شب گذشته «ادوارد آلبی»، نمایشنامه‌نویس نامدار آمریکای و خالق آثاری چون «چه کسی از ویرجیانا وولف می‌ترسد؟» و برنده جایزه ادبی «پولیتزر» در سن 88 سالگی درگذشت؛ یک دهه پیش، هنگامی که «آلبی ناچار شد به عمل جراحی مهمی تن دهد بیانیه‌ای را درباره مرگ احتمالی خود منتشر کرد که اینک پس از 10 سال کارایی پیدا کرده است: «خطابم به تمامی شماهایی است که موجب شدید من زندگی باشکوهی داشته باشم؛ زندگی پر از هیجان و کامل؛ با تمامی وجود و عشق از همه سپاسگزارم.»
​«ادوارد آلبی»: برای به‌خاطر داشتن من آثارم را به‌خاطر داشته باشید / تاریخ تئاتر را بررسی کنید تا دنیا را تغییر دهید
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «آلبی» هم‌چنین در سال 2011 در گفت‌وگویی با نشریه «دیلی تلگراف» در واکنش به این سخن خبرنگار که گفته بود شاید همه شما را بشناسند اظهار کرده بود: «لزومی ندارد شما من را به خاطر داشته باشید زیرا مردم به یاد من هستند؛ هر نمایش‌نامه‌نویس و هنرمند خلاق در آثارش حضور دارد. زندگی‌نامه تحریف زندگی است و مدفن هنرمند. خود اثر هنری نشان‌دهنده جوهر وجودی یک فرد است.»
 
او که بیشتر آثار خود را خودش کارگردانی می‌کرد گفته بود: «تلاش کنید تا آثار را به خاطر داشته باشید. اگر تاریخ تئاتر را بررسی کنید تلاش خواهید کرد تا تمامی دنیا را زیرورو کنید.»
 
«آلبی» در بیشتر آثار خود به واکاوی لایه‌های زیرین و ناخوشایند رویایی آمریکایی با تمرکز بر خودفریبی و تخریب ناگزیر شاکله روابط صمیمی بین انسان‌ها پرداخته است.
 
این نمایش‌نامه‌نویس که به خاطر درونمایه طنز سیاه و گزنده خود در آمریکا مورد انتقاد بود یک‌بار در سال 1991 به نشریه «گاردین» گفته بود: «شاید من نمایش‌نامه‌نویسی اروپایی باشم و خودم نمی‌دانم. می‌گویند آثار من در میان کارگردان‌های برادوی چندان طرفداری ندارد؛ به نمایش‌نامه‌نویسانی که آثار آنان در برادوی به صحنه نمی‌روند نگاه کنید: آریستوفان، سوفکل، شکسپیر، کریستوفر مارلو، ایبسن، چخوف، بکت و ... حتی یک اثر از آن‌ها دیده نمی‌شود.»
 
وی در گفت‌وگوی سال 2011 با «تلگراف» نیز به این نکته درباره نگاه تلخ خود به زندگی تاکید کرده بود: «زندگی شادی داشته‌ام زیرا هرگز خود را متعلق به فضای خاصی نمی‌دانم بنابراین از موقعیت‌ها آسیبی نمی‌بینم. این‌که این مردم که هستند و چه کاری با من می‌کنند. زندگی در میان مردم من را به یک آدم متعصب تبدیل نکرده است. مشاهدات و دریافت‌های من از آن‌ها به من کمک کرد تا از تنفرهای افراطی و متعصبانه دوری کنم. و اتفاقا نمایش «یک توازن ظریف» درباره همین نوع آدم‌ها است که متاسفانه ساختار سیاسی و اجتماعی ما را شکل می‌دهند. مردم به خود دروغ می‌گویند؛ این که کی هستند و دیدگاهشان نسبت به موقعیت‌های پیرامونیشان چیست. ما از یافتند رویکرد و درکی عینی درباره خود ناتوان هستیم.»
 
