بازنویسی استفانی مِیر از رمان پرفروشش از منظر ادوارد کالنِ خون‌آشام پس از لو رفتن نسخه پیش‌نویس در سال ۲۰۰۸ متوقف شده بود.
بازنوشت استفانی مِیر از «گرگ و میش» بعد از ۱۲ سال منتشر شد
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از گاردین - دوازده سال بعد از آنکه استفانی مِیر «خورشید نیمه‌شب»، بازنویسی‌اش از داستان دنباله‌دار «گرگ و میش» از زاویه دید ادوارد کالن خون‌آشام را برای مدت نامعلومی متوقف کرد، این رمان بالاخره منتشر شد و حالا در صدر نمودارهای فروش کتاب قرار دارد.
 
مِیر پس از درز نسخه پیش‌نویسش در اینترنت برنامه انتشار این کتاب را در سال ۲۰۰۸ لغو کرد و در آن زمان گفت: «آنچه اتفاق افتاده علاوه بر نقض حقوق من به عنوان یک انسان، تجاوزی بزرگ به حقوقم به عنوان یک نویسنده است.»
 
پس از انتشار نسخه جابه‌جایی جنسیت‌ها در داستان که در آن ادوارد، خون‌آشام گیاهخوار و بلا، نوجوان انسان با ادایت کالن و بیو سوان جایگزین شدند، مِیر در ماه می اعلام کرد که بالاخره در تاریخ چهار آگوست «خورشید نیمه‌شب» را منتشر خواهد کرد.
 


در حال حاضر یک میلیون نسخه کتاب جلد گالینگور در ایالات متحده و ۳۰۰ هزار نسخه در بریتانیا منتشر شده که انتظار می‌رود فروش بسیار بالایی داشته باشد. این رمان همین حالا هم در صدر نمودار آمازون بریتانیا قرار گرفته است.
 
جیمز گربات، ناشر این کتاب گفت: «خورشید نیمه‌شب همیشه قرار بود اتفاق بزرگی باشد. سال‌ها پیش هواداران توانستند چند فصل از آن را بخوانند، بنابراین تا حدودی می‌دانستند داستان از چه قرار است اما بیشتر می‌خواستند. حالا بعد از بیش از یک دهه آنها می‌توانند داستان کامل ادوارد را بشنوند. در دورانی که کتابفروشی‌ها به آرامی در حال بازگشایی هستند امیدواریم انتشار این کتاب برای خرده‌فروشان اتفاق فوق‌العاده‌ای باشد.»
 
فلورنتینا مارتین، فروشنده فروشگاه واتراستونز گفت «خورشید نیمه‌شب» به سرعت به یک کتاب پرفروش تبدیل شد. او گفت: «تاثیر ماندگار مِیر بر نسلی از خوانندگان، امروز دوباره با انتشار «خورشید نیمه‌شب» بر همه آشکار شد و فرصت کشف دوباره این مجموعه و یا خواندن آن برای نخستین بار را با خود به همراه‌ آورد.»
 
مِیر به نیویورک‌تایمز گفت: «دلیل واقعی طول کشیدن انتشار این رمان این است که حقیقتا نوشتن آن دشوار بود. فکر می‌کنم بخشی که مردم انتظارش را ندارند این است که ادوارد شخصیت بسیار مضطربی دارد. نوشتن از او به من هم اضطراب می‌داد و این یکی از دلایلی بود که حضور در داستان را سخت می‌کرد. اضطراب او وقتی با اضطراب من درمی‌آمیخت بسیار قوی‌تر می‌شد. او در ابتدا نسبتا با اعتماد به نفس شروع می‌کند اما تا پایان داستان شکسته می‌شود. بلا حقیقتا او را خرد می‌کند. فکر می‌کنم او در «گرگ و میش» بسیار قوی و مطمئن از خودش بود، در حالی که در واقع این‌چنین نبود.»
 
مِیر اضافه کرد که بقیه این داستان را از نگاه ادوارد نخواهد نوشت چون نوشتن این کتاب چندان تجربه خوشایندی نبود که بخواهد دوباره آن را تحمل کند.
 
کد مطلب : ۲۹۴۰۸۸
http://www.ibna.ir/vdciv5arvt1a3u2.cbct.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما