«مهناز مرادی» نویسنده کرمانشاهی و خالق کتاب «فانوس‌های خیس» معتقد است: بسیاری از زنان نویسنده کرمانشاهی به‌رغم توانمندی، به‌دلیل نداشتن فرصت کافی و به‌خاطر ایثار و از خودگذشتگی فراوانی که در قبال خانواده دارند، با دنیای نویسندگی خداحافظی کرده‌اند.
مشغله‌های زنانگی و دور شدن از دنیای نویسندگی/ کتابخوان نباشد انگیزه‌ای برای تازه‌کارها باقی نمی‌ماند
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در کرمانشاه، «مهناز مرادی» نویسنده جوان کرمانشاهی، نوشتن را از دوران دبیرستان آغاز کرده است و با تشویق خانواده و اطرافیان، در سال‌های جوانی با مجلاتی مانند «دنیای بانوان» و «رشد معلم» همکاری خود را آغاز کرده و داستان‌های اولیه خود را از این طریق به چاپ رسانده است.

مرادی در آن سال‌ها هیچ‌گاه به فکر چاپ کتاب نبود، اما از سال 90 شروع به جمع‌­آوری داستان­‌هایش کرد و کوشید آنها را در یک مجموعه گردآوری کند و توانست کتاب «فانوس‌­های خیس» را به چاپ برساند. این کتاب، درواقع اثری زنانه است که انتشارات دیباچه آن را در شمارگان 1000 نسخه به چاپ رسانده است. او دردها، مشکلات و مصائب زنان جامعه خود را می­‌شناسد و آنها را لمس می‌کند و توانسته است با قلمش آنها را به تصویر بکشد و درباره آنها بنویسد.

مرادی بر این باور است که پایین بودن میزان مطالعه افراد، از مشکلاتی است که جامعه با آن روبه‌رو است؛ اگر هم کسی تمایل و رغبتی به مطالعه و کتابخوانی در زمینه داستان داشته باشد، بیشتر سراغ داستان‌های نویسندگان مشهور می‌‌رود تا اینکه بخواهد داستان یک نویسنده گمنام را بخواند. در زمینه مشکلات مربوط به معرفی آثار نویسندگان زن، به‌ویژه نویسندگان گمنام کرمانشاهی، با خالق «فانوس‌­های خیس» به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه از نظر مخاطبان می‌گذرد.
 
رنج و سختی‌های زنان منطقه کرمانشاه تا چه اندازه در کتاب «فانوس‌­های خیس» مشهود است؟

در مورد کتاب «فانوس‌های خیس» باید بگویم که این اثر، یک مجموعه داستان است که شاکله آن را بیشتر داستان‌های زنانه تشکیل می‌دهد و اگر در جایی شخصیت­‌های اصلی زن نباشند، اما باز هم در بطن داستان از مصائب و رنج‌­های زنان به‌ویژه زنان منطقه غرب ایران صحبت شده است. این کتاب به‌نوعی واگویه یا زبان گویای رنج زنان این منطقه است و شخصیت‌­هایی که در داستان‌های این مجموعه هستند، از جامعه امروز ما دور نیستند و می‌توانم بگویم که خود ماها هستیم و حتی افرادی که این کتاب را خواندند، به من می­‌گفتند که «موضوع زندگی فلان شخصیت در داستان دقیقا مانند زندگی من است انگار از زندگی من کپی‌برداری کرده‌­ای.»

اثر شما تا چه اندازه به نگاهی که نام فمنیست را بر آن می‌گذارند، نزدیک است؟

با چاپ این کتاب با موضوع و شاکله زنان جامعه، دنبال مسائل فمنیستی نبوده و نیستم اما چون خودم یک زن هستم و از نزدیک با این مسائل روبه‌رو هستم، اگر فرصت این را داشتم، شاید تاکنون چند جلد به کتاب و آثارم اضافه می‌­کردم؛ چرا که جمع‌­آوری، ویراستاری، تدوین و سپردن به دست ناشر زمان‌بر است و باید زمان بیشتری را به موضوع اختصاص بدهم و ترجیح دادم به زندگی و خانواده‌­ام بیشتر توجه داشته باشم.

برای چاپ کتاب در این استان سختی و یا سنگ‌اندازی خاصی برای بانوان وجود دارد؟

در مورد چاپ کتاب باید بگویم امروزه اگر مشکل مالی نداشته باشید و بتوانید هزینه چاپ کتاب را پرداخت کنید، پس از تایید نهادهای مربوطه می‌توانید کتاب خود را به‌راحتی چاپ کنید و سخت‌گیری زیادی وجود ندارد، مخصوصا کتاب­‌ها و نوشته‌­هایی که در حوزه اجتماعی باشد، روند آسانتری دارند و تنها مشکلی که وجود دارد، بحث مالی ماجراست. فکر نمی­‌کنم مشکل یا سنگ‌اندازی خاصی برای انتشار کتاب‌های بانوان نویسنده کرمانشاهی وجود داشته باشد و مسئله به خود افراد و علاقه و زمانی که برای این کار می­‌گذارند، مربوط است؛ به عنوان مثال اگر من کمتر می‌نویسم، دلیل آن به خودم و وقتی که برای این کار می­‌گذارم، برمی­‌گردد و یا به شاغل بودنم ارتباط دارد.

چطور می‌توان نویسندگان گمنام را به جامعه ادبی معرفی کرد؟

رسانه‌های ارتباط‌ جمعی که شامل صدا و سیما، روزنامه­‌ها، مجلات، هفته‌نامه‌­ها و خبرگزاری‌ها هستند و سازمان­‌ها و موسسات فرهنگی و هنری و حتی افراد با نفوذ فرهنگی می­‌توانند بیشترین تاثیر را در معرفی آثار نویسندگان گمنام و تازه‌کار داشته باشند و آنها را به جامعه ادبی بشناسانند.

گاه می‌بینیم اثری که قلم قوی و رسایی در آن دیده نمی‌شود، به‌خوبی معرفی و شناسایی شده، برای معرفی یک قلم قوی تا چه اندازه ارتباط موثر است؟

نویسندگان بسیار خوبی هستند که به‌دلیل اینکه راه‌های ارتباطی خوبی ندارند تا اثرشان را به دیگران معرفی کنند، در سطح جامعه گمنام باقی می‌­مانند و در طول تاریخ ادبیات از این افراد کم نبوده‌­اند و افرادی هم هستند با وجود اینکه آثارشان چنگی به دل نمی‌­زند و حرفی برای گفتن ندارند، ولی چون معرفی شده‌­اند و یا راه‌های ارتباطی قوی دارند، کتاب‌­ها و آثارشان به چاپ چندم هم می­‌رسد و موفق‌ترند.
 
 
مشکل معرفی اثر خود را چطور برطرف کردید؟

چون خودم شاغل در آموزش وپرورش هستم، از طریق کانال ارتباطی که با دانش­‌آموزان داشتم، کتابم را معرفی کردم و دوستان، آشنایان و خوانندگانی که قبلا آثار من را خوانده بودند، از آن استقبال کردند و کتابم را خریداری کردند؛ اما نویسندگانی که ارتباط کمتری با دیگران دارند، با مشکل معرفی کتاب و اثر خود به دیگران مواجه می­‌شوند.

راهکاری برای معرفی آثار تازه‌کارها بدهید. آیا خرید کتاب از سوی ارگان‌های مربوطه، راهکار خوبی است؟

در مورد ارائه راهکار برای معرفی آثار نویسندگان تازه کار و کتاب اولی باید بگویم که اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌تواند بسیار تاثیرگذار باشد که خوشبختانه این اداره برای کمک به نویسندگانی که کتاب چاپ کرده‌­اند تعدادی از کتاب­‌ها را خریداری می‌­کند؛ اما این کافی نیست و باید متولیان امر، این نویسنده و آثار او را به جامعه ادبی معرفی کنند. به عنوان مثال من که شاغل در آموزش و پرورش هستم، از اداره خودم انتظار حمایت و معرفی کتابم را به همکارانم داشتم و دارم.

چه عاملی یک نویسنده زن را از دنیای نوشتن و قلم‌زدن دور می‌کند؟

زنان منطقه ما زنان توانمندی هستند ولی به‌دلیل نداشتن فرصت کافی و به‌خاطر ایثار و از خودگذشتگی فراوانی که در قبال خانواده دارند، دیگر زمان کافی برای رفتن به دنبال خیلی از علاقه‌مندی­‌های خود را ندارند. بانوانی را می‌شناسم که توانایی نوشتن دارند اما چون فرصت مطالعه، نوشتن و شرکت در جلسات نقد ادبی را ندارند، از انجام این کار صرفنظر می‌کنند.
 
در دنیایی که روز‌به‌روز مجازی‌تر می‌شود و انتشار آثار کاغذی کمتر شده است، آیا تا به حال شده که از چاپ کتاب خود پشیمان شوید؟

با وجود فضای مجازی و سرگرم شدن افراد با این مسئله که بیشتر وقت خود را در این شبکه­‌های اجتماعی صرف می‌کنند، بدیهی است که تعداد افراد کتابخوان بسیار کم می‌شود و نوجوانان و جوانان علاقه­ خود را به مطالعه کتاب از دست می‌دهند. بعضی اوقات به این موضوع فکر می‌کنم که چرا کتابم را چاپ کردم؛ وقتی به اندازه‌­ای که آن را چاپ کردم خواننده ندارد؟ شاید یکی از مشکلاتی که سر راه نویسندگان مخصوصا کتاب اولی­‌ها یا دومی‌­ها است، همین موضوع «نبود خواننده برای کتاب» است، در نهایت کتاب‌های آنها در گوشه کتابفروشی­‌ها یا خانه باقی می­‌ماند و انگیزه نوشتن در این افراد از بین می­‌رود.


فعالیت در فضای مجازی تا چه اندازه می‌تواند نویسندگان گمنام را معرفی کند؟

فعالیت در فضای مجازی می­‌تواند به معرفی کتاب و پیدا کردن مخاطب و خواننده کمک کند اما نیاز به صرف زمان زیادی دارد که معمولا این زمان برای بانوان شاغل و به ویژه متأهل فراهم نیست چراکه باید به‌طور مداوم و مستمر در این فضا حضور داشت تا خواننده و مخاطب را از دست نداد.

و در پایان با وجود مسائل قومیتی، ورود زنان کُرد در استان کرمانشاه به عرصه نویسندگی را تا چه اندازه مثبت ارزیابی می‌کنید؟

امروز نگاه بازتری نسبت به فعالیت زنان در جامعه وجود دارد. در مناطق کردنشین که سال­‌ها درگیر بسیاری از مسائل قومیتی بوده و هست و فعالیت زنان را در جامعه و در بعضی از شغل­‌ها خیلی کمرنگ کرده بود، اما امروزه این نگاه شخصیتی و جنسیتی برداشته شده و راه برای زنانی که قصد قدم نهادن در این عرصه­‌ها را دارند، باز شده اما هنوز هم به آن حد کمال نرسیده‌ایم و شاید در بعضی از مناطق هنوز هم این موضوع و این مشکلات وجود داشته باشد.
کد مطلب : ۲۹۸۱۶۲
http://www.ibna.ir/vdcfvcd00w6d1ya.igiw.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما