در اختتاميه جايزه جلال آل‌احمد مطرح شد

جواد محقق: روشنفكري در ايران بيمار متولد شد

جواد محقق، شاعر و نویسنده، در مراسم اختتاميه چهارمين دوره این جايزه گفت: جلال محبوب چند نسل از جامعه ادبي ايران است. او جامعه ادبي را با مبارزه و كتاب و استقامت آشتي داد، در حالي كه جريان روشنفكري در ايران بيمار متولد شد و بيمار زيست؛ زيست تا جايي كه بزرگ علوي در اواخر عمرش اعتراف كرد كه روشنفكران در ايران هيچگاه مردمي نبودند و اين روحانيت بود كه از ابتدا با مردم همراه شد./
جواد محقق در آيين پاياني جايزه جلال
جواد محقق در آيين پاياني جايزه جلال

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، محقق در آيين اختتاميه چهارمين دوره جايزه ادبي جلال آل‌احمد كه عصر امروز، چهارشنبه 2 آذر، در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و معماري برگزار شد، در ابتدا به بنيان‌هاي تاسيس جايزه جلال اشاره كرد و گفت: جلال داراي چهار ويژگي متفاوت با روشنفكران هم عصر خود بود. ‌جريان روشنفكري در ايران دهه‌هاي 30 و 40 بيمار متولد شد و بيمار زيست و همچنان بيمارگونه به زندگي خود ادامه مي‌دهد.

وي اضافه كرد: روشنفكري در ايران با آمال مردم هيچگاه هماهنگ نشد و همچنان كعبه آمالش غرب كاپيتاليسم يا غرب سوسياليسم بود يا در نهايت به چين و كوبا توسل مي‌يافت. در ميان روشنفكران كم بودند كساني مانند جلال كه به روشنفكر مردمي تبديل شدند؛ تعداد آن‌ها از انگشتان دست فراتر نمي‌رفت. 

اين نويسنده براي جلال چهار ويژگي چون صداقت، شهامت، تيزبيني و مردمي‌بودن را توصيف كرد و توضيح داد: صداقت جلال آن گوهر مفقوده‌اي است كه نمي‌توان در جامعه‌ روشنفكري‌مان سراغي از آن گرفت. جلال در دام‌ها و چاله‌هاي متعددي افتاد و از هريك كه به در مي آمد به اشتباه خود معترف مي‌شد. او جزو نسل حيران كتابخوان و اهل قلم آن دوره بود. در آن روزگار نه روحانيون مي‌توانستند به تبليغ انديشه ديني بپردازند و نه تفكر به سامان ديگري از آن چه در جامعه جهاني رخ داده بود، وجود داشت كه امثال جلال به آن توسل جويند.

محقق همچنين گفت: شهامت جلال زبانزد خاص و عام بود؛ در حالي كه بسياري از روشنفكران ما جذب جريان توده بودند و به كارگر بي مزد و مواجب روس‌ها تبديل مي‌شدند، اما جلال به اشتباهاتش در گرايشات توده‌اي‌اش با شجاعت اعتراف مي‌كند. 

اين نويسنده با اشاره به اينكه تعداد اندكي از روشنفكران به خطاهاي خود اعتراف كردند، درباره بزرگ علوي گفت: بزرگ علوي از نويسندگاني بود كه بعد از رفتن از ايران بازهم به اشتباهاتش پا فشرد، ولي در اواخر عمرش اعتراف كرد و گفت كه ما هيچ‌گاه مردمي نبوديم فقط ادعاي مردمي بودن داشتيم؛ در حالي كه روحانيت از ابتدا مردمي بود، ما نيز مي‌توانستيم مردمي باشيم به شرط آنكه از هر پادوي روسیه حرف شنوي نمي‌داشتيم!

اين نويسنده در ادامه به صفاتي چون تيزبيني، آينده‌نگري و مردم‌دوستي در جلال آل‌احمد نيز اشاره كرد و گفت:‌ تيزبيني و آينده‌نگري جلال در كتاب «در خدمت و خيانت روشنفكران» او هويداست. پيش‌بيني‌هاي او خلاف بسياري ديگر از روشنفكران درباره سرنوشت و آينده ايران درست از آب درآمد.

جواد محقق در پايان به خاطراتي از شوهر خواهر جلال درباره وي اشاره كرد و برخي از خصوصيات مبتني بر مردم دوستي اين نويسنده ايراني را نيز برشمرد.

کد مطلب : ۱۲۲۸۳۱
http://www.ibna.ir/vdcexw8zzjh8wvi.b9bj.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما