یادداشتی بر رمان «پناهندگان»؛

داستان پردرد مردمانی بی‌سرزمین

کتاب «پناهندگان» داستان پردرد مردمانی بی‌سرزمینی است که ویت تانگ ون، برنده­ جایزه­ پولیترز، روایت می‌کند.
داستان پردرد مردمانی بی‌سرزمین
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ مینا وکیلی‌نژاد: در چند سال گذشته شاهد افزایش سریع و چشمگیر تعداد پناهندگان بوده‌ایم به طوری که امروزه تعداد پناهندگان در سراسر جهان به ۶۰میلیون نفر می‌رسد. کتاب «پناهندگان» مجموعه داستانی که ویت تانگ ون، برنده­ جایزه­ پولیترز، نوشته است به ما یادآوری می‌کند همان‌طور که اِزرا پاوند می‌گوید «ادبیات خبری است که همیشه تازه می­‌ماند.» داستان‌های این مجموعه هم در ویتنام اتفاق می‌افتند و هم در جوامع ویتنامی‌­ها در کالیفرنیا. این داستان‌ها برخلاف سایر داستان‌های مربوط به جنگ و قصه‌های پناهندگان، قصد ندارند ما را با تغییر و تحول‌های جدید غافلگیر کنند یا با جزئیات هیجان‌انگیز و جنجالی ما را شوکه کنند. در عوض، شخصیت‌هایی که تانگ ون در این داستان‌ها خلق کرده، مانند آن جوانی که اهل بوسنی است، این داستان‌ها را برای‌مان روایت می‌کنند زیرا آن‌ها تنها کسانی هستند که از این ماجراها خبر دارند.
 
دو داستان بسیار تأثیرگذار و ناراحت کننده­ در مورد خواهرها و برادرهایی که به واسطه­ جغرافیا و تاریخ از هم جدا شده‌اند، در ابتدا و انتهای این مجموعه قرار گرفته است. در داستان «زنان سیه­ چشم» یک زن ویتنامی - آمریکایی به عنوان نویسنده­ گمنام کار می‌کند. مادر راوی در تأیید کارش می‌گوید «حداقل اسمت روی چیزی نوشته نمی‌شود» و همین یک جمله ترس و وحشتی را نشان می‌دهد که از زمانی که نویسنده­‌ها در کشورهای خودشان سرنوشت و عاقبت غیرقابل بیانی داشتند در دل آن‌ها رخنه کرده است. راوی داستان به واسطه­ شغلی که دارد روح برادر بزرگ‌ترش را ملاقات می‌کند. برادرش هنگامی که خانواده‌­شان به خاطر جنگ از کشور فرار می‌کرد در قایق کشته شد. داستان عشق و از دست دادن، خشونت و تخلف ممکن است برای خواننده ناآشنا نباشد، اما تضاد بین سرسختی و سماجت روح برادر (او چندین دهه در سرتاسر اقیانوس آرام شنا کرده تا بتواند به آمریکا برسد) و تبعید خودخواسته­ خواهر و قرار گرفتن در یک وضعیت نیمه مرده - که تقریباً شورشی بر ضد زنده بودن است - داستان را طولانی‌تر می‌کند.
 
آخرین داستان این کتاب که «سرزمین پدری» نام دارد به بررسی وضعیت پیچیده‌تری بین دو خواهر می‌پردازد. راوی یک زن جوان ویتنامی است که خواهر ناتنی‌اش را ملاقات می‌کند و برای اولین بار به آمریکا سفر می­‌کند این واقعیت که پدر راوی نام فرزندان اولش را روی او و خواهر و برادرش گذاشته‌ است اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند. پدرشان یک نام مشترک برای دو خواهر، که یکی آمریکایی و دیگری ویتنامی است، انتخاب کرده است - ممکن است عجیب به نظر برسد، اما آیا این سرنوشت و تقدیری است که بسیاری از پناهندگان باید با آن روبه‌­رو شوند: یک زندگی که سپری شده و پشت سر گذاشته شده است، و یک زندگی دیگر در یک کشور انتخابی که می‌توانست متعلق به آن‌ها باشد: آیا ظاهر زندگی جدید با روح زندگی قبلی از بین می‌رود؟
 
