گزارش ایبنا از ماجرای مجادله بین دو منتقد؛

کدام یک محق است؟

شاید کمتر کسی فکر می‌کرد که انتشار یک پست از سوی یک منتقد و اشاره به شباهت‌های دو کتاب پای ادبیات و نقد را به دادگاه و دادسرا باز کند؛ اما این آغاز ماجرای حاشیه‌ای پیرامون یک کتاب 5سال پس از جایزه‌گرفتنش بود.
کدام یک محق است؟
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این روزها ماجرای باز شدن پای یک منتقد با شکایت یک منتقد دیگر به دادگاه به بحثی داغ در فضای ادبی ایران تبدیل شده است. این گزارش بدون طرفداری از طرفی خاص و بی هیچ داوری و قضاوت شرحی بر این رویداد است. طبیعی است که به جهت ناگزیری از طولانی شدن مطلب نمی توان از صفر تا صد اتفاقات را در این گزارش نقل کرد و وب سایت هر دو منتقد در این خصوص حاوی مطالب متعددی در این باره است.

برای بررسی این موضوع باید به شش سال قبل برگردیم، داستان از آنجا شروع شد که کتاب «گشودن رمان»، اثر حسین پاینده، در هفتمین دوره جایزه جلال آل‌احمد به‌عنوان اثر برگزیده مطرح شد و این انتخاب به دلیل حضور پاینده در هیات علمی جشنواره انتقادات زیادی به همراه داشت و از طرفی باعث شد که منتقدان و اهالی ادبیات با دقت بیشتری به این اثر نگاه کنند. چند وقت بعد از این انتخاب حسین بیات از اعضای هیات داوران در مجله «جهان کتاب» مقاله‌ای با تیتر «از گشودن متن تا گشودن رمان» منتشر و ابهاماتی را مطرح می‌کند. از این اتفاقات چند سال می‌گذرد و آن‌طور که لیلا صادقی در مقدمه‌ مقاله‌ای که در سایت شخصی خود آورده، چندی پيش مشغول نوشتن مقاله‌ای در  باب سرقت ادبی بوده که حین پژوهش برای گردآوری اطلاعات، با مقاله‌ای از دكتر حسين بيات (هيأت علمی دانشگاه خوارزمی) مواجه می‌شود و به دلیل بی‌پاسخ ماندن آن مقاله به آن می‌پردازد.
 
به نظر می‌رسد شباهت اين دو كتاب اتفاقی نباشد!
شروع این ماجرا به نخستین روز خرداد برمی‌گردد؛ جایی که لیلا صادقی، شاعر، نویسنده و منتقد ادبی در عصر پنجشنبه مطلبی را در اینستاگرام منتشر کرد؛ مطلبی که هیچ وقت فکر نمی‌کرد به دلیل انتشار آن پایش به دادگاه باز شود.
 
در این مطلب آمده است: «به نظر می‌رسد شباهت اين دو كتاب اتفاقی نباشد و دکتر حسين بيات، استاد دانشگاه خوارزمی و يكی از داوران جايزه جلال‌آل احمد در يادداشتی برای جهان كتاب در سال ١٣٩٤ به اين شباهت مشكوك ميان دو كتاب و جايزه‌ای كه گشودن رمان در سال ٩٣ از آن خود كرد، اشاره كرده است. درواقع تنها كتابی كه در طی ساليان عمر اين جايزه، توانسته ١١٠ سكه در بخش نقد ادبی را به خود اختصاص بدهد، آن هم در شرايطی كه برنده اين جايزه، يكی از اعضای هيات علمی جايزه بوده است. متاسفانه اين شباهت از صورت ظاهری و نام كتاب گرفته تا چهارچوب كتاب، دچار عارضه‌ای است كه به نقل از جلال‌الدين همايی يكی از انواع سرقت علمی تلقی می‌شود. به فهرست منابع كتاب نگاه كردم، خبري از ارجاع و دست كم تشكر از كتاب پيتر چايلدز هم ديده نمی‌شد. بسيار متاسف شدم نه براي مولف كتاب، بلكه براي جامعه ما كه چه بر سر افراد پر دانش و پر توانش مي‌آورد و افسوس خوردم كه اي كاش مولف دربرابر زيرساخت‌های پوسيده و فاسد فرهنگی ما دوام می‌آورد و الگوی مناسبی براي چهره يك محقق نمونه از خود بجای می‌گذاشت... كسی كه شاگردان بسياری را پرورده و كتاب‌های خوب بسياری نوشته، كسي كه خود درباب سرقت ادبی مقاله نوشته است، چطور مرتكب چيزی می‌شود كه خود منتقد آن است. و سوال ديگری كه در ذهنم جرقه زد اين بود كه پس از افشای اين مساله چه اتفاقی افتاد؟»
 
این مطلب در نخستین روز خرداد ماه منتشر شد و چند روز بعد خبرهایی مبنی بر شکایت پاینده از لیلا صادقی در فضای مجازی مطرح شد. 
 
بعد از مطرح شدن موضوع شکایت از لیلا صادقی، واکنش‌های مختلفی مطرح می‌شود، عده‌ای می‌گویند که حق با اوست و عده‌ای هم صحبت‌های مطرح شده از سوی او را بی‌احترامی به ادبیات و حسین پاینده و جایگاه او تلقی می‌کنند. از این رو حسین پاینده تصمیم می‌گیرد، در سلسله‌ یادداشت‌هایی که در وبلاگ خود منتشر می‌کند، به ابهامات پاسخ دهد. بنابراین در یازدهم خردادماه حسین پاینده نخستین یادداشت خودش را منتشر کرد.

                       

حسین پاینده در وبلاگ خود نوشت: «‌اخیراً کسی در فضای مجازی (از این پس با عبارت «شخص مذکور» به وی اشاره خواهیم کرد) نوشته‌ی چند سال پیشِ کسی دیگر را بازنشر کرده است که در آن به عبارتی ادعا شده کتاب گشودن رمان: رمان ایران در پرتو نظریه و نقد ادبی حاصل یک سرقت یا کپی کتابی خارجی به نام گشودن متن است. دلایلی که این فرد در نوشته‌اش آورده از این قرار است که در آن کتاب خارجی هم گفته شده است که با بررسی آغاز رمان‌ها می‌توان آن‌ها را تحلیل کرد و این دقیقاً همان حرفی است که نویسنده‌ی کتاب گشودن رمان است، ضمن این‌که طرح جلد آن کتاب خارجی در یکی دیگر از کتاب‌های پاینده استفاده شده است. شخص مذکور در فضای مجازی بر این ادعاها چنین افزوده است که پاینده خود در بنیاد ادبیات داستانی (که جایزه‌ی جلال آل‌احمد را به این کتاب اعطا کرد) بوده است و لذا این‌طور القا شده که من با اِعمال نفوذ بر داوران جایزه‌ای را به خودم اعطا کرده‌ام. نه در نوشته‌ی اول و نه در اظهارات شخص مذکور در فضای مجازی مطلقا هیچ دلیل و مدرکی در اثبات ادعای سرقت و اِعمال نفوذ برای دریافت جایزه نیامده است. آنچه در نوشته به عنوان دلیل ذکر شده، مشابهت روش نقد و یکسان بودن طرح جلد است. به طریق اولی، در نوشته‌های شخص مذکور هیچ مدرک و شاهدی بر این‌که من به طریقی توانسته باشم اعمال نفوذ کنم و جایزه بگیرم ارائه نشده است. این قبیل ادعاها، آن هم در فضای عمومی، پیامدهای حقوقی و کیفری دارند که البته با ثبت شکایت رسمی و شروع فرایند پیگرد قانونی، اکنون در جریان است. ضمن پیگیری از مجاری قانونی، این حق برای صاحب این قلم محفوظ است که، به همان دلیلی که آقای بدیعی به درستی ذکر کرده‌اند و من نیز بر آن صحّه می‌گذارم، تلاش کنم عرصه‌ی فرهنگ را از تبدیل شدن به جولانگاهی برای بهتان و ادعای بی‌اساس دور نگه دارم. لذا در سلسله نوشتاری که قسمت نخست آن را این‌جا به وجدان‌های بیدار و اهالی راستین ادب و فرهنگ تقدیم می‌کنم، قصد دارم به تفصیل این ادعاها را بسنجم و بطلان آن‌ها را به‌طور مستند نشان دهم.»
 
لیلا صادقی با شکایت حسین پاینده تحت پیگرد قانونی قرار گرفت
 درست بعد از انتشار این یادداشت، پیامی با مضمون زیر در فضای مجازی دست به دست شد:
«خانم لیلا صادقی از 11 خرداد 99 با ثبت شکایت رسمی وکیل دکتر حسین پاینده تحت پیگرد قانونی قرار گرفته است و اکنون با استخراج مستندات افترا و تهمت توسط پلیس فتا برای خانم صادقی احضاریه قضایی صادر شده است.» این متن در شرایطی دست‌به دست می‌شد که صادقی در پاسخ به مخاطبان خود اعلام می‌کرد که هنوز ابلاغیه به دستش نرسیده است.
 
12  خردادماه، پاینده در یادداشت دوم به مقایسه‌ چهار بخش ابتدایی کتاب «خواندن داستان» با کتاب «گشودن رمان» پرداخت. این یادداشت‌ها ادامه داشت و این منتقد ادبی در یادداشت شماره سوم و در 13 خردادماه، به مقایسه مقدمه دو کتاب پرداخت و نمایه‌های آنها را بررسی کرد تا منتقدان را قانع کند که صحبت‌های لیلا صادقی صحیح نیست.   
 
پاینده در یادداشت چهارم (15خرداد) به ترجمه یک فصل از کتاب «خواندن داستان» پرداخت و در مقدمه این یادداشت آورد: «در بخش‌های پیشینِ این سلسله نوشتار کوشیدیم پاسخی مستدل به این پرسش بدهیم: آیا می‌توان گفت محتوای کتاب گشودن رمان از کتاب خواندن داستان کپی شده یا به سرقت رفته است؟ بنا بر شواهد متقنی که دیدیم، پاسخ منفی بود. اما این پاسخ را از چه راهی به دست آوردیم: از راه مقایسه و تطبیق دقیق چهار جزءِ مهمِ همه‌ی کتاب‌ها: مقدمه‌شان، فهرست مطالب‌شان، معرفی‌شان به قلم نویسنده و نهایتاً نمایه‌شان که نشان‌دهنده‌ی مفاهیم کلیدی و استنادها به نظریه‌ها و نظریه‌پردازان است. به‌ویژه در بخش سوم این نوشتار با نقل‌قول‌های متعدد از مقدمه‌ی کتاب خارجی، بررسی موشکافانه‌ای از آن به عمل آوردیم، زیرا نویسنده‌ی آن کتاب روش و اهداف خود را به‌روشنی در آن مقدمه توضیح داده بود. سپس کلیدی‌ترین نکات مقدمه‌ی کتاب گشودن رمان را بررسی کردیم و نشان دادیم که نه‌فقط در روش، بلکه همچنین در نظریه‌ها و مفاهیم اساسی نقطه‌ی اشتراکی بین این دو کتاب نیست.

البته هر دو کتاب شروع رمان‌ها را مهم می‌دانند، ولی این موضوعی بسیار عام در حوزه‌ی نقد ادبی است (همان‌قدر عام که در کتابی مربوط به علوم پزشکی بخوانیم کارکرد قلب در خون‌رسانی به بخش‌های مختلف بدن مهم است). با این حال دیدیم که تعریف نویسنده‌ی کتاب خارجی از «شروع» کلاً متفاوت با تعریفی است که کتاب من از «گشودن» به دست می‌دهد. اما به‌راستی انکارناپذیرترین دلیل برای اثبات این‌که روش تحلیل دو کتاب (هر دو کتابی، نه صرفاً کتاب‌های مورد بحث ما) با هم فرق دارند چیست؟ چگونه به‌طور کاملاً قطعی و مناقشه‌ناپذیر می‌توان ثابت کرد که نویسنده‌ی یک کتاب به ‌هیچ وجه روش کتاب دیگری را در پژوهش خود به کار نبرده است؟ پاسخ: با مقایسه‌ی مطالب بدنه‌ی کتاب (فصل‌هایش). آن‌جاست که مشابهت یا تفاوت محتوای دو کتاب مثل روز روشن معلوم می‌شود. با توجه به این‌که کتاب خواندن داستان به زبانی خارجی است و خوانندگان ناآشنا با آن زبان نمی‌توانند آن را با کتاب گشودن رمان مقایسه کنند، تصمیم گرفتم یک فصل کامل را که نمونه‌ی تمام‌عیاری از نوع کار چایلدز در کتابش است، ترجمه کنم تا سپس آن را با محتوای کتاب خودم مقایسه کنم. این هم ترجمه‌ی فصل ۱۷ کتاب چایلدز که در آن رمان «دنیای قشنگ نو» اثر آلدوس هاکسلی را تحلیل کرده است (عین متن انگلیسی این فصل هم پس از ترجمه‌ی فارسی آورده شده است).»
 
19 خردادماه، پاینده در یادداشت پنجم و پیش از شروع مطالب توضیحی را آورد که در آن اشاره داشت که همچنان تلاش دارد تا موضوع را از طریق مراجع قانونی پیگیری کند. در این توضیح آمده بود: «آنچه در پی می‌آید فقط حدود یک چهارم از بخش پنجمِ این سلسله نوشتار است. نگارنده‌ این سطور به دلایلی تصمیم گرفت این بخش را با اندکی تأخیر و با حذف بخش عمده‌ی آن منتشر کند، با این حال همزمان با اقدام قانونی در مراجع قضایی ضد کسانی که از فضای مجازی برای طرح اتهامات بی‌اساس استفاده می‌کنند، این سلسله نوشتار همچنان ادامه خواهد یافت.»
 
او در ادامه و در توضیح محورهای یادداشت پنجم می‌نویسد: «در این بخش قصد داریم این پرسش را پاسخ دهیم که: آیا اصولاً در بررسی کتاب می‌توان ایراد کرد که «این روش را قبلاً فلان منتقد در کتاب خود به کار برده است»؟ به بیان دیگر، آیا می‌توان به کسی اعتراض کرد که «چرا روشی را در تحلیل رمان به کار بردی بدون این‌که بگویی کسی دیگر قبلاً آن روش را به کار برده است؟» خواننده باید توجه داشته باشد که این همان ادعایی است که «شخص مذکور» مطرح کرده است.»
 
کپی از طرح جلد یک کتاب دلیل بر سرقت اثر نیست!
 
22  خرداد، پاینده در یادداشت ششم به یادداشت حسین بیات پرداخت. یادداشتی که چند سال پیش منتشر شده بود و در ابتدای گزارش به آن اشاره کردیم. پاینده در ابتدای این یادداشت آورده است: «در این نوشتارها کوشیدیم آن موضوعی را بررسی کنیم که در نوشته‌ی «شخص مذکور» اصلاً به آن پرداخته نشده است: محتوای این دو کتاب. وقتی ادعا می‌شود کتابی در ایران با کتابی خارجی «شباهت» دارد، یا روش کتابی در ایران از روش به‌کاررفته در کتابی خارجی «سرقت» شده است، قاعدتا این ادعا را باید ثابت کرد. اثبات چنین ادعایی مستلزم استناد به محتوای هر دو کتاب، ارائه‌ شواهد متقن و توأم کردن آن شواهد با بحثی مستدل و مقنع به شیوه‌ علمی است. تأکید می‌کنم که در پرداختن به چنین موضوعی نیازمند شیوه‌ای علمی هستیم، زیرا صِرف مطرح کردن ادعا، آن‌هم در فضای مجازی و با استفاده از رسانه‌ای که بیشتر مورد استفاده‌ سلبریتی‌هاست، نمی‌تواند به آن ادعا مشروعیت ببخشد.»
 
در ادامه این یادداشت پاینده به طرح جلد کتاب اشاره و بیان کرده است: «کپی از طرح جلد یک کتاب دلیل بر سرقت اثر نیست؛ او در بخشی از این یادداشت آورده است: حال که به اعتقاد «شخص مذکور» استفاده‌ی ناشران از طرح‌های خارجی نشانه‌ی انکارناپذیری از سرقت مؤلفان از محتوای کتاب‌های دیگران است، بد نیست همین‌جا «اقرار» کنم که نه‌فقط کتاب گفتمان نقد، بلکه کتاب دیگری از من با عنوان نقد ادبی و دموکراسی هم باید «سرقتی» باشد! اگر دلیل انکارناپذیر و هوشمندانه‌ای برای اثبات این سرقت می‌خواهید، بد نیست به طرح جلد کتاب مذکور نظری بیندازید.»
 
بعد از گذشت شش یادداشت از حسین پاینده در 23 خرداد، لیلا صادقی پستی پیرامون مطالب بیان شده منتشر کرد و در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

چندی پيش درباب شباهت غيرتصادفي دو كتاب «گشودن رمان» اثر حسين پاينده و «خواندن داستان: گشودن متن» اثر پيتر چايلدز مطلبي در اينستاگرام منتشر كردم برای ابراز تعجب از عدم ارجاع به كتابي كه به لحاظ روش‌شناسي گویا منبع كتاب گشودن رمان بوده، چرا که کتاب چایلدز تنها کتابی بود که تمام صفحات ان به «تحلیل داستان بواسطه آغاز» اختصاص داده شده بود (و در آثار دیگران تنها یک صفحه یا چند خط به چنین شگردی پرداخت شده)، درحالی که کتاب پاینده نه ارجاعي به آن داده و نه در پیشینه‌ای مفروض به آن کتاب اشاره کرده (که معمول تحقیقات دانشگاهی است نشان دادن اینکه تحقیقات محقق در ادامه چه دستاوردهایی حاصل شده).

اولین بار این شباهت مشکوک در مقاله حسين بيات در مجله جهان كتاب در ۱۳۹۴ منتشر شد و از جانب نويسنده مذکور بي پاسخ ماند و اکنون بعد از شش سال، درست برخلاف منوچهر بدیعی (که پاینده در سلسله توضیحات خود در وبلاگش مثال می‌زند)، پاسخ‌هایی به منتقدان در اینستاگرام و نه مقاله علمی آقای بیات در مجله کاغذی جهان کتاب داده شده، درنتیجه تنها با انتشار کتاب چایلدز به زبان فارسی و سپردن پیش داوری به مخاطبان دانا می‌توان به آن نوشته‌ها و توضیحات مغرضانه یا شاید هم دوستانه این محقق پاسخ داد.

