​یادداشت مهمان/ میلاد عظیمی

«طهوری»، بخشی از تاریخ کتاب در ایران است

مرگ کتابفروشی طهوری نه کاری است خرد، این مرگ نمادین است. نشان می‌دهد زوال رسته و دسته‌ای را که طهوری را دوست داشتند و قدرش را می‌شناختند. به بانگ بلند اعلام می‌کند که روزگار این مردمان سپری شده است.
«طهوری»، بخشی از تاریخ کتاب در ایران است
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، میلاد عظیمی، استادیار دانشگاه و نویسنده با ارسال یادداشتی به ایبنا به زوال و تعطیلی کتاب‌فروشی‌ طهوری که در راسته انقلاب به فعالیت مشغول بود، اشاره کرد.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

چند وقت پیش بود که یادداشتی درباره کتاب‌فروشی طهوری نوشتم. آن کتاب‌فروشی ساده، نجیب و نازنین که همیشه کتاب‌های مهم و مفید و تحقیقاتی را عرضه کرده‌است. کتاب‌هایی که چندان خواننده ندارد. کتابفروشی منصف و مهربان که قیمت کتاب را تغییر نمی‌داد و تخفیف می‌داد. با آن پیشخوان روشن و محبوب.
 
نوشتم: «اکنون ۵۴ سال است که کتاب‌فروشی طهوری از خیابان شاه‌آباد به خیابان انقلاب منتقل شده‌است. دانشگاه تهران بدون کتاب‌فروشی‌های روبه‌روی دانشگاه کامل نیست و بی‌رونق است. به نظر من سکه و اعتبار کتاب‌فروشی‌های روبه‌روی دانشگاه، کتاب‌فروشی طهوری است. کتاب‌فروشی طهوری بخشی از تاریخ کتاب در ایران است.»
 
آنقدر از آن یادداشت بازخورد مثبت گرفتم و آنقدر اهل کتاب به من پیغام دادند که حیرت کردم. بعد که با خودم فکر کردم، دیدم کتابفروشی طهوری تکه‌ای از خاطره جمعی ما کتاب‌دوستان است؛ ما قبیله نگون‌بخت و سیاه ‌سرنوشتی که یکی‌یکی آرزوهایمان- آرزوهای حداقلی‌مان-  برای ایران را به خاک می‌سپاریم و دلمان دیگر به خاطراتمان، خوش است.
 
در خبرها آمده‌است که مدیر طهوری گفته: «دیگر خسته شده‌است. دیگر جانی برای جنگیدن ندارد. گفته کتابفروشی کهنه‌اش را که از جنگ، جان سالم به در برده‌است، در جنگ کتاب و کاغذ با همه‌چیزفروش‌ها باخته است. گفته‌است که کتابفروشی طهوری را به فروش گذاشته‌است. گفته دیگر نمی‌تواند ادامه بدهد و گفته بهمن ۱۳۹۸ پایان راه کتابفروشی طهوری است.»
 
مرگ کتابفروشی طهوری نه کاری است خرد، این مرگ نمادین است. نشان می‌دهد زوال رسته و دسته‌ای را که طهوری را دوست داشتند و قدرش را می‌شناختند. به بانگ بلند اعلام می‌کند که روزگار این مردمان سپری شده است. ایرانِ امروز، دیگر این قوم و قبیله را نمی‌خواهد و گوشی برای شنیدن سخنشان و آسمانی برای پریدن آرزوهایشان ندارد. این‌ها بازی را به همه‌چیزفروشان و ویژه‌خواران باخته‌اند. حتی دلخوش‌کنک هم نباید داشته باشند.

قومی باخته که در مردگان خویش نظر می‌بندند با طرح خنده‌ای و نوبت خود را انتظار می‌کشند بی هیچ خنده‌ای...
کد مطلب : ۲۸۶۲۲۵
http://www.ibna.ir/vdccieqip2bq4i8.ala2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما