خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 27 ارديبهشت 1398 ساعت 15:56 http://www.ibna.ir/fa/doc/longtrans/275830/چطور-کودکان-خوره-کتاب-تبدیل-کنیم -------------------------------------------------- عنوان : چطور کودکان را به خوره کتاب تبدیل کنیم؟ توصیه‌های ۱۰ ملک‌الشعرای کودکان -------------------------------------------------- مایکل مورپورگو، کوئنتین بلیک، جولیا دانلدسن و بقیه ملک‌الشعراهای کودکان از کتاب‌های الهام‌بخش خود و علاقمند نگه داشتن کودکان به کتاب در دنیای دیجیتال امروز می‌گویند. متن : به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - یک کتاب کودک خوب به اندازه هر نوع اثر ادبی و چه بسا بیشتر از آن مهم و ارزشمند است. خواندن و علاقمند شدن به یک داستان یا شعر در کودکی این شانس را به ما می دهد که در بقیه عمر کتاب خوان یا شاید نویسنده و هنرمند شویم. یکی از کارهایی که برای کمک به این امر انجام گرفت انتخاب ملک الشعرای کودکان بود. کوئنتین بلیک در سال ۱۹۹۹ به عنوان اولین ملک الشعرای کودکان انتخاب شد. او استانداردهایی تنظیم کرد و در دو سال فعالیت خود در این مقام، هنر تصویرسازی در کتاب های کودک را به نحوی تغییر داد که پیش از آن هرگز انجام نشده بود. فصل اول این داستان آغاز خیره کننده ای داشت و پس از آن ملک الشعراهای دیگر هر کدام به مسیری متفاوت رفتند که همیشه هیجان انگیز و شگفت انگیز بود. هر یک از آنها الهام بخش هزاران خواننده بوده اند و بیش از هر زمان درباره اهمیت ادبیات کودکان در فرهنگ و جامعه آگاهی بخشیده اند. کوئنتین بلیک (ملک الشعرای کودکان از ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱) یادم هست کتابی که مرا از خواندن منصرف کرد الیور توییست بود، که وقتی خیلی بچه بودم خواندم. خوشبختانه بعدها دوباره به دیکنز برگشتم و فهمیدم فوق العاده است. پس از آن، همه کتاب ها را خواندم، بعضی ها را حتا دو بار. یک داستان ساده تر که خودم کار تصویرگری اش را کردم به نام کله پوک ها هم هست که داستان دو جوجه است که از مزرعه خود فرار می کنند و با دانش یک زاغچه به جهانی گسترده معرفی می شوند. آن فین (۲۰۰۱-۲۰۰۳) تقریبا مثل تمام هم سن و سالانم، من هم با انید بلایتون کتاب خوان شدم. کتاب آنتونی باکریج درباره جنینگز و مدرسه پیش دبستانی اش را هم دوست داشتم. اما ویلیام در کتاب های ریکمال کرامپتن، کاراکتر مورد علاقه ام بود. تقریبا تمام ۳۹ جلد سری ویلیام را داشتم و او تبدیل شده بود به برادر خیالی و بهترین همراهم. بچه ها هرگز توصیه های معقول را نمی پذیرند اما در الگوبرداری از یک روشِ بد، فوق العاده اند. درنتیجه اگر والدین قسمت عمده ای از زمان خود را پای صفحه نمایش ها بگذرانند، به ندرت می توانند انتظار چیز متفاوتی از فرزند خود داشته باشند. این واقعیت را به موضوع اضافه کنید که تمام مطالعات نشان می دهد که بچه هایی که هر شب برایشان کتاب خوانده می شود، عملکرد بهتری در مدرسه حتا در ریاضیات خواهند داشت. شاید نتوانید گوشی موبایل تان را کنار بگذارید اما حداقل روزی نیم ساعت بدون وقفه برای کودک خود کتاب بخوانید. و این کار را از سنین پایین تر شروع کنید. مایکل مورپرگو (۲۰۰۳-۲۰۰۵) همیشه برای والدین امکان پذیر نیست که برای خواندن زمان داشته باشند، درنتیجه این کار را باید از مدارس شروع کرد. تنها نیم ساعت از پایان روز در مدرسه را به داستان خوانی اختصاص دهید، درنتیجه گوش کردن به داستان و کتاب خواندن تبدیل به یک عادت می شود. خواندن دارو نیست. یک کتاب خاص وجود ندارد که برای همه بچه ها جواب بدهد، چون هر کودک با دیگری متفاوت است. جزیره گنج اولین کتاب واقعی بود که خودم خواندم و الهام بخش بزرگی بود. با جیم هاوکینز، شخصیت داستان احساس نزدیکی کردم و وقتی کتاب را می خواندم با آن زندگی کردم. رابرت لویی استیونسن تبدیل به قهرمان من شد و جزیره گنج آغاز سفر طولانی من به داستان ها بود. ژاکلین ویلسن (۲۰۰۵-۲۰۰۷) وقتی یک دختر کوچولو بودم مادرم همیشه به من می گفت سرم را از کتاب بیرون بیاورم و یک کار مفید بکنم. معلم ها در مدرسه مرا در یک گوشه هنگام کتاب خواندن غافلگیر می کردند و می گفتند بروم در زمین بازی بدوم. درنتیجه خواندن برایم جذاب تر شد. بنابراین این یک پیشنهاد وسوسه انگیز است که به بچه ها بگوییم کتاب نخوانند. اما مطمئن نیستم که این روش واقعا جواب بدهد. کتاب خواندن با صدای بلند برای بچه های کوچک راهی است که کتاب را برای آنها با سرگرمی، لذت و توجه همراه می کند. اکثر کودکان خردسال دوست دارند که روی پای بزرگ ترها بنشینند، به تصاویر اشاره کنند و با یک متنِ خوب ارتباط برقرار کنند. وقتی که بچه ها خودشان خواندن را یاد می گیرند، همچنان می توانید کتاب های هیجان انگیز و چالش برانگیز بلند را که خودشان قادر نیستند، برایشان بخوانید. جایی که وحشی ها هستند از موریس سنداک، یک شروع کننده خوب است که هر بچه کوچکی آن را دوست دارد. خوشبختانه خواندن پس از مدتی به یک ماجراجویی جادویی بی پایان تبدیل می شود. مایکل روزن (۲۰۰۷-۲۰۰۹) من عاشق امیل و کارآگاهان نوشته اریک کاستنر هستم. مادر امیل او را با کمی پول برای عمه و مادربزرگش به برلین می فرستد، اما پول در قطار توسط یک غریبه دزدیده می شود... این داستان به خاطر خلاقیت، شوخ طبعی و کشمکشی که دارد، تبدیل به کتاب مورد علاقه کودکی ام شد و در بزرگسالی آن را تدریس کردم. یکی از موانع اصلی، سیستم سنجش تجویزی و محدود در مدارس ابتدایی است که مانع از این می شود که معلمان در آرامش و بدون محدودیت با کودکان کتاب بخوانند. کاری که مدارس می توانند بکنند این است که سعی کنند تا جایی که می توانند زمان صرف خواندن مطالب متنوع و کاملا جامع با بچه ها کنند. مساله ای که باید شامل کل جامعه مدرسه ازجمله والدین، پدربزرگ و مادربزرگ و پرستاران باشد یک سیاست فرهنگی در داخل و خارج از مدرسه. آنتونی براون (۲۰۰۹-۲۰۱۱) وقتی بچه بودم، کتاب های کمیک تاثیر بزرگی داشتند و خاطرم هست که یکی از آنها را خیلی دوست داشتم. یک کمیک استریپ در قالب کتاب به نام فاج در شهر تافی که سورئالیسی کودک پسند بود: شهر تافی از شیرینی و رودخانه ها از لیموناد ساخته شده بودند. فکر می کردم این واقعا فوق العاده است، علی الخصوص اینکه در زمان جنگ بودیم. صحبت کردن، گوش کردن و خندیدن با بچه ها از مهم ترین راه هایی است که می توانیم با آنها وقت بگذرانیم، و یک کتاب می تواند به اندازه یک اسباب بازی یا یک صفحه نمایش، جذاب و دوست داشتنی باشد. اکثر کتاب های تصویری اگر به شیوه جالبی با آنها برخورد شود، می توانند مکالمات بسیار جالبی بین کودک و بزرگسال به وجود بیاورند. با هم به تصاویر نگاه کنید و درباره چهره، زبان بدن کاراکترها و موقعیت آنها صحبت کنید. این کار کمی می تواند شبیه به نگاه کردن به آدم ها در دنیای واقعی باشد چه جور جایی زندگی می کنند؟ خوشحال اند یا غمگین؟ آیا سرنخی در عکس ها وجود دارد؟ این ها صرفا پیشنهادات من به عنوان یک نویسنده، تصویرگر و پدر است. جولیا دانلدسن (۲۰۱۱-۲۰۱۳) وقتی پنج ساله بودم کتاب هزار شعر را به من دادند. یک کتاب بزرگ و قطور که من عاشق خواندن، یادگرفتن و حفظ کردن شعرهایش با پدرم بودم و همچنین به من الهام بخشید تا چنین کاری را خودم هم انجام دهم و نسخه شخصی خودم را بسازم. هنگامی که کودک خواندن را یاد می گیرد، گاهی داستان های قبل خواب ممکن است یک کار قدیمی به نظر برسد. فکر می کنم این شرم آور است. با بسته شدن کتابخانه ها و فضای کمی که برای نقد کتاب های کودک وجود دارد، پیدا کردن کتابی که ممکن است کودک از آن لذت ببرد و آموختن عادت خواندن به او می تواند کمی دشوار باشد. بلند خواندن برای کودکان در هر سنی می تواند از هر نظر لذت بخش باشد، درنتیجه فکر می کنم یک داستان سریالی در زمان خواب می تواند ایده خوبی باشد. همچنین می توانید در ماشین از نسخه های صوتی استفاده کنید. ملوری بلکمن (۲۰۱۳-۲۰۱۵) من از سنین بسیار پایین به طور غریزی ارزش داستان را احساس کردم. صندلی نقره ای از سی.اس لوئیس درباره قدرتِ باور به خود است، هرچه باشید و حتا اگر بقیه شما را مسخره کنند. این پیامی بود که من آن زمان شدیدا نیاز داشتم بشنوم و چیزی است که تا به امروز با من باقی مانده است. اگر می خواهیم بچه ها یاد بگیرند، با درک و همدلی برای دیگران رشد کنند و موفق شوند، باید تشویق شان کنیم که برای لذت بردن و تفریح بخوانند. اجازه دهید کودک، کتاب خواندن شما را ببیند. برایش بخوانید. بگذارید او برای شما بخواند. از خواندن کودک یا زمانی که طول می کشد تا بخواند انتقاد نکنید. من به عنوان یک کودک اگر یک پاراگراف یا صفحه فوق العاده می خواندم، بارها و بارها آن را می خواندم و کلمات و معنای آن را مزه مزه می کردم. بخشی از زیباییِ خواندن شیوه ای است که داستان با گام های خواننده پیش می رود. به انتخاب های کودک برای خواندن نخندید یا مسخره اش نکنید. همچنان که کتاب های دیگر را به او پیشنهاد می کنید، او را به خواندنِ هرچه بیشتر از هر چیزی که دوست دارد تشویق کنید. کریس ریدل (۲۰۱۵-۲۰۱۷) بزرگ ترین مانع سوادآموزی کودکان فقدان یک کتابدار در مدرسه است. کتابدارها هستند تا راهنمایی کنند، توصیه کنند و پیشنهاد بدهند. آنها دربان هایی به دنیایی جدید و مقدمه ای برای معرفی به دوستان جدید روی صفحه کاغذ هستند. زمانی که به عنوان ملک الشعرا فعالیت می کردم تصمیم گرفتم که کارهایشان را برجسته کنم و خوش شانس بودم که شاهد تاثیر مثبت کتابدارها بر دانش آموزان در کلاس درس بودم. با کاهش بودجه، این خطر وجود دارد که کتابدارها به گونه های در معرض خطر تبدیل شوند و این برای فرزندان ما یک تراژدی است. ضروری است که دولتمردان مهارت هایی را که کتابداران به جامعه ای که به آن خدمت می کنند، شناسایی کنند، نه تنها در مدرسه، بلکه در کتابخانه های عمومی هم همینطور. باید به همه با هر پس زمینه اجازه دسترسی به کتاب داده شود. وقتی نوجوان بودم کتابدار مدرسه ی ما ناطور دشت سلینجر را به من پیشنهاد کرد، بدون آن مطمئن هستم جایی که امروز هستم نبودم. لارن چایلد (۲۰۱۷-۲۰۱۹) وقتی بچه بودم، پدر و مادرم همیشه ما را به گالری ها می بردند و من می دانم که این ما را با زبانِ نگاه کردن به تصاویر آشنا کرد. مردم اغلب از یک کتاب خاص صحبت می کنند که در کودکی کشف کرده و آنها را به یک کتابخوان تبدیل کرده است. برای من بزرگ ترین الهام پی پی جوراب بلند نوشته آسترید لیندگرن بود که عاشق کاراکتر اصلی اش بودم و هنوز از آن زمان با من باقی مانده است. فشار بر مدارس برای دستیابی به چیزهای خاص به این معنی است که وقت زیادی برای خواندن یا حتا استراحت نداریم. زمانی در روز نداریم که فقط بنشینیم و درباره کتاب ها و داستان ها صحبت کنیم. بچه ها باید به شنیدن داستان و بودن کتاب ها در اطراف خود عادت کنند. آنها نیاز دارند که در فضایی که کتاب ها اشیای آشنایی هستند، خاطرجمع باشند و این فرصت را داشته باشند که با کتاب ها درگیر شوند و به تصاویر نگاه کنند. این می تواند از طریق کتابخانه ها یا وجود کتاب ها در کلاس های درس یا بازدید منظم نویسنده ها و تصویرگران از مدرسه محقق شود.