نگاهی به کتاب «تولد بدون خشونت»؛

برای کودکی که تولدش موهبت بوده، ترس معنی ندارد

کتاب «تولد بدون خشونت»، با نگاهی شاعرانه و ادبی به اسرار زندگی، تولد و رموز ژرف آن می‌پردازد. این کتاب، داستان تازه‌ای از مرگ و زندگی، تاریکی و روشنایی، حرکت و سکون، آرامش و بی‌قراری است.
برای کودکی که تولدش موهبت بوده، ترس معنی ندارد
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «تولد بدون خشونت» نوشته فردریک لوبوآیه نخستین‌بار در سال 1974 چاپ شد که با واکنش‌های پرشوری از سوی مادران سراسر دنیا همراه بود. در نقطه مقابل این شور و اشتیاق، مخالفت‌ها در دنیای پزشکی بالا گرفت و بعد آرام‌آرام سروصداها فروکش کرد. لوبوآیه به‌گونه‌ای در این کتاب سخن می‌گوید که گویی نوزاد این کتاب، خودِ اوست.
 
«تولد بدون خشونت»، مفهوم تولد را در سراسر دنیا متحول کرده است. دکتر میشل اودنت، از مشهورترین متخصصان زنان و زایمان، این کتاب را اثری هنری خوانده است که تأثیر شگفت‌انگیزی در سلامت و شیوه زندگی نسل آینده خواهد داشت. چرا نوزاد باید از تاریکی محض وارد فضایی با نور شدید و سروصداهایی آزاردهنده شود؟ چرا باید نخستین دم و بازدم نوزاد، آمیخته با تجربه وحشت در حالت سروته باشد و ستون فقرات انحنادارش به ناگهان راست شود؟ چرا باید نوزاد پس از 9 ماه زندگی در رحم از مادر جدا نگه داشته شود؟ «تولد بدون خشونت»، ضمن پاسخ به پرسش‌هایی از این‌دست، رهنمودهای سودمندی درباره فراهم آوردن محیطی عاری از تنش برای نوزاد ارائه می‌کند: محیطی با نور ملایم و مادری آرام، همانند محیط آرام پیش از تولد.

این کتاب در سال جاری با ترجمه مهین میلانی از سوی فرهنگ نشر نو، چاپ و راهی بازار نشر شد. پیش از این نیز از لوبوآیه، کتاب «دستان مهربان؛ هنر سنتی ماساژ کودک» در ایران به فارسی ترجمه و منتشر شده است.


به من دست نزنید! راحتم بگذارید!
«نوزادی با پیشانی غم‌زده، دهان به فریاد گشوده، چشمان بسته، ابروان اخم‌کرده، دستان مستأصل، ملتمسانه و گشوده، پاهایی که با خشم لگد می‌اندازد، ساق پاها را برای مراقبت از شکم جمع کرده و بدنی که چیزی جز توده‌ای از انقباضات و لرزش نیست... وقتی نوزاد با تمام وجودش اعتراض می‌کند، چگونه می‌توانید بگویید حرف نمی‌زند: «به من دست نزنید! به من دست نزنید! راحتم بگذارید!» نوزاد همزمان التماس می‌کند که: «کمکم کنید! خواهش می‌کنم یکی کمکم کند!» هرگز چنان ناامیدی در صدای کسی احساس کرده‌اید؟ این کودک در رنج است، اما هیچ‌کس حتی صدایش را نمی‌شنود. خارق‌العاده نیست؟... ذهن شما از هر ترفندی استفاده می‌کند تا معنای واقعی زاده شدن را نادیده بگیرد. ممکن است مردم با نگاه کردن به تصاویر این کتاب بگویند: اینکه تولد نیست. این کودک مورد اذیت افراد آزارگر بوده است! آزارگر؟ نه. آدم‌های معمولی مانند شما و من او را آزار داده‌ایم. اگر باور ندارید فقط ببینید. فقط به تصاویر نگاه کنید. نوزاد در یک خانواده سنتیِ خوشبخت متولد شده است. مادر و پدر خوشحالند. حتی مامای جوان نیز لبخند به لب دارد. نگاه حاکی از تعجب و شادمانی در چشمان همه برق می‌زند. قیافه همه بشاش است؛ همه جز نوزاد. نوزاد؟ شما حتی به ورود نوزاد به این دنیا توجه نداشته‌اید.»


تفاوتِ تولد آرام با تولد تراژیک
«کودک با نخستین نفسی که می‌کشد، در جهت استقلال، خودسالاری و آزادی خود گام برمی‌دارد. اما اگر واقع‌بین باشیم، می‌بینیم این تغییر یا گذار، بستگی به نحوه فرایند آن دارد. تفاوت بین تولد آرام با تولد تراژیک در این است که فرایند گذار، آرام و پیوسته باشد یا خشن و همراه با دلهره و وحشت. اگر زایمان در آرامش صورت نگیرد و ناگهانی انجام شود، تأثیر ناخوشایندی در سراسر زندگی فرد به‌جای خواهد گذاشت. به سخنی دیگر، فرد در هر تغییری در طول زندگی، خود را همواره در معرض تهدید خواهد دید. البته نوزاد نباید به‌هیچ‌وجه حتی یک لحظه از دریافت اکسیژن محروم بماند... به عبارتی، نوزاد چند دقیقه‌ای بین دو دنیا قرار می‌گیرد. درصورتی‌که شتابزده عمل نکنیم، در فرایند تولد اختلال ایجاد نکنیم و بتوانیم در نهایت ایمنی، واکنش‌ها و دلشوره‌های پیشین خود را که پیامد اضطراب زمان تولد خودمان است، فرونشانده و مدیریت کنیم، کودک به‌تدریج و به‌راحتی از یک دنیا به دنیای دیگر عبور می‌کند. پس ببینید تأثیری که شیوه نوین زایمان در آسایش کودک دارد، باورنکردنی است.»


من آمده‌ام!
«بعضی از نوزادان به محض تولد، سرشان را با غرور بالا می‌گیرند، حالت شق‌ و رق به خود می‌گیرند، بازوانشان را باز می‌کنند،‌ گویی می‌خواهند بگویند: «من آمده‌ام!» این دسته از نوزادان قوی‌تر، چنان در قلمرو جدیدشان پاگیر می‌شوند که گویی از ابتدا پادشاه بوده‌اند. ستون فقراتشان مانند کمانی که برای پرتاب تیر سفت کشیده شده، صاف می‌شود. اما گاهی همین نوزادان از بی‌پروایی و بی باکی خود به وحشت افتاده و عقب‌نشینی می‌کنند. نوزادانی هم هستند که خود را مانند یک توپ‌ جمع می‌کنند و آرام‌آرام بدنشان را باز می‌کنند و با احتیاط به اکتشاف محیط می‌پردازند. از آنجا هیچ‌چیز قابل پیش‌بینی نیست، بهترین کار این است که نوزاد را در حالی‌که بازوان و پاهایش را زیرش جمع کرده، صاف روی شکمش بخوابانیم. این حالت متداول سبب می‌شود که شکم نوزاد به آزادی تنفس کند و راه خود را با سرعت و خم و چم خود در جهت انعطاف‌پذیری بدنش اعمال کند.»


ترس نوزاد از خشکی رفتار افراد اتاق زایمان
«همه کودکانی که تولدشان با شتاب انجام گرفته است، همه کودکانی که با عشق و شکیبایی، تیزهوشی و ملاطفت از آب به خشکی و از حرکت به آرامش نرسیده‌اند، به میل خود از خواب بیدار نشده‌اند، از فرایند تولد دچار وحشت می‌شوند. خشکی رفتار افراد اتاق زایمان، همیشه موجب ترس نوزادان می‌شود. اما برای کودکی که تولدش موهبتی بوده است، این ترس معنی ندارد و از کابوس‌ها و گناه رها خواهد بود. چقدر باابهت است وقتی کودک چشمانش را کاملا باز می‌کند؛ اطراف و جوانب و همه آنچه او را احاطه کرده است، بدون دلهره و گریه بررسی می‌کند، درحالی‌که در مورد تولدی که با حساسیت و خشونت انجام می‌گیرد برعکس است و باورنکردنی. چنین کودکی در حقیقت مانند مردی خردمند و روح کهن است، زیرا هرآنچه انجام می‌دهد با آگاهی کامل است.»
 
نخستین چاپ کتاب «تولد بدون خشونت» در 186 صفحه با شمارگان 770 نسخه به بهای 31 هزار تومان از سوی فرهنگ نشر نو روانه بازار کتاب شده است.
کد مطلب : ۲۸۴۲۳۳
http://www.ibna.ir/vdcjtxe8tuqeo8z.fsfu.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما