خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 6 مهر 1399 ساعت 10:37 http://www.ibna.ir/fa/longint/296332/عزتی-پاک-ادبیات-جنگ-بچه-ها-جذاب-تر-کنیم -------------------------------------------------- آثار ماندگار کودک و نوجوان در حوزه دفاع مقدس/4 عنوان : عزتی‌پاک: ادبیات جنگ را برای بچه‌ها جذاب‌تر کنیم -------------------------------------------------- علی‌اصغر عزتی‌پاک معتقد است جنگ جزء واقعیات غیرقابل انکار زندگی است اما باید توجه داشت که ما جنگ نمی‌خواستیم و دیگران بودند که با زور و خشونت و استکبار جنگ را بر ما تحمیل کردند و این مساله را باید بیان کنیم. متن : به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، علی اصغر عزتی پاک از نویسندگان حوزه دفاع مقدس است که آثار ماندگاری را در این حوزه برای نوجوانان به رشته تحریر درآورده است؛ از جمله این آثار می توانیم به زود برمی گردیم، آواز بلند و باغ کیانوش اشاره کنیم که برای او جوایزی چون جایزه دو سالانه ادبیات کودک و نوجوان ایران (کانون پرورش فکری) و جایزه کتاب سال سلام برای زود برمی گردیم، جایزه کتاب سال دفاع مقدس و نامزدی رمان نوجوان پانزدهمین جشنواره کودک و نوجوان برای باغ کیانوش و نامزدی کتاب سال دفاع مقدس برای آواز بلند را به ارمغان آورده است. نمی توان نویسنده ای را از خود و زندگی اش منفک کرد علی اصغر عزتی پاک درباره اینکه تجربه و خاطراتش از دوران جنگ تحمیلی چقدر در نوشتن آثار دفاع مقدسی اش تاثیر داشته، می گوید: نمی توان آثار هر نویسنده ای را از خودش و زندگی اش منفک کرد، از طرفی هم اگر نویسنده ای بخواهد آثارش را کاملا جدا و منفک از زندگی و تجربه زیستی و درکش از هستی، بیافریند، هم خودش و هم مخاطبانش دچار یک نوع سوء تفاهم خواهند شد. از سویی ما در دوره ای زندگی می کنیم که باید درباره مشکلات و مسائل خودمان بنویسیم و با هم حرف بزنیم تا هم در روزگار خودشان ثبت و تحلیل شوند و هم برای آیندگان به یادگار بماند. وی می افزاید: ماجرا از آنجا شکل گرفت که بعد از انتشار نخستین کتابم یعنی می مانم پشت دکه در سال 1384 بااینکه فضای روشنفکرانه ای داشت و ایده ها خوب بودند و به مسائل انسانی و اینکه یکدیگر را تحمل کنیم و به فکرها و عقاید هم احترام بگذاریم، پرداخته بود اما من نسبت این کتاب را با خودم و جایم گم کرده بودم و احساس می کردم در آن نشانه ای از تجربه زیسته ام وجود ندارد و رفتارها خیلی ذهنی و آرمانگرایانه است و کسی که کتاب را می خواند من را به عنوان کسی که خطی را در زندگی طی کرده و تجربیاتی در زندگی دارد، نمی بیند گویی من یک جا ایستاده بودم و داشتم درباره مسائل دیگری حرف می زدم که نسبتی به خودم نداشتند. بعد از انتشار این کار از طرف یکی از دوستان تلنگری به من زده شد و گفت خودت کجای داستانی؟ این مساله سبب شد من برگردم و به خودم فکر کنم که حاصلش شد داستان نیمه بلند زود برمی گردیم که در حوزه دفاع مقدس بود و در سال 1386 منتشر شد یعنی دوسال بعد از انتشار نخستین کارم. بر ایده هایم مصر هستم این نویسنده با اشاره به اینکه بعد از زود برمی گردیم، رمان های آواز بلند و باغ کیانوش را نوشته است، درباره دلایل نوشتن این آثار می گوید: در آن زمان می دیدم نگاهی که من به جنگ دارم تا به حال بیان نشده و اختصاص به من دارد و براساس این نگاه این کتاب ها را نوشتم. امروز هم بر ایده هایم در این کتاب ها مصر هستم. مثلا در آواز بلند به این موضوع پرداخته ام که باید دفاع کنیم درغیراین صورت خانه را روی سرمان خراب می کنند، فرقی هم ندارد که با آن ها درافتاده باشیم یا نه و امروز مصرترم براین ایده. یا در باغ کیانوش به مساله دور بودن آدم ها از هم پرداخته ام و اینکه چون آدم ها با هم نزدیک نیستند و با هم حرف نمی زنند با هم درگیر می شوند و می جنگند و اگر از لحاظ عاطفی با هم پیوند بخوردند جنگی هم وجود نخواهد داشت و امروز هم به این ایده اعتقاد دارم. اگر انسان ها از لحاظ عاطفی با هم پیوند بخوردند جنگی وجود نخواهد داشت وی درباره رمان آواز بلند توضیح می دهد: وقتی که داشتم رمان آواز بلند را می نوشتم حسی داشتم که الان ندارم. آن زمان یعنی سال 78 سایه جنگ به شدت بالای سر ایران بود و گزینه ها روی میز بود و من فکر می کردم در این شرایط چه کاری می توانم انجام دهم؛ می توانستم بگویم که من اهل جنگ نیستم و در خانه بنشینم و بگویم افرادی که باهم دارند می جنگند، آمده اند یک مجموعه را بزند و تو اصلا دیده نمی شوی و به حساب نمی آیی و با آن مجموعه متلاشی می شوی. اما احساس می کردم اگر جنگ شود همه موظف اند بروند و دفاع کنند و این حاصل واقع نگری من بود. در باغ کیانوش به آرمان هایم پرداختم عزتی پاک درباره رمان باغ کیانوش هم توضیح می دهد: در این رمان به آرمان های خودم پرداختم، آرمان هایی که خودم درگیر و پیگیرش هستم یعنی آدم ها قبل از اینکه تیری شلیک شود اگر با هم گفت وگو کنند، جنگی رخ نمی دهد. اگر قبل از اینکه موشکی شلیک کنند آن بچه شیرین 12 ساله را دیده بودند، حرف هایش را شنیده بودند و لبخند هایش را دیده بودند، حاضر نمی شدند او را بکشند. اگر با این تفکر همدیگر را ببینیم و به رسمیت بشناسیم، می بینیم که چقدر فضای متفاوتی برای انسان ها رقم می خورد و این، همان نگاه آرمان گرایانه ام در رمان باغ کیانوش بود. با آثار دفاع مقدسی ام زندگی می کنم این نویسنده و منتقد ادبی با بیان اینکه همه آثارش در حوزه دفاع مقدس را دوست دارد و با آن ها زندگی کرده، درباره میزان دیده شدن آثارش در این حوزه می گوید: از بین این سه کتاب، رمان باغ کیانوش نسبت به بقیه بیشتر دیده شد و 37 هزار نسخه از آن منتشر شد و درباره آن هم نقد ها و تحلیل ها و پایان نامه های زیادی نوشته شد و در بخش دانشگاهی هم دیده شد. فکر می کنم دلیل بیشتر دیده شدن باغ کیانوش این بود که آن را با امید نوشتم و برای مخاطبان هم مضمونش مهم بود. همچنین تلاش کردم داستان پر افت و خیزی باشد و بچه ها در داستان شیرین و جذاب باشند. اینکه در داستان دو بچه دست خالی با یک خلبان مصلح دشمن در یک باغ گفتار می شوند و آخرش هم قرار نیست یکی دیگری را بکشد و جور دیگری تمام می شود معمولا برای مخاطبان جذاب است. درواقع برخلاف رمان آواز بلند که بخشی از آن ذهنی است، این داستان کاملا عینی است. جنگ از واقعیات غیرقابل انکار زندگی است وی درباره اینکه چگونه می توانیم ادبیات جنگ را برای بچه ها جذاب تر کنیم، می گوید: جنگ جزء واقعیات غیرقابل انکار زندگی است اما باید توجه داشت که ما جنگ نمی خواستیم و دیگران بودند که با زور و خشونت و استکبار جنگ را بر ما تحمیل کردند و این مساله را باید بیان کنیم. از سویی نباید به این سو برویم که نسل های جدید ما در کتاب ها با ذهنیتی روبه رو شوند که در واقعیت وجود ندارد. مسلما جنگ با خشونت همراه است و ما باید این چاشنی را در داستان ها بگنجانیم اما اینکه چگونه آن را بیان کنیم به هنر نویسنده بستگی دارد. به گفته این نویسنده و پژوهشگر،نباید بچه ها را به میدان جنگ ببریم، مانور بدهیم و تانک منفجر کینم، بهتر است داستان را در محیطی که هستند و زندگی می کنند پیش ببریم و تاثیرات جنگ را آنجا نشان دهیم. من در سه کتابی که در این حوزه برای نوجوانان نوشتم به این مساله توجه داشتم و داستان را به گونه ای بیان کردم که در محل زندگی شان می گذرد و برای اینکه از خشونت و واقعیت هایی که در جنگ وجود دارد، فارغ نشوند، در کنار نشان دادن روی لطیف زندگی و ارزش خانه و خانواده و زندگی، تهدیدات جنگ را نیز مطرح کردم. عزتی پاک در پاسخ به این سوال که کتاب های این حوزه چقدر در انتقال مفاهیم و ادبیات جنگ به بچه ها موفق بوده اند، توضیح می دهد: در این زمینه رفتارهای برخی رسانه ها مخصوصا صداو سیما تعیین کننده است، وقتی بخواهیم این مسائل را بدون تبیین و تحلیل و با ضرب و زور در فکر مخاطب خود کنیم بدون اینکه آن را بشکافیم و تحلیل کنیم تا کودک و نوجوان بفهمد چرا باید این مساله را بپذیرد، سبب می شود که آن را نپذیرد و می بینیم که بخش بزرگی از نسل جدید به دلیل اینکه تبیین و تحلیلی از این مفاهیم برای آن ها ارائه نشده، نسبت به این مفاهیم بیگانه اند. اساسا انسان با همه چیز در خلوت خودش کنار می آید و تا زمانی که رسانه تاثیرگذار کشور یعنی صدا و سیما مخاطبش، سوالاتش و متوجه نشدن هایش را به رسمیت نشناسد، بچه ها این مسائل را نمی فهمند. بُرد آثار ادبی در کشور کم است عزتی پاک می گوید: از سویی بُرد آثار ادبی هم در کشور کم است و بیشتر روی قشر فرهیخته تر و ادبی تر جامعه تاثیر می گذارند، هرچند این افراد به عنوان مراجع در اجتماع تاثیراتی از خود برجای می گذارند اما بردشان کم است. از طرفی اگر آثار ادبی در زندان ها، زندانی شوند و روی آن ها سرمایه گذاری نشود، دیده نمی شوند. اگر از روی این آثار فیلم و انیمیشن ساخته شود، طبیعتا بهتر دیده می شوند. به نظرمن نویسنده ها بخشی از وظایفشان را انجام داده اند اما بخش های دیگر اجتماع در معرفی آثار کوتاهی کرده اند. با این موضوع بیشتر بخوانیم: میرکیانی: عهد کردم هرماه یک مطلب درباره شهدا بنویسم حسن بیگی: نوشتن و گفتن از جنگ برای کودکان و نوجوانان مشکل است صحرایی: فضای جنگ را بااستفاده از طنز برای کودکان تلطیف کنیم