دليل اصلي اعجاب اولیه بنده بخاطر اطلاع از وسواس دكتر پاينده در ارجاع و امانت‌داري ديگران در توليدات علمي و ادبي‌شان بوده كه از آن جمله می‌توان به انتقاد ايشان به فيلم رضا ميركريمي به نام «به همين سادگی» اشاره كرد كه شباهتی در ایده به داستان زويا پيرزاد داشته و دكتر پاينده به صراحت در نقد فيلم بخاطر خلق نقش‌های مشابه برای شخصیت‌های فیلم گفته بودند كه حتا اگر تاثير در حد الهام يا گرفتن ايده هم بوده باشد، مي‌بايست عنوان مي‌شد. به هر رو اگر ذات نقد گزنده است و موجب رنجش کسانی می‌شود، نباید از نظر دور داشت که در صورت فقدان نقد، هیچ پیشرفتی نه در علم و نه در ادبیات حاصل نمی‌شود و هیچ پاسخی نیز شنیده نمی‌شود و البته هدف نقد نیز متوجه رفتارشناسی علمی در روند کارهای تحقیقی است و در آن هیچ مساله شخصی و فردی وجود ندارد.»
 
     
در مقاله بیات از کلمه سرقت استفاده نشده و بحث پیرامون «توارد» است
یک روز بعد از پست صادقی، یعنی در 24 خردادماه، پاینده در یادداشت هفتم به اصلی‌ترین دلیل ادعای لیلا صادقی مبنی بر سرقت علمی در کتاب «گشودن رمان» پرداخته است. پاینده در ابتدای این یادداشت آورده است: «این شخص به یادداشتی حدودا سه‌صفحه‌ای استناد کرده است که حدود شش سال پیش منتشر شد. طبیعتا اگر مطلبی منتشر شود و در آن سخن متقن گفته شود، اهالی فرهنگ و ادبیات به آن توجه نشان خواهند داد، اما کسی که نامش بر آن یادداشت به چشم می‌خورد اخیرا در مکاتبه با اینجانب نوشت که پس از انتشار آن یادداشت چنین توجهی برانگیخته نشد تا این‌که «شخص مذکور» بدون اجازه‌ی نویسنده، آن یادداشت را با عبارات توهین‌آمیز و ادعاهای ثابت‌نشده در صفحه‌ی خود در اینستاگرام قرار داد.»

پاینده در ادامه اشاره دارد که در یادداشت مورد نظر که به قلم دکتر حسین بیات (یکی از داوران جایزه‌ی جلال آل‌احمد) نوشته شده هرگز از کلمه سرقت استفاده نشده و بحث پیرامون «توارد» یا «الهام گرفتن ناخودآگاهانه» بوده است. در ادامه این یادداشت می‌خوانیم: «ایشان (دکتر بیات) با خواندن توضیحات من در وبلاگم مجاب شد که آنچه حدود پنج سال پیش نوشته بود درست نبوده است، ضمن این‌که این یادداشت نباید در صفحه‌ی اینستاگرامی «شخص مذکور» بازنشر می‌شد زیرا دیگر مبیّن دیدگاه‌های دکتر بیات نیست. علاوه بر آن، ایشان که خود یکی از سه داور بخش نقد ادبی در جایزه‌ی جلال آل‌احمد بوده است، هر گونه اِعمال نفوذ برای انتخاب کتاب گشودن رمان را قاطعانه رد کرده‌اند و آن را «ادعایی بی‌اساس و دور از اخلاق و انصاف» نامیده‌اند.»
 
سه روز بعد از انتشار یادداشت هفتم، پاینده در بیست‌وهفتم خردادماه در یادداشت هشتم به داوران دوره یازدهم جلال‌ آل‌احمد پرداخته است و در یادداشت خود به صحبت‌های دو داوری اشاره کرده که در نامه‌هایی در چند روز اخیر بیان کرده‌اند که رفاقتی با پاینده ندارند و حتا همدیگر را هم ندیدند؛ اما صحبت‌های لیلا صادقی را رد می‌کنند و قبول ندارند. در بخشی از این یادداشت به نقل از نامه محمدرضا سنگری در بیست‌وسوم خردادماه 1399 می‌خوانیم: «در آن زمان هرچند با آثار علمی دکتر پاینده آشنا بودم اما نه با ایشان مراوده و نه حتی دیداری داشتم. پس از گذشت پنج سال در فضای مجازی اظهارنظرها و داوری‌های ناروایی هم نسبت به کتاب و هم داوران کتاب صورت گرفت؛ کتاب متهم به سرقت شد و داوران به‌تلویح و تصریح متهم به اعمال نفوذ دکتر پاینده شدند. این هر دو اتهام بی‌اساس، دروغ و قابل پیگرد قانونی هستند.

کتاب خارجی که به نظر دکتر حسین بیات، شباهت‌هایی با کتاب دکتر پاینده داشت، در تحلیل و تبیین بعدی روشن شد که هیچ‌گونه اخذ و اقتباس و ارتباطی میان آن دو نیست و تنها در ساحت توارد می‌توان چنین مسئله‌ای را مطرح کرد.»
 
30 خرداد، پاینده در یادداشت نهم به یادداشت چهارم و ترجمه یک فصل از کتاب «خواندن داستان: گشودن متن» بازگشته و به مقایسه متن دو اثر می‌پردازد و در پایان نکات مهمی را هم بیان می‌کند.
 
بعد از گذشت 35 روز از انتشار مطلب لیلا صادقی در فضای مجازی، یعنی در چهارم تیرماه، حسین پاینده تصمیم می‌گیرد، دهمین یادداشت خود را پیرامون موضوع مطرح شده بنویسد و نبود عبارت «این سلسله نوشتار فعلاً ادامه خواهد یافت ...» (که در انتهای یادداشت‌های قبلی وجود داشت) این نکته را به ما یادآوری می‌کند که گویا این آخرین یادداشت پاینده پیرامون این مطلب است.
 
برگزیده یازدهمین دوره جایزه جلال آل‌احمد در آخرین یادداشت منتشر شده به بررسی نه یادداشت قبل پرداخته و در توضیح آن آورده است: «این سلسله نوشتار نه در پاسخ مستقیم به کسی، بلکه به منظور تنویر افکار عمومی و همچنین واکاوی آسیب‌های اجتماعی و فرهنگیِ ناشی از نشر اکاذیب در فضای مجازی نوشته شد. در این بخش مایلم به همان شیوه‌ای که در کتاب گشودن رمان برگزیده‌ای از رمان‌های ایرانی (به همراه یک داستان کوتاه و یک فیلم ایرانی) را تحلیل کرده‌ام، اکنون خودِ این سلسله نوشتار را بررسی کنم.» او در پایان این یادداشت صحبتی را نیز با کسانی داشته است که از لیلا صادقی حمایت کرده‌اند.
 
هفتم تیرماه، لیلا صادقی بعد از خوانش 10 یادداشت حسین پاینده و مطالب مطرح شده، مقاله‌ای پیرامون صحبت‌‌های در سایت شخصی منتشر می‌کند و در صفحه اینستاگرام خود می‌نویسد: «متن کامل مقاله بر روی سایت قابل دانلود است. جای نقد کتاب در دادگاه نیست، پس بخوانید و قضاوت با خودتان. (مراجع قضایی چگونه می‌خواهند به این شباهت‌ها بپردازند؟)»
 
صادقی در این مقاله 37 صفحه‌ای براساس چهارچوب پيشنهادي پاینده براي مقايسه دو كتاب عمل می‌کند و شکل موشکافانه به بررسی دو اثر می‌پردازد و بیان می‌کند که دلیل وجودی مقاله‌ حاضر عدم هرگونه ارجاع از سوی پاینده به کتاب چایلدز است، کتابی که نشان خواهم داد به نحو معتنابهی به لحاظ ایده و روش و ساختار به پاینده کمک کرده، اما او این وامداری را اعلام نکرده است. صادقی مطرح می‌کند که بی‌شک، اگر در پيشينه‌ مطالعاتي «گشودن رمان» این وام گذارده می‌شد،‌ هرگونه بحث راجع به اين شباهت‌ها نیز خود به خود بلاموضوع مي‌بود.

او در این مقاله به این سه پرسش پاسخ داده است که یک، «آيا روش پيشنهادی گشودن رمان مسبوق به سابقه است؟» دو، «فارغ از تفاوت‌های دو کتاب (که در چنین بحثی موضوعیت اصلی ندارند)، چه شباهت‌هایي ميان کتاب چایلدز و کتاب پاینده وجود دارد و اهميت این شباهت‌ها در چيست؟»، سه «آيا تجمع شباهت‌هايی كه هركدام می ‌توانند به تنهايی تصادفی باشند، به مثابه مصداقی از «توارد» قابل توجيه است؟»
 
 جریان نامه 20 استاد دانشگاه چه بود؟

در ادامه در 12  مرداد20 استاد دانشگاه در یادداشتی که در اختیار روزنامه شرق قرار داده‌اند نسبت به شکایت پاینده از لیلا صادقی واکنش نشان داده‌اند. در مقدمه این یادداشت با تیتر « نقد علمی جرم نیست، منتقدان را به دادگاه نکشانید!» آمده است: «به‌تازگی منتقد یك كتاب با شكایت نویسنده به دادگاه كشیده شده است، 20 استاد دانشگاه از سراسر ایران به این موضوع واكنش نشان داده‌اند و در بیانیه‌ای نسبت به عواقب این‌گونه برخوردها هشدار داده‌اند.»

اسامی استادان به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر است: نصرالله امامی، دانشگاه اهواز، عیسی امن‌خانی، دانشگاه گلستان، مرتضی بابک‌معین، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، محمد تقوی، دانشگاه فردوسی مشهد، یدالله جلالی‌پندری، دانشگاه یزد، محمدرضا ترکی، دانشگاه تهران، مریم حسینی، دانشگاه الزهرا، ابراهیم خدایار، دانشگاه تربیت‌مدرس، فرزان سجودی، دانشگاه هنر تهران، حمیدرضا شعیری، دانشگاه تربیت‌مدرس، سعید شفیعیون، دانشگاه اصفهان، باقر صدری‌نیا، دانشگاه تبریز، مریم عاملی‌رضایی، پژوهشگاه علوم انسانی، حبیب‌الله عباسی، دانشگاه خوارزمی، داوود عمارتی‌مقدم، دانشگاه نیشابور، محمود فتوحی‌رودمعجنی، دانشگاه فردوسی، سیدعلی قاسم‌زاده، دانشگاه بین‌المللی قزوین، رحمان مشتاق‌مهر، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، علیرضا نیکویی، دانشگاه گیلان و پارسا یعقوبی جنبه‌سرایی، دانشگاه کردستان.
 
در آخرین اظهارنظر درباره این موضوع بلقیس سلیمانی، نویسنده مطرح و کسی که در دوره هفتم به‌عنوان عضو هیات علمی در جشنواره حضور داشت به مناسبت روز خبرنگار از خبرنگاران خواست که موضوع جایزه دادن به حسین پاینده را پیگیری کنند. او با این صحبت به نوعی صحبت‌های صادقی را تایید کرده است و معتقد است که دست‌های پشت پرده در انتخاب کتاب پاینده تاثیرگذار بوده است.

سلیمانی در پست اینستاگرامی خود نوشته است: «با تبریک روز خبرنگار خدمت خبرنگاران دردمند و سخت‌کوش. دوستان عزیز خبرنگار با توجه به مرافعه‌ای که در مورد کتاب گشودن رمان جناب پاینده و شهادت من به عنوان عضو هیئت علمی و پست جناب کرمیار که در آن مرا با کلمه‌ای سخیف مورد خطاب قرارداده، آیا کسی از خبرنگاران فرهنگی پیدا نمی‌شود حقیقت ماجرا را کشف کند؟ من کاری به آنچه بین جناب دکتر پاینده و سرکار خانم دکتر صادقی پیش آمده ندارم. آن موضوعی جدا است و به من مربوط نیست. ولی خواهش می‌کنم درباره چند و چون ماجرا در بنیاد ادبیات داستانی، نقش هییت علمی و نامه‌های داوران و بعضی از اعضای هیئت علمی و کل این ماجرا تحقیق کنید. فکر کنم ارزشش را دارد.»

البته اظهار نظر صادق کرمیار دیگر عضو هیات علمی آن دوره جایزه جلال را نیز داشتیم که نظری مخالف نظر سلیمانی داشت و حتی معتقد بود که پاینده باید پیگیر شکایت از صادقی باشد. در متن صادق کرمیار می‌خوانیم: «حوزه ادبیات در فضای مجازی با لحنی کین توزانه و خشم آلود دو تهمت به دکتر حسین پاینده وارد کرده است. علت این کینه را نمی دانم، اما به عنوان یکی از اعضای هیات علمی جایزه جلال در آن دوره شهادت می دهم هر دو اتهام بی اساس و حتی قابل پیگیری قضایی است؛ هم از سوی دکتر پاینده و هم داوران آن دوره و هم از سوی بنیاد ادبیات داستانی و وزارت ارشاد.
عجیب است که یک نفر در حوزه ادبیات متنی می نویسد که می تواند به گروهی از داوران یک جایزه ادبی و بنیاد و وزارتخانه ای امکان شکایت علیه خود را بدهد. این خود هنری است که از کمتر نویسنده ای بر می آید.
اما آنچه به بنده مربوط است، این که شهادت دهم:
۱- داوران آن دوره هیچ گونه سفارشی نه از آقای دکتر پاینده و نه هیات علمی برای انتخاب کتابهای برگزیده از جمله کتاب گشودن رمان دریافت نکردند و اساسا آقای دکتر پاینده در روز مراسم و از طریق اعلام مجری متوجه شدند که کتابشان برگزیده شده است و حتی وقتی فهمیدند کتابشان در معرض داوری قرار گرفته، در جلسه هیات علمی درخواست کردند برای پرهیز از شبهه های احتمالی از عضویت در هیات علمی استعفا دهند و این درخواست با استدلالهای بقیه اعضا رد شد.
البته الان متوجه شدم که دغدغه ایشان چندان هم بی جا نبود.
۲- پیدا کردن شباهت در نوع نگاه و شیوه نقد رمان میان کتاب گشودن رمان و کتاب خواندن داستان: گشودن متن اثر پیتر چایلدز نمی تواند به معنی سرقت ادبی باشد. حتی اگر نویسنده کتاب گشودن رمان از قبل کتاب خواندن داستان: گشودن متن اثر پیتر چایلدز را مطالعه کرده باشد. زیرا کتاب گشودن رمان به نقد و بررسی تعدادی رمان و فیلم ایرانی از منظر ساختار روایت در فصل نخست کتاب یا فیلم پرداخته و هرگز مدعی نشده که مبدع شیوه جدیدی در نقد بوده است.
بنابراین طرح اتهام سرقت ادبی صرفا این امکان را به نویسنده کتاب گشودن رمان می دهد تا از طریق مراجع قانونی از حیثیت خویش دفاع کند.»

شرایط امروز نشان می‌دهد که جامعه ادبی ما تا چه میزان به نقد علمی و پژوهشی به دور از حاشیه و جنجال نیاز دارد. بیان و انتشار نقد علمی و آکادمیک به دور از بحث شخصی می‌تواند جامعه ادبی را از رخوتی که دچارش شده‌ خارج کند و فضا را به سمت پویایی ببرد.
گزارشگر
شهاب دارابیان
کد مطلب : ۲۹۴۲۴۰
http://www.ibna.ir/vdci55arut1a3r2.cbct.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

feedback
Iran, Islamic Republic of
خانم صادقی کلا از شلوغ کاری خوشش می‌آید
feedback
Canada
دقیقا.
feedback
Canada
علاقمند به ادبیات و سواد رسانه ای
تیتر انتخاب شده برای این مطلب بازاری است، اگرچه در وحله اول و با خواندن بخش ابتدایی مقاله خواننده حس می کند مطالب بی‌طرفانه است ولی سپس با ظرافت حرفه ای-رسانه ای نظر خواننده را به مظلوم واقع شدن نقد خانم صادقی مایل می کند.
یعنی نگارنده اول تلاش بر بی‌طرف دیده شدن دارد، بعد که خواننده را جلب کرد،
با ارائه ی ناقص اطلاعات مچ اندازی را به نفع خانم صادقی تمام می کند. ذکری از رفتار تند خانم صادقی بر پاک کردن و بلاک کردن نظر دهندگان نشده است. خانم سلیمانی هم نظراتی که مغایرت اساسی با دیدگاه خودشان دارد را حذف و بلاک می کنند. این ها تناقض اساسی با نقد دارد. کسی که با نظرات دیگران چنین می کند آیا می تواند داعیه نقد داشته باشد؟

انتخاب عکس ها کاری از دیدگاه سواد رسانه‌ای حرفه ای اما از نوع جانب دارانه است چرا که نور بر صورت خانم صادقی افتاده و نگاه سربزیرشان و ایشان را بسیار مظلوم جلوه می دهد و انگار صاحب این ژست دخترانه و ملیح، همان کسی نیست که هشتگ سارق علیه آقای پاینده راه انداخته است. در صورتیکه عکس استاد پاینده در نور کم، و در حال فکر، و وسط صحبتی منتقدانه دیده می شوند.
مطالب درج شده در این مطلب کامل نیست و به خواننده نظر نه چندان بی‌طرفانه خود را القا می کند.
feedback
Canada
علاقمند به ادبیات و سواد رسانه ای
این که عکس بهتری از استاد گذاشتید و تیتر را اندکی تغییر دادید نشانه پویایی ذهن شماست. و متشکرم که بالاخره نظر مرا پس از چندین ساعت به نمایش گذاشتید.
امیدوارم فضا برای گفت و شنید راهگشا باز شود و خروجی مفیدی به جامعه ارائه شود.
چون از چنین وبسایت حرفه ای جدا بعید بود که با بازپخش ناقص و نَقل جانب دارانه، بجای تسهیل کردن راه هایی برای برون رفت از این ماجرای عجیب، به مشکلات دامن بزند و جامعه فرهنگی ایران را ناامید تر کند. امید که این خبرنگار گرامی مطالعه کامل تری از توالی و جزئیات ماوقع داشته باشد و کلام را بدون جبهه گیری قبلی بشنود و نقل قول کند تا هم خودش بداند شکایت آقای پاینده بابت "نقد" نبوده و جهت نشر تهمت و مسموم کردن فضای مجازی با هشتگ سرقت ادبی از جانب خانم صادقی بوده است، و هم به خوانندگان مطلب صحیح و کامل بدهد. برای مقابله با تاریکی فقط نور است که کارآیی دارد. تاریکی تاریکی را از بین نمی برد. قول بزرگانی نظیر مارتین لوتر را پاس بداریم.
feedback
Iran, Islamic Republic of
از ایبنا برای این گزارشها بسیار سپاسگزاریم که سارقان ادبی کتابهای تالیفی مانند محمد شریفی (نشر نو) و کتابهای تصحیحی مانند عزیزالله علیزاده (نشر فردوس) و حالا کتابهای زبان اصلی مانند پاینده را به کتابخوانان معرفی کرده است.به نظرم چون دادگاه تخصصی کتاب در ایران نداریم باید این نوع گزارشها نوشته شود تا خود خوانندگان قضاوت کنند.
feedback
Iran, Islamic Republic of
philosophy
این گزارش مغرضانه است و قطعاً گزارشگر آن از سمت و سوئی شانتاژ شده است. این قلم تنها به یک مورد اشاره می‌کند از ده‌ها دروغ و افترا و تهمتی که در این شِبهِ گزارش مطرح شد. به استناد شواهد و مستندات پلیس فتا خانم صادقی هشتگ سازی موهن کرده و در چندین پست به دکتر حسین پاینده (دکترای نظریه و نقد ادبی از دانشگاه ساسکس انگلستان) توهین دارای بار قانونی کردند. هیچ ساده‌لوحی باور نمی‌کند که شکایت و مستندات مجرمانه دادگاه بر پایه یک نوشته نقد گونه باشد. همچنین امیدوارم این نظر را سانسور نفرمائید و فرصت را برای کسانی که نام‌شان را بردید بدهید که به همین شکل نوشته‌شان در این سایت منتشر شود. در مغرضانه بودن این گزارش بسنده به عکس آن می‌کنم که تصویر بیش ده سال پیش خانم صادقی را گذاشتید (عکس خبرگزاری ایسنا) و عکس دکتر پاینده را چگونه انتخاب کردید و قرار دادید، باقی مسائل هم مشخص است که باطل است، نظیر این که هیچ اشاره‌ای به اسناد مندرج در وبلاگ دکتر حسین پاینده مبنی بر آرای رسمی داوران جایزه جلال آل احمد نکردید که قطعاً این امر لاپوشانی است.
feedback
Spain
دانشجوی دکتری ادبیات فارسی
با سلام، خانم صادقی در اقدامی غیر حرفه ای ابتدا هشتگ سارق را برای استاد پاینده ساختند و سپس پس از اینکه استاد پاینده از حیثیت خویش به دادگاه شکایت بردند، ایشان شروع به نوشتن نقد کردند و سپس این تفکر را جا انداختند که «به دلیل نقد از من شکایت شده» در واقع با مظلوم نمایی، کار خود را پیش بردند. در صورتی که استاد پاینده با دانش نقد ادبی که مدرک آن را از دانشگاه ساسکس انگلستان دارند، به رد ادعای ایشان مبنی بر شباهت با کتاب چایلدز پرداختند و با براهین روشن به اثبات حقانیت خویش پرداختند. خانم بلقیس سلیمانی را نمی‌توان در جایگاه منتقد ادبی در نظر گرفت و نظرات ایشان را پذیرفت. ایشان صرفا براساس احساسات منفی به وارونه سازی مطلب و برخلاف شهادت سایر داوران در اینستاگرام پست می گذارند و از پست های اینستاگرامی ایشان پرواضح است که وبلاگ استاد را نخوانده اند.
امیدوارم حقيقت ارزش بیشتری از احساسات مغرضانه داشته باشد.
با تشکر.
feedback
Iran, Islamic Republic of
پژوهشگر ادبی
متأسفانه در خبرگزاری رسمی کتاب ایران، مطلبی منتشر شده که به غایت غیرحرفه‌ای و مصداق اخبار زرد است.
در این گزارش‌واره چرا اشاره‌ای به آخرین یادداشت دکتر پاینده نشده است که پس از بیانیه‌‌ی جمعی از اساتید دانشگاه منتشر شده است؟؟؟!!!
چرا ترتیب و توالی وقایع به هم ریخته است؟!!!! مطالبی که از قول آقای کرمیار و با توضیح «در روزهای گذشته» که زمان نزدیک را به ذهن متبادر می‌کند و در این متن در پایان آورده شده است، مربوط به ۲۷ خرداد است!!!
اگر اسم این کار خبرنگار شما غرض‌ورزی نیست، پس چیست؟
بسیار تأسف‌آور است که صورت قلب‌شده‌ی حقیقت در یک خبرگزاری رسمی آن هم یک خبرگزاری فرهنگی منتشر می‌شود!!!!
باید گریست به حال فرهنگ و ادب و کتاب این مملکت که شما آن را نمایندگی می‌کنید!!
feedback
Iran, Islamic Republic of
راد
کاملا درسته در این مطلب با این تیتر سوگیرانه توقع می رفت که مطالب رو جانبدارانه حذف کنند اگر بگوید که دکتر پاینده از شکایت صرف نظر کردند پس چه طور خانم صادقی مظلوم نمایی کند
feedback
Iran, Islamic Republic of
تشکر که تیتر رو عوض کردید
feedback
Romania
روزنامه‌نگار و همکار
خبرنگار شما مغرضانه نوشته است، از عکس‌ها مشخص است عکس بیش از ده سال پیش خانم صادقی و عکسی که از دکتر پاینده انتخاب کردید. در ضمن مطلب آقای کرمیار در ۲۷ خرداد بوده نه چند روز گذشته. همچنین چرا خبرنگارتان به دروغ گفته یک جایی، در اینستاگرام بوده، و مدارک چندین صفحه‌ای از تهمت و افتراهای خانم صادقی نسبت به دکتر حسین پاینده وجود دارد که مستنداتش را طبق قانون اگر به خبرگزاری ایبنا ارسال شد باید منتشر کنید. در عین حال چرا خانم صادقی را دکتر و منتقد (از کدام دانشگاه مدرک نقد ادبی‌شان را گرفتند؟) نامیدید ولی دکتر حسین پاینده استاد نظریه و نقد ادبی دانشگاه علامه طباطبایی را با لحن بی‌ادبانه‌ای درج کردید؟ این گزارش مغرضانه نیست؟ حال به فیک بودن مطالب کاری نداریم.
feedback
Iran, Islamic Republic of
کانلا درست فرمودید در کار رسانه تیتر و عکس هم کارکرد قوی دارند و این مطلب در مورد عکس هم آشکارا از بی طرفی خارج شده و سعی در تاثیر گذاری از این منظر داشته بعلاوه این که در مورد آقای کرمیار هم حق با شماست نویسنده انگار بخشی از متنش بر اساس شنیده هاست نه تحقیق شخصی
feedback
Iran, Islamic Republic of
از خبرگزاری کتاب انتظار نمی رفت برای یک مطلب مهم و مناقشه برانگیز تیتر جانبدارانه انتخاب کند و به همان دروغگویی که خانم صادقی و طرفداران شان ادامه دهد
feedback
Iran, Islamic Republic of
رجبی
توجه نویسنده به تاریخ انتشار مطالب در وبلاگ آقای دکتر پاینده و خانم صادقی موشکافانه بود و قبل تر در این مدت ‌کمتر به آن توجه شده بود با توجه به این موضوع به نظرم تلاش نویسنده برای نوشتن متن بی طرفانه ناکام بوده است مطلبی که قطعا مورد توجه آزاد اندیشان هم قرار گرفته است و نویسنده از آن غافل شده این است که دکتر پاینده نسبت به چه مسئله ای به دادگاه شکایت کردند نقد کتابشان یا توهین و افترا؟(خانم صادقی یک ماه بعد از ادعایشان نقدشان را در وبلاگ منشر کردند) نکته باریک تر از مو اینجاست اگر قرار باشد هر کسی صبح از خواب بیدار شد هشتک بزند فلانی سارق ادبی است و یک ماه بعد مطلبی در آن باب آنهم از روی اجبار بنویسد که نفس کشیدن در هوای فرهنگ و ادب ناممکن خواهد بود
feedback
Iran, Islamic Republic of
کامنت های این مطلب سوگیری به نفع یک نفر دارد و انگار که طرفداران بجای تعقل و تامل تریجح داده اند حمله کنند. من هرچه گزارش را بالا و پایین می کنم غرض ورزی در آن ندیدم و برعکس بی طرفی است و تا حدودی هم محافظه کاری پیشه کرده است به نفع جریانی قوی تر و قدرتمندتر.
feedback
Iran, Islamic Republic of
نمیدونم دلیل شما برای اینکه نویسنده بی طرف است چیست در حالی که خیلی ظریف و آگاهانه جانبداری کردند به انتخاب عکس ها دقت کنید کتاب مورد بحث گشودن رمان است که اصلا عکسی از ان وجود ندارد و کنار هم گذاشتن تصویر کتاب دیگری که با کتاب reading fiction طرح جلد یکسان دارند مشابهت را القا کنند و یا عکس دو نویسنده
و یا اینکه به نامه بیست استاد پرداختند ولی به انصراف از شکایت دکتر پاینده اشاره نکردند
من هم دوست داشتم گزارش بی طرفانه ای را بخوانم ولی متاسفانه این مطلب اینگونه نبود
feedback
روزنامه‌نگار
دوست عزیز و محترم، با عکس و تفصیلات غلط این گزارش هیچ کاری ندارم، چرا به گذشت دکتر پاینده اشاره‌ای نشده در این گزارش؟ اگر این سو گیری نیست پس چه نام دارد؟ چرا از مدرک دکتر پاینده هراس دارد نگارنده این مطلب؟ نظر شما را به دروغ‌های این نوشته جلب نمی‌کنم، نظر شما به آن چه در این نوشته نیامده جلب می‌کنم.
feedback
United Kingdom
iranian
نمی دونم چرا هر کسی در ایران به موفقیت می رسه باید کوبیده بشه یا حذفش کنن، سالها قبل دانشجوی دکتر پاینده بودم و به درستی و شرافت این استاد باور دارم، آن کسی هم که این گزارش را نوشته به وجدانش مراجعه بکنه.
feedback
United Kingdom
دوستدار فرهنگ
با تشکر از گزارشگر ایبنا برای این مطلب. باعث تاسف است که چنین فضایی در جامعه ما، آنهم جامعه دانشگاهی و فرهنگی حاکم است. اگر ما به حقوق مولف خارجی پایبند بودیم چنین شائبه هایی پیش نمی آمد و کسی جرات نمی کرد عکس یا محتوای کتاب خارجی را کپی کند. در هر حال، نباید جلوی بیان انتقادات و پاسخ ها را از طرفین ماجرا گرفت. فضا باید برای انتقاد سالم باز باشد.
feedback
Iran, Islamic Republic of
یک مخاطب
دوست عزیز حرف شما مثل این است که بگوئیم هر کسی از مسائل فیزیک استفاده کرد باید حتما بنویسد ممنون آقای نیوتن. اگر مقاله دکتر پاینده را در وبلاگشان خوانده باشید (که قطعا نخواندید) یعنی سلسله نوشتار "پیش بینایان خبر گفتن خطاست" متوجه خواهید شد که خود چایلدز هم از فورستر که پیش از او از این روش یعنی شروع رمان‌ها استفاده کرده نامی نبرده؛ اساسا استفاده از آغاز رمان ها برای تحلیل و نقد پیشینه‌ ای طولانی دارد، و ده ها نویسنده از این روش استفاده کرده اند از جمله در خود ایران خانم دکتر مهوش قویمی استاد ادبیات دانشگاه بهشتی این روش را استفاده کرده اند. اما چون شما فردی جوینده دیدم چند پرسش مطرح می کنم که شاید سر نخ هایی از حقیقت دیده نشده آن مشخص شود. یک، آیا در این ماجرا که علیه دکتر حسین پاینده به راه انداخته شده، نشانه های باندی نمی بینید؟ کسی چه می داند شاید روزی این باند سراغ خود شما هم بیاید، در زمانی که منافع ایشان تامین نگردد. دوم، آقای سجودی بیش از یکسال است در کانادا زندگی می کند! چطور بدو بدو آمده از طریق باند مربوطه در روزنامه شرق آن نامه دروغین را چاپ کرده؟ چرا کسی نمی پرسد سجودی در این وضعیت تحریم ها در کانادا چه می کند؟ در آخر همه مراقب باشیم که حقیقت را گم نکنیم و دیگران به جای ما حقیقتِ جعلی را به خورد ما ندهند. زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد، ولی حقیقت زمانی برملا می شود که دیگر دیر است، به گواه تاریخ! در ضمن خانم صادقی بنا به شواهد هشتگ سازی توهین آمیز انجام داده اند نه نقد، هتاکی کرده اند نه تحلیل.
feedback
United Kingdom
دوستدار فرهنگ
یک نکته دیگر هم خطاب به دوستداران آقای پاینده: لطفا از ایشان بت نسازید. ایشان هم مثل دیگران بشر است و ممکن است اشتباه کند.
feedback
Japan
پیمان
بررسی «سرقت ادبی» در یک متن هرگز به معنای توهین به هیچ نویسنده‌ای نیست؛ بلکه امری لازم و ضروری است. لطفاً، از جانبداری از دیگران بپرهیزید. نخست، مقالۀ «شحنه باید که دزد در راه است» را بخوانید. سپس، مقالۀ دکتر لیلا صادقی را با آن بسنجید تا دریابید لحن دکتر حسین پاینده گزنده است یا مقالۀ دکتر لیلا صادقی. به نظرم، حرف صادقی بسیار روشن است: اگر پاینده کتاب چایلدز را دیده و خوانده چرا از آن یاد نکرده و نامی نبرده است ( اصلی بسیار ساده در پژوهش).
feedback
Iran, Islamic Republic of
پژوهشگر ادبی
اما هشتگ سازی جرم است!!!!
feedback
Japan
پیمان
«هشتگ» کارکردی بسان «واژه‌های کلیدی» در مقاله‌ها ی پژوهشی دارد تا شما به سادگی بتوانید نوشتارهایی با یک موضوع مشترک را دنبال کنید و زودتر بیابید.
feedback
دانشجو
موضوع مشترک نه افترا تهمت و دشنام، الان هشتگی با اسم شما به همراه کلمه سارق و دزد بسازم موضوع می شود؟؟؟ و از همه مهمتر آن را پاک کنم و مخفی کنم و در جایی هم‌ نتوانم ادعای خود را ثابت کنم، در همه جای دنیا این کار جرم است که به آن ترور شخصیت هم می گویند. اگر خانم صادقی وجدان دارند آن نوشته ها و هشتگ ها را رو کنند تا همه ببینند آیا نوشته اش نقد است یا تهمت و افترا و فحش.
feedback
Japan
پیمان
«افترا» «تهمت» و «دشنام» چیست؟ من چنین چیزی در مقالۀ صادقی ندیدم. همچنین، هشتگ یا برچسب توهین‌آمیزی ندیدم. مقالۀ دکتر پاینده (شحنه باید که دزد در راه است) بسیار آموزنده است؛ همچنانکه مقالۀ دکتر صادقی دربارۀ کتاب «گشودن رمان». این پانوشت را به یاد آورید از «تحریریۀ سخن سمت»: «لحن این مقاله مورد تأیید سخن سمت نیست ... ». بر روی کلمۀ «لحن» تأکید شده است. بسنجید آن را با نوشتارهای اخیر پاینده دربارۀ نقد صادقی. منتقدی نقدی بر یکی از کتابهای منتقدی نوشته است (درست یا نادرست) این چه ارتباطی با «افترا، تهمت و دشنام» یا کشاندن پای دیگران به «دادگاه» دارد؟
feedback
Iran, Islamic Republic of
جناب جزو مستندات دادگاه و پلیس فتا است، و خودم قبلا دیده بودم در پیج این خانم، اگر آن مستندات رو شود حاضرید همه ی حرفهایتان را پس بگیرید، شما و گزارشگر مغرض این مثلا گزارش؟؟
feedback
Japan
پیمان
واداشتن دیگران به عذرخواهی یا همچنانکه شما نوشته‌اید: «پس گرفتن حرفها» کار درستی نیست. من هیچ آگاهی‌ای دربارۀ مستندات مورد نظر شما ندارم. «اصل» مقاله است و هرچه در اینجا نوشتم براساس خواندن مقاله بود؛ اما گویا برای شما «فرع» (یادداشتهایی در اینستاگرام) مهم است.
feedback
Iran, Islamic Republic of
باز هم از روی بی اطلاعی می نویسید، هیچ دادگاهی به خاطر به اصطلاح نقد خانم صادقی تشکیل نشده، به خاطر توهین و هشتگ سارق ایشان بوده، چرا از خود ایشان نمی پرسید مستندات دادگاه چه بوده؟ شما از روی چه می گویید مستندات دادگاه مقاله نقد بوده؟ مقاله ای که خانم صادقی در وبسایتشان منتشر کردند مبنی بر نقد، چند هفته بعد از پیگیری قضایی بوده، به تاریخ انتشار آن مقاله دقت کنید و تاریخ شروع روند قضایی. همچنین این خانم تهمت و افترا به دکتر پاینده و داوران جایزه جلال آل احمد زدند که قطعا این کار نقد نیست و در عین حال این ادعا کذب بود، چون این خانم نتوانستند این ادعا را ثابت کنند. دوستانه می گویم نه درباره این ماجرا به طور کلی در زندگی مراقب باشیم تحت تاثیر این و آن و به قول معروف جوّ زده نشویم. از ابتدای این ماجرا سعی شد بگویند که نوشته خانم صادقی نقد بوده نه تهمت و افترا، برای نقد دادگاه تشکیل نمی دهند برای تهمت و افترا و هتاکی بوده، و آن هم با گذشت دکتر پاینده در نهایت به پایان رسید که گزارشگر مغرض و سوگیرانه ی این نوشته هیچ اشاره ای به این امر نکرد، اگر این ننوشتن حقیقت لاپوشانی نیست چه نام دارد، شما بگویید‌. در پایان آیا همه ی این جار و جنجال ها که خانم صادقی به راه انداخته به خاطر نبردن آن جایزه در ۵ سال پیش نیست؟ می دانستید خانم صادقی هم رقیب کتاب دکتر پاینده در همان جایزه بودند؟ چرا هنگام کاندید شدنشان داوران خوب بودند و حالا بد؟؟
feedback
Romania
درود. چرا خبرگزاری ‌ای که نام کتاب را یدک می‌ کشد نسبت به انتشار مطالبش دقت نمی کند؟؟ این نوشته و گزارش مملو از حرف های بی پایه و اساس است. چرا با دکتر حسین پاینده دشمنی می کنید و چرا به حرف آدم هایی که هیچ جایگاهی در ادبیات و نقد ادبی ندارند گوش سپردید؟ چرا قبل از انتشار این مطالب نااستوار با دکتر پاینده صحبت نکردید؟ و صدها چرایی دیگر. عقب ماندگی در همین امور است. بدرود.
feedback
Iran, Islamic Republic of
مخاطب معمولی
آخه خدایی از این بیست به قول شما استاد (که اکثرشان استادیارنددر دانشگاه) به جز سجودی که اون هم کار مهمی نداره در ادبیات و چند سال پیش حامد یوسفی سرقت های ادبیش ر در نشانه شناسی رو کرد، کدوم شون کتاب مهمی در ادبیات و نقد دارند؟ کی میشناسدشون؟
feedback
Iran, Islamic Republic of
الف
من فکر می‌کنم که اقدام خانم صادقی با نقد علمی شروع نکردند و آنچه که بتوان اسم "نقد" روی آن گذاشت، بعد از واکنش دکتر پاینده با نوشتن یک مقاله تحقیقی خوب اتفاق افتاد. بهتر بود که خانم صادقی از ابتدا با نگارش همین مقاله‌ به شکل مستدل موضوع خود را مطرح می‌کرد تا اقدامات دو طرف این ماجرا در قالب گفتگوی علمی باقی بماند. هر چند به عنوان یک خواننده بی‌طرف به نظرم پاسخ‌های دکتر پاینده هم قانع‌کننده است و اگر قرار باشد مصادیق سرقت ادبی در این مملکت بررسی شود، بی‌شمار کتاب و مقاله و پایان‌نامه‌ از اساتید بی‌اخلاق و پرمدعا هست که نوبت به آدم‌های زحمتکشی مثل دکتر پاینده نمی‌رسد. این خانم‌های محترم هر دو تا برای من محترمند و از نوشته‌ها و کتاب‌هایشان بسیار آموخته‌ام اما امیدوارم این نکاتی که مطرح می‌کنند ناشی از احساسات زودگذر و حسرت این جایزه‌های مادی کم‌ارزش نباشد.
feedback
Iran, Islamic Republic of
دانشجوی زبانشناسی
بعضی از این اساتیدی که بیانیه رو امضا کردن یه حس رقابت با دکتر پاینده دارن. خانم دکتر صادقی اگر واقعا توی نقد، صادق هستن و دغدغه رشد علمی مملکت رو دارن لطفا آثار این اساتید امضاکننده رو هم دقیقا همونجوری نقد کنن.
feedback
Iran, Islamic Republic of
ساده
از زمانی که این اقا پاش به صداوسیما باز شده حس میکنه عادل فردوسی‌پور شده، بابا بیخیال. یک روز جایزه احمد محمود رو میزنه، یه روز استاد یزدانی‌خرم رو (که همه به شرافتش در ادبیات قسم میخورن.) یک روز مجید حسینی رو میاره تو برنامش میشه مدافع کنکوریا. امروزم نوبت دکتر پاینده است. اگه این کارا برای دیده شدن نیست پس چیه؟ بابا تو دزدگیر اما مراقب باش ریموتت رو میدی دست کی
از ما گفتن بود
feedback
Iran, Islamic Republic of
ح
آن اساتید دانشگاه که نامه را امضا کرده اند آدم های مهمی در ادبیات نیستند و اگر نام دانشگاه را از جلوی اسمشان برداریم مثل مرغ و خروسی می شوند که هیچ پری ندارند و اصلا به خاطر همین است که نام دانشگاهشان را ذکر می کنند،هرچند همه می دانند که هیئت علمی شدن در دانشگاه ها مخصوصا در علوم انسانی در سالهای اخیر افتخاری نیست و غالبا از روی روابط و رانتهاست.اما این نباید مانع شود که بگوییم دکتر پاینده سرقت نکرده است و نباید تقاصش را پس بدهد.حتی اگر سرقت نکرده باشد از کتاب محقق انگلیسی اقتباس یا الهام گرفته و این تاثیر را پوشانده است تا مبتکر جلوه کند.دکتر پاینده مثل بعضی از محققان ایرانی است که از منابع دیگران استفاده می کند و لی این موضوع را می پوشاند.دکتر لیلا صادقی هنوز منتقد مهمی نشده است اما شاید در آینده کار جدی تری بکند.دوستی به درستی به سارقان آثار تالیفی و تصحیحی مانند محمد شریفی (سارق شرح مثنوی کریم زمانی) و عزیزالله علیزاده اشاره کرده بود.اما این مانع از این نمی شود که بگوییم خود آثار دکتر پاینده چندسال قبل در انتشارات سمت به توسط دکتر مهیار علوی مقدم سرقت شد و دکتر پاینده این موضوع را برملا کرد.همچنین چندسال قبل خود دکتر پاینده سرقت میرکریمی کارگردان را از داستان زویا پیرزاد برملاساخت.به منتقدان و محققان و هنرمندان ایرانی خسته نباشید می گویم.والسلام.
feedback
Iran, Islamic Republic of
مجتبی دهقان
دوست عزیز اینگونه برخورد پوپولیستی است. شما اگر نمی شناسید دلیلی بر مهم نبودن این اسامی نیست. من از اسم های یاد شده آقای جلالی پندری را می شناسم که تصحیحات ایشان از خاقانی یکی از مهمترین آنهاست. کسی است که در جوانی از طرف اخوان ثالث از وی بعنوان منتقدی جوان نامبرده شده است. همین طور آقای سجودی و... این ادبیات کاملا مغرضانه و از سر سوگیری است دوست عزیز
feedback
Iran, Islamic Republic of
مخاطب
اصلا با وجود همین اساتید ادبیات یک رشته بی ارزش شده، خدایی توی فامیل و اطرافیانت اگر کسی ادبیات قبول بشه یا پرستاری (حالا نه پزشکی) کدام ارزش و اهمیت دارد. اون کتاب خاقانی به درد جوان امروز می خورد؟درباره سجودی هم مقاله آقای حامد یوسفی که در مطبوعات منتشر شد، وجود دارد، و از همه مهمتر سجودی هم پاسخی نداد، یعنی آن مقاله درست است.
feedback
Iran, Islamic Republic of
ح
دوست محترم ضمن احترام به نظر شما باید بگویم که احتمالا از آثار دکتر سجودی که به زبان یاجوج ماجوج نوشته می شوند مطلبی نخوانده اید چون حافظه تان یاری نکرده تا دردم و بی معطلی از این آثار نامی بیاورید صرف نظر از اینکه گویا دکتر جلالی پندی در زمینه گردآوری و تصحیح متون کار کرده اما نه خاقانی که غزلهای سنایی را تصحیح نموده اند!یعنی حتی در این مورد غیر مرتبط هم اشتباه می کنید.
feedback
Iran, Islamic Republic of
مجتبی دهقان
ممنون از شما. فقط یک موضوعی هست که ذهن مرا درگیر کرده. اگر آقای پاینده عضو هیئت داوران جشنواره بوده اند چطور آقای کرمیار ادعا کرده اند:«در روز مراسم و از طریق اعلام مجری متوجه شدند که کتابشان برگزیده شده است و حتی وقتی فهمیدند کتابشان در معرض داوری قرار گرفته»؟؟؟ مگر اینجور چیزی ممکن است؟
feedback
Iran, Islamic Republic of
شما ظاهرا هیچکدوم از مطالب وبلاک آقای پاینده خانم صادقی و همین متنی که زیرش کامنت گذاشتید رو نخوندین داداش اقای پاینده داور نبودن جز هیئت علمی جایزه جلال بودن توی وبلاگ دکتر پاینده مفصل نوشته اقای کرمیار و دیگران هم نوشتن
feedback
Bulgaria
مدل گزراش سازی های زردی که این خبرنگار تشنه شهرت انجام میدهد واقعا زشت است. واقعا این همه هیاهوسازی در شان این سایت نیست.
feedback
Iran, Islamic Republic of
دوستان از صف طویل سرقت ادبی و افراد متهم به سرقت ادبی و تحقیقاتی در کشور شامل مهیار علوی مقدم،محمود خاتمی،حسین کلباسی اشتری،معصومه ابتکار،عزیزالله علیزاده،محمد شریفی،حسین پاینده و لابد بسیاری از پژوهشگران گمنام دیگر...یاد کرده اند.ای کاش قوانین و دادگاه کتابی درست شود برای بررسی دقیق موارد سرقت و مجرم شناختن یا تبرئه این افراد!!!
feedback
Canada
علیرضا شهبازین
معمولا وقتی بخواهم حتی از کسی انتقاد کنم سعی می کنم با نکته‌ای مثبتی شروع کنم ولی هر چه کردم در این مورد نتوانستم. چون این گزارش فقط ظاهری بی طرف دارد ولی برای اثبات آن همین بس که ذکر نمی کند (به پاراگراف ۴ تا ۶ اشاره دارم.) پست منتشر شده اولیه از دکتر صادقی با پاینده-سارق همراه بوده است و این تهمت است نه "پرسشگری" یا "نقد علمی." ایشان بعد از شکایت مقاله خود را نوشتند و بعد پست خود را از اینستاگرام پاک کرده‌اند.
feedback
Iran, Islamic Republic of
طرفدار گفتگو و نقد
بله بدیهی است که کسی رویش نمی‌شود به خاطر نقد از کسی شکایت کند، به خاطر همین باید این بهانه‌ی دروغین را می‌تراشید و ادعا می‌کرد علیه من هشتگ ساخته‌اند و توهین کرده‌اند. ضمن این‌که سارق علمی هم به هر حال سارق است. پس چه توهینی اتفاق افتاده؟
feedback
Iran, Islamic Republic of
جناب مستندات پلیس فتا و دادگاه دروغ است ؟؟ مدارک و شواهد چطور؟ همه ی اینها به کنار، خانم صادقی چرا پست های مربوط به هشتگ سازی شان و مطالب زشتشان را پاک کردند؟؟ من آن پست ها را دیده بودم، اعتراض هم کردم نسبت به آن نوشته ها‌. لطفاً دروغ نگویید وقتی مطلقا از روند قضایی این ماجرا بی اطلاع هستید، دعوت می کنم شما را به خواندن نوشتار دکتر پاینده در وبلاگشان با عنوان "پیش بینایان خبر گفتن خطاست".
feedback
Iran, Islamic Republic of
بینا
خانم صادقی سواد ترجمه از زبان انگلیسی را ندارند، ادعای اول ایشان هم بر اساس مقاله دکتر بیات بود که دکتر بیات هم ادعاهای آن مقاله را پس گرفتند. صادقی یک کتاب مثلا ترجمه منتشر کردند که به نام دوستش است و به کام خودش. کسی که سواد انگلیسی ندارد و رشته اش هم نبوده، نمی تواند ادعا کند که کتاب گشودن رمان از کتاب چایلدز کپی کرده است. شما دو فصل از کتاب چایلدز را می توانید در وبلاگ دکتر حسین پاینده مطالعه کنید بعد قیاس کنید با کتاب گشودن رمان؛ حقیقت معلوم مگر آن که بخواهید خورشید را انکار کنید.
feedback
Germany
صادقی خودتی؟؟؟؟؟؟؟؟
feedback
Iran, Islamic Republic of
اگر سرقت دکتر پاینده از کتاب منتقد انگلیسی کاملا ثابت بشود نه تنها موجب سرافکندگی این استاد دانشگاه که موجب شرمساری همه همکارانشان در دانشگاهها و اصولا منتقدان دانشگاهی خواهد بود.
feedback
Iran, Islamic Republic of
همان که جمله را با اگر شروع کردید خودش مؤید خیلی چیزهاست، اگرها بسیارند... خانم صادقی هم هیچکدام از ادعاهایش را نتوانسته ثابت کند، و دیگر به حرف های ایشان چه درباره دکتر پاینده باشد و چه در مورد صادق هدایت کسی وقعی نخواهد گذاشت، پس شما هم در همان اگر بمان، اگر...........
feedback
حسین
درود و سپاس
گزارش جامع و سودمندی بود.
پاینده باشی، شهاب دارابیان!
feedback
Iran, Islamic Republic of
صادقیان
مطلب جالبی بود ممنون، فقط اینکه امیدوارم حسین پاینده و دیگران بعد از این دیگر پای دادگاه را به بحث های ادبی و انتقادی باز نکنند که اگر چنین باشد باید فاتحۀ ادبیات و نقد را خواند.
در ضمن، ظاهراً تیم سایبری دکتر پاینده همه جا برای دفاع از مواضع ایشان آماده هستند، از جمله در کامنت ها.
feedback
Iran, Islamic Republic of
شما از کامنت‌ها می ترسید، چون اینجا امکان بلاک و حذف نیست، البته همه ی کامنت ها را هم نگذاشته اند، این گزارش که عنوان و عکس و متنش تغییر می کند قطعا ارزشی ندارد و بعد یک دل نوشته می ماند تا گزارش، و گزارشگر بی نام آن خواسته از این راه نامی کسب کند. به زودی همه چیز مشخص می شود، صبر داشته باشید...
feedback
United Kingdom
کاش در این حوزه که همه نون بهم قرض میدن دوتا خبرنگار این مدلی بود که نشون میداد در مملکت چه خبر شده. به نظرم گزارش خیلی بی‌طرفانه بود و اتفاقا بیشتر به پاینده پرداخته تا صادقی. همون طور که ما به امثال صادقی‌‌ها نیاز داریم تا بت های پوشالی را بشکنند به امثال داربی هم برای بی ابرو کردن نابودگران فرهنگ نیاز داریم.
feedback
United States
مهدی
این را از کامنت های صادقی در صفحه اش کپی می کنم:
‎اینکه اول مرغ بود یا اول تخم مرغ، صرفن روشی است برای از یاد بردن اصل موضوع، پس اینکه مقاله صادقی بعد از مطلب اینستاگرامی منتشر شد، اصل موضوع را عوض نمی کند، چراکه مقاله گسترش همان پست اینستاگرامی بوده و شکایت آقای پاینده هم از موضوع مورد نظر صادقی در مطلب یعنی شباهت غیرتصادفی یا «سرقت ادبی» بود، حال اگر اول مقاله منتشر می شد، شکایت به دادگاه فرهنگ و رسانه می رفت، اما اکنون چون نخست در فضای اینستاگرام بوده، در دادگاه جرایم رایانه ای مطرح شده است و اصل شکایت ایشان مبنی بر نشر اکاذیب است، بدین معنی که نقد صادقی درباب کتاب گشودن رمان به باور مولف کتاب اکاذیب است.
feedback
ترهات نبافید، هیچکدام از مستندات دادگاه و پلیس فتا بر پایه ی نوشته مثلا نقد صادقی نبوده، بر پایه ی هشتگ سازی و توهین و افترا نسبت دکتر حسین پاینده است، صادقی و اطرافیانش با مظلوم نمایی و عوام فریبی سعی در وارونه جلوه دادن حقایق دارند، ان شاء الله هر چه زودتر آن مستندات منتشر شود تا دروغگوها رسوا گردند. اگر دکتر پاینده انصراف نداده بود و گذشت نکرده بودند از شکایتشان، می دانید لیلا صادقی الان کجا بود؟
feedback
Japan
پیمان
نخست یاد بگیرید با ذکر نام خود حرف بزنید؛ دوم شما وکیل مدافع حسین پاینده یا دیگران نیستید، پس از جانب دیگران، آنهم بدون ذکر نام، حرف نزنید. به شایعاتی که برآمده از ذهن خودتان است، بیشتر از این دامن نزنید. منتقدی که نام کتابش «نقد ادبی و دموکراسی» است باید ظرفیت نقدپذیری را بیاموزد. گویا شما هوادار پاینده هستید و بیشتر دوستدار «نقد ادبی و دادگاه»؟
feedback
Iran, Islamic Republic of
شما که یک نام پیمان گذاشتید آن بالا یعنی با اسم و شهرت واقعی خود اینجا می نویسید؟ درس اول نقد ادبی چه در میان فرمالیست های روس و چه نقد نو امریکایی را هم بلد نیستید، یعنی نبین مولف کیست، ببین متن چه می گوید. همچنین من مدافع کسی نیستم به جز شعور و درک خودم و زمانی که می بینم باند و جریانی با بوق و کرنا سعی در پوشاندن واقعیت دارد هرگز سکوت نمی کنم. باز هم شما را به مستندات دادگاه و پلیس فتا ارجاع می دهم و پست هایی که خانم صادقی پاک کرده و اینک به دروغ می گوید: "من آنها را ننوشتم!" راستی سرقت ادبی خانم صادقی از آقای آتش پرور هم رو شده، چرا در برابر این دزدی ادبی سکوت کردید؟ مقاله آقای سعید اسکندری را در اینستاگرام و فیس بوک مطالعه بفرمائید و به وجدانتان رجوع کنید.
feedback
Korea, Republic of
پیمان
این یک اصل ساده است:
«در دید تفاوت است» (تذکرةالاولیا).
شما سخن دیگران را «ترهات» می‌دانید و می‌پندارید که دیگران «وجدان» ندارند. سپس، وانمود می‌کنید که داناتر از دیگران هستید. از خودتان پرسیده‌اید آیا: چرا در طول این سالها پاینده به مقالۀ بیات پاسخ نداد. چرا بیات به عذرخواهی واداشته شد. نامۀ او سند غم‌انگیزی است.
آگاهی از نظریه‌های ادبی از راه ترجمه و زباندانی بسیار خوب است ولی هرگز منتقد ادبی نمی‌سازد.
feedback
Iran, Islamic Republic of
ترهات بود چون بدون ارجاع به سند و مدرک بود. در مورد نکاتی که نوشتید، اول اینکه از این مقالات که علیه یک انسان و استاد بزرگ می نویسند کم نیست و لزومی هم ندارد استادی مثل دکتر پاینده وقت خود را صرف این گونه نوشته ها کند، وقت ایشان صرف نگارش کتب بی هماتایشان می شود مثل کتاب دو جلدی "نظریه و نقد ادبی". دوم شما بر کدام سند و مدرک می گویید دکتر بیات مجبور به عذر خواهی شده اند؟؟؟ چرا باید دکتر بیات وادار به عذر خواهی بشوند؟ وقتی سلسله نوشتار دکتر پاینده را با عنوان "پیش بینایان خبر گفتن خطاست" منتشر شد و دو فصل از کتاب چایلدز هم در آن ترجمه شد و همگان دیدند کتاب گشودن رمان و کتاب چایلدز هیچ ربطی در تحلیل و نقدشان ندارند دکتر بیات هم عذرخواهی کردند (تاریخ نامه ایشان را نگاه کنید). بعد هم این سوال را باید از آقای بیات کرد نه دکتر پاینده، ایشان شائبه ی مطرح کردند و پس گرفتند. دوم دکتر حسین پاینده دکترای نظریه و نقد ادبی از دانشگاه ساسکس انگلستان دارند و استاد کامل دانشگاه علامه طباطبایی هستند، نمی دانم شما مرجع منتقد بودن هستید یا یکی از بهترین دانشگاه های انگلستان و دنیا! مدرک هم به کنار نزدیک به سی کتاب ایشان (تالیف و ترجمه و ویراستاری) نشانه چیست؟ سجودی و صادقی و شعیری چه کتاب مهمی حیطه ی نقد ادبی دارند؟؟ باز هم یاد آوری می کنم که اگر گذشت و انصراف دکتر پاینده از دادخواهان نبود الان خانم صادقی کجا بودند؟ و در آخر این که چرا به ماجرای مقاله آقای سعید اسکندری و سرقت ادبی خانم صادقی از آقای آتش پرور چه شد؟؟