«آلبی» گفته بود: «این منفی‌گرایی نیست بلکه عینیتی واقعی است. من هیچگاه شخصیت‌هایم را با تئوری‌ها پر نکرده‌ام بلکه آن‌ها را نوشتم تا بفهمم که چرا باید آن‌ها را بنویسم. کشف چرایی تصمیمی که می‌گیریم.»
 
«آلبی» بیش از 30 اثر از خود برجایی گذاشته است؛ از جمله «بز» یا «سیلویا کیست؟» که جایزه «تونی» در رشته نمایش‌نامه را برای او به ارمغان آورد و تقریبا به مدت یک سال در «نیویورک» به روی صحنه بود.
 
هر چند نمایش‌نامه معروف «چه کسی از ویرجیانا وولف می‌ترسد؟» او در زمان انتشار از سوی مسئولان جایزه «پولیتزر» به دلیل نمایش چشم‌انداز بسیار منفی از زندگی زناشویی آمریکایی رد شد و داوران آن را به بهانه سیاه‌نمایی لایق جایزه ندانستند؛ اما آثار بعدی «آلبی» با عنوان «یک توازن ظریف» (A Delicate Balance)، «دورنمای دریا» (Seascape) و «سه بانوی قد بلند» (Three Tall Women) سه جایزه «پولیتزر» را برای او به ارمغان آورده و این نمایش‌نامه‌نویس را هم‌سطح نویسندگانی چون «یوجین اونیل»، «تنسی ویلیامز» و «آرتور میلر» قرار داد.
 
«تیم پیگات اسمیت»، بازیگری که دو سال پیش در نقش اصلی «چه کسی از ویرجینا وولف می‌ترسد؟» در انگلستان بازی کرده بود در نشریه «آبزرور» از این نمایش‌نامه به عنوان جانمایه تمامی احساسات نوشتاری «آلبی» نام برده است. او می‌گوید: «آلبی شجاعت و جسارت حیرت‌انگیزی داشت و می‌توانست آن را به خوبی به نمایش بگذارد. او در زمانه خوبی زندگی می‌کرد هر چند دوران غم‌انگیزی بود.»
 
با این وجود «پیگات» نمایش‌نامه «یک توازن ظریف» را بهترین اثر «آلبی» می‌داند و می‌گوید: «این یک اثر بنیادین درباره حس مالکیت بر خاک انسان‌ها سخن می‌گوید.»
 
«آلبی» به رغم انتقاداتی مثبت و یا منفی که به آثار او می‌شد بر این باور بود که نمایشی که از نظر مخاطبان خوب است الزاما برای آن‌ها خوب نیست و یک اثر باید اشتیاق مخاطبان و منتقدان تئاتر برای داوری  قضاوت درباره جاه‌طلبی و مساوات را شعله‌ور سازد نه این‌که فقط وظیفه سرگرمی داشته باشد.
 
این نمایش‌نامه‌نویس در سال 2004 به «گاردین گفته بود: «نمایش و نمایش‌نامه اگر خوب باشد باید سازندگی داشته و اصلاح‌گر باشد. این وظیفه نویسنده است. ما نویسندگان اشیاء تزئینی و لذت‌آور نیستیم.»
 
نویسنده نمایش‌نامه «داستان باغ‌وحش» در این گفت‌وگو تصریح کرده بود: «همیشه به دانشجویانم گفته‌ام که اگر می‌خواهید نمایش‌نامه‌ای را بهتر درک کنید به آثار «باخ» گوش کنید. خود من طبیعت ساختار دراماتیک را از ذات موسیقی کلاسیکی که گوش کردم فرا گرفتم. بیشتر اوقات خود را یک آهنگ‌ساز می‌دانم تا نمایش‌نامه‌نویس.» 
کد مطلب : ۲۴۰۵۲۶
http://www.ibna.ir/vdcgxz9x3ak9tn4.rpra.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما