خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 4 خرداد 1398 ساعت 15:07 http://www.ibna.ir/fa/doc/note/276170/حضور-کتاب-فروشان-نمایشگاه-های-کتاب-رویای-توسعه-شبکه-های-فروش -------------------------------------------------- عنوان : حضور کتاب‌فروشان در نمایشگاه‌های کتاب و رویای توسعه شبکه‌های فروش ناشران منش صنفی را به سود نمایشگاهی ترجیح دهند -------------------------------------------------- اگر ناشران با منش صنفی، فروش نمایشگاهی خود را با کتاب‌فروشان تقسیم کنند، می‌توان امکانِ حضور کتاب‌فروشان در نمایشگاه‌های کتاب را گامی به‌سمت توسعه شبکه‌های توزیع و فروش کتاب دانست. متن : خبرگزای کتاب ایران(ایبنا)-هادی حسینی نژاد؛ اینکه حتی برهم زدن یک ساختار غلط که ارکانش سال ها به آن خو کرده اند، خود موجبِ هزینه و مخاطراتی خواهد بود، نقلی است که می شود آن را به چالش کشید اما حتی اگر نقلِ درستی باشد، به آن معنا نیست که کماکان اجازه دهیم ساختار غلط، کمافی السابق به حرکت اشتباه خود ادامه دهد و سال به سال بر خسارات ایجاد شده بیافزاید. با گذشت 40 سال از پیروزی انقلاب، شاهد برگزاری 32دوره نمایشگاه کتاب تهران بوده ایم و نمایشگاه های کتاب استانی هم که از سال 1372کلید خورد، با گذشت 26سال به عدد 386دوره رسیده است. شاید مهمترین هدف از شکل گیری سازوکار نمایشگاهی در کشور نیز از آغاز، تسهیل در دسترسی جامعه به کتاب بوده که البته با تزریق یارانه ها و تخفیف های نمایشگاهی این نظریه، پررنگ شده است اما باید در نظر داشت با گذشت 32 سال از آغاز این جریان، طبیعی است که صنعت نشر مقتضیات دیگری داشته باشد. به نمایشگاه های کتاب کشورمان -حتی با درنظر گرفتن تمام افزوده های مثبتی که می توانسته اند در دوره های مختلف داشته باشند- همواره نقدهای جدی و قابل تاملی وارد بوده که به واقع بدون توضیح و توجیه باقی مانده اند اما از میان مواردی که متواتر در رسانه ها و نشریات به انتشار رسیده، مهمترین مورد تناقضی است که سیستم فروش نمایشگاهی با سیستم طبیعی فروش کتاب در شبکه های توزیع و فروش که سرآخر به حلقه کتاب فروشی ها ختم می شود، داشته و دارد. مسلم است که تنها در شرایطی می توانیم به رشد متوازن تمام اعضا و به عبارتی؛ اندامِ یک پیکر امیدوار باشیم که مطالبات و کارکردهای هریک را در جای خود ببینیم و به رسمیت بشناسیم. حالا اگر پیکره صنعتِ نشر مورد نظر ما باشد، کتاب ها پس از انتشار از سوی ناشر، باید از طریق شبکه های توزیعِ فعال در سراسر کشور به کتاب فروشی ها ارائه و در آخرین حلقه این صنعت که کارکرد واقعی -و البته به زعمِ نگارنده، انحصاری - آن فروش کتاب است، به دست مخاطبان برسند. اما آنچه اتفاق افتاده این است که ضعف در شبکه های توزیع و ساختار فروش متوازن در سراسر کشور، به راهکارِ ایجاد نمایشگاه های کتاب انجامیده؛ حال آنکه این تجویزِ چندین و چند ساله، خود به عاملی تبدیل شده که مانع از رشد متوازن و معقول شبکه های توزیع و فروش کتاب شده است. با ارجاع به سطرهای آغازین از این نوشته، بسیاری از مدیران، کارشناسان و دست اندرکاران صنعت نشرمعتقدند بر هم زدن این ساختار، حتی با پذیرش رشد نامتوازن و خسارت بار آن، به صلاح صنعت نشر نیست اما چنانچه اشاره شد، حتی در اینصورت در اصلاح این ساختار نباید کوتاهی کرد. در این راستا تاکنون، اقداماتی از سوی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده که از جمله آن ها می توان به اجرای طرح های فصلی عیدانه، تابستانه و پاییزه به همت خانه کتاب اشاره کرد که رویکردش کمک به اقتصاد کتاب فروشی ها در مقابل فروش نمایشگاهی بوده است. ایجاد امکان خرید با بن کارت های الکترونیک ویژه نمایشگاه در کتاب فروشی ها نیز اقدام دیگری بود که موسسه نمایشگاه های فرهنگی آن را در دستور کار قرار داد و حالا این رویه در سومین گام خود به ایجاد امکان حضور کتاب فروشان در نمایشگاه های کتاب استانی به نمایندگی از ناشرانی که خود در آن نمایشگاه ها شرکت ندارند، رسیده است؛ امکانی که اگر از آن استقبال شود، می تواند تاثیر گذار باشد. اجرایی شدن این طرح مثبت که می تواند تا حد قابل قبولی، روند تضعیف کتابفروشی ها را با ایجاد امکانی تازه کمرنگ کند، در سطح نمایشگاه های استانی می تواند زودبازده باشد، چراکه تعداد ناشران حاضر در نمایشگاه های استانی، نسبت به ناشران فعال کشور رقم ناچیزی است و عمده ناشران بنا به سیاست های کاری خود در آن ها شرکت نمی کنند؛ بنابراین کتاب فروشان استانی نباید در جذب نظر موافق و اخذ نمایندگی ناشران مشکلی داشته باشند، اما نکته این است که حتی ناشرانی که در نمایشگاه های استانی شرکت می کنند هم باید از این طرح استقبال کنند. با توجه به ضرورت های صنفی و اهمیت رشد شبکه های توزیع و فروش کتاب در سراسر کشور، مواجهه با این طرح را اهمیت ویژه ای می بخشد. باید در نظر داشت که ناشران با حضور در نمایشگاه ها و فروش نمایشگاهی، می توانند بدون پرداخت تخفیف 40 تا 45 درصدی شبکه های توزیع و فروش، به سود بالایی دست پیدا کند و سود 20 تا 30 درصدی خود از رقم پشت جلد کتاب ها را با 60 تا 70 درصد افزایش دهد. البته نباید اهمیت تامین نقدینگی را نیز نادیده گرفت، چراکه فروش نمایشگاهی بر خلاف فعالیت در چرخه معروف نشر، ناشر را به پول نقد می رساند. اما دستِ کم چشم پوشی کردن از تنها بخشی از این میزان سود از سوی ناشران می تواند آینده صنعت نشر ما را تغییر دهد. اگر ناشران در تعامل با دست اندرکاران بازار کتاب، از طرح مورد اشاره استقبال و سود خود از فروش نمایشگاهی را با کتاب فروشان تقسیم کنند، می توانند سهم قابل توجهی در توسعه و تقویت شبکه های توزیع و فروش کتاب در کشور داشته باشند؛ اتفاقی که در نهایت به نفع خودشان است و درواقع حکمِ توسعه پایدار را برای صنعت نشر ما دارد. مثلا اگر ناشران رضایت بدهند که صرفا با تامین کتابِ نمایندگان خود، به جای 60 یا 70 درصد سود مستقمیم از فروش نمایشگاهی، 30 تا 40 درصد سهم داشته باشند و باقی را به نماینده خود که تمام هزینه های نمایشگاهی نیز به عهده اوست، وابگذارند، چندان دور از ذهن و نشدنی به نظر نمی آید. بدون شک وقتی می توان گفت یک صنعت در حال توسعه و شکوفایی است که تمام حلقه ها و اصناف فعال در آن با یک دلی و تعامل دست در دست هم نهند و حتی در صورت نیاز، منش صنفی و فداکارانه را در دستور کار قرار دهند. با این اوصاف؛ حتی می توان در گام بعدی به حضور کتاب فروشی ها در نمایشگاه کتاب تهران نیز فکر کرد تا رفته رفته شاهد اصلاح نقیصه فروش نمایشگاهی کتاب تهران باشیم؛ آن هم با راهکاری که از دلِ صنعت نشر خودمان برآمده؛ نه مدل های غربی.