کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

از نویسندگی تا کتابفروشی؛

به سختی سرو؛ به مهربانی کتاب

5 بهمن 1399 ساعت 10:59

اکرم عطائیان، نویسنده، پژوهشگر، کتابفروش و مروج برگزیده حوزه کتاب و کتابخوانی می‌گوید همیشه کتاب جزئی از زندگی‌اش بوده و برخلاف برخی از نویسندگان که ترجیح می‌دهند تنها به تالیف بپردازند، تصمیم گرفته با تاسیس کتابفروشی ارتباط مستقیم با مخاطبان خود داشته باشد.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در خراسان رضوی، شهرستان تربت حیدریه در 140 کیلومتری جنوب مشهد در استان خراسان رضوی واقع شده است. این شهر 53 کیلومترمربع وسعت دارد و به‌عنوان بزرگترین تولیدکننده زعفران در میان شهرهای جهان محسوب می‌شود. تربت حیدریه دارای 3 کتابخانه بوده و کتابفروشی‌هایی نیز در آن فعالیت می‌کنند؛ یکی از آنها، کتابفروشی «سرو آزاد» است که از چهار سال پیش فعالیت خود را آغاز کرده و در همین مدت کوتاه توانسته اقدامات متفاوتی در راستای بهبود وضعیت کتاب و کتاب‌خوانی در این شهرستان بردارد.

«اکرم عطائیان»، نویسنده، پژوهشگر و مروج برگزیده حوزه کتاب و کتابخوانی از شهرستان تربت حیدریه بعد از 16 سال فعالیت در نگارش کتاب، این کتابفروشی را دایر کرده است. وی متولد 1357 است و در خانواده‌ای فرهنگی رشد کرده و به خاطر دارد زمانی که کودکی 7 ساله بوده، به جای بازی کردن با سایر کودکان، علاقه‌مند به کتاب خواندن بوده است؛ پدرش کتابخانه بزرگی داشته و او از دیدن این کتاب‌ها لذت می‌برده است و یکی از علایق خاص خانم عطائیان ،برداشتن کتاب‌های پدر و خواندن آنها بود، اما از آنجا که درک محتوای این کتاب‌ها برای کودک خردسالی مثل او امکانپذیر نبوده، پدر برای فرزندش کتاب‌هایی متناسب با سن او خریداری می‌کرده است.
 
مدیر کتابفروشی «سرو آزاد» می‌گوید که هیچ‌گاه نمی‌توانست عطش خواندن کتاب‌های جدید را در خودش خاموش کند و هرگاه کتاب می‌دید، بی‌اراده می‌خواست آن را بخواند؛ خاطره جالبی نیز در همین زمینه دارد؛ «9 سالم بود که برای خانم سالخورده همسایه خرید خانه می‌کردم و جایزه‌ام خواندن یکی از کتاب‌های این همسایه بود.»
 

 
سال‌ها گذشت و عطائیان با قبولی در رشته زبان انگلیسی وارد دانشگاه شد، او که در تمام این سال‌ها کتاب‌های مختلفی را در حوزه‌های متفاوت خوانده بود، در یکی از دروس دانشگاه که ادبیات انگلیسی بود، می‌توانست داستان‌های جذاب کوتاهی را به رشته تحریر دربیاورد؛ به گونه‌ای که باعث تعجب سایر دانشجویان و استاد خود شده بود.
 
روزی استاد ادبیات انگلیسی به عطائیان می‌گوید که او قلم خوبی در نگارش داستان دارد و نباید این استعداد خود را نادیده بگیرد، ابتدا او توجه زیادی به این موضوع نمی‌کند و بعد از فارغ‌التحصیلی به‌عنوان معلم در یکی از مدارس کار خود را شروع می‌کند، اما مدتی که می‌گذرد متوجه می‌شود که علاقه چندانی به معلمی ندارد پس تصمیم می‌گیرد تا با نوشتن داستان‌های کوتاه علاقه خود را دنبال کند.
 
مدت زیادی نمی‌گذرد که نخستین کتاب خود را در سال 83 به چاپ می‌رساند بعد از آن با حضور در کتابخانه‌ها به دنبال پژوهش برای نگارش کتاب‌هایی با همکاری ارگان‌های مختلف می‌رود و می‌تواند با همکاری اداره محیط زیست کتابی به نام «فانوس سبز» که اولین رمان در این حوزه است و همچنین نگارش 2 کتاب با همکاری معاونت درمان و علوم پزشکی شهرستان به رشته تحریر درآورد.
 
در همان مدتی که در کتابخانه مشغول تحقیق و پژوهش بود، کودکانی که برای به امانت گرفتن کتاب مراجعه می‌کردند نظر او را جلب می‌کنند و تازه متوجه می‌شود که چقدر این کودکان در کتابخانه‌ها برای انتخاب کتاب سردرگم هستند و نمی‌دانند چه کتابی برای خوانش خوب است؛ پس به کمک آنها می‌آید و سعی می‌کند با معرفی کتاب‌هایی که سطح آگاهی کودکان را افزایش می‌دهد، آنها را با دنیای بیرون آشنا کند.
 

 
وقت گذراندن با کودکان در کتابخانه و خواندن بخشی از کتاب‌ها برای آنها حس متفاوتی را در این نویسنده زنده می‌کند، بنابراین زمانی که والدین بچه‌ها پیشنهاد تاسیس کتابفروشی را به عطائیان می‌دهند؛ این فکر در او جرقه می‌زند که می‌تواند با دایر کردن کتابفروشی پل ارتباطی بین کودکان نوجوانان و جوانان با کتاب ایجاد کند.
 
عطائیان که در تمام این 16 سال علاوه بر نگارش کتاب در جلسات مختلف کتاب و کتابخوانی حضور داشته و فعالیت‌های ترویجی را به‌شکل رایگان از قبیل مشاوره کتاب انجام می‌داده است، تصمیم می‌گیرد با گرفتن وامی از بانک کتابفروشی را درست زمانی که چراغ این یار مهربان کم سو شده بود، تاسیس کند.
 
وی می‌گوید: همیشه کتاب جزئی از زندگی من بوده و عاشق کتاب‌ها هستم بنابراین برخلاف برخی از نویسندگان که ترجیح می‌دهند تنها به نگارش بپردازند، تصمیم گرفتم با تاسیس کتابفروشی ارتباط مستقیم با مخاطبان خود داشته باشم و از طرفی رشد فرهنگی و فکری را ترویج دهم.
 
عطائیان در خصوص نامی که برای کتابفروشی خود انتخاب کرده است، عنوان می‌کند: درخت سرو در خراسان برافراشته و بلند است و چون کار کتابفروشی آسان نیست، آن هم در اوضاع کنونی و گرانی کاغذ و تورم اقتصادی موجود، می‌دانستم که کار سختی پیش‌رو خواهم داشت، بنابراین سرو را انتخاب کردم؛ از طرف دیگر می‌خواستم کتابفروشی متعلق به تمام سنین باشد و افراد بتوانند ساعتی به‌دور از مشکلات و دغدغه‌های ذهنی به مطالعه بپردازند، کلمه «آزاد» را برگزیدم.

اکنون 4 سال از تاسیس کتابفروشی سرو آزاد در تربت حیدریه می‌گذرد و عطائیان در این مدت توانسته با فضای 17 متری کتابفروشی خود گام‌های موثری در ارتقای سطح فرهنگی مردم شهرستان تربت حیدریه بردارد؛ او همچنین همسر و پسرش را در این شغل شریک کرده و از این اتفاق بسیار خرسند است.
 

 
وی عنوان می‌کند: در سال اول بازگشایی کتابفروشی مراجعه‌کنندگان بیشتر به‌دنبال رمان‌های عاشقانه و کتاب‌های عمومی‌تر بودند اما بعد از برگزاری جلسات کتابخوانی در همین فضای کوچک کتابفروشی کم کم شاهد تغییر ذائقه مخاطبان شدیم و اکنون سفارش کتاب‌های روانشناسی، تاریخ و سیاست بسیار بیشتر از رمان شده است.
 
عطائیان که 2 سال به‌عنوان مروج برگزیده حوزه کتاب و کتابخوانی شهرستان انتخاب شده است، در این رابطه نیز می‌گوید: زمانی که طرح جامع باشگاه‌های کتابخوانی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح شد، به‌دلیل ارتباط خوبی که با کودکان داشتم، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در شهرستان پیشنهاد کرد تا در این دوره‌های آموزشی شرکت کنم و خوشبختانه با آموزش‌هایی که دیدم، توانستم 40 باشگاه کتابخوانی را دو سال پیش در شهرستان تاسیس کنم؛ باشگاه‌هایی که تعداد آنها امسال به 100 عدد رسید.
 
عطائیان تصمیم دارد تا در آینده نزدیک با دایر کردن کتابفروشی سیار در یک ماشین ون به شهرستان‌های مختلف سفر کند و به‌نوعی با این کار مسئولیت اجتماعی خود در زمینه ترویج فرهنگ کتابخوانی را کامل‌تر به انجام برساند.


کد مطلب: 301776

آدرس مطلب :
http://www.ibna.ir/fa/longint/301776/سختی-سرو-مهربانی-کتاب

ایبنا
  http://www.ibna.ir