تبعید شده بودند. البته جامعه هنوز متاثر از جو تندروی دوره شاه عباس است. این تندروی ها تا دوره نادر هم ادامه داشت. با وجود این که یکی از شرایط نادر، تقریب مذاهب بود. نادر مصلحت مملکت را در نزدیکی شیعه و سنی می دید. چرا که مرزهای ما هم در دست سنی ها بود. این سیاست تقریب مذاهب در دوره کریم خان ادامه پیدا نکرد. اما از تندروی ها کاسته شده بود. اوقاف در دست علمای شیعه بود. و وساطت آنها در دوره کریم خان و نادر بود که موجب می شد تا تندروی های صفوی تا حدودی کنترل شود. یهودی ها به راحتی در شیراز زندگی می کردند و ارامنه هم همین طور. و معاملات تجاری با کمپانی های هند شرقی برقرار بود. روابط کریم خان با کشورهای دیگر چگونه بود؟ در دوره کریم خان، سفارت نداریم و ارتباط ما با کشورهای غربی از طریق هند شرقی است. کشورهایی نظیر هلند، فرانسه و انگلیس. و بیشتر ادامه وضعیت صفویه است. کریم خان تقریبا در تمام دوران حکومتش، به درخواست کشتی و مرکزیت دادن به بندر بوشهر مشغول است که انگلیسی ها زیر بار نمی روند. در این دوره انگلیسی ها از شورش های محلی بر علیه کریم خان حمایت می کنند. کریم خان هم به چند دلیل، بندر بصره را تعطیل کرد. مهم ترین نکته این است که انگلیسی ها تجارت شان در منطقه را از طریق بندر بصره انجام می دادند. کریم خان با حمله به بندر بصره و تصرف آن، بصره را از اهمیت اقتصادی می اندازند تا انگلیسی ها بوشهر را فعال کنند. اما در هنگام مرگ کریم خان، فقط یک نفر آدم از طرف انگلیسی ها در بندر بوشهر بود که او هم فقط پرچم را بالا و پایین می برد. مهم ترین ویژگی دوران حکومت کریم خان را چطور ارزیابی می کنید؟ دوره کریم خان، یک دوره کوتاه است. نادر 12 سال حکومت کرد و کریم خان چیزی حدود 30 سال. در این دوره، سیاست ایران بر رسمی بودن تشیع ادامه پیدا کرد. امری که نادر آن را به محاق برده بود. علاوه بر آن یک سری، فعالیت های رفاهی و اقتصادی انجام شد. مالیات های عقب مانده را گرفت. نادر در تمام 12 سال حکومتش روی اسب بود. کریم خان توانست، زیر ساخت هایی را که تخریب شده بود اصلاح کند. او به دنبال رونق اقتصادی، از طریق توسعه تجاری بود. شیراز را پایتخت کرد که به دریا نزدیک باشد و به کمپانی های خارجی روی خوش نشان داد. اما با دورویی انگلیسی ها روبه رو شد و کار به گروگان کشی رسید. یکی از دلایل ناکامی کریم خان در بصره این بود که نماینده کمپانی با او سر لج افتاد. وقتی کریم خان بصره را فتح کرد، بهترین کمپانی هند شرقی در آنجا بود و کریم خان به آن هیچ آسیبی نزد. اما با این وجود آنها با او سر لج افتادند. از دیگر ویژگی های دوره کریم خان این بود که اقلیت های مذهبی در آرامش بودند. در دوره صفویه و افشاریه، زردشتی ها به هند رفتند. برخی از آنها در دوره کریم خان به ایران بازگشتند. کریم خان، مردم دار و از تشریفات سلطنتی به دور بود. خودش را وکیل الرعایا می نامید و از لقب شاه برای خودش استفاده نمی کرد. لباس و جبه طلا و زندگی اشرافی نداشت. ارگ را خودش طراحی کرده بود، چون شم بنایی خوبی هم داشت. نمایندگان حکومتش هم در ولایات از زندگی اشرافی پرهیز می کردند. چه آثاری در دست چاپ دارید؟ کتابی به نام میقات عشق در دست نگارش دارم که 9 سفرنامه عراق است و انتشارات سفیر اردهال آن را منتشر می کند و همین طور بازنشر کتاب مصائب امام حسین(ع). همچنین به تازگی کتابی هم که حاصل 10 سال مقالات و روزنوشت ها و مصاحبه های من درباره هاشمی رفسنجانی است به نام سرو همیشه ایستاده به مناسبت سالگرد درگذشت ایشان منتشر شده است.