موضوع‌­های مربوط به دوگانگی – حق انتخاب و اجتناب‌ناپذیری، داشتن خانه و بی‌خانمانی، شروع دوباره و عدم موفقیت و درجا زدن – نه تنها در داستان‌هایی درباره­ پناهندگان ویتنامی، بلکه در داستان‌های تمام کسانی که کشور و خانه­ خود را ترک می‌کنند و به کشوری که دوست دارند پناهنده می‌شوند وجود دارد. خلبانی که در جنگ ویتنام جنگیده است و اکنون برای اولین بار به آن کشور سفر می‌کند، هنگامی که از پنجره­ اتوبوس گردشگری برای مردم محلی دست تکان می‌دهد با خودش فکر می‌کند که «لبخند زدن به اقوام هرگز شما را به جایی نمی‌رساند، اما لبخند زدن به غریبه­‌ها و آشناها گاهی وقت­‌ها جواب می‌­دهد.» او از دخترش جدا شده ‌است، درست مانند یک آمریکایی مکزیکی که در این مجموعه که از همسرش جدا شده ‌است، یا یک مرد جوان اهل هنگ‌کنگ که از پدرش دور شده است. این مجموعه­ داستان پر از پناهندگانی است که به خاطر آشوب‌ها و ناآرامی‌های خارجی – بلایای طبیعی یا ساخته­ دست بشر – یا درگیری‌های داخلی بین کسانی که با یکدیگر نزدیک­‌تر و صمیمی­‌تر هستند تصمیم به ترک وطن گرفته‌­اند. تانگ ون با عصبانیت اما نه با ناامیدی، با صلح و آشتی اما نه با امیدواری غیرواقع‌­بینانه، و با طنز واقعی که برای تحقیر کسی به کار نمی‌­رود، شخصیت‌های فراموش‌نشدنی بسیاری را خلق کرده و کتاب فوق‌­العاده‌­ای در اختیارمان گذاشته است که به گفته ویلا کاتر بر «سرنوشت مردمی که احساسات و عقاید مشابه دارند یا هم‌­خون هستند» تمرکز کرده است.
 
ویت تانگ ون در سال 1971 در شهر بان می توتِ ویتنام دیده به جهان گشود. او فرزند مهاجران ویتنام شمالی بود که در سال 1954 به جنوب هجرت کرده بودند. بعد از سقوط سایگون در سال 1975، خانواده اش به ایالات متحده گریختند. خانواده تانگ ون ابتدا در کمپ فورت ایندین تاون گپِ پنسیلوانایا که یکی از چهار کمپ امریکایی تخصیص داده شده به پناهندگان ویتنامی بود، مستقر شدند. سپس در سال 1978 به هریسبرگِ پنسیلوانیا رفتند.
 
پس از چند سال خانواده‌اش به سن خوزه­ کالیفرنیا مهاجرت کردند و آنجا یک فروشگاه ویتنامی، یکی از اولین فروشگاه‌های این نوع، در منطقه گشودند. تانگ ون به مدرسه سنت پاتریک، یک دبستان کاتولیک، رفت و پس از آن وارد کالج بلارمین شد.

سپس برای مدت کوتاهی در دانشگاه­‌های کالیفرنیا ریورساید و یو سی ال ای تحصیل کرد و در نهایت تصمیم گرفت تا تحصیلات خود را در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، ادامه دهد. در سال 1992 مدرک کارشناسی خود را در رشته زبان انگلیسی و مطالعات قومی دریافت کرد. سپس موفق شد در می 1997 مدرک دکترای خود را در رشته زبان انگلیسی از همین دانشگاه دریافت کند. در آن سال، او به لس­انجلس رفت تا به عنوان استادیار در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی مشغول تدریس شود و در سال 2003 نایل به درجه دانشیاری گردید.

نخستین رمان تانگ ون به نام «همدرد» در سال 2016 موفق به دریافت جایزه پولیتزر در بخش داستانی شد. این کتاب همچنین شایسته دریافت جوایز دیگری از جمله جایزه صلح ادبی دیتون، جایز مرکز رمان اولی‌­ها، مدال کارنیج برای مهارت در نوشتن داستان از انجمن کتابخانه‌­های امریکا، جایزه ادگار برای بهترین رمان اول از یک نویسنده آمریکایی و جایزه ادبی آسیا-پاسیفیک آمریکا شناخته شد.
 
تانگ ون مجموعه داستان‌های خود را در قالب کتابی تحت عنوان «پناهندگان» در سال 2017 منتشر کرد. کتاب پناهندگان با ترجمه سعید کلاتی در شمارگان 500 نسخه از سوی نشر هیرمند منتشر شده است.
 
 
کد مطلب : ۲۷۷۲۲۹
http://www.ibna.ir/vdcgxu9xyak9ux4.rpra.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما