مروری بر کتاب «پیوند دوباره با جوهره خویشتن»؛

احساسات انرژی زندگی‌مان را تأمین می‌کنند

بشر ماشین نیست، بلکه ارگانیسم زنده‌ای است که از انرژی تشکیل شده است. احساسات، انرژی زندگی‌مان را تأمین می‌کنند و انرژی احساسات‌مان به آسانی از بین نمی‌‌رود، حتی اگر سعی کنیم آن‌ها را با مکانیسم‌های دفاعی پنهان کنیم.
احساسات انرژی زندگی‌مان را تأمین می‌کنند
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «پیوند دوباره با جوهره خویشتن»، کتابی نوشته «کریستین اس. نایب» است که به‌تازگی با ترجمه الهام موسویان راهی بازار نشر کشور شد. نایب در این کتاب، به شکل بسیار کاربردی و به زبانی ساده، مفاهیم روان‌درمانی پویشی فشرده و کوتاه‌مدت را به همراه روش‌هایی قابل استفاده و کاربردی در زندگی روزمره توضیح داده است. علاوه بر روان‌درمانگران، مخاطب عام نیز می‌تواند از مطالب این کتاب بهره‌مند شود.
 
این کتاب به شما کمک خواهد کرد خودِ واقعی‌تان را از لابه‌لای موانعی همچون اضطراب، مکانیسم‌های دفاعی و ... بشناسید؛ از طریق برقراری پیوند دوباره با احساسات‌تان، متحیر خواهید شد که نشانه‌ها و اضطراب‌تان با چه سرعتی کم‌کم کاهش و انرژی و سرزندگی‌تان فراتر از آنچه فکرش را می‌کردید، افزایش می‌یابند. در این کتاب ذهن و بدنتان را به شیوه‌ای متفاوت از آنچه قبلا می‌شناختید، خواهید شناخت. البته باید توجه داشت که تبدیل شدن به فردی که از خودتان انتظار دارید، مستلزم تلاش، ایستادگی و شجاعت است. این کتاب و کتاب‌هایی از این‌دست به تنهایی نمی‌توانند شما را تغییر دهند، خودتان باید خودتان را تغییر دهید. تغییر واقعی زمانی رخ می‌دهد که شجاعت تجربه شرایط هیجانی مختلف را داشته باشید.


اضطراب، احساسات‌مان را خفه می‌کند
نایب، در نخستین صفحات کتابش به یک پرسش اساسی پاسخ می‌دهد: «شاید دلیلتان برای خواندن این کتاب این است که احساس می‌کنید زندگی باید جذاب‌تر از این‌ها باشد. شاید زندگی‌تان مملو از اتفاقات خوب است؛ رابطه‌ای پایدار، شغلی مناسب، سرگرمی دلچسب و دوستان و خانواده‌ای که آن‌ها را درک می‌کنید. بااین‌حال، از زندگی احساس رضایت ندارید، احساس می‌کنید که زندگی چیزی کم دارد و احساس خرسندی یا رضایت کامل ندارید، گاهی وقت‌ها آنقدر نگران هستید و استرس دارید که اصلا از زندگی لذت نمی‌برید، اما نمی‌دانید که زندگی‌تان دقیقا چه چیزی کم دارد. به احتمال زیاد، بارها تلاش کرده‌اید برخی چیزها را تغییر دهید، به امید اینکه زندگی‌تان بهتر شود؛ شاید رابطه‌ای را که از آن احساس رضایت نداشتید به پایان رسانده‌اید، از شغل پراسترس‌تان استعفا داده‌اید، بیشتر بر سرگرمی‌هایتان تمرکز کرده‌اید، با این امید که این‌بار خوشحال‌تر و سرزنده‌تر شوید.
 
شاید شرایط دست‌کم برای مدتی کوتاه بهتر شده است، اما تنش و نارضایتی درونی‌تان، دوباره به سراغتان آمده‌اند. بسیاری از ما به این شیوه زندگی می‌کنیم، از زندگی‌مان خشنود نیستیم، از زندگی خسته شده‌ایم، مضطربیم و شور و شوق و حس سرزندگی نداریم، حتی با وجود اینکه اوضاع مالی خوبی داریم و دوستان و خانواده ما را احاطه کرده‌اند؛ پس مشکل واقعا کجاست؟ مشکل اصلی این است که «اضطراب، احساسات‌مان را خفه می‌کند.» و من در این کتاب، ‌می‌کوشم این موضوع را برایتان توضیح بدهم.»
 

مغز هیجانی به خاطر می‌سپارد
بشر ماشین نیست، بلکه ارگانیسم زنده‌ای است که از انرژی تشکیل شده است. احساسات، انرژی زندگی‌مان را تأمین می‌کنند و انرژی احساسات‌مان به آسانی از بین نمی‌‌رود، حتی اگر سعی کنیم آن‌ها را با مکانیسم‌های دفاعی پنهان کنیم. اگر به احساسات اجازه احساس شدن داده نشود، در بدن باقی خواهند ماند و علائم روان‌شناختی را به دنبال خواهند داشت، به همین دلیل است که علائم و اضطراب ممکن است یک عمر دوام بیاورند. نقش‌پذیری مغز هیجانی بسیار قوی است و وقتی چیزی را در مرحله حیاتی زندگی - تاهشت سالگی - یاد بگیرد، تغییر آن نیاز به تلاش خیلی زیادی دارد.
 
برای برنامه‌ریزی دوباره مغز هیجانی، باید استراتژی‌های دفاعی ناسازگاری را که در سنین کودکی یاد گرفته‌ایم، فراموش و با مواجه شدن با احساسات‌مان را از نو شروع کنیم. فردی که با مکانیسم‌های دفاعی‌اش همانندسازی می‌کند و از اتفاقاتی که درونش رخ می‌دهند بی‌خبر است. در واقع کاری را بارها تکرار می‌کند و انتظار نتیجه متفاوتی دارد، تا زمانی‌که این الگو و اتکا به مکانیسم‌های دفاعی ناسازگار تغییر نکنند، نشانه‌ها به قوت خود باقی خواهند ماند.»


خوشحالی چیست؟
وقتی کسی خوشحال است، دمای کل بدنش بالا می‌رود. نیازی به هیچ توضیح اضافه‌ای نیست، فقط باید به رویدادی اشاره کنیم که به‌طور رایج در محیط‌های درمانی رخ می‌دهد. بیشتر وقت‌ها فردی که خندان و خوشحال است، به مراکز روان‌درمانی مراجعه می‌کند. این ظاهر، اغلب نمایانگر مکانیسم‌های دفاعی است. مردم اغلب برای تظاهر و دفاع در برابر نزدیکی عاطفی لبخند می‌زنند، زیاد حرف می‌زنند، صمیمانه رفتار و تظاهر می‌کنند که همه‌چیز عالی است. بااین‌حال با نگاهی به بدنشان می‌توان متوجه تنش، لبخند تصنعی و تناقض میان حرف‌ها و احساس واقعی‌شان شد. خوشحالی واقعی، تظاهر یا نمایش نیست؛ لبخند به معنای افزایش گرمای بدن و آزادسازی اندورفین‌ها در سراسر بدن است.


عایق‌بندی احساس
«عایق‌بندی احساس یعنی: «ذهن مانع ورود حس هیجانی جسمانی به آگاهی می‌شود، اما لزوما جلوی همه افکار را نمی‌گیرد»؛ برانگیختگی جسمانی احساس، فورا توسط ایگو غیرفعال می‌شود و فرد ظاهرا آرام است؛ آرام بودن، با وجود اینکه از دست طرف مقابل عصبانی هستید، مثالی از این مکانیسم است؛ مکانیسم‌های دفاعیِ حواس‌پرتی، انکار و ناچیزانگاری، تا حدودی به این مکانیسم مرتبط هستند، هرچند عایق‌بندی احساس هم از عنصری روان‌تنی برخوردار است؛ اغلب فردی،‌ خودش را وادار می‌کند که درحالی‌که این فرایند در جریان است، به چیز دیگری فکر کند.» 
 
نخستین چاپ کتاب «پیوند دوباره با جوهره خویشتن» در 464 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 72 هزار تومان از سوی انتشارات بینش نو راهی بازار نشر شده است.
کد مطلب : ۲۹۵۶۸۰
http://www.ibna.ir/vdch6mniv23nw-d.tft2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما