خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 6 فروردين 1398 ساعت 8:00 http://www.ibna.ir/fa/doc/book/273363/صد-سال-زنان-جنايي-نويس -------------------------------------------------- مجموعه داستان «وحشت مدام» منتشر شد عنوان : صد سال زنان جنايي نويس -------------------------------------------------- این کتاب شامل ١١ داستان درخشان آمریکایی و انگلیسی به سبک آگاتا کریستی و در ژانر معمایی است که در صد سال اخیر توسط زنان داستات‌نویس نوشته شده است. متن : به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)الیزابت جورج، نویسنده چهارده کتاب پرفروش نیویورک تایمز ژانر تعلیق و معمایی است و تاکنون دو مجموعه داستان کوتاه گردآوری و منتشر کرده است. جورج موفق شد جوایز آنتونی و آگاتا را برای آثار خود به دست بیاورد و مفتخر به کسب جایزه بزرگ ادبیات کارآگاهی فرانسه و نیز MMI، جایزه ای آلمانی در ژانر ادبیات تعلیق و معمایی شده است. این کتاب شامل ١١ داستان درخشان آمریکایی و انگلیسی به سبک آگاتا کریستی و در ژانر معمایی است که در صد سال اخیر توسط زنان داستات نویس به رشته تحریر درآمده اند. در پشت جلد کتاب آمده است: نل مایع درون فنجان را چرخاند. ته آن رسوباتی شناور بود. ناگهان به این نتیجه رسید که اهمیتی ندارد. حتی اگر کارل مسمومش هم می کرد، برای کسی اهمیت نداشت. فنجان را به لب برد و قبل از این که نظرش را عوض کند، آن را سر کشید... دنور پست اين كتاب را یک مجموعه عالی و درجه یک را مي داند و مي نويسد: این داستان ها نشان می دهند زنان چه نقش پررنگی در پیشبرد داستان جنایی مدرن داشته اند. پابلیشرز ویکلی در معرفي اين كتاب نوشته است: چند نمونه درخشان از داستان های آمریکایی و انگلیسی به سبک آگاتا کریستی. در بخشی از کتاب می خوانیم: وقتی جمایما کم کم داشت با این شگفتی کنار می آمد، متوجه شد ظاهر خود خانم آرچر هم بسیار شگفت انگیز است. بعد از سازگاری سریعش از تینای سرزنده به خانه کهنه و غم انگیز، حالا باید با همان سرعت دوباره با ظاهر خانم آرچر سازگاری پیدا می کرد. با همان نگاه اول به خانم آرچر پیر که جمایما می دانست نزدیک هشتاد سال دارد، تمامی تصورات هاویشامی از ذهنش پاک شــد. دوشیزه ایزی پیرزنی کهنســال و تنها نبود که در لباس عروسی پوسیده پنجاه سال پیش، سرگردان در خانه اش بچرخد. دوشیزه ایزی آرچر یک کلاه گشاد حصیری به ســر داشت و با دستمالی آن را زیر چانه اش بسته بود؛ یک پیراهن مردانه گشــاد و سفید و یک شلوار جین کوتاه شده تا زانو هم پوشیده بود. چیزی شبیه صندل های بچگانه قهوه ای هم به پا داشت. از ظاهرش بر می آمد که یا با تمامی این لباس ها دوش گرفته یا مشــغول شنا بوده است. آب از ســر و رویش چکه می کرد و گودال های آب کوچکی روی فرش گران قیمت و تخته های تیره و صیقل خورده کف اتاق طراحی، با آن پرده های زربافت ارغوانی و حاشیه دارش درست می کرد. با وجود نور اندکی که از میان آفتاب گیرهای ســنگین قهوه ای و بسته روی منظره دریا داخل می شــد، کل این صحنه چنان بــود که نگاه آدم را روی آن میخکوب می کرد. وحشت مدام داستان های کوتاه جنایی، اثر نویسندگان زن، با ویراست الیزابت جورج و ترجمه شیرین سادات صفوی، در ۳۰۴ صفحه، با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۹ هزار تومان توسط همین نشر منتشر شده است.