پای صحبت اهالی قلم از تجربه مبارزه با بیماری کرونا/9

عاقبت خیاط هم در کوزه افتاد!

شهرام اقبال‌زاده گفت: تمامی هشدارها و اطلاعیه‌های بهداشتی به‌ویژه اطلاعیه‌های سازمان بهداشت جهانی را می‌خواندم و خودم مطالب بسیاری درباره کرونا می‌نوشتم و به جامعه اطلاع‌رسانی می‌کردم، ولی عاقبت خیاط هم در کوزه افتاد!
عاقبت خیاط هم در کوزه افتاد!
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، موج دوم بیماری کرونا در کشور متأسفانه با افزایش آمار مبتلایان و فوت‌شدگان همراه است. به‌نظر می‌رسد در این روزها ویروس کووید 19 قدرتمندتر از روزها و ماه‌های ابتدایی قربانی می‌گیرد که شاید بتوان گفت، عده‌ای که هنوز بیماری ‌را جدی نگرفته یا آن‌را شوخی و ساده می‌پندارند، با مبتلا کردن خود و دیگران، سهم زیادی در افزایش آمار قربانیان دارند. بمب‌های متحرکی که با تردد در جامعه بسیاری را آلوده و تلاش شبانه‌روزی کادر درمان و آن‌ دسته از جامعه را که ماه‌ها در شرایطی دشوار پروتکل‌ها را رعایت کرده‌اند تا به این ویروس مبتلا نشوند، بی‌ثمر می‌کنند.

شهرام اقبال‌زاده، مترجم، نویسنده، ویراستار و منتقد ادبیات کودک و نوجوان، ازجمله اهالی فرهنگ و کتاب است که با وجود مراقبت‌های بسیار به این بیماری مبتلا شد و هفته‌ها با آن مبارزه کرد.

بسیاری هنوز پروتکل‌ها را رعایت نمی‌کنند 
وی در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا بیان کرد: تمامی هشدارها و اطلاعیه‌های بهداشتی به‌ویژه اطلاعیه‌های سازمان بهداشت جهانی را می‌خواندم و خودم مطالب بسیاری درباره کرونا می‌نوشتم و به جامعه اطلاع‌رسانی می‌کردم، ولی عاقبت خیاط هم در کوزه افتاد!

این نویسنده و مترجم ادامه داد: با تمام مراقبت‌هایی که انجام می‌دادم، در هرصورت همسرم برای مواردی مجبور بود از خانه خارج شود و یا مثلا گاهی ممکن بود یادم برود دستم را بعد از تحویل بسته‌ای که پستچی آورده، ضدعفونی کنم و مواردی از این‌دست. یونگ می‌گوید: «90 درصد کارهای انسان ناخودآگاه است». چیزی باید آنقدر تکرار شود تا جزو ناخودآگاه انسان شود. من هم خیلی رعایت می‌کردم، ولی خب گاهی ناخودآگاه فراموش می‌کردم برخی موارد بهداشتی و ایمنی را رعایت کنم. در بیرون از خانه هم همیشه ماسک و دستکش و عینک محافظ داشتم، ولی بسیاری رعایت نمی‌کردند و اعتقادی به استفاده از ماسک و رعایت فاصله اجتماعی ندارند یا مثلا در میوه‌فروشی یا فروشگاه میوه و وسائل را دستمالی می‌کنند.

چند روز حتی آب هم نمی‌توانستم بخورم
اقبال‌زاده افزود: خودِ وزارت بهداشت هم روزهای اول شیوع بیماری گیج بود و در پاسخ به درخواست قرنطینه برخی شهرها، مسئولان می‌گفتند که قرنطینه متعلق به دوران جنگ جهانی اول است! برخی دولتمردان ما تا مدتی موضوع را جدی نمی‌گرفتند و برخی آن‌را صرفا هیاهوی غرب می‌دانستند. در تعطیلات عید نوروز فرصتی فراهم شد تا یک ماه قرنطینه اعلام شود، بلافاصله بعد از آن اعلام شد که اقتصاد مهم است و بازگشایی‌ها انجام و ترددها از سر گرفته شدند. اگر قرنطینه بیشتر ادامه داشت و به این سرعت و بدون برنامه بازگشایی‌ها صورت نمی‌گرفت، شاید امروز وضعیت این‌گونه نبود.

وی در ادامه در تشریح وضعیت بیماری خود گفت: کرونا یک ویروس بسیار خطرناک با ویژگی‌هایی بسیار پیچیده‌تر از آن است که از ابتدا تصور و گفته می‌شد. من سرطان روده داشتم و وقتی دستگاه گوارشم بهم ریخت، گمان کردم که مربوط به بیماری سرطانم است. چند روز حتی آب هم نمی‌توانستم بخورم. تب شدید داشتم و تب‌خال زدم. بدنم دچار بی‌حالی و سستی شدید شده بود. خودم، همسرم و دخترم هر سه مبتلا شدیم. همسر و دخترم بدنشان قوی‌تر بود و وضعیت بهتری داشتند و زودتر هم بهبود یافتند. من چون بیماری زمینه‌ای (سرطان) داشتم، بیشتر درگیر بیماری شدم.

مرگ را جلوی چشمانم می‌دیدم
این ویراستار و منتقد ادبیات کودک و نوجوان، بیان کرد: عده‌ای از پزشکان می‌گفتند به دلیل آلودگی محیط بیمارستان بهتر است در خانه دوره بیماری را بگذرانم، ولی برخی پزشکان نیز معتقد بودند که باید در بیمارستان بستری شوم. ریه‌ام درگیر نشد و بیشتر علائم گوارشی داشتم. یک هفته خیلی سخت بر من گذشت و به نوعی مرگ را جلوی چشمانم می‌دیدم. 48 ساعت آب هم می‌خوردم، حالت تهوع شدید داشتم. بعد از دو هفته با مراجعه به کلینیک مسعود، آنکولوژیستم دکتر مسعود ایروانی گفت پیچ بسیار تند و خطرناکی را پشت‌سر گذاشته‌ام.

اقبال‌زاده درباره جنبه‌های مختلف این بیماری ازجمله تأثیرات روانی آن گفت: زندگی بسیاری از ما در حالت عادی هم مشابه ژانر وحشت است! این بیماری روی ریه، دستگاه گوارش، قلب، اعصاب و روان و حافظه تأثیر می‌گذارد. از سال 92 که برای سرطان روده، جراحی شیمی‌درمانی شدم تا 98 دوره‌های مختلف درمانی را گذراندم، ولی در همین مدت درگیری با بیماری کرونا بیش از همه این سال‌ها دچار سستی بنیه شدم.

روزهای بسیار تلخ و اندوهباری است
وی تأکید کرد: از مردم می‌خواهم جز برای انجام کارهای ضروری از خانه بیرون نروند و اگر هم ناچار به حضور در اجتماع شدند، حتما پروتکل‌های بهداشتی را به دقت رعایت کنند. قوانین و مقررات باید در قالب یک بسته جامع تدوین شده و سفت و سخت و اکید اجرایی شوند. از مردم تا مسئولان باید به همه آگاهی‌های لازم داده شود و اقشار ضعیف و فرودست نیز به هر طریقی از جانب مردم و دولت حمایت شوند. 

این مترجم و ویراستار در پایان اظهار کرد: روزهای بسیار تلخ و اندوهباری است که هر روز صدها نفر از هموطنانمان جانشان را از دست می‌دهند. آرزو می‌کنم مردم ایران و همه مردم جهان، هرچه زودتر این بحران را پشت‌سر بگذارند.

در این زمینه در ایبنا بخوانید
ویروس کرونا منتظر یک لحظه غفلت ماست
آرزوی یک نفس کشیدن ساده را داشتم
بدترین چیز درباره کرونا دست‌کم گرفتن آن است
هیچ دقیقه‌ای آرام نداشتم/مردم به‌جای ترسیدن احتیاط کنند
همه باید مسئولانه بیماری کرونا را جدی بگیریم
چرا پزشک و پرستار باید تاوان بی‌مبالاتی عده‌ای را بدهند؟
لزوم همبستگی جهانی برای فرار از بیماری نوظهور کرونا
کرونا نه ساده است و نه شوخی‌بردار
کد مطلب : ۲۹۴۱۰۷
http://www.ibna.ir/vdcawynu049no61.k5k4.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما